بررسی SSD ای دیتا XPG SPECTRIX S40G

ADATA با S40G و نورپردازی RGB با قابلیت شخصیسازی بهدنبال جذب گیمرهایی است که بهدنبال حافظهی ذخیرهسازی سریع میگردند.

ADATA با S40G و نورپردازی RGB با قابلیت شخصیسازی بهدنبال جذب گیمرهایی است که بهدنبال حافظهی ذخیرهسازی سریع میگردند.

بررسی تبلت مدیاپد تی 5 هواوی : یک تبلت بزرگ، باکیفیت و ارزان قیمت برای همه!
این روزها با افزایش سایز نمایشگر گوشیهای هوشمند، کمتر کسی به دنبال خرید یک تبلت میرود. در واقع وجه تمایز اصلی این دستگاههای بزرگ و دوستداشتنی با اسمارتفونها، در اندازه نمایشگرشان بود که حالا با تغییر نسبت ابعاد صفحه، جا برای افزایش اندازه نمایشگر باز و عرصه بر تبلتها تنگ شده است.
با تمام اینها، هنوز هم بسیاری از افراد از تبلتها برای خواندن کتاب، تماشای فیلم و انجام کارهای اداری استفاده میکنند و همچنان این گجتهای غول پیکر مشتریهای خودشان را دارند. این روزها نیز به دلیل شیوع ویروس کرونا، مدارس و دانشگاهها تعطیل شده و همه به سمت آموزشهای مجازی رفتهاند. بنابراین مدل استفاده از تبلتها هم تا حدی تغییر کرده و حالا شاهد تبلتهای دانشآموزی هستیم که برای شرکت در کلاسهای درس، گزینه بهتری از گوشیهای هوشمند هستند.
این مطلب را نیز مشاهده کنید: معرفی بهترین تبلتهای دانش آموزی برای آموزش غیر حضوری
این همه آسمان به رسیمان بافتیم که بگوییم، قصد بررسی تبلت اقتصادی هواوی را داریم تا شاید در این دوران سخت، بتواند عصای دست شما باشد. اگر میخواهید بدانید که بهترین تبلت میانرده ایران چه حرفی برای گفتن دارد، با آیتیرسان و بررسی تبلت مدیاپد تی 5 هواوی همراه باشید.
در همان نگاه نخست، متوجه میشوید که با یک تبلت جدید طرف نیستید! مدیاپد تی 5 در واقع بیش از دو سال از تولدش میگذرد و بنابراین نباید انتظار داشته باشید که زبان طراحی جدید و سبکهای خاص امروزی را در آن ببینید. البته این به معنی زشت بودن تبلت نیست؛ اتفاقا با یک تبلت شیک و جمع و جور طرف هستیم که شاید ظاهر آن تا حدی هم دلتان را ببرد!
حاشیههای اطراف نمایشگر خیلی نازک نیستند و با توجه به اینکه حالا چشممان به محصولات بدون حاشیه عادت کرده، شاید گمان کنید که این حاشیهها کمی در ذوق میزنند. اما در حالت کلی برای یک تبلت بزرگ و ۱۰ اینچی، وجود حاشیه حتی واجب هم هست و به شما کمک میکند تا بتوانید این گجت بزرگ را بهتر در دست بگیرید.
در زیر نمایشگر، لوگوی هواوی به چشم میخورد و در بخش بالایی آن شاهد یک دوربین سلفی هستیم تا بتوانید در این روزهای کرونایی، با دوستان خودتان چت تصویری داشته باشید. در سمت راست بدنه، کلید پاور و کلیدهای یکپارچه صدا قرار گرفتهاند و در سوی دیگر، شاهد بخشی برای بیرون آوردن خشاب سیمکارت و کارت حافظه، جک استاندارد صدا و پورت نام آشنای Micro USB هستیم. به زبان ساده، این دستگاه به پورت جدید USB Type-C مجهز نیست و برای شارژ کردن آن باید از همان شارژرهای قدیمی استفاده کنید. در زیر بدنه اصلی نیز دو اسپیکر تبلت قرار گرفتهاند تا بتوانند در هر حالتی صدا را به گوش شما برسانند.

محل قرارگیری کلیدهای سخت افزاری در تبلت مدیاپد تی 5 خیلی استاندارد نیست. اگر دستگاه را به صورت افقی در دست بگیرید، دسترسی به کلیدها کمی سخت است و اگر عمودی با تبلت کار کنید، دست راست شما مدام بر روی کلیدها قرار خواهد گرفت. بنابراین از این لحاظ میتوان یک نمره منفی برای هواوی ثبت کرد. با این حال، گوشههای اطراف بدنه کاملا گرد طراحی شدهاند و با توجه به وزن 460 گرمی و ضخامت 7.8 میلیمتری، کار با تبلت و در دست گرفتن آن سخت و طاقتفرسا نیست؛ یعنی از این لحاظ کاملا میتوان به مدیاپد جان نمره قبولی داد.
فریم دستگاه و بخش پشتی آن از آلومینیوم ساخته شده و کیفیت ساختش بسیار بالاست. در حدی که در همان لحظه نخست در دست گرفتن آن، متوجه این موضوع خواهید شد. استفاده از این متریال در ساخت دستگاه، کمک کرده تا مقاومت آن در برابر ضربات و به خصوص خط و خش بالا برود. البته همچنان تاحدی بدنه دستگاه مستعد جذب اثر انگشتان شماست؛ اما خب در این زمینه نسبت به محصولات شیشهای یک سر و گردن بالاتر است.
بخش پشتی دستگاه از دو قسمت کلی تشکیل شده و در بالای آن شاهد یک نوار با رنگی متمایز از بدنه هستیم که تک دوربین تبلت را در خود جای داده است. به صورت کلی، پشت تبلت صاف و یکدست نیست و در کنارهها کمی انحنا دارد تا علاوه بر افزایش زیبایی ظاهری، بتوانید راحتتر از این محصول استفاده کنید. همانطور که احتمالا متوجه شدهاید، خبری از حسگر تشخیص اثر انگشت در این مدل نبوده و از لحاظ امنیتی، تنها میتوانید بر روی قفل پترن، پینکد و قرار دادن پسورد، حساب باز کنید.
در حالت کلی، کار کردن با تبلت لذت بخش است اما خب با توجه به سایز آن، نباید انتظار داشته باشید که بتوانید با یک دست از آن بهره ببرید. هنگامی که تبلت را در دست میگیرید، همچون یک ماهی لیز نخواهد بود و استفاده از آن راحت است اما اگر آن را بر روی یک سطح صاف همچون میز قرار دهید، باید کمی بیشتر حواستان را جمع کنید؛ چرا که ممکن است با یک ضربه از سمتی به سمت دیگر برود و یا حتی یک سقوط آزاد را تجربه نماید!

مدیاپد تی 5 به یک نمایشگر 10.1 اینچی IPS LCD مجهز شده که از رزولوشن +Full HD با نسبت تصویر 16 به 10 برخوردار است. چنین نسبت تصویری موجب میشود تا هنگام تماشای محتواهای چندرسانهای، همچون فیلم و سریالها، مجبور باشید تا یک حاشیه نسبتا ضخیم و مشکی را در دو سمت تصویر تحمل کنید. موردی که شاید خیلی به مذاق طرفداران سینما خوش نیاید.
در هر اینچ از این نمایشگر، شاهد 224 پیکسل هستیم که از استانداردهای امروزی به دور است. اما خب برای یک تبلت با نمایشگر بزرگ و در رده پایین بازار، مقداری معقول به حساب میآید و حتی شاید بتوان آن را بهعنوان نقطه قوت مدیاپد تی 5 هم در نظر گرفت.
در نمایشگر این تبلت، با توجه به نوع پنل، عمق رنگ مشکی خیلی خوب به نمایش در نمیآید و رنگها هم خیلی جذاب و با غلظت بالا نیستند. اما در عمل مشکل خاصی با نمایشگر نخواهید داشت؛ هنگام وبگردی نوشتهها خوانا بوده و رنگها به واقعیت نزدیک هستند.
در بخش تنظیمات نمایشگر، میتوانید تا میزان گرمی و سردی رنگها را تغییر داده و حتی نور آبی مضر نمایشگر را هم فیلتر کنید؛ تا آسیب کمتری به چشمانتان برسد. یک گزینه نیز برای تغییر رزولوشن تصویر متناسب با محتوای به نمایش در آمده در نظر گرفته شده که مسلما کمک شایانی به شارژدهی دستگاه خواهد داشت. با فعال کردن این ویژگی، نمایشگر تبلت همیشه در حالت +Full HD نیست و در صورت نیاز، از حداکثر توان آن استفاده خواهد شد.
در نگاه از زوایا، نمایشگر دچار رنگ پریدگی قابل توجهی نخواهد شد؛ اما خب تصویر آن شادابی حالت نرمال را هم ندارد. البته میزان رفلکس صفحه بالاست و با کمی تغییر زاویه، احتمالا تمام محیط اطرافتان را در صفحه خواهید دید. این موضوع نشان میدهد که مدیاپد تی 5 خیلی برای کار در محیطهای بیرونی مناسب نخواهد بود.

سختافزار
بررسی تبلت مدیاپد تی 5 هواوی را با بخش سختافزار ادامه میدهیم؛ جایی که این کمپانی چینی از چیپست خانگی و نام آشنای کایرین 659 بهره گرفته است. این چیپست 64 بیتی شامل 8 هسته پردازشی ناقابل میشود؛ این هستهها همگی از نوع Cortex-A53 هستند، با این تفاوت که چهارتای آنها با فرکانس 1.7 و چهارتای دیگر با فرکانس 2.36 گیگاهرتز فعالیت میکنند.
کایرین 659 که با فناوری 16 نانومتری ساخته شده، تا 60 درصد پردازشهای بهتری نسبت به کایرین 620 داشته و از لحاظ گرافیکی نیز میتوانید تا دو برابر چیپ اشاره شده بر روی آن حساب کنید. به طور کلی نیز این چیپست 70 درصد کارایی بهتری خواهد داشت. البته نسبت به محصولات امروزی و خصوصا چیپستهای کوالکام، یک سر و گردن پایینتر است.
وظیفه پردازشهای گرافیکی بهعهده Mali-T830 قرار گرفته که با دو هسته میتواند پاسخگوی نیازهای شما باشد. به این مجموعه قدرتمند، میتوانید 3 گیگابایت رم (در برخی نسخهها از 2 گیگابایت رم استفاده شده است) را اضافه کنید تا به میانرده بودن این مدل پی ببرید. از لحاظ حافظه داخلی نیز مدیاپد عزیز ما در دو نسخه 32 و 16 گیگابایتی عرضه میشود که البته با وجود درگاه کارت حافظه، میتوانید تا 256 گیگابایت دیگر به این میزان بیفزایید و مشکلی بابت ذخیره سازی نداشته باشید.
نسخهای که در اختیار ما قرار گرفته، مجهز به رم 3 و حافظه داخلی 32 گیگابایتی است که از این میزان بیش از 21 گیگابایت آن برای استفاده در اختیار شما قرار گرفته و باقی آن را خود دستگاه نوش جان کرده است.
تبلت مدیاپد تی 5 در تست AnTuTu 8 توانست تا امتیاز 89013 را بدست آورد که نشان میدهد با یک تبلت معمولی طرف هستیم. اما در عمل این دستگاه از پس اکثر کارهای روزمره شما برخواهد آمد. هنگ و یا کندی خاصی هنگام گشت و گذار در منوها دیده نمیشود و به راحتی میتوانید با اسناد آفیس کار کنید، شبکههای اجتماعی را چک نمایید و یا به وبگردی بپردازید.
اگر از جمله علاقهمندان به دنیای بازی هستید، باید بگوییم که این تبلت برای شما ساخته نشده است. گیمرها میتوانند بازیهای متوسط و سرگرمکننده را بر روی این دستگاه نصب کنند اما انتظار اجرای باکیفیت بازیهای گرافیکی همچون پابجی و فورتنایت را نداشته باشید. هنگام بررسی تبلت مدیاپد تی 5 متوجه شدیم که با بالارفتن هیجان بازی، دمای تبلت هم بالا میرود که البته برای یک محصول در این سطح خیلی هم چیز عجیبی نیست.

تبلتها با توجه به اندازه بزرگشان، خیلی برای عکاسی و یا فیلمبرداری مناسب نیستند. بنابراین چیز خیلی عجیبی نیست که بگوییم مدیاپد تی 5 از یک دوربین معمولی و 5 مگاپیکسلی بهره میبرد. این دوربین با گشودگی دیافراگم f/2.4 و فوکوس خودکار یک نمونه کاملا ساده است و نباید انتظار زیادی از آن داشت. هواوی حتی برای آن از فلاش هم استفاده نکرده تا به شما بگوید که قرار نیست بهترین تصاویر دنیا را با تبلت بگیرید!
در بخش نرمافزاری هم شاهد قابلیت خاص و عجیب و غریبی نیستیم. شما میتوانید تصاویر پانوراما بگیرید و یا از فیلترهای خاصی بر روی عکس استفاده کنید تا حال و هوای تصویر را تغییر دهید. هواوی امکان تصویربرداری HDR، عکاسی خودکار با تشخیص لبخند و دنبال کردن سوژه را برای این دوربین در نظر گرفته تا خیلی هم با یک رابط کاربری خشک و خالی طرف نباشید.

تصاویر گرفته شده با این دوربین در نور کافی برای تبلتی در این سطح، نسبتا مناسب هستند اما با کم شدن نور محیط تقریبا چیزی به جز نویز نصیبتان نخواهد شد. رنگها خیلی خوب ثبت نمیشوند و کیفیت تصاویر در نهایت اصلا راضی کننده نیست.
در حالت فیلمبرداری نیز میتوانید بهصورت فولاچدی و با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه از این دوربین بهره بگیرید. صدا نسبتا خوب ضبط میشود اما لرزشهای دوربین و نویز فراوان چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. در حالت کلی این دستگاه اصلا برای عکاسی و فیلمبرداری مناسب نبوده و نباید انتظار زیادی از آن داشته باشید.

برای یک تبلت، دوربین سلفی از اصلی، اهمیت بسیار بیشتری دارد. چرا که بعید است شما با چنین دستگاه بزرگی عکاسی کنید اما احتمال آنکه بخواهید با یک تبلت، چت تصویری برقرار کنید، بالاست. هواوی برای دوربین سلفی از یک نمونه 2 مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f/2.4 بهره گرفته که تصاویر باکیفیتتری نسبت به دوربین اصلی ثبت میکند. از لحاظ فیلمبرداری نیز میتوان با این دوربین به صورت HD فیلم بگیرید.
بهصورت کلی دوربین سلفی نیازهای شما را در حد و اندازه برقراری یک چت تصویری قابل قبول برطرف میسازد و میتوانید از مدیاپد تی 5 برای این کار استفاده نمایید.

به واسطه تحریمهای آمریکا، این روزها محصولات هواوی با مشکلات فراوانی مواجه شدهاند و اکثرا بدون گوگل و سرویسهای خوب آن عرضه میشوند. خوشبختانه کار ساخت و عرضه تبلت مدیاپد تی 5 پیش از اعمال تحریمها به اتمام رسیده و بنابراین شما میتوانید بدون مشکل از گوگل و مزایای بیشمارش استفاده کنید.
این تبلت با اندروید 8 و رابط کاربری اختصاصی EMUI 8 هواوی راهی بازار شده است و خبری هم از نسخه جدید اندروید برای آن نیست. با توجه به زمانی که از معرفی آن گذشته، احتمالا دیگر نباید منتظر آپدیتهای جدید و بهروزرسانی رابط کاربری باشید.
حالت اصلی صفحه را میتوانید متناسب با سلیقه خودتان بهصورت استاندارد و یا همراه با اپدراور (منو اضافی برنامهها) داشته باشید. مورد خاص و عجیبی برای این بخش در نظر گرفته نشده است. شما به اپ استور هواوی با نام اپ گالری دسترسی دارید و میتوانید اپلیکیشنها و بازیهایتان را از آنجا دانلود کنید و یا از طریق بخش تمها، ظاهر کلی رابط کاربری را تغییر دهید.
بهصورت پیشفرض اپلیکیشنهای آفیس مایکروسافت، نظیر ورد، پاورپوینت و اکسل بر روی تبلت نصب شده تا نگرانی بابت کار با اسناد آفیس نداشته باشید. چند بازی از پیش نصب شده و بخش Notes برای یادداشت برداری، سایر ویژگیهای نرمافزاری این تبلت را تشکیل میدهند.
منو نوتیفیکیشنها به صورت تک بخشی است و همچون برخی از تبلتهای بازار شامل دو قسمت مجزا نمیشود. با این حال اگر پیشتر با محصولات هواوی کار کرده باشید، هیچ چیز جدید و جالبی نخواهید دید و همه چیز حتی طراحی آیکونها نیز دقیقا شبیه به سایر محصولات این برند است. البته با توجه به استفاده از سیمکارت، شما میتوانید از این تبلت همچون یک تلفنهمراه هم استفاده کنید و با آن به دوستانتان زنگ بزنید.

یکی از بخشهای مهم برای یک تبلت ۱۰ اینچی، اسپیکر آن است. چرا که چنین نمایشگر بزرگی جان میدهد برای فیلم دیدن! هواوی تبلت خودش را به دو اسپیکر مجهز کرده تا از صدای استریو و باکیفیت آن لذت ببرید.
بلندی صدا در حد مطلوبی بوده و کیفیت آن نیز در حد و اندازههای خودش قابل ستایش است. البته جا داشت کمی بِیس صدا هم افزایش مییافت؛ اما اگر بخواهید با این تبلت فیلم ببینید، از لحاظ شنیدن صداها و بهطور کلی موسیقی، مشکلی با آن نخواهید داشت. محل قرارگیری هر دو اسپیکر مناسب بوده و تقریبا در هر حالتی که از تبلت استفاده کنید، چیزی مانع از خروج صدا نخواهد شد.
با وجود جک استاندارد صدا، میتوانید خیلی راحت هدفون را به تبلت زده و از شنیدن موسیقی لذت ببرید. البته خروجی صدا در هدفون خیلی بالا نیست اما از لحاظ بلندی و کیفیت، کاملا راضی کننده خواهد بود. با این حال هواوی همراه با این تبلت، حتی یک هدفون خشک و خالی را هم عرضه نمیکند تا مجبور باشید از هدفونهای خودتان استفاده کنید.

به انتهای بررسی مدیاپد تی 5 رسیدیم، جایی که قرار است از باتری آن سخن بگوییم! این تبلت از یک باتری لیتیوم یونی 5100 میلی آمپر ساعتی استفاده میکند که خب مطابق انتظار، توسط کاربر قابل تعویض نیست.
در یک استفاده معمولی میتوانید تا ۲ روز را از این بچه غول هواوی استفاده کنید و نیازی به شارژ نداشته باشید. چراغ اعلانها که در زمان اتصال به شارژر روشن میشود، در محل خیلی مناسبی نیست و به نوعی شکل کلی تبلت را بهم میریزد اما خب بودنش بهتر از نبودنش خواهد بود!
مشکل اصلی در این بخش، به سرعت پایین شارژ دستگاه باز میگردد. تقریبا برای فول شارژ کردن این تبلت هواوی به چیزی بیش از ۳ ساعت زمان نیاز دارید که کمی دور از استانداردهای امروزی است و مسلما حوصلهسربر خواهد شد!

کلام آخر در بررسی تبلت مدیاپد تی 5 هواوی
به بخش آخر بررسی تبلت مدیاپد تی 5 هواوی رسیدم. این مدل یک محصول میانرده و باکیفیت است که میتواند نیازهای روزمره شما را برطرف سازد. میتوانید با استفاده از این محصول، خیلی راحت کارهای دانشگاهی و دانشآموزی خودتان را در دوران کرونا انجام دهید و یا با آن فیلم ببینید و وبگردی کنید. بهصورت کلی این دستگاه چیز خاص و منحصر به فردی را به شما ارائه نخواهد داد اما تمام چیزی را که از یک تبلت میانرده نیاز دارید، در اختیارتان قرار میدهد.
قیمت این دستگاه بهصورت رجیستر شده و با گارانتی ۱۸ ماهه مدیاپردازش در حدود ۵ میلیون ۹۰۰ هزار تومان (مهرماه ۹۹) است که با توجه به وضعیت اقتصادی این روزهای ایران، دستگاهی مقرون به صرفه به شمار میرود.
نقاط قوت:
نقاط ضعف:
نوشته بررسی تبلت هواوی مدیاپد T5: تبلت دانشآموزی! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

اگر به دنبال خرید یک اسپیکر پرتابل با کیفیت میگردید، با بررسی اسپیکر بلوتوثی TS 2315 تسکو همراه ما باشید.
زمانی که به بازار موبایل یا فروشگاههای خرید قطعات رایانهای سر بزنید، خواهید دید که اسپیکرهای بلوتوثی یکی از پرفروشترین محصولات بازار لوازم جانبی موبایل و کامپیوتر هستند. دلیل محبوبیت اسپیکرهای بلوتوثی، ساده است. این دستگاهها قابل حمل هستند و میتوانند تمامی آهنگها، کتابهای صوتی و به طور کلی تمامی فایلهای صوتی مورد نظر شما را با کیفیت بالا پخش کنند.
اسپیکر بلوتوثی در مسافرتها، گشت و گذار و دورهمیها بیشترین استفاده را دارد، هر جایی که نیاز به موسیقی داشتید و سیستم پخش موسیقی دم دستتان نبود، با یک اسپیکر بلوتوث میتوانید به موسیقی گوش بدهید. برای استفاده از اسپیکر بلوتوث، تنها کافیست با اتصال بلوتوث یا کابل AUX اسپیکر را به موبایل خود وصل کرده و آهنگهای مورد نظر خود را پخش کنید.
این روزها خیلی از خانوادهها به جای خرید دستگاههای پخش گران قیمت یا ساندبار، به سراغ خرید اسپیکرهای بلوتوثی میروند تا علاوه بر هزینه کمتر، از دیگر قابلیتهای آن مانند اتصال به گوشی یا قابل حمل بودن نیز بهره ببرند.
تسکو به عنوان یکی از برترین شرکتهای بازار لوازم جانبی موبایل و کامپیوتر ایران، محصولات متنوع و جذابی را در دستههای مختلف به فروش میرساند. اسپیکرهای بلوتوثی تسکو یکی از پرطرفدارترین تولیدات این شرکت محسوب میشوند که دلیل آن کیفیت بالا، طراحی جذاب و قیمت مناسب نسبت به برندهای خارجی بازار است.
تسکو اسپیکرهای بلوتوثی متنوعی را به بازار عرضه کرده که با طراحی، کیفیت و قیمتهای مختلف، انتخاب طیف گستردهای از خریداران هستند. اما محصول جدید این شرکت یک اسپیکر جذاب و قدرتمند و با کیفیت صدای عالی است که قیمت نسبتا بالایی دارد و برای خریدارانی که به دنبال خرید یک اسپیکر بلوتوثی گران قیمت و با کیفیت میگردند، مناسب است.
این مطلب را نیز مشاهده کنید: بررسی اسپیکر تسکو TS 2325: اسپیکر قابل حمل با طراحی خاص!

اسپیکر پرتابل TS 2315 تسکو یک محصول جذاب، همه کاره و تقریبا بینقص است. این اسپیکر برای پخش موسیقی علاوه بر اتصال بلوتوث، از فلش USB، کارت حافظه و اتصال کابل AUX نیز پشتیبانی میکند تا نه تنها یک اسپیکر بلوتوث بلکه یک اسپیکر پرتابل کامل باشد.
اسپیکر TS 2315 تسکو ظاهر شکیل و زیبایی دارد و شبیه به یک ساندبار طراحی شده است. همچنین ساعت دیجیتالی این اسپیکر علاوه بر نشان دادن زمان، دارای تنظیم آلارم هم بوده تا این محصول هم به عنوان یک ساعت رومیزی و هم به عنوان یک اسپیکر پرتابل با کیفیت قابل استفاده باشد.
از همان ابتدا که اسپیکر بلوتوثی تسکو TS 2315 به دستتان میرسد، متوجه خواهید شد که با یک محصول مرغوب و با دوام طرف هستید. طراحی مستطیلی زیبا و یکپارچه این اسپیکر، در کنار کیفیت بالای بدنه، حس خوبی به شما خواهد داد. تسکو اسپیکر TS 2315 را شبیه به ساندبار طراحی کرده و از این نظر میتوان آن را در میز تلویزیون یا دکور خانه استفاده کرد.
اسپیکر TS 2315 تسکو 38.5 سانتیمتر طول دارد، عرض و ارتفاع آن به ترتیب 5 و 6 سانتیمتر است. وزن این اسپیکر کمی بیش از نیم کیلو اندازهگیری شده که البته با این وجود به راحتی میتوان این آن را حمل کرد. در قسمت جلویی اسپیکر، یک صفحه نمایش LED قرار گرفته که ساعت، حالت اسپیکر و مقدار شارژ را نشان میدهد؛ در دو سمت نمایشگر نیز خروجیهای صدا دیده میشوند. در قسمت بالای اسپیکر دکمههای پاور، پخش/توقف، افزایش صدا، کاهش صدا و کنترل ساعت جای گرفتهاند. لوگو تسکو نیز در قسمت پایینی دکمهها نمایان است.
این مطلب را نیز مشاهده کنید: بررسی اسپیکر بلوتوث تسکو مدل TS 1900: چمدان سخنگو!
اسپیکر بر روی دو پایه یک و نیم سانتی مستحکم قرار دارد، در قسمت زیرین پایهها از فوم مشکی استفاده شده تا زمانی که اسپیکر را بر روی سطوح صاف میگذارید، از لغزش آن جلوگیری شود. پشت اسپیکر نیز درگاه کارت حافظه، ورودی USB، جک 3.5 میلیمتری برای استفاده از کابل AUX و درگاه شارژ دستگاه قرار دارند. این اسپیکر در دو رنگ مشکی و نقرهای طراحی شده است که رنگ نقرهای قیمت بیشتری دارد.
کیفیت صدای بالا، مهمترین وظیفه یک دستگاه پخش موسیقی است. اسپیکر TS 2315 تسکو، موسیقی را شفاف، بدون نویز و واضح پخش میکند. همچنین عمق صدای موسیقی در این اسپیکر بسیار بالا بوده و حتی در هنگامی که اسپیکر در مقابل شما قرار دارد، احساس میکنید که موسیقی از فاصله دورتر و با وضوح بالا پخش میشود.
وضوح صدای 75 دسیبل و دامنه فرکانس 20 تا 100 کیلوهرتز موجب شده تا بلندی صدای اسپیکر قابل توجه باشد، این اسپیکر برای یک اتاق 60 تا 70 متری مناسب است، البته حداکثر صدای آن برای یک محل بزرگتر نیز کفایت میکند. با اسپیکر TS 2315 در هنگام گوش دادن به موسیقی تمام اصوات و آلات موسیقی را به تفکیک، درک خواهید کرد، البته این موضوع به کیفیت فایل موسیقی نیز بستگی دارد.

باس اسپیکر برای گوش دادن به موسیقیهای پرهیجان مناسب است و کیفیت صدا را پایین نمیآورد، با توجه به کیفیت و نوع طراحی اسپیکر، گوش دادن به کتاب صوتی نیز با این دستگاه لذت بخش خواهد بود، میتوانید اسپیکر را در قفسه کتاب یا دکور اتاق خود قرار دهید و کتاب صوتی را پلی کنید.
یکی از ویژگیهای مهم اسپیکر بلوتوثی تسکو TS 2315 آن است که حتی در نقطه اوج صدا، کیفیت و وضوح پخش موسیقی کاهش پیدا نمیکند. اگر دو مدل از این اسپیکر داشته باشید، میتوانید در حالت بلوتوث هر دو دستگاهها را به هم متصل کرده و به صورت همزمان از آنها استفاده کنید. در بررسیهای ما، تجربه اتصال همزمان دو اسپیکر در دو طرف اتاق بسیار لذت بخش بود.
اتصال بلوتوث به تلفن همراه، راحتترین راه برای استفاده از اسپیکر پرتابل تسکو است. این مدل از بلوتوث نسخه 5 بهره میبرد که تا 10 متر بُرد دارد. زمانی که اسپیکر روشن میشود، بر روی حالت اسپیکر قرار دارد، به همین دلیل بعد از یک بار اتصال بلوتوث، از دفعه دوم تنها کافیست دستگاه را روشن کرده و موسیقی را از گوشی پلی کنید. در زمان اتصال بلوتوث، میتوانید به تماسهای خود نیز پاسخ دهید، با فشردن دکمه پخش/توقف، تماس پاسخ داده خواهد شد و صدای خروجی از اسپیکر پخش میشود.
با اتصال کابل AUX که درون خود جعبه اسپیکر قرار داده شده نیز میتوان به آسانی از تلفن هوشمند موسیقی را انتخاب و پخش کرد. البته آپشنهای دیگر مانند کارت حافظه و درایو USB نیز خواهید داشت. میتوانید یک کارت حافظه اختصاصی برای اسپیکر گرفته و تمام فایلهای صوتی خود را بر روی آن بریزید و به دستگاه بزنید تا با هر بار روشن شدن دستگاه، فایلهای شما پخش شوند. به همین روش میتوان از فلش USB برای پخش آهنگ استفاده کرد.
از طرفی این اسپیکر به یک ساعت دیجیتال نیز مجهز شده که قابلیت ست کردن آلارم را نیز دارد. از این اسپیکر میتوانید به عنوان ساعت در طول شبانه روز استفاده کنید.

این مطلب را نیز مشاهده کنید: بررسی دانگل بلوتوث تسکو BT 102: مدرن باش!
در این اسپیکر از یک باتری لیتیومی با ظرفیت 2 هزار و 200 میلیآمپر ساعت استفاده شده است که طی 2.5 ساعت شارژ میشود و به طور میانگین بیش از 10 ساعت موسیقی با صدای نسبتا بلند پخش میکند. البته استفاده از حالتهای غیر از اتصال بلوتوث، همچنین پخش موسیقی با صدای کم نیز باعث افزایش مدت زمان کارکرد دستگاه میشود. توان اسمی دستگاه نیز 650 وات است.
اگر به طور متوسط روزی 2 یا 3 ساعت به موسیقی گوش میدهید، تقریبا هر 4-5 روز یک بار نیاز به شارژ کردن اسپیکر خواهید داشت. حالت استندبای دستگاه نیز 72 ساعت است. نور صفحه نمایشگر در سه حالت روشنایی قابل تنظیم است که برای کاهش مصرف باتری، میتوانید آن را بر روی پایینترین حالت بگذارید.
اسپیکر بلوتوثی تسکو TS 2315 توانایی پخش موسیقی با کیفیت، شفاف، با صدای بلند و عمق بالا را دارد. به جرات میتوان گفت این اسپیکر چیزی از برندهای خارجی بازار کم ندارد و میان مدلهای مشابه، یک محصول شاخص است.
به طور کلی، اسپیکر TS 2315 تسکو در دسته اسپیکرهای بلوتوث ارزان قیمت قرار نمیگیرد، این دستگاه با امکانات و ویژگیهای مختلف خود مانند نمایشگر LED ساعت، بیشتر به عنوان یک اسپیکر شکیل در دکور اتاق شما کاربرد دارد. البته که این دستگاه قابل حمل است و در خودرو، سفر و هر مکان دیگری میتوان از آن استفاده کرد؛ اما زمانی که به خانه برمیگردید، میتوانید از آن به عنوان یک عضو ثابت بر روی میز، قفسه کتاب یا دکور اتاق خود استفاده کنید.
نقاط قوت:
نقات ضعف:
نوشته بررسی اسپیکر بلوتوثی تسکو TS 2315: وضوح بالا، باتری قدرتمند و طراحی شکیل! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

فیلیمو، یکی از سرویسهای VoD اصلی کشور، چندی پیش تیویباکس اختصاصی خود بهنام فیلیموباکس را رونمایی کرد که درادامه، آن را بررسی خواهیم کرد.

بررسی اسپیکر تسکو TS 2325 محصول با کیفیت ایرانی، با ظاهری شیک و زیبا، دولام بالا و صدای عالی.
اسپیکرهای قابل حمل، ساخته شدهاند تا از لذت موسیقی در هیچ مکان و شرایطی بیبهره نباشیم. دلیل محبوبیت اسپیکرهای پرتابل یا همان قابل حمل نیز همین نکته است، این دستگاهها در ابعاد کوچک تولید شدهاند تا موسیقی بدون محدودیت مکانی نواخته شود. کنار دریا، در جنگل، بر فراز قله کوه یا هرجای دیگر، اگر حال و هوای شنیدن به یک موسیقی آرامش بخش را داشتید، کافیست تا اسپیکر پرتابل خود را روشن کنید و از موسیقی لذت ببرید.
اسپیکرهای پرتابل در اندازههای کوچک، وزن سبک و باتری با ظرفیت بالا تولید میشوند تا حمل و نقل آنها آسان بوده و برای مدت طولانی بدون نیاز به اتصال برق، موسیقی پخش کنند. ویژگی برتر اسپیکرهای پرتابل نسبت به تلفن همراه یا ابزارهای دیگر، پخش موسیقی با کیفیت، حجم و صدای بالاست.
شرکت تسکو به عنوان یکی از برترین برندهای ایرانی در حوزه لوازم جانبی موبایل و کامپیوتر، محصولات مختلفی در بخش صوت و موسیقی از جمله هدفون، ایرباد و اسپیکر پرتابل را تولید و روانه بازار میکند. تسکو برندی قابل احترام است، این شرکت به کیفیت محصولات خود توجه ویژهای دارد و از نظر دوام، کارکرد و قیمت، رقیبی جدی برای برندهای محبوب خارجی محسوب میشود.

اسپیکر پرتابل TS 2325 یکی از محصولات جذاب، متفاوت و با کیفیت تسکو به شمار میرود که علاوه بر ظاهری زیبا، قدرت پخش موسیقی با کیفیت مطلوب و حجم صدای زیادی دارد و میتواند نیاز طرفداران موسیقی را برطرف سازد.
این محصول با نام کامل Wooden Motorcycle Speaker TS2325 علاوه بر یک کالای دکوری شیک، یک پخش کننده موسیقی با امکانات متنوع است.
این مطلب را نیز مشاهده کنید: بررسی اختصاصی اندروید باکس تسکو TAB100: در سرگرمی غرق شو!
اسپیکر پرتابل TS 2325 از نظر ظاهری تفاوت زیادی با محصولات مشابه در بازار دارد، تسکو برای طراحی این اسپیکر، به جای پیروی از طرحهای ساده، تک رنگ و تکراری، با ایدهای خلاقانه طرحی شیک به شکل یک موتور چوبی را در نظر گرفته تا اسپیکر TS 2325 را به یک عضو ثابت از دکور خانه یا محل کار شما تبدیل کند.
در نگاه اول، حتی زمانی که این محصول را در دست گرفتهاید، متوجه نخواهید شد که با یک اسپیکر پرتابل طرف هستید. حتی دکمههای اسپیکر با طرحی خاص بر روی باک موتور طراحی شدهاند و و خدشهای به ظاهر اسپیکر وارد نمیکنند.
اما با کمی کنجکاوی، لوگو تسکو در یک سمت محصول و پورتهای قرار گرفته در سمت دیگر موتور، هویت واقعی آن را فاش میسازد. جنس بدنه موتور از پلاستیک مستحکم با روکش چوبی تولید شده که علاوه بر زیبایی، دوام بالایی دارد و زمانی که اسپیکر را در دست میگیرید، مرغوبیت آن، شما را غافلگیر خواهد کرد.
طول این اسپیکر 28 سانتیتر و ارتفاع آن در قسمت فرمان 15 سانتیمتر است، بنابراین با محصول کوچکی طرف نیستید.

تسکو در طراحی بخشهایی از بدنه موتور مانند فرمان، چراغ و اگزوز از پلاستیک مشکی رنگ استفاده کرده تا محصول از حالت تک رنگ خارج شود. خروجی اسپیکر در قسمت چرخ عقب موتور قرار داده شده و هنگامی که محصول را در دست میگیرید، متوجه سنگینی این بخش خواهید شد.
در سمت دیگر موتور، پورت USB، ورودی شارژر، ورودی کارت حافظه، چراغ نمایشگر و جک 3.5 میلیمتری دیده میشود که در قسمت پایینی موتور و در یک راستا قرار گرفتهاند. در بخش زیرین موتور نیز نام سری، لوگو و اطلاعات آن درج شده، همچنین یک روکش پلاستیکی کوچک در قسمت زیر چرخ عقب قرار دارد تا از سر خوردن اسپیکر بر روی سطوح صاف جلوگیری کند.
این مطلب را نیز مشاهده کنید: بررسی اسپیکر دسکتاپ تسکو TS 2187: صدا را احساس کن!
این اسپیکر تقریبا 500 گرم وزن دارد که با توجه به کیفیت بدنه و طراحی متفاوت آن، وزن زیادی محسوب نمیشود. قسمتهای ظریف و حساس مانند فرمان و جک موتور که حکم پایه نگهدارنده آن را دارد، از پلاستیک نرم ساخته شدهاند. این نوع طراحی موجب شده تا این دو بخش حتی بر اثر برخورد شدید هم دچار شکستگی نشوند، اتفاقی که برای بخشهای ظریف در محصولات دکوری زیاد رخ میدهد و نمای ظاهری محصول را خراب میکند.
این اسپیکر در قالب یک موتور چوبی تقریبا بر روی هر سطحی میایستد و مشکل خاصی از بابت تعادل ندارد، البته به دلیل نرم بودن پلاستیک پایه شاید بر اثر یک لرزش نسبتا قوی اسپیکر واژگون شود، اما پلاستیک پایه از کیفیت خوبی برخوردار است و نرم بودن آن به معنای عدم توانایی در نگهداری موتور به حالت ایستاده نیست.
نقطه اوج صدای اسپیکر تسکو TS 2325 درخور توجه است. البته به پای اسپیکرهای پرتابل گران قیمت بازار نمیرسد اما برای مثال نقطه اوج آن برای یک اتاق 50 متری یا شاید بزرگتر کافی است.
وضوح صدای 80 دسیبل و دامنه فرکانس 150 تا 20 کیلوهرتز از مشخصات برجسته اسپیکر تسکو است. با بالا رفتن صدای اسپیکر، شاهد افت کیفیت صدا نیستیم البته تنها هنگامی که به اوج صدای اسپیکر میرسید، کیفیت پخش کاهش پیدا میکند. برد صدای بلندگو نزدیک به 10 متر است که در نقطه اوج اسپیکر، این فاصله بیشتر نیز میشود اما خب همچون اکثر محصولات بازار، انتظار کیفیت خیلی بالایی در این حالت نداشته باشید.
کیفیت صدای اسپیکر TS 2325 قابل قبول است، پخش انواع موسیقی در این اسپیکر لذت بخش بوده و سعی میکند تا علاوه بر دادن ظاهر زیبا به اتاق، صدای خوبی نیز روانه گوشهایتان کند.

بر روی باک موتور، چهار دکمه پاور، پلی، ترک بعدی و ترک قبلی دیده میشود. دکمه پاور تنها برای روشن و خاموش کردن دستگاه است و این حالت با اعلام راهنمای صوتی مشخص میشود. دکمه پلی، برای توقف و اجرای موسیقی کاربرد دارد، همچنین با نگه داشتن این دکمه، حالتهای مختلف دستگاه مانند حالت بلوتوث تغییر میکند.
این مطلب را نیز مشاهده کنید: بررسی دانگل بلوتوث تسکو BT 102: مدرن باش!
برای رفتن به موسیقی بعدی باید از دکمه ترک بعدی و برای رفتن به موسیقی قبلی از دکمه ترک قبلی استفاده کرد. البته این دو دکمه کار کنترل بلندی صدا را نیز انجام میدهند، با نگه داشتن دکمه ترک بعدی، صدا افزایش و با نگه داشتن دکمه ترک قبلی، صدا کاهش پیدا میکند.
یکی از مزیتهای اسپیکر تسکو TS 2325 آن است با روشهای متنوعی میتوان موسیقی را در آن پخش کرد. اگر آهنگهای شما در تلفن همراه قرار دارد، میتوانید با اتصال بلوتوث یا کابل AUX موسیقی را در این اسپیکر پخش کنید. همچنین میتوان فایل موسیقی را درون کارت حافظه انتقال داد و خود کارت حافظه را وارد دستگاه کرد. با وجود پورت USB نیز امکان اتصال به فلش فراهم است.
حالت پیشفرض اسپیکر تسکو TS 2325 اتصال بلوتوث است، با فشردن دکمه پاور، اسپیکر روشن شده و چراغ نمایشگر به حالت چشکزن در میآید. در این حالت با اعلام راهنمای صوتی اسپیکر، متوجه میشوید که بلوتوث مود روشن است. در این حال تنها کافیست بلوتوث تلفن همراه خود را روشن کرده و به اسپیکر متصل شوید.
این اسپیکر از بلوتوث ورژن 5 بهره میبرد، در حالت بلوتوث، علاوه بر پخش موسیقی، میتوانید به تماس تلفنی خود نیز پاسخ دهید، برای پاسخ یا خاتمه تماس، لازم است دکمه پلی را بفشارید. همچنین با دو بار فشردن دکمه پلی، تماس با آخرین شماره در قسمت تماسها برقرار میشود.
رفتن بر روی حالت کابل AUX، کارت حافظه و USB درایو نیز به آسانی و تنها با استفاده از درگاههای مربوطه امکان پذیر است، البته کیفیت صدای خروجی در هر حالت کمی متفاوت است و مثلا پخش صدا از طریق کابل، کیفیت بیشتری نسبت به اتصال بلوتوث دارد.
یک نکته جالب و کابردی آن است که هنگامی که هرکدام از اتصالها قطع میشوند، در صورت اتصال مجدد، ادامه موسیقی پخش شده و مانند برخی از اسپیکرها، آهنگها مجددا از ابتدا پخش نمیشود.

زمانی که اسپیکر تسکو TS 2325 به دستتان میرسد، بهتر است برای کامل شدن ظرفیت باتری، آن را به شارژر متصل کنید، البته اگر این کار را انجام ندهید به مدت 2-3 ساعت میتوانید از دستگاه استفاده کنید. مدت شارژ شدن دستگاه تقریبا 3 ساعت است، بعد از شارژ، حدود 8 ساعت دستگاه کار خواهد کرد، البته این ساعت به بلندی صدا و نوع حالت مورد استفاده وابسته است. مثلا اتصال بلوتوث شارژ بیشتری نسبت به حالت USB درایو یا کارت حافظه مصرف میکند. در حالت استندبای نیز طبق گفته سازنده، این دستگاه 22 ساعت روشن خواهد بود.
تسکو در این اسپیکر از باتری لیتیومپلیمری با ظرفیت هزار و پانصد میلیآمپرساعت استفاده کرده که توان اسمی آن 350 وات است.
این مطلب را نیز مشاهده کنید: بررسی اسپیکر بلوتوث تسکو مدل TS 1900: چمدان سخنگو!
اسپیکر تسکو TS 2325، یک محصول زیبا، باکیفیت و کارآمد است. زمانی که با این اسپیکر کاری ندارید، میتوانید از آن به عنوان یک قطعه دکوری استفاده کنید. با توجه به طراحی و نوع ساخت اسپیکر TS 2325 خیلی مناسب حمل در کیف یا چمدان نخواهد بود و بیشتر برای استفاده در یک جای ثابت کاربرد دارد. اگر به دنبال اسپیکری قابل حمل با این مشخصات هستید، قطعا اسپیکر TS 2325 انتخاب خوبی برای شما است. حتی میتوانید از طریق کابل آن را به سیستم خودتان متصل کرده تا هم ظاهر میز کارتان را زیبا کنید و هم از صدای خوب آن بهره ببرید!
نقاط قوت
کیفیت ساخت بسیار خوب
طراحی زیبا و چشمنواز
وجود حالتهای مختلف برای پخش موسیقی
بلندی و کیفیت صدای قابل قبول
شارژدهی مطلوب
نقاط ضعف
قابلیت حمل پایین با توجه به ظاهر خاص
نوشته بررسی اسپیکر تسکو TS 2325: اسپیکر قابل حمل با طراحی خاص! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بررسی گلکسی نوت 20 اولترا سامسونگ، اسمارتفونی محبوب و جذاب از سری محصولات قلم به دست کهکشانی!
سری نوت سامسونگ همیشه در کانون توجه قرار داشته و شاید بتوان آن را پرحاشیهترین محصول بازار دانست. به محض تولد، استیو جابز خدا بیامرز به آن حملهور شد، نسل ششم آن اصلا به دنیا نیامد و چند سال پیش هم که آنقدر آتش به پا کرد تا ورودش حتی به هواپیماها هم ممنوع شود! حالا هم طبق اخبار منتشر شده، شاید به روزهای آخر عمرش رسیده باشد و شاهد آخرین گلکسی نوت دنیا باشیم!
با همه اینها، گلکسی نوت، همیشه یک کهکشانی بوده و در این دنیای نامرد که به هیچ کمپانی وفا نکرد، با این همه حاشیه همچنان میدرخشد. تصورش را بکنید که کمپانیهای بزرگی همچون سونی، اچتیسی و الجی مدتی میشود که سرشان در لاک خودشان است و کاری به کار کسی ندارند اما تنور سامسونگ هنوز هم داغ داغ است!
طبق معمول، این همه آسمان به رسیمان بافتیم که بگوییم با یک گوشی سرسخت طرف هستید! مسلما گذشتن از وسط همه این سختیها از نوت 20 اولترا یک ابرقهرمان ساخته است.
اگر میخواهید بدانید که کهکشانی جدید سامسونگ همان چیزی است که فکرش را میکردید یا خیر، با آیتیرسان و بررسی گلکسی نوت 20 اولترا همراه باشید.
پیش از هر چیز ابتدا میتوانید با مشاهده ویدئو یک دقیقهای زیر، خیلی سریع محتویات جعبه گوشی را ببینید و نگاهی به قابلیتهای اصلی نوت 20 اولترا داشته باشید:
معمولا سری نوت سامسونگ از لحاظ طراحی، شباهت بسیار زیادی به سری S این کمپانی دارد. در واقع سامسونگ هر سال یک زبان طراحی جدید را برای پرچمدارش انتخاب میکند و پس از 6 ماه همان را در سری نوت نیز بکار میگیرد. بنابراین ظاهر نوت هر سال نسبت به نسل قبلی خودش تغییر کرده اما نسبت به پرچمدار سری S سامسونگ بدون تغییر قابل توجهی باقی میماند. اما نوت 20 اولترا کمی این فرمول کلی را تغییر داده و نسبت به گلکسی S20 اولترا تفاوتهای قابل توجهی دارد.

این گوشی در نگاه نخست، شبیه به محصولات بالارده سامسونگ است. با اینکه برادر کوچکترش با نمایشگر تخت عرضه شده اما این اولترای عزیز، همچون سایر محصولات بالارده کرهایها خمیده بوده و در واقع از دو طرف نمایشگر حاشیه خاصی ندارد.
با حذف حاشیهها از بالا و پایین و جا دادن دوربین سلفی درست در بالا و مرکز صفحه نمایش، عملا با دستگاهی طرف هستیم که بهترین استفاده را از فضاها کرده است. بنابراین اگر در جدول مشخصات گلکسی نوت 20 اولترا به میزانی بیش از 91 درصد برای نسبت نمایشگر به بدنه رسیدید، انگشت به دهان نمانید.
در نگاه نخست، یک محصول باکلاس را میبینید که از لحاظ ابعاد، بیشتر شبیه به یک تبلت کوچک است تا یک گوشی بزرگ! وقتی برای اولین بار گوشی را در دست میگیرید، کاملا متوجه منظور من خواهید شد. در واقع نوت 20 اولترا دستگاهی نیست که بتوانید خیلی راحت با یک دست از آن بهره بگیرید و حالش را ببرید. علاوه بر ابعاد عجیب و غریب و وزن ۲۰۸ گرمی، گوشههای تیز گوشی، یکی دیگر از نقاط ضعف آن به شمار میرود. پیشتر محصولات این کمپانی کرهای با لبههای گردتری عرضه میشدند که به خوش دستی آنها کمک شایانی میکرد؛ اما نوت 20 اولترا همه قواعد بازی را بهم زده و آنقدر تیز شده که بتواند کف دست را سوراخ کند!

با تمام اینها کیفیت ساخت گوشی بسیار بالاست و در همان برخورد نخست، توجه همه را به خودش جلب خواهد کرد. از لحاظ زیبایی نیز میتوان کاملا به این ابرقهرمان نمره قبولی داد و آن را یک شاگرد ممتاز توصیف کرد؛ مخصوصا رنگ مسی که ظاهر بسیار خاص و متفاوتی دارد.
فریم گوشی از جنس فولاد ضد زنگ ساخته شده و برای نمایشگر و پشت آن، از نسل جدید شیشههای گوریلا موسوم به ویکتوس بهره گرفته شده است. طبق ادعای سازنده، این شیشه از جنس آلومینوسیلیکات بوده و به شما تضمین میدهد که در صورت سقوط گلکسی نوت عزیز از ارتفاع دو متری بر روی یک سطح سفت و سخت، کوچکترین مشکلی برایش پیش نیاید. بنابراین شاید بهتر باشد که به آن ایمان داشته باشید و قید محافظهای گران قیمت و به درد نخور نمایشگر را بزنید. هرچند که وقتی نگاهی به قیمت سرسامآور آن میاندازیم، احتیاط را شرط عقل میدانیم!
اگر گوشی را به پشت برگردانید، بدون هیچ شکی مجموعه دوربین توجه شما را به خودش جلب خواهد کرد. نوت 20 اولترا به 3 دوربین بزرگ، فوکوس لیزری و فلاش مجهز شده که همه در یک باکس مربعی شکل در بالا و سمت چپ بدنه جا خوش کردهاند. این مجموعه به طرز قابل توجهی از بدنه اصلی دستگاه بیرون زده، در حدی که کاملا از استانداردهای امروزی به دور است. این بیرون زدگی عجیب و غریب مشکلات زیادی را پیش روی شما میگذارد. مثلا هنگامی که گوشی بر روی یک سطح صاف همچون میز قرار گرفته، شما نمیتوانید خیلی راحت با آن کار کنید؛ چرا که سطح گوشی صاف نیست و با لمس صفحه، آن قسمت به پایین رفته و سمت دیگر بالا میآید. در واقع مجموعه دوربین همچون پایههای الاکلنگ خواهد شد!

مورد بعدی اینکه هنگام سقوط از ارتفاع، احتمالا نخستین جایی که به زمین برخورد میکند، بخش دوربین آن خواهد بود تا همیشه یک حس ناامنی داشته باشید. در هنگام استفاده از این ابرقهرمان کهکشانی با یک مشکل عجیب دیگر هم روبهرو شدیم. وقتی که میخواهید گوشی را از جیب شلوارتان خارج کنید، بخش دوربین همچون یک قلاب عمل کرده و مثلا به کلید درون جیبتان میچسبد و آن را هم از جیب خارج میکند! این قسمت به دلیل بیرون زدگی زیاد، محل مناسبی برای نشستن گرد و غبار به شمار میرود؛ البته برخلاف گلکسی S20 اولترا، بخش دوربین همرنگ با بدنه اصلی بوده و همچون یک لکه ننگ بر پیکر بیجان گوشی دیده نمیشود.
پشت گوشی رسما یک آینه همراه است و حتی میتوانید چین و چروکهای صورتتان را در آن ببینید! قاب پشتی همچنان مستعد جذب اثر انگشت است اما میزان آن نسبت به سایر محصولاتی که با آنها کار کرده بودیم، کمتر شده تا نیازی نباشد همچون یک شاگرد شوفر لنگ به دست بگیرید و هر لحظه گوشی را تمیز کنید.
کلیدهای یکپارچه صدا در سمت راست گوشی و بالاتر از کلید پاور خیلی سفت و محکم سرجای خودشان قرار گرفتهاند و دسترسی به آنها، اگر انگشتان بزرگ و کشیدهای داشته باشید، کار سختی نخواهد بود. در لبه بالایی گوشی محلی برای ورود سیمکارت و کارت حافظه تعبیه شده که مطابق استانداردهای امروزی با سوزن مخصوص از بدنه خارج خواهد شد. خشاب در نظر گرفته شده برای سیمکارت از استحکام بالایی برخوردار است و اگر از آن دسته کاربرانی هستید که مدام با این قسمت سر و کار دارید، تقریبا جای هیچ نگرانی برای شما وجود ندارد.

در بخش زیرین گوشی شاهد پورت USB-C و اسپیکر دستگاه هستیم و خبری از جک استاندارد صدا نیست. تغییر بزرگ صورت گرفته در این بخش به انتقال قلم S Pen از سمت راست نوتهای سابق به سمت چپ در نوت ۲۰ اولترا مربوط میشود؛ این تغییر خیلی به مذاق ما خوش نیامد. تعداد راست دستها در دنیا بیشتر بوده و مسلما با دست راست از قلم استفاده خواهند کرد که در این حالت گوشی در دست چپ قرار میگیرد و ناخودآگاه دستتان مانع از باز شدن قلم خواهد شد. البته این تغییر خیلی مشکل ساز نیست و شاید خیلی زود با آن کنار بیایید اما برای کسی که قبلا از سری نوت استفاده کرده خیلی اتفاق خوشایندی نیست.
این را هم بدانید که گلکسی نوت ۲۰ اولترا توانسته تا گواهی IP68 را دریافت کند و این یعنی میتوانید آن را تا عمق ۱.۵ متری و به مدت ۳۰ دقیقه در آب غرق کنید! البته این آرمانیترین حالت ممکن بوده و احتمالا در شرایط عادی، تحمل چنین مقداری را نخواهد داشت. ما برای آزمایش گوشی را به زیر آب فرستادیم و هیچ مشکلی بوجود نیامد. این قابلیت به شما اجازه میدهد تا مثلا در استخرها از گوشی استفاده کنید و تصاویر و یا فیلمهای متفاوتی را بگیرید. نهایتا اگر گوشی دلبندتان کثیف شد، میتوانید به راحتی آن را به زیر آب برده و بشورید!
به طور کلی کهکشانی جدید سامسونگ یک گوشی خاص، متفاوت و زیباست. با توجه به کیفیت ساخت بسیار بالای آن، هنگامی که نوت 20 اولترا را در دست میگیرید، یک حس خاص و لوکس به شما القا میشود اما از لحاظ ارگونومی نمیتوان به این آقای ابرقهرمان، نمره قبولی داد و اصلا با یک گوشی خوش دست طرف نخواهید بود.

سامسونگ برای این گوشی کهکشانی از یک نمایشگر ۶٫۹ اینچی QHD پلاس با پشتیبانی از HDR10 پلاس، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتزی، نرخ ثبت لمس ۲۴۰ هرتزی و چگالی پیکسلی 496 بهره گرفته است. البته نرخ نوسازی تصویر تنها در زمان قرار دادن گوشی بر روی حالت Full HD به بیشترین مقدار میرسد و در صورت استفاده از حداکثر میزان رزولوشن، همچنان با یک نمایشگر 60 هرتز طرف خواهید بود.
در بخش تنظیمات نوت ۲۰ اولترا دو حالت Adaptive و Standard به چشم میخورد که میتوان از آن برای تنظیم نحوه نوسازی تصویر استفاده کرد. حالت Adaptive متناسب با محتوا نرخ نوسازی تصویر را تغییر میدهد تا مثلا هنگام اسکرول کردن یا مشاهده انیمیشنها، بر روی حداکثر میزان خودش قرار بگیرد و تصویر صاف و روانتری را به شما نشان دهد.
در واقع با توجه به استفاده از پنل اولد با ویژگی Variable Refresh Rate یا همان نرخ نوسازی متغییر، نوت 20 اولترا میتواند نرخ نوسازی تصویر را بر روی یکی از مقدارهای 10، 30، 60 و 120 هرتز تنظیم نماید. این ویژگی کمک بسیار زیادی به سخت افزار و به خصوص باتری دستگاه میکند که در نهایت منجر به استفاده بهینه و افزایش کیفیت نمایش تصویر میشود. بنابر اظهارات رسمی سامسونگ، در حالت 10 هرتزی مصرف باتری تا 40 درصد (نسبت به 120 هرتز) کاهش مییابد که خبر خیلی خوبی است.
میزان روشنایی نمایشگر بسیار بالا بوده و رفلکس آن خیلی پایین است. در نتیجه میتوانید خیلی راحت و بدون هیچ مشکلی در زیر آفتاب سوزان تابستان با گوشی کار کنید و محتوای به نمایش در آمده را ببینید. خوشبختانه سامسونگ به فکر اهل دلان هم بوده و میزان حداقلی نور نمایشگر را تا حد بسیار زیادی پایین آورده است و این یعنی مثلا میتوانید شبها قبل از خواب در یک اتاق کاملا تاریک با مخاطب خاص صحبت کنید و یا اینستاگرام را شخم بزنید و نگرانی بابت آسیب رسیدن به چشمانتان نداشته باشید.

نحوه به نمایش در آمدن رنگها در نوت 20 اولترا در یک کلام، عالیست! نمایشگرهای امولد که استاد نشان دادن رنگ مشکی هستند و نوت 20 اولترا هم از این قاعده مستثنی نیست اما رنگ سفید نیز در آن بسیار درخشان دیده میشود و هیچ عیب و ایرادی به آن وارد نیست. سایر رنگها بسیار گرم و جذاب به نمایش در میآیند و در مقایسه با سایر پرچمداران، ابرقهرمان ما یک سر و گردن بالاتر است. در نگاه از زوایا نیز که مدتهاست مشکلی در گوشیهای هوشمند وجود ندارد و نوت ۲۰ اولترا هم در این زمینه یکی از بهترینها خواهد بود.
عملکرد سنسور تشخیص نور محیط در نوت ۲۰ اولترا فراتر از حد تصور است. دستگاه خیلی خوب نور محیط را اندازه گرفته و نمایشگر را متناسب با آن تنظیم میکند. در حدی که اگر آن را به حال خودش رها کنید، مشکل خاصی از بابت تطابق نور نمایشگر با محیط نخواهید داشت.
سامسونگ مثل همیشه دست شما را در نحوه به نمایش درآمدن رنگها باز گذاشته و میتوانید در بخش تنظیمات تا حد بسیار زیادی رنگ و لعاب صفحه را تغییر داده و متناسب با سلیقه خودتان آن را تنظیم کنید.
قابلیت Always On Display یا همان نمایشگر همیشه روشن که در پرچمدار سال گذشته سامسونگ شاهدش بودیم، در این نسخه نیز موجود است. این ویژگی به شما کمک میکند تا در زمان خاموش بودن صفحه، علاوه بر مشاهده ساعت و نوتیفیکیشنها، بتوانید محل سنسور اثر انگشت را راحتتر پیدا کنید.
از لحاظ تاچ و میزان حساسیت به لمس نیز نمایشگر نوت 20 اولترا بهترین نمونه موجود در بازار است و در کسری از ثانیه به تماس دست شما پاسخ میدهد. به طور کلی نمایشگر این آقای کهکشانی آنقدر شفاف و خیره کننده است که توجه هرکسی را به خودش جلب میکند و واقعا هیچ ایرادی نمیتوان به آن گرفت.

سامسونگ طبق معمول پرچمدارش را با دو سخت افزار متفاوت روانه بازار کرده است. یک نسخه به چیپست اسنپدراگون 865 پلاس کوالکام مجهز است و فقط برای مناطق خاصی عرضه میشود و نسخه دیگر از چیپست اگزینوس 990 ساخته خود سامسونگ بهره میگیرد. محصولی که در اختیار ما بود، از همین نسخه دوم است و بنابراین تمام صحبتها و تستهای ما بر طبق آن خواهد بود. البته باید بدانید که نسخه اسنپدراگون از قدرت سخت افزاری بالاتری نسبت به این مدل برخوردار بوده اما خب در ایران پیدا کردن آن چیزی شبیه به یافتن سوزن در انبار کاه است!
این چیپست 7 نانومتری شامل 2 هسته 2.7 گیگاهرتزی مگنوس M5، دو هسته 2.5 گیگاهرتزی Cortex-A76 و 4 هسته 2 گیگاهرتزی Cortex-A55 میشود و مجموعا با یک چیپ 8 هستهای طرف هستیم. وظیفه پردازشهای گرافیکی نیز به عهده Mali-G77 MP11 خواهد بود. این مجموعه توسط 12 گیگابایت رم همراهی میشود تا شاهد یکی از بهترین ترکیبهای سخت افزاری در گلکسی نوت 20 اولترا باشیم. از لحاظ میزان حافظه داخلی، سامسونگ دست شما را باز گذاشته و آخرین پرچمدارش را با نسخههای متعددی راهی بازار کرده است. با خرید نسخه ۲۵۶ گیگابایتی مشکل خاصی از بابت حافظه نخواهید داشت و حتی میتوانید از طریق کارت حافظه به این میزان هم اضافه کنید.
طبق اعلام سامسونگ، اگزینوس ۹۹۰ تا 20 درصد از لحاظ عملکرد گرافیکی و پردازشی نسبت به نسل گذشته بهتر کار میکند. این ابرقهرمان به لطف ISP بهبود یافته به شما اجازه میدهد تا ویدئوهای 8K با نرخ 24 فریم بر ثانیه بگیرید که در نوع خودش فوقالعاده است.
در تست AnTuTu 8 گلکسی نوت 20 اولترا توانست تا به امتیازی بیش از 528 هزار دست یابد که آن را پایینتر از پرچمداران قدرتمند مجهز به جدیدترین چیپست اسنپدراگون قرار میدهد.

در تست گیمینگ، ما چندین بازی مختلف از نمونههای ساده گرفته تا بازیهای سنگینی همچون کالاف دیوتی را بر روی این گوشی تست کردیم و همه چیز خیلی خوب و نرمال و بدون هیچ لگ و یا مشکل خاصی به اجرا درآمد. تنها مورد جدی داغ شدن بخش پشتی دستگاه بعد از اجرای بازیهای سنگین بود که آزاردهنده نیست اما موجب نگرانی از جهت آسیب رسیدن به این غول چند ده میلیونی در دراز مدت میشود.
در استفاده روزمره هیچ مشکلی بابت کار کردن در گوشی وجود ندارد. همه چیز بسیار سریع پیش خواهد رفت و با وجود رم ۱۲ گیگابایتی بهینه LPDDR5 میتوانید تعداد بسیار بالایی اپلیکیشن و بازی را به اجرا درآورید و میان آنها بدون تاخیر جابهجا شوید. در واقع تجربه مالتی تسکینگ در این گوشی مثالزدنی خواهد بود.

به جذابترین بخش از بررسی گلکسی نوت 20 اولترا سامسونگ رسیدیم، جایی که قرار است در رابطه با چشمان گوشی صحبت کنیم و دلیل انتقادات وارده به طراحی مجموعه دوربین را بگوییم.
ابرقهرمان سامسونگ از 3 دوربین بزرگ در پشت بدنه خودش بهره میبرد؛ تقریبا شبیه به چیزی که پیشتر در گلکسی S20 اولترا دیده بودیم. در واقع این گوشی از یک دوربین واید ۱۰۸ مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f1/8، یک دوربین اولتراواید 12 مگاپیکسلی با f2/2 و یک لنز 12 مگاپیکسلی تلهفوتوی پریسکوپی استفاده میکند. حسگر اصلی از نوع ISOCELL Bright HM1 بوده و از لرزشگیر اپتیکال هم سود میبرد. این حسگر رسما ۱۰۸ میلیون پیکسل ۰.۸ میکرومتری داشته و از لحاظ اندازه تقریبا سه برابر نسل قبلی است.
در ساخت حسگر اصلی از فناوری پیشرفته نانوسل استفاده شده که دادههای دریافتی از ۹ پیکسل کنارهم را با هم ترکیب کرده و یک پیکسل ۲.۴ میکرومتری تشکیل میدهد. همین عمل باعث شده تا جذب نور در این سنسور ۲ برابر گذشته باشد تا بتوانید در محیطهای کمنور، تصاویر روشنتری ثبت کنید. البته این فناوری نقاط ضعف خاص خودش را هم دارد. مثلا بین پیکسلها شکاف بیشتری دیده میشود که سامسونگ برای رفع آن از الگورتیم re-mosaic استفاده میکند؛ بنابراین هیچگاه کیفیت تصاویر ثبت شده با این سنسور به اندازه یک سنسور ۱۰۸ مگاپیکسلی عادی نخواهد بود. از دیگر ویژگیهای سنسور، میشود به زوم ۳ برابری ۱۲ مگاپیکسلی بدون افت کیفیت آن، اشاره کرد.

سامسونگ برای این پرچمدار خاص از سیستم فوکوس خودکار لیزری بهره گرفته تا بتواند نواقص فوکوس پیش آمده را برطرف کرده و در نهایت یک تصویر باکیفیت را به شما تحویل دهد. کرهایها مانور زیادی بر روی دوربین این گوشی و بهخصوص قابلیت زوم آن دادهاند. دوربین تلهفوتوی پریسکوپی با لرزشگیر اپتیکال به گلکسی نوت ۲۰ اولترا این قابلیت را میدهد که زوم ۵ برابری اپتیکال داشته باشید. البته قابلیتهای زوم در این گوشی به دو دسته کلی تقسیم میشود. در حالت Hybrid Optic Zoom شما اجازه دارید تا ۱۰ برابر بر روی سوژه زوم کنید در حالیکه با استفاده از Super Resolution Zoom این میزان به ۵۰ برابر افزایش مییابد.
بگذارید از مسائل تئوری فاصله بگیریم و دوربین این گوشی را در عمل بررسی کنیم. کیفیت تصاویر ثبت شده با گلکسی نوت 20 اولترا فوقالعاده است. رنگها خیلی خوب ثبت شده و در محیطهای پر نور و حتی کمنور میتوانید تصاویری بینقص و با جزئیات بسیار بالا ثبت کنید. دوربین اولترا واید عملکرد خوبی از خودش نشان میدهد و با استفاده از آن، میتوانید بدون تغییر مکان و زاویه، محیط بیشتری را در تصویر جا دهید، هرچند که کیفیت تصاویر تا حدی نسبت به حالت عادی با افت مواجه خواهد شد.
با استفاده از قدرت زوم میتوانید بر روی سوژههای دور زوم کنید و کمترین میزان افت کیفیت را شاهد باشید. میزان زوم تا حد 10 برابری، خیلی خوب و باکیفیت بوده و بعد از آن، به نسبت زوم انجام شده، از کیفیت کاسته خواهد شد. البته در بیشترین حالت نیز همچنان تصویر قابل قبول بوده و بهراحتی میتوان به آن نمره قبولی داد.

بخش نرمافزاری تا حد بسیار زیادی شبیه به سایر گوشیهای سامسونگ است و شما میتوانید بهراحتی میان حالتهای مختلف فیلمبرداری و عکسبرداری جابهجا شوید. امکان اضافه کردن دکمه شاتر شناور در نرمافزار گنجانده شده که برای چنین گوشی بزرگی کاربردی خواهد بود. ویژگی جدیدی با نام SINGLE TAKE نیز به گوشی اضافه شده که در واقع با استفاده از تمام دوربینها تصویر و ویدئوهای متفاوتی همچون برعکس کردن ویدئو و تایم لپس را به ثبت میرساند و در نهایت، بهترین آنها را به کمک هوش مصنوعی انتخاب خواهد کرد. البته شما خودتان نیز میتوانید یکی از آنها را برگزینید. باقی موارد موجود در رابط کاربری برای نظم بیشتر، همه در بخش More قرار گرفتهاند که در ادامه به معرفی هریک میپردازیم.

برای تست، برخی از آیتمهای بالا را بررسی کردیم. اگر از علاقهمندان به ثبت تصاویر جذاب پرتره هستید، نوت 20 اولترا گزینه خوبی برای اینکار است. در حالت لایو فوکوس میتوانید تصاویر بسیار باکیفیتی را بگیرید. سوژه به خوبی تشخیص داده شده و افکت بوکه اعمال شده بر روی بکگراند تصویر، حالت مصنوعی ندارد و تجربه نزدیکی همچون دوربینهای حرفهای را به شما خواهد داد.

هنگام استفاده از حالت شب، اگر دستتان را تکان ندهید، با یک تصویر حیرتانگیز مواجه میشوید. در تاریکی شب میتوان بدون استفاده از فلاش LED تصاویری با روشنایی روز و جزئیات قابل قبول ثبت کرد در حدی که چشمان خودتان هم قادر به تشخیص آن همه جزئیات نخواهد بود.


بخشی نیز برای راهاندازی سریع دوربین در نظر گرفته شده که در آن حالت حتی زمانی که گوشی قفل است، میتوانید با دوبار فشردن کلید پاور به سرعت وارد دوربین شوید. این روزها هم که دوربین اکثر اسمارت فونها به صدا حساس است و میتوانید با گفتن برخی کلمات خاص کار کنید تا بدون لمس کلید شاتر، دستگاه مشغول عکسبرداری شود. در ادامه میتوانید تمام تصاویر گرفته شده با دوربینهای این گوشی را در حالتهای مختلف ببینید (برای مشاهده تصاویر در سایز بزرگتر، بر روی تصاویر کلیک کنید).
از لحاظ فیلم برداری، نوت ۲۰ اولترا یک محصول بیهمتاست. صدا به خوبی ضبط میشود و کیفیت فیلمبرداری نیز فوقالعاده است. همچنین میتوانید به صورت 8K و با نرخ ۲۴ فریم بر ثانیه فیلمبرداری کنید. لرزشگیر تصویر نیز نسبت به آنچه که پیشتر در محصولات بالارده سامسونگ دیده بودیم، عملکرد بهتری را ارایه میدهد و میتوان نسبت به حذف لرزشهای دست به آن اعتماد کرد؛ اما از لحاظ کیفیت و همچنین نوع ضبط شدن صدا هیچ عیب و ایرادی را نمیتوان به پرچمدار جدید کرهایها گرفت.
شما میتوانید صدا را به صورت استریو ضبط کنید و یا مثلا بر روی جهت خاصی از محیط فوکوس نمایید تا فقط صداهای آن بخش ضبط شوند. نوت ۲۰ امکان فیلمبرداری با کیفیت 4K و نرخ ۶۰ فریم را هم به شما میدهد و بهصورت کلی دستتان کاملا برای ساخت کارهای ویدئویی باز خواهد بود. خصوصا اینکه میتوانید در حالت لایو فوکوس ویدئو، بکگراند تصویر را تار نمایید. همین یک ویژگی خاص به شما کمک میکند تا محتواهای جذابی را خلق کرده و در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارید.

گلکسی نوت ۲۰ اولترا به یک دوربین واید ۱۰ مگاپیکسلی سلفی مجهز شده که درست در مرکز بخش بالایی نمایشگر جا خوش کرده است. در شرایط نوری مناسب، میتوانید بر روی کیفیت بالای تصاویر ثبت شده توسط این دوربین حساب باز کنید. اما با کم شدن نور، کیفیت تصاویر افت قابل توجهی خواهند داشت. گرچه سامسونگ به صورت نرمافزاری فلاش را برای دوربین سلفی در نظر گرفته اما به نتیجه خاصی نخواهد رسید و اگر بخواهید شب هنگام، با نوت ۲۰ اولترا عکاسی کنید، تصویر ثبت شده چیزی جز نویز نصیبتان نخواهد کرد.
شما میتوانید از حالت پرتره یا همان لایو فوکوس برای دوربین سلفی نیز بهره بگیرید. با این کار چهرههای تشخیص داده شده، شفاف و محیط یا همان بکگراند تصویر تار خواهد شد. همانطور که گفتیم، دوربین سلفی واید بوده و بهصورت نرمافزاری نیز به شما این امکان را میدهد تا مثلا بتوانید با زدن یک گزینه کمی تصویر را بزرگتر کنید و محیط بیشتری را در عکس بگنجانید. برخی ویژگیهای نرمافزاری ویژه همچون واقعیت افزوده نیز برای استفاده در دوربین سلفی در نظر گرفته شده که بیشتر جنبه سرگرمی دارند.
گلکسی نوت ۲۰ اولترا به اندروید ۱۰ و رابط کاربری One UI 2.5 مجهز شده است. این رابط نسبت به آنچه که در سری گلکسی S20 دیده بودیم، تقریبا هیچ تغییری حداقل از لحاظ ظاهری ندارد. اما بهینهسازیهای زیادی بر روی آن انجام شده و با یک رابط سبک، شیک و ساده طرف هستیم. البته سامسونگ قول داده که برای ۳ سال آینده این گوشی را آپدیت خواهد کرد که خبر خوبی برای علاقهمندان خواهد بود.
همچون گذشته شما باز هم میتوانید فونت را تغییر دهید، ارتفاع کیبورد را تنظیم کنید و یا تمهای متفاوتی را از فروشگاه اختصاصی سامسونگ دانلود نمایید. امکان تغییر حالت کلیدهای ناوبری نیز در این رابط وجود دارد تا متناسب با سلیقه خودتان آنها را شخصی سازی کنید. البته این مورد برای دستگاهی به بزرگی نوت ۲۰ اولترا یک مزیت بسیار خوب به حساب میآید.
در صفحه اصلی، چه به سمت بالا سوایپ کنید و چه به سمت پایین، در هر دو حالت وارد کشو برنامهها میشوید. البته در بخش تنظیمات، میتوان تعریف کرد که با کشیدن انگشت به سمت پایین در صفحه اصلی، به منو نوتیفیکیشنها دسترسی داشته باشید. با توجه به ابعاد گوشی، شخصا توصیه میکنم که حتما این کار را انجام دهید. حتی این ویژگی به صورت دو مرحلهای بوده و دسترسی به بخشهای بالایی نمایشگر را سادهتر میکند.
یکی دیگر از ویژگیهای این رابط کاربری، بخشی با نام گیم لانچر است. در این قسمت تمامی بازیهای شما جا خوش میکنند و میتوانید تنظیمات خاصی را نیز بر روی آنها اعمال کنید. مثلا هنگام بازی صدایی به گوش نرسد و یا اینکه اعلانی دریافت نکنید. البته حالت بازی نیز در نظر گرفته شده و در صورت فعال سازی آن، قدرت سخت افزاری دستگاه به بیشترین میزان خودش میرسد تا بتوانید از نهایت قدرت این ابرقهرمان استفاده کنید.
شما میتوانید با کشیدن انگشت از لبههای نمایشگر به سمت داخل، به منو Edge Panel دسترسی داشته باشید. البته بعد از مدتها شاهد تغییراتی در این بخش هم هستیم که ظاهر آن را بهروزتر کرده و کمی مدرنتر از همیشه به نظر میرسد.
سامسونگ چند سال پیش از ویژگی جذاب دکس پرده برداشت که در واقع نمونهای شبیه به کانتینیوم مایکروسافت بود. حالا این ویژگی پروبال گرفته و کاربردیتر از گذشته شده است. شما میتوانید مثلا بهصورت بیسیم از حالت دسکتاپ نرمافزار گوشی، در یک مانیتور بزرگ همچون تلویزیونهای هوشمند استفاده کنید. در صورت اتصال گوشی به کامپیوتر، میتوانید حالت دکس را همچون یک پنجره شناور داشته باشید. امکان انتقال فایلها به گوشی با یک درگ اند دراپ ساده هم در نظر گرفته شده تا دقیقا همچون یک پنجره ویندوز بتوانید به اطلاعات گوشی خودتان دسترسی داشته باشید. به زبان سادهتر، دکس در کامپیوتر چیزی شبیه به یک شبیه ساز اندرویدی یا یک دسکتاپ مجازی خواهد بود. جالب است بدانید که با استفاده از این ویژگی، گوشی از دسترسی خارج نشده و همچنان میتوان از قابلیتهای آن استفاده کرد. البته فشار زیادی به سختافزار وارد شده و ممکن است نوت 20 جان، کمی بیش از اندازه داغ شود.

یکی از قابلیتهای جذاب سری نوت، همین قلم S Pen است. حالا و در نوت ۲۰ اولترا ظاهرا این قلم به تکامل رسیده و علاوه بر ویژگیهای منحصر به فرد، از دقت بسیار خوبی نیز برخوردار شده است. طبق ادعای کمپانی سازنده، سرعت پاسخگویی این قلم به ۹ میلی ثانیه رسیده و این یعنی هنگام کار با آن، گمان میکنید که با یک قلم روان بر روی کاغذ مشغول یادداشت برداری هستید.
از لحاظ ظاهری، این قلم با نمونههای پیشین تفاوت چندانی ندارد؛ همین که قید بدنه دوبخشی آن زده شده و دیگر نگرانی بابت شکسته شدن آن نداریم، جای شکرش باقیست.
برای استفاده از این قلم، نیازی به شارژ جداگانه نیست و با قراردادن آن در جای خودش، عملیات شارژ به سرعت آغاز خواهد شد. بر روی قلم یک کلید اختصاصی قرار گرفته که با استفاده از آن میتوانید در هر جایی عملکردهای آن را در دسترس داشته باشید؛ البته شخصا دوست داشتم که این کلید سختافزاری کمی بزرگتر باشد. نوک قلم بسیار نازک است و هنگام استفاده مشکل خاصی با آن نخواهید داشت.
همچون گذشته ویژگیهای زیادی در اختیار شماست. مثلا میتوانید با قرار دادن قلم بر روی متن، یک کلمه یا متن را ترجمه کنید، بر روی فایلهای PDF، نوت اضافه نمایید، بر روی صفحه بنویسید، تنها از بخشی از صفحه اسکرین شات بگیرید و مثلا آن را بر روی صفحه پین نمایید، کپشنهای اینستاگرام را به راحتی کپی کرده و بر روی بخشی از صفحه زوم نمایید و یا حتی از ویژگی تشخیص دستخط آن استفاده کنید.
این قلم همچون نسلهای گذشته به ویژگیهای حرکتی مجهز شده و میتوان از آن همچون یک ریموت کنترل استفاده کرد. مثلا با تکان دادن قلم، میتوانید بین منوها جابهجا شوید یا زمانی که در دوربین گوشی هستید، از قلم به عنوان شاتر استفاده کنید! البته برخی ویژگیها نیز به قلم اضافه شده است و میتوان تا حد زیادی عملکرد آن را شخصی سازی کرد. مثلا با فشردن کلید روی آن میتوانید یک اپلیکیشن خاص را اجرا کنید.
بهصورت کلی استفاده از قلم گلکسی نوت تا حد بسیار زیادی به نحوه استفاده شما از گوشی باز میگردد. برای برخی افراد قلم یک بخش کاملا اضافی است و شاید سال تا سال هم از آن استفاده نشود اما برخی دیگر خیلی زود به آن معتاد میشوند و بدون استفاده از قلم، کارایی گوشی برایشان به حداقل میرسد.

افزایش سایز نمایشگر و کاهش حاشیههای آن، به سامسونگ فضایی برای قراردادن اسکنر عنبیه چشم نداده است. با این حال شما میتوانید از ویژگی تشخیص چهره آن استفاده کنید. بازکردن گوشی با استفاده از چهره به صورت نرمافزاری و توسط دوربین سلفی انجام میشود. در تستهای ما این ویژگی تقریبا در اکثر مواقع عملکرد خوبی دارد و میتواند قفل گوشی را باز کند. البته خیلی نمیتوان به آن اعتماد کرد. در محیطهای تاریک و کمنور نیز خیلی نمیتوانید با تشخیص چهره، گوشی را باز کنید. این روزها نیز که به دلیل شیوع ویروس کرونا همه افراد اکثرا با ماسک بیرون میروند و در صورت داشتن ماسک نیز نمیتوانید قفل گوشی را از این طریق باز کنید.
سنسور اثر انگشت در گوشیهای هوشمند به انواع و اقسام نقاط رفت و آخر هم کلا از ظاهر محو شد و به زیر نمایشگر خزید! با توجه به تجربه نهچندان زیاد کمپانیها از قرار دادن سنسور در زیر نمایشگر، نمیتوان خرده زیادی به آنها گرفت. در حالت کلی عملکرد سنسور نسبت به نسل گذشته بهبود یافته و از سرعت قابل قبولی نیز برخوردار است اما همچنان به پای سنسورهای قبلی نمیرسد. ناگفته نماند که درصورت خیس بودن انگشتان، تقریبا نمیتوانید از سنسور اثرانگشت برای باز کردن قفل صفحه استفاده کنید.
با توجه به نمایشگر بزرگ شاید در زمان خاموش بودن صفحه نتوانید حداقل در روزهای نخست استفاده، این سنسور را پیدا کنید؛ اما به مرور زمان به آن عادت خواهید کرد. البته با خاموش بودن صفحه و روشن کردن قابلیت نمایشگر همیشه روشن، میتوانید محل سنسور را به راحتی تشخیص دهید.

کمپانی کرهای سامسونگ برای جدیدترین ساخته خودش از اسپیکر استریو بهره گرفته است. کیفیت صدای اسپیکر پرچمدار جدید سامسونگ، کاملا قابل قبول است و بلندی آن تقریبا هر شخصی را راضی نگه میدارد. البته صدا نسبتا زیر بوده و خیلی بیس قابل قبولی ندارد.
اگر از علاقهمندان به گوش دادن به موسیقی توسط هدفون هستید، بدانید و آگاه باشید که سامسونگ یک هدفون خوب، خاص و با کیفیت ساخته AKG را همراه با نوت 20 اولترا عرضه میکند. این مدل از نوع توگوشی بوده و کیفیت ساختش مثال زدنی است. هنگامی که هدفون را در گوش قرار میدهید، صدای محیط تا حد زیادی حذف خواهد شد و با پخش موسیقی نیز صدای چندانی به بیرون نخواهد رفت. بنابراین میتوانید در محیطهای شلوغ (مثلا در مترو) با صدای بلند موزیک گوش دهید و از بیس خوب آن لذت ببرید.
با توجه به برخورداری از بلوتوث 5 و پشتیبانی از APTX میتوانید از کیفیت صدایی خوبی هم با استفاده از هندزفریهای بلوتوثی بهرهمند شوید و از این بابت نیز مشکل خاصی وجود نخواهد داشت. در بخش تنظیمات نیز ویژگیهای صوتی خاصی برای این گوشی در نظر گرفته شده تا متناسب با سلیقه خودتان آن را شخصی سازی نمایید.
باتری میتواند پاشنه آشیل یک گوشی باشد! نوت ۲۰ اولترا به یک نمونه ۴۵۰۰ میلی آمپری لیتیوم یونی مجهز است که خب طبق معمول این سالها، امکان جداسازی آن وجود ندارد. در یک استفاده معمولی میتوانید تا یک روز و نیم با این گوشی کار کنید و اگر کمی هم صرفهجویی را در دستور کارتان قرار دهید، این میزان تا 2 روز هم افزایش مییابد.
سامسونگ برخلاف نسل قبلی همراه با این گوشی یک شارژر ۲۵ واتی را عرضه کرده و خبری از نمونه 45 واتی سریع نیست. با این حال سرعت شارژ شدن دستگاه خوب بوده و میتوانید در ۱۰۰ دقیقه آن را از صفر تا ۱۰۰ شارژ کنید. البته در مدت ۳۰ دقیقه تا ۵۰ درصد شارژ خواهد شد و حداقل میتواند در مواقع ضروری به کارتان آید.
این گوشی را میتوانید بهصورت بیسیم هم شارژ کنید. همچون سال گذشته قابلیت شارژ بیسیم معکوس هم برای نوت 20 اولترا در دسترس قرار گرفته که میتوان با استفاده از آن، از گوشی همچون یک پاوربانک بیسیم استفاده کرد. به این صورت که مثلا میتوانید لوازم جانبی خاصی همچون ساعت هوشمند یا حتی سایر گوشیهای هوشمند را نیز شارژ نمایید.
در بخش تنظیمات، پروفایلهای متفاوتی برای صرفهجویی در حالت مصرف باتری در نظر گرفته شده که میتواند با محدود کردن منابع سختافزاری و یا حتی کاهش کارایی دستگاه، شارژدهی آن را افزایش دهد.

نوت 20 اولترا یک گوشی قابل ستایش است، کیفیت ساخت آن بسیار بالا بوده، به یک نمایشگر بزرگ و بدون نقص مجهز است و از دوربین خارقالعاده و قابلیتهای جذابی همچون قلم S Pen هم بهره میبرد. با تمام اینها شاید بتوان این ابرقهرمان را یک گوشی مردانه دانست؛ چرا که از لحاظ طراحی و ارگونومی خیلی به درد دستان ظریف خانمها نمیخورد! در نهایت اگر مشکلی بابت پرداخت قیمت چند ده میلیونی آن ندارید، نوت 20 اولترا میتواند تا چندین سال نیاز شما را از یک گوشی بهصورت کامل برطرف نماید. البته اگر حس میکنید که قلم S Pen کارایی زیادی برای شما ندارد، میتوانید S20 اولترا سامسونگ را بخرید؛ زیرا تجربهای نزدیک به این ابرقهرمان را کسب خواهید کرد و حتی شاید بتوانید چند میلیونی هم پول ذخیره کنید!
نوشته بررسی گلکسی نوت 20 اولترا سامسونگ؛ ابرقهرمان کرهای! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

یخچال ما خیال یخچال شدن نداشت و هر روز بیشتر ناامیدمان میکرد. حالت اتوماتش خراب شده بود و بدون خاموشی یکسره با سروصدای زیاد روشن بود. برفکها فضای داخل یخچال را اشغال کرده بودند و مادرم برای آب کردن آنها همیشه دست به سشوار بود. اینجا بود که آب روی سرامیک آشپزخانه جاری میشد. برای تعمیر هم راهی وجود نداشت چون مدل یخچال ما قدیمی شده بود. شرایط نشان از این واقعیت میداد که ما هرچه سریعتر به یک یخچال جدید نیازمندیم.
اما باید چند نکته مهم را در مورد سبک زندگی جدید را مد نظر قرار میدادیم. در زمانی که تمام افراد جامعه برای حفظ سلامتی خود مجبورند که رفت و آمدهای خود را به بیرون محدود کنند، ما نیز باید یخچالی بزرگ و با ظرفیت خریداری میکردیم که در عین حال توانایی تازه نگهداشتن مواد غذایی را نیز داشته باشد. با مشورت دوستانم با یخچال فریزر دوقلوی سامسونگ آشنا شدم. یخچال و فریزری که با گنجایش محفظههای خود هم مشکل ظرفیت محدود را حل میکردند و هم چالش تازه نگه داشتن مواد غذایی را از میان بر میداشت.
دو قلوهای مستقل
با یخچال و فریزرهای دوقلوی سامسونگ که قابلیت جدا بودن از یکدیگر را دارند، میتوانید در صورت کوچک بودن آشپزخانه، فریزر را در جای دیگری از خانه قرار دهید، بهتر است بدانید آنها اگرچه دوقلو هستند، اما کاملا قدرتمند و مستقل ازیکدیگر رفتار میکنند.
در واقع دیگر عواملی مانند متراژ آشپزخانه یا راه پلههای باریک ساختمان، شما را از داشتن یک یخچال توانمند و پرظرفیت محروم نمیکند. البته درصورت داشتن فضای کافی میتوانید آنها را درکنار هم قرار دهید.
به علاوه، این یخچالها مجهز به قابلیت درب معکوس شونده هستند. این یعنی شما میتوانید دربها را به گونهای تنظیم کنید که از سمت راست یا چپ باز شوند و این قابلیت به شما این امکان را میدهد که چیدمان وسایل آشپزخانه تحت شعاع باز شدن درب یخچال قرار نگیرد و شما آزادی عمل بیشتری در این مورد داشته باشید.
دوقلوهای با ظرفیت
با یخچال و فریزرهای دوقلوی سامسونگ میتوانید مقادیر زیادی از خریدهای خود را بدون اینکه نگران از دست دادن طراوت و ویتامینهای مغذی مواد غذایی باشید، در یخچال و فریزر قرار دهید. در قسمت یخچال علاوه بر طبقات و کشوها، محفظه «Fresh Zone» هم در نظر گرفته شده است تا در دمای مناسب اقدام به سرد کردن مواد غذایی، میوه و سبزیجات کند. روی درِ یخچال هم، طبقات متعددی تعبیه شده است.
قابلیت «جریان چندگانه»Multi Flow این اطمینان را ایجاد میکند که تمامی مواد در همه قفسه و کشوها به یک اندازه خنک شوند و دمای دستگاه همیشه بر روی یک مقدار ثابت و یکنواخت حفظ شود و مواد غذایی برای مدت زمان طولانیتری تازه بمانند. ویژگی «بدون برفک واقعی» این یخچالها با ایجاد شرایط خنک کنندگی یکنواخت، هر گونه برفک یا توده های یخی را از بین میبرد.
با کشوهای متعدد و جادار این نوع یخچال و فریزرها، مواد غذایی و خوراکیها به خوبی قابل رویت و منظم چیده میشوند و شما میتوانید از این دسترسی راحت و آسان لذت ببرید. ضمنا در میان محفظههای داخل یخچال قفسهای با لبههای برگردان وجود دارد که این قابلیت باعث میشود هنگام باز کردن درِ دستگاه، موادغذایی گردی از قبیل پرتقال از قفسه پایین نیفتند.
حفاظ درب عمیق «Deep Door Guard» در این نوع یخچالها در واقع سردترین نقطه یخچال برای خنک کردن سریع مایعات است. در فریزر نیز، حفاظ درب انجماد ملایم «Soft Frost Door Guard» برای جلوگیری از سفت شدن بیش از حد بستنی یا تشکیل یخ بر روی این نوع مواد غذایی تعبیه شده است.
ضمنا طراحی مخصوص و فناورانه «کشوی بزرگ کنترل رطوبت» تفاوت میوهها و سبزیجات را به خوبی درک میکند. چون در اصل این دو گروه مواد غذایی از نیازهای رطوبتی متفاوتی برخوردارند. شما به آسانی میتوانید صرفاً با بستن یا باز نگه داشتن نوار کنترل، درجه رطوبت بهینه برای مواد غذایی را تنظیم کنید و آنها را برای مدت زمان طولانیتری تازه نگه دارید. این کشو به اندازه کافی بزرگ است و می توان همه چیز از هندوانههای بزرگ گرفته تا کدو حلوایی را در آن جای داد.
دوقلوهای کممصرف
یخچال و فریزر دوقلوی سامسونگ همچنین مجهز به سیستم روشنایی «تاور ال ای دی» است. این قابلیت باعث میشود محفظه داخلی دستگاه سرشار از نور و زیبایی شود و پیدا کردن مواد در آن سادهتر باشد. مضاف بر آن هیچ نوع گرمایی از این سیستم ساطع نمیشود و مصرف انرژی آن بسیارکمتر از لامپ های متداول است. روی در یخچال هم یک آبریز بیرونی نصب شده است که اگر منبع آن را پر کنید، میتوانید بدون نیاز به باز و بسته کردن در و اتلاف انرژی به آب خنک دسترسی داشته باشید. در قسمت فریزر هم درصورتی که به یخ نیاز داشتید، کافی است یخساز چرخشی را روشن کنید. یخها به جایخی پایین میریزند، محفظه ای که جهت دسترسی آسانتر روی بدنه بیرونی (در مدل RR30) تعبیه شده است.
مصرف انرژی این دستگاهها بسیار کم بوده و آنها را در رده محصولات بهینه با رتبه انرژی A++ اتحادیه اروپا قرار داده است. صرفه جویی در مصرف انرژی ضمن حمایت از محیط زیست به کاهش مبلغ قبض برق نیز کمک شایانی میکند. ضمنا میتوانید با کمک عملکردهای «حالت تعطیلات» و حالت «اکو» نیز چندجانبه در مصرف برق صرفهجویی کنید.
دوقلوهای هوشمند
سیستم «سنسور هوشمند» این مدل از یخچال وفریزرهای سامسونگ از تعدادی سنسور داخلی و خارجی برای بهینه سازی درجه دما، رطوبت و کاهش مصرف انرژی استفاده میکند و مصرف انرژی کمپرسور اینورتر دیجیتال آن از کمپرسورهای معمولی کمتر است، چون تنظیمات تعدیل کننده را بر اساس الگوهای مصرف کاربر هماهنگ میکند.
نمایشگر الایدی لمسی که روی در نصب شدهاند، امکان کنترل کامل تنظیمات دستگاه را به سادگی برای کاربران فراهم می سازند. شما از این طریق میتوانید تنظیمات دما را تغییر دهید یا در صورت تمایل به خنک شدن سریع مواد غذایی ویژگی «سرمایش قدرتمند» Power Cool را انتخاب کنید. کشوی «انجماد سریع» نیز یکی دیگر از نوآوریهای به کار رفته در این نوع یخچال و فریزرهاست. کشوی «انجماد سریع» این امکان را برای شما فراهم می سازد تا انواع گوشت را به سرعت فریز کنید و در عین تازگی، طعم و مواد مغذی آنها را حفظ نمایید. همچنین می توانید از این محفظه برای خنک کردن نوشیدنی ها ظرف ۳۰ دقیقه استفاده کنید.
یخچال و فریزرهای دوقلوی سامسونگ در دو مدل RR30 و RZ30 در بازار موجود است. این دوقلوهای چندبعدی مجموعهای هوشمند و کارآمد بهشمار میروند که به خوبی نیازهای یک خانواده متوسط تا بزرگ را برطرف میکنند.
نوشته بررسی یخچال و فریزرهای دوقلوی RR30 و RZ30 سامسونگ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بازی Fall Guys حدود یک ماه پیش منتشر شد و حالا از آن به عنوان یکی از پرفروشترین و موفقترین بازیهای سال یاد میشود. بازی Fall Guys نه گرافیک فوقالعادهای دارد و نه گیمپلی خارقالعادهای، در این بازی با 60 شخصیت بامزه و کمی خنگ طرف هستید و مدیریت یکی از آنها با عهده شماست. شما باید شخصیت خود را از موانع عبور داده و با گذر از چالشهای هر مرحله به خط پایان برسانید تا به مرحله بعد صعود کنید.
اگر بدون تجربه بازی، اخبار مربوط به فروش بالا و چند میلیون گیمر طرفدار این بازی را شنیده باشید، شاید کمی عجیب به نظر برسد که چگونه بازی Fall Guys در عین سادگی، این مقدار موفق بوده است.

اما گاهی موفقیت در سادگی خلاصه میشود، طی سالهای اخیر دهها بازی در سبک فال گایز وارد بازار شدند و موفقیت چندانی را کسب نکردند، اما بازی Fall Guys با رعایت چند نکته و ایده جذاب، در مدت یک هفته به قدری محبوب شد که سرورهایش ظرفیت میزبانی از بازیکنان جدید را نداشت.
بازی فال گایز با نگاهی منطقی و هوشمندانه نسبت به دیگر بازیهای همرده خود، توانست در مدت کوتاهی درخشان باشد. رعایت یکسری نکات مهم در این بازی به محبوبیت آن کمک کرده که در ادامه نگاهی به آنها خواهیم داشت.
شروع بازی در فال گایز بسیار جذاب است. از همان ابتدا که وارد منو اصلی بازی میشوید، در مواجهه با تم رنگارنگ، موسیقی شاد و جذاب و آدمک پاستیلی بامزه خود، میدانید که به یک بازی سرگرم کننده و فان وارد شدهاید.
بازی از همان ابتدا سعی میکند با یک شروع قدرتمند شما را جذب خود کند و در این کار نیز موفق عمل میکند. سازندگان بازی Fall Guys تمام تلاش خود را به کار گرفتهاند تا به شکلی درست و اصولی به هدف بازی یعنی ایجاد دقایقی شاد، سرگرم کننده، با هیجان و فان برای گیمر برسند.
همچنین گرافیک و گیمپلی بازی به طوری انتخاب شده که برای همه سنین مناسب است، از کودک 6 ساله تا فردی مسن میتوانند پای بازی فال گایز بنشینند و از این بازی لذت ببرند.

شاخصترین ویژگی بازی Fall Guys آن است که شما را از ابتدای شروع بازی به اوج هیجان میرساند. بازی به نوعی طراحی شده است که پس از ورود بازیکنان و انتخاب رندوم مرحله اول، مسیر بازی به نمایش در میاید و توضیحی یک خطی در مورد نحوه رسیدن به خط پایان نیز نشان داده میشود.
سپس 60 بازیکن آنلاین با کاراکترهای بامزه خود در پشت خط شروع منتظر هستند تا رقابت را آغاز کنند، نوع چینش محیط و نمایش صحنه به گونهای است که بدون توجه به رنگهای متنوع، کاراکترهای کارتونی بامزه و محیط جذاب بازی، احساس کنید که در مقابل دیگران قرار گرفتهاید و به یک جنگ واقعی وارد شدهاید و از همان ابتدا رد شدن از موانع و پیروزی برایتان جدی میشود.
در هنگام شروع افکت صوتی هیاهو و تشویق به علاوه چینش موانع جذاب و متنوع پیشرویتان، در صدم ثانیه شما را به اوج هیجان میرساند. در حالی که تنها میتوانید به جلو بروید و از دو نوع پرش بازی و یک حرکت گرفتن بازیکنان استفاده کنید، هیچ چیز دیگری در اختیارتان قرار داده نشده و با همین گیمپلی ساده باید از میان 60 بازیکن بازی، بین 40 بازیکن برتر قرار بگیرید. البته یک حرکت سوم که کار “گرفتن” را انجام میدهد، در موارد دیگر مانند آویزان ماندن از یک پرتگاه نیز کاربرد دارد، اما در مجموع 98 درصد بازی همان دو مدل پرشی است که دراختیار شماست.
بازی Fall Guys از آن دست بازیهایی است که آنقدر شما را درگیر میکند که ممکن است به دسته پلیاستیشن یا کیبود رایانه خود آسیب وارد کنید. در این بازی تمام حواس شما به صفحه نمایشگر بوده و تمام دقت خود را برای عبور دقیق از موانع و پرشهای به موقع به کار میگیرید. درواقع فال گایز علیرغم سادگی خود، به طور واقعی حس بازیهای بتل رویال را به گیمرها میچشاند.
تنوع مراحل و چالشها متنوع بازی موجب شده تا روند اجرای بازی تکراری نباشد. حتی اگر چند دست پشتسر هم بازی را اجرا کنید همواره با مراحل جدید و متنوعی رو به رو میشوید که چالشهای آن با مراحل قبلی تفاوت بسیاری دارد و به طور کلی یک سیستم جدید را پیگیری میکند.
به طور کلی Fall Guys دارای 24 بازی مختلف است، گیمر در هر دست برای رسیدن به فینال حداقل باید در 4 مرحله پیروز شود و سپس وارد بازی فینال میشود. در هر کدام از مراحل، یک بازی به صورت رندوم انتخاب میشود.
در کنار این مراحل بازی، در خود هر بازی نیز با چندین چالش مختلف روبهرو خواهید بود، نوع چینش چالشها و روند عبور از یک مرحله بازی به گونهای است که با اتفاقهای مختلف و تازه رو بهرو باشید تا بازیها برای شما خسته کننده نشود؛ به این ترتیب معمولا چند روش و مسیر برای پیروزی در اکثر بازیها وجود دارد.

یکی از مهمترین عوامل موفقیت این بازی، قرار گرفتن در لیست بازیهای رایگان پلیاستیشن پلاس در ماه اول عرضه بود. این اتفاق یک استراتژی جذاب بود که به دیده شدن بازی کمک فراوانی کرد. همچنین همزمانی عرضه با دوران قرنطینه کرونا نیز به ترند شدن بازی میان گیمرها در تویچ، یوتیوب و شبکههای اجتماعی بسیار کمک کرد.
به طبع بازی Fall Guys نیز مانند بسیاری از بازیهای روز دنیا دارای ایراد و اشکالاتی است. البته درصد زیادی از این مشکلات به موفقیت چشمگیر و غیر قابل پیشبینی بازی مربوط میشود به طوری که حتی سازندگان بازی نیز غافلگیری شدند و آمادگی رو به رو شدن با چند میلیون بازیکن را نداشتند.
در ابتدای عرضه بازی Fall Guys، به دلیل هجوم کاربران، سرور بازی مشکلات زیادی داشت و باعث میشد بازیکنان نتوانند به آسانی از بازی لذت ببرند. با گذشت یک هفته این وضع بهبود پیدا کرد البته هنوز هم در زمان آمادگی بازی برای جذب 60 بازیکن مورد نظر نقصهایی دیده میشود، گاهی این روند خیلی طولانی شده و گاهی هم لازم است یک بار به منوی اصلی برگشته و مجددا شروع بازی را انتخاب کنید. البته در تجربه شخصی خودم طی دو هفته، چند بار بازی در این مرحله هنگ کرد که مجبور به خروج از بازی شدم. پس از شروع مراحل و هنگام اجرای بازی، اگر اینترنت خودتان مشکلی نداشته باشد معمولا با ایرادی از سمت بازی مواجه نمیشوید و میتوانید به آسانی تا پایان کار مراحل را طی کنید.
سیستم ضد تقلب هنوز تقویت نشده و البته به ندرت شاهد تقلب بعض از کارکترها خواهید بود. به نظر میرسد این مشکل که خیلی فراگیر هم نیست، به زودی رفع شود. یکی از ایرادات مهم بازی مصرف حجم زیاد اینترنت در زمان کوتاه است. به طور متوسط برای 20 دقیقه بازی 100 تا 200 مگابایت مصرف میشود که برای این بازی نسبتا زیاد است.
همچنین تعدادی از مراحل به گونهای طراحی شده که برای عبور از آن مهارت شما خیلی تاثیر گذار نیست، معمولا در این مراحل عنصر شانس نقش موثری دارد و در تعدادی از مراحل نیز بازی به صورت تیمی انجام میشود که در این حالت نیز مهارت همتیمیهای شما بسیار مهم است. حذف شدن با بدشانسی یا به دلیل بودن در تیمی ضعیف اصلا جالب نیست اما در بازی Fall Guys زیاد با این موارد رو به رو میشویید.

یکی دیگر از ایرادات Fall Guys ، انتخاب بازیهای تکراری برای دو مرحله اول است. هنگامی که چند بار فال گایز را بازی میکنید، متوجه میشوید برای مرحله اول و دوم چند بازی محدود از میان 24 بازی موجود در نظر گرفته شده است و به همین دلیل در طولانی مدت، در دو مرحله اول با بازیهای تکراری زیادی رو به رو خواهید شد. اما از مرحله سوم تنوع بازیها بیشتر میشود و معمولا دوره تکرار بازیها بسیار طولانیتر خواهد بود.
بازی Fall Guys خیلی اتفاقات جدیدی را رقم نمیزند، این بازی با برطرف کردن نقاط ضعف یک سبک پرطرفدار، توانسته به موفقیتی چشمگیر برسد، اما برای موفق ماندند باید تغییراتی در روند بازی و مراحل ایجاد شود.
بازی فال گایز در حال حاضر بیش از 10 میلیون بازیکن در پلیاستیشن و رایانههای شخصی دارد، برای حفظ این تعداد بازیکن باید مراحل جدید به بازی اضافه شود و سرورها نیز تقویت شوند.

همچنین نسخه موبایلی فال گایز نیز هنوز به صورت رسمی طراحی و تولید نشده که این اتفاق نیز میتواند محبوبیت این بازی را چند برابر کند. البته نسخه موبایلی باید در زمانی که Fall Guys هنوز ترند است به بازار بیاید، اگر این اتفاق با تاخیر همراه شود، شاید بازخورد مورد انتظار را نداشته باشد.
بازی Fall Guys جذاب است و طرفداران زیادی دارد. توسعه دهندگان این بازی میدانند که در صورت عدم رفع نقایص ممکن است به زودی جایگاه عالی این بازی میان گیمرها از دست برود. اگر هنوز این بازی را تجربه نکردهاید، پیشنهاد میشود حتما به سراغش بروید. اگر هم با تلفن هوشمند بازی میکنید منتظر نسخه رسمی موبایلی آن باشید.
نوشته نقد و بررسی بازی ویدئویی Fall Guys؛ محبوبترین بازی تابستان 2020 اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

میتبوک D15 آخرین لپتاپ میانرده معرفی شده توسط هواوی است. این ابرغول چینی از سال ۲۰۱۶ به جرگه سازندگان لپتاپ پیوست ولی خیلی زود فرمول موفقیت در این بازار را کشف کرد. ساخت لپتاپهایی در نهایت زیبایی و ظرافت ولی با کارایی بالا و مناسب برای طیفهای مختلفی از کاربران، فرمولی پرفروش برای هواوی در بازار لپتاپها و اولترابوکها است.
شاید بسیاری از کاربران تعریف لپتاپهای میتبوک ایکس پرو هواوی را شنیده باشند ولی این شرکت هر ساله یک یا دو لپتاپ میانرده هم معرفی میکند. آذرماه سال گذشته، میتبوک دی ۱۴ و میتبوک دی ۱۵ نسخه ۲۰۲۰ با پردازندههای اینتل نسل دهم و ایامدی رایزن سری ۳۰۰۰ معرفی شدند. اکنون، میخواهیم سراغ بررسی کامل و تخصصی میتبوک D15 برویم.

لپتاپی که از فرمول جادویی هواوی پیروی میکند؛ به غایت زیبا و سبک و نازک است؛ جنس بدنه فلزی با پردازنده رایزن ایامدی و کارت گرافیک اختصاصی رادئون دارد و از صفحهنمایشی ۱۵.۶ اینچی با وزنی نصف هماندازههای خود سود میبرد تا واقعا یک کامپیوتر قابل حمل مناسب برای دهه جدید دنیای محاسبات و دیجیتال باشد. بهتر است به قیمت بسیار مناسب ۶۵۰ یورو این لپتاپ هم اشاره کنیم و بعد هریک از اجزای آن را به بررسی بنشینیم.
پیش از این میت بوک D15 را برای شما جعبه گشایی کرده و یک نگاه اولیه به آن انداخته بودیم که در ویدیوی زیر میتوانید به تماشا بنشینید.
حرف آخر را باید در ابتدا گفت. امکان ندارد در اولین نگاه شیفته طراحی این لپتاپ نشوید. وقتی آن را در دست میگیرید؛ حس خوب یک لپتاپ مستحکم را دارید ولی از سبکی آن شگفتزده میشوید. قطعا یکی از زیباترین و نازکترین لپتاپهای سال ۲۰۲۰ را در دست گرفتید و شاید حتی احساس کنید یک مکبوک ایر زیر بغل زدید!

میتبوک دی ۱۵ شاسی بدنهای تمام فلزی و آلومینیومی با ضخامتی ۱۶.۹ میلیمتر و وزنی ۱.۵۳ کیلوگرمی دارد. بدنه فلزی باعث افزایش استحکام دستگاه میشود و وزن بسیار کم آن در عین اینکه نمایشگری ۱۵.۶ اینچی دارد؛ این دستگاه را قابل حمل برای هر کاربری میسازد. هواوی وزن آداپتور باتری این لپتاپ را هم ۱۵۹ گرم کاهش داده تا هیچ مانعی برای همراهی همیشگی میتبوک دی ۱۵ با شما نباشد و همیشه به همراه آداپتور برق در کوله و کیف شما جای بگیرد.

با یک دست میتوانید این لپتاپ را بلند کنید و به این طرف و آن طرف ببرید. درب دستگاه هم با یک دست باز میشود و از کیفیت لولای بالایی برخوردار است تا نه زیاد سفت و محکم باشد و نه خیلی نرم که درست در زاویه دلخواه کاربر تنظیم نشود.

اگر میتبوک D15 از ترکیب هارددیسک ۱ ترابایتی و درایو SSD با ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت بهره بگیرد؛ نزدیک به ۱۰۰ گرم سنگینتر است ولی اگر فقط درایو SSD باشد؛ همان وزن ۱.۵ کیلوگرم را خواهد داشت.
فارغ از اینکه بسیاری از کاربران لپتاپهای میتبوک هواوی را از نظر سبکی و زیبایی، زبان طراحی، چینش صفحهکلیدها و درگاه با مکبوکهای اپل مقایسه میکنند؛ ایسوس ذنبوک ۱۵ اینچی ایسوس هم میتواند یک رقیب برای میتبوک D15 سال ۲۰۲۰ باشد. ذنبوک ۱۵ اینجی ایسوس در سال ۲۰۲۰ هم از نظر سبکی، نازکی و طراحی، مشابه این لپتاپ هواوی بود ولی از نظر قیمت بسیار گرانتر است.
نمایشگر لپتاپ حاشیههای بسیار باریکی دارد که باعث شدند هم صفحهنمایش میتبوک D15 بزرگتر نشان داده شود و هم وزن کلی دستگاه کاهش پیدا کند. این نازکی حاشیهها واقعا دیدنی و ستودنی هستند، حس خوبی به کاربر منتقل میکنند و بر لوکسی دستگاه میافزایند. هواوی با باریک کردن حاشیههای نمایشگر، یک زرنگی به خرج داده و از یک فریم ۱۴ اینچی برای لپتاپ ۱۵ اینچی استفاده کرده است. همانند چند مدل پیشین لپتاپهای این شرکت و از جمله میتبوک ایکس پروها، وبکم از روی پنل نمایشگر به پنل صفحهکلید منتقل شده تا هیچ مانعی برای باریکی فریم دور صفحهنمایش نباشد.
وبکم شبیه به یک کلید در وسط ردیف بالایی کیبورد قرار گرفته و با یک فشار به صورت نرم و آهستهای بالا میآید و دوباره با فشار دیگری به جای خود برمیگردد. برخی از کاربران این حرکت هواوی را خلاقانه و هوشمندانه میدانند چون این روزها وبکمهای لپتاپ ارزش و حساسیت بالای خود را از دست دادند ولی گروه دیگری از کاربران اعتقاد دارند زاویه دید این وبکم خوب نیست و برای مصارف مهمی مانند ویدیو کنفرانس طولانیمدت باید یک وبکم جداگانه خریداری و روی دستگاه نصب کرد.

حسگر اثر انگشت با کلید پاور ترکیب و شکل زیبایی به کار داده است. بخش اعداد ماشینحسابی یا Numpad صفحهکلید نیز حذف شده تا هم کل پنل صفحهکلید کوچکتر شود و هم به اندازه کافی جا برای تکیه دادن دستها در هنگام تایپ و کارهای زیاد با لپتاپ باشد.
کلیدهای صفحهکلید Chiclet با فاصله کمی از هم چیده شدند؛ بهطوریکه مدتی باید بگذرد تا به فاصله آنها از هم عادت کنید و کلیدی را به اشتباه فشار ندهید. فاصله زیاد میان کلیدهای ترکیبی مانند Alt و Tab کمی آزاردهنده است و باعث میشود به راحتی نتوانید تایپ کنید. از کلیدهای Home و End خبری نیست و برخی کلیدهای پر کاربرد کوچکتر از اندازه استاندارد هستند. حالت ارتعاشی کلیدها مناسب است و خیلی نرم با اولین لمس عمل میکنند.

ترکپد میتبوک D15 هم نسبتا بزرگ و هم بسیار حساس و ظریف است. از گرداندن و چرخاندن انگشت در این ترکپد حس خوبی خواهید داشت و دو انگشتی کار کردن با آن ساده است. بزرگی ترکپد باعث میشود که تکیهگاه دست خود را کمی با آن فاصله دهید تا مرتبا باعث جابهجایی نمایشگر ماوس نشوید یا اینکه از یک ماوس خارجی استفاده کنید و ترکپد غیرفعال شود. به طور کلی، صفحهکلید میتبوک D15 برای تایپهای طولانیمدت و زیاد مناسب نیست و بیشتر برای کارهای فوری و لحظهای طراحی شده که لازمه لپتاپهای قابل حمل است.

در قسمت جلویی لپتاپ، ضمن اینکه شاهد یک نازکی و باریکی فوقالعاده هستیم؛ بخش ترکپد تو رفتگی و باریکی بیشتری دارد تا به نوعی یک سبک طراحی به شمار بیاید. در پنل پشتی لپتاپ هم هیچ خبری از درگاهها و کانکتورها نیست تا همه درگاههایی که نیاز دارید در دو کناره راست و چپ چیده شده باشند. کنارههایی که بسیار نازک هستند و ظرافت تعبیه درگاهها در این نوارهای باریک، شما را هیجانزده میکند.
در کناره سمت راست شاهد دو درگاه سنتی USB 2.0 Type A و جک هدفون ۳.۵ میلیمتری هستیم. خیلی خوشحالم که جک هدفون در مکان مناسبی نصب شده و دیگر مانند برخی لپتاپها در پنل جلویی نیست. دو درگاه USB 2.0 برای اتصال دستگاههای قدیمی مناسب هستند ولی غالب دستگاههای امروزی مبتنی بر USB 3.0 و USB-C عرضه میشوند.
در کناره سمت چپ یک درگاه USB Type-C برای شارژ باتری و اتصال دستگاههای دیگر، یک درگاه USB 3.0 Type A و یک درگاه HDMI حضور دارند. برای استفاده از اتصال پر سرعت فقط میتوان از بخش چپ به لپتاپ وصل کرد؛ اگر تعداد دستگاههای اتصالی به لپتاپ زیاد است؛ ناگزیر باید یک هاب USB 3.0 بخرید.
همه امکانات ارتباطی این لپتاپ به همین چند درگاه ختم میشود و از درایو نوری، اسلات کارت حافظه، درگاه شبکه RJ45 و غیره خبری نیست. بسته به انتظار و مصرف شما از یک اولترابوک، این تعداد درگاه ارتباطی میتواند خوشحالکننده یا مایوسکننده باشد.

یکی از خلاقیتهای هواوی، بردن چراغهای LED روی کلیدها و کنار درگاهها است. مثلا چراغ چشمکزن شارژ باتری کنار درگاه USB نوع C است و روی کلیدهایی مانند Fn باز چراغ میبینیم تا هم زیبا باشند و هم مشخص شود این کلیدها روشن یا خاموش هستند.

هواوی این لپتاپ میانرده خود را در دو رنگ نقرهای و نوک مدادی روانه بازار کرده و در جعبه لپتاپ شاهد یک شارژر نوع C با توان ۶۵ وات هستیم.
هواوی برای این لپتاپ رده متوسط بازار از یک پنل نمایشگر ۱۵.۶ اینچی IPS با دقت تصویر ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ پیکسل استفاده کرده است. روشنایی این پنل ۲۵۰ نیت با کنتراست نسبتا پایین ۱:۸۰۰ و زاویه دید ۱۷۸ درجه است. نسبت تصویر هم ۱۶:۹ انتخاب شده که یک نسبت تصویر استاندارد و مورد علاقه کاربران است. برای صفحهنمایشهای امروزی این مشخصات چندان جالب نیست و کمی ناامیدکننده ظاهر میشود. در بسیاری از مواقع روشنایی صفحهنمایش ۲۰۰ نیت و همین حوالی است تا بدانیم با یک نمایشگر بسیار روشن و شفاف روبرو نیستیم.

گفتیم که لبههای فریم اطراف نمایشگر بسیار باریک هستند؛ به طوریکه هواوی از یک فریم ۱۴ اینچی استفاده کرده و یک پنل ۱۵.۶ اینچی در آن جای داده است. اندازه صفحهنمایش به قدر کافی بزرگ است که چیزی از لپتاپهای ۱۵ اینچی بازار کم نداشته باشد. نسبت نمایشگر به بدنه در میتبوک دی ۱۵ نزدیک به ۸۷ درصد است تا کاربر دید بهتری داشته باشد.
در مجموع کیفیت نمایشگر لپتاپ متوسط رو به بالا است. روشنایی، عمق و وضوح تصویر خوب است ولی شما را شگفتزده نمیکند. کیفیت رنگها نیز بالاست و رنگ مشکی عمق خوبی دارد. در پخش فیلم یا بازیها، سایهها و جزئیات با طور کامل نمایش داده میشوند.
به خاطر پوشش مات پشت پنل نمایشگر، انعکاس نور آزاردهنده یا خیلی زیاد نیست و میتوانید با آن طوری کار کنید که چشم اذیت نشود. اگر متوجه شدید رنگهای نمایشگر چشم شما را آزاد میدهد؛ قابلیت Eye Comfort هواوی را فعال کنید که یک فیلتر نور آبی برای کاهش خستگی چشمان است ولی نورها را گرمتر میکند.

وقتی چندین فیلم و بازی روی این لپتاپ اجرا کردیم و به بررسی کیفیت نمایشگر پرداختیم؛ اگرچه رضایتبخش بود ولی فاصله زیادی با صفحهنمایش لپتاپهای پرچمدار بازار از جمله میتبوک ایکس پرو هواوی دارد. زاویه دید لپتاپ هم مناسب است و با تغییر زاویه شاهد تغییر رنگها نیستیم.
از یک لپتاپ میانرده با برچسب قیمتی نزدیک به ۷۰۰ دلار هم نباید پنل نمایشگری بهتر از این انتظار داشت. مثلا، کاربرانی که با میتبوک ایکس پرو کار کردند؛ نباید انتظار همان نمایشگر و کیفیت را روی میتبوک D15 داشته باشند.
واقعیت این است که برای مصارف اداری و قابل حمل، این اندازه کیفیت صفحهنمایش کافی بوده و بعید است کاربری پیدا شود که انتظار بالاتری داشته باشد. اگر شما یک گیمر یا مالتیمدیاکار هستید؛ اصولا باید دنبال لپتاپ دیگری باشید که نمایشگر آن مشخصات بالاتری دارد.
لپتاپ میتبوک D15 نسخه ۲۰۲۰ را میتوانید با هر دو پردازنده اینتل و AMD خریداری کنید. در مدل اینتل شاهد نصب تراشه نسل دهمی کامتلیک Core i5-10210U هستیم و در مدل AMD از تراشههای رایزن ۵ سری 3500U و رایزن ۷ سری 3700U استفاده شده است. مدلی که ما در حال بررسی آن هستیم؛ مجهز به پردازنده ایامدی Ryzen 5 3500U با ۸ گیگابایت رم DDR4 است.
گفتیم از این لپتاپ دو مدل تماما SSD و SSD + HDD عرضه شده که لپتاپ در دست ما دارای ۲۵۶ گیگابایت SSD برای درایو سیستمعامل و ۱ ترابایت هارددیسک برای ذخیرهسازی اطلاعات است. اما پردازنده گرافیکی این دستگاه نیز جالب توجه است. یک کارت گرافیک ساخت ایامدی به نام Radeon Vega 8 با ۴ گیگابایت حافظه اختصاصی حضور موثری دارد. هر فردی که کمترین آشنایی با لپتاپها داشته باشد؛ میداند این سختافزار برای یک لپتاپ میانرده، خیلی زیاد است و قدرت لازم برای هر کاری را فراهم میکند.
حالا به سراغ جزئیات هریک از این سختافزارها میرویم و نتیجه محکزنیهای به دست آمده را بررسی میکنیم:
پردازنده ایامدی رایزن 3500U با کدنام پیکاسو و فناوری ساخت ۱۲ نانومتری یک تراشه کم مصرف ۱۵ واتی است که ۴ هسته پردازشی فیزیکی با سرعت کلاک پایه ۲.۱ گیگاهرتز و سرعت اورکلاک ۳.۵۲ گیگاهرتز به همراه ۸ نخ پردازشی دارد. این پردازنده در نرمافزار PCMark 10 امتیاز ۳۸۴۰ را به دست آورد که نسبت به مدل اینتلی این دستگاه با امتیاز ۳۶۸۱ وضعیت بهتری دارد و در مجموع یک امتیاز بسیار خوب برای یک پردازنده میانرده روی یک اولترابوک محسوب میشود.

در نرمافزار GeekBench 4 امتیاز ۳۸۳۳ برای تک هسته و ۱۱۸۳۱ برای چند هسته به دست آمده است. امتیاز رمزنگاری در این نرمافزار ۵۱۳۳ و امتیاز حافظه ۴۰۶۷ برای تک هسته است. در چند هستهای هم امتیاز رمزنگاری ۸۶۵۸ و امتیاز حافظه ۴۶۶۲ است. وقتی این امتیازها را با مدل اینتلی همین لپتاپ و همینطور دیگر لپتاپهای همرده میتبوک D15 مقایسه میکنیم؛ امتیاز خوبی به قدرت پردازشی دستگاه تعلق میگیرد و نشان میدهد از پس چند وظیفهگی، اجرای بازیهای ویدیویی نسبتا سنگین و رندرینگ فیلم برمیآید.

در محکزنی ویدیوهای 4K نیز با توجه به کارت گرافیک Vega 8، نسبت به میتبوک D14 و همینطور مدل اینتلی امتیاز بالاتری به دست میآورد. امتیاز کارت گرافیک در نرمافزار GeekBench 4 نیز ۲۸۰۰۷ شده که باز یک امتیاز قابل تحسین است.

نرمافزار PCMark 10 امتیاز وبگردی را ۶۸۹۸ و ویرایش ویدیو را ۲۷۰۰ نشان میدهد. در ویدیو کنفرانس این امتیاز ۶۹۲۱ و در ویرایش تصویر ۵۴۲۵ میشود. در مصارف اساسی (Essential) امتیاز به دست آمده ۷۳۵۴ و در فعالیتهای چندوظیفهگی امتیاز ۵۹۳۴ ثبت شده است. در ساخت و کار با محتوای دیجیتالی شامل عکس و ویدیو هم امتیاز ۳۵۲۴ را میبینیم. با کمی هوشمندی میتوان از روی این امتیازها فهمید میتبوک D15 دقیقا به درد چه کاری میخورد و با چه هدفی ساخته شده است.

در تستهایی که برای اجرای بازیهای ویدیویی مانند Need For Speed PayBack و Shadow of the Tomb Raider انجام دادیم؛ این بازیها با کمی افت فریم روی لپتاپ اجرا شده و فشار زیادی به سختافزار و لپتاپ وارد میآوردند بهطوریکه صدای فنها به همراه گرمای درونی کاملا قابل حس بود. اگر جزئیات گرافیکی را پایینتر بیاوریم؛ بازی روانتر اجرا شده و شاهد کیفیت بهتری در صفحهنمایش هستیم ولی باز فشار بالایی را تحمل میکند که موجب خالی شدن سریع باتری میشود.

یک ابتکار هواوی در این لپتاپ، استفاده از ترکیب SSD و هارددیسک برای افزایش سرعت و کارایی سیستمعامل، نرمافزارها و خواندن/نوشتن روی دیسکها است. سرعت SSD قابل مقایسه با هارددیسک نیست و لپتاپهای امروزی سعی میکنند مبتنی بر این نوع درایوها عرضه شوند.
اما هواوی خوب میداند یک لپتاپ میانرده مناسب مصارف اداری و روزانه، باید حجم زیادی فضای ذخیرهسازی برای عکس و ویدیو داشته باشد. به همین دلیل، ضمن اینکه یک درایو SSD با ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت برای سیستمعامل و اجرای سریع اپلیکیشنها و پروسهها اختصاص داده؛ هارددیسک یک ترابایتی هم به لپتاپ اضافه کرده است تا کاربر با خیال راحت بتواند هر چقدر که میخواهد فیلم، عکس و محتوای مالتیمدیا با خود همهجا ببرد. برای یک لپتاپ میانرده این مقدار از ظرفیت و ترکیب فضای ذخیرهسازی بسیار ارزشمند و امتیاز بزرگی است.
در نرمافزار CrystalDiskMark 7.0 برای درایو SSD سرعت خواندن ترتیبی ۳۵۸۹.۸۷ مگابیت بر ثانیه و سرعت نوشتن ترتیبی ۲۳۴۱.۶۲ مگابیت بر ثانیه با تست خواندن و نوشتن یک گیگابیت اطلاعات به دست آمد. هر دو سرعت فراتر از انتظار و بسیار بهتر از مدل اینتلی میتبوک D15 هستند و حتی نسبت به میتبوک ایکس پرو، سرفیس پرو ۷ و مکبوک پرو ۳ مدل ۲۰۱۸ امتیاز بالاتری گرفتند.
برای هارددیسک، سرعت خواندن ترتیبی ۱۳۷.۱۶ و سرعت نوشتن ترتیبی ۱۲۳.۴۷ مگابیت بر ثانیه ثبت شده است. در نسخه اینتل این لپتاپ، سرعت خواندن و نوشتن به ترتیب ۱۱۰.۹۶ و ۱۰۸.۰۱ مگابیت است. باز هم هر دو سرعت ما را شگفتزده کرد و قدرت پردازنده به همراه حافظه رم سیستم را در کنار درایوهای ذخیرهسازی به رخ کشید.

در نرمافزار AS SSD Benchmark 2.0 هم سرعت خواندن ترتیبی ۳۰۰۸.۸۹ مگابیت و سرعت نوشتن ترتیبی ۲۱۲۴.۱۶ مگابیت به دست آمده که به نوعی نتایج نرمافزار کریستال دیسک مارک را تایید میکنند. امتیاز کلی SSD در این نرمافزار ۳۳۱۹ است تا از سرعت خواندن و نوشتن روی دیسک میتبوک D15 کاملا رضایت داشته باشیم.
در مجموع میتوان گفت این لپتاپ برای مصارف روزانه عملکرد خوبی دارد. اگر انتظارات خود را کنترل کنید و به سطحی متوسط از بازیهای ویدیویی یا رندر فیلم و محتوی سهبعدی اکتفا داشته باشید و بتوانید کارهای سنگین خود را به نوبت انجام دهید؛ با توجه به قیمت پرداختی باید از کارایی میتبوک D15 راضی باشید. تنها نکتهای که شاید کمی در ذوق بزند؛ تلاش ایامدی برای عرضه تراشههای رایزن سری ۴۰۰۰ است که عملکرد بسیار بهتری نسبت به سری ۳۰۰۰ دارند و بهزودی لپتاپ شما را یک مدل قدیمی معرفی میکند!
وقتی از یک اولترابوک صحبت میشود؛ همه نگاهها به سوی باتری و مدت شارژ آن میچرخد. هواوی برای این اولترابوک شیک و سبک خود یک باتری ۴۲ وات ساعتی ساخت شرکت Sunwoda-H به همراه یک شارژر سبک با توان ۶۵ واتی Type-C در نظر گرفته است.
روی کاغذ ظرفیت این باتری برای یک لپتاپ با پردازنده رایزن ۵ ایامدی و کارت گرافیک Vega 8 کافی نیست. خود هواوی میگوید برای کارهای روزانه و عادی تا ۱۳ ساعت شارژ باتری دارد ولی ما در تستهای ویدئو به ۴ ساعت و نیم و برای وبگردی و کار با نرمافزار آفیس به طول عمر شارژ باتری نهایت تا ۹ ساعت رسیدیم. اگر روشنایی صفحهنمایش را کم کنیم و بعد تمام اتصالات دستگاه از جمله وایفای خاموش شوند و هیچ نرمافزار دیگری جز پخشکننده ویدیو روی ویندوز ۱۰ فعال نباشد؛ شارژ باتری به ۵ ساعت و نیم میرسد.

این میزان شارژ باتری نشان میدهد میتبوک D15 نمیتواند یک روز کاری کامل برای شما دوام باتری داشته باشد و همیشه باید مراقب نحوه استفاده خود از دستگاه و پیدا کردن یک پریز برق برای شارژ باتری باشید.
آداپتور شارژر این لپتاپ امیدوارکننده است و خیلی سریع در نیم ساعت، بیش از ۵۰ درصد باتری شارژ میشود. اگر باتری لپتاپ فقط چند درصد شارژ داشته باشد؛ شارژ کل آن کمی بیشتر از یک ساعت طول میکشد؛ به شرط اینکه اصلا از آن استفاده نکنید. سرعت بالای شارژ باتری باعث میشود سریعا بتوانید دوباره به سراغ لپتاپ بروید ولی طول عمر باتری چندان مناسب به حساب نمیآید.
میتبوک D15 دو بلندگوی استریو دارد که درگاههای خروجی صدای آنها در زیر لپتاپ هستند و همین موضوع باعث افت کیفیت و رسایی صدا میشود. اگر محیط شما کوچک و ساکت باشد؛ صدای لپتاپ و کیفیت خروجی بلندگوها کافی است ولی در محیطهای شلوغ، فضاهای کاری اشتراکی، خانههای بزرگ و به ویژه برای بازی و فیلم، این اندازه صدا رضایت شما را در پی ندارد و باید به فکر هدفون و یا اسپیکر اکسترنال باشید.
روی این لپتاپ شاهد نصب کارت شبکه Realtek 8822CE هستیم که اتصال اترنت هزار مگابیتی و وایفای ۵ (استاندارد 802.11ac) دو بانده را در اختیارمان میگذارد. خود لپتاپ درگاه شبکه اترنت RJ45 ندارد و کاربر باید از طریق وایفای به شبکه و اینترنت وصل شود.

در حالیکه حداکثر سرعت اینترنت روی باند ۲.۴ گیگاهرتز به مرز ۲۰ مگابیت نزدیک است؛ قدرت گیرندگی و آنتنهای لپتاپ بالا است. شما میتوانید در فاصلهای نزدیک به ۱۵ متر از مودم یا روتر، نصف آنتنهای وایفای را روشن داشته باشید. سرعت روی فرکانس ۵ گیگاهرتز بیشتر و نزدیک به ۳۵ مگابیت است.
یکی از مهمترین و جذابترین ویژگیهایی که روی لپتاپ میتبوک D15 باید مورد توجه قرار بگیرد؛ Huawei Share است. این ویژگی اجازه میدهد از طریق تگ NFC به سرعت و صرفا با قرار دادن گوشی روی بدنه لپتاپ، صفحهنمایش آن را به اشتراک بگذارید و به فایلها، عکسها، ویدیوها و اسناد روی گوشی در لپتاپ دسترسی داشته باشید.

متاسفانه، ویژگی «هواوی شیر» فقط از گوشیهای رده بالای هواوی و برند آنر پشتیبانی میکند تا کاربران در کمتر از چند ثانیه بتوانند اطلاعات خود روی گوشی و لپتاپ را با هم سینک کنند. ما با گوشی هواوی P30 لایت تست کردیم؛ اگرچه به اطلاعات روی گوشی دسترسی داشتیم ولی صفحهنمایش گوشی روی لپتاپ در دسترس نبود و از قابلیت چند نمایشگری پشتیبانی نمیکرد.
اگر بررسی ما درباره لپتاپ هواوی میتبوک D15 نسخه ۲۰۲۰ را کامل خوانده باشید؛ برایتان مشخص شده این اولترابوک برای چه مصارف و کاربریهایی مناسب است. یک لپتاپ زیبا سبک، قابل حمل با سختافزاری که از پس هر کاری برمیآید و صفحهنمایش و باتری نه چندان تعریفی برای کارهای روزانه مانند وبگردی، آفیس، ویدیو کنفرانس، مشاهده فایلها و اسناد و عکسها دارد.
میتبوک D15 را باید همیشه همراه خود داشته باشید تا هر زمان نیاز شد؛ سریعا باز کرده و کارهای فوری و ضروری خود را با آن انجام بدهید و دوباره در کیف و کوله بگذارید.
میتوانید روی بازیهای سبک و ویدیو حساب باز کنید ولی لپتاپی برای گیمرها یا مالتیمدیابازها نیست. هم عمر باتری نسبتا کوتاهی (زیر ۵ ساعت برای این نوع کارها) دارد و هم از نمایشگر و بلندگوهای با کیفیتی برخوردار نیست.
صفحهکلید دستگاه برای تایپهای طولانی کمی اذیت میکند ولی در عوض قابلیتی به نام «هواوی شیر» دارد تا سریعا هر چیزی که روی گوشی هوشمند خود دارید، با لپتاپ به اشتراک بگذارید.
سرعت خواندن و نوشتن درایو SSD و هارددیسک فراتر از انتظار بوده و نتایج محکزنی پردازنده و کارت گرافیک بهتر از مدل اینتلی است.
نکته آخر اینکه فراموش نکنید دارید یک لپتاپ خوش قیمت در سال ۲۰۲۰ میخرید. در حالیکه لپتاپهای همرده قیمتی بالای هزار دلار دارند؛ میتبوک D15 برچسب قیمتی ۶۵۰ یورو خورده و پیشبینی میکنیم یکی از موفقترین لپتاپهای غول چینی در بازار امسال خواهد بود.
نوشته بررسی لپتاپ هواوی میتبوک D15 نسخه ۲۰۲۰: خوش ساخت و خوش قیمت اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

شرکت ایسوس در اوایل مرداد ماه سال جاری از اسمارتفون راگ فون 3 رونمایی کرد. این شرکت در سال گذشته میلادی نیز با معرفی راگ فون 2 نشان داد که مهندسی و کمک گرفتن از فناوریهای مختلف در یک تلفن باعث بهبود تجربه اجرای بازیها میشود که در این مورد خاص، گیمرهای موبایل طیف خاصی از کاربران تلفنهای هوشمند در نظر گرفته شدهاند. در یک کلام باید بگوییم که طراحی راگ فون 3 نسبت به مدل قبلی خود تغییرات چندانی نداشته است، اما مهمترین بخش، یعنی سختافزار تلفن تغییر کرده تا یک تلفن گیمینگ قدرتمند و بیهمتا روانه بازار شود. ما در این مقاله جدیدترین تلفن گیمینگ شرکت تایوانی ایسوس را مورد بررسی قرار دادهایم. پس در ادامه با ما همراه باشید.

همانطور که گفتیم، ظاهر تلفن گیمینگ راگ فون 3 تقریبا با مدل قبلی یکسان است، اما تغییرات جزئی در این بخش ایجاد شدهاند. به عنوان مثال، پنل شیشهای پشت درخشانتر از راگ فون 2 بوده و دریچههای تهویه موجود در نسل دوم این تلفن جای خود را به یک بخش نسبتا شفاف داده است که سیستم خنککننده جدید در آن قرار دارد. دلیل من برای استفاده از کلمه “نسبتا شفاف” نیز حالتهای مختلف آن در مقابل انعکاس نور بوده و جذابیت خاصی در آن دیده میشود.

با وجود این که پنل پشتی راگ فون 3 جذابیت زیادی دارد، شاید بسیاری از افراد تصور کنند که این پنل مستعد جذب اثرانگشت است، اما باید بگوییم که این طور نبوده و تلفن گیمینگ ایسوس کمترین میزان جذب اثرانگشت کاربران را دارد. لوگوی برند گیمینگ ROG نیز در همین پنل دارای رنگبندی RGB بوده و روشنتر از لوگوی موجود در مدل قبلی است. ماژول دوربین سهگانه در پنل پشتی به صورت افقی تعبیه شده و تا وسط پنل کشیده شده است. خطهای نقرهای به صورت مورب در پنل عقب وجود دارند که جذابیت و حالت اسپرت گونهای به دستگاه میدهند.

پورت USB-C در قسمت پایین دستگاه قرار دارد تا هیچ مزاحمتی برای اجرای بازیها در هنگام اتصال تلفن به شارژر در حالت افقی وجود نداشته باشد. یک پورت USB-C دیگر نیز در یک درپوش پلاستیکی مخفی شده است که در سمت مخالف پورت قبلی قرار دارد.

این تلفن هوشمند نسبتا بزرگ است، البته با توجه به کارایی آن نباید انتظار داشت که یک محصول بسیار سبک و باریک در اختیار داشته باشیم. ضخامت دستگاه 9.8 میلیمتر، طول و عرض آن نیز به ترتیب معادل 171 و 78 میلیمتر است. وزن تلفن به 240 گرم میرسد که راگ فون 3 را به یکی از سنگینترین تلفنهای موجود تبدیل میکند. در حالت کلی، تلفن تعادل خوبی دارد، اما من در حالت عمودی متوجه شدم که وزن دستگاه در سمت جلویی آن بیشتر است و من در هنگام دراز کشیدن احساس میکردم که هر لحظه امکان سقوط تلفن برروی صورتم وجود دارد.

جک 3.5 میلیمتری در راگ فون 3 تعبیه نشده است و همین موضوع بسیاری از کاربران را به سوی مدل قبلی سوق میدهد. یکپارچهسازی آنتنهای 5G در راگ فون 3 یکی از دلایلی است که باعث شده سایر کانکتورها در کالبد آن جای نگیرند. هرچند، جای هیچ نگرانی وجود ندارد و کاربران میتوانند توسط یک ابزار جانبی با نام AeroActive Cooler 3 جک 3.5 میلیمتر را به تلفن خود اضافه کنند. این ابزار برای خنک کردن تلفن نیز مورد استفاده قرار میگیرد. این اکسسوری درون جعبه تلفن قرار دارد. این ابزار چندین کاربرد دیگر هم دارد که از جمله آنها میتوان به ایستاده نگه داشتن گوشی برای تماشای ویدیوها اشاره کرد.
راگ فون 3 ایسوس پادشاه تلفنهای هوشمند گیمینگ است. من یک گیمر حرفهای نیستم، اما هرزگاهی چند بازی را انجام میدهم. راگ فون 3 به بهترین شکل از پس اجرای بازیهای سبک و سنگین برمیآید و من تجربه بسیار خوبی از آن را در هنگام اجرای بازیها شاهد بودم. در عین حال، وجود چند ابزار برای بهبود این تجربه باعث میشود که گیمرهای حرفهای آن را دوست داشته باشند.

نرخ رفرش صفحهنمایش 6.59 اینچی آمولد راگ فون 3 معادل 144 هرتز و نرخ نمونهبرداری لمسی آن نیز 270 هرتز بوده که یک رقم عادی برای تلفن گیمینگ و یک رقم بسیار بالا برای یک تلفن معمول است. این صفحهنمایش از فناوری HDR 10 بیت و +HDR 10 پشتیبانی میکند که تاخیر لمسی آن به 25 میلیثانیه میرسد. پاسخگویی صفحهنمایش به لمسها بسیار عالی بوده و ما هیچ نقطه ضعفی در آن مشاهده نکردیم. همین موضوع باعث میشود که تجربه گیمینگ راگ فون 3 بهبود یابد.

یکی دیگر از بخشهای مرتبط با تجربه گیمینگ صدا است. ایسوس در این زمینه با شرکتی به نام Dirac همکاری کرده است. این شرکت در زمینه فناوریهای صدا بسیار بزرگتر از برند Dolby بوده و با اطمینان کامل میتوان گفت که نتیجه این همکاری بسیار مطلوب بوده است. بلندگوهای این برند سطح بالایی از کیفیت و جزییات را در اختیار کاربر قرار میدهند که در هر نوع از تلفنی دیده نمیشود. بلندگوهای استریو دوگانه راگ فون 3 به قدری عالی هستند که ما فراموش کردیم یک تلفن هوشمند را بررسی میکنیم!

من در طول چند ساعت بازیهای Asphalt 9 Legends ،1945 ،Real Racing 3 و Dariusburst را به همراه چند عنوان دیگر برروی این تلفن اجرا کردم. در طول این مدت هیچ ضعفی در عملکرد تلفن مشاهده نکردم. بیشتر گرمای تلفن نیز در بخش کناری تلفن (وسط) احساس میشد. البته دستهای من در طول اجرای بازیها عرق نکرد و هیچ گاه احساس نمیکردم که باید جای دستها را عوض کنم. زیرا بدنه تلفن گرم میشد.

ایسوس تلاش زیادی کرده تا این تلفن را برای مصارف روزمره نیز مناسبسازی کند. فرقی نمیکند که شما گیمر باشید یا یک کاربر عادی، به هرحال، نیاز به دوربین در تلفنهای امروزی یک نیاز طبیعی و غیرقابل انکار است.

در پشت تلفن یک دوربین سهگانه وجود دارد. دوربین اصلی از یک سنسور 64 مگاپیکسل IMX686 شرکت سونی استفاده میکند. یک ماژول التراواید و یک سنسور ماکرو 5 مگاپیکسل نیز در این مجموعه حضور دارند. در حاشیه بالایی صفحهنمایش هم یک دوربین سلفی با سنسور 24 مگاپیکسل قرار دارد.
دوربین اصلی راگ فون 3 از حالتهای مختلفی پشتیبانی میکند که از جمله آنها میتوان به حالت شب، حالت پرتره، حالت فیلمبرداری موشنترکینگ و حالت حرفهای ضبط ویدیو اشاره کرد. این دوربین توانایی ضبط ویدیوهای 4K و HDR را دارد و یک لرزشگیر الکترونیکی هم در آن تعبیه شده است.
این تلفن دارای سختافزار بسیار قدرتمندی است. صفحهنمایش 120 هرتز و نرخ نمونهبرداری لمسی بالا به همراه استفاده از یک تراشه پرچمدار قدرتمند از جمله مواردی هستند که راگ فون 3 را به یک محصول خاص و خواستنی تبدیل میکنند. پردازنده اسنپدراگون 865 پلاس به همراه 16 گیگابایت رم باعث میشود که این هندست در به راحتی در نبرد میان تمامی تلفنهای هوشمند برنده شود.

سرعت تراشه اسنپدراگون 865 پلاس در این تلفن از 3 گیگاهرتز نیز فراتر رفته و یک حافظه رم 16 گیگابایتی LPDDR5 به همراه 512 گیگابایت حافظه داخلی UFS 3.1 باعث میشود که من هیچ احساس نیازی در این تلفن نداشته باشم.
من راگ فون 3 را در بنچمارکهای مختلفی تست کردهام که نتایج به دست آمده را مشاهده میکنید:
امتیازات به دست آمده توسط این گوشی از راگ فون 2 بسیار بالاتر بوده، اما فقط کمی بیشتر از وان پلاس 8 پرو است. همچنین، نتایج فوق نزدیک امتیازات اسمارتفون گیمینگ Red Magic 5G هستند، اما هندست گیمینگ ایسوس در تست 3DMark ضعیفتر از Red Magic 5G بود. البته، این مسئله احتمالا با مشکلات نرمافزاری تلفن ارتباط دارد، چرا که ما در هنگام فعال کردن قابلیت X Mode با مشکل اجرای بنچمارک برخورد میکردیم.

باتری 6000 میلیآمپر این گوشی میتواند تا دو روز انرژی سختافزار را تامین کند. شاید در نگاه اول تصور کنید که چنین عددی برای یک باتری 6000 میلیآمپر بسیار کم باشد، اما به یاد داشته باشید که تلفن گیمینگ ایسوس سختافزار بسیار قدرتمندی دارد و نباید آن را با یک تلفن هوشمند معمولی مقایسه کرد. طبق نتایج تستهای شرکت ایسوس، این تلفن با شارژ کامل خود میتواند تا 9.6 ساعت بازی Asphalt 9 Legends را اجرا کند که در مقایسه با 5.7 ساعت وان پلاس 8 پرو عالی به نظر میرسد.
ایسوس راگ فون 3 در میان تلفنهای گیمینگ بینظیر است. ما در این مقاله سعی کردیم که شما را از مزایا و معایب آن آگاه کنیم. این تلفن توانایی اجرای بازیها و برنامههای سنگین را دارد. به عبارتی سادهتر، ما یک هیولا را بررسی و مشکل چندان حادی در آن مشاهده نکردیم.

اما اگر شما یک گیمر نباشید، تکلیف چه است؟ در جواب این سوال باید بگوییم که سایر کاربران از جمله تولیدکنندگان محتواهای رسانهای میتوانند این هندست را به عنوان یک تلفن برای انجام امور مرتبط با مالتیمدیا استفاده کنند. زیرا وجود بلندگو و صفحهنمایش بسیار باکیفیت آن شما را در مسیر تولید محتوای چندرسانهای یاری میکند. هرچند، دوربین دستگاه نسبت به سختافزار تلفن عملکرد عالی نداشت، اما شاید برای سایر کاربران عالی باشد و بسیاری از آنها دوربین راگ فون 3 را دوست داشته باشند.
نوشته بررسی ایسوس راگ فون 3 : پادشاه هندستهای گیمینگ! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.