مقایسه دوربین اسمارت‌فون‌های می نوت ۱۰ شیائومی و گلکسی نوت ۱۰ پلاس سامسونگ

به باور بسیاری از کاربران، مقایسه پرچم‌دار تمام‌عیار گلکسی نوت 10 پلاس سامسونگ با اسمارت‌فون کاملا میان‌رده شیائومی می نوت 10 احتمالا اقدامی عجیب و غیرضروری به‌نظر می‌رسد. اما در نامگذاری هر 2 هندست از واژه‌های “نوت” و “10” استفاده شده است؛ لذا مقایسه آن‌ها خالی از لطف نخواهد بود.

بررسی سخت‌افزار دوربین

شیائومی می نوت 10 نخستین هندستی است که با دوربین اصلی 108 مگاپیکسلی روانه بازار می‌شود. این حسگرها از آرایه فیلتر Quad Bayer بهره می‌گیرند. بدین‌ترتیب تصاویر ثبت شده توسط حسگر 108 مگاپیکسلی نهایتا دارای رزولوشن 27 مگاپیکسلی خواهند بود.

دوربین اصلی می نوت 10 با اندازه 1/1.33 اینچی و گشودگی دیافراگم f/1.7 بزرگ‌ترین سنسور دوربین به‌کارگیری شده در یک اسمارت‌فون محسوب می‌شود. از سوی دیگر دوربین گلکسی نوت 10 پلاس از مکانیسم دیافراگم دوگانه بهره می‌گیرد. این حسگر در محیط‌هایی با روشنایی مطلوب از گشودگی دیافراگم f/2.4 استفاده کرده و وضوح بهتر و عمق میدان بیش‌تری را ارایه خواهد داد. با این‌حال در محیط‌های کم‌نور، دیافراگم تا حداکثر اندازه f/1.5 باز شده و نور بیش‌تری جذب خواهد شد. البته اندازه این حسگر کوچک‌تر بوده و در زمینه جذب نور با دوربین می نوت 10 قابل رقابت نیست. البته هر 2 هندست مجهز به دوربین‌های دیگری نیز هستند. در واقع می نوت 10 دارای حسگرهای دوربین کاربردی‌تر نسبت به سایر هندست‌های موجود در بازار است. ماژول دوربین پشتی این هندست از 1 لنز فوق‌عریض، 2 دوربین تله‌فوتو، یک لنز نمای نزدیک و حسگر اصلی 108 مگاپیکسلی میزبانی می‌کند؛ در حالی‌که گلکسی نوت 10 پلاس مجهز به 1 لنز واید، 1 حسگر فوق‌عریض، 1 لنز تله‌فوتو و حسگر اصلی 12 مگاپیکسلی است.

عملکرد دوربین در روشنایی روز

در ابتدا به مقایسه نمونه‌های کلاسیک می‌پردازیم و در این قسمت، نتایج کاملا مشهود هستند. هندست شیائومی در زمینه ثبت الگوی نقطه‌ای پرده بالکن، عملکرد مناسبی داشته است؛ در حالی‌که رزولوشن پایین‌تر دوربین گوشی گلکسی در کنار ترفندهای افزایش وضوح به‌کارگیری شده توسط سامسونگ موجب نمایش مصنوعی این الگوها شده است:

تصویر ثبت شده توسط نوت 10 پلاس (سمت چپ) و می نوت 10 (سمت راست)

همچنین در تصویر 27 مگاپیکسلی ثبت شده توسط می نوت 10، جزئیات مربوط به شاخه‌های درختان و انعکاس آن‌ها بر روی شیشه پنجره کاملا مشهود است؛ در حالی‌که تصویر ثبت شده توسط گلکسی نوت 10 پلاس فاقد چنین مشخصه‌ای است.

همچنین عملکرد دوربین گلکسی نوت 10 پلاس در زمینه ثبت برخی جزئیات نظیر بافت چمن تا حدودی تصنعی است؛ در حالی‌که تصویر ثبت شده توسط می نوت 10 از ظاهر طبیعی‌تری برخوردار است.

تصویر ثبت شده توسط نوت 10 پلاس (سمت چپ) و می نوت 10 (سمت راست)

تصاویر ثبت شده توسط هندست شیائومی احتمالا نیازمند پردازش بیش‌تر جهت ارتقا کنتراست و میزان اشباع رنگ هستند؛ در نتیجه تصاویر ثبت شده توسط گلکسی نوت 10 پلاس از غنای رنگ بالاتری برخوردار هستند. این پدیده به‌وضوح در تصاویر زیر قابل تشخیص است:

تصویر ثبت شده توسط نوت 10 پلاس (سمت چپ) و می نوت 10 (سمت راست)

کاربران هنگام عکاسی از سوژه‌هایی با فواصل متغیر و در فضاهای غیرمسقف احتمالا به‌دنبال قابلیت فوکوس دقیق‌تر هستند. در این موقعیت هندست گلکسی به‌دلیل حسگر و دیافراگم کوچک‌تر، برتر از رقیب خود ظاهر می‌شود. به‌عنوان مثال در تصاویر زیر بر روی مجسمه یک حلزون فوکوس شده است. در تصویر نوت 10 پلاس، بافت بوته گیاه کماکان در محدوده فوکوس قرار دارد؛ در حالی‌که این وضعیت در خصوص تصویر می نوت 10 صادق نیست.

تصویر ثبت شده توسط نوت 10 پلاس (سمت چپ) و می نوت 10 (سمت راست)

عملکرد دوربین در فضاهای کم‌نور

به لحاظ تئوری شیائومی می نوت 10 با وجود یک حسگر غول‌پیکر، عملکرد بهتری در مقوله عکاسی شبانه ارایه خواهد داد. تکنیک‌های پردازشی مورد استفاده در اسمارت‌فون‌ها بر کیفیت تصاویر ثبت شده و طیف دینامیکی آن‌ها تاثیر بسزایی دارد. دوربین نوت 10 پلاس علیرغم تمامی کاستی‌های خود در این زمینه برتر ظاهر می‌شود. در واقع نرم‌افزار دوربین شیائومی در زمینه بهره‌برداری کامل از ظرفیت حسگر 108 مگاپیکسلی گوشی ناکام بوده است.

تصویر ثبت شده توسط نوت 10 پلاس (سمت چپ) و می نوت 10 (سمت راست)

تصاویر دوربین می نوت 10 کماکان از جزئیات بیش‌تری در مناطق روشن برخوردار هستند. با مشاهده دقیق تصاویر زیر متوجه خواهید شد که در تصویر ثبت شده توسط می نوت 10، بافت پرده پشت پنجره به‌وضوح قابل رویت است؛ در حالی‌که تصویر ثبت شده توسط نوت 10 پلاس از جزئیات کمتری در این قسمت برخوردار است. بعلاوه هندست شیائومی در زمینه حذف نویز از تصاویر، دست بالا را در اختیار دارد. این موضوع با توجه به اندازه بزرگ‌تر حسگر چندان تعجب‌آور نیست.

با تغییر وضعیت دوربین به حالت شبانه، سطح جزئیات در تصاویر هندست شیائومی کمی کاهش پیدا می‌کند. با این‌حال نورپردازی آن‌ها در مقایسه با دوربین گلکسی به‌مراتب بهتر است. در این‌حالت محدوده دینامیکی هر 2 تصویر تقریبا مشابه با یکدگیر به‌نظر می‌رسد؛ اما برتری دوربین شیائومی در زمینه ثبت جزئیات به اندازه حالت عکاسی (Photo) مشهود نیست.

تصویر ثبت شده توسط نوت 10 پلاس (سمت چپ) و می نوت 10 (سمت راست)

در محیط‌های تاریک‌تر هندست شیائومی کماکان می‌تواند تصاویری بسیار چشمگیر همراه با جزئیات کاملا مناسب را به ثبت برساند. در این‌حالت محدوده دینامیکی با حالت ایده‌آل فاصله دارد؛ اما سایه‌ها به شکلی منطقی نمایش داده می‌شوند. هندست سامسونگ در زمینه ثبت مناطق روشن، عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهد؛ اما تصاویر ثبت شده توسط آن نویزی‌تر بوده و دارای جزئیات کمتری هستند.

جمع‌بندی

به‌طور کلی تصاویر ثبت شده توسط شیائومی می نوت 10 به لحاظ وضوح دارای برتری معناداری نسبت به گلکسی نوت 10 پلاس هستند. اگرچه این برتری غالبا هنگام بزرگنمایی تصاویر نمایان می‌شود. در مواردی نظیر بزرگنمایی معمول یا اشتراک‌گذاری تصاویر در رسانه‌های اجتماعی، برخی جوانب کیفی تصویر نظیر پردازش رنگ و قابلیت HDR در کانون توجه قرار می‌گیرند. دوربین گلکسی نوت 10 پلاس علیرغم رزولوشن پایین‌تر خود در این حوزه‌ها فوق‌العاده ظاهر می‌شود. ناتوانی شیائومی در ارایه گزینه‌ای برای کنترل عمق میدان دید دوربین در برخی مواقع می‌تواند مشکل‌ساز باشد. گلکسی نوت 10 پلاس با استفاده از تکنیک دیافراگم متغیر این مشکل را برطرف نموده است. با این‌حال گوشی‌های فعلی سامسونگ با وجود سنسورهای کوچک‌تر خود قادر به رقابت با دوربین می نوت 10 نخواهند بود.

نوشته مقایسه دوربین اسمارت‌فون‌های می نوت 10 شیائومی و گلکسی نوت 10 پلاس سامسونگ اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی گلکسی A71 سامسونگ: با من عکاسی کن!

بررسی گلکسی A71

سامسونگ مدتی از بازار پرسود میان‌رده‌ها غافل بود و تمام توجه خودش را بر روی پرچمداران می‌گذاشت. حالا چند سالی می‌شود که شاهد تولید گوشی‌های میان‌رده بسیار خوب و باکیفیتی از این برند باسابقه هستیم. کره‌ای‌ها در یک تصمیم هوشمندانه، بار سنگین ویژگی‌های جدید را از دوش پرچمداران برداشتند و در بین میان‌رده‌ها تقسیم کردند.

این‌گونه بود که نسل جدید، متفاوت و دو رقمی سری A سامسونگ پدید آمد و تولید نسل پرطرفداری همچون گلگسی A50 و A70 آغاز شد. امسال به جهت رفع نواقص نسل پیش و اضافه شدن قابلیت‌های جدید، شاهد به‌روز شدن این نسل بودیم. پرچمدار میان‌رده‌های سامسونگ، گلکسی A71 نام دارد که مدتی‌ست مهمان خانه ما شده و قصد داریم تا نگاهی به آن بیندازیم. اگر می‌خواهید همه چیز را در رابطه با این گوشی بدانید، با آی‌تی‌رسان و بررسی گلکسی A71 همراه باشید.

طراحی و کیفیت ساخت

در سال‌های نه‌چندان دور، سامسونگ به تولید گوشی‌های باکیفیت ولی پلاستیکی، مشهور بود. با پیشرفت تکنولوژی، بالاخره این برند قید پلاستیک را زد و پرچمدارانش را در نسخه‌هایی از شیشه و فلز راهی بازار کرد. این مورد به میان‌رده‌ها نیز رسید و در سال‌های اخیر، کمتر شاهد یک گوشی پلاستیکی از سامسونگ بوده‌ایم. اما ظاهرا نسل دو رقمی سری A آمده تا دوباره نام پلاستیک را بر سر زبان‌ها بیندازد! این‌ها را گفتیم که بدانید گلکسی A71 عزیز قصه ما، یک گوشی پلاستیکی است و در آن خبری از فلز، شیشه، سرامیک، مواد بازیافتی (!) و امثال این‌ها نیست. البته منظور از پلاستیک، خدای ناکرده کیفیت پایین ساخت دستگاه نبوده؛ اما خب بالاخره وقتی چند سالی‌ست به شیشه و فلز عادت کرده‌ایم، لمس یک گوشی پلاستیکی حس خوبی، حداقل به ما که نداد!

سامسونگ حتی در ساخت فریم دستگاه نیز خساست به خرج داده و همچنان، این نام پلاستیک است که می‌درخشد. بگذارید از این تجربه ناخوشایند کمتر سخن بگویم و به سمت خوب ماجرا بروم. استفاده از همین پلاستیک عزیز موجب شده تا گوشی بزرگی همچون گلکسی A71، تقریبا ۱۸۰ گرم وزن داشته باشد که با توجه به قابلیت‌ها و باتری حجیمش، میزان معقولی به حساب می‌آید. بنابراین احتمالا وزن متعادل دستگاه چیزی است که در نخستین لحظه در دست گرفتن آن، حس خواهید کرد (البته بعد از پلاستیک). بد نیست بدانید که در مقایسه با نسل گذشته، این گوشی ۴ گرم سبک‌تر و ۲ دهم میلی‌متر نازک‌تر شده تا حداقل رژیم نه‌چندان سفت و سختی را پشت سر گذاشته باشد.

سازنده با استفاده از طراحی خمیده در اطراف قاب پشتی، تمام تلاشش را کرده تا گوشی خیلی خوب در کف دست بنشیند اما به‌طور کلی با توجه به سایز، نمی‌توان A71 را یک دستگاه خوش دست نامید! حاشیه‌های اطراف نمایشگر به حداقل میزان خودش رسیده و این مورد شاید به ظاهر دستگاه کمک کند اما مسلما برای استفاده از آن چالش‌هایی پیش روی‌تان می‌گذارد. مثلا هنگام تایپ کردن، ممکن‌ است انگشت‌تان به بخش پایینی نمایشگر نرسد و یا دسترسی به بالای صفحه و استفاده از پنل نوتیفیکیشن با یک دست تقریبا غیرممکن باشد. همه این‌ها موجب می‌شود تا با یک گوشی کاملا مردانه طرف باشیم. بنابراین اگر خانم هستید، گلکسی A71 برای شما ساخته نشده است. برای آنکه درک درستی از اندازه گوشی داشته باشید، می‌توانیم بگوییم که A71 تقریبا همان A50 محبوب بازار بوده که کمی کشیده‌تر به‌نظر می‌رسد.

بررسی گلکسی A71

با اینکه در قاب پشتی خبری از شیشه نیست؛ اما این گوشی علاقه زیادی به سر خوردن از دست دارد و حتی در زمانی‌که روی میز قرار گرفته نیز می‌بایست کمی با احتیاط با آن رفتار کنید. دستگاه طراحی خاص و متفاوتی ندارد و چیزی نیست که با دیدنش انگشت به دهان بمانید. یک گوشی دراز، سبک، خوش ساخت و با ضخامت ۷.۷ میلی‌متر که تقریبا میلیاردها بار (!) شبیه‌اش را دیده‌اید.

در سمت راست بدنه دستگاه، کلید پاور به چشم می‌خورد و بالاتر از آن، محل قرارگیری کلیدهای یکپارچه صداست. کلیدها اندازه مناسبی دارند و به‌خوبی می‌توان با آن‌ها ارتباط برقرار کرد. فشردن‌شان حس خوبی داشته و حتی شاید بتوان گفت که صدای لذت‌بخشی را به گوش شما می‌رسانند. اما دسترسی به کلیدهای کنترل صدا، کمی دشوار است و تقریبا برای استفاده از آن‌ها می‌بایست از هر دو دست خود کمک بگیرید. در سمت مقابل بدنه نیز تنها درگاه ورودی سیم‌کارت‌ و کارت حافظه قرار گرفته که برای دسترسی به آن‌ها، باید از سوزن مخصوص (!) بهره بگیرید.

درست در مرکز لبه پایینی گوشی، پورت محبوب این روزها یعنی USB Type C به چشم می‌خورد و در کنار آن، اسپیکر و خوشبختانه جک استاندارد صدا جا خوش کرده‌اند؛ تا بتوانید همچون فرزند آدم (!) هدفون عزیز را بدون دردسر به گوشی بزنید و حالش را ببرید! با این اوصاف لبه بالایی، تنها میزبان میکروفون ثانویه است و خبری از پورت دیگری در آنجا نیست.

قاب پشت گوشی همچون نسل قبلی، در برابر نور در رنگ‌های مختلف دیده می‌شود و به خطوطی عمودی و مورب نیز منقش شده تا بار اصلی زیبایی گلکسی A71 را به دوش بکشد. در بخش بالا و سمت چپ، شاهد یک مستطیل دراز هستیم که از بدنه اصلی چند میلی‌متری بیرون زده و ۴ دوربین به همراه فلاش LED را در خود جا داده است! بیرون زدگی مجموعه دوربین کمی بیش از اندازه بوده و کاملا با دست می‌توان آن را حس کرد. بنابراین بعد از خرید دستگاه باید حتما با خرید محافظ یا گلس برای لنز، فکری به حالش بکنید؛ چرا که در صورت سقوط گوشی از ارتفاع، نخستین محلی که فشار به آن وارد می‌شود، مجموعه دوربین است! حتی زمانی که گوشی روی میز قرار گرفته نیز احتمال دارد که با لغزش بر روی سطح، شاهد ایجاد خط و خش بر روی لنزها باشیم؛ هرچند که خود سامسونگ محافظی شیشه‌ای برای آن در نظر گرفته اما احتیاط همیشه شرط عقل بوده است. لوگوی سامسونگ در بخش پایین به چشم می‌خورد و خبری از نوشته‌های عجیب و غریب برخی کمپانی‌ها هم نیست. در نهایت باید گفت که این قسمت کاملا مستعد جذب اثر انگشت بوده و تقریبا باید همیشه دستمال به دست آن را تمیز کنید!

نمایشگر

گلکسی A71 از یک نمایشگر 6.7 اینچی با پنل سوپر امولد بهره می‌گیرد که 87.2 درصد از نمای جلویی گوشی را به خودش اختصاصی داده است. میزان رزولوشن این صفحه نمایش 1080 در 2400 بوده و در هر اینچ آن شاهد 393 پیکسل ناقابل هستیم که مقدار خوب و قابل قبولی برای دستگاهی در این سطح است. مطابق معمول، گوشه‌های نمایشگر گرد طراحی شده تا با فریم اصلی هماهنگی لازم را داشته باشد و نسبت ۲۰ به ۹ نشان می‌دهد که از همیشه کشیده‌تر به‌نظر می‌رسد.

در نمایشگر، خبری از ناچ نیست اما دوربین سلفی، یک سوراخ نسبتا بزرگ را در مرکز بخش بالایی، ایجاد کرده تا مجبور شوید هنگام مشاهده صفحه، یک زمین خالی از سکنه (پیکسل) را نظاره گر باشید. به شخصه علاقه خاصی به این نوع طراحی که به Infinity-O مشهور است ندارم اما خب چه می‌شود کرد بالاخره دنیای تکنولوژی است و باید به این چیزها عادت کنید.

بگذارید از مسائل تئوری فاصله بگیریم و کمی از تجربه کار با صفحه بگوییم. کیفیت نمایشگر بالاست، رنگ‌ها خیلی خوب به نمایش در می‌آیند و در نگاه از زوایا، مشکل خاصی با آن نخواهید داشت؛ این مدل در برابر رقبای خودش در این سطح، قطعا حرف‌های زیادی برای گفتن دارد اما خبری از آن شادابی همیشگی که از امولدهای سامسونگ سراغ داشتیم، نیست. یعنی با روشن شدن صفحه برای بار نخست، مجذوب آن نخواهید شد. هرچند که این مورد هیچ چیزی از ارزش‌های سامسونگ کم نمی‌کند.

روشنایی صفحه در حد معقولی است و هنگام کار کردن با آن در محیط‌های خارجی و زیر نور آفتاب مشکلی جز رفلکس بالای صفحه ندارید؛ یعنی همچون اکثر محصولات امروزی، در محیط‌های شلوغ و پرنور صفحه همچون آینه عمل کرده و محتوای اطراف را به نمایش می‌گذارد. میزان حداقلی نور صفحه برای کسانی که در محیط‌های بسته و تاریک با گوشی کار می‌کنند، بسیار خوب بوده تا حدی که نمایشگر را به مرز خاموشی می‌رساند؛ در نتیجه می‌توانید بدون مشکل، شب‌ها در رخت‌خواب با گوشی کار کرده، با مخاطب خاص چت کنید و یا اینستاگرام را برای ساعت‌ها شخم بزنید!

سازنده کره‌ای برای محافظت از این نمایشگر تصمیم گرفته تا از نسخه سوم گوریلا گلس بهره ببرد و این یعنی نیازی نیست که نگران خط و خش‌های ریز (!) باشید. اما با توجه به قدیمی بودن این نسخه، در صورت سقوط دستگاه، مشخص نیست که چه بر سر این عزیز خواهد آمد. هرچند که شخصا اعتقادی به قرار دادن گلس بر روی صفحه نمایش ندارم؛ اما اگر خیلی به این موضوع حساس هستید، ظاهرا می‌بایست دست به جیب شوید و یک نمونه خوبش را بخرید!

در تنظیمات نمایشگر، می‌توانید میزان حساسیت صفحه لمسی را افزایش دهید تا هنگام قرار گرفتن گلس بر روی صفحه، مشکلی با عمل نکردن تاچ نداشته باشید. شما می‌توانید نحوه به نمایش درآمدن رنگ‌ها را در دو حالت Natural و Vivid تنظیم کنید و یا حتی میزان سردی و گرمی رنگ‌ها را مشخص نمایید. با تغییر این پارامترها، می‌توان به نتیجه دل‌خواه رسید و رنگ‌ها را شاداب‌تر کرد. یکی دیگر از قابلیت‌های بخش تنظیمات نمایشگر، به حالتی برای غیرفعال کردن لمس در محیط‌های بسته باز می‌گردد. با انتخاب این گزینه مثلا می‌توانید از فعال شدن صفحه هنگام لمس در جیب شلوارتان جلوگیری کنید که بسیار خوب و کاربردی است. در نهایت به ویژگی حذف فیلتر آبی صفحه می‌رسیم تا هنگام کار با گوشی در محیط تاریک، آسیب کمتری متوجه چشمان‌تان شود. این مورد در سطح‌های مختلفی قابل تنظیم بوده و حتی می‌توان برای فعال و غیرفعال شدن آن زمان‌های مشخصی را در نظر گرفت.

سخت افزار

در سال‌های گذشته معمولا محصولات سامسونگ را با چیپست‌های خانگی اگزینوس می‌دیدیم اما اخیرا این کمپانی مغز متفکر گوشی‌هایش را به کوالکام می‌سپارد. در گلکسی A71 از چیپست اسنپدراگون ۷۳۰ استفاده شده که با فناوری ۸ نانومتری تولید گشته و طبق اعلام سازنده، پیشرفتی ۳۵ درصدی نسبت به نسل گذشته داشته است. این چیپست از ۶ هسته Kryo 470 Silver با فرکانس کاری ۱.۸ گیگاهرتز به همراه ۲ هسته Kryo 470 Gold با فرکانس ۲.۲ گیگاهرتز تشکیل شده تا در شرایط مختلف کارایی متفاوتی را ارایه بدهد. مثلا در زمانی که نیازی به استفاده حداکثر از قدرت دستگاه نیست، از هسته‌های ضعیف‌تر استفاده می‌شود و در زمان کارایی سنگین‌تر، همچون اجرای بازی‌ها، نیرو از طریق هسته‌های قدرتمندتر تامین خواهد شد. این موضوع علاوه بر خنک ماندن دستگاه در کارهای روزمره، موجب کاهش مصرف باتری نیز می‌شود. از دیگر مزایای اسنپدراگون ۷۳۰ می‌توان به ویژگی‌های مربوط به دوربین آن اشاره کرد؛ جایی که به واسطه همین چیپست، می‌توان گوشی‌هایی با دوربین‌های قدرتمند و حتی نمونه‌های ۱۹۲ مگاپیکسلی ساخت و یا فیلم‌برداری 4K با ۳۰ فریم در ثانیه را تجربه کرد.

واحد گرافیکی آدرنو ۶۱۸ به شما در اجرای بدون نقص بازی‌ها کمک می‌کند و با تکنولوژی‌های جدید کوالکام، می‌توان انتظار داشت که همه چیز بدون لگ پیش برود! در کنار این مجموعه سخت‌افزاری، سامسونگ از ۸ گیگابایت رم ناقابل بهره گرفته تا عمل مالتی‌تسکینگ به راحتی صورت بگیرد و بتوانید چندین و چند برنامه را همزمان به اجرا درآورید؛ البته در نسخه دیگری از گلکسی A71 شما ۶ گیگابایت رم در اختیار خواهید داشت. از لحاظ میزان ذخیره سازی، می‌توانید از حافظه داخلی ۱۲۸ گیگابایتی دستگاه لذت ببرید و حتی توسط کارت حافظه جانبی هم به آن، بیفزایید. جالب اینجاست که خبری از درگاه‌های هیبریدی نیست و می‌شود به‌راحتی دو سیم کارت همزمان فعال را در کنار مموری تجربه کرد.

برای تست، تصمیم گرفتیم تا از دو آزمون AnTuTu 8 و گیک‌بنچ 5 استفاده کنیم. این گوشی در آزمون نخست توانست امتیاز 207198 را کسب کند که برای یک محصول میان‌رده بسیار خوب و قابل قبول ارزیابی می‌شود و آن را در کنار پرچمداران سال‌های قبل قرار می‌دهد. در آزمون دوم و در حالت تک هسته‌ای گلکسی A71 با امتیاز 544 و در حالت چند هسته‌ای با 1638 امتیاز، توانست رکورد خوبی از خود به‌جای بگذارد. در مقام مقایسه می‌توان گفت که در حالت اول این محصول میان‌رده در جایگاهی نزدیک به گلکسی S9 پلاس قرار می‌گیرد؛ اما در حالت دوم، می‌توان رتبه آن را در میان گلکسی S8 و S9، دو پرچمدار سابق سامسونگ متصور شد.

در حالت عادی و زمانی که قصد دارید کارهای روزمره خودتان را انجام دهید، گلکسی A71 هیچ نقصی ندارد و حتی اگر اهل بازی کردن باشید نیز A71 تا حد زیادی می‌تواند شما را راضی نگه دارد. گرچه به مرور زمان هنگام اجرای بازی‌های گرافیکی، دستگاه به نقطه جوش هم می‌رسد و عملکرد لحظات اولیه را ندارد اما به‌طور کلی برای محصولی در این سطح، می‌توان آن را قابل قبول ارزیابی کرد.

دوربین

سامسونگ برای عقب نماندن از جنگ دوربین‌ها، هر سال یک لنز دیگر را نیز به محصولش اضافه کرده و آن را با سلام و صلوات به بازار می‌فرستد. در همین راستا، امسال نیز گلکسی A71 نسبت به نسل گذشته خودش یک دوربین بیشتر دارد و با ۴ چشم عجیب و غریب راهی بازار شده است. دوربین اصلی، یک نمونه ۶۴ مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f/1.8 بوده که نسبتا عریض است و می‌توان با آن تصاویر وایدتری نسبت به سایر نمونه‌های موجود در بازار گرفت. دوربین دوم، رسما یک نمونه اولترا واید ۱۲ مگاپیکسلی است که در تصاویرش می‌توانید حتی خود کره زمین را هم جا کنید! دو نمونه ۵ مگاپیکسلی دیگر برای تشخیص عمق بهتر و حالت عکاسی ماکرو نیز در نظر گرفته شده تا با مجموعه کاملی از دوربین‌‌ها رو‌به‌رو باشیم. در کنار این‌ها، یک فلاش LED دیده می‌شود که می‌تواند تاریکی مطلق شب را همچون ساعت ۱۲ ظهر روشن کند.

رنگ‌های ثبت شده تا حدی زیادی به واقعیت نزدیک هستند و می‌توانند نیازهای معمولی یک خریدار را کاملا برطرف کنند. به دلیل میزان بالای مگاپیکسل، جزئیات تصویر به خوبی ثبت شده و حتی می‌توانید تا حدی نیز بر روی بخش‌های آن بدون افت کیفیت زوم کنید. اما عکس‌برداری ماکرو با این گوشی اصلا آن چیزی که فکرش را می‌کنید، نیست و خیلی نمی‌توان روی آن حساب کرد! هنگام عکاسی می‌توانید تا ۸ برابر بر روی تصویر زوم کنید (و حتی بیشتر) اما در این حالت چیزی نویز تصاویر در حدی بالا می‌رود که شاید عکس را با نقاشی اشتباه بگیرید! با استفاده از عکاسی بوکه می‌توان تصاویری با عمق میدان بالا گرفت. گوشی تا حد مطلوبی مرز بین سوژه و بک‌گراند را تشخیص داده و به شما یک عکس شسته‌رفته تحویل خواهد داد. برای مقایسه تصمیم گرفتیم که گلکسی A71 را در کنار آقای ۱۰۸ مگاپیکسلی شیائومی یعنی می نوت 10 عزیز قرار دهیم که نتیجه کار را در ادامه می‌بینید.

در یک مقایسه کوتاه و به‌عنوان نظر شخصی، می‌توانم بگویم که در روشنایی روز و مواردی همچون میزان زوم، برتری کاملا با محصول شیائومی است و هرچه به پایان روز نزدیک‌تر می‌شویم، گوشی سامسونگ از خودش عملکرد بهتری نشان می‌دهد، هرچند که بازهم شیائومی بهتر است! نکته عجیب اینکه تصاویر ثبت شده با گلکسی A71 کمی به رنگ زرد متمایل شده و انگار که هاله‌ای از نور روی آن را می‌پوشاند. در ادامه می‌توانید تصاویر گرفته شده در حالت‌های مختلف با دوربین گلکسی A71 را ببینید.

از لحاظ نرم‌افزاری، سامسونگ بخش‌های زیادی را برای این گوشی در نظر گرفته که از میان آن‌ها می‌توان به حالت لایو فوکوس برای عکاسی پرتره، عکاسی در شب، تصویربرداری ماکرو، عکاسی از غذا و ثبت پانوراما اشاره کرد. در این بین، حالت عکاسی پرو نیز در این گوشی دیده می‌شود که همچون یک بیابان بی‌آب و علف است و تقریبا نمی‌توانید پارامتر خاصی را در آن تغییر دهید! دوربین می‌تواند برخی صحنه‌های خاص را تشخیص دهد و شرایط را برای گرفتن بهترین عکس در آن حالت، مهیا سازد. مثلا هنگام عکاسی از حیوانات و یا غذا و منظره، می‌توانید آیکون مربوط به این موضوع را در گوشه‌ای از رابط کاربری دوربین ببینید.

در بخش تنظیمات، می‌توان گزینه‌های زیاد، خوب و قابل قبولی را دید. این قابلیت را دارید که تصاویرتان را با نسبت یک به یک بگیرید که برای پست کردن در اینستاگرام، ایده‌آل‌ترین گزینه است. به لطف چیپست گوشی حتی می‌توانید تصاویر را با فرمت HEIF ذخیره کنید که از جمله مزایای آن می‌شود به کاهش حجم چشم‌گیر تصاویر اشاره کرد. عکس‌برداری HDR، قرار دادن واترمارک بر روی تصویر و یا اسکن کردن QR Code با دوربین اصلی از دیگر قابلیت‌های این عزیز دیلاق است.

از لحاظ فیلم‌برداری، این گوشی می‌تواند به‌صورت 4K با نرخ ۳۰ فریم برثانیه و یا Full HD با نرخ ۲۴۰ فریم بر ثانیه فیلم‌ بگیرد. خبری از لرزش‌گیر اپتیکال تصویر در گلکسی A71 نیست اما هنگام فیلم‌برداری می‌توان از نمونه دیجیتالی آن بهره لازم را گرفت. کیفیت فیلم‌برداری در روز راضی‌کننده بوده و صدای محیط نیز به‌خوبی ثبت می‌شود؛ اما درست برخلاف عکاسی، هرچه هوا تاریک‌تر شود، ویدئو با نویز بیشتری همراه خواهد بود تا جایی که شاید دیگر نتوان چیزی دید! دو حالت اسلوموشن و سوپر اسلوموشن نیز برای این گوشی در نظر گرفته شده تا دست‌تان در فیلم‌برداری بازتر باشد.

سامسونگ از یک دوربین 32 مگاپیکسلی برای عکاسی سلفی بهره گرفته که با گشودگی دیافراگم f/2.2، می‌تواند تصاویر خوب و باکیفیتی را از شما بگیرد. امکان عکاسی با افکت بوکه در دوربین سلفی نیز در نظر گرفته شده که می‌تواند در حد و اندازه‌های خودش، مرز میان شما و بک‌گراند را تشخیص بدهد و آن را تار کند. یک گزینه برای عکاسی سلفی واید نیز دیده می‌شود اما خیلی واید نیست و تقریبا سایز آن نزدیک به چیزی است که در حالت نرمال می‌بینیم! اگر اهل ویدئوکال و یا به‌طور کلی، فیلم‌برداری با دوربین سلفی هستید؛ گلکسی A71 می‌تواند شما و طرف مقابل را راضی نگه دارد.

نرم‌افزار و رابط کاربری

بررسی گلکسی A71 را با رابط کاربری و معرفی قابلیت‌های آن ادامه می‌دهیم؛ جایی که سامسونگ تصمیم گرفته تا اندروید 10 را با نسل جدید رابط کاربری خودش به عنوان لباس بر این میان‌رده بپوشاند. One UI 2 بسیار سبک‌تر و بهینه‌تر از همیشه بوده و تمام نیازهای شما را برآورده می‌کند. خبری از پیچیدگی خاصی در آن نیست و همه چیز خیلی تر و تمیز، در خدمت شماست. برای دسترسی بهتر به بخش‌های گوشی، می‌توانید مثلا با سوایپ کردن از بالا به پایین، به پنل نوتیفیکیشن‌ها دسترسی داشته باشید و یا با یک سوایپ در جهت مخالف، وارد اپ‌دراور شوید و برنامه‌های‌تان را ببینید.

در پنل نوتیفیکیشن، علاوه بر گزینه‌های معمولی که در همه گوشی‌ها هست، موارد جدیدی نیز دیده می‌شود. مثلا امکان فیلم‌برداری از صفحه در گوشی موجود است تا دیگر نیازی به نصب برنامه‌های جانبی نداشته باشید. فوکوس‌مد قابلیت جالب دیگری بوده که برای استفاده از گوشی در حالت‌های خاص در نظر گرفته شده است؛ مثلا با فعال کردن آن زمانی که سر کار هستید، دستگاه اجازه استفاده از اپلیکیشن‌ها و سایر موارد را نخواهد داد و تنها برخی آیتم‌های ضروری نظیر بخش مربوط به SMS و یا تماس را در اختیارتان می‌گذارد؛ اپلیکیشن‌های غیرقابل دسترس نیز به رنگ سیاه و سفید درآمده تا بدانید که نباید به سمت‌شان بروید.

با اینکه لبه‌های اطراف نمایشگر دستگاه همچون پرچمداران سامسونگ خمیده نیست اما قابلیت‌های نرم‌افزاری آن در این گوشی دیده می‌شود. مثلا می‌توانید با فعال کردن Edge Lighting هنگام دریافت نوتیفیکیشن، اطراف نمایشگر را با یک افکت زیبا و رنگی ببینید؛ یا با سوایپ کردن از لبه‌های صفحه به سمت داخل، به پنلی برای دسترسی سریع به برنامه‌ها، مخاطبین و یا برخی آیتم‌های دیگر دسترسی داشته باشید.

در تنظیمات دستگاه، قابلیتی وجود دارد که مدت زمان استفاده شما از بخش‌های مختلف گوشی را لیست می‌کند و با دیدن آن، می‌توانید بر نحوه کار با گوشی خودتان نظارت بیشتری داشته باشید؛ مثلا ببینید که در روز گذشته از کدام اپلیکیشن‌ها استفاده کرده‌اید تا در صورت لزوم آن‌ها را حذف کنید که بتوانید به کار و زندگی‌تان برسید!

برخی موارد برای کارایی بهتر نیز در این گوشی دیده می‌شود، مثلا می‌توان کاری کرد که با بلند کردن گوشی از روی میز، نمایشگر آن به‌صورت خودکار روشن شود و یا با دوبار زدن بر روی نمایشگر خاموش، وارد لاک اسکرین آن شد. قابلیت Smart Stay نیز به شما کمک می‌کند تا هنگام مشاهده صفحه، تایمر در نظر گرفته شده برای خاموش شدن آن را دور بزنید؛ یعنی تا زمانی که به صفحه نگاه می‌کنید، نمایشگر خاموش نخواهد شد.

از آن‌جایی که این میان‌رده عزیز با اندروید 10 عرضه شده، می‌توان انتظار داشت که حداقل نسل بعدی سیستم‌عامل گوگل را نیز بر روی آن ببینیم. بنابراین از لحاظ پشتیبانی جای نگرانی خاصی نیست. سامسونگ با اینکه خیلی در این زمینه کند عمل می‌کند اما سوخت و سوز ندارد.

سایر قابلیت‌ها

گلکسی A71 همچون برادران خودش از یک سنسور اثر انگشت در زیر نمایشگر بهره می‌برد و بنابراین در اطراف دستگاه و روی بدنه، خبری از آن نخواهد بود. به‌طور کلی این سنسور اصلا انتظارات ما را برآورده نکرد. گرچه نسبت به محصولی همچون گلکسی A50 ارتقا داشته و بهتر عمل می‌کند؛ اما بازهم چیزی نیست که بشود همیشه روی آن حساب کرد. از هر ۱۰ باری که انگشت خودتان را بر روی صفحه قرار دهید، شاید در نیمی از آن‌ها اسکنر عزیز گیج می‌زند و قادر به باز کردن قفل گوشی نخواهد بود. بنابراین شاید خیلی دوست نداشته باشید که از آن استفاده کنید. با این حال ویژگی تشخیص چهره عملکرد مطلوبی دارد و خیلی زود شما را از لاک اسکرین به صفحه اصلی منتقل می‌کند. برای افزایش امنیت، سامسونگ برخی قابلیت‌ها را نیز در نظر گرفته است؛ مثلا می‌توانید تشخیص باز بودن چشم را در این گوشی الزامی کنید تا مبادا کسی در خواب با اسکن چهره شما بتواند قفل گوشی را باز کند. در محیط‌های تاریک با افزایش اتوماتیک نور نمایشگر به دوربین کمک می‌شود تا بتواند چهره شما را تشخیص دهد. شاید این مورد خیلی نتواند امنیت صد در صدی را برای شما به ارمغان آورد اما مسلما تجربه استفاده از آن بسیار بهتر از سنسور اثر انگشت خواهد بود.

A71 با یک اسپیکر خشک و خالی عرضه شده و در آن خبری از نمونه استریو نیست. بنابراین گرچه نمایشگر بزرگ آن فضا را برای تماشای ویدئو مهیا ساخته اما از لحاظ صدا این گوشی یک چیز کم دارد! هرچند که کیفیت صدا چنگی به دل نمی‌زند اما می‌توانید برروی بلندی آن حساب ویژه‌ای باز کنید. خوشبختانه وجود جک ۳.۵ میلی‌متری استاندارد صدا به شما کمک می‌کند تا بدون دردسر از هدفون‌های سیمی معمولی بهره‌ ببرید. خروجی صدا نسبت به اسپیکر در رده بالاتری قرار می‌گیرد؛ در حدی که شاید دوست داشته‌ باشید که همیشه از هدفون برای تماشای ویدئوها استفاده کنید. با فعال کردن گزینه Dolby Atmos می‌توانید کیفیت و بیس صدا را در هدفون افزایش دهید که مسلما برای خوره‌های موزیک، گزینه محبوبی به‌شمار آید.

متاسفانه این گوشی به همراه جعبه در اختیار ما قرار نگرفت و در نتیجه نمی‌توانیم در رابطه با هدفون آن نظر خاصی بدهیم. سامسونگ موزیک پلیر خودش را به‌صورت نرم‌افزاری در این گوشی قرار نداده و شما را از آن و قابلیت‌هایش محروم ساخته است؛ با این حال می‌توانید همچنان از فروشگاه‌ نرم‌افزاری این برند، آن را نصب کنید و لذتش را ببرید.

این گوشی به رادیو FM مجهز است، از نسخه پنجم بلوتوث بهره می‌برد و می‌توان با دستیار صوتی بیکسبی، بدون لمس صفحه نیز با آن ارتباط برقرار کرد. در مجموع گلکسی A71 محصول کاملی به حساب می‌آید، شاید نتواند در همه جوانب شما را راضی نگه دارد اما حداقل گزینه‌هایی روزی میز شما می‌گذارد و به شما قدرت انتخاب لازم را می‌دهد. یادتان باشد که از این گوشی در آب استفاده نکنید چرا که نتوانسته مدرک غواصی‌اش را بگیرد.

بررسی گلکسی A71

باتری

یکی از ویژگی‌های بسیار خوب این گوشی، باتری ۴۵۰۰ میلی‌آمپری آن است. بهره بردن از فناوری شارژ سریع پاور دلیوری، موجب شده تا بتوان از شارژهای ۲۵ واتی در این گوشی استفاده کرد. به همین دلیل می‌توانید تا تقریبا نیمی از باتری حجیم آن را در نیم ساعت شارژ کنید که برای استفاده معمولی در یک روز، کافی خواهد بود. در صورتی که در طول روز کار خیلی خاصی با گوشی خودتان انجام ندهید، به راحتی می‌توان تا دو روز روی گلکسی A71 حساب کرد که برای یک گوشی امروزی، عالی‌ست. با این حال خبری از شارژ بی‌سیم در این گوشی نبوده که البته با توجه به برچسب میان‌رده، انتظاری جز این هم نداشتیم.

بررسی گلکسی A71

کلام آخر در بررسی گلکسی A71 سامسونگ

گلکسی A71 سامسونگ یک گوشی خاص، زیبا و با قابلیت‌های خیره کننده نیست! اما آمده تا با ارایه بهترین‌ها، نیازهای روزمره افراد را پوشش دهد. ظاهر آن معمولی و عامه‌پسند است، با نمایشگر بزرگش می‌توان یک سینمای پرتابل داشت، سخت افزارش به‌راحتی جوابگوی نیاز اکثر کاربران هست، با دوربین‌هایش می‌شود در حالت‌های مختلف عکس گرفت و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت و از همه مهم‌تر، یک باتری خوب با شارژ سریع دارد که می‌تواند شما را از خرید پاوربانک بی‌نیاز کند! در واقع هر آن‌چیزی را که از یک میان‌رده انتظار داشته باشید، گلکسی A71‌ دو دستی تقدیم‌تان خواهد کرد.

نوشته بررسی گلکسی A71 سامسونگ: با من عکاسی کن! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اختصاصی اندروید باکس تسکو TAB100: در سرگرمی غرق شو!

در سال‌های اخیر شاهد ورود تلویزیون‌های هوشمند به درون خانه‌ها بودیم. تلویزیون‌هایی که دارای سیستم‌عامل و بعضا ده‌ها نرم‌افزار هستند. تلویزیون‌های هوشمند به اینترنت وصل می‌شوند و امکان بهره‌گیری از برخی خدمات آنلاین را فراهم می‌کنند. به علاوه، شما می‌توانید روی تلویزیون وب‌گردی و بازی کنید؛ فیلم و سریال پخش یا تلویزیون را به دستگاه‌های دیگر متصل نمایید. ولی انگار هنوز تلویزیون‌های هوشمند یک چیزی کم دارند. بُعد نرم‌افزاری آن‌ها هنوز به اندازه سخت‌افزار قوی نیست و شما نمی‌توانید به‌صورت آنلاین فیلم و سریال استریم یا اپلیکیشن جدید نصب کنید؛ قابلیت سفارشی‌سازی امکانات تلویزیون را ندارید و هنوز آرزوی تبدیل تلویزیون به یک کامپیوتر یا تبلت به‌صورت کامل محقق نشده است.

اندرویدباکس‌ها دقیقا برای جبران خلاء تلویزیون‌های هوشمند و غیر هوشمند امروزی روانه بازار شدند. شما با اندرویدباکس‌ها می‌توانید تلویزیون خود را تبدیل به یک دستگاه اندرویدی کنید؛ ماوس و صفحه‌کلید و دسته بازی روی آن نصب کرده و یک گوشی یا تبلت اندرویدی روی صفحه‌نمایش بزرگ و خیره‌کننده داشته باشید. اندرویدباکس‌ها غالب کاستی‌ها و ضعف‌های تلویزیون‌های امروزی را رفع می‌کنند و به کاربر قدرت بی‌انتهایی برای پخش فیلم و سریال، بازی و سرگرمی می‌دهند. در حالی‌که در بازار ایران امکان استفاده از تی‌وی‌باکس‌های معروفی از شرکت‌های اپل، آمازون و گوگل را نداریم؛ چندین شرکت معتبر اقدام به عرضه محصولات اندروید باکس خود کردند. در این مقاله، سراغ اندروید باکس شرکت تسکو می‌رویم و از نزدیک با قابلیت‌های آن‌ آشنا خواهیم شد.

معرفی تسکو TAB100

شرکت تسکو یکی از خوش‌نام‌ترین تولیدکنندگان لوازم جانبی موبایل و کامپیوتر در ایران است که پیش از این چندین محصول آن را روی آی‌تی‌رسان بررسی کردیم. معمولا محصولات شرکت تسکو در عین اینکه طراحی زیبا و چشم‌نوازی دارند؛ عملکرد و کاربری بالایی از خود نشان داده و مشتری، تجربه کاربری تازه‌ای را به دست می‌آورد. یکی از محصولات شرکت تسکو، اندرویدباکس TAB100 با قابلیت استریم و پخش تصاویر 4K اولترا اچ‌دی است.

با TAB100 می‌توانید صفحه‌نمایش یک دستگاه اندرویدی را روی تلویزیون به اشتراک بگذارید؛ فرکانس‌های رادیویی را گرفته و ضبط کنید؛ با اپلیکیشن‌های اندرویدی شبکه‌های تلویزیونی را تماشا کرده؛ از سرویس‌های محتوای IPTV استفاده کنید و به وب‌گردی بپردازید. علاوه بر نصب اپلیکیشن‌های بازی و سرگرمی، یکی از مهم‌ترین قابلیت‌های این دستگاه، ورود به سرویس‌های استریم ویدیوی ایرانی و تماشای ساعت‌ها فیلم و سریال دلخواه خودتان است.

این دستگاه مبتنی بر اندروید ۹ پای است و وزن بسیار سبک ۴۵ گرمی دارد. وقتی جعبه اندرویدباکس تسکو TAB100 را باز کردیم؛ علاوه بر خود دستگاه که مربعی شکل و مشکلی رنگ است؛ کنترلر راه دور، کابل HDMI، آداپتور برق و کارت گارانتی قرار دارد. اندازه این اندرویدباکس ۱۱۵ در ۱۱۵ در ۲۰ میلی‌متر است. بنابراین، چندان بزرگ نیست که دست و پا گیر باشد و ندانید کجا قرار دهید. رنگ مشکی براق آن زیبایی خاصی به دستگاه داده که البته استعداد بسیار زیادی هم در جذب اثر انگشت دارد. پس از اینکه دستگاه را روشن کنید و نوار چراغ LED دور آن روشن و شروع به تغییر رنگ می‌کند، زیبایی این محصول تسکو بیشتر هم خواهد شد.

وقتی TAB100 را به دست بگیرید؛ یک محصول بسیار ساده و تمیز نشان می‌دهد. در رویه اصلی دستگاه برند TSCOBOX حک شده و در پنل زیرین شاهد درگاه‌ها و امکانات ارتباطی هستیم. البته، در پنل کناری دیگری یک درگاه حافظه SD نیز دیده می‌شود. بخش پنل درگاه‌ها کمی شلوغ است ولی در عوض وقتی این دستگاه را کنار تلویزیون قرار می‌دهید؛ این درگاه‌ها دور از چشم میهمان‌ها هستند. طراحی این اندرویدباکس واقعا تحسین‌برانگیز است و با غالب دکوراسیون‌های خانه، تلویزیون و میز آن هماهنگ است. فقط ای کاش کلید روشن/خاموش هم داشت تا همه‌چیز جور شود. پیش از اینکه وارد بررسی این محصول شویم؛ لازم به ذکر است که تسکو یک مدل از این اندروید باکس را هم به همراه ماوس بی‌سیم عرضه کرده است. پیش از آن، برخی از کاربران اقدام به خرید ماوس بی‌سیم برای دستگاه می‌کردند تا راحت‌تر کار کنند.

سخت‌افزار

شرکت تسکو روی این اندرویدباکس از یک پردازنده چهار هسته‌ای آرم Cortex-A53 به نام H6 با فرکاس ۲ گیگاهرتز استفاده کرده است. ۲ گیگابایت رم DDR3 نصب شده و ظرفیت ذخیره‌سازی پیش‌فرض دستگاه ۱۶ گیگابایت از نوع EMMC است. این ظرفیت تا ۳۲ گیگابایت قابل افزایش است. ۲ گیگابایت رم برای اجرای هر نرم‌افزار اندرویدی کافی است و انتظار داریم سرعت و کیفیت خوبی را شاهد باشیم. به‌ویژه اینکه، واحد گرافیکی در نظر گرفته شده برای اندرویدباکس TAB100 نیز Mali-T720MP2 است.

خروجی تصویر این دستگاه از طریق پورت HDMI با پشتیبانی از کدک H.265، رزولوشن 6K با نرخ ۳۰ فریم در ثانیه است. بنابراین برای اتصال دستگاه به تلویزیون باید از کابل HDMI استفاده کنیم. این محصول تسکو به اتصالات بی‌سیم بلوتوث و وای‌فای ۲.۴ گیگاهرتز روی استاندارد 802.11n مجهز است و البته از یک درگاه شبکه اترنت ۱۰۰/۱۰ مگابیت (RJ45) سود می‌برد. یک درگاه USB 3.0، یک درگاه USB 2.0 برای نصب هارددیسک اکسترنال به‌منظور ذخیره کردن اطلاعات و فایل‌ها دارد. البته، اندرویدباکس ما دارای یک کارت ریدر MicroSDHC با پشتیبانی از ۶۴ گیگابایت ظرفیت ذخیره‌سازی هم هست. بنابراین، هرگز روی دستگاه TAB100 با کمبود فضای ذخیره‌سازی مواجه نمی‌شوید.

یک شتاب‌دهنده سخت‌افزاری 3D، پشتیبانی از فرمت HDR و H.265 به همراه ویدیوهای بلو-ری را به باقی ویژگی‌های این دستگاه اضافه می‌کند. برای پشتیبانی از فرمت‌های صوتی و ویدیویی نباید نگرانی داشته باشید چون ما به فهرست کامل این فرمت‌ها نگاهی انداختیم و مطمئن شدیم هیچ فرمت مهمی نیست که توسط این دستگاه پخش نشود. تصاویر با فرمت 720p تا 6K نمایش داده می‌شوند و همان‌طور که گفتیم، می‌توانید ویدیوهای 4K اولترا اچ‌دی روی آن استریم کنید.

کنترلر TAB100

دستگاه کنترلر جزو ملزومات اندروید باکس‌ها است. همراه با محصول تسکو هم یک کنترلر در اندازه متوسط ارائه شده که در دو حالت کنترلر تلویزیون و اندروید باکس کار می‌کند. بخش کوچکی از بالای کنترلر با یک کلید روشن/خاموش و کلیدهای مهمی مانند انتخاب ورودی و تنظیم صدا به تلویزیون اختصاص داده شده است؛ اما بخش بزرگ و اصلی این کنترلر مخصوص به ماوس کنترلر است. البته نه اینکه حالت ماوسی و غلتانی داشته باشد، بلکه کلیدهای معمولی OK و جهت‌نما هستند که روی اندرویدباکس حرکت ماوس را شبیه‌سازی می‌کنند.

کلیدی با آیکون ماوس در وسط کنترلر سمت راست قرار دارد که با زدن آن می‌توانید حالت ماوس کنترلر را فعال یا غیرفعال کنید. کلیدهای اعداد و چند کلید دیگر مانند قطع صدا، آوردن منوها و پاک کردن متن نیز روی این کنترلر مشاهده می‌شود. تجربه کار چند روزه ما با این کنترلر نشان داد که خیلی راحت و کاربرپسند نیست؛ احتمالا دوست داشتید کلیدهای بیشتری روی آن برای سهولت کارها تعبیه می‌شد و قابلیت ماوس روان‌تر بود. برای تایپ کردن متن باید صفحه‌کلید مجازی روی اندروید را فعال کنید. پیشنهادی که به ذهن من رسید؛ ای کاش کلیدهای عددی هم از روی کنترلر برداشته شده و کاربر با دکمه‌های صفحه‌کلید اندروید کار می‌کرد تا در عوض، کلیدهای میانبر بیشتری روی کنترلر قرار می‌گرفت. غالب کنترلرهای اندرویدباکس‌ها فاقد چرخ اسکرول هستند که نیازش بسیار حس می‌شود. هنگامی که می‌خواهید یک صفحه وب را پیمایش کنید یا روی منوها پایین و بالا بروید؛ به جای حرکت اسکرولی در تلویزیون‌های هوشمند سال‌های اخیر، باید دایما روی کلیدهای کنترلر زده و مرحله به مرحله پایین و بالا بروید که تجربه کاربری چندان جالبی نیست.

نصب و راه‌اندازی

برای استفاده از اندرویدباکس تسکو TAB100 هیچ‌گونه سختی و دردسری ندارید. کابل HDMI داخل جعبه را برداشته و یک سر آن را به درگاه HDMI تلویزیون و سر دیگر را به درگاه HDMI اندرویدباکس متصل کنید. تلویزیون را روی ورودی HDMI نصب شده قرار دهید و پریز برق اندروید باکس را وصل کنید. TAB100 روشن شده و شاهد چراغ زیبای LED دستگاه خواهید شد. چند ثانیه‌ای طول می‌کشد تا سیستم‌عامل اندروید روی تلویزیون بالا بیاید؛ البته با کمی هیجان زیاد!

در این مدت شاهد یک صفحه خوش‌آمدگویی هستیم. صفحه اصلی اندرویدباکس فاقد اپلیکیشن‌های دست‌چین است و شما باید با ورود به بخش اپ‌ها و انتخاب آن‌هایی که نیاز دارید، به صفحه اصلی و جایگاه آیکون اپلیکیشن‌ها بکشانید. تعدادی اپلیکیشن از پیش نصب شده می‌بینیم که از جمله می‌توان به اپ‌های مرورگر گوگل کروم، کافه‌بازار، آپارات، فیلمو، AirDroid ،Airpin و فایل منیجر اشاره کرد. قطعا هر کاربری تعداد اپ‌های بیشتری نیاز دارد که باید به طور دستی اقدام به نصب کند. برای تنظیمات صفحه‌نمایش و اندروید باکس می‌توانید وارد منوی تنظیمات شوید یا کلید Setup روی کنترلر را بفشارید؛ اگرچه برای شروع کار با اندروید باکس، تنظیمات خاصی نباید انجام شود و می‌توانید از ثانیه اول لذت بردن خود را آغاز کنید. من سعی کردم اندروید باکس را هم با وای‌فای و هم کابل شبکه به مودم و اینترنت متصل کنم. این کار بسیار ساده انجام می‌شود و از این نظر خوشحالی بزرگی نصیب‌مان خواهد شد. وقتی اندروید تی‌وی به اینترنت وصل می‌شود؛ به معنای ورود به دنیای بی‌انتهایی از محتوای صوتی و تصویری است.

نرم‌افزار

روی اندرویدباکس‌ها نسخه‌ای از سیستم‌عامل اندروید سفارشی شده برای تلویزیون‌های هوشمند نصب شده است. این نسخه از اندروید به طور کامل برای صفحه‌نمایش‌های بزرگ و نسبت تصویر ۱۶:۹ بهینه‌سازی شده است. البته، اندروید تی‌وی از نمایشگرهای با اندازه‌های مختلف پشتیبانی می‌کند. افزون بر این، برای وضوح تصویر مختلف نمایشگرها هم بهینه‌سازی شده است. قطعا تفاوت‌های بزرگی میان اندروید روی گوشی شما و اندروید روی تلویزیون مشاهده خواهید کرد. اندروید تی‌وی به گونه‌ای توسط گوگل توسعه داده شده که با کنترلرهای معمولی هم ناوبری داشته باشد. روی اندرویدباکس تسکو TAB100 نسخه‌ای از اندروید ۹ پای نصب شده است.

عدم استقبال برندهای بزرگ تلویزیون دنیا مانند سامسونگ و ال‌جی از اندروید و توسعه سیستم‌عامل‌های اختصاصی خودشان؛ باعث شده اندروید تی‌وی محبوبیت و کاربری چندان بالایی نداشته باشد. شما این نکته را از همان لحظه نخست درخواهید یافت. هر شرکت سعی می‌کند یک پوسته اختصاصی برای خودش روی اندروید تی‌وی نصب کند که بیش از اندازه شلوغ یا مانند اندروید باکس TAB100 خلوت است. همان‌طور که در بخش پیشین هم اشاره کردیم؛ نرم‌افزارهای زیادی هم برای اندروید تی‌وی توسعه داده نشده است. برخی نرم‌افزارها برای اجرا روی تلویزیون با ناسازگاری‌هایی روبرو هستند و در حالت افقی خوب کار نمی‌کنند.

به تجربه کاربری خودمان روی محصول TAB100 برگردیم. انتظار داشتم مجموعه‌ای از امکانات تفریحی و سرگرمی را روی این اندروید باکس مشاهده کنم. در واقع، یک مدیاسنتر که کاربر را از هر دستگاه پخش‌کننده یا گیمینگ بی‌نیاز کند ولی سادگی و خلوتی اندروید تی‌وی این دستگاه باعث می‌شود خودتان دست به کار شوید و تک تک دنبال ابزارها و امکاناتی که نیاز دارید؛ باشید. با توجه به اینکه دارید با تلویزیون کار می‌کنید و نه کامپیوتر یا گوشی، این پروسه کمی سخت و دردسرآفرین است. مثلا، در هنگام نصب یک اپلیکیشن، با خطای عدم مجوز گوگل روبرو می‌شوید. پس، ابتدا باید وارد تنظیمات اندروید تی‌وی شده و مجوز نصب را تایید کنید و دوباره سراغ اینستال بروید.

اگر اپلیکیشن از شما مجوز یا تنظیمات دیگری بخواهد؛ مجددا باید برگردید و آن‌ها را تنظیم کنید. به این ترتیب، پروسه نصب یک اپ سخت‌تر از آن چیزی است که تصور خواهید کرد. اگر سراغ باز کردن یک صفحه وب بروید؛ پیش از اینکه خود صفحه وب به طور کامل لود شود؛ باید پیام‌های ظاهر شده را رد کنید. همین‌طور در هنگام پخش موسیقی و فیلم کافی است به چیزی نیاز پیدا کنید؛ مثلا صفحه‌ پخش فیلم کوچک‌تر یا بزرگ‌تر شود؛ و یا همزمان نیاز به انجام کارهای دیگری روی تلویزیون و اندروید داشته باشید، اصلا بخواهید در پس‌زمینه موسیقی گوش کنید؛ دوباره دردسرهای شما آغاز می‌شود. به خوبی مشخص است که اندروید تی‌وی باید هنوز به توسعه خود ادامه دهد و راحتی و سهولت بیشتری برای کاربر به ارمغان بیاورد. بسیاری از کارهایی که کاربر دستی انجام می‌دهد؛ باید به طور خودکار توسط خود سیستم‌عامل شناسایی و انجام شوند. در نهایت، چند روزی وقت بگذارید تا اندروید تی‌وی دلخواه خود را مهیای کارزار کنید.

تجربه کاربری

در بخش‌های بالا تا حدودی درباره تجربه کاربری با اندروید باکس تسکو صحبت کردیم. در این بخش می‌خواهیم به طور مفصل‌ و جزئی‌تر قابلیت‌ها و کارایی محصول TAB100 را بررسی کنیم. ابتدا درباره اتصال‌های اینترنت صحبت کنم. اندروید باکس را به مودم همراه FD-M60 ایرانسل (سرعت متوسط ۳۰ مگابیت) وصل کردم. اگرچه این دستگاه از وای‌فای ۲.۴ گیگاهرتز با حداکثر سرعت ۳۰۰ مگابیت سود می‌برد ولی به لطف سرعت بالای مودم و اینترنت همراه، هیچ مشکلی در استفاده از اینترنت نبود. متوجه کندی اینترنت روی اندروید تی‌وی نشدم و پروسه استریم فیلم‌ها و موسیقی‌ها، نصب اپلیکیشن‌ها، لود شدن صفحات وب و بازی‌ها دقیقا همانند وضعیتی بود که کامپیوتر به این مودم متصل شده است. وقتی مودم را چند متری دورتر بردم؛ باز هم سرعت اینترنت مناسب بود که نشان می‌داد سخت‌افزار نصب شده روی اندروید باکس تسکو عملکرد خوبی از نظر آنتن‌دهی و پردازش ترافیک شبکه دارد. در هنگام اتصال اندروید باکس به مودم ADSL با کابل شبکه؛ اگرچه سرعت به حدود ۱۲ مگابیت می‌رسید ولی باز هم کیفیت ارتباطات و عملکرد اندروید باکس خوب ارزیابی شد.

پس از آن، شروع به پخش فیلم و ویدیو با فرمت‌ها و نرخ‌های مختلف کردم. برخی فیلم‌ها از روی آپارات و برخی از روی فیلیمو و نماوا پخش شدند. قبل از آن، باید اپ فیلیمو را به‌روزرسانی کنید تا کیفیت کامل دستگاه نمایش داده شود.‌ دلیل پخش فیلم از روی این سرویس‌ها، ارزیابی قدرت استریم و کیفیت پخش فیلم‌ها است. البته، چندین فیلم هم از روی حافظه فلش پخش کردم. فیلم‌های 4K با نرخ بیت‌ریت‌های مختلفی از ۱۹ تا ۷۲ مگابیت بر ثانیه انتخاب و پخش شد. همین‌طور، فیلم‌های Full HD با کدک‌های MPEG 4 و H.265 در نرخ بیت‌ریت‌های رایج و همین‌طور نرخ اجرای ۳۰ فریم بر ثانیه، ۲۴ فریم بر ثانیه و ۶۰ فریم بر ثانیه اجرا شد.

در نهایت متوجه شدم اندروید باکس تسکو TAB100 می‌تواند همه این فیلم‌ها و کدک‌ها با سرعت فریم‌های مختلف بدون مشکل یا لگی به طور کاملا روان و تمیز استریم و پخش کند. قطعا، یکی از لذت‌های شما از این دستگاه تماشای بی‌نهایت فیلم و سریال روی تلویزیون است. دیگر نیازی نخواهید داشت روی گوشی یا لپ‌تاپ فیلم‌های روز دنیا را دانلود کرده و تماشا کنید. من خوش‌شانس بودم یک بازی لیگ انگلیس را هم روی این اندروید باکس به طور آنلاین تماشا کردم. اگر سرعت اینترنت مناسبی داشته باشید؛ وسط‌های بازی اصلا فراموش خواهید کرد با یک دستگاه اندرویدباکس مشغول تماشای فوتبال هستید؛ انگار که از شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شود!

فراموش نکنید که ابتدا باید پخش‌کننده‌های قدرتمندی مانند VLC ،MX Player و KM Player را روی اندروید تی‌وی نصب کرده باشید چون پخش‌کننده پیش‌فرض خود اندروید تی‌وی نمی‌تواند تمام نیازهای شما را تامین کند.

درباره موسیقی، اگرچه شاید کمتر کسی سراغ اندروید باکس برود ولی من این کار را هم تجربه کردم. همان‌طور که گفتم؛ قرار است اندروید باکس یک مدیاسنتر باشد و دیگر به پخش‌کننده دومی نیاز نداشته باشیم. تجربه خوش‌آیند و به مراتب بهتری از استریم ویدیو است. با کدک‌ها و فرمت‌های MP3 ،WMA ،OGG ،WAV ،AAC و HD موسیقی‌های دلنشینی را شنیدم.

درباره بازی که تجربه کاربری بعدی من روی اندرویدباکس TAB100 است؛ چند نکته گفتنی مهم وجود دارد. شرکت تسکو سخت‌افزار نسبتا قوی روی این دستگاه سوار کرده است. همان‌طور که دیدیم از پس استریم هر نوع ویدیوی 4K برمی‌آید ولی نباید انتظار داشته باشیم سنگین‌ترین بازی‌های موبایل هم به روانی ویدیوها اجرا شوند. تجربه کاربری از بازی‌های سبک و متوسط رضایت‌بخش خواهد بود ولی برای بازی‌های سنگین به سخت‌افزار قوی‌تری نیاز دارید. نکته مهم بعدی برای لذت بردن از بازی این است که بایستی صفحه‌نمایش لمسی داشته باشید یا دسته بازی روی اندروید تی‌وی نصب کنید. با کنترلر ساده خود دستگاه احتمالا از بازی‌های کمی لذت ببرید. بازی‌های پابجی و کالاف با این نسخه اندروید تی‌وی سازگاری دارند و می‌توانیم آن‌ها را اجرا کنیم.

بالاترین امکانات با قیمت مناسب

بدون ماوس بی‌سیم، کار کردن با این اندروید باکس کمی سخت است. دو انتخاب دارید: مدل دارای ماوس بی‌سیم را بخرید یا اینکه خودتان اقدام به تهیه یک ماوس بی‌سیم کنید. در حال حاضر، قیمت این محصول در بازار نزدیک به ۶۵۰ هزار تومان با گارانتی اصلی شرکت تسکو است که با توجه به امکانات بسیار زیاد و کیفیت عالی که دارد؛ ارزش خریدش بالا است.

این محصول تسکو، انتظاراتی که از یک اندروید باکس دارید را برآورده خواهد کرد؛ به‌ویژه اگر گوشی هوشمند خود را به آن متصل کنید یا از ماوس و صفحه‌کلید بی‌سیم برای راحتی بیشتر سود ببرید. سرعت اجرای نرم‌افزار و فیلم‌ها روی این دستگاه رضایت‌بخش است. نصب اندروید ۹ باعث می‌شود سازگاری بیشتری میان اپلیکیشن‌ها و اندروید تی‌وی باشد ولی باز هم نیاز دارید اپ‌های جدیدی نصب یا نرم‌افزارهای پیشین را به‌روزرسانی کنید. مشکلی که تمام اندروید باکس‌ها امروزی دارند؛ عدم توسعه نرم‌افزارهای زیادی برای آن‌ها است. در نهایت، خرید تسکو TAB100 می‌تواند کیفیت جدیدی به زندگی شما بدهد تا سطح بالایی از سرگرمی را روی یک تلویزیون هوشمند تجربه کنید. فقط مواظب باشید پس از مدتی پای تلویزیون فسیل نشوید!

نوشته بررسی اختصاصی اندروید باکس تسکو TAB100: در سرگرمی غرق شو! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی ساعت هوشمند هواوی واچ GT2: عمر ابدی!

ساعت هوشمند را بایستی جدی‌ترین گجت در رقابت با ساعت‌هایی دانست که ده‌ها سال از عمر آن‌ها گذشته و دیگر همگان شرکت‌هایی مثل سیکو، کاسیو، سواچ، سیتیزن و… را به خاطر این وسیله‌های کوچک و دوست‌ داشتنی می‌شناسند. زمانی که نخستین محصولات توسط شرکت‌هایی چون سونی اریکسون، پِبِل، سامسونگ و… به‌صورت گسترده وارد بازار شدند، بسیاری با دیده تردید به آن‌ها نگریسته و ظاهر کمی عجیب و غریب با کارایی محدود، استقبال چندانی را در بازار به‌دنبال نداشت.

پس از آن سازندگانی چون موتورولا، ال‌جی و هواوی ساعت‌هایی با ظاهر شکیل‌تر زدند و با ورود رسمی اپل به بازار اسمارت واچ‌ها، شاهد دگرگونی گسترده‌ای در این مارکت بودیم. بر روی دست بسیاری از افراد، از ورزسکار و هنرپیشه تا مردم عادی، شاهد یک اسمارت واچ بودیم که هر کدام تلاش داشتند تا علاوه بر ظاهر زیباتر، امکانات بیشتر خودشان را به رخ بکشند. گجت‌هایی که علاوه بر نشان دادن زمان، یک دستیار دوم برای تلفن‌های همراه محسوب می‌شدند و حال گوی سبقت را در مواردی چون نشان دادن ضربان قلب، پیگیری میزان خواب، استرس روزانه، کشیدن کاردیوگرام و… از اسمارت‌فون‌ها ربوده و به عنوان یک شخصیت مستقل و قدرتمند، برای آن‌ها خط و نشان می‌کشیدند.

اما از آنجایی‌که همچنان ساعت‌های کلاسیک یکی از رقبای ویژه برای این محصولات به حساب می‌آمدند، اسمارت واچ‌ها علی‌رغم پیشرفت‌های فراوان از یک مساله مهم رنج می‌بردند و آن چیزی نبود جز باتری! بهترین ساعت‌های هوشمند بسته به میزان استفاده کاربر بین ۱ تا ۳ روز دوام داشتند و با توجه به آنکه اکثرشان شارژرهایی متفاوت با گوشی‌ها دارند، بر دست داشتن یک ساعت خاموش بر روی مچ دست، پدیده عجیبی محسوب نمی‌شد. در واقع این ساعت‌ها بخاطر وجود نمایشگرهای رنگی، اتصال دایمی به گوشی، سنسورهای فراوان و… خیلی زود توان‌شان از دست می‌رفت و همین امر بر محبوبیت آن‌ها لطمه جدی‌ای وارد می‌ساخت.

یکی از شرکت‌هایی که تلاش کرد تا این مشکل را با استفاده از سیستم عامل و پردازنده اختصاصی به چالش بکشید، هواوی بود! این سازنده بزرگ چینی با عرضه واچ GT کاری کرد که یک ساعت هوشمند حتی بیش از ۱۰ روز هم بر روی دست کاربرش باقی بماند و با وجود فعال بودن تمام سنسورها، وی را تا حد امکان از شارژر نیز دور نگاه دارد. چند ماه پیش هم نسخه دوم این ساعت با قابلیت‌هایی جدیدتر به‌روز شده و با نام GT2 روانه بازار گردید.

هواوی واچ GT2 در دو نسخه با اندازه‌های ۴۲ و ۴۶ میلی‌متر به بازار عرضه شده و حال قصد داریم تا این اسمارت واچ خاص که به این راحتی‌ها بر روی مچ دستان شما خاموش نمی‌شود، از نزدیک بررسی کرده و مزایا و معایبش را برای‌تان بازگو کنیم.

گرد بهتر است یا مربع؟

با آنکه بالاترین آمار فروش اسمارت واچ‌ها مربوط به ساعت‌های مربعی شکل اپل است، اما به‌شخصه اعتقاد دارم که یک طراحی گرد ظاهر بسیار زیبا و اسپرت‌تری دارد. حتی اگر همین کمپانی سیب نشان دو مدل گرد و مربع را هم‌زمان تولید کند، احتمالا به‌خاطر اقبال کاربران به سمت محصول دایره‌ای، مربعی‌ها را بایستی به عنوان کاشی به در و دیوار چسباند! ظاهرا هواوی هم با علم به همین مساله، با آنکه چندین نسل از ساعت‌های هوشمند را تولید کرده، فقط به سمت دایره روی خوش نشان داده و این رویه را در GT2 نیز تکرار کرده است.

در این اسمارت واچ بسته به سلیقه، سایز مچ دست و البته امکاناتی که نیاز دارید، بین نسخه ۴۲ و ۴۶ میلی‌متری یکی را می‌توانید انتخاب کنید که بایستی عنوان کرد با توجه به وجود قابلیت مکالمه به‌واسطه حضور میکروفن و اسپیکر بر روی نسخه ۴۶ میلی‌متری، قاعدتا خرید آن منطقی‌تر است اما اگر شما از ساعت خودتان بیشتر از هرچیزی به عنوان یک وسیله سلامتی استفاده می‌کنید، پس می‌توانید از ۴۲ میلی‌متری هم استفاده کرده و بهای کم‌تری بپردازید.

نسخه ۴۶ میلی‌متری در سه سری عرضه می‌شود که شامل اسپرت (با دو رنگ مشکی و نارنجی تیره)، کلاسیک (با بند چرمی قهوه‌ای) و اِلایت (با بند فلزی) است و البته از آنجایی که بندها با ضامن‌هایی که پشت آن‌ها قرار دارد به‌راحتی باز می‌شوند، پس می‌توان حدس زد که به‌زودی رنگ‌ها و جنس‌های گوناگونی در بازار موجود شده و بسته به تیپ و لباس خودتان، ساعت‌تان را سِت خواهید کرد!

هواوی واچ GT2 نسخه ۴۶ ملی‌میتری سبک است، تنها ۱۰.۷ میلی‌متری ضخامت داشته و نمایشگر ۱.۳۹ اینچی آن از وضوح تصویر ۴۵۴ در ۴۵۴ پیکسلی بهره می‌برد و به‌خاطر وجود فناوری AMOLED علاوه بر کیفیت بسیار عالی، روشنایی آن تا حد ۱۰۰۰ نیت هم می‌رسد و تقریبا می‌توان گفت به جز سطح خورشید، در همه جای دنیا قابلیت خوانایی دارد!

دو کلید نسبتا بزرگ و گرد در سمت راست GT2 جای خوش کرده‌اند که یکی از آن‌ها شما را به منوی اصلی هدایت کرده و دیگری به زمین تمرین برای مسابقات ورزشی که البته می‌توان آن را به‌گونه‌ای تنظیم کرد که یک عملیات دلخواه را انجام دهد. مثلا اگر شما معمولا گوشی خودتان را در خانه یا محل کار گم می‌کنید، این کلید را بر روی پیدا کردن تلفن همراه تنظیم کنید و یا اگر خیلی به مانیتور کردن ضربان قلب‌تان اهمیت می‌دهید، برای مشاهده تپش قلب مهربان‌تان دکمه اختصاصی قرار دهید!

در کل بایستی گفت طراحی هواوی GT2 به نحوی است که خیلی سخت می‌توان بر آن خرده‌ای گرفت و اگر ظاهرش را یک شاهکار ندانیم اما به نحوی است که حداقل خودتان از دیدنش خوشحال شده و به واسطه نمایشگر با کیفیت و بند راحتی که دارد (برای ما نسخه اسپرت بود)، دایما بر روح سازنده صلوات بفرستید (البته بنده خدا زنده‌ست!).

قلبی کوچک اما توانمند

شاید اصلی‌ترین دلیل در بازدهی بسیار خوب GT2 را بتوان در ساختار درونی آن دانست، جایی که هواوی با استفاده از چیپست کایرین A1 که دست‌پخت خودش است، به نتایجی عالی دست یافته و می‌خواهد این ساخته با ارزش را در بطن محصولات پوشیدنی‌اش قرار دهد. یکی از ویژگی‌های اصلی در این چیپست کوچک، استفاده از بلوتوث نسخه ۵.۱ است که علاوه بر مصرف بسیار کم، دارای سرعت انتقال 6.5 مگابیت در ثانیه بوده و کیفیت صدای بسیار خوبی ارایه می‌کند. هواوی می‌گوید که این چیپست در مقایسه با چیپ H1 اپل که در ایرپاد خودش کار گذاشته، علی‌رغم کوچک‌تر بودن، ۳۰ درصد عملکرد بهتر و ۵۰ درصد مصرف کم‌تری دارد.

GT2 دارای ۲ گیگابایت رم اختصاصی و همچنین ۴ گیگابایت حافظه داخلی است که البته به لطف حضور سیستم عامل و اپلیکیشن‌های تحت حمایتش، ۲.۲ گیگابایت آن در اختیار کاربر قرار دارد و از آنجایی که می‌توان به عنوان یک موزیک پلیر مجزا هم از ساعت استفاده کرد، قاعدتا استفاده از ترک لیستی نزدیک به ۵۰۰ آهنگ، آرشیو قابل قبولی به‌حساب می‌آید.

اما اگر خونی برای ارسال نباشد، قلب چه کاربردی دارد؟ در GT2 این حسگرهای مختلف هستند که نقش خون رسانی را بازی کرده و به این محصول هواوی جان می‌بخشند. حسگرهای موجود شامل 7 مورد هستند که می‌توانید فهرست آن‌ها را در ادامه مشاهده کنید:

  • حسگر شتاب سنج (Accelerometer sensor)
  • ژیروسکوپ (Gyroscope sensor)
  • حسگر ژئومغناطیسی (Geomagnetic sensor)
  • حسگر عدسی محور ضربان قلب (Optical heart rate sensor)
  • حسگر نور محیطی (Ambient light sensor)
  • حسگر فشار هوا (Air pressure sensor)
  • حسگر خازنی اجسام نزدیک (Capacitive sensor)

این حسگرها موجب می‌شوند که سلامتی جسمانی، وضعیت خواب، وضعیت مکانی شما بر روی زمین، میزان اکسیژن ورودی به بدن، میزان استراحت و موارد متعدد دیگری قابل برداشت باشند و تمامی خروجی آن‌ها را به راحتی بر روی تلفن همراه خود مشاهده کنید. این امر سبب شده که این ساعت همان‌قدر که برای کارهای روزانه و زندگی عادی مناسب است، برای فعالیت‌های ورزشی نیز خوب باشد و البته فراموش نکنید که ساعت GT2 هواوی تا عمق 50 متری در برابر آب مقاوم است. همچنین نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، این است که این حسگرها برای نسخه 46 میلی‌متری به‌صورت کامل قابل دسترس هستند و نسخه 42 میلی‌‌متری موارد کم‌تری دارد.

سیستم عاملی ساده

هواوی برای دومین بار پس از ساعت GT از سیستم عاملی با نام لایت (Lite OS) بر روی گجت‌های پوشیدنی خودش بهره گرفته، سیستم عامل که با توجه به عدم پشتیبانی از اپلیکیشن‌های رنگارنگی که بر روی ساعت‌های اندرویدی و حتی اپلی می‌بینیم، ساده زیستی را سرلوحه کار خودش قرار داده و به کاربر هم چنین امری را گوشزد می‌کند! حالا اگر شما فردی باشید که تنوع طلبی را بر روی اسمارت واچ‌تان هم بپسندید، به احتمال فراوان با GT2 دست به یقه خواهید شد!

در مقایسه با سیستم عاملی چون اندروید Wear باید GT2 را یک نمونه ساده‌تر قلمداد کرد و تا زمانی که خود هواوی یک مارکت اختصاصی برای اپلیکیشن‌های این ساعت درست نکند، پس گزینه‌ای برای انتخاب برنامه‌های مورد علاقه و حتی بازی کردن پیش روی‌تان نیست. از آنجایی هم که هواوی به‌خوبی می‌داند چنین امری کاربر را با یک چالش احتمالی روبه‌رو می‌کند، پس خودش دست به‌کار شده و انواع و اقسام برنامه‌هایی که یک کاربر علاقه‌مند به سلامتی نیاز دارد، به‌صورت پیش فرض بر روی GT2 تعبیه کرده است.

وقتی کلید بالایی را فشار می‌دهید، ۲۱ گزینه پیش روی شما قرار می‌گیرد که بایستی با اسکرول کردن به پایین با آن‌ها آشنا شوید. برخی گزینه‌ها همچون فعالیت‌های بدنی، شامل ۱۲ زیر مجموعه دیگر هستند و هواوی به قدری چنین بخشی را با جزئیات و سفت و سخت کار کرده، که اگر هم مارکتی برای اپلیکیشن‌های مجزا وجود داشت، بعید می‌دانم کسی حداقل به‌خاطر ابزارهای سلامتی به سراغ آنجا می‌رفت.

حرکت در منوها تقریبا ساده است اما آن روانی و جذابیتی که در اندروید وِر دیده بودم، اینجا مشاهده نکردم و ارتباط عاطفی قدرتمندی بین من و رابط کاربری ساعت برقرار نشد، اما از آنجایی که به شخصه GT2 را خیلی پسندیدم، پس دست به آسمان برده و دعا کردم که هواوی با آپدیت کردن نسخه‌های بعدی این سیستم عامل لایت خود، به ما درجات رضایت بالاتری را اعطا بفرماید (الهی آمین)!

صدا، حرکت، اکشن

تا پیش از آنکه اقدام به نوشتن این بررسی بکنم، GT2 هفده روز همراه من بود، همراهی که مانند چسبی بر روی مچ دستم قرار گرفته و حتی در هنگام حمام کردن و خوابیدن نیز لحظه‌ای از یکدیگر جدا نشدیم! هواوی GT2 شاید دهمین ساعت هوشمندی بود که بر روی دستانم می‌بستم اما بدون تردید تنها محصولی بود که چنین زمان طولانی را بدون جدا شدن با من سر کرد و تنها به جز چند ساعتی  که برای شارژ شدن از آغوش هم جدا شدیم، همیشه چون شمع و پروانه به دور بکدیگر می‌چرخیدیم و البته، هیچ‌کدام هم نه سوختیم و نه سوزاندیم!

دلیل اصلی که GT2 را تا این حد به خودم نزدیک نگاه داشتم، عملکرد بسیار جالب آن در ضبط اعمال روزانه و البته شبانه‌ام بود! ساعت به‌صورت لحظه‌ای مشغول ثبت ضربان قلب، استرس روزانه، تعداد گام‌ها، فعالیت ورزشی، کالری‌های سوزانده و کیفیت خواب شبانه روزی‌ام بود که همگی به لطف وجود سنسورهای فراوان و همیاری اپلیکیشن Health بر روی گوشی، حسابی خرسندم می‌کرد! مجموعه این عوامل سبب شد با آنکه به‌طور معمول دوست ندارم وسیله‌ای (حتی انگشتر ساده) هم به‌صورت دایمی همراهم باشد، GT2 را تبدیل به یار همیشگی خودم کنم.

در اپلیکیشن Health که با ساعت سینک می‌شود، یک رابط کاربری گویا و دقیق برای شما تمام عملکردهای ممکن را بازگو می‌کند و با توجه به آنکه بازه گسترده‌ای در آنجا ثبت و ضبط می‌شود، شما می‌توانید به‌خوبی هر آنچه بر سرتان آمده و می‌آید، ببینید! مثلا در ضبط دقیق میزان خواب، متوجه شدم که میزان خواب عمیقم کم‌تر از میزان لازم است اما سایر موارد در حد نرمالی قرار دارد و قاعدتا با استفاده از یک بازه گسترده‌تر همچون دو یا سه ماه، اطلاعاتی را به‌دست می‌آورید که هیچ دکتری هم قادر نیست آن را در اختیار شما بگذارد!

هواوی GT2 حتی می‌تواند یک محرک برای افزایش تحرک و سلامتی شما باشد، چرا که با اطلاع از وضعیت خود، تلاش می‌کنید که آن را به سوی حالت بهتری پیش برده و ساعت هم به شما در این امر کمک می‌کند. مثلا در حرکات ورزشی یا رفتن به باشگاه، یک راهنمای صوتی، گام به گام با شما حرکت می‌کند و یا اگر ضربان قلب یا میزان استرس‌‌تان دارای تغییرات بیش از حدی باشد، اخطار می‌دهد که مراقب باش، ما می‌خواهیم تا ۱۲۰ سالگی در کنار یکدیگر زندگی کنیم!

یک گزینه دیگر که در GT2 دوست داشتم، امکان مکالمه آن بود، به نحوی که بسیاری از مکالمات کوتاه را به‌خصوص وقتی که گوشی در اطرافم نبود، با آن انجام می‌دادم و صدا هم با کیفیت مناسبی به گوشم می‌رسید، از آنجایی که طرف دیگر هم هیچ غری نمی‌زد که چه گفتی یا بلندتر بگو، متوجه می‌شدم که او هم از این مکالمه کوتاه‌مان راضی است و احتمالا متوجه نشده که با وی از طریق گوشی حرف می‌زنم یا ساعت هوشمند!

حتما با خودتان می‌گوید که همه این تجربیات شد خوبی و بالاخره هر عشقی هر چند کامل، دارای نواقصی نیز است و در این ارتباط پاسخ من هم مثبت است! نوتیفیکیشن‌هایی که ساعت در ارتباط با اپلیکیشن‌های مختلف نشان می‌دهد، چندان کامل نیست و حتی نحوه دسترسی به آن نیز جذابیت ندارد، به‌طوری که خیلی اوقات برخی از آن‌ها را از دست داده و جستجو در میان انبوه نوتیف‌ها هم چندان راحت و دوست داشتنی نیست. در روزهای اول هم که GT2 اصلا با فونت فارسی میانه‌ای نداشت و به جای نمایش حروف، فضای خالی نمایش می‌داد! امری که خوشبختانه با آپدیت آن خیلی سریع برطرف شد ولی در نشان دادن آیکون‌های مختلف که در شبکه‌های اجتماعی کاربرد زیادی دارند، GT2 همچنان به نمایش یک فضای خالی اکتفا کرده و همچون فیلم‌های با انتهای باز، قضاوت درباره شکلک ارسال شده را به مخاطبش می‌سپارد!

چرا تمام نمی‌شوی؟

به‌خاطر دارم اولین باری که ساعت را به دستم بستم، در حدود ۷۰درصد باتری داشت، چند ساعتی گذشت و به آن نگاهی انداختم، دیدم به ۶۸درصد رسیده، باز ساعاتی بعد نگاه کردم و دیدم عددش به ۶۷ درصد رسیده است، در صورتی‌که طی همین زمان شارژ گوشی‌ام از ۹۰ درصد به ۳۰ درصد کاهش یافته بود و من متعجب که چرا این ساعت علی‌رغم فعالیت همه سنسورهایش، باتری‌اش کم نمی‌شود! حتی برای لحظه‌ای به ذهنم رسید که شاید خراب است و مانند محصولاتی که باتری خراب دارند، ناگهان دستگاه خاموش می‌شود و یا اعلام خالی شدن باتری می‌دهد.

چند روزی گذشت و ادامه یافتن روند کاهش باتری با همان سرعت اولیه، به من ثابت کرد که معجزه‌ای رخ داده و حالا دیگر مجبور نیستم که همچون گذشته علاوه بر نگاه کردن به زمان، دایما شارژ باتری را هم چک کنم و گاهی اوقات به خاطر این غفلت، ساعتی خاموش بر دستانم داشته باشم. نخستین باری که GT2 را به شارژر خودش متصل کردم، دقیقا یک هفته بعد بود که ۷۰درصد باتری رو به اتمام بود و آن لحظه جدایی از یار که پیش‌تر اشاره کرده بودم، فرا رسید! با آنکه استفاده من از GT2 در حد نرمال و حتی کمی بیش از معمول (به‌خاطر بررسی) بود، اما اسمارت واچ هواوی نشان داد که به‌راحتی قادر است تا با یک بار شارژ شدن، حداقل ۱۰ روزی را در کنارتان بوده و لحظات شادی را با دوری از شارژر در کنار یکدیگر بگذرانید.

این عملکرد جذاب را که به‌شخصه بارزترین ویژگی GT2 در مقایسه با رقبای قدرتمندی چون اپل واچ و گلکسی واچ می‌دانم، بایستی مرتبط با هماهنگی بسیار عالی سیستم عامل و چیپست سخت‌افزاری هواوی دانست که دست‌پخت چینی‌ها را تبدیل به یک کباب خوشمزه برای ما ایرانی‌ها، سوشی جذاب برای ژاپنی‌ها، استیک آب‌دار برای آمریکایی‌ها و پیتزای عالی برای ایتالیایی‌ها کرده است، چرا که طعم این همه شارژ طولانی مدت برای هر کاربری دلپذیر بوده و پاشنه آشیل ساعت‌های هوشمند در مواجهه با نمونه‌های سنتی را تا حد زیادی برطرف ساخته است.

سخن پایانی

بدون هیچ‌گونه اغراقی باید بگویم که هواوی GT2 محبوب قلب و مچ دست من است! شاید سیستم عامل آن به‌قدری که باید و شاید تحت تاثیرم قرار نداد و حتی گاهی اوقات سبب شد که گوشه اخمی به آن بیاندازم اما عملکرد فوق‌العاده باتری، سنسورهای فراوان، هماهنگی کامل با اپلکیشن Health و ظاهر دوست‌داشتنی‌اش باعث گردید که دل به آن بسته و تصمیم بگیرم که به‌این راحتی‌های از این زیبای کار راه انداز جدا نشوم (دقایقی بعد از طرف هواوی: لطفا اگر کار بررسی‌‌تون تموم شده، ساعت رو پس بدید. من: فرار با GT2 به خارج از کشور!).

هواوی واچ GT2 در حال حاضر وارد کشورمان نیز شده است و قیمتی که می‌توان برای آن پیش بینی کرد، با توجه به سایز و جنس بند آن بین ۲ تا ۳ میلیون تومان متغیر خواهد بود، بهایی که نسبت به اسمارت واچ اپل ارزان‌تر است و در رده محصولات پریمیومی چون گلکسی واچ اکتیو سامسونگ قرار می‌گیرد.

نوشته بررسی ساعت هوشمند هواوی واچ GT2: عمر ابدی! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی ساعت هوشمند هواوی واچ GT2: عمر ابدی!

ساعت هوشمند را بایستی جدی‌ترین گجت در رقابت با ساعت‌هایی دانست که ده‌ها سال از عمر آن‌ها گذشته و دیگر همگان شرکت‌هایی مثل سیکو، کاسیو، سواچ، سیتیزن و… را به خاطر این وسیله‌های کوچک و دوست‌ داشتنی می‌شناسند. زمانی که نخستین محصولات توسط شرکت‌هایی چون سونی اریکسون، پِبِل، سامسونگ و… به‌صورت گسترده وارد بازار شدند، بسیاری با دیده تردید به آن‌ها نگریسته و ظاهر کمی عجیب و غریب با کارایی محدود، استقبال چندانی را در بازار به‌دنبال نداشت.

پس از آن سازندگانی چون موتورولا، ال‌جی و هواوی ساعت‌هایی با ظاهر شکیل‌تر زدند و با ورود رسمی اپل به بازار اسمارت واچ‌ها، شاهد دگرگونی گسترده‌ای در این مارکت بودیم. بر روی دست بسیاری از افراد، از ورزسکار و هنرپیشه تا مردم عادی، شاهد یک اسمارت واچ بودیم که هر کدام تلاش داشتند تا علاوه بر ظاهر زیباتر، امکانات بیشتر خودشان را به رخ بکشند. گجت‌هایی که علاوه بر نشان دادن زمان، یک دستیار دوم برای تلفن‌های همراه محسوب می‌شدند و حال گوی سبقت را در مواردی چون نشان دادن ضربان قلب، پیگیری میزان خواب، استرس روزانه، کشیدن کاردیوگرام و… از اسمارت‌فون‌ها ربوده و به عنوان یک شخصیت مستقل و قدرتمند، برای آن‌ها خط و نشان می‌کشیدند.

اما از آنجایی‌که همچنان ساعت‌های کلاسیک یکی از رقبای ویژه برای این محصولات به حساب می‌آمدند، اسمارت واچ‌ها علی‌رغم پیشرفت‌های فراوان از یک مساله مهم رنج می‌بردند و آن چیزی نبود جز باتری! بهترین ساعت‌های هوشمند بسته به میزان استفاده کاربر بین ۱ تا ۳ روز دوام داشتند و با توجه به آنکه اکثرشان شارژرهایی متفاوت با گوشی‌ها دارند، بر دست داشتن یک ساعت خاموش بر روی مچ دست، پدیده عجیبی محسوب نمی‌شد. در واقع این ساعت‌ها بخاطر وجود نمایشگرهای رنگی، اتصال دایمی به گوشی، سنسورهای فراوان و… خیلی زود توان‌شان از دست می‌رفت و همین امر بر محبوبیت آن‌ها لطمه جدی‌ای وارد می‌ساخت.

یکی از شرکت‌هایی که تلاش کرد تا این مشکل را با استفاده از سیستم عامل و پردازنده اختصاصی به چالش بکشید، هواوی بود! این سازنده بزرگ چینی با عرضه واچ GT کاری کرد که یک ساعت هوشمند حتی بیش از ۱۰ روز هم بر روی دست کاربرش باقی بماند و با وجود فعال بودن تمام سنسورها، وی را تا حد امکان از شارژر نیز دور نگاه دارد. چند ماه پیش هم نسخه دوم این ساعت با قابلیت‌هایی جدیدتر به‌روز شده و با نام GT2 روانه بازار گردید.

هواوی واچ GT2 در دو نسخه با اندازه‌های ۴۲ و ۴۶ میلی‌متر به بازار عرضه شده و حال قصد داریم تا این اسمارت واچ خاص که به این راحتی‌ها بر روی مچ دستان شما خاموش نمی‌شود، از نزدیک بررسی کرده و مزایا و معایبش را برای‌تان بازگو کنیم.

گرد بهتر است یا مربع؟

با آنکه بالاترین آمار فروش اسمارت واچ‌ها مربوط به ساعت‌های مربعی شکل اپل است، اما به‌شخصه اعتقاد دارم که یک طراحی گرد ظاهر بسیار زیبا و اسپرت‌تری دارد. حتی اگر همین کمپانی سیب نشان دو مدل گرد و مربع را هم‌زمان تولید کند، احتمالا به‌خاطر اقبال کاربران به سمت محصول دایره‌ای، مربعی‌ها را بایستی به عنوان کاشی به در و دیوار چسباند! ظاهرا هواوی هم با علم به همین مساله، با آنکه چندین نسل از ساعت‌های هوشمند را تولید کرده، فقط به سمت دایره روی خوش نشان داده و این رویه را در GT2 نیز تکرار کرده است.

در این اسمارت واچ بسته به سلیقه، سایز مچ دست و البته امکاناتی که نیاز دارید، بین نسخه ۴۲ و ۴۶ میلی‌متری یکی را می‌توانید انتخاب کنید که بایستی عنوان کرد با توجه به وجود قابلیت مکالمه به‌واسطه حضور میکروفن و اسپیکر بر روی نسخه ۴۶ میلی‌متری، قاعدتا خرید آن منطقی‌تر است اما اگر شما از ساعت خودتان بیشتر از هرچیزی به عنوان یک وسیله سلامتی استفاده می‌کنید، پس می‌توانید از ۴۲ میلی‌متری هم استفاده کرده و بهای کم‌تری بپردازید.

نسخه ۴۶ میلی‌متری در سه سری عرضه می‌شود که شامل اسپرت (با دو رنگ مشکی و نارنجی تیره)، کلاسیک (با بند چرمی قهوه‌ای) و اِلایت (با بند فلزی) است و البته از آنجایی که بندها با ضامن‌هایی که پشت آن‌ها قرار دارد به‌راحتی باز می‌شوند، پس می‌توان حدس زد که به‌زودی رنگ‌ها و جنس‌های گوناگونی در بازار موجود شده و بسته به تیپ و لباس خودتان، ساعت‌تان را سِت خواهید کرد!

هواوی واچ GT2 نسخه ۴۶ ملی‌میتری سبک است، تنها ۱۰.۷ میلی‌متری ضخامت داشته و نمایشگر ۱.۳۹ اینچی آن از وضوح تصویر ۴۵۴ در ۴۵۴ پیکسلی بهره می‌برد و به‌خاطر وجود فناوری AMOLED علاوه بر کیفیت بسیار عالی، روشنایی آن تا حد ۱۰۰۰ نیت هم می‌رسد و تقریبا می‌توان گفت به جز سطح خورشید، در همه جای دنیا قابلیت خوانایی دارد!

دو کلید نسبتا بزرگ و گرد در سمت راست GT2 جای خوش کرده‌اند که یکی از آن‌ها شما را به منوی اصلی هدایت کرده و دیگری به زمین تمرین برای مسابقات ورزشی که البته می‌توان آن را به‌گونه‌ای تنظیم کرد که یک عملیات دلخواه را انجام دهد. مثلا اگر شما معمولا گوشی خودتان را در خانه یا محل کار گم می‌کنید، این کلید را بر روی پیدا کردن تلفن همراه تنظیم کنید و یا اگر خیلی به مانیتور کردن ضربان قلب‌تان اهمیت می‌دهید، برای مشاهده تپش قلب مهربان‌تان دکمه اختصاصی قرار دهید!

در کل بایستی گفت طراحی هواوی GT2 به نحوی است که خیلی سخت می‌توان بر آن خرده‌ای گرفت و اگر ظاهرش را یک شاهکار ندانیم اما به نحوی است که حداقل خودتان از دیدنش خوشحال شده و به واسطه نمایشگر با کیفیت و بند راحتی که دارد (برای ما نسخه اسپرت بود)، دایما بر روح سازنده صلوات بفرستید (البته بنده خدا زنده‌ست!).

قلبی کوچک اما توانمند

شاید اصلی‌ترین دلیل در بازدهی بسیار خوب GT2 را بتوان در ساختار درونی آن دانست، جایی که هواوی با استفاده از چیپست کایرین A1 که دست‌پخت خودش است، به نتایجی عالی دست یافته و می‌خواهد این ساخته با ارزش را در بطن محصولات پوشیدنی‌اش قرار دهد. یکی از ویژگی‌های اصلی در این چیپست کوچک، استفاده از بلوتوث نسخه ۵.۱ است که علاوه بر مصرف بسیار کم، دارای سرعت انتقال 6.5 مگابیت در ثانیه بوده و کیفیت صدای بسیار خوبی ارایه می‌کند. هواوی می‌گوید که این چیپست در مقایسه با چیپ H1 اپل که در ایرپاد خودش کار گذاشته، علی‌رغم کوچک‌تر بودن، ۳۰ درصد عملکرد بهتر و ۵۰ درصد مصرف کم‌تری دارد.

GT2 دارای ۲ گیگابایت رم اختصاصی و همچنین ۴ گیگابایت حافظه داخلی است که البته به لطف حضور سیستم عامل و اپلیکیشن‌های تحت حمایتش، ۲.۲ گیگابایت آن در اختیار کاربر قرار دارد و از آنجایی که می‌توان به عنوان یک موزیک پلیر مجزا هم از ساعت استفاده کرد، قاعدتا استفاده از ترک لیستی نزدیک به ۵۰۰ آهنگ، آرشیو قابل قبولی به‌حساب می‌آید.

اما اگر خونی برای ارسال نباشد، قلب چه کاربردی دارد؟ در GT2 این حسگرهای مختلف هستند که نقش خون رسانی را بازی کرده و به این محصول هواوی جان می‌بخشند. حسگرهای موجود شامل 7 مورد هستند که می‌توانید فهرست آن‌ها را در ادامه مشاهده کنید:

  • حسگر شتاب سنج (Accelerometer sensor)
  • ژیروسکوپ (Gyroscope sensor)
  • حسگر ژئومغناطیسی (Geomagnetic sensor)
  • حسگر عدسی محور ضربان قلب (Optical heart rate sensor)
  • حسگر نور محیطی (Ambient light sensor)
  • حسگر فشار هوا (Air pressure sensor)
  • حسگر خازنی اجسام نزدیک (Capacitive sensor)

این حسگرها موجب می‌شوند که سلامتی جسمانی، وضعیت خواب، وضعیت مکانی شما بر روی زمین، میزان اکسیژن ورودی به بدن، میزان استراحت و موارد متعدد دیگری قابل برداشت باشند و تمامی خروجی آن‌ها را به راحتی بر روی تلفن همراه خود مشاهده کنید. این امر سبب شده که این ساعت همان‌قدر که برای کارهای روزانه و زندگی عادی مناسب است، برای فعالیت‌های ورزشی نیز خوب باشد و البته فراموش نکنید که ساعت GT2 هواوی تا عمق 50 متری در برابر آب مقاوم است. همچنین نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد، این است که این حسگرها برای نسخه 46 میلی‌متری به‌صورت کامل قابل دسترس هستند و نسخه 42 میلی‌‌متری موارد کم‌تری دارد.

سیستم عاملی ساده

هواوی برای دومین بار پس از ساعت GT از سیستم عاملی با نام لایت (Lite OS) بر روی گجت‌های پوشیدنی خودش بهره گرفته، سیستم عامل که با توجه به عدم پشتیبانی از اپلیکیشن‌های رنگارنگی که بر روی ساعت‌های اندرویدی و حتی اپلی می‌بینیم، ساده زیستی را سرلوحه کار خودش قرار داده و به کاربر هم چنین امری را گوشزد می‌کند! حالا اگر شما فردی باشید که تنوع طلبی را بر روی اسمارت واچ‌تان هم بپسندید، به احتمال فراوان با GT2 دست به یقه خواهید شد!

در مقایسه با سیستم عاملی چون اندروید Wear باید GT2 را یک نمونه ساده‌تر قلمداد کرد و تا زمانی که خود هواوی یک مارکت اختصاصی برای اپلیکیشن‌های این ساعت درست نکند، پس گزینه‌ای برای انتخاب برنامه‌های مورد علاقه و حتی بازی کردن پیش روی‌تان نیست. از آنجایی هم که هواوی به‌خوبی می‌داند چنین امری کاربر را با یک چالش احتمالی روبه‌رو می‌کند، پس خودش دست به‌کار شده و انواع و اقسام برنامه‌هایی که یک کاربر علاقه‌مند به سلامتی نیاز دارد، به‌صورت پیش فرض بر روی GT2 تعبیه کرده است.

وقتی کلید بالایی را فشار می‌دهید، ۲۱ گزینه پیش روی شما قرار می‌گیرد که بایستی با اسکرول کردن به پایین با آن‌ها آشنا شوید. برخی گزینه‌ها همچون فعالیت‌های بدنی، شامل ۱۲ زیر مجموعه دیگر هستند و هواوی به قدری چنین بخشی را با جزئیات و سفت و سخت کار کرده، که اگر هم مارکتی برای اپلیکیشن‌های مجزا وجود داشت، بعید می‌دانم کسی حداقل به‌خاطر ابزارهای سلامتی به سراغ آنجا می‌رفت.

حرکت در منوها تقریبا ساده است اما آن روانی و جذابیتی که در اندروید وِر دیده بودم، اینجا مشاهده نکردم و ارتباط عاطفی قدرتمندی بین من و رابط کاربری ساعت برقرار نشد، اما از آنجایی که به شخصه GT2 را خیلی پسندیدم، پس دست به آسمان برده و دعا کردم که هواوی با آپدیت کردن نسخه‌های بعدی این سیستم عامل لایت خود، به ما درجات رضایت بالاتری را اعطا بفرماید (الهی آمین)!

صدا، حرکت، اکشن

تا پیش از آنکه اقدام به نوشتن این بررسی بکنم، GT2 هفده روز همراه من بود، همراهی که مانند چسبی بر روی مچ دستم قرار گرفته و حتی در هنگام حمام کردن و خوابیدن نیز لحظه‌ای از یکدیگر جدا نشدیم! هواوی GT2 شاید دهمین ساعت هوشمندی بود که بر روی دستانم می‌بستم اما بدون تردید تنها محصولی بود که چنین زمان طولانی را بدون جدا شدن با من سر کرد و تنها به جز چند ساعتی  که برای شارژ شدن از آغوش هم جدا شدیم، همیشه چون شمع و پروانه به دور بکدیگر می‌چرخیدیم و البته، هیچ‌کدام هم نه سوختیم و نه سوزاندیم!

دلیل اصلی که GT2 را تا این حد به خودم نزدیک نگاه داشتم، عملکرد بسیار جالب آن در ضبط اعمال روزانه و البته شبانه‌ام بود! ساعت به‌صورت لحظه‌ای مشغول ثبت ضربان قلب، استرس روزانه، تعداد گام‌ها، فعالیت ورزشی، کالری‌های سوزانده و کیفیت خواب شبانه روزی‌ام بود که همگی به لطف وجود سنسورهای فراوان و همیاری اپلیکیشن Health بر روی گوشی، حسابی خرسندم می‌کرد! مجموعه این عوامل سبب شد با آنکه به‌طور معمول دوست ندارم وسیله‌ای (حتی انگشتر ساده) هم به‌صورت دایمی همراهم باشد، GT2 را تبدیل به یار همیشگی خودم کنم.

در اپلیکیشن Health که با ساعت سینک می‌شود، یک رابط کاربری گویا و دقیق برای شما تمام عملکردهای ممکن را بازگو می‌کند و با توجه به آنکه بازه گسترده‌ای در آنجا ثبت و ضبط می‌شود، شما می‌توانید به‌خوبی هر آنچه بر سرتان آمده و می‌آید، ببینید! مثلا در ضبط دقیق میزان خواب، متوجه شدم که میزان خواب عمیقم کم‌تر از میزان لازم است اما سایر موارد در حد نرمالی قرار دارد و قاعدتا با استفاده از یک بازه گسترده‌تر همچون دو یا سه ماه، اطلاعاتی را به‌دست می‌آورید که هیچ دکتری هم قادر نیست آن را در اختیار شما بگذارد!

هواوی GT2 حتی می‌تواند یک محرک برای افزایش تحرک و سلامتی شما باشد، چرا که با اطلاع از وضعیت خود، تلاش می‌کنید که آن را به سوی حالت بهتری پیش برده و ساعت هم به شما در این امر کمک می‌کند. مثلا در حرکات ورزشی یا رفتن به باشگاه، یک راهنمای صوتی، گام به گام با شما حرکت می‌کند و یا اگر ضربان قلب یا میزان استرس‌‌تان دارای تغییرات بیش از حدی باشد، اخطار می‌دهد که مراقب باش، ما می‌خواهیم تا ۱۲۰ سالگی در کنار یکدیگر زندگی کنیم!

یک گزینه دیگر که در GT2 دوست داشتم، امکان مکالمه آن بود، به نحوی که بسیاری از مکالمات کوتاه را به‌خصوص وقتی که گوشی در اطرافم نبود، با آن انجام می‌دادم و صدا هم با کیفیت مناسبی به گوشم می‌رسید، از آنجایی که طرف دیگر هم هیچ غری نمی‌زد که چه گفتی یا بلندتر بگو، متوجه می‌شدم که او هم از این مکالمه کوتاه‌مان راضی است و احتمالا متوجه نشده که با وی از طریق گوشی حرف می‌زنم یا ساعت هوشمند!

حتما با خودتان می‌گوید که همه این تجربیات شد خوبی و بالاخره هر عشقی هر چند کامل، دارای نواقصی نیز است و در این ارتباط پاسخ من هم مثبت است! نوتیفیکیشن‌هایی که ساعت در ارتباط با اپلیکیشن‌های مختلف نشان می‌دهد، چندان کامل نیست و حتی نحوه دسترسی به آن نیز جذابیت ندارد، به‌طوری که خیلی اوقات برخی از آن‌ها را از دست داده و جستجو در میان انبوه نوتیف‌ها هم چندان راحت و دوست داشتنی نیست. در روزهای اول هم که GT2 اصلا با فونت فارسی میانه‌ای نداشت و به جای نمایش حروف، فضای خالی نمایش می‌داد! امری که خوشبختانه با آپدیت آن خیلی سریع برطرف شد ولی در نشان دادن آیکون‌های مختلف که در شبکه‌های اجتماعی کاربرد زیادی دارند، GT2 همچنان به نمایش یک فضای خالی اکتفا کرده و همچون فیلم‌های با انتهای باز، قضاوت درباره شکلک ارسال شده را به مخاطبش می‌سپارد!

چرا تمام نمی‌شوی؟

به‌خاطر دارم اولین باری که ساعت را به دستم بستم، در حدود ۷۰درصد باتری داشت، چند ساعتی گذشت و به آن نگاهی انداختم، دیدم به ۶۸درصد رسیده، باز ساعاتی بعد نگاه کردم و دیدم عددش به ۶۷ درصد رسیده است، در صورتی‌که طی همین زمان شارژ گوشی‌ام از ۹۰ درصد به ۳۰ درصد کاهش یافته بود و من متعجب که چرا این ساعت علی‌رغم فعالیت همه سنسورهایش، باتری‌اش کم نمی‌شود! حتی برای لحظه‌ای به ذهنم رسید که شاید خراب است و مانند محصولاتی که باتری خراب دارند، ناگهان دستگاه خاموش می‌شود و یا اعلام خالی شدن باتری می‌دهد.

چند روزی گذشت و ادامه یافتن روند کاهش باتری با همان سرعت اولیه، به من ثابت کرد که معجزه‌ای رخ داده و حالا دیگر مجبور نیستم که همچون گذشته علاوه بر نگاه کردن به زمان، دایما شارژ باتری را هم چک کنم و گاهی اوقات به خاطر این غفلت، ساعتی خاموش بر دستانم داشته باشم. نخستین باری که GT2 را به شارژر خودش متصل کردم، دقیقا یک هفته بعد بود که ۷۰درصد باتری رو به اتمام بود و آن لحظه جدایی از یار که پیش‌تر اشاره کرده بودم، فرا رسید! با آنکه استفاده من از GT2 در حد نرمال و حتی کمی بیش از معمول (به‌خاطر بررسی) بود، اما اسمارت واچ هواوی نشان داد که به‌راحتی قادر است تا با یک بار شارژ شدن، حداقل ۱۰ روزی را در کنارتان بوده و لحظات شادی را با دوری از شارژر در کنار یکدیگر بگذرانید.

این عملکرد جذاب را که به‌شخصه بارزترین ویژگی GT2 در مقایسه با رقبای قدرتمندی چون اپل واچ و گلکسی واچ می‌دانم، بایستی مرتبط با هماهنگی بسیار عالی سیستم عامل و چیپست سخت‌افزاری هواوی دانست که دست‌پخت چینی‌ها را تبدیل به یک کباب خوشمزه برای ما ایرانی‌ها، سوشی جذاب برای ژاپنی‌ها، استیک آب‌دار برای آمریکایی‌ها و پیتزای عالی برای ایتالیایی‌ها کرده است، چرا که طعم این همه شارژ طولانی مدت برای هر کاربری دلپذیر بوده و پاشنه آشیل ساعت‌های هوشمند در مواجهه با نمونه‌های سنتی را تا حد زیادی برطرف ساخته است.

سخن پایانی

بدون هیچ‌گونه اغراقی باید بگویم که هواوی GT2 محبوب قلب و مچ دست من است! شاید سیستم عامل آن به‌قدری که باید و شاید تحت تاثیرم قرار نداد و حتی گاهی اوقات سبب شد که گوشه اخمی به آن بیاندازم اما عملکرد فوق‌العاده باتری، سنسورهای فراوان، هماهنگی کامل با اپلکیشن Health و ظاهر دوست‌داشتنی‌اش باعث گردید که دل به آن بسته و تصمیم بگیرم که به‌این راحتی‌های از این زیبای کار راه انداز جدا نشوم (دقایقی بعد از طرف هواوی: لطفا اگر کار بررسی‌‌تون تموم شده، ساعت رو پس بدید. من: فرار با GT2 به خارج از کشور!).

هواوی واچ GT2 در حال حاضر وارد کشورمان نیز شده است و قیمتی که می‌توان برای آن پیش بینی کرد، با توجه به سایز و جنس بند آن بین ۲ تا ۳ میلیون تومان متغیر خواهد بود، بهایی که نسبت به اسمارت واچ اپل ارزان‌تر است و در رده محصولات پریمیومی چون گلکسی واچ اکتیو سامسونگ قرار می‌گیرد.

نوشته بررسی ساعت هوشمند هواوی واچ GT2: عمر ابدی! اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی هواوی Y9 پرایم مدل ۲۰۱۹: آغاز عصر جدید هواوی

چندین سال پیش و در ابتدای راه تلفن‌‌های همراه هوشمند بود که تنها چند شرکت بزرگ تمامی بازار را به خود اختصاص داده بودند ولی با گذشت زمان، نام‌هایی مانند هواوی ثابت کردند که لازم نیست که پیشینه‌ای بسیار بزرگ در رده فناوری داشته باشید تا بتوانید آن چیزی که مشتری از یک تلفن همراه را می‌خواهد، به او ارائه کنید و همین امر نیز نشان دهنده این موضوع است که این کمپانی چینی به خوبی مسیر رسیدن به اوج را سپری کرده است.

این شرکت در طول هر سال چندین مدل مختلف از تلفن‌های همراه رده‌های ارزان قیمت، میان رده و حتی پرچمداران بزرگ را عرضه می‌کند و یکی از محصولاتی که در طول چند سال اخیر با استقبال مشتریان هواوی روبرو شده است، سری Y9 بوده است. این سری، محصولاتی با کیفیت و امکانات نسبتا مناسب هستند که در دو نوع معمولی و پرایم به بازار عرضه می‌شوند. بر اساس رسم همیشگی هواوی، سال جاری میلادی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و شاهد عرضه هواوی Y9 پرایم مدل 2019 به بازار بودیم.

چندی پیش در آی‌تی‌رسان شاهد جعبه گشایی از این محصول بودیم و امروز پس از نزدیک به دو هفته بررسی دقیق و آزمایش کیفیت خروجی و عملکرد این تلفن همراه، با نقد و بررسی دقیق هواوی Y9 پرایم مدل 2019 همراه شما هستیم تا نشان بدهیم که چه چیزهای در این محصول وجود دارند که می‌تواند شما را برای خریدش متقاعد کند و در نهایت این‌که آیا هواوی Y9 پرایم مدل 2019 باید در لیست خرید شما وجود داشته باشد یا خیر.

طراحی: زمانی برای دلبری پلاستیک

وقتی که مبحث طراحی ظاهری به میان می‌آید، واقعا کار نقد و بررسی یک تلفن همراه هوشمند سخت و سخت‌تر می‌شود زیرا استاندارد زیبایی ظاهری به تدریج در تمام جهان در محدوده‌ای کوچک‌تر خلاصه می‌شود و تقریبا تمامی تلفن‌های همراه هوشمند جهان دارای ظاهری نسبتا شبیه به هم شده‌اند. با این وجود که هواوی Y9 پرایم مدل 2019 یک محصول ارزان قیمت محسوب می‌شود، به شخصه آن را در سطح یک میان رده می‌دانم زیرا کیفیت ظاهری و عملکرد این دستگاه به میان‌رده‌ها نزدیک‌تر است. این موضوع در طراحی ظاهری هواوی Y9 پرایم مدل 2019 نیز به چشم می‌خورد و شاید بتوان اولین جنبه از طراحی ظاهری این تلفن همراه که بهترین خروجی را دارد، رنگ‌بندی آن دانست.

این تلفن همراه هوشمند در سه رده رنگ مختلف به بازار عرضه شده است که هر سه رنگ، بسیار زیبا و جذاب از کار درآمده‌اند. نخستین رنگ که ساده‌ترین این فهرست است، رنگ سیاه یا به قول هواوی، مشکی نیمه‌شب است. دومین رنگ آبی یاقوت کبود بوده و سومین رنگ نیز سبز زمردی است که نسخه‌ای که در اختیار آزمایشگاه آی‌تی‌رسان قرار دارد نیز از این رنگ است. هر سه نمونه دارای کیفیت بصری بسیار مناسبی هستند و یک نکته جالب در رنگ بدنه آن‌ها وجود دارد؛ تقریبا دو سوم پایینی رنگ بدنه، چند پرده از یک سوم بالایی آن پر رنگ‌تر است و این امر به این معنی است که در زاویه‌های دید مختلف، رنگ بدنه هواوی Y9 پرایم مدل 2019‌ ممکن است برای شما تیره یا روشن به‌نظر برسد.

وقتی که از مبحث رنگ گذر کنیم، باید نگاهی به ابعاد بدنه از نظر اعداد و ارقام بیندازیم. هواوی Y9 پرایم مدل 2019 دارای یک نمایشگر 6.59 اینچی است که این امر به معنای ابعاد بزرگ بدنه است. این نمایشگر بزرگ موجب شده که طول بدنه این محصول، 16.4 سانتی‌متر باشد و عرض آن نیز 7.7 سانتی‌متر است. با توجه به این ابعاد بزرگ می‌توان انتظار داشت که دستگاه چندان راحت در دست شما جای نگیرد ولی اگر دستان بسیار کوچکی نداشته باشید، به‌هیچ عنوان برای استفاده از هواوی Y9 پرایم مدل 2019 با مشکل روبرو نخواهید شد و این امر به لطف خمیدگی اندکی است که در لبه‌های کناری دستگاه به چشم می‌خورد. این لبه‌ها در حقیقت به نحوی طراحی شده‌اند که نرمی کناره آن‌ها به یک سطح کاملا صاف در اطراف دستگاه منتهی می‌شود و لبه صاف موجب خواهد شد که بتوانید دستگاه را به صورت کاملا مستحکم در دست بگیرید و صافی لبه‌ها نیز منجر به عدم درد گرفتن دست شما خواهد شد. ضخامت این دستگاه نیز اندکی کمتر از 9 میلی‌متر است که رقم نسبتا مناسبی محسوب می‌شود و علی‌رغم فاصله زیاد این مقدار با نازک‌ترین محصولات جهان، باز هم شاهد یک دستگاه نسبتا ظریف هستیم.

از نظر جنس و سایر مشخصات بدنه نیز باید گفت که Y9 Prime 2019 در بخش جلویی کاملا از شیشه استفاده کرده و در بخش پشتی بدنه نیز از پلاستیک استفاده شده است که روش چندان مرسومی در طراحی تلفن‌های همراه امروزی نیست. با این وجود استفاده از پلاستیک به جای یک بدنه فلزی موجب شده که وزن کلی دستگاه نیز به‌صورت محسوسی کاهش پیدا کند و به تنها 197 گرم برسد که این وزن برای محصولی که ابعادی به این بزرگی دارد، رقم بسیار مناسبی است. برای درک بهتر این سبک بودن به مقایسه وزن هواوی Y9 پرایم مدل 2019 با چند محصول هم اندازه عرضه شده در سال 2019 میلادی می‌پردازیم:

آی‌فون 11 پرو مکس با ابعاد نمایشگر 6.5 اینچی و بدنه استیل خود وزن 226 گرمی دارد و وان پلاس 7 پرو نسخه عادی و نسخه مک لازن نیز با نمایشگر 6.67 اینچی و بدنه شیشه‌ای خود وزنی 206 گرمی را در خروجی خود ارائه می‌کنند. البته باتری نیز در وزن دستگاه بسیار موثر است ولی باتری آی‌فون تقریبا 400 میلی آمپرساعت ضعیف‌تر بوده و باتری وان پلاس 7 نیز تقریبا برابر با باتری هواوی Y9 پرایم مدل 2019 است.

در بخش پایینی بدنه هواوی Y9 پرایم مدل 2019 شاهد حضور درگاه یواس‌بی نوع C در مرکز هستیم و در سمت راست آن خروجی صوتی دستگاه و در سمت چپ نیز یک حسگر به همراه جک وروردی هدفون جای خوش کرده‌اند. در سمت چپ بدنه هیچ دکمه یا المان ارتباطی خاصی وجود ندارد ولی در سمت راست بدنه شاهد وجود دکمه‌های روشن و خاموش کردن دستگاه و کنترل صدا در یک سوم بالایی دستگاه هستیم. یکی از المان‌های بسیار مهم در طراحی ظاهری هواوی Y9 پرایم مدل 2019 به بخش بالایی آن برمی‌گردد. در بخش بالایی دستگاه در سمت راست شاهد وجود یک حسگر کوچک هستیم و در کنار آن نیز درگاه ورودی سیم‌کارت وجود دارد ولی درست در سمت چپ، یک ویژگی متفاوت و جذاب را شاهد خواهید بود: دوربین پاپ آپ یا کشویی این دستگاه در این بخش جا خوش کرده است. این دوربین سلفی در زمان نیاز به صورت خودکار از جای خود بیرون می‌آید و علی‌رغم اینکه دوربین‌های کشویی چندان جدید نیستند ولی حضور آن‌ها بر روی دستگاهی در این رده قیمت می‌تواند بسیار هیجان‌انگیز باشد. در زاویه دید پشتی این مدل نیز شاهد حضور حسگر اثر انگشت در وسط بخش بالایی بوده و در گوشه بالای سمت چپ نیز شاهد قرار گیری سه دوربین هستیم که دو مورد از آن‌ها در یک قاب مشترک قرار دارند و حسگر سومی اندکی پایین تر جای خوش کرده است. در زیر دوربین نیز فلش عکاسی مشاهده می‌شود.

در مجموع باید گفت که کیفیت بدنه و طراحی ظاهری این گوشی فاقد عناصر انقلابی و منحصر به فرد است ولی دوربین پاپ‌آپ، رنگ‌بندی بسیار زیبا، سبک و خوش دست بودن موجب می‌شود که عیب اصلی طراحی ظاهری آن یعنی استفاده از پلاستیک، چندان به چشم نیاید و باید طراحی ظاهری این اسمارت‌فون را در جایی بین قابل قبول تا خوب (بیشتر نزدیک به خوب) ارزیابی کرد.

نمایشگر: معمولی بودن با حال و هوایی نزدیک به سطح بالا

نمایشگر هواوی Y9 پرایم مدل 2019 از نوع ال‌سی‌دی LTPS IPS است و قاعدتا از کیفیت خروجی آن استانداردی انتظار می‌رود که همه ما بر روی محصولات میان رده شاهد آن بوده‌ایم. این نمایشگر 6.59 اینچی در نوع خود و کالاهای هم‌رده، یکی از بهترین‌های سال بوده است. این نمایشگر در نخستین نگاه، کیفیت تصویری بسیار مناسبی را به شما ارایه می‌کند. نور نمایشگر در سطح بسیار خوبی قرار دارد ولی یکی از نکات بسیار مهمی که در کار کردن شاهد آن بودم، وضعیت تنظیم نور خودکار نمایشگر است. این نمایشگر در شرایطی که نور نمایشگر تا انتها زیاد است، کیفیت بسیار خوبی را از نظر رنگ و نور ارایه می‌کند ولی وقتی که نور کم می‌شود، استفاده از نمایشگر تا حدی برای چشمانم خسته کننده بود. البته این امر به هیچ عنوان بر روی رنگ خروجی نمایشگر تاثیرگذار نبود بلکه رنگ‌ها در هر شرایطی بسیار خوب و زنده به نظر می‌رسیدند و به همین دلیل نیز کیفیت خروجی این نمایشگر از نظر رنگ بسیار مناسب بوده ولی از نظر نور رضایت شخصی‌ام را کسب نکرد و در بیشتر موارد مجبور به استفاده از نمایشگر با حداکثر نور بودم که این امر به صورت مستقیم بر روی مصرف باتری تاثیر خواهد گذاشت.

رزولوشن خروجی نمایشگر نیز 2340 در 1080 پیکسل است که یک رقم استاندارد در محدوده فول اچ‌دی پلاس محسوب می‌شود. این نمایشگر یکی از برترین موارد منحصر‌به‌فرد این تلفن همراه را رقم زده است زیرا تمامی جلوی بدنه را پوشانده و هیچ شیاری در بالا یا پایین نمایشگر وجود ندارد. با این شرایط شاهد پوشش 84.3 درصدی نمایشگر از بخش جلویی بدنه هستیم. شاید با خودتان فکر کنید که این رقم برای نمایشگری که تمامی جلوی بدنه را پوشانده چندان جالب نیست و این امر تا حد زیادی درست است ولی علت اصلی این موضوع، حاشیه نسبتا ضخیم پایین بدنه است که تقریبا 3 الی 4 میلی‌متر فضای مشکی ایجاد کرده است.

نسبت تصویر این نمایشگر، 19.5 به 9 است که ظاهری کشیده و جذاب را به وجود آورده است. با توجه به نرخ خروجی تصویر از نظر رزولوشن و ابعاد می‌توان به این نتیجه رسید که در هر اینچ از این نمایشگر، 391 پیکسل خروجی وجود دارد. خروجی رنگ این تلفن همراه شامل 16 میلیون رنگ است که یک رقم استاندارد و مناسب برای این گوشی را رقم زده است. البته علی‌رغم این محدودیت، عملکرد نمایشگر در زیر نور آفتاب تقریبا مناسب است. در مجموع باید گفت که کیفیت نمایشگر این تلفن همراه، در نوع خود مناسب است ولی به‌هیچ عنوان با نمایشگرهای ال‌ای‌دی قابل رقابت نیست. البته این امر به معنای ضعف نمایشگر نیست بلکه باید گفت که در میان نمایشگرهای ال‌سی‌دی، کیفیت خروجی هواوی Y9 پرایم مدل 2019 در میان گزینه‌های بسیار خوب است.

سخت‌افزار: کافی برای همه کم برای حرفه‌ای‌ها

وقتی که یک تلفن همراه هوشمند در رده محصولات قیمت پایین را در اختیار می‌گیرید، انتظارات شما نسبت به سخت‌افزار باید معقول و تا حدی محدود باشد. هواوی Y9 پرایم مدل 2019 از نظر سخت‌افزار به‌صورت کاملا طبیعی بالاتر از رده وزنی خود حاضر شده و به خوبی کیفیت فنی مورد انتظار بیشتر کاربران را ارایه می‌کند.

پردازنده موجود بر روی هواوی Y9 پرایم مدل 2019، یک پردازنده ساخته شده توسط شرکت تابعه هواوی یعنی های‌ سیلیکون است. چیپست این تلفن همراه هوشمند کایرین 710F است که در رده معماری 12 نانومتری قرار می‌گیرد. این پردازنده دارای هشت هسته پردازشی بوده که چهار مورد از آن‌ها کورتکس A-73 با توان 2.2 گیگاهرتز است و 4 مورد دیگر نیز کورتکس A-53 با فرکانس 1.7 گیگاهرتز هستند. این پردازنده از نظر توان و کیفیت اجرایی خود در رده‌ای نزدیک به بیشتر پردازنده‌های میان‌رده و پایین رده مدیاتک قرار می‌گیرد و توانایی انجام بیشتر کارهای عمومی کاربران را دارد. با این وجود بررسی آماری پردازنده بدون معیار مقایسه چندان قابل درک نخواهد بود و به همین دلیل نیز به سراغ اجرای دو بنچ‌مارک اصلی و مرجع AnTuTu و GeekBench بر روی این دستگاه رفتیم تا ببینیم که این محصول در آزمون‌های رسمی خود چگونه عمل می‌کند.

در بخش تک‌هسته‌ای بنچ مارک GeekBench نسخه 5 شاهد عملکرد متوسطی از هواوی Y9 پرایم مدل 2019 هستیم و این تلفن همراه موفق به کسب امتیاز 322 در این بخش شده است که در مقام مقایسه، این دستگاه را در کنار محصولاتی مانند هواوی پی اسمارت Z و گلکسی S7 Edge قرار می‌دهد. این بنچ‌مارک در بخش چندهسته‌ای نیز نتایج چندان درخشانی برای این تلفن همراه به همراه نداشته است و بر اساس خروجی اجرای آن بر روی هواوی Y9 پرایم مدل 2019 شاهد کسب امتیاز 1344 بودیم که این محصول را ‌هم‌رده با محصولاتی مانند سامسونگ گلکسی A9 نسخه 2018 و آنر 10 قرار می‌دهد.

در بنچ‌مارک Antutu نیز عملکرد پردازنده گرافیکی این دستگاه یعنی مالی G51 – MP4 مورد ارزیابی قرار می‌گیرد که اجرای این بنچ‌مارک بر روی دستگاه موجب شد تا امتیاز 161060 بر روی این تلفن همراه ثبت شود. این رقم در نسخه 8.1.7 این بنچ‌مارک به دست آمد و نشان دهنده این بود که دستگاه عملکرد گرافیکی تقریبا مشابهی با بیشتر محصولات هواوی در این رده داشته است و محصولاتی مانند هواوی پی اسمارت Z، هواوی P30 لایت در رده‌های پایین‌تر از آن قرار می‌گیرند و اندکی بالاتر از هواوی Y9 پرایم مدل 2019 نیز شاهد حضور Realme 5 و شیائومی Mi A2 هستیم.  به‌صورت کلی باید عملکرد گرافیکی این دستگاه را در جایی بین متوسط و ضعیف ارزیابی کرد. البته اجرای بسیاری از باز‌ی‌ها بر روی این تلفن همراه هوشمند به راحتی قابل انجام بود ولی در اجرای بازی‌های سنگینی مانند The walking dead: No man’s land شاهد داغ شدن بخش پشتی دستگاه بودیم که با توجه به انتقال حرارتی کمتر بدنه پلاستیکی، نشان‌ دهنده این است که اجرای اپلیکیشن‌های گرافیکی نسبتا سنگین بر روی این تلفن‌ همراه هوشمند در بلند مدت می‌تواند برای این دستگاه آسیب‌رسان باشد.

هواوی Y9 پرایم مدل 2019 هواوی Y9 پرایم مدل 2019

میزان رم موجود بر روی هواوی Y9 پرایم مدل 2019 برابر با 4 گیگابایت است که برای این پردازنده و کارت گرافیکی، رقمی مناسب و کافی به‌نظر‌ می‌رسد. در بیشتر موارد خود سیستم عامل حدود 30 درصد از کل رم را اشغال کرده است ولی حجم باقی مانده از رم برای انجام بیشتر کارهای روزمره کاملا کافی است. البته نکته مهم این است که در تمام مدتی که با این دستگاه کار می‌کردم، یک بار هم با کمبود رم و کند شدن دستگاه به این علت روبرو نبودم.

حافظه داخلی محصول هواوی نیز 128 گیگابایت است که تقریبا برای بیشتر کاربران کافی بوده ولی با توجه به دوربین با کیفیت این تلفن همراه، ممکن است به سرعت شاهد پر شدن این حافظه باشید و به همین علت نیز امکان افزوده شدن حجم حافظه داخلی از طریق کارت حافظه میکرو اس‌دی وجود دارد و حجم قابل افزایش برابر با 1 ترابایت است که البته قیمت یک کارت حافظه یک ترابایتی بسیار بالا خواهد بود و شما به همان نمونه‌های 64 یا 128 گیگابایتی قناعت کنید!

در مجموع باید عملکرد این تلفن همراه در بخش سخت‌افزار را با توجه به رده قیمتی آن بسیار مناسب دانست. به‌صورت بدیهی هواوی Y9 پرایم مدل 2019 قابلیت رقابت سخت‌افزاری با محصولات نیرومند بازار را ندارد ولی در رده کاری خودش امکانات بسیار خوب و استانداردی را به کاربران ارایه می‌کند.

دوربین: لذت عکاسی با جیبی که خالی نشده

دوربین تلفن‌های همراه هوشمند در سال‌های آخر دهه جاری به نحوی پیشرفت داشت که تمامی تعاریفی که پیش از این به عنوان استاندارد دوربین خوب مطرح بود، دستخوش تغییر کرد. امروزه تنها عدد مگاپیکسل مقابل دوربین به عنوان تعریف اولیه کیفی آن محسوب نمی‌شود بلکه تعداد سنسورهای تعبیه شده روی دستگاه نیز یک عنصر مهم برای یک تلفن همراه هستند. هواوی Y9 پرایم مدل 2019 با ارائه کردن یک دوربین سه‌گانه به خوبی توانسته است تا انتظارات را در این بخش برآورده کند. سه سنسور موجود بر روی این تلفن همراه هوشمند به ترتیب 16، 8 و 2 مگاپیکسل خروجی دارند که از نظر آماری چندان نیرومند به نظر نمی‌رسند ولی خروجی نهایی آن‌ها بسیار مناسب و خوب است. حسگر اول و 16 مگاپیکسلی برای برداشت تصاویر اصلی طراحی شده است و سنسور 8 مگاپیکسلی برای تصاویر اولتراواید یا بسیار عریض مورد استفاده قرار می‌گیرد و در نهایت نیز دوربین 2 مگاپیکسلی به عنوان حسگر عمق تصاویر ظاهر می‌شود.

تصاویر برداشت شده توسط این دوربین به نسبت بسیار عالی و شگفت‌انگیز هستند. رنگ‌ها در تصاویر برداشت شده توسط این دوربین به خوبی با تصاویر محیط طبیعی سوژه عکس یکسان بودند و نور محیط نیز به خوبی برداشت می‌شد. یکی از نکات بسیار مهم درباره این دوربین، وجود هوش مصنوعی برای آن است که موجب می‌شود تا بتوانید به‌راحتی به تنظیمات پیش‌فرض دسترسی داشته باشید که برای سوژه عکس شما مناسب هستند. در این میان این هوش مصنوعی در شناسایی مواردی مانند عکس پرتره، عکس گروهی، طبیعت، آسمان و چند مورد دیگر به خوبی عمل کرد ولی در شناسایی سگی که در مسیر گردش من قرار داشت، نتوانست عملکرد درستی داشته باشد که نشان می‌دهد این قابلیت هوش مصنوعی بی نقص نیست. البته امکان بهینه‌سازی این قابلیت با کمک به‌روزرسانی نرم‌‌افزاری در آینده وجود خواهد داشت و نمی‌توان این مورد را یک ایراد دانست بلکه بر اساس محدوده قیمت هواوی Y9 پرایم مدل 2019 باید این هوش مصنوعی را یک ویژگی مناسب برای دستگاه دانست.

هواوی Y9 پرایم مدل 2019

هواوی Y9 پرایم مدل 2019 هواوی Y9 پرایم مدل 2019 هواوی Y9 پرایم مدل 2019

قابلیت‌های متعددی برای عکس‌برداری با دوربین اصلی هواوی Y9 پرایم مدل 2019 قرار گرفته‌اند. به غیر از برداشت تصاویر عادی؛ تصاویر پرتره، پانوراما، تایم لپس، تصویر آهسته، HDR و تصاویر با قابلیت تنظیم دیافراگم نیز بر روی این دستگاه قابل دسترسی هستند. همچنین می‌توانید لذت عکس‌برداری با وضعیت واقعیت افزوده را نیز بر روی هواوی Y9 پرایم مدل 2019 تجربه کنید. در استفاده از این قابلیت با دوربین اصلی شاهد عملکرد خوبی هستیم ولی وقتی که از واقعیت افزوده روی دوربین سلفی استفاده می‌کنیم، شناسایی لبه سوژه عکس و محیط واقعیت افزوده معمولا دارای دقت پایینی بوده و یک حاشیه تیره اضافه دور فرد حاضر در عکس ایجاد می‌شود. تصویر برداری به صورت حرفه‌ای نیز برای این دوربین وجود دارد که در آن می‌توانید تنظیمات مورد نیاز خود را بر روی عدسی‌های دستگاه اعمال کرده و حسگرها را برای سوژه مورد نیاز خود تنظیم کنید ولی اگر با هنر عکاسی چندان آشنا نیستید، بهتر است زیاد به سراغ این وضعیت نروید زیرا ممکن است نتایج مد نظر شما به دست نیامده و تنها با کار کردن با تنظیمات، گیج شوید. علاوه بر این موارد، قابیلت‌های اولیه و بدیهی مانند زیباسازی صورت نیز بر روی این تلفن قابل دسترسی هستند. فیلم‌برداری با دوربین اصلی هواوی Y9 پرایم مدل 2019 تنها با 4 وضعیت قابل انجام است که شامل کیفیت 1080p با دو نرخ فریم 30 و 60 فریم بر ثانیه با نسبت خروجی 19.2 به 9 و 16 به 9 است و در نهایت تصویر برداری با نسبت 16 به 9 و کیفیت 720p با نرخ 30 فریم برثانیه هستند.

یکی از بهترین قابلیت‌های دوربین هواوی Y9 پرایم مدل 2019، عکس‌برداری در محیط‌های کم نور بود. برای برداشت این نوع عکس می‌بایست اندکی دوربین را ثابت نگه دارید ولی در نهایت تصویر برداشت شده بسیار عالی و با نوری باورنکردنی برداشت خواهد شد. با توجه به این قابلیت، باید به یک نقطه ضعف بزرگ دروبین این مدل نیز اشاره کنیم؛ دوربین هواوی Y9 پرایم مدل 2019 از نظر کیفیت فلش عکاسی بسیار ناامیدکننده ظاهر شد و تصاویر برداشت شده با وضعیت تصویر برداری در نور کم، دارای کیفیتی به مراتب بهتر است تصاویر برداشت شده با نور فلش هستند.

دوربین سلفی هواوی Y9 پرایم مدل 2019 تنها از نظر ظاهری یک دوریبن منحصر به فرد است و در عمل خروجی تصاویر آن خوب ولی نه چندان عالی هستند. یک دوریبن سلفی 16 مگاپیکسلی تصاویر خوبی را برای شما به ارمغان خواهد آورد ولی دیگر خبری از عمق ویژه و تصویرهای خاص دوربین اصلی نخواهد بود زیرا تنها یک سنسور بار همه کارها را به دوش می‌‌کشد. فیلم‌های قابل برداشت با دوریبن سلفی این تلفن همراه هوشمند نیز به خوبی دوربین اصلی هستند و در مجموع باید گفت که دوستداران عکاسی و کسانی که دوست دارند یک تلفن همراه متفاوت داشته باشند، با استفاده از این دوربین لذت زیادی خواهند برد زیرا علی‌رغم عکاسی با کیفیت مناسب، قیمت آن کیف پول و حساب بانکی شما را خالی نخواهد کرد!

باتری: عملکرد مطمئن

باتری تعبیه شده روی هواوی Y9 پرایم مدل 2019، 4 هزار میلی آمپر ساعت ظرفیت دارد و در عمل بیشتر کاربری‌های شما را به خوبی تامین می‌کند. با توجه به استفاده از نمایشگر ال‌سی‌دی و مصرف نسبتا کم پردازنده، عملکرد خوبی از این باتری را شاهد هستیم زیرا این تلفن همراه هوشمند در وضعیت عدم استفاده از سیم‌کارت برای اتصال به اینترنت و یک مصرف عادی روزانه، برای مدت زمانی نزدیک به 3 روز به کار کردن ادامه داد. در طول این مدت فعالیت‌هایی مانند عکس برداری، وب‌گردی با کمک شبکه وای‌فای و اندکی بازی کامپیوتری بر روی این دستگاه اعمال می‌شدند و به همین دلیل نیز نباید این مورد را معیاری دقیق برای استفاده عمومی کاربران دانست ولی در زمانی که به شبکه 4G وصل شدیم و با سیم‌کارت‌ روی دستگاه شروع به دریافت سیگنال کردیم، این باتری عیار واقعی خود را نشان داد. باید گفت که هواوی Y9 پرایم مدل 2019 تقریبا عملکرد باتری خوبی دارد زیرا در طول 3 ساعت کار مداوم با دستگاه شاهد استفاده از 50 درصد باتری بودیم. در طول این مدت فعالیت‌هایی مانند استریم ویدیویی، حضور در اینستاگرام، دریافت استریم صوتی، بازی‌های کامپیوتری، فیلم‌برداری و غیره بر روی آن انجام شدند.

یکی از ایرادهای این دستگاه از نظر باتری را باید سرعت شارژ باتری آن دانست زیرا هواوی Y9 پرایم مدل 2019 فاقد شارژ سریع است. در مجموع باید گفت که باتری این مدل عملکرد خوبی دارد ولی جای کار برای بهبود باتری هنوز وجود داشته است که اصلی‌ترین مورد آن، استفاده از سرعت بالاتر برای شارژ است (انتظار شارژ بی‌سیم را نداریم!).

نرم‌افزار: نمادی از جنگ چین و آمریکا

سیستم عامل موجود بر روی هواوی Y9 پرایم مدل 2019، اندروید 9 است که با پوسته کاربری مشهور EMUI 9.1.0 عرضه شده است که تجربه خوبی را از کیفیت خروجی سیستم عامل به کاربران ارائه می‌کند. یکی از قابلیت‌های جالب این دستگاه، Simple mode یا همان وضعیت ساده است که منوها و دسترسی به امکانات دستگاه را بسیار ساده می‌کند. این امر موجب می‌شود که افراد نسبتا مسن و کسانی که میانه خوبی با فناوری ندارند، راحت با دستگاه کار کنند.

دیگر مورد بسیار مهم نرم‌افزاری روی این دستگاه، اپلیکیشن health است که یک سیستم کامل ردیابی سلامتی را به شما ارایه می‌کند. البته بخشی از این قابلیت‌ها تنها با اتصال به مچ‌بندهای ردیابی سلامت یا ساعت‌های هوشمند قابل دسترسی هستند ولی وجود همه این امکانات در قالب یک اپلیکیشن پیش‌فرض روی این دستگاه امری مثبت در زمینه نرم‌افزار است.

مهم‌ترین نکته‌ای که در بخش اپلیکیشن‌های هواوی Y9 پرایم مدل 2019 توجه من را به خودش جلب کرد، اپ استور هواوی بود و به کمک آن دیگر نیازی نیست که در جنگ هواوی و آمریکا قربانی شده و استرس بسته شدن پلی استور گوگل را داشته باشید. در این میان نکته بسیار مهمی که به چشم من آمد، عدم وجود نام ایران در لیست کشورهای قابل پشتیبانی بود که امیدوار هستم که این امر یک مورد موقتی باشد و به زودی حل شود. با تمامی این تفاسیر باید این قابلیت را آغازی بر عصر جدید هواوی دانست، عصری که به واسطه یک جنگ تجاری شکل گرفته است و هواوی در طول آن نشان داده که چطور باید تهدید را به فرصت تبدیل کرد.

در مجموع از نظر نرم‌افزاری، هواوی Y9 پرایم مدل 2019 دارای امکاناتی استاندارد و بسیار خوب است که موجب می‌شود کاربران آن کمبودی نسبت به دستگاه‌های نیرومند و رده بالای بازار حس نکنند.

سخن پایانی

در پایان این بررسی باید به این نکته اشاره کنیم که هواوی Y9 پرایم مدل 2019 یک تلفن همراه نیرومند و پیشرو نیست ولی تقریبا 90 درصد از کاربران جهان شاهد برآورده شدن نیازهای خود در این محصول خواهند بود. این دستگاه به نسبت سایر گوشی‌های دارای کیفیت مشابه، ارزان‌ است و همین امر می‌تواند نشان بدهد که چرا ایرادهای کلی آن در مقابله با قابلیت‌هایش به راحتی قابل چشم پوشی کردن هستند. اگر قصد خرید یک تلفن همراه با کیفیت مطلوب دارید ولی نمی‌خواهید هزینه زیادی متحمل شوید، به نظر من بهترین گزینه برای شما این است که هواوی Y9 پرایم مدل 2019 را در لیست خرید خود قرار بدهید.

نوشته بررسی هواوی Y9 پرایم مدل 2019: آغاز عصر جدید هواوی اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اسمارت‌فون موتورولا وان اکشن

موتورولا وان اکشن یک اسمارت‌فون اندرویدی مقرون‌به‌صرفه با قابلیتی نسبتا نامتعارف است. این گجت همانند هندست سامسونگ S10 از یک دوربین اکشن با میدان دید فوق‌عریض بهره می‌گیرد. این دوربین امکان ثبت تصاویر واضح حین دوچرخه‌سواری و حرکت را فراهم می‌کند.

موتورولا وان اکشن با برچسب قیمتی 3.149.000 تومانی، یک هندست ارزشمند به‌شمار می‌آید؛ با این‌حال شارژدهی باتری و کیفیت ساخت این گجت کمی با حالت ایده‌آل فاصله دارند. در ادامه به بررسی هندست جدید سری موتورولا وان از زوایای مختلف می‌پردازیم؛ محصولی که با گارانتی هما تلکام در کشورمان عرضه می‌شود.

  • طراحی

موتورولا وان اکشن یک گوشی ممتاز نیست و چنین ادعایی حداقل در مقایسه با گوشی موتورولا وان ویژن صادق خواهد بود. طی سالیان اخیر، کمپانی‌های موتورولا، هواوی و آنر در تولید برخی هندست‌های اقتصادی خود از پلاستیک استفاده کرده‌اند. فریم و پنل پشتی این هندست نیز از جنس پلاستیک ساخته شده است؛ با این‌حال شکل ظاهری گوشی کماکان چشم‌نواز به‌نظر می‌رسد. الگوی مشبک پنل پشتی گوشی علاوه بر زیبایی ظاهری مانع از سر خوردن آن در دست خواهد شد. حسگر اثرانگشت کلاسیک گوشی در مرکز بخش پشتی آن قرار دارد و عملکرد آن در مقایسه با هندست‌های هواوی و آنر هم‌رده خود اندکی کندتر است.

کلیدهای کنترلی فیزیکی در سمت راست بدنه گوشی و در موقعیتی مناسب قرار دارند. دکمه پاور کمی بالاتر از قسمت میانی و کلیدهای تنظیم میزان بلندی صدا نیز کمی بالاتر از آن تعبیه شده‌اند. این دکمه‌ها از اندازه و عملکرد فشاری نسبتا مناسبی برخوردار هستند. درگاه کارت حافظه در سمت چپ بدنه گوشی و دقیقا مقابل کلیدهای تنظیم بلندی صدا قرار دارد. این درگاه امکان به‌کارگیری 2 سیم‌کارت نانو یا یک سیم‌کارت به‌همراه کارت حافظه میکرو اس‌دی را فراهم می‌کند.

موتورولا وان اکشن به منظور شارژ باتری یا تبادل داده از یک درگاه USB-C در بخش تحتانی بهره می‌گیرد. یک بلندگوی منفرد به‌همراه میکروفون اصلی گوشی در 2 سمت درگاه شارژ قرار دارند. این هندست از نمایشگری با نسبت ابعاد 21:9 برخوردار است؛ لذا طراحی ظاهری آن بسیار کشیده به‌نظر می‌ر‌سد. این پدیده باعث می‌شود که استفاده از گوشی با یک دست دشوار باشد.

جک صوتی هدفون یکی از امکانات شاخص موتورولا وان اکشن به‌شمار می‌رود. طی سالیان اخیر، بسیاری از اسمارت‌فون‌های پیشرفته بدون جک 3.5 میلی‌متری هدفون روانه بازار شدند و بازگشت مجدد این درگاه احتمالا مایه خرسندی بسیاری از کاربران خواهد بود. بدین‌ترتیب در زمان اتصال هدفون‌ها به گوشی نیز کماکان می‌توان باتری دستگاه را شارژ کرد. بعلاوه کاربران بدون‌نیاز به هرگونه دانگل اضافی می‌توانند هدفون‌های سیمی باکیفیت خود را به گوشی متصل نمایند.

ساختار پلاستیکی پنل پشتی و جک صوتی هدفون 2 مشخصه‌ای هستند که نشان می‌دهند موتورولا وان اکشن در طیف محصولات مقرون‌به‌صرفه قرار دارد. نمایشگر حفره‌دار تمامی فضای قسمت جلویی دستگاه را به خود اختصاص داده است. با این‌حال اندازه حواشی اطراف نمایشگر و ناحیه مشکی‌رنگ پیرامون حفره در مقایسه با هندست‌هایی با دو برابر قیمت، بزرگ‌تر است. ابعاد گوشی معادل 161.1×71.2×9.2 میلی‌متر و وزن آن برابر با 176 گرم است. کسب گواهی حفاظتی IPX2 به‌معنای مقاومت گوشی در مقابل آب‌خوردگی‌های تصادفی است؛ با این‌حال بایستی از معلق نمودن گوشی در مایعات یا بردن آن به استخر خودداری نمود.

  • نمایشگر

موتورولا وان اکشن از یک نمایشگر 6.3 اینچی با پنل LCD، رزولوشن 1080×2520 پیکسل و نسبت ابعاد 21:9 بهره می‌گیرد. چگالی پیکسلی 435ppi و نسبت کنتراست 1200:1 نمایشگر نویدبخش نمایش تصاویر با وضوح بسیار بالاست. صرف‌نظر از چند ایراد جزئی، نمایشگر موتورولا وان اکشن از کیفیت بسیار مناسبی برخوردار است.

کیفیت نمایش رنگ‌ها بسیار مناسب بوده و کاربران با مراجعه به بخش تنظیمات دستگاه می‌توانند از میان 3 حالت نمایشی مختلف شامل Natural ،Boosted و Saturated یکی را انتخاب کنند. رنگ‌ها بسیار عمیق و چشم‌نواز هستند و از اشباع‌شدگی بیش از اندازه رنگ‌ها که بعضا در پنل‌های اولد مشاهده می‌شود؛ هیچ خبری نیست. با این‌حال در کلیه حالات، رنگ سفید کمی متمایل به آبی به‌نظر می‌رسد.

دید نمایشگر در فضاهای غیرمسقف به شکلی باورنکردنی مطلوب است. میزان روشنایی نمایشگر موتورولا وان اکشن با توجه به برچسب قیمتی آن بسیار مناسب به‌نظر می‌رسد. با تماشای نمایشگر از زوایای مختلف شاهد کم‌ترین میزان افت روشنایی هستیم؛ پدیده‌ای که کیفیت سخت‌افزاری نمایشگر به‌کارگیری شده را اثبات می‌کند.

البته این نمایشگر کاملا بی‌نقص نیست؛ مثلا حفره بزرگ تعبیه شده روی نمایشگر، فضای مفید جهت تماشای ویدیوها را محدود می‌کند. با 2 بار ضربه زدن بر روی نمایشگر و بزرگ‌نمایی تصاویر، حاشیه اطراف حفره حتی بزرگ‌تر نیز به‌نظر می‌رسد. در زمان پخش فیلم‌های سینمایی نیز نوارهای مشکی‌رنگ قابل‌توجهی در طرفین نمایشگر ظاهر خواهند شد.

حالت روشنایی خودکار یکی از مشخصه‌های بحث‌برانگیز موتورولا وان اکشن محسوب می‌شود. اگرچه حداکثر میزان روشنایی نمایشگر (459 نیت) مطلوب است؛ اما در برخی مواقع، میزان روشنایی نمایشگر سریعا کاهش پیدا می‌کند. این پدیده بعضا کاربران را ناچار می‌کند تا از طریق نوار اعلان نسبت به بازگردانی تنظیمات اقدام نمایند، در هنگام بررسی ما هم این موضوع کاملا مشهود بود، به‌شکلی گاهی احساس می‌کردم گوشی به‌خاطر کمبود باتری وارد حالت Power Saving شده است!

  • سخت‌افزار و عملکرد

توان پردازشی موتورولا وان اکشن از طریق پردازنده اگزینوس 9609 ساخت سامسونگ تامین می‌شود. این تراشه در اسمارت‌فون گلکسی A50 نیز مورد استفاده واقع شده و از 4 هسته کورتکس A73 با حداکثر فرکانس 2.2 گیگاهرتز و 4 هسته کورتکس A53  با فرکانس 1.6 گیگاهرتز میزبانی می‌کند. به‌علاوه سامسونگ در تولید این تراشه از فرآیند 10 نانومتری بهره گرفته است؛ اقدامی که به افزایش بهره‌وری انرژی در تراشه کمک می‌کند.

از جنبه کارآیی با یک محصول میان‌رده معمولی سروکار داریم. بارگذاری اپلیکیشن‌ها یا نمایش انیمیشن‌ها با کمی وقفه یا افت فریم انجام خواهد شد. فرامین ورودی از طریق نمایشگر نیز با کمی تاخیر پردازش می‌شوند؛ این وضعیت برای کاربرانی که پیش‌تر با یک گوشی پرچم‌دار کار کرده‌اند ملموس‌تر خواهد بود. با این‌حال عملکرد کلی دستگاه مطلوب بوده و حتی برخی بازی‌های مدرن نظیر Archero ،Shadow Fight 3 و Armajet نیز بدون مشکل اجرا می‌شوند.

حافظه داخلی 128 گیگابایتی این هندست برای ذخیره‌سازی آرشیو بزرگی از عکس‌ها، آهنگ‌ها، فیلم‌ها و بازی‌ها کفایت می‌کند. با این‌حال به لطف وجود درگاه کارت میکرو اس‌دی امکان ارتقای حافظه تا سقف 512 گیگابایت وجود دارد.

امتیاز موتورولا وان اکشن در تست بنچمارک گیک‌بنچ تا حدود زیادی به امتیازات اسمارت‌فون گلکسی A50 نزدیک هستند. امتیاز هندست گلکسی در تست پردازش تک‌هسته‌ای CPU اندکی بهتر است؛ اما در تست پردازش چندهسته‌ای، اختلاف امتیازات چندان چشمگیر نیست. حتی گوشی هواوی P30 لایت با تراشه کایرین 710 نیز در تست پردازش تک‌هسته‌ای کمی ضعیف‌تر از موتورولا وان اکشن عمل می‌کند. با این‌حال شاهد برتری ناچیز این هندست در تست پردازش چندهسته‌ای هستیم. اسمارت‌فون شیائومی Mi 9 SE عملکرد بهتری از خود ارائه می‌دهد؛ با این‌حال با توجه به برچسب قیمتی موتورولا وان اکشن لزوما نمی‌توان هندست شیائومی را به‌عنوان یک گزینه برتر قلمداد کرد. در بنچمارک آنتوتو نیز موتورولا وان اکشن کمی برتر از گلکسی A50 و هواوی P30 لایت ظاهر شده است.

به‌طور کلی موتورولا وان اکشن عملکردی هم‌تراز با بسیاری از رقبای خود ارائه می‌دهد. با این‌حال در بازه قیمتی مشابه، گزینه‌های ارزشمند دیگری نیز وجود دارند. به‌عنوان مثال، اسمارت‌فون شیائومی Mi 9 SE با برخورداری از تراشه اسنپ‌دراگون 710 و GPU قوی‌تر، گزینه قابل توجهی به‌شمار می‌رود.

  • دوربین

موتورولا وان اکشن مجهز به پیکره‌بندی دوربین پشتی سه‌گانه است. با این‌حال کاربران هنگام عکاسی قادر به تغییر میدان دید نبوده و صرفا بایستی به فاصله کانونی معمول 28 میلی‌متری بسنده نمایند. علت چنین وضعیتی این است که حسگر 5 مگاپیکسلی صرفا جهت سنجش عمق به‌کار گرفته می‌شود و دوربین 16 مگاپیکسلی دیگر نیز تنها برای ضبط ویدیوها قابل استفاده است. موتورولا احتمالا با توجه به عملکرد نه‌چندان دلچسب این حسگر در زمینه عکاسی ترجیح داده قابلیت عکاسی توسط آن‌را غیرفعال نماید.

موتورولا از ترفند چرخش 90 درجه‌ای حسگر دوربین عریض بهره گرفته است؛ بدین‌ترتیب کاربران حتی هنگام حمل گوشی به‌صورت عمودی نیز قادر به ضبط ویدیوها به شکل افقی خواهند بود. تغییر وضعیت میان این دوربین و دوربین اصلی هنگام عکاسی، برای کاربران کمی آزاردهنده است.

در واقع وظیفه اصلی دوربین 16 مگاپیکسلی، ضبط ویدیوهای فوق‌العاده پایدار با میدان دید عریض است. مقایسه عملکرد این دوربین با نمونه‌های استاندارد هنگام ضبط ویدیو در حال حرکت، عملکرد فوق‌العاده تکنیک تثبیت‌کننده نرم‌افزاری را اثبات می‌کند.

عملکرد دوربین اکشن گوشی واقعا پیشرفته است و اکثر نوسانات ناشی از دویدن یا حتی قدم زدن در زمان ضبط ویدیوها حذف می‌شوند. البته ویدیوهای ضبط شده کاملا روان نیستند؛ اما در مقایسه با انواع ضبط شده توسط دوربین‌های عادی از نوسانات کم‌تری برخوردار هستند. اگرچه این ویدیوها کمی تار به‌نظر می‌رسند؛ اما کماکان چشم‌نواز و کاربردی هستند.

دوربین دیگر دارای کاربری محدودتری است و به کاربران امکان می‌دهد تا با استفاده از حالت پرتره به ثبت تصاویر با پس‌زمینه مات بپردازند.

اپلیکیشن دوربین موتورولا وان اکشن دارای باگ‌های انگشت‌شماری است. استفاده از افکت تارشدگی بعضا مقدور نبوده و تصاویر مات شده کمی غیرطبیعی به‌نظر می‌رسند. مشخصا عملکرد دوربین در زمینه تفکیک سوژه‌ها نسبت به رقبای ساخت هواوی کمی ضعیف‌تر است. با این‌حال تصاویر پرتره ثبت شده در فواصل نزدیک کماکان از کیفیت قابل‌قبولی برخوردار هستند.

بسیاری از کاربران با خریداری یک اسمارت‌فون مجهز به دوربین پشتی سه‌گانه انتظار دارند که عکاسی در فواصل کانونی مختلف برای آن‌ها مقدور باشد. متاسفانه موتورولا وان اکشن از چنین قابلیتی بی‌بهره است؛ با این‌حال پس از مدتی کار کردن با این هندست اقتصادی متوجه عملکرد رضایت‌بخش دوربین خواهید شد. رنگ‌های ثبت شده توسط دوربین چشم‌نواز بوده و تصاویر تهیه شده در روشنایی روز نیز از وضوح و کنتراست مناسبی برخوردار هستند. در صورت بزرگ‌نمایی تصاویر، کیفیت آن‌ها تا حدود زیادی ثابت باقی می‌ماند؛ پدیده‌ای که از به‌کارگیری تکنیک‌های پردازش تصویر پیشرفته و برتری آن‌ها نسبت به نمونه‌های به‌کارگیری شده در برخی هندست‌های سامسونگی حکایت دارد. کلیه تصاویر ثبت شده فاقد هرگونه مات‌شدگی هستند؛ مشکلی که در بسیاری از هندست‌های مقرون‌به‌صرفه کاملا مشهود است. پردازش HDR نیز به‌صورت بسیار مطلوب انجام می‌شود. تصاویر ثبت شده در محیط‌هایی با روشنایی بسیار زیاد کماکان چشم‌نواز به‌نظر می‌رسند.

با این‌حال دوربین موتورولا وان اکشن همانند دوربین سایر هندست‌های مقرون‌به‌صرفه موتورولا دارای نقاط ضعفی است. تاخیر کم‌تر از 0.5 ثانیه‌ای شاتر، تجربه عکاسی آنی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. نورپردازی بیش از اندازه سوژه‌ها بدون وجود هرگونه عامل خارجی مانند آسمان، یکی دیگر از مشکلات دوربین این هندست به‌شمار می‌رود. بدین‌ترتیب کاربران جهت ثبت تصاویر موردنظر خود بعضا بایستی شدت نورپردازی را به‌صورت دستی تنظیم نمایند.

فوکوس در فواصل نزدیک نیز چنگی به دل نمی‌زند و برخی افراد ترجیح می‌دهند تا تنظیمات فوکوس دوربین را به‌صورت دستی تغییر دهند. کیفیت عکاسی شبانه نیز با حالت ایده‌آل فاصله دارد. کیفیت تصاویر ثبت شده توسط موتورولا وان اکشن در فضاهای مسقف با روشنایی مناسب، کاملا چشمگیر بوده و حتی در مقایسه با پرچم‌دارانی نظیر سامسونگ گلکسی نوت 10 پلاس نیز ابدا ناامیدکننده نیست. با این‌حال چنین وضعیتی هنگام ثبت مناظر خیابانی در شب‌ها صادق نیست و افزایش میزان نوردهی به‌صورت دستی نیز در حل این مشکل چندان کارساز نخواهد بود. در ادامه برخی از تصاویری که با دوربین این گوشی شکار کرده‌ایم، مشاهده می‌کنید.

به‌نظر می‌رسد که دوربین موتورولا وان اکشن همانند بسیاری از هندست‌های اقتصادی پیشرفته‌تر پیشین از سخت‌افزار مناسبی بهره می‌گیرد؛ اما نرم‌افزار دوربین فاقد توانایی لازم برای بهره‌برداری کامل از پتانسیل آن است. به‌عنوان مثال نرم‌افزار دوربین فاقد حالت شبانه اختصاصی است؛ با این‌حال با استفاده از دوربین اصلی گوشی کماکان قادر به ضبط ویدیوهای 4K هستیم.

موتورولا وان اکشن به‌صورت استاندارد قادر به ضبط ویدیوهای فول اچ‌دی با نرخ 30 فریم‌برثانیه است. در حالت فیلم‌برداری با کیفیت 4K، قابلیت تثبیت‌کنندگی از دسترس خارج می‌شود.

دوربین سلفی 12 مگاپیکسلی گوشی فاقد فلاش بوده و در محیط‌های تاریک از نور نمایشگر به‌عنوان فلاش استفاده می‌کند. با توجه به رده قیمتی دستگاه، عملکرد دوربین سلفی رضایت‌بخش است؛ با این‌حال تصاویر ثبت شده در فضاهای کم‌نور با مشکل حذف برخی جزئیات دست‌به‌گریبان هستند.

  • نرم‌افزار و رابط کاربری

موتورولا وان اکشن یکی از دستگا‌ه‌های مشارکت‌کننده در پروژه اندروید وان شرکت گوگل است؛ لذا این هندست از ورژن دستکاری نشده سیستم‌عامل اندروید پای بهره می‌گیرد.

این اسمارت‌فون از یک قابلیت پیمایشی اختصاصی موسوم به One Button Nav برخوردار است. با فعال‌سازی این مشخصه، یک دکمه کشیده در مرکز بخش پایینی نمایشگر ظاهر خواهد شد. عملکرد پیمایشی این دکمه به شرح زیر است:

یک‌بار لمس دکمه: بازگشت به هوم اسکرین گوشی
کشیدن دکمه به سمت بالا: نمایش منوی اپلیکیشن‌های اخیرا اجرا شده
کشیدن سریع دکمه به سمت چپ: شبیه‌سازی عملکرد دکمه بازگشت (back)
کشیدن سریع دکمه به سمت راست: بازگشت به آخرین برنامه اجرا شده

عملکرد این مشخصه کاملا مناسب بوده و در صورت عدم تمایل به استفاده از الگوی پیمایشی پیش‌فرض اندروید، می‌توان از قابلیت One Button Nav بهره‌برداری کرد. One Button Nav یکی از ژست‌های سفارشی تعریف شده در اپلیکیشن موتو به‌شمار می‌رود. با فعال‌سازی مشخصه karate chop، هنگام اجرای اپلیکیشن دوربین با حرکت نوسانی، فلاش خاموش یا روشن خواهد شد. این قابلیت حتی در صورت خاموش بودن نمایشگر نیز عمل خواهد کرد. تهیه اسکرین‌شات با استفاده از 3 انگشت یکی دیگر از ژست‌های کاربردی است. با این‌حال ژست‌های سفارشی تعریف شده در این هندست به اندازه گوشی‌های فاقد اندروید وان (نظیر مدل‌های سری G) متنوع نیستند.

بخش Moto Display صرفا دارای 2 گزینه است و آیتم مهم‌تر، Peek Display نام دارد. این مشخصه به لحاظ عملکرد با قابلیت نمایشگر همواره روشن متفاوت است. با فعال‌سازی گزینه Peek Display، اعلان‌ها بر روی نمایشگر گوشی ظاهر شده و کاربر قادر به بررسی آن‌ها روی لاک اسکرین دستگاه خواهد بود. به‌علاوه با در دست گرفتن گوشی، نمایشگر آن روشن خواهد شد. با فعال‌سازی مشخصه دیگر موسوم به Attentive Display، نمایشگر گوشی تا زمانی‌که کاربر به آن نگاه می‌کند؛ روشن خواهد ماند.

صرف‌نظر از این موارد تقریبا تمامی قسمت‌ها مشابه ورژن خام سیستم‌عامل اندروید پای گوگل هستند. نوار دسترسی سریع نیز از رنگ‌آمیزی سبز برخوردار است. امکانات امنیتی گوشی شامل اسکنر اثرانگشت و مشخصه فیس آنلاک است. عملکرد هر 2 مشخصه مطلوب ارزیابی می‌شود؛ با این‌حال بایستی به‌خاطر داشت که مشخصه فیس آنلاک صرفا از دوربین سلفی دستگاه استفاده کرده و فاقد فناوری اسکن سه‌بعدی است. بنابراین احراز هویت از طریق اسکنر اثر انگشت در مقایسه با روش فیس آنلاک به‌مراتب ایمن‌تر است.

رابط کاربری موتورولا از طراحی ساده‌ای برخوردار است. با این‌حال طرفداران ورژن خام سیستم‌عامل اندروید یقینا مجذوب آن خواهند شد. در مقابل افراد علاقه‌مند به قابلیت‌های سفارشی بیش‌تر احتمالا افزونه‌های رابط کاربری را بسیار ابتدایی و ناکافی می‌دانند. پیش‌تر در خصوص اسمارت‌فون وان ویژن نیز حرف و حدیث‌های مشابهی مطرح شد. اندازه و موقعیت حفره دوربین در گوشه فوقانی سمت چپ نمایشگر گوشی و ابعاد بزرگ نوار وضعیت، بخش قابل‌توجهی از فضای حقیقی نمایشگر را تلف می‌کنند؛ بنابراین موتورولا بایستی برای حل این مشکلات تلاش کند.

  • باتری

موتورولا وان اکشن همانند موتورولا وان ویژن از یک باتری 3500 میلی‌آمپرساعتی بهره می‌گیرد. به‌علاوه در ساخت این محصول از تراشه و نمایشگر مشابهی استفاده شده است؛ لذا انتظار می‌رود که شارژدهی باتری نیز کم‌وبیش با هندست وان ویژن یکسان باشد و واقعیت نیز موید همین موضوع است. تست‌های مبتنی بر نمایشگر از شارژدهی حدودا 10 ساعته باتری حکایت دارند؛ رکوردی مناسب که مسلما خیره‌کننده نیست. برای مثال رقیب بالقوه موتورولا وان اکشن مانند گلکسی A50 قادر به پخش ویدیو برای مدت 15:49 ساعت است. شارژدهی حدودا 18 ساعته موتورولا وان اکشن حین برقراری تماس صوتی نیز این هندست را در رتبه‌ای پایین‌تر از برخی رقبای خود قرار خواهد داد. مدت زمان استندبای برای وان اکشن نیز ابدا چشمگیر نبوده و معادل 66 ساعت است.

سرعت شارژ باتری موتورولا وان اکشن خیلی سریع نیست. شارژ کامل دستگاه با استفاده از آداپتور 10 واتی عرضه شده به‌همراه آن حدودا 2 ساعت و 27 دقیقه زمان خواهد برد. همچنین با اتصال گوشی به شارژر ظرف مدت 30 دقیقه، میزان شارژ باتری از 0 به 30 درصد افزایش خواهد یافت.

  • سخن پایانی

موتورولا وان اکشن مجهز به یک اسپیکر در بخش تحتانی است. این بلندگو در تست‌های سنجش میزان بلندی صدا موفق به کسب امتیاز “بسیارخوب” شد. کیفیت صدای خروجی اسپیکر و هدفون بسیار عالی بوده و سطح اعوجاجات صوتی نیز از حد متوسط بسیار کم‌تر است. لذا این هندست در زمینه عملکرد صوتی یکی از بهترین تولیدات میان‌رده بازار به‌شمار می‌رود.

نمایشگر 21:9 در کنار سیستم صوتی کارآمد، موتورولا وان اکشن را به یک گجت چندرسانه‌ای قدرتمند تبدیل نموده است. این هندست در بازارهای بین‌المللی منتخب با قیمت‌گذاری 290 تا 300 دلاری در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد و البته قیمت گذاری 3.149.000 تومانی آن در ایران، بسیار مطلوب به‌نظر می‌رسد. قیمت‌گذاری مناسب و امکانات متعدد این اسمارت‌فون خصوصا دوربین اکشن آن برای افراد دارای محدودیت‌های بودجه‌ای وسوسه‌انگیز خواهد بود. از سوی دیگر مقاومت پایین در برابر آب‌خوردگی، عملکرد پردازشی نه‌چندان ایده‌آل و شارژدهی ضعیف باتری از جمله نقاط ضعف موتورولا وان اکشن محسوب می‌شوند.

نوشته بررسی اسمارت‌فون موتورولا وان اکشن اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اسمارت‌فون موتورولا وان اکشن

موتورولا وان اکشن یک اسمارت‌فون اندرویدی مقرون‌به‌صرفه با قابلیتی نسبتا نامتعارف است. این گجت همانند هندست سامسونگ S10 از یک دوربین اکشن با میدان دید فوق‌عریض بهره می‌گیرد. این دوربین امکان ثبت تصاویر واضح حین دوچرخه‌سواری و حرکت را فراهم می‌کند.

موتورولا وان اکشن با برچسب قیمتی 3.149.000 تومانی، یک هندست ارزشمند به‌شمار می‌آید؛ با این‌حال شارژدهی باتری و کیفیت ساخت این گجت کمی با حالت ایده‌آل فاصله دارند. در ادامه به بررسی هندست جدید سری موتورولا وان از زوایای مختلف می‌پردازیم؛ محصولی که با گارانتی هما تلکام در کشورمان عرضه می‌شود.

  • طراحی

موتورولا وان اکشن یک گوشی ممتاز نیست و چنین ادعایی حداقل در مقایسه با گوشی موتورولا وان ویژن صادق خواهد بود. طی سالیان اخیر، کمپانی‌های موتورولا، هواوی و آنر در تولید برخی هندست‌های اقتصادی خود از پلاستیک استفاده کرده‌اند. فریم و پنل پشتی این هندست نیز از جنس پلاستیک ساخته شده است؛ با این‌حال شکل ظاهری گوشی کماکان چشم‌نواز به‌نظر می‌رسد. الگوی مشبک پنل پشتی گوشی علاوه بر زیبایی ظاهری مانع از سر خوردن آن در دست خواهد شد. حسگر اثرانگشت کلاسیک گوشی در مرکز بخش پشتی آن قرار دارد و عملکرد آن در مقایسه با هندست‌های هواوی و آنر هم‌رده خود اندکی کندتر است.

کلیدهای کنترلی فیزیکی در سمت راست بدنه گوشی و در موقعیتی مناسب قرار دارند. دکمه پاور کمی بالاتر از قسمت میانی و کلیدهای تنظیم میزان بلندی صدا نیز کمی بالاتر از آن تعبیه شده‌اند. این دکمه‌ها از اندازه و عملکرد فشاری نسبتا مناسبی برخوردار هستند. درگاه کارت حافظه در سمت چپ بدنه گوشی و دقیقا مقابل کلیدهای تنظیم بلندی صدا قرار دارد. این درگاه امکان به‌کارگیری 2 سیم‌کارت نانو یا یک سیم‌کارت به‌همراه کارت حافظه میکرو اس‌دی را فراهم می‌کند.

موتورولا وان اکشن به منظور شارژ باتری یا تبادل داده از یک درگاه USB-C در بخش تحتانی بهره می‌گیرد. یک بلندگوی منفرد به‌همراه میکروفون اصلی گوشی در 2 سمت درگاه شارژ قرار دارند. این هندست از نمایشگری با نسبت ابعاد 21:9 برخوردار است؛ لذا طراحی ظاهری آن بسیار کشیده به‌نظر می‌ر‌سد. این پدیده باعث می‌شود که استفاده از گوشی با یک دست دشوار باشد.

جک صوتی هدفون یکی از امکانات شاخص موتورولا وان اکشن به‌شمار می‌رود. طی سالیان اخیر، بسیاری از اسمارت‌فون‌های پیشرفته بدون جک 3.5 میلی‌متری هدفون روانه بازار شدند و بازگشت مجدد این درگاه احتمالا مایه خرسندی بسیاری از کاربران خواهد بود. بدین‌ترتیب در زمان اتصال هدفون‌ها به گوشی نیز کماکان می‌توان باتری دستگاه را شارژ کرد. بعلاوه کاربران بدون‌نیاز به هرگونه دانگل اضافی می‌توانند هدفون‌های سیمی باکیفیت خود را به گوشی متصل نمایند.

ساختار پلاستیکی پنل پشتی و جک صوتی هدفون 2 مشخصه‌ای هستند که نشان می‌دهند موتورولا وان اکشن در طیف محصولات مقرون‌به‌صرفه قرار دارد. نمایشگر حفره‌دار تمامی فضای قسمت جلویی دستگاه را به خود اختصاص داده است. با این‌حال اندازه حواشی اطراف نمایشگر و ناحیه مشکی‌رنگ پیرامون حفره در مقایسه با هندست‌هایی با دو برابر قیمت، بزرگ‌تر است. ابعاد گوشی معادل 161.1×71.2×9.2 میلی‌متر و وزن آن برابر با 176 گرم است. کسب گواهی حفاظتی IPX2 به‌معنای مقاومت گوشی در مقابل آب‌خوردگی‌های تصادفی است؛ با این‌حال بایستی از معلق نمودن گوشی در مایعات یا بردن آن به استخر خودداری نمود.

  • نمایشگر

موتورولا وان اکشن از یک نمایشگر 6.3 اینچی با پنل LCD، رزولوشن 1080×2520 پیکسل و نسبت ابعاد 21:9 بهره می‌گیرد. چگالی پیکسلی 435ppi و نسبت کنتراست 1200:1 نمایشگر نویدبخش نمایش تصاویر با وضوح بسیار بالاست. صرف‌نظر از چند ایراد جزئی، نمایشگر موتورولا وان اکشن از کیفیت بسیار مناسبی برخوردار است.

کیفیت نمایش رنگ‌ها بسیار مناسب بوده و کاربران با مراجعه به بخش تنظیمات دستگاه می‌توانند از میان 3 حالت نمایشی مختلف شامل Natural ،Boosted و Saturated یکی را انتخاب کنند. رنگ‌ها بسیار عمیق و چشم‌نواز هستند و از اشباع‌شدگی بیش از اندازه رنگ‌ها که بعضا در پنل‌های اولد مشاهده می‌شود؛ هیچ خبری نیست. با این‌حال در کلیه حالات، رنگ سفید کمی متمایل به آبی به‌نظر می‌رسد.

دید نمایشگر در فضاهای غیرمسقف به شکلی باورنکردنی مطلوب است. میزان روشنایی نمایشگر موتورولا وان اکشن با توجه به برچسب قیمتی آن بسیار مناسب به‌نظر می‌رسد. با تماشای نمایشگر از زوایای مختلف شاهد کم‌ترین میزان افت روشنایی هستیم؛ پدیده‌ای که کیفیت سخت‌افزاری نمایشگر به‌کارگیری شده را اثبات می‌کند.

البته این نمایشگر کاملا بی‌نقص نیست؛ مثلا حفره بزرگ تعبیه شده روی نمایشگر، فضای مفید جهت تماشای ویدیوها را محدود می‌کند. با 2 بار ضربه زدن بر روی نمایشگر و بزرگ‌نمایی تصاویر، حاشیه اطراف حفره حتی بزرگ‌تر نیز به‌نظر می‌رسد. در زمان پخش فیلم‌های سینمایی نیز نوارهای مشکی‌رنگ قابل‌توجهی در طرفین نمایشگر ظاهر خواهند شد.

حالت روشنایی خودکار یکی از مشخصه‌های بحث‌برانگیز موتورولا وان اکشن محسوب می‌شود. اگرچه حداکثر میزان روشنایی نمایشگر (459 نیت) مطلوب است؛ اما در برخی مواقع، میزان روشنایی نمایشگر سریعا کاهش پیدا می‌کند. این پدیده بعضا کاربران را ناچار می‌کند تا از طریق نوار اعلان نسبت به بازگردانی تنظیمات اقدام نمایند، در هنگام بررسی ما هم این موضوع کاملا مشهود بود، به‌شکلی گاهی احساس می‌کردم گوشی به‌خاطر کمبود باتری وارد حالت Power Saving شده است!

  • سخت‌افزار و عملکرد

توان پردازشی موتورولا وان اکشن از طریق پردازنده اگزینوس 9609 ساخت سامسونگ تامین می‌شود. این تراشه در اسمارت‌فون گلکسی A50 نیز مورد استفاده واقع شده و از 4 هسته کورتکس A73 با حداکثر فرکانس 2.2 گیگاهرتز و 4 هسته کورتکس A53  با فرکانس 1.6 گیگاهرتز میزبانی می‌کند. به‌علاوه سامسونگ در تولید این تراشه از فرآیند 10 نانومتری بهره گرفته است؛ اقدامی که به افزایش بهره‌وری انرژی در تراشه کمک می‌کند.

از جنبه کارآیی با یک محصول میان‌رده معمولی سروکار داریم. بارگذاری اپلیکیشن‌ها یا نمایش انیمیشن‌ها با کمی وقفه یا افت فریم انجام خواهد شد. فرامین ورودی از طریق نمایشگر نیز با کمی تاخیر پردازش می‌شوند؛ این وضعیت برای کاربرانی که پیش‌تر با یک گوشی پرچم‌دار کار کرده‌اند ملموس‌تر خواهد بود. با این‌حال عملکرد کلی دستگاه مطلوب بوده و حتی برخی بازی‌های مدرن نظیر Archero ،Shadow Fight 3 و Armajet نیز بدون مشکل اجرا می‌شوند.

حافظه داخلی 128 گیگابایتی این هندست برای ذخیره‌سازی آرشیو بزرگی از عکس‌ها، آهنگ‌ها، فیلم‌ها و بازی‌ها کفایت می‌کند. با این‌حال به لطف وجود درگاه کارت میکرو اس‌دی امکان ارتقای حافظه تا سقف 512 گیگابایت وجود دارد.

امتیاز موتورولا وان اکشن در تست بنچمارک گیک‌بنچ تا حدود زیادی به امتیازات اسمارت‌فون گلکسی A50 نزدیک هستند. امتیاز هندست گلکسی در تست پردازش تک‌هسته‌ای CPU اندکی بهتر است؛ اما در تست پردازش چندهسته‌ای، اختلاف امتیازات چندان چشمگیر نیست. حتی گوشی هواوی P30 لایت با تراشه کایرین 710 نیز در تست پردازش تک‌هسته‌ای کمی ضعیف‌تر از موتورولا وان اکشن عمل می‌کند. با این‌حال شاهد برتری ناچیز این هندست در تست پردازش چندهسته‌ای هستیم. اسمارت‌فون شیائومی Mi 9 SE عملکرد بهتری از خود ارائه می‌دهد؛ با این‌حال با توجه به برچسب قیمتی موتورولا وان اکشن لزوما نمی‌توان هندست شیائومی را به‌عنوان یک گزینه برتر قلمداد کرد. در بنچمارک آنتوتو نیز موتورولا وان اکشن کمی برتر از گلکسی A50 و هواوی P30 لایت ظاهر شده است.

به‌طور کلی موتورولا وان اکشن عملکردی هم‌تراز با بسیاری از رقبای خود ارائه می‌دهد. با این‌حال در بازه قیمتی مشابه، گزینه‌های ارزشمند دیگری نیز وجود دارند. به‌عنوان مثال، اسمارت‌فون شیائومی Mi 9 SE با برخورداری از تراشه اسنپ‌دراگون 710 و GPU قوی‌تر، گزینه قابل توجهی به‌شمار می‌رود.

  • دوربین

موتورولا وان اکشن مجهز به پیکره‌بندی دوربین پشتی سه‌گانه است. با این‌حال کاربران هنگام عکاسی قادر به تغییر میدان دید نبوده و صرفا بایستی به فاصله کانونی معمول 28 میلی‌متری بسنده نمایند. علت چنین وضعیتی این است که حسگر 5 مگاپیکسلی صرفا جهت سنجش عمق به‌کار گرفته می‌شود و دوربین 16 مگاپیکسلی دیگر نیز تنها برای ضبط ویدیوها قابل استفاده است. موتورولا احتمالا با توجه به عملکرد نه‌چندان دلچسب این حسگر در زمینه عکاسی ترجیح داده قابلیت عکاسی توسط آن‌را غیرفعال نماید.

موتورولا از ترفند چرخش 90 درجه‌ای حسگر دوربین عریض بهره گرفته است؛ بدین‌ترتیب کاربران حتی هنگام حمل گوشی به‌صورت عمودی نیز قادر به ضبط ویدیوها به شکل افقی خواهند بود. تغییر وضعیت میان این دوربین و دوربین اصلی هنگام عکاسی، برای کاربران کمی آزاردهنده است.

در واقع وظیفه اصلی دوربین 16 مگاپیکسلی، ضبط ویدیوهای فوق‌العاده پایدار با میدان دید عریض است. مقایسه عملکرد این دوربین با نمونه‌های استاندارد هنگام ضبط ویدیو در حال حرکت، عملکرد فوق‌العاده تکنیک تثبیت‌کننده نرم‌افزاری را اثبات می‌کند.

عملکرد دوربین اکشن گوشی واقعا پیشرفته است و اکثر نوسانات ناشی از دویدن یا حتی قدم زدن در زمان ضبط ویدیوها حذف می‌شوند. البته ویدیوهای ضبط شده کاملا روان نیستند؛ اما در مقایسه با انواع ضبط شده توسط دوربین‌های عادی از نوسانات کم‌تری برخوردار هستند. اگرچه این ویدیوها کمی تار به‌نظر می‌رسند؛ اما کماکان چشم‌نواز و کاربردی هستند.

دوربین دیگر دارای کاربری محدودتری است و به کاربران امکان می‌دهد تا با استفاده از حالت پرتره به ثبت تصاویر با پس‌زمینه مات بپردازند.

اپلیکیشن دوربین موتورولا وان اکشن دارای باگ‌های انگشت‌شماری است. استفاده از افکت تارشدگی بعضا مقدور نبوده و تصاویر مات شده کمی غیرطبیعی به‌نظر می‌رسند. مشخصا عملکرد دوربین در زمینه تفکیک سوژه‌ها نسبت به رقبای ساخت هواوی کمی ضعیف‌تر است. با این‌حال تصاویر پرتره ثبت شده در فواصل نزدیک کماکان از کیفیت قابل‌قبولی برخوردار هستند.

بسیاری از کاربران با خریداری یک اسمارت‌فون مجهز به دوربین پشتی سه‌گانه انتظار دارند که عکاسی در فواصل کانونی مختلف برای آن‌ها مقدور باشد. متاسفانه موتورولا وان اکشن از چنین قابلیتی بی‌بهره است؛ با این‌حال پس از مدتی کار کردن با این هندست اقتصادی متوجه عملکرد رضایت‌بخش دوربین خواهید شد. رنگ‌های ثبت شده توسط دوربین چشم‌نواز بوده و تصاویر تهیه شده در روشنایی روز نیز از وضوح و کنتراست مناسبی برخوردار هستند. در صورت بزرگ‌نمایی تصاویر، کیفیت آن‌ها تا حدود زیادی ثابت باقی می‌ماند؛ پدیده‌ای که از به‌کارگیری تکنیک‌های پردازش تصویر پیشرفته و برتری آن‌ها نسبت به نمونه‌های به‌کارگیری شده در برخی هندست‌های سامسونگی حکایت دارد. کلیه تصاویر ثبت شده فاقد هرگونه مات‌شدگی هستند؛ مشکلی که در بسیاری از هندست‌های مقرون‌به‌صرفه کاملا مشهود است. پردازش HDR نیز به‌صورت بسیار مطلوب انجام می‌شود. تصاویر ثبت شده در محیط‌هایی با روشنایی بسیار زیاد کماکان چشم‌نواز به‌نظر می‌رسند.

با این‌حال دوربین موتورولا وان اکشن همانند دوربین سایر هندست‌های مقرون‌به‌صرفه موتورولا دارای نقاط ضعفی است. تاخیر کم‌تر از 0.5 ثانیه‌ای شاتر، تجربه عکاسی آنی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. نورپردازی بیش از اندازه سوژه‌ها بدون وجود هرگونه عامل خارجی مانند آسمان، یکی دیگر از مشکلات دوربین این هندست به‌شمار می‌رود. بدین‌ترتیب کاربران جهت ثبت تصاویر موردنظر خود بعضا بایستی شدت نورپردازی را به‌صورت دستی تنظیم نمایند.

فوکوس در فواصل نزدیک نیز چنگی به دل نمی‌زند و برخی افراد ترجیح می‌دهند تا تنظیمات فوکوس دوربین را به‌صورت دستی تغییر دهند. کیفیت عکاسی شبانه نیز با حالت ایده‌آل فاصله دارد. کیفیت تصاویر ثبت شده توسط موتورولا وان اکشن در فضاهای مسقف با روشنایی مناسب، کاملا چشمگیر بوده و حتی در مقایسه با پرچم‌دارانی نظیر سامسونگ گلکسی نوت 10 پلاس نیز ابدا ناامیدکننده نیست. با این‌حال چنین وضعیتی هنگام ثبت مناظر خیابانی در شب‌ها صادق نیست و افزایش میزان نوردهی به‌صورت دستی نیز در حل این مشکل چندان کارساز نخواهد بود. در ادامه برخی از تصاویری که با دوربین این گوشی شکار کرده‌ایم، مشاهده می‌کنید.

به‌نظر می‌رسد که دوربین موتورولا وان اکشن همانند بسیاری از هندست‌های اقتصادی پیشرفته‌تر پیشین از سخت‌افزار مناسبی بهره می‌گیرد؛ اما نرم‌افزار دوربین فاقد توانایی لازم برای بهره‌برداری کامل از پتانسیل آن است. به‌عنوان مثال نرم‌افزار دوربین فاقد حالت شبانه اختصاصی است؛ با این‌حال با استفاده از دوربین اصلی گوشی کماکان قادر به ضبط ویدیوهای 4K هستیم.

موتورولا وان اکشن به‌صورت استاندارد قادر به ضبط ویدیوهای فول اچ‌دی با نرخ 30 فریم‌برثانیه است. در حالت فیلم‌برداری با کیفیت 4K، قابلیت تثبیت‌کنندگی از دسترس خارج می‌شود.

دوربین سلفی 12 مگاپیکسلی گوشی فاقد فلاش بوده و در محیط‌های تاریک از نور نمایشگر به‌عنوان فلاش استفاده می‌کند. با توجه به رده قیمتی دستگاه، عملکرد دوربین سلفی رضایت‌بخش است؛ با این‌حال تصاویر ثبت شده در فضاهای کم‌نور با مشکل حذف برخی جزئیات دست‌به‌گریبان هستند.

  • نرم‌افزار و رابط کاربری

موتورولا وان اکشن یکی از دستگا‌ه‌های مشارکت‌کننده در پروژه اندروید وان شرکت گوگل است؛ لذا این هندست از ورژن دستکاری نشده سیستم‌عامل اندروید پای بهره می‌گیرد.

این اسمارت‌فون از یک قابلیت پیمایشی اختصاصی موسوم به One Button Nav برخوردار است. با فعال‌سازی این مشخصه، یک دکمه کشیده در مرکز بخش پایینی نمایشگر ظاهر خواهد شد. عملکرد پیمایشی این دکمه به شرح زیر است:

یک‌بار لمس دکمه: بازگشت به هوم اسکرین گوشی
کشیدن دکمه به سمت بالا: نمایش منوی اپلیکیشن‌های اخیرا اجرا شده
کشیدن سریع دکمه به سمت چپ: شبیه‌سازی عملکرد دکمه بازگشت (back)
کشیدن سریع دکمه به سمت راست: بازگشت به آخرین برنامه اجرا شده

عملکرد این مشخصه کاملا مناسب بوده و در صورت عدم تمایل به استفاده از الگوی پیمایشی پیش‌فرض اندروید، می‌توان از قابلیت One Button Nav بهره‌برداری کرد. One Button Nav یکی از ژست‌های سفارشی تعریف شده در اپلیکیشن موتو به‌شمار می‌رود. با فعال‌سازی مشخصه karate chop، هنگام اجرای اپلیکیشن دوربین با حرکت نوسانی، فلاش خاموش یا روشن خواهد شد. این قابلیت حتی در صورت خاموش بودن نمایشگر نیز عمل خواهد کرد. تهیه اسکرین‌شات با استفاده از 3 انگشت یکی دیگر از ژست‌های کاربردی است. با این‌حال ژست‌های سفارشی تعریف شده در این هندست به اندازه گوشی‌های فاقد اندروید وان (نظیر مدل‌های سری G) متنوع نیستند.

بخش Moto Display صرفا دارای 2 گزینه است و آیتم مهم‌تر، Peek Display نام دارد. این مشخصه به لحاظ عملکرد با قابلیت نمایشگر همواره روشن متفاوت است. با فعال‌سازی گزینه Peek Display، اعلان‌ها بر روی نمایشگر گوشی ظاهر شده و کاربر قادر به بررسی آن‌ها روی لاک اسکرین دستگاه خواهد بود. به‌علاوه با در دست گرفتن گوشی، نمایشگر آن روشن خواهد شد. با فعال‌سازی مشخصه دیگر موسوم به Attentive Display، نمایشگر گوشی تا زمانی‌که کاربر به آن نگاه می‌کند؛ روشن خواهد ماند.

صرف‌نظر از این موارد تقریبا تمامی قسمت‌ها مشابه ورژن خام سیستم‌عامل اندروید پای گوگل هستند. نوار دسترسی سریع نیز از رنگ‌آمیزی سبز برخوردار است. امکانات امنیتی گوشی شامل اسکنر اثرانگشت و مشخصه فیس آنلاک است. عملکرد هر 2 مشخصه مطلوب ارزیابی می‌شود؛ با این‌حال بایستی به‌خاطر داشت که مشخصه فیس آنلاک صرفا از دوربین سلفی دستگاه استفاده کرده و فاقد فناوری اسکن سه‌بعدی است. بنابراین احراز هویت از طریق اسکنر اثر انگشت در مقایسه با روش فیس آنلاک به‌مراتب ایمن‌تر است.

رابط کاربری موتورولا از طراحی ساده‌ای برخوردار است. با این‌حال طرفداران ورژن خام سیستم‌عامل اندروید یقینا مجذوب آن خواهند شد. در مقابل افراد علاقه‌مند به قابلیت‌های سفارشی بیش‌تر احتمالا افزونه‌های رابط کاربری را بسیار ابتدایی و ناکافی می‌دانند. پیش‌تر در خصوص اسمارت‌فون وان ویژن نیز حرف و حدیث‌های مشابهی مطرح شد. اندازه و موقعیت حفره دوربین در گوشه فوقانی سمت چپ نمایشگر گوشی و ابعاد بزرگ نوار وضعیت، بخش قابل‌توجهی از فضای حقیقی نمایشگر را تلف می‌کنند؛ بنابراین موتورولا بایستی برای حل این مشکلات تلاش کند.

  • باتری

موتورولا وان اکشن همانند موتورولا وان ویژن از یک باتری 3500 میلی‌آمپرساعتی بهره می‌گیرد. به‌علاوه در ساخت این محصول از تراشه و نمایشگر مشابهی استفاده شده است؛ لذا انتظار می‌رود که شارژدهی باتری نیز کم‌وبیش با هندست وان ویژن یکسان باشد و واقعیت نیز موید همین موضوع است. تست‌های مبتنی بر نمایشگر از شارژدهی حدودا 10 ساعته باتری حکایت دارند؛ رکوردی مناسب که مسلما خیره‌کننده نیست. برای مثال رقیب بالقوه موتورولا وان اکشن مانند گلکسی A50 قادر به پخش ویدیو برای مدت 15:49 ساعت است. شارژدهی حدودا 18 ساعته موتورولا وان اکشن حین برقراری تماس صوتی نیز این هندست را در رتبه‌ای پایین‌تر از برخی رقبای خود قرار خواهد داد. مدت زمان استندبای برای وان اکشن نیز ابدا چشمگیر نبوده و معادل 66 ساعت است.

سرعت شارژ باتری موتورولا وان اکشن خیلی سریع نیست. شارژ کامل دستگاه با استفاده از آداپتور 10 واتی عرضه شده به‌همراه آن حدودا 2 ساعت و 27 دقیقه زمان خواهد برد. همچنین با اتصال گوشی به شارژر ظرف مدت 30 دقیقه، میزان شارژ باتری از 0 به 30 درصد افزایش خواهد یافت.

  • سخن پایانی

موتورولا وان اکشن مجهز به یک اسپیکر در بخش تحتانی است. این بلندگو در تست‌های سنجش میزان بلندی صدا موفق به کسب امتیاز “بسیارخوب” شد. کیفیت صدای خروجی اسپیکر و هدفون بسیار عالی بوده و سطح اعوجاجات صوتی نیز از حد متوسط بسیار کم‌تر است. لذا این هندست در زمینه عملکرد صوتی یکی از بهترین تولیدات میان‌رده بازار به‌شمار می‌رود.

نمایشگر 21:9 در کنار سیستم صوتی کارآمد، موتورولا وان اکشن را به یک گجت چندرسانه‌ای قدرتمند تبدیل نموده است. این هندست در بازارهای بین‌المللی منتخب با قیمت‌گذاری 290 تا 300 دلاری در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد و البته قیمت گذاری 3.149.000 تومانی آن در ایران، بسیار مطلوب به‌نظر می‌رسد. قیمت‌گذاری مناسب و امکانات متعدد این اسمارت‌فون خصوصا دوربین اکشن آن برای افراد دارای محدودیت‌های بودجه‌ای وسوسه‌انگیز خواهد بود. از سوی دیگر مقاومت پایین در برابر آب‌خوردگی، عملکرد پردازشی نه‌چندان ایده‌آل و شارژدهی ضعیف باتری از جمله نقاط ضعف موتورولا وان اکشن محسوب می‌شوند.

نوشته بررسی اسمارت‌فون موتورولا وان اکشن اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه اسمارت‌فون شیائومی می نوت ۱۰

از معرفی جدیدترین ورژن هندست‌های می نوت مدت زیادی نگذشته است. اسمارت‌فون می نوت 3 بیش از 2 سال پیش عرضه شد و مورد استقبال گرم مشتریان قرار گرفت. اخیرا شیائومی از هندست پیشرفته می نوت 10 با پیکره‌بندی دوربین پنج‌گانه و نخستین حسگر 108 مگاپیکسلی دنیا رونمایی کرد. در ادامه به بررسی این محصول از جوانب مختلف می‌پردازیم:

طراحی

طراحی می نوت 10 چندان با ذهن کاربران بیگانه نیست؛ اما سبک طراحی متقارن، مشخصه متمایزکننده این هندست محسوب می‌شود. در پنل‌های پشتی و جلویی دستگاه از روکش شیشه‌ای گوریلا گلس 5 استفاده شده است. قاب آلومینیومی گوشی بسیار زیبا و در عین‌حال لغزنده است.

شبکه بسیار کوچک مربوط به قطعه گوشی در بخش فوقانی نمایشگر آمولد قرار دارد. شیائومی در گوشی می نوت 10 از نسل جدید حسگر اثرانگشت اپتیکی بهره گرفته است. عملکرد این حسگر در مقایسه با نمونه به‌کارگیری شده در گوشی شیائومی Mi 9T سریع‌تر و دقیق‌تر است. پنل پشتی می نوت 10 شباهت فراوانی با سری Mi 9 دارد. کلیه کلیدها و درگاه سیم‌کارت دوگانه در سمت راست قاب گوشی قرار دارند. درگاه مادون‌قرمز در بخش فوقانی دستگاه مستقر شده است؛ در حالی‌که بلندگو، درگاه USB-C، میکروفون و جک صوتی هدفون در قسمت تحتانی گوشی قرار دارند. متاسفانه الگوی طراحی متقارن در این قسمت رعایت نشده است.

ابعاد می نوت 10 معادل با 157.8 در 74.2 در 9.7 میلی‌متر و وزن آن برابر با 208 گرم است. یقینا شیائومی می نوت 10 کمی سنگین به‌نظر می‌رسد؛ اما با وجود طراحی خمیده 2 طرفه، این محصول یکی از زیباترین اسمارت‌فون‌های امروزی به‌شمار می‌رود.

نمایشگر

نمایشگر آمولد 6.47 اینچی گوشی از رزولوشن 2340 در 1080 پیکسلی، چگالی پیکسلی 399 پیکسل بر اینچ، زوایای گرد شده و ناچ قطره‌ای شکل جهت استقرار دوربین سلفی برخوردار است. این پنل از فناوری HDR10، مشخصه نمایشگر همیشه روشن و فیلتر حفاظتی نور آبی پشتیبانی می‌کند. این نمایشگر از حداکثر روشنایی فوق‌العاده 600 نیتی پشتیبانی می‌کند. این نمایشگر، فضای رنگی DCI-P3 را به‌طور کامل پوشش داده و از حالات رنگی پیش‌فرض، گرم و سرد برخوردار است.

شارژدهی باتری

انرژی موردنیاز شیائومی می نوت 10 از طریق یک باتری غول‌پیکر 5260 میلی‌آمپرساعتی تامین می‌شود. این باتری در مقایسه با نمونه 4000 میلی‌آمپرساعتی به‌کارگیری شده در Mi 9 پرو حدودا 30 درصد بزرگ‌تر است. هندست می نوت جدید از شارژ سریع 30 واتی پشتیبانی نموده و به‌همراه یک شارژر دیواری 30 واتی در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد. بر اساس ادعای شیائومی، شارژ کامل باتری حدودا 65 دقیقه زمان خواهد برد.

به لطف استفاده از ورژن جدید رابط کاربری MIUI 11، می نوت 10 از نرخ شارژدهی بسیار مناسب حدودا 95 ساعتی برخوردار است. انتظار می‌رود که با انتشار به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری در آینده، شاهد بهبود شارژدهی باتری گوشی باشیم.

نرم‌افزار

شیائومی می نوت 10 نخستین اسمارت‌فونی است که با رابط کاربری MIUI 11 روانه بازار می‌شود. لانچر جدید بر پایه سیستم‌عامل اندروید 9 پای طراحی شده و از ظاهری جذاب‌تر، اعلان‌های هوشمندانه‌تر و امکانات ویرایشی بهتری برخوردار است. کاربران به منظوز بازگشایی قفل هندست خود به 2 متد مختلف شامل اسکنر اثرانگشت و فیس آنلاک دسترسی دارند. سرعت عمل و دقت هر 2 متد، مطلوب ارزیابی می‌شود.

با فعال‌سازی حالت تاریک در می نوت 10، کلیه بخش‌های رابط کاربری سیستم از سفید به مشکی تغییر رنگ خواهند داد. همچنین MIUI دارای برنامه رادیو FM و اپلیکیشن امنیتی است که امکان حفاظت از دستگاه در برابر بدافزارها، مدیریت لیست سیاه، مسدودسازی جریان داده، تنظیم عملکرد باتری و آزادسازی حافظه رم را فراهم می‌کند.

عملکرد و کارآیی

شیائومی می نوت 10 از قدرتمندترین تراشه فوق‌میان‌رده ساخت شرکت کوالکام یعنی اسنپ‌دراگون 730G به‌همراه 6 گیگابایت رم و 64 یا 128 گیگابایت حافظه‌داخلی بهره می‌گیرد. چیپست مذکور بر پایه فرآیند 8 نانومتری LPP تولید شده و به همین دلیل از بهره‌وری انرژی بسیار بالایی برخوردار است. پردازنده گرافیکی آدرنو 618 با فرکانس 550 مگاهرتز مسئولیت پردازش امور گرافیکی را بر عهده دارد. عملکرد تراشه در زمینه پردازش تک‌هسته‌ای و چندهسته‌ای فوق‌العاده بوده و تنها از پردازنده‌های پرچم‌دار اسنپ‌دراگون 855 و اگزینوس 9820 ضعیف‌تر است.

این هندست تمامی اپلیکیشن‌ها و بازی‌ها را به‌شکلی سریع و روان اجرا می‌کند. بعلاوه با اجرای امور پردازشی سنگین برای مدت زمان طولانی، دمای دستگاه افزایش نخواهد یافت. با این‌حال برچسب قیمتی تنها مشخصه منفی می نوت 10 محسوب می‌شود؛ چرا که قیمت‌گذاری آن با برخی هندست‌های مجهز به تراشه اسنپ‌دراگون 855 برابری می‌کند.

دوربین

می نوت 10 نخستین هندستی است که در ماژول دوربین اصلی خود از حسگر 108 مگاپیکسلی ساخت سامسونگ استفاده می‌کند. این حسگر در رده سنسورهای Quad Bayer قرار دارد و با اندازه 1/1.33 اینچی، گشودگی دیافراگم f/1.7، میدان دید 82 درجه‌ای و پیکسل‌های 0.8 میکرونی خود قادر به ارایه تصاویر 27 مگاپیکسلی در خروجی خواهد بود.

دوربین تله‌فوتو 12 مگاپیکسلی با پیکسل‌های 1.4 میکرونی، قابلیت فوکوس خودکار 2 پیکسلی و زوم 2 برابری بسیار توانمند ظاهر می‌شود. دوربین تله‌فوتو دوم نیز از رزولوشن 5 مگاپیکسلی، قابلیت زوم 5 برابری و گشودگی دیافراگم f/2.0 برخوردار است. دوربین فوق‌عریض 20 مگاپیکسلی نیز از لنزی با میدان دید 117 درجه‌ای و گشودگی دیافراگم f/2.2 استفاده می‌کند. دوربین ماکرو 2 مگاپیکسلی گوشی نیز قادر به فوکوس بر روی سوژه‌ها در فاصله 2 تا 10 سانتی‌متری است. به لطف وجود این حسگرها، کاربران به قابلیت زوم هیبریدی 10 برابری دسترسی خواهند داشت. به‌طور کلی تصاویر ثبت شده توسط دوربین از وضوح، دقت رنگ و طیف دینامیکی بسیار مطلوبی برخوردار هستند.

دوربین سلفی 32 مگاپیکسلی گوشی نیز مجهز به یک حسگر Quad Bayer بوده و تصاویر 8 مگاپیکسلی را به ثبت می‌رساند. عملکرد این دوربین در زمینه پردازش HDR و ثبت تصاویر پرتره فراتر از حد انتظار است.

جمع‌بندی

شیائومی می نوت 10 با بهره‌گیری از دوربین پنج‌گانه احتمالا بهترین تجربه کاربری را برای مشتریان رقم خواهد زد. نمایشگر آمولد بزرگ و باکیفیت، باتری قدرتمند با قابلیت شارژ بسیار سریع، تراشه کارآمد در زمینه گیمینگ، دوربین فوق‌العاده و رابط کاربری سبک و کاربرپسند از جمله نقاط قوت این اسمارت‌فون به‌شمار می‌ر‌‌وند. در مقابل، قیمت‌گذاری نسبتا بالا، عدم مقاومت در مقابل آب‌خوردگی، عملکرد نه‌چندان ایده‌آل دوربین در شرایط نوری ضعیف و عدم بهره‌مندی از به‌روزرسانی سیستم‌عامل اندروید 10 در مقطع کنونی از مهم‌ترین جوانب منفی می نوت 10 محسوب می‌شوند.

نوشته بررسی اولیه اسمارت‌فون شیائومی می نوت 10 اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.

بررسی اولیه اسمارت‌فون ردمی نوت ۸ پرو شیائومی

هندست‌های سری ردمی نوت همواره از اهمیتی ویژه برای کمپانی شیائومی برخوردار بوده‌اند. عرضه ردمی نوت 7 پرو در ماه فوریه امسال به منزله نقطه عطفی برای شیائومی بود. این گوشی با کارآیی چشمگیر، دوربین‌های باکیفیت و قیمت‌گذاری رقابتی روانه بازار شد. طبیعتا مدل جانشین این اسمارت‌فون یعنی ردمی نوت 8 پرو نیز بایستی رویه پیشین را ادامه دهد. این هندست 9 ماه پس از سلف خود عرضه شده است. در ادامه به بررسی ردمی نوت 8 پرو از جوانب مختلف می‌پردازیم:

  • طراحی

شیائومی الگوی طراحی اسمارت‌فون‌های سری ردمی 8 را متحول نموده است. ردمی نوت 8 پرو از یک نمایشگر 6.53 اینچی IPS LCD با رزولوشن 1080 در 2340 پیکسل، نسبت ابعاد 19.5:9، چگالی 395 پیکسل بر اینچ و ناچ قطره‌ای شکل بهره می‌گیرد. این نمایشگر با وجود روکشی از جنس گوریلا گلس 5 محافظت می‌شود. شیائومی با به‌کارگیری یک درایور نمایشگر انعطاف‌پذیر موفق به کاهش پهنای حاشیه تحتانی دستگاه شده است. دکمه پاور و کلیدهای تنظیم میزان بلندی صدا در سمت راست گوشی قرار دارند. موقعیت دکمه پاور کاملا مناسب است؛ اما دسترسی به کلیدهای تنظیم صدا کمی دشوار به‌نظر می‌رسد.

ردمی نوت 8 پرو مجهز به 2 خشاب ورودی است که یکی از آن‌ها مربوط به درگاه نانوسیم و دیگری متعلق به سیم‌کارت دوم و درگاه اختصاصی کارت حافظه میکرو اس‌دی خواهد بود. البته ورژن مجهز به درگاه میکرو اس‌دی مشخصا در بازار هندوستان عرضه می‌شود و نسخه چینی گوشی فاقد چنین قابلیتی است.

قسمت پشتی گوشی با روکشی از جنس گوریلا گلس 5 پوشانده شده است. انحنای جانبی بدنه گوشی، حمل آن‌ را تسهیل می‌کند. ماژول دوربین در مرکز پنل پشتی قرار دارد و دارای اندکی بیرون‌زدگی است. شیائومی اسکنر اثرانگشت را بر روی ماژول دوربین تعبیه نموده است؛ اقدامی که در وهله نخست کمی عجیب به‌نظر می‌رسد. با این‌حال عملکرد این حسگر کاملا مناسب ارزیابی می‌شود. فلاش LED به همراه یک دوربین ماکرو اختصاصی نیز در کنار ماژول دوربین مستقر شده است.

قسمت تحتانی ردمی نوت 8 پرو از یک درگاه USB-C، اسپیکر و میکروفون اصلی میزبانی می‌کند؛ در حالی‌که درگاه مادون‌قرمز و میکروفون دوم در قسمت فوقانی گوشی قرار دارند. شیائومی هندست جدید خود را به‌همراه یک کیس پلاستیکی شفاف و فست شارژر 18 واتی در اختیار مشتریان قرار می‌دهد.

  • مشخصات و نرم‌افزار

نمایشگر ردمی نوت 8 پرو از قابلیت HDR پشتیبانی نموده و دارای حداکثر روشنایی 500 نیتی است. شیائومی این‌بار به سراغ تراشه هلیو G90T ساخت شرکت مدیاتک رفته است. این تراشه مشخصا برای اهداف گیمینگ طراحی شده و از جنبه توان پردازشی با پردازنده اسنپ‌دراگون 730G ساخت کوالکام رقابت می‌کند. تراشه مذکور از 2 هسته کورتکس A76 با کارآیی بالا و فرکانس 2.05 گیگاهرتز و 6 هسته کورتکس A55 با بهره‌وری بالا و فرکانس 2.0 گیگاهرتز بهره می‌گیرد. پردازنده گرافیکی یکپارچه ARM Mali-G76 MC4 نیز با فرکانس 800 مگاهرتزی فعالیت می‌کند.

شیائومی به منظور خنک نگاه داشتن این پردازنده از سیستم خنک‌کننده مایع به‌همراه ورق‌های پرولیتی دوگانه استفاده کرده است. ردمی نوت 8 پرو با 3 پیکره‌بندی مختلف عرضه می‌شود. ورژن پایه مجهز به 6 گیگابایت رم و 64 گیگابایت حافظه‌داخلی بوده و با قیمت‌گذاری 14999 روپیه ارایه می‌شود. دومین مدل با 6 گیگابایت رم و 128 گیگابایت حافظه‌داخلی از برچسب قیمتی 15999 روپیه‌ای برخوردار است و پیشرفته‌ترین مدل با 8 گیگابایت رم و 128 گیگابایت حافظه‌داخلی، 17999 روپیه قیمت‌گذاری می‌شود.

این هندست از حافظه‌های سری UFS 2.1 بهره برده و به لطف وجود درگاه کارت میکرو اس‌دی، امکان ارتق حافظه تا سقف 512 گیگابایت وجود دارد. بر اساس اظهارات شیائومی، ردمی نوت 8 پرو مجهز به یک باتری 4500 میلی‌آمپرساعتی است.

این اسمارت‌فون با رابط کاربری MIUI 10 مبتنی بر سیستم‌عامل اندروید 9 پای در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد. تعداد اپلیکیشن‌های نصب شده بر روی گوشی نسبتا محدود بوده و شامل برنامه‌های گوگل، آمازون، فیس‌بوک، نت‌فلیکس و اپرا مینی است. بعلاوه این هندست از دستیارهای صوتی گوگل اسیستنت و آمازون الکسا پشتیبانی می‌کند.

  • کارآیی و شارژدهی باتری

هنگام اجرای اپلیکیشن‌های مختلف و سنگین بر روی گوشی هیچ‌گونه وقفه‌ای مشاهده نمی‌شود. روشنایی نمایشگر جهت کار کردن با گوشی در فضاهای غیرمسقف کافی بوده و حجم صدای خروجی از بلندگو نیز رضایت‌بخش است.

ردمی نوت 8 پرو در تست بنچمارک آنتوتو موفق به کسب امتیاز 227626 شد. بعلاوه این هندست در تست‌های پردازش تک‌هسته‌ای و چندهسته‌ای گیک‌بنچ به امتیازات 273 و 943 دست یافت. این ارقام به امتیازات کسب شده توسط هندست‌های مجهز به تراشه اسنپ‌دراگون 730G بسیار نزدیک هستند. در بررسی‌های صورت گرفته، این هندست موفق شد بازی PUBG Mobile را با تنظیمات گرافیکی HDR و حداکثر نرخ فریم بدون کوچک‌ترین مشکل اجرا نماید.

باتری 4500 میلی‌آمپرساعتی گوشی انرژی موردنیاز برای پخش حدودا 14 ساعتی ویدیوهای اچ‌دی را تامین می‌کند. بنابراین در صورت استفاده معمول، باتری گوشی برای حداقل 24 ساعت دوام خواهد آورد. با اتصال گوشی به شارژر 18 واتی، میزان شارژ باتری پس از 1 ساعت به 62 درصد خواهد رسید.

  • دوربین

سخت‌افزار دوربین ردمی نوت 8 پرو در مقایسه با ردمی نوت 7 پرو پیشرفت محسوسی را تجربه کرده است. هندست جدید ردمی از حسگر اصلی 64 مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f/1.79 و پیکسل‌های 0.8 میکرونی بهره می‌گیرد. این دوربین با استفاده از تکنیک خوشه‌بندی پیکسلی 4 در 1 قادر به ثبت تصاویر 16 مگاپیکسلی خواهد بود. حسگر دوم مجهز به یک لنز فوق‌عریض با گشودگی دیافراگم f/2.2 و میدان دید 120 درجه‌ای است. حسگر ماکرو 2 مگاپیکسلی و سنسور تشخیص عمق 2 مگاپیکسلی نیز سایر مولفه‌های دوربین را تشکیل می‌دهند. دوربین سلفی 20 مگاپیسلی نیز در قسمت جلویی دستگاه مستقر شده است.

اپلیکیشن دوربین دست‌خوش دگرگونی چشمگیری نشده است و طراحی آن با بسیاری از هندست‌های دیگر شیائومی شباهت دارد. این برنامه از حالات مختلف پرتره، شبانه، پانوراما، حرفه‌ای، اسلوموشن و Short video پشتیبانی می‌کند. تصاویر ثبت شده توسط گوشی از وضوح، دقت رنگ و جزئیات مناسبی برخوردار هستند. بعلاوه دوربین‌های اصلی و سلفی گوشی قادر به ضبط ویدیوهای 4K و فول اچ‌دی با نرخ 30 فریم‌برثانیه هستند.

  • جمع‌بندی

به‌کارگیری چنین مجموعه سخت‌افزاری قدرتمندی در یک هندست با قیمت‌گذاری حداکثر 18000 روپیه‌ای بی‌سابقه است. تراشه هلیو G90T به‌خوبی پاسخ‌گوی نیازهای گیمرها خواهد بود. بنابراین بی‌تردید ردمی نوت 8 پرو گزینه مناسبی برای علاقه‌مندان به گیمینگ موبایلی محسوب می‌شود.

نوشته بررسی اولیه اسمارت‌فون ردمی نوت 8 پرو شیائومی اولین بار در اخبار تکنولوژی و فناوری پدیدار شد.