بررسی ایسوس ذن‌فون ۳: یکی مثل بقیه!

بررسی ایسوس ذن‌فون 3: یکی مثل بقیه!

بررسی ذن‌فون 3 ایسوس را با نگاهی به این کمپانی آغاز می‌کنیم. ایسوس یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان رایانه و تجهیزات جانبی در دنیاست که در سال 1990 در تایوان کار خودش را آغاز کرد. در ایران این کمپانی را بیشتر با لپ‌تاپ‌های با کیفیتش می‌شناسند و کم و بیش اهل دلان با قطعات سخت‌افزاری آن نیز آشنا هستند.

مدتی هست که ایسوس تصمیم گرفته تا شانس خود را در بازار اسمارت فون‌ها بسنجد و به همین دلیل محصولات جالب و بعضا متفاوتی را راهی بازار کرده است. یکی از این مدل‌ها ذن‌فون 3 (ZE520KL) نام دارد که امروز قصد داریم تا این محصول میان رده تایوانی را بررسی کنیم. با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

طراحی و ساخت

در نگاه نخست اولین چیزی که توجه شما را جلب می‌کند، حاشیه‌های بالا و پایین نمایشگر است. در دنیای امروزی که همه کمپانی‌ها به سمت محصولات بدون حاشیه می‌روند؛ ایسوس همچنان علاقه خاصی به این بخش دارد و ظاهرا دست بردار هم نیست. در زیر نمایشگر 3 کلید معروف محصولات اندرویدی به چشم می‌خورد که به صورت سخت‌ افزاری کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. این کلیدها هنگام قفل بودن دستگاه محو نمی‌شوند و در واقع آیکون‌ها بر روی این قسمت حک شده‌اند که شاید به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید. ضمن اینکه خبری هم از نور پس زمینه برای این دکمه‌ها نیست!

در بالای نمایشگر اسپیکر مکالمه، دوربین ثانویه و سنسورهای همیشگی دوربین‌ها دیده می‌شوند. بر روی این قسمت یک شیشه 2.5D کشیده شده که در زیبایی ذن‌فون 3 بی‌تاثیر نبوده است.

اگر گوشی را برگردانید نخستین چیزی که می‌بینید شباهت این مدل با برخی کهکشانی‌های سامسونگ همچون گلکسی S6 است. با توجه به قاب پشتی شیشه‌ای، بیرون زدگی دوربین، گوشه‌های گرد و حتی رنگ دستگاه می‌توان گفت که اگر آن سنسور اثر انگشت با شکل عجیب و غریبش نبود این محصول را با S6 اشتباه می‌گرفتید.

با اینکه قاب پشتی شیشه‌ای است اما نسبت به سایر مدل‌هایی که تاکنون تجربه کار با آن را داشته‌ایم، چربی انگشتان را کمتر به خودش جذب می‌کند. در بخش بالایی، دوربین مربع شکل ذن‌فون 3 قرار گرفته که چند میلی‌متری از بدنه بیرون زده است و در دو سمت آن فلاش دوربین و سنسورهای همراه آن به چشم می‌خورند.

کمی پایین‌تر از لنز، شاهد سنسور تشخیص اثر انگشتی هستیم که شکل آن با تمامی مدل‌هایی که دیده‌اید متفاوت است! این حسگر مستطیل شکل کمی در قاب پشتی فرو رفته و توسط نواری فلزی احاطه شده است. این نوار فلزی از جنس نوار اطراف لنز بوده و همین مورد هماهنگی خاصی را میان این دو بوجود آورده است. در پایین‌ترین قسمت قاب پشتی نیز این لوگو ایسوس است که همچون نگینی بر پیکره بی‌جان ذ‌ن‌فون 3 می‌درخشد.

تمام بخش پشتی این مدل توسط گوریلاگلس محاظت می‌شود و حداقل می‌توانید مطمئن باشید که این قسمت از خط و خش‌های احتمالی در امان است.

در سمت راست گوشی و در بالاترین قسمت، کلیدهای یکپارچه صدا را می‌بینیم که پایین‌تر از خودشان کلید پاور را جا داده‌اند. خطوطی دایره‌ای بر روی کلید‌ها کشیده شده که جلوه خاصی را به آن‌ها می‌بخشد. این کلیدها از بدنه به‌خوبی بیرون زده‌اند و هنگام استفاده از آن‌ها مشکلی نخواهید داشت اما کلید یکپارچه صدا خیلی قرص و محکم سر جای خودش قرار نگرفته که شاید در دراز مدت مشکل ساز باشد.

در سمت چپ این محصول تایوانی تنها درگاه سیم‌کارت دیده می‌شود که توسط سوزن مخصوصی قابل دسترسی است. نکته جالب این که این خشاب به صورت برعکس در بدنه جای می‌گیرد. یعنی اگر قصد داشته باشید سیم‌کارت را درون دستگاه قرار دهید، بعد از جای‌گذاری درست، می‌بایست خشاب را برگردانید و سپس وارد دستگاه کنید!

ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که جایگاه سیم کارت دوم و کارت حافظه یکسان است و نمی‌توانید به صورت همزمان از هر دو استفاده کنید. در بخش زیرین ذن‌فون 3، میکروفون، پورت USB Type-C و تک اسپیکر دستگاه را شاهد هستیم و این در حالی است که بخش بالایی تنها جک استاندارد صدا و میکروفون ثانویه را در خود جای داده است.

بدنه دستگاه فلزی است و 4 گوشه آن به صورت گرد طراحی شده و به طور کلی با یک محصول خوش دست رو به رو هستیم. در ساخت ذن‌فون 3 از قطعات بسیار زیادی استفاده شده و بدنه آن یک‌دست و یک‌پارچه به‌نظر نمی‌رسد؛ به همین دلیل مشخص نیست که در هنگام برخورد با زمین چه بلایی بر سرش خواهد آمد (احتمالا به هزار قسمت مساوی تقسیم می‌شود).

ذن‌فون 3 ایسوس 7.7 میلی‌متر ضخامت داشته و اگر بر روی ترازو برود، عدد 144 را مشاهده می‌کنیم که برای محصولی ساخته شده با شیشه و فلز معمولی و حتی سبک به نظر می‌رسد.

با همه این‌ها ذن‌فون 3 کمی بیش از اندازه لیز بوده و هر لحظه ممکن است از دستان شما بیفتد و نقش بر زمین شود! این مورد لیز بودن گوشی وقتی بر روی سطح صافی قرار گرفته بیشتر خودش را نشان می‌دهد. ناگفته نماند که این مدل در 3 رنگ طلایی، سفید و مشکی راهی بازار شده است.

نمایشگر

ایسوس برای ذن‌فون 3 از یک نمایشگر 5.2 اینچی با رزولوشن 1920 در 1080 بهره گرفته که در هر اینچ آن شاهد 424 پیکسل هستیم. پنل به‌کار رفته در این مدل از نوع Super IPS+ است و نسخه سوم از گوریلا گلس وظیفه محافظت از آن را بر عهده دارد.

رنگ‌ها در این نمایشگر تاحدی بی‌روح به نظر می‌رسند و خبری از رنگ‌های غلیظ نیست و حتی تا حدی نیز از حالت طبیعی به دور است. بنابراین انتظار نداشته باشید که همچون کهکشانی‌های سامسونگ هنگام تماشای نمایشگر به وجد بیایید. با این حال در نگاه از زوایا نیز همه چیز دقیقا همان‌طوری است که از رو به رو می‌بینید. میزان رفلکس نمایشگر بالا نیست، اما اگر جسمی نورانی در پشت سر شما باشد بدون شک تصویرش را در نمایشگر خواهید دید.

میزان نور نمایشگر در بیشترین حالت خود به حدود 600 نیت می‌رسد که میزان مناسبی است و حتی در زیر نور آفتاب هنگام گشت و گذار در منوها مشکلی با آن نخواهید داشت اما توقع نداشته باشید که بتوایند وب‌گردی کنید. میزان حداقلی نور نمایشگر نیز در حدی هست که شب‌ها هنگام چت با مخاطبان خاص مشکلی نداشته باشید.

در بخش تنظیمات نمایشگر 3 حالت Balance ،bluelight Filter و Vivid در نظر گرفته شده که با انتخاب آن‌ها و تنظیمات خاصی همچون میزان گرمی و سردی رنگ‌ها می‌توانید حال و هوای نمایشگر را تغییر دهید. قسمتی نیز با نام Customized در این بخش دیده می‌شود که به صورت کلی همه چیز نمایشگر را در اختیار شما قرار خواهد داد تا متناسب با سلیقه خود آن را تغییر دهید.

نمایشگر مشکل خاصی از لحاظ میزان حساسیت به فشار ندارد و با کوچک‌ترین تماسی فرامین را اجرا می‌کند. حتی ذن‌فون 3 از حالت Glove Mode نیز پشتیبانی می‌کند و می‌توانید توسط دستکش با آن کار کنید. حال بیایید از مسائل تئوری فاصله بگیریم و ببینیم در عمل این مدل تایوانی چه می‌کند (در سمت راست ذن‌فون 3 و در سمت چپ ال‌جی G4 قرار گرفته است):

سخت افزار

پیش‌تر محصولات ایسوس را با چیپست اینتل در بازار می‌دیدیم اما این کمپانی تصمیم گرفته تا برای ذن‌فون 3،‌ چیپست اسنپدراگون 625 کوالکام را به عنوان مغز متفکر برگزیند. این چیپ 64 بیتی از 8 هسته Cortex-A53 با فرکانس 2 گیگاهرتز تشکیل شده است. این چیپ که با فناوری 14 نانومتری ساخته شده از واحد گرافیکی آدرنو 506 بهره‌ می‌برد.

از لحاظ میزان حافظه ذخیره سازی، ذن‌فون 3 به دو نسخه با حافظه داخلی 64 گیگابایت با 4 گیگابایت رم و حافظه داخلی 32 گیگابایتی با 3 گیگابایت رم تقسیم شده است. بنابراین هنگام خرید به این نکته توجه داشته باشید که محصول 64 گیگابایتی، رم بیشتری دارد. نسخه‌ای که در اختیار ما بود از رم 3 گیگابایتی استفاده می‌کرد که بیش از یک گیگابایت آن توسط خود دستگاه اشغال شده بود؛ بنابراین شما حدودا به 1.6 گیگابایتش دسترسی دارید. همچنین میزان حافظه داخلی در دسترس شما 24 گیگابایت است و باقی را خود ذن‌فون 3 نوش جان کرده است.

برای اینکه عیار این محصول ایسوس را بسنجیم آن را وارد آزمایشگاه خودمان کردیم. در مرحله نخست از AnTuTu بهره گرفتیم تا عملکرد کلی گوشی سنجیده شود.

در مرحله بعدی به سراغ Quadrant‌ رفتیم تا با ارزیابی بخش‌های مختلف امتیازات جداگانه‌ای را به هر قسمت بدهد.

برای تست اختصاصی هسته‌ها از GeekBench بهره گرفتیم.

و در نهایت برای آنکه واحد گرافیکی را به چالش بکشیم از Bonsai استفاده کردیم.

هنگام کار کردن با دستگاه مشکل خاصی با آن نداشتیم و همه چیز خیلی خوب بود. یک بازی گرافیکی را نیز بر روی آن نصب کردیم و خود بازی که خیلی روان اجرا نشد اما در حدی هست که بتوان رویش حساب کرد. مطابق معمول بخش پشتی دستگاه نیز در این حالت بیش از اندازه داغ شد و شاید خیلی مشتاق نباشید گوشی را در آن حالت ببینید و بنابراین پس از نیم ساعت بازی، به حال خودش رها می‌کنید تا خنک شود.

دوربین

ذن‌فون 3 ایسوس به یک دوربین 16 مگاپیکسلی اصلی مجهز شده که دارای لرزش‌گیر اپتیکال 4 محوره است و از F/2.0 بهره می‌برد. بنابراین خیلی نباید بر روی تصویربرداری در محیط‌های کم‌نور روی آن حساب کنید. دوربین این محصول همچنین به فوکوس لیزری مجهز بوده و دارای فلاش LED دوگانه است تا در تاریکی یار و یاور شما باشد.

رابط کاربری دوربین ساده طراحی شده اما این دلیل نمی‌شود که قابلیت خاصی نداشته باشد. ایسوس سعی کرده تا ویژگی‌های خاص و متفاوتی را برای آن در نظر بگیرد که از مهم‌ترین‌های آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره داشت:

Low Light: محیا کردن بهترین شرایط برای تصویربرداری در محیط کم نور

Children: ثبت اتوماتیک عکس پس از تشخیص چهره کودک

Depth Of Field: عمق دادن به تصویر و بلور کردن پس‌زمینه

Smart Remove: حذف اشیا متحرک در عکس

Manual: تنظیم دستی پارامترهای عکاسی

Effect: قرار دادن افکت‌های متنوع بر روی تصویر

فوکوس دوربین خیلی خوب و دقیق عمل‌ می‌کند اما سرعت آن کمی بیش‌تر از حالت معمولی است و باید هنگام عکاسی با این گوشی کمی حوصله کنید. در ادامه می‌توانید نمونه تصاویر گرفته شده با دوربین ذن‌فون 3 را ببینید:

از لحاظ فیلم‌برداری این محصول ایسوس می‌تواند به صورت 4K و با نرخ 30 فریم برثانیه فیلم بگیرد. کیفیت صدای ضبط شده قابل قبول است اما لرزش‌گیر اپتیکال تصویر آنچنان که باید و شاید نمی‌تواند مانع لرزیدن تصویر شود. با این حال پس از تماشای ویدئو از عملکرد کلی آن راضی خواهید بود.

ذن‌فون 3 ایسوس همچنین به یک دوربین 8 مگاپیکسلی با F/2.0 مجهز شده است که توانایی فیلم‌برداری به صورت فول‌ اچ‌دی را نیز دارد. ایسوس برای این دوربین از ویژگی‌های منحصر به فردی بهره گرفته است. شما می‌توانید به صورت سلفی پانوراما بگیرید تا بتوانید محیط بیشتری را در عکس خودتان جای دهید و یا از حالت Low Light برای عکاسی در نور کم استفاده کنید.

یکی از ویژگی‌های جالب این قسمت Beautification نام دارد که در آن علاوه بر حذف چین و چروک‌های صورت می‌توانید، رنگ پوست و یا حتی گردی صورت و سایز مردمک چشم‌تان را هم تغییر دهید که در نوع خود جالب است.

نرم افزار

ایسوس، ذن‌فون 3 را از همان ابتدا با اندروید 6.0.1 و رابط کاربری شخصی سازی شده ZenUI راهی بازار کرد. پس از اتصال به اینترنت متوجه شدیم که اندروید 7 نیز برای این محصول در دسترس است. در نسخه جدید شاهد برخی تغییرات جزئی در ظاهر رابط کاربری بودیم. به عنوان مثال منوی نوتیفیکیشن نسبت به گذشته زیباتر شد. به طور کلی رابط کاربری ایسوس خیلی شلوغ به‌نظر می‌رسد و در آن از افکت‌های بسیار زیاد و متفاوتی استفاده شده است. این افکت‌‌ها شاید ظاهر رابط کاربری را زیباتر کرده باشند اما بدون شک موجب تاخیر در اجرای فرامین می‌شوند و شاید برای یک عمل ساده، چند ثانیه‌ای را صبر کنید تا افکت‌های مورد نظر برای بازکردن یک اپلیکیشن به پایان برسند.

در دنیای امروزی که اکثر محصولات به سمت ساده‌تر شدن پیش می‌روند، بهتر بود که ایسوس دست از سر این افکت‌ها بر می‌داشت و کمی رابطش را سبک‌تر می‌کرد. جدای از این مسئله برنامه‌های پیش‌فرض بسیار زیادی بر روی دستگاه نصب شده که اکثر آن‌ها بدون کاربرد هستند. جالب است بدانید که اینستاگرام به صورت پیش‌فرض بر روی دستگاه نصب بود!

منوی نوتیفیکیشن دو مرحله‌ای بوده و شامل آیکون‌های بسیار بزرگی می‌شود که ممکن است برای خیلی‌ها جذاب به نظر نرسد. اگر در منو به سمت پایین سوایپ کنید، یک کادر جستجو در اختیار شما قرار می‌گیرد که می‌توانید توسط آن میان برنامه‌های نصب شده در گوشی جستجو کنید. اگر در صفحه اصلی به سمت بالا سوایپ کنید، به بخش تنظیمات رابط کاربری خواهید رفت که امکان تغییر تصویر پس زمینه، آیکون پک و… را در اختیارتان می‌گذارد.

در بخش تنظیمات برخی ویژگی‌ها برای این رابط در نظر گرفته شده است. مثلا می‌توانید مشخص کنید که با کشیدن یک حرف خاص بر روی صفحه (مثلا W) مستقیما وارد یک اپلیکیشن از پیش تعیین شده شوید.

به شخصه نتوانستم با رابط کاربری این مدل ارتباط برقرار کنم! پیشنهاد می‌کنم پس از خرید، اولین کاری که می‌کنید نصب یک لانچر و جایگزین کردن آن با لانچر اصلی باشد…!

پخش چند‌رسانه‌ای

در این قسمت همیشه 3 فاکتور مهم را در نظر می‌گیریم. یکی نمایشگر دستگاه است که به اندازه کافی در رابطه با آن خوانده‌اید. دومین فاکتور اسپیکر است که ذن‌فون 3 ما قید صدای استریو را زده و از یک اسپیکر خشک و خالی در بخش زیرین خود بهره می‌برد. بلندی صدای آن راضی کننده بوده اما هرچه صدا را بلندتر کنید از کیفیتش کاسته می‌شود.

به طور کلی صدای خروجی از ذن‌فون 3 بیس لازم را ندارد و خیلی تیز است. البته اگر اسپیکر راضی کننده نیست، می‌توانید از هدفون برای گوش دادن به موسیقی استفاده کنید. یک هدفون خوب و با کیفیت همراه با این محصول عرضه می‌شود و خروجی صدایش نیز در حد قابل قبولی است و می‌توان روی آن حساب کرد. نکته جالب در رابطه با این گوشی چشم بادامی، این است که هنگام افزایش صدا شما شاهد یک گزینه Outdoor Mode هستید که در صورت فعال کردن آن، برای شنیده شدن صدای بهتر در بیرون از خانه تغییراتی اعمال می‌شود. البته انتظار معجزه نداشته باشید.

فاکتور سوم پلیر گوشی است که متاسفانه ذن‌فون 3 فاقد یک موزیک پلیر اختصاصی بوده و می‌بایست از برنامه‌های خود گوگل برای این منظور استفاده کنید. با این حال مشکل خاصی در پخش ویدئوها نخواهید داشت.

سایر قابلیت‌ها

ذن‌فون 3 ایسوس از کارت حافظه تا 256 گیگابایت پشتیبانی می‌کند؛ البته همان‌طور که گفتیم در صورت استفاده از کارت حافظه می‌بایست قید سیم کارت دوم را بزنید. این دستگاه به بلوتوث 4.2، پورت USB Type-C، GPS و رادیو نیز مجهز شده اما فاقد NFC است.

برای باز کردن قفل نمایشگر می‌توانید از سنسور اثر انگشت پشت دستگاه بهره‌مند شوید. دقت این سنسور بسیار خوب است و تقریبا در تمامی حالت‌های ممکن می‌توان با آن قفل نمایشگر را باز کرد. البته سرعت آن خیلی بالا نیست و پس از لمس سنسور، با کمی تاخیر نسبت به سایر محصولات شاهد باز شدن قفل هستیم. البته سنسور اثر انگشت ذن‌فون همیشه فعال است و نیازی نیست که برای استفاده از آن یکبار دکمه پاور را فشار دهید.

ایسوس نیز همچون هواوی عملکردهای متفاوتی را برای سنسور اثر انگشت در نظر گرفته است. به عنوان مثال می‌توانید با دو بار ضربه زدن بر روی این سنسور، وارد اپلیکیشن دوربین شوید.

باتری

ایسوس برای ذن‌فون 3 از یک باتری 2600 میلی‌ آمپر ساعتی استفاده کرده که توسط کاربر قابل تعویض نیست. سرعت شارژ شدن آن در حد قابل قبولی است و به بیش از 90 دقیقه نمی‌رسد. اگر یک کاربر معمولی باشید می‌توانید تا یک روز با این محصول سر کنید اما اگر بخواهید که مدام از طریق دیتا و یا حتی وای‌فای شبکه‌های اجتماعی را چک کنید، ذن‌فون 3 بیش از 4 ساعت پاسخگو نیاز شما نخواهد بود.

کلام آخر در بررسی ذن‌فون 3 ایسوس

به صورت کلی ذن‌فون 3 یک گوشی ساده مثل بقیه است! در ساخت آن از شیشه و فلز بهره گرفته شده، سخت‌افزارش در حد میان‌رده‌هاست، نمایشگرش خوب است، قابلیت‌های دوربینش فوق‌العاده‌اند، از سنسور اثر انگشت نیز بهره می‌برد و با نصب یک لانچر هم می‌شود به راحتی از شر رابط کاربری آن خلاص شد. همین حالا می‌توانید با پرداخت مبلغی در حدود یک میلیون و 200 هزار تومان ذن‌فون 3 ایسوس را با خود به خانه ببرید.

نوشته بررسی ایسوس ذن‌فون 3: یکی مثل بقیه! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ MSI PE60 7RD: یک دستگاه با پرستیژ!

بررسی لپ‌تاپ MSI PE60 7RD: یک دستگاه با پرستیژ!

بررسی لپ‌تاپ PE60 7RD ام‌اس‌آی محصولی که آمده تا مرز میان لپ‌تاپ‌های گیمینگ و معمولی را بشکند. ام‌اس‌آی مدت‌هاست که در بازار کامپیوتر حضور دارد و حالا دیگر همه اهل دلان آن را می‌شناسند. چندی پیش با رونق صنعت گیم، این کمپانی تایوانی تصمیم گرفت تا دل گیمرها را نیز به دست آورد، بنابراین رسما وارد این بازار شد و تا حد زیادی نیز در کارش موفق بود.

حالا مدتی می‌شود که ام‌اس‌آی با محصولات سری پرستیژ در حال سرک کشیدن به بازار لپ‌تاپ‌های عمومی‌تر است. ایده جالبی می‌شود که شما یک محصول گیمینگ را در پوست لپ‌تاپی معمولی ببینید! اگر می‌خواهید بدانید که این ترکیب متفاوت چه طعمی دارد؛ با ما همراه باشید…

طراحی و کیفیت ساخت

در نگاه نخست با یک لپ‌تاپ معمولی نقره‌ای رنگ طرف هستید و اگر پیش‌تر با سری گیمینگ این کمپانی کار کرده باشید، گمان می‌کنید که این یک لپ‌تاپ خاص و متفاوت است؛ اما بعد از باز کردن آن، متوجه می‌شوید که در واقع این یک لپ‌تاپ از سری گیمینگ GE ام‌اس‌آی است؛ با این تفاوت که دیگر در آن خبری از رنگ مشکی و قرمز نیست.

شاید اگر لپ‌تاپ GE72 ام‌اس‌آی را با قرار دادن یک اسکین معمولی نقره‌ای کنید؛ نتوانید PE60 را از آن تشخیص دهید! علاوه بر رنگ، تنها تفاوت عمده این محصول از لحاظ ظاهری عدم حضور لوگوی دراگون معروف ام‌اس‌آی بر روی بدنه است. این بار تنها یک لوگو از این کمپانی را شاهد هستید که آن هم در سمت راست پشت قاب نمایشگر جا خوش کرده و خبری هم از نورانی شدنش نیست.

نمایشگر بسیار نازک طراحی شده و با توجه به بهره‌گیری از آلومینیوم، گمان می‌کنید که بسیار مقاوم است اما با باز کردن لپ‌تاپ قصر آرزوهای‌تان خراب خواهد شد! اول این را بگویم که باز کردن لپ‌تاپ به نیروی زیادی نیاز دارد و برای این منظور می‌بایست از هر دو دست خود کمک بگیرید. در کل این کار آن‌چنان آسان نبوده و پیدا کردن مرز بین بدنه و بخش بالایی برای کاربر سخت خواهد بود.

هنگام باز کردن، نمایشگر تا حدی به سمت مرکز خم می‌شود و حس می‌کنید که با اعمال فشار بیشتر می‌توانید آن را به دو قسمت تقسیم کنید. با این حال لولاهای نمایشگر خیلی قرص و محکم این بخش را به بدنه اصلی لپ‌تاپ متصل می‌کنند و از این بابت ایراد خاصی نمی‌توان به آن گرفت.

حاشیه‌های اطراف نمایشگر کمی بیش از حد معمول است و اگر به محصولات بدون حاشیه علاقه دارید در همان نگاه نخست دل شما را می‌زند و حس خوبی پیدا نمی‌کنید. البته چنین ویژگی برای یک لپ‌تاپ چندان ضروری نیست اما خب در ظاهر آن تاثیر زیادی گذاشته است.

در بالای نمایشگر وب‌کم دستگاه به چشم می‌خورد که توسط بخشی فلزی از بدنه جدا شده است. در زیر نمایشگر نیز مطابق معمول لوگوی ام‌اس‌آی چون نگینی زیبا بر پیکره سرد و بی‌جان لپ‌تاپ می‌درخشد.

به جز بخش زیرین به هرجای لپ‌تاپ که سرک بکشید، با فلز با کیفیتی رو به رو می‌شوید که هنگام لمسش، آن حس لوکس بودنی که به دنبالش بودید به شما القا می‌شود.

این لپ‌تاپ کم‌تر از 30 میلی‌متر ضخامت دارد اما وزن آن حدودا 2.4 کیلوگرم است که با توجه به شارژر نسبتا بزرگ و سنگینش، خیلی برای حمل آن کار آسانی را در پیش نخواهید داشت.

کیبورد و تاچ‌پد

طراحی جزیره‌ای دکمه‌های موجود در کیبورد این لپ‌تاپ به بهترین نحو ممکن صورت گرفته؛ به طوری که هنگام کار کردن و یا بازی کردن با آن کاملا راحت خواهید بود. با این که ساخت کلید‌های موجود از نوع طرح لبخند نبوده، اما جای‌گیری انگشتان دست بر روی‌شان به خوبی انجام می‌گیرد. علاوه بر این‌ها شاهد بخش Numpad هم در صفحه کلید این لپ‌تاپ با پرستیژ هستیم.

این کیبورد به نور پس زمینه تک رنگی مجهز شده که در 3 حالت، قابل تنظیم است. با نصب درایورهای لپ‌تاپ، اپلیکیشن دراگون سنتر نیز نصب می‌شود و در آن بخشی برای تغییر رنگ کلید‌ها قرار گرفته اما به شخصه که نتوانستم رنگ نور پس زمینه کلیدها را تغییر دهم!

این بخش ظاهرا برای محصولات گیمینگ طراحی شده و احتمالا ام‌اس‌آی فراموش کرده که این لپ‌تاپ چنین قابلیتی را ندارد اما همچنان اپلیکیشن آن در دسترس است! با همه این‌ها بر روی کلیدهای این کیبورد حروف پارسی هم نقش بسته تا نیازی به خرید برچسب نداشته باشید.

تاچ‌پد یکی دو میلی‌متری در بدنه دستگاه فرو رفته و همچون محصولات چندین سال پیش کلیدهای آن به صورت یکپارچه طراحی نشده‌اند. هنگام کار با آن مشکل خاصی نخواهید داشت اما به شخصه استفاده از ماوس را ترجیح می‌دهم.

خوشبختانه یک ماوس گیمینگ خیلی خوب هم همراه با این مدل عرضه می‌شود. حتی توسط نصب یک اپ مخصوص نیز می‌توانید کلیدهای آن را شخصی سازی کنید.

پورت‌ها و اتصالات

پورت‌ها در دو لبه چپ و راست لپ‌تاپ قرار گرفته‌اند. لبه سمت چپ را دو پورتUSB 3.0، درگاه Kensington ،LAN ،HDMI ،Mini Display Port ،USB Type-C، میکروفون و جک هدفون تشکیل داده است.

پورت پاور، یک عدد USB 2.0 و Card Reader هم در لبه سمت راست این لپ‌تاپ دیده می‌شود. همان طور که می‌دانید بر روی اکثر لپ‌تاپ‌های MSI، درایو نوری وجود ندارد و کاربران با مشکلات مختلفی برای نصب اپلیکیشن‌ها و بخصوص بازی‌ها مواجه می‌شوند؛ اما خوشبختانه در PE60 با پرستیژ، این موضوع برعکس بوده و ما شاهد یک درایو برای دیسک‌های نوری در آن هستیم.

البته صدای تولید شده از این درایو نوری هنگامی که در حال انجام فعالیت است، بسیار بالاست! حتی هنگام استفاده، لرزش زیادی نیز ایجاد می‌کند، طوری که با قرار دادن دست‌تان بر روی سطحی که لپ‌تاپ قرار گرفته به راحتی متوجه آن خواهید شد. تعداد پورت‌های موجود در این لپ‌تاپ به اندازه کافی بوده و هنگام کار کردن با آن احساس کمبود نمی‌کنید.

نمایشگر

PE60 از یک نمایشگر 15.6 اینچی فول اچ‌دی بهره مند است. این نمایشگر رنگ‌ها را خیلی خوب به نمایش می‌گذارد و از این لحاظ ایرادی به آن وارد نیست. بر روی آن هم یک روکش مات کشیده شده که برای گیمرها خبر خوبی خواهد بود. میزان رفلکس نمایشگر بالا نبوده اما میزان نوری که در بیشترین حالت به خودش می‌بینید، آن‌قدری نیست که بتوانید در محیط‌های خارجی بدون مشکل کار کنید.

ام‌اس‌آی علاقه زیادی به این نمایشگر دارد و برچسب Wide View‌ را به آن چسبانده و اعلام کرده که از زاویه 170 درجه نیز می‌توانید محتوا را به صورت کامل ببینید. اما در عمل چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد! اگر از سمت چپ و یا راست به صفحه نگاه کنید در بهترین حالت تا 60 درجه مشکلی نخواهید داشت، پس از آن نمایشگر رنگ‌ها را تغییر می‌دهد. تماشا در این زاویه خیلی شبیه به چیزی که از رو به رو می‌بینید نخواهد بود.

اگر از بالا و یا پایین به نمایشگر نگاه کنید که رسما محتوای دیگری را می‌بینید! راستش را بخواهید اگر نمایشگر را کمی به پشت بخوابانید، تقریبا هیچ چیزی از صفحه را نخواهید دید؛ برای درک عمق فاجعه باید تصور کنید که تماشای نمایشگر در این حالت، شبیه به دیدن یک تصویر با افکت نگاتیو است!

سخت افزار

پردازنده اینتل Core i7 مدل 7700HQ، بخش اصلی سخت افزاری PE60 را تشکیل می‌دهد. شاید قدرت این پردازنده به اندازه آن‌هایی که در سری گیمینگ و بخصوصGT  یافت می‌شود، نباشد، اما مطمئنا در هیچ بخش پردازشی شما را ناامید نخواهد کرد.

مشخصات کلی سخت افزار را کاملا برازنده یک لپ‌تاپ‌ رده بالا می‌دانیم، چرا که عملکردی فوق‌العاده در این زمینه دارد.

در بخش نرم‌ افزاری شما قادر خواهید بود تا از مودهای مختلف برای شخصی‌‌سازی عملکرد پردازنده استفاده کنید. 3 حالت Sport Mode ،Comfort Mode و Eco Mode در قسمت‌ مود‌های عملکرد پردازنده وجود دارد که Sport از حداکثر قدرت و Eco از حداقل قدرت استفاده می‌کند. البته این موضوع را باید بدانید که تولید گرما در مود‌های سبک‌تر، کم‌تر خواهد بود. البته به لطف فناوری Cooler Boost آن هم نسخه ۴، گرمای تولید شده طبق گفته کمپانی سازنده بسیار کم‌تر از آن چیزی است که انتظارش را دارید.

PE60 به کارت گرافیکی انویدیا GeForce GTX1050 مجهز است که از 4 گیگابایت حافظه GDDR5 بهره می‌برد.

این مدل همچنین از 16 گیگابایت رم DDR4 استفاده می‌کند تا بدانید که با یک غول بی شاخ و دم طرف هستید. با همه این‌ها، اما PE60 قصه ما تنها از یک هارددیسک 1 ترابایتی 7200rpm سود می‌برد و فاقد SSD است.

توانایی اجرای بازی‌ها

سخت افزار قدرتمند و بخصوص کارت گرافیکی PE60 موجب شد تا چند بازی گرافیکی را بر روی آن نصب کنیم و غرق در دنیای گیم شویم.

در ابتدا به سراغ یک بازی محبوب با نام GTA V رفتیم. با شروع بازی همه چیز خیلی خوب پیش رفت؛ اما دمای لپ‌تاپ با هیجان بازی رابطه مستقیمی برقرار کرده بود و هرچه بیشتر غرق بازی می‌شدیم، عرق بیشتری از سر و صورت‌مان جاری می‌شد! با این حال گرمای ایجاد شده آزاردهنده نیست و می‌توانید به بازی کردن خودتان ادامه دهید؛ البته اگر دل‌تان به حال PE60 نسوزد! این بازی در بهترین حالت خودش با 44 فریم بر ثانیه اجرا شد.

ام‌اس‌آی یک کلید اختصاصی برای فعال کردن دستی فن‌ها قرار داده که ایده خوب و جالبی است اما عملا کاربرد چندانی ندارد؛ چرا که نمی‌تواند حرارتی که از دهان این اژدهای خفته در بدنه لپ‌تاپ بیرون می‌آید را کنترل کند. صدای فن تا حد زیادی آزار دهنده است و اگر در یک محیط بسته آن را روشن کنید، بدون شک توجه اطرافیان را به خودش جلب می‌کند.

البته عملکرد این فن‌ها پس از فشردن کلید اختصاصی بسیار خوب است. طبق آپشنی که خود ام‌اس‌آی برای این محصول در نظر گرفته، سرعت فن در کمتر از دو ثانیه از صفر به بیش از 6 هزار دور در دقیقه می‌رسد. بنابراین تعجبی ندارد که صدای زیادی ایجاد کند. شاید اگر این کمپانی تایوانی ابتکارش را در صنعت خودرو به خرج می‌داد، شاهد محصولی بودیم که رکورد صفر تا صد را به نام خودش ثبت می‌کرد!

سپس به سراغ یک بازی دیگر با نام CoD:Black Ops 3 رفتیم و در بالاترین حالت توانستیم تا عدد 32 فریم را توسط نرم افزار مربوطه در گوشه نمایشگر ببینیم! در اجرای این بازی نیز مشکلی جز گرمای بالا پیش نیامد.

اسپیکر

این کمپانی تایوانی PE60 را به اسپیکرهای فوق‌العاده‌ای مجهز کرده که در بخش زیرین دستگاه قرار گرفته‌اند. بلندی صدای این دو بسیار زیاد است و علاقه‌مندان به موسیقی را راضی نگه می‌دارد. جدای از صدای بلند و واضح، شاهد بیس بسیار خوبی نیز هستیم که جای هیچ حرف و حدیثی را باقی نمی‌گذارد.

MSI نسخه دوم از نرم افزار Nahimic را برای این مدل در نظر گرفته که توسط آن می‌توانید صدای خروجی را شخصی سازی کنید. ناگفته نماند که توسط این برنامه می‌توان کیفیت ضبط میکروفون لپ‌تاپ را نیز تا حد زیادی افزایش دهید.

قابلیت‌های نرم‌افزاری

معمولا کمپانی‌های سازنده در لپ‌تاپ‌های امروزی بیش از هر چیز به سخت‌افزار توجه می‌کنند و کمتر پیش می‌آید که یک کمپانی بر روی بخش نرم‌افزاری محصولش کار کند. با این حال MSI علاوه بر سخت‌افزار، قابلیت‌های خاص نرم‌افزاری را نیز در محصولاتش پیاده کرده است. Dragon Center همان بخشی است که MSI ویژگی‌های اصلی نرم‌افزاریش را در آن گنجانده است. این برنامه به بخش‌های متفاوتی تقسیم شده که به صورت خلاصه‌ آن‌ها را معرفی می‌کنیم:

App Portal: این قسمت مربوط به میانبرهای لپ‌تاپ است. برخی برنامه‌ها به صورت پیش‌فرض قرار گرفته‌اند و شما هم می‌توانید برنامه دلخواه‌تان را به آن اضافه کنید تا هنگام کار با لپ‌تاپ خیلی سریع به آن دسترسی داشته باشید.

System Monitor: پس از ورود به این بخش می‌توانید بر روی عملکرد کلی لپ‌تاپ‌تان نظارت داشته باشید و میزان مصرف CPU، رم و حتی دمای آن‌ها را ببینید.

LED Wizard: اینجا مربوط به شخصی‌سازی نور پس زمینه کیبورد است. ویژگی که PE60 فاقد آن است و مشخص نیست چرا روی آن قرار گرفته! بنابراین با یک بخش کاملا بدون استفاده طرف هستید.

System Tuner: در این بخش می‌توانید تمام قابلیت‌های MSI را کنترل کنید. به‌عنوان مثال می‌توانید سرعت فن‌های دستگاه را تنظیم کنید.

Mobile Center: به طور کلی موبایل سنتر بخش‌های مختلف سیستمی را در تلفن‌همراه شما به نمایش می‌گذارد.

Tool & Help: در آخرین قسمت نیز می‌توانید از ابزارها استفاده کنید. به عنوان مثال دیسک ریکاوری بسازید و یا باتری را کالیبره کنید.

به طور کلی در واقع این بخش اصلا متناسب با لپ‌تاپ سری پرستیژ نیست و همان چیزی است که در سری‌های گیمینگ این کمپانی دیده بودیم، با این تفاوت که از ترکیب رنگ سفید و مشکی بجای قرمز و مشکی بهره می‌برد!

باتری

یک باتری 6 سلولی برای PE60 در نظر گرفته شده که توسط کاربر قابل تعویض نیست. از لحاظ شارژدهی انتظار چندان بالایی از این مدل نداشته باشید. با یک استفاده معمولی کمی بیش از 2 ساعت می‌توانید با این مدل کار کنید.

هرچه شارژ باتری به انتها برسد، سرعت خالی شدن آن نیز بیشتر می‌شود. به عنوان مثال زمانی که 20 درصد از شارژ باقی مانده اگر لپ‌تاپ را بدون استفاده رها کنید در کمتر از 20 دقیقه خاموش می‌شود!

کلام آخر در بررسی لپ‌تاپ PE60 7RD ام‌اس‌آی

به طور کلی شاید اگر ام‌اس‌آی همان سری گیمینگش را با قدرت بیشتر ادامه می‌داد، نتیجه بهتری می‌گرفت. در حال حاضر لپ‌تاپ‌های سری پرستیژ آن‌طور که باید و شاید خوب از آب در نیامده‌اند و خود ام‌اس‌آی نیز تلاش چندانی برای پیشرفت آن نکرده است. در واقع با همان لپ‌تا‌پ‌های سری گیمینگ طرف هستیم که تنها رنگ‌شان تغییر کرده! حتی هنگامی که لپ‌تاپ را روشن می‌کنید هم لوگوی دراگون قرمز رنگ معروف ام‌اس‌آی را خواهید دید.

شما می‌توانید این مدل را با قیمتی در حدود 4 میلیون و 400 هزار تومان از بازار بخرید که با توجه به مشخصات سخت‌افزاری قابل قبول، می‌تواند یکی از نکات مناسب برای این دستگاه ارزیابی گردد.

نوشته بررسی لپ‌تاپ MSI PE60 7RD: یک دستگاه با پرستیژ! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی پی ۱۰ لایت هواوی: شیک و پیک!

بررسی پی 10 لایت هواوی: شیک و پیک!

بررسی پی 10 لایت هواوی را با مروری بر این سری دوست داشتنی آغاز می‌کنیم. برای نخستین بار و به صورت جدی، کمپانی هواوی پس از معرفی پرچمدار جنجالی‌ خود با نام پی 8 بود که تصمیم گرفت تا نسخه لایت آن‌ را نیز راهی بازار کند. در واقع این نسخه آمده بود تا عرصه‌ را بر محصولات مینی و کامپکت سایر کمپانی‌ها تنگ‌تر کند.

طبق قوانین نانوشته اسمارت فون‌ها، معمولا نسخه لایت‌ محصولی کوچک‌تر و ضعیف‌تر از نسخه اصلی است و از لحاظ ظاهری شباهت زیادی به آن دارد؛ اما پس از پی 8 لایت شاهد پی 9 لایت بودیم که تا حدی قوانین را زیر پا گذاشت و شباهت بیشتری به یک محصول مستقل گرفت. حالا و در سری پی 10، می‌بینیم که نسخه لایت در برخی بخش‌ها همچون سایز نمایشگر حتی از نسخه اصلی نیز پیشی گرفته و با ویژگی‌های متفاوت‌تری هم عرضه می‌شود. در ادامه با بررسی P10 Lite همراه ما باشید…

طراحی و کیفیت ساخت

پی 10 لایت شباهت بسیاری زیادی به پی 10 دارد و شاید اگر کلید هوم و دوربین دوگانه پی 10 را نادیده بگیریم، نتوانیم این دو را از هم تشخیص دهیم. در نگاه از روبه‌رو حاشیه‌های دو طرف نمایشگر قابل قبول است اما امروزه کسی این میزان حاشیه در بالا و پایین نمایشگر را نمی‌پسندد. حالا که اسمارت فون‌ها به سمت دنیای بدون مرز در پیش هستند، بهتر بود که هواوی نیز در این مسیر با آن‌ها همگام می‌شد. با این حال چیزی از ارزش‌های پی 10 لایت کم نمی‌شود و همچنان در نگاه نخست شیفته آن می‌شوید.

در زیر نمایشگر و درست در آن حاشیه‌های اضافی، نامی از هواوی حک شده که خیلی درخشان نیست و شاید اگر دقت نکنید، نتوانید آن را ببینید! بالای نمایشگر نیز دوربین سلفی، اسپیکر مکالمه و سنسورهای دستگاه را شاهد هستیم و نکته خیلی متفاوت و عجیب و غریبی به چشم نمی‌خورد.

تمام نمای جلویی گوشی در زیر یک شیشه مخصوص قرار گرفته تا علاوه بر القای حس لوکس بودن و محافظت از این بخش، به زیبایی دستگاه نیز کمکی کرده باشد.

اگر گوشی را برگردانید، نخستین چیزی که توجه شما را به خودش جلب می‌کند، سنسور اثر انگشت مربعی شکلی است که کمی در بدنه فرو رفته و درست در مرکز و بالای این قسمت قرار دارد. در گوشه سمت چپ و بالای گوشی، شاهد دوربین اصلی و فلاش گوشی هستیم که برخلاف اکثر محصولات امروزی از بدنه بیرون نزده است. این قسمت از بدنه گوشی با رنگی متمایز از قاب پشتی خودنمایی می‌کند و جلوه زیبایی را به پی 10 لایت بخشیده است.

در پایین نیز طبق معمول شاهد یادگاری نویسی هواوی هستیم و علاوه بر نامی از این کمپانی چینی، به مدل دستگاه و اینکه رسما با یک گوشی چینی طرف هستید نیز اشاراتی شده است. پشت دستگاه همچون بخش جلویی توسط شیشه پوشانده شده و برخلاف محصولات امروزی خیلی علاقه‌ای به جذب چربی روی انگشتان ندارد؛ در واقع اگر گوشی را در برابر نور قرار دهید، می‌توانید اثر انگشت خودتان را بر روی بدنه ببینید؛ اما در حالت عادی آن‌قدری آزار دهنده نیست که شما را لنگ به دست بگذارد و مجبور باشید مدام تمیزش کنید!

فریم دستگاه فلزی است و کناره‌های آن برس خورده تا تیز نباشد و همچنین گوشی زیبا به نظر برسد. چهار گوشه این اسمارت فون لایت هم گرد طراحی شده و هنگام در دست گرفتن آن مشکل خاصی نخواهید داشت.

در سمت راست پی 10 لایت کلیدهای یکپارچه صدا را می‌بینید که در زیر خود کلید پاور را جای داده‌اند. این کلیدها به خوبی از بدنه بیرون زده‌اند اما خیلی خوب در زیر انگشتان حس نمی‌شوند. بخصوص کلید پاور که اگر انگشتان بزرگی داشته باشید، شاید کار با آن راحت نباشد. در سمت چپ اما هیچ کلیدی دیده نمی‌شود و تنها جایگاه ابدی سیم‌کارت و کارت حافظه است که آن‌ هم توسط یک سوزن مخصوص از بدنه جدا می‌شود.

بالای پی 10 لایت خوش‌بختانه جک 3.5 میلی‌متری صدا را می‌بینیم که در کنار خود میکروفون ثانویه را نیز جا داده است. زیر گوشی هم که طبق معمول، این پورت میکرو یو‌اس‌بی و اسپیکر دستگاه هستند که در کنار میکروفون اصلی خودنمایی می‌کنند.

کیفیت دستگاه برای یک محصول میان رده، بالاست و به راحتی می‌تواند با پرچم‌داران مطرح سال‌های گذشته رقابت کند. در مدت زمانی که گوشی در اختیار ما بود، مشکلی با در دست گرفتن آن نداشتیم اما این شیشه‌های قرار گرفته در پشت و جلوی گوشی، موجب شده تا پی 10 لایت کمی بیش از حد لیز باشد. بنابراین باید همیشه مراقب باشید، چرا که اگر در یک سطح شیب‌دار (یا شاید هم یک سطح صاف) گوشی را قرار دهید، احتمال سر خوردن آن بالاست.

هواوی این محصول میان‌رده خودش را در 4 رنگ مشکی، سفید، طلایی و آبی راهی بازار کرده تا بتواند نظر افراد مختلف را به خودش جلب کند. از دیگر ویژگی‌های ظاهری پی 10 لایت می‌توان به ضخامت 7.2 میلی‌متری و وزن 146 گرمی اشاره داشت که برای محصولی در این سطح و با این کیفیت قابل قبول است.

نمایشگر

پیش‌تر محصولات لایت هواوی با نمایشگر کوچک‌تر و یا هم اندازه با نسخه اصلی معرفی شده بودند اما حالا و در آخرین مدل، نمایشگر پی 10 لایت از نسخه اصلی پیش گرفته و شاهد یک نمونه 5.2 اینچی با رزولوشن فول ا‌چ‌دی (424 پیکسل در هر اینچ) هستیم. این نمایشگر در حدود 70 درصد از نمای جلویی گوشی را پوشانده که کمی کم‌تر از حد انتظار است. هواوی برای ساخت آن از LTPS IPS LCD بهره گرفته تا مشکلی در نگاه از زوایا نداشته باشید.

با اینکه سایر برادران پی 10 لایت (یعنی نسخه اصلی و پلاس) از گوریلا گلس به عنوان محافظ نمایشگر استفاده کرده‌اند اما خبری از شیشه‌های گوریلا در این نسخه نیست. تایمی که این مدل در اختیار ما بود، مشکل خاصی نداشتیم و خط و خشی بر روی آن دیده نشد اما در دراز مدت مشخص نیست که چه بلایی بر سرش خواهد آمد.

میزان نور نمایشگر در بیشترین حالت خودش به بیش از 500 نیت می‌رسد که قابل قبول است و آن را در رده محصولاتی همچون نسل جدید گلکسی A5‌ قرار می‌دهد. اگر از علاقه‌مندان به کار کردن در محیط‌های تاریک هستید هم بدانید که میزان حداقلی نمایشگر 4 نیت بوده و برای کار در چنین محیط‌هایی بسیار عالی به نظر می‌رسد.

حال بگذارید کمی از مسائل تئوری فاصله بگیریم. غلظت رنگ‌ها و میزان گرمی و سردی آن‌ها در نمایشگر پی 10 لایت در حد مطلوبی است و با توجه به میان رده بودن گوشی، می‌توان امتیاز بالایی را برای نمایشگرش در نظر گرفت.

در نگاه از زوایا مشکل خاصی با آن نخواهید داشت و تقریبا همه چیز خیلی خوب به نمایش در می‌آید. نمایش رنگ سفید خوب و قابل قبول است اما رنگ مشکی آن طور که باید و شاید، عمیق دیده نمی‌شود.

نمایشگر رفلکس بالایی ندارد و همین مورد کار با آن در زیر نور آفتاب را لذت بخش می‌کند. حتی گزینه‌ای برای افزایش خوانایی صفحه در زیر نور آفتاب نیز در بخش تنظیمات به چشم می‌خورد که عملکردش عالی نیست اما راضی کننده است. همچنین شما می‌توانید در قسمت تنظیمات میزان گرمی و یا سردی رنگ‌ها را متناسب با سلیقه خودتان تغییر دهید. یک گزینه‌ نیز برای فیلتر کردن رنگ آبی نمایشگر در نظر گرفته شده که استفاده از آن سلامتی چشم‌ها را در پی خواهد داشت.

برای آنکه بدانیم پی 10 لایت چند مرده حلاج است، آن را در کنار ال‌جی G4 با نمایشگر QHD قرار دادیم و با تنظیم نور نمایشگر هر دو بر روی بیشترین مقدار ممکن، مشغول عکاسی شدیم که حاصل کار را در زیر شاهد هستید (سمت راست ال‌جی و سمت چپ هواوی):

سخت افزار

هواوی معمولا از چیپست‌های اختصاصی خودش با برند های‌سیلیکون در محصولاتش سود می‌برد و پی 10 لایت نیز از این قاعده مستثنی نیست. مدل کایرین 658 با هشت هسته پردازشی به عنوان قلب تپنده این سرباز جان بر کف چینی در نظر گرفته شده است. این چیپ 64 بیتی از 8 هسته Cortex-A53 تشکیل شده که چهارتای آن‌ها با فرکانس 1.7 و چهارتای دیگر با فرکانس 2.1 گیگاهرتز فعالیت می‌کنند. Mali-T830 نیز عهده‌دار کارهای گرافیکی است.

میزان رم در نظر گرفته شده برای پی 10 لایت، 4 گیگابایت بوده که از محصولات پرچم‌داری همچون اکسپریا ایکس زد نیز بیشتر است. این مدل بر خلاف محصولات امروزی تنها در یک نسخه با 32 گیگابایت حافظه داخلی عرضه می‌شود. از این میزان، کم‌تر از 20 گیگابایت در دسترس شماست و باقی را خود گوشی در اختیار گرفته؛ البته جای نگرانی نیست چرا که از طریق کارت حافظه می‌توانید تا 256 گیگابایت دیگر را به این مدل بیفزایید.

در ادامه بررسی هواوی پی 10 لایت تصمیم گرفتیم تا این محصول میان رده را وارد آزمایشگاه خودمان بکنیم.

در مرحله نخست از بنچمارک معتبر AnTuTu بهره گرفتیم که امتیاز بدست آمده از پی 10 لایت مهر تاییدی بود بر میان رده بودن آن!

در مرحله بعدی از GeekBench استفاده کردیم تا دستگاه در دو حالت تک هسته‌ای و چند هسته‌ای مورد ارزیابی قرار گیرد.

در نهایت به سراغ Bonsai رفتیم. این مرحله مختص به سنجش واحد گرافیکی گوشی است.

در تست‌های ما این میان‌رده پرچم‌دارنمای هواوی به خوبی از پس اجرای بازی‌ها برآمد و حتی آن‌طور که فکرش را می‌کنید، داغ هم نشد. از طرفی سایز آن بسیار مناسب است و همین امر موجب می‌شود تا کنترل بازی سخت نباشد. با اینکه اجرای بازی‌های گرافیکی همچون سری NFS و یا آسفالت به خوبی و روانی پرچمداران بازار نیست، اما لگ و یا کندی را هنگام اجرا شاهد نخواهید بود. با این تفاسیر اگر گیمر هستید و نمی‌خواهید هزینه زیادی بابت اسمارت فون بکنید، پی 10 لایت گزینه نسبتا مناسبی برای شما خواهد بود.

دوربین

پی‌ 10 لایت هواوی بر خلاف برادران خودش فاقد دوربین دوگانه است. این مدل یک دوربین 12 مگاپیکسلی را در پشت جای داده که توسط دو فلاش LED (دو رنگ) همراهی می‌شود. گشادگی دیافراگم این دوربین F/2.2 است و از فوکوس خودکار نیز بهره می‌برد. ظاهرا در ساخت این دوربین لایکا همکاری نداشته و هواوی خودش به تنهایی جور آن را کشیده است.

دوربین رنگ‌ها را خیلی خوب به ثبت می‌رساند و از دقت فوکوس بالایی نیز برخوردار است اما سرعت فوکوس آن چنگی به دل نمی‌زند. به طور کلی سرعت عکس‌برداری در این مدل نسبت به هم‌رده‌ها در جایگاه خوبی است اما در میان تمام اسمارت فون‌ها حرف چندانی برای گفتن ندارد؛ بنابراین ممکن است برخی سوژه‌ها را هنگام عکاسی از دست بدهید.

دوربین در روز و در شرایطی که محیط از نور کافی برخوردار باشد، تصاویر قابل قبولی را به ثبت می‌رساند اما هرچه میزان نور محیط کم شود، نویز در تصاویر بالاتر خواهد رفت. با اینکه استفاده از فلاش در چنین شرایطی موجب بهبود کیفیت تصویر می‌شود اما در اینجا و برای این گوشی انتظار معجزه نداشته باشید.

اما اپلیکیشن دوربین، همچون اکثر محصولات هواوی پر از امکانات ریز و درشت است که در زیر به برخی از مهم‌ترین‌های آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  • Pro Photo: استفاده از دوربین در حالت دستی و تنظیم میزان ISO، فوکوس و…
  • Pro Video: فعال شدن تنظیمات دستی دوربین در هنگام فیلم‌برداری
  • Audio Note: ضبط 10 ثانیه صدا بر روی تصویر گرفته شده
  • Light Painting: ایجاد رد نور در تصاویر
  • Document Scan: ثبت بهترین تصاویر از مجلات، روزنامه‌ها و متن‌های مختلف
  • Slow-Mo: ثبت ویدئو به صورت اسلوموشن
  • Object Tracking: ردیابی سوژه‌ای که بر روی آن فوکوس اعمال شده است
  • Capture Smiles: ثبت عکس با تشخیص خودکار لبخند

ناگفته نماند که برای استفاده از حداکثر میزان رزولوشن دوربین، می‌بایست از نسبت تصویر 4 به 3 استفاده کنید و در صورت استفاده از نسبت رایج 16 به 9، تصاویر به صورت 9 مگاپیکسلی ثبت می‌شوند. با این حال اگر از بیشترین میزان مگاپیکسل دوربین استفاده کنید تصاویری که می‌گیرید حتی پس از زوم نیز کیفیت قابل قبولی دارند.

در ادامه شاهد تصاویر گرفته شده با دوربین پی 10 لایت در شرایط مختلف هستید:

از لحاظ فیلم‌برداری، این میان رده هواوی می‌تواند به صورت فول اچ‌دی و با نرخ 60 فریم بر ثانیه فیلم‌ برداری کند. کیفیت ویدئو گرفته شده با این مدل برای یک میان رده بسیار خوب است و از این لحاظ نمی‌توان ایراد خاصی به آن گرفت. صدا خیلی واضح ضبط می‌شود و رنگ‌ها نیز به خوبی تفکیک می‌شوند. البته عدم استفاده از لرزش‌گیر اپتیکال تا حد زیادی موجب لرزش تصویر می‌شود که خب برای محصولی در این سطح نقص بزرگی نخواهد بود. این را هم بدانید که خبری از ثبت ویدئوهای 4K نیست.

هواوی، پی 10 لایت را به یک دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی مجهز کرده که در حد خودش تصاویر خوبی را ثبت می‌کند. به شخصه انتظار بیشتری از دوربین سلفی آن داشتم اما اینگونه نشد و آن طور که باید و شاید من را راضی نکرد. امکانات ویژه‌ای همچون حذف چین و چروک‌های صورت و یا استفاده از فیلترهای متفاوت در رابط این دوربین گنجانده شده اما اصل ماجرا که همان ثبت یک سلفی بی‌نقص است، نادیده گرفته شده که شاید به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید!

همچون دوربین اصلی، هنگامی که نور کافی باشد می‌توانید سلفی‌های خوبی بگیرید اما به محض کاهش نور با تصویری پر از نویز رو به رو می‌شوید، در حدی که شاید تشخیص چهره نیز دشوار باشد. به طور کلی سلفی‌های گرفته شده با دوربین این گوشی می‌تواند برای استفاده در شبکه‌های اجتماعی مناسب باشد و از این لحاظ ایرادی به آن وارد نیست.

رابط کاربری

پی 10 لایت هواوی به اندروید نوقا مجهز شده و از رابط کاربری اختصاصی این کمپانی با نام Emotion 5.1 بهره می‌برد. این رابط پیش‌تر فاقد اپ‌دراور بود و همه چیز به همان صفحه اصلی خلاصه می‌شد اما حالا شما می‌توانید انتخاب کنید که اپ دراور را می‌خواهید یا خیر.

هواوی دقت چندانی بر روی طراحی آیکون‌ها نداشته و مشخص است که بر خلاف شیائومی، علاقه زیادی به این بخش ندارد. خود آیکون‌ها به صورت مربعی با گوشه‌های گرد دیده می‌شوند و خیلی رنگ‌های خاص و زنده را در آن‌ها نخواهید دید.

منو نوتیفیکیشن به صورت دو مرحله‌ای است و از رنگ‌های مشکی و آبی در آن استفاده شده که این ترکیب رنگ، زیبایی رابط کاربری را دوچندان کرده است.

اپ دراور در نظر گرفته شده برای این گوشی، به صورت عمودی است و در سمت راست نیز حروف لاتین دیده می‌شود تا بتوانید دسترسی سریع‌تری به اپ‌های مورد نظر داشته باشید. البته در بالای صفحه کادری برای جستجوی اپلیکیشن مورد نظر تعیبه شده که کار را برای‌تان راحت می‌کند.

یکی از ویژگی‌های جالب محصولات اخیر هواوی، App Twin نام دارد که توسط آن می‌توانید دو اکانت متفاوت از یک اپلیکیشن را در اختیار داشته باشید که این روزها کاربرد زیادی پیدا کرده است.

با اینکه پی 10 لایت محصول خوش دستی است اما هواوی بخشی را برای کار با یک دست در نظر گرفته که با فعال کردن آن شاهد کوچک شدن صفحه خواهید بود.

قابلیت‌های خاص هواوی درگذشته همچون کشیدن حروفی خاص بر روی صفحه برای اجرای یک اپلیکیشن و یا گرفتن اسکرین شات با دو بار ضربه زدن به نمایشگر نیز در این رابط گنجانده شده است.

پخش چندرسانه‌ای

پی 10 لایت از یک نمایشگر بزرگ و خوب برای تماشای ویدئو بهره‌مند است. این مدل به یک اسپیکر مجهز شده که در بخش زیرین گوشی دیده می‌شود. این اسپیکر از صدای نسبتا بلندی سود می‌برد اما کیفیت آن اصلا جالب نیست. صدا خیلی تیز و زیر به گوش شما می‌رسد و رسما هیچ بیس خاصی هم ندارد. بنابراین اگر از علاقه‌مندان به موسیقی هستید، بدانید که اسپیکر دستگاه اصلا شما را راضی نخواهد کرد. البته خروجی صدای هدفون در حد قابل قبولی است و می‌تواند مرحمی باشد بر دردی که تک اسپیکر پی 10 لایت بر قلب‌تان گذاشت!

یک هدفون که شباهت عجیبی به نمونه‌های ساخته اپل دارد نیز همراه با پی 10 لایت عرضه می‌شود. این هدفون کیفیت ساخت بالایی ندارد و خیلی خوب هم در گوش شما قرار نمی‌گیرد. بنابراین حتی اگر صدا را تا انتها بالا ببرید، بازهم صدای اطراف را خواهید شنید و تا حدی نیز صدای موزیک در حال پخش از بیرون شنیده می‌شود. با این حال کیفیت و بیس صدایی که از هدفون می‌شنوید، فراتر از انتظار شماست.

یک موزیک پلیر خیلی خوب نیز هواوی برای این مدل در نظر گرفته که هم ظاهر خوب و شیکی دارد و هم اینکه امکانات خوبی را در اختیارتان می‌گذارد. ویدئو پلیر پی 10 هم از پس اجرای انواع کدک‌های تصویری بر می‌آید و تقریبا نیازی به نصب پلیر خاصی ندارید.

سایر قابلیت‌ها

به انتهای بررسی پی 10 لایت نزدیک می‌شویم و حال نوبت به قابلیت‌های ویژه این مدل می‌رسد. میان‌رده جدید هواوی از نسخه 4.1 بلوتوث سود می‌برد، به NFC مجهز است و توسط GPS نیز می‌توانید موقعیت خودتان را بیابید؛ اما بر خلاف انتظار این مدل از USB Type-C استفاده نمی‌کند.

برای کسانی که علاقه‌ای به اینترنت همراه ندارند و می‌خواهند فوتبال را دنبال کنند،‌ هواوی استفاده از رادیو FM را پیشنهاد می‌دهد.

پی 10 لایت به یک سنسور اثر انگشت بسیار خوب و دقیق مجهز شده که در پشت دستگاه جای خوش کرده‌ است. سرعت این سنسور عالی بوده و به راحتی می‌تواند با پرچمداران بازار رقابت کند. هواوی برای این سنسور قابلیت‌های خاصی را نیز در نظر گرفته؛ به عنوان مثال می‌توانید بجای کلید شاتر دوربین از آن بهره بگیرید و یا با کشیدن انگشت بر روی آن به منوی نوتیفیکیشن دسترسی داشته باشید که بسیار خوب و کاربردی است.

پی 10 لایت یک گوشی دو سیم کارته است. البته اگر بخواهید از سیم کارت دوم استفاده کنید باید قید کارت حافظه را بزنید.

باتری

پی 10 لایت هواوی از یک باتری 3000 میلی آمپری غیر قابل تعویض استفاده می‌کند. با توجه به سایز و رزولوشن نمایشگر، انتظار چندان زیادی از باتری آن نداشتیم اما در تست‌هایی که گرفتیم، باتری عملکرد خیلی خوبی داشت. شما به راحتی می‌توانید با یک استفاده نسبتا سنگین تا یک روز با پی 10 لایت سر کنید.

البته این مدل از شارژ سریع پشتیبانی نمی‌کند و تقریبا بیش از دو ساعت برای فول شارژ کردن آن به زمان نیاز دارید که از جمله نقاط ضعف اصلی آن به حساب می‌آید.

کلام آخر در بررسی پی 10 لایت هواوی

این میان‌رده هواوی ظاهر بسیار خوب و لوکسی دارد، در رنگ‌ بندی‌های متنوع عرضه می‌شود، به نمایشگری بزرگ و فول اچ‌دی مجهز است، شارژدهی آن عالی‌ست و دوربین‌های آن کارتان را راه می‌اندازد؛ بنابراین ارزشش را دارد که بخواهید در حدود 950 هزار تومان برای آن هزینه کنید. اینطور نیست؟!

نوشته بررسی پی 10 لایت هواوی: شیک و پیک! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ گیمینگ MSI GS73VR 7RF: اژدهای سرکش تایوانی!

بررسی لپ‌تاپ گیمینگ MSI GS73VR 7RF: اژدهای سرکش تایوانی!

بررسی لپ‌تاپ گیمینگ MSI GS73VR 7RF را با معرفی این شرکت آغاز می‌کنیم. Micro-Star International که به اختصار آن را MSI می‌نامند، یک شرکت تایوانی سازنده تجهیزات کامپیوتری و لپ‌تاپ است. MSI کار خود را در سال 1986 آغاز کرد و خیلی زود توانست نامی در دنیای کامپیوترها برای خودش دست و پا کند. حالا مدتی است که وارد رقابت با کمپانی‌های سازنده لپ‌تاپ‌های گیمینگ شده و در این چند سال اخیر توانسته خودش را تا حد زیادی بالا بکشد و جایگاهش را تثبیت کند. یکی از آخرین تولیدات MSI برای سال 2017 لپ‌تاپ گیمینگ GS73VR 7RF نام دارد که مدتی است وارد آزمایشگاه آی‌تی‌رسان شده؛ اگر می‌خواهید بدانید که این اژدهای سرکش تایوانی چه چیزی در چنته دارد، با ما همراه باشید.

طراحی و کیفیت ساخت

این روزها سازنده‌های محصولات هوشمند و دیجیتالی علاقه بسیار زیادی به آلومینیوم پیدا کرده‌اند و محصولاتشان را با این ماده ارزشمند می‌سازند. MSI نیز از این قاعده مستثنی نیست و بدنه لپ‌تاپ گیمینگ خودش را با آلومینیوم ساخته است. البته در برخی قسمت‌ها همچون بخش زیرین بدنه اصلی و اطراف نمایشگر پلاستیک جایگزین فلز شده! این فلز برس خورده تا حدی براق بوده و اگر لپ‌تاپ را در نور مشاهده کنید متوجه خط و خطوطی موازی بر روی آن می‌شوید که جلوه زیبایی را به دستگاه می‌بخشد.

استفاده از فلز در ساخت این مدل موجب شده تا در نگاه نخست متوجه شوید که با یک لپ‌تاپ رده بالا طرف هستید. هنگام لمس بدنه نیز آن حس خاص و لوکس بودن به راحتی به شما منتقل خواهد شد. اما با همه این‌ها بدنه نسبت به جذب چربی انگشتان دست استعداد بالایی دارد و خیلی زود محصول گران قیمت و لوکس‌تان کثیف می‌شود و به قول معروف از ریخت می‌افتد!

بخش پشتی نمایشگر همچون اکثر محصولات گیمینگ MSI، لوگو دراگون گیمینگ را در خود گنجانده که کمی از بدنه بیرون زده و توسط شیشه گوریلا نیز محافظت می‌شود. این لوگو قرمز رنگ و خاص، با روشن شدن لپ‌تاپ توسط چند LED نورانی می‌شود و جلوه خاصی را به لپ‌تاپ می‌دهد، خصوصا اگر در محیطی تاریک و کم نور مشغول کار کردن باشید. کمی بالاتر از این لوگو نیز نقشی برجسته از MSI به چشم می‌خورد که در سایه لوگو دراگون گیمینگ قرار گرفته و آنچنان که باید و شاید خودنمایی نمی‌کند.

اطراف نمایشگر همان‌طور که گفتیم از پلاستیک ساخته شده و کیفیت خوب و قابل قبولی دارد اما این بخش نیز تا حدی مستعد جذب اثر انگشت است. در بالای نمایشگر، وب‌کم لپ‌تاپ در یک بخش هشت ضلعی قرار گرفته که خب شاید خیلی‌ها طراحی‌اش را نپسندند. در زیر نمایشگر نیز باز هم این لوگوی MSI است که به چشم می‌خورد. حاشیه‌های اطراف نمایشگر در حد معقولی است و نمی‌توان به آن خرده گرفت.

معمولا یکی از نقاط قوت لپ‌تاپ‌های MSI پایه متصل کننده نمایشگر به بدنه اصلی است. این بخش در GS73VR نیز بسیار قرص و محکم سر جایش قرار گرفته و این اطمینان را به شما می‌دهد که بتواند وزن بالای این قسمت را تحمل کند و در دراز مدت مشکلی با آن نداشته باشید. در اینجا بد نیست به این موضوع هم اشاره کنیم که برای باز کردن لپ‌تاپ با توجه به نمایشگر بزرگ و استفاده از فلز در ساخت آن، به نیروی نسبتا زیادی نیاز دارید. این را هم بدانید که معمولا برای باز کردن می‌بایست از هر دو دست خودتان کمک بگیرید و باز کردن لپ‌تاپ با یک دست تقریبا غیرممکن است.

بدنه اصلی کیبورد و تاچ‌پد را در خود گنجانده و در بالای آن نقاطی برای گردش هوا تعبیه شده تا شاید بتوان با همین‌ها آتش بیرون آمده از دهان این اژدهای سرکش تایوانی را مهار کرد. در سمت راست و بالای کیبورد، دکمه پاور قرار گرفته که طراحی جالب و متفاوتی دارد و هنگام روشن بودن لپ‌تاپ نیمه‌ بالایی آن به رنگ قرمز در می‌آید.

چراغ‌های مربوط به اعلانات در قسمت رو به رو لپ‌تاپ جای خوش کرده‌اند که به نوعی بدترین قسمت برای این منظور است چرا که هنگام کار با لپ‌تاپ تقریبا غیر ممکن است که آن‌ها را در حالت عادی ببینید. در زیر بدنه اصلی لپ‌تاپ هم چند پایه کوچک قرار گرفته تا دستگاه در حد چند میلی‌متری بالاتر از سطح قرار بگیرد.

وقتی صحبت از یک لپ‌تاپ می‌شود، می‌بایست قابل حمل بودن آن در کانون توجه باشد. خوش‌بختانه MSI در GS73VR به این ویژگی‌ توجه داشته و لپ‌تاپش را با ضخامتی در حدود ۲ سانتی‌متر و وزن 2.4 کیلوگرمی روانه بازار کرده است. با اینکه چنین ویژگی‌هایی برای یک لپ‌تاپ گیمینگ با نمایشگر 17.3 اینچی فوق‌العاده به نظر می‌رسد اما MSI در این بخش حرف اول را در بازار نمی‌زند چرا که پیش‌تر محصولاتی همچون Razer Blade با وزنی به مراتب کمتر وارد بازار شده‌اند و مسلما توانایی حمل بیشتری هم دارند.

کیبورد و تاچ‌پد

همچون سایر لپ‌تاپ‌های MSI کیبورد این مدل نیز توسط SteelSeries ساخته شده است. کلیدهای این کیبورد خیلی قرص و محکم سر جای خودشان قرار گرفته‌اند. کلیدها طرح لبخندی ندارند و خیلی تخت طراحی شده‌اند؛ ارتفاع آن‌ها از بدنه دستگاه بسیار مناسب است و حتی اگر قصد تایپ کردن با این لپ‌تاپ را داشته باشید، بازهم با مشکل خاصی مواجه نخواهید شد.

این کیبورد به نور پس زمینه نیز مجهز است و میزان روشنایی آن را می‌توانید در 3 سطح تنظیم کنید. این نور در رنگ‌های متفاوتی در دسترس است و شما با نرم‌افزاری اختصاصی می‌توانید رنگ آن‌ها را تغییر دهید که در ادامه بیشتر با ویژگی‌های آن آشنا خواهید شد. اطراف کلیدها به صورت شیشه‌ای طراحی شده و همین مسئله موجب شده تا نور پس زمینه فضای بیشتری برای خودنمایی در اختیار داشته باشد.

بر روی کلیدهای GS73VR حروف پارسی نیز حک شده و دیگر نیازی به خرید برچسب برای این منظور نیست. با توجه به فضای زیاد موجود در این لپ‌تاپ، MSI توانسته کلیدهای نام‌پد یا همان ماشین حسابی را در سمت راست کیبورد جای دهد. نکته‌ای که هنگام تایپ متوجه آن شدیم قرار دادن یک کلید اختصاصی بک‌اسلش در کنار کلید عریض اسپیس است که واقعا روی اعصاب‌تان راه می‌رود. هر چه فکرش را کردم متوجه نشدم که چرا باید چنین کلیدی در اینجا باشد در حالی که کلید مربوط به بک‌اسلش در همان بالای کلید اینتر هم دیده می‌شود!

تاچ‌پد دستگاه با کلیدهای آن یکپارچه شده و کمی پایین‌تر از بدنه قرار گرفته است. سرعت و دقت تاچ‌پد در حد مطلوبی است و هنگام کار با آن مشکلی نخواهید داشت اما کلید‌های قرار گرفته در زیر آن نیاز به فشار زیادی دارند و مثلا برای یک راست کلیک کردن ساده کمی آزاردهنده خواهند بود که البته با گذر زمان به آن عادت خواهید کرد. در اطراف تاچ‌پد نیز یک نوار قرمز رنگ دیده می‌شود تا شاهد ترکیب رنگ‌های همیشگی MSI در این بخش نیز باشیم. ناگفته نماند که با ویژگی‌های چندحرکتی ویندوز 10 نیز به خوبی سازگار است.

پورت‌ها و اتصالات

از آنجایی که مهم‌ترین مزیت لپ‌تاپ‌ها توانایی حمل و نقل آن‌هاست، در نتیجه حداقل انتظارمان این است که با مجموعه کاملی از پورت‌ها مواجه باشیم تا هنگام جا‌به‌جایی آن، دست به دامان لوازم جانبی جهت تکمیل آن‌ها نشویم. این موضوع در GS73VR  تا حد زیادی رعایت شده است. در سمت راست بدنه اصلی شاهد یک پورت USB 2، یک پورت Type C، پورت HDMI، مینی دیسپلی پورت و ورودی آداپتور برق هستیم. نکته جالب در رابطه با USB Type C موجود در این لپ‌تاپ پشتیبانی از رابط پرسرعت Thunderbolt 3 است.

در سمت چپ جک استاندارد صدا با روکش طلایی برای هدفون و میکروفون، 3 پورت USB 3، ورودی کارت SD، پورت شبکه و Kensington lock تعبیه شده تا شاهد مجموعه کاملی از پورت‌ها باشیم. البته باز هم با همان مشکل همیشگی عدم وجود درایو نوری در لپ‌تاپ‌های MSI مواجه هستیم. با توجه به اینکه سرعت اینترنت در کشور ما به گونه‌ای نیست که بتوان چند ده گیگ بازی را دانلود کرد و عموما گیم‌ها از طریق DVD بر روی سیستم نصب می‌شوند، نبود چنین درایوی مشکلات زیادی را برای گیمرها به همراه خواهد داشت. حداقل MSI می‌توانست همراه با این مدل یک درایو نوری اکسترنال را نیز عرضه می‌کرد و قال قضیه را می‌کند.

نمایشگر

MSI برای این اژدهایش یک نمایشگر 17.3 اینچی IPS را در نظر گرفته که لمسی نیست و از رزولوشن 4K نیز بهره نمی‌برد اما سرعت نوسان آن 120 هرتز است که از نان شب هم برای گیمرها واجب‌تر به نظر می‌رسد. چنین ویژگی به گیمرها این اجازه را می‌دهد تا بازی‌ها را با نرخ فریم بالاتری اجرا کنند؛ در نتیجه شاهد تصاویر بسیار روان‌تری خواهند بود و دیگر خبری از لگ زدن‌های گاه و بی‌گاه نیست.

این نمایشگر فول‌ اچ‌دی زاویه دید بسیار خوبی دارد و در نگاه از زوایا مشکل خاصی با آن نخواهید داشت و تصاویر دقیقا به همان شکلی به نمایش در می‌آیند که در نگاه از رو به رو می‌بینید. این پنل همچنین به یک پوشش خاص و ضد انعکاس مجهز شده و دیگر در و دیوار اطراف‌تان را در صفحه نمی‌بینید و در واقع با یک آینه طرف نیستید!

MSI‌ با استفاده از فناوری True Color توانسته تا کاری کند که با تنظیم دقیق رنگ‌ها، همه چیز به طیف رنگی کامل sRGB نزدیک شود. البته یک بخش نرم افزاری اختصاصی نیز با همین نام در لپ‌تاپ گنجانده شده است. با این برنامه شما می‌توانید نحوه نمایش رنگ‌ها را متناسب با سلیقه خود تغییر دهید. چندین حالت پیش‌فرض همچون حالت بازی، طراحی، انجام امور روزانه، کاهش نور آبی و یا تماشای ویدیو نیز برای آن در نظر گرفته شده که با فشردن کلید فانکشن به همراه A می‌توانید دسترسی سریعی به آن‌ها داشته باشید.

این پنل دارای تاخیری 5 ثانیه‌ای است که با توجه به برچسب گیمینگ می‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. البته لپ‌تاپ جدید MSI فاقد تراشه G-Sync است که شاید بتوان آن را مهم‌ترین نقطه ضعفش در این بخش به حساب آورد. خیلی منطقی نیست که در بیرون از خانه و در یک فضای باز مشغول بازی کردن شوید اما میزان نور نمایشگر این مدل در حدی هست که بتوان در محیط‌های خارجی نیز با آن کار کرد و غصه نخورد.

سخت افزار

وقتی به یک لپ‌تاپ لقب گیمینگ را می‌دهند، اینکه از آن یک سخت افزار قدرتمند را بخواهیم انتظار بی‌جایی نیست. MSI نیز بهترین سخت افزار ممکن را برای این مدل در نظر گرفته است.  Intel Core i7 7700HQ با چهار هسته پردازشی به عنوان مغز متفکر اژدهای سرکش MSI  انتخاب شده است. فرکانس هسته‌های این پردازنده قدرتمند که با فناوری ۱۴ نانومتری ساخته شده در حالت پایه بر روی ۲.8 گیگاهرتز قرار گرفته‌اند که هنگام پردازش‌های سنگین در حالت توربو قرار می‌گیرند و آن‌وقت است که سرعت‌شان تا 3.8 گیگاهرتز ناقابل افزایش می‌یابد؛ البته این مورد را بدانید که اگر دستگاه در حالت ذخیره انرژی قرار بگیرد فرکانس هسته‌ها تا 800 مگاهرتز نیز کاهش می‌ِیابد. این چهار هسته در کنار پردازنده گرافیکی Intel HD Graphics 630 جای خوش کرده‌اند که البته در یک لپ‌تاپ گیمینگ شاید هیچ‌وقت نیازی به استفاده از آن نباشد. از جمله دیگر قابلیت‌های ویژه این پردازنده می‌توان به پشتیبانی از ۶۴ گیگابایت رم اشاره داشت که در نوع خود فوق‌العاده است. ناگفته نماند که این پردازنده به کش L3 شش مگابایتی نیز مجهز است. این چیپ با توان حرارتی 45 وات عمل می‌کند و به گفته خود کمپانی تایوانی MSI در حدود 8 درصد عملکرد بهتری نسبت به نسل قبلی دارد.

GS73VR یکی از محصولات بازار بوده که به کارت گرافیک سری پاسکال مجهز شده است. پیش‌تر به دلیل مشکلاتی خاص همچون کمبود فضا و عدم توانایی در خنک کردن کارت‌های گرافیک، آن‌ها را با پسوند m راهی بازار می‌کردند که نسبت به نسخه دسکتاپ قدرت پردازشی بسیار کمتری داشت. اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی دیگر مشکل خاصی بر سر راه سازندگان نیست و تقریبا کارت‌گرافیک‌های سری موبایل و دسکتاپ یکی شده‌اند. البته معمولا متناسب با سیستم خنک کننده دستگاه کمی میزان فرکانس هسته‌ها را کم و زیاد می‌کنند.
اژدهای 17.3 اینچی قصه امروز ما به کارت گرافیک GTX 1060 مجهز شده و می‌تواند بدون هیچ مشکلی تمامی بازی‌های روز دنیا را اجرا کند. به لطف این کارت گرافیک خاص حالا لپ‌تاپ MSI از واقعیت مجازی نیز پشتیبانی می‌کند و می‌توانید عینک‌های واقعیت مجازی بازار را به این محصول متصل کنید و لذتش را ببرید. این کارت به تراشه 16 نانومتریGP106  مجهز شده و دارای 1280 هسته پردازشی با فرکانس 1671 مگاهرتز است. با توجه به نوع کارت گرافیکی، این لپ‌تاپ به راحتی از واقعیت‌ مجازی پشتیبانی کند و می‌توانید توسط هدست‌های مخصوص این کار، تجربه متفاوتی را داشته باشید.

به این مجموعه سخت افزاری قدرتمند ۱۶ گیگابایت حافظه رم (۲ ماژول ۸ گیگابایتی (DDR4 و 256 گیگابایت SSD (ساخت سامسونگ) را نیز اضافه کنید تا زبانه کشیدن آتش از دهان این اژدهای خشمگین را ببینید. با اینکه SSD قرار گرفته بر روی این لپ‌تاپ بسیار سریع‌تر از SSD‌های موجود در بازار است، اما برای آنکه با مشکل ذخیره سازی مواجه نشوید، کمپانی سازنده یک هارد 2 ترابایتی (ساخت SEAGATE  با سرعت 5400rpm) را نیز بر روی این لپ‌تاپ قرار داده تا رسما حجت را بر او (و شما!) تمام کند.

MSIبرای این مدل از قابلیت‌های ویژه و اختصاصی خودش نیز بهره گرفته تا راحتی را برای کاربرانش به ارمغان آورد. در همین راستا شما می‌توانید میزان انرژی و قدرت دستگاه را تنظیم کنید. در صورتی که وضعیت را بر روی حالت Eco تنظیم کنید، لپ‌تاپ اجازه افزایش قدرت را ندارد و دمای آن نیز بالا نخواهد رفت. اگر قصد استفاده از حالت Sport را داشته باشید در واقع اجازه داده‌اید که لپ‌تاپ از حداکثر قدرت گرافیکی و پردازشی خودش استفاده کند. حالتی دیگر با نام Comfort برای آن در نظر گرفته شده که وضعیت دستگاه را در حالت متعادل نگه می‌دارد. برای تعیین وضعیت نیز نیازی نیست که شاخ غول بشکنید و این کار در هر جایی و با استفاده از کلید‌های ترکیبی فانکشن و F7 قابل انجام است.

توانایی اجرای بازی‌ها

با توجه به قدرت سخت‌افزاری بالای این مدل و همچنین به دوش کشیدن نامی همچون گیمینگ، تصمیم گرفتیم تا دو بازی گرافیکی را بر روی آن به اجرا درآوریم و اژدهای سرکش MSI را به چالش بکشیم. در مرحله نخست به سراغ COD: Black Ops 3 رفتیم و مشغول بازی با لپ‌تاپ شدیم. در ابتدا همه چیز خیلی خوب بود اما با بالا رفتن هیجان بازی، دمای دستگاه نیز بالا می‌رفت. بیشترین گرما را در بالای کیبورد و درست در زیر لوگو MSI شاهد بودیم. به شخصه با این همه سیستم خنک کننده که هر روز در رابطه با آن صحبت می‌کنند (3 فن اختصاصی به همراه لوله‌های انتقال حرارت) حداقل انتظارم این بود که گرما کنترل شود اما کنترل که نشده هیچ، رسما اگر دستگاه را برگردانید می‌توانید پشت آن نیمرو درست کنید! گرمای این قسمت در حدی است که شاید نتوانید بیش از 10-12 ثانیه دست خود را بر روی آن نگه دارید! خود اپلیکیشن دراگون سنتر MSI دمای CPU را در هنگام اجرای این بازی حدودا 95 درجه سانتی گراد و دمای GPU را 91 درجه اعلام کرد. این بازی در حالت Ultra با 90 فریم بر ثانیه اجرا شد. البته گرمای ایجاد شده مشکلی برای بازی کردن ایجاد نمی‌کند و کلیدهای کیبورد گرمای زیادی ندارد.

در مرحله بعد به سراغ یک بازی گرافیکی دیگر با نام Metal Gear Solid V رفتیم. این بازی نیز در حالت Ultra با 77 فریم بر ثانیه اجرا شد. در واقع ظاهرا نوع بازی تفاوتی دارد و به محض اجرا آتش زبانه می‌کشد و لپ‌تاپ عزیز داغ می‌شود! صدای فن شنیده می‌شود اما اصلا آزاردهنده نیست و مشکلی از این لحاظ نخواهید داشت.

شما این قابلیت را نیز دارید که فن دستگاه را شخصی سازی کنید. یعنی سرعت آن ‌را متناسب با شرایط موجود تغییر داده و یا آن را بر روی حالت Auto قرار دهید. البته حالت Auto در بدترین شرایط و درحالی که دما تا نهایت (!) بالا رفته بود نیز از تمام توان فن‌ها استفاده نکرد و بهتر است خودتان به صورت دستی سرعت فن را انتخاب کنید و یا آن را بر روی Cooler Boost تنظیم کنید.

البته این قدرت بالا تنها در زمانی اتفاق می‌افتد که دستگاه به برق شهری متصل باشد. در صورتی که بخواهید تنها از باتری استفاده کنید، کارایی لپ‌تاپ تا حد بسیار زیادی کاهش می‌یابد به طوری که به عنوان مثال در بازی COD: Black Ops 3 در بهترین حالت ممکن نرم افزار مربوطه عدد 30 فریم بر ثانیه را به ما نشان داد.

اسپیکر

GS73VR قصه امروز ما به دو اسپیکر فوق‌العاده مجهز شده که در بخش زیرین دستگاه قرار گرفته‌اند. بلندی صدای این دو بسیار زیاد است و علاوه بر گیم علاقه‌مندان به موسیقی نیز می‌توانند از آن لذت ببرند. با این حال صدای بیس مناسبی ندارد اما کیفیتش واقعا بالاست؛ البته نباید میزان صدا را تا انتها بالا ببرید چرا که به مراتب از کیفیتش کاسته می‌شود.

MSI  نسخه دوم از نرم افزار Nahimic را بر روی این محصول نصب کرده که توسط آن می‌توانید صدای خروجی را شخصی سازی کنید. ناگفته نماند که توسط این برنامه می‌توانید کیفیت ضبط میکروفون لپ‌تاپ را نیز تا حد زیادی افزایش دهید. با توجه به خروجی صدای Hi-Fi این امکان را دارید که از هدفون‌های گیمینگ مخصوص استفاده کنید و لذتش را ببرید.

قابلیت‌های نرم‌افزاری

معمولا کمپانی‌های سازنده در لپ‌تاپ‌های امروزی بیش از هر چیز به سخت‌افزار توجه می‌کنند و کمتر پیش می‌آید که یک کمپانی بر روی بخش نرم‌افزاری محصولش کار کند. با این حال MSI علاوه بر سخت‌افزار، قابلیت‌های خاص نرم‌افزاری را نیز در محصولاتش پیاده کرده است. Dragon Center همان بخشی است که MSI ویژگی‌های اصلی نرم‌افزاریش را در آن گنجانده است. این برنامه به بخش‌های متفاوتی تقسیم شده که به صورت خلاصه‌ آن‌ها را معرفی می‌کنیم:

App Portal: این قسمت مربوط به میانبرهای لپ‌تاپ است. برخی برنامه‌ها به صورت پیش‌فرض قرار گرفته‌اند و شما هم می‌توانید برنامه دلخواه‌تان را به آن اضافه کنید تا هنگام کار با لپ‌تاپ خیلی سریع به آن دسترسی داشته باشید.

System Monitor: پس از ورود به این بخش می‌توانید بر روی عملکرد کلی لپ‌تاپ‌تان نظارت داشته باشید و میزان مصرف CPU و رم و حتی دمای آن‌ها را ببینید.

LED Wizard: اینجا مربوط به شخصی‌سازی نور پس زمینه کیبورد است. شما می‌توانید رنگ LED‌های موجود در زیر کیبورد را به دلخواه خود تغییر دهید. حتی این امکان را دارید که کیبورد را به 3 قسمت تقسیم کنید و هر کدام را به یک رنگ درآورید. یکی از ویژگی‌های جالب این بخش امکان تعیین حالت LED است. مثلا می‌توانید نور پس زمینه را طوری تنظیم کنید تا با اکولایزر هماهنگ شود و متناسب با موزیک پخش شده میزان نور تغییر کند.

System Tuner: در این بخش می‌توانید تمام قابلیت‌های MSI را کنترل کنید. به‌عنوان مثال می‌توانید سرعت فن‌های دستگاه را تنظیم کنید. بخشی نیز به صورت اختصاصی برای استفاده از واقعیت مجازی در نظر گرفته شده که با فعال کردن آن لپ‌تاپ به صورت خودکار اتصال هدست‌های واقعیت مجازی را تشخیص می‌دهد.

Mobile Center: به طور کلی موبایل سنتر بخش‌های مختلف سیستمی را در تلفن‌همراه شما به نمایش می‌گذارد.

Tool & Help: در آخرین قسمت نیز می‌توانید از ابزارها استفاده کنید. به عنوان مثال دیسک ریکاوری بسازید و یا باتری را کالیبره کنید.

باتری

GS73VR همچون سایر محصولات بازار است و از لحاظ مصرف باتری تفاوت چندانی با آن‌ها ندارد. در یک استفاده معمولی (کمی وب‌گردی، کار با اسناد آفیس و یا نهایتا تماشای ویدئو) می‌توانید تا در حدود 4 ساعت با این مدل کار کنید اما اگر قصد بازی کردن دارید رسما می‌بایست قید باتری را بزنید چرا که شاید تا نیم ساعت هم قادر به همراهی شما نباشد.

کلام آخر در بررسی لپ‌تاپ گیمینگ MSI GS73VR 7RF

اگر سری به بازار بزنید و از اهل دلان (!) در رابطه با لپ‌تاپ‌های MSI‌ بپرسید، نظرات مثبت چندانی را دریافت نخواهید کرد؛ البته جای تعجبی هم ندارد چرا که لپ‌تاپ‌های این برند آن‌طور که باید و شاید در بازار یافت نمی‌شوند. با این حال اگر یک گیمر حرفه‌ای و صد البته پول‌دار هستید بدانید که GS73VR برای شما ساخته شده است.

نوشته بررسی لپ‌تاپ گیمینگ MSI GS73VR 7RF: اژدهای سرکش تایوانی! اولین بار در پدیدار شد.

مقایسه دوربین سلفی ۴ پرچمدار: گلکسی S8‌ پلاس، ال‌جی G6، آیفون ۷ و هواوی P10 پلاس! (اعلام نتایج)

مقایسه دوربین سلفی 4 پرچمدار: گلکسی S8‌ پلاس، ال‌جی G6، آیفون 7 و هواوی P10 پلاس! (اعلام نتایج)

اکثر کمپانی‌های سازنده تلفن‌های همراه، پرچم‌داران امسال خودشان را معرفی کرده‌اند. با اینکه برخی مدل‌ها همچون پرچم‌دار جدید سامسونگ و ال‌جی بر خلاف سال‌های گذشته مانور چندانی بر روی دوربین نداده‌اند و بیش از هر چیز طراحی مد نظرشان بوده اما مقایسه دوربین‌های پرچم‌داران مطرح بازار، همیشه یکی از جذاب‌ترین بخش‌ها در حوزه فناوری بوده است. چندی پیش دوربین اصلی 4 پرچمدار بازار را مقایسه کردیم و حالا همانطور که وعده داده‌ بودیم، قصد داریم تا به مقایسه دوربین سلفی این 4 محصول پرسر و صدا بپردازیم.

برای این منظور 5 فاکتور را در نظر گرفتیم تا ببینیم کدام‌یک سلفی‌های بهتری را به ثبت می‌رساند. شما کاربران همیشگی آی‌تی‌رسان می‌توانید در انتهای هر مرحله به مدلی که تصویر بهتری را ثبت کرده، رای دهید. نظرسنجی‌های این صفحه پس از یک هفته بسته خواهد شد؛ بنابراین برای آنکه نام گوشی‌ها را بدانید می‌بایست تا یک هفته دیگر و پایان نظرسنجی صبر کنید. پیش از شروع مراحل مقایسه بد نیست با شرکت کنندگان آشنا شوید.

ال‌جی G6: پرچمدار این‌ روزهای ال‌جی دارای یک دوربین اصلی دوگانه است اما بر خلاف V10 تنها یک دوربین سلفی را در بالای نمایشگر خود قرار داده و خبری از دوربین سلفی دوگانه نیست. این دوربین 5 مگاپیکسلی بوده و دارای F/2.2 است. ال‌جی قابلیت‌های متعددی را برای پرچمدارش در نظر گرفته که از جمله آن‌ها می‌توان به عکاسی سلفی واید اشاره کرد.

سامسونگ گلکسی S8‌ پلاس: سامسونگ بر خلاف رقبا هنوز وارد بازار دوربین‌های دوگانه نشده است. دوربین سلفی این کهکشان بی‌کران یک نمونه 8 مگاپیکسلی با F/1.7 است. نکته جالب در رابطه با این دوربین، امکانات متعددی است که سامسونگ برای آن در نظر گرفته؛ به عنوان مثال ماسک‌های زیادی برای قرار دادن بر روی چهره شما وجود دارد که در نوع خود جالب است.

اپل آی‌فون 7: پرچمدار پا به سن گذاشته اپل، روی کاغذ نسبت به 3 مدل دیگر قدیمی‌تر است اما همچنان لقب پرچمداری اپل را به یدک می‌کشد. این مدل دارای دوربین سلفی 5 مگاپیکسلی با F2.2 است. بر خلاف سایر مدل‌ها اپل قابلیت‌های نرم‌افزاری فراوانی را برای این دوربین قرار نداده اما یکی از ویژگی‌های جذاب دوربین سلفی آیفون 7، توانایی ضبط ویدیو اچ‌دی به صورت 240 فریم بر ثانیه است.

هواوی P10 پلاس: آخرین شرکت کننده در این رقابت، پرچمدار شایسته هواوی است. محصولی که به یک دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی مجهز شده و از گشادگی دیافراگم F/1.9 سود می‌برد. این کمپانی چینی از لحاظ نرم‌افزاری برای آخرین پرچمدارش سنگ تمام گذاشته و شما قابلیت‌های متعددی را برای ثبت یک عکس سلفی در اختیار دارید.

نکته:

  • در تمام تست‌ها دوربین در حالت اتوماتیک بوده و از اپلیکیشن پیش‌فرض دوربین برای عکاسی استفاده شده است.
  • در این تست، نام اسمارت فون‌ها ذکر نشده تا کاربران بتوانند بدون تعصب به برند، مدلی که شایسته است را انتخاب کنند.
  • پس از گذشت 7 روز، نتایج این نظرسنجی به همراه نام گوشی‌ها و رتبه آن‌ها اعلام خواهد شد.
  • با توجه به اینکه دوربین سلفی آیفون 7 فاقد ویژگی بیوتی (رفع چین و چروک‌های صورت هنگام عکاسی سلفی) بود، از مقایسه این قابلیت صرف نظر کردیم.

به‌روزرسانی: حال پس از گذشت یک هفته، نام عکاسان اعلام می‌شود. همچنین در هر نظر سنجی، نام گوشی‌ها را قرار می‌دهیم.

گوشی A: سامسونگ گلکسی S8 پلاس
گوشی B: هواوی P10 پلاس
گوشی C: اپل آیفون 7
گوشی D: ال‌جی G6

مرحله نخست

برای شروع تصمیم گرفتیم تا یک سلفی دو نفره بگیریم. برای این منظور در محیطی بسته و در حالی که نور آفتاب از پنجره می‌تابد، مشغول عکاسی شدیم. برای تشخیص بهتر می‌بایست به چهره هر دو نفر دقت کنید؛ چرا که با فاصله‌های متفاوتی نسبت به دوربین قرار گرفته‌اند. در ضمن حذف نور آفتاب و شفاف نشان دادن چهره نیز از جمله مواردی است که مدل برتر را مشخص می‌کند.

کدام‌یک عکاس بهتری است؟

مرحله دوم

در این مرحله یک محیط بسته و خلوت را انتخاب کردیم تا بتوانید توانایی دوربین‌ها را در ثبت جزئیات چهره بسنجید. دقت کنید که ویژگی بیوتی در هیچ‌کدام از مدل‌ها فعال نیست و میزان نور اتاق نیز در حد متوسط است. یعنی نه آنقدر تاریک است که چیزی مشخص نباشد و نه آن‌قدر روشن که آزاردهنده باشد.

کدام‌یک عکاس بهتری است؟

مرحله سوم

دوربین سلفی هیچکدام از این پرچمداران به فلاش مجهز نیست اما همه آنها به صورت نرم‌افزاری شرایطی را فراهم می‌کنند تا بتوانید در تاریکی نیز تصاویر سلفی خوبی بگیرید. در این مرحله تصمیم گرفتیم تا این ویژگی پرچمداران‌مان را به چالش بکشیم. دقت کنید که در این مرحله محیط کاملا تاریک است.

کدام‌یک عکاس بهتری است؟

مرحله چهارم

برای این مرحله تصمیم گرفتیم تا در محیطی آشنا عکاسی کنیم. در اینجا خودمان در سایه هستیم و نوری به صورتمان نمی‌تابد اما بک‌گراند تصویر کاملا توسط نور آفتاب روشن شده است. در چنین شرایطی شما کدام مدل را انتخاب می‌کنید؟!

کدام‌یک عکاس بهتری است؟

مرحله پنجم

برای آخرین مرحله صحنه‌ای را انتخاب کردیم که شاید بیشترین سلفی‌ها در آن گرفته شود. بنابراین در خیابان و در حالتی که نور آفتاب مستقیما به چهره می‌تابد یک عکس سلفی یادگاری با این 4 پرچمدار انداختیم. این مورد را در نظر بگیرید که علاوه بر چهره، برای انتخاب مدل بهتر می‌بایست به جزئیات ثبت شده محیط نیز دقت کنید.

کدام‌یک عکاس بهتری است؟