بررسی کیبورد اپومیکر گلیف (EPOMAKER Glyph): تلفیق نوستالژی و مدرنیته!

بعضی کیبوردها را می‌خریم که فقط کار کنند؛ روی میز باشند، حروف را درست ثبت کنند و زیاد هم به چشم نیایند. اپومیکر گلیف اما چنین شخصیتی ندارد. کلیدهای گرد، بدنه کرم‌رنگ، اهرم کناری و دو نمایشگرش از همان ابتدا می‌گویند با محصولی روبه‌رو هستیم که دوست دارد دیده شود. انگار یک ماشین‌ تحریر قدیمی، پس از آشنایی با بلوتوث و نورپردازی RGB، تصمیم گرفته دوباره به بازار کار برگردد.

اما برای یک کیبورد ۱۳۹ دلاری که در کشور ما می‌تواند بالای ۳۰ میلیون تومان قیمت داشته باشد، ظاهر متفاوت کافی نیست. سؤال اصلی این است که وقتی تازگی طراحی فروکش کرد، آیا هنوز دوست داریم روزی چند هزار کلمه با آن بنویسیم؟ صدای تایپ و امکانات گلیف دلایل خوبی برای علاقه‌مند شدن فراهم می‌کنند؛ اما از طرف دیگر، ارتفاع کلیدها و برخی محدودیت‌های نرم‌افزاری هم دلایلی هستند که نباید در هیجان آنباکسینگ فراموش شوند.

اپومیکر این محصول را برای بررسی در اختیار من قرار داده است اما بررسی من، همان چیزی است که به‌صورت واقعی احساس و تجربه‌اش کردم، پس با خیال آسوده آن را بخوانید.

طراحی و کیفیت ساخت؛ شخصیت دارد، ادعای فلزی بودن نه

مهم‌ترین موفقیت Glyph این است که طراحی رترو را به چند کلید رنگی محدود نکرده. فرم بدنه، کلیدهای گرد با لبه‌های شیاردار، اهرم سمت چپ و بخش نمایشگرها، همگی در ساختن این ظاهر نقش دارند. رنگ سبز دو تا از کلیدها هم به ترکیب کِرِم رنگ جان می‌دهد، بدون اینکه میز کار را شبیه ویترین فروشگاه اسباب‌بازی کند!

البته بدنه واقعاً پلاستیکی است. حضور قطعات آلومینیومی در ساختار داخلی را نباید با بدنه تمام‌فلزی اشتباه گرفت. این موضوع الزاماً نقطه ضعف نیست، اما اگر از قیمت ۱۳۹ دلاری انتظار تماس دست با آلومینیوم سرد و سنگین دارید، باید انتظارتان را تنظیم کنید. البته باید عنوان کنم که کیفیت این پلاستیک، بالاست و من از کار کردن با آن لذت می‌بردم.

وزن دستگاه حدود ۱.۱۸ کیلوگرم است؛ بنابراین توصیف آن به‌عنوان کیبوردی سبک و مناسب حمل روزانه چندان دقیق نیست. این کیبورد به تنهایی از برخی لپ‌تاپ‌های امروزی هم سنگین‌تر است! روی میز، این وزن به ثبات کمک می‌کند، اما برای جابه‌جایی مداوم بین خانه و محل کار، گزینه‌های جمع‌ و جورتری وجود دارند.

گلیف از چیدمان ۷۵ درصد با ۸۳ کلید استفاده می‌کند. ردیف کلیدهای F و کلیدهای جهت حفظ شده‌اند، اما نام‌پد نداریم! نکته اینجاست که ۷۵ درصد بودن چیدمان به معنای کوچک بودن تمام بدنه نیست؛ قسمت بالایی، نمایشگرها و محل نگهداری موبایل یا تبلت، عمق قابل توجهی به دستگاه اضافه کرده‌اند.

برای میز کار کوچک، بهتر است پیش از خرید ابعاد را بررسی کنید. این کیبورد قرار نیست مثل یک مدل مینیمال، بی‌سر و صدا گوشه میز جمع شود.

محفظه مغناطیسی گیرنده بی‌سیم از جزئیات کاربردی طراحی است. داشتن جای مشخص برای دانگل، وقتی بین اتصال کابلی و بی‌سیم جابه‌جا می‌شوید، واقعا مفید است. قطعه‌ای به این کوچکی استعداد عجیبی در ناپدید شدن دارد! مکان قرارگیری آن به صورت هوشمندانه و جذابی انتخاب شده که نشان می‌دهد بر روی مهندسی ساخت گلیف، توجه ویژه‌ای صورت گرفته است.

در سمت راست، یک نوار باریک عمودی و سفید رنگ، شارژ باتری را نمایش می‌دهد و برای دو کلید کپس‌لاک و همچنین ویژگی قفل شدن در سمت چپ، دو چراغ کوچک تعبیه شده تا همه تنظیمات مهم را با یک نگاه به چهره گلیف، مشاهده کنید!

محتویات جعبه: استراحتگاه دست، مهم‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد!

در کنار کیبورد، کابل USB، ابزار بیرون آوردن سوئیچ و کی‌کپ، سوئیچ‌های یدکی، قطعات پایه و استراحتگاه سیلیکونی دست قرار می‌گیرند. وجود ابزار و سوئیچ اضافه برای محصولی با قابلیت Hot-Swap  منطقی است، اما مهم‌ترین همراه Glyph همان استراحتگاه دست است.

این قطعه فقط برای کامل‌تر شدن عکس محتویات جعبه اضافه نشده؛ ارتفاع مجموعه کلیدها باعث می‌شود برای بعضی کاربران نقش مهمی در راحتی داشته باشد. جنس نرم و ظاهر هماهنگ آن امتیاز مثبتی است، هرچند نباید تصور کرد صرف وجود استراحتگاه، هر نوع مشکل ارگونومی را حل می‌کند.

برای کسی که از یک کیبورد اداری باریک یا لپ‌تاپ به Glyph می‌آید، تفاوت ارتفاع و وضعیت قرارگیری دست‌ها محسوس خواهد بود.

تجربه تایپ؛ صدایی که بخش بزرگی از جذابیت را می‌سازد

سوئیچ‌های Wisteria V2 این نسخه از نوع خطی هستند. یعنی در مسیر فشردن کلید، برآمدگی مشخص سوئیچ‌های لمسی یا کلیک عمدی سوئیچ‌های کلیکی را نداریم. حرکت سبک و روان آن‌ها برای تایپ سریع خوشایند است، اما همین سبکی ممکن است برای کسی که انگشت‌هایش را با فشار روی کلیدها نگه می‌دارد، به ثبت ناخواسته ورودی منجر شود.

کلیدهای گرد هم فقط تفاوت ظاهری ایجاد نمی‌کنند. سطح تماس انگشت با آن‌ها و فاصله‌ای که بین لبه‌ها احساس می‌شود، با کی‌کپ‌های معمول فرق دارد. اگر سال‌ها با کلیدهای مربعی تایپ کرده باشید، احتمال خطاهای اولیه وجود دارد. مقعر بودن سطح کلید کمک می‌کند انگشت در مرکز قرار بگیرد، ولی انتظار نداشته باشید شکل جدید برای همه از دقیقه اول راحت باشد.

ساختار Top-Mount حس نسبتاً محکم و مستقیمی به ضربه‌ها می‌دهد. گلیف قرار نیست زیر انگشت‌ها مثل بعضی کیبوردهای نرم با ساختار گسکت، حرکت و انعطاف زیادی نشان دهد. این تفاوت سلیقه‌ای است: بعضی‌ها تماس محکم‌تر را دوست دارند و بعضی دیگر، فرود نرم‌تر کلید را ترجیح می‌دهند اما اگر علاقه خودم را بگویم، عاشق تایپ کردن با گلیف شدم! البته به‌صورت پیش‌فرض، تنها حروف انگلیسی بر روی  کیبورد درج شده و برای تایپ فارسی یا باید جایگاه آن‌ها را از حفظ باشید (مثل من!) یا به سراغ برچسب‌هایی بروید که احتمالا برای چسباندن بر روی این کلیدهای گرد، شما را دچار چالش زیادی خواهند کرد.

در توصیف صدای این کیبورد، واژه‌هایی مثل «خامه‌ای» زیاد شنیده می‌شود؛ اصطلاحی که اگر با دنیای کیبورد آشنا نباشید، احتمالا بیشتر شما را یاد شیرینی فروشی می‌اندازد. منظور، صدایی نسبتا پُر، گرد و کم‌زنگ است. با ضربه ملایم، صدا آرام‌تر می‌ماند و با کوبیدن کلید تا انتهای مسیر، واضح‌تر و تیزتر می‌شود.

کیفیت صدای تایپ از مواردی است که فکر می‌کنم بیشترین جذابیت را دارد. عملکرد تثبیت کننده کلیدهای بزرگ هم عمدتا مثبت است و خلاصه هنگام تایپ کردن، چنان نوای جذابی تولید می‌شود که شاید موسیقی نیست، اما همچون نت‌های پیانو، گوش‌های شما را نوازش می‌دهد!

با این توصیف، مشخص است که گلیف، کیبورد بی‌صدا نیست. نداشتن سوئیچ کلیکی با ساکت بودن فرق دارد و صدای برخورد کلیدها همچنان به‌خوبی شنیده می‌شود. برای تایپ در اتاق مشترک یا محیط کاری حساس به صدا، بهتر است قبل از خریدن آن، میزان اعصاب سایرین را چک کنید، زیرا ممکن است تایپ کردن شما به‌جای نوازش گوش‌های آنان، تبدیل به سوهان اعصاب‌شان شود!

ارگونومی؛ مهم‌ترین مصالحه این طراحی

اگر قرار باشد پیش از خرید یک نکته را جدی بررسی کنید، آن نکته راحتی تایپ است.

ترکیب ارتفاع کلیدها، پروفایل نسبتا یکسان ردیف‌ها و شیب محدود، برای همه مناسب نیست. کلیدهای گلیف مانند بسیاری از مجموعه‌های رایج، اختلاف زاویه و شکل محسوسی بین ردیف‌ها ندارند. این انتخاب به ظاهر ماشین تحریری کمک می‌کند، اما ممکن است رسیدن به ردیف‌های مختلف را برای بعضی دست‌ها، سخت‌تر کند.

درباره پایه‌ها هم باید گفت تقریبا تنظیم قابل توجهی دیده نمی‌شود. البته دو تکه کوچک لاستیکی وجود دارد که با برعکس کردن آن‌ها، مقدار بسیار کمی ارتفاع کیبورد بالاتر می‌آید، اما این بالا آمدن به‌قدری کم است که تجربه کاربری را تغییر محسوسی نمی‌دهد.

استراحتگاه همراه که مانند یک اسکوییشی، نرم و ژله‌ای است، می‌تواند برای بعضی کاربران مفید باشد، اما اگر برای راحت شدن مجبور باشید ارتفاع صندلی، میز، کی‌کپ‌ها و زیر کیبورد را هم‌زمان تغییر دهید، شاید فرم پایه محصول با شما سازگار نیست و برای همین خیلی خوب است که بتوانید قبل از خرید، آن را تست کنید.

به‌خصوص اگر از کیبورد باریک لنوو یا لپ‌تاپ‌های اپل مهاجرت می‌کنید، فقط با چند ضربه کوتاه تصمیم نگیرید. ظاهر گلیف در چند ثانیه جذابیت خودش را نشان می‌دهد؛ اما راحتی آن بعد از نوشتن یک متن طولانی روشن می‌شود.

اهرم و پیچ کنترل؛ یکی کاربردی، دیگری مستعد دردسر

پیچ کنترل صدا از امکاناتی است که خیلی زود به استفاده از آن عادت می‌کنید. هنگام پخش موسیقی، تماشای ویدیو یا تماس، تنظیم صدا با یک کنترل فیزیکی راحت است. امکان تغییر برخی عملکردهای آن هم وجود دارد، هرچند حس چرخش و راحتی استفاده با یک انگشت، موضوعی سلیقه‌ای است ولی من آن را دوست داشتم.

ولی اهرم سمت چپ داستان پیچیده‌تری دارد! حرکت اهرم به بالا، نقش اینتر و فشار آن به پایین، کلید بازگشت یا همان بک‌اسپیس را اجرا می‌کند. روی کاغذ، این دقیقا همان جزئیاتی است که ظاهر ماشین‌تحریری را به یک عملکرد واقعی وصل می‌کند. مشکل اینجاست که من تقریبا از کیفیت همه جای گلیف به‌جز همین اهرم که در انگلیسی به آن Carriage Return Lever می‌گویند، راضی بودم. در واقع همیشه این نگرانی را داشتم که این کلید بخاطر طراحی باریک و البته عملکردی که دارد، ناگهان بشکند! ای‌کاش اپومیکر، جنس آن را مانند سوییچ چرخان صدا در سمت راست، فلزی و البته کمی قطورتر انتخاب می‌کرد.

در کل این کلید، بیشتر از آنکه کاربردی باشد، پلی برای پیوند بین کیبوردهای مدرن با همان نمونه‌های قدیمی ماشین تحریری است که تقریبا در تمام صفحه کلیدهای امروز منسوخ شده، پس بهتر است آن را بیشتر به چشم یک نوستالژی نگاه کنید تا اهرمی که بخواهد نقشی مهم در تایپ کردن‌های روزانه را بازی کند!

دو نمایشگر و نورپردازی؛ جذاب‌تر از میزان کاربردشان

وجود دو نمایشگر در بالای کیبورد، بخش مهمی از هویت گلیف است. نمایشگر تاریخ و صفحه رنگیِ قابل شخصی‌سازی، ترکیب متفاوتی می‌سازند. نمایش ساعت، وضعیت اتصال یا یک تصویر و حتی گیف، می‌تواند میز کار را شخصی‌تر کند. با این‌حال، وجود دو نمایشگر الزاما به معنای دو ابزار ضروری نیست.

محدودیت زاویه دید برای نمایشگر باریک بخش تاریخ، معمولا در ذوق می‌زند. اینکه از جای نشستن شما چقدر خوانا باشد، به ارتفاع چشم، فاصله و زاویه قرارگیری کیبورد بستگی دارد. نمایشگری که برای خواندنش مجبور شوید وضعیت نشستن را تغییر دهید، بخشی از کاربرد خود را از دست می‌دهد. اگرچه به شخصه وجودش را بیشتر یک قابلیت غیر ضروری می‌دانم تا اطلاعاتی که شما به آن نیازمند باشید! دیگر هر کسی که مشغول تایپ باشد، در گوشه کامپیوتر و حتی نمایشگر موبایلش به راحتی قادر به دیدن تاریخ است، چه لزومی دارد که در چنین فضای باریک و نسبتا درازی، آن‌هم با درج اسامی روز و ماه و سال، هر لحظه آن را بخواهید چک کنید، مگر آنکه شغل شما به عنوان گوینده اخبار باشد!

برای نمایشگر سمت راست، انتخاب بین نمایش یک عکس و یا تصویر متحرک گیف و بعضی اطلاعات مفیدتر مثل ساعت یا درصد باتری، باید یک کدام را انتخاب کنید که سوییچ کردن بین آن‌ها هم راحت نیست و باید از نرم‌افزار مخصوص اپومیکر بر روی کامپیوتر بهره گرفت که اتفاقا در این بخش، چندان سریع عمل نمی‌کند! نکته منفی دیگر هم این است که تنها از طریق اتصال کابلی، قادر هستید تا یک تصویر را به نمایشگر منتقل کنید و خلاصه این باعث می‌شود تا پس از مدتی، عملا بیخیال سایر کاربردهای آن شده و به نمایش همان اعداد ثابت و تکراری بر روی نمایشگر خودتان را عادت دهید.

در کل انتظار بیشتری از قابلیت‌های شخصی سازی این نمایشگر داشتم و بخش زیادی از محتوای نمایش داده شده مثل آیکون سوییچ بین مک و ویندوز، بیشتر از آنکه کاربردی باشد، صرفا برای پر کردن فضای نمایشگر انتخاب شده است! اپومیکر باید قابلیت‌هایی مثل نمایش تعداد حروف تایپ شده یا حتی سرعت و دقت تایپ را به چنین جایی بیافزاید تا این نمایشگر از یک ویترین رنگی، تبدیل به محلی ارزشمندتر شود.

نورپردازی RGB کلیدها و نوار بدنه جلوه خوبی دارند، ولی نوشته‌های کی‌کپ‌های اصلی شفاف با قابلیت عبور نور نیستند. نور از اطراف کلیدها دیده می‌شود و نباید انتظار داشت حروف در تاریکی مانند کیبوردهای Shine-Through روشن شوند.

برای ظاهر هماهنگ‌تر با طراحی رترو، نور ثابت و ملایم انتخاب جذابی است. البته اگر بخواهید ماشین‌تحریرتان حالت جشنواره موسیقی بگیرد، امکانش هم فراهم است. در واقع به‌قدری تنوع بالا در تنظیمات رنگ، رقص نور و چیدمان دلخواه آن تعبیه شده، که می‌تواند شما را حسابی سرگرم سازد.

البته برای این تنظیمات، میانبرهای مخصوصی در نظر گرفته شده که بر روی یک کاتالوگ داخل جعبه است و مانند بازی مورتال کمبت هر حرکت را باید با ترکیبی از کلیدها، یاد بگیرید و فن کمبو بزنید!

همچنین یک نوار رنگی بزرگ که آن هم قابلیت شخصی سازی زیادی دارد، در بالای دستگاه تعبیه شده تا این ماشین تحریر، از هر زاویه‌ای که نگاهش کنید، جذابیت خودش را به رخ اطرافیان بکشد.

اتصال و نرم‌افزار؛ انعطاف خوب، با چند محدودیت

اتصال کابلی USB-C، دانگل ۲.۴ گیگاهرتزی و بلوتوث، استفاده از گلیف را در موقعیت‌های مختلف آسان می‌کنند. پشتیبانی از جفت‌سازی چند دستگاه بلوتوثی هم برای جابه‌جایی بین کامپیوتر، لپ‌تاپ و گوشی کاربرد دارد.

شیار بالای بدنه برای نگه داشتن گوشی یا تبلت، با این قابلیت هماهنگ است. ترکیب یک تبلت و کیبورد می‌تواند فضای مناسبی برای نوشتن بسازد، اما ابعاد دستگاه، ضخامت قاب و پایداری آن در شیار را باید بررسی کرد؛ هر تبلتی الزاماً به یک اندازه خوب در آن قرار نمی‌گیرد و برای سایز بالاتر از ۱۰ اینچ احتمالا فقط بتوانید دستگاه را به صورت عمودی نصب کنید.

در بخش شخصی سازی، تغییر عملکرد کلیدها، ساخت ماکرو، تنظیم نور و انتقال تصویر امکانات مفیدی هستند. بااین‌حال، گلیف را نباید یک کیبورد مبتنی بر VIA یا QMK معرفی کرد؛ ابزارهای اختصاصی اپومیکر مسیر اصلی تنظیم آن هستند.

تنظیم و همگام‌سازی ساعت نیز به اتصال همین نرم‌افزار حداقل برای بار نخست وابسته است. به نظرم این انتخاب برای یک کیبورد دارای نمایشگر، کمی دست و پاگیر به نظر می‌رسد؛ انتظار داشتم تنظیم ساده ساعت و حتی تاریخ از روی خود گلیف هم امکان پذیر باشد.

برای بازی کردن، اتصالات متنوع و ثبت هم‌زمان کلیدها مفیدند، ولی ظاهر و امکانات نرم‌افزاری را نباید با ویژگی‌های یک کیبورد مغناطیسی اشتباه گرفت. حتی وجود قابلیتی مانند SOCD، سوئیچ مکانیکی را به سوئیچ Hall Effect با نقطه تحریک قابل تنظیم تبدیل نمی‌کند. پس برای گیم، گلیف واقعا گزینه قابل اتکایی نیست مگر آنکه صرفا برای تفریح بخواهید بازی کنید، اما قطعا در کال آو دیوتی یا فورتنایت، شما را با چالش روبرو خواهد کرد.

تعویض سوئیچ؛ قابلیت مفید، نه مجوز باز کردن بی‌دردسر تمام بدنه!

قابلیت هات سواپ اجازه می‌دهد سوئیچ‌های مکانیکی سازگار را بدون لحیم‌کاری تعویض کنید. اگر سبکی Wisteria V2 را دوست نداشته باشید، این انعطاف ارزشمند است. کی‌کپ‌ها هم قابل تعویض‌اند، هرچند باید اندازه کلیدها و سازگاری آن‌ها را بررسی کرد.

اما تعویض کی‌کپ و سوئیچ با دسترسی آسان به داخل بدنه فرق دارد! نبود پیچ‌های واضح و ساختار اتصال قاب، باز کردن دستگاه برای تغییر فوم یا دست‌کاری داخلی ساده نمی‌کند.

اگر از تغییرات داخلی و باز کردن مکرر کیبورد لذت می‌برید، گلیف لزوما مناسب‌ترین بستر برای این کار نیست. جذابیت اصلی آن، ترکیب آماده‌ای است که از جعبه بیرون می‌آید!

باتری؛ ظرفیت بالا، بدون وعده شارژدهی ساختگی

ظرفیت ۸۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی روی کاغذ واقعا قابل توجه است، اما از روی آن نمی‌توان به‌تنهایی مدت استفاده را تعیین کرد. نورRGB  و حتی مدل آن، نمایشگرها، نوع اتصال، مدت زمان کار با دستگاه و ساعات تایپ روی مصرف اثر می‌گذارند.

اما باتری قدرتمند ۸هزار میلی‌آمپری برای یک استفاده عادی بخصوص وقتی که کیبورد در حالت چراغانی نیست، قاعدتا تا یک ماه را بایستی به خوبی دوام بیاورد. از طرف دیگر، چون امکان اتصال همزمان کابل به کامپیوتر و کار کردن با آن هم وجود دارد، پس تمام شدن باتری هم چندان آزار دهنده نخواهد بود. فقط من انتظار داشتم که از این توان بالا، حتی بتوان در موارد ضروری به عنوان پاور بانک هم استفاده کرد که ظاهرا امکان پذیر نیست.

ارزش خرید؛ ۱۳۹ دلار برای طراحی‌ای که باید واقعاً دوستش داشته باشید

بخشی از مبلغ گلیف را برای شخصیت ظاهری آن می‌پردازید: فرم ماشین‌تحریری، کلیدهای گرد، نمایشگرها و حتی همان کلید اهرم نوستالژیک! اگر این اجزا برایتان جذاب نیستند، دلیل محکمی برای انتخاب آن باقی نمی‌ماند. امکاناتی مانند اتصال سه‌حالته، نورپردازی حرفه‌ای، باتری قدرتمند و تعویض سوئیچ، به‌تنهایی امتیاز انحصاری این محصول نیستند.

برای علاقه‌مند به میز کار رترو، نویسنده‌ای که از صدای مکانیکی لذت می‌برد یا کسی که می‌خواهد کیبوردش هم بخشی از دکور میز باشد، گلیف جذابیت دارد. اما برای کاربری که به ارتفاع کم، شیب قابل تنظیم یا حمل آسان اهمیت می‌دهد، این طراحی چالش‌های محسوسی دارد.

در بازار ایران، قیمت ۱۳۹ دلاری را نباید معادل قیمت نهایی خرید دانست. هزینه تهیه، ارسال و شرایط خدمات فروشنده اهمیت دارند و با قیمت دلاری که هر روز تغییر می‌کند، پس حداقل بایستی بیشتر از ۳۰ میلیون تومان بابت آن بپردازید و البته، انتظار گارانتی معتبری را هم نداشته باشید!

نقاط قوت

  • طراحی متفاوت و هماهنگ با حال و هوای ماشین تحریر
  • صدای تایپ جذاب و سوئیچ‌های خطی روان
  • اتصال کابلی، دانگل و بلوتوث
  • امکان تعویض سوئیچ و کی‌کپ
  • استراحتگاه همراه و محل نگهداری گیرنده
  • نمایشگر قابل شخصی‌سازی و کنترل فیزیکی صدا
  • باتری با حجم بالا و عمر طولانی

نقاط ضعف و موارد قابل بررسی

  • ارتفاع کلیدها و دامنه محدود تنظیم زاویه
  • محدودیت شخصی‌سازی اهرم و جنس ظریف
  • کاربرد محدودتر نمایشگرها نسبت به جذابیت ظاهری‌شان

جمع‌بندی؛ اول با دست‌هایتان تصمیم بگیرید، بعد با چشم‌هایتان

اپومیکر گلیف در ساختن یک کیبورد به‌یادماندنی موفق است. ظاهرش هویت دارد، صدای تایپش بسیار جذاب است و امکانات اتصال و شخصی‌سازی آن برای استفاده روزمره کافی به نظر می‌رسند. این محصول می‌تواند نوشتن را به کاری لذت‌بخش‌تر تبدیل کند، به شرط اینکه شکل و ارتفاع کلیدها با دست‌های شما سازگار باشند.

اما توصیه بی‌قید و شرط آن در قیمت ۱۳۹ دلار دشوار است. ارگونومی متفاوت، اهرمی که به‌اندازه ظاهرش انعطاف ندارد و نمایشگرهایی که کاربردشان محدود است، شما را وادار می‌کند تا قبل از خرید، حتما به تمام جنبه‌های آن به دقت بنگرید.

قضاوت من این است که گلیف برای کسی ارزش خرید دارد که مشخصا همین مدل طراحی را می‌خواهد، با فرم تایپ آن راحت است و به دنبال ترکیب نوستالژی با مدرنیته می‌گردد. برای کسی که صرفا یک کیبورد مطمئن و راحت برای ساعت‌ها کار می‌خواهد، ظاهر متفاوت به‌تنهایی دلیل کافی نیست.

این ماشین‌تحریر مدرن می‌تواند به میز کار شخصیت بدهد؛ فقط باید مطمئن شوید هنگام نوشتن، شخصیتش از خود متن پررنگ‌تر نمی‌شود!

نوشته بررسی کیبورد اپومیکر گلیف (EPOMAKER Glyph): تلفیق نوستالژی و مدرنیته! اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.