خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، فرصتی برای کاهش میزان سیگار کشیدن انگلیسی‌ها!

اگرچه میزان مرگ ‌و ‌میر ویروس کرونا در هر روز به وضوح در تیتر اخبار مربوط به سلامتی قرار دارد، اما سیگار کشیدن همچنان مهم‌ترین دلیل مرگ قابل پیشگیری در انگلیس است. از آنجا که انگلستان در حاشیه خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (Brexit) حضور دارد، دولت انگلیس می‌تواند با فرصت جدیدی که از آزادی در مقررات اتحادیه اروپا نشات گرفته است، محدودیت‌های بیشتری را برای مصرف دخانیات اعمال کند. اما آیا دولت از این فرصت نهایت استفاده را خواهد کرد؟ برای یافتن پاسخ این سوال، در ادامه این مطلب، با ما، آی‌تی‌رسان، همراه باشید.

در زمان نوشتن این مقاله، بیش از 60000 نفر در طی 28 روز از آزمایش مثبت ویروس کرونا در انگلیس جان خود را از دست داده‌اند، که به طرز غم‌انگیزی بالا است. در مقایسه، سالانه 95000 نفر بر اثر سیگار کشیدن می‌میرند، یعنی 30 برابر بیشتر از بیماری‌های جدی مرتبط با سیگار کشیدن.

در سال 2019، از هر هفت بزرگسال انگلستان یک نفر سیگاری بود و سیگار کشیدن باعث تفاوت 50 درصدی امید به زندگی بین فقیر و غنی بود. اگر دولت بخواهد به قول خود در زمینه ساخت بدون سیگار انگلیس و اسکاتلند تا سال 2030 و 2034 عمل کند، کاهش مصرف دخانیات باید به عنوان یک اولویت بهداشت عمومی باقی بماند.

دخانیات و خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا 

پس از تقریبا 50 سال عضویت در اتحادیه اروپا، اقتصاد انگلیس کاملاً با اقتصاد بازار واحد اتحادیه اروپا گره خورده است. بسیاری از قوانین و مقررات انگلستان از جمله قوانین مربوط به دخانیات از اتحادیه اروپا نشات گرفته است. در تحقیقات اخیر بررسی کردیم که خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا برای کنترل دخانیات در انگلیس چه معنی دارد.

دریافتیم که اتحادیه اروپا به طور قابل توجهی در تهیه محصولات دخانیات به انگلیس و نحوه مالیات و تنظیم آنها نقش دارد. تصمیم انگلیس برای خروج از اتحادیه اروپا و ماهیت معاملات تجاری آینده، تأثیر قابل توجهی در تنظیم دخانیات و سپس بهداشت عمومی کشور خواهد داشت.

اگرچه انگلیس عضوی از اتحادیه اروپا بود، اما تا پایان سال 2020 مجبور بود که مطابق با تمام قوانین مربوط به اتحادیه اروپا در مورد محصولات دخانیات عمل کند. تقریباً همه این موارد همچنان در مورد انگلیس پس از خروج از اتحادیه اروپا اعمال می‌شوند، زیرا قبلاً این مقررات در قوانین انگلیس گنجانده شده بودند. برخی از این قوانین مانند بسته‌بندی توتون و تنباکو حتی توسط انگلیس تمدید شده‌اند که طبق دستورالعمل‌های اتحادیه اروپا لازم نیست.

انگلستان پس از خروج از اتحادیه اروپا دیگر از نظر قانونی ملزم به رعایت قوانین اتحادیه اروپا نیست و این فرصت را دارد که تغییرات قابل توجهی در سیاست‌های کنترل دخانیات خود ایجاد کند. انگلیس دیگر مجبور نیست روندهای اتحادیه اروپا را که شامل مذاکره و مصالحه است و ممکن است بیش از یک دهه طول بکشد، را تحمل کند.

در حال حاضر، در انگلستان فرصتی برای کنترل دخانیات فراهم شده است تا فعال و انعطاف‌پذیرتر شود و بتواند بهتر به روش‌های صنعت دخانیات مانند راه‌اندازی اخیر سیگار برگ‌ برای دور زدن ممنوعیت اخیر سیگارهای نعنایی پاسخ دهد. در مقابل آن، مقررات موجود نیز ممکن است تضعیف یا حذف شوند که این یک فاجعه بهداشت عمومی است.

مالیات بر دخانیات به طور منظم هم انعطاف‌پذیری و هم مشکلات موجود در خروج از اتحادیه اروپا را نشان می‌دهد. دستورالعمل مالیات بر تنباکو اتحادیه اروپا حداقل نرخ مالیات بر دخانیات را در سراسر اتحادیه اروپا تعیین می‌کند، اما همچنین انواع مختلف مالیاتی را که می‌تواند برای مالیات محصولات دخانیات استفاده شود یا باید استفاده شود، را نیز نشان می‌دهد. حداقل سطح مالیات با کاهش اختلاف بین نرخ مالیات انگلستان و نرخ بسیار پایین‌تر اعمال شده در اکثر کشورهای دیگر اتحادیه اروپا، به کنترل دخانیات در انگلستان کمک کرده است، این انگیزه‌ای به سیگاری‌ها می‌دهد تا توتون و تنباکوی ارزان قیمت اتحادیه اروپا را به صورت عمده وارد کشور کنند.

مالتیو تونیو بورگ (Maltese Tonio Borg) در بروکسل 2012، عضو کمیسیون بهداشت و سیست‌های مصرفی اروپایی، در حال اعلام پیشنهاداتی برای بسته‌بندی دقیق محصولات تنباکو.

امروزه بیش از 96 درصد محصولات دخانیات فروخته شده در انگلیس از اتحادیه اروپا وارد می‌شود. بدون معامله تجاری بین انگلیس و اتحادیه اروپا، این واردات از اول ژانویه 2021 مشمول تعرفه جهانی انگلیس خواهد بود. تخمین می‌زنیم که این مقدار حدود سی پوند برای یک بسته معمول حاوی 20 سیگار و 1.77 پوند به یک کیسه 30 گرمی تنباکو اضافه می‌کند. این ارقام باعث می‌شود آن‌ها چیزی در حدود 820 میلیون پوند درآمد مالیاتی جدید برای دولت انگلیس جمع‌آوری کنند.

قیمت‌های بالاتر یکی از موثرترین راه‌ها برای کاهش مصرف دخانیات است. موضوعی که در قوانین اتحادیه اروپا وجود داشته این است که این قوانین نحوه مالیات دادن به محصولات دخانیات و سایر سیاست‌های مربوط به قیمت را محدود می‌کنند. پس از خروج از اتحادیه اروپا، انگلستان می‌تواند از آزادی بیشتری در اتخاذ انواع مالیات دخانیات که قیمت محصولات دخانیات را افزایش می‌دهد، و همچنین مقررات مستقیم قیمت گذاری مانند حداقل قیمت‌ها یا اعمال محدودیت‌هایی در قیمت برخوردار شود.

با این حال، انگلستان در بخشنامه‌های آینده اتحادیه اروپا در مورد مالیات تاثیری نخواهد داشت. با توجه به اینکه انگلیس یک رهبر جهانی در کنترل دخانیات است، این عدم تأثیر ممکن است منجر به اختلاف بیشتر بین سیاست‌های مالیاتی انگلیس و اتحادیه اروپا شود.

انگلیس در حال حاضر مالیات زیادی بر دخانیات دارد. اما تعرفه جهانی از افزایش مالیات دخانیات اعمال شده در 16 نوامبر فراتر خواهد رفت و 22 پوند به هزینه یک بسته 20 نخ سیگار و 65 پوند به یک کیسه 30 گرم توتون افزوده است. از آنجا که قیمت‌های بالاتر یکی از موثرترین اقدامات در کنترل دخانیات است، پس ممکن است این نتیجه‌ای نادر برای انگلستان باشد تا به تجارت با اتحادیه اروپا با شرایط سازمان تجارت جهانی تن دهد.

در نهایت خروج از اتحادیه اروپا می‌تواند به کنترل دخانیات در انگلیس کمک کند یا مانع آن شود، و این وضع بستگی به این دارد که آیا دولت انگلیس اراده سیاسی برای استفاده از این فرصت جدید را پیدا کرده است یا خیر. از این جهت، علائم متفاوت به نظر می‌رسند. تمایل دیرینه به بازارهای آزاد و ارتباط بین برخی از سیاستمداران ارشد محافظه کار و اندیشمندان بازار آزاد مانند موسسه امور اقتصادی که توسط صنعت دخانیات تأمین می‌شود، این نگرانی را به وجود می‌آورد که آیا دولت پس از خروج از اتحادیه اروپا، دولت آنچه را که در اصل قول داده است عملی خواهد کرد یا خیر.

سپس اخیرا دولت انگلستان بار دیگر خواسته خود را مبنی بر عدم استعمال دخانیات در انگلیس تا سال 2030 تکرار کرد و اظهار کرد که تعهدات خود را برای کنترل شدید دخانیات پس از 1 ژانویه 2021 نیز ادامه خواهد داد و همچنین افزایش مالیات بر دخانیات را در ماه نوامبر اعمال خواهد کرد. بنابراین شاید بارقه‌ای کوچک از امید وجود داشته باشد تا انگلیس به عنوان یک رهبر جهانی در کنترل دخانیات باقی بماند.

نوشته خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، فرصتی برای کاهش میزان سیگار کشیدن انگلیسی‌ها! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

تاریخچه بازارهای کریسمس و تغییرات آن‌ها در سال‌های آینده

همه ساله در کشورهای خارجی قبل از آغاز کریسمس شاهد کلبه‌های چوبی با چراغ‌های چشمک‌زن، ریسه‌های رنگی و عطر شاه‌بلوط بو داده و … هستیم. این مراسمات که در ماه دسامبر (ماه آخر سال میلادی) در سراسر شهرهای انگلستان انجام می‌شود، آداب و رسوم خاصی دارد و بی‌شک تاریخچه‌ای در پشت این آیین و جشن گرفتن‌ها نهفته است. در ادامه با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

امسال اما با شیوع همه‌گیری ویروس کرونا بیشتر بازارهای کریسمس لغو شده‌اند، این به این معنی است که سال 2020 سالی بدون جشن‌های بین شهری خواهد بود.

بازارهای کریسمس در انگلیس علی‌رغم محبوبیت زیاد و ارتباط اقتصادی حتی قبل از همه‌گیری، بر سر دوراهی قرار داشت. با افزایش هزینه‌ها و نگرانی در مورد مسائل ایمنی امکان دارد تجربه مردم این کشور را از چنین بازارهایی تغییر دهد.

در حال حاضر، تحقیقات زیادی در حال بررسی افزایش بازارهای کریسمس تا جایگاه فعلی به عنوان کالاهای فرهنگی جهانی بوده است. سازگاری آن‌ها در زمینه‌های تاریخی و اجتماعی و همچنین توانایی آن‌ها در گنجاندن معانی مختلف فرهنگی، باعث شده است که بازارهای کریسمس طی قرن‌ها رونق داشته باشند. اگرچه اکنون، بازارهای کریسمس باید به سازگاری ادامه دهند، نه تنها به بیماری همه گیر ویروس کرونا بلکه به نگرانی در مورد هزینه، ایمنی و اعتبار نیز پاسخ دهند.

بازارهای کریسمس در گذشته

بازارهای کریسمس اولین بار در قرون وسطا در آلمان ایجاد شد. این بازارها در فصل قبل از کریسمس انجام می‌شدند و فضایی را فراهم کردند که در آن نظام طبقاتی شدید اجتماعی از بین می‌رفت. دهقانان و کشاورزان می‌توانستند چکمه، لوازم خانگی و تجهیزات خاصی برای خود خریداری کنند، این در حالی است که طبقات بالاتر جامعه می‌توانستند جواهرات، اسباب بازی‌ها، کلاه گیس یا وسایل چوبی دست‌ساز را داشته باشد.

هر چند در قرن نوزدهم، باز شدن فروشگاه‌های بزرگ باعث شد بازار از سودآوری کمتری برخوردار باشد که سپس این بازارها به نمایشگاه‌های تفریحی پر سر و صدا تبدیل شدند که منجر به بدنامی این فروشگاه‌ها شد.

بازار کریسمس نورنبرگ در سال 2017.

در طول قرن 20، دولت‌ها در آلمان تلاش کردند تا بازارهای کریسمس را دوباره زنده کنند. نازی‌های آلمانی و سپس جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) از توانایی بازارها برای تهیه انواع سلایق و نیازهای مردم در جهت اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مربوط به احزاب استفاده کردند.

هدف آن‌ها به ویژه افزایش میهن‌پرستی و انسجام در جامعه بود. بازگشت بازار کریسمس به نورنبرگ در سال 1933 با یک مراسم افتتاحیه بزرگ برگزار شد که باعث ارتقای ملی‌گرایی و تجلیل از سنت‌های آلمانی شد.

اولین بازارهای کریسمس با قالب آلمانی در انگلستان در سال 1982 در لینکلن و در سال 1997 در بیرمنگام آغاز به کار کردند. از آن زمان به بعد، به مناسبت فصل کریسمس و افزایش روحیه جامعه، این نوع بازارها با موفقیت در سراسر جهان گسترش پیدا کردند.

اقتصاد در زمستان

اکنون، بازارهای کریسمس سهم قابل توجهی در اقتصاد زمستانی انگلیس دارند. آن‌ها بازدید کنندگان را از خارج از شهر جذب می‌کنند، مشاغل موقت ایجاد می‌کنند و فروش را برای مغازه‌ها و کافه‌های محلی افزایش می‌دهند. طی 35 سال گذشته، تعداد، اندازه، مدت زمان و میزان رشد آن‌ها رشد کرده است.

در منچستر، بازار در چند سال اخیر از چند غرفه به بیش از 180 غرفه رسیده است. بیرمنگام به تنهایی میزبان 5.5 میلیون بازدید کننده در سال 2014 بوده است. هزینه برآورد شده بازدیدکنندگان در بازارهای کریسمس بین سال‌های 2015 و 2017 دو برابر شده است و مجموعا به 500 میلیون پوند رسیده است. بازارهای انگلستان در کنار همتایان اروپایی خود به مقصد سفر تبدیل شده‌اند.

صنعتگران محلی در بازارهای کریسمس محصولات خود را به نمایش می‌گذارند.

با این حال، این بازارها منتقدان خود را دارند و مجموعه‌ای از عوامل به این معنی بود که حتی قبل از همه گیری، بازارها برای تغییر تنظیم شده بودند. بازدیدکنندگان از عدم اصالت خود انتقاد کرده و از تزئینات و هدایای کریسمس که به تولید انبوه رسیده است و وجود نمایشگاه‌های آزاد در بازارها اعتراض کردند.

تاجران بازار کریسمس از هزینه‌های نامناسب وسایل مورد فروش بازار انتقاد کرده‌اند. پویایی بین بازرگانان داخل و خارج از بازار همچنین باعث ایجاد تنش در شوراهای شهر شده است. خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا نیز باعث ایجاد سختی‌هایی برای سازمان‌دهندگان و شوراهای شهر که پیش از این انتظار دارند نرخ ارز، مقررات واردات و صادرات و بارهای اداری بر مشارکت اپراتورها و بازرگانان از اتحادیه اروپا تأثیر منفی بگذارد، شده است.

پس از حمله تروریستی در بازار کریسمس در برلین در سال 2016، امنیت یکی از نگرانی‌ها بوده است. بازارهایی مانند بیرمنگام و منچستر بر امنیت تاکیدات زیادی داشته‌اند، این امر دسترسی بازدیدکنندگان را محدود می‌کند و زیبایی و جو بازار را نیز تغییر می‌دهد.

امسال با شیوع ویروس کرونا، بازارهای کریسمس تا حد زیادی دیگر با قالب آلمانی ظاهر نشدند. آن‌ها به بازرگانان بین‌المللی و صدها کارگر موقت دلیل تعویق بازار کریسمس را توضیح دادند و برای سال آینده وعده مراسم بهتری دادند. برخی از بازارهای کریسمس که صنعتگران و صنایع دستی محلی را به نمایش می‌گذارند، مانند آن‌هایی که معمولاً در بات و آکسفورد برگزار می‌شوند، به صورت مجازی و آنلاین انجام خواهد گرفت.

به دنبال اقدامات دقیق امنیتی و بهداشتی، تعدادی از بازارها مانند کاردیف و آبردین ادامه خواهند یافت. آنها به جای تجارب مشترک اجتماعی، بر فعالیت‌هایی مانند تماشای چراغ‌های روشن کریسمس که نیازی به تعامل ندارند، تأکید خواهند کرد.

بازارهای جدید مجازی به عنوان بسترهایی برای سازندگان صنعتگر ایجاد شده‌اند که در محدودیت‌های ویروس کرونا از مشاغل کوچک حمایت می‌کنند. مردم همچنین ممکن است در خانه‌ها یا از طریق برنامه آنلاین زوم بازار کریسمس را با دوستان و خانواده خود ایجاد و تماشا کردند. چنین سازگاری تجربه‌ای از تشویق همگان برای جشن فراهم می‌کند. با این حال، این تجربه‌های مشترک عمومی، مانند تجربه‌هایی که در ابتدا در بازارهای کریسمس حس شده بود، نبوده‌اند.

اگرچه نمی‌دانیم زندگی پس از همه‌گیری چگونه خواهد بود، اما به احتمال زیاد برخی از سازگاری‌های امسال، مانند حضور آنلاین در بازار کریسمس، ارتقا معامله گران محلی نسبت به اوضاع بین‌المللی و اولویت‌بندی اقدامات امنیتی به ویژگی‌های دائمی قالب بازار کریسمس تبدیل می‌شوند. آنها به نگرانی‌های قبل از همه‌گیری و همچنین محدودیت‌های ویروس کرونا پاسخ می‌دهند.

محققان معتقدند که شهرها و مراکز شهرهای انگلستان طی سال‌های آینده دوباره متحول خواهند شد. به دلیل تمایل مردم به ایجاد تجربه مشترک عمومی، بازارهای کریسمس برمی‌گردند. باری دیگر، بقای آن‌ها با توانایی سازگاری با شرایط و اوضاع متغیر خواهد بود.

نوشته تاریخچه بازارهای کریسمس و تغییرات آن‌ها در سال‌های آینده اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

آیا فرزند اول خانواده بودن روی شغل آینده‌تان تأثیر می‌گذارد؟!

تحقیقات جدید حاکی از آن است که فرزند اول خانواده بودن تأثیر زیادی در انتخاب شغل آینده افراد ندارد، اما همانطور که قبلاً گفته شد دانستن اطلاعات در ادامه مطلب بسیار اطمینان‌بخش خواهد بود، پس در ادامه مطلب با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

در تجزیه و تحلیل پژوهشی در آمریکا که 3750 فرد آمریکایی را در طول 50 سال زیرنظر داشت، مشخص شد که هیچ‌گونه مدرکی دال بر اینکه ترتیب به دنیا آمدن افراد با مشاغلی که در آینده به آن مشغول خواهند شد، یافت نشد. هر چند که به نظر می‌رسد بین ترتیب تولد افراد و دست‌یابی به مشاغل، ارتباط کمی وجود دارد که شامل پیشرفت تحصیلی است.

محققان دریافتند که این ایده مرسوم مبنی بر اینکه فرزندان اول خانواده پیشرفت‌های علمی بیشتری را دنبال می‌کنند و فرزندان دیگر خانواده نیز به مشاغل خلاقانه‌تری مشغول خواهند شد، از این داده‌ها پشتیبانی نمی‌کند و آنها اشاره می‌کنند که عوامل زیادی نیز باید در این مسائل در نظر گرفته شوند.

رودیکا دامیان (Rodica Damian)، روانشناسی از دانشگاه هوستون اینچنین می‌گوید:

بین ترتیب تولد افراد، تحصیلات و توانایی‌های مرتبط شواهد کمی وجود دارد. اینکه ترتیب تولد افراد بتواند روی شغل آینده آن‌ها تاثیری داشته باشد، لزوماً از نظر علمی ثابت نشده است.

تحقیقات قبلی دو فرضیه را مطرح می‌کند: یکی اینکه بچه‌هایی که پس از فرزند اول خانواده متولد می‌شوند، به جایگاه‌ها و مراتبی می‌رسند که قبلاً توسط فرزند اول خانواده تصاحب نشده است، بنابراین در نهایت بیشتر ریسک‌پذیرند، خلاقیت بیشتری دارند و در این راستا اجتماعی‌تر نیز هستند که بر انتخاب شغل آینده آنها تأثیر می‌گذارد.

ایده دوم این است که کودکان اول متولد شده در خانواده معمولا باهوش‌ترند و در مدرسه و مشاغل خود بهتر عمل می‌کنند؛ زیرا بچه‌‌هایی که پس از فرزندان اول به دنیا می‌آیند، تحریکات فکری کمتری دارند. فقط زمان بزرگسالی تا کودکی کافی نیست.

تحقیقاتی که توسط دامیان و همکارش، روانشناس ماریون اسپنگلر (Marion Spengler) از دانشگاه توبینگن در آلمان، انجام شده است، هیچ پشتیبانی از این دو ایده ارائه نکردند و سوالاتی نیز در این باره ارائه دادند.

 

با توجه به داده‌های جمع‌آوری شده، فرزندان اول خانواده در واقع کمی بیشتر در زمینه‌های مشاغلی که به خلاقیت نیاز دارند، مشغول می‌شوند. پس این نکته می‌تواند به شما کمک کند تا ببینید کدامین یک از فرزندان شما چه مسیرهای شغلی را دنبال خواهند کرد.

دامیان این‌چنین اظهار کرده است:

شاید بهتر باشد که توجه خود را به انتظارات اجتماعی، اصول یا حتی کتاب‌های آموزش فرزندان معطوف کنیم. این ایده ممکن است انتظارات ما از آینده فرزندان را بر اساس ترتیب تولد آنها و بدون توجه به خصوصیات فردی مغرضانه جلوه دهد.

اگرچه بسیاری از تحقیقات قبلی این ارتباطات را بین ترتیب متولد شدن فرزندان قبلاً تجزیه و تحلیل کرده بود، اما یافته‌ها اغلب متناقض همدیگر هستند. بخشی از مسئله این است که تأثیرات زیادی بر کودکان و خانواده‌ها وجود دارد و پیش‌بینی شغل آن‌ها فقط با ترتیب تولد آن‌ها بسیار دشوار است.

مطالعات مختلف همچنین از اندازه‌گیری‌های مختلف، آزمایش‌های مختلف و گروه‌های مختلف بچه‌ها (از نظر سابقه در گذشته، سن و غیره) استفاده می‌کنند که ممکن است آن‌ها برخی از تغییرات تحقیقاتی را که در گذشته دیده‌ایم توضیح دهد. بدیهی است که در این مسئله فرهنگ خانواده‌ها جزو عوامل اصلی به شمار می‌رود.

آنچه این حوزه تحقیقاتی را نیز جذاب می‌کند، این است که همه ما تجربیات و داستان‌هایی برای گفتن داریم، چه فرزند اول خانواده باشیم، چه آخرین متولد شده و یا تنها فرزند خانواده یا به قول معروف تک‌فرزند باشیم. اگرچه از نظر علمی، به نظر می‌رسد ترتیب تولد فرزندان با شغلی که در آخر خواهند داشت، ارتباطی ندارد.

دامیان بیان کرده است:

 یافته‌های ما نشان می‌دهد که نقش ترتیب تولد فرزندان در انواع شغلی، خلاقیت شغلی و دستیابی به شغل ممکن است در تحقیقات قبلی بیش از حد ارزیابی شده باشد. از نظر عملی، تقریبا هیچ شواهدی وجود ندارد که بتواند توضیح دهد که برای مثال فرزند اول خانواده و فرزندان بعدی برای مشاغل خاصی تعیین شده‌اند، بنابراین در این بین اگر فرزند اول خانواده قصد دارد شغل خود را در زمینه هنر ادامه دهد، والدین نباید تعجب کنند، چون هیچ ارتباطی بین ترتیب تولد و مشاغل آینده فرزندان وجود ندارد.

نوشته آیا فرزند اول خانواده بودن روی شغل آینده‌تان تأثیر می‌گذارد؟! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بزرگترین اقیانوس جهان در معرض خطر قرار دارد!

اقیانوس آرام عمیق‌ترین و بزرگترین اقیانوس روی زمین است که حدود یک سوم سطح کره زمین را پوشش می‌دهد. چنین اقیانوس پهناوری به نظر می‌رسد شکست‌ناپذیر نیز باشد. با این وجود، مناطق زیست‌محیطی اقیانوس آرام از سراسر آنتراکتیکا در جنوب تا قطب شمال در شمال و از آسیا تا استرالیا تا قاره آمریکا در معرض تهدیدات شدیدی قرار گرفته است. در ادامه این مطلب با ما، آی‌تی‌رسان، همراه باشید.

در بیشتر موارد، فعالیت‌ها و اقدامات انسانی مقصر این مسئله است. ما به طور مرتب ماهی‌های اقیانوس آرام را از بین می‌بریم. زباله‌های زیادی درون اقیانوس آرام وجود دارد، تمامی این‌ها از اعمال انسانی نشات گرفته است. این زباله‌ها حتی در عمیق‌ترین نقطه زمین، در سنگر ماریانا 11000 متر زیر سطح دریا نیز پیدا شده است.

هنگامی که ما دی‌‌اکسید کربن را به اتمسفر می‌فرستیم، اقیانوس آرام نیز مانند سایر اقیانوس‌ها اسیدی‌تر می‌شود. این بدان معناست که ماهی‌ها بینایی و بویایی خود را از دست می‌دهند و موجودات زنده دریایی نیز پوسته و صدف خود را از دست می‌دهند.

اقیانوس‌ها اکثر اکسیژن مورد استفاده برای تنفس را تولید می‌کنند. آن‌ها هوا را تنظیم می‌کنند، برای ما غذا تأمین می‌کنند و باعث درآمدزایی برای میلیون‌ها نفر می‌شوند. اقیانوس‌ها مکان‌های تفریحی، آرامش و ارتباطات معنوی هستند. بنابراین، اقیانوس‌های سالم و پاک به نفع همه ما هستند. با درک بهتر تهدیدات و خطرات در اقیانوس آرام ارزشمند، می‌توان راه طولانی برای حفاظت از آن را نیز آغاز کرد.

دردسری در اقیانوس: پلاستیک

وجود پلاستیک در اقیانوس‌ها در دهه 1960 پس از مشاهده دو لاشه آلباتروس در سواحل جزایر شمال غربی هاوایی در شمال اقیانوس آرام، به طور علمی شناخته شد. تقریباً از هر چهارتا جوجه آلباتروس، سه تا از آن‌ها قبل از اینکه بتوانند به بلوغ برسند، فوت کردند و سپس مقداری پلاستیک در معده آن‌ها مشاهده شده بود.

اکنون، بقایای پلاستیک در اندازه‌های مختلف از نانومتر تا متر در همه زیستگاه‌های بزرگ دریایی در سراسر جهان یافت می‌شود. بخش کوچکی از این انباشته‌های زباله در اقیانوس آرام، معروف‌ترین محل قرار گرفته است.

بیشتر بقایای پلاستیکی حاصل از خشکی از طریق رودخانه‌ها به اقیانوس منتقل می‌شود. فقط 20 رودخانه دو سوم از پلاستیک ورودی جهانی را به دریا وارد می‌کنند و ده مورد از آنها به شمال اقیانوس آرام تخلیه می‌شود. به عنوان مثال هر ساله رودخانه یانگ تسه در چین که از شانگهای می‌گذرد، حدود 1.5 میلیون تن خرده زباله به دریای زرد اقیانوس آرام می‌فرستد.

این عکس در سال 2014 گرفته شده است و یک جوجه آلباتروس پا سیاه را در جزایر شمال غربی هاوایی نشان می‌دهد. همانطور که می‌بینید مقدار زیادی پلاستیک در معده‌اش وجود دارد.

قاتل حیات‌وحش

بقایای پلاستیک در اقیانوس‌ها خطرات بی‌شماری را برای زندگی موجودات دریایی ایجاد می‌کند. حیوانات می‌توانند در آوارهایی مانند تورهای ماهیگیری دور ریخته شده، مجروح شده یا اینکه غرق شوند.

برخی موجودات مانند جلبک‌های میکروسکوپی و بی‌مهرگان نیز می‌توانند بر این بقایا شناور شده و مسافت زیادی را از طریق اقیانوس‌ها طی کنند. این بدان معنی است که آنها می‌توانند از محدوده طبیعی خود پراکنده شده و در مناطق دیگر به عنوان گونه‌های مهاجم ساکن شوند. البته، حیوانات وحشی می توانند با خوردن بقایایی مانند میکروپلاستیک‌هایی در اندازه کمتر از پنج میلی‌متر به شدت آسیب ببینند. این پلاستیک می‌تواند دهان حیوانات را مسدود کرده یا در معده آن‌ها جمع شود. اغلب، حیوان با مرگ آهسته و دردناک می‌میرد.

اغلب پرندگان دریایی پلاستیک‌های شناور را با غذا اشتباه می‌گیرند. یک مطالعه در سال 2019 نشان داد که 20 درصد احتمال دارد که پرندگان دریایی پس از بلعیدن یک ماده از بین بروند، که پس از آن 93 مورد به 100 درصد افزایش می‌یابد.

تورهای ماهیگیری دور ریخته شده یا تورهای نامرئی ممکن است حیواناتی مانند لاک‌پشت‌ها را درگیر کنند.

فاجعه‌ای برای مردم در جزایر کوچک

پلاستیک بسیار بادوام است و می‌تواند در فواصل گسترده اقیانوس شناور باشد. در سال 2011، پنج میلیون تن خرده زباله در جریان سونامی ژاپن وارد اقیانوس آرام شد. برخی از آن‌ها از کل حوزه اقیانوس عبور کردند و در انتها در سواحل آمریکای شمالی قرار گرفتند. و از آنجا که پلاستیک‌های شناور در اقیانوس آزاد عمدتا توسط جریان‌های سطح اقیانوس و بادها حمل می‌شوند، بقایای پلاستیک در سواحل جزیره در امتداد مسیر آنها جمع می‌شود. ساحل کامیلو، در نوار جنوب شرقی جزیره بزرگ هاوایی، یکی از بدترین‌ ساحل‌ها برای آلودگی پلاستیک در جهان است. هر ساله حداکثر 20 تن زباله در ساحل وارد می‌شود.

به همین ترتیب، در جزیره هندرسون غیرمسکونی که بخشی از زنجیره جزیره پیتکارین در جنوب اقیانوس آرام است، 18 تن پلاستیک در ساحلی به طول 2.5 کیلومتر جمع شده است. هر روز چندین هزار قطعه پلاستیک در ساحل نیز ظاهر می‌شوند.

خرده‌زباله‌های استوایی

زباله‌های پلاستیکی ممکن است سرنوشت‌های مختلفی در اقیانوس داشته باشند: برخی غرق می‌شوند، برخی در سواحل ظاهر می‌شوند و برخی نیز در سطح اقیانوس شناور می‌شوند و توسط جریان‌ها، باد و امواج منتقل می‌شوند. حدود یک درصد از زباله‌های پلاستیکی در پنج تکه زباله نیمه گرمسیری در اقیانوس آزاد جمع می‌شود. آنها در نتیجه گردش اقیانوس، با تغییر میدان‌های باد و چرخش زمین تشکیل شده‌اند.

دو تکه زباله نیمه گرمسیری در اقیانوس آرام وجود دارد: یکی در شمال و دیگری در نیمکره جنوبی.

منطقه تجمع شمالی در منطقه‌ای شرقی بین کالیفرنیا و هاوایی و منطقه غربی که از ژاپن به سمت شرق گسترش می‌یابد، جدا شده است.

پنج منطقه زباله استوایی

شرمساری انسان‌ها از زباله‌های اقیانوس

منطقه زباله اولین بار توسط کاپیتان چارلز مور (Captain Charles Moore) در اوایل دهه 2000 کشف شد. تکه شرقی بیشتر به عنوان منطقه‌ای برای زباله‌های بزرگ در اقیانوس آرام شناخته می‌شود؛ زیرا از نظر اندازه (حدود 1.6 میلیون کیلومتر مربع) و مقدار پلاستیک بزرگترین منطقه است. از نظر وزن، این تکه زباله می‌تواند بیش از 100 کیلوگرم در هر کیلومتر مربع را در خود جای دهد.

منطقه زباله در جنوب اقیانوس آرام در نزدیکی والپارایسو، شیلی واقع شده است و از غرب نیز گسترش یافته است. این منطقه غلظت کمتری نسبت به منطقه عظیم در شمال شرقی دارد. تورهای ماهیگیری دور ریخته شده حدود 45 درصد از کل وزن پلاستیک در منطقه زباله بزرگ اقیانوس آرام را تشکیل می‌دهند. پسماند ناشی از سونامی ژاپن 2011 نیز سهم عمده‌ای در آن دارد و تخمین زده شده است که 20 درصد از این منطقه را تشکیل می‌دهد.

با گذشت زمان، بقایای پلاستیکی بزرگتر به میکروپلاستیک تجزیه می‌شود. میکروپلاستیک‌ها تنها 8 درصد از وزن کل زباله‌های پلاستیکی موجود در ضایعات زباله بزرگ اقیانوس آرام را تشکیل می‌دهند، اما 94 درصد تخمین زده شده است که 1.8 تریلیون قطعه پلاستیک نیز در آنجا وجود دارد. اگر غلظت این مواد زیاد باشد، ممکن است باعث کدر کردن آب اقیانوس شوند.

هر ساله تخمین زده می‌شود که حداکثر 15 میلیون تن زباله پلاستیکی از خط ساحلی و رودخانه‌ها به اقیانوس راه یابد. پیش‌بینی می‌شود با افزایش تولید پلاستیک، این میزان تا سال 2025 دو برابر نیز شود. برای جلوگیری از چنین جریان بدی باید فوراً اقداماتی کنیم. این اقدامات شامل برنامه‌ریزی برای جمع‌آوری و از بین بردن پلاستیک‌ها و از همه مهم‌تر، در مرحله اول جلوی تولید بسیار زیاد پلاستیک را بگیریم.

صنعت شیلات در آستانه سقوط

اقیانوس آرام به عنوان بزرگترین و عمیق‌ترین دریا روی زمین، از بزرگترین صنعت شیلات جهان پشتیبانی می‌کند. هزاران سال است که مردم برای تأمین مواد غذایی و امرار معاش خود به این شیلات تکیه کرده‌اند. اما، در سراسر جهان از جمله در اقیانوس آرام، عملیات ماهیگیری با سرعت بیشتری نسبت به بازیابی ماهیان، ماهی‌ها را تخلیه می‌کنند. این صید بی‌رویه یکی از جدی‌ترین تهدیدها برای اقیانوس‌های جهان محسوب می‌شود.

انسان‌ها هر ساله حدود 80 میلیون تن موجود دریایی را از دریا صید می‌کنند. در سال 2019، دانشمندان برجسته جهان درباره همه تهدیدهای تنوع زیستی دریایی طی 50 سال گذشته گفتند و همچنین بیان کردند که صید موجودات بیشترین آسیب را به این کشور وارد کرده است. آن‌ها گفتند که 33 درصد از گونه‌های ماهی بیش از حد مورد بهره‌برداری قرار گرفته است، 60 درصد از این موجودات در سطح حداکثری صید ماهی قرار گرفتند و فقط 7 درصد ماهی صید کمتری داشتند.

کاهش جمعیت ماهی‌ها فقط برای انسان‌ها مسئله‌ساز نیست. ماهی‌ها نقش مهمی در اکوسیستم‌های دریایی دارند و یک حلقه مهم در شبکه‌های غذایی پیچیده اقیانوس هستند.

صید بی‌رویه ماهی‌ها و موجودات دریایی باعث از بین بردن حیات دریایی اقیانوس آرام می‌شود!

در حال حاضر ماهی‌های زیادی در دریاها وجود ندارد!

صید بی‌رویه هنگامی اتفاق می‌افتد که انسان منابع ماهی را بیش از حد حداکثر آن‌ها از دریا و اقیانوس‌ها استخراج کند، که به عنوان حداکثر عملکرد پایدار شناخته می‌شود. ماهیگیری فراتر از این باعث کاهش ذخایر جهانی ماهی می‌شود، زنجیره‌های غذایی را مختل می‌کند، زیستگاه‌ها را تخریب می‌کند و برای انسان‌ها نیز باعث کمبود منابع غذایی می‌شود.

اقیانوس آرام محل شیلات عظیم ماهی تن است که تقریباً 65 درصد از صید ماهی تن جهان را هر ساله تأمین می‌کند. اما بقای طولانی‌مدت بسیاری از جمعیت ماهی تن در معرض خطر است. به عنوان مثال، یک مطالعه منتشر شده در سال 2013 نشان داد که تعداد ماهی تن قرمز، ماهی با ارزشی که از آن در تهیه سوشی استفاده می‌شود، در اقیانوس آرام شمالی بیش از 96 درصد کاهش یافته است. کشورهای در حال توسعه، از جمله اندونزی و چین، دو کشور بسیار زیان‌آوری برای ماهی‌ها هستند، اما کشورهای دیگر در حال توسعه نیز شامل این لیست می‌شوند.

از اوایل دهه 1990 در امتداد ساحل غربی کانادا، جمعیت ماهی قزل‌آلا در اقیانوس آرام به سرعت کاهش یافته است. این مسئله نیز به دلیل صید بیش از حد ماهی است. کشور ژاپن اخیرا به دلیل پیشنهادی برای افزایش سهمیه ماهی تن آبی اقیانوس آرام، گونه‌ای که گفته می‌شود فقط 4.5 درصد از اندازه جمعیت آن است، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است.

کارشناسان می‌گویند صید بی‌رویه ماهی‌ها نیز در قاره استرالیا به عنوان یک مشکل محسوب می‌شود. به عنوان مثال، تحقیقات در سال 2018 نشان داد که گونه‌های بزرگ ماهی به دلیل فشار ماهیگیری بیش از حد در سراسر کشور در حال کاهش هستند. جمعیت مورد بهره برداری در دهه منتهی به سال 2015 در مناطق آزاد برای ماهیگیری به طور متوسط 33 درصد کاهش یافت.

مقدار ماهی‌هایی که برای تهیه سوشی استفاده می‌شدند، کاهش یافته است.

بنابراین چه چیزی باعث ماهیگیری بیش از حد می‌شود؟

دلایل زیادی وجود دارد که چرا ماهیگیری بیش از حد مجاز رخ می‌دهد و اینکه چرا این مسئله کنترل نمی‌شود. شواهد نشان می‌دهد:

  • فقر در میان ماهیگیران در کشورهای در حال توسعه
  • یارانه‌های ماهیگیری که باعث می‌شود کشتی‌های بزرگ ماهیگیری به آب‌های کشورهای در حال توسعه سفر کرده و با ماهیگیران در مقیاس کوچک رقابت کرده و چنین صنعت بدی را ادامه دهند.
  • مدیریت ضعیف صنایع شیلات و جامعه
  • ضعف در انطباق با مقررات ماهیگیری به دلیل کمبود ظرفیت دولت محلی.

برای نمونه اول، کشور اندونزی را مثال می‌زنیم. اندونزی بین اقیانوس آرام و هند قرار دارد و پس از چین و پرو سومین تولید کننده بزرگ موجودات دریایی در جهان است. حدود 60 درصد از این صید توسط شرکت‌های مقیاس کوچک انجام می‌شود. بسیاری از جوامع فقیرنشین ساحلی نیز از این اقدامات بسیار استقبال می‌کنند.

ماهیگیری بیش از حد برای اولین بار در اندونزی در دهه 1970 گزارش شد. این مصوبه در سال 1980 حکم ریاست جمهوری را صادر کرد و ممنوعیت ماهیگیری با کیسه‌های بزرگ را در جزایر جاوا و سوماترا ممنوع کرد. اما ماهیگیری بیش از حد تا دهه 1990 ادامه داشت و تا امروز نیز همچنان ادامه دارد. گونه‌های هدف این کشور شامل ماهی‌های صخره‌ای، خرچنگ دریایی، میگو، خرچنگ و ماهی مرکب است.

چنین تجربه‌ای از کشور اندونزی نشان می‌دهد که هیچ راه‌حل ساده‌ای برای حل مشکل ماهیگیری وجود ندارد. در سال 2017، دولت اندونزی فرمانی را صادر کرد که قرار بود ماهیگیری را در سطح پایدار حفظ کند، یعنی به اندازه 12.5 میلیون تن در سال. با این حال، در مکان‌های ممکن این روند بیشتر به دلیل روشن نبودن قوانین و ناکافی بودن اجرای محلی ادامه داشت. اجرای این واقعیت پیچیده بود که تقریباً همه قایق‌های کوچک ماهیگیری اندونزی تحت کنترل دولت‌های استانی قرار می‌گیرند. این امر لزوم همکاری بهتر بین سطوح دولت در زمینه مقابله با صید بی‌رویه را آشکار می‌کند.

رعایت و اجرای محدودیت‌های ماهیگیری در سراسر جهان اغلب ضعیف است.

چه کاری از ما برمی‌آید؟

برای جلوگیری از صید بی‌رویه ماهی‌ها و موجودات دریایی، دولت‌ها باید به مسئله فقر و تحصیلات ضعیف در جوامع کوچک ماهیگیری بپردازند. این ممکن است شامل یافتن منبع جدیدی از درآمد برای آنها باشد. به عنوان مثال در شهر اسلب در فیلیپین، ماهیگیران سابق مرد و زنان به گردشگری روی آورده‌اند. این گردشگری این چنین است که این افراد به وال کوسه مقدار کمی کریل برای تغذیه می‌دهند تا آنها را به ساحل نزدیک کند و سپس گردشگران بتوانند با آنها در زیر آب غواصی یا شنا کنند.

مقابله با صید بی‌رویه ماهیان در اقیانوس آرام همچنین نیاز به همکاری بین کشورها برای نظارت بر شیوه‌های صید و اجرای قوانین دارد. شبکه جهانی مناطق حفاظت شده دریایی باید برای حفظ حیات دریایی گسترش و تقویت شود. در حال حاضر، کمتر از 3 درصد از اقیانوس‌های جهان جزو مناطق ممنوعیت ماهیگیری هستند. در استرالیا، بسیاری از ذخایر دریایی کوچک هستند و در مناطقی قرار دارند که از نظر ماهیگیران تجاری ارزش کمی دارند.

سقوط صنایع شیلات در سراسر جهان نشان می‌دهد که زندگی دریایی ما تا چه اندازه می‌تواند آسیب‌پذیر باشد. واضح است که انسان‌ها از اقیانوس‌ها فراتر از سطح پایدار بهره برداری می‌کنند. میلیاردها نفر برای تأمین پروتئین و امرار معاش خود به غذاهای دریایی تکیه کرده‌اند. اما با اجازه دادن به ادامه ماهیگیری، نه تنها به اقیانوس‌ها ضربه بزرگی می‌زنیم، بلکه به خودمان نیز آسیب زیادی وارد می‌کنیم.

تأمین درآمد جایگزین برای ماهیگیران می‌تواند از صید بی‌رویه ماهی و موجودات دریایی جلوگیری کند.

تهدیدی به نام اقیانوس‌های اسیدی

آب‌های گرمسیری و نیمه‌گرمسیری اقیانوس آرام بیش از 75 درصد از صخره‌های مرجانی جهان را در خود جای داده است. این‌ها شامل صخره بزرگ سد و صخره‌های از راه دور بیشتر در مثلث مرجانی، مانند اندونزی و پاپوآ گینه نو است. صخره‌های مرجانی متحمل بار اصلی تغییرات آب و هوایی هستند. ما چیزهای زیادی در مورد چگونگی آسیب دیدن اکوسیستم مرجان‌ها با سفید شدن آن‌ها می‌شنویم. اما روند پردردسر دیگری نیز وجود دارد که بقای صخره‌ها را نیز تهدید می‌کند و آن اسیدی شدن اقیانوس‌ها است.

اسیدی شدن اقیانوس به ویژه آب‌های کم‌عمق را تحت تأثیر قرار می‌دهد و منطقه اقیانوس آرام تحت قطب شمال به ویژه آسیب پذیر می‌شود. صخره‌های مرجانی کمتر از 0.5 درصد سطح کل کره زمین را پوشش می‌دهند، اما اینچنین تخمین زده می‌شود که 25 درصد از همه گونه‌های دریایی در آن زندگی می‌کنند. به دلیل اسیدی شدن اقیانوس‌ها و تهدیدهای دیگر، جنگل‌های بارانی زیر آب متنوع از جمله تهدیدات مهم اکوسیستم‌های کره زمین به شمار می‌روند.

اقیانوس آرام بیش از 75 درصد از صخره‌های مرجانی جهان را در خود جای داده است.

واکنش شیمیایی

اسیدی شدن اقیانوس‌ها باعث کاهش درجه اسیدی آب دریا می‌شود، زیرا دی اکسید کربن (CO2) را از جو جذب می‌کند. هر ساله انسان‌ها با فعالیت‌هایی مانند سوزاندن سوخت‌های فسیلی و جنگل زدایی 35 میلیارد تن  دی اکسید کربن از خود ساطع می‌کنند. اقیانوس‌ها تا 30 درصد مقدار دی اکسیدکربن اتمسفر را جذب می‌کنند و یک واکنش شیمیایی ایجاد می‌کنند که در آن غلظت یون‌های کربنات کاهش می‌یابد و غلظت یون هیدروژن افزایش می‌یابد. این تغییر باعث اسیدی شدن آب دریا می‌شود.

از زمان انقلاب صنعتی، درجه اسیدی آب اقیانوس‌ها 0.1 واحد کاهش یافته است. این ممکن است در نظر شما خیلی زیاد به نظر نرسد، اما در واقع این مقدار کاهش به این معنی است که اقیانوس‌ها در حال حاضر حدود 28 درصد اسیدی‌تر از اواسط دهه 1800 شده‌اند. هیئت بین دولتی تغییر اقلیم (IPCC) گفته است سرعت اسیدی شدن آب اقیانوس‌ها در حال تسریع یافتن است.

انسان‌ها 35 میلیارد تن کربن دی‌اکسید را هر ساله منتشر می‌کنند!

چرا اسیدی شدن اقیانوس‌ها زیان‌بار است؟

یون‌های کربنات عناصر سازنده ساختارهای مرجانی و موجوداتی هستند که پوسته‌ای برای خود می‌سازند. بنابراین کاهش غلظت یون‌های کربنات می‌تواند خبر بدی برای زندگی موجودات دریایی باشد.

در حال حاضر مشخص شده است که در آب‌های اسیدی‌تر نرم‌تنان در ساخت و ترمیم پوسته‌های خود مشکل دارند. آنها همچنین رشد، متابولیسم، تولید مثل، عملکرد ایمنی بدن و رفتارهای تغییر یافته را نشان می‌دهند. به عنوان مثال، محققان در پلینزی فرانسه خرگوش‌های دریایی (نوعی از حلزون دریایی) را در معرض شبیه سازی اسیدی شدن اقیانوس قرار دادند و دریافتند که این موجودات موفقیت کمتری در جستجوگری داشت و تصمیمات نامناسب‌تری می‌گرفتند.

اسیدی شدن اقیانوس‌ها نیز برای ماهی‌ها مشکل‌ساز است. بسیاری از مطالعات نشان داده‌اند که افزایش کربن دی اکسید می‌تواند حس بویایی، بینایی و شنوایی آنها را مختل کند. همچنین ممکن است صفات بقا، مانند توانایی ماهی در یادگیری، جلوگیری از شکارچیان و انتخاب زیستگاه مناسب را مختل کند. به نظر می‌رسد چنین اختلالی نتیجه تغییر در عملکردهای عصبی، فیزیولوژیکی و مولکولی در مغز ماهیان باشد.

خرگوش‌های دریایی که در معرض آب‌های اسیدی قرار داشتند، تصمیمات نامناسب‌تری می‌گرفتند.

پیش‌بینی برندگان و بازندگان

از هفت اقیانوس جهان، اقیانوس آرام و هند از سال 1991 با سریع‌ترین سرعت اسیدی می‌شوند. این نشان می‌دهد که زندگی موجودات دریایی آنها نیز ممکن است آسیب‌پذیرتر باشد. با این حال، اسیدی شدن اقیانوس به طور یکسان بر همه گونه‌های دریایی تأثیر نمی‌گذارد و اثرات آن می‌تواند در طول عمر موجودات دریایی متفاوت باشد. بنابراین، تحقیقات بیشتر برای پیش‌بینی برندگان و بازندگان آینده بسیار مهم است.

این اقدام را می‌توان با شناسایی صفات ارثی که می‌تواند بقا و موفقیت تولید مثل موجودات را در شرایط اسیدی‌تر افزایش دهد، انجام داد. جمعیت‌های برنده ممکن است شروع به انطباق کنند، در حالی که جمعیت‌های بازنده باید اهداف حفاظت و مدیریت باشند.

این برنده‌ ممکن است کوسه اپولت باشد، این گونه از صخره‌های آب کم عمق بومی گریت بریر ریف در استرالیا است. تحقیقات نشان می‌دهد که شرایط اسیدی شدن اقیانوس شبیه سازی شده، رشد اولیه، رشد و بقای جنین و نوزاد را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد و همچنین بر رفتارهای جستجوی غذا یا عملکرد متابولیکی بزرگسالان تأثیر نمی‌گذارد.

اما اسیدی شدن اقیانوس‌ها احتمالاً با بازنده‌هایی در سواحل گریت بریر ریف همراه خواهد بود. به عنوان مثال، محققان در حال مطالعه دلقک ماهی نارنجی، گونه‌ای که توسط شخصیت انیمیشن نمو دیزنی مشهور شد، هستند و دریافتند که این موجودات تحت شرایط شبیه سازی اسیدیته اقیانوس‌ها دچار اختلالات حسی متعدد شده‌اند. از بین این موارد می‌توان به دشواری‌هایی در بویایی، حس کردن راه بازگشت به خانه و تشخیص دوست از دشمن اشاره کرد.

هنگامی که دلقک ماهی در معرض اسیدی شدن اقیانوس قرار گرفت، نتوانست دشمن را از هم‌نوع خود تشخیص دهد.

اکنون خیلی دیر نشده است!

بیش از نیم میلیارد نفر برای تأمین غذا، درآمد و محافظت در برابر طوفان و فرسایش سواحل به صخره‌های مرجانی وابسته هستند. صخره‌ها مشاغلی مانند گردشگری و ماهیگیری و مکان‌هایی را برای تفریح ​​فراهم می‌کنند. در سطح جهانی، صخره‌های مرجانی نمایانگر صنعتی با ارزش 11.9 تریلیون دلار آمریکا در سال هستند. مهم‌تر از همه آن است که آنها محلی برای ارتباط عمیق فرهنگی و معنوی برای افراد بومی در سراسر جهان به شمار می‌روند.

اسیدی شدن اقیانوس تنها تهدیدی برای صخره‌های مرجانی نیست. میزان گرم شدن اقیانوس‌ها تحت تغییرات آب و هوایی از دهه 1990 تاکنون دو برابر شده است. به عنوان مثال گریت بریر ریف از زمان انقلاب صنعتی 0.8 درجه سانتی‌گراد گرمتر شده است. در طول پنج سال گذشته این اتفاقات ویرانگر، باعث سفید شدن مرجان‌ها شده است. اثرات دریاهای گرمتر با اسیدی شدن اقیانوس‌ها بیشتر می‌شود.

کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای باید به یک رسالت جهانی تبدیل شود. با شیوع ویروس کرونا، اقدامات و حرکات نامناسب انسان‌ها در برابر دریاها در سراسر کره زمین کندتر شده است. این مسئله نشان از این دارد که ما می‌توانیم تولید کربن دی اکسید را به طور ریشه‌ای کاهش دهیم. اگر دولت‌ها اهداف خود در موافقت نامه پاریس را برآورده کنند و افزایش دمای کره زمین را زیر 1.5 سانتی‌گراد نگه دارند، اقیانوس آرام کاهش شدیدی در میزان اسیدی بودن را تجربه خواهد کرد.

با این حال، برای جلوگیری از گرم شدن کره زمین در کمتر از 1.5 سانتی‌گراد، مجبور خواهیم شد تا میزان بیشتری انتشار گازهای گلخانه‌ای یعنی 45 درصد از آن را در دهه آینده کاهش دهیم. این مسئله باعث امیدواری ما است و نشان می‌دهد که صخره‌های مرجانی در اقیانوس آرام و در سراسر جهان کاملا از بین نخواهند رفت. بسیار واضح است که تصمیماتی که امروز می‌گیریم بر شکل ظاهری اقیانوس‌های فردا و دهه‌های آینده تأثیر می‌گذارد.

تصمیمات امروز ما سرنوشت اقیانوس‌های فردا را تعیین می‌کنند.

نوشته بزرگترین اقیانوس جهان در معرض خطر قرار دارد! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

فضای سبز جلوی منزل می‌تواند سطح استرس روانی را کاهش ‌دهد!

شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد حضور در فضاهای سبز چه در هنگام باغبانی یا گوش دادن به آواز پرندگان، تأثیر مثبتی بر سلامت روان دارد. بودن در طبیعت همچنین با بهبود عملکرد شناختی، آرامش بیشتر، کنار آمدن با ضربات روحی و کاهش برخی علائم اختلال نقص توجه در کودکان ارتباط دارد.

با این حال، بیشتر این مطالعات به ویژه در مورد اثرات فضای سبز عمومی بوده است تا باغ‌های خصوصی. در دوره‌ای که بسیاری از افراد به دلیل محدودیت ویروس کرونا در خانه‌های خود هستند، فضای خصوصی باغچه در دسترس‌ترین فضای سبز ممکن است. اما آیا این فضاهای سبز کوچک برای سلامت روان ما فواید یکسانی دارند؟

این پژوهشی که اخیرا منتشر شده است، نشان داده است که داشتن گیاهان در باغ جلوی خانگی (محوطه جلو) علائم استرس را کاهش می‌دهد. با توجه به اینکه باغ‌های جلوی خانه‌ها اکنون در حال از بین رفتن هستند، قصد داریم باغ‌های جلویی را به طور خاص بررسی کنیم تا ارزش و تأثیر آنها را چه از نظر روحی، اجتماعی و فرهنگی را بفهمیم. باغ‌های جلویی نیز پلی بین زندگی خصوصی و عمومی هستند. از آنجایی که همسایگان و رهگذران نیز از دیدن این نوع فضای سبز برخوردار می‌شوند، پس ممکن است این باغ‌ها نقشی در رفاه جامعه ایفا کنند.

آزمایشات انجام شده میزان استرس فیزیولوژیکی و روانی را قبل و بعد از افزودن گیاهان به باغ‌های جلویی در سالفورد، منچستر که قبلا بدون گل و گیاه بود، ارزیابی کردند. ما غلظت کورتیزول شرکت‌کنندگان (که گاهی اوقات هورمون استرس نامیده می‌شود) در بزاق و همچنین استرس گزارش شده آن‌ها را باهم بررسی کردیم. سنین شرکت کنندگان از 21 تا 86 سال بود و 64 درصد آنها زن بودند.

گیاهان زینتی از جمله گل اطلسی، گل بنفشه، رزماری، اسطوخودوس، آزالیاس، کلماتیس و یک درخت آملانشیر (ماسپیلوس برفی) یا درخت ارس کوتوله را اضافه کردیم. این‌ گیاهان به دلیل نگهداری راحت‌تر و آشنایی بیشتر مردم انگلیس انتخاب شده بودند. به 42 نفر از ساکنان، کود، ظروف خودآبیاری، قوطی آب و داربست مجهز کردیم. تیم تحقیق تمام کاشت‌ها را انجام دادند تا اطمینان حاصل کنند که همه باغ‌ها شبیه هم باشند. به شرکت کنندگان در مورد نحوه نگهداری و آبیاری گیاهان مشاوره داده شد و همچنین آن‌ها اجازه داشتند گیاهانی با ویژگی‌های بیشتری اضافه کنند. گیاهان جدید تا حد ممکن نیاز به نگهداری کم داشتند.

سطح استرس پایین‌تر

طی یک دوره یک ساله، متوجه شدیم که داشتن گیاهان در باغ‌های جلویی منزل که قبلا بدون فضای سبز بود، منجر به کاهش شش درصدی میزان استرس توسط ساکنان شد. این مقیاس با در نظر گرفتن احساس کنترل و توانایی کنار آمدن با عوامل استرس‌زا، میزان استرس‌زا بودن شرایط زندگی را اندازه‌گیری می‌کند. کاهش شش درصدی استرس معادل تأثیر طولانی‌مدت هشت جلسه هفتگی آگاهی ذهن است.

همچنین از نظر آماری تغییرات قابل توجهی در الگوهای کورتیزول بزاقی شرکت‌کنندگان پیدا کردیم. کورتیزول اصلی‌ترین هورمون واکنش استرس در بدن است که می‌تواند پاسخ ستیز یا گریز ما را فعال کند و سطح خواب و انرژی را تنظیم کند. ما برای سلامتی هر روز به کورتیزول احتیاج داریم و به طور معمول وقتی از خواب بیدار می‌شویم غلظت آن اوج می‌گیرد و در شب به کمترین میزان خود می‌رسد. اختلالات در این الگو نشان می‌دهد که بدن ما تحت استرس است. ما دریافتیم که 24 درصد از ساکنان در ابتدای مطالعه دارای الگوی روزانه کورتیزول سالم بودند. این سه ماه پس از افزودن گیاهان به 53 درصد افزایش یافت که خود نشان‌دهنده سلامت روانی بهتر در این شرکت‌کنندگان است.

گل اطلسی فقط یکی از انواع گیاهانی بود که به باغ‌های جلویی منزل شرکت‌کنندگان افزوده شد.

دلایل این تغییرات را می‌توان با گفته شرکت‌کنندگان در هنگام مصاحبه توضیح داد. ساکنان دریافته‌اند که باغ‌ها تأثیر مثبتی در نگرش آنها به شرایط زندگی دارند. به طور کلی گیاهان تاثیر زیادی در احساس غرور و انگیزه بیشتر برای بهبود محیط می‌شوند. باغ‌ها همچنین مانند مکانی برای استراحت هستند.

همه این موارد احتمالاً به مقاومت شخصی افراد در موقعیت‌های استرس‌زا کمک می‌کند و با گذشت زمان، بر روی پاسخ فیزیولوژیکی آنها به استرس و غلظت کورتیزول تأثیر خواهد داشت. افزودن اندک گیاهان در باغ جلویی تغییر مثبتی در محیط خانه و خیابان نیز ایجاد می‌کند.

تمام این مزایای رفاه فضای سبز بر اساس دو نظریه روانشناسی محیطی است: نظریه بازیابی توجه و نظریه کاهش استرس. هر دو نظریه روانی-تکاملی بر اساس نظریه هم حسی با طبیعت ویلسون مبنی بر اینکه انسان رابطه ذاتی با محیط طبیعی دارد، است.

نظریه بازیابی توجه پیشنهاد می‌کند که قرار گرفتن در معرض محیط‌های طبیعی توانایی تمرکز ما بر روی کارهایی را که نیاز به تلاش و توجه معطوف دارند، بازیابی می‌کند. صرف وقت در محیط‌های طبیعی به قدرت ذهنی کمتری احتیاج دارد، زیرا ما نیازی به تمرکز بر محرک‌ها یا وظایف خاص و یا سرکوب حواس‌پرتی نداریم. طبیعت همچنین فرصت‌هایی برای تأمل در اختیار ما قرار می‌دهد. تئوری کاهش استرس پیشنهاد می‌کند که محیط‌های طبیعی واکنش‌های عاطفی فوری را تحریک می‌کنند و احساسات منفی کمتری نسبت به محیط‌های غیر طبیعی دارند.

نتایج مطالعات، اهمیت فضای سبز کوچک را برای کاهش استرس نشان می‌دهد و ممکن است در برنامه‌ریزی محلی، توسعه شهری و بهداشت و مراقبت‌های اجتماعی ملاحظات مهمی باشد. تفکر یکپارچه بین محیط ساخته شده، بخش‌های محیط زیست و بهداشت لازم است.

یافته‌های این پروژه همچنین از موارد اجتماعی بیشتر باغ‌های خیابان و فضای سبز پشتیبانی می‌کند. به عنوان مثال، استانداردهای هم حسی با طبیعت ساختمان‌ها، استراتژی‌های شهری متمرکز بر محیط زیست و ابتکارات خیابانی در پیاده روها می‌توانند راه‌های قابل‌توجهی برای دستیابی به این هدف باشند. پس طراحان منظره‌ها و سایر متخصصانی که با فضای سبز کار می‌کنند، زمینه‌ای برای تأثیر قابل توجهی بر ادراک، سلامتی و سلامتی انسان فراهم می‌کنند.

برای ساکنینی که فضای سبز جلوی منزل دارند، کاشت گیاهان می‌تواند بدون اشغال فضای زیادی، نگهداری کمتری نیز به همراه داشته باشد. کاشت گیاهان در گلدان‌های مناسب ممکن است برای افراد بیشترین جذابیت را داشته باشد. اما برای کسانی که به فضای بیرونی دسترسی ندارند، برخی شواهد نشان می‌دهد که گیاهان آپارتمانی داخلی نیز مزایای سلامت روان را فراهم می‌کنند.

نوشته فضای سبز جلوی منزل می‌تواند سطح استرس روانی را کاهش ‌دهد! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

تنها تا ده سال دیگر می‌توان به صید بی‌رویه آبزیان ادامه داد!

حتی دورافتاده‌ترین جزایر جهان تاثیرات گسترده‌ای در جوامع بشری دارند. کلونی پرندگان خالی از سکنه در ساحل غربی کانادا، جزایر گرمسیری دورافتاده ژاپن و زمین‌های کوچک در جنوب شرق آسیا همه یک چیز مشترک دارند: ضایعات پلاستیکی در ساحل.

ماهی‌های زیادی در دریای بالتیک سوئد به دلیل وجود کودهای کشاورزی و انواع دیگر آلودگی، آنجا را ترک کرده‌اند یا می‌میرند. در همین حال، مزارع شیلات و پرورش آبزیان دریایی در بسیاری از مناطق جهان بیش از حد صید می‌کنند و آب را آلوده می‌کنند. همه ما می‌دانیم که مدیریت صحیح این فعالیت‌ها چگونه می‌تواند باشد، اما اراده سیاسی تاکنون برابر با چالش اخیر نبوده است، یعنی کار زیادی در این بخش انجام نشده است. در ادامه با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

اما این مسائل ممکن است تغییر کنند. توافق اخیر بین 14 رئیس دولت که در مجموع 40 درصد از خطوط ساحلی جهان را شامل می‌شود، بسته شده است و آن‌ها وعده داده‌اند که طی یک دهه صید بی‌رویه ماهیان، بازیابی ذخایر ماهی و توقف جریان آلودگی پلاستیکی به اقیانوس را پایان دهند.

مشکلات در اقیانوس‌ها هر کشوری را درگیر می‌کند که خواستار راهکارهایی هماهنگ است.

مشکلات مرتبط

آلودگی، پلاستیک و غذاهای دریایی ناپایدار ممکن است مانند مشکلات جداگانه‌ای به نظر برسند، اما بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند. وقتی مواد مغذی از مزارع به دریا می‌ریزند، بر شرایط لازم برای رشد ماهی تأثیر می‌گذارند. آلودگی باعث می‌شود که غذاهای دریایی ما از سلامتی کمتری برخوردار شوند و صید بی‌رویه باعث می‌شود برخی از ذخایر ماهی بیش از توان آنها تجدید شوند.

همه این فشارها با گرم شدن کره زمین تقویت می‌شوند. اکنون دهه‌هاست که اقیانوس به عنوان گودالی برای انتشار گاز دی اکسید کربن و گرمای بیش از حد عمل می‌کند، اما موارد بسیاری وجود دارد که اکوسیستم‌های دریایی قبل از از بین رفتن دارا هستند. نباید فکر کنیم که این مشکلات تأثیری در زندگی ما نخواهد داشت. در آن صورت، طوفان‌های شدیدتری با آب‌های گرم‌تر اقیانوس بیشتر اتفاق خواهد افتاد.

محافظت از اقیانوس به نفع همه انسان‌ها است. دریای پاک سودآوری بیشتری خواهد داشت و تحقیقات نشان می‌دهد که شیلات با مدیریت بهتر می‌تواند شش برابر بیشتر از مواد غذایی کنونی تولید کند. در صورت موافقت هر کشور برای محافظت از دریای آزاد، مناطق انحصاری اقتصادی کشورهای ساحلی سودمندتر خواهند بود. اگر قایق‌رانان نیازی نداشته باشند تا لجن سبز و ضخیم ته قایق از دریا را پاکسازی کنند، بی‌شک قایقرانی در دریای بالتیک سوئد بسیار بهتر خواهد بود.

بنابراین جهان چگونه می‌تواند پیشرفت کند و چه چیزی مانع آن می‌شود؟

راه‌حل‌های بین‌المللی

افراد در توافق اخیر که بین 14 رئیس دولت و کشورهای شرکت‌کننده از جمله استرالیا، کانادا، شیلی، فیجی، غنا، اندونزی، جامائیکا، ژاپن، کنیا، مکزیک، نامیبیا، نروژ، پالائو و پرتغال است، به تعدادی از اهداف در آب‌های ملی متعهد شدند، که از جمله آن‌ها می‌توان به سرمایه‌گذاری در حمل و نقل با انتشار صفر مواد، از بین بردن زباله‌ها و اطمینان از پایداری شیلات اشاره کرد. هدف این توافقات این است که اطمینان حاصل شود که تمام فعالیت‌های این مناطق انحصاری اقتصادی تا سال 2025 پایدار شده است.

کشورها توافق کردند که به جای کار از طریق سازمان ملل، برنامه خود را برای اقدام سریع دنبال کنند. آب‌های ملی توافق شده آنها تقریبا برابر با قاره آفریقا است. هر یک از آنها در عملکرد مستمر اکوسیستم‌ها و اقتصاد اقیانوس‌ها سهام مشخصی دارند، بنابراین این رویکرد بسیار منطقی است. این مسئله‌ای است که بدون شک مشاغل باید به آن احترام بگذارند. از این گذشته، هیچ فرصت اقتصادی در اقیانوس مرده وجود ندارد.

این توافق‌نامه پیام دلگرم‌کننده‌ای از رهبران سیاسی است و این کشورها می‌توانند مبالغ زیادی از پول و منابع را برای ایجاد تغییرات استفاده کنند. اما اقیانوس میزبان ده صنعت جهانی است و هربار حدود پنجاه هزار کشتی از آن عبور می‌کنند. بسیار واضح است که ما برای ارائه چنین برنامه بلند پروازانه‌ای به بیشتر دولت‌ها و کشورها نیاز داشته باشیم.

دانشمندان در حال حاضر در حال توسعه یک ائتلاف جهانی از مشاغل مربوط به غذاهای دریایی پایدار هستند. استراتژی آن‌ها این است که عاملان اصلی در بخش‌های خصوصی و شرکت‌هایی که توانایی نامتناسب تأثیرگذاری بر تغییر را به دلیل اندازه و قدرت دارند، را پیدا کنند.

صنعت غذاهای دریایی گسترده است و شامل بزرگترین شرکت‌های جهان از کل شیلات، مزارع پرورش آبزیان و پردازنده‌های خوراک دام می‌شود. پس از چهار سال همکاری، تغییرات در عاملان شرکت‌کننده در حال تسریع است. به عنوان مثال، Nissui، دومین شرکت بزرگ غذاهای دریایی جهان است که کل سبد تولید آن‌ها را برای چالش‌های پایداری غذاها ارزیابی کرده است.

همکاری بین دانشمندان و مشاغل برای تحقق تعهدات دولت‌ها امری حیاتی است. دانشمندان می‌توانند برای شناسایی مشکلات کمک کنند و تجارت نیز می‌تواند راه‌حل‌هایی برای توسعه، آزمایشی و مقیاس ایجاد کند. به عنوان مثال، محققان اکنون در حال توسعه نرم‌افزاری هستند که می‌تواند به طور خودکار تشخیص دهد که کدام نوع ماهی در کشتی‌ها صید می‌شود، تا شفافیت تولید غذاهای دریایی را بهبود بخشد.

اقیانوس از ابتدا منبعی برای الهام، تخیل و ماجراجویی بوده است. اقیانوس‌ها غذای میلیاردها انسان را تامین کرده و همچنین امرار معاش را نیز توسعه بخشیده است. اما در حال حاضر مدتی است که سیاستمداران با آرامش در حاشیه ایستاده‌اند و تخریب آبزیان و دریاها و از بین رفتن اکوسیستم را نظاره می‌کنند. اما ممکن است این دوره نیز سرانجام به پایان برسد.

نوشته تنها تا ده سال دیگر می‌توان به صید بی‌رویه آبزیان ادامه داد! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

چرا لغو سیاست تجاری «اول آمریکا» ترامپ بسیار دشوار است؟!

جو بایدن (Joe Biden) از زمان انتخاب شدن به عنوان رئیس جمهور اعلام کرده است که بازگرداندن رهبری آمریکا در صحنه جهانی از بالاترین اولویت‌های او است، کابینه او نیز این هدف را به درستی متذکر شده‌ است.

جو بایدن در 24 نوامبر اعلام کرد:

نامزدهای دولت بایدن آماده هدایت جهان هستند و از این امر عقب‌نشینی نمی‌کنند، اکنون آمریکا دوباره به صحنه جهانی بازگشته است.

شاید در هیچ کجا این بازگشت ضروری‌تر از بازگشتن به سیاست‌های تجاری نباشد. طی چهار سال گذشته، دونالد ترامپ (Donald Trump)، رئیس جمهور سابق آمریکا، معاملات تجاری را لغو کرده، جنگ‌های تجاری آسیب‌رسانی را آغاز کرده و فعالیت‌های سازمان تجارت بین‌المللی را افزایش داده است.

اما رهبری همه این‌ اقتصادهای جهانی به چین واگذار شده است. همانطور که می‌دانیم پکن اخیرا بر 14 کشور آسیایی دیگر در مذاکرات جهانی نظارت داشته است. در ماه نوامبر، کشورها در پایتخت چین دیدار کردند و به طور رسمی بزرگترین پیمان تجارت آزاد منطقه‌ای جهان را امضا کردند که تقریباً یک سوم بشریت را پوشش می‌دهد.

جو بایدن بدون شک آرزو دارد که به دوران طلایی رهبری ایالات متحده بازگردد. این دوران نیم قرن پس از جنگ جهانی دوم بود که آمریکا به ایجاد و حفظ قوانین و نهادهایی کمک کرد تا جهانی سازی را تقویت کند. اما پس از چهار سال از عقب‌نشینی ترامپ، بازگشت به رهبری ممکن است دشوارتر از آن باشد که جو بایدن، رییس جمهور منتخب ایالت متحده، فکر می‌کند. چون این روزها تعداد روزافزون آمریکایی‌ها در جبهه راست و چپ که به تجارت آزاد مشکوک هستند، افزایش یافته است.

هزینه‌های سیاست «اول آمریکا»

در حالی که دونالد ترامپ از سیاست تجاری حمایت می‌کرد که با عنوان اول آمریکا نامگذاری شده است، اما این نام بهترین توصیف این سیاست نبوده است. این سیاست شامل اعمال تعرفه‌های مجازاتی برای محصولات خاص مانند فولاد و آلومینیوم و کل کشورها به ویژه چین در مقیاسی است که طی چند دهه اخیر دیده نشده است. اما هزینه این اقدام برای ایالات متحده بسیار بالا بوده است.

تعرفه‌های ترامپ ده‌ها میلیارد دلار برای مشاغل و مصرف‌کنندگان آمریکایی هزینه داشته است. این افراد با بستن بازارهای صادراتی محصولات آمریکایی در چین و جاهای دیگر به کشاورزان و تولیدکنندگان آمریکایی آسیب جدی رسانده‌اند. علاوه بر این، دولت ده‌ها میلیارد هزینه بیشتر صرف تلاش برای کمک به کشاورزان آسیب دیده از این تعرفه‌ها کرده است.

اولویت قرار گرفتن آمریکایی‌ها نیز دلیل تصمیم رئیس جمهور سابق برای خروج از معاملات تجاری مانند مشارکت بین اقیانوس آرام و تمرکز بر توافق‌های دوجانبه و نه چند جانبه بود. جدا از اینکه شرکت‌های آمریکایی مزایای پیمان‌های تجارت آزاد را نفی می‌کنند، این بدان معنی است که ایالات متحده هنگام نوشتن قوانین تجارت جهانی خیلی در حاشیه قرار خواهد گرفت.

این خبر بسیار بدی برای آمریکا است، زیرا حتی زمانی که قوانین فقط در مورد توافق تجاری موردنظر اعمال می‌شود، آنها معمولا به عنوان پایه‌ای برای معاملات آینده عمل می‌کنند. از این معاملات می‌توان به مذاکرات منحصر به‌فرد با ایالات متحده اشاره کرد؛ بنابراین اگر دولت ایالات متحده در لیست نباشد، پیامدهای طولانی‌مدت به همراه خواهد داشت.

به جای آمریکا، سایر نیروگاه‌ها به دنبال تعیین شرایط تجارت با متحدان ایالات متحده هستند؛ همانطوری که پکن نیز توافق‌نامه تجارت خود در ماه نوامبر را امضا کرد. منافع چین در مورد محیط زیست، استانداردهای کار و به ویژه حمایت از مالکیت ذهنی با منافع ایالات متحده اصلا یکسان نیست.

جو بایدن و توده‌گرایان جبهه راست

بنابراین دلایل بسیار محکمی وجود دارد که ایالت متحده باید با جهان تعامل داشته باشد. تجارت جهانی حتی ممکن است برای کمک به ایالات متحده از بیماری همه‌گیری ویروس کرونا نیز استفاده کند. اما برای انجام این کار، جو بایدن باید با دو گروه که ممکن است باعث رنجش او شوند، مذاکره کند.

اولین گروه توده گرایان جبهه راست (پوپولیست) هستند؛ این‌ها رأی‌دهندگان محافظه کاری بودند که عمدتاً طبقه کارگر را تشکیل می‌دادند که در سال 2016 به سیستم ضد تجاری ترامپ اشتیاقی نشان داده بودند. آنها نیز مانند دونالد ترامپ تمایل دارند تجارت را از دریچه ملی گرایی ببینند که در آن برنده به همه چیز دست می‌یابد. این به این معنا است که آنها تجارت را نه به عنوان چیزی سودمند برای همه طرف‌ها بدانند بلکه به عنوان رقابتی می‌دانند که در آن برنده و بازنده بر اساس مازاد تجارت یا با از دست دادن سهم خود در بازار شناخته می‌شود.

به علاوه، از آنجا که پایگاه حزب جمهوری‌خواه رای دهندگان سفیدپوست با تحصیلات کمتری را در بر می‌گیرد، پیامدهای اساسی برای حزب جمهوری‌خواه (GOP) خواهد داشت. تئوری تجارت اساسی نشان می‌‌دهد که در یک کشور ثروتمند مانند ایالات متحده، کارگران با مهارت پایین از تجارت آزاد آسیب می‌بینند، این در حالی است که کارگران ماهر و سرمایه داران بیشترین مزایا را می‌برند. به این دلیل است که کشورهای کم درآمد از مزیت نسبی در نیروی کار با مهارت پایین برخوردار خواهند شد.

بسیاری از رأی‌دهندگان طبقه کارگران احساس می‌کنند که از این اقتصاد جدید رها شده و توسط دولت نادیده گرفته شده‌اند. آن‌‌ها از تجارت آزاد خشمگین شده‌اند؛ این امر به سوق دادن حزب جمهوری خواه به سمت ملی‌گرایی و حمایت‌گرایی کمک می‌کند و محافظه کاران طرفدار تجارت سنتی را نیز کنار می‌گذارد.

اگر جمهوری‌خواهان موفق شوند در ژانویه مجلس سنا را در دست بگیرند، به احتمال زیاد قدرت رو به رشد توده گرایان جبهه راست همچنان بر شک و تردید تجاری در حزب تأثیر می‌گذارد. این مسئله می‌تواند در هنگام مذاکره در مورد معاملات تجاری جدید یا برداشتن اقدامات دیگری که نیاز به تأیید سنا دارد، جو بایدن را دچار مشکل کند.

اما حتی اگر دموکرات‌ها نیزموفق به تصاحب سنا شوند، هنگامی که جو بایدن بخواهد اکثریت کنگره خود را در دوره‌های میان‌مدت حفظ کند، هنوز هم باید از این طبقه کارگر یا رای‌دهندگان سفیدپوست استفاده کند. در هر صورت، آنها پس از رفتن ترامپ به عنوان یک نیروی قوی باقی خواهند ماند.

حمایت‌کننده ایالت متحده رفت!

اما توده‌گرایان جبهه راست تنها بخش مهمی از طیف سیاسی ایالات متحده نیست که نسبت به تجارت تردید دارد.

توده‌گرایان جبهه چپ که توسط سناتور برنی سندرز (Bernie Sanders) رهبری می‌شود مدت‌هاست طرفدار محدود کردن تجارت خارجی است. انگیزه‌های این توده تا حدودی متفاوت است، که البته بیشتر معطوف به بدبینی قدرت شرکت‌ها و تأثیر تجارت بر حقوق کار و محیط زیست است. اما آن‌ها نیز مشابه طبقه کارگر آمریکایی و جوانان که جناح چپ حزب دموکرات هستند.

در انتخابات مقدماتی، جو بایدن، برنی سندرز و دیگران را که دیدگاه بدبینانه‌تری نسبت به تجارت داشتند شکست داد. اما هنوز هم او مجبور است که انرژی خود را از طریق توده‌گرایان جبهه چپ در آمریکا تأمین کند، که از آن‌ها می‌توان به دیدگاه‌های آن در مورد تجارت اشاره کرد. توده‌گرایان جبهه چپ قدرت بسیار بیشتری نسبت به توده‌گرایان جبهه راست در واشنگتن در دولت بایدن نسبت به اعضای کنگره و گروه‌های مهم منافع دموکرات مانند اتحادیه‌های کارگری، خواهند داشت.

مجلس سنای آمریکا

توده‌گرایان قدرتمند

تاجر حرفه‌ای خوش‌بینی ممکن است اشاره کند که نظرسنجی‌ها، مانند این نظرسنجی که در اواخر سال 2019 انجام شد، نشانگر حمایت قاطع از تجارت آزاد بین رای‌دهندگان در هر دو حزب است. با این حال نظرسنجی‌ها همیشه این دیدگاه‌ها را با شدت و پیوسته اندازه گیری نمی‌کنند.

علاوه بر این، از آنجا که آسیب‌های تجارت آزاد بیشتر از منافع آن است، اقلیت رأی دهندگانی که به سیاست‌های حمایت گرایانه می‌پردازند، غالبا قدرتمندتر از آن هستند که تعدادشان نشان دهد. در نهایت، گرچه توده گرایان جبهه راست و چپ موضع اقلیت در تجارت را نشان می‌دهند، اما آنها برای آینده قابل پیش‌بینی نیروهای سیاسی قدرتمندی باقی خواهند ماند.

به همین دلایل، بعید است که جو بایدن بتواند به طور معمول در تجارت به کار خود بازگردد. در حالی که حمایت گرایی تهاجمی ترامپ به احتمال زیاد از بین خواهد رفت، بایدن فشارهای خود را بر چین ادامه خواهد داد و برخی از سخنان اول آمریکای خود را برای جلب نظر طبقه کارگر در پیش گرفته است. طرفداران پیشرفت گرای جو بایدن احتمالا خواهند دید که او در توافق‌نامه‌های تجاری آینده برای تقویت نیروی کار و محیط زیست تلاش خواهد کرد.

جو بایدن ممکن است نتواند در را به سوی تجارت جهانی باز کند، اما باید بتواند جلوی بسته شدن آن در را بگیرد.

نوشته چرا لغو سیاست تجاری «اول آمریکا» ترامپ بسیار دشوار است؟! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

چگونه ویروس کرونا باعث ناامیدی دونالد ترامپ در انتخابات شد؟

وقتی تست کرونای دونالد ترامپ (Donald Trump) در 2 اکتبر مثبت اعلام شد و یک روز بعد در بیمارستان بستری شد، مردم باور داشتند که این موضوع می‌تواند به طور جدی روی امر انتخابات وی تاثیر بدی بگذارد. در عین حال، رئیس جمهور ایالات متحده خیلی سریع بهبود یافت و پس از بازگشت به کاخ سفید، مشتاقانه به مبارزات انتخاباتی خود برگشت.

اما شواهد نظرسنجی نشان می‌دهد که رئیس جمهور ایالات متحده علی‌رغم شکست ویروس کرونا، نتوانست در انتخابات 3 نوامبر پیروز میدان شود.

خسارات هولناکی که ویروس کرونا بر زندگی بشر داشت و تأثیرات مخرب آن بر رفاه اقتصادی و روانی میلیون‌ها انسان بسیار قابل‌توجه است. بنابراین جای تعجب نیست که نظرسنجی ملی از دانشگاه تگزاس در دالاس، که در دو هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری انجام شده است، نشان ‌دهد که اقدامات دونالد ترامپ در همه‌گیری مسئله اصلی در ذهن بسیاری از رای‌دهندگان است. در ادامه این مطلب با آی‌تی‌رسان همراه باشید با دلایل این امر همراه باشید.

نمودار 1: مسائل مهم پیش‌روی ایالت متحده، اکتبر 2020

همانطور که نمودار اول، در بالا نشان می‌دهد، 62 درصد از 2500 پاسخ‌دهنده، بحران کووید-19 را به عنوان یکی از سه مسئله اصلی پیش‌روی کشور ذکر کردند، این در حالی است که 39 درصد گفتند که این تنها مهم‌ترین مسئله است. هیچکس از پنج نفر هیچ مسئله دیگری حتی اقتصاد بد کشور، را به عنوان مهم‌ترین مسئله ندانستند.

همه‌گیری به عنوان مسئله‌ای اساسی برای ترامپ بود، زیرا تعداد زیادی از رای‌دهندگان قضاوت کردند که او این بحران را اشتباه مدیریت کرده است. همانطور که نمودار دوم در زیر نشان دادیم، دو سوم پاسخ‌دهندگان نظرسنجی گفتند که آنها پاسخ رئیس جمهور را تأیید نمی‌کنند، در حالی که از هر چهار نفر فقط یک نفر آن را تأیید می‌کند. وقتی در نظرسنجی فرصتی دیگر برای اظهار نظر در مورد عملکرد همه‌گیری فراهم شد، 51 درصد از افراد گفتند که این بسیار بد یا وحشتناک بوده و فقط 38 درصد از آن‌ها گفته‌اند که این اقدامات خوب یا عالی بوده است.

نمودار 2: تأیید عملکرد شغلی دونالد ترامپ در مهم‌ترین مسئله.

چنین رتبه‌بندی بدی برای رئیس جمهور در مورد ویروس کرونا کاملا با امتیازات اقتصادی در تناقض بود، در میان افرادی که فکر می‌کردند اقتصاد مهمترین مسئله است، 69 درصد شغل رئیس جمهور را تأیید می‌کردند و فقط 25 درصد با این مسئله موافق نبودند. اگرچه این خبر بسیار خوبی برای دونالد ترامپ بوده است، اما فقط اقلیت نسبتا کمی (17 درصد) از رأی‌دهندگان مهمترین موضوع خود را اقتصاد در نظر گرفتند. علاوه بر این، دونالد ترامپ برای بهبود رتبه کار خود نمی‌تواند به موارد مختلف دیگری تکیه کند، در همه موارد غیر از همه‌گیری، فقط 41 درصد از شرکت‌کنندگان عملکرد رئیس جمهور را تأیید می‌کنند این در حالی است که 50 درصد آن‌ها با این موضوع موافق نیستند.

نمودار 3: احتمال رأی دادن به دونالد ترامپ با توجه به اهمیت مسئله ویروس کرونا. با بازبینی‌های آماری برای سایر موضوعات، حزب گرایی، ایدئولوژی و جمعیت‌شناسی.

در نمودار سوم در بالا، به وضوح نشان داده شده است که اگر انتخاب‌کنندگان نگران بیماری همه‌گیری ویروس کرونا نباشند، احتمال بیشتری وجود دارد که به دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور رای دهند. اما اگر اولویت اصلی آن‌ها برای رای‌ دادن اقدامات وی در طول همه‌گیری باشد، احتمال موفقیت وی بسیار کمتر خواهد شد. این نمودار تأثیر ویروس کرونا در رأی دادن به رئیس جمهور را نشان می‌دهد، این در حالی است که در همان زمان از نظر آماری تعداد دیگری از عوامل تأثیرگذار بر رفتار رای‌دهندگان را نیز در نظر گرفته است.

در موارد دوم اقداماتی شامل نگرش افراد به اقتصاد، محیط زیست، بهداشت و درمان، قانون و نظم و روابط نژادی و همچنین اقدامات مهم دیگری مانند شناسایی با احزاب دموکرات و جمهوری خواه، عقاید ایدئولوژیک لیبرال-محافظه کار و ویژگی‌های اجتماعی-جمعیتی است. احتمال رای دادن به دونالد ترامپ در میان رای‌دهندگانی که فکر می‌کردند ویروس کرونا مهمترین مسئله است، فقط 42 درصد است اما 53 درصد دیگر نیز در این بین افرادی هستند که مسئله دیگری را در سه مورد اولویت بندی می‌کنند.

این الگو مخالف الگوی اقتصاد است. بیش از سه چهارم رأی‌دهندگانی که اولویت اصلی خود را برای اقتصاد قائل بودند از ترامپ حمایت کردند. این تعداد در میان کسانی که شرایط اقتصادی، نگرانی عمده‌ای برای آنها ایجاد نکرد به کمتر از یک در هر سه نفر رسید.

این اعداد تقریبا مشابه با تعداد زیادی از رای‌دهندگانی است که خود را در سیاست مستقل می‌دانند و به هیچ یک از احزاب نیز وابستگی آنچنانی ندارند. این افراد که اولویت اصلی خود را همه‌گیری می‌دانند، تقریبا 13 درصد از رای‌دهندگانی هستند که در نظرسنجی شرکت کردند و احتمال رأی دادن آنها به دونالد ترامپ متوسط و کمی بیش از 40 درصد بوده است.

ویروس کرونا، عاملی برای تغییر نتیجه انتخابات ایالت متحده

ترامپ در حالی که خود را برای مبارزات انتخاباتی 2020 آماده می‌کرد، بارها تأکید کرد که در انتخابات مجدد با وعده‌هایی از قبیل تحقق رونق اقتصادی شرکت خواهد کرد. افزایش قیمت سهام و تعداد بی‌سابقه بیکاری برای بسیاری از گروه‌های رای‌دهنده از جمله اقلیت‌های قومی و نژادی، زنان و جوانان موجب شده بود تا رئیس جمهور چنین استدلالی را مطرح کند. سپس همه‌گیری ویروس کرونا رخ داد و آمریکا و دستور کار انتخابات ایالت متحده را به طور جدی تغییر داد.

دیگر زمان آن رسیده است که دونالد ترامپ، رییس جمهور آمریکا، کاخ سفید را به رقبای خود در انتخابات سال 2020 بازگرداند!

با نزدیک شدن به تاریخ انتخابات 3 نوامبر، بیشتر افراد با تمرکز بر اقتصاد به عنوان اولویت شماره اول، رای بالایی به ترامپ می‌دادند. اما این افراد اکنون اقلیت مشخصی از رای‌دهندگان بودند. ویروس کرونا به مسئله اصلی میلیون‌ها آمریکایی تبدیل شده بود و شواهد نظرسنجی ما نیز نشان داده بود که اکثر این افراد دونالد ترامپ را به دلیل نحوه مدیریت بحران بسیار سخت قضاوت کردند. در بسیاری از موارد، این قضاوت‌های نامطلوب به دونالد ترامپ بود که باعث شد تا رقیب او، جو بایدن (Joe Biden)، بتواند جای او را در انتخابات سال 2020 پر کند.

ترامپ ممکن است از نظر جسمی از بیماری ویروس کرونا بهبود یافته باشد، اما دیدگاه او برای انتخاب مجدد و سپس انتخاب شدن جو بایدن در بیشتر ایالت‌ها به عنوان رییس جمهور بعدی ایالت متحده ضربه بدی به او وارد کرد که دیگر از آن بهبود نخواهد یافت.

نوشته چگونه ویروس کرونا باعث ناامیدی دونالد ترامپ در انتخابات شد؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

تحقیقات شناسایی چهره بدون رضایت افراد غیراخلاقی است!

پژوهشی در سال 2018 منتشر شد که الگوریتم‌هایی را آموزش داده بود تا چهره مردم اویغور، اقلیتی در چین که اکثرا مسلمان هستند، را از قومیت کره‌ای و تبتی تشخیص دهد. در سپتامبر 2019، چهار محقق با احترام کامل خواستار این بودند که فورا انجام این مقاله علمی را متوقف کنند. این عمل به دلیل استفاده غیراخلاقی و بدون رضایت افراد از استفاده از سیستم چهر‌ه‌شناسی است، در ادامه با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

چین قبلا به دلیل نظارت سنگین و بازداشت‌های گسترده‌ای از اویغورها در اردوگاه‌های استان شین جیانگ در شمال غربی چین که به گفته دولت مراکز آموزشی با هدف سرکوب جنبش تروریستی هستند، در سطح بین‌المللی محکوم شده بود. طبق گزارش رسانه‌ها، مقامات در سین کیانگ از دوربین‌های نظارتی مجهز به نرم‌افزاری متناسب با چهره‌های اویغور استفاده کرده‌اند.

در نتیجه، بسیاری از محققان این نکته را بسیار ناراحت‌کننده دانستند که دانشگاهیان برای ساخت چنین الگوریتم‌هایی تلاش کرده است و ژورنالی آمریکایی نیز مقاله تحقیقاتی خود را در این زمینه منتشر کرده است. پژوهش سال 2018 تنها مطالعه در این زمینه نبود: مجلات ناشران از جمله Springer Nature و موسسه مهندسین برق و الکترونیک نیز مقالاتی با چنین بررسی‌ها منتشر کرده‌اند که توصیف استفاده از تشخیص چهره برای شناسایی اویغورها و اعضای سایر گروه‌های اقلیت چینی را نشان می‌دهد.

این شکایت برای تحقیقات در حال انجام، یکی از تلاش‌های فزاینده‌ای است که برخی از دانشمندان و فعالان حقوق بشر برای جلب نظر جامعه علمی در برابر موضع قاطع‌تر تحقیقات غیراخلاقی تشخیص چهره انجام داده بود. متهم کردن افراد برای استفاده غیراخلاقی از این فناوری بسیار مهم است، اما اخلاق‌شناسان می‌گویند این کافی نیست. دانشمندان همچنین باید مبانی اخلاقی مشکوک بسیاری از کارهای دانشگاهی را در این زمینه تأیید کنند، از جمله مطالعاتی که مجموعه داده‌های عظیمی از تصاویر چهره افراد را بدون رضایت جمع‌آوری کرده است. بسیاری از آنها به الگوریتم‌های نظارت تجاری یا نظامی کمک می‌کنند.

تعداد زیادی از دانشمندان از محققان می‌خواهند که از کار با شرکت‌ها یا دانشگاه‌های مرتبط با پروژه‌های غیراخلاقی پرهیز کنند، نحوه جمع‌آوری و توزیع مجموعه داده‌های تشخیص چهره را دوباره ارزیابی کنند و در مورد اصول اخلاقی مطالعات خود تجدید نظر کنند. برخی از موسسات اکنون نیز در حال قدم برداشتن در این راستا هستند. در یک سال گذشته، چندین مجله و یک کنفرانس آکادمیک اعلام کرده‌اند که قواعد اخلاقی بیشتری در مورد این مطالعات به کار گرفته شده است.

دبورا راجی (Deborah Raji)، محققی در اتاوا که در مرکز اینترنت موزیلا کار می‌کند، اینچنین می‌گوید:

اکنون بسیاری از مردم این سوال را از خود می‌پرسند که وقتی انجام چنین کارهایی غیراخلاقی است، چرا مراکز و جامعه رایانه‌ای انرژی زیادی را صرف کارهای تشخیص چهره می‌کنند؟ من جمعیتی را می‌بینم که علیه کل این اقدامات برخاسته‌اند.

خبرگزاری نیچر از 480 محقق در سراسر جهان که در زمینه شناسایی چهره و هوش مصنوعی فعالیت می‌کنند، خواسته است تا نظرات خود را در مورد سوالات اخلاقی تحقیقات تشخیص چهره بیان کنند. نتایج این نظرسنجی برای اولین بار نشان می‌دهد که برخی از دانشمندان نگران اصول اخلاقی کار در این زمینه هستند، اما برخی دیگر هنوز مطالعات آکادمیک را مشکل ساز نمی‌دانند.

جمع‌آوری داده‌ها بدون رضایت افراد

برای اینکه الگوریتم‌های تشخیص چهره به خوبی کار کنند، باید آنها را بر روی مجموعه داده‌های بزرگ تصاویر گذاشته و آزمایش کرد که در شرایط نوری مختلف و در زوایای مختلف بارها و بارها ثبت می‌شوند. در دهه 1990 و 2000، دانشمندان به طور کلی داوطلبان را مجبور به ژست گرفتن برای این عکس‌ها می‌کردند، اما اکثر آن‌ها اکنون تصاویر چهره را بدون درخواست اجازه و رضایت افراد جمع‌آوری می‌کنند.

به عنوان مثال، در سال 2015 دانشمندان دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا مجموعه‌ای متشکل از دوازده هزار تصویر را از وب‌کم یک کافه سانفرانسیسکو منتشر کردند که به صورت آنلاین پخش مستقیم می‌شد. سال بعد، محققان دانشگاه دوک در دورهام، کارولینای شمالی، بیش از 2 میلیون فریم ویدئویی (85 دقیقه‌ای) از تصاویر دانشجویان در حال قدم زدن در محوطه دانشگاه را منتشر کردند.

پژوهش چالش‌برانگیزی که توسط محققان دانشگاه دوک انجام شد، بیش از 2 میلیون فریم ویدئویی ضبط شده از دوربین‌ها را که از دانشجویان محوطه گرفته شده بود را منتشر شد.

بزرگترین مجموعه‌های این داده‌ها به صورت آنلاین جمع‌آوری شده بودند. در سال 2016، محققان دانشگاه واشنگتن در سیاتل 3.3 میلیون عکس از سایت اشتراک تصاویر Flickr را از پایگاه داده‌ای به نام MegaFace منتشر کردند. دانشمندان در تحقیقات مایکروسافت در ردموند، واشنگتن، بزرگترین مجموعه داده جهان (MSCeleb5)، متشکل از 10 میلیون تصویر از تقریباً صدهزار فرد را از جمله روزنامه‌نگاران، موسیقی‌دانان و دانشگاهیان را که در اینترنت به طور موقتی حذف شده بود را است منتشر کردند.

در سال 2019، آدام هاروی (Adam Harvey)، هنرمند اهل برلین، وب سایتی به نام MegaPixels ایجاد کرد که این مجموعه و سایر مجموعه داده‌ها را نشان می‌داد. او به همراه ژولز لاپلاس (Jules LaPlace)، تکنسین و برنامه‌ریز مستقر در برلین، نشان دادند که بسیاری از این تصاویر به طور آشکار به اشتراک گذاشته شده و برای ارزیابی و بهبود محصولات نظارت تجاری استفاده شده است. بعضی از آن‌ها توسط شرکت‌هایی که در پروژه‌های نظامی در چین کار می‌کردند مورد استناد قرار گرفت.

هاروی اینچنین می‌گوید:

می‌خواستم این حقیقت ناراحت‌کننده را که بسیاری از عکس‌هایی که افراد به صورت آنلاین منتشر می‌کنند، به عنوان داده‌های آموزشی پس از مرگ‌شان کشف کنم.

در کل، او گفته است که بیست و نه مجموعه داده را ترسیم کرده است که در حدود 900 پروژه تحقیقاتی استفاده شده است. محققان غالبا از تصاویر عمومی سایت فلیکر استفاده می‌کنند که تحت مجوزهای حق چاپ مجدد برای استفاده لیبرال بارگذاری شده‌اند.

پس از انتشار مقاله‌ای در سایت فایننشال تایمز درباره کار هاروی در سال 2019، مایکروسافت و چندین دانشگاه مجموعه داده‌های خود را حذف کردند. بیشتر این افراد و سایت‌ها در آن زمان گفتند که پروژه‌های آنها به پایان رسیده است یا محققان درخواست کرده‌اند که مجموعه داده‌ها حذف شود. کارلو توماسی (Carlo Tomasi)، دانشمند علم کامپیوتر، از دانشگاه دوک، تنها محققی بود که برای اشتباه خود عذرخواهی کرد. او در بیانیه‌ای دو ماه پس از حذف مجموعه داده‌ها، گفت که برای ضبط‌های حرکت اشیا در فیلم و نه برای تشخیص چهره، تأیید هیئت بررسی نهادی را دریافت کرده است. اما راهنمایی هیئت بررسی نهادی گفته است که او نباید در خارج از خانه به ضبط بپردازد و همچنین نباید داده‌ها را بدون حفاظت از رمز عبور در دسترس همگان قرار می‌داد. توماسی به خبرگزاری نیچر اینچنین گفت که تلاش کرده است تا با قرار دادن پوسترهایی برای توصیف پروژه، دانشجویان را از این عمل آگاه کند.

طبق سخنان هاروی، حذف مجموعه داده‌ها استفاده از آن‌ها را کمی کاهش داده است. اما مجموعه‌های بزرگ تصویر آنلاین مانند MSCeleb هنوز بین محققان توزیع می‌شود؛ محققان همچنان به این تصاویر استناد می‌کنند و در برخی موارد آنها یا مجموعه داده‌های گرفته شده از آنها را دوباره بارگذاری می‌کنند. برخی از دانشمندان شرط می‌کنند که مجموعه داده‌ها فقط باید برای تحقیقات غیر تجاری مورد استفاده قرار گیرند، اما به محض توزیع گسترده آن‌ها، جلوگیری از دستیابی و استفاده از شرکت‌ها غیرممکن است.

دانش‌آموزانی که در غرب چین در جین شیانگ در زیر دوربین‌های مداربسته در حرکت‌اند.

در مهرماه (اکتبر)، دانشمندان کامپیوتر در دانشگاه پرینستون در نیوجرسی گزارش دادند که از 135 مقاله مجموعه داده‌های دوک استفاده کرده‌اند یا داده‌های حاصل از آن را چاپ کرده‌اند. این نویسندگان از محققان خواستند محدودیت‌های بیشتری در استفاده از مجموعه داده‌ها ایجاد کنند و از مجلات خواستند مقالات دیگری را که از مجموعه داده‌های حذف شده استفاده می‌کنند، متوقف کنند.

از نظر قانونی اگر بخواهیم بررسی کنیم، مشخص نیست که آیا دانشمندان در اروپا می‌توانند عکس‌های صورت افراد را بدون رضایت آنها برای تحقیقات بیومتریک جمع‌آوری کنند یا خیر. کاترین جاسراند (Catherine Jasserand)، محقق حقوق بیومتریک و حقوق خصوصی در دانشگاه کاتولیک لوون در بلژیک، در سال 2018 گزارش داد که مقررات عمومی حفاظت از داده‌های اتحادیه اروپا، قانونی برای محققان در این مورد در نظر نمی‌گیرد. اما هیچ راهنمای رسمی در مورد چگونگی تفسیر مقررات محافظت از داده‌های عمومی در این مورد وجود نداشته است و در دادگاه‌ها آزمایش نشده است. در ایالات متحده، برخی از ایالات می‌گویند استفاده از داده‌های بیومتریک شخص بدون رضایت آن‌ها در شرکت‌های تجاری غیرقانونی است. ایالت ایلینوی به افراد اجازه می‌دهد تا در صورت رخ دادن چنین مواردی در دادگاه‌ها شکایت کنند، که بسیار این حالت بی‌نظیر است. در نتیجه، چندین شرکت با چنین شکایاتی از مردم آسیب دیده‌اند.

به عنوان مثال، شرکت رسانه‌های اجتماعی ایالات متحده فیسبوک، امسال موافقت کرد که 650 میلیون دلار برای حل و فصل شکایات ایالت ایلینوی در مورد مجموعه عکس‌هایی که در دسترس عموم نبوده است اما برای شناسایی چهره استفاده می‌شده است، پرداخت کند (اکنون فیسبوک به کاربران امکان می‌دهد از تگ کردن تشخیص چهره خودداری کنند). مدیر شرکت بحث‌برانگیز مستقر در شهر نیویورک Clearview AI که می‌گوید سه میلیارد عکس آنلاین را برای سیستم شناسایی چهره استفاده کرده است، نیز به دلیل نقض این قانون در دادگاه‌ها به سر می‌برد. همچنین از شرکت‌های فناوری آی‌بی‌ام، گوگل، مایکروسافت، آمازون و فیس‌فرست ایالات متحده نیز به دلیل استفاده از مجموعه داده‌ای نزدیک به یک میلیون عکس آنلاین که آی‌بی‌ام در ژانویه 2019 منتشر کرد، در ایالت ایلینوی شکایت شده است. آی‌بی‌ام عکس‌ها را تقریبا در زمان دادخواست به دنبال ارائه گزارشی از ان‌بی‌سی نیوز به دلیل نارضایتی عکاسان از وجود تصاویر آنها در مجموعه داده‌ها حذف کرد.

مایکروسافت به خبرگزاری گفته است که برای رد پرونده، شکایت کرده است و Clearview نیز گفته است که فقط از اطلاعات موجود در دسترس عموم، مانند گوگل یا هر موتور جستجو دیگر استفاده می‌کند. سایر شرکت‌ها نیز به درخواست برای اظهار نظر پاسخ ندادند.

مردم آسیب‌پذیر

در بررسی‌های چهره‌های اویغور که توسط سایت Wiley منتشر شده است، محققان از اینترنت عکس جمع نکرده بودند، اما گفتند که آنها از بیش از 300 دانشجوی 18 تا 22 ساله اویغوری، کره‌ای و تبتی را در دانشگاه دالیان مینزو در شمال شرقی چین که برخی از دانشمندان در آنجا کار می‌کردند، عکس‌هایی گرفته‌اند. ماه‌ها پس از انتشار این مطالعه، نویسندگان یادداشتی را اضافه کردند که باعث می‌شد دانشجویان با این امر موافقت کنند و همین نیز اتفاق افتاد. اما اظهارات محققان نگرانی‌های اخلاقی را برطرف نمی‌کند. ایو مورو (Yves Moreau)، زیست شناس محاسباتی در دانشگاه کاتولیک لوون به همراه گروه مدافع تورنتو به ویلی درخواستی فرستاد تا از انجام پژوهش سال گذشته دست بکشد.

مورو اینچنین اظهار کرده است که بعید به نظر می‌رسد که به دانشجویان به اندازه کافی در مورد هدف تحقیق گفته شده باشد تا رضایت واقعی آن‌ها بتواند جلب شود. وی اظهار داشت حتی اگر آنها رضایت آزادانه داشته باشند، نقض حقوق بشر در سین کیانگ به این معنی است که ویلی برای جلوگیری از اعتبار علمی اثر، باید پژوهش را متوقف کند.

مورو ده‌ها مقاله در مورد جمعیت اویغورها فهرست‌بندی کرده است که از جمله آن‌ها می‌توان به کارهای شناسایی چهره و پژوهشاتی برای جمع‌آوری DNA اویغوری‌ها اشاره کرد. در ماه دسامبر، او مقاله‌ای را در خبرگزاری نیچر نوشت و خواستار موقف شدن همه کارهای غیراخلاقی در تحقیقات بیومتریک شد.

اعتراضات او در این بین تاثیراتی داشته است، اما کاملا در حدی نبود که او امیدوار بود باشد. ناشران می‌گویند مسئله اصلی بررسی این است که آیا شرکت‌کنندگان در مطالعات آگاهانه رضایت داده‌اند یا خیر. به عنوان مثال سایت اسپرینگر نیچر در دسامبر 2019 گفت که مقاله‌های مربوط به گروه‌های آسیب پذیر در این زمینه را بررسی می‌کند و راهنمایی خود را در مورد نیاز به کسب رضایت صریح و آگاهانه در مطالعاتی که شامل داده‌های بالینی، زیست پزشکی یا بیومتریک از مردم است، به سردبیران و نویسندگان می‌رساند. امسال ناشر دو مقاله پژوهش خود در مورد تعیین توالیDNA  را پس گرفت، زیرا نویسندگان اعتراف کردند که آنها از مردم اویغور رضایت نخواسته‌اند و این باعث نگرانی سردبیران 28 مقاله دیگر شده است.

ویلی همچنین بر رضایت آگاهانه افراد تمرکز کرده است. در ماه نوامبر گذشته، ناشر به سایت Moreau and Tech Inquiry اینچنین گفت که فرم رضایت‌نامه و تأییدیه دانشگاه برای پژوهش دالیان در دسترس است و بنابراین به پژوهش خود ادامه داد چون احساس می‌کرد می‌تواند قاطعانه از اقدامات در جین شیانگ جدا شود.

ویلی اینچنین گفته است:

ما از آزار و اذیت‌هایی که در جوامع اویغور اعمال می‌شود، آگاه هستیم. با این حال، این مقاله در مورد یک فناوری خاص است و نه کاربرد آن فناوری.

با این حال، در ماه دسامبر، ناشر تحقیقات رسمی خود را در استرالیا در دانشگاه کورتین در پرت، جایی که یکی از نویسندگان در آن مستقر است، آغاز کرد و نیز درخواست عقب‌ نشینی کرد و گفت موافق است که این اثر از نظر اخلاقی اصلا قابل دفاع نیست. در سال جاری، ویلی یادداشت ناشری را اضافه کرد که می‌گوید مقاله به نظر می‌رسد با استانداردهای قابل قبول برای انجام تحقیقات در مورد انسان مطابقت دارد. در ماه سپتامبر، پس از آنکه مورو مطالعات قبلی نویسندگان در زمینه شناسایی چهره در مورد اویغورها را انجام داد و به ناسازگاری‌های آشکار در جمع‌آوری مجموعه داده‌ها اشاره کرد، ویلی ابراز نگرانی در این مطالعه کرد و گفت که مشخص نیست چه زمانی جمع‌آوری داده‌ها انجام شده است.

ناشر به خبرگزاری نیچر اینچنین گفت که اکنون پس از بررسی دقیق، پایان این مسئله را اعلام کرده است، اما همه افراد درگیر راضی نیستند. کریس موران (Chris Moran) نماینده معاون، به این خبرگزاری اینچنین گفته است:

اکنون دانشگاه کرتین معتقد است که مقاله باید پس‌ گرفته شود. دانشگاه هنوز هم در حال بررسی این پژوهش است.

ویلی اظهار کرد که پس از مکالمه با مورو، دستورالعمل‌های خود را به روز کرد تا مطمئن شود استانداردهای مورد انتظار برای رضایت آگاهانه رعایت شده و در مقاله‌ها به کار رفته شده است. ناشران دیگر می‌گویند که آنها اصلاحاتی در این باره نیز انجام داده‌اند. انجمن مهندسان برق و الکترونیک در ماه سپتامبر سیاستی را تصویب کرد که براساس آن نویسندگان مقالات در مورد تحقیقات مربوط به افراد یا حیوانات باید تأیید کنند که از نظر بررسی محلی معادل آن تأییدیه گرفته‌اند. سردبیران مقالات باید تعیین ‌کنند که آیا تحقیقات (در مورد بیومتریک یا سایر زمینه‌ها) شامل موضوعات انسانی باشد یا خیر.

اما مورو گفته است که توجه ناشران به رضایت افراد بسیار محدود است و همچنان باید در مورد اصول اخلاقی گسترده‌تر موضع‌گیری کنند. او اینچنین اظهار داشت:

اکنون داریم درباره نقض بزرگی از حقوق بشر بحث می‌کنیم. در برخی از مواقع، ناشران غربی باید حتما خط قرمزها را رعایت کنند و از محدود آن‌ها جلوتر نروند.

او اظهار می‌کند که ناشران باید هیئت‌های اخلاقی مستقلی را تنظیم کنند که در صورت بروز سوالاتی از این قبیل بتوانند راجع به آن‌ها نظر دهند. (هیچ ناشری تا به حال اقداماتی نکرده‌اند). کیت کرافورد (Kate Crawford)، مدیر مشترک موسسه AI Now در دانشگاه نیویورک، گفته است که دانشگاه‌ها و محققانی که نقض حقوق بشر را قبول ندارند، می‌توانند با کنار گذاشتن ارتباط خود با شرکت‌های مشکوک در حوزه فناوری، این کار را انجام دهند.

در سال گذشته، در مورد مشارکت دانشگاه‌ها با شرکت‌ها یا برنامه‌های تحقیقاتی مرتبط با نظارت گسترده در جین شیانگ، تحقیقات زیادی انجام شده است. به عنوان مثال موسسه فناوری ماساچوست در کمبریج گفته است که پس از آنکه دولت ایالات متحده در اواسط جنگ تجاری با چین این شرکت و سایر شرکت‌های چینی هوش مصنوعی مانند Megvii در پکن را به دلیل ادعای مشارکت در نقض حقوق بشر در جین شیانگ در لیست سیاه قرار داد، روابط خود را با شرکت فناوری مستقر در هنگ کنگ، SenseTime، بررسی کرد. در سال 2018، شرکت‌های SenseTime و MIT اعلام کردند که کمپینی برای هوش مصنوعی راه انداخته‌اند. شرکت MIT گفت که SenseTime مقداری مبلغ نامعلوم را بدون هیچ محدودیتی در نحوه استفاده از آن به دانشگاه داده است ولی اکنون دانشگاه آن را پس نمی‌دهد.

شرکت‌های Megvii و SenseTime در لیست سیاه ایالات متحده رقابت می‌کنند. شرکت SenseTime اظهار کرده است که فناوری آن هرگز برای اهداف غیراخلاقی استفاده نشده است و از طرفی دیگر Megvii بیان کرد که این شرکت از مشتریان خود می‌خواهد از فناوری یا راه‌حل‌های ما برای اهداف غیرقانونی استفاده نکنند.

کنفرانس‌های دانشگاهی نیز بسیار بحث‌برانگیز بوده است. کنفرانس چین در زمینه شناخت بیومتریک در سال 2018 در پایتخت جین شیانگ، ارومقی برگزار شد. آنیل جین (Anil Jain)، دانشمندی در حوزه کامپیوتر در دانشگاه ایالتی میشیگان در شرق لنسینگ، در کنفرانس هیئت مشاوران شرکت کرد و برای سخنرانی به آنجا سفر کرد. برخی از محققان هوش مصنوعی، از جمله توبی والش (Toby Walsh) در دانشگاه نیوساوت ولز در سیدنی، استرالیا از آنیل جین انتقاد کردند.

مجله کودا همچنین اشاره کرد که خبرگزاری Springer Nature از این کنفرانس حمایت مالی می‌کرد. این شرکت گفت که نقشش محدود به انتشار جلسات کنفرانس چین در زمینه شناخت بیومتریک بوده است و پس از اینکه نگرانی در مورد محتوای گذشته ایجاد شده بود، الزامات خود را برای برگزارکنندگان کنفرانس برای مطابقت با سیاست‌های تحریریه تقویت کرده است. جین از انتقادی که از او شد، اعتراض کرد و به نیچر گفت که شرکت در کنفرانس‌ها در چین به این معنی نیست که شرکت‌کنندگان در کنفرانس بین‌المللی، مانند او، این خشونت‌ها علیه اقلیت‌ها را نادیده می‌گیرند. او گفت که رشد در نظارت نباید دلیلی برای محدود کردن تبادلات علمی باشد.

جین در هیئت مشاوره کنفرانس شناخت بیومتریک سال 2020–2021 حضور خواهد داشت. خبرگزاری Springer Nature هنوز در حال انتشار خلاصه مقالات کنفرانس است. کنفرانس‌های بین‌المللی رایانه‌ای همچنان شرکت‌های چینی را تحت حمایت مالی پذیرفته‌اند. درست بعد از ورود به لیست سیاه، شرکت‌های SenseTime و Megvii اسپانسر کنفرانس بین‌المللی 2019 رایانه‌ای شدند و Megvii کنفرانس 2020 شناخت الگوهای رایانه‌ای را تحت حمایت مالی قرار داد. اگرچه پس از برگزاری جلسه، آرم این شرکت از وب‌سایت کنفرانس حذف شد.

والش بیان می‌کند:

در کنفرانس‌ها باید از ورود حامیانی که متهم به سواستفاده از حقوق بشر هستند، جلوگیری کنیم.

با این حال، او خاطرنشان کرد که سال گذشته سازمان غیردولتی حامی حقوق بشر در شهر نیویورک ادعاهای اولیه مبنی بر دخالت فناوری شناسایی چهره شرکت Megvii در برنامه‌ای که در جین شیانگ استفاده شده بود را نقض کرد. برگزارکنندگان کنفرانس به درخواستی برای اظهار نظر پاسخ ندادند.

بررسی‌های اخلاقی

پروژه‌های تحقیقاتی مشکوک در ایالات متحده نیز رخ داده است. در تاریخ 5 مه، دانشگاه هریسبورگ در پنسیلوانیا با انتشار بیانیه مطبوعاتی اعلام کرد که محققان در آنجا نرم‌افزار تشخیص چهره با توانایی 80 درصد دقت و بدون تعصب نژادی را برای شناسایی شخص خاطی، تولید کرده‌اند. این خبر همانند پژوهشی در قرن نوزدهم در اعتراض به اقدام فیزیولوژیست‌های آن دوره موجی از انتقادات را برانگیخت. مطالعه‌ای مشهور در سال 2016 نشان داد که دستگاه تشخیص چهره می‌تواند تفاوت بین تصاویر افراد غیر جنایتکار و مجرمان محکوم را که توسط اداره پلیس چین تهیه شده است، تشخیص دهد.

دانشگاه هریسبورگ در ششم ماه مه به دنبال آن اعتراض، اطلاعیه مطبوعاتی خود را حذف کرد، اما یک سوال مهم را بی‌پاسخ باقی گذاشت: در بیانیه مطبوعاتی گفته شده بود که این اثر توسط خبرگزاری Springer Nature در یک مجموعه کتاب منتشر می‌شود (که ناشر بعدا آن را انکار کرد). در تاریخ 22 ژوئن، بیش از 2400 افراد عضو دانشگاه نامه‌ای از گروهی به نام ائتلاف برای فناوری انتقادی (CCT) را امضا کردند که از خبرگزاری Springer Nature خواسته بود این اثر را منتشر نکند و از همه ناشران خواست تا از انتشار مطالعات مشابه نیز به طور جدی خودداری کنند.

در این نامه اشاره شده است که چنین مطالعاتی مبتنی بر علمی نادرست است. همچنین اشاره کرد که ابزارهای الگوریتمی که به در خدمت پلیس است و می‌گوید کجا یا چه کسی را هدف قرار دهد، تنها تمایل دارد روشی خودکار در تحقیقات خود پیدا کند تا تعصبات موجود در سیستم عدالت کیفری را تشدید کند. سه روز قبل از آن، بیش از 1400 ریاضیدان آمریکایی نامه‌ای نوشتند که به دلیل نگرانی در مورد نژادپرستی سیستمی در سازمان‌های اجرای قانون ایالات متحده، از همکاران خود خواستند که برای جلوگیری از همکاری با پلیس در الگوریتم‌هایی که ادعا می‌کنند به کاهش جرم کمک می‌کنند، دوری کنند.

این خبرگزاری اینچنین گفت که این اثر هرگز برای چاپ پذیرفته نشد، بلکه به کنفرانسی ارسال شده و پس از بررسی همکاران رد شده است (نویسندگان و دانشگاه هریسبورگ از اظهار نظر خودداری کردند).

این خبرگزاری در گذشته نیز به خاطر مقاله دیگری که در ماه ژانویه در مجله Big Data منتشر شده بود، مورد انتقاد قرار گرفته بود. مقاله مذکور درباره تشخیص گرایش جنایی در عکس‌های مجرمان و غیر مجرمان بود. پس از اینکه محققان انجمن مهندسان برق و الکترونیک با مرکز اصول اخلاقی تماس گرفتند، مارگرت هال (Margeret Hall)، نویسنده مقاله در دانشگاه نبراسکا اوماها، در ژوئن خواستار پس گرفتن مقاله شد. هال اینچنین اظهار کرده است که مقاله‌ای که اکنون پس گرفته شده است، غیرقابل دفاع بود. خبرگزاری Springer Nature نیز بیان کرده است که این مجله روند خود را بررسی کرده و اکنون از نویسندگان خواسته است هنگام ارسال نوشته‌ها، بیانیه‌هایی در مورد تأییدیه‌های اخلاقی و رضایت نامه درج کنند.

پژوهشات خبرگزاری نیچر

این خبرگزاری امسال برای دستیابی به درک وسیع‌تری از دیدگاه‌های آموزشی در مورد اصول اخلاقی تشخیص چهره، از 480 محقق که مقالاتی در زمینه شناسایی چهره، هوش مصنوعی و علوم رایانه منتشر کرده‌اند، نظرسنجی کرد. پاسخ‌دهندگان در مورد برخی سوالات الویت‌هایی نشان دادند. وقتی از نظرات آنها درباره مطالعاتی که از روش‌های تشخیص چهره برای شناسایی یا پیش‌بینی خصوصیات شخصی (مانند جنسیت، هویت جنسی، سن یا قومیت) از ظاهر استفاده می‌شود، خواسته شد، حدود دو سوم گفتند که چنین مطالعاتی باید فقط با رضایت آگاهانه از کسانی که از چهره آنها استفاده شده است، انجام شود یا این کار پس از گفتگو با نمایندگان گروه‌هایی که ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند، اعمال شود.

 

اما در مورد سایر مسائل، دانشگاهیان باهم موافق نبودند. حدود 40 درصد از دانشمندان در این نظرسنجی احساس کردند که محققان باید قبل از استفاده از چهره آنها در مجموعه داده‌های تشخیص چهره، رضایت آگاهانه افراد را کسب کنند، اما بیش از نیمی از آنها احساس می‌کردند که این کار اصلا ضروری نیست. مشل اصلی محققان این است که نمی‌توان فهمید که چگونه آنها می‌توانند الگوریتم های تشخیص چهره دقیق را بدون مجموعه داده‌های گسترده آموزش دهند. سباستین مارسل (Sébastien Marcel)، رهبر گروه بیومتریک در موسسه تحقیقاتی Idiap در Martigny سوئیس فکر می‌کند که محققان باید رضایت آگاهانه افراد را برای استفاده در تحقیقات چهره‌شناسی کسب کنند، اما در عمل، این کار را انجام نمی‌دهند. گروه او برای یافتن تصاویر از وب استفاده نمی‌کند، اما از مجموعه داده‌های تصویر آنلاین که دیگران گردآوری کرده‌اند، بهره می‌برد. سباستین مارسل اینچنین گفته است:

بسیاری از محققان نمی‌خواهند در این مورد چیزی بشنوند، چون آن‌ها این مسئله را جزو مشکلات خود نمی‌دانند.

اد گرستنر (Ed Gerstner)، مدیر سیاسی مجله Springer Nature، گفته است که ناشر در حال بررسی این است که ببیند چه کاری می‌تواند برای جلوگیری از ادامه استفاده از پایگاه داده‌های تصویری که رضایت صریح افراد برای استفاده آنها در تحقیقات وجود ندارد، انجام دهد.

نظرسنجی این خبرگزاری همچنین از محققان سوال کرد که آیا آنها نیز فکر می‌کنند تحقیقات تشخیص چهره در مورد افراد آسیب‌پذیر مانند پناهندگان یا گروه‌های اقلیتی که تحت نظارت شدید بودند، حتی اگر با رضایت آگاهانه نیز بوده باشد، می‌تواند از نظر اخلاقی سوال‌برانگیز باشد یا خیر. به طور کلی، 71 درصد از محققان با این مسئله موافقت کردند. برخی اظهار داشتند که ممکن است جلب رضایت از تمامی جمعیت آسیب‌پذیر انجام نشده باشد، که تحقیق را خیلی بی‌ارزش می‌کند.

با این حال، برخی از کسانی که مخالف بودند، سعی کردند بین تحقیقات دانشگاهی و نحوه استفاده از تشخیص چهره تمایز قائل شوند. آنها گفتند که تمرکز باید بر محکوم کردن و محدود کردن کاربردهای غیراخلاقی تشخیص چهره باشد، نه محدود کردن تحقیقات. اخلاق‌گرایان این تمایز را احمقانه می‌دانند. کارن لوی (Karen Levy)، جامعه شناس دانشگاه کرنل در ایتاکا، نیویورک، که در زمینه اخلاق فناوری کار می‌کند، اینچنین اظهار کرده است که ما اکنون از آن گذر کرده‌ایم.

برخی از پاسخ‌دهندگان در چین از این سوال اظهار ناراحتی کرده‌اند. یکی از این افراد اینچنین گفت:

نباید بگویید که در جین شیانگ برخی گروه‌ها بازداشت می‌شوند.

کمتر از نیمی از 47 پاسخ‌دهنده چینی احساس کردند که مطالعات در مورد گروه‌های آسیب پذیر حتی اگر رضایت دانشمندان را جلب کرده باشند، از نظر اخلاقی سوال‌برانگیز است. بیشتر از 73 درصد در ایالات متحده و اروپا نیز با این مسئله موافق بودند.

یکی از محققان آمریکایی-چینی هوش مصنوعی گفته است که شکاف فرهنگی در این زمینه وجود دارد. او اینچنین اظهار کرد:

محققان چینی در کنفرانس‌های برتر که فعالانه از اردوگاه کار اجباری و سانسورچی‌های جین شیانگ حمایت می‌کنند، به شدت مرا نگران می‌کند. این گروه‌ها حداقل تماس با رسانه‌های بدون سانسور دارند و تمایل دارند از کسانی که به زبان ماندارین صحبت نمی‌کنند، به ویژه در مورد مسائل اجتماعی از این قبیل، خودداری کنند. من معتقدم که باید راه‌هایی برای تعامل فعالانه با این گروه از جامعه پیدا کنیم.

خبرگزاری نیچر از محققان پرسید که جامعه علمی درباره مطالعات مشکوک اخلاقی چه کاری باید انجام دهد. مشهورترین پاسخ این بود که در طول بررسی‌ها، از نویسندگان مقالات تشخیص چهره باید صریحاً در مورد اصول اخلاقی مطالعات‌شان سوال شود. در این نظرسنجی همچنین پرسیده شد که آیا تحقیقاتی که از نرم‌افزار تشخیص چهره استفاده می‌کنند، نیاز به تأیید قبلی نهادهای اخلاقی مانند کمیته اخلاق که تحقیقاتی با افراد انسانی در ارتباط است، دارد یا خیر. تقریباً نیمی از افراد اظهار کردند که نیاز به تایید نهادهای اخلاقی وجود دارد و یک چهارم دیگر نیز گفتند که این مسئله به نوع تحقیق بستگی دارد.

پیامد اخلاقی

محققانی که روی فناوری شناسایی یا بررسی چهره‌ها کار می‌کنند، خاطرنشان می‌کنند که این فناوری کاربردهای زیادی دارد، مانند یافتن کودکان گمشده، ردیابی مجرمان، دسترسی راحت‌تر به تلفن‌های هوشمند و خودپردازها؛ و این فناوری به ربات‌ها نیز کمک می‌کند تا با شناخت هویت و احساسات آنها با انسان تعامل داشته باشند و در برخی از مطالعات پزشکی، برای کمک به تشخیص یا ردیابی از راه دور شرکت‌کنندگان استفاده می‌شود. جین اینچنین گفته است:

تعدادی از برنامه‌های قانونی و مجاز شناسایی چهره و بیومتریک وجود دارد که ما در جامعه به آنها نیاز داریم.

اما برخی از دانشمندان می‌گویند که محققان همچنین باید تشخیص دهند که فناوری که می‌تواند افراد را از راه دور بدون شناخت آنها شناسایی یا طبقه‌بندی کند، بسیار خطرناک است و باید سعی کنیم تا از آن برای کنترل یا تشخیص مجرمان استفاده شود.

چلسیا باراباس (Chelsea Barabas)، اینچنین گفته است:

جامعه هوش مصنوعی از دیدن اینکه چگونه خدماتش در تاریخ طولانی علمی برای مشروعیت بخشیدن به خشونت علیه افراد حاشیه‌ساز و طبقه‌بندی و جدا کردن افراد استفاده می‌شود، رنج می‌برد. اگر شما الگوریتم تشخیص چهره‌ای تهیه کنید و بدون اینکه فکر کنید که این فناوری برای چه نوع تحقیقات پزشکی توسط مجریان قانون استفاده خواهد شد، می‌توان گفت که بسیار سهل‌انگاری کرده‌اید.

برخی از سازمان‌ها خواستار احتیاط بیشتر محققان هستند. کنفرانس NeurIPS (سیستم‌های پردازش اطلاعات عصبی) یکی از جلسات برتر حوزه هوش مصنوعی است که برای اولین بار در سال جاری به چنین ملاحظات اخلاقی نیاز دارد. دانشمندانی که مقالاتی را ارائه می‌دهند باید بیانیه‌ای اضافه کنند که نگرانی‌های اخلاقی و نتایج احتمالی منفی کار آن‌ها را برطرف کند.

دیوید ها (David Ha)، محقق هوش مصنوعی در گوگل در توکیو اینچنین گفته است:

با این راه‌حل این مسئله حل نخواهد شد، اما این یک گام در مسیر درست است.

مجله Nature Machine Intelligence همچنین در حال بررسی روشی است که در آن از نویسندگان برخی مقالات می‌خواهد بیانیه‌ای را با توجه به تأثیرات گسترده جامعه و نگرانی‌های اخلاقی درج کنند.

لوی امیدوار است که دانشگاهیان در تحقیقات تشخیص چهره به پیامدهای اقدامات غیراخلاقی خود آگاه شوند و باید مسائل اخلاقی در این زمینه را ریشه‌یابی کنند. او گفته است:

به نظر می‌رسد اکنون زمانی است که جامعه علمی باید از خواب غفلت بلند شوند، مردم کاملا آگاه هستند که استفاده از فناوری‌ها ممکن است شکل سیاسی به خود بگیرد و ممکن است خود این مسئله را به طور درونی حس کنند.

نوشته تحقیقات شناسایی چهره بدون رضایت افراد غیراخلاقی است! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

چرا تغییرات آب و هوایی باعث می‌شود برگ‌های پاییزی زودتر تغییر رنگ دهند؟!

با کوتاه‌تر شدن روزها و پایین آمدن دما در نیمکره شمالی، رنگ برگ‌ها شروع به تغییر کردن می‌کند. خب تمام این‌ها نشانه شروع فصل زیبای پاییز است؛ ما نیز می‌توانیم وقتی که برگ‌ها به رنگ‌های قرمز، قهوه‌ای و طلایی تغییر رنگ می‌دهند، از این فصل زیبا لذت بیشتری ببریم. اما اکنون اطلاعاتی به دست آمده است که نشان می‌دهد برگ برخی درختان خیلی زودتر شروع به تغییر رنگ داده‌اند، در ادامه با آی‌تی‌رسان همراه باشید تا دلایل این امر را با هم بررسی کنیم.

با افزایش دوباره دمای هوا در بهار، رشد درختان از سر گرفته می‌شود. در طول ماه‌های گرم‌تر، درختان دی‌اکسیدکربن را از جو گرفته و آن را در مولکول‌های پیچیده خود ذخیره می‌کنند و اکسیژن را به عنوان محصول جانبی آزاد می‌کنند. به طور خلاصه می‌توان به این فرآیند فتوسنتز نام داد. هرچه فتوسنتز بیشتر باشد، کربن بیشتری در درخت ذخیره می‌شود.

می‌دانیم که دی اکسیدکربن عامل اصلی تغییرات آب و هوایی است، بنابراین هر چه دی اکسیدکربن بیشتری توسط گیاهان بتواند از جو خارج شود، بهتر است. با توجه به اینکه آب و هوای گرمتر به یک فصل رشد طولانی‌تری منجر می‌شود، برخی از محققان اظهار داشتند که دی اکسید کربن بیشتری نسبت به دفعات قبلی توسط درختان و گیاهان دیگر جذب می‌شود. اما پژوهش جدیدی درست برعکس این نظریه را بیان کرده که می‌تواند تأثیرات عمیقی در نحوه سازگاری ما با تغییرات آب و هوایی داشته باشد.

به محدودیت رسیدن

محققان با کمک دبورا زانی (Deborah Zani) در موسسه فناوری فدرال سوئیس، زمان تغییر رنگ در برگ‌های درختان پاییزه را با رشد گیاه در بهار و تابستان سال قبل بررسی کردند.

طبق باور دانشمندان، دما و طول روز به عنوان عوامل اصلی تغییر رنگ و ریزش برگ‌ها شناخته می‌شوند، به همین دلیل برخی دانشمندان تصور می‌کردند که دمای بالا این روند را تا اواخر فصل به تعویق می‌اندازد. با مطالعه گونه‌های درختان برگریز اروپایی، از جمله شاه بلوط هندی، درخت فان نقره‌ای و بلوط انگلیسی، نویسندگان این پژوهش جدید ثبت کردند که هر درخت در هر فصل چقدر کربن جذب می‌کند و در نهایت مقدار آن چه تاثیری هنگام ریزش برگ‌ها دارد.

استفاده از داده‌های پدیده‌شناسی اروپا

محققان در این پروژه که تا 65 سال برخی درختان را مورد هدف پژوهش قرار داده بودند، در مطالعه مشاهداتی طولانی‌مدت خود دریافتند که با افزایش میزان فتوسنتز، برگ‌ها تغییر رنگ داده و در اوایل سال شروع به افتادن می‌کنند. به ازای هر 10 درصد افزایش فعالیت فتوسنتزی در فصل رشد بهار و تابستان، درختان به طور متوسط ​​هشت روز زودتر برگ‌های خود را می‌ریزند.

آزمایشات کنترل شده آب و هوایی بر روی درختان پنج ساله راش اروپایی و درختان اسپیره کوهی ژاپنی نشان می‌‍‌دهد که چه چیزی می‌تواند پشت این نتیجه غیر منتظره باشد. در این آزمایشات، پژوهشگران درختان را در معرض آفتاب کامل، نیم سایه یا سایه کامل قرار گرفتند. نتایج نشان می‌دهد که محدودیتی در میزان فتوسنتز وجود دارد که یک درخت می‌تواند در یک فصل رشد خود انجام دهد. پر کردن یک سطل از آب را تصور کنید. می‌توان آن را به آرامی یا سریع انجام داد، اما وقتی سطل پر شد، دیگر جایی برای آب بیشتر باقی نمی‌ماند.

درختان برگریز که در پاییز برگ می‌ریزند، مقدار مشخصی کربن در هر فصل می‌توانند جذب کنند.

این تحقیقات نشان می‌دهد که درختان برگریز فقط می‌توانند سالانه مقدار مشخصی کربن جذب کنند و با رسیدن به این حد، دیگر نمی‌توان کربن بیشتری جذب کرد. در آن مرحله است که برگ‌ها شروع به تغییر رنگ می‌دهند. این محدودیت با در دسترس بودن مواد مغذی، به ویژه ازت، و ساختار فیزیکی گیاه، به ویژه عروق داخلی که آب و مواد مغذی محلول را به اطراف منتقل می‌کنند، تعیین می‌شود. نیتروژن ماده‌ای مغذی اصلی است که گیاهان برای رشد به آن نیاز دارند و اغلب مقدار نیتروژن موجود است که رشد کل را محدود می‌کند. به همین دلیل است که کشاورزان و باغداران برای غلبه بر این محدودیت از کودهای ازته استفاده می‌کنند.

در مجموع، این محدودیت‌ها به این معنی است که جذب کربن در طول فصل رشد مکانیسمی خودتنظیمی در درختان و گیاهان علفی است که اتفاق می‌افتد. در این فرآیند فقط مقدار زیادی کربن می‌تواند جذب شود.

رنگهای اولیه برگ‌های پاییزی

در جهان کنونی که میزان کربن در جو به طور مداوم در حال افزایش است، این یافته‌های جدید حاکی از آن است که آب و هوای گرم و فصل رشد طولانی‌تر اجازه نمی‌دهد تا درختان برگریز معتدل دی‌اکسید کربن بیشتری بگیرند. مدل پیش‌بینی‌کننده این پژوهش اینچنین نشان می‌دهد که تا سال 2100، زمانی که انتظار می‌رود فصول رشد درختان بین 22 تا 34 روز بیشتر باشد، برگ‌های درختان بین سه تا شش روز زودتر از درختان کنونی می‌افتند.

برگ درختان در آینده کمی زودتر تغییر رنگ خواهد داد.

این مسئله پیامدهای قابل‌توجهی در مدل‌سازی تغییرات آب و هوایی به همراه دارد. اگر بپذیریم که میزان کربن جذب شده توسط درختان برگریز در کشورهای دارای درجه حرارت مانند انگلیس هر ساله بدون توجه به فصل رشد ثابت خواهد ماند، سطح دی‌اکسید کربن با سرعت بیشتری از آنچه پیش‌بینی می‌شده است، افزایش خواهد یافت. تنها راه برای تغییر این مسئله افزایش ظرفیت جذب کربن در درختان است.

گیاهانی که از نظر میزان نیتروژن موجود محدود نباشند، ممکن است بتوانند برای مدت طولانی‌تری در آب و هوای گرم رشد کنند. این‌ها درختانی هستند که می‌توانند نیتروژن را از هوا بگیرند، مانند توسکا. اما این گونه‌ها به دلیل کمبود نور روز و دمای سردتر، تقریباً در همان زمان برگ‌های خود را از دست می‌دهند.

اما اگر بخواهیم به این مسئله به حالت وارونه نگاهی بیاندازیم، با این احتمال که برخی درختان زودتر برگ‌های خود را از دست می‌دهند و برخی نیز اکنون برگ می‌ریزند، می‌توان گفت که ممکن است رنگ‌های پاییزی درختان به طور طولانی‌تری وجود داشته باشد.

نوشته چرا تغییرات آب و هوایی باعث می‌شود برگ‌های پاییزی زودتر تغییر رنگ دهند؟! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.