بررسی ویدیویی گلکسی زد فولد ۲ سامسونگ
.jpg)
گلکسی Z فولد 2 جدیدترین مدل از گوشیهای تاشدنی سامسونگ محسوب میشود که درمجموع به پنج دوربین و صفحهنمایش داخلی ۷٫۶ اینچی مجهز شده است. گلکسی زد فولد ۲ کاملترین گوشی تاشو موجود در بازار شناخته میشود.
.jpg)
گلکسی Z فولد 2 جدیدترین مدل از گوشیهای تاشدنی سامسونگ محسوب میشود که درمجموع به پنج دوربین و صفحهنمایش داخلی ۷٫۶ اینچی مجهز شده است. گلکسی زد فولد ۲ کاملترین گوشی تاشو موجود در بازار شناخته میشود.
.jpg)
گلکسی Z فولد 2 جدیدترین مدل از گوشیهای تاشدنی سامسونگ محسوب میشود که درمجموع به پنج دوربین و صفحهنمایش داخلی ۷٫۶ اینچی مجهز شده است. گلکسی زد فولد ۲ کاملترین گوشی تاشو موجود در بازار شناخته میشود.

نماوا با معرفی اندروید باکس انحصاری خود با نام «نماوا تی وی»، انتخاب جذابی را پیش روی کاربران ایرانی قرار داد؛ کاربرانی که میخواهند با کمترین هزینه، مجموعهی کاملی را برای تماشای فیلم در خانه تهیه کنند.

در سری FIFA، دویدن تا انتهای زمین و کسب امتیاز با پاس در عمق یا سانتر بسیار هیجان انگیز است. جمعیت بالا و پایین میپرند و دوربین را به لرزه در میآورند، و بازیکنان شادی میکنند. لحظاتی پر تلاش و استرس از این نوع بسیار سرگرم کننده هستند. گرچه FIFA 21 در این نسخه از بازی پیشرفت چشمگیری نداشته است. برای بررسی بازی فیفا 21 با آیتیرسان همراه باشید.
به جای تغییرات بزرگ EA Vancouver از FIFA 21 به عنوان فرصتی برای اصلاح گیم پلی و باگهای جزئی استفاده میکند. کنترل توپ و حرکاتی مانند دریبل یا فیک کردن پاس و شوت نیز به راحتی قابل انجام هستند. این تنظیمات کنترل روی پاس و حرکات نمایشی را افزایش میدهد و مهارت کمتری برای اجرا نیاز دارند. به طور کلی گیم پلی ساده و سرگرم کننده به نظر میرسد، ولی خارج از زمین فوتبال چطور؟
حال و هوای بازی FIFA 21 همچنان پر شور و هیجان است. تماشای جزئیات و چین و چروک پیراهن بازیکنان در حین حرکت یا شادیهای پس از گل لذتبخش است. انیمیشنها روان هستند و تعدادی از باگها برطرف شدهاند. با این وجود، هر از گاهی بازیکنان پس از گل به طرز عجیبی درون دروازه یا سکوی تماشاچیان گیر میکنند. این مشکلات آزار دهنده هستند، اما اغلب خود به خود برطرف میشوند.

بازی فیفا 21 هنوز بسیاری از حالتهای قبلی خود را حفظ کرده است. رقابتها در FIFA Ultimate Team بسیار تنگاتنگ هستند، اما با تراکنشهای درون بازی بازیکنان به صورت ناعادلانهای سریع پیشرفت میکنند. شما گزینههای مختلفی برای کسب سکه Ultimate team دارید. برای مثال با شرکت در قسمتهای Division Rival و Squad Battle یا انجام رویدادهای مختلف میتوانید پاداشی نه چندان چشمگیر به دست آورید. سایر حالتهای آنلاین و چند نفره مانند 11 به 11 Pro Clubs نیز جذاب هستند، اما متأسفانه این نسخه کپی برابر اصل نسخه سال پیش است.
حالت Career، مدیریت باشگاه را برای شما آسانتر میکند. برای آمادگی بیشتر بازیکنان میتوانید قبل از مسابقات بزرگ جلسات تمرینی برگزار کنید. این قابلیت احتمال دفاع بهتر و حمله دقیقتر را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد. رابط کاربری جدید امکان کنترل روحیه و تناسب کلی تیم را ممکن میسازد. بنابراین میتوانید برنامههای خود را متناسب با سطح تمام بازیکنان اولویت بندی کنید. البته اگر علاقه به مدیریت ندارید میتوانید از تورنومنتهای از پیش ساخته شده بازی مانند UEFA Champions League استفاده کنید.

یک حالت جالب دیگر مسابقات Volta (با مقیاس کوچک 3به3، 4به4 یا 5به5) مثل فوتبال خیابانی است. شما ظاهر بازیکنان، نام و حتی لوگوی تیم خود را متناسب با سلیقه خود تعیین میکنید. مسابقات Volta در مکانهای معروف سراسر جهان مانند ریو “rio de janeiro” برگزار میشوند. این حالت بهترین راه دستیابی به Skill Point و پول برای خرید توانایی و لباسهای جدید در بازی است. لباسهای Volta تنوع زیادی دارند و پیراهنهای ساده تا کتانیها و تجهیزات جالبی را شامل میشوند. از طرف دیگر شما میتوانید توانایی و مهارتهای کاربردی زیادی بخرید و با انجام لیستی از چالشها بازیکنانی چون کیلیان امباپه “Kylian Mbappé” را بدست آورید.
داستان کوتاه بازی فیفا 21 شما را در برابر تیمهای آماتور و حرفهای زیادی قرار میدهد تا توانایی خود را ثابت کنید. روایت و شخصیتهای Volta به زودی فراموش میشوند، اما روش خوبی برای کسب درآمد و Skill Point هستند. این حالت به عنوان یک استراحت از فوتبال حرفهای شمرده میشود. هنگامی که به کوچکی زمین و کمبود فوتبالیستها دقت میکنید، متوجه میشوید که بهترین سبک برای این حالت حملههای برق آسا و متعدد است.

گیم پلی و گرافیک بازی فیفا 21 سرگرم کننده و جذاب است، اما هیچ وجهه جدید و هیجان انگیزی به بازی اضافه نمیکند. با گذشت زمان، چالشهای بازی تکراری و خسته کننده میشوند. فیفا 21 پیشرفت چندانی نسبت به نسخه پیش ندارد ولی با وجود باگهای فراوان سرگرم کننده است. اگر طرفدار سری فیفا هستید، تغییراتی در بخشهای Career دارد و گیم پلی روانتر از نسخه قبلی است. البته به دلیل موتور گرافیکی یکسان “Frostbite” هنوز مشکلات فراوانی یافت میشود. هوش مصنوعی و فیزیک بازی با اشتباههای احمقانه میتوانند آزاردهنده باشند.
نوشته بررسی بازی FIFA 21: بازی جدید یا یک بهروزرسانی معمولی؟! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بازی Wasteland مجموعهای درباره بقا است، به عنوان یکی از رنجرها شما به Colrado سفر میکنید. در آنجا Patriarch به کمک شما نیاز دارد تا خانواده ازهم پاشیده خود را در شهر Colorado Springs به هم برساند. آیا به خاطر مردم در مقابل استبداد ایستادگی میکنید؟ شاید با رشوه بتوانید بچههای او را بر ضد پدرشان متحد کنید. حتی میتوانید شهر را نابود کرده و کنترل همه چیز را بدست بگیرید. در Wasteland 3 بازیکنان دائما در حال تصمیمگیریهای حیاتی هستند. داستان بازی در یک دنیای آخرالزمانی روایت میشود. با آیتیرسان و نگاهی اجمالی به این بازی جذاب همراه باشید.

بازی Wasteland 3 نسبت به عنوان قبلی از مکانیک مبارزات بسیار راحتتری استفاده میکند. همه چیز به APها بستگی دارد. برای مثال استفاده از یک آرپیجی بیشتر از استفاده از اسلحه کمری AP نیاز دارد. استفاده از حرکات مخصوص بیشتر از جابهجا شدن AP استفاده میکند. موقعیت شما پس از پایان نوبتتان بسیار مهم است؛ زیرا اگر پشت موانع قرار بگیرید، میتوانید از باران گلولههای دشمن در امان باشید. رنج مؤثر اسلحه شما به راحتی قابل تشخیص است بنابراین شما میتوانید بهترین موقعیت را برای شلیک به دشمن پیدا کنید.

بازیکنان میتوانند 4 شخصیت در بازی ایجاد کنند و 2 NPC استخدام کنند که آنها نیز قابلیت شخصی سازی دارند. اما آنها مهارتها و تواناییهای خاص خود را دارند. اگر آنها را بیش از حد تحت فشار قرار دهید، امکان دارد پا به فرار بگذارند. افراد زیادی برای استخدام وجود دارند اما شما باید به نیاز و توانهای آنها دقت کنید. برای مثال یکی از شخصیتهای سطح بالای بازی قابلیت عبور از روی مین و استفاده بسیار دقیق با آرپیجی را دارد. یکی دیگر تک تیراندازی خبره است که میتواند اعضای خاصی از بدن را هدف قرار دهد و با رجزخوانی دشمنان را وادار به تسلیم شدن کند. اینها فقط قسمت جزئی از تصمیمات پیش روی شما در بازی Wasteland 3 است.
مهارتهای دیگر میتوانند در بازی به شما کمک کنند به راحتی سیمخاردار را قطع یا با افراد مزاحم برخورد کنید. شکستن قفل، قابلیت متقاعد کردن، حرکت به طور مخفیانه و حتی تعمیر توستر تمام مهارتها حیاتی هستند.

جهان بازی عمدتاً باز است و شما آزادانه میتوانید در وسیله نقلیه خود حرکت کنید. به جستجو و انجام رویدادهای اتفاقی، مراحل ثانویه یا حتی فروشگاهها بپردازید. حتی میتوانید از وسیله نقلیه خود در نبردهای مشخص استفاده کنید و تعدادی Upgrade برای آن، اعم از کاربردی و بصری پیدا کنید. اگر شما جرات کاوش در این دنیای پر خطر را دارید، Upgradeهای بهتری کشف میکنید. رویاروییهای اتفاقی اکثراً آزار دهنده هستند، ولی میتوانید بیشتر دشمنان را به راحتی شکست دهید.
Upgrade مقر فرماندهی از جنبههای بسیار لذتبخش این عنوان است. پایگاه شما یک انبار زباله قدیمی است که میتوانید آنرا به یک پایگاه بزرگ ارتقاء دهید. بازیکنان میتوانند ساختمانهایی مانند مریضخانه، انبار تسلیحات و محل زندگی بسیاری از شهروندان را فراهم کنند. تعاملات شما با مردم تأثیر قابل توجه و ظریفی بر سرنوشت شما دارد.
در Wasteland 3 شما باید تمام اقدامات خود را به طور کامل مورد ارزیابی قرار دهید. گاهی تشخیص انتخاب درست راحت نیست و شما باید بین بد و بدتر انتخاب کنید. بعضی اوقات تأثیر کارهای اشتباه شما در مراحل بعد آشکار میشوند و یک تصمیم ساده میتواند همه چیز را تغییر دهد. شخصیتهایی که در ساعات اولیه با آنها دوست میشوید ممکن است با پیشروی داستان بازی به دشمن شما تبدیل شوند.

باگهای بازی Wasteland 3 گاهی میتواند کمی آزار دهنده باشد. با توجه به کاری که میتوانید انجام دهید، این موضوعات عمدتاً قابل بخشش هستند و صدمات جبران ناپذیری به داستان بازی وارد نمیکنند. Wasteland 3 یک بازی نقش آفرینی است که دائما شما را وادار به تصمیمات جزئی یا مهم میکند. آیا برای اهداف والاتر به Patriarch کمک میکنید؟ آیا با پسر روانپریش او متحد خواهید شد؟ و یا اتحاد با دختر مغرور او را ترجیح میدهید؟ یا حتی فقط به مبارزه با دشمنان و غارتگران میپردازید؟ روند بازی Wasteland 3 بسیار سرگرم کننده است و با توجه به نمرات منتقدان، این بازی از ارزش بالایی برخوردار است.
نوشته بررسی بازی Wasteland 3: یک روز سرد در جهنمی یخزده! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بیشتر بازیهای بزرگ بر دوش سریهای موفق قبلی خود ایستادهاند. بازی Ghost of Tsushima ویژگیهای یک بازی جهان باز را به زیبایی به تصویر میکشد. Ghost of Tsushima از فرمول مجموعه بازی Assassin’s Creed کمک فراوانی گرفته است. این بازی مانند نسخه ژاپنی آن است، همان چیزی که هواداران آرزو داشتند. البته این غیر منصفانه است که این بازی سامورایی فوقالعاده Sucker Punch را تنها یک کپی تصور کنیم.
Ghost of Tsushima با بهره گیری از هنر، تاریخ و فرهنگ ژاپن و همچنین سنتهای سامورایی یک سبک کاملا متفاوتی را ارائه میدهد. در طول یک ماجراجویی گسترده، بازیکنان با داستانی درمورد ایدهآلهای متناقض عزت و انتقام و دوئلهای پرهیجان با کاتانا و لحظاتی آرامش مواجه میشوند. با آیتیرسان و بررسی این بازی همراه باشید.
از نظر ساختاری، بازی Ghost of Tsushima سه بخش دارد که هرکدام تقریبا به طور کامل به یک قسمت از جزیرهای عظیم اختصاص دارد. جزیره Ghost of Tsushima دولت فئودال ژاپن را توصیف میکند. جایی که درختان گیلاس شکوفههای بیپایانی را به زمین و آسمان رها میکنند. سوار بر اسب وفادار خود (که نام آن را اوایل بازی انتخاب میکنید) میان قلعههای اشغالی توسط مغولها، معابد بودایی و زیارتگاههای کوهستانی به جستجو میپردازید. به تدریج با انجام مأموریتهای مختلف مهارت، تسلیحات و ابزار جدیدی در اختیار شما قرار میگیرد. از “fast travel” گرفته تا تصمیمهای مهم لحظهای، انتخابهای زیادی در اختیار دارید. مأموریتهای ثانویه و محتوای اصلی یک بازی بینظیر با بالای 50 ساعت گیمپلی را تشکیل میدهد.

داستان بازی از مجموعهای از “قصهها” تشکیل شده است که بسیار لذتبخش هستند. هر قصه یک روایت پندآموز متفاوت درباره مردانگی و شجاعت دارد. قصهها اغلب جنگهای گسترده و دوئلهای شرافتمندانه را شرح میدهند. قصههای اختصاصی و چندبخشی هریک از متحدان شما نیز به همان اندازه ارزشمند است. یک سوم قصههای شهروندان تفاوت چندانی ندارند و کم و بیش تکراری هستند، البته این بیشتر برای کمی طولانیتر جلوه دادن بازی است. تنها نکته منفی قابل توجه مراحل نامشخص یا تحقیق و ردیابی است که منجر به لحظات گیج کننده بین اهداف میشود.
“Jin Sakai” یک بازمانده از نبرد با مغولها، قهرمانی است که دنیا تابهحال به خود ندیده است. او به عنوان بهترین سامورایی قبیله خود آموزش دیده است. تنش بین وظایف خانوادگی و عدالت قلب داستان او را تشکیل میدهد. گروهی کوچک و وفادار که هرکدام نقصهایی دارند، او را همراهی میکنند. داستانبازی به طور کلی پرده از وقایع بحث برانگیز و وحشتناک جنگ بر میدارد و گاها از چاشنی امید و طنز استفاده میکند.
بازی غم و اندوه زنی که نوههای خود را در جنگ از دست داده است، احساس گناه بازماندگان و بهای گرانی که پس از شکست در جنگ همراه دارد را به تصویر میکشد. به دلیل سبک متفاوت داستانی بازیکنان به ندرت طعم پیروزی را میچشند. برای مثال سعی به نجات خانواده یک بازمانده میکنید، ولی متاسفانه درمییابید همسر و فرزندان او پیشتر کشته شدهاند. Sucker Punch تمرکز زیادی بر درد و رنج و نابسامانیهای جنگ دارد.

وقتی با نشانگر جایی را علامت گذاری میکنید جهت نسیم به آن تغییر میکند تا شما راحتتر به مقصد خود برسید. پرندگان و روباهها شما را به سمت چشمههای آب گرم و زیارتگاهها هدایت میکنند. تغییرات آب و هوا فضای جالبی فراهم میکند، جنگلهای مهآلود و ترسناک، طوفانهای سهمگین که خبر از حضور دشمنان میدهند. حتی میتوانید با نشستن روی حصیر به سرودن شعر هایکو بپردازید. همه اینها ژاپنی ایجاد میکند که ارزش جنگهای شما برای نجات را دارد.
با گشت و گذار در نقشه Ghost of Tsushima نیز میتوانید تسلیحات، زره و حتی یک متحد جدید نیز بدست آورید. چشمههای آبگرم شفابخش و زیارتگاههای موجود در مکانهای صعبالعبور و وِردهای جدید برای تقویت تواناییهایتان را پیدا کنید. غارها و مخفیگاههای مختلفی در نقشه وجود دارد که در آنها جایزههای جالبی برای شما در نظر گفته شده است.
ارتش مغولها و فرمانده آن، خوتون خان یکی از ترسناکترین شخصیتهای منفور دنیای گیمینگ را ارائه میدهد. با دانش از راز و رمز ساموراییها، تاکتیکهای خوتون بسیار بیرحمانه و فجیع است و مشتاقانه سعی در شکست شما دارد. به دلیل جلوه بصری، الگوهای حمله و تسلیحات مختلف زیردستان خوتون نیز مبارزات مهیج و چالش برانگیزی ایجاد میکنند.

در مواجهه با دشمنان، بازیکنان از دو سبک مبارزه بهره میبرند. اولی سیستم نبرد “melee” با اتکا بر توانایی کاتانا و موضعگیریهای مختلف آن است. نبردها کشنده و دقیق هستند و ترفندهای دفاعی کمی چالش برانگیز و سرگرم کننده است. با موضعگیری اختصاصی مقابل شیوه نبرد دشمن، زیر نظر گرفتن حرکات او و واکنش سریع نقش حیاتی دارند. انیمیشنهای با کیفیت بالا یک نبرد پرسرعت سینماتیک به بازیکنان میبخشد.
سبک دوم، نفوذ پنهانی و ترور دشمنان است. با گذشت زمان ابزارهای مختلفی در این سبک به “Jin Sakai” کمک میکنند، که گزینههای درگیری با دشمنان را افزایش میدهد. هر دو سبک بسیار لذت بخش هستند و استفاده از آنها هیچ عواقبی ندارد. بنابراین سبک مبارزه خود را در هر موقعیت متناسب با علاقه خود انتخاب کنید.
هردو سبک مجموعهای از “Upgrade” های مخصوص خود را دارند، که بسیاری از آنها گزینههای جدیدی برای مبارزه فراهم میکنند. در نیمه اول بازی مهارتهای کاربردی مانند: ضربات محکم و دفع تیرِ کمانها را دریافت میکنید. البته این یعنی بعدا باید امتیازهای خود را برای موارد کم اهمیتتر مصرف کنید. البته در نیمه دوم بازی نیز تسلیحات و زرههای قویتری به شما تعلق میگیرد.
Ghost of Tsushima برای به تصویر کشیدن عواطفی مانند خشونت، عصبانیت و حتی جنبه عرفانی خود از فیلمهای ژاپنی الهام میگیرد. Sucker Punch حتی یک “حالت کوروساوا” نیز که جلوه سیاه و سفید و خشدار، که فضایی مانند فیلمهای کوروساوا را ایجاد میکند به بازی اضافه کرده است. البته این حالت فقط برای چند مرحله مناسب است. فراتر از این ویژگیها، این بازی زیبا سعی دارد به محور بازیهای سامورایی تبدیل شود.

با وجود مشکلات جزئی، بازی روزها ماجراجویی و داستانهایی پرهیجان را به شما ارائه میدهد. علاقه به تاریخ و فرهنگ و سنتهای ژاپن را در شما شکوفا میکند. شما شاهد صحنههایی از نبرد تنبهتن خشن، دشمنانی ترسناک و ظالم و روایتهایی شگفتانگیز خواهید بود. از آثار هنری مانند نوشتههای هنگام شنیدن داستانهای افسانهای تا حالت کوروساوا که دنیای سینماییتری ترسیم میکند. Ghost of Tsushima ادای احترامی به فرهنگ غنی ژاپن است و ارزش بازی کردن را دارد.
نوشته بررسی بازی Ghost of Tsushima: طعم تلخ شکست! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بیشتر بازیهای بزرگ بر دوش سریهای موفق قبلی خود ایستادهاند. بازی Ghost of Tsushima ویژگیهای یک بازی جهان باز را به زیبایی به تصویر میکشد. Ghost of Tsushima از فرمول مجموعه بازی Assassin’s Creed کمک فراوانی گرفته است. این بازی مانند نسخه ژاپنی آن است، همان چیزی که هواداران آرزو داشتند. البته این غیر منصفانه است که این بازی سامورایی فوقالعاده Sucker Punch را تنها یک کپی تصور کنیم.
Ghost of Tsushima با بهره گیری از هنر، تاریخ و فرهنگ ژاپن و همچنین سنتهای سامورایی یک سبک کاملا متفاوتی را ارائه میدهد. در طول یک ماجراجویی گسترده، بازیکنان با داستانی درمورد ایدهآلهای متناقض عزت و انتقام و دوئلهای پرهیجان با کاتانا و لحظاتی آرامش مواجه میشوند. با آیتیرسان و بررسی این بازی همراه باشید.
از نظر ساختاری، بازی Ghost of Tsushima سه بخش دارد که هرکدام تقریبا به طور کامل به یک قسمت از جزیرهای عظیم اختصاص دارد. جزیره Ghost of Tsushima دولت فئودال ژاپن را توصیف میکند. جایی که درختان گیلاس شکوفههای بیپایانی را به زمین و آسمان رها میکنند. سوار بر اسب وفادار خود (که نام آن را اوایل بازی انتخاب میکنید) میان قلعههای اشغالی توسط مغولها، معابد بودایی و زیارتگاههای کوهستانی به جستجو میپردازید. به تدریج با انجام مأموریتهای مختلف مهارت، تسلیحات و ابزار جدیدی در اختیار شما قرار میگیرد. از “fast travel” گرفته تا تصمیمهای مهم لحظهای، انتخابهای زیادی در اختیار دارید. مأموریتهای ثانویه و محتوای اصلی یک بازی بینظیر با بالای 50 ساعت گیمپلی را تشکیل میدهد.

داستان بازی از مجموعهای از “قصهها” تشکیل شده است که بسیار لذتبخش هستند. هر قصه یک روایت پندآموز متفاوت درباره مردانگی و شجاعت دارد. قصهها اغلب جنگهای گسترده و دوئلهای شرافتمندانه را شرح میدهند. قصههای اختصاصی و چندبخشی هریک از متحدان شما نیز به همان اندازه ارزشمند است. یک سوم قصههای شهروندان تفاوت چندانی ندارند و کم و بیش تکراری هستند، البته این بیشتر برای کمی طولانیتر جلوه دادن بازی است. تنها نکته منفی قابل توجه مراحل نامشخص یا تحقیق و ردیابی است که منجر به لحظات گیج کننده بین اهداف میشود.
“Jin Sakai” یک بازمانده از نبرد با مغولها، قهرمانی است که دنیا تابهحال به خود ندیده است. او به عنوان بهترین سامورایی قبیله خود آموزش دیده است. تنش بین وظایف خانوادگی و عدالت قلب داستان او را تشکیل میدهد. گروهی کوچک و وفادار که هرکدام نقصهایی دارند، او را همراهی میکنند. داستانبازی به طور کلی پرده از وقایع بحث برانگیز و وحشتناک جنگ بر میدارد و گاها از چاشنی امید و طنز استفاده میکند.
بازی غم و اندوه زنی که نوههای خود را در جنگ از دست داده است، احساس گناه بازماندگان و بهای گرانی که پس از شکست در جنگ همراه دارد را به تصویر میکشد. به دلیل سبک متفاوت داستانی بازیکنان به ندرت طعم پیروزی را میچشند. برای مثال سعی به نجات خانواده یک بازمانده میکنید، ولی متاسفانه درمییابید همسر و فرزندان او پیشتر کشته شدهاند. Sucker Punch تمرکز زیادی بر درد و رنج و نابسامانیهای جنگ دارد.

وقتی با نشانگر جایی را علامت گذاری میکنید جهت نسیم به آن تغییر میکند تا شما راحتتر به مقصد خود برسید. پرندگان و روباهها شما را به سمت چشمههای آب گرم و زیارتگاهها هدایت میکنند. تغییرات آب و هوا فضای جالبی فراهم میکند، جنگلهای مهآلود و ترسناک، طوفانهای سهمگین که خبر از حضور دشمنان میدهند. حتی میتوانید با نشستن روی حصیر به سرودن شعر هایکو بپردازید. همه اینها ژاپنی ایجاد میکند که ارزش جنگهای شما برای نجات را دارد.
با گشت و گذار در نقشه Ghost of Tsushima نیز میتوانید تسلیحات، زره و حتی یک متحد جدید نیز بدست آورید. چشمههای آبگرم شفابخش و زیارتگاههای موجود در مکانهای صعبالعبور و وِردهای جدید برای تقویت تواناییهایتان را پیدا کنید. غارها و مخفیگاههای مختلفی در نقشه وجود دارد که در آنها جایزههای جالبی برای شما در نظر گفته شده است.
ارتش مغولها و فرمانده آن، خوتون خان یکی از ترسناکترین شخصیتهای منفور دنیای گیمینگ را ارائه میدهد. با دانش از راز و رمز ساموراییها، تاکتیکهای خوتون بسیار بیرحمانه و فجیع است و مشتاقانه سعی در شکست شما دارد. به دلیل جلوه بصری، الگوهای حمله و تسلیحات مختلف زیردستان خوتون نیز مبارزات مهیج و چالش برانگیزی ایجاد میکنند.

در مواجهه با دشمنان، بازیکنان از دو سبک مبارزه بهره میبرند. اولی سیستم نبرد “melee” با اتکا بر توانایی کاتانا و موضعگیریهای مختلف آن است. نبردها کشنده و دقیق هستند و ترفندهای دفاعی کمی چالش برانگیز و سرگرم کننده است. با موضعگیری اختصاصی مقابل شیوه نبرد دشمن، زیر نظر گرفتن حرکات او و واکنش سریع نقش حیاتی دارند. انیمیشنهای با کیفیت بالا یک نبرد پرسرعت سینماتیک به بازیکنان میبخشد.
سبک دوم، نفوذ پنهانی و ترور دشمنان است. با گذشت زمان ابزارهای مختلفی در این سبک به “Jin Sakai” کمک میکنند، که گزینههای درگیری با دشمنان را افزایش میدهد. هر دو سبک بسیار لذت بخش هستند و استفاده از آنها هیچ عواقبی ندارد. بنابراین سبک مبارزه خود را در هر موقعیت متناسب با علاقه خود انتخاب کنید.
هردو سبک مجموعهای از “Upgrade” های مخصوص خود را دارند، که بسیاری از آنها گزینههای جدیدی برای مبارزه فراهم میکنند. در نیمه اول بازی مهارتهای کاربردی مانند: ضربات محکم و دفع تیرِ کمانها را دریافت میکنید. البته این یعنی بعدا باید امتیازهای خود را برای موارد کم اهمیتتر مصرف کنید. البته در نیمه دوم بازی نیز تسلیحات و زرههای قویتری به شما تعلق میگیرد.
Ghost of Tsushima برای به تصویر کشیدن عواطفی مانند خشونت، عصبانیت و حتی جنبه عرفانی خود از فیلمهای ژاپنی الهام میگیرد. Sucker Punch حتی یک “حالت کوروساوا” نیز که جلوه سیاه و سفید و خشدار، که فضایی مانند فیلمهای کوروساوا را ایجاد میکند به بازی اضافه کرده است. البته این حالت فقط برای چند مرحله مناسب است. فراتر از این ویژگیها، این بازی زیبا سعی دارد به محور بازیهای سامورایی تبدیل شود.

با وجود مشکلات جزئی، بازی روزها ماجراجویی و داستانهایی پرهیجان را به شما ارائه میدهد. علاقه به تاریخ و فرهنگ و سنتهای ژاپن را در شما شکوفا میکند. شما شاهد صحنههایی از نبرد تنبهتن خشن، دشمنانی ترسناک و ظالم و روایتهایی شگفتانگیز خواهید بود. از آثار هنری مانند نوشتههای هنگام شنیدن داستانهای افسانهای تا حالت کوروساوا که دنیای سینماییتری ترسیم میکند. Ghost of Tsushima ادای احترامی به فرهنگ غنی ژاپن است و ارزش بازی کردن را دارد.
نوشته بررسی بازی Ghost of Tsushima: طعم تلخ شکست! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

مقایسه جامع دو میانردههای گلکسی A20s و آنر 20 لایت از جنبههای مختلف را در این مقاله خواهید خواند. با آیتیرسان همراه باشید.
در رقابت داغ میانردههای اقتصادی، جذاب و قدرتمند در بازار، برند با سابقه سامسونگ که حق پدری بر گردن بسیاری از شرکتهای تازهکار دارد و احترامش هم واجب است، در مقابل برندهای نوپا و جذاب چینی مانند هوآوی، آنر و شیائومی، به خوبی مقاومت کرده و مانند اچتیسی و سونی و…به قهقرا نرفته است. سامسونگ همچنان نامبروان است، البته هوآوی تنها چند میلیون فروش بیشتر لازم داشت تا سامسونگ را پشتسر بگذارد اما تحریمهای آمریکا که این روزها در تلویزیون، روزنامه و رسانهها، هر روز صحبت از آن است، کاری کرد تا مدیرعامل هوآوی آرزوی دریافت مدال طلا در فروش جهانی تلفن همراه را فعلا دست نیافتنی ببیند.
اما همچنان هوآوی با فرزند کوچک خود یعنی آنر در بازار حضور دارند، در حال حاضر سرویسهای گوگل بر روی هیچکدام از تلفنهای همراه جدید هوآوی و آنر نصب نیستند اما مدلهای قدیمیتر این دو برند، تائیدیه استفاده از اندروید و سرویسهای گوگل را دارند و فعلا در بازار به فروش میروند، البته این گوشیهای قدیمی روزی به پایان میرسد و باید دید آیا هوآوی میتواند فروش پایین تلفنهای همراه جدیدش را با اتفاقی شبیه به معجزه مجددا افزایش دهد یا خیر؟!
اما صحبت از آنر شد، فرزندی خلف که هوآوی به او افتخار میکند، حدود یک سال است که به دوران جوانی رسیده و میخواهد مستقل شود. آنر محصولات جذابی دارد و به زودی توانسته در فضای رقابتی بازار میانرده، خودی نشان دهد و به مانند والدین خود، محبوب شود. تخصص آنر تولید میانرده است، حتی پرچمداران این کمپانی با قیمت اقتصادی و امکانات مناسب، بیشتر به میانردهها شباهت دارند. یکی از پرچمدارن این شرکت یعنی آنر 20، مدلی بالارده، قدرتمند و محبوب است که سال گذشته به بازار آمد، این پرچمدار یک مدل اقتصادی و میانرده با نام آنر 20 لایت نیز دارد که همزمان با مدلهای اصلی وارد بازار شد و به مدلی محبوب در میان میانردههای قدرتمند بازار تبدیل شد. آنر 20 لایت از معدود مدلهای آنر است که از سرویسهای گوگل بهره میبرد.
از طرفی سامسونگ که با سری گلکسی A حضور با صلابتی در بازار میانردهها دارد، مدلی با نام گلکسی A20s را با چندماه اختلاف نسبت به آنر 20 لایت عرضه کرد که از نظر قیمت و مشخصات با این مدل در یک دسته قرار میگیرد. هرچند این دو مدل مربوط به تابستان سال گذشته هستند، اما با توجه به پرواز و صعود نرخ ارز در بازار، همین میانردههای سال گذشته به پرفروشترین محصولات بازار موبایل در ایران تبدیل شدهاند و به همین مناسبت قصد داریم تا در این مطلب، نگاهی جامع و البته مقایسهای بین میانردههای سامسونگ باتجربه و ریش سفیدکرده و آنر جوان و مستعد داشته باشیم.

دو گوشی سامسونگ گلکسی A20s و آنر 20 لایت از نظر ظاهری شبیه به یکدیگر هستند اما از نظر رابط کاربری و قابلیتهای ارائه شده تفاوتهای بسیاری دارند. زمانی که این دو گوشی را در دست میگیرید، کاملا میدانید که با دو مدل میانرده طرف هستید. جنس فریم و بدنه هر دو مدل از نوع پلاستیک مستحکم و براق است که به شدت اثر انگشت و گرد و خاک را به خود جذب میکند. گلکسی A20s دارای صفحه نمایش و بدنه بزرگتری است. این مدل 16.3 سانتیمتر طول، 7.7 سانتیمتر عرض، 8 میلیمتر ضخامت و 183 گرم وزن دارد.
میانرده سامسونگ نسبتا بزرگ و سنگین است، البته از این نظر به گردپای پرچمدار جدید این شرکت یعنی گلکسی نوت 20 اولترا نمیرسد. اما آنر 20 لایت جمعوجورتر است، این مدل 15.4 سانتیمتر طول، 7.3 سانتیمتر عرض، 8 میلیمتر ضخامت و 164 گرم وزن دارد. در کلام اول میتوان گفت آنر 20 لایت یکی از خوش دستترین میانردههای بازار است،
ابعاد این گوشی نه بزرگ و نه کوچک بوده و کارکردن با آن بسیار راحت است، اما گلکسی A20s ابعاد بزرگی دارد که البته این مورد تا حدود زیادی به سلیقه و ابعاد دست شما بستگی دارد اما حتی اگر دستهای بزرگ و کشیدهای دارید، باز هم شاید کارکردن مداوم با گلکسی A20s خسته کننده باشد، مخصوصا زمانی که بخواهید با یک دست با آن کار کنید.
صفحه نمایش هر دو مدل طبق انتظار تخت است، هر دو مدل از دوربین سهگانه بهره میبرند که کمی از قاب بیرون زده، حسگر اثر انگشت هر دو نیز در نیمهبالایی قاب پشتی قرار دارد که به دلیل طول زیاد گلکسی A20s احتمالا هر بار باید کمی انگشت خود را بکشید تا به حسگر برسید. گلکسی A20s قاب پشتی مسطحتری دارد که در گوشهها به یک خمیدگی تقریبا 90 درجه تبدیل میشود اما خمیدگی گوشههای قاب پشتی آنر 20 لایت ملایمتر است.
یکی از ویژگیهای نچندان جالب گلکسی A20s وجود دکمههای صدا در سمت چپ فریم است در حالی که در گوشی آنر به راحتی میتوان با انگشت شصت، به دکمه پاور و بلندی صدا دسترسی داشت، در گوشی سامسونگ باید برای افزایش یا کاهش ولوم از انگشت دست دیگر خود استفاده کنید، یکی از دلایلی که موجب شد تا چندسطر بالاتر کار با گلکسی A20s را در طولانی مدت خسته کننده بدانم، همین مورد است.
اسپیکر، جک 3.5 میلیمتری هدفون و درگاه شارژر، در پایین هر دو مدل قرار گرفته است، همانطور که اشاره شد، در قاب سمت راست گوشی آنر دکمه پاور و صدا دیده میشود اما در میانرده سامسونگ، دکمه پاور در سمت راست و دکمههای کنترل صدا در سمت چپ قاب قرار دارد. خشاب سیمکارت در گلکسی A20s در قسمت بالای دکمه صدا و در گوشی آنر در بخش بالایی گوشی دیده میشود.
در نهایت باید بدانید که سامسونگ در جعبه گلکسی A20s یک هنزفری، سوزن خشاب سیمکارت، شارژر و دفترچه راهنما را قرار داده است، اما آنر در کنار موارد ذکر شده یک قاب ژلهای نیز در جعبه مدل 20 لایت قرار داده که البته کیفیت متوسطی دارد و بیشتر به درد استفاده موقت میخورد.

صفحه نمایش آنر 20 لایت با وجود ابعاد کوچکتر، رزولوشن و تراکم پیکسل بالاتری نسبت به گلکسی A20s دارد و به همین دلیل یک سر و گردن از نمایشگر میانرده سامسونگ بهتر است. صفحه نمایش میانرده آنر، با پنل LTPS IPS LCD در اندازه 6.21 اینچ یا 9.4 سانتیمتر، نور آبی کمی ساطع میکند و به همین دلیل در استفاده طولانی مدت به چشم آسیبی نمیزند.
نمایشگر آنر 20 لایت دارای رزولوشن 2340 در 1080 است و در هر اینچ آن، 441 پیکسل قرار دارد، نسبت ابعاد نمایشگر 19:5:9 و نسبت نمایشگر به بدنه 83.1 درصد است. از طرفی میانرده سامسونگ با پنل IPS LCD در اندازه 6.5 اینچ یا 10.3 سانتیمتر از رزولوشن 1560 در 720، نسبت 19:5:9 و تراکم 264 پیکسل در هر اینچ بهره میبرد، همچنین نسبت نمایشگر به بدنه این مدل کمی بیش از 81 درصد است.
هر دو مدل حاشیه دور نمایشگر باریکی دارند، گردی حاشیه گوشه صفحه نمایش در میانرده سامسونگ زاویه کمتری داشته و حاشیه پایین صفحه در مدل آنر بیشتر است. دوربین سلفی گلکسی A20s به صورت ناچ V شکل و سلفی آنر 20 لایت به صورت ناچ قطرهای شکل در بالای نمایشگر دیده میشود. از نظر کیفیت تصویر، نمایشگر سامسونگ یک صفحه نمایش معمولی است، چیزی که انتظار میرود یک مدل میانرده به آن مجهز باشد.
اما نمایشگر آنر 20 لایت هرچند شما را شگفتزده نمیکند ولی کیفیت خیلی خوبی را ارائه میدهد، رنگها و جزئیات تصویر، سایهها و نقاط سفید و مشکی در نمایشگر آنر بهتر دیده میشوند. قابلیت کاهش نور آبی در هر دو مدل دیده میشود، این قابلیت در گوشی سامسونگ Blue Light Filter و در گوشی آنر Eye comfort نام دارد.

سنسور اثر انگشت آنر 20 لایت به صورت دایرهای و سنسور گلکسی A20s به صورت بیضی طراحی شده است. البته این طراحی تاثیر چندانی در تجربه کاربر نمیگذارد. سرعت تشخیص اثر انگشت هنگام تعریف اثر در هر دو مدل به ویژه میانرده آنر بالاست و به راحتی میتوانید اثر انگشت خود را تعریف کنید.
در مدل آنر میتوانید تا 5 اثر انگشت و در مدل سامسونگ میتوانید تا 3 اثرانگشت را برای قفل صفحه تعریف نمایید. باز شدن اثر انگشت نیز در هر دو مدل سرعت مناسبی دارد، البته سنسور آنر گاهی اوقات با تاخیر باز میشود ولی سنسور گلکسی A20s با یک لمس حتی در زاویههای مختلف، به سرعت عمل میکند.

هر دو مدل از دوربین سهگانه با سنسورهای واید، اولتراواید و عمیق بهره میبرند. سامسونگ در گلکسی A20s از دوربین اصلی 13 مگاپیکسلی 28 میلیمتری با دیافراگم f/1.8 استفاده میکند، لنز این دوربین نور زیادی را جذب میکند و به همین واسطه تصاویر در دوربین سامسونگ کاملا طبیعی هستند همچنین رنگها، نقاط تاریک و روشن و جزئیات تصویر با واقعیت تفاوت کمی دارند. نویز تصویر نیز در هنگام عکاسی با گلکسی A20s بسیار کم است.
گلکسی A20s تصاویر خارقالعادهای ثبت نمیکند اما عکسهای این گوشی قابل قبول هستند، به طور کلی سطح انتظار از دوربین این مدل باید در حد یک میانرده باشد.
دوربین اصلی آنر 20 لایت با سنسور 24 مگاپیکسلی و دیافراگم f/1.8 نیز توانایی بالایی در جذب نور و تهیه تصاویر با کیفیت دارد. البته آنر برای بالابردن کیفیت نهایی عکس بر روی دوربینهای خود از هوش مصنوعی استفاده میکند، با فعال کردن حالت هوش مصنوعی کیفیت تصاویر کمی بهبود مییابد. به طور کلی دوربین آنر تصاویر سینماییتری میگیرد، عکسهای گرفته شده با دوربین 24 مگاپیکسلی آنر به ویژه در حالت هوش مصنوعی، از نظر رنگ و کنتراست، ادیت شده به نظر میرسند.
در واقع آنر با هوش مصنوعی خود کاری کرده تا تصاویری حرفهای و آماده برای انتشار در شبکههای مجازی، بیندازید. البته این موضوع بدان معنا نیست که تصاویر آنر 20 لایت غیر طبیعی و مصنوعی هستند، اما برای توصیف دقیقتر میتوان تصاویر دوربین اصلی سامسونگ گلکسی A20s را طبیعیتر و تصاویر دوربین آنر را حرفهایتر و جذابتر دانست.
دوربین میانرده سامسونگ قابلیتهای جانبی خاصی ندارد، با این دوربین تنها میتوانید استیکر و برخی از فیلترهای فانتزی واقعیت افزوده را به تصاویر و فیلمهای خود اضافه کنید، همچنین تصویربرداری به صورت پانوراما نیز از دیگر قابلیتهای این دوربین است. اما برنامه دوربین آنر 20 لایت امکانات فراوانی را در اختیار شما قرار میدهد، علاوه بر قابلیت اضافه کردن ویژگیهای واقعیت افزوده به دوربین، حالتهای تایملپس، سوپر اسلوموشن با 480 فریمبرپیکسل، حالت شب، تصویر متحرک و لایت پینتینگ که برای تصویر برداری از نورهای متحرک یا نوشتن متن با نور در فضای تاریک طراحی شده را نیز خواهید داشت.
هر دو مدل دارای دوربین اولتراواید 8 مگاپیکسلی هستند؛ البته دوربین سامسونگ از دیافراگم f/2.2 و دوربین آنر از دیافراگم f/2.4 بهره میبرند. در زمینه تصاویر عریض، دوربین سامسونگ بسیار خوب عمل میکند و زاویه بسیار وسیع 120 درجهای را در اختیار شما قرار میدهد اما دوربین اولتراواید آنر زاویه کمتری دارد و بسیاری از تصاویر را به شکل کروی یا موجدار نشان میدهد که اصلا جالب نیست.

برای ثبت تصاویر پرتره با کیفیت، سامسونگ در میانرده خود از دوربین 5 مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.2 استفاده کرده است، تصاویر پرتره در گلکسی A20s کیفیت متوسطی دارند، در برنامه دوربین برای گرفتن تصاویر پرتره باید به سراغ گزینه Live Focus بروید، در این مدل مقدار تار شدن پسزمینه از 0 تا 7 درجه قابل تنظیم است، همچنین در خود برنامه فاصله صحیح سوژه تا دوربین اعلام میشود تا بهترین تصویر خروجی را ثبت کنید.
مجددا باید ذکر کرد که تصاویر دوربین گلکسی A20s به واقعیت نزدیکتر هستند اما در نقطه مقابل دوربین 2 مگاپیکسلی عمیق آنر به دلیل استفاده از هوش مصنوعی تصاویری سینماییتر را از سوژه شما ثبت میکند. در گوشی آنر 20 لایت با استفاده از دو حالت پرتره و دیافراگم میتوان تصاویر پرتره گرفت. در آزمایشهای ما حالت پرتره خروجی مناسبی نداشت و کاربرد اصلی این قابلیت برای دوربین سلفی است، اما در حالت دیافراگم با تنظیم گشودگی لنز دوربین، میتوانید تصاویر پرتره بسیار جذابی را ثبت کنید. در هر دو مدل مرز میان سوژه و پسزمینه تار به خوبی تشخیص داده شده و عکسهای گرفته شده از این نظر بدون نقص هستند.

در زمینه ثبت تصاویر سلفی که این روزها اهمیت فراوانی برای نسل جوان پیدا کرده، آنر با ثبت تصاویر شفافتر، روشنتر، با کنتراست بیشتر و رنگهای زنده و مایل به گرم، یک قدم از گلکسی A20s جلوتر است. تصاویر سلفی داخل اتاق در گوشی سامسونگ با رنگ مایل به آبی و سبز ذخیره میشوند و دوربین 8 مگاپیکسلی سامسونگ در بهترین حالت تصاویر متوسطی را ثبت میکند.
البته در شرایط نوری مناسب مانند هوای آفتابی روز در فضای باز، عملکرد دوربین سلفی سامسونگ نیز متفاوت است، هنگامی که نور مناسبی در محیط باشد، تصاویر سلفی نیز طبیعی، شفاف و با کنتراست مناسبی ذخیره میشوند، البته تصاویر کمی نویز خواهند داشت. دوربین سلفی سامسونگ دارای دو حالت معمولی و واید است که حالت واید کیفیت بهتری را به شما میدهد، حالت معمولی یک برش دیجیتالی از تصویر است که موجب میشود کیفیت نهایی افت کند.
دوربین سلفی آنر 20 لایت مانند دوربین اصلی کارش را درست انجام میدهد، تصاویر با این گوشی حتی در داخل اتاق و نور کم بسیار شفاف، صاف و بدون نویز هستند، همچنین کنتراست و جزئیات تصاویر بسیار بالاست و تصویر نهایی کاملا قابل قبول است. برای تصویربرداری با دوربین سلفی به صورت پرتره، دوربین 32 مگاپیکسلی آنر گاها دچار اشتباه میشود و برخی از جزئیات سوژه اصلی را بلور میکند، دوربین آنر به خصوص برای تشخیص قسمتهایی مانند موی سر سوژه گاها دچار مشکل میشود و تفاوت بین سوژه و پسزمینه را به خوبی مشخص نمیکند.
اما دوربین سلفی سامسونگ به خوبی سوژه و پسزمینه را تشخیص داده و تصاویر پرتره را بدون نقص میگیرد، همچنین مقدار بلور شدن پسزمینه در گلکسی A20s قابل تنظیم است، قابلیتی که دوربین آنر به آن مجهز نشده است. آنر برای دوربین سلفی مدل 20 لایت نیز قابلیتهای زیادی مانند فیلترهای مختلف زیبایی برای تنظیم رنگ پوست، سفیدی دندان، لاغری صورت و غیره را در اختیار شما قرار میدهد که تصاویر نهایی را جذابتر میکنند.
در بخش سخت افزار بر اساس بررسی بنچمارکهای معتبر، آنر 20 لایت امتیازات بالاتری را دریافت کرده و با توجه به نوع پردازنده و رم، قدرت پردازشی بیشتری نسبت به گلکسی A20s دارد. آنر 20 لایت از بنچمارک AnTuTu امتیاز 153 هزار و در گیگبنچ نمره 2156 را دریافت کرده است، از طرفی گلکسی A20s در AnTuTu امتیاز 75 هزار و در گیگبنچ امتیاز 896 را دریافت کرده است. در یک نگاه مشخصات سخت افزاری این دو مدل در جدول زیر با یکدیگر مقایسه شدهاند:
| تراشه گرافیکی | ساختار | کلاک رنج | نوع | معماری | تعداد هستهها | پردازنده | |
| Adreno 506 | 14 نانومتری | 1.8 گیگاهرتز | 64 بیتی | ARM Cortex A53 | 8 | اسنپدراگون 450 | گلکسی A20s |
| Mali-G51 MP4 | 12 نانومتری | 1.7 تا 2.2 گیگاهرتز | 64 بیتی | ARM Cortex A73
ARM Cortex A53 |
8 | کایرین 710 | آنر 20 لایت |
پردازنده قدرتمند کایرین 710 با معماری 8 هستهای از نوع 64 بیتی به همراه 4 گیگابایت رم از نوع LPDDR4 برتری نسبی در مقابل اسنپدراگون 450 هشت هستهای با همان ساختار 64 بیتی با رم 3 گیگابایت از نوع LPDDR3 در سامسونگ دارد. البته سامسونگ نسخه رم 4 گیگابایت را نیز برای گلکسی A20s عرضه کرده است. گوشی آنر از 128 گیگابایت حافظه داخلی، 102 گیگابایت را در اختیار شما قرار میدهد، ما مدل 128 گیگابایتی آنر 20 لایت را در اختیار داشتیم اما مدلهای 64 گیگابایتی این مدل نیز در بازار یافت میشود. از طرفی سامسونگ از 32 گیگابایت، 21 گیگابایت را در اختیار شما قرار میدهد، به جز این نسخه، پیکرهبندی 64 گیگابایتی گلکسی A20s نیز قابل خریداری است.

هر دو گوشی در هنگام اجرای بازیهای متوسط، اجرای همزمان چندبرنامه بدون تاخیر و لگ کار خود را انجام میدادند و برای اینکه آنها را به چالش بکشید باید چند ده برنامه و بازی سنگین بر روی آنها نصب کنید. هر دو مدل هنگام کار، اجرای بازی و اتصال به شارژر، داغ نمیشوند، البته اگر مدت طولانی به وبگردی یا بازی بپردازید هر دو گوشی کمی گرم میشود.
گلکسی A20s دارای یک درگاه جداگانه برای کارت حافظه مدل microSDXC است که حافظه داخلی را افزایش میدهد، اما در آنر 20 لایت برای استفاده از کارت microSDXC باید یکی از دو جای سیمکارت را به کارت حافظه اختصاص دهید. یکی از تفاوتهای اصلی این دو مدل آن است که آنر 20 لایت به NFC مجهز شده ولی گلکسی A20s به این قابلیت مجهز نیست.
در زمان بررسی هیچ گونه لگ، یا مشکل دیگری از نظر قدرت عملکرد دو گوشی مشاهده نکردم. هر دو مدل با اندروید 9 عرضه شدهاند اما قابل ارتقا به اندروید 10 هستند، گوشی سامسونگ از رابط کاربردی One UI 2.0 استفاده میکند، در این رابط کاربری طراحی آیکونها مانند دیگر گوشیهای سامسونگ است، با لمس صفحه از وسط به بالا منو برنامهها پدیدار میشود.
قابلیتهایی مانند حالت تاریک، همچنین فوکوس مود، فیلتر نور آبی، کنترل والدین و Wind Down از بخشهای جالب و کاربردی One UI 2.0 هستند. با نزدیک کردن تلفن به گوش خود، تماس بر قرار میشود، همچنین با برگرداندن صفحه نمایش به سمت پایین، صداها بسته میشوند، با فعال کردن قابلیت استفاده از سنسور اثر انگشت، میتوانید با پایین کشیدن انگشت در سنسور، پنجره اعلانها را باز کنید.
آنر 20 لایت نیز به اندروید و رابط کاربری EMUI نسخه 9 مجهز شده که هر دو برنامه به اندروید 10 و EMUI10 بروزرسانی میشوند. رابط کاربری EMUI10 نیز بسیار سبک و روان اجرا میشود، با ژستهای حرکتی اندروید 10 با لمس انگشت از پایین تا میانه نمایشگر به صفحه Home منتقل میشوید، همچنین برای بازگشت، باز شدن برنامههای در حال اجرا و گزینههای دیگر، ژستهای حرکتی استانداردی وجود دارد که میتوان از آنها استفاده کرد.
یکی از قابلیتهای EMUI10 آن است که میتوان بخشهای زیادی از رابط کاربری را شخصیسازی کرد. دیگر قسمت جذاب این رابط کاربری فعالسازی داک ناوبری است که به قابلیت Assistive Touch گوشیهای iOS شباهت فراوانی دارد. با لمس این داک یک مرحله به عقب باز میگردید، با یک بار نگهداشتن آن به صفحه خانه میروید، همچنین با نگهداشتن و کشیدن داک به سمت چپ یا راست نیز برنامههای اخیر باز میشود.

سامسونگ برای گلکسی A20s از باتری با ظرفیت 4 هزار میلیآمپرساعت استفاده کرده است، این باتری با شارژر 15 واتی حدود یک ساعت و 15 دقیقه شارژ میشود. آنر نیز برای مدل 20 لایت باتری با ظرفیت 3 هزار 400 میلیآمپرساعت را در نظر گرفته و شارژر 10 واتی را نیز در جعبه قرار داده، با وجود سرعت پایینتر شارژر، به دلیل ظرفیت پایینتر گوشی آنر، زمان شارژ شدن هر دو گوشی بسیار نزدیک به یکدیگر و تقریبا یک ساعت و نیم اندازهگیری میشود. شارژدهی و مصرف هر دو گوشی از باتری تفاوت فاحشی ندارد، هر دو گوشی نیز در استفاده نرمال نزدیک به دو روز شارژ نگه میدارند.

هر دو گوشی سامسونگ گلکسی A20s و آنر 20 لایت یک انتخاب خوب برای افرادی هستند که به دنبال گوشی میانرده میگردند. گلکسی A20s در مجموع یک گوشی بزرگ، با پردازنده قوی، نمایشگر متوسط، دوربین مناسب و باتری با ظرفیت بالاست که با اندروید 10، تمام نیازهای روزانه شما را برطرف سازد. اما آنر 20 لایت اندازه کوچکتری دارد و به دلیل طراحی زیبای بدنه به خصوص در رنگ صورتی، بیشتر برای بانوان مناسب است، به ویژه آن که دوربین بسیار قدرتمندی دارد و امکانات فراوان بخش سلفی آن میتواند افرادی که به ظاهر خود اهمیت میدهند را راضی کند. مدل آنر نیز از نظر قدرت نرم افزاری و سخت افزاری توانایی بالایی دارد و این مدل را به یک میانرده قدرتمند تبدیل میکند.
نوشته مقایسه سامسونگ گلکسی A20s با آنر 20 لایت؛ دو میانرده جذاب از دو دنیای متفاوت! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

در آیندهای نزدیک در لندن، گروه “DedSec” دیگر وجود ندارد. این گروه هکری در بازی قبلی به اتهام حمله تروریستی فرو پاشیده است. در بازی Watch Dogs Legion شهر به صورت یک دولت استبدادگر توسط شرکت شیطانی “Albion” اداره میشود. با این حال شهروندان آخرین جبهه مقاومت هستند. این شما هستید که باید آتش شورش را در آنان روشن کنید.
بازی به جای یک قهرمان اصلی هزاران مردم ناراضی لندن را در اختیار شما قرار داده است. این تصمیم آزادی عمل انعطاف پذیری را بیش از پیش برای شما فراهم میکند. به جز چند کاراکتر ضعیف، بقیه توانایی کافی برای یک جنگ تمام عیار را دارند.
هدف شما بازپسگیری لندن از پادشاهان ظالماش است. شما باید با خرابکاری و پرده برداری از فساد و حمله به بخشداریها آنها را از سر راه خود بردارید. بخش متمایز کننده بازی Watch Dogs Legion از بقیه عناوین جهانباز شهری پر از قهرمانان قابل کنترل است. با آیتیرسان همراه باشید.

جمعآوری نیرو انقلابی کاری سخت و دشوار خواهد بود. هرکسی را میتوانید به جبهه خود جذب کنید، این قابلیت باعث آزادی عمل شما میشود. به عنوان مثال، یکی از شخصیتهای مورد علاقه من یک زنبوردار با قابلیت ساخت رباتهایی به کوچکی یک زنبور است. افرادی که سواد کامپیوتری بیشتری دارند سریعتر هک میکنند. سهامداران پول بیشتری کسب میکنند، معترضین با خود همراهانی را به مبارزه میآورند، جاسوسان گجتهای مخصوص و توانایی مبارزه بیشتری دارند. میتوانید گروهی از مردم با تواناییهای خاص و کاربردی را کنترل کنید. هدف بازی سرگرمی و لذت بردن از همه چیز است.
شما میآموزید که از اعضای تیم خود و مهارت هایشان نهایت استفاده را بکنید. تیمها به سرعت پر میشوند و شاید به همین دلیل نتوانید برخی را جذب کنید. البته با توجه به اهمیت شخصی سازی تیم در Watch Dogs Legion اخراج و استخدام اشخاص بسیار لذت بخش خواهد بود.
بیشتر مرحلههای ثانویه متشکل از فعالیتهایی متناسب با نیاز نیروهای شماست. علیرغم سرگرم کننده بودن، خیلی زود این مراحل تکراری میشوند. انقلابهای محلی به لطف تنوع مأموریتهای نهایی و مهیج بسیار سرگرم کننده هستند. فعالیتهای کوچکی مانند تحویل بسته یا طراحی گرافیتی روی دیوارهای شهر هیجان کمتری دارد. اما شما را با گوشه و کنار این شهر پیشرفته آشنا میکنند.
ماموریتهای داستان اصلی بسیار لذت بخشتر هستند. چهار شخصیت منفور بازی انگیزه زیادی برای رهایی لندن از استبداد در بازیکن فراهم میکنند. تمامی فعالیتها و کارهای شما در بازی برای شکست این چهار نفر خواهد بود. یکی از جالبترین صحنههای بازی ورود به خانه ترسناک دانشمندی است که به فکر کنترل ذهن انسانها توسط تراشههای کامپیوتری است.

طراحی هوشمندانه Watch Dogs Legion بازیکنان را مجبور میکند تا حتما فرد و استراتژی مناسب برای مرحله را انتخاب کنند. برای ورود به Albion میتوانید به یک کارمند مبدل شوید یا حتی پیش از ورود با یک پهپاد منطقه را پاکسازی کنید. برای این منظور بازی از ابزارهایی مانند پهپادها، دوربینها و بقیه ابزار کاربردی استفاده میکند. یکی از بهترین ابزار عنکبوت رباتیک است که مسیری هیجان انگیز برای دور زدن مناطق به شدت محافظت شده را فراهم میکند. هوش مصنوعی دشمنان در برخی موارد ناامید کننده بوده، ولی روند کلی بازی با هر ارتقا و قابلیت جدید بهتر میشود.
درحالی که Watch Dogs Legion قول یک بازی منحصر به فرد و فانتزی را میدهد، صداگذاری یکسان و یا تغییرات جزئی بین شخصیتها این ادعا را کم رنگ میکند. مشکل دیگر زمان لود بازی هنگام تعویض شخصیتهاست. گرچه خیلی طولانی نیست، اما به اندازه کافی از هیجان بازی میکاهد.
Watch Dogs Legion دقیقا همان عنوان فانتزی و جذابی است که عنوان اول این سری نتوانست به آن دست یابد. از جمعآوری تیم، طراحی مأموریتهای خارقالعاده، روایت قوی تا دنیایی زیبا، همه در یک بازی کاملا سرگرم کننده و منسجم به تصویر کشیده شده. خواه یک جاسوس حرفهای را کنترل کنید یا یک مادربزرگ خرفت، Watch Dogs Legion یک بازی بسیار جذاب و هیجان انگیز است.
نوشته بررسی بازی Watch Dogs Legion: روایتی جالب از دنیای هکرها! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بازی Among Us بیش از دو سال پیش منتشر شد اما از اوایل سپتامبر امسال شهرت باور نکردنی بدست آورد. همزمان با پخش بازی Animal Crossing: New Horizon دنیا قرنطینه شد. اما پس از چندین ماه رویارویی با همهگیری و قرنطینه سرسام آور، عطش هرج و مرج ما را فرا گرفت. Among Us دقیقا همان چیزی بود که ما نیاز داشتیم و این شروع شهرت بازی بود. با آیتیرسان و بررسی این بازی جذاب و متفاوت همراه باشید.
پایه و اساس بازی Among Us توسط استودیو 3 نفره InnerSloth ساخته شد. بازیکنان در این بازی یا عضو خدمه هستند یا وانمود میکنند که عضو خدمه هستند. فریبکار باید تظاهر به انجام کارهای اهدا شده بکند، در حالی که یواشکی اعضای خدمه را میکشد. اگر جسد هریک از خدمه پیدا شود، بازیکنان میتوانند جلسهای اضطراری برگزار کنند. در این جلسه خدمه سعی در به گیر انداختن و بیرون کردن فریبکار از فضاپیما دارند. این درحالیاست که فریبکار وانمود میکند که یکی از اعضای خدمه است.
نقشه اصلی بازی (از سه نقشه) درون یک فضاپیماست که بازیکنان مشغول به انجام کار در اتاقهای مختلف آن میشوند. مکانیک حرکات بازی تشکیل شده از حرکات ساده عمودی و افقی است. بازیکنان از اتاقی به اتاق دیگر میروند و اهداف مربوطه خود را به انجام میرسانند. در این بین افراد فریبکار نباید از خود رفتارهای غیر معمول نشان دهند و وانمود به انجام کارهای خدمه کنند.
در هر جلسه بازیکنان درمورد رفتارهای مشکوک یکدیگر بحث میکنند تا بتوانند فریبکار را پیدا کنند. بازیکنان حق رای برای بیرون انداختن یکدیگر را دارند. بازیکنانی که بیشترین رای به آنها تعلق بگیرد از سفینه به بیرون پرتاب میشوند. خدمهای که کشته یا به بیرون پرتاب شدهاند، به عنوان روح به انجام کارهای باقیمانده میپردازند.

اینجاست که بازی کمی عجیب و خندهدار میشود. تصور کنید که این اولین تجربه من است و من به عنوان فریبکار انتخاب شدم. من وظایف و مکان آنها را نمیدانم و سعی به تظاهر انجام آنها دارم. اینجا من به طور اتفاقی به هرکدام از اتاقها سر میزنم و سعی میکنم پنهانی خدمه را بکشم. من حسابی گیج شدهام، اما شاید بتوانم از آن به نفع خودم استفاده کنم.
یکی از اعضای خدمه به من “بنفش” مشکوک شد و به طرز وحشتناکی به من اتهام وارد میکرد. او میگفت: “purple is sus” (به طور عامیانه یعنی من به “بنفش” مشکوک هستم، که ریشه تمامی تصویرهای طنز “meme” این بازی است.) اول شوکه شدم اما بعد سعی کردم خودم را از نگاه آنها ببینم. ناگهان گفتم: “ببخشید، من فقط دنبال شما میگشتم. این اولین بازی من است و مطمئن نیستم چه کاری باید انجام بدم؟!” این کار به طرز عجیبی جواب داد و به جای شک کردن به من سعی داشتند نحوه بازی را به من آموزش دهند. این مسابقه با جوابهای احمقانه و ساده به اولین پیروزی من تمام شد.
قسمت مورد توجه این بازی این است که امروزه بازیهای آنلاین به گونهای تنظیم شدهاند که شما باید با دوستان خود بازی کنید، در غیر اینصورت سرگرمی بازی به شدت کاهش مییابد. یکی از جنبههای بد بازی آنلاین زمانی است که به تنهایی میخواهید بازی کنید، در این مواقع بازیکنان زیاد خوب با شما برخورد نمیکنند که گاهی میتواند لذت بازی را از بین ببرد. ماهیت Among Us بر اساس شک و اتهام است، بنابرین شما را ترغیب به شک و تردید میکند. این مکانیک بازی باعث میشود بازیکنان برخلاف استراتژی ناعادلانه به یکدیگر احساس بدی پیدا نکنند.
این سطح از خلاقیت همان چیزی است که بازی Among Us را با وجود جلوههای بصری مبتدی تبدیل به یک بازی هیجان انگیز میکند. نکته دیگر انیمیشنهای کمدی و کم هزینه آن است که بازی را مناسب تصاویر طنز میکند. همه مقابل یکدیگر قرا میگیرند، دوستیها کم رنگ میشوند و چت کاملا خندهدار است.
در واقع بازی، کمدی را به کمک لباسهای ساده به اوج میرساند. جذابترین آنها یادداشت روی صورت با نوشته احمق است یا دستمال توالت روی سر، که نشان از دامن زدن توسعه دهندگان به وجهه کمدی بازی دارد. این لباسها و رنگها و حتی حیوانات بامزه، ارزشی به کیفیت بازی اضافه نمیکند. اما از خشن بودن و جدیت بازی میکاهد.

یک جنبه خوب دیگر Among Us، حداقل زمان نیاز برای ماهر شدن در این بازی است. بعضی از بازیهای آنلاین نیازمند ماهها تلاش هستند، مانند Destiny 2 یا Apex Legends. در Among Us شما میتوانید حتی با کمترین زحمت اوقات خوبی داشته باشید. بازی Among Us هم برای تولید محتوا و هم خوش گذرانی مناسب است. دلیل اصلی آن نبود هیچ گونه سطح، محتوای قابل خرید، یا حتی جریمه برای کم رنگ بودن نقش بازیکنان است که باعث میشود بازیکنان در اکثر مواقع به آن روی بیاورند. همه اینها باعث میشود که بازیکنان تجربهای لذت بخش و لحظاتی هیجانی داشته باشند.
به همان اندازه که بازی کردن Among Us جذاب است، تماشای آن نیز جذاب است! راحتی آن و بحثهای سرگرم کننده بین خدمه بسیار برای تولید محتوای استریمرها مفید است. در عین سادگی Among Us جذابیت خاصی دارد، نگاه پر از ترس و هیجان به بازیکنان دیگر و استراتژیهای باورنکردنی و نسخه رایگان موبایل آن را به یک بازی فوقالعاده تبدیل کرده است.
به یاد داشته باشید، شما در Among Us باید به همه شک کنید مگر اینکه خلاف آن ثابت شود! نظر شما در رابطه با این بازی چیست؟
نوشته بررسی بازی Among Us: شک و تردید در قالب کمدی! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.