هواوی میت بوک X: لپ‌تاپی زیبا اما نه چندان کاربردی

هواوی میت بوک X: لپ‌تاپی زیبا اما نه چندان کاربردی

برای اولین بار وقتی به هواوی میت بوک X نگاه می‌کنید مبهوت خواهید شد و احتمالا در نگاه اول عاشق می‌شوید. این لپ‌تاپ ۱۳ اینچی تقریبا هیچ فضای اضافه در اطراف نمایشگر خود ندارد و کیبورد دستگاه کاملا عریض است. این کامپیوتر قابل‌حمل بسیار سبک بوده و ضخامت آن نیز تنها به اندازه‌ی جای‌گیری جک هدفون است. اگر شما نیز با نویسنده هم عقیده باشید که زیبایی با کارایی تعریف می‌شود، بنابراین خیالتان راحت که میت بوک X زیباترین کامپیوتر سال جاری است.

اگر شما نیز با نویسنده هم عقیده باشید که زیبایی با کارایی تعریف می‌شود، بنابراین خیالتان راحت که لپ تاپ هواوی میت بوک X زیباترین کامپیوتر سال جاری است.

زیبایی ظاهری یکی از ویژگی‌های یک کامپیوتر خوب است و هواوی با تولید میت بوک X نشان داد که در این زمینه نیز مانند گوشی‌های هوشمند حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.

این شرکت چینی برای جذب خریداران و بالا بردن ارزش خرید دستگاه مشخصات فنی جامع و قیمت خرید جذابی را برای میت بوک X در نظر گرفته است. قیمت این دستگاه با پردازنده‌ی Core i5، حافظه‌ی سریع ۲۵۶ گیگابایتی، ۸ گیگابایت رم، نمایشگری با رزولوشن بالا و اسپیکرهای Dolby Atoms، از ۱۰۹۹ دلار آغاز می‌شود. اما دستگاهی که در ادامه مورد بررسی قرار گرفته نسخه طلایی پرستیژ نام دارد که ۱۲۹۹ دلار قیمت گذاری شده است؛ پردازنده آن به Core i7 و حافظه‌ی SSD این نسخه نیز به ۵۰۰ گیگابایت ارتقاء یافته است. هردو نسخه‌ی این کامپیوتر قیمت رقابتی و ظاهر بی‌نظیری دارند.

بدنه‌ی بیرونی لپ تاپ هواوی میت بوک X تمام آلومینیومی و چشم‌نواز است؛ این بدنه به‌صورت مات پرداخت شده و در کنار حاشیه‌های براق‌تر دستگاه، اطراف کیبورد، تاچ پد و دکمه‌ی پاور یک تضاد چشمگیر ایجاد کرده است. لوگوی شرکت هواوی پشت دستگاه جلای آینه‌ای خورده که شاید باب سلیقه همه نباشد اما به‌ظاهر لپ‌تاپ جذابیت و شخصیت ویژه‌ای بخشیده است. کیفیت ساخت کلی بدنه میت بوک X را می‌توان در حد دیگر پرچم‌داران دنیای لپ‌تاپ‌ها دانست.

بدنه‌ی بیرونی لپ تاپ هواوی میت بوک X تمام آلومینیومی و چشم‌نواز است؛ این بدنه به‌صورت مات پرداخت شده و در کنار حاشیه‌های براق‌تر دستگاه، اطراف کیبورد، تاچ پد و دکمه‌ی پاور یک تضاد چشمگیر ایجاد کرده است.

به غیر از ظاهر ظریف، کیبورد میت بوک X دیگر بخش دوست داشتنی این دستگاه است. طراحی کلیدهای کیبورد همان حالت استاندارد را دارد فقط کلیدها بزرگ‌تر شده‌، با فاصله‌ی مناسبی از هم جای گرفته‌اند و دکمه‌های پلاستیکی این کیبورد تمام عرض دستگاه را پوشش داده‌اند.

تمام این مشخصات باعث شده تا چندان تغییری در حرکت دادن دست برای دسترسی به دکمه‌های مختلف ایجاد نشده باشد؛ چیزی که در مقایسه با کیبوردهای تخت پروانه‌ای اپل در جدیدترین نسل از مک بوک و مک بوک پرو نیز ویژگی لوکسی به‌حساب می‌آید. با تمام این تفاسیر شاید همچنان بهترین کیبورد لپ‌تاپ متعلق به ThinkPad X1 Carbon باشد اما با اطمینان می‌توان گفت کیبورد هواوی نیز فاصله‌ی چندانی با محصول لنوو ندارد.

تمام این مشخصات باعث شده تا چندان تغییری در حرکت دادن دست برای دسترسی به دکمه‌های مختلف ایجاد نشده باشد؛ چیزی که در مقایسه با کیبوردهای تخت پروانه‌ای اپل در جدیدترین نسل از مک بوک و مک بوک پرو نیز ویژگی لوکسی به‌حساب می‌آید.

تنها اشکالی که به کیبورد میت بوک وارد است نور پس‌زمینه دکمه‌هاست که متاسفانه به‌صورت مساوی تمام دکمه‌ها را روشن نمی‌کند؛ به‌عنوان مثال: بدنه‌ی کلید Y تیره‌تر از دیگر بخش‌های آن است، گوشه‌ی بالا سمت چپ کلید G به‌روشنی پایین سمت راست آن نیست و کلید O نیز به شکل یک دایره کامل روشن نمی‌شود.

برخلاف طراحی زیبای این دستگاه در هنگام کار کردن با میت بوک X در محیط‌های با نور کم احساس خواهید کرد که کیبورد دستگاه کمی کثیف یا لکه شده است.

وقتی از کار با کیبورد تقریبا خوب این محصول نوبت به کار با تاچ پد میت بوک می‌رسد اوضاع خوب پیش نمی‌رود؛ خوشبختانه اخیرا مشکلات مزمن تاچ‌پدهای ویندوزی غیرپاسخگو با عملکرد ضعیف به لطف پیشرفت تکنولوژی کمتر شده، اما ظاهرا این اشکال در هوآوی میت بوک X بازگشته تا انتقام بگیرد.

این تاچ پد به‌طور اسمی قرار بوده موجب افزایش دقت کاربران باشد اما در عمل حتی نزدیک به چنین چیزی نیست؛ حرکت دادن نشانگر به‌وسیله این تاچ مانند هدایت کردن یک فرد مست به مقصد خود است! به عنوان مثال برای حرکت دادن چند پیکسلی نشانگر ناچار خواهید شد دست خود را چند بار بر روی این تاچ پد بکشید؛ متاسفانه تجربه کار با این بخش از لپ تاپ هواوی میت بوک X نه‌تنها رضایت‌بخش نیست، بلکه کاملا آزاردهنده و غیرقابل اطمینان است.

هنگام کار با هر لپ‌تاپی معمولا شما با لمس کردن تاچ پد عمل کلیک کردن را انجام می‌دهید اما تاچ پد میت بوک X همان‌طور که در تشخیص کشیدن انگشت ضعف دارد در شناسایی لمس‌های شما نیز ناکارآمد است، تا جایی که مجبور می‌شوید عطای استفاده از آن را به لقایش ببخشید و به سراغ یک موس خارجی بروید.

این اشکالات برای ما بسیار عجیب بود زیرا وقتی مک بوک پرو مدل ۲۰۱۰ می‌تواند تجربه‌ی یک تاچ پد بی‌نقص و روان را ارائه کند، بنابراین از یک لپ‌تاپ پرچم‌دار ویندوزی سال ۲۰۱۷ نیز انتظار مشابهی داریم، اما میت بوک X هواوی در این بخش شما را ناامید خواهد کرد.

این اشکالات برای ما بسیار عجیب بود زیرا وقتی مک بوک پرو مدل 2010 می‌تواند تجربه‌ی یک تاچ پد بی‌نقص و روان را ارائه کند، بنابراین از یک لپ‌تاپ پرچم‌دار ویندوزی سال 2017 نیز انتظار مشابهی داریم، اما میت بوک X هواوی در این بخش شما را ناامید خواهد کرد.

می‌توانید خدا را شاکر باشید که اکنون موس‌های بی‌سیم اختراع و تولید شده‌اند زیرا میت بوک X نیز مانند مک بوک پرو ۲۰۱۶ از کمبود پورت‌های ارتباطی رنج می‌برد.

در سمت چپ این کامپیوتر یک پورت USB نوع C و جک هدفون قرار گرفته و در سمت راست تنها یک پورت USB نوع C دیگر به تنهایی قرار داده شده است.

احتمالا در ابتدا کمی هیجان‌زده شدید که حداقل می‌توان از هردو درگاه USB برای شارژ کردن دستگاه استفاده کرد، اما خیلی زود متوجه خواهید شد تنها پورت سمت چپ دستگاه قادر به شارژ کردن لپ‌تاپ شماست و هنگامی که شارژر خود را به پورت سمت راست متصل کنید، یک پیام سیستمی برای تعویض محل شارژر خود دریافت خواهید کرد.

در سال ۲۰۱۷ به سر می‌بریم و با وجود اینکه گوگل دو سال پیش در کروم بوک پیکسل۲ به سادگی نشان داد که شارژ کردن دستگاه از دو طرف امکان پذیر است، اما همچنان اکثر محصولات سال جاری از این قابلیت بی‌بهره‌اند و میت بوک X هوآوی نیز جزو همین دسته است.

با وجود کمبود پورت‌های ارتباطی در این دستگاه ناچار به استفاده از دانگل تبدیل به پورت‌های مختلف هستید و خوشبختانه هواوی در این زمینه کاملا حساب شده عمل کرده و تبدیل پورت USB-C به HDMI، VGA و پورت USB کلاسیک را برای کاربران در جعبه محصول قرار داده است. ضمنا نمی‌دانیم به چه دلیل، اما اگر بخواهد مانیتور دستگاه را به تلویزیون یا مانیتور و… متصل کنید باید از پورت USB-C سمت راست دستگاه بهره ببرید.

با وجود کمبود پورت‌های ارتباطی در این دستگاه ناچار به استفاده از دانگل تبدیل به پورت‌های مختلف هستید و خوشبختانه هواوی در این زمینه کاملا حساب شده عمل کرده و تبدیل پورت USB-C به HDMI، VGA و پورت USB کلاسیک را برای کاربران در جعبه محصول قرار داده است.

خب اگر با توضیحاتی که تا اینجای کار به شما ارائه شده این‌گونه برداشت کرده‌اید که در میت بوک X با یک مهندسی عالی سخت‌افزاری و یک پیاده‌سازی نرم‌افزاری سهل‌انگارانه طرف هستیم، باید بگوییم که بله درست متوجه شده‌اید!

پیام‌های راهنمای سیستمی، مانند آنچه در مورد استفاده از پورت‌های USB دستگاه ارائه می‌شوند، توسط نرم‌افزار MateBook Manager ارسال شده و اجرای همیشگی این نرم‌افزار فشار عملکرد پایه‌ای ویندوز را دو برابر کرده و همچنین منابع بیشتری برای سیستم‌عامل را اشغال می‌کند؛ شاید تنها کاربرد مفید این نرم‌افزار کمک به پیدا کردن آپدیت درایور برای شما باشد.

البته منظور ما این نیست که شرکت هواوی میت بوک X را به یک لپ‌تاپ با نرم‌افزارهای اضافی و کندکننده متعدد تبدیل کرده، خیر! اتفاقا هواوی در این دستگاه تلاش داشته تا نزدیک‌ترین نسخه به ویندوز ۱۰ خالص که با محوریت حذف نرم‌افزارهای اضافی طراحی شده را به کاربران ارائه دهد.

اگر تاچ پد ناکارآمد دستگاه را در نظر نگیرید تجربه کاربری این لپ‌تاپ کاملا روان و سریع است؛ که از یک کامپیوتر دارای پردازنده Core i7-7500 و ۸ گیگابایت رم نیز برای کاربری روزمره جز این هم انتظاری نمی‌رود. اگر می‌خواهید از نرم‌افزارهای سنگین گرافیکی و چندرسانه‌ای استفاده کنید، متاسفانه این دستگاه چندان برای این کارها مناسب نیست و پس از مقداری فعالیت با تمام قدرت، بخش پایین لپ‌تاپ شروع به داغ شدن خواهد کرد.

اگر تاچ پد ناکارآمد دستگاه را در نظر نگیرید تجربه کاربری این لپ‌تاپ کاملا روان و سریع است؛ که از یک کامپیوتر دارای پردازنده Core i7-7500 و 8 گیگابایت رم نیز برای کاربری روزمره جز این هم انتظاری نمی‌رود.

با این تفاسیر لپ تاپ هواوی میت بوک X را می‌توان یک محصول برای کاربری‌های فراتر از موبایل و یک همراه خوب دانشجویی یا خبرنگاری توصیف کرد، اما فراموش نکنید که تاچ پد دستگاه همچنان باعث آزار کاربران خواهد بود.

ما از ابتدای امر در مورد باتری میت بوک X نگران بودیم و متاسفانه درست هم حدس زده بودیم. شما با یک‌بار شارژ کردن کامل میت بوک X حداکثر ۶ ساعت می‌توانید از آن بهره ببرید؛ حتی اگر فقط به کارهای سبک مانند گردش در اینترنت و ویرایش متن بپردازید نیز حدودا پس از ۵ ساعت دستگاه از شما درخواست شارژر خواهد داشت. این رقم برای لپ‌تاپی با این ظرافت به‌هیچ‌وجه قابل‌قبول نیست و مطمئنا تصمیم هوآوی در بکار گیری یک باتری ۵۴۴۹ میلی‌آمپری صرفا برای سبک نگه داشتن وزن دستگاه، چندان منطقی به نظر نمی‌رسد.

یکی از معضلاتی که این باتری با آن مواجه است نمایشگر میت بوک X است؛ رزولوشن ۲۱۶۰ در ۱۴۴۰ پیکسل تجربه بصری بی‌نقصی را برای کاربر به همراه خواهد داشت اما هرکدام از این پیکسل‌های بیشتر موجب بالا رفتن مصرف باتری این دستگاه شده‌اند. به‌علاوه نور مناسب این صفحه‌نمایش باید کمی بیش از متوسط تنظیم گردد که این مورد نیز باعث بیشتر شدن مصرف باتری دستگاه خواهد شد؛ ناگفته نماند که مک بوک پرو جدید نیز با همین مشکل مواجه است و در هردوی این محصولات برای راحتی بیشتر باید نور صفحه‌نمایش دستگاه را افزایش دهید.

با وجود تمام انتقاداتی که به نمایشگر میت بوک X وارد کردیم باید اعتراف کنیم که از کار کردن با این نمایشگر کم حاشیه و پوشیده شده با گوریلا گلس لذت فراوان خواهید برد.

از لحاظ سیستم پخش صوتی نیز همان‌طور که هواوی وعده داده، میت بوک X با بهره‌گیری از Dolby Atoms یکی از بهترین لپ‌تاپ‌هایی است که تا کنون تجربه کرده‌اید. صدای بم بلندگوهای این دستگاه کمی پایین است اما از نظر وضوح حتی در بلندترین میزان صدا نیز فوق‌العاده عمل می‌کند و خوشبختانه هیچ صدای زیر آزاردهنده‌ای نیز تولید نمی‌شود.

تجربه کار با هوآوی میت بوک X سرشار از لحظات تلخ و شیرین است. همان‌قدر که ظاهر زیبا و سنسور اثر انگشت بکار رفته در دکمه پاور دستگاه شیرین است؛ همان‌قدر نیز تاچ پد افتضاح و عمر باتری آن کام شما را تلخ خواهند کرد و اجازه نمی‌دهند تمام و کمال از دیگر ویژگی‌های این محصول مانند نمایشگر چشم‌نواز و وزن سبک آن لذت ببرید.

تجربه کار با هوآوی میت بوک X سرشار از لحظات تلخ و شیرین است. همان‌قدر که ظاهر زیبا و سنسور اثر انگشت بکار رفته در دکمه پاور دستگاه شیرین است؛ همان‌قدر نیز تاچ پد افتضاح و عمر باتری آن کام شما را تلخ خواهند کرد و اجازه نمی‌دهند تمام و کمال از دیگر ویژگی‌های این محصول مانند نمایشگر چشم‌نواز و وزن سبک آن لذت ببرید.

هواوی میت بوک X از لحاظ ظاهری یکی از زیباترین کامپیوترهایی است که تاکنون تولید شده و درعین‌حال کاملا سبک‌وزن و خوش‌ساخت است. اما متاسفانه تاچ پد شیطانی و کمبود پورت‌های این کامپیوتر به شما اجازه نمی‌دهند تا از این لپ‌تاپ سبک به‌صورت خالص بهره ببرید.

میت بوک X احساس کار با یک لپ‌تاپ آینده‌نگر را به کاربر منتقل می‌کند و هواوی می‌تواند با خیال راحت سال‌های طولانی از همین طراحی استفاده کند و تنها کافیست در جزئیات مهندسی و پایه‌ای محصولات بعدی خود تغییراتی را ایجاد نماید. باتری بزرگ‌تر، قابلیت شارژ از دو طرف، تاچ پد قابل اعتماد، حداقل تغییراتی هستند که امیدواریم در نسل بعدی این محصول شاهد آن‌ها باشیم.

منبع: theverge

مطلب هواوی میت بوک X: لپ‌تاپی زیبا اما نه چندان کاربردی برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

مشخصات فنی دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ ، هیولایی از آمریکا

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

مسابقات شتاب یا درگ (Drag) یکی از جذاب ترین انواع مسابقات رانندگی بوده و افراد و گروه های مختلف، با استفاده از بهینه سازی های متعدد، افزایش قدرت موتور و میزان چسبندگی کافی به سطح جاده، نمونه هایی متفاوت را برای شرکت در این مسابقات هیجان انگیز آماده می کنند. شرکت خودرو سازی آمریکایی دوج (Dodge) نیز با ارائه مدل جدی دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی به تازگی به جمع این خودروهای خاص پیوسته و لقب سریع ترین خودروی تولید انبوه مسابقات شتاب را به خود اختصاص داده است.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی که با قیمتی در حدود ۸۵.۰۰۰ دلار (معادل ۳۲۱ میلیون تومان با احتساب دلار ۳.۷۸۰ تومانی در زمان نگارش) به فروش خواهد رسید، در کارخانه شهر اونتاریو (Ontario) کشور کانادا تولید شده و قرار است تنها ۳.۳۰۰ دستگاه از این نمونه در کلاس بدنه خودروهای کوپه عضلانی تولید گردد.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

موتور و پیشرانه

دوج چارجر از زمان شروع ساخت دوباره در سال ۲۰۰۸ میلادی به همراه دوقلوی افسانه ای خود دوج چارجر (Dodge Charger) مثلث خودروهای عضلانی را به همراه فورد موستانگ (Ford Mustang) و شورولت کامارو (Chevrolet Camaro) شکل داده و به قدرتنمایی در برابر رقبای گرانقیمت اروپایی خود پرداخته اند.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

در سال ۲۰۱۵ میلادی شرکت دوج با معرفی مدل جدید دوج چلنجر SRT Hellcast و استفاده از یک موتور ۸ سیلندر خورجینی HEMI به حجم ۶.۲ لیتر و با توان تولید نیروی ۷۰۷ اسب بخار توانست به رقابت جدی با رقیب خود شورولت کامارو ZL1 با توان ۶۵۰ اسب بخار و فورد موستانگ شلبی GT350 و GT350R با توان ۵۲۶ اسب بخار رفته و آتش رقابت را بین این سه خودروی عضلانی داغ تر نماید.

عملکرد موتور

برای گذر از رقبای سخت با پیشرانه های غول آسا، شرکت دوج ماموریت سختی را به عهده داشته و به همین دلیل از یک موتور بسیار قدرتمند برای دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی استفاده نموده است.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

موتور نصب شده بر روی این خودرو یک نمونه عظیم ۶.۲ لیتری HEMI مجهز به سیستم سوپرشارژر با حجم دقیق ۶.۱۶۶ بوده که توانایی تولید نیرویی بسیار بیشتر ار مدل Hellcast و برابر با ۸۴۰ اسب بخار در دور موتور ۶.۳۰۰ RPM و حداکثر گشتاور تولیدی ۷۷۰ پاوند بر فوت (معادل ۱۰۴۴ نیوتون متر) را در دور موتور ۴.۵۰۰  RPM با استفاده از سوخت بنزین بدون سرب با اکتان ۱۰۰ را دارد.

سرعت و شتاب

این نیرو توسط یک جعبه دنده بسیار پیشرفته ۸ سرعته اتوماتیک با قابلیت تنظیم دنده به صورت دستی به چرخهای عقبی (RWD) دوح چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۷ میلادی منتقل می گردد. حداکثر سرعت این خودرو نیز بر اساس الام شرکت سازنده ۱۸۶ مایل در ساعت (معادل ۳۰۰ کیلومتر در ساعت) اعلام شده است.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ با این موتور در زمینه شتاب رکوردهای جدید را از خود به جای گذاشته و توانسته با شتاب ۰ تا ۱۰۰ برابر با ۲.۳ ثانیه و طی مسافت یک چهارم مایل در زمان ۹.۶۵ ثانیه و با حداکثر سرعت ۱۴۰ مایل در ساعت (معادل ۲۲۵ کیلومتر در ساعت) عنوان سریع ترین خودروی تولید انبوه جهان را به خود اختصاص دهد.

مصرف سوخت

مصرف سوخت این خودرو نیز برابر با ۱۰ مایل با هر گالن سوخت (معادل ۲۳.۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر) مسیر شهری، ۱۸ مایل با هر گالن سوخت (معادل ۱۳ لیتر  در هر ۱۰۰ کیلومتر) مسیر بزرگراهی و ۱۳ مایل با هر گالن سوخت (معادل ۱۸ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر) سیکل ترکیبی بوده که با توجه به ماهیت و توانایی های این ابر خودرو ارقامی قابل قبول به نظر می رسند.

طراحی خارجی و بدنه

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی از لحاظ ظاهری تفاوت هایی با مدل Hellcast و سایر گونه های این خودرو داشته که آن را متمایز از آنها می نماید. اما در محموع بر خلاف رقبای اروپایی و حتی آمریکایی مانند دوج وایپر (Dodge Viper) اسیر اصول آئرودینامیکی پیچیده نشده است. از تفاوت های ظاهری این خودرو می توان به عنوان و نشان Demon در قسمت های مختلف خودرو از جمله گلگیرها و در صندوق عقب و همچنین تصویری از سر یک اژدها که برگرفته شده از مدل Hellcat است، اشاره کرد.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

بدنه حجیم دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی از تایرهای پهن مخصوص سطوح آسفالت عادی با سایز ۳۱۵/۴۰/۱۸ ساخت شرکت Nitto استفاده کرده که چسبندگی مناسبی را برای این هیولا فراهم می آورد. این تایرها با تکنولوژی ساخت خود چسبندگی بیشتری را نسبت به مدل Hellcat برای این خودرو به ارمغان خواهد آورد.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی در ۱۴ رنگ متفاوت با اسامی نظیر Go Mango ، Destroyer Green و Indigo Blue و Octane Red به فروش خواهد رسید. خریداران این خودرو قادر به سفارش در موتور (Hood) ، سقف و در صندوق عقب به رنگ مشکی مات نیز خواهند بود.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ و مسابقات درگ

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی برای این سبک از مسابقات بهینه سازی شده و تنظیمات خاص مکانیکی و الکتریکی برای گرم کردن تایرها (Burnout) و فراهم کردن چسبندگی لازم برای این گشتاور بسیار بالا را به همراه دارد.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

با انتخاب مدل رانندگی شتاب در منوی مربوطه و پیروی از از دستورالعمل مرحله به مرحله، چرخ های جلویی قفل شده و تایرهای عقبی با چرخ ۲۰۰ دور، سطح تایر را عاری از آلودگی نموده و خودرو را آماده شلیک به جلو می نماید. سیستم کنترل کشش (Traction Control) نیز با مدیریت نیرو و گشتاور وارده به چرخ ها، خودرو را در حالت بیشترین شتاب ممکن قرار می دهد.

تجربه رانندگی

با وجود تجهیزات مخصوص پیست های مسابقات شتاب، دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ هنوز خودرویی استاندارد بوده و مجوز تردد در خیابن های معمولی و بزرگراه ها را با انتخاب مدل رانندگی خودکار (Auto) را دارد.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

برای دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی دو نحوه رانندگی متفاوت با عناوین سیاه (Black) و قرمز (Red) در نظر گرفته شده است.

مدل رانندگی سیاه (Black)

با اسنتخاب این فرم رانندگی برای دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی حداکثر نیروی تولید موتور کاهش یافته و با محدود شدن به ۵۰۰ اسب بخار، قابلیت های یک خودروی سواری شهری را برای آن فراهم می نماید.

مدل رانندگی قرمز (Red)

این فرم رانندگی مخصوص شتابگیری های بسیار سریع بوده که با حذف سیستم محدود کننده نیرو و تولید نیروی ۸۰۸ اسب بخاری با بنزین بدون سرب اکتان ۹۱ و ۸۴۰ اسب بخار با استفاده از بنزین بدون سرب با اکتان ۱۰۰ تمامی قدرت این هیولا را برای انجام هرگونه مانور در اختیار راننده قرار می دهد.

دوج چلنجر SRT Demon مدل سال 2018 میلادی

خریداران دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ با همکاری موسسه Haggerty Insurance مانند سایر مالکان مدل های SRT اجازه حضور در کلاس های آموزشی یک روزه Bondurant Racing School را خواهند داشت.

رقبای دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی

از رقبای این ابر خودرو علاوه بر رقبای سنتی مانند فورد موستانگ و شورولت کامارو با توجه به قیمت بسیار پایین تر نسبت به سایر رقبا، در زمینه عملکرد موتور و پیشرانه می توان به نمونه های زیر نیز اشاره نمود:

  • پورشه ۹۱۱ GT3 با قیمت ۱۴۵.۰۰ دلار (معادل ۵۴۸ میلیون تومان)
  • مک لارن ۷۲۰S با قیمت ۲۸۹.۰۰۰ دلار (معادل ۱ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان)
  • لامبورگینی هوراکان با قیمت ۲۰۴.۰۰ دلار (معادل ۷۷۱ میلیون تومان)
  • فراری ۴۸۸GTB با قیمت ۲۵۰.۰۰۰ دلار (معادل ۹۴۵ میلیون تومان)

 

مشخصات فنی دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ میلادی در یک نگاه

دوج چلنجر SRT Demon مدل ۲۰۱۸  
حجم موتور (سی سی) ۶.۱۶۶
تعداد سیلندر ۸
قدرت موتور ( اسب بخار) ۸۴۰
گشتاور (نیوتون متر) ۱۰۴۴
مصرف بنزین (شهر)* ۲۳.۵
مصرف بنزین (بزرگراه)* ۱۳
مصرف بنرین (ترکیبی)* ۱۸
شتاب ۰ تا ۱۰۰ (ثانیه) ۲.۳
حداکثر سرعت (کیلومتر در ساعت) ۳۰۰
قیمت در بازارهای جهانی (میلیون تومان) ۳۲۱

*لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر

 

منبع : Autotrader

تصاویر : Netcarshow

 

مطلب مشخصات فنی دوج چلنجر SRT Demon مدل سال ۲۰۱۸ ، هیولایی از آمریکا برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

بررسی بازی Road Riot: نبردی در میان جاده‌ها!

همانطور که می‌دانید اکنون در سال 2017 میلادی به سر می‌بریم. سالی که در آن مشتاق بازی‌های واقعیت‌افزوده هستیم و دیگر گیم‌های معمولی برای‌مان خسته‌کننده شده‌اند و کمی تحول می‌خواهیم. ولی اگر کسی بخواهد کمی از طعم نوستالژیک را بچشد چه باید بکند؟ باید در بین انباری‌ خانه‌شان دنبال یک بازی قدیمی بگردد؟ یا باید بازی Road Riot را دانلود و نصب کند؟ بهترین راه (از نظر ما) مورد دوم است.

بازی Road Riot به سبک نوستالژیک طراحی گشته و عاشقان گیم‌های قدیمی را خرسند می‌سازد. این بازی توسط کمپانی تانگو حمایت می‌شود و تاکنون بیش‌از 10 میلیون‌بار در فروشگاه گوگل دانلود شده و امتیاز 4.4 از 5 را از چندصدهزار کاربر دریافت کرده است. اگر می‌خواهید با این دوست‌داشتنی بیش‌تر آشنا شوید٬ پس با‌ آی‌تی‌رسان همراه باشید…


بازی Road Riot

داستان این بازی مانند همنوعان سال‌خورده‌اش بسیار ساده است. شما یک ماشین نه‌چندان خفن (!) در اختیار دارید که باید با آن از بین خودرو‌ها٬ بالگردها و موشک‌ها عبور کنید و با سلاحی که در بالای (یا هرکجای) ماشین‌تان تعبیه شده٬ آن‌ها را نابود کنید و سکه و چیزهای ارزشمند دیگر دریافت کنید. سپس با این سکه‌های طلایی جمع‌آوری شده٬ می‌توانید یک ماشین نو و براق بخرید که به مراتب قدرت بیش‌تری نسبت به خودروی قبلی‌تان دارد. همچنین شما قادرید در بخشی مجزا ماشین عزیزتان را سرویس کنید و رنگ و لعابی به آن ببخشید یا سلاح‌های کشنده تازه‌ای خریداری نمایید.

هرچه که بیش‌تر در محیط بازی فرو می‌روید٬ بیش‌تر و بیش‌تر نوستالژیک و آشنابودن آن را حس خواهید کرد. اگر به عددهای بالا در Road Riot دست یافتید٬ دشمنان‌تان سرسخت‌تر می‌شوند و سرعت زیاد بازی هم به سخت‌‌تر شدن آن کمک زیادی می‌کند. همچنین به مرور زمان همان‌طور که به قدرت دشمنان اضافه می‌شود٬ شما چندتا دوست هم پیدا خواهید کرد که هم‌پای‌تان شلیک می‌کنند و انصافا کارشان را به بهترین نحوممکن انجام می‌دهند. لازم به‌ذکر است که همیشه بانویی زیبارو شما را راهنمایی می‌کند و اگر به مشکلی برخوردید٬ می‌توانید از ایشان یاری بطلبید.

همان‌طور که Road Riot گیم‌پلی آشنایی دارد٬ دارای یک گرافیک آشنا نیز هست. این سبک طراحی را در بازی‌های نوستالژیک دیده‌ایم. هیچ‌چیز شبیه متریال یا فلت دیزاین نیست و تمام المان‌ها به‌ سبک قدیم طراحی شده‌اند. گوشه‌های تیز٬ صفحات واضح٬ فونت‌هایی درشت و تیتر مانند و انیمیشن‌های تیز و بز. وقتی وارد فضای جنگ می‌شوید٬ تماما یک جاده بی‌روح و رنگ‌پریده را مشاهده می‌نمایید که با سرعت زیادی درحال گذر است. ماشین شما و احیانا همکارتان در وسط صفحه حضور دارند و به نوستالژیک‌ترین شکل ممکن طراحی شده‌اند. این موضوع با دیدن خودروها مشهودتر خواهد شد و بازی Road Riot شما را به عمق خاطراتان می‌برد.

اما یکی از جالب‌ترین المان‌ها در این گیم٬ موشک‌ها هستند. موشک‌هایی که اگر به آن‌ها بخورید٬ نابود می‌شوید و بازی متوقف می‌گردد. توسعه‌دهندگان Road Riot این موشک‌ها را به‌صورت ترسناک و دلهره‌آوری طراحی کرده‌اند که تن کاربر را می‌لرزانند! لازم به‌ذکر است که دشمنان این بازی به‌طور وحشتناکی طراحی شده‌اند تا هیجان را به گیم نوستالژیک ببخشند. ناگفته نماند که همیشه هم شما در جاده آسفالت‌شده حضور ندارید!

از وقتی که آیکون بازی را لمس کنید٬ مدتی نمی‌گذرد که آهنگی مرموز با ریتمی (نسبتا) آرام پخش می‌شود که به‌نظر می‌رسد توسعه‌دهنگان قصد داشته‌اند که کاربر را برای جنگی تمام‌عیار آماده کنند. زمانی که بازی را شروع کنید٬ آن آهنگ در پس‌زمینه وجود دارد اما موزیکی هیجان‌انگیز در کل بازی حکم‌فرماست و کاملا صدای آن یکی را پوشش می‌دهد. همچنین اگر محیط و فضای اطراف‌تان تغییر کند٬ موسیقی متن هم تغییر خواهد کرد و خود را با آن تطبیق می‌دهد.

ناگفته نماند که وقتی یک گزینه را (مثلا تعویض سلاح) برمی‌گزینید٬ صدایی مانند ساییدن قاشق‌ چنگال را می‌شنوید که می‌تواند لذت‌بخش یا آزار‌دهنده باشد. به کاربر نیز این امکان داده شده است تا صدا را کم‌ و‌ زیاد کند و بیش‌تر روی رکوردزنی دقت کند تا گوش‌دادن به موزیک!

نکات مثبت:

  • گیم‌پلی نوستالژیک
  • صداگذاری عالی و متنوع
  • بیش‌تر المان‌ها و امکانات بازی آفلاین اجرا می‌شوند
  • محیط‌ها و مناطق گوناگون
  • امکان دیدن رکوردهای جهانی با اتصال به اینترنت

نکات منفی:

  • عدم خلاقیت

نوشته بررسی بازی Road Riot: نبردی در میان جاده‌ها! اولین بار در پدیدار شد.

مقایسه سرفیس لپ تاپ و سرفیس بوک: تفاوت ها و شباهت ها

مقایسه سرفیس لپ تاپ و سرفیس بوک: تفاوت ها و شباهت هاکمپانی مایکروسافت به تازگی از سیستم عامل ویندوز ۱۰ اس رونمایی کرده و همزمان، سرفیس لپ تاپ را معرفی کرده تا عملکرد سیستم عامل جدید خود را به نمایش بگذارد.

اما عملکرد این لپ تاپ در مقایسه با دستگاه رده بالای کمپانی مایکروسافت یعنی سرفیس بوک چگونه است؟ در ادامه اطلاعات کاملی را در این باره به اشتراک می گذاریم؛ با تکرا همراه شوید:

مقایسه طراحی سرفیس لپ تاپ و سرفیس بوک

لپ تاپ جدید فوق باریک و قابل حمل سرفیس لپ تاپ برای محصل ها طراحی شده و مایکروسافت برای نمایش جذابیت های آن، سروصدای زیادی به پا کرده است. این لپ تاپ با وزن ۱.۲۵ کیلوگرمی، از لپ تاپ مک بوک ایر اپل سبک تر است؛ البته به خاطر داشته باشید که مک بوک ایر، یک دستگاه قدیمی بوده و این مقایسه در سبکی را نمی توان مساله ی چندان قابل توجهی دانست.

با مشاهده ی سرفیس لپ تاپ مشاهده می کنید که پیچ و یا لولایی در این دستگاه دیده نمی شود؛ حتی منافذ بسیار ریز اسپیکر نیز در این لپ تاپ تعبیه نشده اند؛ چرا که مایکروسافت، اسپیکرها را در قسمت زیرین صفحه کلید قرار داده است.

این لپ تاپ در رنگ های طلایی گرافیتی، قرمز تیره، آبی کبالت و نقره ای راه اندازی شده و صفحه کلید آن با نوعی پارچه که ظاهرا از ایتالیا وارد شده، پوشیده شده است؛ کلید های عقبی از جنس پلاستیک هستند. صفحه نمایش این لپ تاپ، قابلیت جدا شدن از کیبورد را ندارد؛ البته فراموش نکنید که این یک لپ تاپ است.

لولاها در سرفیس لپ تاپ پنهان شده اند؛ اما سرفیس بوک با لولای کاملا آشکاری همراه است.

لولاها در سرفیس لپ تاپ پنهان شده اند؛ اما سرفیس بوک با لولای کاملا آشکاری همراه است. در حقیقت، این یکی از قابل توجه ترین ویژگی های این لپ تاپ به شمار می رود. این هیبرید لپ تاپ/تبلت با ساختار منیزیم خاکستری، از لولایی برخوردار است که بتواند وزن سرفیس بوک را به صورت متعادلی تنظیم کند تا بدون در نظر داشن زاویه ی صفحه نمایش، از سنگین شدن بیش از حد دستگاه جلوگیری کند.

این هیبرید لپ تاپ/تبلت با ساختار منیزیم خاکستری، از لولایی برخوردار است که بتواند وزن سرفیس بوک را به صورت متعادلی تنظیم کند تا بدون در نظر داشن زاویه ی صفحه نمایش، از سنگین شدن بیش از حد دستگاه جلوگیری کند.

مقایسه سخت افزار و عملکرد اجرایی سرفیس لپ تاپ و سرفیس بوک

سرفیس لپ تاپ به ویندوز ۱۰ اس مجهز شده؛ بنابراین، سرعت لاگین و آغاز به کار آن بالاتر از ویندوز ۱۰ و سرفیس بوک است. تمامی این سیستم عامل روی اپلیکیشن های Windows Store اجرا می شود؛ مایکروسافت مدعی شده که عملکرد آن در روز هزارم نیز برابر خواهد بود با همان عملکرد روز اول. در حقیقت، این مساله به نوعی یک محدودیت به شمار می رود؛ هرچند که قیمت آن چندان چشمگیر نیست؛ با اینحال یک هزینه ی اضافی خواهد بود.

از طرف دیگر، سرفیس بوک از همان ویندوز ۱۰ استاندارد برخوردار شده و شما می توانید اپلیکیشن ها و برنامه های کاربردی مورد نیاز خود را از هر جایی دانلود کنید؛ علاوه بر اینکه تجربه ی شخصی تری خواهید داشت؛ از نظر ما، انعطاف پذیری بیشتر همیشه بهتر است.

سرفیس لپ تاپ از ۱ ترابایت SSD برخوردار است و به ادعای مایکروسافت، عمر باتری آن به ۱۴ ساعت و ۳۰ دقیقه می رسد. اما در واقعیت چندان مطمئن نیستیم که عمر باتری تا این اندازه بالا باشد؛ اما در هر حال، با یک شارژ کامل، یک روز کاری را همراه شما خواهد بود.

اگر ادعای مایکروسافت درست باشد، باید بگوییم که عمر باتری آن در مقایسه با سرفیس بوک بیشتر است. مایکروسافت اعلام کرده که هیبرید لپ تاپ/تبلت سرفیس بوک، عمر باتری ۱۲ ساعتی را تضمین می کند، البته اگر کاربری لپ تاپ داشته باشد؛ این در حالیست که بخش تبلت به تنهایی، سه ساعت دوام می آورد.

سرفیس لپ تاپ از 1 ترابایت SSD برخوردار است و به ادعای مایکروسافت، عمر باتری آن به 14 ساعت و 30 دقیقه می رسد.

سرفیس لپ تاپ همچنین از نسل هفتم پردازنده Intel Core در دو نوع i5 و i7 برخوردار شده که از پردازنده ی نسل ششم موجود در سرفیس بوک جدیدتر است. این دستگاه همچنین از صفحه نمایش ۳.۴ میلیون پیسکلی بهره می برد؛ این یک صفحه نمایش LCD 13.5 اینچی PixelSense است که از قلم سرفیس پن پشتیبانی می کند. صفحه نمایش این لپ تاپ با رزولوشن ۲۲۵۶ در ۱۵۰۴ و نسبت ابعاد ۳:۲ همراه است.

اما سرفیس بوک از صفحه نمایش کوچک تر ۱۳.۳ اینچی برخوردار شده و با رزولوشن ۳۰۰۰ در ۲۰۰۰ و تراکم پیکسل ۲۶۷ppi همراه است؛ کیفیتی که می تواند تصاویر دقیقی را ایجاد کند. این رزولوشن بدان معناست که تصاویر سرفیس بوک، واضح تر از سرفیس لپ تاپ خواهد بود. این دستگاه نیز از سرفیس پن پشتیبانی می کند، بنابراین این دو لپ تاپ در این بخش برابر هستند.

همانطور که در بالا خواندید، لپ تاپ سرفیس بوک از تراشه ی نسل ششم اینتل برخوردار است؛ بنابراین سرعت عملکرد سرفیس لپ تاپ به میزان ۱۵ درصد بیشتر خواهد بود.

نکته ی جالب اینجاست که در صفحه کلید جدا شدنی سرفیس بوک، یک پردازنده گرافیکی ثانویه انویدیا جی فورس قرار گرفته است. زمانی که قسمت تبلت به صفحه کلید متصل می شود، این پردازنده فعال شده و در مجموع برای افزایش چشمگیر در عملکرد تعبیه شده است. بسته به مدلی که انتخاب می کنید، از پردازنده گرافیکی ۱ گیگابایتی یا ۲ گیگابایتی GTX 965 برخوردار می شوید؛ این نوع پردازنده برای بازی و کاربران پر مصرف مناسب است، اما به خاطر داشته باشید که با قیمت بیشتری به فروش می رسد.

از نقطه نظر رم دستگاه باید گفت که این روزها، کمترین اندازه ای که در لپ تاپ های رده بالا پیشنهاد می شود، رم ۸ گیگابایتی است. این بدان معناست که باید برای در اختیار گرفتن یک سرفیس لپ تاپ با رم ۸ گیگابایتی، مبلغ ۱۰۰۰ یورو پرداخت کنید؛ این در حالیست که نسخه ی استاندارد سرفیس بوک از رم ۸ گیگابایتی برخوردار است.

مایکروسافت، سرفیس لپ تاپ را به پورت یو اس بی، اتصال دهنده ی پاور سرفیس و یک DisplayPort کوچک مجهز کرده است؛

مایکروسافت، سرفیس لپ تاپ را به پورت یو اس بی، اتصال دهنده ی پاور سرفیس و یک DisplayPort کوچک مجهز کرده است؛ اما یو اس بی نوع سی و جایگاه نصب اس دی کارت در این دستگاه دیده نمی شوند. لپ تاپ سرفیس بوک از دو پورت یو اس بی ۳.۰، جایگاه نصب اس دی کارت و DisplayPort برخوردار شده، اما پورت یو اس بی نوع سی در آن دیده نمی شود.

مقایسه قیمت و تاریخ عرضه ی سرفیس لپ تاپ و سرفیس بوک

شما می توانید با پرداخت مبلغ ۹۹۹ دلار، صاحب یک سرفیس لپ تاپ با پردازنده ی Core i5 شوید؛ این دستگاه از تاریخ ۱۵ ژوئن در کشور آمریکا عرضه و توزیع شده است.

سرفیس لپ تاپ در همین تاریخ در بریتانیا نیز عرضه می شود، اما مدل Core i5 با رم ۴ گیگابایتی و حافظه ی ۱۲۸ گیگابایتی آن با قیمت ۹۷۹ یورو به فروش می رسد.

در حالیکه قیمت پایه ی سرفیس بوک با ۱۲۸ گیگابایت حافظه، Core i5 و رم ۸ گیگابایتی، معادل ۱۴۴۹ یورو است. نسخه ی رده بالای این لپ تاپ با قیمتی معادل ۳۰۰۰ یورو به فروش می رسد.

شما می توانید با پرداخت مبلغ 999 دلار، صاحب یک سرفیس لپ تاپ با پردازنده ی Core i5 شوید؛ این دستگاه از تاریخ 15 ژوئن در کشور آمریکا عرضه و توزیع شده است.

خلاصه ی مقایسه ی سرفیس لپ تاپ و سرفیس بوک

دو لپ تاپ نامبرده با اهداف متفاوتی تولید شده اند. سرفیس لپ تاپ به عنوان یک دستگاه پایه ای یا استاندارد، برای بسیاری از افراد یک گزینه ی مناسب تر و ارزشمند تر است. اما اگر به دنبال عملکرد بالاتر و انعطاف پذیری بیشتر هستید، سرفیس بوک انتخاب بهتری خواهد بود؛ به ویژه اگر کاربر پرمصرفی هستید و از لپ تاپ خود برای بازی کردن و یا کارهای سه بعدی استفاده می کنید، سرفیس بوک را به شما پیشنهاد می کنیم.

خلاصه ی مقایسه ی سرفیس لپ تاپ و سرفیس بوک

.

منبع: trustedreviews

مطلب مقایسه سرفیس لپ تاپ و سرفیس بوک: تفاوت ها و شباهت ها برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

منظور از صفحه نمایش True Tone اپل چیست و چه کاربردی دارد؟

منظور از صفحه نمایش True Tone اپل چیست و چه کاربردی دارد؟کمپانی اپل، تبلت آیپد پرو ۹.۷ اینچی را با تکنولوژی جدیدی به نام صفحه نمایش True Tone راه اندازی کرده است.

این تکنولوژی جدید به سیستم متعادل سازی رنگ سفید در فلاش دوربین گوشی های آیفون شباهت دارد و به صفحه نمایش آیپد پرو ۹.۷ اینچی اجازه می دهد تا تنها میزان و تراکم مناسبی از رنگ سفید را روی نمایشگر به اجرا بگذارد. ایده ای که منجر به این طرح جدید شده، از ماهیت رنگ سفید و تنوع انعکاس آن در نورهای مختلف به وجود آمده است؛ زمانی که قابلیت True Tone فعال می شود، آیپد می تواند کیفیت نمایشگر را تنظیم کند.

یک نقطه ی سفیدی تنظیم شده باید بتواند خواندن متن را برای چشم کاربران آسان تر کند؛ درحالیکه روشنایی تنظیم شده به صورت دینامیک، به ویژه در زمانی که با نمایشگری با بازتاب کم همراه می شود، باید بتواند قابلیت خوانایی بیشتر را در نور مستقیم خورشید ایجاد کند. بنابراین، نگاه کردن به صفحه نمایش آیپد پرو ۹.۷ اینچی در شرایط اتاق که نور از بالا می تابد و حتی کنار پنجره که زاویه تابش نور و میزان آن متفاوت است، آسان تر خواهد بود.

در ادامه تمامی اطلاعات مربوط به صفحه نمایش True Tone جمع آوری شده است؛ با تکرا همراه شوید:

نحوه ی عملکرد قابلیت True Tone در آیفون ها چگونه است؟

کمپانی اپل در زمان رونمایی از گوشی آیفون ۵ اس اعلام کرد که فلاش LED در مدل های گذشته، جای خود را به تکنولوژی جدیدی به نام True Tone داده است. این تکنولوژی از دو LED تشکیل شده؛ یکی سفید و دیگری کهربایی.  هنگامی که فلاش در زمان عکسبرداری فعال می شود، این دو LED به صورت پشت سر هم روشن شده و با یک الگوریتم نرم افزاری همکاری می کنند که میزان رنگ های تصویر را ارزیابی کرده و به فلاش آیفون اجازه می دهد تا تراکم یا شدت نور سفید در مقابل نور کهربایی یا زرد را تنظیم کند.

این فلاش برای اضافه کردن نور بیشتر به تصویر تعبیه نشده؛ بلکه مناسب ترین نور در رنگ های تصویر را به وجود می آورد. فلاش True Tone از هر دو LED سفید و کهربایی برخوردار است تا هر دو تناژ نور برای ایجاد تعادل در پس زمینه و پیش زمینه فراهم شود. این فلاش در حقیقت صحنه یا منظره ی مورد نظر شما را می خواند و هر دو LED را در فشارهای مختلف به اجرا می گذارد تا ۱۰۰۰ کیفیت یا دمای رنگ مختلف را ایجاد کند؛ به همین دلیل است که عکس هایی که در فضای اتاق و یا بیرون به ثبت می رسند، تعادل رنگ مناسبی دارند.

نحوه ی عملکرد صفحه نمایش True Tone در آیپد پرو چگونه است؟

آیپد پرو ۹.۷ اینچی جدید که از آیپد پرو ۱۲.۹ اینچی کوچکتر است، از چهار سنسور برای اندازه گیری رنگ و روشنایی محیط برخوردار شده است. این تبلت برای تنظیم نمایشگر از اطلاعات سنسورها استفاده می کند. این سیستم می تواند نقاط سفید و یا روشنایی را بر مبنای نورپردازی محیط شما اصلاح کند تا سفیدی نمایشگر در هر منبع نوری، به میزان مناسبی به نمایش گذاشته شود. لازم به ذکر است که این تکنولوژی، چندان جدید نبوده و برخی از مانیتورهای دسکتاپ در حال حاضر از این تکنولوژی بهره می برند.

نکته ی جالب اینجاست که سیستم اپتیکال انسانی، دائما در حال مطابق کردن نور نزدیک به سفید با نور کاملا سفید است؛ یک رنگ سفید بهتر می تواند درک متناسب با چیزی که به آن می نگیریم را تحت تاثیر قرار دهد. به معنای دیگر، یک نقطه ی سفید تنظیم شده برای چشمان شما راحتی را به همراه دارد. علاوه بر این، نگاه کردن به نمایشگر آیپد پرو ۹.۷ اینچی در نور مستقیم آفتاب آسان تر است؛ بنابراین کاربری پیشرفته ای دارد.

در ادامه توضیحات اپل درباره ی صفحه نمایش True Tone یا Retina را می خوانید:

آیپد پرو ۹.۷ اینچی از نمایشگری با تکنولوژی های پیشرفته از جمله صفحه نمایش True Tone برخوردار است. این تکنولوژی با استفاده از سنسورهای چهار کاناله، تعادل رنگ سفید را به صورت دینامیک تنظیم می کند تا نور محیط پیرامون شما به صورت طبیعی تر و دقیق تری با صفحه نمایش سفید رنگ تطابق داشته باشد. نمایشگر رتینای پیشرفته، به میزان ۲۵ درصد روشن تر و ۴۰ درصد، کم بازتاب تر از نمایشگر آیپد پرو ۲ بوده و این مساله باعث می شود که محتوای به نمایش گذشته شده روی صفحه نمایش، در محیط داخل اتاق و نور شدید آفتاب، راحت تر دیده و خوانده شود. این سیستم از همان محدوده رنگ گسترده تر که در نمایشگر رتینا ۵K در iMac دیده می شود، برخوردار است و می تواند اشباع رنگ بهتری به میزان ۲۵ درصد را برای رنگ های مخملی ایجاد کند.

آیا باید قابلیت صفحه نمایش True Tone را در آیپد پرو فعال کرد؟

بله. برخلاف فلاش True Tone در گوشی های آیفون، صفحه نمایش True Tone در آپید پرو کوچکتر را می توان فعال یا غیر فعال کرد. برای این کار باید به قیمت Setting یا تنظیمات رفته و به قسمت Display and Brightness مراجعه کنید، سپس سوئیچ True Tone را روشن کنید. در این قسمت، سوئیچ قابلیت نایت شیفت نیز دیده می شود. نایت شیفت قابلیتی است که به True Tone شباهت دارد.

آیا صفحه نمایش True Tone با نایت شیفت (Night Shift) اپل در ارتباط است؟

نایت شیفت قابلیتی است که با iOS 9.3 معرفی شد. این قابلیت در روندی مشابه آیپد پرو، رنگ های نمایشگر را به صورت اتوماتیک تنظیم کرده و با تاریک شدن هوا، نور پس زمینه را با رنگ های گرم تر همراه می کند. نتیجه ی این کار در ایجاد خواب آرام شب، موثر است. نایت شیفت اساسا مشابه True Toneعمل می کند، اما هدف متفاوتی دارد. این قابلیت باعث می شود که با تاریک شدن هوا، رنگ های گرم تری روی صفحه نمایش نمایان شوند تا نور آبی متساعد شده از نمایشگر، به خواب آرام شب آسیبی نرساند.

با این کار، صفحه نمایش دستگاه کمی نارنجی می شود؛ اما به خاطر داشته باشد که رنگ های گرم تر در نمایشگر، باعث می شود که خواندن و یا نگاه کردن به نمایشگر در شب هنگام آسان تر شود؛ چرا که نور محیط، کمتر است. اپل اعلام کرده است که نور آبی نمایشگرها می تواند به ریتم شبانه روزی ما آسیب برساند؛ این ریتم شبانه روزی در حقیت ساعت بدن ما را تنظیم می کند. نور آبی همچنین ترشح هورمون ملاتونین در بدن را کاهش می دهد. محققان دانشگاه هاروارد و همکارانشان به صورت علمی این مساله را ثابت کرده اند.

بنابراین، قابلیت نایت شیفت می تواند اثرات منفی استفاده از آیپد پرو در شب هنگام را کاهش دهد.

.

منبع: pocket-lint

مطلب منظور از صفحه نمایش True Tone اپل چیست و چه کاربردی دارد؟ برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

بررسی اپلیکیشن Beauty Plus: کارخانه سلفی‌ سازی!

فرض کنید که یک سلفی از خود یا با دوستان‌‌تان گرفته‌اید٬ اما حس می‌کنید که یک چیزی کم دارد. چیزی خاص و متفاوت. کمی جادو. کمی Blur. کمی خیال! اما وقتی که عکس را می‌بینید٬ هیچ‌کدام از این موارد را مشاهده نمی‌کنید و درمی‌یابید که تنها یک تصویر خشک‌ و خالی گرفته‌اید. آخر باید چکار کرد؟ این‌طوری‌که عکس‌ها را نمی‌توان حتی نگاه کرد؟ باید یک جادو و جنبلی رویش انجام شود؟ اما چگونه؟

همان‌طور که دنیای اپ‌ها روز‌به‌روز پیشرفت می‌کند و تقریبا روزانه به تعداد برنامه‌های سیستم‌عامل‌های مختلف افزوده می‌شود٬ پس دیگر نباید نگران زیبایی سلفی‌های‌مان باشیم. نرم‌افزارهایی برای انجام این‌کار خیلی وقت است که به میدان آمده‌اند. برنامه‌های پرزرق و برق و صدالبته رنگارنگ که دل و جان کاربران را می‌برند و آن‌ها را مجبور می‌کنند که آن اپ را دانلود و اجرا کنند. یکی از همین‌ها BeautyPlus نام دارد. برنامه‌ای تقریبا 50 مگابایتی از استودیوی Meitu Technology. این اپ تاکنون بیش‌از 100 میلیون‌بار دانلود شده و امتیاز 4.4 از 5 را از میلیون‌ها کاربر کسب کرده است. با دیدن این اعداد و ارقام چشمان‌مان گرد شد اما وقتی با نرم‌افزار کار کردیم٬ متوجه شدیم که امتیاز این برنامه بسیار کم است و حداقل باید بالای 4.7 می‌شد! اگر شما هم می‌خواهید با این اپ بیش‌تر آشنا شوید، پس با آی‌تی‌رسان همراه باشید…


طراحی

وقتی که برای اولین‌بار وارد این اپلیکیشن می‌شوید (مخصوصا اگر نور موبایل‌تان زیاد باشد)٬ چشمان‌تان درد می‌گیرد و از نورانی بودن این برنامه بیزار می‌شوید. اما این برای نخسین‌بار است و دفعات بعد عاشق این درخشان‌ بودن BeautyPlus می‌شوید. این اپ مملو از رنگ‌ها متعدد و صدالبته شاد است. صورتی٬ سفید و نارنجی در این نرم‌افزار بسیار دیده می‌شوند و عاشقان این رنگ‌ها دل‌باخته این اپ خواهند شد. همچنین سازندگان نهایت تلاش خود را انجام داده‌اند تا بتوانند این برنامه را تاحدودی فلت طراحی کنند و کم‌و‌بیش در این‌کار موفق بوده‌اند.

اما BeautyPlus چگونه کار می‌کند؟

دردل این اپلیکیشن دو گزینه خیلی مهم گنجانده شده است. در ادامه درباره‌ آن‌ها توضیحی می‌دهیم و باهم عملکردشان را می‌سنجیم.

SELFIE

اپلیکیشن BeautyPlus

با لمس این گزینه و چند لحظه صبر به صفحه‌ای منتقل می‌شود و خودتان را می‌بینید. اما وقتی گزینه‌های پایین صفحه را مشاهده می‌کنید٬ به احتمال زیاد سرتان گیج خواهد رفت و روی زمین می‌افتید! تب اولی برای این است که عکس‌های گالری‌تان را ببینید و اگر مایل بودید٬ می‌توانید آن‌ها را به سرعت زیبا کنید. باید بگوییم که این قسمت کاربرد چندانی ندارد چون‌که گزینه مهم دوم کاملا به این موضوع می‌پردازد. تب دوم از سمت چپ نیز برای عاشقان سلفی بسیار جذاب است. واقعیت‌ افزوده! بلی! در این اپلیکیشن کلی افکت‌های AR گنجانده شده است که تعداد کمی از آن‌ها باز هستند و برای لذت‌بردن از باقی باید به اینترنت متصل شوید و آن‌ها را که حجم کمی هم ندارند٬ دانلود کنید.

ناگفته نماند که این برنامه بیسار باهوش است و اگر صورت‌تان هم کاملا در صفحه نباشد٬ به آنی شما را تشخیص می‌دهد. تب اولی سمت چپ دکمه شاتر به انبوهی از افکت‌ها اختصاص داده شده است. افکت‌هایی که در 4 بخش دسته‌بندی شده‌اند و حتی به کاربر امکان این داده شده است که افکت‌های بیش‌تری را هم از فروشگاه غنی این نرم‌افزار دانلود کند. صادقانه بگوییم «افکت‌های این بخش تنوع زیادی دارند و اگر از یکی از آن‌ها خوش‌تان نیامد٬ می‌توانید یکی دیگر را انتخاب کنید و یقین داشته باشید که افکت‌ها پایانی ندارند!» با لمس تب آخر از سمت راست هم قادرید٬ میزان زیبایی‌تان را انتخاب کنید و باید در همین‌جا بگوییم که عملکرد این بخش فوق‌العاده است و به قول معروف «از لولو٬ هلو می‌سازد!»

BEAUTIFY

اپلیکیشن BeautyPlus

این بخش مهم هم شامل سه تب نسبتا بزرگ است که جادو می‌کنند. در قسمت Edit شما می‌توانید٬ کارهای معمول از جمله تغییر نور٬ هایلایت‌کردن و برش را انجام دهید و باید بگوییم که سرعت این برنامه در این‌جا مشخص می‌شود و حتما از دیدن کارکرد آن لذت خواهید برد. در بخش Retouch کاربر قادر است تا صورت خود را تاحد زیادی فتوشاپ کند. اما امکانات این اپ در این قسمت بسیار گسترده است تا آن‌جا که شما می‌توانید گودی دور چشمان‌تان را از بین ببرید تا صورتی یک‌دست داشته باشید. در تب آخر هم که Filter نام دارد٬ دقیقا همان افکت‌های بخش SELFIE به چشم می‌خورند و امتحان‌کردن تک‌تک آن‌ها نیاز به صبر ایوب دارد! بعد از اعمال تغییرات کاربر قادر است تا این عکس را از همین برنامه مستقیم به شبکه‌های اجتماعی بفرستد تا ببیند چقدر لایک می‌خورد! از قلم نیافتد که انیمیشن‌های این اپ بسیار لذت‌بخش هستند.

نکات مثبت:

  • افکت‌های بسیــــــــــار زیاد!
  • انیمیشن‌های زیبا و چشم‌نواز
  • سرعت و هوش مثال‌زدنی
  • مجهز به واقعیت‌افزوده

نکات منفی:

  • مصرف بالای اینترنت

نوشته بررسی اپلیکیشن Beauty Plus: کارخانه سلفی‌ سازی! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی اپلیکیشن ۷ Minute: ورزش در هفت دقیقه طلایی!

ورزش‌‌کردن بایستی یکی از الزامات زندگی باشد. اما همان‌طور که می‌دانید مدام پشت‌گوش انداخته می‌شود و بعدازمدتی به کلی فراموش خواهد شد. حالا بیش‌تر مردم ترجیح می‌دهند در خانه‌ گرم و نرم‌شان به موبایل‌ خود زل بزنند و مدت‌ها با آن سرگرم شوند. ولی همیشه وقت‌های آزادی هرچند‌کم در زندگی هرکسی وجود دارد. با کمک تکنولوژی و صدالبته اپ‌ها حالا شما می‌توانید در همان مدت‌ زمان اندک به ورزش‌کردن مشغول شوید و خود را از بیماری‌ها دور کنید و محکم به سلامتی بچسبید! این مهم به وسیله اپلیکیشن Minute 7 محقق گشته و قادرید آن را امروز (رایگان برای سیستم‌عامل اندروید) از فروشگاه گوگل دانلود کنید.

آیا دوست‌دارید ورزش کنید؟

آیا وقت کافی برای ورزش‌کردن ندارید؟

آیا مایلید ورزش کنید اما روش صحیح آن را بلد نیستید؟

جواب تمام این سوال‌ها در این اپلیکیشن است و با آن می‌توانید کمی ورزش کنید و نتایج آن را در کوتاه‌مدت و بلندمدت حس کنید! این نرم‌افزار تاکنون بیش‌از 10 میلیون‌بار از پلی‌استور دانلود شده و امتیاز 4.5 از 5 را از کاربران کسب کرده است. اگر می‌خواهید با این برنامه که سلامتی شما را تضمین می‌کند، بیش‌تر آشنا شوید٬ پس با آی‌تی‌رسان همراه باشید…


صفحه اصلی

اپلیکیشن Minute 7

وقتی وارد این اپلیکیشن می‌شوید٬ چند لحظه روی یک صفحه باقی خواهید ماند که در گوشه سمت چپ آن به این ذکر شده است که این اپ یکی از بهترین برنامه‌های سال 2016 فروشگاه گوگل است. این یک نوع تبلیغ است و احساس اطمینان به این نرم‌افزار را در کاربر افزایش می‌دهد! بعد با 2 تب مواجه خواهید شد که یکی از آن‌ها «ورزش» نام دارد. در این تب انواع تمارین و چالش‌ها جمع‌آوری شده‌اند تا شما آزادی عمل بیش‌تری داشته باشید و باتوجه به وضعیت خودتان تمرین موردنظر را انتخاب نمایید. اولین کاری که باید انجام دهید، این است که در بالای صفحه (همین تب) قد و وزن خود را به کیلوگرم یا واحدهای دیگر وارد کنید. بعد بلافاصله شاخص توده بدنی شما محاسبه می‌گردد و آن را می‌توانید در تب دوم که در ادامه درباره‌اش توضیح می‌دهیم٬ مشاهده کنید.

تب دوم «تقویم» نام دارد و وقتی آن را لمس کنید٬ روزهای ماه میلادی جاری را مشاهده می‌نمایید و اگر به پایین اسکرول کنید٬ می‌توانید فعالیت امروز یا چند روز پیش را ببینید و از وضعیت تحرک خود مطلع شوید. همچنین شاخص توده بدنی شما در همین تب نقش بسته است و وضعیت کاربر را هم باتوجه به قد و وزن او بیان می‌کند. مثلا این‌که وزن مطلوبی دارد یا دچار چاقی مفرد است! اگر هم پایین‌تر بروید به بنر بزرگی برمی‌خورید که روی آن تبلیغ یک اپ دیگر است و جالب این‌جاست که همه این تبلیغات در حالت آفلاین است! البته این بنرها در تب «ورزش» هم وجود داشتند اما هرگز این‌قدر بزرگ و غول‌آسا نبوده‌اند!

شروع تمرین!

اپلیکیشن Minute 7

وقتی یکی از تمارین تب «ورزش» را انتخاب کنید٬ در وهله اول به شما لیست حرکات این تمرین نمایش داده می‌شود و کاربر با انتخاب گزینه «انتخاب تصادفی» قادر است که ترتیب حرکات را از بین ببرد تا آن‌ها بدون قانون خاصی به اجرا دربیایند. بعد از مشاهده‌کردن حرکات٬ شما می‌توانید گزینه «حرکت کن» را انتخاب کنید تا ورزش بعد از 15 ثانیه شروع بشود. شما برای انجام هر حرکت تا 30 ثانیه وقت دارید و این برنامه برای‌تان نحوه انجام آن را به خوبی با نشان‌دادن چند گیف و توضیح به زبان فارسی (چون این اپ از زبان شیرین فارسی٬ نصفه‌نیمه پشتیبانی می‌کند) شرح می‌دهد و اگر از این آموزش‌ها راضی نبودید٬ این امکان به شما داده شده تا ویدیویی از آن را در شبکه گسترده یوتیوب مشاهده کنید.

همچنین اگر از شمارش معکوس هر حرکت عقب ماندید٬ می‌توانید با لمس صفحه همه‌ چیز را متوقف کنید. انگار دنیا ایستاده باشد! ناگقته نماند که قبل از شروع تمرین کاربر قادر است که دستورالعمل آن را مشاهده کند و از حرکات، پیش از انجام‌دادن آن‌ها خبردار شود. ما هم توصیه می‌کنیم که حتما به این نوشته‌ها دقت کنید تا با اطلاعات بیش‌تری ورزش را آغاز کنید.

نکات مثبت:

  • طراحی شاد و سرزنده
  • تمارین متنوع
  • حرکات اصولی و نتیجه‌بخش
  • محاسبه IBM فرد

نکات منفی:

  • پشتیبانی ناقص از زبان فارسی

نوشته بررسی اپلیکیشن 7 Minute: ورزش در هفت دقیقه طلایی! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی بازی Sniper X: پرورش تک‌ تیراندازها!

بازی‌ها برای سرگرم‌کردن ما عالی هستند و با آن‌ها می‌توانیم حسابی وقت‌مان را تلف کنیم! اما با بازی Sniper X غیر از هدردادن وقت چیز دیگری هم نصیب‌مان می‌شود. اگر این گیم را نصب و سپس اجرا کنید٬ وارد یک آکادمی خواهید شد که در آن به شما مهارت تک‌تیراندازی یاد داده خواهد شد تا با استفاده از آن‌ها قادر باشید که تروریست‌ها را در اقصی‌ نقاط جهان پیدا کنید و سپس از روی زمین محوشان کنید!

این بازی تاکنون بیش‌از 5 میلیون‌بار از فروشگاه گوگل دانلود شده و امتیاز 4.4 از 5 را به خود اختصاص داده است. همچنین رده‌سنی این گیم بالای 18 سال است که دلیل آن را در ادامه مطلب توضیح خواهیم داد. اگر می‌خواهید با این بازی خوش‌ساخت از شرکت Glu بیش‌تر آشنا شوید، پس با آی‌تی‌رسان همراه باشید…

یکی از شاخص‌ترین مواردی که اولین‌بار با آن مواجه خواهید شد٬ داستان و روایت این بازی است. طوری که در آغاز هر مرحله ستاره فیلم‌های اکشن Jason Statham به شما نکاتی را می‌گوید و ماموریت‌تان را برای شما شرح می‌دهد. البته اگر هم ایشان نبود٬ خود کاربر داستان بازی را متوجه می‌شد. چراکه این روایت بارها‌ و بارها چه در دنیای مجازی و چه در جهان واقعی تکرار‌ شده است. سیر بازی هم به همین منوال پیش می‌رود تا زمانی که شما از آن خسته شوید و بازی را کنار بگذارید! ساده‌تر بگوییم که در این بازی شما باید تروریست‌ها را بکشید تا مراحل یکی‌پس‌از دیگری طی شوند تا کاربر تبدیل به یک بازیکن حرفه‌ای جهانی شود! برای همین رده‌سنی این بازی بالای 18 سال تنظیم شده است تا نوجوانان با بازی‌کردن این گیم‌ها از خود‌بی‌خود نشوند و کودکان هم دچار تشنج نگردند! خلاصه این‌ سیر داستانی Sniper X تکرار مکررات است و حتی یک‌جو هم خلاقیت ندارد! اما انگاراین حرف ما غلط از آب درآمد! چراکه ناگهان جای شخصیت‌ها تغییر می‌کند و شما در نقش کس دیگری ظاهر خواهید شد و دراصل باید کارکتری که مرحله قبل با آن سرکردید را شکار کنید!

بازی Sniper X

یکی از مهم‌ترین دلایلی که باید این بازی را نصب کنید٬ گرافیک خیره‌کننده آن است. محیط سه‌بعدی و با رنگ‌های معمول طراحی گشته و طبق معمول اکثر محیط‌ها در خاورمیانه هستند و ترورویست‌ها در آن‌جا می‌پلکند! شخصیت‌ها هم به طوری حرفه‌ای کشیده شده‌اند تا کاربر واقعا حس کند که جای آن‌ها و درحال تک‌تیراندازی است!

جزئیات با وسواسی مثال‌زدنی طراحی گشته‌اند تا شما حس حضور در دنیای واقعی را داشته باشید. طوری که در آن دوردست‌ها دود از شهر ویرانه‌شده‌ای به هوا بلند می‌شود و در این نزدیک‌ها تروریست‌ها درجال جنب‌ و‌ جوش هستند! بعضی صحنه‌ها مانند کشتن یک فرد آن‌قدر عالی هستند که شما واقعا حس می‌کنید که یک قاتل هستید و لبخندی شرورانه می‌زنید!

از همه بیش‌تر زمانی را دوست‌‌ داشتیم که گلوله سربی-مسی به صورت اسلوموشن درمی‌آمد و هوا را می‌شکافت و بعد مستقیم به قلب فرد می‌خورد! بنگ! البته زمان تعویض خشاب‌ هم مطلوب است و حس خوبی به شما منتقل می‌کند. البته اگر بخواهیم روراست باشیم باید بگوییم که وقتی یک تروریست یا کاراکتر قبلی خودمان را از بالای برجی به پایین می‌اندازیم٬ حس خوشآیندی به ما منتقل می‌شود که از توصیف آن در این مطلب قاصریم و تنها باید خودتان امتحانش کنید!

صداگذاری

بازی Sniper X

از وقتی که وارد این بازی می‌شوید٬ درمی‌یابید که وارد گیمی در ژانر جنگی و مملو از خشونت شده‌اید. صوت حتی در زمانی که ماموریت خود را آغاز نکرده‌اید٬ بسیار شورانگیز است و شما را به هیجان وا می‌دارد. صدای Jason Statham هم به خوبی در ذهن‌ها نقش می‌بندد و تن بالایی دارد. صدای شلیک هم بسیار واقع‌گرایانه است و با ناسزاهای فرمانده‌تان بهتر هم می‌شود!

گه‌گاه در محیط صداهایی شنیده می‌شود که بسیار جنگ را واقعی جلوه می‌دهند و کمک شایانی به کلیت بازی کرده‌اند. ناگفته نماند که صوت تعویض خشاب به بهترین شکل‌ممکن طراحی شده است تا کاربر هرچه بیش‌تر در فضا غرق شود و احساس کند که با محیط و شخصیت یکی است. شما حتی در زمان لمس یک گزینه (مثلا دکمه شروع بازی یا تعویض سلاح) صدای المان‌های جنگ (مانند شلیک یا بهم‌خوردن دو فلز) را می‌شنوید و این مهم سبب شده تا گوشه لب کاربر لبخند بنشیند و تنها از شنیدن صدای این بازی لذت ببرد!

نکات مثبت:

  • داستان غافل‌گیرکننده
  • گرافیک خارق‌العاده
  • صوت هیجان‌انگیز
  • سلاح‌ها و کارکترهای متعدد
  • ماوریت‌های استرس‌آور

نکات منفی:

  • محیط‌های تکراری

نوشته بررسی بازی Sniper X: پرورش تک‌ تیراندازها! اولین بار در پدیدار شد.

ورود دوباره خودروهای محبوب اوپل کورسا و آسترا توسط شرکت توان خودرو جی

اوپل و محصولات جدید در ایران

محصولات محبوب و مشهور اوپل کورسا (Opel Corsa)، اوپل آسترا (Opel Astra) و دو خودروی جدید اوپل اینسیگنیا (Opel Insignia) و اوپل موکا (Opel Mokka) به طور رسمی مجوز وردود به بازارهای خودروی ایران را دریافت نمودند.

درباره شرکت اوپل

شرکت خودروسازی اوپل (Opel) آلمان، یکی از قدیمی‌ترین شرکت‌های خودروسازی جهان بوده که فعالیت خود را بیش از ۱۵۰ سال پیش و در سال ۱۸۶۲ آغاز نموده است. این شرکت توسط آدام اوپل (Adam Opel) و در شهر راسلزهایم (Russelsheim) آلمان تاسیس شد.

نماد شرکت خودروسازی اوپل

این شرکت در طی سال‌های طولانی فعالیت خود خودروهای موفقی و مشهوری مانند اوپل آدمیرال (Opel Admiral) و اوپل رکورد (Opel Rekord) نمود و در دهه ۱۹۹۰ میلادی نیز با ارائه مدل‌های کورسا (Corsa)، آسترا (Astra)، وکترا (Vectra) و امگا (Omega) در بازار ایران به محبوبیت رسید.

اوپل آدمیرال

این شرکت از سال ۱۹۳۱ تحت مالکیت شرکت جنرال موتورز آمریکا قرار داشت و در سال ۲۰۱۷ میلادی به مالکیت گروه ‍PSA که صاحب امتیاز خودروسازانی مانند پژو (Peugeot)، سیتروئن (Citroen) و بخش اروپایی شرکت کرایسلر (Chrysler) است، درآمد. محصولات شرکت اوپل در سه دهه گذشته در کشورهای مختلف با اسمی متفاوتی ارائه می‌گردید. به عنوان مثال این خودروها در بازار آمریکای شمالی تحت برند بیوک (Buick) و در بریتانیا با نام واکسهال (Vauxhall) به فروش می رسید.

اوپل در ایران

حصور خودروهای نسل جدید شرکت اوپل در ایران به دهه ۱۹۷۰ میلادی و ارائه مدل شورولت ایران بازگشته که در واقع نمونه‌ای تغییر یافته از اوپل رکورد (Opel Rekord) نسل چهارم یا اوپل رکورد D بود. این خودرو که توسط شرکت جنرال موتورز ایران به مشتریان ارائه می‌شد، با توجه به ظاهر زیبا و قدرت بالا توانست مخاطبان مخصوص به خود را در بازار روز ایران به دست آورد.

بعد از آزادسازی دوباره ورود خودروهای خارجی به کشور و در دهه ۱۹۹۰ میلادی، محصولات شرکت اوپل با توجه به پیشینه موفق شورولت ایران و با چهار مدل کورسا، آسترا، وکترا و امگا در چهار کلاس مختلف بدنه وارد بازار نوپا و خالی از رقیب ایران شدند و با توجه به قدرت انتخاب کلاس مورد نیاز، به سرعت مورد توجه قشرهای مختلف قرار گرفتند.

حضور دوباره اوپل در ایران

بعد از توافق ایران با اتحادیه اروپا و موفقیت برجام و در پی ورود خودروسازان معتبر جهانی به ایران، اوپل نیز مانند پژو، سیتروئن و ولوو دست به جذب نماینده از کشور ایران زد و شرکت توان خودرو جی توانست به عنوان نماینده رسمی این شرکت معتبر و پرسابقه آلمانی اقدام به فروش مدل‌های مختلف این خودرو در بازار شلوغ و پر رقیب ایران نماید.

مدل‌های عرضه شده اوپل در ایران

شرکت توان خودرو نماینده رسمی اوپل در ایران در حال حاضر اقدام به فروش پنج مدل مختلف از خودروهای این شرکت می‌نماید. این خودروها عبارتند از:

اوپل کورسا نسل چهارم

نسل چهارم اوپل کورسا محصول سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴ میلادی که با نام واکسهال کورسا نیز شناخته می‌گردد، خودرویی است کوچک و مناسب برای خیابان‌های شلوغ شهری که با ظاهری زیبا، مجهز به یک پیشرانه ۴ سیلندر ۱.۴ سی سی شده که توانایی تولید نیرویی معادل ۱۰۰ اسب بخار در دور موتور ۶.۰۰۰ RPM را داشته و حداکثر گشتاور آن نیز که از دور موتور ۴.۰۰۰ RPM در اختیار راننده قرار می‌گیرد، برابر با ۱۴۰ نیوتون متر است.

این نیرو توسط یک جعبه دنده ۵ سرعته دستی به چرخ‌های جلویی این خودروی ۱.۵ تنی منتقل شده و طی ۱۱ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت و در نهایت به سرعت ۱۸۰ کیلومتر در ساعت می رسد. مصرف سوخت این خودرو نیز پایین بوده و اوپل کورسا نسل چهارم مصرفی برابر با ۶.۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر سیکل ترکیبی (شهری-بزرگراهی) دارد. این خودرو در بین سال‌های ۲۰۰۶ میلادی تا ۲۰۱۴ میلادی تولید شد و رقبایی مانند فیات پونتو (Fiat Punto) و آلفارومئو میتو (Alfa Romeo MiTo) را پیش رو داشت. از لحاظ ایمنی نیز این خودرو توانسته بود ۵ ستاره از ۵ ستاره ممکن را در بخش ایمنی سرنشینان بزرگسال به خود اختصاص دهد.

اوپل کورسا نسل چهارم در زمان ارائه به بازارهای جهانی با قیمتی در حدود ۱۴.۰۰۰ پاوند (معادل ۶۹ میلیون تومان با احتساب پوند ۴.۹۰۰ تومانی در زمان نگارش) به فروش می‌رسید. هنوز به صورت رسمی قیمت این مدل از اوپل کورسا در بازار ایران اعلام نشده اما به نظر می‌رسد که این خودرو با وجود رقبایی مانند نمونه‌های اشاره شده در فهرست زیر، با قیمتی کمتر از ۹۰ میلیون تومان به بازار عرضه گردد:

  • ام جی ۳ با قیمتی در حدود ۴۰ میلیون تومان در بازارهای جهانی و ۷۵ میلیون تومان در بازار داخلی
  • هیوندای i10 با قیمتی در حدود ۴۲ میلیون تومان در بازارهای جهانی و ۹۰ میلیون تومان در بازار داخلی
  • کیا پیکانتو با قیمتی در حدود ۳۹ میلیون تومان در بازارهای جهانی و ۸۵ میلیون تومان در بازار داخلی
  • میتسوبیشی میراژ با قیمتی در حدود ۴۰ میلیون تومان در بازارهای جهانی و ۸۰ میلیون تومان در بازار ایران

اوپل کورسا نسل پنجم

این نسل که با نام Opel Corsa E شناخته می‌شود، آخرین نسل از این خودروی کوچک شهری بوده که با استفاده از یک موتور ۴ سیلندر ۱.۴ لیتر مجهز به سیستم توربوشارژر، توانایی تولید نیرویی معادل ۱۴۰ اسب بخار و گشتاوری برابر با ۲۰۰ نیوتون متر را دارد. این خودرو در زمانی معادل ۹ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت رسیده و حداکثر سرعت آن نیز برابر با ۲۰۰ کیلومتر در ساعت است. این نیرو توسط یک جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک تیپ ترونیک به چرخ‌های جلوی این خودرو منتقل می‌گردد.

این خودرو به تجهیزات و امکانات مناسب و مدرنی نیز مجهز شده که به عنوان مثال می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • چراغ‌ جلوی مجهز به لامپ‌های زنون (Xenon)
  • چراغ‌های روشنایی در روز (Daytime Running Lights یا DRL)
  • آیینه‌های جانبی جمع شونده به صورت الکتریکی مجهز به گرمکن
  • برف پاک کن اتوماتیک حساس به بارش بارا
  • سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک
  • سیستم کنترل سرعت (Cruise Control)
  • سیستم نمایش فشار باد تایرها (TPMS)
  • ترمز ضد قفل (ABS)

اوپل کورسا نسل پنجم با قیمتی در حدود ۱۶.۰۰۰ پوند (معادل ۷۹ میلیون تومان) به فروش می‌رسد. قیمت رسمی این خودرو در بازار ایران هنوز اعلام نشده اما این خودرو در صورت ارائه با قیمتی در حدود ۱۰۰ میلیون تومان، توان رقابت با رقبای موجود در این کلاس بدنه کوچک را خواهد داشت.

اوپل آسترا

اوپل آسترا نیز در حال حاضر در نسل پنجم خود به سر می‌برد. نسل اول این خودرو که در بازار ایران نیز خودرویی موفق بود، با نام‌های هولدن آسترا (Holden Astra)، شورولت آسترا (Chevrolet Astra) و واکسهال آسترا در بازارهای جهانی به فروش رسید. در حال حاضر نسل چهارم این خودرو که در بین سال‌های ۲۰۰۹ میلادی تا ۲۰۱۵ میلادی تولید می‌شد، در دستور کار شرکت توان خودرو قرار دارد. اوپل آسترا قرار است در دو کلاس بدنه سدان و هاچ بک به بازار ایران عرضه گردد.

موتور استفاده شده در این مدل از اوپل آسترا، یک نمونه ۴ سیلندر ۱.۴ لیتری مجهز به سیستم توربو بوده که توانایی تولید نیرویی معادل ۱۴۰ اسب بخار در دور موتور ۶.۰۰۰ RPM و حداکثر گشتاور تولیدی ۲۰۰ نیوتون متر در دور موتور ۴.۹۰۰ RPM را دارد. این موتور اوپل آسترا را در زمانی معادل ۹ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر رسانده و حداکثر سرعت آن نیز بنا بر اعلام شرکت سازنده ۲۳۰ کیلومتر در ساعت است.

گیربکس استفاده شده در اوپل آسترا یک جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک بوده که نیروی تولیدی موتور را به چرخ‌های جلویی این خودروی ۱.۹ تنی منتقل می‌کند.

تجهیزات ایمنی و کمکی رانندگی اوپل آسترا

از تجهیزات موجود در این خودرو می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • چراغ‌های روشنایی در روز (Daytime Running Lights یا DRL)
  • استارت خودرو بدون نیاز به کلید (Keyless)
  • جهز به چراغ‌های زنون اتوماتیک و حساس به خطوط جاده با قابلیت حرکت در ۴ جهت
  • مجهز به دوربین و رادار جلو جهت تنظیم چراغ‌ها
  • مجهز به رینگ ۱۷ اینچی آلومینیومی اسپرت
  • مجهز به سقف سانروف دوحالته برقی
  • مجهز به سنسور پارک عقب و جلو به همراه آلارم
  • مجهز به سنسور کلید جهت بستن شیشه‌ها و سانروف به‌صورت اتوماتیک
  • مجهز به سیستم ترمز ضد قفل ABS

از تجهیزات رفاهی موجود در اوپل آسترا می‌توان از نمونه‌های زیر یاد کرد:

  • مجهز به سیستم تهویه اتوماتیک دوگانه و سیستم کنترل کیفیت هوای داخل اتاق
  • مجهز به سیستم خودکار روشنایی چراغ‌ها با قابلیت تشخیص نور محیط
  • مجهز به سیستم شوینده چراغ‌های جلو
  • مجهز به سیستم کنترل پایداری ESP
  • مجهز به سیستم کنترل ثبت سرعت (کروز کنترل)
  • مجهز به سیستم کنترل فشار باد تایر (سنسور باد لاستیک)
  • مجهز به کمربند ۳ نقطه‌ای پیش‌کشنده و هشداردهنده کمربند ایمنی راننده
  • سیستم صوتی هوشمند مجهز به نمایشگر ۵ اینچی و مجهز به پورت ورودی USB و AUX  با قابلیت پخشCD و  MP3 و امکان ارتباط از طریق بلوتوث

این خودرو در بازارهای جهانی قیمتی در حدود ۲۰.۰۰۰ پاوند (معادل ۹۸ میلیون تومان) داشته و به نظر می رسد که در ایران با یمتی در حدود ۱۴۰ میلیون تومتن به فروش برسد که البته رقمی بسیار بالاتر از توانایی ها و امکانات این خودرو به حساب می آید.

اوپل اینسیگنیا

اوپل اینسیگنیا خودرویی است در کلاس بدنه خودروهای سدان سایز متوسط لوکس که به عنوان جایگزینی برای مدل وکترا از سال ۲۰۰۸ میلادی در خط تولید شرکت اوپل قرار دارد. این خودرو در بازار آمریکای شمالی با نام بیوک رگال (Buick Regal) به فروش رسیده و خودرویی مجلل، قدرتمند و مجهز به شمار می‌آید. نسل اول این خودرو مابین سال‌های ۲۰۰۸ میلادی تا ۲۰۱۷ میلادی تولید شد و نسل دوم آن در اوایل سال ۲۰۱۷ میلادی روانه بازارهای جهانی گردید.

نمونه موجود در ایران مدل سال ۲۰۱۷ و نسل اول این خودرو بوده که از یک پیشرانه ۴ سیلندر ۲.۰ لیتری مجهز به توربو شارژر نیرو می‌گیرد. این موتور توانایی تولید نیرویی معادل ۲۵۰ اسب بخار در دور موتور ۵.۳۰۰ RPM را داشته و حداکثر گشتاور تولیدی آن نیز ۴۰۰ نیوتون متر بوده که از دور موتور ۲.۵۰۰ RPM در اختیار راننده قرار دارد. این نیرو توسط یک جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک تیپ ترونیک به هر چهار چرخ خودرو (AWD) منتقل می‌گردد.

این پیشرانه اوپل اینسیگنیا را در زمانی معادل ۸.۳ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت رسانده و حداکثر سرعت آن نیز بنا بر اعلام کاخانه سازنده ۲۵۴ کیومتر در ساعت است.

تجهیزات رفاهی، ایمنی و کمکی رانندگی اینسیگنیا

از امکانات رفاهی و کمکی این خودروی لوکس می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ۸ کیسه هوا
  • رینگ‌های اسپرت ۱۸ اینچی
  • سیستم تعلیق هوشمند تطبیقی (Adaptive Suspension)
  • سیستم کنترل سرعت تطبیقی (Adaptive Cruise Control)
  • سنسورهای کمکی پارک در دو بخش عقبی و جلویی خودرو
  • سیستم کنترل پایداری الکتریکی خودرو (ESP)
  • سیستم ترمز ضد قفل (ABS)
  • سیستم توزیع الکتریکی نیروی ترمز (EBD)
  • سیستم ترمز موتور
  • سیستم ورود به خودرو و استارت بدون نیاز به کلید (Keyless)
  • فرمان اتوماتیک با قابلیت تنظیم واکنش متناسب با سرعت خودرو
  • سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک دوگانه نسل جدید (Dual Zone Climate Control) با خروجی مجزا برای صندلی‌های ردیف عقب
  • سیستم صوتی با کیفیت بالا مجهز به ۶ بلندگوی جداگانه و صفحه نمایش بزرگ ۸ اینچی لمسی رنگی
  • آیینه‌های جانبی حساس به شدت نور و قابلیت جلوگیری از انعکاس نور مستقیم خورشید
  • چراغ‌های جلویی اتوماتیک با قابلیت چرخش در جهت حرکت خودرو

قیمت و رقبای اوپل اینسیگنیا

اوپل اینسیگنیا خودرویی مجهز و لوکس بوده و در زمان تولید با قیمتی در حدود ۳۱.۰۰۰ پاوند (معادل ۱۵۲ میلیون تومان) به فروش می رسید.

اما این خودرو در ایران برچسب قیمتی عجیب را بر خود دیده و با قیمتی در حدود ۲۹۰ میلیون تومان به فروش می رسد. از رقبای این خودرو در بازار ایران می‌توان به نمونه‌های زیر اشاره کرد:

مشتریان ایرانی با پرداخت این مبلغ توانایی خرید خودروهایی مانند نمونه‌های کارکرده ب ام و سری ۳ و مرسدس بنز کلاس C و ولوو را خواهند داشت.

اوپل موکا

اوپل موکا خودرویی است در کلاس بدنه خودروهای شاسی بلند سایز کوچک که از سال ۲۰۱۲ میلادی و با یک تغییر ظاهری جزئی (Facelift) در سال ۲۰۱۶ در خط تولید این شرکت قرار دارد. این خودرو در بازارهای آمریکای شمالی با نام بیوک انکور (Buick Encore) به فروش رسیده که خودرویی موفق و محبوب در این کلاس بدنه به شمار می‌آید.

اوپل موکا که در ایران و توسط شرکت توان خودرو جی به فروش می‌رسد، نمونه پیش از تغییر این خودرو بوده که در بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ تولید شد. این خودرو از یک پیشرانه ۴ سیلندر ۱.۴ لیتری مجهز به سیستم توربوشارژر استفاده کرده که مانند نمونه موجود در اوپل کورسا نسل جدید توانایی تولید نیرویی معادل ۱۴۰ اسب بخار در دور موتور ۶.۰۰۰ RPM و حداکثر گشتاور تولیدی ۲۰۰ نیوتون متر در دور موتور ۴.۹۰۰ RPM را دارد. این موتور اوپل موکا را در زمانی در حدود ۹ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت و در نهایت به سرعت ۲۰۰ کیلومتر در ساعت می‌رساند.

حجم باک اوپل موکا نیز برابر با ۵۵ لیتر بوده و مصرف سوخت آن نیز ۶.۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر سیکل ترکیبی (شهری-بزرگراهی) است.

تجهیزات ایمنی، رفاهی و کمکی رانندگی اوپل موکا

این خودرو نیز مانند سایر نمونه‌های اوپل خودرو مجهزی بوده و از تجهیزات آن می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • رینگ‌های اسپرت ۱۸ اینچی
  • سیستم کنترل سرعت (Cruise Control)
  • سنسورهای کمکی پارک در عقب و جلو
  • سیستم ترمزگیری در پیچ‌ها (CBC)
  • سیستم کنترل پایداری الکتریکی خودرو (ESP)
  • سیستم ترمز ضد قفل (ABS)
  • سیستم توزیع الکتریکی نیروی ترمز (EBD)
  • سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک دوگانه نسل جدید (Dual Zone Climate Control) با خروجی مجزا برای صندلی‌های ردیف عقب
  • سیستم صوتی با کیفیت بالا مجهز به ۶ بلندگوی جداگانه و صفحه نمایش بزرگ ۷ اینچی لمسی رنگی

قیمت و رقبای اوپل موکا

اوپل موکا نسل اول در زمان عرضه قیمتی برابر با ۱۷.۰۰۰ پاوند (معادل ۸۳.۵ میلیون تومان) داشت. این خودرو در ایران مانند سایر محصولات وارداتی اسیر تعرفه‌ها و سودجویی‌های خاص شده و قرار است با قیمتی در حدود ۱۶۵ میلیون تومان به دست مشتریان برسد. از رقبای این خودرو در بازار ایران می‌توان به نمونه‌های زیر اشاره کرد:

محصولات جدید اوپل در ایران در یک نگاه

اوپل کورسا
نسل چهارم
اوپل کورسا
نسل پنجم
اوپل آسترا
نسل چهارم
اوپل اینسیگنیا
نسل اول
اوپل موکا
نسل اول
حجم موتور (لیتر) ۱.۴ ۱.۴ توربو ۱.۴ توربو ۲.۰ توربو ۱.۴ توربو
تعداد سیلندر ۴ ۴ ۴ ۴ ۴
قدرت(اسب بخار) ۱۰۰ ۱۴۰ ۱۴۰ ۲۵۰ ۱۴۰
گشتاور (نیوتون متر) ۱۴۰ ۲۰۰ ۲۰۰ ۴۰۰ ۲۰۰
شتاب (ثانیه) ۱۱ ۹ ۹ ۸.۳ ۹
حداکثر سرعت (کیلومتر) ۱۸۰ ۲۰۰ ۲۳۰ ۲۵۴ ۲۰۰
مصرف بنزین (لیتر) ۷ ۶.۶ ۷.۵ ۸ ۶.۶
قیمت در بازارهای جهانی ۶۹ ۷۹ ۹۸ ۱۵۲ ۸۳.۵
قیمت در ایران ۹۰ (تخمینی) ۱۱۰ (تخمینی) ۱۴۰ (تخمینی) ۲۹۰ ۱۶۵

*قیمت ها به میلیون تومان است

 

منبع : تکرا

تصاویر : Netcarshow

 

مطلب ورود دوباره خودروهای محبوب اوپل کورسا و آسترا توسط شرکت توان خودرو جی برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

بررسی گلکسی J3 2017 سامسونگ: در میانه‌های کهکشان!

بررسی گلکسی J3 2017 سامسونگ را با نگاهی به محصولات این کمپانی‌ کره‌ای آغاز می‌کنیم. همیشه صحبت از پرچمدارها می‌شود و این محصولات در کانون توجه قرار می‌گیرند؛ اما باید قبول کنیم که با توجه به رده قیمتی این مدل‌های تاپ، هرکسی توان خرید آن‌ها را ندارد.

سامسونگ که پیش‌تر تمام تمرکز خودش را بر روی پرچمدارها گذاشته بود، به خوبی این نیاز بازار را نیز درک کرد و حالا مدتی می‌شود که شاهد میان رده‌های پر و پیمان این کمپانی هستیم. به طور کلی این محصولات در دو سری گلکسی A و گلکسی J راهی بازار می‌شوند. محصولات سری A در رده بالاتری قرار می‌گیرند و معمولا ویژگی‌های خاص‌تری دارند. اما سری J جایگاه گوشی‌های اقتصادی است. جایی که شما با پرداخت مبلغی کم، دستگاهی می‌خرید که تقریبا برای انجام هیچ‌کاری به شما “نه” نگوید.

از ویژگی‌های بارز این سری می‌توان به حضور کلید هوم در زیر نمایشگر و فلاش LED برای دوربین سلفی اشاره کرد. حالا یکی از جدیدترین محصولات سامسونگ در این سری به دست ما رسیده و قصد داریم تا نگاهی دقیق به ویژگی‌های آن داشته باشیم. اگر می‌خواهید بدانید که جدیدترین گوشی سامسونگ در دنیای میان‌رده‌ها چه حرف‌هایی برای گفتن دارد، با ما و بررسی گلکسی J3 2017 همراه باشید…


طراحی و کیفیت ساخت

در نگاه نخست، چیز جدید و متفاوتی را نخواهید دید. گوشی از لحاظ ظاهری و از رو‌به‌رو همان چیزی است که پیش‌تر در سایر کهکشانی‌های سامسونگ دیده بویدم. گوشه‌های بدنه اصلی به صورت گرد طراحی شده، لوگو سامسونگ بالای نمایشگر قرار گرفته و 2 کلید سخت‌افزاری به همراه دکمه معروف هوم این کمپانی در زیر نمایشگر دیده می‌شوند. به طور خلاصه طراحی این قسمت به زمان‌های خیلی دور باز می‌گردد و J3 2017 کاملا نشان می‌دهد که از نسل کهکشانی‌های سامسونگ است.

برای محصولی در این سطح، شاهد حاشیه‌های اضافی خاصی نیستیم. سمت چپ و راست نمایشگر که به میزان معقولی دارای حاشیه است و بالا و پایین‌ آن با توجه به سنسورها و کلید‌های سخت‌افزاری تعجبی ندارد که با کمی حاشیه رو‌به‌رو باشیم.

در بالای نمایشگر علاوه بر لوگو سامسونگ و اسپیکر مکالمه، دوربین سلفی و فلاش LED همراه آن را می‌بینیم که در نوع خود جالب است.

اگر گوشی را به پشت برگردانید، قابی فلزی را خواهید دید که تقریبا تمام این قسمت را پوشانده و تنها در بالا و پایین آن کمی حاشیه‌های پلاستیکی دیده می‌شود که آن‌هم به زیبایی دستگاه افزوده است. در بالا‌ترین بخش فلزی J3 2017 دوربین و فلاش LED همراه‌ آن دیده می‌شود که به صورت عمودی و با یک فریم خاص خودنمایی می‌کنند. در زیر این دو نیز لوگو سامسونگ همچون نگینی بر پیکره دستگاه می‌درخشد.

بررسی گلکسی J3 2017

قاب فلزی دستگاه جدا نمی‌شود و قرار نیست باتری گوشی را ببینید. با توجه به فلزی بودن، این قسمت علاقه نسبتا زیادی نیز به جذب چربی انگشتان دارد و اگر گوشی را در نور نگه دارید، به خوبی جای انگشتان‌تان را خواهید دید. فریم دستگاه نیز پلاستیکی است و توانسته قاب فلزی را به خوبی در خودش جای دهد.

در سمت راست J3 2017 کلید پاور را می‌بینیم که در بهترین جای ممکن قرار گرفته است؛ اما در بالای آن تک اسپیکر دستگاه زندگی می‌کند که می‌توان گفت بدترین محل برای گذران عمر اوست! شما اکثر اوقات هنگام بازی‌کردن و یا تماشای ویدئو گوشی را به صورت افقی در دست می‌گیرید و تقریبا همیشه انگشت‌تان روی اسپیکر را پوشانده و مانع از رسیدن صدا به گوش‌تان می‌شود!

همچون سایر محصولات این کمپانی کره‌ای، سمت چپ میزبان کلید‌های تنظیم صداست که در بخش بالایی دیده می‌شوند. کمی پایین‌تر نیز درگاه‌های مربوط به سیم‌کارت‌ها و کارت حافظه را می‌بینیم که برای دیدن جمال آن‌ها می‌بایست از سوزن استفاده کنید. تماشای این دو پورت در کنار یکدیگر این نوید را می‌دهد که می‌توانید به صورت هم‌زمان از سیم کارت دوم و کارت حافظه استفاده کنید.

بخش زیرین J3 2017 شامل پورت Micro USB، یک میکروفون و جک 3.5 میلی‌متری صدا می‌شود و این یعنی در بالای گوشی هیچ پورتی را نخواهید دید.

گلکسی J3 2017 سامسونگ 8.2 میلی متر ضخامت دارد و وزن آن 142 گرم است که با توجه به جنس بدنه و سایز نمایشگر میزان قابل قبولی به نظر می‌رسد. به طور کلی با یک گوشی بسیار با کیفیت و خوش‌دست طرف هستید و به واسطه گوشه‌های گرد و نمایشگر کوچک، هیچ مشکلی هنگام کار با یک دست نخواهید داشت.


نمایشگر

گلکسی J3 2017 به یک نمایشگر 5 اینچی با رزولوشن 1280 در 720 مجهز شده است. سامسونگ برای این مدل از پنل PLS بهره گرفته و بنابراین در نگاه از زوایا مشکلی با نحوه به نمایش در آمدن رنگ‌ها نخواهید داشت. در هر اینچ از نمایشگر این گوشی شاهد 294 پیکسل هستیم که برای محصولی میان رده عالی به نظر می‌رسد.

اگر انتظارتان را پایین بیاورید و گمان نکنید که با یک پرچمدار طرف هستید، با دیدن نمایشگر لبخند بر روی لب‌های‌تان می‌نشیند. رنگ سفید خیلی درخشان نیست و کمی به سمت زردی می‌رود و رنگ مشکی هم عمق کافی را ندارد اما رنگ‌های دیگر همچون سایر محصولات سامسونگ پر رنگ و لعاب دیده می‌شوند و به طور کلی با نمایشگری شفاف (در سطح خودش) طرف هستیم.

میزان نور نمایشگر در حد مطلوبی است و حتی رفلکس آن نیز خیلی بالا نیست و راحت می‌توانید در زیر نور آفتاب مشغول کار با J3 2017 شوید. حتی اگر از علاقه‌مندان به کار با گوشی در شب‌ هستید (مثلا چک کردن تلگرام شب‌ها قبل از خواب) این مدل گزینه مناسبی خواهد بود؛ زیرا میزان نور نمایشگر در کمترین حالت خودش به‌قدری پایین می‌آید که چشم‌تان را در آن شرایط آزار ندهد.

با همه این مزایا، باید بگوییم که خبری از سنسور تنظیم نور نمایشگر با نور محیط نیست! یعنی اینکه اگر از خانه به بیرون بروید، خودتان می‌بایست نور نمایشگر را بالا ببرید و گلکسی عزیز این کار را خودش انجام نمی‌دهد!

در بخش تنظیمات نمایشگر گزینه‌هایی برای تغییر رنگ‌ها دیده می‌شود و می‌توانید حالت نمایش تصویر را تغییر دهید. مثلا آن را بر روی حالت سینما، پایه و یا تماشای تصویر قرار دهید تا رنگ‌ها متناسب با محتوا تغییر شکل دهند.

سامسونگ یک گزینه با نام Outdoor Mode را در محصولش قرار داده تا با فعال کردن آن، نور نمایشگر به مدت 15 دقیقه تا انتها بالا برود و رنگ‌ها با تغییری مثبت، به شکلی نشان داده شوند که برای محیط‌های خارجی مناسب باشد. این آپشن خیلی راحت و در منوی نوتیفیکیشن نیز در دسترس است. در واقع کمپانی می‌خواسته با این‌ کار، عدم وجود سنسور تشخیص نور محیط را کم اهمیت جلوه دهد.

با بررسی گلکسی J3 2017 هنگام لمس نمایشگر، متوجه شدیم که این گوشی نسبت به محصولات هم‌رده خود سرعت پاسخگویی بیشتری نسبت به لمس صفحه دارد و بنابراین خیلی راحت می‌توانید با آن کار کنید.


سخت‌افزار

میان رده جدید سامسونگ به چیپست  64‌بیتی اگزینوس 7570 ساخته همین کمپانی مجهز شده است. این چیپ 14 نانومتری شامل 4 هسته پردازشی Cortex-A53 می‌شود که با فرکانس 1.4 گیگاهرتز مشغول فعالیت هستند. Mali-T720 عهده‌دار کارهای گرافیکی است و اگر قصد بازی‌ کردن با گوشی را داشته باشید، به کمک‌تان خواهد آمد.

در کنار این مجموعه سخت‌افزاری شاهد 2 گیگابایت رم هستیم که نسبت به نسل قبل پیشرفت خوبی به حساب می‌آید. برای آنکه بدانیم گلکسی J3 2017 چه چیزی در چنته دارد، آن را وارد آزمایشگاه خودمان کردیم.

در مرحله نخست از بنچمارک AnTuTu‌ بهره گرفتیم. این گوشی توانست تا امتیاز 35105 را از این تست به‌دست آورد که خب جایگاه خیلی ویژه‌ای را برای خودش دست و پا نمی‌کند.

در مرحله بعدی از GeekBench‌ سود بردیم. در این تست نیز گوشی سامسونگ با توجه به رده‌اش، عملکرد قابل قبولی را از خود به‌جای گذاشت و توانست تا امتیاز 594 را برای تست تک هسته‌ای و 1712 را برای تست چند هسته‌ای به‌دست آورد.

هنگام گشت و گذار در منوها و انجام کارهای روزمره نیز مشکل خاصی با این مدل نخواهید داشت و همه چیز به همان صورتی است که انتظارش را دارید. البته در صورتی که چندین برنامه را همزمان با هم اجرا کرده باشید تا حد قابل توجهی سرعت گوشی پایین می‌آید.

با توجه به امتیازات کسب شده توسط این گوشی در بنچ‌مارک‌های معتبر توقع خیلی زیادی از آن نداشتیم اما خب بالاخره هر شخصی ممکن است با گوشی خود بازی کند. بنابراین یک بازی معمولی را بر روی آن نصب کردیم و مشغول شدیم. بازی نسبتا روان و بدون لگ اجرا شد و کمی هم دمای گوشی بالا رفت. شاهد مورد خاص دیگری در این قسمت نبودیم.

با این حال اگر قصد ندارید که بازی‌های سنگین و گرافیکی روز دنیا را بر روی این میان‌رده بخت برگشته اجرا کنید، گلکسی J3 2017‌ محصول مناسبی خواهد بود و به راحتی پاسخگوی نیاز شما هست.

بررسی گلکسی J3 2017

 


دوربین

میان‌رده جدید سامسونگ به یک دوربین 13 مگاپیکسلی با گشادگی دیافراگم F/1.9 مجهز شده که در نوع خود جالب است. این دوربین همچنین توسط یک فلاش LED همراهی می‌شود. خبری از فناوری‌های اختصاصی سامسونگ و یا حتی لرزش‌گیر اپتیکال هم در این گوشی نیست که خب البته انتظاری هم از آن نداشتیم.

رابط کاربری بسیار ساده طراحی شده و امکانات خوبی نیز در خود گنجانده است. علاوه بر افزودن افکت‌های متنوع بر روی تصویر و عکاسی به صورت پانوراما، می‌توانید تا به صورت دستی نیز برخی پارامترهای عکاسی را تنظیم کنید؛ مثلا میزان ISO‌ و یا سفیدی تصویر را تغییر دهید که برای دستگاهی میان‌رده یک نقطه قوت به حساب می‌آید.

در بخشی با نام Sound & Shot می‌توانید تا بر روی عکس 9 ثانیه صدا ضبط کنید و حال و هوای کلی عکس را تغییر دهید. حالت‌های ویژه عکاسی در شب، عکاسی ورزشی و HDR نیز برای این گوشی در نظر گرفته شده تا با مجموعه کاملی برای چنین دستگاهی طرف باشیم.

در صورتی که بخواهید تصاویری 13 مگاپیکسلی بگیرید، می‌بایست از نسبت تصویر 4 به 3 استفاده کنید و در صورت استفاده از نسبت محبوب 16 به 9 تصاویر ثبت شده توسط شما 9.6 مگاپیکسلی خواهند بود.

به طور کلی دوربین این گوشی یکی از نقاط قوت آن است. در این محدوده قیمتی و با توجه به محصولات هم‌رده گلکسی J3 2017 می‌توان گفت که این گوشی تصاویری با جزئیات بالا‌تر و رنگ‌های طبیعی‌تر را به ثبت می‌رساند. حتی در محیط‌های کم‌نور به واسطه لنز بزرگ و همچنین فلاش LED، می‌توانید عکس‌های خوبی را ثبت کنید.

شما می‌توانید با این گوشی به صورت دستی فوکوس کنید. با اینکه سرعت فوکوس چندان بالا نیست، اما از دقت خوبی برخوردار است و حتی می‌توان برای عکاسی ماکرو نیز بر روی این گوشی حساب کرد. در ادامه شاهد تصاویر گرفته شده با دوربین این گوشی در شرایط مختلف هستید:

با فلاش

علاوه بر این‌ها دوربین گلکسی J3 2017 می‌تواند به صورت Full HD نیز فیلم برداری کند. کیفیت فیلم‌ گرفته شده در این حالت چنگی به دل نمی‌زند و شاهد نویزهای زیادی در تصویر خواهید بود. خصوصا اگر میزان نور محیط کمتر از حد معمول باشد.

دوربین سلفی این گوشی میان‌رده، از نوع 5 مگاپیکسلی با F/2.2 بوده و برخلاف اکثر محصولات امروزی به فلاش LED نیز مجهز شده است. این یعنی شما می‌توانید در محیط‌های کم‌نور تصاویر سلفی بهتری را ثبت کنید. سلفی‌هایی که ما با این گوشی گرفتیم با ارفاق راضی کننده بودند و اگر از عاشقان سینه چاک سلفی هستید و می‌خواهید عکس‌های خودتان را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید، گلکسی J3 2017‌ سامسونگ گزینه خوبی در این رده خواهد بود.

با فلاش در تاریکی

البته با نسبت 16 به 9 سلفی‌های شما به صورت 3.7 مگاپیکسلی ذخیره می‌شوند. بنابراین بهتر است که همیشه از نسبت 4 به 3 استفاده کنید. برخی ویژگی‌های کاربردی سامسونگ در این گوشی نیز دیده می‌شود. مثلا با بالا آوردن دست خود می‌توانید تایمر دوربین را فعال کنید تا خیلی راحت‌تر سلفی بگیرید. یا اینکه از کلید شاتر شناور در نمایشگر استفاده کنید. به طور کلی رابط کاربری این مدل اکثر ویژگی‌های مثبت پرچمدار سامسونگ، یعنی گلکسی S8 را در خود گنجانده است.


رابط کاربری

گلکسی J3 2017 به اندروید 7 نوقا مجهز شده و از رابط کاربری اختصاصی سامسونگ اکسپرینس سود می‌برد. این رابط همانی است که در پرچمدار سامسونگ دیده‌ بودیم. آیکون‌ها طراحی جدیدی به خود گرفته‌اند و حالا زیباتر از گذشته به نظر می‌رسند. خود رابط کاربری با حذف ویژگی‌های اضافی بسیار سبک‌تر شده و دیگر خبری از لگ زدن‌های پی در پی هنگام گشت و گذار در منوها نیست.

رابط جدید سامسونگ بر پایه سوایپ بنا شده است. دیگر نیازی نیست که برای رفتن به اپ‌دراور از دکمه هوم استفاده کنید و تنها کافی است در صفحه اصلی انگشت خود را به سمت بالا و یا پایین بکشید.

منو نوتیفیکیشن از طراحی جذابی برخوردار بوده و میانبرها در دو صفحه در دسترس هستند. حتی امکان شخصی سازی آن‌ها نیز وجود دارد و می‌توانید جای هر کدام را متناسب با نیاز خود تغییر دهید.

برخی ویژگی‌های خاص همچون Secure Folder هم در این گوشی دیده می‌شوند. توسط این قابلیت می‌توانید فایل‌های ضروری خود را از دید دیگران مخفی کنید و تنها خودتان به آن‌ها دسترسی داشته باشید.

سامسونگ تم‌های بسیار زیادی را برای این گوشی در نظر گرفته و می‌توانید با تغییر آن جانی تازه به J3 2017 ببخشید. حتی امکان اتصال به فروشگاه این کمپانی برای دریافت تم‌های جدید نیز در دسترس است.


اسپیکر

این‌ روزها خبری از اسپیکر استریو در پرچمداران بازار هم نیست؛ بنابراین نباید انتظار زیادی از این گوشی میان‌رده داشته باشیم. تک اسپیکر J3 2017 تقریبا می‌توان گفت در بدترین جای ممکن قرار گرفته است. با این حال بلندی صدای قابل قبولی دارد و با توجه به رده‌ای که در آن قرار گرفته می‌توان گفت که کیفیت صدا نیز در حد مطلوبی است.

با همه این‌ها سامسونگ به صورت پیش‌فرض اپلیکیشن اختصاصی موزیک خود را بر روی این مدل نصب کرده اما می‌توانید به راحتی آن‌ را از فروشگاه نرم‌افزاری این کمپانی دانلود کنید.

خوشبختانه این دستگاه به جک 3.5 میلی‌متری صدا مجهز شده و می‌توانید توسط یک هدفون ساده به کنجی بروید و موزیک مورد علاقه‌تان را بشنوید. همراه با این مدل هدفونی در اختیار ما قرار نگرفت و نمی‌توانیم نظر خاصی در رابطه با آن بدهیم. اما توسط هدفون استاندارد خودمان کیفیت و بلندی صدای خروجی از J3 2017 فراتر از انتظار بود. بلندی صدا کاملا راضی کننده است. صدا واضح و شفاف به گوش شما می‌رسد و حتی نسبت به رده قیمتی خودش بیس خیلی خوبی هم دارد.

سایر ویژگی‌ها

جدیدترین حرف سامسونگ در بازار میان‌رده‌ها دارای 16 گیگابایت حافظه داخلی است که در حدود 11 گیگابایت آن در دسترس شماست. البته می‌توانید تا توسط کارت حافظه 256 گیگابایت دیگر را به آن بیفزایید. همانطور که پیش‌تر هم گفتیم درگاه کارت حافظه هیبریدی نیست و می‌توان از سیم کارت دوم و کارت حافظه به صورت هم‌زمان استفاده کرد.

این گوشی به نسخه 4.2 بلوتوث مجهز شده، می‌تواند توسط GPS موقعیت شما را بر روی نقشه به نمایش بگذارد، از رادیو FM پشتیبانی می‌کند و حتی در برخی نسخه‌ها از NFC هم بهره‌مند خواهد بود. پشتیبانی از شبکه 4G نیز یکی از ویژگی‌های مثبت J3 2017 است.

با همه این مزایا از لحاظ امنیتی سامسونگ کمی خساست به خرج داده و محصول جدیدش را به سنسور پرکاربردی همچون تشخیص اثر انگشت مجهز نکرده است. در حالی که رقبای J3 2017 از چنین قابلیتی برخوردار هستند.

این کهکشانی جدید در 3 رنگ آبی، طلایی و مشکی راهی بازار شده تا بتواند دل هر خریداری را برباید. ناگفته نماند که متاسفانه خبری از چراغ مربوط به اعلانات گوشی نیست! یعنی اگر گوشی در گوشه اتاق باشد شما برای چک کردن نوتیفیکیشن‌ها و یا اطلاع از شارژ شدن گوشی می‌بایست حتما صفحه را روشن کنید.

گلکسی J3 2017 در کنار گلکسی S8

باتری

گلکسی J3 2017 توانسته تا یک باتری 2300 میلی آمپری را در بدنه کوچکش جای دهد. با توجه به سایز و میزان رزولوشن نمایشگر، می‌توان اینگونه برداشت کرد که باتری گوشی جز نقاط قوت آن است. در عمل نیز چنین چیزی را مشاهده خواهید کرد. با یک استفاده نسبتا سنگین، به راحتی می‌توانید تا یک روز با گوشی عزیزتر از جان‌تان سر کنید.

متاسفانه شارژر این مدل در اختیار ما نبود،‌ بنابراین نمی‌توانیم نظر خاصی در رابطه با آن بدهیم. اما به طور کلی این دستگاه از سیستم شارژ سریع خاصی بهره‌مند نیست! با شارژر 1.8 آمپری خودمان، فول شارژ کردن این گوشی کهکشانی در حدود 90 دقیقه به طول انجامید.

لازم به ذکر است که باتری توسط کاربر قابل تعویض نیست.

کلام آخر در بررسی گلکسی J3 2017 سامسونگ

نسل جدید گوشی‌های سری J سامسونگ نمایشگر خوبی دارد، به رابط کاربری سبکی مجهز شده، دوربین‌هایش عالی هستند و دل عاشقان موزیک را نیز می‌رباید. بنابراین با یک گوشی عالی در رده قیمتی خودش مواجه هستید و شاید تنها نقطه ضعف عمده آن، عدم حضور سنسور اثر انگشت باشد. بنابراین J3 2017 یکی از بهترین گزینه‌ها برای گوشی دوم شماست. گرچه به راحتی می‌تواند پاسخگوی نیازهای اصلی شما هم باشد.

نوشته بررسی گلکسی J3 2017 سامسونگ: در میانه‌های کهکشان! اولین بار در پدیدار شد.