بررسی اولیه وان‌پلاس ۷T پرو

وان‌پلاس 7T پرو یک محصول عجیب به‌شمار می‌رود. در واقع روشن نیست که کمپانی وان‌پلاس بنا بر چه دلایلی تصمیم به تولید این هندست گرفته است. مشخصات اسمارت‌فون جدید در مقایسه با وان‌پلاس 7 پرو اندکی ارتقا یافته و یقینا کمپانی، پیشرفته‌ترین اسمارت‌فون خود تا به امروز را ارایه نموده است. با این‌حال چنان‌چه پیش‌تر گوشی وان‌پلاس 7 پرو را خریداری کرده‌اید؛ در این‌صورت ارتقا هندست به مدل جدید ابدا ضروری نخواهد بود.

نمایشگر غول‌پیکر 6.67 اینچی بدون ناچ با نرخ نوسازی 90 هرتزی، کلیدی‌ترین مشخصه وان‌پلاس 7T پرو به‌شمار می‌آید. نرخ نوسازی بالاتر به‌معنای تجربه پیمایشی سریع‌تر و نمایش روان‌تر انیمیشن‌ها خواهد بود. وان‌پلاس 7T پرو مجهز به یک دوربین پاپ‌آپ است که تنها در مواقع نیاز از قسمت فوقانی دستگاه خارج می‌شود. این مشخصه منحصربه‌فرد موجب حذف ناچ شده و به زیبایی بیش‌تر گوشی کمک می‌کند.

باتری قدرتمند گوشی، انرژی موردنیاز آن برای 1 روز کامل را تامین می‌کند. وان‌پلاس 7T پرو در زمینه توان پردازشی و دوربین، بهترین گوشی موجود در بازار به‌شمار نمی‌رود؛ اما این هندست با قیمت‌گذاری ارزان‌تر و امکانات چشمگیر خود می‌تواند بسیاری از اسمارت‌فون‌های رقیب را پشت سر بگذارد.

قیمت‌گذاری و زمان عرضه

وان‌پلاس 7T پرو در ایالات‌متحده یا استرالیا عرضه نخواهد شد؛ اما مشتریان بریتانیایی می‌توانند این هندست را خریداری نمایند. اسمارت‌فون جدید وان‌پلاس با قیمت‌گذاری 699 پوندی عرضه می‌شود که در مقایسه با پایین‌ترین ورژن وان‌پلاس 7 پرو 50 پوند گران‌تر است.

طراحی

وان‌پلاس 7T پرو از زبان طراحی بسیار مشابه با وان‌پلاس 7 پرو برخوردار است. پنل پشتی گوشی دارای رنگ‌آمیزی مات بوده و صرفا با تم آبی‌رنگ عرضه می‌شود. با توجه به وجود نمایشگر بزرگ، دستگاه دارای ابعادی چشمگیر است و این موضوع احتمالا حمل گوشی در دست‌های کوچک‌تر را دشوار می‌کند. با این‌حال به لطف استفاده از زوایای گرد شده و رنگ‌آمیزی مات پنل پشتی، حمل گوشی برای اکثر کاربران لذت‌بخش خواهد بود.

ابعاد گوشی معادل 162.6 در 75.9 در 8.8 میلی‌متر و وزن آن برابر با 206 گرم است. قسمت تحتانی دستگاه از خشاب سیم‌کارت، پورت USB-C و یک اسپیکر منفرد میزبانی می‌کند. با این‌حال وان‌پلاس 7T پرو فاقد جک صوتی 3.5 میلی‌متری هدفون و گواهی حفاظتی IP جهت مقاومت در مقابل آب‌خوردگی است.

نمایشگر

نمایشگر غول‌پیکر وان‌پلاس 7T پرو از نظر ابعاد با کلیه هندست‌های پیشرفته بازار رقابت می‌کند. این پنل 6.67 اینچی با حواشی جانبی کمی خمیده و طراحی یکپارچه خود بسیار چشم‌نواز است. نمایشگر مذکور از رزولوشن 3120 در 1440 پیکسل و چگالی 516 پیکسل بر اینچ بهره می‌گیرد.

دوربین سلفی پاپ‌آپ در مقابل آسیب‌های ناشی از سقوط گوشی از مقاومت بسیار بالایی برخوردار است. با سقوط دستگاه، ماژول دوربین سریعا به‌صورت خودکار جمع خواهد شد. حداکثر میزان روشنایی نمایشگر بسیار چشمگیر بوده و تماشای محتوا در زیر تابش مستقیم خورشید را تسهیل می‌کند. برتری نمایشگر 90 هرتزی هنگام اجرای بازی‌ها یا گردش در شبکه‌های اجتماعی مشهود خواهد بود.

دسترسی به اسکنر اثرانگشت یکپارچه با نمایشگر آسان بوده و عملکرد آن نیز سریع و دقیق است. استفاده از الگوهای ترسیمی، پین یا مشخصه فیس آنلاک سایر گزینه‌های موجود جهت بازگشایی قفل گوشی محسوب می‌شوند؛ با این‌حال اسکنر اثرانگشت بهترین روش قابل دسترس به‌شمار می‌رود.

مشخصات و کارآیی

وان‌پلاس در اسمارت‌فون 7T پرو از قدرتمندترین تراشه ساخت کمپانی کوالکام با نام اسنپ‌دراگون 855 پلاس به‌همراه 8 گیگابایت رم استفاده کرده است. این هندست تنها با 256 گیگابایت حافظه‌داخلی عرضه شده و فاقد درگاه کارت حافظه میکرو اس‌دی است. این ظرفیت حافظه برای کاربران معمولی کفایت خواهد کرد. عملکرد گوشی در کاربری روزمره بسیار چشمگیر بوده و جدیدترین بازی‌ها و اپلیکیشن‌ها نیز سریعا و بدون کوچک‌ترین وقفه اجرا می‌شوند.

وان‌پلاس 7T پرو در تست بنچمارک گیک‌بنچ 5 موفق به کسب امتیاز 2584 شد. این در حالیست که پرچم‌دار سامسونگ گلکسی S10 پلاس 5G امتیاز 2197 را از آن خود کرد. با این‌حال اسمارت‌فون سونی اکسپریا 5 با کسب امتیاز 2655 از وان‌پلاس 7T پرو پیشی گرفت.

نرم‌افزار

وان‌پلاس 7T پرو با سیستم‌عامل اندروید 10 و رابط کاربری OxygenOS عرضه می‌شود. این نرم‌افزار در کلیه جهات، مناسب به‌نظر می‌رسد. آخرین ورژن OxygenOS از برخی امکانات اضافی شامل حالت تاریک و Zen mode برخوردار است.  در حالت Zen mode کاربران کماکان به شماره تلفن‌های اضطراری دسترسی خواهند داشت؛ بنابراین مشخصه مذکور به آرامش و تمرکز هرچه بیش‌تر کاربر کمک خواهد کرد.

دوربین

وان‌پلاس 7T پرو از پیکره‌بندی دوربین سه‌گانه شامل حسگر اصلی 48 مگاپیکسلی، سنسور فوق‌عریض 16 مگاپیکسلی و یک لنز تله‌فوتو 8 مگاپیکسلی بهره می‌گیرد. به‌طور کلی تصاویر ثبت شده توسط دوربین وان‌پلاس 7T پرو از کیفیت مناسبی برخوردار هستند؛ با این‌حال بهترین نمونه‌های ثبت شده توسط اسمارت‌فون‌ها به‌شمار نمی‌روند. وضوح تصاویر در مقایسه با گذشته ارتقاء یافته است؛ اما عملکرد دوربین در شرایط نوری ضعیف کماکان دچار مشکل خواهد شد. بدین‌ترتیب تصاویر ثبت شده توسط وان‌پلاس 7T پرو نسبت به سایر هندست‌ها با قیمت‌گذاری مشابه دارای نویز بیش‌تری هستند. با این‌حال استفاده از حالت Nightscape هنگام عکاسی شبانه به بهبود کیفیت کلی تصاویر کمک می‌کند. دوربین فوق‌عریض هنگام ثبت تصاویر با میدان‌دید وسیع، عملکرد مناسبی از خود ارائه می‌دهد. لنز تله‌فوتو نیز امکان بزرگنمایی سوژه‌ها بدون کاهش چشمگیر کیفیت تصویر را فراهم می‌کند. دوربین هندست جدید وان‌پلاس در زمینه ضبط ویدیو نیز کارآمد ظاهر می‌شود و قادر به ضبط محتوا با رزولوشن 4K است.

دوربین سلفی 16 مگاپیکسلی به لحاظ تئوری، مناسب به‌نظر می‌رسد؛ اما کیفیت تصاویر ثبت شده توسط آن در حد ایده‌آل نیست.

شارژدهی باتری

باتری 4085 میلی‌آمپرساعتی وان‌پلاس 7T پرو عملکرد شگفت‌انگیزی دارد و حتی در برخی موارد بهتر از نمونه به‌کارگیری شده در وان‌پلاس 7 پرو عمل می‌کند. این هندست از فناوری شارژ سریع پشتیبانی نموده و بر اساس ادعای وان‌پلاس، سرعت شارژ آن در مقایسه با دستگاه‌های قبلی کمپانی 23 درصد سریع‌تر است. این‌بار نیز وان‌پلاس در عوض پشتیبانی از مشخصه شارژ بی‌سیم، تمام تمرکز خود را به فناوری شارژ سریع معطوف نموده است.

جمع‌بندی

وان‌پلاس 7T پرو همانند سایر اسمارت‌فون‌ها از نقاط قوت و ضعف ویژه‌ای برخوردار است. قیمت‌گذاری مقرون‌به‌صرفه، شارژدهی بالای باتری و نمایشگر بزرگ و باکیفیت از جمله محاسن این هندست محسوب می‌شوند. در مقابل، عدم پشتیبانی از فناوری شارژ بی‌سیم، عدم مقاومت در مقابل آب‌خوردگی و ارتقا جزئی نسبت به مدل قدیمی‌تر از مهم‌ترین جنبه‌های منفی وان‌پلاس 7T پرو به‌شمار می‌روند.

نوشته بررسی اولیه وان‌پلاس 7T پرو اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه سرفیس پرو ۷ مایکروسافت

برند جدید سرفیس پرو 7 مایکروسافت دیگر محصول سرفیسی پرچم‌دار این کمپانی محسوب نمی‌شود؛ موضوعی که حقیقتا شگفت‌آور است. اکنون این عنوان در اختیار محصول نوظهور کمپانی موسوم به سرفیس پرو ایکس با تراشه مبتنی بر معماری ARM قرار دارد.

در حال حاضر شاهد عرضه گزینه‌ای مقرون‌به‌صرفه‌تر توسط مایکروسافت هستیم. بعلاوه قدرت دستگاه جدید در مقایسه با نسل قبلی ارتقا یافته است. صرف‌نظر از این موارد، تغییرات چشمگیر چندانی مشاهده نمی‌شود. به‌کارگیری پردازنده 10 نانومتری ساخت اینتل نیز موضوع چندان جدیدی نبوده و احتمالا یکی از بزرگ‌ترین پیشرفت‌های این محصول به‌شمار می‌رود.

قیمت‌گذاری و زمان عرضه

مدل جدید سرفیس پرو 7 در روز 22 اکتبر عرضه می‌شود و پیش‌سفارش آن نیز از روز 2 اکتبر آغاز شده است. مطابق روال گذشته، قیمت‌گذاری این دستگاه بدون تایپ‌کاور و قلم سرفیس پن از مبلغ 749 دلار (حدودا 600 پوند) آغاز می‌شود. مشتریان با خریداری مدل پایه از 4 گیگابایت رم و 128 گیگابایت حافظه SSD بهره‌مند خواهند شد. با این‌حال ارتقا ظرفیت رم به حداکثر 16 گیگابایت و حافظه‌داخلی به 1 ترابایت نیز امکان‌پذیر خواهد بود. قیمت‌گذاری سرفیس پرو 7 در مقایسه با نسل‌های پیشین تغییر نکرده است؛ اما دستیابی به تجربه کاربری ایده‌آل مستلزم پرداخت مبلغی بالغ بر 1000 دلار جهت خریداری ابزارهای‌جانبی است که به‌صورت مجزا فروخته می‌شوند.

طراحی و شکل ظاهری

صرف‌نظر از به‌کارگیری درگاه جدید USB-C به‌نظر می‌رسد که طراحی سرفیس پرو 7 در مقایسه با مدل سال گذشته سرفیس پرو 6 هیچ تغییری نکرده است. ابعاد این دستگاه کماکان معادل 11.5 در 7.9 در 0.33 اینچ (292 در 201 در 8.5 میلی‌متر) و وزن آن برابر با 1.7 پوند (770 گرم) است. بعلاوه سرفیس پرو 7 همانند گذشته با مد‌ل‌های رنگی مشکی مات و نقره‌ای آلومینیومی عرضه می‌شود.

نمایشگر این تبلت کماکان از اندازه قطری 12.3 اینچی، رزولوشن 2736 در 1824 پیکسلی (چگالی 267 پیکسل بر اینچ) و نسبت ابعاد 3:2 برخوردار است. وضوح و روشنایی رنگ‌ها در این نمایشگر دقیقا مشابه نسل قبلی بوده و کاملا جذاب به‌نظر می‌رسد. ظاهرا مایکروسافت با تولید سرفیس پرو ایکس کم‌ و بیش به نقطه اوج بلوغ در طراحی سری سرفیس پرو دست یافته و یا دیگر نسبت به تکرار الگوی طراحی گذشته رغبت چندانی ندارد.

سرفیس پرو 7 نهایتا به درگاه USB-C مجهز شده است. این پورت صرفا از نوع USB 3.1 بوده و از استاندارد تاندربولت 3 پشتیبانی نمی‌کند. بنابراین کاربران صرفا می‌توانند از قابلیت‌های استاندارد این پورت جدید بهره‌مند شوند اما از توان عملیاتی خام تراشه‌های اینتل که به شکل گسترده توسط اپل مورد استفاده قرار گرفته است؛ محروم خواهند بود.

مایکروسافت به منظور افزایش دقت دریافت صدا هنگام استفاده از دستیار صوتی کورتانا روی دستگاه، عملکرد میکروفون‌های استودیو را ارتقا داده است. اما اصلاحات جزئی از این‌دست به‌ندرت مشهود خواهند بود. با این‌حال در ارزیابی‌های اولیه روشن شد که اکنون دکمه‌های صفحه‌کلید تایپ‌کاور از دامنه حرکتی بیش‌تر و قدرت جهشی بالاتری برخوردار هستند. این موضوع یقینا یک پیشرفت به‌شمار می‌آید؛ اما تنظیم آن حداکثر چند دقیقه زمان خواهد برد.

عملکرد

تا این لحظه مایکروسافت به کارشناسان اجازه نداده تا تست‌های کامل بنچمارک را بر روی سرفیس پرو 7 اجرا نمایند؛ اما این موضوع به‌معنای عدم اطلاع از مشخصات داخلی دستگاه و دستیابی به نگرشی پیرامون عملکرد احتمالی آن نیست. سرفیس پرو 7 به‌همراه پردازنده‌های سری Ice Lake اینتل و در صدر آن‌ها پردازنده 10 نانومتری Core i7-1065G7 و حداکثر 16 گیگابایت رم ارایه خواهد شد. چنین سخت‌افزاری برای یک تبلت بسیار قدرتمند است. در واقع کاربران به‌سادگی می‌توانند این دستگاه را با خود به‌همراه داشته و برخی کارهای سنگین و مهم را به کمک آن انجام دهند.

اما به‌کارگیری یازدهمین نسل از پردازنده‌های گرافیکی Iris اینتل موضوعی قابل‌توجه است. این مشخصه در مدل پایه قابل دسترس نخواهد بود؛ چرا که پردازنده اینتلی Core i3 مورد استفاده در ارزان‌ترین ورژن صرفا از تراشه گرافیکی Intel UHD بهره می‌گیرد. این محصول احتمالا با برخی اصلاحات جدی عرضه می‌شود. این GPU در زمینه اجرای بازی‌هایی نظیر Metro Exodus با حداکثر تنظیمات ناتوان خواهد بود؛ اما کاربران احتمالا می‌توانند برخی بازی‌های معمول را بدون کوچک‌ترین مشکل اجرا نمایند.

پشتیبانی از استاندارد وای‌فای 6 در سطح نیمه‌هادی یکی دیگر از محاسن به‌کارگیری پردازنده‌های Ice Lake در سرفیس پرو 7 به‌شمار می‌رود. تعداد روترهای وای‌فای 6 عرضه شده به بازار تا به این لحظه نسبتا محدود است؛ اما این رقم به‌تدریج افزایش خواهد یافت. بهره‌مندی از آخرین فناوری‌ها بدان معناست که کاربران بابت پشتیبانی سرفیس پرو 7 از استانداردهای شبکه در زمان‌های آینده هیچ‌گونه نگرانی نخواهند داشت.

با این‌حال بزرگ‌ترین مشکل موجود این است که درگاه USB-C صرفا از نوع USB 3.1 بوده و فاقد استاندارد تاندربولت 3 است. درگاه ارتباطی تبلت سرفیس مایکروسافت یقینا قابلیت‌های فراوانی را در اختیار کاربران قرار خواهد داد؛ اما با توجه به این‌که اکثر ابزارهای‌جانبی از درگاه‌های ارتباطی پیشرفته و بسیار سریع استفاده می‌کنند؛ لذا یقینا کاربران ترجیح می‌دادند که مایکروسافت از اتصال تاندربولت 3 بهره‌برداری نماید.

کاهش مدت شارژدهی باتری به‌صورت سالیانه یکی از تحولات بزرگ و نگران‌کننده برای کاربران به‌شمار می‌رود. شارژدهی باتری سرفیس پرو 6 با وجود پردازنده 14 نانومتری اینتل معادل 13 ساعت و 30 دقیقه است. در حالی‌که باتری سرفیس پرو 7 با وجود به‌کارگیری پردازنده 10 نانومتری تنها 10 ساعت و 30 دقیقه دوام خواهد داشت. این در حالیست که سرعت شارژ باتری در مدل جدید بسیار بیش‌تر بوده و ظرف مدت تنها 1 ساعت، شارژ باتری تا 80 درصد افزایش خواهد یافت. با این‌حال دلایل شارژدهی بسیار کم‌تر این باتری روشن نیست.

جمع‌بندی اولیه

به بیان صادقانه، تبلت جدید سرفیس پرو 7 احتمالا چندان وسوسه‌کننده نخواهد بود. حقیقتا این محصول در کلیه جوانب به‌عنوان نسخه ارتقایافته سرفیس پرو 6 با مشخصاتی پیشرفته‌تر قلمداد می‌شود. با عرضه سرفیس پرو 7 یقینا شاهد جهش چشمگیر کارآیی دستگاه خواهیم بود؛ اما مدت شارژدهی باتری به وجهه این محصول آسیب خواهد زد. تبلت جدید با سرعت بالاتری شارژ می‌شود؛ اما شارژ 30 درصدی باتری با وجود دوام کم‌تر عملا بی‌فایده خواهد بود.

سرفیس پرو 7 یک به‌روزرسانی مبهم از مدل فعلی است که اضافه شدن پورت جدید تنها تغییر اعمال شده در طراحی آن محسوب می‌شود؛ اگرچه کارآیی این محصول با جهشی چشمگیر مواجه شده است. با عرضه سرفیس پرو 7 در روز 22 اکتبر یقینا کلیه ابهامات برطرف خواهند شد.

نوشته بررسی اولیه سرفیس پرو 7 مایکروسافت اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه هدفون‌های بی‌سیم سرفیس ایرباد مایکروسافت

کمپانی مایکروسافت با رونمایی از سرفیس ایرباد در جریان برگزاری رویداد اکتبر 2019 خود همگان را شگفت‌زده کرد. این محصول ادامه‌دهنده راه هدفون‌های سرفیس بوده و در پاسخ به بازار تحت سیطره ایرپادهای اپل عرضه می‌شود.

ایربادهای بی‌سیم ساخت مایکروسافت در مقایسه با نمونه اپلی بسیار قدرتمندتر بوده و از امکانات بیش‌تری برخوردار هستند؛ اما این موضوع موجب قیمت‌گذاری گران‌تر و کاهش قابلیت حمل‌پذیری سرفیس ایرباد شده است. عملکرد سرفیس ایرباد در کلیه جوانب از عملکرد صوتی گرفته تا امکانات اضافی احتمالا کاربران را شگفت‌زده خواهد کرد. امکان استفاده از این هدفون‌ها بر روی سایر پلتفرم‌ها موضوعی نگران‌کننده برای کمپانی‌های اپل و گوگل به‌شمار می‌آید.

قیمت‌گذاری و زمان عرضه

سرفیس ایرباد پیش از پایان سال جاری و با برچسب قیمتی 249 دلاری (حدودا 199 پوندی) عرضه خواهد شد. البته مشتریان با پرداخت این مبلغ، 2 عدد سرفیس ایرباد، 1 کیس شارژ نسبتا بزرگ و بالشتک‌های گوشی سیلیکونی در 3 اندازه مختلف را دریافت خواهند کرد. قیمت‌گذاری سرفیس ایرباد در مقایسه با ایرپادهای اپل و کیس شارژ بی‌سیم آن 25 درصد گران‌تر است. بعلاوه قیمت‌گذاری ایرپادهای اپل همراه با کیس شارژ معمولی نیز 36 درصد ارزان‌تر از سرفیس ایرباد خواهد بود. بنابراین اکنون این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین اختلاف قیمتی قابل‌توجیه است؟

طراحی و شکل ظاهری

کاربران متعصب ایرپاد نیز اذعان می‌کنند که ایربادهای بی‌سیم مایکروسافت اگرچه به اندازه ایرپادهای اپل شاخص نیستند؛ اما یقینا از نظر عملکرد و شیوه استفاده، قدرتمندتر ظاهر می‌شوند. استفاده از سرفیس ایرباد همراه با یک سایز خاص از بالشتک‌های گوشی برای کاربران مبتدی آسان نخواهد بود. به همین دلیل این محصول با 3 بالشتک گوشی در اندازه‌های کوچک، متوسط و بزرگ عرضه می‌شود. بدین‌ترتیب امکان تطبیق هرچه بهتر سرفیس ایرباد با اشکال منحصربه‌فرد گوش‌های کاربران فراهم خواهد شد. از این منظر می‌توان گفت که سرفیس ایرباد از قابلیت شخصی‌سازی بسیار بیش‌تری نسبت به ایرپادهای اپل برخوردار است؛ حتی اگر کیس همراه سرفیس ایرباد را همانند نمونه اپلی، رایگان قلمداد نکنیم.

با این‌حال استفاده از سرفیس ایرباد فوق‌العاده آسان است. طراحی ایربادها احتمالا اندکی نامانوس به‌نظر می‌رسد. یقینا بسیاری از کاربران به طراحی ایرپادهای اپل عادت کرده و از انتقادات گسترده نسبت به آن آگاهی دارند؛ اما این مسائل احتمالا چندان حائزاهمیت نیستند. ایربادها بیش‌تر شبیه گوش‌بندهایی هستند که مردم هنگام ورود یک تور کارناوال شلوغ به شهر برای حفاظت از گوش‌های خود از آن‌ها استفاده می‌کنند.

اکنون بایستی به یک نکته ظریف اشاره کرد: کیس شارژ ارایه شده به‌همراه سرفیس ایرباد از اندازه نسبتا بزرگی برخوردار است؛ لذا به‌نظر می‌رسد که قرار دادن آن در جیب لباس، اقدامی دشوار باشد. این کیس برخلاف کیس مخصوص ایرپاد، هنگام عدم استفاده احتمالا بایستی با کمک یک کیف حمل شود. این در حالیست که قرار دادن کیس اپل در تمامی جیب‌های معمولی غالبا بدون کوچک‌ترین مشکل قابل‌انجام است.

سرفیس ایرباد با توجه به اندازه بزرگ‌تر خود هنگام قرارگیری روی گوش در مقایسه با ایرپادها کمی سنگین‌تر به‌نظر می‌رسد. البته با وجود بالشتک‌های سیلیکونی قابل‌تنظیم، این مشکل تا حدودی برطرف می‌شود. فاصله ایربادها تا گوش کاربر به اندازه‌ای است که آسایش وی را مختل نکرده و صدای بسیار بلند و آزاردهنده را در کانال شنوایی منتشر نمی‌کند. در واقع طراحی سرفیس ایرباد مایکروسافت به گونه‌ای است که امکان انتشار محدود صدا از محیط بیرون را فراهم می‌کند. بدین‌ترتیب گجت‌های مذکور برای استفاده در فضاهای اداری و محیط‌های غیرمسقف مفیدتر خواهند بود. عملکرد ایربادها در زمینه مکالمه تلفنی کاملا رضایت‌بخش است؛ در حالی‌که استفاده از ایرپاد برای این هدف خاص احتمالا چندان کارآمد نیست.

به‌نظر می‌رسد که مایکروسافت به منظور ایجاد امکان تطبیق صدا از یک فناوری صوتی هوشمندانه بهره گرفته است.

کارآیی

مایکروسافت در پردیس ردموند خود به “آرام‌ترین فضا در جهان” دسترسی دارد. فرآیند توسعه و مهندسی سرفیس ایرباد نیز در همین مکان اجرا شده است. مایکروسافت پروفایل صوتی “Surface Omnisonic Sound” برای سرفیس ایرباد را نیز در همین مکان طراحی نموده است. این محصول از درایورهای صوتی سفارشی که با هدف شبیه‌سازی اصوات موسیقی زنده و تجهیزات استودیویی طراحی شده‌اند؛ بهره می‌گیرد. بعلاوه با وجود به‌کارگیری 2 میکروفون در هر ایرباد، کیفیت پاسخ‌گویی به تماس‌های صوتی با استفاده از ایربادها نیز در سطح مطلوبی ارزیابی می‌شود. این موضوع به حذف نویز پس‌زمینه در جریان تماس‌های تلفنی یا گفتگو با دستیار دیجیتالی دستگاه کمک می‌کند.

همچنین مایکروسافت ایربادهای خود را به گونه‌ای تنظیم کرده تا حداکثر میزان بلندی صدای پخش شده توسط آن‌ها از مرز 108 دسیبل فراتر نرود. این محدودیت با هدف حفاظت از گوش‌های کاربران در مقابل صدمات دائمی اعمال شده است. یقینا کاربران حتی برای گوش دادن به محتوای یک سخنرانی ضمن حضور در یک کنسرت پر سروصدا نیز به چنین صدای پرقدرتی احتیاج نخواهند داشت. اما این موارد تنها بخشی از قابلیت‌های سرفیس ایرباد به‌شمار می‌روند. پوشش خارجی این هدفون‌ها از قابلیت لمسی خازنی برخوردار است. این پوشش لمسی به فرامینی نظیر کشیدن انگشتان یا ضربه زدن واکنش داده و اعمال مختلفی را اجرا می‌کند.

با هر بار کشیدن انگشتان به سمت بالا یا پایین، میزان بلندی صدا حدودا 7 واحد افزایش یا کاهش خواهد یافت. در عین‌حال کشیدن انگشتان به سمت جلو یا عقب نیز موجب جلو رفتن آهنگ، پخش مجدد یا عقب‌گرد آهنگ خواهد شد. جهت پخش صدا یا مکث آن کافیست بر روی پوشش لمسی 2 بار ضربه بزنید. نهایتا نگاه داشتن انگشت بر روی هر یک از ایربادها نیز دستیار دیجیتالی دستگاه را فراخوانی خواهد کرد. این گجت‌ها از سیستم‌عامل ویندوز 10، دستگاه‌های اندرویدی مجهز به اندروید 4.4 و ورژن‌های جدیدتر آن، دستگاه‌های اپلی مجهز به iOS 9 یا نسخه‌های جدیدتر و پروتکل‌های بلوتوث 4.1 یا 4.2 پشتیبانی می‌کند. مشخصا فشردن طولانی‌مدت پوشش لمسی سرفیس ایرباد در دستگاه‌های اندرویدی یا آی‌فون موجب فراخوانی دستیارهای گوگل اسیستنت یا سیری می‌شود. مدیریت این فرآیند از طریق اپلیکیشن سرفیس ایرباد که برای کلیه سیستم‌عامل‌های مذکور عرضه شده است؛ انجام خواهد شد.

عملکرد ژست‌های حرکتی کاملا مناسب و معقول به‌نظر می‌رسد. کاربران حتی در صورت عدم دسترسی به راهنمای محصول نیز ظرف مدت چند دقیقه می‌توانند با عملکرد و نحوه استفاده از ژست‌های پیمایشی یا ضربه‌ای آشنا شوند.

ترجمه زنده زیرنویس‌ها یکی از قابلیت‌های ذهنی بالقوه محسوب می‌شود. با وجود پوشش متناوب شبکه وای‌فای در مکان برگزاری رویداد مایکروسافت، کارشناسان به منظور ارزیابی قابلیت ترجمه مستقیم، چندین جمله را بیان کردند و این عبارات بلافاصله به شکل زیرنویس در قسمت تحتانی اسلاید پاورپوینت رویت شدند. این قابلیت در صورت دسترسی به ارتباط اینترنتی مناسب احتمالا معادلات بازی را تغییر داده و به‌طور مشابه، عملکرد مترجم گوگل در دستگاه‌های پیکسل باد را متحول خواهد کرد.

نهایتا بایستی خاطرنشان کرد که سرفیس ایرباد تا حداکثر 24 ساعت شارژدهی خواهد داشت؛ اگرچه 8 ساعت از این زمان مدیون باتری ایرباد بوده و کیس همراه نیز انرژی موردنیاز برای 2 نوبت شارژ آن‌ها را فراهم می‌کند. این میزان شارژدهی برای استفاده از سرفیس ایرباد طی 1 روز کامل کفایت خواهد کرد.

در سوی دیگر، ایرپادهای اپل در زمینه ژست‌های کنترلی با محدودیت بیش‌تری مواجه هستند و این ژست‌ها تنها به ضربه زدن محدود خواهند بود. سقف شارژدهی این گجت نیز معادل 24 ساعت است؛ با این‌حال ایرپادها در هر نوبت شارژ تنها تا 5 ساعت دوام خواهند آورد.

شارژ کردن سرفیس بادها برای مدت 10 دقیقه، انرژی موردنیاز برای پخش 1 ساعته موسیقی را فراهم می‌کند. در حالی‌که با شارژ 15 دقیقه‌ای ایرپادهای اپل، انرژی لازم جهت پخش 3 ساعته آهنگ‌ها تامین خواهد شد.

جمع‌بندی اولیه

با توجه به مطالب عنوان شده، سرفیس ایرباد دارای امکانات فراوان و در عین‌حال منحصربه‌فرد است. این گجت‌ها از اندازه بزرگ‌تر، استقامت بالاتر و امکانات قدرتمند بسیار بیش‌تری نسبت به ایرپادهای اپل برخوردار هستند. ایربادهای مایکروسافت قادر به ارائه عملکرد تقریبا ایده‌آل بر روی دستگاه‌های مختلف هستند. با این‌حال ایربادهای بی‌سیم از نظر وزن و طراحی اندکی بحث‌برانگیز هستند و به اذعان برخی کارشناسان، شکل ظاهری آن‌ها بیش‌تر مشابه یک انگشت شست متورم به‌نظر می‌رسد. بعلاوه این گجت‌ها با قیمت‌گذاری گران‌تر و قابلیت حمل‌پذیری کم‌تر نسبت به ایرپادهای اپل در اختیار مشتریان قرار می‌گیرند.

ایربادهای بی‌سیم مایکروسافت در نخستین آزمایشات صورت گرفته، تجربه صوتی فوق‌العاده‌ای را رقم زدند. این هدفون‌ها بیش‌تر جهت استفاده در ادارات یا فضاهای غیرمسقف نظیر خیابان‌های شهری مناسب هستند. یقینا اکنون کلیه مشتریان بی‌صبرانه منتظر عرضه و خریداری سرفیس ایرباد هستند تا متوجه شوند که آیا قیمت‌گذاری گران‌تر آن در مقایسه با ایرپاد، امری توجیه‌پذیر است یا خیر.

نوشته بررسی اولیه هدفون‌های بی‌سیم سرفیس ایرباد مایکروسافت اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه مایکروسافت سرفیس لپ‌تاپ ۳

ظاهرا کمپانی مایکروسافت برای تولید لپ‌تاپ پرچم‌دار سنتی خود با نام سرفیس لپ‌تاپ 3 تمام توانش را به‌کار بسته است. مدل 13 اینچی بازنگری شده از پردازنده 10 نانومتری ساخت اینتل بهره می‌گیرد؛ در حالی‌که مدل 15 اینچی جدید با پردازنده سفارشی رایزن ساخت شرکت AMD عرضه خواهد شد.

بدیهی است که یکی از این محصولات در مقایسه با دیگری بسیار جذاب‌تر خواهد بود و این پدیده ابدا شگفت‌آور نیست. مدل 13 اینچی صرفا با ارتقا مشخصات داخلی و تغییرات محدود عرضه می‌شود؛ در حالی‌که مدل 15 اینچی نه‌تنها از قالب طراحی جدیدی برخوردار است؛ بلکه احتمالا دربردازنده پیشرفته‌ترین نیمه‌هادی ساخت AMD برای لپ‌تاپ‌ها تا به امروز خواهد بود.

قیمت‌گذاری و زمان عرضه

پیش‌سفارش هر 2 مدل سرفیس لپ‌تاپ 3 از روز 3 اکتبر آغاز شده و عرضه رسمی آن‌ها از روز 22 اکتبر شروع خواهد شد. همانند روال گذشته، قیمت‌گذاری مدل 13 اینچی از 999 دلار (حدودا 810 پوند) آغاز می‌شود؛ در حالی‌که قیمت‌گذاری پایه مدل 15 اینچی معادل با 1199 دلار (حدودا 970 پوند) است.

مدل 13 اینچی از پردازنده 10 نانومتری و 4 هسته‌ای Core i5 شرکت اینتل، 8 گیگابایت حافظه رم و درایو SSD قابل‌تعویض با ظرفیت 128 گیگابایت بهره می‌گیرد. امکان ارتقا پیکره‌بندی به پردازنده Core i7 اینتل، 16 گیگابایت رم و حداکثر 1 ترابایت حافظه SSD نیز وجود دارد. در سوی دیگر، مدل 15 اینچی از پردازنده رایزن 5 ساخت AMD، هشت گیگابایت رم و 128 گیگابایت حافظه داخلی برخوردار است. ارتقا مشخصات داخلی این لپ‌تاپ به پردازنده رایزن 7 شرکت AMD، حداکثر 32 گیگابایت رم و 512 گیگابایت حافظه SSD نیز مقدور خواهد بود. اگرچه مشخصات این لپ‌تاپ‌ها با سری مک‌بوک پرو اپل کاملا منطبق نیست؛ اما تا حد زیادی به آن‌ها نزدیک است. با توجه به این‌که مایکروسافت قیمت محصولات رقابتی خود را بارها کاهش می‌دهد؛ لذا این اقدام به جذابیت هرچه بیش‌تر خرید طی ایام تعطیلات کمک خواهد کرد.

طراحی و شکل ظاهری

هنگام بحث پیرامون مدل 13 اینچی سرفیس لپ‌تاپ 3 حقیقتا نمی‌توان به موارد متعددی اشاره کرد. طراحی این محصول اساسا مشابه با مدل سال گذشته بوده و کماکان از درگاه USB-C و بدنه آلومینیومی جدید در رنگ‌های ماسه‌ای یا نقره‌ای بهره می‌گیرد. رنگ‌آمیزی ماسه‌ای بسیار جذاب بوده و حس زیبایی توام با قدرت را به کاربران القا می‌کند. با این‌حال مایکروسافت کماکان مدلی را با روکش پارچه‌ای آلکانترا بر روی تکیه‌گاه صفحه‌کلید در اختیار مشتریان قرار می‌دهد. با این‌حال متاسفانه درگاه USB-C به‌کارگیری شده از نوع تاندربولت 3 نیست و صرفا یک نمونه USB 3.1 محسوب می‌شود. این پدیده به‌معنای امکان استفاده از قابلیت‌های استاندارد درگاه مذکور بدون بهره‌مندی از سرعت مضاعف ارایه شده در رابط تاندربولت 3 است.

ابعاد لپ‌تاپ کماکان معادل 12.1 در 8.8 در 0.57 اینچ (308 در 223 در 14.51 میلی‌متر) و وزن آن برابر با 2.76 پوند (1.25 کیلوگرم) است. با این‌حال سروصدای دکمه‌های صفحه‌کلید فراتر از حد انتظار است. عمق پیمایشی دکمه‌ها زیاد و در مقابل، واکنش حرکتی آن‌ها هنگام بازگشت به حالت اولیه چندان چشمگیر نیست. حداقل به‌کارگیری تاچ‌پد بزرگ‌تر یک تحول مثبت به‌شمار می‌رود.

مدل 15 اینچی تنها با ساختار آلومینیومی و در مدل‌های دیگر در رنگ‌های ماسه‌ای، نقره‌ای و مشکی عرضه می‌شود. این لپ‌تاپ با توجه به ابعاد خود فوق‌العاده سبک به‌نظر می‌رسد؛ چرا که با وجود ابعاد 13.4 در 9.6 در 0.57 اینچی (339.5 در 224 در 14.69 میلی‌متری) تنها 3.4 پوند (1.54 کیلوگرم) وزن دارد. بدین‌ترتیب ظاهرا این محصول در مقایسه با مدل 15 اینچی مک‌بوک پرو حدودا 0.5 پوند سبک‌تر است.

کلیه مشخصات لپ‌تاپ آلومینیومی 13 اینچی و صفحه‌کلید آن در مدل 15 اینچی نیز قابل مشاهده هستند. به‌طور خلاصه بهتر بود مایکروسافت از یک صفحه‌کلید با عکس‌العمل قوی‌تر برای دکمه‌ها (پس از رها کردن انگشتان از روی آ‌ن‌ها) استفاده می‌کرد.

بر اساس اظهارات مایکروسافت، هر 2 لپ‌تاپ فوق یقینا از نمایشگرهای لمسی باکیفیتی بهره خواهند برد. هر 2 پنل دارای چگالی پیکسلی 201 ppi بوده و کماکان از نسبت ابعاد 3:2 متعارف مایکروسافت استفاده می‌کنند. نمایشگر مدل 13 اینچی از رزولوشن 2256 در 1504 پیکسلی برخوردار است؛ در حالی‌که رزولوشن پنل مدل 15 اینچی معادل با 2496 در 1664 پیکسل خواهد بود.

کارآیی

مایکروسافت بنا بر برخی دلایل به کارشناسان اجازه نداد تا تست‌های دقیق خود را بر روی سرفیس لپ‌تاپ 3 اجرا نمایند. اما می‌توان حدس زد که عملکرد این دستگاه فراتر از حد انتظار نخواهد بود. با بررسی فهرست مشخصات سرفیس لپ‌تاپ 3 می‌توان به برآورد کارآیی آن پرداخت.

اکنون مدل 13 اینچی کاملا استاندارد به‌نظر می‌رسد. این لپ‌تاپ در پیشرفته‌ترین پیکره‌بندی خود از جدیدترین پردازنده 10 نانومتری سری Ice Lake اینتل با نام Core i7-1065G7 بهره خواهد برد. می‌توان انتظار داشت که مدل 13 اینچی سرفیس لپ‌تاپ 3 با تعدادی از اولترابوک‌های هم‌دوره خود نظیر جدیدترین ورژن Dell XPS 13 رقابت نماید. بایستی به‌خاطر داشت که جدیدترین مدل‌های پردازنده‌های سری Ice Lake مجهز به آخرین تراشه‌های گرافیکی Iris اینتل هستند؛ لذا کاربران احتمالا می‌توانند برخی بازی‌های سبک را بر روی گجت‌های خود اجرا نمایند. یقینا با عرضه گسترده این لپ‌تاپ‌ها در آینده نزدیک، قابلیت‌های آن‌ها در حوزه گیمینگ نیز مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

با این‌حال یقینا مدل 15 اینچی یک محصول قابل‌توجه به‌شمار می‌رود. این دستگاه از نسخه سفارشی پردازنده‌های رایزن موسوم به “Microsoft Surface Edition” استفاده می‌کند. با وجود محدودسازی توان مصرفی تراشه به رقم 15 وات کماکان انتظار می‌رود که شاهد عملکرد قدرتمند آن باشیم. این موضوع به‌معنای استفاده از نخستین پردازنده موبایلی نسل سوم رایزن نیست؛ چرا که تراشه‌های رایزن 5 3850U و رایزن 7 3780U کماکان بر پایه معماری +Zen تولید می‌شوند. اما با توجه به به‌کارگیری هسته گرافیکی منحصربه‌فرد در این تراشه‌ها، مایکروسافت ادعا می‌کند که دستگاه 15 اینچی جدید از توان گرافیکی بالاتری در مقایسه با سایر لپ‌تاپ‌های هم‌رده خود برخوردار است.

هنوز روشن نیست که توان پردازشی هسته گرافیکی فوق به چه میزان خواهد بود. آیا این تراشه قادر به اجرای بازی‌های سنگین با وضوح 1080p خواهد بود؟ با توجه به عدم بررسی این پردازنده‌ها در گذشته، پاسخ به چنین پرسشی غیرممکن است؛ اما یقینا به‌زودی حقیقت آشکار خواهد شد.

مدل 15 اینچی سرفیس لپ‌تاپ 3 برخلاف مدل 13 اینچی مجهز به پردازنده اینتل از قابلیت ارتقاء حافظه رم تا سقف 32 گیگابایت برخوردار است. چنین مشخصه‌ای در کنار توان گرافیکی بالای دستگاه، آن‌را به گزینه‌ای مناسب برای افراد خلاق و حرفه‌ای تبدیل می‌کند.

همچنین مایکروسافت ادعا کرده که باتری‌های به‌کارگیری شده در هر 2 مدل سرفیس لپ‌تاپ 3 با هر نوبت شارژ تا 11.5 ساعت دوام خواهند داشت. البته این موضوع تا زمان اجرای تست‌های تخصصی باتری قابل‌تائید نخواهد بود. اما حداقل می‌توان اطمینان داشت که سرفیس لپ‌تاپ 3 از فناوری شارژ سریع پشتیبانی می‌کند. بعلاوه با اتصال این لپ‌تاپ به شارژر ظرف مدت کم‌تر از 1 ساعت احتمالا میزان شارژ باتری به 80 درصد خواهد رسید.

نهایتا سرفیس لپ‌تاپ 3 همانند سرفیس پرو 7 با شبکه‌های 802.11ax یا استاندارد وای‌فای 6 سازگار خواهد بود. تعداد روترهای استفاده‌کننده از این تکنولوژی محدود است؛ اما پشتیبانی سرفیس لپ‌تاپ 3 از جدیدترین استانداردهای شبکه، دلگرم‌کننده بوده و توانمندی این محصول در عصر آینده را اثبات خواهد کرد.

جمع‌بندی اولیه

ورژن 13 اینچی سرفیس لپ‌تاپ 3 پیشرفت محدودی را در مقایسه با مدل نسل قبلی تجربه کرده و قاب درخشان و جدید آن تا مرز نوار لاستیکی اطراف نمایشگر کشیده شده است. به‌کارگیری درگاه USB-C نیز پیشرفتی مطلوب به‌شمار می‌رود؛ اگرچه کماکان با حالت ایده‌آل خود فاصله دارد.

در عین‌حال مدل 15 اینچی کاملا هیجان‌انگیز به‌نظر می‌رسد. استفاده از پردازنده جدید و سفارشی ساخت AMD، این کمپانی را به یکی از بازیگران بزرگ دنیای محاسبات موبایلی تبدیل خواهد کرد. بعلاوه این محصول در زمینه قیمت‌گذاری و وزن نیز با مک‌بوک پرو اپل رقابت می‌کند.

نوشته بررسی اولیه مایکروسافت سرفیس لپ‌تاپ 3 اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه اکسپریا ۵ سونی

سونی اکسپریا 5 به‌عنوان جانشین سری اکسپریا Z کامپکت عرضه می‌شود. هندست‌های سری کامپکت سونی ضمن بهره‌مندی از مشخصه‌های یک دستگاه پرچم‌دار از ابعاد جمع‌وجورتری نسبت به نمونه‌های عادی برخوردار هستند. با این‌حال گوشی‌های کامپکت برای کلیه کاربران جذاب نیستند و سونی اکسپریا 5 در پاسخ به نیازهای این طیف تولید شده است. در ادامه به بررسی این هندست از جوانب مختلف می‌پردازیم:

طراحی

سونی و طرفداران این برند به الگوی طراحی مستطیلی‌شکل علاقه دارند. اکنون شاهد به‌کارگیری مجدد زبان طراحی اسمارت‌فون سونی اکسپریا 1 هستیم. سونی اکسپریا 5 با وجود وزن 164 گرمی و ابعاد 158x68x8.2 میلی‌متری خود از پرچم‌دار اکسپریا 1 سبک‌تر و باریک‌تر است. کار کردن با گوشی با استفاده از یک دست امکان‌پذیر خواهد بود.

گوشی دارای ظاهری زیبا و قابی باکیفیت است و دکمه‌ها نیز عملکرد مناسبی دارند. سونی اکسپریا 5 همانند بسیاری از پرچمداران بازار فاقد جک صوتی هدفون است. پنل پشتی گوشی دارای ساختار شیشه‌ای بوده و از رنگ‌بندی آبی، مشکی، خاکستری و قرمز بهره می‌گیرد. دکمه پاور در سمت راست بدنه گوشی قرار دارد و با حسگر اثرانگشت یکپارچه شده است. عملکرد اسکنر اثرانگشت تعبیه شده روی قسمت جانبی گوشی کماکان با حالت ایده‌آل فاصله دارد. شکل این حسگر، باریک و کشیده بوده و پهنای آن حدودا 2 میلی‌متر است. بهره‌مندی دستگاه از گواهی IP68، مقاومت آن در مقابل آب‌خوردگی را تضمین می‌کند. در مجموع به‌نظر می‌رسد که اکسپریا 5 از توانایی رقابت با هندست ممتاز اکسپریا 1 برخوردار است.

نمایشگر

سونی اکسپریا 5 از یک پنل اولد 6.1 اینچی با رزولوشن فول اچ‌دی پلاس (1080×2520 پیکسل) و نسبت ابعاد 21:9 بهره می‌گیرد. این نمایشگر از پروفایل‌های رنگی مختلف شامل گرم (Warm)، متوسط (Medium)، سرد (Cool) و سفارشی (Custom) پشتیبانی می‌کند. نمایش رنگ‌ها در 2 پروفایل گرم و متوسط متمایل به رنگ سبز است؛ در حالی‌که پروفایل سرد، رنگ‌ها را متمایل به آبی نمایش می‌دهد. چگالی پیکسلی نمایشگر معادل 449 پیکسل‌ بر اینچ است؛ بدین‌ترتیب تصاویر با وضوح بسیار بالا نمایش داده می‌شوند. روشنایی صفحه‌نمایش تا حداکثر 636 نیت افزایش پیدا می‌کند؛ اما به‌دلیل خاصیت انعکاسی روکش نمایشگر، مشاهده محتوای آن در زیر نور خورشید چندان آسان نخواهد بود. حداقل میزان روشنایی نمایشگر نیز معادل 2 نیت است؛ لذا تماشای محتوای نمایشگر در محیط‌های تاریک برای چشم آزاردهنده نیست.

مشخصات داخلی و سیستم‌عامل

سونی تائید کرده که اسمارت‌فون اکسپریا 5 با سیستم‌عامل اندروید 9 پای روانه بازار می‌شود. با این‌حال می‌توان اطمینان داشت که در آینده این هندست به‌روزرسانی اندروید 10 را دریافت خواهد کرد. توان پردازشی گوشی از طریق تراشه اسنپ‌دراگون 855 و 6 گیگابایت رم تامین می‌شود. با وجود این پیکره‌بندی، کلیه اپلیکیشن‌ها به شکلی سریع و بی‌وقفه اجرا می‌شوند. اکسپریا 5 به‌صورت استاندارد دارای 128 گیگابایت حافظه‌داخلی است؛ با این‌حال به لطف درگاه کارت میکرو اس‌دی امکان ارتقاء فضای ذخیره‌سازی تا سقف 512 گیگابایت وجود دارد.

اکسپریا 5 از کنترلر DualShock 4 کنسول پلی‌استیشن سونی پشتیبانی می‌کند. بدین‌ترتیب کاربران می‌توانند کنترلر پلی‌استیشن را به‌صورت بی‌سیم به هندست خود متصل نموده و اعمال مختلف روی نمایشگر را به شکلی مناسب‌تر کنترل نمایند.

دوربین و باتری

سونی در اسمارت‌فون اکسپریا 5 از پیکره‌بندی دوربین سه‌گانه مشابه با اکسپریا 1 بهره گرفته است. حسگر اصلی از یک لنز عریض 26 میلی‌متری با گشودگی دیافراگم f/1.6 استفاده می‌کند. حسگر فوق‌عریض از لنز 16 میلی‌متری با گشودگی دیافراگم f/2.4 و میدان دید 130 درجه‌ای برخوردار است. نهایتا دوربین سوم نیز مجهز به یک لنز تله‌فوتو 52 میلی‌متری با گشودگی دیافراگم f/2.4 و زوم اپتیکال 2 برابری جهت ثبت تصاویر پرتره است.

سونی برای ارتقاء کارآیی متوسط دوربین که در هندست‌های گذشته کمپانی رویت شده بود؛ تمام تلاش خود را به‌کار بسته است. تصاویر ثبت شده توسط دوربین از رنگ‌های طبیعی، سطح جزئیات بالا و طیف دینامیکی چشم‌نوازی برخوردار هستند. با این‌حال هنگام زوم کردن روی تصاویر برخی مشکلات نویزی نمایان می‌شوند. کار کردن با نرم‌افزار دوربین کماکان با پیچیدگی‌هایی همراه است.

عملکرد حالت بوکه با حالت ایده‌آل فاصله دارد و فرآیند لبه‌یابی دارای مشکلاتی است. امروزه هندست‌های ساخت اکثر کمپانی‌ها مجهز به حالت A-game برای تصاویر پرتره هستند؛ به گونه‌ای که حتی هندست میان‌رده موتورولا وان زوم نیز در زمینه ایزوله‌سازی سوژه بدون حذف جزئیات اطراف آن عملکرد کاملا مناسبی از خود نشان می‌دهد. با این‌حال اکسپریا 5 در این حوزه چندان کارآمد نیست.

ضبط ویدیویی با نرخ 60 فریم‌برثانیه صرفا در استاندارد 1080p امکان‌پذیر بوده و ضبط ویدیوهای 4K  با چنین سرعتی مقدور نیست. با این‌حال قابلیت ضبط ویدیویی HDR به کاربران امکان می‌دهد تا بدون حذف جزئیات تصاویر در سایه‌ها و روشنایی‌ها، صحنه‌هایی با طیف دینامیکی واقعا مناسب را ثبت نمایند. با آغاز فرآیند ضبط ویدیو، تغییر وضعیت به دوربین فوق‌عریض مقدور نخواهد بود. در صورت تمایل به ضبط یک کلیپ ویدیویی با لنز 120 درجه‌ای ابتدا بایستی به حالت Ultra-wide تغییر وضعیت داده و سپس فرآیند فیلم‌برداری را آغاز کرد.

سونی هنوز در خصوص مدت شارژدهی باتری اکسپریا 5 هیچ‌گونه توضیحی ارائه نکرده؛ اما ظاهرا ظرفیت باتری معادل 3140 میلی‌آمپرساعت است.

امکانات اضافی

سونی معمولا ترجیح می‌دهد که گوشی‌های خود را با امکانات و افزونه‌های متعدد عرضه نکند؛ اما اکسپریا 5 تا حدودی سنت‌شکنی کرده است. این هندست به‌صورت پیش‌فرض با اپلیکیشن‌هایی نظیر آسفالت 9، سونی آلبوم، گوگل فوتوز، آمازون پرایم ویدیو و نت‌فلیکس عرضه می‌شود. البته کاربران در صورت تمایل می‌توانند این اپلیکیشن‌ها را غیرفعال کنند.

عملکرد اسپیکرهای استریو گوشی کاملا ایده‌آل نیست. این بلندگوها با وجود اعوجاجات صوتی محدود و پخش دقیق جزئیات، فاقد باس هستند. با این‌حال به‌کارگیری نرم‌افزار دالبی آتموس بر روی گوشی به کاربران امکان می‌دهد تا با اعمال تنظیمات صوتی ویژه از کیفیت صدای فوق‌العاده هنگام استفاده از هدفون یا اسپیکرهای بلوتوث بهره‌مند شوند.

جمع‌بندی

سونی اکسپریا 5 احتمالا نزدیک‌ترین رقیب سامسونگ گلکسی S10 محسوب می‌شود. این هندست به نوبه خود از طراحی ظریف، زیبا و دوربینی کارآمد برخوردار است. بعلاوه قیمت‌گذاری 800 دلاری آن در مقایسه با پرچم‌دار سامسونگی حدودا 100 دلار ارزان‌تر است. هندست سونی در برخی بازارها به‌همراه هدفون‌های بی‌سیم WF-1000XM3  با ارزش 230 دلار عرضه می‌شود؛ موضوعی که اکسپریا 5 را به یک گزینه فوق‌العاده ارزشمند تبدیل می‌کند. از سوی دیگر آی‌فون 11 با برچسب قیمتی حدودا 700 دلاری یک رقیب قدرتمند برای سونی اکسپریا 5 به‌شمار می‌آید.

نوشته بررسی اولیه اکسپریا 5 سونی اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

مقایسه اسمارت‌فون‌های وان‌پلاس ۷T و سامسونگ گلکسی S10: کدام‌یک را بخریم؟

اسمارت‌فون‌های گلکسی S10 و وان‌پلاس 7T در رده پرچم‌داران سال 2019 کمپانی‌های سامسونگ و وان‌پلاس قرار دارند. بدیهی است که گلکسی S10 از قطعاتی باکیفیت‌تر و امکاناتی به‌مراتب بیش‌تر نسبت به وان‌پلاس 7T برخوردار است؛ اما خریداری آن نیز مستلزم پرداخت هزینه بیش‌تری خواهد بود. در بسیاری از موارد، تجربه کاربری هر 2 گوشی طی زندگی روزمره مشابه یکدیگر است. از سوی دیگر وان‌پلاس 7T با برچسب قیمتی چند صد دلار ارزان‌تر، برتری خود را به رخ می‌کشد. این هندست با وجود محرومیت از برخی امکانات، کارآیی بسیار مناسبی از خود نشان می‌دهد. بهره‌مندی از نرم‌افزار فوق‌العاده در کنار سخت‌افزاری فراتر از حد انتظار موجب شده تا وان‌پلاس 7T با وجود قیمت‌گذاری ارزان‌تر خود، تجربه کاربری فوق‌العاده‌ای را ارایه نماید. در ادامه به مقایسه دقیق‌تر این 2 هندست می‌پردازیم:

تفاوت‌های موجود میان سامسونگ گلکسی S10 و وان‌پلاس 7T

این 2 گوشی از جنبه کاربری معمول روزمره در بسیاری از جهات مشابه یکدیگر هستند. هر 2 دستگاه دارای طراحی شیشه‌ای و فلزی بوده و از نمایشگرهای بزرگ با حواشی کوچک بهره می‌گیرند. فهرست مشخصات هر 2 گجت، فوق‌العاده به‌نظر می‌رسد و طی سالیان آینده، کاربران با هیچ‌گونه مشکلی در زمینه امکانات و کارآیی مواجه نخواهند شد. با این‌حال کماکان میان این 2 هندست، اختلافات جزئی اما متعدد به چشم می‌خورد.

نمایشگر و باتری، مشهودترین تفاوت‌های موجود میان این 2 گوشی به‌شمار می‌روند؛ عواملی که در تصمیم‌گیری نهایی مشتریان جهت خریداری هر یک از آن‌ها نیز موثر خواهند بود. گلکسی S10 دارای یک نمایشگر 6.1 اینچی است؛ در حالی‌که وان‌پلاس 7T از نمایشگر بزرگ‌تر 6.55 اینچی با نرخ نوسازی 90 هرتزی بهره می‌گیرد. عملکرد فوق‌العاده روان این نمایشگر در کلیه سناریوهای کاری کاملا مشهود است. نمایشگر گلکسی S10 علی‌رغم اندازه کوچک‌تر خود از روشنایی بیش‌تری برخوردار بوده و در زمینه نمایش رنگ‌ها بهتر عمل می‌کند. بنابراین کاربران بسته به اولویت‌های خود (ابعاد یا روشنایی و وضوح رنگ نمایشگر) می‌توانند یکی را انتخاب کنند. با این‌حال بایستی خاطرنشان کرد که باتری وان‌پلاس 7T از شارژدهی بیش‌تری نسبت به گلکسی S10 برخوردار است؛ پدیده‌ای که به لطف استفاده از باتری بزرگ‌تر و نرم‌افزار کارآمد محقق شده است. بعلاوه قابلیت شارژ 30 واتی این هندست در مقایسه با گلکسی S10 سریع‌تر خواهد بود.

به‌کارگیری باتری و نمایشگر بزرگ‌تر در وان‌پلاس 7T بر ابعاد و وزن آن نیز تاثیر گذاشته است. کاربران از فضای کاری بزرگ‌تر و شارژدهی طولانی‌تر باتری بهره‌مند خواهند شد؛ اما ابعاد وان‌پلاس 7T در مقایسه با گلکسی S10 بسیار بزرگ‌تر بوده و وزن آن نیز بیش از 30 گرم سنگین‌تر است. با توجه به استانداردهای امروزی، گلکسی S10 یک هندست تقریبا جمع‌وجور محسوب می‌شود. موضوعی که بسته به عادات فعلی شما می‌تواند به‌عنوان یک حسن یا محدودیت قلمداد شود.

فهرست مشخصات وان‌پلاس 7T و سامسونگ گلکسی S10

اکنون این پرسش مطرح می‌شود که واقعا کدام‌یک از امکانات گلکسی S10 در وان‌پلاس 7T قابل مشاهده نیست؟ در پاسخ می‌توان به موارد کوچک متعددی اشاره کرد. گلکسی S10 به منظور ارائه تجربه صوتی بسیار مناسب‌تر از اسپیکرهای استریوی کارآمد و جک صوتی هدفون برخوردار است؛ مشخصه‌ای که به‌عقیده برخی کاربران کاملا حیاتی خواهد بود. بعلاوه این هندست دارای گواهی حفاظتی IP68 است که مقاومت دستگاه در مقابل آب‌خوردگی را تضمین می‌کند. با وجود کوچک‌تر بودن ظرفیت باتری، شارژ آن به‌صورت بی‌سیم امکان‌پذیر است. وان‌پلاس 7T علی‌رغم بهره‌مندی از ساختار شیشه‌ای در قسمت پشتی فاقد چنین قابلیتی است. بعلاوه به لطف وجود درگاه کارت حافظه در گلکسی S10، کاربران قادر به ارتقاء فضای ذخیره‌سازی دستگاه خواهند بود؛ مشخصه‌ای که با وجود ارزشمند بودن، کماکان یک قابلیت جانبی به‌شمار می‌آید. عملکرد دوربین‌های گلکسی S10 نیز در کلیه جوانب مناسب‌تر به‌نظر می‌رسد. کلیه لنزهای موجود در آرایه دوربین پشتی، عملکرد مناسب‌تری داشته و دوربین جلویی گوشی نیز از قابلیت فوکوس خودکار برخوردار است.

مقایسه مشخصات مندرج در فهرست ویژگی‌های 2 دستگاه حقیقتا به اندازه نرم‌افزار مورد استفاده در آن‌ها حائز اهمیت نیست. رابط کاربری OxygenOS در وان‌پلاس 7T یکی از بهترین تجارب اندرویدی را در اختیار کاربران قرار خواهد داد. این نرم‌افزار از عملکردی ساده، روان و فاقد هرگونه پیچیدگی برخوردار بوده و همواره پاسخ‌گوی انتظارات کاربران است. امکانات سفارشی و قابلیت‌های اضافی این برنامه کاملا کافی بوده و امکان اعمال تنظیمات سفارشی بدون ایجاد کوچک‌ترین ناپایداری را فراهم می‌کنند. چنین توازن ایده‌آلی یقینا برای کلیه کاربران لذت‌بخش خواهد بود.

از سوی دیگر نرم‌افزار سامسونگ دارای توانایی‌های بی‌نظیر و امکانات متعددی است؛ اما کلیه قابلیت‌های ارائه شده در آن لزوما ضروری نبوده و بهره‌برداری از آن‌ها در نخستین استفاده، آسان نخواهد بود. تنظیم نمودن گلکسی S10 مطابق با نیازمندی‌های کاربران، مستلزم اعمال تغییرات سفارشی متعددی است و در برخی مواقع، اپلیکیشن‌های زائد و فاقد کاربرد تنها دست‌وپاگیر کاربران خواهند بود. هر 2 گوشی دارای عملکرد مناسبی هستند؛ اما فلسفه عملکرد نرم‌افزاری آن‌ها اساسا با یکدیگر متفاوت است.

حتی اگر فلسفه نرم‌افزار و رابط کاربری لزوما برای کاربران حائز اهمیت نباشد؛ در این‌صورت مدت زمان لازم جهت عرضه آخرین به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری احتمالا مهم به‌نظر می‌رسد. عملکرد وان‌پلاس در زمینه انتشار به‌روزرسانی‌های کوچک و بزرگ در مقایسه با سامسونگ بسیار سریع‌تر است؛ تا جایی‌که وان‌پلاس در زمینه پشتیبانی بلندمدت از اسمارت‌فون‌های خود یکی از برترین برندها به‌شمار می‌آید. چنان‌چه به‌دنبال دریافت سریع و منظم به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری هستید؛ در این‌صورت خریداری یک هندست وان‌پلاس، ایده مناسبی به‌نظر می‌رسد.

تصمیم‌گیری نهایی: وان‌پلاس 7T یا سامسونگ گلکسی S10؟

با وجود کلیه اظهارات مطرح شده، مقایسه 2 هندست نهایتا به یک مقوله اساسی یعنی اختلاف قیمت آن‌ها منتهی خواهد شد. قیمت‌گذاری گلکسی S10 در مقایسه با وان‌پلاس 7T بیش از 200 دلار گران‌تر است و این اختلاف قیمت برای 2 گوشی که در بسیاری از موارد به‌عنوان رقیب مستقیم یکدیگر قلمداد می‌شوند؛ حقیقتا چشمگیر است. چنان‌چه ترجیح می‌د‌هید بخشی از بودجه خود را به خریداری یک ابزارجانبی اختصاص داده و یا به‌دنبال ارتقاء هرچه سریع‌تر هندست فعلی هستید؛ در این‌صورت وان‌پلاس 7T گزینه مطلوبی به‌شمار می‌رود.

با نادیده گرفتن مقوله قیمتی، انتخاب بهترین گوشی به یک تصمیم‌گیری دشوارتر مبدل خواهد شد. گلکسی S10 دارای ویژگی‌ها و امکانات بیش‌تری است که بهره‌مندی از آن‌ها فوق‌العاده خواهد بود. این هندست علی‌رغم قیمت‌گذاری گران‌تر از نمایشگر کوچک‌تر و باتری ضعیف‌تری نسبت به وان‌پلاس 7T برخوردار است و استفاده از نرم‌افزار آن نیز با پیچیدگی‌های بیش‌تری همراه خواهد بود. به‌طور کلی گلکسی S10 گوشی مناسب‌تری است؛ اما اختلاف میان این 2 هندست به اندازه‌ای نیست که دستگاه سامسونگی را به گزینه‌ای قطعی برای تمامی کاربران تبدیل کند.

نوشته مقایسه اسمارت‌فون‌های وان‌پلاس 7T و سامسونگ گلکسی S10: کدام‌یک را بخریم؟ اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

با تکنولوژی گوریلا گلس و تفاوت‌ نسخه‌های مختلف آن آشنا شوید

تکنولوژی گوریلا گلس

مطمئنا تا اکنون نام گوریلا گلس به گوش‌تان خورده است. گوریلا گلس نام تکنولوژی است که شیشه را در مقابل خراش و ضربه مقاوم‌تر می‌سازد.

اگرچه بیشتر ما به‌علت استفاده از گوریلا گلس در تلفن‌های هوشمند و تبلت‌ها آن را می‌شناسیم، اما باید بدانید که گوریلا گلس در سایر دستگاه‌ها و بخش‌های صنعت نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

گوریلا گلس چیست؟

گوریلا گلس توسط شرکت Corning ساخته شده است. این شیشه‌ از ماده‌ای به نام آلومینوسیلیکات قلیایی که از پیوند آلومینیوم، اکسیژن و سیلیکون باهم تشکیل می‌شود، ساخته شده است. این ماده، ماده‌ای نیست که به‌صورت عادی در طبیعت پیدا شود.

کورنینگ توسعه گوریلا گلس کار خود را از اواسط سال 2005 آغاز کرد و آن را به گونه‌ای طراحی نمود که در برابر صدمه و خراش مقاوم و نیز سبک و نازک (ضخامت 0.4 میلی‌متر) باشد.

بااین‌حال، گوریلا گلس اولین پیشرفتی نبود که کورنینگ در این بخش انجام داد. این شرکت پیش از این با نام Chemcor شناخته می‌شد و انواع دیگری از شیشه‌های مقاوم را تولید می‌کرد که در وسایل خانگی‌ و دستگاه‌های بینایی‌سنج مورد استفاده قرار می‌گرفت و در اتومبیل‌ها، هوافضا و موارد دارویی کاربرد داشت. بااین‌حال موفقیت واقعی کورنینگ در سال 2010 با استفاده در اسمارت‌فون‌ها آغاز شد.

با وجود تکنولوژی‌ که موجب می‌شود شیشه حتی با ضربه چکش نیز شکسته نشود، گوریلا گلس موجب نمی‌شود که تبلت و اسمارت‌فون شما غیرقابل شکستن شود. همه‌چیز به ورژن گلس و چند فاکتور دیگر مانند ضخامت بستگی دارد. بنابراین بهتر است از گوریلا گلس به‌عنوان تکنولوژی‌ که از صفحه نمایش گوشی ما در برابر خراش و خش مقاومت می‌کند، یاد کنیم.

در ادامه با ورژن‌های مختلف گوریلا گلس و تفاوت‌های اساسی آن‌ها آشنا خواهید شد.

تفاوت‌های اساسی بین ورژن‌های مختلف گوریلا گلس:

 

گوریلا گلس 1

تکنولوژی گوریلا گلس

اولین گوریلا گلس بین سال‌های 2005 و 2006 آماده و ساخته شد، اما به‌صورت جدی با آی‌فون وارد میدان شد. اپل دستگاه خود را در سال 2007 به جهان عرضه کرد. بنابر درخواست شرکت، تکنولوژی نمایشگر آن 1.5 میلی‌متر ضخامت داشت و دارای یک پوشش اولئوفوبی بود که جذب اثر انگشت و لک را به حداقل می‌‌رساند.

هرچند آی‌فون تنها اسمارت‌فونی نبود که از گوریلا گلس در صفحه نمایش خود استفاده کرد. شرکت کورنینگ موفق شد در نسل اول گوریلا گلس، تکنولوژی خود را برای 250 دستگاه عرضه کند.

 

گوریلا گلس 2

در سال 2012 شرکت کورنینگ در جریان برگزاری CES، گوریلا گلس 2 را عرضه کرد. این گلس به همان مقدار قبل مقاوم بود اما تفاوت و به‌روزرسانی اصلی آن در ضخامت شیشه بود. نسل دوم حدود 20% از نسل اول نازک‌تر بود. در تست‌های آزمایشگاهی، این شیشه توانست تا 50 کیلوگرم فشار را بدون ترک‌خوردن و شکسته‌شدن تحمل کند.

در همان سال، گوریلا گلس در 60 میلیون دستگاه به کار برده شده بود. از آن‌جا که این نسخه از نسخه نخستین، نازک‌تر بود به تولیدکنندگان این امکان را می‌داد که مدل‌های سبک‌تر و نازک‌تری از اسمارت‌فون‌های خود را تولید نمایند. هر دو دستگاه Nexus 4 و Galaxy S3 به گوریلا گلس 2 مجهز شده بودند.

 

گوریلا گلس 3

گوریلا گلس 3، مقاومت بیشتری را نسبت به نسخه پیشین که تنها بر روی ضخامت تمرکز کرده بود، ارایه داد. در این نسل، تکنولوژی “مقاومت محلی در برابر آسیب” یا به اختصار (NDR) معرفی شد که مقاومت شیشه را در برابر خط‌و‌خش‌های عمیق افزایش می‌داد. بنابر ادعای شرکت کورنینگ این نسل تا حدود 35% از ایجاد خط‌و‌خش بر روی صفحه‌نمایش جلوگیری می‌کرد.

کورنینگ تصمیم گرفته بود در سومین نسل گوریلا گلس، مقاومت این تکنولوژی را نسبت به نسخه‌های پیشین افزایش دهد. آن‌ها توانستند به لطف یک فرآیند تولید جدید یه این هدف دست‌ پیدا کنند. در جریان برگزاری رویداد CES 2013، گوریلا گلس 3 (GG 3) عرضه شد و پس از آن در صفحه‌نمایش اسمارت‌فون‌هایی چون Galaxy S4 سامسونگ، Moto G موتورولا و Moto X موتورولا از این نسخه از گوریلا گلس استفاده شد.

 

گوریلا گلس 4

در سال 2014، کورنینگ گوریلا گلس خود را با هدف جدید و جسورانه‌ای ارایه نمود. کمپانی کورنیگ در طی یک نظرسنجی متوجه شد که 70% از آسیب‌هایی که به صفحه‌نمایش گوشی‌های هوشمند وارد می‌شود بر اثر سقوط این دستگاه‌ها اتفاق می‌افتد؛ بنابراین شرکت سرمایه‌گذاری جدید خود را بر روی مقاوم‌سازی شیشه‌های خود آغاز کرد. در نتیجه نسل چهارم از گوریلا گلس (GG 4)، با تمرکز بر روی مقاومت در اثر سقوط تولید شد.

در واقع بنابر مطالعات آزمایشگاهی، نسل چهارم گوریلا گلس، دو برابر از نسل پیشین خود مقاوم‌تر بود. مشخصا این تکنولوژی‌ در مقایسه با Moto ShatterShield (تکنولوژی به کار برده شده در Moto Force) مقاومت کمتری داشت. گوشی‌های هوشمند Galaxy Note 5 و ZenFone 2 Laser از جمله معدود دستگاه‌هایی هستند که از تکنولوژی گوریلا گلس 4 بهره می‌بردند.

 

گوریلا گلس 5

نسل پنجم با تمرکز بر روی مقاومت بیشتر در اثر سقوط و 4 برابر عملکرد بهتر در اثر ضربه و آسیب نسبت به نسل پیشین خود ارایه شد. بنابر گفته کورنینگ، نسل پنجم گوریلا گلس در مطالعات آزمایشگاهی از سقوط 1.6 متری جان سالم به‌در‌ برده است. همچنین شرکت تضمین کرده که تکنولوژی گوریلا گلس 5 می‌تواند در 80% از مواقع در سقوط‌ از ارتفاع 1 متری بر روی سطوح بسیار سخت، از شکسته‌شدن و ترک‌برداشتن صفحه‌نمایش جلوگیری کند.

 

گوریلا گلس 6

در جولای 2018، گوریلا گلس 6 که یک پیشرفت عظیم نسبت به نسل 5ام محسوب می‌شد، معرفی شد. کورنینگ در معرفی این تکنولوژی اعلام کرد که شیشه محافظ را با روش‌های سختگیرانه جدید، مورد آزمایشات دقیق قرار داده است؛ درنتیجه نسل 6ام گوریلا گلس می‌تواند 15 سقوط متوالی از ارتفاع 1 متر بر روی سطوح خشن را تحمل کند. گفته می‌شود که گوریلا گلس 6، 2 برابر بیشتر از نسل 5ام مقاومت دارد. در حال حاضر از این تکنولوژی بر روی جدیدترین اسمارت‌فون‌های پرچم‌دار مانند Galaxy S10 سامسونگ، استفاده می‌شود.

تکنولوژی گوریلا گلس

آیا اسمارت‌فون من از گوریلا گلس بهره می‌برد؟

در گذشته باتوجه به اینکه اسمارت‌فون‌ها در کدام نقطه از جهان ارایه می‌شدند، در آن‌ها تغییراتی اعمال می‌شد. بیشتر تولید‌کنندگان از تکنولوژی ضدخش گوریلا گلس بهره می‌برند؛ اما تعدادی از آن‌ها چون سونی، تکنولوژی مختص به خود را ارایه نموده‌اند. درگون‌تیل (Dragontail)، یک تکنولوژی مشابه گوریلا گلس است که به‌صورت گسترده در شرکت‌های چینی استفاده می‌شود. همچنین نمایشگرهایی وجود دارند که در تولید آن‌ها از آلومینیوم و‌ کریستال یاقوت کبود استفاده می‌‌شود.

در وب‌سایت کورنینگ، بخشی وجود دارد که شما می‌توانید در آن تولیدکنندگانی را که از تکنولوژی‌ گوریلا گلس استفاده می‌کنند و نسخه‌ای از گوریلا گلس را که در مدل‌های مختلف دستگاه‌های عرضه‌شده توسط تولیدکنندگان ارایه شده است، مشاهده نمایید. در گذشته، شرکت‌های مختلف به‌منظور جلوگیری از افزایش قیمت نهایی محصولات خود در بازارهای درحال‌توسعه، از گوریلا گلس استفاده نمی‌کردند؛ به‌هرصورت امروزه این اقدام کمتر در بین تولیدکنندگان دیده می‌شود.

اکنون شما می‌توانید با رفتن به این وب‌سایت از نسخه گوریلا گلس استفاده شده در دستگاه خود اطلاع پیدا کنید. آیا اسمارت‌فون شما از تکنولوژی گوریلا گلس بهره می‌برد؟ شما کدام نسخه از گوریلا گلس را استفاده می‌کنید؟‌

نوشته با تکنولوژی گوریلا گلس و تفاوت‌ نسخه‌های مختلف آن آشنا شوید اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

رادیوفوبیا چیست و چرا مردم گرفتار رادیوفوبیا می‌شوند؟

رادیوفوبیا (Radio-Phobia) یک بحث اساسی در سراسر جهان است و همه کشورها با آن درگیر هستند. تحقیقات جهانی نشان می‌دهد درصد قابل توجهی از مردم هر کشوری به نوعی گرفتار رادیوفوبیا هستند و مشکلاتی برای دولت‌ها و برنامه های ارتقاء نشانگرهای فنآوری اطلاعات و ارتباطات (ICT Indicators)، و همچنین برنامه‌های بالادستی حکومتی همچون بهبودِ شاخص جهانی توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات (IDI = ICT Development Index)، توسعه سرویس‌های مبتنی بر شبکه‌های موبایل و مخابرات به وجود آورده‌اند.

بسیاری از این مردم گرفتار، حساسیت‌ها و توهمات ذهنی خود را به امواج رادیویی نسبت می‌دهند در حالی‌که هیچ‌گونه استدلال علمی برای آن وجود ندارد. طبق آمارهای رسمی منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهانی، حدود ۱۵ درصد از جمعیت جهان نسبت به امواج رادیویی حساسیت دارند و بدون اینکه خودشان اطلاع داشته باشند، به پرتوهای الکترومغناطیسی حساسیت بیش از حد دارند (EHS = Electromagnetic Hyper Sensitivity) ولی درصد افرادی که رادیوفوبیا دارند، بسیار بیشتر است.

شکل 1 – شخص دارای EHS

رادیوفوبیا چیست؟

اکنون چندین دهه است که جهان درگیر واژه رادیوفوبیا شده است و در کنار بحث‌هایی مانند گرم شدن زمین و کاهش منابع انرژی، رادیوفوبیا هم در کانون توجه فعالان محیط‌زیست قرار گرفته است.

اگر بخواهیم یک تعریف ساده از رادیوفوبیا ارائه دهیم؛ باید بگوییم «ترس مبالغه‌آمیز از ارتعاشات الکترومغناطیس و تاثیرات منفی آن‌ها بر سلامتی موجودات زنده و به‌ویژه انسان به همراه محیط زیست» را رادیوفوبیا می‌گویند.

شکل 2 –  کنترل میزان پرتوگیری رادیو اکتیو درگوجه فرنگی

منشا این عبارت به دهه ۱۹۸۰ و آن واقعه معروف نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل روسیه برمی‌گردد که در اثر انفجار راکتورهای هسته‌ای، بیش از ۴۰۰ هزار نفر آواره و چندین قاره درگیر اثرات منفی پرتوهای هسته‌ای شدند.

شکل 3- انفجار نیروگاه چرنوبیل و بنای یادبود کشته شدگان حادثه

 در ابتدا، رادیوفوبیا به ترس از پرتوهای هسته‌ای و امواج یونیزان اطلاق می‌شد ولی کم‌کم و در دهه‌های بعدی به ترس از امواج با فرکانس رادیویی و پرتوهای غیر یونیزان کشیده شد و مردم نسبت به بی‌خطر‌ترین تشعشعات الکترومغناطیسی مانند امواج موبایل نیز «فوبیا» گرفتند.

برای مثال، فردی به دادگاه شکایت می‌کند و می‌گوید به دلیل نزدیکی محل سکونت‌اش به یک دکل مخابراتی، سقط جنین داشته است یا فرد دیگری بیماری سرطان و سایر بیماری های پوستی خودش را به آنتن‌های موبایل نسبت می‌دهد.

چرا مردم گرفتار رادیوفوبیا می‌شوند؟

همان‌طور که اشاره کردیم، اکنون تمام جهان درگیر مسئله رادیوفوبیا است و محدود به یک کشور یا منطقه خاص نیست.

در پیشرفته‌ترین کشورهای جهان، باز هم درصدی از مردم دارای بیماری رادیوفوبیا هستند و هر پدیده غیرطبیعی در جامعه یا محیط زیست را به تشعشعات الکترومغناطیسی نسبت می‌دهند.

اگر در یک پارک چند پرنده مُرده دیده شود، سریعاً شایع می‌کنند آنتن‌های موبایل تازه نصب شده در پارک عامل مرگ این پرندگان است یا اگر یک بیماری پوستی در یک منطقه گسترش پیدا کند، باور می‌کنند امواج رادیویی عامل آن بوده و از خانه خارج نمی‌شوند.

شکل 4 –  یک پرنده که به مرگ طبیعی مُرده است

از آن‌جایی که امواج رادیویی و پرتوهای الکترومغناطیسی برای مردم ملموس نیستند و عموما نسبت به ماهیت و کارکردِ مداخله آن‌ها دانش و آگاهی کافی را ندارند، برخی شواهد را به طور ذهنی با ترس‌های غریزی خود انطباق داده و تشعشعات را متهم می‌کنند.

در این میان، برخی اطلاع‌رسانی‌های نادرست رسانه‌ها یا اعلام ناقص برخی نتایج و مطالعات بر ترس مردم از امواج رادیویی می‌افزاید و آن‌ها را تحریک می‌کند، استرس و اضطراب بیشتری نسبت به این موضوع داشته باشند.

یک تضاد بزرگ افراد رادیوفوبیا، نترسیدن از تشعشعات الکترومغناطیسی است که در خانه وجود داشته و منبع آن‌ها وسایل الکترونیکی و تجهیزات آشپزخانه هستند.

آن‌ها از امواج رادیویی آنتن‌های موبایل می‌ترسند و هر روز توهم دارند که سلامتی‌شان به خطر افتاده است ولی از میدانهای مرتبط با تلویزیون، سشوارها و موخشک کن‌های قوی، و امواج ناشی از گوشی های موبایل هوشمند، تلفن ثابت بی‌سیم و روترهای وای‌فای هرگز نمی‌هراسند.

آیا رادیوفوبیا شامل آنتن‌های موبایل هم می‌شود؟

مطلب نخستی که باید بدانیم؛ بیماری رادیوفوبیا، زاده انفجارهای هسته‌ای و خطرات تشعشعات رادیواکتیو است ولی بطور ناخودآگاه و به اشتباه در دهه‌های اخیر وارد باور عموم مردم شده و شامل امواج فرکانس رادیویی گوشی‌ها و آنتن‌های موبایل هم شده است.

همان‌طور که در مقاله‌های «به یک دلیل ساده امواج رادیویی شبکه‌های موبایل سرطان‌زا نیستند» و «چهار باور اشتباه درباره آنتن‌های موبایل و تشعشعات رادیویی» اشاره کردیم؛ تشعشعات الکترومغناطیس به دو دسته یونیزان و غیریونیزان تقسیم می‌شوند.

اشعه‌های یونیزان انرژی کافی برای تخریب DNA سلول‌های انسان را دارند و می‌توانند سلامتی او را به خطر بیندازند. اشعه‌های یونیزان شامل اشعه‌های فرابنفش، اشعه ایکس، اشعه گاما و برخی اشعه‌های رادیواکتیو و هسته‌ای هستند.

نکته مهم اینجا است که اشعه‌های الکترومغناطیس با طیف فرکانسیِ رادیویی که RF هم خطاب می‌شوند؛ اشعه‌هایی یونیزان نیستند و در دسته اشعه‌های غیریونیزان قرار می‌گیرند که انرژی بسیار کمی داشته و فقط باعث گرم شدن بافت‌های بدن می‌شوند.

پس، کُلاً رادیوفوبیا برای امواج موبایل و آنتن‌های BTS یا دکل‌های مخابراتی محلی از اِعراب ندارد و نباید مطرح باشد. اما دانش پایین مردم و عدم آگاهی صحیح و کافی آن‌ها نسبت به این امواج باعث می‌شود هر اتفاق و پدیده غیر طبیعی در زندگی‌شان را سریعا به آنتن‌های موبایل نسبت دهند.

با افراد رادیوفوبیا چه باید کرد؟

در وهله نخست، باید افرادی که از امواج با فرکانس رادیویی ترس و استرس دارند را توجیه کرد. انواع تشعشعات الکترومغناطیس و تفاوت‌های آن‌ها را با مثال‌هایی روزمره بیان و دلایل ایمن بودن پرتوهای آنتن‌های موبایل را برایشان برشمرد.

باید به این افراد گوشزد کرد که ده‌ها نوع منبع تششع‌کننده این امواج در محیط زندگی ما وجود دارد و اگر قرار بر تهدید سلامتی باشد، فقط باید به کوه‌ها و غارها پناه برد و استفاده از تمام دستگاه‌های الکترونیکی و در یک کلمه “فنآوری” را کنار باید گذاشت.

در گام بعدی، باید به آن‌ها ثابت کرد هنوز اثبات نشده است امواج رادیویی خطرزا هستند یا عامل چه بیماری‌ها و تهدیداتی برای سلامتی انسان هستند. اگر فرد یا افرادی هم تصور می‌کنند در اثر تابش امواج رادیویی وای‌فای و موبایل دچار حساسیت‌های پوستی می‌شوند و مثلا پوست بدن‌شان قرمز شده یا خارش می‌گیرند؛ با مراجعه به پزشکان و متخصصان عامل اصلی بروز این آلرژی را یافته و اقدامات درمانی لازم را انجام دهند.

شکل 5- مردگی پوست ناشی از تابش نور خورشید

اثبات اینکه تشعشعات الکترومغناطیس عامل یک حساسیت یا آلرژی است، بسیار سخت بوده و همانند دیگر حساسیت‌ها، فقط براساس حدس و گمان صورت می‌گیرد.

متخصصان بیماری‌های پوستی و آلرژی‌ها، دخیل بودن تشعشعات الکترومغناطیس در بروز برخی حساسیت‌ها و آلرژی‌ها را بسیار کم می‌دانند و باور دارند عوامل دیگری در این زمینه مطرح است که هنوز ناشناخته هستند.

نوشته رادیوفوبیا چیست و چرا مردم گرفتار رادیوفوبیا می‌شوند؟ اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه مایکروسافت سرفیس Duo: اسمارت‌فون اندرویدی تاشوی مایکروسافت

طی هفته جاری، کمپانی مایکروسافت با رونمایی از گجت تاشوی سرفیس Duo همگان را شگفت‌زده کرد. از سال‌ها پیش، شایعات فراوانی پیرامون سرفیس‌فون به گوش می‌رسید. اما موضوع شگفت‌انگیزتر این است که هندست مایکروسافت از سیستم‌عامل اندروید گوگل بهره می‌گیرد. این محصول به‌عنوان برادر کوچک‌تر سرفیس نئو طراحی شده است. سرفیس نئو یک دستگاه تاشوی مجهز به نمایشگر دوگانه و سیستم‌عامل ویندوز 10X است و مایکروسافت در جریان رویداد اخیر خود از این گجت نیز رونمایی کرد.

سرفیس Duo دارای 2 نمایشگر 5.6 اینچی است که در وضعیت باز شده به یک پنل 8.3 اینچی تبدیل می‌شوند. بعلاوه ضخامت این دستگاه تنها معادل با 4.8 میلی‌متر است. به لطف وجود یک لولای 360 درجه‌ای، بازگشایی کامل گوشی همانند بسیاری از لپ‌تاپ‌های 2 منظوره امکان‌پذیر است. مایکروسافت تعهد خود در زمینه تولید دستگاه‌های مجهز به نمایشگر دوگانه را اعلام کرده و معتقد است که این گجت‌ها امکان انجام کارهای بیش‌تری را توسط کاربران فراهم می‌کنند.

با در دست گرفتن سرفیس Duo متوجه خواهید شد که این محصول در مقایسه با تصاویر منتشر شده بسیار کوچک‌تر است. یقینا این گجت نخستین دستگاه سرفیسی با قابلیت قرارگیری درون جیب شلوار محسوب می‌شود. سرفیس Duo از نظر ظاهری، شبیه تبلتی کوچک با امکانات یک گوشی تلفن‌همراه است.

با این‌حال پانوس پانای؛ رئیس واحد محصولات شرکت مایکروسافت نیز در خصوص ماهیت سرفیس Duo مردد بوده و آن‌ را محصولی فراتر از یک اسمارت‌فون یا حتی فبلت می‌داند.

صرف‌نظر از تعریف تبلت یا گوشی، سخت‌افزار به‌کارگیری شده در سرفیس Duo حقیقتا چندان چشمگیر نیست. اقدام مایکروسافت مبنی بر عرضه 2 دستگاه اندرویدی و ویندوزی با نمایشگرهای دوگانه و الگوی طراحی مشابه فوق‌العاده شگفت‌انگیز است. اگرچه استفاده از اندروید در سرفیس Duo احتمالا کمی عجیب به‌نظر می‌رسد؛ اما مایکروسافت برای تولید یک گجت جایگزین گوشی با ابعاد جمع‌وجور حقیقتا گزینه دیگری را پیش رو نداشته است. آقای پانای مشخصا از “دسترسی کاربران به هزاران اپلیکیشن‌ مورد تقاضا” به‌عنوان اصلی‌ترین دلیل به‌کارگیری اندروید در سرفیس Duo یاد می‌کند.

در واقع اظهارات وی کاملا صحیح است. تلاش‌های گذشته مایکروسافت در راستای جلب توجه توسعه‌دهندگان و مصرف‌کنندگان به ویندوزفون نهایتا با شکست مواجه شد و این سیستم‌عامل از کسب سهم لازم جهت رقابت در بازار تحت سیطره اندروید و iOS ناتوان بود. به همین دلیل مایکروسافت در کنار سخت‌افزار سرفیس از ورژن کامل سیستم‌عامل اندروید بهره گرفته است. از سوی دیگر طی سالیان اخیر پلتفرم اندروید به‌تدریج در قالب جایگزین ویندوزفون به‌کارگیری شده است.

مایکروسافت در زمینه تولید دستگا‌ه‌های مجهز به نمایشگر دوگانه با گوگل همکاری نموده است و ظاهرا این غول نرم‌افزاری قصد دارد تا نوعی لایه API جدید را بر روی اندروید ایجاد نماید. این پدیده مستلزم نوعی یکپارچگی عمیق بوده و به‌معنای اشتراک‌گذاری کدهای مایکروسافت با اندروید است. چنین وضعیتی بدان معناست که اقدامات آینده مایکروسافت از قبیل تلا‌ش‌های آن در زمینه پروژه کرومیوم احتمالا بر پایه کدهای گوگل بنا خواهند شد. اما آقای پانای دیدگاه متفاوتی دارد. به عقیده وی “مایکروسافت به‌دنبال ارضای نیازمندی‌های کاربران است و اپلیکیشن‌های مطلوب نیز از قالب طراحی خاص خود برخوردار هستند. در این میان، اندروید یکی از گزینه‌های بدیهی برای دستگاه‌های همراه به‌شمار می‌رود؛ اما ویندوز در جایگاهی بالاتر از کلیه پلتفرم‌ها قرار دارد.”

بر اساس اظهارات آقای پانای، مایکروسافت برای مدت 3 سال روی سخت‌افزار سرفیس Duo کار کرده است؛ بنابراین این محصول به منزله پاسخ سریع مایکروسافت به سامسونگ گلکسی فولد یا هواوی میت X نخواهد بود. کمپانی در عوض به‌کارگیری پلاستیک تاشونده از 2 نمایشگر شیشه‌ای مجزا بهره گرفته است. به گفته آقای پانای، سخت‌افزار سرفیس Duo از زمان معرفی تا موعد عرضه این گجت به بازار دست‌خوش تغییر نخواهد شد. با این‌حال اکنون گجت مذکور مجهز به پردازنده اسنپ‌دراگون 855 است و در سال آینده این تراشه احتمالا با جدیدترین چیپست کوالکام جایگزین خواهد شد. بخش خارجی دستگاه فاقد هرگونه حسگر دوربین است؛ بنابراین احتمالا شاهد به‌کارگیری یک دوربین در بخش فوقانی نمایشگر و عکس‌برداری با آن از طریق بالا آوردن صفحه‌نمایش گوشی خواهیم بود.

با این‌حال سرفیس Duo با بهره‌گیری از سیستم‌عامل اندروید دارای امکاناتی است که اسمارت‌فون‌های اندرویدی معمول از آن‌ها بی‌بهره هستند. مایکروسافت به مواردی از کشیدن و رها کردن محتوا میان اپلیکیشن‌ها و نمایشگرهای سرفیس Duo اشاره کرد. بعلاوه به گفته پانوس پانای، کمپانی به منظور اجرای بازی بر روی یک نمایشگر و نمایش کنترلر بر روی پنل دیگر از پروژه xCloud استفاده می‌کند.

توجیه مایکروسافت برای معرفی دستگاه‌های سرفیس Duo و سرفیس نئو، 1 سال پیش از عرضه آ‌ن‌ها این است که کمپانی نیازمند پشتیبانی توسعه‌دهندگان از طراحی جاه‌طلبانه نمایشگر دوگانه است. فرآیند تولید اپلیکیشن‌های سازگار با این نمایشگرها وقت‌گیر بوده و احتمالا تا اواخر سال 2020 و موعد زمانی عرضه گجت‌های فوق زمان خواهد برد. از مدت‌ها پیش، تولید اسمارت‌فونی با قابلیت تبدیل شدن به یک تبلت، لپ‌تاپ یا حتی کامپیوتر شخصی کامل همراه با داک به‌عنوان یکی از رویاهای جامعه علمی مطرح بوده است. تولید چنین دستگاهی طی یک دهه آینده کاملا محتمل است.

مایکروسافت طی سالیان متمادی، اندازه‌های مختلف صفحه‌نمایش را مورد بررسی قرار داده و به پشتوانه تحقیقات متعدد صورت گرفته تصمیم به تولید سرفیس Duo گرفته است. به گفته آقای پانای، این گجت از بزرگ‌ترین نمایشگر قابل‌استفاده در دنیای موبایل برخوردار است و بر اساس نقشه‌راه مایکروسافت، تولید هندستی با نمایشگر بزرگ‌تر در دستور کار کمپانی قرار ندارد.

پانوس پانای در پاسخ به پرسشی پیرامون قیمت‌گذاری و زمان عرضه سرفیس Duo خاطرنشان کرد که مایکروسافت احتمالا به منظور بررسی بازخوردهای توسعه‌دهندگان یک چارچوب زمانی چندماهه را لحاظ خواهد کرد. با این‌حال وی به جزئیات قیمت‌گذاری محصول ابدا اشاره نکرد و صرفا مدعی شد که عرضه سرفیس Duo برای مردم بسیار مسرت‌بخش خواهد بود. این اظهارات بدان معناست که سرفیس Duo در ازای مبلغ پرداختی برای خریداری آن، یک گجت ارزشمند به‌شمار می‌رود.

اکنون مایکروسافت یقینا برای موفقیت دستگاه‌های 2 نمایشگره خود و تبدیل شدن آن‌ها به رده جدیدی از گجت‌های هوشمند، نیازمند جلب حمایت مصرف‌کنندگان و توسعه‌دهندگان است.

نوشته بررسی اولیه مایکروسافت سرفیس Duo: اسمارت‌فون اندرویدی تاشوی مایکروسافت اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه سامسونگ گلکسی واچ اکتیو ۲: یک رقیب واقعی برای اپل واچ

اکنون به‌نظر می‌رسد که تمامی کمپانی‌ها در زمینه تولید یک اسمارت‌واچ فعالیت می‌کنند و در این میان گوگل، پلتفرم موردنیاز اسمارت‌واچ‌های ساخت سایر شرکت‌ها را تولید می‌کند. با این‌حال مدت‌هاست که اپل عنوان برترین تولیدکننده اسمارت‌واچ‌ را در اختیار دارد. سامسونگ با عرضه گلکسی واچ اکتیو 2 قصد دارد اپل را به چالش بکشد. این اسمارت‌واچ جدید و زیبا از قابلیت ردیاب خواب داخلی، ردیاب پیشرفته فعالیت‌ها و یک حسگر ECG جهت تشخیص فیبریلاسیون دهلیزی برخوردار است. البته بایستی خاطرنشان کرد که مشخصه آخر در زمان عرضه گجت فعال نبوده و در آینده قابل دسترس خواهد بود.

در زمینه طراحی، ساعت هوشمند سامسونگ با فاصله‌ای چشمگیر برنده میدان خواهد بود. این گجت حقیقتا همان اسمارت‌واچی است که اکثریت کاربران مایل به استفاده از آن هستند. WatchOS 6 اپل دارای قابلیت‌های ویژه‌ای است که سامسونگ هنوز از آن‌ها بی‌بهره است؛ اما گلکسی واچ اکتیو 2 کماکان یکی از معدود اسمارت‌‌واچ‌های اندرویدی بسیارجذاب برای مشتریان به‌شمار می‌آید. سازگاری با سیستم‌عامل iOS یکی از نقاط قوت گلکسی واچ اکتیو 2 محسوب می‌شود؛ لذا در صورت تمایل به رهایی از محدودیت‌های یک پلتفرم خاص، سیستم‌عامل Tizen OS اسمارت‌واچ سامسونگ در مقایسه با Wear OS شرکت گوگل گزینه مناسب‌تری به‌شمار می‌رود.

قیمت‌گذاری و زمان عرضه

گلکسی واچ اکتیو 2 از روز 27 سپتامبر در دسترس مشتریان قرار گرفته است. قیمت‌گذاری مدل 40 میلی‌متری ورژن بلوتوثی این ساعت با بدنه آلومینیومی معادل 279 دلار است و مدل بزرگ‌تر 44 میلی‌متری نیز 299 دلار قیمت دارد. قیمت‌گذاری مدل استیل ضدزنگ از 379 دلار آغاز می‌شود. مشتریان به منظور بهره‌مندی از اتصال مبتنی بر سیم‌کارت ناچارا بایستی مبلغ 429 دلار را پرداخت نمایند. بعلاوه سامسونگ مدل ویژه‌ای از این ساعت تحت عنوان Under Armour را به‌همراه افزونه یکپارچه MapMyRun و با برچسب قیمتی 309 دلاری روانه بازار می‌کند.

مشخصات

فهرست مشخصات گلکسی واچ اکتیو 2 به شرح زیر است:

  • شارژدهی باتری: بین ۲۴ تا ۶۰ ساعت؛ بسته به میزان فعالیت و تنظیمات نمایشگر ساعت
  • ابعاد: 40 و 44 میلی‌متری
  • رنگ‌بندی: نقره‌ای، مشکی و صورتی-طلایی به‌صورت ترکیبی
  • سیستم‌عامل: تایزن همراه با رابط کاربری One UI
  • ظرفیت حافظه جهت ذخیره‌سازی فایل‌های موسیقی: 4 گیگابایت (با قابلیت پخش آفلاین از سرویس اسپاتیفای)
  • مقاومت در برابر آب‌خوردگی تا فشار حداکثر 5 اتمسفر (قابلیت استفاده در استخر)
  • برخورداری از GPS داخلی
  • پشتیبانی از اتصال LTE در مدل 429 دلاری
  • نمایشگر ضربان قلب
  • پشتیبانی از سرویس پرداخت همراه موسوم به سامسونگ پی
  • بهره مندی از حسگر ECG که مدتی پس از عرضه محصول فعال خواهد شد

طراحی

گلکسی واچ اکتیو 2 احتمالا زیباترین اسمارت‌واچ عرضه شده به بازار تا به امروز محسوب می‌شود. این گجت دقیقا همانند اپل واچ سری 5 در 2 اندازه مختلف 40 و 44 میلی‌متری عرضه شده است. اما نمایشگر دایروی‌شکل محصول سامسونگی (در مقایسه با نمایشگر مربعی‌شکل اپل واچ) از هماهنگی بیش‌تری با ساعت‌های سنتی برخوردار است.

نمای کلی دستگاه بسیار شیک و زیباست و با وجود بندهای چرمی باکیفیت، کاربران بدون کوچک‌ترین نگرانی می‌توانند از گلکسی واچ اکتیو 2 استفاده کرده و در جشن‌ها یا مراسم‌های رسمی شرکت کنند. این در حالیست که استفاده از اپل واچ برای حضور در چنین مراسم‌هایی چندان جالب نیست.

سامسونگ ساعت هوشمند خود را با 3 رنگ‌آمیزی متفاوت شامل نقره‌ای، مشکی و صورتی‌طلایی، کیس آلومینیومی و بندهای فلورولاستومر ارایه نموده است. مدل گران‌قیمت‌تر استیل ضدزنگ نیز در رنگ‌های نقره‌ای، مشکی و طلایی همراه با بندهای چرمی روانه بازار می‌شوند. تنها مدل استیل ضدزنگ از قابلیت اتصال LTE برخوردار است. کارشناس وب‌سایت Tomsguide مدعی است که از مدل 40 میلی‌متری ورژن بلوتوثی گلکسی واچ اکتیو 2 با رنگ صورتی-طلایی و بندهای اسپورت به رنگ صورتی روشن استفاده کرده و از طراحی آن کاملا رضایت داشته است. بعلاوه بندهای ساعت بسیار راحت بوده و کاربران با بستن ساعت هنگام خواب نیز هیچ‌گونه مزاحمتی را تجربه نخواهند کرد. بعلاوه این بندها در هنگام دویدن کاربر کاملا محکم بوده و باعث بروز حساسیت‌های پوستی نخواهند شد.

گلکسی واچ اکتیو 2 در زمینه طراحی واچ فیس‌ها نیز گزینه‌های سفارشی بیش‌تری را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. اکنون کاربران تنها بایستی با استفاده از اپلیکیشن گلکسی واچ، عکس‌های موردنظر خود را ثبت نموده و سپس از میان الگوهای واچ فیس با رنگ‌های مکمل یکی را انتخاب کنند. در این میان برخی واچ فیس‌های کاربردی‌ با قابلیت افزودن جلوه‌هایی نظیر ارقام دیجیتالی رنگی احتمالا جذاب‌تر خواهند بود. اما ظاهرا سامسونگ از الگوی اسمارت‌واچ‌های Kate Spade کمپانی Fossil الهام گرفته است. این ساعت‌ها با هدف شخصی‌سازی هرچه بیش‌تر واچ فیس‌ها، امکانات جالب مشابهی را در اختیار کاربران قرار می‌دهند.

نمایشگر همیشه روشن با تنظیمات اختیاری

نمایشگر همیشه روشن یکی از مشخصه‌های بارز اپل واچ سری 5 به‌شمار می‌رود. با این‌حال به‌کارگیری مشخصه مذکور در ساعت‌های هوشمند سامسونگ موضوع جدیدی نیست. گلکسی واچ اکتیو 2 در صورت تمایل کاربر مجهز به یک نمایشگر همیشه روشن است. بدین‌ترتیب کاربران با تغییر تنظیمات نمایشگر و خاموش نگاه داشتن آن تا زمان حرکت مچ دست می‌توانند مدت شارژدهی باتری ساعت خود را افزایش دهند.

بزرگ‌ترین تغییر اعمال شده در نمایشگر جدید ساعت به اضافه شدن یک حاشیه چرخان دیجیتالی مربوط می‌شود. اسمارت‌واچ‌های قدیمی‌تر سامسونگ به کاربران اجازه می‌دهند تا از طریق چرخاندن فیزیکی حاشیه ساعت به پیمایش در رابط کاربری بپردازند. اما سامسونگ از به‌کارگیری این مشخصه در گلکسی واچ اکتیو صرف‌نظر کرد. دومین نسل گلکسی واچ اکتیو از ابزار پیمایش دیجیتالی برخوردار است. بدین‌ترتیب کاربران با کشیدن انگشتان خود بر روی لبه نمایشگر قادر به پیمایش در میان صفحات، ویجت‌ها، واچ فیس‌ها و تعویض آن‌ها خواهند بود. این روش در مقایسه با پیمایش یا حرکت معمول کمی سریع‌تر است؛ اما احتمالا بسیار حساس بوده و شما را به مکانی بسیار دورتر از موقعیت موردنظر هدایت می‌کند.

عدم دسترسی به مشخصه ECG در زمان عرضه

سامسونگ با به‌کارگیری حسگر الکتروکاردیوگرام در گلکسی واچ اکتیو 2 مستقیما اپل را هدف قرار داده است. اپلیکیشن ECG مخصوص اپل واچ‌های سری 4 در سال گذشته و کمی پس از عرضه این گجت‌ها منتشر شد. اکنون سامسونگ نیز از این رویکرد تبعیت کرده و گلکسی واچ اکتیو 2 در زمان عرضه از این مشخصه بی‌بهره بود. سال گذشته، اپل چندین ماه پس از عرضه چهارمین نسل ساعت‌های هوشمند خود، مشخصه ECG را بر روی آن‌ها فعال کرد و اکنون اپل واچ سری 5 به‌همراه حسگر ECG فعال در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد.

هنوز مشخص نیست که اپلیکیشن ECG سامسونگ چه زمانی آماده عرضه خواهد بود. غول کره‌ای به منظور کسب مجوز ارایه مشخصه ECG بایستی داده‌های خود را به سازمان غذا و دارو ایالات‌متحده (FDA) ارسال نموده و توانایی حسگر خود در زمینه تشخیص دقیق فیبریلاسیون دهلیزی را اثبات نماید. سامسونگ اعلام کرده که در راستای انجام مطالعات با تعدادی از موسسه‌های تحقیقاتی همکاری می‌کند.

عملکرد فوق‌العاده در زمینه تناسب اندام و ردیابی فعالیت‌ها

سامسونگ مشخصه جدید مربی‌گری دویدن را به گلکسی واچ اکتیو 2 اضافه نموده است. این قابلیت به کاربران امکان می‌دهد تا به منظور بهبود استقامت یا ارتقاء سرعت دویدن خود از 7 برنامه ورزشی مختلف استفاده کنند. کلیه راهنمایی‌ها به‌صورت صوتی و از طریق اسپیکر ساعت یا هدفون‌های بلوتوثی متصل شده به آن پخش می‌شوند. به‌عنوان مثال هنگام نیاز به کاهش یا افزایش سرعت دویدن، ساعت شروع به لرزش خواهد کرد.

کارشناس وب‌سایت Tomsguide معتقد است که راهنمایی‌های برنامه برای افزایش سرعت دویدن بسیار مفید هستند؛ چرا که هنگام دویدن با سرعتی پایین‌تر از سقف ممکن اعلام می‌شوند. فعالیت 40 دقیقه‌ای نام‌برده شامل 5 دقیقه گرم کردن و خنک کردن بدن بود و در صورت افزایش بیش‌ازاندازه سرعت دویدن، اعلان کاهش سرعت پخش می‌شد. البته به منظور اطلاع از میزان کارآیی این برنامه‌ها در بلندمدت بایستی برای مدت بیش‌تری از آن‌ها استفاده کرد.

پیش‌تر کارشناسان انتظار داشتند که مشخصه ردیابی خودکار فعالیت‌ها در ساعت سامسونگ به اندازه نمونه اپلی کارآمد باشد؛ اما در صورت عدم ثبت فعالیت‌هایی نظیر پیاده‌روی یا موتورسواری 15 دقیقه‌ای پیش از انجام آن‌ها، گجت سامسونگی مفید واقع خواهد شد. هنگام دویدن در فضاهای باز، ساعت فرآیند ردیابی خودکار فعالیت را پس از 10 دقیقه آغاز خواهد کرد؛ اما کاربران قادر به مشاهده زمان سپری شده، مسافت طی شده، میزان کالری مصرفی و مجموع تعداد گام‌های پیموده شده هستند. بعلاوه هیچ‌گونه گزینه‌ای جهت مکث یا توقف فعالیت نیز وجود ندارد و کاربران تا زمان خاتمه یافتن آن ناچارا بایستی منتظر بمانند.

عملکرد نه‌چندان ایده‌آل مشخصه ردیاب خواب

گلکسی واچ اکتیو 2 همانند نخستین نسل گلکسی واچ اکتیو وضعیت خواب شما را رصد نموده و با انجام این‌کار، باتری گجت پوشیدنی شما نیز سریعا تخلیه نخواهد شد. به منظور بررسی عملکرد این مشخصه، گلکسی واچ اکتیو 2 برای مدت 1 هفته و هنگام خوابیدن مورد استفاده قرار گرفت و اطلاعات مربوط به زمان بیداری، خواب سبک و خواب عمیق همگی به اندازه داده‌های ثبت شده در بخش ردیاب خواب دستبند Fitbit جالب‌توجه بودند.

متاسفانه عملکرد مشخصه داخلی ردیاب خواب به اندازه موردانتظار دقیق نیست. در یک سناریو، با وجود به خواب رفتن کاربر پیش از نیمه‌شب، گجت زمان خوابیدن وی را پس از ساعت 3 بامداد اعلام کرد و دلیل اعلام چنین تاخیری توسط ساعت روشن نیست. در سناریویی دیگر و هنگام عصر، ساعت در حالت شبانه تنظیم شد و نمایشگر همواره روشن آن نیز به حالت خاموش در آمد. سپس دستگاه به مچ دست بسته شد. صبح روز بعد، اطلاعات نمایش داده شده در ویجت خواب به‌نوبه‌خود دقیق بود؛ اما همگام سازی این داده‌ها با اپلیکیشن Samsung Health مقدور نبود.

با اعمال برخی تنظیمات مناسب، مشخصه ردیاب خواب گلکسی واچ اکتیو 2 احتمالا به ابزار مفیدتری تبدیل خواهد شد. در حال حاضر این گجت در رتبه‌ای پایین‌تر از دستبندهای Versa 2 و Charge 3 برند فیت‌بیت قرار دارد؛ اما در مقایسه با اپل واچ (که فاقد مشخصه ردیاب خواب است) و ساعت‌های مجهز به سیستم‌عامل Wear OS گوگل از وضعیت مناسب‌تری برخوردار است. دستگاه‌های مبتنی بر Wear OS قادر به دریافت اطلاعات از اپلیکیشن‌های ردیاب خواب متفرقه هستند؛ اما در زمینه ردیابی مستقل وضعیت خواب کاربر، ناتوان ظاهر می‌شوند.

شارژدهی باتری متوسط برای یک اسمار‌ت‌واچ

با یک نوبت شارژ مدل بلوتوثی گلکسی واچ اکتیو 2، این گجت برای مدت حدودا 2.5 روز قابل استفاده خواهد بود. در صورت استفاده از مشخصه‌های ردیاب فعالیت و نمایشگر همیشه روشن این زمان به‌ترتیب به 48 و 24 ساعت تقلیل خواهد یافت. بنابراین شارژدهی باتری در مقایسه با اپل واچ سری 5 اندکی طولانی‌تر خواهد بود. شارژدهی اسمارت‌واچ اپل در حالت نمایشگر همیشه روشن حدودا برابر با 18 ساعت است. سامسونگ ادعا کرده که ورژن LTE بسته به سایز ساعت خریداری شده توسط شما، با یک نوبت شارژ بین 24 تا 36 ساعت دوام خواهد آورد.

فعالیت دویدن از طریق فعال‌سازی GPS داخلی و با دقتی بالا مورد بررسی قرار گرفت؛ اقدامی که بر میزان مصرف شارژ باتری تاثیر به‌سزایی دارد. به‌دنبال فعالیت 40 دقیقه‌ای در این‌حالت، شارژ باتری از 40 درصد به 15 درصد رسید.

با این‌حال در صورت اهمیت فوق‌العاده طول عمر باتری برای کاربر، وی قادر به کنترل کلیه فاکتورهای فوق خواهد بود. بدیهی است که نمایشگر همیشه روشن و برخی امکانات مرتبط با ردیابی فعالیت‌ها در تخلیه سریع شارژ باتری موثر هستند و بهره‌گیری از آن‌ها نیز چندان ضروری به‌نظر نمی‌رسد.

با این‌حال سرعت شارژ باتری ساعت کمی پایین‌تر از حدانتظار است. اتصال 30 دقیقه‌ای ساعت به شارژر، میزان شارژ آن‌را تنها 39 درصد افزایش می‌دهد و شارژ کامل باتری حدودا 1.5 ساعت زمان خواهد برد. در صورت استفاده از شارژ شبانه، چنین وضعیتی مناسب به‌نظر می‌رسد؛ اما برای شارژ سریع ساعت در اوقات صبح و پیش از آغاز فعالیت چندان ایده‌آل نیست.

عملکرد محدود اما روبه پیشرفت Tizen OS و اپلیکیشن‌های آن

اپ استور سیستم‌عامل تایزن سامسونگ از تنوع گزینه‌ای محدودتر نسبت به اپل واچ برخوردار است؛ با این‌حال سامسونگ بر روی ارتقاء کارآیی اپلیکیشن‌های خود کار می‌کند. گلکسی واچ اکتیو 2 با پشتیبانی از سرویس توئیتر امکان ارسال مستقیم توئیت، لایک کردن و ری‌توئیت را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. بعلاوه کاربران قادر به تماشای کلیپ‌های یوتیوب خواهند بود. متاسفانه هیچ‌کدام از موارد فوق در رده موارد کاربری ایده‌آل برای یک اسمارت‌واچ قرار نمی‌گیرند. تماشای کلیپ‌های یوتیوب بر روی نمایشگر کوچک ساعت عملا بی‌معنا است و نوشتن توئیت یا گردش در شبکه اجتماعی توئیتر با استفاده از یک ابزار پوشیدنی نیز احتمالا چندان عملی نخواهد بود. برخی اپلیکیشن‌ها نظیر نقشه، پیام‌رسان و تناسب‌اندام از جمله موارد ایده‌آل برای اسمارت‌واچ‌ها به‌شمار می‌روند و سامسونگ در واقع بر 2 مقوله نه‌چندان کاربردی تکیه کرده است.

اما Tizen OS دربردارنده برخی اسامی بزرگ و مفید شامل اسپاتیفای است که از قابلیت ذخیره‌سازی آفلاین موسیقی برای مشترکین ویژه پشتیبانی می‌کند (این مشخصه منحصرا در اختیار سامسونگ بوده و Wear OS و اپل واچ از آن بی‌بهره هستند). بعلاوه این سیستم‌عامل از اپلیکیشن‌های سلامت و تناسب‌اندام Strava و Under Armour شامل MapMyRun، MyFitnessPal و Endomondoبرخوردار است. نسخه ویژه‌ای از گلکسی واچ اکتیو 2 موسوم به Under Armour Edition نیز در آینده‌ای نزدیک و با قیمت‌گذاری 309 دلاری عرضه خواهد شد.

جمع‌بندی

سامسونگ گلکسی واچ اکتیو 2 کلیه ساعت‌های مبتنی بر Wear OS را به حاشیه خواهد راند. بعلاوه این گجت ثابت می‌کند که غول کره‌ای به‌دنبال رقابت و پیشی گرفتن از اپل است. سری گلکسی واچ با برخورداری از شارژدهی طولانی‌تر باتری، امکانات کاربردی و موردتایید موسسه FDA در حوزه سلامت، اپلیکیشن‌های مشهور بیش‌تر و ردیابی خواب با کیفیتی در حد و اندازه دستبند فیت‌بیت در واقع گجت اپلی را به چالش خواهد کشید.

در حال حاضر سامسونگ کماکان پشت سر اپل حرکت می‌کند؛ اما حداقل می‌توان گفت که غول کره‌ای تمام تلاش خود را به‌کار بسته است. بنابراین چنان‌چه به‌دنبال یک اسمارت‌واچ اندرویدی هستید؛ در این‌صورت گلکسی واچ اکتیو 2 یکی از گزینه‌های ارزشمند برای خرید محسوب می‌شود.

نوشته بررسی اولیه سامسونگ گلکسی واچ اکتیو 2: یک رقیب واقعی برای اپل واچ اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.