۵ آزمایش علمی غیراخلاقی که روی انسان‌ها انجام شده‌اند

5 آزمایش علمی غیراخلاقی که روی انسان‌ها انجام شده‌اند

به همان اندازه که علم نیاز به حمایت ما دارد، ما نیز ملزم به نقد تحقیقاتی هستیم که انجام می‌شوند. در طول تاریخ علمی، جستجوی لجام گسیخته پیشرفت‌های علمی در موارد بسیاری منتهی به زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی شده است که اغلب آن‌ها به ضرر آدمی بوده‌اند. درحالی‌که آئین‌نامه اخلاق پزشکی نورنبرگ پس از علنی شدن آزمایش‌های انسانی نازی‌ها ایجاد شد و به موجب آن رضایت از سوژه‌های انسانی به امری ضروری تبدیل شد؛ اما محققان آمریکایی همواره به این آئین‌نامه اخلاقی احترام نگذاشته‌اند. چنانچه این پنج آزمایش علمی کاملا غیراخلاقی چنین چیزی را به خوبی به اثبات می‌رسانند.

آزمایش سفلیس در گواتمالا

سال ۲۰۱۰ بود که رسانه‌ها گزارش‌هایی منتشر کردند که نشان می‌داد، دانشمندان آمریکایی به عمد از زندانیان، بیماران روانی و یتیمان کشور گواتمالا برای انجام آزمایش‌های اثربخشی داروهای سوزاک و سفلیس بین سال‌های ۱۹۴۶ تا سال ۱۹۴۸استفاده کرده‌اند. این آزمایش‌ها بدون اطلاع و یا رضایت این افراد انجام شده بود، در واقع این افراد با آلوده شدن مجبور به مشارکت در این تحقیقات شده بودند.

هدف این آزمایش‌ها، بررسی اثربخشی پنی‌سیلین بود. در بخشی از این تحقیقات، به روسپی‌های مبتلا به سفلیس، پولی پرداخت می‌شد تا با سوژه‌های مرد آمیزش داشته باشند. اما اگر در بدن این افراد، عفونت پدید نمی‌آمد، میکروب‌های بیماری به صورت، بازو و یا آلت تناسلی این افراد پاشیده می‌شد. سپس به مردانی که مبتلا به این بیماری می‌شدند، آنتی‌بیوتیک داده می‌شد.

با این حال به گفته، سوزان ریوربی، محققی از کالج ولسلی در ماساچوست که تحقیقات او موجب افشای این تحقیقات شد، اینکه این مردان به وسیله این آنتی‌بیوتیک‌ها درمان شده باشند، هنوز روشن نیست. تصور می‌شود، درمجموع ۱۵۰۰ نفر گواتمالایی در جریان این تحقیقات مورد آزمایش قرار گرفته باشند.

هنریتا لاکس

دهه‌ها است که سلول‌های هنریتا لاکس از مرگ او چیزی نمی‌دانند. سلول‌های هنریتا که اکنون به «سلول‌های هلا» مشهور هستند. در سال ۱۹۵۱ بدون رضایت او از تومور سرطانی از دهانه رحم او برداشته شدند. هنریتا برای درمان بیماری خود در بیمارستان جان هاپکینز بستری شده بود.

سرانجام هنریتا در اثر سرطان درگذشت، اما سلول‌های او بعدازاینکه توسط دکتر جورج اوتو جداسازی شدند، زنده ماندند. به این ترتیب، سلول‌های هنریتا به نخستین سلول‌هایی تبدیل شدند که به زندگی خارج از بدن انسان ادامه می‌دهند. از آن زمان، سلول‌های او صدها بار تکثیر شده‌اند و به بخشی جدایی‌ناپذیر از تحقیقات پزشکی بدل شده‌اند. به عنوان مثال، بدون سلول‌های هلا، هیچ واکسن فلج اطفالی هم وجود نداشت.

سلول‌های هنریتا به نخستین سلول‌هایی تبدیل شدند که به زندگی خارج از بدن انسان ادامه می‌دهند. از آن زمان، سلول‌های او صدها بار تکثیر شده‌اند و به بخشی جدایی‌ناپذیر از تحقیقات پزشکی بدل شده‌اند
سلول‌های هنریتا به نخستین سلول‌هایی تبدیل شدند که به زندگی خارج از بدن انسان ادامه می‌دهند. از آن زمان، سلول‌های او صدها بار تکثیر شده‌اند و به بخشی جدایی‌ناپذیر از تحقیقات پزشکی بدل شده‌اند

داستان هنریتا با وجود کتاب مشهور و همچنین فیلم تلویزیونی که هر دو با عنوان «زندگی جاویدان هنریتا لاکس» نام داشتند، توجه‌های بسیاری را برانگیخت. همچنین، با اطلاع خانواده او از جریان آزمایش‌ها، دعوی‌های حقوقی علیه شرکت‌های دارویی که از سلول‌های او برای ساخت دارو استفاده کرده‌اند، به پا شد. احتمالا فرزندان هنریتا احتمالا هرگز سود حاصل از فروش سلول‌های او را دریافت نکرده‌اند. اما گفته می‌شود، لوله حاصل از سلول‌های او، معمولا به قیمت ۲۶۰ دلار به این شرکت‌های دارویی فروخته می‌شود.

در سال ۲۰۱۳،  موسسه ملی بهداشت آمریکا (NIH)، اعلام کرد، دانشمندان برای استفاده از داده‌های ژنوم هنریتا، باید از خانواده هنریتا اجازه بگیرند. نویسنده زندگی‌نامه او، ربه‌کا اسکُلت بنیادی به نام هنریتا لاکس تأسیس کرده که کمک‌های مالی را برای افراد و خانواده‌هایی که”سهم مهمی در تحقیقات علمی داشته‌اند و هیچ سودی از مشارکت‌های خود نبرده‌اند.” فراهم می‌کند.

مطالعات سفلیس در تاسکیگی

مطالعه تاسکیگی (شهری در آمریکا) برای اندازه‌گیری میزان پیشروی سفلیس درمان نشده در مردان سیاه‌پوست (آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار) در سال ۱۹۳۲ آغاز شد. این مطالعه با همکاری خدمات بهداشت عمومی ایالات‌متحده و موسسه تاسکیگی انجام گرفت. این برنامه قرار بود به مدت شش ماه انجام شود و در مجموع در آن ۳۹۹ مرد سیاه پوست مبتلا به سفلیس و ۲۰۱ فرد غیر مبتلا شرکت داشته باشند.

اما در عوض، این تحقیقات به مدت ۴۰ سال به طول انجامید و مردانی که در این آزمایش‌ها موردمطالعه قرار می‌گرفتند، هیچ‌گاه درمانی برای سفلیس دریافت نکردند. این مردان که هرگز رضایت آگاهانه خود را برای شرکت در این تحقیقات اعلام نکرده بودند، هیچ‌گاه هدف واقعی مطالعات را افشا نکردند و به‌جای آن می‌گفتند، به خاطر خون بد مورد درمان قرارگرفته‌اند. خون بد، اصطلاح غیرعلمی است که می‌تواند به بیماری‌های مختلفی اطلاق شود.

مطالعه تاسکیگی به مدت 40 سال به طول انجامید و مردانی که در این آزمایش‌ها مورد مطالعه قرار می‌گرفتند، هیچ‌گاه درمانی برای سفلیس دریافت نکردند. این مردان که هرگز رضایت آگاهانه خود را برای شرکت در این تحقیقات اعلام نکرده بودند، هیچ‌گاه هدف واقعی مطالعات را افشا نکردند
مطالعه تاسکیگی به مدت ۴۰ سال به طول انجامید و مردانی که در این آزمایش‌ها مورد مطالعه قرار می‌گرفتند، هیچ‌گاه درمانی برای سفلیس دریافت نکردند. این مردان که هرگز رضایت آگاهانه خود را برای شرکت در این تحقیقات اعلام نکرده بودند، هیچ‌گاه هدف واقعی مطالعات را افشا نکردند

در سال ۱۹۴۷، پنی‌سیلین به‌عنوان درمانی مؤثر برای سفلیس مورد استفاده قرار گرفت، اما این دارو هیچ‌گاه به مردان آلوده شرکت کننده در این مطالعه داده نشد. در عوض به این افراد معاینات پزشکی و غذای رایگان و همچنین هزینه کفن و دفن تعلق گرفت.

ژان هلر خبرنگار آسوشیتدپرس در سال ۱۹۷۲ این داستان را افشا کرد که سروصدای زیادی را به پا کرد. بسیاری از شرکت‌کنندگان در طول دوره مطالعه جان خود را از دست دادند و همسران و فرزندان آن‌ها بدون اینکه بدانند، آلوده‌ شده بودند. دعوای گروهی به نمایندگی از شرکت‌کنندگان در این مطالعه و خانواده‌های آن‌ها انجام گرفت و در سال ۱۹۷۴، خسارتی ۱۰ میلیون دلاری که شامل درمان‌های پزشکی برای بازماندگان و خانواده‌های آن‌ها، از سوی دولت ایالات‌متحده پرداخت شد.

آزمایش‌های پرتو تابی انسانی

در سال ۱۹۹۵، بیل کلینتون رئیس‌جمهور آمریکا به طور رسمی به نمایندگی از ایالات‌متحده برای انجام آزمایش‌های پرتو تابی روی انسان برای چندین دهه پس از جنگ دوم جهانی عذرخواهی کرد.  گزارش تحقیقی از آیلین ولسوم از نشریه آلبوکرک تریبون منجر به افشای این آزمایشات شد. در این تحقیقات مدارک بیش از ۴۰۰۰ آزمایش فاش شد که از دهه ۱۹۴۰ شروع شده بودند و توسط نهادهای مختلف دولتی از جمله وزارت دفاع (پنتاگون) و ناسا نگهداری می‌شد.

دکتر روث فادن از مؤسسه اخلاق زیستی جان هاپکینز برمن ریاست کمیته تحقیقی این آزمایش‌ها را بر عهده داشت و نقض حقوق بشر را در سال ۱۹۹۵ در تلویزیون اعلام کرد، او در این بیانیه تلویزیونی گفت:”ما دریافته‌ایم که اشتباهات رخ داده است. در هردوی آزمایش‌های مربوط به تابش و همچنین انتشار عمدی تشعشعات در محیط‌زیست… بیماران و یا سوژه‌های آزمایش بدون اطلاع یا رضایت خود مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اطلاعات به دلیل تشویش اذهان عمومی منتشر نشده‌اند و سری نگه داشته شده‌اند تا دولت آمریکا را در مقابل شرمساری و مسئولیت‌های قانونی چنین اقدامتی مصون دارند.”

در این آزمایش‌های، دانشمندان سوژه‌های انسانی را در معرض اورانیوم، پلوتونیوم، آمریکیوم و دیگر مواد رادیواکتیو قرار می‌دادند تا تأثیر آن روی بدن انسان را مورد مطالعه قرار دهند. این آزمایش‌ها با این استدلال توجیه می‌شد که در جهت منافع ملی بوده‌اند تا میزان مقاومت بدن در برابر تشعشعات رادیواکتیو را مشخص کنند، چرا که در آن زمان، یعنی دوران جنگ سرد، تهدیداتی هسته‌ای اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت.

بیش از 30 دانشگاه و مؤسسات دیگر در پروژه ام‌کی‌اولترا شرکت داشتند. این آزمایش‌ها شامل انجام آزمایش‌های پنهانی مواد مخدر روی شهروندان مختلف از تمامی سطوح اجتماعی بالا و پایین، آمریکایی‌های بومی و خارجی بوده است
بیش از ۳۰ دانشگاه و مؤسسات دیگر در پروژه ام‌کی‌اولترا شرکت داشتند. این آزمایش‌ها شامل انجام آزمایش‌های پنهانی مواد مخدر روی شهروندان مختلف از تمامی سطوح اجتماعی بالا و پایین، آمریکایی‌های بومی و خارجی بوده است

اما این توجیهی برای نحوه انجام این آزمایش‌ها نبود، بسیاری از افرادی که در معرض تشعشات قرار گرفتند، بیماران مبتلا به سرطانی از اقشار فقیر و آفریقایی تبارها بودند که در معرض سطوح بالایی از تابش‌های رادیواکتیو قرار می‌گرفتند و در حالی که تصور می‌کردند، در حال درمان شدن هستند. در یکی از این سری آزمایش‌ها، به قربانیان یک سانحه رانندگی، پلوتونیوم تزریق شد.

پروژه ام‌کی‌اولترا

بین سال‌های ۱۹۵۳ و ۱۹۶۴، سازمان سیا بیش از ۱۳۰ آزمایش کنترل ذهن را روی شرکت‌کنندگانی بی‌اطلاع انجام داد. بسیاری از شرکت‌کنندگان در آزمایش‌ها بر اثر این آزمایشات به لحاظ احساسی فلج شدند. ماجرای این آزمایش تا یک دهه بعد اتمام، پنهان ماند. اما در سال ۱۹۷۷،  تحقیقات کمیته چرچ و انجمن راکفلر این آزمایش‌های شوم را افشا کردند.

سناتور دموکرات دانیل اینوی در جریان جلسه‌ای که این اطلاعات در آن افشا شد، گفت: “معاون سازمان سیا تائید کرد، بیش از ۳۰ دانشگاه و مؤسسات دیگر در این پروژه شرکت داشته‌اند.این آزمایش‌ها شامل انجام آزمایش‌های پنهانی مواد مخدر روی شهروندان مختلف از تمامی سطوح اجتماعی بالا و پایین، آمریکایی‌های بومی و خارجی بوده است. تعدادی از این آزمایش‌ها شامل دادن LSD به افراد بی‌اطلاع بوده است. این آژانس اطلاعاتی خود اذعان کرده که پروژه نتایجی علمی در بر داشته است.”

برخی از این افراد معتادان به هروئین بوده‌اند که به آن‌ها گفته ‌شده، اگر در آزمایش‌های LSD شرکت کنند، به آن‌ها پاداش یعنی هروئین بیشتر داده می‌شود. اما چیزی که این افراد نمی‌دانستند، این بود که آن‌ها بخشی از تحقیقات با حمایت‌های دولت بوده‌اند که هدف آن نحوه بازجویی از طریق کنترل ذهنی بود. متأسفانه شاید هیچ وقت از جزئیات این آزمایش‌ها اطلاع پیدا نکنیم، چراکه در سال ۱۹۷۳، رئیس سیا؛ ریچارد هلمز دستور از بین بردن تمامی مدارک این آزمایش‌ها را صادر کرد.

.

منبع: inverse

 

مطلب ۵ آزمایش علمی غیراخلاقی که روی انسان‌ها انجام شده‌اند برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

کشف باغ تدفین ۴۰۰۰ ساله در مصر

کشف باغ تدفین 4000ساله در مصر

باستان شناسان برای اولین بار موفق به کشف یک باغ تدفین ۴۰۰۰ ساله در مصر شدند. باستان شناسان می گویند، روحانیان باستانی بر این باور بودند که گیاهان به مردگان در زندگی پس از مرگ یاری می رسانند. باستان شناسان مدت هاست که در مورد وجود این باغ های باستانی گمانه زنی می می کنند، این باغ های تدفین در بسیاری از نقوش باستانی مصر به تصویر کشیده شده اند؛ اما تا به حال هیچکدام از این باغ ها پیدا نشده بودند.

نقوشی خارج از مقبره که باغ های مشبک در آن به تصویر کشیده شده اند، محققان می گویند، با وجود به تصویر کشیده شدن نقوشی در ورودی و همچنین دیوارهای مقبره ها از احتمال وجود باغ های تدفین خبر داشته اند، در این نقوش نحوه تدفین مردگان به تصویر کشیده شده بود
نقوشی خارج از مقبره که باغ های مشبک در آن به تصویر کشیده شده اند، محققان می گویند، با وجود به تصویر کشیده شدن نقوشی در ورودی و همچنین دیوارهای مقبره ها از احتمال وجود باغ های تدفین خبر داشته اند، در این نقوش نحوه تدفین مردگان به تصویر کشیده شده بود

دکتر خوزه مانوئل گالان محققی از شورای ملی تحقیقات اسپانیا در بیانیه ای، گفت: “ما با وجود به تصویر کشیده شدن نقوشی در ورودی و همچنین دیوارهای مقبره ها از احتمال وجود باغ های تدفین خبر داشتیم، در این نقوش نحوه تدفین مردگان به تصویر کشیده شده بود. این اولین باری است که یک باغ فیزیکی پیدا می شود و بنابراین، اولین باری است که باستان شناسی می تواند از روی تصویر نگاری ها وجود آنها را تایید کند.”

این باغ در تپه های درعا ابو ال ناگا در شهر اقصر (همان شهر باستانی تبس در مصر باستان) کشف شده، این کشف بخشی از پروژه Djehuty بود، پروژه حفاری ۱۶ ساله ای که از سوی شورای ملی تحقیقات اسپانیا انجام می شود. از مهمترین کشفیاتی که این گروه باستان شناسی انجام داده، می توان به کشف مقبره کوچکی در نزدیکی باغ اشاره کرد که قدمت آن به حدود ۳۸۰۰ سال قبل برمی گردد.

این حیاط مشبک ۲ در ۳ متری در ورودی گورستان کشف شده که متعلق به دودمان دوازدهم از پادشاهی میانه مصر است که قدمت آن به ۲۰۰۰ سال قبل از میلاد باز می گردد. محققان باور دارند، این شبکه ها برای کاشت انواع گیاهان، گل ها و درختان کوچک ساخته شده اند.

در فرهنگ مصر باستان، گیاهانی خاصی را با جنبه های مختلفی از زندگی مرتبط می دانسته اند. به عنوان مثال، نخل، چنار و درختان آواکادو معمولا با مرگ و زندگی پس از مرگ همراه بوده اند. کاهو هم با باروری و زندگی همراه بوده است، بسیاری از مردمان مصر باستان بر این باور بوده اند که این گیاه می توانسته مردگان را به زندگی بازگرداند.

محلی که باغ مشبک باستانی در آن کشف شده، در این تصویر دیجیتالی ظاهر احتمالی این باغ باستانی بازسازی شده است. در فرهنگ مصر باستان، گیاهانی خاصی را با جنبه های مختلفی از زندگی مرتبط می دانسته اند
محلی که باغ مشبک باستانی در آن کشف شده، در این تصویر دیجیتالی ظاهر احتمالی این باغ باستانی بازسازی شده است. در فرهنگ مصر باستان، گیاهانی خاصی را با جنبه های مختلفی از زندگی مرتبط می دانسته اند

گالان توضیح می دهد: “گیاهانی که در این باغ کاشته شده بودند، می توانسته معنایی نمادین داشته باشند و ممکن است، در انجام مراسم تدفین نقش مهمی ایفا می کرده اند. بنابراین، باغ می تواند، اطلاعاتی در مورد باورها و مراسم های مذهبی و همچنین فرهنگ و جامعه دوران دودمان دوازدهم در اختیار ما قرار دهد، یعنی دوره ای که تبس برای اولین بار تبدیل به پایتخت پادشاهی متحد مصر علیا و سفلی شد.”

گالان در ادامه گفت: “اکنون باید صبر کنیم و ببینیم می توانیم با آنالیزها بذر چه گیاهانی را در این باغ شناسایی کنیم. این کشفی فوق العاده و کاملا منحصر به فرد است که راه های متعددی تحقیقاتی را گشوده است.”

.

منبع: iflscience

مطلب کشف باغ تدفین ۴۰۰۰ ساله در مصر برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

جعل تاریخی “انسان پیلت داون” و درس های که به علم امروز آموخت!

درس هایی که علم امروز از جنجال انسان پیلت داون آموخت

در سال ۱۹۱۲ آرتور اسمیت وودوارد، دیرینه شناسی از موزه تاریخ طبیعی بریتانیا و چارلز داوسون، باستان شناسی آماتور، گزارش دادند، موفق به کشف یک گونه جدید انسان در پیلت داون، انگلستان شده اند. چیزی که به باور آنها، می تواند متعلق به یک میلیون سال قبل باشد. این گونه جدید اوانتروپوس دوسونی نامگذاری شد.

چارلز داوسون ادعا می کرد، یکی از مهمترین اکتشافات فسیلی را انجام داده است. اما در نهایت ثابت شد، انسان پیلت داون او جعلی بوده است. او این فسیل را از در کنار هم قرار دادن جمجمه انسان و فک اورانگوتان ساخته بود. داوسون این فسیل ها را به نحوی رنگ آمیزی کرده بود که با هم مطابقت داشته باشند و همچنین ظاهری قدیمی داشته باشند. داوسون در این کار موفق بود، این جعل اسرار آمیز، دنیای علم را فریب داد.

در دهه های بین کشف و روشن شدن جعلی بودن فسیل، مردم سراسر جهان انسان پیلت داون را حلقه مفقوده اتصال انسان و میمون می دانستند. مقالات روزنامه ها، نشریات علمی و موزه ها همه انسان پیلت داون را به عنوان یک کشف علمی بزرگ به حساب می آوردند که چشم اندازی از تکامل انسان را پیش روی ما قرار داده است.

مورخان، نویسندگان علمی و دیگران تا سال ها به بحث و جدل در مورد انسان پیلت داون پرداختند و سرانجام پرده دروغ فرو ریخت و آشکار شد، انسان پیلت دوان فریبی بیش نبوده است.

کنترل شدیدی برای مشاهده نزدیک فسیل های انسان پیلت داون وجود داشت. در این نقاشی هنری، آرتور کیت را با کت سفید و در سمت چپ او چارلز داوسون را مشاهده می کنید. هر چند به احتمال زیاد این جعل سازی توسط خود داوسون طرح ریزی شده بود، هنوز بر سر اینکه چه کسی این جعل را انجام داده بحث است
کنترل شدیدی برای مشاهده نزدیک فسیل های انسان پیلت داون وجود داشت. در این نقاشی هنری، آرتور کیت را با کت سفید و در سمت چپ او چارلز داوسون را مشاهده می کنید. هر چند به احتمال زیاد این جعل سازی توسط خود داوسون طرح ریزی شده بود، هنوز بر سر اینکه چه کسی این جعل را انجام داده بحث است

مسئله تنها جعل عمدی نبود، بلکه جریان ناقص اطلاعات در مورد جد فرضی انسان هم مطرح بود. اندکی پس از کشف، دسترسی به مواد اولیه در انگلستان ممنوع شد. علم خفه شده بود، چرا که محققان قادر به اثبات قابل اعتماد بودن ادعاهای دیگران نبودند.

همان مسائل امروز هم به وجود می آیند، جامعه تحقیقاتی امروز با چیزی دست و پنچه نرم می کند که به آن “بحران تکرارپذیری” می گویند. دانشمندان نیاز به دسترسی به شواهد و داده ها دارند تا نتایح تحقیقات را دوباره تکرار کنند. جنجال انسان پیلت داون به جنبش دانش آزاد امروز منتهی شد که خواستار شفافیت در هر مرحله از فرآیند علمی است.

کارشناسان بلافاصله کشف یک جمجمه بزرگ شبیه انسان با فکی شبیه انسان را موفقیتی بزرگ دانستند. آناتومیست متنفذی همچون آرتور کیت، از انسان پیلت داون به عنوان مدرکی معتبر نام برد. مطبوعات محبوب در هر دو سوی اقیانوس اطلس، این مدرک باستان شناسی ماقبل تاریخ را  “شکاری چشمگیر برای حلقه گم شده” توصیف کردند و انسان پیلت داون را به عنوان چارچوب ساده تکامل انسان پذیرفتند.

اما برخی دانشمندان هم بودند، از جمله مدیر موزه تاریخ طبیعی  بریتانیا، رجینالد اسمیت که از ابتدا نسبت به این کشف تردید داشتند. شک او به این جهت بود که این کشف بزرگ توسط یک باستان شناس نه چندان مشهور انجام گرفته بود.

موزه داران ایالات متحده بی صبرانه امیدوار بودند، اطلاعات بیشتری به دست آورند. اما درخواست های آنها توسط همتایان شان در بریتانیا که دسترسی به جمجمه و فک را کنترل می کردند، پذیرفته نشد. آنها استخوان ها را به مخزن امنی در موزه تاریخ طبیعی بریتانیا منتقل کرده بودند. و در این حال، شایعات همچنان در گردش بودند.

آلش هردلیچکا، مدیر موزه تاریخ طبیعی اسمیتسونیان، در گزارش سالانه خود از سفر به انگلستان نوشت:”متاسفانه … امکان ارزیابی شواهد کشف شده توسط خارجی ها وجود ندارد و بنابراین هیچ فرضیه ای نمی توان در این مورد مطرح کرد. این کشف، بدون شک یکی از جالب ترین کشفیات مربوط به انسان باستانی است، هر چند نمی توان، در این مورد قبل از تاریخ گذاری و به ویژه تعیین ویژگی های فیزیکی نتیجه گیری کرد. ”

موزه ها هنوز هم کپی از انسان پیلت داون را به نمایش می گذارند، البته نه به عنوان کشف علمی بزرگ، بلکه به عنوان یادآوری احتیاطی
موزه ها هنوز هم کپی از انسان پیلت داون را به نمایش می گذارند، البته نه به عنوان کشف علمی بزرگ، بلکه به عنوان یادآوری احتیاطی

در اوایل قرن ۲۰، ادعاهای تحریک آمیز در مورد اکتشافات معمولا از طرق نامه ها، شایعات و مقالات روزنامه ها منتشر می شد که نشان از کشف های بزرگ می داد. موزه های آمریکا هم با وجود کشف انسان پیلت داون، همزمان مجذوب و ناامید شده بودند. واقعی بودن برخی ادعاها به اثبات می رسید، اما در همین حال، جعلی بودن بسیاری مشخص می شد. با وجود اطلاعات محدود، اثبات ادعای دانشمندان خارجی بسیار دشوار بود.

اخبار مربوط به اکتشافات بزرگ، ممکن  بود، برنامه نمایش تکامل انسان و یا ماقبل تاریخ در موزه های نیویورک یا شیکاگو را تغییر دهد و عقیده دانشجویان در مورد تاریخ تکاملی انسان را متحول کند. در حالی که دانشمندان سعی می کردند، اسکلت ها را در بازدیدهای خود از موزه های اروپا مشاهده کنند و نسخه های برای مجموعه خود به دست بیاورند، موزه ها همچنان در یک عدم قطعیت به سر می بردند. حتی در میان شک و تردیدهای فراوان، نمایشگاه بزرگی که در سال ۱۹۱۵ در سن دیگو افتتاح شد، مجسمه ای از انسان پیلت داون را به نمایش گذاشت.

این عدم شفافیت نتیجه عدم وجود اطلاعات کافی و دقیق جامعه علمی بود. در نهایت چند دهه طول کشید، تا استخوان های پیلت داون به کلی از درجه اعتبار ساقط شود. این تقلب به احتمال زیاد توسط خود داوسون طرح ریزی شده بود، هر چند اینکه چه کسی این جعل را انجام داده هنوز هم مورد بحث است. حتی نام آرتور کانن دویل نویسنده رمان شرلوک هلمز، به عنوان یکی از مظنونین مطرح شده است.

چارلز داوسون (سمت چپ) و سر آرتور اسمیت وودوارد در حال حفاری در پیلت داون، انگلستان
چارلز داوسون (سمت چپ) و سر آرتور اسمیت وودوارد در حال حفاری در پیلت داون، انگلستان

انسان شناسی به نام شروود واشبورن در نامه خود نوشت: “به نظر من اگر آدم های بیشتری زودتر مدارک اصلی را دیده بودند، جعلی بودن آن مشخص می شد.”

سردرگمی به این دلیل به وجود آمده بود که محققان کمی امکان دسترسی به شواهد اصلی را داشتند. بخشی از چیزی که منجر به فاش شدن ماهیت انسان پیلت داون شد، اکتشافات جدید بود. این اکتشافات جدید محققان را از گذشته مطلع کرد و توجه آنها از اروپا به سوی آسیا و آفریقا جلب کرد.

در حالی که نمی توان با قطعیت در این مورد اظهار نظر کرد، اما کشف انسان پیلت داون، به احتمال زیاد روند پیشرفت های علمی برای جستحوی اجداد انسان را آهسته تر کرده بود. اما آنچه واضح است، این که ادعاهای ساختگی، دانش عموم را در مورد تکامل انسان آشفته کرده بود.

درس های انسان پیلت داون برای امروز

متقلب انسان پیلت دوان، عامدانه تکامل انسان را منحرف کرد. ادعاهای دروغین از طریق رسانه های خبری و نمایش های موزه موجی را به راه انداخت. بدون دسترسی به منابع قابل اعتماد، در این مورد استخوان های اصلی، داستان جعلی بودن انسان پیلت دوان، همچون آتش سوزی در طبیعت به آهستگی پخش شد.

داستان جنجالی پیلت داون، خطرات ناشی از نتیجه گیری بر اساس اطلاعات محدود و اطلاعات به تازگی کشف شده را به عموم و دانشمندان نشان می دهد. از برخی جوانب، این تهدیدی است که اکنون هم ما را با اخبار جعلی و گسترش اطلاعات نادرست در مورد علم و بسیاری از موضوعات دیگر تهدید می کند. بدون دسترسی به شواهد کافی، پی بردن به حقیقت یک گزارش خبری و یا نظریه علمی بسیار دشوار است.

غاری که انسان فلورسی در آن کشف شد. این بقایای استخوانی در غار لیانگ بوا در فلورس اندونزی کشف شدند. از زمان کشف بقایای این موجود، پژوهشگران درگیر جدالی سخت درباره هویت این موجودات ریز اندام بوده اند
غاری که انسان فلورسی در آن کشف شد. این بقایای استخوانی در غار لیانگ بوا در فلورس اندونزی کشف شدند. از زمان کشف بقایای این موجود، پژوهشگران درگیر جدالی سخت درباره هویت این موجودات ریز اندام بوده اند

مشخصا اطلاعات جدید امروز به لطف اینترنت و رسانه های اجتماعی با سرعتی بیشتر پخش می شود که پتانسیل اصلاحات جزئی ادعاهای گمراه کننده را دارند. با این حال دانشمندان و دیگران هنوز هم احتیاج دارند، به اطلاعات دقیق و قابل اعتمادی از منابع اصلی دسترسی داشته باشند. با وجود باقی ماندن انسان پیلت داون در یک مخزن امن در موزه، امکان گمانه زنی ها و یا اطلاعات نادرست ها به شدت زیاد بود.

چنین مورد امروز، لزومیت وجود یک مدل تحقیقاتی با دسترسی آزاد را به یک ضرورت تبدیل می کند. در زمان مناسب، مواد اصلی و یافته های اولیه باید در اختیار دیگر محققان قرار گیرد. دانشمندان همچنین تعادل را در انتشار به موقع تحقیقات جدید رعایت می کنند. گاهی انجام مطالعات جدید زمان بر است، اما منتشر نکردن مطالعات برای مدت زمان طولانی، مانع پیشرفت می شود.

موضوع کشف سال ۲۰۰۳ در اندونزی را به خاطر داشته باشید که در ابتدا به همان میزان کشف انسان پیلت داون شگفت انگیز بود.  یک اسکلت کامل که محققان گمان می کردند، جد کوچک انسان است که انسان فلورسی (با نام مستعار هابیت) نامیده می شود. رسانه ها در ابتدا در مورد اضافه شدن یک گونه جدید به درخت تکاملی ما هیجان زده عمل کردند. اما دیرینه شناسان از جنجال انسان پیلت داون درس بزرگی گرفته بودند.

دانشمندانی از چندین گروه تحقیقاتی که به دنبال یافته های مرتبط بودند، به صورتی منظم به ارزیابی  فسیل های اصلی پرداختند. به زودی جزئیات اضافی دیگری در نشریات علمی منتشر شدند و به جامعه علمی اجازه افزودن شواهد و درک بهتر یافته های جدید را دادند. تا به امروز، دندان های بیش از ۱۲ نفر از این گونه جدید کشف شده اند.

انسان فلورسی به احتمال زیاد یک کشف واقعا پیشگامانه است که خوشبختانه هر چقدر روش های شفاف تری به کار رود، موارد همچون ادعاهای داوسون در یک قرن قبل، راحت تر حل می شوند. اکنون با وجود، همکاری هوشمندانه، آزادی اطلاعات علمی و کانال های متعدد برای اثبات صحت داده ها و دسترسی بهتر به اطلاعات دقیق، امکان بهتری برای پاسخ به مورد بعدی انسان پیلت داون خواهیم داشت!

.

منبع: theconversation

مطلب جعل تاریخی “انسان پیلت داون” و درس های که به علم امروز آموخت! برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

۱۰ فروند از بزرگترین کشتی های جهان

10 فروند از بزرگترین کشتی های جهان

در این مقاله قصد داریم به معرفی بزرگترین کشتی های جهان بپردازیم. لیست بزرگترین کشتی های جهان که در ادامه شاهد آن خواهید بود، بر اساس طول کلی (LOA) این ابر کشتی ها مرتب شده اند.

همچنین به اطلاعات دیگری از قبیل تناژ وزن مرده و تناژ ناخالص نیز اشاره شده است. اگر همچنان قصد دارید با بزرگترین کشتی های دنیا آشنا شوید، در ادامه با تکرا همراه باشید.

پیش از هر چیز لازم است مقدمه ای درباره برخی از اطلاعاتی که در این ابر کشتی ها به آن ها اشاره می کنیم، بیان کنیم.

  • طول کلی (LOA یا Overall Length): عبارت است از حداکثر طول محاسبه شده کشتی از ابتدایی ترین نقطه تا انتهایی ترین نقطه آن.
  • تناژ وزن مرده (DWT یا Deadweight Tonnage): عبارت است از حداکثر وزن (جرم) قابل حمل توسط کشتی که حمل این مقدار از جرم، باعث به خطر افتادن ایمنی کشتی نخواهد شد.
  • تناژ ناخالص (GT یا Gross Tonnage): عبارت است از یک مقیاس غیرخطی از حجم کلی ورودی یک کشتی.

این اطلاعات، جزء بنیادی ترین سنجه هایی هستند که برای مقیاس بزرگی و عظمت یک کشتی باری و یا کشتی مسافربری مورد استفاده قرار می گیرند.

بزرگترین کشتی های جهان

لیست عظیم ترین کشتی های دنیا که در ادامه آن را مشاهده خواهید کرد، شامل رکورداران فعلی، تک کشتی های ساخته شده و یا یک کلاس بخصوص از کشتی هاست. همچنین در این لیست، کشتی هایی که از دور خارج شده و دیگر نمی توان آن ها را بر پهنه اقیانوس ها یافت نیز به چشم می خورد.

۱. کشتی سی وایز بزرگ (کشتی Seawise Giant)

1. کشتی سی وایز بزرگ، بزرگترین کشتی جهان

کشتی سی وایز بزرگ (Seawise Giant) که پیش تر با عناوین بیشماری همچون Happy Giant، Jahre Viking، Knock Nevis، Oppama و در نهایت Mont شناخته می شد، یک کشتی نفت کش غول پیکر و بزرگترین کشتی ساخته شده جهان است. طول کلی (LOA) این نفت کش غول پیکر به ۴۵۸.۴۶ متر می رسد و بنابراین با اختلاف نسبتا زیاد، لقب بزرگترین کشتی جهان را از آن خود کرده است. تناژ وزن مرده کشتی غول پیکر سی وایز بزرگ به ۵۶۴ هزار و ۶۵۰ تن (DWT) می رسد و تناژ ناخالص آن ۲۶۰ هزار ۸۵۱ جی تی است.

بزرگترین کشتی دنیا از سال ۱۹۷۹ تا سال ۲۰۰۹ میلادی در اقیانوس به پادشاهی خود ادامه داد و هم اکنون نیز از دور خارج شده است.

۲. کشتی های کلاس ابر تانکر بتیلوس (Batillus)

2. کشتی های کلاس ابر تانکر بتیلوس (Batillus)

کشتی های کلاس بتیلوس به خوبی می توانند جانشینی برحق برای کشتی سی وایز بزرگ به عنوان بزرگترین کشتی جهان باشند. این کلاس از کشتی های نیز در دسته ابر غول های نفت کش قرار می گیرند و در حال حاضر تنها ۴ فروند از این کشتی ساخته شده است. طول کلی ابرکشتی های این کلاس به ۴۱۴.۲۲ متر می رسد؛ حدودا ۴۴ متر کمتر از سی وایز بزرگ!

تناژ وزن مرده کشتی های کلاس بتیلوس ۵۵۳,۶۶۱ – ۵۵۵,۰۵۱ DWT و تناژ ناخالص آن ها، ۲۷۴,۸۳۷ – ۲۷۵,۲۷۶ GT است. این کشتی ها از سال ۱۹۷۶ تا سال ۲۰۰۳ میلادی که از دور خارج شدند، بر روی اقیانوس های جهان شناور بودند. شایان ذکر است که این کشتی ها در زمان خود از لحاظ تناژ ناخالص، غول پیکرترین کشتی دنیا بودند.

۳. کشتی Esso Atlantic و کشتی Esso Pacific

3. کشتی Esso Atlantic، سومین کشتی بزرگ جهان

این کشتی ها از نظر طول کلی در رتبه سوم بزرگترین کشتی های جهان جای گرفته اند. این دو کشتی نیز همچون کشتی های سی وایز بزرگ و کشتی های کلاس بتیلوس، در دسته کشتی های نفت کش غول پیکر جای می گیرند. طول آن ها با هم برابر و ۴۰۶.۵۷ متر است.

کشتی Esso Pacific، سومین کشتی بزرگ جهان

تناژ وزن مرده این دو کشتی غول پیکر ۵۱۶,۴۲۱ – ۵۱۶,۸۹۱ DWT و تناژ ناخالص آن ها، ۲۴۷,۱۶۰ – ۲۴۷,۱۶۱ GT است. این کشتی ها در سال ۱۹۷۷ به آب انداخته شدند و آخرین جابه‌جایی خود را نیز در سال ۲۰۰۲ به سرانجام رساندند. هم اکنون این دو کشتی نیز از دور خارج شده اند.

۴. کشتی برزان (Barzan)

کشتی برزان (Barzan)، چهارمین کشتی بزرگ دنیا

کشتی برزان (Barzan) که تا امروز ۶ نمونه از آن ساخته شده است، در رده چهارم عظیم ترین کشتی های جهان جای گرفته است. این کشتی با ۴۰۰ متر طول کلی و با اختلاف ۶.۵۷ متری نسبت به کشتی های Esso Atlantic و Esso Pacific، این جایگاه را از آن خود کرده و در دسته کشتی های باری قرار می گیرد.

تناژ وزن مرده کشتی برزان ۱۹۹,۷۴۴ DWT و تناژ ناخالص آن ۱۹۵,۶۳۶ GT است. این کشتی از سال ۲۰۱۵ میلادی ساخته شده و هم اکنون بر پهنه اقیانوس ها در حال تردد است.

۵. کشتی پایونیرینگ اسپیریت (روح پیشگام یا Pioneering Spirit)

کشتی پایونیرینگ اسپیریت (روح پیشگام یا Pioneering Spirit)، پنجمین کشتی بزرگ دنیا

کشتی Pioneering Spirit در دسته کشتی های غول پیکر جرثقیل جای می گیرد و از منظر طول کلی نیز توانسته با ۳۸۲ متر طول، خود را به عنوان پنجمین کشتی برزگ جهان معرفی کند. همچنین کشتی روح پیشگام پیش تر با عنوان Pieter Schelte نیز شناخته می شد.

تناژ وزن مرده این کشتی برابر با ۵۰,۰۰۰ DWT و تناژ ناخالص آن ۴۰۳,۳۴۲ GT است. بنابراین اگر بخواهیم این ابرکشتی ها را از منظر تناژ ناخالص مرتب کنیم، کشتی Pioneering Spirit با اختلاف بسیار زیادی در بالاترین جایگاه لیست بزرگترین کشتی های جهان جای خواد گرفت.

کشتی پایونیرینگ اسپیریت نیز در سال ۲۰۱۵ میلادی ساخته شده و بنابراین برای مدت بسیار زیادی این ابرکشتی را در لیست عظیم ترین کشتی های جهان مشاهده خواهیم کرد.

۶. کشتی های کلاس TI

6. کشتی های کلاس TI، ششمین کشتی بزرگ دنیا

کشتی های کلاس TI که به عنوان تانکرهای نفتی مورد استفاده قرار می گیرند، با ۳۸۰ متر طول در جایگاه ششم بزرگترین کشتی های جهان و البته به عنوان سومین کشتی بزرگ دنیا که هم اکنون نیز مورد استفاده قرار می گیرند، جای گرفته اند.

تناژ وزن مرده کشتی های کلاس تی آی ۴۴۱,۸۹۳ DWT و تناژ ناخالص آن ها ۲۳۴,۰۰۶ GT است. این کشتی ها در سال ۲۰۰۲ میلادی ساخته شده و همانطور که اشاره شد، هم اکنون نیز مورد استفاده قرار می گیرند.

شایان ذکر است که به جهت بین المللی بودن آنها، به این کشتی ها، کلاس TI (Tankers International) لقب داده اند. اسامی این چهار کشتی عبارت است از: TI Africa، TI Asia، TI Europe و TI Oceania.

۷. کشتی Valemax

کشتی Valemax، هفتمین کشتی بزرگ جهان

کشتی Valemax در دسته کشتی های فله‌بر (Bulk Carrier) جای می گیرد. این کشتی که تا به امروز ۶۶ فروند از آن ساخته شده با داشتن ۳۶۰ تا ۳۶۲ متر طول، جایگاه هفتم بزرگترین کشتی های دنیا را از آن خود کرده است.

تناژ وزن مرده کشتی Valemax چهارصد هزار DWT و تناژ ناخالص آن دویست هزار GT است. این کشتی از سال ۲۰۱۱ تا به امروز در حال بارگیری و استفاده است.

۸. کشتی های کلاس Oasis

کشتی های کلاس Oasis، هفتمین کشتی بزرگ جهان و بزرگترین کشتی مسافربری جهان

تا به امروز ۴ فروند از کشتی های کلاس Oasis ساخته شده است. این کشتی ها با داشتن ۳۶۰ تا ۳۶۲ متر طول هم اندازه کشتی Valemax بوده و بنابراین می توان کلاس Oasis را نیز در جایگاه هفتم عظیم ترین کشتی های دنیا در نظر گرفت. شایان ذکر است که کشتی های کلاس Oasis در دسته کشتی های کروز جای می گیرند و بنابراین این کشتی ها لقب بزرگترین کشتی مسافربری جهان را نیز از آن خود کرده اند.

تناژ وزن مرده این کشتی ها ۱۵,۰۰۰ DWT و تناژ ناخالص آن ها ۲۲۵,۲۸۲ – ۲۲۶,۹۶۳ GT است. بزرگترین کشتی مسافربری جهان در سال ۲۰۰۹ میلادی به آب انداخته شد و هم اکنون نیز در حال مسافرگیری و استفاده است.

۹. کشتی Queen Mary 2

کشتی Queen Mary 2، هشتمین کشتی بزرگ دنیا

کشتی Queen Mary 2 یا QM2 با داشتن ۳۴۵ متر طول کلی، به عنوان هشتمین کشتی بزرگ جهان لقب گرفته است. کشتی مسافربری QM2 در دسته کشتی های اقیانوس پیما قرار گرفته و بنابراین جایگاه دوم بزرگترین کشتی مسافربری جهان را نیز در دست گرفته است.

تناژ وزن مرده این کشتی ۱۹,۱۸۹ DWT و تناژ ناخالص آن ۱۴۸,۵۲۷ GT است. این کشتی از سال ۲۰۰۳ تا امروز در حال خدمت رسانی است.

۱۰. کشتی Q-Max

کشتی Q-Max، هشتمین کشتی بزرگ جهان

کشتی Q-Max نیز با ۳۴۵ متر طول کلی، همانند Queen Mary 2، هشتمین کشتی غول پیکر دنیاست. این کشتی در دسته کشتی های حامل گاز طبیعی مایع (LNG) قرار داد.

تناژ وزن مرده کشتی کیومکس ۱۲۸,۹۰۰ DWT و تناژ ناخالص آن ۱۶۳,۹۲۲ GT است. این کشتی در سال ۲۰۰۸ ساخته شده و هم اکنون نیز مورد استفاده قرار می گیرد.

مطلب ۱۰ فروند از بزرگترین کشتی های جهان برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

شنیدن صدای انفجار و دیدن جرقه نور؛ زندگی با سندرم انفجار سر

شنیدن صدای انفجار و دیدن جرقه نور؛ زندگی با سندرم انفجار سر
صدای مهیب انفجار و یا افتادن چیزی روی زمین و یا دیدن جرقه ای شدید، اینها برخی از چیزهایی هستند که افرادی با بیماری به نام «سندروم انفجار سر» بدون اینکه چیزی رخ بدهد، قادر به حس کردنشان هستند.

اطلاعت کمی در مورد این سندرم در دست است، اما به نظر می رسد، رایج تر از چیزی است که پیش از این تصور می شد. با وجود نام گذاری این اختلال، هیچ انفجار واقعی در زمانی که فرد به مبتلا به سندرم انفجار سر است، رخ نمی دهد. بر اساس مطالعه جدید، سندرم انفجار سر در واقع پدیده ای است که به عنوان نوعی اختلال خواب حسی طبقه بندی شده است.

نویسنده ارشد این مطالعه برایان شارپلس، استادیار روانشناسی بالینی در دانشگاه آرگوسی، ویرجینیا، می گوید، شخص مبتلا به سندرم انفجار سر هنگام بیداری و یا خواب، سر و صدای مهیبی همچون یک انفجار را می شنود. شارپلس در مطالعه پیشین خود دریافته بود که حدود ۱۳.۵ درصد افراد این پدیده را در طول زندگی خود تجربه می کنند.

دانشمندان هنوز نمی دانند، چرا این پدیده رخ می دهد، اما یکی از رایج ترین فرضیه ها دلیل آن را به بخشی از مغز به نام ساخت شبکه ای نسبت می دهد. این ناحیه در ساقه مغز و درست پشت سر فرد قرار دارد و به فرد کمک می کند بخوابد.

در سر فرد مبتلا به سندرم انفجار سر، چیزی می تواند باعث برانگیخته شدن تمامی سلول های شود که منجر به شنیدن ناگهانی صدای بلندی در سر می شود
در سر فرد مبتلا به سندرم انفجار سر، چیزی می تواند باعث برانگیخته شدن تمامی سلول های شود که منجر به شنیدن ناگهانی صدای بلندی در سر می شود

شارپلس می گوید: “به خواب رفتن به نوعی مانند خاموش کردن کامپیوتر است.”

او می گوید، در این مورد باید مراحلی طی شود، یکی از این مراحل خاموش کردن سلول های مغز  مسئول شنوایی است که سلول های عصبی شنوایی نامیده می شوند. اما زمانی که فردی به سندرم انفجار سر مبتلا است، به جای خاموش کردن سلول های عصبی، چیزی می تواند باعث برانگیخته شدن تمامی این سلول ها شود که منجر به شنیدن ناگهانی صدای بلندی در سر می شود.

ساخت شبکه ای همچنین ممکن است، در پدیده عجیب دیگری که مرتبط به خواب است هم نقش داشته باشد که فلج خواب نام دارد. در طول فلج خواب، فردی ممکن است، از خواب بیدار شود و قادر به حرکت نباشد، او ممکن است، در این حالت چیزهایی را هم مشاهده کند.

در مطالعه ای جدید که انجام شده، ۴۹ دانشجوی دانشگاه آرگوسی شرکت کننده در مطالعه که همه سندرم انفجار سر را تجربه کرده بودند، در مورد علائمی که تجربه کرده بودند با یک روانشناس بالینی یا دانشجوی دکتری در دپارتمان روانشناسی بالینی مصاحبه کردند.

شایع ترین نوع صدایی که مبتلایان به سندرم انفجار سر شنیده اند، صدای افتادن شی از ارتفاع بود که با صدای یک انفجار، کوبیدن همراه بوده است
شایع ترین نوع صدایی که مبتلایان به سندرم انفجار سر شنیده اند، صدای افتادن شی از ارتفاع بود که با صدای یک انفجار، کوبیدن همراه بوده است

صدای افتادن شی از ارتفاع

محققان می گویند، اگرچه تجربه های شرکت کنندگان متفاوت-برخی یک بار و برخی تا ۱۵۰ بار این اختلال را تجربه کرده بودند- بود، اما یافته ها مشترک بود. به عنوان مثال، شایع ترین نوع صدایی که این افراد شنیده اند، صدای افتادن شی از ارتفاع بود که با صدای یک انفجار، کوبیدن همراه بوده است. شارپلس می گوید، افرادی که این تجربه را داشته اند، صدای صحبت یا هر گونه صدای بیانی را نشنیده اند. ترس و فشار خون از علائم بسیار معمول این اختلال است. همچنین بیش از یک چهارم افراد حاضر در مطالعه، گزارش مشاهده جرقه نور را داده اند.

شارپلس می گوید، در کمال تعجب ۱۴ درصد افراد حاضر در مطالعه، گفته اند، در طول تجربه سندرم انفجار، نفس کشیدن را از یاد برده اند. احساس ترس بسیار شدید موجب چنین چیزی می شود. با وجودی که تجربه سندرم انفجار سر ترسناک به نظر می رسد، اما بدون درد است. شارپلس می گوید، تنها چند تن از شرکت کنندگان، گزارش تجربه یک سردرد خفیف و یا احساس داغی سر را داده اند. شارپلس می گوید، در واقع، اگر یک فرد در زمان تجربه اختلال دردی را تجربه کند، این درد می تواند نشانه ای از یک بیماری جدی باشد.

حتی امروز هم سندرم انفجار سر بسیار کم شناخته شده است
حتی امروز هم سندرم انفجار سر بسیار کم شناخته شده است

اختلالی کمتر شناخته شده

شارپلس می گوید، تنها حدود ۱۰ درصد از افرادی که سندرم انفجار سر را تجربه کرده اند، تا به حال به پزشک مراجعه کرده اند. همچنین در برخی موارد، پزشکان چیزی از سندروم انفجار سر نمی دانسته اند. اگرچه اصطلاح سندرم انفجار سر در سال ۱۹۸۶ ابداع شده است، اما این پدیده مدت طولانی احتمالا از اواخر قرن نوزدهم گزارش شده است.

در دهه ۱۹۲۰، پزشکی در فیلادلفیا این تجربه را به عنوان یک تخلیه حسی توصیف کرده است،  همچنین پزشکی دیگر این پدیده را گسستگی مغز شرح داده است.

شارپلس می گوید، حتی امروز هم این وضعیت بسیار کم شناخته شده است، برخی افراد این اختلال را به اشتباه به تئوری های توطئه بی ربطی همچون سلاح های انرژی هدایت شونده دولت مرتبط می دانند، اما سندرم انفجار سر؛ واقعا نتیجه چیزی است که در مغز رخ می دهد.

شارپلس می گوید: “خواب بسیار پیچیده است، چیزهای زیادی وجود دارند که می توانند منجر به برهم زدن خواب شوند، سندرم انفجار سر هم یکی از این اختلالات است.”

.

منبع: livescience

مطلب شنیدن صدای انفجار و دیدن جرقه نور؛ زندگی با سندرم انفجار سر برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

موش صحرایی برهنه ؛ پستانداری شگفت انگیز یا گیاهی عجیب!

موش صحرایی برهنه، پستانداری شگفت انگیز یا گیاهی عجیب!
موش صحرایی برهنه پستانداری عجیب است، این جانداران به سرطان بسیار مقاوم هستند، تقریبا ۲۰ دقیقه بدون اکسیژن زنده می‌مانند و به سختی درد را حس می‌کنند. اکنون تحقیقات جدید نشان می‌دهد، موش های صحرایی برهنه حتی عجیب تر از چیزی هستند که دانشمندان پیش از این تصور می‌کردند.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد، هنگامی که این جانداران عجیب از اکسیژن محروم می‌مانند، سوخت و ساز بدن آنها رفتاری شبیه به یک گیاه در پیش می‌گیرد. بر خلاف همه پستانداران دیگر، هنگامی که به سلول های مغز موش صحرایی برهنه اکسیژن نمی‌رسد، این سلول ها از انرژی تخلیه نمی‌شوند و نمی‌میرند.

در واقع، موش صحرایی برهنه می‌تواند به مدت پنج ساعت در سطوحی از اکسیژن زنده بماند که انسان تنها در آن چند دقیقه زنده می‌ماند. حال تحقیقات جدید نشان می‌دهد، این جانداران می‌توانند با استفاده از حالتی گیاهی، تا ۱۸ دقیقه نبود اکسیژن را تحمل کنند. موش های عادی بدون اکسیژن تنها پس از حدود ۲۰ ثانیه می‌میرند.

مطالعات قبلی نشان داده اند، موش صحرایی برهنه با کاهش حرکات، سرعت تنفس و نبض انرژی خود را حفظ می‌کنند. این جانداران تنها پستاندارن شناخته شده ای هستند که با استفاده از این مکانیسم قادر به زنده ماندن در حالت خفگی هستند.

دانشمندان مدت هاست، از زنده ماندن موش صحرایی برهنه در این شرایط و عدم آسیب پذیری در سطح سلولی سردرگم بوده اند. معمولا کمبود اکسیژن منجر به تخریب و مرگ سلول های متابولیت (مولکول های کوچک شرکت کننده در سوخت وساز سلولی) می‌شوند. اکنون، محققان می‌گویند پاسخی برای آن یافته اند.

موش صحرایی برهنه در عوض بهره بردن از سیستم مبتنی بر گلوکز که به اکسیژن متکی است، در زمان محرومیت از اکسیژن، سوخت و ساز بدن را به جهتی تغییر می‌دهند که سلول های مغزی به جای انرژی گلوکز شروع به سوزاندن فروکتوز کنند. فروکتوز می‌تواند به شکل غیرهوازی تبدیل به انرژی شود، یعنی بدون حضور اکسیژن می‌تواند به انرژی سلولی تجزیه شود. تا به حال، تصور می‌شد، تنها گیاهان از این مسیر غیر هوازی بهره می‌برند.

این فقط آخرین کشف جالب توجه در مورد موش صحرایی برهنه است، پستاندار خونسردی که طول عمرش دهه ها بیشتر از سایر جوندگان است، به ندرت به سرطان مبتلا می شود و بسیاری از انواع درد را حس نمی کند
این فقط آخرین کشف جالب توجه در مورد موش صحرایی برهنه است، پستاندار خونسردی که طول عمرش دهه ها بیشتر از سایر جوندگان است، به ندرت به سرطان مبتلا می شود و بسیاری از انواع درد را حس نمی‌کند

توماس پارک محقق ارشد این مطالعه از دانشگاه ایلینوی، شیکاگو، می‌گوید: “این فقط آخرین کشف جالب توجه در مورد موش صحرایی برهنه است، پستاندار خونسردی که طول عمرش دهه ها بیشتر از سایر جوندگان است، به ندرت به سرطان مبتلا می‌شود و بسیاری از انواع درد را حس نمی‌کند.”

مطالعه این تیم تحقیقاتی نشان داد، این پستانداران در این شرایط تا زمانی که اکسیژن دوباره در دسترس قرار گیرد، به سوزاندن فروکتوز ادامه می‌دهند و سلول های مغزی خود را بدون اکسیژن زنده نگه می‌دارند و پس از آن، هنگامی که شرایط به حالت عادی بازگشت، به راحتی شروع به فعالیت می‌کنند. به نظر می رسد، این جانداران متحمل هیچ آسیب پایداری نمی‌شوند.

دانشمندان معتقدند، موش های صحرایی برهنه برای زنده ماندن در لانه های شلوغ و بدون تهویه هوای کافی به این سازگاری دست یافته اند. در واقع در لانه های بیش از یک صد موش برای گرم شدن در کنار هم می‌خوابند.

پارک می گوید: “موش صحرایی برهنه به سادگی اجزای اساسی سوخت و ساز بدن خود را تغییر داده است، تا به شرایط کمبود اکسیژن فوق العاده مقاوم باشد.”

محققان برای کشف این موضوع، موش های صحرایی برهنه را در شرایط کمبود اکسیژن قرار دادند، آنها پس از بررسی، متوجه افزایش فروکتوز در جریان خون این پستاندارن شدند. سایر پستانداران می توانند فروکتوز را در روده خود بسوزانند، اما این مطالعه نشان داد که این حیوان می‌تواند فروکتوز را به سلول های مغزی پمپاژ کند، چیزی که پیش از این، تنها در روده پستانداران دیگر یافت شده بود.

دانشمندان معتقدند، موش های صحرایی برهنه برای زنده ماندن در لانه های شلوغ و بدون تهویه هوای کافی به این سازگاری دست یافته اند
دانشمندان معتقدند، موش های صحرایی برهنه برای زنده ماندن در لانه های شلوغ و بدون تهویه هوای کافی به این سازگاری دست یافته اند

در واقع، زمانی که  فروکتوز به طور مستقیم به مغز و قلب موش صحرایی برهنه پمپاژ می‌شود، این اندام با بهره بردن از فروکتوز به عنوان انرژی، حتی بدون حضور اکسیژن هم زنده می‌مانند. در شرایطی مشابه، قلب و مغز موش کارایی خود را از دست می‌دهد.

محققان در کمال تعجب مشاهده کردند، ضربان قلب این پس جانور در شرایط استفاده از فروکتوز به همان خوبی گلوکز است. این نشان می‌دهد که این پستاندار می‌تواند به خوبی از هر دو نوع سوخت و ساز بهره ببرد.

این مطالعه تنها به دلیل آشکار کردن زیست شناسی واقعی این موجودات عجیب اهمیت ندارد، بلکه همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که آیا سلول های انسان هم می توانند بدون اکسیژن زنده بمانند؟

گری لوین یکی از محققان این تیم تحقیقاتی از بخش پزشکی مولکولی مرکز ماکس دلبروک در انجمن هلمهولتز، می‌گوید: “بیمارانی که سکته قلبی یا یک سکته مغزی را تنها پس از چند دقیقه  محرومیت از اکسیژن تجربه کرده اند، متحمل آسیب های جبران ناپذیری می‌شوند. به لحاظ تئوری برای بهره بردن از این سوخت و ساز غیر معمول، تغییرات کمی لازم است.”

اگر سلول های انسان بتوانند به این روش دوباره تنظیم مجدد شوند، اندامهای حیاتی می‌توانند پس از یک سکته مغزی یا قلبی، بدون آسیب جدی دوباره به حالت عادی بازگردند. همچنین در تحقیقات دیگری، دلیل غیر قابل نفوذ بودن درد به این پستانداران مشخص شده است، چیزی که به گفته دانشمندان، می تواند، به توسعه داروهای مسکن درد بهتری برای انسان ها منجر شود.

.

منبع: sciencealert

نوشته موش صحرایی برهنه ؛ پستانداری شگفت انگیز یا گیاهی عجیب! اولین بار در تکرا - اخبار روز تکنولوژی پدیدار شد.

نوشیدن بیش از ۳۰۰ فنجان قهوه منجر به روان پریشی و یا مرگ می شود!

نوشیدن بیش از 300 فنجان قهوه منجر به روان پریشی و یا مرگ می شود! دانشگاهی در انگلستان به دلیل اینکه قهوه موجب اوردوز کافئین در دو دانشجوی حاضر در مطالعه شده بود، ۴۰۰ هزار پوند جریمه شده است. در واقع، محققان دانشگاه نورثامبریا در نیوکاسل به اشتباه به جای خوراندن ۰.۳ گرم کافئین به دو دانشجوی حاضر در مطالعه، ۳۰ گرم کافئین خوراندند. این دو دانشجو  که حافظه کوتاه مدت خود را از دست داده بودند. پس از دیالیز کاملا بهبود یافتند. این دو در مطالعه ای شرکت می کردند که تاثیر کافئین بر فعالیت های ورزشی را مورد بررسی قرار می داد.

اینکه چنین میزانی از کافئین قادر به از پای در آوردن فرد باشد، چندان هم تعجب آور نیست. کافئین یک محرک سیستم عصبی مرکزی محسوب می شود که انسان برای بیش از هزار سال است که از آن استفاده می کند.

سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا (FDA)، کافئین را به عنوان یک دارو و همین طور یک افزودنی غذایی طبقه بندی کرده است. کافئین به عنوان پرکاربردترین دارو در این سیاره، مغز را برای افزایش هوشیاری تحریک می کند، چیزی که منجر به افزایش میزان ترشح اسید معده و فشار خون می شود و قاعدتا مصرف مقادیر بیش از حد کافئین کشنده است.

دو دانشجوی مطالعه دانشگاه نورثامبریا در نیوکاسل به اشتباه به جای 0.3 گرم کافئین، 30 گرم کافئین دریافت کرده بودند. این دو در مطالعه ای شرکت می کردند که تاثیر کافئین بر فعالیت های ورزشی را مورد بررسی قرار می داد
دو دانشجوی مطالعه دانشگاه نورثامبریا در نیوکاسل به اشتباه به جای ۰.۳ گرم کافئین، ۳۰ گرم کافئین دریافت کرده بودند. این دو در مطالعه ای شرکت می کردند که تاثیر کافئین بر فعالیت های ورزشی را مورد بررسی قرار می داد

پزشکان معتقدند، مصرف ۴۰۰ میلی گرم کافئین در روز برای بزرگسال سالم، ضرری ندارد. این میزان کافئین معادل چهار فنجان قهوه دم کرده است که ۲۹۶۰۰ میلی گرم کمتر از میزان مصرفی دو دانشجوی نگون بخت مطالعه دانشگاه نورثامبریا است.

اما استاندارد، چهار فنجان قهوه همیشه ثابت نیست. بلکه این استاندارد به وزن و قد فرد بستگی دارد. در واقع، میزان مصرف بدون ضرر قهوه برای یک مرد ۱۹۱ پوندی (۸۶ کیلوگرم؛ متوسط وزن مردان آمریکایی) ۳.۲ فنجان در روز است. اگر این  مرد ۱۹۱ پوندی، ۸۰ فنجان قهوه بنوشد، احتمالا خواهد مُرد. برای یک زن ۱۵۹ پوندی (۷۲ کیلوگرم، وزن متوسط زنان در آمریکا) نوشیدن ۶۶.۶ فنجان قهوه کشنده خواهد بود.

اما میزان اوردوز کافئین کاملا نامشخص نیست. برخی محققان ازجمله جک جیمز، سردبیر نشریه تحقیقات کافئین، میزان اوردوز را برای بزرگسالان حدود ۱۰ گرم کافئین می دانند. با این وجود، مطالعه ای در سال ۲۰۰۵؛ دو اوردوز منجر به مرگ را پس از مصرف ۵ گرم کافئین گزارش داده است.

کافئین به عنوان پرکاربردترین دارو در این سیاره، مغز را برای افزایش هوشیاری تحریک می کند، چیزی که منجر به افزایش میزان ترشح اسید معده و فشار خون می شود و قاعدتا مصرف مقادیر بیش از حد کافئین کشنده است.
کافئین به عنوان پرکاربردترین دارو در این سیاره، مغز را برای افزایش هوشیاری تحریک می کند، چیزی که منجر به افزایش میزان ترشح اسید معده و فشار خون می شود و قاعدتا مصرف مقادیر بیش از حد کافئین کشنده است.

جیمز می گوید: “میزان سمی بودن کافئین نامشخص است، اما فرضیاتی بر اساس میزان حساسیت شدید به کافئین وجود دارد. با این حال، تعریف و یا درک درستی از اینکه این حساسیت ممکن است به چه نحوی باشد، وجود ندارد.”

و اوردوز کافئین ممکن است، به چه نحوی باشد؟ علائم آن شامل واکنش های شبیه تب، توهم، تشنج و ضربان نامنظم قلب است. اوردوز کافئین حتی ممکن است منجر به روان پریشی فرد شود.

منبع: inverse

نوشته نوشیدن بیش از ۳۰۰ فنجان قهوه منجر به روان پریشی و یا مرگ می شود! اولین بار در تکرا - اخبار روز تکنولوژی پدیدار شد.

رودخانه ای در کانادا تنها در عرض چهار روز به طور کل ناپدید شد!

رودخانه ای در کانادا تنها در عرض چهار روز به کلی ناپدید شد!

برای  نخستین بار در تاریخ مدرن، دانشمندان شاهد ناپدید شدن رودخانه ای در عرض تنها چند روز بودند. این پدیده زمین شناسی که «سرقت رودخانه» نام دارد، زمانی روی می دهد که آب رودخانه ای توسط رودخانه دیگری به یغما برود.

 با توجه به شواهد تاریخی، چنین پدیده ای معمولا به هزاران سال زمان نیاز دارد، اما در این مورد، رودخانه اسلیمز که از یخچال طبیعی کسکاولش کانادا تغذیه می کرد، تنها در عرض چهار روز ناپدید شده است. بازه زمانی که محققان آن را از لحاظ زمین شناسی «لحظه ای و به احتمال زیاد دائمی» توصیف کرده اند.

به گفته دن شوگر، زمین شناسی از دانشگاه واشنگتن، تاکوما: “زمین شناسان پیش از این پدیده سرقت رودخانه را مشاهده کرده اند، اما تا آنجایی که می دانیم، تا به حال نمونه ای از این پدیده در طول زندگی ما به ثبت نرسیده است.”

شوگر و همکارانش در ماه اوت سال گذشته برای انجام تحقیقی میدانی، به استان یوکان کانادا، جایی که رودخانه اسلیمز قرار دارد؛ سفر کرده بودند. آنها در آنجا دریافتند، این رودخانه که قبلا به طور متوسط ۴۸۰ متر عرض داشته، به کلی ناپدید شده است. محققان پس از بررسی های لازم تخمین زدند که از سطح آب رودخانه بین روزهای ۲۶ و ۲۹ مه کاسته شده است.

رودخانه اسلیمز که از یخچال طبیعی کسکاولش کانادا تغذیه می کرد، تنها در عرض چهار روز ناپدید شد
رودخانه اسلیمز که از یخچال طبیعی کسکاولش کانادا تغذیه می کرد، تنها در عرض چهار روز ناپدید شد

در طول ۳۰۰ تا ۳۵۰ سال گذشته، رودخانه اسلیمز به وسیله کسکاولش، یکی از بزرگترین یخچال های طبیعی کانادا، تغذیه می شده است. اما در سال اخیر، با توجه به عقب نشینی یخچال طبیعی به دلیل آب و هوا گرم شدن کره زمین و وقوع یک دوره ذوب شدید، کانال جدیدی در یخ به وجود آمده که در نهایت منجر به تغییر مسیر جریان آب یخچال شده است.

در واقع به این ترتیب، به جای ریختن آب حاصل از ذوب به دریای برینگ، این آب به اقیانوس آرام می ریخته است. این رویدادی بزرگ محسوب می شود، نه تنها به دلیل اینکه برای اولین بار است که شاهد وقوع پدیده سرقت رودخانه آن هم به این سرعت هستیم، بلکه نکته مهمتر این است که دانشمندان تصور می کنند، این پدیده بر اثر تغییرات آب و هوایی که انسان موجب آن شده، رخ داده است.

جان کلاگ محققی از دانشگاه سایمون فریزر کانادا می گوید: “با توجه به وضعیت عجیب جغرافیایی که این مورد در آن اتفاق افتاده، اتفاق فوق، رویدادی منحصر به فرد محسوب می شود. اما از دیدگاهی کلی تر، نشانگر تغییرات بزرگ یخچال های طبیعی سراسر جهان بر اثر تغییرات آب و هوا است.”

با وجودی که در نواحی اطراف رودخانه جمعیت زیادی ساکن نیست، محققان می گویند، اثرات این دگرگونی، پیامدهای بسیار زیادی بر روی اکوسیستم های طبیعی خواهد داشت و می تواند ذخیره آب منطقه در سال های آینده را هم تحت تاثیر قرار دهد.

دانشمندان می گویند، این پدیده بر اثر تغییرات آب و هوایی که انسان موجب آن شده، رخ داده است
دانشمندان می گویند، این پدیده بر اثر تغییرات آب و هوایی که انسان موجب آن شده، رخ داده است

راشل هدلی، زمین شناسی از دانشگاه ویسکانسین، پارک ساید، به نیویورک تایمز، گفت: “با وجودی که تغییر مسیر یک رودخانه یخی در یوکان، ممکن است، مورد بسیار مهمی محسوب نشود، اما ذوب یخچال های طبیعی، منبع آب بسیاری از مردم است و رسوبات و مواد مغذی رودخانه های یخی، محیط زیست طبیعی دریا و خشکی و همچنین کشاورزی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد.”

محققان می گویند، موارد دیگر ذوب یخچال های طبیعی نمی توانند موجب چنین سرقت رودخانه سریعی شوند، اما با این وجود هم ممکن است، چنین پدیده ای در بازه زمانی چنین کوتاه اتفاق بیافتد. به هر جهت، این پدیده، بازهم یادآور پیامدهای گرم شدن کره زمین است که می تواند موجب وقوع رویدادهای پیش بینی نشده و ناگواری شود.

.

منبع: sciencealert

نوشته رودخانه ای در کانادا تنها در عرض چهار روز به طور کل ناپدید شد! اولین بار در تکرا - اخبار روز تکنولوژی پدیدار شد.

کشف نخستین نمونه زنده کرم کشتی در فلیپین

کشف نخستین نمونه زنده کرم کشتی در فلیپین

نخستین نمونه زنده یک صدف باستانی موسوم به «کرم کشتی» در تالابی در فلیپین کشف شد. دانشمندان پیش از این تنها به وسیله پوسته این جاندار از وجود آن آگاه بودند. این کرم کشتی غول پیکر گونه ای نرم تن دو کفه ای محسوب می شود و پوسته ای شبیه به یک چوب بیسبال از خود به جای می گذارد.

اگرچه دانشمندان قرن هاست از وجود این جاندار مرموز آگاهند، اما تا پیش از این موفق به یافتن نمونه زنده ای از آن نبوده اند. اما آنها پس از تماشای مستندی که پخت شدن و خورده شدن این کرم کشتی را توسط بومیان نشان می داد، سرنخ هایی از این نرم تن دو کفه ای بدست آوردند. محققان در این محل (به دلایل امنیتی محل دقیق این ناحیه اعلام نشده) قادر به کشف پنج نمونه از این جاندار بودند.

دن دیستل، محققی از مرکز علوم دریایی دانشگاه نورث ایسترن و یکی از محققان تیم تحقیقاتی که موفق به کشف این کرم کشتی غول پیکر در فلیپین شده، می گوید، رنگ تیره کرم کشتی در ابتدا برای آنها تعجب بر انگیز بوده است، چرا که بیشتر نرم تنان دوکفه ای دارای رنگ های مایل به خاکستری، قهوه ای مایل به زرد، صورتی و قهوه ای هستند.

محققان همچنین نرم تن کشف شده را پر گوشت تر و عضلانی تر از دو کفه هایی که پیش از این مشاهده شده، می دانند. کرم کشتی غول پیکر کشف شده در فلیپین، طویل ترین نرم تن دو کفه ای جهان (با طول ۱.۵۵ سانتی متر طول و ۶ سانتی متر قطر) و تنها گونه موجود از جنس خود است.

کشف نخستین نمونه زنده کرم کشتی در فلیپین

در حالی که دیگر گونه های کرم کشتی در تخته های شناور در آب زندگی و از آن تغذیه می کنند، کرم کشتی غول پیکر کشف شده که در واقع یک صدف محسوب می شود، در محیطی غنی از مواد آلی و در پوسته ای از جنس کربنات کلیسم زندگی می کنند.

این جاندار به جای تغذیه از باکتری های موجود در آبشش با این باکتری همزیستی دارد؛ چراکه باکتری فوق قادر به تجزیه سولفید هیدروژن موجود در گل و لای است. چیزی که به زیستگاه یا همان پوسته کلسیمی کرم کشتی، بویی مشابه تخم مرغ گندیده می دهد.

دیستل می گوید، بدن این کرم کشتی غول پیکر از طریق تکامل کشیده و بلند شده است، بنابراین؛ دیگر نمی توان آن را در بین نرم تنان دو کفه ای جا داد.

.

منبع: abs-cbn

نوشته کشف نخستین نمونه زنده کرم کشتی در فلیپین اولین بار در تکرا - اخبار روز تکنولوژی پدیدار شد.

اولین هنر سنگی آفریقا با قدمت ۵۰۰۰ ساله، توسط بوشمن های جنوب آفریقا به وجود آمده است

بوشمن ها قدیمی ترین نقاشی های هنر سنگی آفریقا را پنج هزار سال قبل در جنوب آفریقا به وجود آورده اند
یافته های جدید نشان می دهند قدیمی ترین نقاشی های هنر سنگی آفریقا، در جنوب آفریقا و در حدود پنج هزار سال قبل به وجود آمده اند. به این ترتیب، قدمت هنر سنگی در آفریقا، بسیار قدیمی‌تر از چیزی که پیش از این تصور می‌کردیم.

بوشمن‌ها یا سان ‌ها قبایل شکارچی-گردآورنده صحرانشینی هستند که در جنوب قاره آفریقا، در آفریقای جنوبی و تعداد کمتری در آنگولا، زیمبابوه و زامبیا زندگی می‌کنند.

محققان قادر به کشف آثار باستانی از هنر سنگی شامل نقوشی از ماهی ها و چهره انسان بر روی پناهگاه طبیعی شده اند. اکنون این آثار باستانی پس از احداث سد در بوتسوانا، به زیر آب رفته اند.

باستان شناسان با استفاده از تکنیک های جدید، پیش از قدمت گذاری سنگ ها، رنگ های آن را تفکیک کرده اند؛ آنها همچنین از این تکنیک های جدید برای شناسایی مواد رنگی ۱۳ قطعه سنگی دیگر از سایت های باستان شناسی مشابهی در جنوب آفریقا از جمله در لسوتو و آفریقای جنوبی بهره برده اند.

آدولفین بونیئو، باستان شناسی از آزمایشگاه لوکس در دانشگاه کبک، مونترال و محقق ارشد این تیم تحقیقاتی می گوید: “این تکنیک جدید توانست اولین تاریخ قابل قبول از قدمت هنر سنگی پناهگاه در جنوب آفریقا را در ختیار ما قرار دهد.”

بوشمن ها قدیمی ترین نقاشی های هنر سنگی آفریقا را پنج هزار سال قبل در جنوب آفریقا به وجود آورده اند

به گفته بونیئو، سان ها یا بوشمن ها مردمان بومی جنوب آفریقا هستند که از بهترین سنت هنر سنگی شناخته شده در جهان برخوردارند. با این حال، ترکیب رنگ ها و قدمت این نقاشی ها، پیش از این کمتر شناخته شده بودند.

بونیئو معتقد است که بسیاری از این نقاشی های سنگی به خوبی حفظ نشده اند؛ به این جهت، قدمت گذاری آنها دشوار است. بونیئو برای تفکیک رنگ های نقاشی ها، از روش جدیدی که خود توسعه داده، بهره برده است.

 او و تیمش پس از شناسایی ترکیب رنگ های نقاشی های سنگی دریافتند که مردمان بوشمن، از سه ماده رنگی، زغال چوب، دوده و کربن سیاه (مخلوطی از چربی سوخته) برای نقاشی این آثار هنر سنگی بهره برده اند.

بونیئو می گوید، آزمایش ها نشان داده که برخی از این پناهگاه های سنگی برای قرن ها و حتی هزاران سال مورد استفاده قرار گرفته اند.

او می گوید: “برای اولین بار، امکانی به وجود آمد که چگونگی ایجاد این پناهگاه ها را درک کنیم. این نشان داد، هنرمندان باستانی از کجا و چطور، نقاشی در پناهگاه را آغاز کرده اندکرده اند و این پناهگاه برای چه مدتی مورد استفاده قرار گرفته است. این کشف همچنین امکانی به وجود آورد که دلایل اینکه چرا برخی از این پناهگاه ها به مدتی طولانی و چرا برخی از پناهگاه ها تنها در دوره ای خاص مورد استفاده قرار گرفته اند، به بحث گذاشته شود.”

بوشمن ها قدیمی ترین نقاشی های هنر سنگی آفریقا را پنج هزار سال قبل در جنوب آفریقا به وجود آورده اند

بونیئو قصد دارد از این تکنیک جدید در آینده در سایت های باستان شناسی دیگر هم بهره ببرد و دیگر باستان شناسان را هم تشویق به استفاده از این روش کند.

امانوئل اونوره، محققی از موسسه تحقیقات باستان شناسی مک دونالد در دانشگاه کمبریج انگلستان می‌گوید: “روش و یافته‌های جدید، گام بلند رو به جلویی محسوب می‌شوند.”

قدیمی ترین آثار کشف شده مربوط به هنر سنگی متعلق به آفریقا نیستند؛ بلکه به یک سایت باستانی در سولاوسی اندونزی که بیش از ۳۰ هزار سال قدمت دارد و همچنین غار معروف شوه، فرانسه تعلق دارند که برخی از خیره کننده ترین آثار هنر سنگی را در خود جای داده است. در واقع این احتمال وجود دارد که هنر سنگی از آفریقا به آسیا و اروپا برده شده باشد.

.

منبع: livescience

 

نوشته اولین هنر سنگی آفریقا با قدمت ۵۰۰۰ ساله، توسط بوشمن های جنوب آفریقا به وجود آمده است اولین بار در تکرا - اخبار روز تکنولوژی پدیدار شد.