بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟

بعضی تبلت‌ها را می‌خرید تا کمتر سراغ لپ‌تاپ بروید؛ بعضی دیگر آن‌قدر بزرگ و گران شده‌اند که خود لپ‌تاپ هم حق دارد بپرسد: «پس مشکل شما با من چه بود؟» گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا، جایی میان این دو تعریف قرار می‌گیرند. نمایشگرهای بزرگ AMOLED، قلم داخل جعبه، تراشه پرچم‌دار و محیط دسکتاپ سامسونگ، ابزارهای زیادی برای کار و سرگرمی در اختیارتان می‌گذارند. سؤال این است که از کدامشان واقعا استفاده خواهید کرد.

هر دو تبلت را برای بررسی در اختیار دارم و ترجیح دادم به‌جای دو مقاله با بخش‌های تکراری، آن‌ها را کنار هم بررسی کنم. دلیلش ساده است: پلاس، نسخه ضعیف و کم‌امکانات اولترا نیست. بخش بزرگی از سخت‌افزار و تجربه نرم‌افزاری مشترک است و انتخاب نهایی بیشتر به ابعاد، شیوه استفاده و هزینه‌ای برمی‌گردد که حاضر هستید برای فضای کار بزرگ‌تر بپردازید.

از نگاه من، جذاب‌ترین پرسش این بررسی همین است: آیا نمایشگر غول‌آسای اولترا کارتان را بهتر می‌کند، یا فقط حمل تبلت را به برنامه تمرینی روزانه اضافه خواهد کرد؟

مشخصات گلکسی تب S12 پلاس و اولترا در یک نگاه

مشخصه Galaxy Tab S12+ Galaxy Tab S12 Ultra
نمایشگر ۱۲٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X ۱۴٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X
وضوح ۲۸۰۰ × ۱۷۵۲ پیکسل ۲۹۶۰ × ۱۸۴۸ پیکسل
نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز تا ۱۲۰ هرتز
روشنایی رسمی اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت
ضخامت ۵٫۳ میلی‌متر ۵٫۱ میلی‌متر
وزن Wi-Fi / 5G ۵۵۳ / ۵۵۵ گرم ۶۹۲ / ۶۹۵ گرم
تراشه مدیاتک Dimensity 9500 مدیاتک Dimensity 9500
رم ۱۲ گیگابایت ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت
حافظه داخلی ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایت ۲۵۶، ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت
کارت حافظه microSD تا ۲ ترابایت microSD تا ۲ ترابایت
دوربین پشت اصلی ۱۳ مگاپیکسلی اصلی ۱۳ و اولتراواید ۸ مگاپیکسلی
دوربین جلو اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی
باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت
شارژ سیمی ۴۵ وات ۴۵ وات
وای‌فای Wi-Fi 6E Wi-Fi 7
نرم‌افزار اولیه اندروید ۱۷ و One UI 9 اندروید ۱۷ و One UI 9
قلم و مقاومت S Pen داخل جعبه، IP68 S Pen داخل جعبه، IP68

طراحی و کیفیت ساخت؛ نازک بودن با کوچک بودن فرق دارد

سامسونگ در طراحی این نسل دنبال غافلگیر کردن نبوده است. بدنه فلزی با ساختار Armor Aluminum، سطوح ساده، رنگ‌های خاکستری و نقره‌ای و حاشیه‌های باریک، همان زبان آشنای تبلت‌های گران‌قیمت این شرکت را ادامه می‌دهند. ظاهرشان حرفه‌ای و مرتب است؛ فقط انتظار نداشته باشید انتخاب رنگ، هیجان خرید یک جعبه مدادرنگی را داشته باشد!

ضخامت هر دو دستگاه چشمگیر است. پلاس با ۵٫۳ میلی‌متر و اولترا با ۵٫۱ میلی‌متر، برای محصولی با این اندازه بسیار باریک‌اند. بااین‌حال، مهم‌ترین عدد برای استفاده روزانه ضخامت نیست؛ وزن و سطحی است که باید در دست نگه دارید.



پلاس در نسخه وای‌فای ۵۵۳ گرم وزن دارد و اولترا به ۶۹۲ گرم می‌رسد. اختلاف ۱۳۹ گرمی، همراه با ابعاد بزرگ‌تر اولترا، هنگام مطالعه در دست، نوشتن بدون میز یا استفاده در مسیر اهمیت پیدا می‌کند. باریکی بدنه قرار نیست اثر اهرمی چنین صفحه بزرگی را خنثی کند.

برای همین، من پلاس را انتخاب متعادل‌تری برای کسی می‌دانم که هنوز از تبلت انتظار «در دست گرفتن» دارد. اولترا بیشتر زمانی معنا پیدا می‌کند که روی میز، پایه یا کیبورد قرار بگیرد. در چنین وضعیتی، همان ابعادی که هنگام حمل آزاردهنده بود، به فضای مفید برای کار تبدیل می‌شود.

حاشیه‌های اولترا باریک‌ترند و دوربین جلو در بریدگی کوچک لبه بلند نمایشگر جا گرفته است. پلاس دوربین را در حاشیه جا می‌دهد و بریدگی مشابهی ندارد. این تفاوت، بیشتر سلیقه‌ای است؛ ضمن اینکه حاشیه تبلت کاملا بی‌فایده نیست و جایی برای قرار گرفتن انگشت‌ها باقی می‌گذارد.

هر دو مدل گواهی IP68 دارند. این ویژگی برای وسیله‌ای که ممکن است روی میز کافه، کنار بطری آب یا در فضای بیرون استفاده شود، امتیاز قابل توجهی است. البته مقاومت آزمایشگاهی در آب شیرین را نباید به مجوز استفاده در استخر و دریا تبدیل کرد. تبلت گران قیمت را لازم نیست برای اثبات مشخصاتش وارد کلاس شنا کنیم!

محتویات جعبه: قلم حاضر است، شارژر مرخصی رفته!

داخل بسته‌بندی، علاوه بر تبلت، S Pen و کابل USB-C به USB-C قرار دارند. آداپتور شارژ همراه محصول نیست؛ کیبورد و کاور هم خریدهای جداگانه‌اند.

وجود قلم از همان ابتدا ارزش عملی دارد. برای یادداشت‌برداری و طراحی مجبور نیستید بعد از خرید تبلت، تازه سراغ وسیله‌ای بروید که بخش مهمی از کاربردش به آن وابسته است. اما درباره هزینه نهایی باید واقع‌بین بود: اگر قرار است تبلت روی میز نقش لپ‌تاپ را بازی کند، بودجه پایه، کیبورد و شارژر مناسب را هم باید برای آن کنار بگذارید.

نمایشگر؛ جایی که اختلاف اندازه واقعا دیده می‌شود

سامسونگ در هر دو مدل از Dynamic AMOLED 2X با نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز استفاده کرده است. تفاوت مهم، ۱۲٫۶ اینچ در برابر ۱۴٫۶ اینچ است؛ نه برخورداری یکی از نمایشگر خوب و دیگری از نمونه معمولی.

پلاس نسبت به +Tab S10 از صفحه ۱۲٫۴ اینچی به ۱۲٫۶ اینچ رسیده است. اولترا همان اندازه آشنای ۱۴٫۶ اینچی را نگه می‌دارد؛ ابعادی که برای فیلم، طراحی و نمایش هم‌زمان چند برنامه جذاب است، اما روی میز کوچک یا در حالت عمودی به‌سادگی جا نمی‌شود.

مشکی عمیق پنل AMOLED، کنتراست بالا و حرکت روان رابط کاربری از دلایل اصلی جذابیت این خانواده‌اند. نسبت تصویر نزدیک به ۱۶:۱۰ هم برای فیلم و کار افقی مناسب است. البته هیچ نسبتی برای همه محتواها کامل نیست: همان صفحه کشیده‌ای که برای ویدیو لذت‌بخش است، ممکن است برای خواندن بعضی صفحات مجله یا اسناد عمودی به اندازه یک نمایشگر مربعی‌تر راحت نباشد.

وضوح بیشتر اولترا هم لزوما به معنی تراکم پیکسلی بالاتر نیست. پلاس پیکسل‌هایش را روی سطح کوچک‌تری پخش می‌کند؛ بنابراین نباید از نام Ultra نتیجه گرفت که نوشته‌ها حتما روی آن شارپ‌تر هستند. مزیت واقعی اولترا، فضای بیشتر برای دیدن و کار کردن است.

روشنایی ۱۶۰۰ نیتی دقیقا چه معنایی دارد؟

سامسونگ برای هر دو مدل اوج روشنایی ۱۶۰۰ نیت و روشنایی ۱۰۰۰ نیتی در حالت HBM اعلام کرده است. عدد اوج را نباید با روشنایی ثابت تمام صفحه هنگام خواندن یک سند سفید یکی دانست. نوع محتوا، سطح روشن تصویر، تنظیمات و نور محیط روی نتیجه اثر می‌گذارند.

برای من، در این بخش خوانایی و بازتاب نور مهم‌تر از مسابقه عددهاست. کنار پنجره یا زیر چراغ سقفی، انعکاس می‌تواند بخشی از مزیت روشنایی را از بین ببرد. در زیر نور شدید، بازتاب نمایشگر نسبتا زیاد است اما روشنایی آن در حدی است که کار را مختل نکند، ولی روی کیفیت و خوانایی تاثیر خواهد داشت.

صدا؛ چهار بلندگو که فقط برای پُر کردن جدول نیستند

هر دو تبلت چهار بلندگو دارند و در بررسی که کردم، وضوح گفت‌وگوها، حجم صدا و جداسازی کانال‌ها جزو نقاط قوت مشترک هر دو هستند. برای تماشای فیلم، کلاس آنلاین و پخش محتوای آموزشی، این بخش مکمل مهمی برای نمایشگر است.

صدای یک تبلت باریک قرار نیست بیس عمیق یک مجموعه صوتی بزرگ را تولید کند. اما اگر گفت‌وگوها واضح باشند و موسیقی و افکت‌ها روی هم تلنبار نشوند، لازم نیست برای هر ویدیو سراغ هدفون بروید.

من برای خرید اولترا صرفا به امید صدای بسیار بهتر، دلیل محکمی نمی‌بینم. مزیت اصلی آن همچنان اندازه تصویر است؛ پلاس از نظر امکانات صوتی در رده‌ای پایین‌تر رها نشده است.

سخت‌افزار؛ اولترا پول بیشتری می‌گیرد، اما تراشه متفاوتی ندارد

هر دو مدل از Dimensity 9500 مدیاتک با فرایند ساخت سه‌نانومتری استفاده می‌کنند. این نکته برای انتخاب میانشان مهم است: با رفتن از پلاس به اولترا، وارد یک کلاس پردازشی کاملا متفاوت نمی‌شوید.

پلاس با ۱۲ گیگابایت رم و حافظه ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایتی عرضه می‌شود. اولترا علاوه بر ترکیب‌های مشابه، نسخه یک‌ترابایتی با ۱۶ گیگابایت رم دارد. این گزینه برای پروژه‌های حجیم و چند وظیفگی سنگین جذاب‌تر است، ولی اگر فقط فضای بیشتری برای ویدیو و فایل می‌خواهید، هر دو از microSD تا دو ترابایت پشتیبانی می‌کنند. البته کارت حافظه جای رم را نمی‌گیرد و نباید سرعت آن را معادل حافظه داخلی فرض کرد.

همچنین محفظه بخار سه‌بعدی به اولترا محدود نیست و پلاس هم به این راهکار خنک سازی مجهز شده است.

در کارهایی مثل مرور وب، یادداشت‌برداری، جابه‌جایی بین برنامه‌ها و باز کردن چند پنجره، مسئله اصلی این خانواده کمبود توان خام نیست. چالش زمانی جدی‌تر می‌شود که یک برنامه اندرویدی با صفحه بزرگ، کیبورد یا شیوه کار شما خوب کنار نیاید. پردازنده سریع‌تر نمی‌تواند به‌تنهایی برنامه‌ای را که برای گوشی طراحی شده، به نرم‌افزار حرفه‌ای دسکتاپ تبدیل کند.

بنچمارک و بازی؛ اعداد مفید، با چند شرط مهم

هر دو دستگاه، توان اجرای بازی‌های سنگین را دارند، اما نمایشگر ۱۲۰ هرتزی تضمین نمی‌کند همه بازی‌ها با ۱۲۰ فریم اجرا شوند. محدودیت خود بازی و پروفایل پشتیبانی دستگاه هم دخیل است.

از نظر ارگونومی بازی، پلاس انتخاب آسان‌تری برای کنترل لمسی است. اولترا برای بازی با کنترلر و قرار گرفتن روی پایه جذاب‌تر می‌شود. نگه داشتن یک صفحه ۱۴٫۶ اینچی و رساندن انگشت‌ها به کنترل‌ها، خودش گاهی مرحله مخفی بازی است!

رابط کاربری و DeX؛ نزدیک شدن به لپ‌تاپ، بدون تبدیل شدن به ویندوز

هر دو تبلت با اندروید ۱۷ و One UI 9 عرضه می‌شوند و سامسونگ برایشان پشتیبانی طولانی‌مدت، شامل هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل و هفت سال به‌روزرسانی امنیتی، در نظر گرفته است. برای دستگاهی با این قیمت، طول عمر نرم‌افزاری بخشی از ارزش خرید است، نه صرفاً یک عدد تبلیغاتی.

در حالت تبلت می‌توانید سه برنامه را هم‌زمان کنار هم داشته باشید و اندازه پنجره‌ها را تغییر دهید. مرورگر، Samsung Notes  و یک ویدیوی آموزشی ترکیب ساده‌ای است که نشان می‌دهد صفحه بزرگ چه زمانی از یک تجمل به ابزار کار تبدیل می‌شود.

اینجا تفاوت اولترا روشن‌تر است. سه پنجره روی پلاس قابل استفاده‌اند؛ روی اولترا فضای بیشتری برای محتوای هرکدام باقی می‌ماند. در طراحی، جدول‌های عریض و کار هم‌زمان با متن و تصویر، این اختلاف از تفاوت چند درصدی بنچمارک مهم‌تر می‌شود.

DeX رابط را به محیطی با پنجره‌های قابل ‌تغییر اندازه، نوار وظیفه و کار با ماوس و کیبورد نزدیک می‌کند. می‌توانید روی خود تبلت کار کنید یا از نمایشگر خارجی کمک بگیرید. برای نوشتن، مدیریت ایمیل، کارهای تحت وب و جابه‌جایی فایل‌ها، چنین محیطی بسیار کاربردی‌تر از بزرگ کردن ساده رابط گوشی است.

با این حال، من جایگزین لپ‌تاپ بودن را یک ویژگی صفر و یکی نمی‌دانم. اگر ابزار اصلی شما مرورگر، اسناد و برنامه‌های سازگار اندرویدی باشند، این تبلت‌ها می‌توانند بخش زیادی از کار را انجام دهند. اگر به برنامه خاص ویندوز، افزونه حرفه‌ای یا گردش کار تخصصی وابسته‌اید، ظاهر دسکتاپ تضمین سازگاری نیست. پنجره داشتن، نرم‌افزار را ویندوزی نمی‌کند!

S Pen؛ از مهم‌ترین دلایل خرید، بدون هزینه جداگانه

قلم همراه هر دو مدل است و تجربه نوشتن و طراحی، از نقاط مشترک مثبت در بررسی‌های مبنا محسوب می‌شود. تشخیص فشار، زاویه قلم و کنار گذاشتن تماس ناخواسته کف دست، ابزارهایی هستند که به آن نقش واقعی می‌دهند؛ به‌خصوص برای یادداشت روی PDF، طراحی و علامت‌گذاری اسناد.

S Pen این نسل بلوتوث ندارد. برای نوشتن نیازی به شارژ دوره‌ای قلم نیست و چسباندن آن به بدنه را نباید با شارژ قلم‌های بلوتوثی نسل‌های قبل اشتباه گرفت. در مقابل، نباید انتظار تمام کنترل‌های از راه دور و ژست‌های وابسته به بلوتوث گذشته را داشت.

اتصال مغناطیسی برای کنار گذاشتن قلم بین کارها راحت است؛ برای حمل داخل کیف بهتر است به محافظت از آن بیشتر توجه کنید. قلمی که روی میز خوب سر جایش می‌ماند، ممکن است هنگام برخورد با وسایل کیف جدا شود. آهن‌ربا جای محفظه محافظ را نمی‌گیرد.

پلاس برای یادداشت‌برداری در رفت‌وآمد و استفاده روی پا منطقی‌تر است. اولترا در نقش بوم طراحی روی میز، فضای بیشتری برای خود تصویر و پنل ابزارها دارد. انتخاب در اینجا باید از شیوه کار شروع شود: بوم بزرگ‌تر برای همه، ابزار بهتر نیست.

هوش مصنوعی؛ کدام قابلیت واقعا به کار می‌آید؟

Galaxy AI در این نسل هم حضور پررنگی دارد: خلاصه‌سازی یادداشت‌ها، کمک به نوشتن، جست‌وجوی تصویری، پیشنهادهای زمینه‌ای و تولید تصویر از طرح اولیه، بخشی از ماجرا هستند. دسترسی به دستیارهایی مثل جمنای نیز در کار با صفحه بزرگ و چند پنجره، راحت‌تر می‌شود.

برای من، قابلیت ارزشمند چیزی است که چند مرحله از کار واقعی را کم کند. پیدا کردن یک موضوع با Circle to Search یا تهیه خلاصه اولیه از یک یادداشت طولانی می‌تواند مفید باشد. تولید یک تصویر بامزه هم سرگرم‌کننده است، اما به‌تنهایی دلیل پرداخت چنین مبلغی نیست.

Creative Studio و ابزارهای طراحی هوشمند می‌توانند از یک طرح ساده خروجی کامل‌تری بسازند. نتیجه را باید به چشم پیشنهاد و نقطه شروع دید؛ هوش مصنوعی گاهی مفهوم کلی را می‌فهمد و در جزئیاتی که برای شما مهم‌اند، راه خودش را می‌رود.

برای مخاطب فارسی‌زبان، دسترسی به یک قابلیت را نباید با پشتیبانی کامل از فارسی یکی دانست. زبان، منطقه حساب، اینترنت و نوع اشتراک روی امکانات اثر می‌گذارند. به‌خصوص در کاربرد خبری، خلاصه یا ترجمه تولیدشده باید بازخوانی شود؛ سرعت بیشتر، مسئولیت بررسی عدد و نام را حذف نمی‌کند.

دوربین؛ اولترا یک لنز بیشتر دارد، نه هویت یک گوشی دوربین محور

هر دو مدل دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی دارند و اولترا یک دوربین اولتراواید ۸ مگاپیکسلی هم اضافه می‌کند. دوربین جلوی هر دو، اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی است. بنابراین تفاوت دوربین پشت نباید به این تصور منجر شود که پلاس برای تماس تصویری الزاما ضعیف‌تر است.

کاربرد اصلی این دوربین‌ها از نگاه من اسکن سند، ثبت تخته، فرستادن تصویر یک وسیله و تماس تصویری است. برای چنین استفاده‌هایی، دسترسی سریع به عکس و امکان نوشتن روی آن با قلم اهمیت زیادی دارد. کسی که تبلت را برای بازدید پروژه یا ارایه طرح استفاده می‌کند، احتمالا بیشتر از کاربری که فقط فیلم می‌بیند، از دوربین بهره خواهد برد.

اولتراواید اولترا می‌تواند برای ثبت فضای یک اتاق یا محیط کاری محدود مفید باشد. اما اگر این نیاز در برنامه شما جایی ندارد، یک دوربین اضافه به‌تنهایی دلیل قانع‌کننده‌ای برای خرید مدل بزرگ‌تر نیست.

کیفیت دوربین اصلی برای ثبت روزمره و کارهای ساده روزمره، مناسب است. دوربین جلو نیز میدان دید بازی دارد و ضبط ۴K با ۳۰ فریم بر ثانیه هم امکان پذیر است. برای قضاوت درباره جزئیات، رنگ پوست و نور کم، عکس و ویدیوی اختصاصی هر دستگاه اهمیت بیشتری از یکسان بودن عدد مگاپیکسل دارد.

ارتباطات و امنیت؛ اختلاف‌ها به اندازه نمایشگر محدود نیستند

اولترا از Wi-Fi 7 استفاده می‌کند و پلاس Wi-Fi 6E دارد. این اختلاف روی شبکه سازگار و در شرایط مناسب معنا پیدا می‌کند؛ نام استاندارد به‌تنهایی اینترنت خانه را سریع‌تر نمی‌کند. هر دو نیز بلوتوث ۶ دارند.

نسخه‌های ۵G برای هر دو مدل عرضه می‌شوند. بنابراین هنگام خرید، شماره مدل و نسخه ارتباطی را بررسی کنید؛ مخصوصا اگر دستگاه از بازاری دیگر وارد شده باشد. در بازار ایران نیز هزینه نهایی، وضعیت خدمات و شرایط فعال‌سازی نسخه سیم‌کارت‌خور باید برای همان دستگاه روشن باشد، نه اینکه از روی مشخصات مدل وای‌فای نتیجه‌گیری شود.

حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر و تشخیص چهره برای باز کردن قفل در دسترس‌اند. حسگر اپتیکال را نباید با نمونه اولتراسونیک یکی دانست و از تشخیص چهره مبتنی بر دوربین هم انتظار سامانه سه‌بعدی اختصاصی نداشت. وجود هر دو روش، دست‌کم انتخاب بیشتری برای شرایط مختلف استفاده می‌دهد.

باتری و شارژ؛ از چند روز استفاده سبک تا یک روز کاری سنگین

پلاس باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد و اولترا از ظرفیت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت استفاده می‌کند. افزایش ظرفیت اولترا بخشی از نیاز نمایشگر بزرگ‌ترش را پوشش می‌دهد؛ بنابراین نباید صرفا با دیدن عدد بزرگ‌تر، شارژدهی بسیار بهتر را نتیجه گرفت.

سامسونگ برای پلاس تا ۲۱ ساعت و برای اولترا تا ۲۳ ساعت پخش ویدیو اعلام کرده است. این اعداد مربوط به شرایط ایده‌آل هستند و با اجرای هم‌زمان چند برنامه، روشنایی بالا، بازی و اتصال سیم‌کارت قابل جایگزینی نیستند.

در بررسی که روی اولترا با استفاده سنگین همچون اجرای هم‌زمان چند برنامه با روشنایی بالای نمایشگر داشتم، حدود هفت ساعت دوام آورد. همان بررسی برای پخش آنلاین ویدیو با روشنایی و صدای بالا، حدود ۱۶ ساعت دوام داشت که برای یک نمایشگر با چنین ابعادی، قابل قبول است.

برای پلاس فرصت بررسی متناسب را نداشم اما از آنجایی که خود سامسونگ در حدود ۱۰ درصد توان باتری آن را پایین‌تر اعلام کرده، پس باید با کمی کاهش در اعداد اولتر، به نتایج نسخه پلاس هم برسیم.

شارژ ۴۵ واتی؛ کافی، اما هیجان‌انگیز نیست

هر دو مدل شارژ سیمی ۴۵ وات دارند با این حساب برای شارژ کامل چنین باتری‌های پر ظرفیتی، در حدود یک ساعت و نیم زمان لازم است. ای‌کاش سامسونگ عدد سرعت شارژ را برای این محصولات گران قیمت خودش کمی بالاتر می‌گرفت تا در کم‌تر از یک ساعت، عدد ۱۰۰ را در جلوی چشمانم می‌دیدم.

البته از نگاه من، شارژ این خانواده نقطه ضعف بحرانی نیست، اما در تبلتی با این بها، مزیت رقابتی بزرگی هم محسوب نمی‌شود. برنامه‌ریزی برای شارژ بین دو جلسه کاری منطقی‌تر از امید بستن به چند دقیقه اتصال قبل از خروج از خانه است.

ارزش خرید؛ پلاس انتخاب پیش‌فرض من است، مگر اینکه اولترا را واقعا لازم داشته باشید

در زمان عرضه، قیمت پایه بازار آمریکا برای پلاس حدود ۱۲۰۰ دلار و برای اولترا حدود ۱۴۰۰ دلار است. این اعداد، قیمت نهایی ایران نیستند و هزینه لوازم جانبی را هم شامل نمی‌شوند. تبدیل ساده دلار به تومان، بدون دانستن موجودی، نسخه حافظه، خدمات فروشنده و هزینه تهیه دستگاه، برآورد قابل‌اتکایی از قیمت خرید نمی‌سازد.

با این سطح قیمت، مقایسه فقط میان دو تبلت سامسونگ نیست. یک لپ‌تاپ مناسب هم وارد فهرست گزینه‌ها می‌شود. به همین دلیل، قبل از انتخاب بهتر است مشخص کنید دقیقا برای چه چیزی پول می‌دهید: قلم و نمایشگر لمسی بزرگ، آزادی استفاده بدون کیبورد، یا اجرای نرم‌افزارهای کامپیوتری؟ پاسخ سوم معمولا شما را دوباره به سمت لپ‌تاپ می‌برد.

ترجیح من برای بیشتر کاربران، پلاس است. همان تراشه، امکانات اصلی قلم، تجربه نرم‌افزاری و نمایشگر باکیفیت را در بدنه‌ای سبک‌تر می‌گیرید. برای دانشجو، مطالعه، تماشای فیلم، تولید محتوای سبک و کارهای روزانه، این تعادل ارزش بیشتری از پسوند اولترا دارد.

اولترا برای کسی جذاب‌تر است که از فضای اضافه استفاده مشخصی دارد: طراحی روی میز، چند پنجره هم‌زمان، مرور اسناد بزرگ، تدوین با فضای بیشتر برای تایم‌لاین یا کار طولانی با کیبورد. نسخه ۱۶ گیگابایتی، حافظه یک‌ترابایتی و Wi-Fi 7 نیز می‌توانند برای بعضی کاربران مهم باشند، اما همه به آن‌ها نیاز ندارند.

 ارتقا از نسل قبل: پاسخ برای پلاس و اولترا یکی نیست

اگر Tab S11 Ultra دارید، نسل تازه دلیل فوری و پررنگی برای تعویض ایجاد نمی‌کند. ارتقای پردازنده و خنک‌سازی مهم است، اما اندازه، ایده کلی دستگاه و بخش بزرگی از تجربه روزانه کاملا مشابه باقی مانده‌اند. اگر تبلت فعلی در کارتان محدودیت ایجاد نمی‌کند، جدید بودن نام محصول به‌تنهایی ارزش پرداخت مابه‌التفاوت را ندارد.

برای دارندگان Tab S10+، داستان جذاب‌تر است (در نسخه تب S11 ورژن پلاس نداشتیم)، S12+، نمایشگر کمی بزرگ‌تر، سخت‌افزار جدیدتر و باتری پرظرفیت‌تری دارد. در مقابل، حذف دوربین اولترا واید عقب و بلوتوث قلم هم باید دیده شود. نسل جدید همیشه به معنای حفظ همه امکانات قبلی و اضافه شدن چند مورد تازه نیست!

خرید نسل گذشته با تخفیف هم می‌تواند انتخاب بهتری باشد، به‌خصوص اگر اختلاف قیمت واقعی زیاد باشد. فقط هزینه لوازم جانبی سازگار، وضعیت باتری دستگاه و مدت باقی‌مانده پشتیبانی را هم وارد مقایسه کنید. ارزان‌تر خریدن زمانی ارزش دارد که برای جبرانش چند هزینه تازه ایجاد نشود.

نقاط قوت

  • نمایشگرهای بزرگ AMOLED با وضوح بالا و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز
  • تراشه پرچم‌دار مشترک و توان مناسب برای چندوظیفگی و بازی
  • قلم S Pen داخل جعبه، بدون نیاز به شارژ برای نوشتن
  • امکانات چندپنجره‌ای، DeX و پشتیبانی نرم‌افزاری طولانی
  • بدنه باریک فلزی، مقاومت IP68 و بلندگوهای چهارگانه
  • پشتیبانی از کارت حافظه و انتخاب میان دو اندازه با امکانات اصلی نزدیک

نقاط ضعف و محدودیت‌ها

  • قیمت بالا، به‌خصوص پس از اضافه شدن کیبورد و شارژر
  • ابعاد و وزن اولترا برای استفاده طولانی در دست
  • حذف قابلیت‌های بلوتوثی قلم و حذف دوربین اولتراواید از پلاس
  • شارژ ۴۵ واتی بدون آداپتور داخل جعبه

جمع‌بندی آی‌تی‌رسان: بزرگ‌تر بودن وقتی ارزش دارد که کار بیشتری انجام دهید

گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا دو محصول کاملا متفاوت نیستند؛ دو اندازه از یک ایده‌اند. سامسونگ می‌خواهد نمایشگر، قلم و محیط چندوظیفه‌ای را در وسیله‌ای جمع کند که هم برای سرگرمی جذاب باشد و هم بخشی از کار روزانه را انجام دهد. بخش مهمی از این وعده به کیفیت برنامه‌هایی وابسته است که استفاده می‌کنید، نه فقط به قدرت تراشه.

برای من، پلاس انتخاب متعادل‌تر این خانواده است. امکانات اصلی را نگه می‌دارد و در حمل، نگه داشتن و استفاده روزانه مصالحه کمتری می‌طلبد. اولترا زمانی ارزش هزینه بیشتر را دارد که صفحه بزرگش به بخشی از کار شما تبدیل شود، نه اینکه فقط هنگام باز کردن جعبه چشمگیر باشد.

اگر برنامه‌های موردنیازتان با اندروید سازگارند و قلم و نمایشگر لمسی در کارتان نقش دارند، هر دو می‌توانند ابزارهای جدی باشند. اگر فقط می‌خواهید فیلم ببینید، گزینه‌های ارزان‌تر را هم باید در نظر بگیرید؛ و اگر از تبلت انتظار اجرای همه کارهای یک کامپیوتر حرفه‌ای را دارید، خرید کیبورد قرار نیست این فاصله را به‌تنهایی پُر کند.

حکم نهایی من ساده است: پلاس برای بیشتر کاربران، اولترا برای نیاز مشخص به فضای بیشتر. قبل از پرداخت پول یک میز کار همراه، مطمئن شوید واقعا قرار است روی آن کار کنید!

نوشته بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟

بعضی تبلت‌ها را می‌خرید تا کمتر سراغ لپ‌تاپ بروید؛ بعضی دیگر آن‌قدر بزرگ و گران شده‌اند که خود لپ‌تاپ هم حق دارد بپرسد: «پس مشکل شما با من چه بود؟» گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا، جایی میان این دو تعریف قرار می‌گیرند. نمایشگرهای بزرگ AMOLED، قلم داخل جعبه، تراشه پرچم‌دار و محیط دسکتاپ سامسونگ، ابزارهای زیادی برای کار و سرگرمی در اختیارتان می‌گذارند. سؤال این است که از کدامشان واقعا استفاده خواهید کرد.

هر دو تبلت را برای بررسی در اختیار دارم و ترجیح دادم به‌جای دو مقاله با بخش‌های تکراری، آن‌ها را کنار هم بررسی کنم. دلیلش ساده است: پلاس، نسخه ضعیف و کم‌امکانات اولترا نیست. بخش بزرگی از سخت‌افزار و تجربه نرم‌افزاری مشترک است و انتخاب نهایی بیشتر به ابعاد، شیوه استفاده و هزینه‌ای برمی‌گردد که حاضر هستید برای فضای کار بزرگ‌تر بپردازید.

از نگاه من، جذاب‌ترین پرسش این بررسی همین است: آیا نمایشگر غول‌آسای اولترا کارتان را بهتر می‌کند، یا فقط حمل تبلت را به برنامه تمرینی روزانه اضافه خواهد کرد؟

مشخصات گلکسی تب S12 پلاس و اولترا در یک نگاه

مشخصه Galaxy Tab S12+ Galaxy Tab S12 Ultra
نمایشگر ۱۲٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X ۱۴٫۶ اینچ Dynamic AMOLED 2X
وضوح ۲۸۰۰ × ۱۷۵۲ پیکسل ۲۹۶۰ × ۱۸۴۸ پیکسل
نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز تا ۱۲۰ هرتز
روشنایی رسمی اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت اوج ۱۶۰۰ نیت؛ حالت HBM برابر ۱۰۰۰ نیت
ضخامت ۵٫۳ میلی‌متر ۵٫۱ میلی‌متر
وزن Wi-Fi / 5G ۵۵۳ / ۵۵۵ گرم ۶۹۲ / ۶۹۵ گرم
تراشه مدیاتک Dimensity 9500 مدیاتک Dimensity 9500
رم ۱۲ گیگابایت ۱۲ یا ۱۶ گیگابایت
حافظه داخلی ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایت ۲۵۶، ۵۱۲ گیگابایت یا یک ترابایت
کارت حافظه microSD تا ۲ ترابایت microSD تا ۲ ترابایت
دوربین پشت اصلی ۱۳ مگاپیکسلی اصلی ۱۳ و اولتراواید ۸ مگاپیکسلی
دوربین جلو اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی
باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت
شارژ سیمی ۴۵ وات ۴۵ وات
وای‌فای Wi-Fi 6E Wi-Fi 7
نرم‌افزار اولیه اندروید ۱۷ و One UI 9 اندروید ۱۷ و One UI 9
قلم و مقاومت S Pen داخل جعبه، IP68 S Pen داخل جعبه، IP68

طراحی و کیفیت ساخت؛ نازک بودن با کوچک بودن فرق دارد

سامسونگ در طراحی این نسل دنبال غافلگیر کردن نبوده است. بدنه فلزی با ساختار Armor Aluminum، سطوح ساده، رنگ‌های خاکستری و نقره‌ای و حاشیه‌های باریک، همان زبان آشنای تبلت‌های گران‌قیمت این شرکت را ادامه می‌دهند. ظاهرشان حرفه‌ای و مرتب است؛ فقط انتظار نداشته باشید انتخاب رنگ، هیجان خرید یک جعبه مدادرنگی را داشته باشد!

ضخامت هر دو دستگاه چشمگیر است. پلاس با ۵٫۳ میلی‌متر و اولترا با ۵٫۱ میلی‌متر، برای محصولی با این اندازه بسیار باریک‌اند. بااین‌حال، مهم‌ترین عدد برای استفاده روزانه ضخامت نیست؛ وزن و سطحی است که باید در دست نگه دارید.

پلاس در نسخه وای‌فای ۵۵۳ گرم وزن دارد و اولترا به ۶۹۲ گرم می‌رسد. اختلاف ۱۳۹ گرمی، همراه با ابعاد بزرگ‌تر اولترا، هنگام مطالعه در دست، نوشتن بدون میز یا استفاده در مسیر اهمیت پیدا می‌کند. باریکی بدنه قرار نیست اثر اهرمی چنین صفحه بزرگی را خنثی کند.

برای همین، من پلاس را انتخاب متعادل‌تری برای کسی می‌دانم که هنوز از تبلت انتظار «در دست گرفتن» دارد. اولترا بیشتر زمانی معنا پیدا می‌کند که روی میز، پایه یا کیبورد قرار بگیرد. در چنین وضعیتی، همان ابعادی که هنگام حمل آزاردهنده بود، به فضای مفید برای کار تبدیل می‌شود.

حاشیه‌های اولترا باریک‌ترند و دوربین جلو در بریدگی کوچک لبه بلند نمایشگر جا گرفته است. پلاس دوربین را در حاشیه جا می‌دهد و بریدگی مشابهی ندارد. این تفاوت، بیشتر سلیقه‌ای است؛ ضمن اینکه حاشیه تبلت کاملا بی‌فایده نیست و جایی برای قرار گرفتن انگشت‌ها باقی می‌گذارد.

هر دو مدل گواهی IP68 دارند. این ویژگی برای وسیله‌ای که ممکن است روی میز کافه، کنار بطری آب یا در فضای بیرون استفاده شود، امتیاز قابل توجهی است. البته مقاومت آزمایشگاهی در آب شیرین را نباید به مجوز استفاده در استخر و دریا تبدیل کرد. تبلت گران قیمت را لازم نیست برای اثبات مشخصاتش وارد کلاس شنا کنیم!

محتویات جعبه: قلم حاضر است، شارژر مرخصی رفته!

داخل بسته‌بندی، علاوه بر تبلت، S Pen و کابل USB-C به USB-C قرار دارند. آداپتور شارژ همراه محصول نیست؛ کیبورد و کاور هم خریدهای جداگانه‌اند.

وجود قلم از همان ابتدا ارزش عملی دارد. برای یادداشت‌برداری و طراحی مجبور نیستید بعد از خرید تبلت، تازه سراغ وسیله‌ای بروید که بخش مهمی از کاربردش به آن وابسته است. اما درباره هزینه نهایی باید واقع‌بین بود: اگر قرار است تبلت روی میز نقش لپ‌تاپ را بازی کند، بودجه پایه، کیبورد و شارژر مناسب را هم باید برای آن کنار بگذارید.

نمایشگر؛ جایی که اختلاف اندازه واقعا دیده می‌شود

سامسونگ در هر دو مدل از Dynamic AMOLED 2X با نرخ نوسازی تا ۱۲۰ هرتز استفاده کرده است. تفاوت مهم، ۱۲٫۶ اینچ در برابر ۱۴٫۶ اینچ است؛ نه برخورداری یکی از نمایشگر خوب و دیگری از نمونه معمولی.

پلاس نسبت به +Tab S10 از صفحه ۱۲٫۴ اینچی به ۱۲٫۶ اینچ رسیده است. اولترا همان اندازه آشنای ۱۴٫۶ اینچی را نگه می‌دارد؛ ابعادی که برای فیلم، طراحی و نمایش هم‌زمان چند برنامه جذاب است، اما روی میز کوچک یا در حالت عمودی به‌سادگی جا نمی‌شود.

مشکی عمیق پنل AMOLED، کنتراست بالا و حرکت روان رابط کاربری از دلایل اصلی جذابیت این خانواده‌اند. نسبت تصویر نزدیک به ۱۶:۱۰ هم برای فیلم و کار افقی مناسب است. البته هیچ نسبتی برای همه محتواها کامل نیست: همان صفحه کشیده‌ای که برای ویدیو لذت‌بخش است، ممکن است برای خواندن بعضی صفحات مجله یا اسناد عمودی به اندازه یک نمایشگر مربعی‌تر راحت نباشد.

وضوح بیشتر اولترا هم لزوما به معنی تراکم پیکسلی بالاتر نیست. پلاس پیکسل‌هایش را روی سطح کوچک‌تری پخش می‌کند؛ بنابراین نباید از نام Ultra نتیجه گرفت که نوشته‌ها حتما روی آن شارپ‌تر هستند. مزیت واقعی اولترا، فضای بیشتر برای دیدن و کار کردن است.

روشنایی ۱۶۰۰ نیتی دقیقا چه معنایی دارد؟

سامسونگ برای هر دو مدل اوج روشنایی ۱۶۰۰ نیت و روشنایی ۱۰۰۰ نیتی در حالت HBM اعلام کرده است. عدد اوج را نباید با روشنایی ثابت تمام صفحه هنگام خواندن یک سند سفید یکی دانست. نوع محتوا، سطح روشن تصویر، تنظیمات و نور محیط روی نتیجه اثر می‌گذارند.

برای من، در این بخش خوانایی و بازتاب نور مهم‌تر از مسابقه عددهاست. کنار پنجره یا زیر چراغ سقفی، انعکاس می‌تواند بخشی از مزیت روشنایی را از بین ببرد. در زیر نور شدید، بازتاب نمایشگر نسبتا زیاد است اما روشنایی آن در حدی است که کار را مختل نکند، ولی روی کیفیت و خوانایی تاثیر خواهد داشت.

صدا؛ چهار بلندگو که فقط برای پُر کردن جدول نیستند

هر دو تبلت چهار بلندگو دارند و در بررسی که کردم، وضوح گفت‌وگوها، حجم صدا و جداسازی کانال‌ها جزو نقاط قوت مشترک هر دو هستند. برای تماشای فیلم، کلاس آنلاین و پخش محتوای آموزشی، این بخش مکمل مهمی برای نمایشگر است.

صدای یک تبلت باریک قرار نیست بیس عمیق یک مجموعه صوتی بزرگ را تولید کند. اما اگر گفت‌وگوها واضح باشند و موسیقی و افکت‌ها روی هم تلنبار نشوند، لازم نیست برای هر ویدیو سراغ هدفون بروید.

من برای خرید اولترا صرفا به امید صدای بسیار بهتر، دلیل محکمی نمی‌بینم. مزیت اصلی آن همچنان اندازه تصویر است؛ پلاس از نظر امکانات صوتی در رده‌ای پایین‌تر رها نشده است.

سخت‌افزار؛ اولترا پول بیشتری می‌گیرد، اما تراشه متفاوتی ندارد

هر دو مدل از Dimensity 9500 مدیاتک با فرایند ساخت سه‌نانومتری استفاده می‌کنند. این نکته برای انتخاب میانشان مهم است: با رفتن از پلاس به اولترا، وارد یک کلاس پردازشی کاملا متفاوت نمی‌شوید.

پلاس با ۱۲ گیگابایت رم و حافظه ۲۵۶ یا ۵۱۲ گیگابایتی عرضه می‌شود. اولترا علاوه بر ترکیب‌های مشابه، نسخه یک‌ترابایتی با ۱۶ گیگابایت رم دارد. این گزینه برای پروژه‌های حجیم و چند وظیفگی سنگین جذاب‌تر است، ولی اگر فقط فضای بیشتری برای ویدیو و فایل می‌خواهید، هر دو از microSD تا دو ترابایت پشتیبانی می‌کنند. البته کارت حافظه جای رم را نمی‌گیرد و نباید سرعت آن را معادل حافظه داخلی فرض کرد.

همچنین محفظه بخار سه‌بعدی به اولترا محدود نیست و پلاس هم به این راهکار خنک سازی مجهز شده است.

در کارهایی مثل مرور وب، یادداشت‌برداری، جابه‌جایی بین برنامه‌ها و باز کردن چند پنجره، مسئله اصلی این خانواده کمبود توان خام نیست. چالش زمانی جدی‌تر می‌شود که یک برنامه اندرویدی با صفحه بزرگ، کیبورد یا شیوه کار شما خوب کنار نیاید. پردازنده سریع‌تر نمی‌تواند به‌تنهایی برنامه‌ای را که برای گوشی طراحی شده، به نرم‌افزار حرفه‌ای دسکتاپ تبدیل کند.

بنچمارک و بازی؛ اعداد مفید، با چند شرط مهم

هر دو دستگاه، توان اجرای بازی‌های سنگین را دارند، اما نمایشگر ۱۲۰ هرتزی تضمین نمی‌کند همه بازی‌ها با ۱۲۰ فریم اجرا شوند. محدودیت خود بازی و پروفایل پشتیبانی دستگاه هم دخیل است.

از نظر ارگونومی بازی، پلاس انتخاب آسان‌تری برای کنترل لمسی است. اولترا برای بازی با کنترلر و قرار گرفتن روی پایه جذاب‌تر می‌شود. نگه داشتن یک صفحه ۱۴٫۶ اینچی و رساندن انگشت‌ها به کنترل‌ها، خودش گاهی مرحله مخفی بازی است!

رابط کاربری و DeX؛ نزدیک شدن به لپ‌تاپ، بدون تبدیل شدن به ویندوز

هر دو تبلت با اندروید ۱۷ و One UI 9 عرضه می‌شوند و سامسونگ برایشان پشتیبانی طولانی‌مدت، شامل هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل و هفت سال به‌روزرسانی امنیتی، در نظر گرفته است. برای دستگاهی با این قیمت، طول عمر نرم‌افزاری بخشی از ارزش خرید است، نه صرفاً یک عدد تبلیغاتی.

در حالت تبلت می‌توانید سه برنامه را هم‌زمان کنار هم داشته باشید و اندازه پنجره‌ها را تغییر دهید. مرورگر، Samsung Notes  و یک ویدیوی آموزشی ترکیب ساده‌ای است که نشان می‌دهد صفحه بزرگ چه زمانی از یک تجمل به ابزار کار تبدیل می‌شود.

اینجا تفاوت اولترا روشن‌تر است. سه پنجره روی پلاس قابل استفاده‌اند؛ روی اولترا فضای بیشتری برای محتوای هرکدام باقی می‌ماند. در طراحی، جدول‌های عریض و کار هم‌زمان با متن و تصویر، این اختلاف از تفاوت چند درصدی بنچمارک مهم‌تر می‌شود.

DeX رابط را به محیطی با پنجره‌های قابل ‌تغییر اندازه، نوار وظیفه و کار با ماوس و کیبورد نزدیک می‌کند. می‌توانید روی خود تبلت کار کنید یا از نمایشگر خارجی کمک بگیرید. برای نوشتن، مدیریت ایمیل، کارهای تحت وب و جابه‌جایی فایل‌ها، چنین محیطی بسیار کاربردی‌تر از بزرگ کردن ساده رابط گوشی است.

با این حال، من جایگزین لپ‌تاپ بودن را یک ویژگی صفر و یکی نمی‌دانم. اگر ابزار اصلی شما مرورگر، اسناد و برنامه‌های سازگار اندرویدی باشند، این تبلت‌ها می‌توانند بخش زیادی از کار را انجام دهند. اگر به برنامه خاص ویندوز، افزونه حرفه‌ای یا گردش کار تخصصی وابسته‌اید، ظاهر دسکتاپ تضمین سازگاری نیست. پنجره داشتن، نرم‌افزار را ویندوزی نمی‌کند!

S Pen؛ از مهم‌ترین دلایل خرید، بدون هزینه جداگانه

قلم همراه هر دو مدل است و تجربه نوشتن و طراحی، از نقاط مشترک مثبت در بررسی‌های مبنا محسوب می‌شود. تشخیص فشار، زاویه قلم و کنار گذاشتن تماس ناخواسته کف دست، ابزارهایی هستند که به آن نقش واقعی می‌دهند؛ به‌خصوص برای یادداشت روی PDF، طراحی و علامت‌گذاری اسناد.

S Pen این نسل بلوتوث ندارد. برای نوشتن نیازی به شارژ دوره‌ای قلم نیست و چسباندن آن به بدنه را نباید با شارژ قلم‌های بلوتوثی نسل‌های قبل اشتباه گرفت. در مقابل، نباید انتظار تمام کنترل‌های از راه دور و ژست‌های وابسته به بلوتوث گذشته را داشت.

اتصال مغناطیسی برای کنار گذاشتن قلم بین کارها راحت است؛ برای حمل داخل کیف بهتر است به محافظت از آن بیشتر توجه کنید. قلمی که روی میز خوب سر جایش می‌ماند، ممکن است هنگام برخورد با وسایل کیف جدا شود. آهن‌ربا جای محفظه محافظ را نمی‌گیرد.

پلاس برای یادداشت‌برداری در رفت‌وآمد و استفاده روی پا منطقی‌تر است. اولترا در نقش بوم طراحی روی میز، فضای بیشتری برای خود تصویر و پنل ابزارها دارد. انتخاب در اینجا باید از شیوه کار شروع شود: بوم بزرگ‌تر برای همه، ابزار بهتر نیست.

هوش مصنوعی؛ کدام قابلیت واقعا به کار می‌آید؟

Galaxy AI در این نسل هم حضور پررنگی دارد: خلاصه‌سازی یادداشت‌ها، کمک به نوشتن، جست‌وجوی تصویری، پیشنهادهای زمینه‌ای و تولید تصویر از طرح اولیه، بخشی از ماجرا هستند. دسترسی به دستیارهایی مثل جمنای نیز در کار با صفحه بزرگ و چند پنجره، راحت‌تر می‌شود.

برای من، قابلیت ارزشمند چیزی است که چند مرحله از کار واقعی را کم کند. پیدا کردن یک موضوع با Circle to Search یا تهیه خلاصه اولیه از یک یادداشت طولانی می‌تواند مفید باشد. تولید یک تصویر بامزه هم سرگرم‌کننده است، اما به‌تنهایی دلیل پرداخت چنین مبلغی نیست.

Creative Studio و ابزارهای طراحی هوشمند می‌توانند از یک طرح ساده خروجی کامل‌تری بسازند. نتیجه را باید به چشم پیشنهاد و نقطه شروع دید؛ هوش مصنوعی گاهی مفهوم کلی را می‌فهمد و در جزئیاتی که برای شما مهم‌اند، راه خودش را می‌رود.

برای مخاطب فارسی‌زبان، دسترسی به یک قابلیت را نباید با پشتیبانی کامل از فارسی یکی دانست. زبان، منطقه حساب، اینترنت و نوع اشتراک روی امکانات اثر می‌گذارند. به‌خصوص در کاربرد خبری، خلاصه یا ترجمه تولیدشده باید بازخوانی شود؛ سرعت بیشتر، مسئولیت بررسی عدد و نام را حذف نمی‌کند.

دوربین؛ اولترا یک لنز بیشتر دارد، نه هویت یک گوشی دوربین محور

هر دو مدل دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی دارند و اولترا یک دوربین اولتراواید ۸ مگاپیکسلی هم اضافه می‌کند. دوربین جلوی هر دو، اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی است. بنابراین تفاوت دوربین پشت نباید به این تصور منجر شود که پلاس برای تماس تصویری الزاما ضعیف‌تر است.

کاربرد اصلی این دوربین‌ها از نگاه من اسکن سند، ثبت تخته، فرستادن تصویر یک وسیله و تماس تصویری است. برای چنین استفاده‌هایی، دسترسی سریع به عکس و امکان نوشتن روی آن با قلم اهمیت زیادی دارد. کسی که تبلت را برای بازدید پروژه یا ارایه طرح استفاده می‌کند، احتمالا بیشتر از کاربری که فقط فیلم می‌بیند، از دوربین بهره خواهد برد.

اولتراواید اولترا می‌تواند برای ثبت فضای یک اتاق یا محیط کاری محدود مفید باشد. اما اگر این نیاز در برنامه شما جایی ندارد، یک دوربین اضافه به‌تنهایی دلیل قانع‌کننده‌ای برای خرید مدل بزرگ‌تر نیست.

کیفیت دوربین اصلی برای ثبت روزمره و کارهای ساده روزمره، مناسب است. دوربین جلو نیز میدان دید بازی دارد و ضبط 4K با ۳۰ فریم بر ثانیه هم امکان پذیر است. برای قضاوت درباره جزئیات، رنگ پوست و نور کم، عکس و ویدیوی اختصاصی هر دستگاه اهمیت بیشتری از یکسان بودن عدد مگاپیکسل دارد.

ارتباطات و امنیت؛ اختلاف‌ها به اندازه نمایشگر محدود نیستند

اولترا از Wi-Fi 7 استفاده می‌کند و پلاس Wi-Fi 6E دارد. این اختلاف روی شبکه سازگار و در شرایط مناسب معنا پیدا می‌کند؛ نام استاندارد به‌تنهایی اینترنت خانه را سریع‌تر نمی‌کند. هر دو نیز بلوتوث ۶ دارند.

نسخه‌های 5G برای هر دو مدل عرضه می‌شوند. بنابراین هنگام خرید، شماره مدل و نسخه ارتباطی را بررسی کنید؛ مخصوصا اگر دستگاه از بازاری دیگر وارد شده باشد. در بازار ایران نیز هزینه نهایی، وضعیت خدمات و شرایط فعال‌سازی نسخه سیم‌کارت‌خور باید برای همان دستگاه روشن باشد، نه اینکه از روی مشخصات مدل وای‌فای نتیجه‌گیری شود.

حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر و تشخیص چهره برای باز کردن قفل در دسترس‌اند. حسگر اپتیکال را نباید با نمونه اولتراسونیک یکی دانست و از تشخیص چهره مبتنی بر دوربین هم انتظار سامانه سه‌بعدی اختصاصی نداشت. وجود هر دو روش، دست‌کم انتخاب بیشتری برای شرایط مختلف استفاده می‌دهد.

باتری و شارژ؛ از چند روز استفاده سبک تا یک روز کاری سنگین

پلاس باتری ۱۰۶۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد و اولترا از ظرفیت ۱۱۶۰۰ میلی‌آمپرساعت استفاده می‌کند. افزایش ظرفیت اولترا بخشی از نیاز نمایشگر بزرگ‌ترش را پوشش می‌دهد؛ بنابراین نباید صرفا با دیدن عدد بزرگ‌تر، شارژدهی بسیار بهتر را نتیجه گرفت.

سامسونگ برای پلاس تا ۲۱ ساعت و برای اولترا تا ۲۳ ساعت پخش ویدیو اعلام کرده است. این اعداد مربوط به شرایط ایده‌آل هستند و با اجرای هم‌زمان چند برنامه، روشنایی بالا، بازی و اتصال سیم‌کارت قابل جایگزینی نیستند.

در بررسی که روی اولترا با استفاده سنگین همچون اجرای هم‌زمان چند برنامه با روشنایی بالای نمایشگر داشتم، حدود هفت ساعت دوام آورد. همان بررسی برای پخش آنلاین ویدیو با روشنایی و صدای بالا، حدود ۱۶ ساعت دوام داشت که برای یک نمایشگر با چنین ابعادی، قابل قبول است.

برای پلاس فرصت بررسی متناسب را نداشم اما از آنجایی که خود سامسونگ در حدود ۱۰ درصد توان باتری آن را پایین‌تر اعلام کرده، پس باید با کمی کاهش در اعداد اولتر، به نتایج نسخه پلاس هم برسیم.

شارژ ۴۵ واتی؛ کافی، اما هیجان‌انگیز نیست

هر دو مدل شارژ سیمی ۴۵ وات دارند با این حساب برای شارژ کامل چنین باتری‌های پر ظرفیتی، در حدود یک ساعت و نیم زمان لازم است. ای‌کاش سامسونگ عدد سرعت شارژ را برای این محصولات گران قیمت خودش کمی بالاتر می‌گرفت تا در کم‌تر از یک ساعت، عدد ۱۰۰ را در جلوی چشمانم می‌دیدم.

البته از نگاه من، شارژ این خانواده نقطه ضعف بحرانی نیست، اما در تبلتی با این بها، مزیت رقابتی بزرگی هم محسوب نمی‌شود. برنامه‌ریزی برای شارژ بین دو جلسه کاری منطقی‌تر از امید بستن به چند دقیقه اتصال قبل از خروج از خانه است.

ارزش خرید؛ پلاس انتخاب پیش‌فرض من است، مگر اینکه اولترا را واقعا لازم داشته باشید

در زمان عرضه، قیمت پایه بازار آمریکا برای پلاس حدود ۱۲۰۰ دلار و برای اولترا حدود ۱۴۰۰ دلار است. این اعداد، قیمت نهایی ایران نیستند و هزینه لوازم جانبی را هم شامل نمی‌شوند. تبدیل ساده دلار به تومان، بدون دانستن موجودی، نسخه حافظه، خدمات فروشنده و هزینه تهیه دستگاه، برآورد قابل‌اتکایی از قیمت خرید نمی‌سازد.

با این سطح قیمت، مقایسه فقط میان دو تبلت سامسونگ نیست. یک لپ‌تاپ مناسب هم وارد فهرست گزینه‌ها می‌شود. به همین دلیل، قبل از انتخاب بهتر است مشخص کنید دقیقا برای چه چیزی پول می‌دهید: قلم و نمایشگر لمسی بزرگ، آزادی استفاده بدون کیبورد، یا اجرای نرم‌افزارهای کامپیوتری؟ پاسخ سوم معمولا شما را دوباره به سمت لپ‌تاپ می‌برد.

ترجیح من برای بیشتر کاربران، پلاس است. همان تراشه، امکانات اصلی قلم، تجربه نرم‌افزاری و نمایشگر باکیفیت را در بدنه‌ای سبک‌تر می‌گیرید. برای دانشجو، مطالعه، تماشای فیلم، تولید محتوای سبک و کارهای روزانه، این تعادل ارزش بیشتری از پسوند اولترا دارد.

اولترا برای کسی جذاب‌تر است که از فضای اضافه استفاده مشخصی دارد: طراحی روی میز، چند پنجره هم‌زمان، مرور اسناد بزرگ، تدوین با فضای بیشتر برای تایم‌لاین یا کار طولانی با کیبورد. نسخه ۱۶ گیگابایتی، حافظه یک‌ترابایتی و Wi-Fi 7 نیز می‌توانند برای بعضی کاربران مهم باشند، اما همه به آن‌ها نیاز ندارند.

 ارتقا از نسل قبل: پاسخ برای پلاس و اولترا یکی نیست

اگر Tab S11 Ultra دارید، نسل تازه دلیل فوری و پررنگی برای تعویض ایجاد نمی‌کند. ارتقای پردازنده و خنک‌سازی مهم است، اما اندازه، ایده کلی دستگاه و بخش بزرگی از تجربه روزانه کاملا مشابه باقی مانده‌اند. اگر تبلت فعلی در کارتان محدودیت ایجاد نمی‌کند، جدید بودن نام محصول به‌تنهایی ارزش پرداخت مابه‌التفاوت را ندارد.

برای دارندگان Tab S10+، داستان جذاب‌تر است (در نسخه تب S11 ورژن پلاس نداشتیم)، S12+، نمایشگر کمی بزرگ‌تر، سخت‌افزار جدیدتر و باتری پرظرفیت‌تری دارد. در مقابل، حذف دوربین اولترا واید عقب و بلوتوث قلم هم باید دیده شود. نسل جدید همیشه به معنای حفظ همه امکانات قبلی و اضافه شدن چند مورد تازه نیست!

خرید نسل گذشته با تخفیف هم می‌تواند انتخاب بهتری باشد، به‌خصوص اگر اختلاف قیمت واقعی زیاد باشد. فقط هزینه لوازم جانبی سازگار، وضعیت باتری دستگاه و مدت باقی‌مانده پشتیبانی را هم وارد مقایسه کنید. ارزان‌تر خریدن زمانی ارزش دارد که برای جبرانش چند هزینه تازه ایجاد نشود.

نقاط قوت

  • نمایشگرهای بزرگ AMOLED با وضوح بالا و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز
  • تراشه پرچم‌دار مشترک و توان مناسب برای چندوظیفگی و بازی
  • قلم S Pen داخل جعبه، بدون نیاز به شارژ برای نوشتن
  • امکانات چندپنجره‌ای، DeX و پشتیبانی نرم‌افزاری طولانی
  • بدنه باریک فلزی، مقاومت IP68 و بلندگوهای چهارگانه
  • پشتیبانی از کارت حافظه و انتخاب میان دو اندازه با امکانات اصلی نزدیک

نقاط ضعف و محدودیت‌ها

  • قیمت بالا، به‌خصوص پس از اضافه شدن کیبورد و شارژر
  • ابعاد و وزن اولترا برای استفاده طولانی در دست
  • حذف قابلیت‌های بلوتوثی قلم و حذف دوربین اولتراواید از پلاس
  • شارژ ۴۵ واتی بدون آداپتور داخل جعبه

جمع‌بندی آی‌تی‌رسان: بزرگ‌تر بودن وقتی ارزش دارد که کار بیشتری انجام دهید

گلکسی تب S12 پلاس و S12 اولترا دو محصول کاملا متفاوت نیستند؛ دو اندازه از یک ایده‌اند. سامسونگ می‌خواهد نمایشگر، قلم و محیط چندوظیفه‌ای را در وسیله‌ای جمع کند که هم برای سرگرمی جذاب باشد و هم بخشی از کار روزانه را انجام دهد. بخش مهمی از این وعده به کیفیت برنامه‌هایی وابسته است که استفاده می‌کنید، نه فقط به قدرت تراشه.

برای من، پلاس انتخاب متعادل‌تر این خانواده است. امکانات اصلی را نگه می‌دارد و در حمل، نگه داشتن و استفاده روزانه مصالحه کمتری می‌طلبد. اولترا زمانی ارزش هزینه بیشتر را دارد که صفحه بزرگش به بخشی از کار شما تبدیل شود، نه اینکه فقط هنگام باز کردن جعبه چشمگیر باشد.

اگر برنامه‌های موردنیازتان با اندروید سازگارند و قلم و نمایشگر لمسی در کارتان نقش دارند، هر دو می‌توانند ابزارهای جدی باشند. اگر فقط می‌خواهید فیلم ببینید، گزینه‌های ارزان‌تر را هم باید در نظر بگیرید؛ و اگر از تبلت انتظار اجرای همه کارهای یک کامپیوتر حرفه‌ای را دارید، خرید کیبورد قرار نیست این فاصله را به‌تنهایی پُر کند.

حکم نهایی من ساده است: پلاس برای بیشتر کاربران، اولترا برای نیاز مشخص به فضای بیشتر. قبل از پرداخت پول یک میز کار همراه، مطمئن شوید واقعا قرار است روی آن کار کنید!

نوشته بررسی گلکسی تب S۱۲ پلاس و S۱۲ اولترا؛ تبلت می‌خواهید یا یک میز کار همراه؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی گلکسی S۲۶ FE: گوشی خوب، با چند تصمیم عجیب سامسونگ

گلکسی S26 FE از آن گوشی‌هایی است که برای دوست داشتنش دلیل کم نداریم، اما برای خریدنش باید کمی حساب و کتاب کنیم. نمایشگر باکیفیت، بدنه خوش‌ساخت، دوربین اصلی توانمند و نرم‌افزاری که قرار است سال‌ها به‌روز بماند، ترکیب جذابی می‌سازند. مشکل از جایی شروع می‌شود که پای باتری، حافظه نسخه پایه و فاصله قیمت با پرچم‌داران اصلی سامسونگ به میان می‌آید.

نسخه‌های FE همیشه مسئولیت دشواری داشته‌اند: باید بخشی از تجربه سری S را با هزینه کمتر ارائه کنند، بدون اینکه آن‌قدر جذاب شوند که مشتری پرچمداران گران‌تر را از خرید منصرف کنند. گلکسی S26 FE هم حاصل همین موازنه است؛ در بعضی بخش‌ها سخاوتمند و در بعضی دیگر، به‌شکلی عجیب صرفه‌جو!

این گوشی در استفاده روزمره حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، اما الزاما بهترین انتخاب برای گیمرها، علاقه‌مندان به فیلم‌برداری یا کسانی نیست که صبح زود از خانه بیرون می‌روند و شب به شارژر می‌رسند. برای شناختن جایگاه واقعی آن، باید از ظاهر آشنای سامسونگی عبور کنیم و ببینیم این نسخه طرفداران (ترجمه فن ادیشن!) دقیقا کدام خواسته‌های آنان را جدی گرفته است.

۱. طراحی: آشنا، خوش‌ساخت و کمی براق‌تر از انتظار

اگر طراحی نسل‌های اخیر سامسونگ را دوست داشته باشید، احتمالا با گلکسی S26 FE هم کنار می‌آیید. خطوط ساده، فریم تخت و آرایش عمودی دوربین‌ها همان زبان آشنایی را دنبال می‌کنند که سامسونگ در خانواده گلکسی جا انداخته است. ظاهر گوشی به مدل‌های گران‌تر نزدیک است و خبری از آن نشانه‌های واضحی نیست که از فاصله چند متری بگویند با نسخه ارزان‌تر طرف هستیم.

تفاوت‌ها بیشتر در جزئیات دیده می‌شوند. حاشیه‌های نمایشگر به باریکی پرچمداران اصلی نیستند و حاشیه پایین هم کمی ضخیم‌تر از سه ضلع دیگر است. این موضوع استفاده از گوشی را عذاب‌آور نمی‌کند، اما روی دستگاهی در این رده قیمتی، تقارن بیشتر، انتظار نامعقولی نیست.

بدنه با وزن ۱۹۳ گرم و ضخامت ۷.۴ میلی‌متر، برای یک گوشی ۶.۷ اینچی نسبتا سبک و باریک است. با این‌حال، عرض دستگاه باعث می‌شود استفاده با یک دست همیشه راحت نباشد. سبک بودن با جمع‌ و جور بودن فرق دارد؛ شست دست هم برای رسیدن به گوشه بالای نمایشگر، چندان به جدول وزن گوشی‌ها اهمیت نمی‌دهد.

ترکیب شیشه و فریم آلومینیومی حس یک محصول باکیفیت را منتقل می‌کند. شیشه محافظ Gorilla Glass Victus+ در جلو و پشت، همراه با استاندارد IP68، مجموعه مناسبی برای این رده می‌سازد. البته مقاومت در برابر آب را نباید با مصونیت دائمی در برابر هر نوع تماس با مایعات اشتباه گرفت!

تغییر بحث‌ برانگیز، سطح براق پشت گوشی است. این پوشش در نور جلوه خوبی دارد، اما اثر انگشت را هم با علاقه جمع می‌کند. رنگ‌های روشن مثل سفید و پسته‌ای در پنهان کردن لکه‌ها موفق‌تر هستند؛ در رنگ‌های تیره‌تر، تمیز نگه داشتن قاب پشت به بخشی از رابطه روزانه شما با گوشی تبدیل می‌شود!

برآمدگی دوربین‌ها نسبتا کنترل‌ شده است و طراحی اطراف آن‌ها با رنگ بدنه هماهنگی خوبی دارد. نتیجه، دستگاهی است که بدون توسل به تزئینات شلوغ، ظاهر جذابی دارد.

حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر از نوع اپتیکال است. عملکرد قابل‌ اعتمادی دارد، اما سرعت و حس استفاده از نمونه‌های اولتراسونیک پرچمداران را ارائه نمی‌کند. بازخورد لرزشی هم مناسب است، هرچند ضربه‌های آن به دقت و قدرت مدل‌های گران‌تر سامسونگ نیست.

در مجموع، طراحی S26 FE یکی از نقاط قوت آن است. ایراد اصلی، کیفیت ساخت نیست؛ بیشتر با تکرار زیاد زبان طراحی و انتخاب پوشش براق روبه‌رو هستیم. البته به نظر می‌رسه که در نسخه سال بعد یعنی S27 FE باید منتظر نسل نوینی از طراحی باشیم تا از این تکرار هم فاصله بگیریم.

۲. نمایشگر: جایی که سامسونگ هنوز دل می‌برد

نمایشگر از بخش‌هایی است که گلکسی S26 FE سریع‌تر از بقیه توانایی خود را نشان می‌دهد. پنل ۶.۷ اینچی Dynamic AMOLED 2X با وضوح +FHD و نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز، برای تماشای فیلم، مرور عکس، شبکه‌های اجتماعی و بازی، تجربه چشم‌نوازی فراهم می‌کند.

رنگ‌ها زنده‌اند، مشکی عمق خوبی دارد و کنتراست بالا به تصاویر جان می‌دهد. اگر نمایش رنگ‌های پررنگ‌تر را دوست داشته باشید، تنظیمات پیش‌فرض احتمالا راضی‌تان می‌کند. برای سلیقه‌های دیگر هم امکان تغییر حالت نمایش رنگ وجود دارد.

وضوح +FHD روی این ابعاد، برای استفاده معمول کافی است. متن‌ها خوانا هستند و عکس‌ها جزئیات مناسبی دارند. نبود وضوح بالاتر، در عمل به‌اندازه بعضی محدودیت‌های دیگر نمایشگر اهمیت ندارد.

مهم‌ترین محدودیت، نبود فناوری LTPO است. نرخ نوسازی بین ۶۰ و ۱۲۰ هرتز تغییر می‌کند و نمی‌تواند مانند برخی پرچم‌داران، هنگام نمایش محتوای ثابت تا مقادیر بسیار پایین کاهش پیدا کند. روان بودن اسکرول حفظ شده، اما انعطاف نمایشگر برای کاهش مصرف انرژی محدودتر است.

روشنایی اعلام‌ شده به ۱۹۰۰ نیت می‌رسد. این عدد را نباید روشنایی دائمی تمام صفحه دانست، اما نتیجه کاربردی رضایت‌بخش است: خواندن پیام، استفاده از نقشه و عکاسی در فضای باز مشکل جدی ایجاد نمی‌کند. نمایش محتوای HDR هم از نقاط قوت پنل است.

در سوی دیگر، حداقل روشنایی می‌توانست پایین‌تر باشد. برای کسی که شب‌ها در اتاق تاریک با گوشی کار می‌کند، این موضوع از رکورد روشنایی زیر آفتاب مهم‌تر است. حتی با امکانات نرم‌افزاری کاهش نور، تجربه الزاما به راحتی پرچم‌داران اصلی نمی‌رسد.

بلندگوهای استریو مکمل خوبی برای این نمایشگر هستند. صدا حجم و تفکیک مناسبی دارد و بلندگوی بالایی صرفا برای تکمیل عبارت استریو اضافه نشده است. برای تماشای ویدیو بدون هدفون، مجموعه تصویر و صدا از رضایت‌بخش‌ترین بخش‌های گوشی است. پشتیبانی از Dolby Atmos و تنظیمات اکولایزر نیز امکان شخصی‌سازی بیشتری می‌دهد.

گلکسی S26 FE در بخش نمایشگر، تجربه‌ای نزدیک به محصولات رده‌بالا ارائه می‌کند؛ هرچند نبود LTPO و محدودیت روشنایی در محیط تاریک، فاصله آن را با بهترین‌های سامسونگ یادآوری می‌کنند.

۳. سخت‌افزار: برای زندگی روزمره سریع، برای بازی‌های سنگین انتخابی مشروط

سامسونگ برای S26 FE سراغ اگزینوس ۲۵۰۰ رفته است؛ تراشه‌ای که با فرایند ۳ نانومتری ساخته شده و با ۸ گیگابایت رم همراه می‌شود. حافظه داخلی هم بسته به بازار در سه ظرفیت ۱۲۸، ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایت عرضه می‌شود.

در استفاده روزمره، ترکیب سخت‌افزار و نرم‌افزار عملکرد خوبی دارد. جابه‌جایی بین برنامه‌ها، مرور وب، کار با پیام‌رسان‌ها و اجرای هم‌زمان دو اپلیکیشن، مسئله دشواری برای گوشی نیست. اگر از یک میان‌رده قدیمی مهاجرت کنید، سرعت پاسخ‌گویی و اجرای برنامه‌ها احتمالا از اولین تفاوت‌هایی است که احساس خواهید کرد.

اما اجرای روان رابط کاربری با عملکرد پایدار در بازی‌های سنگین یکسان نیست. نتایج بازی‌ها نشان می‌دهند که تجربه به عنوان بازی، تنظیمات گرافیکی و شرایط اجرا وابستگی زیادی دارد. بازی‌هایی مانند PUBG Mobile و Call of Duty Mobile عملکرد رضایت‌بخشی دارند. همچنین در بررسی که کردم، بازی‌های Genshin Impact و Fortnite هم به خوبی اجرا شدند، اما عنوان Wuthering Waves گاهی اوقات دچار افت فریم می‌شد.

اما در کل باید گفت که تقریبا اکثریت نیازهای کاربر را در بخش گیمینگ، این گوشی به خوبی پاسخ می‌دهد، مگر آنکه جزو دسته گیمر و بسیار سخت‌گیر باشید.

باید گفت گرم شدن بدنه زیر فشار هم وجود دارد. این موضوع برای چنین سخت‌افزاری عجیب نیست، اما برای کسی که مدت طولانی قصد بازی دارد، پایداری عملکرد از قدرت لحظه‌ای مهم‌تر است. اگر اولویت اصلی خریدتان بازی است، S26 FE باید با رقبای متمرکز بر گیمینگ مقایسه شود؛ صرف حضور در خانواده گلکسی S، پاسخ این مقایسه را مشخص نمی‌کند.

حافظه پایه؛ صرفه‌جویی در جای نامناسب

نسخه ۱۲۸ گیگابایتی یکی از ضعیف‌ترین تصمیم‌های این محصول است. سیستم‌ عامل، برنامه‌ها، چند بازی حجیم و مقداری ویدیوی 4K کافی‌اند تا فضای خالی به مسئله تبدیل شود. برای گوشی‌ای که قرار است چند سال همراه کاربر بماند، شروع از ۲۵۶ گیگابایت منطقی‌تر بود.

انتخاب نسخه ۲۵۶ گیگابایتی برای استفاده طولانی‌مدت، فیلم‌برداری و بازی توصیه معقول‌تری است. نسخه پایه ممکن است هنگام خرید ارزان‌تر باشد، اما بعدا هزینه‌اش را با پاک کردن مداوم فایل‌ها می‌گیرید!

۸ گیگابایت رم هم امروز برای بیشتر کارها کافی است، ولی با توجه به وعده پشتیبانی طولانی، دست‌ و دلبازانه به نظر نمی‌رسد. البته نمی‌توان از همین حالا حکم داد گوشی چند سال دیگر حتما کند می‌شود؛ عملکرد آینده به نرم‌افزار، برنامه‌ها و الگوی استفاده وابسته است. ولی در همین مرحله، باید قید استفاده از Gemini Intelligence را زد چون به ۱۲ گیگابایت رم نیاز دارد!

نکته دیگر و البته عجیب، درگاه USB است. طبق بررسی که کردم، سرعت انتقال داده به USB 2.0 محدود شده که در مقایسه با USB 3.2 Gen 1 نسل قبل و حتی قبل‌تر از آن، یک عقب‌گرد محسوب می‌شود! اگر فایل‌های حجیم را با کابل به کامپیوتر منتقل می‌کنید، این محدودیت بیشتر به چشم می‌آید. داشتن کانکتور USB-C به‌خودی‌خود به معنای انتقال سریع فایل نیست.

حاصل این بخش روشن است: S26 FE برای کاربر عمومی سریع و توانمند است، اما سخت‌افزار آن دلیل کافی برای پرداخت هر قیمتی نیست.

۴. دوربین؛ دوربین اصلی دوست‌داشتنی، همراهانی با محدودیت بیشتر

چیدمان دوربین‌های گلکسی S26 FE آشناست: دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی، اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی و تله‌فوتوی ۸ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال سه‌ برابری. دوربین سلفی هم حسگر ۱۲ مگاپیکسلی دارد.

این ترکیب از نظر تنوع فاصله کانونی مفید است، اما یکسان بودن تعداد دوربین‌ها با پرچمداران، به معنای یکسان بودن کیفیت آن‌ها نیست.

دوربین اصلی؛ عکس‌هایی آماده برای اشتراک‌گذاری

دوربین اصلی بهترین عضو این مجموعه است. در نور مناسب، تصاویر روشن، رنگ‌ها زنده و جزئیات رضایت‌بخش هستند. پردازش سامسونگ معمولا سایه‌ها را بازتر می‌کند و به عکس ظاهری می‌دهد که بدون ویرایش هم برای انتشار در شبکه‌های اجتماعی جذاب باشد.

این سلیقه پردازشی برای همه ایده‌آل نیست. کسی که ثبت کاملا خنثای رنگ و نور را ترجیح می‌دهد، ممکن است بعضی تصاویر را بیش از حد روشن یا پر رنگ بداند. با این‌ حال، برای عکاسی روزمره، منظره، غذا و عکس خانوادگی، خروجی دوربین اصلی از دلایل مهم انتخاب این گوشی است.

پرتره‌ها هم عموما موفق‌اند. جداسازی سوژه و پس‌زمینه عملکرد مناسبی دارد و روشن‌کردن چهره معمولا به تصویری خوشایند منجر می‌شود. البته مثل بسیاری از گوشی‌ها، موهای پراکنده و مرزهای پیچیده می‌توانند پردازش را به چالش بکشند.

در نور کم، نتیجه به شرایط وابسته‌تر می‌شود. صحنه ثابت با نور محیطی مناسب می‌تواند خروجی خوبی داشته باشد، اما با کاهش بیشتر نور و حرکت سوژه، جزئیات افت می‌کنند و احتمال تاری بالا می‌رود. برای عکاسی از کودک یا حیوان خانگی در فضای داخلی، این محدودیت مهم‌تر از عکس یک ساختمان بی‌حرکت در شب است.

تله‌فوتو؛ مفید در نور روز، محدود در تاریکی

داشتن زوم اپتیکال سه‌برابری مزیت واقعی است. برای پرتره، جزئیات معماری و سوژه‌هایی که نمی‌توان به آن‌ها نزدیک شد، این دوربین کاربرد دارد.

با این‌حال، حسگر ۸ مگاپیکسلی فضای زیادی برای برش بیشتر باقی نمی‌گذارد. در نور خوب، زوم بالاتر می‌تواند برای ثبت یک لحظه یا نمایش روی صفحه گوشی قابل‌ قبول باشد، اما هرچه از محدوده اپتیکال دورتر شوید، بافت‌ها نرم‌تر می‌شوند.

در شب هم بهتر است انتظار پایین‌تری داشته باشید. حضور تله‌فوتو روی برگه مشخصات ارزشمند است، ولی کیفیت آن در تمام شرایط، هم‌سطح دوربین اصلی نیست.

اولتراواید؛ بیشتر برای جا دادن منظره در قاب

دوربین اولتراواید برای معماری و مناظر وسیع مفید است، اما از نظر جزئیات و کنترل نور، ضعیف‌تر از دوربین اصلی عمل می‌کند. با تاریک شدن محیط، نویز و افت وضوح بیشتر می‌شوند.

قابلیت عکاسی ماکرو هم از نقاط قوت این مجموعه نیست. نه اولتراواید و نه تله‌فوتو، انعطافی را که علاقه‌مندان به ثبت نمای بسیار نزدیک انتظار دارند ارائه نمی‌کنند. اما باید توجه هم داشته باشید که این گوشی، یک محصول میان‌رده به حساب می‌آید و برای چنین رده‌ای، پس در سطحی معقول عمل می‌کند.

سلفی‌ها در نور مناسب، رنگ و نوردهی خوشایندی دارند، هرچند روشن‌کردن چهره گاهی از حالت طبیعی فاصله می‌گیرد. برای عکس گروهی هم بهتر است پیش از ثبت، حاشیه‌های قاب را بررسی کنید و تصور نکنید هر تعداد نفر به‌راحتی در تصویر جا می‌شوند.

فیلم‌برداری؛ محدودیت مهم هنگام تعویض دوربین

دوربین اصلی امکان ضبط 4K با نرخ ۶۰ فریم‌ بر ثانیه را دارد، اما برای استفاده از اولتراواید و تله‌فوتو باید به 4K با نرخ ۳۰ فریم‌ بر ثانیه برگردید. این محدودیت برای کسی که هنگام فیلم‌برداری بین دوربین‌ها جابه‌جا می‌شود، مهم است.

دوربین جلو هم از فیلم‌برداری 4K با نرخ ۶۰ فریم‌ بر ثانیه پشتیبانی می‌کند و برای ولاگ، کیفیت قابل‌استفاده‌ای ارائه می‌دهد. با این‌حال، کیفیت لرزش‌گیری، نوردهی چهره و جزئیات در تمام شرایط یکدست نیست.

قابلیت‌هایی مانند Super Steady و قفل افق، برای ثبت ویدیو هنگام حرکت مفیدند، اما نباید نتیجه آن‌ها را در تمام حالت‌ها و شرایط نوری یکسان فرض کرد.

دوربین S26 FE در مجموع برای عکاسی روزمره جذاب‌تر از فیلم‌برداری جدی است. نقطه اتکای اصلی، دوربین اصلی است؛ اولتراواید و تله‌فوتو بیشتر تنوع می‌دهند تا اینکه کیفیت یکسانی را در سه فاصله کانونی تضمین کنند.

۵. رابط کاربری و هوش مصنوعی: مهم‌ترین دلیل وفادار ماندن به سامسونگ

گلکسی S26 FE با اندروید ۱۷ و One UI 9 عرضه می‌شود. سامسونگ نیز برای آن تا هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل و هفت سال به‌روزرسانی امنیتی در نظر گرفته است. این تعهد برای کسی که گوشی را هر سال عوض نمی‌کند، از بسیاری از قابلیت‌های نمایشی ارزشمندتر است. One UI همچنان یکی از کامل‌ترین رابط‌های اندرویدی است. اجرای چند پنجره‌ای، تنظیمات متنوع، امکانات امنیتی و ابزارهای شخصی‌سازی، بخش مهمی از جذابیت آن را می‌سازند. Good Lock هم برای کاربران علاقه‌مند، امکان تغییر جزئیات بیشتری از محیط را فراهم می‌کند.

تجربه نرم‌افزاری روان است، هرچند نباید انتظار داشت در تمام موقعیت‌ها دقیقا حس سریع‌ترین پرچم‌دار سامسونگ را داشته باشد. از طرف دیگر، حضور چند برنامه با کارکرد مشابه از گوگل و سامسونگ ممکن است برای بعضی کاربران اضافه‌کاری به نظر برسد. امکانات زیاد زمانی مزیت‌اند که پیدا کردن گزینه موردنظر خودش به پروژه تبدیل نشود.

هوش مصنوعی؛ بعضی قابلیت‌ها کاربردی‌تر از بقیه‌اند

امکانات Galaxy AI بخشی از تجربه این گوشی هستند، اما ارزش همه بخش‌های آن یکسان نیست.

غربالگری تماس می‌تواند برای تشخیص تماس‌های ناشناس مفید باشد. ابزارهای ترجمه و مترجم نیز در زبان‌ها و مناطق پشتیبانی‌شده کاربرد دارند. Circle to Search مسیر جست‌وجوی چیزی را که روی نمایشگر دیده‌اید کوتاه می‌کند و ابزارهای ویرایش عکس، بعضی کارهای زمان‌بر را ساده‌تر می‌سازند. Now Brief اطلاعات روزانه را یک‌جا جمع می‌کند؛ از وضعیت هوا تا برنامه‌ها و یادآوری‌ها. مفید بودن آن به این بستگی دارد که چقدر از سرویس‌های متصل استفاده می‌کنید و چه اطلاعاتی در اختیارش قرار می‌دهید.

برای مخاطب ایرانی، پشتیبانی زبانی و دسترسی منطقه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارد. وجود نام یک قابلیت روی صفحه معرفی، تضمین نمی‌کند همان قابلیت با زبان فارسی، حساب شما و در محل استفاده‌تان به‌طور کامل فعال باشد. بخشی از امکانات هم به اینترنت، ورود به حساب یا شرایط اشتراک وابسته‌اند.

ارزش نرم‌افزاری S26 FE بیشتر از مجموع چند ابزار هوش مصنوعی است. پشتیبانی طولانی، امکانات چندوظیفگی و قابلیت شخصی‌سازی، دلایل محکم‌تری برای انتخاب آن هستند.

۶. باتری و شارژ: نقطه‌ای که انتظار بیشتری داشتیم

باتری ۴۹۰۰ میلی‌آمپرساعتی گلکسی S26 FE با توجه به اندازه دستگاه و قیمت آن، مشخصه هیجان‌انگیزی نیست. البته ظرفیت به‌تنهایی همه چیز را تعیین نمی‌کند؛ نتیجه استفاده واقعی مهم‌تر است و در این بخش، گوشی عملکردی متوسط دارد.

استفاده از اینترنت همراه، مسیریابی، دوربین و شبکه‌های اجتماعی می‌تواند نیاز به شارژ مجدد را حتی تا عصر جلو بیندازد. در استفاده سبک‌تر و با اتصال بیشتر به وای‌فای، شرایط بهتر می‌شود، اما این گوشی را نباید با خیال راحت در گروه مدل‌های مناسب استفاده سنگین از صبح تا آخر شب قرار داد.

همچنین باید گفت که شارژدهی نقطه قوت اصلی S26 FE نیست! برای کسی که روز کاری‌اش پشت میز می‌گذرد، این محدودیت احتمالا آزاردهنده نیست. اما برای مسافر، تولیدکننده محتوا یا کاربری که مرتب از نقشه و دوربین استفاده می‌کند، اهمیت بیشتری دارد.

شارژ سیمی ۴۵ وات وضعیت بهتری دارد. سامسونگ رسیدن به حدود ۶۹ درصد شارژ در حدود نیم ساعت را تحت شرایط آزمایش خود اعلام کرده اما در بررسی من، این زمان بیشتر طول کشید. البته باید اذعان کرد که زمان واقعی به دما، شارژر، کابل و استفاده هم‌زمان وابسته است. کاش سامسونگ به روال چند سال پیش خودش باز می‌گشت و حداقل شارژر را درون جعبه فروش می‌‌گذاشت.

شارژ بی‌سیم ۱۵ وات و شارژ معکوس وایرلس هم وجود دارند. اولی برای گذاشتن گوشی روی پد شارژ میز کار مناسب است و دومی می‌تواند در مواقع ضروری به لوازم سازگار کمک کند. البته وقتی شارژ خود گوشی محدود شده، تقسیم آن با دیگران بیشتر لطف است تا راه‌حل روزمره!

آداپتور شارژ جداگانه فروخته می‌شود؛ بنابراین، اگر شارژر سازگار ندارید، هزینه آن را هم به قیمت خرید اضافه کنید.

مجموعه شارژ امکانات مناسبی دارد، اما ضعف شارژدهی را کاملا جبران نمی‌کند. انتظار باتری قوی‌تر از یک گوشی بزرگ در این رده، انتظار زیادی نیست. به‌خصوص که سامسونگ برای نسل جدید از گوشی‌های تاشوی خود، باتری‌های سیلیکون کربن را انتخاب کرد و برای همین می‌توانست در این محصول هم با استفاده از این فناوری، به‌راحتی ظرفیت آن را بالاتر ببرد، که خب نبرد!

سخن نهایی: ارزش خریدش را فاصله قیمت تعیین می‌کند

گلکسی S26 FE گوشی بدی نیست؛ اتفاقا در بخش بزرگی از کارهای روزمره، محصولی خوش‌ساخت و رضایت‌بخش است. نمایشگر جذاب، صدای خوب، دوربین اصلی توانمند، عملکرد روان و پشتیبانی نرم‌افزاری طولانی، مجموعه‌ای می‌سازند که برای بسیاری از کاربران کافی و حتی مطلوب است.

اما خرید ارزشمند، به چیزی بیشتر از خوب بودن خود گوشی نیاز دارد.

شارژدهی متوسط، حافظه پایه محدود، دانگرید به انتقال با سرعت USB 2.0 و فاصله کیفیت دوربین‌های فرعی با دوربین اصلی، محدودیت‌هایی هستند که باید در قیمت نهایی منعکس شوند. اگر S26 FE با پرچمدار اصلی سامسونگ فاصله کمی داشته باشد، توجیه انتخابش دشوار می‌شود. اگر نسل قبل با اختلاف قابل‌توجه ارزان‌تر باشد، تازه‌تر بودن نام به‌تنهایی دلیل کافی برای پرداخت بیشتر نیست.

برای بازار کشورمان، مقایسه باید بین ظرفیت‌های یکسان و با در نظر گرفتن هزینه نهایی، وضعیت رجیستری و شرایط گارانتی انجام شود. قیمت یک نسخه ۱۲۸ گیگابایتی را نباید کنار مدل ۲۵۶ گیگابایتی گذاشت و از اختلافشان نتیجه گرفت یکی ارزش خرید بیشتری دارد. S26 FE بیشتر مناسب کسی است که نمایشگر خوب، عکاسی روزمره، امکانات نرم‌افزاری سامسونگ و چند سال استفاده را در اولویت می‌گذارد. برای گیمر جدی، علاقه‌مند به فیلم‌برداری یا کاربری که شارژدهی برایش اولویت اول است، گزینه‌های دیگر هم باید بررسی شوند.

برای دارندگان S25 FE نیز تغییرات آن‌قدر گسترده نیستند که ارتقا را به تصمیمی ضروری تبدیل کنند. این مدل بیشتر برای مهاجرت از گوشی‌های قدیمی‌تر جذاب است تا تعویض نسل قبلی.

در کل باید گفت که گلکسی S26 FE بخش زیادی از تجربه مطلوب سامسونگ را ارائه می‌کند، اما برای تبدیل شدن به پیشنهادی قانع‌کننده، به قیمت درست نیاز دارد. گوشی آماده است؛ این بار برچسب قیمت باید خودش را ثابت کند!

نوشته بررسی گلکسی S۲۶ FE: گوشی خوب، با چند تصمیم عجیب سامسونگ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی گارمین فوررانر ۷۰: ساعت کوچکی که تمرین را جدی می‌گیرد!

بعضی ساعت‌های هوشمند خوب بلدند وسط جلسه خبر بدهند که وقت ایستادن رسیده؛ اما وقتی پای یک برنامه تمرینی واقعی به میان می‌آید، حرف زیادی برای گفتن ندارند. گارمین فوررانر ۷۰ از سمت دیگر وارد ماجرا می‌شود: اول می‌خواهد بداند چقدر دویده‌اید، فشار تمرینتان چه اندازه بوده و آیا برای جلسه بعدی آماده هستید؛ بعد، اگر فرصتی باقی ماند، پیام‌های گوشی را هم نشان می‌دهد!

این تفاوت، کلید شناخت Forerunner 70 است. با ساعتی روبه‌رو هستیم که در بخش اقتصادی خانواده فوررانر قرار می‌گیرد، اما امکانات تمرینی‌اش به ثبت قدم و نمایش کالری محدود نمی‌شود. نمایشگر  AMOLED، بدنه سبک، تحلیل آمادگی برای تمرین و مسیریابی روی راه از پیش تعیین شده، آن را به گزینه‌ای جدی برای دویدن تبدیل کرده است. در مقابل، نبود موسیقی آفلاین، GPS دوفرکانسه و ارتفاع‌سنج بارومتریک نشان می‌دهد گارمین هنوز مرز میان مدل‌های ارزان‌تر و گران‌ترش را حفظ می‌کند.

سؤال اصلی این نیست که فوررانر ۷۰ چند قابلیت دارد؛ مسئله این است که امکاناتش با نوع ورزش و انتظارات شما هماهنگ هستند یا نه. در بررسی آی‌تی‌رسان، سراغ همین موضوع می‌رویم. این ساعت را هم کمپانی گارمین در رنگ سبز روشن برای بررسی در اختیار من قرار داده بود.

مشخصات گارمین فوررانر ۷۰ در یک نگاه

مشخصه Garmin Forerunner 70
ابعاد ۴۲٫۶ × ۴۲٫۶ × ۱۱٫۹ میلی‌متر
وزن ۴۰ گرم
نمایشگر AMOLED لمسی ۱٫۲ اینچی، وضوح ۳۹۰ × ۳۹۰ پیکسل
کنترل پنج دکمه فیزیکی به همراه لمس
بند سیلیکونی ۲۰ میلی‌متری با اتصال  Quick Release
مقاومت در برابر آب 5ATM؛ مناسب شنا در استخر
حسگر ضربان قلب Garmin Elevate نسل چهارم
موقعیت‌یابی GNSS داخلی با حالت GPS و All Systems؛ بدون GPS دوفرکانسه
ارتباط با لوازم جانبی بلوتوث و ANT+ برای حسگرهای سازگار
حالت‌های ورزشی بیش از ۸۰ پروفایل
نقشه و مسیریابی دنبال کردن مسیر؛ بدون نقشه کامل آفلاین
موسیقی کنترل موسیقی گوشی؛ بدون ذخیره و پخش مستقل آهنگ
پرداخت بدون تماس ندارد
قیمت پیشنهادی زمان عرضه ۲۴۹٫۹۹ دلار در آمریکا و ۲۴۹٫۹۹ یورو در اروپا

مشخصات فیزیکی، نمایشگر و شارژدهی از جدول رسمی محصول و قیمت‌ها از اطلاعیه‌های عرضه گارمین تطبیق داده شده‌اند. قیمت پیشنهادی جهانی، معادل قیمت نهایی خرید در ایران نیست.

طراحی؛ سبک بودن، بخشی از کارایی است

فوررانر ۷۰ قرار نیست با بدنه فلزی و ظاهر یک ساعت لوکس تحت تأثیرتان قرار دهد. ساختار پلیمری آن، از جمله قاب تقویت‌شده با الیاف، بیشتر به نیاز یک وسیله ورزشی پاسخ می‌دهد، یعنی وزن کم و استفاده طولانی مدت. این انتخاب برای کسی که ساعت را هنگام دویدن و خوابیدن همراه دارد، منطقی‌تر از سنگینی تزئینی است.

همین سبکی و راحتی، باعث شد تا شب‌ها هم من به راحتی با ساعت بخوابم، در صورتی‌که با اسمارت واچ هواوی و سامسونگ که پیش از این داشتم، هنگام استراحت راحت نبودم و از مچ دستم باز می‌کردم.

وزن ۴۰ گرمی و قطر حدود ۴۳ میلی‌متری، دستگاه را در گروه ساعت‌های جمع و جور قرار می‌دهد. برای مچ‌های کوچک‌تر، چنین ابعادی مزیت محسوب می‌شود؛ هرچند فقط یک اندازه بدنه در اختیار دارید و خبری از انتخاب میان دو سایز نیست. روی مچ بزرگ، ظاهر ساعت ظریف‌تر خواهد بود و نمایشگر آن نیز به‌اندازه مدل‌های درشت‌تر فضای نمایش اطلاعات ندارد.

بند ۲۰ میلی‌متری با ساز و کار رهاسازی سریع و استفاده از یک ضامن کوچک تعویض می‌شود؛ جزئیاتی ساده اما مفید، چون تغییر بند به قطعات کاملاً اختصاصی محدود نمی‌ماند. شیشه نمایشگر نیز از نوع تقویت‌شده شیمیایی است. بهتر است این مشخصه را با شیشه یاقوت یا مصونیت در برابر خط و خش اشتباه نگیریم.

مقاومت 5ATM برای استفاده روزمره و شنا در استخر در نظر گرفته شده است. البته عبارت معادل «۵۰ متر» روی مشخصات، دعوت‌نامه غواصی در عمق ۵۰ متری نیست! از نظر نرم‌افزاری هم باید میان شنا در استخر و آب‌های آزاد تفاوت گذاشت؛ فوررانر ۷۰ برای دومی پروفایل اختصاصی ندارد.

نمایشگر و دکمه‌ها؛ بالاخره ظاهر ساعت هم به‌روز شده است

بزرگ‌ترین تغییر قابل مشاهده نسبت به فوررانر ۵۵، مهاجرت از نمایشگر MIP به AMOLED لمسی است. صفحه ۱٫۲ اینچی با وضوح ۳۹۰ در ۳۹۰ پیکسل، رنگ‌ها و نمودارها را جذاب‌تر نشان می‌دهد و رابط کاربری را از ظاهر ساده نسل قبل فاصله می‌دهد.

برای چنین ساعتی، زیبایی فقط بخشی از ماجراست. خواندن سریع ضربان قلب، زمان و پیس اهمیت بیشتری دارد؛ یعنی همان مدت‌زمانی که برای طی کردن هر کیلومتر صرف می‌کنید. صفحه کوچک فوررانر برای چند شاخص اصلی مناسب است، اما شلوغ کردن آن با اطلاعات متعدد، خوانایی را پایین می‌آورد. امکان نمایش تا هشت فیلد اطلاعاتی وجود دارد، ولی سه یا چهار عدد درشت هنگام دویدن معمولا کاربردی‌تر از یک داشبورد مینیاتوری هستند.

نمایشگر همیشه روشن هم در دسترس است؛ قابلیتی خوشایند که هزینه‌اش را باتری می‌پردازد! اگر استفاده طولانی‌تر بین دو شارژ اولویت دارد، روشن شدن صفحه با حرکت مچ انتخاب منطقی‌تری خواهد بود.

خوشبختانه گارمین برای مدرن شدن، دکمه‌ها را قربانی نکرده است. ترکیب سه دکمه در یک سمت و دو دکمه در سمت دیگر، کنترل ساعت را هنگام تمرین به‌راحتی ممکن می‌کند. لمس برای مرور روزمره راحت است، اما وقتی دست عرق کرده، دستکش پوشیده‌اید یا زیر باران می‌دوید، دکمه فیزیکی هنوز حرف حساب می‌زند. ثبت یک دور تمرین نباید خودش به تمرین دقت انگشت تبدیل شود!

رابط کاربری؛ ارزش ساعت فقط داخل بدنه نیست

فوررانر ۷۰ از رابط تازه‌تر گارمین بهره می‌برد؛ تغییری که اهمیتش از جابه‌جایی چند آیکون بیشتر است. دسترسی به تنظیمات فعالیت، مرتب کردن ابزارک‌ها، تغییر اندازه نوشته‌ها و تنظیم صفحات اطلاعاتی، ساعت را منعطف‌تر می‌کند. امکان پیکربندی بسیاری از تنظیمات فعالیت از گوشی نیز دردسر کار با صفحه کوچک را کاهش می‌دهد.

گارمین کانکت، مرکز این تجربه است. فعالیت‌ها، خواب، ضربان قلب و روند تمرین در یک محیط کنار هم قرار می‌گیرند. ارزش چنین سیستمی با گذشت زمان بیشتر می‌شود: یک عدد ضربان قلب به‌تنهایی اطلاعات محدودی می‌دهد، اما تغییر همان عدد در کنار حجم تمرین و کیفیت خواب، تصویر مفیدتری می‌سازد.

گزارش صبحگاهی، مرور سریعی از خواب و وضعیت پیش‌رو ارائه می‌دهد و گزارش شبانه برای جمع‌بندی روز و آماده شدن برای استراحت به کار می‌آید. ابزارهایی مانند تقویم، تایمر، ماشین‌حساب، آلارم و فروشگاه Connect IQ هم حضور دارند. لازم نیست همه را فعال کنید؛ اتفاقا بخشی از خوش دست شدن ساعت به این بستگی دارد که چیزهای غیرضروری را از جلوی چشم بردارید.

نکته مهم‌تر این است که خرید فوررانر، فقط خرید چند حسگر نیست. بخشی از پول برای نرم‌افزاری پرداخت می‌شود که قرار است اطلاعات این حسگرها را قابل استفاده کند. اگر بنا باشد تنها به تعداد قدم‌ها نگاه کنید، قسمت بزرگی از ارزش این محصول بی‌استفاده می‌ماند.

البته عادت کردن به رابط کاربری شاید کمی زمان ببرد، بخصوص به علت اندازه نمایشگر نسبتا کوچک و دیتای بسیار زیادی که گارمین به شما ارایه می‌دهد، شخصی سازی آن حداقل به چند روزی زمان نیاز دارد اما پس از آن، کم کم به این رابط کاربری دل می‌بندید، زیرا اطلاعات را دقیق و در عین حال، مفید ارایه می‌کند. همین امر من را همیشه مشتاق نگاه می‌داشت تا ساعت را همیشه بر روی دستم بسته نگاه دارم و حتی در زمان فعالیت‌های ورزشی‌ام، آن را متناسب با حرکتی که انجام می‌دهم، تنظیم کنم.

تمرین و ریکاوری؛ جایی که فوررانر ۷۰ جدی می‌شود

مهم‌ترین نقطه قوت ساعت، مجموعه تحلیل‌های تمرینی آن است. قابلیت‌هایی که زمانی دلیل خرید مدل‌های گران‌تر بودند، حالا در این رده هم دیده می‌شوند. البته نام‌های انگلیسی متعدد می‌توانند در شروع گیج‌کننده باشند؛ پس بهتر است بدانیم هرکدام دقیقاً به چه پرسشی پاسخ می‌دهند.

قابلیت چه کمکی می‌کند؟
Training Readiness برآورد آمادگی برای تمرین با در نظر گرفتن عواملی مانند خواب، ریکاوری، HRV و بار تمرینی
Training Status ارزیابی وضعیت تمرین و ارتباط آن با روند آمادگی جسمانی
Acute Load نمایش فشار تمرینی انباشته‌شده در بازه اخیر
Load Focus بررسی توزیع بار تمرین میان دسته‌های مختلف شدت و اثر تمرینی
Recovery Time تخمین زمان موردنیاز تا آمادگی برای یک تمرین سخت دیگر
VO₂ Max برآورد آمادگی هوازی، نه اندازه‌گیری آزمایشگاهی مستقیم

وجود این ابزارها باعث می‌شود فوررانر ۷۰ صرفا یک کرنومتر همراه GPS نباشد. ساعت می‌تواند کمک کند متوجه شوید آیا تمرین‌های سخت را پشت سر هم چیده‌اید، سهم دویدن آرام در برنامه کم شده یا بعد از چند شب خواب نامناسب، هنوز انتظار عملکرد روزهای خوب را از بدنتان دارید.

با این حال، بهتر است این امتیازها را حکم نهایی تلقی نکنیم. عدد پایین آمادگی، به‌تنهایی تشخیص بیماری نیست و عدد بالا هم تضمین نمی‌کند که امروز باید رکورد بزنید. کاربرد درست این داده‌ها، کنار هم گذاشتن روندها با احساس واقعی بدن و برنامه تمرین است. ساعت هرقدر هم باهوش باشد، داخل کفش شما نمی‌دود!

داده‌های مربوط به توان دویدن و دینامیک دویدن نیز از مچ قابل دریافت هستند. برای دونده‌ای که می‌خواهد فراتر از مسافت و زمان پیش برود، این اطلاعات جذاب‌اند؛ اما صرف نمایش یک عدد تازه، الزاما به معنای بهتر شدن تمرین نیست. ابتدا باید بدانید از آن چه استفاده‌ای خواهید کرد.

Quick Workout؛ وقتی وقت دارید، اما برنامه ندارید

یکی از کاربردی‌ترین امکانات فوررانر ۷۰، ساخت تمرین سریع بر اساس زمان در دسترس و شدت دلخواه است. به ساعت می‌گویید چقدر فرصت دارید و چه سطحی از فشار را می‌خواهید؛ سپس پیشنهادهای تمرینی متناسب ارائه می‌شوند و مراحل جلسه روی مچ دنبال می‌شوند.

ارزش این قابلیت در کم کردن فاصله میان تصمیم و اجراست. اگر نیم ساعت فرصت پیدا کرده‌اید، لازم نیست اول در گوشی یک جلسه تمرینی را از صفر طراحی کنید. اینجا ساعت نقش یک ابزار آماده‌سازی سریع را دارد.

بااین‌حال، Quick Workout با پیشنهاد روزانه تمرین یکسان نیست. در پیشنهادهای روزانه، سابقه فعالیت و وضعیت ریکاوری در انتخاب جلسه نقش دارند؛ در تمرین سریع، انتخاب زمان و شدت توسط خودتان برجسته‌تر است. بنابراین انتخاب گزینه سخت‌تر لزوما به معنای مناسب‌تر بودن آن برای همان روز نیست.

اهداف سرعت نیز باید در بستر مسیر و شرایط تفسیر شوند. سرعتی که روی مسیر صاف قابل دستیابی است، روی سربالایی یا در گرما همان فشار را ایجاد نمی‌کند. اگر پیشنهاد ساعت با توان واقعی آن روز هماهنگ نیست، تعدیل تمرین شکست محسوب نمی‌شود؛ فقط نشانه این است که هنوز خودتان مسئول برنامه هستید.

در کنار این قابلیت، Garmin Coach و تمرین‌های پیشنهادی روزانه، مسیر منظم‌تری برای پیشرفت فراهم می‌کنند. ترکیب‌های دویدن و راه رفتن هم برای شروع تدریجی در نظر گرفته شده‌اند. به همین دلیل، ساعت هم برای تازه‌کارها کاربرد دارد و هم برای دونده‌ای که هدف مشخصی مثل مسابقه ۱۰ کیلومتر یا ماراتن دارد.

GPS و ضربان قلب؛ سخت‌افزار اقتصادی، با انتظارات واقع‌بینانه

فوررانر ۷۰ برای ثبت مسیر به GPS گوشی متکی نیست. گیرنده داخلی آن امکان استفاده از چند سامانه ماهواره‌ای را دارد، اما این ویژگی با دریافت دوفرکانسه یا Multi-Band تفاوت دارد. گارمین دومی را در این مدل ارائه نمی‌کند.

از نظر کاربردی، نبود دوفرکانسه بودن به‌تنهایی دلیل رد کردن ساعت نیست. کیفیت آنتن، پردازش داده و شرایط مسیر نیز بر نتیجه اثر می‌گذارند. جمع‌بندی عملکرد این مدل، تصویری امیدوارکننده برای دویدن معمول شهری و مسیرهای باز ارائه می‌دهد؛ با این حال، در محیط‌های خاص مانند میان ساختمان‌های بلند نباید برابری همیشگی با ساعت‌های دوفرکانسه را فرض کرد.

برای ارزیابی درست، عدد مسافت پایان تمرین کافی نیست. حفظ شکل پیچ‌ها، انحراف مسیر ثبت شده و ثبات پِیس لحظه‌ای هم اهمیت دارند. نزدیک بودن مسافت دو ساعت، الزاما به این معنا نیست که هر دو تمام مسیر را به یک اندازه درست ثبت کرده‌اند.

در پشت ساعت، حسگر نوری Elevate نسل چهارم قرار گرفته است. این نسل برای پایش روزانه و دویدن یکنواخت، مبنای توانمندی محسوب می‌شود، اما جدیدترین سخت‌افزار گارمین نیست. در تغییرات ناگهانی شدت فعالیت یا حرکت زیاد مچ، احتمال تأخیر و خطا همچنان وجود دارد؛ موضوعی که تنها به این مدل محدود نمی‌شود.

اگر تمرین‌تان به دنبال کردن دقیق ضربان وابسته است، امکان اتصال بند سینه‌ای سازگار از طریق بلوتوث یا ANT+ مزیت مهمی است. این انعطاف اجازه می‌دهد بدون تعویض خود ساعت، روش دریافت ضربان را تغییر دهید. البته نباید نتیجه عملکرد حسگر در دویدن آرام را بی‌کم و کاست به تمرین وزنه، دوچرخه‌سواری یا تمام فعالیت‌های دیگر تعمیم داد.

مسیریابی و ورزش‌های دیگر؛ تنوع زیاد، اما نه بدون مرز

پشتیبانی از بیش از ۸۰ پروفایل، فوررانر ۷۰ را از یک ساعت صرفا مخصوص دویدن فراتر می‌برد. فعالیت‌هایی مانند دوچرخه سواری، تمرین قدرتی، هوازی، شنا در استخر و انواع دویدن در مجموعه آن حضور دارند. برای کسی که کنار دویدن به باشگاه هم می‌رود، ثبت این فعالیت‌ها در یک سابقه واحد کاربردی است.

اما تعداد پروفایل‌ها نباید با کامل بودن امکانات تخصصی هر رشته اشتباه گرفته شود. فوررانر ۷۰ ساعت کامل سه‌گانه نیست، پروفایل شنای آب آزاد ندارد و از توان‌سنج دوچرخه یا اتصال تخصصی متناظر با آن در اسمارت‌ترینرها پشتیبانی نمی‌کند. در مقابل، لوازمی مانند حسگرهای سازگار سرعت و کادنس، بند ضربان و برخی چراغ‌ها و رادارهای Varia قابل استفاده‌اند.

در مسیریابی، می‌توانید مسیر ساخته شده یا وارد شده در Garmin Connect را به ساعت منتقل و دنبال کنید. نمایش خط مسیر، هشدارهای مربوط و امکانات بازگشت، برای دنبال کردن یک مسیر مشخص مفید هستند. با این حال، خبری از نقشه کامل آفلاین با جزئیات محیط نیست. دیدن اینکه باید روی کدام خط حرکت کنید، با دیدن همه خیابان‌ها و مسیرهای اطراف فرق دارد.

PacePro هم برای برنامه‌ریزی سرعت در طول یک مسیر یا مسافت هدف به کار می‌آید؛ قابلیتی مفید برای اینکه هیجان شروع مسابقه، تمام انرژی پایان آن را خرج نکند. برخی ابزارهای اولترا، مانند مدیریت زمان استراحت نیز حضور دارند؛ هرچند اضافه شدن این امکانات، محدودیت‌های سخت‌افزاری ساعت را از بین نمی‌برد.

مهم‌ترینِ این محدودیت‌ها برای طبیعت‌گردی، نبود ارتفاع‌سنج بارومتریک است. اطلاعات ارتفاعی متکی به موقعیت‌یابی، ممکن است نوسان بیشتری داشته باشند و نباید از آن‌ها همان انتظار یک ابزار تخصصی ارتفاع‌سنجی را داشت. برای دویدن در پارک شاید این موضوع چندان تعیین‌کننده نباشد، اما در مسیرهای پرشیب، اهمیتش بیشتر می‌شود.

پایش سلامت و خواب؛ روندها را جدی‌تر از نمره‌ها بگیرید

ضربان قلب روزانه، استرس، نرخ تنفس، HRV، اکسیژن خون و Body Battery، بخش مهمی از تجربه خارج از تمرین را می‌سازند. Body Battery تلاش می‌کند با کنار هم گذاشتن فعالیت، استرس و استراحت، برآوردی از انرژی در دسترس ارائه دهد. اسمش «باتری بدن» است، اما قرار نیست با رسیدن آن به صفر، شما هم مثل ساعت خاموش شوید!

در بخش خواب، ثبت مدت و مراحل خواب، امتیاز خواب، تشخیص چرت و Sleep Coach دیده می‌شوند. گزارش صبحگاهی نیز کمک می‌کند این اطلاعات بدون جستجوی طولانی در منوها جلوی چشم قرار بگیرند. سبک بودن ساعت در اینجا به اندازه زمان ورزش اهمیت دارد؛ داده شبانه زمانی به دست می‌آید که واقعا بتوانید ساعت را شب روی دست نگه دارید و برای من، این مدل بخشی از بدنم شده بود!

نکته مهم، شیوه خواندن این اطلاعات است. برآورد مراحل خواب را نباید معادل بررسی تخصصی خواب دانست. همچنین یک شب یا یک عدد به‌تنهایی برای قضاوت کافی نیست. ارزش بیشتر در مشاهده تغییرات نسبت به الگوی معمول خودتان است: مثلا وقتی افزایش فشار تمرین با خواب کوتاه‌تر و افت شاخص‌های ریکاوری همراه می‌شود.

ثبت عادت‌های روزانه و قابلیت Health Status نیز به همین نگاه مبتنی بر روند کمک می‌کنند. با این حال، این ساعت ابزار تشخیص پزشکی نیست و در این مدل، خبری از ECG یا اندازه‌گیری دمای پوست هم نیست. باید قابلیت‌های واقعی همین دستگاه را ملاک قرار داد، نه تمام امکاناتی را که نام گارمین در مدل‌های دیگر تداعی می‌کند.

امکانات هوشمند؛ گوشی هنوز باید همراهتان باشد

فوررانر ۷۰ با اندروید و آی‌فون کار می‌کند و اعلان‌ها، اطلاعات تقویم و آب و هوا را نمایش می‌دهد. کنترل موسیقی در حال پخش روی گوشی نیز ممکن است. محدودیت مهم اینجاست که نمی‌توانید آهنگ را داخل ساعت ذخیره کنید و بدون گوشی، از خود آن برای گوش دادن مستقل با هدفون استفاده کنید.

اسپیکر و میکروفون مکالمه هم وجود ندارند. بنابراین دریافت اعلان تماس، با پاسخ دادن صوتی از روی مچ متفاوت است. امکانات پاسخ‌گویی به پیام‌ها نیز به سیستم‌عامل و روش ارتباط وابسته‌اند و نباید تجربه اندروید و آی‌فون را در همه جزئیات یکسان فرض کرد.

Garmin Pay در این مدل ارائه نشده است. اگر پرداخت از روی مچ در عادت استفاده شما جایگاهی ندارد و یا مثل کشور ما اصلا امکان پذیر نیست، پس حذف آن مسئله بزرگی نخواهد بود؛ اما نبود موسیقی مستقل برای کسی که می‌خواهد هنگام دویدن گوشی را خانه بگذارد، محدودیت ملموس‌تری است.

قابلیت‌های ایمنی مانند LiveTrack، درخواست کمک و تشخیص حادثه در فعالیت‌های پشتیبانی شده، به همراه داشتن گوشی سازگارِ متصل و شرایط ارتباطی لازم وابسته‌اند. فوررانر ۷۰ ارتباط سلولار مستقل ندارد. GPS داخلی مسیر را بدون گوشی ثبت می‌کند، ولی برای فرستادن موقعیت به دیگران، خودِ دریافت موقعیت کافی نیست.

باتری و شارژ؛ میان عدد روی جعبه و سبک استفاده شما

گارمین برای فوررانر ۷۰ چند عدد متفاوت اعلام کرده است؛ عددهایی که هرکدام به حالت مشخصی مربوط می‌شوند:

حالت استفاده شارژدهی اعلام شده
حالت ساعت هوشمند تا ۱۳ روز
حالت ساعت هوشمند با نمایشگر همیشه‌روشن تا ۵ روز
حالت صرفه‌جویی باتری ساعت تا ۲۸ روز
ثبت فعالیت در حالت  GPS Only تا ۲۳ ساعت
ثبت فعالیت در حالت  All Systems تا ۱۶ ساعت

عبارت «تا ۱۳ روز» به این معنا نیست که با صفحه همیشه روشن، تمرین روزانه GPS و همه پایش‌ها فعال، نزدیک دو هفته از شارژر بی‌نیاز خواهید بود. خود عدد رسمی پنج روز برای حالت همیشه روشن، تفاوت را مشخص می‌کند. روشنایی، تعداد و مدت فعالیت‌ها، پایش اکسیژن خون و حسگرهای متصل، همگی بر مصرف اثر می‌گذارند.

برای استفاده معمولی، ساعت حداقل تا ۱۰ روز را با شما همراه است اما فوررانر ۷۰ را نباید قهرمان دوام باتری نامید. به‌خصوص اگر انتظار دارید با استفاده سنگین و صفحه همیشه روشن، یک هفته کامل تمرین را پشت سر بگذارید، بهتر است از ابتدا انتظار محافظه کارانه‌تری داشته باشید.

ابزار نمایش مصرف باتری مزیت کاربردی دیگری است. به‌جای دیدن صرفا یک درصد، می‌توانید روند مصرف را بررسی و تنظیمات پرمصرف را پیدا کنید. گاهی خاموش کردن قابلیتی که عملا استفاده نمی‌کنید، از خرید ساعتی گران‌تر برای باتری بزرگ‌تر منطقی‌تر است.

شارژ با اتصال اختصاصی گارمین انجام می‌شود. بنابراین همراه داشتن کابل سازگار همچنان بخشی از برنامه سفر است. زمان دقیق شارژ و دوام در استفاده مشخص نیز باید با همان تنظیمات و نمونه مورد استفاده سنجیده شوند؛ ظرفیت‌ها و اعداد تبلیغاتی جای این آزمون را نمی‌گیرند.

ارزش خرید؛ برای چه کسی انتخاب درستی است؟

با قیمت پیشنهادی عرضه ۲۵۰ دلار، فوررانر ۷۰ دروازه‌ای نسبتا در دسترس به امکانات جدی تمرینی گارمین است. «اقتصادی» بودن در اینجا جایگاه آن در خانواده فوررانر را توصیف می‌کند؛ برای خریدار ایرانی، چنین مبلغی الزاما خریدی ارزان محسوب نمی‌شود.

قیمت نهایی در ایران باید با موجودی واقعی، شرایط فروشنده، خدمات و هزینه تهیه لوازم جانبی بررسی شود. تبدیل ساده قیمت دلاری به تومان، تمام هزینه خرید را نشان نمی‌دهد. خوشبختانه پشتیبانی از فونت‌ها و نوشته‌های فارسی هم به‌خوبی بر روی ساعت انجام می‌شود و من مشکلی بابت دیدن اعلانات نداشتم اما نوتیف‌ها و به‌خصوص برقراری تماس، به صورت منظم انجام نمی‌شد.

نزدیک‌ترین پرسش در خانواده خود گارمین، انتخاب میان فوررانر ۷۰ و ۱۷۰ است. مدل ۱۷۰ با قیمت عرضه بالاتر، امکاناتی مانند پرداخت بدون تماس، حسگرهای بیشتر برای ارتفاع و پشتیبانی گسترده‌تر دوچرخه سواری را ارائه می‌کند. برای موسیقی مستقل هم باید نسخه Music را انتخاب کنید، نه صرفا هر مدلی که نام ۱۷۰ دارد. در مقابل، اگر تمرکزتان دویدن است و این امکانات را نمی‌خواهید، بخش بزرگی از قابلیت‌های تمرینی موردنیاز در همان ۷۰ وجود دارد.

بیرون از خانواده گارمین، Coros Pace 4 نیز رقیبی جدی است؛ به‌ویژه برای کسی که GPS دوفرکانسه و تمرین سه‌گانه برایش اولویت دارند. وجود چنین گزینه‌ای اجازه نمی‌دهد فوررانر ۷۰ را بدون توجه به نیاز خریدار، بهترین انتخاب همه بدانیم. مزیت گارمین در این مقایسه، مجموعه ابزارهای تمرین و پایش روزانه، رابط قابل تنظیم و ترکیب لمس با پنج دکمه است.

برای دونده‌ای که از ثبت ساده مسافت عبور کرده و می‌خواهد برنامه‌اش را بهتر بفهمد، این ساعت ارزش بررسی جدی دارد. برای کسی که بیشتر به مکالمه، برنامه‌های متنوع و سرگرمی روی مچ اهمیت می‌دهد، یا ورزشکار سه‌گانه و کوهنورد با نیازهای تخصصی است، انتخابی دیگر، می‌تواند منطقی‌تر باشد.

نقاط قوت

  • بدنه سبک و جمع و جور با بند قابل تعویض استاندارد
  • نمایشگر AMOLED لمسی در کنار پنج دکمه فیزیکی
  • مجموعه کامل‌تر تحلیل تمرین و ریکاوری نسبت به فوررانر ۵۵
  • تمرین سریع، Garmin Coach و پیشنهادهای روزانه
  • ثبت مستقل مسیر و امکان دنبال کردن مسیر از پیش تعیین شده
  • اتصال حسگرهای ورزشی سازگار و امکانات متنوع پایش روزانه

نقاط ضعف

  • نبود GPS دوفرکانسه و ارتفاع‌سنج بارومتریک
  • فقدان نقشه کامل آفلاین، پروفایل آب آزاد و حالت کامل سه‌گانه
  • نبود ذخیره موسیقی، مکالمه صوتی و Garmin Pay
  • تنها یک اندازه بدنه و نمایشگری نسبتا کوچک برای اطلاعات پرتعداد

جمع‌بندی آی‌تی‌رسان؛ ارزان‌تر بودن، الزاما به معنی مبتدی بودن نیست

گارمین فوررانر ۷۰ نشان می‌دهد برای دریافت تحلیل تمرینی مفید، همیشه به گران‌ترین ساعت ویترین نیاز ندارید. ترکیب وزن کم، نمایشگر به‌روز و ابزارهایی مانند آمادگی تمرین، بار تمرینی و برنامه‌های هدایت‌شده، آن را برای طیف بزرگی از دوندگان جذاب می‌کند. عنوان «مدل پایه» در اینجا بیشتر درباره جایگاه قیمتی است تا محدود شدن مخاطب به تازه‌کارها.

اگر نقشه کامل، موسیقی بدون گوشی، ارتفاع‌سنج بارومتریک یا امکانات تخصصی سه‌گانه می‌خواهید، فوررانر ۷۰ پاسخ کامل شما نیست. اگر هم فقط اعلان پیام‌ها و تعداد قدم‌ها اهمیت دارند، احتمالا از بخش بزرگی از چیزی که بابتش پول داده‌اید استفاده نخواهید کرد.

قضاوت آی‌تی‌رسان این است که فوررانر ۷۰ برای کسی ارزش خرید دارد که می‌خواهد منظم‌تر و آگاهانه‌تر تمرین کند و با محدودیت‌های سخت‌افزاری‌اش کنار می‌آید. این ساعت قرار نیست به‌جای شما بدود؛ اما می‌تواند کمک کند بفهمید چرا بعضی روزها باید سریع‌تر بروید و بعضی روزها، بهترین تصمیم همان آرام‌تر دویدن است

نوشته بررسی گارمین فوررانر ۷۰: ساعت کوچکی که تمرین را جدی می‌گیرد! اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی گارمین فوررانر ۷۰: ساعت کوچکی که تمرین را جدی می‌گیرد!

بعضی ساعت‌های هوشمند خوب بلدند وسط جلسه خبر بدهند که وقت ایستادن رسیده؛ اما وقتی پای یک برنامه تمرینی واقعی به میان می‌آید، حرف زیادی برای گفتن ندارند. گارمین فوررانر ۷۰ از سمت دیگر وارد ماجرا می‌شود: اول می‌خواهد بداند چقدر دویده‌اید، فشار تمرینتان چه اندازه بوده و آیا برای جلسه بعدی آماده هستید؛ بعد، اگر فرصتی باقی ماند، پیام‌های گوشی را هم نشان می‌دهد!

این تفاوت، کلید شناخت Forerunner 70 است. با ساعتی روبه‌رو هستیم که در بخش اقتصادی خانواده فوررانر قرار می‌گیرد، اما امکانات تمرینی‌اش به ثبت قدم و نمایش کالری محدود نمی‌شود. نمایشگر  AMOLED، بدنه سبک، تحلیل آمادگی برای تمرین و مسیریابی روی راه از پیش تعیین شده، آن را به گزینه‌ای جدی برای دویدن تبدیل کرده است. در مقابل، نبود موسیقی آفلاین، GPS دوفرکانسه و ارتفاع‌سنج بارومتریک نشان می‌دهد گارمین هنوز مرز میان مدل‌های ارزان‌تر و گران‌ترش را حفظ می‌کند.

سؤال اصلی این نیست که فوررانر ۷۰ چند قابلیت دارد؛ مسئله این است که امکاناتش با نوع ورزش و انتظارات شما هماهنگ هستند یا نه. در بررسی آی‌تی‌رسان، سراغ همین موضوع می‌رویم. این ساعت را هم کمپانی گارمین در رنگ سبز روشن برای بررسی در اختیار من قرار داده بود.

مشخصات گارمین فوررانر ۷۰ در یک نگاه

مشخصه Garmin Forerunner 70
ابعاد ۴۲٫۶ × ۴۲٫۶ × ۱۱٫۹ میلی‌متر
وزن ۴۰ گرم
نمایشگر AMOLED لمسی ۱٫۲ اینچی، وضوح ۳۹۰ × ۳۹۰ پیکسل
کنترل پنج دکمه فیزیکی به همراه لمس
بند سیلیکونی ۲۰ میلی‌متری با اتصال  Quick Release
مقاومت در برابر آب 5ATM؛ مناسب شنا در استخر
حسگر ضربان قلب Garmin Elevate نسل چهارم
موقعیت‌یابی GNSS داخلی با حالت GPS و All Systems؛ بدون GPS دوفرکانسه
ارتباط با لوازم جانبی بلوتوث و ANT+ برای حسگرهای سازگار
حالت‌های ورزشی بیش از ۸۰ پروفایل
نقشه و مسیریابی دنبال کردن مسیر؛ بدون نقشه کامل آفلاین
موسیقی کنترل موسیقی گوشی؛ بدون ذخیره و پخش مستقل آهنگ
پرداخت بدون تماس ندارد
قیمت پیشنهادی زمان عرضه ۲۴۹٫۹۹ دلار در آمریکا و ۲۴۹٫۹۹ یورو در اروپا

مشخصات فیزیکی، نمایشگر و شارژدهی از جدول رسمی محصول و قیمت‌ها از اطلاعیه‌های عرضه گارمین تطبیق داده شده‌اند. قیمت پیشنهادی جهانی، معادل قیمت نهایی خرید در ایران نیست.

طراحی؛ سبک بودن، بخشی از کارایی است

فوررانر ۷۰ قرار نیست با بدنه فلزی و ظاهر یک ساعت لوکس تحت تأثیرتان قرار دهد. ساختار پلیمری آن، از جمله قاب تقویت‌شده با الیاف، بیشتر به نیاز یک وسیله ورزشی پاسخ می‌دهد، یعنی وزن کم و استفاده طولانی مدت. این انتخاب برای کسی که ساعت را هنگام دویدن و خوابیدن همراه دارد، منطقی‌تر از سنگینی تزئینی است.

همین سبکی و راحتی، باعث شد تا شب‌ها هم من به راحتی با ساعت بخوابم، در صورتی‌که با اسمارت واچ هواوی و سامسونگ که پیش از این داشتم، هنگام استراحت راحت نبودم و از مچ دستم باز می‌کردم.

وزن ۴۰ گرمی و قطر حدود ۴۳ میلی‌متری، دستگاه را در گروه ساعت‌های جمع و جور قرار می‌دهد. برای مچ‌های کوچک‌تر، چنین ابعادی مزیت محسوب می‌شود؛ هرچند فقط یک اندازه بدنه در اختیار دارید و خبری از انتخاب میان دو سایز نیست. روی مچ بزرگ، ظاهر ساعت ظریف‌تر خواهد بود و نمایشگر آن نیز به‌اندازه مدل‌های درشت‌تر فضای نمایش اطلاعات ندارد.

بند ۲۰ میلی‌متری با ساز و کار رهاسازی سریع و استفاده از یک ضامن کوچک تعویض می‌شود؛ جزئیاتی ساده اما مفید، چون تغییر بند به قطعات کاملاً اختصاصی محدود نمی‌ماند. شیشه نمایشگر نیز از نوع تقویت‌شده شیمیایی است. بهتر است این مشخصه را با شیشه یاقوت یا مصونیت در برابر خط و خش اشتباه نگیریم.

مقاومت 5ATM برای استفاده روزمره و شنا در استخر در نظر گرفته شده است. البته عبارت معادل «۵۰ متر» روی مشخصات، دعوت‌نامه غواصی در عمق ۵۰ متری نیست! از نظر نرم‌افزاری هم باید میان شنا در استخر و آب‌های آزاد تفاوت گذاشت؛ فوررانر ۷۰ برای دومی پروفایل اختصاصی ندارد.

نمایشگر و دکمه‌ها؛ بالاخره ظاهر ساعت هم به‌روز شده است

بزرگ‌ترین تغییر قابل مشاهده نسبت به فوررانر ۵۵، مهاجرت از نمایشگر MIP به AMOLED لمسی است. صفحه ۱٫۲ اینچی با وضوح ۳۹۰ در ۳۹۰ پیکسل، رنگ‌ها و نمودارها را جذاب‌تر نشان می‌دهد و رابط کاربری را از ظاهر ساده نسل قبل فاصله می‌دهد.

برای چنین ساعتی، زیبایی فقط بخشی از ماجراست. خواندن سریع ضربان قلب، زمان و پیس اهمیت بیشتری دارد؛ یعنی همان مدت‌زمانی که برای طی کردن هر کیلومتر صرف می‌کنید. صفحه کوچک فوررانر برای چند شاخص اصلی مناسب است، اما شلوغ کردن آن با اطلاعات متعدد، خوانایی را پایین می‌آورد. امکان نمایش تا هشت فیلد اطلاعاتی وجود دارد، ولی سه یا چهار عدد درشت هنگام دویدن معمولا کاربردی‌تر از یک داشبورد مینیاتوری هستند.

نمایشگر همیشه روشن هم در دسترس است؛ قابلیتی خوشایند که هزینه‌اش را باتری می‌پردازد! اگر استفاده طولانی‌تر بین دو شارژ اولویت دارد، روشن شدن صفحه با حرکت مچ انتخاب منطقی‌تری خواهد بود.

خوشبختانه گارمین برای مدرن شدن، دکمه‌ها را قربانی نکرده است. ترکیب سه دکمه در یک سمت و دو دکمه در سمت دیگر، کنترل ساعت را هنگام تمرین به‌راحتی ممکن می‌کند. لمس برای مرور روزمره راحت است، اما وقتی دست عرق کرده، دستکش پوشیده‌اید یا زیر باران می‌دوید، دکمه فیزیکی هنوز حرف حساب می‌زند. ثبت یک دور تمرین نباید خودش به تمرین دقت انگشت تبدیل شود!

رابط کاربری؛ ارزش ساعت فقط داخل بدنه نیست

فوررانر ۷۰ از رابط تازه‌تر گارمین بهره می‌برد؛ تغییری که اهمیتش از جابه‌جایی چند آیکون بیشتر است. دسترسی به تنظیمات فعالیت، مرتب کردن ابزارک‌ها، تغییر اندازه نوشته‌ها و تنظیم صفحات اطلاعاتی، ساعت را منعطف‌تر می‌کند. امکان پیکربندی بسیاری از تنظیمات فعالیت از گوشی نیز دردسر کار با صفحه کوچک را کاهش می‌دهد.

گارمین کانکت، مرکز این تجربه است. فعالیت‌ها، خواب، ضربان قلب و روند تمرین در یک محیط کنار هم قرار می‌گیرند. ارزش چنین سیستمی با گذشت زمان بیشتر می‌شود: یک عدد ضربان قلب به‌تنهایی اطلاعات محدودی می‌دهد، اما تغییر همان عدد در کنار حجم تمرین و کیفیت خواب، تصویر مفیدتری می‌سازد.

گزارش صبحگاهی، مرور سریعی از خواب و وضعیت پیش‌رو ارائه می‌دهد و گزارش شبانه برای جمع‌بندی روز و آماده شدن برای استراحت به کار می‌آید. ابزارهایی مانند تقویم، تایمر، ماشین‌حساب، آلارم و فروشگاه Connect IQ هم حضور دارند. لازم نیست همه را فعال کنید؛ اتفاقا بخشی از خوش دست شدن ساعت به این بستگی دارد که چیزهای غیرضروری را از جلوی چشم بردارید.

نکته مهم‌تر این است که خرید فوررانر، فقط خرید چند حسگر نیست. بخشی از پول برای نرم‌افزاری پرداخت می‌شود که قرار است اطلاعات این حسگرها را قابل استفاده کند. اگر بنا باشد تنها به تعداد قدم‌ها نگاه کنید، قسمت بزرگی از ارزش این محصول بی‌استفاده می‌ماند.

البته عادت کردن به رابط کاربری شاید کمی زمان ببرد، بخصوص به علت اندازه نمایشگر نسبتا کوچک و دیتای بسیار زیادی که گارمین به شما ارایه می‌دهد، شخصی سازی آن حداقل به چند روزی زمان نیاز دارد اما پس از آن، کم کم به این رابط کاربری دل می‌بندید، زیرا اطلاعات را دقیق و در عین حال، مفید ارایه می‌کند. همین امر من را همیشه مشتاق نگاه می‌داشت تا ساعت را همیشه بر روی دستم بسته نگاه دارم و حتی در زمان فعالیت‌های ورزشی‌ام، آن را متناسب با حرکتی که انجام می‌دهم، تنظیم کنم.

تمرین و ریکاوری؛ جایی که فوررانر ۷۰ جدی می‌شود

مهم‌ترین نقطه قوت ساعت، مجموعه تحلیل‌های تمرینی آن است. قابلیت‌هایی که زمانی دلیل خرید مدل‌های گران‌تر بودند، حالا در این رده هم دیده می‌شوند. البته نام‌های انگلیسی متعدد می‌توانند در شروع گیج‌کننده باشند؛ پس بهتر است بدانیم هرکدام دقیقاً به چه پرسشی پاسخ می‌دهند.

قابلیت چه کمکی می‌کند؟
Training Readiness برآورد آمادگی برای تمرین با در نظر گرفتن عواملی مانند خواب، ریکاوری، HRV و بار تمرینی
Training Status ارزیابی وضعیت تمرین و ارتباط آن با روند آمادگی جسمانی
Acute Load نمایش فشار تمرینی انباشته‌شده در بازه اخیر
Load Focus بررسی توزیع بار تمرین میان دسته‌های مختلف شدت و اثر تمرینی
Recovery Time تخمین زمان موردنیاز تا آمادگی برای یک تمرین سخت دیگر
VO₂ Max برآورد آمادگی هوازی، نه اندازه‌گیری آزمایشگاهی مستقیم

وجود این ابزارها باعث می‌شود فوررانر ۷۰ صرفا یک کرنومتر همراه GPS نباشد. ساعت می‌تواند کمک کند متوجه شوید آیا تمرین‌های سخت را پشت سر هم چیده‌اید، سهم دویدن آرام در برنامه کم شده یا بعد از چند شب خواب نامناسب، هنوز انتظار عملکرد روزهای خوب را از بدنتان دارید.

با این حال، بهتر است این امتیازها را حکم نهایی تلقی نکنیم. عدد پایین آمادگی، به‌تنهایی تشخیص بیماری نیست و عدد بالا هم تضمین نمی‌کند که امروز باید رکورد بزنید. کاربرد درست این داده‌ها، کنار هم گذاشتن روندها با احساس واقعی بدن و برنامه تمرین است. ساعت هرقدر هم باهوش باشد، داخل کفش شما نمی‌دود!

داده‌های مربوط به توان دویدن و دینامیک دویدن نیز از مچ قابل دریافت هستند. برای دونده‌ای که می‌خواهد فراتر از مسافت و زمان پیش برود، این اطلاعات جذاب‌اند؛ اما صرف نمایش یک عدد تازه، الزاما به معنای بهتر شدن تمرین نیست. ابتدا باید بدانید از آن چه استفاده‌ای خواهید کرد.

Quick Workout؛ وقتی وقت دارید، اما برنامه ندارید

یکی از کاربردی‌ترین امکانات فوررانر ۷۰، ساخت تمرین سریع بر اساس زمان در دسترس و شدت دلخواه است. به ساعت می‌گویید چقدر فرصت دارید و چه سطحی از فشار را می‌خواهید؛ سپس پیشنهادهای تمرینی متناسب ارائه می‌شوند و مراحل جلسه روی مچ دنبال می‌شوند.

ارزش این قابلیت در کم کردن فاصله میان تصمیم و اجراست. اگر نیم ساعت فرصت پیدا کرده‌اید، لازم نیست اول در گوشی یک جلسه تمرینی را از صفر طراحی کنید. اینجا ساعت نقش یک ابزار آماده‌سازی سریع را دارد.

بااین‌حال، Quick Workout با پیشنهاد روزانه تمرین یکسان نیست. در پیشنهادهای روزانه، سابقه فعالیت و وضعیت ریکاوری در انتخاب جلسه نقش دارند؛ در تمرین سریع، انتخاب زمان و شدت توسط خودتان برجسته‌تر است. بنابراین انتخاب گزینه سخت‌تر لزوما به معنای مناسب‌تر بودن آن برای همان روز نیست.

اهداف سرعت نیز باید در بستر مسیر و شرایط تفسیر شوند. سرعتی که روی مسیر صاف قابل دستیابی است، روی سربالایی یا در گرما همان فشار را ایجاد نمی‌کند. اگر پیشنهاد ساعت با توان واقعی آن روز هماهنگ نیست، تعدیل تمرین شکست محسوب نمی‌شود؛ فقط نشانه این است که هنوز خودتان مسئول برنامه هستید.

در کنار این قابلیت، Garmin Coach و تمرین‌های پیشنهادی روزانه، مسیر منظم‌تری برای پیشرفت فراهم می‌کنند. ترکیب‌های دویدن و راه رفتن هم برای شروع تدریجی در نظر گرفته شده‌اند. به همین دلیل، ساعت هم برای تازه‌کارها کاربرد دارد و هم برای دونده‌ای که هدف مشخصی مثل مسابقه ۱۰ کیلومتر یا ماراتن دارد.

GPS و ضربان قلب؛ سخت‌افزار اقتصادی، با انتظارات واقع‌بینانه

فوررانر ۷۰ برای ثبت مسیر به GPS گوشی متکی نیست. گیرنده داخلی آن امکان استفاده از چند سامانه ماهواره‌ای را دارد، اما این ویژگی با دریافت دوفرکانسه یا Multi-Band تفاوت دارد. گارمین دومی را در این مدل ارائه نمی‌کند.

از نظر کاربردی، نبود دوفرکانسه بودن به‌تنهایی دلیل رد کردن ساعت نیست. کیفیت آنتن، پردازش داده و شرایط مسیر نیز بر نتیجه اثر می‌گذارند. جمع‌بندی عملکرد این مدل، تصویری امیدوارکننده برای دویدن معمول شهری و مسیرهای باز ارائه می‌دهد؛ با این حال، در محیط‌های خاص مانند میان ساختمان‌های بلند نباید برابری همیشگی با ساعت‌های دوفرکانسه را فرض کرد.

برای ارزیابی درست، عدد مسافت پایان تمرین کافی نیست. حفظ شکل پیچ‌ها، انحراف مسیر ثبت شده و ثبات پِیس لحظه‌ای هم اهمیت دارند. نزدیک بودن مسافت دو ساعت، الزاما به این معنا نیست که هر دو تمام مسیر را به یک اندازه درست ثبت کرده‌اند.

در پشت ساعت، حسگر نوری Elevate نسل چهارم قرار گرفته است. این نسل برای پایش روزانه و دویدن یکنواخت، مبنای توانمندی محسوب می‌شود، اما جدیدترین سخت‌افزار گارمین نیست. در تغییرات ناگهانی شدت فعالیت یا حرکت زیاد مچ، احتمال تأخیر و خطا همچنان وجود دارد؛ موضوعی که تنها به این مدل محدود نمی‌شود.

اگر تمرین‌تان به دنبال کردن دقیق ضربان وابسته است، امکان اتصال بند سینه‌ای سازگار از طریق بلوتوث یا ANT+ مزیت مهمی است. این انعطاف اجازه می‌دهد بدون تعویض خود ساعت، روش دریافت ضربان را تغییر دهید. البته نباید نتیجه عملکرد حسگر در دویدن آرام را بی‌کم و کاست به تمرین وزنه، دوچرخه‌سواری یا تمام فعالیت‌های دیگر تعمیم داد.

مسیریابی و ورزش‌های دیگر؛ تنوع زیاد، اما نه بدون مرز

پشتیبانی از بیش از ۸۰ پروفایل، فوررانر ۷۰ را از یک ساعت صرفا مخصوص دویدن فراتر می‌برد. فعالیت‌هایی مانند دوچرخه سواری، تمرین قدرتی، هوازی، شنا در استخر و انواع دویدن در مجموعه آن حضور دارند. برای کسی که کنار دویدن به باشگاه هم می‌رود، ثبت این فعالیت‌ها در یک سابقه واحد کاربردی است.

اما تعداد پروفایل‌ها نباید با کامل بودن امکانات تخصصی هر رشته اشتباه گرفته شود. فوررانر ۷۰ ساعت کامل سه‌گانه نیست، پروفایل شنای آب آزاد ندارد و از توان‌سنج دوچرخه یا اتصال تخصصی متناظر با آن در اسمارت‌ترینرها پشتیبانی نمی‌کند. در مقابل، لوازمی مانند حسگرهای سازگار سرعت و کادنس، بند ضربان و برخی چراغ‌ها و رادارهای Varia قابل استفاده‌اند.

در مسیریابی، می‌توانید مسیر ساخته شده یا وارد شده در Garmin Connect را به ساعت منتقل و دنبال کنید. نمایش خط مسیر، هشدارهای مربوط و امکانات بازگشت، برای دنبال کردن یک مسیر مشخص مفید هستند. با این حال، خبری از نقشه کامل آفلاین با جزئیات محیط نیست. دیدن اینکه باید روی کدام خط حرکت کنید، با دیدن همه خیابان‌ها و مسیرهای اطراف فرق دارد.

PacePro هم برای برنامه‌ریزی سرعت در طول یک مسیر یا مسافت هدف به کار می‌آید؛ قابلیتی مفید برای اینکه هیجان شروع مسابقه، تمام انرژی پایان آن را خرج نکند. برخی ابزارهای اولترا، مانند مدیریت زمان استراحت نیز حضور دارند؛ هرچند اضافه شدن این امکانات، محدودیت‌های سخت‌افزاری ساعت را از بین نمی‌برد.

مهم‌ترینِ این محدودیت‌ها برای طبیعت‌گردی، نبود ارتفاع‌سنج بارومتریک است. اطلاعات ارتفاعی متکی به موقعیت‌یابی، ممکن است نوسان بیشتری داشته باشند و نباید از آن‌ها همان انتظار یک ابزار تخصصی ارتفاع‌سنجی را داشت. برای دویدن در پارک شاید این موضوع چندان تعیین‌کننده نباشد، اما در مسیرهای پرشیب، اهمیتش بیشتر می‌شود.

پایش سلامت و خواب؛ روندها را جدی‌تر از نمره‌ها بگیرید

ضربان قلب روزانه، استرس، نرخ تنفس، HRV، اکسیژن خون و Body Battery، بخش مهمی از تجربه خارج از تمرین را می‌سازند. Body Battery تلاش می‌کند با کنار هم گذاشتن فعالیت، استرس و استراحت، برآوردی از انرژی در دسترس ارائه دهد. اسمش «باتری بدن» است، اما قرار نیست با رسیدن آن به صفر، شما هم مثل ساعت خاموش شوید!

در بخش خواب، ثبت مدت و مراحل خواب، امتیاز خواب، تشخیص چرت و Sleep Coach دیده می‌شوند. گزارش صبحگاهی نیز کمک می‌کند این اطلاعات بدون جستجوی طولانی در منوها جلوی چشم قرار بگیرند. سبک بودن ساعت در اینجا به اندازه زمان ورزش اهمیت دارد؛ داده شبانه زمانی به دست می‌آید که واقعا بتوانید ساعت را شب روی دست نگه دارید و برای من، این مدل بخشی از بدنم شده بود!

نکته مهم، شیوه خواندن این اطلاعات است. برآورد مراحل خواب را نباید معادل بررسی تخصصی خواب دانست. همچنین یک شب یا یک عدد به‌تنهایی برای قضاوت کافی نیست. ارزش بیشتر در مشاهده تغییرات نسبت به الگوی معمول خودتان است: مثلا وقتی افزایش فشار تمرین با خواب کوتاه‌تر و افت شاخص‌های ریکاوری همراه می‌شود.

ثبت عادت‌های روزانه و قابلیت Health Status نیز به همین نگاه مبتنی بر روند کمک می‌کنند. با این حال، این ساعت ابزار تشخیص پزشکی نیست و در این مدل، خبری از ECG یا اندازه‌گیری دمای پوست هم نیست. باید قابلیت‌های واقعی همین دستگاه را ملاک قرار داد، نه تمام امکاناتی را که نام گارمین در مدل‌های دیگر تداعی می‌کند.

امکانات هوشمند؛ گوشی هنوز باید همراهتان باشد

فوررانر ۷۰ با اندروید و آی‌فون کار می‌کند و اعلان‌ها، اطلاعات تقویم و آب و هوا را نمایش می‌دهد. کنترل موسیقی در حال پخش روی گوشی نیز ممکن است. محدودیت مهم اینجاست که نمی‌توانید آهنگ را داخل ساعت ذخیره کنید و بدون گوشی، از خود آن برای گوش دادن مستقل با هدفون استفاده کنید.

اسپیکر و میکروفون مکالمه هم وجود ندارند. بنابراین دریافت اعلان تماس، با پاسخ دادن صوتی از روی مچ متفاوت است. امکانات پاسخ‌گویی به پیام‌ها نیز به سیستم‌عامل و روش ارتباط وابسته‌اند و نباید تجربه اندروید و آی‌فون را در همه جزئیات یکسان فرض کرد.

Garmin Pay در این مدل ارائه نشده است. اگر پرداخت از روی مچ در عادت استفاده شما جایگاهی ندارد و یا مثل کشور ما اصلا امکان پذیر نیست، پس حذف آن مسئله بزرگی نخواهد بود؛ اما نبود موسیقی مستقل برای کسی که می‌خواهد هنگام دویدن گوشی را خانه بگذارد، محدودیت ملموس‌تری است.

قابلیت‌های ایمنی مانند LiveTrack، درخواست کمک و تشخیص حادثه در فعالیت‌های پشتیبانی شده، به همراه داشتن گوشی سازگارِ متصل و شرایط ارتباطی لازم وابسته‌اند. فوررانر ۷۰ ارتباط سلولار مستقل ندارد. GPS داخلی مسیر را بدون گوشی ثبت می‌کند، ولی برای فرستادن موقعیت به دیگران، خودِ دریافت موقعیت کافی نیست.

باتری و شارژ؛ میان عدد روی جعبه و سبک استفاده شما

گارمین برای فوررانر ۷۰ چند عدد متفاوت اعلام کرده است؛ عددهایی که هرکدام به حالت مشخصی مربوط می‌شوند:

حالت استفاده شارژدهی اعلام شده
حالت ساعت هوشمند تا ۱۳ روز
حالت ساعت هوشمند با نمایشگر همیشه‌روشن تا ۵ روز
حالت صرفه‌جویی باتری ساعت تا ۲۸ روز
ثبت فعالیت در حالت  GPS Only تا ۲۳ ساعت
ثبت فعالیت در حالت  All Systems تا ۱۶ ساعت

عبارت «تا ۱۳ روز» به این معنا نیست که با صفحه همیشه روشن، تمرین روزانه GPS و همه پایش‌ها فعال، نزدیک دو هفته از شارژر بی‌نیاز خواهید بود. خود عدد رسمی پنج روز برای حالت همیشه روشن، تفاوت را مشخص می‌کند. روشنایی، تعداد و مدت فعالیت‌ها، پایش اکسیژن خون و حسگرهای متصل، همگی بر مصرف اثر می‌گذارند.

برای استفاده معمولی، ساعت حداقل تا ۱۰ روز را با شما همراه است اما فوررانر ۷۰ را نباید قهرمان دوام باتری نامید. به‌خصوص اگر انتظار دارید با استفاده سنگین و صفحه همیشه روشن، یک هفته کامل تمرین را پشت سر بگذارید، بهتر است از ابتدا انتظار محافظه کارانه‌تری داشته باشید.

ابزار نمایش مصرف باتری مزیت کاربردی دیگری است. به‌جای دیدن صرفا یک درصد، می‌توانید روند مصرف را بررسی و تنظیمات پرمصرف را پیدا کنید. گاهی خاموش کردن قابلیتی که عملا استفاده نمی‌کنید، از خرید ساعتی گران‌تر برای باتری بزرگ‌تر منطقی‌تر است.

شارژ با اتصال اختصاصی گارمین انجام می‌شود. بنابراین همراه داشتن کابل سازگار همچنان بخشی از برنامه سفر است. زمان دقیق شارژ و دوام در استفاده مشخص نیز باید با همان تنظیمات و نمونه مورد استفاده سنجیده شوند؛ ظرفیت‌ها و اعداد تبلیغاتی جای این آزمون را نمی‌گیرند.

ارزش خرید؛ برای چه کسی انتخاب درستی است؟

با قیمت پیشنهادی عرضه ۲۵۰ دلار، فوررانر ۷۰ دروازه‌ای نسبتا در دسترس به امکانات جدی تمرینی گارمین است. «اقتصادی» بودن در اینجا جایگاه آن در خانواده فوررانر را توصیف می‌کند؛ برای خریدار ایرانی، چنین مبلغی الزاما خریدی ارزان محسوب نمی‌شود.

قیمت نهایی در ایران باید با موجودی واقعی، شرایط فروشنده، خدمات و هزینه تهیه لوازم جانبی بررسی شود. تبدیل ساده قیمت دلاری به تومان، تمام هزینه خرید را نشان نمی‌دهد. خوشبختانه پشتیبانی از فونت‌ها و نوشته‌های فارسی هم به‌خوبی بر روی ساعت انجام می‌شود و من مشکلی بابت دیدن اعلانات نداشتم اما نوتیف‌ها و به‌خصوص برقراری تماس، به صورت منظم انجام نمی‌شد.

نزدیک‌ترین پرسش در خانواده خود گارمین، انتخاب میان فوررانر ۷۰ و ۱۷۰ است. مدل ۱۷۰ با قیمت عرضه بالاتر، امکاناتی مانند پرداخت بدون تماس، حسگرهای بیشتر برای ارتفاع و پشتیبانی گسترده‌تر دوچرخه سواری را ارائه می‌کند. برای موسیقی مستقل هم باید نسخه Music را انتخاب کنید، نه صرفا هر مدلی که نام ۱۷۰ دارد. در مقابل، اگر تمرکزتان دویدن است و این امکانات را نمی‌خواهید، بخش بزرگی از قابلیت‌های تمرینی موردنیاز در همان ۷۰ وجود دارد.

بیرون از خانواده گارمین، Coros Pace 4 نیز رقیبی جدی است؛ به‌ویژه برای کسی که GPS دوفرکانسه و تمرین سه‌گانه برایش اولویت دارند. وجود چنین گزینه‌ای اجازه نمی‌دهد فوررانر ۷۰ را بدون توجه به نیاز خریدار، بهترین انتخاب همه بدانیم. مزیت گارمین در این مقایسه، مجموعه ابزارهای تمرین و پایش روزانه، رابط قابل تنظیم و ترکیب لمس با پنج دکمه است.

برای دونده‌ای که از ثبت ساده مسافت عبور کرده و می‌خواهد برنامه‌اش را بهتر بفهمد، این ساعت ارزش بررسی جدی دارد. برای کسی که بیشتر به مکالمه، برنامه‌های متنوع و سرگرمی روی مچ اهمیت می‌دهد، یا ورزشکار سه‌گانه و کوهنورد با نیازهای تخصصی است، انتخابی دیگر، می‌تواند منطقی‌تر باشد.

نقاط قوت

  • بدنه سبک و جمع و جور با بند قابل تعویض استاندارد
  • نمایشگر AMOLED لمسی در کنار پنج دکمه فیزیکی
  • مجموعه کامل‌تر تحلیل تمرین و ریکاوری نسبت به فوررانر ۵۵
  • تمرین سریع، Garmin Coach و پیشنهادهای روزانه
  • ثبت مستقل مسیر و امکان دنبال کردن مسیر از پیش تعیین شده
  • اتصال حسگرهای ورزشی سازگار و امکانات متنوع پایش روزانه

نقاط ضعف

  • نبود GPS دوفرکانسه و ارتفاع‌سنج بارومتریک
  • فقدان نقشه کامل آفلاین، پروفایل آب آزاد و حالت کامل سه‌گانه
  • نبود ذخیره موسیقی، مکالمه صوتی و Garmin Pay
  • تنها یک اندازه بدنه و نمایشگری نسبتا کوچک برای اطلاعات پرتعداد

جمع‌بندی آی‌تی‌رسان؛ ارزان‌تر بودن، الزاما به معنی مبتدی بودن نیست

گارمین فوررانر ۷۰ نشان می‌دهد برای دریافت تحلیل تمرینی مفید، همیشه به گران‌ترین ساعت ویترین نیاز ندارید. ترکیب وزن کم، نمایشگر به‌روز و ابزارهایی مانند آمادگی تمرین، بار تمرینی و برنامه‌های هدایت‌شده، آن را برای طیف بزرگی از دوندگان جذاب می‌کند. عنوان «مدل پایه» در اینجا بیشتر درباره جایگاه قیمتی است تا محدود شدن مخاطب به تازه‌کارها.

اگر نقشه کامل، موسیقی بدون گوشی، ارتفاع‌سنج بارومتریک یا امکانات تخصصی سه‌گانه می‌خواهید، فوررانر ۷۰ پاسخ کامل شما نیست. اگر هم فقط اعلان پیام‌ها و تعداد قدم‌ها اهمیت دارند، احتمالا از بخش بزرگی از چیزی که بابتش پول داده‌اید استفاده نخواهید کرد.

قضاوت آی‌تی‌رسان این است که فوررانر ۷۰ برای کسی ارزش خرید دارد که می‌خواهد منظم‌تر و آگاهانه‌تر تمرین کند و با محدودیت‌های سخت‌افزاری‌اش کنار می‌آید. این ساعت قرار نیست به‌جای شما بدود؛ اما می‌تواند کمک کند بفهمید چرا بعضی روزها باید سریع‌تر بروید و بعضی روزها، بهترین تصمیم همان آرام‌تر دویدن است

نوشته بررسی گارمین فوررانر ۷۰: ساعت کوچکی که تمرین را جدی می‌گیرد! اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

بررسی کیبورد اپومیکر گلیف (EPOMAKER Glyph): تلفیق نوستالژی و مدرنیته!

بعضی کیبوردها را می‌خریم که فقط کار کنند؛ روی میز باشند، حروف را درست ثبت کنند و زیاد هم به چشم نیایند. اپومیکر گلیف اما چنین شخصیتی ندارد. کلیدهای گرد، بدنه کرم‌رنگ، اهرم کناری و دو نمایشگرش از همان ابتدا می‌گویند با محصولی روبه‌رو هستیم که دوست دارد دیده شود. انگار یک ماشین‌ تحریر قدیمی، پس از آشنایی با بلوتوث و نورپردازی RGB، تصمیم گرفته دوباره به بازار کار برگردد.

اما برای یک کیبورد ۱۳۹ دلاری که در کشور ما می‌تواند بالای ۳۰ میلیون تومان قیمت داشته باشد، ظاهر متفاوت کافی نیست. سؤال اصلی این است که وقتی تازگی طراحی فروکش کرد، آیا هنوز دوست داریم روزی چند هزار کلمه با آن بنویسیم؟ صدای تایپ و امکانات گلیف دلایل خوبی برای علاقه‌مند شدن فراهم می‌کنند؛ اما از طرف دیگر، ارتفاع کلیدها و برخی محدودیت‌های نرم‌افزاری هم دلایلی هستند که نباید در هیجان آنباکسینگ فراموش شوند.

اپومیکر این محصول را برای بررسی در اختیار من قرار داده است اما بررسی من، همان چیزی است که به‌صورت واقعی احساس و تجربه‌اش کردم، پس با خیال آسوده آن را بخوانید.

طراحی و کیفیت ساخت؛ شخصیت دارد، ادعای فلزی بودن نه

مهم‌ترین موفقیت Glyph این است که طراحی رترو را به چند کلید رنگی محدود نکرده. فرم بدنه، کلیدهای گرد با لبه‌های شیاردار، اهرم سمت چپ و بخش نمایشگرها، همگی در ساختن این ظاهر نقش دارند. رنگ سبز دو تا از کلیدها هم به ترکیب کِرِم رنگ جان می‌دهد، بدون اینکه میز کار را شبیه ویترین فروشگاه اسباب‌بازی کند!

البته بدنه واقعاً پلاستیکی است. حضور قطعات آلومینیومی در ساختار داخلی را نباید با بدنه تمام‌فلزی اشتباه گرفت. این موضوع الزاماً نقطه ضعف نیست، اما اگر از قیمت ۱۳۹ دلاری انتظار تماس دست با آلومینیوم سرد و سنگین دارید، باید انتظارتان را تنظیم کنید. البته باید عنوان کنم که کیفیت این پلاستیک، بالاست و من از کار کردن با آن لذت می‌بردم.

وزن دستگاه حدود ۱.۱۸ کیلوگرم است؛ بنابراین توصیف آن به‌عنوان کیبوردی سبک و مناسب حمل روزانه چندان دقیق نیست. این کیبورد به تنهایی از برخی لپ‌تاپ‌های امروزی هم سنگین‌تر است! روی میز، این وزن به ثبات کمک می‌کند، اما برای جابه‌جایی مداوم بین خانه و محل کار، گزینه‌های جمع‌ و جورتری وجود دارند.

گلیف از چیدمان ۷۵ درصد با ۸۳ کلید استفاده می‌کند. ردیف کلیدهای F و کلیدهای جهت حفظ شده‌اند، اما نام‌پد نداریم! نکته اینجاست که ۷۵ درصد بودن چیدمان به معنای کوچک بودن تمام بدنه نیست؛ قسمت بالایی، نمایشگرها و محل نگهداری موبایل یا تبلت، عمق قابل توجهی به دستگاه اضافه کرده‌اند.

برای میز کار کوچک، بهتر است پیش از خرید ابعاد را بررسی کنید. این کیبورد قرار نیست مثل یک مدل مینیمال، بی‌سر و صدا گوشه میز جمع شود.

محفظه مغناطیسی گیرنده بی‌سیم از جزئیات کاربردی طراحی است. داشتن جای مشخص برای دانگل، وقتی بین اتصال کابلی و بی‌سیم جابه‌جا می‌شوید، واقعا مفید است. قطعه‌ای به این کوچکی استعداد عجیبی در ناپدید شدن دارد! مکان قرارگیری آن به صورت هوشمندانه و جذابی انتخاب شده که نشان می‌دهد بر روی مهندسی ساخت گلیف، توجه ویژه‌ای صورت گرفته است.

در سمت راست، یک نوار باریک عمودی و سفید رنگ، شارژ باتری را نمایش می‌دهد و برای دو کلید کپس‌لاک و همچنین ویژگی قفل شدن در سمت چپ، دو چراغ کوچک تعبیه شده تا همه تنظیمات مهم را با یک نگاه به چهره گلیف، مشاهده کنید!

محتویات جعبه: استراحتگاه دست، مهم‌تر از چیزی است که به نظر می‌رسد!

در کنار کیبورد، کابل USB، ابزار بیرون آوردن سوئیچ و کی‌کپ، سوئیچ‌های یدکی، قطعات پایه و استراحتگاه سیلیکونی دست قرار می‌گیرند. وجود ابزار و سوئیچ اضافه برای محصولی با قابلیت Hot-Swap  منطقی است، اما مهم‌ترین همراه Glyph همان استراحتگاه دست است.

این قطعه فقط برای کامل‌تر شدن عکس محتویات جعبه اضافه نشده؛ ارتفاع مجموعه کلیدها باعث می‌شود برای بعضی کاربران نقش مهمی در راحتی داشته باشد. جنس نرم و ظاهر هماهنگ آن امتیاز مثبتی است، هرچند نباید تصور کرد صرف وجود استراحتگاه، هر نوع مشکل ارگونومی را حل می‌کند.

برای کسی که از یک کیبورد اداری باریک یا لپ‌تاپ به Glyph می‌آید، تفاوت ارتفاع و وضعیت قرارگیری دست‌ها محسوس خواهد بود.

تجربه تایپ؛ صدایی که بخش بزرگی از جذابیت را می‌سازد

سوئیچ‌های Wisteria V2 این نسخه از نوع خطی هستند. یعنی در مسیر فشردن کلید، برآمدگی مشخص سوئیچ‌های لمسی یا کلیک عمدی سوئیچ‌های کلیکی را نداریم. حرکت سبک و روان آن‌ها برای تایپ سریع خوشایند است، اما همین سبکی ممکن است برای کسی که انگشت‌هایش را با فشار روی کلیدها نگه می‌دارد، به ثبت ناخواسته ورودی منجر شود.

کلیدهای گرد هم فقط تفاوت ظاهری ایجاد نمی‌کنند. سطح تماس انگشت با آن‌ها و فاصله‌ای که بین لبه‌ها احساس می‌شود، با کی‌کپ‌های معمول فرق دارد. اگر سال‌ها با کلیدهای مربعی تایپ کرده باشید، احتمال خطاهای اولیه وجود دارد. مقعر بودن سطح کلید کمک می‌کند انگشت در مرکز قرار بگیرد، ولی انتظار نداشته باشید شکل جدید برای همه از دقیقه اول راحت باشد.

ساختار Top-Mount حس نسبتاً محکم و مستقیمی به ضربه‌ها می‌دهد. گلیف قرار نیست زیر انگشت‌ها مثل بعضی کیبوردهای نرم با ساختار گسکت، حرکت و انعطاف زیادی نشان دهد. این تفاوت سلیقه‌ای است: بعضی‌ها تماس محکم‌تر را دوست دارند و بعضی دیگر، فرود نرم‌تر کلید را ترجیح می‌دهند اما اگر علاقه خودم را بگویم، عاشق تایپ کردن با گلیف شدم! البته به‌صورت پیش‌فرض، تنها حروف انگلیسی بر روی  کیبورد درج شده و برای تایپ فارسی یا باید جایگاه آن‌ها را از حفظ باشید (مثل من!) یا به سراغ برچسب‌هایی بروید که احتمالا برای چسباندن بر روی این کلیدهای گرد، شما را دچار چالش زیادی خواهند کرد.

در توصیف صدای این کیبورد، واژه‌هایی مثل «خامه‌ای» زیاد شنیده می‌شود؛ اصطلاحی که اگر با دنیای کیبورد آشنا نباشید، احتمالا بیشتر شما را یاد شیرینی فروشی می‌اندازد. منظور، صدایی نسبتا پُر، گرد و کم‌زنگ است. با ضربه ملایم، صدا آرام‌تر می‌ماند و با کوبیدن کلید تا انتهای مسیر، واضح‌تر و تیزتر می‌شود.

کیفیت صدای تایپ از مواردی است که فکر می‌کنم بیشترین جذابیت را دارد. عملکرد تثبیت کننده کلیدهای بزرگ هم عمدتا مثبت است و خلاصه هنگام تایپ کردن، چنان نوای جذابی تولید می‌شود که شاید موسیقی نیست، اما همچون نت‌های پیانو، گوش‌های شما را نوازش می‌دهد!

با این توصیف، مشخص است که گلیف، کیبورد بی‌صدا نیست. نداشتن سوئیچ کلیکی با ساکت بودن فرق دارد و صدای برخورد کلیدها همچنان به‌خوبی شنیده می‌شود. برای تایپ در اتاق مشترک یا محیط کاری حساس به صدا، بهتر است قبل از خریدن آن، میزان اعصاب سایرین را چک کنید، زیرا ممکن است تایپ کردن شما به‌جای نوازش گوش‌های آنان، تبدیل به سوهان اعصاب‌شان شود!

ارگونومی؛ مهم‌ترین مصالحه این طراحی

اگر قرار باشد پیش از خرید یک نکته را جدی بررسی کنید، آن نکته راحتی تایپ است.

ترکیب ارتفاع کلیدها، پروفایل نسبتا یکسان ردیف‌ها و شیب محدود، برای همه مناسب نیست. کلیدهای گلیف مانند بسیاری از مجموعه‌های رایج، اختلاف زاویه و شکل محسوسی بین ردیف‌ها ندارند. این انتخاب به ظاهر ماشین تحریری کمک می‌کند، اما ممکن است رسیدن به ردیف‌های مختلف را برای بعضی دست‌ها، سخت‌تر کند.

درباره پایه‌ها هم باید گفت تقریبا تنظیم قابل توجهی دیده نمی‌شود. البته دو تکه کوچک لاستیکی وجود دارد که با برعکس کردن آن‌ها، مقدار بسیار کمی ارتفاع کیبورد بالاتر می‌آید، اما این بالا آمدن به‌قدری کم است که تجربه کاربری را تغییر محسوسی نمی‌دهد.

استراحتگاه همراه که مانند یک اسکوییشی، نرم و ژله‌ای است، می‌تواند برای بعضی کاربران مفید باشد، اما اگر برای راحت شدن مجبور باشید ارتفاع صندلی، میز، کی‌کپ‌ها و زیر کیبورد را هم‌زمان تغییر دهید، شاید فرم پایه محصول با شما سازگار نیست و برای همین خیلی خوب است که بتوانید قبل از خرید، آن را تست کنید.

به‌خصوص اگر از کیبورد باریک لنوو یا لپ‌تاپ‌های اپل مهاجرت می‌کنید، فقط با چند ضربه کوتاه تصمیم نگیرید. ظاهر گلیف در چند ثانیه جذابیت خودش را نشان می‌دهد؛ اما راحتی آن بعد از نوشتن یک متن طولانی روشن می‌شود.

اهرم و پیچ کنترل؛ یکی کاربردی، دیگری مستعد دردسر

پیچ کنترل صدا از امکاناتی است که خیلی زود به استفاده از آن عادت می‌کنید. هنگام پخش موسیقی، تماشای ویدیو یا تماس، تنظیم صدا با یک کنترل فیزیکی راحت است. امکان تغییر برخی عملکردهای آن هم وجود دارد، هرچند حس چرخش و راحتی استفاده با یک انگشت، موضوعی سلیقه‌ای است ولی من آن را دوست داشتم.

ولی اهرم سمت چپ داستان پیچیده‌تری دارد! حرکت اهرم به بالا، نقش اینتر و فشار آن به پایین، کلید بازگشت یا همان بک‌اسپیس را اجرا می‌کند. روی کاغذ، این دقیقا همان جزئیاتی است که ظاهر ماشین‌تحریری را به یک عملکرد واقعی وصل می‌کند. مشکل اینجاست که من تقریبا از کیفیت همه جای گلیف به‌جز همین اهرم که در انگلیسی به آن Carriage Return Lever می‌گویند، راضی بودم. در واقع همیشه این نگرانی را داشتم که این کلید بخاطر طراحی باریک و البته عملکردی که دارد، ناگهان بشکند! ای‌کاش اپومیکر، جنس آن را مانند سوییچ چرخان صدا در سمت راست، فلزی و البته کمی قطورتر انتخاب می‌کرد.

در کل این کلید، بیشتر از آنکه کاربردی باشد، پلی برای پیوند بین کیبوردهای مدرن با همان نمونه‌های قدیمی ماشین تحریری است که تقریبا در تمام صفحه کلیدهای امروز منسوخ شده، پس بهتر است آن را بیشتر به چشم یک نوستالژی نگاه کنید تا اهرمی که بخواهد نقشی مهم در تایپ کردن‌های روزانه را بازی کند!

دو نمایشگر و نورپردازی؛ جذاب‌تر از میزان کاربردشان

وجود دو نمایشگر در بالای کیبورد، بخش مهمی از هویت گلیف است. نمایشگر تاریخ و صفحه رنگیِ قابل شخصی‌سازی، ترکیب متفاوتی می‌سازند. نمایش ساعت، وضعیت اتصال یا یک تصویر و حتی گیف، می‌تواند میز کار را شخصی‌تر کند. با این‌حال، وجود دو نمایشگر الزاما به معنای دو ابزار ضروری نیست.

محدودیت زاویه دید برای نمایشگر باریک بخش تاریخ، معمولا در ذوق می‌زند. اینکه از جای نشستن شما چقدر خوانا باشد، به ارتفاع چشم، فاصله و زاویه قرارگیری کیبورد بستگی دارد. نمایشگری که برای خواندنش مجبور شوید وضعیت نشستن را تغییر دهید، بخشی از کاربرد خود را از دست می‌دهد. اگرچه به شخصه وجودش را بیشتر یک قابلیت غیر ضروری می‌دانم تا اطلاعاتی که شما به آن نیازمند باشید! دیگر هر کسی که مشغول تایپ باشد، در گوشه کامپیوتر و حتی نمایشگر موبایلش به راحتی قادر به دیدن تاریخ است، چه لزومی دارد که در چنین فضای باریک و نسبتا درازی، آن‌هم با درج اسامی روز و ماه و سال، هر لحظه آن را بخواهید چک کنید، مگر آنکه شغل شما به عنوان گوینده اخبار باشد!

برای نمایشگر سمت راست، انتخاب بین نمایش یک عکس و یا تصویر متحرک گیف و بعضی اطلاعات مفیدتر مثل ساعت یا درصد باتری، باید یک کدام را انتخاب کنید که سوییچ کردن بین آن‌ها هم راحت نیست و باید از نرم‌افزار مخصوص اپومیکر بر روی کامپیوتر بهره گرفت که اتفاقا در این بخش، چندان سریع عمل نمی‌کند! نکته منفی دیگر هم این است که تنها از طریق اتصال کابلی، قادر هستید تا یک تصویر را به نمایشگر منتقل کنید و خلاصه این باعث می‌شود تا پس از مدتی، عملا بیخیال سایر کاربردهای آن شده و به نمایش همان اعداد ثابت و تکراری بر روی نمایشگر خودتان را عادت دهید.

در کل انتظار بیشتری از قابلیت‌های شخصی سازی این نمایشگر داشتم و بخش زیادی از محتوای نمایش داده شده مثل آیکون سوییچ بین مک و ویندوز، بیشتر از آنکه کاربردی باشد، صرفا برای پر کردن فضای نمایشگر انتخاب شده است! اپومیکر باید قابلیت‌هایی مثل نمایش تعداد حروف تایپ شده یا حتی سرعت و دقت تایپ را به چنین جایی بیافزاید تا این نمایشگر از یک ویترین رنگی، تبدیل به محلی ارزشمندتر شود.

نورپردازی RGB کلیدها و نوار بدنه جلوه خوبی دارند، ولی نوشته‌های کی‌کپ‌های اصلی شفاف با قابلیت عبور نور نیستند. نور از اطراف کلیدها دیده می‌شود و نباید انتظار داشت حروف در تاریکی مانند کیبوردهای Shine-Through روشن شوند.

برای ظاهر هماهنگ‌تر با طراحی رترو، نور ثابت و ملایم انتخاب جذابی است. البته اگر بخواهید ماشین‌تحریرتان حالت جشنواره موسیقی بگیرد، امکانش هم فراهم است. در واقع به‌قدری تنوع بالا در تنظیمات رنگ، رقص نور و چیدمان دلخواه آن تعبیه شده، که می‌تواند شما را حسابی سرگرم سازد.

البته برای این تنظیمات، میانبرهای مخصوصی در نظر گرفته شده که بر روی یک کاتالوگ داخل جعبه است و مانند بازی مورتال کمبت هر حرکت را باید با ترکیبی از کلیدها، یاد بگیرید و فن کمبو بزنید!

همچنین یک نوار رنگی بزرگ که آن هم قابلیت شخصی سازی زیادی دارد، در بالای دستگاه تعبیه شده تا این ماشین تحریر، از هر زاویه‌ای که نگاهش کنید، جذابیت خودش را به رخ اطرافیان بکشد.

اتصال و نرم‌افزار؛ انعطاف خوب، با چند محدودیت

اتصال کابلی USB-C، دانگل ۲.۴ گیگاهرتزی و بلوتوث، استفاده از گلیف را در موقعیت‌های مختلف آسان می‌کنند. پشتیبانی از جفت‌سازی چند دستگاه بلوتوثی هم برای جابه‌جایی بین کامپیوتر، لپ‌تاپ و گوشی کاربرد دارد.

شیار بالای بدنه برای نگه داشتن گوشی یا تبلت، با این قابلیت هماهنگ است. ترکیب یک تبلت و کیبورد می‌تواند فضای مناسبی برای نوشتن بسازد، اما ابعاد دستگاه، ضخامت قاب و پایداری آن در شیار را باید بررسی کرد؛ هر تبلتی الزاماً به یک اندازه خوب در آن قرار نمی‌گیرد و برای سایز بالاتر از ۱۰ اینچ احتمالا فقط بتوانید دستگاه را به صورت عمودی نصب کنید.

در بخش شخصی سازی، تغییر عملکرد کلیدها، ساخت ماکرو، تنظیم نور و انتقال تصویر امکانات مفیدی هستند. بااین‌حال، گلیف را نباید یک کیبورد مبتنی بر VIA یا QMK معرفی کرد؛ ابزارهای اختصاصی اپومیکر مسیر اصلی تنظیم آن هستند.

تنظیم و همگام‌سازی ساعت نیز به اتصال همین نرم‌افزار حداقل برای بار نخست وابسته است. به نظرم این انتخاب برای یک کیبورد دارای نمایشگر، کمی دست و پاگیر به نظر می‌رسد؛ انتظار داشتم تنظیم ساده ساعت و حتی تاریخ از روی خود گلیف هم امکان پذیر باشد.

برای بازی کردن، اتصالات متنوع و ثبت هم‌زمان کلیدها مفیدند، ولی ظاهر و امکانات نرم‌افزاری را نباید با ویژگی‌های یک کیبورد مغناطیسی اشتباه گرفت. حتی وجود قابلیتی مانند SOCD، سوئیچ مکانیکی را به سوئیچ Hall Effect با نقطه تحریک قابل تنظیم تبدیل نمی‌کند. پس برای گیم، گلیف واقعا گزینه قابل اتکایی نیست مگر آنکه صرفا برای تفریح بخواهید بازی کنید، اما قطعا در کال آو دیوتی یا فورتنایت، شما را با چالش روبرو خواهد کرد.

تعویض سوئیچ؛ قابلیت مفید، نه مجوز باز کردن بی‌دردسر تمام بدنه!

قابلیت هات سواپ اجازه می‌دهد سوئیچ‌های مکانیکی سازگار را بدون لحیم‌کاری تعویض کنید. اگر سبکی Wisteria V2 را دوست نداشته باشید، این انعطاف ارزشمند است. کی‌کپ‌ها هم قابل تعویض‌اند، هرچند باید اندازه کلیدها و سازگاری آن‌ها را بررسی کرد.

اما تعویض کی‌کپ و سوئیچ با دسترسی آسان به داخل بدنه فرق دارد! نبود پیچ‌های واضح و ساختار اتصال قاب، باز کردن دستگاه برای تغییر فوم یا دست‌کاری داخلی ساده نمی‌کند.

اگر از تغییرات داخلی و باز کردن مکرر کیبورد لذت می‌برید، گلیف لزوما مناسب‌ترین بستر برای این کار نیست. جذابیت اصلی آن، ترکیب آماده‌ای است که از جعبه بیرون می‌آید!

باتری؛ ظرفیت بالا، بدون وعده شارژدهی ساختگی

ظرفیت ۸۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی روی کاغذ واقعا قابل توجه است، اما از روی آن نمی‌توان به‌تنهایی مدت استفاده را تعیین کرد. نورRGB  و حتی مدل آن، نمایشگرها، نوع اتصال، مدت زمان کار با دستگاه و ساعات تایپ روی مصرف اثر می‌گذارند.

اما باتری قدرتمند ۸هزار میلی‌آمپری برای یک استفاده عادی بخصوص وقتی که کیبورد در حالت چراغانی نیست، قاعدتا تا یک ماه را بایستی به خوبی دوام بیاورد. از طرف دیگر، چون امکان اتصال همزمان کابل به کامپیوتر و کار کردن با آن هم وجود دارد، پس تمام شدن باتری هم چندان آزار دهنده نخواهد بود. فقط من انتظار داشتم که از این توان بالا، حتی بتوان در موارد ضروری به عنوان پاور بانک هم استفاده کرد که ظاهرا امکان پذیر نیست.

ارزش خرید؛ ۱۳۹ دلار برای طراحی‌ای که باید واقعاً دوستش داشته باشید

بخشی از مبلغ گلیف را برای شخصیت ظاهری آن می‌پردازید: فرم ماشین‌تحریری، کلیدهای گرد، نمایشگرها و حتی همان کلید اهرم نوستالژیک! اگر این اجزا برایتان جذاب نیستند، دلیل محکمی برای انتخاب آن باقی نمی‌ماند. امکاناتی مانند اتصال سه‌حالته، نورپردازی حرفه‌ای، باتری قدرتمند و تعویض سوئیچ، به‌تنهایی امتیاز انحصاری این محصول نیستند.

برای علاقه‌مند به میز کار رترو، نویسنده‌ای که از صدای مکانیکی لذت می‌برد یا کسی که می‌خواهد کیبوردش هم بخشی از دکور میز باشد، گلیف جذابیت دارد. اما برای کاربری که به ارتفاع کم، شیب قابل تنظیم یا حمل آسان اهمیت می‌دهد، این طراحی چالش‌های محسوسی دارد.

در بازار ایران، قیمت ۱۳۹ دلاری را نباید معادل قیمت نهایی خرید دانست. هزینه تهیه، ارسال و شرایط خدمات فروشنده اهمیت دارند و با قیمت دلاری که هر روز تغییر می‌کند، پس حداقل بایستی بیشتر از ۳۰ میلیون تومان بابت آن بپردازید و البته، انتظار گارانتی معتبری را هم نداشته باشید!

نقاط قوت

  • طراحی متفاوت و هماهنگ با حال و هوای ماشین تحریر
  • صدای تایپ جذاب و سوئیچ‌های خطی روان
  • اتصال کابلی، دانگل و بلوتوث
  • امکان تعویض سوئیچ و کی‌کپ
  • استراحتگاه همراه و محل نگهداری گیرنده
  • نمایشگر قابل شخصی‌سازی و کنترل فیزیکی صدا
  • باتری با حجم بالا و عمر طولانی

نقاط ضعف و موارد قابل بررسی

  • ارتفاع کلیدها و دامنه محدود تنظیم زاویه
  • محدودیت شخصی‌سازی اهرم و جنس ظریف
  • کاربرد محدودتر نمایشگرها نسبت به جذابیت ظاهری‌شان

جمع‌بندی؛ اول با دست‌هایتان تصمیم بگیرید، بعد با چشم‌هایتان

اپومیکر گلیف در ساختن یک کیبورد به‌یادماندنی موفق است. ظاهرش هویت دارد، صدای تایپش بسیار جذاب است و امکانات اتصال و شخصی‌سازی آن برای استفاده روزمره کافی به نظر می‌رسند. این محصول می‌تواند نوشتن را به کاری لذت‌بخش‌تر تبدیل کند، به شرط اینکه شکل و ارتفاع کلیدها با دست‌های شما سازگار باشند.

اما توصیه بی‌قید و شرط آن در قیمت ۱۳۹ دلار دشوار است. ارگونومی متفاوت، اهرمی که به‌اندازه ظاهرش انعطاف ندارد و نمایشگرهایی که کاربردشان محدود است، شما را وادار می‌کند تا قبل از خرید، حتما به تمام جنبه‌های آن به دقت بنگرید.

قضاوت من این است که گلیف برای کسی ارزش خرید دارد که مشخصا همین مدل طراحی را می‌خواهد، با فرم تایپ آن راحت است و به دنبال ترکیب نوستالژی با مدرنیته می‌گردد. برای کسی که صرفا یک کیبورد مطمئن و راحت برای ساعت‌ها کار می‌خواهد، ظاهر متفاوت به‌تنهایی دلیل کافی نیست.

این ماشین‌تحریر مدرن می‌تواند به میز کار شخصیت بدهد؛ فقط باید مطمئن شوید هنگام نوشتن، شخصیتش از خود متن پررنگ‌تر نمی‌شود!

نوشته بررسی کیبورد اپومیکر گلیف (EPOMAKER Glyph): تلفیق نوستالژی و مدرنیته! اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

راهنمای خرید گوشی شهریور ۱۴۰۵؛ کجا بیشتر خرج کنیم و کجا نه؟

خرید گوشی از جایی سخت می‌شود که افزایش بودجه دیگر به معنای انتخاب بهتر نیست. ممکن است برای مدلی جدیدتر چند میلیون تومان بیشتر بپردازید، اما در استفاده روزانه تفاوت محسوسی نبینید. گاهی هم صرف کمی هزینه بیشتر برای حافظه بالاتر یا دوربین مجهز به لرزش‌گیر، تصمیمی است که چند سال بعد از آن راضی خواهید بود.

در این راهنمای خرید گوشی آی‌تی‌رسان، سراغ گزینه‌های اقتصادی و میان‌رده تا مدل‌های نزدیک به پرچم‌دار می‌رویم. هدف، معرفی یک گوشی به‌عنوان برنده مطلق نیست؛ می‌خواهیم مشخص کنیم کدام مدل برای چه کسی مناسب است و چه زمانی پرداخت پول بیشتر توجیه دارد.

مبنای ارزیابی، مشخصات رسمی محصولات و نیازهای متداول خریداران است، نه ادعای آزمایش عملی تمام گوشی‌ها.

درباره قیمت‌ها: اعداد این مطلب، قیمت‌های تقریبی نقل‌شده در منبع اولیه برای نیمه دوم شهریور ۱۴۰۵ هستند و استعلام قطعی روز محسوب نمی‌شوند. ظرفیت حافظه، مقدار رم، نسخه منطقه‌ای، وضعیت رجیستری و شرکت گارانتی می‌توانند قیمت نهایی را تغییر دهند.

راهنمای سریع انتخاب گوشی بر اساس بودجه

اگر فرصت خواندن تمام مقاله را ندارید، از جدول زیر شروع کنید. این جدول فهرست گزینه‌های قابل بررسی است، نه رتبه‌بندی قطعی ارزش خرید.

حدود قیمت نقل‌شده در منبع اولیه مدل مناسب چه کسی است؟
حدود ۴۲ میلیون تومان، نسخه ۴/۱۲۸ Galaxy A07 4G تماس، پیام‌رسان و استفاده سبک
حوالی ۵۰ میلیون تومان Galaxy A16 5G / Redmi 15C 4G انتخاب میان نمایشگر و پشتیبانی نرم‌افزاری یا باتری بزرگ‌تر
حدود ۵۴ تا ۶۰ میلیون تومان Galaxy A17 5G استفاده عمومی با توجه بیشتر به دوربین
حدود ۶۸ میلیون تومان، حافظه ۲۵۶ گیگابایت Redmi Note 15 5G کاربری روزمره و چندرسانه‌ای
حدود ۷۷ تا ۷۸ میلیون تومان Galaxy A27 5G نمایشگر AMOLED و پشتیبانی بلندمدت
حدود ۹۰ تا ۹۶ میلیون تومان HONOR 600 Lite طراحی و ظرفیت بالای باتری
حدود ۹۷ تا ۹۸ میلیون تومان POCO M8 Pro 5G نمایشگر باکیفیت و شارژ سریع
حدود ۱۲۰ میلیون تومان Galaxy A57 5G میان‌رده بالاتر برای استفاده چندساله
حدود ۱۷۵ میلیون تومان Galaxy S25 FE امکانات نزدیک‌تر به پرچمدار

برای بیشتر ردیف‌ها، ترکیب دقیق رم و حافظه در منبع اولیه مشخص نیست. پیش از مقایسه قیمت، مطمئن شوید دو فروشنده درباره یک نسخه یکسان صحبت می‌کنند.

پیش از انتخاب مدل، این سه سؤال را جواب بدهید

اول مشخص کنید مشکل گوشی فعلی شما چیست. باتری زود خالی می‌شود؟ حافظه کم آورده‌اید؟ دوربین رضایت‌بخش نیست یا بازی‌ها روان اجرا نمی‌شوند؟ پاسخ این سؤال، از نام برند مهم‌تر است.

سپس مدت استفاده را در نظر بگیرید. برای کسی که گوشی را چند سال نگه می‌دارد، حافظه کافی، امکان تعمیر و مدت باقی‌مانده پشتیبانی نرم‌افزاری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در نهایت، سقف بودجه را برای «خرید کامل» تعیین کنید. شارژر سازگار، قاب، محافظ نمایشگر و هزینه احتمالی خرید اقساطی هم جزو مخارج واقعی هستند.

گوشی زیر ۳۰ میلیون تومان؛ حذف یک بازه، راهنمای خرید نیست

نمی‌توان بدون بررسی موجودی و قیمت روز، تمام گوشی‌های زیر یک سقف مشخص را بی‌ارزش دانست. برای تماس، پیام‌رسانی و کارهای سبک، معیار انتخاب با گوشی مخصوص بازی تفاوت دارد.

اگر بودجه محدود است، ابتدا نیازهای ضروری را اولویت‌بندی کنید. توصیه ما این است که تا حد امکان، سراغ حافظه داخلی ۱۲۸ گیگابایت بروید. رم ۴ گیگابایتی می‌تواند برای استفاده سبک قابل قبول باشد، اما برای جابه‌جایی مداوم میان برنامه‌ها، نسخه‌های پررم‌تر انتخاب آسوده‌تری هستند.

گوشی کارکرده نیز می‌تواند یکی از گزینه‌ها باشد، مشروط به بررسی سلامت باتری، نمایشگر، سابقه تعمیر و وضعیت مالکیت. صرف پایین‌تر بودن قیمت، دلیل کافی برای خرید نیست.

حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان؛ انتخاب میان نیازهای ضروری

گلکسی A07؛ برای کسی که گوشی را ابزار ارتباط می‌داند

گلکسی A07s

نام این مدل را دقیق بررسی کنید: Galaxy A07 با Galaxy A7 یکسان نیست. مدل‌های قدیمی A7 را نباید با گوشی اقتصادی جدید سامسونگ اشتباه گرفت.

نسخه 4G گلکسی A07 با تراشه Helio G99 و باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی عرضه شده است. سامسونگ برای این مدل تا شش ارتقای اصلی سیستم‌عامل و شش سال پشتیبانی امنیتی اعلام می‌کند. این سیاست، مزیتی برای استفاده بلندمدت است، هرچند به معنای تضمین عملکرد یکسان دستگاه در تمام این سال‌ها نیست. مشخصات رسمی گلکسی A07

اگر استفاده شما به تماس، شبکه‌های اجتماعی و برنامه‌های سبک محدود می‌شود، A07 می‌تواند در فهرست خرید باشد. برای بازی سنگین یا عکاسی جدی، بهتر است سراغ گزینه‌های بالاتر بروید.

گلکسی A16 5G یا ردمی 15C؟

این دو مدل اولویت‌های متفاوتی دارند. گلکسی A16 5G نمایشگر Super AMOLED و وعده شش نسل ارتقای سیستم‌عامل را ارائه می‌دهد. ردمی 15C نسخه 4G، باتری ۶۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی و شارژ ۳۳ واتی دارد؛ تراشه آن نیز Helio G81-Ultra است، نه اسنپدراگون سری ۶. مشخصات سامسونگ A16 5G، مشخصات ردمی 15C

پیشنهاد ما این است: اگر قیمت دو دستگاه نزدیک باشد و نمایشگر و پشتیبانی نرم‌افزاری اولویت داشته باشند، A16 5G را جدی‌تر بررسی کنید. اگر ظرفیت باتری مهم‌تر است و ردمی با اختلاف قیمت مناسبی عرضه می‌شود، 15C می‌تواند انتخاب متناسب‌تری باشد.

وجود شارژر در جعبه ردمی را قطعی فرض نکنید؛ شیائومی توصیه کرده محتویات بسته‌بندی را از فروشنده محلی بپرسید.

حدود ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان؛ چه ارتقایی ارزش پول بیشتر دارد؟

گلکسی A17 5G؛ وقتی دوربین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند

یکی از تفاوت‌های مهم A17 5G، وجود لرزش‌گیر اپتیکال در دوربین اصلی است. این قابلیت به کاهش اثر لرزش دست کمک می‌کند، اما قرار نیست حرکت سوژه را متوقف کند یا تمام عکس‌های شبانه را بی‌نقص تحویل دهد.

اگر زیاد از خانواده، جمع‌های دوستانه و محیط‌های داخلی عکس می‌گیرید، پرداخت مبلغی بیشتر نسبت به A16 می‌تواند قابل دفاع باشد. اگر دوربین اولویت ندارد، اختلاف قیمت زیاد را صرفاً به خاطر جدیدتر بودن مدل نپردازید.

مقایسه را با حافظه و رم برابر انجام دهید. نسخه پرحافظه‌تر یک مدل ارزان‌تر، گاهی برای نیاز شما انتخاب بهتری از نسخه پایه مدل جدید است.

ردمی نوت 15 5G؛ گزینه‌ای برای مقایسه، نه خرید صرفاً با عدد مگاپیکسل

نسخه جهانی Redmi Note 15 5G از تراشه Snapdragon 6 Gen 3 استفاده می‌کند. این گوشی را باید با مدل‌های هم‌قیمت و هم‌حافظه مقایسه کرد، نه فقط با تکیه بر نام جدیدتر یا عدد دوربین. مشخصات رسمی ردمی نوت 15 5G

ردمی نوت 15 اسپشیال ادیشن

اگر نسخه ۲۵۶ گیگابایتی آن با قیمت نزدیک به نسخه ۱۲۸ گیگابایتی رقیب عرضه شود، برای کسی که عکس، ویدیو و فایل زیادی نگه می‌دارد، ارزش بررسی بیشتری پیدا می‌کند. در مقابل، برای خرید با اولویت دوربین، دیدن نمونه عکس و فیلم واقعی ضروری است.

مراقب نام‌های شبیه به هم پوکو باشید

، مدل M7 5G و نسخه M7 Pro 5G، یک گوشی نیستند. باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی در صفحه رسمی مدل جهانی POCO M7 آمده و این مدل از شبکه 4G پشتیبانی می‌کند. نمی‌توان این مشخصه را به نسخه 5G نسبت داد. مشخصات رسمی POCO M7

 

این اشتباه کوچک در نام‌گذاری می‌تواند نتیجه خرید را کاملاً تغییر دهد. نام کامل مدل روی جعبه و فاکتور باید با محصول بررسی‌شده مطابقت داشته باشد.

حدود ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان؛ میان‌رده را با نیازتان انتخاب کنید

گلکسی A27 5G؛ نمایشگر و پشتیبانی، نه تضمین اجرای هر بازی

گلکسی A27 5G از نمایشگر Super AMOLED و تراشه Snapdragon 6 Gen 3 بهره می‌برد. سامسونگ برای آن تا شش نسل ارتقای اندروید و شش سال به‌روزرسانی امنیتی از زمان عرضه اولیه اعلام کرده است. مشخصات گلکسی A27.

این ترکیب، A27 را برای کاربری عمومی و تماشای محتوا قابل بررسی می‌کند. با این حال، نام تراشه یا نرخ نوسازی نمایشگر به‌تنهایی تضمین‌کننده اجرای بازی سنگین بدون افت فریم نیست.

پیش از خرید، قیمت آن را با مدل‌های بالاتر نسل قبل هم مقایسه کنید؛ جدیدتر بودن همیشه به معنای ارزش خرید بیشتر نیست.

پوکو M8 Pro 5G؛ شارژ سریع و نمایشگر، نقاط قوت روی کاغذ

پوکو M8 Pro 5G به تراشه Snapdragon 7s Gen 4 مجهز است؛ حرف «s» در نام تراشه اهمیت دارد و این مدل را نباید با Snapdragon 7 Gen 4 یکسان دانست.

نمایشگر AMOLED با وضوح 1.5K، باتری ۶۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی و پشتیبانی از شارژ ۱۰۰ واتی، از ویژگی‌های رسمی این گوشی هستند. مشخصات رسمی POCO M8 Pro 5G

برای کسی که نمایشگر و سرعت شارژ را در اولویت می‌گذارد، این ترکیب جذاب است. با این حال، توان ۱۰۰ وات به معنای شارژ کامل در یک زمان ثابت نیست؛ دما، شارژر و شرایط استفاده بر نتیجه اثر می‌گذارند.

آنر 600 Lite؛ طراحی و باتری در اولویت

آنر برای 600 Lite بدنه فلزی یکپارچه، باتری ۶۵۲۰ میلی‌آمپرساعتی و دکمه اختصاصی دوربین را معرفی کرده است. این ویژگی‌ها برای خریدار علاقه‌مند به طراحی و ظرفیت بالای باتری اهمیت دارند.

اما اگر هدف اصلی شما بازی است، ظاهر و ظرفیت باتری جای بررسی عملکرد پایدار پردازنده را نمی‌گیرند. پیش از انتخاب، بررسی‌های عملی نسخه موردنظر و شرایط خدمات پس از فروش آن را هم ببینید.

چرا آنر X8b را گوشی صنعتی معرفی نمی‌کنیم؟

آنر X8b باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد، نه ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعت. در نتیجه، معرفی آن به‌عنوان گزینه‌ای با باتری بسیار بزرگ بر پایه مشخصات متن اولیه درست نیست. مشخصات رسمی HONOR X8b

برای کار در محیط‌های پرگردوغبار یا مرطوب، باید گواهی حفاظتی دقیق همان مدل و محدودیت‌های ضمانت را بررسی کنید. ظاهر محکم گوشی، جایگزین تأییدیه مقاومت نیست.

حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ میلیون تومان؛ قدرت بازی یا استفاده متعادل؟

پوکو X7 Pro؛ در فهرست بررسی گیمرها

تراشه Dimensity 8400-Ultra و حافظه UFS 4.0 از مشخصات رسمی پوکو X7 Pro هستند. این ترکیب، دلیل مناسبی برای قرار دادن آن در فهرست بررسی خریدارانی است که قدرت پردازشی اولویتشان محسوب می‌شود. مشخصات رسمی POCO X7 Pro

برای تصمیم نهایی، عملکرد همان بازی‌هایی را بررسی کنید که واقعاً اجرا می‌کنید. نتیجه یک بنچمارک کوتاه، تمام داستان گرما و پایداری عملکرد در بازی طولانی نیست.

همچنین نمی‌توان بدون شواهد قابل اتکا، گزارش‌های پراکنده درباره آنتن‌دهی یا حسگر مجاورت را به تمام دستگاه‌های این مدل تعمیم داد.

گلکسی A57؛ گزینه‌ای برای استفاده چندساله

گلکسی A57 از تراشه Exynos 1680 استفاده می‌کند و سامسونگ برای آن تا شش ارتقای سیستم‌عامل و شش سال پشتیبانی امنیتی اعلام کرده است. مشخصات رسمی گلکسی A57

گلکسی A56

پیشنهاد ما این است که اگر کاربری عمومی، آشنایی با رابط سامسونگ و پشتیبانی نرم‌افزاری برایتان مهم‌تر از بیشترین قدرت بازی به ازای پول پرداختی است، A57 را بررسی کنید.

با این حال، هیچ گوشی‌ای را نمی‌توان بدون توجه به قیمت رقبا «تنها انتخاب منطقی» دانست. مدت پشتیبانی نیز از زمان عرضه محاسبه می‌شود، نه از روز خرید شما.

گلکسی S25 FE؛ چه کسی باید بیشتر هزینه کند؟

برای ارزیابی S25 FE باید پرسید از امکانات اضافه آن استفاده خواهید کرد یا نه. سامسونگ برای این مدل شارژ سیمی ۴۵ واتی، شارژ بی‌سیم تا ۱۵ وات و تا هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل را اعلام کرده است. امکانات رسمی گلکسی S25 FE

اگر این قابلیت‌ها و امکانات رده بالاتر گوشی برای کاربری شما مهم باشند، پرداخت بیشتر می‌تواند توجیه داشته باشد. برای تماس، پیام‌رسانی و مرور شبکه‌های اجتماعی، لزوماً به این سطح از هزینه نیاز ندارید.

ارزش خرید را نمی‌توان با عبارتی مانند «۵۰ میلیون بیشتر برای ۱۰ درصد عملکرد بهتر» تعیین کرد، مگر اینکه معیار عملکرد، نسخه دستگاه‌ها و روش اندازه‌گیری روشن باشد.

بالای ۲۰۰ میلیون تومان؛ اول نیاز، بعد نام پرچمدار

در این سطح، پیشنهاد یک مدل بدون قیمت دقیق و نسخه مشخص، بیشتر شبیه فهرست آرزوهاست تا راهنمای خرید.

برای انتخاب پرچمدار، نیاز اصلی را مشخص کنید: فیلم‌برداری، زوم، بازی، اندازه جمع‌وجور یا هماهنگی با دستگاه‌های دیگر؟ سپس مدل‌های هم‌قیمت را در همان کاربرد مقایسه کنید.

اگر آیفون می‌خرید، قیمت دستگاه قابل استفاده با سیم‌کارت خودتان و وضعیت روشن رجیستری را مبنا قرار دهید. برای گوشی تاشو نیز هزینه تعمیر نمایشگر داخلی و شرایط ضمانت باید بخشی از تصمیم باشد، نه موضوعی برای بعد از خرید.

چک‌لیست خرید گوشی در ایران

پیش از پرداخت، این موارد را بررسی کنید:

  • نام کامل مدل، نسخه 4G یا 5G، رم و حافظه با فاکتور مطابقت داشته باشد.
  • وضعیت اصالت، رجیستری و امکان فعال‌سازی یا انتقال مالکیت دستگاه روشن باشد.
  • شرایط گارانتی، نام شرکت پاسخ‌گو و محدودیت‌های خدمات را بخوانید.
  • وجود شارژر و سازگاری آن با توان و استاندارد شارژ گوشی را بررسی کنید.
  • قیمت چند فروشنده را برای نسخه یکسان و با شرایط یکسان مقایسه کنید.
  • در خرید اقساطی، مبلغ نهایی بازپرداخت را کنار قیمت نقدی بگذارید.
  • برای گوشی کارکرده، سلامت نمایشگر، دوربین، درگاه شارژ، باتری و سابقه تعمیر را بررسی کنید.

حالا گوشی بخریم یا منتظر بمانیم؟

پاسخ به وضعیت گوشی فعلی شما بستگی دارد، نه پیش‌بینی قطعی قیمت ارز.

اگر خرابی دستگاه، کار یا تحصیل را مختل کرده، نیازتان را مشخص کنید و میان چند گزینه موجود تصمیم بگیرید. اگر گوشی فعلی هنوز پاسخ‌گوست، صرف ترس از افزایش قیمت دلیل کافی برای تعویض نیست.

گاهی رفع مشکل باتری یا مدیریت حافظه، فرصت بیشتری برای انتخاب می‌دهد. البته هزینه تعمیر باید با ارزش و وضعیت کلی دستگاه تناسب داشته باشد.

هیچ راهنمای مسئولی نمی‌تواند تضمین کند فردا همه گوشی‌ها گران‌تر یا ارزان‌تر خواهند شد.

بهترین گوشی، گران‌ترین گزینه قابل خرید نیست

برای استفاده سبک، از گزینه‌هایی مثل A07 شروع کنید. در پله بعد، A16 5G و A17 5G را با توجه به اختلاف قیمت و اهمیت دوربین بسنجید. در میان‌رده‌ها، ردمی نوت 15، A27 و M8 Pro هرکدام اولویت متفاوتی دارند. برای بودجه بالاتر نیز مقایسه X7 Pro و A57 باید از نیاز شما به قدرت پردازشی یا استفاده متعادل آغاز شود.

اصل تصمیم ساده است: بابت قابلیتی بیشتر پول بدهید که واقعاً استفاده می‌کنید. گوشی مناسب قرار است کارتان را راحت‌تر کند، نه اینکه فقط فهرست مشخصات بلندتری داشته باشد.

نوشته راهنمای خرید گوشی شهریور ۱۴۰۵؛ کجا بیشتر خرج کنیم و کجا نه؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

راهنمای خرید گوشی شهریور ۱۴۰۵؛ کجا بیشتر خرج کنیم و کجا نه؟

خرید گوشی از جایی سخت می‌شود که افزایش بودجه دیگر به معنای انتخاب بهتر نیست. ممکن است برای مدلی جدیدتر چند میلیون تومان بیشتر بپردازید، اما در استفاده روزانه تفاوت محسوسی نبینید. گاهی هم صرف کمی هزینه بیشتر برای حافظه بالاتر یا دوربین مجهز به لرزش‌گیر، تصمیمی است که چند سال بعد از آن راضی خواهید بود.

در این راهنمای خرید گوشی آی‌تی‌رسان، سراغ گزینه‌های اقتصادی و میان‌رده تا مدل‌های نزدیک به پرچم‌دار می‌رویم. هدف، معرفی یک گوشی به‌عنوان برنده مطلق نیست؛ می‌خواهیم مشخص کنیم کدام مدل برای چه کسی مناسب است و چه زمانی پرداخت پول بیشتر توجیه دارد.

مبنای ارزیابی، مشخصات رسمی محصولات و نیازهای متداول خریداران است، نه ادعای آزمایش عملی تمام گوشی‌ها.

درباره قیمت‌ها: اعداد این مطلب، قیمت‌های تقریبی نقل‌شده در منبع اولیه برای نیمه دوم شهریور ۱۴۰۵ هستند و استعلام قطعی روز محسوب نمی‌شوند. ظرفیت حافظه، مقدار رم، نسخه منطقه‌ای، وضعیت رجیستری و شرکت گارانتی می‌توانند قیمت نهایی را تغییر دهند.

راهنمای سریع انتخاب گوشی بر اساس بودجه

اگر فرصت خواندن تمام مقاله را ندارید، از جدول زیر شروع کنید. این جدول فهرست گزینه‌های قابل بررسی است، نه رتبه‌بندی قطعی ارزش خرید.

حدود قیمت نقل‌شده در منبع اولیه مدل مناسب چه کسی است؟
حدود ۴۲ میلیون تومان، نسخه ۴/۱۲۸ Galaxy A07 4G تماس، پیام‌رسان و استفاده سبک
حوالی ۵۰ میلیون تومان Galaxy A16 5G / Redmi 15C 4G انتخاب میان نمایشگر و پشتیبانی نرم‌افزاری یا باتری بزرگ‌تر
حدود ۵۴ تا ۶۰ میلیون تومان Galaxy A17 5G استفاده عمومی با توجه بیشتر به دوربین
حدود ۶۸ میلیون تومان، حافظه ۲۵۶ گیگابایت Redmi Note 15 5G کاربری روزمره و چندرسانه‌ای
حدود ۷۷ تا ۷۸ میلیون تومان Galaxy A27 5G نمایشگر AMOLED و پشتیبانی بلندمدت
حدود ۹۰ تا ۹۶ میلیون تومان HONOR 600 Lite طراحی و ظرفیت بالای باتری
حدود ۹۷ تا ۹۸ میلیون تومان POCO M8 Pro 5G نمایشگر باکیفیت و شارژ سریع
حدود ۱۲۰ میلیون تومان Galaxy A57 5G میان‌رده بالاتر برای استفاده چندساله
حدود ۱۷۵ میلیون تومان Galaxy S25 FE امکانات نزدیک‌تر به پرچمدار

برای بیشتر ردیف‌ها، ترکیب دقیق رم و حافظه در منبع اولیه مشخص نیست. پیش از مقایسه قیمت، مطمئن شوید دو فروشنده درباره یک نسخه یکسان صحبت می‌کنند.

پیش از انتخاب مدل، این سه سؤال را جواب بدهید

اول مشخص کنید مشکل گوشی فعلی شما چیست. باتری زود خالی می‌شود؟ حافظه کم آورده‌اید؟ دوربین رضایت‌بخش نیست یا بازی‌ها روان اجرا نمی‌شوند؟ پاسخ این سؤال، از نام برند مهم‌تر است.

سپس مدت استفاده را در نظر بگیرید. برای کسی که گوشی را چند سال نگه می‌دارد، حافظه کافی، امکان تعمیر و مدت باقی‌مانده پشتیبانی نرم‌افزاری اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در نهایت، سقف بودجه را برای «خرید کامل» تعیین کنید. شارژر سازگار، قاب، محافظ نمایشگر و هزینه احتمالی خرید اقساطی هم جزو مخارج واقعی هستند.

گوشی زیر ۳۰ میلیون تومان؛ حذف یک بازه، راهنمای خرید نیست

نمی‌توان بدون بررسی موجودی و قیمت روز، تمام گوشی‌های زیر یک سقف مشخص را بی‌ارزش دانست. برای تماس، پیام‌رسانی و کارهای سبک، معیار انتخاب با گوشی مخصوص بازی تفاوت دارد.

اگر بودجه محدود است، ابتدا نیازهای ضروری را اولویت‌بندی کنید. توصیه ما این است که تا حد امکان، سراغ حافظه داخلی ۱۲۸ گیگابایت بروید. رم ۴ گیگابایتی می‌تواند برای استفاده سبک قابل قبول باشد، اما برای جابه‌جایی مداوم میان برنامه‌ها، نسخه‌های پررم‌تر انتخاب آسوده‌تری هستند.

گوشی کارکرده نیز می‌تواند یکی از گزینه‌ها باشد، مشروط به بررسی سلامت باتری، نمایشگر، سابقه تعمیر و وضعیت مالکیت. صرف پایین‌تر بودن قیمت، دلیل کافی برای خرید نیست.

حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان؛ انتخاب میان نیازهای ضروری

گلکسی A07؛ برای کسی که گوشی را ابزار ارتباط می‌داند

گلکسی A07s

نام این مدل را دقیق بررسی کنید: Galaxy A07 با Galaxy A7 یکسان نیست. مدل‌های قدیمی A7 را نباید با گوشی اقتصادی جدید سامسونگ اشتباه گرفت.

نسخه 4G گلکسی A07 با تراشه Helio G99 و باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی عرضه شده است. سامسونگ برای این مدل تا شش ارتقای اصلی سیستم‌عامل و شش سال پشتیبانی امنیتی اعلام می‌کند. این سیاست، مزیتی برای استفاده بلندمدت است، هرچند به معنای تضمین عملکرد یکسان دستگاه در تمام این سال‌ها نیست. مشخصات رسمی گلکسی A07

اگر استفاده شما به تماس، شبکه‌های اجتماعی و برنامه‌های سبک محدود می‌شود، A07 می‌تواند در فهرست خرید باشد. برای بازی سنگین یا عکاسی جدی، بهتر است سراغ گزینه‌های بالاتر بروید.

گلکسی A16 5G یا ردمی 15C؟

این دو مدل اولویت‌های متفاوتی دارند. گلکسی A16 5G نمایشگر Super AMOLED و وعده شش نسل ارتقای سیستم‌عامل را ارائه می‌دهد. ردمی 15C نسخه 4G، باتری ۶۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی و شارژ ۳۳ واتی دارد؛ تراشه آن نیز Helio G81-Ultra است، نه اسنپدراگون سری ۶. مشخصات سامسونگ A16 5G، مشخصات ردمی 15C

پیشنهاد ما این است: اگر قیمت دو دستگاه نزدیک باشد و نمایشگر و پشتیبانی نرم‌افزاری اولویت داشته باشند، A16 5G را جدی‌تر بررسی کنید. اگر ظرفیت باتری مهم‌تر است و ردمی با اختلاف قیمت مناسبی عرضه می‌شود، 15C می‌تواند انتخاب متناسب‌تری باشد.

وجود شارژر در جعبه ردمی را قطعی فرض نکنید؛ شیائومی توصیه کرده محتویات بسته‌بندی را از فروشنده محلی بپرسید.

حدود ۵۰ تا ۷۰ میلیون تومان؛ چه ارتقایی ارزش پول بیشتر دارد؟

گلکسی A17 5G؛ وقتی دوربین اهمیت بیشتری پیدا می‌کند

یکی از تفاوت‌های مهم A17 5G، وجود لرزش‌گیر اپتیکال در دوربین اصلی است. این قابلیت به کاهش اثر لرزش دست کمک می‌کند، اما قرار نیست حرکت سوژه را متوقف کند یا تمام عکس‌های شبانه را بی‌نقص تحویل دهد.

اگر زیاد از خانواده، جمع‌های دوستانه و محیط‌های داخلی عکس می‌گیرید، پرداخت مبلغی بیشتر نسبت به A16 می‌تواند قابل دفاع باشد. اگر دوربین اولویت ندارد، اختلاف قیمت زیاد را صرفاً به خاطر جدیدتر بودن مدل نپردازید.

مقایسه را با حافظه و رم برابر انجام دهید. نسخه پرحافظه‌تر یک مدل ارزان‌تر، گاهی برای نیاز شما انتخاب بهتری از نسخه پایه مدل جدید است.

ردمی نوت 15 5G؛ گزینه‌ای برای مقایسه، نه خرید صرفاً با عدد مگاپیکسل

نسخه جهانی Redmi Note 15 5G از تراشه Snapdragon 6 Gen 3 استفاده می‌کند. این گوشی را باید با مدل‌های هم‌قیمت و هم‌حافظه مقایسه کرد، نه فقط با تکیه بر نام جدیدتر یا عدد دوربین. مشخصات رسمی ردمی نوت 15 5G

ردمی نوت 15 اسپشیال ادیشن

اگر نسخه ۲۵۶ گیگابایتی آن با قیمت نزدیک به نسخه ۱۲۸ گیگابایتی رقیب عرضه شود، برای کسی که عکس، ویدیو و فایل زیادی نگه می‌دارد، ارزش بررسی بیشتری پیدا می‌کند. در مقابل، برای خرید با اولویت دوربین، دیدن نمونه عکس و فیلم واقعی ضروری است.

مراقب نام‌های شبیه به هم پوکو باشید

، مدل M7 5G و نسخه M7 Pro 5G، یک گوشی نیستند. باتری ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی در صفحه رسمی مدل جهانی POCO M7 آمده و این مدل از شبکه 4G پشتیبانی می‌کند. نمی‌توان این مشخصه را به نسخه 5G نسبت داد. مشخصات رسمی POCO M7

 

این اشتباه کوچک در نام‌گذاری می‌تواند نتیجه خرید را کاملاً تغییر دهد. نام کامل مدل روی جعبه و فاکتور باید با محصول بررسی‌شده مطابقت داشته باشد.

حدود ۷۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان؛ میان‌رده را با نیازتان انتخاب کنید

گلکسی A27 5G؛ نمایشگر و پشتیبانی، نه تضمین اجرای هر بازی

گلکسی A27 5G از نمایشگر Super AMOLED و تراشه Snapdragon 6 Gen 3 بهره می‌برد. سامسونگ برای آن تا شش نسل ارتقای اندروید و شش سال به‌روزرسانی امنیتی از زمان عرضه اولیه اعلام کرده است. مشخصات گلکسی A27.

این ترکیب، A27 را برای کاربری عمومی و تماشای محتوا قابل بررسی می‌کند. با این حال، نام تراشه یا نرخ نوسازی نمایشگر به‌تنهایی تضمین‌کننده اجرای بازی سنگین بدون افت فریم نیست.

پیش از خرید، قیمت آن را با مدل‌های بالاتر نسل قبل هم مقایسه کنید؛ جدیدتر بودن همیشه به معنای ارزش خرید بیشتر نیست.

پوکو M8 Pro 5G؛ شارژ سریع و نمایشگر، نقاط قوت روی کاغذ

پوکو M8 Pro 5G به تراشه Snapdragon 7s Gen 4 مجهز است؛ حرف «s» در نام تراشه اهمیت دارد و این مدل را نباید با Snapdragon 7 Gen 4 یکسان دانست.

نمایشگر AMOLED با وضوح 1.5K، باتری ۶۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی و پشتیبانی از شارژ ۱۰۰ واتی، از ویژگی‌های رسمی این گوشی هستند. مشخصات رسمی POCO M8 Pro 5G

برای کسی که نمایشگر و سرعت شارژ را در اولویت می‌گذارد، این ترکیب جذاب است. با این حال، توان ۱۰۰ وات به معنای شارژ کامل در یک زمان ثابت نیست؛ دما، شارژر و شرایط استفاده بر نتیجه اثر می‌گذارند.

آنر 600 Lite؛ طراحی و باتری در اولویت

آنر برای 600 Lite بدنه فلزی یکپارچه، باتری ۶۵۲۰ میلی‌آمپرساعتی و دکمه اختصاصی دوربین را معرفی کرده است. این ویژگی‌ها برای خریدار علاقه‌مند به طراحی و ظرفیت بالای باتری اهمیت دارند.

اما اگر هدف اصلی شما بازی است، ظاهر و ظرفیت باتری جای بررسی عملکرد پایدار پردازنده را نمی‌گیرند. پیش از انتخاب، بررسی‌های عملی نسخه موردنظر و شرایط خدمات پس از فروش آن را هم ببینید.

چرا آنر X8b را گوشی صنعتی معرفی نمی‌کنیم؟

آنر X8b باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی دارد، نه ۷۰۰۰ میلی‌آمپرساعت. در نتیجه، معرفی آن به‌عنوان گزینه‌ای با باتری بسیار بزرگ بر پایه مشخصات متن اولیه درست نیست. مشخصات رسمی HONOR X8b

برای کار در محیط‌های پرگردوغبار یا مرطوب، باید گواهی حفاظتی دقیق همان مدل و محدودیت‌های ضمانت را بررسی کنید. ظاهر محکم گوشی، جایگزین تأییدیه مقاومت نیست.

حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ میلیون تومان؛ قدرت بازی یا استفاده متعادل؟

پوکو X7 Pro؛ در فهرست بررسی گیمرها

تراشه Dimensity 8400-Ultra و حافظه UFS 4.0 از مشخصات رسمی پوکو X7 Pro هستند. این ترکیب، دلیل مناسبی برای قرار دادن آن در فهرست بررسی خریدارانی است که قدرت پردازشی اولویتشان محسوب می‌شود. مشخصات رسمی POCO X7 Pro

برای تصمیم نهایی، عملکرد همان بازی‌هایی را بررسی کنید که واقعاً اجرا می‌کنید. نتیجه یک بنچمارک کوتاه، تمام داستان گرما و پایداری عملکرد در بازی طولانی نیست.

همچنین نمی‌توان بدون شواهد قابل اتکا، گزارش‌های پراکنده درباره آنتن‌دهی یا حسگر مجاورت را به تمام دستگاه‌های این مدل تعمیم داد.

گلکسی A57؛ گزینه‌ای برای استفاده چندساله

گلکسی A57 از تراشه Exynos 1680 استفاده می‌کند و سامسونگ برای آن تا شش ارتقای سیستم‌عامل و شش سال پشتیبانی امنیتی اعلام کرده است. مشخصات رسمی گلکسی A57

گلکسی A56

پیشنهاد ما این است که اگر کاربری عمومی، آشنایی با رابط سامسونگ و پشتیبانی نرم‌افزاری برایتان مهم‌تر از بیشترین قدرت بازی به ازای پول پرداختی است، A57 را بررسی کنید.

با این حال، هیچ گوشی‌ای را نمی‌توان بدون توجه به قیمت رقبا «تنها انتخاب منطقی» دانست. مدت پشتیبانی نیز از زمان عرضه محاسبه می‌شود، نه از روز خرید شما.

گلکسی S25 FE؛ چه کسی باید بیشتر هزینه کند؟

برای ارزیابی S25 FE باید پرسید از امکانات اضافه آن استفاده خواهید کرد یا نه. سامسونگ برای این مدل شارژ سیمی ۴۵ واتی، شارژ بی‌سیم تا ۱۵ وات و تا هفت نسل ارتقای سیستم‌عامل را اعلام کرده است. امکانات رسمی گلکسی S25 FE

اگر این قابلیت‌ها و امکانات رده بالاتر گوشی برای کاربری شما مهم باشند، پرداخت بیشتر می‌تواند توجیه داشته باشد. برای تماس، پیام‌رسانی و مرور شبکه‌های اجتماعی، لزوماً به این سطح از هزینه نیاز ندارید.

ارزش خرید را نمی‌توان با عبارتی مانند «۵۰ میلیون بیشتر برای ۱۰ درصد عملکرد بهتر» تعیین کرد، مگر اینکه معیار عملکرد، نسخه دستگاه‌ها و روش اندازه‌گیری روشن باشد.

بالای ۲۰۰ میلیون تومان؛ اول نیاز، بعد نام پرچمدار

در این سطح، پیشنهاد یک مدل بدون قیمت دقیق و نسخه مشخص، بیشتر شبیه فهرست آرزوهاست تا راهنمای خرید.

برای انتخاب پرچمدار، نیاز اصلی را مشخص کنید: فیلم‌برداری، زوم، بازی، اندازه جمع‌وجور یا هماهنگی با دستگاه‌های دیگر؟ سپس مدل‌های هم‌قیمت را در همان کاربرد مقایسه کنید.

اگر آیفون می‌خرید، قیمت دستگاه قابل استفاده با سیم‌کارت خودتان و وضعیت روشن رجیستری را مبنا قرار دهید. برای گوشی تاشو نیز هزینه تعمیر نمایشگر داخلی و شرایط ضمانت باید بخشی از تصمیم باشد، نه موضوعی برای بعد از خرید.

چک‌لیست خرید گوشی در ایران

پیش از پرداخت، این موارد را بررسی کنید:

  • نام کامل مدل، نسخه 4G یا 5G، رم و حافظه با فاکتور مطابقت داشته باشد.
  • وضعیت اصالت، رجیستری و امکان فعال‌سازی یا انتقال مالکیت دستگاه روشن باشد.
  • شرایط گارانتی، نام شرکت پاسخ‌گو و محدودیت‌های خدمات را بخوانید.
  • وجود شارژر و سازگاری آن با توان و استاندارد شارژ گوشی را بررسی کنید.
  • قیمت چند فروشنده را برای نسخه یکسان و با شرایط یکسان مقایسه کنید.
  • در خرید اقساطی، مبلغ نهایی بازپرداخت را کنار قیمت نقدی بگذارید.
  • برای گوشی کارکرده، سلامت نمایشگر، دوربین، درگاه شارژ، باتری و سابقه تعمیر را بررسی کنید.

حالا گوشی بخریم یا منتظر بمانیم؟

پاسخ به وضعیت گوشی فعلی شما بستگی دارد، نه پیش‌بینی قطعی قیمت ارز.

اگر خرابی دستگاه، کار یا تحصیل را مختل کرده، نیازتان را مشخص کنید و میان چند گزینه موجود تصمیم بگیرید. اگر گوشی فعلی هنوز پاسخ‌گوست، صرف ترس از افزایش قیمت دلیل کافی برای تعویض نیست.

گاهی رفع مشکل باتری یا مدیریت حافظه، فرصت بیشتری برای انتخاب می‌دهد. البته هزینه تعمیر باید با ارزش و وضعیت کلی دستگاه تناسب داشته باشد.

هیچ راهنمای مسئولی نمی‌تواند تضمین کند فردا همه گوشی‌ها گران‌تر یا ارزان‌تر خواهند شد.

بهترین گوشی، گران‌ترین گزینه قابل خرید نیست

برای استفاده سبک، از گزینه‌هایی مثل A07 شروع کنید. در پله بعد، A16 5G و A17 5G را با توجه به اختلاف قیمت و اهمیت دوربین بسنجید. در میان‌رده‌ها، ردمی نوت 15، A27 و M8 Pro هرکدام اولویت متفاوتی دارند. برای بودجه بالاتر نیز مقایسه X7 Pro و A57 باید از نیاز شما به قدرت پردازشی یا استفاده متعادل آغاز شود.

اصل تصمیم ساده است: بابت قابلیتی بیشتر پول بدهید که واقعاً استفاده می‌کنید. گوشی مناسب قرار است کارتان را راحت‌تر کند، نه اینکه فقط فهرست مشخصات بلندتری داشته باشد.

نوشته راهنمای خرید گوشی شهریور ۱۴۰۵؛ کجا بیشتر خرج کنیم و کجا نه؟ اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.

اپل وارد عصر گوشی‌های تاشو شد: معرفی آیفون دوئو، آیفون ۱۸ پرو و نسل جدید اپل واچ و ایرپادز

اپل در یکی از مهم‌ترین رویدادهای سال‌های اخیر خود، از اولین آیفون تاشو، گوشی‌های آیفون ۱۸ پرو و پرو مکس، اپل واچ سری ۱۲، اپل واچ اولترا ۴ و ایرپادز ۵ رونمایی کرد. این مراسم از یک جهت دیگر نیز اهمیت داشت: اولین رویداد بزرگ محصولات اپل پس از آغاز مدیریت جان ترنوس بود.

ستاره اصلی مراسم نه آیفون ۱۸ پرو، بلکه آیفون Duo یا دوئو بود؛ محصولی ۱۹۹۹ دلاری که سرانجام اپل را وارد بازاری می‌کند که سامسونگ، هواوی، آنر و چند شرکت چینی سال‌هاست در آن حضور دارند. در سوی دیگر، مدل‌های پرو آیفون ۱۸ با تراشه A20 Pro، دوربین اصلی مجهز به دیافراگم متغیر، باتری بزرگ‌تر و البته افزایش ۱۰۰ دلاری قیمت معرفی شدند.

اپل همچنین برخلاف سنت سال‌های گذشته، از مدل پایه آیفون ۱۸ رونمایی نکرد. گزارش‌ها نشان می‌دهند این مدل احتمالا همراه با محصولات ارزان‌تر خانواده آیفون در اوایل سال ۲۰۲۷ معرفی خواهد شد. در نتیجه، اپل فعلا تمام تمرکز خود را روی مدل‌های گران‌قیمت و حاشیه سود بالاتر گذاشته است.

خلاصه محصولات معرفی‌شده در رویداد جدید اپل

محصول مهم‌ترین ویژگی قیمت پایه زمان عرضه
آیفون ۱۸ پرو دوربین ۴۸ مگاپیکسلی با دیافراگم متغیر ۱۱۹۹ دلار ۱۸ سپتامبر
آیفون ۱۸ پرو مکس باتری بزرگ‌تر و نمایشگر ۶.۹ اینچی ۱۲۹۹ دلار ۱۸ سپتامبر
آیفون Duo نمایشگر داخلی تاشوی ۷.۶ اینچی ۱۹۹۹ دلار ۲۳ اکتبر
اپل واچ سری ۱۲ حسگرهای سلامت جدید و تراشه S11 ۳۹۹ دلار ۱۸ سپتامبر
اپل واچ اولترا ۴ ارتباط ماهواره‌ای و باتری ۵۰ ساعته ۷۹۹ دلار ۱۸ سپتامبر
ایرپادز ۵ حذف نویز قوی‌تر و طراحی آکوستیک جدید ۱۲۹ دلار ۱۸ سپتامبر

آیفون ۱۸ پرو و پرو مکس؛ تمرکز روی دوربین، باتری و هوش مصنوعی

آیفون ۱۸ پرو با نمایشگر ۶.۳ اینچی و آیفون ۱۸ پرو مکس با نمایشگر ۶.۹ اینچی Super Retina XDR عرضه می‌شوند. هر دو پنل از ProMotion با نرخ نوسازی حداکثر ۱۲۰ هرتز پشتیبانی می‌کنند.

طراحی کلی گوشی‌ها تغییر انقلابی نداشته، اما اپل جزیره پویا را بازطراحی کرده است. نسخه جدید Dynamic Island می‌تواند حداکثر سه Live Activity را هم‌زمان نشان دهد و اطلاعات بیشتری درباره مسیریابی، موسیقی یا نتایج زنده مسابقات در اختیار کاربر بگذارد.

بدنه یکپارچه آلومینیومی، شیشه سرامیکی در قسمت پشت و Ceramic Shield 2 در جلو از دیگر مشخصات این دو گوشی هستند. اپل می‌گوید شیشه جلویی در مقایسه با آیفون ۱۶ پرو، سه برابر مقاومت بیشتری در برابر خط‌وخش دارد.

رنگ‌های امسال شامل مشکی، نقره‌ای، آبی یخی یا Glacier و قرمز شرابی Burgundy می‌شوند. احتمالا رنگ شرابی را باید رنگ شاخص نسل جدید دانست؛ گزینه‌ای که بیشتر از سایر رنگ‌ها تفاوت ظاهری آیفون ۱۸ پرو با نسل‌های قبلی را نشان می‌دهد. مشخصات نمایشگر و رنگ‌های جدید در صفحه رسمی آیفون ۱۸ پرو قابل مشاهده است.

تراشه A20 Pro؛ اولین تراشه ۲ نانومتری آیفون

هر دو مدل آیفون ۱۸ پرو از تراشه A20 Pro استفاده می‌کنند. این تراشه با فرایند ساخت ۲ نانومتری تولید شده و پردازنده مرکزی شش‌هسته‌ای، پردازنده گرافیکی هفت‌هسته‌ای مجهز به Neural Accelerator و دو موتور عصبی ۱۶ هسته‌ای دارد.

اپل می‌گوید پردازنده مرکزی A20 Pro در مقایسه با A19 Pro تا ۲۰ درصد سریع‌تر شده و پهنای باند حافظه نیز تا ۵۰ درصد افزایش یافته است. این افزایش پهنای باند بیشتر از آنکه برای اجرای برنامه‌های عادی اهمیت داشته باشد، برای پردازش مدل‌های هوش مصنوعی روی خود دستگاه مفید خواهد بود.

اپل در طراحی پکیج تراشه نیز از معماری مشابه تراشه‌های سری M استفاده کرده است. قرار گرفتن حافظه و بخش پردازشی در کنار یکدیگر، انتقال حرارت را بهبود می‌دهد و به دستگاه اجازه می‌دهد عملکرد خود را برای مدت طولانی‌تری حفظ کند.

محفظه بخار سه برابر بزرگ‌تر، نه سه برابر قدرت خنک‌کنندگی

یکی از ادعاهای نادرست متن اولیه، مقایسه سیستم خنک‌کننده آیفون ۱۸ پرو مکس با آیفون ۱۷ معمولی بود. اپل در واقع اعلام کرده محفظه بخار نسل جدید سه برابر مساحت بیشتری دارد و مجموعه آن در کنار مواد رساناتر و طراحی جدید A20 Pro، تا ۴۰ درصد عملکرد پایدار بیشتری نسبت به آیفون ۱۷ پرو ارائه می‌دهد.

این تفاوت مهم است. اپل نگفته قدرت خنک‌کنندگی دستگاه دقیقا سه برابر شده، بلکه از سه برابر شدن سطح محفظه بخار صحبت کرده است. معیار واقعی را باید پس از انتشار بررسی‌های مستقل و اجرای بازی‌ها و پردازش‌های سنگین طولانی‌مدت سنجید.

دوربین آیفون ۱۸ پرو؛ بازگشت دیافراگم واقعی به عکاسی موبایل

مهم‌ترین ارتقای فنی آیفون ۱۸ پرو را باید دوربین اصلی ۴۸ مگاپیکسلی Fusion Main با دیافراگم متغیر دانست. دیافراگم دوربین می‌تواند بین چهار مقدار زیر جابه‌جا شود:

  • f/1.48 برای جذب حداکثر نور
  • f/1.8 برای عکاسی روزمره
  • f/2.8 برای افزایش عمق میدان
  • f/4.0 برای ثبت بخش بیشتری از صحنه در محدوده فوکوس

اپل مدعی است عملکرد دوربین اصلی در نور کم حدود ۵۰ درصد بهبود یافته است. مزیت دیافراگم متغیر تنها به عکاسی شب محدود نمی‌شود. کاربر می‌تواند با تغییر میزان بازشدگی دیافراگم، عمق میدان طبیعی تصویر را کنترل کند و بدون اتکا به محوشدگی نرم‌افزاری، پس‌زمینه یا بخش بیشتری از صحنه را در فوکوس نگه دارد.

رابط جدید Pro Controls نیز امکان تنظیم دستی دیافراگم، سرعت شاتر، وایت‌بالانس و مشاهده هیستوگرام زنده را فراهم می‌کند. این امکانات آیفون را یک قدم دیگر به دوربین‌های حرفه‌ای نزدیک می‌کنند، هرچند کیفیت واقعی تصاویر هنوز باید در بررسی‌های مستقل مشخص شود.

دوربین اولتراواید و تله‌فوتو نیز هر دو حسگر ۴۸ مگاپیکسلی دارند. دوربین تله‌فوتو فاصله کانونی معادل ۱۰۰ و ۲۰۰ میلی‌متر را برای زوم ۴ و ۸ برابری ارائه می‌دهد. دوربین سلفی ۱۸ مگاپیکسلی Center Stage نیز می‌تواند کادر را با توجه به تعداد و موقعیت افراد تنظیم کند.

در بخش ویدیو، امکان فیلم‌برداری 4K با نرخ ۱۲۰ فریم‌برثانیه، ProRes RAW، فرمت Apple Log 2 و قابلیت Genlock حفظ شده است. کاربران همچنین می‌توانند افکت‌های حالت سینمایی را پس از ضبط ویدیو اعمال یا اصلاح کنند.

شارژ سریع‌تر و بهترین باتری تاریخ آیفون

آیفون ۱۸ پرو مکس می‌تواند تا ۴۵ ساعت ویدیو پخش کند که شش ساعت بیشتر از آیفون ۱۷ پرو مکس است. آیفون ۱۸ پرو نیز حداکثر ۳۶ ساعت پخش ویدیو ارائه می‌دهد.

هر دو مدل با آداپتور سازگار ۶۰ وات یا قوی‌تر، در حدود ۱۵ دقیقه تا ۵۰ درصد شارژ می‌شوند. شارژ بی‌سیم MagSafe و Qi2 با توان حداکثر ۲۵ وات نیز پشتیبانی می‌شود.

آیفون ۱۸ پرو و پرو مکس در ظرفیت‌های ۲۵۶ و ۵۱۲ گیگابایت، یک و دو ترابایت عرضه خواهند شد. قیمت نسخه پایه آن‌ها نسبت به نسل گذشته ۱۰۰ دلار افزایش یافته است:

ظرفیت آیفون ۱۸ پرو آیفون ۱۸ پرو مکس
۲۵۶ گیگابایت ۱۱۹۹ دلار ۱۲۹۹ دلار
۵۱۲ گیگابایت ۱۳۹۹ دلار ۱۴۹۹ دلار
یک ترابایت ۱۷۹۹ دلار ۱۸۹۹ دلار
دو ترابایت ۲۳۹۹ دلار ۲۴۹۹ دلار

پیش‌فروش این دو گوشی از ۱۲ سپتامبر آغاز می‌شود و عرضه عمومی آن‌ها برای ۱۸ سپتامبر برنامه‌ریزی شده است. قیمت‌ها در فروشگاه رسمی اپل درج شده‌اند.

آیفون دوئو؛ اولین آیفون تاشو با قیمت ۱۹۹۹ دلار

مهم‌ترین محصول رویداد امسال، آیفون Duo است. اپل این گوشی را به نمایشگر داخلی ۷.۶ اینچی و نمایشگر بیرونی ۵.۴ اینچی Super Retina XDR مجهز کرده است. نمایشگر داخلی حداکثر روشنایی ۳۰۰۰ نیت دارد و از پوشش نانوبافت برای کاهش بازتاب نور استفاده می‌کند.

فریم و پوشش لولا از تیتانیوم گرید ۵ ساخته شده‌اند و دستگاه گواهی IP68 دارد. اپل همچنین از Ceramic Shield در جلو و پشت و یک پوشش مقاوم در برابر خط‌وخش روی نمایشگر داخلی استفاده کرده است.

آیفون Duo در حالت باز، بسته، افقی، عمودی، نیمه‌باز و ایستاده قابل استفاده است. در حالت افقی می‌توان دو برنامه را کنار یکدیگر اجرا کرد و هنگام استفاده عمودی نیز امکان پخش ویدیو در بخش بالایی و اجرای یک برنامه دیگر در نیمه پایین وجود دارد.

بنابراین توصیف قابلیت‌های چندوظیفگی این گوشی به‌عنوان یک «ساعت رومیزی» منصفانه نیست. اپل برای نمایشگر تاشو قابلیت‌هایی مانند Split View، اجرای هم‌زمان دو برنامه، Duo Preview، تماس تصویری دوطرفه روی نمایشگرهای داخلی و خارجی و حالت StandBy بدون نیاز به اتصال شارژر در نظر گرفته است. جزئیات این قابلیت‌ها در صفحه رسمی آیفون Duo منتشر شده است.

دوربین زیر نمایشگر و پشتیبانی از اپل پنسل

نمایشگر داخلی آیفون Duo یک دوربین FaceTime زیر نمایشگر دارد که هنگام استفاده‌نشدن دیده نمی‌شود. دوربین سلفی بیرونی نیز حسگر ۱۲ مگاپیکسلی Center Stage است.

در قسمت پشت، دو دوربین ۴۸ مگاپیکسلی اصلی و اولتراواید قرار گرفته‌اند. خبری از دوربین تله‌فوتو اختصاصی نیست و زوم دو برابری از طریق برش حسگر اصلی انجام می‌شود. حذف تله‌فوتو در محصولی با قیمت پایه ۱۹۹۹ دلار بدون شک یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف آیفون Duo محسوب می‌شود.

این گوشی از اپل پنسل USB-C نیز پشتیبانی خواهد کرد، اما پشتیبانی از قلم کمی دیرتر و از طریق یک به‌روزرسانی فعال می‌شود.

تاچ‌آیدی به‌جای فیس‌آیدی

آیفون Duo فاقد Face ID است و حسگر Touch ID آن داخل دکمه کناری قرار دارد. اپل می‌گوید این روش، احراز هویت یکسانی را در حالت باز و بسته فراهم می‌کند.

استفاده از حسگر اثر انگشت لزوما به معنای شکست مهندسی اپل نیست، زیرا بسیاری از گوشی‌های تاشو نیز از حسگر جانبی استفاده می‌کنند. با این حال، حذف Face ID در گران‌ترین آیفون تاریخ برای بخشی از خریداران یک عقب‌گرد نسبت به تجربه مدل‌های عادی آیفون خواهد بود.

آیفون Duo از همان تراشه A20 Pro، سیستم خنک‌کننده محفظه بخار و یک باتری دوتکه استفاده می‌کند. شارژدهی آن هنگام استفاده از نمایشگر داخلی به ۳۱ ساعت و هنگام پخش ویدیو روی نمایشگر بیرونی به ۴۴ ساعت می‌رسد.

این گوشی فقط با eSIM عرضه می‌شود و در هیچ بازاری جایگاه سیم‌کارت فیزیکی ندارد. این موضوع می‌تواند خرید آن را برای کاربران بعضی کشورها، از جمله ایران، دشوارتر کند و باید پیش از واردات، وضعیت پشتیبانی اپراتورها و رجیستری آن بررسی شود.

قیمت نسخه‌های مختلف آیفون Duo به شکل زیر است:

ظرفیت قیمت
۲۵۶ گیگابایت ۱۹۹۹ دلار
۵۱۲ گیگابایت ۲۱۹۹ دلار
یک ترابایت ۲۵۹۹ دلار
دو ترابایت ۳۱۹۹ دلار

پیش‌فروش آیفون Duo از ۱۶ اکتبر آغاز می‌شود و این گوشی از ۲۳ اکتبر به بازار می‌رسد. دو رنگ سفید ستاره‌ای و Night Sky برای آن در نظر گرفته شده است.

اپل واچ سری ۱۲؛ حسگرهای سلامت تازه و بازگشت بدنه سرامیکی

اپل واچ سری ۱۲ با نسل جدید سیستم Health Sensing معرفی شد. حسگرهای اپتیکال و الکتریکی بازطراحی‌شده می‌توانند ضربان قلب را در تمام طول روز و با فاصله‌های پنج‌ثانیه‌ای اندازه‌گیری کنند. اندازه‌گیری پرتعدادتر HRV نیز برای تحلیل استرس، بازیابی بدن و امتیاز Readiness استفاده می‌شود.

قابلیت Health Age با ترکیب اطلاعاتی مانند VO2 Max، کیفیت خواب و تغییرات ضربان قلب، تخمینی از سن سلامت کاربر ارائه می‌دهد. اپل اعلام کرده این ویژگی اواخر سال ۲۰۲۶ فعال خواهد شد.

قابلیت Audio Intelligence نیز با استفاده از میکروفون و تراشه S11 می‌تواند بخشی از صداهای اطراف را تحلیل کند. اپل می‌گوید صدای خام ذخیره نمی‌شود و متن‌های حاصل از Live Rewind و Siri Recap با رمزگذاری سرتاسری از طریق iCloud همگام خواهند شد.

اپل واچ سری ۱۲ تا ۲۴ ساعت استفاده عادی و در حالت کم‌مصرف تا ۳۸ ساعت شارژدهی دارد. شارژ ۱۵ دقیقه‌ای نیز انرژی لازم برای حدود ۱۲ ساعت استفاده را فراهم می‌کند.

مدل آلومینیومی با قیمت پایه ۳۹۹ دلار عرضه می‌شود. نسخه‌های سرامیکی سفید مرواریدی و آبی تیره نیز از ۸۹۹ دلار آغاز می‌شوند. مشخصات کامل این ساعت در وب‌سایت اپل منتشر شده است.

اپل واچ اولترا ۴؛ ارتباط ماهواره‌ای روی مچ دست

اپل واچ اولترا ۴ همان قابلیت‌های سلامتی و تراشه S11 سری ۱۲ را در بدنه مقاوم‌تر تیتانیومی ارائه می‌دهد. این ساعت در رنگ‌های تیتانیوم طبیعی و مشکی عرضه می‌شود و نمایشگر آن از شیشه یاقوت کبود محافظت می‌کند.

مهم‌ترین قابلیت جدید، ارتباط ماهواره‌ای داخلی است. کاربران می‌توانند در نبود شبکه موبایل و وای‌فای، پیام بفرستند، موقعیت خود را با Find My به اشتراک بگذارند یا از Emergency SOS استفاده کنند.

شارژدهی ساعت در استفاده عادی به ۵۰ ساعت و در حالت کم‌مصرف به ۸۴ ساعت می‌رسد. حالت Max Extended Workout نیز امکان ثبت حداکثر ۴۵ ساعت فعالیت ورزشی را فراهم می‌کند. قیمت اپل واچ اولترا ۴ از ۷۹۹ دلار آغاز می‌شود.

ایرپادز ۵؛ حذف نویز قوی‌تر با قیمت کمتر

ایرپادز ۵ همچنان طراحی Open-Ear و بدون سری سیلیکونی دارد، اما معماری آکوستیک آن از نو طراحی شده است. اپل می‌گوید حذف نویز فعال این هدفون تا ۱.۵ برابر قوی‌تر از ایرپادز ۴ مجهز به ANC عمل می‌کند.

هر دو نسخه به تراشه H2، حذف نویز فعال، حالت Transparency، صدای تطبیقی، تشخیص مکالمه، صدای فضایی شخصی‌سازی‌شده، Siri AI و ترجمه زنده مجهز شده‌اند.

نسخه پایه با کیس USB-C چهار ساعت شارژدهی با ANC دارد و ۱۲۹ دلار قیمت‌گذاری شده است. مدل ۱۴۹ دلاری با کیس شارژ بی‌سیم، امکان تنظیم صدا با کشیدن انگشت روی ساقه، پنج ساعت شارژدهی و اسپیکر داخلی کیس برای Find My عرضه می‌شود. شارژدهی کلی مدل دوم همراه کیس به ۲۲ ساعت می‌رسد.

هر دو نسخه از ۱۸ سپتامبر وارد بازار می‌شوند. اطلاعات کامل‌تر در صفحه ایرپادز ۵ قرار دارد.

غیبت آیفون ۱۸ معمولی چه معنایی دارد؟

اپل برای اولین بار عرضه مدل‌های اصلی آیفون را به دو بخش تقسیم کرده است. در رویداد سپتامبر تنها مدل‌های پرو و آیفون Duo معرفی شدند و مدل عادی آیفون ۱۸ غایب بود.

گزارش‌ها از عرضه آیفون ۱۸ معمولی در اوایل سال ۲۰۲۷ خبر می‌دهند، اما اپل هنوز تاریخ رسمی آن را اعلام نکرده است. این تصمیم احتمالا باعث می‌شود توجه رسانه‌ای فصل پاییز کاملا روی محصولات گران‌قیمت متمرکز شود و میانگین قیمت فروش آیفون افزایش پیدا کند.

افزایش ۱۰۰ دلاری قیمت آیفون‌های پرو نیز همین رویکرد را تکمیل می‌کند. آیفون ۱۸ پرو اکنون از ۱۱۹۹ دلار آغاز می‌شود، درحالی‌که برای خرید نسخه پایه آیفون Duo باید تقریبا دو هزار دلار پرداخت کرد.

جمع‌بندی؛ رویدادی که یک محصول واقعا تازه داشت

آیفون ۱۸ پرو و پرو مکس گوشی‌های قدرتمندتری هستند، اما تغییرات آن‌ها بیشتر تکاملی‌اند. دیافراگم متغیر، باتری بهتر، شارژ سریع‌تر و تراشه A20 Pro برای عکاسان، فیلم‌برداران و کاربران حرفه‌ای اهمیت دارند، ولی برای دارندگان آیفون ۱۷ پرو احتمالا دلیل کافی برای ارتقا نیستند.

آیفون Duo داستان متفاوتی دارد. این محصول بزرگ‌ترین تغییر در فرم آیفون از زمان معرفی نسل اول محسوب می‌شود و می‌تواند تجربه استفاده از iOS را تغییر دهد. پشتیبانی از دو برنامه کنار یکدیگر، اپل پنسل، دوربین زیر نمایشگر و حالت‌های مختلف استقرار، آن را به چیزی میان آیفون و آیپد مینی تبدیل کرده‌اند.

در مقابل، قیمت ۱۹۹۹ دلاری، نبود دوربین تله‌فوتو، حذف Face ID و اتکای کامل به eSIM، محدودیت‌های مهمی هستند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. آیفون Duo بیش از آنکه یک محصول عمومی باشد، ویترین فناوری اپل و گزینه‌ای برای خریداران بسیار گران‌پسند است.

رویداد امسال را نمی‌توان «تکرار کامل نسل قبل» نامید؛ زیرا آیفون Duo بالاخره یک فرم تازه وارد اکوسیستم اپل کرده است. با این حال، ورود دیرهنگام اپل به بازار تاشوها و قیمت بسیار بالای محصول نشان می‌دهد این شرکت همچنان ترجیح می‌دهد ریسک نوآوری را با حاشیه سود بالا جبران کند. اکنون باید منتظر بررسی‌های واقعی ماند تا مشخص شود آیفون Duo آغاز فصل تازه‌ای برای آیفون است یا یک آزمایش گران‌قیمت برای سنجش واکنش بازار.

ترکیه نیامده از ایران جلو زد؛ صادرات خودرو در ترکیه با ۱٫۸ درصد رشد مواجه شد

مدتی می‌شود که صادرات خودرو اصلا وضعیت خوبی ندارد. خودروسازان کشور سعی کرده بودند که در سال‌های قبل تمام محصولات خود را به کشورهایی مثل عراق و سوریه صادر کنند. اما به تدریج دیگر این روند متوقف شده و شاهد کاهش هر روزه صادرات خودرو به کشورهای مذکور بودیم.

براساس اظهاراتی که صورت گرفته بود، بعضی‌ها تحریم‌ها را دلیل کاهش این نوع از صادرات به کشورهای دیگر می‌دانستند. اما نکته‌ای که باید به آن اشاره کرد این است که محصولات ایرانی نمی‌تواند در سطح جهانی با دیگر محصولات رقابت کند. محصولات خودروسازان نیز به کیفیتی مجهز شده‌اند که نتوانند در داخل کشور استانداردهای 85گانه را کسب کند. همین امر باعث شده است تا بسیاری از افراد احساس نارضایتی فراوانی را در این حوزه تجربه کنند.

همچنین نکته مهم دیگر میزان تولید خودروسازان است؛ این سطح از تولید هنوز در مرحله خیلی پایینی قرار دارد در نتیجه نمی‌تواند نیاز بازار داخلی خودرو را به راحتی برطرف کند. حتی در صورت انجام شدن صادرات خودرو به کشورها، همین کشورهای مذکور باید در ابتدای صف قرعه‌کشی خودروسازان قرار بگیرند.

اما خودروسازان داخلی برای این مسئله اهمیتی قائل نیستند و در حال انجام برنامه‌ریزی‌هایی برای صادرات محصولات‌شان به کشورهای خارجی هستند. اگر بخواهیم از این جریان مثالی بزنیم، صادرات 200 دستگاه خودرو به ارمنستان نمونه خوبی است. ایران‌خودرو کمی قبل این خودروها را به ارمنستان صادر کرده بود.

اما اکنون مدیرعامل این شرکت (مهدی خطیبی) اعلام کرده است که قرار است 3500 دستگاه خودرو به آذربایجان صادر شود؛ یعنی طی یک سال آینده این میزان از صادرات خودروها با 50 درصد از صادرات کل سال‌های گذشته به این کشور برابری می‌کند.

صادرات خودرو، امری سیاسی؟!

اما سوالی که اینجا پیش می‌آید این است که دلیل فراوانی صادرات خودرو به کشوهای خارجه به دلیل کیفیت مناسب این خودروها است؟

خب در پاسخ باید بگوییم که خیر! این امر جنبه‌ای سیاسی دارد. طبق نظرات کارشناسان، صادرات محدود خودروهای ایرانی به برخی از کشورها مثل روسیه یا ارمنستان تنها دلایل سیاسی داشته و نشانه پیشرفت و توسعه صنعت خودروسازی کشورمان نخواهد بود.

کارشناسان همچنین گفته‌اند که کیفیت خودروهای ایرانی پایین بوده و آنها توان مقابله با خودروهای دیگر را در بازارهای جهانی ندارند؛ چون افراد می‌توانند در این کشورها با پرداخت همان هزینه یا حتی  هزینه کمتر خودرو باکیفیت‌تری تهیه کنند.

عمر مفید خودروهای ترک چقدر است؟

کشور ایران از جمعیت 85 میلیونی برخوردار است اما همچنان در صنعت خودروسازی با مشکلات فراوانی مواجه شده است! کشور ترکیه نیز با همین میزان جمعیت توانسته به پیشرفت خوبی برسد و رشد 1.8 درصدی صادرات خودرو را تجربه کند. طبق گفته این کشور، درآمد ترکیه از صادرات خودرو تنها در ماه اکتبر 2.65 میلیارد دلار تخمین زده شده بود.

ترکیه در سال 2021 توانسته بود حدود 9 میلیارد و 369 میلیون دلار صادرات به کشور‌های دیگر انجام دهد. اگرچه صنعت خودروسازی می‌تواند در هر کشوری به عنوان منبع زیان‌ده آن کشور معرفی شود ولی ترکیه توانسته با دارا بودن این صنعت نقش مهمی در بهبود شرایط اقتصادی خود ایفا کند.

البته صنعت خودروسازی ترکیه حدودا از 26 سال پیش شروع به کار کرده است این در حالی است که ایران فعالیت خود را از دهه 30 شروع کرده و همچنان ادامه دارد. همین امر موجب شده تا خودروسازان این پرسش را مطرح کنند که چرا تاکنون نتوانستنه‌اند از تجربه‌های پیشین خود یا کشورهای همسایه استفاده کنند؟ چون از این طریق به راحتی می‌توانند از خطر ورشکسته شدن جلوگیری کنند.

ترکیه به کشورهایی مانند فرانسه، ایتالیا، آلمان، اسپانیا، بریتانیا، لهستان، مصر، اسلوونی و آمریکا خودرو صادر کرده است. تونس، عراق، ژاپن، لبنان، پلی‌نزی و مولداوی نیز در این لیست قرار دارند. اما ایران اکنون با از دست دادن مقاصدی همچون سوریه و عراق با خطراتی در این صنعت مواجه شده است.

نوشته ترکیه نیامده از ایران جلو زد؛ صادرات خودرو در ترکیه با 1.8 درصد رشد مواجه شد اولین بار در آی‌ تی‌ رسان منتشر شد.