چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟

هنگام عصر، طبقات پاساژ علاءالدین و چارسو پر از آدم‌هایی است که با نگاهی مردد به ویترین‌ها زل زده‌اند. تا دو سه سال پیش، اگر کسی با بیست یا سی میلیون تومان پا به خیابان جمهوری می‌گذاشت، دستش برای انتخاب یک گوشی میان‌رده نو و آکبند باز بود؛ دستگاهی که کارش را راه می‌انداخت و حداقل دو سال بدون دردسر کار می‌کرد. اما حالا معادلات بازار موبایل ایران زیر و رو شده است. وقتی قیمت یک میان‌رده معمولی از مرز چهل و پنجاه میلیون تومان رد می‌شود و پرچمدارها در کانال صد و پنجاه تا دویست میلیون تومان معامله می‌شوند، طبیعی است که بخش بزرگی از خریداران عطای گوشی نو را به لقایش ببخشند و سراغ بازار کارکرده‌ها بروند.

اما درست از همین‌جا، داستان تازه شروع می‌شود. بازار گوشی‌های دست‌دوم در ایران که روزی محلی برای معامله‌های بی‌دردسر و صرفه‌جویی اقتصادی بود، این روزها به چنان هزارتوی پیچیده‌ای تبدیل شده که حتی حرفه‌ای‌های بازار هم با احتیاط در آن قدم برمی‌دارند. دیگر بحث یک خط‌وخش ساده روی فریم گوشی یا ضعیف شدن چند درصدی باتری نیست؛ پای ترفندهایی وسط است که تشخیص آن‌ها از عهده یک خریدار عادی کاملاً خارج است.

کافی است پای درد دل یکی از تعمیرکاران قدیمی طبقات بالای علاءالدین بنشینید تا عمق ماجرا دستتان بیاید. او در حالی که زیر میکروسکوپ مشغول بررسی برد یک آیفون ۱۳ پرومکس است، می‌گوید: «قدیم‌ها اگر گوشی باز می‌شد، از روی پیچ‌های زیرین یا چسب دور نمایشگر می‌فهمیدی. الان دستگاه‌های لیزری و پرس‌های صنعتی وارد کارگاه‌های زیرزمینی شده که گوشی تعمیری را طوری می‌بندند که انگار همین الان از خط تولید فاکسکان بیرون آمده!»

بخش بزرگی از گوشی‌هایی که امروز در پلتفرم‌های آگهی آنلاین یا حتی بعضی مغازه‌ها به اسم «در حد آکبند»، «بدون نقطه» یا «پلمبِ مسافری» فروخته می‌شوند، در واقع دستگاه‌های بازسازی‌شده یا همان رفرش (Refurbished) هستند؛ اما نه رفرش کارخانه‌ای و استاندارد، بلکه گوشی‌هایی که در دبی، شنژن یا حتی همین کارگاه‌های محلی، با قطعات درجه دو و سه سرهم شده‌اند.

ماجرای پروگرام کردن قطعات، ترسناک‌ترین بخش این بازار است. فرض کنید نمایشگر اصلی یک آیفون یا سامسونگ پرچمدار شکسته است. دلال برای اینکه گوشی را به قیمت یک دستگاه سالم بفروشد، یک نمایشگر کپی درجه یک (اصطلاحا GX یا OLED بازاری) روی گوشی می‌اندازد. در حالت عادی، گوشی بلافاصله پیغام خطا می‌دهد که قطعه اصلی نیست و قابلیت‌هایی مثل True Tone از کار می‌افتند. اما حالا با یک دستگاه پروگرامر کوچک که قیمت چندانی هم ندارد، سریال نامبر و اطلاعات تراشه نمایشگر قبلی را کپی می‌کنند و روی نمایشگر تقلبی می‌ریزند. خریدار بیچاره در لحظه معامله هر چقدر تنظیمات گوشی را بالا و پایین می‌کند، هیچ خطایی نمی‌بیند. همه‌چیز سبز و طبیعی است؛ تا اینکه دو ماه بعد، گوشی را به نسخه جدید سیستم‌عامل آپدیت می‌کند یا ضربه کوچکی به دستگاه می‌خورد و ناگهان تصویر برای همیشه سیاه می‌شود.

همین سناریو دقیقا برای باتری هم تکرار می‌شود. یکی از معیارهای اصلی خریداران ایرانی در زمان خرید گوشی دست‌دوم، عدد سلامت باتری یا همان Battery Health است. دلالان بازار خیلی خوب می‌دانند که گوشی با سلامت باتری ۷۸ درصد را باید چند میلیون تومان ارزان‌تر بفروشند. راهکارشان چیست؟ با یک فلت (کابل رابط) تقلبی و شوک دادن به سلول‌های فرسوده باتری، عدد سلامت را به صورت مصنوعی روی ۹۵ یا حتی ۱۰۰ درصد قفل می‌کنند. شما گوشی را به خیال اینکه باتری‌اش نو است می‌خرید، اما در همان هفته اول متوجه می‌شوید که شارژ دستگاه به ظهر نرسیده خالی می‌شود و بعد از بیست بار شارژ شدن، عدد سلامت باتری یک‌دفعه از ۹۸ به ۷۵ درصد سقوط می‌کند!

البته چالش‌های فنی فقط یک روی سکه است؛ روی دیگر ماجرا، کلاف سردرگم رجیستری و مالکیت سیم‌کارت در ایران است که ریسک خرید را چند برابر کرده. داستان گوشی‌های آیفون ۱۴ و ۱۵ و حالا سری ۱۶ که سال‌ها بین ممنوعیت، قاچاق، پاسپورت‌های اجاره‌ای و وعده‌های ضدونقیض تعرفه‌های گمرکی معلق مانده‌اند، یک بازار سیاه عجیب درست کرده است.

در ماه‌های اخیر، پرونده‌های زیادی از کلاهبرداری با عنوان «انتقال مالکیت صوری» گزارش شده است. روش کار به این صورت است که فروشنده در حضور خریدار، کد دستوری همتا را می‌زند و پیامک انتقال مالکیت هم می‌آید. اما در واقع، گوشی از طریق ثبت مسافری با مدارک جعلی یا کارت‌های بازرگانی یک‌بارمصرف در شبکه ثبت شده که هنوز استعلام نهایی گمرکی آن تایید نشده است. یک ماه بعد از معامله، پیامک قطع آنتن از سمت سامانه همتا برای خریدار ارسال می‌شود و وقتی سراغ فروشنده می‌رود، با یک خط خاموش و آگهی حذف‌شده روبه‌رو می‌شود.

از طرف دیگر، تب خرید و فروش در سایت‌های آگهی مثل دیوار و شیپور، میدان را برای تله‌های روانی باز کرده است. وقتی یک کاربر عادی می‌بیند قیمت گوشی مورد نظرش در بازار چهل میلیون تومان است و ناگهان با آگهی همان گوشی به قیمت سی و دو میلیون تومان با توضیح «فروش فوری به دلیل مهاجرت یا چک برگشتی» مواجه می‌شود، طمع بر منطق غلبه می‌کند.

در این معاملات خیابانی که معمولا در کافه‌ها، ایستگاه‌های مترو یا کنار خیابان انجام می‌شود، شگردهای عجیبی پیاده می‌کنند. از رسیدهای بانکی جعلی که با ربات‌های تلگرامی در عرض ده ثانیه ساخته می‌شوند تا تکنیک قدیمی و همچنان کارآمد «جابه‌جایی در لحظه آخر». در این روش، فروشنده یک گوشی کاملا سالم و اصلی را به دست شما می‌دهد تا تست کنید، سریال را چک کنید و خیالتان راحت شود. بعد به بهانه اینکه «پلتفرم انتقال وجه بانکی سقف دارد، بیایید برویم پای عابربانک سر کوچه»، گوشی را از شما می‌گیرد، داخل جعبه می‌گذارد و در همان چند ثانیه پیاده‌روی، جعبه را با جعبه مشابهی که داخلش یک نمونه کلون (طرح اصلیِ بی‌کیفیت) است جابه‌جا می‌کند. وقتی پول کارت به کارت می‌شود و فروشنده سوار موتور می‌شود و می‌رود، خریدار تازه در خانه متوجه می‌شود که چهل میلیون تومان بابت یک اسباب‌بازی پلاستیکی پول داده است.

اما سوال اینجاست که در این آشفته‌بازار، کسی که بودجه‌اش به گوشی نو نمی‌رسد چه کار باید بکند؟ آیا باید کلا قید خرید گوشی کارکرده را زد؟ واقعیت این است که هنوز هم می‌شود گوشی دست‌دوم سالم و تمیز پیدا کرد، به شرطی که قواعد بازی در این بازار پرریسک را بلد باشید.

اولین و مهم‌ترین قانون نانوشته این روزها این است که به چشم‌های خودتان و تنظیمات داخل گوشی اعتماد نکنید. دوران تست کردن گوشی سر پا و با گرفتن کد *#06# تمام شده است. قبل از اینکه حتی یک ریال پول جابه‌جا کنید، گوشی باید به یک کامپیوتر و نرم‌افزارهای تست قطعه (مثل 3uTools برای آیفون) وصل شود تا سریال تک‌تک قطعات داخلی از دوربین و برد گرفته تا نمایشگر و باتری، با سریال کارخانه تطبیق داده شود. هرچند که دلالان حرفه‌ای گاهی حتی همین نرم‌افزارها را هم دور می‌زنند و برای گوشی‌های گران‌قیمت، بازبینی فیزیکی زیر نظر یک تعمیرکار امین و بررسی پلمب بودن چسب ضدآب (از طریق تست فشار هوا از درگاه سیم‌کارت) تنها راه مطمئن است.

قانون دوم، فرار از معاملات خیابانی و بی‌هویت است. خرید گوشی کارکرده بدون فاکتور رسمی و مهر مغازه معتبر، یا حداقل گرفتن دست‌نوشته، کپی کارت ملی و تطبیق نام صاحب سیم‌کارتِ انتقال‌دهنده همتا با صاحب حساب بانکی، ریسک مسدود شدن حساب یا سرقتی بودن گوشی را به شدت بالا می‌برد. خیلی وقت‌ها گوشی از نظر فنی کاملا سالم است و انتقال مالکیت هم انجام می‌شود، اما دو هفته بعد احضاریه کلانتری می‌آید که این دستگاه ماه قبل در یک کیف‌قاپی سرقت شده و شما به عنوان آخرین کسی که سیم‌کارت روی آن انداخته‌اید، باید جوابگو باشید!

بازار موبایل ایران در سال ۱۴۰۵، تصویر تمام‌نمایی از تقاطع تورم و تکنولوژی است؛ جایی که ابزارهای پیشرفته تعمیراتی به جای اینکه فقط در خدمت احیای دستگاه‌های خراب باشند، به ابزاری برای بزک کردن گوشی‌های معیوب تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، تنها چیزی که می‌تواند جیب کاربر را نجات دهد، کنار گذاشتن عجله، شک کردن به قیمت‌های ارزان‌تر از عرف بازار و خرید از پلتفرم‌ها یا فروشگاه‌هایی است که کتبا مهلت تست چندروزه به مشتری می‌دهند. چون در بازار امروز، یک گوشی کارکرده واقعی نه در ده دقیقه اول، بلکه بعد از سه روز کار کردن و دو بار شارژ شدن، باطن واقعی خودش را نشان می‌دهد.

نوشته چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟

هنگام عصر، طبقات پاساژ علاءالدین و چارسو پر از آدم‌هایی است که با نگاهی مردد به ویترین‌ها زل زده‌اند. تا دو سه سال پیش، اگر کسی با بیست یا سی میلیون تومان پا به خیابان جمهوری می‌گذاشت، دستش برای انتخاب یک گوشی میان‌رده نو و آکبند باز بود؛ دستگاهی که کارش را راه می‌انداخت و حداقل دو سال بدون دردسر کار می‌کرد. اما حالا معادلات بازار موبایل ایران زیر و رو شده است. وقتی قیمت یک میان‌رده معمولی از مرز چهل و پنجاه میلیون تومان رد می‌شود و پرچمدارها در کانال صد و پنجاه تا دویست میلیون تومان معامله می‌شوند، طبیعی است که بخش بزرگی از خریداران عطای گوشی نو را به لقایش ببخشند و سراغ بازار کارکرده‌ها بروند.

اما درست از همین‌جا، داستان تازه شروع می‌شود. بازار گوشی‌های دست‌دوم در ایران که روزی محلی برای معامله‌های بی‌دردسر و صرفه‌جویی اقتصادی بود، این روزها به چنان هزارتوی پیچیده‌ای تبدیل شده که حتی حرفه‌ای‌های بازار هم با احتیاط در آن قدم برمی‌دارند. دیگر بحث یک خط‌وخش ساده روی فریم گوشی یا ضعیف شدن چند درصدی باتری نیست؛ پای ترفندهایی وسط است که تشخیص آن‌ها از عهده یک خریدار عادی کاملاً خارج است.

کافی است پای درد دل یکی از تعمیرکاران قدیمی طبقات بالای علاءالدین بنشینید تا عمق ماجرا دستتان بیاید. او در حالی که زیر میکروسکوپ مشغول بررسی برد یک آیفون ۱۳ پرومکس است، می‌گوید: «قدیم‌ها اگر گوشی باز می‌شد، از روی پیچ‌های زیرین یا چسب دور نمایشگر می‌فهمیدی. الان دستگاه‌های لیزری و پرس‌های صنعتی وارد کارگاه‌های زیرزمینی شده که گوشی تعمیری را طوری می‌بندند که انگار همین الان از خط تولید فاکسکان بیرون آمده!»

بخش بزرگی از گوشی‌هایی که امروز در پلتفرم‌های آگهی آنلاین یا حتی بعضی مغازه‌ها به اسم «در حد آکبند»، «بدون نقطه» یا «پلمبِ مسافری» فروخته می‌شوند، در واقع دستگاه‌های بازسازی‌شده یا همان رفرش (Refurbished) هستند؛ اما نه رفرش کارخانه‌ای و استاندارد، بلکه گوشی‌هایی که در دبی، شنژن یا حتی همین کارگاه‌های محلی، با قطعات درجه دو و سه سرهم شده‌اند.

ماجرای پروگرام کردن قطعات، ترسناک‌ترین بخش این بازار است. فرض کنید نمایشگر اصلی یک آیفون یا سامسونگ پرچمدار شکسته است. دلال برای اینکه گوشی را به قیمت یک دستگاه سالم بفروشد، یک نمایشگر کپی درجه یک (اصطلاحا GX یا OLED بازاری) روی گوشی می‌اندازد. در حالت عادی، گوشی بلافاصله پیغام خطا می‌دهد که قطعه اصلی نیست و قابلیت‌هایی مثل True Tone از کار می‌افتند. اما حالا با یک دستگاه پروگرامر کوچک که قیمت چندانی هم ندارد، سریال نامبر و اطلاعات تراشه نمایشگر قبلی را کپی می‌کنند و روی نمایشگر تقلبی می‌ریزند. خریدار بیچاره در لحظه معامله هر چقدر تنظیمات گوشی را بالا و پایین می‌کند، هیچ خطایی نمی‌بیند. همه‌چیز سبز و طبیعی است؛ تا اینکه دو ماه بعد، گوشی را به نسخه جدید سیستم‌عامل آپدیت می‌کند یا ضربه کوچکی به دستگاه می‌خورد و ناگهان تصویر برای همیشه سیاه می‌شود.

همین سناریو دقیقا برای باتری هم تکرار می‌شود. یکی از معیارهای اصلی خریداران ایرانی در زمان خرید گوشی دست‌دوم، عدد سلامت باتری یا همان Battery Health است. دلالان بازار خیلی خوب می‌دانند که گوشی با سلامت باتری ۷۸ درصد را باید چند میلیون تومان ارزان‌تر بفروشند. راهکارشان چیست؟ با یک فلت (کابل رابط) تقلبی و شوک دادن به سلول‌های فرسوده باتری، عدد سلامت را به صورت مصنوعی روی ۹۵ یا حتی ۱۰۰ درصد قفل می‌کنند. شما گوشی را به خیال اینکه باتری‌اش نو است می‌خرید، اما در همان هفته اول متوجه می‌شوید که شارژ دستگاه به ظهر نرسیده خالی می‌شود و بعد از بیست بار شارژ شدن، عدد سلامت باتری یک‌دفعه از ۹۸ به ۷۵ درصد سقوط می‌کند!

البته چالش‌های فنی فقط یک روی سکه است؛ روی دیگر ماجرا، کلاف سردرگم رجیستری و مالکیت سیم‌کارت در ایران است که ریسک خرید را چند برابر کرده. داستان گوشی‌های آیفون ۱۴ و ۱۵ و حالا سری ۱۶ که سال‌ها بین ممنوعیت، قاچاق، پاسپورت‌های اجاره‌ای و وعده‌های ضدونقیض تعرفه‌های گمرکی معلق مانده‌اند، یک بازار سیاه عجیب درست کرده است.

در ماه‌های اخیر، پرونده‌های زیادی از کلاهبرداری با عنوان «انتقال مالکیت صوری» گزارش شده است. روش کار به این صورت است که فروشنده در حضور خریدار، کد دستوری همتا را می‌زند و پیامک انتقال مالکیت هم می‌آید. اما در واقع، گوشی از طریق ثبت مسافری با مدارک جعلی یا کارت‌های بازرگانی یک‌بارمصرف در شبکه ثبت شده که هنوز استعلام نهایی گمرکی آن تایید نشده است. یک ماه بعد از معامله، پیامک قطع آنتن از سمت سامانه همتا برای خریدار ارسال می‌شود و وقتی سراغ فروشنده می‌رود، با یک خط خاموش و آگهی حذف‌شده روبه‌رو می‌شود.

از طرف دیگر، تب خرید و فروش در سایت‌های آگهی مثل دیوار و شیپور، میدان را برای تله‌های روانی باز کرده است. وقتی یک کاربر عادی می‌بیند قیمت گوشی مورد نظرش در بازار چهل میلیون تومان است و ناگهان با آگهی همان گوشی به قیمت سی و دو میلیون تومان با توضیح «فروش فوری به دلیل مهاجرت یا چک برگشتی» مواجه می‌شود، طمع بر منطق غلبه می‌کند.

در این معاملات خیابانی که معمولا در کافه‌ها، ایستگاه‌های مترو یا کنار خیابان انجام می‌شود، شگردهای عجیبی پیاده می‌کنند. از رسیدهای بانکی جعلی که با ربات‌های تلگرامی در عرض ده ثانیه ساخته می‌شوند تا تکنیک قدیمی و همچنان کارآمد «جابه‌جایی در لحظه آخر». در این روش، فروشنده یک گوشی کاملا سالم و اصلی را به دست شما می‌دهد تا تست کنید، سریال را چک کنید و خیالتان راحت شود. بعد به بهانه اینکه «پلتفرم انتقال وجه بانکی سقف دارد، بیایید برویم پای عابربانک سر کوچه»، گوشی را از شما می‌گیرد، داخل جعبه می‌گذارد و در همان چند ثانیه پیاده‌روی، جعبه را با جعبه مشابهی که داخلش یک نمونه کلون (طرح اصلیِ بی‌کیفیت) است جابه‌جا می‌کند. وقتی پول کارت به کارت می‌شود و فروشنده سوار موتور می‌شود و می‌رود، خریدار تازه در خانه متوجه می‌شود که چهل میلیون تومان بابت یک اسباب‌بازی پلاستیکی پول داده است.

اما سوال اینجاست که در این آشفته‌بازار، کسی که بودجه‌اش به گوشی نو نمی‌رسد چه کار باید بکند؟ آیا باید کلا قید خرید گوشی کارکرده را زد؟ واقعیت این است که هنوز هم می‌شود گوشی دست‌دوم سالم و تمیز پیدا کرد، به شرطی که قواعد بازی در این بازار پرریسک را بلد باشید.

اولین و مهم‌ترین قانون نانوشته این روزها این است که به چشم‌های خودتان و تنظیمات داخل گوشی اعتماد نکنید. دوران تست کردن گوشی سر پا و با گرفتن کد *#06# تمام شده است. قبل از اینکه حتی یک ریال پول جابه‌جا کنید، گوشی باید به یک کامپیوتر و نرم‌افزارهای تست قطعه (مثل 3uTools برای آیفون) وصل شود تا سریال تک‌تک قطعات داخلی از دوربین و برد گرفته تا نمایشگر و باتری، با سریال کارخانه تطبیق داده شود. هرچند که دلالان حرفه‌ای گاهی حتی همین نرم‌افزارها را هم دور می‌زنند و برای گوشی‌های گران‌قیمت، بازبینی فیزیکی زیر نظر یک تعمیرکار امین و بررسی پلمب بودن چسب ضدآب (از طریق تست فشار هوا از درگاه سیم‌کارت) تنها راه مطمئن است.

قانون دوم، فرار از معاملات خیابانی و بی‌هویت است. خرید گوشی کارکرده بدون فاکتور رسمی و مهر مغازه معتبر، یا حداقل گرفتن دست‌نوشته، کپی کارت ملی و تطبیق نام صاحب سیم‌کارتِ انتقال‌دهنده همتا با صاحب حساب بانکی، ریسک مسدود شدن حساب یا سرقتی بودن گوشی را به شدت بالا می‌برد. خیلی وقت‌ها گوشی از نظر فنی کاملا سالم است و انتقال مالکیت هم انجام می‌شود، اما دو هفته بعد احضاریه کلانتری می‌آید که این دستگاه ماه قبل در یک کیف‌قاپی سرقت شده و شما به عنوان آخرین کسی که سیم‌کارت روی آن انداخته‌اید، باید جوابگو باشید!

بازار موبایل ایران در سال ۱۴۰۵، تصویر تمام‌نمایی از تقاطع تورم و تکنولوژی است؛ جایی که ابزارهای پیشرفته تعمیراتی به جای اینکه فقط در خدمت احیای دستگاه‌های خراب باشند، به ابزاری برای بزک کردن گوشی‌های معیوب تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، تنها چیزی که می‌تواند جیب کاربر را نجات دهد، کنار گذاشتن عجله، شک کردن به قیمت‌های ارزان‌تر از عرف بازار و خرید از پلتفرم‌ها یا فروشگاه‌هایی است که کتبا مهلت تست چندروزه به مشتری می‌دهند. چون در بازار امروز، یک گوشی کارکرده واقعی نه در ده دقیقه اول، بلکه بعد از سه روز کار کردن و دو بار شارژ شدن، باطن واقعی خودش را نشان می‌دهد.

نوشته چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟

هنگام عصر، طبقات پاساژ علاءالدین و چارسو پر از آدم‌هایی است که با نگاهی مردد به ویترین‌ها زل زده‌اند. تا دو سه سال پیش، اگر کسی با بیست یا سی میلیون تومان پا به خیابان جمهوری می‌گذاشت، دستش برای انتخاب یک گوشی میان‌رده نو و آکبند باز بود؛ دستگاهی که کارش را راه می‌انداخت و حداقل دو سال بدون دردسر کار می‌کرد. اما حالا معادلات بازار موبایل ایران زیر و رو شده است. وقتی قیمت یک میان‌رده معمولی از مرز چهل و پنجاه میلیون تومان رد می‌شود و پرچمدارها در کانال صد و پنجاه تا دویست میلیون تومان معامله می‌شوند، طبیعی است که بخش بزرگی از خریداران عطای گوشی نو را به لقایش ببخشند و سراغ بازار کارکرده‌ها بروند.

اما درست از همین‌جا، داستان تازه شروع می‌شود. بازار گوشی‌های دست‌دوم در ایران که روزی محلی برای معامله‌های بی‌دردسر و صرفه‌جویی اقتصادی بود، این روزها به چنان هزارتوی پیچیده‌ای تبدیل شده که حتی حرفه‌ای‌های بازار هم با احتیاط در آن قدم برمی‌دارند. دیگر بحث یک خط‌وخش ساده روی فریم گوشی یا ضعیف شدن چند درصدی باتری نیست؛ پای ترفندهایی وسط است که تشخیص آن‌ها از عهده یک خریدار عادی کاملاً خارج است.

کافی است پای درد دل یکی از تعمیرکاران قدیمی طبقات بالای علاءالدین بنشینید تا عمق ماجرا دستتان بیاید. او در حالی که زیر میکروسکوپ مشغول بررسی برد یک آیفون ۱۳ پرومکس است، می‌گوید: «قدیم‌ها اگر گوشی باز می‌شد، از روی پیچ‌های زیرین یا چسب دور نمایشگر می‌فهمیدی. الان دستگاه‌های لیزری و پرس‌های صنعتی وارد کارگاه‌های زیرزمینی شده که گوشی تعمیری را طوری می‌بندند که انگار همین الان از خط تولید فاکسکان بیرون آمده!»

بخش بزرگی از گوشی‌هایی که امروز در پلتفرم‌های آگهی آنلاین یا حتی بعضی مغازه‌ها به اسم «در حد آکبند»، «بدون نقطه» یا «پلمبِ مسافری» فروخته می‌شوند، در واقع دستگاه‌های بازسازی‌شده یا همان رفرش (Refurbished) هستند؛ اما نه رفرش کارخانه‌ای و استاندارد، بلکه گوشی‌هایی که در دبی، شنژن یا حتی همین کارگاه‌های محلی، با قطعات درجه دو و سه سرهم شده‌اند.

ماجرای پروگرام کردن قطعات، ترسناک‌ترین بخش این بازار است. فرض کنید نمایشگر اصلی یک آیفون یا سامسونگ پرچمدار شکسته است. دلال برای اینکه گوشی را به قیمت یک دستگاه سالم بفروشد، یک نمایشگر کپی درجه یک (اصطلاحا GX یا OLED بازاری) روی گوشی می‌اندازد. در حالت عادی، گوشی بلافاصله پیغام خطا می‌دهد که قطعه اصلی نیست و قابلیت‌هایی مثل True Tone از کار می‌افتند. اما حالا با یک دستگاه پروگرامر کوچک که قیمت چندانی هم ندارد، سریال نامبر و اطلاعات تراشه نمایشگر قبلی را کپی می‌کنند و روی نمایشگر تقلبی می‌ریزند. خریدار بیچاره در لحظه معامله هر چقدر تنظیمات گوشی را بالا و پایین می‌کند، هیچ خطایی نمی‌بیند. همه‌چیز سبز و طبیعی است؛ تا اینکه دو ماه بعد، گوشی را به نسخه جدید سیستم‌عامل آپدیت می‌کند یا ضربه کوچکی به دستگاه می‌خورد و ناگهان تصویر برای همیشه سیاه می‌شود.

همین سناریو دقیقا برای باتری هم تکرار می‌شود. یکی از معیارهای اصلی خریداران ایرانی در زمان خرید گوشی دست‌دوم، عدد سلامت باتری یا همان Battery Health است. دلالان بازار خیلی خوب می‌دانند که گوشی با سلامت باتری ۷۸ درصد را باید چند میلیون تومان ارزان‌تر بفروشند. راهکارشان چیست؟ با یک فلت (کابل رابط) تقلبی و شوک دادن به سلول‌های فرسوده باتری، عدد سلامت را به صورت مصنوعی روی ۹۵ یا حتی ۱۰۰ درصد قفل می‌کنند. شما گوشی را به خیال اینکه باتری‌اش نو است می‌خرید، اما در همان هفته اول متوجه می‌شوید که شارژ دستگاه به ظهر نرسیده خالی می‌شود و بعد از بیست بار شارژ شدن، عدد سلامت باتری یک‌دفعه از ۹۸ به ۷۵ درصد سقوط می‌کند!

البته چالش‌های فنی فقط یک روی سکه است؛ روی دیگر ماجرا، کلاف سردرگم رجیستری و مالکیت سیم‌کارت در ایران است که ریسک خرید را چند برابر کرده. داستان گوشی‌های آیفون ۱۴ و ۱۵ و حالا سری ۱۶ که سال‌ها بین ممنوعیت، قاچاق، پاسپورت‌های اجاره‌ای و وعده‌های ضدونقیض تعرفه‌های گمرکی معلق مانده‌اند، یک بازار سیاه عجیب درست کرده است.

در ماه‌های اخیر، پرونده‌های زیادی از کلاهبرداری با عنوان «انتقال مالکیت صوری» گزارش شده است. روش کار به این صورت است که فروشنده در حضور خریدار، کد دستوری همتا را می‌زند و پیامک انتقال مالکیت هم می‌آید. اما در واقع، گوشی از طریق ثبت مسافری با مدارک جعلی یا کارت‌های بازرگانی یک‌بارمصرف در شبکه ثبت شده که هنوز استعلام نهایی گمرکی آن تایید نشده است. یک ماه بعد از معامله، پیامک قطع آنتن از سمت سامانه همتا برای خریدار ارسال می‌شود و وقتی سراغ فروشنده می‌رود، با یک خط خاموش و آگهی حذف‌شده روبه‌رو می‌شود.

از طرف دیگر، تب خرید و فروش در سایت‌های آگهی مثل دیوار و شیپور، میدان را برای تله‌های روانی باز کرده است. وقتی یک کاربر عادی می‌بیند قیمت گوشی مورد نظرش در بازار چهل میلیون تومان است و ناگهان با آگهی همان گوشی به قیمت سی و دو میلیون تومان با توضیح «فروش فوری به دلیل مهاجرت یا چک برگشتی» مواجه می‌شود، طمع بر منطق غلبه می‌کند.

در این معاملات خیابانی که معمولا در کافه‌ها، ایستگاه‌های مترو یا کنار خیابان انجام می‌شود، شگردهای عجیبی پیاده می‌کنند. از رسیدهای بانکی جعلی که با ربات‌های تلگرامی در عرض ده ثانیه ساخته می‌شوند تا تکنیک قدیمی و همچنان کارآمد «جابه‌جایی در لحظه آخر». در این روش، فروشنده یک گوشی کاملا سالم و اصلی را به دست شما می‌دهد تا تست کنید، سریال را چک کنید و خیالتان راحت شود. بعد به بهانه اینکه «پلتفرم انتقال وجه بانکی سقف دارد، بیایید برویم پای عابربانک سر کوچه»، گوشی را از شما می‌گیرد، داخل جعبه می‌گذارد و در همان چند ثانیه پیاده‌روی، جعبه را با جعبه مشابهی که داخلش یک نمونه کلون (طرح اصلیِ بی‌کیفیت) است جابه‌جا می‌کند. وقتی پول کارت به کارت می‌شود و فروشنده سوار موتور می‌شود و می‌رود، خریدار تازه در خانه متوجه می‌شود که چهل میلیون تومان بابت یک اسباب‌بازی پلاستیکی پول داده است.

اما سوال اینجاست که در این آشفته‌بازار، کسی که بودجه‌اش به گوشی نو نمی‌رسد چه کار باید بکند؟ آیا باید کلا قید خرید گوشی کارکرده را زد؟ واقعیت این است که هنوز هم می‌شود گوشی دست‌دوم سالم و تمیز پیدا کرد، به شرطی که قواعد بازی در این بازار پرریسک را بلد باشید.

اولین و مهم‌ترین قانون نانوشته این روزها این است که به چشم‌های خودتان و تنظیمات داخل گوشی اعتماد نکنید. دوران تست کردن گوشی سر پا و با گرفتن کد *#06# تمام شده است. قبل از اینکه حتی یک ریال پول جابه‌جا کنید، گوشی باید به یک کامپیوتر و نرم‌افزارهای تست قطعه (مثل 3uTools برای آیفون) وصل شود تا سریال تک‌تک قطعات داخلی از دوربین و برد گرفته تا نمایشگر و باتری، با سریال کارخانه تطبیق داده شود. هرچند که دلالان حرفه‌ای گاهی حتی همین نرم‌افزارها را هم دور می‌زنند و برای گوشی‌های گران‌قیمت، بازبینی فیزیکی زیر نظر یک تعمیرکار امین و بررسی پلمب بودن چسب ضدآب (از طریق تست فشار هوا از درگاه سیم‌کارت) تنها راه مطمئن است.

قانون دوم، فرار از معاملات خیابانی و بی‌هویت است. خرید گوشی کارکرده بدون فاکتور رسمی و مهر مغازه معتبر، یا حداقل گرفتن دست‌نوشته، کپی کارت ملی و تطبیق نام صاحب سیم‌کارتِ انتقال‌دهنده همتا با صاحب حساب بانکی، ریسک مسدود شدن حساب یا سرقتی بودن گوشی را به شدت بالا می‌برد. خیلی وقت‌ها گوشی از نظر فنی کاملا سالم است و انتقال مالکیت هم انجام می‌شود، اما دو هفته بعد احضاریه کلانتری می‌آید که این دستگاه ماه قبل در یک کیف‌قاپی سرقت شده و شما به عنوان آخرین کسی که سیم‌کارت روی آن انداخته‌اید، باید جوابگو باشید!

بازار موبایل ایران در سال ۱۴۰۵، تصویر تمام‌نمایی از تقاطع تورم و تکنولوژی است؛ جایی که ابزارهای پیشرفته تعمیراتی به جای اینکه فقط در خدمت احیای دستگاه‌های خراب باشند، به ابزاری برای بزک کردن گوشی‌های معیوب تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، تنها چیزی که می‌تواند جیب کاربر را نجات دهد، کنار گذاشتن عجله، شک کردن به قیمت‌های ارزان‌تر از عرف بازار و خرید از پلتفرم‌ها یا فروشگاه‌هایی است که کتبا مهلت تست چندروزه به مشتری می‌دهند. چون در بازار امروز، یک گوشی کارکرده واقعی نه در ده دقیقه اول، بلکه بعد از سه روز کار کردن و دو بار شارژ شدن، باطن واقعی خودش را نشان می‌دهد.

نوشته چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟

هنگام عصر، طبقات پاساژ علاءالدین و چارسو پر از آدم‌هایی است که با نگاهی مردد به ویترین‌ها زل زده‌اند. تا دو سه سال پیش، اگر کسی با بیست یا سی میلیون تومان پا به خیابان جمهوری می‌گذاشت، دستش برای انتخاب یک گوشی میان‌رده نو و آکبند باز بود؛ دستگاهی که کارش را راه می‌انداخت و حداقل دو سال بدون دردسر کار می‌کرد. اما حالا معادلات بازار موبایل ایران زیر و رو شده است. وقتی قیمت یک میان‌رده معمولی از مرز چهل و پنجاه میلیون تومان رد می‌شود و پرچمدارها در کانال صد و پنجاه تا دویست میلیون تومان معامله می‌شوند، طبیعی است که بخش بزرگی از خریداران عطای گوشی نو را به لقایش ببخشند و سراغ بازار کارکرده‌ها بروند.

اما درست از همین‌جا، داستان تازه شروع می‌شود. بازار گوشی‌های دست‌دوم در ایران که روزی محلی برای معامله‌های بی‌دردسر و صرفه‌جویی اقتصادی بود، این روزها به چنان هزارتوی پیچیده‌ای تبدیل شده که حتی حرفه‌ای‌های بازار هم با احتیاط در آن قدم برمی‌دارند. دیگر بحث یک خط‌وخش ساده روی فریم گوشی یا ضعیف شدن چند درصدی باتری نیست؛ پای ترفندهایی وسط است که تشخیص آن‌ها از عهده یک خریدار عادی کاملاً خارج است.

کافی است پای درد دل یکی از تعمیرکاران قدیمی طبقات بالای علاءالدین بنشینید تا عمق ماجرا دستتان بیاید. او در حالی که زیر میکروسکوپ مشغول بررسی برد یک آیفون ۱۳ پرومکس است، می‌گوید: «قدیم‌ها اگر گوشی باز می‌شد، از روی پیچ‌های زیرین یا چسب دور نمایشگر می‌فهمیدی. الان دستگاه‌های لیزری و پرس‌های صنعتی وارد کارگاه‌های زیرزمینی شده که گوشی تعمیری را طوری می‌بندند که انگار همین الان از خط تولید فاکسکان بیرون آمده!»

بخش بزرگی از گوشی‌هایی که امروز در پلتفرم‌های آگهی آنلاین یا حتی بعضی مغازه‌ها به اسم «در حد آکبند»، «بدون نقطه» یا «پلمبِ مسافری» فروخته می‌شوند، در واقع دستگاه‌های بازسازی‌شده یا همان رفرش (Refurbished) هستند؛ اما نه رفرش کارخانه‌ای و استاندارد، بلکه گوشی‌هایی که در دبی، شنژن یا حتی همین کارگاه‌های محلی، با قطعات درجه دو و سه سرهم شده‌اند.

ماجرای پروگرام کردن قطعات، ترسناک‌ترین بخش این بازار است. فرض کنید نمایشگر اصلی یک آیفون یا سامسونگ پرچمدار شکسته است. دلال برای اینکه گوشی را به قیمت یک دستگاه سالم بفروشد، یک نمایشگر کپی درجه یک (اصطلاحا GX یا OLED بازاری) روی گوشی می‌اندازد. در حالت عادی، گوشی بلافاصله پیغام خطا می‌دهد که قطعه اصلی نیست و قابلیت‌هایی مثل True Tone از کار می‌افتند. اما حالا با یک دستگاه پروگرامر کوچک که قیمت چندانی هم ندارد، سریال نامبر و اطلاعات تراشه نمایشگر قبلی را کپی می‌کنند و روی نمایشگر تقلبی می‌ریزند. خریدار بیچاره در لحظه معامله هر چقدر تنظیمات گوشی را بالا و پایین می‌کند، هیچ خطایی نمی‌بیند. همه‌چیز سبز و طبیعی است؛ تا اینکه دو ماه بعد، گوشی را به نسخه جدید سیستم‌عامل آپدیت می‌کند یا ضربه کوچکی به دستگاه می‌خورد و ناگهان تصویر برای همیشه سیاه می‌شود.

همین سناریو دقیقا برای باتری هم تکرار می‌شود. یکی از معیارهای اصلی خریداران ایرانی در زمان خرید گوشی دست‌دوم، عدد سلامت باتری یا همان Battery Health است. دلالان بازار خیلی خوب می‌دانند که گوشی با سلامت باتری ۷۸ درصد را باید چند میلیون تومان ارزان‌تر بفروشند. راهکارشان چیست؟ با یک فلت (کابل رابط) تقلبی و شوک دادن به سلول‌های فرسوده باتری، عدد سلامت را به صورت مصنوعی روی ۹۵ یا حتی ۱۰۰ درصد قفل می‌کنند. شما گوشی را به خیال اینکه باتری‌اش نو است می‌خرید، اما در همان هفته اول متوجه می‌شوید که شارژ دستگاه به ظهر نرسیده خالی می‌شود و بعد از بیست بار شارژ شدن، عدد سلامت باتری یک‌دفعه از ۹۸ به ۷۵ درصد سقوط می‌کند!

البته چالش‌های فنی فقط یک روی سکه است؛ روی دیگر ماجرا، کلاف سردرگم رجیستری و مالکیت سیم‌کارت در ایران است که ریسک خرید را چند برابر کرده. داستان گوشی‌های آیفون ۱۴ و ۱۵ و حالا سری ۱۶ که سال‌ها بین ممنوعیت، قاچاق، پاسپورت‌های اجاره‌ای و وعده‌های ضدونقیض تعرفه‌های گمرکی معلق مانده‌اند، یک بازار سیاه عجیب درست کرده است.

در ماه‌های اخیر، پرونده‌های زیادی از کلاهبرداری با عنوان «انتقال مالکیت صوری» گزارش شده است. روش کار به این صورت است که فروشنده در حضور خریدار، کد دستوری همتا را می‌زند و پیامک انتقال مالکیت هم می‌آید. اما در واقع، گوشی از طریق ثبت مسافری با مدارک جعلی یا کارت‌های بازرگانی یک‌بارمصرف در شبکه ثبت شده که هنوز استعلام نهایی گمرکی آن تایید نشده است. یک ماه بعد از معامله، پیامک قطع آنتن از سمت سامانه همتا برای خریدار ارسال می‌شود و وقتی سراغ فروشنده می‌رود، با یک خط خاموش و آگهی حذف‌شده روبه‌رو می‌شود.

از طرف دیگر، تب خرید و فروش در سایت‌های آگهی مثل دیوار و شیپور، میدان را برای تله‌های روانی باز کرده است. وقتی یک کاربر عادی می‌بیند قیمت گوشی مورد نظرش در بازار چهل میلیون تومان است و ناگهان با آگهی همان گوشی به قیمت سی و دو میلیون تومان با توضیح «فروش فوری به دلیل مهاجرت یا چک برگشتی» مواجه می‌شود، طمع بر منطق غلبه می‌کند.

در این معاملات خیابانی که معمولا در کافه‌ها، ایستگاه‌های مترو یا کنار خیابان انجام می‌شود، شگردهای عجیبی پیاده می‌کنند. از رسیدهای بانکی جعلی که با ربات‌های تلگرامی در عرض ده ثانیه ساخته می‌شوند تا تکنیک قدیمی و همچنان کارآمد «جابه‌جایی در لحظه آخر». در این روش، فروشنده یک گوشی کاملا سالم و اصلی را به دست شما می‌دهد تا تست کنید، سریال را چک کنید و خیالتان راحت شود. بعد به بهانه اینکه «پلتفرم انتقال وجه بانکی سقف دارد، بیایید برویم پای عابربانک سر کوچه»، گوشی را از شما می‌گیرد، داخل جعبه می‌گذارد و در همان چند ثانیه پیاده‌روی، جعبه را با جعبه مشابهی که داخلش یک نمونه کلون (طرح اصلیِ بی‌کیفیت) است جابه‌جا می‌کند. وقتی پول کارت به کارت می‌شود و فروشنده سوار موتور می‌شود و می‌رود، خریدار تازه در خانه متوجه می‌شود که چهل میلیون تومان بابت یک اسباب‌بازی پلاستیکی پول داده است.

اما سوال اینجاست که در این آشفته‌بازار، کسی که بودجه‌اش به گوشی نو نمی‌رسد چه کار باید بکند؟ آیا باید کلا قید خرید گوشی کارکرده را زد؟ واقعیت این است که هنوز هم می‌شود گوشی دست‌دوم سالم و تمیز پیدا کرد، به شرطی که قواعد بازی در این بازار پرریسک را بلد باشید.

اولین و مهم‌ترین قانون نانوشته این روزها این است که به چشم‌های خودتان و تنظیمات داخل گوشی اعتماد نکنید. دوران تست کردن گوشی سر پا و با گرفتن کد *#06# تمام شده است. قبل از اینکه حتی یک ریال پول جابه‌جا کنید، گوشی باید به یک کامپیوتر و نرم‌افزارهای تست قطعه (مثل 3uTools برای آیفون) وصل شود تا سریال تک‌تک قطعات داخلی از دوربین و برد گرفته تا نمایشگر و باتری، با سریال کارخانه تطبیق داده شود. هرچند که دلالان حرفه‌ای گاهی حتی همین نرم‌افزارها را هم دور می‌زنند و برای گوشی‌های گران‌قیمت، بازبینی فیزیکی زیر نظر یک تعمیرکار امین و بررسی پلمب بودن چسب ضدآب (از طریق تست فشار هوا از درگاه سیم‌کارت) تنها راه مطمئن است.

قانون دوم، فرار از معاملات خیابانی و بی‌هویت است. خرید گوشی کارکرده بدون فاکتور رسمی و مهر مغازه معتبر، یا حداقل گرفتن دست‌نوشته، کپی کارت ملی و تطبیق نام صاحب سیم‌کارتِ انتقال‌دهنده همتا با صاحب حساب بانکی، ریسک مسدود شدن حساب یا سرقتی بودن گوشی را به شدت بالا می‌برد. خیلی وقت‌ها گوشی از نظر فنی کاملا سالم است و انتقال مالکیت هم انجام می‌شود، اما دو هفته بعد احضاریه کلانتری می‌آید که این دستگاه ماه قبل در یک کیف‌قاپی سرقت شده و شما به عنوان آخرین کسی که سیم‌کارت روی آن انداخته‌اید، باید جوابگو باشید!

بازار موبایل ایران در سال ۱۴۰۵، تصویر تمام‌نمایی از تقاطع تورم و تکنولوژی است؛ جایی که ابزارهای پیشرفته تعمیراتی به جای اینکه فقط در خدمت احیای دستگاه‌های خراب باشند، به ابزاری برای بزک کردن گوشی‌های معیوب تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، تنها چیزی که می‌تواند جیب کاربر را نجات دهد، کنار گذاشتن عجله، شک کردن به قیمت‌های ارزان‌تر از عرف بازار و خرید از پلتفرم‌ها یا فروشگاه‌هایی است که کتبا مهلت تست چندروزه به مشتری می‌دهند. چون در بازار امروز، یک گوشی کارکرده واقعی نه در ده دقیقه اول، بلکه بعد از سه روز کار کردن و دو بار شارژ شدن، باطن واقعی خودش را نشان می‌دهد.

نوشته چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟

هنگام عصر، طبقات پاساژ علاءالدین و چارسو پر از آدم‌هایی است که با نگاهی مردد به ویترین‌ها زل زده‌اند. تا دو سه سال پیش، اگر کسی با بیست یا سی میلیون تومان پا به خیابان جمهوری می‌گذاشت، دستش برای انتخاب یک گوشی میان‌رده نو و آکبند باز بود؛ دستگاهی که کارش را راه می‌انداخت و حداقل دو سال بدون دردسر کار می‌کرد. اما حالا معادلات بازار موبایل ایران زیر و رو شده است. وقتی قیمت یک میان‌رده معمولی از مرز چهل و پنجاه میلیون تومان رد می‌شود و پرچمدارها در کانال صد و پنجاه تا دویست میلیون تومان معامله می‌شوند، طبیعی است که بخش بزرگی از خریداران عطای گوشی نو را به لقایش ببخشند و سراغ بازار کارکرده‌ها بروند.

اما درست از همین‌جا، داستان تازه شروع می‌شود. بازار گوشی‌های دست‌دوم در ایران که روزی محلی برای معامله‌های بی‌دردسر و صرفه‌جویی اقتصادی بود، این روزها به چنان هزارتوی پیچیده‌ای تبدیل شده که حتی حرفه‌ای‌های بازار هم با احتیاط در آن قدم برمی‌دارند. دیگر بحث یک خط‌وخش ساده روی فریم گوشی یا ضعیف شدن چند درصدی باتری نیست؛ پای ترفندهایی وسط است که تشخیص آن‌ها از عهده یک خریدار عادی کاملاً خارج است.

کافی است پای درد دل یکی از تعمیرکاران قدیمی طبقات بالای علاءالدین بنشینید تا عمق ماجرا دستتان بیاید. او در حالی که زیر میکروسکوپ مشغول بررسی برد یک آیفون ۱۳ پرومکس است، می‌گوید: «قدیم‌ها اگر گوشی باز می‌شد، از روی پیچ‌های زیرین یا چسب دور نمایشگر می‌فهمیدی. الان دستگاه‌های لیزری و پرس‌های صنعتی وارد کارگاه‌های زیرزمینی شده که گوشی تعمیری را طوری می‌بندند که انگار همین الان از خط تولید فاکسکان بیرون آمده!»

بخش بزرگی از گوشی‌هایی که امروز در پلتفرم‌های آگهی آنلاین یا حتی بعضی مغازه‌ها به اسم «در حد آکبند»، «بدون نقطه» یا «پلمبِ مسافری» فروخته می‌شوند، در واقع دستگاه‌های بازسازی‌شده یا همان رفرش (Refurbished) هستند؛ اما نه رفرش کارخانه‌ای و استاندارد، بلکه گوشی‌هایی که در دبی، شنژن یا حتی همین کارگاه‌های محلی، با قطعات درجه دو و سه سرهم شده‌اند.

ماجرای پروگرام کردن قطعات، ترسناک‌ترین بخش این بازار است. فرض کنید نمایشگر اصلی یک آیفون یا سامسونگ پرچمدار شکسته است. دلال برای اینکه گوشی را به قیمت یک دستگاه سالم بفروشد، یک نمایشگر کپی درجه یک (اصطلاحا GX یا OLED بازاری) روی گوشی می‌اندازد. در حالت عادی، گوشی بلافاصله پیغام خطا می‌دهد که قطعه اصلی نیست و قابلیت‌هایی مثل True Tone از کار می‌افتند. اما حالا با یک دستگاه پروگرامر کوچک که قیمت چندانی هم ندارد، سریال نامبر و اطلاعات تراشه نمایشگر قبلی را کپی می‌کنند و روی نمایشگر تقلبی می‌ریزند. خریدار بیچاره در لحظه معامله هر چقدر تنظیمات گوشی را بالا و پایین می‌کند، هیچ خطایی نمی‌بیند. همه‌چیز سبز و طبیعی است؛ تا اینکه دو ماه بعد، گوشی را به نسخه جدید سیستم‌عامل آپدیت می‌کند یا ضربه کوچکی به دستگاه می‌خورد و ناگهان تصویر برای همیشه سیاه می‌شود.

همین سناریو دقیقا برای باتری هم تکرار می‌شود. یکی از معیارهای اصلی خریداران ایرانی در زمان خرید گوشی دست‌دوم، عدد سلامت باتری یا همان Battery Health است. دلالان بازار خیلی خوب می‌دانند که گوشی با سلامت باتری ۷۸ درصد را باید چند میلیون تومان ارزان‌تر بفروشند. راهکارشان چیست؟ با یک فلت (کابل رابط) تقلبی و شوک دادن به سلول‌های فرسوده باتری، عدد سلامت را به صورت مصنوعی روی ۹۵ یا حتی ۱۰۰ درصد قفل می‌کنند. شما گوشی را به خیال اینکه باتری‌اش نو است می‌خرید، اما در همان هفته اول متوجه می‌شوید که شارژ دستگاه به ظهر نرسیده خالی می‌شود و بعد از بیست بار شارژ شدن، عدد سلامت باتری یک‌دفعه از ۹۸ به ۷۵ درصد سقوط می‌کند!

البته چالش‌های فنی فقط یک روی سکه است؛ روی دیگر ماجرا، کلاف سردرگم رجیستری و مالکیت سیم‌کارت در ایران است که ریسک خرید را چند برابر کرده. داستان گوشی‌های آیفون ۱۴ و ۱۵ و حالا سری ۱۶ که سال‌ها بین ممنوعیت، قاچاق، پاسپورت‌های اجاره‌ای و وعده‌های ضدونقیض تعرفه‌های گمرکی معلق مانده‌اند، یک بازار سیاه عجیب درست کرده است.

در ماه‌های اخیر، پرونده‌های زیادی از کلاهبرداری با عنوان «انتقال مالکیت صوری» گزارش شده است. روش کار به این صورت است که فروشنده در حضور خریدار، کد دستوری همتا را می‌زند و پیامک انتقال مالکیت هم می‌آید. اما در واقع، گوشی از طریق ثبت مسافری با مدارک جعلی یا کارت‌های بازرگانی یک‌بارمصرف در شبکه ثبت شده که هنوز استعلام نهایی گمرکی آن تایید نشده است. یک ماه بعد از معامله، پیامک قطع آنتن از سمت سامانه همتا برای خریدار ارسال می‌شود و وقتی سراغ فروشنده می‌رود، با یک خط خاموش و آگهی حذف‌شده روبه‌رو می‌شود.

از طرف دیگر، تب خرید و فروش در سایت‌های آگهی مثل دیوار و شیپور، میدان را برای تله‌های روانی باز کرده است. وقتی یک کاربر عادی می‌بیند قیمت گوشی مورد نظرش در بازار چهل میلیون تومان است و ناگهان با آگهی همان گوشی به قیمت سی و دو میلیون تومان با توضیح «فروش فوری به دلیل مهاجرت یا چک برگشتی» مواجه می‌شود، طمع بر منطق غلبه می‌کند.

در این معاملات خیابانی که معمولا در کافه‌ها، ایستگاه‌های مترو یا کنار خیابان انجام می‌شود، شگردهای عجیبی پیاده می‌کنند. از رسیدهای بانکی جعلی که با ربات‌های تلگرامی در عرض ده ثانیه ساخته می‌شوند تا تکنیک قدیمی و همچنان کارآمد «جابه‌جایی در لحظه آخر». در این روش، فروشنده یک گوشی کاملا سالم و اصلی را به دست شما می‌دهد تا تست کنید، سریال را چک کنید و خیالتان راحت شود. بعد به بهانه اینکه «پلتفرم انتقال وجه بانکی سقف دارد، بیایید برویم پای عابربانک سر کوچه»، گوشی را از شما می‌گیرد، داخل جعبه می‌گذارد و در همان چند ثانیه پیاده‌روی، جعبه را با جعبه مشابهی که داخلش یک نمونه کلون (طرح اصلیِ بی‌کیفیت) است جابه‌جا می‌کند. وقتی پول کارت به کارت می‌شود و فروشنده سوار موتور می‌شود و می‌رود، خریدار تازه در خانه متوجه می‌شود که چهل میلیون تومان بابت یک اسباب‌بازی پلاستیکی پول داده است.

اما سوال اینجاست که در این آشفته‌بازار، کسی که بودجه‌اش به گوشی نو نمی‌رسد چه کار باید بکند؟ آیا باید کلا قید خرید گوشی کارکرده را زد؟ واقعیت این است که هنوز هم می‌شود گوشی دست‌دوم سالم و تمیز پیدا کرد، به شرطی که قواعد بازی در این بازار پرریسک را بلد باشید.

اولین و مهم‌ترین قانون نانوشته این روزها این است که به چشم‌های خودتان و تنظیمات داخل گوشی اعتماد نکنید. دوران تست کردن گوشی سر پا و با گرفتن کد *#06# تمام شده است. قبل از اینکه حتی یک ریال پول جابه‌جا کنید، گوشی باید به یک کامپیوتر و نرم‌افزارهای تست قطعه (مثل 3uTools برای آیفون) وصل شود تا سریال تک‌تک قطعات داخلی از دوربین و برد گرفته تا نمایشگر و باتری، با سریال کارخانه تطبیق داده شود. هرچند که دلالان حرفه‌ای گاهی حتی همین نرم‌افزارها را هم دور می‌زنند و برای گوشی‌های گران‌قیمت، بازبینی فیزیکی زیر نظر یک تعمیرکار امین و بررسی پلمب بودن چسب ضدآب (از طریق تست فشار هوا از درگاه سیم‌کارت) تنها راه مطمئن است.

قانون دوم، فرار از معاملات خیابانی و بی‌هویت است. خرید گوشی کارکرده بدون فاکتور رسمی و مهر مغازه معتبر، یا حداقل گرفتن دست‌نوشته، کپی کارت ملی و تطبیق نام صاحب سیم‌کارتِ انتقال‌دهنده همتا با صاحب حساب بانکی، ریسک مسدود شدن حساب یا سرقتی بودن گوشی را به شدت بالا می‌برد. خیلی وقت‌ها گوشی از نظر فنی کاملا سالم است و انتقال مالکیت هم انجام می‌شود، اما دو هفته بعد احضاریه کلانتری می‌آید که این دستگاه ماه قبل در یک کیف‌قاپی سرقت شده و شما به عنوان آخرین کسی که سیم‌کارت روی آن انداخته‌اید، باید جوابگو باشید!

بازار موبایل ایران در سال ۱۴۰۵، تصویر تمام‌نمایی از تقاطع تورم و تکنولوژی است؛ جایی که ابزارهای پیشرفته تعمیراتی به جای اینکه فقط در خدمت احیای دستگاه‌های خراب باشند، به ابزاری برای بزک کردن گوشی‌های معیوب تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، تنها چیزی که می‌تواند جیب کاربر را نجات دهد، کنار گذاشتن عجله، شک کردن به قیمت‌های ارزان‌تر از عرف بازار و خرید از پلتفرم‌ها یا فروشگاه‌هایی است که کتبا مهلت تست چندروزه به مشتری می‌دهند. چون در بازار امروز، یک گوشی کارکرده واقعی نه در ده دقیقه اول، بلکه بعد از سه روز کار کردن و دو بار شارژ شدن، باطن واقعی خودش را نشان می‌دهد.

نوشته چرا خرید گوشی کارکرده در بازار امروز ایران شبیه راه رفتن روی میدان مین است؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟

بعضی تبلت‌ها را می‌خرید تا کمتر سراغ لپ‌تاپ بروید؛ بعضی دیگر آن‌قدر بزرگ و گران شده‌اند که خود لپ‌تاپ هم حق دارد بپرسد: «پس مشکل شما با من چه بود؟» گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا، جایی میان این دو تعریف قرار می‌گیرند. نمایشگرهای بزرگ AMOLED، قلم داخل جعبه، تراشه پرچم‌دار و محیط دسکتاپ سامسونگ، ابزارهای زیادی برای کار و سرگرمی در اختیارتان می‌گذارند. سؤال این است که از کدامشان واقعا استفاده خواهید کرد.

هر دو تبلت را برای بررسی در اختیار دارم و ترجیح دادم به‌جای دو مقاله با بخش‌های تکراری، آن‌ها را کنار هم بررسی کنم. دلیلش ساده است: پلاس، نسخه ضعیف و کم‌امکانات اولترا نیست. بخش بزرگی از سخت‌افزار و تجربه نرم‌افزاری مشترک است و انتخاب نهایی بیشتر به ابعاد، شیوه استفاده و هزینه‌ای برمی‌گردد که حاضر هستید برای فضای کار بزرگ‌تر بپردازید.

از نگاه من، جذاب‌ترین پرسش این بررسی همین است: آیا نمایشگر غول‌آسای اولترا کارتان را بهتر می‌کند، یا فقط حمل تبلت را به برنامه تمرینی روزانه اضافه خواهد کرد؟

مشخصات گلکسی تب S12 پلاس و اولترا در یک نگاه

مشخصه Galaxy Tab S12+ Galaxy Tab S12 Ultra
نمایشگر ۱۲٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X ۱۴٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X
وضوح ۲۸۰۰ × ۱۷۵۲ پیکسل ۲۹۶۰ × ۱۸۴۸ پیکسل
نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز تا ۱۲۰ هرتز
روشنایی رسمی اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت
ضخامت ۵٫۳ میلی‌متر ۵٫۱ میلی‌متر
وزن Wi-Fi / 5G ۵۵۳ / ۵۵۵ گرم ۶۹۲ / ۶۹۵ گرم
تراشه مدیاتک Dimensity 9500 مدیاتک Dimensity 9500
رم ۱۲ گیگابایت ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت
حافظه داخلی ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایت ۲۵۶، ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت
کارت حافظه microSD تا ۲ ترابایت microSD تا ۲ ترابایت
دوربین پشت اصلی ۱۳ مگاپیکسلی اصلی ۱۳ و اولتراواید ۸ مگاپیکسلی
دوربین جلو اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی
باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت
شارژ سیمی ۴۵ وات ۴۵ وات
وای‌فای Wi-Fi 6E Wi-Fi 7
نرم‌افزار اولیه اندروید ۱۷ و One UI 9 اندروید ۱۷ و One UI 9
قلم و مقاومت S Pen داخل جعبه، IP68 S Pen داخل جعبه، IP68

طراحی و کیفیت ساخت؛ نازک بودن با کوچک بودن فرق دارد

سامسونگ در طراحی این نسل دنبال غافلگیر کردن نبوده است. بدنه فلزی با ساختار Armor Aluminum، سطوح ساده، رنگ‌های خاکستری و نقره‌ای و حاشیه‌های باریک، همان زبان آشنای تبلت‌های گران‌قیمت این شرکت را ادامه می‌دهند. ظاهرشان حرفه‌ای و مرتب است؛ فقط انتظار نداشته باشید انتخاب رنگ، هیجان خرید یک جعبه مدادرنگی را داشته باشد!

ضخامت هر دو دستگاه چشمگیر است. پلاس با ۵٫۳ میلی‌متر و اولترا با ۵٫۱ میلی‌متر، برای محصولی با این اندازه بسیار باریک‌اند. بااین‌حال، مهم‌ترین عدد برای استفاده روزانه ضخامت نیست؛ وزن و سطحی است که باید در دست نگه دارید.

پلاس در نسخه وای‌فای ۵۵۳ گرم وزن دارد و اولترا به ۶۹۲ گرم می‌رسد. اختلاف ۱۳۹ گرمی، همراه با ابعاد بزرگ‌تر اولترا، هنگام مطالعه در دست، نوشتن بدون میز یا استفاده در مسیر اهمیت پیدا می‌کند. باریکی بدنه قرار نیست اثر اهرمی چنین صفحه بزرگی را خنثی کند.

برای همین، من پلاس را انتخاب متعادل‌تری برای کسی می‌دانم که هنوز از تبلت انتظار «در دست گرفتن» دارد. اولترا بیشتر زمانی معنا پیدا می‌کند که روی میز، پایه یا کیبورد قرار بگیرد. در چنین وضعیتی، همان ابعادی که هنگام حمل آزاردهنده بود، به فضای مفید برای کار تبدیل می‌شود.

حاشیه‌های اولترا باریک‌ترند و دوربین جلو در بریدگی کوچک لبه بلند نمایشگر جا گرفته است. پلاس دوربین را در حاشیه جا می‌دهد و بریدگی مشابهی ندارد. این تفاوت، بیشتر سلیقه‌ای است؛ ضمن اینکه حاشیه تبلت کاملا بی‌فایده نیست و جایی برای قرار گرفتن انگشت‌ها باقی می‌گذارد.

هر دو مدل گواهی IP68 دارند. این ویژگی برای وسیله‌ای که ممکن است روی میز کافه، کنار بطری آب یا در فضای بیرون استفاده شود، امتیاز قابل توجهی است. البته مقاومت آزمایشگاهی در آب شیرین را نباید به مجوز استفاده در استخر و دریا تبدیل کرد. تبلت گران قیمت را لازم نیست برای اثبات مشخصاتش وارد کلاس شنا کنیم!

محتویات جعبه: قلم حاضر است، شارژر مرخصی رفته!

داخل بسته‌بندی، علاوه بر تبلت، S Pen و کابل USB-C به USB-C قرار دارند. آداپتور شارژ همراه محصول نیست؛ کیبورد و کاور هم خریدهای جداگانه‌اند.

وجود قلم از همان ابتدا ارزش عملی دارد. برای یادداشت‌برداری و طراحی مجبور نیستید بعد از خرید تبلت، تازه سراغ وسیله‌ای بروید که بخش مهمی از کاربردش به آن وابسته است. اما درباره هزینه نهایی باید واقع‌بین بود: اگر قرار است تبلت روی میز نقش لپ‌تاپ را بازی کند، بودجه پایه، کیبورد و شارژر مناسب را هم باید برای آن کنار بگذارید.

نمایشگر؛ جایی که اختلاف اندازه واقعا دیده می‌شود

سامسونگ در هر دو مدل از Dynamic AMOLED 2X با نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز استفاده کرده است. تفاوت مهم، ۱۲٫۶ اینچ در برابر ۱۴٫۶ اینچ است؛ نه برخورداری یکی از نمایشگر خوب و دیگری از نمونه معمولی.

پلاس نسبت به +Tab S10 از صفحه ۱۲٫۴ اینچی به ۱۲٫۶ اینچ رسیده است. اولترا همان اندازه آشنای ۱۴٫۶ اینچی را نگه می‌دارد؛ ابعادی که برای فیلم، طراحی و نمایش هم‌زمان چند برنامه جذاب است، اما روی میز کوچک یا در حالت عمودی به‌سادگی جا نمی‌شود.

مشکی عمیق پنل AMOLED، کنتراست بالا و حرکت روان رابط کاربری از دلایل اصلی جذابیت این خانواده‌اند. نسبت تصویر نزدیک به ۱۶:۱۰ هم برای فیلم و کار افقی مناسب است. البته هیچ نسبتی برای همه محتواها کامل نیست: همان صفحه کشیده‌ای که برای ویدیو لذت‌بخش است، ممکن است برای خواندن بعضی صفحات مجله یا اسناد عمودی به اندازه یک نمایشگر مربعی‌تر راحت نباشد.

وضوح بیشتر اولترا هم لزوما به معنی تراکم پیکسلی بالاتر نیست. پلاس پیکسل‌هایش را روی سطح کوچک‌تری پخش می‌کند؛ بنابراین نباید از نام Ultra نتیجه گرفت که نوشته‌ها حتما روی آن شارپ‌تر هستند. مزیت واقعی اولترا، فضای بیشتر برای دیدن و کار کردن است.

روشنایی ۱۶۰۰ نیتی دقیقا چه معنایی دارد؟

سامسونگ برای هر دو مدل اوج روشنایی ۱۶۰۰ نیت و روشنایی ۱۰۰۰ نیتی در حالت HBM اعلام کرده است. عدد اوج را نباید با روشنایی ثابت تمام صفحه هنگام خواندن یک سند سفید یکی دانست. نوع محتوا، سطح روشن تصویر، تنظیمات و نور محیط روی نتیجه اثر می‌گذارند.

برای من، در این بخش خوانایی و بازتاب نور مهم‌تر از مسابقه عددهاست. کنار پنجره یا زیر چراغ سقفی، انعکاس می‌تواند بخشی از مزیت روشنایی را از بین ببرد. در زیر نور شدید، بازتاب نمایشگر نسبتا زیاد است اما روشنایی آن در حدی است که کار را مختل نکند، ولی روی کیفیت و خوانایی تاثیر خواهد داشت.

صدا؛ چهار بلندگو که فقط برای پُر کردن جدول نیستند

هر دو تبلت چهار بلندگو دارند و در بررسی که کردم، وضوح گفت‌وگوها، حجم صدا و جداسازی کانال‌ها جزو نقاط قوت مشترک هر دو هستند. برای تماشای فیلم، کلاس آنلاین و پخش محتوای آموزشی، این بخش مکمل مهمی برای نمایشگر است.

صدای یک تبلت باریک قرار نیست بیس عمیق یک مجموعه صوتی بزرگ را تولید کند. اما اگر گفت‌وگوها واضح باشند و موسیقی و افکت‌ها روی هم تلنبار نشوند، لازم نیست برای هر ویدیو سراغ هدفون بروید.

من برای خرید اولترا صرفا به امید صدای بسیار بهتر، دلیل محکمی نمی‌بینم. مزیت اصلی آن همچنان اندازه تصویر است؛ پلاس از نظر امکانات صوتی در رده‌ای پایین‌تر رها نشده است.

سخت‌افزار؛ اولترا پول بیشتری می‌گیرد، اما تراشه متفاوتی ندارد

هر دو مدل از Dimensity 9500 مدیاتک با فرایند ساخت سه‌نانومتری استفاده می‌کنند. این نکته برای انتخاب میانشان مهم است: با رفتن از پلاس به اولترا، وارد یک کلاس پردازشی کاملا متفاوت نمی‌شوید.

پلاس با ۱۲ گیگابایت رم و حافظه ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایتی عرضه می‌شود. اولترا علاوه بر ترکیب‌های مشابه، نسخه یک‌ترابایتی با ۱۶ گیگابایت رم دارد. این گزینه برای پروژه‌های حجیم و چند وظیفگی سنگین جذاب‌تر است، ولی اگر فقط فضای بیشتری برای ویدیو و فایل می‌خواهید، هر دو از microSD تا دو ترابایت پشتیبانی می‌کنند. البته کارت حافظه جای رم را نمی‌گیرد و نباید سرعت آن را معادل حافظه داخلی فرض کرد.

همچنین محفظه بخار سه‌بعدی به اولترا محدود نیست و پلاس هم به این راهکار خنک سازی مجهز شده است.

در کارهایی مثل مرور وب، یادداشت‌برداری، جابه‌جایی بین برنامه‌ها و باز کردن چند پنجره، مسئله اصلی این خانواده کمبود توان خام نیست. چالش زمانی جدی‌تر می‌شود که یک برنامه اندرویدی با صفحه بزرگ، کیبورد یا شیوه کار شما خوب کنار نیاید. پردازنده سریع‌تر نمی‌تواند به‌تنهایی برنامه‌ای را که برای گوشی طراحی شده، به نرم‌افزار حرفه‌ای دسکتاپ تبدیل کند.

بنچمارک و بازی؛ اعداد مفید، با چند شرط مهم

هر دو دستگاه، توان اجرای بازی‌های سنگین را دارند، اما نمایشگر ۱۲۰ هرتزی تضمین نمی‌کند همه بازی‌ها با ۱۲۰ فریم اجرا شوند. محدودیت خود بازی و پروفایل پشتیبانی دستگاه هم دخیل است.

از نظر ارگونومی بازی، پلاس انتخاب آسان‌تری برای کنترل لمسی است. اولترا برای بازی با کنترلر و قرار گرفتن روی پایه جذاب‌تر می‌شود. نگه داشتن یک صفحه ۱۴٫۶ اینچی و رساندن انگشت‌ها به کنترل‌ها، خودش گاهی مرحله مخفی بازی است!

رابط کاربری و DeX؛ نزدیک شدن به لپ‌تاپ، بدون تبدیل شدن به ویندوز

هر دو تبلت با اندروید ۱۷ و One UI 9 عرضه می‌شوند و سامسونگ برایشان پشتیبانی طولانی‌مدت، شامل هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل و هفت سال به‌روزرسانی امنیتی، در نظر گرفته است. برای دستگاهی با این قیمت، طول عمر نرم‌افزاری بخشی از ارزش خرید است، نه صرفاً یک عدد تبلیغاتی.

در حالت تبلت می‌توانید سه برنامه را هم‌زمان کنار هم داشته باشید و اندازه پنجره‌ها را تغییر دهید. مرورگر، Samsung Notes  و یک ویدیوی آموزشی ترکیب ساده‌ای است که نشان می‌دهد صفحه بزرگ چه زمانی از یک تجمل به ابزار کار تبدیل می‌شود.

اینجا تفاوت اولترا روشن‌تر است. سه پنجره روی پلاس قابل استفاده‌اند؛ روی اولترا فضای بیشتری برای محتوای هرکدام باقی می‌ماند. در طراحی، جدول‌های عریض و کار هم‌زمان با متن و تصویر، این اختلاف از تفاوت چند درصدی بنچمارک مهم‌تر می‌شود.

DeX رابط را به محیطی با پنجره‌های قابل ‌تغییر اندازه، نوار وظیفه و کار با ماوس و کیبورد نزدیک می‌کند. می‌توانید روی خود تبلت کار کنید یا از نمایشگر خارجی کمک بگیرید. برای نوشتن، مدیریت ایمیل، کارهای تحت وب و جابه‌جایی فایل‌ها، چنین محیطی بسیار کاربردی‌تر از بزرگ کردن ساده رابط گوشی است.

با این حال، من جایگزین لپ‌تاپ بودن را یک ویژگی صفر و یکی نمی‌دانم. اگر ابزار اصلی شما مرورگر، اسناد و برنامه‌های سازگار اندرویدی باشند، این تبلت‌ها می‌توانند بخش زیادی از کار را انجام دهند. اگر به برنامه خاص ویندوز، افزونه حرفه‌ای یا گردش کار تخصصی وابسته‌اید، ظاهر دسکتاپ تضمین سازگاری نیست. پنجره داشتن، نرم‌افزار را ویندوزی نمی‌کند!

S Pen؛ از مهم‌ترین دلایل خرید، بدون هزینه جداگانه

قلم همراه هر دو مدل است و تجربه نوشتن و طراحی، از نقاط مشترک مثبت در بررسی‌های مبنا محسوب می‌شود. تشخیص فشار، زاویه قلم و کنار گذاشتن تماس ناخواسته کف دست، ابزارهایی هستند که به آن نقش واقعی می‌دهند؛ به‌خصوص برای یادداشت روی PDF، طراحی و علامت‌گذاری اسناد.

S Pen این نسل بلوتوث ندارد. برای نوشتن نیازی به شارژ دوره‌ای قلم نیست و چسباندن آن به بدنه را نباید با شارژ قلم‌های بلوتوثی نسل‌های قبل اشتباه گرفت. در مقابل، نباید انتظار تمام کنترل‌های از راه دور و ژست‌های وابسته به بلوتوث گذشته را داشت.

اتصال مغناطیسی برای کنار گذاشتن قلم بین کارها راحت است؛ برای حمل داخل کیف بهتر است به محافظت از آن بیشتر توجه کنید. قلمی که روی میز خوب سر جایش می‌ماند، ممکن است هنگام برخورد با وسایل کیف جدا شود. آهن‌ربا جای محفظه محافظ را نمی‌گیرد.

پلاس برای یادداشت‌برداری در رفت‌وآمد و استفاده روی پا منطقی‌تر است. اولترا در نقش بوم طراحی روی میز، فضای بیشتری برای خود تصویر و پنل ابزارها دارد. انتخاب در اینجا باید از شیوه کار شروع شود: بوم بزرگ‌تر برای همه، ابزار بهتر نیست.

هوش مصنوعی؛ کدام قابلیت واقعا به کار می‌آید؟

Galaxy AI در این نسل هم حضور پررنگی دارد: خلاصه‌سازی یادداشت‌ها، کمک به نوشتن، جست‌وجوی تصویری، پیشنهادهای زمینه‌ای و تولید تصویر از طرح اولیه، بخشی از ماجرا هستند. دسترسی به دستیارهایی مثل جمنای نیز در کار با صفحه بزرگ و چند پنجره، راحت‌تر می‌شود.

برای من، قابلیت ارزشمند چیزی است که چند مرحله از کار واقعی را کم کند. پیدا کردن یک موضوع با Circle to Search یا تهیه خلاصه اولیه از یک یادداشت طولانی می‌تواند مفید باشد. تولید یک تصویر بامزه هم سرگرم‌کننده است، اما به‌تنهایی دلیل پرداخت چنین مبلغی نیست.

Creative Studio و ابزارهای طراحی هوشمند می‌توانند از یک طرح ساده خروجی کامل‌تری بسازند. نتیجه را باید به چشم پیشنهاد و نقطه شروع دید؛ هوش مصنوعی گاهی مفهوم کلی را می‌فهمد و در جزئیاتی که برای شما مهم‌اند، راه خودش را می‌رود.

برای مخاطب فارسی‌زبان، دسترسی به یک قابلیت را نباید با پشتیبانی کامل از فارسی یکی دانست. زبان، منطقه حساب، اینترنت و نوع اشتراک روی امکانات اثر می‌گذارند. به‌خصوص در کاربرد خبری، خلاصه یا ترجمه تولیدشده باید بازخوانی شود؛ سرعت بیشتر، مسئولیت بررسی عدد و نام را حذف نمی‌کند.

دوربین؛ اولترا یک لنز بیشتر دارد، نه هویت یک گوشی دوربین محور

هر دو مدل دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی دارند و اولترا یک دوربین اولتراواید ۸ مگاپیکسلی هم اضافه می‌کند. دوربین جلوی هر دو، اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی است. بنابراین تفاوت دوربین پشت نباید به این تصور منجر شود که پلاس برای تماس تصویری الزاما ضعیف‌تر است.

کاربرد اصلی این دوربین‌ها از نگاه من اسکن سند، ثبت تخته، فرستادن تصویر یک وسیله و تماس تصویری است. برای چنین استفاده‌هایی، دسترسی سریع به عکس و امکان نوشتن روی آن با قلم اهمیت زیادی دارد. کسی که تبلت را برای بازدید پروژه یا ارایه طرح استفاده می‌کند، احتمالا بیشتر از کاربری که فقط فیلم می‌بیند، از دوربین بهره خواهد برد.

اولتراواید اولترا می‌تواند برای ثبت فضای یک اتاق یا محیط کاری محدود مفید باشد. اما اگر این نیاز در برنامه شما جایی ندارد، یک دوربین اضافه به‌تنهایی دلیل قانع‌کننده‌ای برای خرید مدل بزرگ‌تر نیست.

کیفیت دوربین اصلی برای ثبت روزمره و کارهای ساده روزمره، مناسب است. دوربین جلو نیز میدان دید بازی دارد و ضبط 4K با ۳۰ فریم بر ثانیه هم امکان پذیر است. برای قضاوت درباره جزئیات، رنگ پوست و نور کم، عکس و ویدیوی اختصاصی هر دستگاه اهمیت بیشتری از یکسان بودن عدد مگاپیکسل دارد.

ارتباطات و امنیت؛ اختلاف‌ها به اندازه نمایشگر محدود نیستند

اولترا از Wi-Fi 7 استفاده می‌کند و پلاس Wi-Fi 6E دارد. این اختلاف روی شبکه سازگار و در شرایط مناسب معنا پیدا می‌کند؛ نام استاندارد به‌تنهایی اینترنت خانه را سریع‌تر نمی‌کند. هر دو نیز بلوتوث ۶ دارند.

نسخه‌های 5G برای هر دو مدل عرضه می‌شوند. بنابراین هنگام خرید، شماره مدل و نسخه ارتباطی را بررسی کنید؛ مخصوصا اگر دستگاه از بازاری دیگر وارد شده باشد. در بازار ایران نیز هزینه نهایی، وضعیت خدمات و شرایط فعال‌سازی نسخه سیم‌کارت‌خور باید برای همان دستگاه روشن باشد، نه اینکه از روی مشخصات مدل وای‌فای نتیجه‌گیری شود.

حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر و تشخیص چهره برای باز کردن قفل در دسترس‌اند. حسگر اپتیکال را نباید با نمونه اولتراسونیک یکی دانست و از تشخیص چهره مبتنی بر دوربین هم انتظار سامانه سه‌بعدی اختصاصی نداشت. وجود هر دو روش، دست‌کم انتخاب بیشتری برای شرایط مختلف استفاده می‌دهد.

باتری و شارژ؛ از چند روز استفاده سبک تا یک روز کاری سنگین

پلاس باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد و اولترا از ظرفیت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت استفاده می‌کند. افزایش ظرفیت اولترا بخشی از نیاز نمایشگر بزرگ‌ترش را پوشش می‌دهد؛ بنابراین نباید صرفا با دیدن عدد بزرگ‌تر، شارژدهی بسیار بهتر را نتیجه گرفت.

سامسونگ برای پلاس تا ۲۱ ساعت و برای اولترا تا ۲۳ ساعت پخش ویدیو اعلام کرده است. این اعداد مربوط به شرایط ایده‌آل هستند و با اجرای هم‌زمان چند برنامه، روشنایی بالا، بازی و اتصال سیم‌کارت قابل جایگزینی نیستند.

در بررسی که روی اولترا با استفاده سنگین همچون اجرای هم‌زمان چند برنامه با روشنایی بالای نمایشگر داشتم، حدود هفت ساعت دوام آورد. همان بررسی برای پخش آنلاین ویدیو با روشنایی و صدای بالا، حدود ۱۶ ساعت دوام داشت که برای یک نمایشگر با چنین ابعادی، قابل قبول است.

برای پلاس فرصت بررسی متناسب را نداشم اما از آنجایی که خود سامسونگ در حدود ۱۰ درصد توان باتری آن را پایین‌تر اعلام کرده، پس باید با کمی کاهش در اعداد اولتر، به نتایج نسخه پلاس هم برسیم.

شارژ ۴۵ واتی؛ کافی، اما هیجان‌انگیز نیست

هر دو مدل شارژ سیمی ۴۵ وات دارند با این حساب برای شارژ کامل چنین باتری‌های پر ظرفیتی، در حدود یک ساعت و نیم زمان لازم است. ای‌کاش سامسونگ عدد سرعت شارژ را برای این محصولات گران قیمت خودش کمی بالاتر می‌گرفت تا در کم‌تر از یک ساعت، عدد ۱۰۰ را در جلوی چشمانم می‌دیدم.

البته از نگاه من، شارژ این خانواده نقطه ضعف بحرانی نیست، اما در تبلتی با این بها، مزیت رقابتی بزرگی هم محسوب نمی‌شود. برنامه‌ریزی برای شارژ بین دو جلسه کاری منطقی‌تر از امید بستن به چند دقیقه اتصال قبل از خروج از خانه است.

ارزش خرید؛ پلاس انتخاب پیش‌فرض من است، مگر اینکه اولترا را واقعا لازم داشته باشید

در زمان عرضه، قیمت پایه بازار آمریکا برای پلاس حدود ۱۲۰۰ دلار و برای اولترا حدود ۱۴۰۰ دلار است. این اعداد، قیمت نهایی ایران نیستند و هزینه لوازم جانبی را هم شامل نمی‌شوند. تبدیل ساده دلار به تومان، بدون دانستن موجودی، نسخه حافظه، خدمات فروشنده و هزینه تهیه دستگاه، برآورد قابل‌اتکایی از قیمت خرید نمی‌سازد.

با این سطح قیمت، مقایسه فقط میان دو تبلت سامسونگ نیست. یک لپ‌تاپ مناسب هم وارد فهرست گزینه‌ها می‌شود. به همین دلیل، قبل از انتخاب بهتر است مشخص کنید دقیقا برای چه چیزی پول می‌دهید: قلم و نمایشگر لمسی بزرگ، آزادی استفاده بدون کیبورد، یا اجرای نرم‌افزارهای کامپیوتری؟ پاسخ سوم معمولا شما را دوباره به سمت لپ‌تاپ می‌برد.

ترجیح من برای بیشتر کاربران، پلاس است. همان تراشه، امکانات اصلی قلم، تجربه نرم‌افزاری و نمایشگر باکیفیت را در بدنه‌ای سبک‌تر می‌گیرید. برای دانشجو، مطالعه، تماشای فیلم، تولید محتوای سبک و کارهای روزانه، این تعادل ارزش بیشتری از پسوند اولترا دارد.

اولترا برای کسی جذاب‌تر است که از فضای اضافه استفاده مشخصی دارد: طراحی روی میز، چند پنجره هم‌زمان، مرور اسناد بزرگ، تدوین با فضای بیشتر برای تایم‌لاین یا کار طولانی با کیبورد. نسخه ۱۶ گیگابایتی، حافظه یک‌ترابایتی و Wi-Fi 7 نیز می‌توانند برای بعضی کاربران مهم باشند، اما همه به آن‌ها نیاز ندارند.

 ارتقا از نسل قبل: پاسخ برای پلاس و اولترا یکی نیست

اگر Tab S11 Ultra دارید، نسل تازه دلیل فوری و پررنگی برای تعویض ایجاد نمی‌کند. ارتقای پردازنده و خنک‌سازی مهم است، اما اندازه، ایده کلی دستگاه و بخش بزرگی از تجربه روزانه کاملا مشابه باقی مانده‌اند. اگر تبلت فعلی در کارتان محدودیت ایجاد نمی‌کند، جدید بودن نام محصول به‌تنهایی ارزش پرداخت مابه‌التفاوت را ندارد.

برای دارندگان Tab S10+، داستان جذاب‌تر است (در نسخه تب S11 ورژن پلاس نداشتیم)، S12+، نمایشگر کمی بزرگ‌تر، سخت‌افزار جدیدتر و باتری پرظرفیت‌تری دارد. در مقابل، حذف دوربین اولترا واید عقب و بلوتوث قلم هم باید دیده شود. نسل جدید همیشه به معنای حفظ همه امکانات قبلی و اضافه شدن چند مورد تازه نیست!

خرید نسل گذشته با تخفیف هم می‌تواند انتخاب بهتری باشد، به‌خصوص اگر اختلاف قیمت واقعی زیاد باشد. فقط هزینه لوازم جانبی سازگار، وضعیت باتری دستگاه و مدت باقی‌مانده پشتیبانی را هم وارد مقایسه کنید. ارزان‌تر خریدن زمانی ارزش دارد که برای جبرانش چند هزینه تازه ایجاد نشود.

نقاط قوت

  • نمایشگرهای بزرگ AMOLED با وضوح بالا و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز
  • تراشه پرچم‌دار مشترک و توان مناسب برای چندوظیفگی و بازی
  • قلم S Pen داخل جعبه، بدون نیاز به شارژ برای نوشتن
  • امکانات چندپنجره‌ای، DeX و پشتیبانی نرم‌افزاری طولانی
  • بدنه باریک فلزی، مقاومت IP68 و بلندگوهای چهارگانه
  • پشتیبانی از کارت حافظه و انتخاب میان دو اندازه با امکانات اصلی نزدیک

نقاط ضعف و محدودیت‌ها

  • قیمت بالا، به‌خصوص پس از اضافه شدن کیبورد و شارژر
  • ابعاد و وزن اولترا برای استفاده طولانی در دست
  • حذف قابلیت‌های بلوتوثی قلم و حذف دوربین اولتراواید از پلاس
  • شارژ ۴۵ واتی بدون آداپتور داخل جعبه

جمع‌بندی آی‌تی‌رسان: بزرگ‌تر بودن وقتی ارزش دارد که کار بیشتری انجام دهید

گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا دو محصول کاملا متفاوت نیستند؛ دو اندازه از یک ایده‌اند. سامسونگ می‌خواهد نمایشگر، قلم و محیط چندوظیفه‌ای را در وسیله‌ای جمع کند که هم برای سرگرمی جذاب باشد و هم بخشی از کار روزانه را انجام دهد. بخش مهمی از این وعده به کیفیت برنامه‌هایی وابسته است که استفاده می‌کنید، نه فقط به قدرت تراشه.

برای من، پلاس انتخاب متعادل‌تر این خانواده است. امکانات اصلی را نگه می‌دارد و در حمل، نگه داشتن و استفاده روزانه مصالحه کمتری می‌طلبد. اولترا زمانی ارزش هزینه بیشتر را دارد که صفحه بزرگش به بخشی از کار شما تبدیل شود، نه اینکه فقط هنگام باز کردن جعبه چشمگیر باشد.

اگر برنامه‌های موردنیازتان با اندروید سازگارند و قلم و نمایشگر لمسی در کارتان نقش دارند، هر دو می‌توانند ابزارهای جدی باشند. اگر فقط می‌خواهید فیلم ببینید، گزینه‌های ارزان‌تر را هم باید در نظر بگیرید؛ و اگر از تبلت انتظار اجرای همه کارهای یک کامپیوتر حرفه‌ای را دارید، خرید کیبورد قرار نیست این فاصله را به‌تنهایی پُر کند.

حکم نهایی من ساده است: پلاس برای بیشتر کاربران، اولترا برای نیاز مشخص به فضای بیشتر. قبل از پرداخت پول یک میز کار همراه، مطمئن شوید واقعا قرار است روی آن کار کنید!

نوشته بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟

بعضی تبلت‌ها را می‌خرید تا کمتر سراغ لپ‌تاپ بروید؛ بعضی دیگر آن‌قدر بزرگ و گران شده‌اند که خود لپ‌تاپ هم حق دارد بپرسد: «پس مشکل شما با من چه بود؟» گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا، جایی میان این دو تعریف قرار می‌گیرند. نمایشگرهای بزرگ AMOLED، قلم داخل جعبه، تراشه پرچم‌دار و محیط دسکتاپ سامسونگ، ابزارهای زیادی برای کار و سرگرمی در اختیارتان می‌گذارند. سؤال این است که از کدامشان واقعا استفاده خواهید کرد.

هر دو تبلت را برای بررسی در اختیار دارم و ترجیح دادم به‌جای دو مقاله با بخش‌های تکراری، آن‌ها را کنار هم بررسی کنم. دلیلش ساده است: پلاس، نسخه ضعیف و کم‌امکانات اولترا نیست. بخش بزرگی از سخت‌افزار و تجربه نرم‌افزاری مشترک است و انتخاب نهایی بیشتر به ابعاد، شیوه استفاده و هزینه‌ای برمی‌گردد که حاضر هستید برای فضای کار بزرگ‌تر بپردازید.

از نگاه من، جذاب‌ترین پرسش این بررسی همین است: آیا نمایشگر غول‌آسای اولترا کارتان را بهتر می‌کند، یا فقط حمل تبلت را به برنامه تمرینی روزانه اضافه خواهد کرد؟

مشخصات گلکسی تب S12 پلاس و اولترا در یک نگاه

مشخصه Galaxy Tab S12+ Galaxy Tab S12 Ultra
نمایشگر ۱۲٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X ۱۴٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X
وضوح ۲۸۰۰ × ۱۷۵۲ پیکسل ۲۹۶۰ × ۱۸۴۸ پیکسل
نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز تا ۱۲۰ هرتز
روشنایی رسمی اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت
ضخامت ۵٫۳ میلی‌متر ۵٫۱ میلی‌متر
وزن Wi-Fi / 5G ۵۵۳ / ۵۵۵ گرم ۶۹۲ / ۶۹۵ گرم
تراشه مدیاتک Dimensity 9500 مدیاتک Dimensity 9500
رم ۱۲ گیگابایت ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت
حافظه داخلی ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایت ۲۵۶، ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت
کارت حافظه microSD تا ۲ ترابایت microSD تا ۲ ترابایت
دوربین پشت اصلی ۱۳ مگاپیکسلی اصلی ۱۳ و اولتراواید ۸ مگاپیکسلی
دوربین جلو اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی
باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت
شارژ سیمی ۴۵ وات ۴۵ وات
وای‌فای Wi-Fi 6E Wi-Fi 7
نرم‌افزار اولیه اندروید ۱۷ و One UI 9 اندروید ۱۷ و One UI 9
قلم و مقاومت S Pen داخل جعبه، IP68 S Pen داخل جعبه، IP68

طراحی و کیفیت ساخت؛ نازک بودن با کوچک بودن فرق دارد

سامسونگ در طراحی این نسل دنبال غافلگیر کردن نبوده است. بدنه فلزی با ساختار Armor Aluminum، سطوح ساده، رنگ‌های خاکستری و نقره‌ای و حاشیه‌های باریک، همان زبان آشنای تبلت‌های گران‌قیمت این شرکت را ادامه می‌دهند. ظاهرشان حرفه‌ای و مرتب است؛ فقط انتظار نداشته باشید انتخاب رنگ، هیجان خرید یک جعبه مدادرنگی را داشته باشد!

ضخامت هر دو دستگاه چشمگیر است. پلاس با ۵٫۳ میلی‌متر و اولترا با ۵٫۱ میلی‌متر، برای محصولی با این اندازه بسیار باریک‌اند. بااین‌حال، مهم‌ترین عدد برای استفاده روزانه ضخامت نیست؛ وزن و سطحی است که باید در دست نگه دارید.

پلاس در نسخه وای‌فای ۵۵۳ گرم وزن دارد و اولترا به ۶۹۲ گرم می‌رسد. اختلاف ۱۳۹ گرمی، همراه با ابعاد بزرگ‌تر اولترا، هنگام مطالعه در دست، نوشتن بدون میز یا استفاده در مسیر اهمیت پیدا می‌کند. باریکی بدنه قرار نیست اثر اهرمی چنین صفحه بزرگی را خنثی کند.

برای همین، من پلاس را انتخاب متعادل‌تری برای کسی می‌دانم که هنوز از تبلت انتظار «در دست گرفتن» دارد. اولترا بیشتر زمانی معنا پیدا می‌کند که روی میز، پایه یا کیبورد قرار بگیرد. در چنین وضعیتی، همان ابعادی که هنگام حمل آزاردهنده بود، به فضای مفید برای کار تبدیل می‌شود.

حاشیه‌های اولترا باریک‌ترند و دوربین جلو در بریدگی کوچک لبه بلند نمایشگر جا گرفته است. پلاس دوربین را در حاشیه جا می‌دهد و بریدگی مشابهی ندارد. این تفاوت، بیشتر سلیقه‌ای است؛ ضمن اینکه حاشیه تبلت کاملا بی‌فایده نیست و جایی برای قرار گرفتن انگشت‌ها باقی می‌گذارد.

هر دو مدل گواهی IP68 دارند. این ویژگی برای وسیله‌ای که ممکن است روی میز کافه، کنار بطری آب یا در فضای بیرون استفاده شود، امتیاز قابل توجهی است. البته مقاومت آزمایشگاهی در آب شیرین را نباید به مجوز استفاده در استخر و دریا تبدیل کرد. تبلت گران قیمت را لازم نیست برای اثبات مشخصاتش وارد کلاس شنا کنیم!

محتویات جعبه: قلم حاضر است، شارژر مرخصی رفته!

داخل بسته‌بندی، علاوه بر تبلت، S Pen و کابل USB-C به USB-C قرار دارند. آداپتور شارژ همراه محصول نیست؛ کیبورد و کاور هم خریدهای جداگانه‌اند.

وجود قلم از همان ابتدا ارزش عملی دارد. برای یادداشت‌برداری و طراحی مجبور نیستید بعد از خرید تبلت، تازه سراغ وسیله‌ای بروید که بخش مهمی از کاربردش به آن وابسته است. اما درباره هزینه نهایی باید واقع‌بین بود: اگر قرار است تبلت روی میز نقش لپ‌تاپ را بازی کند، بودجه پایه، کیبورد و شارژر مناسب را هم باید برای آن کنار بگذارید.

نمایشگر؛ جایی که اختلاف اندازه واقعا دیده می‌شود

سامسونگ در هر دو مدل از Dynamic AMOLED 2X با نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز استفاده کرده است. تفاوت مهم، ۱۲٫۶ اینچ در برابر ۱۴٫۶ اینچ است؛ نه برخورداری یکی از نمایشگر خوب و دیگری از نمونه معمولی.

پلاس نسبت به +Tab S10 از صفحه ۱۲٫۴ اینچی به ۱۲٫۶ اینچ رسیده است. اولترا همان اندازه آشنای ۱۴٫۶ اینچی را نگه می‌دارد؛ ابعادی که برای فیلم، طراحی و نمایش هم‌زمان چند برنامه جذاب است، اما روی میز کوچک یا در حالت عمودی به‌سادگی جا نمی‌شود.

مشکی عمیق پنل AMOLED، کنتراست بالا و حرکت روان رابط کاربری از دلایل اصلی جذابیت این خانواده‌اند. نسبت تصویر نزدیک به ۱۶:۱۰ هم برای فیلم و کار افقی مناسب است. البته هیچ نسبتی برای همه محتواها کامل نیست: همان صفحه کشیده‌ای که برای ویدیو لذت‌بخش است، ممکن است برای خواندن بعضی صفحات مجله یا اسناد عمودی به اندازه یک نمایشگر مربعی‌تر راحت نباشد.

وضوح بیشتر اولترا هم لزوما به معنی تراکم پیکسلی بالاتر نیست. پلاس پیکسل‌هایش را روی سطح کوچک‌تری پخش می‌کند؛ بنابراین نباید از نام Ultra نتیجه گرفت که نوشته‌ها حتما روی آن شارپ‌تر هستند. مزیت واقعی اولترا، فضای بیشتر برای دیدن و کار کردن است.

روشنایی ۱۶۰۰ نیتی دقیقا چه معنایی دارد؟

سامسونگ برای هر دو مدل اوج روشنایی ۱۶۰۰ نیت و روشنایی ۱۰۰۰ نیتی در حالت HBM اعلام کرده است. عدد اوج را نباید با روشنایی ثابت تمام صفحه هنگام خواندن یک سند سفید یکی دانست. نوع محتوا، سطح روشن تصویر، تنظیمات و نور محیط روی نتیجه اثر می‌گذارند.

برای من، در این بخش خوانایی و بازتاب نور مهم‌تر از مسابقه عددهاست. کنار پنجره یا زیر چراغ سقفی، انعکاس می‌تواند بخشی از مزیت روشنایی را از بین ببرد. در زیر نور شدید، بازتاب نمایشگر نسبتا زیاد است اما روشنایی آن در حدی است که کار را مختل نکند، ولی روی کیفیت و خوانایی تاثیر خواهد داشت.

صدا؛ چهار بلندگو که فقط برای پُر کردن جدول نیستند

هر دو تبلت چهار بلندگو دارند و در بررسی که کردم، وضوح گفت‌وگوها، حجم صدا و جداسازی کانال‌ها جزو نقاط قوت مشترک هر دو هستند. برای تماشای فیلم، کلاس آنلاین و پخش محتوای آموزشی، این بخش مکمل مهمی برای نمایشگر است.

صدای یک تبلت باریک قرار نیست بیس عمیق یک مجموعه صوتی بزرگ را تولید کند. اما اگر گفت‌وگوها واضح باشند و موسیقی و افکت‌ها روی هم تلنبار نشوند، لازم نیست برای هر ویدیو سراغ هدفون بروید.

من برای خرید اولترا صرفا به امید صدای بسیار بهتر، دلیل محکمی نمی‌بینم. مزیت اصلی آن همچنان اندازه تصویر است؛ پلاس از نظر امکانات صوتی در رده‌ای پایین‌تر رها نشده است.

سخت‌افزار؛ اولترا پول بیشتری می‌گیرد، اما تراشه متفاوتی ندارد

هر دو مدل از Dimensity 9500 مدیاتک با فرایند ساخت سه‌نانومتری استفاده می‌کنند. این نکته برای انتخاب میانشان مهم است: با رفتن از پلاس به اولترا، وارد یک کلاس پردازشی کاملا متفاوت نمی‌شوید.

پلاس با ۱۲ گیگابایت رم و حافظه ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایتی عرضه می‌شود. اولترا علاوه بر ترکیب‌های مشابه، نسخه یک‌ترابایتی با ۱۶ گیگابایت رم دارد. این گزینه برای پروژه‌های حجیم و چند وظیفگی سنگین جذاب‌تر است، ولی اگر فقط فضای بیشتری برای ویدیو و فایل می‌خواهید، هر دو از microSD تا دو ترابایت پشتیبانی می‌کنند. البته کارت حافظه جای رم را نمی‌گیرد و نباید سرعت آن را معادل حافظه داخلی فرض کرد.

همچنین محفظه بخار سه‌بعدی به اولترا محدود نیست و پلاس هم به این راهکار خنک سازی مجهز شده است.

در کارهایی مثل مرور وب، یادداشت‌برداری، جابه‌جایی بین برنامه‌ها و باز کردن چند پنجره، مسئله اصلی این خانواده کمبود توان خام نیست. چالش زمانی جدی‌تر می‌شود که یک برنامه اندرویدی با صفحه بزرگ، کیبورد یا شیوه کار شما خوب کنار نیاید. پردازنده سریع‌تر نمی‌تواند به‌تنهایی برنامه‌ای را که برای گوشی طراحی شده، به نرم‌افزار حرفه‌ای دسکتاپ تبدیل کند.

بنچمارک و بازی؛ اعداد مفید، با چند شرط مهم

هر دو دستگاه، توان اجرای بازی‌های سنگین را دارند، اما نمایشگر ۱۲۰ هرتزی تضمین نمی‌کند همه بازی‌ها با ۱۲۰ فریم اجرا شوند. محدودیت خود بازی و پروفایل پشتیبانی دستگاه هم دخیل است.

از نظر ارگونومی بازی، پلاس انتخاب آسان‌تری برای کنترل لمسی است. اولترا برای بازی با کنترلر و قرار گرفتن روی پایه جذاب‌تر می‌شود. نگه داشتن یک صفحه ۱۴٫۶ اینچی و رساندن انگشت‌ها به کنترل‌ها، خودش گاهی مرحله مخفی بازی است!

رابط کاربری و DeX؛ نزدیک شدن به لپ‌تاپ، بدون تبدیل شدن به ویندوز

هر دو تبلت با اندروید ۱۷ و One UI 9 عرضه می‌شوند و سامسونگ برایشان پشتیبانی طولانی‌مدت، شامل هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل و هفت سال به‌روزرسانی امنیتی، در نظر گرفته است. برای دستگاهی با این قیمت، طول عمر نرم‌افزاری بخشی از ارزش خرید است، نه صرفاً یک عدد تبلیغاتی.

در حالت تبلت می‌توانید سه برنامه را هم‌زمان کنار هم داشته باشید و اندازه پنجره‌ها را تغییر دهید. مرورگر، Samsung Notes  و یک ویدیوی آموزشی ترکیب ساده‌ای است که نشان می‌دهد صفحه بزرگ چه زمانی از یک تجمل به ابزار کار تبدیل می‌شود.

اینجا تفاوت اولترا روشن‌تر است. سه پنجره روی پلاس قابل استفاده‌اند؛ روی اولترا فضای بیشتری برای محتوای هرکدام باقی می‌ماند. در طراحی، جدول‌های عریض و کار هم‌زمان با متن و تصویر، این اختلاف از تفاوت چند درصدی بنچمارک مهم‌تر می‌شود.

DeX رابط را به محیطی با پنجره‌های قابل ‌تغییر اندازه، نوار وظیفه و کار با ماوس و کیبورد نزدیک می‌کند. می‌توانید روی خود تبلت کار کنید یا از نمایشگر خارجی کمک بگیرید. برای نوشتن، مدیریت ایمیل، کارهای تحت وب و جابه‌جایی فایل‌ها، چنین محیطی بسیار کاربردی‌تر از بزرگ کردن ساده رابط گوشی است.

با این حال، من جایگزین لپ‌تاپ بودن را یک ویژگی صفر و یکی نمی‌دانم. اگر ابزار اصلی شما مرورگر، اسناد و برنامه‌های سازگار اندرویدی باشند، این تبلت‌ها می‌توانند بخش زیادی از کار را انجام دهند. اگر به برنامه خاص ویندوز، افزونه حرفه‌ای یا گردش کار تخصصی وابسته‌اید، ظاهر دسکتاپ تضمین سازگاری نیست. پنجره داشتن، نرم‌افزار را ویندوزی نمی‌کند!

S Pen؛ از مهم‌ترین دلایل خرید، بدون هزینه جداگانه

قلم همراه هر دو مدل است و تجربه نوشتن و طراحی، از نقاط مشترک مثبت در بررسی‌های مبنا محسوب می‌شود. تشخیص فشار، زاویه قلم و کنار گذاشتن تماس ناخواسته کف دست، ابزارهایی هستند که به آن نقش واقعی می‌دهند؛ به‌خصوص برای یادداشت روی PDF، طراحی و علامت‌گذاری اسناد.

S Pen این نسل بلوتوث ندارد. برای نوشتن نیازی به شارژ دوره‌ای قلم نیست و چسباندن آن به بدنه را نباید با شارژ قلم‌های بلوتوثی نسل‌های قبل اشتباه گرفت. در مقابل، نباید انتظار تمام کنترل‌های از راه دور و ژست‌های وابسته به بلوتوث گذشته را داشت.

اتصال مغناطیسی برای کنار گذاشتن قلم بین کارها راحت است؛ برای حمل داخل کیف بهتر است به محافظت از آن بیشتر توجه کنید. قلمی که روی میز خوب سر جایش می‌ماند، ممکن است هنگام برخورد با وسایل کیف جدا شود. آهن‌ربا جای محفظه محافظ را نمی‌گیرد.

پلاس برای یادداشت‌برداری در رفت‌وآمد و استفاده روی پا منطقی‌تر است. اولترا در نقش بوم طراحی روی میز، فضای بیشتری برای خود تصویر و پنل ابزارها دارد. انتخاب در اینجا باید از شیوه کار شروع شود: بوم بزرگ‌تر برای همه، ابزار بهتر نیست.

هوش مصنوعی؛ کدام قابلیت واقعا به کار می‌آید؟

Galaxy AI در این نسل هم حضور پررنگی دارد: خلاصه‌سازی یادداشت‌ها، کمک به نوشتن، جست‌وجوی تصویری، پیشنهادهای زمینه‌ای و تولید تصویر از طرح اولیه، بخشی از ماجرا هستند. دسترسی به دستیارهایی مثل جمنای نیز در کار با صفحه بزرگ و چند پنجره، راحت‌تر می‌شود.

برای من، قابلیت ارزشمند چیزی است که چند مرحله از کار واقعی را کم کند. پیدا کردن یک موضوع با Circle to Search یا تهیه خلاصه اولیه از یک یادداشت طولانی می‌تواند مفید باشد. تولید یک تصویر بامزه هم سرگرم‌کننده است، اما به‌تنهایی دلیل پرداخت چنین مبلغی نیست.

Creative Studio و ابزارهای طراحی هوشمند می‌توانند از یک طرح ساده خروجی کامل‌تری بسازند. نتیجه را باید به چشم پیشنهاد و نقطه شروع دید؛ هوش مصنوعی گاهی مفهوم کلی را می‌فهمد و در جزئیاتی که برای شما مهم‌اند، راه خودش را می‌رود.

برای مخاطب فارسی‌زبان، دسترسی به یک قابلیت را نباید با پشتیبانی کامل از فارسی یکی دانست. زبان، منطقه حساب، اینترنت و نوع اشتراک روی امکانات اثر می‌گذارند. به‌خصوص در کاربرد خبری، خلاصه یا ترجمه تولیدشده باید بازخوانی شود؛ سرعت بیشتر، مسئولیت بررسی عدد و نام را حذف نمی‌کند.

دوربین؛ اولترا یک لنز بیشتر دارد، نه هویت یک گوشی دوربین محور

هر دو مدل دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی دارند و اولترا یک دوربین اولتراواید ۸ مگاپیکسلی هم اضافه می‌کند. دوربین جلوی هر دو، اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی است. بنابراین تفاوت دوربین پشت نباید به این تصور منجر شود که پلاس برای تماس تصویری الزاما ضعیف‌تر است.

کاربرد اصلی این دوربین‌ها از نگاه من اسکن سند، ثبت تخته، فرستادن تصویر یک وسیله و تماس تصویری است. برای چنین استفاده‌هایی، دسترسی سریع به عکس و امکان نوشتن روی آن با قلم اهمیت زیادی دارد. کسی که تبلت را برای بازدید پروژه یا ارایه طرح استفاده می‌کند، احتمالا بیشتر از کاربری که فقط فیلم می‌بیند، از دوربین بهره خواهد برد.

اولتراواید اولترا می‌تواند برای ثبت فضای یک اتاق یا محیط کاری محدود مفید باشد. اما اگر این نیاز در برنامه شما جایی ندارد، یک دوربین اضافه به‌تنهایی دلیل قانع‌کننده‌ای برای خرید مدل بزرگ‌تر نیست.

کیفیت دوربین اصلی برای ثبت روزمره و کارهای ساده روزمره، مناسب است. دوربین جلو نیز میدان دید بازی دارد و ضبط 4K با ۳۰ فریم بر ثانیه هم امکان پذیر است. برای قضاوت درباره جزئیات، رنگ پوست و نور کم، عکس و ویدیوی اختصاصی هر دستگاه اهمیت بیشتری از یکسان بودن عدد مگاپیکسل دارد.

ارتباطات و امنیت؛ اختلاف‌ها به اندازه نمایشگر محدود نیستند

اولترا از Wi-Fi 7 استفاده می‌کند و پلاس Wi-Fi 6E دارد. این اختلاف روی شبکه سازگار و در شرایط مناسب معنا پیدا می‌کند؛ نام استاندارد به‌تنهایی اینترنت خانه را سریع‌تر نمی‌کند. هر دو نیز بلوتوث ۶ دارند.

نسخه‌های 5G برای هر دو مدل عرضه می‌شوند. بنابراین هنگام خرید، شماره مدل و نسخه ارتباطی را بررسی کنید؛ مخصوصا اگر دستگاه از بازاری دیگر وارد شده باشد. در بازار ایران نیز هزینه نهایی، وضعیت خدمات و شرایط فعال‌سازی نسخه سیم‌کارت‌خور باید برای همان دستگاه روشن باشد، نه اینکه از روی مشخصات مدل وای‌فای نتیجه‌گیری شود.

حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر و تشخیص چهره برای باز کردن قفل در دسترس‌اند. حسگر اپتیکال را نباید با نمونه اولتراسونیک یکی دانست و از تشخیص چهره مبتنی بر دوربین هم انتظار سامانه سه‌بعدی اختصاصی نداشت. وجود هر دو روش، دست‌کم انتخاب بیشتری برای شرایط مختلف استفاده می‌دهد.

باتری و شارژ؛ از چند روز استفاده سبک تا یک روز کاری سنگین

پلاس باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد و اولترا از ظرفیت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت استفاده می‌کند. افزایش ظرفیت اولترا بخشی از نیاز نمایشگر بزرگ‌ترش را پوشش می‌دهد؛ بنابراین نباید صرفا با دیدن عدد بزرگ‌تر، شارژدهی بسیار بهتر را نتیجه گرفت.

سامسونگ برای پلاس تا ۲۱ ساعت و برای اولترا تا ۲۳ ساعت پخش ویدیو اعلام کرده است. این اعداد مربوط به شرایط ایده‌آل هستند و با اجرای هم‌زمان چند برنامه، روشنایی بالا، بازی و اتصال سیم‌کارت قابل جایگزینی نیستند.

در بررسی که روی اولترا با استفاده سنگین همچون اجرای هم‌زمان چند برنامه با روشنایی بالای نمایشگر داشتم، حدود هفت ساعت دوام آورد. همان بررسی برای پخش آنلاین ویدیو با روشنایی و صدای بالا، حدود ۱۶ ساعت دوام داشت که برای یک نمایشگر با چنین ابعادی، قابل قبول است.

برای پلاس فرصت بررسی متناسب را نداشم اما از آنجایی که خود سامسونگ در حدود ۱۰ درصد توان باتری آن را پایین‌تر اعلام کرده، پس باید با کمی کاهش در اعداد اولتر، به نتایج نسخه پلاس هم برسیم.

شارژ ۴۵ واتی؛ کافی، اما هیجان‌انگیز نیست

هر دو مدل شارژ سیمی ۴۵ وات دارند با این حساب برای شارژ کامل چنین باتری‌های پر ظرفیتی، در حدود یک ساعت و نیم زمان لازم است. ای‌کاش سامسونگ عدد سرعت شارژ را برای این محصولات گران قیمت خودش کمی بالاتر می‌گرفت تا در کم‌تر از یک ساعت، عدد ۱۰۰ را در جلوی چشمانم می‌دیدم.

البته از نگاه من، شارژ این خانواده نقطه ضعف بحرانی نیست، اما در تبلتی با این بها، مزیت رقابتی بزرگی هم محسوب نمی‌شود. برنامه‌ریزی برای شارژ بین دو جلسه کاری منطقی‌تر از امید بستن به چند دقیقه اتصال قبل از خروج از خانه است.

ارزش خرید؛ پلاس انتخاب پیش‌فرض من است، مگر اینکه اولترا را واقعا لازم داشته باشید

در زمان عرضه، قیمت پایه بازار آمریکا برای پلاس حدود ۱۲۰۰ دلار و برای اولترا حدود ۱۴۰۰ دلار است. این اعداد، قیمت نهایی ایران نیستند و هزینه لوازم جانبی را هم شامل نمی‌شوند. تبدیل ساده دلار به تومان، بدون دانستن موجودی، نسخه حافظه، خدمات فروشنده و هزینه تهیه دستگاه، برآورد قابل‌اتکایی از قیمت خرید نمی‌سازد.

با این سطح قیمت، مقایسه فقط میان دو تبلت سامسونگ نیست. یک لپ‌تاپ مناسب هم وارد فهرست گزینه‌ها می‌شود. به همین دلیل، قبل از انتخاب بهتر است مشخص کنید دقیقا برای چه چیزی پول می‌دهید: قلم و نمایشگر لمسی بزرگ، آزادی استفاده بدون کیبورد، یا اجرای نرم‌افزارهای کامپیوتری؟ پاسخ سوم معمولا شما را دوباره به سمت لپ‌تاپ می‌برد.

ترجیح من برای بیشتر کاربران، پلاس است. همان تراشه، امکانات اصلی قلم، تجربه نرم‌افزاری و نمایشگر باکیفیت را در بدنه‌ای سبک‌تر می‌گیرید. برای دانشجو، مطالعه، تماشای فیلم، تولید محتوای سبک و کارهای روزانه، این تعادل ارزش بیشتری از پسوند اولترا دارد.

اولترا برای کسی جذاب‌تر است که از فضای اضافه استفاده مشخصی دارد: طراحی روی میز، چند پنجره هم‌زمان، مرور اسناد بزرگ، تدوین با فضای بیشتر برای تایم‌لاین یا کار طولانی با کیبورد. نسخه ۱۶ گیگابایتی، حافظه یک‌ترابایتی و Wi-Fi 7 نیز می‌توانند برای بعضی کاربران مهم باشند، اما همه به آن‌ها نیاز ندارند.

 ارتقا از نسل قبل: پاسخ برای پلاس و اولترا یکی نیست

اگر Tab S11 Ultra دارید، نسل تازه دلیل فوری و پررنگی برای تعویض ایجاد نمی‌کند. ارتقای پردازنده و خنک‌سازی مهم است، اما اندازه، ایده کلی دستگاه و بخش بزرگی از تجربه روزانه کاملا مشابه باقی مانده‌اند. اگر تبلت فعلی در کارتان محدودیت ایجاد نمی‌کند، جدید بودن نام محصول به‌تنهایی ارزش پرداخت مابه‌التفاوت را ندارد.

برای دارندگان Tab S10+، داستان جذاب‌تر است (در نسخه تب S11 ورژن پلاس نداشتیم)، S12+، نمایشگر کمی بزرگ‌تر، سخت‌افزار جدیدتر و باتری پرظرفیت‌تری دارد. در مقابل، حذف دوربین اولترا واید عقب و بلوتوث قلم هم باید دیده شود. نسل جدید همیشه به معنای حفظ همه امکانات قبلی و اضافه شدن چند مورد تازه نیست!

خرید نسل گذشته با تخفیف هم می‌تواند انتخاب بهتری باشد، به‌خصوص اگر اختلاف قیمت واقعی زیاد باشد. فقط هزینه لوازم جانبی سازگار، وضعیت باتری دستگاه و مدت باقی‌مانده پشتیبانی را هم وارد مقایسه کنید. ارزان‌تر خریدن زمانی ارزش دارد که برای جبرانش چند هزینه تازه ایجاد نشود.

نقاط قوت

  • نمایشگرهای بزرگ AMOLED با وضوح بالا و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز
  • تراشه پرچم‌دار مشترک و توان مناسب برای چندوظیفگی و بازی
  • قلم S Pen داخل جعبه، بدون نیاز به شارژ برای نوشتن
  • امکانات چندپنجره‌ای، DeX و پشتیبانی نرم‌افزاری طولانی
  • بدنه باریک فلزی، مقاومت IP68 و بلندگوهای چهارگانه
  • پشتیبانی از کارت حافظه و انتخاب میان دو اندازه با امکانات اصلی نزدیک

نقاط ضعف و محدودیت‌ها

  • قیمت بالا، به‌خصوص پس از اضافه شدن کیبورد و شارژر
  • ابعاد و وزن اولترا برای استفاده طولانی در دست
  • حذف قابلیت‌های بلوتوثی قلم و حذف دوربین اولتراواید از پلاس
  • شارژ ۴۵ واتی بدون آداپتور داخل جعبه

جمع‌بندی آی‌تی‌رسان: بزرگ‌تر بودن وقتی ارزش دارد که کار بیشتری انجام دهید

گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا دو محصول کاملا متفاوت نیستند؛ دو اندازه از یک ایده‌اند. سامسونگ می‌خواهد نمایشگر، قلم و محیط چندوظیفه‌ای را در وسیله‌ای جمع کند که هم برای سرگرمی جذاب باشد و هم بخشی از کار روزانه را انجام دهد. بخش مهمی از این وعده به کیفیت برنامه‌هایی وابسته است که استفاده می‌کنید، نه فقط به قدرت تراشه.

برای من، پلاس انتخاب متعادل‌تر این خانواده است. امکانات اصلی را نگه می‌دارد و در حمل، نگه داشتن و استفاده روزانه مصالحه کمتری می‌طلبد. اولترا زمانی ارزش هزینه بیشتر را دارد که صفحه بزرگش به بخشی از کار شما تبدیل شود، نه اینکه فقط هنگام باز کردن جعبه چشمگیر باشد.

اگر برنامه‌های موردنیازتان با اندروید سازگارند و قلم و نمایشگر لمسی در کارتان نقش دارند، هر دو می‌توانند ابزارهای جدی باشند. اگر فقط می‌خواهید فیلم ببینید، گزینه‌های ارزان‌تر را هم باید در نظر بگیرید؛ و اگر از تبلت انتظار اجرای همه کارهای یک کامپیوتر حرفه‌ای را دارید، خرید کیبورد قرار نیست این فاصله را به‌تنهایی پُر کند.

حکم نهایی من ساده است: پلاس برای بیشتر کاربران، اولترا برای نیاز مشخص به فضای بیشتر. قبل از پرداخت پول یک میز کار همراه، مطمئن شوید واقعا قرار است روی آن کار کنید!

نوشته بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟

بعضی تبلت‌ها را می‌خرید تا کمتر سراغ لپ‌تاپ بروید؛ بعضی دیگر آن‌قدر بزرگ و گران شده‌اند که خود لپ‌تاپ هم حق دارد بپرسد: «پس مشکل شما با من چه بود؟» گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا، جایی میان این دو تعریف قرار می‌گیرند. نمایشگرهای بزرگ AMOLED، قلم داخل جعبه، تراشه پرچم‌دار و محیط دسکتاپ سامسونگ، ابزارهای زیادی برای کار و سرگرمی در اختیارتان می‌گذارند. سؤال این است که از کدامشان واقعا استفاده خواهید کرد.

هر دو تبلت را برای بررسی در اختیار دارم و ترجیح دادم به‌جای دو مقاله با بخش‌های تکراری، آن‌ها را کنار هم بررسی کنم. دلیلش ساده است: پلاس، نسخه ضعیف و کم‌امکانات اولترا نیست. بخش بزرگی از سخت‌افزار و تجربه نرم‌افزاری مشترک است و انتخاب نهایی بیشتر به ابعاد، شیوه استفاده و هزینه‌ای برمی‌گردد که حاضر هستید برای فضای کار بزرگ‌تر بپردازید.

از نگاه من، جذاب‌ترین پرسش این بررسی همین است: آیا نمایشگر غول‌آسای اولترا کارتان را بهتر می‌کند، یا فقط حمل تبلت را به برنامه تمرینی روزانه اضافه خواهد کرد؟

مشخصات گلکسی تب S12 پلاس و اولترا در یک نگاه

مشخصه Galaxy Tab S12+ Galaxy Tab S12 Ultra
نمایشگر ۱۲٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X ۱۴٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X
وضوح ۲۸۰۰ × ۱۷۵۲ پیکسل ۲۹۶۰ × ۱۸۴۸ پیکسل
نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز تا ۱۲۰ هرتز
روشنایی رسمی اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت
ضخامت ۵٫۳ میلی‌متر ۵٫۱ میلی‌متر
وزن Wi-Fi / 5G ۵۵۳ / ۵۵۵ گرم ۶۹۲ / ۶۹۵ گرم
تراشه مدیاتک Dimensity 9500 مدیاتک Dimensity 9500
رم ۱۲ گیگابایت ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت
حافظه داخلی ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایت ۲۵۶، ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت
کارت حافظه microSD تا ۲ ترابایت microSD تا ۲ ترابایت
دوربین پشت اصلی ۱۳ مگاپیکسلی اصلی ۱۳ و اولتراواید ۸ مگاپیکسلی
دوربین جلو اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی
باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت
شارژ سیمی ۴۵ وات ۴۵ وات
وای‌فای Wi-Fi 6E Wi-Fi 7
نرم‌افزار اولیه اندروید ۱۷ و One UI 9 اندروید ۱۷ و One UI 9
قلم و مقاومت S Pen داخل جعبه، IP68 S Pen داخل جعبه، IP68

طراحی و کیفیت ساخت؛ نازک بودن با کوچک بودن فرق دارد

سامسونگ در طراحی این نسل دنبال غافلگیر کردن نبوده است. بدنه فلزی با ساختار Armor Aluminum، سطوح ساده، رنگ‌های خاکستری و نقره‌ای و حاشیه‌های باریک، همان زبان آشنای تبلت‌های گران‌قیمت این شرکت را ادامه می‌دهند. ظاهرشان حرفه‌ای و مرتب است؛ فقط انتظار نداشته باشید انتخاب رنگ، هیجان خرید یک جعبه مدادرنگی را داشته باشد!

ضخامت هر دو دستگاه چشمگیر است. پلاس با ۵٫۳ میلی‌متر و اولترا با ۵٫۱ میلی‌متر، برای محصولی با این اندازه بسیار باریک‌اند. بااین‌حال، مهم‌ترین عدد برای استفاده روزانه ضخامت نیست؛ وزن و سطحی است که باید در دست نگه دارید.



پلاس در نسخه وای‌فای ۵۵۳ گرم وزن دارد و اولترا به ۶۹۲ گرم می‌رسد. اختلاف ۱۳۹ گرمی، همراه با ابعاد بزرگ‌تر اولترا، هنگام مطالعه در دست، نوشتن بدون میز یا استفاده در مسیر اهمیت پیدا می‌کند. باریکی بدنه قرار نیست اثر اهرمی چنین صفحه بزرگی را خنثی کند.

برای همین، من پلاس را انتخاب متعادل‌تری برای کسی می‌دانم که هنوز از تبلت انتظار «در دست گرفتن» دارد. اولترا بیشتر زمانی معنا پیدا می‌کند که روی میز، پایه یا کیبورد قرار بگیرد. در چنین وضعیتی، همان ابعادی که هنگام حمل آزاردهنده بود، به فضای مفید برای کار تبدیل می‌شود.

حاشیه‌های اولترا باریک‌ترند و دوربین جلو در بریدگی کوچک لبه بلند نمایشگر جا گرفته است. پلاس دوربین را در حاشیه جا می‌دهد و بریدگی مشابهی ندارد. این تفاوت، بیشتر سلیقه‌ای است؛ ضمن اینکه حاشیه تبلت کاملا بی‌فایده نیست و جایی برای قرار گرفتن انگشت‌ها باقی می‌گذارد.

هر دو مدل گواهی IP68 دارند. این ویژگی برای وسیله‌ای که ممکن است روی میز کافه، کنار بطری آب یا در فضای بیرون استفاده شود، امتیاز قابل توجهی است. البته مقاومت آزمایشگاهی در آب شیرین را نباید به مجوز استفاده در استخر و دریا تبدیل کرد. تبلت گران قیمت را لازم نیست برای اثبات مشخصاتش وارد کلاس شنا کنیم!

محتویات جعبه: قلم حاضر است، شارژر مرخصی رفته!

داخل بسته‌بندی، علاوه بر تبلت، S Pen و کابل USB-C به USB-C قرار دارند. آداپتور شارژ همراه محصول نیست؛ کیبورد و کاور هم خریدهای جداگانه‌اند.

وجود قلم از همان ابتدا ارزش عملی دارد. برای یادداشت‌برداری و طراحی مجبور نیستید بعد از خرید تبلت، تازه سراغ وسیله‌ای بروید که بخش مهمی از کاربردش به آن وابسته است. اما درباره هزینه نهایی باید واقع‌بین بود: اگر قرار است تبلت روی میز نقش لپ‌تاپ را بازی کند، بودجه پایه، کیبورد و شارژر مناسب را هم باید برای آن کنار بگذارید.

نمایشگر؛ جایی که اختلاف اندازه واقعا دیده می‌شود

سامسونگ در هر دو مدل از Dynamic AMOLED 2X با نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز استفاده کرده است. تفاوت مهم، ۱۲٫۶ اینچ در برابر ۱۴٫۶ اینچ است؛ نه برخورداری یکی از نمایشگر خوب و دیگری از نمونه معمولی.

پلاس نسبت به +Tab S10 از صفحه ۱۲٫۴ اینچی به ۱۲٫۶ اینچ رسیده است. اولترا همان اندازه آشنای ۱۴٫۶ اینچی را نگه می‌دارد؛ ابعادی که برای فیلم، طراحی و نمایش هم‌زمان چند برنامه جذاب است، اما روی میز کوچک یا در حالت عمودی به‌سادگی جا نمی‌شود.

مشکی عمیق پنل AMOLED، کنتراست بالا و حرکت روان رابط کاربری از دلایل اصلی جذابیت این خانواده‌اند. نسبت تصویر نزدیک به ۱۶:۱۰ هم برای فیلم و کار افقی مناسب است. البته هیچ نسبتی برای همه محتواها کامل نیست: همان صفحه کشیده‌ای که برای ویدیو لذت‌بخش است، ممکن است برای خواندن بعضی صفحات مجله یا اسناد عمودی به اندازه یک نمایشگر مربعی‌تر راحت نباشد.

وضوح بیشتر اولترا هم لزوما به معنی تراکم پیکسلی بالاتر نیست. پلاس پیکسل‌هایش را روی سطح کوچک‌تری پخش می‌کند؛ بنابراین نباید از نام Ultra نتیجه گرفت که نوشته‌ها حتما روی آن شارپ‌تر هستند. مزیت واقعی اولترا، فضای بیشتر برای دیدن و کار کردن است.

روشنایی ۱۶۰۰ نیتی دقیقا چه معنایی دارد؟

سامسونگ برای هر دو مدل اوج روشنایی ۱۶۰۰ نیت و روشنایی ۱۰۰۰ نیتی در حالت HBM اعلام کرده است. عدد اوج را نباید با روشنایی ثابت تمام صفحه هنگام خواندن یک سند سفید یکی دانست. نوع محتوا، سطح روشن تصویر، تنظیمات و نور محیط روی نتیجه اثر می‌گذارند.

برای من، در این بخش خوانایی و بازتاب نور مهم‌تر از مسابقه عددهاست. کنار پنجره یا زیر چراغ سقفی، انعکاس می‌تواند بخشی از مزیت روشنایی را از بین ببرد. در زیر نور شدید، بازتاب نمایشگر نسبتا زیاد است اما روشنایی آن در حدی است که کار را مختل نکند، ولی روی کیفیت و خوانایی تاثیر خواهد داشت.

صدا؛ چهار بلندگو که فقط برای پُر کردن جدول نیستند

هر دو تبلت چهار بلندگو دارند و در بررسی که کردم، وضوح گفت‌وگوها، حجم صدا و جداسازی کانال‌ها جزو نقاط قوت مشترک هر دو هستند. برای تماشای فیلم، کلاس آنلاین و پخش محتوای آموزشی، این بخش مکمل مهمی برای نمایشگر است.

صدای یک تبلت باریک قرار نیست بیس عمیق یک مجموعه صوتی بزرگ را تولید کند. اما اگر گفت‌وگوها واضح باشند و موسیقی و افکت‌ها روی هم تلنبار نشوند، لازم نیست برای هر ویدیو سراغ هدفون بروید.

من برای خرید اولترا صرفا به امید صدای بسیار بهتر، دلیل محکمی نمی‌بینم. مزیت اصلی آن همچنان اندازه تصویر است؛ پلاس از نظر امکانات صوتی در رده‌ای پایین‌تر رها نشده است.

سخت‌افزار؛ اولترا پول بیشتری می‌گیرد، اما تراشه متفاوتی ندارد

هر دو مدل از Dimensity 9500 مدیاتک با فرایند ساخت سه‌نانومتری استفاده می‌کنند. این نکته برای انتخاب میانشان مهم است: با رفتن از پلاس به اولترا، وارد یک کلاس پردازشی کاملا متفاوت نمی‌شوید.

پلاس با ۱۲ گیگابایت رم و حافظه ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایتی عرضه می‌شود. اولترا علاوه بر ترکیب‌های مشابه، نسخه یک‌ترابایتی با ۱۶ گیگابایت رم دارد. این گزینه برای پروژه‌های حجیم و چند وظیفگی سنگین جذاب‌تر است، ولی اگر فقط فضای بیشتری برای ویدیو و فایل می‌خواهید، هر دو از microSD تا دو ترابایت پشتیبانی می‌کنند. البته کارت حافظه جای رم را نمی‌گیرد و نباید سرعت آن را معادل حافظه داخلی فرض کرد.

همچنین محفظه بخار سه‌بعدی به اولترا محدود نیست و پلاس هم به این راهکار خنک سازی مجهز شده است.

در کارهایی مثل مرور وب، یادداشت‌برداری، جابه‌جایی بین برنامه‌ها و باز کردن چند پنجره، مسئله اصلی این خانواده کمبود توان خام نیست. چالش زمانی جدی‌تر می‌شود که یک برنامه اندرویدی با صفحه بزرگ، کیبورد یا شیوه کار شما خوب کنار نیاید. پردازنده سریع‌تر نمی‌تواند به‌تنهایی برنامه‌ای را که برای گوشی طراحی شده، به نرم‌افزار حرفه‌ای دسکتاپ تبدیل کند.

بنچمارک و بازی؛ اعداد مفید، با چند شرط مهم

هر دو دستگاه، توان اجرای بازی‌های سنگین را دارند، اما نمایشگر ۱۲۰ هرتزی تضمین نمی‌کند همه بازی‌ها با ۱۲۰ فریم اجرا شوند. محدودیت خود بازی و پروفایل پشتیبانی دستگاه هم دخیل است.

از نظر ارگونومی بازی، پلاس انتخاب آسان‌تری برای کنترل لمسی است. اولترا برای بازی با کنترلر و قرار گرفتن روی پایه جذاب‌تر می‌شود. نگه داشتن یک صفحه ۱۴٫۶ اینچی و رساندن انگشت‌ها به کنترل‌ها، خودش گاهی مرحله مخفی بازی است!

رابط کاربری و DeX؛ نزدیک شدن به لپ‌تاپ، بدون تبدیل شدن به ویندوز

هر دو تبلت با اندروید ۱۷ و One UI 9 عرضه می‌شوند و سامسونگ برایشان پشتیبانی طولانی‌مدت، شامل هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل و هفت سال به‌روزرسانی امنیتی، در نظر گرفته است. برای دستگاهی با این قیمت، طول عمر نرم‌افزاری بخشی از ارزش خرید است، نه صرفاً یک عدد تبلیغاتی.

در حالت تبلت می‌توانید سه برنامه را هم‌زمان کنار هم داشته باشید و اندازه پنجره‌ها را تغییر دهید. مرورگر، Samsung Notes  و یک ویدیوی آموزشی ترکیب ساده‌ای است که نشان می‌دهد صفحه بزرگ چه زمانی از یک تجمل به ابزار کار تبدیل می‌شود.

اینجا تفاوت اولترا روشن‌تر است. سه پنجره روی پلاس قابل استفاده‌اند؛ روی اولترا فضای بیشتری برای محتوای هرکدام باقی می‌ماند. در طراحی، جدول‌های عریض و کار هم‌زمان با متن و تصویر، این اختلاف از تفاوت چند درصدی بنچمارک مهم‌تر می‌شود.

DeX رابط را به محیطی با پنجره‌های قابل ‌تغییر اندازه، نوار وظیفه و کار با ماوس و کیبورد نزدیک می‌کند. می‌توانید روی خود تبلت کار کنید یا از نمایشگر خارجی کمک بگیرید. برای نوشتن، مدیریت ایمیل، کارهای تحت وب و جابه‌جایی فایل‌ها، چنین محیطی بسیار کاربردی‌تر از بزرگ کردن ساده رابط گوشی است.

با این حال، من جایگزین لپ‌تاپ بودن را یک ویژگی صفر و یکی نمی‌دانم. اگر ابزار اصلی شما مرورگر، اسناد و برنامه‌های سازگار اندرویدی باشند، این تبلت‌ها می‌توانند بخش زیادی از کار را انجام دهند. اگر به برنامه خاص ویندوز، افزونه حرفه‌ای یا گردش کار تخصصی وابسته‌اید، ظاهر دسکتاپ تضمین سازگاری نیست. پنجره داشتن، نرم‌افزار را ویندوزی نمی‌کند!

S Pen؛ از مهم‌ترین دلایل خرید، بدون هزینه جداگانه

قلم همراه هر دو مدل است و تجربه نوشتن و طراحی، از نقاط مشترک مثبت در بررسی‌های مبنا محسوب می‌شود. تشخیص فشار، زاویه قلم و کنار گذاشتن تماس ناخواسته کف دست، ابزارهایی هستند که به آن نقش واقعی می‌دهند؛ به‌خصوص برای یادداشت روی PDF، طراحی و علامت‌گذاری اسناد.

S Pen این نسل بلوتوث ندارد. برای نوشتن نیازی به شارژ دوره‌ای قلم نیست و چسباندن آن به بدنه را نباید با شارژ قلم‌های بلوتوثی نسل‌های قبل اشتباه گرفت. در مقابل، نباید انتظار تمام کنترل‌های از راه دور و ژست‌های وابسته به بلوتوث گذشته را داشت.

اتصال مغناطیسی برای کنار گذاشتن قلم بین کارها راحت است؛ برای حمل داخل کیف بهتر است به محافظت از آن بیشتر توجه کنید. قلمی که روی میز خوب سر جایش می‌ماند، ممکن است هنگام برخورد با وسایل کیف جدا شود. آهن‌ربا جای محفظه محافظ را نمی‌گیرد.

پلاس برای یادداشت‌برداری در رفت‌وآمد و استفاده روی پا منطقی‌تر است. اولترا در نقش بوم طراحی روی میز، فضای بیشتری برای خود تصویر و پنل ابزارها دارد. انتخاب در اینجا باید از شیوه کار شروع شود: بوم بزرگ‌تر برای همه، ابزار بهتر نیست.

هوش مصنوعی؛ کدام قابلیت واقعا به کار می‌آید؟

Galaxy AI در این نسل هم حضور پررنگی دارد: خلاصه‌سازی یادداشت‌ها، کمک به نوشتن، جست‌وجوی تصویری، پیشنهادهای زمینه‌ای و تولید تصویر از طرح اولیه، بخشی از ماجرا هستند. دسترسی به دستیارهایی مثل جمنای نیز در کار با صفحه بزرگ و چند پنجره، راحت‌تر می‌شود.

برای من، قابلیت ارزشمند چیزی است که چند مرحله از کار واقعی را کم کند. پیدا کردن یک موضوع با Circle to Search یا تهیه خلاصه اولیه از یک یادداشت طولانی می‌تواند مفید باشد. تولید یک تصویر بامزه هم سرگرم‌کننده است، اما به‌تنهایی دلیل پرداخت چنین مبلغی نیست.

Creative Studio و ابزارهای طراحی هوشمند می‌توانند از یک طرح ساده خروجی کامل‌تری بسازند. نتیجه را باید به چشم پیشنهاد و نقطه شروع دید؛ هوش مصنوعی گاهی مفهوم کلی را می‌فهمد و در جزئیاتی که برای شما مهم‌اند، راه خودش را می‌رود.

برای مخاطب فارسی‌زبان، دسترسی به یک قابلیت را نباید با پشتیبانی کامل از فارسی یکی دانست. زبان، منطقه حساب، اینترنت و نوع اشتراک روی امکانات اثر می‌گذارند. به‌خصوص در کاربرد خبری، خلاصه یا ترجمه تولیدشده باید بازخوانی شود؛ سرعت بیشتر، مسئولیت بررسی عدد و نام را حذف نمی‌کند.

دوربین؛ اولترا یک لنز بیشتر دارد، نه هویت یک گوشی دوربین محور

هر دو مدل دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی دارند و اولترا یک دوربین اولتراواید ۸ مگاپیکسلی هم اضافه می‌کند. دوربین جلوی هر دو، اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی است. بنابراین تفاوت دوربین پشت نباید به این تصور منجر شود که پلاس برای تماس تصویری الزاما ضعیف‌تر است.

کاربرد اصلی این دوربین‌ها از نگاه من اسکن سند، ثبت تخته، فرستادن تصویر یک وسیله و تماس تصویری است. برای چنین استفاده‌هایی، دسترسی سریع به عکس و امکان نوشتن روی آن با قلم اهمیت زیادی دارد. کسی که تبلت را برای بازدید پروژه یا ارایه طرح استفاده می‌کند، احتمالا بیشتر از کاربری که فقط فیلم می‌بیند، از دوربین بهره خواهد برد.

اولتراواید اولترا می‌تواند برای ثبت فضای یک اتاق یا محیط کاری محدود مفید باشد. اما اگر این نیاز در برنامه شما جایی ندارد، یک دوربین اضافه به‌تنهایی دلیل قانع‌کننده‌ای برای خرید مدل بزرگ‌تر نیست.

کیفیت دوربین اصلی برای ثبت روزمره و کارهای ساده روزمره، مناسب است. دوربین جلو نیز میدان دید بازی دارد و ضبط ۴K با ۳۰ فریم بر ثانیه هم امکان پذیر است. برای قضاوت درباره جزئیات، رنگ پوست و نور کم، عکس و ویدیوی اختصاصی هر دستگاه اهمیت بیشتری از یکسان بودن عدد مگاپیکسل دارد.

ارتباطات و امنیت؛ اختلاف‌ها به اندازه نمایشگر محدود نیستند

اولترا از Wi-Fi 7 استفاده می‌کند و پلاس Wi-Fi 6E دارد. این اختلاف روی شبکه سازگار و در شرایط مناسب معنا پیدا می‌کند؛ نام استاندارد به‌تنهایی اینترنت خانه را سریع‌تر نمی‌کند. هر دو نیز بلوتوث ۶ دارند.

نسخه‌های ۵G برای هر دو مدل عرضه می‌شوند. بنابراین هنگام خرید، شماره مدل و نسخه ارتباطی را بررسی کنید؛ مخصوصا اگر دستگاه از بازاری دیگر وارد شده باشد. در بازار ایران نیز هزینه نهایی، وضعیت خدمات و شرایط فعال‌سازی نسخه سیم‌کارت‌خور باید برای همان دستگاه روشن باشد، نه اینکه از روی مشخصات مدل وای‌فای نتیجه‌گیری شود.

حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر و تشخیص چهره برای باز کردن قفل در دسترس‌اند. حسگر اپتیکال را نباید با نمونه اولتراسونیک یکی دانست و از تشخیص چهره مبتنی بر دوربین هم انتظار سامانه سه‌بعدی اختصاصی نداشت. وجود هر دو روش، دست‌کم انتخاب بیشتری برای شرایط مختلف استفاده می‌دهد.

باتری و شارژ؛ از چند روز استفاده سبک تا یک روز کاری سنگین

پلاس باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد و اولترا از ظرفیت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت استفاده می‌کند. افزایش ظرفیت اولترا بخشی از نیاز نمایشگر بزرگ‌ترش را پوشش می‌دهد؛ بنابراین نباید صرفا با دیدن عدد بزرگ‌تر، شارژدهی بسیار بهتر را نتیجه گرفت.

سامسونگ برای پلاس تا ۲۱ ساعت و برای اولترا تا ۲۳ ساعت پخش ویدیو اعلام کرده است. این اعداد مربوط به شرایط ایده‌آل هستند و با اجرای هم‌زمان چند برنامه، روشنایی بالا، بازی و اتصال سیم‌کارت قابل جایگزینی نیستند.

در بررسی که روی اولترا با استفاده سنگین همچون اجرای هم‌زمان چند برنامه با روشنایی بالای نمایشگر داشتم، حدود هفت ساعت دوام آورد. همان بررسی برای پخش آنلاین ویدیو با روشنایی و صدای بالا، حدود ۱۶ ساعت دوام داشت که برای یک نمایشگر با چنین ابعادی، قابل قبول است.

برای پلاس فرصت بررسی متناسب را نداشم اما از آنجایی که خود سامسونگ در حدود ۱۰ درصد توان باتری آن را پایین‌تر اعلام کرده، پس باید با کمی کاهش در اعداد اولتر، به نتایج نسخه پلاس هم برسیم.

شارژ ۴۵ واتی؛ کافی، اما هیجان‌انگیز نیست

هر دو مدل شارژ سیمی ۴۵ وات دارند با این حساب برای شارژ کامل چنین باتری‌های پر ظرفیتی، در حدود یک ساعت و نیم زمان لازم است. ای‌کاش سامسونگ عدد سرعت شارژ را برای این محصولات گران قیمت خودش کمی بالاتر می‌گرفت تا در کم‌تر از یک ساعت، عدد ۱۰۰ را در جلوی چشمانم می‌دیدم.

البته از نگاه من، شارژ این خانواده نقطه ضعف بحرانی نیست، اما در تبلتی با این بها، مزیت رقابتی بزرگی هم محسوب نمی‌شود. برنامه‌ریزی برای شارژ بین دو جلسه کاری منطقی‌تر از امید بستن به چند دقیقه اتصال قبل از خروج از خانه است.

ارزش خرید؛ پلاس انتخاب پیش‌فرض من است، مگر اینکه اولترا را واقعا لازم داشته باشید

در زمان عرضه، قیمت پایه بازار آمریکا برای پلاس حدود ۱۲۰۰ دلار و برای اولترا حدود ۱۴۰۰ دلار است. این اعداد، قیمت نهایی ایران نیستند و هزینه لوازم جانبی را هم شامل نمی‌شوند. تبدیل ساده دلار به تومان، بدون دانستن موجودی، نسخه حافظه، خدمات فروشنده و هزینه تهیه دستگاه، برآورد قابل‌اتکایی از قیمت خرید نمی‌سازد.

با این سطح قیمت، مقایسه فقط میان دو تبلت سامسونگ نیست. یک لپ‌تاپ مناسب هم وارد فهرست گزینه‌ها می‌شود. به همین دلیل، قبل از انتخاب بهتر است مشخص کنید دقیقا برای چه چیزی پول می‌دهید: قلم و نمایشگر لمسی بزرگ، آزادی استفاده بدون کیبورد، یا اجرای نرم‌افزارهای کامپیوتری؟ پاسخ سوم معمولا شما را دوباره به سمت لپ‌تاپ می‌برد.

ترجیح من برای بیشتر کاربران، پلاس است. همان تراشه، امکانات اصلی قلم، تجربه نرم‌افزاری و نمایشگر باکیفیت را در بدنه‌ای سبک‌تر می‌گیرید. برای دانشجو، مطالعه، تماشای فیلم، تولید محتوای سبک و کارهای روزانه، این تعادل ارزش بیشتری از پسوند اولترا دارد.

اولترا برای کسی جذاب‌تر است که از فضای اضافه استفاده مشخصی دارد: طراحی روی میز، چند پنجره هم‌زمان، مرور اسناد بزرگ، تدوین با فضای بیشتر برای تایم‌لاین یا کار طولانی با کیبورد. نسخه ۱۶ گیگابایتی، حافظه یک‌ترابایتی و Wi-Fi 7 نیز می‌توانند برای بعضی کاربران مهم باشند، اما همه به آن‌ها نیاز ندارند.

 ارتقا از نسل قبل: پاسخ برای پلاس و اولترا یکی نیست

اگر Tab S11 Ultra دارید، نسل تازه دلیل فوری و پررنگی برای تعویض ایجاد نمی‌کند. ارتقای پردازنده و خنک‌سازی مهم است، اما اندازه، ایده کلی دستگاه و بخش بزرگی از تجربه روزانه کاملا مشابه باقی مانده‌اند. اگر تبلت فعلی در کارتان محدودیت ایجاد نمی‌کند، جدید بودن نام محصول به‌تنهایی ارزش پرداخت مابه‌التفاوت را ندارد.

برای دارندگان Tab S10+، داستان جذاب‌تر است (در نسخه تب S11 ورژن پلاس نداشتیم)، S12+، نمایشگر کمی بزرگ‌تر، سخت‌افزار جدیدتر و باتری پرظرفیت‌تری دارد. در مقابل، حذف دوربین اولترا واید عقب و بلوتوث قلم هم باید دیده شود. نسل جدید همیشه به معنای حفظ همه امکانات قبلی و اضافه شدن چند مورد تازه نیست!

خرید نسل گذشته با تخفیف هم می‌تواند انتخاب بهتری باشد، به‌خصوص اگر اختلاف قیمت واقعی زیاد باشد. فقط هزینه لوازم جانبی سازگار، وضعیت باتری دستگاه و مدت باقی‌مانده پشتیبانی را هم وارد مقایسه کنید. ارزان‌تر خریدن زمانی ارزش دارد که برای جبرانش چند هزینه تازه ایجاد نشود.

نقاط قوت

  • نمایشگرهای بزرگ AMOLED با وضوح بالا و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز
  • تراشه پرچم‌دار مشترک و توان مناسب برای چندوظیفگی و بازی
  • قلم S Pen داخل جعبه، بدون نیاز به شارژ برای نوشتن
  • امکانات چندپنجره‌ای، DeX و پشتیبانی نرم‌افزاری طولانی
  • بدنه باریک فلزی، مقاومت IP68 و بلندگوهای چهارگانه
  • پشتیبانی از کارت حافظه و انتخاب میان دو اندازه با امکانات اصلی نزدیک

نقاط ضعف و محدودیت‌ها

  • قیمت بالا، به‌خصوص پس از اضافه شدن کیبورد و شارژر
  • ابعاد و وزن اولترا برای استفاده طولانی در دست
  • حذف قابلیت‌های بلوتوثی قلم و حذف دوربین اولتراواید از پلاس
  • شارژ ۴۵ واتی بدون آداپتور داخل جعبه

جمع‌بندی آی‌تی‌رسان: بزرگ‌تر بودن وقتی ارزش دارد که کار بیشتری انجام دهید

گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا دو محصول کاملا متفاوت نیستند؛ دو اندازه از یک ایده‌اند. سامسونگ می‌خواهد نمایشگر، قلم و محیط چندوظیفه‌ای را در وسیله‌ای جمع کند که هم برای سرگرمی جذاب باشد و هم بخشی از کار روزانه را انجام دهد. بخش مهمی از این وعده به کیفیت برنامه‌هایی وابسته است که استفاده می‌کنید، نه فقط به قدرت تراشه.

برای من، پلاس انتخاب متعادل‌تر این خانواده است. امکانات اصلی را نگه می‌دارد و در حمل، نگه داشتن و استفاده روزانه مصالحه کمتری می‌طلبد. اولترا زمانی ارزش هزینه بیشتر را دارد که صفحه بزرگش به بخشی از کار شما تبدیل شود، نه اینکه فقط هنگام باز کردن جعبه چشمگیر باشد.

اگر برنامه‌های موردنیازتان با اندروید سازگارند و قلم و نمایشگر لمسی در کارتان نقش دارند، هر دو می‌توانند ابزارهای جدی باشند. اگر فقط می‌خواهید فیلم ببینید، گزینه‌های ارزان‌تر را هم باید در نظر بگیرید؛ و اگر از تبلت انتظار اجرای همه کارهای یک کامپیوتر حرفه‌ای را دارید، خرید کیبورد قرار نیست این فاصله را به‌تنهایی پُر کند.

حکم نهایی من ساده است: پلاس برای بیشتر کاربران، اولترا برای نیاز مشخص به فضای بیشتر. قبل از پرداخت پول یک میز کار همراه، مطمئن شوید واقعا قرار است روی آن کار کنید!

نوشته بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟

بعضی تبلت‌ها را می‌خرید تا کمتر سراغ لپ‌تاپ بروید؛ بعضی دیگر آن‌قدر بزرگ و گران شده‌اند که خود لپ‌تاپ هم حق دارد بپرسد: «پس مشکل شما با من چه بود؟» گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا، جایی میان این دو تعریف قرار می‌گیرند. نمایشگرهای بزرگ AMOLED، قلم داخل جعبه، تراشه پرچم‌دار و محیط دسکتاپ سامسونگ، ابزارهای زیادی برای کار و سرگرمی در اختیارتان می‌گذارند. سؤال این است که از کدامشان واقعا استفاده خواهید کرد.

هر دو تبلت را برای بررسی در اختیار دارم و ترجیح دادم به‌جای دو مقاله با بخش‌های تکراری، آن‌ها را کنار هم بررسی کنم. دلیلش ساده است: پلاس، نسخه ضعیف و کم‌امکانات اولترا نیست. بخش بزرگی از سخت‌افزار و تجربه نرم‌افزاری مشترک است و انتخاب نهایی بیشتر به ابعاد، شیوه استفاده و هزینه‌ای برمی‌گردد که حاضر هستید برای فضای کار بزرگ‌تر بپردازید.

از نگاه من، جذاب‌ترین پرسش این بررسی همین است: آیا نمایشگر غول‌آسای اولترا کارتان را بهتر می‌کند، یا فقط حمل تبلت را به برنامه تمرینی روزانه اضافه خواهد کرد؟

مشخصات گلکسی تب S12 پلاس و اولترا در یک نگاه

مشخصه Galaxy Tab S12+ Galaxy Tab S12 Ultra
نمایشگر ۱۲٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X ۱۴٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X
وضوح ۲۸۰۰ × ۱۷۵۲ پیکسل ۲۹۶۰ × ۱۸۴۸ پیکسل
نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز تا ۱۲۰ هرتز
روشنایی رسمی اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت
ضخامت ۵٫۳ میلی‌متر ۵٫۱ میلی‌متر
وزن Wi-Fi / 5G ۵۵۳ / ۵۵۵ گرم ۶۹۲ / ۶۹۵ گرم
تراشه مدیاتک Dimensity 9500 مدیاتک Dimensity 9500
رم ۱۲ گیگابایت ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت
حافظه داخلی ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایت ۲۵۶، ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت
کارت حافظه microSD تا ۲ ترابایت microSD تا ۲ ترابایت
دوربین پشت اصلی ۱۳ مگاپیکسلی اصلی ۱۳ و اولتراواید ۸ مگاپیکسلی
دوربین جلو اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی
باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت
شارژ سیمی ۴۵ وات ۴۵ وات
وای‌فای Wi-Fi 6E Wi-Fi 7
نرم‌افزار اولیه اندروید ۱۷ و One UI 9 اندروید ۱۷ و One UI 9
قلم و مقاومت S Pen داخل جعبه، IP68 S Pen داخل جعبه، IP68

طراحی و کیفیت ساخت؛ نازک بودن با کوچک بودن فرق دارد

سامسونگ در طراحی این نسل دنبال غافلگیر کردن نبوده است. بدنه فلزی با ساختار Armor Aluminum، سطوح ساده، رنگ‌های خاکستری و نقره‌ای و حاشیه‌های باریک، همان زبان آشنای تبلت‌های گران‌قیمت این شرکت را ادامه می‌دهند. ظاهرشان حرفه‌ای و مرتب است؛ فقط انتظار نداشته باشید انتخاب رنگ، هیجان خرید یک جعبه مدادرنگی را داشته باشد!

ضخامت هر دو دستگاه چشمگیر است. پلاس با ۵٫۳ میلی‌متر و اولترا با ۵٫۱ میلی‌متر، برای محصولی با این اندازه بسیار باریک‌اند. بااین‌حال، مهم‌ترین عدد برای استفاده روزانه ضخامت نیست؛ وزن و سطحی است که باید در دست نگه دارید.

پلاس در نسخه وای‌فای ۵۵۳ گرم وزن دارد و اولترا به ۶۹۲ گرم می‌رسد. اختلاف ۱۳۹ گرمی، همراه با ابعاد بزرگ‌تر اولترا، هنگام مطالعه در دست، نوشتن بدون میز یا استفاده در مسیر اهمیت پیدا می‌کند. باریکی بدنه قرار نیست اثر اهرمی چنین صفحه بزرگی را خنثی کند.

برای همین، من پلاس را انتخاب متعادل‌تری برای کسی می‌دانم که هنوز از تبلت انتظار «در دست گرفتن» دارد. اولترا بیشتر زمانی معنا پیدا می‌کند که روی میز، پایه یا کیبورد قرار بگیرد. در چنین وضعیتی، همان ابعادی که هنگام حمل آزاردهنده بود، به فضای مفید برای کار تبدیل می‌شود.

حاشیه‌های اولترا باریک‌ترند و دوربین جلو در بریدگی کوچک لبه بلند نمایشگر جا گرفته است. پلاس دوربین را در حاشیه جا می‌دهد و بریدگی مشابهی ندارد. این تفاوت، بیشتر سلیقه‌ای است؛ ضمن اینکه حاشیه تبلت کاملا بی‌فایده نیست و جایی برای قرار گرفتن انگشت‌ها باقی می‌گذارد.

هر دو مدل گواهی IP68 دارند. این ویژگی برای وسیله‌ای که ممکن است روی میز کافه، کنار بطری آب یا در فضای بیرون استفاده شود، امتیاز قابل توجهی است. البته مقاومت آزمایشگاهی در آب شیرین را نباید به مجوز استفاده در استخر و دریا تبدیل کرد. تبلت گران قیمت را لازم نیست برای اثبات مشخصاتش وارد کلاس شنا کنیم!

محتویات جعبه: قلم حاضر است، شارژر مرخصی رفته!

داخل بسته‌بندی، علاوه بر تبلت، S Pen و کابل USB-C به USB-C قرار دارند. آداپتور شارژ همراه محصول نیست؛ کیبورد و کاور هم خریدهای جداگانه‌اند.

وجود قلم از همان ابتدا ارزش عملی دارد. برای یادداشت‌برداری و طراحی مجبور نیستید بعد از خرید تبلت، تازه سراغ وسیله‌ای بروید که بخش مهمی از کاربردش به آن وابسته است. اما درباره هزینه نهایی باید واقع‌بین بود: اگر قرار است تبلت روی میز نقش لپ‌تاپ را بازی کند، بودجه پایه، کیبورد و شارژر مناسب را هم باید برای آن کنار بگذارید.

نمایشگر؛ جایی که اختلاف اندازه واقعا دیده می‌شود

سامسونگ در هر دو مدل از Dynamic AMOLED 2X با نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز استفاده کرده است. تفاوت مهم، ۱۲٫۶ اینچ در برابر ۱۴٫۶ اینچ است؛ نه برخورداری یکی از نمایشگر خوب و دیگری از نمونه معمولی.

پلاس نسبت به +Tab S10 از صفحه ۱۲٫۴ اینچی به ۱۲٫۶ اینچ رسیده است. اولترا همان اندازه آشنای ۱۴٫۶ اینچی را نگه می‌دارد؛ ابعادی که برای فیلم، طراحی و نمایش هم‌زمان چند برنامه جذاب است، اما روی میز کوچک یا در حالت عمودی به‌سادگی جا نمی‌شود.

مشکی عمیق پنل AMOLED، کنتراست بالا و حرکت روان رابط کاربری از دلایل اصلی جذابیت این خانواده‌اند. نسبت تصویر نزدیک به ۱۶:۱۰ هم برای فیلم و کار افقی مناسب است. البته هیچ نسبتی برای همه محتواها کامل نیست: همان صفحه کشیده‌ای که برای ویدیو لذت‌بخش است، ممکن است برای خواندن بعضی صفحات مجله یا اسناد عمودی به اندازه یک نمایشگر مربعی‌تر راحت نباشد.

وضوح بیشتر اولترا هم لزوما به معنی تراکم پیکسلی بالاتر نیست. پلاس پیکسل‌هایش را روی سطح کوچک‌تری پخش می‌کند؛ بنابراین نباید از نام Ultra نتیجه گرفت که نوشته‌ها حتما روی آن شارپ‌تر هستند. مزیت واقعی اولترا، فضای بیشتر برای دیدن و کار کردن است.

روشنایی ۱۶۰۰ نیتی دقیقا چه معنایی دارد؟

سامسونگ برای هر دو مدل اوج روشنایی ۱۶۰۰ نیت و روشنایی ۱۰۰۰ نیتی در حالت HBM اعلام کرده است. عدد اوج را نباید با روشنایی ثابت تمام صفحه هنگام خواندن یک سند سفید یکی دانست. نوع محتوا، سطح روشن تصویر، تنظیمات و نور محیط روی نتیجه اثر می‌گذارند.

برای من، در این بخش خوانایی و بازتاب نور مهم‌تر از مسابقه عددهاست. کنار پنجره یا زیر چراغ سقفی، انعکاس می‌تواند بخشی از مزیت روشنایی را از بین ببرد. در زیر نور شدید، بازتاب نمایشگر نسبتا زیاد است اما روشنایی آن در حدی است که کار را مختل نکند، ولی روی کیفیت و خوانایی تاثیر خواهد داشت.

صدا؛ چهار بلندگو که فقط برای پُر کردن جدول نیستند

هر دو تبلت چهار بلندگو دارند و در بررسی که کردم، وضوح گفت‌وگوها، حجم صدا و جداسازی کانال‌ها جزو نقاط قوت مشترک هر دو هستند. برای تماشای فیلم، کلاس آنلاین و پخش محتوای آموزشی، این بخش مکمل مهمی برای نمایشگر است.

صدای یک تبلت باریک قرار نیست بیس عمیق یک مجموعه صوتی بزرگ را تولید کند. اما اگر گفت‌وگوها واضح باشند و موسیقی و افکت‌ها روی هم تلنبار نشوند، لازم نیست برای هر ویدیو سراغ هدفون بروید.

من برای خرید اولترا صرفا به امید صدای بسیار بهتر، دلیل محکمی نمی‌بینم. مزیت اصلی آن همچنان اندازه تصویر است؛ پلاس از نظر امکانات صوتی در رده‌ای پایین‌تر رها نشده است.

سخت‌افزار؛ اولترا پول بیشتری می‌گیرد، اما تراشه متفاوتی ندارد

هر دو مدل از Dimensity 9500 مدیاتک با فرایند ساخت سه‌نانومتری استفاده می‌کنند. این نکته برای انتخاب میانشان مهم است: با رفتن از پلاس به اولترا، وارد یک کلاس پردازشی کاملا متفاوت نمی‌شوید.

پلاس با ۱۲ گیگابایت رم و حافظه ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایتی عرضه می‌شود. اولترا علاوه بر ترکیب‌های مشابه، نسخه یک‌ترابایتی با ۱۶ گیگابایت رم دارد. این گزینه برای پروژه‌های حجیم و چند وظیفگی سنگین جذاب‌تر است، ولی اگر فقط فضای بیشتری برای ویدیو و فایل می‌خواهید، هر دو از microSD تا دو ترابایت پشتیبانی می‌کنند. البته کارت حافظه جای رم را نمی‌گیرد و نباید سرعت آن را معادل حافظه داخلی فرض کرد.

همچنین محفظه بخار سه‌بعدی به اولترا محدود نیست و پلاس هم به این راهکار خنک سازی مجهز شده است.

در کارهایی مثل مرور وب، یادداشت‌برداری، جابه‌جایی بین برنامه‌ها و باز کردن چند پنجره، مسئله اصلی این خانواده کمبود توان خام نیست. چالش زمانی جدی‌تر می‌شود که یک برنامه اندرویدی با صفحه بزرگ، کیبورد یا شیوه کار شما خوب کنار نیاید. پردازنده سریع‌تر نمی‌تواند به‌تنهایی برنامه‌ای را که برای گوشی طراحی شده، به نرم‌افزار حرفه‌ای دسکتاپ تبدیل کند.

بنچمارک و بازی؛ اعداد مفید، با چند شرط مهم

هر دو دستگاه، توان اجرای بازی‌های سنگین را دارند، اما نمایشگر ۱۲۰ هرتزی تضمین نمی‌کند همه بازی‌ها با ۱۲۰ فریم اجرا شوند. محدودیت خود بازی و پروفایل پشتیبانی دستگاه هم دخیل است.

از نظر ارگونومی بازی، پلاس انتخاب آسان‌تری برای کنترل لمسی است. اولترا برای بازی با کنترلر و قرار گرفتن روی پایه جذاب‌تر می‌شود. نگه داشتن یک صفحه ۱۴٫۶ اینچی و رساندن انگشت‌ها به کنترل‌ها، خودش گاهی مرحله مخفی بازی است!

رابط کاربری و DeX؛ نزدیک شدن به لپ‌تاپ، بدون تبدیل شدن به ویندوز

هر دو تبلت با اندروید ۱۷ و One UI 9 عرضه می‌شوند و سامسونگ برایشان پشتیبانی طولانی‌مدت، شامل هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل و هفت سال به‌روزرسانی امنیتی، در نظر گرفته است. برای دستگاهی با این قیمت، طول عمر نرم‌افزاری بخشی از ارزش خرید است، نه صرفاً یک عدد تبلیغاتی.

در حالت تبلت می‌توانید سه برنامه را هم‌زمان کنار هم داشته باشید و اندازه پنجره‌ها را تغییر دهید. مرورگر، Samsung Notes  و یک ویدیوی آموزشی ترکیب ساده‌ای است که نشان می‌دهد صفحه بزرگ چه زمانی از یک تجمل به ابزار کار تبدیل می‌شود.

اینجا تفاوت اولترا روشن‌تر است. سه پنجره روی پلاس قابل استفاده‌اند؛ روی اولترا فضای بیشتری برای محتوای هرکدام باقی می‌ماند. در طراحی، جدول‌های عریض و کار هم‌زمان با متن و تصویر، این اختلاف از تفاوت چند درصدی بنچمارک مهم‌تر می‌شود.

DeX رابط را به محیطی با پنجره‌های قابل ‌تغییر اندازه، نوار وظیفه و کار با ماوس و کیبورد نزدیک می‌کند. می‌توانید روی خود تبلت کار کنید یا از نمایشگر خارجی کمک بگیرید. برای نوشتن، مدیریت ایمیل، کارهای تحت وب و جابه‌جایی فایل‌ها، چنین محیطی بسیار کاربردی‌تر از بزرگ کردن ساده رابط گوشی است.

با این حال، من جایگزین لپ‌تاپ بودن را یک ویژگی صفر و یکی نمی‌دانم. اگر ابزار اصلی شما مرورگر، اسناد و برنامه‌های سازگار اندرویدی باشند، این تبلت‌ها می‌توانند بخش زیادی از کار را انجام دهند. اگر به برنامه خاص ویندوز، افزونه حرفه‌ای یا گردش کار تخصصی وابسته‌اید، ظاهر دسکتاپ تضمین سازگاری نیست. پنجره داشتن، نرم‌افزار را ویندوزی نمی‌کند!

S Pen؛ از مهم‌ترین دلایل خرید، بدون هزینه جداگانه

قلم همراه هر دو مدل است و تجربه نوشتن و طراحی، از نقاط مشترک مثبت در بررسی‌های مبنا محسوب می‌شود. تشخیص فشار، زاویه قلم و کنار گذاشتن تماس ناخواسته کف دست، ابزارهایی هستند که به آن نقش واقعی می‌دهند؛ به‌خصوص برای یادداشت روی PDF، طراحی و علامت‌گذاری اسناد.

S Pen این نسل بلوتوث ندارد. برای نوشتن نیازی به شارژ دوره‌ای قلم نیست و چسباندن آن به بدنه را نباید با شارژ قلم‌های بلوتوثی نسل‌های قبل اشتباه گرفت. در مقابل، نباید انتظار تمام کنترل‌های از راه دور و ژست‌های وابسته به بلوتوث گذشته را داشت.

اتصال مغناطیسی برای کنار گذاشتن قلم بین کارها راحت است؛ برای حمل داخل کیف بهتر است به محافظت از آن بیشتر توجه کنید. قلمی که روی میز خوب سر جایش می‌ماند، ممکن است هنگام برخورد با وسایل کیف جدا شود. آهن‌ربا جای محفظه محافظ را نمی‌گیرد.

پلاس برای یادداشت‌برداری در رفت‌وآمد و استفاده روی پا منطقی‌تر است. اولترا در نقش بوم طراحی روی میز، فضای بیشتری برای خود تصویر و پنل ابزارها دارد. انتخاب در اینجا باید از شیوه کار شروع شود: بوم بزرگ‌تر برای همه، ابزار بهتر نیست.

هوش مصنوعی؛ کدام قابلیت واقعا به کار می‌آید؟

Galaxy AI در این نسل هم حضور پررنگی دارد: خلاصه‌سازی یادداشت‌ها، کمک به نوشتن، جست‌وجوی تصویری، پیشنهادهای زمینه‌ای و تولید تصویر از طرح اولیه، بخشی از ماجرا هستند. دسترسی به دستیارهایی مثل جمنای نیز در کار با صفحه بزرگ و چند پنجره، راحت‌تر می‌شود.

برای من، قابلیت ارزشمند چیزی است که چند مرحله از کار واقعی را کم کند. پیدا کردن یک موضوع با Circle to Search یا تهیه خلاصه اولیه از یک یادداشت طولانی می‌تواند مفید باشد. تولید یک تصویر بامزه هم سرگرم‌کننده است، اما به‌تنهایی دلیل پرداخت چنین مبلغی نیست.

Creative Studio و ابزارهای طراحی هوشمند می‌توانند از یک طرح ساده خروجی کامل‌تری بسازند. نتیجه را باید به چشم پیشنهاد و نقطه شروع دید؛ هوش مصنوعی گاهی مفهوم کلی را می‌فهمد و در جزئیاتی که برای شما مهم‌اند، راه خودش را می‌رود.

برای مخاطب فارسی‌زبان، دسترسی به یک قابلیت را نباید با پشتیبانی کامل از فارسی یکی دانست. زبان، منطقه حساب، اینترنت و نوع اشتراک روی امکانات اثر می‌گذارند. به‌خصوص در کاربرد خبری، خلاصه یا ترجمه تولیدشده باید بازخوانی شود؛ سرعت بیشتر، مسئولیت بررسی عدد و نام را حذف نمی‌کند.

دوربین؛ اولترا یک لنز بیشتر دارد، نه هویت یک گوشی دوربین محور

هر دو مدل دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی دارند و اولترا یک دوربین اولتراواید ۸ مگاپیکسلی هم اضافه می‌کند. دوربین جلوی هر دو، اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی است. بنابراین تفاوت دوربین پشت نباید به این تصور منجر شود که پلاس برای تماس تصویری الزاما ضعیف‌تر است.

کاربرد اصلی این دوربین‌ها از نگاه من اسکن سند، ثبت تخته، فرستادن تصویر یک وسیله و تماس تصویری است. برای چنین استفاده‌هایی، دسترسی سریع به عکس و امکان نوشتن روی آن با قلم اهمیت زیادی دارد. کسی که تبلت را برای بازدید پروژه یا ارایه طرح استفاده می‌کند، احتمالا بیشتر از کاربری که فقط فیلم می‌بیند، از دوربین بهره خواهد برد.

اولتراواید اولترا می‌تواند برای ثبت فضای یک اتاق یا محیط کاری محدود مفید باشد. اما اگر این نیاز در برنامه شما جایی ندارد، یک دوربین اضافه به‌تنهایی دلیل قانع‌کننده‌ای برای خرید مدل بزرگ‌تر نیست.

کیفیت دوربین اصلی برای ثبت روزمره و کارهای ساده روزمره، مناسب است. دوربین جلو نیز میدان دید بازی دارد و ضبط 4K با ۳۰ فریم بر ثانیه هم امکان پذیر است. برای قضاوت درباره جزئیات، رنگ پوست و نور کم، عکس و ویدیوی اختصاصی هر دستگاه اهمیت بیشتری از یکسان بودن عدد مگاپیکسل دارد.

ارتباطات و امنیت؛ اختلاف‌ها به اندازه نمایشگر محدود نیستند

اولترا از Wi-Fi 7 استفاده می‌کند و پلاس Wi-Fi 6E دارد. این اختلاف روی شبکه سازگار و در شرایط مناسب معنا پیدا می‌کند؛ نام استاندارد به‌تنهایی اینترنت خانه را سریع‌تر نمی‌کند. هر دو نیز بلوتوث ۶ دارند.

نسخه‌های 5G برای هر دو مدل عرضه می‌شوند. بنابراین هنگام خرید، شماره مدل و نسخه ارتباطی را بررسی کنید؛ مخصوصا اگر دستگاه از بازاری دیگر وارد شده باشد. در بازار ایران نیز هزینه نهایی، وضعیت خدمات و شرایط فعال‌سازی نسخه سیم‌کارت‌خور باید برای همان دستگاه روشن باشد، نه اینکه از روی مشخصات مدل وای‌فای نتیجه‌گیری شود.

حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر و تشخیص چهره برای باز کردن قفل در دسترس‌اند. حسگر اپتیکال را نباید با نمونه اولتراسونیک یکی دانست و از تشخیص چهره مبتنی بر دوربین هم انتظار سامانه سه‌بعدی اختصاصی نداشت. وجود هر دو روش، دست‌کم انتخاب بیشتری برای شرایط مختلف استفاده می‌دهد.

باتری و شارژ؛ از چند روز استفاده سبک تا یک روز کاری سنگین

پلاس باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد و اولترا از ظرفیت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت استفاده می‌کند. افزایش ظرفیت اولترا بخشی از نیاز نمایشگر بزرگ‌ترش را پوشش می‌دهد؛ بنابراین نباید صرفا با دیدن عدد بزرگ‌تر، شارژدهی بسیار بهتر را نتیجه گرفت.

سامسونگ برای پلاس تا ۲۱ ساعت و برای اولترا تا ۲۳ ساعت پخش ویدیو اعلام کرده است. این اعداد مربوط به شرایط ایده‌آل هستند و با اجرای هم‌زمان چند برنامه، روشنایی بالا، بازی و اتصال سیم‌کارت قابل جایگزینی نیستند.

در بررسی که روی اولترا با استفاده سنگین همچون اجرای هم‌زمان چند برنامه با روشنایی بالای نمایشگر داشتم، حدود هفت ساعت دوام آورد. همان بررسی برای پخش آنلاین ویدیو با روشنایی و صدای بالا، حدود ۱۶ ساعت دوام داشت که برای یک نمایشگر با چنین ابعادی، قابل قبول است.

برای پلاس فرصت بررسی متناسب را نداشم اما از آنجایی که خود سامسونگ در حدود ۱۰ درصد توان باتری آن را پایین‌تر اعلام کرده، پس باید با کمی کاهش در اعداد اولتر، به نتایج نسخه پلاس هم برسیم.

شارژ ۴۵ واتی؛ کافی، اما هیجان‌انگیز نیست

هر دو مدل شارژ سیمی ۴۵ وات دارند با این حساب برای شارژ کامل چنین باتری‌های پر ظرفیتی، در حدود یک ساعت و نیم زمان لازم است. ای‌کاش سامسونگ عدد سرعت شارژ را برای این محصولات گران قیمت خودش کمی بالاتر می‌گرفت تا در کم‌تر از یک ساعت، عدد ۱۰۰ را در جلوی چشمانم می‌دیدم.

البته از نگاه من، شارژ این خانواده نقطه ضعف بحرانی نیست، اما در تبلتی با این بها، مزیت رقابتی بزرگی هم محسوب نمی‌شود. برنامه‌ریزی برای شارژ بین دو جلسه کاری منطقی‌تر از امید بستن به چند دقیقه اتصال قبل از خروج از خانه است.

ارزش خرید؛ پلاس انتخاب پیش‌فرض من است، مگر اینکه اولترا را واقعا لازم داشته باشید

در زمان عرضه، قیمت پایه بازار آمریکا برای پلاس حدود ۱۲۰۰ دلار و برای اولترا حدود ۱۴۰۰ دلار است. این اعداد، قیمت نهایی ایران نیستند و هزینه لوازم جانبی را هم شامل نمی‌شوند. تبدیل ساده دلار به تومان، بدون دانستن موجودی، نسخه حافظه، خدمات فروشنده و هزینه تهیه دستگاه، برآورد قابل‌اتکایی از قیمت خرید نمی‌سازد.

با این سطح قیمت، مقایسه فقط میان دو تبلت سامسونگ نیست. یک لپ‌تاپ مناسب هم وارد فهرست گزینه‌ها می‌شود. به همین دلیل، قبل از انتخاب بهتر است مشخص کنید دقیقا برای چه چیزی پول می‌دهید: قلم و نمایشگر لمسی بزرگ، آزادی استفاده بدون کیبورد، یا اجرای نرم‌افزارهای کامپیوتری؟ پاسخ سوم معمولا شما را دوباره به سمت لپ‌تاپ می‌برد.

ترجیح من برای بیشتر کاربران، پلاس است. همان تراشه، امکانات اصلی قلم، تجربه نرم‌افزاری و نمایشگر باکیفیت را در بدنه‌ای سبک‌تر می‌گیرید. برای دانشجو، مطالعه، تماشای فیلم، تولید محتوای سبک و کارهای روزانه، این تعادل ارزش بیشتری از پسوند اولترا دارد.

اولترا برای کسی جذاب‌تر است که از فضای اضافه استفاده مشخصی دارد: طراحی روی میز، چند پنجره هم‌زمان، مرور اسناد بزرگ، تدوین با فضای بیشتر برای تایم‌لاین یا کار طولانی با کیبورد. نسخه ۱۶ گیگابایتی، حافظه یک‌ترابایتی و Wi-Fi 7 نیز می‌توانند برای بعضی کاربران مهم باشند، اما همه به آن‌ها نیاز ندارند.

 ارتقا از نسل قبل: پاسخ برای پلاس و اولترا یکی نیست

اگر Tab S11 Ultra دارید، نسل تازه دلیل فوری و پررنگی برای تعویض ایجاد نمی‌کند. ارتقای پردازنده و خنک‌سازی مهم است، اما اندازه، ایده کلی دستگاه و بخش بزرگی از تجربه روزانه کاملا مشابه باقی مانده‌اند. اگر تبلت فعلی در کارتان محدودیت ایجاد نمی‌کند، جدید بودن نام محصول به‌تنهایی ارزش پرداخت مابه‌التفاوت را ندارد.

برای دارندگان Tab S10+، داستان جذاب‌تر است (در نسخه تب S11 ورژن پلاس نداشتیم)، S12+، نمایشگر کمی بزرگ‌تر، سخت‌افزار جدیدتر و باتری پرظرفیت‌تری دارد. در مقابل، حذف دوربین اولترا واید عقب و بلوتوث قلم هم باید دیده شود. نسل جدید همیشه به معنای حفظ همه امکانات قبلی و اضافه شدن چند مورد تازه نیست!

خرید نسل گذشته با تخفیف هم می‌تواند انتخاب بهتری باشد، به‌خصوص اگر اختلاف قیمت واقعی زیاد باشد. فقط هزینه لوازم جانبی سازگار، وضعیت باتری دستگاه و مدت باقی‌مانده پشتیبانی را هم وارد مقایسه کنید. ارزان‌تر خریدن زمانی ارزش دارد که برای جبرانش چند هزینه تازه ایجاد نشود.

نقاط قوت

  • نمایشگرهای بزرگ AMOLED با وضوح بالا و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز
  • تراشه پرچم‌دار مشترک و توان مناسب برای چندوظیفگی و بازی
  • قلم S Pen داخل جعبه، بدون نیاز به شارژ برای نوشتن
  • امکانات چندپنجره‌ای، DeX و پشتیبانی نرم‌افزاری طولانی
  • بدنه باریک فلزی، مقاومت IP68 و بلندگوهای چهارگانه
  • پشتیبانی از کارت حافظه و انتخاب میان دو اندازه با امکانات اصلی نزدیک

نقاط ضعف و محدودیت‌ها

  • قیمت بالا، به‌خصوص پس از اضافه شدن کیبورد و شارژر
  • ابعاد و وزن اولترا برای استفاده طولانی در دست
  • حذف قابلیت‌های بلوتوثی قلم و حذف دوربین اولتراواید از پلاس
  • شارژ ۴۵ واتی بدون آداپتور داخل جعبه

جمع‌بندی آی‌تی‌رسان: بزرگ‌تر بودن وقتی ارزش دارد که کار بیشتری انجام دهید

گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا دو محصول کاملا متفاوت نیستند؛ دو اندازه از یک ایده‌اند. سامسونگ می‌خواهد نمایشگر، قلم و محیط چندوظیفه‌ای را در وسیله‌ای جمع کند که هم برای سرگرمی جذاب باشد و هم بخشی از کار روزانه را انجام دهد. بخش مهمی از این وعده به کیفیت برنامه‌هایی وابسته است که استفاده می‌کنید، نه فقط به قدرت تراشه.

برای من، پلاس انتخاب متعادل‌تر این خانواده است. امکانات اصلی را نگه می‌دارد و در حمل، نگه داشتن و استفاده روزانه مصالحه کمتری می‌طلبد. اولترا زمانی ارزش هزینه بیشتر را دارد که صفحه بزرگش به بخشی از کار شما تبدیل شود، نه اینکه فقط هنگام باز کردن جعبه چشمگیر باشد.

اگر برنامه‌های موردنیازتان با اندروید سازگارند و قلم و نمایشگر لمسی در کارتان نقش دارند، هر دو می‌توانند ابزارهای جدی باشند. اگر فقط می‌خواهید فیلم ببینید، گزینه‌های ارزان‌تر را هم باید در نظر بگیرید؛ و اگر از تبلت انتظار اجرای همه کارهای یک کامپیوتر حرفه‌ای را دارید، خرید کیبورد قرار نیست این فاصله را به‌تنهایی پُر کند.

حکم نهایی من ساده است: پلاس برای بیشتر کاربران، اولترا برای نیاز مشخص به فضای بیشتر. قبل از پرداخت پول یک میز کار همراه، مطمئن شوید واقعا قرار است روی آن کار کنید!

نوشته بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟

بعضی تبلت‌ها را می‌خرید تا کمتر سراغ لپ‌تاپ بروید؛ بعضی دیگر آن‌قدر بزرگ و گران شده‌اند که خود لپ‌تاپ هم حق دارد بپرسد: «پس مشکل شما با من چه بود؟» گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا، جایی میان این دو تعریف قرار می‌گیرند. نمایشگرهای بزرگ AMOLED، قلم داخل جعبه، تراشه پرچم‌دار و محیط دسکتاپ سامسونگ، ابزارهای زیادی برای کار و سرگرمی در اختیارتان می‌گذارند. سؤال این است که از کدامشان واقعا استفاده خواهید کرد.

هر دو تبلت را برای بررسی در اختیار دارم و ترجیح دادم به‌جای دو مقاله با بخش‌های تکراری، آن‌ها را کنار هم بررسی کنم. دلیلش ساده است: پلاس، نسخه ضعیف و کم‌امکانات اولترا نیست. بخش بزرگی از سخت‌افزار و تجربه نرم‌افزاری مشترک است و انتخاب نهایی بیشتر به ابعاد، شیوه استفاده و هزینه‌ای برمی‌گردد که حاضر هستید برای فضای کار بزرگ‌تر بپردازید.

از نگاه من، جذاب‌ترین پرسش این بررسی همین است: آیا نمایشگر غول‌آسای اولترا کارتان را بهتر می‌کند، یا فقط حمل تبلت را به برنامه تمرینی روزانه اضافه خواهد کرد؟

مشخصات گلکسی تب S12 پلاس و اولترا در یک نگاه

مشخصه Galaxy Tab S12+ Galaxy Tab S12 Ultra
نمایشگر ۱۲٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X ۱۴٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X
وضوح ۲۸۰۰ × ۱۷۵۲ پیکسل ۲۹۶۰ × ۱۸۴۸ پیکسل
نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز تا ۱۲۰ هرتز
روشنایی رسمی اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت
ضخامت ۵٫۳ میلی‌متر ۵٫۱ میلی‌متر
وزن Wi-Fi / 5G ۵۵۳ / ۵۵۵ گرم ۶۹۲ / ۶۹۵ گرم
تراشه مدیاتک Dimensity 9500 مدیاتک Dimensity 9500
رم ۱۲ گیگابایت ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت
حافظه داخلی ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایت ۲۵۶، ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت
کارت حافظه microSD تا ۲ ترابایت microSD تا ۲ ترابایت
دوربین پشت اصلی ۱۳ مگاپیکسلی اصلی ۱۳ و اولتراواید ۸ مگاپیکسلی
دوربین جلو اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی
باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت
شارژ سیمی ۴۵ وات ۴۵ وات
وای‌فای Wi-Fi 6E Wi-Fi 7
نرم‌افزار اولیه اندروید ۱۷ و One UI 9 اندروید ۱۷ و One UI 9
قلم و مقاومت S Pen داخل جعبه، IP68 S Pen داخل جعبه، IP68

طراحی و کیفیت ساخت؛ نازک بودن با کوچک بودن فرق دارد

سامسونگ در طراحی این نسل دنبال غافلگیر کردن نبوده است. بدنه فلزی با ساختار Armor Aluminum، سطوح ساده، رنگ‌های خاکستری و نقره‌ای و حاشیه‌های باریک، همان زبان آشنای تبلت‌های گران‌قیمت این شرکت را ادامه می‌دهند. ظاهرشان حرفه‌ای و مرتب است؛ فقط انتظار نداشته باشید انتخاب رنگ، هیجان خرید یک جعبه مدادرنگی را داشته باشد!

ضخامت هر دو دستگاه چشمگیر است. پلاس با ۵٫۳ میلی‌متر و اولترا با ۵٫۱ میلی‌متر، برای محصولی با این اندازه بسیار باریک‌اند. بااین‌حال، مهم‌ترین عدد برای استفاده روزانه ضخامت نیست؛ وزن و سطحی است که باید در دست نگه دارید.

پلاس در نسخه وای‌فای ۵۵۳ گرم وزن دارد و اولترا به ۶۹۲ گرم می‌رسد. اختلاف ۱۳۹ گرمی، همراه با ابعاد بزرگ‌تر اولترا، هنگام مطالعه در دست، نوشتن بدون میز یا استفاده در مسیر اهمیت پیدا می‌کند. باریکی بدنه قرار نیست اثر اهرمی چنین صفحه بزرگی را خنثی کند.

برای همین، من پلاس را انتخاب متعادل‌تری برای کسی می‌دانم که هنوز از تبلت انتظار «در دست گرفتن» دارد. اولترا بیشتر زمانی معنا پیدا می‌کند که روی میز، پایه یا کیبورد قرار بگیرد. در چنین وضعیتی، همان ابعادی که هنگام حمل آزاردهنده بود، به فضای مفید برای کار تبدیل می‌شود.

حاشیه‌های اولترا باریک‌ترند و دوربین جلو در بریدگی کوچک لبه بلند نمایشگر جا گرفته است. پلاس دوربین را در حاشیه جا می‌دهد و بریدگی مشابهی ندارد. این تفاوت، بیشتر سلیقه‌ای است؛ ضمن اینکه حاشیه تبلت کاملا بی‌فایده نیست و جایی برای قرار گرفتن انگشت‌ها باقی می‌گذارد.

هر دو مدل گواهی IP68 دارند. این ویژگی برای وسیله‌ای که ممکن است روی میز کافه، کنار بطری آب یا در فضای بیرون استفاده شود، امتیاز قابل توجهی است. البته مقاومت آزمایشگاهی در آب شیرین را نباید به مجوز استفاده در استخر و دریا تبدیل کرد. تبلت گران قیمت را لازم نیست برای اثبات مشخصاتش وارد کلاس شنا کنیم!

محتویات جعبه: قلم حاضر است، شارژر مرخصی رفته!

داخل بسته‌بندی، علاوه بر تبلت، S Pen و کابل USB-C به USB-C قرار دارند. آداپتور شارژ همراه محصول نیست؛ کیبورد و کاور هم خریدهای جداگانه‌اند.

وجود قلم از همان ابتدا ارزش عملی دارد. برای یادداشت‌برداری و طراحی مجبور نیستید بعد از خرید تبلت، تازه سراغ وسیله‌ای بروید که بخش مهمی از کاربردش به آن وابسته است. اما درباره هزینه نهایی باید واقع‌بین بود: اگر قرار است تبلت روی میز نقش لپ‌تاپ را بازی کند، بودجه پایه، کیبورد و شارژر مناسب را هم باید برای آن کنار بگذارید.

نمایشگر؛ جایی که اختلاف اندازه واقعا دیده می‌شود

سامسونگ در هر دو مدل از Dynamic AMOLED 2X با نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز استفاده کرده است. تفاوت مهم، ۱۲٫۶ اینچ در برابر ۱۴٫۶ اینچ است؛ نه برخورداری یکی از نمایشگر خوب و دیگری از نمونه معمولی.

پلاس نسبت به +Tab S10 از صفحه ۱۲٫۴ اینچی به ۱۲٫۶ اینچ رسیده است. اولترا همان اندازه آشنای ۱۴٫۶ اینچی را نگه می‌دارد؛ ابعادی که برای فیلم، طراحی و نمایش هم‌زمان چند برنامه جذاب است، اما روی میز کوچک یا در حالت عمودی به‌سادگی جا نمی‌شود.

مشکی عمیق پنل AMOLED، کنتراست بالا و حرکت روان رابط کاربری از دلایل اصلی جذابیت این خانواده‌اند. نسبت تصویر نزدیک به ۱۶:۱۰ هم برای فیلم و کار افقی مناسب است. البته هیچ نسبتی برای همه محتواها کامل نیست: همان صفحه کشیده‌ای که برای ویدیو لذت‌بخش است، ممکن است برای خواندن بعضی صفحات مجله یا اسناد عمودی به اندازه یک نمایشگر مربعی‌تر راحت نباشد.

وضوح بیشتر اولترا هم لزوما به معنی تراکم پیکسلی بالاتر نیست. پلاس پیکسل‌هایش را روی سطح کوچک‌تری پخش می‌کند؛ بنابراین نباید از نام Ultra نتیجه گرفت که نوشته‌ها حتما روی آن شارپ‌تر هستند. مزیت واقعی اولترا، فضای بیشتر برای دیدن و کار کردن است.

روشنایی ۱۶۰۰ نیتی دقیقا چه معنایی دارد؟

سامسونگ برای هر دو مدل اوج روشنایی ۱۶۰۰ نیت و روشنایی ۱۰۰۰ نیتی در حالت HBM اعلام کرده است. عدد اوج را نباید با روشنایی ثابت تمام صفحه هنگام خواندن یک سند سفید یکی دانست. نوع محتوا، سطح روشن تصویر، تنظیمات و نور محیط روی نتیجه اثر می‌گذارند.

برای من، در این بخش خوانایی و بازتاب نور مهم‌تر از مسابقه عددهاست. کنار پنجره یا زیر چراغ سقفی، انعکاس می‌تواند بخشی از مزیت روشنایی را از بین ببرد. در زیر نور شدید، بازتاب نمایشگر نسبتا زیاد است اما روشنایی آن در حدی است که کار را مختل نکند، ولی روی کیفیت و خوانایی تاثیر خواهد داشت.

صدا؛ چهار بلندگو که فقط برای پُر کردن جدول نیستند

هر دو تبلت چهار بلندگو دارند و در بررسی که کردم، وضوح گفت‌وگوها، حجم صدا و جداسازی کانال‌ها جزو نقاط قوت مشترک هر دو هستند. برای تماشای فیلم، کلاس آنلاین و پخش محتوای آموزشی، این بخش مکمل مهمی برای نمایشگر است.

صدای یک تبلت باریک قرار نیست بیس عمیق یک مجموعه صوتی بزرگ را تولید کند. اما اگر گفت‌وگوها واضح باشند و موسیقی و افکت‌ها روی هم تلنبار نشوند، لازم نیست برای هر ویدیو سراغ هدفون بروید.

من برای خرید اولترا صرفا به امید صدای بسیار بهتر، دلیل محکمی نمی‌بینم. مزیت اصلی آن همچنان اندازه تصویر است؛ پلاس از نظر امکانات صوتی در رده‌ای پایین‌تر رها نشده است.

سخت‌افزار؛ اولترا پول بیشتری می‌گیرد، اما تراشه متفاوتی ندارد

هر دو مدل از Dimensity 9500 مدیاتک با فرایند ساخت سه‌نانومتری استفاده می‌کنند. این نکته برای انتخاب میانشان مهم است: با رفتن از پلاس به اولترا، وارد یک کلاس پردازشی کاملا متفاوت نمی‌شوید.

پلاس با ۱۲ گیگابایت رم و حافظه ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایتی عرضه می‌شود. اولترا علاوه بر ترکیب‌های مشابه، نسخه یک‌ترابایتی با ۱۶ گیگابایت رم دارد. این گزینه برای پروژه‌های حجیم و چند وظیفگی سنگین جذاب‌تر است، ولی اگر فقط فضای بیشتری برای ویدیو و فایل می‌خواهید، هر دو از microSD تا دو ترابایت پشتیبانی می‌کنند. البته کارت حافظه جای رم را نمی‌گیرد و نباید سرعت آن را معادل حافظه داخلی فرض کرد.

همچنین محفظه بخار سه‌بعدی به اولترا محدود نیست و پلاس هم به این راهکار خنک سازی مجهز شده است.

در کارهایی مثل مرور وب، یادداشت‌برداری، جابه‌جایی بین برنامه‌ها و باز کردن چند پنجره، مسئله اصلی این خانواده کمبود توان خام نیست. چالش زمانی جدی‌تر می‌شود که یک برنامه اندرویدی با صفحه بزرگ، کیبورد یا شیوه کار شما خوب کنار نیاید. پردازنده سریع‌تر نمی‌تواند به‌تنهایی برنامه‌ای را که برای گوشی طراحی شده، به نرم‌افزار حرفه‌ای دسکتاپ تبدیل کند.

بنچمارک و بازی؛ اعداد مفید، با چند شرط مهم

هر دو دستگاه، توان اجرای بازی‌های سنگین را دارند، اما نمایشگر ۱۲۰ هرتزی تضمین نمی‌کند همه بازی‌ها با ۱۲۰ فریم اجرا شوند. محدودیت خود بازی و پروفایل پشتیبانی دستگاه هم دخیل است.

از نظر ارگونومی بازی، پلاس انتخاب آسان‌تری برای کنترل لمسی است. اولترا برای بازی با کنترلر و قرار گرفتن روی پایه جذاب‌تر می‌شود. نگه داشتن یک صفحه ۱۴٫۶ اینچی و رساندن انگشت‌ها به کنترل‌ها، خودش گاهی مرحله مخفی بازی است!

رابط کاربری و DeX؛ نزدیک شدن به لپ‌تاپ، بدون تبدیل شدن به ویندوز

هر دو تبلت با اندروید ۱۷ و One UI 9 عرضه می‌شوند و سامسونگ برایشان پشتیبانی طولانی‌مدت، شامل هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل و هفت سال به‌روزرسانی امنیتی، در نظر گرفته است. برای دستگاهی با این قیمت، طول عمر نرم‌افزاری بخشی از ارزش خرید است، نه صرفاً یک عدد تبلیغاتی.

در حالت تبلت می‌توانید سه برنامه را هم‌زمان کنار هم داشته باشید و اندازه پنجره‌ها را تغییر دهید. مرورگر، Samsung Notes  و یک ویدیوی آموزشی ترکیب ساده‌ای است که نشان می‌دهد صفحه بزرگ چه زمانی از یک تجمل به ابزار کار تبدیل می‌شود.

اینجا تفاوت اولترا روشن‌تر است. سه پنجره روی پلاس قابل استفاده‌اند؛ روی اولترا فضای بیشتری برای محتوای هرکدام باقی می‌ماند. در طراحی، جدول‌های عریض و کار هم‌زمان با متن و تصویر، این اختلاف از تفاوت چند درصدی بنچمارک مهم‌تر می‌شود.

DeX رابط را به محیطی با پنجره‌های قابل ‌تغییر اندازه، نوار وظیفه و کار با ماوس و کیبورد نزدیک می‌کند. می‌توانید روی خود تبلت کار کنید یا از نمایشگر خارجی کمک بگیرید. برای نوشتن، مدیریت ایمیل، کارهای تحت وب و جابه‌جایی فایل‌ها، چنین محیطی بسیار کاربردی‌تر از بزرگ کردن ساده رابط گوشی است.

با این حال، من جایگزین لپ‌تاپ بودن را یک ویژگی صفر و یکی نمی‌دانم. اگر ابزار اصلی شما مرورگر، اسناد و برنامه‌های سازگار اندرویدی باشند، این تبلت‌ها می‌توانند بخش زیادی از کار را انجام دهند. اگر به برنامه خاص ویندوز، افزونه حرفه‌ای یا گردش کار تخصصی وابسته‌اید، ظاهر دسکتاپ تضمین سازگاری نیست. پنجره داشتن، نرم‌افزار را ویندوزی نمی‌کند!

S Pen؛ از مهم‌ترین دلایل خرید، بدون هزینه جداگانه

قلم همراه هر دو مدل است و تجربه نوشتن و طراحی، از نقاط مشترک مثبت در بررسی‌های مبنا محسوب می‌شود. تشخیص فشار، زاویه قلم و کنار گذاشتن تماس ناخواسته کف دست، ابزارهایی هستند که به آن نقش واقعی می‌دهند؛ به‌خصوص برای یادداشت روی PDF، طراحی و علامت‌گذاری اسناد.

S Pen این نسل بلوتوث ندارد. برای نوشتن نیازی به شارژ دوره‌ای قلم نیست و چسباندن آن به بدنه را نباید با شارژ قلم‌های بلوتوثی نسل‌های قبل اشتباه گرفت. در مقابل، نباید انتظار تمام کنترل‌های از راه دور و ژست‌های وابسته به بلوتوث گذشته را داشت.

اتصال مغناطیسی برای کنار گذاشتن قلم بین کارها راحت است؛ برای حمل داخل کیف بهتر است به محافظت از آن بیشتر توجه کنید. قلمی که روی میز خوب سر جایش می‌ماند، ممکن است هنگام برخورد با وسایل کیف جدا شود. آهن‌ربا جای محفظه محافظ را نمی‌گیرد.

پلاس برای یادداشت‌برداری در رفت‌وآمد و استفاده روی پا منطقی‌تر است. اولترا در نقش بوم طراحی روی میز، فضای بیشتری برای خود تصویر و پنل ابزارها دارد. انتخاب در اینجا باید از شیوه کار شروع شود: بوم بزرگ‌تر برای همه، ابزار بهتر نیست.

هوش مصنوعی؛ کدام قابلیت واقعا به کار می‌آید؟

Galaxy AI در این نسل هم حضور پررنگی دارد: خلاصه‌سازی یادداشت‌ها، کمک به نوشتن، جست‌وجوی تصویری، پیشنهادهای زمینه‌ای و تولید تصویر از طرح اولیه، بخشی از ماجرا هستند. دسترسی به دستیارهایی مثل جمنای نیز در کار با صفحه بزرگ و چند پنجره، راحت‌تر می‌شود.

برای من، قابلیت ارزشمند چیزی است که چند مرحله از کار واقعی را کم کند. پیدا کردن یک موضوع با Circle to Search یا تهیه خلاصه اولیه از یک یادداشت طولانی می‌تواند مفید باشد. تولید یک تصویر بامزه هم سرگرم‌کننده است، اما به‌تنهایی دلیل پرداخت چنین مبلغی نیست.

Creative Studio و ابزارهای طراحی هوشمند می‌توانند از یک طرح ساده خروجی کامل‌تری بسازند. نتیجه را باید به چشم پیشنهاد و نقطه شروع دید؛ هوش مصنوعی گاهی مفهوم کلی را می‌فهمد و در جزئیاتی که برای شما مهم‌اند، راه خودش را می‌رود.

برای مخاطب فارسی‌زبان، دسترسی به یک قابلیت را نباید با پشتیبانی کامل از فارسی یکی دانست. زبان، منطقه حساب، اینترنت و نوع اشتراک روی امکانات اثر می‌گذارند. به‌خصوص در کاربرد خبری، خلاصه یا ترجمه تولیدشده باید بازخوانی شود؛ سرعت بیشتر، مسئولیت بررسی عدد و نام را حذف نمی‌کند.

دوربین؛ اولترا یک لنز بیشتر دارد، نه هویت یک گوشی دوربین محور

هر دو مدل دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی دارند و اولترا یک دوربین اولتراواید ۸ مگاپیکسلی هم اضافه می‌کند. دوربین جلوی هر دو، اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی است. بنابراین تفاوت دوربین پشت نباید به این تصور منجر شود که پلاس برای تماس تصویری الزاما ضعیف‌تر است.

کاربرد اصلی این دوربین‌ها از نگاه من اسکن سند، ثبت تخته، فرستادن تصویر یک وسیله و تماس تصویری است. برای چنین استفاده‌هایی، دسترسی سریع به عکس و امکان نوشتن روی آن با قلم اهمیت زیادی دارد. کسی که تبلت را برای بازدید پروژه یا ارایه طرح استفاده می‌کند، احتمالا بیشتر از کاربری که فقط فیلم می‌بیند، از دوربین بهره خواهد برد.

اولتراواید اولترا می‌تواند برای ثبت فضای یک اتاق یا محیط کاری محدود مفید باشد. اما اگر این نیاز در برنامه شما جایی ندارد، یک دوربین اضافه به‌تنهایی دلیل قانع‌کننده‌ای برای خرید مدل بزرگ‌تر نیست.

کیفیت دوربین اصلی برای ثبت روزمره و کارهای ساده روزمره، مناسب است. دوربین جلو نیز میدان دید بازی دارد و ضبط 4K با ۳۰ فریم بر ثانیه هم امکان پذیر است. برای قضاوت درباره جزئیات، رنگ پوست و نور کم، عکس و ویدیوی اختصاصی هر دستگاه اهمیت بیشتری از یکسان بودن عدد مگاپیکسل دارد.

ارتباطات و امنیت؛ اختلاف‌ها به اندازه نمایشگر محدود نیستند

اولترا از Wi-Fi 7 استفاده می‌کند و پلاس Wi-Fi 6E دارد. این اختلاف روی شبکه سازگار و در شرایط مناسب معنا پیدا می‌کند؛ نام استاندارد به‌تنهایی اینترنت خانه را سریع‌تر نمی‌کند. هر دو نیز بلوتوث ۶ دارند.

نسخه‌های 5G برای هر دو مدل عرضه می‌شوند. بنابراین هنگام خرید، شماره مدل و نسخه ارتباطی را بررسی کنید؛ مخصوصا اگر دستگاه از بازاری دیگر وارد شده باشد. در بازار ایران نیز هزینه نهایی، وضعیت خدمات و شرایط فعال‌سازی نسخه سیم‌کارت‌خور باید برای همان دستگاه روشن باشد، نه اینکه از روی مشخصات مدل وای‌فای نتیجه‌گیری شود.

حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر و تشخیص چهره برای باز کردن قفل در دسترس‌اند. حسگر اپتیکال را نباید با نمونه اولتراسونیک یکی دانست و از تشخیص چهره مبتنی بر دوربین هم انتظار سامانه سه‌بعدی اختصاصی نداشت. وجود هر دو روش، دست‌کم انتخاب بیشتری برای شرایط مختلف استفاده می‌دهد.

باتری و شارژ؛ از چند روز استفاده سبک تا یک روز کاری سنگین

پلاس باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد و اولترا از ظرفیت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت استفاده می‌کند. افزایش ظرفیت اولترا بخشی از نیاز نمایشگر بزرگ‌ترش را پوشش می‌دهد؛ بنابراین نباید صرفا با دیدن عدد بزرگ‌تر، شارژدهی بسیار بهتر را نتیجه گرفت.

سامسونگ برای پلاس تا ۲۱ ساعت و برای اولترا تا ۲۳ ساعت پخش ویدیو اعلام کرده است. این اعداد مربوط به شرایط ایده‌آل هستند و با اجرای هم‌زمان چند برنامه، روشنایی بالا، بازی و اتصال سیم‌کارت قابل جایگزینی نیستند.

در بررسی که روی اولترا با استفاده سنگین همچون اجرای هم‌زمان چند برنامه با روشنایی بالای نمایشگر داشتم، حدود هفت ساعت دوام آورد. همان بررسی برای پخش آنلاین ویدیو با روشنایی و صدای بالا، حدود ۱۶ ساعت دوام داشت که برای یک نمایشگر با چنین ابعادی، قابل قبول است.

برای پلاس فرصت بررسی متناسب را نداشم اما از آنجایی که خود سامسونگ در حدود ۱۰ درصد توان باتری آن را پایین‌تر اعلام کرده، پس باید با کمی کاهش در اعداد اولتر، به نتایج نسخه پلاس هم برسیم.

شارژ ۴۵ واتی؛ کافی، اما هیجان‌انگیز نیست

هر دو مدل شارژ سیمی ۴۵ وات دارند با این حساب برای شارژ کامل چنین باتری‌های پر ظرفیتی، در حدود یک ساعت و نیم زمان لازم است. ای‌کاش سامسونگ عدد سرعت شارژ را برای این محصولات گران قیمت خودش کمی بالاتر می‌گرفت تا در کم‌تر از یک ساعت، عدد ۱۰۰ را در جلوی چشمانم می‌دیدم.

البته از نگاه من، شارژ این خانواده نقطه ضعف بحرانی نیست، اما در تبلتی با این بها، مزیت رقابتی بزرگی هم محسوب نمی‌شود. برنامه‌ریزی برای شارژ بین دو جلسه کاری منطقی‌تر از امید بستن به چند دقیقه اتصال قبل از خروج از خانه است.

ارزش خرید؛ پلاس انتخاب پیش‌فرض من است، مگر اینکه اولترا را واقعا لازم داشته باشید

در زمان عرضه، قیمت پایه بازار آمریکا برای پلاس حدود ۱۲۰۰ دلار و برای اولترا حدود ۱۴۰۰ دلار است. این اعداد، قیمت نهایی ایران نیستند و هزینه لوازم جانبی را هم شامل نمی‌شوند. تبدیل ساده دلار به تومان، بدون دانستن موجودی، نسخه حافظه، خدمات فروشنده و هزینه تهیه دستگاه، برآورد قابل‌اتکایی از قیمت خرید نمی‌سازد.

با این سطح قیمت، مقایسه فقط میان دو تبلت سامسونگ نیست. یک لپ‌تاپ مناسب هم وارد فهرست گزینه‌ها می‌شود. به همین دلیل، قبل از انتخاب بهتر است مشخص کنید دقیقا برای چه چیزی پول می‌دهید: قلم و نمایشگر لمسی بزرگ، آزادی استفاده بدون کیبورد، یا اجرای نرم‌افزارهای کامپیوتری؟ پاسخ سوم معمولا شما را دوباره به سمت لپ‌تاپ می‌برد.

ترجیح من برای بیشتر کاربران، پلاس است. همان تراشه، امکانات اصلی قلم، تجربه نرم‌افزاری و نمایشگر باکیفیت را در بدنه‌ای سبک‌تر می‌گیرید. برای دانشجو، مطالعه، تماشای فیلم، تولید محتوای سبک و کارهای روزانه، این تعادل ارزش بیشتری از پسوند اولترا دارد.

اولترا برای کسی جذاب‌تر است که از فضای اضافه استفاده مشخصی دارد: طراحی روی میز، چند پنجره هم‌زمان، مرور اسناد بزرگ، تدوین با فضای بیشتر برای تایم‌لاین یا کار طولانی با کیبورد. نسخه ۱۶ گیگابایتی، حافظه یک‌ترابایتی و Wi-Fi 7 نیز می‌توانند برای بعضی کاربران مهم باشند، اما همه به آن‌ها نیاز ندارند.

 ارتقا از نسل قبل: پاسخ برای پلاس و اولترا یکی نیست

اگر Tab S11 Ultra دارید، نسل تازه دلیل فوری و پررنگی برای تعویض ایجاد نمی‌کند. ارتقای پردازنده و خنک‌سازی مهم است، اما اندازه، ایده کلی دستگاه و بخش بزرگی از تجربه روزانه کاملا مشابه باقی مانده‌اند. اگر تبلت فعلی در کارتان محدودیت ایجاد نمی‌کند، جدید بودن نام محصول به‌تنهایی ارزش پرداخت مابه‌التفاوت را ندارد.

برای دارندگان Tab S10+، داستان جذاب‌تر است (در نسخه تب S11 ورژن پلاس نداشتیم)، S12+، نمایشگر کمی بزرگ‌تر، سخت‌افزار جدیدتر و باتری پرظرفیت‌تری دارد. در مقابل، حذف دوربین اولترا واید عقب و بلوتوث قلم هم باید دیده شود. نسل جدید همیشه به معنای حفظ همه امکانات قبلی و اضافه شدن چند مورد تازه نیست!

خرید نسل گذشته با تخفیف هم می‌تواند انتخاب بهتری باشد، به‌خصوص اگر اختلاف قیمت واقعی زیاد باشد. فقط هزینه لوازم جانبی سازگار، وضعیت باتری دستگاه و مدت باقی‌مانده پشتیبانی را هم وارد مقایسه کنید. ارزان‌تر خریدن زمانی ارزش دارد که برای جبرانش چند هزینه تازه ایجاد نشود.

نقاط قوت

  • نمایشگرهای بزرگ AMOLED با وضوح بالا و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز
  • تراشه پرچم‌دار مشترک و توان مناسب برای چندوظیفگی و بازی
  • قلم S Pen داخل جعبه، بدون نیاز به شارژ برای نوشتن
  • امکانات چندپنجره‌ای، DeX و پشتیبانی نرم‌افزاری طولانی
  • بدنه باریک فلزی، مقاومت IP68 و بلندگوهای چهارگانه
  • پشتیبانی از کارت حافظه و انتخاب میان دو اندازه با امکانات اصلی نزدیک

نقاط ضعف و محدودیت‌ها

  • قیمت بالا، به‌خصوص پس از اضافه شدن کیبورد و شارژر
  • ابعاد و وزن اولترا برای استفاده طولانی در دست
  • حذف قابلیت‌های بلوتوثی قلم و حذف دوربین اولتراواید از پلاس
  • شارژ ۴۵ واتی بدون آداپتور داخل جعبه

جمع‌بندی آی‌تی‌رسان: بزرگ‌تر بودن وقتی ارزش دارد که کار بیشتری انجام دهید

گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا دو محصول کاملا متفاوت نیستند؛ دو اندازه از یک ایده‌اند. سامسونگ می‌خواهد نمایشگر، قلم و محیط چندوظیفه‌ای را در وسیله‌ای جمع کند که هم برای سرگرمی جذاب باشد و هم بخشی از کار روزانه را انجام دهد. بخش مهمی از این وعده به کیفیت برنامه‌هایی وابسته است که استفاده می‌کنید، نه فقط به قدرت تراشه.

برای من، پلاس انتخاب متعادل‌تر این خانواده است. امکانات اصلی را نگه می‌دارد و در حمل، نگه داشتن و استفاده روزانه مصالحه کمتری می‌طلبد. اولترا زمانی ارزش هزینه بیشتر را دارد که صفحه بزرگش به بخشی از کار شما تبدیل شود، نه اینکه فقط هنگام باز کردن جعبه چشمگیر باشد.

اگر برنامه‌های موردنیازتان با اندروید سازگارند و قلم و نمایشگر لمسی در کارتان نقش دارند، هر دو می‌توانند ابزارهای جدی باشند. اگر فقط می‌خواهید فیلم ببینید، گزینه‌های ارزان‌تر را هم باید در نظر بگیرید؛ و اگر از تبلت انتظار اجرای همه کارهای یک کامپیوتر حرفه‌ای را دارید، خرید کیبورد قرار نیست این فاصله را به‌تنهایی پُر کند.

حکم نهایی من ساده است: پلاس برای بیشتر کاربران، اولترا برای نیاز مشخص به فضای بیشتر. قبل از پرداخت پول یک میز کار همراه، مطمئن شوید واقعا قرار است روی آن کار کنید!

نوشته بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.