بررسی اپل Airpods Pro: پرچمدار هدفون‌های بی‌سیم

بررسی Airpods Pro: پرچمدار هدفون‌های بی‌سیم اپل

برای جذب هرچه بیشتر کاربران آیفون به سمت دنیای هدفون‌های بی‌سیم، اپل نسخه‌ای پیشرفته‌تر و البته گران‌تر نسبت به ایرپادهای معمولی را منتشر کرده است. ار جمله تفاوت‌های آنها می‌توان به وجود قابلیت حذف صداهای مزاحم، جای‌گیری بهتر در گوش و بهبود کلی طراحی در ایرپاد پرو اشاره کرد. این تغییرات باعث شده تا ایرپاد پرو بتواند جایگاه بهترین هدفون‌ بی‌سیم اپل را از آن خود کند.

اما با توجه به قیمت گران آن یعنی 249$، نمی‌توان گفت این ایرپاد بهترین هدفون بی‌سیم موجود در بازار است. اما طبق شایعات اخیرا منتشر شده، اپل بدنبال تولید هدفون بی‌سیم اقتصادی ایرپاد پرو لایت است و شاید این دستگاه بتواند در جایگاه خوبی ظاهر شود.

کیفیت صدای ایرپاد پرو نیز بخصوص در بخش وکال‍ها (vocals) و بیس (bass)، نسبت به قبل بسیار بهتر شده‌است. تقویت بخش‌های مذکور بدان معناست که ایرپاد پرو برای افرادی که موسیقی پاپ گوش می‌دهند نسبت به افرادی که به موسیقی کلاسیک و ارکسترال علاقه‌مند هستند، گزینه بهتری بشمار می‌رود.

عمر باتری این هدفون‌ها نیز قدرتمند ظاهر شده‌است، (البته نه در مقایسه با دیگر هدفون‌های بی‌سیم، در مقایسه با ایرپادهای اپل) و دقیقا همانقدر که اپل قول داده بود (4 تا 5 ساعت با یکبار شارژ) توانست شارژ نگه دارد.

قیمت و زمان انتشار ایرپاد پرو

بررسی Airpods Pro: پرچمدار هدفون‌های بی‌سیم اپل

 

زمان انتشار ایرپاد پرو 30 اکتبر سال پیش بود و شما هم‌اکنون می‌توانید این هدفون وایرلس را خریداری کنید.

قیمت ایرپاد پرو 249 دلار است که افزایشی قابل توجه نسبت به 159 دلار ایرپاد معمولی در آن دیده می‌شود. البته ایرپاد معمولی با کیس شارژ بی‌سیم 199 دلار قیمت‌گذاری شده بود، قابلیتی که در ایرپاد پرو از همان ابتدا در جعبه دستگاه وجود دارد.

راه‌اندازی اولیه

بررسی Airpods Pro: پرچمدار هدفون‌های بی‌سیم اپل

 

همانند بسیاری از محصولات اپل، ایرپاد پرو نیز فورا به آیفون یا آیپدتان متصل می‌شود و تنها کاری که لازم به انجام آن هستید، درآوردن هدفون‌هایتان از جایگاهشان است.

البته، برای دریافت قابلیت‌های پیشرفته این هدفون، باید مطمئن باشید که دستگاهتان از iOS 13.2 پشتیبانی کند. بنظر می‌آید آیکون‌ها و ویژگی‌های اضافه شده شامل امکان تغییر تنظیمات «حالت شنیدن صدای محیط (Transparency)» و «حذف صداهای مزاحم» می‌شوند که مستقیما از طریق اپ تنظیمات مدیریت خواهند شد.

هنگامی که ایرپادتان فعالسازی شود، از آن به بعد بطور خودکار به دستگاه‌هایی (ازجمله اپل‌واچ، آیپد و مک‌ها) که دارای اکانت iCloud شما هستند، متصل خواهد شد. پس نیازی نیست تا شخصا در همه دستگاه‌هایتان تنظیمات اتصال به ایرپادها را انجام دهید.

سپس می‌توانید از طریق برنامه تنظیمات ایرپادها متوجه شوید آیا هدفون‌ها بخوبی در گوش‌هایتان جای گرفته‌اند یا خیر! ایرپادها با استفاده از میکروفون‌های داخلی و میزان صدای دریافتی، این امکان را برایتان فراهم می‌سازند تا در بهترین حالت ممکن به موسیقی مورد علاقه‌تان گوش فرا دهید. خارج‌کردن آنها از جهت محکم قرارگرفتن درگوش نیز به آسانی ممکن نیست و به کمی نیرو احتیاج خواهد داشت.

طراحی و کارایی

بررسی Airpods Pro: پرچمدار هدفون‌های بی‌سیم اپل

در اولین تست ایرپاد پرو متوجه شدیم آنها بسیار سبک هستند و پس از قرارگرفتن در گوش، به سختی می‌توان متوجه وجود آنها شد. البته این نکته‌ای منفی نیز بشمار می‌رود چراکه ممکن است پس از افتادن آن از گوش، از این اتفاق مطلع نشوید.

بخش بیرونی این دستگاه نسبت به ایرپاد 2 بسیار کوچک‌تر شده ‎است. باتوجه به اینکه در ایرپاد 2 بوسیله لمس بدنه آن می‌توانستید به آهنگ بعدی گوش دهید یا سیری را فعال کنید، بنظر می‌رسد در ایرپاد پرو اینکار کمی سخت‌تر خواهد شد. البته تجربه نشان می‌دهد  در صورت استفاده مداوم، پس از مدت کوتاهی به آن عادت می‌کنید.

همچنین می‌توانید کاری که پس از لمس بدنه خارجی ایرپاد انجام می‌شود را تغییر دهید؛ برای مثال از آن برای تنظیم سیری یا فعالسازی قابلیت حذف صداهای مزاحم استفاده نمایید.

چیزی که نبود آن بشدت احساس می‌شود، امکان تغییر میزان صدا از طریق بدنه ایرپاد است. در Powerbeats Pro برای نمونه این قابلیت وجود دارد اما واقعا استفاده از گوشی برای هر بار تغییر صدا در ایرپاد پرو اعصاب خردکن است. بعضی افراد می‌گوید خب می‌شود از سیری برای اینکار استفاده نمود، دلایلی که ما برای رد این قضیه داریم:

  1.  همیشه بدرستی کار نمی‌کند
  2.  زمان لازم برای تایید و فعالسازی 4 ثانیه است
  3. صدا بسیار زیاد یا بسیار کم می‌شود
  4.  درحین تلاش برای کم و زیاد کردن صدا با سیری، شاید اطرافیان فکر کنند شما دیووانه شده‌اید.

در ایرپاد پرو سنسور شتاب سنج تعبیه شده تا هنگام گذاشتن یا درآوردن از گوش، موزیک متوقف شود. همچنین این هدفون دارای گواهی IPX4 است که آنرا در برابر نفوذ آب مقاوم می‌سازد. افتادن ناگهانی آنها از گوش نیز نسبت به ایرپادهای معمولی بسیار بهبود یافته اما هنوز بی‌نقص نشده است.

کیفیت صدا

بررسی Airpods Pro: پرچمدار هدفون‌های بی‌سیم اپل

اپل در ایرپاد پرو از درایورهای شخصی‌سازی شده استفاده می‌کند که درکل شامل بهبود بیس، «صدای شفاف و باجزئیات در فرکانس‌های میانی و بالا» می‌شود و  دارای یک اکولایزر تطبیق‌پذیر شده است.

در مقایسه با هدفون‌های رده‌بالا یا دیگر ایربادهای فوق العاده همچون کمبریج Audio Melomania 1، ایرپاد پرو در بخش جزئیات صدا ضعیف‌تر عمل کرد. در هنگام گوش‌دادن به موسیقی الکترو-پاپ به این نتیجه رسیدیم که فرکانس‌های میانی بسیار متعادل و غنی هستند. اما درمقابل، هنگام شنیدن موسیقی کلاسیک، صداها کمی گرفته و راکد بودند.

در آخر باید گفت اپل با بهبود بخش‌هایی همچون صدای بیس و وکال‌ها، استفاده از ایرپادها را برای طرفداران پاپ جذاب‌تر کرده است که البته جامعه حداکثری موسیقی را نیز این افراد تشکیل می‌دهند.

عمر باتری

بررسی Airpods Pro: پرچمدار هدفون‌های بی‌سیم اپل

در بخش باتری، کیس شارژر بی‌سیم ایرپاد به شما 24 ساعت شارژ برای گوش‌دادن به موسیقی می‌دهد، و خود هدفون‌ها نیز در بهترین حالت 5 ساعت موسیقی برایتان پخش خواهند کرد. درصورت فعالسازی قابلیت حذف‌ صداهای مزاحم و… این عدد به 4 ساعت و نیم خواهد رسید.

به گفته اپل، اگر ایرپاد را 5 دقیقه در محل شارژ قرار دهید، تا یک ساعت عمرباتری برای پخش موزیک به آنها افزوده خواهد شد. مشکل دیگری که شارژر بی‌سیم ایرپاد پرو با آن مواجه است، اینست که نمی‌توان از طریق خود آن فهمید چه مقدار شارژ در کیس باقی مانده است. تنها یک لامپ LED کوچک وجود دارد که در حالات مختلف یا سبز یا بی‌رنگ است. البته برای دیدن شارژ موجود می‌توانید پس از برداشتن ایرپادها از روی شارژر، از طریق ویجت موجود در آیفونتان وضعیت باتری شارژر را چک کنید.

خرید این هدفون

پیشنهاد می‌شود اگر…

  • ایرپادهای معمولی اپل برایتان کافی نیست
  • کاربر آیفون هستید و می‌خواهید از محصولی با راحتی و کیفیت صدای بالا استفاده کنید
  • به فکر مراقبت از گوشتان هستید

پیشنهاد نمی‌شود اگر…

  • روی هزینه‌ها حساس هستید
  • باشگاه می‌روید و ورزش‌های سنگین انجام می‌دهید
  • طرفدار هدفون‌های بی‌سیم نیستید

نوشته بررسی اپل Airpods Pro: پرچمدار هدفون‌های بی‌سیم اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

مقایسه گلکسی A51 سامسونگ و آیفون SE اپل؛ ابر میان‌رده‌ها

گلکسی A51 و آیفون SE

دو شرکت اپل و سامسونگ اسمارت‌فون‌های میان‌رده آیفون SE 2020 و گلکسی A51 را معرفی کرده‌اند. آیفون SE جدید اپل از تراشه پرچمدار A13 بایونیک و طراحی شبیه به آیفون 8 بهره می‌گیرد. سامسونگ گلکسی A51 نیز به عنوان جانشین مدل A50 به بازار عرضه شده است که ظاهری زیبا، دوربین چهارگانه و قیمت مناسبی دارد. ما این دو محصول غربی و شرقی کره زمین را مورد بررسی قرار داده‌ایم تا مقایسه‌ای بین بخش‌های مختلف آن‌ها داشته باشیم. پس در ادامه ما را همراهی کنید.

گلکسی A51 و آیفون SE

طراحی، صفحه‌نمایش و مقاومت

آیفون SE 2020 و گلکسی A51 در بخش طراحی ظاهری تفاوت‌های بسیار زیادی دارند که از دیدگاه زیباشناسی در بخش‌های مختلف خوب به نظر می‌رسند. آیفون SE از همان طراحی آیفون 8 استفاده می‌کند. در این طراحی، اندازه تلفن و حاشیه‌های اطراف نمایشگر بزرگ‌تر هستند. هم‌چنین، یک دکمه فیزیکی Home در پایین تلفن مشاهده می‌شود. برخی از افراد این طراحی را دوست دارند و برخی دیگر آن را منسوخ می‌دانند.

در آن سوی میدان، طراحی ظاهری گلکسی A51 هم‌تراز با تلفن‌های پرچمداری، مانند گلکسی S20 است. درون نمایشگر این اسمارت‌فون یک سوراخ پانچ شده برای دوربین سلفی در نظر گرفته شده است که ظاهری زیبا و مدرن را به دستگاه می‌دهد. رزولوشن این صفحه‌نمایش معادل 2400 در 1080 پیکسل بوده که نسبت به آیفون SE 2020 باکیفیت‌تر است.

گلکسی A51 و آیفون SE

تنها نکته مثبت در بخش طراحی آیفون جدید اپل، کوچک‌ بودن و در نتیجه، خوش دست بودن آن است که احساس خوبی را به کاربر منتقل می‌کند. ابعاد بزرگ گلکسی A51 باعث می‌شود که آن را به سختی در دستان خود بگیریم. به علاوه، احتمال می‌رود که بدنه پلاستیکی در پشت این گوشی، آن را لغزنده‌تر کند.

در بخش مقاومت نیز آیفون SE تاییدیه IP67 را دریافت کرده است که مقاومت آن را در برابر قطر‌ه‌های آب تایید می‌کند. اما گلکسی A51 پا را فراتر گذاشته و تاییده IP68 را دریافت کرده است. در نتیجه، این تلفن می‌تواند مدت زمان بیشتری در عمق آب قرار بگیرد.

برنده: سامسونگ گلکسی A51

عملکرد، عمر باتری و شارژ کردن

آیفون SE جدید طراحی قدیمی دارد، اما تراشه قدرتمند و به‌روز A13 بایونیک درون آن تعبیه شده است. این تراشه در تلفن‌های سری آیفون 11 مورد استفاده قرار گرفته است. با این که ما هنوز تست‌های عملی مربوط به عملکرد این گوشی را انجام نداده‌ایم، اما تقریبا اطمینان داریم که این تراشه به خوبی از پس اجرای نرم‌افزار‌ها و بازی‌های سنگین برمی‌آید.

اما گلکسی A51 را فراموش نکنید، عملکرد پردازنده اگزینوس 9611 سامسونگ درون این تلفن بسیار خوب است. ولی سامسونگ از روش‌های مختلفی برای تولید این چیپست استفاده کرده است. به یاد داشته باشید که قدرت این پردازنده به اندازه تراشه اسنپدراگون 865 مورد استفاده در پرچمدارهای فعلی سامسونگ نیست. این گوشی از 4 گیگابایت حافظه رم بهره می‌گیرد که نسبت به رم 3 گیگابایتی آیفون SE جدید بهتر است. البته، سیستم‌عامل‌های IOS و اندروید به طور متفاوتی از منابع حافظه رم استفاده می‌کنند. بنابراین، ممکن است که گلکسی A51 با 4 گیگابایت رم ضعیف‌تر از آیفون SE باشد. به هرحال، ظرفیت حافظه رم را نمی‌توان به عنوان ملاک عملکرد خوب یک تلفن دانست.

گلکسی A51 و آیفون SE

ظرفیت باتری میان‌رده سامسونگ بیشتر از دستگاه اپل است. این تلفن به یک باتری 4000 میلی‌آمپر مجهز شده و این در حالیست که آیفون SE از یک باتری 1821 میلی‌آمپر برای تامین انرژی سخت‌افزار خود کمک می‌گیرد. با توجه به عملکرد مدل گلکسی A50، انتظار می‌رود که باتری هندست A51 نیز در شرایط سنگین کاری تا یک روز دوام بیاورد، اما آیفون SE در این قسمت ضعیف‌تر بوده و اگر به تماشای فیلم و اجرای‌ بازی‌ها در این گوشی علاقه دارید، باید بگوییم که باتری آن در طی یک روز به شارژ مجدد نیاز خواهد داشت.

از طرفی دیگر، تلفن جدید کوپرتینونشین‌ها از یک شارژر 18 واتی استفاده می‌کند، ولی این مقدار در شارژر گلکسی A51 به 15 وات کاهش می‌یابد. البته، آیفون جدید اپل از فناوری شارژ بی‌سیم هم پشتیبانی می‌کند تا ظرفیت کم باتری را جبران کند.

برنده: آیفون SE

دوربین

گلکسی A51 از چهار سنسور دوربین برای ثبت تصاویر و ضبط ویدیو‌ها بهره می‌گیرد. مجموعه دوربین این تلفن یک سنسور ماکرو 5 مگاپیکسل، یک لنز واید 48 مگاپیکسل، یک لنز التراواید 12 مگاپیکسل و یک سنسور تشخیص عمق 5 مگاپیکسل را شامل می‌شود. دوربین ماکرو این امکان را به شما می‌دهد تا تصویربرداری نزدیک‌تر و دقیق‌تری از اشیا مورد نظر خود داشته باشید. وجود چندین سنسور مختلف در یک دوربین، افزایش کیفیت و شفافیت تصویر را به ارمغان می‌آورد.

اما آیفون SE 2020 فقط از یک دوربین 12 مگاپیکسلی استفاده می‌کند. شاید این دوربین برروی کاغذ خوب نباشد، اما قابلیت‌هایی مانند تثبیت‌کننده اپتیکال تصویر، حالت پرتره، حالت پانوراما و موتور عصبی تراشه A13 بایونیک به این دوربین کمک می‌کنند تا عملکرد خوبی را از خود به نمایش بگذارد. با این حال، این دوربین در مقابل دوربین چهارگانه گلکسی A51 حرفی برای گفتن ندارد، علی‌الخصوص در مواقعی که کاربران به دنبال ثبت تصاویر باکیفیت و خلاقانه‌ای باشند.

گلکسی A51 و آیفون SE

دوربین آیفون SE این امکان را در اختیار کاربران قرار می‌دهد تا ویدیو‌هایی با وضوح 4K را در نرخ 60 فریم‌برثانیه را ضبط کنند. اما دوربین گلکسی A51 ویدیو‌های 4K را با نرخ 30 فریم‌برثانیه ضبط می‌کند که عملکرد خوبی به حساب نمی‌آید. اما با توجه به این که اکثر مردم به عکاسی علاقه دارند و تمایل زیادی به فیلمبرداری ندارند، دوربین گلکسی A51 را به عنوان برنده این بخش معرفی می‌کنیم.

نرم‌افزار و بروزرسانی

رقابت بین گلکسی A51 و آیفون SE در بخش سیستم‌عامل پیچیده‌تر می‌شود. رابط کاربری One UI 2 سامسونگ برپایه اندروید 10 توسعه داده شده است. این رابط کاربری امکانات متنوع و جالبی را در اختیار ما قرار می‌دهد. هرچند، رابط کاربری One UI 2 گلکسی A51 همانند مدل A50 است و هیچ تغییر خاصی در آن دیده نمی‌شود.

نرم‌افزار آیفون SE 2020 هم توسط سیستم‌عامل iOS 13 اپل اجرا می‌شود که برای اولین بار در این سیستم‌عامل از حالت تاریک سراسری سیستم و بهبود قابلیت‌های مرتبط با حریم خصوصی استفاده شده است. این سیستم‌عامل برتری خاصی نسبت به رابط  One UI ندارد، اما سیستم‌عامل جدید اپل ویژگی‌‌های جدیدتری نسبت به نسخه قبلی خود دارد.

گلکسی A51 و آیفون SE

اولین تصور ذهنی از بخش نرم‌افزار تلفن به آپدیت‌های آن مربوط می‌شود. اسمارت‌فون‌های اپل سریع‌تر از تلفن‌های سامسونگ آپدیت‌های نرم‌افزاری را دریافت می‌کنند. زیرا سامسونگ بروزرسانی‌های خود در مناطق مختلف را با تاخیر زیادی منتشر می‌کند. به عنوان مثال باید بگوییم که تقریبا شش ماه طول کشید که آپدیت اندروید 9 برای تمامی تلفن‌های سری گلکسی S9 عرضه شود. به همین دلیل باید بگوییم که آیفون SE در بخش نرم‌افزار بهتر از گلکسی A51 است.

برنده: آیفون SE

قابلیت‌های ویژه

هیچ‌کدام از دو تلفن گلکسی A51 و آیفون SE 2020 به قابلیت‌های ویژه‌ای مجهز نشده‌اند. این تلفن‌ها به عنوان یک نسخه ارزان‌قیمت از مدل‌های برتر در بازار حضور دارند. در نتیجه، نباید انتظار داشت که قابلیت‌های خاص تلفن‌های پرچمدار در این نوع تلفن‌ها گنجانده شوند.

به عنوان نمونه، آیفون 11 از دوربین سلفی TrueDepth و قابلیت تشخیص چهره موسوم به Face ID استفاده می‌کند، اما آیفون SE 2020 از این ویژگی‌ها محروم شده است. علاوه‌بر این، تلفن پرچمدار گلکسی S20 سامسونگ به صفحه‌نمایش 120 هرتزی مجهز شده است، اما گلکسی A51 از همان صفحه‌نمایش سوپرآمولد بهره می‌گیرد.

گلکسی A51 و آیفون SE

با این حال، نسخه جدید گلکسی A51 از اینترنت 5G پشتیبانی می‌کند. این مدل هنوز به بازار عرضه نشده است. شاید بسیاری از کاربران تصور کنند که در حال حاضر شبکه‌های همراه 5G آن چنان گسترده نیستند، اما به یاد داشته باشید که خرید یک تلفن 5G مقرون‌به‌صرفه شما را بیشتر خوشحال می‌کند.

برنده: گلکسی A51

برنده کلی: آیفون SE 2020

با وجود نقاط قوت و ضعف متفاوت برای دو تلفن آیفون SE و گلکسی A51  می‌توان گفت که این دو هندست با هم برابر هستند. گلکسی A51 ظاهر مدرن، صفحه‌نمایش بهتر و دوربین قدرتمندی دارد، اما آیفون SE در این قسمت ضعیف‌تر از هندست سامسونگ است. ولی پردازنده پرچمدار A13 بایونیک آیفون SE 2020 و نرم‌افزار آن بهتر از گلکسی A51 است.

ما برنده کلی را معرفی کردیم، اما به یاد داشته باشید که تصمیم گیرنده نهایی خود شما هستید. اگر به دنبال یک تلفن اندرویدی با قابلیت اتصال به شبکه 5G هستید، گلکسی A51 را به شما پیشنهاد می‌کنیم. اما اگر به دنبال تلفنی با پشتیبانی نرم‌افزار بهتری هستید و ترجیح می‌دهید که یکی از محصولات اپل را در دستان خود داشته باشید، آیفون SE 2020 را به سبد خرید خود اضافه کنید.

نوشته مقایسه گلکسی A51 سامسونگ و آیفون SE اپل؛ ابر میان‌رده‌ها اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

مقایسه گلکسی A51 سامسونگ و آیفون SE اپل؛ ابر میان‌رده‌ها

گلکسی A51 و آیفون SE

دو شرکت اپل و سامسونگ اسمارت‌فون‌های میان‌رده آیفون SE 2020 و گلکسی A51 را معرفی کرده‌اند. آیفون SE جدید اپل از تراشه پرچمدار A13 بایونیک و طراحی شبیه به آیفون 8 بهره می‌گیرد. سامسونگ گلکسی A51 نیز به عنوان جانشین مدل A50 به بازار عرضه شده است که ظاهری زیبا، دوربین چهارگانه و قیمت مناسبی دارد. ما این دو محصول غربی و شرقی کره زمین را مورد بررسی قرار داده‌ایم تا مقایسه‌ای بین بخش‌های مختلف آن‌ها داشته باشیم. پس در ادامه ما را همراهی کنید.

گلکسی A51 و آیفون SE

طراحی، صفحه‌نمایش و مقاومت

آیفون SE 2020 و گلکسی A51 در بخش طراحی ظاهری تفاوت‌های بسیار زیادی دارند که از دیدگاه زیباشناسی در بخش‌های مختلف خوب به نظر می‌رسند. آیفون SE از همان طراحی آیفون 8 استفاده می‌کند. در این طراحی، اندازه تلفن و حاشیه‌های اطراف نمایشگر بزرگ‌تر هستند. هم‌چنین، یک دکمه فیزیکی Home در پایین تلفن مشاهده می‌شود. برخی از افراد این طراحی را دوست دارند و برخی دیگر آن را منسوخ می‌دانند.

در آن سوی میدان، طراحی ظاهری گلکسی A51 هم‌تراز با تلفن‌های پرچمداری، مانند گلکسی S20 است. درون نمایشگر این اسمارت‌فون یک سوراخ پانچ شده برای دوربین سلفی در نظر گرفته شده است که ظاهری زیبا و مدرن را به دستگاه می‌دهد. رزولوشن این صفحه‌نمایش معادل 2400 در 1080 پیکسل بوده که نسبت به آیفون SE 2020 باکیفیت‌تر است.

گلکسی A51 و آیفون SE

تنها نکته مثبت در بخش طراحی آیفون جدید اپل، کوچک‌ بودن و در نتیجه، خوش دست بودن آن است که احساس خوبی را به کاربر منتقل می‌کند. ابعاد بزرگ گلکسی A51 باعث می‌شود که آن را به سختی در دستان خود بگیریم. به علاوه، احتمال می‌رود که بدنه پلاستیکی در پشت این گوشی، آن را لغزنده‌تر کند.

در بخش مقاومت نیز آیفون SE تاییدیه IP67 را دریافت کرده است که مقاومت آن را در برابر قطر‌ه‌های آب تایید می‌کند. اما گلکسی A51 پا را فراتر گذاشته و تاییده IP68 را دریافت کرده است. در نتیجه، این تلفن می‌تواند مدت زمان بیشتری در عمق آب قرار بگیرد.

برنده: سامسونگ گلکسی A51

عملکرد، عمر باتری و شارژ کردن

آیفون SE جدید طراحی قدیمی دارد، اما تراشه قدرتمند و به‌روز A13 بایونیک درون آن تعبیه شده است. این تراشه در تلفن‌های سری آیفون 11 مورد استفاده قرار گرفته است. با این که ما هنوز تست‌های عملی مربوط به عملکرد این گوشی را انجام نداده‌ایم، اما تقریبا اطمینان داریم که این تراشه به خوبی از پس اجرای نرم‌افزار‌ها و بازی‌های سنگین برمی‌آید.

اما گلکسی A51 را فراموش نکنید، عملکرد پردازنده اگزینوس 9611 سامسونگ درون این تلفن بسیار خوب است. ولی سامسونگ از روش‌های مختلفی برای تولید این چیپست استفاده کرده است. به یاد داشته باشید که قدرت این پردازنده به اندازه تراشه اسنپدراگون 865 مورد استفاده در پرچمدارهای فعلی سامسونگ نیست. این گوشی از 4 گیگابایت حافظه رم بهره می‌گیرد که نسبت به رم 3 گیگابایتی آیفون SE جدید بهتر است. البته، سیستم‌عامل‌های IOS و اندروید به طور متفاوتی از منابع حافظه رم استفاده می‌کنند. بنابراین، ممکن است که گلکسی A51 با 4 گیگابایت رم ضعیف‌تر از آیفون SE باشد. به هرحال، ظرفیت حافظه رم را نمی‌توان به عنوان ملاک عملکرد خوب یک تلفن دانست.

گلکسی A51 و آیفون SE

ظرفیت باتری میان‌رده سامسونگ بیشتر از دستگاه اپل است. این تلفن به یک باتری 4000 میلی‌آمپر مجهز شده و این در حالیست که آیفون SE از یک باتری 1821 میلی‌آمپر برای تامین انرژی سخت‌افزار خود کمک می‌گیرد. با توجه به عملکرد مدل گلکسی A50، انتظار می‌رود که باتری هندست A51 نیز در شرایط سنگین کاری تا یک روز دوام بیاورد، اما آیفون SE در این قسمت ضعیف‌تر بوده و اگر به تماشای فیلم و اجرای‌ بازی‌ها در این گوشی علاقه دارید، باید بگوییم که باتری آن در طی یک روز به شارژ مجدد نیاز خواهد داشت.

از طرفی دیگر، تلفن جدید کوپرتینونشین‌ها از یک شارژر 18 واتی استفاده می‌کند، ولی این مقدار در شارژر گلکسی A51 به 15 وات کاهش می‌یابد. البته، آیفون جدید اپل از فناوری شارژ بی‌سیم هم پشتیبانی می‌کند تا ظرفیت کم باتری را جبران کند.

برنده: آیفون SE

دوربین

گلکسی A51 از چهار سنسور دوربین برای ثبت تصاویر و ضبط ویدیو‌ها بهره می‌گیرد. مجموعه دوربین این تلفن یک سنسور ماکرو 5 مگاپیکسل، یک لنز واید 48 مگاپیکسل، یک لنز التراواید 12 مگاپیکسل و یک سنسور تشخیص عمق 5 مگاپیکسل را شامل می‌شود. دوربین ماکرو این امکان را به شما می‌دهد تا تصویربرداری نزدیک‌تر و دقیق‌تری از اشیا مورد نظر خود داشته باشید. وجود چندین سنسور مختلف در یک دوربین، افزایش کیفیت و شفافیت تصویر را به ارمغان می‌آورد.

اما آیفون SE 2020 فقط از یک دوربین 12 مگاپیکسلی استفاده می‌کند. شاید این دوربین برروی کاغذ خوب نباشد، اما قابلیت‌هایی مانند تثبیت‌کننده اپتیکال تصویر، حالت پرتره، حالت پانوراما و موتور عصبی تراشه A13 بایونیک به این دوربین کمک می‌کنند تا عملکرد خوبی را از خود به نمایش بگذارد. با این حال، این دوربین در مقابل دوربین چهارگانه گلکسی A51 حرفی برای گفتن ندارد، علی‌الخصوص در مواقعی که کاربران به دنبال ثبت تصاویر باکیفیت و خلاقانه‌ای باشند.

گلکسی A51 و آیفون SE

دوربین آیفون SE این امکان را در اختیار کاربران قرار می‌دهد تا ویدیو‌هایی با وضوح 4K را در نرخ 60 فریم‌برثانیه را ضبط کنند. اما دوربین گلکسی A51 ویدیو‌های 4K را با نرخ 30 فریم‌برثانیه ضبط می‌کند که عملکرد خوبی به حساب نمی‌آید. اما با توجه به این که اکثر مردم به عکاسی علاقه دارند و تمایل زیادی به فیلمبرداری ندارند، دوربین گلکسی A51 را به عنوان برنده این بخش معرفی می‌کنیم.

نرم‌افزار و بروزرسانی

رقابت بین گلکسی A51 و آیفون SE در بخش سیستم‌عامل پیچیده‌تر می‌شود. رابط کاربری One UI 2 سامسونگ برپایه اندروید 10 توسعه داده شده است. این رابط کاربری امکانات متنوع و جالبی را در اختیار ما قرار می‌دهد. هرچند، رابط کاربری One UI 2 گلکسی A51 همانند مدل A50 است و هیچ تغییر خاصی در آن دیده نمی‌شود.

نرم‌افزار آیفون SE 2020 هم توسط سیستم‌عامل iOS 13 اپل اجرا می‌شود که برای اولین بار در این سیستم‌عامل از حالت تاریک سراسری سیستم و بهبود قابلیت‌های مرتبط با حریم خصوصی استفاده شده است. این سیستم‌عامل برتری خاصی نسبت به رابط  One UI ندارد، اما سیستم‌عامل جدید اپل ویژگی‌‌های جدیدتری نسبت به نسخه قبلی خود دارد.

گلکسی A51 و آیفون SE

اولین تصور ذهنی از بخش نرم‌افزار تلفن به آپدیت‌های آن مربوط می‌شود. اسمارت‌فون‌های اپل سریع‌تر از تلفن‌های سامسونگ آپدیت‌های نرم‌افزاری را دریافت می‌کنند. زیرا سامسونگ بروزرسانی‌های خود در مناطق مختلف را با تاخیر زیادی منتشر می‌کند. به عنوان مثال باید بگوییم که تقریبا شش ماه طول کشید که آپدیت اندروید 9 برای تمامی تلفن‌های سری گلکسی S9 عرضه شود. به همین دلیل باید بگوییم که آیفون SE در بخش نرم‌افزار بهتر از گلکسی A51 است.

برنده: آیفون SE

قابلیت‌های ویژه

هیچ‌کدام از دو تلفن گلکسی A51 و آیفون SE 2020 به قابلیت‌های ویژه‌ای مجهز نشده‌اند. این تلفن‌ها به عنوان یک نسخه ارزان‌قیمت از مدل‌های برتر در بازار حضور دارند. در نتیجه، نباید انتظار داشت که قابلیت‌های خاص تلفن‌های پرچمدار در این نوع تلفن‌ها گنجانده شوند.

به عنوان نمونه، آیفون 11 از دوربین سلفی TrueDepth و قابلیت تشخیص چهره موسوم به Face ID استفاده می‌کند، اما آیفون SE 2020 از این ویژگی‌ها محروم شده است. علاوه‌بر این، تلفن پرچمدار گلکسی S20 سامسونگ به صفحه‌نمایش 120 هرتزی مجهز شده است، اما گلکسی A51 از همان صفحه‌نمایش سوپرآمولد بهره می‌گیرد.

گلکسی A51 و آیفون SE

با این حال، نسخه جدید گلکسی A51 از اینترنت 5G پشتیبانی می‌کند. این مدل هنوز به بازار عرضه نشده است. شاید بسیاری از کاربران تصور کنند که در حال حاضر شبکه‌های همراه 5G آن چنان گسترده نیستند، اما به یاد داشته باشید که خرید یک تلفن 5G مقرون‌به‌صرفه شما را بیشتر خوشحال می‌کند.

برنده: گلکسی A51

برنده کلی: آیفون SE 2020

با وجود نقاط قوت و ضعف متفاوت برای دو تلفن آیفون SE و گلکسی A51  می‌توان گفت که این دو هندست با هم برابر هستند. گلکسی A51 ظاهر مدرن، صفحه‌نمایش بهتر و دوربین قدرتمندی دارد، اما آیفون SE در این قسمت ضعیف‌تر از هندست سامسونگ است. ولی پردازنده پرچمدار A13 بایونیک آیفون SE 2020 و نرم‌افزار آن بهتر از گلکسی A51 است.

ما برنده کلی را معرفی کردیم، اما به یاد داشته باشید که تصمیم گیرنده نهایی خود شما هستید. اگر به دنبال یک تلفن اندرویدی با قابلیت اتصال به شبکه 5G هستید، گلکسی A51 را به شما پیشنهاد می‌کنیم. اما اگر به دنبال تلفنی با پشتیبانی نرم‌افزار بهتری هستید و ترجیح می‌دهید که یکی از محصولات اپل را در دستان خود داشته باشید، آیفون SE 2020 را به سبد خرید خود اضافه کنید.

نوشته مقایسه گلکسی A51 سامسونگ و آیفون SE اپل؛ ابر میان‌رده‌ها اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه لپ‌تاپ Macbook Air 2020

بررسی اولیه لپ‌تاپ Macbook Air 2020

بدون شک می‌توان گفت مک‌بوک ایر 2020 عملکرد بسیار بهتری نسبت به نسخه قبل خود به نمایش گذاشته‌است. قطعات جدیدی که اپل درساخت آن بکار برده باعث شده تا قدرت آن بشکل قابل توجهی افزایش یابد. البته این تنها پیشرفت‌های مک‌بوک ایر 2020 بشمار نمی‌رود و اپل بجای استفاده از 128 گیگابایت حافظه داخلی در نسخه پایه این لپ‌تاپ همانند قبل، این‌بار دوبرابر آنرا در اختیار کاربران قرار داده‌است.

در سال‌های پیشین همواره شاهد بهبودهای جزئی مک‌بوک ایر بوده‌ایم اما تابه‌حال، تغییری اساسی دراین سری از مک‌بوک‌های ارزان‌قیمت مشاهده نشده‌بود. به لطف مک‌بوک ایر 2020، امسال برای اولین بار شاهد یک تغییر انقلابی هستیم. استفاده از پردازنده 4 هسته‌ای و سقف 16 گیگابایت رم نمونه‌هایی از بهبود اساسی آن هستند. نکته جالب اینست که تمامی تغییرات اعمال‌شده برروی مک‌بوک ایر جدید بدون بالارفتن قیمت آن رخ داده‌اند.

مشخصات فنی مک‌بوک ایر 2020 (نسخه بررسی‌شده)

پردازنده (دو هسته‌ای، 4 رشته، 4مگابایت کش) 1.1GHz Intel Core i3-1000NG4 up to 3.2GHz
گرافیک اینتل Iris Plus
حافظه رم 8GB 3733MHz LPDDR4X
صفحه‌نمایش

رزولوشن

13.3 اینچ

1600*2560 نمایشگر True Tone رتینا (IPS دارای نور پس‌زمینه)

حافظه داخلی 256GB PCIe SSD
پورت‌ها 2 پورت تاندربولت 3 (USB-C)، جک 3.5 میلی‌متری هدفون
شبکه وای‌فای 802.11ac، بلوتوث نسل 5
دوربین وبکم HD فیس‌تایم
وزن 1.29 کیلوگرم
ابعاد 0.63*8.36*11.97 اینچ

درحالی که مک‌بوک ایر 2020، نازک‌ترین لپ‌تاپ موجود در بازار نیست (برای مثال، لپ‌تاپ ال‌جی Gram یکی از چندین لپ‌تاپ سبک‌تر با سیستم‌عامل ویندوز است)، این لپ‌تاپ با داشتن طراحی و کیفیت ساخت معروف شرکت اپل، هنوز دردسته لپ‌تاپ های جمع‌وجور و سبک جای می‌گیرد، و با وجود افزوده‌شدن قطعات جدید که موجب افزایش وزن و حجم مک‌بوک ایر جدید شده‌اند، هنوز قابلیت‌حمل آسان خود را ازدست نداده‌است.

مشخصات فنی مک‌بوک ایر 2020

در بحث قیمت، اپل درحرکتی غیرمنتظره مدل 2020 مک‌بوک ایر را با برچسب قیمتی 999$، 100 دلار ارزان‌تر از نسخه 2019 آن عرضه می‌کند. نه‌تنها این نسخه از مدل‌های پیشین خود ارزان‌تر بوده، بلکه قطعات بکاررفته درآن نیز بهتر هستند.

از لحاظ طراحی، تقریبا همه‌چیز مانند قبل است بجز تغییری که اکثر کاربران خواهان آن بوده‌اند. مک‌بوک ایر 2020 مجهز به کیبورد جدید شرکت اپل است. روزهای استفاده از کیبورد قدیمی پروانه‌ای به‌پایان نزدیک است. این کیبورد برای بسیاری از کاربران عمق نامناسب و زیادی داشت و دربرابر گردوغباری که در لا‌به‌لای آن قرار می‌گرفت آسیب‌پذیر بود. حال این شرکت تصمیم به افزودن کیبورد جدید خود با نام کیبورد جادویی (Magic Keyboard) به مک‌بوک ایر جدید گرفته‌است که در عرضه مک‌بوک پرو 16 اینچ برای اولین بار شاهد آن بودیم. به‌گفته اپل، مشکلات ساختاری کیبورد پیشین دراین نسخه وجود ندارند و طراحی جدید آن نیز مورد پسند کاربران واقع خواهد شد. تابه امروز نیز مورد نقضی برای ادعای اپل یافت نشده‌است و اکثر کاربران از تغییرات جدید راضی بوده‌اند.

نقاط قوت و ضعف مک‌بوک ایر 2020

+ قیمت پایه کمتر نسبت به پارسال

+ پردازنده جدید نسل دهم

+ کیبورد بهبودیافته جدید

– رنگ‌های نمایشگر کمی تیره نمایش داده می‌شود

– عمر باتری معمولی

– وبکم آن هنوز 720p است

 

قیمت و مشخصات نسخه‌های مختلف مک‌بوک ایر جدید

بررسی اولیه لپ‌تاپ Macbook Air 2020

نسخه پایه مک‌بوک ایر 2020 که قبل‌تر نیز به آن اشاره‌شد، با برچسب قیمتی 999 دلار، شامل سی‌پی‌یو 2 هسته‌ای نسل دهم Intel Core i3، حافظه داخلی 256GB و 8 گیگابایت رم می‌شود.

همچنین اپل نسخه گران‌قیمتی از مک‌بوک ایر(1299 دلار) را نیز با مشخصات سی‌پی‌یو 4 هسته‌ای نسل دهم Intel Core i5 (اولین حضور پردازنده 4 هسته‌ای در سری مک‌بوک ایر)، حافظه داخلی 512GB و 8 گیگابایت رم برای خرید دردسترس قرار داده‌است.

همانند نسخه‌های پیشین قابلیت ارتقا بیشتر تا سی‌پی‌یو نسل دهم Core i7، حافظه داخلی 2TB و حافظه رم 16 گیگابایت وجود خواهد داشت. برچسب قیمتی این نسخه 2249 دلار تعیین شده‌است.

طراحی

بررسی اولیه لپ‌تاپ Macbook Air 2020

بازطراحی اساسی برای مک‌بوک ایر جدید درنظر گرفته نشده‌است و به‌گفته بسیاری از کاربران نیازی نیست تا اپل طراحی فوق‌العاده کنونی را دستخوش تغییر قراردهد.

پس مک‌بوک ایر همانطور که اسمش بیانگر آنست با ابعاد 1.61*21.24*30.41 سانتی‌متر هنوز مانند گذشته سبک‌وزن و باریک ‌است. البته این نسخه از مک‌بوک ایر، 40 گرم از همتای سال 2019 خود سنگین‌‌تر بوده و ضخامت آن نیز بیشتر است.

در مبحث پورت‌های موجود، همانند قبل شاهد جایگاه‌های اتصال اندکی در مک‌بوک ایر 2020 هستیم. در این لپ‌تاپ 2 جایگاه اتصال تاندربولت 3 USB-C و یک جک هدفون وجود دارد. البته با پورت‌های تاندربولت 3 که از جابجایی اطلاعات با سرعت 40Gb/s و پشتیبانی مانیتورهای 6K بهره‌مند هستند، هیچ‌جای نگرانی و کم‌وکاستی وجود نخواهد داشت. از این پورت‌ها همچنین برای شارژ دستگاه می‌توان استفاده نمود.

پس برای شارژ سریع باتری مک‌بوک ایر به شارژر خاصی احتیاج نخواهید داشت اما دراین صورت یکی از پورت‌های دستگاهتان را درحین شارژ از دست خواهید داد.

دردست گرفتن مک‌بوک ایر جدید دقیقا همان‌چیزیست که از لپ‌تاپ سبک‌وزن اپل انتظارش را دارید. بااینکه سبکی آن به ال‌جی گرم و ایسر سوییفت 7 نمی‌رسد، هنوز برای جابجایی و استفاده هنگام سفر، عملکردی بسیارعالی از خود نشان می‌دهد. لپ‌تاپ مک‌بوک ایر 2020 همچنین در رنگ‌های خاکستری فضایی، گولد و نقره‌ای موجود است.

بررسی اولیه لپ‌تاپ Macbook Air 2020

فضای خارجی مک‌بوک ایر جدید دچار تغییر اساسی نشده اما همانطور که درقبل نیز به‌آن اشاره شد، کیبورد جادویی جدید اپل دراین نسخه دیده می‌شود. بسیاری از کاربران که با مشکلات فراوان کیبورد پروانه‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کردند، از این تصمیم اپل بسیار خشنود هستند.

کلیدها در کیبورد جدید اپل هنگام فشردن 1mm بسمت داخل فرو می‌روند و کلیدهای پیکانی نیز به شکل T برعکس قرارداده شده‌اند که درکل رابط‌کاربری و استفاده از آن را سهولت می‌بخشند.

همچنین برای ورود به سیستم‌عامل macOS و تایید پرداخت‌های دیجیتالی اپل پی، قابلیت Touch ID را نیز در این لپ‌تاپ قرار داده شده‌است. همانند دیگر مک‌بوک‌ها، استفاده از این ویژگی بسیارآسان است و هنگامی که برای اولین‌بار پیکربندی این دستگاه را انجام می‌دهید، بطور پیش‌فرض تنظیمات آن برایتان نمایش داده می‌شوند. هنگام استفاده نیز تشخیص اثرانگشت با سرعت و دقت بالایی صورت می‌گیرد.

اما هنوز کیبورد این لپ‌تاپ کاملا بی‌نقص نیست و در مقایسه با مک‌بوک پروهای بزرگ‌تر، کمی فشرده بنظر خواهد آمد. هنگامی که برای اولین‌بار از کلیدهای پیکانی این طراحی جدید استفاده کنید، نیاز خواهید داشت تا بطور مداوم محل فشردن انگشتتان را چک کنید تا جهت اشتباهی را کلیک نکرده باشید. اما این یک مشکل قلمداد نمی‌شود چرا که در مدت کوتاهی به آن عادت خواهید کرد.

در مبحث صفحه‌نمایش هیچ‌چیز نسبت به سال قبل تغییر نکرده‌است. هنوز این لپ‌تاپ مجهز به نمایشگر 13.3 اینچ با نور پس‌زمینه LED، تکنولوژی IPS و رزولوشن 1600*2560 است. این صفحه‌نمایش دارای تراکم پیکسلی 227 ‌است که در نمایش تصاویر و فیلم‌ها کیفیت خوبی دارد.

همانند مک‌بوک ایر 2019، امسال نیز صفحه‌نمایش این لپ‌تاپ از تکنولوژی True Tone بهره می‌برد. عملکرد این ویژگی بدین شکل است که میزان دمای رنگ‌های نمایش داده شده را با توجه به شرایط محیطی تغییر می‌دهد.

قدرت پردازش

بررسی اولیه لپ‌تاپ Macbook Air 2020

مدل بررسی شده توسط ما مدل پایه این دستگاه با سی‌پی‌یو Core i3 است.

قدرت پردازش اولیه این دستگاه بی‌نظیر عمل‌کرده است. برای مثال، ما توانستیم درکنار اجرای گوگل کروم با 25 زبانه که حافظه رم زیادی نیاز دارد، بدون هیچ مشکلی به ادیت تصاویر نیز مشغول شویم. حتی با اجرای تماس تصویری از طریق کروم که در بسیاری از مک‌بوک ها فشار زیادی به دستگاه می‌آورد، شاهد کندی بسیار خفیف این دستگاه بودیم.

درحالی که استفاده از macOS برروی مک‌بوک ایر 2020 باعث شده تا تقریبا اکثر کارهای روزانه بدون مشکل قابل انجام باشند، هنوز این لپ‌تاپ نتوانسته در مبحث اجرای برنامه‌های سنگین حتی به مک‌بوک پرو نزدیک شود. البته این تفاوت قدرت پردازش تفاوت قیمت قابل‌توجهی را نیز به همراه خواهد داشت.

مک‌بوک ایر با وجود باریک و سبک‌وزن بودن از عملکرد خوبی نیز برخوردار است، اگرچه هنگام عملیات‌های سنگین، داغ‌شدن دستگاه و فعالیت شدید فن‌ها به‌راحتی حس می‌شود. این اتفاق همچنین می‌تواند باعث کندشدن دستگاه شود که بخشی از ویژگی‌های ازپیش طراحی شده این لپ‌تاپ است. هنگامی که دستگاه بیش از حد داغ می‌شود، سیستم بصورت خودکار حداکثر فعالیت سی‌پی‌یو را محدود می‌کند تا آسیبی از جانب گرمای بیش‌از‌حد به دستگاه وارد نشود.

برای اندازه‌گیری عملکرد مک‌بوک ایر 2020 در فضای کاری سنگین، بنچمارک‌های مختلفی را اجرا کردیم که نتیجه آن داغ‌شدن و رسیدن سریع دمای دستگاه به 100 درجه بود. پس ازمدت کوتاهی، فن‌های دستگاه باسرعت و صدای بالایی شروع بکار کردند و بدنه زیرین دستگاه بعلت داغ‌بودن بیش‌ازحد قابل لمس نبود. دراین میان، قدرت فرکانس لپ‌تاپ به حدود 2.31GHz رسید که از 1.1GHz پایه سی‌پی‌یو بالاتر، اما بسیار بافاصله از 3.2GHz که بالاترین فرکانس پردازشی این دستگاه است.

این بدان معناست که برای خنک نگه‌داشتن سی‌پی‌یو، مک‌بوک ایر بطور خودکار قدرت پردازش دستگاه را پایین می‌آورد. پس اگر هدفتان استفاده طولانی مدت در شرایط اجرای برنامه‌های سنگین است، گزینه‌های بهتری همچون مک‌بوک پرو وجود دارند.

شرایطی که در بالا به آن اشاره نمودیم برای افرادی که قصد خرید مک‌بوک ایر را دارند، غیرطبیعی نیست چرا که هدف تولید این لپ‌تاپ استفاده حرفه‌ای از آن نبوده و صرفا برای استفاده سبک تا نیمه‌سنگین طراحی شده‌است.

فضای ذخیره‌سازی اضافه که اپل دراختیار کاربران قرارداده یکی از نقاط قوت این لپ‌تاپ بشمار می‌رود. البته استفاده از تکنولوژی SSD، رابط کاربری macOS را و انتقال داده را بطور چشمگیری سرعت می‌دهد.

عملکرد این لپ‌تاپ در بخش سرگرمی نیز تقریبا عالی است. با اینکه صفحه‌نمایش مک‌بوک ایر 2020 برای دیدن فیلم یا عکس آن‌گونه که باید عمل‌نکرده‌ است، اسپیکرها و صدای خروجی آنرا می‌توان درحد یک لپ‌تاپ حرفه‌ای دانست. (همچنین، هنوز جک هدفون 3.5 میلی‌متری در این لپ‌تاپ یافت می‌شود.)

عمر باتری

بررسی اولیه لپ‌تاپ Macbook Air 2020

اپل مدعی آنست که باتری این لپ‌تاپ 11 ساعت دوام خواهد آورد، البته نتایج بنچمارک‌های مختلف نشان می‌دهد عمر واقعی آن کمی پایینتر از آن چیزی‌است که انتظار می‌رود.

در تست باتری انجام شده که بطور ممتد یک ویدئو با کیفیت 1080p پخش می‌شود، مک‌بوک ایر 2020 توانست رکورد 8 ساعت را بدست آورد. همچنین در تست اجرای چند اپلیکیشن بومی اپل به‌همراه دیگر برنامه‌های سنگین این لپ‌تاپ 7 ساعت دوام آورد. این بدان معناست که مک‌بوک ایر جدید می‌تواند براحتی پاسخگوی یک روز تحصیلی یا کاری باشد. اما اگر تعداد برنامه‌های اجرایی یا روشنایی صفحه‌نمایش را کمی پایین نیاورید، نمی‌توانید به 11 ساعتی که اپل قول آنرا داده‌است دست یابید.

نکته جالبی که درمورد باتری این‌ دستگاه وجود دارد اینست که درحالت استندبای، تقریبا یک درصد هم از شارژ موجود استفاده نخواهد کرد. البته باید به این نکته توجه داشت که مک‌بوک ایر تست شده کاملا نو بوده و  درحالت بازدهی حداکثری خود قرار دارد.

تفاوت مک‌بوک های اپل با ویندوز اینست که می‌توان روزها آنها را در حالت استندبای قرار داد بدون آنکه باتری آنها دچار تغییر شود درحالیکه برخی از لپ‌تاپ های ویندوز حتی در این‌حالت مصرف باتری بالایی دارند.

نظر شما چیست؟ آیا تغییرات و بهبودهای مک‌بوک ایر 2020 نسبت به نسخه پارسال آن شایسته تحسین است؟ در بخش نظرات برایمان بنویسید.

نوشته بررسی اولیه لپ‌تاپ Macbook Air 2020 اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه تبلت آیپد پرو ۲۰۲۰ اپل؛ باطن جدید در ظاهر قدیمی!

آیپد پرو 2020

شرکت اپل حدود دو ماه پیش از تبلت حرفه‌ای آیپد پرو 2020 رونمایی کرده بود. این تبلت باکیفیت احساس راحتی به شما منتقل می‌کند. ما به سراغ بررسی تبلت پرچمدار اپل رفته‌ایم تا مزایا و معایب آن را متوجه شده و شما مخاطبان گرامی را از آن‌ها آگاه کنیم.

تبلت مورد بررسی ما دارای یک صفحه‌نمایش 12.9 اینچی است که حس کار با یک کامپیوتر را به ما منتقل کرد. من با استفاده از ترک‌پد لپ‌تاپ متن این بررسی را تایپ کردم که در طول این زمان احساس بسیار راحتی داشتم.

شاید با تردید بتوان گفت که تمامی مشکلات آیپد در این مدل از تبلت اپل حل شده است، اما استفاده از یک ترک‌پد واقعی برروی یک آیپد، برای من لحظه‌ای شگفت‌انگیز به حساب می‌آید، به گونه‌ای که احساس می‌کردم از زمان حال ده سال جلوتر هستم!

آیپد پرو 2020

اگر دستگاهی وجود داشته باشد که پاسخگوی نیاز‌های مختلف من در دوران قرنطینه باشد، آیپد پرو 2020 اپل یکی از آن‌ها است. البته، قیمت بالای آن نیز جنبه‌ای لوکس به دستگاه اضافه می‌کند.

ترک‌پد باکیفیت

من از وجود مکان‌نما در این آیپد لذت می‌برم، علی‌الخصوص در هنگامی که آیکون آن با نزدیک شدن به سایر عناصر تغییر می‌کند. این ترک‌پد همانند یک صفحه‌نمایش لمسی و تاچ‌پد نوت‌بوک‌ها کار می‌کند که قابلیت‌های آن‌ها با یکدیگر ادغام شده‌اند. من در هنگام استفاده از این ترک‌پد حس عمیق‌تری را نسبت به استفاده از ماوس در iOS 13 دریافت کردم و این ترک‌پد تمامی نیاز‌های من را مرتفع می‌سازد.

آیپد پرو 2020

هم‌چنین، تمامی کنترل‌های حرکتی چندانگشتی که من در حافظه خود داشتم نیز در این ترک‌پد اجرا می‌شدند؛ به عنوان مثال می‌توان از سه انگشت برای خارج شدن از یک برنامه و یا دو انگشت برای جابه‌جا شدن بین نرم‌افزار‌ها کمک گرفت. در صورت کشیدن سه انگشت خود به سمت بالا نیز می‌توانید از بین اپلیکیشن‌های باز شده یکی از آن‌ها را انتخاب کنید. شما می‌توانید تنظیمات ترک‌پد را هم شخصی‌سازی کنید تا تجربه بهتر و دلخواهی در هنگام استفاده از آن داشته باشید. با اطمینان می‌توان گفت که کار کردن با این ترک‌پد لذت‌بخش‌تر از کار کردن با صفحه‌نمایش لمسی آیپد پرو بود.

عملکرد عجیب ترک‌پد در برخی از اوقات

در کنار قابلیت‌های فراوان ترک‌پد آیپد پرو 2020 باید از برخی نکات منفی آن نیز یاد کنیم. به عنوان نمونه، من در بیشتر مواقع باید نوشته‌های خود را ویرایش کنم، به همین منظور با ترک‌پد اپل بین متن‌ها جابه‌جا می‌شوم تا متن خود را انتخاب و آن‌ را اصلاح کنم. اما عمل کلیک و یا درگ کردن این ترک‌پد در بیشتر مواقع همانند عملکرد تاچ‌پد یک لپ‌تاپ نبوده و من در بررسی‌های اولیه نتوانستم متن مورد نظرم را به راحتی انتخاب کنم. این ترک‌پد در برخی از موارد به جای انتخاب متن، مکان‌نمای مhوس را برروی صفحه به نمایش می‌گذاشت که کمی باعث آزار می‌شد. البته، به نظر می‌رسد که این مسئله به‌زودی حل خواهد شد، اما در حال حاضر، باعث سخت شدن و کند شدن اعمال ما می‌شود.

آیپد پرو 2020

اپل بسیاری از اپلیکیشن‌های خود، مانند Pages ،iMovie و Numbers را برای سازگاری با ترک‌پد خود به‌روز کرده است. اما برخی از نرم‌افزارهای شخص ثالث، مانند Google Docs فعلا با آن سازگاری چندانی ندارند و باید زمان زیادی را برای انتشار یک آپدیت و سازگاری با ترک‌پد اپل منتظر بمانیم. به عنوان نتیجه‌گیری این بخش می‌توان گفت که ترک‌پد اپل از قابلیت‌های نرم‌افزاری متنوعی برخوردار است، اما این محصول در برخی از موارد باعث عصبی شدن من می‌شد، به طوری که استفاده از یک ماوس را به جای آن ترجیح می‌دادم. هرچند، انتظار می‌رود که این مسئله جزئی توسط یک آپدیت نرم‌افزاری حل شود.

قابلیت‌های واقعیت افزوده

من هنوز نمی‌دانم که از سنسور LiDar موجود در مجموعه دوربین آیپد پرو 2020 چه استفاده‌‌ای کنم، اما به نظر می‌رسد که تعبیه این سنسور در تبلت جدید آمریکایی‌ها به عنوان اولین قدم آن‌ها برای بهره‌گیری از سخت‌افزار‌های واقعیت افزوده در تاریخ ثبت خواهد شد. دامنه اسکن این سنسور به 5 متر می‌رسد که توانایی ایجاد یک شبکه سه‌بعدی از محیط را دارد. این کار توسط هدست‌های واقعیت افزوده نیز انجام می‌پذیرد. این سنسور را می‌توان نوع جدیدی از سنسور TrueDepth معرفی کرد که کارایی آن در فواصل دور اشیا از دوربین مشخص می‌شود.

آیپد پرو 2020

اکثر مردم از این قابلیت استفاده نمی‌کنند و نیازی به آن ندارند، اما عملکرد اپلیکیشن‌های ARKit در این موضوع بسیار خوب بوده و من هیچ مشکلی را در هنگام استفاده از آن مشاهده نکرد.

همانند آیپد پرو 2018، در برخی از موارد

اپل درون آیپد پرو 2020 از پردازنده جدید A12Z استفاده کرده است. نتایچ بنچمارک این دستگاه در گیک‌بنچ 5 نشان می‌دهند که عملکرد محصول جدید اپل تفاوت چندانی با مدل 2018 ندارد. البته، اپل وعده بهترین و بالاترین سرعت را نداده، اما قول داده است که گرافیک و تحمل گرمای آن قدرتمند‌تر و بهینه‌تر از مدل‌های قبلی خواهد بود. تراشه موجود در این تبلت برپایه تراشه A13 آیفون 11 ساخته نشده است، اما هنوز هم سرعت قابل توجهی در اجرای برنامه‌ها و سایر موارد دارد که آن را به قدرتمندترین دستگاه مجهز به IOS تبدیل می‌کند.

آیپد پرو 2020

در بخش طراحی و نمایشگر آیپد پرو شاهد حضور یک پنل باکیفیت Liquid Retina هستیم. این دستگاه از قابلیت تشخیص چهره Face ID پشتیبانی کرده و یک پورت USB-C به همراه قلم هوشمند مغناطیسی در آن وجود دارد. طراحی مجموعه دوربین نیز همانند تلفن‌های آیفون 11 است.

نسخه پایه آیپد پرو دارای حافظه داخلی 128 گیگابایت است که قیمت آن به 800 دلار می‌رسد. با این حال، اگر به فضای ذخیره‌سازی بیشتری احتیاج دارید، نسخه 256 گیگابایتی این تبلت پاسخگوی نیاز‌های مختلف شما خواهد بود.

از دیگر تفاوت‌های این تبلت نسبت به مدل 2018 آن می‌توان به استاندارد وای‌فای 6 و میکروفون داخلی باکیفیت‌تر اشاره کرد. اما آیپد پرو 2020 در بسیاری از جهات  شباهت‌های زیادی به آیپد پرو 2018 دارد.

 نتیجه‌گیری

اگر شما نیز تمایل زیادی به استفاده از ترک‌پد جدید اپل دارید، نیازی به خرید آیپد پرو 2020 نخواهید داشت، مگر آن که قصد خرید یک تبلت قدرتمند را هم داشته باشید. خبر خوبی که درباره ترک‌پد جدید اپل وجود دارد، پشتیبانی سایر مدل‌های آیپد از آن است. بنابراین، می‌توانید ترک‌پد اپل را جداگانه خریداری کرده و آن را به آیپد خود متصل کنید.

آیپد پرو 2020

من انتظار دارم که اپلیکیشن‌های بیشتری توسط این ترک‌پد قابلیت استفاده را داشته باشند تا لذت بهره‌مندی از یک ترک‌پد برای من کامل شود.

به عبارتی ساده‌تر می‌توانم بگویم که این دستگاه بهترین آیپد است، اما قیمت آن نیز ما را شوکه می‌کند. من از این لحظه دوست دارم که از آیپد پرو 2020 استفاده کنم، اما وجود برخی از مسائل مانند عملکرد متوسط ترک‌پد باعث می‌شوند که از همان لپ‌تاپ قدیمی خود برای تایپ کردن کمک بگیرم.

نقاط قوت:

  • پشتیبانی از ترک‌پد
  • بهبود میکروفون‌های داخلی
  • دوربین سه‌بعدی به منظور اسکن اشیا
  • پشتیبانی از وای‌فای 6
  • عرضه نسخه پایه با 128 گیگابایت حافظه داخلی

نقاط ضعف:

  • طراحی مشابه با طراحی آیپد پرو 2018
  • هزینه اضافی برای خرید لوازم جانبی
  • هیچ نرم‌افزاری برای آزمایش قابلیت جدید AR وجود ندارد
  • برتری خاصی نسبت به مدل 2018 ندارد

نوشته بررسی اولیه تبلت آیپد پرو 2020 اپل؛ باطن جدید در ظاهر قدیمی! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی نوت‌بوک گیمینگ ROG Zephyrus G14 ایسوس؛ بنیان‌گذار سبکی جدید در کلاس خود

ROG Zephyrus G14

نوت‌بوک گیمینگ ROG Zephyrus G14 شرکت ایسوس با تمامی نوت‌بوک‌های گیمینگی که تا به حال دیده‌اید فرق می‌کند. اگرچه، این لپ‌تاپ از کارت گرافیک RTX 2060 انویدیا استفاده می‌کند، اما وزن آن فقط 1.5 کیلوگرم است. از بارزترین مشخصه‌های فنی این دستگاه می‌توان به پردازنده هشت هسته‌ای و شانزده ترد AMD Ryzen 9 4900HS اشاره کرد.

Zephyrus G14 کلاس جدیدی از لپ‌تاپ‌های گیمینگ را به وجود آورده که قیمت آن فقط از 1050 دلار آغاز می‌شود. اما باید ببینیم که آیا نسل جدید لپ‌تاپ‌های گیمینگ نیاز‌های کاربران را برطرف می‌کنند یا خیر؟ پس در ادامه با ما همراه باشید تا محصول خاص شرکت تایوانی ایسوس را مورد بررسی قرار دهیم.

ابعاد و قابلیت حمل

AMD و ایسوس می‌خواهند که لپ‌تاپ G14 همانند سایر دستگاه‌های موجود در بازار از قابلیت حمل بالایی برخوردار باشد. بنابراین، انتظار می‌رود که این نوت‌بوک را بتوان به مکان‌های مختلفی مانند مدرسه و یا محل کار حمل کرده تا بازی‌های مورد نظر را در آن اجرا کرد.

نوت‌بوک ROG Zephyrus G14 از یک پنل 14 اینچی استفاده می‌کند که حاشیه‌های بسیار نازکی در قسمت بالا و طرفین آن مشاهده می‌شوند. در نتیجه، این لپ‌تاپ در هر مقیاس اندازه‌‌گیری از جمله وزن، نسبت به اکثر لپ‌تاپ‌های گیمینگ کوچک‌تر است. این دستگاه 1.5 کیلوگرمی 19 درصد سبک‌تر از مک‌بوک پرو اپل و 24 درصد سبک‌تر از Razer Blade 15 است. شاسی این دستگاه از جنس آلیاژ منیزیم بوده که نسبت به آلومینیوم، بسیار سبک‌تر است.

ROG Zephyrus G14

من در بررسی اولیه خود به عنوان کسی که معمولا از لپ‌تاپ‌های 13 اینچی استفاده می‌کند، در هنگام بیرون آوردن این دستگاه 14 اینچی از جعبه شگفت‌زده شدم. ابعاد این نوت‌بوک فقط 32.5 سانتی‌متر در 22 سانتی‌متر است که حدود 5 درصد کوچک‌تر از مدل 13 اینچی مک‌بوک پرو بود. به عبارتی دیگر، می‌توان Zephyrus G14 را خاص‌ترین لپ‌تاپ در کلاس خود معرفی کرد که دارای ضخامت و وزن کم‌تری است.

عملکرد پردازنده

دستگاه مورد بررسی ما 1450 دلار قیمت دارد و به عنوان مدل متوسط پیکربندی سخت‌افزار به بازار عرضه شده است. این نوت‌بوک از تراشه Ryzen سری 4000 شرکت AMD استفاده می‌کند. تراشه‌های هشت‌ هسته‌ای سری Ryzen 9 H برای قرار گرفتن درون لپ‌تاپ‌های قدرتمند و اجرای بازی‌ها تولید شده‌اند.

نوت‌بوک ROG Zephyrus G14 به دلیل نازک بودن از پردازنده 45 واتی استاندارد AMD استفاده نمی‌کند و به جای آن از یک پردازنده خاص 35 واتی با نام Ryzen 9 4900HS کمک می‌گیرد. حرف S در پایان شماره مدل این CPU به نازک بودن آن (Slim) اشاره می‌کند. بنابراین، فرآیند خنک‌سازی این پردازنده درون شاسی نازک نوت‌بوک گیمینگ ایسوس آسان‌تر خواهد بود. البته، هیچ نگرانی درباره ضعف عملکرد این پردازنده وجود ندارد، مخصوصا اگر پردازنده را طوری برنامه‌ریزی کنید که بتوان از هشت هسته و شانزده ترد آن به طور کامل استفاده کرد. مدل مورد بررسی ما برای ایجاد محتواهایی مانند مدل‌سازی سه‌بعدی یا ویرایش ویدیو مناسب است.

ROG Zephyrus G14

این لپ‌تاپ در بنچمارک‌ها و تست‌های عملی ما نیز از عملکرد بهتری نسبت به دستگاه‌های دارای پردازنده Core i9-9880HK اینتل برخوردار است. به عنوان مثال، عملکرد این محصول در تست چند هسته‌ای بنچمارک Cinebench R20 بسیار عالی بوده و نسبت به مک‌بوک پرو 16 اینچی بهتر عمل کرد. ما در تست‌های عملی نیز با فشرده‌سازی یک ویدیو 4K متوجه شدیم که نوت‌بوک تایوانی‌ها 11 درصد سریع‌تر از دستگاه کوپرتینو‌نشین‌ها عمل می‌کند. نتیجه این تست با نتیجه نوت‌بوک XPS 15 شرکت Dell برابر بود.

هرچند ایراداتی در این بخش وجود دارد؛ صدای این دستگاه در هنگام اجرای بازی‌ها و نرم‌افزار‌های سنگین کمی زیاد است و هرچند، می‌توان از این مسئله چشم‌پوشی کرد، اما مشکل از زمانی آغاز شد که صدای فن‌های Zephyrus G14 در هنگام استفاده عادی و بیکار بودن دستگاه نیز آزاردهنده می‌شدند. همین مسئله باعث می‌شود که افرادی مثل من با استفاده دایم از نوت‌بوک‌ها تمایل کم‌تری به خرید این محصول داشته باشند.

عملکرد دستگاه در هنگام اجرای بازی‌ها

مدل مورد بررسی من از کارت گرافیک RTX 2060 انویدیا استفاده می‌کند. من در هنگام اجرای بازی‌ها با هیچ تاخیر یا مشکلی مواجه نشدم و تمامی عنوان‌ها به صورت روان اجرا شدند. من در این دستگاه سه بازی فورتنایت، Battlefield 5 و Civilization 6 را با نرخ 60 فریم‌برثانیه و رزولوشن 1080p در بالاترین حد تنظیمات اجرا کردم و در این مسیر با هیچ تاخیر و لگ رو‌به‌رو نشدم.

هنگامی که تنظیمات گرافیکی بازی‌ها را کمی کاهش دادیم، عملکرد لپ‌تاپ بهتر هم شد. Zephyrus G14 بازی فورتنایت با با نرخ 118 فریم‌برثانیه و Civilization 6 را با نرخ 132 فریم‌برثانیه اجرا کرد که فقط 10 فریم کم‌تر از نوت‌بوک Razer Blade بود که از کارت گرافیک قدرتمندتر RTX 2070 Max-Q بهره می‌گیرد. در هنگام اجرای بازی Battlefield 5 نیز هیچ مشکلی با پنل 120 هرتزی لپ‌تاپ ایسوس مشاهده نشد. نرخ فریم در حالت Medium به 98 و در حالت Ultra به 70 رسید که در ظاهر بد نبود.

طراحی و نمایشگر

لپ‌تاپ ROG Zephyrus G14 از یک صفحه‌نمایش AniMe Matrix استفاده می‌کند که نور‌های LED درون آن با یک الگو و طراحی تولید شده‌اند. البته، مدل مورد بررسی ما از این نمایشگر استفاده نکرده و در صورت تمایل می‌توان با 500 دلار هزینه بیشتر مدل مجهز به این نمایشگر را خریداری کرد. هرچند، این مدل از نمایشگر ماتریسی استفاده نمی‌کند، اما کیفیت بالای آن توجه ما را به خود جلب کرد.

ROG Zephyrus G14

رنگ پشت پنل نمایشگر سفید بوده و اطراف پنل نیز مشکی است. صفحه‌کلید و شاسی دستگاه نیز به رنگ خاکستری طراحی شده است. با مشاهده تضاد رنگی این لپ‌تاپ به نظر می‌رسد که ایسوس از قسمت‌های مختلف چند نوت‌بوک برای تولید یک نوت‌بوک استفاده کرده است! بهتر بود که ایسوس این نوت‌بوک را با رنگ تمام خاکستری به بازار عرضه می‌کرد.

رنگ‌های موجود در نمایشگر IPS این دستگاه بسیار دقیق هستند و 77 درصد از فضای رنگی AdobeRGB در آن مشاهده می‌شود. نوت‌بوک G14 از دو بلندگوی توییتر در طرفین بالا و دو بلندگوی ووفر در قسمت لولا برای پخش صداها استفاده می‌کند. سطح بلندی صدای خروجی از آن به اندازه کافی رضایت‌بخش است، اما صدای خروجی از بلندگوی یک آیفون اپل از آن بهتر است.

ROG Zephyrus G14

تاچ‌پد و صفحه‌کلید

کیفیت تاچ‌پد این لپ‌تاپ بسیار خوب بود و مرا شگفت‌زده کرد. یافتن یک لپ‌تاپ‌های گیمینگ مجهز به تاچ‌پد بسیار سخت‌ است، چرا که بسیاری از تولیدکنندگان تصور می‌کنند که خریداران این نوع از نوت‌بوک‌ها از موس خارجی استفاده می‌کنند. استفاده از تاچ‌پد این لپ‌تاپ در کاربری‌های روزانه، شما را خسته نمی‌کند.

کلید‌های بزرگی در کیبورد Zephyrus G14 قرار دارند که در همان طرح صفحه‌کلید نوت‌بوک‌های ROG ساخته شده‌اند. در سمت راست کیبورد لپ‌تاپ‌های بزرگ‌تر ROG کلید‌های اضافی وجود دارند، اما این مدل از آن‌ها محروم شده است. هرچند، من ترجیح می‌دهم که در سمت راست صفحه‌کلید نوت‌بوک کلید‌های عددی هم وجود داشته باشند.

ROG Zephyrus G14

تا زمانی که قصد تایپ کردن یک متن طولانی را نداشته باشید، کیبورد این لپ‌تاپ برای شما مناسب خواهد بود. اما در هنگام تایپ کردن طولانی‌مدت با خستگی انگشتان مواجه می‌شوید. نورپردازی کلید‌های صفحه‌کلید نیز کمی نامنظم بوده و نور برخی از کلید‌ها نسبت به سایر آن‌ها بیشتر و یا کم‌تر است. نور پس‌زمینه صفحه‌کلید نیز قابل تنظیم نیست.

درون دکمه پاور این نوت‌بوک یک سنسور اثرانگشت تعبیه شده است. در کمال تعجب، باید بگوییم که این دستگاه دارای وبکم نبوده و نمی‌توان از آن برای مکالمه‌های تصویری یا قابلیت تشخیص چهره Windows Hello استفاده کرد.

عمر باتری

در هنگام خرید لپ‌تاپ‌های گیمینگ این نکته را به خاطر داشته باشید که عمر باتری نوت‌بوک‌های گیمینگ، حتی در صورت استفاده عادی نیز بالا نخواهد بود و نباید انتظار داشته باشید که همانند سخت‌افزار قوی از باتری قوی هم بهره‌مند شوید.

اما در هر حال، عمر باتری ROG Zephyrus G14 طولانی‌تر از سایر لپ‌تاپ‌های گیمینگ است. زمان نگه‌داری شارژ باتری این لپ‌تاپ در هنگام وبگردی ساده کم‌تر از 6 ساعت بود. عمر باتری نوت‌بوک ایسوس در کلاس خود بسیار بالا است. باتری این محصول در هنگام اجرای بازی‌ها، نیم ساعت بیشتر از دستگاه‌هایی مانند Dell G7 و Razer Blade دوام آورد.

ROG Zephyrus G14

ROG Zephyrus G14 در تست‌ باتری Basemark 4 نیز 4 ساعت روشن ماند. این زمان برای اجرای بازی‌ها و نرم‌افزار‌های سنگین هم لحاظ شده است. هم‌چنین، با یک بار شارژ این لپ‌تاپ می‌توان 10 ساعت ویدیو مشاهده کرد که نتیجه بسیار خوبی برای یک نوت‌بوک گیمینگ به حساب می‌آید.

نکات مثبت:

  • یک دستگاه گیمینگ مناسب و عالی
  • نازک، کوچک و سبک بودن
  • عملکرد خوب پردازنده در هنگام اجرای بازی‌های مختلف
  • تاچ‌پد باکیفیت
  • طراحی خاص درب اصلی (پشت صفحه‌نمایش)

نکات منفی:

  • سر و صدای زیاد در هنگام بیکار بودن دستگاه
  • صفحه‌کلید خسته‌کننده
  • عدم وجود وب‌کم

نوشته بررسی نوت‌بوک گیمینگ ROG Zephyrus G14 ایسوس؛ بنیان‌گذار سبکی جدید در کلاس خود اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی نوت‌بوک گیمینگ ROG Zephyrus G14 ایسوس؛ بنیان‌گذار سبکی جدید در کلاس خود

ROG Zephyrus G14

نوت‌بوک گیمینگ ROG Zephyrus G14 شرکت ایسوس با تمامی نوت‌بوک‌های گیمینگی که تا به حال دیده‌اید فرق می‌کند. اگرچه، این لپ‌تاپ از کارت گرافیک RTX 2060 انویدیا استفاده می‌کند، اما وزن آن فقط 1.5 کیلوگرم است. از بارزترین مشخصه‌های فنی این دستگاه می‌توان به پردازنده هشت هسته‌ای و شانزده ترد AMD Ryzen 9 4900HS اشاره کرد.

Zephyrus G14 کلاس جدیدی از لپ‌تاپ‌های گیمینگ را به وجود آورده که قیمت آن فقط از 1050 دلار آغاز می‌شود. اما باید ببینیم که آیا نسل جدید لپ‌تاپ‌های گیمینگ نیاز‌های کاربران را برطرف می‌کنند یا خیر؟ پس در ادامه با ما همراه باشید تا محصول خاص شرکت تایوانی ایسوس را مورد بررسی قرار دهیم.

ابعاد و قابلیت حمل

AMD و ایسوس می‌خواهند که لپ‌تاپ G14 همانند سایر دستگاه‌های موجود در بازار از قابلیت حمل بالایی برخوردار باشد. بنابراین، انتظار می‌رود که این نوت‌بوک را بتوان به مکان‌های مختلفی مانند مدرسه و یا محل کار حمل کرده تا بازی‌های مورد نظر را در آن اجرا کرد.

نوت‌بوک ROG Zephyrus G14 از یک پنل 14 اینچی استفاده می‌کند که حاشیه‌های بسیار نازکی در قسمت بالا و طرفین آن مشاهده می‌شوند. در نتیجه، این لپ‌تاپ در هر مقیاس اندازه‌‌گیری از جمله وزن، نسبت به اکثر لپ‌تاپ‌های گیمینگ کوچک‌تر است. این دستگاه 1.5 کیلوگرمی 19 درصد سبک‌تر از مک‌بوک پرو اپل و 24 درصد سبک‌تر از Razer Blade 15 است. شاسی این دستگاه از جنس آلیاژ منیزیم بوده که نسبت به آلومینیوم، بسیار سبک‌تر است.

ROG Zephyrus G14

من در بررسی اولیه خود به عنوان کسی که معمولا از لپ‌تاپ‌های 13 اینچی استفاده می‌کند، در هنگام بیرون آوردن این دستگاه 14 اینچی از جعبه شگفت‌زده شدم. ابعاد این نوت‌بوک فقط 32.5 سانتی‌متر در 22 سانتی‌متر است که حدود 5 درصد کوچک‌تر از مدل 13 اینچی مک‌بوک پرو بود. به عبارتی دیگر، می‌توان Zephyrus G14 را خاص‌ترین لپ‌تاپ در کلاس خود معرفی کرد که دارای ضخامت و وزن کم‌تری است.

عملکرد پردازنده

دستگاه مورد بررسی ما 1450 دلار قیمت دارد و به عنوان مدل متوسط پیکربندی سخت‌افزار به بازار عرضه شده است. این نوت‌بوک از تراشه Ryzen سری 4000 شرکت AMD استفاده می‌کند. تراشه‌های هشت‌ هسته‌ای سری Ryzen 9 H برای قرار گرفتن درون لپ‌تاپ‌های قدرتمند و اجرای بازی‌ها تولید شده‌اند.

نوت‌بوک ROG Zephyrus G14 به دلیل نازک بودن از پردازنده 45 واتی استاندارد AMD استفاده نمی‌کند و به جای آن از یک پردازنده خاص 35 واتی با نام Ryzen 9 4900HS کمک می‌گیرد. حرف S در پایان شماره مدل این CPU به نازک بودن آن (Slim) اشاره می‌کند. بنابراین، فرآیند خنک‌سازی این پردازنده درون شاسی نازک نوت‌بوک گیمینگ ایسوس آسان‌تر خواهد بود. البته، هیچ نگرانی درباره ضعف عملکرد این پردازنده وجود ندارد، مخصوصا اگر پردازنده را طوری برنامه‌ریزی کنید که بتوان از هشت هسته و شانزده ترد آن به طور کامل استفاده کرد. مدل مورد بررسی ما برای ایجاد محتواهایی مانند مدل‌سازی سه‌بعدی یا ویرایش ویدیو مناسب است.

ROG Zephyrus G14

این لپ‌تاپ در بنچمارک‌ها و تست‌های عملی ما نیز از عملکرد بهتری نسبت به دستگاه‌های دارای پردازنده Core i9-9880HK اینتل برخوردار است. به عنوان مثال، عملکرد این محصول در تست چند هسته‌ای بنچمارک Cinebench R20 بسیار عالی بوده و نسبت به مک‌بوک پرو 16 اینچی بهتر عمل کرد. ما در تست‌های عملی نیز با فشرده‌سازی یک ویدیو 4K متوجه شدیم که نوت‌بوک تایوانی‌ها 11 درصد سریع‌تر از دستگاه کوپرتینو‌نشین‌ها عمل می‌کند. نتیجه این تست با نتیجه نوت‌بوک XPS 15 شرکت Dell برابر بود.

هرچند ایراداتی در این بخش وجود دارد؛ صدای این دستگاه در هنگام اجرای بازی‌ها و نرم‌افزار‌های سنگین کمی زیاد است و هرچند، می‌توان از این مسئله چشم‌پوشی کرد، اما مشکل از زمانی آغاز شد که صدای فن‌های Zephyrus G14 در هنگام استفاده عادی و بیکار بودن دستگاه نیز آزاردهنده می‌شدند. همین مسئله باعث می‌شود که افرادی مثل من با استفاده دایم از نوت‌بوک‌ها تمایل کم‌تری به خرید این محصول داشته باشند.

عملکرد دستگاه در هنگام اجرای بازی‌ها

مدل مورد بررسی من از کارت گرافیک RTX 2060 انویدیا استفاده می‌کند. من در هنگام اجرای بازی‌ها با هیچ تاخیر یا مشکلی مواجه نشدم و تمامی عنوان‌ها به صورت روان اجرا شدند. من در این دستگاه سه بازی فورتنایت، Battlefield 5 و Civilization 6 را با نرخ 60 فریم‌برثانیه و رزولوشن 1080p در بالاترین حد تنظیمات اجرا کردم و در این مسیر با هیچ تاخیر و لگ رو‌به‌رو نشدم.

هنگامی که تنظیمات گرافیکی بازی‌ها را کمی کاهش دادیم، عملکرد لپ‌تاپ بهتر هم شد. Zephyrus G14 بازی فورتنایت با با نرخ 118 فریم‌برثانیه و Civilization 6 را با نرخ 132 فریم‌برثانیه اجرا کرد که فقط 10 فریم کم‌تر از نوت‌بوک Razer Blade بود که از کارت گرافیک قدرتمندتر RTX 2070 Max-Q بهره می‌گیرد. در هنگام اجرای بازی Battlefield 5 نیز هیچ مشکلی با پنل 120 هرتزی لپ‌تاپ ایسوس مشاهده نشد. نرخ فریم در حالت Medium به 98 و در حالت Ultra به 70 رسید که در ظاهر بد نبود.

طراحی و نمایشگر

لپ‌تاپ ROG Zephyrus G14 از یک صفحه‌نمایش AniMe Matrix استفاده می‌کند که نور‌های LED درون آن با یک الگو و طراحی تولید شده‌اند. البته، مدل مورد بررسی ما از این نمایشگر استفاده نکرده و در صورت تمایل می‌توان با 500 دلار هزینه بیشتر مدل مجهز به این نمایشگر را خریداری کرد. هرچند، این مدل از نمایشگر ماتریسی استفاده نمی‌کند، اما کیفیت بالای آن توجه ما را به خود جلب کرد.

ROG Zephyrus G14

رنگ پشت پنل نمایشگر سفید بوده و اطراف پنل نیز مشکی است. صفحه‌کلید و شاسی دستگاه نیز به رنگ خاکستری طراحی شده است. با مشاهده تضاد رنگی این لپ‌تاپ به نظر می‌رسد که ایسوس از قسمت‌های مختلف چند نوت‌بوک برای تولید یک نوت‌بوک استفاده کرده است! بهتر بود که ایسوس این نوت‌بوک را با رنگ تمام خاکستری به بازار عرضه می‌کرد.

رنگ‌های موجود در نمایشگر IPS این دستگاه بسیار دقیق هستند و 77 درصد از فضای رنگی AdobeRGB در آن مشاهده می‌شود. نوت‌بوک G14 از دو بلندگوی توییتر در طرفین بالا و دو بلندگوی ووفر در قسمت لولا برای پخش صداها استفاده می‌کند. سطح بلندی صدای خروجی از آن به اندازه کافی رضایت‌بخش است، اما صدای خروجی از بلندگوی یک آیفون اپل از آن بهتر است.

ROG Zephyrus G14

تاچ‌پد و صفحه‌کلید

کیفیت تاچ‌پد این لپ‌تاپ بسیار خوب بود و مرا شگفت‌زده کرد. یافتن یک لپ‌تاپ‌های گیمینگ مجهز به تاچ‌پد بسیار سخت‌ است، چرا که بسیاری از تولیدکنندگان تصور می‌کنند که خریداران این نوع از نوت‌بوک‌ها از موس خارجی استفاده می‌کنند. استفاده از تاچ‌پد این لپ‌تاپ در کاربری‌های روزانه، شما را خسته نمی‌کند.

کلید‌های بزرگی در کیبورد Zephyrus G14 قرار دارند که در همان طرح صفحه‌کلید نوت‌بوک‌های ROG ساخته شده‌اند. در سمت راست کیبورد لپ‌تاپ‌های بزرگ‌تر ROG کلید‌های اضافی وجود دارند، اما این مدل از آن‌ها محروم شده است. هرچند، من ترجیح می‌دهم که در سمت راست صفحه‌کلید نوت‌بوک کلید‌های عددی هم وجود داشته باشند.

ROG Zephyrus G14

تا زمانی که قصد تایپ کردن یک متن طولانی را نداشته باشید، کیبورد این لپ‌تاپ برای شما مناسب خواهد بود. اما در هنگام تایپ کردن طولانی‌مدت با خستگی انگشتان مواجه می‌شوید. نورپردازی کلید‌های صفحه‌کلید نیز کمی نامنظم بوده و نور برخی از کلید‌ها نسبت به سایر آن‌ها بیشتر و یا کم‌تر است. نور پس‌زمینه صفحه‌کلید نیز قابل تنظیم نیست.

درون دکمه پاور این نوت‌بوک یک سنسور اثرانگشت تعبیه شده است. در کمال تعجب، باید بگوییم که این دستگاه دارای وبکم نبوده و نمی‌توان از آن برای مکالمه‌های تصویری یا قابلیت تشخیص چهره Windows Hello استفاده کرد.

عمر باتری

در هنگام خرید لپ‌تاپ‌های گیمینگ این نکته را به خاطر داشته باشید که عمر باتری نوت‌بوک‌های گیمینگ، حتی در صورت استفاده عادی نیز بالا نخواهد بود و نباید انتظار داشته باشید که همانند سخت‌افزار قوی از باتری قوی هم بهره‌مند شوید.

اما در هر حال، عمر باتری ROG Zephyrus G14 طولانی‌تر از سایر لپ‌تاپ‌های گیمینگ است. زمان نگه‌داری شارژ باتری این لپ‌تاپ در هنگام وبگردی ساده کم‌تر از 6 ساعت بود. عمر باتری نوت‌بوک ایسوس در کلاس خود بسیار بالا است. باتری این محصول در هنگام اجرای بازی‌ها، نیم ساعت بیشتر از دستگاه‌هایی مانند Dell G7 و Razer Blade دوام آورد.

ROG Zephyrus G14

ROG Zephyrus G14 در تست‌ باتری Basemark 4 نیز 4 ساعت روشن ماند. این زمان برای اجرای بازی‌ها و نرم‌افزار‌های سنگین هم لحاظ شده است. هم‌چنین، با یک بار شارژ این لپ‌تاپ می‌توان 10 ساعت ویدیو مشاهده کرد که نتیجه بسیار خوبی برای یک نوت‌بوک گیمینگ به حساب می‌آید.

نکات مثبت:

  • یک دستگاه گیمینگ مناسب و عالی
  • نازک، کوچک و سبک بودن
  • عملکرد خوب پردازنده در هنگام اجرای بازی‌های مختلف
  • تاچ‌پد باکیفیت
  • طراحی خاص درب اصلی (پشت صفحه‌نمایش)

نکات منفی:

  • سر و صدای زیاد در هنگام بیکار بودن دستگاه
  • صفحه‌کلید خسته‌کننده
  • عدم وجود وب‌کم

نوشته بررسی نوت‌بوک گیمینگ ROG Zephyrus G14 ایسوس؛ بنیان‌گذار سبکی جدید در کلاس خود اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

مقایسه هواوی P40 پرو و وان‌پلاس ۸ پرو: تقابل ابر پرچم‌داران چینی

بی‌تردید در سال 2020 شاهد عرضه اسمارت‌فون‌های مهمی به بازار خواهیم بود و پرچم‌داران وان‌پلاس 8 پرو و هواوی P40 پرو نیز در طیف همین محصولات جای می‌گیرند. از یک سو کمپانی وان‌پلاس برای ورود به قلمرو پرچم‌داران با جسارتی فوق‌العاده تلاش نموده و قیمت‌گذاری هندست‌های برتر خود را افزایش داده است. در مقابل، هواوی P40 پرو دومین پرچم‌دار جهانی کمپانی چینی است که بدون سرویس‌های شرکت گوگل در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد.

اسمارت‌فون‌های هواوی P40 پرو و وان‌پلاس 8 پرو در محدوده قیمتی 999 دلاری روانه بازار می‌شوند؛ اگرچه خریداری هندست هواوی در بریتانیا می‌تواند تا سقف 200 پوند گران‌تر تمام شود. علیرغم افزایش قیمت‌گذاری وان‌پلاس 8 پرو این هندست کماکان یک محصول رقابتی به‌شمار می‌رود. با این‌حال امکانات سخت‌افزاری پیشرفته و قابلیت‌های تصویربرداری فوق‌العاده این اسمارت‌فون، قیمت‌گذاری نجومی آن‌را توجیه می‌کنند. در ادامه به بررسی پرچم‌داران حرفه‌ای هواوی و وان‌پلاس از ابعاد مختلف می‌پردازیم:

جدول مشخصات اسمارت‌فون‌های وان‌پلاس 8 پرو و هواوی P40 پرو

طراحی

ابعاد هر 2 محصول در مقایسه با هندست‌های معمول به‌مراتب بیشتر است؛ اما ضخامت و وزن هواوی P40 پرو از وان‌پلاس 8 پرو بیش‌تر است. در مقابل پرچم‌دار وان‌پلاس به میزان قابل‌توجهی کشیده‌تر به‌نظر می‌رسد. حواشی خمیده به‌کارگیری شده در وان‌پلاس 8 پرو علیرغم دریافت فرامین لمسی ناخواسته به حمل هرچه آسان‌تر این هندست کمک می‌کنند. نمایشگر هواوی P40 پرو نیز دارای حواشی خمیده‌ مشابهی با انحنای بیش‌تر است.

هر 2 هندست مجهز به ماژول دوربین پشتی با برجستگی خفیف هستند؛ در حالی‌که به‌طور کلی اندازه ماژول دوربین هواوی P40 پرو اندکی بزرگ‌تر است. البته این پدیده به‌معنای عدم قرارگیری هندست‌ها بر روی سطوح تخت نخواهد بود. با این‌حال قرارگیری ماژول دوربین پرچم‌دار هواوی در یک سمت دستگاه، ریسک لغزش آن روی سطوح را تا حدودی افزایش می‌دهد.

قسمت جلویی گوشی‌ها نیز کاملا متفاوت از یکدیگر به‌نظر می‌رسند. حفره تعبیه شده روی نمایشگر هواوی P40 پرو بسیار بزرگ‌تر و مشهودتر است؛ با این‌حال از یک حسگر تشخیص عمق اضافی میزبانی می‌کند. حواشی اطراف نمایشگر پرچم‌دار هواوی به اندازه اعلام شده در تبلیغات باریک نیستند. وان‌پلاس 8 پرو در قسمت فوقانی کلید پاور مجهز به یک دکمه اختصاصی جهت سایلنت نمودن گوشی است. همچنین کلیدهای تنظیم میزان بلندی صدا در سمت چپ دستگاه قرار دارند. هواوی P40 پرو از الگوی طراحی معمول‌تری در این بخش بهره گرفته و کلیدهای پاور و تنظیم بلندی صدا در سمت راست بدنه آن قرار دارند. درگاه USB-C، شبکه اسپیکر و خشاب سیم‌کارت همگی با الگویی مشابه در قسمت تحتانی هر 2 هندست تعبیه شده‌اند. طراحی ظاهری هواوی P40 پرو به یک پرچم‌دار گران‌قیمت در سال 2020 شباهت بیش‌تری دارد؛ اما وزن سنگین و ابعاد بزرگ این گوشی به هیچ عنوان قابل انکار نیست. در مقابل طراحی پرچم‌دار جدید وان‌پلاس شباهت بیش‌تری با الگوهای سال 2019 دارد؛ اما تجربه کاربری این هندست علیرغم جثه غول‌پیکر آن بسیار لذتبخش است.

نمایشگر

هر 2 هندست مجهز به نمایشگرهایی با نرخ نوسازی بالا هستند. نرخ نوسازی نمایشگرهای هواوی P40 پرو و وان‌پلاس 8 پرو به‌ترتیب معادل 90 و 120 هرتز است. نمایشگر هر 2 مدل دارای عملکردی کاملا روان و چشم‌نواز هستند و با کاهش مقیاس برخی برنامه‌ها به 60 هرتز، باتری گجت‌ها نیز برای 1 روز کامل شارژدهی خواهند داشت. با این‌حال وان‌پلاس به‌دنبال نمایش رابط کاربری اکثر اپلیکیشن‌ها با نرخ 120 هرتزی است؛ در مقابل هواوی با به‌کارگیری برخی ترفندها قصد دارد عملکرد بهینه‌تر خود در زمینه شارژدهی باتری را به رخ حریف بکشد. نمایشگر وان‌پلاس 8 پرو ضمن برخورداری از نرخ نوسازی بالاتر در سایر حوزه‌ها شامل دقت رنگ، روشنایی و توازن رنگ سفید نیز عملکرد بسیار مطلوبی دارد.

عملکرد و کارآیی

از جنبه عملکرد عمومی، پرچم‌دار وان‌پلاس با تراشه اسنپ‌دراگون 865 به آسانی از هواوی P40 پرو با تراشه کایرین 990 5G پیشی می‌گیرد. به‌کارگیری هسته‌های پردازشی جدید کورتکس A77 و حافظه LPDDR5 در تراشه اسنپ‌دراگون 865 موجب برتری نسبی وان‌پلاس 8 پرو در زمینه عملکرد CPU و سرعت دستگاه شده است. این در حالیست که هواوی P40 پرو مجهز به حافظه رم از نوع LPDDR4X است.


بزرگترین وجه تفاوت میان 2 تراشه فوق به پردازشگر گرافیکی (GPU) آن‌ها مربوط می‌شود. پردازنده گرافیکی آدرنو 650 کوالکام، مدل قدیمی‌تر Mali-G76 MP16 را به آسانی پشت سر می‌گذارد. در واقع عملکرد گرافیکی هواوی P40 پرو با هندست‌های مجهز به تراشه اسنپ‌دراگون 855 رقابت می‌کند؛ اگرچه این پدیده به‌معنای ضعف پرچم‌دار هواوی در زمینه اجرای برترین عناوین بازی‌ها نخواهد بود.

علیرغم اختلاف در امتیازات بنچمارک یقینا کاربران در استفاده روزمره از گوشی هواوی P40 پرو با هیچ مشکلی مواجه نخواهند شد. بایستی به‌خاطر داشت که کسب امتیازات بالاتر در بنچمارک لزوما به‌معنای تجربه متفاوت کاربران حین اجرای برنامه‌ها نخواهد بود. با این‌حال چنان‌چه از طرفداران پروپاقرص بازی‌های اندرویدی با بالاترین تنظیمات گرافیکی و نرخ فریم هستید؛ در این‌صورت یقینا وان‌پلاس 8 پرو با تراشه اسنپ‌دراگون 865 گزینه مطلوب‌تری به‌شمار می‌رود.

دوربین

هنگام بحث پیرامون دوربین‌های اسمارت‌فونی یقینا نمی‌توان نسبت به نام هواوی بی‌تفاوت بود. بخش عمده‌ای از شهرت هواوی در صنعت تولید اسمارت‌فون مدیون همین حوزه است. با این‌حال عملکرد وان‌پلاس 8 پرو در زمینه پردازش رنگ و توازن رنگ سفید به‌مراتب بهتر از پرچم‌دار هواوی است. در تصاویر ثبت شده توسط وان‌پلاس 8 پرو، توازن رنگ سفید تقریبا بی‌نقص بوده و رنگ‌ها فاقد هرگونه اشباع‌شدگی بیش از حد هستند. هواوی P40 پرو در زمینه ثبت رنگ‌ها بسیار محافظه‌کارانه‌تر عمل کرده و با مشکلات گاه‌ و بی‌گاه در زمینه توازن رنگ سفید، نورپردازی بیش از حد و تولید رنگ قرمز مواجه می‌شود. با این‌حال تصاویر ثبت شده توسط هواوی P40 پرو دارای جزئیات بیش‌تری هستند.

رزولوشن بالای حسگر اصلی تضمین‌کننده ثبت تصاویری با وضوح بالا و نویز پایین است. وان‌پلاس به منظور ارتقاء وضوح تصاویر ثبت شده توسط دوربین از تکنیک‌های نرم‌افزاری بهره می‌گیرد. این پدیده موجب می‌شود تا سبزه‌ها کمی تصنعی به‌نظر برسند (تصویر پایین).

تصویر ثبت شده توسط هواوی P40 پرو (سمت چپ) و وان‌پلاس 8 پرو (سمت راست)

اگرچه حسگر اصلی 1/1.28 اینچی هواوی P40 پرو در مقایسه با سنسور 1/1.4 اینچی وان‌پلاس 8 پرو از اندازه بزرگتری برخوردار است؛ اما عملکرد این هندست‌ها در شرایط نوری ضعیف کاملا مشابه یکدیگر هستند. تصاویر ثبت شده توسط هر 2 دستگاه دارای حداقل نویز و سطح جزئیات مناسب هستند. با این‌حال تصاویر هندست وان‌پلاس دارای توازن رنگ مطلوب‌تری هستند. عکاسی در محیط‌های کم‌نور همواره مشکلاتی را به‌همراه دارد. در این‌حالت تصاویر ثبت شده توسط پرچم‌دار هواوی بیش از اندازه مورد پردازش قرار گرفته و شاهد محوشدگی لبه‌ها و نویز ناشی از ISO بالا در مناطق تاریک تصویر خواهیم بود. این مشکلات در حالت Night Mode برطرف می‌شوند؛ اما حالت HDR نیز در این زمینه بسیار تاثیرگذار است. در هندست وان‌پلاس، حالت شبانه اختصاصی موسوم به Nightscape ظاهرا طبیعی‌تر به‌نظر می‌رسد؛ اما میزان انحراف تن رنگ به سوی رنگ‌های گرم کمی بیش از اندازه است.

هر 2 هندست فوق مجهز به دوربین‌های فوق‌عریض هستند. دوربین وان‌پلاس 8 پرو دارای میدان دید عریض‌تری است که امکان ثبت منطقه وسیع‌تری از صحنه را فراهم می‌کند. با این‌حال میزان جزئیات تصویر برای یک دوربین 48 مگاپیکسلی چندان ایده‌آل نیست. اعوجاجات موجود در لبه‌های تصویر کاملا مشهود بوده و عملکرد فوکوس دوربین از جنبه جزئیات ثبت شده در فواصل دوردست نیز چندان مطلوب نیست.

در مقابل دوربین فوق‌عریض 40 مگاپیکسلی هواوی قادر به ثبت جزئیاتی بسیار بیش‌تر با محدوده دینامیکی بالاتر است. در عین‌حال میزان اعوجاجات لبه‌ها نیز تا حد زیادی کاهش یافته است؛ اگرچه گستره میدان دید در مقایسه با گوشی وان‌پلاس محدودتر خواهد بود.

دوربین پریسکوپی هواوی P40 پرو با بزرگنمایی اپتیکال 5 برابری خود ظاهرا چشمگیرتر بوده و در حالت زوم 5 و 10 برابری بهترین عملکرد را دارد. با این‌حال فناوری زوم هیبریدی هواوی ظاهرا در فواصل کوتاه عملکرد چندان مطلوبی ندارد. عملکرد وان‌پلاس 8 پرو در حالت بزرگنمایی 2 برابری به طرز عجیبی فاجعه‌بار است؛ اما در حد فاصل زوم 3 تا 5 برابری، کیفیت تصاویر با هواوی P40 پرو رقابت نموده یا حتی برتر از آن است.

دوربین چهارم وان‌پلاس 8 پرو مجهز به فیلتر رنگی جهت ایجاد افکت جالب فوتوکرومیک است که البته کاربرد چندانی ندارد. در مقابل دوربین چهارم هواوی P40 پرو در واقع یک حسگر TOF است که به لبه‌یابی مطلوب و ایجاد حالت بوکه در تصاویر پرتره کمک می‌کند. کاربری این دوربین در مقایسه با دوربین فیلتر رنگی بسیار گسترده‌تر است.

سایر امکانات


هر 2 هندست مجهز به اسکنر اثرانگشت یکپارچه با نمایشگر و سیستم تشخیص چهره هستند؛ اما استفاده از ماژول سخت‌افزاری مادون‌قرمز در اسمارت‌فون هواوی به امنیت بیش‌تر دستگاه کمک می‌کند. هر 2 گجت از فناوری‌های 5G با فرکانس زیر 6 گیگاهرتز، شارژ سریع و شارژ سریع بی‌سیم پشتیبانی می‌کنند. حداکثر سرعت شارژ در پرچم‌داران وان‌پلاس و هواوی به‌ترتیب برابر با 30 و 27 وات است. همچنین هر 2 دستگاه دارای تائیدیه حفاظتی IP68 در برابر گردوغبار و آبخوردگی هستند.

رابط کاربری


رابط کاربری EMUI هواوی از رنگ و لعاب جذاب‌تری نسبت به Oxygen OS برخوردار است؛ اما رابط کاربری وان‌پلاس یقینا سریع‌تر و حرفه‌ای‌تر به‌نظر می‌رسد. Oxygen OS دارای یک موتور شخصی‌ستزی قدرتمند، اپلیکیشن‌های موازی و قابلیت قفل‌گذاری برنامه‌ها است. در مقابل، حالت تاریک قدرتمند و امکان دانلود تم‌‌های مختلف با قابلیت شخصی‌سازی از جمله امکانات شاخص رابط کاربری EMUI محسوب می‌شوند. عدم دسترسی کاربران هواوی P40 پرو به سرویس‌های گوگلی یقینا بزرگ‌ترین نقطه ضعف پرچم‌دار هواوی در حوزه نرم‌افزاری به‌شمار می‌رود.

نوشته مقایسه هواوی P40 پرو و وان‌پلاس 8 پرو: تقابل ابر پرچم‌داران چینی اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ (Dell XPS 13 (2020

با مشاهده لپ‌تاپ Dell XPS 13 بلافاصله تصویر یک اولترابوک کاملا پیشرفته در ذهن کاربران تداعی شده و طبیعتا انتظارات از این محصول افزایش خواهد یافت. لپ‌تاپ Dell XPS 13 به لطف طراحی بی‌نقص، صفحه‌نمایش فوق‌العاده، توان پردازشی بالا و بدنه باریک و سبک در طیف برترین محصولات رده کاری خود طبقه‌بندی می‌شود. متاسفانه Dell XPS 13 دیگر یک محصول کاملا اقتصادی قلمداد نمی‌شود و تا حدودی به یک کالای لوکس بدل شده است. قیمت‌گذاری این لپ‌تاپ به‌تدریج در حال نزدیک شدن به مک‌بوک پرو 13 اینچی اپل است. در ادامه به بررسی لپ‌تاپ (Dell XPS 13 (2020 از جوانب مختلف می‌پردازیم:

  • قیمت‌گذاری و زمان عرضه

مدل پایه لپ‌تاپ Dell XPS 13 مجهز به پردازنده نسل دهمی Core-i5 اینتل، 8 گیگابایت رم و 256 گیگابایت حافظه SSD با برچسب قیمتی 1249 دلاری عرضه می‌شود. این مدل مجهز به یک نمایشگر غیرلمسی با رزولوشن فول اچ‌دی است و کاربران در صورت تمایل به استفاده از نمایشگر لمسی بایستی هزینه بیش‌تری بپردازند. ورژن قدرتمندتر این لپ‌تاپ با پردازنده نسل دهمی Core-i7 اینتل و نمایشگر لمسی 1749 دلار قیمت‌گذاری شده است. پیشرفته‌ترین پیکره‌بندی این محصول دارای نمایشگر لمسی 4K و 2 ترابایت حافظه SSD است و با قیمت‌گذاری 2249 دلاری عرضه می‌شود. بی‌تردید Dell XPS 13 لپ‌تاپی گران‌قیمت به‌شمار می‌رود. اکنون رقبایی با سخت‌افزارهای مشابه و قیمت‌گذاری ارزان‌تر در بازار قابل دسترس هستند؛ اما طراحی ممتاز، برگ برنده لپ‌تاپ جدید Dell تلقی می‌شود.

  • طراحی

طراحی Dell XPS 13 حقیقتا خیره‌کننده به‌نظر می‌رسد. این محصول با وزن 1.27 کیلوگرمی و ابعاد 296x199x14.8 میلی‌متری خود نه‌تنها یک لپ‌تاپ فوق‌العاده سبک‌وزن است؛ بلکه حداکثر ضخامت 14.8 میلی‌متری آن نیز نویدبخش دستگاهی بسیار باریک خواهد بود. بدین‌ترتیب کاربران بدون کوچک‌ترین زحمت می‌توانند این لپ‌تاپ را در کوله‌پشتی خود قرار داده و حمل نمایند. در طراحی Dell XPS 13 شاهد بهره‌برداری حداکثری از فضای موجود هستیم. صفحه‌کلید لپ‌تاپ تا حواشی جانبی بدنه دستگاه امتداد یافته و مجهز به یک تاچ‌پد بزرگ و بسیار روان است. طراحی صفحه‌کلید کاملا مطلوب به‌نظر می‌رسد. دکمه‌ها دارای عمق پیمایشی مناسب بوده و در جای خود محکم هستند. همچنین کیفیت تاچ‌پد نیز در مقایسه با سایر لپ‌تاپ‌های مجهز به ویندوز 10 بسیار بهتر است.

نمایشگر لمسی Dell XPS 13 به لحاظ کنتراست و غنای رنگ جزو برترین نمونه‌های موجود در بازار قلمداد می‌شود. در بخش فوقانی صفحه‌کلید نواری مشبک به چشم می‌خورد که ظاهرا متعلق به اسپیکرهای دستگاه است. با این‌حال کمپانی بنا بر برخی دلایل ترجیح داده تا اسپیکرهای ممتاز لپ‌تاپ جدید خود را به قسمت تحتانی دستگاه منتقل نماید. این اقدام موجب افت کیفی صدای بلندگوها شده است. خروجی صوتی بلندگوها برای تماشای فیلم توسط کاربران عادی کفایت خواهد کرد؛ اما کیفیت و میزان باس صدا برای علاقه‌مندان به موسیقی و کاربران حرفه‌ای چندان دلچسب نیست. بدین‌ترتیب هنگام تماشای یک فیلم اکشن هالیوودی احتمالا صدای انفجار همانند وزش باد شدید شنیده خواهد شد. با این‌حال کاربران برای بهره‌مندی از بهترین تجربه شنیداری می‌توانند هدفون‌های باکیفیت خود را به لپ‌تاپ متصل نمایند.

ارتقاء قابلیت حمل‌‌پذیری لپ‌تاپ از طریق کاهش تعداد پورت‌های ورودی و خروجی، ایده‌ای آزاردهنده در عصر کنونی به‌شمار می‌رود و طبیعتا Dell XPS 13 نیز از این قاعده مستثنی نیست. این گجت مجهز به 2 پورت تاندربولت 3، 1 درگاه کارت حافظه میکرو اس‌دی و جک صوتی 3.5 میلی‌متری هدفون است. بی‌تردید تنوع پورت‌ها در لپ‌تاپ جدید Dell نسبت به بسیاری از لپ‌تاپ‌های فعلی به‌مراتب بیش‌تر است. در واقع هیچ فضایی جهت استقرار پورت‌های بیش‌تر وجود ندارد. این‌بار نیز همانند مدل‌های پیشین XPS 13، سطح صفحه‌کلید با یک روکش فیبر کامپوزیتی پوشانده شده است. کاربران با قرار دادن دستان خود در این قسمت احساس راحتی خواهند کرد؛ اما با مرور زمان یقینا این مشخصه موجب شکل‌گیری احساسی ناخوشایند خواهد شد.

نهایتا بایستی خاطرنشان کرد که (Dell XPS 13 (2020 گزینه‌ای ایده‌آل برای کاربرانی است که به‌دنبال انجام محاسبات سبک بر روی یک لپ‌تاپ زیبا هستند.  در واقع کیفیت صوتی نه‌چندان مطلوب تنها نقطه ضعف این محصول به‌شمار می‌رود.

  • عملکرد و کارآیی

پیکره‌بندی میانی لپ‌تاپ Dell XPS 13 مجهز به پردازنده موبایلی Core i7-1065G7 با 4 هسته و 8 رشته پردازشی و 16 گیگابایت رم LPDDR4X است. فرکانس پایه این پردازنده معادل 1.3 گیگاهرتز است که در حالت Turbo Boost به حداکثر 3.9 گیگاهرتز خواهد رسید. این پردازنده بر پایه معماری Ice Lake شرکت اینتل تولید شده و توان پردازشی لازم جهت انجام کلیه امور محاسباتی معمول را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. با این‌حال هنگام اجرای امور پردازشی فوق سنگین نظیر ویرایش ویدیو، توان پردازنده مذکور به چالش کشیده خواهد شد. یکی از مشخصه‌های جالب معماری Ice Lake به عملکرد واحد پردازش گرافیکی (GPU) مربوط می‌شود.

ظاهرا تراشه‌های گرافیکی نسل 11 اینتل موسوم به “Intel Iris” در مقایسه با تراشه‌های گرافیکی یکپارچه مورد استفاده توسط پردازنده‌های Whiskey Lake نسل گذشته 2 برابر قوی‌تر هستند. چنین جهشی یقینا چشمگیر است؛ چرا که ورژن جدید XPS 13 موفق به کسب امتیاز 2856 در تست Time Spy شد. این در حالیست که مدل 2019 لپ‌تاپ LG Gram موفق به کسب 1094 امتیاز شد. این نتایج، صحت ادعاهای مطرح شده توسط اینتل را موردتائید قرار می‌دهند. با این‌حال لپ‌تاپ جدید Dell کماکان در رده محصولات گیمینگ قرار نخواهد گرفت. این محصول احتمالا قادر به اجرای برخی بازی‌های ورزشی با رزولوشن 720p است.

یک موضوع جالب‌توجه دیگر به عملکرد خام پردازنده لپ‌تاپ مربوط می‌شود. به‌طور کلی پردازنده‌های Ice Lake بیش از عملکرد خام بر مقوله مصرف رسانه‌‌ای تمرکز دارند. چنین وضعیتی در خصوص معماری Comet Lake نیز صادق است. لذا امتیازات این پردازنده‌ها در بنچمارک‌هایی نظیر Cinebench و Geekbench نسبت به پردازنده‌های نسل هشتمی اندکی کمتر است. در عمل نیز حتی با وجود باز کردن ده‌ها تب در مرورگر کروم، کاربران کماکان قادر به ادامه فعالیت بوده و کوچک‌ترین افت سرعت را در عملکرد لپ‌تاپ مشاهده نخواهند کرد.

با این‌حال عدم هدایت گرمای ناشی از فعالیت سخت‌افزارها به صفحه‌کلید و تاچ‌پد دستگاه موضوعی بسیار جالب‌توجه به‌نظر می‌رسد. اگرچه با انجام فعالیت‌های سنگین روی لپ‌تاپ پس از مدتی قسمت تحتانی آن تا حدودی گرم می‌شود؛ اما حتی پس از 8 ساعت استفاده مداوم نیز صفحه‌کلید و تاچ‌پد لپ‌تاپ به همان میزان سابق خنک خواهد بود. حتی برخی لپ‌تاپ‌های مجهز به پیشرفته‌ترین سامانه‌های خنک‌کننده نیز تا حدودی دما را به قسمت‌های فوقانی قاب دستگاه منتقل می‌کنند؛ اما عملکرد Dell XPS 13 در این زمینه حقیقتا تحسین برانگیز است.

  • شارژدهی باتری

عملکرد Dell XPS 13 در زمینه شارژدهی باتری نیز بسیار مطلوب ارزیابی می‌شود. با توجه به قابلیت حمل‌پذیری این لپ‌تاپ انتظار می‌رود که میزان شارژدهی باتری آن چشمگیر باشد. بنابراین کاربران بدون کوچک‌ترین نگرانی بابت به‌همراه داشتن شارژر می‌توانند برای از لپ‌تاپ خود برای مدت زمانی طولانی اسنفاده کنند. تست‌های باتری انجام شده روی لپ‌تاپ جدید Dell نیز از شارژدهی فوق‌العاده آن حکایت دارند. اکنون کاربران با یک نوبت شارژ کامل باتری دستگاه می‌توانند به تماشای فیلم‌ها برای مدت 9 ساعت و 40 دقیقه بپردازند. نتایج تست PCMark 8 نیز به شارژدهی 5 ساعت و 35 دقیقه‌ای باتری اشاره دارد.

با این‌حال نتایج بنچمارک‌ها بیانگر تمامی واقعیت نیستند. در واقع کیفیت عملکرد باتری حین استفاده روزمره از دستگاه موضوعی حائز اهمیت است. امروزه بسیاری از کاربران برای وبگردی و گوش دادن به موسیقی از لپ‌تاپ‌های خود استفاده می‌کنند و باتری این گجت‌ها برای مدت 1 روز یا حتی بیش‌تر دوام خواهد آورد. لذا چنان‌چه به‌دنبال خریداری لپ‌تاپی سبک با شارژدهی مناسب باتری هستید؛ در این‌صورت Dell XPS 13 یقینا گزینه مناسبی به‌نظر می‌رسد.

  • نرم‌افزار و امکانات

با توجه به ماهیت پرچم‌دار لپ‌تاپ XPS 13، کاربران این لپ‌تاپ از حمل بسیاری از ابزارها و تجهیزات جانبی دست‌وپاگیر بی‌نیاز خواهند بود. با این‌حال وجود چندین افزونه نرم‌افزاری به تسهیل تجربه کاربری مخاطبان کمک می‌کند. Dell Cinema Guide یقینا یکی از امکانات نرم‌افزاری منحصربه‌فرد این لپ‌تاپ به‌شمار می‌رود. این سرویس اساسا به کاربران امکان می‌دهد تا کلیه سرویس‌های پخش محتوا را در قالب یک اپلیکیشن گردآوری نموده و به جستجوی همزمان فیلم یا برنامه تلویزیونی موردعلاقه خود در کلیه کتابخانه‌ها بپردازند. این برنامه اگرچه لزوما 100 درصد کاربردی نیست؛ اما عملکرد آن بسیار جالب‌توجه به‌نظر می‌رسد. گذشته از این، Dell XPS 13 مجهز به مشخصه‌های امنیتی Windows Hello و اسکنر اثرانگشت در قسمت فوقانی کلید Backspace است. در واقع این حسگر با دکمه پاور دستگاه یکپارچه شده است. دوربین وب‌کم دارای رزولوشن 1080p بوده و مجهز به قابلیت مادون‌قرمز است. این دوربین از طریق اسکن نمودن چهره کاربر قادر به شناسایی هویت وی و بازگشایی قفل دستگاه خواهد بود.

  • کلام نهایی

Dell XPS 13 بی‌تردید یکی از خوش‌ساخت‌ترین لپ‌تاپ‌های تولید شده تا به امروز محسوب می‌شود. لذا چنان‌چه به‌دنبال خریداری یک لپ‌تاپ شیک و سبک‌وزن با قابلیت حمل‌پذیری بالا و نمایشگری زیبا و باکیفیت هستید؛ در این‌صورت نسبت به خریداری این محصول تردید نکنید. با این‌حال XPS 13 نیز همانند سایر لپ‌تاپ‌ها دارای محدودیت‌های خاصی است. لذا چنان‌چه با محدودیت‌های بودجه‌ای مواجه بوده و یا به‌دنبال لپ‌تاپی با کیفیت صوتی فوق‌العاده هستید؛ در این‌صورت احتمالا با کمی تحقیق و جستجو در بازار می‌توانید محصولاتی با سخت‌افزارهای مشابه و قیمت‌گذاری ارزان‌تر را خریداری نمایید.

نوشته بررسی لپ‌تاپ (Dell XPS 13 (2020 اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه موتورولا اج پلاس: بازگشت شکوهمند موتورولا به قلمرو پرچم‌داران

موتورولا اج پلاس در واقع اصیل‌ترین اسمارت‌فون پرچم‌داری است که کمپانی طی سالیان اخیر روانه بازار نموده است. این محصول همراه با مشخصات سخت‌افزاری پیشرفته، نمایشگر چشم‌نواز و قابلیت پشتیبانی از شبکه 5G روانه بازار می‌شود. همچنین اج پلاس گران‌قیمت‌ترین گوشی عرضه شده توسط موتورولا تا به امروز به‌شمار می‌رود؛ پدیده‌ای که به‌معنای رقابت هرچه فشرده‌تر میان موتورولا اج پلاس و سایر پرچم‌داران رقیب خواهد بود.

سال 2020 تا این لحظه به منزله عصری شکوهمند برای موتورولا بوده است. در این سال شاهد عرضه نخستین اسمارت‌فون تاشوی کمپانی با نام موتورولا ریزر بودیم و اکنون نیز از پرچم‌دار موتورولا اج پلاس با امکانات فراوان و مشخصات کاملا پیشرفته رونمایی شده است. این هندست به‌عنوان نمونه پیشرفته‌تر موتورولا اج در واقع نخستین تلاش جدی کمپانی برای ورود به قلمرو اسمارت‌فون‌های پرچم‌دار با قابلیت اتصال 5G محسوب می‌شود. موتورولا اج پلاس نقطه عطف جدیدی برای محصولات کمپانی است و با وجود بهره‌گیری از امکانات بسیار پیشرفته می‌تواند با برترین هندست‌های اپل و سامسونگ و طیف فزاینده‌ای از گوشی‌های 5G رقابت نماید. با این‌حال موتورولا اج پلاس با برخی امکانات شاخص کمپانی از جمله موتو مادها سازگاری ندارد. در واقع این هندست نشان‌دهنده اعمال تغییراتی چشمگیر در زبان طراحی مورد استفاده توسط کمپانی است. این اسمارت‌فون با وجود ویژگی‌های سخت‌افزاری پیشرفته، نمایشگر خیره‌کننده خمیده موسوم به Endless Edge و پشتیبانی از شبکه 5G (در هر 2 طیف موج میلی‌متری و زیر 6 گیگاهرتز) حداقل از جنبه امکانات داخلی کاملا قابل تحسین است. در ادامه به بررسی موتورولا اج پلاس از زوایای مختلف می‌پردازیم:

قیمت‌گذاری و زمان عرضه

بر اساس برنامه زمانی اولیه قرار بود اسمارت‌فون موتورولا اج پلاس طی رویداد MWC 2020 معرفی شود؛ اما به‌دنبال شیوع ویروس کرونا در جهان و تعطیلی کنگره جهانی موبایل، موتورولا عرضه عمومی این هندست را تا روز 22 آوریل به تعویق انداخت. موتورولا اج پلاس با برچسب قیمتی 999 دلاری از روز 14 مه و توسط شرکت مخابراتی ورایزن به‌صورت اختصاصی عرضه خواهد شد. همچنین این هندست با قیمت‌گذاری پایه 1199 یورویی احتمالا در برخی کشورهای اروپایی شامل بریتانیا، ایتالیا و منطقه اسکاندیناوی نیز عرضه می‌شود. این محصول با 2 مدل رنگی خاکستری و صورتی در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد.

طراحی

موتورولا با فاصله گرفتن از الگوی طراحی سری Z خود اقدام به استفاده از مولفه‌های پرچم‌داران برتر در اسمارت‌فون اج پلاس نموده است. در واقع کمپانی به نوعی از سامسونگ الگوبرداری کرده و از یک نمایشگر خمیده مشابه با پرچم‌داران گلکسی S20 و گلکسی نوت 10 بهره گرفته است. همچنین چیدمان دوربین‌های پشتی گوشی مشابه با الگوی مورد استفاده در هواوی P30 پرو به‌نظر می‌رسد. موتورولا اج پلاس به لحاظ بسیاری از مولفه‌های طراحی همانند سایر پرچم‌داران اندرویدی است و این موضوع ابدا مایه تعجب نخواهد بود.

حواشی خمیده نمایشگر 6.7 اینچی گوشی حمل آن‌را تا حدودی تسهیل می‌کند؛ خصوصا این‌که پرچم‌دار جدید موتورولا از ضخامت 9.6 میلی‌متری برخوردار است. ضخامت بسیاری از پرچم‌داران بازار در محدوده 8 میلی‌متری نوسان می‌کند و ضخامت اسمارت‌فون‌های گلکسی S20 و گلکسی S20 اولترا نیز به‌ترتیب معادل با 7.9 و 8.8 میلی‌متر است. در دست گرفتن اج پلاس کار چندان دشواری نیست؛ اما استقرار کلیدهای تنظیم بلندی صدا و دکمه پاور در سمت راست گوشی احتمالا ناخوشایند خواهد بود. وزن گوشی معادل 203 گرم بوده و این دستگاه فاقد گواهی حفاظتی IP است؛ با این‌حال بر اساس ادعای کمپانی، موتورولا اج پلاس از طراحی آب‌گریز بهره گرفته است. به‌کارگیری طراحی خمیده موجب شده تا درگاه‌ کارت حافظه و شیار سیم‌کارت به بخش تحتانی گوشی و سمت چپ درگاه USB-C منتقل شوند. بلندگوی اصلی نیز در سمت راست این درگاه مستقر شده و با وجود اسپیکر تعبیه شده در قسمت گوشی، تجربه صوتی استریو را رقم می‌زند. هر 2 اسپیکر توسط کمپانی صوتی Waves طراحی شده‌اند. همچنین اج پلاس برخلاف اکثر پرچم‌داران فعلی مجهز به جک صوتی 3.5 میلی‌متری هدفون است.

نمایشگر

موتورولا اج پلاس از یک نمایشگر اولد 6.7 اینچی با رزولوشن فول اچ‌دی پلاس بهره می‌گیرد. این نمایشگر غول‌پیکر دارای وضوح مطلوبی بوده و طراحی Endless Edge نیز به جذابیت هرچه بیش‌تر آن کمک کرده است. نسبت ابعاد 21:9 نمایشگر موجب شده تا اج پلاس بسیار باریک به‌نظر رسیده و استفاده از آن با 1 دست کار چندان آسانی نباشد. اکنون کاربران این هندست قادر به مشاهده هشدارهای دریافت اعلان‌در لبه‌های جانبی نمایشگر خواهند بود. اگرچه رزولوشن این نمایشگر با رزولوشن +WQHD مورد استفاده در برخی پرچم‌داران نظیر گلکسی S20 قابل رقابت نیست؛ اما پشتیبانی صفحه‌نمایش از استاندارد +HDR10 به ارتقاء جایگاه آن کمک شایان توجهی می‌کند.

نمایشگر موتورولا اج پلاس مجهز به نرخ نوسازی 90 هرتزی است که اگرچه با نمایشگر 120 هرتزی پرچم‌دارانی نظیر گلکسی S20 و وان‌پلاس 8 پرو قابل رقابت نیست؛ اما این اختلاف عملکرد برای اکثریت کاربران ملموس نخواهد بود؛ خصوصا این‌که اکثر اسمارت‌فون‌ها مجهز به نمایشگرهای 60 هرتزی هستند. نمایشگر 90 هرتزی به خلق تجربه پیمایشی روان‌تر حین کار با برنامه‌ها و وبگردی کمک می‌کند. وجود 2 دکمه شانه‌ای مجازی در لبه فوقانی نمایشگر یکی از امکانات منحصربه‌فرد موتورولا اج پلاس به‌شمار می‌رود. چنین مشخصه‌ای پیش‌تر در اسمارت‌فون نوبیا رد مجیک 3 نیز رویت شده است.

دوربین‌ها


موتورولا اج پلاس مجهز به پیکره‌بندی دوربین سه‌گانه در پشت دستگاه است. دوربین اصلی 108مگاپیکسلی گوشی با بهره‌گیری از فناوری ادغام پیکسلی قادر به ثبت تصاویری روشن‌تر و با سطح نویز پایین‌تر خواهد بود. اگرچه در این‌حالت وضوح تصاویر خروجی کاهش خواهد یافت. همچنین این هندست دارای یک دوربین تله‌فوتو 8 مگاپیکسلی با بزرگنمایی اپتیکال 3 برابری، یک دوربین فوق‌عریض 16 مگاپیکسلی و یک حسگر TOF جهت ایجاد حالت بوکه در تصاویر پرتره است. بسیاری از پرچم‌داران فعلی مجهز به پیکره‌بندی دوربین مشابهی هستند.

دوربین اصلی گوشی قادر به ضبط ویدیوها با رزولوشن 6K UHD است که کمی عجیب به‌نظر می‌رسد (گلکسی S20 از قابلیت ضبط ویدیویی با رزولوشن‌های 4K و 8K برخوردار است). با توجه به استقبال نه‌چندان چشمگیر خانواده‌ها از تلویزیون‌های 4K این موضوع اهمیت چندانی ندارد. اما موضوع جالب‌توجه این‌که کاربران با متوقف نمودن فیلمبرداری قادر به ثبت تصاویر 6K خواهند بود. در این‌حالت کاربران می‌توانند تصاویر 24 مگاپیکسلی را ثبت نمایند.

موتورولا اج پلاس دارای حالت نورپردازی طولانی است که به کاربران امکان می‌دهد تا سرعت شاتر را تا حداکثر 32 ثانیه تغییر دهند. همچنین کیفیت تصاویر ثبت شده در حالت Night Vision نیز تا حدودی بهبود یافته است. نهایتا دوربین سلفی 25 مگاپیکسلی گوشی نیز از تکنیک ادغام پیکسلی پشتیبانی می‌کند.

عملکرد و باتری

موتورولا اج پلاس نه‌تنها به لحاظ سبک طراحی با پرچم‌داران امروزی رقابت می‌کند؛ بلکه از جنبه مشخصات سخت‌افزاری نیز بسیار قدرتمند است. تراشه اسنپ‌دراگون 865، 12 گیگابایت حافظه رم، 256 گیگابایت حافظه‌داخلی با قابلیت ارتقاء از طریق کارت حافظه تا سقف 1 ترابایت، مشخصه‌های برتر این اسمارت‌فون را تشکیل می‌دهند. موتورولا اج پلاس با سیستم‌عامل اندروید 10 و امکانات اختصاصی آن نظیر حالت تاریک روانه بازار می‌شود.

بر اساس ادعای موتورولا، باتری 5000 میلی‌آمپرساعتی اج پلاس تا 2 روز شارژدهی خواهد داشت. البته در صورت اتصال به شبکه 5G، فعال‌سازی سیستم موقعیت‌یاب و تنظیمات 90 هرتزی برای نمایشگر یقینا مدت شارژدهی باتری کاهش خواهد یافت. متاسفانه حداکثر سرعت شارژ موتورولا اج پلاس معادل 15 وات است؛ موضوعی که پیش‌تر در بسیاری از هندست‌های موتورولا نیز رویت شد. کمپانی ادعا می‌کند که افزایش سرعت شارژ باتری مستلزم افزایش ضخامت دستگاه بوده و احتمالا افزایش هزینه تمام شده محصول را به‌دنبال خواهد داشت. با این‌حال پرچم‌دار جدید موتورولا از فناوری‌های شارژ بی‌سیم و شارژ معکوس بی‌سیم پشتیبانی می‌کند.

نوشته بررسی اولیه موتورولا اج پلاس: بازگشت شکوهمند موتورولا به قلمرو پرچم‌داران اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.