بررسی اولیه شیائومی می ۱۰ پرو

اکنون مدت‌هاست که شیائومی در اسمارت‌فون‌های پرچم‌دار خود از سخت‌افزارهای بسیار قدرتمند بهره می‌گیرد. هندست جدید می 10 پرو با بدنه شیشه‌ای زیبای خود در کنار بهره‌مندی از زبان طراحی کمپانی مجهز به سخت‌افزارهایی پیشرفته است. این هندست از جهات مختلف می‌تواند با برترین تولیدات کمپانی‌هایی نظیر سامسونگ، هواوی و اوپو به‌صورت شانه به شانه رقابت نماید. شیائومی می 10 پرو هندست پرچم‌داری است که با اسمارت‌فون‌های اوپو فایند ایکس 2، هواوی P40 پرو و سری گلکسی S20 سامسونگ رقابت تنگاتنگی دارد. شیائومی در طراحی اسمارت‌فون می 10 پرو بر 4 مقوله اساسی شامل نمایشگر، عملکرد پردازنده، شارژدهی باتری و دوربین تمرکز نموده است. با این‌حال قیمت‌گذاری این محصول در مقایسه با مدل نسل گذشته خود حدودا 2 برابر شده است؛ لذا می 10 پرو فاقد یکی از نقاط قوت کلیدی شیائومی یعنی قیمت‌گذاری رقابتی خواهد بود. ادامه به بررسی این محصول از جوانب مختلف می‌پردازیم:

طراحی: باریک و ساده

الگوی طراحی می 10 پرو از شباهت فراوانی با هندست‌های پیشین شیائومی برخوردار است. پنل‌های پشتی و جلویی با روکش‌هایی از جنس گوریلا گلس 5 پوشانده شده است. این روکش‌ها در طرفین بدنه خم شده و به یک فریم آلومینیومی باریک در اطراف گوشی متصل می‌شوند. استفاده همزمان از شیشه و فلز، جلوه زیبا و جذابی به گوشی بخشیده است. همچنین با کشیدن انگشتان خود بر روی لبه‌های گوشی و محل اتصال روکش شیشه‌ای با قاب فلزی متوجه کیفیت ساخت بالا و طراحی یکپارچه هندست خواهید شد.

شیائومی می 10 پرو در 2 مدل رنگی سفید و خاکستری روانه بازار می‌شود. کمپانی در عوض به‌کارگیری رنگ‌آمیزی براق از یک الگوی ساتنی‌شکل بهره گرفته است. ماژول دوربین احتمالا شاخص‌ترین مولفه طراحی پنل پشتی گوشی به‌شمار می‌رود. اکنون در عوض استفاده از یک ماژول مستطیلی غول‌پیکر شاهد استقرار حسگرهای دوربین با چیدمان عمودی هستیم. این ماژول از 3 دوربین در کنار یکدیگر میزبانی نموده و دوربین چهارم خارج از ماژول مذکور و به‌صورت مجزا به‌کار گرفته شده است.

با بررسی لبه‌های چهارگانه گوشی به وجود درگاه USB-C، خشاب سیم‌کارت، اسپیکرهای استریو و چندین دکمه باریک پی خواهیم برد. با این‌حال از جک صوتی هدفون و درگاه کارت حافظه میکرو اس‌دی هیچ خبری نیست. ابعاد 162.58 در 74.8 در 8.96 میلی‌متری این گوشی برای برخی کاربران بسیار بزرگ است؛ با این‌حال ضخامت اندک گوشی حمل آن توسط کاربران را تسهیل می‌کند. وزن می 10 پرو معادل 208 گرم بوده و این گجت فاقد گواهی حفاظتی IP در برابر گردوغبار و آب‌خوردگی است؛ با این‌حال بر اساس اعلام شیائومی این هندست در برابر رطوبت مقاوم خواهد بود.

نمایشگر: فراتر از قابل‌قبول

شیائومی در زمینه نمایشگر می 10پرو کمی محافظه‌کارانه رفتار کرده است. این هندست مجهز به یک پنل آمولد 6.67 اینچی با نرخ نوسازی 90 هرتزی و رزولوشن فول اچ‌دی پلاس است. چنین نمایشگری با انواع 120 هرتزی مورد استفاده در سری گلکسی S20 و وان‌پلاس 8 پرو برابری نمی‌کند؛ اما عملکردی مشابه نمایشگر هواوی P40 پرو ارائه خواهد داد. این نمایشگر با سقف روشنایی 1200 نیتی و نسبت کنتراست 1:5000000 خود مجهز به حفره‌ای در گوشه فوقانی سمت چپ است. شیائومی با الهام گرفتن از برند Infinity-O سامسونگ، نام Dot Display را برای پنل‌های حفره‌دار خود در نظر گرفته است.

چگالی پیکسلی مطلوب، روشنایی و غنای رنگ بالای نمایشگر، وبگردی و گردش در شبکه‌های اجتماعی را به یک سرگرمی لذتبخش تبدیل می‌کنند. همچنین نرخ نوسازی 90 هرتزی نیز به نمایش هرچه روان‌تر محتوا کمک شایان توجهی می‌کند. نمایشگر می 10 پرو دارای تائیدیه موسسه TUV Rheinland بوده و از استاندارد +HDR10 پشتیبانی می‌کند.

شیائومی می 10 پرو مجهز به اسکنر اثرانگشت یکپارچه با نمایشگر است. این حسگر عملکرد سریع و قابل‌قبولی دارد. در واقع هندست جدید شیائومی در زمینه عملکرد و فناوری‌های صفحه‌نمایش کاملا مطلوب ظاهر می‌شود.

کارآیی

شیائومی می 10 پرو با تراشه پرچم‌دار اسنپ‌دراگون 865، 8 گیگابایت حافظه رم، 256 گیگابایت حافظه‌داخلی UFS 3.0 و سیستم خنک‌کننده حرفه‌ای LiquidCool 2.0 روانه بازار می‌شود. نتایج عملکرد این هندست در تست‌های بنچمارک نظیر گیک‌بنچ و 3DMark فوق‌العاده بود و می 10 پرو در رتبه‌ای بالاتر از 99 درصد اسمارت‌فون‌های درون بانک اطلاعاتی بنچمارک قرار گرفت.

کاربران هنگام استفاده روزمره از می 10 پرو هیچ‌گونه مکث یا تاخیری را مشاهده نخواهند کرد. بعلاوه گوشی قادر به اجرای بی‌نقص کلیه بازی‌ها با بالاترین تنظیمات گرافیکی خواهد بود. شارژدهی باتری گوشی نیز کاملا رضایت‌بخش ارزیابی می‌شود. باتری 4500 میلی‌آمپرساعتی گوشی با نمایشگر روشن بیش از 7 ساعت دوام خواهد آورد. شارژدهی باتری اکثر پرچم‌داران با نمایشگر روشن حدودا معادل 6 ساعت است. باتری می 10 پرو به‌طور معمول حداقل تا 1.5 روز دوام خواهد آورد. اگرچه باتری بسیار از گوشی‌ها بیش از 1 روز شارژدهی دارند؛ اما سرعت شارژ باتری در تعداد محدودی از آن‌ها با می 10 پرو برابری می‌کند. شارژر 65 واتی این هندست ظرف مدت 45 دقیقه میزان شارژ باتری را از 0 به 100 درصد خواهد رساند. اتصال شارژر به گوشی ظرف مدت 15 دقیقه میزان شارژ باتری را 40 درصد افزایش خواهد داد. همچنین می 10 پرو از شارژ سریع بی‌سیم با سرعت 30 وات پشتیبانی می‌کند. چنین سرعتی برای شارژ بی‌سیم تقریبا بی‌سابقه است. در این حالت نیز باتری گوشی ظرف مدت 80 دقیقه شارژ می‌شود. بدین‌ترتیب کاربران از شارژ مکرر هندست خود بی‌نیاز خواهند بود.

دوربین

اسمارت‌فون‌های پرچم‌دار اخیر معمولا مجهز به حسگرهای دوربین چندگانه هستند و شیائومی می 10 پرو نیز از این قاعده مستثنی نیست. ماژول دوربین این هندست شامل دوربین اصلی 108 مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f/1.69، حسگر 1/1.33 اینچی و میدان دید 82 درجه‌ای، دوربین فوق‌عریض 20 مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f/2.2 و میدان دید 117 درجه‌ای، لنز پرتره 12 مگاپیکسلی با دیافراگم f/2.0 و زوم اپتیکال 2 برابری و لنز زوم 8 مگاپیکسلی با قابلیت OIS، دیافراگم f/2.2، زوم هیبریدی 10 برابری و زوم دیجیتال 50 برابری است.


اکثر تصاویر ثبت شده توسط دوربین دارای کیفیت چشمنوازی هستند. حالت HDR نه‌چندان ایده‌آل و نویز مشهود در نقاط تاریک تصویر از جمله نقاط ضعف دوربین به‌شمار می‌روند. در صورت عکاسی با رزولوشن کامل 108مگاپیکسلی، تصاویر ثبت شده دارای وضوح فوق‌العاده‌ای بوده و سطح نویز آن‌ها بسیار ناچیز است.

کاربران قادر به بزرگنمایی سوژه تا سقف 50 برابر خواهند بود. در صورت بزرگنمایی تا حداکثر 10 برابر، کیفیت تصویر کاملا قابل‌قبول خواهد بود؛ اما در صورت به‌کارگیری بزرگنمایی بالاتر، کیفیت تصاویر کاهش یافته و سطح نویز آن‌ها افزایش پیدا می‌کند. دوربین سلفی گوشی از رزولوشن 20 مگاپیکسلی برخوردار است. کیفیت لبه‌یابی در تصاویر سلفی چندان مطلوب نیست. همچنین محتوای پس‌زمینه نیز کمی بیش از اندازه مات می‌شود. تصاویر سلفی ثبت شده بدون حالت پرتره از وضوح بالاتری برخوردار هستند.

می 10 پرو قادر به ضبط ویدیوهای اسلوموشن با نرخ 960 فریم برثانیه و ویدیوهای 8K و 4K با سرعت‌های 30 و 60 فریم برثانیه است. عملکرد هوش مصنوعی دستگاه هنگام فیلمبرداری چندان جالب‌توجه نیست؛ اما عملکرد مشخصه OIS بسیار مطلوب برآورد می‌شود. اپلیکیشن دوربین شیائومی بسیار قدرتمند بوده و امکانات حرفه‌ای متعددی را در اختیار کاربران قرار می‌دهد.


نرم‌افزار

شیائومی می 10 پرو با سیستم‌عامل اندروید 10 و رابط کاربری MIUI 11 روانه بازار می‌شود. این رابط کاربری فاقد منوی کشویی برنامه است. این هندست برخلاف هواوی P40 پرو دارای مجموعه کاملی از اپلیکیشن‌ها و سرویس‌های گوگلی است. شیائومی به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری خود را به‌صورت منظم منتشر می‌کند.

اسپیکرهای دوگانه با کیفیت صوتی بسیار بالا، درگاه مادون‌قرمز، NFC و قابلیت اتصال به شبکه 5G سایر امکانات شیائومی می 10 پرو را تشکیل می‌دهند. بنابراین این هندست از کلیه جهات قدرتمند است.

نوشته بررسی اولیه شیائومی می 10 پرو اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس: دوقلوهای کهکشانی

اسمارت‌فون‌های گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس سامسونگ احتمالا فاقد کلیه امکانات جذاب و پر زرق‌وبرق گلکسی S20 اولترا هستند؛ اما قیمت‌گذاری ارزان‌تر و ابعاد جمع‌وجورتر هندست‌های مذکور، 2 نقطه قوت بزرگ برای آن‌ها به‌شمار می‌رود. آیا برای اطلاع از امکانات اسمارت‌فون‌های گلکسی S20 و S20 پلاس کنجکاو بوده یا به‌دنبال خریداری آن‌ها هستید؟ چنان‌چه پاسخ مثبت است؛ در این‌صورت با بررسی پرچم‌داران سال 2020 سامسونگ توسط تیم آی‌تی‌رسان همراه باشید.

قیمت‌گذاری ارزان‌تر گلکسی S20 و S20 پلاس این گجت‌ها را به گزینه‌‌هایی قابل‌ دسترس برای طیف وسیع‌تری از مشتریان تبدیل می‌کند. در ابتدا به اصلی‌ترین تفاوت‌های میان گلکسی S20 ،S20 پلاس و S20 اولترا اشاره می‌کنیم:

  • گلکسی S20 اولترا مجهز به دوربین اصلی 108 مگاپیکسلی است؛ در حالی‌که 2 هندست دیگر دارای دوربین اصلی 12 مگاپیکسلی هستند.
  • گلکسی S20 اولترا دارای قابلیت بزرگنمایی 100 برابری موسوم به Space Zoom است؛ در حالی‌که گلکسی S20 و S20 پلاس از حداکثر بزرگنمایی 30 برابری پشتیبانی می‌کنند.
  • گلکسی S20 اولترا مجهز به نمایشگر غول‌پیکر 6.9 اینچی است؛ در حالی‌که اندازه نمایشگر ورژن معمولی و پلاس به‌ترتیب معادل 6.2 و 6.7 اینچ است.
  • ظرفیت باتری گلکسی S20 اولترا معادل 5000 میلی‌آمپرساعت است؛ در حالی‌که گلکسی S20 و S20 پلاس به‌ترتیب مجهز به باتری‌های 4000 و 4500 میلی‌آمپرساعتی هستند.
  • گلکسی S20 اولترا و گلکسی S20 پلاس از شبکه 5G با فناوری موج میلی‌متری پشتیبانی می‌کنند؛ در حالی‌که گلکسی S20 صرفا از فرکانس‌های زیر 6 گیگاهرتز پشتیبانی خواهد کرد.

صرف‌نظر از این اختلافات انگشت‌شمار هر 3 هندست مجهز به پردازنده‌های یکسان، حافظه‌داخلی مشابه، نمایشگرهای خیره‌کننده 120 هرتزی و رابط کاربری یکسان هستند. در واقع تفاوت‌های این گجت‌ها غالبا به ابعاد و قابلیت‌های بزرگنمایی آن‌ها مربوط می‌شود.

  • طراحی و نمایشگر

همگی ما نخستین هندست سامسونگی با نمایشگر آمولد تحت عنوان Samsung Wave را به‌خاطر داریم. این محصول در سال 2010 روانه بازار شد و تحسین همگان را برانگیخت. نمایشگر 3.3 اینچی این گوشی در مقایسه با استانداردهای امروزی بسیار پیش پا افتاده به‌نظر می‌رسید. طی سالیان اخیر سامسونگ به پیشرفت‌های چشمگیری در زمینه پنل‌های نمایشگر دست یافته است. امروزه نمایشگرهای آمولد ساخت سامسونگ از وضوح و غنای رنگی بسیار مطلوبی برخوردار هستند.

نمایشگرهای مورد استفاده در سری گلکسی S20 بهترین نمونه‌های ساخت سامسونگ تا به امروز محسوب می‌شوند. این پنل‌ها دارای حواشی بسیار باریک بوده و صرفا از حفره‌ای جهت استقرار دوربین سلفی میزبانی می‌کنند. نمایشگر 6.7 اینچی گلکسی S20 پلاس در مقایسه با پنل 6.2 اینچی گلکسی S20 حدودا 0.5 اینچ بزرگتر است. رزولوشن هر 2 نمایشگر معادل 1440×3200 پیکسل است؛ لذا چگالی پیکسلی نمایشگر گلکسی S20 در مقایسه با ورژن پلاس کمی بیش‌تر است. هر 2 پنل از استاندارد +HDR10 و قابلیت نمایشگر همیشه روشن پشتیبانی نموده و از طریق روکش گوریلا گلس 6 محافظت می‌شوند. ظاهرا امروزه به‌کارگیری نمایشگرهایی با نسبت ابعاد 20:9 تبدیل به پدیده‌ای متعارف شده است. این نمایشگرها از پهنای اندک و ارتفاعی بسیار کشیده برخوردار هستند.

نرخ نوسازی 120 هرتزی احتمالا جذاب‌ترین مشخصه نمایشگرهای مورد استفاده در سری گلکسی S20 قلمداد می‌شود. در پنل‌های 120 هرتزی، محتوای نمایشگر در هر ثانیه 2 مرتبه نوسازی می‌شود؛ در حالی‌که محتوای نمایشگرهای معمول 60 هرتزی در هر ثانیه 1 نوبت نوسازی خواهد شد. نرخ نوسازی 120 هرتزی به پخش بسیار روان و بی‌وقفه محتوا بر روی نمایشگر کمک نموده و در عین‌حال میزان مصرف شارژ باتری را افزایش می‌دهد. هندست‌های سری گلکسی S20 با هدف ارائه شارژدهی بهتر به‌صورت پیش‌فرض از نرخ نوسازی 60 هرتزی بهره می‌گیرند. با این‌حال کاربران در صورت تمایل می‌توانند نسبت به فعال‌سازی قابلیت نمایشگر 120 هرتزی اقدام نمایند. در بررسی‌های ما نیز تجربه کار با نمایشگر 120 هرتزی به اندازه‌ای لذتبخش بود که بازگشت به تنظیمات معمول 60 هرتزی برایمان کمی دشوار به‌نظر می‌رسید.

  • عملکرد و کارآیی

اسمارت‌فون‌های گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس با تراشه‌های اسنپ‌دراگون 865 یا اگزینوس 990 روانه بازار می‌شوند که مدل عرضه شده در بازار آمریکا مجهز به تراشه ساخت کوالکام و نسخه ارائه شده در بازارهای بین‌المللی و کشورمان دارای تراشه بومی ساخت سامسونگ است. هندست‌های دریافت شده توسط آی‌تی‌رسان مجهز به پردازنده اگزینوس بودند و عملکردی فوق‌العاده سریع و بی‌وقفه را به نمایش گذاشتند. اخیرا رابط کاربری One UI سامسونگ شاهد اصلاحات و پیشرفت‌های قابل‌توجهی بوده است؛ اما رابط کاربری هندست‌های گوگل و وان‌پلاس کماکان سبک‌تر و روان‌تر به‌نظر می‌‌رسد. با این‌حال به‌کارگیری نمایشگر 120 هرتزی در سری گلکسی S20 احتمالا کلیه معادلات را به نفع سامسونگ تغییر خواهد داد.

نتایج تست‌های بنچمارک نشان می‌دهند که ما با هندست‌هایی بسیار سریع سر و کار داریم. بدین‌ترتیب با وجود نمایشگر 120 هرتزی و پردازنده جدید و بسیار قدرتمند، گیمرها برای اجرای بازی‌ها با حداکثر تنظیمات گرافیکی کوچکترین دغدغه‌ای نخواهند داشت. متاسفانه بازی‌های تست شده توسط آی‌تی‌رسان هنوز از نرخ نوسازی 120 هرتزی پشتیبانی نمی‌کردند؛ اما انتظار می‌رود که به‌زودی شاهد پشتیبانی اکثر عناوین محبوب بازی از این مشخصه باشیم.

مدل‌های پایه گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس مجهز به حافظه‌داخلی 128 گیگابایتی هستند. همچنین به لطف برخورداری هر 2 محصول از درگاه کارت حافظه میکرو اس‌دی، ارتقای فضای ذخیره‌سازی دستگاه امکان‌پذیر خواهد بود. حافظه‌داخلی 128 گیگابایتی احتمالا برای اکثریت کاربران کفایت می‌کند. حافظه‌داخلی 128 گیگابایتی یکی از نقاط برتری سامسونگ نسبت به گوشی‌های پیکسلی و آی‌فون‌ به‌شمار می‌رود؛ چرا که مدل‌های پایه هندست‌های اپل و گوگل دارای حافظه‌داخلی 64 گیگابایتی هستند.

  • دوربین

گلکسی S20 و S20 پلاس مجهز به دوربین‌هایی با عملکرد بسیار مشابه هستند؛ به گونه‌ای که کاربران عادی عملا متوجه تفاوت‌های میان آن‌ها نخواهند شد. گلکسی S20 پلاس دارای یک دوربین TOF موسوم به DepthVision است. این دوربین جهت ایجاد نگاشت عمقی مطلوب‌تر هنگام ثبت تصاویر پرتره مورد استفاده قرار می‌گیرد. طی بررسی‌های صورت گرفته، فقدان این حسگر در گلکسی S20 چندان مشهود نبود؛ چرا که تصاویر ثبت شده توسط 2 هندست دارای تشابه بسیار زیادی هستند.

پیکره‌بندی ماژول دوربین پشتی گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس شامل دوربین اصلی 12 مگاپیکسلی با لنز 26 میلی‌متری، قابلیت OIS و حسگر 1/1.7 اینچی، دوربین دوم 64 مگاپیکسلی، دوربین فوق‌عریض 12 مگاپیکسلی و دوربین TOF DepthVision (صرفا در گلکسی S20 پلاس) است. اما صرفا با بررسی مشخصات دوربین بر روی کاغذ نمی‌توان در مورد کارآیی آن قضاوت کرد؛ لذا بررسی تصاویر ثبت شده توسط هندست‌های گلکسی S20 و S20 پلاس چندان خالی از لطف نخواهد بود.

نخستین تصویر در فضای باز و محیطی کاملا روشن گرفته شده است.

تصویر بعدی با نور اتاق شکار شده است.

عکس بعدی حالت ماکروی دوربین‌ها را به چالش کشیده است.

در اینجا هم به نقش و نگار زیبا جعبه، نظر گوشی‌ها را جلب کرده است!

تصویر زیر از فاصله دور و در تاریکی شب با فعال شدن خودکار نایت مود گرفته شده است.

این عکس هم در تاریکی مطلق و کمک نور فلاش انداخته شده است.

گلکسی S20 و S20 پلاس از قابلیت بزرگنمایی 30 برابری پشتیبانی می‌کنند؛ در حالی‌که هر 2 هندست فاقد یک لنز تله‌فوتوی واقعی هستند. این پدیده در وهله نخست احتمالا کمی شگفت‌آور به‌نظر می‌رسد؛ اما دوربین دوم 64 مگاپیکسلی دارای فاصله کانونی مشابه با دوربین اصلی است. بنابراین سامسونگ برای دستیابی به قابلیت زوم 30 برابری از تکنیک‌های نرم‌افزاری بهره گرفته است. در تصاویر به ترتیب حالت اولترا واید، زوم 2برابر، زوم 10 برابر و زوم 30 برابر دو گوشی به چالش کشیده شده‌اند.

در مقابل، گلکسی S20 اولترا مجهز به یک لنز پریسکوپی تاشده واقعی با قابلیت بزرگنمایی اپتیکال 4 برابری است. گلکسی S20 و S20 پلاس فاقد چنین لنزی هستند. کیفیت تصاویر ثبت شده توسط این 2 هندست اگرچه با گلکسی S20 اولترا قابل رقابت نیست؛ اما در مقایسه با کیفیت زوم ارائه شده در گوشی‌های آی‌فون یا سری پیکسل گوگل کماکان به میزان قابل‌توجهی بهتر است. بنابراین سامسونگ برای دستیابی به چنین کیفیتی یقینا از برخی ترفندهای جادویی بهره گرفته است.

مقایسه تصاویر پرتره ثبت شده توسط گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس

یکی از تفاوت‌های فیزیکی میان پیکره‌بندی دوربین گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس به حسگر DepthVision مربوط می‌شود. گلکسی S20 پلاس مجهز به این حسگر بوده و گلکسی S20 از وجود آن بی‌بهره است. سنسور DepthVision به منظور ایجاد یک نگاشت عمقی با جزئیات بیشتر مورد استفاده قرار می‌گیرد. توانمندی‌های این حسگر هنگام ثبت تصاویر با فوکوس زنده نمایان خواهند شد. در این‌حالت پس‌زمینه سوژه با استفاده از تکنیک‌های نرم‌افزاری مات شده و تعیین مرزهای دقیق میان سوژه و پس‌زمینه اهمیتی دوچندان پیدا خواهد کرد.

با بررسی تصاویر پرتره ثبت شده توسط گلکسی S20 به‌نظر می‌رسد که این هندست حتی بدون بهره‌گیری از حسگر DepthVision نیز به خوبی از عهده انجام کار برآمده است. در واقع طی بررسی صورت گرفته میان تصاویر فوکوس زنده ثبت شده توسط گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس هیچ‌ تفاوت معناداری مشاهده نشد. به عبارت دیگر عملکرد 2 هندست در این حوزه کاملا مشابه یکدیگر است.

دوربین سلفی

گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس مجهز به دوربین سلفی 10 مگاپیکسلی هستند. این دوربین درون یک حفره اختصاصی دایروی‌شکل در مرکز بخش فوقانی نمایشگر مستقر شده است. تصاویر ثبت شده توسط دوربین سلفی غالبا از وضوح و ظاهری چشم‌نواز برخوردار هستند. با این‌حال بروز یک مشکل عجیب و غریب غالبا موجب مات‌شدگی تصادفی در مناطق مرکزی تصویر شده و کیفیت بصری آن‌را تحت تاثیر قرار می‌دهد. دلایل احتمالی بروز این مشکل هنوز روشن نشده است؛ اما یقینا عملکرد نادرست الگوریتم‌های پردازش تصویر در این زمینه تاثیرگذار است. ظاهرا وجود پس‌زمینه روشن موجب تشدید مشکل مات‌شدگی تصویر می‌شود.

  • شارژدهی باتری

تجربه استفاده از گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس طی مدت 1 هفته نشان داد که در صورت عدم تغییر تنظیمات پیش‌فرض 60 هرتزی برای نمایشگر، میزان شارژدهی باتری‌ها بسیار مطلوب خواهد بود. سامسونگ به منظور تامین انرژی موردنیاز جهت اتصال پرچم‌داران خود به شبکه 5G از باتری‌های بزرگتر نسبت به نسل‌های پیشین بهره گرفته است. با توجه به عدم راه‌اندازی شبکه 5G در کشورمان، کاربران ایرانی در بستر شبکه نسل 4 می‌توانند برای مدت زمان بیشتری از گوشی‌های خود استفاده نمایند. متاسفانه با فعال‌سازی تنظیمات 120 هرتزی برای نمایشگر هندست، مدت زمان شارژدهی باتری به میزان قابل‌توجهی کاهش خواهد یافت.

شارژدهی باتری گلکسی S20 پلاس با تنظیمات 60 هرتزی نمایشگر بسیار مطلوب ارزیابی می‌شود. در تست‌های انجام شده حین وبگردی و پیمایش در گوشی، باتری گلکسی S20 پلاس تا 12 ساعت و 40 دقیقه دوام آورد. اما با فعال‌سازی تنظیمات 120 هرتزی نمایشگر، طول عمر باتری گلکسی S20 پلاس حدودا 33 درصد کاهش یافت و به 8 ساعت و 30 دقیقه رسید. بنابراین با فعال‌سازی نرخ نوسازی 120 هرتزی، مدت زمان وبگردی و پیمایش در گوشی حدودا به میزان یک‌سوم کاهش پیدا می‌کند.

شارژدهی باتری هندست کوچک‌تر گلکسی S20 نیز تا حدود زیادی مشابه گلکسی S20 پلاس است. کاربران گلکسی S20 در صورت فعال بودن تنظیمات پیش‌فرض نمایشگر تا حداکثر 12 ساعت و 12 دقیقه می‌توانند به وبگردی و پیمایش در گوشی بپردازند. اما با فعال‌سازی تنظیمات 120 هرتزی نمایشگر، مدت زمان شارژدهی باتری به 7 ساعت و 45 دقیقه تقلیل خواهد یافت. لذا فعال‌سازی نرخ نوسازی 120 هرتزی نمایشگر گلکسی S20 موجب کاهش 36 درصدی مدت زمان شارژدهی باتری خواهد شد.

  • شارژ

سرعت شارژ یکی از مقوله‌های هیجان‌انگیز و رقابتی میان تولیدکنندگان تلفن‌همراه طی سالیان اخیر به‌شمار می‌رود. شارژرهای ارائه شده همراه با پرچم‌داران جدید سامسونگ، سریع‌ترین نمونه‌های شارژر موجود در بازار محسوب نمی‌شوند؛ چرا که تولیدکنندگان چینی اسمارت‌فون در زمینه پیاده‌سازی پیشرفته‌ترین فناوری‌های شارژ پیشتاز هستند. اما سرعت شارژ پرچم‌داران سری گلکسی S20 در مقایسه با هندست‌های پیشین کمپانی به میزان قابل‌توجهی ارتقا یافته است. گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس به‌همراه شارژرهایی با حداکثر توان 25 وات روانه بازار می‌شوند. این رقم بیانگر حداکثر توان قابل‌قبول برای هندست‌های مذکور است؛ لذا در صورت اتصال گوشی به شارژرهای سریع‌تر نیز سقف سرعت شارژ کماکان محدود به 25 وات خواهد بود.

هر 3 هندست سری گلکسی S20 سامسونگ مجهز به شارژرهای مشابه 25 واتی هستند. باتری 5000 میلی‌آمپرساعتی گلکسی S20 اولترا از ظرفیت بیشتری نسبت به 2 مدل دیگر برخوردار است؛ لذا به لحاظ تئوری، شارژ کامل باتری گلکسی S20 اولترا نیازمند مدت زمان بیشتری خواهد بود. اما موضوع جالب‌توجه اینکه باتری گلکسی S20 اولترا زودتر از 2 هندست دیگر شارژ می‌شود و شارژ کامل آن حدودا 1 ساعت زمان خواهد برد. بنابراین اکنون این پرسش مطرح می‌شود که شارژرهای جدید سامسونگ تا چه اندازه سریع هستند؟

نتایج تست‌های باتری انجام شده توسط ما نشان می‌دهند که علیرغم ظرفیت متفاوت باتری‌های مورد استفاده در گلکسی S20 و S20 پلاس، سرعت شارژ این 2 هندست تقریبا یکسان است. با این‌حال شارژ کامل باتری این 2 گوشی حدودا 1 ساعت و 6 دقیقه زمان خواهد برد. در واقع سرعت شارژ باتری‌های گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس در مقایسه با گلکسی S20 اولترا کمی کندتر است.

شارژ کامل باتری اسمارت‌فون‌های سری گلکسی S10 نیازمند حدودا 1 ساعت و 40 دقیقه زمان بود؛ لذا سرعت شارژ باتری در پرچم‌داران سال 2020 سامسونگ جهش چشمگیری را تجربه نموده و اکنون هندست‌های سری گلکسی S20 حدودا 40 درصد سریع‌تر از مدل‌های پیشین شارژ می‌شوند.

  • کیفیت صوتی

کیفیت صوتی اسپیکرهای گوشی یکی دیگر از ویژ‌گی‌های کلیدی آن قلمداد می‌شود. یقینا کاربران با اتصال گوشی خود به یک هدفون یا اسپیکر بی‌سیم از کیفیت صوتی بسیار مطلوب‌تری بهره‌مند خواهند شد. اما کاربران در اکثر مواقع به‌دنبال تماشای سریع و بی‌دردسر یک ویدیوی آنلاین یا پخش فوری یک آهنگ هستند. در این مواقع، بهره‌مندی گوشی از اسپیکرهای باکیفیت یک موهبت بزرگ به‌شمار می‌رود.

خبر خوب این‌که اسمارت‌فون‌های گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس در مقایسه با پرچم‌داران سال گذشته سامسونگ از اسپیکرهایی با صدای بلندتر و باکیفیت‌‌تر بهره می‌گیرند. اسپیکرهای استریوی این هندست‌ها شامل یک بلندگو در بخش تحتانی و یک بلندگو در قسمت گوشی دستگاه هستند. عملکرد همزمان این 2 بلندگو موجب خلق یکی از بهترین خروجی‌های صوتی در میان اسمارت‌فون‌ها می‌شود؛ لذا پیشرفت‌های سامسونگ در زمینه کیفیت صدا واقعا قابل تحسین است.

باید به این نکته هم اشاره کرد که تمام گوشی‌های سری S20 ضد آب و گرد و غبار هستند، برای همین با خیال راحت می‌توانید آن‌ها را به زیر باران برده و حتی گاهی شنا کنید!

به‌طور خلاصه، مهم‌ترین مزایا و معایب اسمارت‌فون‌های گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس عبارتند از:

مزایا

  • تجربه کاربری و گیمینگ فوق‌العاده روان به لطف استفاده از نمایشگر 120 هرتزی
  • طراحی زیبا و یکپارچه
  • نمایشگرهای خیره‌کننده با وضوح و غنای رنگ فوق‌العاده
  • قابلیت‌های بزرگنمایی بهتر نسبت به اکثر رقبا
  • شارژدهی بسیار مطلوب باتری (صرفا با تنظیمات 60 هرتزی نمایشگر)

معایب

  • افت فاحش شارژدهی باتری در تنظیمات 120 هرتزی نمایشگر
  • عملکرد نسبتا ضعیف اسکنر اثرانگشت یکپارچه با نمایشگر در مقایسه با اکثریت پرچم‌داران
  • مات‌شدگی اکثر تصاویر سلفی به‌دلیل وجود باگ‌های نرم‌افزاری
  • قیمت‌گذاری نسبتا گران

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی S20 و گلکسی S20 پلاس: دوقلوهای کهکشانی اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ جدید مک‌بوک ایر ۲۰۲۰ اپل

مک‌بوک ایر 2020

شرکت اپل مدتی پیش از الترا‌بوک مک‌بوک ایر 2020 رونمایی کرد. در رابطه با قیمت این لپ‌تاپ‌ نمی‌توان آن را یک محصول مقرون‌به‌صرفه معرفی کرد. اما حداقل می‌توانید از یک مک‌بوک ارزان‌ قیمت استفاده کنید. قیمت این مک‌بوک برای نسخه پایه 999 دلار است که در مقایسه با مک‌بوک ایر 2019 حرف زیادی برای گفتن دارد. هرچند دانش‌آموزان می‌توانند از تخفیف اپل برای خرید آن استفاده کنند.

طراحی دستگاه

مک‌بوک ایر 2020

درباره طراحی دستگاه باید بگوییم که همانند سال‌های قبل با یک محصول باکیفیت روبه‌رو هستیم. نسخه‌ای که ما آن را بررسی می‌کنیم، طلایی رنگ بوده و باعث شد تا ما جذب این دستگاه شویم. فلز آلومینیوم مورد استفاده در مک‌بوک ایر 2020 نیز کیفیت این محصول را به رخ می‌کشد. در هنگام باز کردن الترابوک با یک ترک‌پد بزرگ و صفحه‌کلید جدید مواجه شدیم. دکمه پاور در گوشه بالای سمت راست محصول هم سنسور TouchID را درون خود جای داده است تا کاربرد آن دو برابر باشد. وزن و ابعاد دستگاه نیز با تفاوتی بسیار کم همانند مدل 2019 است.

مک‌بوک ایر 2020

پورت‌ها

مک‌بوک ایر 2020

قاب باریک این دستگاه امکان استفاده از پورت‌های زیاد را در اختیار سازنده قرار نداده است. در سمت راست فقط یک جک هدست دیده می‌شود. در سمت چپ نیز دو پورت تاندربولت 3 تعبیه شده است. بنابراین، اگر قصد استفاده از یک موس یا کارت SD را دارید، باید از دانگل یا هاب USB-C کمک بگیرید.

صفحه‌نمایش

مک‌بوک ایر 2020

مک‌بوک ایر 2020 از قابلیتی موسوم به TrueTone برای تنظیم نمایشگر نسبت به نور محیط استفاده می‌کند. این نمایشگر در اتاق نشیمن و با نور طبیعی خود، رنگ‌ها را بهتر و طبیعی‌تر نشان می‌دهد. اما به نظر می‌رسید که نورهای منتشر شده از این نمایشگر در اتاق خواب کمی‌ روشن‌تر هستند و نیاز به کمی تاریکی دارند.

صدا

شاید در نگاه اول این محصول را یک دستگاه نازک نارنجی بدانید، اما صدای خروجی آن طوفانی برپا می‌کند که تصورش را هم نمی‌کنید. طبق گفته های اپل، خروجی صدای بلندگوی این الترابوک 25 درصد بیشتر از مدل قبلی بوده و باس آن نیز دوبرابر شده است.

با بررسی خروجی صدای دستگاه و شنیدن موسیقی‌هایی با سبک‌های مختلف به این نتیجه رسیدیم که صدای برخی از سازها در آهنگ بسیار واضح نیستند، اما همین مسئله در سایر موسیقی‌ها رخ نمی‌داد. در کل، نمی‌توان از این دستگاه به عنوان یک بلندگوی حرفه‌ای استفاده کرد، اما می‌توان آن را یک محصول عالی معرفی کرد که نیاز‌های کاربران عادی را برطرف می‌کند.

صفحه‌کلید و ترک‌پد

مک‌بوک ایر 2020

اپل در مک‌بوک ایر 2020 از صفحه‌کلید پروانه‌ای استفاده کرده است. هنگام فشار دادن کلید‌های صفحه‌کلید، آن‌ها فقط یک میلی‌متر به داخل فرو می‌روند که عملکرد رضایت‌بخشی در هنگام تایپ دارند. این صفحه‌کلید به قدری خوب عمل می‌کند که انگشتان دست من یک ساعت پس از تایپ کردن مداوم، همان انرژی سابق را داشتند! نتایج تست صفحه‌کلید مک‌بوک ایر 2020 در وب‌سایت 10FastFingers نشان می‌داد که حدود 70 کلمه در دقیقه می‌توان توسط آن تایپ کرد که میانگین خوبی به شمار می‌رود.

محصول جدید اپل از ترک‌پد بزرگی استفاده می‌کند. اما جالب است که علی‌رغم بزرگ بودن آن، دستان من حتی به صورت اتفاقی نیز با آن برخورد نکرد و این مسئله نیز یک نقطه قوت به حساب می‌آید. هنگام استفاده از ترک‌پد نیز این بخش از لپ‌تاپ، پاسخ سریع و دقیقی به انگشتان من می‌داد.

 عملکرد دستگاه

مک‌بوک ایر 2020

من در بررسی خود از نسخه‌ای استفاده کردم که از یک پردازنده چهار هسته‌ای اینتل Core i5-1030NG7 با فرکانس کاری 1.1 گیگاهرتز بهره می‌برد. هم‌چنین، یک رم 8 گیگابایتی نیز درون آن گنجانده شده است. پردازنده مرکزی این دستگاه در هنگام استفاده از مرورگر گوگل کروم و باز بودن 30 تب در آن به همراه استفاده از نرم‌افزار Adobe Photoshop به منظور تغییر اندازه عکس‌ها، عکس‌العمل بدی از خود نشان نداد و من هیچ کاهش سرعتی در نرم‌افزار دستگاه احساس نکردم.

با این حال، محصول جدید اپل در بنچمارک‌های ساختگی ما کمی اذیت شده بود! این لپ‌تاپ در تست گیک‌بنچ فقط 2738 امتیاز کسب کرد که پایین‌تر از 4248 امتیاز مدل بالاتر آن است. لپ‌تاپ‌هایی مانند سرفیس پرو با پردازنده Core i5-1035G4 و XPS 13 شرکت Dell با پردازنده Core i7-10710U به ترتیب 4443 و 5481 امتیاز کسب کرده بودند.

سرعت خواندن اطلاعات توسط حافظه SSD 512 گیگابایتی مک‌بوک ایر 2020 در بنچمارک BlackMagic به 1301.9 مگابایت‌برثانیه رسید. میانگین سرعت خواندن نیز 1162.7 مگابایت‌برثانیه است.

پردازنده گرافیکی محصول جدید اپل عملکرد فوق‌العاده‌ای را از خود نشان نداد، چرا که ما با یک لپ‌تاپ گیمینگ روبه‌رو نیستیم و از طرفی دیگر نیز تراشه گرافیکی Intel Iris Plus برای این کار ساخته نشده است. مک‌بوک ایر 2020 در تست بازی Sid Meyer’s Civilization VI موفق به کسب 7 امتیاز شد که 2 امتیاز کم‌تر از میانگین این نوع لپ‌تاپ‌ها است. هم‌چنین، امتیاز کسب شده توسط الترابوک جدید اپل نسبت به 13 امتیاز لپ‌تاپ Envy شرکت HP ما را ناامید می‌کند.

عمر باتری

این لپ‌تاپ در تست‌های ما 9 ساعت و 31 دقیقه روشن ماند. در طول این تست، ما مشغول وب‌گردی از طریق اینترنت وای‌فای بودیم و نور نمایشگر نیز 150 نیت بود. نتایج تست باتری مک‌بوک ایر 2020 نسبت به لپ‌تاپ XPS 13 با مدت زمان 7 ساعت و 56 دقیقه یا سرفیس پرو مایکروسافت با 7 ساعت و 30 دقیقه قابل قبول است.

گرما

ما پس از 15 دقیقه تماشای یک فیلم با کیفیت HD و حالت تمام‌صفحه، دمای بخش‌های مختلف و مهم لپ‌تاپ را اندازه گرفتیم. دمای تاچ‌پد در این حالت به 25.5 درجه سانتی‌گراد رسید. هم‌چنین، دمای فضای مرکزی صفحه‌کلید و بخش پایین لپ‌تاپ به ترتیب 30 و 33.5 درجه سانتی‌گراد بود که پایین‌تر از معیار 35 درجه‌ای است.

وب‌کم (دوربین مکالمه)

مک‌بوک ایر 2020

مک‌بوک ایر 2020 همانند اکثر لپ‌تاپ‌ها از یک دوربین با رزولوشن 720p استفاده می‌کند. تصاویر ثبت شده توسط این دوربین دارای نقطه‌های کوچکی هستند، اما در کمال تعجب، رنگ‌ها دقیق بودند و خط‌های صورتی رنگ نازک در پیراهن مشکی چهارخانه من تشخیص داده شد.

نرم‌افزار

macOS Catalina نیز عملکرد بسیار خوبی را در این لپ‌تاپ از خود نشان داد. تجربه کاربری روان با منو‌های ناوبری سبب شدند که من به یاد iTunes بیفتم. مرورگر Safari نیز به لطف سیستم‌عامل جدید از باز شدن تب‌ها تکراری جلوگیری می‌کند.

از نکات مثبت macOS نیز می‌توان به عدم وجود نرم‌افزارهای مخرب اشاره کنم که باعث راحتی کاربرانی مثل من شده است تا نگرانی زیادی درباره آن نداشته باشم.

نکات منفی: صفحه‌نمایش نسبتا تاریک در صورت فعال نبودن قابلیت TrueTone، وجود پورت USB-C و عدم استفاده از سایر پورت‌ها

نکات مثبت: طراحی صاف و صیقلی، عمر باتری، صدای خوب، صفحه کلید مناسب و راحت

نوشته بررسی لپ‌تاپ جدید مک‌بوک ایر 2020 اپل اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه ردمی نوت ۹ پرو

اهمیت هندست‌های سری نوت برای برند ردمی بر هیچکس پوشیده نیست. این گجت‌ها به درآمد چشمگیر کمپانی در مقیاس جهانی کمک شایانی کرده است. فروش اسمارت‌فون ردمی نوت 4 از مرز 4 میلیون دستگاه فراتر رفت. سال گذشته نیز ردمی نوت 7 پرو عنوان پرفروش‌ترین اسمارت‌فون میان‌رده بازار هندوستان در محدوده قیمتی 10 هزار روپیه را به خود اختصاص داد.

با این‌حال بسیاری از رقبای شیائومی، روند روبه رشد این برند چینی را تحت نظر دارند و برای مقابله با آن دست به کار شده‌اند. ریلمی اصلی‌ترین رقیب شیائومی بوده و تاکنون مجموعه‌ای از محصولات بسیار عالی را روانه بازار نموده است. این محصولات از جنبه مشخصات با تولیدات شیائومی برابری کرده و حتی برتر از آن‌ها ظاهر می‌شوند. بنابراین تولید یک محصول بسیار کارآمد و مقرون‌به‌صرفه برای شیائومی از اهمیت بالایی برخوردار است. در ادامه برای پاسخ به این پرسش به بررسی اسمارت‌فون ردمی نوت 9 پرو از جوانب مختلف می‌پردازیم:

طراحی و نمایشگر

سال گذشته شیائومی در زمینه به‌کارگیری الگوی طراحی کاملا جدید Aura Balance پیشتاز بود. این سبک طراحی نخستین بار با اسمارت‌فون ردمی نوت 7 پرو معرفی شد و اکنون ردمی نوت 9 پرو نیز بر مبنای همین سبک تولید شده است.

پنل پشتی ردمی نوت 9 پرو احتمالا بارزترین و متفاوت‌ترین مولفه طراحی این هندست به‌شمار می‌رود. در این قسمت از الگوی رنگ‌آمیزی سایه‌دار هیچ خبری نیست؛ در عوض شاهد به‌کارگیری یک روکش شیشه‌ای براق از جنس گوریلا گلس 5 هستیم. پنل آینه‌ای پشتی گوشی در عین زیبایی استعداد فراوانی برای جذب لکه‌های چربی و اثرانگشت دارد. در صورت عدم تمایل نسبت به نظافت پیوسته گوشی، استفاده از کیس ارائه شده در بسته‌بندی آن کاملا ضروری است.

این‌بار نیز همانند ردمی نوت 8 پرو، ماژول دوربین در مرکز پنل پشتی گوشی قرار گرفته است؛ با این‌حال در عوض به‌کارگیری چیدمان عمودی، هر 4 حسگر دوربین همراه با فلاش درون یک ماژول مستطیلی‌شکل کشیده قرار گرفته‌اند. ماژول دوربین ظاهر زیبایی به دستگاه بخشیده است؛ اما برجستگی دوربین هنگام قرار دادن گوشی در جیب شلوار کمی مشکل‌ساز خواهد بود.

انتقال اسکنر اثرانگشت به بخش جانبی گوشی و یکپارچگی آن با دکمه پاور یک تغییر اساسی به‌شمار می‌رود. عملکرد این حسگر هنگام بازگشایی قفل گوشی بسیار سریع است. دکمه پاور در موقعیت مناسبی قرار دارد و دسترسی به آن حتی با استفاده از یک دست نیز بسیار آسان است؛ به‌ گونه‌ای که تنظیم بلندی صدا بدون استفاده از هر 2 دست یا جابه‌جا کردن گوشی عملا غیرممکن خواهد بود.

درگاه USB-C و جک صوتی هدفون در قسمت تحتانی گوشی قرار دارند؛ در حالی‌که درگاه سیم‌کارت با قابلیت دریافت 2 سیم‌کارت نانو و یک کارت حافظه میکرو اس‌دی در سمت چپ لبه فوقانی دستگاه تعبیه شده است. همچنین درگاه مادون‌قرمز نیز در بخش فوقانی گوشی قرار دارد.

بخش جلویی ردمی نوت 9 پرو با یک نمایشگر 6.67 اینچی با نسبت ابعاد 20:9 و حفره‌ای جهت استقرار دوربین سلفی پوشانده شده است. این پنل با رزولوشن فول اچ‌دی پلاس خود رنگ‌ها را به شکلی چشم‌نواز نمایش می‌دهد. با این‌حال نرخ نوسازی پنل مذکور با نمایشگر هندست‌هایی نظیر پوکو X2 و ریلمی 6 پرو قابل رقابت نیست. ردمی نوت 9 پرو فاقد نمایشگری با نرخ نوسازی بالا است. اگرچه مزایای استفاده از نمایشگر 90 یا 120 هرتزی در یک اسمارت‌فون میان‌رده تا حدودی بحث‌برانگیز است؛ اما فقدان چنین مشخصه‌ای در ردمی نوت 9 پرو موجب می‌شود تا این محصول در رتبه‌ای پایین‌تر از برخی رقبای خود قرار گیرد.

وزن 209 گرمی گوشی، کار کردن طولانی‌مدت با آن‌را تا حدودی دشوار می‌کند. ردمی نوت 9 پرو یک گوشی ضدآب نیست؛ اما استفاده از روکش محافظ P2i موجب افزایش مقاومت نسبی آن در برابر مایعات شده است.

کارآیی

توان پردازشی ردمی نوت 9 پرو توسط تراشه اسنپ‌دراگون 720G و پردازنده گرافیکی آدرنو 618 تامین می‌شود. این پیکره‌بندی تقریبا در اکثر هندست‌های میان‌رده به چشم می‌خورد و کارآیی آن در استفاده روزمره کاملا رضایت‌بخش است. رابط کاربری MIUI از سازگاری مناسبی با سخت‌افزار گوشی برخوردار بوده و تجربه کاربری کاملا روان و لذت‌بخشی را رقم می‌زند.

بهره‌مندی گوشی از حافظه رم 4 گیگابایتی احتمالا برای گیمرها ناامیدکننده خواهد بود. توان پردازشی اسنپ‌دراگون 720G فراتر از یک تراشه میان‌رده است؛ به گونه‌ای که با اجرای بازی PUBG Mobile با تنظیمات گرافیکی حداکثری روی ردمی نوت 9 پرو هیچ‌گونه وقفه قابل‌توجهی رویت نشد.

باتری

شیائومی در زمینه عرضه گوشی‌های مجهز به باتری 4000 میلی‌آمپرساعتی پیشتاز بود و با معرفی ردمی نوت 9 پرو نیز به این رویه ادامه داد. این هندست مجهز به یک باتری 5020 میلی‌آمپرساعتی است که انرژی موردنیاز جهت استفاده سنگین از گوشی طی مدت بیش از 1 روز را فراهم می‌کند. متاسفانه باتری گوشی با سرعتی معادل 18 وات شارژ می‌شود و شارژ کامل آن حدودا 140 دقیقه زمان خواهد برد.

نرم‌افزار

ردمی نوت 9 پرو با رابط کاربری MIUI 11 مبتنی بر سیستم‌عامل اندروید 10 روانه بازار می‌شود. MIUI دارای مجموعه‌ای از افزونه‌های مفید و کارآمد است که قابلیت افزودن تم، استفاده از تصاویر پس‌زمینه قابل چرخش در لاک اسکرین، نرم‌افزار داخلی مدیریت و اشتراک‌گذاری سریع فایل‌ها از جمله آن‌ها به‌شمار می‌روند. به‌نظر می‌رسد که با انتشار هر ویرایش جدید MIUI، تعداد اپلیکیشن‌های پیش‌فرض گوشی افزایش پیدا می‌کند و تمامی این برنامه‌ها نیز قابل حذف کردن نیستند. با این‌حال کاربران با مراجعه به بخش تنظیمات دستگاه می‌توانند بسیاری از این برنامه‌ها را به‌صورت دستی غیرفعال نمایند.

دوربین

پیکره‌بندی دوربین ردمی نوت 9 پرو با هندست نسل گذشته یعنی نوت 8 پرو شباهت فراوانی دارد. ماژول دوربین چهارگانه این هندست شامل یک حسگر فوق‌عریض 8 مگاپیکسلی، سنسور تشخیص عمق 2 مگاپیکسلی، حسگر اصلی 48 مگاپیکسلی GM2 ساخت سامسونگ و یک دوربین ماکرو 5 مگاپیکسلی است. این در حالیست که ردمی نوت 8 پرو مجهز به دوربین اصلی 64 مگاپیکسلی بود.


تصاویر ثبت شده توسط این دوربین‌ها از رنگ‌های طبیعی و توازن مناسب رنگ سفید برخوردار هستند. دامنه پویایی رنگ‌ها نیز نسبتا مطلوب است؛ با این‌حال جزئیات صحنه تا حدودی دچار محوشدگی هستند. به‌طور کلی سطح جزئیات ثبت شده در تصاویر کمتر از حد مورد انتظار به‌نظر می‌رسد. همچنین کاربران قادر به ضبط ویدیوهای 4K با سرعت 30 فریم بر‌ثانیه خواهند بود. دوربین سلفی گوشی نیز دارای حسگر 16 مگاپیکسلی است.

نوشته بررسی اولیه ردمی نوت 9 پرو اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی موتو E6 پلاس: اقتصادی به سبک موتورولا

در گذشته‌ای نه‌چندان دور شاهد سیطره موتورولا بر بازار اسمارت‌فون‌های اقتصادی بودیم. هندست‌های سری G برای مدت زمانی طولانی بر بازار حکمفرما بودند؛ اما از سال 2013 به بعد وضعیت تغییر کرد. در سال 2019 رقابت در بخش هندست‌های پایین‌رده بازار شدیدتر از هر زمان دیگری بود؛ به گونه‌ای که بسیاری از تولیدکنندگان کره‌ای و چینی، گزینه‌های مناسب و قانع‌کننده‌ای را پیش روی خریداران قرار دادند.

امروزه کاربران صرفا مایل به اطلاع از نام و فهرست مشخصات هندست‌ها نیستند؛ بلکه می‌خواهند گجت آن‌ها همانند یک محصول پیشرفته به‌نظر برسد. این پدیده به‌معنای ترکیب صحیح و اصولی سخت‌افزار و نرم‌افزار با یکدیگر است؛ موضوعی که حتی صرف‌نظر از محدودیت‌های بودجه‌ای نیز کار دشواری است. اخیرا موتورولا تعداد هندست‌های تولیدی خود در بین محصولات اقتصادی را افزایش داده؛ اما این برند در سطوح قیمتی پایین‌تر هنوز به موفقیت چشمگیری دست پیدا نکرده است. اکنون این پرسش در ذهن مطرح می‌شود که آیا موتو E6 پلاس می‌تواند در این زمینه به موتورولا کمک کند؟ برای پاسخ به این سوال و بسیاری از پرسش‌های دیگر با بررسی موتو E6 پلاس توسط آی‌‌تی‌رسان همراه باشید.

طراحی

طبیعتا قیمت‌گذاری ارزان موتو E6 پلاس به‌معنای وجود محدودیت‌هایی خاص در امکانات و قابلیت‌های این هندست است. پایین نگاه داشتن هزینه تولید یکی از چالش‌های بزرگ موتورولا هنگام ساخت این اسمارت‌فون بوده؛ اما خو‌ش‌بختانه این ملاحظات بر تجربه کاربری افراد تاثیر فاحشی نگذاشته است.

موتورولا با عرضه موتو E6 پلاس اساسا تلاش کرده تا تجربه کار با یک دستگاه لوکس (حداقل در مقایسه با سایر رقبا) را در اختیار کاربران قرار دهد. پنل پشتی گوشی دارای ساختاری پلاستیکی است؛ با این‌حال طراحی شفاف و صیقل‌خورده پلاستیک حس خوشایندی را به دستان شما منتقل می‌کند. همچنین در صورت تمایل می‌توانید از پنل پشتی دیگری با رنگ‌آمیزی متفاوت استفاده کنید. در طراحی بدنه گوشی از یک روکش آب‌گریز استفاده شده است؛ پدیده‌ای که به‌معنای امکان استفاده از گوشی در زیر بارش باران خواهد بود.

پنل پشتی دستگاه از ماژول دوربین دوگانه شامل حسگر اصلی 13 مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f/2.0 و اندازه‌ای به‌مراتب بزرگ‌تر از هندست‌های رقیب و یک حسگر تشخیص عمق 2 مگاپیکسلی میزبانی می‌کند. این سنسور اساسا برای ثبت تصاویر پرتره با دقتی بالاتر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

موتورولا در قسمت جلویی موتو E6 پلاس از یک پنل فوق‌عریض 6.1 اینچی بهره گرفته است. دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی گوشی درون ناچ کوچک تعبیه شده روی نمایشگر قرار دارد. همچنین موتو E6 پلاس مجهز به اسکنر اثرانگشت است؛ مشخصه‌ای که در هندست‌های اقتصادی بازار کم‌تر مشاهده می‌شود. با این‌حال عدم بهره‌مندی از اتصال NFC بدان معناست که کاربران قادر به استفاده از سرویس‌های پرداخت موبایلی نخواهند بود.

ساختار پلاستیکی قاب پشت گوشی اگرچه براق و چشم‌نواز است؛ اما در زمینه جذب لکه و اثرانگشتان شما نیز استعداد فراوانی دارد. این مشکل به حدی جدی است که پس از نگاه داشتن گوشی در دست تنها برای مدت 5 دقیقه از شدت لکه‌های جذب شده توسط بدنه آن حقیقتا شگفت‌زده شدیم. بنابراین اکیدا توصیه می‌شود تا از کیس شفاف ارائه شده در بسته‌بندی گوشی استفاده کنید. باتری گوشی همانند صفحه پشتی قاب دستگاه قابل تعویض بوده و امکان استفاده از باتری یدکی نیز یقینا خبر خوشایندی برای علاقه‌مندان به سفرهای طولانی و مکرر به‌شمار می‌رود.

موتو E6 پلاس از سیم‌کارت‌های نانو در جایگاه اصلی پشتیبانی نکرده و مجهز به درگاه میکرو سیم‌کارت است؛ این تکنیک احتمالا با هدف جذب کاربران فیچرفون‌ها به‌کار گرفته شده است. البته محل ورود دومین سیم‌کارت نانو است.

صرف‌نظر از این موارد، موتو E6 پلاس محصولی سبک‌وزن بوده و از کیفیت مونتاژ مناسبی برخوردار است. دکمه پاور و کلیدهای تنظیم میزان بلندی صدا در سمت راست بدنه گوشی قرار دارند؛ در حالی‌که قسمت تحتانی دستگاه از یک اسپیکر مونو و درگاه شارژ میزبانی می‌کند. نهایتا لوگوی موتورولا، اسکنر اثرانگشت و ماژول دوربین نیز بر روی پنل پشتی گوشی مستقر شده‌اند.

به‌طور کلی موتو E6 پلاس بسیار ارزشمندتر از قیمت‌گذاری فعلی خود به‌نظر می‌رسد. این اسمارت‌فون از کیفیت ساخت مطلوبی برخوردار بوده و برای استفاده روزمره کاربران نیز بسیار مناسب است.

نمایشگر

موتو E6 پلاس از یک نمایشگر 6.1 اینچی LCD با رزولوشن 1560×720 پیکسل بهره می‌گیرد. چنین وضوحی با توجه به برچسب قیمتی گوشی کاملا استاندارد به‌نظر می‌رسد. به لحاظ تئوری، استفاده از چنین رزولوشنی برای یک پنل 6.1 اینچی موجب افت محسوس کیفیت آن خواهد شد. با این‌حال وضوح نمایشگر کاملا قابل‌قبول بوده و تنها با نزدیک کردن نمایشگر به چشم‌ها قادر به مشاهده پیکسل‌های تصویر خواهیم بود.

البته کیفیت بازتولید رنگ چنگی به دل نمی‌زند. در نمایشگرهای مجهز به فناوری LCD معمولا رنگ‌ها کمی بیش از حد مطلوب به سمت طیف آبی متمایل می‌شوند. متاسفانه هیچ‌گونه فناوری خاصی جهت کالیبراسیون صفحه‌نمایش وجود ندارد؛ در حالی‌که برخی هندست‌ها با قیمت‌گذاری مشابه از چنین قابلیتی برخوردار هستند. فعال‌سازی همیشگی حالت شبانه به حل مشکل فوق تا حدودی کمک می‌کند؛ اگرچه این ایده چندان منطقی به‌نظر نمی‌رسد. میزان روشنایی نمایشگر نیز مناسب بوده و کاربران حین استفاده از گوشی زیر تابش نور خورشید یا فضاهای تاریک دچار مشکل نخواهند شد. کاهش اندازه ناچ فوقانی نمایشگر یکی از اقدامات مثبت موتورولا به‌شمار می‌رود. پنل به‌کارگیری شده در موتو E6 پلاس، بهترین نمونه موجود در این بازه قیمتی محسوب نمی‌شود؛ اما تشابه کیفی نمایشگرها در این محدوده قیمتی به اندازه‌ای زیاد است که به سختی می‌توان آن‌ها را رتبه‌بندی کرد. به بیان خلاصه، کار کردن با نمایشگر موتو E6 پلاس ابدا لذت‌بخش نیست؛ اما با توجه به قیمت‌گذاری گوشی یک دستاورد قابل‌توجه به‌شمار می‌رود.

عملکرد و امتیازات بنچمارک

با وجود به‌کارگیری تراشه 8 هسته‌ای نسبتا مدرن هلیو P22 ساخت مدیاتک در موتو E6 پلاس، انتظارات ما از عملکرد این هندست چندان چشمگیر نبود. رابط کاربری این هندست در استفاده روزمره کاملا روان عمل می‌کند؛ اما ضعف پردازشی دستگاه حتی هنگام اجرای برخی اپلیکیشن‌های معمول نیز گاهی اوقات نمایان می‌شود، اما در کل به‌شکلی نیست که آزار دهنده باشد.

صرف‌نظر از این موضوع، هندست مذکور موفق به کسب امتیازات 819 و 3586 در تست پردازش تک‌‌‌ هسته‌ای و چندهسته‌ای گیک‌بنچ شد. این نمودارها چندان دقیق نیستند؛ اما امتیاز موتو E6 پلاس در پردازش چندهسته‌ای نسبت به شیائومی ردمی 7A به‌مراتب بیش‌تر است. به‌طور کلی این دستگاه پاسخگوی بسیاری از نیازمندی‌های پردازشی کاربران خواهد بود؛ مشروط بر این‌که انتظارات خود را با قیمت‌گذاری محصول تطبیق دهیم. در این شرایط موتو E6 پلاس احتمالا شما را ناامید نخواهد کرد.

این گوشی در دو نسخه با حافظه‌های داخلی 32 و 64 گیگابایت عرضه شده که نمونه مورد بررسی ما دارای رم 4 گیگابایتی است. این مقدار رم و حافظه سبب می‌شود تا کمبود خاصی را در استفاده روزمره و عادی احساس نکنید.

دوربین

موتورولا بیش‌ترین مانور تبلیغاتی خود پیرامون موتو E6 پلاس را به ماژول دوربین این هندست اختصاص داده است. دوربین پشتی گوشی مجهز به حسگر اصلی 13 مگاپیکسلی و سنسور تشخیص عمق 2 مگاپیکسلی است. امکانات اپلیکیشن دوربین نسبتا عادی بوده و از استاندارد تعریف شده‌ای تبعیت می‌کنند. رابط کاربری دوربین کاملا ساده بوده و برای اکثریت کاربران قابل فهم است.

با پیمایش به سمت بالا و پایین در رابط کاربری، حالات و گزینه‌های مختلفی پیش روی مخاطب قرار می‌گیرد. دسترسی به میان‌بر گوگل لنز امکان استفاده از کدهای QR را فراهم می‌کند. همچنین حالت HDR به‌صورت پیش‌فرض فعال بوده و حالت عکاسی هوشمند موسوم به AI Mode نیز در دسترس کاربران قرار دارد. حذف حالت اختصاصی دستی موسوم به Pro Mode یکی از تحولات دلسردکننده اپلیکیشن دوربین قلمداد می‌شود. این مشخصه امکان تنظیم توازن رنگ سفید، فوکوس، ISO و سایر موارد به‌صورت دستی را فراهم می‌کند. در عوض کاربر بایستی به امکانات کنترلی نه‌چندان خلاقانه برنامه دوربین اکتفا نماید.

تصاویر ثبت شده با تنظیمات پیش‌فرض دوربین در نوع خود جالب‌توجه هستند. کیفیت تصاویر ثبت شده با توجه به قیمت‌گذاری هندست کاملا مطلوب است. این پدیده بدان معناست که تصاویر دارای جزئیات کاملا مطلوبی بوده و وضوح آن‌ها نزدیک به واقعیت به‌نظر می‌رسد. با این‌حال در صورت فعال بودن حالت HDR، وجود نویز در تصاویر کاملا مشهود است.

پردازش ضعیف رنگ‌ها موضوعی قابل‌توجه بوده و حتی تصاویر ثبت شده در روشنایی کافی نیز کمی بیش از اندازه بی‌روح به‌نظر می‌رسند. این مشکل نیز احتمالا یکی از پیامدهای جانبی فعال‌سازی حالت HDR به‌شمار می‌رود. افزایش روشنایی سایه‌ها و کاهش کنتراست موجب از بین رفتن رنگ و لعاب تصاویر می‌شود، اما برای محصولی در این رنج قیمتی همچنان قابل قبول است.

همان‌طور که پیش‌بینی می‌کردیم، عملکرد دوربین در فضاهای تاریک بسیار ناامیدکننده است و استفاده از فلاش نیز کمک چندانی به بهبود اوضاع نخواهد کرد. با این‌حال عملکرد دوربین موتو E6 پلاس با توجه به برچسب قیمتی آن مناسب است و یقینا تصاویر ثبت شده از کیفیت لازم جهت اشتراک‌گذاری در اینستاگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی برخوردار هستند. کیفیت تصاویر و ویدیوهای ثبت شده توسط دوربین سلفی گوشی نیز قابل‌قبول به‌نظر می‌رسد.

نرم‌افزار و رابط کاربری

اکثر رقبای موتو E6 پلاس با قیمت‌گذاری مشابه توسط چینی‌ها و کره‌ای تولید می‌شوند. این هندست‌ها به لحاظ سخت‌افزاری تقریبا مشابه یکدیگر هستند؛ اما نرم‌افزار و رابط کاربری آن‌ها تفاوت‌ها را رقم می‌زنند. بهترین نرم‌افزار قابل دسترس برای هندست‌های اقتصادی شیائومی و هواوی همان ویرایشی است که توسط این کمپانی‌ها بهینه‌سازی و منتشر می‌شود. در واقع این شرکت‌ها به‌دنبال بهینه‌سازی و سبک نمودن سیستم‌عامل از طریق حذف برخی برنامه‌های غیرضروری و رفع کلیه باگ‌های احتمالی هستند.

خوش‌بختانه عملکرد موتورولا در این زمینه رضایت‌بخش بوده و سیستم‌عامل اندروید نصب شده روی موتو E6 پلاس فاقد هرگونه افزونه یا برنامه زائد یا تکراری است. بنابراین هندست مذکور تجربه پیمایشی روان و بدون وفقه‌ای را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. اکنون سیستم ناوبری گوشی به‌طور کامل بر ژست‌های حرکتی تکیه دارد. بدین‌ترتیب الگوی سنتی 3 دکمه‌ای حذف شده و در عوض از ژست‌های پیمایشی استفاده می‌شود. یادگیری شیوه استفاده از این سیستم ارزشمند مدتی زمان خواهد برد. در عین‌حال گزینه دیگری نیز پیش روی کاربران قرار ندارد.

اپلیکیشن‌ها بر روی صفحه اصلی گوشی قرار دارند و با یک حرکت پیمایشی به سمت چپ، صفحه Google Now نیز نمایان خواهد شد. با یک حرکت پیمایشی به سمت بالا، کشوی برنامه‌ها نمایش داده می‌شود. همچنین اپلیکیشن‌های اخیرا اجرا شده نیز در همین قسمت قابل مشاهده هستند.

موتو E6 پلاس به لطف نمایشگر بزرگ و شارژدهی بالای باتری خود به یک ابزار چندرسانه‌ای مناسب تبدیل شده است. نمایشگر 6.1 اینچی گوشی اگرچه برای تماشای فیلم ایده‌آل نیست؛ اما به‌خوبی پاسخگوی نیاز کاربران عادی خواهد بود. خروجی جک صوتی هدفون برای علاقه‌‌مندان به موسیقی چندان ایده‌آل نیست؛ اما یقینا وجود آن یک مزیت قلمداد می‌شود. حافظه‌داخلی 64 گیگابایتی گوشی نیز نویدبخش دسترسی کاربران به فضای کافی جهت ذخیره‌سازی آهنگ‌های دانلود شده است.

شارژدهی باتری

قابلیت تعویض احتمالا شاخص‌ترین ویژگی باتری موتو E6 پلاس محسوب می‌شود. در واقع قرار دادن باتری درون گوشی به‌عنوان بخشی از فرآیند راه‌اندازی اولیه آن تلقی می‌شود. این پدیده تداعی‌کننده یک تجربه نوستالژیک خاص برای بسیاری از کاربران هندست‌های تولید شده پیش از سال 2016 است. فهرست مشخصات داخلی گوشی از شارژدهی مناسب باتری آن حکایت دارد. موتو E6 پلاس از یک تراشه کم‌مصرف و مدرن، نمایشگری با رزولوشن پایین و یک باتری با ظرفیت معقول 3000 میلی‌آمپرساعتی برخوردار است.

در بررسی‌های صورت گرفته توسط آی‌تی‌رسان نیز مشخص شد که با استفاده معمول از گوشی طی مدت 12 ساعت (7 صبح تا 7 شب) کماکان نیمی از شارژ باتری باقی خواهد ماند. در این مدت به انجام کارهایی نظیر پخش موسیقی از طریق هدفون‌های سیمی، برقراری تماس، ارسال پیامک، اجرای چند بازی سبک و مطالعه مقالات در اینترنت پرداختیم. هنگام پخش یک فیلم 90 دقیقه‌ای با رزولوشن کامل در بستر شبکه وای‌فای و حداکثر میزان روشنایی نمایشگر، میزان شارژ باتری از 100 درصد به 87 درصد کاهش یافت که بسیار عالی محسوب می‌شود. بنابراین در صورت استفاده محدودتر از گوشی، باتری آن به آسانی تا 2 روز دوام خواهد آورد. به‌علاوه باتری موتو E6 پلاس در کنار شارژدهی فوق‌العاده خود امکان استندبای طولانی‌مدت گوشی را نیز فراهم می‌کند.

سخن پایانی

امروزه رقابت میان هندست‌های اقتصادی بازار به شدت افزایش یافته است. یافتن اسمارت‌فونی با حداکثر کارآیی و حداقل قیمت، دغدغه همیشگی اکثریت کاربران بوده است؛ اما اکنون بازیگران بیش‌تری به‌دنبال افزایش سهم خود از این بازار هستند.

موتو E6 پلاس با وجود طراحی جذاب و چشم‌نواز و بهره‌گیری از برخی ترفندهای نرم‌افزاری از سایر رقبای خود متمایز می‌شود؛ اما این اسمارت‌فون مشخصا در هیچ حوزه‌ای ممتاز نیست. دوربین‌های گوشی عملکرد قابل‌قبولی دارند؛ اما کیفیت آن‌ها در مقایسه با برخی هندست‌های رقیب موجود در بازار کمی پایین‌تر است. شارژدهی باتری نسبتا مناسب است؛ اما با برترین تولیدات رقیب تا حدودی فاصله دارد. عملکرد دستگاه نیز غالبا مطلوب است؛ با این‌حال کاربران گهگاهی با مشکل وفقه و عدم اجرای صحیح اپلیکیشن‌ها مواجه می‌شوند.

به‌طور خلاصه موتو E6 پلاس یک اسمارت‌فون همه فن حریف است؛ اما عملکرد آن در هیچ حوزه‌ای برترین نیست. این هندست در محدوده قیمتی حدودا 1.800.000 تومانی عموما برتر از رقبای خود ظاهر می‌شود. در واقع موتو E6 پلاس کلیه نیازهای اولیه کاربران را پوشش خواهد داد و افراد کم‌توقع پس از مشاهده آن احتمالا تحت‌تاثیر قرار خواهند گرفت.

مسلما اولویت افرادی که خواهان گوشی‌های ارزان‌قیمت هستند؛ در مقایسه با خریداران اسمارت‌فون‌های پرچم‌دار و گران‌قیمت کاملا متفاوت است. لذا برای کاربران دارای محدودیت‌های بودجه‌ای، موتو E6 پلاس یقینا گزینه‌ای مطلوب به‌شمار می‌رود. البته مشتریان با صرف هزینه‌ای کمی بیش‌تر قادر به خریداری هندست‌های مناسب‌تری هستند؛ اما هندست جدید موتورولا با طراحی جذاب خود توجه اکثریت کاربران را به خود جلب می‌کند.

اسمارت‌فون‌های شیائومی ردمی 7A و رده Y هواوی 2 رقیب سرسخت موتو E6 پلاس محسوب می‌شوند. نمایشگر ردمی 7A در مقایسه با موتو E6 پلاس کوچک‌تر است؛ اما در زمینه شارژدهی باتری و عملکرد دوربین برتر ظاهر می‌شود. با این‌حال یکپارچگی رابط کاربری به‌مراتب ضعیف‌تر بوده و تامین قطعات لازم جهت تعمیرات احتمالی دستگاه نیز دشوارتر خواهد بود.

این محصول موتورولا توسط شرکت هماتلکام و به‌صورت رسمی وارد بازار کشورمان شده است، بنابراین اگر به دنبال محصولی اقتصادی با ظاهری مدرن و رنگ‌بندی دوست داشتنی هستید، E6 پلاس را در بین گزینه‌های خرید خودتان قرار دهید.

نوشته بررسی موتو E6 پلاس: اقتصادی به سبک موتورولا اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ میت‌بوک ایکس پرو: حرفه‌ای بودن در اوج ظرافت

هواوی در میان کاربران بیشتر به عنوان یک تولیدکننده تلفن همراه و تجهیزات مخابراتی شناخت می‌شود ولی این شرکت در تولید لپ‌تاپ نیز حرف‌های زیادی برای گفتن دارد و سری میت بوک همواره در میان بهترین لپ‌تاپ‌های جهان قرار داشته است. چندی پیش با جعبه گشایی آخرین مدل این سری یعنی لپ‌تاپ میت بوک ایکس پرو در خدمت شما بودیم و امروز پس از مدتی با بررسی دقیق این دستگاه به سراغ اشتراک گذاری اطلاعات کسب شده در طول آزمایش این مدل خواهیم رفت و اطلاعاتی که میت بوک ایکس پرو در زمینه خروجی رسمی خود به ما داده است، در قالب یک نقد و بررسی کامل در اختیار شما قرار خواهیم داد. البته پیش از شروع باید به این نکته اشاره کنیم که این مقاله مربوط به بررسی مدل 2019 این محصول است و ارتباطی با نسخه‌های قبلی این مدل نخواهد داشت.

طراحی

وقتی که صحبت از طراحی لپ‌تاپ به میان می‌آید، هواوی بسیار عالی عمل می‌کند و محصولات این شرکت همیشه از نظر طراحی ظاهری از جمله زیباترین محصولات موجود در بازار بوده‌اند. میت‌بوک ایکس پرو نیز از این قاعده مستثنی نیست و به همین دلیل نیز حتی سخت‌گیرترین کاربران جهان می‌توانند از ظاهر این کالا راضی باشند.

در حقیقت باید دیزاین میت‌بوک ایکس پرو را ترکیبی از ظاهر مک بوک‌های شرکت اپل و سرفیس‌های مایکروسافت دانست و ظرافت و زیبایی طراحی این محصول به حدی است که شاید کمتر کسی انتظارش را داشته باشد. از نظر عددی باید گفت که این محصول یک دستگاه جمع و جور و بسیار مناسب محسوب می‌شود که 30.4 سانتی‌متر طول و 21.7 سانتی‌متر عرض دارد. این ابعاد به همراه ضخامت 1.5 سانتی‌متری این مدل موجب شده است که یک محصول جمع و جور با ابعاد اندکی بزرگ‌تر از یک کتاب را در مقابل خود ببینیم که قابلیت حمل‌پذیری آن یکی از اصلی‌ترین مزایایش محسوب می‌گردد.

وزن میت‌بوک ایکس پرو تنها یک کیلو و 330 گرم است که البته این وزن وقتی که شارژر نسبتا بزرگ این دستگاه را به همراه آن حمل کنید، به بالاتر از 1.5 کیلوگرم خواهد رسید. با این وجود باتری این دستگاه (که در بخش‌های آینده به‌صورت دقیق به آن خواهیم پرداخت) به اندازه‌ای مناسب است که نیازی به حمل همیشگی شارژر نداشته باشید. به این ترتیب باید گفت که میت‌بوک ایکس پرو یک دستگاه سبک با امکاناتی بسیار عالی است که موجب می‌شود تا بتوانید همیشه آن را به همراه داشته باشید.

از نظر رنگ‌بندی تنها دو رنگ برای این مدل عرضه شده و میت‌بوک ایکس پرو با رنگ‌های خاکستری فضایی و نقره‌ای رمزآلود عرضه شده است که هر دو رنگ به هم نزدیکی زیادی دارند ولی در عمل هر دو زیبا و خوش ترکیب هستند و تنها یکی از دیگری روشن‌تر است.

در نگاه به بخش خارجی بدنه و در قسمت بیرون نمایشگر شاهد حضور لوگوی هواوی هستیم و در قسمت زیرین دستگاه نیز تنها اطلاعات اولیه مدل دستگاه و دو شیار ظریف تهویه این مدل قرار گرفته است. وقتی از زاویه دید جلو و عقب به دستگاه نگاه می‌کنیم، نازک‌ بودن بدنه موجب می‌شود که هیچ سیستم ارتباطی و درگاهی در این دو قسمت مشاهده نکنیم. در حقیقت تمامی سیستم‌های ارتباطی این دستگاه در کناره‌های سمت ‌چپ و راست آن قرار گرفته است. در بخش راستی بدنه شاهد یک درگاه یو اس‌بی نوع B هستیم و در زوایه دید مخالف نیز شاهد وجود جک 3.5 میلی‌متری هدفون و دو پورت یواس‌بی از نوع C هستیم که البته یکی از آن‌ها برای شارژ کردن دستگاه مورد استفاده قرار می‌گیرد.

وقتی که درب میت‌بوک ایکس پرو را باز می‌کنیم، طراحی زیبای آن در داخل این مدل نیز ادامه داشته و حس و حال یک‌پارچگی بدنه را کاملا به ما انتقال می‌دهد. در حقیقت نمایشگر تمامی بخش بالایی را پر کرده است و قسمت پایینی به خوبی با صفحه کلید در دو سوم ابتدایی و تاچ پد در مرکز بخش پایین‌تر از آن پوشانده شده است و سایر بخش‌های بدنه نیز از نظر رنگ‌بندی و جنس بدنه با قسمت‌های خارجی یکسان هستند.

در مجموع باید گفت که طراحی ظاهری این مدل در نوع خود بسیار عالی است. عدم وجود درایو نوری موجب شده که عملا هیچ مورد اضافه‌ای در کناره‌های دستگاه مشاهده نشود و این خلوت بودن سبب خواهد شد که حس و حال حرفه‌ای بودن را با تمام وجود در طراحی میت‌بوک ایکس پرو احساس کنید.

نمایشگر

نمایشگر میت‌بوک ایکس پرو یکی از اصلی‌ترین نقاط قوت این دستگاه است. این لپ‌تاپ یک نمایشگر 13.9 اینچی از نوع LTPS را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. نسبت پوشش لپ‌تاپ به بدنه میت‌بوک ایکس پرو برابر با 91 درصد است و این امر تجربه بسیار مناسبی از کارکردن با این محصول را برای کاربر مهیا خواهد ساخت. رزولوشن این نمایشگر برابر با 3000 در 2000 پیکسل بوده که به تراکم پیکسل 260 پیکسل در هر اینج منتهی شده و سبب می‌شود تا کیفیت تصاویر در نمایشگر این مدل بسیار بالا باشد.

زاویه دید 178 درجه‌ای نمایشگر میت‌بوک ایکس پرو به همراه رنگ‌بندی بسیار عالی آن در تماشای فیلم و انجام بازی بسیار عالی بود و عملا موجب شد که کمترین حس خستگی چشم ناشی از استفاده از نمایشگر را تجربه کنم. رنگ‌های گرم و سرد به یک اندازه بر روی نمایشگر میت‌بوک ایکس پرو خوب اجرا شده و از سوی دیگر نور نمایشگر در شرایط مختلف به خوبی می‌توانست استفاده از آن را در محیط‌های تاریک یا پر نور راحت کند.

با این حال مشکلی کوچک در استفاده از این نمایشگر به یک قابلیت اصلی آن باز می‌گشت. نمایشگر میت‌بوک ایکس پرو لمسی است که از امکان لمس 10 انگشت به صورت همزمان پشتیبانی می‌کند. این قابلیت موجب می شود که بخواهید از مزایای این صفحه لمسی بیشترین بهره را ببرید ولی زاویه باز شدن نمایشگر به اندازه‌ کافی زیاد نیست و همین امر نیز موجب می‌شود که گاهی اوقات فکر کنید که در حال فشار بیش از حد آوردن به لولای نمایشگر هستید و امکانات لمسی آن علی‌رغم دقت و سرعت عملکرد بسیار بالای خود، تحت تاثیر این مشکل قرار گرفته‌اند. البته پس از مدتی کار کردن می‌توانید به این وضعیت عادت کنید.

عملکرد لمس 10 انگشتی نمایشگر میت‌بوک ایکس پرو موجب شده که بتوان کارهای پیچیده‌ای را به راحتی بر روی آن انجام داد؛ به این ترتیب که پس از چند روز استفاده، رسما ماوس بی‌سیم من به کمترین کاربری ممکن محدود شده بود و بیشتر از تاچ پد دستگاه و نمایشگر لمسی آن استفاده می‌کردم.

پیش از این چنین کیفیتی در نمایشگر را تنها در محصولات سری مک‌بوک اپل و سرفیس مایکروسافت تجربه کرده بودم و میت‌بوک ایکس پرو با پیوستن به این نام‌های بزرگ نشان داد که می‌توان یک نمایشگر بسیار عالی را به همراه یک محصول نیرومند و همه‌کاره به بازار عرضه کرد و محدودیت‌هایی که دو محصول دیگر دارند را نیز از روی دستگاه حذف نمود.

توان پردازشی

از نظر توان پردازشی ابتدا باید به یک نکته بسیار مهم اشاره کنیم. میت بوک ایکس پرو در دو رده پردازنده به کاربران عرضه می‌شود که پردازنده نخست مدل Core i5 نسل هشتم نسخه 8265U است و دیگر پردازنده ارایه شده برای این محصول، Core i7-8565U شرکت اینتل است که یک پردازنده نسل هشتمی محسوب می‌شود. این پردازنده به همراه واحد پیش‌فرض گرافیکی Intel UHD Graphics 620 به کاربران عرضه می‌شود ولی پردازنده گرافیکی مجزای انویدیا جی‌ فورس MX250 با 2 گیگابایت حافظه DDR5 بر روی این دستگاه هم وجود دارد تا نیازهای بالای پردازشی گرافیکی را بر عهده بگیرد. مدلی که در اختیار ما بود، با پردازنده Core i7 است که مسلما بهترین تجربه کاربری را ارایه می‌کند ولی موارد مطالعه شده نشان می‌دهد که عملکرد مدل Core i5 علی‌رغم ضعیف‌تر بودن، باز هم بسیار خوب و قابل قبول است. این دستگاه با دو رده رم 8 و 16 گیگابایت به کاربران عرضه شده است که نسخه در اختیار ما، 8 گیگابایت رم دارد.

برای بررسی پردازش پردازنده اصلی دستگاه به سراغ اعمال یک بنچ‌مارک استاندارد و شناخته شده یعنی Geekbench 4 بر روی میت‌بوک ایکس پرو رفتیم که نتیجه به دست آمده امتیاز 12 هزار و 914 بود. این نتیجه در نوع خود بسیار خوب است و این دستگاه را هم رده با سایر محصولاتی که پردازنده مشابهی دارند قرار می‌دهد ولی بدون شک بهترین استفاده از این پردازنده را بر روی مک‌بوک پروی 13 اینچی شرکت اپل شاهد بوده‌ایم زیرا این دستگاه امتیاز 17 هزار و 348 را در این تست کسب کرده است. با این وجود باید گفت که امتیاز نزدیک به 13 هزار، عملا برای 99.9 درصد کاربران کافی خواهد بود.

با این حال بازی‌های کامپیوتری برای من همیشه یک معیار بسیار عالی برای سنجش توان واقعی یک دستگاه هستند و توان پردازشی میت‌بوک ایکس پرو در این بخش عملکردی عالی داشته است. برای این کار سه بازی آزمایش شد. بازی نخست ماشین رانی Dirt 3 بود که در طی اجرای آن با حداکثر تنظیمات گرافیکی،  متوسط نرخ فریم تحسین برانگیز 118 فریم برثانیه به ثبت رسید. برای مقایسه کافی است بدانید که مک بوک پرو 13 اینچی تنها 47 فریم را ثبت کرده و دستگاه‌های نیرومند ویندوزی دیگر مانند دل XPS13 مدل Core i7 نیز 67 فریم بر ثانیه را از خود به جای گذاشتند. این امر نشان می‌دهد که توان گرافیکی و توان پردازشگر اصلی این محصول در ترکیب با یکدیگر بسیار عالی عمل می‌کنند.

بازی دوم PES 2019 بود که ترکیبی از توان گرافیکی و پردازشی را از دستگاه طلب می‌کرد. این بازی نیز بر روی میت‌بوک ایکس پرو به خوبی اجرا شد و عملا هیچ کندی، داغی یا هر گونه نشان ضعیف دیگر بر روی محصول تحت تست احساس نشد. دیگر بازی تست شده یک بازی قدیمی بود که از دیرباز به عنوان ابزاری برای تست حداکثر فشار روی پردازنده و رم توسط من مورد استفاده قرار می‌گیرد. بازی فیفا منیجر 14 یک بازی به ظاهر ساده است ولی پایگاه داده‌های آن به نحوی قابل تنظیم است که بتوانید با بیشتر کردن تعداد لیگ‌های پشتیبانی شده، بار را بر روی سیستم افزایش بدهید. با توجه به تجربه اجرای این بازی روی سیستم های مختلف باید بگویم که عملکرد میت‌بوک ایکس پرو در اجرای این بازی من را شگفت زده کرد. سرعت اجرا چیزی بود که پیش از این روی یک لپ‌تاپ تجربه نکرده بودم و به همین دلیل نیز باید اعلام کنم که توان پردازشی فراتر از انتظارات اولیه من بوده است.

از جمله مواردی که همیشه من را عذاب داده، جابجایی بین کارت گرافیکی اصلی و ثانویه دستگاه است و در میت بوک ایکس پرو نیز تجربه‌ای مشابه را داشتم ولی در مجموع باید گفت که عملکرد این سیستم در بخش پردازش بسیار مناسب بود. البته شاید اگر نسخه 16 گیگابایت رم در اختیارم بود، می‌توانستم بازی‌های سنگین‌تری را نیز روی این محصول آزمایش کنم ولی محدودیت رم موجب شد تا تنها به این سه گزینه بسنده کنم و در این سه مورد نیز عملکردی بسیار خوب را از میت‌بوک ایکس پرو شاهد بودم. این دستگاه از نظر توان پردازشی می‌تواند سخت‌گیرترین کاربران را نیز راضی کند و بدون شک قادر است تا چند سال یک محصول مناسب و نیرومند باقی بماند.

حافظه و درگاه‌های ارتباطی

حافظه داخلی تعبیه شده در میت‌بوک ایکس پرو، از نوع حافظه بسیار سریع فلش است که مسلما تجربه کاربری بسیار خوبی را برای شما به همراه خواهد آورد. مدل ارسالی برای ما 512 گیگابایت حافظه داخلی داشت ولی این دستگاه در سه رده حافظه داخلی 256، 512 و 1 ترابایت عرضه می‌شود و سرعت هر سه حافظه داخلی نیز بسیار بالاست. انتقال یک فایل 5.37 گیگابایتی از داخل یک هارددیسک اکسترنال به داخل این دستگاه 1 دقیقه و 3 ثانیه به طول انجامید که متوسط نرخ انتقال داده در این وضعیت (استفاده از درگاه یواس‌بی 3) برابر با 85 مگابایت بر ثانیه بود. این رقم نشان دهنده عملکرد خوب میت‌بوک ایکس پرو در بخش حافظه داخلی است.

درگاه‌های ارتباطی این محصول نیز تنوع نسبتا خوبی دارند. دو درگاه یواس‌بی نوع C، یک درگاه یواس‌بی 3 و جک 3.5 میلی‌متری هدفون، پکیج ارتباطی مناسبی را ایجاد کرده‌اند ولی مسلما کاربران می‌توانستند از وجود یک یا دو درگاه یواس‌بی دیگر نیز بهره ببرند. با این وجود باید گفت که درگاه‌های ارتباطی و حافظه داخلی این دستگاه نیز نمره قبولی را دریافت می‌کنند، هرچند که فضا برای بهبود آن‌ها وجود دارد.

امکانات جانبی

حسگر اثر انگشتی که روی دکمه پاور دستگاه قرار داده شده است، یکی از مزایای بسیار خوب این مدل است. این حسگر به خوبی عملکرد خود را نشان داده و سرعت بسیار بالایی دارد. همچنین می‌توان چند اثر انگشت مخلتف را برای آن به ثبت رساند تا در صورت آسیب دیدن یک انگشت، همچنان بتوان از این مدل استفاده کرد. یکی از امکانات جانبی دیگری که بر روی میت بوک ایکس پرو به شدت خودنمایی می‌کرد، وب‌کم این دستگاه بود. این وب‌کم با طراحی شگفت انگیز خود عملا در میان دکمه‌های سری F جای خوش کرده است که با فشردن آن به صورت کشویی بالا آمده و موجب می‌شود که بتوانید به راحتی از وب‌کم استفاده کنید.

البته این طراحی وب کم یک استرس عجیب در من ایجاد کرده بود زیرا عادت دارم که وقتی کارم با لپ‌تاپ تمام می‌شود، درب آن را ببندم ولی این نوع وب کم موجب شده بود که ناخودگاه یک ثانیه پس از بستن درب لپ‌تاپ با استرس آن را باز کنم تا ببینم که آیا وب کم را به سر جای اصلی انتقال داده بودم یا خیر! البته پیش از این که انتظارات خود را از این وب‌کم بالا ببرید باید به شما بگویم که کاربری آن به هیچ عنوان به عنوان یک دوربین عکاسی نیست و این حسگر 1 مگاپیکسلی تنها برای کارهایی مانند ویدیو کنفرانس مناسب است.

دیگر قابلیت جانبی میت‌بوک ایکس پرو، سیستم Multi-screen Collaboration است که در نوع خود یک قابلیت بسیار عالی محسوب می‌شود. همه ما عادت داریم که از تلفن همراه در کنار دستگاه خود استفاده کنیم ولی استفاده همزمان از تلفن همراه هوشمند و لپ‌تاپ ممکن است اندکی دردسر ساز باشد و به همین دلیل نیز هواوی قابلیتی را فراهم کرده که بتوانید تلفن همراه خود را در بخشی از نمایشگر میت‌بوک ایکس پرو به صورت mirror شده قرار بدهید. هر کاری که روی نمایشگر خود بکنید بر روی تلفن همراه اصلی شما نیز اعمال خواهد شد؛ در حقیقت Multi-screen Collaboration موجب می‌شود که بتوانید کارهایی مثل انتقال فایل، استفاده از پیام‌رسان‌ها و… را به سادگی از روی لپ‌تاپ خود انجام داده و اثرات آن را روی تلفن همراه‌تان مشاهده کنید. تنها نکته منفی این قابلیت، کوچک کردن فضای قابل استفاده روی نمایشگر است.

سیستم عامل ویندوز 10 نیز بر روی میت‌بوک ایکس پرو قرار دارد که تجربه نرم‌افزاری مناسبی را برای کاربران این مدل به همراه می‌آورد. وجود ویندوز اورجینال بر روی هم یک قابلیت ویژه نیست ولی عملا موجب می‌شود که از دردسرهای نصب سیستم عامل بی نیاز شوید.

باتری

وقتی که صحبت از باتری به میان می‌آید، میت‌بوک ایکس پرو بار دیگر قدرت‌نمایی خود را آغاز می‌کند. یک باتری 57.4 وات ساعتی بر روی میت بوک ایکس پرو قرار گرفته که می‌تواند به خوبی نیازهای کاربران را برای مدت زمان طولانی تامین کند. در وب‌سایت شرکت سازنده به این موضوع اشاره شده که استفاده از باتری این مدل برای پخش ویدیو در 13 ساعت متوالی ادامه خواهد داشت و در آزمایش‌هایی که ما انجام دادیم، پخش یک فایل ویدیویی فول اچ‌دی با کیفیت 1080p به مدت 90 دقیقه موجب شد تا باتری دستگاه تنها 25 درصد کم شود. این رقم نشان دهنده این است که عدد اعلام شده در شرایط ایده‌آل و احتمال نور نمایشگر کم‌تر است، در استفاده از این نوع ویدیو تنها می‌توان روی زمانی بین 6 تا 7 ساعت استفاده حساب باز کرد.

این امر در هنگام انجام بازی‌های کامپیوتری نیز بیشتر به چشم می‌آمد و با توجه به درگیری پردازنده و کارت گرافیکی، نهایتا می‌توان تا سه ساعت به بازی با باتری ادامه داد. این آمار ممکن است اندکی کم به نظر برسد ولی باید بدانید که در عمل این آمار نشان دهنده این است که عملکرد باتری دستگاه در حداکثر فشار چقدر بوده و کاربری روزمره و اموری مانند وب‌گردی با این مدل به نحوی بر روی باتری اثر خواهد گذاشت که شاید تنها نیاز باشد یک بار در طول هر شبانه روز میت‌بوک ایکس پرو را شارژ کنید.

در مجوع باید عملکرد باتری میت‌بوک ایکس پرو را بسیار مناسب دانست. یکی از نکات مهم درباره این باتری نیرومند این است که علی‌رغم حجم بالا و کیفیت خوب خود چندان بر روی وزن دستگاه تاثیر منفی نگذاشته است و این امر یک مزیت بسیار خوب برای دستگاه‌هایی از این دست است که نیاز به حمل و نقل زیادی دارند.

سخن پایانی

در پایان باید گفت که میت‌بوک ایکس پرو یک محصول بسیار نیرومند و لپ‌تاپی عالی برای کاربری‌های مختلف است. شاید بودجه هر کسی به این محصول نخورد ولی مسلما اگر توان مالی خریدش را داشته باشید، می‌توانید از داشتن آن لذت بسیار زیادی ببرید. در حقیقت باید گفت که میت‌بوک ایکس پرو برای حرفه‌ای‌ها ساخته شده و شاید سخت‌گیرترین کاربران جهان نیز از داشتن این محصول لذت ببرند.

در صورتی که بخواهید بازی‌های کامپیوتری را تجربه کنید، کارت گرافیکی کلاس 2 این محصول می‌تواند یک گزینه عالی برای شما باشد و توان پردازشی هر دو مدل پردازنده موجود بر روی میت‌بوک ایکس پرو بسیار عالی است. نمایشگر لمسی موجب شده که بهترین تجربه ارتباطی را داشته باشید و طراحی ظاهری زیبا نیز در نوع خود محصولی منحصر به فرد را ایجاد کرده است. بر همین اساس نیز باید گفت که این مدل عملا یکی از بهترین‌ اولترابوک‌های بازار است.

نوشته بررسی لپ‌تاپ میت‌بوک ایکس پرو: حرفه‌ای بودن در اوج ظرافت اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

مقایسه اسمارت‌فون‌های سامسونگ گلکسی زد فلیپ و گلکسی فولد: کدام‌یک گزینه بهتری است؟

اگرچه هر 2 هندست تاشوی گلکسی زد فلیپ و گلکسی فولد توسط کمپانی سامسونگ طراحی و تولید شده‌اند؛ اما این محصولات با اهدافی کاملا متفاوت در دسترس مشتریان قرار می‌گیرند. سامسونگ با تولید گلکسی زد فلیپ اقدام به عرضه یک گوشی تاشوی ممتاز برای طیف عمده‌ای از مصرف‌کنندگان کرد. قالب طراحی تاشونده این محصول به یکی از مشکلات حقیقی برخی کاربران در خصوص رشد فزآینده اندازه اسمارت‌فون‌ها پاسخ می‌دهد. لمس نمایشگر شیشه‌ای دستگاه، حس بهتری را به کاربران منتقل می‌کند. خریداری این محصول به‌صورت آنلاین یا از طریق فروشگاه‌ها و در مدل‌های آنلاک شده یا تحت قرارداد اپراتورهای AT&T و Sprint امکان‌پذیر است.

در دست گرفتن گلکسی فولد تا حدودی دشوارتر بوده و خریداری آن نیز هزینه بیش‌تری را به‌دنبال دارد. با این‌حال یقینا جذابیت طراحی 2 در 1 این اسمارت‌فون واقعیتی انکارناپذیر است. کاربران می‌توانند از گجت گلکسی فولد خود به‌عنوان یک گوشی یا تبلت اندرویدی استفاده کنند. اگرچه گلکسی فولد تا حدودی سنگین و بزرگ به‌نظر می‌رسد؛ اما این دستگاه دارای قابلیت‌های کاربردی متعدد و مضاعفی است که مشابه آن‌ها در گلکسی زد فلیپ یافت نمی‌شود.

علیرغم عدم عرضه گلکسی زد فلیپ در مقطع فعلی، این هندست گزینه خرید منطقی‌تری به‌شمار می‌رود

گلکسی زد فلیپ دومین گوشی تاشوی ساخت سامسونگ است. این محصول در فوریه سال 2020 معرفی شد و برای نخستین بار از الگوی طراحی مشابه با گوشی‌های تاشوی سنتی بهره گرفت. به‌نظر می‌رسد که این محصول گزینه مناسب‌تری برای اکثریت کاربران خواهد بود.

در توجیه چنین ادعایی می‌توان به دلایل انگشت‌شماری اشاره کرد و نخستین مورد به قالب طراحی گلکسی زد فلیپ مربوط می‌شود. اگرچه قالب طراحی 2 در 1 گلکسی فولد بسیار جذاب به‌نظر می‌رسد؛ اما طراحی گلکسی زد فلیپ کمی کاربردی‌تر است. این گجت هنگام باز شدن همانند سایر گوشی‌های اندرویدی به‌نظر می‌رسد. کاربران با توجه به طبیعت تاشوی این اسمارت‌فون می‌توانند آن‌را به حالت بسته در آورده و اندازه دستگاه را به نصف کاهش دهند. در دنیای واقعی، چنین قابلیتی بدان معناست که کاربران می‌توانند گلکسی زد فلیپ را درون جیب، کیف دستی یا حتی کیف پول خود قرار دهند. بدین‌ترتیب اندازه گلکسی زد فلیپ در مقایسه با اسمارت‌فون‌های سنتی و گوشی‌های غیرتاشو بسیار کوچک‌تر است. چنین مشخصه‌ای احتمالا برای برخی کاربران چندان مفید نیست؛ اما گلکسی زد فلیپ گزینه‌ای ایده‌آل برای افرادی است که از کار با گوشی‌های بزرگ و دست و پاگیر کلافه شده‌اند.

مخاطبان هنگام کار با گلکسی زد فلیپ متوجه تجربه کاربری بسیار مطلوب‌تر نمایشگر تاشوی این محصول خواهند شد. دلیل چنین پدیده‌ای این است که نمایشگر گلکسی زد فلیپ از روکش شیشه‌ای فوق‌العاده نازک (UTG) ساخت سامسونگ بهره می‌گیرد؛ در حالی‌که گلکسی فولد مجهز به یک نمایشگر با روکش پلاستیکی است. با این‌حال احتمال خراشیدگی نمایشگر گلکسی زد فلیپ در مقایسه با نمایشگرهای شیشه‌ای معمولی سایر گوشی‌ها بسیار بیش‌تر است.

سایر مشخصه‌های گلکسی زد فلیپ برای خلق تجربه کاربری روزمره بی‌نقص، ایده‌آل به‌نظر می‌رسند. توان پردازشی این هندست از طریق تراشه اسنپ‌دراگون 855 پلاس ساخت کوالکام همراه با 8 گیگابایت رم و 256 گیگابایت حافظه‌داخلی تامین خواهد شد. دوربین پشتی دوگانه این اسمارت‌فون به منظور تصویربرداری از سوژه‌ها از یک حسگر عریض و فوق‌عریض برخوردار است. باتری 3300 میلی‌آمپرساعتی دستگاه احتمالا کمی کوچک‌تر از حد انتظار است؛ اما کماکان انرژی موردنیاز برای کاربری معمول روزمره را تامین خواهد کرد.

سرانجام گلکسی زد فلیپ از نظر قیمت‌گذاری و قابلیت دسترس‌پذیری نیز از موقعیت بهتری نسبت به گلکسی فولد برخوردار است. برچسب قیمتی 1380 دلاری گلکسی زد فلیپ بسیار چشمگیر به‌نظر می‌رسد؛ اما در مقایسه با قیمت‌گذاری 1980 دلاری گلکسی فولد به میزان قابل‌توجهی ارزان‌تر است. بعلاوه مشتریان برای خریداری زد فلیپ به گزینه‌های بیش‌تری دسترسی خواهند داشت. اکنون این هندست به‌صورت آنلاین و از طریق فروشگاه‌های Best Buy، AT&T، Sprint و وبسایت رسمی سامسونگ قابل خریداری است.

سامسونگ گلکسی فولد تجربه‌ای کاملا متفاوت و جدید را در اختیار کاربران قرار می‌دهد

با بررسی گلکسی فولد متوجه ماهیت کاملا متفاوت آن خواهید شد. این محصول نه‌تنها در جهتی متفاوت با گلکسی زد فلیپ باز و بسته می‌شود؛ بلکه گلکسی فولد در واقع 2 دستگاه مختلف در قالب 1 محصول است. در نمای جلویی، کاربران با یک هندست اندرویدی سروکار دارند و در صورت بازگشایی گجت با یک دستگاه 7.3 اینچی غول‌پیکر مواجه می‌شوند. با توجه به اندازه و نسبت ابعاد 4:3 نمایشگر، گلکسی فولد یک تبلت مینیاتوری به‌شمار می‌رود. کاربران بدون احساس محدودیت فضا می‌توانند چندین اپلیکیشن مختلف را به‌صورت همزمان اجرا نمایند.

این الگوی طراحی باعث می‌شود تا گلکسی فولد محصولی نسبتا بزرگ و سنگین قلمداد شود. با این‌حال مشتریان در صورت خریداری این محصول با تجربه‌ای کاملا متفاوت نسبت به سایر محصولات بازار بهره‌مند خواهند شد. تجربه لمس نمایشگر پلاستیکی گلکسی فولد اگرچه کاملا ایده‌آل نیست؛ اما قابل‌قبول به‌نظر می‌رسد. در بخش مشخصات سخت‌افزاری نیز گلکسی فولد رقابت کاملا نزدیکی با گلکسی زد فلیپ دارد. تراشه اسنپ‌دراگون 855 به‌کارگیری شده در گلکسی فولد اگرچه به اندازه تراشه اسنپ‌دراگون 855 پلاس قدرتمند نیست؛ اما گلکسی فولد با وجود 12 گیگابایت رم و 512 گیگابایت حافظه‌داخلی بسیار برتر از گلکسی زد فلیپ ظاهر می‌شود. همچنین کاربران به دوربین سه‌گانه در قسمت پشتی گوشی، دوربین دوگانه در بخش فوقانی نمایشگر تبلت و 1 دوربین سلفی بر روی نمایشگر گوشی دسترسی خواهند داشت.

بی‌تردید گلکسی فولد یک شاهکار تکنولوژی است؛ با این‌حال قیمت‌گذاری نجومی این محصول آن‌را به گزینه‌ای غیر قابل‌دسترس برای بسیاری از کاربران تبدیل می‌کند. بعلاوه مشتریان برای خریداری گلکسی فولد بایستی به فروشگاه‌های محلی AT&T یا Best Buy مراجعه نمایند.

2 گجت تاشوی کاملا متفاوت

الگوی طراحی گلکسی زد فلیپ برای اکثریت کاربران مطلوب‌تر است و خاطره گوشی‌های تاشوی قدیمی را در ذهن زنده می‌کند. استفاده از قالب طراحی کوچک‌تر، روکش UTG بر روی نمایشگر و قیمت‌گذاری بسیار ارزان‌تر نسبت به گلکسی فولد از جمله نقاط قوت گلکسی زد فلیپ به‌شمار می‌روند. در مقابل، کاربری دوگانه اسمارت‌فون و تبلت، قابلیت اجرای بی‌دردسر چندین اپلیکیشن به‌صورت همزمان و بهره‌مندی از مجموعا 6 دوربین از جمله نقاط برتری گلکسی فولد محسوب می‌شوند.

از سوی دیگر آسیب‌پذیری نمایشگر و محدودیت پوشش محافظ آن از جمله نقاط ضعف گلکسی زد فلیپ قلمداد می‌شوند. در مقابل، قیمت‌گذاری بسیار بالا و ساختار تماما پلاستیکی نمایشگر گلکسی فولد مهم‌ترین نقاط ضعف این گجت را تشکیل می‌دهند.

نوشته مقایسه اسمارت‌فون‌های سامسونگ گلکسی زد فلیپ و گلکسی فولد: کدام‌یک گزینه بهتری است؟ اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی زد فلیپ: از وسط من را تا کن!

سازندگان مطرح تلفن همراه، چند وقتی است که راهی جدید برای بازاریابی محصولات خودشان یافته‌اند و بالاخره گریبان تعداد دوربین‌های بیشتر را رها کرده و بخشی از تمرکزشان را بر روی محصولاتی گذاشته‌اند که از نظر طراحی و خلاقیت، نسبت به گوشی‌های پرچم‌دار امروزی در جایگاه ویژه‌ای قرار می‌گیرند.

اسمارت‌فون‌های با نمایشگر تاشو اکثرا دارای ظاهری فوق‌العاده و ابعادی بزرگ هستند. این پدیده باعث می‌شود تا کاربران هنگام قرار دادن آن‌ها در جیب لباس خود دچار مشکل شوند. البته مشکل کمبود فضا به‌تدریج حادتر نیز می‌شود؛ چرا که پرچم‌دارانی نظیر گلکسی S20 اولترا دارای نمایشگری به‌مراتب بزرگ‌تر نسبت به گذشته هستند.

اخیرا برخی کمپانی‌ها نظیر موتورولا و سامسونگ با عرضه هندست‌های تاشوی جدید، راهکاری را برای حل مشکل فوق ارائه کردند. موتورولا ریزر از طراحی فوق‌العاده‌ای برخوردار است؛ اما متاسفانه این هندست در مناطق محدودی از جهان عرضه می‌شود. در مقابل به‌نظر می‌رسد که سامسونگ گلکسی زد فلیپ، کلیه مشکلات مربوط به قالب طراحی تاشو را حل و فصل نموده است. چنان‌چه از طرفداران پر و پا قرص هندست‌های تاشو هستید؛ در این‌صورت با آی‌تی‌رسان و بررسی تخصصی سامسونگ گلکسی زد فلیپ همراه باشید.

طراحی: استعداد بالا در جذب اثر انگشت

گلکسی زد فلیپ در نخستین نگاه، مسحورکننده به‌نظر می‌رسد. مشاهده این هندست با رنگ بنفش براق حقیقتا مخاطب را مبهوت خواهد کرد. با این‌حال این دستگاه غول‌پیکر به شدت مستعد جذب اثر انگشت است؛ لذا برای لذت بردن از ظاهر جذاب گلکسی زد فلیپ همواره بایستی دستمال تنظیف را به‌همراه داشته باشید. شما می‌توانید از کیس شفاف ارائه شده در جعبه محصول نیز استفاده کنید؛ اگرچه این‌کار همانند خریداری یک ماشین لوکس و گران‌قیمت صرفا با هدف نگهداری از آن درون پارکینگ منزل است!

این هندست دارای خطوط زیبا و طراحی متقارن و نسبتا بی‌نقصی است. این محصول بر خلاف گلکسی فولد فاقد ناچ زشت و آزاردهنده بر روی نمایشگر داخلی خود است. همچنین دوربین سلفی منفرد گوشی در مرکز قسمت فوقانی نمایشگر قرار دارد. طراحی قاب دستگاه مانع آسیب‌دیدگی نمایشگر حین بستن آن شده و از ورود گردوغبار و کثیفی به فضای زیر نمایشگر جلوگیری می‌کند.

هندست سال گذشته گلکسی فولد به‌وضوح فاقد مشخصه‌ای خیره‌کننده برای توجیه قیمت‌گذاری نجومی خود بود. از سوی دیگر موتورولا ریزر نیز همانند یک اسمارت‌فون نسل اولی با محدودیت‌های خاصی دست‌به‌گریبان است. اما گلکسی زد فلیپ یک گوشی هوشمند تمام‌عیار است که در زمینه طراحی کلی محصول، صفحه‌نمایش و لولا بسیار منسجم و حرفه‌ای به‌نظر می‌رسد.

اکثر اسمارت‌فون‌های سامسونگ از قالب طراحی مشابه و مدل‌های رنگی طبیعی برخوردار هستند؛ اما گلکسی زد فلیپ دارای ظاهری رنگین‌کمانی و جالب‌توجه است. در واقع این محصول یکی از زیباترین هندست‌های ارزیابی شده توسط تیم آی‌تی‌رسان تا به امروز محسوب می‌شود.

دکمه پاور در سمت راست نیمه تحتانی گوشی قرار دارد؛ موضوعی که به‌معنای سهولت دسترسی به این دکمه هنگام قرارگیری گوشی در وضعیت بسته است. لولای مستحکم‌تر سامسونگ گلکسی زد فلیپ در مقایسه با اکثر گوشی‌های تاشوی پیشین یقینا ضخیم‌تر است. البته این پدیده ابدا مشکل‌ساز نیست؛ چرا که ضخامت بالا یکی از مشخصه‌های ساختاری محصولات تاشو به‌شمار می‌رود. علاوه بر این به لطف وجود این مشخصه اکنون کاربران می‌توانند هندست غول‌پیکرشان را درون جیب لباس خود قرار دهند.

نسبت ابعاد 21.9:9 گلکسی زد فلیپ به‌معنای ظاهر کشیده‌تر آن نسبت به یک اسمارت‌فون معمولی است؛ پدیده‌ای که به افزایش ارگونومی دستگاه کمک می‌کند. در واقع این گجت یکی از معدود اسمارت‌فون‌های غول‌پیکری است که با استفاده از یک دست و بدون کوچک‌ترین مشکل قابل حمل خواهد بود. تجربه در دست گرفتن این هندست به اندازه‌ای آسان و لذت‌بخش است که باعث می‌شود ابعاد سایر گوشی‌ها اندکی عجیب و غریب به‌نظر برسند. البته این قد بلند سبب می‌شود تا برای دسترسی به نوار اعلانات بالای گوشی، مجبور به استفاده از هر دو دست خود باشید.

لولا و نمایشگر: زیبا و کاربردی

لولا با قابلیت تنظیم در زوایای مختلف یکی از مشخصه‌های کلیدی اسمارت‌فون‌های تاشوی ایده‌آل قلمداد می‌شود. قابلیت تنظیم زاویه نمایشگر از طریق ساختار لولایی شکل دارای موارد کاربری متعددی است. بدین‌ترتیب کاربران هنگام دراز کشیدن در تختخواب یا حین قدم زدن به آسانی می‌توانند به تماس‌های ویدیویی پاسخ دهند.

لولای به‌کارگیری شده در گلکسی زد فلیپ در مقایسه با هندست‌های گلکسی فولد و موتورولا ریزر به میزان قابل‌توجهی محکم‌تر است. بدین‌ترتیب نمایشگر در کلیه زوایای بین 20 تا 160 درجه ثابت خواهد شد. بخشی از جذابیت گلکسی زد فلیپ مدیون همین لولای منحصربه‌فرد است؛ اگرچه این ساختار، محدودیت‌هایی را به‌دنبال دارد. سامسونگ با بازنگری مهندسی شده ساختار لولا امکان توقف آن در زوایای مختلف را فراهم نموده است؛ اما این‌کار موجب شده تا باز و بسته کردن گوشی بسیار دشوارتر شود. با این‌حال کاربران سریعا قادر به تشخیص موقعیت استقرار انگشتان خود برای تنظیم آسان زاویه نمایشگر خواهند بود و اگر گوشی از دست‌شان لیز نخورد و پهن خیابان نشود، سرعت باز شدنی خوبی دارد!

گلکسی زد فلیپ میزان پیشرفت سامسونگ در زمینه فناوری تاشو را به معرض نمایش می‌گذارد. نخستین گوشی تاشوی سامسونگ در بدو عرضه ناموفق ظاهر شد؛ اما پس از گذشت چند ماه و رفع کلیه مشکلات اساسی محصول، نهایتا فروش آن از سر گرفته شد. پیشرفت‌های گلکسی زد فلیپ در زمینه طراحی لولا و استحکام نمایشگر حقیقتا فوق‌العاده به‌نظر می‌رسند. به‌کارگیری حواشی برجسته، استفاده از الیاف محافظ جهت جلوگیری از ورود گرد و غبار به زیر نمایشگر و کاهش شکاف میان صفحه‌نمایش و لولا و مهم‌تر از همه بهره‌گیری از روکش شیشه‌ای نمایشگر از جمله پیشرفت‌های گلکسی زد فلیپ به‌شمار می‌روند.

سرپوش‌های انتهایی در لبه‌های نمایشگر با انواع مورد استفاده در ورژن بازنگری شده گلکسی فولد شباهت فراوانی دارند. الیاف موجود مانع از ورود گرد و غبار به زیر نمایشگر و مختل شدن ظاهر یکپارچه آن می‌شود. به‌کارگیری لایه محافظ UTG بر روی نمایشگر گلکسی زد فلیپ ضمن افزایش مقاومت آن در برابر خراشیدگی موجب خلق یک نمایشگر تاشوی کاملا منحصربه‌فرد شده است. این روکش از قابلیت تاشوندگی برخوردار است؛ اما در مقایسه با روکش گوریلا گلس 6 به‌کارگیری شده در اسمارت‌فون گلکسی S20 یقینا شکننده‌تر خواهد بود.

استفاده از شیشه یا ماده‌ای مشابه آن در یک اسمارت‌فون تاشو نشان می‌دهد که این محصولات با سرعتی فراتر از حد مورد انتظار در حال پیشرفت هستند. طی 6 ماه گذشته شاهد عرضه گوشی‌های موتورولا ریزر و گلکسی فولد همراه با نمایشگرهای پلاستیکی بودیم. در واقع گلکسی زد فلیپ در عوض استفاده از نمایشگری بحث‌برانگیز، مشابه یک اسمارت‌فون معمولی با قابلیت تاشوندگی به‌نظر می‌رسد.

با این‌حال محل تاشدگی در نمایشگر گلکسی زد فلیپ (همانند اکثر دستگاه‌های تاشو) کاملا مشهود است و کاربران هنگام پیمایش بر روی نمایشگر متوجه این موضوع خواهند شد. اگرچه پس از چند روز استفاده از گوشی به این وضعیت عادت می‌کنیم و حتی شاید از دیدنش لذت هم ببرید!

سامسونگ در گلکسی زد فلیپ از یک پنل تاشوی داینامیک آمولد با اندازه 6.7 اینچ و رزولوشن فول اچ‌دی پلاس به‌عنوان نمایشگر اصلی بهره گرفته است. نمایشگر دوم در پشت دستگاه نیز دارای اندازه 1 اینچی است. صفحه‌نمایش اصلی از کلیه مشخصه‌های نمایشگرهای سامسونگ نظیر نمایش چشم‌نواز رنگ‌ها و عمق بالای رنگ سیاه برخوردار است. با این‌حال نمایشگر دوم موسوم به Cover Display یکی از بدترین بخش‌های گلکسی زد فلیپ به‌شمار می‌رود. اندازه بسیار کوچک این نمایشگر عملا آ‌ن‌را بلااستفاده نموده است. کاربران با استفاده از این نمایشگر قادر به مشاهده تاریخ، زمان، پیمایش در اعلان‌های منتخب و پخش محتوای چندرسانه‌ای خواهند بود. اگرچه انجام این کارها منوط به ضربه زدن 2 یا چندباره بر روی نمایشگر کوچک گوشی هستند.

به‌طور خلاصه می‌توان نمایشگر دوم گلکسی زد فلیپ را زائد و بلااستفاده قلمداد کرد. با این‌حال برای نخستین بار شاهد به‌کارگیری یک پنل تاشو با کیفیتی هم‌تراز با برترین نمایشگرهای اسمارت‌فونی هستیم. اگر سامسونگ نمایشگر دوم را بزرگ‌تر طراحی می‌کرد، امکان استفاده راحت از دوربین‌های پشتی به عنوان دوربین سلفی هم فراهم می‌شد و دیگر نیاز به همان ناچ نقطه‌ای درون نمایشگر هم نبود.

دوربین‌ها: شانه به شانه پرچم‌داران

دوربین‌های پشتی گوشی در کنار نمایشگر کوچک آن قرار دارند و با 2 بار فشردن دکمه پاور این دوربین‌ها آماده ثبت تصاویر سلفی خواهند شد. در ابتدای کار، تنظیم فریم با استفاده از نمایشگر 1 اینچی کمی دشوار به‌نظر می‌رسد؛ اما پس از کمی کار با گوشی موفق شدیم تصاویر سلفی را با سطح دقت مناسب ثبت نماییم. هنگام قرارگیری گلکسی زد فلیپ در وضعیت بسته، 2 حسگر دوربین 12 مگاپیکسلی پشت دستگاه نقش دوربین سلفی دوگانه را ایفا خواهند کرد. این دوربین‌ها اساسا مشابه نمونه به‌کارگیری شده در هندست سال گذشته گلکسی S10e هستند. بعلاوه این‌بار از دوربین تله‌فوتو هیچ خبری نیست.

برخی گوشی‌های تاشو همانند متورولا ریزر (برخلاف سامسونگ گلکسی فولد) با چالش‌هایی در زمینه محدودیت فضا مواجه هستند؛ پدیده‌ای که موجب می‌شود این گجت‌ها از امکانات محدودتری در مقایسه با هندست‌های پرچم‌دار برخوردار باشند. حذف دوربین تله‌فوتو از گوشی یکی از محدودیت‌های ذکر شده به‌شمار می‌رود. سامسونگ با رویکردی منطقی ترجیح داده تا امکانات موردنیاز اکثر کاربران را در اختیار آن‌ها قرار دهد. یقینا دسترسی به یک لنز فوق‌عریض در مقایسه با دوربین تله‌فوتو از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است.

2 دوربین اصلی دستگاه، عملکردی مشابه انواع به‌کارگیری شده در سری گلکسی S10 را ارایه می‌دهند. این حسگرها جزو بهترین دوربین‌های اسمارت‌فونی سال گذشته بودند و عملکرد گلکسی زد فلیپ در زمینه عکاسی و فیلم‌برداری نیز تقریبا مشابه با سری گلکسی S10 است. احتمالا هیچ‌کس یک هندست تاشو را به‌خاطر دوربین‌های آن خریداری نخواهد کرد؛ با این‌حال تصاویر ثبت شده توسط گلکسی زد فلیپ برای اشتراک‌گذاری در رسانه‌های اجتماعی کاملا ایده‌آل هستند.

گلکسی زد فلیپ در محیط‌هایی با روشنایی کافی قادر به ثبت تصاویری عالی با جزئیات فوق‌العاده و وضوح بالا خواهد بود. همچنین تکنیک‌های پردازش تصویر مورد استفاده توسط سامسونگ موجب افزایش غنای رنگ‌ها شده و به تصاویر، ظاهری چشم‌نوازتر می‌بخشد.

با این‌حال کاهش میزان روشنایی محیط بر عملکرد دوربین تاثیر منفی می‌گذارد. عملکرد نه‌چندان دلچسب در شرایط نوری ضعیف همواره به‌عنوان یکی از نقاط ضعف دوربین‌های سامسونگ (حداقل تا پیش از عرضه سری گلکسی S20) تلقی شده است. عملکرد دوربین‌های گلکسی زد فلیپ در محیط‌های کم‌نور نیز پیشرفت محسوسی را نسبت به گذشته تجربه نکرده است. تصاویر ثبت شده در فضاهای تاریک به‌طور معمول فاقد جزئیات و شارپنس مطلوب هستند و غالبا کاربرد چندانی ندارند. اگرچه عملکرد هندست‌های جدید سامسونگ در این زمینه ظاهرا تا حدودی بهبود یافته است؛ اما دوربین‌های گلکسی زد فلیپ احتمالا جزو ویژگی‌های شاخص آن قلمداد نمی‌شوند.

دوربین گلکسی زد فلیپ از برخی امکانات کاربردی نظیر حالات فوکوس زنده و پرتره برخوردار است. بدین‌ترتیب کاربران به انواع مختلفی از افکت‌ها شامل بوکه، حالت دایره بزرگ (که در آن پس‌زمینه اساسا در خارج از محدوده فوکوس قرار می‌گیرد)، حالات چرخشی، زوم و Color Point دسترسی خواهند داشت. افکت Color Point به کاربر امکان می‌دهد تا بخشی از تصویر را به‌صورت رنگی و سایر قسمت‌های آن‌را به شکل سیاه و سفید ثبت نماید. در نتیجه شما قادر به ثبت تصاویری خلاقانه و هنری از سوژه‌های موردنظر خود خواهید بود.

در صورت بازگشایی گوشی یقینا تصاویر سلفی با کیفیت پایین‌تری ثبت خواهند شد؛ چرا که این‌بار در عوض به‌کارگیری دوربین‌های اصلی گوشی از یک دوربین سلفی کاملا استاندارد 10 مگاپیکسلی استفاده می‌شود. عملکرد این دوربین اگرچه ایده‌آل نیست؛ اما کیفیت تصاویر ثبت شده توسط آن کاملا قابل‌قبول به‌نظر می‌رسد. در تصویر زیر، عکس سمت راست با دوربین سلفی و عکس سمت چپ با دوربین پشتی دستگاه ثبت شده است.

به لطف طراحی منحصربه‌فرد لولا در گلکسی زد فلیپ، این هندست برای ثبت تصاویر سلفی گروهی بسیار مناسب است. دوربین‌های دوگانه در اکثر مواقع همانند یک دوربین سلفی فوق‌عریض عمل نموده و میدان‌دید تصویر را اندکی افزایش خواهند داد. چنان‌چه هنگام عکاسی با گوشی در محیط‌های کم‌نور، دستگاه در وضعیت نیمه‌باز باشد؛ در این‌صورت فلاش دوربین سلفی روشن خواهد شد. این پدیده در اکثر گوشی‌ها مشکل‌ساز نیست؛ اما در گلکسی زد فلیپ، روشن شدن کامل نمایشگر بدان معناست که نیمه تحتانی نمایشگر، نور زیادی را به سمت بالا ساطع خواهد کرد. در نتیجه تصاویر دارای اعوجاجات لنزی فراوان بوده و همانند عکس‌های ثبت شده توسط دوربین‌های اسمارت‌فون 5 سال گذشته به‌نظر می‌رسند.

چنین وضعیتی بسیار ناامیدکننده است؛ خصوصا آن‌که رفع این مشکل برای سامسونگ بسیار آسان است. با توجه به تنظیم هوشمندانه سایر بخش‌های اپلیکیشن دوربین در زمان اجرا، کلیه فرامین کنترلی در بخش تحتانی و سوژه‌یاب نیز در نیمه فوقانی نمایشگر رویت می‌شوند. لذا عدم از کار انداختن مشخصه فلاش برای نیمه تحتانی نمایشگر، تصمیمی عجیب از جانب سامسونگ به‌شمار می‌رود. این مشکل به آسانی از طریق نرم‌افزاری قابل حل و فصل است و امیدواریم که سامسونگ نیز نهایتا در این مسیر قدم بردارد؛ چرا که این مشکل بر روی کلیه تصاویر سلفی ثبت شده با گوشی در حالت نیمه‌باز تاثیر منفی می‌گذارد.

دوربین‌های گلکسی زد فلیپ در هیچ حوزه‌ای ممتاز نیستند و بدین منظور نیز طراحی نشده‌اند. خریداران به‌دلیل طراحی جدید و منحصربه‌فرد گلکسی زد فلیپ و نه دوربین‌های آن به سراغ این هندست می‌روند. اگرچه کیفیت این دوربین‌ها با جدیدترین پرچم‌داران سامسونگی برابری نمی‌کند؛ اما در مقایسه با رقیب دیگر خود یعنی موتورولا ریزر بسیار برتر ظاهر می‌شوند. سامسونگ با تولید گلکسی زد فلیپ نشان داد که با وجود محدودیت‌های فضایی و فیزیکی پیش رو در زمینه طراحی گوشی‌های تاشو، این گجت‌ها می‌توانند به دوربین‌هایی قابل‌اعتماد مجهز شوند.

عملکرد: مشخصات پرچم‌دار با قید چند استثنا

مشخصات سخت‌افزاری یکی از مقوله‌های غیرقابل چشم‌پوشی در هر اسما‌رت‌فون محسوب می‌شود. گلکسی زد فلیپ اساسا از مشخصات داخلی پرچم‌دار سال گذشته سامسونگ یعنی گلکسی S10 برخوردار است. در واقع مشخصات این هندست هم‌تراز با یک پرچم‌دار کمی قدیمی به‌نظر می‌رسد. از آن‌جا که طراحی گلکسی زد فلیپ احتمالا چندین سال زمان برده است؛ لذا سامسونگ ترجیح داده تا در این محصول از سخت‌افزارهای پرچم‌دار استفاده کند. این در حالیست که مشخصات موتورولا ریزر با یک هندست میان‌رده برابری می‌کند.

گلکسی زد فلیپ از پردازنده اسنپ‌دراگون 855 پلاس به‌همراه 8 گیگابایت رم و 256 گیگابایت حافظه‌داخلی بهره می‌گیرد. عملکرد این مجموعه سخت‌افزاری اگرچه با تراشه اسنپ‌دراگون 865 و رم 12 گیگابایتی به‌کارگیری شده در مدل پایه گلکسی S20 برابری نمی‌کند؛ اما توان پردازشی گلکسی زد فلیپ فراتر از میزان مورد نیاز کلیه کاربران خواهد بود.

اگرچه پردازنده مورد استفاده در گلکسی زد فلیپ در برابر پرچم‌داران امروزی کمی قدیمی به‌نظر می‌رسد؛ اما هنگام استفاده از این هندست هیچ‌گونه مشکل قابل‌توجهی رویت نمی‌شود. در واقع طی مدت استفاده از گوشی با هیچ‌گونه وقفه یا تاخیر ناشی از کمبود منابع پردازشی مواجه نشدیم. مشخصات سخت‌افزاری گوشی در اکثر موارد نسبتا آینده‌نگرانه هستند. طی 1یا 2 سال آینده، ترآشه اسنپ‌دراگون 855 پلاس کماکان پاسخگوی نیازهای پردازشی همه خواهد بود. همچنین با وجود حافظه رم 8 گیگابایتی نیز کاربران به احتمال فراوان با هیچ محدودیتی مواجه نخواهند شد.  البته گلکسی زد فلیپ از شبکه 5G پشتیبانی نمی‌کند؛ پدیده‌ای که احتمالا از محدودیت‌های فیزیکی دستگاه ناشی می‌شود. پشتیبانی از اتصال 5G مستلزم استفاده از آنتن‌های بیش‌تر و بزرگ‌تر است.

شارژدهی باتری: فراتر از حد قابل‌قبول

گلکسی زد فلیپ مجهز به 2 باتری مجزا با مجموع ظرفیت 3300 میلی‌آمپرساعت است. بهره‌وری 2 باتری مجزا در مقایسه با یک باتری بزرگ‌تر به‌مراتب کمتر است. این پدیده در اسمارت‌فون موتورولا ریزر کاملا مشهود است؛ چرا که باتری 2510 میلی‌آمپرساعتی این هندست بیش از نصف 1 روز دوام نخواهد آورد.

اکنون این پرسش مطرح می‌شود که آیا شارژدهی باتری گلکسی زد فلیپ مشابه موتورولا ریزر است؟ پاسخ منفی است؛ چرا که علی‌رغم محدودیت‌های طراحی گوشی‌های تاشو، شارژدهی باتری گلکسی زد فلیپ کماکان فراتر از حد قابل‌قبول ارزیابی می‌شود و کاربران از این بابت نگرانی خاصی نخواهند داشت.

در اکثر موارد، باتری گلکسی زد فلیپ تا 1 روز کامل دوام می‌آورد. در صورت استفاده سنگین‌تر از هندست بایستی پس از حدودا 13 ساعت مجددا آن‌را شارژ کرد؛ در غیر این‌صورت با یک نوبت شارژ کامل باتری می‌توان از گوشی برای مدت 16 تا 18 ساعت استفاده نمود. در این مدت به‌طور متوسط حدودا 5 ساعت از گوشی استفاده کردیم. اگرچه این زمان با کاربری 6 یا 7 ساعتی برخی پرچم‌داران برابری نمی‌کند؛ اما با توجه به اندازه باتری ظاهرا سامسونگ شارژدهی آن‌را به شکل نسبتا مناسبی بهینه‌سازی نموده است.

در برخی روزها، مدت زمان استفاده از دستگاه تا 7 ساعت افزایش یافت؛ اما در برخی مواقع دیگر استفاده بیش‌تر از دوربین یا به‌کارگیری گوشی در فضاهای غیرمسقف (افزایش میزان روشنایی نمایشگر)، مدت کارکرد دستگاه را به 4 ساعت کاهش داد. با این‌حال بایستی به‌خاطر داشت که کیفیت سرویس‌دهی اپراتور مخابراتی نیز در طول عمر باتری گوشی تاثیرگذار است.

نرم‌افزار: رابط کاربری جذاب و قابل‌ اطمینان One UI

پیش‌تر سامسونگ در مقوله نرم‌افزار تا حدودی بحث‌برانگیز ظاهر می‌شد. تقریبا همگی ما رابط کاربری سنگین و شلوغ تاچ‌ویز را به‌خاطر داریم. اما سامسونگ با معرفی سری گلکسی S10 و رابط کاربری One UI از تغییراتی جدید رونمایی کرد. اکنون اصلاحات اعمال شده در رابط کاربری سامسونگ از تجربه نرم‌افزاری فوق‌العاده در گلکسی زد فلیپ حکایت دارد. کاربران گلکسی زد فلیپ به لطف برخورداری از رابط کاربری One UI 2.1 می‌توانند نمایشگر دستگاه را از جهت طولی به 2 قسمت تقسیم نموده و بر روی هر نیمه یک اپلیکیشن را اجرا نمایند. این مشخصه به ارتقاء قابلیت‌های مالتی‌تسکینگ دستگاه کمک شایان توجهی می‌کند.

همچنین سامسونگ به منظور هماهنگی هرچه بیش‌تر نرم‌افزار با قالب طراحی تاشو اقدام به اعمال برخی بهینه‌سازی‌های کلیدی نموده است. سامسونگ از طریق همکاری نزدیک با گوگل موفق به تولید نرم‌افزارهایی با رابط کاربری Flex شده است. این اپلیکیشن‌ها مشخصا برای قالب طراحی تاشو بهینه‌سازی شده‌اند. با بستن حدودا 90 درجه‌ای گوشی، اپلیکیشن‌های مذکور به حالت فلکس تغییر وضعیت می‌دهند.

در اپلیکیشن دوربین نیز پنجره سوژه‌یاب در نیمه فوقانی نمایشگر و ابزارهای کنترلی در نیمه تحتانی آن قرار دارند. اپلیکیشن گالری هم دارای وضعیت مشابهی است.

خم کردن 90 درجه‌ای دستگاه، آن‌را به ابزاری ایده‌آل برای برقراری تماس‌های ویدیویی تبدیل می‌کند. سرویس گوگل Duo به‌صورت پیش‌فرض در لیست مخاطبان و شماره‌گیر گلکسی زد فلیپ بارگذاری شده و با یک رابط کاربری مشابه برای حالت فلکس بهینه‌سازی شده است.

با وجود تمامی این اصلاحات بدیهی است که گوگل و سامسونگ کماکان بایستی در جهت بهینه‌سازی هرچه بیش‌تر امکانات تلاش کنند. اگرچه امکانات حالت Flex برای کلیه پوشه‌ها قابل دسترس است؛ اما مشخصا اعمال برخی اصلاحات در سیستم‌عامل اندروید ضروری به‌نظر می‌رسد. بدون تعیین یک استاندارد برای نمایشگر جلویی، هر برنامه برای کار با برخی امکانات نیازمند بهینه‌سازی خواهد بود؛ موضوعی که یقینا خسته‌کننده بوده و تجربه‌ای از هم گسیخته را به‌دنبال خواهد داشت.

استحکام و دوام

دوام یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های کاربران هندست‌های تاشو به‌شمار می‌رود. بدیهی است که نمایشگرهای تاشو از دوام پایین‌تری نسبت به سایر پنل‌ها برخوردار هستند؛ اگرچه شرکت‌هایی نظیر کورنینگ در تلاش هستند این مشکل را برطرف نمایند. به‌علاوه گوشی‌های تاشو معمولا در برابر گرد و غبار و آب‌خوردگی بسیار آسیب‌پذیر هستند. لذا توصیه می‌شود تا پیش از قرار دادن گلکسی زد فلیپ در جیب لباس خود، محتوای جیب را کاملا تخلیه نمایید.

همچنین بدنه این هندست بسیار لغزنده است؛ لذا بایستی آن‌را با احتیاط کامل حمل کرد. استفاده از گلکسی زد فلیپ در وضعیت کاملا باز شده احتمالا بهترین ترفند برای حفاظت از آن محسوب می‌شود. این هندست اگرچه آسیب‌پذیر است؛ اما به لطف طراحی منحصربه‌فرد سامسونگ، کابران هنگام استفاده از گلکسی زد فلیپ احتمالا احساس کار با یک اسمارت‌فون عادی را تجربه خواهند کرد.

سخن پایانی

گلکسی زد فلیپ با آنکه قیمت بالایی نزدیک به ۱۴۰۰ دلار دارد، اما در مرحله پیش فروش به سرعت توسط خریداران تمام شد! در بازار کشورمان نیز بهای این گوشی در حال حاضر در حدود ۳۰ میلیون تومان است که رقمی بسیار بالا برای یک گوشی موبایل محسوب می‌شود.

این گوشی خاص سامسونگ از نظر قدرت سخت‌افزاری، کیفیت دوربین، امکانات جانبی و… هیچ چیز خاص و متفاوتی را به شما ارایه نمی‌کند اما طراحی منحصر‌به فردش سبب می‌شود تا هر کجا  آن را از جیب خودتان خارج کنید، چشمان زیادی به سمتش چرخیده و طراحی آن را با دهانی باز نظاره کنند! پس اگر داشتن محصولی متفاوت از نظر طراحی یک اولویت در خریدتان محسوب می‌شود، گلکسی زد فلیپ برای شما ساخته شده است.

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی زد فلیپ: از وسط من را تا کن! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی S20 اولترا: انتقام جو!

محصولات سری سامسونگ گلکسی S20 را بایستی با دار و دسته اونجرز (انتقام‌جویان) مقایسه کرد، چرا که به‌خوبی توانستند در بحبوحه مشکلات فراوان امروزی، از هجوم کرونا و لغو MWC در خارج گرفته تا هجمه گسترده به سازنده‌اش در داخل، بالاخره به هر شکلی شده خودشان را به ایران رسانده تا حداقل در رسانه‌‌های کشورمان نیز هم‌گام با سایرین مورد نقد و بررسی قرار بگیرند.

از آنجایی هم که این حضور خیلی سخت بوده، پس اصلی‌ترین عضو آن‌ها که S20 اولترا است را برای بررسی برگزیدیم تا ببینیم سامسونگ بر روی این محصول گران قیمت خودش چه قابلیت‌هایی را کار گذاشته و آیا می‌تواند انتقامی سخت از سایر پرچم‌داران به‌خصوص در بخش دوربین بگیرد؟ با ما و بررسی این انتقام جوی بزرگ یعنی گلکسی S20 اولترا همراه باشید.

صحبت آغازین

چند سالی می‌شود که روند طراحی و ظاهر گوشی‌های پرچم‌دار، به مرحله ثبات و اگر بدبینانه نگاه کنیم، درجا زدن رسیده است! مدت‌ها از زمانی که با دیدن یک گوشی جدید در من شوق ایجاد می‌شد، گذشته و این روزها با در دست گرفتن یک پرچم‌دار، پس از دقایقی آن را به کناری گذاشته و رغبت خاصی برای وصال مجددش ندارم! اما چرا؟

نخستین امر به دیزاین باز می‌گردد که پس از فراگیر شدن گوشی‌های لمسی، تلاش سازندگان همگی در یک مسیر قرار گرفت و آن هم دادن فضای بیشتر به نمایشگر و البته بزرگ‌تر کردن آن بود. گوشی‌هایی که زمانی به خاطر بزرگی با عنوان فبلت نام گذاری می‌شدند، امروز از نظر اندازه بیشتر به یک شوخی می‌مانند و دیگر ترکیب شیشه و فلز در کنار رنگ‌های زیبا و خاص هم ترند متفاوتی در بازار نیست.

سخت‌افزارها به قدری قدرتمند شدند که رقابت‌شان بیشتر به عدد بنچمارک‌ها خلاصه شده و باتری‌ها هم آن چنان تفاوت خاصی در ظرفیت نداشته و تنها با افزودن بر میزان وات شارژر، سعی می‌کنند تا سریع‌تر برق را ببلعند و پیش صاحب خودشان بازگردند.

تنها بخشی که هنوز شاهد رقابت هستیم، دوربین است که هر ساله بر تعداد آن‌ها در پشت گوشی‌ها افزوده شده و احتمالا روزی می‌رسد که این سطح را با یک آبکش اشتباه بگیرید! قاعدتا ظرفیت این قسمت نیز همچون سایر بخش‌ها به پایان خواهد رسید و منحصر به ارقامی چون اندازه پیکسل بزرگ‌تر و زوم بیشتر در کنار وضوح بالاتر فیلم‌برداری می‌شود؛ پس چاره چیست؟

سامسونگ امسال در کنار معرفی سری گلکسی S20، گوشی زد فلیپ را هم معرفی کرد، یک گوشی با نمایشگر تاشو که به جز بخش طراحی تقریبا در تمامی مواردی از محصولی چون گلکسی S20 اولترا ضعیف‌تر است و با قیمت بالای خودش مقرون به‌صرفه هم به‌نظر نمی‌رسد، اما در کسری از دقیقه همه آن به فروش رفت! این امر به‌خوبی نشان داد که کاربران بیشتر از هرچیزی، تشنه یک طراحی تازه و جدا شدن از این گوشی‌های بزرگ با نمایشگرهای غول پیکر هستند، بایستی روحی تازه به کالبد محصولات پرچم‌دار دمیده شود و سامسونگ این راه را با گلکسی فولد آغاز و با فلیپ ادامه داد.

احتمال زیاد از سال‌های آینده شاهد ورود نسخه‌های خاص از این طراحی‌ها به محصولات رده پرچم‌داران نیز خواهیم بود تا دوباره روزی برسد که برای به‌دست گرفتن یک گوشی جدید، تپش قلب‌مان بالا رفته و تا مدت‌ها از دست گرفتنش، حس خوب تازه شدن را داشته باشیم.

طراحی و دیزاین: کاپیتان آمریکا!

در بخش قبل کلی سخنرانی کردم تا بگویم که طراحی گوشی‌ها نیاز به یک تغییر و تحول اساسی دارد اما خب تا رسیدن به آن نقطه هنوز کمی فاصله داریم؛ پس بهتر است به سراغ غول خوش قد و بالای خودمان برویم. سامسونگ گلکسی S20 اولترا یک گوشی خاص است که طبق روال معمول، خاص بودنش به دوربین آن باز می‌گردد.

اولین لحظه‌ای که این پرچم‌دار جدید را در دست گرفتم، هیکل بزرگ، وزن سنگین و از همه مهم‌تر ساختار عجیب دوربین آن حسابی خودنمایی می‌کرد. چهار دوربین به همراه فلش ال‌ای‌دی در یک قاب بزرگ مستطیل شکل همچون سپر کاپیتان آمریکا در جلوی S20 اولترا قرار گرفته‌اند و هر ضربه‌ای که بخواهد به آن وارد شود، بایستی از این قاب مستطیل شکل عبور کند!

وقتی شما یک گوشی با نمایشگر ۶.۹ اینچی به همراه باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپری دارید، پس وجود وزن ۲۲۲ گرمی هم چندان دور از ذهن نخواهد بود، امری که سبب می‌شد تا در استفاده‌های طولانی مدت، کم کم جلو بازوی قدرتمندی پیدا کنید و برای حفظ تناسب اندام، بهتر است با گوشی کمی هم پشت بازو بزنید!

کلید پاور در سمت راست قرار گرفته و در بالای آن دکمه یک‌پارچه صدا قرار دارد. خوشبختانه خبری از کلید اختصاصی بیکسبی نیست اما همین دکمه را اگر نگاه دارید، دوباره در جلوی چشمان‌تان ظاهر می‌شود، مگر آنکه عملکرد این کلید را در تنظیمات عوض کنید.

به علت وجود باکس بزرگ دوربین، وقتی S20 اولترا را بر روی سطح صافی چون میز قرار دهید، مانند خودرویی که در زیرش جک قرار گرفته، سطح بالایی آن کمی ارتفاع بیشتری به‌خود گرفته و با برخورد دست به آن، کاملا لق می‌زند. با آنکه به شخصه خیلی به داشتن کاور برای گوشی‌ها اعتقادی ندارم اما توصیه می‌کنم برای این پرچم‌دار جدید حتما از یک محافظ مناسب استفاده کنید. جثه بزرگ، وزن سنگین، باکس دوربین و نمایشگر رعنا سبب می‌شود تا اگر این انتقام جو در اثر کوچک‌ترین خطا از دست شما افتاده و پهن زمین شود، احتمالا اشک‌تان نیز به همراهش جاری شده و جرات نکنید گوشی ۱۴۰۰ دلاری را بردارید، چرا که این کاپیتان آمریکایی ما بدون یک سپر واقعی، شانس چندانی برای بقا در سقوط از ارتفاع ندارد!

نمایشگر: بیوه سیاه!

وقتی نمایشگر ۶.۹ اینچی گوشی با پنل داینامیک آمولد 2X، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز، روشنایی فوق‌العاده و مشکی عمیق در جلوی چشمان‌تان ظاهر می‌شود، به یاد زیبایی بیوه سیاه در فیلم اونجرز خواهید افتاد (حیف که زنده نموند تا با گلکسی S20 اولترا آشنا بشه!).

نمایشگر هندست جدید سامسونگ در تست‌های موسسه دیسپلی میت موفق به شکستن 12 رکورد عملکردی و کسب رتبه +A شده است. این دستگاه در 5 مورد از رکوردهای 12 گانه خود موفق به کسب نمره “ایده‌آل‌تر از حد قابل تشخیص برای چشم” شده است!

نمایشگر جدید در مقایسه با انواع به‌کارگیری شده در گوشی‌های سری گلکسی S10 حدودا 14 درصد روشنایی بیش‌تری دارد. به‌علاوه این نمایشگر مجهز به حالت روشنایی بالا (High Brightness Mode) است که میزان خوانایی در محیط‌هایی با روشنایی متوسط و بالا را ارتقا می‌دهد. این مود امکان دستیابی نمایشگر به سطوح روشنایی 823 و 1342 نیتی را فراهم می‌کند.

همچنین روشنایی نمایشگر در محیط‌هایی با سطح نور پایین‌تر (در فضاهای غیرمسقف اما نه در زیر تابش مستقیم خورشید) نیز در مقایسه با گذشته به حداکثر میزان خود یعنی 20 هزار لوکس رسیده است. از سوی دیگر حالت Super Dimming Mode نیز با حفظ طیف رنگی کامل 24 بیتی، میزان روشنایی نمایشگر را به 2 نیت کاهش خواهد داد. با فعال‌سازی حالت نمایشگر همیشه روشن در فضاهای تاریک این رقم به 1 نیت کاهش خواهد یافت.

پنل داینامیک آمولد 2X مورد استفاده در گلکسی S20 اولترا در زمینه دقت رنگ حالات نمایشی sRGB و DCI-P3 موفق به ثبت رکورد شده است. همچنین این نمایشگر در زمینه دقت رنگ مطلق، کنتراست و دقت مقیاس روشنایی رکورددار است. این نمایشگر دارای بیشترین میزان دقت رنگ مطلق در میان کلیه صفحه نمایش‌های اسمارت‌فونی ارزیابی شده توسط موسسه دیسپلی میت تا به امروز محسوب می‌شود.

نرخ نوسازی 120 هرتزی یکی از بزرگ‌ترین پیشرفت نمایشگرهای جدید به‌شمار می‌رود. این مشخصه در کنار افزایش نرخ نوسازی تصویر به کاهش پرش‌های بصری تجربه شده توسط برخی کاربران کمک می‌کند (در وضوح +QHD غیر فعال می‌شود). نمایشگر گلکسی S20 اولترا در بردارنده کلیه پیشرفت‌های به دست آمده توسط صنعت نمایشگر طی 10 سال گذشته است. این نمایشگر همه امکانات اسمارت‌فون نکسوس وان در سال 2010 (یکی از نخستین گوشی‌های مجهز به نمایشگر اولد) تا پرچم‌دار امروزی گلکسی S20 را در خود جای داده است.

در کل به نمایشگر این انتقام جو نمی‌توان ایرادی را وارد دانست و تنها بخشی که من هنوز دوست ندارم، وجود حفره کوچک بالایی (محل قرارگیری دوربین سلفی) است که به نوعی هارمونی این بیوه سیاه را بر هم زده است، کاش مانند بسیاری از پرچم‌داران و حتی میان رده‌های امروزی، یک سلفی پاپ‌آپ و حتی مانند گلکسی A80 نمونه‌ای چرخان به جایش قرار می‌گرفت؛ اگر چه چرخاندن سپر کاپیتان آمریکایی از پشت به جلو، نیاز به موتوری توربو شارژ دارد!

سخت‌افزار: هالک شگفت انگیز!

وقتی شما چیپستی دارید که به کمک آن ویدیوهایی با رزولوشن 8K گرفته می‌شود، پس بدانید چه قدرتی در بطن دستگاه کار گذاشته شده و از همین الان کلاه‌تان را به افتخار این هالک شگفت انگیز از سر بردارید. طبق روال چند سال اخیر، سری گلکسی S با دو چیپست اسنپدراگون 865 و اگزینوس 990 عرضه می‌شود که خاورمیانه و ایران، منزل‌گاه اگزینوس است، پس به کالبدشکافی این چیپست قدرتمند می‌پردازیم.

کارآیی تراشه اگزینوس 990 جهش چشمگیر 20 درصدی را تجربه نموده است. این پدیده از به‌کارگیری CPU با پیکره‌بندی خوشه‌ای سه‌گانه ناشی می‌شود. این پیکره‌بندی از 2 هسته سفارشی سامسونگ، 2 هسته ARM Cortex-A76 با کارآیی بالا و 4 هسته کورتکس A55 با بهره‌وری بالا بهره خواهد برد. به‌علاوه این تراشه از پردازنده گرافیکی Mali-G77 ساخت شرکت ARM استفاده خواهد کرد. سامسونگ می‌گوید که این پردازنده نخستین GPU پیشرفته مبتنی بر معماری جدید Valhall به‌شمار می‌آید. همچنین بهره وری انرژی یا توان گرافیکی این پردازنده در مقایسه با گذشته 20 درصد ارتقا یافته است. این پدیده احتمالا برای طرف‌داران پر و پا قرص گیمینگ موبایلی بسیار هیجان‌انگیز خواهد بود.

قابلیت هوش مصنوعی دستگاه از طریق واحد پردازش عصبی (NPU) دو هسته‌ای تامین ‌می‌شود. این تراشه امکان پردازش اعمال مرتبط با هوش مصنوعی بر روی دستگاه و بدون‌نیاز به یک شبکه یا سرور را فراهم می‌کند. بدین‌ترتیب اعمال مذکور به شکل سریع‌تر و ایمن‌تر قابل اجرا خواهند بود. به‌علاوه این مشخصه به ارتقای کارآیی سیستم تشخیص چهره مبتنی بر هوش مصنوعی و بهبود قابلیت تشخیص صحنه توسط دوربین‌ها کمک خواهد کرد. مشخصه تشخیص صحنه به منظور ثبت بهترین تصاویر ممکن بر اساس ماهیت سوژه و موقعیت آن از تنظیمات ویژه به‌صورت خودکار استفاده می‌کند. بر اساس اظهارات سامسونگ، “تراشه اگزینوس 990 و مودم اگزینوس 5123 برای به‌کارگیری در محصولات 5G پیشرفته و اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی کاملا سازگار هستند. این تراشه‌ها جهت کمک به جاه‌طلب‌ترین شرکت‌های بزرگ و کوچک در راستای دستیابی آن‌ها به اهداف و ارائه قابلیت‌های جدید به بازار طراحی شده‌اند.”

مودم 5G اگزینوس 5123 یکی از نخستین تراشه‌های مودمی تولید شده با استفاده از فرآیند 7 نانومتری EUV به‌شمار می‌رود. این تراشه از امواج هوایی میلی‌متری و کم‌تر از 6 گیگاهرتز پشتیبانی می‌کند. بعلاوه مودم مذکور از استانداردهای 2G GSM/CDMA، 3G WCDMA ،TD-SCDMA ،HSPA و 4G LTE پشتیبانی خواهد کرد. با تجمیع 8 سرویس‌دهنده مخابراتی در بستر شبکه 5G، سرعت دانلود این تراشه در بستر شبکه‌های موج میلی‌متری و زیر 6 گیگاهرتز حداکثر به 7.35 و 5.1 گیگابیت‌برثانیه خواهد رسید. بعلاوه سرعت این تراشه در بستر شبکه 4G مجهز به مدولاسیون دیجیتالی 1024 QAM به 3.06 گیگابیت‌برثانیه می‌رسد. با توجه به این‌که حداکثر سرعت عملیاتی ثبت شده برای دانلود در بستر شبکه 5G معادل 3.67 گیگابیت‌برثانیه است (این رکورد توسط هواوی و شریک سوئیسی آن موسوم به Sunrise به ثبت رسیده است)؛ لذا به‌نظر می‌رسد که مودم 5G سامسونگ قادر به پشتیبانی از کلیه اشکال ترافیکی 5G خواهد بود. تکنیک تجمیع مخابراتی به‌معنای ترکیب 2 یا چند سرویس‌دهنده مخابراتی جهت ایجاد یک کانال داده‌ای بزرگ‌تر است. این ایده فضای بیش‌تری را جهت مدیریت ترافیک داده‌ای حجیم‌تر ارائه خواهد کرد؛ در نتیجه امکان انتقال داده‌ها با سرعت‌های بالاتر فراهم خواهد شد.

تراشه اگزینوس 990 از نرخ تبادل داده LPDDR5 با پهنای باند 550 مگابیت‌برثانیه و نمایشگرهایی با نرخ نوسازی 120 هرتزی پشتیبانی می‌کند. مشخصه‌ای که تجربه پیمایشی بسیار روان و نمایش بسیار سریع انیمیشن‌های ویدیویی بازی‌ها را به‌دنبال خواهد داشت. پردازنده سیگنال تصویر (ISP) به‌کارگیری شده در تراشه از حداکثر 6 سنسور تصویربرداری مستقل و پردازش عملکرد حداکثر 3 دوربین به‌صورت هم‌زمان پشتیبانی می‌کند. این ISP تصاویر ثبت شده توسط دوربین‌هایی با رزولوشن حداکثر 108 مگاپیکسل را پردازش خواهد کرد. پیش‌تر و در ماه آگوست، کمپانی سامسونگ در اقدامی نه‌چندان تصادفی از توسعه یک حسگر دوربین 108 مگاپیکسلی خبر داده بود که حال شاهد حضورش بر روی این انتقام جوی غول پیکر هستیم.

حالا این همه اصطلاحات فنی و غیر فنی را به یکدیگر بافتیم که چه بگوییم؟ اینکه گلکسی S20 اولترا با تجهیز به چنین چیپست پیشرفته‌ای در کنار 12 یا 16 گیگابایت رم، رسما یک هالک شگفت انگیز است و هیچ اپلیکیشن و بازی موبایلی در جهان وجود ندارد تا بتواند قدرت آن را به چالش بکشد. پس ما هم به جای آنکه خودمان را درگیر یک سری بنچمارک دست و پا گیر کرده و چشم انتظار رکورد شکنی آن بمانیم، کلی بازی ریختیم و از انجام آن‌ها در بالاترین کیفیت بر روی نمایشگر ۱۲۰ هرتزی لذت بردیم!

البته باید به دو مورد هم اشاره کرد! اول از همه اینکه هالک ما بی‌ظرفیت‌تر از ظاهر قدرتمندش است، یعنی ارایه نسخه پایه ۱۲۸ گیگابایتی برای محصولی با چنین قدرت بالا و توانایی فیلم‌برداری 8K که حجم بسیار سنگینی دارد، برای آن بسیار کم به‌نظر می‌رسد، چرا که این روزها حتی محصولات میان رده نیز چنین حافظه‌ای را در خودشان می‌بیینند و درست است که می‌توان با کمک کارت حافظه جانبی آن را افزایش داد، اما قاعدتا باید اسلات دوم سیم کارت را فدا کرد و از سمتی، به اندازه حافظه داخلی لذت نبرد! تهیه محصول ۵۱۲ گیگابایتی هم که یک خرج ۲۰۰ دلاری یعنی بیش از ۳ میلیون تومان را بر روی دست خریداری می‌گذارد که قاعدتا تا پیش از این تمام محتوای جیبش را برای خرید S20 اولترا هزینه کرده است. همچنین این هالک ما کمی هم زود رنج است و گاهی سریع داغ می‌کند! یعنی اگر تصمیم بگیرید که عملیات سنگینی چون فیلم‌برداری 8K را چند دقیقه‌ای ادامه دهید، بر رویش قادر به درست کردن نیمرو خواهید شد!

دوربین: مرد عنکبوتی!

درست است که پیش از این به باکس بزرگ دوربین لقب سپر کاپیتان آمریکایی را دادیم اما توانایی آن بسیار بیشتر از یک سپر ساده فلزی است و چشمان تیزبین این دوربین‌ها کاری می‌کند تا شما همچون مرد عنکبوتی، هر آن چیزی که در دور و برتان می‌گذرد، با دقت نظاره کرده و بهترین خاطرات را از آن‌ها شکار کنید.

دوربین اصلی به یک حسگر 108 مگاپیکسلی مجهز است. با استفاده از ترکیب پیکسلی 9 در 1، دوربین این گوشی می‌تواند تصاویری 12 مگاپیکسلی را با استفاده از پیکسل‌های 2.4 میکرومتری تهیه کند. این مهم یک معیار جدید را در زمینه عکاسی شب نوید می‌دهد. این دوربین از لرزش‌گیر اپتیکال تصویر (OIS) بهره برده و از یک دیافراگم f/1.8 نیز استفاده می‌کند.

دوربین تله‌فوتوی این گوشی از اولین لنزهای پریسکوپ سامسونگ استفاده می‌کند. این قطعه از یک حسگر 48 مگاپیکسلی تشکیل‌شده و این حسگر نیز از ترکیب 4 در 1 پیکسل بهره برده و تصاویری 12 مگاپیکسلی را به کاربران ارایه می‌دهد. سامسونگ می‌گوید که این گوشی زوم اپتیکال هیبریدی 10 برابری و  Super Resolution Zoom صد برابری را در خود جای داده است. لنز پریسکوپ نیز به قابلیت OIS مجهز است. اما زوم ۱۰۰ برابری S20 اولترا که بیشترین مانور سازنده بر روی چنین قابلیتی متمرکز شده، چگونه کار می‌کند؟

این قابلیت که اسپس زوم یا همان زوم فضایی نام دارد، امکان بزرگنمایی مافوق تصور 100 برابری هنگام عکس‌برداری یا ضبط ویدیو را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. یک تلسکوپ کوچک از چنین قابلیت بزرگنمایی برخوردار بوده و به‌کارگیری چنین مشخصه‌ای در یک اسمارت‌فون فراتر از حد انتظار است. اما چنین رقم بزرگی نبایستی موجب سردرگمی کاربران شود. در واقع گلکسی S20 اولترا قادر به اجرای بزرگنمایی اپتیکال 100 برابری بدون‌اتلاف نیست؛ بلکه با استفاده از تعداد زیادی ترفند نرم‌افزاری و سخت‌افزاری چنین سطحی از بزرگنمایی را ارایه می‌دهد.

گلکسی S20 اولترا تنها مدل خانواده گلکسی S20 است که از یک لنز پریسکوپی بهره می‌گیرد. این هندست مجهز به یک حسگر 48 مگاپیکسلی با قابلیت زوم اپتیکال تا سقف 4 برابر است. با این‌حال به لطف وجود مشخصه‌ای موسوم به Hybrid Optic Zoom کاربران بدون کاهش کیفیت تصاویر می‌توانند از قابلیت بزرگنمایی تا سقف 10 برابر استفاده نمایند. اگرچه این سبک از بزرگنمایی در واقع یک زوم کاملا اپتیکال محسوب نمی‌شود؛ اما سامسونگ ادعا می‌کند که با اعمال بزرگنمایی حداکثر 10 برابری، کیفیت تصاویر با افت قابل‌توجهی مواجه نخواهد شد. چنین ادعایی قابل باور است؛ چرا که پیش‌تر نیز شاهد عملکرد مناسب برخی دوربین‌های اسمارت‌فونی در این سطح از بزرگنمایی بوده‌ایم. اما عملکرد دوربین هنگام استفاده از زوم 30 برابری، 50 برابری و بالاتر به چه ترتیب است؟ مشخصه جدید Space Zoom در گلکسی S20 اولترا امکان استفاده از بزرگنمایی 100 برابری را در اختیار کاربران قرار می‌دهد؛ البته در خصوص سطح کیفی تصاویر در این‌حالت هیچ‌گونه ادعای قابل‌توجهی مطرح نشده است.

پیش‌تر شاهد عرضه گوشی‌هایی با قابلیت بزرگنمایی 20 یا 50 برابری بودیم؛ اما گلکسی S20 اولترا از مشخصه زوم 100 برابری برخوردار است. با این‌حال روش دستیابی به چنین سطحی از بزرگنمایی احتمالا به اندازه پیش‌بینی بسیاری از کاربران، انقلابی نخواهد بود. در واقع سامسونگ از همان ساز و کار مورد استفاده در دوربین پریسکوپی هواوی P30 پرو بهره گرفته است؛ الگویی که امکان بزرگنمایی 50 برابری را در اختیار کاربران پرچم‌دار هواوی قرار می‌داد. اکنون سامسونگ به منظور تحقق زوم 100 برابری صرفا از حسگرهای دوربین با رزولوشن بالاتر و سخت‌افزارهایی با توان پردازشی بیش‌تر بهره گرفته است.

سامسونگ با استفاده از 2 حسگر دوربین با رزولوشن بالا و تکنیک‌های پردازش تصویر بسیار قدرتمند به بزرگنمایی 100 برابری دست یافته است. به بیان ساده‌تر با عبور از مرز بزرگنمایی 10 برابری، گوشی به منظور بیشینه‌سازی توان بالقوه دوربین تله‌فوتو و حسگر 48 مگاپیکسلی جهت برش، افزایش وضوح و بهبود نتایج خروجی تا حدود زیادی روی روش‌های دیجیتالی و نرم‌افزاری تکیه می‌کند. اما با توجه به محدودیت‌های عملکردی الگوریتم‌های مورد استفاده، گلکسی S20 اولترا از داده‌های گردآوری شده توسط حسگر غول‌پیکر 108 مگاپیکسلی دوربین اصلی نیز بهره گرفته و جهت خلق نتیجه نهایی، این داده‌ها را با سایر اطلاعات تصویری ثبت شده توسط دوربین تله‌فوتو ترکیب می‌کند. دسترسی به داده‌های اضافی ثبت شده توسط این 2 حسگر و ترکیب آن‌ها امکان دستیابی گلکسی S20 اولترا به قابلیت بزرگنمایی فضایی را فراهم می‌کند.

با توجه به کیفیت تصاویر منتشر شده تا به این لحظه می‌توان اعلام کرد که تصاویر ثبت شده با زوم 100 برابری به اندازه سایر تصاویر با سطوح بزرگنمایی پایین‌تر واضح نیستند؛ با این‌حال این تصاویر کماکان چشمگیر بوده و وجود چنین قابلیتی در یک اسمارت‌فون یقینا جالب‌توجه است. در دنیای عکاسی ارقام بزرگ‌تر، توصیف‌کننده کلیه واقعیت‌ها نیستند؛ لذا مقایسه قابلیت‌های بزرگنمایی فوق‌العاده گلکسی S20 اولترا با قهرمان فعلی این حوزه یعنی هواوی P30 پرو یقینا جالب‌توجه خواهد بود. برای همین تصمیم گرفتیم که این قابلیت فوق را با پرچم‌دار قبلی هواوی که تا نهایت ۵۰ برابر قادر به زوم کردن است، برای‌تان به مقایسه بگذاریم که در ادامه آن را مشاهده می‌کنید (روز ثبت تصاویر متفاوت است).

دوربین اولتراواید 12 مگاپیکسلی و حسگر DepthVision دو دوربین دیگر این اسپایدر من هستند. قابلیت Single Take به‌صورت همزمان از دید تمامی دوربین‌ها به عکس‌برداری پرداخته و با استفاده از هوش مصنوعی، بهترین عکس را نگاه می‌دارد. در ادامه نمونه عکس‌های شکار شده را مشاهده می‌کنید.

همچنین توانایی عکس‌برداری در شب با مود ویژه آن یکی از قابلیت‌های S20 اولترا است که البته بسته به نور محیط به طور معمول هفت ثانیه‌ای بایستی بدون تحرک بایستید تا تصویر گرفته شود، اما اگر از این مود هم بهره نگیرید باز کیفیت عکس برداشته شده همچنان قابل قبول است و نسبت به چشم انسان، جزئیات بیشتری را مشاهده می‌کنید (بالاخره چشم عنکبوتی دارد!). در تصویر زیر، دو عکس یکی با حالت شب و دیگری بدون آن و البته با کمک هوش مصنوعی، در تاریکی گرفته شده‌اند.

همان طور که پیش از این اشاره کردیم، این گوشی می‌تواند به ضبط ویدیوهای 8K پرداخته و شما می‌توانید این ویدیوها را با کسانی که از تلویزیون‌های 8K استفاده می‌کنند، به اشتراک بگذارید. با بهره‌گیری از Super Steady 2.0 که ثباتی همانند ریل‌های فیلم‌برداری را به ارمغان می‌آورد، سامسونگ نوید یک فیلم‌برداری حرفه‌ای را می‌دهد. البته این مورد غیر از حالت 8K است که حجم ویدیوهاش نیز بالاست و در نمونه‌ای که گرفتیم، برای یک دقیقه در حدود ۶۰۰ مگابایت شد، گوشی هم به شدت در این زمان داغ کرده و لرزش‌گیر هم تقریبا عمل نمی‌کند! پس با این حساب بهتر است بیخیال شده و به سراغ همان فول اچ‌دی و یا نهایت 4K برویم تا از لرزش‌گیر پیشرفته این انتقام جوی خودمان هم حسابی لذت ببریم.

دوربین سلفی 40 مگاپیکسلی یکی دیگر از نقاط قوت این گوشی است. حسگر مجهز به وضوح بالاتر ترکیب پیکسلی 4 در 1 را فراهم کرده و وضوحی 10 مگاپیکسلی و پیکسل‌هایی 1.4 میکرومتری را به ارمغان می‌آورد. این دوربین نسبت به دوربین سلفی گوشی‌های S20 و S20 پلاس (که از دوربین سلفی پایه 10 مگاپیکسلی بهره می‌برند) کیفیت تصویر بهتری را ارایه می‌دهد. بدون در نظر گرفتن گوشی‌هایی که از دوربین اصلی به‌عنوان دوربین سلفی استفاده می‌کنند، تا به این لحظه این بیشترین وضوح در یک دوربین سلفی جداگانه است.

مالتی مدیا: کاپیتان مارول

قاعدتا وقتی شما یک نمایشگر ۶.۹ اینچی تمام صفحه با بالاترین کیفیت، پشتیبانی از +HDR 10 و فناوری داینامیک AMOLED 2X دارید، از همان ابتدا می‌دانید که شاهد بهترین کیفیت در هنگام تماشای فیلم و کلیپ بر رویش خواهید بود. از آنجایی که نسبت ابعاد هم به ۲۰ به ۹ رسیده است، پس تنها یک قدم تا رسیدن به ابعاد استاندارد ۲۱ به ۹ در فیلم‌سازی باقی مانده و با کمی اراده و نردبان‌تر کردن گوشی‌ها، به این مهم دست خواهید یافت!

اما کیفیت صدا چطور؟ برای این منظور یک کلیپ ویدیویی را بر روی گوشی گذاشتم، صدا را تا انتها افزایش و گوش فرا دادم! در هنگام پخش صدا بسیار بلند بود و اگرچه نباید هر بلندی را با کیفیت دانست اما حداقل قابل قبول به‌نظر می‌رسید و گلکسی S20 اولترا به نوعی یک اسپیکر پرتابل استریو هم محسوب می‌شود (برای جمع‌های دو سه نفره!).  محل قرارگیری اسپیکر دوم هم بسیار جالب است، چرا که در لبه بسیار باریک بالایی قرار گرفته، جایی که برای یافتنش کمی باید از چشمان خودتان کار بکشید.

در بخش گوش دادن به هدفون اگر قصد دارید از محصولات دیجیتالی و با سیمی استفاده کنید، یک تابلوی ورود ممنوع را در پایین S20 اولترا خواهید دید و این بدان معناست که سامسونگ در سری S خودش هم رسما به جرگه حذف کنندگان این درگاه پیوست تا بلکه آه کاربران را با فروش بیشتر ایربادزهایش جبران کند! البته یک نکته را هم باید در نظر گرفت، در جعبه گوشی، هدفون‌های با کیفیت AKG با پورت تایپ سی قرار گرفته‌اند و از آنجایی که این روزها اکثر پرچم‌دارن از شارژ بی‌سیم هم پشتیبانی می‌کنند، پس نمی‌توانیم غر بزنیم که یا باید از هدفون استفاده کنیم یا شارژر!

باتری: ثور، خدای صاعقه!

گلکسی S20 اولترا با دارا بودن حجم ۵۰۰۰ میلی‌آمپری بر قله حجیم بودن باتری‌های پرچم‌دار سامسونگ می‌ایستد، البته با توجه به ابعاد بزرگ‌تر نمایشگر نسبت به اسلاف پیشین، این ظرفیت چندان هم دور از ذهن نیست با این حال با توجه به ضخامت ۸.۸ ملی‌متری (سپر کاپیتان آمریکا را فاکتور بگیرید!)، بایستی جا دادن این باتری پر حجم در بطن دستگاه را هم ستود.

با توجه به فناوری نمایشگر و مصرف بهینه چیپست، انتظار کارایی خوبی هم از این باتری می‌رود. در تست‌های انجام شده، انتقام‌جوی ما می‌تواند تا بیش از ۱۸ ساعت به پخش مداوم ویدیو پرداخته (با روشنایی 50درصد) و نصف روز را هم به‌صورت متوالی با آن وب‌گردی کرد. البته این برای زمانی است که نرخ رفرش نمایشگر بر روی ۶۰ باشد و با تغییر آن به ۱۲۰ هرتز، تا ۲۰ درصد از ظرفیت باتری صرف این خوشگذرانی بیشتر خواهد شد.

نکته جالب دیگر برای پرچم‌دار غول پیکر سامسونگ، استفاده از شارژر سریع 25 واتی در جعبه و 45 واتی خارج جعبه است! البته این خارج جعبه را بایستی دست به جیب شده و جداگانه بخرید اما در تست‌های انجام شده همین نمونه 25 واتی به‌قدری خوب عمل می‌کند تا نخواهید به جیب مبارک فشار بیاورید. در تست‌های انجام شده در طی 30 دقیقه، این باتری حجیم نزدیک به دو سوم شارژ می‌شود که رقمی عالی‌ست. برای کامل شدن شارژ با توجه به آنکه در درصدهای بالاتر جهت ایمنی، این پروسه مقداری کندتر می‌شود، بایستی کمی بیشتر از یک ساعت را تحمل کنید.

گلکسی S20 اولترا از فناوری یو‌اس‌بی پاور دلیوری 3.0 هم به‌خوبی پشتیبانی می‌کند، برای همین پاور بانک‌های مجهز به این تکنولوژی، یک گزینه عالی جهت شارژ سریع دستگاه بوده و از طرفی قابلیت پشتیبانی از شارژ سریع بی‌سیم 15 واتی هم برایش فراهم شده تا در کل اگر قصد شارژ کردن گوشی را گرفتید، مهلت انتظارتان کم‌تر شده و سریع‌تر از قبل به محصول دلبندتان برسید. راستی، همچون پرچم‌دار قبلی سری S می‌توان از آن به عنوان یک پاور بانک بی‌سیم با حداکثر سرعت 9 وات هم بهره برد و در واقع شما صاعقه ثور را همه‌جا با خودتان به همراه دارید!

سایر امکانات: دکتر استرنج!

اگر به دنبال امکان عجیب و غریب اضافه در گلکسی S20 اولترا می‌گردید، باید بگوییم این محصول در دو نسخه با حافظه‌های داخلی 128 و 512 گیگابایت عرضه می‌شود که البته دومین مورد با ۱۶ گیگابایت رم ارایه خواهد شد. نسخه اندروید استفاده شده بر روی دستگاه، اندروید ۱۰ است و اینترفیس معروف سامسونگ یعنی وان با نسخه دوم خودش هم بر روی چهره گوشی کشیده شده است. این گوشی عجیب و غریب بر خلاف نوت ۱۰ پلاس از نسخه با حافظه یک ترابایتی بهره نمی‌برد و کارت حافظه تنها راه شما جهت افزودن به حافظه داخلی آن است.

سنسور اثر انگشت هم که این روزها دیگر به زیر نمایشگر منتقل شده و برای همین نه از آن حفره‌های قبلی در پشت گوشی خبری است و نه حتی سنسورهای خاص برای تشخیص عنبیه چشم و همه چیز بدان سپرده شده تا با حرکتی لوکس و نمادین، انگشت خودتان را بر روی صفحه کشیده و این حسگر اولترا سونیک (اسمش هم باکلاسه!) به‌صورت سه‌بعدی تصویر زیبای انگشت شما را مجسم کرده و اجازه ورودتان را صادر کند. عملکرد این سنسور خوب است اما هنوز آن سرعتی که پیش از این به‌صورت فیزیکی در پشت گوشی‌ها درج می‌شد، بر روی این مدل دیده نمی‌شود. در واقع بیشتر یک سوسول بازی است و به‌شخصه هنوز آن حفره‌های پشت گوشی را بیشتر دوست دارم!

همچنین بر روی این گوشی از جدیدترین استاندارد در سیستم وای‌فای یعنی ax هم استفاده شده و در کنار آن شاهده استفاده از لایسنس IP68 هستیم که نشان از مقاومت در برابر آب و گرد و غبار دارد. از نظر رنگ‌بندی، S20 اولترا ظاهرا با کمبود رنگ در خمره روبه‌رو شده و فقط دو رنگ طوسی و مشکی از آن موجود است، رنگ‌هایی که هیچ‌گونه اثری از آن تلورانس‌های زیبا در سایر محصولات قبلی سامسونگ برای‌شان دیده نمی‌شود و همچون چهره عبوس دکتر استرنج در فیلم انتقام جویان، ظاهری خشک و نچسب دارد!

سخن پایانی: من مرد آهنی‌ام!

اگر بخواهیم وزن S20 اولترا را هم فقط ملاک قرار دهیم، باید گفت که این گوشی می‌تواند مرد آهنی (با احتساب وزن زره!) باشد، البته بعید به‌نظر می‌رسد که استحکام آن را در سقوط‌هایش داشته باشد اما با تجهیز به انواع و اقسام فناوری‌های روز در کنار دوربینی که شاید بر روی هیچ محصول دیگری نبینید، خودش را تونی استارک گوشی‌های امروزی معرفی می‌کند.

داستان تصاحب این انتقام جو زمانی دشوار می‌شود که بدانید قیمت آن در نسخه پایه، رقم باورنکردنی ۱۴۰۰ دلار است! یعنی با قیمت ارز امروزی و محاسبه عوارض ورود، این انتقام جوی کره‌ای بهایی بالاتر از ۲۴ میلیون تومان خواهد داشت که نشان از گرفتن انتقامی سخت از جیب شما دارد! اما اگر شما به‌قدری توانمند هستید که چنین رقمی را پرداخت کنید، قاعدتا صاحب یکی از بهترین یاران گروه اونجرز شده‌اید که در مبارزه با تمام پرچم‌داران دیگر، آن‌ها را در تمام بخش‌ها به چالش خواهد کشید و تانوس زمانه را به‌شدت سرکوب می‌کند؛ البته به شدت مراقب باشید که هیچ‌گاه از دستان‌تان بدین راحتی جدا نشود و زره آهنین را همیشه بر تن داشته باشد، وگرنه به سرنوشت تونی استارک در پایان دچار خواهد شد!

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی S20 اولترا: انتقام جو! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی S20 اولترا: انتقام جو!

محصولات سری سامسونگ گلکسی S20 را بایستی با دار و دسته اونجرز (انتقام‌جویان) مقایسه کرد، چرا که به‌خوبی توانستند در بحبوحه مشکلات فراوان امروزی، از هجوم کرونا و لغو MWC در خارج گرفته تا هجمه گسترده به سازنده‌اش در داخل، بالاخره به هر شکلی شده خودشان را به ایران رسانده تا حداقل در رسانه‌‌های کشورمان نیز هم‌گام با سایرین مورد نقد و بررسی قرار بگیرند.

از آنجایی هم که این حضور خیلی سخت بوده، پس اصلی‌ترین عضو آن‌ها که S20 اولترا است را برای بررسی برگزیدیم تا ببینیم سامسونگ بر روی این محصول گران قیمت خودش چه قابلیت‌هایی را کار گذاشته و آیا می‌تواند انتقامی سخت از سایر پرچم‌داران به‌خصوص در بخش دوربین بگیرد؟ با ما و بررسی این انتقام جوی بزرگ یعنی گلکسی S20 اولترا همراه باشید.

صحبت آغازین

چند سالی می‌شود که روند طراحی و ظاهر گوشی‌های پرچم‌دار، به مرحله ثبات و اگر بدبینانه نگاه کنیم، درجا زدن رسیده است! مدت‌ها از زمانی که با دیدن یک گوشی جدید در من شوق ایجاد می‌شد، گذشته و این روزها با در دست گرفتن یک پرچم‌دار، پس از دقایقی آن را به کناری گذاشته و رغبت خاصی برای وصال مجددش ندارم! اما چرا؟

نخستین امر به دیزاین باز می‌گردد که پس از فراگیر شدن گوشی‌های لمسی، تلاش سازندگان همگی در یک مسیر قرار گرفت و آن هم دادن فضای بیشتر به نمایشگر و البته بزرگ‌تر کردن آن بود. گوشی‌هایی که زمانی به خاطر بزرگی با عنوان فبلت نام گذاری می‌شدند، امروز از نظر اندازه بیشتر به یک شوخی می‌مانند و دیگر ترکیب شیشه و فلز در کنار رنگ‌های زیبا و خاص هم ترند متفاوتی در بازار نیست.

سخت‌افزارها به قدری قدرتمند شدند که رقابت‌شان بیشتر به عدد بنچمارک‌ها خلاصه شده و باتری‌ها هم آن چنان تفاوت خاصی در ظرفیت نداشته و تنها با افزودن بر میزان وات شارژر، سعی می‌کنند تا سریع‌تر برق را ببلعند و پیش صاحب خودشان بازگردند.

تنها بخشی که هنوز شاهد رقابت هستیم، دوربین است که هر ساله بر تعداد آن‌ها در پشت گوشی‌ها افزوده شده و احتمالا روزی می‌رسد که این سطح را با یک آبکش اشتباه بگیرید! قاعدتا ظرفیت این قسمت نیز همچون سایر بخش‌ها به پایان خواهد رسید و منحصر به ارقامی چون اندازه پیکسل بزرگ‌تر و زوم بیشتر در کنار وضوح بالاتر فیلم‌برداری می‌شود؛ پس چاره چیست؟

سامسونگ امسال در کنار معرفی سری گلکسی S20، گوشی زد فلیپ را هم معرفی کرد، یک گوشی با نمایشگر تاشو که به جز بخش طراحی تقریبا در تمامی مواردی از محصولی چون گلکسی S20 اولترا ضعیف‌تر است و با قیمت بالای خودش مقرون به‌صرفه هم به‌نظر نمی‌رسد، اما در کسری از دقیقه همه آن به فروش رفت! این امر به‌خوبی نشان داد که کاربران بیشتر از هرچیزی، تشنه یک طراحی تازه و جدا شدن از این گوشی‌های بزرگ با نمایشگرهای غول پیکر هستند، بایستی روحی تازه به کالبد محصولات پرچم‌دار دمیده شود و سامسونگ این راه را با گلکسی فولد آغاز و با فلیپ ادامه داد.

احتمال زیاد از سال‌های آینده شاهد ورود نسخه‌های خاص از این طراحی‌ها به محصولات رده پرچم‌داران نیز خواهیم بود تا دوباره روزی برسد که برای به‌دست گرفتن یک گوشی جدید، تپش قلب‌مان بالا رفته و تا مدت‌ها از دست گرفتنش، حس خوب تازه شدن را داشته باشیم.

طراحی و دیزاین: کاپیتان آمریکا!

در بخش قبل کلی سخنرانی کردم تا بگویم که طراحی گوشی‌ها نیاز به یک تغییر و تحول اساسی دارد اما خب تا رسیدن به آن نقطه هنوز کمی فاصله داریم؛ پس بهتر است به سراغ غول خوش قد و بالای خودمان برویم. سامسونگ گلکسی S20 اولترا یک گوشی خاص است که طبق روال معمول، خاص بودنش به دوربین آن باز می‌گردد.

اولین لحظه‌ای که این پرچم‌دار جدید را در دست گرفتم، هیکل بزرگ، وزن سنگین و از همه مهم‌تر ساختار عجیب دوربین آن حسابی خودنمایی می‌کرد. چهار دوربین به همراه فلش ال‌ای‌دی در یک قاب بزرگ مستطیل شکل همچون سپر کاپیتان آمریکا در جلوی S20 اولترا قرار گرفته‌اند و هر ضربه‌ای که بخواهد به آن وارد شود، بایستی از این قاب مستطیل شکل عبور کند!

وقتی شما یک گوشی با نمایشگر ۶.۹ اینچی به همراه باتری ۵۰۰۰ میلی‌آمپری دارید، پس وجود وزن ۲۲۲ گرمی هم چندان دور از ذهن نخواهد بود، امری که سبب می‌شد تا در استفاده‌های طولانی مدت، کم کم جلو بازوی قدرتمندی پیدا کنید و برای حفظ تناسب اندام، بهتر است با گوشی کمی هم پشت بازو بزنید!

کلید پاور در سمت راست قرار گرفته و در بالای آن دکمه یک‌پارچه صدا قرار دارد. خوشبختانه خبری از کلید اختصاصی بیکسبی نیست اما همین دکمه را اگر نگاه دارید، دوباره در جلوی چشمان‌تان ظاهر می‌شود، مگر آنکه عملکرد این کلید را در تنظیمات عوض کنید.

به علت وجود باکس بزرگ دوربین، وقتی S20 اولترا را بر روی سطح صافی چون میز قرار دهید، مانند خودرویی که در زیرش جک قرار گرفته، سطح بالایی آن کمی ارتفاع بیشتری به‌خود گرفته و با برخورد دست به آن، کاملا لق می‌زند. با آنکه به شخصه خیلی به داشتن کاور برای گوشی‌ها اعتقادی ندارم اما توصیه می‌کنم برای این پرچم‌دار جدید حتما از یک محافظ مناسب استفاده کنید. جثه بزرگ، وزن سنگین، باکس دوربین و نمایشگر رعنا سبب می‌شود تا اگر این انتقام جو در اثر کوچک‌ترین خطا از دست شما افتاده و پهن زمین شود، احتمالا اشک‌تان نیز به همراهش جاری شده و جرات نکنید گوشی ۱۴۰۰ دلاری را بردارید، چرا که این کاپیتان آمریکایی ما بدون یک سپر واقعی، شانس چندانی برای بقا در سقوط از ارتفاع ندارد!

نمایشگر: بیوه سیاه!

وقتی نمایشگر ۶.۹ اینچی گوشی با پنل داینامیک آمولد 2X، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز، روشنایی فوق‌العاده و مشکی عمیق در جلوی چشمان‌تان ظاهر می‌شود، به یاد زیبایی بیوه سیاه در فیلم اونجرز خواهید افتاد (حیف که زنده نموند تا با گلکسی S20 اولترا آشنا بشه!).

نمایشگر هندست جدید سامسونگ در تست‌های موسسه دیسپلی میت موفق به شکستن 12 رکورد عملکردی و کسب رتبه +A شده است. این دستگاه در 5 مورد از رکوردهای 12 گانه خود موفق به کسب نمره “ایده‌آل‌تر از حد قابل تشخیص برای چشم” شده است!

نمایشگر جدید در مقایسه با انواع به‌کارگیری شده در گوشی‌های سری گلکسی S10 حدودا 14 درصد روشنایی بیش‌تری دارد. به‌علاوه این نمایشگر مجهز به حالت روشنایی بالا (High Brightness Mode) است که میزان خوانایی در محیط‌هایی با روشنایی متوسط و بالا را ارتقا می‌دهد. این مود امکان دستیابی نمایشگر به سطوح روشنایی 823 و 1342 نیتی را فراهم می‌کند.

همچنین روشنایی نمایشگر در محیط‌هایی با سطح نور پایین‌تر (در فضاهای غیرمسقف اما نه در زیر تابش مستقیم خورشید) نیز در مقایسه با گذشته به حداکثر میزان خود یعنی 20 هزار لوکس رسیده است. از سوی دیگر حالت Super Dimming Mode نیز با حفظ طیف رنگی کامل 24 بیتی، میزان روشنایی نمایشگر را به 2 نیت کاهش خواهد داد. با فعال‌سازی حالت نمایشگر همیشه روشن در فضاهای تاریک این رقم به 1 نیت کاهش خواهد یافت.

پنل داینامیک آمولد 2X مورد استفاده در گلکسی S20 اولترا در زمینه دقت رنگ حالات نمایشی sRGB و DCI-P3 موفق به ثبت رکورد شده است. همچنین این نمایشگر در زمینه دقت رنگ مطلق، کنتراست و دقت مقیاس روشنایی رکورددار است. این نمایشگر دارای بیشترین میزان دقت رنگ مطلق در میان کلیه صفحه نمایش‌های اسمارت‌فونی ارزیابی شده توسط موسسه دیسپلی میت تا به امروز محسوب می‌شود.

نرخ نوسازی 120 هرتزی یکی از بزرگ‌ترین پیشرفت نمایشگرهای جدید به‌شمار می‌رود. این مشخصه در کنار افزایش نرخ نوسازی تصویر به کاهش پرش‌های بصری تجربه شده توسط برخی کاربران کمک می‌کند (در وضوح +QHD غیر فعال می‌شود). نمایشگر گلکسی S20 اولترا در بردارنده کلیه پیشرفت‌های به دست آمده توسط صنعت نمایشگر طی 10 سال گذشته است. این نمایشگر همه امکانات اسمارت‌فون نکسوس وان در سال 2010 (یکی از نخستین گوشی‌های مجهز به نمایشگر اولد) تا پرچم‌دار امروزی گلکسی S20 را در خود جای داده است.

در کل به نمایشگر این انتقام جو نمی‌توان ایرادی را وارد دانست و تنها بخشی که من هنوز دوست ندارم، وجود حفره کوچک بالایی (محل قرارگیری دوربین سلفی) است که به نوعی هارمونی این بیوه سیاه را بر هم زده است، کاش مانند بسیاری از پرچم‌داران و حتی میان رده‌های امروزی، یک سلفی پاپ‌آپ و حتی مانند گلکسی A80 نمونه‌ای چرخان به جایش قرار می‌گرفت؛ اگر چه چرخاندن سپر کاپیتان آمریکایی از پشت به جلو، نیاز به موتوری توربو شارژ دارد!

سخت‌افزار: هالک شگفت انگیز!

وقتی شما چیپستی دارید که به کمک آن ویدیوهایی با رزولوشن 8K گرفته می‌شود، پس بدانید چه قدرتی در بطن دستگاه کار گذاشته شده و از همین الان کلاه‌تان را به افتخار این هالک شگفت انگیز از سر بردارید. طبق روال چند سال اخیر، سری گلکسی S با دو چیپست اسنپدراگون 865 و اگزینوس 990 عرضه می‌شود که خاورمیانه و ایران، منزل‌گاه اگزینوس است، پس به کالبدشکافی این چیپست قدرتمند می‌پردازیم.

کارآیی تراشه اگزینوس 990 جهش چشمگیر 20 درصدی را تجربه نموده است. این پدیده از به‌کارگیری CPU با پیکره‌بندی خوشه‌ای سه‌گانه ناشی می‌شود. این پیکره‌بندی از 2 هسته سفارشی سامسونگ، 2 هسته ARM Cortex-A76 با کارآیی بالا و 4 هسته کورتکس A55 با بهره‌وری بالا بهره خواهد برد. به‌علاوه این تراشه از پردازنده گرافیکی Mali-G77 ساخت شرکت ARM استفاده خواهد کرد. سامسونگ می‌گوید که این پردازنده نخستین GPU پیشرفته مبتنی بر معماری جدید Valhall به‌شمار می‌آید. همچنین بهره وری انرژی یا توان گرافیکی این پردازنده در مقایسه با گذشته 20 درصد ارتقا یافته است. این پدیده احتمالا برای طرف‌داران پر و پا قرص گیمینگ موبایلی بسیار هیجان‌انگیز خواهد بود.

قابلیت هوش مصنوعی دستگاه از طریق واحد پردازش عصبی (NPU) دو هسته‌ای تامین ‌می‌شود. این تراشه امکان پردازش اعمال مرتبط با هوش مصنوعی بر روی دستگاه و بدون‌نیاز به یک شبکه یا سرور را فراهم می‌کند. بدین‌ترتیب اعمال مذکور به شکل سریع‌تر و ایمن‌تر قابل اجرا خواهند بود. به‌علاوه این مشخصه به ارتقای کارآیی سیستم تشخیص چهره مبتنی بر هوش مصنوعی و بهبود قابلیت تشخیص صحنه توسط دوربین‌ها کمک خواهد کرد. مشخصه تشخیص صحنه به منظور ثبت بهترین تصاویر ممکن بر اساس ماهیت سوژه و موقعیت آن از تنظیمات ویژه به‌صورت خودکار استفاده می‌کند. بر اساس اظهارات سامسونگ، “تراشه اگزینوس 990 و مودم اگزینوس 5123 برای به‌کارگیری در محصولات 5G پیشرفته و اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی کاملا سازگار هستند. این تراشه‌ها جهت کمک به جاه‌طلب‌ترین شرکت‌های بزرگ و کوچک در راستای دستیابی آن‌ها به اهداف و ارائه قابلیت‌های جدید به بازار طراحی شده‌اند.”

مودم 5G اگزینوس 5123 یکی از نخستین تراشه‌های مودمی تولید شده با استفاده از فرآیند 7 نانومتری EUV به‌شمار می‌رود. این تراشه از امواج هوایی میلی‌متری و کم‌تر از 6 گیگاهرتز پشتیبانی می‌کند. بعلاوه مودم مذکور از استانداردهای 2G GSM/CDMA، 3G WCDMA ،TD-SCDMA ،HSPA و 4G LTE پشتیبانی خواهد کرد. با تجمیع 8 سرویس‌دهنده مخابراتی در بستر شبکه 5G، سرعت دانلود این تراشه در بستر شبکه‌های موج میلی‌متری و زیر 6 گیگاهرتز حداکثر به 7.35 و 5.1 گیگابیت‌برثانیه خواهد رسید. بعلاوه سرعت این تراشه در بستر شبکه 4G مجهز به مدولاسیون دیجیتالی 1024 QAM به 3.06 گیگابیت‌برثانیه می‌رسد. با توجه به این‌که حداکثر سرعت عملیاتی ثبت شده برای دانلود در بستر شبکه 5G معادل 3.67 گیگابیت‌برثانیه است (این رکورد توسط هواوی و شریک سوئیسی آن موسوم به Sunrise به ثبت رسیده است)؛ لذا به‌نظر می‌رسد که مودم 5G سامسونگ قادر به پشتیبانی از کلیه اشکال ترافیکی 5G خواهد بود. تکنیک تجمیع مخابراتی به‌معنای ترکیب 2 یا چند سرویس‌دهنده مخابراتی جهت ایجاد یک کانال داده‌ای بزرگ‌تر است. این ایده فضای بیش‌تری را جهت مدیریت ترافیک داده‌ای حجیم‌تر ارائه خواهد کرد؛ در نتیجه امکان انتقال داده‌ها با سرعت‌های بالاتر فراهم خواهد شد.

تراشه اگزینوس 990 از نرخ تبادل داده LPDDR5 با پهنای باند 550 مگابیت‌برثانیه و نمایشگرهایی با نرخ نوسازی 120 هرتزی پشتیبانی می‌کند. مشخصه‌ای که تجربه پیمایشی بسیار روان و نمایش بسیار سریع انیمیشن‌های ویدیویی بازی‌ها را به‌دنبال خواهد داشت. پردازنده سیگنال تصویر (ISP) به‌کارگیری شده در تراشه از حداکثر 6 سنسور تصویربرداری مستقل و پردازش عملکرد حداکثر 3 دوربین به‌صورت هم‌زمان پشتیبانی می‌کند. این ISP تصاویر ثبت شده توسط دوربین‌هایی با رزولوشن حداکثر 108 مگاپیکسل را پردازش خواهد کرد. پیش‌تر و در ماه آگوست، کمپانی سامسونگ در اقدامی نه‌چندان تصادفی از توسعه یک حسگر دوربین 108 مگاپیکسلی خبر داده بود که حال شاهد حضورش بر روی این انتقام جوی غول پیکر هستیم.

حالا این همه اصطلاحات فنی و غیر فنی را به یکدیگر بافتیم که چه بگوییم؟ اینکه گلکسی S20 اولترا با تجهیز به چنین چیپست پیشرفته‌ای در کنار 12 یا 16 گیگابایت رم، رسما یک هالک شگفت انگیز است و هیچ اپلیکیشن و بازی موبایلی در جهان وجود ندارد تا بتواند قدرت آن را به چالش بکشد. پس ما هم به جای آنکه خودمان را درگیر یک سری بنچمارک دست و پا گیر کرده و چشم انتظار رکورد شکنی آن بمانیم، کلی بازی ریختیم و از انجام آن‌ها در بالاترین کیفیت بر روی نمایشگر ۱۲۰ هرتزی لذت بردیم!

البته باید به دو مورد هم اشاره کرد! اول از همه اینکه هالک ما بی‌ظرفیت‌تر از ظاهر قدرتمندش است، یعنی ارایه نسخه پایه ۱۲۸ گیگابایتی برای محصولی با چنین قدرت بالا و توانایی فیلم‌برداری 8K که حجم بسیار سنگینی دارد، برای آن بسیار کم به‌نظر می‌رسد، چرا که این روزها حتی محصولات میان رده نیز چنین حافظه‌ای را در خودشان می‌بیینند و درست است که می‌توان با کمک کارت حافظه جانبی آن را افزایش داد، اما قاعدتا باید اسلات دوم سیم کارت را فدا کرد و از سمتی، به اندازه حافظه داخلی لذت نبرد! تهیه محصول ۵۱۲ گیگابایتی هم که یک خرج ۲۰۰ دلاری یعنی بیش از ۳ میلیون تومان را بر روی دست خریداری می‌گذارد که قاعدتا تا پیش از این تمام محتوای جیبش را برای خرید S20 اولترا هزینه کرده است. همچنین این هالک ما کمی هم زود رنج است و گاهی سریع داغ می‌کند! یعنی اگر تصمیم بگیرید که عملیات سنگینی چون فیلم‌برداری 8K را چند دقیقه‌ای ادامه دهید، بر رویش قادر به درست کردن نیمرو خواهید شد!

دوربین: مرد عنکبوتی!

درست است که پیش از این به باکس بزرگ دوربین لقب سپر کاپیتان آمریکایی را دادیم اما توانایی آن بسیار بیشتر از یک سپر ساده فلزی است و چشمان تیزبین این دوربین‌ها کاری می‌کند تا شما همچون مرد عنکبوتی، هر آن چیزی که در دور و برتان می‌گذرد، با دقت نظاره کرده و بهترین خاطرات را از آن‌ها شکار کنید.

دوربین اصلی به یک حسگر 108 مگاپیکسلی مجهز است. با استفاده از ترکیب پیکسلی 9 در 1، دوربین این گوشی می‌تواند تصاویری 12 مگاپیکسلی را با استفاده از پیکسل‌های 2.4 میکرومتری تهیه کند. این مهم یک معیار جدید را در زمینه عکاسی شب نوید می‌دهد. این دوربین از لرزش‌گیر اپتیکال تصویر (OIS) بهره برده و از یک دیافراگم f/1.8 نیز استفاده می‌کند.

دوربین تله‌فوتوی این گوشی از اولین لنزهای پریسکوپ سامسونگ استفاده می‌کند. این قطعه از یک حسگر 48 مگاپیکسلی تشکیل‌شده و این حسگر نیز از ترکیب 4 در 1 پیکسل بهره برده و تصاویری 12 مگاپیکسلی را به کاربران ارایه می‌دهد. سامسونگ می‌گوید که این گوشی زوم اپتیکال هیبریدی 10 برابری و  Super Resolution Zoom صد برابری را در خود جای داده است. لنز پریسکوپ نیز به قابلیت OIS مجهز است. اما زوم ۱۰۰ برابری S20 اولترا که بیشترین مانور سازنده بر روی چنین قابلیتی متمرکز شده، چگونه کار می‌کند؟

این قابلیت که اسپس زوم یا همان زوم فضایی نام دارد، امکان بزرگنمایی مافوق تصور 100 برابری هنگام عکس‌برداری یا ضبط ویدیو را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. یک تلسکوپ کوچک از چنین قابلیت بزرگنمایی برخوردار بوده و به‌کارگیری چنین مشخصه‌ای در یک اسمارت‌فون فراتر از حد انتظار است. اما چنین رقم بزرگی نبایستی موجب سردرگمی کاربران شود. در واقع گلکسی S20 اولترا قادر به اجرای بزرگنمایی اپتیکال 100 برابری بدون‌اتلاف نیست؛ بلکه با استفاده از تعداد زیادی ترفند نرم‌افزاری و سخت‌افزاری چنین سطحی از بزرگنمایی را ارایه می‌دهد.

گلکسی S20 اولترا تنها مدل خانواده گلکسی S20 است که از یک لنز پریسکوپی بهره می‌گیرد. این هندست مجهز به یک حسگر 48 مگاپیکسلی با قابلیت زوم اپتیکال تا سقف 4 برابر است. با این‌حال به لطف وجود مشخصه‌ای موسوم به Hybrid Optic Zoom کاربران بدون کاهش کیفیت تصاویر می‌توانند از قابلیت بزرگنمایی تا سقف 10 برابر استفاده نمایند. اگرچه این سبک از بزرگنمایی در واقع یک زوم کاملا اپتیکال محسوب نمی‌شود؛ اما سامسونگ ادعا می‌کند که با اعمال بزرگنمایی حداکثر 10 برابری، کیفیت تصاویر با افت قابل‌توجهی مواجه نخواهد شد. چنین ادعایی قابل باور است؛ چرا که پیش‌تر نیز شاهد عملکرد مناسب برخی دوربین‌های اسمارت‌فونی در این سطح از بزرگنمایی بوده‌ایم. اما عملکرد دوربین هنگام استفاده از زوم 30 برابری، 50 برابری و بالاتر به چه ترتیب است؟ مشخصه جدید Space Zoom در گلکسی S20 اولترا امکان استفاده از بزرگنمایی 100 برابری را در اختیار کاربران قرار می‌دهد؛ البته در خصوص سطح کیفی تصاویر در این‌حالت هیچ‌گونه ادعای قابل‌توجهی مطرح نشده است.

پیش‌تر شاهد عرضه گوشی‌هایی با قابلیت بزرگنمایی 20 یا 50 برابری بودیم؛ اما گلکسی S20 اولترا از مشخصه زوم 100 برابری برخوردار است. با این‌حال روش دستیابی به چنین سطحی از بزرگنمایی احتمالا به اندازه پیش‌بینی بسیاری از کاربران، انقلابی نخواهد بود. در واقع سامسونگ از همان ساز و کار مورد استفاده در دوربین پریسکوپی هواوی P30 پرو بهره گرفته است؛ الگویی که امکان بزرگنمایی 50 برابری را در اختیار کاربران پرچم‌دار هواوی قرار می‌داد. اکنون سامسونگ به منظور تحقق زوم 100 برابری صرفا از حسگرهای دوربین با رزولوشن بالاتر و سخت‌افزارهایی با توان پردازشی بیش‌تر بهره گرفته است.

سامسونگ با استفاده از 2 حسگر دوربین با رزولوشن بالا و تکنیک‌های پردازش تصویر بسیار قدرتمند به بزرگنمایی 100 برابری دست یافته است. به بیان ساده‌تر با عبور از مرز بزرگنمایی 10 برابری، گوشی به منظور بیشینه‌سازی توان بالقوه دوربین تله‌فوتو و حسگر 48 مگاپیکسلی جهت برش، افزایش وضوح و بهبود نتایج خروجی تا حدود زیادی روی روش‌های دیجیتالی و نرم‌افزاری تکیه می‌کند. اما با توجه به محدودیت‌های عملکردی الگوریتم‌های مورد استفاده، گلکسی S20 اولترا از داده‌های گردآوری شده توسط حسگر غول‌پیکر 108 مگاپیکسلی دوربین اصلی نیز بهره گرفته و جهت خلق نتیجه نهایی، این داده‌ها را با سایر اطلاعات تصویری ثبت شده توسط دوربین تله‌فوتو ترکیب می‌کند. دسترسی به داده‌های اضافی ثبت شده توسط این 2 حسگر و ترکیب آن‌ها امکان دستیابی گلکسی S20 اولترا به قابلیت بزرگنمایی فضایی را فراهم می‌کند.

با توجه به کیفیت تصاویر منتشر شده تا به این لحظه می‌توان اعلام کرد که تصاویر ثبت شده با زوم 100 برابری به اندازه سایر تصاویر با سطوح بزرگنمایی پایین‌تر واضح نیستند؛ با این‌حال این تصاویر کماکان چشمگیر بوده و وجود چنین قابلیتی در یک اسمارت‌فون یقینا جالب‌توجه است. در دنیای عکاسی ارقام بزرگ‌تر، توصیف‌کننده کلیه واقعیت‌ها نیستند؛ لذا مقایسه قابلیت‌های بزرگنمایی فوق‌العاده گلکسی S20 اولترا با قهرمان فعلی این حوزه یعنی هواوی P30 پرو یقینا جالب‌توجه خواهد بود. برای همین تصمیم گرفتیم که این قابلیت فوق را با پرچم‌دار قبلی هواوی که تا نهایت ۵۰ برابر قادر به زوم کردن است، برای‌تان به مقایسه بگذاریم که در ادامه آن را مشاهده می‌کنید (روز ثبت تصاویر متفاوت است).

دوربین اولتراواید 12 مگاپیکسلی و حسگر DepthVision دو دوربین دیگر این اسپایدر من هستند. قابلیت Single Take به‌صورت همزمان از دید تمامی دوربین‌ها به عکس‌برداری پرداخته و با استفاده از هوش مصنوعی، بهترین عکس را نگاه می‌دارد. در ادامه نمونه عکس‌های شکار شده را مشاهده می‌کنید.

همچنین توانایی عکس‌برداری در شب با مود ویژه آن یکی از قابلیت‌های S20 اولترا است که البته بسته به نور محیط به طور معمول هفت ثانیه‌ای بایستی بدون تحرک بایستید تا تصویر گرفته شود، اما اگر از این مود هم بهره نگیرید باز کیفیت عکس برداشته شده همچنان قابل قبول است و نسبت به چشم انسان، جزئیات بیشتری را مشاهده می‌کنید (بالاخره چشم عنکبوتی دارد!). در تصویر زیر، دو عکس یکی با حالت شب و دیگری بدون آن و البته با کمک هوش مصنوعی، در تاریکی گرفته شده‌اند.

همان طور که پیش از این اشاره کردیم، این گوشی می‌تواند به ضبط ویدیوهای 8K پرداخته و شما می‌توانید این ویدیوها را با کسانی که از تلویزیون‌های 8K استفاده می‌کنند، به اشتراک بگذارید. با بهره‌گیری از Super Steady 2.0 که ثباتی همانند ریل‌های فیلم‌برداری را به ارمغان می‌آورد، سامسونگ نوید یک فیلم‌برداری حرفه‌ای را می‌دهد. البته این مورد غیر از حالت 8K است که حجم ویدیوهاش نیز بالاست و در نمونه‌ای که گرفتیم، برای یک دقیقه در حدود ۶۰۰ مگابایت شد، گوشی هم به شدت در این زمان داغ کرده و لرزش‌گیر هم تقریبا عمل نمی‌کند! پس با این حساب بهتر است بیخیال شده و به سراغ همان فول اچ‌دی و یا نهایت 4K برویم تا از لرزش‌گیر پیشرفته این انتقام جوی خودمان هم حسابی لذت ببریم.

دوربین سلفی 40 مگاپیکسلی یکی دیگر از نقاط قوت این گوشی است. حسگر مجهز به وضوح بالاتر ترکیب پیکسلی 4 در 1 را فراهم کرده و وضوحی 10 مگاپیکسلی و پیکسل‌هایی 1.4 میکرومتری را به ارمغان می‌آورد. این دوربین نسبت به دوربین سلفی گوشی‌های S20 و S20 پلاس (که از دوربین سلفی پایه 10 مگاپیکسلی بهره می‌برند) کیفیت تصویر بهتری را ارایه می‌دهد. بدون در نظر گرفتن گوشی‌هایی که از دوربین اصلی به‌عنوان دوربین سلفی استفاده می‌کنند، تا به این لحظه این بیشترین وضوح در یک دوربین سلفی جداگانه است.

مالتی مدیا: کاپیتان مارول

قاعدتا وقتی شما یک نمایشگر ۶.۹ اینچی تمام صفحه با بالاترین کیفیت، پشتیبانی از +HDR 10 و فناوری داینامیک AMOLED 2X دارید، از همان ابتدا می‌دانید که شاهد بهترین کیفیت در هنگام تماشای فیلم و کلیپ بر رویش خواهید بود. از آنجایی که نسبت ابعاد هم به ۲۰ به ۹ رسیده است، پس تنها یک قدم تا رسیدن به ابعاد استاندارد ۲۱ به ۹ در فیلم‌سازی باقی مانده و با کمی اراده و نردبان‌تر کردن گوشی‌ها، به این مهم دست خواهید یافت!

اما کیفیت صدا چطور؟ برای این منظور یک کلیپ ویدیویی را بر روی گوشی گذاشتم، صدا را تا انتها افزایش و گوش فرا دادم! در هنگام پخش صدا بسیار بلند بود و اگرچه نباید هر بلندی را با کیفیت دانست اما حداقل قابل قبول به‌نظر می‌رسید و گلکسی S20 اولترا به نوعی یک اسپیکر پرتابل استریو هم محسوب می‌شود (برای جمع‌های دو سه نفره!).  محل قرارگیری اسپیکر دوم هم بسیار جالب است، چرا که در لبه بسیار باریک بالایی قرار گرفته، جایی که برای یافتنش کمی باید از چشمان خودتان کار بکشید.

در بخش گوش دادن به هدفون اگر قصد دارید از محصولات دیجیتالی و با سیمی استفاده کنید، یک تابلوی ورود ممنوع را در پایین S20 اولترا خواهید دید و این بدان معناست که سامسونگ در سری S خودش هم رسما به جرگه حذف کنندگان این درگاه پیوست تا بلکه آه کاربران را با فروش بیشتر ایربادزهایش جبران کند! البته یک نکته را هم باید در نظر گرفت، در جعبه گوشی، هدفون‌های با کیفیت AKG با پورت تایپ سی قرار گرفته‌اند و از آنجایی که این روزها اکثر پرچم‌دارن از شارژ بی‌سیم هم پشتیبانی می‌کنند، پس نمی‌توانیم غر بزنیم که یا باید از هدفون استفاده کنیم یا شارژر!

باتری: ثور، خدای صاعقه!

گلکسی S20 اولترا با دارا بودن حجم ۵۰۰۰ میلی‌آمپری بر قله حجیم بودن باتری‌های پرچم‌دار سامسونگ می‌ایستد، البته با توجه به ابعاد بزرگ‌تر نمایشگر نسبت به اسلاف پیشین، این ظرفیت چندان هم دور از ذهن نیست با این حال با توجه به ضخامت ۸.۸ ملی‌متری (سپر کاپیتان آمریکا را فاکتور بگیرید!)، بایستی جا دادن این باتری پر حجم در بطن دستگاه را هم ستود.

با توجه به فناوری نمایشگر و مصرف بهینه چیپست، انتظار کارایی خوبی هم از این باتری می‌رود. در تست‌های انجام شده، انتقام‌جوی ما می‌تواند تا بیش از ۱۸ ساعت به پخش مداوم ویدیو پرداخته (با روشنایی 50درصد) و نصف روز را هم به‌صورت متوالی با آن وب‌گردی کرد. البته این برای زمانی است که نرخ رفرش نمایشگر بر روی ۶۰ باشد و با تغییر آن به ۱۲۰ هرتز، تا ۲۰ درصد از ظرفیت باتری صرف این خوشگذرانی بیشتر خواهد شد.

نکته جالب دیگر برای پرچم‌دار غول پیکر سامسونگ، استفاده از شارژر سریع 25 واتی در جعبه و 45 واتی خارج جعبه است! البته این خارج جعبه را بایستی دست به جیب شده و جداگانه بخرید اما در تست‌های انجام شده همین نمونه 25 واتی به‌قدری خوب عمل می‌کند تا نخواهید به جیب مبارک فشار بیاورید. در تست‌های انجام شده در طی 30 دقیقه، این باتری حجیم نزدیک به دو سوم شارژ می‌شود که رقمی عالی‌ست. برای کامل شدن شارژ با توجه به آنکه در درصدهای بالاتر جهت ایمنی، این پروسه مقداری کندتر می‌شود، بایستی کمی بیشتر از یک ساعت را تحمل کنید.

گلکسی S20 اولترا از فناوری یو‌اس‌بی پاور دلیوری 3.0 هم به‌خوبی پشتیبانی می‌کند، برای همین پاور بانک‌های مجهز به این تکنولوژی، یک گزینه عالی جهت شارژ سریع دستگاه بوده و از طرفی قابلیت پشتیبانی از شارژ سریع بی‌سیم 15 واتی هم برایش فراهم شده تا در کل اگر قصد شارژ کردن گوشی را گرفتید، مهلت انتظارتان کم‌تر شده و سریع‌تر از قبل به محصول دلبندتان برسید. راستی، همچون پرچم‌دار قبلی سری S می‌توان از آن به عنوان یک پاور بانک بی‌سیم با حداکثر سرعت 9 وات هم بهره برد و در واقع شما صاعقه ثور را همه‌جا با خودتان به همراه دارید!

سایر امکانات: دکتر استرنج!

اگر به دنبال امکان عجیب و غریب اضافه در گلکسی S20 اولترا می‌گردید، باید بگوییم این محصول در دو نسخه با حافظه‌های داخلی 128 و 512 گیگابایت عرضه می‌شود که البته دومین مورد با ۱۶ گیگابایت رم ارایه خواهد شد. نسخه اندروید استفاده شده بر روی دستگاه، اندروید ۱۰ است و اینترفیس معروف سامسونگ یعنی وان با نسخه دوم خودش هم بر روی چهره گوشی کشیده شده است. این گوشی عجیب و غریب بر خلاف نوت ۱۰ پلاس از نسخه با حافظه یک ترابایتی بهره نمی‌برد و کارت حافظه تنها راه شما جهت افزودن به حافظه داخلی آن است.

سنسور اثر انگشت هم که این روزها دیگر به زیر نمایشگر منتقل شده و برای همین نه از آن حفره‌های قبلی در پشت گوشی خبری است و نه حتی سنسورهای خاص برای تشخیص عنبیه چشم و همه چیز بدان سپرده شده تا با حرکتی لوکس و نمادین، انگشت خودتان را بر روی صفحه کشیده و این حسگر اولترا سونیک (اسمش هم باکلاسه!) به‌صورت سه‌بعدی تصویر زیبای انگشت شما را مجسم کرده و اجازه ورودتان را صادر کند. عملکرد این سنسور خوب است اما هنوز آن سرعتی که پیش از این به‌صورت فیزیکی در پشت گوشی‌ها درج می‌شد، بر روی این مدل دیده نمی‌شود. در واقع بیشتر یک سوسول بازی است و به‌شخصه هنوز آن حفره‌های پشت گوشی را بیشتر دوست دارم!

همچنین بر روی این گوشی از جدیدترین استاندارد در سیستم وای‌فای یعنی ax هم استفاده شده و در کنار آن شاهده استفاده از لایسنس IP68 هستیم که نشان از مقاومت در برابر آب و گرد و غبار دارد. از نظر رنگ‌بندی، S20 اولترا ظاهرا با کمبود رنگ در خمره روبه‌رو شده و فقط دو رنگ طوسی و مشکی از آن موجود است، رنگ‌هایی که هیچ‌گونه اثری از آن تلورانس‌های زیبا در سایر محصولات قبلی سامسونگ برای‌شان دیده نمی‌شود و همچون چهره عبوس دکتر استرنج در فیلم انتقام جویان، ظاهری خشک و نچسب دارد!

سخن پایانی: من مرد آهنی‌ام!

اگر بخواهیم وزن S20 اولترا را هم فقط ملاک قرار دهیم، باید گفت که این گوشی می‌تواند مرد آهنی (با احتساب وزن زره!) باشد، البته بعید به‌نظر می‌رسد که استحکام آن را در سقوط‌هایش داشته باشد اما با تجهیز به انواع و اقسام فناوری‌های روز در کنار دوربینی که شاید بر روی هیچ محصول دیگری نبینید، خودش را تونی استارک گوشی‌های امروزی معرفی می‌کند.

داستان تصاحب این انتقام جو زمانی دشوار می‌شود که بدانید قیمت آن در نسخه پایه، رقم باورنکردنی ۱۴۰۰ دلار است! یعنی با قیمت ارز امروزی و محاسبه عوارض ورود، این انتقام جوی کره‌ای بهایی بالاتر از ۲۴ میلیون تومان خواهد داشت که نشان از گرفتن انتقامی سخت از جیب شما دارد! اما اگر شما به‌قدری توانمند هستید که چنین رقمی را پرداخت کنید، قاعدتا صاحب یکی از بهترین یاران گروه اونجرز شده‌اید که در مبارزه با تمام پرچم‌داران دیگر، آن‌ها را در تمام بخش‌ها به چالش خواهد کشید و تانوس زمانه را به‌شدت سرکوب می‌کند؛ البته به شدت مراقب باشید که هیچ‌گاه از دستان‌تان بدین راحتی جدا نشود و زره آهنین را همیشه بر تن داشته باشد، وگرنه به سرنوشت تونی استارک در پایان دچار خواهد شد!

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی S20 اولترا: انتقام جو! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.