آیا فضا انسان را پیر می‌کند؟ ناسا به کمک برادران دوقلو به دنبال جواب است

nasa-see-if-space-ages-human-body

ناسا ایده جالبی را اجرا کرده است. این سازمان دو برادر دوقلو را تحت نظر گرفته است؛ یکی از این دو برادر برای حدود یک سال در فضا مشغول انجام ماموریتی خاص بوده و برادر دیگر تمام این زمان را بر روی زمین سپری کرده است. نتیجه این تحقیق نشان داده است که اکثر تغییراتی که در فضا بر سر بدن انسان رخ می‌دهند دائمی نیستند. اسکات کلی که از ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ را در ایستگاه فضایی بین‌المللی مشغول به کار بوده است، تغییرات فیزیکی و ژنتیکی فراوانی را تجربه کرده است؛ تغییراتی که برادر و فضانورد همراهش یعنی مارک کلی که زودتر از اسکات به زمین بازگشت، هیچ کدام را تجربه نکرده است.

اما وقتی اسکات کلی به زمین بازگشت، بدن او به مرور به حالت طبیعی خودش برگشت. البته هنوز برخی از این تاثیرات در بدن اسکات دیده می‌شود و همین برای دانشمندان چالش‌هایی را به وجود آورده است؛ دانشمندانی که به فکر سفرهای فضایی طولانی‌تر مثل سفر به مریخ هستند.

استیو پلاتس، معاون دانش پژوهان برنامه تحقیقات انسانی ناسا در کنفرانسی که روز پنج‌شنبه در رابطه با نتیجه این تحقیقات توسط خود ناسا برگزار شد در این مورد گفت “پس از بررسی تغییراتی که در اسکات ایجاد شده است، مشخص شد که اکثر این تغییرات بعد از این‌که او به زمین برگشت در مدت خیلی کوتاهی به حالت طبیعی خود بازگشته‌اند.” نتیجه کامل این تحقیقات روز پنج‌شنبه در مجله ساینس منتشر گردید.

ناسا متوجه شد که تلومرهای اسکات به خاطر ماندن در فضا دراز‌تر شده‌اند. تلومرها که در واقع پایانه‌های فیزیکی کروموزم‌های خطی در بدن انسان هستند، متناسب با افزایش سن کوتاه‌تر می‌شوند. این یافته، دانشمندان برنامه تحقیقات انسانی ناسا را شگفت زده کرد، چون از تلومرها به عنوان ابزاری برای سنجش عمر انسان استفاده می‌کنند. اهالی علم در حال حاضر از تطویل تلومرها به عنوان راهی برای معکوس کردن روند پیر شدن و همین‌طور درمان سرطان کمک می‌گیرند. آن‌ها هنوز نمی‌دانند تلومرهای برادران کلی که مدتی را در فضا به سر برده‌اند، به چه علتی طولانی‌تر شده‌اند و مشتاق یافتن پاسخی برای این معما هستند.

یکی دیگر از یافته‌های شگفت انگیز این تحقیق این بود که پس از بازگشت کلی از فضا به زمین، تلومرهای او کوچک‌تر گردیدند و حتی کوتاه‌تر از زمان پیش از سفر به فضا شدند. تلومرهای کوچک‌تر نشانه‌ای از پیری و بیماری هستند. سوزان بیلی، یکی از نویسندگان نتایج این تحقیق، می‌گوید که این اولین بار است که در طی یک تحقیق، طول تلومرهای فضانوردها سنجیده می‌شود.

تغییرات فیزیکی و روانی هم در میان بوده‌اند. یک سال در فضا بودن سبب شده است که شریان کاروتید و شبکیه اسکات کلی تا حدی ضخیم‌تر شود و در نتیجه بینایی او ضعیف‌تر گردیده است. چنین آثاری در سفرهای فضایی طبیعی قلمداد می‌شوند. اسکات می‌گوید که هر بار از خواب بیدار می‌شود، پاهایش “مثل هندوانه باد می‌کنند.” بعلاوه تغییراتی هم در رفتار میکروب‌های روده و حالات ژنتیکی به ثبت رسیده است. پس از ماندن در زمین، اکثر این تحولات به مرور به شکل طبیعی خود برگشته‌اند، ولی هنوز برخی صدمات به DNA همچنان باقی مانده‌اند. توانایی‌های شناختی اسکات هم پس از یک سال ماندن در فضا کمی کاهش یافته است، تغییری که حتی شش ماه پس از رسیدن او به زمین همچنان باقی مانده است. کلی یک بار در فضا واکسن آنفولانزا زده است و بدنش دقیقا همان واکنشی را نشان داد که در روی زمین از خودش باید نشان بدهد. این موضوع ثابت کرد که سیستم ایمنی بدن در فضا هیچ تغییر عملکردی ندارد.

دانشمندان معتقدند که این تحقیق می‌تواند نقاط کور علمی در زمینه تاثیر سفرهای فضایی بر روی بدن انسان را روشن نماید. ضمنا این مشاهدات به ما در درک واکنش‌های بدن به دیگر عوامل همچون بیماری‌ها یاری می‌رساند. جیم فوگتری، محقق ارشد برنامه تحقیقات انسانی ناسا در این مورد می‌گوید “تحقیقات صورت گرفته روی این دو برادر دوقلو به طور واضح و موشکافانه ما را با انعطاف پذیری و استحکام بدن افرادی که با محیط سفرهای فضایی سازگار شده‌اند، آشنا می‌کند.”

نوشته آیا فضا انسان را پیر می‌کند؟ ناسا به کمک برادران دوقلو به دنبال جواب است اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.

جهان بدون ستاره‌ها چگونه خواهد بود؟

جهان بدون ستاره‌ها چگونه خواهد بود؟

آیا تاکنون به این موضوع اندیشیده‌اید که در صورت وجود نداشتن ستاره‌ها جهان چگونه خواهد بود؟ نخستین ستاره که باید درباره آن فکر کنیم، همین خورشید خودمان است. اگر ستاره‌ها نباشند، خورشید هم نخواهد بود بنابراین زندگی هم در زمین ما وجود نخواهد داشت. اگر شما در چنین فضای بدون نور و کاملا سردی قرار بگیرید، چه حسی خواهید داشت؟ البته در آن صورت، هیچ موجود زنده‌ای پا به عرصه حیات نخواهد گذاشت!

اجازه دهید سؤالمان را طور دیگری بپرسیم: اگر هیچ ستاره‌ای در دید ما انسان‌ها قرار نداشته باشد چطور؟ در آن صورت همچنان خورشید و سایر سیاره‌ها وجود دارند اما هیچ ستاره‌ای در آن‌سوی منظومه شمسی قابل‌دیدن نخواهد بود. علت این امر این است که پیرامون ما با ابرهای عظیمی از تاریکی احاطه شده‌اند. این ابرها «سحابی» نام دارند که از غبار و گاز تشکیل شده‌اند و دائما در حال فعالیت هستند تا با به هم آمیختن، ستاره‌های جدیدی را به وجود بیاورند. آنها می‌توانند روشن باشند اما واقعیت آن است که ابری از غبار فضایی، آن‌قدر حجیم و سرد هست که بتواند جلوی گذر کردن نور را بگیرد.


بگذارید این‌گونه فرض کنیم که خورشید ما به‌صورت عادی رشد پیدا نموده اما منظومه شمسی، در دل یک سحابی تاریک قرار گرفته است. همان‌گونه که حیات بر روی «زمین سحابی» در حال گسترش است، منظومه شمسی به یک توده ابر از گرد و غبار تبدیل‌شده و ستاره‌ها رو به تاریکی بروند. ابرهای گرد و غبار حجیم‌تر شده و آسمان شب به سمت تاریکی پیش می‌رود تا آن زمان که مانند روز اول، تاریکی محض بر آن حکم‌فرما شود. ممکن است تنها لکه‌های قرمز رنگی که از ستاره‌ها به جای مانده‌اند، در میان سحابی‌ها در آسمان شب مشخص باشند. هر چه انسان‌ها تلاش کنند، چیزی جز تاریکی و سیاره‌های تاریک نمی‌بینند.

در «زمین سحابی»، خبری از تکنولوژی نخواهد بود. در طول تاریخ، ما انسان‌ها از ستاره‌ها برای تنظیم کردن تقویم، مکان‌یابی، شناختن شرایط مناسب برای کشاورزی و حتی توسعه علم به‌ویژه فیزیک استفاده کرده‌ایم. توانایی پیش‌بینی حرکت و رفتار ستاره‌ها، منبع خوبی برای کشیش‌های مصر باستان بوده تا با استفاده از این ابزار، افراد را به ساختن اهرام وادار کنند.

البته پیش‌بینی میزان تأثیر محدودیت‌های تکنولوژیک، کمی سخت است بنابراین اجازه دهید تا تنها بر روی یک موضوع تمرکز کنیم: جهت‌یابی از طریق آسمان.


در چنین زمینی، ملوانان می‌توانند در دریاها گشت زنی کنند اما تنها به‌شرط آن‌که در نزدیکی ساحل باقی بمانند. شناختن مسیر پیش رو با استفاده از شاخص آفتاب و قطب‌نما کار آسانی است اما در شب‌هنگام و بدون وجود ستاره‌های شاخص در آسمان، جهت یابی امری تقریبا غیرممکن خواهد بود. هنگام دور شدن از ساحل و نبود دید به خشکی، کار سخت‌تر شده و حتی یک طوفان کوچک هم می‌تواند جهت شما را تغییر داده و دریانوردان را دچار سردرگمی کند. حرکت در دریای آزاد اما از این هم مشکل‌تر خواهد بود، چراکه مسافران دریایی هر روز راه را گم کرده و بیش‌ازپیش در وضعیت خود دچار اشتباه می‌شوند.

بدون وجود این ابزار راهنما، تمامی سفرها بر روی زمین رخ نمی‌دادند. در آن صورت احتمالا قاره‌های استرالیا، آمریکا و گرینلند، برای همیشه ناشناخته باقی می‌ماندند. به‌علاوه جزایر دیگری چون نیوزیلند، هاوایی و ایسلند که از طریق جهت‌یابی آسمانی کشف شده‌اند، خالی از انسان می‌بودند. حتی اگر کسی با کشتی به این جزایر می‌رسید، هرگز نمی‌توانستند مسیر بازگشت خود به خانه را بیابند.

با نبود سفرهای دریایی، وضعیت «زمان سحابی» ازنظر وضعیت سیاسی هم بسیار متفاوت از زمین کنونی می‌بود. توسعه اروپا متوقف می‌شد. قبایل آزتک و اینکا، از پیشرفته‌ترین تمدن‌های قاره آمریکا، به قدرتی بلامنازع در غرب تبدیل می‌شدند. کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا و انگلیس که از طریق اقیانوس اطلس دست به کشورگشایی و استعمار زدند، هیچ‌گاه موفق به خروج از قاره اروپا نمی‌شدند و کشورهایی چون هند و چین، به‌دست آنها استعمار نشده و استقلال خود را از دست نمی‌دادند.

این همان جایی است که «زمین سحابی» ازنظر سیاسی بسیار جذاب می‌شد. بدون جهت یابی دریایی، تجارت از طریق دریا هم وجود نداشت. کشتی‌های تجاری کوچک در دریای مدیترانه، تجارت بین اروپا و خاورمیانه را ممکن می‌کردند اما بهترین روش برای تجارت جهانی، جاده ابریشمی است که از استانبول در ترکیه شروع شده و با عبور از خاورمیانه و کشور ایران، به هند و چین می‌رسد.

در زمین واقعی، برای چندین هزار سال، کاروان‌ها از جاده ابریشمی عبور کرده و به تجارت ابریشم، سنگ‌های قیمتی و ادویه‌جات مشغول بودند. اما در زمین سحابی، این جاده شاید به تنها مسیر موجود برای تجارت تبدیل می‌شد. کشورهایی که بخشی از این جاده را کنترل می‌کردند، به‌زودی به ثروت قابل‌توجهی می‌رسیدند اما از سوی دیگر، جاده ابریشم محل خوبی برای راهزنان می‌بود تا دست به خشونت بزنند و بخش بزرگی از این مسیر هم لم‌یزرع شده و نمی‌توانست استفاده دیگری داشته باشد. قدرت‌های اصلی در این جاده برای هزاران سال، یونان، عثمانی یا ترکیه، چین، مغولستان، ایران، سکایی‌ها و سایر ملت‌های حاضر در آسیای میانه بودند.

همان‌گونه که در دنیای واقعی رخ داد، همه چیز به‌دست امپراتوری‌های قدرتمند هند و چین می‌افتاد تا از طریق کشورهای اسلامی و آسیای میانه، با اروپای تضعیف‌شده تجارت کنند. در آن زمان روسیه در حال پیروزی بر ملت‌های مسیر باختر بودند و در سال‌های 1689 و 1727، قراردادهایی را با چین به امضا رساندند که به تجارت در سرزمین‌های این دو امپراتوری مربوط می‌شد. در این قرارداد آمده که تجارت در این دو کشور، به کنترل خودشان درخواهد آمد.

علت وجود اختلاف در میان کشورها در طول تاریخ همین است. قرارداد بین روسیه و چین، اقتصاد کشورهای آسیای میانه را فلج کرد و این کشورها برای خروج از این وضعیت، تصمیم به تجارت با سایر نقاط جهان از طریق دریا و هند که مستعمره انگلیس بود، گرفتند. پس از این اتفاق، تجارت در جاده ابریشم با افت شدیدی روبه‌رو شد که درنهایت به تضعیف اقتصاد چین و روسیه انجامید. اما در زمین سحابی، راهی برای تجارت از طریق دریا وجود نداشت و به دلیل بسته شدن جاده ابریشم، اروپایی‌ها نمی‌توانستند آسیب‌های واردشده به اقتصاد خود را جبران کنند. هیچ منطقه ساحلی و بندری هم برای رسیدن به شرق وجود نداشت. مزارع شکر در کارائیب به‌وجود نمی‌آمدند و دست‌یازی اروپایی‌ها به معادن طلا و الماس و حتی تجارت برده در اقیانوس اطلس به واقعیت تبدیل نمی‌شد.

احتمالا روسیه به قدرتی یکه تاز در اروپای ضعیف تبدیل می‌شد. فارغ از اروپا، چین هم به کشورگشایی خود در ژاپن و جنوب آسیا ادامه می‌داد تا تجارت ادویه را به دست بگیرد و حتی پس‌ از آن، به استعمار استرالیا هم می‌اندیشید. به‌علاوه هند هم روزبه‌روز قوی‌تر و ثروتمندتر می‌شد و کشورهای دیگر می‌کوشیدند تا از کنار قرارداد بین چین و روسیه، به‌سلامت عبور کنند. در زمین سحابی با ورود به قرن بیستم، غرب و شمال اروپا ازنظر فرهنگی و اقتصادی و در زیر آسمان تاریک شب، همچنان فقیر می‌ماندند. از سوی دیگر، آتش هیچ جنگ جهانی از سوی اروپایی‌ها برافروخته نمی‌شد اما چین، هند و روسیه در همان جایگاه قدرت‌های جهانی باقی می‌ماندند. همچنین امکان داشت که آفریقا، سومالی و اتیوپی به یک هاب بزرگ برای تجارت در خشکی بین اروپا و هند تبدیل شوند و در آن‌سوی اقیانوس‌ها، آمریکا همچنان در انتظار ارتباط با مردمی از یک دنیای قدیمی می‌ماند.

نوشته جهان بدون ستاره‌ها چگونه خواهد بود؟ اولین بار در پدیدار شد.

تحقیقات جدید نشان می‌دهند که صحبت کردن با ربات‌ها، می‌تواند منجر به افزایش رضایت شما از زندگی‌تان شود

تحقیقات جدید نشان می‌دهند که صحبت کردن با ربات‌ها، می‌تواند منجر به افزایش رضایت شما از زندگی‌تان شود

در روزگار حاضر، ربات‌ها روزبه‌روز در حال پیشرفت هستند. هدف اصلی از ساخت ربات، کمک به انسان‌ها است. به‌عنوان مثال آنها می‌توانند در ارسال غذا و حتی مرتب نمودن لباس‌ها به ما کمک کنند. محققان همچنین در حال کار بر روی ربات‌هایی هستند که توانایی انتقال و یا ایجاد احساسات را برای بشر دارند.

محققان دانشگاه NorthWestern می‌خواهند ربات‌هایی را طراحی کنند که در مواقع نیاز به احساس، به افراد یاری برسانند. به نظر آنها، وجود یک ربات با این ویژگی برای هر شخصی ضروری است. ناگفته نماند که ایجاد رابطه با ربات، هدف بعدی محققین است!

بله درست متوجه شدید. در نتایج مطالعه‌ای که اخیرا انجام شده، دانشمندان قصد ایجاد الگوریتم‌هایی برای تماس آنلاین در سایت‌های مخصوص را دارند. آنها از مخاطبان خواستند که تجربه‌های مثبت خود را با Travis (ربات 11 اینچی) درمیان بگذارند. Travis در مقابل، به‌تناسب رفتار آنها واکنش نشان می‌داد.

پس‌ازآن، مخاطبان خود را به Travis معرفی کرده و از ویژگی‌های بارز خود برای او صحبت کردند. بعد از این مرحله، Travis افراد مناسب و نامناسب برای دوستی و حتی ازدواج را شناسایی کرد.

سرانجام محققین قصد داشتند تا از تغییر رفتار انسان‌ها در برابر ربات مطلع شوند. نتیجه دیگر این مشاهده این بود که دانشمندان دریافتند انسان‌ها گاهی برای تسلی و دلداری همنوعان خود، به‌مانند این ربات، احساسات خود را کاملا به کار می‌گیرند.


این رابطه متقابل بین انسان و ربات، شاید موضوع جدیدی به نظر برسد اما نتیجه سال‌ها تحقیق و تلاش بوده است. در سال 1966 دانشمند دانشگاه ام‌آی‌تی، جوزف وزنبام، نخستین بار چت‌باتی به نام ELIZA معرفی نمود که می‌توانست به‌عنوان یک روانشناس، با ارائه راهکارهایی به درمان بیماران بپردازد.

به‌تازگی در اروپا، بحثی به راه افتاده که قوانین خاص و حتی امکان برقراری رابطه جنسی با انسان‌ها را از حقوق ربات‌ها می‌خواند. البته کمپینی هم برای مقابله با این موضوع به راه افتاده است.

مطالعه رفتار متقابل انسان و ربات می‌تواند باعث بهبود کارایی ربات‌ها برای به عهده گرفتن امور مانند انجام درخواست‌های مشتریان شود. البته بعید به نظر می‌رسد که انسان‌ها تمایلی به برقراری رابطه با ربات‌ها در موقع کشمکش‌های احساسی داشته باشند. شاید در آینده نزدیک، شاهد حضور ربات‌ها در زندگی روزمره خود باشیم.

باید در نظر داشته باشیم که بسیاری از افراد، صحبت و درد دل کردن با حیوان خانگی خود را حتی به صمیمی‌ترین دوست خود ترجیح می‌دهند. بنابراین می‌توان انتظار هر اتفاقی را در آینده داشت.

نوشته تحقیقات جدید نشان می‌دهند که صحبت کردن با ربات‌ها، می‌تواند منجر به افزایش رضایت شما از زندگی‌تان شود اولین بار در پدیدار شد.

تحقیقات جدید نشان می‌دهند که صحبت کردن با ربات‌ها، می‌تواند منجر به افزایش رضایت شما از زندگی‌تان شود

تحقیقات جدید نشان می‌دهند که صحبت کردن با ربات‌ها، می‌تواند منجر به افزایش رضایت شما از زندگی‌تان شود

در روزگار حاضر، ربات‌ها روزبه‌روز در حال پیشرفت هستند. هدف اصلی از ساخت ربات، کمک به انسان‌ها است. به‌عنوان مثال آنها می‌توانند در ارسال غذا و حتی مرتب نمودن لباس‌ها به ما کمک کنند. محققان همچنین در حال کار بر روی ربات‌هایی هستند که توانایی انتقال و یا ایجاد احساسات را برای بشر دارند.

محققان دانشگاه NorthWestern می‌خواهند ربات‌هایی را طراحی کنند که در مواقع نیاز به احساس، به افراد یاری برسانند. به نظر آنها، وجود یک ربات با این ویژگی برای هر شخصی ضروری است. ناگفته نماند که ایجاد رابطه با ربات، هدف بعدی محققین است!

بله درست متوجه شدید. در نتایج مطالعه‌ای که اخیرا انجام شده، دانشمندان قصد ایجاد الگوریتم‌هایی برای تماس آنلاین در سایت‌های مخصوص را دارند. آنها از مخاطبان خواستند که تجربه‌های مثبت خود را با Travis (ربات 11 اینچی) درمیان بگذارند. Travis در مقابل، به‌تناسب رفتار آنها واکنش نشان می‌داد.

پس‌ازآن، مخاطبان خود را به Travis معرفی کرده و از ویژگی‌های بارز خود برای او صحبت کردند. بعد از این مرحله، Travis افراد مناسب و نامناسب برای دوستی و حتی ازدواج را شناسایی کرد.

سرانجام محققین قصد داشتند تا از تغییر رفتار انسان‌ها در برابر ربات مطلع شوند. نتیجه دیگر این مشاهده این بود که دانشمندان دریافتند انسان‌ها گاهی برای تسلی و دلداری همنوعان خود، به‌مانند این ربات، احساسات خود را کاملا به کار می‌گیرند.


این رابطه متقابل بین انسان و ربات، شاید موضوع جدیدی به نظر برسد اما نتیجه سال‌ها تحقیق و تلاش بوده است. در سال 1966 دانشمند دانشگاه ام‌آی‌تی، جوزف وزنبام، نخستین بار چت‌باتی به نام ELIZA معرفی نمود که می‌توانست به‌عنوان یک روانشناس، با ارائه راهکارهایی به درمان بیماران بپردازد.

به‌تازگی در اروپا، بحثی به راه افتاده که قوانین خاص و حتی امکان برقراری رابطه جنسی با انسان‌ها را از حقوق ربات‌ها می‌خواند. البته کمپینی هم برای مقابله با این موضوع به راه افتاده است.

مطالعه رفتار متقابل انسان و ربات می‌تواند باعث بهبود کارایی ربات‌ها برای به عهده گرفتن امور مانند انجام درخواست‌های مشتریان شود. البته بعید به نظر می‌رسد که انسان‌ها تمایلی به برقراری رابطه با ربات‌ها در موقع کشمکش‌های احساسی داشته باشند. شاید در آینده نزدیک، شاهد حضور ربات‌ها در زندگی روزمره خود باشیم.

باید در نظر داشته باشیم که بسیاری از افراد، صحبت و درد دل کردن با حیوان خانگی خود را حتی به صمیمی‌ترین دوست خود ترجیح می‌دهند. بنابراین می‌توان انتظار هر اتفاقی را در آینده داشت.

نوشته تحقیقات جدید نشان می‌دهند که صحبت کردن با ربات‌ها، می‌تواند منجر به افزایش رضایت شما از زندگی‌تان شود اولین بار در پدیدار شد.

آیا نور هم مانند تاریکی دارای سرعت است؟!

آیا به‌مانند نور تاریکی هم سرعت دارد؟!

مدت‌ها قبل، دانشمندان کشف کردند که نور با سرعت تقریبی 300 هزار کیلومتر بر ثانیه حرکت می‌کند. می‌توان از وجود مشخصه حرکت در نور، این‌طور استنباط کرد که تاریکی هم دارای سرعت است، البته این استنباط لزوما درست نیست. ارائه تعریفی برای سرعت تاریکی، بستگی به تعریف ما از خود آن دارد.

بر اساس گفته «نیل دگراس تایسون»، اخترفیزیک‌دان آمریکایی، تاریکی عبارت است از عدم حضور نور؛ بنابراین نمی‌توان سرعتی برای تاریکی در نظر گرفت. به نظر او، ایده قائل شدن حرکت برای تاریکی، چیزی بیش از یک استعاره شاعرانه نبوده و در مباحث علمی هم جایگاهی ندارد.

اگر مفهوم تاریکی را کمی بسط دهیم، در این صورت می‌توان گفت که تاریکی دارای حرکت و درنتیجه سرعت است. یک نقطه تاریک را در یک اتاق تاریک در نظر بگیرید، این نقطه می‌تواند از قرار دادن یک مانع، در برابر منبع نور به وجود بیاید. گرچه این نقطه نمی‌تواند نشان مشخصی برای تاریکی باشد، اما با سرعتی مشابه با نور منتشرشده از منبع نور، حرکت می‌کند. این بدان معنی است که سرعت انتشار تاریکی، دقیقا برابر با سرعت ناپدید شدن نور است. بنابراین می‌توان این دو را هم‌اندازه دانست.

اجازه دهید بحث را طور دیگری بیان کرده و درباره ماده تاریک صحبت کنیم. این انرژی مرموز، نزدیک به 80 درصد از جرم جهان هستی را تشکیل می‌دهد. طبق نتایج تحقیقی در سال 2013، ماده تاریک سرعتی برابر با 54 متر در ثانیه داشته که در مقابل سرعت نور، رقم ناچیزی است. این تنها یک نظریه بوده و ماده تاریک در حال حاضر حرکتی نداشته و به تشکیل «هاله‌های ماده تاریک» مشغول است. هاله کهکشانی به مناطق کروی شامل کهکشان‌های فردی که عمدتا از ماده تاریک تشکیل‌شده اطلاق می‌شود. طبق مطالعات حدس زده می‌شود که هاله‌های ماده تاریک در ابعاد منظومه شمسی اما با جرمی در حدود جرم زمین، اولین اجسام تشکیل‌شده پس از انفجار بزرگ بوده‌اند. سرعت 54 متر بر ثانیه همان سرعت ماده تاریک به هنگام وقوع بیگ بنگ است و اگر ماده تاریک بازهم در حرکت باشد، همچنان با همین سرعت حرکت می‌کند.


در نهایت در نظر داشته باشید که اگر تاریکی را به سیاه‌چاله تعبیر کنیم، که کاملا عاری از نور است، اوضاع طور دیگری رقم می‌خورد. در سال 2013 تحقیقات نشان داد که یک سیاهچاله عظیم، طولی برابر با 3.2 میلیون کیلومتر دارد و با سرعتی برابر با 84 درصد سرعت نور در حال گردش است.

بنابراین پاسخ به این پرسش کمی دشوار است؛ هم آری هم نه! علم ناچیز ما هنوز نمی‌تواند پاسخی دقیق ارایه کند.

نوشته آیا نور هم مانند تاریکی دارای سرعت است؟! اولین بار در پدیدار شد.

آیا نور هم مانند تاریکی دارای سرعت است؟!

آیا به‌مانند نور تاریکی هم سرعت دارد؟!

مدت‌ها قبل، دانشمندان کشف کردند که نور با سرعت تقریبی 300 هزار کیلومتر بر ثانیه حرکت می‌کند. می‌توان از وجود مشخصه حرکت در نور، این‌طور استنباط کرد که تاریکی هم دارای سرعت است، البته این استنباط لزوما درست نیست. ارائه تعریفی برای سرعت تاریکی، بستگی به تعریف ما از خود آن دارد.

بر اساس گفته «نیل دگراس تایسون»، اخترفیزیک‌دان آمریکایی، تاریکی عبارت است از عدم حضور نور؛ بنابراین نمی‌توان سرعتی برای تاریکی در نظر گرفت. به نظر او، ایده قائل شدن حرکت برای تاریکی، چیزی بیش از یک استعاره شاعرانه نبوده و در مباحث علمی هم جایگاهی ندارد.

اگر مفهوم تاریکی را کمی بسط دهیم، در این صورت می‌توان گفت که تاریکی دارای حرکت و درنتیجه سرعت است. یک نقطه تاریک را در یک اتاق تاریک در نظر بگیرید، این نقطه می‌تواند از قرار دادن یک مانع، در برابر منبع نور به وجود بیاید. گرچه این نقطه نمی‌تواند نشان مشخصی برای تاریکی باشد، اما با سرعتی مشابه با نور منتشرشده از منبع نور، حرکت می‌کند. این بدان معنی است که سرعت انتشار تاریکی، دقیقا برابر با سرعت ناپدید شدن نور است. بنابراین می‌توان این دو را هم‌اندازه دانست.

اجازه دهید بحث را طور دیگری بیان کرده و درباره ماده تاریک صحبت کنیم. این انرژی مرموز، نزدیک به 80 درصد از جرم جهان هستی را تشکیل می‌دهد. طبق نتایج تحقیقی در سال 2013، ماده تاریک سرعتی برابر با 54 متر در ثانیه داشته که در مقابل سرعت نور، رقم ناچیزی است. این تنها یک نظریه بوده و ماده تاریک در حال حاضر حرکتی نداشته و به تشکیل «هاله‌های ماده تاریک» مشغول است. هاله کهکشانی به مناطق کروی شامل کهکشان‌های فردی که عمدتا از ماده تاریک تشکیل‌شده اطلاق می‌شود. طبق مطالعات حدس زده می‌شود که هاله‌های ماده تاریک در ابعاد منظومه شمسی اما با جرمی در حدود جرم زمین، اولین اجسام تشکیل‌شده پس از انفجار بزرگ بوده‌اند. سرعت 54 متر بر ثانیه همان سرعت ماده تاریک به هنگام وقوع بیگ بنگ است و اگر ماده تاریک بازهم در حرکت باشد، همچنان با همین سرعت حرکت می‌کند.


در نهایت در نظر داشته باشید که اگر تاریکی را به سیاه‌چاله تعبیر کنیم، که کاملا عاری از نور است، اوضاع طور دیگری رقم می‌خورد. در سال 2013 تحقیقات نشان داد که یک سیاهچاله عظیم، طولی برابر با 3.2 میلیون کیلومتر دارد و با سرعتی برابر با 84 درصد سرعت نور در حال گردش است.

بنابراین پاسخ به این پرسش کمی دشوار است؛ هم آری هم نه! علم ناچیز ما هنوز نمی‌تواند پاسخی دقیق ارایه کند.

نوشته آیا نور هم مانند تاریکی دارای سرعت است؟! اولین بار در پدیدار شد.

آیا واقعا نیوتن، در اثر اصابت سیب به سر خود به جاذبه زمین پی برده است؟!

آیا واقعاً آیساک نیوتن، با اصابت سیب به سر خود به جاذبه زمین پی برده است؟!

در سال 1966، زمانی که بیماری طاعون روزبه‌روز در حال گسترش در شهر لندن بود، و بسیاری از شهروندان برای پیش‌گیری از بیماری، تصمیم به خروج از شهر گرفتند، آیساک نیوتن هم به منزل وولستورپ (woolsthorpe) در روستای مادری خود رفت. هدف اصلی او در این سفر، تحقیق درباره گردش ماه به دور زمین بود اما در همین حال، وقتی در زیر درخت سیبی به استراحت می‌پرداخت، یک سیب از بالای درخت افتاده و به سر او برخورد کرد و درحالی‌که فریاد می‌زد: «من کشف کردم!» از راز جاذبه زمین مطلع شد.
داستانی که خواندید، دقیقا همان چیزی است که برای سالیان دراز در مدارس به دانش آموزان آموخته‌شده تا به حقیقت جاذبه زمین پی ببرند. اما آیا این داستان واقعیت دارد؟ باید بگوییم که ترک کردن لندن برای فرار از طاعون، و اقامت در خانه قدیمی که یک درخت سیب در آن بود، حقیقت دارد اما قطعا کشف واقعیت جاذبه زمین، نتیجه مدت‌ها تحقیق و تفکر بوده نه برخورد یک سیب با سر!

درحالی‌که نیوتن، در هیچ کجا از نوشته‌هایش، از داستان سیب سخن به میان نیاورده اما برخی از هم‌دانشگاهی‌هایش این موضوع را تأیید کرده‌اند. «ویلیام استاکلی» که در خانه وولستورپ به همراه نیوتن به استراحت و صرف چای می‌پرداخت، داستان مشابهی را نقل کرده است.

استاکلی که یکی از قدیمی‌ترین زندگینامه‌ها در مورد نیوتن را نوشته، از بحث با او پیرامون موضوع جاذبه می‌گوید، جایی که نیوتن به سیبی در آن نزدیکی اشاره می‌کرد. برای نیوتن سؤال بود که چرا سیب همیشه به سمت پایین می‌افتد درحالی‌که بعد از جدایی از روی شاخه، به اطراف و یا حتی به سمت بالا نمی‌رود. به نظر او، نیرویی از سوی زمین سیب را یه سمت خود جذب می‌کند، نیرویی که بعدها، توسط این دانشمند به نام «جاذبه» خوانده شد.

نیوتن به‌ویژه در سال‌های آخر عمر خود، علاقه زیادی به بیان داستان سیب داشت. به‌هرحال دانشمندان معتقدند که او کشف خود را تا حد ممکن ساده بیان کرده تا برای همه مردم قابل‌فهم باشد.

توصیف دقیق‌تری از کشف مهم او را می‌توان در میان سخنانی که در پایان عمر به زبان آورد جست‌وجو نمود: «نمی‌دانم که جهان مرا چه می‌داند، اما من خود را کودکی می‌بینم که در کنار ساحل سرگرم بازی است و گاه و بی‌گاه با یافتن سنگ‌ریزه‌ها و گوش‌ماهی‌های زیباتر از انتظار سر ذوق می‌آید؛ حال آن‌که اقیانوس وسیع حقیقت همچنان کشف نشده و پیش رویش گسترده است.»

نوشته آیا واقعا نیوتن، در اثر اصابت سیب به سر خود به جاذبه زمین پی برده است؟! اولین بار در پدیدار شد.

رمزگشایی ماده خیالیِ پاد ماده توسط دانشمندان علم فیزیک

دانشمندان مرکز تحقیقاتی سرن برای اولین بار درون پاد ماده را رمز گشایی کردند. پاد ماده چیزی بیش از یک مفهوم علمی تخیلی است که دانشمندان را در مسیر علم می راند. در واقع این ماده یک عضو واقعی و بسیار کوچک در عالم هستی است. در حالی که پاد ماده بسیار نادر است اما در شرایط مناسب می تواند وجود داشته باشد. اطلاعات در خصوص نحوه رفتار پاد ماده ابزار قدرتمندی در خصوص آزمایش مدل استاندارد در فیزیک ذرات که ما هم اکنون از آن برای درک بهتر نیرو هایی که در نحوه رفتار ذرات موثر هستند استفاده می کنیم، ارائه می کند.

پاد ماده نخستین بار در سال ۱۹۲۸ توسط فیزیکدان انگلیسی پاول دیراک پیش بینی شد. او پیشنهاد کرد که هر یک از ذرات ماده می بایست که پاد ماده مرتبط با خود داشته باشند. این پاد ماده ها در همه جوانب کاملا مشابه با  همتای ذره ای شان هستند به غیر از بار شان. به عنوان مثال، پاد ماده ی الکترون دارای بار منفی، آنتی الکترون بار مثبت که پازیترون نیز نام دارد می باشد. هنگامی که ماده و پاده رو به روی یکدیگر قرار می گیرند آن ها یک دیگر را نابود کرده و تنها یک انرژی را باقی می گذراند. انفجار بزرگ ( بیگ بنگ) می بایست تعداد برابری از ماده و ضد ماده به جای گذاشته باشد اما امروزه جهان ما توسط ماده احاطه شده است و مقدار بسیار کمی از پاد ماده باقی مانده است. درک این موضوع قدمی عظیم در درک بهتر منشا و تکامل جهان هستی می باشد. با این حال، پاد ماده ای که به صورت طبیعی به وجود می آید  اغلب به سرعت پس از رویارویی با ماده جهان از بین می رود. هم اینک، فیزیک دان های ذره ای هر از گاهی می توانند در مرکز کاهنده ضد پروتونی سرن به صورت موقت پاد ماده را برای تحقیقات تولید کنند، که همین موضوع منجر به رسیدن به دستاورد های نوینی در خصوص رفتار و مشخصه های پاد ماده شده است.

پادماده

در مقاله ای که اخیرا توسط Nature  منتشر شده است، بخش ALPHA مرکز سرن اخیران اعلام کرده است که موفق شده است خط طیفی اتم پاد هیدروژن را اندازه گیری کند. این نتیجه بدست آمده در اثر ۲۰ سال تحقیق و تلاش است و از طریق لیزری برای مشاهده انتقال اتمی ۱S-2S در پاد هیدروژن بدست آمده است. در محدودیت های آزمایش، نتایج بدست آمده توسط ALPHA این انتقال در هیدروژن و پادهیدروژن کاملا مشابه است، این شرایط در مدل استاندارد ذکر شده است. اگر این انتقال ها با یکدیگر متفاوت بودند، درک فعلی ما از علم فیزیک بهم میریخت.

انتقال ۱S-2S یکی از انتقال هاییست که در طیف هیدروژنی وجود دارد. هنگامی که الکترون ها توسط تابشی به نام “ریزش” از سوی درجات بالاتر انرژی در اتم به سمت درجات پایین تر انرژی ساتع می شود یک طیف ایجاد می شود. این پروسه در طول موج های دقیقی تولید انرژی می کند. هر یک از عناصر طیفی منحصر به خود تولید می کند که مانند اثر انگشتی برای هرکدام است. منجمان اغلب از این طیف ها برای تعیین ترکیب یک شی بر اساس نوری که تولید می کند استفاده می کنند.

برای دیدن انتقال ۱S-2S در پاد هیدروژن، تیم ALPHA نخست می بایست آنتی اتم تولید کرده و آن ها را پایدار نگه دارد که به هیچ وجه کار آسانی نبود. دستور العمل ALPHA برای ساخت پاد هیدروژن شامل ترکیب پلاسما های شامل پاد پروتون و پوزیترون ها بوده است که منجر به ساخت پاد هیدروژن شوند.  پاد اتم های حاصله  به صورت مغناطیسی به دام می افتند تا برای آزمایش استفاده شوند. از تعداد اولیه ۹۰ هزار پاد پروتون، محققان موفق شدند  ۲۵ هزار اتم آنتی هیدروژن تولید کنند و از میان  آن ها در هر مرحله تنها ۱۴ آنتی اتم به دام افتادند. با تاباندن نور به اتم های پاد هیدروژن توسط لیزر تا دقیقا همان مقدار انرژی لازم به آن منتقل شود تا انتقال صورت گیرد، محققان توانستند انتشار بدست آمده را مشاهده کنند تا در آن به دنبال تفاوت در قیاس با هیدروژن معمولی بگردند.

نتایج بدست آمده به همراه نتایجی که از دیگر آزمایش های انجام شده توسط ASACUSA و BASE انجام گرفتند نشان دهنده پیش رفت چشمگیر سرن در زمینه تحقیقات پاد ماده هستند.

آیا تا پیش از این، با مفهوم پاد ماده آشنا بوده اید؟ نظر خود را در باره این مطلب علمی با گویا آی تی در میان بگذارید و این مقاله را برای علاقمندان علم فیزیک و اختر فیزیک بر روی شبکه اجتماعی نشر دهید.

منبع:astronomy.com

مصایب آشپزی: وقتی که در آشپزخانه همه چیز در هم و برهم می‌شود

مصایب آشپزی: وقتی که در آشپزخانه همه چیز در هم و برهم می‌شود

پخت و پز مثل موشک هوا کردن سخت نیست، بلکه بسیار سخت تر است! چون موشک ها در مسیرشان به ماه، فاسد نمی شوند. پیش از روشن کردن گاز یا برداشتن کارد هم همه چیز در آشپزخانه در حال نابودی تدریجی است: قند در میوه ها و سبزیجات در حال فساد است، پروتئین پنیر و گوشت در حال فروپاشی است و اکسیژن هم همه چیز را از بوی خوش زیتون تا رنگ آواکادو را نابود می کند. اینها تازه فقط بخشی از مصایب آشپزی است.

هیچ راهی وجود ندارد که بتوان ترافیک تغییر قطرات امولسیون را در سس سفید اندازه گیری کرد. حتی بهترین سرآشپزان هم در دنیا هیچ از این مسئله سر در نمی آورند. هیچ کسی در برابر اشتباه کردن در آشپزخانه مصون نیست. ولی خب با دسته بندی کردن عوامل غیر مترقبه، می توان وقتی دستور غذا از راه می رسد عکس العمل نسبتاً سریع تری انجام داد. از یک سکسکه کوچک گرفته تا مصیبت های بزرگ تر از آن، همه اشتباهاتی که در آشپزخانه امکان ارتکاب آن وجود دارد در یکی از این سه دسته قرار می گیرند: دوباره کاری، امور فرعی و امور اصلی.

همه اشتباهات آشپزخانه ای و مصایب آشپزی ریشه در تغییرات ناخواسته ساختار مواد غذایی دارد. فرآیندهای معکوس چندان فرصت دوباره کاری در صورت اشتباه به ما نمی دهد. همان طور که طلا را می توان ذوب و آن را مجدداً جامد کرد، بستنی را هم می‌توان آب کرد و باز گذاشت یخ بزند، شکلات خام را می توان با چیزهای دیگر مخلوط کرد و مواد مختلف سس های روغنی را هم می توان باز از آن جدا کرد. در این موارد، فیزیک حافظه چندان طولانی مدت ندارد و باعث می شود بتوان به راحتی همه این مواد را از تخته آشپزخانه پاک کرد.

یک اشتباه را چندین بار می توان تصحیح کرد، مثلا برخی رستوران ها بستنی هایشان را دوباره فریز می کنند تا آن را تا جایی که می شود صاف و یک دست نگه دارند. دوباره کاری های فراوان در آشپزخانه بسیار کم هستند، ولی خب همیشه با مواد یکدست و این طور سهل الوصولی سر و کار نداریم. می توان قطرات سرگردان روغن را در عمق سس سفید دفن کرد؛ البته اگر این سس قصه ما، پر از پروتئین لذیذ تخم مرغی نبود که تن به این روغن نیالاید! و گره در گره خود را حفظ نکند.

بهترین آشپزها معمولا آنهایی هستند که حقه های زیادی را کشف کرده اند تا وقتی مشکلی لاجرم بروز می کند، بتوانند ماجرا را حل و فصل کنند. راه خوشمزه و خوردنی برای سفید کردن تخم مرغ یا جدا کردن سدیم و کلر از سس پرنمک وجود ندارد، ولی می توان ذهنمان را گول بزنیم و از همه این تغییرات ناخواسته چشم پوشی کنیم. کارهای فرعی راه حل هایی هستند که به ما اجازه می دهند به حواسمان دروغ بگوییم و به مزه مورد نظرمان برسیم. وقتی تخم مرغ ها قلوپ قلوپ از دل سس سفید زیادی گرمادیده سر بر می آورند، نمی شود پروتئین را از آن وسط برداشت و جدا کرد ولی می شود آنها را آن قدر هم زد تا زبان بی زبان گول بخورد و دیگر درشتی آن را حس نکند!

وقتی که نمک زیاد به سس پستو اضافه می کنید و همه ریحان را در آن خالی کرده اید، می‌ توان روغن بیش تری اضافه کرد که زبان را لیز کند و زبان فرصت این را پیدا نکند که نمک را حس کند. حس کردن طعم هزارتوی پیچیده ای از حواس را در گیر می کند و بهترین آشپزها معمولا آنهایی هستند که راه در روهای زیادی را می شناسند که با آن روی اشتباهاتشان را می پوشانند.

حتی که دیگر فاتحه غذا خوانده شده و قابل خوردن نیست هم ماجرا تمام نشده است. وقتی نشود کارهای فرعی انجام داد، نوبت به کارهای اساسی تر می رسد. این موقعیت ها کار را دشوار می کند و تهیه غذا را به نعویق می اندازد، ولی خب استفاده از غذاهای «خراب شده» می تواند نتایج شگفت انگیزی به بار بیاورد. استیک خشک و سفت را خرد کرد و داخل سس بلونز ریخت؛ برنج های له و لورده بیش از حد پخته را می توان برای ناگت استفاده کرد. سرآشپزهای رستوران پیاز را می سوزانند تا بعدا آن را کم کم به جای ماده افزودنی شیرین و دودی به جای ادویه اضافه کنند.

وقت گرم کردن رشته فرنگی داغون شده در مایکروفر خوابگاه یا کار کردن در بخش پخت ماهی بهترین رستوران‌ها، همیشه امکان بروز خطا هست. خبر خوب اینکه همیشه راهی برای رفع و رجوع کردن اشتباه وجود دارد و این راه حل چیزی نیست جز، سطل آشغال!!! مصایب آشپزی هم برای خود داستانی دارد!

.

منبع: PopSci

نوشته مصایب آشپزی: وقتی که در آشپزخانه همه چیز در هم و برهم می‌شود اولین بار در تکرا - اخبار روز تکنولوژی پدیدار شد.

ای بوی تو را بر همه عشاق نشانه… بوی سیر از چه چیزی نشات می گیرد؟

چرا نمی‌توان از شر بوی سیر دهان خلاص شد؟

چرا هنوز در قرن ۲۱، نمی‌توان دهان را از بوی گند سیر خلاص کرد؟ پاسخ کوتاه: چون بوی سیر «فرار» است!

وقتی کسی غذای پرسیر می‌خورد حداقل تا یک روز بوی آن باقی می‌ماند حتی اگر فرد خوب خوب مسواک زده باشد! دلیل بوی بد این است که سیر خرد یا رنده شده چهار ترکیب گوگردی فرار آزاد می‌کند که سیستم بویایی نسبت به آنها بسیار حساس است. بزرگ‌ترین دلیل بوی سیر آلیل متیل سولفید است که سوخت و ساز آن آهسته‌تر از ترکیبات دیگر است و همین باعث می‌شود بدن مدت بیش‌تری برای هضم آن زمان بگذارد. پس از هضم سیر، این ترکیبات قوی جذب خون شده و به محض ورود به ریه تبخیر می‌شوند؛ همین مسئله باعث ایجاد بوی بد می‌شود.

پزشکان نخستین بار در سال ۱۹۳۶ به این پدیده برخوردند: بیماری که از طریق لوله تغذیه سوپ سیر خورده بود تا ساعت‌ها دهنش بوی سیر می‌داد، حتی اگر مدتها پس از آن یک لقمه هم غذا در دهانش نمی‌گذاشتند! شری بارنجر، استاد علوم غذایی دانشگاه ایالت اوهایو و نویسنده مقاله‌ای در مجله علوم غذایی (فود ساینس) دربارۀ عکس‌العمل غذاهای مختلف نسبت به فرارهای گوگردی می‌گوید: «بیست و چهار ساعت پس از مصرف سیر، هنوز دهان بوی آن را می‌دهد.» به خاطر دفع مواد فرار از طریق منافذ بدن، عرق هم بوی سیر می‌گیرد و این مسئله هنگام مصرف ادویه‌های قوی و سایر مواد پیازگونه فرار و با سوخت و ساز پایین اتفاق می‌افتد.

گوگرد بوگندو سیروقتی سیر خردشده جویده می‌شود، چهار ترکیب گوگردی فرار آزاد می‌گردد و باعث می‌شود نفس تا مدتها بوس سیر بگیرد.

به گفتۀ بارنجر، برای کاهش شدت و طول مدت ماندگاری بو، می‌توان سیب یا نعنای خام را پس از خوردن غذای سیردار جوید. ثابت شده است که ترکیبات چندفنولی در هر دو ماده خوراکی باعث بی‌اثر کردن فرارهای سیر می‌شوند. خوردن جعفری یا نوشیدن شیر به ویژه همراه غذا باعث کنترل بوی دهان می‌شود و البته استفاده از چای سبز و آب لیمو هم در این میان بی‌تاثیر نیست و استفاده از نخ دندان و مسواک زدن هم البته بسیار مهم است. به گفته بارینجر: «اگر کوچک‌ترین ذره‌ای سیر در دهان باقی بماند، دهان همچنان بوی سیر خواهد داد.»

پس دفعه بعد که می‌خواهید حبه سیری را در دهان بگذارید، باید آماده دفع این ترکیبات گوگردی بد بود هم باشید!

.

منبع: Popsci

نوشته ای بوی تو را بر همه عشاق نشانه… بوی سیر از چه چیزی نشات می گیرد؟ اولین بار در تکرا - اخبار روز تکنولوژی پدیدار شد.