ناسا به دلیل شیوع ویروس کرونا توسعه راکت آینده خود برای فرستادن انسان به ماه را متوقف کرد

ناسا به خاطر تشدید شیوع ویروس کرونا، کارهای مربوط به ساخت و تست راکت فضای عمیق (deep space) خود و کپسول سرنشینان آن را به حالت تعلیق درآورد. این تجهیزات، بخشی از برنامه بلندپروازنه ناسا برای فرستادن دوباره انسان به کره ماه تا سال 2024 هستند و با توقف موقت توسعه آن‌ها، احتمال انجام ماموریت در زمان مقرر بسیار بعید به نظر می‌رسد.

این تعلیق، در پی تصمیم ناسا برای بیشتر کردن محدودیت‌ها در دو تا از مراکزش صورت می‌گیرد. مرکز مونتاژ Michoud در لوئیزیانا و مرکز فضایی Stennis در می‌سی‌سی‌پی، وارد مرحله چهارم مقابله با شیوع ویروس کرونا که شدیدترین مرحله از نظر برقراری محدودیت‌هاست شده‌اند. این اقدامات بعد از آن رخ می‌دهد که تست کرونای یکی از کارکنان مرکز Stennis مثبت اعلام شد. البته در مرکز Michoud تا الان کسی به این ویروس آلوده نشده، اما تعداد افراد مبتلا به آن در مناطق اطراف مرکز رو به افزایش است.

هر دوی این مراکز، نقش مهمی در توسعه راکت بزرگ بعدی ناسا به نام Space Launch System یا SLS باز می‌کنند. موتورهای اولیه این راکت، توسط پرسنل ناسا و مهندسان بوئینگ، در مرکز Michoud ساخته شده‌اند. در حال حاضر، اولین موتور ساخته‌شده به مرکز Stennis منتقل شده تا امسال تحت یک تست بسیار مهم قرار بگیرند. این تست که Green Run نام دارد، با شبیه‌سازی مراحل پرتاب، همه موتورهای راکت را تحت بازرسی قرار خواهد کرد تا مسیر را برای اولین پرتاب SLS در سال ۲۰۲۱ هموار کند.

حالا با محدودیت دسترسی به دو مرکز فوق، ساخت موتورهای این راکت و همچنین کارهای لازم برای تست Green Run متوقف شده‌اند. جیم برایدنستاین رییس ناسا، در این رابطه گفته است: ناسا و تیم‌های پیمانکارش، پروسه ساخت راکت SLS را با نظم خاصی متوقف خواهند کرد تا همه تجهیزات تا زمان راه‌اندازی مجددشان، در شرایط سالمی قرار داشته باشند. بعد از انجام این کار، پرسنل مشغول در این مراکز، فقط به افرادی محدود خواهد شد که برای محافظت از زیرساخت‌های حیاتی آنجا لازم هستند. ما هم اکنون در حال بررسی این موضوع است.

توقف فعالیت در دو مرکز ناسا، ضربه دیگری به برنامه SLS است؛ برنامه‌ای که حتی قبل از شیوع ویروس کرونا دچار تاخیرها و هزینه‌های زیادی شده بود. پرتاب راکت SLS ابتدا قرار بود در سال 2017 انجام شود و حالا اولین پرواز سرنشین‌دار آن برای سال 2022 یا 2023 برنامه‌ریزی شده است. هزینه‌های این برنامه نیز بسیار فراتر رفته و پیش‌بینی‌ می‌شود که کل هزینه توسعه آن تا زمان پرتاب به ۱۸.۳ میلیارد دلار برسد.

علی‌رغم این مشکلات، SLS بخش مهمی از برنامه Artemis ناسا برای فرستادن اولین زن به کره ماه است. سومین پرواز این راکت قرار است فضانوردانی را روی سطح این کره فرود بیاورد. دولت ترامپ ددلاین 2024 را برای این کار تعیین کرده است، اما با توقف پیش‌آمده بعید به نظر می‌رسد که این هدف محقق بشود؛ چیزی که خود ناسا هم به آن اذعان کرده است.

برایدنستاین گفته است: ما می‌دانیم که شرایط به‌وجودآمده، ماموریت‌های ناسا را تحت تاثیر قرار خواهد داد، اما اولویت اصلی ما حفظ سلامت کارکنان‌مان است و سعی خواهیم کرد با بررسی دقیق اوضاع، خطرات احتمالی را تا حد ممکن کاهش دهیم.

وسیله دیگری که در برنامه Artemis اهمیت بسزایی دارد، کپسول Orion است که فضانوردان را به هنگام پرتاب راکت SLS با خود حمل خواهد کرد. این کپسول اخیرا تست‌های اولیه خود را در اوهایو گذرانده است و در آستانه پرتاب آزمایشی راکت در سال آینده، به مرکز Cape Canaveral در فلوریدا فرستاده خواهد شد. با این‌حال، به نظر می‌رسد که در صورت ارسال آن به فلوریدا، کار بر روی آن نیز متوقف خواهد شد.

در حال حاضر، علاوه بر دو مرکز Michoud و Stennis، مرکز تحقیقاتی Ames در سیلیکون ولی هم در مرحله چهارم محدودیت‌ها قرار دارد. بقیه مراکز ناسا، هم‌اکنون در مرحله ۳ هستند و اجازه دسترسی پرسنل به آن‌ها داده می‌شود. اما به نظر می‌رسد که با سرعت گرفتن شیوع ویروس کرونا، همه این مراکز نیز وارد مرحله چهارم خواهند شد. هنوز معلوم نیست که شرایط به‌وجودآمده چه تاثیری بر روی سایر فعالیت‌های ناسا، از جمله در مرکز Kennedy Space در فلوریدا، خواهد گذاشت. مرکز Johnson Space در هیوستون گفته است که کنترلرهای پرواز این مرکز حتی در مرحله چهار محدودیت‌ها نیز قادر به انجام ماموریت در ایستگاه فضایی بین‌المللی خواهد بود.

برایدنستاین به کارکنان ناسا گفته است: من همچنان عقیده دارم که هیچ تیمی به اندازه ناسا برای انجام کارهای سخت آماده نیست. بنابراین از خودتان، از خانواده‌تان و از تیم ناسا مراقبت کنید.

نوشته ناسا به دلیل شیوع ویروس کرونا توسعه راکت آینده خود برای فرستادن انسان به ماه را متوقف کرد اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

اگر آب همه اقیانوس‌ها خشک شود، زمین چه شکلی خواهد شد؟!

همانطور که می‌دانید اقیانوس‌ها، بیشتر سطح زمین را که شامل طولانی‌ترین رشته‌کوه‌ آن و همچنین پل‌های قدیمی‌ که انسان‌های قدیمی از آن‌ها برای رسیدن به سایر مناطق و قاره‌ها استفاده می‌کردند می‌پوشاند. اما سوال اینجاست که اگر این آب‌ها وجود نداشتند، سطح زمین چه شکلی می‌شد؟

جواب این سوال را یکی از دانشمندان علوم سیاره‌ای ناسا به نام James O’Donoghue داده است. او در ویدیو شبیه‌سازی‌شده خود نشان می‌دهد که اگر همه آب‌های روی زمین خشک شوند و سه‌پنجم از سطح زمین که در زیر دریاها و اقیانوس‌ها قرار گرفته‌اند نمایان گردد، با چه چیزی مواجه خواهیم شد.

O’Donoghue، قبلا در ناسا کار می‌کرده و حالا در آژانس پژوهش‌های هوافضای ژاپن (JAXA) مشغول به کار است. او برای آماده کردن ویدیوی مذکور، از انیمیشنی که توسط یکی از فیزیکدانان و انیماتورهای ناسا به نام Horace Mitchell در سال 2008 تهیه شده بود، استفاده کرده و چیزهایی را هم به آن افزوده است. او علاوه بر ویرایش زمان‌‌بندی آن، یک ردیاب را هم به آن اضافه کرده تا نشان دهد در هر لحظه چه مقدار آب از داخل اقیانوس‌ها خالی شده است.

با خشک شدن تدریجی آب اقیانوس‌ها، اولین بخش‌هایی از سطح زمین که نمایان می‌شوند، فلات‌های قاره‌ای (لبه‌های هر قاره که تا زیر آب امتداد پیدا کرده‌اند) هستند. O’Donoghue می‌گوید: من روند خشک کردن آب اقیانوس‌ها را با سرعت پایینی شروع کردم، برای اینکه در همان چند ده متر ابتدایی عمق آب، بخش‌های بزرگی از سطح زمین آشکار شدند.

فلات‌های قاره‌ای، شامل تعداد زیادی پل‌های زمینی می‌شود که انسان‌های اولیه برای مهاجرت‌شان از یک قاره به قاره دیگر ساخته‌اند. ده‌ها هزار سال پیش، اجداد ما به کمک همین پل‌ها می‌توانستند از اروپای قاره‌ای به انگلیس، از سیبری به آلاسکا و از استرالیا به جزیره‌های اطراف آن بروند.

O’Donoghue می‌گوید: زمانی که آخرین عصر یخبندان رخ داد، آب‌ اقیانوس‌ها منجمد شدند و این پل‌ها هم در دل آن‌ها مدفون گردیدند. هر کدام از این پل‌ها، به انسان‌های اولیه امکان مهاجرت از نقطه‌ای به نقطه دیگر را می‌داد و بعد از پایان یافتن عصر یخبندان، آب روی آن را می‌پوشاند. ویدیوی O’Donoghue، حالا با حذف آن آب‌ها، نگاهی به دنیای اجداد قدیمی ما انداخته است.

این ویدیو همچنین طولانی‌ترین رشته‌کوه‌های زمین را که با خشک کردن آب اقیانوس‌ها تا عمق ۲۰۰۰ الی ۳۰۰۰ متری نمایان می‌شوند، نشان می‌دهد. این رشته‌کوه‌ها، برآمدگی‌ها و پشته‌های میانی اقیانوس‌ها هستند که بیش از ۶۰ هزار کیلومتر طول دارند و حدود ۹۰ درصد آن‌ها زیر آب قرار گرفته است.

کوه‌های آتشفشانی، از دل شکاف‌هایی که در اثر جابه‌جایی صفحات تکتونیکی زمین ایجاد شده‌اند، پدید آمده‌اند و در جاهایی که فاصله این صفحات از هم بیشتر شده، با بالا آمدن سنگ‌های مذاب از زیر پوسته زمین، کف‌های اقیانوسی جدیدی شکل گرفته‌اند.

با خشک شدن آب اقیانوس‌ها تا عمق ۶۰۰۰ متری، تقریبا اکثر آب‌های روی کره زمین ناپدید شده‌اند؛ اما برای خالی کردن عمیق‌ترین نقاط گودال ماریناس، باید ۵۰۰۰ متر دیگر هم پایین رفت.

O’Donoghue می‌گوید: خالی کردن تدریجی آب اقیانوس‌ها و نمایان شدن کف آن‌ها، برای من کار بسیار هیجان‌انگیزی بود. این ویدیو به ما نشان می‌دهد که کف اقیانوس‌ها هم به‌اندازه سطح زمین، پستی‌ها و بلندی‌های زیادی دارد و از زمین‌شناسی بسیار جالبی برخوردار است.

او در ادامه صحبت‌هایش می‌گوید: شبیه‌سازی خشک شدن آب اقیانوس‌ها، نه‌تنها کف این گودال‌های عظیم را به ما نشان می‌دهد، بلکه داستان قدیمی انسان‌های اولیه را هم برای ما بازگو می‌کند.

نوشته اگر آب همه اقیانوس‌ها خشک شود، زمین چه شکلی خواهد شد؟! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

آیا SpaceX می‌تواند با موفقیت فضاپیمای سرنشین‌دار Crew Dragon خود را به فضا پرتاب کند؟

شرکت فضایی SpaceX تصمیم دارد بهار امسال نخستین فضانوردان خود یعنی باب بهنکن (Bob Behnken) و داگ هورلی (Doug Hurley) را به فضا بفرستد.

پرواز این دو نفر با فضاپیمای Crew Dragon، اولین پرواز فضانوردان ناسا با یک فضاپیمای آمریکایی از زمان پایان برنامه شاتل فضایی در سال 2011 خواهد بود.

ناسا با فضاپیمای جدید SpaceX خواهد توانست خود را از وابستگی به سیستم‌های پرتاب روسی برای فرستادن فضانوردان خود به فضا برهاند و این می‌تواند آغازگر عصر جدیدی در صنعت فضانوردی آمریکا باشد. همچنین باید بگوییم که بهنکن و هورلی با این پرواز تبدیل به نخستین فضانوردانی خواهند شد که با یک فضاپیمای تجاری سفر می‌کنند.

هورلی در ماه سپتامبر سال گذشته به وب‌سایت آتلانتیک گفته بود: باب و من واقعا خوش‌شانس هستیم که برای این پرواز انتخاب شده‌ایم. هرچه ما به زمان پرواز نزدیک‌تر می‌شویم، همه چیز تقریبا گیج‌کننده می‌شود. ما حالا زمان زیادی را در کالیفرنیا که بیشتر کارهای توسعه Crew Dragon در آنجا انجام شده است سپری می‌کنیم.

بهنکن و هورلی به‌منظور آماده کردن خود برای روز پرواز، تمرین‌های مختلفی را از سر گذرانده‌اند؛ از فرود اضطراری و آموزش‌های گسترده درباره مکانیسم فضاپیمای Crew Dragon گرفته تا تست لباس‌های فضانوردی جدید و البته برگزاری جلسات متعدد با ایلان ماسک مدیر اجرایی SpaceX.

هورلی می‌گوید: مردم فکر می‌کنند اینکه کسی بتواند به فضا سفر کند واقعا مسحورکننده است، اما باید بگویم که این کار مثل یک سفر کمپینگ شلوغ و آشفته است.

ما در اینجا قصد داریم که شما را با نحوه انتخاب این فضانوردان و چگونگی آماده‌سازی آن‌ها برای پرواز با Crew Dragon به ایستگاه فضایی بین‌المللی آشنا کنیم؛ پس با ما همراه باشید.

مرحله انتخاب

ناسا در سال 2018، بهنکن و هورلی را به عنوان فضانوردانی انتخاب کرد که قرار بود با فضاپیمای جدید SpaceX پرواز کنند؛ اتفاقی که اگر بیفتد، می‌تواند آن دو را تبدیل به نخستین افرادی بکند که با یک فضاپیمای تجاری به فضا سفر می‌کنند.

SpaceX، فضاپیمای Crew Dragon را به‌عنوان بخشی از برنامه Commercial Crew ناسا توسعه داده است؛ برنامه‌ای که کمپانی‌های خصوصی را ترغیب به توسعه فضاپیماهای جدید سرنشین‌دار می‌کند.

ناسا در مجموع ۹ فضانورد را برای انجام نخستین پروازهای سرنشین‌دار آزمایشی با فضاپیماهای Crew Dragon و رقیب بوئینگ آن یعنی CST-100 Starliner انتخاب کرد.

ایلان ماسک انتظار دارد که بهنکن و هورلی را در ماه آوریل، می یا ژوئن امسال با اولین پرواز سرنشین‌دار آزمایشی Crew Dragon (به نام Demo-2) به ایستگاه فضایی بین‌المللی ارسال کند. این پرواز درواقع اولین پرواز فضانوردان ناسا با یک فضاپیمای آمریکایی از زمان پایان برنامه شاتل فضایی در سال 2011 خواهد بود.

بهنکن و هورلی از سال 2015 با SpaceX برای توسعه Crew Dragon همکاری می‌کنند و بنابراین از هرجهت خود را برای پرواز با این فضاپیمای جدید آماده کرده‌اند.

آن‌ها کار خود را در ابتدا به عنوان خلبان‌های نظامی آغاز کردند، هورلی به مدت ۲۴ سال خلبان هواپیماهای جنگنده و آزمایشی در نیروی دریایی ارتش آمریکا بوده است و تجربه بیش از ۵۰۰۰ ساعت پرواز با ۲۵ هواپیمای مختلف را دارد. بهنکن، خلبان هواپیماهای آزمایشی نیروی هوایی ارتش آمریکا بوده و سابقه بیش از ۱۵۰۰ ساعت پرواز با بیش از ۲۵ هواپیمای مختلف را در کارنامه خود دارد.

ناسا آن‌ها را در سال 2000 به ‌عنوان فضانورد استخدام کرد و زمانی که در برنامه شاتل فضایی کار می‌کردند با هم آشنا شدند.

بهنکن در دو ماموریت شاتل فضایی شرکت داشته و بیش از ۷۰۸ ساعت را در فضا سپری کرده و در مجموع ۳۷ ساعت پیاده‌روی فضایی داشته است. هورلی دو بار با شاتل فضایی پرواز کرده و در مجموع ۶۸۳ ساعت را در فضا گذرانده است.

از زمان آخرین پرواز شاتل فضایی ناسا، این آژانس برای فرستادن فضانوردان خود به ایستگاه فضایی بین‌المللی، از سیستم سایوز روسیه استفاده کرده است. اما روسیه در طول یک دهه اخیر، قیمت‌های خود را چهار برابر کرده و حالا یک سفر رفت‌وبرگشت به ایستگاه فضایی برای هر نفر حدود ۸۵ میلیون دلار برای ناسا آب می‌خورد.

انتظار می‌رود که قیمت یک صندلی Crew Dragon حدود ۵۵ میلیون دلار باشد، هرچند که این رقم شامل ۱.۲ میلیارد دلاری که ناسا برای توسعه این فضاپیمای جدید به امید جایگزینی آن با سایوز خرج کرده نمی‌شود.

تمرین‌های آماده‌سازی

آماده‌سازی‌های بهنکن و هورلی برای پرواز با فضاپیمای Crew Dragon، شامل تمرین‌های آموزشی فشرده و شبیه‌سازی‌های روز پرواز می‌شوند.

این دو فضانورد در مجموع به مدت دو دهه است که در کنار هم کار کرده‌اند. هورلی می‌گوید: باب و من خیلی رابطه نزدیکی با هم داریم. ما زمان زیادی را با هم صرف کرده‌ایم و حالا به نقطه‌ای رسیدیم که فکرش را می‌کردیم.

در سال 2003 زمانی که شاتل فضایی کلمبیا در حین پرواز منفجر شد و هفت سرنشین آن کشته شدند، بهنکن و هورلی هر دو در باند پرواز حضور داشتند.

بهنکن می‌گوید: من رفتار هورلی را در مراسم ازدواجم دیده‌ام. من رفتار او را در داخل هواپیما دیده‌ام. ما بعد از تجربه بدترین اتفاقی که ممکن است در زمینه کاری ما بیفتد، در کنار هم کار کرده‌ایم. من می‌توانم رفتارهای او را پیش‌بینی کنم و او هم می‌تواند واکنش‌های مرا پیش‌بینی کند.

بهنکن، هورلی و سایر فضانوردان Commercial Crew، مشاوره‌های مختلفی در زمینه طراحی سوئیچ‌ها و صفحات کنترل به شرکت SpaceX در حین توسعه Crew Dragon داده‌اند.

سونی ویلیامز (Suni Williams) یکی از فضانوردان Commercial Crew قبلا در مصاحبه‌ای گفته بود که او و سایر همکارانش، به SpaceX و بوئینگ هشدار داده‌ بودند که مدل‌های اولیه فضاپیمای آن‌ها اطلاعات نمایش‌داده‌شده بر روی نمایشگرها را بسیار کوچک‌تر نشان می‌دهند.

ویلیامز می‌گوید: درست است که اتوماسیون می‌تواند به ما کمک کند، اما ما مجبور هستیم که مراقب همه چیز باشیم. ما به‌عنوان فضانورد، به هر دو کمپانی مشاوره‌هایی را درباره اینکه چگونه فلان چیز را چک می‌کنیم، یا چگونه چیزهایی که در مقابل‌مان اتفاق می‌افتند را می‌بینم، کجا را چک می‌کنیم، به کجا نگاه می‌کنیم، علامت تاییدمان چیست و… داده‌ایم.

بهنکن به وب‌سایت آتلانتیک گفته است: ما در طول این مدت هر هفته چندین روز را در فلوریدا یا کالیفرنیا  صرف ارزیابی طراحی‌های نهایی کرده‌ایم. ما صرفا به برنامه آموزش‌های رسمی مشغول نبوده‌ایم، بلکه در کار توسعه فضاپیما هم شرکت داشته‌ایم.

فرار اضطراری

از آنجاییکه سلامت فضانورد، اولویت اصلی ناساست، فضانوردان Commercial Crew تمرین‌های زیادی را برای شبیه‌سازی خروج اضطراری از محفظه پرتاب فضاپیما انجام داده‌اند تا در صورت وقوع هر گونه حادثه خطرناکی قبل از بلند شدن فضاپیما بلافاصله جان خود را نجات دهند. این فرار اضطراری نیاز به این دارد که فضانوردان با استفاده از سیم‌هایی شبیه زیپ‌لاین، بر روی زمین فرود آیند و خودروهای زرهی سریع آن‌ها از محل دور کنند.

بهنکن بعد از تمرین این فرار می‌گوید: من امروز هربار که برای دسترسی به خودروهای زرهی فرود می‌آمدم با خودم فکر می‌کردم که اگر در روز پرواز در داخل فضاپیما گیر کنیم چه اتفاقی خواهد افتاد.

فضانوردان همچنین پروسه‌ای را تمرین کرده‌اند که به آن‌ها یاد می‌دهد چگونه بعد از فرود آمدن بر روی اقیانوس، خود را از داخل کپسول مخصوص بیرون بیاورند. آن‌ها همچنین تمرین‌هایی را با لباس‌های جدید فضانوردی انجام داده‌اند.

هورلی در سال 2018 گفته بود: ناسا از زمان برنامه شاتل فضایی، حتی یک تست پرواز هم برای یک فضاپیما نداشته است. بنابراین اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 آخرین باری بوده است که ما این کارها را انجام داده‌ایم. بعضی از این تمرین‌ها، یادگیری دوباره تکنیک‌ها و چیزهایی است که یک فضانورد نیاز دارید همیشه مراقب‌شان باشد.

هر دو فضانورد گفته‌اند که دوست دارند هرچه زودتر فضاپیمای جدید را تجربه کنند و دوباره به ایستگاه فضایی برگردند.

بهنکن می‌گوید: زمانی که شما به ایستگاه فضایی می‌روید با خودتان فکر می‌کنید که آنجا تغییر چندانی نخواهید کرد. اما باید بگویم که این سفر واقعا شما را تغییر می‌دهد و امیدوارم که به شکل بهتری تغییر دهد.

او در ادامه صحبت‌هایش گفته: مردم از ما درباره تجاری‌سازی فضا می پرسند و من به‌شدت معتقدم که هرچه ما بتوانیم افراد بیشتری را به فضا بفرستیم، سیاره ما بهتر از قبل خواهد شد.

نوشته آیا SpaceX می‌تواند با موفقیت فضاپیمای سرنشین‌دار Crew Dragon خود را به فضا پرتاب کند؟ اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

شبیه‌سازی زیبای ناسا از یک سیاه‌چاله؛ تصاویری فوق‌العاده که تاکنون ندیده‌اید

سیاه‌چاله

اولین تصویر گرفته‌شده از افق یک سیاه‌چاله، یکی از شاهکارهای نبوغ علمی به حساب می‌آمد. اما نیل به این هدف بسیار سخت بود و همچنین تصویر به دست آمده نیز نسبتا وضوح پایینی داشت. فناوری‌ و تکنیک‌ها بهبود می‌یابند و در نتیجه ما نیز انتظار داریم که با گذشت زمان، تصاویر گرفته شده از سیاه‌چاله‌ها کیفیت بهتری داشته باشند. در شهریورماه (سپتامبر 2019)، تصویر جدیدی که از جانب ناسا برای Black Hole Week آماده شده بود، نشان داد که ما می‌توانیم این رویداد بزرگ و حجیم را در جزئیاتی بالا مشاهده کنیم.

سیاه‌چاله‌های بزرگ در مرکز اکثر کهکشان‌های بزرگ حضور داشته و اینکه چگونه به آنجا رسیده‌اند، هنوز به صورت یک راز باقی مانده است. چیزی که بیشتر اهمیت دارد، این است که سیاه‌چاله‌ها و یا کهکشان‌های محل حضور آن‌ها، از بزرگ‌ترین سؤالات علم کیهان‌شناسی هستند.

چیزی که ما می‌دانیم این است که این اجرام آسمانی بسیار بزرگ هستند؛ جرم برخی از آن‌ها حدود میلیون‌ها و یا میلیاردها برابر جرم خورشید است. آن‌ها می‌توانند تشکیل ستاره‌ها را کنترل کنند. سیاه‌چاله‌ها هنگامی‌که شروع به تغذیه می‌کنند، به روشن‌ترین شی کائنات تبدیل می‌شوند. با گذشت دهه‌ها، ما توانسته‌ایم که برخی از مکانیزم‌های حرکتی آن‌ها را کشف کنیم.

سیاه‌چاله
تصویر شماره 1؛ اولین تصویر مستقیم گرفته‌شده از یک سیاه‌چاله

در حقیقت، اولین تصویر شبیه‌سازی شده از یک سیاه‌چاله با استفاده از کارت پانچ رایانه IBM 7040 متعلق به دهه 1960 و همچنین با استفاده از دست، ترسیم شده است. این تصویر که توسط فیزیکدان نجومی فرانسوی؛ یعنی ژان پیر لومینت (Jean-Pierre Luminet) طراحی شده، هنوز هم به شبیه‌سازی ناسا بسیار نزدیک است.

در هر دو شبیه‌سازی (تصویر بالا مربوط به ناسا و تصویر پایین مربوط به لومینت) شما می‌بینید که یک دایره سیاه در مرکز قرار دارد. این قسمت، افق این رویداد (سیاه‌چاله) نامیده شده و در آن، تشعشعات الکترومغناطیسی مانند: نور، امواج رادیویی، اشعه ایکس و… آن‌چنان سریع نیستند که بتوانند از کشش گرانشی سیاه‌چاله عبور کنند. در وسط این شی‌ آسمانی صفحه‌ای از مواد وجود دارد که در اطراف سیاه‌چاله به حرکت در می‌آیند؛ همانند آبی که از یک آبگذر عبور می‌کند. این صفحه چنان سطحی از تشعشعات را از طریق اصطکاک ایجاد می‌کند که ما با استفاده از تلسکوپ‌های خود می‌توانیم آن را شناسایی کنیم (همان چیزی که شما آن را در تصویر شماره 1 مشاهده می‌کنید).

سیاه‌چاله
تصویر شماره 2؛ این تصویر توسط لومینت طراحی شده است

شما همچنین می‌توانید حلقه فوتون را نیز مشاهده کنید. حلقه فوتون یک حلقه کامل نوری در اطراف افق این رویداد است. همچنین شما می‌توانید رفت‌و‌آمد گسترده نور را در اطراف سیاه‌چاله مشاهده کنید. این نور در حقیقت از صفحه پیوسته پشت این سیاه‌چاله نشأت می‌گیرد. گرانش حتی در خارج از سیاه‌چاله نیز بسیار شدید است، به‌گونه‌ای که فضا-زمان را در هم پیچیده و مسیر نور را در اطراف این رویداد آسمانی خم می‌کند.

شما همچنین می‌توانید مشاهده کنید که یک طرف از دیسک یکپارچه، درخشان‌تر از طرف دیگر آن است. این حالت، پرتوافشانی نسبیت‌گرایانه نامیده شده و دلیل آن نیز چرخش این صفحه است. آن قسمت از این صفحه که به سمت ما حرکت می‌کند، درخشان‌تر است، زیرا سرعتی نزدیک به سرعت نور دارد. این حرکت تغییراتی را در فرکانس طول‌‌موج‌های نور ایجاد می‌کند. به این تغییر تأثیر داپلر نیز می‌گویند. بنابراین، آن طرفی که در حال دور شدن از ما است، کم‌نورتر بوده، زیرا این حرکت اثری متضاد دارد.

لومینت سال گذشته طی مقاله‌ای نوشت: “این دقیقا همان عدم تقارن درخشندگی ظاهری است. این مورد بزرگ‌ترین اثر یک سیاه‌چاله است. این شی‌ء آسمانی می‌تواند سرعتی نزدیک به‌سرعت نور و همچنین اثر داپلر بسیار قوی را به مناطق داخلی خود القا کند.” 

چنین شبیه‌سازی‌هایی می‌توانند در فهم فیزیک عجیب حاکم بر اطراف این سیاه‌چاله‌ها به ما کمک کنند. همین موضوع به ما یاری می‌رساند که تصاویر سیاه‌چاله‌ها را بهتر درک کنیم.

یک نسخه از این مقاله در شهریورماه (سپتامبر) منتشر شده است.  

نوشته شبیه‌سازی زیبای ناسا از یک سیاه‌چاله؛ تصاویری فوق‌العاده که تاکنون ندیده‌اید اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بزرگ‌ترین راکت از زمان مأموریت آپولو توسط بوئینگ ساخته شد

راکت

ازآنجایی‌که تولید اولین راکت اکتشاف فضایی آژانس فضایی Michoud Assembly Facility واقع در نیو اورلئان، در تاریخ 18 دی 1398 (8 ژانویه 2020) به اتمام رسیده، اولین راکت‌های اکتشاف فضایی عمیق سیستم پرتاب فضایی (SLS) ناسا نیز پیشرفت‌هایی را تجربه کرده‌اند. راکت SLS Core Stage که ساخته شرکت بوئینگ بوده، در بندر پگاسوس بارگیری شده تا سفر دریایی خود را به مرکز فضایی Stennis خلیج سنت لوئیس واقع در ایالت می‌سی‌سی‌پی آغاز کند. این اقدام جهت انجام تست‌هایی بر روی این راکت، پیش از انتقال به مرکز فضایی کندی در ایالت فلوریدا صورت گرفته است.

راکت‌های SLS از زمان مأموریت سفر به ماه، بزرگ‌ترین موشک‌های پرتاب شده هستند. این راکت‌ها حتی به راکت افسانه‌ای Saturn V نیز برتری خواهند داشت. همانند Saturn V نیز قطعات مختلف این راکت جدید در مکان‌های مختلفی تولید شده است. همچنین اولین قطعه SLS نیز در همان کارخانه‌ای مونتاژ شده که اولین قطعه Saturn V در آن سرهم شده بود.

به گفته بوئینگ، SLS Core Stage در تاریخ 18 آذر 1398 (9 دسامبر 2019) تکمیل شده بود و در نظر گرفته شده تا قدرت مأموریت بدون‌ سرنشین Artemis 1 به دور ماه را تأمین کند. از زمان مأموریت آپولو، این اولین باری است که یک راکت تکمیل‌شده از Michoud حمل می‌شود. این راکت اکنون در حال رسیدن به Stennis است تا در آنجا پیش از انتقال به مرکز فضایی کندی جهت اتصال به Interim Cryogenic Upper Stage و فضاپیمای NASA Orion، تست موتور و همچنین بازرسی و نوسازی‌های لازم بر روی آن صورت گیرند.

جان شانون (John Shannon)؛ معاون و مدیر برنامه Boeing SLS می‌گوید: “تیم Boeing SLS شانه به شانه ناسا و شرکای تأمین‌کننده ما کار کرده‌اند تا با اولویت دادن ایمنی و کیفیت، با نبوغ و استقامت با چالش‌های مختلف روبه‌رو شوند. ما در حال به‌کارگیری آن چیزی هستیم که از توسعه اولین Core Stage یاد گرفته‌ایم و سعی داریم تا این یافته‌ها را جهت تسریع توسعه Core Stage 2 و Core Stage 3 مورداستفاده قرار دهیم. این دو قطعه در حال حاضر در Michoud در دست تولید هستند. Exploration Upper Stage نیز که قدرت بلندپروازانه‌ترین مأموریت‌های Artemis ناسا را تأمین می‌کند، وضعیتی مشابه دارد.”

نوشته بزرگ‌ترین راکت از زمان مأموریت آپولو توسط بوئینگ ساخته شد اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بزرگ‌ترین راکت از زمان مأموریت آپولو توسط بوئینگ ساخته شد

راکت

ازآنجایی‌که تولید اولین راکت اکتشاف فضایی آژانس فضایی Michoud Assembly Facility واقع در نیو اورلئان، در تاریخ 18 دی 1398 (8 ژانویه 2020) به اتمام رسیده، اولین راکت‌های اکتشاف فضایی عمیق سیستم پرتاب فضایی (SLS) ناسا نیز پیشرفت‌هایی را تجربه کرده‌اند. راکت SLS Core Stage که ساخته شرکت بوئینگ بوده، در بندر پگاسوس بارگیری شده تا سفر دریایی خود را به مرکز فضایی Stennis خلیج سنت لوئیس واقع در ایالت می‌سی‌سی‌پی آغاز کند. این اقدام جهت انجام تست‌هایی بر روی این راکت، پیش از انتقال به مرکز فضایی کندی در ایالت فلوریدا صورت گرفته است.

راکت‌های SLS از زمان مأموریت سفر به ماه، بزرگ‌ترین موشک‌های پرتاب شده هستند. این راکت‌ها حتی به راکت افسانه‌ای Saturn V نیز برتری خواهند داشت. همانند Saturn V نیز قطعات مختلف این راکت جدید در مکان‌های مختلفی تولید شده است. همچنین اولین قطعه SLS نیز در همان کارخانه‌ای مونتاژ شده که اولین قطعه Saturn V در آن سرهم شده بود.

به گفته بوئینگ، SLS Core Stage در تاریخ 18 آذر 1398 (9 دسامبر 2019) تکمیل شده بود و در نظر گرفته شده تا قدرت مأموریت بدون‌ سرنشین Artemis 1 به دور ماه را تأمین کند. از زمان مأموریت آپولو، این اولین باری است که یک راکت تکمیل‌شده از Michoud حمل می‌شود. این راکت اکنون در حال رسیدن به Stennis است تا در آنجا پیش از انتقال به مرکز فضایی کندی جهت اتصال به Interim Cryogenic Upper Stage و فضاپیمای NASA Orion، تست موتور و همچنین بازرسی و نوسازی‌های لازم بر روی آن صورت گیرند.

جان شانون (John Shannon)؛ معاون و مدیر برنامه Boeing SLS می‌گوید: “تیم Boeing SLS شانه به شانه ناسا و شرکای تأمین‌کننده ما کار کرده‌اند تا با اولویت دادن ایمنی و کیفیت، با نبوغ و استقامت با چالش‌های مختلف روبه‌رو شوند. ما در حال به‌کارگیری آن چیزی هستیم که از توسعه اولین Core Stage یاد گرفته‌ایم و سعی داریم تا این یافته‌ها را جهت تسریع توسعه Core Stage 2 و Core Stage 3 مورداستفاده قرار دهیم. این دو قطعه در حال حاضر در Michoud در دست تولید هستند. Exploration Upper Stage نیز که قدرت بلندپروازانه‌ترین مأموریت‌های Artemis ناسا را تأمین می‌کند، وضعیتی مشابه دارد.”

نوشته بزرگ‌ترین راکت از زمان مأموریت آپولو توسط بوئینگ ساخته شد اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

آدم فضایی‌ها در نزدیکی ما زندگی می‌کنند اما ما آن‌ها را نمی‌بینیم!

اگر ما شواهدی از حیات فرازمینی داشته باشیم آیا بدین معنی است که ما در عمل هم می‌توانیم آن را کشف کنیم؟! حیات بر روی سایر سیارات ممکن است بسیار متفاوت از آنچه که می‌شناسیم باشد و همین امر باعث گردد تا نشانه‌های زیستی آن را تشخیص ندهیم.

ما در سال‌های اخیر شاهد تغییرات زیادی در تئوری‌هایمان درباره اینکه چه چیزی باید به‌عنوان یک ردپای زیستی تلقی گردد یا چه سیاراتی ممکن است قابل زندگی باشند، بوده‌ایم و باید بگوییم که در آینده نیز باید انتظار تغییرات بیشتری را داشته باشیم. اما بهترین کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم این است که داده‌های موجود را با بهترین تئوری‌های کنونی تفسیر کنیم و نه با ایده‌های که هنوز واقعیت ندارند!

این یک موضوع مهم برای کسانی است که در جستجوی حیات فرازمینی هستند. همانطور که Scott Gaudi یکی از مدیران ناسا گفته است: چیزی که من با بیش از بیست سال تجربه در زمینه مطالعه سیارات فراخورشیدی درباره آن مطمئن هستم، این است که ما باید در این مسیر انتظار چیزهای غیرمنتظره‌ای را داشته باشیم.

اما سوال اینجاست که آیا انتظار چیزهای غیرمنتظره واقعا امکان‌پذیر است؟ درست است که بسیاری از کشفیات دنیا در اثر تصادف اتفاق افتاده‌اند، از کشف پنی‌سیلین گرفته تا کشف تابش ریزموج زمینه کیهانیِ به‌جامانده از بیگ‌بنگ؛ اما آیا در مورد جستجوی حیات فرازمینی هم کافی است که دانشمندان بگویند: ما زمانی که آن را ببینیم، حتما آن را خواهیم شناخت؟

نتایج زیادی به ما می‌گویند که انتظار یک چیز غیرمنتظره را داشتن، کار بسیار دشواری است. به‌گفته Daniel Simons روان‌شناس شناختی، که او را به‌خاطر نظریه کوری غافلانه (inattentional blindness) می‌شناسیم: ما اغلب آنچه را که انتظار نداریم ببینیم، نادیده می‌گیریم.

آزمایش‌های او نشان داده‌اند که مردم چگونه ممکن است گوریلی را که مقابل چشمان‌شان محکم به سینه خود زده است، نبینند. آزمایش‌های مشابهی نیز نشان داده‌اند که ما چگونه ممکن است نسبت به تاس‌های غیراستاندارد، مثلا یک تاس با ۱۰ وجه، بی‌توجه باشیم. مورد اول به ما می‌گوید که اگر توجه ما به‌اندازه کافی مشغول شده باشد، گوریل را نخواهیم دید. در مورد دوم نیز به‌خاطر انتظارات قوی قبلی‌مان، وضعیت غیرعادی را نمی‌بینیم.

مثال‌های زیادی هم در این رابطه در تاریخ علم وجود دارند. فیلسوفان، این قسم پدیده‌ها را نظریه‌بار بودن مشاهده (theory-ladenness of observation) می‌نامند. به عبارت ساده‌تر، چیزی که ما مشاهده می‌کنیم، بستگی بسیار زیادی به تئوری‌ها، مفاهیم، باورهای پس‌زمینه و انتظارات قبلی ما دارد. حتی چیزی که ما به‌عنوان یک امر مهم تلقی می‌کنیم، ممکن است ناشی از باورهای قبلی ما باشد .

برای مثال، زمانی که دانشمندان برای اولین بار شواهدی را از کاهش ضخامت لایه اوزون در اتمسفر پیدا کردند، بلافاصله آن را به‌عنوان داده بد کنار گذاشتند. در نبود نظریه‌ای که بتواند احتمال ایجاد یک سوراخ در اتمسفر را پیش‌بینی کند، دانشمندان در همان ابتدا آن را رد کردند. خوشبختانه آن‌ها موضوع را برای بار دوم چک کردند و موفق به کشف جدید درباره لایه اوزون شدند. حالا سوال اینجاست که آیا ممکن است چنین چیزی در مورد جستجو برای حیات فرازمینی هم اتفاق بیفتد؟

در حال حاضر، دانشمندانی که سیارات سایر سیستم‌های خورشیدی را مطالعه می‌کنند، با موردهای زیادی که احتمال حیات بر روی آن‌ها وجود دارد برخورد کرده‌اند. آن‌ها در طول ده سال گذشته بیش از ۳۶۵۰ سیاره احتمالی را شناسایی کرده‌اند که البته این تعداد با وجود پروژه‌هایی مانند ماهواره TESS ناسا روزبه‌روز در حال افزایش است.

هر سیاره فراخورشیدی جدید، پیچیدگی‌های خاص خودش را از نقطه‌نظر فیزیکی و شیمیایی دارد. بنابراین احتمال اینکه دانشمندان یک سیاره هدف را به‌خاطر کم اهمیت بودنش، برای بار دوم چک نکنند، بسیار زیاد است.

با این‌حال، ما نباید درباره نظربار بودن مشاهدات اغراق کنیم. در خطای حسی معروف به Müller-Lyer illusion، خطی که نوک پیکان‌های دو انتهای آن به سمت بیرون هستند، کوتاه‌تر از خطی با طول یکسان که نوک پیکان‌های دو انتهایش به سمت داخل هستند، به نظر می‌رسد. حتی زمانی که ما با اطمینان می‌دانیم که آن دو خط، طول یکسانی دارند، اما قوه تشخیص ما نمی‌تواند آن را درک کند و در نتیجه خطای حسی همچنان باقی می‌ماند. به نحو مشابهی، یک دانشمند تیزبین هم ممکن است متوجه چیزی در داده‌های خود شود که تئوری‌های موجود به او بگویند که نباید آن را ببیند.

David Brewster، فیزیکدان قرن ۱۹ میلادی به اشتباه اعتقاد داشت که نور از ذراتی تشکیل شده که در یک خط مستقیم حرکت می‌کنند. اما این موضوع، مشاهدات او درباره چندین پدیده مرتبط با نور (از جمله پدیده شکست نور) را تحت تاثیر قرار نداد. بنابراین باید بگوییم که گاهی اوقات مشاهدات می‌توانند نظریه‌بار نباشند و این بستگی به آن دارد که ذهن دانشمند چقدر باز بوده و آماده پذیرش هر چیزی باشد.

دانشمندان باید گشاده‌فکر باشند

مسلما دانشمندان فقط از طریق مشاهدات نمی‌توانند کار خود را پیش ببرند. مشاهدات علمی نیاز به این دارند که تاحدودی جهت‌مند باشند. اما اگر ما می‌خواهیم که انتظار چیزهای غیرمنتظره را داشته باشیم، نمی‌توانیم به نظریه و تئوری اجازه دهیم که مشاهدات ما را به‌شدت تحت تاثیر قرار دهند.

ما نیاز به این داریم که گشاده‌فکر باشیم و پدیده‌ها را به سبک Brewster و دانشمندان مثل او بررسی کنیم. مطالعه کیهان، فارغ از قیدوبند تئوری‌ها، نه تنها یک کار علمیِ درست و به‌جا، بلکه بسیار حیاتی است.

دانشمندان در جستجو برای حیات فرازمینی باید ذهن بازتری داشته باشند؛ و این بدین معنی است که باید از ایده‌ها و تکنیک‌های خارج از جریان اصلی هم استقبال کنند.

مثال‌هایی از علم گذشته نشان می‌دهند که ایده‌های خارج از جریان اصلی، گاهی اوقات ممکن است مورد توجه واقع نشوند. آژانس‌های فضایی مانند ناسا، اگر واقعا اعتقاد دارند که در جستجو برای حیات فرازمینی باید انتظار چیزهای غیرمنتظره را داشت، باید از چنین مثال‌هایی درس بگیرند.

نوشته آدم فضایی‌ها در نزدیکی ما زندگی می‌کنند اما ما آن‌ها را نمی‌بینیم! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

آدم فضایی‌ها در نزدیکی ما زندگی می‌کنند اما ما آن‌ها را نمی‌بینیم!

اگر ما شواهدی از حیات فرازمینی داشته باشیم آیا بدین معنی است که ما در عمل هم می‌توانیم آن را کشف کنیم؟! حیات بر روی سایر سیارات ممکن است بسیار متفاوت از آنچه که می‌شناسیم باشد و همین امر باعث گردد تا نشانه‌های زیستی آن را تشخیص ندهیم.

ما در سال‌های اخیر شاهد تغییرات زیادی در تئوری‌هایمان درباره اینکه چه چیزی باید به‌عنوان یک ردپای زیستی تلقی گردد یا چه سیاراتی ممکن است قابل زندگی باشند، بوده‌ایم و باید بگوییم که در آینده نیز باید انتظار تغییرات بیشتری را داشته باشیم. اما بهترین کاری که ما می‌توانیم انجام دهیم این است که داده‌های موجود را با بهترین تئوری‌های کنونی تفسیر کنیم و نه با ایده‌های که هنوز واقعیت ندارند!

این یک موضوع مهم برای کسانی است که در جستجوی حیات فرازمینی هستند. همانطور که Scott Gaudi یکی از مدیران ناسا گفته است: چیزی که من با بیش از بیست سال تجربه در زمینه مطالعه سیارات فراخورشیدی درباره آن مطمئن هستم، این است که ما باید در این مسیر انتظار چیزهای غیرمنتظره‌ای را داشته باشیم.

اما سوال اینجاست که آیا انتظار چیزهای غیرمنتظره واقعا امکان‌پذیر است؟ درست است که بسیاری از کشفیات دنیا در اثر تصادف اتفاق افتاده‌اند، از کشف پنی‌سیلین گرفته تا کشف تابش ریزموج زمینه کیهانیِ به‌جامانده از بیگ‌بنگ؛ اما آیا در مورد جستجوی حیات فرازمینی هم کافی است که دانشمندان بگویند: ما زمانی که آن را ببینیم، حتما آن را خواهیم شناخت؟

نتایج زیادی به ما می‌گویند که انتظار یک چیز غیرمنتظره را داشتن، کار بسیار دشواری است. به‌گفته Daniel Simons روان‌شناس شناختی، که او را به‌خاطر نظریه کوری غافلانه (inattentional blindness) می‌شناسیم: ما اغلب آنچه را که انتظار نداریم ببینیم، نادیده می‌گیریم.

آزمایش‌های او نشان داده‌اند که مردم چگونه ممکن است گوریلی را که مقابل چشمان‌شان محکم به سینه خود زده است، نبینند. آزمایش‌های مشابهی نیز نشان داده‌اند که ما چگونه ممکن است نسبت به تاس‌های غیراستاندارد، مثلا یک تاس با ۱۰ وجه، بی‌توجه باشیم. مورد اول به ما می‌گوید که اگر توجه ما به‌اندازه کافی مشغول شده باشد، گوریل را نخواهیم دید. در مورد دوم نیز به‌خاطر انتظارات قوی قبلی‌مان، وضعیت غیرعادی را نمی‌بینیم.

مثال‌های زیادی هم در این رابطه در تاریخ علم وجود دارند. فیلسوفان، این قسم پدیده‌ها را نظریه‌بار بودن مشاهده (theory-ladenness of observation) می‌نامند. به عبارت ساده‌تر، چیزی که ما مشاهده می‌کنیم، بستگی بسیار زیادی به تئوری‌ها، مفاهیم، باورهای پس‌زمینه و انتظارات قبلی ما دارد. حتی چیزی که ما به‌عنوان یک امر مهم تلقی می‌کنیم، ممکن است ناشی از باورهای قبلی ما باشد .

برای مثال، زمانی که دانشمندان برای اولین بار شواهدی را از کاهش ضخامت لایه اوزون در اتمسفر پیدا کردند، بلافاصله آن را به‌عنوان داده بد کنار گذاشتند. در نبود نظریه‌ای که بتواند احتمال ایجاد یک سوراخ در اتمسفر را پیش‌بینی کند، دانشمندان در همان ابتدا آن را رد کردند. خوشبختانه آن‌ها موضوع را برای بار دوم چک کردند و موفق به کشف جدید درباره لایه اوزون شدند. حالا سوال اینجاست که آیا ممکن است چنین چیزی در مورد جستجو برای حیات فرازمینی هم اتفاق بیفتد؟

در حال حاضر، دانشمندانی که سیارات سایر سیستم‌های خورشیدی را مطالعه می‌کنند، با موردهای زیادی که احتمال حیات بر روی آن‌ها وجود دارد برخورد کرده‌اند. آن‌ها در طول ده سال گذشته بیش از ۳۶۵۰ سیاره احتمالی را شناسایی کرده‌اند که البته این تعداد با وجود پروژه‌هایی مانند ماهواره TESS ناسا روزبه‌روز در حال افزایش است.

هر سیاره فراخورشیدی جدید، پیچیدگی‌های خاص خودش را از نقطه‌نظر فیزیکی و شیمیایی دارد. بنابراین احتمال اینکه دانشمندان یک سیاره هدف را به‌خاطر کم اهمیت بودنش، برای بار دوم چک نکنند، بسیار زیاد است.

با این‌حال، ما نباید درباره نظربار بودن مشاهدات اغراق کنیم. در خطای حسی معروف به Müller-Lyer illusion، خطی که نوک پیکان‌های دو انتهای آن به سمت بیرون هستند، کوتاه‌تر از خطی با طول یکسان که نوک پیکان‌های دو انتهایش به سمت داخل هستند، به نظر می‌رسد. حتی زمانی که ما با اطمینان می‌دانیم که آن دو خط، طول یکسانی دارند، اما قوه تشخیص ما نمی‌تواند آن را درک کند و در نتیجه خطای حسی همچنان باقی می‌ماند. به نحو مشابهی، یک دانشمند تیزبین هم ممکن است متوجه چیزی در داده‌های خود شود که تئوری‌های موجود به او بگویند که نباید آن را ببیند.

David Brewster، فیزیکدان قرن ۱۹ میلادی به اشتباه اعتقاد داشت که نور از ذراتی تشکیل شده که در یک خط مستقیم حرکت می‌کنند. اما این موضوع، مشاهدات او درباره چندین پدیده مرتبط با نور (از جمله پدیده شکست نور) را تحت تاثیر قرار نداد. بنابراین باید بگوییم که گاهی اوقات مشاهدات می‌توانند نظریه‌بار نباشند و این بستگی به آن دارد که ذهن دانشمند چقدر باز بوده و آماده پذیرش هر چیزی باشد.

دانشمندان باید گشاده‌فکر باشند

مسلما دانشمندان فقط از طریق مشاهدات نمی‌توانند کار خود را پیش ببرند. مشاهدات علمی نیاز به این دارند که تاحدودی جهت‌مند باشند. اما اگر ما می‌خواهیم که انتظار چیزهای غیرمنتظره را داشته باشیم، نمی‌توانیم به نظریه و تئوری اجازه دهیم که مشاهدات ما را به‌شدت تحت تاثیر قرار دهند.

ما نیاز به این داریم که گشاده‌فکر باشیم و پدیده‌ها را به سبک Brewster و دانشمندان مثل او بررسی کنیم. مطالعه کیهان، فارغ از قیدوبند تئوری‌ها، نه تنها یک کار علمیِ درست و به‌جا، بلکه بسیار حیاتی است.

دانشمندان در جستجو برای حیات فرازمینی باید ذهن بازتری داشته باشند؛ و این بدین معنی است که باید از ایده‌ها و تکنیک‌های خارج از جریان اصلی هم استقبال کنند.

مثال‌هایی از علم گذشته نشان می‌دهند که ایده‌های خارج از جریان اصلی، گاهی اوقات ممکن است مورد توجه واقع نشوند. آژانس‌های فضایی مانند ناسا، اگر واقعا اعتقاد دارند که در جستجو برای حیات فرازمینی باید انتظار چیزهای غیرمنتظره را داشت، باید از چنین مثال‌هایی درس بگیرند.

نوشته آدم فضایی‌ها در نزدیکی ما زندگی می‌کنند اما ما آن‌ها را نمی‌بینیم! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

ناسا از کاوشگر مارس ۲۰۲۰ رونمایی کرد

کاوشگر مارس 2020 که قرار است سال آینده به سمت مریخ پرتاب می‌شود، نه‌تنها دنبال نشانه‌هایی از حیات بسیار قدیمی بر روی این سیاره خواهد بود، بلکه راه را برای انجام ماموریت‌های انسانی در آینده هموارتر خواهد کرد.

ناسا روز جمعه از مریخ‌نورد جدید خود رونمایی کرد. این مریخ‌نورد که در یک اتاق بزرگ و استریل‌شده در آزمایشگاه پیش‌رانش جت (JPL) ناسا در پاسادینا، منطقه‌ای نزدیک لس‌آنجلس، ساخته شده، قرار است در ماه جولای 2020، از دماغه کارناوال فلوریدا، زمین را ترک کند. بدین‌ترتیب، کاوشگر مارس 2020 تبدیل به پنجمین مریخ‌نورد آمریکا خواهد شد که در ماه فوریه سال 2020 بر روی سیاره سرخ فرود خواهد آمد.

Matt Wallace، سرپرست این پروژه، به AFP گفت: این مریخ‌نورد قرار است نشانه‌های حیات را بر روی مریخ جستجو کند. به همین‌خاطر ما چندین ابزار مختلف را به‌همراه آن خواهیم فرستاد تا بتوانیم ترکیب شیمیایی و زمین‌شناسی سطح سیاره را بهتر بشناسیم.

در بین دستگاه‌های نصب‌شده بر روی کاوشگر مارس 2020 می‌توان به ۲۳ دوربین، دو «گوش» برای شنیدن بادهای مریخی و لیزرهایی برای آنالیز شیمیایی اشاره کرد.

مارس 2020، که ابعادی به‌اندازه یک ماشین دارد، مانند مریخ‌نورد کنجکاوی، به شش چرخ مجهز است که به آن اجازه خواهند داد تا در مسیرهای سنگی نیز حرکت کند. البته سرعت حرکت، جزو اولویت‌های این مریخ‌نورد نیست؛ چراکه میزان جابه‌جایی آن در طول هر روز مریخی بیشتر از ۱۸۰ متر نخواهد بود.

سوخت مارس 2020 توسط یک رآکتور هسته‌ای کوچک تامین خواهد شد. این دستگاه، بازوهایی به طول دو متر دارد و مجهز به یک دریل پیشرفته برای شکافتن سنگ‌ها است.

حیات بسیار قدیمی بر روی مریخ

Wallace می‌گوید: چیزی که ما به دنبال آن هستیم، حیات میکروبی قدیمی است؛ چیزی که میلیاردها سال قبل بر روی مریخ وجود داشته است، یعنی زمانی که این سیاره بسیار شبیه به زمین بوده است. آن موقع، مریخ دارای آب‌های سطحی گرم، اتمسفر ضخیم و یک نیروی مغناطیسی در اطراف خود بوده است و شرایط مناسبی برای انواع حیات تک سلولی ساده داشته است.

مریخ‌نورد مارس 2020 قرار است بعد از جمع‌آوری نمونه‌ها، آن‌ها را در داخل لوله‌هایی قرار دهد و این لوله‌ها را بر روی سطح مریخ رها کند تا بعدا در یک ماموریت دیگر به زمین آورده شوند.

Wallace می‌گوید: ما امیدواریم که کارها هرچه سریع پیش بروند و بتوانیم نمونه‌ها را در سال 2026 با انجام یک ماموریت دیگر به زمین بازگردانیم. در این ماموریت، لوله‌های حاوی نمونه‌ها توسط یک راکت به مدار اطراف مریخ آورده شده و سپس به‌وسیله یک مدارگرد به سمت زمین حمل خواهند شد. ما فکر می‌کنیم که نمونه‌ها احتمالا بعد از یک دهه به دست ما خواهند رسید.

ماموریت انسانی

مریخ‌نورد مارس 2020 قرار است برای یافتن نشانه‌های حیات قدیمی در یک دلتای خشک و بزرگ به نام Jezero فرود بیاید. این مکان که بعد از سال‌ها بحث و مطالعه علمی انتخاب شده، یک دهانه آتشفشانی است که زمانی یک دریاچه عمیق بوده است. این دریاچه سپس به شبکه‌ای از رودخانه‌ها که بین ۳.۵ تا ۳.۹ میلیارد سال پیش جریان داشته‌اند وصل شده است. اندازه مقطع دهانه مذکور، کمتر از ۴۸ کیلومتر بوده و دانشمندان بسیار امیدوارند که این مکان حاوی مولکول‌های ارگانیک بسیار قدیمی باشد.

ماموریت مارس 2020 همچنین راه را برای یک هدف بلندپروازنه‌تر که همانا سفر انسان به کره مریخ است هموارتر خواهد کرد. Wallace می‌گوید: ما واقعا فکر می‌کنیم که اولین ماموریت انسانی به مریخ به‌زودی اتفاق خواهد افتاد.

تعدادی از تجهیزات نصب‌شده بر روی کاوشگر مارس 2020 قرار است اکسیژن تولید کنند. این اکسیژن می‌تواند یک روز برای نفس کشیدن انسان‌ها بر روی این کره و همچنین به‌عنوان سوخت برای بازگشت به زمین مورد استفاده قرار گیرد.

در سال‌های اخیر، رقابت بر سر فضا به‌شدت داغ شده است و کشورهایی مانند چین به دنبال آن هستند که به سیطره آمریکا بر فضا پایان دهند. چین روز جمعه یکی از قدرتمندترین راکت‌های دنیا را مورد آزمایش قرار داد. این راکت قرار است در ماموریت سال آینده این کشور به سمت مریخ استفاده گردد.

مریخ‌نورد مارس 2020 دستکم به مدت یک سال مریخی (حدود دو سال زمینی) فعال خواهد بود. اما مریخ‌نوردها معمولا بیش از مدت زمان پیش‌بینی‌شده به فعالیت خود ادامه داده‌اند. برای مثال کنجکاوی که در سال 2012 بر روی مریخ فرود آمد، همچنان در اطراف منطقه Mount Sharp مریخ گشت می‌زند.

نوشته ناسا از کاوشگر مارس 2020 رونمایی کرد اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

رکورد طولانی‌ترین حضور یک زن در فضا شکسته شد!

یک فضانورد زن ناسا رکورد جدیدی را برای مدت زمان سپری‌شده در فضا به ثبت رساند و هنوز شش هفته تا زمان بازگشت‌اش به زمین باقی مانده است.

Christina Koch، رکورد طولانی‌ترین ماموریت فضایی توسط یک زن را، که قبلا توسط یکی دیگر از فضانوردان زن ناسا یعنی Peggy Whitson در سال 2017 به ثبت رسیده بود، شکست. این زن ۴۰ ساله که مهندس پرواز ماموریت Expedition 61 است توانست در روز شنبه 28 دسامبر از رکورد ۲۸۹ روز و ۵ ساعت و ۱ دقیقه Whitson عبور کند. Koch روز پنجشنبه در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: Peggy قهرمان من است و در طول این سال‌ها همیشه مربی من بوده است؛ بنابراین من این رکورد را تقدیم او می‌کنم.

Koch در تاریخ 14 مارس امسال به ایستگاه فضایی بین‌المللی فرستاده شد و قرار بود ماموریت او شش ماه به طول بینجامد. اما ناسا ماموریت او را به‌خاطر جمع‌آوری داده‌های بیشتر درباره اثرات بلندمدت پروازهای فضایی بر روی بدن انسان تمدید کرد. او حالا قرار است در تاریخ 6 فوریه 2020 به زمین بازگردد. Koch در مصاحبه خود گفت: این واقعا چیز شگفت‌انگیزی برای علم فضانوردی است. ما در حال بررسی جنبه دیگری از تاثیر میکروگرانش بر روی بدن انسان هستیم. این موضوع برای پروازهای فضایی آینده ما به سمت ماه و مریخ بسیار مهم است.

اگر برگشت Koch به زمین مطابق برنامه پیش برود، او ۳۲۸ روز در فضا خواهد بود و تنها ۱۲ روز کمتر از طولانی‌ترین پرواز فضایی انجام‌شده توسط یک فضانورد ناسا به نام Scott Kelly خواهد بود که از سال 2015 تا 2016 و به مدت ۳۴۰ روز طول کشید.

Koch در این‌باره گفته: من دوست دارم درباره رکوردم نه براساس تعداد روزهایی که اینجا بوده‌ام فکر کنم، بلکه آنچه برای من مهم است چیزهایی است که توانسته‌ام با حضورم در اینجا انجام دهم. بنابراین این رکورد می‌تواند یادآور بهترین تلاش‌های من در زندگی‌ام باشد.

این دومین رکورد Koch در اولین ماموریت فضایی‌اش است. در ماه اکتبر، او و Jessica Meir (فضانورد دیگر ناسا) اولین دو زنی بودند که یک پیاده‌روی فضایی را باهم انجام دادند.

این زن فضانورد در این‌باره می‌گوید: من فکر می‌کنم که پیاده‌روی ما بسیار اهمیت داشت، برای اینکه شکستن این رکوردها به مردم دنیا یادآوری می‌کند که ما کجا هستیم و اهمیت موضوع تا چه‌اندازه زیاد است. به نظر من کار ما الهام‌بخش بود، چراکه فضانوردان آینده نیاز به دیدن کسانی دارند که آن‌ها را به یاد خودشان بیندازد. این موضوع مسلما درباره من نیز صادق است و از اینکه فرصت انجام چنین کاری را برای فضانوردان آینده داشتم احساس افتخار می‌کنم.

با اینکه Koch رکورد طولانی‌ترین ماموریت فضایی توسط یک زن را به نام خود ثبت خواهد کرد، اما Whitson، تنها زنی است که توانسته در سه ماموریت پشت‌سرهم، به مدت ۶۶۵ روز در فضا حضور داشته باشد. البته این را هم باید اضافه کنیم که صرفنظر از زن یا مرد بودن، رکورد طولانی‌ترین ماموریت فضایی مربوط به Valery Polyakov می‌شود که به مدت ۴۳۸ روز از ژانویه 1994 تا مارس 1995 در ایستگاه فضایی میر روسیه سپری کرده بود.

و البته باید به Gennady Padalka هم اشاره کنیم که با ۸۷۸ روز، رکورد طولانی‌ترین زمان سپری‌شده در فضا در ماموریت‌های پشت‌سرهم را (پنج ماموریت) به نام خود ثبت کرده است.

Koch به‌عنوان یک زن فضانورد می‌گوید: بزرگترین امیدواری من این است که این رکورد هم به‌زودی شکسته شود، چراکه معنای آن این خواهد بود که ما در حال گسترش مرزهای خود هستیم.

نوشته رکورد طولانی‌ترین حضور یک زن در فضا شکسته شد! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.