بررسی لپ‌تاپ MSI GS65: سبک ولی قوی!

اخیرا کمپانی MSI به منظور رقابت با لپ‌تاپ‌های ریزر Blade، گیگابایت Aero 15X و ایسوس ROG Zephyrus از برند جدید لپ‌تاپ‌های گیمینگ خود رونمایی کرد و به طیف تولیدکنندگان نوت‌بوک‌های مجهز به پردازنده‌های سری Coffee Lake پیوست. این لپ‌تاپ از سخت‌افزار داخلی جدید و طراحی و ساختار کاملا بازنگری شده سری گیمینگ MSI برخوردار است.

لپ‌تاپ MSI GS65 به‌عنوان جانشین لپ‌تاپ گیمینگ نسل قبلی GS63 عرضه می‌شود. طراحی GS63 بارها در دستگا‌ه‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفت و اکنون این الگو در جوانب متعددی ارتقا یافته است. در واقع GS65 یک نوت‌بوک گیمینگ 15 اینچی است که از سخت‌افزار شاخص، طراحی فوق‌العاده باریک و وزنی سبک بهره می‌گیرد. در ادامه به بررسی این لپ‌تاپ از جنبه‌های مختلف می‌پردازیم.

طراحی

GS65 در وضعیت بسته از طراحی تقریبا مشابه با لپ‌تاپ GS63VR برخوردار است؛ با این تفاوت که اکنون هیچ موضوع آزاردهنده‌ای به چشم نمی‌خورد. اکثر قسمت‌های لپ‌تاپ از ساختار آلومینیومی با روکش مشکی‌رنگ بهره می‌گیرند؛ اما کماکان برخی قسمت‌ها ساختاری پلاستیکی دارند. با این‌حال حداقل می‌توان گفت که اجزای پلاستیکی از ظاهری بسیار باکیفیت برخوردار هستند. با مشاهده این لپ‌تاپ برای نخستین بار، ظاهر بسیار تنومند آن شما را شگفت‌زده خواهد کرد؛ اما با باز و بسته کردن محصول، نظر شما کاملا دگرگون خواهد شد.

 کیفیت قاب GS65 با لپ‌تاپ Aero 15X قابل قیاس نیست. کیس فلزی GS65 از طراحی جذابی برخوردار بوده و در ساخت آن از مواد اولیه نسبتا باکیفیت استفاده شده است. اما این قاب به اندازه نمونه به‌کارگیری شده در لپ‌تاپ Aero 15X مستحکم نیست و در نتیجه نمایشگر و بخش‌های تحتانی آن مستعد تحمیل فشارهای ناخواسته خواهند بود. همچنین کیفیت مونتاژ برخی قسمت‌ها نظیر دکمه پاور و کیس فوقانی چندان مطلوب نیست. همچنین به‌نظر می‌رسد که Aero 15X از لولایی به‌مراتب بهتر استفاده می‌کند.

هنگام تایپ کردن با این لپ‌تاپ، سروصداهایی از گوشه و کنار به گوش می‌رسد. این مشکل یقینا از سخت‌افزارهای داخلی ناشی می‌شود. باتری به‌کارگیری شده در این مدل دارای اندازه بسیار بزرگی بوده و تمامی فضای لبه جلویی دستگاه و زیر ترک‌پد را اشغال نموده است. باتری در جای خود ثابت نبوده و استفاده از پلاستیک ارزان و انعطاف‌پذیر در این قسمت احتمالا موجب ایجاد صداهای مزاحم می‌شود. با توجه به این موارد، برچسب قیمتی 1999 یورویی (حدودا 2387 دلاری) لپ‌تاپ GS65 کمی ناعادلانه به‌نظر می‌رسد.

GS65 از الگوی طراحی معمول و قرمزرنگ لپ‌تاپ‌های MSI فاصله گرفته و کمپانی در عوض به‌کارگیری لوگوی MSI و نماد اژدهای قرمز ترجیح داده تا از علائم طلایی‌رنگ با ظاهری کلاسیک‌تر استفاده کند.

بازگشایی لپ‌تاپ کماکان با استفاده از یک انگشت امکان‌پذیر است. این‌بار لولا دارای ظاهری متفاوت است؛ اما کماکان مستحکم به‌نظر می‌رسد و حداکثر تا 180 درجه باز می‌شود.  GS65 با ضخامت 1.8 سانتی‌متری خود یکی از باریک‌ترین نوت‌بوک‌های گیمینگ حال حاضر بازار به‌شمار می‌آید. مقایسه وزن این لپ‌تاپ با برخی رقبا از برتری قاطع محصول MSI حکایت دارد. حمل لپ‌تاپ GS65 با توجه به وزن 1.88 کیلوگرمی آن کار آسانی است؛ در حالی‌که لپ‌تاپ‌های ایسوس GM501، ایسر ترایتون 700 و گیگابایت Aero 15X به‌ترتیب 2.5، 2.4 و 2.1 کیلوگرم وزن دارند.

پیش‌تر لپ‌تاپ‌هایی نظیر ریزر بلید با طراحی فلزی مناسب روانه بازار شدند؛ اما این موضوع، عملکرد سیستم خنک‌کننده را به میزان قابل‌توجهی محدود می‌کرد. با این‌حال ظاهرا چنین پدیده‌ای در خصوص لپ‌تاپ GS65 صادق نخواهد بود. بر اساس برخی گمانه‌زنی‌ها، دکمه پاور به‌عنوان اسکنر اثرانگشت نیز عمل خواهد کرد. نور پس‌زمینه RGB قابل تنظیم برای دکمه‌های صفحه‌کلید این لپ‌تاپ، ظاهر جذابی به آن بخشیده است. قسمت تحتانی لپ‌تاپ از 2 پد کشیده و 3 پد کوچک‌تر با کارآیی مناسب تشکیل شده است. این‌بار MSI در عوض به‌کارگیری ترک‌پد معمول Elan از ورژن سیناپتیکی آن بهره گرفته است. این ترک‌پد دارای ظاهری شیشه‌ای با رنگ‌آمیزی مات بوده و عملکرد نسبتا روانی دارد.

MSI در لپ‌تاپ جدید خود کماکان از دریچه‌های تهویه متعدد در قسمت‌های جانبی، پشتی، فوقانی و تحتانی بهره گرفته و در اقدامی قابل‌توجه از طراحی سیستم خنک‌کننده با فن‌های سه‌گانه استفاده کرده است. فن منفرد تعبیه شده در سمت چپ متعلق به CPU است؛ در حالی‌که فن‌های دوگانه سمت راست دستگاه، دمای GPU را کنترل می‌کنند. طراحی هیت‌سینک نیز کاملا طبیعی بوده و فضای مناسبی را تحت پوشش قرار می‌دهد.

نمایشگر

GS65 ازنمایشگر 15.6 اینچی IPS با رزولوشن 1920×1080 پیکسل، حواشی بسیار باریک و نرخ نوسازی 144 هرتزی برخوردار است. با توجه به استقرار وب‌کم در حاشیه فوقانی نمایشگر، پهنای این قسمت در مقایسه با حواشی جانبی کمی بیش‌تر است. زوایای نمایشی این پنل نسبت به بسیاری از صفحات IPS دیگر بسیار بیش‌تر است و در زوایای بسیار مایل نیز هیچ‌گونه انحراف رنگی مشاهده نمی‌شود؛ با این‌حال میزان روشنایی اندکی کاهش خواهد یافت. این نمایشگر تائیدیه X-Rite Pantone را دریافت نموده و دقت آن در مقایسه با نمایشگر کلیه لپ‌تاپ‌های پیشین MSI بیش‌تر است.

حداکثر روشنایی 248 نیتی و نرخ کنتراست پایین‌تر از 1000:1 چندان فوق‌العاده به‌نظر نمی‌رسند، حداقل میزان روشنایی نمایشگر معادل 12 نیت است و این موضوع، مشاهده نمایشگر در فضاهای تاریک را تسهیل می‌کند. نمودار توزیع روشنایی در صفحه‌نمایش فول اچ‌دی GS65 مطابق تصویر زیر است:

دوربین وب‌کم نیز قادر به ضبط محتوا با فرمت 720p بوده و در شرایط نوری مناسب، تصاویر چشم‌نوازی را ثبت می‌کند. اما در محیط‌های کم‌نور، تصاویر نویزی شده و از کیفیت رنگ آن‌ها کاسته خواهد شد.

درگاه‌های ارتباطی

GS65 با برخورداری از درگاه‌های مجزای میکروفون و هدفون، از نظر امکانات ارتباطی در جایگاه خوبی قرار می‌گیرد و البته فقدان درگاه کارت‌خوان حافظه برای برخی کاربران آزاردهنده خواهد بود. 1 پورت اترنت RJ45، درگاه‌های HDMI و Mini DisplayPort، سه عدد درگاه USB Type-A 3.1 نسل 2، یک پورت تاندربولت USB Type-C، یک درگاه امنیتی Kensington lock و 2 عدد جک صوتی، امکانات ارتباطی این لپ‌تاپ را تشکیل می‌دهند.

جک صوتی هدفون از هدفون‌های Hifi و فناوری‌های ویندوز سونیک و دالبی آتموس پشتیبانی می‌کند. اسپیکرهای استریوی لپ‌تاپ در قسمت جلویی آن قرار دارند و حجم صدای آن‌ها به میزان شگفت‌انگیزی بالا، اما فاقد باس است. با این‌حال فرکانس‌های میانی و بالای اصوات به‌صورت کاملا واضح قابل شنیدن هستند. درگاه شارژ لپ‌تاپ در موقعیتی متمایل به قسمت مرکزی دستگاه قرار دارد و این موضوع، اتصال شارژر به لپ‌تاپ را برای کاربران راست‌دست دشوارتر می‌کند.

سخت‌افزار، کارآیی و قابلیت ارتقا

لپ‌تاپ گیمینگ GS65 به‌همراه پردازنده 6 هسته‌ای جدید Core i7-8750H با معماری 14 نانومتری Coffee Lake و 9 مگابایت حافظه کش L3 عرضه می‌شود. فرکانس پایه این پردازنده معادل 2.2 گیگاهرتز است؛ اما در واقع این رقم می‌تواند تا سقف 4.1 گیگاهرتز افزایش یابد. لپ‌تاپ‌های باریک‌اندام سال گذشته به‌طور معمول مجهز به پردازنده 4 هسته‌ای Core i7-7700HQ هستند و در بنچمارک Cinebench R15، امتیاز پردازنده جدید نسبت به این مدل بیش از 40 درصد افزایش یافته است. اجرای اپلیکیشن‌های مختلف و پاسخ‌گویی به درخواست‌ها به‌صورت فوری و در کسری از ثانیه انجام می‌شود؛ با این‌حال باتری دستگاه نیز کارآیی فوق‌العاده‌ای از خود نشان می‌دهد.

پردازنده Core i7-8750H به لطف پشتیبانی از فناوری Turbo Boost قادر به ارتقاء فرکانس خود از 2.2 گیگاهرتز به 4.1 گیگاهرتز (برای پردازش‌های تک‌هسته‌ای) و 3.9 گیگاهرتز (برای پردازش‌های 6 هسته‌ای) خواهد بود. با این‌حال لپ‌تاپ GS65 قادر به حفظ قابلیت‌های Turbo Boost پردازنده Core i7-8750H نیست و نتایج تست‌های دوره‌ای Cinebench نشان می‌دهند که در فاز نخست، فرکانس پردازنده به 3 تا 3.4 گیگاهرتز افزایش یافته است؛ اما در دور دوم تست، کارآیی پردازنده چند درصد کاهش پیدا کرده است.

محصول گیمینگ ام‌اس‌آی علی‌رغم عدم بهره‌برداری ایده‌آل از فناوری Turbo Boost، کارآیی بسیار بالایی از خود ارایه می‌دهد. این محصول در تست بنچمارک PCMark 10 موفق به کسب امتیاز 5095 شد و در حد فاصل لپ‌تاپ‌های ایسوس GM501 (با 5194 امتیاز) و گیگابایت Aero 15X (با 5059 امتیاز) قرار گرفت.

MSI به منظور اطمینان از عملکرد کاملا روان لپ‌تاپ GS65 از حافظه SSD NVMe سریع PM981 ساخت سامسونگ بهره گرفته است. این حافظه در مقایسه با حافظه PM961 موجود در لپ‌تاپ GS63 ارتقاء یافته است. درایوهای NVMe نسبت به انواع مشابه SATA III بسیار سریع‌تر هستند. سرعت حافظه‌های SSD با درگاه SATA III به 500 مگابایت‌برثانیه محدود خواهد بود؛ در حالی‌که مدل PM981 با حافظه NVMe SSD لپ‌تاپ Aero 15X از سری XG3 شرکت توشیبا به‌سادگی رقابت کرده و در کاربری روزانه، میان عملکرد این 2 دستگاه تفاوت محسوسی به چشم نمی‌خورد.

همچنین این مدل با پردازنده گرافیکی انویدیا GTX 1070 Max-Q روانه بازار می‌شود. این پردازنده گرافیکی یکی از سریع‌ترین نمونه‌های به‌کارگیری شده در دستگاهی با این ابعاد به‌شمار می‌رود. پردازنده گرافیکی قابل‌تعویض برای رفع دغدغه‌های مربوط به شارژدهی باتری ایده‌آل بوده و خلاء وجودی مشخصه GSYNC نیز تقریبا مشهود نخواهد بود.

شرکت انویدیا، پردازنده‌های گرافیکی سری Max-Q خود را تحت عناوین جیفورس GTX 1060، GTX 1070 و GTX 1080s و با محوریت ارائه بهره‌وری حداکثری به بازار عرضه می‌کند. این موضوع بدان معناست که کارآیی لپ‌تاپ‌های مجهز به این سری از GPUها در مقایسه با مدل‌های مجهز به GPUهای معمول اندکی پایین‌تر خواهد بود. نتایج بنچمارک‌های 3DMark 11، 3D Fire Strike یا 3DMark 13 نیز موید این واقعیت هستند. برای مثال، امتیاز لپ‌تاپ ایسوس GM501 به لطف بهره‌گیری از پردازنده گرافیکی GTX 1070 معمولی از لپ‌تاپ GS65 حدودا 15 درصد بیش‌تر است. امتیاز لپ‌تاپ جدید MSI با سایر نوت‌بوک‌های مجهز به پردازنده GTX 1070 Max-Q شامل Aero 15X و GS63 یکسان است. به بیان دقیق‌تر، اختلاف 20 تا 30 درصدی موجود میان امتیازات لپ‌تاپ‌های ایسوس ترایتون 700 و GS65 نمایانگر اختلاف کارآیی میان پردازنده‌های گرافیکی GTX 1070 Max-Q و GTX 1080 Max-Q خواهد بود.

فرکانس پایه پردازنده GTX 1070 Max-Q برابر با 1101 مگاهرتز است و این رقم می‌تواند تا سقف 1544 مگاهرتز افزایش یابد. توان این پردازنده برای بهره‌برداری ایده‌آل از نمایشگر 144 هرتزی دستگاه کفایت می‌کند.

16 گیگابایت حافظه رم DDR4 با فرکانس 2400 مگاهرتز احتمالا برای سالیان آتی کفایت خواهد کرد. مدلی از دستگاه با رم 32 گیگابایتی نیز مجهز به 2 ماژول رم 16 گیگابایتی خواهد بود.

شارژدهی باتری

MSI با استفاده از یک باتری غول‌پیکر 80.25 وات‌ساعتی، کار فوق‌العاده‌ای انجام داده است. البته این اقدام چندان بی‌هزینه نبوده و حذف هارد دیسک 2.5 اینچی و بخشی از مشکلات مربوط به انعطاف‌پذیری قسمت جلویی دستگاه از این موضوع ناشی می‌شود. تست باتری لپ‌تاپ GS65 با استفاده از پروفایل “Power Saver”، روشنایی 40 درصدی نمایشگر (80 نیت)، خاموش بودن بلوتوث و وای‌فای و پخش پیوسته یک فیلم 720p در حالت تمام‌صفحه و با صدای قطع شده از دوام چشمگیر 7 ساعت و 15 دقیقه‌ای باتری دستگاه حکایت دارد. این رقم بیان‌گر بیش‌ترین میزان شارژدهی باتری در لپ‌تاپ‌های سری GS شرکت MSI تا به امروز است.

شارژر دیواری جمع‌وجور یکی دیگر از مشخصه‌های جالب‌توجه لپ‌تاپ جدید MSI به‌شمار می‌رود. این شارژر 180 واتی دارای ابعادی معادل 6×2.85×0.9 اینچ و وزنی برابر با 1.25 پوند است. اندازه این شارژر در مقایسه با نمونه ارائه شده با مدل GS63VR حدودا 30 درصد کوچک‌تر است. وزن ترکیبی کم‌تر از 5.5 پوند، مشخصه فوق‌العاده مناسب این لپ‌تاپ گیمینگ محسوب می‌شود.

سخن پایانی

با توجه به حضور رقبای قدرتمند در بازار، لپ‌تاپ GS65 برای جلب نظر مخاطبان خود کار آسانی را پیش رو نخواهد داشت. نوت‌بوک گیگابایت Aero 15X احتمالا نزدیک‌ترین رقیب این محصول بوده و در بسیاری از موارد دارای مشخصات مشابهی است. قیمت‌گذاری کمی گران‌تر، مهمترین مشخصه منفی لپ‌تاپ گیگابایت به‌شمار می‌رود و استفاده از وب‌کم یکپارچه با نمایشگر نیز طراحی کمی عجیب‌تر آن‌را در پی داشته است، اما سیستم خنک‌کننده کارآمدتر و برخورداری از صفحه‌کلید عددی از جمله نقاط قوت محصول ساخت شرکت گیگابایت محسوب می‌شوند.

لپ‌تاپ جدید ایسوس Zephyrus M GM501 یکی دیگر از رقبای GS65 قلمداد می‌شود. این لپ‌تاپ در عوض استفاده از پردازنده گرافیکی Max-Q از ورژن پیشرفته GTX 1070 بهره می‌گیرد. البته ابعاد بزرگ‌تر، حواشی عریض‌تر در اطراف نمایشگر و پافشاری بر استفاده از طراحی گیمینگ با نورپردازی و الگوهای بصری قرمزرنگ از مشخصه‌های منفی آن در مقابل محصول ام‌اس‌آی به‌شمار می‌روند.

بایستی اذعان کرد که لپ‌تاپ GS65 نمایانگر تلاش حداکثری کمپانی MSI جهت عرضه یک نوت‌بوک گیمینگ ایده‌آل است. طراحی ظاهری جذاب و بهبود یافته، نمایشگر IPS با نرخ نوسازی 144 هرتزی، عملکرد فوق‌العاده روان و زوایای نمایشی مناسب، طراحی کارآمد صفحه‌کلید، وزن سبک و ابعاد جمع‌وجور، بهره‌گیری از CPU ،GPU و حافظه NVMe SSD با کارآیی چشمگیر و ارتقایافته، درگاه‌های ورودی و خروجی متعدد و نهایتا باتری قدرتمند از جمله محاسن این لپ‌تاپ محسوب می‌شوند.

از سوی دیگر، عدم وجود اختلاف نه‌چندان چشمگیر میان پیکره‌بندی‌های سخت‌افزاری مختلف، افزایش بیش‌ از اندازه دمای دستگاه، کیفیت ساخت متوسط، دشواری پروسه ارتقای رم و حافظه SSD، عدم وجود کارت‌خوان حافظه و بهره‌برداری نه چندان ایده‌آل پردازنده از فناوری Turbo Boost از جمله معایب لپ‌تاپ GS65 به‌شمار می‌روند.

این دستگاه در بازار ایران قیمتی بالاتر از 30 میلیون تومان دارد که همین امر سبب می‌شود تا خریداری‌اش برای درصد زیادی از کاربران سخت و حتی ناممکن به‌نظر برسد، اما دسته‌ای که به دنبال داشتن یک دستگاه قدرتمند با اندازه جمع و جور هستند، به‌طور قطع یک انتخاب عالی را در پیش روی خودشان خواهند دید.

نوشته بررسی لپ‌تاپ MSI GS65: سبک ولی قوی! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی A70: رنگ بازی!

سری A از محصولات گلکسی سامسونگ را بایستی یکی از محبوب‌ترین رده‌های این کمپانی بزرگ تا به امروز دانست که می‌توان پس از سری S و نوت، آن را پایدارترین رده نیز به حساب آورد تا متوجه شویم که کره‌ای‌ها از آن رضایت داشته و فعلا قصدی برای تعویض نامش ندارند.

البته در روزگاری که با توجه به تعدد گوشی‌های همراه حتی نام‌گذاری این محصولات نیز با چالش‌هایی مواجه است، سامسونگ در یک حرکت هوشمندانه و به جای استفاده از پلاس یا افزودن نام میلادی به اسمارت‌فون‌های جدیدش، عدد صفر را به انتهای آن‌ها افزود و از A10 تا A80 را در یک کالکشن منظم روانه بازار نموده است تا هر کس بسته به بودجه و علاقه خود، محصول محبوبش را پیدا کرده و استفاده کند.

سامسونگ گلکسی A70، یکی مانده به آخرین گوشی در رده A (نفر آخر فعلا A80) است و برای همین می‌توان حدس زد که یکی از خوب‌‌های این سری محبوب باشد. البته سامسونگ تلاش کرده تا در سیاست جدیدش، قیمت‌ها را نیز کمی در این رده تعدیل کرده (منظور قیمت جهانی بوده، وگرنه برای ما که دیگر همه چیز میلیونی است!) و به نبرد با رقبای قدر چینی خود برود.

حال به این بهانه تصمیم گرفتیم تا با دعوت A70 به آزمایشگاه آی‌تی‌رسان، نگاهی به این میان رده خوش قد و بالا انداخته و آن را از نزدیک برای شما بررسی کنیم.

طراحی گلکسی A70: رعنا!

تا همین چند سال پیش، اکثر تبلت‌های بازار با نمایشگر 7 اینچی روانه بازار می‌شدند و یک گوشی اگر صفحه نمایشی بالای 5 اینچ داشت، به آن فبلت می‌گفتند؛ ولی گلکسی A70 با نمایشگر بزرگ 6.7 اینچی خودش همچنان یک گوشی است، چرا؟ بایستی پاسخ این سوال را در دو گزینه داد، اول اینکه حاشیه‌های بسیار کم گوشی‌ها در این روزها سبب شده تا محصولی با نمایشگری نزدیک به 7 اینچ، هیکلش بسیار کوچک‌تر به‌نظر برسد و از سوی دیگر به‌خاطر تغییر نسبت ابعاد نمایشگر که از 18 به 9 شروع شد و حال به 20 به 9 رسیده است، سایز 6.7 اینچی امروزه در مقایسه با گذشته (نسبت 16 به 9) کوچک‌تر باشد.

وقتی برای نخستین بار A70 را روشن کنید و در مقابل دیدگان‌تان قرار دهید، به‌طور حتم چشم‌تان را می‌گیرد و اگر دستان بزرگی داشته باشید، بخش اعظم آن را پوشانده و اگر هم  صاحب دستان کوچک و ظریف باشید، مجبور هستید از هر دوی آن‌ها برای استفاده از این غول زیبا استفاده کنید.

سامسونگ کلید صدا و پاور را به سمت راست منتقل کرده تا دیگر بین چپ و راست دچار اشتباه نشوید (خدا رو شکر بیکسبی هم نیست!). در سمت چپ تنها اسلات سیم کارت (دو سیم‌کارت + کارت حافظه) قرار گرفته و در پایین شاهد جک استاندارد 3.5 میلی‌متری در کنار اسپیکر و پورت شارژ دستگاه هستیم.

گوشی را که به پشت برمی‌گردانید، سه لنز در سمت چپ خودنمایی می‌کند که این روزها دیدن این تعداد دوربین چندان عجیب نیست. با توجه به سطح براق و رنگ مشکی که البته با نگاه از زاویه‌های مختلف می‌توان طیف رنگ‌های دیگر را هم تشخیص داد، لوگوی سامسونگ نیز در وسط دیده می‌شود اما در کل سطحی خلوت را می‌بینید که به‌طور معمول خیلی خوب از آثار به جا مانده از انگشتان شما پذیرایی می‌کند. اگر از شما بپرسند A70 چه رنگی است شاید در وهله اول بگویید رنگِ عشق (مشکی) اما با نگاه از زوایای مختلف احتمالا نظرتان عوض شده و در آخر به آن لقب رنگین کمان را اعطا می‌کنید!

در کل گوشی با آنکه بزرگ است اما در دست شما به‌خوبی می‌نشیند و وزن 183 گرمی برای چنین ابعادی یک نکته مثبت در طراحی کلی آن است اما نیاز به یک قاب برای گلکسی A70 احساس می‌شود چرا که برخورد آن با زمین، قاعدتا خاطره خوشی را برای‌تان رقم نمی‌زند!

نمایشگر گلکسی A70: رنگ‌ها می‌درخشند!

چند سالی است که نمایشگر سوپر AMOLED سامسونگ تبدیل به برگی برنده برای محصولات سازنده کره‌ای شده و با ورود آن به محصولات میان رده، این گوشی‌ها را قادر می‌سازد تا برای رقبایشان حسابی خط و نشان بکشند. گلکسی A70 نیز از این قاعده مستثنی نبوده و با استفاده از یک نمونه 6.7 اینچی با وضوح تصویر 1080 در 2400 پیکسل و نسبت عجیب 20 به 9، کاربر خودش را خشنود می‌سازد.

البته تمام گوشی‌های سری A به این پنل مجهز هستند (حرف A اول AMOLED هست دیگه!) اما هرچه عدد گوشی بالاتر برود، بر کیفیتش نیز افزوده می‌شود اما نباید انتظار نمایشگرهایی چون رده S یا نوت را بکشید. روشنایی گوشی در سطح مناسبی قرار دارد که اگر آن را در حالت اتوماتیک قرار دهید، ماکسیمم روشنایی‌اش تا 600 نیت نیز می‌رسد.

سامسونگ به پنل گوشی لقب اینفینیتی یو (U) را داده که شما همان ناچ صدایش کنید! حفره کوچک بالای نمایشگر میزبان دوربین سلفی است و به شخصه این مدل را بیشتر از اینفینیتی O که در مدل‌های S پیش از این دیدیم، می‌پسندم چرا که تقارن بهتری داشته و دوربین سلفی وقتی هم در مرکز باشد، هنگام عکس‌برداری مرکز ثقل مناسب‌تری دارد (چه حساس!).

شاید جالب باشد که بدانید اندازه این نمایشگر، بزرگ‌ترین سایزی است که سامسونگ در سال جاری برای گوشی‌های خود تولید کرده و البته این عنوان به‌همراه گلکسی A80 و گلکسی S10 نسخه 5G به A70 می‌رسد.

سنسور اثر  انگشت هم در زیر این نمایشگر زیبا جای خوش کرده تا فناوری هم چاشنی آن شود. البته دقت و سرعت آن به اندازه محصولات سری S10 نیست و حتی همان سنسور فیزیکی که در پشت یا زیر نمایشگر قرار می‌گرفت، سریع‌تر بود ولی فراموش نکنید که کلاس بالاتر آن و حس غروری که با فشردن انگشت‌تان به نمایشگر نصیب شما می‌شود، این کاستی را جبران کرده و می‌توانید با لبخندی کج بر روی لب در مقابل دیدگان حیرت زده دیگران، ورودتان با اثر انگشت در زیر نمایشگر را جشن بگیرید!

سخت‌افزار گلکسی A70: درود بر کوالکام!

ظاهرا سامسونگ تصمیم گرفته بر روی گلکسی A70 خود فرصت را به چیپست‌های اسنپدراگون بدهد تا به عرض اندام پرداخته و اگزینوس به مرخصی برود! استفاده از اسنپدراگون 675 که تا پیش از این بر روی محصولات کمی استفاده شده (احتمالا روی دست کوالکام باد کرده و دست به حراج زده!) سبب گردیده تا 8 هسته داشته باشیم. از آنجایی که فکر کردید دو دسته 4 تایی داریم، به شما عرض می‌کنیم سخت در اشتباه هستید چرا که دو هسته کایرو 2x طلایی (در المپیک اول شدند) در کنار 6 هسته کایرو 460 نقره‌ای (کسی برنز نگرفته!) یک دسته‌بندی خاص را برای این چیپست به‌وجود آورده است. واحد گرافیکی هم آدرنو 612 بوده و فناوری ساخت این چیپست 11 نانومتری است که از این لحاظ نسبت به نمونه‌های 14 نانومتری قبلی، در مکان بهتری می‌ایستد.

اسنپدراگون 675 شاید تنها دو هسته A76 داشته باشد (همون طلایی‌ها) ولی وجود همین جفت قهرمان کافی است تا عملکرد گوشی را در مواجهه با شرایط سختی چون بازی‌های گرافیکی یا اجرای هم‌زمان چند برنامه سنگین، در حد مطلوبی بالا ببرد. گلکسی A70 با حافظه داخلی 128 گیگابایت ارایه شده و در دو مدل با رم 6 و 8 گیگابایت به بازار عرضه می‌شود.

برای بررسی کیفیت سخت‌افزاری دستگاه، چند بنچمارک مختلف گرفتیم که اولین آن گیک بنچ 4.1 بود. در حالت تک هسته‌ای، A70 خیلی خوب عمل کرد و البته عملکرد آن در حالت چند هسته‌ای هم قابل قبول بود (احتمالا کوالکام با این تست‌های ما بتونه چیپستش رو به کمپانی‌های دیگه هم غالب کنه!).

نام گوشی امتیاز در حالت تک هسته‌ای امتیاز در حالت چند هسته‌ای
گلکسی S10 پلاس 4517 10286
هواوی P30 پرو 3287 10018
گلکسی A70 2418 6578
شیائومی ردمی نوت 7 1782 5563
گلکسی A50 1719 5351

در انتوتو هم عملکرد گوشی در مقایسه با محصولات میان رده مناسب به‌نظر می‌رسید اما خب در مقایسه با پرچم‌داران، هنوز به تمرین بسیار بیشتری دارد که قاعدتا هیچ‌وقت هم موفق به گرفتن‌شان نخواهد شد (چرا؟ مگه خواستن توانستن نیست؟).

نام گوشی امتیاز انتوتو
گلکسی S10 پلاس 332874
هواوی P30 پرو 318745
گلکسی A70 168977
گلکسی A50 144748
شیائومی ردمی نوت 7 137899

در کل بایستی گفت عملکرد گلکسی A70 با توجه به محدوده قیمتی‌اش، کاملا قابل قبول بوده و به اجرای هیچ بازی و برنامه‌ای نه نمی‌گوید. خوشبختانه گوشی در هنگام بنچمارک‌گیری و حتی بازی کردن هم داغ نشد و مقدار کمی گرما که احتمالا ناشی از هیجان خودش بود، در زیر انگشتان‌مان احساس کردیم که آن را هم به حسابی جوانی‌اش می‌گذاریم!

دوربین گلکسی A70: سه چشم!

دیگر دیدن دوربین‌های فراوان در پشت گوشی تبدیل به امری عادی شده و مشخص هم نیست عدد توقف برای آن‌ها چه خواهد بود. بالاخره سازندگان بخشی را یافته‌اند که به واسطه حضورش می‌توانند بر روی محصولات جدید خود مانور داده و دائما بر امکانات بیشترش فخر بفروشند.

البته حضور دوربین‌های بیشتر همیشه به معنای عکاسی با کیفیت‌تر نیست، چرا که رویه بسیاری از سازندگان بر افزودن قابلیت‌های دوربین است، درست مانند اینکه شما یک دوربین با چند لنز داشته باشید اما در اینجا بدون نیاز به تعویض لنز، قابلیت‌های بالاتری را به‌دست می‌آورید. در گلکسی A70 دوربین‌های سه گانه ما دارای سه سنسور ۳۲، ۸ و ۵ مگاپیکسلی هستند که البته هر کدام ویژگی‌های خاص خودشان را دارند.

قهرمان اصلی داستان، دوربین با سنسور ۳۲ مگاپیکسلی است که با F/1.7 ارایه شده و برای همین بایستی انتظار جذب نور مناسبی را از آن کشید. البته خروجی عکس این دوربین به‌صورت پیش فرض بر روی ۱۲ مگاپیکسل می‌ایستد که دلیل اصلی آن، ایجاد یک خروجی با کیفیت بهتر است. دوربین دوم که این روزها بر روی محصولات زیادی آن را می‌بینیم، با یک سنسور ۸ مگاپیکسلی اولتراواید عرضه می‌شود و قاعدتا برای گرفتن عکس در فضاهای باز و یا مکان‌هایی که نیاز به ثبت جزئیات زیادی در عکس دارید (مثلا مسافرت) به کار شما خواهد آمد. دوربین سوم هم نقش مجسمه را بازی می‌کند! این سنسور 5 مگاپیکسلی هیچ عکسی برای شما نمی‌گیرد اما به تنظیم عمق و فوکوس بهتر در عکاسی و ایجاد پرتره مناسب کمک خواهد نمود. در واقع ترکیب مجسمه (دوربین ۸ مگاپیکسلی) و قهرمان (۳۲ مگاپیکسلی) سبب می‌شود تا صاحب یک مجسمه قهرمان شوید! یعنی همان عکس ثابت و زیبایی که به دنبالش بوده‌اید.

در منوی دوربین که کمی کنکاش کنید، گزینه‌های نسبتا زیادی وجود دارد که در اینترفیس جدید سامسونگ خیلی خوب و گویا در کنار یکدیگر چیده شده‌اند. حالت پرو (حرفه‌ای) نیز در نظر گرفته شده که البته وقتی واردش می‌شوید، احساس می‌کنید باید نام آن آماتور درج می‌شد زیرا چندان دست‌تان برای تغییرات به اصطلاح حرفه‌ای باز نیست و صرفا تنظیمات پایه‌ای مانند تنظیم سفیدی و ایزو در آن قرار گرفته است.

قاعدتا خروجی نهایی عکسی که گرفته‌ایم، از تمام آمار و ارقام مهم‌تر بوده و بایستی دید در عمل گلکسی A70 چه می‌کند. در نمونه‌هایی که ما انداختیم، عملکرد کلی با توجه به میان رده بودن گوشی قابل قبول بوده و می‌توان روی ثبت خاطرات خودتان حساب باز کنید.

اما یک نکته ناامید کننده هم برای دوربین وجود دارد و آن عکس‌برداری در محیط‌های تاریک است. با آنکه دریچه دیافراگم بر روی عدد F/1.7 ایستاده اما تصاویر آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیم و از آنجایی که مود شب هم وجود ندارد، بهتر است بیخیال گرفتن عکس در محیط‌های تاریک شوید چرا که افکارتان را هم نسبت به دوربین گوشی مانند شب، سیاه می‌کند! برای آنکه درک بهتری از این گفته ما داشته باشید، یک عکس در شرایط مشابه با گلکسی A70 و دیگری را با گلکسی نوت 9 گرفتیم. البته می‌دانیم که مقایسه پرچم‌دار با چنین مدلی کمی نامردی است، اما برای درک تفاوت عکس‌ها این کار را کردیم و اگر به دنبال نامردی بودیم که از محصولی چون P30‌ پروی هواوی کمک می‌گرفتیم!

در بخش فیلم‌برداری، اگر نور با شما یاری کند همچنان از کیفیت تصویر و صدای ضبط شده لذت می‌برید و اگر نور یاری نکند، باید فقط از شنیدن صدا به‌تنهایی مشعوف شوید! گرفتن فیلم تا وضوح تصویر 4K و 30 فریم بر ثانیه فراهم شده و در رزولوشن فول اچ‌دی می‌توانید حتی به صورت اسلوموشن و 240 فریم هم فیلم بگیرید اما خبری از لرزش گیر حتی مدل دیجیتالش هم نیست تا در حین حرکت، تکان‌های دوربین کمی در ذوق بزند. نکته جالب دیگر در این بخش، حضور سوپر اسلوموشن است که به نظر می‌رسد بر خلاف 960 فریم معروف این بار به 480 فریم در هرثانیه و وضوح اچ‌دی محدود شده است و البته از آنجایی که این روزها حتی این مود، محبوبیت سابق بر روی پرچم‌داران را هم ندارد، پس خیلی نباید به وجودش دلخوش کرد.

دوربین سلفی یک نمونه 32 مگاپیکسلی با F/2.0 است و خوشبختانه می‌توانید از کیفیت آن لبخند را بر روی لبان‌تان بنشانید (البته قهقهه نزنید!). این تک دوربین سلفی که باعث ایجاد ناچ و یا همان طراحی اینفینیتی یو در بالای نمایشگر شده، حالتی چون لایو فوکوس (برای بوکه کردن پس زمینه) و عکاسی واید (البته یه خورده!) را هم در دل خود گنجانده و با رزولوشن مناسبی که دارد، شما را شایسته کسب مقام اینفلوئنسری در اینستاگرام خواهد کرد!

مالتی مدیا گلکسی A70: غرق در تصویر!

خوشبختانه گوشی شما از یک نمایشگر 6.7 اینچی با نسبتی نزدیک به استاندارد روز سینمایی برخوردار بوده و برای همین اگر بر روی A70 بخواهید جدیدترین نسخه از فیلم اونجرز را هم ببینید، حسابی شما را بر سر ذوق می‌آورد. اگر هم به تماشای کیلیپ یا سریال بنشینید، باز هم اوضاع بر وفق مراد خواهد بود و وجود فناوری AMOLED یک برگ برنده برای این گوشی سامسونگ محسوب می‌شود.

اما وقتی بخواهید صدای کلیپی که تماشا می‌کنید، زیاد کرده تا همه اطرافیان متوجه کیفیت نمایشگر گوشی جدید شما بشوند، شاید کمی رنگ از رخساره‌تان بپرد چرا که خبری از اسپیکر استریو نبوده و تک بلندگوی موجود با آنکه صدای بلندی دارد اما کیفیتش خیلی خاص نیست! پس بهترین راه، استفاده از یک هدفون با کیفیت و متصل کردن به جک 3.5 میلی‌متری انتهای گوشی است تا در این بخش نیز همچون کیفیت نمایشگر، لبخند رضایت را باز بر لبان خودتان بنشانید.

باتری گلکسی A70: بی‌انتها!

یکی از بخش‌های مهم و دوست داشتنی در A70 را بایستی باتری آن دانست که با استفاده از یک نمونه پر توان 4500 میلی‌آمپری از همان ابتدا به شما اخطار می‌دهد که فاصله‌تان را با پریز برق حفظ کنید! استفاده از فناوری شارژ سریع پاور دلیوری باعث شده تا بتوان از شارژرهایی تا 25 وات استفاده کرده و در طی 30 دقیقه، بیشتر از 40 درصد گوشی را شارژ نمود (برای یک گوشی میان رده عالی‌ست). البته از آنجایی که شما یک نمونه میان رده دارید، پس چشم‌تان به دنبال شارژ بی‌سیم نباشد!

عملکرد باتری با آنکه یک نمایشگر 6.7 اینچی دارید اما بسیار مناسب بوده و می‌توانید تا بیش از 17 ساعت بر روی آن به تماشای فیلم نشسته و رسما یک سینمای خانگی پرتابل را با خودتان جابجا کنید! در یک استفاده متوسط روزانه، گلکسی A70 به‌راحتی تا 2 روز را در کنارتان تاب می‌آورد و حتی اگر بچه مثبت بوده و میانه‌تان با شبکه‌های اجتماعی چندان خوب نباشد، این عدد تا 3 روز هم می‌رسد.

سخن پایانی

گلکسی A70 را بایستی اسمارت‌فونی با بزرگ‌ترین نمایشگر AMOLED در بازار دانست که به همین خاطر قادر است تا علاقه‌مندان به کیفیت را به خودش جذب کند. محصول سامسونگ به‌خوبی در تمام رده‌ها دارای بالانس است و می‌توان آن را یک میان رده موفق ارزیابی کرد که از نظر قیمت گذاری هم حدی معقول داشته و برای بسیاری از کاربران (حداقل در سطح جهانی!) قابل تهیه است.

این گوشی در حال حاضر در بازار کشورمان نزدیک به 6 میلیون تومان بها دارد که اگر به اوضاع این یک سال و اندی عادت کرده باشید، دیگر می‌فهمید که این عدد برای پرچم‌داران نیست و نهایت به میان رده خوبی همچون گلکسی A70 تعلق دارد. اگر هم صرف چنین هزینه‌ای همچنان برای شما زیاد است، می‌توانید با پایین آوردن تنها بخش کوچکی از توقعات خود (مثل سایز نمایشگر و قدرت سخت‌افزاری) به سراغ محصول دیگر این رده یعنی گلکسی A50 بروید.

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی A70: رنگ بازی! اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.

بررسی هواوی پی۳۰ لایت: گوشی همه‌کاره با بودجه‌ای معقول

شرکت هواوی یک روز پیش از رونمایی رسمی پرچم‌دارهای P30 و P30 Pro از گوشی میان‌رده این خانواده، یعنی P30 Lite رونمایی کرد؛ آن هم بی‌سروصدا!

البته این گوشی مقرون‌به‌صرفه از چند روز پیش در برخی سایت‌های خرده‌فروشی ظاهر شده بود و مشخص بود هواوی نمی‌خواهد زیاد روی این گوشی مانور بدهد و بیشتر توجه‌ها باید معطوف دو گوشی رده بالای پی۳۰ باشد.

گوشی پی۳۰ لایت بسیاری از ویژگی‌ها و قابلیت‌های خود مانند زبان طراحی را از سری P30 قرض گرفته است ولی چون پسوند Lite را یدک می‌کشد؛ مشخصات سخت‌افزاری و دوربین پایین‌تری داشته و کلا برای میانه بازار عرضه شده است.

حالا که تب و تاب بررسی گوشی‌های پی۳۰ فروکش کرده است؛ می‌خواهیم سراغ اسمارت‌فون زیبای P30 Lite برویم و کارایی‌اش را با پی۳۰ اصلی مقایسه کنیم و به این پرسش جواب دهیم که ارزش خرید دارد یا خیر! پس با ما تا انتهای این بررسی جذاب همراه باشید.

طراحی

گوشی پی۳۰ لایت از زبان طراحی اسمارت‌فون‌های اخیر هواوی پیروی می‌کند. به‌خصوص شبیه به طراحی گوشی‌های P30 است. باریک، کشیده، سبک و زیبا که باعث می‌شوند راحت‌تر در دست قرار بگیرد و شما با همان نگاه اول عاشقش شوید.

همانند گوشی پی۳۰ پرو، از یک بریدگی ناچ نقطه‌ای در وسط صفحه‌نمایش سود می‌برد و سنسور اثر انگشت از زیر صفحه‌نمایش به بدنه پشتی منتقل شده است. ناچ این گوشی تنها ۶.۶۴ میلی‌متر است و صرفا دوربین سلفی درونش قرار گرفته است.

پنل نمایشگر دارای لبه‌هایی گرد با حاشیه‌هایی بسیار باریک است. می‌توانیم هواوی پی۳۰ لایت را یک اسمارت‌فون با حاشیه بسیار کم محسوب کنیم چون نسبت نمایشگر به بدنه حدود ۸۴.۲ درصد بوده که از بسیاری اسمارت‌فون‌های رده بالای دنیا بیشتر است.

هواوی برای کاهش هزینه‌های تولید این گوشی، از شیشه گوریلا گلاس برای نمایشگر جلویی استفاده نکرده است و بدنه پشتی هم یک شیشه سه بعدی خمیده ارزان‌قیمت است که البته باز هم راحتی بیشتر کاربر را به همراه دارد ولی به وضوح لکه‌ها و اثر انگشت روی آن باقی می‌ماند. این لکه‌ها و اثر انگشت خیلی زود و راحت هم قابل پاک شدن هستند. کناره‌های گوشی از جنس پلاستیک بوده و براق هستند.

سه دوربین به صورت عمودی در گوشه بالا سمت چپ چیدمان شده‌اند و زیر آن‌ها هم فلاشر قرار دارد. کمی با فاصله از آن‌ها سنسور اثر انگشت تعبیه شده است. هنگامی که بخواهید با اسکن اثر انگشت وارد گوشی شوید؛ کار چندان سختی ندارید و به راحتی می‌توانید با یک دست گوشی را گرفته و نوک انگشت خود را هم روی حسگر اثر انگشت قرار دهید.

کلیدهای تنظیم صدا و پاور زیر هم در کناره راست قرار دارند. از جنس پلاستیک ساخته شده‌اند و طبیعتا کیفیت چندان بالایی ندارند. در کناره پایینی گوشی هم یک درگاه USB-C و یک بلندگو و جک هدفون ۳.۵ میلی‌متری مشاهده می‌شود. شاید انتظار داشتیم بلندگوی بزرگ‌تر و قوی‌تری روی این گوشی قرار گیرد ولی در عوض جک هدفون خبر خوشی برای کاربرانی است که می‌خواهند از هدفون‌های سیمی استفاده کنند.

گوشی پی ۳۰ لایت در دو رنگ آبی طاووسی (گرادیانی) و مشکی روانه بازار می‌شود. حتما شما هم مانند ما از طیف‌های رنگ آبی این گوشی لذت می‌برید و طرفدارش هستید چون دایما تغییر رنگ داده و گاهی گوشی شما بنفش رنگ به نظر می‌رسد.

رنگ‌های گرادیانی در زاویه‌های مختلف، طیف‌های رنگی مختلفی را به نمایش می‌گذارند و باعث افزایش جذابیت دستگاه می‌شوند. این طیف‌های رنگی حرف S را به نمایش می‌گذارند و اسباب بازی بسیاری از کاربران را فراهم کرده‌اند! چون با تغییر زاویه گوشی می‌توانید باعث چرخش حرف S شوید.

اگر فردی از دور گوشی پی۳۰ لایت را از پشت در دست شما ببیند؛ شاید تصور کند اسمارت‌فون رده بالای پی۳۰ پرو را در دست گرفتید. این گوشی به خود شما هم چنین حسی می‌دهد و اصلا متوجه نخواهید شد یک گوشی میان‌رده با قیمتی زیر ۳۰۰ دلار را در دست دارید ولی مواظب باشید این گوشی را نشورید؛ چون ضدآب و ضد گرد و غبار نیست.

در حقیقت سه تفاوت عمده در طراحی پی۳۰ لایت با پی۳۰ پرو وجود دارد: ضدآب نبودن، کلیدهای پلاستیکی حجم صدا و پاور و نهایتا پلاستیکی که میان شیشه پنل جلویی و کاور فلزی قرار گرفته است.

صفحه‌نمایش

هواوی برای گوشی پی۳۰  لایت صفحه‌نمایش نسبتا بزرگ ۶.۱۵ اینچی فول اچ‌دی از جنس IPS LCD با نسبت ۱۹.۲۵:۹ انتخاب کرده است؛ اما چون طراحی این نمایشگر باریک و کشیده است؛ صفحه‌نمایش خیلی بزرگ نشان داده نمی‌شود.

همان‌طور که در بخش پیشین گفتیم، نسبت نمایشگر به بدنه دستگاه کمی بیشتر از ۸۴ درصد است که باعث می‌شود حاشیه‌های کناری بسیار باریکی داشته باشیم. در لبه پایینی حاشیه بیشتری دیده می‌شود ولی آن قدری نیست که بگوییم توی ذوق می‌زند یا بخشی از بدنه گوشی را هدر می‌دهد.

دقت تصویر این صفحه‌نمایش ۲۳۱۲ در ۱۰۸۰ پیکسل با تراکم حدودا ۴۱۵ پیکسل در هر اینچ است. به همین دلیل، تماشای عکس و ویدیو روی این نمایشگر لذت‌بخش خواهد بود و تجربه کاربری خوبی به شما منتقل می‌کند تا فراموش کنید یک گوشی میان‌رده خریداری کردید.

به وضوح کیفیت صفحه‌نمایش گوشی هواوی پی۳۰ لایت از غالب میان‌رده‌های شناخته شده بازار بیشتر است. تصاویر از روشنایی کافی و عمق رنگ زیاد سود می‌برند ولی در تصاویر تیره و سایه‌ها می‌توان ضعف‌هایی در نمایشگر مشاهده کرد. روشنایی این نمایشگر به پای پی۳۰ و پی۳۰ پرو نمی‌رسد و از نظر کنتراست و عمق رنگ هم در چنین وضعیتی قرار دارد.

شاید کیفیت تصاویر و ویدیوی پنل IPS LCD به اندازه نمایشگرهای QHD یا آمولد نباشد که در گوشی‌های پرچم‌دار شاهدشان هستیم ولی با توجه به بودجه‌ای که برای خرید این گوشی می‌دهید؛ یک نمایشگر نسبتا خوب است.

نرم‌افزار و رابط کاربری

روی هواوی پی۳۰ لایت شاهد اجرای اندروید ۹ پای با رابط گرافیکی و پوسته EMUI 9 هستیم.

هواوی روی گوشی‌های رده بالای خود از جمله میت۲۰ پرو نیز از همین پوسته استفاده می‌کند و شامل ویژگی‌هایی مانند پشتیبانی از ژست‌های حرکتی، کارایی بالا، بهینه‌سازی باتری و منوی تنظیمات تمیز و مرتب است. این ویژگی‌ها به ساده‌تر و راحت‌تر شدن زندگی کمک می‌کنند و شما بهتر گوشی را مدیریت خواهید کرد.

تجربه کاربری ما با پی۳۰ لایت هم مثبت و رضایت‌بخش بود. سرعت بالا در جابه‌جایی میان بخش‌های مختلف رابط کاربری و اجرای اپلیکیشن‌ها را سریعا حس خواهید کرد. تنظیمات گوشی همیشه و راحت در دسترس قرار می‌گرفتند و سرعت خواندن دسترسی تصادفی به حافظه نیز افزایش یافته است. همین‌طور، مدیریت اعلان‌ها یا پاسخ‌دهی به برخی از آن‌ها ساده‌تر از گذشته شده است.

یکی از ویژگی‌هایی پوسته گرافیکی این گوشی، تغییر پی در پی عکس پس‌زمینه قفل است که می‌تواند برای شما هیجان‌انگیز باشد. همچنین، قابلیت Huawei Share برای انتقال فایل‌ها میان کامپیوتر و موبایل، دسته‌بندی هوشمند تصاویر و ویژگی‌های کاربردی دیگری باعث می‌شوند از کار با این رابط کاربری لذت ببرید.

در حال حاضر، EMUI 9 یکی از بهترین پوسته‌های گرافیکی در میان گوشی‌های اندرویدی است. چندین اشکال کوچک هم دارد که کم‌کم عادت خواهید کرد یا اینکه به دنبال راه‌کارهایی برای رفع آن می‌روید. مثلا، هواوی استانداردی برای بازگشت به بخش اپلیکیشن‌ها ندارد. آیکون‌ها و نوار اعلان‌ها هنوز تا حدودی زیبا نیستند و کاربران هواوی در انتظار بهبود آن‌ها هستند.

دوربین

هواوی پی۳۰ لایت دارای دوربین سه گانه پشتی است که بی‌شک یکی از ویژگی‌های جذاب این گوشی محسوب می‌شود. این دوربین‌ها نشان می‌دهند گوشی‌ای که در دست داریم جزو خانواده P30 هواوی است.

دوربین اصلی از سنسوری ۴۸ مگاپیکسلی با گشودگی دهانه دیافراگم f/1.8 سود می‌برد. رزولوشن هر پیکسل تصویر در این دوربین به طور پیش‌فرض ۱۲ مگاپیکسلی است. هنگامی که ۴ پیکسل با هم ترکیب می‌شوند تا پیکسل نهایی ساخته شود؛ رزولوشن عکس از ۴۸ به ۱۲ مگاپیکسل می‌رسد.

در بالای این دوربین، شاهد یک لنز ۱۳ میلی‌متری اولتراواید ۸ مگاپیکسلی و یک سنسور ۲ مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.4 برای عکس‌برداری عمیق هستیم. در این سیستم از لنز برای زوم اپتیکال هیچ خبری نیست. خبر بدتر اینکه این سیستم دوربین با سیستم دوربین گوشی پی۳۰ پرو یکسان نیست.

شاید این اخبار شما را از دوربین این گوشی میان‌رده ناامید کند ولی وقتی اولین عکس‌ها را ثبت کنید؛ متوجه خواهید شد دوربین با کیفیتی است و به نسبت بودجه‌ای که پرداخت کردید؛ ارزش خود را دارد.

این دوربین با استفاده از هوش مصنوعی هواوی قادر به شناسایی اشیا است. کافی است شما دوربین گوشی را مقابل یک شی مثلا ساختمان، گل، آسمان و نظایر این‌ها بگیرید تا دوربین هوشمند، موضوع منظره را به شما بگوید.

تصاویر طبیعی در روز روشن و با نور کافی، شارپ هستند و جزئیات در آن‌ها با دقت بالایی ثبت شده است. تصاویر شفاف، زنده و جسورانه نشان از کیفیت این گوشی می‌دهند:

وقتی از درخت‌های تازه برگ داده عکس گرفتیم؛ رنگ سبز برگ‌ها در آفتاب و سایه و همین‌طور کنتراست آن‌ها با هم متفاوت بوده و با جزییات کاملی ثبت شده است.

تصاویر گل‌ها هم با رنگ‌های طبیعی و زنده شما را به وجد خواهند آورد:

اگرچه این گوشی از زوم اپتیکال بی‌بهره است ولی زوم ۶ برابر دیجیتالی آن باز هم اجازه می‌دهد از فاصله‌های نسبتا دور از یک سوژه عکاسی کنید. البته، طبیعی است که در آخرین وضعیت زوم، تصاویر آن کیفیت اولیه خود را از دست داده و مقداری رنجه می‌شوند. در زیر می‌توانید تصاویر عکاسی از یک گل در سه زوم 1x و 2.5x و 6x را مشاهده کنید:

یکی از ویژگی‌های دوربین اصلی هواوی پی ۳۰ لایت، عکاسی وایدش است. نمونه عکس‌های واید این دوربین رضایت‌بخش هستند و شما را تشویق خواهند کرد در مود واید بیشتر عکاسی کنید:

مود عکاسی HDR این دوربین هم به وضوح عکس‌هایی با کیفیت و ترکیب رنگ بهتری ثبت می‌کند. به تفاوت رنگ ساختمان و آسمان در عکس عادی و HDR زیر توجه کنید:

اما به مود شب یا Night دوربین پی ۳۰ لایت می‌رسیم. نخست باید گفت کیفیت عکس‌های دوربین این گوشی در فضاهای با نور کم و مود عادی واقعا پایین هستند. عکس‌ها بسیار تار می‌افتند و تشخیص سیاهی از سایه بسیار دشوار می‌شود.

خوش‌بختانه، مود عکاسی Night به کمک شما آمده و می‌توانید با کمک پردازش تصویر و هوش مصنوعی هواوی و به صورت نرم‌افزاری، نوردهی عکس‌ها را بهتر کنید. در زیر دو عکس در مود عادی و Night برای نمونه آوردیم. عکس‌های اول در روز ولی از یک لابی ساختمان گرفته شدند و عکس‌های دوم در شب و اتاق خواب کودک با نور طبیعی ثبت گردیدند:

همان‌طور که می‌بینید، با مود شب تا حدودی نوردهی عکس‌ها بهتر شده و قابل قبول هستند. این قابلیت دوربین هواوی پی۳۰ لایت، فراتر از یک دوربین گوشی ۳۰۰ دلاری است و عملکردی منحصربه‌فرد دارد که می‌تواند هدیه هواوی به خریداران این گوشی باشد.

فیلم‌برداری دوربین پشتی با کیفیت 1080p و ۶۰ فریم در ثانیه هم در حد معمولی است. از تصویربرداری 4K در این دوربین خبری نیست و اگر تنظیمات فیلم‌برداری را هم روی 60fps قرار دهید؛ قابلیت تثبیت‌کننده تصویر را از دست خواهید داد ولی در تنظیمات 30fps تصاویر بهتری ثبت می‌شوند.

دوربین سلفی این گوشی ۳۲ مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.0 است. این دوربین از مود پانوراما پشتیبانی کرده و قابلیت فیلم‌برداری در رزولوشن 1080p و 30fps را دارد. همین‌طور، به طور نرم‌افزاری از هوش مصنوعی هواوی برای بهبود عکس‌ها سود می‌برد.

در نتیجه، عکس‌های سلفی گرفته شده با این دروبین کیفیت بسیار بالا و شاید عالی دارند. اگر طرفدار سلفی بوده یا یک سلفی‌باز حرفه‌ای هستید؛ دوربین سلفی این گوشی شما را خوشحال خواهد کرد. تصاویر سلفی از نورپردازی و کیفیت رنگ خوبی برخوردار هستند. حتی در نور کم، باز هم کیفیت تصاویر رضایت‌بخش نشان می‌دهند.

پس در مجموع از دوربین اصلی و سلفی این گوشی راصی هستیم. شما با دوربین اصلی می‌توانید همه‌کاری انجام داده و حتی تنه به تنه دوربین اسمارت‌فون‌های رده بالای سال ۲۰۱۹ بزنید.

کارایی

هواوی P30 Lite از پردازنده موبایل کرین ۷۱۰ به همراه ۶ گیگابایت حافظه رم (برخی مدل‌ها ۴ گیگابایت رم) بهره می‌برد. پردازنده‌ای که توسط «های‌سیلیکون»، از شرکت‌های زیرمجموعه خود هواوی ساخته شده است و روی برخی از میان‌رده‌های بازار مشاهده می‌شود.

یک پردازنده هشت هسته‌ای به معنای واقعی کلمه میان‌رده که از چهار هسته Cortex-A73 و چهار هسته Cortex-A53s سود می‌برد. در گوشی‌های موبایل ارزان‌تر، از هشت هسته کم قدرت‌تر Cortex-A53s استفاده می‌شود.

رقیب آشکار کرین ۷۱۰، کوالکام اسنپدراگون ۷۱۰ با ۶ هسته پردازشی است. معماری هسته‌های پردازنده اسنپدراگون جدیدتر است ولی تعداد هسته‌های بیشتر در کرین ۷۱۰ به هواوی پی۳۰ لایت اجازه می‌دهد از گوشی‌های هم‌رده‌ای مانند Pixel 3a Lite گوگل در محک‌زنی Geekbench 4 امتیاز بهتری کسب کند.

در ارزیابی ما قدرت پردازنده در حالت چند هسته‌ای ۴۸۰۷ امتیاز و در تک هسته‌ای ۱۳۲۲ امتیاز ثبت شده است. اما در ارزیابی و محک‌زنی دیگری با نرم‌افزار AnTuTu Benchmark 7.1.9 امتیاز ۱۲۰۰۵۹ ثبت شده که چندان بالا نیست و حتی از آنر ۱۰ و هواوی نوا ۴ هم پایین‌تر است.

هواوی برای این گوشی هم پردازنده گرافیکی چهار هسته‌ای Mali-G51 را انتخاب کرده است. این GPU به وضوح از پردازنده‌های گرافیکی مانند ادرنو ۶۱۵ یا ۶۱۶ پایین‌تر است و برای ارایه کارایی در رزولوشن 1080p سفارشی‌سازی شده است.

بنابراین، از نظر پردازش‌های گرافیکی نباید انتظار خیلی بالایی از این گوشی داشته باشیم. در نرم‌افزار 3D Mark’s Sling Shot Extreme، امتیاز ۸۳۷ را کسب کرد ولی گوشی گوگل Pixel 3a XL که مبتنی بر پردازنده گرافیکی ادرنو ۶۱۵ است؛ امتیاز ۱۶۰۳ را ثبت می‌کند.

اگر شما بازی مانند PUBG را هم روی این گوشی نصب و اجرا کنید؛ متوجه خواهید شد که در تنظیمات سطح متوسط یا Medium خوب اجرا می‌شود و شما نمی‌توانید در تنظیمات سطح High آن را اجرا کرده و لذت ببرید. وقتی بازی‌هایی با گرافیک بالا حتی در رزولوشن 1080p اجرا می‌کنید؛ به وضوح لگ‌های بازی مشخص می‌شوند. باید اعتراف کنیم هواوی پی۳۰ لایت یک گوشی اختصاصی برای گیمرها نیست اما این سخن ما به این معنی هم نیست که اصلا با این گوشی بازی نکنید.

هواوی این گوشی را با ۱۲۸ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی روانه بازار کرده است و البته قابلیت پشتیبانی از کارت حافظه میکرواس‌دی را دارد. اگرچه، این حافظه داخلی در مقایسه با رده‌بالاهای امروزی پایین است ولی برای یک گوشی میان‌رده فضای ذخیره‌سازی مناسبی است و کاربران می‌توانند برای دسترسی به حافظه بیشتر سراغ میکرواس‌دی بروند.

در انتهای بخش کارایی جا دارد اشاره‌ای هم به مودم LTE و وای‌فای این گوشی بکنیم. پردازنده کرین ۷۱۰ از مودم رده LTE Cat12 سود می‌برد که سرعت دانلود اسمی ۶۰۰ مگابیت و سرعت آپلود ۱۵۰ مگابیتی به نمایش می‌گذارد.

وای‌فای این گوشی دو بانده با پشتیبانی از استاندارد 802.11ac است. بلوتوث ۴.۲ هم روی این تراشه قابل استفاده است.

در آزمایش‌هایی که ما برای ارزیابی سرعت مودم هواوی پی۳۰ لایت با اینترنت همراه ایرانسل انجام دادیم؛ متوسط سرعت دانلود نزدیک به ۳۰ مگابیت بود ولی در برخی مناطق تهران سرعتی تا ۹۶ مگابیت هم به دست آمد. نمی‌توانیم بگوییم شما روی این گوشی همیشه سرعتی ۹۰ مگابیتی دارید ولی می‌توان ادعا کرد از مودم‌های LTE Cat6 یا اصطلاحا مودم‌های 4.5G سرعتی بیشتر خواهید داشت.

باتری

قابل انتظار است روی نسخه لایت هواوی پی ۳۰ شاهد یک باتری متوسط ۳۳۴۰ میلی‌آمپرساعتی باشیم. البته، خود این باتری چندان ظرفیت پایینی ندارد ولی برای یک گوشی با صفحه‌نمایش ۶.۱ اینچ کمی کوچک است.

تجربه چندین روزه کار کردن ما با این گوشی نشان داد یک باتری با دوام بالا نیست ولی عملکرد خوبی دارد. شما وقتی در طول روز وب‌گردی کنید، در شبکه‌های اجتماعی مشغول اسکرول باشید و مقداری هم ویدیو استریم کنید؛ در پایان روز شاید فقط ۱۵ درصد از شارژ باتری باقی مانده باشد.

اگر سراغ استریم ویدیو نروید؛ حتی اگر تمام روز دیتای گوشی روشن باشد؛ مصرف باتری زیادی خواهید داشت و می‌توانید تا ۳ روز از آن استفاده کنید.

اگر یک ضرب ویدیو پخش کنید یا مشغول بازی باشید؛ به جرات بتوان گفت ۱۰ الی ۱۱ ساعت دوام بیاورد. به لطف درگاه USB-C این گوشی و شارژ سریع ۱۸ واتی، باتری به سرعت شارژ می‌شود. در مدت زمانی کمتر از یک ساعت، ۷۰ درصد باتری شارژ شده است. برخی گوشی‌های مجهز به پردازنده کرین ۷۱۰ از عمر باتری بهتری بهره‌مند هستند.

جمع‌بندی

به نظر من یکی از بهترین گوشی‌های میان‌رده‌ای است که می‌توانید در سال ۲۰۱۹ خریداری کنید. هرچه باشد، از خانواده P30 هواوی است و برخی ویژگی‌ها و مشخصات این خانواده را به ارث می‌برد.

پی ۳۰ لایت خیلی راحت در دستان شما قرار می‌گیرد و چندان بزرگ یا سنگین نیست. طراحی زیبایی دارد و حس یک گوشی رده بالا را به انسان منتقل می‌کند. به‌ویژه بریدگی ناچ صفحه‌نمایش و طیف رنگ گرادیانی آن جذاب‌ترش می‌کند.

یک دوربین اصلی نسبتا خوب روی آن سوار شده که در مودهای عادی، واید، HDR و Night عکس‌های حرفه‌ای ثبت می‌کند. گوشی مناسب گیمرها نیست ولی سرعت اجرای اپلیکیشن‌ها بالاست و از پس همه کارهای یک کاربر معمولی برمی‌آید.

رابط کاربری EMUI 9 هواوی در کنار اندروید ۹ پای، ویژگی‌های جدید و هیجان‌انگیزی برای شما دارند. باتری این گوشی یک روز کامل دوام می‌آورد و مجهز به شارژ سریع است. با توجه به بودجه‌ای که برای خرید این گوشی می‌پردازید؛ ارزش خرید را دارد و تجربه کاربری جدیدی رقم خواهد زد.

نوشته بررسی هواوی پی30 لایت: گوشی همه‌کاره با بودجه‌ای معقول اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.

بررسی هواوی پی۳۰ لایت: گوشی همه‌کاره با بودجه‌ای معقول

شرکت هواوی یک روز پیش از رونمایی رسمی پرچم‌دارهای P30 و P30 Pro از گوشی میان‌رده این خانواده، یعنی P30 Lite رونمایی کرد؛ آن هم بی‌سروصدا!

البته این گوشی مقرون‌به‌صرفه از چند روز پیش در برخی سایت‌های خرده‌فروشی ظاهر شده بود و مشخص بود هواوی نمی‌خواهد زیاد روی این گوشی مانور بدهد و بیشتر توجه‌ها باید معطوف دو گوشی رده بالای پی۳۰ باشد.

گوشی پی۳۰ لایت بسیاری از ویژگی‌ها و قابلیت‌های خود مانند زبان طراحی را از سری P30 قرض گرفته است ولی چون پسوند Lite را یدک می‌کشد؛ مشخصات سخت‌افزاری و دوربین پایین‌تری داشته و کلا برای میانه بازار عرضه شده است.

حالا که تب و تاب بررسی گوشی‌های پی۳۰ فروکش کرده است؛ می‌خواهیم سراغ اسمارت‌فون زیبای P30 Lite برویم و کارایی‌اش را با پی۳۰ اصلی مقایسه کنیم و به این پرسش جواب دهیم که ارزش خرید دارد یا خیر! پس با ما تا انتهای این بررسی جذاب همراه باشید.

طراحی

گوشی پی۳۰ لایت از زبان طراحی اسمارت‌فون‌های اخیر هواوی پیروی می‌کند. به‌خصوص شبیه به طراحی گوشی‌های P30 است. باریک، کشیده، سبک و زیبا که باعث می‌شوند راحت‌تر در دست قرار بگیرد و شما با همان نگاه اول عاشقش شوید.

همانند گوشی پی۳۰ پرو، از یک بریدگی ناچ نقطه‌ای در وسط صفحه‌نمایش سود می‌برد و سنسور اثر انگشت از زیر صفحه‌نمایش به بدنه پشتی منتقل شده است. ناچ این گوشی تنها ۶.۶۴ میلی‌متر است و صرفا دوربین سلفی درونش قرار گرفته است.

پنل نمایشگر دارای لبه‌هایی گرد با حاشیه‌هایی بسیار باریک است. می‌توانیم هواوی پی۳۰ لایت را یک اسمارت‌فون با حاشیه بسیار کم محسوب کنیم چون نسبت نمایشگر به بدنه حدود ۸۴.۲ درصد بوده که از بسیاری اسمارت‌فون‌های رده بالای دنیا بیشتر است.

هواوی برای کاهش هزینه‌های تولید این گوشی، از شیشه گوریلا گلاس برای نمایشگر جلویی استفاده نکرده است و بدنه پشتی هم یک شیشه سه بعدی خمیده ارزان‌قیمت است که البته باز هم راحتی بیشتر کاربر را به همراه دارد ولی به وضوح لکه‌ها و اثر انگشت روی آن باقی می‌ماند. این لکه‌ها و اثر انگشت خیلی زود و راحت هم قابل پاک شدن هستند. کناره‌های گوشی از جنس پلاستیک بوده و براق هستند.

سه دوربین به صورت عمودی در گوشه بالا سمت چپ چیدمان شده‌اند و زیر آن‌ها هم فلاشر قرار دارد. کمی با فاصله از آن‌ها سنسور اثر انگشت تعبیه شده است. هنگامی که بخواهید با اسکن اثر انگشت وارد گوشی شوید؛ کار چندان سختی ندارید و به راحتی می‌توانید با یک دست گوشی را گرفته و نوک انگشت خود را هم روی حسگر اثر انگشت قرار دهید.

کلیدهای تنظیم صدا و پاور زیر هم در کناره راست قرار دارند. از جنس پلاستیک ساخته شده‌اند و طبیعتا کیفیت چندان بالایی ندارند. در کناره پایینی گوشی هم یک درگاه USB-C و یک بلندگو و جک هدفون ۳.۵ میلی‌متری مشاهده می‌شود. شاید انتظار داشتیم بلندگوی بزرگ‌تر و قوی‌تری روی این گوشی قرار گیرد ولی در عوض جک هدفون خبر خوشی برای کاربرانی است که می‌خواهند از هدفون‌های سیمی استفاده کنند.

گوشی پی ۳۰ لایت در دو رنگ آبی طاووسی (گرادیانی) و مشکی روانه بازار می‌شود. حتما شما هم مانند ما از طیف‌های رنگ آبی این گوشی لذت می‌برید و طرفدارش هستید چون دایما تغییر رنگ داده و گاهی گوشی شما بنفش رنگ به نظر می‌رسد.

رنگ‌های گرادیانی در زاویه‌های مختلف، طیف‌های رنگی مختلفی را به نمایش می‌گذارند و باعث افزایش جذابیت دستگاه می‌شوند. این طیف‌های رنگی حرف S را به نمایش می‌گذارند و اسباب بازی بسیاری از کاربران را فراهم کرده‌اند! چون با تغییر زاویه گوشی می‌توانید باعث چرخش حرف S شوید.

اگر فردی از دور گوشی پی۳۰ لایت را از پشت در دست شما ببیند؛ شاید تصور کند اسمارت‌فون رده بالای پی۳۰ پرو را در دست گرفتید. این گوشی به خود شما هم چنین حسی می‌دهد و اصلا متوجه نخواهید شد یک گوشی میان‌رده با قیمتی زیر ۳۰۰ دلار را در دست دارید ولی مواظب باشید این گوشی را نشورید؛ چون ضدآب و ضد گرد و غبار نیست.

در حقیقت سه تفاوت عمده در طراحی پی۳۰ لایت با پی۳۰ پرو وجود دارد: ضدآب نبودن، کلیدهای پلاستیکی حجم صدا و پاور و نهایتا پلاستیکی که میان شیشه پنل جلویی و کاور فلزی قرار گرفته است.

صفحه‌نمایش

هواوی برای گوشی پی۳۰  لایت صفحه‌نمایش نسبتا بزرگ ۶.۱۵ اینچی فول اچ‌دی از جنس IPS LCD با نسبت ۱۹.۲۵:۹ انتخاب کرده است؛ اما چون طراحی این نمایشگر باریک و کشیده است؛ صفحه‌نمایش خیلی بزرگ نشان داده نمی‌شود.

همان‌طور که در بخش پیشین گفتیم، نسبت نمایشگر به بدنه دستگاه کمی بیشتر از ۸۴ درصد است که باعث می‌شود حاشیه‌های کناری بسیار باریکی داشته باشیم. در لبه پایینی حاشیه بیشتری دیده می‌شود ولی آن قدری نیست که بگوییم توی ذوق می‌زند یا بخشی از بدنه گوشی را هدر می‌دهد.

دقت تصویر این صفحه‌نمایش ۲۳۱۲ در ۱۰۸۰ پیکسل با تراکم حدودا ۴۱۵ پیکسل در هر اینچ است. به همین دلیل، تماشای عکس و ویدیو روی این نمایشگر لذت‌بخش خواهد بود و تجربه کاربری خوبی به شما منتقل می‌کند تا فراموش کنید یک گوشی میان‌رده خریداری کردید.

به وضوح کیفیت صفحه‌نمایش گوشی هواوی پی۳۰ لایت از غالب میان‌رده‌های شناخته شده بازار بیشتر است. تصاویر از روشنایی کافی و عمق رنگ زیاد سود می‌برند ولی در تصاویر تیره و سایه‌ها می‌توان ضعف‌هایی در نمایشگر مشاهده کرد. روشنایی این نمایشگر به پای پی۳۰ و پی۳۰ پرو نمی‌رسد و از نظر کنتراست و عمق رنگ هم در چنین وضعیتی قرار دارد.

شاید کیفیت تصاویر و ویدیوی پنل IPS LCD به اندازه نمایشگرهای QHD یا آمولد نباشد که در گوشی‌های پرچم‌دار شاهدشان هستیم ولی با توجه به بودجه‌ای که برای خرید این گوشی می‌دهید؛ یک نمایشگر نسبتا خوب است.

نرم‌افزار و رابط کاربری

روی هواوی پی۳۰ لایت شاهد اجرای اندروید ۹ پای با رابط گرافیکی و پوسته EMUI 9 هستیم.

هواوی روی گوشی‌های رده بالای خود از جمله میت۲۰ پرو نیز از همین پوسته استفاده می‌کند و شامل ویژگی‌هایی مانند پشتیبانی از ژست‌های حرکتی، کارایی بالا، بهینه‌سازی باتری و منوی تنظیمات تمیز و مرتب است. این ویژگی‌ها به ساده‌تر و راحت‌تر شدن زندگی کمک می‌کنند و شما بهتر گوشی را مدیریت خواهید کرد.

تجربه کاربری ما با پی۳۰ لایت هم مثبت و رضایت‌بخش بود. سرعت بالا در جابه‌جایی میان بخش‌های مختلف رابط کاربری و اجرای اپلیکیشن‌ها را سریعا حس خواهید کرد. تنظیمات گوشی همیشه و راحت در دسترس قرار می‌گرفتند و سرعت خواندن دسترسی تصادفی به حافظه نیز افزایش یافته است. همین‌طور، مدیریت اعلان‌ها یا پاسخ‌دهی به برخی از آن‌ها ساده‌تر از گذشته شده است.

یکی از ویژگی‌هایی پوسته گرافیکی این گوشی، تغییر پی در پی عکس پس‌زمینه قفل است که می‌تواند برای شما هیجان‌انگیز باشد. همچنین، قابلیت Huawei Share برای انتقال فایل‌ها میان کامپیوتر و موبایل، دسته‌بندی هوشمند تصاویر و ویژگی‌های کاربردی دیگری باعث می‌شوند از کار با این رابط کاربری لذت ببرید.

در حال حاضر، EMUI 9 یکی از بهترین پوسته‌های گرافیکی در میان گوشی‌های اندرویدی است. چندین اشکال کوچک هم دارد که کم‌کم عادت خواهید کرد یا اینکه به دنبال راه‌کارهایی برای رفع آن می‌روید. مثلا، هواوی استانداردی برای بازگشت به بخش اپلیکیشن‌ها ندارد. آیکون‌ها و نوار اعلان‌ها هنوز تا حدودی زیبا نیستند و کاربران هواوی در انتظار بهبود آن‌ها هستند.

دوربین

هواوی پی۳۰ لایت دارای دوربین سه گانه پشتی است که بی‌شک یکی از ویژگی‌های جذاب این گوشی محسوب می‌شود. این دوربین‌ها نشان می‌دهند گوشی‌ای که در دست داریم جزو خانواده P30 هواوی است.

دوربین اصلی از سنسوری ۴۸ مگاپیکسلی با گشودگی دهانه دیافراگم f/1.8 سود می‌برد. رزولوشن هر پیکسل تصویر در این دوربین به طور پیش‌فرض ۱۲ مگاپیکسلی است. هنگامی که ۴ پیکسل با هم ترکیب می‌شوند تا پیکسل نهایی ساخته شود؛ رزولوشن عکس از ۴۸ به ۱۲ مگاپیکسل می‌رسد.

در بالای این دوربین، شاهد یک لنز ۱۳ میلی‌متری اولتراواید ۸ مگاپیکسلی و یک سنسور ۲ مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.4 برای عکس‌برداری عمیق هستیم. در این سیستم از لنز برای زوم اپتیکال هیچ خبری نیست. خبر بدتر اینکه این سیستم دوربین با سیستم دوربین گوشی پی۳۰ پرو یکسان نیست.

شاید این اخبار شما را از دوربین این گوشی میان‌رده ناامید کند ولی وقتی اولین عکس‌ها را ثبت کنید؛ متوجه خواهید شد دوربین با کیفیتی است و به نسبت بودجه‌ای که پرداخت کردید؛ ارزش خود را دارد.

این دوربین با استفاده از هوش مصنوعی هواوی قادر به شناسایی اشیا است. کافی است شما دوربین گوشی را مقابل یک شی مثلا ساختمان، گل، آسمان و نظایر این‌ها بگیرید تا دوربین هوشمند، موضوع منظره را به شما بگوید.

تصاویر طبیعی در روز روشن و با نور کافی، شارپ هستند و جزئیات در آن‌ها با دقت بالایی ثبت شده است. تصاویر شفاف، زنده و جسورانه نشان از کیفیت این گوشی می‌دهند:

وقتی از درخت‌های تازه برگ داده عکس گرفتیم؛ رنگ سبز برگ‌ها در آفتاب و سایه و همین‌طور کنتراست آن‌ها با هم متفاوت بوده و با جزییات کاملی ثبت شده است.

تصاویر گل‌ها هم با رنگ‌های طبیعی و زنده شما را به وجد خواهند آورد:

اگرچه این گوشی از زوم اپتیکال بی‌بهره است ولی زوم ۶ برابر دیجیتالی آن باز هم اجازه می‌دهد از فاصله‌های نسبتا دور از یک سوژه عکاسی کنید. البته، طبیعی است که در آخرین وضعیت زوم، تصاویر آن کیفیت اولیه خود را از دست داده و مقداری رنجه می‌شوند. در زیر می‌توانید تصاویر عکاسی از یک گل در سه زوم 1x و 2.5x و 6x را مشاهده کنید:

یکی از ویژگی‌های دوربین اصلی هواوی پی ۳۰ لایت، عکاسی وایدش است. نمونه عکس‌های واید این دوربین رضایت‌بخش هستند و شما را تشویق خواهند کرد در مود واید بیشتر عکاسی کنید:

مود عکاسی HDR این دوربین هم به وضوح عکس‌هایی با کیفیت و ترکیب رنگ بهتری ثبت می‌کند. به تفاوت رنگ ساختمان و آسمان در عکس عادی و HDR زیر توجه کنید:

اما به مود شب یا Night دوربین پی ۳۰ لایت می‌رسیم. نخست باید گفت کیفیت عکس‌های دوربین این گوشی در فضاهای با نور کم و مود عادی واقعا پایین هستند. عکس‌ها بسیار تار می‌افتند و تشخیص سیاهی از سایه بسیار دشوار می‌شود.

خوش‌بختانه، مود عکاسی Night به کمک شما آمده و می‌توانید با کمک پردازش تصویر و هوش مصنوعی هواوی و به صورت نرم‌افزاری، نوردهی عکس‌ها را بهتر کنید. در زیر دو عکس در مود عادی و Night برای نمونه آوردیم. عکس‌های اول در روز ولی از یک لابی ساختمان گرفته شدند و عکس‌های دوم در شب و اتاق خواب کودک با نور طبیعی ثبت گردیدند:

همان‌طور که می‌بینید، با مود شب تا حدودی نوردهی عکس‌ها بهتر شده و قابل قبول هستند. این قابلیت دوربین هواوی پی۳۰ لایت، فراتر از یک دوربین گوشی ۳۰۰ دلاری است و عملکردی منحصربه‌فرد دارد که می‌تواند هدیه هواوی به خریداران این گوشی باشد.

فیلم‌برداری دوربین پشتی با کیفیت 1080p و ۶۰ فریم در ثانیه هم در حد معمولی است. از تصویربرداری 4K در این دوربین خبری نیست و اگر تنظیمات فیلم‌برداری را هم روی 60fps قرار دهید؛ قابلیت تثبیت‌کننده تصویر را از دست خواهید داد ولی در تنظیمات 30fps تصاویر بهتری ثبت می‌شوند.

دوربین سلفی این گوشی ۳۲ مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.0 است. این دوربین از مود پانوراما پشتیبانی کرده و قابلیت فیلم‌برداری در رزولوشن 1080p و 30fps را دارد. همین‌طور، به طور نرم‌افزاری از هوش مصنوعی هواوی برای بهبود عکس‌ها سود می‌برد.

در نتیجه، عکس‌های سلفی گرفته شده با این دروبین کیفیت بسیار بالا و شاید عالی دارند. اگر طرفدار سلفی بوده یا یک سلفی‌باز حرفه‌ای هستید؛ دوربین سلفی این گوشی شما را خوشحال خواهد کرد. تصاویر سلفی از نورپردازی و کیفیت رنگ خوبی برخوردار هستند. حتی در نور کم، باز هم کیفیت تصاویر رضایت‌بخش نشان می‌دهند.

پس در مجموع از دوربین اصلی و سلفی این گوشی راصی هستیم. شما با دوربین اصلی می‌توانید همه‌کاری انجام داده و حتی تنه به تنه دوربین اسمارت‌فون‌های رده بالای سال ۲۰۱۹ بزنید.

کارایی

هواوی P30 Lite از پردازنده موبایل کرین ۷۱۰ به همراه ۶ گیگابایت حافظه رم (برخی مدل‌ها ۴ گیگابایت رم) بهره می‌برد. پردازنده‌ای که توسط «های‌سیلیکون»، از شرکت‌های زیرمجموعه خود هواوی ساخته شده است و روی برخی از میان‌رده‌های بازار مشاهده می‌شود.

یک پردازنده هشت هسته‌ای به معنای واقعی کلمه میان‌رده که از چهار هسته Cortex-A73 و چهار هسته Cortex-A53s سود می‌برد. در گوشی‌های موبایل ارزان‌تر، از هشت هسته کم قدرت‌تر Cortex-A53s استفاده می‌شود.

رقیب آشکار کرین ۷۱۰، کوالکام اسنپدراگون ۷۱۰ با ۶ هسته پردازشی است. معماری هسته‌های پردازنده اسنپدراگون جدیدتر است ولی تعداد هسته‌های بیشتر در کرین ۷۱۰ به هواوی پی۳۰ لایت اجازه می‌دهد از گوشی‌های هم‌رده‌ای مانند Pixel 3a Lite گوگل در محک‌زنی Geekbench 4 امتیاز بهتری کسب کند.

در ارزیابی ما قدرت پردازنده در حالت چند هسته‌ای ۴۸۰۷ امتیاز و در تک هسته‌ای ۱۳۲۲ امتیاز ثبت شده است. اما در ارزیابی و محک‌زنی دیگری با نرم‌افزار AnTuTu Benchmark 7.1.9 امتیاز ۱۲۰۰۵۹ ثبت شده که چندان بالا نیست و حتی از آنر ۱۰ و هواوی نوا ۴ هم پایین‌تر است.

هواوی برای این گوشی هم پردازنده گرافیکی چهار هسته‌ای Mali-G51 را انتخاب کرده است. این GPU به وضوح از پردازنده‌های گرافیکی مانند ادرنو ۶۱۵ یا ۶۱۶ پایین‌تر است و برای ارایه کارایی در رزولوشن 1080p سفارشی‌سازی شده است.

بنابراین، از نظر پردازش‌های گرافیکی نباید انتظار خیلی بالایی از این گوشی داشته باشیم. در نرم‌افزار 3D Mark’s Sling Shot Extreme، امتیاز ۸۳۷ را کسب کرد ولی گوشی گوگل Pixel 3a XL که مبتنی بر پردازنده گرافیکی ادرنو ۶۱۵ است؛ امتیاز ۱۶۰۳ را ثبت می‌کند.

اگر شما بازی مانند PUBG را هم روی این گوشی نصب و اجرا کنید؛ متوجه خواهید شد که در تنظیمات سطح متوسط یا Medium خوب اجرا می‌شود و شما نمی‌توانید در تنظیمات سطح High آن را اجرا کرده و لذت ببرید. وقتی بازی‌هایی با گرافیک بالا حتی در رزولوشن 1080p اجرا می‌کنید؛ به وضوح لگ‌های بازی مشخص می‌شوند. باید اعتراف کنیم هواوی پی۳۰ لایت یک گوشی اختصاصی برای گیمرها نیست اما این سخن ما به این معنی هم نیست که اصلا با این گوشی بازی نکنید.

هواوی این گوشی را با ۱۲۸ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی روانه بازار کرده است و البته قابلیت پشتیبانی از کارت حافظه میکرواس‌دی را دارد. اگرچه، این حافظه داخلی در مقایسه با رده‌بالاهای امروزی پایین است ولی برای یک گوشی میان‌رده فضای ذخیره‌سازی مناسبی است و کاربران می‌توانند برای دسترسی به حافظه بیشتر سراغ میکرواس‌دی بروند.

در انتهای بخش کارایی جا دارد اشاره‌ای هم به مودم LTE و وای‌فای این گوشی بکنیم. پردازنده کرین ۷۱۰ از مودم رده LTE Cat12 سود می‌برد که سرعت دانلود اسمی ۶۰۰ مگابیت و سرعت آپلود ۱۵۰ مگابیتی به نمایش می‌گذارد.

وای‌فای این گوشی دو بانده با پشتیبانی از استاندارد 802.11ac است. بلوتوث ۴.۲ هم روی این تراشه قابل استفاده است.

در آزمایش‌هایی که ما برای ارزیابی سرعت مودم هواوی پی۳۰ لایت با اینترنت همراه ایرانسل انجام دادیم؛ متوسط سرعت دانلود نزدیک به ۳۰ مگابیت بود ولی در برخی مناطق تهران سرعتی تا ۹۶ مگابیت هم به دست آمد. نمی‌توانیم بگوییم شما روی این گوشی همیشه سرعتی ۹۰ مگابیتی دارید ولی می‌توان ادعا کرد از مودم‌های LTE Cat6 یا اصطلاحا مودم‌های 4.5G سرعتی بیشتر خواهید داشت.

باتری

قابل انتظار است روی نسخه لایت هواوی پی ۳۰ شاهد یک باتری متوسط ۳۳۴۰ میلی‌آمپرساعتی باشیم. البته، خود این باتری چندان ظرفیت پایینی ندارد ولی برای یک گوشی با صفحه‌نمایش ۶.۱ اینچ کمی کوچک است.

تجربه چندین روزه کار کردن ما با این گوشی نشان داد یک باتری با دوام بالا نیست ولی عملکرد خوبی دارد. شما وقتی در طول روز وب‌گردی کنید، در شبکه‌های اجتماعی مشغول اسکرول باشید و مقداری هم ویدیو استریم کنید؛ در پایان روز شاید فقط ۱۵ درصد از شارژ باتری باقی مانده باشد.

اگر سراغ استریم ویدیو نروید؛ حتی اگر تمام روز دیتای گوشی روشن باشد؛ مصرف باتری زیادی خواهید داشت و می‌توانید تا ۳ روز از آن استفاده کنید.

اگر یک ضرب ویدیو پخش کنید یا مشغول بازی باشید؛ به جرات بتوان گفت ۱۰ الی ۱۱ ساعت دوام بیاورد. به لطف درگاه USB-C این گوشی و شارژ سریع ۱۸ واتی، باتری به سرعت شارژ می‌شود. در مدت زمانی کمتر از یک ساعت، ۷۰ درصد باتری شارژ شده است. برخی گوشی‌های مجهز به پردازنده کرین ۷۱۰ از عمر باتری بهتری بهره‌مند هستند.

جمع‌بندی

به نظر من یکی از بهترین گوشی‌های میان‌رده‌ای است که می‌توانید در سال ۲۰۱۹ خریداری کنید. هرچه باشد، از خانواده P30 هواوی است و برخی ویژگی‌ها و مشخصات این خانواده را به ارث می‌برد.

پی ۳۰ لایت خیلی راحت در دستان شما قرار می‌گیرد و چندان بزرگ یا سنگین نیست. طراحی زیبایی دارد و حس یک گوشی رده بالا را به انسان منتقل می‌کند. به‌ویژه بریدگی ناچ صفحه‌نمایش و طیف رنگ گرادیانی آن جذاب‌ترش می‌کند.

یک دوربین اصلی نسبتا خوب روی آن سوار شده که در مودهای عادی، واید، HDR و Night عکس‌های حرفه‌ای ثبت می‌کند. گوشی مناسب گیمرها نیست ولی سرعت اجرای اپلیکیشن‌ها بالاست و از پس همه کارهای یک کاربر معمولی برمی‌آید.

رابط کاربری EMUI 9 هواوی در کنار اندروید ۹ پای، ویژگی‌های جدید و هیجان‌انگیزی برای شما دارند. باتری این گوشی یک روز کامل دوام می‌آورد و مجهز به شارژ سریع است. با توجه به بودجه‌ای که برای خرید این گوشی می‌پردازید؛ ارزش خرید را دارد و تجربه کاربری جدیدی رقم خواهد زد.

نوشته بررسی هواوی پی30 لایت: گوشی همه‌کاره با بودجه‌ای معقول اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.

مقایسه دوربین سامسونگ گلکسی S10 پلاس با هواوی P30 پرو

دو گوشی سامسونگ گلکسی اس10 پلاس و هواوی پی30 پرو را می‌توان جدیدترین پرچم‌دار دو کمپانی بزرگ کره‌ای و چینی دانست که در مدت زمان کوتاهی نسبت به یکدیگر و در سال 2019 به بازار معرفی شدند.

این دو گوشی که هر کدام دارای برترین امکانات موجود در بین تلفن‌های همراه تا به امروز هستند، از نظر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری به انواع و اقسام امکانات مجهز شده‌اند تا بتوانند خریداران بیشتری را به سمت خودشان جذب کنند.

بخش مهمی چون دوربین، یکی از همان فاکتورهایی است که کاربران اهمیت زیادی به کیفیتش می‌‌دهند و شاید بتوان چنین قسمتی را چالش برانگیزترین عضو یک اسمارت‌فون امروزی دانست.

پیش از این بررسی گلکسی S10 پلاس و هواوی P30 پرو را برای‌تان انجام دادیم و در آنجا از خصوصیات دوربین‌های‌شان به‌صورت کامل نوشتیم. جایی که محصول سامسونگ به 3 دوربین مجهز بوده و پرچم‌دار هواوی از 4 دوربین بهره می‌گیرد که البته به‌جز آخری که با نام ToF شناخته می‌شود و توانایی عکاسی به‌صورت مستقل هم ندارد، دوربین‌های اصلی دارای خصوصیات مشابهی هستند.

هر دو گوشی یک سنسور اصلی دارند که برای محصول هواوی نمونه‌ای 40 مگاپیکسلی (خروجی تصویر 10 مگاپیکسلی است) با F/1.6 و 27 میلی‌متری است. سنسور اصلی پرچم‌دار سامسونگ 12 مگاپیکسلی با دریچه دیافراگم متغیر F/1.5 تا F/2.4 بوده و 26 میلی‌متری است. سنسور دوم گوشی‌ها، اولترا واید بوده که در P30 پرو یک نمونه 20 مگاپیکسلی و در S10 پلاس 16 مگاپیکسلی است. لنز دوربین سوم هم عنوان تله فوتو را یدک می‌کشد و برای چینی‌ها یک نمونه 8 مگاپیکسلی و برای کره‌ای‌ها 12 مگاپیکسلی است.

البته مواردی که در بالا عنوان کردیم، همگی در تئوری بوده و در عمل قابلیت‌های متفاوتی دارند، به‌خصوص دوربین سوم که قادر است زوم اپتیکال 2 برابری برای اس10 پلاس و 5 برابری برای پی30 پرو را به ارمغان بیاورد.

از آنجایی که این دو گوشی، کامل‌ترین محصولات سازندگان‌شان در بخش دوربین هستند، پس ما بر آن شدیم تا یک مقایسه عملی و در شرایط مشابه را برای‌شان ترتیب دهیم. این رقابت تنها برای بخش عکاسی و دوربین اصلی گوشی‌ها لحاظ شده است. سعی کردیم تا قابلیت‌های دوربین‌ها را نیز تا حد امکان به چالش بکشیم. پیش از شروع به موارد زیر توجه داشته باشید.

  • هر دو گوشی مود دستی یا پرو هم دارند اما عکس‌هایی که ما گرفتیم همگی در حالت اتوماتیک است.
  • نسبت تصاویر برای هر دو گوشی در حالت 4 به 3 در عکاسی تنظیم شده است.
  • گزینه‌هایی چون HDR و فلاش هم به‌صورت خودکار تنظیم شده تا همان حالتی باشد که 90 درصد کاربران بهره می‌گیرند.
  • عکس‌ها به‌صورت توالی زمانی و در حالت‌های مختلف گرفته شده‌اند، ترتیب چینش عکس‌ها نیز دقیقا به همین صورت بوده است.
  • ممکن است در یک سوژه تعداد متفاوتی عکس جهت مقایسه بهتر شما گذاشته شده باشد، اما در 20 بخش قرار گرفته‌اند.
  • با حرکت ماوس و یا انگشت خود (در صفحات لمسی) بر روی عکس، می‌توانید تصاویر را با یکدیگر مقایسه کنید.

سوژه اول: اتاق نیمه تاریک

عکس اول را در یک اتاق با نور نسبتا کم گرفتم که تنها منبع نوری، پنجره‌ای در اتاق مجاور بود که از پشت پرده وارد می‌شد. هر دو گوشی عکاس بدون نیاز به فلاش، عکس زیر را انداخته‌اند. شاید قضاوت کمی سخت باشد اما به‌نظر می‌رسد که گوشی سامسونگ کمی رنگ محیط را گرم‌تر گرفته است.

سوژه دوم: برگ‌های گیاه

در همان محیط اما اتاقی که پنجره در آن قرار داشت، عکسی را از دو گیاه با برگ‌های سبز زیادشان گرفتم. به‌نظر می‌رسد که محصول سامسونگ کنتراست بهتری را در این تصویر برقرار کرده است.

سوژه سوم: میوه

تصویر سوم مربوط به ظرف میوه‌ای است که در آن رنگ‌بندی متفاوت‌تری نسبت به دو عکس قبلی شاهد هستیم. عکس گرفته شده توسط S10 پلاس خوش رنگ و لعاب‌تر است اما از آنجایی که من میوه‌ها را خوردم، می‌دانم که تصویر P30 پرو شبیه‌تر به آن میوه‌های خدا بیامرز بود!

سوژه چهارم: دومینو

مهره‌های دومینو پشت سر یکدیگر چیده شده‌اند تا بتوان توانایی دوربین‌ها در ایجاد افکت بوکه را هم بهتر سنجید. کیفیت عکس هر دو گوشی خوب است اما به نظرم محصول سامسونگ، افکت بوکه یک‌دست‌تری را ایجاد کرده است.

سوژه پنجم: منظره به‌صورت اولترا واید

این عکس را در یک پارک سرسبز با دوربین اولترا واید انداختم. گستردگی تصویر در گوشی سامسونگ نسبت به محصول هواوی بیشتر است اما رنگ سبز ثبت شده توسط S10 پلاس به‌قدری غلظت دارد که احساس می‌کنید ممکن است از تصویر به بیرون چکه کند!

سوژه ششم: گل‌های بهشت!

از آنجایی که فامیلی من گل‌کار است، پس قاعدتا به گل علاقه زیادی دارم! برای همین 3 تصویر از گل‌های مختلف گرفتم که هم روحیه شما شاد شود و هم ببینیم کدام گوشی، در حالت اکثرا ماکرو عملکرد بهتری دارد. به شخصه کنتراستی که P30 پرو در این عکس‌ها ایجاد کرده را بیشتر می‌پسندم.

سوژه هفتم: فرشته کوچولوی بابا!

از آنجایی که دخترم را هم با خودم به پارک برده بودم، چند عکس از او گرفتم تا ببینیم که دوربین‌ها در مواجهه با انسان، چه عملکردی دارند! نظر شخصی خودم این هست که محصول هواوی بالانس رنگی بهتری دارد و به‌نظر می‌رسد که گوشی سامسونگ در محیط‌هایی که رنگ سبز وارد می‌شود، تمایل زیادی به اشباع کردن پیدا می‌کند.

سوژه هشتم: زوم تا نوک برج میلاد!

شاید مقایسه گوشی‌ها در این بخش کمی نامردی باشد! بالاخره محصول هواوی به زوم پرتوانش مشهور است اما در این تصاویر خیلی خوب می‌توان متوجه این ویژگی عالی شد. عکس اول در حالت اولترا واید گرفته شده که S10 پلاس همچنان فضای بیشتری را پوشش می‌دهد. عکس بعدی حالت معمولی دوربین‌هاست. در تصویر سوم تفاوت‌ها آغاز می‌شود، جایی که محصول هواوی زوم 5 برابر اپتیکال دارد و گوشی سامسونگ زوم 2 برابری. عکس چهارم را پی30 پرو با زوم هیبریدی 10x به سراغ برج میلاد می‌رود اما اس10 پلاس با زوم دیجیتال که تفاوت به نوعی از زمین است تا زیر زمین! عکس آخر هم زوم 50 برابری که البته محصول سامسونگ چنین زومی ندارد و ما صرفا برای مقایسه، تصویر گرفته شده توسط گوشی سامسونگ را با کراپ کردن به مقایسه گذاشتم.

سوژه نهم: منظره درختان

در اینجا از دوربین اصلی استفاده کردم. البته آن زمان نمی‌دانستم که گوشی سامسونگ به رنگ سبز حساسیت دارد. عکس گرفت شده توسط اس10 پلاس کنتراست بیش از اندازه‌ای دارد، به‌طوریکه برخی قسمت‌ها در درختان سمت چپ به سیاهی گراییده‌اند!

سوژه دهم: زمین بازی

هرچه به این دو عکس نگاه کردم، نتوانستم یکی را بهتر بدانم. اما به‌نظرم گوشی هواوی زمین بازی را بهتر انداخته و گوشی سامسونگ آسمان را!

سوژه یازدهم: بوکه پس زمینه

تصویری که می‌بینید یک گوشی گلکسی نوت 9 مظلوم است که مشغول کار دیگری بوده اما فرصت را غنیمت شمرده و با گوشی‌ها از آن عکس انداختم. به‌نظرم بوکه پس زمینه برای محصول هواوی یک‌دست‌تر است (رنگ سبز را هم نگم دیگه!). البته دقت داشته باشید در تنظیمات می‌توان کاری کرد که میزان تاری پس زمینه برای هر دو گوشی تغییر کند.

سوژه دوازدهم: برج میلاد در شب

ظاهرا پس از رنگ سبز، این برج میلاد است که نقش زیادی در عکس‌های ما بازی می‌کند. این عکس را در اتوبان و به‌سختی از داخل ماشین و پشت فرمان گرفتم! خود تصویر به‌خوبی گویاست که محصول هواوی تصویر در شب را بهتر و با نویز کمتری انداخته است.

سوژه سیزدهم: مرکز خرید ونک

در اینجا برای کار کوتاهی توقف کرده بودم که عکسی به یادگار انداختم. برخلاف تصویر پیشین، این بار تفاوت‌ها اندک بوده و حتی احساس می‌کنم که گلکسی اس10 پلاس محیط را شارپ‌تر گرفته است.

سوژه چهاردهم: از پشت پنجره!

این هم آخرین تصویر شب و از پشت پنجره خانه است. اگر عکس برای شما به نظر روشن می‌رسد باید بگویم که هوا کاملا ابری بوده و اتفاقا محیط چندان روشن نیست. این هنر گوشی‌های ماست که محیط را انقدر روشن و خوب گرفته‌اند و البته اثر گوشی هواوی ماندگارتر است.

سوژه پانزدهم: عکس با فلاش

این تصویر در یک اتاق تاریک گرفته شده که هر دو گوشی به ناچار فلاش‌ها را روشن کرده و عکس عروسک‌ها را گرفته‌اند. کیفیت عکس‌ها خوب است و به‌نظرم این بار گوشی سامسونگ با آنکه عکسش کمی تیره‌تر است اما تعادل نوری و کنتراست بهتری برقرار کرده است.

سوژه شانزدهم: نایت مود

حالت عکاسی شب یا نایت مود، یکی از قابلیت‌های ویژه‌ای است که هر دو گوشی دارند و در این زمان عکس گرفتن کمی بیشتر طول می‌کشد. در همان اتاق تاریک اما این بار با فلاش خاموش عکس گرفته شده و به نوعی تصویر در تاریکی شدیدی انداخته شده است. گوشی سامسونگ عکس را در طی دو تا سه ثانیه انداخت اما پرچم‌دار هواوی تقریبا دو برابر بیشتر معطل کرد که خب نتیجه عکس نشان می‌دهد چرا خروجی آن روشن‌تر افتاده، اما در کل این مود از عکاسی نیاز به ثابت نگاه داشتن زیاد دست و همچنین عدم تحرک سوژه دارد.

سوژه هفدهم: ماکت‌های ماشین

قاعدتا این عکس را از پارکینگ خانه‌مان نگرفتم! 4 ماشین مدل با رنگ‌های مختلف سوژه این بخش بودند که تصویر گرفته شده توسط محصول هواوی ظاهرا جذاب‌تر است.

سوژه هجدهم: باز هم زوم!

از پنجره دفتر چون برج میلاد مشخص نبود به سراغ یک تاکسی بیچاره رفتم! عکس اول در حالت 1x گرفته شده که تصویر را گوشی سامسونگ روشن‌تر گرفته است. عکس دوم زوم 5 برابری برای هر دو گوشی است که اس10 پلاس ترکیبی از اپتیکال و دیجیتال بوده اما برای پی30 پرو اپتیکال خالص است! تصویر سوم هم زوم 10x بوده که برای هواوی زوم هیبریدی بوده اما سامسونگ دیجیتال است. نکته جالب در این بخش، کیفیت مناسب عکس اس10 پلاس بوده که همچنان تصویر را با جزئیات قابل قبولی حفظ کرده است اما خب فاصله با گوشی هواوی همچنان زیاد است.

سوژه نوزدهم: اتاق با نور متوسط

هر دو گوشی عکس با کیفیتی گرفته‌اند اما رنگ‌بندی به نمایش درآمده توسط محصول سامسونگ را بیشتر می‌پسندم.

سوژه بیستم: سوپر ماکرو

در سه تصویر زیر، هدف عکاسی ماکرو بوده که پی30 پرو آن را سوپر ماکرو می‌نامد و دلیلش، توانایی بسیار عالی برای فوکوس بر روی سوژه‌های نزدیک است. همان طور که در تصویر اول هم می‌بینید، نوشته‌های بر روی هواپیمای جلویی به‌خوبی خوانده می‌شود اما در اس10 پلاس این فوکوس در نزدیک‌ترین حالت بر روی هواپیمای دوم قرار گرفته است. در کل پی30 پرو یک حرفه‌ای به تمام معنا در عکاسی سوپر ماکرو محسوب می‌شود.

کدام گوشی عکاس بهتری است؟

عکس‌ها به پایان رسید و مطمئنا با مقایسه این تعداد تصویر که سعی شده همگی در شرایط کاملا برابر گرفته شود، حال بهتر می‌توان درباره توانایی دوربین هر کدام به قضاوت نشست.

ما در 20 بخش مختلف تلاش کردیم که دوربین این دو پرچم‌دار قدرتمند را به چالش بکشیم. اگر شما بخواهید از نمره 20 به این دو امتیازی اعطا کنید، چه عددی را در مقابل‌شان درج خواهید کرد؟

نوشته مقایسه دوربین سامسونگ گلکسی S10 پلاس با هواوی P30 پرو اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.

بررسی هواوی P30 پرو: عکاسی را دوباره معنا کن!

به‌خاطر دارم نخستین گوشی از سری P هواوی را زمانی که در دست گرفتم، ظرافت فوق‌العاده آن تحت تاثیرم قرار داد. در آن روزها هواوی به‌تازگی وارد بازار کشورمان شده بود و P6 گل سر سبد محصولاتش بود.

روزهای زیادی از آن دوران می‌گذرد و پس از ارایه سری‌های مختلفی از گوشی‌های P حالا هواوی به جایی رسیده که با ارایه جدیدترین تلفن همراهش، قادر است تا بازار جهانی را از توانایی‌های بالقوه آن تحت تاثیر قرار دهد.

بسیاری از کمپانی‌ها دیگر سالی یک یا دو پرچم‌دار عرضه نمی‌کنند و نسخه‌های مختلفی از یک اسم با عناوین پلاس و پرو همراه یکدیگر پیشکش می‌شود تا آن مدلی که بیشترین پسوند را به دنبالش دارد، به عنوان سوگلی به درخشش بپردازد.

پس از سری میت 20 هواوی حال نوبت به P30 رسیده که با دو گوشی خوش چهره رقبا را به چالش بکشد. P30‌ پرو را بایستی پرچم‌دار اصلی چینی‌ها دانست که همچون روال چند وقت اخیر، تمرکز اصلی خود را بر روی قابلیت‌های دوربینش گذاشته و البته حرف‌های زیادی نیز برای گفتن دارد. با ما و بررسی تخصصی هواوی پی30 پرو همراه باشید.

طراحی: قدبلندترین!

هواوی ابتدا در طراحی گوشی‌های مدرنش به سراغ نمایشگر با حاشیه کم رفت و پس از آن لبه‌های خمیده را نیز به محصولاتش افزود تا با همراهی نمایشگرهای OLED، شباهت بسیار زیادی به پرچم‌داران سامسونگ از نمای روبه‌رویی پیدا کنند.

البته سامسونگ در طراحی محصولات جدیدش با جابه‌جا کردن ناچ بالای نمایشگر، حداقل در هنگام روشن بودن صفحه نمایش یک وجه تمایز خاص را برای خودش ایجاد نمود تا امضایی متفاوت بر پیشانی محصولاتش درج شود اما هواوی همچنان تلاش می‌کند تا آن حفره را در مرکز بالایی گوشی کوچک‌تر کند که مقایسه با P20 پرو به‌خوبی نشان می‌دهد در این امر به موفقیت خوبی دست یافته است.

پی30 پرو قدبلندترین محصول این کمپانی در رده P تا به امروز است که البته از نظر چهار شانه بودن، محصولات قبلی عریض‌تر بوده ولی این پرچم‌دار جدید ضخامت 8.4 میلی‌متری داشته تا از این نظر هم بتوان لقب چاق‌ترین را به آن داد! به‌نظر می‌رسد که هواوی سیاست ظرافت در این رده را کاملا به کناری گذاشته و تصمیم گرفته باتری حجیم‌تر را به آن ترجیح دهد، امری که منطقی‌تر هم به‌نظر می‌رسد.

وقتی گوشی را به‌دست گرفتم، به‌خاطر لبه‌های خمیده گوشی و گوشه‌های گرد، به‌ خوبی در دستانم جای گرفت، البته ارتفاع زیاد دستگاه سبب می‌شود که نوار نوتیفیکیشن بالا به‌سختی قابل دسترس بوده ولی کلید پاور در جای مناسبی قرار دارد و ورود از طریق سنسور اثر انگشت بر روی نمایشگر، سرعت قابل قبولی بدان بخشیده است.

کلید یک‌پارچه صدا هم در سمت راست و بالای دکمه پاور قرار گرفته تا سمت چپ گوشی خالی از هر گزینه‌ای باشد. محل ورود سیم‌کارت در پایین دستگاه بوده و در کنارش محل اتصال شارژ و اسپیکر دیده می‌شود. از آنجایی که خبری از پورت 3.5 میلی‌متری صدا نیست، پس می‌توان حدس زد که همچنان واژه پرو در محصولات هواوی مساوی با حذف این جک خواهد بود.

در بالای گوشی علاوه بر یک سوراخ ریز که محلی برای میکروفن و قاعدتا ضبط صداست، پورت دوست داشتنی اینفرارد دیده می‌شود تا هواوی یک وجه برتری بر پرچم‌داران بسیاری از کمپانی‌ها را با حفظ این درگاه برای خودش کسب کرده باشد.

اگر گوشی را بر روی سطح صاف قرار دهیم، عدم تعادل آن به‌خوبی مشهود بوده و حتی تا حدی در ذوق می‌زند. دلیل این امر چیزی نیست جز لنزهای دوربین که وقتی دستگاه را به پشت برگردانید، با آن روبه‌رو خواهید شد. هواوی همچون روال چند سال اخیر رنگ بندی‌های بسیار زیبایی را برای پرچم‌دارانش عرضه کرده اما از آنجایی‌که ما رنگ مشکی داشتیم، پس خیلی نمی‌توانیم به به و چه چه کنیم و به قول یکی از دوستان، باید خودمان را با گفتن اینکه مشکی رنگ عشقه، دل‌خوش نماییم!

البته رنگ پشت گوشی به‌خاطر انعکاسی که بخش شیشه‌ای دارد، بیشتر به سمت خاکستری متمایل شده و به‌خوبی قادر هستید تا چهره زیبای‌تان را هم در آن ببینید. وجود سه لنز عمودی که دوتای اولی به‌صورت گرد بوده و سومی مربعی شکل با عمقی بالاست، نشان می‌دهد که بخش مرتبط با دوربین، خبرسازترین قسمت این پرچم‌دار جدید است. البته یک سنسور دیگر هم برای دوربین وجود دارد که هواوی آن را جداگانه و در زیر فلش قرار داده تا مثل محصولاتی چون گلکسی A9 شاهد به صف ایستادن سنسورها در پشت یکدیگر نباشیم.

به‌شخصه این مدل از قرارگیری لنزها را نمی‌پسندم و اگر هواوی از همان سبک طراحی که در محصولاتی چون میت 10 پرو استفاده می‌کرد، در گوشی جدید خودش نیز بهره می‌گرفت، قطعا با طراحی دلپذیرتر و متوازن‌تری روبه‌رو می‌شدیم.

از آنجایی که پی30 پرو وزنی معادل 192 گرم دارد، بایستی آن را در رده سنگین وزن‌ها نیز قرار داد اما مقدارش جوری نیست که شما را آزار بدهد و به‌خاطر جنس عالی و دیزاین دوست داشتنی، با افتخار گوشی خودتان را در دست گرفته و از درج نام لایکا در زیر لنزهای از حدقه درآمده‌اش هم لذت خواهید برد!

نمایشگر: من هم خمیده شدم

پی30 پرو نخستین گوشی از رده P است که دارای یک نمایشگر با کناره‌های خمیده بوده و اندازه 6.47 اینچی با نسبت 19.5 به 9 دارد. فناوری OLED به‌کار گرفته شده سبب می‌شود تا غلظت رنگ مناسبی را شاهد باشید و مشکی عمیق در کنار روشنایی تا 600 نیت، کنتراست بی‌نهایت را به ارمغان می‌آورد.

وضوح تصویر نمایشگر 2340 در 1080 پیکسل بوده که به آن فول اچ‌دی پلاس گفته می‌شود. شاید این رزولوشن عجیب به‌نظر برسد، چرا که سال‌هاست از حضور نمایشگرهایی با وضوح QHD می‌گذرد اما تجربه ثابت کرده که چشم انسان پیکسل‌های بیشتر را تشخیص نمی‌دهد و به همین خاطر هواوی تصمیم گرفته تا به سراغ بازی با اعداد نرفته و از همان اول چیزی را عرضه کند که نیاز است.

خوشبختانه خوانایی نمایشگر در زیر نور مستقیم آفتاب هم بسیار خوب است و بدین سبب می‌توانید در نور زیاد هم به‌راحتی با گوشی خودتان (پس از آنکه پولش را دادید!) کار کنید.

این نمایشگر 6.47 اینچی یک حفره را هم در بالای خودش می‌بیند که محل حضور دوربین سلفی است. در دو طرف به‌خاطر خمیده بودن هیچ حاشیه‌ای وجود ندارد اما در پایین دستگاه همچنان نوار مشکی دیده می‌شود که همین امر سبب شده تا نسبت ابعاد نمایشگر زیر 90 درصد (88.6 درصد) باقی بماند.

سنسور اثر انگشت هم مانند هواوی میت 20 پرو به زیر نمایشگر انتقال یافته تا برخلاف P10 پلاس و P20 پرو دیگر شاهد حضور آن در زیر نمایشگر نباشیم. عملکرد این سنسور هم بسیار خوب و سریع است، محل قرارگیری انگشت شما در هنگام برداشتن گوشی با یک نور کم نشان داده شده تا بدانید کجا را بایستی لمس کنید.

سخت‌افزار: همچنان قدرتمند

بایستی سه کمپانی اپل، سامسونگ و هواوی را اضلاع یک مثلث دانست که هر کدام به‌خوبی از پس تولید چیپست‌های انحصاری برای محصولات‌شان بر آمده‌اند. در این بین هواوی در طی یکی دو سال اخیر، رشد شگرفی را تجربه کرده و کایرین 970 را می‌توان به عنوان بازیگر اصلی در عرصه هوش مصنوعی قلمداد کرد، بخشی که سایر کمپانی‌ها نیز خیلی سریع بدان پیوستند.

برای اولین بار در گوشی‌های سری جدید میت 20 از جدیدترین چیپست این کمپانی با نام کایرین 980 استفاده شد که فناوری 7 نانومتری در آن به‌کار رفته و مجهز به ساختاری خاص و جالب بود. در این چیپست که حال به گوشی‌های P30 و P30 پرو هم رسیده، از 4 هسته A76 استفاده شده که دوتای آن‌ها با فرکانس 2.6 و دوتای دیگر با فرکانس 1.92 گیگاهرتز کار می‌کنند و دارای عملکرد مستقلی هستند. برای کارهای عادی نیز 4 هسته A55 وارد عمل می‌شود تا بهینه سازی انرژی در ایده‌آل‌ترین وضعیت خودش قرار داشته باشد.

کایرین 980 در برخی زمینه‌ها، نخستین نمونه در جهان به‌شمار می‌آید. این محصول اولین تراشه ساخته شده بر مبنای فرآیند تولید فوق‌العاده دقیق 7 نانومتری است و برای نخستین بار در جهان از پردازنده قدرتمند و جدید ARM با نام کورتکس A76 بهره می‌گیرد. کایرین 980 اولین تراشه مجهز به واحد پردازش عصبی دوگانه، چیپ گرافیکی جدید Mali G76 همراه با مودم فوق‌العاده سریع Cat21 با سرعت 1.4 گیگابیت بر ثانیه است و از استاندارد رم LPDDR4X با فرکانس بالاتر 2133 مگاهرتز پشتیبانی می‌کند.

پس از معماری 10 نانومتری، فرآیند تولید 7 نانومتری جدید چالش‌های بیش‌تری را پیش روی کارشناسی تولید قرار می‌دهد. بگذارید ابتدا با ماجراجویی درباره کایرین 980 شروع کنیم. هواوی می‌گوید که ساخت یک تراشه 7 نانومتری، بزرگ‌ترین چالش مهندسی پیش روی کمپانی تا به امروز بوده است. از آن‌جا که در حال نزدیک شدن به محدودیت‌های قانون مور هستیم؛ هواوی بایستی تحقیق پیرامون معماری جدید را از حدود 3 سال قبل آغاز می‌کرد و پس از طراحی بیش از 5000 نمونه‌اولیه، نهایتا کمپانی موفق به تولید انبوه تراشه با معماری جدید شده است.

در خصوص دشواری‌های تولید تراشه 7 نانومتری به قدر کافی صحبت شد اما پیشرفت‌های واقعی یک تراشه 7 نانومتری نسبت به چیپست‌های 10 نانومتری نسل قبلی چیست؟ هواوی می‌گوید که کایرین 980 در زمینه سرعت و بهره‌وری انرژی به رشد 2 رقمی دست یافته است و سرعت این تراشه تا 20 درصد افزایش و میزان مصرف انرژی آن 40 درصد کاهش پیدا کرده است. هواوی با بهره‌گیری از فرآیند تولید 7 نانومتری مینیاتوری با دقت بالاتر موفق شده چگالی منطقی تراشه را 1.6 برابر نماید. در تراشه کایرین 980 از 6.9 میلیارد ترانزیستور استفاده شده است.

با مقایسه تراشه جدید کایرین 980 و تراشه نسل قبلی یعنی کایرین 970 می‌توان دریافت که کارایی چیپست جدید حدودا 75 درصد و بهره‌وری انرژی در آن 58 درصد بهبود یافته است.

پردازنده موجود در تراشه کایرین 980 دارای 8 هسته پردازشی است؛ اما در عوض استفاده از معماری شناخته شده big.LITTLE، هسته‌های جدیدی موسوم به میانی (Middle) را معرفی می‌کند. این ایده، تقسیم‌بندی مناسب‌تری میان پردازش‌های مختلف موجود بر روی پردازنده ارایه نموده و حداکثر بهره‌وری تراشه را افزایش خواهد داد. تراشه جدید مجهز به 2 هسته بزرگ کورتکس A76 با فرکانس 2.6 گیگاهرتز، 2 هسته میانی کورتکس A76 با فرکانس 1.96 گیگاهرتز و 4 هسته کوچک کورتکس A55 با فرکانس 1.8 گیگاهرتز است. هواوی، چگونگی تقسیم‌بندی جالب و کنترل امور پردازشی معمول میان هسته‌های مختلف را نمایش داده است و در ادامه به چند نمونه اشاره می‌شود.

پخش موسیقی تنها هسته‌های کوچک پردازنده را درگیر می‌کند. شبکه‌های اجتماعی بر هسته‌های کوچک و میانی متکی هستند و مرورگر، دوربین و گالری به‌طور معمول از هسته‌های میانی بهره می‌گیرند؛ در حالی‌که بازی‌های با بار پردازشی سنگین و گالری معمولا توسط هسته‌های بزرگ پردازش خواهند شد. در کنار پردازنده سریع‌تر و انعطاف‌پذیرتر از حافظه رم سریع‌تر با 20 درصد پهنای باند بیش‌تر و 22 درصد تاخیر کم‌تر استفاده شده است.

این موضوع در اجرای سریع‌تر اپلیکیشن‌های مختلف به بهترین شکل قابل مشاهده خواهد بود. هواوی می‌گوید که زمان لازم برای اجرای اپلیکیشن‌های محبوبی مانند فیس‌بوک، واتس‌اپ، اینستاگرام، مسنجر، اسنپ‌چت، توئیتر و لاین را به‌طور میانگین تقریبا 0.2 ثانیه کاهش داده است.

کایرین 980 برای نخستین بار از تراشه گرافیکی جدید Mali G76 بهره گرفته و این موضوع، ارتقای 46 درصدی کارآیی و بهبود حداکثر 178 درصدی بهره‌وری انرژی در GPU را به‌دنبال داشته است. فناوری هوشمند پیش‌بینی بارگذاری به گیم پلی روان‌تر بازی‌ها کمک می‌کند. این فناوری، انرژی موردنیاز تراشه را با دقتی بالاتر پیش‌بینی نموده و تغییرات لازم را به شکلی بسیار موثر اعمال می‌کند. به‌علاوه تراشه کایرین 980 مجهز به یک پردازنده سیگنال تصویر (ISP) دوگانه جدید است که پیشرفت‌هایی به شرح ذیل را به‌دنبال خواهد داشت:

  • بهبود 46 درصدی سرعت پردازش دوربین
  • ارتقای 23 درصدی بهره‌وری انرژی در زمان ضبط محتوا
  • کاهش 33 درصدی میزان تاخیر

هواوی چندین تصویر چشم‌نواز که توسط ISPهای دوگانه جدید به ثبت رسیده را نمایش داده است. این تصاویر به وضوح نمایانگر محدوده دینامیکی بسیار گسترده‌تر و سطح جزئیات بسیار بیش‌تر در موقعیت‌های زمانی روز و شب هستند. همچنین به یک واحد پردازش عصبی دوگانه برای دوربین‌ها دسترسی خواهید داشت که فرآیند تشخیص تصاویر بر مبنای هوش مصنوعی را تسهیل می‌نماید.

به‌علاوه با وجود قابلیت تشخیص اشیا خاص در یک فضای محصور، کارآیی هوش مصنوعی در این زمینه شاهد پیشرفت‌های بیش‌تری بوده است و در حال حاضر هوش مصنوعی نه تنها بر روی عکس‌ها عمل می‌کند؛ بلکه می‌تواند برای تشخیص اشیا در ویدیو نیز به‌کار گرفته شود.

در نهایت بایستی خاطرنشان کرد که کایرین 980 نخستین تراشه در جهان است که از مودم LTE Cat21 با سرعت 1.4 گیگابیت بر ثانیه بهره می‌گیرد. هواوی ذاتا یک شرکت فعال در حوزه شبکه است و یکی از کمپانی‌های پیش‌رو در صنعت ارتباطات به‌شمار می‌آید. تراشه جدید مجهز به فناوری‌های زیر است:

4X4 MIMO + 256 QAM+3CCCA = 1.2 Gbps
2×2 MIMO + 256 QAM + 1CC = 200 Mbps

که در مجموع سرعت مودم برابر با 1.4 گیگابیت بر ثانیه خواهد شد.

جهت اطلاع افراد غیرمتخصص در حوزه شبکه بایستی یادآور شد که به بیان ساده‌تر، برای گیمینگ و پخش ویدیو از سرعت‌های بالاتری بهره‌مند خواهید شد. همچنین هواوی با جریان 10 برابر روانتر داده‌ها و در راستای اطمینان از بروز وقفه کم‌تر در هنگام مراجعه کاربر به زیرزمین یا قطارهای سریع‌السیر به‌طور مجزا تلاش کرده است.

اما در نهایت آن چیزی که برای یک کاربر اهمیت دارد، عملکرد واقعی گوشی است، امری که در چند سال اخیر اکثر پرچم‌داران نشان داده‌اند به چیزی فراتر از نیازها دست یافته‌اند و شاید رقابت بر سر مسایلی همچون عملکرد بهینه‌تر و یا ساختارهایی نوین چون هوش مصنوعی باشد.

برای نگاهی دقیق‌تر، دو اپلیکیشن معروف در بخش بنچمارک را بر روی پی30 پرو به‌کار گرفتیم. پرچم‌دار جدید هواوی در دو نسخه با رم 6 و 8 گیگابایت و حافظه‌های داخلی 128، 256 و 512 گیگابایت عرضه می‌شود که گوشی در اختیار ما، دارای 8 گیگابایت رم و 256 گیگابایت حافظه داخلی بود.

ابتدا آخرین نسخه انتوتو را استفاده کردیم که در حالت استاندارد به امتیاز 243141 دست یافت (اگر گوشی را در حالت پرفورمنس قرار دهید این رقم بالاتر می‌رود).

این رقم برای گیک بنچ 4 که هسته‌های اصلی چیپست را مورد بررسی قرار می‌دهد، در حالت تک هسته‌ای برابر با 3291 و در زمان چند هسته‌ای 9650 بود.

در حالت کلی بایستی عملکرد پی30 پرو را عالی ارزیابی کرد که نه تنها قادر به اجرای تمام بازی‌ها و اپلیکیشن‌های روز است، بلکه تا مدت‌های مدید، خیال شما را از اجرای هرگونه برنامه‌ای آسوده می‌سازد.

دوربین: زوم تا بی‌نهایت!

هواوی چند سالی است که تلاش می‌کند تا سری P را پرچم‌دار اصلی‌اش در بخش مهمی چون عکاسی بداند، جایی که به‌نظر می‌رسد در پی30 پرو موفق به ایجاد یک تحول تازه در چنین قسمت مهمی شده است.

در روزگاری که درصد زیادی از کاربران به‌دنبال شکار لحظه‌های ناب جهت انتشار در شبکه‌های اجتماعی هستند، یک موبایل با دوربین خوب، بهترین سلاح آن‌هاست و بدین سبب سازندگان تمرکز ویژه‌ای در این بخش داشته‌اند. هواوی که در میت 20 پرو از محصول 3 دوربینه خودش رونمایی کرده بود، این بار از 4 سنسور بهره گرفته تا بدانیم که همچنان شاهد پیشرفت در این قسمت حساس هستیم.

همکاری کمپانی بزرگ چینی با لایکا همچنان حفظ شده و این شرکت آلمانی همچون چند سال اخیر، وظیفه تیونینگ لنزها را برعهده گرفته است. بیایید ابتدا در بخش تئوری نگاهی به این سنسورها بیندازیم.

دوربین اصلی در P30 پرو به یک سنسور 40 مگاپیکسلی مجهز شده که توسط سونی و اختصاصی برای هواوی ساخته شده و به آن سوپر سنسینگ سنسور می‌گویند! در حالت عادی تصاویر خارج شده از این سنسور 10 مگاپیکسلی است که توسط فناوری کواد بایر هر 4 پیکسل به نوعی ادغام شده و خروجی آن‌ها یک پیکسل با کیفیت بسیار بالاتر است، البته شما اگر بخواهید، قادر خواهید بود تا عکسی با ابعاد همان 40 مگاپیکسل هم بگیرید و اجباری در کار نیست.

این سنسور از نظر میزان پیکسل و 27 میلی‌متری بودن لنز، مشابه با میت 20 پرو و P20‌ پرو است اما دریچه دیافراگمش از F/1.8 به F/1.6 ارتقا یافته تا شاهد بهبود زیادی برای عکاسی در محیط‌های کم نور باشیم و دارای لرزش‌گیر اپتیکال نیز شده است.

از سوی دیگر، این سنسور جدید از فیلتر جدید نوری بهره می‌گیرد و به جای فیلتر مرسوم RGGB، هواوی و سونی تصمیم گرفته‌اند تا RYYB را جایگزین کنند. در واقع ساب پیکسل‌های سبز (Green) با زرد (Yellow) جایگزین شده‌اند. طبق ادعای سازندگان این امر سبب می‌شود تا 40 درصد نور بیشتری جذب شده و به همین خاطر کیفیت عکس‌ها بالاتر برود.

پس تا اینجا کار، سنسور اصلی ما نسبت به گذشته شاهد سه تغییر عمده است. مقدار اپرچر آن بیشتر شده، لرزش‌گیر اپتیکال اختصاصی دارد و مجهز به فیلتر رنگ جدید است. همه این عوامل بایستی سبب شود تا تصاویر در محیط‌های تاریک با کیفیت بسیار بهتری گرفته شود (عکاسان پلنگ می‌توانند تبدیل به خفاش شوند!).

دوربین دوم، اولترا واید است که این روزها شاهد حضورش بر روی دوربین بسیاری از گوشی‌ها هستیم. یک سنسور 20 مگاپیکسلی 16 میلی‌متری با دریچه دیافراگم F/2.2 برای این بخش در نظر گرفته شده که پیش از این بر روی میت 20 پرو هم آن را دیده بودیم. این سنسور قابلیت تشخیص فاز و همچنین عکاسی ماکرو را هم دارد که تا فاصله 2.5 سانتی‌متر قادر به فوکوس بر روی اشیا است. هواوی همچنین مود شب (Night Mode) را در گوشی‌هایش بهبود داده و با سرعت بیشتری قادر به گرفتن عکس در این حالت خواهید بود.

دوربین سوم در P30 پرو، تله فوتو است که با نگاه بر آن متوجه تفاوتش خواهید شد و این همان بخشی است که بایستی نقطه عطف در ساخته جدید هواوی بدانیم. البته پیش از این دوربین‌های پریسکوپی را شاهد بودیم اما به‌نظر می‌رسد محصول جدید هواوی از نظر کیفیت زوم و عکس یک سر و گردن بالاتر بایستد.

سنسور این دوربین 8 مگاپیکسلی است اما اندازه پیکسل‌های آن بزرگ‌تر شده و از 1 میکرومتر در پی20 پرو و میت 20 پرو به 1.22 میکرومتر رسیده است. نور از 5 عنصر اپتیکال عبور می‌کند تا به سنسور برسد. همچنین یک لرزش‌گیر اپتیکال هم برای آن تعبیه شده تا لرزش‌های دست در حالت زوم به بهترین شکلی کنترل شود.

لنز پریسکوپی روی پی 30 پرو یک نمونه 125 میلی‌متری است که دریچه دیافراگم آن F/3.4 بوده و طبق اعلام سازنده بایستی به شما 5 برابر زوم اپتیکال بدهد. البته یک حساب ساده نشان می‌دهد این عدد درست نیست چرا که دوربین اصلی ما یک نمونه 27 میلی‌متری است و اگر این دو عدد را بر یکدیگر تقسیم کنیم، به زوم 4.63x می‌رسیم! اما ظاهرا سازنده خواسته تا عدد به‌دست آمده را به نوعی گرد کرده و شما را از ذکر 3 عدد پشت سر هم (4 و 6 و 3) راحت کند!

البته یک نکته جالب اینجاست که اگر شما از دوربین اولترا واید استفاده کنید، در این حالت شما در حال استفاده از لنز 16 میلی‌متری بوده و زوم اپتیکال برای‌تان به عدد 7.8x می‌رسد که بیشتر از 5x عادی خواهد بود! پس بهتر است بازی با اعداد را بیخیال شده و به ادامه داستان هیجان انگیزمان در بخش دوربین بپردازیم.

هواوی یک زوم دیگر با عنوان 10x هایبرید را هم استفاده کرده که به نوعی ترکیب زوم اپتیکال با دیجیتال است. در این حالت شما 2 برابر زوم دیجیتال را با اپتیکال مخلوط می‌کنید اما به‌خاطر تعداد پیکسل‌های مناسب عکس، افت چندانی در خروجی نهایی نمی‌بینید. زوم کردن تا میزان 50x هم می‌تواند ادامه یابد که قاعدتا کیفیت تصویر را بسیار پایین خواهد آورد.

در پی30 پرو دوربین چهارمی هم وجود دارد که ToF (تُف؟!) نامیده می‌شود و مخفف Time of Flight است. البته این دوربین قرار نیست عکسی برای شما بگیرد و از جایگاهش در پشت گوشی، به‌نظر می‌رسد خودش هم قصدی برای خودنمایی ندارد. این دوربین که آن را بیشتر بایستی یک دستیار برای سایر لنزها محسوب کرد، به شما کمک می‌کند تا سرعت فوکوس کردن‌تان را افزایش دهید (به نوعی جایگزین لیزر تشخیص فوکوس شده) و همچنین عمق تصویر را اندازه‌گیری می‌کند که در تصاویر پرتره برای ایجاد حالت بوکه صحیح یک ابزار بسیار کارامد خواهد بود.

خب این همه برای شما تئوری گفتیم تا به چه چیزی برسیم؟ قاعدتا تصاویر خوب و با کیفیت! اینترفیس دوربین هم دارای تغییرات کوچکی شده که مهم‌ترین آن استفاده پیش فرض از حالت‌های مختلف زوم است. بالاخره کلی سازنده تلاش کرده تا چنین مقدار بالایی از زوم را در اختیار کاربر بگذارد، پس گذاشتن حالت‌های مختلف بر روی صفحه اصلی، امر دور از ذهنی نیست.

ابتدا برای شما ۵ تصویر مختلف را نشان می‌دهیم که از حالت اولترا واید (0.6x زوم) شروع شده و تا 50x زوم دیجیتال پیش می‌رود. توجه داشته باشید که مطلوب‌ترین تصاویر تا زوم 10x به‌دست می‌آید و پس از آن شاهد افت کیفیت شدیدی می‌شویم که طبیعی هم است.

در ادامه هم برخی تصاویر شکار شده توسط این عکاس حرفه‌ای در شرایط مختلف نوری را برای‌تان به نمایش می‌گذاریم تا ببینید که P30 پرو به‌راستی یک گوشی توانمند در این بخش مهم است.

دوربین سلفی یک نمونه باکیفیت 32 مگاپیکسلی است که حداقل از نظر تعداد پیکسل‌ها، یک سر و گردن از بسیاری رقبا بالاتر می‌ایستد (آی‌فون 7 مگاپیکسل بود؟!). البته واقعا تعداد پیکسل فقط یکی از فاکتورهاست و مسایل بسیار مهم دیگری نیز برای یک خروجی با کیفیت وجود دارد. به عنوان مثال وجود فوکوس خودکار که P30 پرو از آن بی‌بهره است! همچنین به‌خاطر آنکه شما یک سنسور دارید، تصاویر پشت سرتان ممکن است در حالت پرتره به‌خوبی تار نشده و با مقداری از مو و گوش شما مخلوط شود!

در بخش فیلم‌برداری، حد توانایی پی30 پرو همچون میت 20 در گرفتن ویدیوهایی با وضوح تصویر 4K اما ماکسیمم نرخ 30 فریم در هر ثانیه است. در حالت فول اچ‌دی البته قادر هستید با 60 فریم نیز فیلم بگیرید و سوپر اسلوموشن با کیفیت اچ‌دی و 960 فریم بر ثانیه هم برای دستگاه فراهم شده است. هواوی تلاش کرده تا حالت‌های هوش مصنوعی را نیز به بخش فیلم‌برداری بیاورد. برخی از سوژه‌ها به‌خوبی توسط دستگاه شناسایی می‌شوند، حتی متن را نیز دوربین می‌تواند برای شما ترجمه کند. ذخیره تصویر در دو فرمت H.264 و H.265 بنا به سلیقه کاربر هم فراهم شده است.

مالتی مدیا: تجربه لذت بخش

وقتی شما یک نمایشگر با سایز 6.47 اینچی دارید که نزدیک به 90 درصد سطح جلویی گوشی را پوشانده است، به‌طور حتم مشاهده فیلم و کلیپ بر روی آن بسیار لذت بخش خواهد بود. البته از آنجایی که فیلم‌ها اکثرا در نسبت 21 به 9 پخش می‌شود، پس در دو طرف تصویر همچنان نوار سیاه کمی خواهید داشت اما برای مشاهده تصاویر تلویزیونی و یا سریال، تقریبا از اکثر نمایشگر استفاده مطلوب خواهد شد.

نکته عجیب اینجاست که گوشی بر خلاف پی20 پرو و میت 20، مجهز به اسپیکر استریو نیست و تک بلندگوی آن در پایین و کنار پورت تایپ سی قرار گرفته است. البته کیفیت صدا در حد بسیار مطلوب و بلندی قرار دارد و حداقل در این بخش توانسته حتی نسبت به اسلاف خودش در رتبه بهتری بایستد.

پی30 پرو متاسفانه جک استاندارد 3.5 میلی‌متری ندارد و مجبور هستید با استفاده از بلوتوث و یا کانکتور تایپ سی به موسیقی از طریق هدفون گوش فرا دهید.

باتری: هر روز بهتر از دیروز!

اولین گوشی از سری P هواوی یک باتری 2000 میلی‌آمپری داشت که از نظر شارژدهی در سطح مطلوبی قرار نمی‌گرفت. تازه در آن روزگار کسی تا این حد به فضای مجازی و اتصال دایم به اینترنت اعتیاد نداشت. هرچه گذشت، وابستگی افراد به این محصولات چهار گوش افزایش یافت و قاعدتا نیازشان به شارژ هم بیشتر و بیشتر می‌شد.

دیگر سازندگان به‌خوبی دریافته بودند که باریکی کمر یک گوشی به اندازه مدت زمان نگهداری شارژ آن مهم نیست و برای همین ضخامت دستگاه‌ها افزایش یافت و دیگر کسی به دنبال رقابت در ساخت ظریف‌ترین نبود. همین امر سبب شد تا پی30 پرو برای نخستین بار یک باتری پر توان 4200 میلی‌آمپری را بر روی خودش ببیند که نتیجه آن ضخامت 8.4 میلی‌متری بود، اما چه کسی اهمیت می‌دهد اگر بدین خاطر گوشی شما یک شارژ دهی عالی داشته باشد؟

باتری 4200 میلی‌آمپری P30 پرو در تست‌های انجام شده قادر است تا بیش از 20 ساعت به پخش ویدیو پرداخته و نزدیک به 15 ساعت وب‌گردی را هم تاب بیاورد. در واقع توانایی گوشی به لطف پردازنده بهینه شده، فناوری کم مصرف نمایشگر و البته حجم بالای باتری، در رده بسیار خوبی قرار دارد و به‌واسطه شارژ بسیار سریع 40 واتی، در کل فاصله شما با پریز برق را بسیار کم می‌کند.

گفتنی است که این محصول هواوی در شارژ بی‌سیم هم از فناوری 15 واتی استفاده کرده و همچون میت 20 پرو قادر است تا سایر دستگاه‌ها را نیز به‌صورت وایرلس شارژ کند.

سایر امکانات: دوستم بدار

ورژن اندروید و رابط کاربری گوشی، بر روی عدد 9 و 9.1 قرار دارد. هواوی تلاش زیادی کرده که یک رابط کاربری سبک را بر روی جدیدترین پرچم‌دارش استفاده کند و با توجه به تجارب قبلی، تا حد زیادی هم در این امر موفق بوده است. البته اینترفیس تا حد زیادی به سلیقه کاربر هم بستگی دارد اما خوشبختانه هواوی به اندازه‌ای تجربه کسب کرده تا بدانید اختیارات لازم را بایستی برای کاربر گذاشت و به همین سبب تنظیمات بسیار خوبی را در جلوی دیدگان خودتان می‌بینید.

وجود پورت مادون قرمز سبب می‌شود تا با کمک اپلیکیشن اسمارت ریموت، کنترل خوبی بر وسایل دیجیتالی اطراف‌تان داشته باشید. بلوتوث نیز به نسخه 5 ارتقا یافته تا از این جهت بهترین تجربه را با دندان آبی کسب کنید.

نکته مثبت دیگر، تجهیز P30 پرو به لایسنس IP68 است و بدین سبب قادر هستید تا با خیال راحت همراه گوشی خود در استخر آب پریده و تا 1.5 متری نیز آن را به اعماق ببرید!

سخن پایانی

از آنجایی که در حدود یک سالی است با نوسانات شدید ارزی دست و پنجه نرم می‌کنیم، حتی ورود رسمی پی30 پرو به بازار کشورمان نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. اگر هم زمانی دستگاه وارد کشور شود، با توجه به نرخ روز ارز بهایی نجومی بر رویش درج می‌شود (بالاتر از ۱۲ میلیون تومان) که قاعدتا کاربران زیادی قدرت لازم برای تهیه این زیبای شرقی را نخواهند داشت.

اما اگر از منظر جهانی بخواهیم به پی30 پرو بنگریم، بایستی این محصول هواوی را بهترین گوشی عکاس دنیا تا به امروز دانست که با هوشمندی خاصی توسط سازنده به بازار عرضه شده تا به‌واسطه ویژگی منحصر به‌فردی چون زوم اپتیکال و همچنین عکاسی در نور کم، بتواند در قلوب طرفداران دنیای مجازی برای خودش جا باز کرده و عکاسی را در بین اسمارت‌فون‌های امروزی دوباره معنا کند.

نوشته بررسی هواوی P30 پرو: عکاسی را دوباره معنا کن! اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.

بررسی هواوی Y7 Prime 2019 و Y9 2019: پرچم‌داران رده پایین!

احتمالا هواوی را بیشتر با سه رده گوشی‌های پرچم‌دار و بالا رده‌اش می‌شناسیم: هواوی میت، هواوی پی و هواوی نوا.

اما این برند چینی یک رده Y هم دارد که مناسب خانواده‌ها هستند. گوشی‌های اقتصادی و مقرون‌به‌صرفه برای افرادی که انتظارات کمتری از اسمارت‌فون‌شان دارند و نمی‌خواهند زیاد هزینه کنند.

هواوی در سال ۲۰۱۹ دو گوشی از این سری به نام‌های Y7 Prime و Y9 معرفی کرده که اکنون وارد بازار ایران هم شده‌اند. در ادامه، با بررسی این گوشی‌های رده پایین ولی شیک و خوش دست همراه ما باشید.

هواوی گوشی Y9 مدل ۲۰۱۹ خود را اکتبر سال ۲۰۱۸ معرفی کرد و از همان زمان روانه بازار شد ولی Y7 Prime در ماه ژانویه ۲۰۱۹ معرفی و از اواخر همان ماه به فروش رسید.

هر دو گوشی Y7 Prime و Y9 از پرچم‌دارهای این شرکت ویژگی‌هایی را به عاریت گرفته اما با سخت‌افزار ضعیف‌تری روانه بازار شدند.

اگر این گوشی‌ها را از دور مشاهده کنید؛ شاید با سری P اشتباه گرفته شوند یا تشابهات زیادی با سری نوا 3i دارند. اما قیمت آن‌ها بسیار وسوسه‌انگیز است و نمی‌توانید به خرید آن‌ها پاسخ منفی بدهید.

طراحی: حس خوب در دست گرفتن یک پرچم‌دار

بدون تعارف، هر دو گوشی زیبا و دل‌فریب هستند. وقتی در دست بگیرید؛ احساس خوبی خواهید داشت و تصور می‌کنید همان گوشی است که انتظارش را داشتید!

طراحی این گوشی‌ها با بهترین‌های بازار رقابت می‌کند. پنل پشتی صاف و حاشیه‌های بسیار نازک صفحه‌نمایش باعث شدند حس یک گوشی پرچم‌دار را به‌خود بگیرید و به همه نشان‌شان دهید.

هر دو گوشی زبان طراحی مشابهی دارند و فقط در وزن، حاشیه‌ها، دوربین سلفی و اندازه صفحه‌نمایش از یکدیگر متفاوت می‌شوند. به‌ویژه پنل پشتی آن‌ها بسیار مشابه هم است. وزن گوشی Y9 برابر ۱۷۳ گرم و وزن Y7 Prime نزدیک به ۱۶۸ گرم است.

در اندازه هم بسیار نزدیک به هم هستند. Y9 با اندازه‌ای ۱۶۲.۴ در ۷۷.۱ و ضخامت ۸.۱ میلی‌متر روانه بازار شده است. Y7 Prime با ضخامتی برابر Y9 ولی اندازه ۱۵۹ در ۷۶.۹ میلی‌متر عرضه شده است.

صفحه‌نمایش این گوشی‌ها هم به ترتیب ۶.۵ و ۶.۲ اینچ است. بنابراین؛ در وزن و اندازه نمی‌توان تفاوت آن‌چنانی میان این دو گوشی قائل بود.

طراحی گوشی‌ها همانند طراحی میان‌رده‌های سال ۲۰۱۸ هواوی است. در پنل پشتی دوربین‌ها به طور عمودی زیر یکدیگر قرار گرفته و در گوشه بالا سمت چپ مشاهده می‌شوند. فلاشر بیرون از باکس لنزهای دوربین‌ است و اسکنر اثر انگشت نیز در وسط بخش بالایی پنل تعبیه شده است.

چون هواوی می‌خواهد این گوشی‌ها ارزان‌قیمت باشند؛ جنس بدنه آن‌ها را فلز – پلاستیک انتخاب کرده است. پنل جلویی و قاب فلزی آلومینیومی است ولی پنل پشتی پلاستیکی انتخاب شده است. میان‌رده‌های هواوی مانند نوا 3i تماما از جنس فلز هستند.

البته، هنگامی که این گوشی‌ها را به دست می‌گیرید؛ بسیار سخت است تشخیص دهید پنل پشتی از جنس پلاستیک است. گوشی‌ها طوری ساخته شده‌اند که بیشتر آلومینیومی به نظر می‌رسند ولی هنگام خراشیدگی یا آسیب‌دیدگی مشخص می‌شود از جنس پلاستیک هستند.

کلیدهای کنترلی گوشی‌ها در کناره سمت راست چینش شدند و اسلات دو سیم‌کارت و کارت حافظه در بخش چپ مشاهده می‌شوند. در پایین گوشی هم درگاه میکرو USB و جک هدفون ۳.۵ میلی‌متری مشاهده می‌شوند. بلندگوی گوشی‌ها هم در بخش پایینی دستگاه قرار دارد.

پنل پشتی بسیار تمیز و صیقل خورده است. جای دوربین‌ها عالی بوده و هرگز مزاحم عکاسی یا گرفتن گوشی در دست نیستند. اسکنر اثر انگشت هم در جای مناسبی تعبیه شده است و کار با آن راحت خواهد بود. مقداری خمیدگی در لبه‌های پشتی این گوشی‌ها مشاهده می‌شود که باعث جاگیری و راحتی بیشتر دست می‌شوند.

در پنل جلویی گوشی Y9 شاهد نسبت نمایشگر به بدنه ۸۲.۸ درصد هستیم و ناچ صفحه‌نمایش با داشتن دو دوربین کمی بزرگ‌تر از طراحی‌های ناچ سال ۲۰۱۹ است. نمی‌توان گفت این ناچ زشت شده است ولی احتمالا ناچ کوچک‌تر Y7 Prime را بیشتر بپسندید.

نسبت نمایشگر به بدنه در Y7 Prime حدود ۸۰ درصد است. علت آن، حاشیه زیادتر پایین گوشی است که نام برند هواوی در آن حک شده ولی در Y9 حذف می‌شود. حاشیه‌های طرفین اندازه هم هستند و در بالا تقریبا هیچ حاشیه‌ای نداریم. پس گوشی‌های جدید سری Y هواوی بدون حاشیه با مدرن‌ترین طراحی در سال ۲۰۱۹ هستند.

هواوی ترجیح داده این گوشی‌ها در رنگ‌بندی‌های متفاوتی از جمله سیاه متمایل به خاکستری (Midnight black)، آبی شفق قطبی (Aurora blue) و قرمز مرجانی (Coral Red) روانه بازار شوند. البته ما برای بررسی دو رنگ زیبا را در اختیار داشتیم که بسیار چشم نواز هستند.

نمایشگر: عمیق، دقیق و شفاف

همان‌طور که گفتیم؛ گوشی‌های Y9 و Y7 Prime از صفحه‌نمایش‌های ۶.۵ و ۶.۲ اینچ سود می‌برند. نمایشگرهایی بزرگ با حاشیه بسیار کم که بهترین گزینه برای تماشای ویدیو و بازی خواهند بود.

هر دو نمایشگر از نوع IPS LCD هستند ولی رزولوشن متفاوتی دارند. دقت تصویر صفحه‌نمایش Y9 برابر ۲۳۴۰ در ۱۰۸۰ پیکسل (+FHD) با تراکم ۳۹۶ پی‌پی‌آی است. نسبت تصویر هم در این نمایشگر ۱۹:۵:۹ خواهد بود ولی در آن سو، نمایشگر Y7 Prime دقتی ۱۵۲۰ در ۷۲۰ پیکسلی با تراکم ۲۶۹ پی‌پی‌آی و نسبت تصویر ۱۹:۹ دارد.

هر دو صفحه‌نمایش از کیفیت ساخت خوبی برخوردار بوده و در زیر نور آفتاب خوانایی و دید مناسبی دارند. روشنایی و تفکیک رنگ آن‌ها دقیق است و از یک محافظ صفحه‌نمایش پلاستیکی پیش‌فرض سود می‌برند تا هیچ آسیب یا خراشیدگی و ضربه‌ای به آن‌ها وارد نشود.

شما هم مانند ما از تماشای فیلم و تصویر روی صفحه‌نمایش گوشی‌های Y9 و Y7 Prime لذت خواهید برد و احتمالا هیچ شکایتی ندارید. از این بابت به این گوشی‌ها پرچم‌دارهایی رده پایین می‌گوییم که بهترین صفحه‌نمایش را در رده خودشان دارا هستند. البته نباید آن‌ها را با نمایشگر OLED پرچم‌داران مقایسه نمایید و در حد پولی که می‌پردازید، انتظار داشته باشید.

سخت‌افزار: تجربه مناسبی از ویدیو و بازی

در اسمارت‌فون Y9 از پردازنده کایرین ۷۱۰ استفاده شده و در کنارش ۴ گیگابایت رم قرار دارد. البته، یک نسخه ویژه Y9 برای کشور چین با ۶ گیگابایت رم عرضه می‌شود.

کایرین ۷۱۰ یک پردازنده هشت هسته‌ای با فناوری ساخت ۱۲ نانومتری است که روی غالب گوشی‌های میان‌رده بازار مشاهده می‌کنیم. ۴ هسته پردازشی در سرعت ۲.۲ گیگاهرتز با معماری Cortex-A73 و ۴ هسته پردازشی ۱.۷ گیگاهرتزی Cortex-A53 کمک می‌کنند شما هر بازی رایج بازار را اجرا کنید.

تراشه گرافیکی این گوشی نیز Mali-g51 mp4 انتخاب شده است. پردازنده کایرین ۷۱۰ روی گوشی‌های دیگر آزمایش‌های خود را پس داده و نشان داده قابل اعتماد، پایدار و کارآمد از نظر مصرف انرژی است.

کایرین ۷۱۰ از تراشه‌های اسنپدراگون ۶۶۰ و ۶۳۶ کارایی بهتری دارد و به آن‌ها ترجیح داده می‌شود. اگر هیچ دلیلی برای خرید گوشی Y9 پیدا نکنید؛ تراشه مرکزی آن می‌تواند ارزش این هزینه کردن را داشته باشد.

فضای ذخیره‌سازی این اسمارت‌فون هم ۶۴ گیگابایتی است (مدل دارای ۶ گیگابایت رم از فضای ذخیره‌سازی ۱۲۸ گیگابایتی سود می‌برد.)

مشخصات سخت‌افزاری گوشی Y7 Prime پایین‌تر از Y9 است. پردازنده مرکزی اسنپدراگون ۴۵۰ به همراه ۳ گیگابایت رم و پردازنده گرافیکی Adreno 506 روی این گوشی تعبیه شدند. فضای ذخیره‌سازی ۳۲ گیگابایت است و البته هر دو گوشی از اسلات کارت حافظه پشتیبانی می‌کنند.

اگرچه، پردازنده اسنپدراگون ۴۵۰ به پای کایرین ۷۱۰ نمی‌رسد و به طور محسوسی از آن ضعیف‌تر است ولی باز هم برای یک گوشی ارزان‌قیمت و رده پایین، کارایی قابل قبولی در ویدیو و بازی رقم می‌زند.

اپ‌ها سریعا و بدون تاخیر یا مکثی اجرا می‌شوند و شما مصرف انرژی بسیار ایده‌آلی خواهید داشت که در بخش باتری توضیح می‌دهیم. باید دانست گوشی مانند Y7 Prime برای بازی ساخته نشده است ولی مانعی ندارد چند بازی خوب روی آن نصب و اجرا کنید.

شاید اعتقاد داشته باشید فضاهای ذخیره‌سازی ۳۲ و ۶۴ گیگابایت برای شما کم است. کارت حافظه میکرواس‌دی کمک می‌کند تا ظرفیت‌های بالاتری داشته باشید. افزون بر این، امروزه با سرویس‌های ذخیره‌سازی ابری واقعا احتیاجی به ظرفیت‌های بالا روی گوشی موبایل نیست و هر چیزی نیاز داشته باشید؛ از راه دور و روی ابر در دسترس است.

دوربین: فراتر از انتظار با هوش مصنوعی

گوشی Y9 چهار دوربینه است. در پنل پشتی دو دوربین و در بخش ناچ صفحه‌نمایش نیز دو دوربین دیگر قرار دارد: دوربین اصلی سلفی ۱۶ مگاپیکسلی با دریچه دیافراگم f/2.0 و دوربین ۲ مگاپیکسلی ثانویه با دریچه دیافراگم f/2.4 برای عمق‌بخشی به تصاویر تعبیه شده‌اند. گوشی Y7 Prime در پنل جلویی فقط از دوربین سلفی ۱۶ مگاپیکسلی با دریچه دیافراگم f/2.0 سود می‌برد.

توجه داشته باشید که شما یک گوشی ارزان‌قیمت خریداری کرده ولی دوربین‌های آن هم از نظر تعداد و هم از نظر مشخصات با اسمارت‌فون‌های رده متوسط و بعضا رده بالای دنیا برابری می‌کند و شاید هم کیفیت و کارایی بهتری داشته باشد.

دوربین پشتی هر دو گوشی هواوی یکسان و مشابه یکدیگر است. این دوربین دو لنزه است که لنز اصلی ۱۳ مگاپیکسل با دریچه دیافراگم f/1.8 و لنز دوم از نوع سنسور عمیق ۲ مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.4 است. میزان دیافراگم پایین دوربین عقب برای عکاسی در نور کم است. افزون بر این، دوربین‌های دوم در پنل جلویی و پشتی برای عکاسی بوکه با استفاده از نرم‌افزارها استفاده می‌شوند.

این دوربین دوگانه به ویژگی‌هایی مانند فلاشر LED، پشتیبانی از فرمت تصویری HDR و عکاسی پانوراما مجهز است و می‌تواند با کیفیت 1080p و ۳۰ فریم در ثانیه فیلم‌برداری کند.

تصاویری که دوربین اصلی ثبت می‌کند؛ رضایت‌بخش و تا حدود زیادی خوب هستند. طبیعی است که این تصاویر با گوشی‌های هواوی میت ۲۰ یا هواوی پی ۲۰ پرو قابل رقابت نیستند ولی رنگ‌ها را بسیار طبیعی و پر جنب و جوش نشان می‌دهند. جزییات زیادی در تصاویر قابل مشاهده است و نوردهی آن‌ها در حدی است که از یک گوشی میان‌رده انتظار می‌رود. البته با کاهش نور محیط، نویزها میهمان شما خواهند شد.

در ادامه چند تصویر گرفته شده با هر دو گوشی را مشاهده می‌کنید. با حرکت دادن نوار وسط می‌توانید عملکرد هر کدام از گوشی‌ها را در ثبت سوژه مشاهده کرده و با یکدیگر هم مقایسه نمایید.

در تصویر زیر هم یک عکس سلفی با هر دو گوشی انداختیم که همانند تصاویر قبلی می‌توانید عکس را با یکدیگر مقایسه گنید.

هواوی در دوربین عقبی این گوشی‌ها از فناوری هوش مصنوعی برای بهبود کیفیت عکاسی کاربران استفاده کرده است. برای اولین بار است که شاهدیم هواوی روی گوشی‌های رده پایین خود از ظرفیت‌های AI استفاده می‌کند. این قابلیت به شما کمک می‌کند در نور کم یا شب هنگام، عکس‌های بهتری ثبت کنید و یا با تشخیص اتوماتیک سوژه‌ها، تصاویر بهتری را شکار نمایید.

اگرچه نمی‌توان منکر تاثیر هوش مصنوعی بر کیفیت بهتر عکس‌ها شد ولی همیشه منجر به یک عکس خوب نمی‌شود و گاهی اوقات عکس‌ها بیش از حد تاریک یا روشن هستند. عملکرد هوش مصنوعی در پردازش تصویر ارتباط مستقیمی با قدرت پردازشی تراشه‌های گوشی دارد. شاید کایرین ۷۱۰ و بدتر از آن اسنپدراگون ۴۵۰ به اندازه کافی برای پردازش تصویر سفارشی‌سازی نشده‌اند.

به هر حال، کیفیت تصاویر دوربین پشتی این گوشی‌ها فراتر از چیزی است که انتظار داشتیم. باز هم نباید فراموش کرد یک گوشی رده پایین در دست داریم و بهره‌مندی از ۴ یا ۳ دوربین امتیاز بزرگی محسوب می‌شود.

رابط کاربری: انعطاف‌پذیر، تمیز و راحت

اندروید اوریو ۸.۱ با پوسته EMUI 8.2 روی این گوشی‌ها نصب شده است. افرادی که با گوشی‌های آنر یا هواوی کار کرده باشند؛ با این پوسته آشنایی دارند.

حتما با ما هم‌عقیده هستید که پوسته EMUI هواوی دوست‌داشتنی است و برای سفارشی‌سازی گوشی انعطاف‌پذیری بالایی دارد. وقتی یک گوشی مبتنی بر EMUI را به دست می‌گیرید؛ احساس می‌کنید چیزهای زیادی برای تغییر دادن وجود دارند.

پوسته‌های مختلف، فونت‌های با اندازه‌های متفاوت و نحوه نمایش قفل صفحه‌نمایش را سریعا تغییر می‌دهیم یا آزمایش می‌کنیم. می‌توانید اندروید را طوری تنظیم کنید که اعلان‌ها به شما نمایش داده نشوند یا قفل صفحه‌نمایش از طریق تشخیص چهره باز نشود.

می‌توانید نام اپراتور موبایل را تغییر دهید یا پنهان سازید که در صفحه‌نمایش دیده نشود. تمام این تنظیمات به قوی‌تر شدن اندروید و رقم زدن یک تجربه منحصربه‌فرد ختم می‌شوند.

مود تاریک یا Dark این پوسته هم در دسترس است که البته شاید همه کاربران دوستش نداشته باشند. می‌توانید با یک دست گوشی را راهبری کرده و در اتوبوس و مترو مشغول کار با آن باشید.

اگر جزو آن دسته از کاربرانی هستید که با ناچ صفحه‌نمایش مشکل دارند؛ گزینه‌ای به شما پیشنهاد می‌شود که می‌توانید با آن ناچ گوشی را از بین ببرید. وقتی این گزینه را انتخاب می‌کنید؛ نوار اعلان‌ها سیاه رنگ شده و آیکون‌ها به رنگ سفید درمی‌آیند.

به طور کلی، پوسته EMUI یکی از بهترین رابط‌های کاربری در دنیاست. با آن احساس راحتی و کارآمدی خواهید کرد. همه اپ‌ها، تنظیمات و گزینه‌ها در اختیار شما هستند تا سریع‌تر و تمیزتر با گوشی ارتباط برقرار کنید.

شاید اگر هواوی چندین اپ از جمله اپ‌های مربوط به دوربین را به طور پیش‌فرض نصب نکند؛ رابط کاربری تمیزتر و خلوت‌تری داشته باشیم. واقعا نیازی به این همه اپلیکیشن دوربین و عکاسی یا آنتی‌ویروس و بهینه‌سازی گوشی نیست. از هر کدام یک اپ داشته باشیم؛ کارهای روزمره‌مان انجام می‌شود و در صورت نیاز می‌توانیم خودمان برنامه‌های جدیدی نصب کنیم.

همه دوست داریم روی این گوشی‌ها از اندروید ۹ با رابط کاربری EMUI 9 لذت ببریم. هنوز مشخص نیست هواوی چه زمانی بسته‌های به‌روزرسانی این گوشی‌ها را عرضه می‌کند ولی قطعا تا یکی دو ماه آینده نخواهد بود.

باتری: عمر طولانی با مدیریت مصرف هوشمند هواوی

هواوی برای هر دو گوشی Y9 و Y7 Prime یک باتری ۴ هزار میلی‌آمپرساعتی لیتیوم یون انتخاب کرده است. خب، طبیعی است که عمر باتری روی گوشی Y7 Prime بیشتر از Y9 باشد (با توجه به اندازه کوچک‌تر نمایشگر و رزولوشن کم‌تر).

اگر از مودهای صرفه‌جویی پیشنهاد شده در Y7 پرایم استفاده کنید؛ مصرف باتری کمتری خواهید داشت. اگر به طور متناوب از گوشی استفاده نمایید و همیشه صفحه‌نمایش روشن نباشد؛ تا ۲ روز کامل نیازی به شارژ باتری نیست.

مدیریت هوشمند مصرف انرژی در پوسته EMUI باعث می‌شود ظرفیت باتری افزایش پیدا کند و برخی از منابع سخت‌افزاری مصرف کننده انرژی باتری بی‌جهت روشن نباشند. عمر باتری گوشی Y7 Prime بسیار خوب است و کاربرانی که نیاز به عمر باتری بیشتری دارند؛ روی این گوشی حساب ویژه‌ای باز کنند.

در گوشی Y9 عمر باتری این گوشی برای یک شبانه‌روز با احتساب کارهای سنگینی مانند تماشای ویدیو، اتصال به اینترنت و استفاده از بلوتوث برای شما کافی است.

متاسفانه روی این گوشی‌ها از درگاه شارژ سریع و پورت پیشرفته‌تر یو‌اس‌بی تایپ C خبری نیست و یک درگاه میکرو یو‌اس‌بی در اختیار دارید.

امکانات ارتباطی: Y9 از همه نظر بهتر است

در امکانات ارتباطی، گوشی Y9 به مدد تراشه کایرین ۷۱۰ خود سرتر از Y7 Prime است. گوشی Y7 Prime از وای‌فای تک بانده 802.11n سود می‌برد ولی اسمارت‌فون Y9 به وای‌فای دو بانده 802.11ac مجهز شده است. تفاوت دیگر این گوشی‌ها در نسخه بلوتوث است. Y7 Prime به بلوتوث ۴.۲ مجهز شده است ولی Y9 از بلوتوث ۵ سود می‌برد.

در شبکه‌های موبایل و دیتا، باز هم گوشی Y9 عملکرد بهتری دارد. این گوشی از مودم LTE Cat 12 با سرعت ۶۰۰ مگابیت سود می‌برد ولی مودم گوشی Y7 Prime از نوع LTE Cat 7 با سرعت ۳۶۰ مگابیت است.

حرف آخر: هزینه یک رده پایین ولی مزایای یک پرچم‌دار

اجازه بدهید درباره قیمت این گوشی‌ها هم صحبت کنیم. هواوی گوشی‌های Y9 و Y7 Prime را به ترتیب با قیمت ۲۶۵ و ۲۰۰ دلار روانه بازار کرده است.

یعنی مقرون‌به‌صرفه‌ترین قیمت‌هایی که می‌توان در سال ۲۰۱۹ برای یک اسمارت‌فون رده پایین اما با همه امکانات یافت. بررسی ما نشان می‌دهد ویژگی‌ها و امکانات این گوشی‌ها اصلا رده پایین نیست و می‌توانند با برخی از بهترین گوشی‌های رده متوسط و در برخی موارد رده بالای بازار هم رقابت کنند.

Y9 به پردازنده قدرتمند کایرین ۷۱۰ و چهار دوربین مجهز شده است و Y7 Prime از سه دوربین سود می‌برد. هواوی هوش مصنوعی خودش برای عکاسی در نور کم را هم به این گوشی‌ها منتقل کرده تا کاربران بتوانند بهترین عکس‌های ممکن را در شرایط نوری مختلف ثبت کنند.

باتری بزرگ ۴ هزار میلی‌آمپرساعتی روی این گوشی‌ها نصب شده و صفحه‌نمایش آن‌ها هم به اندازه کافی بزرگ هستند و هم کیفیت لازم برای لذت بردن از تماشای ویدیو یا اجرای بازی‌های گرافیکی سبک را دارند.

رابط کاربری EMUI و مجموعه‌ای از نرم‌افزارهای هواوی روی این گوشی‌ها به شما بی‌نهایت انعطاف‌پذیری در سفارشی‌سازی گوشی را می‌دهند. مزیتی که خریداران این گوشی‌ها پابه‌پای پرچم‌دارهای این شرکت تجربه خواهند کرد.

گوشی Y9 چندین مزیت و برتری نسبت به Y7 Prime دارد. دوربین بهتر، صفحه‌نمایش با رزولوشن بالاتر و امکانات ارتباطی سریع‌تر به همراه قدرت پردازشی مناسب‌تر که ارزش هزینه کردن حدود ۶۵ دلار بیشتر را دارد.

بنابراین، خرید گوشی‌های Y9 و Y7 Prime یک معامله کاملا سودآور و موفقیت‌آمیز است. این گوشی‌ها دقیقا اعضای خانواده را نشانه رفتند و به دنبال صرفه‌جویی در هزینه‌ها هستند.

همیشه همه اعضای یک خانواده به اسمارت‌فونی گران‌قیمت و رده بالا نیاز ندارند. به ویژه با شرایط کنونی بازار موبایل ایران، یافتن اسمارت‌فون‌هایی با مشخصات و امکانات نسبتا خوب ولی قیمت مناسب و منطقی، بسیار سخت است. معادله‌ای که گوشی‌های هواوی Y9 و Y7 Prime می‌توانند حلش کنند!

نوشته بررسی هواوی Y7 Prime 2019 و Y9 2019: پرچم‌داران رده پایین! اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ گیمینگ ام‌اس‌آی GL63 8RD: با هزینه‌ای کمتر وارد دنیای بازی شوید

شرکت MSI جزو آن دسته تولیدکننده‌های لپ‌تاپ است که برای همه رده‌های کاربری مدل معرفی می‌کند. حتی در سری گیمینگ لپ‌تاپ‌های این شرکت شاهد تنوع و چندین رده هستیم تا کاربران بتوانند دقیقا مطابق نیاز و بودجه‌شان مدلی انتخاب کنند. پس همه لپ‌تاپ‌های گیمینگ ام‌اس‌آی رده بالا یا قیمت بالا نیستند.

لپ‌تاپ GL63 8RD که در نیمه اول سال ۲۰۱۸ معرفی شد؛ یک لپ‌تاپ اقتصادی گیمینگ و مالتی‌مدیا است. سری GL این شرکت شامل لپ‌تاپ‌های گیمینگ پایه می‌شود و از نظر مشخصات و طراحی به مدل GP63 Leopard 8RD بسیار نزدیک و مشابه هست؛ اما GL63 8RD ویژگی‌ها و مشخصاتی دارد که آن را به یک لپ‌تاپ منحصربه‌فرد تبدیل می‌کند.

در این بررسی می‌خواهیم به این ویژگی‌ها و مشخصات اشاره کنیم و اینکه باید دقیقا چه انتظاری از این لپ‌تاپ گیمینگ داشته باشیم.

طراحی

لپ‌تاپ GL63 8RD تمام نشانه‌های لپ‌تاپ‌های گیمینگ MSI را دارد. ابتدا، رنگ قرمز و سیاه غالب و لوگوهای اژدهای روی درب لپ‌تاپ خودنمایی می‌کنند.

لبه‌های صفحه‌کلید، تاچ‌پد، درگاه‌ها و دریچه‌های تهویه هوا قرمز رنگ هستند که وقتی با طراحی خاص ام‌اس‌آی ترکیب می‌شوند؛ چهره‌ای تهاجمی و وحشی به لپ‌تاپ می‌دهند و شما متوجه می‌شوید با یک اژدها روبرو هستید که می‌خواهد همه‌چیز را به آتش بکشد.

درب این لپ‌تاپ ۱۵.۶ اینچی، تا حدودی سنگین است و باید با دو دست باز شود. قاب‌های پنل صفحه‌نمایش نازک هستند و در هر سوی لپ‌تاپ شاهد دریچه‌های تهویه هوا هستیم.

دو دریچه در پشت و در هر طرف لپ‌تاپ نیز یک دریچه کار گذاشته شده است. این طراحی اجازه می‌دهد هوای درون لپ‌تاپ به طور مساوی و متوازنی تهویه داشته و جریان پیدا کند و حرارت بالایی به یک بخش لپ‌تاپ وارد نشود.

ام‌اس‌آی با حذف دی‌وی‌دی درایو، فضای بیشتری برای چینش قطعات داخلی و همین‌طور سیستم خنک‌سازی لپ‌تاپ درست کرده است که در بخش‌های بعدی بیشتر درباره‌اش صحبت می‌کنیم.

ضخامت این لپ‌تاپ ۲۹ میلی‌متر و کمتر از لپ‌تاپ‌های گیمینگ غول‌پیکر است اما وزن دستگاه حدود ۲.۲ کیلوگرم است که برای یک لپ‌تاپ مالتی‌مدیا و گیمینگ بسیار خوب ارزیابی می‌شود.

این وزن به کاربر اجازه می‌دهد در جابه‌جایی و حمل GL63 8RD چندان به دردسر و زحمت نیفتد اما چرا وزن این لپ‌تاپ نسبتا پایین است؟

علت آن استفاده از پلاستیک به جای فلز در بدنه و اطراف صفحه‌نمایش است. بدنه پلاستیکی باعث کاهش وزن می‌شود ولی از سوی دیگر مقاومت و استحکام لپ‌تاپ را پایین می‌آورد.

البته، جنس پلاستیک استفاده شده بسیار با کیفیت و مستحکم است و شما هیچ‌گاه احساس نخواهید کرد با لپ‌تاپی شکستنی و ضعیف کار می‌کنید. بدنه لپ‌تاپ به شدت لک‌پذیر است و به راحتی پاک نمی‌شود. به‌ویژه اینکه رنگ لپ‌تاپ مشکی است که لکه‌ها را بیشتر نمایان می‌کند.

صفحه‌کلید SteelSeries به همراه تاچ‌پد استاندارد لپ‌تاپ‌های MSI روی این مدل نصب شده است. نور پس‌زمینه صفحه‌کلید قرمز رنگ است.

درگاه‌ها و امکانات ارتباطی

در لپ‌تاپ‌های با طراحی جدید و مدرن، دیگر در بخش‌های جلویی و پشتی هیچ درگاه ارتباطی مشاهده نمی‌شود و همه امکانات ارتباطی در کناره‌ها چینش می‌شوند. کناره‌ها دسترسی و استفاده بهتری برای کاربر دارد.

لبه سمت چپ لپ‌تاپ GL63 8RD با قفل کینگستون شروع می‌شود و بعد دریچه تهویه هوا تعبیه شده است. درگاه شبکه اترنت RJ45، خروجی HDMI با رزولوشن 4K، درگاه مینی دیسپلی، یک درگاه USB 3.1، یک درگاه USB 3.1 Type C و سوکت‌های ورودی/خروجی هدفون نیز مشاهده می‌شوند. سوکت‌های هدفون زرد رنگ هستند که زیباتر نشان داده می‌شوند. سه چراغ نشان‌گر LED نیز در پنل جلویی دیده می‌شوند.

در لبه راست دو درگاه USB 3.1، کارت‌خوان SD و سوکت آداپتور برق دستگاه دیده می‌شود. در این بخش درگاه‌ها خلوت‌تر هستند و باز هم بخش بزرگی از فضایی که باید یک دی‌وی‌دی درایو نصب می‌بود به دریچه هوا اختصاص داده شده است. بسیاری از کاربران موافق حذف درایو DVD هستند و آن را روی لپ‌تاپ‌های امروزی ضروری نمی‌دانند.

تعداد درگاه‌های ارتباطی این لپ‌تاپ برای یک گیمر مناسب و کافی به نظر می‌رسند. شبکه اترنت یک گیگابیتی، وای‌فای دو بانده 802.11ac و بلوتوث ۵ نیز امکانات ارتباطی این لپ‌تاپ هستند تا هم امکان استریم بازی و ویدیو فراهم شود و کاربر نیازی به نصب دانگل وای‌فای یا مبدل RJ45 نداشته باشد.

صفحه‌کلید و تاچ‌پد

گفتیم که صفحه‌کلید لپ‌تاپ GL63 8RD از شرکت SteelSeries با رنگ نور پس‌زمینه قرمز است. حاشیه‌های کلیدها هم قرمز رنگ ولی خود کلیدها مشکی است. می‌توان نور پس‌زمینه را در سه سطح تنظیم کرد. استفاده از رنگ‌بندی نور پس‌زمینه RGB می‌توانست جلوه بهتری به صفحه‌کلید بدهد.

ارتفاع کلیدها حدود دو میلی‌متر است که برای تایپ کردن مناسب هستند. کلیدها به اندازه کافی بزرگ و نرم هستند تا با کمترین تماس، فشار را دریافت و عمل کنند.

جای کلیدهای ویندوز و Fn به طور پیش‌فرض تغییر کرده است تا گیمرها راحت‌تر با کلید فانکشن کار کنند. اگر کاربران این چینش کلیدها را پسند نکردند؛ می‌توانند با استفاده از نرم‌افزار MSI Dragon Center که به طور پیش‌فرض نصب شده است؛ عملکرد کلیدها را تغییر دهند.

شرکت ام‌اس‌آی برای استفاده بهینه از فضا و قرار دادن بخش عددی صفحه‌کلید، برخی کلیدها را کوچک‌تر طراحی کرده است. تاچ‌پد به اندازه کافی بزرگ و کناره‌های آن برای قرارگیری مچ دست فضا دارد. این پد به شدت به لمس حساس است.

خود پد با بدنه لپ‌تاپ یکی است ولی کلیدهای آن برجسته‌تر هستند که کار با آن‌ها راحت‌تر می‌شود. این تاچ‌پد برای کارهای روزمره و اضطراری مناسب است ولی برای استفاده طولانی‌مدت یا در بازی‌ها نیاز به ماوس خواهید داشت.

صفحه‌نمایش

ام‌اس‌آی لپ‌تاپ گیمینگ GL63 8RD را با سه مدل صفحه‌نمایش ۱۵.۶ اینچی روانه بازار کرده است. تمام این سه مدل از دقت تصویر FHD یا 1080p سود می‌برند ولی در مشخصات با یکدیگر متفاوت هستند. پنل معمولی با زاویه دید عریض، پنل IPS و پنل گیمینگ با نرخ رفرش ۱۲۰ هرتز و پاسخ‌گویی ۳ میلی‌ثانیه.

استفاده از نمایشگره 4K باعث افزایش هزینه‌ها و قیمت نهایی لپ‌تاپ می‌شود و چون ام‌اس‌آی قصد داشته لپ‌تاپی در رده GL خود ارایه کند؛ بهتر دیده صفحه‌نمایشی فول اچ‌دی استفاده کند که البته رزولوشن رایجی در لپ‌تاپ‌های گیمینگ است و کاربران چیز زیادی از دست نمی‌دهند.

نسبت تصویر این پنل ۱۶:۹ و تراکم پیکسلی ۱۴۲ پی‌پی‌آی است. زاویه دید ۴۵ درجه برای دیدن تصاویر با کیفیت بالا مناسب است. روشنایی پنل نمایشگر ۲۲۴ نیت در وسط صفحه و ۲۰۵ نیت در اطراف و گوشه‌ها با حداکثر انحراف ۱۳ درصد است.

در نمایشگری با مشخصات بالا، می‌توان غالب بازی‌های ویدیویی با گرافیک سنگین را اجرا و لذت برد. اگر زیاد به صفحه‌نمایش نزدیک نشوید؛ پیکسل‌ها از هم قابل تشخیص نیستند و کیفیت تصاویر رندر نمی‌شود.

کنتراست رنگ‌ها، روشنایی و کیفیت تصاویر مطلوب اما زاویه دید محدود است؛ در مقایسه با نمایشگرهای دیگر فول اچ‌دی لپ‌تاپ‌های هم‌رده، در کل کیفیت بهتری را به نمایش می‌گذارد. غالب کاربران هم به کیفیتی بیشتر از این نیاز ندارند.

استفاده از صفحه‌نمایش مات باعث شده در فضاهای بیرونی یا نور شدید هم بتوان راحت با لپ‌تاپ کار کرد. اگر از نمایشگر با نرخ رفرش ۶۰ فریم استفاده می‌کنید؛ باز هم نسبت به دیگر لپ‌تاپ‌های گیمینگ چیزی از دست ندادید.

ارزیابی‌ها نشان می‌دهند پنل‌های این لپ‌تاپ فقط ۴۵ درصد محدوده NTSC را پوشش می‌دهند و از سوی دیگر ۳۷ و ۵۹ درصد فضای رنگی ادوبی RGB و sRGB را زیر پوشش خود دارند. یعنی برای کارهای سنگین گرافیکی یا طراحی پنل مناسبی نیست اما خیال‌تان راحت از پس غالب بازی‌های ویدیویی برمی‌آید.

کارایی

اجازه بدهید ابتدا مشخصات سخت‌افزاری این لپ‌تاپ را نگاهی بیندازیم و بعد درباره‌شان صحبت کنیم. مدل مورد بررسی، پردازنده اینتل نسل هشتمی Core i7-8750H با ۸ گیگابایت رم DDR4-2666 دارد. این لپ‌تاپ از دو اسلات حافظه رم SO-DIMM با حداکثر ظرفیت ۳۲ گیگابایت پشتیبانی می‌کند.

کارت گرافیک انویدیا جی‌فورس GTX 1050Ti با ۴ گیگابایت رم GDDR5 روی آن سوار شده است و یک درایو SSD با ظرفیت ۱۲۰ گیگابایت و یک هارددیسک یک ترابایتی نیز برای ذخیره‌سازی اطلاعات در دسترس هستند.

برخی مدل‌های این لپ‌تاپ تنها با یک هارددیسک یک ترابایتی عرضه شدند. فضای ۱۲۰ گیگابایتی برای نصب سیستم‌عامل و بازی‌های کامپیوتری کافی نیست و باید شما مقداری این فضا را مدیریت کنید.

احتمالا غالب کاربران دوست دارند حافظه رم بیشتری داشته باشند و ۸ گیگابایت برایشان کافی نیست. این روزها، حداقل حافظه رم مورد نیاز روی لپ‌تاپ‌های گیمینگ ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت است. البته، ویندوز ۱۰ با تکنیک‌های منحصربه‌فرد خودش از جمله «فایل صفحه» این میزان رم را مدیریت و فضای کافی برای اجرای بازی‌های سنگین باز می‌کند ولی می‌توان حدس زد که ارتقا به ۱۶ گیگابایت در دستور کار کاربران باشد.

۴ گیگابایت رم گرافیکی برای اجرای بازی‌های رده بالای امروزی کافی است. برخی مدل‌ها فقط ۲ گیگابایت رم گرافیکی دارند که توصیه می‌شود مدل‌های با ۴ گیگابایت رم خریداری شود.

درایو SSD این لپ‌تاپ روی اسلات M.2 سوار شده است و کارایی در حدود درایوهای SATA III به دست می‌دهد. با استفاده از نرم‌افزار CrystalDiskMark مشاهده می‌شود که سرعت خواندن این درایو ۵۶۰ مگابایت و سرعت نوشتن حدود ۴۷۳ مگابایت است. طبیعی است این سرعت‌ها قابل مقایسه با سرعت‌های درایوهای SSD مبتنی بر NVMe نیستند.

درایوهای NVMe سرعت‌هایی بالاتر از هزار مگابیت به دست می‌دهند ولی باز هم از هارددیسک نصب شده روی این لپ‌تاپ بهتر هستند. سرعت خواندن و نوشتن اطلاعات روی هارددیسک یک ترابایتی لپ‌تاپ GL63 8RD به ترتیب ۱۱۹ و ۱۰۲ مگابایت است.

نرم‌افزار Cinebench R15 نشان می‌دهد امتیاز پردازنده در رندرهای سه‌بعدی ۱۱۷۹ است. وقتی امتیاز بالای هزار در این نرم‌افزار به دست می‌آید؛ یعنی برای طراحی سه بعدی و رندرگیری مناسب است. همین پردازنده روی لپ‌تاپ‌های سنگین وزن گیمینگ امتیازهای بالاتری می‌دهد ولی نباید فراموش کرد چه مزایای ویژه‌ای روی لپ‌تاپ MSI در دسترس هستند.

در آزمایش‌های ادوبی فتوشاپ هم امتیاز ۷.۵۹ برای این پردازنده به ثبت رسیده است که در مقایسه با لپ‌تاپ‌های گیمینگ دیگر امتیاز متوسط رو به بالایی است. برخی از لپ‌تاپ‌های گیمینگ معروف بازار امتیازهایی تا ۱۰ و ۱۱ گرفتند که نشان می‌دهد وضعیت بدتری دارند.

کارت گرافیک  انویدیا جی‌فورس GTX 1050Ti در بازار لپ‌تاپ‌های گیمینگ یک کارت گرافیک شناخته شده است و بسیاری از لپ‌تاپ‌ها از آن استفاده می‌کنند.

وقتی این کارت گرافیک را روی لپ‌تاپ MSI با نرم‌افزارهایی مانند 3DMark ،PCMark 10 ،Cinebench R15 و Unigine Heaven 3.0 ارزیابی می‌کنیم؛ تقریبا نتایج یکسان و نزدیک به هم هستند که نشان می‌دهند این کارت گرافیک و لپ‌تاپ برای کارهای مالتی‌مدیا، طراحی صنعتی، ویرایش ویدیو، پردازش تصویر و اجرای بازی‌های گرافیکی مناسب است ولی نباید انتظار بالایی داشت که جزییات یک بازی گرافیکی با کیفیت بالا نمایش داده شود.

بازی مانند Need for Speed Payback روی این لپ‌تاپ خیلی خوب اجرا می‌شود. حتی اگر تنظیمات گرافیکی بازی را در بالاترین سطح قرار دهید؛ باز هم افت فریم محسوسی در زمان بازی شاهد نیستیم.

بازی نسبتا سنگین Shadow of Tomb Raider نیز با تنظیمات گرافیکی بالا روی این لپ‌تاپ روان اجرا می‌شود ولی اگر تنظیمات را روی پایین‌ترین (Lowest) قرار دهید؛ نرخ فریم بهتری به دست می‌آید.

خود کاربر باید در اجرای بازی‌های ویدیویی سنگین، بین نرخ فریم بالاتر یا تصاویر با کیفیت یکی را انتخاب کند.

حرارت و نویز

در این لپ‌تاپ از سیستم خنک‌کننده CoolerBoost5 استفاده شده است. این سیستم شامل دو فن بزرگ و هفت لوله انتقال حرارت است. همین‌طور که در بخش‌ طراحی گفتیم؛ ۴ دریچه خروجی هوا نیز در پشت و کنارهای لپ‌تاپ برای جریان یافتن بهتر هوای گرم و سرد تعبیه شده است. نبود درایو نوری هم فضای باز بیشتری در داخل باکس لپ‌تاپ به وجود آورده است.

وقتی لپ‌تاپ را حدود ۳۰ دقیقه درگیر بازی سنگینی کنید؛ دمای برخی قطعات و بخش‌های لپ‌تاپ به مرز ۸۱ درجه سانتی‌گراد می‌رسد. در بخش‌های خنک‌تر لپ‌تاپ دمای ۶۵ درجه سانتی‌گراد ثبت شده است.

هر دو محدوده خوب و رضایت بخش هستند. دمای قطعات نباید به بیشتر از ۹۰ درجه سانتی‌گراد برسد که احتمال آسیب‌رسانی بالا می‌رود. حرارات بالای زیر صفحه‌کلید به خوبی قابل لمس است.

اگر احتمال می‌دهید حرارت لپ‌تاپ خیلی بالا رفته یا می‌خواهید کارهای اورکلاک انجام دهید؛ قابلیت توربو فن این لپ‌تاپ را فعال کنید. این قابلیت با کلید اختصاصی بالای صفحه‌کلید فعال می‌شود که البته صدای بسیار زیادی هم خواهد داشت.

اما بدون توربو فن صدای درگیر شدن لپ‌تاپ تحت فشار بالا به گوش می‌خورد که البته آزاردهنده نیست و حداکثر به ۴۴ دسی‌بل می‌رسد. در فضاهای شلوغ این صدا به گوش نمی‌رسد ولی اگر در اتاق تنها باشید و مثلا شب هنگام باشد؛ کاملا آن را می‌شنوید.

باتری و بلندگو

روی دستگاه GL63 8RD یک باتری ۴۱ وات ساعتی ۶ سلولی نصب شده است. با توجه به وزن و ضخامت لپ‌تاپ، قابل انتظار است که باتری بزرگی نصب نشده باشد.

این باتری برای وب‌گردی و کارهای روزانه حدودا ۴.۲۰ دقیقه شارژ می‌دهد و نزدیک به ۲ ساعت هم شارژ کردن خود باتری طول می‌کشد ولی اگر یک بازی سنگین اجرا کنید؛ شاید کمی بیشتر از یک ساعت دوام بیاورد. شارژ باتری هم هنگام بازی، زمان بیشتری نیاز دارد و تقریبا ۲.۳۰ دقیقه زمان می‌برد. می‌توانیم بگوییم بهتر است هنگام بازی، لپ‌تاپ به برق شهر متصل باشد.

لپ‌تاپ گیمینگ GL63 8RD دارای دو بلندگوی سه واتی است. این بلندگو در زیر بدنه لپ‌تاپ نصب شده‌اند و به همین علت کیفیت و قدرت صدای بهتری دارند. اگر اهل فیلم تماشا کردن یا ساخت مالتی‌مدیا باشید؛ این بلندگوها پاسخ‌گوی نیاز شما هستند ولی اگر یک گیمر حرفه‌ای هستید؛ احتمالا ترجیح می‌دهید از هدفون استفاده کرده یا سیستم صدای بهتری تدارک ببینید.

در مجموع می‌توان گفت صداهای زیر و بم روی این لپ‌تاپ توازن خوبی دارند. گاهی اوقات صدای کاملا تمیز و شفافی به گوش نمی‌رسد ولی آن‌طور نیست که آزاردهنده باشد.

شرکت MSI نرم‌افزاری به نام Nahimic 3 روی این لپ‌تاپ نصب کرده تا بتوانید صدای ورودی و خروجی لپ‌تاپ را تنظیم کنید. با استفاده از این نرم‌افزار می‌توان برای هر کاربری مانند تماشای فیلم، بازی، گوش دادن به موسیقی و وب‌گردی یک تنظیم صدا را استفاده کرد.

حرف آخر

طراحی، وزن، ضخامت، کارایی و قیمت این لپ‌تاپ بسیار خوب است. شما با هزینه کمتری می‌توانید صاحب یک لپ‌تاپ گیمینگ شوید و سنگین‌ترین بازی‌های روز را روی آن نصب و اجرا کنید.

البته، طبیعی است که وقتی لپ‌تاپی سبک‌تر و نازک‌تر انتخاب کردید؛ بازی‌ها در نرخ ۶۰ فریم بالاترین کیفیت را ندارند و بهتر است در نرخ ۳۰ فریم اجرا شوند. لپ‌تاپ ام‌اس‌آی GL63 8RD به غیر از بازی، برای طراحی صنعتی، پردازش تصویر، ویرایش ویدیو و کارهای مالتی‌مدیا بسیار عالی است.

فارغ از چند نکته کوچک و نسبتا بی‌اهمیت در طراحی این لپ‌تاپ، با قیمت بسیار ایده‌آل و رقابتی آن یکی از محصول‌های موفق شرکت MSI است.

حافظه رم آن ۸ گیگابایتی است که برای یک لپ‌تاپ گیمینگ کمی پایین است و باید خودتان رم بیشتری سوار کنید. باتری دستگاه هم طول عمری حدود ۴ ساعت دارد که شاید برای برخی کاربران مناسب نباشد.

نوشته بررسی لپ‌تاپ گیمینگ ام‌اس‌آی GL63 8RD: با هزینه‌ای کمتر وارد دنیای بازی شوید اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ گیمینگ ام‌اس‌آی GL63 8RD: با هزینه‌ای کمتر وارد دنیای بازی شوید

شرکت MSI جزو آن دسته تولیدکننده‌های لپ‌تاپ است که برای همه رده‌های کاربری مدل معرفی می‌کند. حتی در سری گیمینگ لپ‌تاپ‌های این شرکت شاهد تنوع و چندین رده هستیم تا کاربران بتوانند دقیقا مطابق نیاز و بودجه‌شان مدلی انتخاب کنند. پس همه لپ‌تاپ‌های گیمینگ ام‌اس‌آی رده بالا یا قیمت بالا نیستند.

لپ‌تاپ GL63 8RD که در نیمه اول سال ۲۰۱۸ معرفی شد؛ یک لپ‌تاپ اقتصادی گیمینگ و مالتی‌مدیا است. سری GL این شرکت شامل لپ‌تاپ‌های گیمینگ پایه می‌شود و از نظر مشخصات و طراحی به مدل GP63 Leopard 8RD بسیار نزدیک و مشابه هست؛ اما GL63 8RD ویژگی‌ها و مشخصاتی دارد که آن را به یک لپ‌تاپ منحصربه‌فرد تبدیل می‌کند.

در این بررسی می‌خواهیم به این ویژگی‌ها و مشخصات اشاره کنیم و اینکه باید دقیقا چه انتظاری از این لپ‌تاپ گیمینگ داشته باشیم.

طراحی

لپ‌تاپ GL63 8RD تمام نشانه‌های لپ‌تاپ‌های گیمینگ MSI را دارد. ابتدا، رنگ قرمز و سیاه غالب و لوگوهای اژدهای روی درب لپ‌تاپ خودنمایی می‌کنند.

لبه‌های صفحه‌کلید، تاچ‌پد، درگاه‌ها و دریچه‌های تهویه هوا قرمز رنگ هستند که وقتی با طراحی خاص ام‌اس‌آی ترکیب می‌شوند؛ چهره‌ای تهاجمی و وحشی به لپ‌تاپ می‌دهند و شما متوجه می‌شوید با یک اژدها روبرو هستید که می‌خواهد همه‌چیز را به آتش بکشد.

درب این لپ‌تاپ ۱۵.۶ اینچی، تا حدودی سنگین است و باید با دو دست باز شود. قاب‌های پنل صفحه‌نمایش نازک هستند و در هر سوی لپ‌تاپ شاهد دریچه‌های تهویه هوا هستیم.

دو دریچه در پشت و در هر طرف لپ‌تاپ نیز یک دریچه کار گذاشته شده است. این طراحی اجازه می‌دهد هوای درون لپ‌تاپ به طور مساوی و متوازنی تهویه داشته و جریان پیدا کند و حرارت بالایی به یک بخش لپ‌تاپ وارد نشود.

ام‌اس‌آی با حذف دی‌وی‌دی درایو، فضای بیشتری برای چینش قطعات داخلی و همین‌طور سیستم خنک‌سازی لپ‌تاپ درست کرده است که در بخش‌های بعدی بیشتر درباره‌اش صحبت می‌کنیم.

ضخامت این لپ‌تاپ ۲۹ میلی‌متر و کمتر از لپ‌تاپ‌های گیمینگ غول‌پیکر است اما وزن دستگاه حدود ۲.۲ کیلوگرم است که برای یک لپ‌تاپ مالتی‌مدیا و گیمینگ بسیار خوب ارزیابی می‌شود.

این وزن به کاربر اجازه می‌دهد در جابه‌جایی و حمل GL63 8RD چندان به دردسر و زحمت نیفتد اما چرا وزن این لپ‌تاپ نسبتا پایین است؟

علت آن استفاده از پلاستیک به جای فلز در بدنه و اطراف صفحه‌نمایش است. بدنه پلاستیکی باعث کاهش وزن می‌شود ولی از سوی دیگر مقاومت و استحکام لپ‌تاپ را پایین می‌آورد.

البته، جنس پلاستیک استفاده شده بسیار با کیفیت و مستحکم است و شما هیچ‌گاه احساس نخواهید کرد با لپ‌تاپی شکستنی و ضعیف کار می‌کنید. بدنه لپ‌تاپ به شدت لک‌پذیر است و به راحتی پاک نمی‌شود. به‌ویژه اینکه رنگ لپ‌تاپ مشکی است که لکه‌ها را بیشتر نمایان می‌کند.

صفحه‌کلید SteelSeries به همراه تاچ‌پد استاندارد لپ‌تاپ‌های MSI روی این مدل نصب شده است. نور پس‌زمینه صفحه‌کلید قرمز رنگ است.

درگاه‌ها و امکانات ارتباطی

در لپ‌تاپ‌های با طراحی جدید و مدرن، دیگر در بخش‌های جلویی و پشتی هیچ درگاه ارتباطی مشاهده نمی‌شود و همه امکانات ارتباطی در کناره‌ها چینش می‌شوند. کناره‌ها دسترسی و استفاده بهتری برای کاربر دارد.

لبه سمت چپ لپ‌تاپ GL63 8RD با قفل کینگستون شروع می‌شود و بعد دریچه تهویه هوا تعبیه شده است. درگاه شبکه اترنت RJ45، خروجی HDMI با رزولوشن 4K، درگاه مینی دیسپلی، یک درگاه USB 3.1، یک درگاه USB 3.1 Type C و سوکت‌های ورودی/خروجی هدفون نیز مشاهده می‌شوند. سوکت‌های هدفون زرد رنگ هستند که زیباتر نشان داده می‌شوند. سه چراغ نشان‌گر LED نیز در پنل جلویی دیده می‌شوند.

در لبه راست دو درگاه USB 3.1، کارت‌خوان SD و سوکت آداپتور برق دستگاه دیده می‌شود. در این بخش درگاه‌ها خلوت‌تر هستند و باز هم بخش بزرگی از فضایی که باید یک دی‌وی‌دی درایو نصب می‌بود به دریچه هوا اختصاص داده شده است. بسیاری از کاربران موافق حذف درایو DVD هستند و آن را روی لپ‌تاپ‌های امروزی ضروری نمی‌دانند.

تعداد درگاه‌های ارتباطی این لپ‌تاپ برای یک گیمر مناسب و کافی به نظر می‌رسند. شبکه اترنت یک گیگابیتی، وای‌فای دو بانده 802.11ac و بلوتوث ۵ نیز امکانات ارتباطی این لپ‌تاپ هستند تا هم امکان استریم بازی و ویدیو فراهم شود و کاربر نیازی به نصب دانگل وای‌فای یا مبدل RJ45 نداشته باشد.

صفحه‌کلید و تاچ‌پد

گفتیم که صفحه‌کلید لپ‌تاپ GL63 8RD از شرکت SteelSeries با رنگ نور پس‌زمینه قرمز است. حاشیه‌های کلیدها هم قرمز رنگ ولی خود کلیدها مشکی است. می‌توان نور پس‌زمینه را در سه سطح تنظیم کرد. استفاده از رنگ‌بندی نور پس‌زمینه RGB می‌توانست جلوه بهتری به صفحه‌کلید بدهد.

ارتفاع کلیدها حدود دو میلی‌متر است که برای تایپ کردن مناسب هستند. کلیدها به اندازه کافی بزرگ و نرم هستند تا با کمترین تماس، فشار را دریافت و عمل کنند.

جای کلیدهای ویندوز و Fn به طور پیش‌فرض تغییر کرده است تا گیمرها راحت‌تر با کلید فانکشن کار کنند. اگر کاربران این چینش کلیدها را پسند نکردند؛ می‌توانند با استفاده از نرم‌افزار MSI Dragon Center که به طور پیش‌فرض نصب شده است؛ عملکرد کلیدها را تغییر دهند.

شرکت ام‌اس‌آی برای استفاده بهینه از فضا و قرار دادن بخش عددی صفحه‌کلید، برخی کلیدها را کوچک‌تر طراحی کرده است. تاچ‌پد به اندازه کافی بزرگ و کناره‌های آن برای قرارگیری مچ دست فضا دارد. این پد به شدت به لمس حساس است.

خود پد با بدنه لپ‌تاپ یکی است ولی کلیدهای آن برجسته‌تر هستند که کار با آن‌ها راحت‌تر می‌شود. این تاچ‌پد برای کارهای روزمره و اضطراری مناسب است ولی برای استفاده طولانی‌مدت یا در بازی‌ها نیاز به ماوس خواهید داشت.

صفحه‌نمایش

ام‌اس‌آی لپ‌تاپ گیمینگ GL63 8RD را با سه مدل صفحه‌نمایش ۱۵.۶ اینچی روانه بازار کرده است. تمام این سه مدل از دقت تصویر FHD یا 1080p سود می‌برند ولی در مشخصات با یکدیگر متفاوت هستند. پنل معمولی با زاویه دید عریض، پنل IPS و پنل گیمینگ با نرخ رفرش ۱۲۰ هرتز و پاسخ‌گویی ۳ میلی‌ثانیه.

استفاده از نمایشگره 4K باعث افزایش هزینه‌ها و قیمت نهایی لپ‌تاپ می‌شود و چون ام‌اس‌آی قصد داشته لپ‌تاپی در رده GL خود ارایه کند؛ بهتر دیده صفحه‌نمایشی فول اچ‌دی استفاده کند که البته رزولوشن رایجی در لپ‌تاپ‌های گیمینگ است و کاربران چیز زیادی از دست نمی‌دهند.

نسبت تصویر این پنل ۱۶:۹ و تراکم پیکسلی ۱۴۲ پی‌پی‌آی است. زاویه دید ۴۵ درجه برای دیدن تصاویر با کیفیت بالا مناسب است. روشنایی پنل نمایشگر ۲۲۴ نیت در وسط صفحه و ۲۰۵ نیت در اطراف و گوشه‌ها با حداکثر انحراف ۱۳ درصد است.

در نمایشگری با مشخصات بالا، می‌توان غالب بازی‌های ویدیویی با گرافیک سنگین را اجرا و لذت برد. اگر زیاد به صفحه‌نمایش نزدیک نشوید؛ پیکسل‌ها از هم قابل تشخیص نیستند و کیفیت تصاویر رندر نمی‌شود.

کنتراست رنگ‌ها، روشنایی و کیفیت تصاویر مطلوب اما زاویه دید محدود است؛ در مقایسه با نمایشگرهای دیگر فول اچ‌دی لپ‌تاپ‌های هم‌رده، در کل کیفیت بهتری را به نمایش می‌گذارد. غالب کاربران هم به کیفیتی بیشتر از این نیاز ندارند.

استفاده از صفحه‌نمایش مات باعث شده در فضاهای بیرونی یا نور شدید هم بتوان راحت با لپ‌تاپ کار کرد. اگر از نمایشگر با نرخ رفرش ۶۰ فریم استفاده می‌کنید؛ باز هم نسبت به دیگر لپ‌تاپ‌های گیمینگ چیزی از دست ندادید.

ارزیابی‌ها نشان می‌دهند پنل‌های این لپ‌تاپ فقط ۴۵ درصد محدوده NTSC را پوشش می‌دهند و از سوی دیگر ۳۷ و ۵۹ درصد فضای رنگی ادوبی RGB و sRGB را زیر پوشش خود دارند. یعنی برای کارهای سنگین گرافیکی یا طراحی پنل مناسبی نیست اما خیال‌تان راحت از پس غالب بازی‌های ویدیویی برمی‌آید.

کارایی

اجازه بدهید ابتدا مشخصات سخت‌افزاری این لپ‌تاپ را نگاهی بیندازیم و بعد درباره‌شان صحبت کنیم. مدل مورد بررسی، پردازنده اینتل نسل هشتمی Core i7-8750H با ۸ گیگابایت رم DDR4-2666 دارد. این لپ‌تاپ از دو اسلات حافظه رم SO-DIMM با حداکثر ظرفیت ۳۲ گیگابایت پشتیبانی می‌کند.

کارت گرافیک انویدیا جی‌فورس GTX 1050Ti با ۴ گیگابایت رم GDDR5 روی آن سوار شده است و یک درایو SSD با ظرفیت ۱۲۰ گیگابایت و یک هارددیسک یک ترابایتی نیز برای ذخیره‌سازی اطلاعات در دسترس هستند.

برخی مدل‌های این لپ‌تاپ تنها با یک هارددیسک یک ترابایتی عرضه شدند. فضای ۱۲۰ گیگابایتی برای نصب سیستم‌عامل و بازی‌های کامپیوتری کافی نیست و باید شما مقداری این فضا را مدیریت کنید.

احتمالا غالب کاربران دوست دارند حافظه رم بیشتری داشته باشند و ۸ گیگابایت برایشان کافی نیست. این روزها، حداقل حافظه رم مورد نیاز روی لپ‌تاپ‌های گیمینگ ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت است. البته، ویندوز ۱۰ با تکنیک‌های منحصربه‌فرد خودش از جمله «فایل صفحه» این میزان رم را مدیریت و فضای کافی برای اجرای بازی‌های سنگین باز می‌کند ولی می‌توان حدس زد که ارتقا به ۱۶ گیگابایت در دستور کار کاربران باشد.

۴ گیگابایت رم گرافیکی برای اجرای بازی‌های رده بالای امروزی کافی است. برخی مدل‌ها فقط ۲ گیگابایت رم گرافیکی دارند که توصیه می‌شود مدل‌های با ۴ گیگابایت رم خریداری شود.

درایو SSD این لپ‌تاپ روی اسلات M.2 سوار شده است و کارایی در حدود درایوهای SATA III به دست می‌دهد. با استفاده از نرم‌افزار CrystalDiskMark مشاهده می‌شود که سرعت خواندن این درایو ۵۶۰ مگابایت و سرعت نوشتن حدود ۴۷۳ مگابایت است. طبیعی است این سرعت‌ها قابل مقایسه با سرعت‌های درایوهای SSD مبتنی بر NVMe نیستند.

درایوهای NVMe سرعت‌هایی بالاتر از هزار مگابیت به دست می‌دهند ولی باز هم از هارددیسک نصب شده روی این لپ‌تاپ بهتر هستند. سرعت خواندن و نوشتن اطلاعات روی هارددیسک یک ترابایتی لپ‌تاپ GL63 8RD به ترتیب ۱۱۹ و ۱۰۲ مگابایت است.

نرم‌افزار Cinebench R15 نشان می‌دهد امتیاز پردازنده در رندرهای سه‌بعدی ۱۱۷۹ است. وقتی امتیاز بالای هزار در این نرم‌افزار به دست می‌آید؛ یعنی برای طراحی سه بعدی و رندرگیری مناسب است. همین پردازنده روی لپ‌تاپ‌های سنگین وزن گیمینگ امتیازهای بالاتری می‌دهد ولی نباید فراموش کرد چه مزایای ویژه‌ای روی لپ‌تاپ MSI در دسترس هستند.

در آزمایش‌های ادوبی فتوشاپ هم امتیاز ۷.۵۹ برای این پردازنده به ثبت رسیده است که در مقایسه با لپ‌تاپ‌های گیمینگ دیگر امتیاز متوسط رو به بالایی است. برخی از لپ‌تاپ‌های گیمینگ معروف بازار امتیازهایی تا ۱۰ و ۱۱ گرفتند که نشان می‌دهد وضعیت بدتری دارند.

کارت گرافیک  انویدیا جی‌فورس GTX 1050Ti در بازار لپ‌تاپ‌های گیمینگ یک کارت گرافیک شناخته شده است و بسیاری از لپ‌تاپ‌ها از آن استفاده می‌کنند.

وقتی این کارت گرافیک را روی لپ‌تاپ MSI با نرم‌افزارهایی مانند 3DMark ،PCMark 10 ،Cinebench R15 و Unigine Heaven 3.0 ارزیابی می‌کنیم؛ تقریبا نتایج یکسان و نزدیک به هم هستند که نشان می‌دهند این کارت گرافیک و لپ‌تاپ برای کارهای مالتی‌مدیا، طراحی صنعتی، ویرایش ویدیو، پردازش تصویر و اجرای بازی‌های گرافیکی مناسب است ولی نباید انتظار بالایی داشت که جزییات یک بازی گرافیکی با کیفیت بالا نمایش داده شود.

بازی مانند Need for Speed Payback روی این لپ‌تاپ خیلی خوب اجرا می‌شود. حتی اگر تنظیمات گرافیکی بازی را در بالاترین سطح قرار دهید؛ باز هم افت فریم محسوسی در زمان بازی شاهد نیستیم.

بازی نسبتا سنگین Shadow of Tomb Raider نیز با تنظیمات گرافیکی بالا روی این لپ‌تاپ روان اجرا می‌شود ولی اگر تنظیمات را روی پایین‌ترین (Lowest) قرار دهید؛ نرخ فریم بهتری به دست می‌آید.

خود کاربر باید در اجرای بازی‌های ویدیویی سنگین، بین نرخ فریم بالاتر یا تصاویر با کیفیت یکی را انتخاب کند.

حرارت و نویز

در این لپ‌تاپ از سیستم خنک‌کننده CoolerBoost5 استفاده شده است. این سیستم شامل دو فن بزرگ و هفت لوله انتقال حرارت است. همین‌طور که در بخش‌ طراحی گفتیم؛ ۴ دریچه خروجی هوا نیز در پشت و کنارهای لپ‌تاپ برای جریان یافتن بهتر هوای گرم و سرد تعبیه شده است. نبود درایو نوری هم فضای باز بیشتری در داخل باکس لپ‌تاپ به وجود آورده است.

وقتی لپ‌تاپ را حدود ۳۰ دقیقه درگیر بازی سنگینی کنید؛ دمای برخی قطعات و بخش‌های لپ‌تاپ به مرز ۸۱ درجه سانتی‌گراد می‌رسد. در بخش‌های خنک‌تر لپ‌تاپ دمای ۶۵ درجه سانتی‌گراد ثبت شده است.

هر دو محدوده خوب و رضایت بخش هستند. دمای قطعات نباید به بیشتر از ۹۰ درجه سانتی‌گراد برسد که احتمال آسیب‌رسانی بالا می‌رود. حرارات بالای زیر صفحه‌کلید به خوبی قابل لمس است.

اگر احتمال می‌دهید حرارت لپ‌تاپ خیلی بالا رفته یا می‌خواهید کارهای اورکلاک انجام دهید؛ قابلیت توربو فن این لپ‌تاپ را فعال کنید. این قابلیت با کلید اختصاصی بالای صفحه‌کلید فعال می‌شود که البته صدای بسیار زیادی هم خواهد داشت.

اما بدون توربو فن صدای درگیر شدن لپ‌تاپ تحت فشار بالا به گوش می‌خورد که البته آزاردهنده نیست و حداکثر به ۴۴ دسی‌بل می‌رسد. در فضاهای شلوغ این صدا به گوش نمی‌رسد ولی اگر در اتاق تنها باشید و مثلا شب هنگام باشد؛ کاملا آن را می‌شنوید.

باتری و بلندگو

روی دستگاه GL63 8RD یک باتری ۴۱ وات ساعتی ۶ سلولی نصب شده است. با توجه به وزن و ضخامت لپ‌تاپ، قابل انتظار است که باتری بزرگی نصب نشده باشد.

این باتری برای وب‌گردی و کارهای روزانه حدودا ۴.۲۰ دقیقه شارژ می‌دهد و نزدیک به ۲ ساعت هم شارژ کردن خود باتری طول می‌کشد ولی اگر یک بازی سنگین اجرا کنید؛ شاید کمی بیشتر از یک ساعت دوام بیاورد. شارژ باتری هم هنگام بازی، زمان بیشتری نیاز دارد و تقریبا ۲.۳۰ دقیقه زمان می‌برد. می‌توانیم بگوییم بهتر است هنگام بازی، لپ‌تاپ به برق شهر متصل باشد.

لپ‌تاپ گیمینگ GL63 8RD دارای دو بلندگوی سه واتی است. این بلندگو در زیر بدنه لپ‌تاپ نصب شده‌اند و به همین علت کیفیت و قدرت صدای بهتری دارند. اگر اهل فیلم تماشا کردن یا ساخت مالتی‌مدیا باشید؛ این بلندگوها پاسخ‌گوی نیاز شما هستند ولی اگر یک گیمر حرفه‌ای هستید؛ احتمالا ترجیح می‌دهید از هدفون استفاده کرده یا سیستم صدای بهتری تدارک ببینید.

در مجموع می‌توان گفت صداهای زیر و بم روی این لپ‌تاپ توازن خوبی دارند. گاهی اوقات صدای کاملا تمیز و شفافی به گوش نمی‌رسد ولی آن‌طور نیست که آزاردهنده باشد.

شرکت MSI نرم‌افزاری به نام Nahimic 3 روی این لپ‌تاپ نصب کرده تا بتوانید صدای ورودی و خروجی لپ‌تاپ را تنظیم کنید. با استفاده از این نرم‌افزار می‌توان برای هر کاربری مانند تماشای فیلم، بازی، گوش دادن به موسیقی و وب‌گردی یک تنظیم صدا را استفاده کرد.

حرف آخر

طراحی، وزن، ضخامت، کارایی و قیمت این لپ‌تاپ بسیار خوب است. شما با هزینه کمتری می‌توانید صاحب یک لپ‌تاپ گیمینگ شوید و سنگین‌ترین بازی‌های روز را روی آن نصب و اجرا کنید.

البته، طبیعی است که وقتی لپ‌تاپی سبک‌تر و نازک‌تر انتخاب کردید؛ بازی‌ها در نرخ ۶۰ فریم بالاترین کیفیت را ندارند و بهتر است در نرخ ۳۰ فریم اجرا شوند. لپ‌تاپ ام‌اس‌آی GL63 8RD به غیر از بازی، برای طراحی صنعتی، پردازش تصویر، ویرایش ویدیو و کارهای مالتی‌مدیا بسیار عالی است.

فارغ از چند نکته کوچک و نسبتا بی‌اهمیت در طراحی این لپ‌تاپ، با قیمت بسیار ایده‌آل و رقابتی آن یکی از محصول‌های موفق شرکت MSI است.

حافظه رم آن ۸ گیگابایتی است که برای یک لپ‌تاپ گیمینگ کمی پایین است و باید خودتان رم بیشتری سوار کنید. باتری دستگاه هم طول عمری حدود ۴ ساعت دارد که شاید برای برخی کاربران مناسب نباشد.

نوشته بررسی لپ‌تاپ گیمینگ ام‌اس‌آی GL63 8RD: با هزینه‌ای کمتر وارد دنیای بازی شوید اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ ام‌اس‌آی Prestige PS42: اولترابوک گیمینگی برای با پرستیژها

غالبا لپ‌تاپ‌های گیمینگ MSI، درشت هیکل و سنگین وزن هستند. لپ‌تاپ‌هایی بزرگ و قدرتمند که نشان می‌دهند چیزی از یک کامپیوتر دسکتاپ کم ندارند.

اما این شرکت در نمایشگاه کامپیوتکس ۲۰۱۸ همه را غافل‌گیر و لپ‌تاپ‌های سری Prestige PS42 را رونمایی کرد.

لپ‌تاپ‌های گیمینگ نازک، سبک، ظریف و شیکی که می‌توانند با مک‌بوک‌های اپل، زن‌بوک‌های ایسوس، میت‌بوک‌های هواوی و اسپایرهای ایسر رقابت کنند.

مدل‌های PS42 هم در رده لپ‌تاپ‌های گیمینگ و هم در اولترابوک‌ها می‌توانند شانه به شانه بهترین‌های بازار پیش بروند. به‌ویژه در بخش قیمت و کارایی حرف‌های زیادی برای گفتن دارند.

با هم به بررسی لپ‌تاپ 8RB Prestige PS42 با پرستیژ شرکت ام‌اس‌ای می‌پردازیم:

طراحی

در نگاه نخست نمی‌دانید با یک لپ‌تاپ اولترابوک روبرو هستید یا لپ‌تاپ گیمینگ. فوق‌العاده سبک، نازک و صیقل خورده است.

پوشش بیرونی آن از جنس فلز آلومینیوم با خطوط خاکستری است که زیبایی‌اش را چندین برابر می‌کند. وقتی درب Prestige PS42 را باز می‌کنید؛ انگار با جهانی تازه روبرو شدید.

سنسور اثر انگشت در بخش تاچ‌پد و دوربین وب‌کم در بخش پایین صفحه‌نمایش به همراه باریکی لبه‌های قاب صفحه‌نمایش چیزهایی نیستند که از چشم شما دور بمانند و انگار از آینده آمده‌اند.

لوگوی Prestige ام‌اس‌ای هم روی درب صفحه‌نمایش لپ‌تاپ و هم زیر صفحه‌کلید سمت چپ حک شده است. این لوگو به رنگ سفید ضعیفی است تا در رنگ نقره‌ای غالب لپ‌تاپ گم نشود و از سوی دیگر بیش از حد در چشم نباشد.

با وزن ۱.۱۹ کیلوگرم و اندازه ۱۲.۶ در ۸.۷ در ۰.۶ اینچ (۳۲۲ در ۲۲۲ در ۱۵.۹ میلی‌متر) نمی‌توان گفت سبک‌ترین و نازک‌ترین لپ‌تاپ ۱۴ اینچی دنیاست ولی قطعا حس یک اولترابوک را برای شما القا می‌کند و می‌توان تعبیر «همراه همیشگی» را برای آن به کار برد.

در کناره‌ها و بخش پایین صفحه‌کلید، ضخامت لپ‌تاپ به ۵.۷ میلی‌متر می‌رسد. این وزن و اندازه، ایده‌آل لپ‌تاپ‌های مسافرتی هستند.

مشخص است MSI از طراحی لپ‌تاپ‌های قدرتمند گیمینگ خود برای لپ‌تاپ پرستیژ پی‌اس ۴۲ الهام گرفته است. لولاهای دوگانه و پوشش فلزی بیرونی صاف و براق آن ما را یاد لپ‌تاپ‌های GS63 یا GS73 می‌اندازد.

کلید دایره‌ای و فلزی روشن/خاموش لپ‌تاپ در بالای صفحه‌کلید و درون باکسی جداگانه قرار دارد. اطراف آن مشبک و برای تهویه هوای داخل جعبه لپ‌تاپ است. برخی لپ‌تاپ‌ها کلید پاور را هم در صفحه‌کلید می‌گنجانند که غالبا ایده جالبی نیست.

چراغ LED روی این کلید تعبیه نشده و چراغ‌ها در گوشه سمت چپ و بسیار کوچک و مینیاتوری کار شدند. ظرافت‌های طراحی کلید پاور، چراغ‌ها و وب‌کم به شیکی طراحی افزودند.

پشت لپ‌تاپ، پایه‌های کوچک سیاه رنگی برای قرارگیری روی میز و سطوح صاف مشاهده می‌شود. کل صفحه پشتی یک دست صاف و بدون خمیدگی یا تورفتگی و برآمدگی است.

داک باز و بسته کردن درب و صفحه‌نمایش لپ‌تاپ به اندازه کافی محکم، نرم و روان است. شما می‌توانید با خیال راحت لپ‌تاپ را ۱۸۰ درجه باز کنید یا برعکس کرده و روی میز قرار دهید. ناقص بودن طراحی لولاها در پشت لپ‌تاپ کمی توی ذوق می‌زند.

در آزمایش‌هایی که روی سطح مقاومت و استحکام بدنه و صفحه‌نمایش این لپ‌تاپ انجام دادیم؛ به نظر رسید به اندازه یک لپ‌تاپ فلزی رایج بازار محکم نیست و با فشار کمی می‌تواند ضربه ببیند. به طور ویژه، درب لپ‌تاپ بسیار ظریف و نازک است و تاب ضربات محکم یا فشار زیاد را نخواهد داشت.

درگاه‌های ارتباطی

در بخش جلویی لپ‌تاپ Prestige PS42 هیچ درگاه ارتباطی مشاهده نمی‌کنیم و فقط یک زبانه برای باز و بسته کردن راحت درب صفحه‌نمایش مشاهده می‌شود.

در کناره سمت راست قفل کینگستون، کارت‌خوان SD، یک درگاه USB Type-C Gen 1 و دو درگاه USB 3.1 Type-A دیده می‌شود.

عجیب است که قفل کینگستون در پایین کناره سمت راست تعبیه شده است. چون می‌تواند مانعی بر سر راه ماوس متصل به لپ‌تاپ باشد. بهتر بود مکان قفل به بخش‌های دیگری مثلا پنل پشتی منتقل می‌شد.

در کناره سمت چپ هم آداپتور AC برق، درگاه HDMI 1.4، یک درگاه USB Type-C Gen 1 و جک ۳.۵ میلی‌متری ترکیبی صدا دیده می‌شوند. در پنل پشتی هم هیچ درگاه ارتباطی و اتصالی مشاهده نمی‌شود.

با این حساب، تمام درگاه‌ها در کناره‌های راست و چپ چیدمان شده‌اند که یکی از دلایل زیبایی این لپ‌تاپ است.

البته، شاید کاربران انتظار داشتند درگاه‌های بیشتری روی این لپ‌تاپ مشاهده کنند. مثلا، درگاه HDMI 2.0 ندارد یا شاید بهتر بود یک درگاه USB Type-C هم تعبیه می‌شد که برای شارژ دستگاه‌های دیگر استفاده شود.

بزرگ‌ترین کاستی در این بخش، نبود درگاه شبکه اترنت یا همان RJ45 است. احتمالا، مهندسان MSI فرض کردند وای‌فای دو بانده AC این لپ‌تاپ به اندازه کافی سریع است تا از پس بازی‌های آنلاین و استریم ویدیو برآید. خود کاربران می‌توانند با خرید یک مبدل USB به RJ45، لپ‌تاپ را با کابل شبکه به اینترنت متصل کنند.

صفحه‌کلید و تاچ‌پد

اگرچه این لپ‌تاپ می‌تواند در رده گیمینگ قرار بگیرد ولی صفحه‌کلید آن برای کارهای اداری و کسب‌وکاری سفارشی‌سازی شده است.

صفحه‌کلید لپ‌تاپ پرستیژ پی‌اس ۲۴ با اندازه ۳۰ در ۱۰.۵ اینچ، سبک و صیقل‌خورده با تایپوگرافی متفاوت با صفحه‌کلیدهایی لپ‌تاپی است. طبیعی است این صفحه‌کلید از نمونه‌های لپ‌تاپ GS65 و GS73 سبک‌تر و ظریف‌تر است.

در ابتدا، انتظار داشتیم یک صفحه‌کلید SteelSeries را مشاهده کنیم ولی این صفحه‌کلید بیشتر شبیه به صفحه‌کلید اولترابوک‌های سنتی است. کلیدها نرم و ارتعاشی هستند.

یک اشاره آهسته کافی است تا کلید فشرده شود. کلیدهای بزرگ با ترک‌پد کوچک به ما می‌گویند تایپ مهم‌تر از بازی است.

کلیدهای مهم و حساس بزرگ طراحی شدند تا کاربر راحت‌تر بتواند با آن‌ها کار کند. کلیدهای Function هم نسبتا بزرگ هستند تا کاربر سریع‌تر و دقیق‌تر ازشان استفاده کند.

نور پس‌زمینه صفحه‌کلید فقط سفید و در چهار سطح است که گاهی اوقات، خواندن حروف روی کلیدها کمی سخت می‌شود چون رنگ سفید برای کلیدهای نقره‌ای چندان مناسب نیست.

به طور کلی، از کار با صفحه‌کلید این لپ‌تاپ احساس رضایت خواهید داشت. خاصا افرادی که انگشتان و دست‌های کوچک‌تری دارند؛ بهتر می‌توانند تایپ و در سفر یا شرایط غیرپایدار کارهای خود را ردگیری کنند.

همان‌طور که گفتیم؛ هم ترک‌پد و هم فضای قرارگیری مچ دست روی لپ‌تاپ برای کار با آن کوچک در نظر گرفته شده است.

شاید افرادی که دستان بزرگی دارند؛ کمی به مشکل بربخورند. اندازه این ترک‌پد حدودا ۱۰ در ۵.۸ سانتی‌متر است. در گوشه بالا سمت چپ آن یک حسگر اثر انگشت کار گذاشته شده است.

برخی کاربران ترجیح می‌دهند این سنسور در کلید پاور لپ‌تاپ قرار گرفته باشد و فضای ترک‌پد به طور کامل آزاد باشد ولی به هر حال مزاحمتی ایجاد نمی‌کند. چون شما کمتر با آن ناحیه کار می‌کنید یا انگشتان شما آن ناحیه را لمس می‌کنند.

صفحه‌نمایش

نمایشگر این لپ‌تاپ ۱۴ اینچ واقعی FHD با دقت تصویر ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل و از نوع IPS است. یک صفحه‌نمایش مات و باریک که یکی از مزایای اصلی این لپ‌تاپ MSI است.

کنتراست این صفحه‌نمایش 1000:1 با تفکیک و عمق رنگ بسیار مناسب و فوق‌العاده دقیق است. طیف‌های رنگی سیاه و سفید را بسیار خوب نشان می‌دهد و افرادی که می‌خواهند کارهای گرافیکی انجام دهند؛ نیازی به کالیبراسیون صفحه‌نمایش ندارند.

پوشش طیف‌های رنگی sRGB این نمایشگر حدود ۶۴ درصد است که در مقایسه با نمایشگرهای بهترین لپ‌تاپ‌های دنیا، امتیاز خوبی است.

نور پس‌زمینه آن کمی کمتر از رقبا است و سطح روشنایی برای کاربرانی که بسیار حساس هستند؛ پایین‌تر از نمایشگرهای 1080p است. حداکثر روشنایی این نمایشگر ۲۴۳ نیت است ولی بهترین نمایشگرهای لپ‌تاپ بازار از روشنایی ۳۱۱ یا ۲۹۶ نیت سود می‌برند.

هنگامی که یک فیلم 1080p پخش کردیم؛ جزییات درون فیلم با وضوح و کیفیت بالا قابل مشاهده هستند.

رنگ‌ها، سایه‌ها و فضاهای تاریک هم قابل تشخیص بوده و شما می‌توانید اشیای درون یک غار تاریک را شناخته و از هم تشخیص دهید.

مشخص است این نمایشگر برای اجرای بازی‌های با گرافیک بالا طراحی شده است و کیفیتی به مراتب بالاتر از یک نمایشگر معمولی دارد. زاویه دید صفحه‌نمایش نیز مناسب است.

کارایی

شرکت MSI چندین مدل از لپ‌تاپ Prestige PS42 با مشخصات سخت‌افزاری متفاوت روانه بازار کرده است.

ما مدل 8RB Prestige PS42 را مورد بررسی قرار دادیم که مجهز به پردازنده Core i7-8550U با فرکانس کاری ۱.۸ تا ۲ گیگاهرتز، حافظه رم ۱۶ گیگابایتی DDR4-2400، درایو ۵۰۰ گیگابایتی SSD و کارت‌های گرافیک اینتل UHD Graphics 620 و انویدیا GeForce MX150 است.

این مشخصات نشان می‌دهند لپ‌تاپ 8RB Prestige PS42 فراتر از یک لپ‌تاپ اولترابوک مسافرتی یا کسب‌وکاری ساده است.

با یک لپ‌تاپ با مشخصات گیمینگ روبرو هستیم که می‌تواند نهایت قدرت و کارایی را در بدنه‌ای سبک و لاغر به کاربران ارایه بدهد. توجه داشته باشید که این لپ‌تاپ فقط از یک اسلات حافظه رم پشتیبانی می‌کند و حداکثر رم می‌تواند همان ۱۶ گیگابایت برای یک اسلات باشد.

هنوز کلید پاور دستگاه را فشار نداده‌اید؛ ویندوز ۱۰ روبروی شما ظاهر می‌شود. سنگین‌ترین برنامه‌ها مانند فتوشاپ، تری‌ دی ‌مکس و ادوبی لایت‌روم در ثانیه‌ای اجرا می‌شوند و خیلی نرم و روان خواهند بود.

پردازنده Core i7-8550U با فناوری ۱۴ نانومتری ساخته شده است و یکی از بهترین پردازنده‌های دسکتاپ نسل هشتم با معماری کیبی‌لیک در بازار است. یک پردازنده ۴ هسته‌ای با ۸ نخ پردازشی و ۸ مگابایت حافظه نهان سطح سه که می‌تواند تا ۴ گیگاهرتز افزایش فرکانس کاری داشته باشد.

با نرم‌افزارهای اورکلاکینگ پردازنده‌ای مانند CineBench R15 حداکثر فرکانس ۲.۶ تا ۲.۷ گیگاهرتز به دست می‌آید و بعید است بیشتر از این بالاتر برود.

امتیازهای ثبت شده در این نرم‌افزار هم نشان می‌دهند ۱۴ درصد افزایش سرعت پیدا می‌کند. مقایسه این نتایج با رقبا نشان می‌دهد بهترین کارایی ثبت نشده است ولی از بسیاری لپ‌تاپ‌های گیمینگ مشابه بهتر است و مثلا در رتبه‌های سوم یا چهارم قرار می‌گیرد.

بررسی کارایی کلی سیستم با نرم‌افزارهای PCMark 8 Home و PCMark 10 هم نشان می‌دهد در رتبه اول یا دوم بهترین لپ‌تاپ‌های هم‌رده خودش می‌گیرد.

بهره‌گیری از کارت گرافیک GeForce MX150 و درایو SSD باعث می‌شود هیچ افت کارایی، سکته و باگی نداشته باشد و قابلیت Optimus هم افزایش عمر باتری در پردازش‌های سنگین را به همراه داشته باشد.

سرعت کارت گرافیک جی‌فورس MX150 انویدیا روی لپ‌تاپ ام‌اس‌ای حدود ۱۰ الی ۱۵ درصد سریع‌تر از لپ‌تاپ‌های مشابه با همین کارت گرافیک است.

به‌طوری‌که نیازی به بهبود و اورکلاک کارت گرافیک نخواهید داشت. به گفته نرم‌افزار 3DMark 11، شما با این لپ‌تاپ و کارت گرافیک می‌توانید به جنگ بهترین لپ‌تاپ‌های گیمینگ دنیا بروید.

به راحتی، غالب بازی‌های ویدیویی سنگینی مانند LoL ،DOTA 2 و Overwatch را اجرا می‌کند و برای اجرای بازی Witcher 3 نیاز به تنظیماتی دارد.

بسیاری از اولترابوک‌ها یا نوت‌بوک‌های ۱۳ و ۱۴ اینچی هم‌رده لپ‌تاپ MSI، نمی‌توانند چنین قدرت و سرعت گرافیکی به دست بدهند و ۲۰ الی ۳۰ درصد کندتر هستند.

در تصویر زیر، نتایج ارزیابی درایو SSD لپ‌تاپ را هم در نرم‌افزار CrystalDiskMark مشاهده می‌کنید.

در بسیاری از آیتم‌ها سرعت خواندن و نوشتن این درایو بهتر از لپ‌تاپ‌های دیگر است.

نویز و حرارت

در لپ‌تاپ ام‌اس‌ای پرستیژ پی‌اس ۲۴ دو فن با سه لوله انتقال حرارت به همراه دو لوله برای کارت گرافیکی تعبیه شده است.

مهم‌تر از این‌ها، اندازه بزرگ‌تر فن‌ها و سیستم‌ خنک‌کننده این لپ‌تاپ در مقایسه با لپ‌تاپ‌های دیگر مجهز به کارت گرافیک GeForce MX150 است.

برخی از لپ‌تاپ‌ها تنها از یک فن و لوله انتقال حرارت مشترک میان CPU و GPU استفاده کردند. نتیجه این سیستم خنک‌کننده، صدای آرام و یکنواخت لپ‌تاپ در اوج بار کاری است.

صدای نویز این لپ‌تاپ فقط ۳۸ دسی‌بل در هنگام بازی‌های ویدیویی است که زیر آستانه استاندارد لپ‌تاپ‌های گیمینگ محسوب می‌شود.

اگر محیط کاری شما بسیار ساکت باشد؛ شاید صدای کلیدها به گوش برسد ولی در محیط‌های شلوغ هیچ صدایی شنیده نمی‌شود که آزاردهنده باشد.

وقتی لپ‌تاپ بسیار داغ شود؛ بیشترین نقاطی که حرارت بالای آن‌ها احساس می‌شود؛ وسط صفحه‌کلید و پشت لپ‌تاپ است که دما به مرز ۴۶ تا ۶۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد.

این دما روی لپ‌تاپ‌های گیمینگ چند کیلوگرمی مشاهده می‌شود و شاید برای این لپ‌تاپ نازک کمی زیاد باشد. اطراف و کناره‌های لپ‌تاپ دمایی کمتر و در حدود ۲۹ درجه سانتی‌گراد خواهد داشت که احتمالا دست‌های شما هم آن‌جا است.

به هر حال، اگر می‌خواهید ساعت‌ها با این لپ‌تاپ بازی کنید؛ بهتر است یک پد خنک‌کننده زیر آن قرار دهید.

باتری و بلندگو

ام‌اس‌ای روی لپ‌تاپ خوش‌تیپ خود باتری ۵۰ وات ساعتی با عمر ۱۰ ساعته نصب کرده است. یک باتری ۴ سلولی لیتیم-پلیمر که به نظر کافی است.

در آزمایش‌هایی که انجام دادیم و شامل انجام بازی، پخش ویدیو و کارهای گرافیکی سنگین بود؛ عمر باتری بین ۸ الی ۸.۵ ساعت نشان داده شد ولی در حالتی که کارهای روزمره انجام شود و روشنایی صفحه‌نمایش کاهش پیدا کند؛ عمر باتری تا ۱۷ ساعت هم افزایش پیدا خواهد کرد.

این رکوردها بی‌نظیر و چشمگیر هستند. در کمتر لپ‌تاپی با مشخصات سخت‌افزاری گیمینگ مانند Prestige PS42 شاهد این عمر باتری هستیم. نزدیک به ۲ ساعت هم شارژ باتری طول می‌کشد.

دو بلندگوی ۲ وات روی لپ‌تاپ مورد بررسی ما نصب شده که طبیعی است نباید صدای بسیار بلند و فراگیری بدهد.

این صدا برای محیط‌های با نویز پایین و ساکت، کافی است ولی هنگامی که در ویدیوکنفرانس، سالن سخنرانی و محیط‌های شلوغ باشید؛ شاید بهتر باشد بلندگوی خارجی به لپ‌تاپ متصل کنید.

حرف آخر

شرکت MSI با معرفی لپ‌تاپ سری Prestige PS42، رسما وارد بازار جدیدی شد. اولترابوک‌های گیمینگ عنوان جذابی هستند که می‌توانند هر کاربری را به وسوسه بیندازند و اولین مدل‌های ام‌اس‌ای خیلی خوب از آب درآمدند. شما در Prestige PS42 چندین مزیت را با هم دارید: سرعت، کارایی، سبکی، زیبایی و کاربری.

در عین اینکه لپ‌تاپی سبک برای مصارف مسافرتی است؛ می‌تواند بهترین بازی‌های ویدیویی را با سرعت و کیفیت سطح بالایی اجرا کند. همان‌طور که زیبا و شیک است؛ صفحه‌نمایش و کارایی دل‌پذیری دارد.

در بسیاری از بخش‌ها می‌تواند بهترین لپ‌تاپ ۱۴ اینچی بازار باشد اما توجه به چند کاستی می‌تواند نسل بعدی این اولترابوک را ایده‌آل‌ترین لپ‌تاپ کند.

درگاه‌های بیشتر، روشنایی بیشتر صفحه‌نمایش، نور پس‌زمینه صفحه‌کلید بهتر، حافظه رم بیشتر و بهبودهایی در طراحی نکاتی هستند که باید شرکت ام‌اس‌ای برای نسل‌های جدید سری Prestige PS42 مدنظر قرار دهد.

نوشته بررسی لپ‌تاپ ام‌اس‌آی Prestige PS42: اولترابوک گیمینگی برای با پرستیژها اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.