بررسی اکسپریا XA1 سونی: پر حاشیه!

بررسی اکسپریا XA1 سونی را با نگاهی به محصولات این کمپانی ژاپنی آغاز می‌کنیم. سونی ابتدا پرچمدارانش را در سری Z معرفی و راهی بازار می‌کرد. پس از مدتی این سری دوست داشتنی بازنشسته شد و نوبت به محصولاتی سطح بالا با نام X رسید. حالا مدتی می‌شود که اسمارت فون‌های میان‌رده سامورایی‌ها نیز در همین سری و با پسوند X یا XA معرفی می‌شوند. این سری دوست داشتنی آمده تا رقیبی جدی برای گلکسی A سامسونگ باشد.

پس از معرفی اکسپریا XA، سونی تصمیم گرفت تا نسخه جدیدی از آن را با نام اکسپریا XA1 وارد بازار فروش کند. این محصول مدتی است که وارد آزمایشگاه آی‌تی‌رسان شده و امروز تصمیم داریم تا نگاهی به آن داشته باشیم تا شما را بیشتر با نقاط ضعف و قوت این گوشی هوشمند آشنا کنیم. با بررسی اکسپریا XA1 سونی همراه ما باشید.


میان‌رده پرچم‌دار نما

در همان نگاه نخست، اولین چیزی که توجه همه را به این گوشی جلب می‌کند، بلندی و حاشیه‌های بالا و پایین نمایشگر است! اگر سری به جدول مشخصات اکسپریا XA1 بزنید، می‌بینید که ارتفاع آن چندان هم زیاد نیست (145 میلی‌متر) و با محصولی همچون گلکسی S8 سامسونگ تقریبا برابر است اما به دلیل عرض کمتر آن نسبت به سایر محصولات، گمان می‌کنید که با یک گوشی دیلاق طرف هستید!

این تغییر هوشمندانه (یعنی کاهش عرض و افزایش طول گوشی) موجب شده تا اکسپریای قصه امروز ما بسیار خوش دست باشد و به راحتی بتوانید توسط یک دست با آن کار کنید. البته 4 گوشه دستگاه کمی تیز طراحی شده و شاید خیلی‌ها نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

از لحاظ ظاهر کلی این مدل بیش از آنکه شبیه نسل قبلی خود باشد به پرچم‌دار سونی یعنی اکسپریا XZ شبیه است. یعنی سونی در طراحی آن از زبان Loop Surface بهره گرفته تا نمای میان‌رده خودش را همچون پرچمدارش کرده باشد. در نگاه از رو به رو، حاشیه‌های بالا و پایین نمایشگر در ذوق‌تان خواهد زد اما در دو سمت دیگر نمایشگر حاشیه چندانی را شاهد نیستیم. در واقع سونی هرچه از چپ و راست نمایشگر کم کرده به بالا و پایین آن افزوده است!

قضیه زمانی جالب می‌شود که بدانید بخش زیرین نمایشگر هیچ‌گونه کاربرد خاصی ندارد! شاهد کلید سخت افزاری در این قسمت نیستیم و حتی لوگوی سازنده نیز به بالا انتقال یافته و عملا شما می‌بایست یک فضای اضافی در حدود یک سانتی متر را در زیر نمایشگر همیشه تحمل کنید! بالای نمایشگر،‌ با اینکه همچنان فضای اضافی زیادی دیده می‌شود اما حداقل شاهد لوگوی سونی، دوربین سلفی و سنسورهای همیشه همراه آن هستیم.

در سمت راست کلید یکپارچه صدا را می‌بینیم که بر خلاف نسل قبلی بالای کلید پاور جا خوش کرده است. بنابراین اگر انگشتان بزرگی نداشته باشید، دسترسی به آن کمی شما را با مشکل مواجه خواهد کرد. کلید هوم همچون پرچمدار جدید سونی نیست و طراحی آن شبیه به سری Z است، در نتیجه خبری از سنسور تشخیص اثر انگشت در این میان‌رده سونی نخواهد بود! اگر کمی پایین‌تر بیایید با کلید اختصاصی شاتر دوربین آشنا می‌شوید که امروزه تقریبا به دست فراموشی سپرده شده و کمتر کمپانی از آن استفاده می‌کند، اما وجود یک مزیت محسوب می‌شود.

در سمت چپ دستگاه شاهد ورودی سیم‌کارت‌ها و کارت حافظه هستیم که توسط یک محافظ پوشیده شده‌اند و برای دسترسی به آن‌ها نیازی به سوزن ندارید؛ تنها یک ناخن بلند کافی است.

در بخش بالایی اکسپریا XA1 خوشبختانه جک استاندارد صدا را می‌بینیم که در گوشه سمت چپ قرار گرفته و در کنارش میکروفون را نیز جای داده است.

وقتی تصمیم گرفتیم تا نگاهی به بخش زیرین این مدل بیندازیم، علاوه بر پورت USB Type-C در مرکز، اسپیکر XA1 را هم دیدیم! قرار گرفتن خروجی صدای اسپیکر در این قسمت تعجب خاصی ندارد اما این در حالی است که بالا و پایین نمایشگر دو قسمت همچون سایر محصولات بالارده سونی برای اسپیکر دیده می‌شود! در واقع تنها طراحی این بخش‌هاست که مشابه اسپیکر است و در حقیقت تنها اسپیکر مکالمه و میکروفون را در خود جای داده‌اند. بنابراین دل‌تان را صابون نزنید که خبری از اسپیکر استریو در این مدل نیست!

بگذارید گوشی را به پشت برگردانیم. جایی که چهره متفاوتی نداشته و همچون سایر محصولات این کمپانی‌ است. در گوشه بالا و سمت چپ دوربین را می‌بینیم که لنز آن از بدنه بیرون نزده اما آن‌ قدری بزرگ هست که خودنمایی کند. در زیر این لنز تک فلاش LED اکسپریا XA1 قرار گرفته و بازهم خبری از فلاش‌های دوگانه نیست. یک لوگوی اکسپریای زیبا در مرکز به چشم می‌خورد که جلوه خاصی را به گوشی داده است.

ضخامت اکسپریا XA1 دقیقا 8 میلی‌متر است که برای محصولی در این سطح قابل قبول است اما با توجه به اینکه سنسور اثر انگشتی در اطراف آن دیده نمی‌شود (کلا در هیچ جای گوشی دیده نمی‌شود!) سونی می‌توانست ضخامت آن‌ را چند میلی‌متری کاهش دهد.

در طراحی این گوشی از پلاستیک بهره گرفته شده و دیگر خبری از آن ترکیب فلز و شیشه هم نیست. پلاستیک به‌کار رفته در اکسپریا XA1 چندان کیفیت مطلوبی ندارد و حتی اگر خیلی سخت‌گیر باشید، می‌توانید چربی جذب شده از سر انگشتان را نیز ببینید، بنابراین ظاهرا باید همیشه آن‌ را تمیز کنید.

طراحی اکسپریا XA1 به صورت یکپارچه نیست و از بخش‌های متفاوتی تشکیل شده و مشخص نیست در صورت سقوط از ارتفاع چه بلایی بر سر گوشی بخت برگشته خواهد آمد. این را نیز در نظر بگیرید که محل اتصال بخش‌های تشکیل دهنده بدنه اصلی گوشی چسبیده به هم نیستند که محل خوبی برای جمع شدن گرد و غبار است!

به صورت کلی اکسپریا XA1 دستگاه خوش‌دستی است اما هنگام در دست گرفتن آن حس لوکس و یا خاص بودن گوشی به شما منتقل نمی‌شود و اتفاقا در همان برخورد نخست کیفیت بدنه آن را متوسط ارزیابی می‌کنید. شاید یاد و خاطره دوران دبستان برای‌تان زنده شود و گمان کنید که یک پاک‌کن چغر و بد بدن را در دست گرفته‌اید!


فقر از نوع پیکسلی

اکسپریا XA1 سونی به یک نمایشگر 5 اینچی با رزولوشن 720 در 1280 مجهز است که با توجه به رده قیمتی و کلاس آن میزان قابل قبولی نیست! با یک ضرب و تقسیم ساده به 290 پیکسل در اینچ می‌رسید که حداقل در مقایسه با رقبای هم سطح حرفی برای گفتن ندارد. با این حال هنگام انجام کارهای روزانه مشکلی از این لحاظ نخواهید داشت اما اگر بخواهید گوشی را در کنار رقبایش قرار دهید بدون شک جزئیات کمتری را مشاهده خواهید کرد.

به لطف پنل IPS LCD به‌کار رفته در این مدل مشکلی در نگاه از زوایا نخواهید داشت و همه چیز با ارفاق همان‌طوری به نمایش در می‌آید که در نگاه از رو به رو می‌بینید. کیفیت تصاویر در این مدل قابل قبول است اما آن جذابیت لازم را ندارد. رنگ‌ها خیلی پررنگ و لعاب به نمایش در نمی‌آیند و در واقع سرد و بی‌روح هستند. بنابراین انتظار خیلی بالایی از آن نداشته باشید. رنگ سفید کمی مایل به زرد نشان داده می‌شود، رنگ مشکی نیز با اینکه خیلی عمیق نیست اما همان چیزی بود که انتظار داشتیم ببینیم.

در محیط‌های خارجی و در زیر نور آفتاب خیلی نمی‌توانید بر روی اکسپریا XA1 حساب کنید! با اینکه میزان نور نمایشگر تا بیش از 500 نیت نیز بالا می‌رود اما سرد بودن رنگ‌ها عاملی است که موجب می‌شود خیلی راحت و بدون دردسر نتوانید بیرون از خانه با آن کار کنید (خصوصا اگر از پس زمینه تیره استفاده کرده باشید). میزان رفلکس نمایشگر در حد مطلوبی است؛ یعنی نه آنقدر خوب است که به افتخارش بایستیم و کلاه‌مان را برداریم و نه آنقدر بد که از گوشی بجای آینه استفاده کنیم!

نکته جالب در رابطه با نمایشگر، میزان حداقلی نور آن است. معمولا در محصولات بازار این میزان عددی یک رقمی خواهد بود اما برای اکسپریا XA1 چیزی در حدود 27 نیت است! بنابراین خیلی راحت نمی‌توانید در محیط‌های تاریک (مثلا شب‌ها قبل از خواب) مشغول چک کردن کانال‌های تلگرام شوید (!) چرا که نور نمایشگر بیش از حد زیاد است.

با همه این‌ها، عدم وجود حاشیه در دو سمت صفحه نمایش موجب شده تا خیلی راحت بتوانید با آن‌کار کنید و به تمام بخش‌های گوشی دسترسی داشته باشید. این ویژگی خصوصا برای خانم‌ها که انگشتان باریک‌تری دارند، مناسب خواهد بود.

در تنظیمات نمایشگر و از بخش Image Enhancement می‌توانید حالت نمایش تصویر را تغییر دهید و به‌عنوان مثال از همان ویژگی Supe-Vivid استفاده کنید اما تغییر آنچنانی در نمایش تصاویر به‌وجود نخواهد آمد. در بخش تنظیمات همچنین می‌توانید میزان سفیدی را نیز به صورت دل‌خواه خود تنظیم کنید.

نکته جالب در این بخش گزینه‌ای برای دسترسی سریع به دوربین با دو بار فشردن کلید پاور است! هرچه فکرش را می‌کنم قرار دادن این گزینه در بخش تنظیمات نمایشگر شاید چندان منطقی نباشد و بهتر بود که سونی آن‌را در تنظیمات دوربین قرار می‌داد. گذشته از محل قرار گیری عجیب آن، باید به این نکته توجه کنید که این دستگاه به کلید اختصاصی برای شاتر دوربین مجهز است و توسط آن بدون دردسر حتی اگر صفحه قفل هم باشد می‌توانید وارد اپلیکیشن دوربین شوید؛ بنابراین نیازی به میانبر (فشردن کلید پاور برای دسترسی به دوربین) نیست!

در ادامه تصمیم گرفتیم تا نمایشگر این مدل را با هواوی P10‌ لایت مقایسه کنیم (نمایشگر سمت چپ مربوط به محصول سونی است).


یک میان‌رده اصیل

سونی ترجیح داده تا برای این گوشی خود از چیپست مدیاتک Helio P20 استفاده کند تا بتواند ضمن کیفیت نسبی، هزینه‌های ساخت گوشی را نیز کاهش داده باشد. این چیپست از 8 هسته Cortex-A53 بهره می‌برد که چهارتای آن‌ها با فرکانس 1.6 و چهارتای دیگر با فرکانس 2.3 گیگاهرتز فعالیت می‌کنند. Mali-T880MP2 نیز به عنوان واحد گرافیکی این مدل در نظر گرفته شده است. این مجموعه سخت‌افزاری توسط 3 گیگابایت رم همراهی می‌شود که جز نقاط قوت میان‌رده جدید سونی به حساب می‌آید.

حال بیایید از مسائل تئوری فاصله بگیریم و اکسپریا XA1 را وارد آزمون‌های سخت و طاقت‌فرسای خودمان کنیم.

در مرحله نخست به سراغ بنچمارک معتبر و محبوب AnTuTu رفتیم. پس از کش و قوس‌های فراوان بالاخره امتیاز نه‌چندان خوب 59604 بر گردن این گوشی آویخته شد. با دیدن چنین امتیازی می‌توانید رسما به میان‌رده بودن آن پی ببرید.

سپس از Quadrant استفاده کردیم که حاصل کار این گوشی با اصالت را در زیر شاهد هستید.

در نهایت برای سنجش واحد گرافیکی از Bonsai بهره گرفتیم.

هنگام گشت و گذار در منوها شاهد لگ زدن دستگاه نبودیم. با این حال در برخی بخش‌ها همچون گالری می‌بایست کمی صبر داشته باشید تا پردازش‌های لازم انجام شود. به‌عنوان مثال برای لود شدن تصویری که با خود گوشی گرفته بودیم در حدود 10 تا 15 ثانیه دندان بر جگر گذاشتیم تا اکسپریا XA1 عزیز تصویر نهایی را به نمایش بگذارد. در دنیای امروزی و با این پردازنده‌های سریع چنین صبر و تحملی حتی از ایوب نیز برنخواهد آمد!

اگر گیمر هستید مشکل خاصی با این مدل نخواهید داشت. گیم‌ها خوب و روان اجرا می‌شوند و حتی دمای گوشی نیز آن‌طور که باید و شاید بالا نمی‌رود. با این همه نباید انتظار کیفیت بالایی داشته باشید چرا که با یک محصول میان رده طرف هستید.


چشم جهان‌بین

سونی معمولا برای محصولات سری X خود چه در رده پرچم‌دارها و چه در محصولات میان‌رده، از دوربین‌های باکیفیتی استفاده می‌کند. در واقع یکی از نقاط قوت این سری دوست‌داشتنی دوربین آن‌هاست. اکسپریا XA1 نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست و حالا به لطف چیپست مدیاتک به یک دوربین 23 مگاپیکسلی با لنز 24 میلی‌متری و گشادگی دیافراگم F/2.0 مجهز شده است. این دوربین توسط یک فلاش LED خشک و خالی همراهی می‌شود.

به طور کلی لنز به‌کار رفته در این مدل تقریبا همانی است که در پرچمداران سابق سونی دیده‌ بودیم. کیفیت تصاویر گرفته شده با این دوربین در حد مطلوبی قرار دارد و حتی می‌توان گفت که سطحش نسبت به محصولات میان‌رده بالاتر است. اما همچون گذشته برای دسترسی به حداکثر میزان رزولوشن دوربین می‌بایست از نسبت تصویر 4 به 3 استفاده کنید. این در حالی است که اکثر افراد از نسبت تصویر 16 به 9 بهره می‌گیرند که در این حالت تصاویر به صورت 20 مگاپیکسلی ذخیره می‌شود.

در رابط کاربری دوربین شاهد بخش متفاوت و خاصی نیستیم. همچنان با یک رابط ساده طرف هستید که همه چیز را در اختیار شما می‌گذارد. می‌توانید از AR Effect استفاده کنید و کلی جک و جانور را به تصویر خودتان بیفزایید و یا از طریق Sound Photo بر روی عکسی که می‌گیرید، صدا ذخیره کنید. عکاسی پانوراما و افزودن افکت به تصاویر نیز که این روزها در هر اسمارت فونی یافت می‌شود. جدای از این‌ها می‌توانید از حالت عکاسی دستی نیز سود ببرید و خودتان پارامترهای موجود نظیر میزان سفیدی، فوکوس و… را تغییر دهید. در این حالت حتی می‌توان سرعت شاتر را نیز بر روی چیزی در میان 1 تا 4000/1 ثانیه تنظیم کرد.

بررسی اکسپریا XA1

با این همه سونی فوکوس لیزری را بر روی این محصول خود قرار نداده و همین امر موجب شده تا شاهد فوکوس خیلی سریع و دقیقی نباشیم. گاهی اوقات دستگاه جان می‌کند تا بر روی یک سوژه فوکوس کند، خصوصا اگر به آن نزدیک باشید و یا اینکه سوژه مورد نظر در حال حرکت باشد. البته قابلیتی با نام Object Tracking در این محصول گنجانده شده که توسط آن می‌توانید مشخص کنید که فوکوس همیشه بر روی یک جسم خاص اعمال شود. در این حالت حتی با جابجایی سوژه نیز فوکوس به صورت اتوماتیک بر روی آن خواهد بود. هرچند که این ویژگی به خوبی سایر محصولات هم‌رده نیست.

نکته مثبت در رابطه با اکسپریا XA1 حضور کلید اختصاصی شاتر دوربین است که به صورت دو مرحله‌ای بوده و می‌توانید توسط آن علاوه بر ثبت عکس، فوکوس را نیز اعمال کنید.

جزئیات تصاویر ثبت شده با این گوشی به خوبی ثبت می‌شوند و پردازش‌های نرم‌افزاری کمی روی آن‌ها صورت می‌گیرد؛ در نتیجه شاهد تصاویری نزدیک به واقعیت هستیم. اگر در محیطی با نور کافی عکاسی کنید، مشکل خاصی پیش روی‌ شما نخواهد بود اما در شب و محیط‌های تاریک در تصاویر نویز‌های نسبتا زیادی را شاهد هستیم. با این حال فلاش دستگاه نیز در این شرایط به کمک اکسپریا می‌آید اما خب توقع چندان زیادی نمی‌توان داشت. با همه این‌ها با توجه به رده‌ای که اکسپریا XA1 در آن قرار گرفته می‌توان نمره قبولی را به دوربین آن داد.

در ادامه می‌توانید تصاویر گرفته شده با دوربین این گوشی در شرایط مختلف را ببینید:

دوربین اکسپریا XA1 می‌تواند به صورت 1080p و با نرخ 30 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کند و خبری از فیلم‌برداری 4K نیست. در تستی که ما گرفتیم کیفیت تصاویر راضی‌کننده بود. جزئیات در حد مطلوبی به ثبت می‌رسد و رنگ‌ها کمی پررنگ و لعاب‌تر از واقعیت هستند که خب به جذابیت ویدئو می‌افزاید. کیفیت ضبط صدا نیز راضی کننده بوده و حتی اگر در یک خیابان شلوغ مشغول صحبت کردن باشید صدای شما به خوبی ضبط شده و قابل شنیدن است.

تنها نقطه ضعف مربوط به لرزش‌های تصویر می‌شود. در واقع اگر مشغول راه رفتن باشید و بخواهید فیلم بگیرید، ویدئو ثبت شده علی‌رغم کیفیت بالا اما دارای لرزش‌های نسبتا زیادی است تا جایی که شاید قید دیدن ویدئو را بزنید. به صورت اپتیکال که خبری از لرزش‌گیر نیست و این مورد نیز به صورت دیجیتالی خیلی خوب عمل نمی‌کند.

اکسپریا XA1 به یک دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی نیز مجهز است. این دوربین تنها با نسبت 4 به 3 می‌تواند با این میزان عکس‌برداری کند و اگر بخواهید از نسبت 16 به 9 استفاده کنید، تصاویر شما 5 مگاپیکسلی خواهند بود. در تست‌هایی که ما داشتیم کیفیت تصاویر در حد مطلوبی بودند و می‌توان روی این مدل برای سلفی گرفتن حساب کرد.

تصویر 8 مگاپیکسلی با نسبت 4 به 3

دوربین می‌تواند چهره شما را تشخیص دهد اما خبری از فوکوس دستی نیست! در شرایط نرمال همه چیز خوب است اما اگر بخواهید در محیط‌های کم‌نور و یا در شرایطی که نور پشت سر شما باشد، عکاسی کنید؛ همه چیز متفاوت خواهد بود. تصویر یا تاریک می‌شود و یا آن‌ قدر نویز دارد که نمی‌شود اسمش را عکس گذاشت! بنابراین اگر می‌خواهید در شرایط معمولی عکاسی کنید و آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید، اکسپریا XA1 محصول مناسبی خواهد بود. ناگفته نماند که با دوربین دوم می‌توانید به صورت فول‌ اچ‌دی هم فیلم‌برداری کنید.

تصویر 5 مگاپیکسلی با نسبت 16 به 9


شیک و ساده

اکسپریا XA1 به صورت پیش‌فرض از اندروید 7 بهره‌مند است. رابط کاربری دستگاه، همان چیزی است که پیش‌تر در محصولات سونی و به خصوص سری X دیده بودیم. در این رابطه شما به منو برنامه‌ها دسترسی دارید و در صورتی که در صفحه اصلی از بالا به پایین سوایپ کنید، برنامه‌هایی را که بیشتر استفاده کرده‌اید، خواهید دید و همچنین می‌توانید به جستجو میان اپلیکیشن‌ها نیز بپردازید.

این رابط کاربری از لحاظ ظاهری شیک و ساده بوده و تا حد زیادی شبیه رابط اندروید خالص است. خصوصا اگر بخواهید از منو نوتیفیکیشن استفاده کنید. نکته جالب عدم دسترسی به گزینه تنظیم اتوماتیک نور نمایشگر در این منو است. برای این منظور می‌بایست به بخش تنظیمات بروید. رابط کاربری سونی تا حدی نیز هوشمندتر از گذشته شده است. به عنوان مثال شما می‌توانید با توجه به زمان و یا مکان خاصی از دستگاه بخواهید که کار مشخصی را انجام دهد. مثلا شب‌ها نور صفحه را کاهش دهد و یا گوشی را بر روی سایلنت بگذارد که در نوع خود جالب است.

سونی تنها به برنامه‌های پیش‌فرض اندروید بسنده نکرده و خودش دست‌ به کار شده تا برنامه‌هایی اختصاصی برای نمایش تصاویر و یا پخش موزیک‌ها در اختیار داشته باشد. آیکون برنامه‌ها نیز با دقت خاصی طراحی شده و ظاهری هماهنگ با سایر بخش‌ها دارد.


صدا خفه‌کن

بعد از آنکه سونی فریب‌مان داد و در ظاهر نشان داد که از اسپیکر استریو در بالا و پایین نمایشگر استفاده می‌کند اما در باطن تنها یک اسپیکر کوچک در زیر را شاهد هستیم، گمان کردیم که لااقل با تک اسپیکر خوبی روبه‌رو شویم. بلندی صدای آن با ارفاق راضی‌کننده است اما کیفیت مطلوبی ندارد. صدا بیس لازم را نداشته و خیلی زیر به گوش شما می‌رسد.

برای تست، هدفون این مدل در اختیار ما نبود اما با هدفون استانداردی که خودمان همیشه استفاده می‌کنیم خروجی صدای اکسپریا XA1 اصلا خوب نبود! علاوه بر کیفیت خیلی معمولی، بلندی صدا نیز در هدفون چنگی به دل نمی‌زند. اگر هدفون را بر روی گوش دوست‌تان بگذارید تنها سوالی یک کلمه‌ای از او می‌شنوید: “آخرشه؟!”

به طور کلی اگر خیلی به موسیقی علاقه‌مند هستید و قصد دارید مدام با گوشی خود به موزیک گوش دهید، اکسپریا XA1 محصول مناسبی نخواهد بود.

بررسی اکسپریا XA1


عاری از قابلیت

تا پیش از این ویژگی ضد آب و گرد و غبار بودن را مهر کرده بودیم و به پای محصولات سونی می‌زدیم؛ اما ظاهرا سری X خیلی علاقه‌ای به شنا کردن ندارند و محصولات این سری اکثرا فاقد این ویژگی هستند. اکسپریا XA1 نیز از این قاعده مستثنی نیست و نتوانسته گواهی‌های لازم برای غوطه‌ور شدن در آب را کسب کند.

حالا دیگر اکثر محصولات موجود در بازار به سنسور اثر انگشت مجهز هستند اما سونی حتی چنین ویژگی را نیز از این مدل دریغ کرده است تا با یک گوشی عاری از قابلیت طرف باشیم.

با همه این‌ها اکسپریا XA1 می‌تواند از دوسیم کارت به صورت همزمان فعال استفاده کند و در کنار آن‌ها حتی می‌توانید تا 256 گیگابایت دیگر به حافظه داخلی 32 گیگابایتی آن از طریق کارت حافظه بیفزایید. این مدل همچنین به USB Type-C نیز مجهز بوده و هنگام کار با آن می‌توانید از NFC نیز استفاده کنید. همچون اکثر محصولات امروزی اکسپریای قصه ما نیز در رنگ‌های متفاوتی در بازار یافت می‌شود.


میان‌رده کم حجم

اکسپریا XA1 علی‌رغم افزایش سایز اما همچنان از یک باتری 2300 میلی‌آمپری سود می‌برد. با دیدن حجم آن گمان نمی‌کردیم که این گوشی شارژدهی قابل قبولی داشته باشد اما این محصول به لطف پردازنده کم مصرف و نمایشگر HD با یک‌بار شارژ کامل می‌تواند تا یک روز کاری دوام بیاورد.

ما به شارژر این مدل دسترسی نداشتیم اما با شارژر 1.8 آمپری خودمان برای فول شارژ شدن اکسپریا XA1 در حدود 3 ساعت به زمان نیاز داشتیم! البته در 2 ساعت ابتدایی 90 درصد باتری شارژ می‌شود و پر شدن 10 درصد باقی‌مانده یک ساعتی ادامه خواهد داشت! در واقع فناوری Qnovo Adaptive Charging موجب می‌شود تا باتری دستگاه یک سال عمر بیشتری داشته باشد اما خب ظاهرا همیشه باید قید 10 درصد شارژ را بزنید مگر آنکه برای فول شارژ شدن دستگاه مقداری علف در زیر پای خود حس کنید.


کلام آخر در بررسی اکسپریا XA1 سونی

میان‌رده جدید سونی علی‌رغم تمام کاستی‌هایش دارای نقاط قوت قابل توجهی نیز هست. شما با پرداخت مبلغی در حدود یک میلیون تومان، صاحب یک محصول خوش‌دست می‌شوید که دوربین خیلی خوبی دارد. بنابراین به نظر می‌رسد که این محصول برای خانم‌ها و سلفی گرفتن‌های وقت و بی‌وقت‌شان گزینه خوبی باشد.

نوشته بررسی اکسپریا XA1 سونی: پر حاشیه! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ MSI GE62 7RE: ایده‌آل برای بازی!

بررسی لپ‌تاپ MSI GE62 7RE: ایده‌آل برای بازی!

MSI یک کمپانی تایوانی تولیدکننده قطعات کامپیوتری است که فعالیت خود را در سال ۱۹۸۶ آغاز کرد. اکثر مردم دنیا و به‌خصوص ما ایرانی‌ها MSI را با مادربوردهایش می‌شناسیم؛ اما این کمپانی علاوه بر ساخت قطعات کامپیوتری، در دنیای لپ‌تاپ‌ها نیز برای خود جایگاهی به دست آورده است. اگر نگاهی به تولیدات این شرکت بیندازید، متوجه می‌شوید که MSI تمرکز اصلی‌اش را بر روی لپ‌تاپ‌های گیمینگ قرار داده و قصد دارد با کنسول‌های بازی وارد جنگ شود. در این بین لپ‌تاپ‌های سری GE این کمپانی آمده‌اند تا علاوه بر اجرای بدون نقص بازی‌ها، بتوانند دل کاربران خانگی را نیز بربایند.

چندی پیش لپ‌تاپ گیمینگ GE62 7RE از سری Apache Pro ساخته همین کمپانی وارد آزمایشگاه آی‌تی‌رسان شد و فرصتی دست داد تا با این اژدهای خشمگین از نزدیک آشنا شویم. اگر می‌خواهید بدانید که این محصول خاص چه چیزی در چنته دارد، با ما همراه باشید.

طراحی و کیفیت ساخت

علاوه بر سخت افزار قدرتمند، یکی از ویژگی‌های لپ‌تاپ‌های گیمینگ ظاهر خشن (بخوانید، مردانه!) آن‌هاست. ام‌اس‌آی نیز که یکی از تولیدکنندگان برتر این دسته از محصولات به شمار می‌آید، این موضوع را دانسته و تمام هنرش را در ساخت GE62 به کار بسته است. هنگامی که برای نخستین بار این مدل را می‌بینید، در می‌یابید که با یک لپ‌تاپ متفاوت رو به رو هستید. اما در همین نگاه اولیه ضخامت بیش از حد دستگاه کمی در ذوق‌تان خواهد زد.

بخش پشتی نمایشگر لپ‌تاپ نقش و نگارهایی را به خود می‌بیند و درست در قسمت بالایی و مرکز آن شاهد نامی از MSI و لوگوی Gaming Series هستیم. این لوگو همچون محصولات اپل و برخی مدل‌های ایسوس با روشن شدن دستگاه نورانی خواهد شد و اگر در محیطی تاریک مشغول کار با دستگاه باشید، اژدهای خشمگین MSI نخستین چیزی است که به چشم می‌آید. خود لوگو، خطوط اطراف آن و صد البته رنگ بندی دستگاه به نوعی است که یاد و خاطره محصولات فراری در ذهن‌تان زنده می‌شود! بله درست خواندید؛ اگر از بالا به بخش پشتی لپ‌تاپ بنگرید، گمان می‌کنید که با کاپوت یک خودرو طرف هستید!

این کمپانی تایوانی در ساخت محصول خاص و گیمینگش از آلومینیوم برس خورده و پلاستیک بهره گرفته است، به نوعی که در پشت نمایشگر و اطراف کیبورد شاهد استفاده از آلومینیوم و در بخش اطراف نمایشگر و شاسی با پلاستیک رو‌به‌رو هستیم. کمپانی سازنده در طراحی این مدل از رنگ‌های مشکی و قرمز بهره گرفته و آن ‌را تنها در همین یک رنگ عرضه می‌کند.

ظاهر کلی دستگاه مستطیل شکل نیست که همین مسئله کمک شایانی به خشن بودن آن کرده است. وزن این لپ‌تاپ در حدود 2.4 کیلوگرم است که خب برای محصولی گیمینگ با نمایشگر 15.6 اینچی چندان هم زیاد نیست اما با توجه به اینکه گیمرها از لوازم جانبی زیادی استفاده می‌کنند، می‌توان اینگونه گفت که این محصول قابلیت جابه‌جایی زیادی ندارد؛ چرا که اگر قرار باشد مدام در حال جابه‌جا کردن بیش از ۶ و یا شاید ۷ کیلوگرم لپ‌تاپ آن‌هم برای بازی کردن باشید، دیگر نیازی نیست به باشگاه بروید!

ناگفته نماند که نمایشگر دستگاه کمی بیش از اندازه سنگین است و حتی برای باز کردن آن شاید لازم باشد که از هر دو دست خود کمک بگیرید. با این حال نباید نگران شکسته شدن آن باشید چرا که لولاهای نمایشگر خیلی قرص و محکم سر جایشان قرار گرفته‌اند و ظاهرا به این راحتی‌ها سنگر را خالی نمی‌کنند!

کیفیت ساخت دستگاه بسیار بالاست. به خصوص هنگام لمس بدنه فلزی، آن حس خاص و متفاوت به شما القا می‌شود و حتی اگر لپ‌تاپ را روشن هم نکنید از ظاهر و کیفیت ساخت بالایش پیداست که با یک محصول بالارده طرف هستید. با همه این تعریف و تمجید‌ها نباید از برجای ماندن اثر انگشت بر روی بدنه دستگاه چشم پوشی کرد. تاکنون تعداد زیادی از محصولات این کمپانی معتبر تایوانی را بررسی کرده‌ایم و تقریبا تمام آنها چنین مشکلی را داشته‌اند و خیلی زود و در یک استفاده کوتاه مدت، با شما یک لپ‌تاپ کثیف رو به رو می‌شوید! جا دارد که این کمپانی فکری نیز به حال این بخش بکند تا حداقل مجبور نباشیم همچون شاگرد شوفرها لنگی را به دست بگیریم و مدام لپ‌تاپ دلبندش را تمیز کنیم!

اقلام همراه دستگاه

همراه با این لپ‌تاپ گیمینگ، یک شارژر نسبتا بزرگ ۱۹.۵ ولت با شدت جریان ۷.۷ آمپر عرضه می‌شود که خب از جمله اقلام همراه تمامی لپ‌تاپ‌های موجود در بازار است. علاوه بر دفترچه‌های راهنما و دستمال مخصوص، شاهد یک ماوس نسبتا خوب نیز هستیم. اطلاعات خاصی در رابطه با این ماوس در دسترس نیست و حتی ظاهر خشن و شبیه به ماوس‌های گیمینگ را هم ندارد و صرفا یک ماوس ساده و معمولی است که کارتان را راه بیندازد. در هر جایی می‌توانید از این ماوس استفاده کنید و بر روی سطوح صاف و شیشه‌ای نیز عملکرد خوبی دارد.

همچون اکثر لپ‌تاپ‌های امروزی، همراه با این محصول نیز درایورهای آن عرضه نمی‌شود. با اینکه می‌توانید به‌راحتی همه آن‌ها را از طریق وب‌سایت MSI دانلود کنید اما خب با توجه به سرعت و  قیمت اینترنت بسیار فضایی کشورمان، مسلما همه ما ترجیح می‌دهیم تا با یک DVD ساده درایورهای لپ‌تاپ را نصب کنیم. شاید اگر MSI درایورها را با لپ‌تاپ گیمینگش عرضه می‌کرد، همچون ایسوس فاتحه‌ای برای پدر و مادرش می‌فرستادیم.

کیبورد و تاچ‌پد

این مدل دارای یک کیبورد ۱۰۲ دکمه‌ای است که از ساختار جزیره‌ای تبعیت می‌کند. در سمت راست کیبورد شاهد کلید‌های Numpad یا به اصطلاح ماشین‌حسابی نیز هستیم. کلیدها ارتفاع کمی نسبت به بدنه دستگاه دارند و خیلی قرص و محکم سر جایشان قرار گرفته‌اند. بر روی کلیدهای این کیبورد نیز حروف پارسی نقش بسته تا دیگر نیازی به خرید برچسب‌ برای اضافه کردن این ویژگی به لپ‌تاپ نداشته باشید. در سمت چپ این کیبورد بر خلاف اکثر محصولات امروزی کلید ویندوز دیده نمی‌شود و این کلید به سمت راست منتقل شده است. دلیل این کار نیز به گفته ام‌اس‌آی برای کنترل بهتر گیمر بر روی کلیدها و استفاده بهتر و راحت‌تر از کلید پرکاربرد CTRL هنگام بازی است.

با این حال اگر این محصول را صرفا برای گیم می‌خواهید، این تغییر بسیار سودمند خواهد بود اما اگر سر و کارتان با کلید ویندوز بیش از حد معمول است چند روزی طول می‌کشد تا به جای متفاوت آن عادت کنید. با اینکه کلیدها از طرح لبخندی برخوردار نیستند و صاف و تخت دیده می‌شوند اما تایپ با آن‌ها لذت بخش است و از این بابت مشکلی نخواهید داشت.

در زیر هرکدام از این کلیدها شاهد یک LED رنگی هستیم که MSI قابلیت شخصی‌سازی بسیار زیادی برای آن در نظر گرفته است. شما می‌توانید نور پس‌زمینه کلید‌ها را به دلخواه خود تنظیم کنید. این تنظیم تنها به سطح روشنایی آنها مربوط نمی‌شود بلکه شما می‌توانید نور کلیدهای پس‌زمینه را در حالت تک‌رنگ، دو رنگ و سه رنگ تنظیم کنید. حتی حالتی نیز در آن گنجانده شده که کلیدها با یک برنامه ویژه به صورت متناوب رنگ‌های متفاوتی را به نمایش می‌گذارند. این تنظیمات توسط نرم افزار SteelSeries Engine صورت می‌گیرد. شما حتی این امکان را دارید که نور پس زمینه کیبورد را با میزان صدا هماهنگ کنید، به طوریکه به تغییرات صدا واکنش نشان دهد.

نور پس زمینه این کیبورد به صورت کلی به سه بخش تقسیم می‌شود و شما این قابلیت را دارید تا آن‌را با برخی بازی‌ها هماهنگ کنید. به عنوان مثال می‌توانید مشخص کنید که میزان خون شما در بازی کانتر استریک توسط نور پس زمینه به نمایش درآید. این قابلیت به گیمر کمک می‌کند تا تسلط کافی بر بازی داشته باشد و بدون توجه به علائم بازی و تنها از طریق نور پس زمینه کیبورد، از دارایی‌هایش آگاه شود. شاید بتوان این قابلیت را به بخش نورانی گیم‌پدهای پلی استیشن ۴ نیز مرتبط دانست؛ در آنجا نیز LED موجود در برخی بازی‌ها نقشی فراتر از تصور را بازی می‌کنند.

در بالای کیبورد شاهد ۳ دکمه دیگر هستیم که یکی از آن‌ها همان کلید پاور همیشگی لپ‌تاپ‌هاست و دو دکمه دیگر که به صورت یکپارچه طراحی شده‌اند، مربوط به تغییر رنگ نور پس زمینه و کنترل فن دستگاه می‌شوند.

از کیبورد که بگذریم به تاچ‌پد دستگاه می‌رسیم که در بهترین جای ممکن و درست در زیر کیبورد جای خوش کرده و طراحی آن کاملا هماهنگ با بدنه دستگاه است. این تاچ‌پد چند میلی‌متری در بدنه لپ‌تاپ فرو رفته و بر خلاف اکثر مدل‌های امروزی با کلید‌های یکپارچه همراه نیست که خب البته برای یک گیمر شاید یکپارچه نبودن خودش یک مزیت باشد! کار با تاچ‌پد آن‌گونه که باید و شاید لذت بخش نیست چرا که شاهد کمی زبری بر روی سطح آن هستیم و ممکن است مقداری طول بکشد تا به آن عادت کنید. با این حال ما که خیلی زود قید تاچ‌پد‌ را زدیم و از ماوس استفاده کردیم.

پورت‌ها و اتصالات

از آنجایی که مهم‌ترین مزیت لپ‌تاپ‌ها توانایی حمل و نقل آن‌هاست در نتیجه حداقل انتظارمان این است که با مجموعه کاملی از پورت‌ها مواجه باشیم تا هنگام جا‌به‌جایی آن، دست به دامان لوازم جانبی جهت تکمیل پورت‌ها نشویم. البته در لپ‌تاپ‌های گیمینگ معمولا پورت‌ها و نحوه چیدمان‌شان کمی متفاوت است. در سمت راست این مدل و در بالاترین قسمت، شاهد محلی برای اتصال پورت شارژر هستیم، کمی پایین‌تر از آن نیز به ترتیب با یک کارت خوان SD، پورت USB 2.0 و درایو بلوری دستگاه رو‌به‌رو می‌شویم.

سمت چپ شلوغ‌ترین قسمت در اطراف این اژدهای تایوانی است. در این قسمت شاهد یک پورت LAN، خروجی تصویر HDMI ،DisplayPort، دو پورتUSB 3.0، جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون و میکروفون هستیم. در میان آن‌ها نیز یک پورت USB Type-C به چشم می‌خورد که در واقع یک حرکت هوشمندانه از سوی MSI به حساب می‌آید. با همه این‌ها دیگر خبری از پورت‌هایی همچون eSATA و یا VGA در این محصول نیست.

اگر از بالا به بدنه دستگاه بنگرید، LED‌های نشان‌دهنده وضعیت دستگاه را نخواهید دید اما در نگاه از روبه‌رو و درست در زیر تاچ‌پد، سه LED آبی رنگ جای خوش کرده‌اند که وضعیت باتری، وای‌فای و هارد دیسک را نشان می‌دهند. پشت دستگاه نیز تنها خروجی هوای فن‌های دستگاه هستند که خودنمایی می‌کنند.

نمایشگر

نمایشگر یکی از اصلی‌ترین قسمت‌های یک لپ‌تاپ و به طور کلی یک وسیله دیجیتالی است. این کمپانی تایوانی نیز برای نمایشگر لپ‌تاپش سنگ تمام گذاشته است. MSI GE62 از یک نمایشگر 15.6 اینچی Full HD سود می‌برد که توسط یک روکش مات پوشیده شده است. این صفحه نمایش از نوع TN بوده و سرعت نوسانی 60 هرتزی دارد که با توجه به قدرت کارت گرافیکی، قابل قبول به نظر می‌رسد.

میزان رفلکس نمایشگر در حد قابل قبولی است و هنگام کار با آن، در و دیوار اطراف‌تان را نخواهید دید. از جمله ویژگی‌های یک نمایشگر این است که زاویه دید مطلوبی داشته باشد که لپ‌تاپ خشن قصه امروز ما چنین ویژگی‌ را در خود گنجانده و بجز کمی رنگ پریدگی در زوایای باز مشکل دیگری نخواهد داشت و می‌توانید بر روی آن حساب باز کنید.

میزان روشنایی نمایشگر در حد مطلوبی است اما برای یک لپ‌تاپ گیمینگ قرار دادن یک سنسور نور محیط، کوچک‌ترین کاری بود که MSI‌ می‌توانست انجام دهد، اما نداد. در واقع شما برای تنظیم نور نمایشگر می‌بایست از همان روش‌های گذشته و استفاده از کلیدهای ترکیبی اقدام کنید و خود دستگاه این‌کار را به صورت خودکار انجام نمی‌دهد. هنگام گشت و گذار در برنامه‌های اختصاصی تایوانی‌ها برای این لپ‌تاپ، چشم‌مان به True Color افتاد. توسط این اپلیکیشن می‌توانید رنگ نمایشگر را متناسب با شرایط خاص تغییر دهید. به عنوان مثال هنگام تماشای ویدیو و یا انجام بازی نمایشگر به گونه‌ای تنظیم می‌شود که بتواند بهترین عملکرد را داشته باشد. در بخشی دیگر نیز می‌توانید میزان نور آبی نمایشگر را تنظیم کنید تا چشمان‌ شما هنگام کار با لپ‌تاپ خسته نشود.

سخت‌افزار

وقتی به یک لپ‌تاپ لقب گیمینگ را می‌دهند، اینکه از آن یک سخت افزار قدرتمند را بخواهیم انتظار بی‌جایی نیست. ام‌اس‌آی نیز بهترین سخت افزار ممکن را برای این مدل در نظر گرفته است.  Intel Core i7 7700HQ با چهار هسته پردازشی به عنوان مغز متفکر این اژدهای خشمگین انتخاب شده است. فرکانس هسته‌های این پردازنده قدرتمند هنگامی که در حالت توربو قرار بگیرد تا 3.8 گیگاهرتز ناقابل افزایش می‌یابد. البته در حالت مصرف بهینه انرژی نیز این هسته‌ها بر روی 800 مگاهرتز تنظیم می‌شوند تا انرژی کمتری مصرف کنند. این چهار هسته در کنار پردازنده گرافیکی Intel HD Graphics 630 جای خوش کرده‌اند که البته در یک لپ‌تاپ گیمینگ شاید هیچ‌وقت نیازی به استفاده از آن نباشد.

معمولا میان کارت‌های گرافیکی ساخت انویدیا و AMD این جیفورس‌های انویدیا هستند که خودشان را در دل گیمرها جا می‌کنند. ام‌اس‌آی نیز برای بدست آوردن دل هوادارانش ازGeforce GTX1050 Ti  ساخت انویدیا استفاده کرده است. این کارت گرافیکی با فناوری 14 نانومتری ساخته شده و سرعت هسته آن 1493 مگاهرتز است که در حالت توربو می‌توان تا 1620 مگاهرتز بر روی آن حساب کرد.

به این مجموعه سخت افزاری قدرتمند ۱۶ گیگابایت حافظه رم DDR4 و 256 گیگابایت SSD را نیز اضافه کنید تا زبانه کشیدن آتش از دهان این اژدهای خشمگین را ببینید. با اینکه SSD قرار گرفته بر روی این لپ‌تاپ فوق‌العاده سریع عمل می‌کند اما کمپانی سازنده یک هارد ۱ ترابایتی با سرعت ۷۲۰۰ دور در دقیقه را نیز بر روی این لپ‌تاپ قرار داده تا رسما حجت را بر او (و شما!) تمام کند و دیگر از لحاظ ذخیره سازی نیز مشکلی نداشته باشید.

ام‌اس‌آی برای این مدل از قابلیت‌های ویژه و اختصاصی خودش نیز بهره گرفته تا راحتی را برای کاربرانش به ارمغان آورد. یکی از این قابلیت‌های ویژه،  Shift نام دارد که توسط آن می‌توانید به راحتی وضعیت لپ‌تاپ را مشخص کنید. در صورتی که وضعیت را بر روی حالت Echo تنظیم کنید، لپ‌تاپ اجازه افزایش قدرت را ندارد و دمای آن نیز بالا نخواهد رفت. اگر قصد استفاده از حالت Sport را داشته باشید، در واقع اجازه داده‌اید که لپ‌تاپ از حداکثر قدرت گرافیکی و پردازشی خودش استفاده کند. حالتی دیگر با نام Comfort برای آن در نظر گرفته شده که وضعیت دستگاه را در حالت متعادل نگه می‌دارد. برای تعیین وضعیت نیز نیازی نیست که شاخ غول بشکنید و این کار در هر جایی و با استفاده از کلید‌های ترکیبی مشخص شده بر روی کیبورد قابل انجام است (Fn + F7).

توانایی اجرای بازی‌ها

با توجه به قدرت سخت‌افزاری بالای این مدل و همچنین به دوش کشیدن نامی همچون گیمینگ، تصمیم گرفتیم تا یک بازی گرافیکی با نام   CoD: Black Ops 3را بر روی آن به اجرا درآوریم و اژدهای خشمگین MSI را به چالش بکشیم. در ابتدا همه چیز خیلی خوب پیش می‌رفت اما با بالا رفتن هیجان بازی، دمای دستگاه نیز بالا می‌رفت. بیشترین دما در بخش میانی و کمی بالاتر از تاچ‌پد احساس می‌شد اما هیچ‌گاه شاهد لگ و یا افت فریم خاصی نبودیم. با توجه به سایز بزرگ دستگاه، فن‌ها و تکنولوژی‌هایی که برای خنک‌سازی این مدل در نظر گرفته شده، به شخصه انتظار داشتم که دما کنترل شود و بیش از حد بالا نرود اما چنین نبود. اگر با استفاده از کلید اختصاصی، فن‌های دستگاه را در بهترین وضعیت خود قرار دهید، با اینکه کمی از حرارت دستگاه کاسته می‌شود اما صدای فن‌ها آنقدری آزاردهنده می‌شود که توجه هر رهگذری را به خود جلب کند.

گرمای ایجاد شده مانعی برای بازی کردن شما نخواهد بود و از این بابت مشکل خاصی نخواهید داشت. اما اگر بجای ماوس از تاچ‌پد برای بازی کردن استفاده می‌کنید ممکن است در دراز مدت با توجه به گرمایی که در این قسمت احساس می‌شود قید بازی را بزنید! ناگفته نماند که در سمت چپ تاچ‌پد همیشه گرما احساس می‌شود، حتی اگر مشغول بازی کردن نباشید و لپ‌تاپ در یک گوشه روشن مانده باشد!!

دمای سیستم در هنگام اجرای بازی

اسپیکر

شاید بتوان بدون اغراق یکی از نقاط قوت این محصول را اسپیکرهای آن دانست. جایی که MSI برای آن از هیچ تلاشی فروگذار نبوده و از ۴ اسپیکر فوق‌العاده قدرتمند به همراه یک ساب‌ووفر 3 واتی (که در کف قرار گرفته) استفاده کرده است. محل قرارگیری ‌آن‌ها در دو سمت لپ‌تاپ و زیر آن‌ است و در صورتی که چیزی مانع خروج صدای آن‌ها نشود، می‌توانید با این لپ‌تاپ کوچک یک مهمانی به راه بیندازید و مجلس را گرم کنید! این اسپیکرها که توسط کمپانی دانمارکی Dynaudio ساخته شده‌اند از کیفیت و قدرت بسیار خوبی برخوردارند و هیچ عیبی به آنها وارد نیست. تنها در صداهای بالا کمی از بیس کاسته می‌شود که خب برای محصولی که در رده لپ‌تاپ‌هاست نقطه ضعف به شمار نمی‌رود (سیستم صوتی خودرو که نیست!).

در کنار این اسپیکرها MSI‌ نیز خودی نشان داده و از اپلیکیشن Nahimic برای این مدل بهره گرفته که کار اصلی آن تحویل دادن صدایی ۷.۱ کاناله و شبیه سازی شده به کاربر است.

با همه این‌ها اگر شما یک گیمر حرفه‌ای باشید مسلما استفاده از هدست‌های گیمینگ را ترجیح می‌دهید (با توجه به صدای زیاد سیستم خنک کننده) و بنابراین با فناوری Audio Boost 2 خروجی صدای مطلوبی را نیز شاهد خواهید بود.

قابلیت‌های نرم‌افزاری

معمولا کمپانی‌های سازنده در لپ‌تاپ‌های امروزی بیش از هر چیز به سخت‌افزار توجه می‌کنند و کمتر پیش می‌آید که یک کمپانی بر روی بخش نرم‌افزاری محصولش کار کند. با این حال MSI علاوه بر سخت‌افزار، قابلیت‌های خاص نرم‌افزاری را نیز در محصولاتش پیاده کرده است. Dragon Center همان بخشی است که MSI ویژگی‌های اصلی نرم‌افزاریش را در آن گنجانده است.

این برنامه به بخش‌های متفاوتی تقسیم شده که به صورت خلاصه‌ آن‌ها را معرفی می‌کنیم:

App Portal: این قسمت مربوط به میانبرهای لپ‌تاپ است. برخی برنامه‌ها به صورت پیش‌فرض قرار گرفته‌اند و شما هم می‌توانید برنامه دلخواه‌تان را به آن اضافه کنید تا هنگام کار با لپ‌تاپ خیلی سریع به آن دسترسی داشته باشید.

System Monitor: پس از ورود به این بخش می‌توانید بر روی عملکرد کلی لپ‌تاپ‌تان نظارت داشته باشید و میزان مصرف پردازنده، رم و حتی دمای آن‌ها را ببینید.

LED Wizard: اینجا مربوط به شخصی‌سازی نور پس زمینه کیبورد است.

System Tuner: در این بخش می‌توانید تمام قابلیت‌های MSI را کنترل کنید. به‌عنوان مثال می‌توانید سرعت فن‌های دستگاه را تنظیم کنید.

Mobile Center: به طور کلی موبایل سنتر بخش‌های مختلف سیستمی را در تلفن‌همراه شما به نمایش می‌گذارد.

Tool & Help: در آخرین قسمت نیز می‌توانید از ابزارها استفاده کنید. به عنوان مثال دیسک ریکاوری بسازید و یا باتری را کالیبره کنید.

باتری

این کمپانی تایوانی برای لپ‌تاپش از یک باتری 6 سلولی بهره گرفته که توسط کاربر و به راحتی قابل تعویض نیست! حتی گفته شده که تعمیرکاران نیز برای تعویض آن کار چندان راحتی را در پیش ندارند! در یک استفاده معمولی این مدل در حدود 3 ساعت را با شما خواهد بود. اگر گمان می‌کنید که با این لپ‌تاپ گیمینگ می‌توانید خیلی راحت در سفرها و به دور از پریز برق مشغول بازی شوید، سخت در اشتباهید! در تست‌هایی که ما انجام دادیم با اجرای یک بازی نسبتا سنگین و در صورتی که شارژ باتری کاملا پر بود تنها 40 دقیقه این اژدهای خشمگین دوام آورد که اصلا میزان قابل توجهی نیست! به طور کلی شارژدهی این مدل ناامید کننده است و از جمله نقاط ضعف اصلی آن به شمار می‌رود.

سخن پایانی

ظاهر دستگاه بسیار خشن و کاملا برازنده یک محصول گیمینگ است، اسپیکرهایش بدون نقص هستند، کیفیت ساختش مثال زدنی است، سخت افزارش قدرتمند بوده و کیبورد دستگاه با ویژگی‌های جالب و آن رقص نوری که در زیر خود جا داده دل هر خریداری را می‌رباید. این محصول در بازار کشور به سختی پیدا می‌شود و نمی‌توان در حال حاضر قیمت مشخصی برای آن در نظر گرفت.

نوشته بررسی لپ‌تاپ MSI GE62 7RE: ایده‌آل برای بازی! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی اولیه OPPO R11: آشنای خوش‌‌ عکس

بررسی اولیه OPPO R11: آشنای خوش‌‌ عکس

اوپو (OPPO) برندی نام‌آشنا در چین است. اما همان‌‌طور‌ که انتظار می‌رود اسم این شرکت را کم‌تر کسی در کشورمان شنیده است. محصولات عمده این شرکت عبارتند از: ام‌پی‌تری پلیر، مدیا پلیرهای قابل حمل، ال‌سی‌دی تلویزیون‌ها، کتاب خوان‌های الکترونیکی، پخش‌ کننده دی‌وی‌دی و اسمارت فون‌ها.

اوپو فعالیت در حوزه موبایل را در سال 2008 شروع کرد و در سال 2016 رتبه نخست در بازار موبایل چین را کسب کرد. کمپانی اوپو در ساخت موبایل‌هایش به دوربین سلفی اهمیت ویژه‌ای می‌دهد و صد البته صفحه‌نمایش‌های OLED گوشی‌هایش را هم به رخ رقیبان می‌کشد.

اسمارت فون R11 در همین ماه (June) معرفی شد. پس ما‌ هم فرصت را غنیمت شمردیم و نگاهی به‌ این موبایل انداختیم.

طراحی‌ ظاهری

آشنای‌ اپل

اوپو اسمارت فون‌هایی با ظاهری زیبا و کیفیت ساخت‌بالا می‌سازد. اما ردپای اپل در این موبایل پر‌ رنگ‌تر از همیشه دیده می‌شود چرا که R11 شباهت‌های زیادی با آی‌فون 7 پلاس دارد. از خطوط آنتن در قاب پشت تا دوربین دوگانه (و حتی برآمدگی آن) کپی برابر اصل دستگاه اپل است.

قاب جلو هم همان چینش معمول با حاشیه‌های زیاد بالا و پایین را دارد! ناگفته نماند که R11 بدنه‌ای تمام فلزی و لوکس دارد که حس یک دستگاه گران‌قیمت را به‌ شما منتقل می‌کند.

از قلم نیافتد که این موبایل 154.5 طول و 74.8 عرض و 6.8 میلی‌متر ضخامت و همین‌طور 150 گرم وزن دارد. پس می‌توانیم R11 را موبایلی دلربا بنامیم.

اوپو برای R11 رنگ‌های ساده ولی جذاب مشکی، طلایی و رزگلد را تدارک دیده و این رنگ‌ها به‌ شباهت‌های R11 با iPhone 7 Plus می‌افزاید.

صفحه‌نمایش

خیره‌کننده

از طراحی‌‌ ظاهری که بگذریم به صفحه‌نمایش اوپو R11 می‌رسیم. این پنل اولد با رزولوشن فول‌اچ‌دی و اندازه 5.5 اینچ است که چگالی 401 پیکسل‌‌بر‌‌ اینچ را فراهم کرده است. رنگ‌ها در این صفحه‌نمایش مانند موبایل‌های سامسونگ جذاب و خیره‌کننده‌اند. همان‌طور که می‌دانید در پنل اولد رنگ‌ها طبیعی نیستند و به صورت اغراق‌آمیزی به نمایش در‌ می‌آیند. محافظت از این صفحه‌نمایش را Corning Gorilla Glass 5 بر‌عهده دارد.

سخت‌افزار

فلفل نبین چه‌ ریزه، بشکن ببین چه تیزه!

قلب تپنده این گوشی اسنپدراگون 660 است. لازم به‌ذکر است که R11 اولین اسمارت فون دنیاست که با این تراشه وارد بازار می‌شود. سیاست اوپو این است که از چیپست‌های میان‌رده استفاده کند و به‌ندرت پیش می‌آید که از تراشه‌های بالا‌رده مانند اسنپدراگون 835 بهره ببرد. اما نباید قدرت این فسقلی را دست کم بگیرید!

این چیپست دارای هشت هسته است. چهار هسته آن فرکانس 2.2 گیگاهرتز و چهار هسته دیگر 1.8 گیگاهرتز دارد. این مجموعه قدرتمند سخت‌افزاری همراه با 4 گیگابایت رم و آدرنو 512 و 64 گیگابایت حافظه داخلی کامل شده است و بی‌چون و چرا از پس تمام بازی‌های سنگین و سرسخت برمی‌آید. باید انتخاب اوپو را تحسین کنیم چرا که این تراشه مصرف کمی نسبت به برادرهای بزرگترش (اسنپ دراگون 821 و 835) دارد.

سیستم عامل و رابط کاربری

شبه iOS

اندروید نوقا نگارش 7.1.1 مهمان این گوشی شده و اوپو با رابط کاربری ColorOS نگارش 3.1 از آن پذیرایی می‌کند که شباهت زیادی با iOS اپل دارد. البته پسندیدن این رابط کاربری کاملا به‌سلیقه کاربر بستگی دارد!

دوربین

حرفه‌ای خود‌خواه

حالا به بخش جذاب گوشی‌های اوپو رسیدیم. قسمتی که اوپو با آن دل جوانان عاشق سلفی را می‌رباید.

دوربین پشت این گوشی متشکل از دو سنسور با رزولوشن‌های 16 و 20 مگاپیکسل است که به‌ترتیب دریچه دیافراگم آن‌ها f/1.9 و f/2.6 است. در کنار این ماژول دوربین دوگانه، فلشی LED به سبک اپل می‌درخشد و عصای دست دوربین در ثبت لحظات تاریک یا نور ضعیف است.

این دوربین‌ دوگانه می‌تواند تصاویر بوکه (Bokeh) و پرتره (Portait) زیبایی ثبت کند. از قلم نیافتد که هر دو سنسور در قاب پشت ساخته شرکت پر‌آوازه سونی است و زوم 2 برابر اپتیکال و لرزشگیر دیجیتالی تصویر (EIS) دارند. همچنین این ماژول قادر به ضبط ویدیوهای 4K با نرخ 30 فریم‌بر‌ثانیه است. عکس‌های این دوربین دوگانه بسیار چشم نواز، پرنور و شارپ هستند!

نوبت به دوربین جلو می‌رسد. این دوربین شامل یک سنسور 20 مگاپیکسلی با دریچه دیافراگم f/2.0 است. این دوربین مثل نمونه دوگانه می‌تواند تصاویر بوکه و پرتره بگیرد و شما را شگفت زده خواهد کرد. متاسفانه این دوربین نمی‌تواند ویدیوهای 4K بگیرد و تنها قادر به ضبط ویدیوهای فول‌اچ‌دی با نرخ 30 فریم‌بر‌ثانیه است. در حالت کلی عکس‌های گرفته شده با دوربین جلو پرنور، شفاف و دارای جزئیات هستند.

تصاویر سلفی در حالت بوکه در بعضی اوقات تار شده و سطح کیفیت آن پایین‌تر از ماژول دوربین دوگانه در قاب پشت است. عکس‌‌های معمولی پرنور و شفاف هستند، اما لبه‌های سوژه مانند صورت و عینک ساختاری طبیعی ندارند، طوری که در بعضی اوقات صورت‌تان کج و کوله می‌شود! ولی باید این را بگوییم که سلفی‌های R11 یک پله بالاتر از رقیبان قدرتمند و مدعی‌اش قرار می‌گیرد.

کیفیت ویدیوهای ثبت شده در سطح مطلوبی قرار می‌گیرند، اما نباید از آن‌ها انتظار زیادی داشت!

باتری

پایدارتر از همیشه

ظرفیت باتری این گوشی 3000 میلی‌آمپر است که با توجه به صفحه نمایش اولد و تراشه اسنپدراگون 660 به خوبی جوابگوی این غول از دیار چین است. اوپو در R11 تکنولوژی VOOC را تعبیه کرده که کارکردش سطحی بین شارژ سریع کوآلکام و Dash Charge وان پلاس قرار می‌گیرد.

امکانات و قابلیت‌ها

برخلاف هموطنان

خوشبختانه در این گوشی (برخلاف موبایل‌های هموطنش) جک 3.5 میلی متری صدا حضور دارد. دکمه هوم در قاب جلویی پذیرای حسگر‌ اثر‌‌انگشت شده و سرعت خوبی دارد. اما R11 هنوز از میکرو‌ یو‌اس‌بی بهره می‌برد و جای خالی USB Type-C کاملا حس می‌شود. شاید این قدام اوپو به‌خاطر حفط فناوری VOOC بوده است.

جمع‌بندی

R11 را می‌توانید با قیمت 448 دلار خریداری کنید و بدانید اسمارت فونی دلربا، قدرتمند و خوش‌ عکس نصیب‌تان خواهد شد!

نوشته بررسی اولیه OPPO R11: آشنای خوش‌‌ عکس اولین بار در پدیدار شد.

بررسی ذن‌فون ۳ مکس ایسوس: یک پاوربانک با قابلیت مکالمه!

بررسی ذن‌فون 3 مکس ایسوس: یک پاوربانک با قابلیت مکالمه!

بررسی ذن‌فون 3 مکس ایسوس، محصولی که آمده تا در نقش یک پاوربانک ظاهر شود! بگذارید مقدمه را اینگونه آغاز کنیم، کمپانی تایوانی ایسوس چندی پیش به صورت رسمی وارد دنیای اسمارت فون‌ها شد. حالا در بازار محصولات بسیار زیاد و متنوعی را با این برند شاهد هستیم که روزانه بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود. ایسوس تقریبا برای هر قشری یک اسمارت فون تولید کرده و این بار آن‌هایی را هدف قرار داده که شارژدهی باتری برای‌شان مهم است. با ما همراه باشید تا نگاهی به ذن‌فون 3 مکس (ZC553KL) داشته باشیم و کمی بیشتر با این گوشی پاوربانک‌نما آشنا شویم.

طراحی و کیفیت ساخت

ذن‌فون 3 مکس از یک بدنه تمام فلزی بهره می‌برد، ضخامتش 8.3 میلی‌متر بوده و 177 گرم وزن دارد. با این خصوصیات می‌توانید بفهمید که با یک گوشی خوش دست طرف هستید. البته با وجود فلزی بودن بدنه، این محصول ایسوس همچون یک ماهی از دستان شما سر می‌خورد و نقش بر زمین می‌شود. بنابراین می‌بایست با احتیاط بیشتری با آن کار کنید.

نمایشگر بیش از 72 درصد بخش جلویی را شامل شده است که برای چنین محصولی قابل قبول به نظر می‌رسد. در بالای نمایشگر شاهد اسپیکر مکالمه، دوربین سلفی و سنسورهای همیشگی اسمارت فون‌های بازار هستیم. در زیر نمایشگر نیز 3 کلید سخت‌افزاری قرار گرفته که فاقد نور پس زمینه است و دلیل این کار را هم باید از خود ایسوس بپرسید! در نتیجه می‌بایست در محیط‌های تاریک و بسته مدام به دنبال این کلیدها بگردید!

بر روی بخش جلویی یک شیشه 2.5D کشیده شده تا از این لحاظ نتوانیم ایرادی به گوشی بخت برگشته بگیریم. اگر ذن‌فون 3 مکس را به پشت برگردانید، این دوربین است که با لنز سیاه رنگش در بدنه طلایی دستگاه خودنمایی می‌کند. دوربین کاملا در بدنه فرو رفته و شاهد بیرون زدگی آن نیستم. ایسوس در اطراف آن فلاش LED دو رنگ و قسمتی سیاه رنگ جهت قرارگیری فوکوس لیزری را قرار داده است. این دو با فاصله مناسبی از لنز دوربین دیده می‌شوند تا شکل کلی دستگاه بهم نریزد.

درست در زیر این لنز، حسگر تشخیص سنسور اثر انگشت قرار گرفته که شکل و شمایلش همچون ذن‌فون 3 عجیب و غریب نیست؛ در واقع این سنسور همان طرح دوربین را به خود می‌بیند و تنها تفاوتش اندکی کاهش سایز است.

دو نوار با رنگی متفاوت در بالا و پایین بخش پشتی این میان رده ایسوس قرار گرفته‌اند که جلوه خاصی را به گوشی می‌دهند. البته این دو توسط یک خط که در بدنه فرور رفته از بخش اصلی جدا می‌شوند. همین مقدار فرورفتگی موجب می‌شود که مدام مشغول تمیز کردن گوشی باشید. این قسمت در همان روزهای نخست به محلی برای تجمع گرد و غبار تبدیل می‌شود، چه برسد به استفاده در دراز مدت! 4 گوشه ذن‌فون 3 مکس کاملا گرد طراحی شده است و به صورت کلی شاهد دستگاه خودش دستی هستیم.

در سمت راست کلیدهای یکپارچه صدا قرار گرفته‌اند و کمی پایین‌تر از خودشان کلید پاور را جای داده‌اند. با توجه به سایز دستگاه بهتر بود که این کلیدها کمی پایین‌تر قرار می‌گرفتند. اگر دست‌های بزرگی نداشته باشید، هنگام استفاده از کلید یکپارچه صدا گوشی در حالت نامتعادلی قرار می‌گیرد و ممکن است از دست‌تان سر خورده و نقش بر زمین شود!

در سمت چپ نیز تنها درگاه ورودی سیم‌کارت‌ و کارت حافظه جا خوش کرده‌ که توسط یک سوزن مخصوص از بدنه جدا می‌شود. خشاب سیم‌کارت با اینکه ظاهر ظریفی دارد، اما بسیار محکم است و به این راحتی‌ها از فرم نخواهد افتاد.

در بخش زیرین ذن‌فون 3 مکس و درست در مرکز، پورت microUSB‌ قرار گرفته و در دو طرف آن تک اسپیکر دستگاه و میکروفون مکالمه را می‌بینیم. در نهایت اگر بالای گوشی را نگاه کنید، این جک 3.5 میلی‌متری و میکروفون دوم است که به شما چشمک می‌زنند.

با توجه به فلزی بودن بدنه، نباید نگران کثیف شدن آن باشید اما اگر خیلی حساس هستید جنس بدنه به گونه‌ای است که اثر انگشت را به خود جذب می‌کند، اما در حالت عادی چیزی مشخص نیست. با این حال اگر گوشی را در معرض نور مستقیم قرار دهید، لکه‌های کثیفی را مشاهده خواهید کرد.

قاب پشتی به صورت یکپارچه طراحی شده و توسط کاربر قابل تعویض نیست. ایسوس تصمیم گرفته تا این مدل را در 4 رنگ خاکستری، طلایی، صورتی و نقره‌ای راهی بازار کند. ناگفته نماند که ظاهر گوشی، ضخامت و وزن آن همه به گونه‌ای است که از آن یک محصول مردانه می‌سازد و خیلی باب میل خانم‌ها نخواهد بود.

نمایشگر

ایسوس برای ذن‌فون 3 مکس از یک نمایشگر 5.5 اینچی با رزولوشن 1920 در 1080 بهره گرفته است. با یک ضرب و تقسیم ساده می‌توانید به عدد 401 برای چگالی پیکسلی دست یابید. این مدل به پنل IPS مجهز شده و برای محافظت از آن Oleophobic coating را برگزیده‌اند. خیلی مشخص نیست که چرا ایسوس چنین کاری کرده و قید گوریلاگلس را زده است!

روشنایی نمایشگر در بیشترین حالت خودش به 400 نیت می‌رسد، که میزان قابل قبولی خواهد بود. اگر روشنایی صفحه را بر روی کمترین مقدار قرار دهید، می‌توانید بدون آزار چشم‌ها در محیط‌های تاریک (همچون شب‌ها هنگام خواب) مشغول کار با گوشی شوید. میزان رفلکس صفحه نمایش نیز تقریبا بالاست و در محیط‌های بیرون از خانه علاقه زیادی به نشان دادن در و دیوار اطراف‌تان دارد؛ با این حال زیر نور آفتاب مشکل خاصی با این میان‌رده نخواهید داشت.

در نگاه از رو به رو صفحه برای یک محصول میان‌رده خیلی خوب به نظر می‌رسد. شما تصویری شارپ را می‌بینید و رنگ‌ها خیلی خوب به نمایش در می‌آیند. در نگاه از زوایا اندکی تغییر رنگ را شاهد هستیم اما اصلا در حدی نیست که بتوان به این گوشی چشم بادامی خرده گرفت.

در بخش تنظیمات نمایشگر ویژگی‌های زیادی در دسترس نیست و از میان آن‌ها تنها می‌توان به گزینه Bluelight Filter اشاره کرد. با فعال کردن این بخش رنگ آبی و مضر خارج شده از نمایشگر حذف می‌شود؛ در نتیجه هنگام وب‌گردی یا خواندن متون آسیب کمتری به چشم‌تان وارد خواهد شد.

حال برای آنکه از مسائل تئوری فاصله بگیریم، تصمیم گرفتیم تا نمایشگر این مدل را با ال‌جی G4 مقایسه کنیم. برای این منظور تصاویری مشابه را بر روی هر دو قرار دادیم و نور نمایشگر را تا انتها بالا بردیم. حاصل کار را در زیر شاهد هستید (سمت راست نمایشگر ال‌جی و سمت چپ نمایشگر ایسوس):

سخت افزار

این بخش از بررسی میان‌رده‌ها، آن هیجان موجود در پرچمداران بازار را ندارد؛ اما خب آن‌‌ قدر بی‌اهمیت هم نیست. ذن‌فون 3 مکس به چیپست کوالکام اسنپدراگون 430 مجهز شده. این چیپ از 8 هسته Cortex-A53 با فرکانس کاری 1.4 گیگاهرتز تشکیل می‌شود. واحد گرافیکی به کار رفته در این محصول آدرنو 505 است که می‌تواند از عهده بازی‌های گرافیکی تا حدی برآید.

ذن‌فون 3 مکس در اقدامی جالب از 3 نوع رم متفاوت بهره می‌برد. برخی مدل‌ها به 2 و برخی دیگر به 3 گیگابایت رم مجهز هستند (نسخه‌ای که ما بررسی کردیم نیز به همین میزان رم مجهز بود). در این میان مدلی خاص نیز یافت می‌شود که دارای 4 گیگابایت رم ناقابل است؛ موردی که حتی در پرچمداران برخی کمپانی‌ها نیز شاهدش نیستیم! با همه این‌ها تنها در یک نسخه با حافظه 32 گیگابایتی عرضه می‌شود. البته نگران نباشید چرا که تا 256 گیگابایت نیز از رم پشتیبانی می‌کند (با قرارگرفتن بجای سیم‌کارت دوم).

در ادامه بررسی ذن‌فون 3 مکس تصمیم گرفتیم تا آن‌ را وارد آزمایشگاه خودمان کنیم و عیارش را بسنجیم.

در گام نخست مطابق معمول از بنچمارک محبوب AnTuTu استفاده کردیم تا عملکرد کلی گوشی ارزیابی شده و یک امتیاز به آن اعطا شود. حاصل کار میان رده ایسوس را در زیر شاهد هستید.

در مرحله بعدی به سراغ GeekBench رفتیم تا عملکرد هسته‌ها را به صورت جداگانه اندازه بگیریم.

در نهایت با استفاده از Bonsai واحد گرافیکی را به چالش کشیدیم.

ذن‌فون 3 مکس یک محصول خوش دست با نمایشگر بزرگ است و با توجه به صحبت‌هایی که در رابطه با باتری آن می‌شود، مسلما دل گیمرها را می‌برد. به همین دلیل چندین بازی گرافیکی را بر روی آن به اجرا درآوردیم تا از این لحاظ نیز آن را تست کرده باشیم. بازی‌ها خیلی روان و خوب اجرا نمی‌شوند و کمی لگ را در آن‌ها شاهد هستیم. خصوصا اگر به سمت گیم‌های خاصی همچون سری NFS بروید که دیگر هیجان خاصی را نخواهید داشت. علاوه بر این دمای گوشی نیز خیلی خودجوش بالا می‌رود؛ با توجه به قدرت نه‌چندان بالای این چیپست، حداقل توقع داشتیم که دمای گوشی بالا نرود که اینگونه نشد.

با همه این‌ها هنگام گشت و گذار در منوها و اجرای اپلیکیشن‌های معمولی مشکل خاصی با ذن‌فون نخواهید داشت. حتی پس از نصب چند اپلیکیشن لازم و ضروری نیز شاهد کاهش سرعت و عملکرد کلی گوشی نبودیم.

دوربین

ذن‌فون 3 مکس به یک دوربین 16 مگاپیکسلی با F/2.0 مجهز است تا حداقل روی کاغذ در این بخش از میان‌رده‌ها سرتر باشد. این دوربین دارای فلاش LED دو رنگ بوده و از فوکوس لیزری نیز بهره‌مند است. این سنسور 1.3 اینچی ظاهرا حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. البته ذکر این نکته خالی از لطف نیست که شما تنها با نسبت 4 به 3 می‌توانید از تمام توان دوربین استفاده کنید و در حالت معمولی و 16 به 9 دوربین تصاویری 12 مگاپیکسلی را به ثبت می‌رساند.

رابط کاربری دوربین ساده طراحی شده اما این دلیل نمی‌شود که قابلیت خاصی نداشته باشد. ایسوس سعی کرده تا ویژگی‌های خاص و متفاوتی را برای آن در نظر بگیرد که از مهم‌ترین‌های آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره داشت:

Low Light: محیا کردن بهترین شرایط برای تصویربرداری در محیط کم نور

Manual: تنظیم دستی پارامترهای عکاسی

Effect: قرار دادن افکت‌های متنوع بر روی تصویر

Beautification: تغییر رنگ پوست، افزایش سایز صورت و مردمک چشم

فوکوس دوربین خیلی خوب و دقیق عمل‌ می‌کند اما سرعت آن کمی بیش‌تر از حالت معمولی است و باید هنگام عکاسی با این گوشی کمی حوصله کنید. به صورت کلی دوربین در نور کافی تصاویر خوبی را به ثبت می‌رساند و حداقل هنگام مشاهده در نمایشگر گوشی و یا به اشتراک گذاری در شبکه‌های اجتماعی مشکلی با آن‌ نخواهید داشت. البته هرچه نور کمتر شود، نویز تصاویر بیشتر خواهد شد. در ادامه می‌توانید نمونه تصاویر گرفته شده با دوربین ذن‌فون 3 مکس را ببینید:

از لحاظ فیلم‌برداری می‌توانید با ذن‌فون 3 مکس به صورت فول‌ اچ‌دی و با نرخ 30 فریم بر ثانیه فیلم‌برداری کنید. این دوربین به لرزش‌گیر اپتیکال مجهز نیست اما به صورت دیجیتالی می‌تواند تا حدی موجب کاهش لرزش تصویر شود. البته این ویژگی فقط در حالتی در دسترس شما خواهد بود که بخواهید به صورت اچ‌دی فیلم‌برداری کنید.

کیفیت ویدئو گرفته شده برای محصولی این چنینی مطلوب است و از این لحاظ ایرادی به آن وارد نیست. صدا خیلی خوب ضبط شده و تصویر هم جزئیات بالایی را شامل می‌شود هرچند که در محیط‌های تاریک شاهد نویز خواهید بود.

ذن‌فون 3 مکس ایسوس همچنین به یک دوربین 8 مگاپیکسلی با F/2.2 مجهز شده است و بر خلاف برخی میان‌رده‌های امروزی فاقد فلاش LED است. ایسوس برای این دوربین از ویژگی‌های منحصر به فردی بهره گرفته است. شما می‌توانید از Effect‌های متنوع و بسیار زیبایی بهره بگیرید و یا از حالت Low Light برای عکاسی در نور کم استفاده کنید.

یکی از ویژگی‌های جالب این قسمت Beautification نام دارد که در آن علاوه بر حذف چین و چروک‌های صورت، می‌توانید رنگ پوست و یا حتی گردی صورت و سایز مردمک چشم‌تان را هم تغییر دهید که در نوع خود جالب است.

نرم افزار

ایسوس، ذن‌فون 3 مکس را از همان ابتدا با اندروید 6.0.1 و رابط کاربری شخصی سازی شده ZenUI راهی بازار کرد. فعلا خبری از اندروید نوقا برای این مدل نیست! به طور کلی رابط کاربری ایسوس خیلی شلوغ و کودکانه به‌نظر می‌رسد و در آن از افکت‌های بسیار زیاد و متفاوتی استفاده شده است. این افکت‌‌ها شاید ظاهر رابط کاربری را زیباتر کرده باشند اما بدون شک موجب تاخیر در اجرای فرامین می‌شوند و شاید برای یک عمل ساده، چند ثانیه‌ای را باید صبر کنید تا افکت‌های مورد نظر برای بازکردن یک اپلیکیشن به پایان برسند.

در دنیای امروزی که اکثر محصولات به سمت ساده‌تر شدن پیش می‌روند، بهتر بود که ایسوس دست از سر این افکت‌ها بر می‌داشت و کمی رابطش را سبک‌تر می‌کرد. جدای از این مسئله برنامه‌های پیش‌فرض بسیار زیادی بر روی دستگاه نصب شده که اکثر آن‌ها بدون کاربرد هستند. جالب است بدانید که اینستاگرام به صورت پیش‌فرض بر روی دستگاه نصب بود!

منو نوتیفیکیشن دو مرحله‌ای بوده و شامل آیکون‌های بسیار بزرگی می‌شود که ممکن است برای خیلی‌ها جذاب به نظر نرسد. اگر در منو به سمت پایین سوایپ کنید، یک کادر جستجو در اختیار شما قرار می‌گیرد که می‌توانید توسط آن میان برنامه‌های نصب شده در گوشی جستجو کنید. اگر در صفحه اصلی به سمت بالا سوایپ کنید، به بخش تنظیمات رابط کاربری خواهید رفت که امکان تغییر تصویر پس زمینه، آیکون پک و… را در اختیارتان می‌گذارد.

در بخش تنظیمات برخی ویژگی‌ها برای این رابط در نظر گرفته شده است. مثلا می‌توانید مشخص کنید که با کشیدن یک حرف خاص بر روی صفحه )مثلا (W مستقیما وارد یک اپلیکیشن از پیش تعیین شده شوید. یا می‌توانید با تکان دادن گوشی از صفحه اسکرین شات بگیرید که البته خیلی خوب عمل نمی‌کند!

به شخصه نتوانستم با رابط کاربری این مدل ارتباط برقرار کنم! پیشنهاد می‌کنم پس از خرید، اولین کاری که می‌کنید نصب یک لانچر و جایگزین کردن آن با لانچر اصلی باشد…!

پخش چند‌رسانه‌ای

در این قسمت همیشه 3 فاکتور مهم را در نظر می‌گیریم. یکی نمایشگر دستگاه است که به اندازه کافی در رابطه با آن خوانده‌اید. دومین فاکتور اسپیکر است که ذن‌فون 3 مکس ما قید صدای استریو را زده و از یک اسپیکر خشک و خالی در بخش زیرین خود بهره می‌برد. بلندی صدای آن خیلی معمولی است و هرچه صدا را بلندتر کنید از کیفیت آن کاسته می‌شود.

صدای خروجی از ذن‌فون 3 مکس بیس لازم را ندارد؛ البته اگر اسپیکر راضی کننده نیست می‌توانید از هدفون برای گوش دادن به موسیقی استفاده کنید. خروجی صدای هدفون راضی کننده بوده اما هدفونی همراه با این محصول عرضه نمی‌شود و باید خودتان یکی تهیه کنید. نکته جالب در رابطه با این گوشی چشم بادامی، این است که هنگام افزایش صدا شما شاهد یک گزینه Outdoor Mode هستید که در صورت فعال کردن آن، برای شنیده شدن صدای بهتر در بیرون از خانه تغییراتی اعمال می‌شود. البته انتظار معجزه نداشته باشید. به شخصه که اگر ویبره اختراع نشده بود اصلا متوجه زنگ خوردن گوشی نمی‌شدم!

فاکتور سوم پلیر گوشی است که متاسفانه ذن‌فون 3 فاقد یک موزیک پلیر اختصاصی بوده و می‌بایست از برنامه‌های خود گوگل برای این منظور استفاده کنید. حتی پخش ویدئو نیز مشکلات خاص خودش را دارد.

سایر قابلیت‌ها

ذن‌فون 3 مکس ایسوس از کارت حافظه تا 256 گیگابایت پشتیبانی می‌کند؛ البته همان‌طور که گفتیم در صورت استفاده از کارت حافظه می‌بایست قید سیم کارت دوم را بزنید. این دستگاه به بلوتوث 4.1، GPS و رادیو نیز مجهز شده اما فاقد NFC است.

برای باز کردن قفل نمایشگر می‌توانید از سنسور اثر انگشت پشت دستگاه بهره‌مند شوید. دقت این سنسور بسیار خوب است و تقریبا در تمامی حالت‌های ممکن می‌توان با آن قفل نمایشگر را باز کرد. البته سرعت آن خیلی بالا نیست و پس از لمس سنسور، با کمی تاخیر نسبت به سایر محصولات شاهد باز شدن قفل هستیم. سنسور اثر انگشت ذن‌فون همیشه فعال است و نیازی نیست که برای استفاده از آن یکبار دکمه پاور را فشار دهید.

ایسوس نیز همچون هواوی عملکردهای متفاوتی را برای سنسور اثر انگشت در نظر گرفته است. به عنوان مثال می‌توانید با دو بار ضربه زدن بر روی این سنسور، وارد اپلیکیشن دوربین شوید.

باتری

یکی از ویژگی‌های کلیدی ذن‌فون 3 مکس که ایسوس مانور زیادی بر روی آن داده،‌ باتری است. این مدل به یک نمونه 4100 میلی‌آمپر ساعتی مجهز شده است. با توجه به تدابیری که تایوانی‌ها برای آن اندیشیده‌اند، می‌توانید در یک استفاده معمولی تا 2 روز را با آن سر کنید. حتی اگر کاربر حرفه‌ای باشید و روزانه تمامی شبکه‌های اجتماعی‌تان را چک کنید هم می‌توانید تا بیش از یک روز با ذن‌فون 3 مکس کار کنید.

این مدل همچنین از فناوری شارژ سریع بهره گرفته و می‌توان با صرف 100 دقیقه زمان، باتری را فول شارژ کرد. یکی از ویژگی‌های جالبی که ایسوس برای ذن‌فون 3 مکس در نظر گرفته، استفاده از این دستگاه به عنوان پاوربانک است! یعنی شما می‌توانید یک گوشی دیگر را توسط این مدل شارژ کنید. برای این منظور تنها کافی است کابل OTG (که همراه با گوشی عرضه می‌شود) را به ذن‌فون قصه ما متصل کنید و سپس با استفاده از یک کابل USB معمولی هر دستگاهی که می‌خواهید را شارژ کنید. در تست‌هایی که ما داشتیم سرعت شارژ نیز نسبتا خوب و راضی کننده بود.

کلام آخر در بررسی ذن‌فون 3 مکس ایسوس     

به‌طور کلی ذن‌فون 3 مکس گوشی خاص و متفاوتی نیست! شما با یک محصول بزرگ، تمام فلزی با دوربین خوب طرف هستید که می‌توان از آن به عنوان پاوربانک استفاده کرد (شاید بهترین گزینه برای گوشی دوم شما باشد). در حال حاضر این مدل با قیمت 850 هزار تومان در بازار به فروش می‌رسد.

نوشته بررسی ذن‌فون 3 مکس ایسوس: یک پاوربانک با قابلیت مکالمه! اولین بار در پدیدار شد.

گوشی ال‌جی G6 پلاس را بیشتر بشناسید!

گوشی ال‌جی G6 پلاس را بیشتر بشناسید!

همان‌گونه که در خبر قبلی اعلام کردیم، ال‌جی از یک گوشی جدید که در واقع نسخه بهبود یافته G6 است، با نان جی6 پلاس رونمایی کرد. در ادامه بیانیه رسمی این کمپانی در ارتباط با محصول جدیدش را با یکدیگر مرور می‌کنیم.

از ماه آینده ال‌جی توانایی‌های گوشی ‌G6 را با قابلیت‌های امنیتی جدید و کاربرپسند تر گسترش خواهد داد. قابلیت‌‌های جدید ازجمله Face Print، مصرف باتری کمتر و اخطار برای پوشیده شدن لنز به‌وسیله یک آپدیت جدید روی گوشی‌های G6 عرضه می‌شوند. علاوه بر این آپدیت‌ها، ال‌جی نسخه‌ای جدید از گوشی G6 به اسم +G6 را با حافظه بیشتر و صدای بسیار باکیفیت عرضه خواهد کرد.

امکان Face Print یک قابلیت امنیتی جدید است که توسط ال‌جی توسعه پیداکرده و از فناوری‌های تشخیص چهره حال حاضر عملکرد بسیار بهتری دارد. با این قابلیت مصرف‌کننده می‌تواند تنها با گرفتن گوشی G6 روبروی صورت خود و بدون نیاز به فشار دادن هیچ دکمه‌ای قفل آن را باز کند. به‌محض اینکه گوشی صورت شما را تشخیص دهد (معمولا کمتر از یک ثانیه) قفل گوشی باز می‌شود. دوربین گوشی فقط وقتی فعال می‌شود که گوشی را روبروی صورت خود بگیرید. به خاطر همین هیچ مصرف باتری اضافه‌ای به خاطر این قابلیت به وجود نخواهد آمد.

امکان دیگر یعنی مصرف باتری کم، بر اساس معماری شش‌وجهی چیپست اسنپدارگون به‌دست‌آمده است. این چیپست مرکزی از قابلیت محیط مفهومی اجرایی (CHRE) استفاده می‌کند تا همواره اطلاعاتی از طریق سنسورها و اتصال به اینترنت (با کمترین میزان مصرف باتری) جمع‌آوری کرده و تجربه کاربری را از طریق نرم‌افزارهای مختلف بهبود بخشد.

قابلیت دیگر مربوط به مواقعی است که لنز دوربین با چیزی پوشیده می‌شود. این قابلیت از خراب شدن عکس‌ها با قرار گرفتن چیزی در نزدیک لنز جلوگیری می‌کند. لنز عریض گوشی G6 محدوده وسیعی را پوشش داده و به خاطر همین بعضی‌اوقات انگشت عکس‌بردار نیز در گوشه آن دیده می‌شود. این قابلیت زمانی که انگشت و یا شی خاصی نزدیک لنز دوربین قرار بگیرد هشدار داده و مانع از خراب شدن عکس می‌شود.

خارج از این قابلیت‌های جدید ال‌جی دو رنگ دیگر نیز به مجموعه رنگ‌های G6 اضافه کرده است. رنگ آبی و رنگ طلایی. پشت تمام گوشی‌های جدید ال‌جی با نوعی شیشه عدسی مانند ساخته‌شده است که اثر بصری جذابی روی بیننده می‌گذارد. در جلوی گوشی صفحه‌نمایش 5.7 اینچی در یک قاب تمام مشکی قرارگرفته است تا جلوه‌‌ای یکدست به گوشی بخشیده و وسعت نمایشگر FullVision را به نمایش بگذارد.

گوشی جدید ال‌جی +G6 از 128 گیگابایت حافظه داخلی بهره می‌برد و همراه آن هدفون‌های پیشرفته B&O PLAY برای استفاده تمام و کمال از مبدل صدای DAC چهار هسته‌ای 32-bit Hi-Fi عرضه‌شده است. این گوشی در رنگ‌های مشکی، آبی و طلایی عرضه‌شده و علاوه بر تمام قابلیت‌های گوشی G6 در بعضی کشورها ویژگی شارژ بی‌سیم هم دارد.

آقای Juno Cho، رئیس بخش ارتباطات موبایلی شرکت ال‌جی می‌گوید: گوشی‌های سری G ال‌جی همیشه بر مبنای ارائه برترین فناوری‌ها و نوآوری‌ها ساخته‌شده‌اند. قابلیت‌‌هایی که به نظر ما موردنیاز بیشتر کاربران بوده است. با گسترش مدل‌های گوشی G6 با رنگ‌ها و ویژگی‌های مختلف، مصرف‌کننده قدرت انتخاب بیشتری در زمان خرید خواهد داشت

نوشته گوشی ال‌جی G6 پلاس را بیشتر بشناسید! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی ایسوس ذن‌فون ۳: یکی مثل بقیه!

بررسی ایسوس ذن‌فون 3: یکی مثل بقیه!

بررسی ذن‌فون 3 ایسوس را با نگاهی به این کمپانی آغاز می‌کنیم. ایسوس یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان رایانه و تجهیزات جانبی در دنیاست که در سال 1990 در تایوان کار خودش را آغاز کرد. در ایران این کمپانی را بیشتر با لپ‌تاپ‌های با کیفیتش می‌شناسند و کم و بیش اهل دلان با قطعات سخت‌افزاری آن نیز آشنا هستند.

مدتی هست که ایسوس تصمیم گرفته تا شانس خود را در بازار اسمارت فون‌ها بسنجد و به همین دلیل محصولات جالب و بعضا متفاوتی را راهی بازار کرده است. یکی از این مدل‌ها ذن‌فون 3 (ZE520KL) نام دارد که امروز قصد داریم تا این محصول میان رده تایوانی را بررسی کنیم. با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

طراحی و ساخت

در نگاه نخست اولین چیزی که توجه شما را جلب می‌کند، حاشیه‌های بالا و پایین نمایشگر است. در دنیای امروزی که همه کمپانی‌ها به سمت محصولات بدون حاشیه می‌روند؛ ایسوس همچنان علاقه خاصی به این بخش دارد و ظاهرا دست بردار هم نیست. در زیر نمایشگر 3 کلید معروف محصولات اندرویدی به چشم می‌خورد که به صورت سخت‌ افزاری کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. این کلیدها هنگام قفل بودن دستگاه محو نمی‌شوند و در واقع آیکون‌ها بر روی این قسمت حک شده‌اند که شاید به مذاق خیلی‌ها خوش نیاید. ضمن اینکه خبری هم از نور پس زمینه برای این دکمه‌ها نیست!

در بالای نمایشگر اسپیکر مکالمه، دوربین ثانویه و سنسورهای همیشگی دوربین‌ها دیده می‌شوند. بر روی این قسمت یک شیشه 2.5D کشیده شده که در زیبایی ذن‌فون 3 بی‌تاثیر نبوده است.

اگر گوشی را برگردانید نخستین چیزی که می‌بینید شباهت این مدل با برخی کهکشانی‌های سامسونگ همچون گلکسی S6 است. با توجه به قاب پشتی شیشه‌ای، بیرون زدگی دوربین، گوشه‌های گرد و حتی رنگ دستگاه می‌توان گفت که اگر آن سنسور اثر انگشت با شکل عجیب و غریبش نبود این محصول را با S6 اشتباه می‌گرفتید.

با اینکه قاب پشتی شیشه‌ای است اما نسبت به سایر مدل‌هایی که تاکنون تجربه کار با آن را داشته‌ایم، چربی انگشتان را کمتر به خودش جذب می‌کند. در بخش بالایی، دوربین مربع شکل ذن‌فون 3 قرار گرفته که چند میلی‌متری از بدنه بیرون زده است و در دو سمت آن فلاش دوربین و سنسورهای همراه آن به چشم می‌خورند.

کمی پایین‌تر از لنز، شاهد سنسور تشخیص اثر انگشتی هستیم که شکل آن با تمامی مدل‌هایی که دیده‌اید متفاوت است! این حسگر مستطیل شکل کمی در قاب پشتی فرو رفته و توسط نواری فلزی احاطه شده است. این نوار فلزی از جنس نوار اطراف لنز بوده و همین مورد هماهنگی خاصی را میان این دو بوجود آورده است. در پایین‌ترین قسمت قاب پشتی نیز این لوگو ایسوس است که همچون نگینی بر پیکره بی‌جان ذ‌ن‌فون 3 می‌درخشد.

تمام بخش پشتی این مدل توسط گوریلاگلس محاظت می‌شود و حداقل می‌توانید مطمئن باشید که این قسمت از خط و خش‌های احتمالی در امان است.

در سمت راست گوشی و در بالاترین قسمت، کلیدهای یکپارچه صدا را می‌بینیم که پایین‌تر از خودشان کلید پاور را جا داده‌اند. خطوطی دایره‌ای بر روی کلید‌ها کشیده شده که جلوه خاصی را به آن‌ها می‌بخشد. این کلیدها از بدنه به‌خوبی بیرون زده‌اند و هنگام استفاده از آن‌ها مشکلی نخواهید داشت اما کلید یکپارچه صدا خیلی قرص و محکم سر جای خودش قرار نگرفته که شاید در دراز مدت مشکل ساز باشد.

در سمت چپ این محصول تایوانی تنها درگاه سیم‌کارت دیده می‌شود که توسط سوزن مخصوصی قابل دسترسی است. نکته جالب این که این خشاب به صورت برعکس در بدنه جای می‌گیرد. یعنی اگر قصد داشته باشید سیم‌کارت را درون دستگاه قرار دهید، بعد از جای‌گذاری درست، می‌بایست خشاب را برگردانید و سپس وارد دستگاه کنید!

ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که جایگاه سیم کارت دوم و کارت حافظه یکسان است و نمی‌توانید به صورت همزمان از هر دو استفاده کنید. در بخش زیرین ذن‌فون 3، میکروفون، پورت USB Type-C و تک اسپیکر دستگاه را شاهد هستیم و این در حالی است که بخش بالایی تنها جک استاندارد صدا و میکروفون ثانویه را در خود جای داده است.

بدنه دستگاه فلزی است و 4 گوشه آن به صورت گرد طراحی شده و به طور کلی با یک محصول خوش دست رو به رو هستیم. در ساخت ذن‌فون 3 از قطعات بسیار زیادی استفاده شده و بدنه آن یک‌دست و یک‌پارچه به‌نظر نمی‌رسد؛ به همین دلیل مشخص نیست که در هنگام برخورد با زمین چه بلایی بر سرش خواهد آمد (احتمالا به هزار قسمت مساوی تقسیم می‌شود).

ذن‌فون 3 ایسوس 7.7 میلی‌متر ضخامت داشته و اگر بر روی ترازو برود، عدد 144 را مشاهده می‌کنیم که برای محصولی ساخته شده با شیشه و فلز معمولی و حتی سبک به نظر می‌رسد.

با همه این‌ها ذن‌فون 3 کمی بیش از اندازه لیز بوده و هر لحظه ممکن است از دستان شما بیفتد و نقش بر زمین شود! این مورد لیز بودن گوشی وقتی بر روی سطح صافی قرار گرفته بیشتر خودش را نشان می‌دهد. ناگفته نماند که این مدل در 3 رنگ طلایی، سفید و مشکی راهی بازار شده است.

نمایشگر

ایسوس برای ذن‌فون 3 از یک نمایشگر 5.2 اینچی با رزولوشن 1920 در 1080 بهره گرفته که در هر اینچ آن شاهد 424 پیکسل هستیم. پنل به‌کار رفته در این مدل از نوع Super IPS+ است و نسخه سوم از گوریلا گلس وظیفه محافظت از آن را بر عهده دارد.

رنگ‌ها در این نمایشگر تاحدی بی‌روح به نظر می‌رسند و خبری از رنگ‌های غلیظ نیست و حتی تا حدی نیز از حالت طبیعی به دور است. بنابراین انتظار نداشته باشید که همچون کهکشانی‌های سامسونگ هنگام تماشای نمایشگر به وجد بیایید. با این حال در نگاه از زوایا نیز همه چیز دقیقا همان‌طوری است که از رو به رو می‌بینید. میزان رفلکس نمایشگر بالا نیست، اما اگر جسمی نورانی در پشت سر شما باشد بدون شک تصویرش را در نمایشگر خواهید دید.

میزان نور نمایشگر در بیشترین حالت خود به حدود 600 نیت می‌رسد که میزان مناسبی است و حتی در زیر نور آفتاب هنگام گشت و گذار در منوها مشکلی با آن نخواهید داشت اما توقع نداشته باشید که بتوایند وب‌گردی کنید. میزان حداقلی نور نمایشگر نیز در حدی هست که شب‌ها هنگام چت با مخاطبان خاص مشکلی نداشته باشید.

در بخش تنظیمات نمایشگر 3 حالت Balance ،bluelight Filter و Vivid در نظر گرفته شده که با انتخاب آن‌ها و تنظیمات خاصی همچون میزان گرمی و سردی رنگ‌ها می‌توانید حال و هوای نمایشگر را تغییر دهید. قسمتی نیز با نام Customized در این بخش دیده می‌شود که به صورت کلی همه چیز نمایشگر را در اختیار شما قرار خواهد داد تا متناسب با سلیقه خود آن را تغییر دهید.

نمایشگر مشکل خاصی از لحاظ میزان حساسیت به فشار ندارد و با کوچک‌ترین تماسی فرامین را اجرا می‌کند. حتی ذن‌فون 3 از حالت Glove Mode نیز پشتیبانی می‌کند و می‌توانید توسط دستکش با آن کار کنید. حال بیایید از مسائل تئوری فاصله بگیریم و ببینیم در عمل این مدل تایوانی چه می‌کند (در سمت راست ذن‌فون 3 و در سمت چپ ال‌جی G4 قرار گرفته است):

سخت افزار

پیش‌تر محصولات ایسوس را با چیپست اینتل در بازار می‌دیدیم اما این کمپانی تصمیم گرفته تا برای ذن‌فون 3،‌ چیپست اسنپدراگون 625 کوالکام را به عنوان مغز متفکر برگزیند. این چیپ 64 بیتی از 8 هسته Cortex-A53 با فرکانس 2 گیگاهرتز تشکیل شده است. این چیپ که با فناوری 14 نانومتری ساخته شده از واحد گرافیکی آدرنو 506 بهره‌ می‌برد.

از لحاظ میزان حافظه ذخیره سازی، ذن‌فون 3 به دو نسخه با حافظه داخلی 64 گیگابایت با 4 گیگابایت رم و حافظه داخلی 32 گیگابایتی با 3 گیگابایت رم تقسیم شده است. بنابراین هنگام خرید به این نکته توجه داشته باشید که محصول 64 گیگابایتی، رم بیشتری دارد. نسخه‌ای که در اختیار ما بود از رم 3 گیگابایتی استفاده می‌کرد که بیش از یک گیگابایت آن توسط خود دستگاه اشغال شده بود؛ بنابراین شما حدودا به 1.6 گیگابایتش دسترسی دارید. همچنین میزان حافظه داخلی در دسترس شما 24 گیگابایت است و باقی را خود ذن‌فون 3 نوش جان کرده است.

برای اینکه عیار این محصول ایسوس را بسنجیم آن را وارد آزمایشگاه خودمان کردیم. در مرحله نخست از AnTuTu بهره گرفتیم تا عملکرد کلی گوشی سنجیده شود.

در مرحله بعدی به سراغ Quadrant‌ رفتیم تا با ارزیابی بخش‌های مختلف امتیازات جداگانه‌ای را به هر قسمت بدهد.

برای تست اختصاصی هسته‌ها از GeekBench بهره گرفتیم.

و در نهایت برای آنکه واحد گرافیکی را به چالش بکشیم از Bonsai استفاده کردیم.

هنگام کار کردن با دستگاه مشکل خاصی با آن نداشتیم و همه چیز خیلی خوب بود. یک بازی گرافیکی را نیز بر روی آن نصب کردیم و خود بازی که خیلی روان اجرا نشد اما در حدی هست که بتوان رویش حساب کرد. مطابق معمول بخش پشتی دستگاه نیز در این حالت بیش از اندازه داغ شد و شاید خیلی مشتاق نباشید گوشی را در آن حالت ببینید و بنابراین پس از نیم ساعت بازی، به حال خودش رها می‌کنید تا خنک شود.

دوربین

ذن‌فون 3 ایسوس به یک دوربین 16 مگاپیکسلی اصلی مجهز شده که دارای لرزش‌گیر اپتیکال 4 محوره است و از F/2.0 بهره می‌برد. بنابراین خیلی نباید بر روی تصویربرداری در محیط‌های کم‌نور روی آن حساب کنید. دوربین این محصول همچنین به فوکوس لیزری مجهز بوده و دارای فلاش LED دوگانه است تا در تاریکی یار و یاور شما باشد.

رابط کاربری دوربین ساده طراحی شده اما این دلیل نمی‌شود که قابلیت خاصی نداشته باشد. ایسوس سعی کرده تا ویژگی‌های خاص و متفاوتی را برای آن در نظر بگیرد که از مهم‌ترین‌های آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره داشت:

Low Light: محیا کردن بهترین شرایط برای تصویربرداری در محیط کم نور

Children: ثبت اتوماتیک عکس پس از تشخیص چهره کودک

Depth Of Field: عمق دادن به تصویر و بلور کردن پس‌زمینه

Smart Remove: حذف اشیا متحرک در عکس

Manual: تنظیم دستی پارامترهای عکاسی

Effect: قرار دادن افکت‌های متنوع بر روی تصویر

فوکوس دوربین خیلی خوب و دقیق عمل‌ می‌کند اما سرعت آن کمی بیش‌تر از حالت معمولی است و باید هنگام عکاسی با این گوشی کمی حوصله کنید. در ادامه می‌توانید نمونه تصاویر گرفته شده با دوربین ذن‌فون 3 را ببینید:

از لحاظ فیلم‌برداری این محصول ایسوس می‌تواند به صورت 4K و با نرخ 30 فریم برثانیه فیلم بگیرد. کیفیت صدای ضبط شده قابل قبول است اما لرزش‌گیر اپتیکال تصویر آنچنان که باید و شاید نمی‌تواند مانع لرزیدن تصویر شود. با این حال پس از تماشای ویدئو از عملکرد کلی آن راضی خواهید بود.

ذن‌فون 3 ایسوس همچنین به یک دوربین 8 مگاپیکسلی با F/2.0 مجهز شده است که توانایی فیلم‌برداری به صورت فول‌ اچ‌دی را نیز دارد. ایسوس برای این دوربین از ویژگی‌های منحصر به فردی بهره گرفته است. شما می‌توانید به صورت سلفی پانوراما بگیرید تا بتوانید محیط بیشتری را در عکس خودتان جای دهید و یا از حالت Low Light برای عکاسی در نور کم استفاده کنید.

یکی از ویژگی‌های جالب این قسمت Beautification نام دارد که در آن علاوه بر حذف چین و چروک‌های صورت می‌توانید، رنگ پوست و یا حتی گردی صورت و سایز مردمک چشم‌تان را هم تغییر دهید که در نوع خود جالب است.

نرم افزار

ایسوس، ذن‌فون 3 را از همان ابتدا با اندروید 6.0.1 و رابط کاربری شخصی سازی شده ZenUI راهی بازار کرد. پس از اتصال به اینترنت متوجه شدیم که اندروید 7 نیز برای این محصول در دسترس است. در نسخه جدید شاهد برخی تغییرات جزئی در ظاهر رابط کاربری بودیم. به عنوان مثال منوی نوتیفیکیشن نسبت به گذشته زیباتر شد. به طور کلی رابط کاربری ایسوس خیلی شلوغ به‌نظر می‌رسد و در آن از افکت‌های بسیار زیاد و متفاوتی استفاده شده است. این افکت‌‌ها شاید ظاهر رابط کاربری را زیباتر کرده باشند اما بدون شک موجب تاخیر در اجرای فرامین می‌شوند و شاید برای یک عمل ساده، چند ثانیه‌ای را صبر کنید تا افکت‌های مورد نظر برای بازکردن یک اپلیکیشن به پایان برسند.

در دنیای امروزی که اکثر محصولات به سمت ساده‌تر شدن پیش می‌روند، بهتر بود که ایسوس دست از سر این افکت‌ها بر می‌داشت و کمی رابطش را سبک‌تر می‌کرد. جدای از این مسئله برنامه‌های پیش‌فرض بسیار زیادی بر روی دستگاه نصب شده که اکثر آن‌ها بدون کاربرد هستند. جالب است بدانید که اینستاگرام به صورت پیش‌فرض بر روی دستگاه نصب بود!

منوی نوتیفیکیشن دو مرحله‌ای بوده و شامل آیکون‌های بسیار بزرگی می‌شود که ممکن است برای خیلی‌ها جذاب به نظر نرسد. اگر در منو به سمت پایین سوایپ کنید، یک کادر جستجو در اختیار شما قرار می‌گیرد که می‌توانید توسط آن میان برنامه‌های نصب شده در گوشی جستجو کنید. اگر در صفحه اصلی به سمت بالا سوایپ کنید، به بخش تنظیمات رابط کاربری خواهید رفت که امکان تغییر تصویر پس زمینه، آیکون پک و… را در اختیارتان می‌گذارد.

در بخش تنظیمات برخی ویژگی‌ها برای این رابط در نظر گرفته شده است. مثلا می‌توانید مشخص کنید که با کشیدن یک حرف خاص بر روی صفحه (مثلا W) مستقیما وارد یک اپلیکیشن از پیش تعیین شده شوید.

به شخصه نتوانستم با رابط کاربری این مدل ارتباط برقرار کنم! پیشنهاد می‌کنم پس از خرید، اولین کاری که می‌کنید نصب یک لانچر و جایگزین کردن آن با لانچر اصلی باشد…!

پخش چند‌رسانه‌ای

در این قسمت همیشه 3 فاکتور مهم را در نظر می‌گیریم. یکی نمایشگر دستگاه است که به اندازه کافی در رابطه با آن خوانده‌اید. دومین فاکتور اسپیکر است که ذن‌فون 3 ما قید صدای استریو را زده و از یک اسپیکر خشک و خالی در بخش زیرین خود بهره می‌برد. بلندی صدای آن راضی کننده بوده اما هرچه صدا را بلندتر کنید از کیفیتش کاسته می‌شود.

به طور کلی صدای خروجی از ذن‌فون 3 بیس لازم را ندارد و خیلی تیز است. البته اگر اسپیکر راضی کننده نیست، می‌توانید از هدفون برای گوش دادن به موسیقی استفاده کنید. یک هدفون خوب و با کیفیت همراه با این محصول عرضه می‌شود و خروجی صدایش نیز در حد قابل قبولی است و می‌توان روی آن حساب کرد. نکته جالب در رابطه با این گوشی چشم بادامی، این است که هنگام افزایش صدا شما شاهد یک گزینه Outdoor Mode هستید که در صورت فعال کردن آن، برای شنیده شدن صدای بهتر در بیرون از خانه تغییراتی اعمال می‌شود. البته انتظار معجزه نداشته باشید.

فاکتور سوم پلیر گوشی است که متاسفانه ذن‌فون 3 فاقد یک موزیک پلیر اختصاصی بوده و می‌بایست از برنامه‌های خود گوگل برای این منظور استفاده کنید. با این حال مشکل خاصی در پخش ویدئوها نخواهید داشت.

سایر قابلیت‌ها

ذن‌فون 3 ایسوس از کارت حافظه تا 256 گیگابایت پشتیبانی می‌کند؛ البته همان‌طور که گفتیم در صورت استفاده از کارت حافظه می‌بایست قید سیم کارت دوم را بزنید. این دستگاه به بلوتوث 4.2، پورت USB Type-C، GPS و رادیو نیز مجهز شده اما فاقد NFC است.

برای باز کردن قفل نمایشگر می‌توانید از سنسور اثر انگشت پشت دستگاه بهره‌مند شوید. دقت این سنسور بسیار خوب است و تقریبا در تمامی حالت‌های ممکن می‌توان با آن قفل نمایشگر را باز کرد. البته سرعت آن خیلی بالا نیست و پس از لمس سنسور، با کمی تاخیر نسبت به سایر محصولات شاهد باز شدن قفل هستیم. البته سنسور اثر انگشت ذن‌فون همیشه فعال است و نیازی نیست که برای استفاده از آن یکبار دکمه پاور را فشار دهید.

ایسوس نیز همچون هواوی عملکردهای متفاوتی را برای سنسور اثر انگشت در نظر گرفته است. به عنوان مثال می‌توانید با دو بار ضربه زدن بر روی این سنسور، وارد اپلیکیشن دوربین شوید.

باتری

ایسوس برای ذن‌فون 3 از یک باتری 2600 میلی‌ آمپر ساعتی استفاده کرده که توسط کاربر قابل تعویض نیست. سرعت شارژ شدن آن در حد قابل قبولی است و به بیش از 90 دقیقه نمی‌رسد. اگر یک کاربر معمولی باشید می‌توانید تا یک روز با این محصول سر کنید اما اگر بخواهید که مدام از طریق دیتا و یا حتی وای‌فای شبکه‌های اجتماعی را چک کنید، ذن‌فون 3 بیش از 4 ساعت پاسخگو نیاز شما نخواهد بود.

کلام آخر در بررسی ذن‌فون 3 ایسوس

به صورت کلی ذن‌فون 3 یک گوشی ساده مثل بقیه است! در ساخت آن از شیشه و فلز بهره گرفته شده، سخت‌افزارش در حد میان‌رده‌هاست، نمایشگرش خوب است، قابلیت‌های دوربینش فوق‌العاده‌اند، از سنسور اثر انگشت نیز بهره می‌برد و با نصب یک لانچر هم می‌شود به راحتی از شر رابط کاربری آن خلاص شد. همین حالا می‌توانید با پرداخت مبلغی در حدود یک میلیون و 200 هزار تومان ذن‌فون 3 ایسوس را با خود به خانه ببرید.

نوشته بررسی ایسوس ذن‌فون 3: یکی مثل بقیه! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ MSI PE60 7RD: یک دستگاه با پرستیژ!

بررسی لپ‌تاپ MSI PE60 7RD: یک دستگاه با پرستیژ!

بررسی لپ‌تاپ PE60 7RD ام‌اس‌آی محصولی که آمده تا مرز میان لپ‌تاپ‌های گیمینگ و معمولی را بشکند. ام‌اس‌آی مدت‌هاست که در بازار کامپیوتر حضور دارد و حالا دیگر همه اهل دلان آن را می‌شناسند. چندی پیش با رونق صنعت گیم، این کمپانی تایوانی تصمیم گرفت تا دل گیمرها را نیز به دست آورد، بنابراین رسما وارد این بازار شد و تا حد زیادی نیز در کارش موفق بود.

حالا مدتی می‌شود که ام‌اس‌آی با محصولات سری پرستیژ در حال سرک کشیدن به بازار لپ‌تاپ‌های عمومی‌تر است. ایده جالبی می‌شود که شما یک محصول گیمینگ را در پوست لپ‌تاپی معمولی ببینید! اگر می‌خواهید بدانید که این ترکیب متفاوت چه طعمی دارد؛ با ما همراه باشید…

طراحی و کیفیت ساخت

در نگاه نخست با یک لپ‌تاپ معمولی نقره‌ای رنگ طرف هستید و اگر پیش‌تر با سری گیمینگ این کمپانی کار کرده باشید، گمان می‌کنید که این یک لپ‌تاپ خاص و متفاوت است؛ اما بعد از باز کردن آن، متوجه می‌شوید که در واقع این یک لپ‌تاپ از سری گیمینگ GE ام‌اس‌آی است؛ با این تفاوت که دیگر در آن خبری از رنگ مشکی و قرمز نیست.

شاید اگر لپ‌تاپ GE72 ام‌اس‌آی را با قرار دادن یک اسکین معمولی نقره‌ای کنید؛ نتوانید PE60 را از آن تشخیص دهید! علاوه بر رنگ، تنها تفاوت عمده این محصول از لحاظ ظاهری عدم حضور لوگوی دراگون معروف ام‌اس‌آی بر روی بدنه است. این بار تنها یک لوگو از این کمپانی را شاهد هستید که آن هم در سمت راست پشت قاب نمایشگر جا خوش کرده و خبری هم از نورانی شدنش نیست.

نمایشگر بسیار نازک طراحی شده و با توجه به بهره‌گیری از آلومینیوم، گمان می‌کنید که بسیار مقاوم است اما با باز کردن لپ‌تاپ قصر آرزوهای‌تان خراب خواهد شد! اول این را بگویم که باز کردن لپ‌تاپ به نیروی زیادی نیاز دارد و برای این منظور می‌بایست از هر دو دست خود کمک بگیرید. در کل این کار آن‌چنان آسان نبوده و پیدا کردن مرز بین بدنه و بخش بالایی برای کاربر سخت خواهد بود.

هنگام باز کردن، نمایشگر تا حدی به سمت مرکز خم می‌شود و حس می‌کنید که با اعمال فشار بیشتر می‌توانید آن را به دو قسمت تقسیم کنید. با این حال لولاهای نمایشگر خیلی قرص و محکم این بخش را به بدنه اصلی لپ‌تاپ متصل می‌کنند و از این بابت ایراد خاصی نمی‌توان به آن گرفت.

حاشیه‌های اطراف نمایشگر کمی بیش از حد معمول است و اگر به محصولات بدون حاشیه علاقه دارید در همان نگاه نخست دل شما را می‌زند و حس خوبی پیدا نمی‌کنید. البته چنین ویژگی برای یک لپ‌تاپ چندان ضروری نیست اما خب در ظاهر آن تاثیر زیادی گذاشته است.

در بالای نمایشگر وب‌کم دستگاه به چشم می‌خورد که توسط بخشی فلزی از بدنه جدا شده است. در زیر نمایشگر نیز مطابق معمول لوگوی ام‌اس‌آی چون نگینی زیبا بر پیکره سرد و بی‌جان لپ‌تاپ می‌درخشد.

به جز بخش زیرین به هرجای لپ‌تاپ که سرک بکشید، با فلز با کیفیتی رو به رو می‌شوید که هنگام لمسش، آن حس لوکس بودنی که به دنبالش بودید به شما القا می‌شود.

این لپ‌تاپ کم‌تر از 30 میلی‌متر ضخامت دارد اما وزن آن حدودا 2.4 کیلوگرم است که با توجه به شارژر نسبتا بزرگ و سنگینش، خیلی برای حمل آن کار آسانی را در پیش نخواهید داشت.

کیبورد و تاچ‌پد

طراحی جزیره‌ای دکمه‌های موجود در کیبورد این لپ‌تاپ به بهترین نحو ممکن صورت گرفته؛ به طوری که هنگام کار کردن و یا بازی کردن با آن کاملا راحت خواهید بود. با این که ساخت کلید‌های موجود از نوع طرح لبخند نبوده، اما جای‌گیری انگشتان دست بر روی‌شان به خوبی انجام می‌گیرد. علاوه بر این‌ها شاهد بخش Numpad هم در صفحه کلید این لپ‌تاپ با پرستیژ هستیم.

این کیبورد به نور پس زمینه تک رنگی مجهز شده که در 3 حالت، قابل تنظیم است. با نصب درایورهای لپ‌تاپ، اپلیکیشن دراگون سنتر نیز نصب می‌شود و در آن بخشی برای تغییر رنگ کلید‌ها قرار گرفته اما به شخصه که نتوانستم رنگ نور پس زمینه کلیدها را تغییر دهم!

این بخش ظاهرا برای محصولات گیمینگ طراحی شده و احتمالا ام‌اس‌آی فراموش کرده که این لپ‌تاپ چنین قابلیتی را ندارد اما همچنان اپلیکیشن آن در دسترس است! با همه این‌ها بر روی کلیدهای این کیبورد حروف پارسی هم نقش بسته تا نیازی به خرید برچسب نداشته باشید.

تاچ‌پد یکی دو میلی‌متری در بدنه دستگاه فرو رفته و همچون محصولات چندین سال پیش کلیدهای آن به صورت یکپارچه طراحی نشده‌اند. هنگام کار با آن مشکل خاصی نخواهید داشت اما به شخصه استفاده از ماوس را ترجیح می‌دهم.

خوشبختانه یک ماوس گیمینگ خیلی خوب هم همراه با این مدل عرضه می‌شود. حتی توسط نصب یک اپ مخصوص نیز می‌توانید کلیدهای آن را شخصی سازی کنید.

پورت‌ها و اتصالات

پورت‌ها در دو لبه چپ و راست لپ‌تاپ قرار گرفته‌اند. لبه سمت چپ را دو پورتUSB 3.0، درگاه Kensington ،LAN ،HDMI ،Mini Display Port ،USB Type-C، میکروفون و جک هدفون تشکیل داده است.

پورت پاور، یک عدد USB 2.0 و Card Reader هم در لبه سمت راست این لپ‌تاپ دیده می‌شود. همان طور که می‌دانید بر روی اکثر لپ‌تاپ‌های MSI، درایو نوری وجود ندارد و کاربران با مشکلات مختلفی برای نصب اپلیکیشن‌ها و بخصوص بازی‌ها مواجه می‌شوند؛ اما خوشبختانه در PE60 با پرستیژ، این موضوع برعکس بوده و ما شاهد یک درایو برای دیسک‌های نوری در آن هستیم.

البته صدای تولید شده از این درایو نوری هنگامی که در حال انجام فعالیت است، بسیار بالاست! حتی هنگام استفاده، لرزش زیادی نیز ایجاد می‌کند، طوری که با قرار دادن دست‌تان بر روی سطحی که لپ‌تاپ قرار گرفته به راحتی متوجه آن خواهید شد. تعداد پورت‌های موجود در این لپ‌تاپ به اندازه کافی بوده و هنگام کار کردن با آن احساس کمبود نمی‌کنید.

نمایشگر

PE60 از یک نمایشگر 15.6 اینچی فول اچ‌دی بهره مند است. این نمایشگر رنگ‌ها را خیلی خوب به نمایش می‌گذارد و از این لحاظ ایرادی به آن وارد نیست. بر روی آن هم یک روکش مات کشیده شده که برای گیمرها خبر خوبی خواهد بود. میزان رفلکس نمایشگر بالا نبوده اما میزان نوری که در بیشترین حالت به خودش می‌بینید، آن‌قدری نیست که بتوانید در محیط‌های خارجی بدون مشکل کار کنید.

ام‌اس‌آی علاقه زیادی به این نمایشگر دارد و برچسب Wide View‌ را به آن چسبانده و اعلام کرده که از زاویه 170 درجه نیز می‌توانید محتوا را به صورت کامل ببینید. اما در عمل چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد! اگر از سمت چپ و یا راست به صفحه نگاه کنید در بهترین حالت تا 60 درجه مشکلی نخواهید داشت، پس از آن نمایشگر رنگ‌ها را تغییر می‌دهد. تماشا در این زاویه خیلی شبیه به چیزی که از رو به رو می‌بینید نخواهد بود.

اگر از بالا و یا پایین به نمایشگر نگاه کنید که رسما محتوای دیگری را می‌بینید! راستش را بخواهید اگر نمایشگر را کمی به پشت بخوابانید، تقریبا هیچ چیزی از صفحه را نخواهید دید؛ برای درک عمق فاجعه باید تصور کنید که تماشای نمایشگر در این حالت، شبیه به دیدن یک تصویر با افکت نگاتیو است!

سخت افزار

پردازنده اینتل Core i7 مدل 7700HQ، بخش اصلی سخت افزاری PE60 را تشکیل می‌دهد. شاید قدرت این پردازنده به اندازه آن‌هایی که در سری گیمینگ و بخصوصGT  یافت می‌شود، نباشد، اما مطمئنا در هیچ بخش پردازشی شما را ناامید نخواهد کرد.

مشخصات کلی سخت افزار را کاملا برازنده یک لپ‌تاپ‌ رده بالا می‌دانیم، چرا که عملکردی فوق‌العاده در این زمینه دارد.

در بخش نرم‌ افزاری شما قادر خواهید بود تا از مودهای مختلف برای شخصی‌‌سازی عملکرد پردازنده استفاده کنید. 3 حالت Sport Mode ،Comfort Mode و Eco Mode در قسمت‌ مود‌های عملکرد پردازنده وجود دارد که Sport از حداکثر قدرت و Eco از حداقل قدرت استفاده می‌کند. البته این موضوع را باید بدانید که تولید گرما در مود‌های سبک‌تر، کم‌تر خواهد بود. البته به لطف فناوری Cooler Boost آن هم نسخه ۴، گرمای تولید شده طبق گفته کمپانی سازنده بسیار کم‌تر از آن چیزی است که انتظارش را دارید.

PE60 به کارت گرافیکی انویدیا GeForce GTX1050 مجهز است که از 4 گیگابایت حافظه GDDR5 بهره می‌برد.

این مدل همچنین از 16 گیگابایت رم DDR4 استفاده می‌کند تا بدانید که با یک غول بی شاخ و دم طرف هستید. با همه این‌ها، اما PE60 قصه ما تنها از یک هارددیسک 1 ترابایتی 7200rpm سود می‌برد و فاقد SSD است.

توانایی اجرای بازی‌ها

سخت افزار قدرتمند و بخصوص کارت گرافیکی PE60 موجب شد تا چند بازی گرافیکی را بر روی آن نصب کنیم و غرق در دنیای گیم شویم.

در ابتدا به سراغ یک بازی محبوب با نام GTA V رفتیم. با شروع بازی همه چیز خیلی خوب پیش رفت؛ اما دمای لپ‌تاپ با هیجان بازی رابطه مستقیمی برقرار کرده بود و هرچه بیشتر غرق بازی می‌شدیم، عرق بیشتری از سر و صورت‌مان جاری می‌شد! با این حال گرمای ایجاد شده آزاردهنده نیست و می‌توانید به بازی کردن خودتان ادامه دهید؛ البته اگر دل‌تان به حال PE60 نسوزد! این بازی در بهترین حالت خودش با 44 فریم بر ثانیه اجرا شد.

ام‌اس‌آی یک کلید اختصاصی برای فعال کردن دستی فن‌ها قرار داده که ایده خوب و جالبی است اما عملا کاربرد چندانی ندارد؛ چرا که نمی‌تواند حرارتی که از دهان این اژدهای خفته در بدنه لپ‌تاپ بیرون می‌آید را کنترل کند. صدای فن تا حد زیادی آزار دهنده است و اگر در یک محیط بسته آن را روشن کنید، بدون شک توجه اطرافیان را به خودش جلب می‌کند.

البته عملکرد این فن‌ها پس از فشردن کلید اختصاصی بسیار خوب است. طبق آپشنی که خود ام‌اس‌آی برای این محصول در نظر گرفته، سرعت فن در کمتر از دو ثانیه از صفر به بیش از 6 هزار دور در دقیقه می‌رسد. بنابراین تعجبی ندارد که صدای زیادی ایجاد کند. شاید اگر این کمپانی تایوانی ابتکارش را در صنعت خودرو به خرج می‌داد، شاهد محصولی بودیم که رکورد صفر تا صد را به نام خودش ثبت می‌کرد!

سپس به سراغ یک بازی دیگر با نام CoD:Black Ops 3 رفتیم و در بالاترین حالت توانستیم تا عدد 32 فریم را توسط نرم افزار مربوطه در گوشه نمایشگر ببینیم! در اجرای این بازی نیز مشکلی جز گرمای بالا پیش نیامد.

اسپیکر

این کمپانی تایوانی PE60 را به اسپیکرهای فوق‌العاده‌ای مجهز کرده که در بخش زیرین دستگاه قرار گرفته‌اند. بلندی صدای این دو بسیار زیاد است و علاقه‌مندان به موسیقی را راضی نگه می‌دارد. جدای از صدای بلند و واضح، شاهد بیس بسیار خوبی نیز هستیم که جای هیچ حرف و حدیثی را باقی نمی‌گذارد.

MSI نسخه دوم از نرم افزار Nahimic را برای این مدل در نظر گرفته که توسط آن می‌توانید صدای خروجی را شخصی سازی کنید. ناگفته نماند که توسط این برنامه می‌توان کیفیت ضبط میکروفون لپ‌تاپ را نیز تا حد زیادی افزایش دهید.

قابلیت‌های نرم‌افزاری

معمولا کمپانی‌های سازنده در لپ‌تاپ‌های امروزی بیش از هر چیز به سخت‌افزار توجه می‌کنند و کمتر پیش می‌آید که یک کمپانی بر روی بخش نرم‌افزاری محصولش کار کند. با این حال MSI علاوه بر سخت‌افزار، قابلیت‌های خاص نرم‌افزاری را نیز در محصولاتش پیاده کرده است. Dragon Center همان بخشی است که MSI ویژگی‌های اصلی نرم‌افزاریش را در آن گنجانده است. این برنامه به بخش‌های متفاوتی تقسیم شده که به صورت خلاصه‌ آن‌ها را معرفی می‌کنیم:

App Portal: این قسمت مربوط به میانبرهای لپ‌تاپ است. برخی برنامه‌ها به صورت پیش‌فرض قرار گرفته‌اند و شما هم می‌توانید برنامه دلخواه‌تان را به آن اضافه کنید تا هنگام کار با لپ‌تاپ خیلی سریع به آن دسترسی داشته باشید.

System Monitor: پس از ورود به این بخش می‌توانید بر روی عملکرد کلی لپ‌تاپ‌تان نظارت داشته باشید و میزان مصرف CPU، رم و حتی دمای آن‌ها را ببینید.

LED Wizard: اینجا مربوط به شخصی‌سازی نور پس زمینه کیبورد است. ویژگی که PE60 فاقد آن است و مشخص نیست چرا روی آن قرار گرفته! بنابراین با یک بخش کاملا بدون استفاده طرف هستید.

System Tuner: در این بخش می‌توانید تمام قابلیت‌های MSI را کنترل کنید. به‌عنوان مثال می‌توانید سرعت فن‌های دستگاه را تنظیم کنید.

Mobile Center: به طور کلی موبایل سنتر بخش‌های مختلف سیستمی را در تلفن‌همراه شما به نمایش می‌گذارد.

Tool & Help: در آخرین قسمت نیز می‌توانید از ابزارها استفاده کنید. به عنوان مثال دیسک ریکاوری بسازید و یا باتری را کالیبره کنید.

به طور کلی در واقع این بخش اصلا متناسب با لپ‌تاپ سری پرستیژ نیست و همان چیزی است که در سری‌های گیمینگ این کمپانی دیده بودیم، با این تفاوت که از ترکیب رنگ سفید و مشکی بجای قرمز و مشکی بهره می‌برد!

باتری

یک باتری 6 سلولی برای PE60 در نظر گرفته شده که توسط کاربر قابل تعویض نیست. از لحاظ شارژدهی انتظار چندان بالایی از این مدل نداشته باشید. با یک استفاده معمولی کمی بیش از 2 ساعت می‌توانید با این مدل کار کنید.

هرچه شارژ باتری به انتها برسد، سرعت خالی شدن آن نیز بیشتر می‌شود. به عنوان مثال زمانی که 20 درصد از شارژ باقی مانده اگر لپ‌تاپ را بدون استفاده رها کنید در کمتر از 20 دقیقه خاموش می‌شود!

کلام آخر در بررسی لپ‌تاپ PE60 7RD ام‌اس‌آی

به طور کلی شاید اگر ام‌اس‌آی همان سری گیمینگش را با قدرت بیشتر ادامه می‌داد، نتیجه بهتری می‌گرفت. در حال حاضر لپ‌تاپ‌های سری پرستیژ آن‌طور که باید و شاید خوب از آب در نیامده‌اند و خود ام‌اس‌آی نیز تلاش چندانی برای پیشرفت آن نکرده است. در واقع با همان لپ‌تا‌پ‌های سری گیمینگ طرف هستیم که تنها رنگ‌شان تغییر کرده! حتی هنگامی که لپ‌تاپ را روشن می‌کنید هم لوگوی دراگون قرمز رنگ معروف ام‌اس‌آی را خواهید دید.

شما می‌توانید این مدل را با قیمتی در حدود 4 میلیون و 400 هزار تومان از بازار بخرید که با توجه به مشخصات سخت‌افزاری قابل قبول، می‌تواند یکی از نکات مناسب برای این دستگاه ارزیابی گردد.

نوشته بررسی لپ‌تاپ MSI PE60 7RD: یک دستگاه با پرستیژ! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی پی ۱۰ لایت هواوی: شیک و پیک!

بررسی پی 10 لایت هواوی: شیک و پیک!

بررسی پی 10 لایت هواوی را با مروری بر این سری دوست داشتنی آغاز می‌کنیم. برای نخستین بار و به صورت جدی، کمپانی هواوی پس از معرفی پرچمدار جنجالی‌ خود با نام پی 8 بود که تصمیم گرفت تا نسخه لایت آن‌ را نیز راهی بازار کند. در واقع این نسخه آمده بود تا عرصه‌ را بر محصولات مینی و کامپکت سایر کمپانی‌ها تنگ‌تر کند.