یافتن سریع واکسن ویروس کرونا روی بیماری‌های دیگر چه تاثیری خواهد داشت؟

در اوایل سال 2020، دانشمندان به دنبال یافتن واکسن ویروس کرونا (SARS-CoV-2) بودند. آن‌ها مراقب بودند که قول یافتن سریع واکسن را به جهانیان ندهند. سریع‌ترین واکسنی که قبلاً تولید شده بود، از نمونه‌برداری ویروسی تا تایید شدن آن، چهار سال به طول انجامید. این واکسن، واکسن بیماری اوریون بوده است که در دهه 1960 شایع شده بود. در حال حاضر پس از یک سال که واکسن طراحی شده و تقریبا در سراسر زمین تا تابستان سال 2021 توزیع خواهد شد، بسیار خوش‌بینانه به نظر می‌رسد. در ادامه این مقاله با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

اما با شروع دی ماه، تولیدکنندگان چندین واکسن نتایج بسیار خوبی را در آزمایشات بزرگ اعلام کرده‌اند و نوید واکسن‌های سریع‌تر و بیشتری داده شده است. غول دارویی فایزر (Pfizer) در تاریخ 12 آذر (2 دسامبر)، واکسنی را به همراه شرکت بیوتکنولوژی بیون‌تک (BioNTech) آلمان ساخت؛ این واکسن اولین واکسیناسیون کاملاً آزمایش‌شده‌ای است که برای استفاده اضطراری در برابر ویروس کرونا تأیید شده است.

ناتالی دین (Natalie Dean)، ​​متخصص زیست‌شناسی در دانشگاه فلوریدا در گینسویل، گفته است:

این سرعت پیشرفت در تولید و طراحی واکسن ممکن است کل الگوی ما را در مورد آنچه در تولید واکسن امکان‌پذیر است، به چالش بکشد.

امیدواریم اکنون واکسن‌های دیگر با مقیاس زمانی برابر ساخته شوند. این موارد به شدت در بیماری‌هایی مانند مالاریا، سل و ذات الریه که با هم میلیون‌ها نفر را سالانه از بین می‌برند، موردنیاز است. محققان نیز پیش‌بینی می‌کنند موارد همه‌گیری کشنده‌تر باشند.

اولین تزریق واکسن تاییدشده ویروس کرونا در انگلیس در اوایل دسامبر (آذر ماه) انجام شد.

دن باروچ (Dan Barouch)، مدیر مرکز تحقیقات ویروس‌شناسی و واکسن در دانشکده پزشکی هاروارد در بوستون، ماساچوست، گفته است که تجربه ویروس کرونا تقریبا به طور قطع آینده علم واکسن را تغییر خواهد داد. او اینچنین اظهار کرده است:

این مسئله نشان می‌دهد که در صورت وجود یک وضعیت اضطراری جهانی، تولید واکسن با چه سرعتی پیش خواهد رفت. روش‌های جدید ساخت واکسن، مانند استفاده از RNA انتقال‌دهنده (mRNA)، با پاسخ به ویروس کرونا تأیید شده است. این موضوع نشان داده است که روند توسعه می‌تواند به طور قابل ملاحظه‌ای بدون اینکه خطری در امنیت آن ایجاد شود، تسریع شود.

تولید واکسن با چنین سرعتی می‌تواند به این دلیل باشد که محققان سال‌ها در مورد ویروس‌های مرتبط و راه‌های سریع‌تر برای تولید واکسن تحقیق قبلی داشته‌ا‌ند و بودجه هنگفتی نیز به شرکت‌ها اختصاص داده شده بود که به آن‌ها امکان داد تا چندین آزمایش را باهم انجام دهند و منجر به دست یافتن به اطلاعات و سرعت بیشتر تنظیم‌کننده‌های قانونی می‌شد. برخی از این عوامل ممکن است به تلاش‌های دیگر محققان در واکسن، به ویژه بستر تولید سریع‌تر کمک کند.

اما هیچ تضمینی در این باره وجود ندارد. تکرار چنین موفقیت سریعی به بودجه عظیم مشابهی برای توسعه نیاز دارد. این امر احتمالاً تنها در صورت اضطراری بودن در جامعه و سیاست قابل انجام خواهد بود. این عمل همچنین به ماهیت ویروس بیماری‌زا بستگی خواهد داشت. چون ویروس کرونا ویروسی با جهش نسبتاً آهسته‌ و اتفاقاً متعلق به یک خانواده کاملاً مطالعه شده است، دانشمندان ممکن است در این امر شانس بهتری داشته باشند.

سال‌ها تحقیق اولیه روی انواع ویروس کرونا انجام شده بود!

تحقیقاتی که به تولید واکسن علیه ویروس کرونا کمک کرد، تنها در اسفندماه آغاز نشد. سال‌ها بود که محققان به ویروس‌های کرونا توجه داشتند، زیرا ویروس کرونای SARS (سندرم حاد تنفسی حاد) و MERS (سندرم تنفسی خاورمیانه) قبلا در جهان شیوع پیدا کرده بودند و برخی از محققان نیز روی انواع جدیدی از واکسن ویروس‌های کرونا کار می‌کردند. اکنون می‌بینیم که تلاش آن‌ها به طرز چشمگیری نتیجه‌بخش بوده است.

واکسن ویروس کرونا در خط تولیدی در پکن.

واکسن‌های متداول حاوی پروتئین‌های ویروسی یا اشکال ناتوان ویروس هستند که باعث تحریک دفاعی ایمنی بدن در برابر عفونت توسط ویروس زنده می‌شوند. اما در دو واکسن اول ویروس کرونا که در آزمایشات بالینی مقیاس بزرگ فاز III اعلام شده بود، فقط از یک رشته انتقال‌دهنده RNA در داخل پوشش لیپیدی استفاده شده است. انتقال‌دهنده RNA پروتئین اصلی ویروس کرونا (SARS-CoV-2) را کد می‌کند. به محض ورود انتقال‌دهنده RNA به داخل سلول‌ها، بدن این پروتئین را تولید می‌کند. در نتیجه آن به عنوان آنتی‌ژن (مولکول خارجی که پاسخ ایمنی را تحریک می‌کند) عمل می‌کند. واکسن‌های ساخته شده توسط شرکت‌های دارویی فایزر (Pfizer)، بیون‌تک (BioNTech) و شرکت دارویی ایالات متحده مدرنا (Moderna) هر دو از انتقال‌دهنده RNA استفاده می‌کنند تا پروتئین سنبله ویروس را کد کند و سپس به غشای سلول‌های انسانی متصل شود و به ویروس کرونا اجازه می‌دهد تا به سلول حمله کند.

آکیکو ایواساکی (Akiko Iwasaki)، ایمنی‌شناسی در دانشکده پزشکی ییل در نیوهون کانتیکت، که در زمینه واکسن‌های نوکلئیک اسید (آنهایی که براساس طول DNA یا RNA ساخته شده‌اند) کار می‌کند، اینچنین گفته است:

بسیاری از موارد تولید واکسن که امروزه در اختیار داریم، به بستر انتقال‌دهنده RNA وارد شده است.

بیش از دو دهه تحقیقات اساسی در مورد واکسن‌های DNA که حداقل 25 سال پیش آغاز شده و واکسن‌های RNA که 10 تا 15 سال روی آن‌ها پژوهش شده است، برخی از آنها با هدف تولید واکسن‌های سرطانی ساخته شده‌اند. این رویکرد دقیقاً در زمان مناسب کامل شده است. در طول پنج سال پیش هنوز فناوری RNA آماده نشده بود.

به عنوان مثال، محققان در موسسه ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی ایالات متحده (NIAID) در بتسدای مریلند، از تحقیقات خود در مورد سندرم تنفسی خاورمیانه (MERS) و سندرم حاد تنفسی حاد (SARS) دریافتند که بهتر است توالی RNA را به شکلی تنظیم کنیم که قبل از اینکه با یک سلول میزبان لمس شود، پروتئین سنبله حاصل به آن بچسبد. بارنی گراهام (Barney Graham)، معاون مرکز تحقیقات واکسن موسسه ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی ایالات متحده، گفته است:

اگر بتوانید توالی RNA را در حالت اولیه قبل از ترکیب شدن به دام بیندازید، آنتی‌ژن بهتری را برای واکسن بدست خواهید آورد.

تیم مرکز تحقیقات واکسن موسسه ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی ایالات متحده که با شرکت مدرنا کار می‌کرد، این توصیه را پس از تعیین توالی ویروس کرونا در ژانویه عملی کرد. دین گفته است:

این واقعیت که مردم توجه زیادی به ویروس‌های کرونا داشته‌اند باعث می‌شود که این روند سریع‌تر شود.

بارنی گراهام، معاون مرکز تحقیقات واکسن ملی آلرژی و بیماری‌های واگیردار ایالات متحده آمریکا (در سمت چپ) هنگام بازدید از واکسن‌ها در ماه مارس در حال صحبت با دونالد ترامپ رئیس جمهور سابق ایالات متحده (دومی از راست) است. دانشمندان در این مرکز، با هدایت محقق کیزمکیا کوربت (سمت راست)، توالی RNA را برای واکسن‌های ویروس کرونا تولید کردند. همچنین فرانشیس کولینز مدیر مرکز (دومی از سمت چپ) و جان مسکولا،  (سومی از چپ) در تصویر دیده می‌شوند.

سومین واکسنی که در آزمایشات بالینی فاز III در آبان ماه کارایی خود را نشان داد، توسط شرکت دارویی آستارازنکا (AstraZeneca) با دانشگاه آکسفورد انگلستان ساخته شده است. این نوع واکسن از mRNA استفاده نکرده است. در عوض، یک ناقل ویروسی مواد ژنتیکی اضافی را در خود جای داده است که پروتئین سنبله ویروس کرونا را کد کند. برای ساخت این نوع از واکسن نیز سال‌ها تحقیق شده است. شرکت دارویی فرم اصلاح شده آدنوویروس را از مدفوع شامپانزه جدا کرد و برای تحقیقات کنار گذاشت. بیت کامپمن (Beate Kampmann)، مدیر مرکز واکسن در دانشکده بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن، گفته است که پیشرفت واکسن‌های معمولی مانند این‌ها نیز از تحقیقات درباره سندرم حاد تنفسی حاد، سندرم تنفسی خاورمیانه، ابولا و مالاریا حاصل شده است؛ چنین روش‌هایی ارزان‌تر از استفاده از mRNA است.

ایوازاکی اظهار کرده است که محققانی که روی واکسن کار می‌کنند از بسیاری جهات در ارتباط با ویروس کرونا خوش‌شانس بودند. او گفته است که ویروس کرونا برخلاف ویروس ایدز، تبخال یا حتی آنفلوانزا جهش زیادی ندارد و یا استراتژی‌های موثری را برای خنثی‌سازی سیستم ایمنی بدن در اختیار ندارد. در مقابل، ویروس تبخال از قابلیت گریز بیشتری برخوردار است و اتصال آنتی‌بادی‌ها را مسدود می‌کند، این امر باعث می‌شود یافتن یک ماده موثر در برابر آن دشوار شود. جهش سریع ویروس‌های آنفولانزا به فرمول‌سازی واکسن متفاوتی برای هر فصل آنفولانزا نیاز دارد.

برای تولید واکسن‌ها بودجه هنگفتی احتیاج است!

کندترین قسمت در تولید واکسن، یافتن نوع درمان در کاندیدها نیست، بلکه آزمایش آن‌هاست. این کار اغلب سال‌ها به طول می‌انجامد، شرکت‌ها آزمایشات مربوط به کارآیی و ایمنی را روی حیوانات و سپس روی انسان انجام می‌دهند. آزمایش انسان به سه مرحله نیاز دارد که شامل افزایش تعداد افراد و افزایش هزینه‌ها است. گرچه واکسن‌های ویروس‌های کرونا آزمایشات یکسان و موفقیت‌آمیزی را پشت سر گذاشتند، اما میلیاردها میلیارد دلار در این فرآیند هزینه شد تا شرکت‌ها با انجام همزمان آزمایشات بفهمند که کدام یک مناسب هستند.

رینو راپوولی (Rino Rappuoli)، دانشمند ارشد بخش واکسن‌های GlaxoSmithKline در سینا، ایتالیا گفته است:

با مبالغ زیادی که توسط سرمایه‌گذاران دولتی و خیریه‌های خصوصی به شرکت‌های تولید واکسن داده می‌شود، آن‌ها می‌توانند آزمایشات بالینی و فاز II ،I و III و همچنین تولید آن‌ها را به صورت برابر انجام دهند.

این بدان معنا بود که امکان داشت با چنین هزینه‌های هنگفتی، شرکت‌ها نتوانند واکسن‌های خوب و موثری تولید کنند. کامپمن در این باره گفته است:

این مسئله می‌توانست کاملا فرایند توسعه واکسن را به خطر بیاندازد.

او همچنین بیان کرده است که علم واکسن بدون این بودجه چنین نتایج سریعی نداشته است. کامپمن اظهار کرد:

تولید سریع و موثر واکسن‌ها در هنگام شیوع ابولا اتفاق نیفتاد، در آن هنگام یعنی در سال‌های 2014 تا 2016 جوامع در آفریقا کاملا در حال نابودی بود.

بر این اساس تولید واکسن ابولا بیشتر طول کشید. در رابطه با واکسن ویروس کرونا می‌توان گفت که چون همه کشورها از جمله کشورهای ثروتمند با ویرانی اقتصادی روبرو بودند، چنین بودجه‌ای برای تولید آن صرف شد. تولید واکسن‌های آینده از جمله برای بیماری‌های موجود مانند مالاریا مانند ویروس کرونا سریع نخواهد بود. راپوولی گفته است:

تا زمانی که بودجه زیاد برای تولید واکسن نداشته باشیم، هیچ راهی برای تسریع سرعت تولید وجود ندارد.

پیتر هوتز (Peter Hotez)، ویروس‌شناسی در کالج پزشکی بیلور در هوستون، تگزاس، پیشنهاد می‌کند که انگیزه شرکت‌های بزرگ دارویی برای تولید سریع واکسن نه تنها در متوقف کردن بیماری همه‌گیری است، بلکه فرصتی است تا از دولت‌ها برای تحقیق و توسعه خود بودجه دریافت کنند. هوتز گفته است که با سرمایه‌گذاری دولت که حدود 10 میلیارد دلار است، برنامه واکسن Warp Speed آمریکا رشد سریعی که تا به حال شرکت‌های داروسازی ندیده‌اند، خواهد داشت.

تمام انگیزه تولید واکسن فقط ناشی از اضطراری بودن همه‌گیری ویروس کرونا نبوده است. ویروس‌های عفونی و کشنده قبلی باعث ایجاد زیرساخت‌های ملی و جهانی شده‌اند که می‌توانند باعث توسعه سریع واکسن شوند. گراهام گفته است که شیوع بیماری‌های ابولا و زیکا نقطه‌ آغازی برای هماهنگی جهانی بهتر در نحوه پاسخگویی به بحران بیماری‌های عفونی است. او گفته است:

اگر سندرم حاد تنفسی حاد (SARS) در سال 2002 مانند ویروس کرونا گسترش می‌یافت، دیگر فناوری واکسن یا سیستم‌های هماهنگ را نداشتیم و اوضاع بسیار سخت‌تری نیز در انتظارمان بود.

ائتلافی برای نوآوری‌های آمادگی در برابر همه‌گیری (CEPI) در سال 2017 راه‌اندازی شد. هدف آن ایجاد زیرساخت‌های فناوری مورد نیاز برای تولید سریع و مقرون به صرفه واکسن‌ها علیه چندین ویروس که قابلیت همه‌گیر بودن را دارند از جمله سندرم تنفسی خاورمیانه، ابولا و زیکا شناخته شده است. ستاد آمادگی در برابر بحران همه‌گیری بخشی از کار واکسن‌های مدرنا و آکسفورد را در برابر ویروس کرونا تأمین کرده است.

این امر در مراحل آخر آزمایشات کمک کرد تا ویروس کرونا در همه جا وجود داشته باشد، زیرا شرکت‌ها برای اثبات عملکرد واکسن‌ها به عفونت بیشتر احتیاج داشتند. اگر بخواهید آزمایشات مربوط به کارآیی واکسن را بدون وجود بیماری انجام دهید، بسیار دشوار و غیرقابل انجام است. دین گفته است که در مواردی مانند سندرم تنفسی خاورمیانه که شیوع بیماری بسیار ناچیز است، در برخی مناطق عفونت زیاد و در برخی دیگر میزان عفونت کم است.

تجربه ویروس کرونا می‌تواند باعث شود در نظارت تولید واکسن بازنگری داشته باشیم. اگرچه هیچگونه معیار دقیقی برای تأیید واکسن وجود نداشته است، اما اولین واکسن‌ها بیشتر تحت مقررات استفاده اضطراری قرار می‌گیرند. این واکسن‌ها سریعتر تولید می‌شوند و به شرکت‌ها نیاز است تا عوارض جانبی و ادامه کار را بررسی کند. نهادهای نظارتی ملی همچنین اطلاعات مربوط به آزمایشات واکسن ویروس کرونا را تحت نظارت یک نهاد جهانی به نام ائتلاف بین‌المللی تنظیم‌کننده دارو که در سال 2012 تأسیس شده است قرار داده‌اند. هدف آن دستیابی به توافق در مورد موضوعاتی مانند بهترین نقاط نهایی آزمایشات واکسن و چگونگی هماهنگی نظارت بر عوارض جانبی با تکمیل واکسن‌ها است.

مزایای سایر واکسن‌ها

همه‌گیری ویروس کرونا باید تغییرات دائمی در تولید واکسن‌ها ایجاد کند. برای مثال در ابتدا ممکن است استفاده از واکسن‌های mRNA که قبلاً برای استفاده عمومی در افراد تأیید نشده بود، به عنوان یک رویکرد سریع برای سایر بیماری‌ها تعیین شود. کامپمن در این باره گفته است:

این فناوری انقلابی در واکسیناسیون ایجاد کرده است.

واکسن‌هایی که با روش mRNA تولید شده‌اند، برخلاف بیوتکنولوژی پیچیده‌تری که در تولید پروتئین‌ها در سلول‌ها وجود دارد، می‌توانند در طی چند روز از نظر شیمیایی سنتز شوند. او افزود:

این فناوری برای پاسخ به بیماری‌های همه‌گیر که در آینده شیوع پیدا خواهد کرد، مورد نیاز خواهد بود.

علاوه بر این راپوولی گفته است:

RNA تولید واکسن را بسیار ساده می‌کند. می‌توان از همان امکانات RNA برای بیماری‌های مختلف استفاده کرد. این مسئله باعث می‌شود که میزان سرمایه‌گذاری مورد نیاز روی آن کاهش یابد.

شرکت‌ها همچنین باید ظرفیت تولید خود را افزایش دهند، زیرا آن‌ها در صورت تولید واکسن برای ویروس کرونا، هنوز هم مجبور به ساخت واکسن برای سرخک، فلج اطفال و سایر بیماری‌ها هستند. این موضوع می‌تواند به تأمین تقاضا در آینده کمک کند.

واکسن ویروس کرونای مدرنا در سوئیس توسط شرکت بیوتکنولوژی Lonza با روش mRNA ساخته خواهد شد.

به گفته هوتز، آزمایش‌های بالینی بزرگ برای واکسن‌های ویروس کرونا و سایر مواردی که اکنون در حال تولید هستند، باید داده‌هایی را فراهم کند تا پاسخ‌های ایمنی مفیدتر داشته باشند. با توجه به همه فناوری‌های مختلف و اطلاعات دقیق جمع‌آوری شده آمار داوطلب بالینی، آنتی‌بادی‌ها و پاسخ‌های سلولی، ممکن است امسال بیش از دهه‌های گذشته از پاسخ واکسن انسانی اطلاعات کسب کنیم. واکسینولوژی انسان ممکن است جهشی کوانتومی ایجاد کند.

هنوز هم هنگامی که سطح عفونت زیاد باشد، می‌توان واکسن‌های دیگری با چنین سرعتی تولید کرد. این امکان وجود دارد که آزمایش‌های گسترده نسبتا سریع با بودجه هنگفتی انجام شود. ممکن است هدف قرار دادن ویروس‌های دیگر دشوارتر از ویروس کرونا باشد.

محققان گفته‌اند که به همین دلیل است که باید در مورد همه انواع ویروس‌ها بیشتر بدانیم. گراهام اظهار کرده است که حداقل 24 نوع ویروس دیگر وجود دارد که ممکن است انسان را آلوده کنند. به جای اینکه صبر کنیم تا ویروس بعدی در آینده ظاهر شود و در آن هنگام تازه شروع به صرف بودجه و آزمایشات روی آن‌ها کنیم، همین اکنون سیستم‌هایی برای نظارت بر این ویروس‌ها و تولید داده‌ها در مورد آلودگی‌های اولیه در هر یک از آن‌ها ایجاد کنیم.

به عبارت دیگر می‌توان گفت که بدون ایجاد بستر جامع علمی، مقدار زیادی از بودجه هم موثر نخواهد بود. ایوازاکی گفته است که موفقیت خارق‌العاده واکسن‌های ویروس کرونا نمونه خوبی از کاری است که علم و دانش می‌تواند به سرعت انجام دهد، اما این موفقیت یک شبه اتفاق نیفتاده است.

نوشته یافتن سریع واکسن ویروس کرونا روی بیماری‌های دیگر چه تاثیری خواهد داشت؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

پیاده‌روی در کاهش درد پا در افراد مبتلا به بیماری شریان محیطی تاثیر دارد!

از ورزش در درمان بسیاری از بیماری‌ها از جمله بیماری‌های قلبی و ریوی استفاده شده است. اما ورزش همچنین می‌تواند نقش مهمی در درمان بیماری شریان محیطی داشته باشد. آخرین بررسی ما نشان می‌دهد که برای افراد مبتلا به بیماری شریان محیطی، برنامه‌های ورزشی ممکن است با تسکین علائم درد پا، گرفتگی عضلات و خستگی که برخی از افراد تجربه می‌کنند، به بهبود توانایی راه رفتن و کیفیت زندگی کمک کنند. در ادامه این مطلب با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

بیماری شریان محیطی نوعی بیماری شایع قلبی-عروقی است که 236 میلیون نفر را در سراسر جهان درگیر می‌کند. در این بیماری، عروق پاها از طریق فرآیند معروف به تصلب شرایین (بسته بودن رگ‌ها)، با پلاک‌های چرب مسدود می‌شوند.

در حالی که برخی از افراد مبتلا به این بیماری هیچ علائمی را تجربه نمی‌کنند، اما شایع‌ترین علائم درد، گرفتگی عضلات، بی‌حسی، ضعف یا مورمور شدن است که در هنگام راه رفتن در پاها رخ می‌دهد که به لخته شدن متناوب خون معروف است. این مشکلات در حدود 30 درصد از افراد مبتلا به بیماری شریان محیطی وجود دارد. لنگیدن متناوب در بزرگسالان بالای 50 سال، مردان و افرادی که سیگار می‌کشند، بیشتر دیده می‌شود.

در حال حاضر، درمان‌های بیماری عروق محیطی بر مدیریت علائم و جلوگیری از گرفتگی بیشتر رگ‌ها متمرکز است که خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و سکته را کاهش می‌دهد. همچنین ممکن است داروهایی برای کاهش کلسترول یا درمان فشار خون بالا تجویز شوند که هر دو عامل خطر ابتلا به بیماری شریان محیطی هستند.

مدیریت این علائم، از آنجا که افرادی که به آن مبتلا هستند بیشتر در معرض خطر سایر بیماری‌های قلبی عروقی مانند بیماری‌های قلبی و سکته مغزی هستند، بسیار مهم است. علاوه بر این، درد ساق پا که در این افراد وجود دارد، به این معنی است که مردم اغلب نمی‌توانند خیلی راه بروند. این مسئله ممکن است منجر به پایین آمدن سطح تناسب اندام و کاهش کیفیت زندگی شود. حتی ممکن است باعث افسردگی شود، زیرا افراد دیگر به همان اندازه که می‌خواهند در زندگی روزمره خود مستقل باشند، استقلال ندارند.

اما برنامه‌های ورزشی ممکن است روش درمانی دیگری را برای افراد مبتلا به لنگیدن ارائه دهند. شواهد حاصل از آخرین بررسی ما نشان می‌دهد که ورزش می‌تواند به کاهش درد در بیماران در هنگام راه رفتن کمک کند و همچنین ممکن است خطر بیماری قلبی و سکته را کاهش دهد. ما همچنین آنچه را که برای موفقیت یک برنامه ورزشی لازم است، پیدا کردیم.

هفته‌ای سه بار پیاده‌روی ممکن است علائم بیماری را بهبود بخشد.

ما دریافتیم که برنامه پیاده‌روی برای افراد مبتلا به لنگیدن، باعث می‌شود به احتمال زیاد علائم آنها کاهش یابد. این برنامه در حالت ایده‌آل باید حداقل سه بار در هفته و حداقل سه ماه انجام شود. بیماران باید سعی کنند با سرعت چالش‌برانگیزی (یعنی باعث می‌شود درد شدیدی در پا داشته باشند) سه تا پنج دقیقه قبل از استراحت تا زمان تسکین درد راه بروند. الگوی استراحت پیاده‌روی باید حدود 30 تا 60 دقیقه تکرار شود.

محققان نشان داده‌اند که این نوع برنامه ورزشی به طور قابل توجهی علائم لخته شدن را بهبود می‌بخشد، همانطور که با افزایش مسافتی که فرد می‌تواند بدون درد راه برود نیز در ارتباط است. همچنین کیفیت زندگی و سطح کلی تناسب اندام را افزایش می‌دهد.

برای کسانی که نمی‌توانند به یک برنامه پیاده‌روی نظارت‌شده دسترسی پیدا کنند، این نوع ورزش ممکن است به طور مستقل انجام شود و همچنین باید حداقل سه بار در هفته و هر بار 30 تا 60 دقیقه انجام شود. ما به افراد توصیه می‌کنیم که مرتبا برای ورزش با سرعت معمولی خود راه بروند و سرعت و زمان پیاده روی خود را به تدریج افزایش دهند. نظارت بر میزان راه رفتن با یک برنامه یا ساعت هوشمند ممکن است مفید باشد. اگر از این موارد استفاده نمی‌کنید، نشانگرهای خیابان (مانند چراغ‌های ماشین‌ها) می‌توانند به شما کمک کنند تا هر روز کمی جلوتر بروید و مطمئن شوید که تمرین را پیش می‌برید.

به کسانی که به طور مستقل ورزش می‌کنند همچنین توصیه شده است که مسیر خود را تا آنجا که ممکن است برنامه ریزی کنند تا مکان‌هایی را که می‌توانند بین دوره‌های پیاده‌روی خود با خیال راحت استراحت کنند، شناسایی کنند و سعی کنند خود را تا حد ممکن سرگرم کنند مثلا شاید با پیاده روی با دوستانشان تا زمان به اتمام برسد. از دیگر فعالیت‌هایی که افراد با خیال راحت می‌توانند در آن‌ها شرکت کنند، رفتن به باشگاه ورزشی، دوچرخه سواری و رقص است. شواهد کمتری برای مفید بودن این نوع از فعالیت‌ها وجود دارد، اما ممکن است به بهبود علائم کمک کند و افراد را با چیزهایی که دوست دارند درگیر کند.

بررسی همچنین نشان داد که ورزش مقاومتی (مانند وزنه‌برداری) می‌تواند به بهبود قدرت عضلات در بیماران مبتلا به لخته شدن متناوب کمک کند. از این تمرینات می‌توان در کنار یک برنامه پیاده روی استفاده کرد و هر هفته دو تا سه بار می‌توان تمرینات مربوط به عضلات اصلی قسمت فوقانی و تحتانی بدن را انجام داد.

همچنین شایان ذکر است که افراد مبتلا به لنگی نباید نگران راه رفتن با درد پا باشند، زیرا این درد به معنای آسیب ناشی از آن نیست. تصور می‌شود که درد به علت جریان خون کافی در عضله در حال ورزش نباشد. در حالی که در پیاده‌روی درد لخته شدن وجود دارد، اما ممکن است با گذشت زمان، رشد رگ‌های خونی جدید در پاها را تحریک کرده و علائم را بهبود بخشد.

با این حال، به افراد توصیه می‌شود که در صورت ناراحتی ورزش نکنند و اگر هنگام انجام ورزش علائم نگران‌کننده‌ای دارند، مانند درد قفسه سینه، سرگیجه یا بیماری، به پزشک مراجعه کنند.

این بررسی همچنین نشان می‌دهد که ورزش می‌تواند به کنترل درد لنگیدن کمک کند و ممکن است پیشرفت بیماری سخت شدن شاهرگ‌ها را در سراسر بدن محدود کند. ورزش منظم ممکن است درد لخته شدن را از چند طریق بهبود بخشد که از جمله آن‌ها می‌توان به بهبود روش کار رگ‌های خونی و کمک به عضلات پا در استفاده موثرتر از اکسیژن اشاره کرد.

این ورزش نه تنها می‌تواند به تنهایی یا به عنوان بخشی از یک برنامه تحت نظارت انجام شود، بلکه ممکن است فواید دیگری نیز داشته باشد که می‌توان به بهبود سلامت قلب و عروق، خلق و خو و خواب اشاره کرد.

نوشته پیاده‌روی در کاهش درد پا در افراد مبتلا به بیماری شریان محیطی تاثیر دارد! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

آنتی‌بادی، ‌عامل ایجاد علائم شدید ویروس کرونا!!

هنگامی که یک فرد مبتلا به ویروس کرونا با علائم بسیار شدیدی می‌شود، این امر به نحوه واکنش سیستم ایمنی بدن او در برابر ویروس کرونا بستگی دارد. اما دانشمندان هنوز نمی‌دانند که چرا برخی از افراد در مقایسه با بقیه مردم که علائم خفیف دارند یا علائمی ندارند، به بیماری با علائم شدیدتری مبتلا می‌شوند. اما در حال حاضر پژوهش جدیدی از دانشگاه ییل انجام شده است که دلیل این موضوع را آنتی‌بادی موجود در بدن بیان می‌کند، پس در ادامه این مقاله با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

این تحقیق که البته هنوز بررسی و منتشر نشده است، نشان می‌دهد که در بیماران با علائم شدید بیماری ویروس کرونا، بدن «آنتی‌بادی» تولید می‌کند. این آنتی‌بادی به جای حمله به ویروس مهاجم، به سیستم ایمنی بدن و اندام‌های خود بیمار حمله می‌کنند.

محققان دریافتند که افراد با کرونای شدید دارای آنتی‌بادی‌هایی هستند که بر روی پروتئین‌های حیاتی که در شناسایی، هشدار و پاکسازی سلول‌های آلوده به ویروس کرونا نقش دارند، قفل می‌شوند. این پروتئین‌ها شامل سیتوکین‌ها و کموکاین‌ها، پیام رسان‌های مهم در سیستم ایمنی بدن هستند، است. این امر با عملکرد طبیعی سیستم ایمنی بدن تداخل ایجاد می‌کند و باعث جلوگیری از دفاع ضد ویروسی می‌شود و منجر به شدت بخشیدن به بیماری فرد می‌شود.

اختلالات خود ایمنی

در مطالعات سال‌های قبلی نشان داده شده است که آنتی‌بادی‌های خودکار در بیماری‌های خود ایمنی مانند آرتریت روماتوئید و لوپوس نقش دارند. مشخص نیست که چرا بعضی از افراد این آنتی‌بادی‌ها را ایجاد می‌کنند، اما احتمالاً ترکیبی از ژنتیک و محیط در آن نقش دارد. عفونت‌های ویروسی همچنین با بروز برخی بیماری‌های خود ایمنی ارتباط دارند.

دانشمندان در اوایل سال جاری گزارش دادند که بیماران بدون سابقه بیماری خودایمنی پس از ابتلا به ویروس کرونا، آنتی‌بادی ایجاد کردند. در این مطالعات مشخص شد که آنتی‌بادی‌ها اهداف مشابهی را که در سایر بیماری‌های خود ایمنی شناخته شده مانند پروتئین‌هایی که به طور معمول در هسته سلول‌ها یافت می‌شوند، تشخیص می‌دهند. در مطالعات بعدی کشف شد که افراد مبتلا به ویروس کرونای شدید همچنین می‌توانند آنتی‌بادی به اینترفرون‌ها، پروتئین‌های ایمنی بدن که نقش اصلی در مبارزه با عفونت‌های ویروسی دارند، ایجاد کنند.

آنتی‌بادی‌ها به اینترفرون‌ها و سایر سلول‌های مهم سیستم ایمنی بدن مانند سلول‌های کشنده طبیعی و سلول‌های T حمله می‌کنند!

دانشمندان ییل که آخرین مطالعه را انجام دادند، از تکنیک جدیدی استفاده کردند که آنتی‌بادی‌هایی را که علیه هزاران پروتئین بدن کار می‌کنند، غربال کنند. آن‌ها در 170 بیمار بستری در بیمارستان به جستجوی آنتی‌بادی پرداختند و آن‌ها را با آنتی‌بادی‌هایی که در افراد مبتلا به بیماری خفیف یا عفونت بدون علامت و همچنین افرادی که به ویروس آلوده نشده بودند، مقایسه کردند.

دانشمندان در خون بیماران بستری آنتی‌بادی‌هایی یافتند که می‌توانند به اینترفرون‌ها حمله کنند و همچنین آنتی‌بادی‌هایی را یافتند که ممکن است با سایر سلول‌های مهم سیستم ایمنی بدن مانند سلول‌های کشنده طبیعی و سلول‌های T تداخل داشته باشند. یافته‌ها نشان داد که آنتی‌بادی‌ها یک ویژگی بسیار شایع در بیماران مبتلا به ویروس کرونای شدید است.

محققان ییل آزمایشات بیشتری را روی موش‌ها انجام دادند که نشان داد وجود این آنتی‌بادی‌ها می‌تواند باعث بدتر شدن بیماری شود و حاکی از آن است که این آنتی‌بادی‌ها ممکن است به میزان خطر ویروس کرونا شدت ببخشند.

این تمام ماجرا نیست!

اگرچه بیماران کرونایی آنتی‌بادی‌های زیادی دارند که پروتئین‌های سیستم ایمنی بدن را هدف قرار می‌دهند، محققان هیچ آنتی‌بادی اختصاصی کووید-19 را پیدا نکردند که بتواند برای تشخیص بیماران شدید کرونایی استفاده شود. آنچه که تعیین می‌کند آیا فردی به کرونای شدیدی مبتلا شده است، به موارد زیادی بستگی دارد و آنتی‌بادی‌ها تمام داستان نیستند.

اما این تحقیق نشان می‌دهد که افراد با آنتی‌بادی‌های موجود ممکن است در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری ویروس کرونای شدید باشند. این افراد ممکن است در هنگام ابتلا به ویروس کرونا در نقص پاسخ ایمنی خود دچار کمبود شوند و یا مستعد ایجاد آنتی‌بادی‌های جدید باشند که ممکن است مانع پاسخ ایمنی آنها به ویروس شود.

محققان بر ارتباط بین بیماری کووید-19 شدید و پاسخ‌های ایمنی سوجهت گیری شده که بافت‌های سالم و پروتئین‌های بدن را هدف قرار می‌دهند، تمرکز می‌کنند. وجود آنتی‌بادی‌ها نشان می‌دهد که برای برخی از بیماران، ویروس کرونا می‌تواند یک بیماری خود ایمنی باشد که توسط ویروس کرونا ایجاد می‌شود. اینکه چه چیزی باعث تولید آنتی‌بادی‌ می‌شود، به دانشمندان کمک می‌کند تا درمان‌های جدیدی برای این بیماری ایجاد کنند.

دانشمندان هنوز نمی‌دانند که این آنتی‌بادی‌ها پس از اتمام عفونت چه مدت دوام می‌آورند. یک سوال مهم و بی‌پاسخ این است که آیا آسیب طولانی‌مدت ناشی از این آنتی‌بادی‌ها ممکن است برخی از علائم شدید و طولانی کووید-19 را توضیح دهد؟

نوشته آنتی‌بادی، ‌عامل ایجاد علائم شدید ویروس کرونا!! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

ویروس کرونا چگونه منجر به تغییر فصل سرماخوردگی و آنفلوانزا شد؟

در نیمکره شمالی معمولا فصل سالانه سرماخوردگی و آنفلوانزا در اواخر آذرماه شروع می‌شود، اما تاکنون حتی با افزایش موج همه‌گیری ویروس کرونا در ده‌ها کشور، سطح بسیاری از عفونت‌های فصلی شایع به شدت کم شده است. اما دلیل این امر چه می‌تواند باشد؟ در ادامه این مقاله با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

بیماری همه‌گیری ناشی از ویروس کرونا حداقل 67 میلیون نفر را آلوده و 1.5 میلیون نفر را در سراسر جهان کشته است. پاسخ‌هایی که برای مقابله با بیماری همه‌گیری ویروس کرونا در نظر گرفته شده‌ است، از قرنطینه موقت گرفته تا پوشیدن ماسک، فاصله اجتماعی، افزایش بهداشت شخصی و کاهش مسافرت‌ها، بر سایر بیماری‌های رایج تنفسی نیز تأثیر زیادی داشته است.

در نیمکره جنوبی که اکنون زمستان به پایان رسیده است، مردم به هیچ‌وجه به آنفلوانزای فصلی مبتلا نشدند. به نظر می‌رسد که ممکن است در شمال نیز همین اتفاق افتاده باشد. در مقابل برخی از ویروس‌های سرماخوردگی افزایش یافته‌اند و شواهد نگران‌کننده نیز نشان می‌دهد که ممکن است آن‌ها در بعضی موارد ما را از ویروس کرونا محافظت کنند.

علی‌رغم سابقه طولانی بشریت با سرماخوردگی و آنفولانزا، ویروس‌های عامل آنها هنوز هم رازهای زیادی دارند. دانشمندان امیدوارند که در فصول امسال بتواند اطلاعات جدیدی در مورد انتقال و رفتار این میهمانان ناخوشایند سالیانه کسب کنند؛ اطلاعاتی از قبیل نحوه واکنش این ویروس‌ها به اقدامات بهداشتی و نحوه تعامل آنها در بیماری طولانی‌مدت. سونجا اولسن (Sonja Olsen)، متخصص اپیدمیولوژیک در مرکز ملی ایمن‌سازی و بیماری‌های تنفسی، بخشی از مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های ایالات متحده (CDC) در آتلانتا جورجیا، گفته است:

این آزمایشی طبیعی برای بسیاری از ویروس‌های تنفسی است.

شکست آنفلوانزا

در اردیبهشت ماه، در انتهای موج اول مرگ و میر ویروس کرونا در بسیاری از کشورها، هنگامی که سختگیرانه‌ترین قرنطینه‌ها در کشورها در جریان بود، کارکنان بهداشت توقفی ناگهانی را در فصل آنفولانزا در 2019 تا 2020 در نیمکره شمالی مشاهده کردند.

به گفته کارشناسان این ممکن است تا به این دلیل باشد که افراد کمتری برای آزمایش به کلینیک مراجعه می‌کنند، اما این امر نیز به دلیل تأثیرگذاری سیاست‌هایی مانند فاصله اجتماعی است. به عنوان مثال، پس از شروع همه‌گیری، آزمایشات مثبت ویروس آنفولانزا در ایالات متحده 98 درصد کاهش یافت، در حالی که تعداد نمونه‌های ارائه شده برای آزمایش فقط 61 درصد بود. در پایان، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های ایالات متحده فصل آنفلونزا سال 2019 تا 2020 ایالات متحده را متوسط ارزیابی کرد، و تخمین می‌زند 38 میلیون نفر به آنفلوآنزا مبتلا شده و 22000 نفر درگذشتند. این نسبت به سال‌های اخیر کمتر است، اما بی‌سابقه نیست.

بعد از پایان یافتن زودرس فصل آنفولانزا در شمال، می‌توان گفت آنفولانزا در نیمکره جنوبی جریان نداشت. موارد حیرت‌انگیزی از آنفلوآنزای فصلی از فروردین تا تیرماه سال 2020 حتی با افزایش موارد ویروس کرونا در جهان در آنجا وجود داشت. در استرالیا، شیلی و آفریقای جنوبی فقط 51 مورد آنفلوآنزا در بیش از 83000 آزمایش مشاهده شد. اولسن در این باره اینچنین گفته است:

ما می‌دانیم که ویروس سرماخوردگی نسبت به ویروس کرونا کمتر منتقل می‌شود، بنابراین منطقی است، اما این کاهش همچنان بیشتر از حد انتظار ما بوده است. کاهش آمار آنفولانزا به اقدامات علیه همه‌گیری نسبت داده شده است، اما آنها کل ماجرا را بیان نمی‌کنند.

ریچارد وبی (Richard Webby) ویروس‌شناسی در بیمارستان سنتجود در ممفیس، تنسی اظهار کرده است:

در برخی از کشورهای آمریکای جنوبی که در کنترل ویروس کرونا چنان موفق نبوده‌اند نیز آمار آنفلوآنزا کم شده است. من فکر نمی‌کنم ما بتوانیم همه چیز را به ماسک و فاصله اجتماعی نسبت دهیم.

او گمان می‌کند که کاهش سفرهای بین‌المللی در این میان نقش داشته است. آنفولانزا به طور معمول از زمستانی به زمستانی دیگر در سراسر جهان منتقل می‌شود، این در حالی است که این ویروس نقش زیادی در مناطق گرمسیری در طول سال ندارد. اگرچه سازوکارهای زیربنایی این ویژگی کاملاً مشخص نیست، اما جابه‌جایی افراد به وضوح به افزایش آمار کمک می‌کند.

افزایش واکسیناسیون آنفلوانزا نیز ممکن است در ناپدید شدن ویروس نقش داشته باشد. به عنوان مثال، در استرالیا، تا 20 اردیبهشت 2020 بیش از 7.3 میلیون مورد آنفلوانزا وجود داشته است، در حالی که در آن تاریخ 4.5 میلیون نفر در سال 2019 و 3.5 میلیون نفر در سال 2018 به ویروس مبتلا بوده‌اند. مشخص نیست که این روند در نیمه شمالی ادامه دارد یا خیر.

نرخ واکسیناسیون در ایالات متحده برای آنفولانزای فصلی سال‌هاست که روند افزایشی داشته است؛ کمی بیش از نیمی از جمعیت ایالات متحده با سن بیش از شش ماه در 2019 تا 2020 واکسینه شده‌اند که نسبت به سال گذشته 2.6 درصد افزایش داشته است. اما مشخص نیست که آیا آمریکایی‌ها به ویژه با توجه به شرایط چالش‌برانگیز بیماری همه‌گیری و تغییر رئیس جمهور، امسال بیشتر به سمت واکسیناسیون آنفلوانزا تمایل دارند یا خیر.

ناشناخته‌هایی درباره ویروس‌ها

اکثر کارشناسان اظهار کرده‌اند فصل بسیار خفیفی از آنفولانزا در نیمکره شمالی وجود خواهد داشت. این خبر خوبی در بسیاری از بخش‌ها خواهد بود، به ویژه این امر به کاهش فشار بالقوه سیستم بهداشتی، از بیمارستان‌ها گرفته تا مراکز آزمایشی، ناشی از امواج همزمان آنفولانزا و ویروس کرونا کمک می‌کند. اما ممکن است شگفتی‌هایی نیز در انتظار شما باشد.

هیچکس واقعا نمی‌داند چرا یک کشوری مانند استرالیا ممکن است به مدت چند سال تحت تأثیر آنفلوانزا قرار گیرد در حالی که یک کشور همسایه مانند نیوزلند نرخ بسیار کمی از همان بیماری را دارد، حتی فصلی بودن آنفلوانزا به طور کامل شناخته نشده است، و اینکه دقیقاً چگونه به سراسر جهان منتقل می‌شود، نیز ناشناخته مانده است. اولسن گفته است:

ما واقعا نمی‌توانیم دلیل خوبی برای این بیماری زمستانی ارائه دهیم. درس‌هایی که امسال درباره آنفولانزا از داده‌ها آموخته‌ایم، جالب اما دشوار بوده است، زیرا سیاست‌های همه‌گیری و انطباق با آن در سطح ملی، ایالتی و حتی همسایگی متفاوت است.

روند تغییر ممکن است عواقبی داشته باشد. اگر فصل آنفولانزای امسال در نیمکره شمالی کاهش یافته باشد، این مسئله ممکن است پیش‌بینی سویه‌های مناسب برای تزریق واکسن آنفلوانزا در سال 2021 را دشوار کند. همچنین می‌تواند عواقب طولانی‌مدتی داشته باشد. وبی حدس می‌زند که یک فصل آنفلوآنزا کم ممکن است انواع کمتر شایع آنفلوانزا را از بین ببرد. او اظهار می‌کند:

در سال‌های اخیر بیماری آنفلوانزای مختلفی در جریان بوده است. آیا همه آن‌ها موفق بوده‌اند؟ ممکن است آنچه که این فصل رخ می‌دهد، در واقع تصویر ویروس را بسیار ساده‌تر کند. این ممکن است دائمی باشد.

در همان زمان، وبی افزود که کاهش ویروس‌ها در میزبان‌های انسانی می‌تواند در آینده دری را برای انواع جدید آنفولانزای خوکی باز کند. او بیان کرد:

ما هر ساله تعداد معدودی از ویروس‌ها را در فصل نمایشگاه‌های کشاورزی به دست می‌آوریم. یکی از مواردی که باعث جلوگیری از ویروس‌ها می‌شود، ایمنی طبیعی است. اگر آنفلوآنزا برای چند فصل کم باشد، ممکن است برای ویروس‌های خوکی فاصله بیشتری ایجاد کند و باعث افزایش خطر آن‌ها شود.

رابرت وار (Robert Ware)، اپیدمیولوژیست بالینی در دانشگاه گریفیت در کوئینزلند، استرالیا، گفته است:

من مطمئن هستم که آنفولانزا در بعضی از مراحل با شدت بیشتری برمی‌گردد، اما همین روند ممکن است چند سال طول بکشد.

مخالفت با جریان

ویروس‌های آنفلوانزا تنها ویروسی نیست که تحت تأثیر اقدامات پاسخ همه‌گیری قرار گرفته است. صدها ویروس وجود دارد که علائم تنفسی مشابه علائم سرماخوردگی از پاراآنفلوانزا گرفته تا ویروس متاپنوم ایجاد می‌کند و به نظر می‌رسد اکثر این ویروس‌ها در زمستان نیمکره جنوبی نیز بسیار کم بوده‌اند.

محققان در ویروس سنسیسیال تنفسی (RSV) کاهش ناگهانی نیز مشاهده کردند، این ویروسی رایج است که به طور معمول کودکان خردسال را آلوده می‌کند و گاهی اوقات می‌تواند باعث بیماری‌های جدی مانند ذات الریه شود. هیچ واکسنی برای ویروس سنسیسیال تنفسی وجود ندارد و این ویروس حدود 5 درصد از مرگ و میرها را در کودکان زیر پنج سال در سراسر جهان ایجاد می‌کند. در استرالیای غربی، علی‌رغم باز بودن مدارس، ویروس سنسیسیال تنفسی در کودکان در زمستان سال 2020 معادل 98 درصد (و آنفلوآنزا 99.4 درصد) کاهش یافت.

هر چند ممکن است این کاهش در ویروس سنسیسیال تنفسی موقتی باشد. به عنوان مثال داده‌ها از پرجمعیت‌ترین منطقه استرالیا، نیو ولز جنوبی (NSW)، نشان می‌دهد که ویروس سنسیسیال تنفسی در مهرماه در حال افزیش یافتن بوده است. برخی از محققان هشدار می‌دهند که تجمع کودکان حساس و آلوده ممکن است در آینده منجر به ایجاد موراد بزرگتری در عفونت شود.

روندی استثنایی در ویروس وجود دارد. جانت انگلوند (Janet Englund)، محقق بیماری‌های عفونی کودکان در بیمارستان کودکان سیاتل در واشنگتن می‌گوید:

ویروسی که هیچوقت متوقف نمی‌شود، ویروس سرماخوردگی (راینو ویروس) است.

ویروس سرماخوردگی دلیل اصلی سرماخوردگی به ویژه در کودکان است. بیش از صد سویه وجود دارد و حدوداً دوازده نوع در هر جامعه مشخصی گردش می‌کنند. در یک مطالعه در ساوتهمپتون، انگلستان، تشخیص ویروس سرماخوردگی در بزرگسالان بستری در بیمارستان در تابستان سال 2020 کمتر از تابستان 2019 بود، اما پس از بازگشایی مدارس در شهریورماه به اوج خود رسید. داده‌ها از نیو ولز جنوبی نیز نشان می‌دهد که افزایشی در ویروس‌های سرماخوردگی در زمستان جنوبی وجود دارد. اگرچه برخی از این افزایش‌ها احتمالاً به دلیل افزایش آزمایش در افراد با علائم خفیف سرماخوردگی است، اما این ویروس‌ها قطعاً مانند بقیه کاهش نیافته‌اند.

جانت انگلوند گفته است:

هیچکس واقعا نمی‌داند چرا ویروس‌های سرماخوردگی بسیار پایدار و ثابت هستند.

برخی ویروس‌ها که علائم شبه سرماخوردگی ایجاد می‌کنند از نظر ساختار بسیار متفاوت از یکدیگر هستند. ویروس‌های بینی برخلاف ویروس‌های آنفلوانزا و کرونا، فاقد پوشش لیپیدی بیرونی یا پاکت هستند که در برابر صابون‌ها و ضدعفونی‌کننده‌ها آسیب‌پذیر است. در نیو ولز جنوبی در استرالیا، تشخیص آدنو ویروس‌های غیر پوششی که علائمی شبیه سرماخوردگی نیز ایجاد می‌کنند، در طول زمستان جنوبی نسبتاً ثابت است، نه اینکه مانند آنفولانزا از بین برود یا مانند ویروس راینو ویروس افزایش یابند.

انگلوند گفته است:

گمان می‌کنیم که راینو ویروس روی سطح پایدارتر باشد و باعث انتقال بیشتر بین کودکان از طریق دست، میز و دستگیره در ‌شود. همچنین تصور می‌شود که انتقال بدون علامت در ویروس‌های راینو بیشتر است که به آنها امکان می‌دهد حتی وقتی که کودکان بیمار در خانه مانده‌اند، آزادتر در مدارس منتقل شوند.

خبر خوب این است که سرماخوردگی ممکن است به محافظت از مردم در برابر ویروس کرونا کمک کند. به عنوان مثال، یک مطالعه بر روی بیش از 800 هزار نفر نشان داد که بزرگسالانی که در سال گذشته علائم سرماخوردگی داشته‌اند، احتمال اینکه به ویروس کرونا نیز امسال مبتلا شوند، کمتر است، اگرچه دلیل این مسئله همچنان مانند یک راز باقی مانده است.

تمیز کردن مداوم و پیشرفته مدارس ممکن است باعث کاهش شیوع برخی ویروس‌ها شود، اما برخی دیگر همچنان پابرجا هستند.

محافظت مشترک؟

یک توضیح ممکن این باشد که ابتلای قبلی به ویروس کرونا (علت دیگر سرماخوردگی) ممکن است باعث ایجاد مقداری ایمنی در ابتلای به کووید-19 شود. افراد ممکن است هم ویروس کرونا را بطور مداوم و هم ویروس‌های متعدد سرماخوردگی را در یک زمان داشته باشند. به نظر می‌رسد عفونت‌های ویروسی کرونا سلول‌های T و B تولید می‌کنند، سلول‌های سیستم ایمنی بدن که به حمله و به یاد داشتن عوامل بیماری‌زا کمک می‌کنند، می‌توانند SARS-CoV-2 را تشخیص دهند. این سلول‌ها می‌توانند محافظت مقطعی را در برابر ویروس جدید کرونا ایجاد کنند.

اسکات هنسلی (Scott Hensley)، ایمنی‌شناس ویروس از دانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیا گفته است که چندین مطالعه نشان داده است که به دلیل سایر عفونت‌های ویروس کرونا، حدود یک چهارم افراد آنتی‌بادی دارند که ممکن است به ویروس SARS-CoV-2 مرتبط باشد. یک مطالعه نشان داد که این آنتی‌بادی‌ها در واقع می‌توانند عفونت‌های ویروس کرونا را خنثی کنند و از حمله ویروس به سلول جلوگیری کنند. کایوی عبدالله پان (Qiuwei Abdullah Pan) در مرکز پزشکی دانشگاه اراسموس در روتردام، هلند، بیان کرد:

خنثی‌سازی متقابل ویروس کرونا توسط آنتی‌بادی‌ها علیه ویروس‌های کرونای دیگر بسیار جالب است، زیرا این امر باعث می‌شود دری برای محافظت بیشتر واکسن‌های ویروس کرونا ایجاد شود.

اما مطالعات دیگر، از جمله مطالعات هنسلی، نشان داد که این آنتی‌بادی‌ها نمی‌توانند SARS-CoV-2 را خنثی کنند یا از ویروس کرونا محافظت کنند. پان اینچنین گفته است:

خنثی‌سازی متقابل اثبات نشده است. حتی اگر چنین باشد، احتمالا در سطح بسیار متوسطی خواهد بود.

راه دیگری که سرماخوردگی فصلی ممکن است در ایجاد ایمنی ویروس کرونا نقش داشته باشد این است که یک عفونت راینو ویروس ممکن است مستقیما با ویروس کرونا یا واکنش‌های اینترفرون، بخشی از سیستم ایمنی بدن که مانع تولید مثل ویروس می‌شود، تداخل داشته باشد. به عنوان مثال یک مطالعه توسط وار و همکارانش نشان می‌دهد که کسی که به یک عفونت راینو ویروس مبتلا است، 70 درصد کمتر در معرض ویروس کرونا قرار دارد. میکروب‌شناس بالینی، آلبرتو پانیز موندولفی (Alberto Paniz Mondolfi) در دانشکده پزشکی آیکن مانت سینایی، نیویورک به همراه همکارانش عفونت مشترک ویروسی راینو در افراد مبتلا به ویروس کرونا در شهر نیویورک را نشان داده‌اند. پانیذ موندلفی گفته است:

ویروس راینو ویروسی سرسخت است. رشد سریع آن باعث متوقف شدن سایر ویروس‌ها می‌شود و احتمالاً بدتر از ویروس کرونا باشد.

این تداخل ویروسی ممکن است نشانگر اثری قدرتمند باشد. الن فاکسمن (Ellen Foxman)، ایمونولوژیست در دانشکده پزشکی ییل در نیوهون، کانکتیکات به همراه همکارانش شواهدی را یافتند که نشان می‌دهد ویروس‌های راینو ممکن است بیماری همه‌گیر آنفلوانزا H1N1 را که در سال 2009 اتفاق افتاده بود را خنثی کند. بزرگسالان بستری در بیمارستان‌ها کمتر از حد انتظار به هر دو عفونت مشترک مبتلا شده بودند. در کشت‌های سلولی در آزمایشگاه، عفونت راینو ویروس باعث جلوگیری از آلودگی سلول‌ها به سویه H1N1 شد. فاکسمن اکنون به دنبال این است که ببیند آیا عفونت راینو ویروس می‌تواند ویروس کرونا را مسدود کند یا خیر. به زودی نتیجه این آزمایش اعلام خواهد شد.

به طور کلی، این مسئله ممکن است درست باشد یعنی ویروس‌های موجود در بینی و سایر ویروس‌های کرونا به جلوگیری از گسترش ویروس کرونا کمک می‌کنند. پانیز موندولفی گفته است:

من فکر می‌کنم بسیاری از ویروس‌شناسان مانند من، منتظر این فصل بوده‌اند تا ببینند که چگونه این امر تکامل می‌یابد.

اما با وجود بسیاری از موارد ناشناخته‌ موجود در مورد همه این ویروس‌ها، بیشتر محققان می‌گویند که مردم باید آماده بدترین ویروس‌ها نیز باشند، از فصل بد آنفلوآنزا که با ویژگی‌های چالش‌برانگیز ویروس کرونا ترکیب شده است تا شیوع ویروس سین‌سیشیال تنفسی در آینده. اولسن اینچنین اظهار کرده است:

بهتر است به طور همه‌جانبه آماده آینده باشید. ما نمی‌دانیم چه اتفاقی خواهد افتاد.

نوشته ویروس کرونا چگونه منجر به تغییر فصل سرماخوردگی و آنفلوانزا شد؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بهترین پارچه برای ماسک صورت چه نوع پارچه‌ای است؟

دیگر تا الان احتمالا به ماسک زدن عادت کرده‌اید. شاید شما هم از ماسک پارچه‌ای استفاده می‌کنید، زیرا از همه ما خواسته شده است که ماسک‌های N95 ،FFP3 و سایر ماسک‌های بالینی را برای کارکنان مراقبت‌های بهداشتی ذخیره کنیم. این در حالی است که هنوز علم از کارایی ماسک‌های پارچه‌ای اطلاعی ندارد. پس بهترین پارچه برای ماسک از چه نوعی است؟ در ادامه این مقاله با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

تیمی از محققان تصمیم گرفتند پارچه‌های مختلف را آزمایش کنند تا ببیند در صورت استفاده به عنوان ماسک‌های صورت از مردم محافظت می‌کنند یا خیر. با بررسی اینکه مواد مختلف چگونه جلوی ذرات اندازه ویروس (از 0.2 تا 1.0 میکرومتر) را می‌گیرند، می‌توان یکی از عناصر ماسک پارچه‌ای را کشف کرد.

برخی تحقیقات پیش از این توانایی پارچه به عنوان فیلتر را بررسی کرده بودند، اما می‌توان گفت این کار قبلی فقط تعداد کوچکی از پارچه‌ها و مواد خانگی مانند حوله‌های ظروف، روسری و تیشرت بررسی کرده بود. با این حال، این مطالعات اولیه نشان داد که پارچه‌ها می‌توانند به عنوان ماسک امیدوارکننده باشند. به عنوان مثال، یک مطالعه در سال 2013 نشان داد که یک تیشرت نخی قادر است از ورود 69 درصد ذرات در هنگام تنفس طبیعی جلوگیری کند.

با این وجود، این مطالعات باعث شد تنها کسانی که از ماسک پارچه‌ای استفاده می‌کنند، اطلاعات کمی داشته باشند. پارچه شامل انواع مختلف الیاف و انواع است. اما کدام یک برای ماسک‌های صورت بهتر است؟ اگر شما از دو پارچه که هر کدام از آنها با 40 درصد کارایی جلوی مواد را می‌گیرند، استفاده کنید، آیا این از شما در برابر 80 درصد از ذرات ویروس محافظت می‌کند؟

این مطالعات همچنین نتوانسته است توانایی ماسک‌‌ها در جلوگیری از ورود ویروس‌ها را در انواع شرایطی مانند سرفه ارزیابی کند. در حالی که یک فرد بیمار ممکن است هنگام تنفس طبیعی مقداری ویروس به بیرون انتقال دهد، اما هنگام سرفه یا عطسه، جایی که هوا با سرعت بسیار بیشتری حرکت می‌کند، ممکن است تعداد بسیار بیشتری از ذرات خارج شوند. اگر یک ماسک پارچه‌ای از شما یا دیگران محافظت می‌کند، باید جلوی ذرات را با سرعت بسیار بالاتر از آزمایش قبلی بگیرد.

شبیه‌سازی سرفه

بنابراین، تیم محققان آزمایشی را برای بررسی 20 نوع پارچه و مواد خانگی که معمولاً در دسترس هستند و می‌توانند ذرات ویروس را حتی با سرعت سرفه فیلتر کنند، بررسی کردند. آن‌ها دستگاهی را برای نگهداری یک نمونه پارچه با قطر یک اینچ طراحی کردند. سپس هوا را از این نمونه تقریباً با سرعت 16.5 متر بر ثانیه، سرعت متوسط ​​سرفه بزرگسالان هنگام خروج از دهان، عبور دادند.

سپس دو شماره غلظت ذرات ریز موجود در هوا را قبل و بعد از عبور از پارچه اندازه‌گیری کردند. در نهایت این غلظت‌ها را با هم مقایسه کردند تا بازده فیلتراسیون مواد بدست آید. این کار را برای هر پارچه ده بار انجام دادند تا بهترین پارچه برای ماسک مشخص شود. برای مقایسه، یک ماسک N95 و یک ماسک جراحی نیز آزمایش شد.

ماسک‌ها باید هنگام دفع هوا با سرعت زیاد مانند سرفه یا عطسه، جلوی ذرات را بگیرند.

آن‌ها همچنین یک آزمایش اضافی انجام دادند تا ببینند آیا پارچه‌ها در هنگام خیس شدن کاهشی در عملکرد نشان می‌دهند یا خیر. هفت میلی‌لیتر آب، تقریباً در یک ساعت بازدم، روی برخی از نمونه‌های پارچه پاشیده شد. سپس این نمونه‌ها پنج بار دیگر در حالت خیس آزمایش شدند.

در حالی که دانستن کارایی فیلتراسیون انواع پارچه‌ها مفید است، بیشتر ماسک‌های پارچه‌ای حداقل از دو لایه پارچه ساخته می‌شوند. همچنین آن‌ها می‌خواستند بدانند که لایه‌بندی پارچه چگونه بر فیلتراسیون تأثیر می‌گذارد. بنابراین پس از آزمایش لایه‌های جداگانه پارچه طبقه‌بندی کردیم.

تفاوت جنس ماسک‌ها

مطالعه محققان نشان داد که هر ماسک، چه ماسک N95 باشد و چه ماسک پارچه‌ای، در هوای با سرعت عادی (تنفس منظم)، ذرات کوچک بیشتری را نسبت به هوای سریع (سرفه/عطسه) فیلتر می‌کند. در طول سرعت بالای سرفه، حتی ماسک‌های N95 نیز فقط 53 درصد از ذرات کوچک را فیلتر کردند. ماسک‌های جراحی کمتر از این مقدار فیلتر شدند، یعنی حدود 48 درصد.

بازده نسبی مواد هنگام آزمایش

پارچه‌های سنگین با نفوذپذیری کم، مانند پارچه جین، بهترین محافظت را در برابر ویروس ارائه دادند. با این حال، تنفس کردن در این پارچه‌ها بسیار دشوار است و بنابراین برای ماسک پارچه ایده‌آلی نیستند. آزمایش‌های محققان نشان داد که پارچه‌های مناسب‌تر شامل پارچه‌های نمدی، با 36 درصد بازده فیلتراسیون و پارچه‌های نخی با 35 درصد بازده است. پارچه‌هایی که عملکرد خوبی نداشتند شامل پارچه‌های کشباف پنبه‌ای (کارایی 25 درصد)، لایکرای کشی که بیشتر در لباس ورزشکاران و شناگران استفاده می‌شود (21 درصد) و تیشرت‌های سبک (11 درصد) بود.

محققان همچنین برای پیدا کردن بهترین پارچه برای ماسک ، کیسه‌های جاروبرقی را آزمایش کردند که برای جذب ذرات کوچک طراحی شده‌اند و در طی همه‌گیری به راحتی در دسترس هستند. این پارچه‌ها که مورد آزمایش قرار گرفته بودند، در فیلتر کردن ذرات بسیار موثر بودند. یک کیسه فیلتر یکبار مصرف HEPA مقدار 61 درصد و یک فیلتر قابل شستشو 44 درصد کارآمد بود. در حالی که این‌ها خبر فوق‌العاده‌ای می‌دهند، اما اینکه آیا پوشاندن صورت با این مواد ایمن است یا خیر، هنوز مشخص نیست.

ماسک‌های N95 و جراحی هنگام خیس شدن کاهش قابل‌توجه‌ای در کارایی فیلتراسیون داشتند یعنی به ترتیب هفت و پنج درصد کاهش یافته است. پارچه‌ها و پارچه‌های کیسه‌های جاروبرقی کاهش چندانی نشان ندادند و حتی بعضی از مواد در هنگام خیس شدن عملکرد خود را بهبود می‌بخشیدند که احتمالا به دلیل جمع شدن الیاف یا تغییر در خصوصیات الکترواستاتیک پارچه بوده است.

از آنجا که این مواد برای فیلتر کردن گرد و غبار ساخته شده‌اند، کیسه‌های جاروبرقی در گرفتن ذرات به اندازه ویروس موثر هستند.

سرانجام دریافتند که بهترین پارچه برای ماسک استفاده از لایه‌لایه‌سازی پارچه‌هاست چرا که به بازده فیلتراسیون بسیار بالاتری دست می‌یابند. مواد قابل اشتعال، مواد اولیه چسبیده به پارچه‌های دیگر برای سفت شدن آن‌ها به عنوان مثال در یقه‌ها و آستین‌ها بسیار مفید است. به عنوان مثال، یک ماسک با یک لایه نخی، یک لایه پنبه‌ای ضخیم لحاف و دو لایه مواد قابل اشتعال قادر به جلوگیری از ذرات با کارایی حدود 60 درصد بودند. این آمار بیشتر از کارایی ماسک N95 بود!

اما به یاد داشته باشید که فقط به این دلیل که یک پارچه یا ترکیبی از پارچه می‌تواند ذرات را به خوبی فیلتر کند، به این معنی نیست که برای استفاده به عنوان ماسک نیز مناسب خواهد بود. تنفس در پارچه‌ها و لایه‌های پارچه‌ای نسبت به مواد ماسک N95 دشوارتر است و این ممکن است باعث شود مواد کمتری از بین پارچه انتقال داده شود و یا متناسب نباشند. علاوه بر این، همه این درصدها فقط توانایی پارچه در فیلتر کردن ذرات را نشان می‌دهد و اثر مناسب ماسک که برای محافظت صحیح از خود و دیگران مهم است را در نظر نمی‌گیرد.

نوشته بهترین پارچه برای ماسک صورت چه نوع پارچه‌ای است؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

ویروس کرونا و سال ۲۰۲۰: سالی خارق‌العاده‌ برای علم

پدید‌ه‌ای به نام ویروس کرونا در سال 2020 در جهان رخ داد؛ این ویروس بسیار کشنده و ناشناخته بود به طوری که سرتاسر کره زمین را تحت تاثیر خود قرار داد، بیش از 1.5 میلیون نفر قربانی این ویروس شدند، بسیاری دیگر را آلوده و باعث خسارت زیادی در اقتصاد کشورها نیز شد. اگرچه تحولات پژوهشی خبرساز دیگری نیز در سال 2020 اتفاق افتاد، همه‌گیری روند علوم را تا حد فوق‌العاده‌ای تنظیم کرد. در ادامه این مطلب با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

سرعت انتشار ویروس کرونا فقط با سرعت بینش علمی مطابقت داشته است. تقریبا به محض شیوع ویروس کرونا، گروه‌های تحقیقاتی در سراسر جهان شروع به بررسی زیستی آن کردند، در حالی که افراد دیگر آزمایش‌های تشخیصی یا اقدامات بهداشت عمومی را برای کنترل آن شروع کردند. دانشمندان همچنین به دنبال یافتن روش‌های درمانی و ایجاد واکسن‌هایی بودند که می‌تواند همه‌گیری را تحت کنترل درآورد. تئودورا هاتزیوآنو (Theodora Hatziioannou) از دانشگاه راکفلر در شهر نیویورک اینچنین گفته است:

هرگز هیچ عامل عفونی دیگری مانند ویروس کرونا به این سرعت باعث پیشرفت علم نشده بود.

اما همه‌گیری بر زندگی شغلی و شخصی محققان نیز تأثیر گذاشته است. بسیاری از کسانی که ویروس یا تأثیر آن را مطالعه نمی‌کنند، پروژه‌هایشان به تأخیر افتاده است، مشاغلشان متوقف شده و بودجه تحقیقاتی‌شان نیز مختل شده است.

ویروس جدید

در دی ‌ماه سال گذشته، کمتر از یک ماه پس از اولین گزارش مبنی بر بیماری تنفسی مرموزی که در در شهر ووهان چین کشف شده است، محققان این کشور علت را شناسایی کردند: ویروس جدیدی به نام ویروس کرونا بود که باعث بیماری تنفسی افراد شده بود. تا اواسط اسفندماه، یک تیم چینی-استرالیایی توالی ژنتیکی ویروس را به صورت آنلاین ارسال کردند. اندکی پس از آن، دانشمندان مسئله دیگر و هشداردهنده‌ای کشف کردند: ویروس می‌تواند بین افراد منتقل شود.

میکروگراف الکترونی ذره ویروس کرونا

در بهمن ماه، محققان دریافتند که ویروس به گیرنده‌ای به نام ACE2 متصل می‌شود، پروتئینی که در بسیاری از اندام‌ها از جمله ریه‌ها و روده در سلول‌ها دیده می‌شود. این تحقیقات باعث شد محققان به علائم مخرب و وسیع ویروس کرونا که از ذات‌الریه تا اسهال و سکته مغزی است، پی ببرند. ویروس کرونا ACE2 را حداقل ده برابر سخت‌تر از SARS-CoV، ویروس کرونا که مربوط به شیوع کشنده بیماری تنفسی در سال 2003 است، می‌گیرد. دانشمندان فکر می‌کنند این مورد می‌تواند تا حدی میزان عفونت ویروس کرونای جدید را توضیح دهد.

در ماه بعد، برخی دانشمندان اظهار داشتند که آئروسل‌های کوچک مملو از ویروس که می‌توانند برای مدت طولانی در هوا بمانند، در انتقال ویروس نقش دارند. اما همه محققان موافق نبودند و به برخی دولت‌ها و سازمان‌های بهداشت عمومی نیاز داشتند تا خود را با شواهد سازگار کنند که این نیز یکی از راه‌های انتشار ویروس است. محققان همچنین آموخته‌اند که افراد می‌توانند این بیماری را قبل از بروز علائم به دیگری انتقال دهند. بر اساس تحلیلی که ماه گذشته منتشر شد، تقریباً نیمی از انتقال‌های ویروس کرونا از افراد آلوده‌ای شروع شده بود که هنوز علائمی نداشته‌اند.

شاید بتوان بزرگترین رمز برجسته زیست‌شناسی این ویروس را از منبع آن کشف کرد. شواهد قوی نشان می‌دهد که منشأ آن خفاش‌ها بوده و احتمالاً از طریق یک حیوان میانی به انسان منتقل شده است. تعدادی از گونه‌های جانوری از جمله گربه و راسو مستعد ابتلا به عفونت SARS-CoV-2 هستند. در مهرماه، سازمان بهداشت جهانی (WHO) یک تیم علمی برای تحقیق در مورد منشا حیوانی بیماری همه‌گیری تشکیل داد، جستجوی آن را در چین آغاز کرد و در سایر نقاط نیز گسترش یافت. دونالد ترامپ (Donald Trump)، رئیس جمهور آمریکا، و افراد دیگر بدون مدرک اساسی ادعا کردند که آزمایشگاه چینی این ویروس را درست کرده و سپس آن را بین مردم انتقال داده است، اما بیشتر دانشمندان تصور می‌کنند که این امر بسیار بعید است.

تلاش برای کنترل ویروس: موفقیت و شکست‌ها

از اولین روزهای همه‌گیری، اپیدمیولوژیست‌‌ها (ویروس‌شناسان) برای تهیه مدل‌هایی برای پیش‌بینی شیوع ویروس شروع به کار کرده بودند و پیشنهاد می‌کنند که اقدامات بهداشت عمومی می‌تواند به کنترل آن کمک کند. ، مقامات در سراسر جهان به دلیل عدم وجود واکسن یا درمان به قرنطینه‌های خانگی که تحت عنوان مداخلات غیر دارویی شناخته می‌شود، اعتماد کرده‌اند. در ماه اسفندماه، مقامات در ووهان چین نشان دادند که تعطیلی هر بخش از زندگی روزمره با چه سرعتی می‌تواند از گسترش ویروس کرونا کم کند. بیشتر جهان با محدودیت‌های مشابه دنبال می‌شود.

بسیاری از کشورها اقدامات محدودکننده‌ای برای خروج مردم از خانه‌ها اجرا کردند.

اما تأثیر اقتصادی قرنطینه، سریع و شدید بود و باعث شد بسیاری از کشورها قبل از کنترل کامل ویروس دوباره باز شوند. در اوایل همه‌گیری به دلیل وجود عدم اطمینان از اینکه ویروس از طریق هوا نیز منتقل می‌شود یا خیر، بحث‌های زیادی در مورد مزایای استفاده از ماسک صورت به ویژه در ایالات متحده پیش آمد. در همین حال، نظریه‌ها و اطلاعات غلط و علوم پیچیده باعث شد ویروس تقریبا به سرعت گسترش یابد. این موارد شامل بحث‌هایی درباره این بود که به جای کنترل کردن ویروس، صبر کنیم تا دوره آن سپری شود.

متخصصان اپیدمیولوژی توصیه کردند که از آزمایش انبوه برای ویروس کرونا استفاده کنیم تا بتوانیم از بحران خارج شویم. اما در بسیاری از کشورها کیت برای آزمایشات استانداردی به نام پی‌سی‌آر وجود نداشت یا اینکه کم بود، در نتیجه باعث ایجاد مشکلاتی می‌شد. این مسئله باعث شد تا گروه‌های تحقیقاتی در سراسر جهان به سمت شروع آزمایشات سریع، از جمله آزمایشات مبتنی بر ابزار ویرایش ژن CRISPR و آزمایشات سریع آنتی‌ژن متقاعد شوند. این نوع آزمایشات می‌تواند به تشخیص بیماری‌های همه‌گیر در آینده نیز کمک کند.

کشورهایی مانند ویتنام، تایوان و تایلند که به سرعت ویروس کرونا را خنثی کردند، از ترکیبی از رویکردها از جمله قرنطینه کامل، آزمایشات گسترده، استفاده از ماسک و ردیابی بیماران کرونایی استفاده کردند. در سنگاپور، نیوزیلند و ایسلند برنامه‌های تهاجمی آزمایش و ردیابی به همراه اقدامات جداسازی دقیق بیماران، به از بین بردن تقریبی ویروس کمک کرد و زندگی را به حالت طبیعی باز گرداند.

کیتلین ریورز (Caitlin Rivers)، متخصص اپیدمیولوژیک در دانشگاه جان هاپکینز در بالتیمور، مریلند، گفته است:

نقطه مشترک در کنترل کردن ویروس در این کشورها، تمایل دولت‌ها برای اقدام سریع و قاطع بود. این اقدامات اولیه و پرخاشگرانه واقعا به کند شدن انتقال ویروس کمک کرد.

اما در بسیاری از کشورها مقامات دیر اقدام کردند، توصیه‌های علمی را نادیده گرفتند یا برای افزایش آزمایشات دیر اقدام کردند. نتیجه آن‌ها، افزایش عفونت ویروس کرونا بود که منجر به موج دوم شد. در سراسر ایالات متحده و اروپای غربی، عفونت و مرگ ناشی از ویروس کرونا اکنون بار دیگر افزایش یافته است.

بیش از 1.5 میلیون نفر در سراسر جهان بر اثر ویروس کرونا جان خود را از دست داده‌اند.

واکسن‌های سریع

در میان این هرج و مرج، تلاش علمی تاریخی در بین کشورها بوجود آمده بود تا زودتر واکسن این ویروس را بسازند. واکسن‌های ویروس کرونا با سرعت زیاد تولید و آزمایش شده بودند. در آذرماه، سازمان بهداشت جهانی گفت بیش از 200 مورد واکسن ویروس کرونا در حال توسعه است و تقریباً 50 مورد از آنها در مراحل مختلف آزمایشات بالینی قرار دارند. آن‌ها از قدیمی‌ترین روش‌های تولید واکسن و اقدامات ایمن‌سازی تا فناوری‌های جدید برای تولید واکسن استفاده می‌کنند.

مارگارت کینان اولین نفر در انگلستان بود که واکسن فایزر-بیون‌تک ویروس کرونا را پس از تأیید برای استفاده اضطراری دریافت کرد.

نتایج حاصل از تاثیرات آزمایشات بزرگ واکسن نشان داده است که واکسن‌های تولید شده توسط شرکت دارویی فایزر و شرکت بیوتکنولوژی آلمان بیون‌تک، شرکت بیوتکنولوژی مدرنا آمریکا؛ و شرکت دارویی آسترازنکا و دانشگاه آکسفورد انگلستان، به طور موثر از ویروس کرونا جلوگیری می‌کنند. در ماه گذشته، تنظیم‌کننده‌ها در انگلستان و ایالات متحده مجوز اضطراری واکسن فایزر را صادر کرده‌اند و اجازه استفاده گسترده از آن را نیز داده‌اند و انتظار می‌رود تنظیم‌کننده‌های قانون در اتحادیه اروپا طی هفته‌های آینده تصمیم خود را قبل از انجام آزمایش مرحله نهایی روی افراد درباره واکسن‌های تولید شده در چین و روسیه که قبلاً تأیید شده بودند، بگیرند.

به نظر می‌رسد واکسن‌های فایزر و مدرنا در حدود 95 درصد در جلوگیری از ویروس کرونا موثر هستند، در حالی که اثر واکسن‌های آسترازنکا و آکسفورد هنوز نامشخص است. سوالات مهم در این باره باقی مانده است: واکسن‌ها به خصوص در افراد مسن چقدر از بیماری شدید جلوگیری می‌کنند و محافظت چه مدت طول می‌کشد؟ دانشمندان هنوز نمی‌دانند که آیا واکسن‌ها مانع از گسترش ویروس در افراد می‌شوند یا خیر. بسیاری از واکسن‌های بیماری‌های دیگر اینچنین نیستند.

در حین قرنطینه اوگاندا، ساکنان آسیب‌پذیر در کامپالا غذا دریافت کردند.

واکسن‌ها باید به طور عادلانه بین کسانی که بیشتر به آنها احتیاج دارند، تقسیم شوند. کشورهای ثروتمند، از جمله ایالات متحده، انگلستان، اعضای اتحادیه اروپا و ژاپن میلیاردها دوز واکسن‌های متعدد را پیش‌خرید کرده‌اند. تلاش برای تهیه واکسن برای کشورهای کم درآمد و متوسط​​، مورد حمایت بسیاری از کشورهای ثروتمند به ویژه ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است، اما موفقیت آن قطعی نیست. در ساخت و تحویل واکسن‌ها موانع بی‌شماری وجود دارد. به عنوان مثال، واکسن شرکت دارویی فایزر باید در دمای 70 درجه سانتیگراد نگهداری شود، که این امر در مناطقی از جهان بدون زیرساخت‌های نگهداری سردخانه مشکل ایجاد می‌کند. مطمئناً مشکلات بیشتری در این روند پدیدار خواهد شد.

درمان‌های قدیمی و جدید

با توجه به شرایط خاص ویروس و ارسال واکسن که ممکن است به طور دوره‌ای برای جمعیت جهانی مورد نیاز باشد، بعید است که واکسن‌ها به تنهایی باعث پایان دوره ویروس شوند. لنی درده (Lennie Derde)، پزشک مراقبت‌های ویژه در مرکز پزشکی دانشگاه اوترخت در هلند گفته است:

تنها راه خروج از این همه‌گیری استفاده ترکیبی از واکسن‌ها و داروها است.

محققان برای موفقیت در آزمایشات مختلف موفق به آزمایش تعداد زیادی از درمان‌های بالقوه شدند. برخی از کاندیدها از جمله داروی مالاریا هیدروکسی کلروکین و دو داروی درمان ایدز، در آزمایشات بالینی کوچک و مطالعات مشاهده‌ای وعده مزایای اولیه‌ای دادند، اما بعدا در مطالعات کنترل شده تصادفی بزرگتر در افراد مبتلا به ویروس کرونا نتوانستند مزایایی را نشان دهند.

بیمارستان‌های برخی کشورها در طی همه‌گیری بسیار شلوغ شده است.

در فروردین‌ماه، محققان در حال انجام یک آزمایش بالینی بزرگ اعلام کردند که داروی ضد ویروسی به نام remdesivir مدت‌زمان بستری بیماران مبتلا به ویروس کرونا را کاهش می‌دهد، اما مطالعات بعدی نشان داد که این دارو مرگ و میر ناشی از ویروس را کاهش نمی‌دهد. در نتیجه، در آذرماه، سازمان بهداشت جهانی به استفاده از آن توصیه‌ای نکرد.

درمان‌های بالقوه ویروس کرونا در برخی مناطق به شدت شکل سیاسی به خود گرفت؛ رهبران ایالات متحده، هند، چین و آمریکای لاتین از درمان‌های اثبات نشده از جمله هیدروکسی کلروکین استفاده می‌کردند. چند تنظیم کننده مجوزهای استفاده اضطراری را برای درمان‌های اثبات نشده صادر کردند که در برخی موارد مانع آزمایش‌های بالینی و ایجاد نگرانی‌های برای سلامتی شد.

سایر روش‌های درمانی با موفقیت بیشتری روبرو شده‌اند. در خردادماه، آزمایش بزرگی بر روی یک استروئید سرکوب‌کننده سیستم ایمنی به نام دگزامتازون نشان داد که وقتی به افراد به ویروس کرونا مبتلا می‌شوند، به اکسیژن بیشتری نیاز دارند، وقتی این دارو به بیماران داده شد، حدود یک سوم مرگ ناشی از ویروس کاهش یافت. داروی دیگری که سیستم ایمنی بدن را هدف قرار می‌دهد، توسیلیزوماب نام دارد. این دارو در آزمایشات بالینی نتایج متفاوتی به همراه داشته است، اما در افرادی که به شدت مبتلا به ویروس کرونا هستند، نویدبخش است.

سایر مداخلات در حال آزمایش روی افرادی انجام شد که علائم ویروس کرونای خفیف‌تری داشتند تا ببینند آیا احتمال پیشرفت در بیماری جدی‌تر کاهش می‌یابد یا خیر. مطالعاتی که در آن به افراد پلاسمای خون برداشت شده از افرادی که در دوره نقاهت ویروس کرونا هستند، داده می‌شود، ادامه دارد. برخی از دانشمندان امیدوار بودند که آنتی‌بادی‌های مونوکلونال تولید انبوه برای از کار انداختن مستقیم ویروس کرونا کمک‌کننده باشد، اما هنوز مطالعات نشان نداده است که این روش‌های درمانی گران‌قیمت به نتیجه خوبی خواهند داد یا خیر.

درده (Derde) که در کمیته REMAP-CAP (یک آزمایش بین‌المللی برای درمان ویروس کرونا) حضور دارد، می‌گوید:

در نهایت، برای درمان ویروس کرونا احتمالاً به ترکیبی از داروها متناسب با عوامل خطر و شدت بیماری فرد نیاز خواهیم داشت. منطقی‌ترین چیزی که می‌توان فرض کرد این است که هیچ داروی شگفت‌آوری وجود ندارد که تفاوت بزرگی در این میان ایجاد کند.

توقف تحقیقات

از زمان جنگ جهانی دوم، تحقیقات علمی به این گستردگی مختل نشده است. با شروع انتشار ویروس در سراسر کشورها، بسیاری از دانشگاه‌ها مراکز خود را در اسفند ماه تعطیل کردند. همه آزمایشگاه‌ها به جز آزمایش‌های اساسی متوقف شدند، کارهای میدانی لغو شد و کنفرانس‌ها به صورت مجازی تشکیل می‌شد.

در بسیاری از زمینه‌ها که ارتباط مستقیمی با بیماری همه‌گیری ندارد، پروژه‌ها به شدت کاهش یافت. محققان ناگهان مجبور به کار کردن از خانه به صورت دورکاری شدند، این افراد به دلیل در دسترس نبودن کتابخانه‌ها و منابع و با وجود مراقبت از اعضای خانواده با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کردند. بسیاری از دانشجویان نیز بدون داده‌های مربوط به کارهای میدانی یا آزمایشگاهی که برای تکمیل رشته خود به آنها نیاز داشتند، دچار مشکلاتی شده بودند. توقف مسافرت‌ها نیز جستجوی کار را بسیار دشوارتر می‌کرد.

حفظ فاصله اجتماعی در فضای باز به کاهش انتقال ویروس کمک می‌کند.

به ویژه زنان، والدین، ​​محققان تازه‌کار و دانشمندان تحت نمایندگی گروه‌هایی خاص، آسیب دیده‌اند. بیماری همه‌گیری باعث بزرگتر شدن عواملی که مشارکت در علوم را دشوارتر کرده بود، شد. نظرسنجی از 7 نفر بین 345 دانشگاهی در برزیل در ماه آوریل و مه نشان داد که زنان سیاه پوست و همچنین مادران از هر قومیت، بیشترین کاهش سودآوری را در طی همه‌گیری گزارش کرده‌اند که با توجه به توانایی آنها برای ارائه مقالات تحقیق و رسیدن به مهلت تعیین شده، اندازه‌گیری می‌شود. رهبر مطالعه فرناندا استانیسکواسکی (Fernanda Staniscuaski)، زیست شناس گیاهی در دانشگاه فدرال ریو گراند دو سول در پورتو آلگره می‌گوید:

بدون شک این نتایج ممکن است در کشورهای دیگر نیز صدق کند.

دولت‌های سراسر جهان به روش‌های مختلفی پاسخ دادند، برخی از آنها پشتیبانی مالی از آموزش عالی و صنایع پرتحرک را ارائه می‌دهند. به عنوان مثال، در استرالیا برای سال 2021 یک میلیارد دلار به تحقیقات دانشگاهی پرداخت شده است. در مقابل، در ایالات متحده، معادل 2.3 تریلیون دلار آمریکا روی تحقیقات در طرح نجات اقتصادی هزینه شد.

در شهریور ماه علی‌رغم افزایش نرخ عفونت در بسیاری از جوامع، بسیاری از دانشگاه‌های در ایالات متحده و اروپا شروع به بازگشایی کردند. اما کشورهای دیگر مانند هند و برزیل که شیوع ویروس کرونا در آنجا زیاد بود، دانشگاه‌ها بازگشایی نشدند.

در این موراد مذکور چند نقطه روشن وجود داشته است. حتی با بسته شدن مرزها، برخی از همکاری‌های بین‌المللی افزایش یافتند؛ محققان با صراحت بیشتری شروع به اشتراک گذاشتن داده‌ها کردند و بسیاری از کارهای خود را پیش از چاپ منتشر کردند. بیشتر ناشران مقاله‌های خود که درباره ویروس کرونا بود را برای مطالعه افراد به طور رایگان در دسترس عموم قرار دادند. مطالعات نیز به طور موقت روی مسائلی مانند تعادل کار و زندگی متمرکز بوده است. شین خو (Xin Xu)، یکی از محققان دانشگاه آکسفورد، انگلستان، که الگوهای تحقیق بین‌المللی را مطالعه می‌کند، گفته است:

امیدوارم تغییرات مثبت ناشی از همه‌گیری ویروس کرونا پس از پایان یافتن این ویروس نیز همچنان باقی بماند.

نوشته ویروس کرونا و سال 2020: سالی خارق‌العاده‌ برای علم اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

آیا هذیان‌گویی ناشی از ویروس کرونا باعث زوال عقل می‌شود؟

سوندرا کراسبی (Sondra Crosby) به عنوان پزشکی در مرکز پزشکی بوستون در ماساچوست، برخی از اولین افرادی را که در منطقه خود به ویروس کرونا مبتلا شده‌ بودند را درمان می‌کرد. هنگامی که او در ماه آوریل احساس بیماری کرد و مشاهده کرد که به ویروس کرونا آلوده شده بود، اصلا تعجب نکرد. در ابتدا، علائمش مانند سرماخوردگی شدید بود، اما در روز بعد، به حدی بیمار شده بود که نمی‌توانست حتی از رختخواب خارج شود. او به شوهرش متکی بود غذا و داروهای کاهش‌دهنده تب را مصرف کند. سپس کاملا از گذر زمان بی‌اطلاع شده بود.

کراسبی پس از پنج روز پر از ابهامی که داشت، قادر به یادآوری ساده‌ترین چیزها، از جمله نحوه روشن کردن تلفن یا به یاد آوردن آدرس خانه‌اش نبود. توهم او با دیدن مارمولک روی دیوارهای خانه و بوی زننده خزندگان، آغاز شد. بعدا او متوجه شد که دچار هذیان شده است، که آن اصطلاح رسمی پزشکی برای سردرگمی ناگهانی و شدید به کار می‌رود. او اینچنین گفت:

من در گذشته هذیان‌گویی نداشتم، ولی بعد از ابتلا شدن به کووید-19 هذیان می‌گفتم، نمی‌توانستم ببینم که جز شخصی بیمار و بدنی کم‌آب چیز دیگری هستم.

پزشکان پس از معالجه افرادی که بر اثر ویروس کرونا بستری شده بودند، گزارش می‌کنند که تعداد زیادی از آن‌ها دچار هذیان می‌شوند و این وضعیت به طور نامتناسبی روی افراد مسن نیز تأثیر می‌گذارد. مطالعه آوریل 2020 در استراسبورگ فرانسه نشان داد که 65 درصد از افرادی که به شدت به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند دچار سردرگمی حاد، از علائم هذیان، هستند. داده‌های ارائه شده ماه گذشته در نشست سالانه کالج پزشکان آمریکایی توسط دانشمندان در مرکز پزشکی دانشگاه وندربیلت در نشویل، تنسی، نشان می‌دهد که 55 درصد از 2000 نفر تحت پیگیری که تحت درمان ویروس کرونا در بخش‌های مراقبت ویژه قرار دارند، در سراسر جهان دچار هذیان‌گویی شده‌اند. این اعداد بسیار بیشتر از عددی است که پزشکان دیده‌اند: معمولا، طبق یک فراتحلیل در سال 2015، حدود یک سوم از افرادی که به شدت بیمار هستند، دچار هذیان می‌شوند.

هذیان‌گویی بر اثر ویروس کرونا بسیار رایج است، به طوری که برخی از محققان پیشنهاد می‌کنند این شرایط یکی از معیارهای تشخیصی بیماری باشد. شارون اینوی (Sharon Inouye)، متخصص اطفال در موسسه مارکوس و دانشکده پزشکی هاروارد در بوستون، که بیش از 30 سال در مورد هذیان مطالعه کرده است، اینچنین گفته است که این بیماری همه‌گیر باعث افزایش علاقه پزشکان به این بیماری شده است.

از آنجا که پزشکان با سردرگمی و آشفتگی در بخش‌های کرونایی خود روبرو هستند، اینوی و سایر محققان نگران آینده هستند. در دهه گذشته، مطالعات طولانی‌مدت نشان داده است که یک دوره ابتلا به هذیان می‌تواند خطر ابتلا به زوال عقل را سال‌ها بعد افزایش دهد، و سرعت کاهش شناخت را در کسانی که قبلاً به این بیماری مبتلا هستند تسریع می‌کند. برعکس این قضیه نیز صادق است: ابتلا به زوال عقل باعث می‌شود که فرد دچار هذیان شود. مجموعه‌ای از مراحل ساده مانند اطمینان از وجود عضوی از خانواده برای کمک به افراد، می‌تواند بروز هذیان را تا 40 درصد کاهش دهد، اما پزشکان برای پیروی از این توصیه‌ها در بخش‌های ویروس کرونا تلاش می‌کنند.

اما ارتباط بین هذیان و زوال عقل به سختی حل شده است: محققان برای دستیابی به نتیجه باید سال‌ها بیماران را زیرنظر داشته باشند. افزایش افراد مبتلا به هذیان ناشی از بیماری همه‌گیر توجه افراد را به این وضعیت متمرکز کرده و فرصتی منحصر به‌فرد برای پیگیری بیماران و تعیین اینکه آیا هذیان ممکن است بر شناخت طولانی‌مدت تأثیر بگذارد را برای دانشمندان فراهم کرده است. محققان مطالعات زیادی را برای کشف تأثیرات عصب‌شناختی طولانی‌مدت ویروس کرونا از جمله زوال عقل آغاز کرده‌اند و اینوی و دیگران امیدوارند که این کار به محققان اجازه دهد تا روابط بین دو شرایط را در زمان واقعی کشف کنند.

اینوی گفته است که می‌توان گفت بیماری همه‌گیر دارای جنبه‌های مثبتی نیز بوده است که از جمله آن‌ها می‌توان به چگونگی منجر شدن هذیان‌گویی به زوال عقل و بالعکس اشاره کرد. علاوه بر این، کاترین پرایس (Catherine Price)، روانشناس مغز و اعصاب از دانشگاه فلوریدا در گینسویل، گفته است که گسترش ویروس کرونا ابهامی که بین هذیان و زوال عقل وجود داشته است، را به ویژه در بزرگسالان مسن‌تر در جمعیت ما برجسته کرده است.

شرایط نادیده ‌گرفته ‌شده

علاقه اینوی به بحث هذیان‌گویی از آنجا آغاز شد که وی در سال 1985 اولین کار خود را به عنوان پزشک داخلی در بیمارستان اداره جانبازان در کنتیکت انجام داد. در ماه اول حضور خود، او بیش از 40 نفر را تحت شرایط مختلف درمان کرد. شش نفر از آنها در طول اقامت خود دچار هذیان شده بودند. اصلا به نظر نمی‌رسید که هیچ یک از آن‌ها به سطح قبلی سلامت جسمی و روانی خود بازگردند. از نظر اینوی، ارتباط بین هذیان‌گویی بیماران و پیش‌آگهی ضعیف آنها آشکار بود. با این حال، هنگامی که او به رئیس خود شک کرد که شاید دچار هذیان‌گویی باشد، آن‌ها حرف او را نادیده گرفتند. به گفته اینوی نگرش آنها این بود که هذیان‌گویی فقط یکی از مواردی بود که اتفاق افتاده است. او اینچنین بیان کرد:

چرا وقتی سالمندان به بیمارستان می‌آیند و عقل خود را از دست می‌دهند، هیچ تعجبی نمی‌کنید؟ این مسئله ممکن است مانند نبردی پر سر و صدا در تمامی سال‌های کاری من باشد.

ملاقات افرادی که بر اثر ویروس کرونا، به هذیان‌گویی مبتلا شده‌اند، بهترین گزینه برای بهبود بیماری است، اما بیمارستان‌ها قانونی برای ممنوعیت ملاقات با بیماران کرونایی دارند.

اندکی پس از آن، وی همکاری دو ساله‌ای را آغاز کرد تا شرایط را به طور عمیق مطالعه کند. کارهای او نشان داد که هذیان هنگامی اتفاق می‌افتد که چندین عامل استرس‌زا باهم اتفاق بیافتند. آسیب‌پذیری‌های قبلی مانند بیماری‌های مزمن یا اختلالات شناختی می‌توانند با عوامل تسریع‌بخش از جمله جراحی، بیهوشی یا عفونت‌های طاقت فرسا ایجاد شوند و باعث بروز ناگهانی گیجی، گمراهی و مشکلاتی در حواس، به ویژه در افراد مسن‌تر شوند.

تینو امانوئل پولونی (Tino Emanuele Poloni)، متخصص مغز و اعصاب در بنیاد Golgi Cenci در خارج از میلان، ایتالیا گفته است که محققان تصور می‌کنند که دلایل اساسی بیولوژیکی التهاب و عدم تعادل در پیام‌رسان‌های شیمیایی انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند دوپامین و استیل کولین است. او اینچنین اظهار کرده است:

هذیان‌گویی هنگامی اتفاق می‌افتد که مغز قادر به جبران موقعیت استرس‌زا نباشد.

تجربه بالینی اینوی به او آموخته است که صرف نظر از اینکه چه چیزی هذیان را تسریع می‌بخشد، در نهایت حدود 70 درصد از علائم به طور کامل بهبود می‌یابند. با این حال، در 30 درصد افرادی که این کار را انجام نمی‌دهند، یک دوره هذیان رو به پایین را در طی چند ماه پیش‌بینی می‌کند که منجر به اختلال شناختی عمیق، حتی منجر به علائم زوال عقل می‌شود.

این ارتباطات درمطالعات رسمی‌تر در درجات مختلف بیشتر تقویت شده‌اند. اینوی گروه 560 نفری 70 سال به بالا را که تحت عمل جراحی قرار گرفتند، مورد تحقیق قرار داد و مشاهده کرد که کاهش شناختی طی 36 ماه بعدی در کسانی که هذیان پیدا می‌کنند سه برابر سریع‌تر از کسانی است که این بیماری را ندارند. متاآنالیز 23 مطالعه در سال 2020 نشان داد که هذیان در طول مدت بستری در بیمارستان با 2.3 برابر احتمال ابتلا به زوال عقل همراه است. این اقدامات توسط تیمی از دانشمندان برزیلی نشان داد که در یک گروه 309 نفری با میانگین سنی 78 سال، 32 درصد از کسانی که در بیمارستان دچار هذیان شده‌اند به زوال عقل مبتلا شده‌اند، در حالی که فقط 16 درصد از آنها به هذیان مبتلا نشده‌اند.

توجه و مراقبت بیماران کرونایی مبتلا به هذیان‌گویی باعث بهبود بیماری آن‌ها می‌شود.

هذیان‌گویی و افت شناختی: طبق مطالعه 2013 روانشناس جیمز جکسون در دانشگاه وندربیلت و همکارانش، نمودار نشان دهنده افزایش خطر کاهش شناختی برای افرادی که در بیمارستان دچار هذیان شده‌اند، نشان می‌دهد. علاوه بر این، هرچه فرد بیشتر دچار هذیان شود، خطر ابتلا به اختلال شناختی بعدی نیز بیشتر می‌شود. مطالعات اینووی، جکسون و محققان دیگر نشان داد که عکس این مسئله نیز صادق است: حتی پس از کنترل سن، علائم زوال عقل موجود احتمال ابتلا به هذیان را افزایش می‌دهد.

ایجاد سردرگمی

دانشمندان هنوز به هیچ نتیجه‌ای از اینکه آیا ارتباطی بین هذیان و زوال عقل در کسانی که به هر حال دچار زوال عقل شده‌اند قوی است یا اینکه هذیان خطر کاهش شناختی را حتی در افرادی که مستعد ابتلا به آن نیستند افزایش می‌دهد، نرسیده‌اند. همچنین دانشمندان نمی‌توانند دقیق بگویند که چه چیزی در هذیان‌گویی وجود دارد که می‌تواند زوال عقل را تحریک کند. اگر محققان بتوانند این ارتباطات را شناسایی کنند، شاید بتوانند از تبدیل هذیان به زوال عقل جلوگیری کنند. پرایس اینچنین بیان کرده است که:

ما مکانیسم هذیان‌گویی را به هیچ وجه درک نمی‌کنیم! هیچ دارویی نیز برای کنترل هذیان‌گویی وجود ندارد.

دانشمندان سه فرضیه را برای توضیح چگونگی هذیان که باعث تحریک زوال عقل می‌شوند، ارائه دادند. طبق گفته نظریه‌ای، انباشتگی مواد سمی در مغز می‌تواند باعث هذیان کوتاه‌مدت شود و سپس منجر به آسیب طولانی‌مدت شود. بدن معمولا این زباله‌های مولکولی را از طریق جریان خون و سیستم لنفاوی که شبکه‌ای از کانال‌های پر از مایع مغزی نخاعی است، پاک می‌کند. آسیب به عروق ناشی از هذیان ممکن است ادامه داشته باشد و باعث تحریک زوال عقل شود، یا مغزی که هذیان را تجربه می‌کند در آینده مستعد ابتلا به مشکلات عروقی شود.

فرضیه دوم التهاب است که اغلب افرادی را که به دلیل عفونت، ناراحتی تنفسی یا بیماری‌های قلبی عروقی در بیمارستان بستری می‌شوند، آزار می‌دهد. جراحی و عفونت‌های شدید می‌تواند باعث تجمع ریزه‌های سلولی در مغز شود که باعث التهاب بیشتر می‌شود. این واکنش کوتاه‌مدت کاملا از مغز محافظت می‌کند، زیرا بقایای مضر را پاک می‌کند و در نهایت التهاب از بین می‌رود. اینوی گفته است که این برای کسانی که دچار هذیان هستند، صدق نمی‌کند. التهاب مداوم می‌تواند یک دوره حاد هذیان را تحریک کند و باعث خراب شدن سلول‌های عصبی و سلول‌های مرتبط مانند آستروسیت و میکروگلیا شود که منجر به آسیب شناختی می‌شود.

یکی از علائم شایع ویروس کرونا، هذیان‌گویی است که خود منجر به زوال عقل می‌شود.

ایده سوم همان چیزی است که به عنوان فرضیه آستانه شناخته می‌شود. کسی که مبتلا به زوال عقل است (حتی در اولین مراحل) ارتباط کمتری بین نورون‌ها دارد و می‌تواند به عایقی که آنها را می‌پوشاند آسیب برساند و به انتقال سیگنال‌ها کمک کند و آن به عنوان ماده سفید شناخته می‌شود. این از دست دادن باعث از بین رفتن ذخایر عصبی می‌شود که به فرد کمک می‌کند تا با التهاب یا عفونت کنار بیاید و آنها را نه تنها به هذیان بلکه به زوال عقل پیشرفته‌تر تبدیل می‌کند.

حتی اگر پیدایش هذیان و ارتباطات مولکولی آن با زوال عقل ناشناخته مانده است، اینوی موفق شده است راهی برای کاهش میزان هذیان‌گویی در بیماران بیمارستانی پیدا کند. وی برنامه‌ای از استراتژی‌های ساده‌ای برنامه زندگی سالمندان بیمارستانی ایجاد کرده است که بر کاهش آرام‌بخشی در هنگام تهویه مکانیکی، توجه زیاد به تغذیه و آبرسانی و اطمینان از حضور اعضای خانواده برای اطمینان بخشیدن بیماران متمرکز است. یک فراتحلیلی در سال 2015 نشان داد که این مراحل هذیان را حدود 40 درصد کاهش می‌دهد. بیمارستان‌های اطراف ایالات متحده شروع به ارائه این پروتکل‌های ساده کردند. سپس ویروس کرونا به این مراحل آزمایش آسیبی زد و این کار را تقریبا غیرممکن کرد.

بالا رفتن آمار زوال عقل

وقتی کراسبی در اتاق خواب خود در بوستون دچار هذیان ناشی از ویروس کرونا شد، پولونی در حال درمان افراد هذیان با ویروس کرونا در لومباردی ایتالیا که آمار در آنجا صفر بود بود. بسیاری از بیماران پولونی قبلاً دچار زوال عقل بودند و مانند بسیاری از پزشکان، وی علائم رایج عفونت‌های تنفسی مانند تب، سرفه و دشواری در تنفس را تحت نظر داشت. اما بعضی از بیماران او این علائم را اصلا نشان ندادند. پولونی گفته است که در عوض، آنها بیشتر خواب‌آلود بودند. دیگران بی‌قرار و آشفته شدند که همه جزو نشانه‌های هذیان است. این علائم آنقدر برجسته بود که پولونی استدلال کرد که هذیان‌گویی باید به معیارهای تشخیصی ویروس کرونا اضافه شود. اینوی نیز چنین استدلالی را مطرح کرده است و این مورد مطالعه‌ای است که ماه گذشته منتشر کرد و نشان می‌دهد 28 درصد از افراد مسن مبتلا به ویروس کرونا هنگام مراجعه به بخش اورژانس دچار هذیان می‌شوند.

افزایش تعداد بالای افرادی که دچار هذیان شدند، بلافاصله باعث نگرانی اینوی، پرایس و سایر محققان شد چون این بیماری همه‌گیر افزون بر افزایش موارد در نتیجه افزایش جمعیت، منجر به افزایش موارد زوال عقل در دهه‌های آینده خواهد شد.

ناتالی ترونسون (Natalie Tronson)، روانشناس مغز و اعصاب در دانشگاه میشیگان در آن آربور اینچنین سوال پرسیده است:

آیا افزایشی در ابتلای به زوال عقل در افرادی که در بزرگسالی یا میانسالی به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند، وجود دارد؟ طی دهه‌های بعدی با افزایش سن جمعیت چه اتفاقی خواهد افتاد؟

برای یافتن پاسخ، موسسات سراسر جهان مطالعات مختلفی راجع به تأثیرات شناختی طولانی‌مدت ویروس کرونا تأمین کرده‌اند که برخی از آنها به هذیان مربوط هستند. در حال حاضر در ایالات متحده پژوهشی در حال انجام است که افرادی را که به دلیل ویروس کرونا در بیمارستان تحت درمان قرار گرفته‌اند ردیابی می‌کند؛ بسیاری از آن‌ها در طول اقامت خود دچار هذیان‌گویی شده‌اند. این مطالعه عملکرد شناختی و روانی را در افراد شرکت‌کننده در یک آزمایش برای ارزیابی ایمنی و اثربخشی هیدروکسی کلروکوین برای درمان ویروس کرونا اندازه گیری خواهد کرد.

یک مطالعه بین‌المللی برای اندازه‌گیری شیوع هذیان در افراد مبتلا به ویروس کرونا در بخش مراقبت‌های ویژه و همچنین شناسایی عواملی که نتایج طولانی‌مدت را پیش‌بینی می‌کنند، برنامه‌ریزی شده است. یک مطالعه جداگانه در آلمان و انگلستان همچنین نتایج عصبی شناختی را در افراد مبتلا به ویروس کرونا بررسی می‌کند تا مشخص کند که چگونه هذیان‌گویی ماهانه بر عملکرد مغز می‌تواند تأثیر بگذارد. یک پروژه تحقیقاتی دیگر به سرپرستی تیمی از دانشگاه وندربیلت به دنبال جایگزینی آرامبخش‌های متداول مانند بنزودیازپین‌ها هستند که باعث افزایش هذیان می‌شوند. محققان در حال حاضر در حال آزمایش یک داروی آرامبخش به نام دکسمدتومیدین هستند تا ببینند آیا گزینه ایمن‌تری برای افراد مبتلا به ویروس کرونا بستری‌شده در بیمارستان‌ها است یا خیر.

اینوی و ترونسون امیدوارند که بودجه این مطالعات طولانی‌مدت منجر به علاقه علمی مداوم به ارتباط بین هذیان‌گویی و زوال عقل شود و بینشی در این جهت فراهم کند. ترونسون اینچنین بیان کرده است:

من فکر می‌کنم که نتایج هم در مورد اینکه چگونه بیماری بر خطر زوال عقل تأثیر می‌گذارد و اینکه سایر سبک‌های زندگی و عوامل محافظت‌کننده ژنتیکی می‌توانند بر روی خطر نیز تأثیر بگذارند، کمی ترسناک و آگاه‌بخش خواهند بود.  درست است که شاید سریع به این آموخته‌ها دست پیدا کنیم، اما هنوز هم سوالات و ابهام‌های زیادی در ارتباط بین زوال عقل و هذیان‌گویی ناشی از ویروس همه‌گیر کرونا وجود دارد.

نوشته آیا هذیان‌گویی ناشی از ویروس کرونا باعث زوال عقل می‌شود؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

آیا هذیان‌گویی ناشی از ویروس کرونا باعث زوال عقل می‌شود؟

سوندرا کراسبی (Sondra Crosby) به عنوان پزشکی در مرکز پزشکی بوستون در ماساچوست، برخی از اولین افرادی را که در منطقه خود به ویروس کرونا مبتلا شده‌ بودند را درمان می‌کرد. هنگامی که او در ماه آوریل احساس بیماری کرد و مشاهده کرد که به ویروس کرونا آلوده شده بود، اصلا تعجب نکرد. در ابتدا، علائمش مانند سرماخوردگی شدید بود، اما در روز بعد، به حدی بیمار شده بود که نمی‌توانست حتی از رختخواب خارج شود. او به شوهرش متکی بود غذا و داروهای کاهش‌دهنده تب را مصرف کند. سپس کاملا از گذر زمان بی‌اطلاع شده بود.

کراسبی پس از پنج روز پر از ابهامی که داشت، قادر به یادآوری ساده‌ترین چیزها، از جمله نحوه روشن کردن تلفن یا به یاد آوردن آدرس خانه‌اش نبود. توهم او با دیدن مارمولک روی دیوارهای خانه و بوی زننده خزندگان، آغاز شد. بعدا او متوجه شد که دچار هذیان شده است، که آن اصطلاح رسمی پزشکی برای سردرگمی ناگهانی و شدید به کار می‌رود. او اینچنین گفت:

من در گذشته هذیان‌گویی نداشتم، ولی بعد از ابتلا شدن به کووید-19 هذیان می‌گفتم، نمی‌توانستم ببینم که جز شخصی بیمار و بدنی کم‌آب چیز دیگری هستم.

پزشکان پس از معالجه افرادی که بر اثر ویروس کرونا بستری شده بودند، گزارش می‌کنند که تعداد زیادی از آن‌ها دچار هذیان می‌شوند و این وضعیت به طور نامتناسبی روی افراد مسن نیز تأثیر می‌گذارد. مطالعه آوریل 2020 در استراسبورگ فرانسه نشان داد که 65 درصد از افرادی که به شدت به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند دچار سردرگمی حاد، از علائم هذیان، هستند. داده‌های ارائه شده ماه گذشته در نشست سالانه کالج پزشکان آمریکایی توسط دانشمندان در مرکز پزشکی دانشگاه وندربیلت در نشویل، تنسی، نشان می‌دهد که 55 درصد از 2000 نفر تحت پیگیری که تحت درمان ویروس کرونا در بخش‌های مراقبت ویژه قرار دارند، در سراسر جهان دچار هذیان‌گویی شده‌اند. این اعداد بسیار بیشتر از عددی است که پزشکان دیده‌اند: معمولا، طبق یک فراتحلیل در سال 2015، حدود یک سوم از افرادی که به شدت بیمار هستند، دچار هذیان می‌شوند.

هذیان‌گویی بر اثر ویروس کرونا بسیار رایج است، به طوری که برخی از محققان پیشنهاد می‌کنند این شرایط یکی از معیارهای تشخیصی بیماری باشد. شارون اینوی (Sharon Inouye)، متخصص اطفال در موسسه مارکوس و دانشکده پزشکی هاروارد در بوستون، که بیش از 30 سال در مورد هذیان مطالعه کرده است، اینچنین گفته است که این بیماری همه‌گیر باعث افزایش علاقه پزشکان به این بیماری شده است.

از آنجا که پزشکان با سردرگمی و آشفتگی در بخش‌های کرونایی خود روبرو هستند، اینوی و سایر محققان نگران آینده هستند. در دهه گذشته، مطالعات طولانی‌مدت نشان داده است که یک دوره ابتلا به هذیان می‌تواند خطر ابتلا به زوال عقل را سال‌ها بعد افزایش دهد، و سرعت کاهش شناخت را در کسانی که قبلاً به این بیماری مبتلا هستند تسریع می‌کند. برعکس این قضیه نیز صادق است: ابتلا به زوال عقل باعث می‌شود که فرد دچار هذیان شود. مجموعه‌ای از مراحل ساده مانند اطمینان از وجود عضوی از خانواده برای کمک به افراد، می‌تواند بروز هذیان را تا 40 درصد کاهش دهد، اما پزشکان برای پیروی از این توصیه‌ها در بخش‌های ویروس کرونا تلاش می‌کنند.

اما ارتباط بین هذیان و زوال عقل به سختی حل شده است: محققان برای دستیابی به نتیجه باید سال‌ها بیماران را زیرنظر داشته باشند. افزایش افراد مبتلا به هذیان ناشی از بیماری همه‌گیر توجه افراد را به این وضعیت متمرکز کرده و فرصتی منحصر به‌فرد برای پیگیری بیماران و تعیین اینکه آیا هذیان ممکن است بر شناخت طولانی‌مدت تأثیر بگذارد را برای دانشمندان فراهم کرده است. محققان مطالعات زیادی را برای کشف تأثیرات عصب‌شناختی طولانی‌مدت ویروس کرونا از جمله زوال عقل آغاز کرده‌اند و اینوی و دیگران امیدوارند که این کار به محققان اجازه دهد تا روابط بین دو شرایط را در زمان واقعی کشف کنند.

اینوی گفته است که می‌توان گفت بیماری همه‌گیر دارای جنبه‌های مثبتی نیز بوده است که از جمله آن‌ها می‌توان به چگونگی منجر شدن هذیان‌گویی به زوال عقل و بالعکس اشاره کرد. علاوه بر این، کاترین پرایس (Catherine Price)، روانشناس مغز و اعصاب از دانشگاه فلوریدا در گینسویل، گفته است که گسترش ویروس کرونا ابهامی که بین هذیان و زوال عقل وجود داشته است، را به ویژه در بزرگسالان مسن‌تر در جمعیت ما برجسته کرده است.

شرایط نادیده ‌گرفته ‌شده

علاقه اینوی به بحث هذیان‌گویی از آنجا آغاز شد که وی در سال 1985 اولین کار خود را به عنوان پزشک داخلی در بیمارستان اداره جانبازان در کنتیکت انجام داد. در ماه اول حضور خود، او بیش از 40 نفر را تحت شرایط مختلف درمان کرد. شش نفر از آنها در طول اقامت خود دچار هذیان شده بودند. اصلا به نظر نمی‌رسید که هیچ یک از آن‌ها به سطح قبلی سلامت جسمی و روانی خود بازگردند. از نظر اینوی، ارتباط بین هذیان‌گویی بیماران و پیش‌آگهی ضعیف آنها آشکار بود. با این حال، هنگامی که او به رئیس خود شک کرد که شاید دچار هذیان‌گویی باشد، آن‌ها حرف او را نادیده گرفتند. به گفته اینوی نگرش آنها این بود که هذیان‌گویی فقط یکی از مواردی بود که اتفاق افتاده است. او اینچنین بیان کرد:

چرا وقتی سالمندان به بیمارستان می‌آیند و عقل خود را از دست می‌دهند، هیچ تعجبی نمی‌کنید؟ این مسئله ممکن است مانند نبردی پر سر و صدا در تمامی سال‌های کاری من باشد.

ملاقات افرادی که بر اثر ویروس کرونا، به هذیان‌گویی مبتلا شده‌اند، بهترین گزینه برای بهبود بیماری است، اما بیمارستان‌ها قانونی برای ممنوعیت ملاقات با بیماران کرونایی دارند.

اندکی پس از آن، وی همکاری دو ساله‌ای را آغاز کرد تا شرایط را به طور عمیق مطالعه کند. کارهای او نشان داد که هذیان هنگامی اتفاق می‌افتد که چندین عامل استرس‌زا باهم اتفاق بیافتند. آسیب‌پذیری‌های قبلی مانند بیماری‌های مزمن یا اختلالات شناختی می‌توانند با عوامل تسریع‌بخش از جمله جراحی، بیهوشی یا عفونت‌های طاقت فرسا ایجاد شوند و باعث بروز ناگهانی گیجی، گمراهی و مشکلاتی در حواس، به ویژه در افراد مسن‌تر شوند.

تینو امانوئل پولونی (Tino Emanuele Poloni)، متخصص مغز و اعصاب در بنیاد Golgi Cenci در خارج از میلان، ایتالیا گفته است که محققان تصور می‌کنند که دلایل اساسی بیولوژیکی التهاب و عدم تعادل در پیام‌رسان‌های شیمیایی انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند دوپامین و استیل کولین است. او اینچنین اظهار کرده است:

هذیان‌گویی هنگامی اتفاق می‌افتد که مغز قادر به جبران موقعیت استرس‌زا نباشد.

تجربه بالینی اینوی به او آموخته است که صرف نظر از اینکه چه چیزی هذیان را تسریع می‌بخشد، در نهایت حدود 70 درصد از علائم به طور کامل بهبود می‌یابند. با این حال، در 30 درصد افرادی که این کار را انجام نمی‌دهند، یک دوره هذیان رو به پایین را در طی چند ماه پیش‌بینی می‌کند که منجر به اختلال شناختی عمیق، حتی منجر به علائم زوال عقل می‌شود.

این ارتباطات درمطالعات رسمی‌تر در درجات مختلف بیشتر تقویت شده‌اند. اینوی گروه 560 نفری 70 سال به بالا را که تحت عمل جراحی قرار گرفتند، مورد تحقیق قرار داد و مشاهده کرد که کاهش شناختی طی 36 ماه بعدی در کسانی که هذیان پیدا می‌کنند سه برابر سریع‌تر از کسانی است که این بیماری را ندارند. متاآنالیز 23 مطالعه در سال 2020 نشان داد که هذیان در طول مدت بستری در بیمارستان با 2.3 برابر احتمال ابتلا به زوال عقل همراه است. این اقدامات توسط تیمی از دانشمندان برزیلی نشان داد که در یک گروه 309 نفری با میانگین سنی 78 سال، 32 درصد از کسانی که در بیمارستان دچار هذیان شده‌اند به زوال عقل مبتلا شده‌اند، در حالی که فقط 16 درصد از آنها به هذیان مبتلا نشده‌اند.

توجه و مراقبت بیماران کرونایی مبتلا به هذیان‌گویی باعث بهبود بیماری آن‌ها می‌شود.

هذیان‌گویی و افت شناختی: طبق مطالعه 2013 روانشناس جیمز جکسون در دانشگاه وندربیلت و همکارانش، نمودار نشان دهنده افزایش خطر کاهش شناختی برای افرادی که در بیمارستان دچار هذیان شده‌اند، نشان می‌دهد. علاوه بر این، هرچه فرد بیشتر دچار هذیان شود، خطر ابتلا به اختلال شناختی بعدی نیز بیشتر می‌شود. مطالعات اینووی، جکسون و محققان دیگر نشان داد که عکس این مسئله نیز صادق است: حتی پس از کنترل سن، علائم زوال عقل موجود احتمال ابتلا به هذیان را افزایش می‌دهد.

ایجاد سردرگمی

دانشمندان هنوز به هیچ نتیجه‌ای از اینکه آیا ارتباطی بین هذیان و زوال عقل در کسانی که به هر حال دچار زوال عقل شده‌اند قوی است یا اینکه هذیان خطر کاهش شناختی را حتی در افرادی که مستعد ابتلا به آن نیستند افزایش می‌دهد، نرسیده‌اند. همچنین دانشمندان نمی‌توانند دقیق بگویند که چه چیزی در هذیان‌گویی وجود دارد که می‌تواند زوال عقل را تحریک کند. اگر محققان بتوانند این ارتباطات را شناسایی کنند، شاید بتوانند از تبدیل هذیان به زوال عقل جلوگیری کنند. پرایس اینچنین بیان کرده است که:

ما مکانیسم هذیان‌گویی را به هیچ وجه درک نمی‌کنیم! هیچ دارویی نیز برای کنترل هذیان‌گویی وجود ندارد.

دانشمندان سه فرضیه را برای توضیح چگونگی هذیان که باعث تحریک زوال عقل می‌شوند، ارائه دادند. طبق گفته نظریه‌ای، انباشتگی مواد سمی در مغز می‌تواند باعث هذیان کوتاه‌مدت شود و سپس منجر به آسیب طولانی‌مدت شود. بدن معمولا این زباله‌های مولکولی را از طریق جریان خون و سیستم لنفاوی که شبکه‌ای از کانال‌های پر از مایع مغزی نخاعی است، پاک می‌کند. آسیب به عروق ناشی از هذیان ممکن است ادامه داشته باشد و باعث تحریک زوال عقل شود، یا مغزی که هذیان را تجربه می‌کند در آینده مستعد ابتلا به مشکلات عروقی شود.

فرضیه دوم التهاب است که اغلب افرادی را که به دلیل عفونت، ناراحتی تنفسی یا بیماری‌های قلبی عروقی در بیمارستان بستری می‌شوند، آزار می‌دهد. جراحی و عفونت‌های شدید می‌تواند باعث تجمع ریزه‌های سلولی در مغز شود که باعث التهاب بیشتر می‌شود. این واکنش کوتاه‌مدت کاملا از مغز محافظت می‌کند، زیرا بقایای مضر را پاک می‌کند و در نهایت التهاب از بین می‌رود. اینوی گفته است که این برای کسانی که دچار هذیان هستند، صدق نمی‌کند. التهاب مداوم می‌تواند یک دوره حاد هذیان را تحریک کند و باعث خراب شدن سلول‌های عصبی و سلول‌های مرتبط مانند آستروسیت و میکروگلیا شود که منجر به آسیب شناختی می‌شود.

یکی از علائم شایع ویروس کرونا، هذیان‌گویی است که خود منجر به زوال عقل می‌شود.

ایده سوم همان چیزی است که به عنوان فرضیه آستانه شناخته می‌شود. کسی که مبتلا به زوال عقل است (حتی در اولین مراحل) ارتباط کمتری بین نورون‌ها دارد و می‌تواند به عایقی که آنها را می‌پوشاند آسیب برساند و به انتقال سیگنال‌ها کمک کند و آن به عنوان ماده سفید شناخته می‌شود. این از دست دادن باعث از بین رفتن ذخایر عصبی می‌شود که به فرد کمک می‌کند تا با التهاب یا عفونت کنار بیاید و آنها را نه تنها به هذیان بلکه به زوال عقل پیشرفته‌تر تبدیل می‌کند.

حتی اگر پیدایش هذیان و ارتباطات مولکولی آن با زوال عقل ناشناخته مانده است، اینوی موفق شده است راهی برای کاهش میزان هذیان‌گویی در بیماران بیمارستانی پیدا کند. وی برنامه‌ای از استراتژی‌های ساده‌ای برنامه زندگی سالمندان بیمارستانی ایجاد کرده است که بر کاهش آرام‌بخشی در هنگام تهویه مکانیکی، توجه زیاد به تغذیه و آبرسانی و اطمینان از حضور اعضای خانواده برای اطمینان بخشیدن بیماران متمرکز است. یک فراتحلیلی در سال 2015 نشان داد که این مراحل هذیان را حدود 40 درصد کاهش می‌دهد. بیمارستان‌های اطراف ایالات متحده شروع به ارائه این پروتکل‌های ساده کردند. سپس ویروس کرونا به این مراحل آزمایش آسیبی زد و این کار را تقریبا غیرممکن کرد.

بالا رفتن آمار زوال عقل

وقتی کراسبی در اتاق خواب خود در بوستون دچار هذیان ناشی از ویروس کرونا شد، پولونی در حال درمان افراد هذیان با ویروس کرونا در لومباردی ایتالیا که آمار در آنجا صفر بود بود. بسیاری از بیماران پولونی قبلاً دچار زوال عقل بودند و مانند بسیاری از پزشکان، وی علائم رایج عفونت‌های تنفسی مانند تب، سرفه و دشواری در تنفس را تحت نظر داشت. اما بعضی از بیماران او این علائم را اصلا نشان ندادند. پولونی گفته است که در عوض، آنها بیشتر خواب‌آلود بودند. دیگران بی‌قرار و آشفته شدند که همه جزو نشانه‌های هذیان است. این علائم آنقدر برجسته بود که پولونی استدلال کرد که هذیان‌گویی باید به معیارهای تشخیصی ویروس کرونا اضافه شود. اینوی نیز چنین استدلالی را مطرح کرده است و این مورد مطالعه‌ای است که ماه گذشته منتشر کرد و نشان می‌دهد 28 درصد از افراد مسن مبتلا به ویروس کرونا هنگام مراجعه به بخش اورژانس دچار هذیان می‌شوند.

افزایش تعداد بالای افرادی که دچار هذیان شدند، بلافاصله باعث نگرانی اینوی، پرایس و سایر محققان شد چون این بیماری همه‌گیر افزون بر افزایش موارد در نتیجه افزایش جمعیت، منجر به افزایش موارد زوال عقل در دهه‌های آینده خواهد شد.

ناتالی ترونسون (Natalie Tronson)، روانشناس مغز و اعصاب در دانشگاه میشیگان در آن آربور اینچنین سوال پرسیده است:

آیا افزایشی در ابتلای به زوال عقل در افرادی که در بزرگسالی یا میانسالی به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند، وجود دارد؟ طی دهه‌های بعدی با افزایش سن جمعیت چه اتفاقی خواهد افتاد؟

برای یافتن پاسخ، موسسات سراسر جهان مطالعات مختلفی راجع به تأثیرات شناختی طولانی‌مدت ویروس کرونا تأمین کرده‌اند که برخی از آنها به هذیان مربوط هستند. در حال حاضر در ایالات متحده پژوهشی در حال انجام است که افرادی را که به دلیل ویروس کرونا در بیمارستان تحت درمان قرار گرفته‌اند ردیابی می‌کند؛ بسیاری از آن‌ها در طول اقامت خود دچار هذیان‌گویی شده‌اند. این مطالعه عملکرد شناختی و روانی را در افراد شرکت‌کننده در یک آزمایش برای ارزیابی ایمنی و اثربخشی هیدروکسی کلروکوین برای درمان ویروس کرونا اندازه گیری خواهد کرد.

یک مطالعه بین‌المللی برای اندازه‌گیری شیوع هذیان در افراد مبتلا به ویروس کرونا در بخش مراقبت‌های ویژه و همچنین شناسایی عواملی که نتایج طولانی‌مدت را پیش‌بینی می‌کنند، برنامه‌ریزی شده است. یک مطالعه جداگانه در آلمان و انگلستان همچنین نتایج عصبی شناختی را در افراد مبتلا به ویروس کرونا بررسی می‌کند تا مشخص کند که چگونه هذیان‌گویی ماهانه بر عملکرد مغز می‌تواند تأثیر بگذارد. یک پروژه تحقیقاتی دیگر به سرپرستی تیمی از دانشگاه وندربیلت به دنبال جایگزینی آرامبخش‌های متداول مانند بنزودیازپین‌ها هستند که باعث افزایش هذیان می‌شوند. محققان در حال حاضر در حال آزمایش یک داروی آرامبخش به نام دکسمدتومیدین هستند تا ببینند آیا گزینه ایمن‌تری برای افراد مبتلا به ویروس کرونا بستری‌شده در بیمارستان‌ها است یا خیر.

اینوی و ترونسون امیدوارند که بودجه این مطالعات طولانی‌مدت منجر به علاقه علمی مداوم به ارتباط بین هذیان‌گویی و زوال عقل شود و بینشی در این جهت فراهم کند. ترونسون اینچنین بیان کرده است:

من فکر می‌کنم که نتایج هم در مورد اینکه چگونه بیماری بر خطر زوال عقل تأثیر می‌گذارد و اینکه سایر سبک‌های زندگی و عوامل محافظت‌کننده ژنتیکی می‌توانند بر روی خطر نیز تأثیر بگذارند، کمی ترسناک و آگاه‌بخش خواهند بود.  درست است که شاید سریع به این آموخته‌ها دست پیدا کنیم، اما هنوز هم سوالات و ابهام‌های زیادی در ارتباط بین زوال عقل و هذیان‌گویی ناشی از ویروس همه‌گیر کرونا وجود دارد.

نوشته آیا هذیان‌گویی ناشی از ویروس کرونا باعث زوال عقل می‌شود؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

آیا هذیان‌گویی ناشی از ویروس کرونا باعث زوال عقل می‌شود؟

سوندرا کراسبی (Sondra Crosby) به عنوان پزشکی در مرکز پزشکی بوستون در ماساچوست، برخی از اولین افرادی را که در منطقه خود به ویروس کرونا مبتلا شده‌ بودند را درمان می‌کرد. هنگامی که او در ماه آوریل احساس بیماری کرد و مشاهده کرد که به ویروس کرونا آلوده شده بود، اصلا تعجب نکرد. در ابتدا، علائمش مانند سرماخوردگی شدید بود، اما در روز بعد، به حدی بیمار شده بود که نمی‌توانست حتی از رختخواب خارج شود. او به شوهرش متکی بود غذا و داروهای کاهش‌دهنده تب را مصرف کند. سپس کاملا از گذر زمان بی‌اطلاع شده بود.

کراسبی پس از پنج روز پر از ابهامی که داشت، قادر به یادآوری ساده‌ترین چیزها، از جمله نحوه روشن کردن تلفن یا به یاد آوردن آدرس خانه‌اش نبود. توهم او با دیدن مارمولک روی دیوارهای خانه و بوی زننده خزندگان، آغاز شد. بعدا او متوجه شد که دچار هذیان شده است، که آن اصطلاح رسمی پزشکی برای سردرگمی ناگهانی و شدید به کار می‌رود. او اینچنین گفت:

من در گذشته هذیان‌گویی نداشتم، ولی بعد از ابتلا شدن به کووید-19 هذیان می‌گفتم، نمی‌توانستم ببینم که جز شخصی بیمار و بدنی کم‌آب چیز دیگری هستم.

پزشکان پس از معالجه افرادی که بر اثر ویروس کرونا بستری شده بودند، گزارش می‌کنند که تعداد زیادی از آن‌ها دچار هذیان می‌شوند و این وضعیت به طور نامتناسبی روی افراد مسن نیز تأثیر می‌گذارد. مطالعه آوریل 2020 در استراسبورگ فرانسه نشان داد که 65 درصد از افرادی که به شدت به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند دچار سردرگمی حاد، از علائم هذیان، هستند. داده‌های ارائه شده ماه گذشته در نشست سالانه کالج پزشکان آمریکایی توسط دانشمندان در مرکز پزشکی دانشگاه وندربیلت در نشویل، تنسی، نشان می‌دهد که 55 درصد از 2000 نفر تحت پیگیری که تحت درمان ویروس کرونا در بخش‌های مراقبت ویژه قرار دارند، در سراسر جهان دچار هذیان‌گویی شده‌اند. این اعداد بسیار بیشتر از عددی است که پزشکان دیده‌اند: معمولا، طبق یک فراتحلیل در سال 2015، حدود یک سوم از افرادی که به شدت بیمار هستند، دچار هذیان می‌شوند.

هذیان‌گویی بر اثر ویروس کرونا بسیار رایج است، به طوری که برخی از محققان پیشنهاد می‌کنند این شرایط یکی از معیارهای تشخیصی بیماری باشد. شارون اینوی (Sharon Inouye)، متخصص اطفال در موسسه مارکوس و دانشکده پزشکی هاروارد در بوستون، که بیش از 30 سال در مورد هذیان مطالعه کرده است، اینچنین گفته است که این بیماری همه‌گیر باعث افزایش علاقه پزشکان به این بیماری شده است.

از آنجا که پزشکان با سردرگمی و آشفتگی در بخش‌های کرونایی خود روبرو هستند، اینوی و سایر محققان نگران آینده هستند. در دهه گذشته، مطالعات طولانی‌مدت نشان داده است که یک دوره ابتلا به هذیان می‌تواند خطر ابتلا به زوال عقل را سال‌ها بعد افزایش دهد، و سرعت کاهش شناخت را در کسانی که قبلاً به این بیماری مبتلا هستند تسریع می‌کند. برعکس این قضیه نیز صادق است: ابتلا به زوال عقل باعث می‌شود که فرد دچار هذیان شود. مجموعه‌ای از مراحل ساده مانند اطمینان از وجود عضوی از خانواده برای کمک به افراد، می‌تواند بروز هذیان را تا 40 درصد کاهش دهد، اما پزشکان برای پیروی از این توصیه‌ها در بخش‌های ویروس کرونا تلاش می‌کنند.

اما ارتباط بین هذیان و زوال عقل به سختی حل شده است: محققان برای دستیابی به نتیجه باید سال‌ها بیماران را زیرنظر داشته باشند. افزایش افراد مبتلا به هذیان ناشی از بیماری همه‌گیر توجه افراد را به این وضعیت متمرکز کرده و فرصتی منحصر به‌فرد برای پیگیری بیماران و تعیین اینکه آیا هذیان ممکن است بر شناخت طولانی‌مدت تأثیر بگذارد را برای دانشمندان فراهم کرده است. محققان مطالعات زیادی را برای کشف تأثیرات عصب‌شناختی طولانی‌مدت ویروس کرونا از جمله زوال عقل آغاز کرده‌اند و اینوی و دیگران امیدوارند که این کار به محققان اجازه دهد تا روابط بین دو شرایط را در زمان واقعی کشف کنند.

اینوی گفته است که می‌توان گفت بیماری همه‌گیر دارای جنبه‌های مثبتی نیز بوده است که از جمله آن‌ها می‌توان به چگونگی منجر شدن هذیان‌گویی به زوال عقل و بالعکس اشاره کرد. علاوه بر این، کاترین پرایس (Catherine Price)، روانشناس مغز و اعصاب از دانشگاه فلوریدا در گینسویل، گفته است که گسترش ویروس کرونا ابهامی که بین هذیان و زوال عقل وجود داشته است، را به ویژه در بزرگسالان مسن‌تر در جمعیت ما برجسته کرده است.

شرایط نادیده ‌گرفته ‌شده

علاقه اینوی به بحث هذیان‌گویی از آنجا آغاز شد که وی در سال 1985 اولین کار خود را به عنوان پزشک داخلی در بیمارستان اداره جانبازان در کنتیکت انجام داد. در ماه اول حضور خود، او بیش از 40 نفر را تحت شرایط مختلف درمان کرد. شش نفر از آنها در طول اقامت خود دچار هذیان شده بودند. اصلا به نظر نمی‌رسید که هیچ یک از آن‌ها به سطح قبلی سلامت جسمی و روانی خود بازگردند. از نظر اینوی، ارتباط بین هذیان‌گویی بیماران و پیش‌آگهی ضعیف آنها آشکار بود. با این حال، هنگامی که او به رئیس خود شک کرد که شاید دچار هذیان‌گویی باشد، آن‌ها حرف او را نادیده گرفتند. به گفته اینوی نگرش آنها این بود که هذیان‌گویی فقط یکی از مواردی بود که اتفاق افتاده است. او اینچنین بیان کرد:

چرا وقتی سالمندان به بیمارستان می‌آیند و عقل خود را از دست می‌دهند، هیچ تعجبی نمی‌کنید؟ این مسئله ممکن است مانند نبردی پر سر و صدا در تمامی سال‌های کاری من باشد.

ملاقات افرادی که بر اثر ویروس کرونا، به هذیان‌گویی مبتلا شده‌اند، بهترین گزینه برای بهبود بیماری است، اما بیمارستان‌ها قانونی برای ممنوعیت ملاقات با بیماران کرونایی دارند.

اندکی پس از آن، وی همکاری دو ساله‌ای را آغاز کرد تا شرایط را به طور عمیق مطالعه کند. کارهای او نشان داد که هذیان هنگامی اتفاق می‌افتد که چندین عامل استرس‌زا باهم اتفاق بیافتند. آسیب‌پذیری‌های قبلی مانند بیماری‌های مزمن یا اختلالات شناختی می‌توانند با عوامل تسریع‌بخش از جمله جراحی، بیهوشی یا عفونت‌های طاقت فرسا ایجاد شوند و باعث بروز ناگهانی گیجی، گمراهی و مشکلاتی در حواس، به ویژه در افراد مسن‌تر شوند.

تینو امانوئل پولونی (Tino Emanuele Poloni)، متخصص مغز و اعصاب در بنیاد Golgi Cenci در خارج از میلان، ایتالیا گفته است که محققان تصور می‌کنند که دلایل اساسی بیولوژیکی التهاب و عدم تعادل در پیام‌رسان‌های شیمیایی انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند دوپامین و استیل کولین است. او اینچنین اظهار کرده است:

هذیان‌گویی هنگامی اتفاق می‌افتد که مغز قادر به جبران موقعیت استرس‌زا نباشد.

تجربه بالینی اینوی به او آموخته است که صرف نظر از اینکه چه چیزی هذیان را تسریع می‌بخشد، در نهایت حدود 70 درصد از علائم به طور کامل بهبود می‌یابند. با این حال، در 30 درصد افرادی که این کار را انجام نمی‌دهند، یک دوره هذیان رو به پایین را در طی چند ماه پیش‌بینی می‌کند که منجر به اختلال شناختی عمیق، حتی منجر به علائم زوال عقل می‌شود.

این ارتباطات درمطالعات رسمی‌تر در درجات مختلف بیشتر تقویت شده‌اند. اینوی گروه 560 نفری 70 سال به بالا را که تحت عمل جراحی قرار گرفتند، مورد تحقیق قرار داد و مشاهده کرد که کاهش شناختی طی 36 ماه بعدی در کسانی که هذیان پیدا می‌کنند سه برابر سریع‌تر از کسانی است که این بیماری را ندارند. متاآنالیز 23 مطالعه در سال 2020 نشان داد که هذیان در طول مدت بستری در بیمارستان با 2.3 برابر احتمال ابتلا به زوال عقل همراه است. این اقدامات توسط تیمی از دانشمندان برزیلی نشان داد که در یک گروه 309 نفری با میانگین سنی 78 سال، 32 درصد از کسانی که در بیمارستان دچار هذیان شده‌اند به زوال عقل مبتلا شده‌اند، در حالی که فقط 16 درصد از آنها به هذیان مبتلا نشده‌اند.

توجه و مراقبت بیماران کرونایی مبتلا به هذیان‌گویی باعث بهبود بیماری آن‌ها می‌شود.

هذیان‌گویی و افت شناختی: طبق مطالعه 2013 روانشناس جیمز جکسون در دانشگاه وندربیلت و همکارانش، نمودار نشان دهنده افزایش خطر کاهش شناختی برای افرادی که در بیمارستان دچار هذیان شده‌اند، نشان می‌دهد. علاوه بر این، هرچه فرد بیشتر دچار هذیان شود، خطر ابتلا به اختلال شناختی بعدی نیز بیشتر می‌شود. مطالعات اینووی، جکسون و محققان دیگر نشان داد که عکس این مسئله نیز صادق است: حتی پس از کنترل سن، علائم زوال عقل موجود احتمال ابتلا به هذیان را افزایش می‌دهد.

ایجاد سردرگمی

دانشمندان هنوز به هیچ نتیجه‌ای از اینکه آیا ارتباطی بین هذیان و زوال عقل در کسانی که به هر حال دچار زوال عقل شده‌اند قوی است یا اینکه هذیان خطر کاهش شناختی را حتی در افرادی که مستعد ابتلا به آن نیستند افزایش می‌دهد، نرسیده‌اند. همچنین دانشمندان نمی‌توانند دقیق بگویند که چه چیزی در هذیان‌گویی وجود دارد که می‌تواند زوال عقل را تحریک کند. اگر محققان بتوانند این ارتباطات را شناسایی کنند، شاید بتوانند از تبدیل هذیان به زوال عقل جلوگیری کنند. پرایس اینچنین بیان کرده است که:

ما مکانیسم هذیان‌گویی را به هیچ وجه درک نمی‌کنیم! هیچ دارویی نیز برای کنترل هذیان‌گویی وجود ندارد.

دانشمندان سه فرضیه را برای توضیح چگونگی هذیان که باعث تحریک زوال عقل می‌شوند، ارائه دادند. طبق گفته نظریه‌ای، انباشتگی مواد سمی در مغز می‌تواند باعث هذیان کوتاه‌مدت شود و سپس منجر به آسیب طولانی‌مدت شود. بدن معمولا این زباله‌های مولکولی را از طریق جریان خون و سیستم لنفاوی که شبکه‌ای از کانال‌های پر از مایع مغزی نخاعی است، پاک می‌کند. آسیب به عروق ناشی از هذیان ممکن است ادامه داشته باشد و باعث تحریک زوال عقل شود، یا مغزی که هذیان را تجربه می‌کند در آینده مستعد ابتلا به مشکلات عروقی شود.

فرضیه دوم التهاب است که اغلب افرادی را که به دلیل عفونت، ناراحتی تنفسی یا بیماری‌های قلبی عروقی در بیمارستان بستری می‌شوند، آزار می‌دهد. جراحی و عفونت‌های شدید می‌تواند باعث تجمع ریزه‌های سلولی در مغز شود که باعث التهاب بیشتر می‌شود. این واکنش کوتاه‌مدت کاملا از مغز محافظت می‌کند، زیرا بقایای مضر را پاک می‌کند و در نهایت التهاب از بین می‌رود. اینوی گفته است که این برای کسانی که دچار هذیان هستند، صدق نمی‌کند. التهاب مداوم می‌تواند یک دوره حاد هذیان را تحریک کند و باعث خراب شدن سلول‌های عصبی و سلول‌های مرتبط مانند آستروسیت و میکروگلیا شود که منجر به آسیب شناختی می‌شود.

یکی از علائم شایع ویروس کرونا، هذیان‌گویی است که خود منجر به زوال عقل می‌شود.

ایده سوم همان چیزی است که به عنوان فرضیه آستانه شناخته می‌شود. کسی که مبتلا به زوال عقل است (حتی در اولین مراحل) ارتباط کمتری بین نورون‌ها دارد و می‌تواند به عایقی که آنها را می‌پوشاند آسیب برساند و به انتقال سیگنال‌ها کمک کند و آن به عنوان ماده سفید شناخته می‌شود. این از دست دادن باعث از بین رفتن ذخایر عصبی می‌شود که به فرد کمک می‌کند تا با التهاب یا عفونت کنار بیاید و آنها را نه تنها به هذیان بلکه به زوال عقل پیشرفته‌تر تبدیل می‌کند.

حتی اگر پیدایش هذیان و ارتباطات مولکولی آن با زوال عقل ناشناخته مانده است، اینوی موفق شده است راهی برای کاهش میزان هذیان‌گویی در بیماران بیمارستانی پیدا کند. وی برنامه‌ای از استراتژی‌های ساده‌ای برنامه زندگی سالمندان بیمارستانی ایجاد کرده است که بر کاهش آرام‌بخشی در هنگام تهویه مکانیکی، توجه زیاد به تغذیه و آبرسانی و اطمینان از حضور اعضای خانواده برای اطمینان بخشیدن بیماران متمرکز است. یک فراتحلیلی در سال 2015 نشان داد که این مراحل هذیان را حدود 40 درصد کاهش می‌دهد. بیمارستان‌های اطراف ایالات متحده شروع به ارائه این پروتکل‌های ساده کردند. سپس ویروس کرونا به این مراحل آزمایش آسیبی زد و این کار را تقریبا غیرممکن کرد.

بالا رفتن آمار زوال عقل

وقتی کراسبی در اتاق خواب خود در بوستون دچار هذیان ناشی از ویروس کرونا شد، پولونی در حال درمان افراد هذیان با ویروس کرونا در لومباردی ایتالیا که آمار در آنجا صفر بود بود. بسیاری از بیماران پولونی قبلاً دچار زوال عقل بودند و مانند بسیاری از پزشکان، وی علائم رایج عفونت‌های تنفسی مانند تب، سرفه و دشواری در تنفس را تحت نظر داشت. اما بعضی از بیماران او این علائم را اصلا نشان ندادند. پولونی گفته است که در عوض، آنها بیشتر خواب‌آلود بودند. دیگران بی‌قرار و آشفته شدند که همه جزو نشانه‌های هذیان است. این علائم آنقدر برجسته بود که پولونی استدلال کرد که هذیان‌گویی باید به معیارهای تشخیصی ویروس کرونا اضافه شود. اینوی نیز چنین استدلالی را مطرح کرده است و این مورد مطالعه‌ای است که ماه گذشته منتشر کرد و نشان می‌دهد 28 درصد از افراد مسن مبتلا به ویروس کرونا هنگام مراجعه به بخش اورژانس دچار هذیان می‌شوند.

افزایش تعداد بالای افرادی که دچار هذیان شدند، بلافاصله باعث نگرانی اینوی، پرایس و سایر محققان شد چون این بیماری همه‌گیر افزون بر افزایش موارد در نتیجه افزایش جمعیت، منجر به افزایش موارد زوال عقل در دهه‌های آینده خواهد شد.

ناتالی ترونسون (Natalie Tronson)، روانشناس مغز و اعصاب در دانشگاه میشیگان در آن آربور اینچنین سوال پرسیده است:

آیا افزایشی در ابتلای به زوال عقل در افرادی که در بزرگسالی یا میانسالی به ویروس کرونا مبتلا شده‌اند، وجود دارد؟ طی دهه‌های بعدی با افزایش سن جمعیت چه اتفاقی خواهد افتاد؟

برای یافتن پاسخ، موسسات سراسر جهان مطالعات مختلفی راجع به تأثیرات شناختی طولانی‌مدت ویروس کرونا تأمین کرده‌اند که برخی از آنها به هذیان مربوط هستند. در حال حاضر در ایالات متحده پژوهشی در حال انجام است که افرادی را که به دلیل ویروس کرونا در بیمارستان تحت درمان قرار گرفته‌اند ردیابی می‌کند؛ بسیاری از آن‌ها در طول اقامت خود دچار هذیان‌گویی شده‌اند. این مطالعه عملکرد شناختی و روانی را در افراد شرکت‌کننده در یک آزمایش برای ارزیابی ایمنی و اثربخشی هیدروکسی کلروکوین برای درمان ویروس کرونا اندازه گیری خواهد کرد.

یک مطالعه بین‌المللی برای اندازه‌گیری شیوع هذیان در افراد مبتلا به ویروس کرونا در بخش مراقبت‌های ویژه و همچنین شناسایی عواملی که نتایج طولانی‌مدت را پیش‌بینی می‌کنند، برنامه‌ریزی شده است. یک مطالعه جداگانه در آلمان و انگلستان همچنین نتایج عصبی شناختی را در افراد مبتلا به ویروس کرونا بررسی می‌کند تا مشخص کند که چگونه هذیان‌گویی ماهانه بر عملکرد مغز می‌تواند تأثیر بگذارد. یک پروژه تحقیقاتی دیگر به سرپرستی تیمی از دانشگاه وندربیلت به دنبال جایگزینی آرامبخش‌های متداول مانند بنزودیازپین‌ها هستند که باعث افزایش هذیان می‌شوند. محققان در حال حاضر در حال آزمایش یک داروی آرامبخش به نام دکسمدتومیدین هستند تا ببینند آیا گزینه ایمن‌تری برای افراد مبتلا به ویروس کرونا بستری‌شده در بیمارستان‌ها است یا خیر.

اینوی و ترونسون امیدوارند که بودجه این مطالعات طولانی‌مدت منجر به علاقه علمی مداوم به ارتباط بین هذیان‌گویی و زوال عقل شود و بینشی در این جهت فراهم کند. ترونسون اینچنین بیان کرده است:

من فکر می‌کنم که نتایج هم در مورد اینکه چگونه بیماری بر خطر زوال عقل تأثیر می‌گذارد و اینکه سایر سبک‌های زندگی و عوامل محافظت‌کننده ژنتیکی می‌توانند بر روی خطر نیز تأثیر بگذارند، کمی ترسناک و آگاه‌بخش خواهند بود.  درست است که شاید سریع به این آموخته‌ها دست پیدا کنیم، اما هنوز هم سوالات و ابهام‌های زیادی در ارتباط بین زوال عقل و هذیان‌گویی ناشی از ویروس همه‌گیر کرونا وجود دارد.

نوشته آیا هذیان‌گویی ناشی از ویروس کرونا باعث زوال عقل می‌شود؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

ویروس کرونا چگونه متوقف خواهد شد؟!

صحنه‌ای در فیلم Wreck It Ralph وجود دارد که گروهبانی برخی از افراد بد را این‌گونه توصیف می‌کند که Cy-Bugs مانند ویروس است، تمام چیزی که آن‌ها می‌دانند خوردن، کشتن و تولیدمثل است، ویروس‌ها متوقف نمی‌شوند!

خب، آیا ویروس‌ها متوقف می‌شوند!؟ این سوالی بسیار عالی است. در ادامه با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

ممکن است بسیار گیج‌کننده بنظر برسد اما برخی از افراد، مانند رئیس جمهور ایالات متحده، گفته است که ویروس کرونا مانند ویروس‌های دیگر به خودی خود از بین می‌رود. اگر بخواهیم پاسخ کوتاهی به این سوال دهیم این است که در حالی که برخی ویروس‌ها به تدریج از بین می‌روند، بیشتر ویروس‌ها نیز از بین نمی‌روند. ویروس‌ها در واقع در پنهان شدن بسیار باهوش هستند، آن‌ها فقط منتظر فرصتی هستند که بازگردند.

برخی ویروس‌ها از بین می‌روند

شاید از قبل بدانید که برخی ویروس‌ها باعث می‌شوند به آنفولانزا مبتلا شویم. شاید ندانید که هر ویروس آنفلوانزا که تا حدود 120 سال پیش انسان را آلوده کرده بود اکنون ناپدید شده است (یا همانطور که دانشمندان می‌گویند منقرض شده است). برخی دیگر از موارد اخیر نیز ناپدید شده‌اند.

به عنوان مثال، ویروسی که باعث شیوع آنفلوانزا در سال 1957 شد و باعث کشته شدن حدود صد هزار نفر در ایالات متحده شد، اکنون نیز ناپدید شده است. ویروسی که باعث بیماری هولناکی به نام آنفولانزای اسپانیایی شده است، مثال خوب دیگری است. در سال 1918، این ویروس باعث شیوع بیماری در سراسر جهان (بیماری همه‌گیری) شد و بسیاری از مردم متأسفانه جان خود را از دست دادند. ویروس در بعضی از نقاط تا سال 1921 ادامه داشت.

بیماری آنفولانزای اسپانیایی به طور عمده از بین رفته است، اما ویروس کرونا احتمالا مدت‌ها در کنار ما خواهد بود.

اما تا آن زمان، بسیاری از مردم در برابر آن ایمن بودند، زیرا بدن آنها یاد گرفته بود که چگونه با بیماری مبارزه کند. این بدان معناست که ویروس مانند بیماری همه‌گیری گسترش نمی‌یابد، بلکه در مکان‌های مختلف ظاهر می‌شود.

به همین دلیل، ژنی که باعث همه‌گیری شده بود به طور عمده از بین رفت.

بنابراین آیا می‌توان ویروس کرونا را نیز از بین برد؟

گاهی سعی می‌کنیم ویروس را از عمد منقرض کنیم. برای انجام این کار معمولاً از واکسنی علیه استفاده می‌کنیم. همین واکسن به ما کمک کرد تا از شر ویروسی به نام آبله خلاص شویم، که یکی از ترسناک‌ترین بیماری‌های جهان بود. واکسن‌ها همچنین کمک می‌کنند که از شر ویروس‌هایی به نام فلج اطفال و سرخک نیز رها شویم.

دانشمندان در تلاشند تا جایی که می‌توانند واکسن ویروس کرونا بسازند. در حقیقت ممکن است بیش از یک نوع واکسن برای مبارزه با ویروس کرونا داشته باشیم. اگر واکسن‌های مختلف این بیماری را پیدا کنیم، باز هم ممکن نیست ویروس به طور کامل متوقف شود. این بدان معناست که امکان دارد برخی از افراد هنوز مبتلا شود، گرچه در هیچ کجا به اندازه افراد قبلی قربانی وجود نخواهد داشت.

وضعیت کنونی کمی شبیه به بیماری دیگری به نام آنفولانزای خوکی است که حدود 11 سال پیش ظاهر شد. این ماده با سایر سویه‌های آنفلوانزا متفاوت بود، بنابراین بسیار گسترش یافت و به یک بیماری همه‌گیری تبدیل شد. اکنون همین اتفاق در مورد ویروس کرونا افتاده است. قبل از اینکه دانشمندان بتوانند واکسن آن را درست کنند، از هر ده نفر در جهان یک نفر ویروس آنفولانزای خوکی را گرفته است.

بعد از یک سال، واکسن این بیماری درست شده بود و افراد کمتری به آنفولانزای خوکی مبتلا می‌شدند. ویروس آنفولانزای خوکی از بین نرفت، یعنی هنوز ویروس افراد را مبتلا می‌کرد. اما از آنجا که واکسن زده‌ایم، تعداد کمی به این ویروس آلوده می‌شدند.

چگونه و چه زمانی ویروس کرونا پایان می‌یابد؟

ویروس سارس بسیار شبیه به ویروس کرونا است. این ویروس در سال 2003 شناسایی شده بود و بیش از هشت هزار نفر را مبتلا کرد. اما از سال 2004، دیگر در انسان مشاهده نشده است. با انجام ترکیباتی از کارهای مختلف از شر آن خلاص شدیم که این اقدامات شامل قرنطینه شدن بود.

اکنون از همان اقدامات مشابه برای مبارزه با ویروس کرونا استفاده می‌کنیم. پس چرا با این اقدامات از شیوع سارس جلوگیری کردیم، اما هنوز از ویروس کرونا خلاص نشده‌ایم؟

مشکل بزرگی که وجود دارد این است که ویروس کرونا می‌تواند بدون اینکه کسی حتی احساس بیماری کند، گسترش یابد. این بدان معنی است که حتی اگر سرفه یا آبریزش بینی و علائم بیماری را ندارید، ممکن است آن را منتقل کنید و به بیانی دیگر ناقل بیماری کووید-19 باشید.

به همین دلیل، برخی از دانشمندان اینچنین اظهار کرده‌اند که هرگز قادر نخواهیم بود ویروس کرونا را به طور کامل از بین ببریم. در عوض، اما احتمالا این ویروس به بیماری تبدیل خواهد شد که هر ساله مانند آنفولانزا برخی افراد را بیمار می‌کند. ویروس کووید-19 مطمئنا مدت زمان طولانی با ما خواهد بود، حتی هنگامی که همه‌گیری پایان یابد.

نوشته ویروس کرونا چگونه متوقف خواهد شد؟! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.