بررسی بلندگوی قابل حمل تسکو TS 2355: حس خوب شنیدن آهنگ‌های قدیمی

تصور عمومی از بلندگوهای اکسترنال، دستگاه‌هایی چند تکه و بزرگ هستند که باید با سیم به کامپیوتر یا لپ‌تاپ متصل شده؛ همیشه روی میزکار قرار گرفته و قابل جابه‌جایی نباشند.

سال‌ها است که بلندگوهای قابل حمل و اصطلاحا پرتابل، این تصور عمومی را تغییر داده‌اند. بلندگوهای قابل حمل، در اندازه‌های کوچک و جمع‌وجور طراحی شده، با سیم و بی‌سیم به لپ‌تاپ، کامپیوتر، موبایل و تبلت متصل شده، نیازی به آداپتور و برق ندارند، همیشه همراه کاربر خواهند بود و جابه‌جایی آن‌ها ساده‌تر از بلندگوهای ثابت سنتی است.

حالا تصور کنید چنین بلندگویی با طراحی سنتی و چوبی، کاملا هماهنگ با دکوراسیون و میزکار شما ولی قیمت بسیار مناسب تولید شده است. اگر مشتاق شدید درباره چنین بلندگویی بیشتر بدانید؛ با سایت آی‌تی‌رسان همراه باشید تا به بررسی بلندگوی قابل حمل تسکو TS 2355 بپردازیم:

یک همه‌کاره روی میز شما

تسکو TS 2355 دستگاهی فراتر از یک بلندگوی ساده روی میز و کنار دست شماست. رادیو، میکروفون برای تماس صوتی، بلندگوی قابل حمل با قابلیت اتصال سیمی و بی‌سیم، پخش‌کننده حافظه فلش و کارت میکرو یواس‌بی، برخی از کارهایی هستند که این محصول برای شما انجام می‌دهد.

اجازه دهید ابتدا درباره مشخصات این اسپیکر صحبت کنیم و بعد سراغ طراحی‌ منحصربه‌فردش برویم. وزن این بلندگو ۵۰۰ گرم است. ابعاد آن هم ۱۴۸ در ۱۰۵ در ۱۱۰ میلی‌متر گزارش شده است. یعنی آن‌قدر سبک است که به راحتی از این طرف به آن طرف جابه‌جا شود و روی میز کار فضای زیادی اشغال نمی‌کند. به راحتی می‌توانید در موقع لزوم این بلندگو را از یک اتاق به اتاق دیگری و حتی از یک خانه به خانه دیگری ببرید. درگاه‌های این بلندگو اجازه می‌دهند در صورت نیاز، به پخش‌کننده خودرو هم نصب شود.

برای ارتباطات بی‌سیم از بلوتوث نسخه 5.0 پشتیبانی می‌کند که سریع‌ترین پروتکل ارتباطی برد نزدیک است. در کاتالوگ محصول نوشته شده فاصله‌ای ۱۰ متری را پشتیبانی می‌کند و باتری آن ۱۲۰۰ میلی‌آمپرساعتی از نوع لیتیومی است. این باتری ۲.۵ ساعته شارژ می‌شود ولی مدت زمان استندبای آن ۱۰۰ ساعت است.

توان اسمی این بلندگو ۴۰۰ وات ولی توان واقعی آن ۶ وات با وضوح صدای ۸۰ دسی‌بل است. دامنه فرکانسی صدای این بلندگو هم از ۶۰ هرتز تا ۱۸ کیلوهرتز متغیر خواهد بود.

درگاه‌ها و امکانات ارتباطی آن شامل یک درگاه USB 2.0، یک درگاه Micro USB برای شارژ باتری، جک ورودی AUX، شیار کارت حافظه و کلیدهای پاور و ریست است. البته، یک مجموعه کلید برای مدیریت رادیو و بلندگو در پنل رویی دستگاه تعبیه شده است و دکمه مدیریت حجم صدا به شکل چرخشی و آنالوگ طراحی شده است.

گفتنی است هنگامی‌که گوشی خود را به این اسپیکر متصل می‌کنید، در نقش هندزفری بی‌سیم بازی کرده و می‌توانید تماس‌های خودتان را با آن مدیریت کرده و حتی از طریق میکروفن تعبیه شده بر رویش، به آن‌ها پاسخ دهید. البته مراقب باشید که در یک پارتی گوشی شما زنگ نخورد چرا که احتمالا ده‌ها نفر به مکالمه شما به‌راحتی گوش خواهند داد!

طراحی کلاسیک و اداری

اولین نکته‌ای که بلندگوی TS 2355 تسکو را از سایر اسپیکرهای قابل حمل دیگر مجزا می‌کند؛ طراحی به سبک چوب و ست‌های اداری است. در نمای اول، بیشتر شبیه به یک جعبه جادویی یا رادیوی قدیمی است!

اگرچه، جنس بدنه اصلی آن کاملا از چوب نیست و یک روکش چوبی دارد؛ ولی طرح چوب قهوه‌ای بسیار دلنشین و زیباست. بهترین محصولی که می‌توانید روی یک میزکار چوبی و اداری قرار دهید و با دیگر اجزای میز هماهنگ کنید. به همین خاطر، به نظرم این بلندگو برای گیمرها، کاربرانی که طرفدار تم‌های ورزشکاری و فانتزی هستند؛ حداقل از نظر ظاهری مناسب نیست. در عوض، افرادی که دوستدار نوستالژی، موسیقی‌های کلاسیک، تم‌های اتوکشیده و طرح‌های سنتی هستند؛ عاشق طراحی این بلندگو می‌شوند.

درگاه‌های ارتباطی به همراه کلیدهای پاور و ریست در پنل پشتی چیده شده‌ و فضای بسیار کمی به این درگاه‌ها اختصاص داده شده است. این عیب طراحی، چندان بزرگ محسوب نمی‌شود یا برای کاربر دردسرآفرین نیست؛ ولی اگر بخواهید همزمان باتری بلندگو را شارژ کنید، کارت حافظه روی آن بزنید و یک کابل USB وصل کنید؛ راه دست زیادی ندارد.

کلید پاور هم خوش دست طراحی نشده و بسیار کوچک است. من هر بار مجبور می‌شدم با نوک ناخن بلندگو را روشن/خاموش کنم. هنگامی که بلندگو روشن می‌شود؛ یک چراغ LED آبی رنگ چشمک‌زن در همان بخش کناری کلید پاور شروع به کار می‌کند.

در هنگام شارژ باتری بلندگو هم چراغ LED دیگری دیده می‌شود که در ابتدا قرمز رنگ و پس از آن آبی رنگ می‌شود. کابل میکرو یواس‌بی برای شارژ باتری کوتاه است و احتمالا باید با کابل بزرگ‌تری تعویض شود. خوش‌بختانه، این روزها در هر خانه‌ای، یک کابل شارژ یواس‌بی دیده می‌شود.

کلید چرخشی مدیریت صدا به سبک کلیدهای ولوم رادیوهای قدیمی روی پنل جلویی خودنمایی می‌کند. کلیدهای رادیو، حرکت میان آهنگ‌ها، منو و Pause/Play در زیر کلید ولوم و در محیط آن چیده شده‌اند. کار کردن با کلید صدا ضمن اینکه بسیار راحت است؛ حس خوش‌آیندی هم به کاربر منتقل می‌کند.

در هنگام پخش موزیک از طریق بلوتوث، قاعدتا زیاد با کلید ولوم صدا کار ندارید و بیشتر با لپ‌تاپ یا موبایل صدا را تنظیم می‌کنید ولی در هنگام پخش موسیقی از روی کارت یا حافظه فلش USB، کلید ولوم حجم صدا کاربردی است. همین‌طور، کلیدهای عقب و جلو کردن آهنگ‌ها در هنگام استفاده از حافظه‌های فلش USB تعبیه شدند.

در زیر بلندگو، چهار پایه کوچک قرار دارد تا میان بدنه و سطح صاف میز یک فاصله حفظ شود. در پنل جلویی هم شاهد لوگوی تسکو در یک طرح مشبک هستیم. صدا از میان منافذ همین پنل مشبک بیرون می‌آید و در محیط پخش می‌شود؛ جنس آن هم از پلاستیک با نمای فلزی است. به همین دلیل در نهایت وزن این دستگاه حدود نیم کیلو شده است.

پخش موسیقی برای همسایه‌ها

کیفیت صدا، مهمترین انتظاری است که از هر بلندگویی داریم. در هنگام بررسی و ارزیابی کیفیت صدای بلندگوی قابل حمل تسکو، دو حس و درک متفاوت داشتیم. آهنگ‌های مختلفی در سبک‌های سنتی، کلاسیک، جاز، مدرن، پیانو، راک و حتی بی‌کلام در محل‌های مختلف و با فاصله‌هایی متفاوت شنیدیم.

حس اول ما، حجم صدای بسیار بالای این بلندگو در مقایسه با جثه و توان خروجی‌اش است. در حالی که توان واقعی تسکو TS 2355 حدود ۶ وات است ولی اگر کمی صدا را بلندتر کنید؛ انگار دارید برای یک محله موسیقی پخش می‌کنید!

نتایج ارزیابی‌های ما نشان می‌دهد در واحدهای آپارتمانی و مسکونی کوچک، غالب اوقات حجم صدا از نیمه هم کمتر خواهد بود تا برای گوش آزاردهنده نباشد. در حالی‌که بیشتر یک بلندگوی شخصی و رومیزی نشان می‌دهد؛ به راحتی می‌تواند حجم صدای یک میهمانی و مراسم دورهمی را تامین کند. اگر قصد خرید این بلندگو را داشتید؛ بهتر است همیشه مراقب حجم صدای آن باشید تا همسایه‌ها شاکی نشوند!

اما حس دوم ما درباره کیفیت صدای این بلندگو، تیز نبودن صدا و کمی بمی و عدم وضوح است. این بلندگو مقداری صدا را غیرشفاف و گرفته پخش می‌کند. گاهی اوقات تصور می‌کنید صدا از درون چاه یا لوله‌ای برای شما پخش می‌شود که توی ذوق خواهد زد. البته، کیفیت آهنگ در این کیفیت صدا بسیار تاثیرگذار است و خود سبک‌های مختلف موسیقی هم آن را تشدید می‌کنند. استریو نبودن بلندگو یا نداشتن باس در این کیفیت صدا بی‌تاثیر نیست.

درباره قدرت بی‌سیم بلندگو باید گفت همان محدود گفته شده در کاتالوگ یعنی ۱۰ متر را پشتیبانی می‌کند. فقط اگر مانعی سر راه ارتباط مستقیم سیگنال‌های دستگاه پخش‌کننده با بلندگو ظاهر شود؛ مثلا دیوار بتنی؛ نویزها و خش‌های صدا سریعا شنیده می‌شوند. بلندگویی نیست که بخواهید یک سوی سالن پذیرایی بگذارید و خودتان در سوی دیگر با فاصله زیاد از روی لپ‌تاپ یا موبایل موسیقی پخش کنید. البته؛ اگر کارت یا حافظه USB به آن متصل کنید؛ دیگر احتیاجی به قابلیت بلوتوث نخواهید داشت.

در آزمایش‌های مختلفی که از باتری این بلندگو صورت گرفت؛ حدود ۳ ساعت و نیم ساعت بدون برق کار خواهد کرد. البته، اگر حجم صدای بلندگو کمتر باشد و از بلوتوث استفاده نکنید؛ تا بالای ۵ ساعت شارژ باتری می‌دهد. مدت زمانی که طول می‌کشد تا باتری بلندگوی TS 2355 شارژ شود هم حدود ۲ ساعت است.

خاطرات قدیمی را زنده کنید

اگر قیمت حدود ۲۰۰ هزار تومانی این بلندگو را در نظر بگیریم؛ باید گفت تسکو TS 2355 بلندگویی با طراحی منحصربه‌فرد، کیفیت صدای رضایت‌بخش و امکانات فراتر از نیاز با بهایی بسیار اقتصادی است.

به نظر می‌رسد در هر خانه یا شرکتی نیاز به یک بلندگوی قابل حمل این‌چنینی باشد تا شنیدن موسیقی یا گوش دادن به رادیو و پخش صدا در محیط همیشه و همه‌جا سریعا امکان‌پذیر باشد. شاید اگر کنترل از راه دور، کلیدهای لمسی، رقص نور یا قابلیت اتصال میکروفن داشت؛ اسپیکری کامل‌تر می‌شد. یک دلیل برای نخریدن این بلندگو هست و ده دلیل برای خرید آن؛ از جمله هماهنگی و سازگاری با دکوراسیون‌های چوبی و کلاسیکی که افراد زیادی طرفدارشان هستند.

نوشته بررسی بلندگوی قابل حمل تسکو TS 2355: حس خوب شنیدن آهنگ‌های قدیمی اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی نوت ۱۰ پلاس

جدیدترین محصول سامسونگ یعنی گلکسی نوت 10پلاس را بایستی بزرگ‌ترین، قوی‌ترین و گران‌ترین پرچم‌دار این کمپانی دانست که سازنده تلاش داشته با بهبود نقاط قوت قبلی و پوشش برخی از ضعف‌ها، تبدیل به برترین اسمارت‌فون کره‌ای‌ها شود.

چندی پیش برای شما جعبه گشایی و نگاه اولیه به نوت 10 پلاس را انجام دادیم و حال نوبت به بررسی تخصصی آن رسیده تا از خصوصیات این بلند قامت خوش رنگ و لعاب بیشتر گفته و البته اگر ضعف و کاستی هم دارد، بیان کنیم. با آی‌تی‌رسان و بررسی تخصصی گلکسی نوت 10 پلاس همراه باشید.

جانشین نوت 9: گلکسی نوت 10 یا نوت 10 پلاس؟

قبل از شروع رسمی بررسی، ابتدا این سوال را بایستی مطرح کرد که جانشین واقعی گلکسی نوت 9 کدام گوشی است؟ سامسونگ پس از تولید 8.5 سری از نوت برای نخستین بار از دو محصول در این رده رونمایی نمود که بسیاری را به این فکر انداخت چرا و به چه هدفی چنین کاری انجام شده است. شاید ذهن‌تان مشغول استفاده از عدد 8.5 سری نوت هم شده باشد که در توضیح آن باید اشاره کنیم که سامسونگ به‌خاطر هم‌سان سازی رده نوت با سری S، رسما نوت 6 را هیچ‌گاه تولید نکرد و یک راست به سراغ نوت 7 رفت، با این حساب 9 سری نوت تا به الان داشتیم و چرا گفتیم 8.5 تا؟ چون گلکسی نوت 7 همان محصولی شد که به علت آتش گرفتن، سامسونگ چاره‌ای جز جمع‌آوری‌اش پیدا نکرد و به‌جز تعدادی محدود، کسی رنگش را در بازار ندید و بدین سبب آن را نیم بند حساب کردیم!

حالا برگردیم به سراغ سوال اصلی، چرا سامسونگ دو گوشی نوت تولید کرده است (نسخه 5G را فاکتور گرفتیم)؟ مطمئنا اگر این سوال را از مدیران سامسونگ بپرسید، جواب شما را با توجه به نیاز بازار و دادن تنوع به محصولات‌شان عنوان خواهند کرد که در ظاهر درست است اما وقتی سیاست قیمت‌گذاری را هم بنگریم، متوجه نکته ریزی می‌شویم که موجب سود بسیار خوبی برای کره‌ای‌ها خواهد شد. گلکسی نوت 9 سال گذشته با بهایی در حدود قیمت نوت 10 استاندارد عرضه شد اما مشخصات نوت 10 پلاس برای جانشینی آن بسیار منطقی‌تر است. تنها کافی‌ است نگاهی به تفاوت نوت 9 با نوت 10 بیاندازید و در کمال شگفتی متوجه شوید که نوت 10 حتی در برخی موارد دارای کاستی‌هایی نیز نیز نسبت به محصول قدیمی‌تر است! مثلا وضوح تصویر گوشی در نوت 10 کم‌تر شده و از طرفی اسلات کارت حافظه نیز ندارد، امری که در گلکسی نوت 9 و البته نوت 10 پلاس هر دو وجود دارد.

در واقع بایستی اذعان کرد که یکی از اهداف اصلی سامسونگ، بالا بردن قیمت رده نوت بوده که با تردستی این کار را کرده اما خب قاعدتا این مدل از شعبده بازی اگر وارد آمریکن گات تلنت و یا حتی عصر جدید خودمان هم می‌شد، در همان ابتدا 4 چراغ قرمز از داورها می‌گرفت! حداقل برای خریداران خیلی بهتر می‌شد اگر سامسونگ به این دو گوشی جدیدش عنوان‌های گلکسی نوت 10 لایت و نوت 10 استاندارد را اتلاق می‌کرد و کمی با جیب خریدارانش بیشتر مدارا می‌نمود، امری که با نگاه به سیاست سایر کمپانی‌ها متوجه می‌شویم که هیچ‌کدام در پیش نگرفته و همگی از اپل تا هواوی و حتی شیائومی، بر همین طبل گران‌تر شدن به‌واسطه افزودن عناوینی چون پرو و پلاس می‌کوبند.

برویم سراغ بررسی گلکسی نوت 10 پلاس و ببینیم چه چیزی در چنته دارید.

تفاوت‌های گلکسی نوت 10 با نوت 10 پلاس چیست؟

آخ باز هم فراموش کردیم که قبل از شروع این بررسی به تفاوت دو محصول عرضه شده در رده نوت 10 اشاره کنیم. قاعدتا اصلی‌ترین مورد در این بین،‌ سایز دو گوشی است که یکی با نمایشگر 6.8 اینچی و دیگری با سایز 6.3 اینچی عرضه شده است. پس با این حساب طول، عرض و وزن دو گوشی متفاوت بوده اما ضخامت یکسانی دارند. از سوی دیگر همان طور که پیش از این اشاره کردیم، وضوح تصویر نوت 10 پلاس بیشتر بوده و QHD‌ است اما نوت 10 بر روی فول اچ‌دی می‌ایستد. باید به این نکته اشاره کرد که چشمان شما خیلی بعید است تفاوت خاصی را بین آن‌ها تشخیص دهد مگر آنکه جای عینک بر روی چشمان خودتان میکروسکوپ بزنید!

تفاوت بعدی در حجم باتری‌هاست که نوت کوچک‌تر از باتری 3500 میلی‌آمپری و نوت بزرگ‌تر از 4300 میلی‌آمپری استفاده می‌کند اما باید دقت کرد که اندازه بزرگ‌تر نمایشگر و وضوح تصویر بیشتر در نسخه پلاس، به احتمال زیاد بخش زیادی از این تفاوت 800 میلی‌آمپری را خواهد بلعید! پس باز هم خیلی نباید به به این بخش نیز همچون نمایشگر با دیده حسرت نگریست.

خب اگر خوشحال هستید که می‌توانید 150 دلار تفاوت قیمت این دو گوشی را صرفه‌جویی کنید، وقت آن رسیده که به شما تلنگری زده و به سراغ ۳ تفاوت مهم‌تر برویم. نخست توانایی پشتیبانی از کارت حافظه جانبی برای نوت 10 پلاس است که در نوت 10 با یک عدد شست (بی‌ادبی آن می‌شود بیلاخ!) جایگزین شده است! مورد دوم به استفاده از دوربین TOF (تف نیست!) یا تایم آو فلایت، جهت تشخیص بهتر و سریع‌تر عمق برمی‌گردد که نوت 10 پلاس را تبدیل به یک گوشی 4 چشم کرده اما نوت 10 باید همان 3 چشم قبلی مانند گلکسی S10 پلاس را حفظ کند. سومین نکته هم وجود 12 گیگابایت رم است که برای صرفه‌جویی کنندگان 150 دلار، این رقم به 8 گیگابایت محدود می‌شود. با این حساب، یا باید سر کیسه را شل‌تر کرده و پول بیشتری بدهید و یا آنکه از همان نوت 10 با سایزی کوچک‌تر (و شاید هم دوست‌داشتنی‌تر) استفاده کنید.

این بار به صورت جدی قصد ورود به بررسی نوت 10 پلاس را داریم، کمربندها را سفت بسته تا به کنکاشی جدی از این خوش روی کره‌ای بپردازیم.

طراحی: تنها به رخ زیبایم بنگر!

روندی که در طی چند سال اخیر دایما در حال تکرار و کامل‌تر شدن است، تسخیر درصد بیشتری از بخش جلویی دستگاه توسط نمایشگر بوده تا جایی که احتمالا رقم 100درصد را سازندگان به‌دست آورده و دست از سر کاربران‌شان بردارند! احتمالا به خودتان می‌گویید که این امر اتفاق مثبتی بوده و علاوه بر زیبایی، کارکرد مناسبی را هم دارد، اما واقعا چنین است؟

زمانی در روزگاران دور که گوشی‌های به اصطلاح لمسی در حال زیاد شدن در بازار بودند، به‌قدری حاشیه در اطراف نمایشگر دیده می‌شد که اگر دو دستی آن‌ها را می‌گرفتید، همچنان جا برای گذاشتن پاهای‌تان در بالا و پایین گوشی نیز وجود داشت، بدون آنکه مزاحم تاچ شما شود! ولی امروزه بایستی گوشی را طوری بگیرد که مبادا بند انگشت کوچک‌تان موجب یک لمس ناخواسته شود یا کف دست چپ شما عمل تاچ انگشت راست را مختل نماید! در واقع این امر با آنکه باعث زیبایی و استفاده بهینه از فضا شده ولی در راحتی عملکرد کاربری تاثیراتی منفی هم خواهد داشت که اکثریت خیلی بدان توجه نمی‌کنند، اما ما کردیم!

سامسونگ با توجه به لبه‌های خمیده در پرچم‌دارانش، مدت‌هاست که حاشیه را از این دو سمت حذف کرده و حال نمایشگر در حال پیشروی به سمت بالا و پایین دستگاه دیده می‌شود. این کار سبب شده تا نسبت نمایشگر به بدنه رقم تحسین برانگیز 91 درصد شود و البته تا زمانی‌که سازندگان به 100 نرسند، بایستی شاهد افزایش این عدد باشیم تا بلکه حس پیشرفت را به این وسیله بهتر درک کنیم.

نگاهی به نوت 10 پلاس به شما نشان می‌دهد که یک کلید از روی دستگاه پر زده و آن چیزی نیست جز دکمه اختصاصی بیکسبی که فکر می‌کنم به جز طراحش، کسی برای آن دلتنگ نخواهد شد! در سمت راست بیابان برهوت است و در مقابل، دکمه پاور و کلید یکپارچه صدا قرار دارند. البته طراح بیکسبی در اینجا باز هم شیطنتی به خرج داده و اگر دکمه پاور را نگاه دارید، باز هم با بیکسبی خوش صدا روبه‌رو می‌شوید! اما این قابلیت را هم می‌توانید کاملا حذف کرده تا دست وی را از هرگونه بیکسبی بازی تهی سازید. فقط این نکته برایم عجیب بود که چرا طراح گوشی کمی خلاقیت به خرج نداده و کلید پاور را به سمت راست منتقل نکرده است تا پیدا کردن آن نیز ساده‌تر بوده و به‌صورت اشتباه با دکمه صدا گرفته نشود (و یا صدا با آن اشتباه شود!).

در بالا محل ورودی سیم‌کارت قرار دارد و از آنجایی که نوت 10 پلاس قابلیت پشتیبانی از کارت حافظه جانبی را همچنان داراست، پس اسلات آن را نیز مشاهده می‌کنید. میکروفن ریزی هم در کنارش تعبیه شده به همراه سوراخ ریزی که هر چه نگریستیم، ندانستیم که چیست! در پایین به محل ورودی قلم S، پورت شارژ تایپ C و اسپیکر برخورد می‌کنیم. جای یک حفره هم پس از سال‌ها خالی‌ست و آن چیزی نیست جز جک استاندارد 3.5 میلی‌متری! نمی‌دانم چرا سازندگان انقدر با این جک سر ناسازگاری دارند و در روزگاری که به هر دلیلی یک دوربین به پشت گوشی اضافه می‌کنند و یا به قدری میکروفن می‌گذارند که گوشی شبیه به آبکش می‌شود، اما اصرار دارند که این حفره پر کاربرد را بردارند و سامسونگ هم پس از سال‌ها مقاومت در برابر این خواسته ناکجا آبادی، بالاخره آن را برداشت تا اپل لبخند به لب بگوید که این چاهی‌ست که من کنده‌ام و همه سازندگان در حال سقوط به آن هستند!

گوشی را که به پشت بر می‌گردانیم، بسته به نور محیط و زاویه‌ای که گلکسی نوت 10 پلاس را گرفته‌اید، عکس العمل شما می‌تواند متفاوت باشد. در واقع رنگ‌بندی خاص و متفاوتی که در هر زاویه خاص مانند منشور نوری نیوتن رنگ به رنگ می‌شود، کاربر را شیفته خودش کرده و حداقل بهانه‌ای برای ارتقای گوشی قبلی را به او خواهد داد، البته اگر ریسک عدم استفاده از قاب محافظ را به جان بخرد. دوربین این بار به‌صورت عمودی چیده شده که به شخصه آن را از فرم افقی در کادر مستطیلی قبلی بیشتر می‌پسندم و با اینکه می‌توان کمی انگ تقلید را بدان چسباند اما حداقل ظاهر مدرن‌تری گرفته است. فلش و دوربین TOF هم در کنار سنسورهای اصلی دیده می‌شوند و نام سامسونگ همچون میتی کمان در میانه دستگاه می‌درخشد.

اگر بخواهیم نوت 10 پلاس را با گلکسی نوت 9 مقایسه کنیم، از نظر ابعاد کلی بسیار به یکدیگر شبیه هستند و نوت 10 پلاس تنها 0.4 میلی‌متر در ارتفاع و 0.8 میلی‌متر در عرض دارای اندام بزرگ‌تری بوده ولی در عوض ضخامت آن از 8.8 میلی‌متر به 7.9 رسیده و وزنش نیز 5 گرم کاسته شده است. تمام این موارد با علم به این موضوع حاصل شده که نمایشگر 0.4 اینچ بزرگ‌تر بوده و باتری هم با 300 میلی‌آمپر افزایش ظرفیت به رقم تحسین برانگیز 4300 میلی‌آمپر رسیده است.

کیفیت ساخت گوشی را هم باید یک نمونه پریمیوم (خارجی بسیار با کیفیت) دانست که البته در اکثر پرچم‌داران امروزی به‌خاطر همان ترکیب آشنای شیشه با فریم فلزی، دیگر هیجان انگیز و خاص نیست و صرفا به شما می‌گوید که از داشتنم لذت ببر اما مغرور نشو؛ چون باقی پرچم‌داران نیز همین هستند!

نمایشگر: بزرگ، عالی اما 60 هرتز!

زمانی که وان پلاس گوشی با نمایشگر 90 هرتزی را به بازار عرضه کرد، بسیاری انتظار داشتند که سامسونگ نیز دست به چنین کاری زده و اگر از دیسپلی 120 هرتزی استفاده نکند، حداقل نرخ به‌روز رسانی آن را به 90 برساند که زهی خیال باطل، چرا که همان 60 قبلی است! البته این نرخ به‌روز رسانی نمایشگر آن قدرها که بر روی کاغذ می‌بینید، اهمیت ندارد و شاید اگر جای 60 هرتز سامسونگ از 60 هزار هرتز (مدل علمی تخیلی!) هم استفاده می‌کرد، شما تغییر بسیار خاصی را باز مشاهده نمی‌کردید و مانند همان گزینه تعداد پیکسل‌ها، به دقت بالا و لوازم جانبی خاصی جهت تشخیص این تمایز احتیاج داشته باشید.

نوت 10 پلاس یک نمایشگر داینامیک AMOLED با وضوح تصویر 1440 در 3040 پیکسل دارد که خود سازنده توصیه می‌کند از وضوح فول اچ‌دی پلاس بهره بگیرید، چرا که در این صورت مصرف باتری کاهش یافته و از طرفی باز هم چشمان شما تفاوت خاصی را شاهد نیستند. در واقع تولید کنندگان با آنکه این روزها به درجه‌ای از پیشرفت رسیده‌اند که حتی می‌توانند یک نمایشگر 8K را هم بر روی گوشی‌ها کار بگذارند، متوجه بیهودگی این افزایش شده و می‌دانند که استفاده از موتور جمبو جت بر روی یک ماشین سواری، قبل از آنکه سرعتش را بالا ببرد، آن را خواهد پوکاند. پس عملا هیچ حاصلی برای نمایشگر در وضوح تصویر بالاتر به جز مصرف بیشتر باتری و گران شدن نخواهد داشت، پس بهتر است سازندگان این فناوری را حداقل برای گوشی‌های با نمایشگر تاشو کنار بگذارند که به خاطر سایز بزرگ، افزایش تعداد پیکسل‌ها باز تا حدی قابل لمس باشد.

شاید با خودتان بگویید که این چقدر حرف می‌زند و بیاید درباره نمایشگر گلکسی نوت 10 پلاس صحبت کند! پس چاره‌ای جز گوش دادن ندارم و می‌گویم که از نظر کیفیت، به‌قدری پرچم‌دار سامسونگ عالی است که می‌تواند اشک شوق را از چشمان شما جاری کرده و در حالی‌که با خود می‌گویید مگر بهتر از این هم می‌شود، برای این دسیپلی 6.8 اینچی و سازنده‌اش درود بفرستید. عملکرد نمایشگر در زیر نور آفتاب هم در سطح بسیار مطلوبی قرار گرفته و ماکسیمم روشنایی آن در حالت اتوماتیک تا نزدیک به 800 نیت نیز می‌رسد، رقمی که به‌صورت دستی فقط تا نیمی از آن افزایش می‌یابد.

سنسور اثر انگشت هم که این روزها دیگر به زیر نمایشگر منتقل شده و برای همین نه از آن حفره مربعی شکل پشتی خبری است و نه حتی اسکنر عنبیه چشم و همه چیز بدان سپرده شده تا با حرکتی لوکس و نمادین، انگشت خودتان را بر روی صفحه کشیده و این حسگر اولترا سونیک (اسمش هم باکلاسه!) به‌صورت سه‌بعدی تصویر زیبای انگشت شما را مجسم کرده و اجازه ورودتان را صادر کند.

محل قرارگیری این سنسور، نسبت به گلکسی S10 پلاس کمی بالاتر است، ابعاد آن هم کمی کوچک به نظر می‌رسد و با توجه به آنکه نمی‌توان با لمس فیزیکی آن را پیدا کرد، بهتر بود کمی فضای بیشتری بدان اختصاص داده می‌شد (اصلا شاید کسی خواست با شست پایش وارد شود!). یکی دیگر از مزایای خوب این حسگر، امکان ورود با انگشت خیس است که علاوه بر آنکه قابلیت ضد آب بودن گوشی را به رخ می‌کشد، اجازه ورودتان در شب‌های بارانی را هم صادر می‌کند!

سخت‌افزار: بیشتر از آن چیزی که می‌خواهید!

سال‌هاست که سامسونگ محصولاتش را در دو نسخه اسنپدراگون و اگزینوس روانه بازار می‌کند که بسته به منطقه عرضه شده، نوع آن‌ها متفاوت خواهد بود. کشور ما و خاورمیانه یک نقطه اگزینوس خیز است! بدین سبب در نوت 10 پلاس پذیرای اگزینوس 9825 هستیم که به نوعی نسخه بهبود یافته 9820 است که پیش از این بر روی گلکسی S10 پلاس دیده بودیم. در اینجا علاوه بر افزایش بسیار کم کلاک هسته، از فناوری 7 نانومتری در ساخت استفاده شده تا شاهد مصرف بهینه‌تر چیپست هم باشیم.

این چیپست از دو هسته مگنوس M4 با فرکانس کاری 2.73 گیگاهرتز به همراه دو هسته کورتکس A75 با فرکانس 2.4 گیگاهرتز و همچنین 4 هسته کورتکس A55 با فرکانس 1.9 گیگاهرتز بهره می‌گیرد که در کنار واحد گرافیکی MALI G76 و 12 گیگابایت رم، شما را با محصولی فراتر از نیازهای‌تان روبه‌رو سازد.

نوت 10پلاس در دو نسخه 256 و 512 گیگابایتی عرضه می‌شود و از آنجایی که قابلیت پشتیبانی از کارت حافظه جانبی تا رقم 1 ترابایت نیز برای آن فراهم شده است، شاید نیاز به یک اعجوبه باشد تا بتواند تمام این ظرفیت را پر کرده و به‌جای حافظه یک ترابایتی طلب دو ترابایتی کند!

به شخصه اعتقاد دارم ظرفیت سخت‌افزاری گوشی‌های پرچم‌دار به قدری بالا رفته که مانند رانندگی با یک لامبورگینی در اتوبانی با حداکثر سرعت ۱۲۰ کیلومتر است و حالا اگر به شما بوگاتی هم بدهند، سرعت‌تان از یک حد تجاوز نکرده و نهایت کمی شتاب بیشتری به‌دست خواهید آورد. اما برای آنکه بفهمیم نوت 10 پلاس ما لامبورگینی است یا بوگاتی، پس از چند بنچمارک نیز بهره می‌گیریم.

ابتدا به سراغ اپلیکیشن چند منظوره انتوتو می‌رویم تا ببینیم پس از بررسی بخش‌های گوناگون، چه امتیازی به دستگاه داده می‌شود.

نام گوشی امتیاز انتوتو
وان پلاس 7 پرو 362872
آی‌فون XS مکس 354665
گلکسی نوت 10 پلاس 342751
گلکسی S10 پلاس 332874
هواوی P30 پرو 318745
گلکسی A70 168977

اپلیکیشن گیک بنچ عملکرد هسته‌ها را در دو حالت مالتی و سینگل بررسی می‌کند که امتیازات نوت 10 پلاس را در مقایسه با رقبایش مشاهده می‌کنید.

نام گوشی امتیاز در حالت تک هسته‌ای امتیاز در حالت چند هسته‌ای
آی‌فون XS مکس 4728 11357
گلکسی نوت 10 پلاس 4589 10755
وان پلاس 7 پرو 3511 10738
گلکسی S10 پلاس 4517 10286
هواوی P30 پرو 3287 10018
گلکسی A70 2418 6578

جدا از نتایج بنچمارک‌های به‌دست آمده بایستی گفت که هیچ بازی و اپلیکیشن موبایلی بر روی کره زمین وجود ندارد که نوت 10 پلاس نتواند آن را به روانی اجرا کرده و لبخند را بر روی لبان کاربرش بنشاند. مشکلاتی چون داغ شدن پرچم‌داران نیز به‌خاطر فناوری بهینه شده چیپست‌ها به پایان رسیده و البته سیستم‌های خنک کننده‌ای که در بطن این گوشی‌ها کار گذاشته می‌شود، در دفع حرارت تولیدی نقش به‌سزایی را بازی می‌کند.

دوربین: ۳ چشم و یک یار!

تقریبا هر سال شاهد اضافه شدن بر تعداد دوربین‌های پرچم‌داران هستیم و از آنجایی که سطح پشتی گوشی‌ها فضای زیادی دارد، پس نمی‌توان نقطه پایانی را برای تعدادش در نظر گرفت (انگار فقط جا برای جک 3.5 میلی‌متری کم هست!)؛ اما آیا اضافه کردن تعداد سنسورها بر روی یک گوشی، تضمینی برای بالا بردن کیفیت دوربین است؟ یعنی اگر به جای 4 دوربین در پشت از 5، 6 و حتی 10 دوربین استفاده کنیم، گوشی ما تبدیل به یک سوپر دوربین خواهد شد که محصولات کنون و نیکون هم بایستی جلوی آن لنگ بیندازند؟ قاعدتا جواب شما خیر است!

افزایش سنسورها بیشتر از آنکه کاربر را با یک تصویر شارپ و خارق العاده روبه‌رو کند، قادر است تا ابزارهای عکاسی را گسترش داده و شما را در گرفتن تصاویر با امکانات جانبی بیشتر یاری دهد. مثلا تعداد افرادی که در قاب دوربین‌تان قرار می‌گیرند، افزایش یافته و یا آنکه زوم اپتیکال بیشتری در اختیارتان خواهد بود. البته بایستی پذیرفت در تصویر نهایی هم بدین خاطر شاهد پیشرفت و افزایش کیفیت خواهیم بود اما ضرورتا افزایش تعداد سنسورها، کیفیت دوربین را به‌صورت باینری بالا نمی‌برد.

این همه داستان بافتم که چه بگویم؟ اینکه از فردا راه نیفتید و مثل قدیم که بسیاری تعداد مگاپیکسل بیشتر را نشان کیفیت بهتر دوربین‌شان می‌دانستند، بر روی تعداد دوربین‌های گوشی‌تان پز بدهید! چرا که اگر این شکلی باشد بسیاری از چینی‌ها منتظر نشسته‌اند تا بهره‌برداری‌های اقتصادی از این امر نموده و پس از مدتی در اقصی نقاط گوشی‌ها، دوربین‌های مختلفی نصب نمایند!

گلکسی نوت 10 پلاس دارای 4 سنسور در پشت است که نمونه اصلی آن 12 مگاپیکسلی با اپرچر متغیر 1.5 تا 2.4 بوده و یک سنسور 12 مگاپیکسلی تله فوتو (با F/2.1) با زوم اپتیکال دو برابری در کنار یک سنسور 16 مگاپیکسلی اولترا واید (F/2.2) با زاویه عکس‌برداری وسیع آن را در گرفتن تصاویر رویایی یاری می‌دهند. دوربین چهارم که خارج از کادر اصلی قرار گرفته، برای شما هیچ عکسی نمی‌گیرد و در تشخیص بهتر عمق، سایر سنسورها را یاری می‌کند.

سنسور اصلی دوربین از زمان گلکسی S9 خدا بیامرز تقریبا ثابت مانده و ظاهرا سامسونگ به‌قدری از آن و به‌خصوص دیافراگم متغیر 1.5 تا 2.4 رضایت داشته که دست به آن نمی‌زند. این تغییر دیافراگم بسیار کاربردی است، به‌خصوص اگر عکسی ماکرو می‌خواهید بیاندازید و یا به سراغ سوژه با منظره باز می‌روید. نرم‌افزار دوربین هم به‌صورت خودکار وقتی زیاد باشد به f/2.4 متوسل شده و اگر نور کاهش یابد، مقدار f را نیز کم‌تر می‌کند تا نور بیشتری جذب سنسور شود.

دوربین دوم که اولترا واید است، برای نخستین بار بر روی یک گوشی سری نوت استفاده شده و در واقع آن را از رده S10 عاریه گرفته‌اند. این سنسور 16 مگاپیکسلی دارای f/2.2 بوده اما متاسفانه از فوکوس خودکار بهره‌ای نمی‌برد، امری که هواوی پی30 پرو به لطف وجودش، تصاویر ماکروی خارق‌العاده‌ای را ضبط می‌کند.

دوربین تله‌فوتو نسبت به آخرین نسل خودش که بر روی گوشی S10 پلاس بود، شاهد پیشرفت‌هایی است. البته سنسور 16 مگاپیکسلی با همان وضوح و سایز مشابه پیکسل‌ها ارایه شده ولی مقدار f از 2.4 به 2.1 رسیده تا شاهد جذب نور بیشتری برای آن باشیم. میزان زوم اپتیکال هنوز بر روی 2x ایستاده تا در مقایسه با رقبایی که به زوم 3 و 5 برابری دست یافته‌اند، عدد قابل اعتنایی نباشد.

هر دو دوربین اصلی و تله‌فوتو مجهز به لرزش‌گیر اپتیکال هستند، در کنارشان نیز یک دوربین سه‌بعدی TOF قرار گرفته تا بتواند در تشخیص عمق به‌خصوص در گرفتن عکس‌های پرتره (جهت جدا سازی سوژه از بک گراند) به این دو یاری رسانده و کاربرش را به‌خاطر ثبت عکس‌های هنری بر سر ذوق بیاورد.

برای آنکه بهتر با توانایی‌های دوربین آشنا شوید، برای شما چندین تصویر در شرایط مختلف را شکار کرده‌ایم که در ادامه مشاهده می‌کنید.

برای آنکه دوربین نوت 10 پلاس را با برادر قبلی‌اش مقایسه کوتاهی هم کرده باشیم، از یک سوژه مشترک عکس گرفتیم که در تصویر زیر و با حرکت دادن ماوس و یا انگشت خودتان بر روی عکس،‌ می‌توانید آن‌ها را مقایسه کنید.

یکی از مسایلی که پرچم‌داران سامسونگ علی‌رغم وجود دریچه دیافراگم متغیر با آن روبه‌رو بوده و به‌نظر هم می‌رسد که هنوز هم دست به گریبان هستند، عکس‌برداری در شب است که حتی از گوشی‌هایی که مقدار f آن‌ها بیشتر است و قاعدتا توانایی کم‌تری در جذب نور دارند،‌ در رتبه پایین‌تری می‌ایستند. در تصاویری که با نوت 10 پلاس در تاریکی گرفتم، متوجه شدم همچنان این مورد در ارتباط با گوشی وجود دارد و جهت مقایسه بهتر، در شرایط مشابه یک عکس با پی30 پروی هواوی هم انداختم که نتایج را در تصویر زیر مشاهده می‌کنید (مقایسه کامل دوربین دو گوشی را به زودی در سایت قرار می‌دهیم).

دوربین سلفی مدت‌هاست که اهمیت بسیار زیادی برای کاربران دارد. استفاده از یک نمونه 10 مگاپیکسلی شاید برای برخی این سوال را ایجاد کند که چرا محصولات میان رده‌ای چون گلکسی A50 و A70 با سنسورهای 25 و 32 مگاپیکسلی تا این حد بر روی کاغذ بهتر هستند! اما از آنجایی که مگاپیکسل فقط یک فاکتور است و مسایل دیگری وجود دارند که سبب خروجی بهتر تصویر خواهند شد، پس به شما می‌گوییم دلتان را به این اعداد خوش نکنید!

دوربین سلفی نوت 10 پلاس دو تفاوت عمده با گلکسی S10 پلاس دارد. حتما منتظر شنیدن این خوبی‌ها هستید اما زهی خیال باطل، چرا که شما باید خبر بد بشنوید! در گلکسی S10 پلاس دو دوربین وجود داشت که یکی برای تشخیص عمق استفاده شده و برای همین سوژه از بک گراند بهتر جدا می‌شد، چیزی که اینجا نیست!‍ مورد دوم هم به اندازه دریچه دیافراگم باز می‌گردد، با آنکه هر دو محصول مجهز به سنسور 10 مگاپیکسلی با لنز 26 میلی‌متر واید هستند اما میزان f از 1.9 به 2.2 رسیده است. جالب اینجاست که در گلکسی نوت 9 میزان f بر روی 1.7 قرار داشت تا از این منظر شاهد یک افول در بین پرچم‌داران سامسونگ باشیم! شاید برای‌تان تعجب برانگیز باشد که چرا سازنده روند معکوس را در بخش سلفی در پیش گرفته، تمام این‌ها یک پاسخ دارد و آن هم حفره بالای نمایشگر است! در واقع سامسونگ بیشتر تلاش خودش را بر روی این بخش گذاشته که این حفره را تا حد امکان کوچک‌تر طراحی کند، پس شاید بتوان پایان داستان را شاد دانست، اگرچه خود داستان خیلی جذاب نباشد!

دوربین سلفی خوشبختانه فوکوس خودکار دارد و در منوی خود امکاناتی را ارایه می‌دهد که می‌توانید به‌صورت نرم‌افزاری، بک گراند چهره‌تان را تار کرده و عکسی زیباتر خلق کنید، اگرچه به علت عدم وجود سنسور تشخیص عمق، امکان خطا به‌خصوص در لبه‌ها هست ولی نسبت به گذشته بسیار بهتر عمل می‌کند. همچنین به شما امکانی جهت گرفتن سلفی 10 مگاپیکسلی یا زوم شده 6.5 مگاپیکسلی هم داده می‌شود، امری که تقریبا همان عکس کراپ شده بوده و سازنده فقط این عملیات فتوشاپی را خودش برای‌تان انجام می‌دهد!

به‌خاطر دارم که همیشه گوشی‌های سامسونگ در بخش فیلم‌برداری، حرف‌های زیادی برای گفتن داشتند و حتی نخستین محصولی که می‌توانست به‌صورت اچ‌دی فیلم‌برداری کند، ساخته این کمپانی بود. در گلکسی نوت 10 پلاس، حداکثر وضوح تصویر برداری همچون اکثر گوشی‌های پرچم‌دار و حتی بالا رده امروزی، بر روی 4K تنظیم شده اما ضبط آن با حداکثر فریم 60 بر ثانیه، تنها از برخی پرچم‌داران امروزی بر می‌آید. از سوی دیگر شما اگر به گرفتن تصاویر اسلوموشن علاقه‌مند هستید، قادر خواهید بود تا همچون گذشته در وضوح اچ‌دی در طی 0.4 یا 0.8 ثانیه، با سرعت 960 فریم بر ثانیه فیلم بگیرید که پیشرفت خاصی محسوب نمی‌شود اما این توانایی نیز ایجاد شده که در وضوح فول اچ‌دی و این بار بدون محدودیت زمانی قبلی، با سرعت 480 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کنید.

در واقع این تکنیک‌ها بیشتر از آنکه برای یک فیلم‌برداری عادی و روزمره کاربردی باشد، به‌درد کسانی می‌خورد که دوست دارند فیلم‌هایی متفاوت بگیرند و کیست این روزها که نخواهد در استوری اینستاگرام خودش، کلیپی خاص از حرکت عجیب و غریبش نگذارد؟ اما ماجرا به همین بخش ختم نمی‌شود و سامسونگ سه حقه جدید در آستینش دارد تا مانند شین لیم (شعبده‌باز معروف) برنده رقابتی بزرگ شود.

نخستین حقه به بوکه کردن تصویر در هنگام فیلم‌برداری بازمی‌گردد، امری که تا پیش از این در عکاسی دیده بودیم و حال به کلیپ‌ها رسیده است، البته هنوز تا پخته شدن راه دارد ولی استارت آن با نوت 10 پلاس زده شده و برای سوژه‌هایی که تحرک زیادی ندارند، یک گزینه عالی‌ست. شعبده دوم به حالت سوپر استدی باز می‌گردد که تلاش دارد تا مانند اکشن کم‌های امروزی، لرزش دست شما را در هنگام دویدن و تکان شدید نیز کنترل کند، گزینه‌ای که همچنان مانند مورد نخست نیاز به پخته شدن بیشتری دارد. جادوی سوم هم در ارتباط با Zoom in Mic است، بدین صورت که اگر بر روی سوژه‌ای زوم کنید، صدای وی به‌صورت بلندتر و واضح‌تر ضبط خواهد شد. این مورد هم در محیط‌های شلوغ و یا فاصله زیاد آنچنان خوب کار نمی‌کند ولی برای شروع و یک حرکت جدید، دوست داشتنی است. با این حساب اگر نوت 10 پلاس را شین لیم محسوب نکنیم حداقل در حد سعید فتحی خواهد بود!

مالتی مدیا: صدایی به وسعت تصویر!

قاعدتا وقتی شما یک نمایشگر 6.8 اینچی تمام صفحه با بالاترین کیفیت، پشتیبانی از +HDR 10 و فناوری داینامیک AMOLED دارید، از همان ابتدا می‌دانید که شاهد بهترین کیفیت در هنگام تماشای فیلم و کلیپ بر رویش خواهید بود. از آنجایی که نسبت ابعاد هم به 19 به 9 رسیده است، پس راهی تا رسیدن به ابعاد استاندارد 21 به 9 در فیلم‌سازی باقی نمانده و با کمی اراده و نردبان‌تر کردن گوشی‌ها، به این مهم دست خواهید یافت!

اما کیفیت صدا چطور؟ برای این منظور یک کلیپ ویدیویی را بر روی گوشی گذاشتم، صدا را تا انتها افزایش و گوش فرا دادم! در هنگام پخش، چشمانم گرد شد، صدای بسیار بلند بود و اگرچه نباید هر بلندی را با کیفیت دانست اما حداقل قابل قبول به‌نظر می‌رسید و نوت 10 پلاس به نوعی یک اسپیکر پرتابل استریو هم محسوب می‌شود (برای جمع‌های دو سه نفره!).  محل قرارگیری اسپیکر دوم هم بسیار جالب است، چرا که در لبه بسیار باریک بالایی قرار گرفته، جایی که برای یافتنش کمی باید از چشمان خودتان کار بکشید.

در بخش گوش دادن به هدفون اگر قصد دارید از محصولات دیجیتالی و با سیم خودتان استفاده کنید، یک تابلوی ورود ممنوع را در پایین نوت 10 پلاس خواهید دید و این بدان معناست که سامسونگ هم پس از چند سال مقاومت، به جرگه حذف کنندگان این درگاه پیوست تا بلکه آه کاربران را با فروش بیشتر ایربادزهای خودش جبران کند! البته یک نکته را هم باید در نظر گرفت، در جعبه گوشی، هدفون‌های با کیفیت AKG با پورت تایپ سی قرار گرفته‌اند و از آنجایی که این روزها اکثر پرچم‌دارن از شارژ بی‌سیم هم پشتیبانی می‌کنند، پس نمی‌توانیم غر بزنیم که یا باید از هدفون استفاده کنیم یا شارژر!

قلم S: شخصیت نوت منم!

بایستی پذیرفت که گلکسی نوت بدون قلم،‌ همان گلکسی S است با گوشه‌های تیزتر! در واقع این اس پن است که سری نوت را از همان ابتدا تعریف کرد و با گذشت زمان، به‌قدری پیشرفت نمود که مانند یک خودکار واقعی می‌توان از آن بر روی نمایشگر دستگاه استفاده کرد و جولان داد. مگر جز این است که واژه نوت به معنی نوشتن تنها با حضور قلم معنا می‌شود؟

سال پیش سامسونگ بر روی قلم خود از بلوتوث استفاده کرد که اتفاقا قابلیت کاربردی و جالبی به‌خصوص در مواردی چون عکاسی محسوب می‌شد. از آنجایی هم که سازنده دوست ندارد روند پیشرفت را متوقف کند، این بار ژیروسکوپ را هم در کنار بلوتوث گذاشته تا مانند هری پاتر بتوانید فرامینی را به گوشی انتقال دهید، عملی که بعید به‌نظر می‌رسد آن چنان کاربردی باشد مگر آنکه بخواهید مانند یک مجنون به شما بنگرند!

قلم جدید با ابعاد 5.8×4.35×105.8 میلی‌متری و وزن 3.04 گرمی خودش نسبت به قلم زرد رنگ نوت 9 (برای گوشی آبی‌رنگ) کمی کوچک‌تر است و به خوبی در حفره محصول قبلی هم جای می‌گیرد. رنگ آن به نیلی تغییر یافته و با آنکه زیباست اما به شخصه همان زرد قبلی را بیشتر دوست داشتم. به‌نظر می‌رسد برخی طراحان سامسونگ هم با من موافق بودند چرا که هیچ اثری از نام سامسونگ یا حتی نام خود قلم هم بر رویش دیده نمی‌شود و اگر از گوشی دور بیفتد، همچون بچه یتیم لالی خواهد بود که کسی مادر و پدرش را نخواهد شناخت!

قلم S سامسونگ از نظر کارایی به‌قدری جذاب و دقیق است، که خودش به تنهایی می‌تواند عاملی جهت انتخاب سری نوت لقب بگیرد. شما اگر جز آن دسته افرادی هستید که به نوشتن علاقه دارید، می‌خواهید طراحی کنید یا حتی هنگام بازی کردن، استفاده از قلم را به انگشت ترجیح می‌دهید، نوت 10 پلاس ناامیدتان نخواهد کرد. ضمن آنکه ویژگی‌هایی چون طراحی بر روی سوژه‌ها در هنگام عکاسی و فیلم‌برداری، گیف‌های جذاب متحرک یا تبدیل دست نوشته به متن (فارسی نه!) از دیگر جذابیت‌های اس پن است که نوت را از بسیاری پرچم‌داران بازار، دوست‌داشتنی‌تر می‌کند.

باتری: حجیم اما سریع!

نوت 10 پلاس با دارا بودن حجم 4300 میلی‌آمپری بر قله حجیم بودن باتری‌های پرچم‌داران سامسونگ می‌ایستد، البته با توجه به ابعاد بزرگ‌تر نمایشگر نسبت به اسلاف پیشین، امر بعیدی هم نیست با این حال با توجه به ضخامت و وزن مناسب، بایستی جا دادن این باتری پر ظرفیت در بطن دستگاه را هم ستود

سامسونگ می‌گوید که پرچم‌دار جدیدش به‌طور حتم تا یک روز هم با شما خواهد بود و اگر مدارا کنید که به دو روز هم می‌کشد. با توجه به فناوری نمایشگر و مصرف بهینه چیپست، انتظار کارایی خوبی هم از آن می‌رود. در تست‌های انجام شده، گلکسی نوت 10 پلاس می‌تواند تا 18 ساعت به پخش مداوم ویدیو پرداخته (با روشنایی 50درصد) و بیش از 12 ساعت هم در وب‌گردی شما را یاری رساند.

نکته جالب دیگر برای پرچم‌دار قلم به دست سامسونگ، استفاده از شارژر سریع 25 واتی در جعبه و 45 واتی خارج جعبه است! البته این خارج جعبه را بایستی دست به جیب شده و جداگانه بخرید اما در تست‌های انجام شده همین نمونه 25 واتی به‌قدری خوب عمل می‌کند که به جیب مبارک فشار نیاورید. در تست‌های انجام شده در طی 30 دقیقه، این باتری حجیم نزدیک به دو سوم شارژ می‌شود که رقمی عالی‌ست. برای کامل شدن شارژ با توجه به آنکه در درصدهای بالاتر جهت ایمنی، کمی این پروسه کندتر می‌شود، بایستی تقریبا تا 70 دقیقه صبر کنید.

گلکسی نوت 10 پلاس از فناوری یو‌اس‌بی پاور دلیوری 3.0 هم به‌خوبی پشتیبانی می‌کند، برای همین پاور بانک‌های مجهز به این تکنولوژی که توانایی انتقال تا سرعت 30 وات را دارند، یک گزینه عالی جهت شارژ سریع دستگاه بوده و از طرفی قابلیت پشتیبانی از شارژ سریع بی‌سیم 15 واتی هم برای آن فراهم شده تا در کل اگر قصد شارژ کردن گوشی را گرفتید، مهلت انتظارتان کم‌تر شده و سریع‌تر از قبل به محصول دلبندتان برسید. راستی، همچون پرچم‌دار سری S می‌توان از آن به عنوان یک پاور بانک بی‌سیم با حداکثر سرعت 9 وات هم بهره برد.

سخن پایانی: نوت 10 پلاس را بخرم؟

جواب سوال واضح است، اگر حداقل 1100 دلار برای پرداخت قیمت گلکسی نوت 10 پلاس را دارید، بخرید! اما اگر گوشی قبلی شما مثلا محصولی چون گلکسی نوت 9 و حتی 8 است یا یکی از آخرین پرچم‌داران سری S را در دستان‌تان دارید، شاید بهتر باشد کمی تامل کنید. در واقع دو رقیب اصلی این گوشی را بایستی گلکسی S10 پلاس و گلکسی نوت 10 معمولی دانست. اگر به وجود قلم اهمیتی نمی‌دهید و حتی دوست دارید که جک دوست داشتنی 3.5 میلی‌متری بازگردد، محصولی سری S انتخاب بهتر و البته کم خرج‌تری است. از سوی دیگر اگر سایز بزرگ این گوشی با اندازه دستان شما هم‌خوانی ندارد، گلکسی نوت 10 استاندارد هم گزینه خوبی خواهد بود که فشار روی جیب‌تان را هم کم‌تر می‌کند.

در واقع محصول جدید سامسونگ به‌قدری گران شده که توان آپدیت کردن تلفن همراه فعلی از عهده هرکسی (به‌خصوص اگر یک ایرانی باشد) بر نمی‌آید و باید حسابی دو دو تا کند تا به سراغ این کالای گران اما لوکس و ارزشمند بیاید. گلکسی نوت 10 پلاس با برخی از آپدیت‌های سخت‌افزاری بهتر همچون استفاده از فوکوس خودکار در حالت اولترا واید، زوم اپتیکال بیشتر، عکاسی شب بهتر و حتی قابلیت ارگونومیک مناسب‌تر، می‌توانست تبدیل به بی‌نقص‌ترین محصول تولیدی بازار شود اما با این حال، همچنان کامل‌ترین پرچم‌دار بازار است که به‌نظر نمی‌رسد تا چند ماه آینده از سوی رقیبی جدی مورد تهدید قرار بگیرد.

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی نوت 10 پلاس اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی هدفون بی‌سیم گردنی تسکو TH 5335: لذت شنیدن بی‌وقفه موسیقی

در سال‌های اخیر، علاقه کاربران به ایرفون‌ها و هدفون‌های بی‌سیم بسیار بیشتر از گذشته شده است. مردم دوست دارند در فعالیت‌های روزانه خود موسیقی گوش کنند و دنبال هدفون‌هایی با کمترین اتصال‌های کابلی، راحتی استفاده و بالاترین انعطاف‌پذیری هستند تا مزاحمت کمتری در شرایط مختلف برایشان داشته باشد.

در حالی‌که بازار با مدل‌های جدیدی از ایرفون روبرو است که کاملا بی‌سیم هستند و حتی میان هدفون‌ها هیچ ارتباط کابلی وجود ندارد؛ هنوز مدل‌های ایرفون‌های گردنی محبوب‌تر و از نظر کیفیت و سلامتی بهتر هستند.

به دلیل طراحی ارگونومیگ این ایرفون‌ها و راحتی در استفاده آن‌ها هنگام ورزش و تمرین‌های تناسب اندام، حرکت و دیگر فعالیت‌های روزانه، شرکت‌های سازنده هدفون و تجهیزات جانبی اسمارت‌فون، چندین مدل هدفون بی‌سیم گردنی عرضه کردند.

شرکت تسکو (توسن سیستم شرق) نیز چندین مدل هدفون بی‌سیم گردنی در طرح‌ها و مشخصات متنوع به بازار عرضه کرده است که ما در این مطلب می‌خواهیم مدل TH 5335 را از نزدیک بررسی کنیم، با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

طراحی ارگونومیک؛ مشخصات قابل قبول

هدفون بی‌سیم گردنی TH 5335 جزو جدیدترین محصولات هدفون شرکت تسکو است. البته، جزو زیباترین ایرفون‌های این شرکت هم محسوب می‌شود.

جنس بدنه قسمت دور گردنی این هدفون علاوه بر سبکی، بسیار انعطاف‌پذیر بوده تا در فعالیت‌های روزانه کاربر، دچار شکستگی نشود یا گردن را آزار ندهد. وزن این هدفون بسیار کم و فقط ۶۷ گرم است؛ به‌طوری‌که هیچ وزنی دور گردن احساس نخواهید کرد و گاهی شک می‌کنید هنوز دور گردن شما باشد!

دسته‌های این هدفون هم زیاد بزرگ نیستند که تمام گردن شما را بپوشانند و همین‌طور این‌قدر کوچک نیستند که باعث آزار گردن شوند. پدهای داخل گوشی نرم و انعطاف‌پذیر بوده تا راحت درون گوش قرار گرفته و از سوی دیگر مرتب جدا نشوند. حداکثر طول کابل این هدفون ۶۰ سانتی‌متر است و به اندازه کافی محکم است تا خیلی زود خراب نشود.

این هدفون برای ارتباطات بی‌سیم با گوشی یا دستگاه‌های پخش‌کننده دیگر از بلوتوث نسخه ۴.۲ استفاده می‌کند. از فناوری NFC پشتیبانی نکرده و حداکثر برد موثر آن زیر ۱۰ متر با امپدانس ۱۶ اهم است. در بخش بعدی، مشاهدات خودمان از برد موثر این هدفون را خواهیم گفت.

تسکو برای این هدفون بی‌سیم، یک باتری لیتیوم یونی ۱۰۰ میلی‌آمپر ساعتی انتخاب کرده است که می‌تواند در عرض ۱.۵ ساعت به طور کامل شارژ شود و در هر بار شارژ، ۳ ساعت مکالمه و ۶ ساعت گوش دادن به موسیقی را تاب بیاورد. همچنین ۶۰ روز در حالت استندبای دوام آورده و حساسیت آن ۱۱۰ دسی‌بل با وضوح صدای ۷۵ دسی‌بل است.

دامنه فرکانسی این هدفون هم ۲۰ تا ۲ هزار هرتز بیان شده است. از دستیار صوتی سیری اپل و اسیستنت گوگل پشتیبانی می‌کند و کلیدهایی برای پاسخ‌گویی به تماس تلفنی، کم و زیاد کردن صدا یا حرکت میان ترک‌های موسیقی دارد.

روی بازوی سمت چپ کلید فعال‌سازی دستیار صوتی اسیستنت گوگل (در هنگام کار با دستگاه‌های اندرویدی) یا دستیار صوتی سیری اپل (در هنگام کار با آیفون و آیپد) قرار گرفته است. کافی است یک فشار نرم به این کلید بدهید تا موسیقی قطع و دستیار صوتی فعال شود. اگر این کلید را فشار داده و چند لحظه انگشت خود را روی آن نگاه دارید؛ دوباره موسیقی پخش می‌شود و از حالت دستیار صوتی خارج خواهد شد.

در بازوری سمت راست؛ کلید روشن/خاموش هدفون دیده می‌شود و در بالای آن، کلیدهای مدیریت حجم صدا قرار دارند. کار با این کلیدها هم راحت است و سریعا می‌توانید با یک فشار آنی، حجم صدا را چند درجه کاهش یا افزایش دهید.

در بخش داخل و پشت کلید پاور، یک چراغ LED چشمک‌زن کوچک دیده می‌شود که وضعیت هدفون را به شما نشان خواهد داد. در حالت عادی این چراغ آبی رنگ است. برای حرکت میان آهنگ‌ها کافی است انگشت خود را برای چند ثانیه روی کلیدهای کاهش و افزایش حجم صدا فشار دهید تا آهنگ بعدی یا قبلی پخش شود.

هدفون TH 5335 ضد آب یا مقاوم در برابر گردوغبار، رطوبت و عرق نیست. پس هنگام فعالیت بدنی زیاد باید مواظب باشید تماس مستقیمی با بدن و محل‌های عرق‌ریز نداشته باشد.

دو سر گوشی‌های این هدفون مگنتی هستند و به یکدیگر قفل می‌شوند تا در حال دویدن، حرکت و ورزش دایما به این سو و آن سو پرتاب نشوند و اسباب مزاحمت و آزار شما را فراهم نکنند. همین‌طور، با قفل کردن دو سر گوشی به یکدیگر نیازی نیست در مترو و اتوبوس، دنبال آن‌ها بگردید. این یک مزیت بسیار ویژه برای این هدفون بی‌سیم است.

قدرت چسبندگی مغناطیسی پدها هم خوب است تا باز هم راحت و با یک برخورد کوچک دست از هم جدا نشوند. باید کاملا فشار دهید تا پدهای مگنتی از هم فاصله بگیرند.

درون جبعه این ایرفون بی‌سیم گردنی، علاوه بر کارت گارانتی محصول، دو سری پد داخل گوش به رنگ مشکی-قرمز ولی در اندازه‌های مختلف به همراه کابل میکرو یواس‌بی دیده می‌شود. اگر گوش شما بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از حد استاندارد این هدفون باشد؛ می‌توانید پدها را عوض کنید تا کاملا اندازه سوراخ گوش شما شوند.

کیفیت صدای خوب؛ برد موثر فراتر از انتظار

اجازه دهید تجربه کاربری یک هفته‌ای استفاده از هدفون بی‌سیم TH 5335 را به شما گزارش دهیم. نخست، درباره برد موثر این هدفون بنویسیم. در دفترچه راهنمای آن نوشته شده است ۱۰ متر ولی شما مطمئن باشید اگر مانعی میان شما و دستگاه پخش‌کننده موسیقی نباشد؛ به راحتی تا ۱۵ متر را جواب داده و حتی پس از آن با قطعی‌های کوتاهی همراه است ولی هنوز می‌توانید با تلفن همراه مکالمه کنید یا اینکه به موسیقی گوش دهید.

معمولا، نزدیک به اسمارت‌فون یا دستگاه‌های دیگری هستیم که با بلوتوث به هدفون متصل هستند و نیازی به فاصله بالای ۱۰ متر ندارید. برخی مواقع شاید مجبور شوید از اتاق بیرون بروید یا اینکه از دستگاه پخش‌کننده کمی دورتر شوید که با این هدفون جای هیچ نگرانی نیست. برخی هدفون‌های بی‌سیم با کمترین افت سیگنال، ارتباط را قطع می‌کنند ولی هدفون TH 5335 سعی می‌کند تا حد ممکن ارتباط را حفظ کرده و شما بتوانید به مکالمه یا شنیدن موسیقی ادامه دهید.

کلیدهای هدفون بسیار نرم از نظر کاربری هستند. یک لمس کافی است تا تِرک بعدی پخش شود یا تماس تلفنی را پاسخ دهید. محل قرارگیری کلیدها هم مناسب است و نیازی به گشتن دنبال آن‌ها روی گردنی هدفون نیست. اندازه این کلیدها هم برای انگشت من مناسب بود ولی شاید افرادی با انگشت‌های بزرگ‌تر کمی به دردسر بیفتند.

کیفیت صدای این هدفون شما را شگفت‌زده خواهد کرد چون انتظار ندارید هدفونی با وضوح صدای ۷۵ دسی‌بلی و حساسیت حداکثری ۱۱۰ دسی‌بلی چنین کیفیت صدایی بدهد. جزئی‌ترین صداها به گوش می‌رسند و از هم تفکیک شده هستند. کیفیت صدا در حجم صدای بالا، بهتر شده و تمیزی بیشتری دارد. حتما از گوش کردن موسیقی با این هدفون لذت می‌برید و ساعت‌ها به طور مداوم مشغول شنیدن آهنگ‌های دلخواه خود خواهید بود، بدون آنکه خسته شوید.

قاعدتا ساخته تسکو، یک هدفون noise cancelling نیست و صداهای محیط هنوز به گوش شما می‌رسد. البته، در حجم صدای بالاتر قاعدتا نویز محیطی کمتری خواهید داشت. این حالت برای زمانی که در کافی‌شاپ نشسته‌اید یا اینکه در محیط کار موسیقی گوش می‌کنید؛ مناسب است ولی اگر می‌خواهید در تاکسی حجم صدا را بلند کنید تا صحبت‌های دیگر مسافران را نشنوید؛ قاعدتا صدای راننده تاکسی را هم نخواهید شنید که به شما می‌گوید به مقصد رسیده‌اید! در حجم صدای پایین، اصوات محیط به گوش می‌رسد ولی کمتر از هدفون‌های استاندارد بازار است.

درباره باتری این هدفون کمی اغراق شده است. در حالی‌که شرکت تسکو می‌گوید می‌توانید ۶ ساعت موسیقی گوش کنید ما در چندین بار آزمایش نتوانستیم بالای ۵ ساعت با آن کار کنیم و نیاز به شارژ باتری پیدا می‌کرد.

البته، در این میان باید فاصله و استفاده‌ در شرایط مختلف را در نظر گرفت. این هدفون بی‌سیم چون از فناوری‌های شارژ سریع سود نمی‌برد؛ همین باتری کم حجم ۱۰۰ میلی‌آمپرساعتی بالای یک ساعت و نیم زمان می‌برد تا کامل شارژ شود. درگاه شارژ میکرو یواس‌بی آن در بازوی سمت راست بخش گردنی هدفون قرار دارد و برای باز و بسته کردن درب آن باید کمی دقت کرد.

همراهی برای تمام روز

هدفون TH 5335 طوری ساخته شده است که در تمام روز و فعالیت‌های مختلف روزانه همراه شما و دور گردن‌تان باشد ولی آن را احساس نکنید. این هدفون برای افرادی است که فعالیت بدنی بالایی دارند؛ مثلا ورزشکار، دونده، موتورسوار و یا اهل پیاده‌روی‌های طولانی هستند.

وزن کم، جنس بدنه دور گردنی انعطاف‌پذیر، طراحی زیبا و ارگونومیک، کیفیت صدا و برد موثر بالا باعث می‌شوند از داشتن این هدفون لذت ببرید و بدون وقفه موسیقی گوش کنید و راحت جواب تماس‌های تلفنی را بدهید. قیمت اقتصادی حدود ۲۶۰ هزار تومانی آن هم مزیت بر علت می‌شود تا نخواهید برای داشتن یک ایرفون بی‌سیم خوب، هزینه زیادی کنید. برای مشاهده محصولات تسکو می‌توانید از وب‌سایت این شرکت هم دیدن کنید.

نوشته بررسی هدفون بی‌سیم گردنی تسکو TH 5335: لذت شنیدن بی‌وقفه موسیقی اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

با لپ تاپ گیمینگ MSI GF63 Thin شکست معنی ندارد

این روزها با توجه به افزایش قیمت ارزهای خارجی، باید در خرید خود دقت بسیاری به خرج دهید؛ خصوصاً اگر با یک لپ‌تاپ گیمینگ روبرو باشیم.

معمولاً در هنگام خرید لپ تاپ، ابتدا نیازهای خود را با توجه به بودجه طبقه بندی کرده و سپس به دنبال محصول مناسب خود می‌گردیم. ضخامت پایین، کیفیت بالای نمایشگر، سخت افزار مدرن و بروز، کیفیت بالای ساخت و پشتیبانی مناسب از نظر گارانتی و خدمات پس از فروش، ویژگی‌های اختصاصی سازنده، جذابیت ظاهری و… از جمله پارامترهای مهمی است که در انتخاب یک لپ تاپ مخصوص بازی باید مد نظر قرار گیرد.

به تمام این موارد، استفاده از یک سامانه خنک کننده با کیفیت را هم اضافه کنید. در بین مدل‌های متنوعی که امروزه در بازار موجود هستند، GF63 Thin از شرکت نام‌آشنای MSI، یکی از بهترین انتخاب‌ها خواهد بود. MSI که در رأس هرم تولیدکنندگان لپ تاپ‌های مخصوص بازی جهان قرار گرفته است، با تجربه چند ساله خود در زمینه تولید لپ تاپ‌های گیمینگ و حفظ نوآوری در طول این سال‌ها، به برندی مورد اعتماد تبدیل شده است که قطعاً شما را از خرید، پشیمان نخواهد کرد.

مدل‌های گوناگونی از لپ تاپ‌های گیمینگ MSI در بازار داخلی ایران و جهان موجود است. طبقه بندی مدل‌های فوق از نظر قیمت، کارایی و پارامترهای غیر فنی صورت گرفته و با یک نگاه ساده می‌توانید مدل مناسب خود را از بین آنها انتخاب کنید. GF63 Thin یکی از بهترین‌های ام‌اس‌آی بوده و به جرأت کار را برای رقبا و مدل‌های مشابه سخت کرده است.

لپ تاپ گیمینگ GF63 Thin ضمن حفظ تمام قابلیت‌های سخت افزاری و ویژگی‌های یک نوت بوک مخصوص بازی، دارای ضخامتی به اندازه یک لپ تاپ باریک امروزی با کاربرد روزانه است. GF63 Thin 9SC با ضخامت تنها 21.7 میلی متر، یکی از باریک‌ترین لپ تاپ‌های گیمینگ جهان است. شاید با خود بگویید که ضخامت به تنهایی نمی‌تواند تضمینی بر حمل و نقل آسان لپ تاپ باشد و فاکتور وزن هم معیار مهمی در این زمینه است.

لپ تاپ GF63 Thin  تنها 1.86 کیلوگرم وزن دارد. مهندسان MSI تمام تلاش خود را به کار گرفته‌اند تا جذابیت ظاهری یک لپ تاپ گیمینگ را در ضخامتی بسیار پایین پیاده سازی کنند. GF63 Thin  بدون از دست دادن قابلیت تهویه بالا، طول عمر باتری داخلی و قدرت سخت افزاری، زیر 2 کیلوگرم وزن داشته و ضخامت آن هم زیر 22 میلی متر است. در بسیاری از مدل‌های مشابه، شاهد از دست دادن مواردی از جمله تهویه کارآمد و باتری مناسب در ازای کاهش ضخامت هستیم. خوشبختانه این موارد در GF63 Thin  دیده نمی‌شوند.

افزون بر طراحی ظاهری و ضخامت پایین که یکی از مهمترین پارامترهای برنده در GF63 Thin  است، سخت‌افزارهای مدرن نیز یک امتیاز حیاتی برای لپ تاپ‌های مخصوص بازی به شمار می‌روند. MSI از آخرین معماری گرافیکی روز، با نام NVIDIA Turing بهره گرفته و کارت گرافیک کم مصرف اما پُر بازده GeForce GTX 1650 Max-Q را در این لپ تاپ استفاده کرده است. این کارت گرافیک دارای 4 گیگابایت حافظه GDDR5 بوده و به مراتب سریع‌تر از GTX 1050 Ti است.

طبق تست‌های 3D Mark TimeSpy Extreme و 3D Mark TimeSpy، کارت گرافیک GeForce GTX 1650 Max-Q بین 20 تا 26 درصد سریع‌تر از GTX 1050 Ti است. ویژگی دیگر این لپ تاپ، استفاده از نمایشگر 15.6 اینچی با رزولوشن 1080p و پنل IPS است؛ اما این نمایشگر به لطف طراحی Bezel Design، تنها به اندازه یک مانیتور لپ تاپ 14 اینچی فضا را به اشغال خود درخواهد آورد. تمام تمرکز از حاشیه‌های نمایشگر برداشته شده و تنها به سمت پنل معطوف شده است.

نگران فرکانس به‌روزرسانی پنل و از دست دادن فریم‌ها هستید؟ GF63 Thin  با مانیتور 120 هرتزی، نه تنها هیچ فریمی را از دست نمی‌دهد، بلکه خبری هم از تاری دید در سرعت بالای تصاویر نخواهد بود. GF63 Thin  دارای دو اسلات حافظه رم DDR4 در فرکانس 2666 مگاهرتز است که می‌تواند تا حداکثر 64 گیگابایت حافظه رم را پشتیبانی کند. البته برای بازی‌های روز، بعید است که بیش از 16 گیگابایت حافظه رم در این فرکانس به کار شما بیاید. کاهش ضخامت لپ تاپ به معنی از دست دادن امتیاز یک هارد دیسک و یا ذخیره ساز 2.5 اینچی نیست؛ GF63 Thin 9SC همچنان به مانند لپ تاپ‌های گیمینگ دیگر که ضخامت و ابعاد به مراتب بیشتری دارند، یک هارد دیسک 2.5 اینچی را در خود جای می‌دهد.

البته هارد دیسک قطعاً تنها ذخیره ساز یک لپ تاپ مدرن نبوده و MSI از یک حافظه نوع SSD M.2 NVME هم در کنار آن استفاده کرده است. اینتل به تازگی پردازنده‌های نسل نهم خود را برای لپ تاپ‌های مخصوص بازی وارد بازار کرده است؛ MSI هم این فرصت را از دست نداده و تمامی پیکربندی‌های متفاوت از GF63 Thin  را به CPUهای نسل نهم Intel Core i7 مجهز کرده است.

قابلیت‌های لپ تاپ GF63 Thin  تنها به ویژگی‌های طراحی و سخت افزارهای جدید و توانمند ختم نمی‌شود؛ MSI طبق عادت خود، با دست و دل بازی فراوان مجموعه‌ای از ویژگی‌ها را به درون GF63 Thin  آورده است که اگر موارد بالا نتواند کار را برای رقبا دشوار کند، قطعاً این ویژگی‌ها باعث چنین اتفاقی خواهند شد. یکی از این ویژگی‌ها، قابلیتی با نام Shift است؛ در این حالت گیمرها می‌توانند بسته به نوع بازی و یا پردازش خود، توان سخت افزار و به طبع واکنش خنک کننده را مدیریت کنند.

در صورتی که نیاز به قدرت پردازشی بالا و یا خنک کننده‌ای با توان بالاتر داشته باشید، می‌توانید حالت Shift را تغییر داده و از حداکثر تهویه بهره مند شوید. در صورتی که پردازش‌های شما شامل یک بازی سبُک و یا کاربردهای روزانه باشد، می‌توانید با کاهش عملکرد اضافی کولر، نویز صوتی و مصرف باتری را کاهش دهید. MSI از یک باتری داخلی با توان 51 وات‌ساعت، در این لپ تاپ استفاده کرده است؛ با توجه به کیفیت بالای سلول‌ها خوشبختانه بالاترین بازدهی را در آن شاهد هستیم. به طوری که به گفته MSI، باتری GF63 Thin 9SC می‌تواند تا 7 ساعت و حتی بیشتر، استفاده بدون نیاز به شارژ مجدد را تضمین کند. البته این مقدار قطعاً شامل انجام بازی‌های سنگین نخواهد بود.

در پایان هم به سراغ بخش صدا می‌رویم؛ این لپ تاپ از یک اکوسیستم صوتی، در حد و اندازه یک کامپیوتر دسکتاپ مخصوص بازی برخوردار است. فناوری NAHIMIC 3 دنیایی از ویژگی‌های نرم افزاری، در ترکیب با سخت افزار را در اختیار شما قرار خواهند داد. از صدای فراگیر تا تنظیم مجزای صدا، حتی برای ژانرهای متفاوت بازی‌ها.

با خرید لپ تاپ‌های گیمینگ در گذشته، مدیریت بر سخت افزارها را از دست می‌دادید، حالا MSI برنامه مشهور خود را به لپ تاپ‌های گیمینگ هم آورده است. DRAGON CENTER 2.0 یک داشبورد مدیریتی تمام و کمال است. از مانیتورینگ فرکانس و دمای قطعات گرفته تا امکان تنظیم توانایی‌های آنها، تنظیم نور پس زمینه صفحه کلید تا مدیریت بر بازی‌ها و ده‌ها امکان دیگر. برنامه DRAGON CENTER 2.0 یکی از بهترین داشبوردهای مدیریت و عملکرد در بین لپ تاپ‌های مخصوص بازی است.

شما می‌توانید جهت دریافت اطلاعات بیشتر از لپ‌تاپ‌های گیمینگ ام‌اس‌آی به صفحه رسمی فارسی آن‌ها در اینستاگرام مراجعه کنید.

نوشته با لپ تاپ گیمینگ MSI GF63 Thin شکست معنی ندارد اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

با لپ‌تاپ قدرتمند MSI GE75 Raider 9SF بالاترین سطح از گیمینگ را تجربه کنید

اگر به دنبال یک لپ تاپ پرقدرت با ظاهر خیره‌کننده و قابلیت‌های ویژه برای گیمینگ هستید، پیشنهاد می‌کنیم با MSI GE75 Raider 9SF آشنا شوید. این لپ‌تاپ هر آنچه را که برای تجربه بالاترین سطح از گیمینگ PC  نیاز دارید، در خود جای داده است.

لپ تاپ گیمینگ MSI GE75 Raider 9SF نیروی پردازشی خود را از پردازنده‌های پرقدرت نسل نهمی اینتل تا Core i9 و گرافیک جدید GeForce RTX 2070 انویدیا با 8 گیگابایت حافظه ویدئویی GDDR6 می‌گیرد. با این حال، این تنها شروع ماجراست و برای اینکه به تمام توانایی‌های GE75 Raider 9SF پی ببرید، باید همه مشخصات آن را بشناسید.

با توجه به اهمیت محض گرافیک در گیمینگ MSI در لپ‌تاپ GE75 Raider 9SF از پردازنده گرافیکی پرقدرت GEFORCE RTX 2070 بهره گرفته است که افزون بر اجرای روان بازی‌ها، از فناوری‌های پیشرفته‌ای همچون Ray Tracing و DLSS نیز پشتیبانی می‌کند.

بر کسی پوشیده نیست پردازنده‌های هشت هسته‌ای نسل نهمی Core i9 اینتل بهترین گزینه موجود برای گیمینگ هستند که MSI نیز از آنها استفاده کرده است. در وجود دو شکاف حافظه، کاربر می‌تواند تا 64 گیگابایت حافظه رم پرسرعت DDR4 با فرکانس 2666 مگاهرتز بر روی لپ‌تاپ خود داشته باشد که برای اجرای روان سنگین‌ترین بازی‌ها و برنامه‌ها کاملاً کافی است.

در انتخاب سخت‌افزارهای لپ تاپ GE75 Raider 9SF تنها بر روی یک هدف تمرکز شده و آن دستیابی به بالاترین سرعت ممکن است. به همین منظور داخل این لپ تاپ از SSDهای پرسرعت نوع NVMe PCIe  استفاده شده تا سیستم عامل و برنامه‌ها با کمترین تأخیر در کسری از ثانیه اجرا شوند. برای نصب بازی‌ها و نگهداری فایل‌ها نیز یک هارد دیسک SATA پرظرفیت در نظر گرفته شده است.

لپ تاپ GE75 Raider 9SF در دو نسخه با صفحه نمایش 17.3 اینچی  Full HD از نوع IPS عرضه می‌شود. گونه اول صفحه نمایش این لپ‌تاپ دارای نرخ نوسازی تصویر 144 هرتز است و می‌تواند در یک ثانیه 144 فریم را برای ارائه روان‌ترین گیم پلی، نمایش دهد. اما گونه دوم از این هم سریع‌تر است و از پنل خارق‌العاده 240 هرتزی برای ارائه روان‌ترین گیم پلی ممکن بهره می‌برد.

جالب‌تر اینکه صفحه نمایش این لپ‌تاپ از حاشیه‌های بسیار نازک بهره می‌برد که افزون بر  زیبایی بیشتر، امکان گنجاندن یک صفحه بزرگ 17.3 اینچی را در آن داده است. به وضوح نه تنها صفحه نمایش بزرگ ایده آل است، بلکه حاشیه‌های نازک برای یک دستگاه قابل حمل به معنای زیبایی و استفاده بهینه‌تر از فضا است.

صفحه نمایش این لپ‌تاپ در  کارخانه با فناوری انحصاری TRUE COLOR 2.0 کالیبره می‌شود تا دقیق‌ترین رنگ‌ها ارائه کند. حاصل این کار توانایی نمایش نزدیک به 100 درصد رنگ‌های sRGB است. همچنین حالت کاهنده نور آبی مضر برای چشم‌ها، مانع از خستگی آنها در ساعات متمادی نشستن پای لپ تاپ می‌شود.

از آنجایی که سخت افزارهای پرقدرت گرمای زیادی تولید کنند، MSI در این لپ تاپ از راهکار خنک‌سازی اختصاصی Cooler Boost 5 با 8 لوله ناقل گرما بهره گرفته که حاصل سال‌ها تجربه این کمپانی در طراحی خنک کننده است. در Cooler Boost 5 برای پردازنده مرکزی و پردازنده گرافیکی، از خنک کننده‌های مجزا استفاده شده تا بهترین عملکرد را در دفع گرما داشته باشند. گیمرها با خیال آسوده می‌توانند ساعت‌های متمادی به بازی کردن بپردازند و دیگر لازم نیست نگران گرم شدن لپ تاپ خود باشند یا به آن استراحت بدهند.

یکی دیگر از ویژگی‌های قابل توجه لپ‌تاپ GE75 Raider 9SF برای گیمرها، سیستم صوتی مجهز به بلندگوهای بزرگ طراحی شده توسط کمپانی مشهور Dynaudio است که 5 برابر بزرگ‌تر از بلندگوهای معمولی هستند. حاصل ترکیب یک جفت بلندگوی بزرگ با یک جفت ووفر، صدای واقع‌گرایانه و غنی از جزئیات است که شنونده را در خود غرق می‌کند.

همچنین لپ‌تاپ GE75 Raider 9SF  از موتور نرم‌افزاری بهبود دهنده صدای NAHIMIC 3 بهره می‌برد که افزون بر بهبود مشخصه‌های مختلف صدا، تنظیمات تخصصی صدا را برای گیمینگ، تماشای فیلم یا گوش دادن به موسیقی، همانند یک متخصص موسیقی تنظیم می‌کند.

گیمینگ حرفه‌ای بدون یک کیبورد  حرفه‌ای دست نیافتنی است و به همین دلیل  MSI  سراغ کمپانی پر آوازه STEELSERIES رفته است تا  هنر خود را در کیبورد لپ تاپ GE75 Raider 9SF به نمایش بگذارد.  کیبورد GE75 Raider 9SF دارای نورپردازی RGB است که به ازای هر کلید می‌توان آن را شخصی‌سازی کرد. نه تنها کلیدهای این کیبورد از سرعت واکنش بسیار بالا و دوام طولانی برای گیمینگ حرفه‌ای برخوردار هستند، بلکه می‌توان از نورپردازی آن برای نمایش اعلان‌های درون بازی نیز استفاده کرد.

ویژگی‌های منحصر به فرد لپ تاپ‌های گیمینگ MSI  تنها به قابلیت‌های سخت افزاری محدود نمی‌شود و این کمپانی قابلیت‌های نرم افزاری انحصاری متعددی نیز ارائه کرده است که یکی از آنها MSI APP PLAYER نام دارد. این برنامه  که حاصل  همکاری با کمپانی مشهور BlueStacks است،  امکان اجرای بازی‌های اندرویدی را با بالاترین کیفیت و سرعت ممکن در محیط ویندوز می‌دهد. MSI APP PLAYER در مقایسه با برنامه‌هایی چون BlueStacks، دارای گرافیک و سرعت به مراتب بهتر است.

از دیگر برنامه‌های انحصاری این لپ تاپ می‌توان به DRAGON CENTER 2.0 برای پایش و بهینه سازی سخت افزارهای مختلف اشاره کرد. برنامه مزبور قابلیت‌های متنوعی را در خود جای داده است.

گیمرهای آنلاین به خوبی می‌دانند تنها کسری از ثانیه پیش‌دستی، مرز پیروزی و شکست را رقم می زند. این در حالی است که کیفیت نامطلوب ارتباط اینترنتی می‌تواند بر سرعت عمل گیمر تأثیر منفی بگذارد. خوشبختانه لپ‌تاپ  GE75 Raider 9SF از فناوری پیشرفته Killer Doubleshot برای بهبود ارتباط شبکه بهره می‌برد که به طور تخصصی برای گیمینگ آنلاین طراحی است. Killer Doubleshot ترافیک شبکه را همانند یک استاد کارکشته شبکه مدیریت می‌کند تا تأخیر و لگ زدن در بازی‌های آنلاین به حداقل برسد. قابلیت KILLER XTEND نیز قادر است با تقویت خودکار سیگنال شبکه WI-FI  خانگی شما، نقاط کور را حذف کند تا از پوشش حداکثری شبکه بی‌سیم برخوردار شوید.

در پایان باید گفت لپ تاپ مخصوص گیمینگ GE75 RAIDER با طراحی خیره کننده و فناوری‌های منحصر به فرد MSI، برای آنهایی ساخته شده که تنها به بهترین‌ها راضی می‌شوند. شما می‌توانید برای آشنایی بیشتر با لپ‌تاپ‌های ام‌اس‌آی به صفحه فارسی این شرکت در اینستاگرام مراجعه کنید.

نوشته با لپ‌تاپ قدرتمند MSI GE75 Raider 9SF بالاترین سطح از گیمینگ را تجربه کنید اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

نگاهی نزدیک به اسمارت‌فون گیمینگ ایسوس راگ‌فون ۲ با چیپست اسنپدراگون ۸۵۵ پلاس

شرکت تایوانی ایسوس پس از شایعات و اخبار درباره تلفن گیمینگ خود، سرانجام از اسمارتفون راگ‌فون 2 رونمایی کرد. این تلفن تجربه‌ای عالی از گرافیک و اجرای بازی‌های سنگین را با نمایشگر 120 هرتز 10 بیتی در اختیار کاربران قرار می‌دهد. هم‌چنین، دومین گوشی گیمینگ ایسوس همراه با مجموعه کاملی از لوازم جانبی و همکاری با شرکت‌های توسعه‌دهنده بازی‌ها معرفی شده است.

این تلفن، هم برای اجرای بازی‌های سنگین و هم برای کاربران حرفه‌ای اندروید مناسب است. به همین منظور نیز ایسوس تصمیم گرفت تا در این تلفن از دو رابط کاربری مختلف استفاده کند. رابط کاربری معمولی راگ‌فون 2 به رابط کاربری نسخه خام اندروید شباهت زیادی دارد و رابط کاربری مخصوص بازی هم با نام ROG UI در این تلفن تعبیه شده است.

این ماهیت دوگانه در طراحی تلفن هم مشاهده می‌شود. عرض بدنه دستگاه فقط 78 میلی‌متر است تا کاربران قادر باشند توسط یک دست از آن استفاده کنند. ایسوس با ایجاد تغییرات و بهبود‌هایی در این تلفن، حالت نمایش عمودی را نیز فراموش نکرده و نسبت به بهینه‌سازی این حالت نیز اقدامات مفیدی انجام داده است.

صفحه‌نمایش 6.59 اینچی آمولد دستگاه با نرخ رفرش 120 هرتز و تاخیر 1 میلی‌ثانیه‌ای، عملکرد خوبی را از خود به نمایش خواهد گذاشت. هم‌چنین، این نمایشگر قادر به استفاده از حالت‌های 60 و 90 هرتز نیز هست. سنسور لمسی صفحه‌نمایش دارای نرخ نمونه‌برداری 240 هرتز بوده و به لطف بهینه‌سازی‌های هسته اندروید، ایسوس ادعا می‌کند که تاخیر لمسی این صفحه‌نمایش بسیار پایین‌تر از نمایشگر آیفون XS Max اپل است. همیشه در این زمینه، گوشی‌های آیفون سریع‌تر از تلفن‌های اندروید عمل می‌کردند.

راگ‌فون 2

این نمایشگر دارای رزولوشن 1080 در 3344 و نسبت تصویر 19.5:9 بوده و از فناوری HDR ده بیتی پشتیبانی می‌کند. محدوده فضای رنگی این صفحه‌نمایش از DCI-P3 بیشتر است (108 درصد) و دقت بسیار بالایی در نمایش رنگ‌ها دارد.

ایسوس در این تلفن از لانچر بازی اختصاصی خود با نام Armoury Crate استفاده کرده است. این لانچر به کاربر اجازه می‌دهد تا تنظیمات مربوط به هر بازی را سفارشی کند. به‌ عنوان مثال، اگر نیاز به اجرای یک بازی خاص در حالت نمایشگر 120 هرتزی داشته باشید و یا برای اجرای بازی‌های سنگین به استفاده از حالت X-Mode مایل باشید، با استفاده از این لانچر می‌توانید تمامی تنظیمات دلخواه خود را اعمال کنید. هم‌چنین، اپلیکیشن Game Genie نیز برای مدیریت اعلانات، تماس‌های دریافتی و قفل‌کردن میزان نور نمایشگر در یک حد معین به کار می‌رود.

در بالا و پایین نمایشگر راگ‌فون 2 نیز بلندگو‌های استریو با پشتیبانی از فناوری DTS:X Ultra قادر به شبیه‌سازی صداهای چندکاناله است. میزان صدای خروجی این اسپیکرها نیز 2.5 برابر بلندتر از اسپیکر نسل اول راگ‌فون است.

راگ‌فون 2

گیره‌های AirTriggers نیز پیشرفت‌های قابل‌توجهی داشته‌اند. هم‌اکنون، شما می‌توانید انگشت خود را برروی این گیره‌ها قرار دهید تا در صورت لزوم از آن‌ها استفاده کنید. به عبارتی دیگر می‌توان گفت که این گیره‌ها به دکمه‌های قسمت بالایی دسته‌ کنسول‌های بازی شباهت زیادی دارند. هم‌چنین، گیره‌های جدید قادر به تشخیص ژست‌های حرکتی نیز هستند.

در بخش داخلی تلفن نیز دو موتور لرزشی در سمت چپ و راست گوشی قرار گرفته‌اند. این موتور‌های لرزشی در بازی‌هایی مثل آسفالت 9 می‌توانند همانند دسته بازی کنسول‌ها بازخورد‌های لرزشی ایجاد کنند. موتور‌های لرزشی موجود در این تلفن با گیره‌های AirTriggers نیز هماهنگ هستند تا هنگامی که کاربر دکمه‌های این گیره را فشار می‌دهد، حس فشردن واقعی کلید‌ها را داشته باشد. ایسوس با تغییرات و بهینه‌سازی‌هایی که در این موتور‌ها اعمال کرده، میزان تاخیر بازخورد لرزشی آن‌ها را به 20 میلی‌ثانیه رسانده است.

جک 3.5 میلی‌متری هدفون نیز در این دستگاه وجود دارد تا صدای تلفن را با کمترین تاخیر به گوش کاربر برساند. حتی جک هدفون این دستگاه سریع‌تر از فناوری aptX LL کوالکام عمل می‌کند. هم‌چنین، چهار میکروفون نیز در قسمت‌های مختلف راگ‌فون 2 تعبیه شده‌‌اند تا بدون در نظرگرفتن حالت قرارگیری تلفن، قادر به ارسال صدای بسیار واضح و شفاف باشند. این میکروفون‌ها در هنگام اجرای بازی‌های آنلاین تیمی و استریم بازی‌ها به کار می‌رود.

دوربین سلفی اسمارت‌فون گیمینگ ایسوس با کیفیت 24 مگاپیکسل برای استفاده در حالت افقی بهینه‌سازی شده است. فرآیند قراردادن آنتن در این تلفن با دقت بسیار زیادی انجام شده است، به‌طوری که کاربر بتواند با کمترین میزان تاخیر در اتصال وای‌فای به انجام بازی‌های آنلاین و رقابتی بپردازد.

در مهم‌ترین بخش تلفن، یعنی پردازش مرکزی، تراشه اسنپدراگون 855 پلاس مشاهده می‌شود که پردازنده گرافیکی Adreno 640 با فرکانس کاری 675 مگاهرتز، عملکرد مجموعه پردازش مرکزی را تا 15 درصد افزایش می‌دهد. توان هسته اصلی پردازنده نیز اورکلاک شده، اما عملکرد آن فقط حدود 4 درصد بهبود یافته است و افزایش چشمگیری را در بخش عملکرد تراشه مرکزی مشاهده نمی‌کنیم.

راگ‌فون 2

ایسوس برای جلوگیری از گرم‌شدن تلفن، دریچه‌هایی در بدنه راگ‌فون 2 قرار داده تا گرما را از بخش داخلی دستگاه به خارج هدایت کند. در جعبه تلفن نیز نسل دوم خنک‌کننده ایسوس با نام AeroActive Cooler II قرار داده شده تا کاربران با وصل کردن آن قادر به خنک‌سازی تلفن باشند. این خنک‌کننده نسبت به نسل اول خود از صدای کمتری برخوردار بوده (24 دسیبل) و به عنوان یک خنک‌کننده خارجی مورد استفاده قرار می‌گیرد تا دمای تلفن را حدود 4 الی 5 درجه سانتی‌گراد کاهش دهد. هم‌چنین، این خنک‌کننده می‌تواند به عنوان یک پایه نیز مورد استفاده قرار گیرد تا گیمرها با قراردادن تلفن برروی یک میز بتوانند از کنترلر‌های بی‌سیم هم استفاده کنند.

راگ‌فون 2

یکی از بهترین لوازم جانبی در جعبه راگ‌فون 2، گیم‌پد ROG Kunai است که با الهام از کنسول نینتندو سوییچ و حالت‌های مشابه آن تجربه بسیار خوبی را برای کاربر به‌وجود می‌آورد. این گیم‌پد را می‌توان در دو حالت مختلف استفاده کرد. در حالت اول، دو طرف گیم‌پد را می‌توان به کناره‌های تلفن متصل کرد تا راگ‌فون 2 تبدیل به نینتندو سوییچ شود! در دومین حالت نیز می‌توان دو طرف گیم‌پد را به یکدیگر وصل کرد تا بتوان از آن به عنوان یک دسته بازی بی‌سیم بهره برد. در این حالت می‌توان از داک‌های WiGig، Pro Dock یا Mobile Desktop Dock برای انتقال تصویر خروجی به تلوزیون استفاده کرد.

راگ‌فون 2

گیم‌پد Kunai می‌تواند همزمان با TwinView Dock II نیز مورد استفاده قرار گیرد. TwinView Dock II یک نمایشگر لمسی ثانویه را با نرخ رفرش 120 هرتز و تاخیر 1 میلی‌ثانیه به مجموعه تلفن اضافه می‌کند. یک باتری 5000 میلی‌آمپری جدا و سیستم خنک‌کننده نیز برای نمایشگر تعبیه شده است. طراحی این داک نسبت به نسل اولیه دستخوش تغییرات زیادی شده که یکی از آن‌ها وزن کم و توزیع بهتر وزن است. علاوه‌بر آسفالت 9، بازی Shadowgun Legends نیز از این داک پشتیبانی کرده تا همراه با موتور‌های لرزشی دوگانه، حس خوبی را به گیمرهای حرفه‌ای القا کند.

راگ‌فون 2

در بخش تامین انرژی راگ‌فون 2 با عدد بسیار جالبی مواجه می‌شویم. ظرفیت باتری دومین تلفن گیمینگ ایسوس، 6000 میلی‌آمپر است که باتری این تلفن را می‌توان به عنوان یکی از بهترین‌ها یاد کرد. هم‌چنین با استفاده از همین ظرفیت می‌توان هفت ساعت به صورت مداوم، بازی آنلاین پابجی را انجام داد. این تلفن از فناوری شارژ 30 وات (هایپر‌شارژ) توسط یک کابل استاندارد 3A پشتیبانی می‌کند. راگ‌فون 2 از فناوری Quick Chare 4.0 نیز پشتیبانی می‌کند.

راگ‌فون 2

در بخش دوربین اصلی تغییرات زیادی رخ نداده است و ایسوس ترجیح داده تا از سنسور‌های ذن‌فون 6 در این تلفن هم استفاده کند. مجموعه دوگانه دوربین شامل یک لنز 48 مگاپیکسلی و یک لنز الترا‌واید 13 مگاپیکسلی با زاویه ثبت تصاویر تا 125 درجه است. برخلاف ذن‌فون 6، دوربین راگ‌فون 2 مجهز به مکانیزم چرخشی نبوده و لنز سلفی در بخش جلویی دستگاه تعبیه شده است.

نوشته نگاهی نزدیک به اسمارت‌فون گیمینگ ایسوس راگ‌فون 2 با چیپست اسنپدراگون 855 پلاس اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

نگاهی به لپ‌تاپ گیمینگ MSI GL63؛ گزینه محبوب گیمرهای اقتصادی!

اگر خواهان یک لپ‌تاپ گیمینگ پرقدرت برای اجرای بازی محبوبتان هستید یا برای وب‌گردی روان و انجام کارهایتان به یک لپ‌تاپ سریع نیاز دارید اما نمی‌خواهید زیاد هزینه کنید، بهتر است با MSI GL63 8RD آشنا شوید. GL63 8RD هر آنچه که از یک لپ تاپ امروزی و سریع انتظار دارید را با قیمت معقول در خود جای داده است.

لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD نیروی پردازشی خود را از پردازنده‌های نسل هشتمی Core i7 اینتل با شش هسته پردازشی می‌گیرد که برای اجران روان بازی‌ها و برنامه‌ها ایده آل است. در بخش پردازنده گرافیکی از GEFORCE GTX 1050 TI انویدیا با 2 گیگابایت حافظه ویدئویی مجزای GDDR5 استفاده شده که قدرت مطلوبی در اجرای روان بازی‌های محبوب و شتاب‌بخشی به وب‌گردی و برنامه‌ها دارد. تا 32 گیگابایت حافظه رم دو کاناله DDR4 با فرکانس حداکثر 2666 مگاهرتز، این ترکیب را برای اجرای روان بازی‌ها و برنامه‌ها تکمیل می‌کند.

مطمئناً یک لپ‌تاپ خوب به یک نمایشگر باکیفیت نیز احتیاج دارد. GL63 8RD با سه صفحه نمایش 15.6 اینچی مختلف در دسترس است و علاقه‌مندان می‌توانند از میان پنل Full HD با نرخ نوسازی تصویر 120 هرتز و زمان پاسخ‌دهی 3 میلی‌ثانیه یا پنل نوع IPS دست به انتخاب بزنند. همچنین این لپ تاپ در یک گونه دیگر با زاویه دید گسترده عرضه شده است. اگر هم خواهان بیش از یک صفحه نمایش برای انجام هم‌زمان کارهای مختلف باشید، امکان متصل کردن دو مانیتور خارجی از طریق درگاه‌های HDMI و Mini DisplayPort 1.2 وجود دارد.

گیمرها می‌توانند سراغ گونه‌ی مجهز به پنل 120 هرتزی بروند که قادر به نمایش تا 120 فریم در ثانیه و 94 درصد رنگ‌های طیف NTSC است تا در تماشای فیلم و تصاویر نیز رنگ‌های زنده و دقیقی را ارائه کند.

از آنجایی که دمای پایین و آلودگی صوتی کم، جزء ملزومات یک لپ تاپ خوب است، MSI از راهکار خنک سازی اختصاصی Cooler Boost 5 با یک جفت فن با تیغه‌های Whirlwind و هفت لوله ناقل گرما استفاده کرده  که تضمین‌بخش عملکرد خنک و کم‌صدا در ساعات متمادی استفاده است. در این راهکار خنک‌سازی، هوای گرم از چهار خروجی به طور یکنواخت خارج می‌شود که ضمن کمک به دفع بهتر گرما، مانع از بالا رفتن دمای بیش از حد یک ناحیه خاص می‌شود.

این در حالی است که راهکارهای سنتی، هوای گرم را به طور غیر متوازن  و حداکثر از یک ناحیه خارج می‌کنند که باعث بالا رفتن دمای آن قسمت از بدنه، میز یا حتی پاهای کاربر می‌شود.

یکی دیگر از قابلیت‌های اختصاصی لپ تاپ‌های گیمینگ MSI، فناوری SHIFT است. فناوری SHIFT  ضمن تنظیم کردن کارایی سیستم بر روی بالاترین حد ممکن، آلودگی صوتی و دما را در پایین‌ترین حد نگه می‌دارد. کاربر قادر است از طریق کلید ترکیبی FN + F7 یا رابط کاربری برنامه Dragon Center، به منظور افزایش دوام باتری یا کارایی بالاتر، یکی از از حالت‌های موجود را به آسانی انتخاب کند.

گیمینگ یا تماشای فیلم و گوش دادن به موسیقی، بدون صدای بلند و شفاف نمی‌تواند لذت بخش باشد. به همین منظور MSI از طراحی صوتی اختصاصی AUDIO BOOST با بلندگوهای 5 برابر بزرگ‌تر از معمول و فناوری بهبود دهنده صدای Nahimic 3 استفاده کرده است. AUDIO BOOST تا 30 درصد صداها را با جزئیات بیشتر پخش می‌کند.

از دیگر ویژگی‌های سیستم صوتی AUDIO BOOST می‌توان جک‌های طلا اندود شده برای تماس الکتریکی بهتر و دوام طولانی، صدای تقویت شده برای هدست و برنامه Nahimic 3 برای تنظیم پیشرفته صدا را برشمرد. با حضور تمام این قابلیت‌ها، لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD، صدا را با جزئیات و شفافیت بالا پخش می‌کند.

در طراحی لپ تاپ GL63 8RD ریزترین جزئیات برای گیمرهای حرفه‌ای لحاظ شده است. این لپ تاپ از کیبورد طراحی شده توسط کمپانی مشهور SteelSeries با نور زمینه سرخ و طراحی ارگونومیک بهره می‌برد که  کلیدهای آن تنها با 1.9 میلی متر جابه‌جایی، فشرده می‌شوند تا سرعت عمل گیمر بالا برود. در کیبورد SteelSeries بکار رفته در این لپ تاپ، کلیدهای WASD در موقعیت ایده‌آل برای گیمینگ تعبیه شده‌اند.  همچنین این کیبورد از قابلیت Anti-Ghosting با پشتیبانی از تشخیص فشرده شدن هم‌زمان 45 کلید و پوشش رویی محکم بهره می‌برد.

لپ تاپ‌های گیمینگ MSI قابلیت‌های نرم افزاری اختصاصی نیز دارند که در هیچ لپ تاپ دیگری یافت نمی‌شود. یکی از این برنامه‌ها MSI APP Player است که در همکاری با BlueStacks توسعه یافته و امکان اجرای روان بازی‌های اندرویدی را در محیط ویندوز می‌دهد. این برنامه در مقایسه با نسخه رایج BlueStacks، بازی‌ها را با گرافیک و سرعت بهتری اجرا می‌کند.

DRAGON CENTER 2.0 یکی دیگر از برنامه‌های اختصاصی لپ تاپ‌های گیمینگ MSI است. این برنامه امکان پایش اطلاعات سیستم، دما، سرعت فن‌ها و همچنین تنظیم کارایی و اورکلاک کردن سیستم را می‌دهد. با DRAGON CENTER می‌توان پروفایل‌های مختلف را تنها با یک کلیک اعمال کرد و به حالت ایده آل دست پیدا کرد.

در نهایت این طراحی GL63 8RD است که هر روز لذت کار کردن با یک لپ تاپ زیبا و شیک را برای شما به ارمغان می‌آورد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره لپ‌تاپ‌های گیمینگ MSI در ایران به صفحه رسمی آن در اینستاگرام مراجعه فرمایید.

نوشته نگاهی به لپ‌تاپ گیمینگ MSI GL63؛ گزینه محبوب گیمرهای اقتصادی! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

نگاهی به لپ‌تاپ گیمینگ MSI GL63؛ گزینه محبوب گیمرهای اقتصادی!

اگر خواهان یک لپ‌تاپ گیمینگ پرقدرت برای اجرای بازی محبوبتان هستید یا برای وب‌گردی روان و انجام کارهایتان به یک لپ‌تاپ سریع نیاز دارید اما نمی‌خواهید زیاد هزینه کنید، بهتر است با MSI GL63 8RD آشنا شوید. GL63 8RD هر آنچه که از یک لپ تاپ امروزی و سریع انتظار دارید را با قیمت معقول در خود جای داده است.

لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD نیروی پردازشی خود را از پردازنده‌های نسل هشتمی Core i7 اینتل با شش هسته پردازشی می‌گیرد که برای اجران روان بازی‌ها و برنامه‌ها ایده آل است. در بخش پردازنده گرافیکی از GEFORCE GTX 1050 TI انویدیا با 2 گیگابایت حافظه ویدئویی مجزای GDDR5 استفاده شده که قدرت مطلوبی در اجرای روان بازی‌های محبوب و شتاب‌بخشی به وب‌گردی و برنامه‌ها دارد. تا 32 گیگابایت حافظه رم دو کاناله DDR4 با فرکانس حداکثر 2666 مگاهرتز، این ترکیب را برای اجرای روان بازی‌ها و برنامه‌ها تکمیل می‌کند.

مطمئناً یک لپ‌تاپ خوب به یک نمایشگر باکیفیت نیز احتیاج دارد. GL63 8RD با سه صفحه نمایش 15.6 اینچی مختلف در دسترس است و علاقه‌مندان می‌توانند از میان پنل Full HD با نرخ نوسازی تصویر 120 هرتز و زمان پاسخ‌دهی 3 میلی‌ثانیه یا پنل نوع IPS دست به انتخاب بزنند. همچنین این لپ تاپ در یک گونه دیگر با زاویه دید گسترده عرضه شده است. اگر هم خواهان بیش از یک صفحه نمایش برای انجام هم‌زمان کارهای مختلف باشید، امکان متصل کردن دو مانیتور خارجی از طریق درگاه‌های HDMI و Mini DisplayPort 1.2 وجود دارد.

گیمرها می‌توانند سراغ گونه‌ی مجهز به پنل 120 هرتزی بروند که قادر به نمایش تا 120 فریم در ثانیه و 94 درصد رنگ‌های طیف NTSC است تا در تماشای فیلم و تصاویر نیز رنگ‌های زنده و دقیقی را ارائه کند.

از آنجایی که دمای پایین و آلودگی صوتی کم، جزء ملزومات یک لپ تاپ خوب است، MSI از راهکار خنک سازی اختصاصی Cooler Boost 5 با یک جفت فن با تیغه‌های Whirlwind و هفت لوله ناقل گرما استفاده کرده  که تضمین‌بخش عملکرد خنک و کم‌صدا در ساعات متمادی استفاده است. در این راهکار خنک‌سازی، هوای گرم از چهار خروجی به طور یکنواخت خارج می‌شود که ضمن کمک به دفع بهتر گرما، مانع از بالا رفتن دمای بیش از حد یک ناحیه خاص می‌شود.

این در حالی است که راهکارهای سنتی، هوای گرم را به طور غیر متوازن  و حداکثر از یک ناحیه خارج می‌کنند که باعث بالا رفتن دمای آن قسمت از بدنه، میز یا حتی پاهای کاربر می‌شود.

یکی دیگر از قابلیت‌های اختصاصی لپ تاپ‌های گیمینگ MSI، فناوری SHIFT است. فناوری SHIFT  ضمن تنظیم کردن کارایی سیستم بر روی بالاترین حد ممکن، آلودگی صوتی و دما را در پایین‌ترین حد نگه می‌دارد. کاربر قادر است از طریق کلید ترکیبی FN + F7 یا رابط کاربری برنامه Dragon Center، به منظور افزایش دوام باتری یا کارایی بالاتر، یکی از از حالت‌های موجود را به آسانی انتخاب کند.

گیمینگ یا تماشای فیلم و گوش دادن به موسیقی، بدون صدای بلند و شفاف نمی‌تواند لذت بخش باشد. به همین منظور MSI از طراحی صوتی اختصاصی AUDIO BOOST با بلندگوهای 5 برابر بزرگ‌تر از معمول و فناوری بهبود دهنده صدای Nahimic 3 استفاده کرده است. AUDIO BOOST تا 30 درصد صداها را با جزئیات بیشتر پخش می‌کند.

از دیگر ویژگی‌های سیستم صوتی AUDIO BOOST می‌توان جک‌های طلا اندود شده برای تماس الکتریکی بهتر و دوام طولانی، صدای تقویت شده برای هدست و برنامه Nahimic 3 برای تنظیم پیشرفته صدا را برشمرد. با حضور تمام این قابلیت‌ها، لپ تاپ گیمینگ GL63 8RD، صدا را با جزئیات و شفافیت بالا پخش می‌کند.

در طراحی لپ تاپ GL63 8RD ریزترین جزئیات برای گیمرهای حرفه‌ای لحاظ شده است. این لپ تاپ از کیبورد طراحی شده توسط کمپانی مشهور SteelSeries با نور زمینه سرخ و طراحی ارگونومیک بهره می‌برد که  کلیدهای آن تنها با 1.9 میلی متر جابه‌جایی، فشرده می‌شوند تا سرعت عمل گیمر بالا برود. در کیبورد SteelSeries بکار رفته در این لپ تاپ، کلیدهای WASD در موقعیت ایده‌آل برای گیمینگ تعبیه شده‌اند.  همچنین این کیبورد از قابلیت Anti-Ghosting با پشتیبانی از تشخیص فشرده شدن هم‌زمان 45 کلید و پوشش رویی محکم بهره می‌برد.

لپ تاپ‌های گیمینگ MSI قابلیت‌های نرم افزاری اختصاصی نیز دارند که در هیچ لپ تاپ دیگری یافت نمی‌شود. یکی از این برنامه‌ها MSI APP Player است که در همکاری با BlueStacks توسعه یافته و امکان اجرای روان بازی‌های اندرویدی را در محیط ویندوز می‌دهد. این برنامه در مقایسه با نسخه رایج BlueStacks، بازی‌ها را با گرافیک و سرعت بهتری اجرا می‌کند.

DRAGON CENTER 2.0 یکی دیگر از برنامه‌های اختصاصی لپ تاپ‌های گیمینگ MSI است. این برنامه امکان پایش اطلاعات سیستم، دما، سرعت فن‌ها و همچنین تنظیم کارایی و اورکلاک کردن سیستم را می‌دهد. با DRAGON CENTER می‌توان پروفایل‌های مختلف را تنها با یک کلیک اعمال کرد و به حالت ایده آل دست پیدا کرد.

در نهایت این طراحی GL63 8RD است که هر روز لذت کار کردن با یک لپ تاپ زیبا و شیک را برای شما به ارمغان می‌آورد. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره لپ‌تاپ‌های گیمینگ MSI در ایران به صفحه رسمی آن در اینستاگرام مراجعه فرمایید.

نوشته نگاهی به لپ‌تاپ گیمینگ MSI GL63؛ گزینه محبوب گیمرهای اقتصادی! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ MSI GS65: سبک ولی قوی!

اخیرا کمپانی MSI به منظور رقابت با لپ‌تاپ‌های ریزر Blade، گیگابایت Aero 15X و ایسوس ROG Zephyrus از برند جدید لپ‌تاپ‌های گیمینگ خود رونمایی کرد و به طیف تولیدکنندگان نوت‌بوک‌های مجهز به پردازنده‌های سری Coffee Lake پیوست. این لپ‌تاپ از سخت‌افزار داخلی جدید و طراحی و ساختار کاملا بازنگری شده سری گیمینگ MSI برخوردار است.

لپ‌تاپ MSI GS65 به‌عنوان جانشین لپ‌تاپ گیمینگ نسل قبلی GS63 عرضه می‌شود. طراحی GS63 بارها در دستگا‌ه‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفت و اکنون این الگو در جوانب متعددی ارتقا یافته است. در واقع GS65 یک نوت‌بوک گیمینگ 15 اینچی است که از سخت‌افزار شاخص، طراحی فوق‌العاده باریک و وزنی سبک بهره می‌گیرد. در ادامه به بررسی این لپ‌تاپ از جنبه‌های مختلف می‌پردازیم.

طراحی

GS65 در وضعیت بسته از طراحی تقریبا مشابه با لپ‌تاپ GS63VR برخوردار است؛ با این تفاوت که اکنون هیچ موضوع آزاردهنده‌ای به چشم نمی‌خورد. اکثر قسمت‌های لپ‌تاپ از ساختار آلومینیومی با روکش مشکی‌رنگ بهره می‌گیرند؛ اما کماکان برخی قسمت‌ها ساختاری پلاستیکی دارند. با این‌حال حداقل می‌توان گفت که اجزای پلاستیکی از ظاهری بسیار باکیفیت برخوردار هستند. با مشاهده این لپ‌تاپ برای نخستین بار، ظاهر بسیار تنومند آن شما را شگفت‌زده خواهد کرد؛ اما با باز و بسته کردن محصول، نظر شما کاملا دگرگون خواهد شد.

 کیفیت قاب GS65 با لپ‌تاپ Aero 15X قابل قیاس نیست. کیس فلزی GS65 از طراحی جذابی برخوردار بوده و در ساخت آن از مواد اولیه نسبتا باکیفیت استفاده شده است. اما این قاب به اندازه نمونه به‌کارگیری شده در لپ‌تاپ Aero 15X مستحکم نیست و در نتیجه نمایشگر و بخش‌های تحتانی آن مستعد تحمیل فشارهای ناخواسته خواهند بود. همچنین کیفیت مونتاژ برخی قسمت‌ها نظیر دکمه پاور و کیس فوقانی چندان مطلوب نیست. همچنین به‌نظر می‌رسد که Aero 15X از لولایی به‌مراتب بهتر استفاده می‌کند.

هنگام تایپ کردن با این لپ‌تاپ، سروصداهایی از گوشه و کنار به گوش می‌رسد. این مشکل یقینا از سخت‌افزارهای داخلی ناشی می‌شود. باتری به‌کارگیری شده در این مدل دارای اندازه بسیار بزرگی بوده و تمامی فضای لبه جلویی دستگاه و زیر ترک‌پد را اشغال نموده است. باتری در جای خود ثابت نبوده و استفاده از پلاستیک ارزان و انعطاف‌پذیر در این قسمت احتمالا موجب ایجاد صداهای مزاحم می‌شود. با توجه به این موارد، برچسب قیمتی 1999 یورویی (حدودا 2387 دلاری) لپ‌تاپ GS65 کمی ناعادلانه به‌نظر می‌رسد.

GS65 از الگوی طراحی معمول و قرمزرنگ لپ‌تاپ‌های MSI فاصله گرفته و کمپانی در عوض به‌کارگیری لوگوی MSI و نماد اژدهای قرمز ترجیح داده تا از علائم طلایی‌رنگ با ظاهری کلاسیک‌تر استفاده کند.

بازگشایی لپ‌تاپ کماکان با استفاده از یک انگشت امکان‌پذیر است. این‌بار لولا دارای ظاهری متفاوت است؛ اما کماکان مستحکم به‌نظر می‌رسد و حداکثر تا 180 درجه باز می‌شود.  GS65 با ضخامت 1.8 سانتی‌متری خود یکی از باریک‌ترین نوت‌بوک‌های گیمینگ حال حاضر بازار به‌شمار می‌آید. مقایسه وزن این لپ‌تاپ با برخی رقبا از برتری قاطع محصول MSI حکایت دارد. حمل لپ‌تاپ GS65 با توجه به وزن 1.88 کیلوگرمی آن کار آسانی است؛ در حالی‌که لپ‌تاپ‌های ایسوس GM501، ایسر ترایتون 700 و گیگابایت Aero 15X به‌ترتیب 2.5، 2.4 و 2.1 کیلوگرم وزن دارند.

پیش‌تر لپ‌تاپ‌هایی نظیر ریزر بلید با طراحی فلزی مناسب روانه بازار شدند؛ اما این موضوع، عملکرد سیستم خنک‌کننده را به میزان قابل‌توجهی محدود می‌کرد. با این‌حال ظاهرا چنین پدیده‌ای در خصوص لپ‌تاپ GS65 صادق نخواهد بود. بر اساس برخی گمانه‌زنی‌ها، دکمه پاور به‌عنوان اسکنر اثرانگشت نیز عمل خواهد کرد. نور پس‌زمینه RGB قابل تنظیم برای دکمه‌های صفحه‌کلید این لپ‌تاپ، ظاهر جذابی به آن بخشیده است. قسمت تحتانی لپ‌تاپ از 2 پد کشیده و 3 پد کوچک‌تر با کارآیی مناسب تشکیل شده است. این‌بار MSI در عوض به‌کارگیری ترک‌پد معمول Elan از ورژن سیناپتیکی آن بهره گرفته است. این ترک‌پد دارای ظاهری شیشه‌ای با رنگ‌آمیزی مات بوده و عملکرد نسبتا روانی دارد.

MSI در لپ‌تاپ جدید خود کماکان از دریچه‌های تهویه متعدد در قسمت‌های جانبی، پشتی، فوقانی و تحتانی بهره گرفته و در اقدامی قابل‌توجه از طراحی سیستم خنک‌کننده با فن‌های سه‌گانه استفاده کرده است. فن منفرد تعبیه شده در سمت چپ متعلق به CPU است؛ در حالی‌که فن‌های دوگانه سمت راست دستگاه، دمای GPU را کنترل می‌کنند. طراحی هیت‌سینک نیز کاملا طبیعی بوده و فضای مناسبی را تحت پوشش قرار می‌دهد.

نمایشگر

GS65 ازنمایشگر 15.6 اینچی IPS با رزولوشن 1920×1080 پیکسل، حواشی بسیار باریک و نرخ نوسازی 144 هرتزی برخوردار است. با توجه به استقرار وب‌کم در حاشیه فوقانی نمایشگر، پهنای این قسمت در مقایسه با حواشی جانبی کمی بیش‌تر است. زوایای نمایشی این پنل نسبت به بسیاری از صفحات IPS دیگر بسیار بیش‌تر است و در زوایای بسیار مایل نیز هیچ‌گونه انحراف رنگی مشاهده نمی‌شود؛ با این‌حال میزان روشنایی اندکی کاهش خواهد یافت. این نمایشگر تائیدیه X-Rite Pantone را دریافت نموده و دقت آن در مقایسه با نمایشگر کلیه لپ‌تاپ‌های پیشین MSI بیش‌تر است.

حداکثر روشنایی 248 نیتی و نرخ کنتراست پایین‌تر از 1000:1 چندان فوق‌العاده به‌نظر نمی‌رسند، حداقل میزان روشنایی نمایشگر معادل 12 نیت است و این موضوع، مشاهده نمایشگر در فضاهای تاریک را تسهیل می‌کند. نمودار توزیع روشنایی در صفحه‌نمایش فول اچ‌دی GS65 مطابق تصویر زیر است:

دوربین وب‌کم نیز قادر به ضبط محتوا با فرمت 720p بوده و در شرایط نوری مناسب، تصاویر چشم‌نوازی را ثبت می‌کند. اما در محیط‌های کم‌نور، تصاویر نویزی شده و از کیفیت رنگ آن‌ها کاسته خواهد شد.

درگاه‌های ارتباطی

GS65 با برخورداری از درگاه‌های مجزای میکروفون و هدفون، از نظر امکانات ارتباطی در جایگاه خوبی قرار می‌گیرد و البته فقدان درگاه کارت‌خوان حافظه برای برخی کاربران آزاردهنده خواهد بود. 1 پورت اترنت RJ45، درگاه‌های HDMI و Mini DisplayPort، سه عدد درگاه USB Type-A 3.1 نسل 2، یک پورت تاندربولت USB Type-C، یک درگاه امنیتی Kensington lock و 2 عدد جک صوتی، امکانات ارتباطی این لپ‌تاپ را تشکیل می‌دهند.

جک صوتی هدفون از هدفون‌های Hifi و فناوری‌های ویندوز سونیک و دالبی آتموس پشتیبانی می‌کند. اسپیکرهای استریوی لپ‌تاپ در قسمت جلویی آن قرار دارند و حجم صدای آن‌ها به میزان شگفت‌انگیزی بالا، اما فاقد باس است. با این‌حال فرکانس‌های میانی و بالای اصوات به‌صورت کاملا واضح قابل شنیدن هستند. درگاه شارژ لپ‌تاپ در موقعیتی متمایل به قسمت مرکزی دستگاه قرار دارد و این موضوع، اتصال شارژر به لپ‌تاپ را برای کاربران راست‌دست دشوارتر می‌کند.

سخت‌افزار، کارآیی و قابلیت ارتقا

لپ‌تاپ گیمینگ GS65 به‌همراه پردازنده 6 هسته‌ای جدید Core i7-8750H با معماری 14 نانومتری Coffee Lake و 9 مگابایت حافظه کش L3 عرضه می‌شود. فرکانس پایه این پردازنده معادل 2.2 گیگاهرتز است؛ اما در واقع این رقم می‌تواند تا سقف 4.1 گیگاهرتز افزایش یابد. لپ‌تاپ‌های باریک‌اندام سال گذشته به‌طور معمول مجهز به پردازنده 4 هسته‌ای Core i7-7700HQ هستند و در بنچمارک Cinebench R15، امتیاز پردازنده جدید نسبت به این مدل بیش از 40 درصد افزایش یافته است. اجرای اپلیکیشن‌های مختلف و پاسخ‌گویی به درخواست‌ها به‌صورت فوری و در کسری از ثانیه انجام می‌شود؛ با این‌حال باتری دستگاه نیز کارآیی فوق‌العاده‌ای از خود نشان می‌دهد.

پردازنده Core i7-8750H به لطف پشتیبانی از فناوری Turbo Boost قادر به ارتقاء فرکانس خود از 2.2 گیگاهرتز به 4.1 گیگاهرتز (برای پردازش‌های تک‌هسته‌ای) و 3.9 گیگاهرتز (برای پردازش‌های 6 هسته‌ای) خواهد بود. با این‌حال لپ‌تاپ GS65 قادر به حفظ قابلیت‌های Turbo Boost پردازنده Core i7-8750H نیست و نتایج تست‌های دوره‌ای Cinebench نشان می‌دهند که در فاز نخست، فرکانس پردازنده به 3 تا 3.4 گیگاهرتز افزایش یافته است؛ اما در دور دوم تست، کارآیی پردازنده چند درصد کاهش پیدا کرده است.

محصول گیمینگ ام‌اس‌آی علی‌رغم عدم بهره‌برداری ایده‌آل از فناوری Turbo Boost، کارآیی بسیار بالایی از خود ارایه می‌دهد. این محصول در تست بنچمارک PCMark 10 موفق به کسب امتیاز 5095 شد و در حد فاصل لپ‌تاپ‌های ایسوس GM501 (با 5194 امتیاز) و گیگابایت Aero 15X (با 5059 امتیاز) قرار گرفت.

MSI به منظور اطمینان از عملکرد کاملا روان لپ‌تاپ GS65 از حافظه SSD NVMe سریع PM981 ساخت سامسونگ بهره گرفته است. این حافظه در مقایسه با حافظه PM961 موجود در لپ‌تاپ GS63 ارتقاء یافته است. درایوهای NVMe نسبت به انواع مشابه SATA III بسیار سریع‌تر هستند. سرعت حافظه‌های SSD با درگاه SATA III به 500 مگابایت‌برثانیه محدود خواهد بود؛ در حالی‌که مدل PM981 با حافظه NVMe SSD لپ‌تاپ Aero 15X از سری XG3 شرکت توشیبا به‌سادگی رقابت کرده و در کاربری روزانه، میان عملکرد این 2 دستگاه تفاوت محسوسی به چشم نمی‌خورد.

همچنین این مدل با پردازنده گرافیکی انویدیا GTX 1070 Max-Q روانه بازار می‌شود. این پردازنده گرافیکی یکی از سریع‌ترین نمونه‌های به‌کارگیری شده در دستگاهی با این ابعاد به‌شمار می‌رود. پردازنده گرافیکی قابل‌تعویض برای رفع دغدغه‌های مربوط به شارژدهی باتری ایده‌آل بوده و خلاء وجودی مشخصه GSYNC نیز تقریبا مشهود نخواهد بود.

شرکت انویدیا، پردازنده‌های گرافیکی سری Max-Q خود را تحت عناوین جیفورس GTX 1060، GTX 1070 و GTX 1080s و با محوریت ارائه بهره‌وری حداکثری به بازار عرضه می‌کند. این موضوع بدان معناست که کارآیی لپ‌تاپ‌های مجهز به این سری از GPUها در مقایسه با مدل‌های مجهز به GPUهای معمول اندکی پایین‌تر خواهد بود. نتایج بنچمارک‌های 3DMark 11، 3D Fire Strike یا 3DMark 13 نیز موید این واقعیت هستند. برای مثال، امتیاز لپ‌تاپ ایسوس GM501 به لطف بهره‌گیری از پردازنده گرافیکی GTX 1070 معمولی از لپ‌تاپ GS65 حدودا 15 درصد بیش‌تر است. امتیاز لپ‌تاپ جدید MSI با سایر نوت‌بوک‌های مجهز به پردازنده GTX 1070 Max-Q شامل Aero 15X و GS63 یکسان است. به بیان دقیق‌تر، اختلاف 20 تا 30 درصدی موجود میان امتیازات لپ‌تاپ‌های ایسوس ترایتون 700 و GS65 نمایانگر اختلاف کارآیی میان پردازنده‌های گرافیکی GTX 1070 Max-Q و GTX 1080 Max-Q خواهد بود.

فرکانس پایه پردازنده GTX 1070 Max-Q برابر با 1101 مگاهرتز است و این رقم می‌تواند تا سقف 1544 مگاهرتز افزایش یابد. توان این پردازنده برای بهره‌برداری ایده‌آل از نمایشگر 144 هرتزی دستگاه کفایت می‌کند.

16 گیگابایت حافظه رم DDR4 با فرکانس 2400 مگاهرتز احتمالا برای سالیان آتی کفایت خواهد کرد. مدلی از دستگاه با رم 32 گیگابایتی نیز مجهز به 2 ماژول رم 16 گیگابایتی خواهد بود.

شارژدهی باتری

MSI با استفاده از یک باتری غول‌پیکر 80.25 وات‌ساعتی، کار فوق‌العاده‌ای انجام داده است. البته این اقدام چندان بی‌هزینه نبوده و حذف هارد دیسک 2.5 اینچی و بخشی از مشکلات مربوط به انعطاف‌پذیری قسمت جلویی دستگاه از این موضوع ناشی می‌شود. تست باتری لپ‌تاپ GS65 با استفاده از پروفایل “Power Saver”، روشنایی 40 درصدی نمایشگر (80 نیت)، خاموش بودن بلوتوث و وای‌فای و پخش پیوسته یک فیلم 720p در حالت تمام‌صفحه و با صدای قطع شده از دوام چشمگیر 7 ساعت و 15 دقیقه‌ای باتری دستگاه حکایت دارد. این رقم بیان‌گر بیش‌ترین میزان شارژدهی باتری در لپ‌تاپ‌های سری GS شرکت MSI تا به امروز است.

شارژر دیواری جمع‌وجور یکی دیگر از مشخصه‌های جالب‌توجه لپ‌تاپ جدید MSI به‌شمار می‌رود. این شارژر 180 واتی دارای ابعادی معادل 6×2.85×0.9 اینچ و وزنی برابر با 1.25 پوند است. اندازه این شارژر در مقایسه با نمونه ارائه شده با مدل GS63VR حدودا 30 درصد کوچک‌تر است. وزن ترکیبی کم‌تر از 5.5 پوند، مشخصه فوق‌العاده مناسب این لپ‌تاپ گیمینگ محسوب می‌شود.

سخن پایانی

با توجه به حضور رقبای قدرتمند در بازار، لپ‌تاپ GS65 برای جلب نظر مخاطبان خود کار آسانی را پیش رو نخواهد داشت. نوت‌بوک گیگابایت Aero 15X احتمالا نزدیک‌ترین رقیب این محصول بوده و در بسیاری از موارد دارای مشخصات مشابهی است. قیمت‌گذاری کمی گران‌تر، مهمترین مشخصه منفی لپ‌تاپ گیگابایت به‌شمار می‌رود و استفاده از وب‌کم یکپارچه با نمایشگر نیز طراحی کمی عجیب‌تر آن‌را در پی داشته است، اما سیستم خنک‌کننده کارآمدتر و برخورداری از صفحه‌کلید عددی از جمله نقاط قوت محصول ساخت شرکت گیگابایت محسوب می‌شوند.

لپ‌تاپ جدید ایسوس Zephyrus M GM501 یکی دیگر از رقبای GS65 قلمداد می‌شود. این لپ‌تاپ در عوض استفاده از پردازنده گرافیکی Max-Q از ورژن پیشرفته GTX 1070 بهره می‌گیرد. البته ابعاد بزرگ‌تر، حواشی عریض‌تر در اطراف نمایشگر و پافشاری بر استفاده از طراحی گیمینگ با نورپردازی و الگوهای بصری قرمزرنگ از مشخصه‌های منفی آن در مقابل محصول ام‌اس‌آی به‌شمار می‌روند.

بایستی اذعان کرد که لپ‌تاپ GS65 نمایانگر تلاش حداکثری کمپانی MSI جهت عرضه یک نوت‌بوک گیمینگ ایده‌آل است. طراحی ظاهری جذاب و بهبود یافته، نمایشگر IPS با نرخ نوسازی 144 هرتزی، عملکرد فوق‌العاده روان و زوایای نمایشی مناسب، طراحی کارآمد صفحه‌کلید، وزن سبک و ابعاد جمع‌وجور، بهره‌گیری از CPU ،GPU و حافظه NVMe SSD با کارآیی چشمگیر و ارتقایافته، درگاه‌های ورودی و خروجی متعدد و نهایتا باتری قدرتمند از جمله محاسن این لپ‌تاپ محسوب می‌شوند.

از سوی دیگر، عدم وجود اختلاف نه‌چندان چشمگیر میان پیکره‌بندی‌های سخت‌افزاری مختلف، افزایش بیش‌ از اندازه دمای دستگاه، کیفیت ساخت متوسط، دشواری پروسه ارتقای رم و حافظه SSD، عدم وجود کارت‌خوان حافظه و بهره‌برداری نه چندان ایده‌آل پردازنده از فناوری Turbo Boost از جمله معایب لپ‌تاپ GS65 به‌شمار می‌روند.

این دستگاه در بازار ایران قیمتی بالاتر از 30 میلیون تومان دارد که همین امر سبب می‌شود تا خریداری‌اش برای درصد زیادی از کاربران سخت و حتی ناممکن به‌نظر برسد، اما دسته‌ای که به دنبال داشتن یک دستگاه قدرتمند با اندازه جمع و جور هستند، به‌طور قطع یک انتخاب عالی را در پیش روی خودشان خواهند دید.

نوشته بررسی لپ‌تاپ MSI GS65: سبک ولی قوی! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

تجربه استفاده از هواوی P30 پرو در ۱۰۰ روز: اسمارت‌فونی به یاد ماندنی با آینده‌ای مبهم

اسمارت‌فون هواوی P30 پرو از زمان عرضه، بسیاری از مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار داد. اما عملکرد این هندست طی 3 ماه گذشته به چه ترتیب بوده است؟ کارشناسان وب‌سایت Androidpit، نتایج حاصل از بررسی عملکرد هواوی P30 پرو طی مدت 100 روز را در قالب یک گزارش منتشر نموده‌اند. در ادامه به بررسی این گزارش می‌پردازیم:

نقاط قوت هواوی P30 پرو

  • دوربین همه‌ فن‌ حریف

هواوی P30 پرو بار دیگر با قابلیت‌های شاخص در زمینه دوربین عرضه شده است. فراتر از تعداد حسگرهای دوربین (پنل پشتی گوشی از 4 حسگر شامل سنسور اصلی 40 مگاپیکسلی با وضوح فوق‌العاده بالا، حسگر عریض 20 مگاپیکسلی، لنز پریسکوپی 8 مگاپیکسلی و یک حسگر TOF جهت سنجش عمق صحنه میزبانی می‌کند)، P30 پرو از اپلیکیشن دوربین قابل‌فهم، سریع و با کاربری آسان بهره می‌گیرد. تصاویر به ثبت رسیده در حالات پرتره، شبانه و بزرگ‌نمایی شده کاملا بی‌نقص هستند و این موضوع یکی از نقاط قوت اسمارت‌فون مذکور به‌شمار می‌رود. قابلیت بزرگ‌نمایی دوربین برای بسیاری از کاربران سرگرم‌کننده است. با استفاده از بزرگ‌نمایی 5 برابری، بهترین نتایج از نظر سطح جزئیات و عدم وجود نویز رقم خواهد خورد. اما حتی کیفیت تصاویر ثبت شده با بزرگ‌نمایی 10 برابری نیز ابدا ناامیدکننده نخواهد بود. پس از به‌کارگیری لنز عریض در گوشی میت 20 پرو نهایتا این حسگر در هندست‌های سری P نیز مورد استفاده قرار گرفته است و وجود این حسگر در هواوی P30 پرو، تجربه عکاسی کاربران را بیش از گذشته تکمیل خواهد کرد. اسمار‌ت‌فون‌های سری V ال‌جی همواره به‌دلیل استفاده از لنز عریض مورد ستایش واقع شده‌اند و به‌کارگیری این لنز در هواوی P30 پرو نیز مایه خرسندی بوده و عکس‌برداری از مناظر شهری را به تفریحی لذت‌بخش تبدیل می‌کند.

برخلاف هواوی P20 پرو، کاربر با یک حرکت قادر به غیرفعال نمودن هوش مصنوعی خواهد بود. این قابلیت در برخی مواقع خصوصا صحنه‌های مربوط به مراتع سرسبز واقعا مفید است (هوش مصنوعی در بازتولید رنگ‌های مشابه کمی اغراق‌آمیز عمل می‌کند). کاربران با بازگشایی برنامه دوربین و لمس آیکون موجود در گوشه بالایی سمت چپ تنظیمات عمومی قادر به انتخاب گزینه‌های رنگی استاندارد، شارپ و چشم‌نواز و مشاهده عملکرد هر یک از آن‌ها خواهند بود.

دوربین همه‌کاره با کاربری آسان

استقلال فوق‌العاده

هواوی P30 پرو ترکیبی فوق‌العاده از ماجراجویی، کارآیی و سرگرمی به‌شمار می‌رود. شارژ باتری داخلی 4200 میلی‌آمپرساعتی گوشی هرگز تا پایان یک روز کاری تخلیه نخواهد شد و این موضوع، کاربران را از اتصال دستگاه به شارژر بی‌نیاز می‌کند. جسیکا مورگیا؛ کارشناس وب‌سایت Androidpit می‌گوید: من عموما در بعدازظهر یک روز کاری، گوشی هواوی P30 پرو خود را شارژ می‌کنم و در برخی موارد، باتری اسمارت‌فون کماکان بیش از 30 درصد شارژ دارد.

در صورت تمایل کاربر به شارژ اسمارت‌فون خود در کوتاه‌ترین زمان ممکن و پیش از خروج وی از منزل، قابلیت شارژ سریع 40 واتی، کارآیی فوق‌العاده‌ای از خود نشان خواهد داد. همچنین P30 پرو از قابلیت شارژ بی‌سیم حداکثر 12 واتی و فناوری شارژ معکوس پشتیبانی می‌کند؛ مشخصه‌ای که احتمالا برای بسیاری از کاربران سودمند خواهد بود.

نمایشگر تمام‌عیار

نمایشگر هواوی P30 پرو، تجربه بصری واقعا مناسبی را برای کاربران رقم خواهد زد. پنل آمولد 6.47 اینچی با رزولوشن 2340×1080 پیکسل در زمینه بازتولید رنگها، کنتراست و زوایای نمایشی منحصربه‌فرد است. حتی در صورت استفاده از عینک‌های آفتابی پولاریزه نیز محتوای نمایشگر بدون کوچک‌ترین مشکل قابل رویت است.

نمایشگر هواوی P30 پرو با بهره‌گیری از نسبت ابعاد 19.5:9، ناچ قطره‌ای شکل، پشتیبانی از فناوری HDR10 و طیف رنگی DCI-P3، در زمینه گیمینگ و پخش محتوای چندرسانه‌ای، گزینه‌ای ایده‌آل به‌شمار می‌رود. گزینه‌های سفارشی مختلف در منوی اختصاصی نمایشگر امکان تنظیم دما و شدت زنگ، فعال‌سازی حالت محافظ چشم و کنترل مشخصه نمایشگر همیشه روشن (Always On Display) را در اختیار کاربران قرار می‌دهند. هواوی P30 پرو فاقد LED هشداردهنده اعلان‌ها است و نمایشگر همیشه روشن به‌عنوان جایگزینی مناسب برای این مشخصه قلمداد می‌شود. نمایشگر گوشی با روکش گوریلاگلس 6 محافظت می‌شود؛ اما استفاده از یک روکش محافظ در برابر خط وخش‌های احتمالی، پیشنهادی منطقی خواهد بود.

نمایشگر بزرگ هواوی P30 پرو برای تماشای ویدیو و سریال‌های تلویزیونی بسیار مناسب است

نقاط ضعف احتمالی هواوی P30 پرو

  • عدم عملکرد مشخصه فیس آنلاک در فضاهای تاریک

بایستی خاطرنشان کرد که بازگشایی سریع قفل هواوی P30 پرو بدون مشکل انجام می‌شود. با این‌حال متاسفانه هواوی ترجیح داده تا از سیستم تشخیص چهره 3 بعدی استفاده نکند. این پدیده بدان معناست که در فضاهای تاریک، کاربران قادر به بازگشایی قفل دستگاه نخواهند بود؛ در حالی‌که صاحبان گوشی میت 20 پرو قادر به انجام این کار بودند. همچنین کاربران ناچارا بایستی به یک سیستم بازگشایی قفل با ایمنی پایین‌تر بسنده نمایند. احتمالا بسیاری از افراد، عصرها هنگام تماشای ویدیوهای نت‌فلیکس یا موقع حضور در یک جشن مایل به بازگشایی قفل اسمارت‌فون با استفاده از چهره خود هستند و عدم دسترسی به سیستم فیس آنلاک سه‌بعدی در این سناریوها تا حدودی آزاردهنده خواهد بود.

اسکنر اثرانگشت یکپارچه با نمایشگر به‌عنوان یک گزینه جایگزین جهت آنلاک نمودن دستگاه مورد توجه قرار می‌گیرد. این مشخصه بدون کوچک‌ترین مشکل عمل می‌کند؛ مگر آن‌که انگشتان خیس خود را بر روی نمایشگر دستگاه قرار دهید. با این‌حال بسیاری از کاربران معتقدند که سیستم فیس آنلاک 3 بعدی، کارآیی به‌مراتب بهتری از خود ارائه خواهد داد.

مشخصه فیس آنلاک در فضاهای تاریک عمل نمی‌کند و این موضوع حقیقتا مایه شرمساری است

  • اسمارت‌فونی که از مشکلات دمایی رنج می‌برد

با توجه به ساختار شیشه‌ای و فلزی هواوی P30 پرو، بروز مشکل افزایش دما در این هندست به‌راحتی قابل تصور خواهد بود. با افزایش حرارت دستگاه، فریم و بدنه آن به شدت داغ می‌شود. در ایام بهار که دما به شکل غیرمنتظره از مرز 30 درجه سانتی‌گراد نیز فراتر رفته است؛ دمای هواوی P30 پرو با وجود قرار گرفتن در کیف نیز افزایش خواهد یافت و این هندست احتمالا برای مناطق گرمسیر ساخته نشده است.

  • آینده مبهم

ممنوعیت‌های دولت ترامپ علیه هواوی، تنها به تردید مشتریان هنگام خریداری گوشی P30 پرو دامن خواهد زد. نگرانی اصلی به دریافت به‌روزرسانی‌های نرم افزاری مربوط می‌شود. آیا هواوی P30 پرو به‌روزرسانی اندروید Q را دریافت خواهد کرد؟ وضعیت در خصوص اندروید R به چه ترتیب خواهد بود؟

پیش‌تر مجوز انتشار به‌روزرسانی برای پرچم‌داران عرضه شده در سال 2019 صادر شده است؛ اما اکنون مشخص نیست که این داستان نهایتا به چه شکلی پایان خواهد یافت. آخرین شایعات منتشر شده برای صاحبان فعلی گوشی P30 پرو و افرادی که قصد خریداری آن‌را دارند؛ امیدبخش خواهند بود: هواوی به منظور اطمینان یافتن از انتشار اندروید Q برای 11 دستگاه منتخب خود از جمله P30 پرو به‌سختی تلاش می‌کند. در حال حاضر تنها پدیده قطعی این است که هواوی P30 پرو کماکان به‌روزرسانی‌های امنیتی ماهیانه را دریافت خواهد کرد؛ اما در خصوص به‌روزرسانی‌های بزرگ‌تر، تردیدها کماکان به قوت خود باقی خواهند ماند.

در حال حاضر الگوی به‌روزرسانی محصولات بومی هواوی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد

جمع‌بندی

جسیکا مورگیا؛ کارشناس وب‌سایت Androidpit می‌گوید: به‌طور کلی پس از 100 روز کار کردن با هواوی P30 پرو از این هندست راضی هستم؛ چرا که این اسمارت‌فون بی‌تردید از ظاهری زیبا و در عین‌حال کارآیی فوق‌العاده برخوردار است. من دستگاهی با ابعاد اندکی کوچک‌تر نظیر میت 20 پرو یا P20 پرو را ترجیح می‌دهم؛ اما طی استفاده 3 ماهه از این هندست به ابعاد آن عادت کرده و حتی نگاه داشتن آن در یک دست نیز چندان دشوار نیست. در صورت تصمیم برای خریداری هواوی P30 پرو می‌توانید اطمینان داشته باشید که با اجرای بازی‌ها و تماشای ویدیوهای نت‌فلیکس و یوتیوب  ، این هندست برای مدتی بیش از 1 روز شما را همراهی خواهد کرد. همچنین کاربران با استفاده از این گوشی می‌توانند بهترین تصاویر را از لحظات خاطره‌انگیز خود ثبت نمایند (با وجود پرچم‌دار سامسونگ گلکسی S10 5G، غلبه نمودن بر رتبه این هندست در تست DxOMark امری بعید به‌نظر می‌رسد).

تنها پرسش باقی‌مانده به اختلاف ایالات‌متحده با شرکت هواوی مربوط می‌شود. اکنون سرمایه‌گذاری بر روی دستگاه پیشرفته‌ای نظیر P30 پرو به‌معنای تضمین بهره‌مندی بلندمدت از به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری است. اما چنین پدیده‌ای قطعی نیست. جسیکا مورگیا شخصا امیدوار است که این مشکل در آینده‌ای نزدیک حل‌وفصل شود. چرا که محرومیت کامل بازار و کاربران آمریکایی از دسترسی به چنین دستگاهی واقعا شرم‌آور است. احتمالا تا ماه آگوست، جزئیات بیش‌تری در این زمینه روشن خواهد شد؛ اما چنان‌چه کماکان به‌دنبال خریداری یک اسمارت‌فون پرچم‌دار هستید؛ در این‌صورت می‌توانید فهرست بهترین هندست‌های حال حاضر بازار را مورد بررسی قرار دهید.

نوشته تجربه استفاده از هواوی P30 پرو در 100 روز: اسمارت‌فونی به یاد ماندنی با آینده‌ای مبهم اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.