بررسی میت ۱۰ لایت هواوی: خاکی و ساده!

بررسی هواوی میت 10 لایت؛ یک گوشی متفاوت با 4 دوربین و نمایشگر FullView که آمده تا خاص‌ترین میان‌رده بازار باشد!

هواوی چندی پیش از میت 10 پرده برداشت. این گوشی به هوش‌مصنوعی مجهز بوده و همراه با 3 برادر خود با نام‌های میت 10 پرو، میت‌ 10 پورش‌دیزاین و میت 10 لایت پا به دنیای ما انسان‌ها نهاده است. خود میت 10 و دو برادر دیگرش، پرچمداران بی‌چون و چرای این کمپانی چینی لقب گرفته‌اند؛ اما هواوی بازار میان‌رده‌ها را نیز فراموش نکرده است. از همین رو شاهد رونمایی از محصولی با نام میت 10 لایت هستیم که با بهره گرفتن از برخی قابلیت‌های پرچمدار این کمپانی می‌خواهد تنور میان‌رده‌ها را داغ کند.

با بررسی میت 10 لایت هواوی همراه آی‌تی‌رسان باشید…


طراحی

هواوی یک کمپانی چینی است که چند سال پیش با معرفی گوشی‌های مقرون به‌صرفه در میانه‌های بازار، خودش را آرام و چراغ خاموش به صدر نزدیک کرد. حالا و درست در زمانی که این کمپانی به ساخت محصولات پریمیوم روی آورده، می‌بینیم که اصل خودش را فراموش نکرده و همچنان به تولید محصولات اقتصادی ادامه می‌دهد.

میت 10 لایت نیز یکی از همین گوشی‌های خوب،‌ با کیفیت و خاص در دنیای میان‌رده‌هاست. مدتی می‌شود که محصولات اقتصادی هواوی از فلز ساخته می‌شوند و گوشی مورد بحث امروز ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. میت 10 لایت کاملا از فلز یکپارچه بهره‌مند است و در دست گرفتن آن حس خوبی را به شما منتقل می‌کند؛ هرچند که همچون پرچمداران بازار نیست! یعنی کیفیت ساخت گوشی بالاست، جنس بدنه آن مرغوب است و شاید فراتر از انتظار شما باشد اما گمان نکنید که با یک گوشی لوکس و پرچم‌دار (مثلا آی‌فون‌های اپل) طرف هستید.

اگر کمی سطح توقع خودتان را پایین بیاورید، در می‌یابید که میت 10 لایت در رنج خودش یکی از باکیفیت‌ترین گوشی‌های بازار است. بدنه یکپارچه فلزی آن در کناره‌ها خمیده و به پنل جلویی متصل شده است.

یکی از مزایای استفاده از فلز به‌جای شیشه، کاهش جذب کثیفی بر روی بدنه است؛ جایی که دیگر دلیلی ندارد که مدام نگران کثیف شدن گوشی و جذب اثر انگشت بر روی بدنه آن باشید. البته میت 10 لایت ضمن فلزی بودن، کمی هم لیز تشریف دارد و شاید اگر مراقب نباشید، همچون یک ماهی از دست‌تان لیز بخورد!

میان‌رده جدید هواوی به دلیل استفاده از نسبت نمایشگر متفاوت 18 به 9 کمی کشیده‌تر از سایر گوشی‌های بازار است (حداقل در دنیای میان‌رد‌ه‌ها) و می‌توان آن‌ را در کنار ال‌جی Q6، بنیان‌گذاران این سبک جدید در دنیای میان‌رده‌ها نامید. استفاده از این نسبت، موجب شده تا شاهد حاشیه‌های کمتری در این گوشی باشیم؛ جایی که نسبت نمایشگر به بدنه در حدود 76 درصد اندازه‌گیری می‌شود؛ گرچه این میزان خیلی خاص نیست و به پای پرچمداران نمی‌رسد اما رقمی قابل قبول برای یک میان‌رده خواهد بود. در نگاه از رو‌به‌رو شاهد هیچ کلیدی نیستیم و شاید عجیب‌ترین قسمت استفاده از دو دوربین سلفی در بالای نمایشگر باشد که در ادامه با آن آشنا خواهید شد.

اگر گوشی را به پشت برگردانیم، نخستین چیزی که خودنمایی می‌کند، دوربین دوگانه با چینش عمودی و بیرون‌زدگی قابل توجه در بخش بالایی است. ظاهرا ضخامت 7.5 میلی‌متری کار دست هواوی داده و نتوانسته تا دوربین را در بدنه جای دهد. بنابراین دو لنز گوشی چند میلی‌متری بیرون‌زدگی دارند و در صورتی که گوشی را بر روی یک سطح صاف قرار دهید، بخش بالایی آن به سطح نزدیک هم نمی‌شود چرا که لنز گرامی در حال تحمل فشار وارده از طرف گوشی به سطح است!

با توجه به جنس فلزی بدنه، ظاهرا در صورت سقوط از ارتفاع نخستین چیزی که دار فانی را وداع خواهد گفت، دوربین گوشی است! نمی‌دانم چرا بازی بر سر ضخامت تا این حد در اولویت قرار گرفته است. خیلی راحت با افزایش ضخامت چند دهم میلی‌متری می‌توان از بیرون‌زدگی دوربین جلوگیری کرد و حتی فضا برای قرار دادن باتری حجیم‌تر هم مهیا می‌شود!

در زیر دوربین سنسور اثر انگشت با طراحی گرد مانندی جا گرفته و در بالای آن نیز تک فلاش LED میت 10 لایت عزیز دقیقا بر روی نوار آنتن جا خوش کرده است. در پایین هم لوگوی هواوی و یک سری نوشته‌ها و علائم برای استفاده درست از گوشی و نوار آنتن را شاهد هستیم.

سمت راست، میت 10 لایت میزبان کلید پاور و کلیدهای یکپارچه صداست و در سمت چپ درگاه سیم‌کارت و کارت حافظه را می‌بینیم که برای دسترسی به آن می‌بایست از سوزن مخصوصی استفاده کنید. جنس خشاب پلاستیکی بوده و کیفیت متوسطی دارد؛ بنابراین برای استفاده باید دقت بیشتری به خرج دهید.

در بالای گوشی تنها یک میکروفون دیده می‌شود اما در بخش زیرین پورت جنجالی Micro USB، تک اسپیکر گوشی و خوشخبتانه جک استاندارد صدا را می‌بینیم که این روزها گوهر نایابی شده است.

چهار گوشه میت 10 لایت به‌صورت گرد طراحی شده و در حالت کلی دستگاه ارگونومی قابل قبولی دارد و به‌راحتی در دست جای می‌گیرد. با اینکه وزن گوشی 164 گرم است اما به دلیل سطح تماس بیشتر با دست، احساس سنگینی نخواهید کرد.


نمایشگر

هواوی برای میت 10 لایت از یک نمایشگر 5.9 اینچی با نسبت 18 به 9 بهره گرفته است. رزولوشن این نمایشگر که به پنل IPS LCD مجهز است، 2160 در 1080 پیکسل بوده که در واقع همان FHD پلاس است اما به دلیل نسبت متفاوت، کمی تعداد پیکسل‌هایش بیشتر شده است. در هر اینچ از این گوشی بیش از 400 پیکسل را می‌بینید و در حالت کلی مشکلی از این بابت نخواهید داشت. بنابراین هنگام مطالعه متون و یا وب‌گردی همه چیز در حالت خوب خودش هست و نمی‌توان به این مدل خرده گرفت.

کیفیت نمایشگر و نحوه به نمایش در آمدن رنگ‌ها در آن فراتر از انتظار ما بود و حتی به عقیده برخی دوستان، نمایشگر میت 10 لایت از نمایشگر میت 10 هم بهتر است! در نگاه از زوایا همه چیز خوب دیده می‌شود و شاهد رنگ‌پریدگی نیستیم. حتی رنگ مشکی نیز خیلی خوب به نمایش درآمده اما مسلما در حد امولدها نیست.

کنتراست صفحه خوب بوده، میزان روشنایی آن نسبتا بالاست و در زیر نور آفتاب می‌توان با میت 10 لایت کار کرد (نه در حدی که سر ذوق بیایید!) البته اگر رفلکس بالای صفحه را فاکتور بگیریم! اگر بخواهید نور نمایشگر را به حداقل برسانید، تقریبا میت 10 لایت تا مرز خاموشی پیش می‌رود. این یعنی می‌توانید در محیط‌های تاریک (مثلا شب‌ها قبل از خواب) از گوشی عزیز استفاده کنید و نگران چشم‌های‌تان نباشید. حتی به منظور محافظت بیشتر، هواوی در بخش تنظیمات صفحه قابلیت فیلتر کردن رنگ آبی را گنجانده و می‌توان تا حد زیادی نیز آن را شخصی سازی کرد. در این قسمت بخشی نیز برای تغییر سردی و یا گرمی صفحه در نظر گرفته شده تا نوع به نمایش در آمدن رنگ‌ها را متناسب با سلیقه خودتان تغییر دهید.

متاسفانه اطلاعات دقیقی در رابطه با محافظ صفحه این گوشی در دسترس نیست و نمی‌دانیم که برای محافظت در برابر خط و خش و حتی شکستگی‌های ناشی از سقوط، کدام فناوری عزیز پیش‌قدم می‌شود. ظاهرا هواوی کلا با این بخش میانه خوبی ندارد!

به‌صورت کلی نمایشگر میت 10 لایت یکی از نقاط قوت آن به‌حساب می‌آید و در رنج خودش جز بهترین‌هاست. برای این منظور می‌توانید در ادامه آن‌ را با میت 10 پرو هواوی مقایسه کنید (نمایشگر سمت راست مربوط به میت 10 لایت است):


سخت‌افزار

هواوی برای این گوشی پرچم‌دارنما از چیپست خانگی کایرین 659 بهره گرفته که با لیتوگرافی 16 نانومتری ساخته شده و از فناوری Big.Little سود می‌برد. کایرین 659 شامل 8 هسته ناقابل از نوع Cortex-A53‌ می‌شود که چهار تا از این هسته‌ها با فرکانس 1.7 گیگاهرتز و چهارتای دیگر با 2.36 گیگاهرتز مشغول فعالیت هستند. Mali-T830 MP2 نیز عهده‌دار کارهای گرافیکی است و اگر بخواهید با گوشی بازی کنید، خودش شخصا وارد عمل می‌شود.

کایرین 659 می‌تواند تا نهایتا رزولوشن FHD برای نمایشگر و میزان 16 مگاپیکسل برای دوربین را پشتیبانی کند. ناگفته نماند که این چیپ امکان ثبت ویدئوهای 4K را ندارد؛ بنابراین نباید انتظار بالایی از آن داشته باشید.

میت 10 لایت در یک نسخه با حافظه داخلی 64 گیگابایت و رم 4 گیگابایتی عرضه می‌شود و حتی می‌توانید توسط کارت حافظه تا 256 گیگابایت دیگر به آن بیفزایید. البته برای این‌کار باید قید سیم‌کارت دوم را بزنید!

بررسی میت 10 لایت را با بنچ‌مارک‌ها ادامه می‌دهیم. جایی که AnTuTu همیشه اسمش بر سر زبان‌ها بوده و اکثر افراد امتیاز آن را ملاکی بر قدرت سخت‌افزاری گوشی می‌دانند (که خیلی درست نیست!). میت 10 لایت در این آزمون و در بهترین حالتی که ما تست کردیم می‌تواند تا امتیاز 64021 را کسب کند و اگر حالت میانگین را در نظر بگیریم این میزان به رنج 60 هزار خواهد رسید.

برای تست هسته‌ها از گیک‌بنچ استفاده کردیم. این مدل در حالت تک هسته‌ای، در برابر بالانشین‌های بازار حرفی برای گفتن ندارد اما با کسب امتیاز 895 خودش را در بین میان‌رده‌ها، بالا می‌بیند! در حالت تست چند هسته‌ای اما کمی شرایط متفاوت می‌شود و امتیاز 3398 نشان می‌دهد که در مجموع چیپست کایرین 659 عملکردی خوب داشته و می‌تواند از پس نیازهای روزمره شما بدون هیچ مشکلی برآید.

به‌طور کلی و از لحاظ سخت‌افزاری این گوشی هم‌رده نوا 2 پلاس هواوی بوده (چیپست‌ هر دو مشابه است) و از لحاظ کارایی عیب و ایراد خاصی به آن وارد نیست. انجام کارهای روزانه، وب‌گردی (البته با تعداد تب‌های کم) عکاسی با گوشی، گشت و گذار در شبکه‌های احتماعی و… به خوبی در میت 10 لایت صورت می‌گیرد. شاید نقطه ضعف اصلی این چیپ، به گرافیک آن باز گردد چرا که خیلی نمی‌توان روی اجرای بازی‌های گرافیکی توسط این گوشی حساب کرد.

در حالت کلی میت 10 لایت از پس اجرای بازی‌های ساده و دو بعدی بر می‌آید و شاهد لگ و یا کندی در اجرا نخواهید بود اما هرچه گرافیک بازی بیشتر باشد و جزئیات بیشتری شامل را شود، این گوشی هواوی سر به هوا می‌شود! بنابراین اگر یک گیمر محسوب می‌شوید به سراغ برادرانش بروید چرا که خودش حال و حوصله درست و حسابی ندارد!


دوربین

هواوی، میان‌رده جدید خودش را با 4 دوربین روانه بازار کرده و اعتقاد دارد که این نخستین گوشی دنیا با چنین ویژگی (به‌همراه نمایشگر فول‌ویو) است. دوربین اصلی میت 10 لایت 16 مگاپیکسلی بوده که با یک دوربین 2 مگاپیکسلی همراهی می‌شود. دوربین دوم به ثبت عمق بیشتر در تصاویر کمک کرده و در واقع تاثیر اصلی آن ایجاد تصاویر زیبا با افکت بوکه است. یعنی خبری از لنز واید، مونوکروم و… نیست و کارایی لنز دوم به همین چند مورد خلاصه می‌شود. بنابراین شما به دوربین دوم گوشی دسترسی ندارید و عملا از یک دوربین استفاده می‌کنید و دوربین دوم خودش کارش را انجام می‌دهد!

این دوربین فاقد لرزش‌گیر اپتیکال است و تنها به یک فلاش LED خشک و خالی مجهز شده تا یار و یاور آن در محیط‌های کم‌نور باشد. کیفیت تصاویر گرفته شده با میت 10 لایت در مجموع خوب ارزیابی می‌شود و عکس‌های ثبت شده جزئیات نسبتا زیادی را شامل شده، داینامیک رنج بالایی داشته و از کنتراست مناسبی برخوردارند. سرعت فوکوس و به‌طور کلی سرعت عکس‌برداری چندان بالا نیست اما برای یک میان‌رده انتظار بیشتری هم از آن نداشتیم. با همه این‌ها گاهی اوقات تصاویر گرفته شده تا حد زیادی مصنوعی به‌نظر می‌رسند که می‌توان آن را نقطه ضعف دوربین میت 10 لایت عنوان کرد.

اگر در محیط‌های تاریک مشغول عکس‌برداری شوید، به کمک فلاش می‌توانید تا تصاویر خوبی را بگیرید اما اگر نخواهید از این نعمت بهره‌مند شوید، قاعدتا چیزی جز نویز نصیب‌تان نخواهد شد. در واقع میت 10 لایت در محیط‌های کم‌نور خیلی قابل اطمینان نیست و نمی‌توان روی کیفیت دوربینش چندان حساب کرد.

هواوی قابلیت‌های بسیار زیادی نیز برای این گوشی در نظر گرفته که از جمله مهم‌ترین‌های آن‌ها می‌توان به عکاسی پرتره و همچنین ضبط چند ثانیه ویدئو پیش از ثبت عکس اشاره داشت. به کمک دوربین دوم، این مدل می‌تواند تا تصاویر پرتره خاصی همچون دوربین‌های DSLR بگیرد. کیفیت پرتره‌های گرفته شده با میت 10 لایت در مجموع خوب است اما گاهی اوقات تصویر بیش از حد مصنوعی شده و یا مرز بین سوژه و پس زمینه خیلی خوب تشخیص داده نمی‌شود.

در ادامه می‌توانید نمونه تصاویر گرفته شده با دوربین میت 10 لایت را ببینید:

از لحاظ فیلم‌برداری همان‌طور که گفتیم؛ چیپست مورد استفاده در گوشی از ویدئوهای 4K پشتیبانی نمی‌کند! بنابراین نهایت کیفیت فیلم‌برداری میت 10 لایت تازه معرفی شده به فول اچ‌دی و با نسبت 16 به 9 می‌رسد. کیفیت ویدئوهای گرفته شده چنگی به دل نمی‌زند و لرزش دست حسابی در آن‌ها مشهود است. اگر بخواهید هنگام فیلم‌برداری حرکت کنید که دیگر باید قیدش را بزنید چرا که احتمالا ویدئو گرفته شده قابل پخش نیست! با این حال صدا نسبتا خوب ضبط می‌شود و نمی‌توان ایراد چندانی به آن گرفت (با توجه به رنج گوشی).

هواوی برای جدیدترین میان‌رده خودش از دو دوربین سلفی به همراه فلاش LED استفاده کرده است. یک لنز 13 مگاپیکسلی (با گشودگی دیافراگم f/2.0) و یک لنز 2 مگاپیکسلی؛ که کاربرد دومی همچون برادرش در کنار دوربین اصلی گوشی است؛ یعنی بیش از هر چیز عمق را تشخیص داده و کمک می‌کند تا تصاویر پرتره خاصی را بگیرید. در مجموع کیفیت دوربین اصلی گوشی بالاست و جزئیات خوبی را نیز در سلفی‌ها شاهد هستیم، در محیط‌های کم‌نور می‌توان تا حدی روی میت 10 لایت حساب کرد چرا که فلاش برای این مدل در نظر گرفته شده که در نوع خود جالب است (البته انتظار معجزه نداشته باشید). فلاش دوربین شامل فیلترهایی هم شده تا خیلی آزاردهنده نباشد و بتوان شب‌ها به آن نگاه کرد.

هواوی همچنین از ویژگی‌های خاصی نیز برای این بخش بهره گرفته که از میان آن‌ها می‌توان به عکاسی پانوراما و افزودن افکت‌های خاص به تصویر اشاره کرد.

یکی از ویژگی‌های بارز دوربین سلفی میت‌ 10 لایت بهره‌گیری از دوربین دوم و ثبت پرتره‌های دقیق است. برای سلفی گرفتن نیز شما می‌توانید از افکت‌های خاص حالت پرتره بهره بگیرید. واقعا دوربین دوم خیلی خوب به شما در گرفتن پرتره کمک می‌کند. مرز بین چهره شما و بک‌گراند به خوبی تشخیص داده شده و افکت در نظر گرفته شده نیز تا حدی طبیعی است. حتی شما می‌توانید با ترکیب حالت Beauty و پرتره، یک سلفی جذاب و خاص را به ثبت برسانید.


رابط کاربری

هواوی، میت 10 لایت را با سیستم عامل اندروید نوقا راهی بازار کرده است! انتظار داشتیم با توجه به سایر اعضای سری میت 10، این مدل نیز با اندروید اوریو عرضه شود که این گونه نشد! مطابق معمول سازندگان اندرویدی، این کمپانی چینی از رابط شخصی‌سازی شده خودش با نام EMUI 5.1 برای میت 10 لایت بهره گرفته است؛ در حالی‌که برادرانش به EMUI 8 مجهز هستند!

شکل آیکون‌ها و ظاهر کلی رابط کاربری تغییر خاصی نسبت به گذشته ندارد و حتی منوی نوتیفیکیشن‌ نیز شبیه به چیزی است که در سری‌های قبلی دیده بودیم. برخی ویژگی‌های پرکاربرد نسخه قبلی این رابط کاربری همچنان حفظ شده است. به‌عنوان مثال اگر با پشت دست، دو بار بر روی صفحه ضربه بزنید؛ میت 10 لایت یک اسکرین شات زیبا را تقدیم‌تان می‌کند و اگر همین کار را با دو انگشت انجام دهید، از نمایشگر فیلم می‌گیرد و در گالری ذخیره می‌کند. یا اینکه شما می‌توانید با پشت دست بر روی صفحه برخی حروف از پیش تعیین شده را بکشید تا یک اپلیکیشن خاص اجرا شود. به عنوان مثال با کشیدن حرف M به سرعت موزیک پلیر اجرا خواهد شد.

یکی دیگر از بخش‌هایی که در میت 10 لایت دوست داشتم، امکان اسکرین شات همراه با اسکرول بود. در صورتی که شما بر روی صفحه و با پشت دست حرف S را بکشید، گوشی مدام از صفحه اسکرین گرفته و با اسکرول کردن این کار را تا جایی که شما بخواهید (و تا انتهای صفحه) ادامه می‌دهد. نتیجه کار یک اسکرین شات عریض می‌شود که تمام صفحه را در خود جای داده است. این ویژگی برای ثبت اسکرین شات‌ از وب‌سایت‌ها بسیار کاربردی است.

یکی از ویژگی‌های متفاوت رابط کاربری پرچمدار جدید هواوی، App Twin نام دارد. توسط این قابلیت می‌توانید از یک اپلیکیشن دو نسخه داشته باشید! به‌عنوان مثال از دو تلگرام با دو شماره متفاوت در گوشی خود استفاده کنید که در نوع خود جالب است.

در سراسر رابط کاربری افکت‌های زیبایی استفاده شده که دل هر کاربری را می‌رباید. گزینه‌ای با نام Floating dock در بخش تنظیمات قرار گرفته که اگر فعالش کنید یک دایره کوچک در همه‌جای سیستم عامل همراه شما خواهد بود تا میانبرهای خوبی را در اختیارتان قرار دهد؛ موردی که تا حدی شبیه به iOS است!

به‌صورت کلی میت 10 لایت به یک رابط کاربری جذاب و با قابلیت‌های فراوان مجهز شده و تقریبا تمام نیازهای شما را پوشش می‌دهد. حتی اگر این رابط و ظاهر کلی آن را دوست نداشتید، می‌توانید از لانچرهای متعدد موجود برای اندروید، بهره بگیرید.


اسپیکر

هواوی میت 10 لایت دارای یک اسپیکر ساده در بخش زیرین خودش است و برخلاف سایر اعضای خانواده میت 10 خبری از نمونه‌های استریو نیست. بلندی صدای اسپیکر در حد معقولی است و نه آن‌قدر زیاد است که به به و چه چه کنیم و نه آن‌قدر کم که بر سرش بکوبیم! در محیط‌های داخلی مشکلی نخواهید داشت و میزان صدا راضی‌کننده است اما در مکان‌های شلوغ و یا بیرون از خانه میزان صدا می‌تواند مشکل ساز شود. با این حال کیفیت آن مطلوب بوده و در حد سایر محصولات هم‌رده‌اش است.

هواوی همراه با میت 10 لایت یک هدفون را هم عرضه می‌کند که کیفیت ساختش چنگی به دل نمی‌زند! هدفون خیلی خوب در گوش نمی‌نشیند و میزان صدایی که راهی محیط می‌کند، بسیار زیاد است در حدی که توجه اطرافیان را به خودش جلب می‌کند. با این حال بلندی صدا در حد یک گوشی معمولی است و کیفیت معقولی دارد؛ خصوصا اگر صدا را تا انتها بالا ببرید!

خروجی صدا در میت 10 لایت قابل قبول بوده و در صورتی که قید هدفون عزیزش را بزنید و یک نمونه بهتر را بخرید؛ این گوشی همانی می‌شود که انتظارش را داشتید. این کمپانی چینی گزینه‌هایی نیز برای شخصی سازی صدا در نظر گرفته (Huawei Histen) که می‌توان از آن‌ها بهره گرفت.


قابلیت‌های ویژه

به بخش‌های پایانی بررسی میت 10 لایت هواوی می‌رسیم, جایی که سنسور اثر انگشت آن خودنمایی می‌کند. این سنسور که از دقت و سرعت بسیار خوبی بهره می‌برد، در پشت دستگاه و زیر دوربین جا خوش کرده و دسترسی به آن (به‌جز زمانی که روی میز قرار دارد) راحت است. طبق معمول از این سنسور می‌توان برای انجام سایر فعالیت‌ها نیز بهره گرفت؛ مثلا پنل نوتیفیکیشن را باز کرد، میان تصاویر گشت و یا عکس انداخت.

میت 10 لایت به بلوتوث نسخه 4.2 مجهز شده، از GPS پشتیبانی کرده و فاقد رادیو است. این گوشی با رنگ‌های متنوعی در بازار کشور به فروش می‌رسد و می‌تواند از دو سیم‌کارت به‌صورت هم‌زمان پشتیبانی کند؛ البته برای استفاده از سیم کارت دوم باید قید کارت حافظه را بزنید. به این نکته نیز اشاره کنیم که میت 10 لایت از پورت Micro USB استفاده کرده و قید نمونه‌ جدیدتر و امروزی Type C را زده است!


باتری

میت 10 لایت به یک باتری 3340 میلی‌آمپری مجهز است. حجم باتری کم نیست و برای یک گوشی میان‌رده مطلوب به‌نظر می‌رسد اما با توجه به پردازنده و نمایشگر می‌توان گفت که مصرف آن کمی بالا خواهد بود. بنابراین برای میزان شارژدهی آن نباید بیش از یک روز و نیم انتظار داشته باشید.

هواوی از ویژگی‌های متفاوتی نیز برای مصرف کمتر انرژی استفاده کرده تا بتوانید توسط آن‌ها شارژدهی گوشی را افزایش دهید. به‌عنوان مثال با فعال کردن حالت Ultra می‌توان شارژدهی گوشی را چند برابر کرد؛ البته در این حالت کارایی دستگاه کاهش می‌یابد.

یکی از ویژگی‌های اصلی گوشی‌های امروزی (حداقل در دنیای اندروید) بهره‌مندی از شارژ سریع است. موردی که برای میت 10 لایت در نظر گرفته نشده است! در نتیجه پروسه فول شارژ شدن گوشی در حدود 150 دقیقه به طول می‌انجامد.


کلام آخر در بررسی میت 10 لایت هواوی

سری میت 10 رسما وارد ایران شده و شامل 4 گوشی خاص و متفاوت می‌شود که میت 10 لایت کوچک‌ترین عضو آن‌هاست. این گوشی میان‌رده از قابلیت‌های بسیار متفاوتی نیز بهره برده که از میان‌ آن‌ها می‌توان به 4 دوربین برای عکاسی و همچنین نمایشگر FullView اشاره داشت. با این حال برخی ویژگی‌ها همچون سخت‌افزار متوسط و عدم پشتیبانی از شارژ سریع هستند تا بدانید که هیچ چیزی در این دنیای بزرگ بدون عیب و نقص نیست. میت 10 لایت با قیمت یک میلیون و 600 هزار تومان (آذرماه 96) در بازار کشور به فروش می‌رسد.

نوشته بررسی میت ۱۰ لایت هواوی: خاکی و ساده! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی ال‌جی استایلوس ۳: آقای قلم به‌دست!

بررسی ال‌جی استایلوس 3؛ یک گوشی هوشمند و میان‌رده که به سلاح قدرتمندی همچون قلم مجهز شده تا رسما برگ برنده را در اختیار داشته باشد!

بعد از معرفی سری نوت سامسونگ و اضافه شدن قلم به گوشی‌های هوشمند، کمپانی‌های بسیاری از این ویژگی در محصولات‌شان بهره گرفتند. یکی از آن‌ها ال‌جی است که در سری استایلوس خود، قلم را به گوشی‌های میان‌رده آورده تا تعریف خودش را از یک گوشی میان‌رده داشته باشد. آخرین مدل از این سری متفاوت، استایلوس 3 نام دارد که مدت نسبتا زیادی است وارد بازار کشور شده اما کمتر کسی آن را می‌شناسد.

امروز تصمیم گرفتیم تا نگاهی به این گوشی داشته باشیم و ببینیم که چه چیزی در چنته دارد. با آی‌تی‌رسان و بررسی ال‌جی استایلوس 3 همراه باشید…


طراحی

استایلوس 3 یک گوشی معمولی، با گوشه‌های گرد و حاشیه‌های زیاد است و از لحاظ ظاهری چیز متفاوت و خاصی را ارایه نمی‌کند. حاشیه‌های اطراف نمایشگر نخستین چیزی است که توجه شما را به خود جلب کرده و موجب می‌شود تا نتوانید از ابعاد نسبتا بالای گوشی حداکثر استفاده را ببرید. این حاشیه‌ها حتی در سمت چپ و راست نمایشگر نیز دیده می‌شود؛ موردی که در محصولات امروزی (و حتی گوشی‌های دیروز) شاهدش نیستیم.

قاب پشتی کیفیت چندان بالایی ندارد و از پلاستیک ساخته شده اما ظاهرش از دور همچون فلز است. با این حال نسبت به جذب چربی انگشتان دست کوتاهی نمی‌کند و در این زمینه چیزی از گوشی‌های شیشه‌ای بازار کم ندارد. این قسمت شامل خطوطی موازی می‌شود که جلوه خاصی را به دستگاه بخشیده است. نقطه قوت این گوشی جدا شدن قاب پشتی و دسترسی ساده و آسان به باتری‌ست؛ این یعنی برای قرار دادن سیم‌کارت و یا استفاده از کارت حافظه نیازی به سوزن مخصوص و درآوردن خشاب نیست، مواردی که در محصولات امروزی کمتر شاهدشان هستیم!

در قسمت بالایی قاب پشتی دکمه پاور، فلاش و دوربین نسبتا بزرگ ال‌جی استایلوس 3 را می‌بینیم که چند میلی‌متری از بدنه بیرون زده است. در مرکز هم لوگو ال‌جی به چشم می‌خورد که کمی برجسته به‌نظر می‌رسد؛ برجسته که نه اما حداقل هنگام لمس، آن را زیر انگشتان حس می‌کنید! در بخش پایینی این قاب نیز تک اسپیکر گوشی به چشم می‌خورد که محل قرار گیری آن تناسبی با گوشی‌های امروزی ندارد.

بگذارید نگاهی به اطراف دستگاه بیندازیم، جایی که خبری از هیچ کلید خاصی در سمت راست گوشی نیست! کلید پاور که به پشت منتقل شده و کلیدهای کنترلی صدا نیز در سمت چپ دیده می‌شوند. بخش زیرین ال‌جی استایلوس 3 شامل یک پورت Micro USB و جک استاندارد صدا می‌شود. در بالا و گوشه سمت راست یک حفره نسبتا ریز را پیدا می‌کنید که کاربردش برای درآوردن قلم از جای‌گاه ابدی‌اش است. به شخصه قرار گرفتن قلم در بخش زیرین گوشی (شبیه به چیزی که در سری نوت می‌بینیم) را بیشتر می‌پسندم چرا که خیلی راحت‌تر در دسترس قرار می‌گیرد.

در صورتی که دستان بزرگی نداشته باشید، در استفاده روزمره توسط این مدل با مشکل مواجه خواهید شد. استایلوس 3 عرض نسبتا زیادی دارد و به‌عنوان مثال دسترسی به سمت چپ (اگر راست دست باشید) نمایشگر کمی سخت‌تر از گوشی‌های معمول بازار است و برای استفاده از کلیدهای ناوبری شاید خیلی کار آسانی در پیش نداشته باشید! با همه این‌ها می‌توان به ضخامت 7.4 میلی‌متری و وزن 149 گرمی اشاره کرد تا حداقل شاهد برخی جنبه‌های مثبت در طراحی این گوشی نیز باشیم؛ هرچند که وزن آن با توجه به جنس بدنه می‌توانست کمتر هم باشد!

به صورت کلی ظاهرا تمرکز اصلی ال‌جی برای ساخت این گوشی بر روی قلم آن بوده و کمتر به سایر بخش‌ها همچون طراحی و دیزاین اهمیت داده است. حتی گوشی میان‌رده‌اش را با رنگ‌های متفاوت و زیبایی عرضه نمی‌کند. با توجه به رنج قیمتی و همچنین رقبایی که در بازار برای آن سراغ داریم، می‌توان گفت که کیفیت و طراحی ساخت ال‌جی استایلوس 3 تعریفی ندارد.


نمایشگر

ال‌جی برای گوشی قلم به‌دست خودش از یک نمایشگر 5.7 اینچی با پنل IPS LCD بهره گرفته است. این نمایشگر در حدود 72 درصد از بدنه را شامل می‌شود که این عدد نشان دهنده حاشیه‌های زیاد اطراف آن است. کمپانی سازنده تصمیم گرفته تا میزان رزولوشن گوشی میان‌رده جدیدش را بر روی HD قرار دهد. چگالی پیکسلی 258ppi برای یک نمایشگر در این سطح تعریف چندانی ندارد؛ شما به راحتی می‌توانید پیکسل‌ها را ببینید؛ بنابراین ال‌جی استایلوس 3 برای خواندن متون و وب‌گردی انتخاب مناسبی نیست!

نمایشگر رنگ‌ها را در نوع خودش خوب به نمایش می‌گذارد، گرچه به جذابی گوشی‌های سامسونگ نیست اما آن‌قدرها هم سرد و بی‌روح دیده نمی‌شود. در نگاه از زوایا صفحه نمایش و نوشته‌های روی آن قابل رویت است اما رنگ‌ها تا حد زیادی تغییر می‌کنند؛ به‌عنوان مثال رنگ سفید به‌صورت زرد به نمایش در می‌آید که خیلی برای یک گوشی امروزی مطلوب نیست.

میزان حداکثری نور نمایشگر در حدی هست که زیر نور آفتاب مشکل ساز نباشد؛ حتی اگر از علاقه‌مندان به کار با گوشی در محیط‌های تاریک (مثلا شب‌ها قبل از خواب) هستید، می‌توانید روی این گوشی حساب ویژه‌ای باز کنید چرا که می‌توان نور نمایشگر را تا حد زیادی کاهش داد که در نوع خود جالب است. حتی امکان فیلتر کردن رنگ آبی‌ نیز برای استایلوس 3 در نظر گرفته شده تا به گزینه خوبی برای شب‌ها تبدیل شود.

در بخش تنظیمات به‌جز قابلیت‌هایی نظیر باز کردن گوشی (و همچنین قفل آن) با دوبار ضربه زدن بر روی نمایشگر، ویژگی خاص دیگری به چشم نمی‌‌خورد. یعنی شما حتی نمی‌توانید رنگ‌ها را شخصی سازی کنید و در کل کنترل خاصی بر روی حالت‌های نمایشگر ندارید.

در ادامه می‌توانید نمایشگر این گوشی را با ایسوس ذن‌فون 4 مکس مقایسه کنید (نمایشگر سمت راست مربوط به ال‌جی است):


سخت‌افزار

ال‌جی میان‌رده خودش را با دو نسخه سخت‌افزاری متفاوت راهی بازار کرده است. یکی به چیپست کوالکام مجهز شده و دیگری از مدیاتک استفاده می‌کند. دستگاهی که ما در اختیار داشتیم از نوع دوم بود، به همین دلیل از پرداختن به مدل اسنپدراگون پرهیز می‌کنیم.

استایلوس 3 از چیپست مدیاتک MT6750 سود می‌برد. چیپستی 8 هسته‌ای که تمام هسته‌های آن از نوع Cortex-A53 بوده که بر روی فرکانس 1.5 گیگاهرتز تنظیم شده‌اند. این چیپ 64 بیتی به واحد گرافیکی Mali-T860MP2 مجهز گشته تا رسما میان‌رده بودن خودش را اثبات کند. استایلوس 3 همچنین از 2 گیگابایت رم و 16 گیگابایت حافظه داخلی نیز بهره‌مند است که از این میزان در حدود 9 گیگابایت در دسترس شماست؛ البته جای نگرانی نیست چرا که می‌توانید از طریق کارت حافظه تا 256 گیگابایت دیگر به آن بیفزایید.

برای آنکه بدانیم استایلوس 3 چند مرده حلاج است، آن را وارد آزمایشگاه خودمان کردیم.

در مرحله نخست از بنچمارک AnTuTu استفاده کردیم که می‌توانید حاصل کار این گوشی را در نمودار زیر ببینید و با رقبا مقایسه کنید.

سپس برای سنجیدن قدرت هسته‌ها از GeekBench سود بردیم.

هنگام انجام کارهای روزمره مشکل چندان زیادی با استایلوس 3 نخواهید داشت. البته گاهی اوقات هنگام گشت و گذار در منوها شاهد لگ‌هایی بودیم! اگر از علاقه‌مندان به دنیای گیم هستید خیلی نمی‌توانید روی این گوشی حساب کنید. در واقع استایلوس 3 در اجرای بازی‌های گرافیکی حرفی برای گفتن ندارد و بهتر است که به انجام بازی‌های ساده و دو بعدی روی آورید.


دوربین

چیپست مورد استفاده در ال‌جی استایلوس 3 می‌تواند در بالاترین حالت خودش از دوربین‌ 20 مگاپیکسلی و در حالت ایده‌آل از نمونه 16 مگاپیکسلی پشتیبانی کند؛ با این حال کمپانی سازنده ترجیح داده تا گوشی خودش را به دوربینی 13 مگاپیکسلی مجهز سازد. گشودگی دیافراگم آن برابر با f/2.2 بوده و به یک فلاش LED خشک و خالی نیز مجهز است تا حداقل در محیط‌های کم‌نور امید چندانی به عکس‌های گرفته شده توسط آن نداشته باشید!

استایلوس 3 به فوکوس خودکار مجهز است اما سرعت آن اصلا جالب نیست. حتی هنگام عکاسی ماکرو نیز با مشکلاتی دست و پنجه نرم خواهید کرد که در گوشی‌های قدیمی بازار هم دیده نمی‌شد! کیفیت تصاویر ثبت شده با این گوشی در حد و اندازه‌های نام ال‌جی نیست و حتی با توجه به رنج قیمتی آن، هیچ حرفی در برابر رقبا برای گفتن ندارد. رنگ‌ها خیلی خوب ثبت نمی‌شوند و تصاویر گرفته شده گاها تار بوده و فاقد جزئیات لازم هستند.

ال‌جی حتی از لحاظ نرم‌افزاری نیز توجه زیادی به این گوشی نکرده و خبری از قابلیت‌های خاصی همچون حالت عکاسی پرو در این گوشی نیست و تمام چیزی که در اختیار دارید، چند فیلتر ساده بوده و یک عکاسی پانوراما که آن‌هم خیلی عجیب و غریب است! با همه این‌ها شما می‌توانید به‌صورت HDR عکاسی کنید و یا تنظیم کنید که با گفتن کلمه خاصی بدون دخالت دست، استایلوس 3 از محیط عکاسی کند.

در ادامه شاهد نمونه تصاویر گرفته شده توسط این گوشی هستید:

چیپست قرار گرفته بر روی گوشی نهایتا می‌تواند تا از رزولوشن FHD برای فیلم‌برداری پشتیبانی کند و با توجه به چیزهایی که ما تا به اینجا از استایلوس 3 دیدیم، انتظاری هم نداشتیم که بتواند فیلم‌های 4K‌ بگیرد! نهایت کیفیتی که می‌توانید از دوربین برای بخش فیلم‌برداری ببینید، به صورت فول‌اچ‌دی و با نرخ 30 فریم بر ثانیه است. کیفیت فیلم‌های گرفته شده با استایلوس جان خیلی جالب نیست و با توجه به عدم حضور لرزش‌گیر اپتیکال، تقریبا نمی‌توانید ویدئوهای گرفته شده را ببینید. حتی در محیط‌های کم‌نور هم چیزی جز نویز را شاهد نخواهید بود.

ال‌جی برای استایلوس 3 از یک دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی استفاده کرده که توانایی ضبط ویدئو به‌صورت FHD را نیز داراست. کیفیت دوربین سلفی مسلما عالی که نیست اما نسبت به دوربین اصلی بهتر بوده و می‌توان روی عکس‌هایش در حدی که بخواهید آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید، حساب کرد. حالت Beauty نیز در این گوشی دیده می‌شود و می‌توان توسط آن چین و چروک‌های صورت را حذف کرد. استفاده از فلاش برای دوربین سلفی به‌صورت نرم‌افزاری دیده می‌شود و حتی می‌توانید با بالا آوردن دست عکاسی کنید.


رابط کاربری

کمپانی کره‌ای ال‌جی این گوشی میان‌رده خودش را با اندروید 7 نوقا راهی بازار کرده است. همچون اکثر سازندگان امروزی، ال‌جی نیز گوشی خودش را به رابطی اختصاصی مجهز ساخته تا اندروید را با طعمی جدید در استایلوس 3 تجربه کنید.

رابط کاربری تقریبا همان چیزی است که در ال‌جی V20‌ دیده بودیم؛ محصولی که پرچمدار حال حاضر سری V این کمپانی است (ال‌جی V30 هنوز وارد بازار نشده). در ابتدا باید بگوییم که خبری از اپ دراور در این گوشی نیست و همه چیز به همان صفحه خانه خلاصه می‌شود. البته ظاهرا با یک آپدیت این مشکل برطرف شده و می‌توانید از اپ‌دراور نیز استفاده کنید.

در منوی تنظیمات می‌توانید از گزینه‌ای برای جستجو استفاده کنید؛ موردی که در گوشی‌های سابق ال‌جی دیده نمی‌شد. منو نوتیفیکیشن نیز به‌صورت دو مرحله‌ای بوده و ظاهر خوب و جذابی دارد. با این حال ال‌جی برای ساخت آیکون‌ها وقت زیادی را صرف نکرده و همچون رابط کاربری شیائومی آیکون‌های زیبایی را شاهد نیستیم.

در این گوشی می‌توانید به فروشگاه نرم‌افزاری ال‌جی دسترسی داشته باشید و اپلیکیشن‌های مناسب آن را دانلود کنید. برنامه‌های زیادی به‌صورت پیش‌فرض روی استایلوس 3 نصب نشده‌اند و شاید در این بین بتوان به Evernote اشاره کرد که می‌تواند انتخاب خوبی برای یک گوشی مجهز به قلم باشد.


اسپیکر

ال‌جی استایلوس 3 دارای یک اسپیکر بوده که در نیمه پایین قاب پشتی به چشم می‌خورد. محل قرارگیری اسپیکر چندان جالب نیست و به‌عنوان مثال نمی‌توان گوشی را در دست گرفت و یا روی میز قرار داد و به موزیک گوش کرد؛ چرا که روی اسپیکر پوشانده می‌شود!

بلندی صدای گوشی راضی کننده بوده و کیفیت قابل قبولی دارد. حداقل برای دستگاهی که تا به اینجا حرفی برای گفتن نداشت، می‌توان گفت اسپیکر آن در حد خودش قابل قبول است. صدا خوب به گوش رسیده و از عمق مناسبی نیز برخوردار است.

خوشبختانه این گوشی به جک استاندارد صدا هم مجهز است و همراه آن یک هدفون نیز عرضه می‌شود. خروجی صدا در این مدل همچون خود اسپیکر خوب ارزیابی می‌شود و می‌توانید روی آن حساب کنید؛ البته به‌شخصه با هدفون عرضه شده با آن نتوانستم ارتباط خوبی برقرار کنم! کیفیت ساختش که اصلا جالب نیست و شکل قرارگیری آن در گوش آزاردهنده است؛ همه این‌ها را به پخش صدای نسبتا زیاد توسط هدفون به بیرون اضافه کنید تا بدانید که پس از خرید گوشی اولین کاری که باید بکنید، این است که قید هدفونش را بزنید!


سایر قابلیت‌‌ها

ال‌جی استایلوس 3 همچون اکثر گوشی‌های بازار به سنسور اثر انگشت مجهز است. این حسگر محبوب بر روی کلید پاور و در بخش پشتی گوشی جا خوش کرده است. دقت سنسور بالاست و تقریبا در اکثر موارد می‌توانید توسط آن قفل گوشی را باز کنید اما سرعت آن جالب نیست که این مورد می‌تواند به افکت‌های رابط کاربری و سخت‌افزار نسبتا ضعیف دستگاه مرتبط باشد. بعد از لمس سنسور، چند ثانیه‌ای زمان لازم است تا قفل نمایشگر باز شود.

قابلیت بارز این گوشی مجهز شدنش به یک قلم است. این قلم که در بخش بالایی دستگاه به چشم می‌خورد از دقت بسیار بالایی برخوردار بوده و تقریبا نمی‌توان از این لحاظ ایرادی به آن وارد دانست. البته قلم به فشار حساس نبوده و حتی همچون سری نوت سامسونگ هوشمند هم نیست. یعنی این قلم گرامی کاری فراتر از انتظار شما انجام نمی‌دهد و در واقع به‌جای انگشتان دست می‌توان از آن بهره گرفت.

خود قلم ضخامت کمی داشته و به‌صورت گرد طراحی شده است؛ با این حساب شاید برای برخی افراد کار کردن با آن کمی سخت باشد. این مدل به نسخه بهبود یافته Pen Pop 2.0 مجهز است. هنگامی که قلم را از جایش در می‌آورید با برخی گزینه‌های از پیش مشخص شده مواجه خواهید شد که هر کدام کار خاصی را انجام می‌دهند. به‌عنوان مثال می‌توانید نوت‌برداری کنید و حتی رنگ قلم را تغییر دهید و یا اینکه از صفحه اسکرین شات بگیرید و چیزی بر روی آن بنویسید. البته ما گزینه‌ای برای تغییر نوع و یا حتی ضخامت قلم پیدا نکردیم!

شما می‌توانید بر روی صفحه خاموش نیز نوت‌برداری کنید. یعنی حتی اگر گوشی قفل باشد و قلم را درآورید، باز هم می‌توانید بدون باز کردن قفل گوشی بر روی صفحه بنویسید و آن را ذخیره کنید. البته بعد از قرار دادن قلم در جایش صفحه قفل نمی‌شود و می‌بایست باقی کارها را با دست انجام دهید. در کل برای یک گوشی میان‌رده قلم ویژگی خاصی به‌حساب می‌آید و می‌تواند وجه تمایز استایلوس 3 با رقبایش باشد.

از دیگر ویژگی‌های این گوشی میان رده ال‌جی می‌توان به بلوتوث نسخه 4.1، پشتیبانی از GPS و استفاده از دو سیم‌کارت به همراه کارت حافظه به‌صورت هم‌زمان اشاره داشت که آن را خواستنی‌تر می‌کند.


باتری

ال‌جی برای این گوشی از یک باتری لیتیوم یونی 3200 میلی‌آمپر ساعتی استفاده کرده است. با توجه به سایز دستگاه، کمپانی سازنده می‌توانست با قرار دادن یک باتری حجیم‌تر حداقل کاری کند تا این مدل از لحاظ شارژدهی در رده‌های بالایی بازار قرار بگیرد.

با این‌حال همچنان شارژدهی استایلوس 3 قابل قبول است و در یک استفاده معمولی می‌توان تا یک روز و نیم با این گوشی کار کرد. متاسفانه خبری از شارژ سریع و یا شارژ بی‌سیم در این مدل نیست. برای شارژ کردن گوشی دل‌بندتان توسط شارژری که همراه آن عرضه می‌شود می‌بایست بیش از 2 ساعت زمان صرف کنید تا حداقل از این بابت شبیه به پرچمداران اپل باشد!


کلام‌ آخر در بررسی ال‌جی استایلوس 3

به‌صورت کلی ال‌جی استایلوس 3 یک گوشی متفاوت در رنج قیمتی خودش است. وجود قلم در دنیای اسمارت‌فون‌ها یک نقطه قوت به‌حساب آمده و حداقل از این لحاظ می‌توان استایلوس 3 را نسبت به رقبا در جایگاه بالاتری قرار داد. با این‌حال کیفیت ساخت گوشی چندان بالا نیست و حتی دوربین اصلی‌اش نیز حرفی برای گفتن ندارد. برای داشتن این مدل در بازار کشور می‌بایست چیزی در حدود 800 هزار تومان ناقابل را بپردازید (بعد از گذشت چندین ماه از زمان رونمایی) مبلغی که با توجه به رقبای قدرتمند این گوشی، در حد متوسطی قرار می‌گیرد!

نوشته بررسی ال‌جی استایلوس ۳: آقای قلم به‌دست! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی ویدئویی دوربین دوگانه هواوی میت ۱۰

چندی پیش بررسی تخصصی هواوی میت 10 را انجام دادیم و به‌صورت ویدئویی نیز این پرچم‌دار جدید هواوی را به شما معرفی کردیم. حال در این مطلب قصد داریم تا به‌صورت تخصصی، دوربین دوگانه آن که دارای امکانات پرشماری است، به زیر ذره‌بین ببریم و با توانایی‌های آن آشنا شویم.

هواوی برای میت 10 با همکاری لایکا دوربین دوگانه خاص و قدرتمندی را تدارک دیده که دوربین اصلی آن 12 مگاپیکسلی و دوربین دوم 20 مگاپیکسلی است. با این تفاوت که دوربین اصلی به لرزشگیر اپتیکال مجهز است اما دوربین دوم فاقد چنین ویژگی بوده و تنها می‌تواند به صورت سیاه و سفید جهان پیرامون خودش را ببیند.

گشودگی دیافراگم دوربین میت 10 به میزان f/1.6 رسیده که می‌تواند نور بسیار زیادی را جذب کند، در نتیجه شما قادر هستید تا در محیط‌های تاریک تصاویر روشن و واضحی را به ثبت برسانید. هواوی با ترکیب 4 سیستم فوکوس لیزری، تشخیص فاز، تشخیص عمق و کنتراست کاری کرده تا پرچمدار جدیدش یکی از بهترین‌ها در این زمینه باشد.

این کمپانی چینی در میت 10 برای نخستین بار از موتور پردازش تصویر اختصاصی خودش بهره گرفته است. این ویژگی به همراه واحد پردازش عصبی پردازنده کمک می‌کنند تا تصاویر با سرعت بهتری پردازش شده و همچنین نویز کمتری را شاهد باشیم. علاوه بر این‌ها، NPU در چیپست گوشی می‌تواند به میت 10 کمک کند تا 14 حالت مختلف تصویر را تشخیص داده و شرایط را متناسب با آن تغییر دهد.

به عنوان مثال هنگام عکاسی از چهره، گیاه، حیوانات، غذا و… دوربین با تشخیص درست آن‌ها تصاویر متفاوت‌تری را نسبت به سایر گوشی‌های بازار به ثبت می‌رساند. تشخیص محیط نیز توسط یک آیکون در بخش زیرین رابط کاربری به نمایش در می‌آید. ویژگی که پیش‌تر در گوشی‌های سونی دیده بودیم!

دوربین دوم علاوه بر ثبت تصاویر سیاه و سفید، می‌تواند تا زوم دوبرابری بدون افت کیفیت را به گوشی بیفزاید. همچنین امکان تصویر برداری پرتره نیز به کمک همین دوربین به گوشی اضافه شده تا تصاویری خاص همچون دوربین‌های DSLR بگیرید. این ویژگی مرز بین سوژه و بک‌گراند را نسبتا خوب تشخیص می‌دهد اما در مقایسه با برخی محصولات در رده پایین‌تری قرار گرفته و تصویر مصنوعی‌تر به نظر می‌رسد. احتمال زیاد با آپدیت‌های بعدی، عملکرد دوربین در چنین بخشی، بهبود پیدا کند.

نوشته بررسی ویدئویی دوربین دوگانه هواوی میت ۱۰ اولین بار در پدیدار شد.

مقایسه گلکسی نوت ۸ با میت ۱۰ پرو هواوی: مبارزانی از خاور دور!

مقایسه گلکسی نوت 8 سامسونگ با میت 10 پرو هواوی؛ دو پرچمدار از دو کمپانی آسیای شرقی که یکی مدت‌هاست بر مسند قدرت نشسته و دیگری به دنبال آن است.

بعد از مرگ تدریجی غولی بزرگ و اروپایی با نام نوکیا، این سامسونگ بود که توانست از آب گل‌آلود ماهی بگیرد و خودش را همراه با اپل استیو جابز به بالا بکشاند. حالا این کمپانی‌ کره‌ای آن‌قدری قدرتمند شده که حتی آبروریزی در ارایه محصولی با نام گلکسی نوت 7 هم نمی‌تواند خدشه‌ای به نامش وارد کند. در این بین اما هواوی چراغ خاموش خودش را از فرش به عرش رسانده (البته هنوز کامل نرسیده!) و با همکاری‌های بزرگ و محصولاتی که این چند وقت عرضه کرده، نشان داده که هدف والایی دارد و به این راحتی پا پس نمی‌کشد.

هر دو کمپانی اخیرا خط و نشان‌هایی برای یکدیگر کشیده‌اند و هرکدام خودش را نسبت به دیگری برتر می‌داند. خصوصا بعد از معرفی گلکسی نوت 8 و میت 10 پرو! حالا این دو پرچم‌دار رسما قدوم مبارکشان را در آزمایشگاه آی‌تی‌رسان گذاشته‌اند. امروز قصد داریم این دو را باهم مقایسه کنیم، جایی که قرار است در یک نبرد سهمگین یکدیگر را به چالش بکشند. با ما و مقایسه گلکسی نوت 8 با میت 10 پرو هواوی همراه باشید…


طراحی و کیفیت ساخت

این روزها کمپانی‌های سازنده تلفن‌های همراه از یک قانون نانوشته برای طراحی و ساخت گوشی‌های‌شان پیروی می‌کنند: گوشی‌ات را از شیشه و فلز بساز! سامسونگ و هواوی نیز به صورت خودجوش پرچمداران اخیرشان یعنی نوت 8 و میت 10 پرو را با استفاده از این ترکیب راهی بازار کرده‌اند. ترکیبی که علی‌رغم زیبایی نسبی، علاقه عجیبی به کثیفی دارد و خیلی زود چربی‌های روی دستان شما را به خودش جذب کرده تا به اجبار یک یادگاری زیبا (!) برروی بدنه گوشی‌ها حک شود. میزان جذب کثیفی بر روی هر دو گوشی در یک حد است و و در مقام مقایسه نمی‌توان یکی را بر دیگری برتر دانست. همه این‌ها در حالی است که فریم هر دو گوشی از آلومینیوم ساخته شده و قاب پشتی از جنس شیشه است.

هر دو مدل با نسبت نمایشگرهای جدیدی راهی بازار شده‌اند؛ به همین دلیل ظاهری کشیده‌تر داشته و نسبت به سایر محصولات بازار باریک‌تر به نظر می‌رسند. البته نماینده هواوی در این رقابت 17 گرم از رقیب سبک‌تر و 0.7 میلی‌متری نازک‌تر است که برای آن نقطه قوت خوبی به حساب می‌آید. گرچه ضخامت بیشتر نوت موجب شده تا دوربین‌ها هم‌سطح با بدنه باشند؛ موردی که در پرچمدار هواوی شاهدش نیستم.

برای بررسی سایر المان‌های طراحی ابتدا از سمت راست شروع می‌کنیم. هر دو گوشی کلید پاور را در این بخش قرار داده‌اند و هواوی کمی بالاتر را برای کلیدهای کنترل صدا در نظر گرفته، در حالی که سامسونگ آن‌ها را به سمت مقابل برده است. بخش زیرین نیز اسپیکر و پورت USB C در هر دو به چشم می‌خورند و تفاوت اصلی در اطراف این پرچمداران به قرار گیری قلم در سمت راست بخش زیرین نوت 8، دکمه اختصاصی دستیار صوتی بیکسبی در سمت چپ و جک استاندارد صدا باز می‌گردد؛ مواردی که در میت 10 پرو شاهدشان نیستیم!

تا پیش‌ از این گوشی‌های سری نوت در زیر نمایشگر میزبان یک کلید هوم عریض بودند اما حالا این کمپانی راهی متفاوت را در پیش گرفته و به‌طور کامل قید این کلید را زده‌ است! هواوی نیز با اینکه میت 10 را به این کلید مجهز ساخته اما از به‌کار گیری آن در نسخه پرو سر باز زده که در نوع خود جالب است.

با این حال هر دو گوشی استفاده نسبتا مناسبی از فضاها داشته‌اند و شاهد حاشیه‌های چندان زیادی در اطراف آن‌ها نیستیم. البته این نکته را هم در نظر بگیرید که لبه‌های نوت 8 به‌صورت خمیده طراحی شده تا عملا حاشیه‌ای در این بخش‌ها در کار نباشد. این موضوع را می‌توان با نگاهی به نسبت نمایشگر این دو فهمید؛‌ جایی که سامسونگ 2.3 درصدی از فضاها بیشتر استفاده کرده است.

اگر این دو غول دنیای اسمارت فون‌ها را به پشت برگردانیم، در هر دو مدل بخش دوربین توجه شما را به خودش جلب می‌کند. هواوی با چینش عمودی دو دوربین پرچمدارش و همچنین ایجاد تقارن در سنسورها و فلاش‌های اطراف آن، ترکیب جالبی را ساخته که دل هر بیننده‌ای را می‌رباید. حتی این قسمت در میت 10 پرو با رنگی متمایز دیده می‌شود که جلوه خاصی به گوشی بخشیده است.

بر خلاف هواوی، سامسونگ تصمیم گرفته تا نخستین تجربه‌اش در استفاده از دوربین‌های دوگانه را به صورت افقی بر پیکر بی‌جان نوت 8 اعمال کند. البته در این بین سنسور اثر انگشت را نیز می‌بینیم که در کنار دوربین‌ها و در جایی که دسترسی به آن چندان آسان نیست؛ جا خوش کرده؛ محلی که با توجه به اندازه گوشی، دسترسی به آن دشوار است. هواوی اما همچون اکثر محصولاتش سنسور اثر انگشت را در پشت گوشی و کمی پایین‌تر از دوربین‌ها قرار داده و دسترسی به آن بسیار آسان‌تر از نوت 8 سامسونگ خواهد بود.

این نکته را هم در نظر بگیرید که هر دو مدل به سبب استفاده از شیشه در ساخت‌شان، همچون یک ماهی از دست لیز می‌خورند و بهتر است که برای جلوگیری از پخش شدن آن‌ها بر روی زمین، قابی، گلسی، کاوری، لنگی، خلاصه چیزی را بر روی آن‌ها بیندازید! خصوصا میت 10 که مشخص نیست از کدام نسخه گوریلاگلس به‌عنوان محافظ بهره مند بوده، در حالیکه نوت 8 میزبان نسخه پنجم است.

آنچه گفتیم همه به مسائل تئوری و بعضا تخصصی در طراحی مربوط می‌شد و در واقع ظاهر یک گوشی تنها بخشی‌ است که کاملا به سلیقه افراد وابسته‌ بوده و نمی‌توان با عدد و ارقام، محصولی را نسبت به دیگری زیباتر نشان داد.


نمایشگر

سامسونگ برای نوت 8 از یک نمایشگر 6.3 اینچی با نسبت 18.5 به 9 بهره گرفته و هواوی نیز با پیروی از ترند بازار، میت 10 پرو را با یک نمایشگر 6 اینچی و نسبت 18 به 9 راهی بازار ساخته است. نماینده سامسونگ طبق معمول از پنل super AMOLED‌ استفاده می‌کند و هواوی نیز بر خلاف اکثر محصولاتش برای میت 10 پرو از پنل AMOLED بهره گرفته تا از این لحاظ نیز هر دو گوشی مورد بحث شباهت‌هایی را به یکدیگر داشته باشند.

نمایشگر گلکسی نوت 8 از رزولوشن 2960 در 1440 پیکسل سود می‌برد و از دو طرف خمیده‌ است تا علاوه بر ظاهر زیبا، کارایی بیشتری نیز به دستگاه بیفزاید. البته از طریق بخش تنظیمات می‌توانید تا روزلوشن را شخصی سازی کنید و برای مصرف کمتر در مواقع لزوم آن را بر روی FHD قرار دهید.

این‌ها در حالی‌ست که هواوی بر خلاف میت 10، در نسخه پرو به رزولوشن 2160 در 1080 پیکسل قناعت کرده است. با یک ضرب و تقسیم ساده در می‌یابیم که چگالی پیکسلی نوت 8 به مراتب بیشتر از نماینده هواوی بوده که این یعنی در هر اینچ از نمایشگر پرچمدار سامسونگ، حدودا شاهد 120 پیکسل بیشتر از میت 10 پرو هستیم (در عمل چشم شما تفاوتی را نخواهد دید!). نکته جالب در رابطه با گوشی هواوی، گزینه‌ای برای تنظیم رزولوشن صفحه است؛ یعنی شما می‌توانید از FHD به HD سوییچ کنید و مصرف بهینه‌تری داشته باشید.

خوشبختانه هر دو گوشی از HDR 10 پشتیبانی می‌کنند. در بخش تنظیمات نیز شخصی سازی‌های زیادی برای این دو غول در نظر گرفته شده که در نوع خود جالب است؛ به‌عنوان مثال می‌توانید نوع رنگ‌ها و حالت صفحه را تنظیم کنید و یا رنگ آبی را فیلتر نمایید و از این لحاظ نمی‌توان یکی را بر دیگری برتر دانست. نمایشگر نوت 8 از ویژگی Always On Display استفاده می‌کند و می‌توانید حتی هنگام خاموش بودن صفحه با نگاه به آن، برخی اطلاعات کلی از وضعیت گوشی را ببینید؛ ویژگی که میت 10 پرو هواوی فاقدش است. ناگفته نماند که گوشه‌های نمایشگر نوت به صورت گرد طراحی شده که در واقع بازی جدید برخی سازنده‌هاست و هواوی در میت 10 پرو از آن پیروی نکرده است.

کنتراست هر دو عالی‌ست چرا که به دلیل پنل مورد استفاده در آن‌ها، رنگ مشکی رسما صفر شده و کنتراست بی‌نهایت می‌شود. در نگاه از زوایا هر دو عالی عمل می‌کنند و با توجه به میزان روشنایی بیش از 600 نیت برای هر دو مدل، مشکلی هنگام کار کردن در زیر نور آفتاب نخواهید داشت. حتی میزان حداقلی نور نمایشگر نیز در این دو نزدیک به هم است تا در محیط‌های کم‌نور عملکرد مشابهی از آن‌ها شاهد باشیم.

برای آنکه از مسائل تئوری فاصله بگیریم، این دو را در کنار یکدیگر قرار داده و مشغول عکاسی از صفحه‌شان شدیم که حاصل کار را در ادامه می‌بینید (نوت 8 در سمت راست و میت 10 پرو در سمت چپ):


سخت‌افزار

سامسونگ مطابق روند چند سال اخیر خود پرچمدارش را در دو نسخه سخت‌افزاری متفاوت راهی بازار کرده که یکی به چیپ ساخته کوالکام مجهز است و دیگری از چیپ خود سامسونگ بهره می‌برد. نسخه‌ای که در اختیار ما قرار داشت (نسخه‌های موجود در ایران) از نوع دوم بود و به همین دلیل از پرداختن به نسخه اسنپدراگون پرهیز می‌کنیم. هر دو کمپانی تا حد زیادی در زمینه تولید چیپست خودکفا شده‌اند و هواوی با کایرین و سامسونگ با اگزینوس به جنگ با رقبا می‌روند.

نوت 8 به جدیدترین چیپ سامسونگ یعنی اگزینوس 8895 مجهز است که از فناوری ساخت 10 نانومتری بهره می‌برد. این چیپ شامل 4 هسته با فرکانس 2.3 و 4 هسته با فرکانس 1.7 گیگاهرتز می‌شود. میت 10 پرو نیز از چیپ جدید و پر سر و صدای کایرین 970 استفاده می‌کند. چیپستی 10 نانومتری و 8 هسته‌ای که فرکانس هسته‌هایش نسبت به پرچمدار سامسونگ 100 مگاهرتز بیشتر است.

Mali-G71 MP20 به عنوان واحد گرافیکی نوت 8 انتخاب شده و Mali-G72 MP12 همین وظیفه را در میت 10 عهده‌دار است. از لحاظ میزان رم هر دو با 6 گیگابایت وارد میدان شده‌اند. البته میت 10 پرو با نسخه 4 گیگابایتی نیز عرضه می‌شود.

گلکسی نوت 8 سامسونگ در 3 نسخه 64، 128 و 256 گیگابایتی راهی بازار شده و نماینده هواوی در این رقابت مشابه با سامسونگ عمل کرده اما فاقد حافظه 256 گیگابایتی است. در پرچم‌دار کره‌ای می‌توانید تا 256 گیگابایت دیگر از طریق کارت حافظه به گوشی بیفزایید که در نوع خودش عالی‌ست؛ هر دو مدل هم توانایی پشتیبانی از دو سیم‌کارت را دارند که البته برای نوت 8 بین حافظه جانبی و سیم‌کارت دوم بایستی یکی را انتخاب کنید!

خاص‌ترین نکته در بخش سخت‌افزاری این دو گوشی به واحد پردازش عصبی (NPU) در هواوی میت 10 باز می‌گردد. جایی که این مدل، دیگر همچون سایر گوشی‌های بازار خشک و بی‌روح نیست! حالا هوشمندتر شده و می‌تواند محیط پیرامونش را تشخیص دهد و یا با در نظر گرفتن نحوه استفاده شما از گوشی، آن‌ را بهینه کرده و مصرف انرژی‌تان را کاهش می‌دهد. عملکرد این بخش آن‌قدر خوب است که طبق گفته‌های هواوی حتی پس از 18 ماه نیز میت 10 همچون روز اول سرعتش را حفظ می‌کند.

حال برای آنکه عیار این دو گوشی را بسنجیم، آن‌‌ها را با سلام و صلوات راهی آزمایشگاه خودمان کردیم (نسخه اگزینوس و 64 گیگابایتی نوت 8 در مقابل نسخه 128 گیگابایتی هواوی میت 10 پرو).

در مرحله نخست از AnTuTu بهره گرفتیم که حاصل کار این دو را در نمودار زیر می‌بینید.

مرحله بعدی را به گیک‌بنچ و تست پردازنده اختصاص دادیم تا هسته‌ها را در دو حالت تک و چند هسته‌ای بسنجیم.

با توجه به نتایج به دست آمده و رقابت بسیار نزدیک این دو مدل، واقعا نمی‌توان یکی را بر دیگری برتر دانست و می‌‌توان گفت هر دو در یک رده قرار می‌گیرند. حتی هنگام کار کردن با گوشی و انجام کارهای روزانه نیز مشکلی با هیچ‌کدام نخواهید داشت. از لحاظ گیمینگ و اجرای بازی‌های روز هم نقطه ضعفی دیده نمی‌شود. میت 10 و نوت 8 از پس تمام بازی‌های امروزی بر می‌آیند، نیازی هم نیست که نگران داغ شدن‌شان باشید.


دوربین

میت 10 پرو و نوت 8 از ترند این روزهای بازار پیروی کرده و هر دو به دوربین دوگانه مجهز شده‌اند. البته در این بخش نیز شاهد تفاوت‌هایی اساسی هستیم. پرچم‌دار سامسونگ به دو دوربین 12 مگاپیکسلی مجهز گشته که یکی دارای لنز واید بوده و دیگری تله‌فوتو است تا بتوانید زوم دو‌برابری بدون افت کیفیت را تجربه کنید و یا عکس‌های پرتره خاصی را به ثبت برسانید. دوربین اصلی میت 10 پرو نیز از همین میزان مگاپیکسل بهره‌مند است اما لنز دوم یک نمونه 20 مگاپیکسلی مونوکروم است تا علاوه‌بر قابلیت‌های نوت 8 بتواند به صورت سیاه و سفید (بدون افکت و از نوع واقعیش) نیز دنیا را ببیند.

با اینکه نوت 8 اولین تجربه سامسونگ در زمینه دوربین‌های دوگانه است اما ظاهرا گام محکمی در این مورد برداشته چرا که هر دو لنز را به لرزش‌گیر اپتیکال مجهز ساخته؛ در سمت مقابل اما تنها لنز اصلی میت 10 پرو دارای چنین قابلیتی است. البته گشودگی دیافراگم دوربین محصول کره‌ای f/1.7‌ بوده در حالی‌که هواوی توانسته به میزان باورنکردنی f/1.6 برسد تا در این زمینه جز رکورداران قرار بگیرد. علاوه بر این میت 10 پرو به فلاش LED دوگانه و دورنگ مجهز است تا در تاریکی و به واسطه باز بودن دریچه دیافراگم آن حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد، در حالی‌که سامسونگ تنها به یک فلاش خشک و خالی برای نوت 8 بسنده کرده است.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که هواوی با همکاری کمپانی معتبر لایکا ساخت دوربین میت 10 پرو را انجام داده تا بدانید که این کیفیت خوب عکس‌ها از کجا سرچشمه گرفته است. واحد پردازش عصبی میت 10 پرو نیز در بخش عکاسی به کمک این گوشی آمده تا با تشخیص دقیق محیط، بهترین شرایط را برای عکاسی فراهم کند.

رابط کاربری دوربین در هر دو گوشی ساده و با امکانات زیاد طراحی شده و هر دو حتی از حالت پرو نیز بهره‌مند هستند تا بتوانید پارامترهای عکاسی را به‌صورت دستی تغییر دهید. هر دو از حالت بزرگنمایی دوبرابری بدون افت کیفیت پشتیبانی می‌کنند. یکی از نکات جالب در این قسمت به عدم پشتیبانی میت 10 پرو از زوم در حالت 20 مگاپیکسلی باز می‌گردد که در نوع خود جالب است!

یکی دیگر از قابلیت‌های این دو، عکاسی پرتره است. هر دو نیز نسبتا مرز بین سوژه و محیط را خوب تشخیص می‌دهند و مشکلی از این بابت نخواهید داشت. این مورد را نیز در نظر بگیرید که عکاسی پرتره در نوت 8 به صورت واید قابل انجام نیست و اگر بخواهید از این ویژگی استفاده کنید، دوربین به صورت خودجوش از زوم دوبرابری استفاده می‌کند که یک محدودیت نسبت به میت 10 محسوب می‌شود و شما از فضای کم‌تری می‌توانید عکاسی کنید.

به صورت کلی هر دو گوشی توانایی‌های عکاسی آن‌ها فراتر از حد انتظارتان است و جز بهترین‌های بازار هستند. حالا یکی ویژگی‌های بیشتری دارد و در تاریکی بهتر عکس می‌اندازد، دیگری در روشنایی روز و با جزئیات بالاتر! بنابراین انتخاب دوربین بهتر تا حدی به سلیقه شما باز می‌گردد. برخی ثبت تصاویر واقعی را می‌پسندند و برخی دیگر عکس‌هایی با رنگ‌های اغراق شده! در ادامه می‌توانید نمونه تصاویر گرفته شده توسط این دو را ببینید و با یکدیگر مقایسه کنید:

از لحاظ فیلم‌برداری هر دو گوشی می‌توانند به‌صورت 4K با نرخ 30 فریم برثانیه فیلم‌برداری کنند و از این لحاظ تفاوت زیادی میان آن‌ها نیست. حتی امکان فیلم‌برداری صحنه آهسته نیز در این دو گنجانده شده و عملکرد آن در هر دو خوب ارزیابی می‌شود؛ در واقع هیچ‌کدام به پای محصولات اخیر سونی (در اسلوموشن) نمی‌رسند.

اگر بخواهید نمونه ویدئوهای گرفته شده توسط این دو را با هم مقایسه کنید، در می‌یابید که لرزش‌گیر نوت 8 مقدار کمی بهتر عمل کرده و تصویر نهایی لرزش‌های کمتری را شامل می‌شود (هنگام ثبت ویدئو فول‌اچ‌دی با نرخ 60 فریم نمی‌توانید از لرزش‌گیر اپتیکال میت 10 پرو استفاده کنید). با این حال هر دو از لحاظ تطبیق دادن خودشان با محیط بسیار خوب عمل‌ می‌کنند و در صورتی که از محیط‌های پرنور وارد مناطق کم‌نورتر شوید، خیلی زود فوکوس اعمال شده و رنگ محیط تغییر می‌کند. ضبط صدا نیز در هر دو گوشی عالی‌ست.

برای دوربین سلفی هواوی از یک نمونه 8 مگاپیکسلی بهره گرفته که دارای گشودگی دیافراگم f/2.0 بوده و می‌تواند به صورت FHD فیلم‌برداری کند. دوربین سلفی نوت 8 نیز 8 مگاپیکسلی است با این تفاوت که گشودگی دیافراگم آن f/1.7 بوده و توانایی فیلم‌برداری به صورت QHD را هم دارد. این نکته را هم در نظر بگیرید که پرچمدار سامسونگ به فوکوس دستی برای سلفی نیز مجهز است.

هر دو گوشی از قابلیت‌های عکاسی خاصی برای استفاده در دوربین سلفی بهره می‌برند؛ به عنوان مثال توسط دوربین هر دو گوشی می‌توان به‌صورت پرتره عکاسی کرد و یا با استفاده از مود زیبایی، کیفیت چهره را تغییر داد و چین و چروک‌های صورت را پاک کرد. به‌طور کلی سلفی‌هایی که با هر دو گوشی می‌گیرید، زیبا هستند و خیلی نمی‌توان یکی را نسبت به دیگری برتر دانست.


رابط کاربری

میت 10 پرو با اندروید 8 اوریو راهی بازار شده و بر روی آن رابط اختصاصی هواوی یعنی EMUI 8 کشیده شده است. نوت 8 اما از اندروید 7.1.1 سود می‌برد و به‌زودی به‌روزرسانی نسخه هشتم این سیستم عامل متن باز را دریافت خواهد کرد؛ این گوشی قلم به‌دست از رابط کاربری اختصاصی سامسونگ نیز بهره می‌برد که حالا نسبت به نسل‌های قبلی تا حد زیادی سبک‌تر شده است.

خوشخبتانه به دلیل سیستم‌عامل مشابه و متن‌باز، بر خلاف برخی کمپانی‌های سیب‌ دوست، مشکلی با نصب برنامه‌ها نخواهید داشت. اما رابط‌های کاربری هر دو شامل قابلیت‌های خاصی می‌شود که در دیگری نیست. به عنوان مثال در میت 10 پرو جسچرها نقش پررنگی دارند. شما می‌توانید با حرکت دادن انگشتان، کشیدن حروف لاتین و یا زدن ضربه با پشت دست، کارهای متفاوتی را انجام دهید و رابطه بهتری با گوشی برقرار کنید. در سوی دیگر سامسونگ تا حد بسیار زیادی رابط خودش را سبک‌تر از گذشته کرده و دیگر خبری از اپلیکیشن‌های بدون کاربرد سابق نیست. آیکون‌ها در هر دو رابط طراحی جالب و متفاوتی دارند و حتی می‌توانید از طریق بخش‌های مربوطه نسبت به تغییر آن‌ها اقدام کنید.

با این حال حتی اگر رابط کاربری گوشی را دوست نداشتید، می‌توانید با نصب یک لانچر قال قضیه را بکنید! سامسونگ البته تصمیم گرفته تا از بخش خمیده نمایشگرش استفاده بهینه‌تری داشته باشد و بنابراین با کشیدن انگشت از لبه‌ها به سمت داخل، منوهای متفاوتی در دسترس شما قرار خواهد گرفت که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.

به‌صورت کلی هر دو کمپانی تغییرات زیادی را اعمال کرده‌اند تا رابط‌های‌شان کاملا شخصی سازی شده باشند و از لحاظ ظاهری با اندروید استوک متفاوت!

هواوی میت 10 پرو

سامسونگ گلکسی نوت 8


اسپیکر

تک اسپیکر گلکسی نوت 8 در بخش زیرین آن جا خوش کرده در حالی‌که میت 10 پرو به اسپیکر استریو مجهز است. اسپیکر اصلی پرچمدار هواوی همچون محصول سامسونگ در بخش زیرین به چشم می‌خورد اما نمونه دوم که به‌صورت یک توئیتر عمل می‌کند، با اسپیکر مکالمه هماهنگ شده است. در واقع شما با پخش یک موسیقی، صدای اصلی را از اسپیکر زیرین گوشی می‌شنوید.

کیفیت و بلندی صدا در میت 10 پرو تا حدی بهتر از نوت 8 است اما در صداهای بالا محصول سامسونگ بیس بهتری دارد در حالی‌که برای هواوی صدا کمی زیرتر به گوش می‌رسد.

گلکسی نوت 8 به جک استاندارد صدا مجهز است و به‌راحتی می‌توانید از هدفون‌های با سیم رایج در بازار استفاده کنید، موردی که در میت 10 پرو شاهدش نیستیم. بلندی صدا در هدفون میت 10 پرو عالی‌ست تا حدی که شاید هنگام پخش هیچ‌گاه صدا را تا انتها بالا نبرید!

در بخش تنظیمات هر دو گوشی نیز می‌توان تا حد زیادی صدا را شخصی سازی کرد. می‌توان گفت هواوی در این بخش با Histen عملکرد مطلوبی داشته و سامسونگ نیز توانسته تا با قرار دادن برخی گزینه‌های از پیش مشخص شده و همچنین اکولایزر تا حدی پرچمدارش را مجهز کند.


قابلیت‌های خاص

هواوی هم بالاخره توانست تا گواهینامه IP را برای پرچمدارش دریافت کند تا آن را در برابر آب مقاوم سازد. البته میزان مقاومت آن در برابر گلکسی نوت 8 یک مقدار کمتر است چرا که محصول سامسونگ می‌تواند تا نیم ساعت در عمق یک و نیم متری آب فرو رود (IP68) در حالی‌که این میزان برای پرچمدار هواوی به عمق یک متری آب کاهش می‌یابد (IP67).

سامسونگ همچون سایر اعضای خانواده نوت، نسل جدید را نیز به یک قلم کاربردی S Pen مجهز کرده است. این قلم به‌صورت هوشمند عمل کرده و توانایی‌های آن فراتر از یک لمس ساده به‌جای انگشتان دست است؛ مثلا می‌توانید با قرار دادن قلم بر روی متن، آن را به زبان دلخواه خودتان ترجمه کنید.

هر دو گوشی به سنسور اثر انگشت مجهز شده‌اند و از حق نگذریم سرعت و دقت هر دو عالی‌ست. این سنسورها همیشه فعال بوده و نیازی نیست برای باز کردن قفل صفحه از کلید خاصی استفاده کند. در بخش طراحی در رابطه با محل قرار گیری این دو به اندازه کافی سخن گفتیم، در اینجا نیز تاکید می‌کنیم که دسترسی به این سنسور در گلکسی نوت 8 به سبب سایز بزرگ دستگاه دشوار است و خیلی راحت نمی‌توانید از آن استفاده کنید. هر دو سنسور نیز با ژست‌های حرکتی متفاوتی همراه هستند و می‌توان از آن‌ها برای انجام سایر کارها نیز بهره گرفت.

سامسونگ همچنین پرچمدار خودش را به اسکنر عنبیه چشم نیز مجهز کرده تا علاوه بر سنسور اثر انگشت بتوانید توسط چشمان‌تان هم قفل گوشی را باز کنید. قابلیتی که در نوع خودش متفاوت بوده و از دقت کافی هم برخوردار است.

در این بین می‌توان به نسخه بلوتوث آن‌ها اشاره داشت، جایی که نوت 8 به نسخه پنجم و قابلیت‌های جدیدش مجهز گشته اما میت 10 پرو همچنان از نسخه پیشین یعنی 4.1 استفاده می‌کند. با این حال پرچمدار هواوی به اینفرارد مجهز شده تا بتوانید خیلی راحت توسط گوشی دل‌بندتان، لوازم دیجیتالی اطراف را کنترل کنید. قابلیتی بسیار خوب که جای خالی آن در اکثر محصولات امروزی و همچنین نوت 8 احساس می‌شود.

هر دو گوشی به USB C مجهز هستند و از این لحاظ تفاوت خاصی میان آن‌ها نیست. نماینده هواوی در این رقابت از رادیو هم پشتیبانی کرده در حالی‌که نوت 8 فاقد آن است. از دیگر قابلیت‌های کهکشانی سامسونگ می‌توان به سنسور سنجش ضربان قلب و دستیار صوتی بیکسبی اشاره کرد. هر دو پرچمدار در رنگ‌های متفاوتی در بازار به فروش می‌رسند و نوت 8 با رنگ آبی جلوه خاصی دارد و میت 10 با قهوه‌ای موکا!

این دو غول دنیای تلفن‌های همراه به‌صورت هم‌زمان از دو سیم‌کارت پشتیبانی می‌کنند با این تفاوت که هواوی با تدابیری که اندیشیده توانسته تا کاری کند که هر دو سیم‌کارت به‌صورت هم‌زمان از شبکه 4G پشتیبانی کنند. قابلیت بسیار خاص و کاربردی که پرچمدار هواوی را خواستنی‌تر می‌کند.

مایکروسافت با قابلیت کانتینیوم خود وارد فاز جدیدی از گوشی‌های هوشمند شد. محصولاتی که می‌توانستند در نقش یک کامپیوتر (هرچند محدود) ظاهر شوند. سامسونگ نیز با قابلیت دکس خود چنین ویژگی‌ را به گوشی‌های اندرویدی آورد. توسط دکس می‌توانید با قرار دادن گلکسی نوت 8 در داک مخصوص، نسخه دسکتاپ رابط کاربری سامسونگ را شاهد باشید؛ در این حالت می‌شود ماوس و کیبورد را به گوشی اضافه کرد و از آن لذت برد.

هواوی نیز با قابلیتی مشابه کاری کرده تا میت 10 در نقش یک کیس کامپیوتر ظاهر شود! با این تفاوت که دیگر نیازی به خرید داک جداگانه نیست و با یک تبدیل ساده USB C به HDMI می‌توانید از نسخه دسکتاپ گوشی استفاده کنید. جالب است بدانید که در این حالت می‌توان از میت 10 پرو به‌عنوان تاچ‌پد و یا کیبورد نیز بهره گرفت تا دیگر نیازی به اتصال ماوس و کیبورد نباشد. قابلیت‌هایی که در نوت 8 نمی‌بینیم.


باتری

گوشی‌های سری میت همیشه شارژدهی خوبی داشته‌اند و میت 10 پرو نیز از این قاعده مستثنی نیست. این در حالی‌ست که یکی از نقاط ضعف اصلی نوت 8 شارژدهی آن است؛ چرا که این مدل به‌دلیل مشکلات ایجاد شده برای نسل قبلی، حتی از گلکسی S8 پلاس سامسونگ هم باتری کم حجم‌تری دارد. میت 10 از یک نمونه 4000 میلی‌آمپری قدرتمند استفاده کرده که از نوع لیتیوم پلیمری است. نوت 8 سامسونگ نیز به باتری با ظرفیت 3300 میلی‌آمپر مجهز است و در هیچ‌کدام هم به باتری دسترسی ندارید!

در یک استفاده معمولی می‌توانید تا یک روز کامل با نوت 8 کار کنید در حالی‌که میت 10 پرو یک روز و نیم را با شما خواهد بود؛ حتی اگر کمی هم صرفه جویی کنید این گوشی تا دو روز به نیاز شما پاسخ خواهد داد. خوشبختانه هر دو گوشی از شارژ سریع پشتیبانی کرده و می‌توانید تا در حدود 100 دقیقه هر دو را از صفر تا صد شارژ کنید. البته این نکته را در نظر بگیرید که باتری هواوی حجیم‌تر است؛ بنابراین زمان شارژ برابر، نشان دهنده سرعت شارژ بیشتر در میت 10 پرو خواهد بود.

با همه این‌ها نوت 8 از شارژ وایرلس پشتیبانی کرده و می‌توانید با شارژرهای استاندارد موجود در بازار، گوشی خود را به صورت بی‌سیم شارژ کنید، موردی که میت 10 پرو ضمن شیشه‌ای بودن بدنه فاقد آن است. هر دو گوشی تا حدی دست شما را برای شخصی سازی باتری باز گذاشته‌اند و با قابلیت‌هایی مشابه کاری می‌کنند تا شارژدهی گوشی بیشتر شود. البته در اینجا هواوی با قرار دادن واحد پردازش عصبی نحوه استفاده کاربر از گوشی را در نظر گرفته و دستگاه را متناسب با آن بهینه می‌کند تا در دراز مدت شاهد مصرف بهتر باتری باشیم.


کلام آخر

نوت 8 و میت 10 پرو بدون شک دو اسمارت فون قدرتمند، خوش ساخت و غنی از امکانات هستند و می‌توانند دل هر خریداری را بربایند. با خرید یکی از این دو مدل علاوه بر در اختیار داشتن سخت افزار قدرتمند، می‌توانید از دوربین عالی آن‌ها استفاده کنید و یا حتی با اتصال به یک نمایشگر بزرگ‌تر از این دو غول به‌جای دسکتاپ بهره ببرید. برای در اختیار داشتن هواوی میت 10 پرو می‌بایست در حدود 3 میلیون و 100 هزار تومان هزینه کنید در حالی که نوت 8 سامسونگ تقریبا 400 هزار تومان گران‌تر است (آذرماه 96) و همین امر سبب می‌شود تا تهیه محصول هواوی با آنکه جدیدتر هم است، راحت‌تر باشد!

نوشته مقایسه گلکسی نوت ۸ با میت ۱۰ پرو هواوی: مبارزانی از خاور دور! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی اپل آی‌فون ۱۰ (iPhone X): طلایی به قیمت الماس!

شاید در همان روز که اپل گوشی جدیدش با نام آی‌فون 10 که بسیاری به اشتباه (چون خود من!) در ابتدا آن را ایکس صدا می‌زدند، در شهر نیویورک معرفی کرد، اکثر حاضران، شاهدان و مدیران، فروش بالایی برای این آی‌فون جدید پیش‌بینی می‌کردند و البته حضور آن سبب شد تا دیگر محصولات این کمپانی یعنی آی‌فون 8 و 8 پلاس، استقبال چندانی را از خود نبینند.

البته عدم معرفی آی‌فون 10 هم سبب پیروزی خاصی برای آن دو محصول دیگر نمی‌شد، زیرا چهره تکراری‌شان پس از ۴ نسل، حتی سرسخت‌ترین طرفداران آی‌فون را برای خریدشان هیجان زده نمی‌کرد.

اما بحث امروز ما درباره تلفن همراهی است که می‌خواهد جهان را در این رده دچار تحول کند و همچون نخستین گوشی آی‌فون تولید شده در سال ۲۰۰۷، این بار پس از یک دهه، همان موفقیت را در تغییر نگرش جهانی به این کالای پرمصرف و محبوب بازی کند. اما آیا آی‌فون 10 یک محصول انقلابی است؟

لازم به ذکر است که آی‌فون 10 توسط شرکت مدیاپردازش برای بررسی در اختیار آی‌تی‌رسان قرار گرفته است. آی‌فون‌های جدید با ضمانت ۱۸ ماهه مدیا پردازش عرضه شده‌اند که در یک سال نخست گوشی شما دارای گارانتی تعویض است.

طراحی و ظاهر

باید اعتراف کنم زمانی که گوشی را در مراسم معرفی‌اش دیدم، احساس خاص‌تری را نسبت به زمانی که آن را در دست گرفتم، پیدا کردم! در واقع آی‌فون 10 دورنمای زیباتری نسبت به نمای نزدیکش دارد، اگرچه باید بگویم که در کل بسیار زیباست. اصلا همین که از دست آن طراحی تکراری و یکنواخت سالیان اخیر اپل راحت شدیم، خودش یک برگ برنده برای اهالی کوپرتینو محسوب می‌شود و اپل دوستانی که دیگر از کنایه اندرویدی‌ها به‌خاطر ظاهر تکراری آی‌فون با حاشیه‌های زیاد نمایشگر و وضوح تصویر پایین آن خسته شده بودند، این بار می‌توانند سرشان را بالا بگیرند.

اولین چیزی که در هنگام کار با گوشی نظر شما را به خود جذب می‌کند، صفحه نمایش پهناور با حاشیه‌های اندکش است و دومین مورد، بخش عجیب بالای نمایشگر است که اگر خیاط بودم، می‌گفتم که پارچه اپل برای دوختن این قسمت کافی نبوده است!

زمانی که گوشی را در دست گرفتم، وزن نسبتا زیاد در مقابل جثه آن، تا حدی جلب توجه می‌کرد و با آنکه از طرفداران گوشی‌های مگس وزن نیستم، اما گفتم بد نیست آن را مقایسه‌ای با رقبای هم قد و هیکلش بکنم!

دو گوشی سامسونگ گلکسی S8 و ال‌جی G6 اندازه نزدیکی به محصول اپل داشتند و با اینکه ۵ میلی‌متر قد بلندتری هم دارند اما در مقابل وزن ۱۷۴ گرمی سیب نشان، سامسونگ ۱۵۵ و ال‌جی ۱۶۳ گرم وزن را برای پرچم‌دار خودشان در نظر گرفتند و جالب‌تر آنکه هر دو محصول، باتری حجیم‌تری هم دارند! از این موضوع بگذریم، اصلا چه کسی جرات می‌کند به آی‌فون بگوید بالای چشمت ابرو هست، آن هم زمانی که به خیال خودش با یک ساختارشکنی قهرمانانه، در پی کسب موقعیت جدیدی در بازار است.

وقتی از جلو به گوشی نگاه می‌کنیم، به خاطر نمایشگر تمام صفحه با کیفیت بالا و البته ساختار مستحکم محصول، لبخند رضایت و حتی غرور (به‌خصوص اگر کسی مشغول نگاه کردن به آی‌فون‌تان باشد) شما را فرا خواهد گرفت. فقط بهتر است خیلی بر روی اون بخش بالایی که مثل یقه پیراهن نمایشگر را چاک داده، تمرکز نکنیم!

گوشه‌های گرد آی‌فون 10 که در بالا و پایین نمایشگر هم به‌خوبی تلفیق شده، خوش دستی این سیب نشان را بیشتر می‌کند و البته عدم وجود کلید گرد هوم در پایین، یک حس عجیب را می‌تواند برای اپل دوستان به‌وجود آورد، شاید آمیخته‌ای از غم و شادی! ناراحت به دلیل از دست دادنش و خوشحال به‌خاطر پهناورتر شدن نمایشگرش و اما در مجموع می‌توان پذیرفت که با توجه به حرکت سازندگان به سمت ساخت نمایشگرهای این چنینی، به‌زودی شاهد حذفش می‌شدیم.

تا به اینجا همه چیز خوب و خوش است تا اینکه نگاهی به فریم فلزی دستگاه انداختم. سرشار از لک و کثیفی، به‌نحوی که حتی در ابتدا گمان کردم گوشی خط و خش برداشته است! این فلز به‌قدری توسط اپل صیقل داده شده که اثر انگشت شما را تا چند متری هم می‌توان به‌خوبی دید و ظاهرا حذف تاچ آی‌دی، سبب نشده تا انگشتان‌تان نتوانند خودی نشان دهند!

کلیدهای صدا در سمت چپ و پایین‌تر از دکمه آشنای سایلنت قرار گرفته‌اند و چون شما دکمه هوم ندارید، اپل یک کلید پهن با نام Side Button را کار گذاشته که ممکن است حتی با کلید یکپارچه صدا در بسیاری از گوشی‌های امروزی آن را اشتباه بگیرید. به شخصه اعتقاد دارم زیاد از حد بلند ساختن این کلید، نه فقط این بخش را زیبا نکرده، بلکه احتمال خطا در فشردن آن توسط کاربر را هم بالا می‌برد و ممکن است شما به اشتباه، گوشی خودتان را قفل کنید. محل ورودی سیم کارت نیز در این بخش تعبیه شده است.

وقتی گوشی را به پشت برگرداندم، آن لبخند اولیه برای نگاه از روبه‌رو تبدیل به اخم شد و چه بسا اگر کسی این بخش را بدون لوگوی اپل و نام آی‌فون ببیند، لقب زشت را هم شایسته‌اش بداند! در واقع وجود دوربین دو گانه که به حالت عجیب عمودی چیده شده و از بدنه بیرون زده، به‌قدری در ذوق می‌زند که دشنامی را بر جانی آیو (طراح آی‌فون) روانه کرده و بر این سلیقه بد وی، اَه اَه خواهید گفت! این دوربین به خوبی گرد و غبار و کثیفی را هم در اطرافش جذب می‌کند و به‌قدری بر روی بدنه حالت نچسبی دارد، که به فکر فرو می‌روید یک کمپانی چندین میلیارد دلاری چرا پس از گذشت این همه سال، هنوز نتوانسته این لنزها را کمی درون بدنه ببرد! اصلا نمی‌خواهد این کار را بکند، پس حداقل مانند برخی مدل‌های جدید مثل هواوی میت 10، کمی سلیقه در چیدن‌شان به خرج دهد!

حالا من این‌ها را گفتم، نشان به همان نشان که این لنزها تا حداقل ۳ سال دیگر هم این شکلی باقی خواهند ماند و اگر روزی هم اپل تصمیم به ترمیم چنین بخشی بگیرد، مانند هوا کردن آپولو به همگان اعلام نموده و آن را ابتکار و توانایی بالقوه خودش می‌داند!

سطح پشتی گوشی هم از شیشه ساخته شده و همچون اکثر سازندگان در سال 2017، تبدیل به مستعدترین بخش برای جذب کثیفی، اثرانگشت و حتی خط و خش فراوان است! بر خلاف قبل، خبری از درج جمله «طراحی شده توسط اپل در کالیفرنیا» و این عبارات بی‌مصرف نیست تا شاید بهترین بخش در طراحی پشتی آی‌فون 10 همین باشد و لاغیر!

در کل اگر بخش پشتی آی‌فون X را فاکتور بگیریم، باید گفت این محصول، دارای یک طراحی دوست داشتنی و لوکس است که کیفیت بالای نمایشگر و پهناور بودن آن، سبب می‌شود تا ارتباط خوبی با دستگاه گرفته و از گاز زدن این سیب گران قیمت، لذت ببرید!

نمایشگر

یکی از نقاط طلایی در آی‌فون 10 را بایستی همین بخش نمایشگر دانست، محلی که بیشترین تعامل کاربر با دستگاه را بر عهده داشته و با توجه به توانمندی‌های iOS، کیفیت بالای پنل OLED و البته رزولوشن بیشتر، نقطه عطفی برای این کمپانی آمریکایی شده است.

برخلاف تصور پیشین مبنی بر آنکه اپل کار ساخت این پنل‌ها را به ال‌جی می‌سپارد، به سراغ رقیب دیرینه یعنی سامسونگ رفته تا بلکه تجربه بیشتر این شرکت در بخش پنل‌های OLED برای گوشی‌ها، به کارش بیاید.

با روشن شدن نمایشگر و نگاه به رنگ‌ها، همه‌چیز بسیار عالی به‌نظر می‌رسد، حتی خوانایی نمایشگر در زیر نور آفتاب هم مناسب است و اپل با استفاده از فناوری True Tone کاری می‌کند تا بسته به شرایط محیط، بهترین عملکرد برای نمایشگر در نظر گرفته شود و در عمل هم شاهد این موضوع هستیم.

خوشبختانه فناوری HDR در هر دو فرمت استاندارد و دالبی ویژن نیز پشتیبانی می‌شود و این بار اپل منتظر نمانده تا تمام گوشی‌های بازار به این تکنولوژی مجهز شده و سپس به سراغش برود! البته هنوز میزان محتوای موجود برای این فناوری چندان در دسترس نیست اما با فراگیر شدنش، بدون تردید آی‌فون 10 شما را ناامید نخواهد کرد.

البته این نمایشگر 5.8 اینچی، چندان هم بی عیب و نقص نیست و با کمی دقت، می‌توان متوجه برخی کاستی‌ها شد. پنل OLED با تغییر زاویه، دچار کمی تغییر رنگ به‌خصوص برای رنگ‌های روشن مثل سفید می‌شود و حتی کاربران زیادی از وجود هاله‌های رنگی بر روی آی‌فون خودشان، گزارش‌هایی داده‌اند.

از سوی دیگر، به‌نظر می‌رسد جانی آیو (طراح آی‌فون) برای این بخش تنها قلم را به‌دست گرفته و یک نقاشی البته با کمک خط کش و پرگار ترسیم کرده است و سپس آن را به فاکسکان داده تا بدون چون و چرا بسازد! حالا چرا چنین حرفی را می‌زنم؟ برای آنکه نسبت ابعاد عجیب که عدد ۱۹.۵ به ۹ را نشان می‌دهد با وضوح تصویر ۲۴۳۶ در ۱۱۲۵ پیکسلی، خود مویدی بر این قضیه است. واقعا نمی‌دانم چرا اپل تصمیم گرفته چنین نسبت عجیب و غیر استانداردی را برای گوشی خودش در نظر بگیرد و کاربران بدین سبب در برخورد با برخی از بازی‌ها و برنامه‌ها که هنوز سازگار نشده‌اند، بخش زیادی از نمایشگر را به صورت سیاه ببینند و حتی بدتر از آن، امکان از دست رفتن برخی از محتوا نیز وجود داشته باشد.

ای‌کاش اپل به‌جای تلاش برای ساختن استاندارد خاص خودش که همراه با یک خودخواهی است، کمی از تِرِند جاری بازار بهره می‌گرفت تا نه کاربران برای استفاده از برنامه‌ها دچار مشکل شوند و نه توسعه دهندگان مجبور به ارایه برنامه‌های سازگار با محصول جدید! اما چه می‌شود کرد، اپل است دیگر!

در بالای نمایشگر و همان قسمتی که پیش‌تر گفتیم پارچه اپل برای تکمیل نمایشگر تمام شده بود، سیستم فیس آی‌دی قرار گرفته، امری که پیش از این در محصولات اندرویدی زیادی دیده بودیم و حتی مایکروسافت در گوشی‌های ویندوزفونی خودش (یک فاتحه برای‌شان بخوانید) نیز از سیستم مشابهی استفاده کرده بود. سرآمد فعلی در این بخش را هم بایستی گلکسی نوت 8 سامسونگ دانست که توسط شناسایی چهره شما، امکان ورود را به کاربر می‌دهد.

حال آی‌فون با تغییر نام این نحوه ورود به فیس آی‌دی و حذف بخش محبوبی چون تاچ آی‌دی، یک تغییر عمده را در آی‌فون 10 ایجاد کرده است. تغییری که سبب به‌وجود آمدن آن بخش نامتعارف در بالای دستگاه هم شده است. شاید اپل این روزها مثل سابق یک نوآور محسوب نشود اما باید پذیرفت که اگر به سراغ یک تکنولوژی می‌آید، آن را به کامل‌ترین وجه انجام می‌دهد. در اینجا نیز دوربینی با نام TrueDepth (حقیقت عمیق) با سنسور مادون قرمز، سنسور شناسایی شدت نور محیط، سنسور تشخیص فاصله و ماژولی با عنوان Flood Illuminator وظیفه‌ای خطیر را برعهده گرفته‌اند که دروازه امنیتی دستگاه محسوب می‌شود.

اگر بخواهم تمام این تجهیزات و اسامی قلمبه و سلمبه را به کناری گذاشته و تنها به عملکرد اصلی آن بپردازم، بایستی از کلمه نامانوس و خارجی پرفکت استفاده کنم! در واقع به‌قدری این تکنولوژی خوب عمل می‌کند که من را به تحسین وا داشت. تفاوتی ندارد شما در زیر نور آفتاب باشید یا در تاریکی و ظلمات، موهای‌تان به هم ریخته باشد یا عینک طبی زده باشید، فیس آی‌دی به‌خوبی و سرعت شما را تشخیص می‌دهد و نیازی به سر و کله زدن با آن را ندارید.

البته در مقایسه با تاچ آی‌دی، بایستی گفت محدودیت‌هایی نیز به همراه می‌آید. مثلا بایستی حتما گوشی را مقابل خودتان بگیرید و بر فرض اگر قبلا با کمی تنبلی تنها انگشت‌تان را بر روی گوشی گذاشته و آن را باز می‌کردید، الان باید آی‌فون 10 را حتما در آغوش کشیده و از آنجایی که گوشی ما حساس است، حتما با وی چشم در چشم شوید تا بلکه مهرتان در دلش افتاده و سریع آنلاک شود!

سخت افزار

یکی از بخش‌هایی که اپل همیشه با سری بالا و به نوعی پز عالی در آن حضور دارد، همین بخش سخت‌افزار است، جایی که با اتکا به چیپست‌های انحصاری و عملکرد بهینه سیستم عامل، همیشه بهترین نتایج بنچمارک گیری نصیب این کمپانی شده و روانی سیستم عامل و کم‌ترین میزان باگ سبب شده تا این بخش از سیب بسیار شیرین و آب‌دار باشد!

آی‌فون 10 از جدیدترین چیپست این کمپانی موسوم به A11 بایونیک بهره می‌گیرد که با لیتوگرافی 10 نانومتری تولید شده و در فضایی به مساحت 89.23 میلی‌متر مربع، 4.3 میلیارد ترانزیستور در آن قرار گرفته و به همین خاطر مصرف کم‌تر و قدرت بیشتری نسبت به نسل قبلی یعنی A10 فیوژن دارد.

این چیپست دارای 6 هسته است که البته بار اصلی بر دوش 2 هسته قدرتمند Monsoon قرار گرفته و 4 هسته دیگر که Mistral نام دارند، کم مصرف بوده و در پردازش‌های عادی وارد مدار فعالیت می‌شوند (کلا اپل دوست داره بر روی هر بخش از محصولاتش اسم بگذاره و هر سال هم اون رو عوض کنه که مثلا بگه چقدر خانواده ما بزرگه!).

در آی‌فون 10 از 3 گیگابایت رم استفاده شده و امسال اپل با توجه به افزوده شدن یک محصول تازه به سبد کالاهایش، این مدل را هم مانند آی‌فون 8 و 8 پلاس در دو مدل با حافظه داخلی 64 و 256 گیگابایت عرضه می‌کند.

قبل از آنکه بخواهم گوشی را وارد بنچمارک گیری‌های معمول کنم، کاملا حدس می‌زدم که نتایج، عالی خواهد بود. اما باز از چند نرم‌افزار معمول استفاده کردم که اولین آن‌‌ها، انتوتو نسخه 6 بود که عملکرد گوشی را در بخش‌های گوناگون سنجیده و یک امتیاز در پایان بدان اعطا می‌کند. جدول زیر به‌خوبی نشان می‌دهد که جایگاه آی‌فون 10 در کجاست!

پس از آن به سراغ تست گیک بنچ رفتیم و در حالت چند هسته‌ای، توان گوشی را به چالش کشیدیم که نتایج حاصله را می‌توانید در ادامه مشاهده بفرمایید.

در آزمون آخر نیز از بیس مارک OS ورژن 2.0 بهره گرفتیم تا ببینیم عملکرد این گوشی قدرتمند در این برنامه چگونه خواهد بود.

شاید بخش سخت‌افزار را تنها قسمتی بتوان نام برد که حتی سخت‌گیرترین منتقدان هم نمی‌توانند ایراد خاصی بدان وارد کرده و اپل دوست دارد که همه بخاطرش، مدح و ثنایش را بگویند اما چون ما اهل چنین کارهایی نیستیم، به سراغ بخش بعدی یعنی رابط کاربری و سیستم عامل می‌رویم!

رابط کاربری و سیستم عامل

اگر شما یک کاربر پر و پا قرص اندروید باشید، قوانین سخت‌گیرانه iOS به‌طور قطع آزارتان خواهد داد، جالب اینجاست که دوست‌داران این سیستم عامل هم خیلی سخت به اندروید کوچ می‌کنند و با اینکه در طی سالیان اخیر، دیوار بتنی بین این دو کمی نازک‌تر شده ولی همچنان فاصله زیادی بین‌شان دیده می‌شود.

آی‌فون 10 از نظر تجربه کاربری به‌خاطر حذف کلید هوم، با سایر محصولات اپل هم متفاوت است. در واقع همه وظایف این کلید بین دکمه ساید (یخچال نیست!) و ژست‌های لمسی تقسیم شده و شاید کمی عادت کردن به این موضوع برای کاربر زمان ببرد اما تجربه شخصی خودم نشان داد آن‌قدرها هم سخت نیست و مانند اکثر موارد، اپل به‌خوبی از پس سازگار کردن سیستم عامل خودش با این نمایشگر دیلاق برآمده است.

البته، حرکاتی چون بازگشت به عقب و حتی لمس برخی از گزینه‌ها بر روی نمایشگر، نیاز به استفاده از دو دست پیدا می‌کند، امری که حداقل کاربران آی‌فون معمولی با آن تا حدی بیگانه هستند.

برای بازگشت به صفحه اصلی یا باز کردن قفل دستگاه پس از شناسایی چهره، تنها کافی است که از پایین گوشی و خط افقی خاکستری، به بالا بکشید. اگر همین حرکت را با نگاه داشتن دست خودتان انجام دهید، عمل مالتی تسکینگ انجام می‌شود. حتی می‌توانید دسترسی به نوتیفیکیشن‌ها را با کشیدن دست به پایین از نیمه وسط دستگاه انجام دهید و کلید ساید هم علاوه بر قفل دستگاه، با دو بار فشرده شدن، سیری را به میدان می‌فرستند و قادر هستید برایش تعریف کنید که با سه بار فشردن، چه کار جدیدی برای‌تان انجام دهد.

با آنکه اپل تمام تلاش خودش را کرده  تا همچنان ارتباط ساده و خوبی با سیستم عامل توسط کاربر برقرار شود اما قد بلند گوشی و عدم وجود کلید فیزیکی در پایین نمایشگر، حداقل در مقایسه با آی‌فون 8 استاندارد، کمی کار کردن را با این مدل دشوارتر می‌کند اما زیبایی و نمایشگر پهناور آی‌فون 10، ارزش به‌دوش کشیدن چنین مشقتی را دارد!

یکی از بخش‌های جدید در آی‌فون 10 که به‌خاطر پرداخته شدن در کنفرانس اپل حسابی بولد شد، انیموجی‌ها بودند، ۱۲ شخصیت کارتونی که با شبیه سازی صدا و چهره شما، پیغام‌ها را به شکل متفاوتی به مخاطب خاص‌‌تان ارسال می‌کنند.

به‌صورت پیش فرض انیموجی‌ها در پیغام رسان آی‌فون فعال هستند اما به‌خاطر قابلیت ذخیره سازی، می‌توان آن‌ها را در سایر شبکه‌های اجتماعی نیز به کار گرفت. انیموجی‌ها البته هنوز به مرحله پختگی ۱۰۰ درصد نرسیده‌اند و بایستی خیلی شمرده و دقیق صحبت کنید تا کلام شما به بهترین نحو منتقل شود، اما در کل سرگرمی و روش جالبی برای انتقال صحبت است که می‌تواند تبدیل به یک ترند جدید بین کابران شده و حداقل آن‌هایی که آی‌فون 10 دارند برای اینکه پز گوشی‌شان را بدهند، از این روش بهره بگیرند!

دوربین

چندی پیش و در یک مقایسه گروهی دوربین‌ها که بین 7 گوشی برتر دنیا انجام دادیم، آی‌فون 8 پلاس موفق شد تا با رای کاربران، بهترین دوربین موبایل لقب بگیرد و حال نسخه جدیدتر یعنی 10 با برخی بهبودها همچون لرزش‌گیر اپتیکال برای لنز دوم و میزان F کم‌تر برای آن، از همین حالا اعلام می‌کند که جایگاهی جز صدر جدول عکاسان، وی را قانع نخواهد کرد.

اپل برای آی‌فون 10 از دوربین دوگانه استفاده کرده که با چینشی عجیب و عمودی، در گوشه بالا و سمت چپ دستگاه قرار گرفته‌اند. علاوه بر بیرون زدگی بیش از حد لنز، محل قرار گیری آن‌ها هم چندان خوب نیست و هنگام عکاسی در برخی حالت‌های خاص احتمال اینکه انگشت‌تان گوشه‌ای از تصویر را به خودش اختصاصی دهد، بالاست. البته این بخش توسط شیشه مقاوم سافایر محافظت می‌شود و می‌توان گفت که در برابر خط و خش کاملا مقاوم است اما از طراحی زشتش هرچه بگوییم، کم گفته‌ایم!

آی‌فون 10 به دو سنسور 12 مگاپیکسلی مجهز است. با این حال تنها شباهت این دو لنز به همین میزان مگاپیکسل باز می‌گردد و کارایی آن‌ها شباهتی به هم ندارد. لنز اصلی 28 میلی‌متری با گشادگی دیافراگم F/1.8‌ بوده که از لرزش‌گیر اپتیکال نیز بهره می‌برد. لنز دوم با F/2.4 از نوع تله‌فوتو است که علاوه بر کمک به ثبت تصاویر پرتره زیبا، می‌تواند زوم دو برابری اپتیکال را برای گل سرسبد محصولات اپل به ارمغان آورد و برخلاف مدل تعبیه شده بر روی روی آی‌فون 8 پلاس، دارای لرزش‌گیر اپتیکال نیز است. یک فلاش LED چهارگانه دو رنگ نیز به کمک این دو آمده تا در محیط‌های کم‌نور روشن کننده راه‌پای‌شان باشد.

بر طبق گفته‌های اپل پردازش تصویر در آی‌فون 10 بهبودهایی داشته و حالا در کنار نویز کمتر، جزئیات بیشتری هم شاهد هستیم.

تصاویر گرفته شده توسط آی‌فون 10 بسیار جذاب به‌نظر می‌رسند. رنگ‌ها خیلی خوب دیده شده و جزئیات تصویر حتی در محیط‌های کم‌نور نیز عالی‌ست. به لطف دوربین دوگانه عکاسی پرتره با این گوشی بسیار جذاب است. تصاویری که در این حالت با آی‌فون 10 گرفتیم با جزئیات بسیار بالایی به ثبت رسیدند و بک‌گراند تصویر نیز به خوبی مات می‌شود. البته همچنان در برخی مواقع دوربین مرز بین سوژه و محیط را به خوبی تشخیص نمی‌دهد و شاید برخی تصاویرتان آن‌طور که باید و شاید به نظر نرسند اما به صورت کلی عکاسی پرتره با این گوشی لذت بخش است.

از لحاظ نرم‌افزاری نیز اپل برای این ویژگی سنگ تمام گذاشته و همین عکاسی پرتره ساده با 5 حالت مختلف صورت می‌گیرد و می‌توان با آن‌ها تصاویر خاص‌تری را به ثبت رساند. به عنوان مثلا می‌شود به‌جای تار کردن، بک‌گراند را کاملا سیاه کرد تا سوژه جذاب‌تر به نظر برسد.

رابط کاربری دوربین خیلی ساده طراحی شده و تفاوت‌ چندانی‌ با نسل‌های قبل ندارد. شما می‌توانید از تایمر استفاده کنید، به عکس‌هایتان چندین فیلتر متفاوت را اضافه کنید و یا پانوراماهای با کیفیتی را به ثبت برسانید و باز هم خبری از عکاسی در حالت دستی نیست. به‌صورت کلی رابط کاربری دوربین آی‌فون 10 برای یک یوزر معمولی (بخوانید اکثر مردم) کافی به نظر می‌رسد و جوابگوی نیاز آن‌هاست اما برای آن‌هایی که علاقه بیشتری به عکاسی دارند، آپشن‌های خاصی در نظر گرفته نشده و از این لحاظ آی‌فون 10 در برابر محصولات اندرویدی (حتی میان‌رده‌ها!) حرف خاصی برای گفتن ندارد.

به شخصه اعتقاد دارم که اپل خیلی راحت می‌تواند این رابط کاربری را که سال‌هاست بدین شکل ساده و بی‌روح در جلوی دیدگان کاربران قرار می‌گیرد، ارتقا داده و قابلیت‌های دوربین با کیفیتش را خیلی بهتر در دسترس خریداران قرار دهد، اما همیشه یک نوع لجبازی و خودخواهی درونی این کمپانی، سبب می‌شود تا همان چیزی را که می‌پسندد، به‌زور بخواهد به خورد دیگران نیز بدهد و همین امر باعث شده تا شما حتی توانایی ساده‌ای چون تغییر میزان رزولوشن عکاسی را هم در تنظیمات خود دوربین نداشته باشید! فکر کنید میلیون میلیون پول داده‌اید اما حتی قادر به تغییر وضوح تصویر عکاسی هم نیستید، این بود دموکراسی آمریکایی؟!

در این بین بد نیست به الگوریتم جدید پردازش تصاویر آی‌فون 10 نیز اشاره کنیم که موجب می‌شود ضمن حفظ کیفیت محتوای گرفته شده با دوربین، حجم آن‌ها به‌طور قابل توجهی کاهش یابد.

در ادامه شاهد تصاویر گرفته شده با این مدل در شرایط متفاوت هستید:

آخریم پرچم‌دار اپل می‌تواند به صورت 4K و نرخ 60 فریم بر ثانیه فول بگیرد تا چشمه‌ای از قدرت سخت‌افزاری‌اش را در این بخش نیز به چشم بکشد! همچنین توانایی ضبط با وضوح فول‌اچ‌دی با نرخ 240 فریم بر ثانیه نیز فراهم است که در نوع خود جالب به‌نظر می‌رسد. شما می‌توانید ویدئوهای اسلوموشن خاصی را با این گوشی به ثبت برسانید. کیفیت ویدیوهای ثبت شده بسیار بالاست، لرزش‌های دست تا حد بسیار زیادی کنترل شده‌اند، رنگ‌ها طبیعی ثبت شده و کیفیت ضبط صدا نیز در حد مطلوبی‌ست، اگرچه همچنان به‌صورت مونو رکورد می‌شود. اما در کل همه چیز برای ثبت یک ویدیو فوق‌العاده در دسترس است.

در بخش محبوب این روزها یعنی عکاسی سلفی، آی‌فون 10 همچون برادرانش در امسال و پارسال، به یک دوربین 7 مگاپیکسلی با گشادگی دیافراگم F/2.2 مجهز است. این دوربین از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بوده و می‌تواند به صورت HDR نیز عکس‌برداری کند. از جمله قابلیت‌های جالب دوربین سلفی پرچم‌دار اپل می‌توان به امکان ضبط ویدیوهای فول‌اچ‌دی با نرخ 30 فریم و اچ‌دی با نرخ 240 فریم هم اشاره کرد.

در کل کیفیت تصاویر ثبت شده با این دوربین عالی‌ست، رنگ‌ها به خوبی ثبت می‌شوند و نویز چندانی هم در تصویر نیست. البته این‌ها برای زمانی‌ست که در نور کافی مشغول عکاسی شده باشید و در صورتی که بخواهید در محیط‌های کم‌نور سلفی بگیرید، همه چیز متفاوت خواهد بود و تصویر آن‌طور که باید و شاید به ثبت نمی‌رسد؛ امری که تقریبا اکثر دوربین‌های امروزی در آن هنوز دچار ضعف هستند.

مالتی مدیا

اگر شما از گوشی خودتان به عنوان یک وسیله جهت گوش دادن به موسیقی و یا نگاه کردن به فیلم استفاده می‌کنید، بایستی بگویم که انتخاب خوب و در عین حال بدی داشته‌اید!

آی‌فون 10 برای نگاه کردن به فیلم خوب است زیرا یک نمایشگر بزرگ با کیفیت و با فناوری OLED دارد که هر چیزی را به بهترین شکل برای‌تان نمایش می‌دهد اما این گوشی بد است چرا که نسبت تصویر عجیب و غیر استاندارش سبب می‌شود در اکثر مواقع، شاهد نوارهای مشکی در دو طرف ویدیو شده و بسته بودن اکوسیستم iOS هم لذت دیدن فیلم را به اندازه گوشی‌های اندرویدی، تسهیل نمی‌کند.

آی‌فون 10 برای گوش دادن به موسیقی خوب است زیرا اسپیکرهای استریو با کیفیت پخش بالا دارد، هدفون‌های اپل طبق معمول عالی عمل می‌کنند و کیفیت پخش شده در گوش‌تان، به‌خوبی ذهن‌تان را نوازش می‌دهد اما در عین حال این گوشی بد است زیرا جک استاندارد 3.5 میلی‌متری ندارد و اگر هدفون‌تان را جا گذاشته باشید، از نمونه‌های استاندارد هم قادر به استفاده نخواهید بود (مگر به کمک جک تبدیل) و از طرفی آی‌تونز انقدر برای شما (به‌خصوص اگر ایرانی باشید!) چاله و چوله در شنیدن یک موزیک قرار می‌دهد که گاهی مجبور می‌شوید عطایش را به لقایش ببخشید!

در کل بخش مالتی مدیا، یکی از قسمت‌های چالش برانگیز برای دیوایس‌های iOS است که سبب می‌شود تا اندرویدی‌ها همیشه سری بالاتر گرفته و به‌خاطر سهل و آسان بودن استفاده از محتوای چند رسانه‌ای، سیب گاز زده اپل را کِرمو و ترش خطاب کنند!

باتری

از همان زمان معرفی آی‌فون اولیه به‌خاطر دارم اپل کلا از بیان حجم باتری خودش گریزان بود و صرفا به بیان برخی آمارها بسنده می‌کرد، اما پیدا کردن ظرفیت این منبع مهم در گوشی کار چندان سختی نیست زیرا بسیار از پایگاه‌های مشهور چون آی‌فیکسیت خیلی سریع برای‌مان این کار را انجام می‌دهند.

اپل در آی‌فون 10 از دو باتری جداگانه استفاده کرده که به‌نظر می‌رسد فرم طراحی خاص دستگاه سبب شده چنین تفاوتی را بپذیرد (و این شاهکار دوربین را هم ایجاد کند). ظرفیت این دو باتری در مجموع برابر با 2716 میلی‌آمپر بوده و در مقایسه با گوشی‌های اندرویدی در چنین ابعادی، بسیار کم‌تر است!

اما بایستی بپذیریم برای کاربر عدد میلی‌آمپر چندان مهم نیست و میزان ماندگاری باتری است که اهمیت دارد و حال با توجه به سخت‌افزار بسیار قوی و در عین حال بهینه در کنار سیستم عامل سازگار، می‌توان انتظار مناسبی را از آن کشید. در عمل هم شاهد چنین امری هستیم و حداقل برای خود من، شارژ دستگاه در حدی بود که نخواهم دائما به‌دنبال پریز برق گشته یا در زیر لب دشنامی را نثار این سیب سازان نمایم!

حتی در بسیاری موارد، عملکرد آی‌فون 10 از گوشی‌های اندرویدی با نمایشگر کوچک‌تر و حجم باتری بالاتر هم بهتر است تا بدانیم که همه چیز در اعداد خلاصه نمی‌شود اما چیزی برای شگفت زده شدن هم وجود ندارد! شما با این گوشی قادر هستید تا بیشتر از 12 ساعت به‌صورت پشت سر هم فیلم ببینید (با نور نمایشگر 50 درصدی) و وب‌گردی با آن نزدیک به 10 ساعت گوشی را روشن نگاه داشته و سپس به اغما فرو می‌برد!

اپل در آی‌فون 10 بالاخره از سیستم شارژ سریع استفاده کرد اما برای آنکه شما خیلی سریع خوشحال نشوید، شارژرش را در جعبه نگذاشت! بالاخره این کمپانی فقیر چون گوشی را با قیمت بسیار ارزان 1000 تا 1150 دلاری می‌فروشد (در ایران بالای 6 میلیون تومان)، باید یک سود چند سنتی هم بکند، پس لطفا خودتان دست به جیب شده و با پرداخت مبلغ ناچیز 100 دلار (قیمت یک گوشی میان رده اندرویدی) این شارژر را تهیه بفرمایید (نکنه انتظار داشتید که اپل اون رو داخل جعبه بگذاره؟!).

نکته جالب‌تر اینکه اپل وقتی گوشی‌های جدید خودش را به بازار داد، شارژر وایرلسش را نداد تا شما انگشت به دهان بمانید که چه کنید و البته، خیلی راحت می‌توانید آن را بر روی دیگر مدل‌ها چون سامسونگ گذاشته و پس از طی شدن ساعت‌های متمادی، گوشی‌تان را تحویل بگیرید، از بس که این شارژ وایرلس کند است (بیش از ۳ ساعت را برای فول شارژ شدن در این حالت کنار بگذارید).

سایر امکانات

معمولا عادت دارم در این قسمت از بررسی، به میزانی که کارت حافظه جانبی به ظرفیت مموری دستگاه اضافه می‌کند اشاره نمایم که خب برای آی‌فون 10 نمی‌توانم (چون اصلا کارت حافظه ندارد!). عادت دارم توانایی پشتیبانی از سیم‌کارت دوم را بگویم که نمی‌گویم (چون اسلات دومی وجود ندارد). دوست دارم از حضور پورتی چون مادون قرمز برای کنترل لوازم برقی اطراف سخنرانی کنم که نمی‌کنم (هنوز با ارسال فایل از طریق بلوتوث هم مشکل دارد!) و خلاصه هرچه می‌خواهم بگویم، نمی‌گویم چون چیزی برای گفتن نیست به‌جز یک چیز و آن هم استاندارد IP67 که سبب می‌شود آی‌فون 10 ما در برابر گرد و خاک و همچنین آب، مقاومت خوبی از خودش نشان دهد (صلوات!).

البته، مواردی چون پشتیبانی از تاچ سه‌بعدی هم یکی از آن دست بخش‌هایی‌ است که همچنان بر روی آی‌فون‌ها وجود دارد اما به دلیل عدم استقبال کاربران، دیگر بر روی گوشی‌های اندرویدی کسی از آن بهره‌ای نمی‌گیرد. راستی، آی‌فون 10 ویبره هم دارد!

سخن پایانی

آی‌فون 10 را بایستی محصولی برای پوست اندازی اپل و ورود به یک عصر نوین در بخش تولیدات این شرکت دانست، جایی که پس از عرضه 4 نسل آی‌فون با طراحی تکراری، شاهد حضور محصولی هستیم که نه تنها در بین آی‌فون‌ها، بلکه در میان محصولات اندرویدی هم چهره متمایزی دارد.

این گوشی همچون همیشه، دارای کیفیت بسیار خوبی چه در جنس بدنه و چه در بخش‌های مهمی چون نمایشگر، دوربین و سخت‌افزار است که همگی را در زندانی به نام iOS گرد هم آورده و هر روز به‌واسطه استقبال بیشتر خریداران، مساحتش را بیشتر می‌کند!

همیشه یکی از نقاط ضعف در ارتباط با محصولات اپل را گرانی آن‌ها در مقایسه با پرچم‌داران اندرویدی می‌دانستیم، اما پس از آنکه شاهد افزایش قیمت پرچم‌دارانی چون گلکسی نوت 8 و حتی هواوی میت 10 بودیم، اپل ناچار شد برای حفظ پرستیژ خودش، بهای بالای 1000 دلار را هم تجربه کرده و به‌واسطه سیب دوستی بسیار زیاد کاربران ایرانی و وجود طرح‌هایی جدیدی چون رجیستری، بهای این محصول در همین ابتدای عرضه رسمی، بالای 6 میلیون تومان باشد تا هر کسی که از گرانی آی‌فون‌های 3 میلیون تومانی قبلی می‌نالید، مشت محکمی بر دهانش خورده و بداند ‌که آن‌ها در مقابل آی‌فون 10، محصولاتی نصف قیمت بوده‌اند!

در واقع باید این چنین بگوییم که آی‌فون 10، کالایی است چون طلا که اپل آن را با بهای پلاتینیوم در خارج از مرزهای ایران می‌فروشد و ما بایستی قیمت الماس را برایش در ایران بپردازیم، آیا پرداخت چنین بهایی برای این گوشی منطقی است؟!

به سوپر گروه گوشی‌های آی‌فون ملحق شوید

نوشته بررسی اپل آی‌فون ۱۰ (iPhone X): طلایی به قیمت الماس! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی اپل آی‌فون ۱۰ (iPhone X): طلایی به قیمت الماس!

شاید در همان روز که اپل گوشی جدیدش با نام آی‌فون 10 که بسیاری به اشتباه (چون خود من!) در ابتدا آن را ایکس صدا می‌زدند، در شهر نیویورک معرفی کرد، اکثر حاضران، شاهدان و مدیران، فروش بالایی برای این آی‌فون جدید پیش‌بینی می‌کردند و البته حضور آن سبب شد تا دیگر محصولات این کمپانی یعنی آی‌فون 8 و 8 پلاس، استقبال چندانی را از خود نبینند.

البته عدم معرفی آی‌فون 10 هم سبب پیروزی خاصی برای آن دو محصول دیگر نمی‌شد، زیرا چهره تکراری‌شان پس از ۴ نسل، حتی سرسخت‌ترین طرفداران آی‌فون را برای خریدشان هیجان زده نمی‌کرد.

اما بحث امروز ما درباره تلفن همراهی است که می‌خواهد جهان را در این رده دچار تحول کند و همچون نخستین گوشی آی‌فون تولید شده در سال ۲۰۰۷، این بار پس از یک دهه، همان موفقیت را در تغییر نگرش جهانی به این کالای پرمصرف و محبوب بازی کند. اما آیا آی‌فون 10 یک محصول انقلابی است؟

لازم به ذکر است که آی‌فون 10 توسط شرکت مدیاپردازش برای بررسی در اختیار آی‌تی‌رسان قرار گرفته است. آی‌فون‌های جدید با ضمانت ۱۸ ماهه مدیا پردازش عرضه شده‌اند که در یک سال نخست گوشی شما دارای گارانتی تعویض است.

طراحی و ظاهر

باید اعتراف کنم زمانی که گوشی را در مراسم معرفی‌اش دیدم، احساس خاص‌تری را نسبت به زمانی که آن را در دست گرفتم، پیدا کردم! در واقع آی‌فون 10 دورنمای زیباتری نسبت به نمای نزدیکش دارد، اگرچه باید بگویم که در کل بسیار زیباست. اصلا همین که از دست آن طراحی تکراری و یکنواخت سالیان اخیر اپل راحت شدیم، خودش یک برگ برنده برای اهالی کوپرتینو محسوب می‌شود و اپل دوستانی که دیگر از کنایه اندرویدی‌ها به‌خاطر ظاهر تکراری آی‌فون با حاشیه‌های زیاد نمایشگر و وضوح تصویر پایین آن خسته شده بودند، این بار می‌توانند سرشان را بالا بگیرند.

اولین چیزی که در هنگام کار با گوشی نظر شما را به خود جذب می‌کند، صفحه نمایش پهناور با حاشیه‌های اندکش است و دومین مورد، بخش عجیب بالای نمایشگر است که اگر خیاط بودم، می‌گفتم که پارچه اپل برای دوختن این قسمت کافی نبوده است!

زمانی که گوشی را در دست گرفتم، وزن نسبتا زیاد در مقابل جثه آن، تا حدی جلب توجه می‌کرد و با آنکه از طرفداران گوشی‌های مگس وزن نیستم، اما گفتم بد نیست آن را مقایسه‌ای با رقبای هم قد و هیکلش بکنم!

دو گوشی سامسونگ گلکسی S8 و ال‌جی G6 اندازه نزدیکی به محصول اپل داشتند و با اینکه ۵ میلی‌متر قد بلندتری هم دارند اما در مقابل وزن ۱۷۴ گرمی سیب نشان، سامسونگ ۱۵۵ و ال‌جی ۱۶۳ گرم وزن را برای پرچم‌دار خودشان در نظر گرفتند و جالب‌تر آنکه هر دو محصول، باتری حجیم‌تری هم دارند! از این موضوع بگذریم، اصلا چه کسی جرات می‌کند به آی‌فون بگوید بالای چشمت ابرو هست، آن هم زمانی که به خیال خودش با یک ساختارشکنی قهرمانانه، در پی کسب موقعیت جدیدی در بازار است.

وقتی از جلو به گوشی نگاه می‌کنیم، به خاطر نمایشگر تمام صفحه با کیفیت بالا و البته ساختار مستحکم محصول، لبخند رضایت و حتی غرور (به‌خصوص اگر کسی مشغول نگاه کردن به آی‌فون‌تان باشد) شما را فرا خواهد گرفت. فقط بهتر است خیلی بر روی اون بخش بالایی که مثل یقه پیراهن نمایشگر را چاک داده، تمرکز نکنیم!

گوشه‌های گرد آی‌فون 10 که در بالا و پایین نمایشگر هم به‌خوبی تلفیق شده، خوش دستی این سیب نشان را بیشتر می‌کند و البته عدم وجود کلید گرد هوم در پایین، یک حس عجیب را می‌تواند برای اپل دوستان به‌وجود آورد، شاید آمیخته‌ای از غم و شادی! ناراحت به دلیل از دست دادنش و خوشحال به‌خاطر پهناورتر شدن نمایشگرش و اما در مجموع می‌توان پذیرفت که با توجه به حرکت سازندگان به سمت ساخت نمایشگرهای این چنینی، به‌زودی شاهد حذفش می‌شدیم.

تا به اینجا همه چیز خوب و خوش است تا اینکه نگاهی به فریم فلزی دستگاه انداختم. سرشار از لک و کثیفی، به‌نحوی که حتی در ابتدا گمان کردم گوشی خط و خش برداشته است! این فلز به‌قدری توسط اپل صیقل داده شده که اثر انگشت شما را تا چند متری هم می‌توان به‌خوبی دید و ظاهرا حذف تاچ آی‌دی، سبب نشده تا انگشتان‌تان نتوانند خودی نشان دهند!

کلیدهای صدا در سمت چپ و پایین‌تر از دکمه آشنای سایلنت قرار گرفته‌اند و چون شما دکمه هوم ندارید، اپل یک کلید پهن با نام Side Button را کار گذاشته که ممکن است حتی با کلید یکپارچه صدا در بسیاری از گوشی‌های امروزی آن را اشتباه بگیرید. به شخصه اعتقاد دارم زیاد از حد بلند ساختن این کلید، نه فقط این بخش را زیبا نکرده، بلکه احتمال خطا در فشردن آن توسط کاربر را هم بالا می‌برد و ممکن است شما به اشتباه، گوشی خودتان را قفل کنید. محل ورودی سیم کارت نیز در این بخش تعبیه شده است.

وقتی گوشی را به پشت برگرداندم، آن لبخند اولیه برای نگاه از روبه‌رو تبدیل به اخم شد و چه بسا اگر کسی این بخش را بدون لوگوی اپل و نام آی‌فون ببیند، لقب زشت را هم شایسته‌اش بداند! در واقع وجود دوربین دو گانه که به حالت عجیب عمودی چیده شده و از بدنه بیرون زده، به‌قدری در ذوق می‌زند که دشنامی را بر جانی آیو (طراح آی‌فون) روانه کرده و بر این سلیقه بد وی، اَه اَه خواهید گفت! این دوربین به خوبی گرد و غبار و کثیفی را هم در اطرافش جذب می‌کند و به‌قدری بر روی بدنه حالت نچسبی دارد، که به فکر فرو می‌روید یک کمپانی چندین میلیارد دلاری چرا پس از گذشت این همه سال، هنوز نتوانسته این لنزها را کمی درون بدنه ببرد! اصلا نمی‌خواهد این کار را بکند، پس حداقل مانند برخی مدل‌های جدید مثل هواوی میت 10، کمی سلیقه در چیدن‌شان به خرج دهد!

حالا من این‌ها را گفتم، نشان به همان نشان که این لنزها تا حداقل ۳ سال دیگر هم این شکلی باقی خواهند ماند و اگر روزی هم اپل تصمیم به ترمیم چنین بخشی بگیرد، مانند هوا کردن آپولو به همگان اعلام نموده و آن را ابتکار و توانایی بالقوه خودش می‌داند!

سطح پشتی گوشی هم از شیشه ساخته شده و همچون اکثر سازندگان در سال 2017، تبدیل به مستعدترین بخش برای جذب کثیفی، اثرانگشت و حتی خط و خش فراوان است! بر خلاف قبل، خبری از درج جمله «طراحی شده توسط اپل در کالیفرنیا» و این عبارات بی‌مصرف نیست تا شاید بهترین بخش در طراحی پشتی آی‌فون 10 همین باشد و لاغیر!

در کل اگر بخش پشتی آی‌فون X را فاکتور بگیریم، باید گفت این محصول، دارای یک طراحی دوست داشتنی و لوکس است که کیفیت بالای نمایشگر و پهناور بودن آن، سبب می‌شود تا ارتباط خوبی با دستگاه گرفته و از گاز زدن این سیب گران قیمت، لذت ببرید!

نمایشگر

یکی از نقاط طلایی در آی‌فون 10 را بایستی همین بخش نمایشگر دانست، محلی که بیشترین تعامل کاربر با دستگاه را بر عهده داشته و با توجه به توانمندی‌های iOS، کیفیت بالای پنل OLED و البته رزولوشن بیشتر، نقطه عطفی برای این کمپانی آمریکایی شده است.

برخلاف تصور پیشین مبنی بر آنکه اپل کار ساخت این پنل‌ها را به ال‌جی می‌سپارد، به سراغ رقیب دیرینه یعنی سامسونگ رفته تا بلکه تجربه بیشتر این شرکت در بخش پنل‌های OLED برای گوشی‌ها، به کارش بیاید.

با روشن شدن نمایشگر و نگاه به رنگ‌ها، همه‌چیز بسیار عالی به‌نظر می‌رسد، حتی خوانایی نمایشگر در زیر نور آفتاب هم مناسب است و اپل با استفاده از فناوری True Tone کاری می‌کند تا بسته به شرایط محیط، بهترین عملکرد برای نمایشگر در نظر گرفته شود و در عمل هم شاهد این موضوع هستیم.

خوشبختانه فناوری HDR در هر دو فرمت استاندارد و دالبی ویژن نیز پشتیبانی می‌شود و این بار اپل منتظر نمانده تا تمام گوشی‌های بازار به این تکنولوژی مجهز شده و سپس به سراغش برود! البته هنوز میزان محتوای موجود برای این فناوری چندان در دسترس نیست اما با فراگیر شدنش، بدون تردید آی‌فون 10 شما را ناامید نخواهد کرد.

البته این نمایشگر 5.8 اینچی، چندان هم بی عیب و نقص نیست و با کمی دقت، می‌توان متوجه برخی کاستی‌ها شد. پنل OLED با تغییر زاویه، دچار کمی تغییر رنگ به‌خصوص برای رنگ‌های روشن مثل سفید می‌شود و حتی کاربران زیادی از وجود هاله‌های رنگی بر روی آی‌فون خودشان، گزارش‌هایی داده‌اند.

از سوی دیگر، به‌نظر می‌رسد جانی آیو (طراح آی‌فون) برای این بخش تنها قلم را به‌دست گرفته و یک نقاشی البته با کمک خط کش و پرگار ترسیم کرده است و سپس آن را به فاکسکان داده تا بدون چون و چرا بسازد! حالا چرا چنین حرفی را می‌زنم؟ برای آنکه نسبت ابعاد عجیب که عدد ۱۹.۵ به ۹ را نشان می‌دهد با وضوح تصویر ۲۴۳۶ در ۱۱۲۵ پیکسلی، خود مویدی بر این قضیه است. واقعا نمی‌دانم چرا اپل تصمیم گرفته چنین نسبت عجیب و غیر استانداردی را برای گوشی خودش در نظر بگیرد و کاربران بدین سبب در برخورد با برخی از بازی‌ها و برنامه‌ها که هنوز سازگار نشده‌اند، بخش زیادی از نمایشگر را به صورت سیاه ببینند و حتی بدتر از آن، امکان از دست رفتن برخی از محتوا نیز وجود داشته باشد.

ای‌کاش اپل به‌جای تلاش برای ساختن استاندارد خاص خودش که همراه با یک خودخواهی است، کمی از تِرِند جاری بازار بهره می‌گرفت تا نه کاربران برای استفاده از برنامه‌ها دچار مشکل شوند و نه توسعه دهندگان مجبور به ارایه برنامه‌های سازگار با محصول جدید! اما چه می‌شود کرد، اپل است دیگر!

در بالای نمایشگر و همان قسمتی که پیش‌تر گفتیم پارچه اپل برای تکمیل نمایشگر تمام شده بود، سیستم فیس آی‌دی قرار گرفته، امری که پیش از این در محصولات اندرویدی زیادی دیده بودیم و حتی مایکروسافت در گوشی‌های ویندوزفونی خودش (یک فاتحه برای‌شان بخوانید) نیز از سیستم مشابهی استفاده کرده بود. سرآمد فعلی در این بخش را هم بایستی گلکسی نوت 8 سامسونگ دانست که توسط شناسایی چهره شما، امکان ورود را به کاربر می‌دهد.

حال آی‌فون با تغییر نام این نحوه ورود به فیس آی‌دی و حذف بخش محبوبی چون تاچ آی‌دی، یک تغییر عمده را در آی‌فون 10 ایجاد کرده است. تغییری که سبب به‌وجود آمدن آن بخش نامتعارف در بالای دستگاه هم شده است. شاید اپل این روزها مثل سابق یک نوآور محسوب نشود اما باید پذیرفت که اگر به سراغ یک تکنولوژی می‌آید، آن را به کامل‌ترین وجه انجام می‌دهد. در اینجا نیز دوربینی با نام TrueDepth (حقیقت عمیق) با سنسور مادون قرمز، سنسور شناسایی شدت نور محیط، سنسور تشخیص فاصله و ماژولی با عنوان Flood Illuminator وظیفه‌ای خطیر را برعهده گرفته‌اند که دروازه امنیتی دستگاه محسوب می‌شود.

اگر بخواهم تمام این تجهیزات و اسامی قلمبه و سلمبه را به کناری گذاشته و تنها به عملکرد اصلی آن بپردازم، بایستی از کلمه نامانوس و خارجی پرفکت استفاده کنم! در واقع به‌قدری این تکنولوژی خوب عمل می‌کند که من را به تحسین وا داشت. تفاوتی ندارد شما در زیر نور آفتاب باشید یا در تاریکی و ظلمات، موهای‌تان به هم ریخته باشد یا عینک طبی زده باشید، فیس آی‌دی به‌خوبی و سرعت شما را تشخیص می‌دهد و نیازی به سر و کله زدن با آن را ندارید.

البته در مقایسه با تاچ آی‌دی، بایستی گفت محدودیت‌هایی نیز به همراه می‌آید. مثلا بایستی حتما گوشی را مقابل خودتان بگیرید و بر فرض اگر قبلا با کمی تنبلی تنها انگشت‌تان را بر روی گوشی گذاشته و آن را باز می‌کردید، الان باید آی‌فون 10 را حتما در آغوش کشیده و از آنجایی که گوشی ما حساس است، حتما با وی چشم در چشم شوید تا بلکه مهرتان در دلش افتاده و سریع آنلاک شود!

سخت افزار

یکی از بخش‌هایی که اپل همیشه با سری بالا و به نوعی پز عالی در آن حضور دارد، همین بخش سخت‌افزار است، جایی که با اتکا به چیپست‌های انحصاری و عملکرد بهینه سیستم عامل، همیشه بهترین نتایج بنچمارک گیری نصیب این کمپانی شده و روانی سیستم عامل و کم‌ترین میزان باگ سبب شده تا این بخش از سیب بسیار شیرین و آب‌دار باشد!

آی‌فون 10 از جدیدترین چیپست این کمپانی موسوم به A11 بایونیک بهره می‌گیرد که با لیتوگرافی 10 نانومتری تولید شده و در فضایی به مساحت 89.23 میلی‌متر مربع، 4.3 میلیارد ترانزیستور در آن قرار گرفته و به همین خاطر مصرف کم‌تر و قدرت بیشتری نسبت به نسل قبلی یعنی A10 فیوژن دارد.

این چیپست دارای 6 هسته است که البته بار اصلی بر دوش 2 هسته قدرتمند Monsoon قرار گرفته و 4 هسته دیگر که Mistral نام دارند، کم مصرف بوده و در پردازش‌های عادی وارد مدار فعالیت می‌شوند (کلا اپل دوست داره بر روی هر بخش از محصولاتش اسم بگذاره و هر سال هم اون رو عوض کنه که مثلا بگه چقدر خانواده ما بزرگه!).

در آی‌فون 10 از 3 گیگابایت رم استفاده شده و امسال اپل با توجه به افزوده شدن یک محصول تازه به سبد کالاهایش، این مدل را هم مانند آی‌فون 8 و 8 پلاس در دو مدل با حافظه داخلی 64 و 256 گیگابایت عرضه می‌کند.

قبل از آنکه بخواهم گوشی را وارد بنچمارک گیری‌های معمول کنم، کاملا حدس می‌زدم که نتایج، عالی خواهد بود. اما باز از چند نرم‌افزار معمول استفاده کردم که اولین آن‌‌ها، انتوتو نسخه 6 بود که عملکرد گوشی را در بخش‌های گوناگون سنجیده و یک امتیاز در پایان بدان اعطا می‌کند. جدول زیر به‌خوبی نشان می‌دهد که جایگاه آی‌فون 10 در کجاست!

پس از آن به سراغ تست گیک بنچ رفتیم و در حالت چند هسته‌ای، توان گوشی را به چالش کشیدیم که نتایج حاصله را می‌توانید در ادامه مشاهده بفرمایید.

در آزمون آخر نیز از بیس مارک OS ورژن 2.0 بهره گرفتیم تا ببینیم عملکرد این گوشی قدرتمند در این برنامه چگونه خواهد بود.

شاید بخش سخت‌افزار را تنها قسمتی بتوان نام برد که حتی سخت‌گیرترین منتقدان هم نمی‌توانند ایراد خاصی بدان وارد کرده و اپل دوست دارد که همه بخاطرش، مدح و ثنایش را بگویند اما چون ما اهل چنین کارهایی نیستیم، به سراغ بخش بعدی یعنی رابط کاربری و سیستم عامل می‌رویم!

رابط کاربری و سیستم عامل

اگر شما یک کاربر پر و پا قرص اندروید باشید، قوانین سخت‌گیرانه iOS به‌طور قطع آزارتان خواهد داد، جالب اینجاست که دوست‌داران این سیستم عامل هم خیلی سخت به اندروید کوچ می‌کنند و با اینکه در طی سالیان اخیر، دیوار بتنی بین این دو کمی نازک‌تر شده ولی همچنان فاصله زیادی بین‌شان دیده می‌شود.

آی‌فون 10 از نظر تجربه کاربری به‌خاطر حذف کلید هوم، با سایر محصولات اپل هم متفاوت است. در واقع همه وظایف این کلید بین دکمه ساید (یخچال نیست!) و ژست‌های لمسی تقسیم شده و شاید کمی عادت کردن به این موضوع برای کاربر زمان ببرد اما تجربه شخصی خودم نشان داد آن‌قدرها هم سخت نیست و مانند اکثر موارد، اپل به‌خوبی از پس سازگار کردن سیستم عامل خودش با این نمایشگر دیلاق برآمده است.

البته، حرکاتی چون بازگشت به عقب و حتی لمس برخی از گزینه‌ها بر روی نمایشگر، نیاز به استفاده از دو دست پیدا می‌کند، امری که حداقل کاربران آی‌فون معمولی با آن تا حدی بیگانه هستند.

برای بازگشت به صفحه اصلی یا باز کردن قفل دستگاه پس از شناسایی چهره، تنها کافی است که از پایین گوشی و خط افقی خاکستری، به بالا بکشید. اگر همین حرکت را با نگاه داشتن دست خودتان انجام دهید، عمل مالتی تسکینگ انجام می‌شود. حتی می‌توانید دسترسی به نوتیفیکیشن‌ها را با کشیدن دست به پایین از نیمه وسط دستگاه انجام دهید و کلید ساید هم علاوه بر قفل دستگاه، با دو بار فشرده شدن، سیری را به میدان می‌فرستند و قادر هستید برایش تعریف کنید که با سه بار فشردن، چه کار جدیدی برای‌تان انجام دهد.

با آنکه اپل تمام تلاش خودش را کرده  تا همچنان ارتباط ساده و خوبی با سیستم عامل توسط کاربر برقرار شود اما قد بلند گوشی و عدم وجود کلید فیزیکی در پایین نمایشگر، حداقل در مقایسه با آی‌فون 8 استاندارد، کمی کار کردن را با این مدل دشوارتر می‌کند اما زیبایی و نمایشگر پهناور آی‌فون 10، ارزش به‌دوش کشیدن چنین مشقتی را دارد!

یکی از بخش‌های جدید در آی‌فون 10 که به‌خاطر پرداخته شدن در کنفرانس اپل حسابی بولد شد، انیموجی‌ها بودند، ۱۲ شخصیت کارتونی که با شبیه سازی صدا و چهره شما، پیغام‌ها را به شکل متفاوتی به مخاطب خاص‌‌تان ارسال می‌کنند.

به‌صورت پیش فرض انیموجی‌ها در پیغام رسان آی‌فون فعال هستند اما به‌خاطر قابلیت ذخیره سازی، می‌توان آن‌ها را در سایر شبکه‌های اجتماعی نیز به کار گرفت. انیموجی‌ها البته هنوز به مرحله پختگی ۱۰۰ درصد نرسیده‌اند و بایستی خیلی شمرده و دقیق صحبت کنید تا کلام شما به بهترین نحو منتقل شود، اما در کل سرگرمی و روش جالبی برای انتقال صحبت است که می‌تواند تبدیل به یک ترند جدید بین کابران شده و حداقل آن‌هایی که آی‌فون 10 دارند برای اینکه پز گوشی‌شان را بدهند، از این روش بهره بگیرند!

دوربین

چندی پیش و در یک مقایسه گروهی دوربین‌ها که بین 7 گوشی برتر دنیا انجام دادیم، آی‌فون 8 پلاس موفق شد تا با رای کاربران، بهترین دوربین موبایل لقب بگیرد و حال نسخه جدیدتر یعنی 10 با برخی بهبودها همچون لرزش‌گیر اپتیکال برای لنز دوم و میزان F کم‌تر برای آن، از همین حالا اعلام می‌کند که جایگاهی جز صدر جدول عکاسان، وی را قانع نخواهد کرد.

اپل برای آی‌فون 10 از دوربین دوگانه استفاده کرده که با چینشی عجیب و عمودی، در گوشه بالا و سمت چپ دستگاه قرار گرفته‌اند. علاوه بر بیرون زدگی بیش از حد لنز، محل قرار گیری آن‌ها هم چندان خوب نیست و هنگام عکاسی در برخی حالت‌های خاص احتمال اینکه انگشت‌تان گوشه‌ای از تصویر را به خودش اختصاصی دهد، بالاست. البته این بخش توسط شیشه مقاوم سافایر محافظت می‌شود و می‌توان گفت که در برابر خط و خش کاملا مقاوم است اما از طراحی زشتش هرچه بگوییم، کم گفته‌ایم!

آی‌فون 10 به دو سنسور 12 مگاپیکسلی مجهز است. با این حال تنها شباهت این دو لنز به همین میزان مگاپیکسل باز می‌گردد و کارایی آن‌ها شباهتی به هم ندارد. لنز اصلی 28 میلی‌متری با گشادگی دیافراگم F/1.8‌ بوده که از لرزش‌گیر اپتیکال نیز بهره می‌برد. لنز دوم با F/2.4 از نوع تله‌فوتو است که علاوه بر کمک به ثبت تصاویر پرتره زیبا، می‌تواند زوم دو برابری اپتیکال را برای گل سرسبد محصولات اپل به ارمغان آورد و برخلاف مدل تعبیه شده بر روی روی آی‌فون 8 پلاس، دارای لرزش‌گیر اپتیکال نیز است. یک فلاش LED چهارگانه دو رنگ نیز به کمک این دو آمده تا در محیط‌های کم‌نور روشن کننده راه‌پای‌شان باشد.

بر طبق گفته‌های اپل پردازش تصویر در آی‌فون 10 بهبودهایی داشته و حالا در کنار نویز کمتر، جزئیات بیشتری هم شاهد هستیم.

تصاویر گرفته شده توسط آی‌فون 10 بسیار جذاب به‌نظر می‌رسند. رنگ‌ها خیلی خوب دیده شده و جزئیات تصویر حتی در محیط‌های کم‌نور نیز عالی‌ست. به لطف دوربین دوگانه عکاسی پرتره با این گوشی بسیار جذاب است. تصاویری که در این حالت با آی‌فون 10 گرفتیم با جزئیات بسیار بالایی به ثبت رسیدند و بک‌گراند تصویر نیز به خوبی مات می‌شود. البته همچنان در برخی مواقع دوربین مرز بین سوژه و محیط را به خوبی تشخیص نمی‌دهد و شاید برخی تصاویرتان آن‌طور که باید و شاید به نظر نرسند اما به صورت کلی عکاسی پرتره با این گوشی لذت بخش است.

از لحاظ نرم‌افزاری نیز اپل برای این ویژگی سنگ تمام گذاشته و همین عکاسی پرتره ساده با 5 حالت مختلف صورت می‌گیرد و می‌توان با آن‌ها تصاویر خاص‌تری را به ثبت رساند. به عنوان مثلا می‌شود به‌جای تار کردن، بک‌گراند را کاملا سیاه کرد تا سوژه جذاب‌تر به نظر برسد.

رابط کاربری دوربین خیلی ساده طراحی شده و تفاوت‌ چندانی‌ با نسل‌های قبل ندارد. شما می‌توانید از تایمر استفاده کنید، به عکس‌هایتان چندین فیلتر متفاوت را اضافه کنید و یا پانوراماهای با کیفیتی را به ثبت برسانید و باز هم خبری از عکاسی در حالت دستی نیست. به‌صورت کلی رابط کاربری دوربین آی‌فون 10 برای یک یوزر معمولی (بخوانید اکثر مردم) کافی به نظر می‌رسد و جوابگوی نیاز آن‌هاست اما برای آن‌هایی که علاقه بیشتری به عکاسی دارند، آپشن‌های خاصی در نظر گرفته نشده و از این لحاظ آی‌فون 10 در برابر محصولات اندرویدی (حتی میان‌رده‌ها!) حرف خاصی برای گفتن ندارد.

به شخصه اعتقاد دارم که اپل خیلی راحت می‌تواند این رابط کاربری را که سال‌هاست بدین شکل ساده و بی‌روح در جلوی دیدگان کاربران قرار می‌گیرد، ارتقا داده و قابلیت‌های دوربین با کیفیتش را خیلی بهتر در دسترس خریداران قرار دهد، اما همیشه یک نوع لجبازی و خودخواهی درونی این کمپانی، سبب می‌شود تا همان چیزی را که می‌پسندد، به‌زور بخواهد به خورد دیگران نیز بدهد و همین امر باعث شده تا شما حتی توانایی ساده‌ای چون تغییر میزان رزولوشن عکاسی را هم در تنظیمات خود دوربین نداشته باشید! فکر کنید میلیون میلیون پول داده‌اید اما حتی قادر به تغییر وضوح تصویر عکاسی هم نیستید، این بود دموکراسی آمریکایی؟!

در این بین بد نیست به الگوریتم جدید پردازش تصاویر آی‌فون 10 نیز اشاره کنیم که موجب می‌شود ضمن حفظ کیفیت محتوای گرفته شده با دوربین، حجم آن‌ها به‌طور قابل توجهی کاهش یابد.

در ادامه شاهد تصاویر گرفته شده با این مدل در شرایط متفاوت هستید:

آخریم پرچم‌دار اپل می‌تواند به صورت 4K و نرخ 60 فریم بر ثانیه فول بگیرد تا چشمه‌ای از قدرت سخت‌افزاری‌اش را در این بخش نیز به چشم بکشد! همچنین توانایی ضبط با وضوح فول‌اچ‌دی با نرخ 240 فریم بر ثانیه نیز فراهم است که در نوع خود جالب به‌نظر می‌رسد. شما می‌توانید ویدئوهای اسلوموشن خاصی را با این گوشی به ثبت برسانید. کیفیت ویدیوهای ثبت شده بسیار بالاست، لرزش‌های دست تا حد بسیار زیادی کنترل شده‌اند، رنگ‌ها طبیعی ثبت شده و کیفیت ضبط صدا نیز در حد مطلوبی‌ست، اگرچه همچنان به‌صورت مونو رکورد می‌شود. اما در کل همه چیز برای ثبت یک ویدیو فوق‌العاده در دسترس است.

در بخش محبوب این روزها یعنی عکاسی سلفی، آی‌فون 10 همچون برادرانش در امسال و پارسال، به یک دوربین 7 مگاپیکسلی با گشادگی دیافراگم F/2.2 مجهز است. این دوربین از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بوده و می‌تواند به صورت HDR نیز عکس‌برداری کند. از جمله قابلیت‌های جالب دوربین سلفی پرچم‌دار اپل می‌توان به امکان ضبط ویدیوهای فول‌اچ‌دی با نرخ 30 فریم و اچ‌دی با نرخ 240 فریم هم اشاره کرد.

در کل کیفیت تصاویر ثبت شده با این دوربین عالی‌ست، رنگ‌ها به خوبی ثبت می‌شوند و نویز چندانی هم در تصویر نیست. البته این‌ها برای زمانی‌ست که در نور کافی مشغول عکاسی شده باشید و در صورتی که بخواهید در محیط‌های کم‌نور سلفی بگیرید، همه چیز متفاوت خواهد بود و تصویر آن‌طور که باید و شاید به ثبت نمی‌رسد؛ امری که تقریبا اکثر دوربین‌های امروزی در آن هنوز دچار ضعف هستند.

مالتی مدیا

اگر شما از گوشی خودتان به عنوان یک وسیله جهت گوش دادن به موسیقی و یا نگاه کردن به فیلم استفاده می‌کنید، بایستی بگویم که انتخاب خوب و در عین حال بدی داشته‌اید!

آی‌فون 10 برای نگاه کردن به فیلم خوب است زیرا یک نمایشگر بزرگ با کیفیت و با فناوری OLED دارد که هر چیزی را به بهترین شکل برای‌تان نمایش می‌دهد اما این گوشی بد است چرا که نسبت تصویر عجیب و غیر استاندارش سبب می‌شود در اکثر مواقع، شاهد نوارهای مشکی در دو طرف ویدیو شده و بسته بودن اکوسیستم iOS هم لذت دیدن فیلم را به اندازه گوشی‌های اندرویدی، تسهیل نمی‌کند.

آی‌فون 10 برای گوش دادن به موسیقی خوب است زیرا اسپیکرهای استریو با کیفیت پخش بالا دارد، هدفون‌های اپل طبق معمول عالی عمل می‌کنند و کیفیت پخش شده در گوش‌تان، به‌خوبی ذهن‌تان را نوازش می‌دهد اما در عین حال این گوشی بد است زیرا جک استاندارد 3.5 میلی‌متری ندارد و اگر هدفون‌تان را جا گذاشته باشید، از نمونه‌های استاندارد هم قادر به استفاده نخواهید بود (مگر به کمک جک تبدیل) و از طرفی آی‌تونز انقدر برای شما (به‌خصوص اگر ایرانی باشید!) چاله و چوله در شنیدن یک موزیک قرار می‌دهد که گاهی مجبور می‌شوید عطایش را به لقایش ببخشید!

در کل بخش مالتی مدیا، یکی از قسمت‌های چالش برانگیز برای دیوایس‌های iOS است که سبب می‌شود تا اندرویدی‌ها همیشه سری بالاتر گرفته و به‌خاطر سهل و آسان بودن استفاده از محتوای چند رسانه‌ای، سیب گاز زده اپل را کِرمو و ترش خطاب کنند!

باتری

از همان زمان معرفی آی‌فون اولیه به‌خاطر دارم اپل کلا از بیان حجم باتری خودش گریزان بود و صرفا به بیان برخی آمارها بسنده می‌کرد، اما پیدا کردن ظرفیت این منبع مهم در گوشی کار چندان سختی نیست زیرا بسیار از پایگاه‌های مشهور چون آی‌فیکسیت خیلی سریع برای‌مان این کار را انجام می‌دهند.

اپل در آی‌فون 10 از دو باتری جداگانه استفاده کرده که به‌نظر می‌رسد فرم طراحی خاص دستگاه سبب شده چنین تفاوتی را بپذیرد (و این شاهکار دوربین را هم ایجاد کند). ظرفیت این دو باتری در مجموع برابر با 2716 میلی‌آمپر بوده و در مقایسه با گوشی‌های اندرویدی در چنین ابعادی، بسیار کم‌تر است!

اما بایستی بپذیریم برای کاربر عدد میلی‌آمپر چندان مهم نیست و میزان ماندگاری باتری است که اهمیت دارد و حال با توجه به سخت‌افزار بسیار قوی و در عین حال بهینه در کنار سیستم عامل سازگار، می‌توان انتظار مناسبی را از آن کشید. در عمل هم شاهد چنین امری هستیم و حداقل برای خود من، شارژ دستگاه در حدی بود که نخواهم دائما به‌دنبال پریز برق گشته یا در زیر لب دشنامی را نثار این سیب سازان نمایم!

حتی در بسیاری موارد، عملکرد آی‌فون 10 از گوشی‌های اندرویدی با نمایشگر کوچک‌تر و حجم باتری بالاتر هم بهتر است تا بدانیم که همه چیز در اعداد خلاصه نمی‌شود اما چیزی برای شگفت زده شدن هم وجود ندارد! شما با این گوشی قادر هستید تا بیشتر از 12 ساعت به‌صورت پشت سر هم فیلم ببینید (با نور نمایشگر 50 درصدی) و وب‌گردی با آن نزدیک به 10 ساعت گوشی را روشن نگاه داشته و سپس به اغما فرو می‌برد!

اپل در آی‌فون 10 بالاخره از سیستم شارژ سریع استفاده کرد اما برای آنکه شما خیلی سریع خوشحال نشوید، شارژرش را در جعبه نگذاشت! بالاخره این کمپانی فقیر چون گوشی را با قیمت بسیار ارزان 1000 تا 1150 دلاری می‌فروشد (در ایران بالای 6 میلیون تومان)، باید یک سود چند سنتی هم بکند، پس لطفا خودتان دست به جیب شده و با پرداخت مبلغ ناچیز 100 دلار (قیمت یک گوشی میان رده اندرویدی) این شارژر را تهیه بفرمایید (نکنه انتظار داشتید که اپل اون رو داخل جعبه بگذاره؟!).

نکته جالب‌تر اینکه اپل وقتی گوشی‌های جدید خودش را به بازار داد، شارژر وایرلسش را نداد تا شما انگشت به دهان بمانید که چه کنید و البته، خیلی راحت می‌توانید آن را بر روی دیگر مدل‌ها چون سامسونگ گذاشته و پس از طی شدن ساعت‌های متمادی، گوشی‌تان را تحویل بگیرید، از بس که این شارژ وایرلس کند است (بیش از ۳ ساعت را برای فول شارژ شدن در این حالت کنار بگذارید).

سایر امکانات

معمولا عادت دارم در این قسمت از بررسی، به میزانی که کارت حافظه جانبی به ظرفیت مموری دستگاه اضافه می‌کند اشاره نمایم که خب برای آی‌فون 10 نمی‌توانم (چون اصلا کارت حافظه ندارد!). عادت دارم توانایی پشتیبانی از سیم‌کارت دوم را بگویم که نمی‌گویم (چون اسلات دومی وجود ندارد). دوست دارم از حضور پورتی چون مادون قرمز برای کنترل لوازم برقی اطراف سخنرانی کنم که نمی‌کنم (هنوز با ارسال فایل از طریق بلوتوث هم مشکل دارد!) و خلاصه هرچه می‌خواهم بگویم، نمی‌گویم چون چیزی برای گفتن نیست به‌جز یک چیز و آن هم استاندارد IP67 که سبب می‌شود آی‌فون 10 ما در برابر گرد و خاک و همچنین آب، مقاومت خوبی از خودش نشان دهد (صلوات!).

البته، مواردی چون پشتیبانی از تاچ سه‌بعدی هم یکی از آن دست بخش‌هایی‌ است که همچنان بر روی آی‌فون‌ها وجود دارد اما به دلیل عدم استقبال کاربران، دیگر بر روی گوشی‌های اندرویدی کسی از آن بهره‌ای نمی‌گیرد. راستی، آی‌فون 10 ویبره هم دارد!

سخن پایانی

آی‌فون 10 را بایستی محصولی برای پوست اندازی اپل و ورود به یک عصر نوین در بخش تولیدات این شرکت دانست، جایی که پس از عرضه 4 نسل آی‌فون با طراحی تکراری، شاهد حضور محصولی هستیم که نه تنها در بین آی‌فون‌ها، بلکه در میان محصولات اندرویدی هم چهره متمایزی دارد.

این گوشی همچون همیشه، دارای کیفیت بسیار خوبی چه در جنس بدنه و چه در بخش‌های مهمی چون نمایشگر، دوربین و سخت‌افزار است که همگی را در زندانی به نام iOS گرد هم آورده و هر روز به‌واسطه استقبال بیشتر خریداران، مساحتش را بیشتر می‌کند!

همیشه یکی از نقاط ضعف در ارتباط با محصولات اپل را گرانی آن‌ها در مقایسه با پرچم‌داران اندرویدی می‌دانستیم، اما پس از آنکه شاهد افزایش قیمت پرچم‌دارانی چون گلکسی نوت 8 و حتی هواوی میت 10 بودیم، اپل ناچار شد برای حفظ پرستیژ خودش، بهای بالای 1000 دلار را هم تجربه کرده و به‌واسطه سیب دوستی بسیار زیاد کاربران ایرانی و وجود طرح‌هایی جدیدی چون رجیستری، بهای این محصول در همین ابتدای عرضه رسمی، بالای 6 میلیون تومان باشد تا هر کسی که از گرانی آی‌فون‌های 3 میلیون تومانی قبلی می‌نالید، مشت محکمی بر دهانش خورده و بداند ‌که آن‌ها در مقابل آی‌فون 10، محصولاتی نصف قیمت بوده‌اند!

در واقع باید این چنین بگوییم که آی‌فون 10، کالایی است چون طلا که اپل آن را با بهای پلاتینیوم در خارج از مرزهای ایران می‌فروشد و ما بایستی قیمت الماس را برایش در ایران بپردازیم، آیا پرداخت چنین بهایی برای این گوشی منطقی است؟!

به سوپر گروه گوشی‌های آی‌فون ملحق شوید

نوشته بررسی اپل آی‌فون ۱۰ (iPhone X): طلایی به قیمت الماس! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ: گوژپشت چشم بادامی!

بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ، محصولی پریمیوم از این کمپانی کره‌ای که آمده تا مهمان خانه‌ شما باشد.

معمولا سامسونگ تلویزیون‌های جدیدش را هر سال با نام‌های متفاوتی معرفی می‌کند؛ این روند امسال نیز ادامه پیدا کرد و نسل جدید تلویزیون‌های UHD این کمپانی با پسوند MU روانه بازار شد. سال گذشته سامسونگ با تلویزیون‌های کوانتوم دات خودش کولاک کرد اما قیمت‌ بالای آن‌ها میزان فروش را تحت تاثیر قرار داد، تا جایی که امسال شاهد استفاده از این فناوری در محصولات پریمیوم نیستیم.

چند روزی می‌شود که یکی از جدیدترین تلویزیون‌های این سری مهمان آزمایشگاه آی‌تی‌رسان شده و به ما فرصتی دست داده تا از نزدیک با آن کار کنیم. اگر می‌خواهید بدانید که این تلویزیون فاقد کوانتوم دات چه حرفی برای گفتن دارد، با ما و بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ همراه باشید…


طراحی

یک تلویزیون خمیده 65 اینچی با انحنای زیاد، حاشیه‌های نمایشگر بسیار اندک، فریم فلزی و پایه‌های استیل! آن‌چه گفتیم خلاصه‌ای از طراحی این محصول پریمیوم سامسونگ بود. در واقع با یک تلویزیون زیبا طرف هستیم تا جایی که حتی اگر صفحه خاموش هم باشد، خدشه‌ای به دیزاین کلی محیط وارد نشود. این کمپانی کره‌ای به طراحی محصول خودش لقب °360 Design را داده است.

سامسونگ به ظاهر این محصول توجه ویژه‌ای داشته و جدای از نمای اصلی، پشت تلویزیون را هم زیبا ساخته است. یک قاب پلاستیکی بسیار باکیفیت با خطوطی که به زیبایی بر روی آن کشیده شده در پشت دستگاه به چشم می‌خورد که خوش‌بختانه تا حدی در برابر جذب چربی انگشتان مقاوم است.

همچون اکثر محصولات این کمپانی، پورت‌های چندانی را بر روی بدنه تلویزیون شاهد نیستیم و همه چیز در یک قطعه جدا با نام One Connect قرار گرفته که به وسیله کابل مخصوصی به تلویزیون متصل می‌شود. مهمترین مزیت این کار، زیبایی دستگاه خواهد بود چرا که در صورت اتصال تعداد زیادی کابل به پورت‌های تی‌وی دل‌بندتان، دیگر هزار و یک سیم بی سر و ته از آن آویزان نخواهد شد.

حتی سامسونگ برای زیبایی بیشتر بر روی محل اتصال کابل برق و کابل One Connect یک پوشش قرار داده تا در نگاه کلی، پشت تلویزیون کاملا صاف و دست نخورده باقی بماند. جالب اینجاست که شما می‌توانید کابل‌ها را از زیر درپوش پلاستیکی به سمت پایه تلویزیون ببرید و از آن‌جا به بیرون منتقل کنید تا در نگاه از رو‌به‌رو رسما هیچ کابلی دیده نشود. موردی که معمولا در ساخت محصولات امروزی توجه کمتری به آن می‌شود.

حاشیه‌های اطراف تلویزیون در حد چند میلی‌متر و به رنگ مشکی است که هنگام مشاهده از فاصله‌ چند متری اصلا به چشم نخواهد آمد. البته این میزان حاشیه در زیر تلویزیون کمی بیشتر بوده و در واقع یک پوشش استیل در زیر نمایشگر به چشم می‌خورد. میزان خمیدگی تلویزیون بالاست و در نگاه از زوایا این موضوع بیشتر خودنمایی کرده و همین موجب افزایش زیبایی آن شده است.

سامسونگ دو پایه استیل را برای تلویزیون جدیدش در نظر گرفته که به‌راحتی و بدون هیچ دردسری سر جای‌شان قرار می‌گیرند و استحکام بالایی هم دارند. البته این کمپانی دو بخش برای قرارگیری پایه در نظر گرفته تا بتوانید متناسب با اندازه میز آن را تغییر دهید. این تی‌وی امکان اتصال به دیوار را نیز داراست.

ضخامت تلویزیون در کناره‌ها اندک بوده اما به سبب خمیده بودن آن شاید در نگاه از زوایا این‌گونه به‌نظر نرسد. سامسونگ برای این محصول خودش تنها یک کلید قرار داده که در سمت راست و لبه پایینی دیده می‌شود و از آن می‌توان برای انجام اعمال ابتدایی نظیر روشن کردن تلویزیون و یا تغییر کانال‌ها و تنظیم ولوم بهره گرفت.


ارتباطات

همان‌طور که گفتیم سامسونگ پورت‌های دستگاه‌ را در یک قطعه جداگانه به نام One Connect قرار داده که توسط یک کابل مخصوص به تلویزیون متصل می‌شود. البته در پشت دستگاه و در زیر یک محفظه شاهد پورت شبکه و یک پورت USB هستیم. محفظه قرار گرفته در پشت تلویزیون اندازه نسبتا بزرگی دارد و به راحتی می‌توانید یک هارد اکسترنال را درون آن قرار دهید! یعنی می‌توان بدون آنکه خدشه‌ای به ظاهر دستگاه وارد شود، همیشه یک هارد را به دستگاه متصل کرد و باقی ماجرا…!

ایده قرار دادن پورت‌ها در یک بخش جدا از تی‌وی مزایا و معایب خودش را دارد. در نگاه نخست دیگر لازم نیست مدام به پشت تلویزیون بروید و کابل‌ها و یا لوازم جانبی را به آن متصل کنید و همه چیز خیلی راحت در اختیار شماست. حتی این موضوع به زیبایی خود تلویزیون نیز کمک شایانی می‌کند. اما در این حالت شما همیشه مجبور هستید که یک قطعه اضافی را در اطراف تلویزیون قرار دهید. اگر تی‌وی به دیوار متصل باشد آن‌ وقت One Connect ایده بسیار جالبی خواهد بود اما اگر بخواهید آن را روی میز قرار دهید در واقع این قسمت یک بخش اضافی است که شاید دیزاین کلی میز شما را به هم بریزد. در هر حال One Connect ایده متفاوتی است و حالا حتی نسبت به گذشته طراحی جمع و جورتری هم دارد.

One Connect ورودی آنتن، چهار پورت HDMI، دو پورت USB (یک آمپر و 0.5 آمپر)، خروجی اپتیکال صدا، ورودی‌های AV و کامپوننت را شامل می‌شود. با اینکه دستگاه به وای‌فای و بلوتوث مجهز است و می‌توانید هدست‌های بلوتوث را به آن متصل کنید اما خبری از جک استاندارد صدا در این مدل نیست.

تاخیر در ورودی‌ها نیز به حداقل میزان خودش رسیده و از این لحاظ (با توجه به سایر مدل‌های موجود در بازار) نمی‌توان ایراد خاصی به تلویزیون سامسونگ گرفت؛ با این‌حال اگر گیمر هستید، می‌توانید گزینه گیم‌مود را از بخش تنظیمات فعال کرده و میزان تاخیر را به حداقل برسانید.


کیفیت تصویر

مهم‌ترین بخش یک تلویزیون، کیفیت تصویر آن است. جایی که MU8000 با رزولوشن 4K خودنمایی می‌کند. همان‌طور که گفتیم سامسونگ برای این محصول خودش از پنل کوانتوم دات بهره نگرفته و آن را به پنل VA LCD مجهز ساخته است. این پنل کیفیت قابل قبولی داشته و در کلاس خودش جز خوب‌های بازار به شمار می‌رود.

کنتراست تصویر عالی بوده و در کل نمایشگر از شفافیت بسیار خوبی برخوردار است. روشنایی نمایشگر چیزی به‌طور میانگین در حدود 550 تا 600 نیت اندازه‌گیری شده و در برخی تست‌ها و در حالت‌های خاص تا 1000 نیت نیز رسیده است. این میزان و همچنین استفاده از روکش مات موجب شده تا هنگام تماشای ویدیو در محیط‌های پرنور مشکل خاصی نداشته باشید.

زاویه دید تصویر خوب است اما عالی نیست و به پای پنل‌های IPS نمی‌رسد؛ البته خمیده بودن زیاد تلویزیون نیز موجب شده تا در نگاه از زوایا با مشکل مواجه شوید. در واقع اگر خیلی از کناره‌ها به صفحه نگاه کنید، عملا بخشی از آن را به دلیل خمیده بودن نمایشگر نخواهید دید.

این تلویزیون نور مورد نیازش را از لبه‌ها تامین می‌کند و در واقع به فناوری Local Dimming مجهز است. علی‌رغم تمام مزایا، این قابلیت در تلویزیون جدید سامسونگ موجب شده تا هنگام تماشای محتوا با اختلاف رنگ زیاد خصوصا در محیط‌های کم‌نور با مشکل مواجه شوید.

نرخ رفرش‌ریت 120 هرتزی این تلویزیون که می‌تواند به صورت نرم‌افزاری تا 240 هرتز نیز بالا برود، کمک می‌کند تا ویدئوهای اکشن و با سرعت بالا را بهتر ببینید. البته در این امر زمان پاسخ‌دهی پیکسل‌ها نیز بی‌تاثیر نیست که برای این محصول سامسونگ میزان بسیار کمی اندازه گیری شده است. با همه این‌ها همچون سایر محصولات سامسونگ رنگ‌ها خیلی خوب به نمایش درآمده و رنگ مشکی عمق کافی را در نگاه از روبه‌رو داراست.

پشتیبانی از HDR نیز در این تلویزیون انجام می‌شود تا بتوانید محتواهای تولید شده برای این منظور را در بهترین شرایط ببینید. تلویزیونی که ما برای بررسی در اختیار داشتیم 65 اینچی بود و با این حال در نگاه از فاصله یک متری می‌توانستید پیکسل‌ها را ببینید که در حال حاضر چنین موردی نقطه ضعف به‌حساب نمی‌آید.

به‌طور کلی محصول جدید سامسونگ یکی از بهترین‌ها در رنج خودش برای نمایش محتوای 4K است. در صورتی که قصد تماشای ویدئوهای فول اچ‌دی را داشته باشید، کیفیت تصویر شاید آن‌طور که فکرش را می‌کنید بالا نباشد. ضمن اینکه خیلی هم روی تماشای شبکه‌های تلویزیونی داخلی حساب باز نکنید که چنگی به دل نمی‌زند.


اسپیکر

سامسونگ از دو اسپیکر 20 واتی به همراه دو ساب‌ووفر 10 وات برای این مدل بهره گرفته تا شاهد مجموعه صوتی نسبتا خوبی باشیم. این سیستم‌ها همگی در بخش زیرین دستگاه جا خوش کرده‌اند تا در هر دو حالت دیواری و رومیزی صدا به خوبی راهی گوش شما شود. با این حال همچون اکثر تلویزیون‌های موجود در بازار اگر می‌خواهید تجربه موسیقایی خوبی داشته باشید، می‌بایست از سینماهای خانگی بهره بگیرید.

کیفیت صدا در این مدل خوب بوده و برای تماشای فیلم با صداهای کم قابل قبول است اما اگر میزان صدا را افزایش دهید، کیفیت آن به شدت افت خواهد کرد. در کل این تلویزیون برای گوش دادن به موسیقی مناسب نیست.


ریموت کنترل

سامسونگ همراه این مدل یک ریموت کنترل جمع و جور را عرضه کرده است. ریموت خیلی ساده طراحی شده و نسبتا باریک است. بنابراین اگر دستان بزرگی داشته باشید شاید خیلی ریموت دل‌چسبی برای شما نباشد. کلیدهای قرار گرفته بر روی این ریموت به حداقل رسیده و دکمه‌های اضافی حذف شده‌اند.

در بالاترین قسمت شاهد کلید اختصاصی برای فعال کردن دستورات صوتی هستیم که می‌توانید با فشردن آن برخی فرامین صوتی را به تلویزیون بدهید. با توجه به بیرون زدگی دکمه‌ها، پیدا کردن‌شان خیلی ساده نیست اما پس از گذشت چند روز به آن عادت خواهید کرد.


قابلیت‌های هوشمند

نسل جدید تلویزیون‌های هوشمند سامسونگ به سیستم عامل تایزن مجهز بوده و وظیفه تامین قدرت سخت‌افزاری آن برعهده یک پردازنده 4 هسته‌ای است. رابط کاربری نسبت به آنچه پیش‌تر از تلویزیون‌های سامسونگ دیده بودیم، بسیار ساده‌‌تر و کاربردی‌تر طراحی شده است. همه چیز به راحتی در دسترس شماست و از پیچیدگی‌های گذشته و منوهای درهم‌ برهم سابق خبری نیست.

سرعت بارگذاری و همچنین گشت و گذار در منوها عالی‌ست و شاهد لگ و یا تاخیری هنگام کار با تلویزیون (به‌جز فروشگاه نرم افزاری!) نخواهید بود. فروشگاه نرم‌افزاری موجود اکثر برنامه‌های پرکاربرد همچون فیس‌بوک، نتفلیکس و… را شامل می‌شود که خب اکثر آن‌ها در کشور ما در دسترس نیست. اگر کمی جستجو کنید، اپ‌های ایرانی را هم می‌بینید و می‌توانید از آن‌ها بهره بگیرید اما اطلاع دقیقی از تعداد آن‌ها نداریم و اکثرشان نیز کارایی چندانی ندارند. به شخصه سیستم عامل اندروید و آزادی عمل آن را بیشتر می‌پسندم.

امکانات دیگری نیز همچون وب‌گردی و یا نصب بازی هم برای این تلویزیون در دسترس است که خب با وجود گجت‌های همراه امروزی کمتر کسی به سراغ آن‌ها در تلویزیون می‌رود.

شما با نصب اپلیکیشن اسمارت ویو سامسونگ بر روی اسمارت فون خود می‌توانید کنترل کاملی بر روی تلویزیون داشته باشید که در نوع خودش جالب است.

در بخش پایینی تلویزیون پس از گذشت مدت زمانی اندک شاهد افزایش دما هستیم که شاید برای دستگاهی در این سطح قابل قبول نباشد.


کلام آخر در بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ

به طور کلی این محصول تازه متولد شده کمپانی کره‌ای سامسونگ از طراحی زیبایی برخوردار است، کیفیت تصویر قابل قبولی داشته و ضمن حفظ هوشمندی، از رابط کاربری ساده‌تری هم بهره می‌برد. در حال حاضر اطلاع دقیقی از قیمت این تلویزیون در بازار ایران نداریم اما با توجه به قیمت آن در بازارهای جهانی می‌توان پیش‌بینی کرد که با قیمتی بیش از 7 میلیون تومان برای مدل 65 اینچی در ایران عرضه شود.

نوشته بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ: گوژپشت چشم بادامی! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی ذن‌فون ۴ ایسوس (ZE554KL): دنیای شیشه‌ای!

بررسی ذن‌فون 4 ایسوس، نسل جدید اسمارت فون‌های این کمپانی تایوانی که چندی پیش همراه با برادران بزرگوارش معرفی شد.

ایسوس یکی از خوش‌نام‌ترین برندهای تایوانی به‌خصوص در دنیای سخت‌افزارها و لپ‌تاپ‌هاست که مدتی می‌شود وارد حوزه اسمارت فون‌ها شده و می‌خواهد شانسش را در این آشفته بازار امتحان کند. پیش‌تر محصولات این شرکت در میانه‌های بازار بودند و کمتر شاهد اسمارت فونی رده بالا از ایسوس بودیم اما با معرفی سری جدید ذن‌فون 4، این برند نیز به‌صورت جدی وارد رقابت با بالانشین‌ها شد.

حال ذن‌فون 4 (ZE554KL) ایسوس قدوم مبارکش را در آزمایشگاه آی‌تی‌رسان گذاشته و به ما فرصتی دست داده تا از نزدیک به آن ملاقات کنیم. اگر می‌خواهید بدانید که این گوشی و کلا برند ایسوس چه حرف‌هایی برای گفتن دارند، با ما و بررسی ذن‌فون 4 همراه باشید…


طراحی

ایسوس پیش‌تر با معرفی محصولاتی همچون ذن‌فون 2 دیلاکس با طراحی متفاوت در قاب پشتی، سعی کرده بود تا نگاه دیگری به اسمارت‌ فون‌ها داشته باشد و بتواند با این ترفند مشتری‌های بیشتری جذب کند. اما ظاهرا این روش کارساز نبوده چرا که ذن‌فون 4 نه طرح جدیدی دارد و نه شبیه به گوشی‌های متفاوت ایسوس است. ظاهری آشنا که پیش‌تر در بسیاری از گوشی‌های بازار و به‌خصوص کهکشانی‌های سامسونگ دیده بودیم!

ایسوس برای ساخت این گوشی از ترکیب محبوب این روز‌های بازار یعنی شیشه و فلز بهره گرفته تا از این لحاظ در کنار رقبا قرار گیرد. دقیقا همچون اکثر محصولات این چنینی، ذن‌فون 4 نیز علاقه بسیار زیادی به جذب چربی انگشتان دارد و بعد از مدتی استفاده می‌بایست لنگ به دست بگیرید و تمیزش کنید! البته این میزان در رنگ مشکی گوشی کمتر خودنمایی می‌کند اما خب ضعفی برای این مدل گوشی‌ها که دیگر در همه سازندگان از اپل و سامسونگ بگیر تا هواوی و شیائومی، به حساب می‌آید.

در نگاه از روبه‌رو گوشه‌های گرد،‌ کلید عریض هوم و حاشیه‌های اطراف نمایشگر خودنمایی می‌کنند. ظاهرا ایسوس پس از اخراج شدن دکمه هوم از گوشی برخی سازندگان،‌ تصمیم گرفته تا آن‌ها را برای سری ذن‌فون استخدام کند!

در سمت راست، کلیدهای یکپارچه صدا را می‌بینیم که در زیر خود کلید پاور را جای داده‌اند. اندازه کلید‌ها خوب است و با توجه به مکان آشنای‌شان،‌ می‌توانید به‌راحتی آن‌ها را پیدا کنید؛ اما میزان بیرون زدگی این کلیدها می‌توانست بهتر باشد!

به‌صورتی‌که اگر طبق عادت همیشه و به‌خصوص کلید پرکاربرد پاور را بفشارید، شاید با شکست بزرگی مواجه شوید! در واقع با اعمال فشار بر روی آن قسمت و به سبب بیرون زدگی اندک، فشار وارده بر اطراف کلید اعمال شده و در نتیجه قفل گوشی باز نمی‌شود! البته پس از چند روز به این مسئله عادت خواهید کرد و مشکلی نخواهید داشت.

در سمت چپ، تنها درگاه سیم‌کارت و کارت حافظه دیده می‌شود که برای دسترسی به آن می‌بایست از سوزن مخصوصی استفاده کنید. جنس خشاب پلاستیکی بوده و در صورت استفاده بیش از حد می‌بایست کمی هوایش را داشته باشید. این نکته را هم بدانید که برای استفاده از کارت حافظه باید قید سیم‌کارت دوم را بزنید.

در بالای گوشی، میکروفون ثانویه و در زیر آن پورت USB C، اسپیکر و خوشبختانه جک استاندارد صدا را شاهد هستیم.

اگر گوشی را به پشت برگردانید، لوگوی ایسوس کمی بالاتر از مرکز به چشم می‌خورد و در صورتی که ذن‌فون 4 را در برابر نور قرار دهید، انعکاس آن به صورت خطوطی به مرکزیت همین لوگو دیده می‌شود که جلوه خاصی را به گوشی بخشیده تا از این لحاظ تا حدی متفاوت‌تر و حتی زیباتر از رقبا باشد.

در گوشه بالا و سمت چپ، دوربین دوگانه و فلاش LED جای خوش کرده‌اند که با تدابیر ایسوس کاملا در بدنه فرو رفته و شاهد بیرون‌زدگی آن‌ها نیستیم. نکته جالب اینکه دوربین‌های محصول جدید ایسوس کاملا در زیر شیشه قرار گرفته بر روی قاب پشتی فرو رفته‌اند و حتی با کشیدن دست نیز متوجه آن‌ها نخواهید شد.

این امر یکی از نکات قابل تامل و البته تحسین برانگیز در پرچم‌دار ایسوس است زیرا اکثر سازندگان با لنزهای بیرون زده از دستگاه، محصولات خودشان را عرضه می‌کنند و حتی هواوی با آنکه در سری P توانسته بود همچون ذن‌فون این بخش را هم‌سطح بسازد اما در پرچم‌داران سری میت ۱۰ دوباره سطح لنزها به بیرون آمده تا متوجه سختی این کار بشویم. البته بماند برخی چون اپل چنان لنزشان از بدنه خارج شده که احساس می‌کنید یک قطعه جداگانه از گوشی است!

به‌طور کلی ایسوس ذن‌فون 4 دستگاه نسبتا خوش‌دستی است. گوشه‌های گرد آن کمک کرده تا هنگام کار مشکلی با گوشی نداشته باشید اما با توجه به ارگونومی خاصش، شاید کمی طول بکشد تا به آن عادت کنید. بخش پشتی و در کل خود گوشی بسیار لیز بوده و باید همیشه مراقب باشید که از دست‌تان همچون یک ماهی سر نخورد و…! با این حال وزن 165 گرمی و ضخامت 7.7 میلی‌متر برای محصولی در این سطح قابل قبول و تحسین برانگیز است.


نمایشگر

ذن‌فون 4 به یک نمایشگر 5.5 اینچی فول‌ اچ‌دی مجهز است که در هر اینچ آن شاهد بیش از 400 پیکسل ناقابل هستیم. این نمایشگر که در ساخت آن از فناوری IPS LCD کمک گرفته شده کمی بیش‌تر از 70 درصد بخش جلویی را پوشانده که در دنیای امروزی و با دیدن نسبت‌های بیش از 80 درصدی نمایشگر به بدنه، می‌توانست بیشتر باشد.

به لطف پنل خوب، در نگاه از زوایا مشکل خاصی با ذن‌فون 4 نخواهید داشت. نمایشگر رنگ‌ها را کمی اشباع نشان می‌دهد که مورد پسند بسیاری از افراد است. رنگ سفید نیز کاملا درخشان بوده اما عمق رنگ مشکی چندان بالا نیست.

میزان نور نمایشگر بالاست و در برخی تست‌ها به بیش از 600 نیت نیز رسیده است. رفلکس صفحه در حد معقولی است و با توجه به نور خوب می‌توانید در محیط‌های خارجی و زیر نور آفتاب نیز با گوشی کار کنید و مشکلی نداشته باشید. اگر بخواهید در محیط‌های تاریک مشغول کار با گوشی شوید،‌ بازهم ذن‌فون 4 ناامیدتان نخواهد کرد چرا که تا حد زیادی می‌توانید نور را پایین بیاورید.

در قسمت تنظیمات نمایشگر گزینه‌های خوبی برای تغییر حالت تصویر قرار داده شده و می‌توانید میزان گرمی و سردی رنگ‌ها را مشخص کنید؛ گزینه‌ای برای تنظیم این ویژگی به صورت اتوماتیک نیز در دسترس است.قابلیت فیلترکردن نور آبی برای جلوگیری از آسیب به چشم در این گوشی گنجانده شده که در نوع خود جالب است. به صورت کلی و پس از بررسی ذن‌فون 4 و با توجه به رده این گوشی می‌توان نمره قبولی را به نمایشگر آن داد. در ادامه شاهد مقایسه این گوشی با آنر 9 هواوی هستیم (سمت راست گوشی ایسوس است):


سخت‌افزار

ایسوس برای این مدل تصمیم گرفته تا از اسنپدراگون 630 کوالکام استفاده کند. یک چیپست 8 هسته‌ای که با فناوری 16 نانومتری ساخته شده و از آدرنو 508 به‌‌عنوان واحد گرافیکی بهره می‌برد. این چیپ شامل هسته‌های Cortex-A53 شده و به‌ صورت دو گروه چهارتایی با فرکانس‌های متفاوت (1.8 و 2.2 گیگاهرتز) فعالیت می‌کند.

برای ذن‌فون 4 جدید 4 گیگابایت رم در نظر گرفته شده که این روزها و با توجه به محصولات 6 گیگابایتی امری طبیعی است. 64 گیگابایت حافظه داخلی در دل ذن‌فون 4 دیده می‌شود که بیش از 50 گیگابایت آن در دسترس شماست و اگر خیلی علاقه‌مند به فیلم‌برداری به‌صورت 4K نباشید، همین میزان نیز کافی به‌نظر می‌رسد، گرچه می‌توانید از طریق کارت حافظه تا 256 گیگابایت دیگر به آن بیفزایید.

برای سنجش قدرت سخت‌افزاری این گوشی تصمیم گرفتیم تا آن را وارد آزمایشگاه خودمان بکنیم.

در مرحله نخست از AnTuTu بهره گرفتیم. حاصل کار ذن‌فون 4 ایسوس پس از گذشت زمان نسبتا زیادی امتیاز 67598 بود.

در مرحله بعدی GeekBench را روی کار آوردیم تا قدرت پردازنده را در دو حالت متفاوت سنجیده باشیم.

برای انجام کارهای روزمره ایسوس ذن‌فون 4 همچون اکثر محصولات امروزی یک گزینه ایده‌آل است و شاهد لگ و یا کندی در رابط کاربری آن نخواهید بود. اما اگر یک گیمر حرفه‌ای هستید و هدف‌تان از خرید این گوشی اجرای بازی‌های گرافیکی است، باید بگوییم که ذن‌فون عزیز کمی ناامیدتان خواهد کرد.

به‌عنوان مثال هنگام اجرای یک بازی محبوب و گرافیکی همچون آخرین نسخه از سری نید فور اسپید، در ابتدا همه چیز نسبتا خوب است اما با بالارفتن دما و کمی احساس گرما در پشت گوشی، روند بازی کمی افت خواهد کرد و دیگر همچون دقایق ابتدایی خوب نیست! البته این را هم در نظر بگیرید تجربه‌ای که از بازی در یک گوشی پرچمدار دارید را نخواهید داشت و بایستی برای این امر به سراغ نسخه پرو ذن‌فون 4 بروید.


دوربین

ذن‌فون 4 در بخش پشتی و برای دوربین اصلی خودش از دو لنز استفاده کرده که یکی از آن‌ها 12 مگاپیکسلی است و وظیفه ثبت تصاویر باکیفیت را بر عهده دارد و نمونه دیگر 8 مگاپیکسلی و از نوع واید بوده تا بتوانید هنگام عکاسی، زاویه‌ای 120 درجه را در عکس بگنجانید؛ موردی که پیش‌تر در گوشی‌های ال‌جی دیده بودیم. دوربین اصلی به لرزش‌گیر اپتیکال مجهز بوده و دارای گشادگی دیافراگم f/1.8 است که و با وجود همراهی توسط دو فلاش LED انتظار داریم که تصاویر خوبی را در محیط‌های کم‌نور بگیریم.

رابط کاربری دوربین نسبت به سایر محصولات بازار کمی شلوغ‌تر است اما مشکل خاصی با آن نخواهید داشت. در سمت راست گزینه‌های معمول عکاسی یعنی کلید شاتر، ورود به بخش فیلم‌برداری، دکمه سویچ بین دوربین جلو و عقب، استفاده از دوربین واید و یا حالت پرو دیده می‌شود که این مورد آخر قابل شخصی‌ سازی است. در سمت چپ نیز می‌توانید نسبت تصویر را تغییر دهید، وضعیت فلاش را مشخص کنید و یا برای ثبت عکس تایمر بگذارید.

یکی از گزینه‌های جالب در این قسمت حالت عکاسی پرتره است. در این حالت که این روزها محبوب شده می‌توانید بر روی سوژه اصلی فوکوس کنید و باقی قسمت‌های تصویر را تار کرده تا یک عکس زیبا شبیه به دوربین‌های DSLR‌ به ثبت برسد. البته یکی از تفاوت‌های اصلی این بخش با سایر نمونه‌های بازار در تشخیص چهره است. یعنی برای استفاده از عکاسی پرتره می‌بایست حتما بر روی چهره یک فرد فوکوس کرده باشید و استفاده از این حالت برای عکاسی از اشیا امکان‌پذیر نیست!

ایسوس افکت‌های زیبا و همچنین ویژگی‌های خاصی برای دوربین گوشی جدیدش در نظر گرفته که از مهمترین‌ آن‌ها می‌توان به عکاسی در حالت پرو با قابلیت تنظیم پارامترهای خاص به‌صورت دستی، ویژگی تصویربرداری سوپر رزولوشن و یا ساخت تصاویر متحرک گیف اشاره داشت.

به صورت کلی تصاویر گرفته شده با این گوشی در حد مطلوبی است اما در رده قیمتی ذن‌فون 4 محصولات بسیار بهتری هم از این لحاظ به چشم می‌خورند. رنگ‌ها خیلی اشباع شده ثبت نمی‌شوند و عکس به واقعیت نزدیک است. البته جزئیات زیادی را در تصویر شاهد نیستیم که خب با توجه به میزان مگاپیکسل دوربین چیزی جز این هم انتظار نمی‌رفت. با همه این‌ها گرچه در محیط‌های کم‌نور می‌‌توان تصاویر قابل قبولی گرفت اما عکاسی در این شرایط نیازمند کمی دقت بیشتر است.

فوکوس دوربین دقت خوبی دارد و در رده خودش عالی‌ست؛ اما برای اعمال فوکوس بر روی اجسام نزدیک به دوربین، بایستی گفت در کل ذن‌فون 4 مناسب عکاسی ماکرو نیست. جدای از این‌ها سرعت فوکوس بالاست و خیلی زود بر روی سوژه اعمال می‌شود.

در ادامه شاهد تصاویر گرفته شده با این گوشی در شرایط مختلف هستید:

به لطف استفاده از چیپست کوالکام، شما می‌توانید با این گوشی به صورت 4K فیلم‌برداری کنید. کیفیت فیلم‌برداری در حالت عادی با ذن‌فون 4 کاملا قابل قبول است و لرزش‌گیر اپتیکال خیلی خوب لرزش‌های دست را کنترل می‌کند. در حالت کلی و از لحاظ فیلم‌برداری می‌توان نمره قبولی را به این گوشی ایسوس داد.

ذن‌فون 4 به یک دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی با f/2.0 مجهز بوده که قادر است به صورت 1080p فیلم‌برداری کند. تصاویر سلفی گرفته شده با این مدل در مجموع خوب ارزیابی می‌شود و اگر در محیط‌های کم‌نور نباشید، می‌توانید سلفی‌های خوبی را بگیرید و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید. حالت پرتره برای عکاسی سلفی نیز در دسترس است که در حد خودش خوب عمل می‌کند و می‌توان روی آن حساب کرد.


رابط کاربری

ایسوس محصول جدید خودش را با اندروید 7.1.1 و رابط کاربری اختصاصی ZenUI 4.0 راهی بازار کرد. از لحاظ ظاهری این رابط تفاوت‌هایی با اندروید خام دارد. منوی نوتیفیکیشن همچون اکثر گوشی‌های امروزی دو مرحله‌ای بوده و بر خلاف برخی مدل‌ها در بالای خود تنظیمات مربوط به میزان نور نمایشگر را جای داده است. منو اصلی شامل اپ‌دراور نیز می‌شود و می‌توانید تا تعداد زیادی برنامه و بازی را در آن جای دهید.

آیکون‌ها شکل و ظاهر نسبتا ساده‌ای دارند و برخلاف رابط‌هایی همچون MiUI شیائومی، رنگ و لعاب زیادی در طراحی آن‌ها به خرج داده نشده است. در کل برای رابط کاربری ایسوس تلاش کرده تا با به دور از پیچیدگی‌های معمول، یک اینترفیس ساده و گویا را طراحی کند که تا حدی نسبت به اندروید خام متفاوت است. با این حال حتی اگر ظاهر رابط کاربری را دوست نداشتید، می‌توانید تم‌های متفاوت ایسوس را تست کنید. البته این کمپانی برخی برنامه‌ها را به صورت پیش‌فرض برای گوشی جدیدش در نظر گرفته که هرکدام ویژگی خاصی را شامل می‌شوند.

نکته جالب اینکه با بستن اپلیکیشن‌های باز در بخش مالتی‌ تسکینگ، میزان رم آزاد شده نیز به نمایش در می‌آید که می‌تواند برای علاقه‌مندان کاربردی باشد. با Optimize کردن هم می‌توانید علاوه بر رهاسازی حافظه از برنامه‌های غیرکاربردی، عملکرد کلی گوشی را تغییر دهید. در این بین بد نیست که به قابلیت Page Marker اشاره کنیم که بیشترین کاربرد آن در صفحات وب و برای ثبت محتواست.


اسپیکر و ویژگی‌های صوتی

ذن‌فون 4 به دو اسپیکر مجهز شده که یکی در بخش زیرین دستگاه قرار دارد و دیگری با اسپیکر مکالمه یکپارچه شده است. موردی که در محصولات اخیر سایر کمپانی‌ها نیز شاهدش هستیم. بلندی صدا راضی کننده بوده و در یک نگاه کلی به اسمارت فون‌های موجود در بازار،‌ در نیمه‌های بالایی جا می‌گیرد. کیفیت صدا نیز فراتر از انتظار ما بود اما گاهی اوقات خیلی تیز و زیر به گوش می‌رسد.

ایسوس البته ویژگی‌های نرم‌افزاری جالبی برای گوشی خودش در نظر گرفته و شما می‌توانید کنترل کاملی بر روی صدای آن داشته باشید. از اکولایزر استفاده کنید، صدا را بر روی حالت‌های مونو و استریو قرار دهید، با ویژگی Outdoor صدا را برای محیط‌های خارجی بهینه کنید و کلی آپشن دیگر که در اپلیکیشن مخصوص ایسوس دیده می‌شود.

همراه با این گوشی یک هدفون توگوشی خوب و با کیفیت نیز دیده می‌شود که شبیه به نمونه‌های شیائومی موجود در بازار است. کیفیت ساخت آن نسبتا خوب بوده و در گوش به راحتی جای می‌گیرد. صدا خیلی بلند و واضح به گوش رسیده و از بیس مناسبی نیز برخوردار است. با این حال می‌توان نوع و حالت آن‌ را به صورت نرم‌افزاری تغییر دهید تا همان‌گونه که می‌پسندید صدا به گوش‌تان برسد. پشتیبانی از  Hi-Res Audio و DTS Headphone:X را هم به این مجموعه اضافه کنید تا شاهد یک پکیج خوب صوتی در ذن‌فون 4 باشیم.


قابلیت‌های خاص

ذن‌فون 4 به سنسور تشخیص اثر انگشت مجهز شده که بر روی کلید هوم زیر نمایشگر قرار داشته و از دقت و سرعت بسیار خوبی برخوردار است. اگر عملکرد نه‌چندان خوب سنسور با دستان خیس را فاکتور بگیریم (که در اکثر مدل‌ها هم هست) تقریبا در تمامی حالات سنسور به‌راحتی کار می‌کند. ایسوس معتقد است که سرعت عمل این سنسور به 0.3 ثانیه می‌رسد که عالی‌ست.

وجود نسخه پنجم بلوتوث آن‌هم در زمانی که پرچمداران مطرحی همچون میت 10 هواوی فاقد آن هستند، یک غنیمت به حساب می‌آید. علاوه بر این‌ها ذن‌فون 4 از دو سیم کارت پشتیبانی می‌کند که البته برای استفاده از دومی باید قید کارت حافظه را بزنید!

دوست داشتیم که این گوشی در برابر آب نیز مقاوم می‌شد که متاسفانه اینگونه نیست و نتوانسته گواهینامه‌های لازم را کسب کند.


باتری

ذن‌فون 4 ایسوس با باتری 3300 میلی آمپری از نوع لیتیوم یون راهی بازار شده است. طبق معمول شما به باتری دسترسی ندارید. در یک استفاده معمولی ذن‌فون 4 تا یک روز کامل همراه شما خواهد بود که این روز‌ها مقداری طبیعی به‌نظر می‌رسد.

محصول جدید ایسوس همچنین از فناوری شارژ سریع کوالکام پشتیبانی کرده و می‌تواند تا در حدود نیم‌ساعت باتری را 50 درصد شارژ کند که سرعت خوب و قابل قبولی است.

برای فول شارژ کردن گوشی به چیزی در حدود 100 دقیقه زمان نیاز دارید که در مقایسه‌ با محصولات بالارده همچون آی‌فون‌های اپل در رده بالاتری قرار می‌گیرد. با اینکه قاب پشتی از جنس شیشه‌ است اما ذن‌فون 4 از شارژ بی‌سیم پشتیبانی نمی‌کند.


کلام آخر در بررسی ذن‌فون 4 ایسوس

ایسوس گام‌های خوبی در زمینه تولید تلفن‌های همراه برداشته و این ویژگی‌ها در سری ذن‌فون 4 به اوج خودش رسیده است. این مدل دارای دوربین دوگانه است، قابلیت‌های خاصی دارد، ویژگی‌های صوتی‌اش بی‌نظیر است و می‌توانید در مجموع با پکیج خوبی طرف باشید.

ذن‌فون 4 به‌صورت رسمی نیز در ایران معرفی و رونمایی می‌شود، بدین خاطر می‌توانید آن را در بازار کشور پیدا کرده و با قیمتی در حدود ۲ میلیون تومان، صاحب این گوشی شیشه‌ای و فلزی تایوانی شوید.

نوشته بررسی ذن‌فون ۴ ایسوس (ZE554KL): دنیای شیشه‌ای! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی میت ۱۰ هواوی: هوشمند به معنای واقعی کلمه!

بررسی میت 10 هواوی، محصولی متفاوت از این کمپانی چینی که آمده تا با ویژگی‌های خاص خودش رقیبی جدی برای پرچم‌داران بازار باشد.

وقتی نگاهی به آمار فروش بیندازید و ببینید که پس از دو رقیب همیشگی یعنی سامسونگ و اپل، نام هواوی به چشم می‌خورد، قطعا احترام خاصی برای آن‌ها قائل می‌شوید و کلاه از سر برمی‌دارید. چینی‌ها با یک سیاست درست و عرضه محصولات میان‌رده در اوایل حضورشان در بازار اسمارت‌ فون‌ها، جای پای‌شان را محکم کردند و سپس با عرضه گوشی‌های سری P و میت رسما وارد دنیای محصولات پریمیوم شدند. این روند صعودی و رو به رشد بعد از همکاری با لایکا و تولید مدل‌هایی با پسوند پورشه دیزاین بیش‌تر از همیشه به چشم آمد.

فعلا که دنیا به کام هواوی است؛ این کمپانی جدیدترین گوشی‌هایش را در مونیخ و به صورت رسمی معرفی کرد تا خودش را در کلاس جهانی بیش از پیش ثابت کند. این سری جدید که از آن‌ها به عنوان میت 10 یاد می‌شود شامل چندین گوشی متفاوت است. امروز قصد داریم تا به بررسی میت 10 هواوی بپردازیم. اگر می‌خواهید بدانید که این گوشی چه حرفی برای گفتن دارد، با آی‌تی‌رسان همراه باشید…


طراحی و کیفیت ساخت

سری میت هواوی را معمولا با گوشی‌های بزرگ، فلزی و زیبایش می‌شناسیم؛ فاکتورهایی که حالا کمی دچار تغییر شده‌اند. در سال 2017 اکثر کمپانی‌های بازار از ترکیب فلز و شیشه برای ساخت پرچمداران‌شان استفاده ‌کردند تا علاوه بر کیفیت ساخت بالا، بتوانند به زیبایی و کارایی گوشی‌ نیز بیفزایند؛ چرا که با این ترکیب می‌توان نوارهای آنتن را تا حدی از دید خارج کرد و شارژ وایرلس را به گوشی‌ها افزود. هواوی نیز این روند را در پیش گرفت و قید فلز را زد و از ترکیب این ماده با شیشه در ساخت میت 10 بهره گرفت؛ با این تفاوت که باز هم نمی‌توانید از شارژرهای وایرلس برای میت 10 استفاده کنید!

استفاده از شیشه در پنل پشتی علاوه بر مزایای خاص خودش، دارای نواقصی نیز هست که از جمله مهم‌ترین‌های آن می‌توان به برجای ماندن اثر انگشت بر روی قاب پشتی اشاره کرد. میت 10 نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست و پس از گذشت زمان کوتاهی، با یک گوشی کثیف روبه‌رو می‌شوید؛ بنابراین اگر نسبت به این موضوع حساس باشید، می‌بایست همچون یک شاگرد شوفر خوب همیشه لنگ به دست بگیرید و گوشی را تمیز کنید. البته با استفاده از محافظ‌هایی که در سطح بازار هست، می‌توان این مشکل را برطرف کرد اما خب علاوه بر هزینه اضافه ممکن است ظاهر کلی گوشی‌ را تغییر دهد که خیلی دلچسب نیست. البته استفاده از قاب می‌تواند میزان خش‌پذیری نسبتا بالای بدنه را هم کمتر کند.

هواوی، میت 10 را با نسبت نمایشگر 16 به 9 راهی بازار کرده و بنابراین اگر این گوشی‌ را در کنار سایر پرچمداران بازار همچون نوت 8 و یا حتی میت 10 پرو قرار دهید، گوشی کمی پهن‌تر به نظر می‌رسد. کیفیت ساخت کلی میت 10 عالی‌ست. گوشه‌های دستگاه گرد طراحی شده و لبه‌های قاب پشتی کمی انحنا دارند و این موارد کمک زیادی به خوش دستی دستگاه کرده است.

در سمت راست گوشی دکمه پاور و کلید یکپارچه صدا را شاهد هستیم که در جای مناسبی قرار گرفته‌اند و همچنین میزان بیرون زدگی‌شان در حد مطلوبی است؛ بنابراین مشکلی با آن‌ها نخواهید داشت. در سمت چپ تنها درگاه سیم‌کارت و کارت حافظه به چشم می‌خورد که توسط سوزن مخصوصی در دسترس قرار خواهد گرفت. خشاب مربوط به سیم‌کارت بر خلاف اکثر سازنده‌های امروزی فلزی است و کیفیت ساخت بالایی دارد، بنابراین اگر از آن دست افرادی هستید که مدام کارت حافظه و یا سیم‌کارت‌ها را تعویض می‌کنید، مشکل خاصی در دراز مدت با این قسمت نخواهید داشت (سونی جان کمی یاد بگیر).

در زیر گوشی، پورت USB C را می‌بینیم که در مرکز قرار گرفته و در سمت راستش اسپیکر دستگاه را گنجانده است. در بالای گوشی هم اینفرارد و خوشبختانه جک استاندارد صدا را می‌بینیم.

در نگاه از رو‌به‌رو حاشیه‌های اطراف نمایشگر تا حد زیادی کاهش داشته است. به‌خصوص که استفاده خوبی هم از فضاها شده و مثلا در زیر صفحه، دکمه عریض هوم را می‌بینیم که میزبان سنسور اثر انگشت نیز است. هواوی در بالای نمایشگر هم اسپیکر مکالمه، دوربین سلفی و سنسورهای همیشه همراه آن را قرار داده است.

اگر میت 8 را به پشت برگردانیم، نخستین موردی که جلب توجه می‌کند دوربین‌ دوگانه گوشی با چینش عمودی است که در بخش بالایی جا خوش کرده و در یک کادر مستطیل شکل با رنگی متمایز از بدنه دیده می‌شود. در دو طرف لنز‌ها نیز فوکوس لیزری و فلاش دوربین را می‌بینیم که به زیبایی و به‌صورت متقارن نسبت به هم قرار گرفته‌اند. با اینکه ضخامت دستگاه 8.2 میلی‌متر است اما دوربین‌های گوشی از بدنه بیرون زده‌اند که محل مناسبی برای میزبانی از گرد و غبار خواهند بود. در پایین‌ترین قسمت شیشه‌ای میت 10 هم لوگوی هواوی قرار گرفته تا بدانید که این گوشی را چه شرکتی ساخته است!

میت 10 در مجموع محصول خوش ساخت و بسیار باکیفیتی است و بر خلاف تصاویر تبلیغاتی که پیش‌تر از آن دیده بودیم، بسیار زیبا هم هست. با این‌حال و با توجه به عرض نسبتا زیاد، کار کردن با یک دست چندان ساده نیست و اگر دستان بزرگی نداشته باشید، می‌بایست برای استفاده از این گوشی 186 گرمی از هر دو دست‌تان کمک بگیرید. با همه این‌ها میت 10 یک دستگاه باکیفیت است که در رنگ‌های متنوع و خاصی هم عرضه می‌شود و می‌تواند نظر افراد با سلایق متفاوت را به خود جلب کند.


نمایشگر

شاید وجه تمایز اصلی سری میت 10 هواوی در نمایشگرشان باشد، جایی که میت 10 پرو با نمایشگر AMOLED با نسبت 18 به 9 و رزولوشن فول‌اچ‌دی عرضه شده در حالی که میت 10 به یک نمایشگر IPS LCD با نسبت 16 به 9 و رزولوشن QHD مجهز است. البته از لحاظ سایز نیز این دو مدل یک دهم اینچ متفاوت هستند و در واقع نمایشگر 5.9 اینچی میت 10 از برادرش کوچک‌تر است.

با یک ضرب و تقسیم ساده می‌توان به عدد 499 برای چگالی پیکسلی میت 10 دست یافت. یعنی شما در هر اینچ از این نمایشگر در حدود 499 پیکسل را می‌بینید که میزان قابل قبولی است. هواوی نیز تصمیم گرفته تا پشتیبانی از HDR10 را به دستگاهش بیفزایید در نتیجه می‌توانید از محتواهای اندک موجود برای این قابلیت نهایت استفاده را ببرید.

نمایشگرهای LCD معمولا به نمایش رنگ سفید درخشان شهرت دارند و هواوی با اضافه کردن ساب‌پیکسل سفید (RGBW) کاری کرده تا این موضوع فراتر از انتظار باشد و در واقع این رنگ در میت 10 به بهترین شکل خودش نشان داده شود. با این حال و به دلیل عدم استفاده از نمایشگر اولد، رنگ‌های مشکی آن‌طور که فکرش را می‌کنید عمق لازم را ندارند. این را نیز بدانید که نسبت نمایشگر به بدنه در این گوشی بیش از 81 درصد است که برای محصولی در این سطح کاملا قابل قبول بوده و آن را در کنار بزرگان دنیای اسمارت فون‌ها قرار می‌دهد.

میزان روشنایی نمایشگر به بیش از 600 نیت می‌رسد که البته این مقدار در حالت اتوماتیک و در زیر نور آفتاب در صورت لزوم به دست خواهد آمد تا بتوانید در این حالت هم با گوشی کار کنید. البته رفلکس صفحه نسبتا بالاست و گاهی اوقات همچون آینه عمل می‌کند که کمی خوانایی آن را در زیر نور کاهش می‌دهد. حداقل میزان نور صفحه نیز تقریبا به 2 نیت می‌رسد که برای استفاده در محیط‌های تاریک (مثلا شب‌ها قبل از خواب) بسیار کاربردی است. هواوی حتی ویژگی Eye Comfort را هم برای میت 10 در نظر گرفته تا آسیب کمتری به چشمان شما وارد شود.

در بخش تنظیمات، هواوی دو حالت Normal و Vivid را برای میت 10 در نظر گرفته که در حالت دوم روشنایی صفحه بیشتر شده و حتی غلظت رنگ‌ها نیز افزایش می‌یابد. شما همچنین می‌توانید میزان گرمی و سردی رنگ‌ها و میزان رزولوشن را به صورت دستی تغییر دهید تا از لحاظ مصرف باتری و نوع به نمایش در آمدن رنگ‌ها بتوانید گوشی را شخصی سازی کرده باشید.

به لطف پنل دستگاه، در نگاه از زوایا مشکل خاصی را ندیدیم و صفحه دچار رنگ‌پریدگی‌های عجیب و غریب نشد. به صورت کلی نمایشگر رنگ‌ها را اشباع شده و خیلی جذاب به نمایش نمی‌گذارد و همچون برخی گوشی‌های بازار نظیر کهکشانی‌های سامسونگ با دیدن صفحه سر ذوق نخواهید آمد. نمایشگر میت 10 یکی از بهترین نمونه‌های بازار (در میان LCD‌ها) است و با اینکه کنتراست بالایی ندارد و یا رنگ‌هایش جذاب نیستند اما در مجموع پکیج خوب و قابل قبولی را به‌صورت نرم‌افزاری و سخت‌افزاری در این مدل شاهد هستیم. در ادامه می‌توانید مقایسه نمایشگر این گوشی را با میت 10 پرو ببینید (میت 10 در سمت چپ قرار دارد):


سخت‌افزار

هواوی برای پرچم‌دار جدیدش از چیپست Kirin 970 بهره گرفته که ساخته خود این کمپانی است. این چیپ 8 هسته‌ای با لیتوگرافی 10 نانومتری تولید گشته و به گفته سازنده تا 20 درصد انرژی کمتری نسبت به نسل قبلی مصرف کرده و همچنین 40 درصد کوچک‌تر شده است. این چیپ شامل 4 هسته قدرتمند Cortex-A73 با فرکانس 2.4 گیگاهرتز و 4 هسته Cortex-A53 با فرکانس 1.8 گیگاهرتز می‌شود. Mali-G72 MP12 نیز عهده‌دار کارهای گرافیکی است. به این مجموعه سخت‌افزاری قدرتمند، 4 گیگابایت رم و 64 گیگابایت حافظه داخلی را هم اضافه کنید تا شاهد محصول نسبتا (به دلیل عدم استفاده از 6 گیگابایت رم) کاملی باشیم. البته می‌توانید از طریق کارت حافظه تا 256 گیگابایت دیگر به آن بیفزایید.

اما مهم‌ترین قابلیت جدید این چیپ مجهز شدن آن به واحد پردازش عصبی یا NPU است که به‌عنوان یک شتاب‌دهنده هوش مصنوعی استفاده می‌شود. به کمک این بخش از چیپست جدید هواوی، میت 10 می‌تواند نحوه استفاده شما از گوشی را بیاموزد و متناسب با آن مصرف انرژی را بهینه کند و یا کارایی دستگاه را در بلندمدت افزایش دهد تا حدی که طبق گفته‌های هواوی حتی پس از 18 ماه نیز میت 10 همچون روز اول سرعتش را حفظ کند. از جمله دیگر قابلیت‌های این واحد می‌توان به تشخیص صدا، تشخیص تصاویر، پردازش زبان و… اشاره داشت.

حال بگذارید که از مسائل تئوری فاصله بگیریم و ببینیم میت 10 در عمل چه می‌کند. برای این منظور آن را وارد آزمایشگاه خودمان کردیم.

در مرحله نخست از بنچمارک AnTuTu بهره گرفتیم که حاصل کار میت 10 کسب امتیاز 174589 بود که آن را پایین‌تر از آی‌فون‌های جدید اپل و در کنار بزرگانی همچون گلکسی نوت 8 قرار می‌دهد.

در بخش بعدی از GeekBench استفاده کردیم تا سرعت هسته‌ها را در دو حالت مختلف بسنجیم.

هنگام انجام کارهای روزانه میت 10 کوچکترین نقصی ندارد و با سرعت بالا و بدون لگ و یا کندی خاصی فعالیت می‌کند. حتی برای انجام کارهای تخصصی‌تر همچون ادیت و رندر گرفتن یک ویدیو در میت 10 نیز مشکل خاصی نخواهید داشت و همه چیز با سرعت قابل قبولی انجام خواهد شد.

برای تست گیمینگ از سری بازی‌های محبوب آسفالت بهره گرفتیم. هنگام اجرای بازی و پس از گذشت نیم ساعت هم گوشی داغ نشد و کارایی آن کاهش پیدا نکرد! در واقع می‌توان به جرات گفت که اصلا میت 10 گرم هم نشد، چه برسد به داغ شدن! بنابراین و به‌صورت کلی از لحاظ سخت‌افزاری و کارایی می‌توانید روی میت 10 حساب ویژه‌ای باز کنید.


دوربین

هواوی برای میت 10 با همکاری لایکا دوربین دوگانه خاص و قدرتمندی را تدارک دیده که دوربین اصلی آن 12 مگاپیکسلی و دوربین دوم 20 مگاپیکسلی است. با این تفاوت که دوربین اصلی به لرزشگیر اپتیکال مجهز است اما دوربین دوم فاقد چنین ویژگی بوده و تنها می‌تواند به صورت سیاه و سفید جهان پیرامون خودش را ببیند.

گشودگی دیافراگم دوربین میت 10 به میزان f/1.6 رسیده که می‌تواند نور بسیار زیادی را جذب کند، در نتیجه شما قادر هستید تا در محیط‌های تاریک تصاویر روشن و واضحی را به ثبت برسانید. هواوی با ترکیب 4 سیستم فوکوس لیزری، تشخیص فاز، تشخیص عمق و کنتراست کاری کرده تا پرچمدار جدیدش یکی از بهترین‌ها در این زمینه باشد.

این کمپانی چینی در میت 10 برای نخستین بار از موتور پردازش تصویر اختصاصی خودش بهره گرفته است. این ویژگی به همراه واحد پردازش عصبی پردازنده کمک می‌کنند تا تصاویر با سرعت بهتری پردازش شده و همچنین نویز کمتری را شاهد باشیم. علاوه بر این‌ها، NPU در چیپست گوشی می‌تواند به میت 10 کمک کند تا 14 حالت مختلف تصویر را تشخیص داده و شرایط را متناسب با آن تغییر دهد.

به عنوان مثال هنگام عکاسی از چهره، گیاه، حیوانات، غذا و… دوربین با تشخیص درست آن‌ها تصاویر متفاوت‌تری را نسبت به سایر گوشی‌های بازار به ثبت می‌رساند. تشخیص محیط نیز توسط یک آیکون در بخش زیرین رابط کاربری به نمایش در می‌آید. ویژگی که پیش‌تر در گوشی‌های سونی دیده بودیم!

دوربین دوم علاوه بر ثبت تصاویر سیاه و سفید، می‌تواند تا زوم دوبرابری بدون افت کیفیت را به گوشی بیفزاید. همچنین امکان تصویر برداری پرتره نیز به کمک همین دوربین به گوشی اضافه شده تا تصاویری خاص همچون دوربین‌های DSLR بگیرید. این ویژگی مرز بین سوژه و بک‌گراند را نسبتا خوب تشخیص می‌دهد اما در مقایسه با برخی محصولات در رده پایین‌تری قرار گرفته و تصویر مصنوعی‌تر به نظر می‌رسد. احتمال زیاد با آپدیت‌های بعدی، عملکرد دوربین در چنین بخشی، بهبود پیدا کند.

در رابط کاربری تفاوت چندان زیادی را با نسخه‌های قبلی شاهد نیستیم. همچنان ویژگی‌های خاصی همچون تصویربرداری زنده، حالت پرتره، افکت‌های جذاب، دنبال کردن سوژه فوکوس شده، اسکن اسناد و… در این رابط دیده می‌شود که میت 10 را خواستنی‌تر می‌کند.

به‌طور کلی دوربین میت 10 یکی از بهترین نمونه‌های موجود در بازار است؛ از داینامیک رنج بالایی برخوردار بوده و می‌توانید در محیط‌های کم‌نور نیز تصاویر بی‌نقصی را ثبت کنید. سیستم فوکوس دوربین خیلی خوب عمل کرده و حتی برای عکاسی ماکرو نیز عملکرد قابل قبولی از خودش به‌جا می‌گذارد. با این حال هنوز هم گاهی اوقات شاهد نویزهای نسبتا زیادی هستیم که مستقیما به سیستم پردازش تصویر اختصاصی هواوی مربوط است. شاید در آپدیت‌های بعدی این مورد نیز رفع شود.

در ادامه شاهد تصاویر گرفته شده با این گوشی هستید:

میت 10 به لطف پردازنده قدرتمندش می‌تواند به صورت 4K فیلم‌برداری کند. امکان فیلم‌برداری اسلوموشن نیز در این گوشی گنجانده شده و می‌توانید ویدیوهای متفاوتی را به ثبت برسانید. به لطف لرزش‌گیر اپتیکال فیلم‌های گرفته شده با این دوربین پیشرفت قابل ملاحظه‌ای نسبت به نسل‌های قبلی داشته و دیگر شاهد لرزش‌های بسیار زیاد دست نیستیم. همچنین صدا نیز به‌خوبی و به صورت استریو ذخیره می‌شود.

هواوی برای دوربین سلفی میت 10 از یک نمونه 8 مگاپیکسلی با f/2.0 بهره گرفته که در مجموع می‌تواند تصاویر خوب و با کیفیتی را به‌ثبت برساند. با اینکه امکان فوکوس برای دوربین سلفی در دسترس نیست اما خود گوشی می‌تواند سوژه را تشخیص دهد و با اعمال فوکوس بر روی آن تصویر با کیفیتی را ثبت کند. البته برای عکاسی سلفی می‌بایست در جایی قرار بگیرید که نور کافی داشته باشد و منبع نوری در پشت شما دیده نشود. از لحاظ نرم‌افزاری نیز هواوی حالت‌هایی را برای زیباسازی چهره قرار داده که در مجموع برای محصولی در این سطح قابل قبول است.


رابط کاربری

هواوی، میت 10 را با سیستم عامل اندروید اوریو راهی بازار کرده است. مطابق معمول سازندگان اندرویدی، این کمپانی چینی نیز از رابط شخصی‌سازی شده خودش با نام EMUI 8 برای میت 10 بهره گرفته است. رابط هواوی به یک اپ‌دراور مجهز شده و دیگر همچون گذشته‌ها همه چیز بر روی صفحه پخش و پلا نیست!

شکل آیکون‌ها و ظاهر کلی رابط کاربری تغییر خاصی نسبت به گذشته ندارد و حتی منوی نوتیفیکیشن‌ نیز شبیه به چیزی است که در میت 9 دیده بودیم. برخی ویژگی‌های پرکاربرد نسخه قبلی این رابط کاربری همچنان حفظ شده است. به‌عنوان مثال اگر با پشت دست، دو بار بر روی صفحه ضربه بزنید؛ میت 10 یک اسکرین شات زیبا را تقدیم‌تان می‌کند و اگر همین کار را با دو انگشت انجام دهید، از نمایشگر فیلم می‌گیرد و در گالری ذخیره می‌کند. یا اینکه شما می‌توانید با پشت دست بر روی صفحه برخی حروف از پیش تعیین شده را بکشید تا یک اپلیکیشن خاص اجرا شود. به عنوان مثال با کشیدن حرف M به سرعت موزیک پلیر اجرا خواهد شد.

یکی از ویژگی‌های متفاوت رابط کاربری پرچمدار جدید هواوی App Twin نام دارد. توسط این قابلیت می‌توانید از یک اپلیکیشن دو نسخه داشته باشید! به‌عنوان مثال می‌توانید از دو تلگرام با دو شماره متفاوت در گوشی خود استفاده کنید که در نوع خود جالب است.

در سراسر رابط کاربری افکت‌های زیبایی استفاده شده که دل هر کاربری را می‌رباید. اگر وارد بخش مالتی تسکینگ شوید، همه چیز به صورت افقی به چشم می‌خورد. گزینه‌ای با نام Floating dock در بخش تنظیمات قرار گرفته که اگر فعالش کنید یک دایره کوچک در همه‌جای سیستم عامل همراه شما خواهد بود تا میانبرهای خوبی را در اختیارتان قرار دهد. موردی که تا حدی شبیه به iOS است!

سه کلید معروف سیستم عامل اندروید که شامل ورود به بخش مالتی تسکینگ، بازگشت به عقب و هوم می‌شود در میت 10 هم به صورت نرم‌افزاری و هم استفاده از ژست‌های حرکتی بر روی کلید هوم قابل دسترس است. شما می‌توانید برای بازگشت به عقب یکبار کلید هوم را لمس کنید، برای ورود به مالتی تسکینگ به چپ و یا راست سوایپ کنید و در نهایت با لمس طولانی به صفحه اصلی بازگردید که در ابتدا کمی سخت به‌نظر می‌رسد اما پس از مدتی به آن عادت خواهید کرد. لازم به ذکر است که این حرکات به صورت لمسی است و در واقع اصلا دکمه هوم میت 10 کلیدی را شامل نمی‌شود.


اسپیکر

میت 10 به اسپیکر استریو مجهز شده که نمونه اصلی آن در زیر گوشی و در کنار پورت USB C دیده می‌شود. اسپیکر دوم نیز در واقع همان اسپیکر مکالمه گوشی است که هنگام پخش موسیقی فعال می‌شود. اسپیکر دوم اصلا صدای بلندی را راهی گوش نمی‌کند و بیش از هرچیز شبیه به یک توییتر عمل کرده و تاثیر کمی بر روی صدای کلی دستگاه دارد. این را گفتیم که آن‌ را با اسپیکرهای بوم‌ساند اچ‌تی‌سی اشتباه نگیرید.

با همه این‌ها بلندی صدای میت 10 راضی کننده است و نسبت به اکثر پرچمداران امسال در رده بالاتری قرار می‌گیرد. با این‌که کیفیت صدا عالی‌ست اما گاهی اوقات صدا بیس لازم را نداشته و خیلی زیر و تیز به گوش می‌رسد. جدای از این‌ها هواوی یک هدفون شبیه به محصولات اپل را در جعبه قرار داده که کیفیت چندان بالایی ندارد و شاید شما هم مثل ما همان ابتدای کار قیدش را بزنید! با این حال خروجی صدای گوشی برای هدفون عالی‌ست و می‌توان روی آن حساب کرد.

یک پلیر خوب، زیبا و کاربردی با تنظیمات خاص هم برای میت 10 در نظر گرفته شده تا از نصب نمونه‌های موجود در پلی‌استور بی‌نیاز باشید.


قابلیت‌های خاص

میت 10 هواوی یک گوشی دو سیم‌کارته است و برای اولین بار در دنیای اسمارت فون‌ها هر دو سیم کارت می‌توانند از شبکه 4G به صورت هم‌زمان استفاده کنند. این مدل به سنسور اثر انگشت خیلی خوب و دقیقی نیز مجهز است که سرعت بسیار بالایی داشته و می‌توانید تا برای باز کردن قفل از چند انگشت خود استفاده کنید.

میت 10 توانسته تا گواهینامه IP53 را دریافت کند که به معنی مقاومت نسبتا کمی در برابر آب و گرد و غبار است. در واقع گوشی کاملا ضد آب نیست و نمی‌توان آن را در آب غوطه‌ور کرد اما در برابر پاشش‌های جزئی آب از خودش مقاومت نشان می‌دهد.

برخلاف اکثر پرچمداران امروزی این گوشی فاقد بلوتوث 5 است و همچنان از نسخه قبلی یعنی بلوتوث 4.2 بهره می‌برد و این یعنی شما از ویژگی‌های جذاب نسخه جدید محروم هستید. با این‌ حال میت 10 به اینفرارد مجهز بوده و می‌توان توسط آن لوازم دیجیتالی اطراف را کنترل کرد. NFC ،GPS و پشتیبانی از Cat18 نیز از جمله دیگر قابلیت‌های دیگر پرچم‌دار هواوی هستند.

یکی از مهمترین ویژگی‌های این گوشی که سازنده آن مانور زیادی هم بر رویش داده، به قابلیت تبدیل به دسکتاپ آن باز می‌گردد. یعنی شما می‌توانید با یک تبدیل USB C به HDMI گوشی را به یک مانیتور متصل کنید و از نسخه دسکتاپ میت 10 بهره ببرید. مشابه چیزی که سامسونگ با دکس و مایکروسافت با کانتینیوم به دنیای اسمارت فون‌ها افزودند. البته این ویژگی نیازی به خرید داک جداگانه ندارد و حتی می‌توان از خود گوشی به‌عنوان ترک‌پد و یا کیبورد نیز بهره گرفت. البته بر خلاف دکس سامسونگ نمی‌توان در این حالت گوشی را شارژ نمود.


باتری

هواوی میت 10 به یک باتری قدرتمند 4000 میلی آمپر ساعتی مجهز است. با توجه به یادگیری ماشینی که به لطف NPU فراهم شده است، پرچم‌دار جدید هواوی نحوه استفاده شما از گوشی را سنجیده و سخت‌افزار را متناسب با آن هماهنگ می‌کند؛ در نتیجه شاهد کاهش مصرف انرژی هستیم. در یک استفاده معمولی شما می‌توانید تا یک روز و نیم از میت 10 استفاده کنید و در صورتی که کمی هم خودتان صرفه‌جویی کنید، این گوشی تا 2 روز پا به پای شما خواهد آمد.

هواوی برای پرچمدار جدیدش از سیستم شارژ سریع استفاده کرده تا بتوانید بیش از 55 درصد از باتری را تنها در 30 دقیقه شارژ کنید. البته برای فول شارژ کردن این باتری به چیزی در حدود 90 دقیقه زمان نیاز دارید. خوش‌بختانه شارژر با پشتیبانی از فست شارژ نیز همراه با این گوشی عرضه می‌شود تا برخلاف محصولات جدید اپل، نیازی نباشد که برای یک ویژگی ساده دوباره به بازار بروید و دست به جیب شوید! با همه این‌ها خبری از شارژ به صورت بی‌سیم نیست تا یکی از نقاط ضعف میت 10 مشخص شود.


کلام آخر در بررسی میت 10 هواوی

به‌صورت کلی میت 10 هواوی یک محصول کامل و کم نقص است. از کیفیت ساخت بالایی برخوردار بوده، سخت‌افزارش بسیار قدرتمند است، به صورت هوشمند عمل کرده و دوربین‌های دوگانه آن می‌توانند تصاویر بسیار باکیفیتی را به ثبت برسانند. شاید اگر هواوی خساست به خرج نمی‌داد و برخی قابلیت‌ها نظیر بلوتوث 5 و پشتیبانی از شارژ وایرلس را به پرچمدارش می‌افزود، اکنون شاهد یکی از کامل‌ترین گوشی‌های بازار بودیم.

در حال حاضر اطلاع دقیقی از قیمت این گوشی در ایران نداریم اما در بازار جهانی با قیمت 699 یورو به فروش می‌رسد و احتمالا در ایران قیمتش به بیش از 3 میلیون تومان برسد.

نوشته بررسی میت ۱۰ هواوی: هوشمند به معنای واقعی کلمه! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی اکسپریا XA1 پلاس سونی: مستر پرحاشیه!

بررسی اکسپریا XA1 پلاس سونی، میان‌رده‌ای که آمده تا بلکه بتواند سهمی از این بازار درهم و برهم را از آن خود کند.

سونی علاوه بر معرفی پرچمداران جدید خود در نمایشگاه IFA امسال، از سری محصولات میان‌رده جدیدی نیز پرده برداشت. این گوشی‌ها با ظاهری همچون پرچمداران و ویژگی‌های خوبی نظیر بهره‌مندی از سنسور اثر انگشت و دوربین باکیفیت راهی بازار شده‌اند تا شاید بتوانند آب رفته را به جوی بازگردانند و دوباره این کمپانی با اصالت ژاپنی خودی نشان دهد.

چند روزی می‌شود که اکسپریا XA1 پلاس مهمان آزمایشگاه آی‌تی‌رسان شده و به ما فرصتی دست داده تا با آن از نزدیک کار کنیم. اگر می‌خواهید بدانید که جدیدترین گوشی میان‌رده سونی چه حرف‌هایی برای گفتن دارد، با ما و بررسی اکسپریا XA1 پلاس همراه باشید…


طراحی

مدت‌هاست که محصولات سونی تغییر خاصی را در بخش طراحی به خود ندیده‌اند. همچنان شاهد یک گوشی با حاشیه‌های زیاد و همان طراحی همیشگی هستیم تا رسما آه از نهاد کوچک و بزرگ، پیر و جوان، زن و مرد و خلاصه همه درآید! حاشیه‌های بالا و پایین نمایشگر نخستین چیزی است که در ذوق‌تان خواهد زد؛ نسبت نمایشگر به بدنه کمی بیش‌تر از 71 درصد که البته برای یک دستگاه میان‌رده چندان بد نیست اما خب با معرفی محصولات جدید و به‌خصوص پرچمدارانی با نسبت‌های بالای 80، طبیعتا چشم علاقه‌مندان به چنین مدل‌هایی عادت کرده تا جایی که محصولی همچون اکسپریا XA1 پلاس، یک گوشی پرحاشیه لقب گیرد.

در بالای نمایشگر لوگوی سونی، دوربین سلفی و سنسورهای همیشه همراه آن ‌را شاهد هستیم اما بخش پایینی نمایشگر میزبان چیز خاصی نیست و خیلی صاف و یک‌دست دیده می‌شود. با توجه به شیارهایی که در دو لبه بالا و پایین گوشی قرار گرفته، ابتدا گمان کردیم که با اسپیکرهای استریو طرف هستیم و حداقل قراردادن چنین ویژگی‌ را به عنوان بهانه به سونی دادیم تا حاشیه‌های زیاد بالا و پایین نمایشگر توجیه شود اما ای دل غافل! این دو شیار تنها جنبه تزئینی داشته و اصلا هیچ صدایی از آن‌ها نخواهید شنید! در واقع این گوشی به یک اسپیکر خشک و خالی در زیر خود مجهز است تا یک علامت سوال بزرگ در ذهن‌تان ایجاد شود!

اگر اکسپریا XA1 پلاس را به پشت برگردانید، باز هم طراحی جدید و متفاوتی را نخواهید دید و همه چیز دقیقا شبیه به سایر اکسپریاهای سونی است. یک دوربین نسبتا بزرگ در گوشه بالا و سمت چپ گوشی دیده می‌شود که در زیر خود تک فلاش LED دستگاه را قرار داده، لوگو NFC که این روزها تنها در محصولات سونی دیده می‌شود و نهایتا لوگو اکسپریا که در مرکز جا خوش کرده است.

در لبه سمت راست، کلید عریض پاور را شاهد هستیم که میزبان سنسور اثر انگشت هم هست و بالای آن کلیدهای یکپارچه صدا دیده می‌شوند. کمی پایین‌تر کلیدی اختصاصی برای استفاده به‌‌عنوان شاتر دوربین به چشم می‌خورد که این مورد را هم فقط در گوشی‌های سونی می‌بینیم و باقی کمپانی‌ها خیلی وقت‌ است که قیدش را زده‌اند!

در لبه سمت چپ تنها درگاه سیم‌کارت و کارت حافظه قرار گرفته که برای دسترسی به آن‌ها نیازی به سوزن‌های مخصوص نیست و به راحتی می‌توان با گوشه ناخن به این‌ها دسترسی داشت. ورودی کارت حافظه در خود بدنه جای گرفته اما برای قرار دادن سیم‌کارت‌ها می‌بایست خشاب مخصوص را از جایش درآورید که البته پلاستیکی است و کیفیت چندان خوبی هم ندارد!

در لبه پایینی و درست در مرکز، پورت USB C را می‌بینیم که در کنار خود تک اسپیکر جنجالی اکسپریا XA1 پلاس را جا داده است. بالای گوشی هم این جک استاندارد صداست که خودنمایی می‌کند و حداقل هنوز هم در گوشی‌های سونی دست نخورده باقی مانده است.

فریم گوشی فلزی بوده اما در ساخت قاب پشتی آن از پلاستیک بهره گرفته شده تا شاهد یک ترکیب متفاوت باشیم. البته شاید در نگاه نخست متوجه پلاستیکی بودن گوشی نشوید اما پس از کمی بررسی به این موضوع پی خواهید برد. چهار گوشه اکسپریا XA1 پلاس همچون اکثر گوشی‌های سونی کمی تیز بوده و همین موضوع موجب شده تا کارکردن با آن خیلی راحت نباشد. البته انحنای فریم دستگاه کمک شایانی به خوش‌دستی آن کرده اما با دیدن وزن 189 گرمی و ضخامتی نزدیک به 9 میلی‌متر، آن‌ هم برای یک گوشی با نمایشگر 5.5 اینچ پلاستیکی واقعا نمی‌توان لقب خوش دست بودن را به اکسپریای جدید سونی داد!

به صورت کلی اکسپریا XA1 پلاس از لحاظ طراحی نمره قابل قبولی را نخواهد گرفت. ظاهر یک گوشی با تمام احترام نسبت به طرفداران این برند، اصلا تعریفی ندارد و آن‌ قدر در این چند سال آن را دیده‌ایم که دیگر کسی با دیدن گوشی‌های سونی لبخند بر لبانش نقش نمی‌بندد!


نمایشگر

اکسپریا XA1 پلاس سونی به یک نمایشگر 5.5 اینچی فول‌ اچ‌دی مجهز است و در هر اینچ آن می‌توانیم در حدود 400 پیکسل را مشاهده کنیم. در ساخت این نمایشگر از فناوری IPS LCD بهره گرفته شده و گوریلاگلس 4 محافظ آن است. حداکثر میزان روشنایی نمایشگر به 600 نیت می‌رسد که میزان قابل قبولی برای چنین اسمارت فونی است. کنتراست صفحه نیز در میان محصولات مجهز به نمایشگرهای LCD عالی‌ست اما به پای امولدها نمی‌رسد.

میزان رفلکس نمایشگر چندان بالا نیست و با توجه به روشنایی خوب آن، می‌توانید با اکسپریا XA1 پلاس در زیر نور آفتاب تقریبا بدون مشکل کار کنید.

در این مدل رنگ سفید تا حدی درخشان به نظر می‌رسد اما سایر رنگ‌ها خیلی جذاب و دل‌ربا به نمایش در نمی‌آیند و یک تم سرد و بی روح بر روی گوشی کشیده شده تا حداقل از این لحاظ در برابر نمونه‌های موجود در بازار در رده پایین‌تری قرار گیرد. البته در بخش تنظیمات نمایشگر می‌توانید تا از طریق گزینه Image Enhancement حالت نمایشگر را برروی Super-Vivid قرار دهید تا تصاویر زیباتر به نمایش در آیند. ناگفته نماند که این ویژگی تنها بر روی محتواهای تصویری اعمال شده و در سایر بخش‌های رابط کاربری خبری از آن نیست. برای اعمال شدنش نیز باید در حدود 3 ثانیه صبر کنید!!

در ادامه می‌توانید تصاویر مقایسه‌ای این گوشی با آنر 9 هواوی را مشاهده کنید (سمت راست مربوط به اکسپریاست):


سخت‌افزار

اکسپریا XA1 پلاس سونی به چیپست 16نانومتری Helio P20 مدیاتک مجهز است که شامل 8 هسته Cortex-A53 می‌شود؛ با این تفاوت که چهارتای آن‌ها با فرکانس 1.6 گیگاهرتز و چهارتای دیگر با فرکانس 2.3 گیگاهرتز فعالیت می‌کنند.
Mali-T880MP2 عهده‌دار کارهای گرافیکی است. به این مجموعه سخت‌افزاری 32 گیگابایت حافظه داخلی قابل ارتقا از طریق کارت حافظه و 4 گیگابایت رم را نیز اضافه کنید تا روی کاغذ با یک میان‌رده خوب و نسبتا قدرتمند طرف باشیم.

برای سنجیدن میزان قدرت این گوشی، آن را وارد آزمایشگاه خودمان کردیم.

در مرحله نخست از بنچمارک AnTuTu‌ بهره گرفتیم. پس از کش و قوس‌های فراوان سرانجام امتیاز 54899 به این گوشی داده شد که خب آن را در رده بالایی قرار نمی‌دهد.

سپس از GeekBench استفاده کردیم تا هسته‌ها را به صورت اختصاصی بسنجیم. حاصل کار این گوشی را در ادامه شاهد هستید.

هنگام اجرای اپلیکیشن‌ها، انجام کارهای روز‌مره و گشت و گذار در بین منوها، به ندرت پیش می‌آید که شاهد لگ و یا کندی باشید و با توجه به میزان بالای رمی که سونی برای اکسپریا XA1 پلاس در نظر گرفته از لحاظ مالتی تسکینگ می‌توان به آن امیدوار بود. با این حال اگر گیمر حرفه‌ای هستید بهتر است که به سمت چنین دستگاهی نروید چراکه اجرای بازی در آن چندان لذت بخش نخواهد بود. در تست‌هایی که ما گرفتیم این گوشی هنگام اجرای بازی‌های فکری و سبک مشکل ندارد اما اگر بخواهید به سراغ نمونه‌‌های گرافیکی و حرفه‌ای بازار بروید قطعا ناامید خواهید شد.


دوربین

چیپست Helip P20 مدیاتک می‌تواند تا حداکثر از دوربین‌های 24 مگاپیکسلی پشتیبانی کند و همین موضوع موجب شده تا سونی از یک نمونه 23 مگاپیکسلی برای گوشی جدیدش بهره بگیرد. این دوربین به سنسور IMX300  ساخته خود سونی مجهز بوده و با F2/0 در دنیای میان‌رده‌ها جایگاه نسبتا خوبی دارد. همچنین با توجه به حضور یک فلاش LED می‌توانید در محیط‌های کم‌نور تصاویر قابلی قبولی را به ثبت برسانید. البته بازهم سونی از لرزش‌گیر اپتیکال برای این مدل استفاده نکرده تا همچنان مجبور باشید با مشکلات همیشگی‌ دوربین‌های سونی دست و پنجه نرم کنید.

سونی هنوز واکنش خاصی به دوربین‌های دوگانه نشان نداده است. برخی همچون هواوی و اخیرا سامسونگ بر روی میان‌رده‌های خود نیز از دوربین‌های دوگانه استفاده می‌کنند اما سونی فعلا قید چنین ویژی خاصی را زده و در اکسپریا XA1‌ پلاس نیز تنها به یک دوربین نسبتا بزرگ اکتفا کرده است.

سرعت فوکوس برای یک محصول میان‌رده قابل قبول است اما دقت آن چندان بالا نیست. خصوصا اگر قصد عکاسی به صورت ماکرو را داشته باشید، شاید این مدل ناامیدتان کند. به طور کلی دوربین‌های سونی با فوکوس بر روی اجسام نزدیک مشکل دارند و ظاهرا هنوز هم سونی راه‌حل خاصی برای آن پیدا نکرده است.

رابط کاربری دوربین شبیه به همان چیزی است که در گذشته دیده‌ بودیم و همه چیز خیلی ساده و منظم طراحی شده و شاهد پیچیدگی خاصی در آن نیستیم. همچنان شما می‌توانید با استفاده از ویژگی AR Effect کلی جک و جانور را به تصویر اضافه کنید و عکس‌های خلاقانه بگیرید. سونی برای این مدل تنظیمات دستی را هم در نظر گرفته تا بتوانید برخی پارامترهای مهم در عکاسی را خودتان به صورت دستی تغییر دهید.

این مدل همچنین توانایی ردیابی سوژه، عکاسی HDR و ثبت عکس با خندیدن را نیز دارد تا با قابلیت‌های نسبتا کاملی طرف باشیم.

در روشنایی روز تصاویر گرفته شده با اکسپریا XA1‌ پلاس فراتر از یک میان‌رده است و عکس‌ها از داینامیک رنج خوبی برخوردارند. جزئیات زیادی را شاهد هستیم و رنگ‌های ثبت شده تا حد زیادی به واقعیت نزدیک هستند. اما در شب کمی نویز در بخش‌های تاریک تصویر دیده می‌شود که چندان خوش‌آیند نیست. در ادامه می‌توانید نمونه تصاویر گرفته شده توسط دوربین این گوشی با اصالت را در شرایط متفاوت ببینید:

از لحاظ فیلم‌برداری شما می‌توانید با این مدل به صورت 1080p و با نرخ 30 فریم فیلم‌برداری کنید و با توجه به سخت‌افزار موجود این مدل توانایی فیلم‌برداری 4K ندارد. کیفیت ویدئوهای گرفته شده با اکسپریا XA1 پلاس در حد مطلوبی است، صدا خیلی خوب ضبط شده و در صورتی که در نور کافی فیلم‌برداری کنید بجز لرزش‌های جزئی همه چیز برای یک میان‌رده قابل قبول است اما در محیط‌های کم‌نور شاهد نویز نسبتا زیادی هستیم.

گل تازه شکفته سونی به یک دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی مجهز شده که دارای F/2.0 بوده و توانایی ثبت ویدئو به صورت 1080p را هم دارد. عکس‌های ثبت شده با این دوربین سلفی بر خلاف دوربین اصلی جزئیات چندانی را شامل نمی‌شود و کیفیت آن‌ها به مراتب کمتر است. با این حال شاهد سلفی‌های بدی نیستیم و در نور کافی می‌توانید یک سلفی قابل قبول را به ثبت برسانید. البته دوربین سلفی واید بوده و زاویه نسبتا زیادی را پوشش می‌دهد. شما می‌توانید از طریق بالا آوردن دست نیز عکاسی کنید تا دیگر نیازی به فشردن کلید شاتر نباشد.


رابط کاربری

اکسپریا XA1 پلاس به صورت پیش‌فرض با اندروید 7 وارد بازار شد. با اینکه نسخه هشتم از این سیستم عامل محبوب معرفی شده اما سونی ترجیح داد تا فعلا از نسخه قدیمی اندروید بهره بگیرد. البته این قول را داده که به‌زودی و در طی یک بروزرسانی اندروید اوریو را برای میان رده جدیدش عرضه کند.

رابط کاربری همچون سایر بخش‌های گوشی دقیقا همان چیزی است که پیش‌تر نیز دیده بودیم. سونی حتی طراحی آیکون‌ها را هم تغییر نداده است. این رابط شباهت بسیار زیادی به اندروید خام دارد و حتی منو نوتیفیکیشن‌ها نیز در سبک این نسخه طراحی گشته تا رسما با یک رابط سبک رو‌به‌رو باشیم. اپ‌دراور ویژگی‌های خاص و جذابی را شامل نمی‌شود و برخی برنامه‌های از پیش نصب شده نیز در آن به چشم می‌خورد که جز اشغال کردن بخشی از حافظه کار دیگری ندارند!

صفحه اصلی ویجت‌های متفاوتی (نسبت به سایر رابط‌های کاربری) شامل می‌شود و در صورتی که به سمت پایین سوایپ کنید می‌توانید میان برنامه‌ها به جستجو بپردازید. البته می‌توانید از طریق فروشگاه نرم‌افزاری موجود تم‌های بیشتری را امتحان کنید اما اگر قصد دارید کلا ظاهر رابط کاربری دستگاه را تغییر دهید، پیشنهاد می‌کنیم که پس از خرید دستگاه یک لانچر خوب برای گوشی خود انتخاب کنید.


پخش چندرسانه‌ای

همانطور که گفتیم در این گوشی خبری از اسپیکر استریو نیست و تنها یک نمونه مونو در زیر بدنه جای خوش کرده است. بلندی صدای اسپیکر قابل قبول است و توجه اطرافیان را به خودش جلب می‌کند اما کیفیت آن تعریفی ندارد. صدا خیلی تیز بوده و حتی هنگام گوش دادن به برخی موزیک‌ها، آزاردهنده هم می‌شود. از لحاظ بیس نیز آن طور که باید و شاید راضی‌تان نخواهد کرد.

متاسفانه سونی همراه این مدل هدفونی را برای ما ارسال نکرده بود و بنابراین نمی‌توانیم در رابطه با آن نظر خاصی بدهیم اما با هدفون AKG و به لطف حضور جک استاندارد صدا توانستیم خروجی صدای این مدل را تست کنیم. در هدفون صداها نسبتا با کیفیت هستند و بلندی بسیار خوبی نیز دارند تا حداقل اگر اسپیکر راضی‌کننده نبود، بتوانید بر روی گوش دادن به موسیقی با هدفون حساب کنید.


سایر قابلیت‌ها

اکسپریا XA1 پلاس به سنسور اثر انگشتی مجهز شده که در لبه سمت راست و بر روی کلید پاور قرار گرفته است. پروسه شناساندن اثر انگشت به سنسور نسبت به سایر گوشی‌های میان‌رده کمی طولانی‌تر است اما دقت آن قابل قبول بوده و از این لحاظ ایراد خاصی به گوشی وارد نیست.

این سنسور بر خلاف اکثر مدل‌های موجود در بازار همیشه فعال نیست و برای استفاده از آن می‌بایست حتما یک بار کلید پاور را فشار دهید، سپس سنسور فعال شده و عمل شناسایی به سرعت انجام می‌گیرد.

XA1‌ پلاس به رادیو و NFC مجهز است تا نسبت به برخی رقبای خودش در رده بالاتری قرار بگیرد. با این حال و بر خلاف سایر اکسپریاهای سونی این گوشی دربرابر آب و گرد و غبار مقاوم نیست. از دیگر ویژگی‌های این دستگاه می‌توان به بلوتوث نسخه 4.2 اشاره کرد که با توجه به معرفی نسل پنجم کمی قدیمی و از مد افتاده به نظر می‌رسد. از 32 گیگابایت حافظه داخلی که سونی برای این گوشی در نظر گرفته بیش از 10 گیگابایت آن توسط خود دستگاه اشغال شده است؛ البته جای نگرانی نیست و می‌توانید از طریق کارت حافظه تا 256 گیگابایت دیگر به آن بیفزایید.

سونی اکسپریا XA1‌ پلاس را در 4 رنگ مشکی، طلایی، صورتی و آبی راهی بازار کرده تا بتواند نظر افراد با سلایق متفاوت را به خود جلب کند.


باتری

این مدل به یک باتری 3430 میلی‌آمپر ساعتی مجهز است که توسط کاربر قابل تعویض نیست. در یک استفاده معمولی می‌توانید تا دو روز با این گوشی کار کنید و از این لحاظ اکسپریا XA1 پلاس نسبت به رقبای خودش در رده بالاتری جا می‌گیرد. این گوشی به سیستم شارژ سریع نیز مجهز است و تقریبا می‌‌توانید باتری آن را در 2 ساعت به صورت کامل شارژ کنید.


کلام آخر در بررسی سونی اکسپریا XA1 پلاس

میان‌رده جدید سونی یک محصول قابل قبول است اما شاهد تغییر خاصی نسبت به گذشته در آن نیستیم. XA1 پلاس به یک دوربین خوب مجهز است، سخت‌افزار آن در حد خودش کافی به نظر می‌رسد، سنسور اثر انگشت دارد و یک باتری غول‌آسا! در واقع همه چیز برای این گوشی در حد اعلاست اما ویژگی خاص و متمایز کننده‌ای در آن دیده نمی‌شود. نه طراحی متفاوتی، نه رابط کاربری جذابی و نه ویژگی خاصی که دلمان را به آن خوش کنیم…

این مدل هنوز آن‌طور که باید و شاید وارد بازار کشور نشده و اطلاعی از قیمت دقیق آن نداریم اما ظاهرا برچسب قیمتی در حدود یک میلیون و 500 هزار تومان را به خود خواهد دید.

نوشته بررسی اکسپریا XA1 پلاس سونی: مستر پرحاشیه! اولین بار در پدیدار شد.