بررسی دانگل بلوتوث تسکو BT 102: مدرن باش!

به احتمال زیاد تا به حال با دانگل بلوتوث کار کرده‌اید، محصولاتی که قادر هستند تا دستگاه‌های مختلف را مجهز به ارتباط بی‌سیم کرده و به سبب ارتباط وسایلی چون اسمارت‌فون به آن‌ها، از قابلیت‌های مدرن‌تری بهره بگیرند.

شرکت تسکو، به عنوان یکی از بازیگران اصلی در لوازم جانبی موبایل و کامپیوتر در کشور، محصولی با عنوان BT 102 روانه بازار کرده که بر روی جعبه‌اش، عنوان CAR Kit هم دیده می‌شود، بدین معنا که هدف اصلی این دانگل بلوتوثی، استفاده در خودرو است،‌ اگرچه می‌توان از آن بر روی سایر دستگاه‌ها نیز استفاده کرد.

در ادامه قصد داریم تا این تولید تسکو را از نزدیک بررسی کرده و به قابلیت‌ها و کاربردهایش نگاه دقیق‌تری بیندازیم.

طراحی و ظاهر

تسکو BT 102 در یک جعبه کوچک با رنگ بندی سفید و صورتی قرار گرفته، وقتی آن را باز کنید، به دستگاه گرد و سیاهی برخورد می‌کنید که دو سیم مشکی از انتهایش خارج شده و شاید کمی شما را به یاد گوشی‌های دکتر در شنیدن ضربان قلب بیندازد!

سبکی محصول در همان ابتدا نشان می‌دهد که خبری از باتری در بطنش نیست و البته همین امر به جابجایی راحت و ساخت جمع و جورش کمک می‌کند. بر روی این دایره مشکی، ۵ کلید قرار گرفته‌اند که شامل جلو و عقب کردن تِرَک موسیقی، کم و زیاد کردن صدا به همراه اتصال مکالمه است. BT 102 از پلاستیک ساخته شده اما کیفیت آن قابل قبول بوده و ایراد خاصی نمی‌توان بر ظاهرش گرفت.

دو سیمی که از انتهای دستگاه خارج شدند، یکی برای اتصال به ورودی AUX جهت انتقال صدا بوده و دیگری از USB به منظور تامین برق بهره می‌گیرد. در پشت هم یک سطح گرد با قابلیت چرخش وجود دارد و می‌توانید دستگاه را با برداشتن برچسب رویش بر روی هر سطحی چسبانده و یا با کمک آهنربای تعبیه شده، آن را بر روی سطوح فلزی متصل کنید. این دانگل بلوتوثی قابلیت جدا شدن از آن را هم دارد. در هنگام روشن شدن، کلیدها با بک گراندی آبی روشن شده و جذابیت محصول را بیشتر می‌کنند.

در کل بایستی طراحی BT 102 را ساده و در عین حال کارآمد توصیف کرد. طول سیم‌ها هم در حدی است که نه خیلی بلند بوده که دست و پا گیر شود و نه آن قدر کوتاه که مجبور شوید تا رابط مجزایی را جهت افزایش طولش به آن متصل کنید.

کاربرد

BT 102 کارایی ساده و در عین حال کارامدی دارد، البته برای کسانی که وسایل مدنظرشان به بلوتوث به‌صورت پیش فرض مجهز نیست؛ وگرنه چه دلیلی دارد که این دستگاه را با کارایی مشابه استفاده کنند؟!

شاید اصلی‌ترین کاربرد ساخته تسکو، به خودروهایی مرتبط شود که ضبط آن‌ها از موهبت بلوتوث محروم بوده و برای اتصال گوشی به اسپیکر و پخش موسیقی دلخواه، راننده یا مجبور به هزینه زیاد جهت تغییر سیستم صوتی ماشینش می‌شود و یا از وسایل نه چندان کارآمدی چون FM Transmitter استفاده می‌کند.

با استفاده از BT 102، شما می‌توانید به‌راحتی موسیقی را از طریق گوشی به اسپیکرهای خودرو منتقل کرده و به آن گوش دهید. از طرفی یک قابلیت خوب همچون مکالمه با اسمارت‌فون از طریق بی‌سیم هم فراهم می‌شود، بدین شکل که در صورت تماس با شما، با فشردن کلید وسط این دانگل گرد، اتصال برقرار شده و با کمک میکروفن موجود بر روی دستگاه، می‌توانید به صحبت کردن بپردازید.

برای تغییر موسیقی و یا کم و زیاد کردن صدا هم نیازی نیست حتما به سراغ گوشی خودتان بروید، کلیدهای موجود بر روی BT 102 که با بک گراند آبی به‌خوبی مشخص هستند، در این امر شما را یاری می‌رسانند.

البته بایستی بدانید کاربرد محصول تسکو فقط برای خودرو نیست، شما قادر هستید به کمک آن، یک سینمای خانگی و یا اسپیکرهای معمولی را هم تبدیل به نمونه‌ای بی‌سیم کرده و از اتصال وایرلس آن با گوشی، تبلت و حتی لپ‌تاپ‌تان لذت ببرید.

عملکرد

از آنجایی که BT 102 باتری داخلی ندارد، بایستی کابل USB همیشه به منبع شارژ متصل باشد. حال این منبع می‌تواند شارژر فندکی خودرو، پاور بانک، خروجی USB لپ‌تاپ و یا سینمای خانگی هم باشد. کابل 3.5 میلی‌متری به محل AUX که ورودی صداست و در اکثر اسپیکرها و ضبط‌ها حضور فعالی دارد، متصل شده و عملیات انتقال صدا به همین راحتی صورت می‌پذیرد.

در بررسی که ما در خودرو انجام دادیم، ابتدا به سرعت BT 102 در گوشی شناسایی و عملیات اتصال صورت پذیرفت. با هر بار روشن شدن مجدد، این دانگل سیاه پوش خیلی سریع خودش را دوباره به گوشی معرفی کرده و پیوندشان برقرار می‌شد! شارژ را از طریق فندکی خودرو تامین کرده و اتصال AUX نیز انجام گرفت. نتیجه کلی این ارتباط، بسیار خوب و رضایت بخش بود. هر آن چیزی که در گوشی پخش می‌شد، حال قادر به شنیدن از اسپیکرهای خودرو بودیم و با عملگرهای موجود بر روی BT 102 نیز به خوبی تغییر در آهنگ یا صدا را انجام می‌دادیم.

شما می‌توانید این دانگل را بر روی فرمان، کنسول میانی و یا داشبورد نصب کنید و از آنجایی که معمولا در این اجزای خودرو خبری از فلز نیست، پس همان برچسب پشتی دستگاه، نقش اصلی را در یک اتصال ایمن برقرار می‌کند. از آنجایی هم که وزن ۳۶ گرمی بسیار سبک است، تقریبا هیچ نگرانی بابت افتادن نخواهید داشت، مگر آنکه به دفعات زیاد محل این دانگل را عوض کرده و به مرور خاصیت چسبندگی پشت را از دست بدهد.

برای برقراری مکالمه هم کار ساده‌ای پیش روی شما قرار دارد و البته در این زمان بهترین مکان، همان فرمان خودروست چرا که سر و صدای محیط اطراف ممکن است کمی بر روی کیفیت مکالمه شما تاثیر منفی بگذارد و نبایستی انتظار یک سستم مالتی مدیای پیشرفته مانند مرسدس بنز را از این کوچک سیاه پوش داشت!

سخن پایانی

تسکو BT 102 یک کالای کوچک، سبک و جمع و جور است که کارایی و استفاده از آن پیچیدگی خاصی ندارد. در بازار محصولات بسیار زیاد و مشابهی را می‌توان مشاهده کرد که از نظر کارکرد، شباهت زیادی با آن داشته اما از منظر کیفیت، می‌توانند فاصله زیادی داشته باشند.

تجربه استفاده ما از این محصول مناسب بود و از آن جایی که بهای ۷۰ هزار تومانی برای این تولید کننده ایرانی رقمی بسیار مناسب و رقابتی محسوب می‌شود، توصیه می‌کنیم اگر به یک دانگل بلوتوث جهت مدرن کردن سیستم صوتی خود احتیاج دارید، BT 102 را یکی از گزینه‌های خریدتان در نظر بگیرید.

نوشته بررسی دانگل بلوتوث تسکو BT 102: مدرن باش! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی دانگل بلوتوث تسکو BT 102: مدرن باش!

به احتمال زیاد تا به حال با دانگل بلوتوث کار کرده‌اید، محصولاتی که قادر هستند تا دستگاه‌های مختلف را مجهز به ارتباط بی‌سیم کرده و به سبب ارتباط وسایلی چون اسمارت‌فون به آن‌ها، از قابلیت‌های مدرن‌تری بهره بگیرند.

شرکت تسکو، به عنوان یکی از بازیگران اصلی در لوازم جانبی موبایل و کامپیوتر در کشور، محصولی با عنوان BT 102 روانه بازار کرده که بر روی جعبه‌اش، عنوان CAR Kit هم دیده می‌شود، بدین معنا که هدف اصلی این دانگل بلوتوثی، استفاده در خودرو است،‌ اگرچه می‌توان از آن بر روی سایر دستگاه‌ها نیز استفاده کرد.

در ادامه قصد داریم تا این تولید تسکو را از نزدیک بررسی کرده و به قابلیت‌ها و کاربردهایش نگاه دقیق‌تری بیندازیم.

طراحی و ظاهر

تسکو BT 102 در یک جعبه کوچک با رنگ بندی سفید و صورتی قرار گرفته، وقتی آن را باز کنید، به دستگاه گرد و سیاهی برخورد می‌کنید که دو سیم مشکی از انتهایش خارج شده و شاید کمی شما را به یاد گوشی‌های دکتر در شنیدن ضربان قلب بیندازد!

سبکی محصول در همان ابتدا نشان می‌دهد که خبری از باتری در بطنش نیست و البته همین امر به جابجایی راحت و ساخت جمع و جورش کمک می‌کند. بر روی این دایره مشکی، ۵ کلید قرار گرفته‌اند که شامل جلو و عقب کردن تِرَک موسیقی، کم و زیاد کردن صدا به همراه اتصال مکالمه است. BT 102 از پلاستیک ساخته شده اما کیفیت آن قابل قبول بوده و ایراد خاصی نمی‌توان بر ظاهرش گرفت.

دو سیمی که از انتهای دستگاه خارج شدند، یکی برای اتصال به ورودی AUX جهت انتقال صدا بوده و دیگری از USB به منظور تامین برق بهره می‌گیرد. در پشت هم یک سطح گرد با قابلیت چرخش وجود دارد و می‌توانید دستگاه را با برداشتن برچسب رویش بر روی هر سطحی چسبانده و یا با کمک آهنربای تعبیه شده، آن را بر روی سطوح فلزی متصل کنید. این دانگل بلوتوثی قابلیت جدا شدن از آن را هم دارد. در هنگام روشن شدن، کلیدها با بک گراندی آبی روشن شده و جذابیت محصول را بیشتر می‌کنند.

در کل بایستی طراحی BT 102 را ساده و در عین حال کارآمد توصیف کرد. طول سیم‌ها هم در حدی است که نه خیلی بلند بوده که دست و پا گیر شود و نه آن قدر کوتاه که مجبور شوید تا رابط مجزایی را جهت افزایش طولش به آن متصل کنید.

کاربرد

BT 102 کارایی ساده و در عین حال کارامدی دارد، البته برای کسانی که وسایل مدنظرشان به بلوتوث به‌صورت پیش فرض مجهز نیست؛ وگرنه چه دلیلی دارد که این دستگاه را با کارایی مشابه استفاده کنند؟!

شاید اصلی‌ترین کاربرد ساخته تسکو، به خودروهایی مرتبط شود که ضبط آن‌ها از موهبت بلوتوث محروم بوده و برای اتصال گوشی به اسپیکر و پخش موسیقی دلخواه، راننده یا مجبور به هزینه زیاد جهت تغییر سیستم صوتی ماشینش می‌شود و یا از وسایل نه چندان کارآمدی چون FM Transmitter استفاده می‌کند.

با استفاده از BT 102، شما می‌توانید به‌راحتی موسیقی را از طریق گوشی به اسپیکرهای خودرو منتقل کرده و به آن گوش دهید. از طرفی یک قابلیت خوب همچون مکالمه با اسمارت‌فون از طریق بی‌سیم هم فراهم می‌شود، بدین شکل که در صورت تماس با شما، با فشردن کلید وسط این دانگل گرد، اتصال برقرار شده و با کمک میکروفن موجود بر روی دستگاه، می‌توانید به صحبت کردن بپردازید.

برای تغییر موسیقی و یا کم و زیاد کردن صدا هم نیازی نیست حتما به سراغ گوشی خودتان بروید، کلیدهای موجود بر روی BT 102 که با بک گراند آبی به‌خوبی مشخص هستند، در این امر شما را یاری می‌رسانند.

البته بایستی بدانید کاربرد محصول تسکو فقط برای خودرو نیست، شما قادر هستید به کمک آن، یک سینمای خانگی و یا اسپیکرهای معمولی را هم تبدیل به نمونه‌ای بی‌سیم کرده و از اتصال وایرلس آن با گوشی، تبلت و حتی لپ‌تاپ‌تان لذت ببرید.

عملکرد

از آنجایی که BT 102 باتری داخلی ندارد، بایستی کابل USB همیشه به منبع شارژ متصل باشد. حال این منبع می‌تواند شارژر فندکی خودرو، پاور بانک، خروجی USB لپ‌تاپ و یا سینمای خانگی هم باشد. کابل 3.5 میلی‌متری به محل AUX که ورودی صداست و در اکثر اسپیکرها و ضبط‌ها حضور فعالی دارد، متصل شده و عملیات انتقال صدا به همین راحتی صورت می‌پذیرد.

در بررسی که ما در خودرو انجام دادیم، ابتدا به سرعت BT 102 در گوشی شناسایی و عملیات اتصال صورت پذیرفت. با هر بار روشن شدن مجدد، این دانگل سیاه پوش خیلی سریع خودش را دوباره به گوشی معرفی کرده و پیوندشان برقرار می‌شد! شارژ را از طریق فندکی خودرو تامین کرده و اتصال AUX نیز انجام گرفت. نتیجه کلی این ارتباط، بسیار خوب و رضایت بخش بود. هر آن چیزی که در گوشی پخش می‌شد، حال قادر به شنیدن از اسپیکرهای خودرو بودیم و با عملگرهای موجود بر روی BT 102 نیز به خوبی تغییر در آهنگ یا صدا را انجام می‌دادیم.

شما می‌توانید این دانگل را بر روی فرمان، کنسول میانی و یا داشبورد نصب کنید و از آنجایی که معمولا در این اجزای خودرو خبری از فلز نیست، پس همان برچسب پشتی دستگاه، نقش اصلی را در یک اتصال ایمن برقرار می‌کند. از آنجایی هم که وزن ۳۶ گرمی بسیار سبک است، تقریبا هیچ نگرانی بابت افتادن نخواهید داشت، مگر آنکه به دفعات زیاد محل این دانگل را عوض کرده و به مرور خاصیت چسبندگی پشت را از دست بدهد.

برای برقراری مکالمه هم کار ساده‌ای پیش روی شما قرار دارد و البته در این زمان بهترین مکان، همان فرمان خودروست چرا که سر و صدای محیط اطراف ممکن است کمی بر روی کیفیت مکالمه شما تاثیر منفی بگذارد و نبایستی انتظار یک سستم مالتی مدیای پیشرفته مانند مرسدس بنز را از این کوچک سیاه پوش داشت!

سخن پایانی

تسکو BT 102 یک کالای کوچک، سبک و جمع و جور است که کارایی و استفاده از آن پیچیدگی خاصی ندارد. در بازار محصولات بسیار زیاد و مشابهی را می‌توان مشاهده کرد که از نظر کارکرد، شباهت زیادی با آن داشته اما از منظر کیفیت، می‌توانند فاصله زیادی داشته باشند.

تجربه استفاده ما از این محصول مناسب بود و از آن جایی که بهای ۷۰ هزار تومانی برای این تولید کننده ایرانی رقمی بسیار مناسب و رقابتی محسوب می‌شود، توصیه می‌کنیم اگر به یک دانگل بلوتوث جهت مدرن کردن سیستم صوتی خود احتیاج دارید، BT 102 را یکی از گزینه‌های خریدتان در نظر بگیرید.

نوشته بررسی دانگل بلوتوث تسکو BT 102: مدرن باش! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی دانگل بلوتوث تسکو BT 102: مدرن باش!

به احتمال زیاد تا به حال با دانگل بلوتوث کار کرده‌اید، محصولاتی که قادر هستند تا دستگاه‌های مختلف را مجهز به ارتباط بی‌سیم کرده و به سبب ارتباط وسایلی چون اسمارت‌فون به آن‌ها، از قابلیت‌های مدرن‌تری بهره بگیرند.

شرکت تسکو، به عنوان یکی از بازیگران اصلی در لوازم جانبی موبایل و کامپیوتر در کشور، محصولی با عنوان BT 102 روانه بازار کرده که بر روی جعبه‌اش، عنوان CAR Kit هم دیده می‌شود، بدین معنا که هدف اصلی این دانگل بلوتوثی، استفاده در خودرو است،‌ اگرچه می‌توان از آن بر روی سایر دستگاه‌ها نیز استفاده کرد.

در ادامه قصد داریم تا این تولید تسکو را از نزدیک بررسی کرده و به قابلیت‌ها و کاربردهایش نگاه دقیق‌تری بیندازیم.

طراحی و ظاهر

تسکو BT 102 در یک جعبه کوچک با رنگ بندی سفید و صورتی قرار گرفته، وقتی آن را باز کنید، به دستگاه گرد و سیاهی برخورد می‌کنید که دو سیم مشکی از انتهایش خارج شده و شاید کمی شما را به یاد گوشی‌های دکتر در شنیدن ضربان قلب بیندازد!

سبکی محصول در همان ابتدا نشان می‌دهد که خبری از باتری در بطنش نیست و البته همین امر به جابجایی راحت و ساخت جمع و جورش کمک می‌کند. بر روی این دایره مشکی، ۵ کلید قرار گرفته‌اند که شامل جلو و عقب کردن تِرَک موسیقی، کم و زیاد کردن صدا به همراه اتصال مکالمه است. BT 102 از پلاستیک ساخته شده اما کیفیت آن قابل قبول بوده و ایراد خاصی نمی‌توان بر ظاهرش گرفت.

دو سیمی که از انتهای دستگاه خارج شدند، یکی برای اتصال به ورودی AUX جهت انتقال صدا بوده و دیگری از USB به منظور تامین برق بهره می‌گیرد. در پشت هم یک سطح گرد با قابلیت چرخش وجود دارد و می‌توانید دستگاه را با برداشتن برچسب رویش بر روی هر سطحی چسبانده و یا با کمک آهنربای تعبیه شده، آن را بر روی سطوح فلزی متصل کنید. این دانگل بلوتوثی قابلیت جدا شدن از آن را هم دارد. در هنگام روشن شدن، کلیدها با بک گراندی آبی روشن شده و جذابیت محصول را بیشتر می‌کنند.

در کل بایستی طراحی BT 102 را ساده و در عین حال کارآمد توصیف کرد. طول سیم‌ها هم در حدی است که نه خیلی بلند بوده که دست و پا گیر شود و نه آن قدر کوتاه که مجبور شوید تا رابط مجزایی را جهت افزایش طولش به آن متصل کنید.

کاربرد

BT 102 کارایی ساده و در عین حال کارامدی دارد، البته برای کسانی که وسایل مدنظرشان به بلوتوث به‌صورت پیش فرض مجهز نیست؛ وگرنه چه دلیلی دارد که این دستگاه را با کارایی مشابه استفاده کنند؟!

شاید اصلی‌ترین کاربرد ساخته تسکو، به خودروهایی مرتبط شود که ضبط آن‌ها از موهبت بلوتوث محروم بوده و برای اتصال گوشی به اسپیکر و پخش موسیقی دلخواه، راننده یا مجبور به هزینه زیاد جهت تغییر سیستم صوتی ماشینش می‌شود و یا از وسایل نه چندان کارآمدی چون FM Transmitter استفاده می‌کند.

با استفاده از BT 102، شما می‌توانید به‌راحتی موسیقی را از طریق گوشی به اسپیکرهای خودرو منتقل کرده و به آن گوش دهید. از طرفی یک قابلیت خوب همچون مکالمه با اسمارت‌فون از طریق بی‌سیم هم فراهم می‌شود، بدین شکل که در صورت تماس با شما، با فشردن کلید وسط این دانگل گرد، اتصال برقرار شده و با کمک میکروفن موجود بر روی دستگاه، می‌توانید به صحبت کردن بپردازید.

برای تغییر موسیقی و یا کم و زیاد کردن صدا هم نیازی نیست حتما به سراغ گوشی خودتان بروید، کلیدهای موجود بر روی BT 102 که با بک گراند آبی به‌خوبی مشخص هستند، در این امر شما را یاری می‌رسانند.

البته بایستی بدانید کاربرد محصول تسکو فقط برای خودرو نیست، شما قادر هستید به کمک آن، یک سینمای خانگی و یا اسپیکرهای معمولی را هم تبدیل به نمونه‌ای بی‌سیم کرده و از اتصال وایرلس آن با گوشی، تبلت و حتی لپ‌تاپ‌تان لذت ببرید.

عملکرد

از آنجایی که BT 102 باتری داخلی ندارد، بایستی کابل USB همیشه به منبع شارژ متصل باشد. حال این منبع می‌تواند شارژر فندکی خودرو، پاور بانک، خروجی USB لپ‌تاپ و یا سینمای خانگی هم باشد. کابل 3.5 میلی‌متری به محل AUX که ورودی صداست و در اکثر اسپیکرها و ضبط‌ها حضور فعالی دارد، متصل شده و عملیات انتقال صدا به همین راحتی صورت می‌پذیرد.

در بررسی که ما در خودرو انجام دادیم، ابتدا به سرعت BT 102 در گوشی شناسایی و عملیات اتصال صورت پذیرفت. با هر بار روشن شدن مجدد، این دانگل سیاه پوش خیلی سریع خودش را دوباره به گوشی معرفی کرده و پیوندشان برقرار می‌شد! شارژ را از طریق فندکی خودرو تامین کرده و اتصال AUX نیز انجام گرفت. نتیجه کلی این ارتباط، بسیار خوب و رضایت بخش بود. هر آن چیزی که در گوشی پخش می‌شد، حال قادر به شنیدن از اسپیکرهای خودرو بودیم و با عملگرهای موجود بر روی BT 102 نیز به خوبی تغییر در آهنگ یا صدا را انجام می‌دادیم.

شما می‌توانید این دانگل را بر روی فرمان، کنسول میانی و یا داشبورد نصب کنید و از آنجایی که معمولا در این اجزای خودرو خبری از فلز نیست، پس همان برچسب پشتی دستگاه، نقش اصلی را در یک اتصال ایمن برقرار می‌کند. از آنجایی هم که وزن ۳۶ گرمی بسیار سبک است، تقریبا هیچ نگرانی بابت افتادن نخواهید داشت، مگر آنکه به دفعات زیاد محل این دانگل را عوض کرده و به مرور خاصیت چسبندگی پشت را از دست بدهد.

برای برقراری مکالمه هم کار ساده‌ای پیش روی شما قرار دارد و البته در این زمان بهترین مکان، همان فرمان خودروست چرا که سر و صدای محیط اطراف ممکن است کمی بر روی کیفیت مکالمه شما تاثیر منفی بگذارد و نبایستی انتظار یک سستم مالتی مدیای پیشرفته مانند مرسدس بنز را از این کوچک سیاه پوش داشت!

سخن پایانی

تسکو BT 102 یک کالای کوچک، سبک و جمع و جور است که کارایی و استفاده از آن پیچیدگی خاصی ندارد. در بازار محصولات بسیار زیاد و مشابهی را می‌توان مشاهده کرد که از نظر کارکرد، شباهت زیادی با آن داشته اما از منظر کیفیت، می‌توانند فاصله زیادی داشته باشند.

تجربه استفاده ما از این محصول مناسب بود و از آن جایی که بهای ۷۰ هزار تومانی برای این تولید کننده ایرانی رقمی بسیار مناسب و رقابتی محسوب می‌شود، توصیه می‌کنیم اگر به یک دانگل بلوتوث جهت مدرن کردن سیستم صوتی خود احتیاج دارید، BT 102 را یکی از گزینه‌های خریدتان در نظر بگیرید.

نوشته بررسی دانگل بلوتوث تسکو BT 102: مدرن باش! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

مقایسه دوربین سامسونگ گلکسی نوت ۱۰ پلاس با هواوی P30 پرو

دوربین بخشی بسیار مهم در بین پرچم‌داران امروزی است که سازندگان تلاش زیادی دارند تا با افزودن قابلیت‌های ویژه به آن، برتری محصول خودشان را به رخ رقبا بکشند.

حال در این مقاله به سراغ دو پرچم‌دار جدید کمپانی‌های اول و دوم بازار یعنی سامسونگ و هواوی آمده‌ایم تا ببینیم در بخش عکاسی با دوربین اصلی خودشان، چه چیزی در چنته داشته و در شرایط مشابه، عملکرد کدام‌یک بهتر است. پیش از این مقایسه دوربین گلکسی S10 پلاس و هواوی P30 پرو را انجام داده بودیم و از آنجایی که گلکسی نوت 10 پلاس داغ‌ترین ساخته کره‌ای‌ها محسوب می‌شود، این فرصت ویژه را در اختیارش گذاشتیم تا این بار به رقابت با P30 پرو بپردازد.

هر دو گوشی یک سنسور اصلی دارند که برای محصول هواوی نمونه‌ای 40 مگاپیکسلی (خروجی تصویر 10 مگاپیکسلی) با F/1.6 و 27 میلی‌متری است. سنسور اصلی پرچم‌دار سامسونگ 12 مگاپیکسلی با دریچه دیافراگم متغیر F/1.5 تا F/2.4 بوده و 26 میلی‌متری است. سنسور دوم گوشی‌ها، اولترا واید بوده که در P30 پرو یک نمونه 20 مگاپیکسلی و در نوت 10 پلاس 16 مگاپیکسلی است. لنز دوربین سوم هم عنوان تله فوتو را یدک می‌کشد و برای چینی‌ها یک نمونه 8 مگاپیکسلی و برای کره‌ای‌ها 12 مگاپیکسلی است. هر دو هم یک دوربین کمکی با نام TOF دارند که به آن‌ها در تشخیص بهتر عمق کمک می‌کند.

گفتنی است که این رقابت تنها برای عکاسی و دوربین اصلی گوشی‌ها در 16 بخش مختلف لحاظ شده است. سعی کردیم تا قابلیت‌های دوربین‌ها را نیز تا حد امکان به چالش بکشیم. پیش از شروع به موارد زیر توجه داشته باشید.

  • هر دو گوشی مود دستی یا پرو هم دارند اما عکس‌هایی که ما گرفتیم همگی در حالت اتوماتیک است.
  • نسبت تصاویر برای هر دو گوشی در حالت 4 به 3 در عکاسی تنظیم شده است.
  • عکس‌ها به‌صورت توالی زمانی و در حالت‌های مختلف گرفته شده‌اند، ترتیب چینش عکس‌ها نیز دقیقا به همین صورت بوده است.
  • گزینه‌هایی چون HDR و فلاش هم به‌صورت خودکار تنظیم شده تا همان حالتی باشد که 90 درصد کاربران بهره می‌گیرند.
  • با حرکت ماوس و یا انگشت خود (در صفحات لمسی) بر روی عکس، می‌توانید تصاویر را با یکدیگر مقایسه کنید.

سوژه اول: گدان‌های زیاد!

برای سوژه اول یک سری گلدان که اکثرا دارای برگ‌های سبز رنگ بودند، برای مقایسه در نظر گرفتیم. گلکسی نوت به پر رنگ‌تر نشان دادن رنگ سبز علاقه بیشتری از خودش نشان داده اما در کل کیفیت هر دو عکس گرفته شده مناسب است.

سوژه دوم: تابلویی در روشنایی متوسط

تصویر این تابلو در اتاقی با نور متوسط گرفته شده است. پی30 پرو کنتراست بیشتری را در تصویر ایجاد کرده و نوت 10 پلاس تصویر را سافت‌تر گرفته است.

سوژه سوم: برگ‌های خربزه در نور کم

این گلدان‌هایی که می‌بینید در حال پرورش خربزه هستند! تصویر در تراسی با نور کم و ابتدای شب گرفته شده است. اگر احساس می‌کنید نور عکس‌ها خوب است، بیشتر از همه به‌خاطر توانمندی گوشی‌ها بوده اما به‌نظر می‌رسد که مقدار نویز در عکس هواوی کم‌تر است.

سوژه چهارم: دومینو

این مهره‌های دومینو را به دو حالت چیدم. ابتدا عکسی دسته جمعی انداختم که هر دو گوشی بک گراند را به خوبی تار کردند، مقدار رنگ کِرِم در نوت کمی بیشتر است. در تصویر دوم هم به سراغ حالت ماکرو رفتم که طبق پیش‌بینی، پی30 پرو ماکروی بسیار بهتری داشت و گوشی سامسونگ قادر نبود در فاصله بسیار نزدیک (در حدود 2 سانتی‌متر) فوکوس کند.

سوژه پنجم: اتاق نیمه تاریک

تصویر زیر در اتاقی نیمه تاریک گرفته شده که تنها منبع نوری آن، پنجره‌ای از اتاق کناری بود. هر دو گوشی محیط را روشن‌تر از آن چیزی که چشم مشاهده می‌کند، گرفتند. قضاوت بین تصاویر کمی سخت است اما به‌نظر می‌رسد کنتراست نوت بهتر بوده اما نویز در عکس پی30 پرو بالانس شده‌تر است.

سوژه ششم: اسباب بازی

این تصویر از اتاق شلوغ دخترم گرفته شده و تمرکز بر روی خانه سازی است. هر دو گوشی تصویر خوبی شکار کرده‌اند اما نوت کمی سایه روشن‌های بیشتری در تصویر انداخته که سبب می‌شود عکس شارپ‌تر به‌نظر برسد.

سوژه هفتم: آفتاب از پشت پنجره

در این اتاق، نور خورشید از پشت پنجره به داخل تابیده و شاید برخلاف تصور، اتاق در حالت پیش فرض زردی زیادی داشت. نوت 10 پلاس این رنگ زرد را تا حد زیادی حذف کرد و در مقابل پی30 پرو به آن کمی غلظت هم بخشید! عملکرد دوربین‌ها در این صحنه تفاوت زیادی با یکدیگر داشت و می‌توان گفت هیچ‌کدام آن چیزی که بود، به تصویر نکشیدند اما محصول هوای شباهت بیشتری با حالت اصلی سوژه داشت.

سوژه هشتم: سیاهی شب!

این تصویر در تاریکی زیاد و با فضای گسترده‌ای گرفته شده است. به‌نظر می‌رسد که همچنان محصولات سامسونگ در بخش عکاسی شب نتوانستند پیشرفت محسوسی داشته و با آنکه میزان f محصول هواوی بیشتر است ولی تصویر یک‌دست‌تر و بهتری گرفته است.

سوژه نهم: خوراکی‌های رنگارنگ!

هر دو گوشی سوژه‌ها را خوب گرفته و کار قضاوت دشوار است، اما به شخصه احساس می‌کنم که نوت 10 پلاس ترکیب رنگی بهتری را از آب در آورده است.

سوژه دهم: زوم تا نوک قله!

در اینجا هدف بیشتر نشان دادن توانایی زوم گوشی‌ها بوده و برج میلاد را انتخاب کردیم. حالت اول اولترا واید است، سپس نرمال 1x و بعد از آن زوم اپتیکال 2x، عکس چهارم 5x، تصویر پنجم 10x و آخرین شات 50x که با توجه به توانایی زوم بیشتر پی30 پرو، می‌توان نتیجه را حدس زد. اما نگاهی به رنگ‌بندی عکس‌های گرفته شده و آسمان نشان می‌دهد که سامسونگ تصاویر را طبیعی‌تر گرفته اما خب در زوم‌های بالا، حرف چندانی برای گفتن ندارد.

سوژه یازدهم: گل صورتی!

در همان صحنه از یک گل و حالت نزدیک هم عکسی شکار کردم. لازم به یادآوری است که عمل فوکوس در نوت 10 پلاس خیلی سخت انجام شد (شاید به‌خاطر آنکه گوشی نمونه اولیه بوده). در اینجا غلظت رنگ برای محصول سامسونگ کمی بیشتر است.

سوژه دوازدهم: اولترا واید

از یک فاصله ثابت از طریق دوربین اولترا واید عکسی گرفتیم. محصول سامسونگ لنز وایدتری داشته و جزئیات بیشتری را شکار کرده است. بالانس نوری هم به‌نظر می‌رسد که کفه ترازو را برای گوشی کره‌ای سنگین‌تر نشان می‌دهد.

سوژه سیزدهم: فضای باز

این تصویر با دوربین اصلی گرفته شده و حالت اولترا واید نیست. کنتراست در پی30 پرو بیشتر است که سبب شده نقاط تیره‌تر بیشتری در عکس وجود داشته باشد اما گوشی سامسونگ عکس یکنواخت و سافت‌تری گرفته است.

سوژه چهاردهم: عکس پرتره

یکی از نویسندگان عزیز افتخار عکس پرتره دادند. توانایی تفکیک سوژه با محیط پشتی در هر دو گوشی عالی است و حتی می‌توان میزان تاری را پس از گرفتن عکس تغییر داد اما به‌وضوح محصول هواوی غلظت سبز را زیاد کرده که تا حدی تصویر را مصنوعی نشان می‌دهد.

سوژه پانزدهم: انعکاس

این تصویر یکی از آن عکس‌هایی است که قضاوت درباره انتخاب عکاس برتر سخت است. هر دو به‌خوبی سوژه را شکار کرده‌اند، انعکاس تصویرشان نیز به زیبایی بر روی میز افتاده و چون نور محیط هم خوب بوده، عکس عاری از هرگونه نویزی است.

سوژه شانزدهم: حالت HDR

این عکس را در حالتی گرفتم که بک گراند سوژه بسیار روشن بود و هر دو گوشی مجبور بودند تا به‌صورت HDR عکس بگیرند. با آنکه نوت سوژه جلویی را روشن‌تر گرفته اما توازن روشنایی در محصول هواوی بهتر بوده و بنابراین عکس متوازن‌تری را به نمایش می‌گذارد.

کدام گوشی عکاس بهتری است؟

عکس‌ها به پایان رسید و مطمئنا با مقایسه این تعداد تصویر که سعی شده همگی در شرایط کاملا برابر گرفته شود، بهتر می‌توان درباره توانایی دوربین هر کدام به قضاوت نشست. البته باید اشاره کرد که هر دو پرچم‌دار مود عکاسی حرفه‌ای نیز دارند که کاربر می‌تواند با کمی صبر و حوصله بیشتر، عکس‌هایی را شکار کند که به واقعیت نزدیک‌تر بوده و کیفیت بهتری هم داشته باشند، کاری که قاعدتا ۹۰ درصد افراد در حالت عادی انجام نمی‌دهند!

حال با توجه به تصاویر گرفته شده، به‌نظر شما کدام گوشی عکاس بهتری است و اگر بخواهید صرفا برای دوربین یکی از این دو را انتخاب کنید، نظر شما به کدام پرچم‌دار نزدیک‌تر است؟!

نوشته مقایسه دوربین سامسونگ گلکسی نوت 10 پلاس با هواوی P30 پرو اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی بلندگوی قابل حمل تسکو TS 2355: حس خوب شنیدن آهنگ‌های قدیمی

تصور عمومی از بلندگوهای اکسترنال، دستگاه‌هایی چند تکه و بزرگ هستند که باید با سیم به کامپیوتر یا لپ‌تاپ متصل شده؛ همیشه روی میزکار قرار گرفته و قابل جابه‌جایی نباشند.

سال‌ها است که بلندگوهای قابل حمل و اصطلاحا پرتابل، این تصور عمومی را تغییر داده‌اند. بلندگوهای قابل حمل، در اندازه‌های کوچک و جمع‌وجور طراحی شده، با سیم و بی‌سیم به لپ‌تاپ، کامپیوتر، موبایل و تبلت متصل شده، نیازی به آداپتور و برق ندارند، همیشه همراه کاربر خواهند بود و جابه‌جایی آن‌ها ساده‌تر از بلندگوهای ثابت سنتی است.

حالا تصور کنید چنین بلندگویی با طراحی سنتی و چوبی، کاملا هماهنگ با دکوراسیون و میزکار شما ولی قیمت بسیار مناسب تولید شده است. اگر مشتاق شدید درباره چنین بلندگویی بیشتر بدانید؛ با سایت آی‌تی‌رسان همراه باشید تا به بررسی بلندگوی قابل حمل تسکو TS 2355 بپردازیم:

یک همه‌کاره روی میز شما

تسکو TS 2355 دستگاهی فراتر از یک بلندگوی ساده روی میز و کنار دست شماست. رادیو، میکروفون برای تماس صوتی، بلندگوی قابل حمل با قابلیت اتصال سیمی و بی‌سیم، پخش‌کننده حافظه فلش و کارت میکرو یواس‌بی، برخی از کارهایی هستند که این محصول برای شما انجام می‌دهد.

اجازه دهید ابتدا درباره مشخصات این اسپیکر صحبت کنیم و بعد سراغ طراحی‌ منحصربه‌فردش برویم. وزن این بلندگو ۵۰۰ گرم است. ابعاد آن هم ۱۴۸ در ۱۰۵ در ۱۱۰ میلی‌متر گزارش شده است. یعنی آن‌قدر سبک است که به راحتی از این طرف به آن طرف جابه‌جا شود و روی میز کار فضای زیادی اشغال نمی‌کند. به راحتی می‌توانید در موقع لزوم این بلندگو را از یک اتاق به اتاق دیگری و حتی از یک خانه به خانه دیگری ببرید. درگاه‌های این بلندگو اجازه می‌دهند در صورت نیاز، به پخش‌کننده خودرو هم نصب شود.

برای ارتباطات بی‌سیم از بلوتوث نسخه 5.0 پشتیبانی می‌کند که سریع‌ترین پروتکل ارتباطی برد نزدیک است. در کاتالوگ محصول نوشته شده فاصله‌ای ۱۰ متری را پشتیبانی می‌کند و باتری آن ۱۲۰۰ میلی‌آمپرساعتی از نوع لیتیومی است. این باتری ۲.۵ ساعته شارژ می‌شود ولی مدت زمان استندبای آن ۱۰۰ ساعت است.

توان اسمی این بلندگو ۴۰۰ وات ولی توان واقعی آن ۶ وات با وضوح صدای ۸۰ دسی‌بل است. دامنه فرکانسی صدای این بلندگو هم از ۶۰ هرتز تا ۱۸ کیلوهرتز متغیر خواهد بود.

درگاه‌ها و امکانات ارتباطی آن شامل یک درگاه USB 2.0، یک درگاه Micro USB برای شارژ باتری، جک ورودی AUX، شیار کارت حافظه و کلیدهای پاور و ریست است. البته، یک مجموعه کلید برای مدیریت رادیو و بلندگو در پنل رویی دستگاه تعبیه شده است و دکمه مدیریت حجم صدا به شکل چرخشی و آنالوگ طراحی شده است.

گفتنی است هنگامی‌که گوشی خود را به این اسپیکر متصل می‌کنید، در نقش هندزفری بی‌سیم بازی کرده و می‌توانید تماس‌های خودتان را با آن مدیریت کرده و حتی از طریق میکروفن تعبیه شده بر رویش، به آن‌ها پاسخ دهید. البته مراقب باشید که در یک پارتی گوشی شما زنگ نخورد چرا که احتمالا ده‌ها نفر به مکالمه شما به‌راحتی گوش خواهند داد!

طراحی کلاسیک و اداری

اولین نکته‌ای که بلندگوی TS 2355 تسکو را از سایر اسپیکرهای قابل حمل دیگر مجزا می‌کند؛ طراحی به سبک چوب و ست‌های اداری است. در نمای اول، بیشتر شبیه به یک جعبه جادویی یا رادیوی قدیمی است!

اگرچه، جنس بدنه اصلی آن کاملا از چوب نیست و یک روکش چوبی دارد؛ ولی طرح چوب قهوه‌ای بسیار دلنشین و زیباست. بهترین محصولی که می‌توانید روی یک میزکار چوبی و اداری قرار دهید و با دیگر اجزای میز هماهنگ کنید. به همین خاطر، به نظرم این بلندگو برای گیمرها، کاربرانی که طرفدار تم‌های ورزشکاری و فانتزی هستند؛ حداقل از نظر ظاهری مناسب نیست. در عوض، افرادی که دوستدار نوستالژی، موسیقی‌های کلاسیک، تم‌های اتوکشیده و طرح‌های سنتی هستند؛ عاشق طراحی این بلندگو می‌شوند.

درگاه‌های ارتباطی به همراه کلیدهای پاور و ریست در پنل پشتی چیده شده‌ و فضای بسیار کمی به این درگاه‌ها اختصاص داده شده است. این عیب طراحی، چندان بزرگ محسوب نمی‌شود یا برای کاربر دردسرآفرین نیست؛ ولی اگر بخواهید همزمان باتری بلندگو را شارژ کنید، کارت حافظه روی آن بزنید و یک کابل USB وصل کنید؛ راه دست زیادی ندارد.

کلید پاور هم خوش دست طراحی نشده و بسیار کوچک است. من هر بار مجبور می‌شدم با نوک ناخن بلندگو را روشن/خاموش کنم. هنگامی که بلندگو روشن می‌شود؛ یک چراغ LED آبی رنگ چشمک‌زن در همان بخش کناری کلید پاور شروع به کار می‌کند.

در هنگام شارژ باتری بلندگو هم چراغ LED دیگری دیده می‌شود که در ابتدا قرمز رنگ و پس از آن آبی رنگ می‌شود. کابل میکرو یواس‌بی برای شارژ باتری کوتاه است و احتمالا باید با کابل بزرگ‌تری تعویض شود. خوش‌بختانه، این روزها در هر خانه‌ای، یک کابل شارژ یواس‌بی دیده می‌شود.

کلید چرخشی مدیریت صدا به سبک کلیدهای ولوم رادیوهای قدیمی روی پنل جلویی خودنمایی می‌کند. کلیدهای رادیو، حرکت میان آهنگ‌ها، منو و Pause/Play در زیر کلید ولوم و در محیط آن چیده شده‌اند. کار کردن با کلید صدا ضمن اینکه بسیار راحت است؛ حس خوش‌آیندی هم به کاربر منتقل می‌کند.

در هنگام پخش موزیک از طریق بلوتوث، قاعدتا زیاد با کلید ولوم صدا کار ندارید و بیشتر با لپ‌تاپ یا موبایل صدا را تنظیم می‌کنید ولی در هنگام پخش موسیقی از روی کارت یا حافظه فلش USB، کلید ولوم حجم صدا کاربردی است. همین‌طور، کلیدهای عقب و جلو کردن آهنگ‌ها در هنگام استفاده از حافظه‌های فلش USB تعبیه شدند.

در زیر بلندگو، چهار پایه کوچک قرار دارد تا میان بدنه و سطح صاف میز یک فاصله حفظ شود. در پنل جلویی هم شاهد لوگوی تسکو در یک طرح مشبک هستیم. صدا از میان منافذ همین پنل مشبک بیرون می‌آید و در محیط پخش می‌شود؛ جنس آن هم از پلاستیک با نمای فلزی است. به همین دلیل در نهایت وزن این دستگاه حدود نیم کیلو شده است.

پخش موسیقی برای همسایه‌ها

کیفیت صدا، مهمترین انتظاری است که از هر بلندگویی داریم. در هنگام بررسی و ارزیابی کیفیت صدای بلندگوی قابل حمل تسکو، دو حس و درک متفاوت داشتیم. آهنگ‌های مختلفی در سبک‌های سنتی، کلاسیک، جاز، مدرن، پیانو، راک و حتی بی‌کلام در محل‌های مختلف و با فاصله‌هایی متفاوت شنیدیم.

حس اول ما، حجم صدای بسیار بالای این بلندگو در مقایسه با جثه و توان خروجی‌اش است. در حالی که توان واقعی تسکو TS 2355 حدود ۶ وات است ولی اگر کمی صدا را بلندتر کنید؛ انگار دارید برای یک محله موسیقی پخش می‌کنید!

نتایج ارزیابی‌های ما نشان می‌دهد در واحدهای آپارتمانی و مسکونی کوچک، غالب اوقات حجم صدا از نیمه هم کمتر خواهد بود تا برای گوش آزاردهنده نباشد. در حالی‌که بیشتر یک بلندگوی شخصی و رومیزی نشان می‌دهد؛ به راحتی می‌تواند حجم صدای یک میهمانی و مراسم دورهمی را تامین کند. اگر قصد خرید این بلندگو را داشتید؛ بهتر است همیشه مراقب حجم صدای آن باشید تا همسایه‌ها شاکی نشوند!

اما حس دوم ما درباره کیفیت صدای این بلندگو، تیز نبودن صدا و کمی بمی و عدم وضوح است. این بلندگو مقداری صدا را غیرشفاف و گرفته پخش می‌کند. گاهی اوقات تصور می‌کنید صدا از درون چاه یا لوله‌ای برای شما پخش می‌شود که توی ذوق خواهد زد. البته، کیفیت آهنگ در این کیفیت صدا بسیار تاثیرگذار است و خود سبک‌های مختلف موسیقی هم آن را تشدید می‌کنند. استریو نبودن بلندگو یا نداشتن باس در این کیفیت صدا بی‌تاثیر نیست.

درباره قدرت بی‌سیم بلندگو باید گفت همان محدود گفته شده در کاتالوگ یعنی ۱۰ متر را پشتیبانی می‌کند. فقط اگر مانعی سر راه ارتباط مستقیم سیگنال‌های دستگاه پخش‌کننده با بلندگو ظاهر شود؛ مثلا دیوار بتنی؛ نویزها و خش‌های صدا سریعا شنیده می‌شوند. بلندگویی نیست که بخواهید یک سوی سالن پذیرایی بگذارید و خودتان در سوی دیگر با فاصله زیاد از روی لپ‌تاپ یا موبایل موسیقی پخش کنید. البته؛ اگر کارت یا حافظه USB به آن متصل کنید؛ دیگر احتیاجی به قابلیت بلوتوث نخواهید داشت.

در آزمایش‌های مختلفی که از باتری این بلندگو صورت گرفت؛ حدود ۳ ساعت و نیم ساعت بدون برق کار خواهد کرد. البته، اگر حجم صدای بلندگو کمتر باشد و از بلوتوث استفاده نکنید؛ تا بالای ۵ ساعت شارژ باتری می‌دهد. مدت زمانی که طول می‌کشد تا باتری بلندگوی TS 2355 شارژ شود هم حدود ۲ ساعت است.

خاطرات قدیمی را زنده کنید

اگر قیمت حدود ۲۰۰ هزار تومانی این بلندگو را در نظر بگیریم؛ باید گفت تسکو TS 2355 بلندگویی با طراحی منحصربه‌فرد، کیفیت صدای رضایت‌بخش و امکانات فراتر از نیاز با بهایی بسیار اقتصادی است.

به نظر می‌رسد در هر خانه یا شرکتی نیاز به یک بلندگوی قابل حمل این‌چنینی باشد تا شنیدن موسیقی یا گوش دادن به رادیو و پخش صدا در محیط همیشه و همه‌جا سریعا امکان‌پذیر باشد. شاید اگر کنترل از راه دور، کلیدهای لمسی، رقص نور یا قابلیت اتصال میکروفن داشت؛ اسپیکری کامل‌تر می‌شد. یک دلیل برای نخریدن این بلندگو هست و ده دلیل برای خرید آن؛ از جمله هماهنگی و سازگاری با دکوراسیون‌های چوبی و کلاسیکی که افراد زیادی طرفدارشان هستند.

نوشته بررسی بلندگوی قابل حمل تسکو TS 2355: حس خوب شنیدن آهنگ‌های قدیمی اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی نوت ۱۰ پلاس

جدیدترین محصول سامسونگ یعنی گلکسی نوت 10پلاس را بایستی بزرگ‌ترین، قوی‌ترین و گران‌ترین پرچم‌دار این کمپانی دانست که سازنده تلاش داشته با بهبود نقاط قوت قبلی و پوشش برخی از ضعف‌ها، تبدیل به برترین اسمارت‌فون کره‌ای‌ها شود.

چندی پیش برای شما جعبه گشایی و نگاه اولیه به نوت 10 پلاس را انجام دادیم و حال نوبت به بررسی تخصصی آن رسیده تا از خصوصیات این بلند قامت خوش رنگ و لعاب بیشتر گفته و البته اگر ضعف و کاستی هم دارد، بیان کنیم. با آی‌تی‌رسان و بررسی تخصصی گلکسی نوت 10 پلاس همراه باشید.

جانشین نوت 9: گلکسی نوت 10 یا نوت 10 پلاس؟

قبل از شروع رسمی بررسی، ابتدا این سوال را بایستی مطرح کرد که جانشین واقعی گلکسی نوت 9 کدام گوشی است؟ سامسونگ پس از تولید 8.5 سری از نوت برای نخستین بار از دو محصول در این رده رونمایی نمود که بسیاری را به این فکر انداخت چرا و به چه هدفی چنین کاری انجام شده است. شاید ذهن‌تان مشغول استفاده از عدد 8.5 سری نوت هم شده باشد که در توضیح آن باید اشاره کنیم که سامسونگ به‌خاطر هم‌سان سازی رده نوت با سری S، رسما نوت 6 را هیچ‌گاه تولید نکرد و یک راست به سراغ نوت 7 رفت، با این حساب 9 سری نوت تا به الان داشتیم و چرا گفتیم 8.5 تا؟ چون گلکسی نوت 7 همان محصولی شد که به علت آتش گرفتن، سامسونگ چاره‌ای جز جمع‌آوری‌اش پیدا نکرد و به‌جز تعدادی محدود، کسی رنگش را در بازار ندید و بدین سبب آن را نیم بند حساب کردیم!

حالا برگردیم به سراغ سوال اصلی، چرا سامسونگ دو گوشی نوت تولید کرده است (نسخه 5G را فاکتور گرفتیم)؟ مطمئنا اگر این سوال را از مدیران سامسونگ بپرسید، جواب شما را با توجه به نیاز بازار و دادن تنوع به محصولات‌شان عنوان خواهند کرد که در ظاهر درست است اما وقتی سیاست قیمت‌گذاری را هم بنگریم، متوجه نکته ریزی می‌شویم که موجب سود بسیار خوبی برای کره‌ای‌ها خواهد شد. گلکسی نوت 9 سال گذشته با بهایی در حدود قیمت نوت 10 استاندارد عرضه شد اما مشخصات نوت 10 پلاس برای جانشینی آن بسیار منطقی‌تر است. تنها کافی‌ است نگاهی به تفاوت نوت 9 با نوت 10 بیاندازید و در کمال شگفتی متوجه شوید که نوت 10 حتی در برخی موارد دارای کاستی‌هایی نیز نیز نسبت به محصول قدیمی‌تر است! مثلا وضوح تصویر گوشی در نوت 10 کم‌تر شده و از طرفی اسلات کارت حافظه نیز ندارد، امری که در گلکسی نوت 9 و البته نوت 10 پلاس هر دو وجود دارد.

در واقع بایستی اذعان کرد که یکی از اهداف اصلی سامسونگ، بالا بردن قیمت رده نوت بوده که با تردستی این کار را کرده اما خب قاعدتا این مدل از شعبده بازی اگر وارد آمریکن گات تلنت و یا حتی عصر جدید خودمان هم می‌شد، در همان ابتدا 4 چراغ قرمز از داورها می‌گرفت! حداقل برای خریداران خیلی بهتر می‌شد اگر سامسونگ به این دو گوشی جدیدش عنوان‌های گلکسی نوت 10 لایت و نوت 10 استاندارد را اتلاق می‌کرد و کمی با جیب خریدارانش بیشتر مدارا می‌نمود، امری که با نگاه به سیاست سایر کمپانی‌ها متوجه می‌شویم که هیچ‌کدام در پیش نگرفته و همگی از اپل تا هواوی و حتی شیائومی، بر همین طبل گران‌تر شدن به‌واسطه افزودن عناوینی چون پرو و پلاس می‌کوبند.

برویم سراغ بررسی گلکسی نوت 10 پلاس و ببینیم چه چیزی در چنته دارید.

تفاوت‌های گلکسی نوت 10 با نوت 10 پلاس چیست؟

آخ باز هم فراموش کردیم که قبل از شروع این بررسی به تفاوت دو محصول عرضه شده در رده نوت 10 اشاره کنیم. قاعدتا اصلی‌ترین مورد در این بین،‌ سایز دو گوشی است که یکی با نمایشگر 6.8 اینچی و دیگری با سایز 6.3 اینچی عرضه شده است. پس با این حساب طول، عرض و وزن دو گوشی متفاوت بوده اما ضخامت یکسانی دارند. از سوی دیگر همان طور که پیش از این اشاره کردیم، وضوح تصویر نوت 10 پلاس بیشتر بوده و QHD‌ است اما نوت 10 بر روی فول اچ‌دی می‌ایستد. باید به این نکته اشاره کرد که چشمان شما خیلی بعید است تفاوت خاصی را بین آن‌ها تشخیص دهد مگر آنکه جای عینک بر روی چشمان خودتان میکروسکوپ بزنید!

تفاوت بعدی در حجم باتری‌هاست که نوت کوچک‌تر از باتری 3500 میلی‌آمپری و نوت بزرگ‌تر از 4300 میلی‌آمپری استفاده می‌کند اما باید دقت کرد که اندازه بزرگ‌تر نمایشگر و وضوح تصویر بیشتر در نسخه پلاس، به احتمال زیاد بخش زیادی از این تفاوت 800 میلی‌آمپری را خواهد بلعید! پس باز هم خیلی نباید به به این بخش نیز همچون نمایشگر با دیده حسرت نگریست.

خب اگر خوشحال هستید که می‌توانید 150 دلار تفاوت قیمت این دو گوشی را صرفه‌جویی کنید، وقت آن رسیده که به شما تلنگری زده و به سراغ ۳ تفاوت مهم‌تر برویم. نخست توانایی پشتیبانی از کارت حافظه جانبی برای نوت 10 پلاس است که در نوت 10 با یک عدد شست (بی‌ادبی آن می‌شود بیلاخ!) جایگزین شده است! مورد دوم به استفاده از دوربین TOF (تف نیست!) یا تایم آو فلایت، جهت تشخیص بهتر و سریع‌تر عمق برمی‌گردد که نوت 10 پلاس را تبدیل به یک گوشی 4 چشم کرده اما نوت 10 باید همان 3 چشم قبلی مانند گلکسی S10 پلاس را حفظ کند. سومین نکته هم وجود 12 گیگابایت رم است که برای صرفه‌جویی کنندگان 150 دلار، این رقم به 8 گیگابایت محدود می‌شود. با این حساب، یا باید سر کیسه را شل‌تر کرده و پول بیشتری بدهید و یا آنکه از همان نوت 10 با سایزی کوچک‌تر (و شاید هم دوست‌داشتنی‌تر) استفاده کنید.

این بار به صورت جدی قصد ورود به بررسی نوت 10 پلاس را داریم، کمربندها را سفت بسته تا به کنکاشی جدی از این خوش روی کره‌ای بپردازیم.

طراحی: تنها به رخ زیبایم بنگر!

روندی که در طی چند سال اخیر دایما در حال تکرار و کامل‌تر شدن است، تسخیر درصد بیشتری از بخش جلویی دستگاه توسط نمایشگر بوده تا جایی که احتمالا رقم 100درصد را سازندگان به‌دست آورده و دست از سر کاربران‌شان بردارند! احتمالا به خودتان می‌گویید که این امر اتفاق مثبتی بوده و علاوه بر زیبایی، کارکرد مناسبی را هم دارد، اما واقعا چنین است؟

زمانی در روزگاران دور که گوشی‌های به اصطلاح لمسی در حال زیاد شدن در بازار بودند، به‌قدری حاشیه در اطراف نمایشگر دیده می‌شد که اگر دو دستی آن‌ها را می‌گرفتید، همچنان جا برای گذاشتن پاهای‌تان در بالا و پایین گوشی نیز وجود داشت، بدون آنکه مزاحم تاچ شما شود! ولی امروزه بایستی گوشی را طوری بگیرد که مبادا بند انگشت کوچک‌تان موجب یک لمس ناخواسته شود یا کف دست چپ شما عمل تاچ انگشت راست را مختل نماید! در واقع این امر با آنکه باعث زیبایی و استفاده بهینه از فضا شده ولی در راحتی عملکرد کاربری تاثیراتی منفی هم خواهد داشت که اکثریت خیلی بدان توجه نمی‌کنند، اما ما کردیم!

سامسونگ با توجه به لبه‌های خمیده در پرچم‌دارانش، مدت‌هاست که حاشیه را از این دو سمت حذف کرده و حال نمایشگر در حال پیشروی به سمت بالا و پایین دستگاه دیده می‌شود. این کار سبب شده تا نسبت نمایشگر به بدنه رقم تحسین برانگیز 91 درصد شود و البته تا زمانی‌که سازندگان به 100 نرسند، بایستی شاهد افزایش این عدد باشیم تا بلکه حس پیشرفت را به این وسیله بهتر درک کنیم.

نگاهی به نوت 10 پلاس به شما نشان می‌دهد که یک کلید از روی دستگاه پر زده و آن چیزی نیست جز دکمه اختصاصی بیکسبی که فکر می‌کنم به جز طراحش، کسی برای آن دلتنگ نخواهد شد! در سمت راست بیابان برهوت است و در مقابل، دکمه پاور و کلید یکپارچه صدا قرار دارند. البته طراح بیکسبی در اینجا باز هم شیطنتی به خرج داده و اگر دکمه پاور را نگاه دارید، باز هم با بیکسبی خوش صدا روبه‌رو می‌شوید! اما این قابلیت را هم می‌توانید کاملا حذف کرده تا دست وی را از هرگونه بیکسبی بازی تهی سازید. فقط این نکته برایم عجیب بود که چرا طراح گوشی کمی خلاقیت به خرج نداده و کلید پاور را به سمت راست منتقل نکرده است تا پیدا کردن آن نیز ساده‌تر بوده و به‌صورت اشتباه با دکمه صدا گرفته نشود (و یا صدا با آن اشتباه شود!).

در بالا محل ورودی سیم‌کارت قرار دارد و از آنجایی که نوت 10 پلاس قابلیت پشتیبانی از کارت حافظه جانبی را همچنان داراست، پس اسلات آن را نیز مشاهده می‌کنید. میکروفن ریزی هم در کنارش تعبیه شده به همراه سوراخ ریزی که هر چه نگریستیم، ندانستیم که چیست! در پایین به محل ورودی قلم S، پورت شارژ تایپ C و اسپیکر برخورد می‌کنیم. جای یک حفره هم پس از سال‌ها خالی‌ست و آن چیزی نیست جز جک استاندارد 3.5 میلی‌متری! نمی‌دانم چرا سازندگان انقدر با این جک سر ناسازگاری دارند و در روزگاری که به هر دلیلی یک دوربین به پشت گوشی اضافه می‌کنند و یا به قدری میکروفن می‌گذارند که گوشی شبیه به آبکش می‌شود، اما اصرار دارند که این حفره پر کاربرد را بردارند و سامسونگ هم پس از سال‌ها مقاومت در برابر این خواسته ناکجا آبادی، بالاخره آن را برداشت تا اپل لبخند به لب بگوید که این چاهی‌ست که من کنده‌ام و همه سازندگان در حال سقوط به آن هستند!

گوشی را که به پشت بر می‌گردانیم، بسته به نور محیط و زاویه‌ای که گلکسی نوت 10 پلاس را گرفته‌اید، عکس العمل شما می‌تواند متفاوت باشد. در واقع رنگ‌بندی خاص و متفاوتی که در هر زاویه خاص مانند منشور نوری نیوتن رنگ به رنگ می‌شود، کاربر را شیفته خودش کرده و حداقل بهانه‌ای برای ارتقای گوشی قبلی را به او خواهد داد، البته اگر ریسک عدم استفاده از قاب محافظ را به جان بخرد. دوربین این بار به‌صورت عمودی چیده شده که به شخصه آن را از فرم افقی در کادر مستطیلی قبلی بیشتر می‌پسندم و با اینکه می‌توان کمی انگ تقلید را بدان چسباند اما حداقل ظاهر مدرن‌تری گرفته است. فلش و دوربین TOF هم در کنار سنسورهای اصلی دیده می‌شوند و نام سامسونگ همچون میتی کمان در میانه دستگاه می‌درخشد.

اگر بخواهیم نوت 10 پلاس را با گلکسی نوت 9 مقایسه کنیم، از نظر ابعاد کلی بسیار به یکدیگر شبیه هستند و نوت 10 پلاس تنها 0.4 میلی‌متر در ارتفاع و 0.8 میلی‌متر در عرض دارای اندام بزرگ‌تری بوده ولی در عوض ضخامت آن از 8.8 میلی‌متر به 7.9 رسیده و وزنش نیز 5 گرم کاسته شده است. تمام این موارد با علم به این موضوع حاصل شده که نمایشگر 0.4 اینچ بزرگ‌تر بوده و باتری هم با 300 میلی‌آمپر افزایش ظرفیت به رقم تحسین برانگیز 4300 میلی‌آمپر رسیده است.

کیفیت ساخت گوشی را هم باید یک نمونه پریمیوم (خارجی بسیار با کیفیت) دانست که البته در اکثر پرچم‌داران امروزی به‌خاطر همان ترکیب آشنای شیشه با فریم فلزی، دیگر هیجان انگیز و خاص نیست و صرفا به شما می‌گوید که از داشتنم لذت ببر اما مغرور نشو؛ چون باقی پرچم‌داران نیز همین هستند!

نمایشگر: بزرگ، عالی اما 60 هرتز!

زمانی که وان پلاس گوشی با نمایشگر 90 هرتزی را به بازار عرضه کرد، بسیاری انتظار داشتند که سامسونگ نیز دست به چنین کاری زده و اگر از دیسپلی 120 هرتزی استفاده نکند، حداقل نرخ به‌روز رسانی آن را به 90 برساند که زهی خیال باطل، چرا که همان 60 قبلی است! البته این نرخ به‌روز رسانی نمایشگر آن قدرها که بر روی کاغذ می‌بینید، اهمیت ندارد و شاید اگر جای 60 هرتز سامسونگ از 60 هزار هرتز (مدل علمی تخیلی!) هم استفاده می‌کرد، شما تغییر بسیار خاصی را باز مشاهده نمی‌کردید و مانند همان گزینه تعداد پیکسل‌ها، به دقت بالا و لوازم جانبی خاصی جهت تشخیص این تمایز احتیاج داشته باشید.

نوت 10 پلاس یک نمایشگر داینامیک AMOLED با وضوح تصویر 1440 در 3040 پیکسل دارد که خود سازنده توصیه می‌کند از وضوح فول اچ‌دی پلاس بهره بگیرید، چرا که در این صورت مصرف باتری کاهش یافته و از طرفی باز هم چشمان شما تفاوت خاصی را شاهد نیستند. در واقع تولید کنندگان با آنکه این روزها به درجه‌ای از پیشرفت رسیده‌اند که حتی می‌توانند یک نمایشگر 8K را هم بر روی گوشی‌ها کار بگذارند، متوجه بیهودگی این افزایش شده و می‌دانند که استفاده از موتور جمبو جت بر روی یک ماشین سواری، قبل از آنکه سرعتش را بالا ببرد، آن را خواهد پوکاند. پس عملا هیچ حاصلی برای نمایشگر در وضوح تصویر بالاتر به جز مصرف بیشتر باتری و گران شدن نخواهد داشت، پس بهتر است سازندگان این فناوری را حداقل برای گوشی‌های با نمایشگر تاشو کنار بگذارند که به خاطر سایز بزرگ، افزایش تعداد پیکسل‌ها باز تا حدی قابل لمس باشد.

شاید با خودتان بگویید که این چقدر حرف می‌زند و بیاید درباره نمایشگر گلکسی نوت 10 پلاس صحبت کند! پس چاره‌ای جز گوش دادن ندارم و می‌گویم که از نظر کیفیت، به‌قدری پرچم‌دار سامسونگ عالی است که می‌تواند اشک شوق را از چشمان شما جاری کرده و در حالی‌که با خود می‌گویید مگر بهتر از این هم می‌شود، برای این دسیپلی 6.8 اینچی و سازنده‌اش درود بفرستید. عملکرد نمایشگر در زیر نور آفتاب هم در سطح بسیار مطلوبی قرار گرفته و ماکسیمم روشنایی آن در حالت اتوماتیک تا نزدیک به 800 نیت نیز می‌رسد، رقمی که به‌صورت دستی فقط تا نیمی از آن افزایش می‌یابد.

سنسور اثر انگشت هم که این روزها دیگر به زیر نمایشگر منتقل شده و برای همین نه از آن حفره مربعی شکل پشتی خبری است و نه حتی اسکنر عنبیه چشم و همه چیز بدان سپرده شده تا با حرکتی لوکس و نمادین، انگشت خودتان را بر روی صفحه کشیده و این حسگر اولترا سونیک (اسمش هم باکلاسه!) به‌صورت سه‌بعدی تصویر زیبای انگشت شما را مجسم کرده و اجازه ورودتان را صادر کند.

محل قرارگیری این سنسور، نسبت به گلکسی S10 پلاس کمی بالاتر است، ابعاد آن هم کمی کوچک به نظر می‌رسد و با توجه به آنکه نمی‌توان با لمس فیزیکی آن را پیدا کرد، بهتر بود کمی فضای بیشتری بدان اختصاص داده می‌شد (اصلا شاید کسی خواست با شست پایش وارد شود!). یکی دیگر از مزایای خوب این حسگر، امکان ورود با انگشت خیس است که علاوه بر آنکه قابلیت ضد آب بودن گوشی را به رخ می‌کشد، اجازه ورودتان در شب‌های بارانی را هم صادر می‌کند!

سخت‌افزار: بیشتر از آن چیزی که می‌خواهید!

سال‌هاست که سامسونگ محصولاتش را در دو نسخه اسنپدراگون و اگزینوس روانه بازار می‌کند که بسته به منطقه عرضه شده، نوع آن‌ها متفاوت خواهد بود. کشور ما و خاورمیانه یک نقطه اگزینوس خیز است! بدین سبب در نوت 10 پلاس پذیرای اگزینوس 9825 هستیم که به نوعی نسخه بهبود یافته 9820 است که پیش از این بر روی گلکسی S10 پلاس دیده بودیم. در اینجا علاوه بر افزایش بسیار کم کلاک هسته، از فناوری 7 نانومتری در ساخت استفاده شده تا شاهد مصرف بهینه‌تر چیپست هم باشیم.

این چیپست از دو هسته مگنوس M4 با فرکانس کاری 2.73 گیگاهرتز به همراه دو هسته کورتکس A75 با فرکانس 2.4 گیگاهرتز و همچنین 4 هسته کورتکس A55 با فرکانس 1.9 گیگاهرتز بهره می‌گیرد که در کنار واحد گرافیکی MALI G76 و 12 گیگابایت رم، شما را با محصولی فراتر از نیازهای‌تان روبه‌رو سازد.

نوت 10پلاس در دو نسخه 256 و 512 گیگابایتی عرضه می‌شود و از آنجایی که قابلیت پشتیبانی از کارت حافظه جانبی تا رقم 1 ترابایت نیز برای آن فراهم شده است، شاید نیاز به یک اعجوبه باشد تا بتواند تمام این ظرفیت را پر کرده و به‌جای حافظه یک ترابایتی طلب دو ترابایتی کند!

به شخصه اعتقاد دارم ظرفیت سخت‌افزاری گوشی‌های پرچم‌دار به قدری بالا رفته که مانند رانندگی با یک لامبورگینی در اتوبانی با حداکثر سرعت ۱۲۰ کیلومتر است و حالا اگر به شما بوگاتی هم بدهند، سرعت‌تان از یک حد تجاوز نکرده و نهایت کمی شتاب بیشتری به‌دست خواهید آورد. اما برای آنکه بفهمیم نوت 10 پلاس ما لامبورگینی است یا بوگاتی، پس از چند بنچمارک نیز بهره می‌گیریم.

ابتدا به سراغ اپلیکیشن چند منظوره انتوتو می‌رویم تا ببینیم پس از بررسی بخش‌های گوناگون، چه امتیازی به دستگاه داده می‌شود.

نام گوشی امتیاز انتوتو
وان پلاس 7 پرو 362872
آی‌فون XS مکس 354665
گلکسی نوت 10 پلاس 342751
گلکسی S10 پلاس 332874
هواوی P30 پرو 318745
گلکسی A70 168977

اپلیکیشن گیک بنچ عملکرد هسته‌ها را در دو حالت مالتی و سینگل بررسی می‌کند که امتیازات نوت 10 پلاس را در مقایسه با رقبایش مشاهده می‌کنید.

نام گوشی امتیاز در حالت تک هسته‌ای امتیاز در حالت چند هسته‌ای
آی‌فون XS مکس 4728 11357
گلکسی نوت 10 پلاس 4589 10755
وان پلاس 7 پرو 3511 10738
گلکسی S10 پلاس 4517 10286
هواوی P30 پرو 3287 10018
گلکسی A70 2418 6578

جدا از نتایج بنچمارک‌های به‌دست آمده بایستی گفت که هیچ بازی و اپلیکیشن موبایلی بر روی کره زمین وجود ندارد که نوت 10 پلاس نتواند آن را به روانی اجرا کرده و لبخند را بر روی لبان کاربرش بنشاند. مشکلاتی چون داغ شدن پرچم‌داران نیز به‌خاطر فناوری بهینه شده چیپست‌ها به پایان رسیده و البته سیستم‌های خنک کننده‌ای که در بطن این گوشی‌ها کار گذاشته می‌شود، در دفع حرارت تولیدی نقش به‌سزایی را بازی می‌کند.

دوربین: ۳ چشم و یک یار!

تقریبا هر سال شاهد اضافه شدن بر تعداد دوربین‌های پرچم‌داران هستیم و از آنجایی که سطح پشتی گوشی‌ها فضای زیادی دارد، پس نمی‌توان نقطه پایانی را برای تعدادش در نظر گرفت (انگار فقط جا برای جک 3.5 میلی‌متری کم هست!)؛ اما آیا اضافه کردن تعداد سنسورها بر روی یک گوشی، تضمینی برای بالا بردن کیفیت دوربین است؟ یعنی اگر به جای 4 دوربین در پشت از 5، 6 و حتی 10 دوربین استفاده کنیم، گوشی ما تبدیل به یک سوپر دوربین خواهد شد که محصولات کنون و نیکون هم بایستی جلوی آن لنگ بیندازند؟ قاعدتا جواب شما خیر است!

افزایش سنسورها بیشتر از آنکه کاربر را با یک تصویر شارپ و خارق العاده روبه‌رو کند، قادر است تا ابزارهای عکاسی را گسترش داده و شما را در گرفتن تصاویر با امکانات جانبی بیشتر یاری دهد. مثلا تعداد افرادی که در قاب دوربین‌تان قرار می‌گیرند، افزایش یافته و یا آنکه زوم اپتیکال بیشتری در اختیارتان خواهد بود. البته بایستی پذیرفت در تصویر نهایی هم بدین خاطر شاهد پیشرفت و افزایش کیفیت خواهیم بود اما ضرورتا افزایش تعداد سنسورها، کیفیت دوربین را به‌صورت باینری بالا نمی‌برد.

این همه داستان بافتم که چه بگویم؟ اینکه از فردا راه نیفتید و مثل قدیم که بسیاری تعداد مگاپیکسل بیشتر را نشان کیفیت بهتر دوربین‌شان می‌دانستند، بر روی تعداد دوربین‌های گوشی‌تان پز بدهید! چرا که اگر این شکلی باشد بسیاری از چینی‌ها منتظر نشسته‌اند تا بهره‌برداری‌های اقتصادی از این امر نموده و پس از مدتی در اقصی نقاط گوشی‌ها، دوربین‌های مختلفی نصب نمایند!

گلکسی نوت 10 پلاس دارای 4 سنسور در پشت است که نمونه اصلی آن 12 مگاپیکسلی با اپرچر متغیر 1.5 تا 2.4 بوده و یک سنسور 12 مگاپیکسلی تله فوتو (با F/2.1) با زوم اپتیکال دو برابری در کنار یک سنسور 16 مگاپیکسلی اولترا واید (F/2.2) با زاویه عکس‌برداری وسیع آن را در گرفتن تصاویر رویایی یاری می‌دهند. دوربین چهارم که خارج از کادر اصلی قرار گرفته، برای شما هیچ عکسی نمی‌گیرد و در تشخیص بهتر عمق، سایر سنسورها را یاری می‌کند.

سنسور اصلی دوربین از زمان گلکسی S9 خدا بیامرز تقریبا ثابت مانده و ظاهرا سامسونگ به‌قدری از آن و به‌خصوص دیافراگم متغیر 1.5 تا 2.4 رضایت داشته که دست به آن نمی‌زند. این تغییر دیافراگم بسیار کاربردی است، به‌خصوص اگر عکسی ماکرو می‌خواهید بیاندازید و یا به سراغ سوژه با منظره باز می‌روید. نرم‌افزار دوربین هم به‌صورت خودکار وقتی زیاد باشد به f/2.4 متوسل شده و اگر نور کاهش یابد، مقدار f را نیز کم‌تر می‌کند تا نور بیشتری جذب سنسور شود.

دوربین دوم که اولترا واید است، برای نخستین بار بر روی یک گوشی سری نوت استفاده شده و در واقع آن را از رده S10 عاریه گرفته‌اند. این سنسور 16 مگاپیکسلی دارای f/2.2 بوده اما متاسفانه از فوکوس خودکار بهره‌ای نمی‌برد، امری که هواوی پی30 پرو به لطف وجودش، تصاویر ماکروی خارق‌العاده‌ای را ضبط می‌کند.

دوربین تله‌فوتو نسبت به آخرین نسل خودش که بر روی گوشی S10 پلاس بود، شاهد پیشرفت‌هایی است. البته سنسور 16 مگاپیکسلی با همان وضوح و سایز مشابه پیکسل‌ها ارایه شده ولی مقدار f از 2.4 به 2.1 رسیده تا شاهد جذب نور بیشتری برای آن باشیم. میزان زوم اپتیکال هنوز بر روی 2x ایستاده تا در مقایسه با رقبایی که به زوم 3 و 5 برابری دست یافته‌اند، عدد قابل اعتنایی نباشد.

هر دو دوربین اصلی و تله‌فوتو مجهز به لرزش‌گیر اپتیکال هستند، در کنارشان نیز یک دوربین سه‌بعدی TOF قرار گرفته تا بتواند در تشخیص عمق به‌خصوص در گرفتن عکس‌های پرتره (جهت جدا سازی سوژه از بک گراند) به این دو یاری رسانده و کاربرش را به‌خاطر ثبت عکس‌های هنری بر سر ذوق بیاورد.

برای آنکه بهتر با توانایی‌های دوربین آشنا شوید، برای شما چندین تصویر در شرایط مختلف را شکار کرده‌ایم که در ادامه مشاهده می‌کنید.

برای آنکه دوربین نوت 10 پلاس را با برادر قبلی‌اش مقایسه کوتاهی هم کرده باشیم، از یک سوژه مشترک عکس گرفتیم که در تصویر زیر و با حرکت دادن ماوس و یا انگشت خودتان بر روی عکس،‌ می‌توانید آن‌ها را مقایسه کنید.

یکی از مسایلی که پرچم‌داران سامسونگ علی‌رغم وجود دریچه دیافراگم متغیر با آن روبه‌رو بوده و به‌نظر هم می‌رسد که هنوز هم دست به گریبان هستند، عکس‌برداری در شب است که حتی از گوشی‌هایی که مقدار f آن‌ها بیشتر است و قاعدتا توانایی کم‌تری در جذب نور دارند،‌ در رتبه پایین‌تری می‌ایستند. در تصاویری که با نوت 10 پلاس در تاریکی گرفتم، متوجه شدم همچنان این مورد در ارتباط با گوشی وجود دارد و جهت مقایسه بهتر، در شرایط مشابه یک عکس با پی30 پروی هواوی هم انداختم که نتایج را در تصویر زیر مشاهده می‌کنید (مقایسه کامل دوربین دو گوشی را به زودی در سایت قرار می‌دهیم).

دوربین سلفی مدت‌هاست که اهمیت بسیار زیادی برای کاربران دارد. استفاده از یک نمونه 10 مگاپیکسلی شاید برای برخی این سوال را ایجاد کند که چرا محصولات میان رده‌ای چون گلکسی A50 و A70 با سنسورهای 25 و 32 مگاپیکسلی تا این حد بر روی کاغذ بهتر هستند! اما از آنجایی که مگاپیکسل فقط یک فاکتور است و مسایل دیگری وجود دارند که سبب خروجی بهتر تصویر خواهند شد، پس به شما می‌گوییم دلتان را به این اعداد خوش نکنید!

دوربین سلفی نوت 10 پلاس دو تفاوت عمده با گلکسی S10 پلاس دارد. حتما منتظر شنیدن این خوبی‌ها هستید اما زهی خیال باطل، چرا که شما باید خبر بد بشنوید! در گلکسی S10 پلاس دو دوربین وجود داشت که یکی برای تشخیص عمق استفاده شده و برای همین سوژه از بک گراند بهتر جدا می‌شد، چیزی که اینجا نیست!‍ مورد دوم هم به اندازه دریچه دیافراگم باز می‌گردد، با آنکه هر دو محصول مجهز به سنسور 10 مگاپیکسلی با لنز 26 میلی‌متر واید هستند اما میزان f از 1.9 به 2.2 رسیده است. جالب اینجاست که در گلکسی نوت 9 میزان f بر روی 1.7 قرار داشت تا از این منظر شاهد یک افول در بین پرچم‌داران سامسونگ باشیم! شاید برای‌تان تعجب برانگیز باشد که چرا سازنده روند معکوس را در بخش سلفی در پیش گرفته، تمام این‌ها یک پاسخ دارد و آن هم حفره بالای نمایشگر است! در واقع سامسونگ بیشتر تلاش خودش را بر روی این بخش گذاشته که این حفره را تا حد امکان کوچک‌تر طراحی کند، پس شاید بتوان پایان داستان را شاد دانست، اگرچه خود داستان خیلی جذاب نباشد!

دوربین سلفی خوشبختانه فوکوس خودکار دارد و در منوی خود امکاناتی را ارایه می‌دهد که می‌توانید به‌صورت نرم‌افزاری، بک گراند چهره‌تان را تار کرده و عکسی زیباتر خلق کنید، اگرچه به علت عدم وجود سنسور تشخیص عمق، امکان خطا به‌خصوص در لبه‌ها هست ولی نسبت به گذشته بسیار بهتر عمل می‌کند. همچنین به شما امکانی جهت گرفتن سلفی 10 مگاپیکسلی یا زوم شده 6.5 مگاپیکسلی هم داده می‌شود، امری که تقریبا همان عکس کراپ شده بوده و سازنده فقط این عملیات فتوشاپی را خودش برای‌تان انجام می‌دهد!

به‌خاطر دارم که همیشه گوشی‌های سامسونگ در بخش فیلم‌برداری، حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند و حتی نخستین محصولی که می‌توانست به‌صورت اچ‌دی فیلم‌برداری کند، ساخته این کمپانی بود. در گلکسی نوت 10 پلاس، حداکثر وضوح تصویر برداری همچون اکثر گوشی‌های پرچم‌دار و حتی بالا رده امروزی، بر روی 4K تنظیم شده اما ضبط آن با حداکثر فریم 60 بر ثانیه، تنها از برخی پرچم‌داران امروزی بر می‌آید. از سوی دیگر شما اگر به گرفتن تصاویر اسلوموشن علاقه‌مند هستید، قادر خواهید بود تا همچون گذشته در وضوح اچ‌دی در طی 0.4 یا 0.8 ثانیه، با سرعت 960 فریم بر ثانیه فیلم بگیرید که پیشرفت خاصی محسوب نمی‌شود اما این توانایی نیز ایجاد شده که در وضوح فول اچ‌دی و این بار بدون محدودیت زمانی قبلی، با سرعت 480 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کنید.

در واقع این تکنیک‌ها بیشتر از آنکه برای یک فیلم‌برداری عادی و روزمره کاربردی باشد، به‌درد کسانی می‌خورد که دوست دارند فیلم‌هایی متفاوت بگیرند و کیست این روزها که نخواهد در استوری اینستاگرام خودش، کلیپی خاص از حرکت عجیب و غریبش نگذارد؟ اما ماجرا به همین بخش ختم نمی‌شود و سامسونگ سه حقه جدید در آستینش دارد تا مانند شین لیم (شعبده‌باز معروف) برنده رقابتی بزرگ شود.

نخستین حقه به بوکه کردن تصویر در هنگام فیلم‌برداری بازمی‌گردد، امری که تا پیش از این در عکاسی دیده بودیم و حال به کلیپ‌ها رسیده است، البته هنوز تا پخته شدن راه دارد ولی استارت آن با نوت 10 پلاس زده شده و برای سوژه‌هایی که تحرک زیادی ندارند، یک گزینه عالی‌ست. شعبده دوم به حالت سوپر استدی باز می‌گردد که تلاش دارد تا مانند اکشن کم‌های امروزی، لرزش دست شما را در هنگام دویدن و تکان شدید نیز کنترل کند، گزینه‌ای که همچنان مانند مورد نخست نیاز به پخته شدن بیشتری دارد. جادوی سوم هم در ارتباط با Zoom in Mic است، بدین صورت که اگر بر روی سوژه‌ای زوم کنید، صدای وی به‌صورت بلندتر و واضح‌تر ضبط خواهد شد. این مورد هم در محیط‌های شلوغ و یا فاصله زیاد آنچنان خوب کار نمی‌کند ولی برای شروع و یک حرکت جدید، دوست داشتنی است. با این حساب اگر نوت 10 پلاس را شین لیم محسوب نکنیم حداقل در حد سعید فتحی خواهد بود!

مالتی مدیا: صدایی به وسعت تصویر!

قاعدتا وقتی شما یک نمایشگر 6.8 اینچی تمام صفحه با بالاترین کیفیت، پشتیبانی از +HDR 10 و فناوری داینامیک AMOLED دارید، از همان ابتدا می‌دانید که شاهد بهترین کیفیت در هنگام تماشای فیلم و کلیپ بر رویش خواهید بود. از آنجایی که نسبت ابعاد هم به 19 به 9 رسیده است، پس راهی تا رسیدن به ابعاد استاندارد 21 به 9 در فیلم‌سازی باقی نمانده و با کمی اراده و نردبان‌تر کردن گوشی‌ها، به این مهم دست خواهید یافت!

اما کیفیت صدا چطور؟ برای این منظور یک کلیپ ویدیویی را بر روی گوشی گذاشتم، صدا را تا انتها افزایش و گوش فرا دادم! در هنگام پخش، چشمانم گرد شد، صدای بسیار بلند بود و اگرچه نباید هر بلندی را با کیفیت دانست اما حداقل قابل قبول به‌نظر می‌رسید و نوت 10 پلاس به نوعی یک اسپیکر پرتابل استریو هم محسوب می‌شود (برای جمع‌های دو سه نفره!).  محل قرارگیری اسپیکر دوم هم بسیار جالب است، چرا که در لبه بسیار باریک بالایی قرار گرفته، جایی که برای یافتنش کمی باید از چشمان خودتان کار بکشید.

در بخش گوش دادن به هدفون اگر قصد دارید از محصولات دیجیتالی و با سیم خودتان استفاده کنید، یک تابلوی ورود ممنوع را در پایین نوت 10 پلاس خواهید دید و این بدان معناست که سامسونگ هم پس از چند سال مقاومت، به جرگه حذف کنندگان این درگاه پیوست تا بلکه آه کاربران را با فروش بیشتر ایربادزهای خودش جبران کند! البته یک نکته را هم باید در نظر گرفت، در جعبه گوشی، هدفون‌های با کیفیت AKG با پورت تایپ سی قرار گرفته‌اند و از آنجایی که این روزها اکثر پرچم‌دارن از شارژ بی‌سیم هم پشتیبانی می‌کنند، پس نمی‌توانیم غر بزنیم که یا باید از هدفون استفاده کنیم یا شارژر!

قلم S: شخصیت نوت منم!

بایستی پذیرفت که گلکسی نوت بدون قلم،‌ همان گلکسی S است با گوشه‌های تیزتر! در واقع این اس پن است که سری نوت را از همان ابتدا تعریف کرد و با گذشت زمان، به‌قدری پیشرفت نمود که مانند یک خودکار واقعی می‌توان از آن بر روی نمایشگر دستگاه استفاده کرد و جولان داد. مگر جز این است که واژه نوت به معنی نوشتن تنها با حضور قلم معنا می‌شود؟

سال پیش سامسونگ بر روی قلم خود از بلوتوث استفاده کرد که اتفاقا قابلیت کاربردی و جالبی به‌خصوص در مواردی چون عکاسی محسوب می‌شد. از آنجایی هم که سازنده دوست ندارد روند پیشرفت را متوقف کند، این بار ژیروسکوپ را هم در کنار بلوتوث گذاشته تا مانند هری پاتر بتوانید فرامینی را به گوشی انتقال دهید، عملی که بعید به‌نظر می‌رسد آن چنان کاربردی باشد مگر آنکه بخواهید مانند یک مجنون به شما بنگرند!

قلم جدید با ابعاد 5.8×4.35×105.8 میلی‌متری و وزن 3.04 گرمی خودش نسبت به قلم زرد رنگ نوت 9 (برای گوشی آبی‌رنگ) کمی کوچک‌تر است و به خوبی در حفره محصول قبلی هم جای می‌گیرد. رنگ آن به نیلی تغییر یافته و با آنکه زیباست اما به شخصه همان زرد قبلی را بیشتر دوست داشتم. به‌نظر می‌رسد برخی طراحان سامسونگ هم با من موافق بودند چرا که هیچ اثری از نام سامسونگ یا حتی نام خود قلم هم بر رویش دیده نمی‌شود و اگر از گوشی دور بیفتد، همچون بچه یتیم لالی خواهد بود که کسی مادر و پدرش را نخواهد شناخت!

قلم S سامسونگ از نظر کارایی به‌قدری جذاب و دقیق است، که خودش به تنهایی می‌تواند عاملی جهت انتخاب سری نوت لقب بگیرد. شما اگر جز آن دسته افرادی هستید که به نوشتن علاقه دارید، می‌خواهید طراحی کنید یا حتی هنگام بازی کردن، استفاده از قلم را به انگشت ترجیح می‌دهید، نوت 10 پلاس ناامیدتان نخواهد کرد. ضمن آنکه ویژگی‌هایی چون طراحی بر روی سوژه‌ها در هنگام عکاسی و فیلم‌برداری، گیف‌های جذاب متحرک یا تبدیل دست نوشته به متن (فارسی نه!) از دیگر جذابیت‌های اس پن است که نوت را از بسیاری پرچم‌داران بازار، دوست‌داشتنی‌تر می‌کند.

باتری: حجیم اما سریع!

نوت 10 پلاس با دارا بودن حجم 4300 میلی‌آمپری بر قله حجیم بودن باتری‌های پرچم‌داران سامسونگ می‌ایستد، البته با توجه به ابعاد بزرگ‌تر نمایشگر نسبت به اسلاف پیشین، امر بعیدی هم نیست با این حال با توجه به ضخامت و وزن مناسب، بایستی جا دادن این باتری پر ظرفیت در بطن دستگاه را هم ستود

سامسونگ می‌گوید که پرچم‌دار جدیدش به‌طور حتم تا یک روز هم با شما خواهد بود و اگر مدارا کنید که به دو روز هم می‌کشد. با توجه به فناوری نمایشگر و مصرف بهینه چیپست، انتظار کارایی خوبی هم از آن می‌رود. در تست‌های انجام شده، گلکسی نوت 10 پلاس می‌تواند تا 18 ساعت به پخش مداوم ویدیو پرداخته (با روشنایی 50درصد) و بیش از 12 ساعت هم در وب‌گردی شما را یاری رساند.

نکته جالب دیگر برای پرچم‌دار قلم به دست سامسونگ، استفاده از شارژر سریع 25 واتی در جعبه و 45 واتی خارج جعبه است! البته این خارج جعبه را بایستی دست به جیب شده و جداگانه بخرید اما در تست‌های انجام شده همین نمونه 25 واتی به‌قدری خوب عمل می‌کند که به جیب مبارک فشار نیاورید. در تست‌های انجام شده در طی 30 دقیقه، این باتری حجیم نزدیک به دو سوم شارژ می‌شود که رقمی عالی‌ست. برای کامل شدن شارژ با توجه به آنکه در درصدهای بالاتر جهت ایمنی، کمی این پروسه کندتر می‌شود، بایستی تقریبا تا 70 دقیقه صبر کنید.

گلکسی نوت 10 پلاس از فناوری یو‌اس‌بی پاور دلیوری 3.0 هم به‌خوبی پشتیبانی می‌کند، برای همین پاور بانک‌های مجهز به این تکنولوژی که توانایی انتقال تا سرعت 30 وات را دارند، یک گزینه عالی جهت شارژ سریع دستگاه بوده و از طرفی قابلیت پشتیبانی از شارژ سریع بی‌سیم 15 واتی هم برای آن فراهم شده تا در کل اگر قصد شارژ کردن گوشی را گرفتید، مهلت انتظارتان کم‌تر شده و سریع‌تر از قبل به محصول دلبندتان برسید. راستی، همچون پرچم‌دار سری S می‌توان از آن به عنوان یک پاور بانک بی‌سیم با حداکثر سرعت 9 وات هم بهره برد.

سخن پایانی: نوت 10 پلاس را بخرم؟

جواب سوال واضح است، اگر حداقل 1100 دلار برای پرداخت قیمت گلکسی نوت 10 پلاس را دارید، بخرید! اما اگر گوشی قبلی شما مثلا محصولی چون گلکسی نوت 9 و حتی 8 است یا یکی از آخرین پرچم‌داران سری S را در دستان‌تان دارید، شاید بهتر باشد کمی تامل کنید. در واقع دو رقیب اصلی این گوشی را بایستی گلکسی S10 پلاس و گلکسی نوت 10 معمولی دانست. اگر به وجود قلم اهمیتی نمی‌دهید و حتی دوست دارید که جک دوست داشتنی 3.5 میلی‌متری بازگردد، محصولی سری S انتخاب بهتر و البته کم خرج‌تری است. از سوی دیگر اگر سایز بزرگ این گوشی با اندازه دستان شما هم‌خوانی ندارد، گلکسی نوت 10 استاندارد هم گزینه خوبی خواهد بود که فشار روی جیب‌تان را هم کم‌تر می‌کند.

در واقع محصول جدید سامسونگ به‌قدری گران شده که توان آپدیت کردن تلفن همراه فعلی از عهده هرکسی (به‌خصوص اگر یک ایرانی باشد) بر نمی‌آید و باید حسابی دو دو تا کند تا به سراغ این کالای گران اما لوکس و ارزشمند بیاید. گلکسی نوت 10 پلاس با برخی از آپدیت‌های سخت‌افزاری بهتر همچون استفاده از فوکوس خودکار در حالت اولترا واید، زوم اپتیکال بیشتر، عکاسی شب بهتر و حتی قابلیت ارگونومیک مناسب‌تر، می‌توانست تبدیل به بی‌نقص‌ترین محصول تولیدی بازار شود اما با این حال، همچنان کامل‌ترین پرچم‌دار بازار است که به‌نظر نمی‌رسد تا چند ماه آینده از سوی رقیبی جدی مورد تهدید قرار بگیرد.

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی نوت 10 پلاس اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی هدفون بی‌سیم گردنی تسکو TH 5335: لذت شنیدن بی‌وقفه موسیقی

در سال‌های اخیر، علاقه کاربران به ایرفون‌ها و هدفون‌های بی‌سیم بسیار بیشتر از گذشته شده است. مردم دوست دارند در فعالیت‌های روزانه خود موسیقی گوش کنند و دنبال هدفون‌هایی با کمترین اتصال‌های کابلی، راحتی استفاده و بالاترین انعطاف‌پذیری هستند تا مزاحمت کمتری در شرایط مختلف برایشان داشته باشد.

در حالی‌که بازار با مدل‌های جدیدی از ایرفون روبرو است که کاملا بی‌سیم هستند و حتی میان هدفون‌ها هیچ ارتباط کابلی وجود ندارد؛ هنوز مدل‌های ایرفون‌های گردنی محبوب‌تر و از نظر کیفیت و سلامتی بهتر هستند.

به دلیل طراحی ارگونومیگ این ایرفون‌ها و راحتی در استفاده آن‌ها هنگام ورزش و تمرین‌های تناسب اندام، حرکت و دیگر فعالیت‌های روزانه، شرکت‌های سازنده هدفون و تجهیزات جانبی اسمارت‌فون، چندین مدل هدفون بی‌سیم گردنی عرضه کردند.

شرکت تسکو (توسن سیستم شرق) نیز چندین مدل هدفون بی‌سیم گردنی در طرح‌ها و مشخصات متنوع به بازار عرضه کرده است که ما در این مطلب می‌خواهیم مدل TH 5335 را از نزدیک بررسی کنیم، با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

طراحی ارگونومیک؛ مشخصات قابل قبول

هدفون بی‌سیم گردنی TH 5335 جزو جدیدترین محصولات هدفون شرکت تسکو است. البته، جزو زیباترین ایرفون‌های این شرکت هم محسوب می‌شود.

جنس بدنه قسمت دور گردنی این هدفون علاوه بر سبکی، بسیار انعطاف‌پذیر بوده تا در فعالیت‌های روزانه کاربر، دچار شکستگی نشود یا گردن را آزار ندهد. وزن این هدفون بسیار کم و فقط ۶۷ گرم است؛ به‌طوری‌که هیچ وزنی دور گردن احساس نخواهید کرد و گاهی شک می‌کنید هنوز دور گردن شما باشد!

دسته‌های این هدفون هم زیاد بزرگ نیستند که تمام گردن شما را بپوشانند و همین‌طور این‌قدر کوچک نیستند که باعث آزار گردن شوند. پدهای داخل گوشی نرم و انعطاف‌پذیر بوده تا راحت درون گوش قرار گرفته و از سوی دیگر مرتب جدا نشوند. حداکثر طول کابل این هدفون ۶۰ سانتی‌متر است و به اندازه کافی محکم است تا خیلی زود خراب نشود.

این هدفون برای ارتباطات بی‌سیم با گوشی یا دستگاه‌های پخش‌کننده دیگر از بلوتوث نسخه ۴.۲ استفاده می‌کند. از فناوری NFC پشتیبانی نکرده و حداکثر برد موثر آن زیر ۱۰ متر با امپدانس ۱۶ اهم است. در بخش بعدی، مشاهدات خودمان از برد موثر این هدفون را خواهیم گفت.

تسکو برای این هدفون بی‌سیم، یک باتری لیتیوم یونی ۱۰۰ میلی‌آمپر ساعتی انتخاب کرده است که می‌تواند در عرض ۱.۵ ساعت به طور کامل شارژ شود و در هر بار شارژ، ۳ ساعت مکالمه و ۶ ساعت گوش دادن به موسیقی را تاب بیاورد. همچنین ۶۰ روز در حالت استندبای دوام آورده و حساسیت آن ۱۱۰ دسی‌بل با وضوح صدای ۷۵ دسی‌بل است.

دامنه فرکانسی این هدفون هم ۲۰ تا ۲ هزار هرتز بیان شده است. از دستیار صوتی سیری اپل و اسیستنت گوگل پشتیبانی می‌کند و کلیدهایی برای پاسخ‌گویی به تماس تلفنی، کم و زیاد کردن صدا یا حرکت میان ترک‌های موسیقی دارد.

روی بازوی سمت چپ کلید فعال‌سازی دستیار صوتی اسیستنت گوگل (در هنگام کار با دستگاه‌های اندرویدی) یا دستیار صوتی سیری اپل (در هنگام کار با آیفون و آیپد) قرار گرفته است. کافی است یک فشار نرم به این کلید بدهید تا موسیقی قطع و دستیار صوتی فعال شود. اگر این کلید را فشار داده و چند لحظه انگشت خود را روی آن نگاه دارید؛ دوباره موسیقی پخش می‌شود و از حالت دستیار صوتی خارج خواهد شد.

در بازوری سمت راست؛ کلید روشن/خاموش هدفون دیده می‌شود و در بالای آن، کلیدهای مدیریت حجم صدا قرار دارند. کار با این کلیدها هم راحت است و سریعا می‌توانید با یک فشار آنی، حجم صدا را چند درجه کاهش یا افزایش دهید.

در بخش داخل و پشت کلید پاور، یک چراغ LED چشمک‌زن کوچک دیده می‌شود که وضعیت هدفون را به شما نشان خواهد داد. در حالت عادی این چراغ آبی رنگ است. برای حرکت میان آهنگ‌ها کافی است انگشت خود را برای چند ثانیه روی کلیدهای کاهش و افزایش حجم صدا فشار دهید تا آهنگ بعدی یا قبلی پخش شود.

هدفون TH 5335 ضد آب یا مقاوم در برابر گردوغبار، رطوبت و عرق نیست. پس هنگام فعالیت بدنی زیاد باید مواظب باشید تماس مستقیمی با بدن و محل‌های عرق‌ریز نداشته باشد.

دو سر گوشی‌های این هدفون مگنتی هستند و به یکدیگر قفل می‌شوند تا در حال دویدن، حرکت و ورزش دایما به این سو و آن سو پرتاب نشوند و اسباب مزاحمت و آزار شما را فراهم نکنند. همین‌طور، با قفل کردن دو سر گوشی به یکدیگر نیازی نیست در مترو و اتوبوس، دنبال آن‌ها بگردید. این یک مزیت بسیار ویژه برای این هدفون بی‌سیم است.

قدرت چسبندگی مغناطیسی پدها هم خوب است تا باز هم راحت و با یک برخورد کوچک دست از هم جدا نشوند. باید کاملا فشار دهید تا پدهای مگنتی از هم فاصله بگیرند.

درون جبعه این ایرفون بی‌سیم گردنی، علاوه بر کارت گارانتی محصول، دو سری پد داخل گوش به رنگ مشکی-قرمز ولی در اندازه‌های مختلف به همراه کابل میکرو یواس‌بی دیده می‌شود. اگر گوش شما بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از حد استاندارد این هدفون باشد؛ می‌توانید پدها را عوض کنید تا کاملا اندازه سوراخ گوش شما شوند.

کیفیت صدای خوب؛ برد موثر فراتر از انتظار

اجازه دهید تجربه کاربری یک هفته‌ای استفاده از هدفون بی‌سیم TH 5335 را به شما گزارش دهیم. نخست، درباره برد موثر این هدفون بنویسیم. در دفترچه راهنمای آن نوشته شده است ۱۰ متر ولی شما مطمئن باشید اگر مانعی میان شما و دستگاه پخش‌کننده موسیقی نباشد؛ به راحتی تا ۱۵ متر را جواب داده و حتی پس از آن با قطعی‌های کوتاهی همراه است ولی هنوز می‌توانید با تلفن همراه مکالمه کنید یا اینکه به موسیقی گوش دهید.

معمولا، نزدیک به اسمارت‌فون یا دستگاه‌های دیگری هستیم که با بلوتوث به هدفون متصل هستند و نیازی به فاصله بالای ۱۰ متر ندارید. برخی مواقع شاید مجبور شوید از اتاق بیرون بروید یا اینکه از دستگاه پخش‌کننده کمی دورتر شوید که با این هدفون جای هیچ نگرانی نیست. برخی هدفون‌های بی‌سیم با کمترین افت سیگنال، ارتباط را قطع می‌کنند ولی هدفون TH 5335 سعی می‌کند تا حد ممکن ارتباط را حفظ کرده و شما بتوانید به مکالمه یا شنیدن موسیقی ادامه دهید.

کلیدهای هدفون بسیار نرم از نظر کاربری هستند. یک لمس کافی است تا تِرک بعدی پخش شود یا تماس تلفنی را پاسخ دهید. محل قرارگیری کلیدها هم مناسب است و نیازی به گشتن دنبال آن‌ها روی گردنی هدفون نیست. اندازه این کلیدها هم برای انگشت من مناسب بود ولی شاید افرادی با انگشت‌های بزرگ‌تر کمی به دردسر بیفتند.

کیفیت صدای این هدفون شما را شگفت‌زده خواهد کرد چون انتظار ندارید هدفونی با وضوح صدای ۷۵ دسی‌بلی و حساسیت حداکثری ۱۱۰ دسی‌بلی چنین کیفیت صدایی بدهد. جزئی‌ترین صداها به گوش می‌رسند و از هم تفکیک شده هستند. کیفیت صدا در حجم صدای بالا، بهتر شده و تمیزی بیشتری دارد. حتما از گوش کردن موسیقی با این هدفون لذت می‌برید و ساعت‌ها به طور مداوم مشغول شنیدن آهنگ‌های دلخواه خود خواهید بود، بدون آنکه خسته شوید.

قاعدتا ساخته تسکو، یک هدفون noise cancelling نیست و صداهای محیط هنوز به گوش شما می‌رسد. البته، در حجم صدای بالاتر قاعدتا نویز محیطی کمتری خواهید داشت. این حالت برای زمانی که در کافی‌شاپ نشسته‌اید یا اینکه در محیط کار موسیقی گوش می‌کنید؛ مناسب است ولی اگر می‌خواهید در تاکسی حجم صدا را بلند کنید تا صحبت‌های دیگر مسافران را نشنوید؛ قاعدتا صدای راننده تاکسی را هم نخواهید شنید که به شما می‌گوید به مقصد رسیده‌اید! در حجم صدای پایین، اصوات محیط به گوش می‌رسد ولی کمتر از هدفون‌های استاندارد بازار است.

درباره باتری این هدفون کمی اغراق شده است. در حالی‌که شرکت تسکو می‌گوید می‌توانید ۶ ساعت موسیقی گوش کنید ما در چندین بار آزمایش نتوانستیم بالای ۵ ساعت با آن کار کنیم و نیاز به شارژ باتری پیدا می‌کرد.

البته، در این میان باید فاصله و استفاده‌ در شرایط مختلف را در نظر گرفت. این هدفون بی‌سیم چون از فناوری‌های شارژ سریع سود نمی‌برد؛ همین باتری کم حجم ۱۰۰ میلی‌آمپرساعتی بالای یک ساعت و نیم زمان می‌برد تا کامل شارژ شود. درگاه شارژ میکرو یواس‌بی آن در بازوی سمت راست بخش گردنی هدفون قرار دارد و برای باز و بسته کردن درب آن باید کمی دقت کرد.

همراهی برای تمام روز

هدفون TH 5335 طوری ساخته شده است که در تمام روز و فعالیت‌های مختلف روزانه همراه شما و دور گردن‌تان باشد ولی آن را احساس نکنید. این هدفون برای افرادی است که فعالیت بدنی بالایی دارند؛ مثلا ورزشکار، دونده، موتورسوار و یا اهل پیاده‌روی‌های طولانی هستند.

وزن کم، جنس بدنه دور گردنی انعطاف‌پذیر، طراحی زیبا و ارگونومیک، کیفیت صدا و برد موثر بالا باعث می‌شوند از داشتن این هدفون لذت ببرید و بدون وقفه موسیقی گوش کنید و راحت جواب تماس‌های تلفنی را بدهید. قیمت اقتصادی حدود ۲۶۰ هزار تومانی آن هم مزیت بر علت می‌شود تا نخواهید برای داشتن یک ایرفون بی‌سیم خوب، هزینه زیادی کنید. برای مشاهده محصولات تسکو می‌توانید از وب‌سایت این شرکت هم دیدن کنید.

نوشته بررسی هدفون بی‌سیم گردنی تسکو TH 5335: لذت شنیدن بی‌وقفه موسیقی اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اس‌اس‌دی ADATA Ultimate SU900: زمان ارتقای فضای ذخیره‌سازی لپ‌تاپ فرا رسید

این روزها درایوهای اس‌اس‌دی به طور کامل هارددیسک‌ها را از میدان خارج کرده و به انتخاب نخست کاربران تبدیل شده‌اند.

سرعت بسیار زیاد این درایوها که از رابط‌های SATA و PCI Express استفاده می‌کنند؛ سرعت اجرای اپلیکیشن‌های سنگین ویرایش عکس و ویدیو، بازی‌های گرافیکی رده بالا و برنامه‌های پردازشی دیگر را به طرز محسوسی افزایش داده و کاربران ترجیح می‌دهند یک اس‌اس‌دی روی مادربورد کامپیوتر شخصی یا لپ‌تاپ خود نصب و استفاده کنند. سری جدید این درایوها با تراشه‌های 3D NAND از سرعت و کارایی بیشتری برخوردار بوده و در ظرفیت‌های متنوع‌تری هم عرضه می‌شوند.

یکی از معروف‌ترین سری درایوهای حافظه فلش 3D NAND در بازار، اس‌اس‌دی Ultimate US900 ای‌دیتا است که اصولا یک SSD مناسب برای اجرای سریع‌تر نرم‌افزارهاست.

شرکت ای‌دیتا برای بازی، اس‌اس‌دی‌های سری XPG را عرضه کرده است. حافظه فلش US900 یک اس‌اس‌دی عملکرد محور برای ارتقای فضای ذخیره‌سازی لپ‌تاپ‌ها و اجرای سریع‌تر نرم‌افزارهای سنگین و سیستم‌عامل است. در این مقاله، می‌خواهیم مدل ۵۱۲ گیگابایت این اس‌اس‌دی را از نزدیک بررسی کنیم و با مشخصات و کارایی آن بیشتر آشنا شویم:

معرفی و ویژگی‌ها

اس‌اس‌دی داخلی حرفه‌ای ای‌دیتا SU900 با فرم فاکتور ۲.۵ اینچی از طریق رابط پرسرعت SATA3 به مادربورد متصل می‌شود. این درایو مبتنی بر فناوری حافظه‌های فلش 3D NAND است که با کنترلر Silicon Motion عرضه شده است.

در ظرفیت‌های ۱۲۸ گیگابایت، ۲۵۶ گیگابایت، ۵۱۲ گیگابایت، ۱ و ۲ ترابایت روانه بازار شده تا کاربران براساس نیاز خود یک ظرفیت را انتخاب کنند. افزون بر این، سرعت خواندن/نوشتن تصادفی این حافظه فلش ۴ هزار تا ۹۰ هزار IOPS است. میانگین عمر این درایو SSD نزدیک به ۲ میلیون ساعت است. در برابر شوک مقاوم بوده و از حداکثر مقاومت 1500G بهره می‌برد.

این اس‌اس‌دی ای‌دیتا از فناوری و فرمول ثابت شده‌ای در دنیای حافظه‌ها استفاده می‌کند. فناوری جدیدی که نمی‌توان درباره‌اش بحث کرد و کارایی خود را ثابت کرده است. SU900 اولین درایو ای‌دیتا با فناوری فلش‌های 3D MLC NAND است. این نوع فلش‌ها در سال ۲۰۱۷ به اوج خود رسیده و پرطرفدار بودند.

فناوری 3D MLC NAND با حافظه‌های نسل قبلی خود تفاوت‌هایی دارد. در فناوری جدید، فضای کمتری اشغال می‌شود و قطعه‌های حافظه فلش به جای قرارگیری در کنار یکدیگر، به طور سطح‌بندی طراحی می‌شوند. بنابراین، با حافظه‌ای نازک‌تر، کوچک‌تر، سبک‌تر، هزینه ساخت کمتر و مقاومت بیشتر روبرو هستیم.

این فناوری چندان جدید نیست و سامسونگ چند سالی می‌شود که حافظه‌های فلش 3D MLC NAND خود را روانه بازار کرده است ولی همان‌طور که گفتیم برای اولین بار است ای‌دیتا درایو اس‌اس‌دی با این فناوری عرضه می‌کند. در قالب حافظه‌های فلش موسوم به TLC NAND از سه بیت در هر سلول استفاده می‌شود ولی ای‌دیتا برای اطمینان‌پذیری بیشتری از دو بیت در هر سلول استفاده کرده است. این قابلیت باعث افزایش عمر درایو و سرعت می‌شود و یک مزیت منحصربه‌فرد برای این درایوها است.

ای‌دیتا در طراحی SU900 از ویژگی دیگری به نام SLC cache نیز استفاده کرده است. به این معنی که برخی از سلول‌های تک بیتی یا سلول‌های خالی، از حافظه فلش خود برای افزایش کارایی بهره می‌گیرند. البته، این ویژگی یک رویکرد رایج در درایوهای اس‌اس‌دی امروزی است.

اس‌اس‌دی ای‌دیتا از بافرهای DRAM نیز استفاده می‌کند که باز هم روی سرعت و کارایی حافظه فلش تاثیرگذار است و می‌تواند طراحی خلاقانه این درایو را کامل کند. در محک‌زنی‌ها، این ویژگی‌ها خودشان را نشان داده و شاهد ثبت رکوردهای نسبتا بالایی هستیم ولی در عمل و روی یک سیستم دسکتاپ، عملکرد متوسط رو به بالایی از خود بروز می‌دهند.

ای‌دیتا مدعی است حداکثر سرعت خواندن و نوشتن این درایو اس‌اس‌دی ۵۶۰ و ۵۲۵ مگابایت در هر ثانیه است؛ سرعتی نزدیک به حداکثر رکوردهایی که از یک درایو حافظه فلش 3D MLC NAND با رابط SATA3 انتظار داریم. این سرعت خواندن و نوشتن در بازار فعلی اس‌اس‌دی‌ها رایج شده است و بسیاری از مدعیان، محصولاتی با چنین آمارهایی عرضه می‌کنند.

به همین دلیل، بسیاری از طرفداران درایوهای SSD سراغ رابط‌های PCI Express رفته‌اند و شرکت‌های سازنده حافظه هم تمایل بیشتری به تولید حافظه‌های فلش PCI Express دارند. در واقع، می‌توان گفت اس‌اس‌دی‌های SATA برای ارتقای لپ‌تاپ‌ها و کامپیوترهای رومیزی و کنار گذاشتن هارددیسک‌ها استفاده می‌شوند. این درایوها برای کامپیوترهای دسکتاپ شخصی، افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی لپ‌تاپ‌ها و کاربردهایی این چنینی مناسب هستند.

وزن درایو اس‌اس‌دی ۵۱۲ گیگابایتی SU900 ای‌دیتا حدود ۴۸ گرم است و با قطر ۷ میلی‌متر تولید شده است ولی درون باکس آن یک اسپیسر (spacer) دو میلی‌متری هم قرار دارد تا بتوانید روی لپ‌تاپ‌های ۷ و ۹ میلی‌متری نصب و استفاده کنید. برای افرادی که می‌خواهند فضای ذخیره‌سازی لپ‌تاپ خود را ارتقا دهند یا اینکه سیستم‌عامل و اپلیکیشن‌ها را روی یک اس‌اس‌دی برای سرعت بیشتر نصب کنند؛ گزینه بسیار مناسبی است.

ای‌دیتا همراه با خود SSD یک نسخه از نرم‌افزار ADATA SSD Toolbox نیز ارایه کرده است. نمی‌توانیم بگوییم که نرم‌افزار SSD Toolbox در نوع خودش بهترین است ولی تمام کارهای شما را انجام می‌دهد و مشکلی در استفاده از آن نخواهید داشت. همین‌طور، نرم‌افزار Acronis True Image نیز به شما هدیه داده می‌شود تا بتوانید از کل سیستم یک ایمیج گرفته و سیستم‌عامل جدید نصب کنید.

کارایی و تست

مهم‌ترین آیتم در درایوهای اس‌اس‌دی، سرعت خواندن و نوشتن آن‌ها در شرایط مختلف است. بنابراین؛ ما هم به طور مستقیم سراغ اندازه‌گیری سرعت انتقال اطلاعات SU900 ای‌دیتا با نرم‌افزار محک‌زنی AS-SSD رفتیم.

این نرم‌افزار به طور اختصاصی برای محک‌زنی اس‌اس‌دی‌ها طراحی شده است و قابلیت اندازه‌گیری سرعت خواندن/نوشتن فایل‌های بزرگ را دارد. سازندگان درایوهای اس‌اس‌دی هم معمولا به این سرعت‌ها اشاره می‌کنند و در تبلیغات خود روی آن‌ها مانور می‌دهند.

سرعت متوالی از این نظر اهمیت دارد که شما در ویرایش تصویر و عکس، ویرایش ویدیو یا بازی و کارهای مشابه دیگر با فایل‌های بزرگ سروکار دارید. معمولا، فایل‌های بزرگ روی هارددیسک‌های سنتی مدت زمان زیادی برای لود می‌خواهند ولی در اس‌اس‌دی‌ها سریعا اجرا و منتقل می‌شوند.

نرم‌افزار AS-SSD نشان می‌دهد سرعت خواندن ای‌دیتا Ultimate SU900 حدود ۵۱۱.۷ مگابایت است (نزدیک به ادعای ای‌دیتا) که یک سرعت متوسط رو به بالا در دنیای اس‌اس‌دی‌های SATA 3 است. چون ما سرعت‌های ۵۲۳ مگابایت هم با اس‌اس‌دی‌های دیگر ثبت کردیم.

اس‌اس‌دی‌ها در سرعت خواندن رقابتی نزدیک به هم دارند و گاهی اوقات با ۱ مگابایت سریع‌تر خواندن، بالاتر از رقبا قرار می‌گیرند. سرعت نوشتن SU900 در نرم‌افزار AS-SSD برابر ۴۷۶ مگابایت است که باز هم یک متوسط رو به بالا محسوب می‌شود. اگرچه سرعت‌های خواندن/نوشتن اس‌اس‌دی ای‌دیتا سریع‌ترین نیست و به اندازه‌ای است که بهترین کارایی را کسب کنید و نتایجی رضایت‌بخش در استفاده از آن بگیرید.

درایو SU900 در سرعت خواندن حجمی از اطلاعات 4K شامل فایل‌های کوچک سرعت ۳۴.۸ مگابایت را ثبت می‌کند که بسیار خوب بوده و جزو بهترین اس‌اس‌دی‌های SATA 3 بالای جدول قرار می‌گیرد. سرعت نوشتن اطلاعات 4K این درایو هم ۱۱۰.۲ مگابایت نشان داده می‌شود که باز هم در رده برترین‌هاست.

با استفاده از نرم‌افزار Crystal DiskMark می‌خواهیم تست‌هایی با اطلاعات فشرده شده بگیریم که اس‌اس‌دی‌های مدرن روی آن تاکید زیادی دارند؛ چون برای افزایش کارایی روی مکانیزم‌های فشرده‌سازی اطلاعات اعتماد دارند.

سرعت خواندن اطلاعات 4K ای‌دیتا SU900 در نرم‌افزار Crystal DiskMark برابر ۳۶۵ مگابایت است. سرعت نوشتن اطلاعات 4K فشرده شده با این نرم‌افزار ۳۲۷ مگابایت به دست آمده است.

اگرچه سرعت خواندن بیشتر است ولی عملکرد درایو SU900 در پروسه نوشتن بهتر است. در هر دو آزمایش، ای‌دیتا در میانه جدول مقایسه‌ای با اس‌اس‌دی‌های دیگر مشاهده می‌شود و باز هم باید روی این موضوع تاکید کرد که حافظه SU900 یک محصول عملکرد محور است و ممکن است روی سیستم شما بهترین کارایی را داشته باشد.

حرف آخر

حافظه فلش SU900 ای‌دیتا یک اس‌اس‌دی رده بالا در بازار است. نمی‌توان گفت سریع‌ترین اس‌اس‌دی است که می‌توانید برای ارتقای فضای ذخیره‌سازی لپ‌تاپ خود در سال ۲۰۱۹ خریداری کنید ولی سرعت خواندن و نوشتن قابل توجه، عرضه در ظرفیت‌های مختلف که قدرت انتخاب می‌دهد و ویژگی‌های منحصربه‌فردی که دارد؛ باعث می‌شود برایش هزینه کنید و حدود ۸۰۰ هزار تومان برای مدل ۵۱۲ گیگابایت آن بپردازید.

شرکت آونگ محصولات ای‌دیتا را با گارانتی ۵ ساله شرکت اصلی در ایران عرضه می‌کند. اگر نمی‌خواهید یک حافظه فلش اس‌اس‌دی با فناوری TLC NAND بخرید؛ SU900 ای‌دیتا با فناوری MLC NAND می‌تواند شما را راضی کند چون یک درایو با جدیدترین فناوری‌های ذخیره‌سازی مبتنی بر رابط کاربری SATA3 است. اگر بالاتر از این محصول از نظر فناوری ارتباطی بخواهید؛ باید یک اس‌اس‌دی PCI Express یا با فرم فاکتور M2 بخرید.

نوشته بررسی اس‌اس‌دی ADATA Ultimate SU900: زمان ارتقای فضای ذخیره‌سازی لپ‌تاپ فرا رسید اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ MSI GS65: سبک ولی قوی!

اخیرا کمپانی MSI به منظور رقابت با لپ‌تاپ‌های ریزر Blade، گیگابایت Aero 15X و ایسوس ROG Zephyrus از برند جدید لپ‌تاپ‌های گیمینگ خود رونمایی کرد و به طیف تولیدکنندگان نوت‌بوک‌های مجهز به پردازنده‌های سری Coffee Lake پیوست. این لپ‌تاپ از سخت‌افزار داخلی جدید و طراحی و ساختار کاملا بازنگری شده سری گیمینگ MSI برخوردار است.

لپ‌تاپ MSI GS65 به‌عنوان جانشین لپ‌تاپ گیمینگ نسل قبلی GS63 عرضه می‌شود. طراحی GS63 بارها در دستگا‌ه‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفت و اکنون این الگو در جوانب متعددی ارتقا یافته است. در واقع GS65 یک نوت‌بوک گیمینگ 15 اینچی است که از سخت‌افزار شاخص، طراحی فوق‌العاده باریک و وزنی سبک بهره می‌گیرد. در ادامه به بررسی این لپ‌تاپ از جنبه‌های مختلف می‌پردازیم.

طراحی

GS65 در وضعیت بسته از طراحی تقریبا مشابه با لپ‌تاپ GS63VR برخوردار است؛ با این تفاوت که اکنون هیچ موضوع آزاردهنده‌ای به چشم نمی‌خورد. اکثر قسمت‌های لپ‌تاپ از ساختار آلومینیومی با روکش مشکی‌رنگ بهره می‌گیرند؛ اما کماکان برخی قسمت‌ها ساختاری پلاستیکی دارند. با این‌حال حداقل می‌توان گفت که اجزای پلاستیکی از ظاهری بسیار باکیفیت برخوردار هستند. با مشاهده این لپ‌تاپ برای نخستین بار، ظاهر بسیار تنومند آن شما را شگفت‌زده خواهد کرد؛ اما با باز و بسته کردن محصول، نظر شما کاملا دگرگون خواهد شد.

 کیفیت قاب GS65 با لپ‌تاپ Aero 15X قابل قیاس نیست. کیس فلزی GS65 از طراحی جذابی برخوردار بوده و در ساخت آن از مواد اولیه نسبتا باکیفیت استفاده شده است. اما این قاب به اندازه نمونه به‌کارگیری شده در لپ‌تاپ Aero 15X مستحکم نیست و در نتیجه نمایشگر و بخش‌های تحتانی آن مستعد تحمیل فشارهای ناخواسته خواهند بود. همچنین کیفیت مونتاژ برخی قسمت‌ها نظیر دکمه پاور و کیس فوقانی چندان مطلوب نیست. همچنین به‌نظر می‌رسد که Aero 15X از لولایی به‌مراتب بهتر استفاده می‌کند.

هنگام تایپ کردن با این لپ‌تاپ، سروصداهایی از گوشه و کنار به گوش می‌رسد. این مشکل یقینا از سخت‌افزارهای داخلی ناشی می‌شود. باتری به‌کارگیری شده در این مدل دارای اندازه بسیار بزرگی بوده و تمامی فضای لبه جلویی دستگاه و زیر ترک‌پد را اشغال نموده است. باتری در جای خود ثابت نبوده و استفاده از پلاستیک ارزان و انعطاف‌پذیر در این قسمت احتمالا موجب ایجاد صداهای مزاحم می‌شود. با توجه به این موارد، برچسب قیمتی 1999 یورویی (حدودا 2387 دلاری) لپ‌تاپ GS65 کمی ناعادلانه به‌نظر می‌رسد.

GS65 از الگوی طراحی معمول و قرمزرنگ لپ‌تاپ‌های MSI فاصله گرفته و کمپانی در عوض به‌کارگیری لوگوی MSI و نماد اژدهای قرمز ترجیح داده تا از علائم طلایی‌رنگ با ظاهری کلاسیک‌تر استفاده کند.

بازگشایی لپ‌تاپ کماکان با استفاده از یک انگشت امکان‌پذیر است. این‌بار لولا دارای ظاهری متفاوت است؛ اما کماکان مستحکم به‌نظر می‌رسد و حداکثر تا 180 درجه باز می‌شود.  GS65 با ضخامت 1.8 سانتی‌متری خود یکی از باریک‌ترین نوت‌بوک‌های گیمینگ حال حاضر بازار به‌شمار می‌آید. مقایسه وزن این لپ‌تاپ با برخی رقبا از برتری قاطع محصول MSI حکایت دارد. حمل لپ‌تاپ GS65 با توجه به وزن 1.88 کیلوگرمی آن کار آسانی است؛ در حالی‌که لپ‌تاپ‌های ایسوس GM501، ایسر ترایتون 700 و گیگابایت Aero 15X به‌ترتیب 2.5، 2.4 و 2.1 کیلوگرم وزن دارند.

پیش‌تر لپ‌تاپ‌هایی نظیر ریزر بلید با طراحی فلزی مناسب روانه بازار شدند؛ اما این موضوع، عملکرد سیستم خنک‌کننده را به میزان قابل‌توجهی محدود می‌کرد. با این‌حال ظاهرا چنین پدیده‌ای در خصوص لپ‌تاپ GS65 صادق نخواهد بود. بر اساس برخی گمانه‌زنی‌ها، دکمه پاور به‌عنوان اسکنر اثرانگشت نیز عمل خواهد کرد. نور پس‌زمینه RGB قابل تنظیم برای دکمه‌های صفحه‌کلید این لپ‌تاپ، ظاهر جذابی به آن بخشیده است. قسمت تحتانی لپ‌تاپ از 2 پد کشیده و 3 پد کوچک‌تر با کارآیی مناسب تشکیل شده است. این‌بار MSI در عوض به‌کارگیری ترک‌پد معمول Elan از ورژن سیناپتیکی آن بهره گرفته است. این ترک‌پد دارای ظاهری شیشه‌ای با رنگ‌آمیزی مات بوده و عملکرد نسبتا روانی دارد.

MSI در لپ‌تاپ جدید خود کماکان از دریچه‌های تهویه متعدد در قسمت‌های جانبی، پشتی، فوقانی و تحتانی بهره گرفته و در اقدامی قابل‌توجه از طراحی سیستم خنک‌کننده با فن‌های سه‌گانه استفاده کرده است. فن منفرد تعبیه شده در سمت چپ متعلق به CPU است؛ در حالی‌که فن‌های دوگانه سمت راست دستگاه، دمای GPU را کنترل می‌کنند. طراحی هیت‌سینک نیز کاملا طبیعی بوده و فضای مناسبی را تحت پوشش قرار می‌دهد.

نمایشگر

GS65 ازنمایشگر 15.6 اینچی IPS با رزولوشن 1920×1080 پیکسل، حواشی بسیار باریک و نرخ نوسازی 144 هرتزی برخوردار است. با توجه به استقرار وب‌کم در حاشیه فوقانی نمایشگر، پهنای این قسمت در مقایسه با حواشی جانبی کمی بیش‌تر است. زوایای نمایشی این پنل نسبت به بسیاری از صفحات IPS دیگر بسیار بیش‌تر است و در زوایای بسیار مایل نیز هیچ‌گونه انحراف رنگی مشاهده نمی‌شود؛ با این‌حال میزان روشنایی اندکی کاهش خواهد یافت. این نمایشگر تائیدیه X-Rite Pantone را دریافت نموده و دقت آن در مقایسه با نمایشگر کلیه لپ‌تاپ‌های پیشین MSI بیش‌تر است.

حداکثر روشنایی 248 نیتی و نرخ کنتراست پایین‌تر از 1000:1 چندان فوق‌العاده به‌نظر نمی‌رسند، حداقل میزان روشنایی نمایشگر معادل 12 نیت است و این موضوع، مشاهده نمایشگر در فضاهای تاریک را تسهیل می‌کند. نمودار توزیع روشنایی در صفحه‌نمایش فول اچ‌دی GS65 مطابق تصویر زیر است:

دوربین وب‌کم نیز قادر به ضبط محتوا با فرمت 720p بوده و در شرایط نوری مناسب، تصاویر چشم‌نوازی را ثبت می‌کند. اما در محیط‌های کم‌نور، تصاویر نویزی شده و از کیفیت رنگ آن‌ها کاسته خواهد شد.

درگاه‌های ارتباطی

GS65 با برخورداری از درگاه‌های مجزای میکروفون و هدفون، از نظر امکانات ارتباطی در جایگاه خوبی قرار می‌گیرد و البته فقدان درگاه کارت‌خوان حافظه برای برخی کاربران آزاردهنده خواهد بود. 1 پورت اترنت RJ45، درگاه‌های HDMI و Mini DisplayPort، سه عدد درگاه USB Type-A 3.1 نسل 2، یک پورت تاندربولت USB Type-C، یک درگاه امنیتی Kensington lock و 2 عدد جک صوتی، امکانات ارتباطی این لپ‌تاپ را تشکیل می‌دهند.

جک صوتی هدفون از هدفون‌های Hifi و فناوری‌های ویندوز سونیک و دالبی آتموس پشتیبانی می‌کند. اسپیکرهای استریوی لپ‌تاپ در قسمت جلویی آن قرار دارند و حجم صدای آن‌ها به میزان شگفت‌انگیزی بالا، اما فاقد باس است. با این‌حال فرکانس‌های میانی و بالای اصوات به‌صورت کاملا واضح قابل شنیدن هستند. درگاه شارژ لپ‌تاپ در موقعیتی متمایل به قسمت مرکزی دستگاه قرار دارد و این موضوع، اتصال شارژر به لپ‌تاپ را برای کاربران راست‌دست دشوارتر می‌کند.

سخت‌افزار، کارآیی و قابلیت ارتقا

لپ‌تاپ گیمینگ GS65 به‌همراه پردازنده 6 هسته‌ای جدید Core i7-8750H با معماری 14 نانومتری Coffee Lake و 9 مگابایت حافظه کش L3 عرضه می‌شود. فرکانس پایه این پردازنده معادل 2.2 گیگاهرتز است؛ اما در واقع این رقم می‌تواند تا سقف 4.1 گیگاهرتز افزایش یابد. لپ‌تاپ‌های باریک‌اندام سال گذشته به‌طور معمول مجهز به پردازنده 4 هسته‌ای Core i7-7700HQ هستند و در بنچمارک Cinebench R15، امتیاز پردازنده جدید نسبت به این مدل بیش از 40 درصد افزایش یافته است. اجرای اپلیکیشن‌های مختلف و پاسخ‌گویی به درخواست‌ها به‌صورت فوری و در کسری از ثانیه انجام می‌شود؛ با این‌حال باتری دستگاه نیز کارآیی فوق‌العاده‌ای از خود نشان می‌دهد.

پردازنده Core i7-8750H به لطف پشتیبانی از فناوری Turbo Boost قادر به ارتقاء فرکانس خود از 2.2 گیگاهرتز به 4.1 گیگاهرتز (برای پردازش‌های تک‌هسته‌ای) و 3.9 گیگاهرتز (برای پردازش‌های 6 هسته‌ای) خواهد بود. با این‌حال لپ‌تاپ GS65 قادر به حفظ قابلیت‌های Turbo Boost پردازنده Core i7-8750H نیست و نتایج تست‌های دوره‌ای Cinebench نشان می‌دهند که در فاز نخست، فرکانس پردازنده به 3 تا 3.4 گیگاهرتز افزایش یافته است؛ اما در دور دوم تست، کارآیی پردازنده چند درصد کاهش پیدا کرده است.

محصول گیمینگ ام‌اس‌آی علی‌رغم عدم بهره‌برداری ایده‌آل از فناوری Turbo Boost، کارآیی بسیار بالایی از خود ارایه می‌دهد. این محصول در تست بنچمارک PCMark 10 موفق به کسب امتیاز 5095 شد و در حد فاصل لپ‌تاپ‌های ایسوس GM501 (با 5194 امتیاز) و گیگابایت Aero 15X (با 5059 امتیاز) قرار گرفت.

MSI به منظور اطمینان از عملکرد کاملا روان لپ‌تاپ GS65 از حافظه SSD NVMe سریع PM981 ساخت سامسونگ بهره گرفته است. این حافظه در مقایسه با حافظه PM961 موجود در لپ‌تاپ GS63 ارتقاء یافته است. درایوهای NVMe نسبت به انواع مشابه SATA III بسیار سریع‌تر هستند. سرعت حافظه‌های SSD با درگاه SATA III به 500 مگابایت‌برثانیه محدود خواهد بود؛ در حالی‌که مدل PM981 با حافظه NVMe SSD لپ‌تاپ Aero 15X از سری XG3 شرکت توشیبا به‌سادگی رقابت کرده و در کاربری روزانه، میان عملکرد این 2 دستگاه تفاوت محسوسی به چشم نمی‌خورد.

همچنین این مدل با پردازنده گرافیکی انویدیا GTX 1070 Max-Q روانه بازار می‌شود. این پردازنده گرافیکی یکی از سریع‌ترین نمونه‌های به‌کارگیری شده در دستگاهی با این ابعاد به‌شمار می‌رود. پردازنده گرافیکی قابل‌تعویض برای رفع دغدغه‌های مربوط به شارژدهی باتری ایده‌آل بوده و خلاء وجودی مشخصه GSYNC نیز تقریبا مشهود نخواهد بود.

شرکت انویدیا، پردازنده‌های گرافیکی سری Max-Q خود را تحت عناوین جیفورس GTX 1060، GTX 1070 و GTX 1080s و با محوریت ارائه بهره‌وری حداکثری به بازار عرضه می‌کند. این موضوع بدان معناست که کارآیی لپ‌تاپ‌های مجهز به این سری از GPUها در مقایسه با مدل‌های مجهز به GPUهای معمول اندکی پایین‌تر خواهد بود. نتایج بنچمارک‌های 3DMark 11، 3D Fire Strike یا 3DMark 13 نیز موید این واقعیت هستند. برای مثال، امتیاز لپ‌تاپ ایسوس GM501 به لطف بهره‌گیری از پردازنده گرافیکی GTX 1070 معمولی از لپ‌تاپ GS65 حدودا 15 درصد بیش‌تر است. امتیاز لپ‌تاپ جدید MSI با سایر نوت‌بوک‌های مجهز به پردازنده GTX 1070 Max-Q شامل Aero 15X و GS63 یکسان است. به بیان دقیق‌تر، اختلاف 20 تا 30 درصدی موجود میان امتیازات لپ‌تاپ‌های ایسوس ترایتون 700 و GS65 نمایانگر اختلاف کارآیی میان پردازنده‌های گرافیکی GTX 1070 Max-Q و GTX 1080 Max-Q خواهد بود.

فرکانس پایه پردازنده GTX 1070 Max-Q برابر با 1101 مگاهرتز است و این رقم می‌تواند تا سقف 1544 مگاهرتز افزایش یابد. توان این پردازنده برای بهره‌برداری ایده‌آل از نمایشگر 144 هرتزی دستگاه کفایت می‌کند.

16 گیگابایت حافظه رم DDR4 با فرکانس 2400 مگاهرتز احتمالا برای سالیان آتی کفایت خواهد کرد. مدلی از دستگاه با رم 32 گیگابایتی نیز مجهز به 2 ماژول رم 16 گیگابایتی خواهد بود.

شارژدهی باتری

MSI با استفاده از یک باتری غول‌پیکر 80.25 وات‌ساعتی، کار فوق‌العاده‌ای انجام داده است. البته این اقدام چندان بی‌هزینه نبوده و حذف هارد دیسک 2.5 اینچی و بخشی از مشکلات مربوط به انعطاف‌پذیری قسمت جلویی دستگاه از این موضوع ناشی می‌شود. تست باتری لپ‌تاپ GS65 با استفاده از پروفایل “Power Saver”، روشنایی 40 درصدی نمایشگر (80 نیت)، خاموش بودن بلوتوث و وای‌فای و پخش پیوسته یک فیلم 720p در حالت تمام‌صفحه و با صدای قطع شده از دوام چشمگیر 7 ساعت و 15 دقیقه‌ای باتری دستگاه حکایت دارد. این رقم بیان‌گر بیش‌ترین میزان شارژدهی باتری در لپ‌تاپ‌های سری GS شرکت MSI تا به امروز است.

شارژر دیواری جمع‌وجور یکی دیگر از مشخصه‌های جالب‌توجه لپ‌تاپ جدید MSI به‌شمار می‌رود. این شارژر 180 واتی دارای ابعادی معادل 6×2.85×0.9 اینچ و وزنی برابر با 1.25 پوند است. اندازه این شارژر در مقایسه با نمونه ارائه شده با مدل GS63VR حدودا 30 درصد کوچک‌تر است. وزن ترکیبی کم‌تر از 5.5 پوند، مشخصه فوق‌العاده مناسب این لپ‌تاپ گیمینگ محسوب می‌شود.

سخن پایانی

با توجه به حضور رقبای قدرتمند در بازار، لپ‌تاپ GS65 برای جلب نظر مخاطبان خود کار آسانی را پیش رو نخواهد داشت. نوت‌بوک گیگابایت Aero 15X احتمالا نزدیک‌ترین رقیب این محصول بوده و در بسیاری از موارد دارای مشخصات مشابهی است. قیمت‌گذاری کمی گران‌تر، مهمترین مشخصه منفی لپ‌تاپ گیگابایت به‌شمار می‌رود و استفاده از وب‌کم یکپارچه با نمایشگر نیز طراحی کمی عجیب‌تر آن‌را در پی داشته است، اما سیستم خنک‌کننده کارآمدتر و برخورداری از صفحه‌کلید عددی از جمله نقاط قوت محصول ساخت شرکت گیگابایت محسوب می‌شوند.

لپ‌تاپ جدید ایسوس Zephyrus M GM501 یکی دیگر از رقبای GS65 قلمداد می‌شود. این لپ‌تاپ در عوض استفاده از پردازنده گرافیکی Max-Q از ورژن پیشرفته GTX 1070 بهره می‌گیرد. البته ابعاد بزرگ‌تر، حواشی عریض‌تر در اطراف نمایشگر و پافشاری بر استفاده از طراحی گیمینگ با نورپردازی و الگوهای بصری قرمزرنگ از مشخصه‌های منفی آن در مقابل محصول ام‌اس‌آی به‌شمار می‌روند.

بایستی اذعان کرد که لپ‌تاپ GS65 نمایانگر تلاش حداکثری کمپانی MSI جهت عرضه یک نوت‌بوک گیمینگ ایده‌آل است. طراحی ظاهری جذاب و بهبود یافته، نمایشگر IPS با نرخ نوسازی 144 هرتزی، عملکرد فوق‌العاده روان و زوایای نمایشی مناسب، طراحی کارآمد صفحه‌کلید، وزن سبک و ابعاد جمع‌وجور، بهره‌گیری از CPU ،GPU و حافظه NVMe SSD با کارآیی چشمگیر و ارتقایافته، درگاه‌های ورودی و خروجی متعدد و نهایتا باتری قدرتمند از جمله محاسن این لپ‌تاپ محسوب می‌شوند.

از سوی دیگر، عدم وجود اختلاف نه‌چندان چشمگیر میان پیکره‌بندی‌های سخت‌افزاری مختلف، افزایش بیش‌ از اندازه دمای دستگاه، کیفیت ساخت متوسط، دشواری پروسه ارتقای رم و حافظه SSD، عدم وجود کارت‌خوان حافظه و بهره‌برداری نه چندان ایده‌آل پردازنده از فناوری Turbo Boost از جمله معایب لپ‌تاپ GS65 به‌شمار می‌روند.

این دستگاه در بازار ایران قیمتی بالاتر از 30 میلیون تومان دارد که همین امر سبب می‌شود تا خریداری‌اش برای درصد زیادی از کاربران سخت و حتی ناممکن به‌نظر برسد، اما دسته‌ای که به دنبال داشتن یک دستگاه قدرتمند با اندازه جمع و جور هستند، به‌طور قطع یک انتخاب عالی را در پیش روی خودشان خواهند دید.

نوشته بررسی لپ‌تاپ MSI GS65: سبک ولی قوی! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی A70: رنگ بازی!

سری A از محصولات گلکسی سامسونگ را بایستی یکی از محبوب‌ترین رده‌های این کمپانی بزرگ تا به امروز دانست که می‌توان پس از سری S و نوت، آن را پایدارترین رده نیز به حساب آورد تا متوجه شویم که کره‌ای‌ها از آن رضایت داشته و فعلا قصدی برای تعویض نامش ندارند.

البته در روزگاری که با توجه به تعدد گوشی‌های همراه حتی نام‌گذاری این محصولات نیز با چالش‌هایی مواجه است، سامسونگ در یک حرکت هوشمندانه و به جای استفاده از پلاس یا افزودن نام میلادی به اسمارت‌فون‌های جدیدش، عدد صفر را به انتهای آن‌ها افزود و از A10 تا A80 را در یک کالکشن منظم روانه بازار نموده است تا هر کس بسته به بودجه و علاقه خود، محصول محبوبش را پیدا کرده و استفاده کند.

سامسونگ گلکسی A70، یکی مانده به آخرین گوشی در رده A (نفر آخر فعلا A80) است و برای همین می‌توان حدس زد که یکی از خوب‌‌های این سری محبوب باشد. البته سامسونگ تلاش کرده تا در سیاست جدیدش، قیمت‌ها را نیز کمی در این رده تعدیل کرده (منظور قیمت جهانی بوده، وگرنه برای ما که دیگر همه چیز میلیونی است!) و به نبرد با رقبای قدر چینی خود برود.

حال به این بهانه تصمیم گرفتیم تا با دعوت A70 به آزمایشگاه آی‌تی‌رسان، نگاهی به این میان رده خوش قد و بالا انداخته و آن را از نزدیک برای شما بررسی کنیم.

طراحی گلکسی A70: رعنا!

تا همین چند سال پیش، اکثر تبلت‌های بازار با نمایشگر 7 اینچی روانه بازار می‌شدند و یک گوشی اگر صفحه نمایشی بالای 5 اینچ داشت، به آن فبلت می‌گفتند؛ ولی گلکسی A70 با نمایشگر بزرگ 6.7 اینچی خودش همچنان یک گوشی است، چرا؟ بایستی پاسخ این سوال را در دو گزینه داد، اول اینکه حاشیه‌های بسیار کم گوشی‌ها در این روزها سبب شده تا محصولی با نمایشگری نزدیک به 7 اینچ، هیکلش بسیار کوچک‌تر به‌نظر برسد و از سوی دیگر به‌خاطر تغییر نسبت ابعاد نمایشگر که از 18 به 9 شروع شد و حال به 20 به 9 رسیده است، سایز 6.7 اینچی امروزه در مقایسه با گذشته (نسبت 16 به 9) کوچک‌تر باشد.

وقتی برای نخستین بار A70 را روشن کنید و در مقابل دیدگان‌تان قرار دهید، به‌طور حتم چشم‌تان را می‌گیرد و اگر دستان بزرگی داشته باشید، بخش اعظم آن را پوشانده و اگر هم  صاحب دستان کوچک و ظریف باشید، مجبور هستید از هر دوی آن‌ها برای استفاده از این غول زیبا استفاده کنید.

سامسونگ کلید صدا و پاور را به سمت راست منتقل کرده تا دیگر بین چپ و راست دچار اشتباه نشوید (خدا رو شکر بیکسبی هم نیست!). در سمت چپ تنها اسلات سیم کارت (دو سیم‌کارت + کارت حافظه) قرار گرفته و در پایین شاهد جک استاندارد 3.5 میلی‌متری در کنار اسپیکر و پورت شارژ دستگاه هستیم.

گوشی را که به پشت برمی‌گردانید، سه لنز در سمت چپ خودنمایی می‌کند که این روزها دیدن این تعداد دوربین چندان عجیب نیست. با توجه به سطح براق و رنگ مشکی که البته با نگاه از زاویه‌های مختلف می‌توان طیف رنگ‌های دیگر را هم تشخیص داد، لوگوی سامسونگ نیز در وسط دیده می‌شود اما در کل سطحی خلوت را می‌بینید که به‌طور معمول خیلی خوب از آثار به جا مانده از انگشتان شما پذیرایی می‌کند. اگر از شما بپرسند A70 چه رنگی است شاید در وهله اول بگویید رنگِ عشق (مشکی) اما با نگاه از زوایای مختلف احتمالا نظرتان عوض شده و در آخر به آن لقب رنگین کمان را اعطا می‌کنید!

در کل گوشی با آنکه بزرگ است اما در دست شما به‌خوبی می‌نشیند و وزن 183 گرمی برای چنین ابعادی یک نکته مثبت در طراحی کلی آن است اما نیاز به یک قاب برای گلکسی A70 احساس می‌شود چرا که برخورد آن با زمین، قاعدتا خاطره خوشی را برای‌تان رقم نمی‌زند!

نمایشگر گلکسی A70: رنگ‌ها می‌درخشند!

چند سالی است که نمایشگر سوپر AMOLED سامسونگ تبدیل به برگی برنده برای محصولات سازنده کره‌ای شده و با ورود آن به محصولات میان رده، این گوشی‌ها را قادر می‌سازد تا برای رقبایشان حسابی خط و نشان بکشند. گلکسی A70 نیز از این قاعده مستثنی نبوده و با استفاده از یک نمونه 6.7 اینچی با وضوح تصویر 1080 در 2400 پیکسل و نسبت عجیب 20 به 9، کاربر خودش را خشنود می‌سازد.

البته تمام گوشی‌های سری A به این پنل مجهز هستند (حرف A اول AMOLED هست دیگه!) اما هرچه عدد گوشی بالاتر برود، بر کیفیتش نیز افزوده می‌شود اما نباید انتظار نمایشگرهایی چون رده S یا نوت را بکشید. روشنایی گوشی در سطح مناسبی قرار دارد که اگر آن را در حالت اتوماتیک قرار دهید، ماکسیمم روشنایی‌اش تا 600 نیت نیز می‌رسد.

سامسونگ به پنل گوشی لقب اینفینیتی یو (U) را داده که شما همان ناچ صدایش کنید! حفره کوچک بالای نمایشگر میزبان دوربین سلفی است و به شخصه این مدل را بیشتر از اینفینیتی O که در مدل‌های S پیش از این دیدیم، می‌پسندم چرا که تقارن بهتری داشته و دوربین سلفی وقتی هم در مرکز باشد، هنگام عکس‌برداری مرکز ثقل مناسب‌تری دارد (چه حساس!).

شاید جالب باشد که بدانید اندازه این نمایشگر، بزرگ‌ترین سایزی است که سامسونگ در سال جاری برای گوشی‌های خود تولید کرده و البته این عنوان به‌همراه گلکسی A80 و گلکسی S10 نسخه 5G به A70 می‌رسد.

سنسور اثر  انگشت هم در زیر این نمایشگر زیبا جای خوش کرده تا فناوری هم چاشنی آن شود. البته دقت و سرعت آن به اندازه محصولات سری S10 نیست و حتی همان سنسور فیزیکی که در پشت یا زیر نمایشگر قرار می‌گرفت، سریع‌تر بود ولی فراموش نکنید که کلاس بالاتر آن و حس غروری که با فشردن انگشت‌تان به نمایشگر نصیب شما می‌شود، این کاستی را جبران کرده و می‌توانید با لبخندی کج بر روی لب در مقابل دیدگان حیرت زده دیگران، ورودتان با اثر انگشت در زیر نمایشگر را جشن بگیرید!

سخت‌افزار گلکسی A70: درود بر کوالکام!

ظاهرا سامسونگ تصمیم گرفته بر روی گلکسی A70 خود فرصت را به چیپست‌های اسنپدراگون بدهد تا به عرض اندام پرداخته و اگزینوس به مرخصی برود! استفاده از اسنپدراگون 675 که تا پیش از این بر روی محصولات کمی استفاده شده (احتمالا روی دست کوالکام باد کرده و دست به حراج زده!) سبب گردیده تا 8 هسته داشته باشیم. از آنجایی که فکر کردید دو دسته 4 تایی داریم، به شما عرض می‌کنیم سخت در اشتباه هستید چرا که دو هسته کایرو 2x طلایی (در المپیک اول شدند) در کنار 6 هسته کایرو 460 نقره‌ای (کسی برنز نگرفته!) یک دسته‌بندی خاص را برای این چیپست به‌وجود آورده است. واحد گرافیکی هم آدرنو 612 بوده و فناوری ساخت این چیپست 11 نانومتری است که از این لحاظ نسبت به نمونه‌های 14 نانومتری قبلی، در مکان بهتری می‌ایستد.

اسنپدراگون 675 شاید تنها دو هسته A76 داشته باشد (همون طلایی‌ها) ولی وجود همین جفت قهرمان کافی است تا عملکرد گوشی را در مواجهه با شرایط سختی چون بازی‌های گرافیکی یا اجرای هم‌زمان چند برنامه سنگین، در حد مطلوبی بالا ببرد. گلکسی A70 با حافظه داخلی 128 گیگابایت ارایه شده و در دو مدل با رم 6 و 8 گیگابایت به بازار عرضه می‌شود.

برای بررسی کیفیت سخت‌افزاری دستگاه، چند بنچمارک مختلف گرفتیم که اولین آن گیک بنچ 4.1 بود. در حالت تک هسته‌ای، A70 خیلی خوب عمل کرد و البته عملکرد آن در حالت چند هسته‌ای هم قابل قبول بود (احتمالا کوالکام با این تست‌های ما بتونه چیپستش رو به کمپانی‌های دیگه هم غالب کنه!).

نام گوشی امتیاز در حالت تک هسته‌ای امتیاز در حالت چند هسته‌ای
گلکسی S10 پلاس 4517 10286
هواوی P30 پرو 3287 10018
گلکسی A70 2418 6578
شیائومی ردمی نوت 7 1782 5563
گلکسی A50 1719 5351

در انتوتو هم عملکرد گوشی در مقایسه با محصولات میان رده مناسب به‌نظر می‌رسید اما خب در مقایسه با پرچم‌داران، هنوز به تمرین بسیار بیشتری دارد که قاعدتا هیچ‌وقت هم موفق به گرفتن‌شان نخواهد شد (چرا؟ مگه خواستن توانستن نیست؟).

نام گوشی امتیاز انتوتو
گلکسی S10 پلاس 332874
هواوی P30 پرو 318745
گلکسی A70 168977
گلکسی A50 144748
شیائومی ردمی نوت 7 137899

در کل بایستی گفت عملکرد گلکسی A70 با توجه به محدوده قیمتی‌اش، کاملا قابل قبول بوده و به اجرای هیچ بازی و برنامه‌ای نه نمی‌گوید. خوشبختانه گوشی در هنگام بنچمارک‌گیری و حتی بازی کردن هم داغ نشد و مقدار کمی گرما که احتمالا ناشی از هیجان خودش بود، در زیر انگشتان‌مان احساس کردیم که آن را هم به حسابی جوانی‌اش می‌گذاریم!

دوربین گلکسی A70: سه چشم!

دیگر دیدن دوربین‌های فراوان در پشت گوشی تبدیل به امری عادی شده و مشخص هم نیست عدد توقف برای آن‌ها چه خواهد بود. بالاخره سازندگان بخشی را یافته‌اند که به واسطه حضورش می‌توانند بر روی محصولات جدید خود مانور داده و دائما بر امکانات بیشترش فخر بفروشند.

البته حضور دوربین‌های بیشتر همیشه به معنای عکاسی با کیفیت‌تر نیست، چرا که رویه بسیاری از سازندگان بر افزودن قابلیت‌های دوربین است، درست مانند اینکه شما یک دوربین با چند لنز داشته باشید اما در اینجا بدون نیاز به تعویض لنز، قابلیت‌های بالاتری را به‌دست می‌آورید. در گلکسی A70 دوربین‌های سه گانه ما دارای سه سنسور ۳۲، ۸ و ۵ مگاپیکسلی هستند که البته هر کدام ویژگی‌های خاص خودشان را دارند.

قهرمان اصلی داستان، دوربین با سنسور ۳۲ مگاپیکسلی است که با F/1.7 ارایه شده و برای همین بایستی انتظار جذب نور مناسبی را از آن کشید. البته خروجی عکس این دوربین به‌صورت پیش فرض بر روی ۱۲ مگاپیکسل می‌ایستد که دلیل اصلی آن، ایجاد یک خروجی با کیفیت بهتر است. دوربین دوم که این روزها بر روی محصولات زیادی آن را می‌بینیم، با یک سنسور ۸ مگاپیکسلی اولتراواید عرضه می‌شود و قاعدتا برای گرفتن عکس در فضاهای باز و یا مکان‌هایی که نیاز به ثبت جزئیات زیادی در عکس دارید (مثلا مسافرت) به کار شما خواهد آمد. دوربین سوم هم نقش مجسمه را بازی می‌کند! این سنسور 5 مگاپیکسلی هیچ عکسی برای شما نمی‌گیرد اما به تنظیم عمق و فوکوس بهتر در عکاسی و ایجاد پرتره مناسب کمک خواهد نمود. در واقع ترکیب مجسمه (دوربین ۸ مگاپیکسلی) و قهرمان (۳۲ مگاپیکسلی) سبب می‌شود تا صاحب یک مجسمه قهرمان شوید! یعنی همان عکس ثابت و زیبایی که به دنبالش بوده‌اید.

در منوی دوربین که کمی کنکاش کنید، گزینه‌های نسبتا زیادی وجود دارد که در اینترفیس جدید سامسونگ خیلی خوب و گویا در کنار یکدیگر چیده شده‌اند. حالت پرو (حرفه‌ای) نیز در نظر گرفته شده که البته وقتی واردش می‌شوید، احساس می‌کنید باید نام آن آماتور درج می‌شد زیرا چندان دست‌تان برای تغییرات به اصطلاح حرفه‌ای باز نیست و صرفا تنظیمات پایه‌ای مانند تنظیم سفیدی و ایزو در آن قرار گرفته است.

قاعدتا خروجی نهایی عکسی که گرفته‌ایم، از تمام آمار و ارقام مهم‌تر بوده و بایستی دید در عمل گلکسی A70 چه می‌کند. در نمونه‌هایی که ما انداختیم، عملکرد کلی با توجه به میان رده بودن گوشی قابل قبول بوده و می‌توان روی ثبت خاطرات خودتان حساب باز کنید.

اما یک نکته ناامید کننده هم برای دوربین وجود دارد و آن عکس‌برداری در محیط‌های تاریک است. با آنکه دریچه دیافراگم بر روی عدد F/1.7 ایستاده اما تصاویر آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیم و از آنجایی که مود شب هم وجود ندارد، بهتر است بیخیال گرفتن عکس در محیط‌های تاریک شوید چرا که افکارتان را هم نسبت به دوربین گوشی مانند شب، سیاه می‌کند! برای آنکه درک بهتری از این گفته ما داشته باشید، یک عکس در شرایط مشابه با گلکسی A70 و دیگری را با گلکسی نوت 9 گرفتیم. البته می‌دانیم که مقایسه پرچم‌دار با چنین مدلی کمی نامردی است، اما برای درک تفاوت عکس‌ها این کار را کردیم و اگر به دنبال نامردی بودیم که از محصولی چون P30‌ پروی هواوی کمک می‌گرفتیم!

در بخش فیلم‌برداری، اگر نور با شما یاری کند همچنان از کیفیت تصویر و صدای ضبط شده لذت می‌برید و اگر نور یاری نکند، باید فقط از شنیدن صدا به‌تنهایی مشعوف شوید! گرفتن فیلم تا وضوح تصویر 4K و 30 فریم بر ثانیه فراهم شده و در رزولوشن فول اچ‌دی می‌توانید حتی به صورت اسلوموشن و 240 فریم هم فیلم بگیرید اما خبری از لرزش گیر حتی مدل دیجیتالش هم نیست تا در حین حرکت، تکان‌های دوربین کمی در ذوق بزند. نکته جالب دیگر در این بخش، حضور سوپر اسلوموشن است که به نظر می‌رسد بر خلاف 960 فریم معروف این بار به 480 فریم در هرثانیه و وضوح اچ‌دی محدود شده است و البته از آنجایی که این روزها حتی این مود، محبوبیت سابق بر روی پرچم‌داران را هم ندارد، پس خیلی نباید به وجودش دلخوش کرد.

دوربین سلفی یک نمونه 32 مگاپیکسلی با F/2.0 است و خوشبختانه می‌توانید از کیفیت آن لبخند را بر روی لبان‌تان بنشانید (البته قهقهه نزنید!). این تک دوربین سلفی که باعث ایجاد ناچ و یا همان طراحی اینفینیتی یو در بالای نمایشگر شده، حالتی چون لایو فوکوس (برای بوکه کردن پس زمینه) و عکاسی واید (البته یه خورده!) را هم در دل خود گنجانده و با رزولوشن مناسبی که دارد، شما را شایسته کسب مقام اینفلوئنسری در اینستاگرام خواهد کرد!

مالتی مدیا گلکسی A70: غرق در تصویر!

خوشبختانه گوشی شما از یک نمایشگر 6.7 اینچی با نسبتی نزدیک به استاندارد روز سینمایی برخوردار بوده و برای همین اگر بر روی A70 بخواهید جدیدترین نسخه از فیلم اونجرز را هم ببینید، حسابی شما را بر سر ذوق می‌آورد. اگر هم به تماشای کیلیپ یا سریال بنشینید، باز هم اوضاع بر وفق مراد خواهد بود و وجود فناوری AMOLED یک برگ برنده برای این گوشی سامسونگ محسوب می‌شود.

اما وقتی بخواهید صدای کلیپی که تماشا می‌کنید، زیاد کرده تا همه اطرافیان متوجه کیفیت نمایشگر گوشی جدید شما بشوند، شاید کمی رنگ از رخساره‌تان بپرد چرا که خبری از اسپیکر استریو نبوده و تک بلندگوی موجود با آنکه صدای بلندی دارد اما کیفیتش خیلی خاص نیست! پس بهترین راه، استفاده از یک هدفون با کیفیت و متصل کردن به جک 3.5 میلی‌متری انتهای گوشی است تا در این بخش نیز همچون کیفیت نمایشگر، لبخند رضایت را باز بر لبان خودتان بنشانید.

باتری گلکسی A70: بی‌انتها!

یکی از بخش‌های مهم و دوست داشتنی در A70 را بایستی باتری آن دانست که با استفاده از یک نمونه پر توان 4500 میلی‌آمپری از همان ابتدا به شما اخطار می‌دهد که فاصله‌تان را با پریز برق حفظ کنید! استفاده از فناوری شارژ سریع پاور دلیوری باعث شده تا بتوان از شارژرهایی تا 25 وات استفاده کرده و در طی 30 دقیقه، بیشتر از 40 درصد گوشی را شارژ نمود (برای یک گوشی میان رده عالی‌ست). البته از آنجایی که شما یک نمونه میان رده دارید، پس چشم‌تان به دنبال شارژ بی‌سیم نباشد!

عملکرد باتری با آنکه یک نمایشگر 6.7 اینچی دارید اما بسیار مناسب بوده و می‌توانید تا بیش از 17 ساعت بر روی آن به تماشای فیلم نشسته و رسما یک سینمای خانگی پرتابل را با خودتان جابجا کنید! در یک استفاده متوسط روزانه، گلکسی A70 به‌راحتی تا 2 روز را در کنارتان تاب می‌آورد و حتی اگر بچه مثبت بوده و میانه‌تان با شبکه‌های اجتماعی چندان خوب نباشد، این عدد تا 3 روز هم می‌رسد.

سخن پایانی

گلکسی A70 را بایستی اسمارت‌فونی با بزرگ‌ترین نمایشگر AMOLED در بازار دانست که به همین خاطر قادر است تا علاقه‌مندان به کیفیت را به خودش جذب کند. محصول سامسونگ به‌خوبی در تمام رده‌ها دارای بالانس است و می‌توان آن را یک میان رده موفق ارزیابی کرد که از نظر قیمت گذاری هم حدی معقول داشته و برای بسیاری از کاربران (حداقل در سطح جهانی!) قابل تهیه است.

این گوشی در حال حاضر در بازار کشورمان نزدیک به 6 میلیون تومان بها دارد که اگر به اوضاع این یک سال و اندی عادت کرده باشید، دیگر می‌فهمید که این عدد برای پرچم‌داران نیست و نهایت به میان رده خوبی همچون گلکسی A70 تعلق دارد. اگر هم صرف چنین هزینه‌ای همچنان برای شما زیاد است، می‌توانید با پایین آوردن تنها بخش کوچکی از توقعات خود (مثل سایز نمایشگر و قدرت سخت‌افزاری) به سراغ محصول دیگر این رده یعنی گلکسی A50 بروید.

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی A70: رنگ بازی! اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.