نوع گروه خونی و ژن‌ها رابط مستقیمی با خطر ابتلا به نوع شدید ویروس کرونا دارند

به گفته محققان اروپایی که به دنبال سرنخ‌های بیشتر درباره بیماری ویروس کرونا (کووید۱۹) هستند، نوع گروه خونی فرد و سایر فاکتورهای ژنتیکی او می‌تواند با شدت ابتلا به این بیماری ارتباط داشته باشد.

یافته‌های این محققان که به‌تازگی در مجله New England چاپ شده نشان می‌دهد که افراد با گروه خونی A در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به ویروس کرونا و توسعه علایم شدید آن دارند.

تیم تحقیق در زمان اوج پاندمی در اروپا، ژن‌های بیش از ۴۰۰۰ نفر را برای پیدا کردن تغییراتی که در افراد مبتلا به نوع شدید این بیماری شایع بود مورد بررسی قرار دادند.

آن‌ها متوجه مجموعه‌ای از تغییرات ژنی مرتبط با پاسخ‌های ایمنی شدند که در افراد مبتلا به نوع شدید بیماری بسیار شایع بود. این ژن‌ها همچنین ارتباط نزدیکی با پروتئینی به نام ACE2 داشتند که ویروس کرونا از آن‌ها برای ورود به سلول‌های بدن استفاده می‌کند.

تیم تحقیق به سرپرستی دکتر آندره فرانکه (Andre Franke) از دانشگاه کریستین آلبرشت در آلمان و دکتر تام کارلسن (Tom Karlsen) از دانشگاه اسلو در نروژ متوجه رابطه بین شدت کووید۱۹ و نوع گروه خونی شدند.

خطر ابتلا به نوع شدید کووید۱۹ در افراد با گروه خونی A حدود ۴۵ درصد بیشتر از سایر گروه‌های خونی بود و این احتمال در مورد افراد با گروه خونی O حدود ۳۵ درصد بیشتر بود.

دکتر کارلسن به رویترز گفت: یافته‌های ما سرنخ‌های مشخصی را درباره فرایندهایی که ممکن است در نوع شدید کووید۱۹ اتفاق بیفتد نشان می‌دهند. اما قبل از آنکه این اطلاعات مفید واقع شوند نیاز به تحقیقات بیشتری است.

دکتر فرانکیس کولینز مدیر انستیتو ملی سلامت آمریکا در وبلاگ خود گفت: این امیدواری وجود دارد که یافته‌های جدید به درک ما از بیولوژی کووید۱۹ کمک کند. مطالعه جدید همچنین نشان می‌دهد که یک تست ژنتیک و یک تست خون شاید بتوانند ابزارهای مفیدی برای تشخیص افرادی که در معرض خطر ابتلا به نوع شدید بیماری هستند باشند.

نوشته نوع گروه خونی و ژن‌ها رابط مستقیمی با خطر ابتلا به نوع شدید ویروس کرونا دارند اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

نوع گروه خونی و ژن‌ها رابط مستقیمی با خطر ابتلا به نوع شدید ویروس کرونا دارند

به گفته محققان اروپایی که به دنبال سرنخ‌های بیشتر درباره بیماری ویروس کرونا (کووید۱۹) هستند، نوع گروه خونی فرد و سایر فاکتورهای ژنتیکی او می‌تواند با شدت ابتلا به این بیماری ارتباط داشته باشد.

یافته‌های این محققان که به‌تازگی در مجله New England چاپ شده نشان می‌دهد که افراد با گروه خونی A در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به ویروس کرونا و توسعه علایم شدید آن دارند.

تیم تحقیق در زمان اوج پاندمی در اروپا، ژن‌های بیش از ۴۰۰۰ نفر را برای پیدا کردن تغییراتی که در افراد مبتلا به نوع شدید این بیماری شایع بود مورد بررسی قرار دادند.

آن‌ها متوجه مجموعه‌ای از تغییرات ژنی مرتبط با پاسخ‌های ایمنی شدند که در افراد مبتلا به نوع شدید بیماری بسیار شایع بود. این ژن‌ها همچنین ارتباط نزدیکی با پروتئینی به نام ACE2 داشتند که ویروس کرونا از آن‌ها برای ورود به سلول‌های بدن استفاده می‌کند.

تیم تحقیق به سرپرستی دکتر آندره فرانکه (Andre Franke) از دانشگاه کریستین آلبرشت در آلمان و دکتر تام کارلسن (Tom Karlsen) از دانشگاه اسلو در نروژ متوجه رابطه بین شدت کووید۱۹ و نوع گروه خونی شدند.

خطر ابتلا به نوع شدید کووید۱۹ در افراد با گروه خونی A حدود ۴۵ درصد بیشتر از سایر گروه‌های خونی بود و این احتمال در مورد افراد با گروه خونی O حدود ۳۵ درصد بیشتر بود.

دکتر کارلسن به رویترز گفت: یافته‌های ما سرنخ‌های مشخصی را درباره فرایندهایی که ممکن است در نوع شدید کووید۱۹ اتفاق بیفتد نشان می‌دهند. اما قبل از آنکه این اطلاعات مفید واقع شوند نیاز به تحقیقات بیشتری است.

دکتر فرانکیس کولینز مدیر انستیتو ملی سلامت آمریکا در وبلاگ خود گفت: این امیدواری وجود دارد که یافته‌های جدید به درک ما از بیولوژی کووید۱۹ کمک کند. مطالعه جدید همچنین نشان می‌دهد که یک تست ژنتیک و یک تست خون شاید بتوانند ابزارهای مفیدی برای تشخیص افرادی که در معرض خطر ابتلا به نوع شدید بیماری هستند باشند.

نوشته نوع گروه خونی و ژن‌ها رابط مستقیمی با خطر ابتلا به نوع شدید ویروس کرونا دارند اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

دانشمندان موفق به مهندسی سلول‌های انسان با استفاده از ویژگی خارق‌العاده ماهی مرکب شدند

ماهی مرکب قدرت فوق‌العاده‌ای دارند. این حیوان نه‌تنها می‌توانند رنگ پوست‌اش را تغییر دهد (مثل بسیاری از سرپایان)، بلکه می‌تواند بخش‌هایی از بدن خود را نامرئی کند. حالا دانشمندان از این قابلیت روی سلول‌های انسان استفاده کرده‌اند.

محققان در یک مطالعه جدید توانسته‌اند پروتئین‌های خاصی را که در سلول‌های ماهی‌های مرکب مسئول این کار هستند در مورد سلول‌های کلیه انسان به کار بگیرند. یافته‌های این محققان می‌تواند به ما کمک کند تا مکانیسم‌های سلولی مختلف در بافت‌های زنده بدن را بهتر درک کنیم.

آترولی چاترجی (Atrouli Chatterjee)، مهندس زیست‌مولکولی از دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: پروژه ما روی طراحی و مهندسی سیستم‌های سلولی و بافت‌هایی با قابلیت جذب، انعکاس و انتقال نور متمرکز است.

البته ماهی‌های مرکب، تنها حیواناتی نیستند که می‌توانند پوست را شفاف کنند. در حالیکه این ماهی‌ها از این ویژگی برای جلوگیری از جلب توجه ناخواسته بهره می‌برند، مارمولک‌های پرنده از شفافیت پوست خود برای جلب توجه استفاده می‌کنند.

جنس ماده ماهی‌های مرکب می‌تواند خطوط سفید پشت خود را از سفید مات به سفید شفاف تغییر دهد. آن‌ها این کار را با استفاده از سلول‌های خاصی به نام leucophores انجام می‌دهند، سلول‌هایی که دارای ذراتی حاوی پروتئین‌های انعکاسی (reflectin proteins) در غشای خود هستند.

این پروتئین‌ها بسته به اینکه چگونه آرایش پیدا کنند می‌توانند نحوه انتقال یا بازتابش نور اطراف‌شان را تغییر دهند. البته این کار به‌طور تصادفی انجام نمی‌گیرد: ماهی‌های مرکب می‌توانند با استفاده از یک ماده شیمیایی ارگانیک به نام acetylcholine، آرایش پروتئین‌های انعکاسی داخل سلول‌هایشان را تغییر دهند.

دانشمندان برای استفاده از این ترفند در مورد بافت انسان، سلول‌های کلیه انسان را از لحاظ ژنتیکی مهندسی کردند تا پروتئین‌های انعکاسی تولید کنند.

آلون گورودسکی (Alon Gorodetsky)، مهندس بیوپزشکی از دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: ما از کشف این موضوع که سلول‌ها نه‌تنها امکان بیان پروتئین‌های انعکاسی را دارند، بلکه می‌توانند آن‌ها را در نانوساختارهای کروی‌شکل بسته‌بندی کرده و در بدنه‌های سلول‌ها توزیع کنند شگفت‌زده شدیم.

محققان با استفاده از میکروسکوپی فازی کمّی  (quantitative phase microscopy) نشان دادند که این پروتئین‌ها نحوه پراکنده شدن نور از داخل سلول‌های مهندسی‌شده را تغییر دادند.

تیم تحقیق سپس سلول‌های بیان‌کننده پروتئین‌های انعکاسی را تحت سطوح مختلفی از سدیم کلرید قرار دادند و متوجه شدند که آن‌ها می‌توانند میزان نور انتقال داده‌ شده را تنظیم کنند؛ بطوریکه سدیم کلرید باعث شد تا سایز ذرات بزرگتر شود و نحوه آرایش آن‌ها تغییر کند.

هرچه مقدار سدیم کلرید بیشتر بود، نور بیشتری پراکنده می‌شد و سلول‌ها بیشتر از قبل مات می‌شدند. به این‌ترتیب، سلول‌های بافت کلیه انسان اکنون دارای قابلیت‌های تنظیم نور انتقالی و نور انعکاسی بودند.

محققان در مقاله خود نوشته‌اند: واکنش پروتئین انعکاسی به سدیم کلرید درواقع نوعی شبیه‌سازی تغییر شفافیت پوست ماهی‌های مرکب بود و این موفقیت می‌تواند زمینه‌ای برای به‌کارگیری سایر ترفندهای ماهی‌های مرکب، مانند تغییر الگوهای رنگ را در سلول‌های پستانداران فراهم کند.

یافته جدید همچنین به محققان اجازه خواهد داد تا مکانیسم‌های قابلیت‌های این ماهی‌ها را بیشتر درک کنند. کاربردهای احتمالی آینده این ویژگی می‌تواند شامل امکان تصویربرداری از کل بافت‌های زنده با وضوح بالا باشد که به ما اجازه خواهد تا چیزهایی را که قبلا برای ما هرگز آشکار نبودند مشاهده کنیم.

تیم تحقیق در مقاله خود توضیح داده‌اند که چگونه مطالعات مشابه روی پروتئین‌های سبز فلورسنت ستاره‌های دریایی منجر به استفاده آن‌ها در میکروسوپ‌های فلورسانس شده است. آن‌ها نتیجه‌گیری کرده‌اند: یافته‌های ما ممکن است فرصت‌های هیجان‌انگیز متنوعی را در زمینه بیولوژی، علم مواد و مهندسی زیستی ایجاد کند.

این تحقیق به‌تازگی در مجله Nature Communications چاپ شده است.

نوشته دانشمندان موفق به مهندسی سلول‌های انسان با استفاده از ویژگی خارق‌العاده ماهی مرکب شدند اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

دانشمندان موفق به مهندسی سلول‌های انسان با استفاده از ویژگی خارق‌العاده ماهی مرکب شدند

ماهی مرکب قدرت فوق‌العاده‌ای دارند. این حیوان نه‌تنها می‌توانند رنگ پوست‌اش را تغییر دهد (مثل بسیاری از سرپایان)، بلکه می‌تواند بخش‌هایی از بدن خود را نامرئی کند. حالا دانشمندان از این قابلیت روی سلول‌های انسان استفاده کرده‌اند.

محققان در یک مطالعه جدید توانسته‌اند پروتئین‌های خاصی را که در سلول‌های ماهی‌های مرکب مسئول این کار هستند در مورد سلول‌های کلیه انسان به کار بگیرند. یافته‌های این محققان می‌تواند به ما کمک کند تا مکانیسم‌های سلولی مختلف در بافت‌های زنده بدن را بهتر درک کنیم.

آترولی چاترجی (Atrouli Chatterjee)، مهندس زیست‌مولکولی از دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: پروژه ما روی طراحی و مهندسی سیستم‌های سلولی و بافت‌هایی با قابلیت جذب، انعکاس و انتقال نور متمرکز است.

البته ماهی‌های مرکب، تنها حیواناتی نیستند که می‌توانند پوست را شفاف کنند. در حالیکه این ماهی‌ها از این ویژگی برای جلوگیری از جلب توجه ناخواسته بهره می‌برند، مارمولک‌های پرنده از شفافیت پوست خود برای جلب توجه استفاده می‌کنند.

جنس ماده ماهی‌های مرکب می‌تواند خطوط سفید پشت خود را از سفید مات به سفید شفاف تغییر دهد. آن‌ها این کار را با استفاده از سلول‌های خاصی به نام leucophores انجام می‌دهند، سلول‌هایی که دارای ذراتی حاوی پروتئین‌های انعکاسی (reflectin proteins) در غشای خود هستند.

این پروتئین‌ها بسته به اینکه چگونه آرایش پیدا کنند می‌توانند نحوه انتقال یا بازتابش نور اطراف‌شان را تغییر دهند. البته این کار به‌طور تصادفی انجام نمی‌گیرد: ماهی‌های مرکب می‌توانند با استفاده از یک ماده شیمیایی ارگانیک به نام acetylcholine، آرایش پروتئین‌های انعکاسی داخل سلول‌هایشان را تغییر دهند.

دانشمندان برای استفاده از این ترفند در مورد بافت انسان، سلول‌های کلیه انسان را از لحاظ ژنتیکی مهندسی کردند تا پروتئین‌های انعکاسی تولید کنند.

آلون گورودسکی (Alon Gorodetsky)، مهندس بیوپزشکی از دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید: ما از کشف این موضوع که سلول‌ها نه‌تنها امکان بیان پروتئین‌های انعکاسی را دارند، بلکه می‌توانند آن‌ها را در نانوساختارهای کروی‌شکل بسته‌بندی کرده و در بدنه‌های سلول‌ها توزیع کنند شگفت‌زده شدیم.

محققان با استفاده از میکروسکوپی فازی کمّی  (quantitative phase microscopy) نشان دادند که این پروتئین‌ها نحوه پراکنده شدن نور از داخل سلول‌های مهندسی‌شده را تغییر دادند.

تیم تحقیق سپس سلول‌های بیان‌کننده پروتئین‌های انعکاسی را تحت سطوح مختلفی از سدیم کلرید قرار دادند و متوجه شدند که آن‌ها می‌توانند میزان نور انتقال داده‌ شده را تنظیم کنند؛ بطوریکه سدیم کلرید باعث شد تا سایز ذرات بزرگتر شود و نحوه آرایش آن‌ها تغییر کند.

هرچه مقدار سدیم کلرید بیشتر بود، نور بیشتری پراکنده می‌شد و سلول‌ها بیشتر از قبل مات می‌شدند. به این‌ترتیب، سلول‌های بافت کلیه انسان اکنون دارای قابلیت‌های تنظیم نور انتقالی و نور انعکاسی بودند.

محققان در مقاله خود نوشته‌اند: واکنش پروتئین انعکاسی به سدیم کلرید درواقع نوعی شبیه‌سازی تغییر شفافیت پوست ماهی‌های مرکب بود و این موفقیت می‌تواند زمینه‌ای برای به‌کارگیری سایر ترفندهای ماهی‌های مرکب، مانند تغییر الگوهای رنگ را در سلول‌های پستانداران فراهم کند.

یافته جدید همچنین به محققان اجازه خواهد داد تا مکانیسم‌های قابلیت‌های این ماهی‌ها را بیشتر درک کنند. کاربردهای احتمالی آینده این ویژگی می‌تواند شامل امکان تصویربرداری از کل بافت‌های زنده با وضوح بالا باشد که به ما اجازه خواهد تا چیزهایی را که قبلا برای ما هرگز آشکار نبودند مشاهده کنیم.

تیم تحقیق در مقاله خود توضیح داده‌اند که چگونه مطالعات مشابه روی پروتئین‌های سبز فلورسنت ستاره‌های دریایی منجر به استفاده آن‌ها در میکروسوپ‌های فلورسانس شده است. آن‌ها نتیجه‌گیری کرده‌اند: یافته‌های ما ممکن است فرصت‌های هیجان‌انگیز متنوعی را در زمینه بیولوژی، علم مواد و مهندسی زیستی ایجاد کند.

این تحقیق به‌تازگی در مجله Nature Communications چاپ شده است.

نوشته دانشمندان موفق به مهندسی سلول‌های انسان با استفاده از ویژگی خارق‌العاده ماهی مرکب شدند اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

دلیل حاد بودن بیماری کرونا در برخی‌ افراد مشخص شد!

ویروس کرونا با نام علمی SARS-COV-2 که برای اولین بار در چین ظاهر شد، ویروس بسیار فرصت‌طلبی است. فرقی نمی‌کند سن‌، جنسیت و نژاد شما چه باشد؛ این ویروس همه افراد را آلوده می‌کند. البته این موضوع با توجه جدید بودن ویروس و آماده نبودن سیستم ایمنی بدن انسان‌ها برای مقابله با آن، منطقی به نظر می‌رسد.

با این‌حال، علایم بیماری کووید۱۹ بسیار متغیر است؛ فقط تعداد کمی از افراد مبتلا به آن، علایم وسیعی نشان می‌دهند، برخی فقط تب و سرفه دارند، عده‌ای دیگر دچار گرفتگی عضلات شکم و اسهال می‌شوند، برخی اشتهای خودشان را از دست می‌دهند. تعدادی از بیماران هم کاهش بویایی را تجربه می‌کنند.

از طرفی، برخی از بیماران می‌توانند آن را در خانه با مصرف رژیم مایعات تحمل کنند، اما عده‌ای دچار چنان تنگی نفس‌هایی می‌شوند که جز با بستری شدن در بیمارستان و دریافت اکسیژن مصنوعی امکان ادامه زندگی ندارند. افراد مسن و کسانی که دارای بیماری‌های زمینه‌ای هستند و همچنین مردان، بیشترین آمار مرگ‌ومیر را داشته‌اند. با این‌حال، همیشه این‌گونه نیست. برای مثال، در آمریکا تعداد زیادی از افرادی که با علایم حاد در بیمارستان بستری شده‌اند، بزرگسالان زیر ۴۰ سال هستند. کودکان و به‌ویژه نوزادان نیز از این بیماری در امان نیستند.

همین موضوع باعث شده تا دانشمندان داده‌های اپیدمیولوژیکی جمع‌آوری‌شده از کشورهایی مانند چین، ایتالیا و ایالات‌متحده که بیشترین میزان شیوع را داشته‌اند با دقت بیشتری بررسی کنند. آن‌ها به دنبال الگوهایی در سن، جنسیت، نژاد، وضعیت اجتماعی‌اقتصادی، رفتارها و نوع دسترسی بیماران به مراقبت‌های درمانی هستند. DNA افراد نیز جایی است که دانشمندان تلاش می‌کنند سرنخ‌هایی را در آنجا پیدا بکنند.

هفته پیش شرکت 23andMe خبر از شروع مطالعه جدیدی داد که هدف آن پیدا کردن هرگونه تفاوت‌های ژنتیکی است که توضیح می‌دهد چرا افراد مبتلا به کووید۱۹ چنین پاسخ‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. علاوه بر این شرکت، موسسات ژنتیکی دیگری هم به دنبال پاسخ دادن به همین سوال هستند.

مطالعاتی که در گذشته انجام شده نشان می‌دهند که وجود برخی نسخه‌های ژنی در بدن می‌تواند ریسک ابتلای افراد به یک ویروس را افزایش دهد. برای مثال، نسخه‌هایی مانند جهش CCR5 باعث می‌شوند تا افراد حامل آن‌ها، در برابر بیماری ایدز مقاوم باشند. در حال‌حاضر، خیلی زود است که بگوییم نقشی که DNA در آسیب‌پذیری افراد در برابر ویروس کرونا بازی می‌کند چقدر است. اما این یافته‌ها ممکن است روزی برای شناسایی افرادی که ریسک بالاتری برای بیماری حادتر دارند و همچنین برای پیدا کردن درمان‌های جدید استفاده شوند.

مزیتی که شرکت 23andMe نسبت به سایر شرکت‌های تست DNA دارد این است که دارای پایگاه داده‌ای با اطلاعات بیش از ۱۰ میلیون مشتری است که ۸۰ درصد آن‌ها رضایت داده‌اند اطلاعات ژنتیکی‌شان در تحقیقان این شرکت مورد استفاده قرار گیرند. 23andMe برای ایجاد چنین پلت‌فرمی سال‌ها وقت صرف کرده و حالا می‌تواند براساس این داده‌ها ارزیابی‌های جامعی از مشتریان خود انجام دهد.

این شرکت در جدیدترین ارزیابی خود در رابطه با ویروس کرونا، از مشتریان سوالاتی درباره محل زندگی‌ آن‌ها، نوع فاصله‌گذاری اجتماعی که انجام می‌دهند و اینکه آیا تست کرونا داده‌اند یا نه، پرسیده است (این ارزیابی فقط برای مشتریان 23andMe در آمریکا باز است).

مقامات این کمپانی امیدوار هستند که صدها هزار نفر از مشتریان، از جمله آن‌هایی که تست‌شان مثبت یا منفی شده و کسانی که علایم شبیه آنفلوآنزا تجربه کرده‌اند یا افرادی که در خانواده خود موارد ابتلا به بیماری را داشته‌اند، در این ارزیابی شرکت کنند.

در صورتی که 23andMe بتواند پاسخ‌های کافی از افرادی که مبتلا به کووید۱۹ شده‌اند جمع‌آوری کند، تیم تحقیقاتی آن، یک آنالیز آماری به نام GWAS یا مطالعه همبستگی ژنومی انجام خواهند داد. در این آنالیز، افراد براساس علایم‌شان به گروه‌های مختلفی دسته‌بندی خواهند شد و سپس داده‌های DNA آن‌ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این بررسی به آن‌ها کمک خواهد کرد تا بفهمند آیا افرادی که علایم خاصی دارند، نسخه‌های ژنی خاصی در ژنوم خود دارند یا نه. اگر این موضوع به‌دفعات مشاهده شود، آن‌ها با اطمینان می‌توانند نتیجه بگیرند که نسخه‌های ژنتیکی مذکور با آن علایم مرتبط هستند.

مایکل اسنایدر (Michael Snyder)، رییس دپارتمان ژنتیک دانشگاه استنفورد، در این‌باره می‌گوید: پیش‌بینی اینکه چه نوع ژن‌هایی در جریان این بررسی‌ شناسایی شوند بسیار دشوار است، اما بسیاری از آن‌ها احتمالا مربوط به بخش‌هایی از ژنوم افراد خواهند بود که مسئول پاسخ ایمنی بدن هستند. ما می‌دانیم که ژنتیک روی عفونت ویروسی تاثیر می‌گذارد. این موضوع، قابل‌انتظار است، برای اینکه انسان‌ها در طول تاریخ در محیط‌های مختلفی رشد کرده‌اند و در معرض ویروس‌ها یا پاتوژن‌های متفاوتی قرار داشته‌اند. بنابراین منطقی است که سیستم‌های ایمنی، به طرق مختلفی در بدن افراد تنظیم شود.

کاندیدای احتمالی در این رابطه، ژنی است که گیرنده ACE2 را کدگذاری می‌کند. گیرنده ACE2 روی سطح ریه و سایر سلول‌های انسان یافت می‌شوند و ویروس کرونا از طریق آن وارد بدن می‌شود. تغییرات کوچک ژن مذکور ممکن است منجر به ایجاد نسخه‌هایی از گیرنده ACE2 شود که وارد شدن به آ‌ن‌ها را راحت‌تر یا مشکل‌تر کند. همچنین تغییر در مناطقی از ژنوم که ژن مربوط به ACE2 را روشن یا خاموش می‌کنند می‌تواند نقش مهمی در این‌ زمینه بازی کند. فعالیت کمتر ژن به معنای آن خواهد بود که سلول‌های فرد، گیرنده‌های کمتری را برای چنگ زدن ویروس به آن‌ها تولید کرده‌اند.

اسنایدر می‌گوید: خیلی زود است که درباره نقشی که ژن‌ها در تعیین نتایج کووید۱۹ بازی می‌کنند چیزی بگوییم. اما من فکر می‌کنم که پروژه 23andMe احتمالا موفق به یافتن نسخه ژنتیکی واحدی که تعیین کند چه فردی دچار علایم حاد کووید۱۹خواهد شد نشود.

شاید دلیل بدبینی اسنایدر نسبت به پروژه 23andMe این باشد که روش GWAS نوعی بازی اعداد است. این روش بیشتر برای تشخیص جهش‌هایی که به‌دفعات در یک جمعیت اتفاق می‌افتند و هر کدام از آن جهش‌ها اثرات بسیار کوچکی روی حساسیت فرد در برابر بیماری می‌گذارند خوب است. ضمن اینکه مطالعه 23andMe روی داده‌های ژنتیکی محدودی انجام می‌شود و بنابراین احتمال انتخاب نسخه‌های ژنتیکی رایج، به‌مراتب بیشتر از نسخه‌های نادر و کمیاب خواهد بود.

به نظر دکتر استفان چاپمن (Stephen Chapman) از دانشگاه آکسفورد، احتمالا این جهش‌های نادر هستند که باعث حساسیت شدید افراد نسبت به بیماری کووید۱۹ می‌شود. او چند سال پیش در مطالعات ژنتیکی خود که روی حساسیت افراد در برابر بیماری ذات‌الریه انجام می‌داد، جهش‌های کمیابی را در ژن‌های مرتبط با سیستم ایمنی بدن کشف کرد که باعث می‌شدند بزرگسالان و کودکان سالم در برابر یک باکتری خاص بسیار آسیب‌پذیر شوند. او فکر می‌کند که چنین جهش‌های نادری در عملکرد سیستم ایمنی ممکن است حتی باعث بستری شدن افراد جوان و سالمی که هیچ فاکتور خطری ندارند در بخش مراقبت‌های ویژه شوند. چاپمن می‌گوید: این همان ضعف بزرگ روش GWAS است که آن جهش‌های کمیاب را پیدا نمی‌کند.

پیدا کردن جهش‌های نادر نیاز به نمونه‌های خون افراد با علایم حاد و سپس توالی‌یابی کل ژنوم آن‌ها دارد. بررسی DNA افراد جوانی که در بخش مراقبت‌های ویژه به دستگاه‌ اکسیژن مصنوعی وصل هستند می‌تواند علت حساسیت ژنتیکی آن‌ها در برابر کووید۱۹ را آشکار سازد. همچنین، DNA افراد مسنی که تست کووید۱۹ آن‌ها مثبت شده اما هیچ علایمی نداشته‌اند، ممکن است دارای جهش‌هایی برای محافظت در برابر بدترین حالت بیماری باشند.

به‌هرحال، آنچه مسلم است این است که پارامترهایی مانند سن، جنسیت، بیماری‌های زمینه‌ای، دسترسی سریع به تست و کیفیت مراقبت‌ها، نقش مهمی در تعیین اینکه چه کسی در اثر بیماری کووید۱۹ زنده می‌ماند یا جان خود را از دست می‌دهد بازی می‌کنند. اما تقریبا با اطمینان بالایی می‌توانیم بگوییم که DNA نقش پررنگ‌تری در شکل‌دادن به نتایج بیماری دارد و هنوز باید چیزهای زیادی درباره آن یاد بگیریم.

نوشته دلیل حاد بودن بیماری کرونا در برخی‌ افراد مشخص شد! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

دلیل حاد بودن بیماری کرونا در برخی‌ افراد مشخص شد!

ویروس کرونا با نام علمی SARS-COV-2 که برای اولین بار در چین ظاهر شد، ویروس بسیار فرصت‌طلبی است. فرقی نمی‌کند سن‌، جنسیت و نژاد شما چه باشد؛ این ویروس همه افراد را آلوده می‌کند. البته این موضوع با توجه جدید بودن ویروس و آماده نبودن سیستم ایمنی بدن انسان‌ها برای مقابله با آن، منطقی به نظر می‌رسد.

با این‌حال، علایم بیماری کووید۱۹ بسیار متغیر است؛ فقط تعداد کمی از افراد مبتلا به آن، علایم وسیعی نشان می‌دهند، برخی فقط تب و سرفه دارند، عده‌ای دیگر دچار گرفتگی عضلات شکم و اسهال می‌شوند، برخی اشتهای خودشان را از دست می‌دهند. تعدادی از بیماران هم کاهش بویایی را تجربه می‌کنند.

از طرفی، برخی از بیماران می‌توانند آن را در خانه با مصرف رژیم مایعات تحمل کنند، اما عده‌ای دچار چنان تنگی نفس‌هایی می‌شوند که جز با بستری شدن در بیمارستان و دریافت اکسیژن مصنوعی امکان ادامه زندگی ندارند. افراد مسن و کسانی که دارای بیماری‌های زمینه‌ای هستند و همچنین مردان، بیشترین آمار مرگ‌ومیر را داشته‌اند. با این‌حال، همیشه این‌گونه نیست. برای مثال، در آمریکا تعداد زیادی از افرادی که با علایم حاد در بیمارستان بستری شده‌اند، بزرگسالان زیر ۴۰ سال هستند. کودکان و به‌ویژه نوزادان نیز از این بیماری در امان نیستند.

همین موضوع باعث شده تا دانشمندان داده‌های اپیدمیولوژیکی جمع‌آوری‌شده از کشورهایی مانند چین، ایتالیا و ایالات‌متحده که بیشترین میزان شیوع را داشته‌اند با دقت بیشتری بررسی کنند. آن‌ها به دنبال الگوهایی در سن، جنسیت، نژاد، وضعیت اجتماعی‌اقتصادی، رفتارها و نوع دسترسی بیماران به مراقبت‌های درمانی هستند. DNA افراد نیز جایی است که دانشمندان تلاش می‌کنند سرنخ‌هایی را در آنجا پیدا بکنند.

هفته پیش شرکت 23andMe خبر از شروع مطالعه جدیدی داد که هدف آن پیدا کردن هرگونه تفاوت‌های ژنتیکی است که توضیح می‌دهد چرا افراد مبتلا به کووید۱۹ چنین پاسخ‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. علاوه بر این شرکت، موسسات ژنتیکی دیگری هم به دنبال پاسخ دادن به همین سوال هستند.

مطالعاتی که در گذشته انجام شده نشان می‌دهند که وجود برخی نسخه‌های ژنی در بدن می‌تواند ریسک ابتلای افراد به یک ویروس را افزایش دهد. برای مثال، نسخه‌هایی مانند جهش CCR5 باعث می‌شوند تا افراد حامل آن‌ها، در برابر بیماری ایدز مقاوم باشند. در حال‌حاضر، خیلی زود است که بگوییم نقشی که DNA در آسیب‌پذیری افراد در برابر ویروس کرونا بازی می‌کند چقدر است. اما این یافته‌ها ممکن است روزی برای شناسایی افرادی که ریسک بالاتری برای بیماری حادتر دارند و همچنین برای پیدا کردن درمان‌های جدید استفاده شوند.

مزیتی که شرکت 23andMe نسبت به سایر شرکت‌های تست DNA دارد این است که دارای پایگاه داده‌ای با اطلاعات بیش از ۱۰ میلیون مشتری است که ۸۰ درصد آن‌ها رضایت داده‌اند اطلاعات ژنتیکی‌شان در تحقیقان این شرکت مورد استفاده قرار گیرند. 23andMe برای ایجاد چنین پلت‌فرمی سال‌ها وقت صرف کرده و حالا می‌تواند براساس این داده‌ها ارزیابی‌های جامعی از مشتریان خود انجام دهد.

این شرکت در جدیدترین ارزیابی خود در رابطه با ویروس کرونا، از مشتریان سوالاتی درباره محل زندگی‌ آن‌ها، نوع فاصله‌گذاری اجتماعی که انجام می‌دهند و اینکه آیا تست کرونا داده‌اند یا نه، پرسیده است (این ارزیابی فقط برای مشتریان 23andMe در آمریکا باز است).

مقامات این کمپانی امیدوار هستند که صدها هزار نفر از مشتریان، از جمله آن‌هایی که تست‌شان مثبت یا منفی شده و کسانی که علایم شبیه آنفلوآنزا تجربه کرده‌اند یا افرادی که در خانواده خود موارد ابتلا به بیماری را داشته‌اند، در این ارزیابی شرکت کنند.

در صورتی که 23andMe بتواند پاسخ‌های کافی از افرادی که مبتلا به کووید۱۹ شده‌اند جمع‌آوری کند، تیم تحقیقاتی آن، یک آنالیز آماری به نام GWAS یا مطالعه همبستگی ژنومی انجام خواهند داد. در این آنالیز، افراد براساس علایم‌شان به گروه‌های مختلفی دسته‌بندی خواهند شد و سپس داده‌های DNA آن‌ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این بررسی به آن‌ها کمک خواهد کرد تا بفهمند آیا افرادی که علایم خاصی دارند، نسخه‌های ژنی خاصی در ژنوم خود دارند یا نه. اگر این موضوع به‌دفعات مشاهده شود، آن‌ها با اطمینان می‌توانند نتیجه بگیرند که نسخه‌های ژنتیکی مذکور با آن علایم مرتبط هستند.

مایکل اسنایدر (Michael Snyder)، رییس دپارتمان ژنتیک دانشگاه استنفورد، در این‌باره می‌گوید: پیش‌بینی اینکه چه نوع ژن‌هایی در جریان این بررسی‌ شناسایی شوند بسیار دشوار است، اما بسیاری از آن‌ها احتمالا مربوط به بخش‌هایی از ژنوم افراد خواهند بود که مسئول پاسخ ایمنی بدن هستند. ما می‌دانیم که ژنتیک روی عفونت ویروسی تاثیر می‌گذارد. این موضوع، قابل‌انتظار است، برای اینکه انسان‌ها در طول تاریخ در محیط‌های مختلفی رشد کرده‌اند و در معرض ویروس‌ها یا پاتوژن‌های متفاوتی قرار داشته‌اند. بنابراین منطقی است که سیستم‌های ایمنی، به طرق مختلفی در بدن افراد تنظیم شود.

کاندیدای احتمالی در این رابطه، ژنی است که گیرنده ACE2 را کدگذاری می‌کند. گیرنده ACE2 روی سطح ریه و سایر سلول‌های انسان یافت می‌شوند و ویروس کرونا از طریق آن وارد بدن می‌شود. تغییرات کوچک ژن مذکور ممکن است منجر به ایجاد نسخه‌هایی از گیرنده ACE2 شود که وارد شدن به آ‌ن‌ها را راحت‌تر یا مشکل‌تر کند. همچنین تغییر در مناطقی از ژنوم که ژن مربوط به ACE2 را روشن یا خاموش می‌کنند می‌تواند نقش مهمی در این‌ زمینه بازی کند. فعالیت کمتر ژن به معنای آن خواهد بود که سلول‌های فرد، گیرنده‌های کمتری را برای چنگ زدن ویروس به آن‌ها تولید کرده‌اند.

اسنایدر می‌گوید: خیلی زود است که درباره نقشی که ژن‌ها در تعیین نتایج کووید۱۹ بازی می‌کنند چیزی بگوییم. اما من فکر می‌کنم که پروژه 23andMe احتمالا موفق به یافتن نسخه ژنتیکی واحدی که تعیین کند چه فردی دچار علایم حاد کووید۱۹خواهد شد نشود.

شاید دلیل بدبینی اسنایدر نسبت به پروژه 23andMe این باشد که روش GWAS نوعی بازی اعداد است. این روش بیشتر برای تشخیص جهش‌هایی که به‌دفعات در یک جمعیت اتفاق می‌افتند و هر کدام از آن جهش‌ها اثرات بسیار کوچکی روی حساسیت فرد در برابر بیماری می‌گذارند خوب است. ضمن اینکه مطالعه 23andMe روی داده‌های ژنتیکی محدودی انجام می‌شود و بنابراین احتمال انتخاب نسخه‌های ژنتیکی رایج، به‌مراتب بیشتر از نسخه‌های نادر و کمیاب خواهد بود.

به نظر دکتر استفان چاپمن (Stephen Chapman) از دانشگاه آکسفورد، احتمالا این جهش‌های نادر هستند که باعث حساسیت شدید افراد نسبت به بیماری کووید۱۹ می‌شود. او چند سال پیش در مطالعات ژنتیکی خود که روی حساسیت افراد در برابر بیماری ذات‌الریه انجام می‌داد، جهش‌های کمیابی را در ژن‌های مرتبط با سیستم ایمنی بدن کشف کرد که باعث می‌شدند بزرگسالان و کودکان سالم در برابر یک باکتری خاص بسیار آسیب‌پذیر شوند. او فکر می‌کند که چنین جهش‌های نادری در عملکرد سیستم ایمنی ممکن است حتی باعث بستری شدن افراد جوان و سالمی که هیچ فاکتور خطری ندارند در بخش مراقبت‌های ویژه شوند. چاپمن می‌گوید: این همان ضعف بزرگ روش GWAS است که آن جهش‌های کمیاب را پیدا نمی‌کند.

پیدا کردن جهش‌های نادر نیاز به نمونه‌های خون افراد با علایم حاد و سپس توالی‌یابی کل ژنوم آن‌ها دارد. بررسی DNA افراد جوانی که در بخش مراقبت‌های ویژه به دستگاه‌ اکسیژن مصنوعی وصل هستند می‌تواند علت حساسیت ژنتیکی آن‌ها در برابر کووید۱۹ را آشکار سازد. همچنین، DNA افراد مسنی که تست کووید۱۹ آن‌ها مثبت شده اما هیچ علایمی نداشته‌اند، ممکن است دارای جهش‌هایی برای محافظت در برابر بدترین حالت بیماری باشند.

به‌هرحال، آنچه مسلم است این است که پارامترهایی مانند سن، جنسیت، بیماری‌های زمینه‌ای، دسترسی سریع به تست و کیفیت مراقبت‌ها، نقش مهمی در تعیین اینکه چه کسی در اثر بیماری کووید۱۹ زنده می‌ماند یا جان خود را از دست می‌دهد بازی می‌کنند. اما تقریبا با اطمینان بالایی می‌توانیم بگوییم که DNA نقش پررنگ‌تری در شکل‌دادن به نتایج بیماری دارد و هنوز باید چیزهای زیادی درباره آن یاد بگیریم.

نوشته دلیل حاد بودن بیماری کرونا در برخی‌ افراد مشخص شد! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

راز چگونگی تغییر طبیعت اروپا کشف شد

بعد از آخرین عصر یخبندان، انسان‌ها به‌آرامی و به‌طور خزنده در سراسر اروپا پخش شدند. حالا یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که این مهاجرت‌ها ممکن است بیش از هر عامل دیگری باعث تغییر طبیعت اروپا شده باشند.

محققان اروپایی با مقایسه زمان‌های مهاجرت‌های اصلی به این قاره و تغییرات ایجادشده در پوشش گیاهی آن متوجه شدند که برخلاف تصور رایج، نخستین جوامع کشاورزی که در اروپا مستقر شده‌اند، تاثیر بسیار کمتری روی اکولوژی این منطقه داشته‌اند.

اما این موضوع در مورد موج دوم مهاجران عصر برنز که از اروپای غربی به سمت استپ‌های روسیه حرکت کرده‌اند صادق نیست. درواقع مهاجرت‌ این گروه بوده است که باعث کاهش شدید در جنگل‌های اروپا و افزایش مراتع و چمنزارها در آن شده است.

البته نتایج مطالعه جدید، بر مبنای برخی پیش‌فرض‌ها به دست آمده است، بنابراین در مورد یافته‌های آن باید کمی احتیاط کرد. اما به‌هرحال، این تحقیق دید تازه‌ای درباره داستان ظهور اروپا به‌عنوان قاره‌ای که نسل‌های متناوبی از فرهنگ‌های مختلف با زبان‌های جدید، ژن‌های جدید و روش‌های زنده‌ماندن جدید در آن قدم گذاشته‌اند به ما می‌دهد.

اگر شما نگاهی به نقشه ژنتیکی اروپای مدرن بیندازید متوجه می‌شوید که ریشه آن‌ها به مناطقی در قاره آسیا برمی‌گردد. برای مثال، یکی از قدیمی‌ترین ردپاهای ژنتیکی اروپایی‌های کنونی، به منطقه آناتولی که اکنون کشور ترکیه در آن قرار دارد برمی‌گردد. حدود ۱۱ هزار پیش، جمعیت شکارچی-گردآورنده این منطقه قبل از مهاجرت به شمال‌غرب اروپا، برخی از ترفندهای کشاورزی را از همسایگان خود یاد گرفتند.

هنوز می‌توان ردپای DNA آناتولی‌های کشاورز در عصر نوسنگی و همچنین سایر مهاجران باستانی را در جمعیت‌های اروپای مدرن پیدا کرد. تیم تحقیق، از مطالعات قبلی که روی ژنوم‌های باستانی و مدرن انسان‌ها انجام شده بود، برای تهیه نقشه توزیع سه جمعیت ژنتیکی مختلف در اروپا در طول زمان استفاده کردند.

یکی از آن‌ها، جمعیت‌های شکارچی-گردآورنده اولیه بودند که بعد از عصر یخبندان، در سراسر اروپا پخش شدند. جمعیت دوم، کشاورزان آناتولی بود که بعدا به این قاره آمدند و جمعیت سوم گروهی بودند که امروزه به آن فرهنگ یامنایا (Yamnaya) گفته می‌شود؛ نامی که از کلمه روسی «گودال» گرفته شده و اشاره به شکل قبرهای آن‌ها دارد.

مردمان یامنایا، ۵۰۰۰ سال پیش، یعنی در فاصله بین اواخر عصر مس و اوایل عصر برنز، از زمین‌های شمال دریای سیاه به اروپا مهاجرت کردند و به‌همراه خود تکنولوژی نسبتا پیشرفته اسب و چرخ را آوردند. مقایسه نحوه پراکندگی هر کدام از جمعیت‌های ژنی فوق، تفاوت مهمی را در سرعت دو تا از مهاجرت‌ها آشکار می‌سازد.

جمعیت عصر برنز یامنایا در مقایسه با کشاورزان آناتولی، در طول زمان کوتاه‌تری در اروپا مستقر شدند. بدون‌شک، داشتن اسب به این موضوع کمک کرده، اما این احتمال نیز وجود دارد که زمین‌های مسیر حرکت آن‌ها، قبلا قابل‌عبور شده است.

بررسی نقشه ژنتیکی جمعیت‌های کشاورز عصر نوسنگی اروپا نشان می‌دهد که سرعت حرکت آن‌ها روی زمین کند بوده است. همچنین بررسی نقشه‌های پوشش زمین و تغییرات آب و هوایی، هیچ تغییر بزرگی را در پوشش گیاهی مسیر حرکت این جمعیت نشان نمی‌دهند.

البته تیم تحقیق در مقاله خود گفته‌اند که مطالعات قبلی، اثرات موضعی مهاجرت آن‌ها روی طبیعت را شناسایی کرده‌اند، اما تاثیر کلی آن‌ها به‌هیچ‌وجه در حد گسترده نبوده است. اما در مورد مهاجرت عصر برنز، تغییرات ایجادشده، به‌طرز قابل‌توجهی زیاد بوده‌اند؛ بطوریکه بخش بزرگی از جنگل‌ها از بین رفته‌اند و جای آن‌ها را چمنزارها گرفته‌اند.

فرناندو راسیمو (Fernando Racimo) ژنتیک‌شناس از دانشگاه کپنهاگ می‌گوید: با حرکت این جمعیت به سمت غرب اروپا، ما شاهد افزایش زمین‌های چمنزار و کاهش جنگل‌ها در قاره اروپا هستیم.

البته اثبات این موضوع کار بسیار دشواری است؛ چراکه تغییرات آب و هوایی نیز ممکن است نقش مهمی در تغییر اکولوژی قاره اروپا داشته‌اند و باعث ایجاد زمین‌های مناسب برای حرکت اسب‌ها و باز کردن مسیر برای مهاجرت شده‌اند. با این‌حال، مدل‌هایی که تیم تحقیق استفاده کردند، قویا نشان می‌دهند که جمعیت‌های انبوه مهاجر در عصر برنز مسئول تغییرات پوشش گیاهی اروپا بوده‌اند.

مطالعه حاضر به‌خاطر اتکای بیش‌ازحد به داده‌ای DNA و عدم بررسی متغیرهای دیگری که می‌توانستند عامل تغییرات طبیعت اروپا باشند، بحث‌های زیادی را برانگیخته است.

داستانِ گذشته اروپا هنوز کامل نشده است، اما هر مطالعه جدیدی می‌تواند اطلاعات تازه‌ای را درباره چگونگی تاثیر مهاجرت فرهنگ‌های گوناگون روی پوشش گیاهی آن در اختیار ما قرار دهد و همچین چیزهای زیادی را درباره نحوه تغییر زمین در آینده به ما بگوید.

جسی وودبریج (Jessie Woodbridge)، زمین‌شناس از دانشگاه پلیموث در انگلیس می‌گوید: طبیعت اروپا در طول هزاران سال گذشته به‌طرز قابل‌توجهی تغییر کرده است. دانستن اینکه انسان‌ها چگونه در گذشته با محیط اطراف خود تعامل داشته‌اند می‌تواند در فهم رفتار انسان‌های کنونی با طبیعت بسیار مفید باشد.

مطالعه حاضر در مجله PNAS چاپ شده است.

نوشته راز چگونگی تغییر طبیعت اروپا کشف شد اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

والدین در چین با تست DNA فرزندانشان به‌دنبال اثبات اعجوبه بودن آنها هستند!

خیلی از ماها ممکن است استعدادهایی داشته باشیم که هرگز شکوفا نشده‌اند. اما این‌روزها کم نیستند والدینی که ادعا می‌کنند بچه آنها یک اعجوبه است. حالا در کشور چین، بسیاری از پدر و مادرها شروع به تست DNA فرزندانشان کرده‌اند؛ به امید اینکه استعداد بالقوه‌ای در فرزندانشان کشف کنند که آنها را تبدیل به یک اعجوبه کند.

بلومبرگ گزارش می‌دهد که چطور یک پدر چینی به نام Chris Jung تصمیم به آزمایش بزاق دخترش در کمپانی Gene Discovery گرفته است. Jung به این خبرگزاری گفته که او در مورد دخترش همیشه آرزو می‌کرد که وقتی بزرگ شد یک دکتر یا وکیل حرفه‌ای بشود؛ اما با انجام آزمایش‌ها متوجه شده که فرزندش استعدادهایی برای موفقیت در زمینه موسیقی، ریاضیات و ورزش دارد، و همین موضوع نظر او را درباره رویاهایی که درباره دخترش داشته به‌کلی عوض کرده است.

تست DNA

او می‌گوید: من دوست داشتم دخترم در آینده یک دکتر یا وکیل بشود؛ اما وقتی به نتایج تست DNA نگاه کردم، متوجه شدم که حافظه او چقدر بد است. به همین‌خاطر انتظاراتم را درباره او تغییر دادم؛ برای اینکه اگر چنین چیزهایی را از او انتظار داشته باشم، نیاز به مطالعه بیشتر و به حافظه‌سپاری خواهد داشت که ممکن است از عهده آن برنیاید.

بد نیست بدانید که داشتن یک ژن خاص، لزوما به معنی تضمین آینده شما نیست؛ بلکه این آگاهی را به شما می‌دهد که در چه زمینه‌هایی ممکن است استعداد داشته باشید. این‌روزها والدین بهترین‌ها را برای فرزاندنشان می‌خواهند و حتی حاضرند پول‌ بسیار زیادی را برای آینده آنها هزینه کنند. بنابراین هرچه بیشتر درباره استعدادهای بچه‌هایشان بدانند، بهتر خواهند توانست آینده خوبی برای آنها رقم بزنند.

نوشته والدین در چین با تست DNA فرزندانشان به‌دنبال اثبات اعجوبه بودن آنها هستند! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

چرا بعضی از افراد کمتر از بقیه می‌خوابند؟!

علت خواب کمتر برخی از افراد چیست؟ همه‌ ما آرزو داریم که بتوانیم کمتر بخوابیم، اما خبر باورنکردنی اینکه، پدر و پسری در آمریکا، می‌توانند بدون داشتن هیچ مشکل سلامتی و حتی با یک عملکرد بهتر در تست‌های حافظه، کمتر بخوابند.

برای دانستن علت این توانایی نادر، محققین دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو، در بررسی‌های اولیه خود متوجه یک جهش ژنتیکی در هر دوی آنها شدند و حدس زدند که احتمالا این موضوع، در توانایی خارق‌العاده آن دو نفر، دخیل بوده است. آنها سپس همان تغییر ژنتیکی کوچک را در موش‌های آزمایشگاهی نیز اعمال کردند و دیدند که موش‌ها هم نیاز به خواب کمتر پیدا کر‌دند و نه تنها، چیزها را بهتر از قبل به خاطر می‌آوردند، بلکه دچار هیچ بیماری دیگری نیز نشدند.

هرچند، دارویی که بتواند چنین مزیت‌هایی داشته باشد به این‌زودی‌ها قابل دسترس نخواهد بود و شاید هم اصلا هیچ‌وقت ساخته نشود، اما ایده آن بسیار هیجان‌انگیز است؛ اینکه قرصی را مصرف کنیم که رفتار بدن آن پدر و پسر را شبیه‌سازی کند و بدون هیچ عوارض منفی باعث کمتر خوابیدن ما شود.

خواب کمتر

Patrick Fuller، استاد عصب‌شناسی دانشگاه هاروارد و از نویسندگان مقاله مذکور می‌گوید: من ایده تولید یک محصول ژنی را پیدا کردم که ممکن است از انسان‌ها در مقابل اختلالات ترکیبی ناشی از خواب کم محافظت کند. اگر این ایده نتایج خوبی در پی داشته باشد، نه تنها می‌تواند به عنوان یک روش درمانی بالقوه در نظر گرفته شود؛ بلکه می‌تواند مسیر دیگری را برای پاسخ دادن به این پرسش اساسی علم عصب‌شناسی که «چرا می‌خوابیم؟» در جلوی ما باز کند.

اما همانطور که Jamie Zeitzer، استاد روان‌پزشکی و علوم رفتاری دانشگاه استنفورد می‌گوید، در این رابطه اغلب بده‌بستانی وجود دارد و حتی اگر چنین دارویی بدون داشتن عوارض جانبی ساخته شود، نتایج اجتماعی ناخوشایندی را در پی خواهد داشت. بطوریکه برخی از افراد ممکن است تحت فشار مجبور به استفاده از این دارو‌ها شوند تا بتوانند ساعات بیشتری را کار کنند. انسان‌ها حتی اگر نیاز به خواب زیادی نداشته باشند، اما به‌هرحال احتیاج به زمان‌هایی برای استراحت خواهند داشت.

Ying-Hui Fu، استاد عصب‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا و نویسنده اصلی مقاله می‌گوید که هنوز برای چنین رویاپردازی‌هایی بسیار زود است. با این‌حال، او علاقه زیادی به درک بهتر مکانیسم‌های خواب سالم برای کمک به جلوگیری از بیماری‌هایی مانند سرطان و آلزایمر دارد. Fu، درباره پدر و پسر مورد تحقیق‌شان می‌گوید: نحوه عمل خواب هر چه که باشد، در مورد ما هشت ساعت طول می‌کشد، اما برای آنها شش یا چهار ساعت. اگر بتوانیم بفهمیم که چرا خواب آنها بازدهی بیشتری دارد، می‌توانیم از این یافته‌ها برای کمک به افزایش بازدهی خواب افراد استفاده کنیم.

این پدر و پسر که در ساحل شرقی آمریکا زندکی می‌کنند، پس از دیدن تحقیقات قبلی Fu درباره خواب، به تیم او مراجعه کرده بودند. Fu، برای حفظ حریم خصوصی آنها، اطلاعات زیادی درباره‌شان نگفته و فقط به این نکته اکتفا کرده که آنها به جای هفت تا نه ساعت خواب، تنها بعد از چهار تا شش ساعت خواب، کاملا سرحال هستند. Fu همچنین می‌گوید که این دو نفر و افرادی دیگری که شبیه به آنها هستند، نسبت به افراد عادی، خوش‌بین‌تر و فعال‌تر هستند و در انجام کارهای چندگانه عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند. آنها دوست دارند که همیشه مشغول باشند و به همین‌خاطر، وقت خود را به نشستن هدر نمی‌دهند.

Fu، به این موضوع اشاره می‌کند که اگر مردم کمتر از آنچه که مورد نیاز بدن‌شان است بخوابند، این کمبود خواب، بر روی حافظه و عملکرد آنها و همچنین پارامترهای سلامتی‌شان اثر خواهد گذاشت. خیلی‌ها فکر می‌کنند که با پنج ساعت خواب در طول هفته و جبران آن با خواب بیشتر در آخر هفته، می‌توانند عملکرد مطلوبی داشته باشند، اما افراد کمتری قادر به چنین کاری هستند. به گفته او، در حالت کمبود خواب، ادراک فرد منحرف می‌شود و بنابراین، واقعا نخواهد فهمید که عملکردش تا چه اندازه خوب نیست. به همین خاطر است که اغلب مردم فکر می‌کنند خواب مناسب و کافی چندان مهم نیست. اما آنها باید بدانند که این مساله واقعا اهمیت دارد.

Zeitzer، استاد دانشگاه استنفورد، از نحوه طراحی مطالعه حاضر تعریف کرده و گفته است: بررسی موضوع مذکور، ابتدا بر روی انسان‌‌‌ها و سپس بر روی موش‌ها و سپس بازگشت دوباره به انسان‌ها، بسیار عالی است. هرچند که به عقیده او، موش‌ها مدل‌های ایده‌آلی برای بررسی موضوع خواب نیستند؛ برای اینکه آنها خواب خود را به روشی متفاوت از انسان‌ها تنظیم می‌کنند و در حالیکه خیلی‌ها فکر می‌کنند موش‌ها خواب کمتر دارند، اما وقتی آنها را در آزمایشگاه مورد تست قرار می‌دهیم متوجه می‌شویم که این حیوانات هم هفت تا نه ساعت می‌خوابند.

انسان‌ها اگر فرصت کوتاهی برای استراحت داشته باشند، به‌طور طبیعی کمتر می‌خوابند. Zeitzer می‌گوید: اگر شما در هر فرصتی که گیرتان بیاید بخوابید، این موضوع نشان‌دهنده آن است که شما به‌طور کلی به خواب بیشتری نیاز دارید.

Jerome Siegel، استاد روان‌پزشکی دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس می‌گوید که او یافته‌های اصلی تیم Fu را مبنی بر اینکه ژن Neuropeptide S Receptor 1 یا همان NPSR1، در تنظیم خواب مهم است، قبول دارد. اما به باور او، این فقط بخش کوچکی از فرایند بسیار پیچیده‌ای است که در هنگام خواب اتفاق می‌افتد. او درباره رابطه مورد ادعای تیم Fu، بین خواب و حافظه، متقاعد نشده است و می‌گوید که خواب ممکن است عملکردهای زیادی داشته باشد، اما هیچ نشانه‌ای دال بر اینکه نیاز به خواب کمتر باعث افزایش حافظه یا شناخت می‌شود وجود ندارد. او می‌گوید: ما در هنگام خواب و بیداری و حتی زمانی که بی‌هوش می‌شویم، حافظه خود را تثبیت می‌کنیم و این چیزی نیست که تنها در طول خواب اتفاق بیفتد.

مکانیسم و نحوه عمل جهش ژنتیکی جدیدا کشف‌شده، هنوز کاملا معلوم نیست. Fu و تیمش، برای دانستن علت تفاوت پروتئین ساخته شده توسط ژن NPSR1 این پدر و پسر، با پروتئینی که به‌وسیله ژن طبیعی تولید می‌شود، از یک روش مولکولی استفاده کردند. آن‌ها متوجه شدند که جهش مذکور، گیرنده را حساس‌تر و فعال‌تر می‌کند. Fu می‌گوید که مشخصات این فرایند هنوز باید مورد بررسی بیشتری قرار گیرد.

بد نیست بدانید که Fu و همکارانش، قبلا دو ژن دیگر موثر در خواب را کشف کرده‌اند. با وجود این، آنها به تحقیقات خود درباره مکانیسم‌های عمل این ژن‌ها ادامه خواهند داد. Fu در این رابطه گفته است که اگر پشتیبانی مالی بهتری از کار آنها صورت بگیرد، تحقیقات‌شان با سرعت بیشتری انجام خواهد گرفت. او می‌گوید که تیم او می‌تواند ۱۰ تکه از پازل ژنتیکی مرتبط با خواب را پیدا کند و امیدوار است که کار آنها در نهایت منجر به ارایه تصویر کاملی از فرایند خواب گردد.

نتایج تحقیق فوق در مجله Science Translational Medicine به چاپ رسیده است.

نوشته چرا بعضی از افراد کمتر از بقیه می‌خوابند؟! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بغل کردن نوزاد می‌تواند ژنتیک او را در سال‌های بعدی زندگی‌ تغییر دهد!

بغل کردن نوزاد

بغل کردن نوزاد اهمیت فوق‌العاده زیادی دارد، بطوریکه هرچه تعداد دفعاتی که او در آغوش پدر و مادرش قرار می‌گیرد بیشتر باشد، احساس آرامش و صمیمیت بیشتری خواهد کرد. حالا به گفته یک مطالعه جدید، این کار در واقع می‌تواند بدن نوزادان را در سطح مولکولی تحت تاثیر قرار دهد و اثر آن تا سال‌ها دوام داشته باشد.

براساس این تحقیق، نوزادانی که تماس فیزیکی کمتری دریافت می‌کنند و غمگین‌تر از بقیه بچه‌ها هستند، با تغییراتی در فرایندهای مولکولی بدن‌شان مواجه می‌شوند که بیان ژن آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

البته تیم مطالعه حاضر از دانشگاه بریتیش کلمبیا کانادا، تاکید کرده‌اند که این پژوهش هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و آنها هنوز نمی‌دانند که چه چیزی دقیقا باعث این تغییرات می‌شود.

بغل کردن نوزاد

اما به‌هرحال، این تحقیق می‌تواند ایده‌های مفیدی را درباره اینکه چگونه لمس کردن می‌تواند باعث تغییرات اپی‌ژنوم (تغییرات بیوشیمیایی که بیان ژن در بدن را تحت تاثیر قرار می‌دهند) در داخل بدن انسان گردد، در اختیار دانشمندان قرار دهد.

محققین در جریان مطالعه، از والدین ۹۴ نوزاد خواستند تا از هفته پنجم بعد از تولد، عادت‌های بغل کردن و در آغوش کشیدن فرزندانشان را به‌همراه رفتار آنها از قبیل خواب، گریه کردن و موارد دیگر، یادداشت و ثبت کنند.

بعد از چهار سال و نیم، دانشمندان دی‌ان‌ای (DNA) بچه‌ها را گرفتند تا درباره یک اصلاح بیوشیمیایی به نام دی‌ان‌ای متیلاسیون (DNA methylation) تحقیق کنند.

محققین در بررسی‌های خود، در پنج نقطه خاص دی‌ان‌ای، متوجه تفاوت‌هایی در دی‌ان‌ای متیلاسیون نوزادان با میزان تماس بالا و بچه‌های با تماس پایین شدند: دو تا از این تفاوت‌ها، در داخل ژن‌ها مشاهده شد، یکی از آنها، مرتبط با سیستم ایمنی بدن بود و دیگری مربوط به سیستم متابولیک بدن می‌شد.

بد نیست بدانید که دی‌ان‌ای متیلاسیون، به‌عنوان نشانه‌ای برای توسعه بیولوژیکی نرمال و فرایند‌هایی که به همراه آن رخ می‌دهند، عمل می‌کند و می‌تواند به وسیله عوامل محیطی و خارجی تحت تاثیر قرار بگیرد.

دانشمندان همچنین متوجه شدند که سن اپی‌ژنتیک (به معنی سن بیولوژیکی خون و بافت‌ها) کودکانی که تماس زیادی در زمان نوزادی نداشته‌اند و احساس غم بیشتری را در آن سنین تجربه کرده‌اند، در مقایسه با سن واقعی آنها، پایین‌تر از حد انتظار است.

Michael Kobor، یکی از اعضای گروه تحقیق می‌گوید که: ما فکر می‌کنیم که افزایش کندتر سن اپی‌ژنتیک در این کودکان، می‌تواند نشان‌دهنده رشد نامناسب آنها در سنین پایین‌تر باشد.

تیم تحقیق، اختلاف بین سن اپی‌ژنتیک و سن تقویمی را به مشکلات سلامتی کودک در گذشته ربط می‌دهند. با این‌حال، بسیار زود است که به چنین نتیجه‌گیری‌هایی دست یافت. آنها قبول دارند که هنوز اطلاعاتی درباره اینکه که این مساله چگونه رفتار بچه‌ها را در سنین بزرگسالی تحت تاثیر خواهد داد ندارند.

ضمن اینکه ما در اینجا درباره کمتر از ۱۰۰ کودک حرف می‌زنیم، با این‌حال، به نظر می‌رسد که تماس نزدیک و بغل کردن نوزاد تغییراتی را در سطح ژنتیکی بدن او ایجاد می‌کند.

بغل کردن نوزاد

البته همه قبول دارند که لمس کردن و در آغوش کشیدن، فواید زیادی برای انسان دارد و باعث رشد او در همه جنبه‌ها می‌شود، اما باید بدانیم که مطالعه حاضر، اولین تحقیق درباره چگونگی تغییرات اپی‌ژنتیک در نوزاد انسان است.

لذا این بر عهده پژوهش‌های بعدی خواهد بود که درباره علت تغییرات مذکور و نحوه تاثیرات بلندمدت آن در سلامتی فرد تحقیق کنند.

Sarah Moore، یکی از پژوهشگران مطالعه حاضر می‌گوید که: ما می‌خواهیم در ادامه کار خود، به بررسی این موضوع بپردازیم که نابالغی بیولوژیکی‌ کودکان چه اثراتی می‌تواند بر روی سلامت روان آنها داشته باشد.

او در ادامه گفته که: اگر مطالعات بعدی در این‌باره، یافته‌های اولیه ما را تایید کنند، اهمیت تماس فیزیکی مخصوصا در مورد کودکان غمگین به اثبات خواهد رسید.

نتایج تحقیق در مجله Development and Psychopathology چاپ شده است.

نوشته بغل کردن نوزاد می‌تواند ژنتیک او را در سال‌های بعدی زندگی‌ تغییر دهد! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.