GPT-۶ Astra پیام رمزگذاری‌شده ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم را پس از سال‌ها رمزگشایی کرد

یک مدل هوش مصنوعی با نام GPT-6 Astra موفق شده پیام رمزگذاری‌شده ارتش آلمان مربوط به سال ۱۹۴۱ را که از سال ۲۰۰۵ در میان اسناد رمزنگاری حل‌نشده قرار داشت، رمزگشایی کند. نکته مهم این ماجرا فقط شکستن رمز انیگما نیست؛ بلکه این است که مدل تقریباً تمام فرایند، از انتخاب پیام هدف تا ساخت ابزارهای موردنیاز برای رمزگشایی، را به‌صورت مستقل انجام داده است.

پیام MVUEH چرا این‌قدر دشوار بود؟

پیام موردنظر با شناسه MVUEH در ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۱ ارسال شد و در ساعت ۱۷:۳۰ به ایستگاه رادیویی بخش تدارکات لشکر SS-Totenkopf رسید. این پیام ۸۲ حرف داشت و از سال ۲۰۰۵ در مجموعه Crypto Cellar Research به‌عنوان یکی از پیام‌های رمزگشایی‌نشده نگهداری می‌شد.

پیش‌تر نیز تلاش‌های مختلفی برای شکستن رمز آن انجام شده بود. حتی پیام دیگری از همان روز با شناسه SIPVX در سال ۲۰۱۷ توسط پژوهشگر رمزنگاری Alex Shovkoplyas رمزگشایی شد؛ اما کلید به‌دست‌آمده از آن پیام برای باز کردن MVUEH کارساز نبود.

هوش مصنوعی خودش پیام هدف را انتخاب کرد

شروع این پروژه برخلاف بسیاری از آزمایش‌های هوش مصنوعی، با یک دستورالعمل گام‌به‌گام همراه نبود. Carter Leffer، پژوهشگر و کارمند Bloomberg، از GPT-6 Astra خواست در میان پیام‌های انیگمای حل‌نشده منتشرشده در Crypto Cellar Research، موردی را پیدا کند که احتمال رمزگشایی آن بیشتر باشد.

GPT-6 Astra

مدل پس از بررسی پیام‌های موجود، MVUEH را به‌عنوان گزینه مناسب انتخاب کرد. سپس به پیام SIPVX که قبلاً رمزگشایی شده بود توجه نشان داد و احتمال داد میان محتوای این دو پیام ارتباطی وجود داشته باشد.

این ارتباط در نهایت به یکی از مهم‌ترین سرنخ‌های رمزگشایی منجر شد: عبارت جغرافیایی «ROSENOW ROSENOW» که در پیام رمزگشایی‌شده SIPVX وجود داشت.

GPT-6 Astra برای شکستن انیگما نرم‌افزار خودش را نوشت

در رمزگشایی انیگما، اگر بخشی از متن احتمالی پیام از قبل حدس زده شود، می‌توان از آن به‌عنوان «کریپ» برای محدود کردن جست‌وجوی کلید استفاده کرد. GPT-6 Astra از تکرار عبارت ROSENOW ROSENOW به همین شکل استفاده کرد.

مدل سپس به‌صورت مستقل نرم‌افزار لازم برای شبیه‌سازی ماشین انیگما را با زبان‌های Python و C++ ایجاد کرد و ابزار دیگری مشابه Bombe برای جست‌وجوی تنظیمات احتمالی ساخت.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، جست‌وجوی اصلی حدود ۱۰ ساعت طول کشید و در نهایت مدل به کلیدی رسید که متن پیام را به شکل معنادار بازسازی می‌کرد. کل فرایند در بازه‌ای حدود دو روز انجام شد.

متن پیام رمزگشایی‌شده چه بود؟

متن رمزگذاری‌شده MVUEH شامل ۸۲ حرف زیر بود:

ICRVSORMCCWQTATYEVFXDBZGGSNXWLPSYWZYTCBSWULRTBZCVGODVJUSLSOOMJQJZSXSEBZPEYMDNXJYTC

پس از پیدا شدن تنظیمات مناسب، متن آلمانی زیر از آن استخراج شد:

BTTE UM ANGABE DES MARSQWEGES X BEFINDE MIQ IN X ROSENOW ROSENOW X SOFORT FUNKANTWORT X WASCHBBSCH

مفهوم کلی پیام این است:

«لطفاً مسیر حرکت را مشخص کنید. من در رزنوف هستم، رزنوف. فوراً از طریق رادیو پاسخ دهید.»

وجود اشتباه‌های تایپی در متن نیز جالب توجه است؛ برای مثال «BTTE» به‌جای «BITTE» ثبت شده است. همین ویژگی‌ها نشان می‌دهد پیام بازسازی‌شده صرفاً یک متن آلمانی مصنوعی و روان نیست، بلکه برخی بی‌نظمی‌های موجود در پیام اصلی را نیز حفظ کرده است.

چرا ماشین انیگما شکستن این پیام را دشوار می‌کرد؟

انیگما برای رمزگذاری پیام‌ها از مجموعه‌ای از روتورهای چرخان، بازتاب‌دهنده و تابلوی اتصال یا Plugboard استفاده می‌کرد. با هر بار فشردن کلید، وضعیت روتورها تغییر می‌کرد و همین مسئله باعث می‌شد یک حرف در موقعیت‌های مختلف، خروجی متفاوتی داشته باشد.

در مورد MVUEH، شرایط حتی پیچیده‌تر بود. تنظیمات این پیام با کلید استاندارد همان روز مطابقت نداشت و ترتیب روتورهای متفاوتی برای آن به دست آمد. علاوه بر این، در متن ثبت‌شده پیام نیز خطاهایی وجود داشت و یک چرخش غیرمعمول روتور در میانه پیام، فرایند جست‌وجو را دشوارتر کرده بود.

یک متخصص رمزنگاری نتیجه هوش مصنوعی را تأیید کرد

نتیجه به‌دست‌آمده صرفاً ادعای سازنده یا کاربر مدل باقی نمانده است. Frode Weierud، پژوهشگر و متخصص رمزنگاری که Crypto Cellar Research را اداره می‌کند، کلید و متن استخراج‌شده را بررسی کرد و صحت آن‌ها را تأیید کرد. او اعلام کرده است که کلید به‌دست‌آمده می‌تواند پیام ۸۲ حرفی و بخش‌های رمزگذاری‌شده مرتبط با آن را به‌درستی توضیح دهد.

بااین‌حال، هنوز تمام جزئیات نحوه عملکرد GPT-6 Astra مشخص نیست. پژوهشگران در حال بررسی لاگ‌های اجرای مدل هستند تا مشخص شود این سیستم دقیقاً چگونه مسیر حل مسئله را طی کرده است. بنابراین بخش مهمی از این آزمایش همچنان نیازمند بررسی مستقل و بازسازی فرایند است.

اهمیت این اتفاق برای هوش مصنوعی چیست؟

اهمیت این آزمایش فقط در شکستن یک پیام قدیمی انیگما نیست. روش‌های مربوط به شبیه‌سازی انیگما، استفاده از کریپ و جست‌وجوی کلید سال‌هاست شناخته شده‌اند. وجه متفاوت ماجرا این است که مدل بدون دریافت دستورالعمل دقیق، خودش مسئله را انتخاب کرد، سرنخ مناسب را پیدا کرد، ابزارهای نرم‌افزاری موردنیاز را ساخت و سپس فرایند جست‌وجو را اجرا کرد.

این اتفاق نمونه‌ای از افزایش توانایی مدل‌های هوش مصنوعی در انجام پروژه‌های چندمرحله‌ای است؛ پروژه‌هایی که در آن‌ها سیستم باید علاوه بر پاسخ‌گویی، مسئله را تعریف کند، ابزار بسازد، فرضیه آزمایش کند و نتیجه را با داده‌های موجود تطبیق دهد.

البته این موفقیت به معنای آن نیست که هوش مصنوعی می‌تواند هر رمز تاریخی یا سند ناشناخته‌ای را به‌سادگی رمزگشایی کند. در این مورد، وجود یک پیام مرتبط که قبلاً رمزگشایی شده بود، سرنخ ROSENOW و امکان بررسی ریاضی نتیجه، نقش مهمی در موفقیت فرایند داشت.

نوشته GPT-۶ Astra پیام رمزگذاری‌شده ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم را پس از سال‌ها رمزگشایی کرد اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

GPT-۶ Astra پیام رمزگذاری‌شده ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم را پس از سال‌ها رمزگشایی کرد

یک مدل هوش مصنوعی با نام GPT-6 Astra موفق شده پیام رمزگذاری‌شده ارتش آلمان مربوط به سال ۱۹۴۱ را که از سال ۲۰۰۵ در میان اسناد رمزنگاری حل‌نشده قرار داشت، رمزگشایی کند. نکته مهم این ماجرا فقط شکستن رمز انیگما نیست؛ بلکه این است که مدل تقریباً تمام فرایند، از انتخاب پیام هدف تا ساخت ابزارهای موردنیاز برای رمزگشایی، را به‌صورت مستقل انجام داده است.

پیام MVUEH چرا این‌قدر دشوار بود؟

پیام موردنظر با شناسه MVUEH در ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۱ ارسال شد و در ساعت ۱۷:۳۰ به ایستگاه رادیویی بخش تدارکات لشکر SS-Totenkopf رسید. این پیام ۸۲ حرف داشت و از سال ۲۰۰۵ در مجموعه Crypto Cellar Research به‌عنوان یکی از پیام‌های رمزگشایی‌نشده نگهداری می‌شد.

پیش‌تر نیز تلاش‌های مختلفی برای شکستن رمز آن انجام شده بود. حتی پیام دیگری از همان روز با شناسه SIPVX در سال ۲۰۱۷ توسط پژوهشگر رمزنگاری Alex Shovkoplyas رمزگشایی شد؛ اما کلید به‌دست‌آمده از آن پیام برای باز کردن MVUEH کارساز نبود.

هوش مصنوعی خودش پیام هدف را انتخاب کرد

شروع این پروژه برخلاف بسیاری از آزمایش‌های هوش مصنوعی، با یک دستورالعمل گام‌به‌گام همراه نبود. Carter Leffer، پژوهشگر و کارمند Bloomberg، از GPT-6 Astra خواست در میان پیام‌های انیگمای حل‌نشده منتشرشده در Crypto Cellar Research، موردی را پیدا کند که احتمال رمزگشایی آن بیشتر باشد.

GPT-6 Astra

مدل پس از بررسی پیام‌های موجود، MVUEH را به‌عنوان گزینه مناسب انتخاب کرد. سپس به پیام SIPVX که قبلاً رمزگشایی شده بود توجه نشان داد و احتمال داد میان محتوای این دو پیام ارتباطی وجود داشته باشد.

این ارتباط در نهایت به یکی از مهم‌ترین سرنخ‌های رمزگشایی منجر شد: عبارت جغرافیایی «ROSENOW ROSENOW» که در پیام رمزگشایی‌شده SIPVX وجود داشت.

GPT-6 Astra برای شکستن انیگما نرم‌افزار خودش را نوشت

در رمزگشایی انیگما، اگر بخشی از متن احتمالی پیام از قبل حدس زده شود، می‌توان از آن به‌عنوان «کریپ» برای محدود کردن جست‌وجوی کلید استفاده کرد. GPT-6 Astra از تکرار عبارت ROSENOW ROSENOW به همین شکل استفاده کرد.

مدل سپس به‌صورت مستقل نرم‌افزار لازم برای شبیه‌سازی ماشین انیگما را با زبان‌های Python و C++ ایجاد کرد و ابزار دیگری مشابه Bombe برای جست‌وجوی تنظیمات احتمالی ساخت.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، جست‌وجوی اصلی حدود ۱۰ ساعت طول کشید و در نهایت مدل به کلیدی رسید که متن پیام را به شکل معنادار بازسازی می‌کرد. کل فرایند در بازه‌ای حدود دو روز انجام شد.

متن پیام رمزگشایی‌شده چه بود؟

متن رمزگذاری‌شده MVUEH شامل ۸۲ حرف زیر بود:

ICRVSORMCCWQTATYEVFXDBZGGSNXWLPSYWZYTCBSWULRTBZCVGODVJUSLSOOMJQJZSXSEBZPEYMDNXJYTC

پس از پیدا شدن تنظیمات مناسب، متن آلمانی زیر از آن استخراج شد:

BTTE UM ANGABE DES MARSQWEGES X BEFINDE MIQ IN X ROSENOW ROSENOW X SOFORT FUNKANTWORT X WASCHBBSCH

مفهوم کلی پیام این است:

«لطفاً مسیر حرکت را مشخص کنید. من در رزنوف هستم، رزنوف. فوراً از طریق رادیو پاسخ دهید.»

وجود اشتباه‌های تایپی در متن نیز جالب توجه است؛ برای مثال «BTTE» به‌جای «BITTE» ثبت شده است. همین ویژگی‌ها نشان می‌دهد پیام بازسازی‌شده صرفاً یک متن آلمانی مصنوعی و روان نیست، بلکه برخی بی‌نظمی‌های موجود در پیام اصلی را نیز حفظ کرده است.

چرا ماشین انیگما شکستن این پیام را دشوار می‌کرد؟

انیگما برای رمزگذاری پیام‌ها از مجموعه‌ای از روتورهای چرخان، بازتاب‌دهنده و تابلوی اتصال یا Plugboard استفاده می‌کرد. با هر بار فشردن کلید، وضعیت روتورها تغییر می‌کرد و همین مسئله باعث می‌شد یک حرف در موقعیت‌های مختلف، خروجی متفاوتی داشته باشد.

در مورد MVUEH، شرایط حتی پیچیده‌تر بود. تنظیمات این پیام با کلید استاندارد همان روز مطابقت نداشت و ترتیب روتورهای متفاوتی برای آن به دست آمد. علاوه بر این، در متن ثبت‌شده پیام نیز خطاهایی وجود داشت و یک چرخش غیرمعمول روتور در میانه پیام، فرایند جست‌وجو را دشوارتر کرده بود.

یک متخصص رمزنگاری نتیجه هوش مصنوعی را تأیید کرد

نتیجه به‌دست‌آمده صرفاً ادعای سازنده یا کاربر مدل باقی نمانده است. Frode Weierud، پژوهشگر و متخصص رمزنگاری که Crypto Cellar Research را اداره می‌کند، کلید و متن استخراج‌شده را بررسی کرد و صحت آن‌ها را تأیید کرد. او اعلام کرده است که کلید به‌دست‌آمده می‌تواند پیام ۸۲ حرفی و بخش‌های رمزگذاری‌شده مرتبط با آن را به‌درستی توضیح دهد.

بااین‌حال، هنوز تمام جزئیات نحوه عملکرد GPT-6 Astra مشخص نیست. پژوهشگران در حال بررسی لاگ‌های اجرای مدل هستند تا مشخص شود این سیستم دقیقاً چگونه مسیر حل مسئله را طی کرده است. بنابراین بخش مهمی از این آزمایش همچنان نیازمند بررسی مستقل و بازسازی فرایند است.

اهمیت این اتفاق برای هوش مصنوعی چیست؟

اهمیت این آزمایش فقط در شکستن یک پیام قدیمی انیگما نیست. روش‌های مربوط به شبیه‌سازی انیگما، استفاده از کریپ و جست‌وجوی کلید سال‌هاست شناخته شده‌اند. وجه متفاوت ماجرا این است که مدل بدون دریافت دستورالعمل دقیق، خودش مسئله را انتخاب کرد، سرنخ مناسب را پیدا کرد، ابزارهای نرم‌افزاری موردنیاز را ساخت و سپس فرایند جست‌وجو را اجرا کرد.

این اتفاق نمونه‌ای از افزایش توانایی مدل‌های هوش مصنوعی در انجام پروژه‌های چندمرحله‌ای است؛ پروژه‌هایی که در آن‌ها سیستم باید علاوه بر پاسخ‌گویی، مسئله را تعریف کند، ابزار بسازد، فرضیه آزمایش کند و نتیجه را با داده‌های موجود تطبیق دهد.

البته این موفقیت به معنای آن نیست که هوش مصنوعی می‌تواند هر رمز تاریخی یا سند ناشناخته‌ای را به‌سادگی رمزگشایی کند. در این مورد، وجود یک پیام مرتبط که قبلاً رمزگشایی شده بود، سرنخ ROSENOW و امکان بررسی ریاضی نتیجه، نقش مهمی در موفقیت فرایند داشت.

نوشته GPT-۶ Astra پیام رمزگذاری‌شده ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم را پس از سال‌ها رمزگشایی کرد اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

GPT-۶ Astra پیام رمزگذاری‌شده ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم را پس از سال‌ها رمزگشایی کرد

یک مدل هوش مصنوعی با نام GPT-6 Astra موفق شده پیام رمزگذاری‌شده ارتش آلمان مربوط به سال ۱۹۴۱ را که از سال ۲۰۰۵ در میان اسناد رمزنگاری حل‌نشده قرار داشت، رمزگشایی کند. نکته مهم این ماجرا فقط شکستن رمز انیگما نیست؛ بلکه این است که مدل تقریباً تمام فرایند، از انتخاب پیام هدف تا ساخت ابزارهای موردنیاز برای رمزگشایی، را به‌صورت مستقل انجام داده است.

پیام MVUEH چرا این‌قدر دشوار بود؟

پیام موردنظر با شناسه MVUEH در ۱۰ ژوئیه ۱۹۴۱ ارسال شد و در ساعت ۱۷:۳۰ به ایستگاه رادیویی بخش تدارکات لشکر SS-Totenkopf رسید. این پیام ۸۲ حرف داشت و از سال ۲۰۰۵ در مجموعه Crypto Cellar Research به‌عنوان یکی از پیام‌های رمزگشایی‌نشده نگهداری می‌شد.

پیش‌تر نیز تلاش‌های مختلفی برای شکستن رمز آن انجام شده بود. حتی پیام دیگری از همان روز با شناسه SIPVX در سال ۲۰۱۷ توسط پژوهشگر رمزنگاری Alex Shovkoplyas رمزگشایی شد؛ اما کلید به‌دست‌آمده از آن پیام برای باز کردن MVUEH کارساز نبود.

هوش مصنوعی خودش پیام هدف را انتخاب کرد

شروع این پروژه برخلاف بسیاری از آزمایش‌های هوش مصنوعی، با یک دستورالعمل گام‌به‌گام همراه نبود. Carter Leffer، پژوهشگر و کارمند Bloomberg، از GPT-6 Astra خواست در میان پیام‌های انیگمای حل‌نشده منتشرشده در Crypto Cellar Research، موردی را پیدا کند که احتمال رمزگشایی آن بیشتر باشد.

GPT-6 Astra

مدل پس از بررسی پیام‌های موجود، MVUEH را به‌عنوان گزینه مناسب انتخاب کرد. سپس به پیام SIPVX که قبلاً رمزگشایی شده بود توجه نشان داد و احتمال داد میان محتوای این دو پیام ارتباطی وجود داشته باشد.

این ارتباط در نهایت به یکی از مهم‌ترین سرنخ‌های رمزگشایی منجر شد: عبارت جغرافیایی «ROSENOW ROSENOW» که در پیام رمزگشایی‌شده SIPVX وجود داشت.

GPT-6 Astra برای شکستن انیگما نرم‌افزار خودش را نوشت

در رمزگشایی انیگما، اگر بخشی از متن احتمالی پیام از قبل حدس زده شود، می‌توان از آن به‌عنوان «کریپ» برای محدود کردن جست‌وجوی کلید استفاده کرد. GPT-6 Astra از تکرار عبارت ROSENOW ROSENOW به همین شکل استفاده کرد.

مدل سپس به‌صورت مستقل نرم‌افزار لازم برای شبیه‌سازی ماشین انیگما را با زبان‌های Python و C++ ایجاد کرد و ابزار دیگری مشابه Bombe برای جست‌وجوی تنظیمات احتمالی ساخت.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، جست‌وجوی اصلی حدود ۱۰ ساعت طول کشید و در نهایت مدل به کلیدی رسید که متن پیام را به شکل معنادار بازسازی می‌کرد. کل فرایند در بازه‌ای حدود دو روز انجام شد.

متن پیام رمزگشایی‌شده چه بود؟

متن رمزگذاری‌شده MVUEH شامل ۸۲ حرف زیر بود:

ICRVSORMCCWQTATYEVFXDBZGGSNXWLPSYWZYTCBSWULRTBZCVGODVJUSLSOOMJQJZSXSEBZPEYMDNXJYTC

پس از پیدا شدن تنظیمات مناسب، متن آلمانی زیر از آن استخراج شد:

BTTE UM ANGABE DES MARSQWEGES X BEFINDE MIQ IN X ROSENOW ROSENOW X SOFORT FUNKANTWORT X WASCHBBSCH

مفهوم کلی پیام این است:

«لطفاً مسیر حرکت را مشخص کنید. من در رزنوف هستم، رزنوف. فوراً از طریق رادیو پاسخ دهید.»

وجود اشتباه‌های تایپی در متن نیز جالب توجه است؛ برای مثال «BTTE» به‌جای «BITTE» ثبت شده است. همین ویژگی‌ها نشان می‌دهد پیام بازسازی‌شده صرفاً یک متن آلمانی مصنوعی و روان نیست، بلکه برخی بی‌نظمی‌های موجود در پیام اصلی را نیز حفظ کرده است.

چرا ماشین انیگما شکستن این پیام را دشوار می‌کرد؟

انیگما برای رمزگذاری پیام‌ها از مجموعه‌ای از روتورهای چرخان، بازتاب‌دهنده و تابلوی اتصال یا Plugboard استفاده می‌کرد. با هر بار فشردن کلید، وضعیت روتورها تغییر می‌کرد و همین مسئله باعث می‌شد یک حرف در موقعیت‌های مختلف، خروجی متفاوتی داشته باشد.

در مورد MVUEH، شرایط حتی پیچیده‌تر بود. تنظیمات این پیام با کلید استاندارد همان روز مطابقت نداشت و ترتیب روتورهای متفاوتی برای آن به دست آمد. علاوه بر این، در متن ثبت‌شده پیام نیز خطاهایی وجود داشت و یک چرخش غیرمعمول روتور در میانه پیام، فرایند جست‌وجو را دشوارتر کرده بود.

یک متخصص رمزنگاری نتیجه هوش مصنوعی را تأیید کرد

نتیجه به‌دست‌آمده صرفاً ادعای سازنده یا کاربر مدل باقی نمانده است. Frode Weierud، پژوهشگر و متخصص رمزنگاری که Crypto Cellar Research را اداره می‌کند، کلید و متن استخراج‌شده را بررسی کرد و صحت آن‌ها را تأیید کرد. او اعلام کرده است که کلید به‌دست‌آمده می‌تواند پیام ۸۲ حرفی و بخش‌های رمزگذاری‌شده مرتبط با آن را به‌درستی توضیح دهد.

بااین‌حال، هنوز تمام جزئیات نحوه عملکرد GPT-6 Astra مشخص نیست. پژوهشگران در حال بررسی لاگ‌های اجرای مدل هستند تا مشخص شود این سیستم دقیقاً چگونه مسیر حل مسئله را طی کرده است. بنابراین بخش مهمی از این آزمایش همچنان نیازمند بررسی مستقل و بازسازی فرایند است.

اهمیت این اتفاق برای هوش مصنوعی چیست؟

اهمیت این آزمایش فقط در شکستن یک پیام قدیمی انیگما نیست. روش‌های مربوط به شبیه‌سازی انیگما، استفاده از کریپ و جست‌وجوی کلید سال‌هاست شناخته شده‌اند. وجه متفاوت ماجرا این است که مدل بدون دریافت دستورالعمل دقیق، خودش مسئله را انتخاب کرد، سرنخ مناسب را پیدا کرد، ابزارهای نرم‌افزاری موردنیاز را ساخت و سپس فرایند جست‌وجو را اجرا کرد.

این اتفاق نمونه‌ای از افزایش توانایی مدل‌های هوش مصنوعی در انجام پروژه‌های چندمرحله‌ای است؛ پروژه‌هایی که در آن‌ها سیستم باید علاوه بر پاسخ‌گویی، مسئله را تعریف کند، ابزار بسازد، فرضیه آزمایش کند و نتیجه را با داده‌های موجود تطبیق دهد.

البته این موفقیت به معنای آن نیست که هوش مصنوعی می‌تواند هر رمز تاریخی یا سند ناشناخته‌ای را به‌سادگی رمزگشایی کند. در این مورد، وجود یک پیام مرتبط که قبلاً رمزگشایی شده بود، سرنخ ROSENOW و امکان بررسی ریاضی نتیجه، نقش مهمی در موفقیت فرایند داشت.

نوشته GPT-۶ Astra پیام رمزگذاری‌شده ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم را پس از سال‌ها رمزگشایی کرد اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

آیا تانک‌های مشهور تایگر واقعا قدرتمند و ترسناک بوده‌اند؟

fc8b97a83dcb68d423039314a2ebc1bb آیا تانک‌های مشهور تایگر واقعا قدرتمند و ترسناک بوده‌اند؟

در طی سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم در رابطه با برخی از تسلیحات مورد استفاده توسط طرفین درگیر، اسطوره‌سازی‌های بسیاری انجام گرفت و درباره توانایی‌ها و قدرت نابودگری آنها داستان‌ها و ادعا‌های بسیاری مطرح گشت. در این بین ماجراهای شرح داده شده از ارتش قدرتمند و پیشرفته آلمان، بیش از همه بود. از نبردناو عظیم بیسمارک گرفته تا موشک‌های هراسناک V-2، همگی قدرت مهندسی و تسلیحاتی آلمان را تا فراز ابر‌ها بالا برده است. اما آیا این سلاح‌ها آنطور که گفته می‌شود، موثر بوده‌اند؟

german-armay-armoured-corps-a-heavy-tank-vi-tiger-front-news-photo-549025205-1545336787 آیا تانک‌های مشهور تایگر واقعا قدرتمند و ترسناک بوده‌اند؟

به تازگی ویدیوی در کانال Military History Visualized در مورد تانک مشهور تایگر (به معنای ببر) منتشر شده است. این تانک سنگین آلمانی با نام کامل Panzerkampfwagen VI Tiger طی جنگ جهانی دوم و در مناطقی در غرب، شرق و شمال آفریقا خدمت کرده است. نسخه نهایی این تانک عظیم‌الجثه 54 تن وزن و برای هدایت و آتش نیاز به پنج خدمه داشت و مجهز به یک توپ ضد‌تانک 88 میلیمتری متحرک بود. اولین بار از تانک تایگر در سال 1942 به منظور دستیابی به برتری زرهی در پیشروی‌های سریع در میدان نبرد استفاده شد. این تانک‌ها قادر بودند تا دامنه وسیعی دشمن را هدف قرار داده و منهدم کنند، بدون آنکه در معرض تیررس سلاح‌های ضد تانک ارتش متفقین قرار داشته باشند.

در حقیقت از تانک تایگر به عنوان یکی از قابل احترام‌ترین شاهکار‌های مهندسی نظامی و البته مرگبار‌ترین تانک‌های تاریخ نام می‌برند. تاکنون چندین فیلم با الهام از قدرت و توانایی‌هایی فوق‌العاده تایگر بر روی پرده سینما رفته است. هرچند تایگر در برخی قسمت‌ها از جمله محفظه تانک دارای برخی اشکالات بود، با این حال نسبت به ساختار و تجهیزات جنگی که داشت و با مقایسه با دیگر تانک‌های مشابه هم‌دوره، به وضوح کارایی بالای آن به چشم می‌خورد. تایگر به گواه تاریخ در نبرد‌های بسیار زیادی به پیروزی رسیده است. بر خلاف دیگر تانک‌ها، که به صورت گروهی زیر نظر تانک فرماندهی عمل می‌کنند، مستقل و هر تانک دارای فرماندهی ارشد بود.

با آنکه هر گردان تانک شامل 45 تایگر دیگر می‌شد، ولی این وضعیت علاوه بر امکان اقدام هماهنگ با دیگر تانک‌ها به فرمانده هر تانک اختیار اقدام مستقل از گردان را نیز می‌داد که در بیشتر موارد این آزادی عمل سبب موفقیت‌های شگفت انگیز و جلوگیری از غافل‌گیری گردان زرهی در میدان نبرد می‌گشت.

اگر بخواهیم یک مقایسه برای نمایش ساده قدرت نظامی‌ـ‌تهاجمی تانک تایگر انجام دهیم کافی است اشاره‌ای کنیم که به طور میانگین هر تانک تایگر پیش از منهدم شدن توانسته بود 11.52 عدد تانک دشمن را در میدان نبرد نابود کند! شاید بزرگ‌ترین دشمن تایگر، که سبب نابودی بسیاری از آنها خارج از میدان نبرد شد، هرج و مرج و عدم نگهداری مناسب و ناپایداری مکانیکی تانک بود. با این حال حتی اگر این آمار را هم در محاسبات وارد کنیم باز هم هر تانک تایگر پیش از نابود شدن توانسته بود 5.25 تانک دشمن را منهدم سازد.

easter-front-tiger-i-tanks-being-brought-on-railroad-news-photo-542403737-1545336889 آیا تانک‌های مشهور تایگر واقعا قدرتمند و ترسناک بوده‌اند؟

براساس توضیحات ویدیوی منتشر شده، یکی دیگر از معیار‌های بررسی میزان اثربخشی تایگر، به ترس و وحشتی که در میان نیرو‌های متفقین ایجاد کرده بود، بر می‌گردد. متفقین به گردان‌های تایگر توجه ویژه‌ای داشتند و زمان و هزینه بسیاری را صرف ردیابی و مانیتور آنها می‌کردند. گلوله‌های تانک‌ تایگر به راحتی قادر به نفوذ در زره تانک‌های متفقین بودند و نیرو‌های آمریکایی و انگلیسی برای کاهش تلفات‌شان و بالا بردن شانس زنده ماندن در اغلب مواقع مجبور می‌شدند با کمک پشتیبانی هوایی و توپ‌خانه، نیروی زمینی و زرهی خود را روانه میدان نبرد و رویارویی با تایگر نمایند.

یکی از مشکلات عمده تایگر‌ها، هزینه تمام شده زیاد ساخت و نگهداری از آنها بود. هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ تامین منابع مواد ساخت، آلمانی‌ها دچار مشکل بودند. به همین علت هرچه که دامنه جنگ گسترده‌تر و آتش نبرد داغ‌تر می‌شد، آنها نیز کمتر از قدرت آتش تایگر بهره‌مند می‌شدند به طوری که در اواخر جنگ در این زمینه با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو بودند. آنها می‌توانستند با هزینه یک تانک تایگر چندین تانک ارزان‌تر و البته ضعیف‌تر تولید نمایند ولی مهندسان آلمانی هرگز راضی به ساخت یک محصول بی‌کیفیت نبودند! کافی است بدانید فولاد به کار رفته در یک تانک تایگر برای ساخت 21 عراده توپ 105 میلیمتری هوتزر کفایت می‌کرد!

نوشته آیا تانک‌های مشهور تایگر واقعا قدرتمند و ترسناک بوده‌اند؟ اولین بار در وب‌سایت فناوری پدیدار شد.