ماموریت اضطراری در ایستگاه فضایی

ماموریت از پیش تعیین نشده ای برای فضانوردان ایستگاه فضایی بین‌المللی در نظر گرفته شده که فردا باید به این ماموریت بروند. این ماموریت شامل تعویض یک قطعه رایانه‌ای است که فضانوردان ایستگاه فضایی بین‌المللی برای تعویض این قطعه باید به راهپیمایی فضایی بپردازند.

گویا آی تی – در تاریخ ۳۰ مارس بوسیله پگی ویتسون، این قطعه نصب شده بود.در مباحث الکترونیک و مدارهای منطقی، این قطعه به مالتی‌پلکسر و دی‌مالتی‌پلکسر معروف است.
در حال حاضر ویتسون در سمت فرمانده ایستگاه فضایی می باشد و قرار است فردا همراه با جک فیشر ماموریت تعویض قطعه را انجام دهد.
این قطعه که از روز شنبه عملکرد آن با اشکال روبرو شده بود، در کنار آرایه‌های خورشیدی در قسمت S0 بدنه خارجی ایستگاه ، حلقه‌های خنک‌کننده و دیگر قطعات خارجی نصب شده بود. دلیل بروز اشکال و اختلال در این قطعه هنوز مشخص نیست.
ناسا بعد از مشاهده بروز این اختلال از قطعات ذخیره خود استفاده نمود اما اعلام کرد با توجه به نداشتن جایگزین برای این قطعه، نمونه قبلی باید هرچه زودتر جایگزین شود.
ابعاد این قطعه ۲۷ در ۳۸ در ۴۲ سانتی‌متر است و وزن آن ۲۳ کیلوگرم می باشد. گفتنی است قطعه مذکور به طور کامل در ایستگاه فضایی مونتاژ شده و پیش بینی می شود در یک راهپیمایی دوساعته نصب خواهد گردید.
این تعویض قطعه با توجه به ارسال کپسول دراگون به ایستگاه فضایی در هفته آینده، باید هرچه سریع‌تر انجام شود. کپسول دراگون قرار است در تاریخ ۱ ژوئن مطابق با ۱۱ خرداد با استفاده از موشک فالکون ۹ به فضا پرتاب شود.
فردا ساعت ۱۶:۳۰ به وقت تهران این راهپیمایی فضایی انجام خواهد شد و تلویزیون ناسا این ماموریت را به صورت زنده پوشش خواهد داد.

سفر به فضا با موتور جت پلاسمایی، ساده تر می شود

موتور جتی را تصور کنید که می تواند یک هواپیما را سریعتر از یک موتور سنتی، به جلو رانده، ما را به مرز اتمسفر زمین برساند؛ و این کار را با هزینه ای اندک و بدون استفاده از سوخت‌های فسیلی انجام دهد. این موتور به زودی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

گویا آی تی – این همان کاری است که موتورهای جت پلاسما باید بتوانند انجام دهند، اگرچه تا به حال این موتور ها به آزمایشگاه‌های تحقیقاتی محدود شده اند، به ویژه پژوهشگاه‌هایی که بر استفاده از موتورهای مختلف برای حرکت ماهواره ها و سایر فضاپیماها، تمرکز دارند.
اکنون، پژوهشگران دانشکاه فنی برلین، برای خارج کردن این موتورها از سطح آزمایشگاهی و فرستادن آن به فضا تلاش می‌کنند.
یک موتور جت پلاسما، به جای آنکه با سوزاندن سوخت‌های فسیلی و هوای فشرده، و خروج این مواد با فشار بسیار زیاد در پشت موتور، آن را به جلو براند، از یک رآکتور هم‌جوشی هسته ای یا یک ستاره تقلید می‌کند.
این موتور با برانگیختگی و متراکم کردن گاز به صورت پلاسما، تولید الکتریسیته کرده و پس از آن یک میدان الکترو مغناطیسی ایجاد می‌کند.
تیم تحقیقاتی این پروژه به رهبری Berkant Göksel، قصد دارد با ترکیب موتور پلاسما و جت مسافربری ماشینی بسازد که همزمان با توانایی پرواز در ارتفاعات بسیار بالا، قابلیت بلند شدن از و نشستن روی زمین را نیز داشته باشد.
Göksel به سایت New Scientist گفته است “ما اولین تیمی هستیم که قصد داریم جت های قدرتمند و سریع پلاسما را در سطح زمین بسازیم. این جت‌های پلاسما می‌توانند سرعت خود را تا بیش از ۲۰ کیلومتر در ثانیه افزایش دهند.”

موانع بسیاری برای ساخت موتور جت پلاسمایی که بتواند ما را تا مرز فضا ببرد، با واقعیت های حال حاضر، وجود دارد. یکی از این موارد آن است که Göksel در حال حاضر از پیشران های بسیار کوچک پلاسما، با طولی در حدود ۸۰ میلی متر استفاده می کند.
اگر بخواهیم یک هواپیما به اندازه استاندارد تجاری را توسط این پیش‌ران های کوچک، به حرکت درآوریم، به بیش از ۱۰۰۰۰ از این پیش ران ها نیاز خواهیم داشت، بنابراین طراحی کنونی، نمی‌تواند کارامد باشد. در حال حاضر، تیم Göksel قصد دارد از ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش ران برای حرکت یک هواپیمای بسیار کوچکتر استفاده کنند، که به نظر می رسد، امکان پذیر باشد.
مانند هر دستگاه دیگری که از الکتریسیته استفاده می‌کند، به ویژه دستگاه‌هایی که مصرف بالایی دارند، مشکل اصلی این طرح آن است که حتی نسخه بسیار کوچک این پیش‌رانه ها به باتری نیاز دارند.

این پیشران ها باید به حدی سبک باشند که از تأثیر منفی وزن آن ها جلوگیری شود، و در عین حال باید از ظرفیت کافی برای تأمین قدرت مورد نیاز برخوردار باشند. اما اینکه هدف نهایی، ساخت پیشرانه های بسیار بزرگتر است، مشکل را قدری بزرگتر می کند.
اما تاکنون این مشکل حل نشده است:

Dan Lev، یکی از دانشمندان موسسه فناوری Technion در اسرائیل می‌گوید: “استفاده از یک مجموعه پیش‌ران ها، نیازمند به کار گرفتن یک واحد تولید الکتریسیته کوچک است، که سوار کردن آن روی یک هواپیما با تکنولوژی های حال حاضر، می تواند غیر ممکن باشد.”
Göksel و تیم خود، تا کنون برای پر کردن این شکاف، به موفقیت ها و دستاوردهای خارجی در مورد الکتریسیته اتکا کرده اند. با پیشرفت‌های صورت گرفته استفاده از پانل‌های خورشیدی یا رآکتورهای هم جوشی فشرده، می تواند دقیقا چیزی باشد که این سیستم نیاز دارد.
اما تا زمانی که راه حل این مشکل پیدا شود، تیم تحقیقاتی قصد دارد یک هواپیمای دوگانه بسازد که برای پر کردن ضعف های موتور پلاسما، از موشک یا احتراق پالسی انفجاری استفاده می کند.

یک سیگنال رادیویی ناشناخته از فضا، ذهن دانشمندان را مشغول کرده است

شکاف سریع داریویی، شکافت‌های درخشان انرژی هستند که تنها چند میلی ثانیه به طور می انجامند، اما میلیاردها برابر از هر چیزی که تا به حال در کهکشان خود دیده‌ایم درخشان‌تر هستند؛ در حال حاضر ۲۲ مورد از آن ها ثبت شده است، و ما هنوز نمی‌دانیم چه هستند، چه معنایی دارند، یا از کجای جهان فرستاده شده اند.

گویا آی تی – تازه ترین شکافت رادیویی سریع، یا همان FRB، که تشخیص داده شده است، ممکن است پیچیده ترین آن‌ها باشد –  حتی پس از مشاهده‌ی آن از میان لنز تمام تلسکوپ‌های موجود، دانشمندان هنوز هیچ قدمی برای حل این معما بر نداشته اند.

امیلی پتروف، از موسسه فضاشناسی رادیویی در هلند، به رایان اف. مندلباوم، در گیزمودو گفته است: ” ما زمان زیادی را با استفاده از تلسکوپ‌های متعدد برای درک این امواج سپری کردیم،”

“ما محدوده طول موج‌هایی را دریافت کرده‌ایم که پیش از آن هرگز ندیده بودیم. هنوز در حال تلاش برای یافتن منبع این امواج هستیم.”

FRB ها، برخی از مرموزترین و انفجاری ترین سیگنال‌ها در جهان هستند، و تا به حال به هر چیزی که فکرش را بکنید، از امواج مایکرو ویو تا فضاپیماهای ناشناخته نسبت داده شده اند.

با توجه به اینکه تاکنون تنها ۲۲ نوع از این سیگنال‌ها به دست آمده است، ممکن است نادر به نظر برسند، اما دانشمندان معتقدند که این سیگنال‌ها در جهان، بسیار متداول هستند – پیش بینی شده است که هر روز در حدود ۲۰۰۰ عدد از این سیگنال‌ها، در جای جای جهان، آن را روشن کرده اند.

دلیل اینکه ما در یافتن این سیگنال‌ها  موفق نیستیم، آن است که آن ها تنها ۵ میلی ثانیه به طول می انجامند و از بین می روند، و تنها در ابتدای امسال بود که دانشمندان تأیید کردند این سیگنال ها از فضا می‌آیند، و منشأ زمینی ندارند.

اما این واقعیت که این سیگنال ها از فضا می‌آیند، شاید تنها چیزی باشد که ما در مورد خصوصیات آن ها می دانیم.

اخیرا مقاله جدیدی منتشر شده است و یک شکافت رادیویی سریع با نام FRB 150215  را توضیح می‌دهد، که در  ۱۵ فوریه سال ۲۰۱۵، توسط تلسکوپ رادیویی پارکز، شناسایی شد.

تصویر این سیگنال، با تمام مشخصات آن در شکل زیر آورده شده است:

 

اولین دلیلی که برای عجیب و غریب بودن این سیگنال وجود دارد، و مشابه هیچ یک از FRB هایی نیست که تا به حال شناسایی شده اند، آن است که پتروف، و تیم او توانسته اند این سیگنال را از چند تلسکوپ در سراسر دنیا ببینند، اما نتوانستند هیچ‌گونه سیگنال یا ردی از نور به جای مانده از آن را شناسایی کنند.

محققان گزارش می‌دهند: ” پس از ثبت این شکافت، جست و جوها با استفاده از ۱۱ تلسکوپ برای یافتن امواج رادیویی، نوری، پرتو ایکس، اشعه گاما، و یا انتشار نوترینو، آغاز شد.”

” هیچ گونه پرتو یا سیگنال متغیر یا گذرایی مرتبط با این شکافت پیدا نشد، و در ۱۷٫۲۵ ساعت مشاهده پس از این شکافت، هیچ نوع پالس تکراری ، مشاهده نشد.”

چگونه ممکن است پدیده‌ای که به اندازه ۵۰۰ میلیون خورشید انرژی آزاد می‌کند، هیچ نوری از خود به جای نگذارد؟

دومین دلیل برای عجیب بودن FRB 150215 آن است که با توجه به جهتی که این شکافت در فضا داشته است، اساسا ما نباید می توانستیم آن را تشخیص دهیم – این سیگنال باید از یک منطقه بسیار متراکم از راه شیری عبور کرده باشد تا به ما برسد.

همانطور که پتروف در توئیتر توضیح می دهد، یکی از مشخصاتی که دانشمندان توانسته اند آن را در FRB 150215 اندازه گیری کنند، میزان قطبش آن بوده است، ” که فهم آن بسیار مشکل است”.

یکی از جنبه‌های اندازه گیری قطبش، – کمیتی که معیار چرخش یا دوران (RM) نام دارد – تیم تحقیقاتی را به بخشی از راه شیری که سیگنال از آن عبور کرده، هدایت کرده است.

در چنین ناحیه متراکمی از فضا، تیم تحقیقاتی انتظار تداخلات مغناطیسی بسیاری زیادی را داشت و به دنبال آن مقدار RM را بالا تصور می‌کرد، اما نتیجه دقیقا عکس انتظارات تیم بود. امیلی پتروف، در تاریخ ۹ می ۲۰۱۷، در اکانت توئیتر خود منتشر کرد:

برای FRB 150215،  مقدار RM=0

عجیب است، چون FRB از مسیری متراکم در میان راه شیری عبور کرده است، بنابراین باید مقداری RM داشته باشد!!

اینطور که به نظر می‌رسد،  محققان در مورد دریافت این سیگنال بسیار خوش شانس بوده‌اند، چرا که به طور اتفاقی از ” نوعی حفره” در راه شیری عبور کرده است که احتمالا RM آن برابر با صفر بوده است.

و اما در مورد کاری که قرار است در آینده انجام شود، به نظر می‌رسد که چاره کشف معمای FRM، افزایش اندازه نمونه باشد – ما تنها ۲۲ نوع از این سیگنال‌ها را در اختیار داریم، و دانشمندان به تعداد بسیار بیشتری نیاز دارند تا متوجه شوند که این سیگنال‌ها از کجا می‌آیند.

باید اشاره کنیم که مقاله منتشر شده در این رابطه، هنوز باید مورد داوری متخصصان این رشته قرار بگیرد، بنابراین ممکن است تفاسیر انجام شده در حال حاضر با دسترسی افراد متخصص بیشتر به این داده‌ها، قدری تغییر کند و ممکن است در ماه‌های آینده، معماهای بیشتری مطرح شود.

همانطور که پتروف به گیزمیدو می‌گوید: ” در دنیای علم، این فرصت زیاد پیش نمی‌آید شما بتوانید روی مسئله‌ای آن چنان جدید و ناشناخته کار کنید، که لازم باشد پرسش های بنیادین و اساسی را در آن رابطه پاسخ دهید.”

البته در ابتدای امسال، پیشنهادی در این رابطه مطرح شد که ممکن است شکافت‌های رادیویی سریع، برای تقویت فضاپیماهای ناشناخته به کار رفته باشند. پتروف در این رابطه نیز اظهاراتی داشته است که اگر علاقه مندید می‌توانید به اکانت توئیتر او مراجعه کنید.

 

 

رصد نشانه‌هایی از ماده تاریک در داده‌های ایستگاه فضایی

با اینکه هنوز برای اظهار نظر زود به نظر می‌رسد، دو مقاله ای که اخیرا منتشر شده اند، نشانه‌هایی از ماده تاریک را در محدوده داده‌های جمع آوری شده در ایستگاه فضایی بین المللی (ISS) شناسایی کرده‌اند. مدت‌ها است که دانشمندان به دنبال اثری از این ماده هستند.

گویا آی تی – ماده تاریک (Dark Matter) ماده‌ای فرضی است که ۲۶٫۸ درصد از جهان شناخته شده را تشکیل می‌دهد، و مشخص می‌کند که چرا جهان ما سر پا است. برای دهه‌های متعدد، دانشمندان به دنبال شناسایی این ماده بودند، و اکنون ممکن است سرنخی پیدا کرده باشند – دو مطالعه جداگانه که نشان داده‌اند، تعداد ضدپروتون‌هایی که روی ISS جریان دارند، درصورتی که ماده تاریک وجود داشته باشد، منطقی تر به نظر می‌رسند.
در این مقاله ها، هیچ‌کس ادعا نمی‌کند که آن‌ها توانسته اند ماده تاریک را پیدا کنند، بنابراین، هیجان زده نشوید. اما با توجه به اینکه تلاش برای یافتن ماده تاریک آن قدر ناموفق بوده است که دانشمندان به روش‌های دیگری برای توجیه جهان، بدون وجود این ماده فکر می‌کنند، هر گونه مدرکی که وجود این ماده را ثابت کند، بسیار مهم خواهد بود.
محققان ابتدا مفهوم ماده تاریک را پرورش دادند – یک ماده مرموز که با تشعشعات الکترومغناطیس تعاملی ندارد و به همین دلیل برای ما نامرئی محسوب می‌شود – تا عدم تعادل بین مقدار ماده موجود در جهان، و نیروی گرانشی که کهکشان‌های ما را پا برجا نگاه می‌دارد، توضیح دهند.
این عدم تعادل خود را به این صورت نشان می‌دهد که اگر شما به مواد موجود در ستاره‌ها، سیاره‌ها، و گازهای کیهانی در محدوده جهان بیفزایید، هنوز نمی‌توان توضیح داد که چگونه این مقدار گرانش در دنیا وجود دارد، مگر در حالتی که به ماده تاریک معتقد باشید.
علی رغم یافتن شواهدی از تأثیرات فرضی این ماده، هیچ مدرک معتبر دیگری از آن به دست نیامده است. و دانشمندان به دنبال روش‌های جایگزینی برای توضیح این گرانش مضاعف در دنیا هستند.
اما این دو مطالعه اخیر، کمی ما را امیدوار می‌کند.
دو تیم جداگانه، که یکی از آلمان و دیگری از چین و تایوان بوده اند، مقدار ضدپروتون‌های شناسایی شده توسط طیف سنج مغناطیسی آلفا (AMS) را تحلیل کرده اند. این طیف سنج، در ایستگاه فضایی ISS نصب شده است تا تعداد ضدپروتون‌هایی را که روی ایستگاه جریان می‌یابند را بشمارد.
ضد پروتون‌ها، ذرات نظیر پروتون در ضد ماده هستند، و بخش بسیار کوچکی از تابش‌های کیهانی را تشکیل می‌دهند که به طور پیوسته، در فضا در حال جریان است.
این ضد پروتن‌ها، معمولا توسط برخورد بین اشعه‌های کیهانی پرانرژی و گازهای بین ستاره‌ای ایجاد می‌شوند ( ما توانسته ایم این ذرات را در برخورددهنده بزرگ هادرونی LHC)) بسازیم)، اما پیش بینی می شود که این مواد از طریق برخورد ماده تاریک نیز ساخته شود، زمانی که دو ذره از ماده تاریک به یکدیگر برخورد کرده و یکدیگر را می شکافند.
برای اطمینان از صحت این موضوع، دو تیم به طور مستقل، پیش بینی های خود را در مورد تعداد ضدپروتون هایی که انتظار دارند در آزمایش AMS شناسایی شود، در دو حالت مختلف یعنی در حضور ماده تاریک و در غیاب آن، ارائه کردند.
تیم آلمانی بیان کرد که داده‌ها در مورد مدلی که در آن برخورد و تخریب ذرات اتفاق می‌افتد، با دقت بیشتری با هم مطابقت دارند؛ به طور دقیق تر، منظور همان مدلی است که در آن، یک ذره از ماده تاریک به جرم ۸۰ GeV/c^2 وجود داشت.
تیم چینی، از مجموعه فرضیات متفاوتی استفاده کرد، اما نتیجه‌ی یکسانی را به دست آورد. – داده‌های AMS، در صورتی که شما فرض کنید ماده تاریک وجود دارد، منطقی تر به نظر می‌رسند. مدل این تیم، ذره مشابهی از ماده تاریک را با جرمی بین ۴۰ تا ۶۰ Gev/C^2 پیش بینی کرد.
مهم تر آن که، هر دو تیم به طور مستقل نشان دادند که داده‌های آن‌ها، با فرض وجود ماده تاریک، نسبت به حالتی که در آن فرض شده بود ماده تاریک وجود ندارد، بهتر با مدل ها مطابقت داشت.
این واقعیت که دو تیم مستقل، پاسخ یکسانی را برای یک پرسش یافته اند، موفقیت آمیز است، اما هنوز برای تأیید وجود داشتن ماده تاریک، راه درازی را در پیش داریم.
اما، این تحقیق با اثری از ماده تاریک که پیشتر با استفاده از داده‌های AMS، به دست آمده بود، مطابقت دارد – فراوانی پوزیترون‌ها یا الکترون‌ها ی ضد ماده، که در فضا جریان دارند.
برخی از فیزیکدانان تصور می‌کنند این ذرات می‌توانند شاهدی برای وجود ماده تاریک باشند، در حالی که برخی دیگر فکر می‌کنند، فراوانی این ذرات را می‌توان با پدیده‌های فضایی دیگر، نظیر تپ اختر ها توضیح داد.
در سال ۲۰۱۶، محققان انبوهی از تشعشعات پر انرژی را در مرکز راه شیری یافتند، که برخی از فیزیکدانان، آن را به ماده تاریک ارتباط می‌دهند (اگرچه در رابطه با این موضوع از آن زمان تا کنون، به طور مفصل بحث شده است).
دن هوپر، یک متخصص فیزیک نجومی در آزمایشگاه FermiLab، که در این دو مطالعه جدید، نقشی نداشته است، به Emily Conover از Science News گفته است: ” این نتایج مشابه می‌تواند تنها یک تصادف باشد. اما، به هر حال، این موضوع برای من بسیار دلگرم کننده است.”

پرواز واقعی یک محترع در لباس مرد آهنین واقعی

ریچارد براونینگ، مخترع انگلیسی، لباس پرواز مرد آهنین خود به نام Daedalus را به طور زنده آزمایش کرد.

گویا آی تی – این لباس از سوی سرمایه گذاران بسیاری، نظیر ارتش بریتانیا مورد توجه قرار گرفته است. ممکن است این لباس به اندازه لباس مرد آهنین براق یا پیشرفته نباشد، اما در حال حاضر، لباس پرواز ریچارد براونینگ، که تحت عنوان پروژه Gravity ساخته شده، نزدیک ترین چیز به اسکلت خارجی تونی استارک (مرد آهنین) است که دنیا به خود دیده است.
براونینگ در تصاویر زنده منتشر شده، اختراع خود با نام Deadalus را در یک کنفرانس TED که در مرکز همایش‌های ونکوور برگزار شده بود، به نمایش گذاشت و پیش چشم یک جمعیت مات و مبهوت، از روی زمین بلند شده و در مسیری دایره ای شکل به پرواز درآمد.

کل این لباس از یک اسکلت خارجی با طراحی خاص، یک کلاه که مصرف سوخت را ردیابی می‌کند، و شش موتور جت مینیاتوری تشکیل شده است، که امکان بلند شدن از روی زمین را فرآهم می‌کنند. برای کنترل مسیر حرکت و سرعت، کسی که این لباس را پوشیده است باید از بازوهای خود استفاده کند. این فناوری به فرد اجازه می‌دهد که به مدت ۱۰ دقیقه به طور مستقیم و با سرعت ۳۲۱ کیلومتر بر ساعت (۲۰۰ مایل در ساعت) حرکت کرده و هزاران فوت از زمین فاصله بگیرد. اما، در ویدئوی زنده منتشر شده و پرواز آزمایشی اولیه، براونینگ سرعت و ارتفاع را به دلایل ایمنی در حد پایین نگه داشته است.
براونینگ اعتراف کرده است که تصور نمی کند این فناوری به این زودی‌ها همگانی شود. اما، Deadalus می‌تواند مدرک و نشانه‌ای از یک عصر جدید در فناوری هوایی باشد. و در حالی که این فناوری هنوز در مراحل ابتدایی توسعه است، با توجهاتی که از سوی موسسات مختلف از قبیل ارتش بریتانیا، به خود جلب کرده است، می توان این برداشت را کرد که فناوری پیچیده‌ی کنونی می‌تواند به یک تکنولوژی آسان و عملی تبدیل شود. بنابراین، در حالی که ما هنوز وارد دوره جدید از فناوری های هوایی نشده ایم، این اختراع، حداقل می تواند یک پله قابل توجه در مسیر این حرکت باشد.

انتشار اولین تصاویر از حلقه های سیاره زحل توسط کاوشگر کاسینی

کاسینی، در اولین شیرجه ای که در حلقه های زحل زد، تصاویری به زمین مخابره کرد. این تصاویر واقعا باورنکردنی هستند.

گویا آی تی – دانشمندان به تازگی موفق شده اند نگاهی اجمالی به فضای میان زحل و حلقه هایش بیاندازند. تصاویر به دست آمده از این فضا بسیار خیره کننده هستند.
در روز چهارشنبه، کاوشگر فضایی ناسا، کاسینی، اولین کاوش از مجموع ۲۲ کاوش برنامه ریزی شده خود را در حلقه های اطراف زحل انجام داد.
تاکنون هیچ جسمی که ساخته دست بشر باشد جرات نکرده به حلقه های اطراف زحل، که باندی چرخان از ذرات یخ و گرد و غبار هستند، نزدیک شود.
کاسینی با سرعت ۷۷ هزار مایل در ساعت از مناطق ضخیمی که احتمال حضور ذرات مخرب در آنها وجود داشت، عبور کرد. این کاوشگر از آنتن بشقابی شکل خود به عنوان یک سپر استفاده می کرد تا در حین کاوشها، از هر گونه برقراری ارتباط با زمین جلوگیری کند. اولین تصاویر از حلقه های زحل

تمام روز چهارشنبه، دانشمندان با نگرانی منتظر تایید این موضوع بودند که ربات فضایی کوچک و شجاع آنها، با موفقیت وارد حلقه ها شده است.
درست قبل از نیمه شب به وقت اقیانوس آرام، شبکه فضای عمیق (گروهی از تلسکوپ هایی که با اشیای دور در فضا ارتباط برقرار می کنند) سیگنال هایی از کاسینی دریافت کرد.
با شروع جریان یافتن داده ها از میلیاردها مایل دورتر از زمین، محققان حاضر در آزمایشگاه پیشرانش جت در منطقه پاسادنای ایالت کالیفرنیا، بیش از هر زمان دیگری خوشحال شدند و انگیزه زایدالوصفی پیدا کردند. کاسینی به شکلی امن از فاصله میان زحل و حلقه هایش عبور کرد و موفق شد به سمت دیگر این سیاره برود.

به توئیت زیر توجه کنید:
“ما توانستیم! کاسینی با زمین ارتباط برقرار کرده و بعد از ورود موفقیت آمیز به فاصله میان زحل و حلقه هایش، اطلاعاتی مفید به زمین مخابره کرده است. pic.twitter.com/cej1yO7T6a
– کاسینی زحل (@CassiniSaturn) 27 آوریل ۲۰۱۷٫
در ماه سپتامبر، آخرین ماموریت این فضاپیما انجام می شود و در طی آن، مستقیما وارد خود زحل خواهد شد. آنجاست که باید برای همیشه با این کاوشگر خداحافظی کنیم. اما در آن زمان، شاهد “پایان باشکوه” کاسینی خواهیم بود. چرا که تصاویری باورنکردنی به دست ما خواهد داد و از گوشه های جذابی از عرصه علم، پرده برداری خواهد کرد.
تصاویر خامی که از آخرین کاوش کاسینی دریافت شده، در وبسایت ناسا منتشر شده است. در ادامه این مقاله می توانید از دیدن آنها لذت ببرید: اولین تصاویر از حلقه های زحلاولین تصاویر از حلقه های زحل

در اتفاقی عجیب؛ لباس های فضانوردی ناسا رو به اتمام است

لباسهای فضایی ناسا به زودی تمام می شوند – و این سازمان نمی تواند لباسهای جدید را به اندازه کافی سریع تهیه کند.

گویا آی تی – لباسهای فضایی ناسا دیگر قدیمی شده اند و کم کم کنار گذشته می شوند. به گزارش حسابرس این آژانس فضایی، اگر با همین روند پیش برویم، تا چند سال دیگر هیچ لباس فضایی در ناسا باقی نمی ماند. اگر یکی از آنها را در کمد لباسهای خود ذخیره کرده اید، ناسا علاقه مند است آن را از شما خریداری کند.
لباسهایی که شما بر تن فضانوردان ساکن در ایستگاه فضایی بین المللی می بینید، میلیون ها دلار هزینه داشته اند و سالها طول کشیده تا تهیه شوند. در آینده نه چندان دور، ما به لباسهای بهتری نیاز داریم تا بتوانیم به مریخ و فراتر از آن سفر کنیم. این یعنی کمبود لباس فعلی یک مشکل بسیار جدی است.

هر نوع ماموریتی که با حضور انسان انجام شود، خواه این ماموریت راه اندازی یک مقر در ماه باشد خواه سفر به سیاره سرخ باشد، به شکل قابل توجهی بر داشتن لباسهای مناسب وابسته است. این لباسها باید با فناوری های روز، اصول حفاظتی و سیستم های حمایت از زندگی که در خارج از فضاپیما اهمیت می یابند، مطابقت داشته باشند.
دفتر بازرسی کل ناسا (OIG) در گزارش خود اعلام کرد موجودی فعلی لباسهای واحد حرکت فضانوردان در خارج از فضاپیما (EMU) تا زمان بازنشستگی ISS، که فعلا سال ۲۰۲۴ تعیین شده، دوام نمی آورد و پایان خواهد یافت. لباسهای فضایی نسل بعد، در راه هستند اما سرعت ورود آنها به انبار ناسا کم است.
در این گزارش آمده است: “با وجود آنکه دستیابی به فناوری ساخت نسل بعدی لباسهای فضایی نزدیک به ۲۰۰ میلیون دلار هزینه برای ناسا به همراه داشته، اما این آژانس فضایی همچنان با لحظه تولید لباسی که بتواند جایگزین EMU شود یا برای استفاده در ماموریت های اکتشافی آینده مناسب باشد، چندین سال فاصله دارد”.
ماموریت های مختلف، به انواع متفاوتی از لباسهای فضایی نیاز دارند و ناسا روی ساخت سه لباس مختلف کار می کند تا فضانوردان آینده را به آنها تجهیز کند: یک لباس برای ماموریت های ISS، یک لباس برای ماموریت های پایگاه ماه، و یک لباس برای ماموریت های احتمالی روی مریخ.

لباسهای ISS باید در گرانش صفر کار کنند، در حالی که لباسهای مربوط به ماموریت روی مریخ، باید اتمسفری سخت و زمینی ناهموار را تحمل کنند. ناسا سخت مشغول کار روی ساخت این لباسهاست، اما زمان به سرعت می گذرد. خصوصا اگر ناسا تصمیم بگیرد آنها را در ISS برای اولین بار آزمایش کند.
لباس های نسل بعدی Starliner در اوایل امسال رونمایی شدند، اما این لباسها فقط برای استفاده در داخل فضاپیما مناسب هستند و برای فعالیت های خارجی از فضاپیما مناسب نمی باشند.
به گفته OIG، بخشی از پول هایی که ناسا برای ساخت این لباسها هزینه کرده، بیهوده بوده است: خصوصا، زمانی که بعد از لغو شدن ماموریت اکتشاف در ماه، ناسا پروژه تهیه لباس برای این ماموریت را متوقف نکرد.
ناسا نیز به نوبه خود اعلام کرد تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده، در توسعه لباسهای فضایی برای هر ماموریتی که در آینده انجام بگیرد، مفید خواهند بود.
OIG می گوید ناسا هنوز تا پایان کار روی پیدا کردن جایگزین مناسب برای EMUها هنوز “چندین سال فاصله دارد”. در حال حاضر فقط چهار لباس فضایی برای کار در ISS آماده است و هفت لباس دیگر تعمیر شده یا در خود ایستگاه نگهداری می شوند.

ما مجبوریم تا یک دهه ی آینده با همین ۱۱ لباس قدیمی و مستعمل ماموریت های خود را انجام دهیم. با توجه به اینکه از امروز تا مارس ۲۰۲۰ قرار است ۱۷ پیاده روی فضایی انجام شود، چگونه می توان مشکل کمبود لباس را حل کرد؟
لباسهای فعلی نیز مشکلات خودشان را دارند. به همین دلیل است که پیدا کردن جایگزین برای آنها ضروری به نظر می رسد: آنها می توانند باعث خستگی و آسیب دیدگی دست فضانورد شوند، نمی توانند برای پیاده روی های فضایی طولانی به اندازه کافی غذا و آب ذخیره کنند، آنها به اندازه کافی انعطاف پذیر نیستند، و ابعاد آنها به اندازه کافی بزرگ نیست که برای همه فضانوردان ما مناسب باشد.
حتی اگر ناسا بگوید به مجموعه لباسهای فعلی اش اعتماد دارد و مطمئن است این لباسها می توانند تا زمانی که نیاز است در ایستگاه فضایی بین المللی مورد استفاده قرار بگیرند، باز هم تصویر تاریکی از این لباسها در ذهن ما وجود دارد.
OIG از ناسا خواسته که یک برنامه رسمی تر برای تهیه لباسهای جدید و حفظ لباسهای قدیمی ارائه کند. ناسا هم قول داده که در طی چند ماه آینده این کار را انجام دهد.
OIG نتیجه گرفت: “ناسا به توصیه های ما توجه کرده و این پروژه را با تایید و تکمیل اقدامات اصلاحی پیشنهاد ما به پایان خواهد رساند”.

ثبت نام برای ارسال DNA به فضا شروع شد

یکی از شرکت هایی که در زمینه سرویس دهی به بقایای اجساد سوخته فعالیت می کند، راه جدیدی پیش روی شما قرار داده تا بتوانید تکه کوچکی از وجود خود یا عزیزانتان را به فضا بفرستید. یک امتیاز بزرگ در این طرح وجود دارد: برای شرکت در آن لازم نیست مرده باشید!

گویا آی تی – شرکت Celestis که در ایالت هوستون قرار دارد، در روز جمعه، ۲۱ آوریل، از سرویس جدید خود، یعنی ارسال نمونه DNA افراد را به فضا، رونمایی کرد.
بنیانگذار این شرکت، چارلز چافر، اعلام کرده برای افرادی که نمی خواهند برای شرکت در یک پرواز فضایی در مراسم یادبود خود سوزانده شوند، ما سرویس به پرواز درآوردن مواد ژنتیکی بدن آنها را پیشنهاد می کنیم.

یکی دیگر از گزینه های این سرویس، به پرواز درآوردن DNA شخص فوت شده، به همراه DNA خانواده و دوستان اوست. این افراد می توانند زنده یا مرده باشند.
این سرویس، یک تجربه ملموس و نمادین از پرواز فضایی برای افراد زنده، و راهی برای قرار دادن طولانی مدت DNA انسان در خارج از زمین است. محدوده هزینه این سرویس، از ۱٫۲۹۵ دلار تا ۱۲٫۵۰۰ دلار بوده و بسته به اینکه DNA به کجا ارسال شود، متغیر است. در حال حاضر، وبسایت این شرکت چهار گزینه را پیش روی مشتریان قرار داده است: یک پرواز زیرمداری و بازگشت به زمین؛ پرواز تا مدار زمین، و در نهایت سوزاندن نمونه در طی بازگشت مجدد به اتمسفر؛ پرواز تا ماه (تا سطح ماه یا مدار ماه)؛ و سفر یک طرفه به جایی فراتر از ماه
سخنگوی شرکت Celestis، پازیا اسکانفلد، می گوید: “ما تقریبا یک گرم از نمونه را به فضا می فرستیم. این مقدار، برای در برگرفتن کل ژنوم فرد کافی است”.
DNA، به یک پودر تبدیل شده و در یک کپسول ریخته می شود. این کپسول، شبیه یک باتری ساعت بزرگ است.
شرکت Celestis، از سال ۱۹۹۷ کپسول های کوچک حاوی بقایای اجساد سوزانده شده را به فضا ارسال می کند. تا کنون، این شرکت بیش از ۱۲۰۰ کپسول را در طی ۱۴ ماموریت فضایی به فضا ارسال کرده و بیش از ۲۰۰ کپسول در حال حاضر آماده پرواز هستند.

تا به این لحظه، پنج نفر برای سرویس پرواز DNA ثبت نام کرده اند که سارا گرین، ۳۸ ساله از منطقه وینستون – سالم ایالت کارولینای شمالی یکی از آنهاست. گرین قصد دارد مقداری از DNA پدر مرحومش را به همراه مقداری از DNA خودش به فضا بفرستد.
گرین در مصاحبه با space.com گفت: “فرصت بسیار خوبی برای تجربه نمادین یک سفر فضایی پیش آمده. در این سفر کنار او هستم و به او افتخار می کنم”.
“پدرم طرفدار داستانهای علمی تخیلی بود؛ خصوصا “Doctor Who” بود. او نگاه خاصی به زندگی داشت. همیشه می گفت پول و چیزهای دیگر می آیند و می روند، اما زمان ارزشمندترین دارایی ماست”.

او اضافه کرد: ” فرستادن مواد ژنتیکی به فضا، برای گسترش اثر انسانیت، واقعا ایده جالبی است”.
اولین پرواز نمونه های DNA شرکت Celestis قرار است در ماه سپتامبر انجام گیرد. در این ماموریت، یک راکت زیرمداری از پایگاه فضایی آمریکا در نیومکزیکو به فضا پرتاب می شود.
این شرکت با همکاری آزمایشگاههای CG اونتاریو، نمونه های DNA را به پودرهای سیلیکاتی تبدیل می کند تا آماده پرواز شوند.
چافر گفت: “در طول تاریخ جهان، مولکول های DNA همواره در فضا وجود داشته اند، و شاید همین مولکول ها بذر حیات را در جهان کاشته اند”.
“انسان ها با ارسال DNA از طریق ایستگاه فضایی بین المللی؛ با آزمایش توانایی DNA در مقاومت در برابر فشار ناشی از بازگشت به جو زمین روی سطح خارجی یک موشک؛ و با انتقال کد DNA انسان به ستاره های دور به عنوان بخشی از انتقال های رادیویی بین ستاره ای، به این روند کمک می کنند. و ما بسیار خوشحالیم که فرصتی فراهم شده تا همه بتوانند در این امر به ما ملحق شوند… ماموریت های ما هدفمند هستند”.

HTC؛ بنیان‌گذار اولین ماهواره‌ی واقعیت مجازی

شرکت HTC اعلام کرد که اولین سری از برندگان برنامه‌ی VR for Impact را علام کرد؛ در این پروژه به توسعه‌دهندگان فناوری‌های مرتبط با واقعیت مجازی که از برنامه‌ی اهداف توسعه‌ی پایدار سازمان ملل حمایت کنند، ۱۰ میلیون دلار اعطا خواهد شد.
گویا آی تی – شرکت HTC اعلام کرد که اولین سری از برندگان برنامه‌ی VR for Impact را علام کرد؛ در این پروژه به توسعه‌دهندگان فناوری‌های مرتبط با واقعیت مجازی که از برنامه‌ی اهداف توسعه‌ی پایدار سازمان ملل حمایت کنند، ۱۰ میلیون دلار اعطا خواهد شد.
اولین دریافت کنندگان این پاداش عبارتند از:
• شرکت SpaceVR به خاطر امکان پذیر کردن مشاهده فضای کهکشان‌ها با استفاده از شبیه‌ ساز ماهواره‌ای
• فناوری Tree که یک تجربه‌ی لمسی محور برای برجسته‌ کردن و نشان دادن واقعیت‌های قطع درختان جنگلی است.
• The Extraordinary Honey Bee: فیلمی که نشان دهنده‌ی خطرات کاهش زنبورهای عسل و راهکارهای احتمالی برای حل این مشکل است.
سازندگان SpaceVR اولین ماهواره‌ی واقعیت مجازی را اواخر سال جاری در شاتل Space X راه‌اندازی خواهند کرد. این ماهواره به محض قرار گرفتن در مدار شروع به استریم فیلم‌هایی خواهد کرد که به صورت ویدئوهای واقعیت مجازی محض یا در قالب نمایش ۳۶۰ درجه می‌توان به مشاهده‌ی آنها پرداخت. به این ترتیب SpaceVR ارائه‌ دهنده‌ی تجربه‌ی غیرممکن حضور شخصی در فضا از روی زمین خواهد بود.

Tree یک تجربه‌ی لمسی پیشرفته است که با استفاده از آن می‌توان به کاوشگری در طبیعت پرداخت و سرنوشت درخت‌های جنگل‌های بارانی را مو به مو دنبال کرد؛ ضمنا الگوی گسترده‌ی قطع درختان جنگلی و تاثیر مخرب آن روی محیط هم در این تجربه با جزئیات کامل توضیح داده می‌شوند. Tree یکی از کاندیداهای رسمی جشنواره‌ی فیلم Sundance و همچنین جشنواره‌ی Tribeca Film نیز هست.

از سوی دیگر در The Extraordinary Honey Bee مخاطبان از کاهش روزافزون آمار جمعیت زنبورهای عسل آگاه می‌شوند. در این فیلم واقعیت مجازی تلاش‌های کلونی‌های زنبورهای عسل برای بقا نشان داده شده و همچنین راهکارهایی برای کمک به آنها بررسی می‌شوند.
دسترسی به این پروژه‌ها (و سایر موارد مشابه که VR for Impact از آنها حمایت مالی خواهد کرد) از طریق فروشگاه Viveport شرکت HTC میسر خواهد بود. سه پروژه‌ی مذکور اولین گزینه‌هایی هستند که حمایت مالی HTC را دریافت خواهند کرد. منابع مالی این پروژه‌ها که انجام آنها چندین سال زمان خواهد برد به صورت مرحله به مرحله در اختیار آنها قرار خواهد گرفت. HTC تا اواخر سال جاری همچنان به معرفی سایر برندگان پروژه ادامه خواهد داد.
برای مشاهده بخش‌هایی از فیلم The Extraordinary Honey Bee اینجا کلیک کنید.

در سال ۲۰۴۰، اکتشافات فضایی به چه شکل خواهند بود؟

سی و سومین سمپوزیوم سالانه فضا، به تازگی در کلرادو برگزار شد و نمایندگان وبسایت New Atlas نیز در آن حضور یافتند تا در حاشیه این رویداد، به گفتگو به صاحب نظران بپردازند. در میان مدل های مختلف موشک ها، موتورهای جت و ماهواره ها، یک گوشه دنج پیدا کردیم تا با اسکات فوز، معاون مرکز فناوری های پیشرفته لاکهید مارتین، به گفتگو بنشینیم. در راستای مجموعه مصاحبه هایی که با عنوان “یک سوال بزرگ” انجام داده ایم، تصمیم گرفتیم نظر فوز را در مورد وضعیت ستارگان در آینده بدانیم؛ به همین دلیل از او پرسیدیم: در سال ۲۰۴۰، اکتشافات فضایی به چه شکل خواهند بود؟

گویا آی تی – او بسیار غنی از اطلاعات بود و همین باعث شد فرمت همیشگی مصاحبه های خود را کنار بگذاریم و فقط یک سوال از او بپرسیم. فکرش را هم نمی کردیم این طور شود! در ادامه، نسخه ویرایش شده مصاحبه ما را می خوانید.

یکی از چیزهایی که ما در حال حاضر انجام می دهیم، آغاز همکاری با طرح هایی است که توسط رئیس سابق مرکز تحقیقات ایمز (Ames) ناسا، پیت ووردن، هدایت می شد. آنها پروژه هایی با افق طولانی مدت را انجام می دهند. یکی از آنها Starshot نام دارد. ایده اصلی این پروژه آن است که به نزدیکترین ستاره، یعنی آلفا قنطورس (Alpha Centauri)، دسترسی پیدا کنند.
برای تحقق این هدف، در حال ساخت یک فضاپیمای تک تراشه (single chip) هستند که به یک بادبان نوری متصل می شود. در واقع یک ماهواره در مداری قرار می گیرد و در آن مدار، یکی از این بادبان های نوری منفجر می شوند. در این مرحله یک لیزر روشن می شود، به مدت دو دقیقه نور ساطع می کند و فضاپیما تا سرعتی به اندازه ۰٫۸ سرعت نور شتاب می گیرد. از آن به بعد، به تنهایی به حرکت خود ادامه می دهد. تعداد بسیار زیادی فناوری های بسیار جالب و فوق العاده در مورد نحوه ساخت آن فضاپیمای تک تراشه وجود دارد، و خود بادبان نوری یکی از جالب ترین هاست. در واقع بادبان نوری، چیزی بیش از یک بادبان صرف است، می تواند یک حسگر تصویربردار باشد، می تواند یک دستگاه مخابراتی باشد. بنابراین، یک مفهوم بسیار دور و بلندپروازانه را به ذهن تداعی می کند. در صحبت با بچه ها، متوجه شدیم که آنها فکر می کنند این نسخه از فضاپیماها ۲۰ تا ۳۰ سال دیگر تولید خواهند شد. اما من فکر می کنم تا سال ۲۰۴۰ بتوانیم شاهد ساخت چنین فضاپیمایی باشیم. اکتشافات فضایی در سال 2040

کمی نزدیکتر به خانه، شما می بینید که چه اتفاقی در زندگی روزمره شما می افتد، و بسیار جالب است که چطور کامپیوترهای سنتی، در حال ناپدید شدن هستند و در حال تبدیل شدن به یک دستگاه تعبیه شده در بدن ما هستند. همه چیز یک کامپیوتر است، پس مواقعی که ما با یک کامپیوتر در جلوی خود می نشینیم، در حال کاهش هستند. آنها همیشه ما را احاطه می کنند. بنابراین، به شیوه کاملا مشابهی امروز می توانید فکر کنید که فردا ماهواره های سنتی به چه شکل خواهند بود. همین حالا، یک ساختار کلی می سازیم تا شما همه جعبه هایی که دارید را درون آن قرار دهید، اما خود ما به نقطه ای فکر می کنیم که همه آن جعبه ها در خود ساختار تعبیه شوند.
چند سال پیش، یک پروژه مفهومی به نام PrintSat اجرا شد که در آن، یک خوشه رباتیک از ابزارهای افزودنی ساختیم که چاپ ماهواره ای را نشان می داد. در این پروژه، قطعات الکترونیکی و چیزهای دیگر را درست در خود ساختار مذکور تعبیه کردند. این مفهوم از سالها پیش مطرح شد، اما در حال حاضر با چالش های متعددی مواجه است. زیرا هنوز ابزارهای مهندسی سیستم که به ما امکان دهد این کار را با اطمینان انجام دهیم، ساخته نشده اند. اما شک ندارم که تا سال ۲۰۴۰، این ابزارها ساخته خواهند شد.

فضاپیمای چاپگر چه فوایدی دارد؟
این فضاپیماها به شکل قابل توجهی سبک تر هستند. علاوه بر آن، هزینه تولید این فضاپیما بسیار کمتر از نمونه های دیگر است. امروزه، دو تا سه سال طول می کشد تا یک ماهواره نسبتا توانمند بسازیم. اما در آینده نزدیک شاید بتوانیم در مدت دو هفته یا یک ماه یک ماهواره چاپ کنیم. این کاهش زمان نیز یک مزیت بسیار مهم به شمار می رود، زیرا دیگر به نیروی انسانی برای مونتاژ قطعات مختلف ماهواره نیاز نیست. هر گاه به انجام کارهای یدی توسط انسان نیاز پیدا می شود، احتمال اشتباه هم وجود دارد.

این حسگرها چه شکلی هستند؟
یکی از چیزهایی که در آزمایشگاه خود روی آن کار کردیم، مفهومی است که آن را SPIDER (آشکارساز تصویربرداری مسطح چند قسمتی، برای شناسایی الکترواپتیکی) می نامیم. ما در حال ساخت سیستم های اپتیکی و حسگرهای اپتیکی هستیم تا از آنها در ساخت ماهواره استفاده کنیم. به همین منظور، باید چند نوع لنز یا آینه برای تشکیل تصاویر مختلف داشته باشیم. کیفیت تصویر، مستقیما با کیفیت آینه در ارتباط است. البته من نمی خواهم از یک لنز استفاده کنم،بلکه می خواهم یک حسگر اپتیکی کاملا مسطح بسازم. به همین دلیل، برای پردازش کامل تصاویر شکل گرفته، قصد داریم از قطعات فوتونیکی یکپارچه ای استفاده کنیم که پشت آن تصویر نشسته باشند. در واقع نمونه اولیه یکی از این دستگاه ها را با بودجه اعطایی DARPA ساخته ایم، اما هنوز برای تولید رسمی آن خیلی زود است. صادقانه بگویم، معتقدم تا سال ۲۰۴۰ این اتفاق خواهد افتاد.
حالا برگردیم به این مفهوم که کل ساختار این فضاپیما، چاپ می شود. و شما اساسا با یک یک حسگر که با همه محاسباتی که در پس آن وجود دارد مواجه هستید. ما در شرکت لاکهید، روی سایت های مختلف زمین کار می کنیم، اما به فیزیک منظومه ها نیز نظر داریم و در آنجا به خورشید توجه داریم. این حسگر نوری، یک ابزار کامل و حرفه ای برای انجام این کار خواهد بود. با امکان چرخش ۳۶۰ درجه ای، می توانید بر تمام فضای اطراف اشراف داشته باشید و اطمینان یابید که ماهواره ها یا چیزهای دیگری اطراف شما نیست و نوعی موضع دفاعی را برای خود متصور شوید.

این واقعا جالب است، زیرا از برخی اصول مشابه دستگاههای اولیه ای که در ستاره شناسی رادیویی به کار می رفتند، استفاده می کند. در ستاره شناسی رادیویی، چند تلسکوپ رادیویی داشتیم و تصاویر با ترکیب سیگنالهای حاصل از این تلسکوپ ها شکل می گرفتند. این همان کاری است که در تصویربرداری به روش تداخل سنجی انجام می گیرد. به همین دلیل، از اصول آزمون و خطا برای تشکیل تصاویر استفاده می کند، اما این بار در مقیاس بسیار جالبی این کار انجام می گیرد.
لیزرهای تبادلی
یکی از چیزهای دیگری که انتظار دارم با هزینه بسیار کمی ساخته شود، لیزرهای بسیار قدرتمند هستند. به نظر من در آینده با تعداد بیشتری از آنها سر و کار خواهیم داشت. این لیزرها نه تنها به ماهواره ها امکان می دهند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، بلکه مهم تر از آن، احتمالا به ما امکان می دهند به مکان های بسیار دقیقی از فضای میان ماهواره ها برویم. در زمینه حسگرهای اپتیکی، این لیزرها به ما اجازه می دهند با داشتن چند تلسکوپ، بتوانیم دستگاههای بسیار بزرگتری بسازیم و در نتیجه تصاویری با وضوح بالا تهیه کنیم.
همین امروز، اگر من تعدادی ماهواره با دهانه یک متری داشته باشم، احتمالا می توانم تصویری بسازم، که با داشتن یک تلسکوپ با دهانه ۱۰۰ متری به دست می آید. اما برای انجام این کار، باید موقعیت های نسبی را به شکلی بسیار دقیق تعیین کنید. این مسئله هم موضوع دیگری است که کار روی آن را به تازگی شروع کرده ایم.

تماسهای خدماتی ماهواره ها
یکی دیگر از اتفاقاتی که به نظر من تا سال ۲۰۴۰ رخ می دهد، و نمونه های اولیه آن امروزه نیز قابل مشاهده هستند، خدمات ماهواره می باشند. در طی چند سال اخیر، شرکت لاکهید تلاش کرده دستگاههای را به فضا بفرستد و با استفاده از آنها ماهواره ها مجددا سوخت گیری کنند. اما به نظر ما فناوری رباتیک می تواند تا جایی پیشرفت کند که سیستم هایی برای خدمات دهی و تعمیر ماهواره ها نیز ساخته شوند.
موضوع دیگری که در موردش صحبت کردیم، آغاز ساخت ماهواره هایی در خارج از جو زمین است. به این ترتیب، خدمات رباتیکی به معنای واقعی کلمه در همان جا انجام می گیرد و صفحات مختلف جایگزین می شوند. این بدان معناست که می توانیم یک ماهواره را به پرواز درآوریم و سه یا چهار سال بعد، از لحاظ محاسباتی و قدرت ذخیره سازی، آن را ارتقا دهیم.
در این قسمت از مصاحبه، ریک امبروس، معاون اجرایی شرکت لاکهید، در مورد ماهواره ای که با نرم افزار تعریف شده، صحبت کرد. امروزه این ماهواره ها را می توانید روی هواپیماهای جنگنده ببینید. تقریبا ۸۰ درصد از قابلیت های هواپیمای F-35 با نرم افزارهای مختلف به وجود آمده اند. پس این هواپیما را می توان یک جنگنده تعریف شده با نرم افزار دانست. درست است؟ همین امکان را می توان در ماهواره ها نیز به وجود آورد.
در خودروهای تسلا نیز این فناوری را می بینید. با ارتقای نرم افزارهای تسلا، به طور ناگهانی ده ها قابلیت جدید به خودروی شما اضافه می شود. بنابراین، نرم افزارها بخش مهمی از فناوری های آینده را تشکیل می دهند. دیدن این فناوری ها در فضا، بسیار جالب خواهد بود. باید منتظر بود و دید که آیا بهتر است ماهواره ها را در همان جای خودشان تعمیر کنیم، یا یک ماهواره جدید به جای آنها به فضا بفرستیم.

انسان و ماشین
عرصه بزرگی که کمی بیشتر از عرصه های دیگر توجه مرا به خودش جلب کرده، همکاری و همراهی انسان و ماشین است. چگونه می توانیم به قابلیت های مختلف ماشین ها،مانند هوش مصنوعی، تحلیل داده های بزرگ، یادگیری عمیق و سایر فناوری های مربوطه دست پیدا کنیم و آنها را در کنار انسان ها قرار دهیم، تا مجموعه انسان و ماشین، قدرتمندتر شود؟
یکی از همکاران ما به نام بیل کیس بیر، در حال تشکیل تیمی با عنوان “تقویت عملکرد انسان” است. او و تیمش روی تشخیص وضعیت انسان توسط ماشین و انجام کارهایی بر اساس این تشخیص حالت، کار می کنند. در واقع انجام این کارها، در جهت تقویت عملکرد مجموعه انسان و ماشین صورت می گیرد. بیل، یک عصب شناس است و تلاش می کند نحوه تفکر انسان ها را تشخیص دهد و در نهایت تحقیقات خود را در جهتی هدایت کند که عملکرد انسان را به اوج خود برساند.
یکی از دوستان خوب من، مدیر برنامه شرکت DARPA است. او یک زمانی مدیر پروژه Siri بود و بعد از آن بار دیگر به DARPA برگشت. او در حال حاضر روی پروژه ای در مورد هوش مصنوعی تبیین پذیر کار می کند.

وقتی در مورد نحوه همکاری ما فکر می کنید، سوالاتی در مورد آن می پرسید و من به شما پاسخ می دهم؛ اما بعد از آن توضیحات بیشتری ارائه می کنم. اگر تنها چیزی که به شما ارائه کنم، همان پاسخ اولیه باشد، دیگر نمی توانیم اعتماد متقابل را میان خود افزایش دهیم. ما باید بدانیم شما در مورد جهان چگونه فکر می کنید. به همین دلیل او تلاش می کند به این دانش دست یابد. او و همکارانش در حال کار روی یک برنامه کاملا جدید در مورد هوش مصنوعی تبیین پذیر هستند. به نظر من این پروژه ، بخش مهمی از دانش مذکور را تشکیل می دهد.
یکی از چیزهایی که برای من بسیار جالب است، پیشرفت قدرت محاسباتی و نوع فناوری های نرم افزاری می باشد. این فناوری ها تا جایی پیش رفته اند که می توانیم این نوع کارها و تحقیقات را انجام دهیم. من سی سال پیش در یک شرکت کوچک فعال در زمینه هوش مصنوعی کار می کردند و همان موقع هم در مورد اینگونه کارها صحبت می کردیم، اما این توان محاسباتی بالای امروز، آن موقع وجود نداشت. وقتی در مورد شکل و شمایل مغز انسان فکر می کنید، و به قدرت محاسباتی که امروزه بشر به دست آورده نگاه می کنید، می بینید که ما به اهداف خود بسیار نزدیک شده ایم.

من مطمئنم که تا سال ۲۰۴۰، نقش این پروژه ها و دانش ها در فناوری های فضایی بسیار پررنگ تر خواهد شد. همین امروز هم شاهد نقش مهم آنها در فضای نظامی هستیم.