دانشمندان می‌گویند، موفق به کشف ویژگی کلیدی مغز انسان در میمون شده‌اند

دانشمندان می‌گویند، موفق به کشف ویژگی کلیدی مغز انسان در میمون شده‌اند
ما انسان‌ها تصور می‌کنیم، گونه‌ای خاص و منحصر به فرد هستیم، اما به نظر می‌رسد، چنین ایده‌ای اشتباه است. دانشمندان برای مشخص کردن عواملی که ما را از بقیه حیوانات متمایز می‌کند، ویژگی‌های منحصر به فرد انسان همچون خودآگاهی یا زبان را بررسی کرده‌اند. اما بازهم یافته‌های جدید، تصور ما از منحصر به فرد بودن انسان را به چالش کشیده‌اند. در مطالعه جدیدی که انجام شده، دانشمندان علوم اعصاب موفق به کشف شبکه‌ای دیگر در مغز میمون شده‌اند که  منحصرا تعاملات اجتماعی را بر عهده دارد.

اکثر نخستی‌سانان از جمله انسان، حیوانات بسیار اجتماعی محسوب می‌شوند و قادر به پردازش تعاملات اجتماعی هستند. اما دانشمندان چیز زیادی در مورد شبکه‌های عصبی که به میمون‌ها امکان انجام چنین پردازش‌های پیچیده‌ای را می‌دهد، نمی‌دانستند. محققان دانشگاه راکفلر در نیویورک با بهره بردن از اسکنر fMRI، مغز چهار میمون رزوس را در هنگام تماشای ویدئوهای مختلفی از جمله ویدئوهایی حاوی صحنه‌هایی از رفتارهای اجتماعی میمون‌ها مورد بررسی قرار دادند.

محققان با اسکن مغز میمون‌ها در حال تماشای ویدئوها دریافتند، چه قسمت‌هایی از مغز در واکنش به محتوای ویدئو فعالیت بیشتری دارد. همان‌طور که انتظار می‌رفت، شیار گیجگاهی فوقانی میمون‌ها در زمان تماشای ویدئوهایی که تعاملات اجتماعی را نشان می‌داد، فعال می‌شد. ازآنجایی‌که دانشمندان به‌خوبی از ساختار مغز نخستی‌ها آگاه هستند، می‌دانستند که این بخش مغز، پردازش اطلاعات بدن و چهره را بر عهده دارد.

محققان همچنین دریافتند که سیستم نورون‌های آینه‌ای – بخشی از مغز که در هنگامی‌که میمون‌ها اشیای دیگر را می‌بینند، فعال میشود-نه تنها به تعاملات اجتماعی واکنش نشان می‌دهد، بلکه به تعاملات با شی‌ء نیز کمک می‌کند.

هنگامی که سلول‌های عصبی آینه‌ای (انسان هم‌چنین سلول‌هایی دارد) کشف شدند، تصور می‌شد، این بخش مغز پردازش اطلاعاتی همچو همدلی را بر عهده دارد، اما این فرضیه‌ها هم‌اکنون کاملا رد شده‌اند. شگفت‌انگیزترین یافته‌های محققان زمانی بود که اسکن‌های مغزی مربوط به ویدئوهای تعاملات اجتماعی را بررسی کردند. آن‌ها دریافتند که یک شبکه مغزی میمون رزوس تنها در زمان پردازش موقعیت‌های اجتماعی فعال می‌شود.

این محققان در مطالعه خود نوشتند: “تعاملات اجتماعی، مجموعه‌ای از نواحی مغز فراتر از سیستم نورون‌های آینه‌ای را فعال می‌کند.”

این نشان می‌دهد که مغز میمون‌ها دارای نواحی خاصی تنها برای پردازش تعاملات اجتماعی است، چیزی که دانشمندان پیش از این مشاهده نکرده بودند. وینریخ فریوالد، نویسنده ارشد این مطالعه، در بیانیه‌ای گفت: “این یافته‌ها غیرمنتظره و شگفت‌انگیز بودند.”

انسان دارای توانایی است که به آن نظریه ذهن می‌گوید که توانایی انسان در درک افکار دیگران و تأثیر این حالات ذهنی بر رفتار آن‌ها است. اکنون محققان می‌گویند، این شبکه تعاملات اجتماعی منحصربه‌فردی که در میمون‌ها پیدا کرده‌اند، می‌تواند مشابه توانایی نظریه ذهن انسان باشد.اگر چنین چیزی به اثبات برسد، می‌تواند شواهدی برای درک میراث تکاملی باشد که انسان را تبدیل به چنین حیوانات اجتماعی کرده است. اما دانشمندان برای درک کارکرد شبکه مغزی به‌تازگی کشف شده در میمون رزوس نیاز به تحقیقات بیشتری خواهند داشت.

.

منبع: sciencealert

مطلب دانشمندان می‌گویند، موفق به کشف ویژگی کلیدی مغز انسان در میمون شده‌اند برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

۶ خرداد، شکستن رکورد پرواز با بالن

۶ خرداد، شکستن رکورد پرواز با بالن

۸۶ سال پیش در چنین روزی، انسان توانست برای اولین بار با بالن به لایه‌ی استراتوسفر پرواز کند.

۴ خرداد، اولین آزمایش پنی سیلین روی نمونه‌های حیوانی

۴ خرداد، اولین آزمایش پنی سیلین روی نمونه‌های حیوانی

۷۷ سال پیش در چنین روزی، اولین آزمایش عملی داروی پنی‌سیلین روی موش‌های آزمایشگاهی انجام شد.

تک فرزندی باعث تغییر ساختار ذهن می‌شود

تک ¬فرزندی می¬تواند باعث تغییر ساختار ذهن شود
دانشمندان دریافته‌اند که تک  فرزند بودن نه‌تنها باعث تفاوت‌های رفتاری و شخصیتی می‌شود، بلکه روی فرآیند رشد و تکامل ذهنی نیز تأثیر می‌گذارد. مطالعه‌ی جدیدی که اسکن‌های مغزیِ تک  فرزندها را با سایر کودکانی که خواهر و برادر داشته‌اند مقایسه کرده، نشان می‌دهد، تفاوت‌های قابل‌توجهی در قشر خاکستری مغز این دو گروه وجود دارد. محققان معتقدند که این اولین شواهد عصب‌شناختی این ناحیه از مغزند، ناحیه خاکستری، ناحیه‌ای از مغز است که مسئول تفاوت‌های رفتاری و ساختارهای ذهنی است.

در این مطالعه، محققان چینی، ۳۰۳ جوان در سنین دانشگاهی را همسالان خود مورد بررسی قرار گرفتند. چنین مطالعه‌ای با توجه به ترکیب جمعیتی جوانان چین وجود داشت. در واقع به علت سیاست تک  فرزندی که دولت چین در سال‌های ۱۹۷۹ تا ۲۰۱۵ اجرا کرد، بسیاری از خانواده‌ها تنها صاحب یک فرزند شدند.

کلیشه‌ی فکری رایج در مورد تک  فرزندی این است که بر رفتارهای فردی و ویژگی‌های شخصیتی اثر می‌گذارد و باعث خودخواهی بیش‌تر و تمایل کم‌تر نسبت به تقسیم دارایی‌ها با همسالان می‌شود.

مشارکت‌کنندگان در این مطالعه، تقریبا نیمی تک  فرزند و نیمی دارای خواهر و برادر بودند. آن‌ها در آزمایش‌هایی شرکت کردند که برای شناخت و بررسی شخصیت، خلاقیت و هوششان طراحی شده بود. ضمن این‌که از مغز آن‌ها هم عکس‌برداری ام آر آی شد.

این آزمایش‌ها گرچه تفاوتی را در هوش و ذکاوت این دو گروه نمایان نکرد، اما نشان داد تک -فرزندها از انعطاف‌پذیری فکری و خلاقیت بیش‌تری برخوردارند. آن‌ها هم‌چنین قدرت پذیرش و موافقت کمتری نسبت به گروه مقابل داشتند. قدرت پذیرش در کنار برونگرایی، وظیفه‌شناسی، روان رنجوری و تجربه‌گرایی، یکی از پنج فاکتور مورد بررسی در این آزمایش بود.

اما بخش مهم‌تر این تحقیق در بررسی‌های ام آر آی روی قشر خاکستری روشن شد. نتایج نشان داد،  بخش‌هایی از لوب آهیانه ای تک  فرزندها که مربوط به پردازش و ادراک زبانی است و در آزمایش‌ها باعث انعطاف‌پذیری و خلاقیت بیش‌تر آن‌ها می‌شد، حجم بیش‌تری را به خود اختصاص داده و در مقابل سایر بخش‌ها و مشخصا لوب پیشانی آن‌ها (که بیش‌تر مرتبط به احساسات و رفتارهای اجتماعی است) حجم کم‌تری دارد.

محققان هنوز به نتایج محکمی در مورد چرایی این موضوع نرسیده‌اند، اما حدس می‌زنند که این اتفاق به دلیل آن است که والدین تک  فرزندها، عموما فرصت بیش‌تری را برای پرورش خلاقیت آن‌ها اختصاص داده‌اند و نیز احتمالا انتظارات بالاتری از فرزندشان داشته‌اند. در عوض قدرت پذیرش و انعطاف‌پذیری رفتاری کمتر آن‌ها احتمالا برخاسته از توجه بیشتر اعضای خانواده و حضور کمتر در فعالیت‌های بیرونی اجتماعی و تمرکز حداکثری روی فعالیت‌های فردی در سنین رشد بوده است.

در این مطالعه محدودیت‌هایی هم وجود داشته است. محدودیت‌هایی ازجمله اینکه آزمایش‌ها روی افرادی با تحصیلات عالی و در ناحیه‌ای خاص انجام شده است. گرچه هنوز اطلاعات چندانی از این موضوع و عملکرد مغز در این باره در دست نداریم، اما واضح است که ارتباط تنگاتنگی میان محیط خانواده‌ای که در آن رشد کرده‌ایم و فرآیند رشد ذهن ما وجود دارد.

.

منبع: sciencealert

مطلب تک فرزندی باعث تغییر ساختار ذهن می‌شود برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

با ترک قهوه چه اتفاقی در مغز رخ می‌دهد؟

با ترک قهوه چه اتفاقی در مغز رخ می‌دهد؟

۶۴ درصد مردم آمریکا، روزانه حداقل یک فنجان قهوه می‌نوشند. این علاقه، احتمالا ناشی از ماده‌ای ظاهرا آرام‌بخش در قهوه به نام کافئین است. کافئین یک محرک سیستم عصبی مرکزی محسوب می‌شود که انسان برای بیش از هزار سال است که از آن استفاده می‌کند.

سازمان غذا و داروی ایالات‌متحده آمریکا (FDA)، کافئین را به عنوان یک دارو و همین‌طور یک افزودنی غذایی طبقه‌بندی کرده است. کافئین به عنوان پرکاربردترین دارو در این سیاره، مغز را برای افزایش هوشیاری تحریک می‌کند، چیزی که منجر به افزایش میزان ترشح اسید معده و فشارخون می‌شود و قاعدتا مصرف مقادیر بیش از حد کافئین حتی کشنده است.

یک فنجان قهوه، حاوی ۹۵ تا ۱۶۵ میلی‌گرم از این محرک طبیعی است. محرکی که اثرات چشمگیر زیادی دارد. از جمله افزایش سطح هوشیاری و تثبیت حافظه‌ی بلندمدت دارد. بنابراین فواید قهوه به‌قدری است که واقعیت اعتیادآور بودن این نوشیدنی محبوب را به حاشیه ببرد. به همین علت است که کسانی که مصرف قهوه را ترک می‌کنند، با علائم خروج مواد از بدن مواجه می‌شوند.

معمولاً اثر کافئین تا ۳ ساعت پس از نوشیدن قهوه باقی می‌ماند. در عین حال، اثرات خروج کافئین از بدن، بین ۱۲ تا ۲۰ ساعت پس از نوشیدن آخرین فنجان برای فرد معتاد قهوه آغاز می‌شود. آن‌ها ظرف دو روز، سخت‌ترین حالات را تجربه می‌کنند و این شرایط ممکن است، حتی تا ۷ روز هم ادامه داشته باشد.

محققان دانشگاه ورمونت در سال ۲۰۰۹ دریافته‌اند که اثرات قطع قهوه (شامل سردرد و خستگی) ناشی از تغییر گردش خون در مغز فرد است. محققان با اندازه‌گیری فعالیت‌های الکتریکی مغز و سرعت گردش خون در این بخش از بدن، در دو مرحله‌ی بعد از مصرف کافئین و نیز پس از دفع کامل آن از بدن، به این نتیجه رسیدند که ترک کافئین، باعث کاهش فشارخون در مغز می‌شود و این منجر به خواب‌آلودگی، کاهش سطح هوشیاری، بدخلقی و سردرد در فرد می‌شود.

سازمان غذا و داروی ایالات‌متحده آمریکا (FDA)، کافئین را به عنوان یک دارو و همین‌طور یک افزودنی غذایی طبقه‌بندی کرده است. کافئین به عنوان پرکاربردترین دارو در این سیاره، مغز را برای افزایش هوشیاری تحریک می‌کند،
سازمان غذا و داروی ایالات‌متحده آمریکا (FDA)، کافئین را به عنوان یک دارو و همین‌طور یک افزودنی غذایی طبقه‌بندی کرده است. کافئین به عنوان پرکاربردترین دارو در این سیاره، مغز را برای افزایش هوشیاری تحریک می‌کند

مصرف کافئین باعث افزایش ترشح هورمون دوپامین نیز می‌شود. از دوپامین که توسط سلول‌های عصبی برای انتقال پیام به دیگر سلول‌های عصبی مورداستفاده قرار می‌گیرد، اغلب به‌عنوان ماده‌ی لذت مغز نام برده می‌شود. سلول‌های دوپامین در بخش میان مغز در اعماق پایه‌ی مغز قرار دارند و پیام‌هایی را به نواحی از مغز که در آن مولکول‌های دوپامین ترشح‌شده‌اند، می‌فرستند. مانند سلول‌های دوپامینی که در کنترل عمل، شناخت و پاداش نقش دارند. مطالعات نشان داده‌اند، سیستم دوپامین می‌تواند باتجربه‌های پاداشی مانند خوردن، داشتن رابطه جنسی و یا مصرف مواد مخدر فعال شود.

در مغز، کافئین عامل قطع اتصال گیرنده‌های آدنوزین است. در حالت عادی، اتصال آدنوزین به گیرنده‌اش، باعث تنظیم عملکرد سلول‌های عصبی و طبیعتا کاهش فعالیت آن پس از گذشت زمان و انجام کار می‌شود. این فرآیندی است که در نهایت موجب می‌شود، فرد احساس خستگی کند. طبیعی است که با قطع اتصال گیرنده‌های آدنوزین، فعالیت سلول‌های عصبی زیاد می‌شود و دیگر فرد احساس خستگی نمی‌کند.

در مطالعه‌ای دیگر، محققان به این نتیجه رسیدند که مصرف کافئین به‌مرور باعث افزایش گیرنده‌های آدنوزین در سیستم عصبی می‌شود و مصرف‌کنندگان تدریجا تحمل و مقاومت بیش‌تری در برابر کافئین پیدا می‌کنند. به این ترتیب، فرد به تدریج به میزان بیش‌تری کافئین برای اثرگذاری و رفع خستگی احتیاج خواهد داشت.

تمام این مکانیسم‌ها سبب می‌شود شخصی که مصرف قهوه را ترک می‌کند، احساس خستگی بسیار بیش‌تری داشته باشد. به هر حال این تغییر در نهایت بدان معناست که فرد نیاز به استراحتی بیش از پیش دارد. مصرف قهوه تا ۶ ساعت قبل از خواب، تأثیری مخرب دارد و باعث بی‌خوابی‌های مزمن می‌گردد.

قطع مصرف و ترک قهوه شاید با سردردهای شدیدی همراه باشد، اما حداقل شب‌ها می‌توانید راحت‌تر بخوابید!

.

منبع: inverse

مطلب با ترک قهوه چه اتفاقی در مغز رخ می‌دهد؟ برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

۱ خرداد، انتشار اولین اطلس جهان متشکل از ۷۰ نقشه

۱ خرداد، انتشار اولین اطلس جهان متشکل از ۷۰ نقشه

۴۴۷ سال پیش در چنین روزی، اولین اطلس جهان با نام «تئاتر جهان» متشکل از ۷۰ نقشه منتشر شد.

عجیب‌ترین آزمایش‌های علمی تاریخ (بخش اول)

عجیب‌ترین آزمایش‌های علمی تاریخ (بخش اول)

باوجودی که علم قدرت بهبود زندگی ما و درمان بیماری‌ها را دارد، اما گاهی می‌تواند برای شکنجه، قتل و شستشوی مغزی به کار برده شود. در ادامه برخی از عجیب‌ترین آزمایش‌های علمی تاریخ را می‌خوانید.

فیلی که ال­اس­دی مصرف کرد

اگر به یک فیل ال‌اس‌دی بدهید، چه اتفاقی می‌افتد؟ روز ۳ اوت ۱۹۶۲، گروهی از محققان در شهر اوکلاهاما تصمیم گرفتند بفهمند چه اتفاقی می‌افتد. وارن توماس، مدیر باغ‌وحش شهر، سرنگی حاوی ۲۹۷ میلی‌گرم ال­اس­دی به فیلی به نام تسکو تزریق کرد. در این آزمایش دو محقق از دانشکده پزشکی دانشگاه اوکلاهاما به نام‌های لوئیس جولین وست و چستر ام پیرس، توماس را همراهی می‌کردند.

۲۹۷ میلی‌گرم میزان بالایی ال­اس­دی محسوب می‌شود. این میزان حدود ۳ هزار برابر دوز مصرفی یک انسان است. در واقع این بیشترین میزان ال­اس­دی است که تابه‌حال یک موجود زنده دریافت کرده است. محققان می‌دانستند که در صورت دادن ال­اس­دی به فیل باید میزان بالایی به این جانور تزریق کنند، چرا که می‌دانستند، فیل‌ها به بسیاری از داروها مقاوم هستند.

توماس، وست و پیرس بعداً توضیح دادند که این آزمایش برای این طراحی شده بود تا بفهمند، آیا ال­اس­دی می‌تواند، موجب مستی فیل شود. مستی نوعی جنون دوره‌ای است که فیل‌ها گاهی به آن دچار می‌شوند، در این دوره فیل‌ها رفتاری بسیار تهاجمی پیدا می‌کنند.

1. فیلی که ال¬اس¬دی مصرف کرد

حال هدف آزمایش تقریبا بلافاصله منحرف شد. بعد از اینکه یک زنبور تسکو را نیش زد، فیل به تزریق واکنش نشان داد و پس از چند دقیقه حرکات دیوانه‌وار، به زمین افتاد. محققان که از این اتفاق وحشت کرده بودند، سعی کردند او را با آنتی سایکوتیک‌ها (داروهای ضد روان‌پریشی) احیا کنند، اما دیر شده بود، تسکو تنها حدود یک ساعت بعد مُرد. این سه محقق با شرمساری نتیجه گرفتند، تسکو احتمالا به نظر به اثرات ال­اس­دی خیلی حساس بوده است.

در سال‌های پس از این آزمایش، جنجال‌هایی حول آن به وجود آمد، بحث بر سر این بود که آیا ال­اس­دی موجب مرگ تسکو شده یا داروهایی که برای احیا به او داده شده بودند. بنابراین بیست سال بعد، رونالد سیگل محققی از دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس تصمیم گرفت، این بحث‌ها را خاتمه دهد. او به دو فیل دوزهای مشابهی که به تسکو داده شده بود، داد. بنا به گزارش‌ها، او مجبور به امضای تعهدی شد که به موجب آن در صورت مرگ این دو فیل، باید فیل‌های دیگر را جایگزین آن‌ها می‌کرد.

او به‌جای تزریق، ال­اس­دی را با آب مخلوط کرد و به فیل‌ها داد. این فیل‌ها نه تنها زنده ماندند، بلکه به نظر چندان از این موضوع ناراحت نشدند. این فیل‌ها کمی بی‌حال رفتار می‌کردند، سپس بعد از کمی تکان دادن خود، صداهای عجیب غریبی در آوردند و در عرض چند ساعت به حالت عادی بازگشتند. با این حال، سیگل بر این باور بود که دوزی که تسکو دریافت کرده بود، ممکن بود، بیش از حد سمی بوده باشد. به این ترتیب، او نتوانست مرگ بر اثر ال­اس­دی را رد کند، بنابراین؛ جنجال مرگ تسکو همچنان ادامه دارد.

آزمایش فرمان‌برداری

تصور کنید که برای شرکت در یک آزمایش داوطلب شده‌اید، اما زمانی که به آزمایشگاه پای می‌گذارید، متوجه می‌شوید، محققان از شما می‌خواهند، یک فرد بی‌گناه را به قتل برسانید. اعتراض می‌کنید، اما محققان به شما می‌گویند: “انجام این کار برای آزمایش ضروری است.” آیا تسلیم می‌شوید و این فرد را می‌کشید؟

مسلما وقتی چنین پرسشی می‌شود، تقریبا همه از ارتکاب قتل دست می‌کشند. اما آزمایش معروف استنلی میلگرام خلاف چنین چیزی را ثابت کرد. آزمایش او که در اوایل دهه ۱۹۶۰در دانشگاه ییل انجام شد نشان داد، این باور خوش‌بینانه اشتباه است و اگر این درخواست از سوی شخص مقتدری شده باشد، تقریبا همه ما تبدیل به یک قاتل مطیع می‌شویم.

سری آزمایش‌های میلگرام تبدیل به یکی از بحث‌برانگیزترین و معروف‌ترین آزمایش‌های روانشناسی در تمام تاریخ شده‌اند. میلگرام این آزمایش‌ها را از ژوئیه سال ۱۹۶۱، تنها سه ماه پس از محاکمه آدولف آیشمن شروع کرد. سرهنگ آدولف آیشمن که در رژیم نازی یا سرپرست اداره امور مربوط به یهودیان در دفتر مرکزی امنیت رایش بود و در تعقیب و کشتارجمعی حدود ۶ میلیون یهودی در اروپا نقشی کلیدی داشت. او پس از شکست آلمان در جنگ دوم جهانی و سقوط رژیم نازی با خانواده‌اش به آرژانتین گریخت، اما در سال ۱۹۶۰ شناسایی و به اسرائیل ربوده شد. سرهنگ آیشمن باوجود انکار اتهاماتش در دادگاه اورشلیم، به مرگ محکوم شد و در سال ۱۹۶۲ به دار آویخته شد.

وی در دادگاه اظهار داشته بود: “من از جنایاتی که علیه یهودیان اعمال‌شده ابراز تنفر می‌کنم و عادلانه می‌دانم که مسئولان اصلی آن به سزای اعمال خود برسند. اما باید فرق قائل بود بین رهبران مسئول و افرادی که مانند من آلت دست رهبر بودند. من جزو رهبران مسئول نبودم و به همین دلیل هم خود را مقصر نمی‌دانم.”

میلگرام هم با این آزمایش می‌خواست بداند: “آیا ممکن است، آیشمن و هزاران همدستش در جریان هولوکاست فقط از دستورات اطاعت کرده باشند؟“

برای کشف این موضوع، میلگرام آزمایش‌هایی را طراحی کرد که طی آن، از شرکت‌کنندگان که همدست یک آزمایشگر مقتدر بودند، خواسته می‌شد، به شخصی که در اتاق مجاور است، بدون اینکه ببینندش، با هر بار پاسخ اشتباه به سؤالات حافظه، شوک الکتریکی وارد کنند.

در این آزمایش‌ها، ۳۰ دکمه مختلف با ولتاژهای متفاوتی در اختیار شرکت‌کنندگان بود. تا آنجایی که شرکت‌کنندگان می‌دانستند، شوک‌های الکتریکی از درجه بی‌ضرر ۱۵ ولت شروع و با درجه مرگبار ۴۵۰ پایان می‌یافت. در این مورد به شرکت‌کنندگان پیش از آزمایش، هشدارهایی مبنی بر خطرناک بودن درجه مرگبار ولتاژ داده‌شده بود.

اما در واقع، چیزی که شرکت‌کنندگان نمی‌دانستند، این بود که به‌ هیچ‌وجه ماشین شکنجه‌ای در کار نیست، بلکه ماشینی که در این آزمایش‌ها مورداستفاده قرار می‌گرفت، جز ایجاد چند صدای ترسناک و نور کار دیگری انجام نمی‌داد. همچنین شخصی که قرار بود در اتاق مجاور با شوک الکتریکی شکنجه شود، بازیگر حرفه‌ای بود که قرار بود، نقش یک قربانی را ایفا کند.

سری آزمایش‌های میلگرام

این‌ها چیزهایی بود که شرکت‌کنندگان از آن اطلاعی نداشت. در واقع شرکت‌کنندگان فکر می‌کردند، با عمل خود به شخص دیگری آسیب وارد می‌کنند و از آنجایی‌که به شرکت‌کنندگان گفته‌ شده بود، این آزمایش در مورد حافظه و یادگیری در شرایط متفاوت است، آزمایشگرها از شرکت‌کنندگان می‌خواستند، حتما به کار خود ادامه دهند، چرا که نتایج آن برای آزمایش بسیار مهم است.

معروف‌ترین سری آزمایش‌های میلگرام، نشان داد، ۶۵ درصد از ۴۰ شرکت‌کننده از دستورات اطلاعت می‌کنند و ۴۵۰ ولت، شوک الکتریکی مرگبار را باوجود جیغ و التماس‌های قربانی، به او وارد می‌کنند. برخی از شرکت‌کنندگان از ادامه آزمایش سر باز می‌زدند و در مقابل دستورات آزمایشگرها اعتراض می‌کردند، اما دو سوم افراد، تابع دستورات شخص مقتدر بودند.

در سال‌های پس از آزمایش میلگرام، برخی از محققان ادعا می‌کردند، روش میلگرام، دقیق نبوده و او در داده‌های آزمایش‌های دست برده است. اما آزمایش‌های او در سراسر جهان تکرار شده‌اند و نتایج تقریبا مشابه آزمایش اصلی بود. گفته می‌شود، این آزمایش‌ها تنها در مرکز اروپا انجام‌ نشده است.

میلگرام در مطالعه خود نوشت: “بر اساس مشاهداتی که از هزار نفر شرکت کنندگان این سری آزمایش‌ها انجام شده و همچنین مشاهده‌های شخصی، تصور می‌کنم که اگر سیستمی از اردوگاه‌های مرگ در ایالات‌متحده به همان نحوی که در آلمان نازی دیده شد، ساخته شود، امکان یافتن هر نوع پرسنلی از هر شهری از آمریکا وجود دارد.”

اوایل ماه آوریل سال جاری تیمی از محققان لهستانی، نسخه مدرنی از این آزمایش را تکرار کردند و متوجه شدند که نتایج این آزمایش هیچ تغییری نکرده است. در این نسخه مدرن آزمایش میلگرام، محققان از ۸۰ داوطلب (۴۰ مرد و ۴۰ زن) با سنین بین ۱۸ تا ۶۹ دعوت به همکاری کردند. مشابه آزمایش میلگرام، شرکت‌کنندگان باید با هر بار پاسخ اشتباه، دکمه‌ای را فشار می‌دادند و به شخصی که در اتاق مجاور قرار داشت، شوک الکتریکی وارد می‌کردند.

این شوک‌ها هر بار قوی‌تر می‌شدند و شرکت‌کنندگان از سوی آزمایشگرها تشویق به ادامه شوک حتی با ولتاژهای مرگبار می‌شدند. اما در نسخه جدید آزمایش، برای انجام آزمایشی اخلاقی‌تر، تنها ۱۰ دکمه (به‌جای ۳۰ دکمه نسخه اصلی آزمایش) با ولتاژهای کمتری وجود داشت.

در پایان، محققان دریافتند، ۹۰ درصد شرکت‌کنندگان از دستوراتی که از آن‌ها می‌خواست، در صورت نیاز بالاترین شوک الکتریکی را به افراد وارد کنند، اطاعت می‌کنند.

توماژ گژیپ، محققی از دانشگاه علوم اجتماعی و علوم انسانی ورشو در لهستان و یکی از محققان این مطالعه، گفت: ”نیم‌قرن پس از آزمایش‌های اصلی میلگرام در مورد اطاعت از اقتدار، اکثریت قابل‌توجهی از شرکت‌کنندگان، مایل بودند، شوک الکتریکی را به فرد بینوا وارد کنند!”

سگ دو سر دیموخوف

سگ دو سر دیموخوف

ولادیمیر دیموخوف در سال ۱۹۵۴، با رونمایی از هیولای خود جهان را شوکه کرد: یک سگ دو. او این موجود دو سر را در آزمایشگاهی در حومه مسکو، ساخته بود. دیموخوف سر یک توله ‌سگ را روی گردن یک سگ شپرد آلمانی قرار داده بود.

دیموخوف این سگ دو سر را واداشت، در مقابل خبرنگاران بهت‌زده‌ای از سراسر جهان قدم بزند. این خبرنگاران مشاهده کردند، توله سگ قادر به خوردن شیر از لوله مخصوص است. مقامات اتحاد جماهیر شوروی با افتخار اعلام کردند، این آزمایش مهیب، برتری پزشکی آن‌ها را به اثبات می‌رساند. دیموخوف در طول پانزده سال آینده، در مجموع ۲۵ سگ دو سر دیگر ساخت. با توجه به پس زدن بافت‌های پیوندی، هیچ‌کدام از این سگ‌ها مدت زیادی زنده نماندند. رکورد زنده ماندن این سگ‌های دو سر، یک ماه بود.

 

دیموخوف اعلام کرد، این سگ‌ها بخشی از سری آزمایش‌های مربوط به تکنیک‌های جراحی بوده‌اند که هدف نهایی آن، چگونگی پیوند قلب و ریه انسان بوده است. جراح دیگری به نام کریستین بانارد در سال ۱۹۶۷، در این مورد از او پیشی گرفت. اما دیموخوف اعتبار این موفقیت را برای خود محفوظ شده می‌دانست.

سر جدا شده سگ

از زمان قتل‌عام انقلاب فرانسه، یعنی دوره‌ای که گیوتین‌ها هزاران سربریده را به سبدها می‌فرستادند، دانشمندان در این مورد کنجکاو بودند که آیا ممکن است، سرهای جدا از بدن زنده بمانند؟ اما تا قبل از اواخر دهه ۱۹۲۰، چنین امکانی به وجود نیامد.

سرگئی بروخوننکو پزشکی از اتحاد جماهیر شوروی، دستگاه بدوی و زمختی به نام اتوجکتور (ماشین قلب و ریه) ساخته بود که به وسیله آن قادر به زنده نگه داشتن چند سر سگ شده بود. او در سال ۱۹۲۸، یکی از این سرهای زنده را در مقابل احضار بین‌المللی و دانشمندان سومین کنگسر جدا شده سگره پزشکی اتحاد جماهیر شوروی به نمایش گذاشت. بروخوننکو  برای اثبات زنده بودن سر، نوری را به چشمان سر سگ می‌تاباند و این سگ به نحو وحشتناکی پلک می‌زد. این سگ حتی قادر بود که قطعه پنیری را بخورد که بلافاصله از لوله مری خارج می‌شد.

سَر بروخوننکو بحث‌های زیادی در اروپا برانگیخت و حتی نمایشنامه‌نویس مشهور جرج برنارد شاو در این مورد گفت: “من حتی وسوسه شدم که سر خودم را قطع کنم، به این ترتیب بدون اینکه بیمار شوم و نیاز به لباس پوشیدن داشته باشم و غذا بخورم و هر چیز دیگری که مانع از خلق شاهکارهای هنری و ادبیات نمایشی می‌شود، می‌توانم فقط بنویسم!”

موجودی تلفیقی از انسان و میمون

دهه‌ها شایعاتی در گردش بود که ادعا می‌کردند، اتحاد جماهیر شوروی آزمایش‌های برای تلفیق موجودی ترکیبی از انسان و میمون انجام داده‌اند. اما این شایعه تا زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و دست‌یابی به بایگانی روسیه به اثبات نرسید. دکتر لیا ایوانف یکی از متخصصان مشهور در زمینه زیست‌شناسی دامپزشکی بود، اما او می‌خواست، کارهای دیگری جز پرورش و اصلاح نژاد گاوهای چاق‌تر انجام دهد. بنابراین او در سال ۱۹۲۷ به آفریقا سفر کرد تا ایده تلفیق انسان و میمون را مطالعه کند.

خوشبختانه تلاش‌های او موفقیت‌آمیز نبودند. عدم موفقیت به دلیل ژنتیک و همچنین کارکنان بومی بود که در مرکز تحقیقات گینه غربی با او همکاری می‌کردند. او مداوما مجبور بود، هدف واقعی آزمایشات خود را از آن‌ها مخفی نگه دارد. اگر آن‌ها واقعا می‌فهمیدند، هدف واقعی این آزمایشات چیست، بنا به یادداشت‌های شخصی او: “این می‌توانست عواقب ناخوشایندی در پی داشته باشد.” ضرورت پنهان‌کاری تقریبا اجازه انجام هیچ کاری را به او نداد، اگر چه او دو تلاش ناموفق را ثبت کرد که در آن سعی کرده بود، به‌وسیله اسپرم انسان، شامپانزه‌های ماده را باردار کند.

ایوانف سرانجام ناامید از تلاش‌های خود به اتحاد جماهیر شوروی بازگشت. رهاورد این سفر، یک اورانگوتان به نام تارزان بود، به امید اینکه در محیطی بهتر امکان ادامه تحقیقات خود را داشته باشد. او در بازگشت به خانه، آگهی برای یافتن داوطلبانی منتشر کرد تا زنانی برای وضع حمل فرزند تارزان پیدا کند. جالب اینکه، چند نفر برای این آزمایش اعلام آمادگی کردند. اما پس از مدتی تارزان درگذشت و خود ایوانف هم که به داشتن عقاید ضدانقلابی متهم شده بود، به مدت چندین سال به یک اردوگاه کار اجباری فرستاده شد. به این ترتیب، تحقیقات او عملا به پایان رسید. شایعاتی هم وجود دارد که ادعا می‌کند، دانشمندان دیگری در اتحاد جماهیر شوروی، تحقیقات ایوانف را ادامه داده‌اند، اما چنین چیزی به اثبات نرسیده است.

موجودی تلفیقی از انسان و میمون

آزمایش زندان استنفورد

چرا زندان‌ها چنین مکان‌های رعب‌انگیز و خشنی هستند؟ آیا این به دلیل شخصیت ساکنان آن است و یا ساختار قدرت چنین تأثیری دارد؟ دکتر فیلیپ زیمباردو که مصمم بود، پاسخ این سؤال را بیابد. یک زندان مصنوعی در زیرزمین دانشکده روانشناسی استنفورد ساخت. او از مردان جوانی بدون هیچ سابقه کیفری و همچنین افرادی که دارای حالت‌های روانی عادی بودند، درخواست همکاری در این مطالعه کرد. دکتر زیمباردو به‌طور تصادفی نیمی از این داوطلبان را در نقش زندانی و به نیم دیگر نقش زندانبان را داد. قرار بود، این مطالعه به مدت دو هفته انجام شود و نحوه رفتار این شهروندان با یکدیگر در نقش‌های جدیدشان مشاهده شود.

اما بعد از این اتفاقی افتاد که خود زیمباردو را هم شوکه کرد. اوضاع زندان ساختگی به سرعت تغییر کرد. در شب اول زندانیان، شورش کردند و زندانبانان که احساس می‌کردند، سرپیچی زندانیان تهدیدی برای آن‌ها است، به‌سختی شورش آن‌ها سرکوب را کردند. آن‌ها روش‌های خلاقانه‌ای برای تنبیه زندانیان ابداع کردند، با استفاده از روش‌های مانند تفتیش، محدود کردن دسترسی به توالت، فحاشی و بی‌خوابی دادن و خودداری از دادن غذا آن‌ها را تنبیه می‌کردند.

تحت این فشار، روحیه زندانیان در هم شکست. یکی از اولین زندانیان تنها پس از سی و شش ساعت فریاد زد، احساس می‌کند که “دارد از درون می‌سوزد!” به این ترتیب، زیمباردو تصمیم گرفت او را مرخص کند. ظرف شش روز، چهار زندانی دیگر به وضع او دچار شدند، یکی از این زندانیان به دلیل استرس شدید (راش استرس) تمام بدنش جوش زده بود. واضح بود برای افرادی که به درون نقش‌های جدید خود فرو رفته بودند، این آزمایش به چیزی بیش از یک بازی تبدیل شده بود.

 

آزمایش زندان استنفورد

حتی خود زیمباردو هم فریب این وضعیت بغرنج را خورده بود. او می‌ترسید زندانیان در حال برنامه‌ریزی فرار باشند. به همین دلیل با پلیس برای کمک به کنترل اوضاع تماس گرفت. خوشبختانه زیمباردو در این وضعیت متوجه شد، اوضاع از کنترل خارج شده است. تنها شش روز از شروع آزمایش گذشته بود و همه دانشجویان خوشحالی که آزمایش را شروع کرده بود، تبدیل به زندانیانی عبوس و زندانبان‌هایی سادیست شده بودند.

زیمباردو صبح روز بعد جلسه‌ای تشکیل داد و به همه گفت، می‌توانند به خانه بروند. زندانیان باقی مانده آزاد شدند، اما زندانبان‌ها از پایان آزمایش ناراحت بودند. آن‌ها از نقش جدید خود لذت می‌بردند و هیچ تمایلی نداشتند، دست از این نقش جدید بردارند.

.

منبع: weirduniverse

مطلب عجیب‌ترین آزمایش‌های علمی تاریخ (بخش اول) برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

کاوشگرهای وان آلن ناسا موفق به کشف امواج رادیویی در اطراف زمین شده اند

کاوشگرهای وان آلن ناسا موفق به کشف امواج رادیویی در اطراف زمین شده اند
کاوشگرهای وان آلن ناسا فعالیت های عجیب امواج رادیویی را در فضای اطراف زمین کشف کرده اند. مرکز سفرهای فضایی گودارد ناسا روز چهارشنبه اعلام کرد، دو کاوشگر روباتیک ناسا به کمک دانشمندان آمده اند تا امواج رادیویی بسامد پایینی (VLF) که زمین را احاطه کرده اند را کشف کنند. وجود تشعشعات در اطراف زمین به خودی خود چندان عجیب نیست، چنانچه کمربند تشعشعی وان آلن در اطراف زمین خود محافظ زمین در برابر تشعشات قوی است. اما نکته عجیب در مورد کشف فوق ساخته دست انسان بودن این تشعشات است.

امواج رادیویی بسامد پایین به وسیله دستگاه های ارتباطی همچون زیردریایی ها تولید می شوند. امواج بسامد پایین دارای فرکانس پایینی بین ۳ کیلوهرتز تا ۳۰ کیلوهرتز و دارای طول موج هایی بسیار طولانی بین ۱۰۰ و ۱۰ کیلومتر هستند.

از آنجا که امواج رادیویی بسامد پایین برای نفوذ به عمق ۴۰ متر و بیشتر از آن در آب های شور بسیار خوب اند، برای ارتباطات زیردریایی ایده آل هستند. اکنون با این کشف دانشمندان متوجه شده اند که این امواج می توانند به نواحی به دور دستی در فضای اطراف زمین هم سفر کنند.

به نظر می رسد، این حباب امواج رادیویی که در لبه داخلی کمربند تشعشعی وان آلن واقع شده، ممکن است، لایه حفاظتی دیگری را به وجود آورد باشند که از زمین در مقابل تابش ذرات فضایی مضر محافظت می کند.

دو کمربند اصلی زمین در منطقهی هلالی شکل پلاسماسفر (مگنتوسفر داخلی) در ارتفاع حدود 1000 تا 60000 کیلومتری سطح زمین واقع شده اند. تصور می شود، بسیاری از تشعشعاتی کمربند تشعشعی زمین را تشکیل داده اند، ناشی از بادهای خورشیدی و پرتوهای کیهانی دیگر باشند
دو کمربند اصلی زمین در منطقهی هلالی شکل پلاسماسفر (مگنتوسفر داخلی) در ارتفاع حدود ۱۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ کیلومتری سطح زمین واقع شده اند. تصور می شود، بسیاری از تشعشعاتی کمربند تشعشعی زمین را تشکیل داده اند، ناشی از بادهای خورشیدی و پرتوهای کیهانی دیگر باشند

کمربند تشعشعی ناحیه ای است که در آن ذرات باردار پر انرژی به وسیله میدان مغناطیسی کره زمین به دام افتاده اند، اکثر این تشعشعات مضر را بادهای خورشیدی تشکیل می دهند. سیاره ما دارای دو کمربند تشعشعی است، همچنین ممکن است کمربندهای مشابهی هم گاهی اوقات در اطراف زمین تشکیل شوند. این کمربند در دهه ۱۹۵۰ توسط جیمز وان آلن کشف شد، در نتیجه کمربند تشعشعی زمین،  کمربند وان آلن نام گذاری شد. دو کمربند اصلی زمین در منطقهی هلالی شکل پلاسماسفر (مگنتوسفر داخلی) در ارتفاع حدود ۱۰۰۰ تا ۶۰۰۰۰ کیلومتری سطح زمین واقع شده اند. تصور می شود، بسیاری از تشعشعاتی کمربند تشعشعی زمین را تشکیل داده اند، ناشی از بادهای خورشیدی و پرتوهای کیهانی دیگر باشند. میدان مغناطیسی این ذرات پر انرژی را منحرف می کند و از تخریب اتمسفر زمین جلوگیری می کند.

دانشمندان در مقاله ای که نتایج آن روز چهارشنبه اعلام شد، توضیح داده اند که کمربند تشعشعی ون آلن از دهه ۱۹۶۰ گسترش یافته است و به احتمال زیاد، لایه حفاظتی بیشتری برای به وجود آورده است. دانشمندان می گویند، می خواهند با مطالعات بیشتر، چگونگی محفاظت از زمین در برابر تابش های کیهانی همچون توفان های خورشیدی را به وسیله امواج رادیویی بسامد پایین درک کنند.

.

منبع: inverse

مطلب کاوشگرهای وان آلن ناسا موفق به کشف امواج رادیویی در اطراف زمین شده اند برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

۵ آزمایش علمی غیراخلاقی که روی انسان‌ها انجام شده‌اند

5 آزمایش علمی غیراخلاقی که روی انسان‌ها انجام شده‌اند

به همان اندازه که علم نیاز به حمایت ما دارد، ما نیز ملزم به نقد تحقیقاتی هستیم که انجام می‌شوند. در طول تاریخ علمی، جستجوی لجام گسیخته پیشرفت‌های علمی در موارد بسیاری منتهی به زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی شده است که اغلب آن‌ها به ضرر آدمی بوده‌اند. درحالی‌که آئین‌نامه اخلاق پزشکی نورنبرگ پس از علنی شدن آزمایش‌های انسانی نازی‌ها ایجاد شد و به موجب آن رضایت از سوژه‌های انسانی به امری ضروری تبدیل شد؛ اما محققان آمریکایی همواره به این آئین‌نامه اخلاقی احترام نگذاشته‌اند. چنانچه این پنج آزمایش علمی کاملا غیراخلاقی چنین چیزی را به خوبی به اثبات می‌رسانند.

آزمایش سفلیس در گواتمالا

سال ۲۰۱۰ بود که رسانه‌ها گزارش‌هایی منتشر کردند که نشان می‌داد، دانشمندان آمریکایی به عمد از زندانیان، بیماران روانی و یتیمان کشور گواتمالا برای انجام آزمایش‌های اثربخشی داروهای سوزاک و سفلیس بین سال‌های ۱۹۴۶ تا سال ۱۹۴۸استفاده کرده‌اند. این آزمایش‌ها بدون اطلاع و یا رضایت این افراد انجام شده بود، در واقع این افراد با آلوده شدن مجبور به مشارکت در این تحقیقات شده بودند.

هدف این آزمایش‌ها، بررسی اثربخشی پنی‌سیلین بود. در بخشی از این تحقیقات، به روسپی‌های مبتلا به سفلیس، پولی پرداخت می‌شد تا با سوژه‌های مرد آمیزش داشته باشند. اما اگر در بدن این افراد، عفونت پدید نمی‌آمد، میکروب‌های بیماری به صورت، بازو و یا آلت تناسلی این افراد پاشیده می‌شد. سپس به مردانی که مبتلا به این بیماری می‌شدند، آنتی‌بیوتیک داده می‌شد.

با این حال به گفته، سوزان ریوربی، محققی از کالج ولسلی در ماساچوست که تحقیقات او موجب افشای این تحقیقات شد، اینکه این مردان به وسیله این آنتی‌بیوتیک‌ها درمان شده باشند، هنوز روشن نیست. تصور می‌شود، درمجموع ۱۵۰۰ نفر گواتمالایی در جریان این تحقیقات مورد آزمایش قرار گرفته باشند.

هنریتا لاکس

دهه‌ها است که سلول‌های هنریتا لاکس از مرگ او چیزی نمی‌دانند. سلول‌های هنریتا که اکنون به «سلول‌های هلا» مشهور هستند. در سال ۱۹۵۱ بدون رضایت او از تومور سرطانی از دهانه رحم او برداشته شدند. هنریتا برای درمان بیماری خود در بیمارستان جان هاپکینز بستری شده بود.

سرانجام هنریتا در اثر سرطان درگذشت، اما سلول‌های او بعدازاینکه توسط دکتر جورج اوتو جداسازی شدند، زنده ماندند. به این ترتیب، سلول‌های هنریتا به نخستین سلول‌هایی تبدیل شدند که به زندگی خارج از بدن انسان ادامه می‌دهند. از آن زمان، سلول‌های او صدها بار تکثیر شده‌اند و به بخشی جدایی‌ناپذیر از تحقیقات پزشکی بدل شده‌اند. به عنوان مثال، بدون سلول‌های هلا، هیچ واکسن فلج اطفالی هم وجود نداشت.

سلول‌های هنریتا به نخستین سلول‌هایی تبدیل شدند که به زندگی خارج از بدن انسان ادامه می‌دهند. از آن زمان، سلول‌های او صدها بار تکثیر شده‌اند و به بخشی جدایی‌ناپذیر از تحقیقات پزشکی بدل شده‌اند
سلول‌های هنریتا به نخستین سلول‌هایی تبدیل شدند که به زندگی خارج از بدن انسان ادامه می‌دهند. از آن زمان، سلول‌های او صدها بار تکثیر شده‌اند و به بخشی جدایی‌ناپذیر از تحقیقات پزشکی بدل شده‌اند

داستان هنریتا با وجود کتاب مشهور و همچنین فیلم تلویزیونی که هر دو با عنوان «زندگی جاویدان هنریتا لاکس» نام داشتند، توجه‌های بسیاری را برانگیخت. همچنین، با اطلاع خانواده او از جریان آزمایش‌ها، دعوی‌های حقوقی علیه شرکت‌های دارویی که از سلول‌های او برای ساخت دارو استفاده کرده‌اند، به پا شد. احتمالا فرزندان هنریتا احتمالا هرگز سود حاصل از فروش سلول‌های او را دریافت نکرده‌اند. اما گفته می‌شود، لوله حاصل از سلول‌های او، معمولا به قیمت ۲۶۰ دلار به این شرکت‌های دارویی فروخته می‌شود.

در سال ۲۰۱۳،  موسسه ملی بهداشت آمریکا (NIH)، اعلام کرد، دانشمندان برای استفاده از داده‌های ژنوم هنریتا، باید از خانواده هنریتا اجازه بگیرند. نویسنده زندگی‌نامه او، ربه‌کا اسکُلت بنیادی به نام هنریتا لاکس تأسیس کرده که کمک‌های مالی را برای افراد و خانواده‌هایی که”سهم مهمی در تحقیقات علمی داشته‌اند و هیچ سودی از مشارکت‌های خود نبرده‌اند.” فراهم می‌کند.

مطالعات سفلیس در تاسکیگی

مطالعه تاسکیگی (شهری در آمریکا) برای اندازه‌گیری میزان پیشروی سفلیس درمان نشده در مردان سیاه‌پوست (آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار) در سال ۱۹۳۲ آغاز شد. این مطالعه با همکاری خدمات بهداشت عمومی ایالات‌متحده و موسسه تاسکیگی انجام گرفت. این برنامه قرار بود به مدت شش ماه انجام شود و در مجموع در آن ۳۹۹ مرد سیاه پوست مبتلا به سفلیس و ۲۰۱ فرد غیر مبتلا شرکت داشته باشند.

اما در عوض، این تحقیقات به مدت ۴۰ سال به طول انجامید و مردانی که در این آزمایش‌ها موردمطالعه قرار می‌گرفتند، هیچ‌گاه درمانی برای سفلیس دریافت نکردند. این مردان که هرگز رضایت آگاهانه خود را برای شرکت در این تحقیقات اعلام نکرده بودند، هیچ‌گاه هدف واقعی مطالعات را افشا نکردند و به‌جای آن می‌گفتند، به خاطر خون بد مورد درمان قرارگرفته‌اند. خون بد، اصطلاح غیرعلمی است که می‌تواند به بیماری‌های مختلفی اطلاق شود.

مطالعه تاسکیگی به مدت 40 سال به طول انجامید و مردانی که در این آزمایش‌ها مورد مطالعه قرار می‌گرفتند، هیچ‌گاه درمانی برای سفلیس دریافت نکردند. این مردان که هرگز رضایت آگاهانه خود را برای شرکت در این تحقیقات اعلام نکرده بودند، هیچ‌گاه هدف واقعی مطالعات را افشا نکردند
مطالعه تاسکیگی به مدت ۴۰ سال به طول انجامید و مردانی که در این آزمایش‌ها مورد مطالعه قرار می‌گرفتند، هیچ‌گاه درمانی برای سفلیس دریافت نکردند. این مردان که هرگز رضایت آگاهانه خود را برای شرکت در این تحقیقات اعلام نکرده بودند، هیچ‌گاه هدف واقعی مطالعات را افشا نکردند

در سال ۱۹۴۷، پنی‌سیلین به‌عنوان درمانی مؤثر برای سفلیس مورد استفاده قرار گرفت، اما این دارو هیچ‌گاه به مردان آلوده شرکت کننده در این مطالعه داده نشد. در عوض به این افراد معاینات پزشکی و غذای رایگان و همچنین هزینه کفن و دفن تعلق گرفت.

ژان هلر خبرنگار آسوشیتدپرس در سال ۱۹۷۲ این داستان را افشا کرد که سروصدای زیادی را به پا کرد. بسیاری از شرکت‌کنندگان در طول دوره مطالعه جان خود را از دست دادند و همسران و فرزندان آن‌ها بدون اینکه بدانند، آلوده‌ شده بودند. دعوای گروهی به نمایندگی از شرکت‌کنندگان در این مطالعه و خانواده‌های آن‌ها انجام گرفت و در سال ۱۹۷۴، خسارتی ۱۰ میلیون دلاری که شامل درمان‌های پزشکی برای بازماندگان و خانواده‌های آن‌ها، از سوی دولت ایالات‌متحده پرداخت شد.

آزمایش‌های پرتو تابی انسانی

در سال ۱۹۹۵، بیل کلینتون رئیس‌جمهور آمریکا به طور رسمی به نمایندگی از ایالات‌متحده برای انجام آزمایش‌های پرتو تابی روی انسان برای چندین دهه پس از جنگ دوم جهانی عذرخواهی کرد.  گزارش تحقیقی از آیلین ولسوم از نشریه آلبوکرک تریبون منجر به افشای این آزمایشات شد. در این تحقیقات مدارک بیش از ۴۰۰۰ آزمایش فاش شد که از دهه ۱۹۴۰ شروع شده بودند و توسط نهادهای مختلف دولتی از جمله وزارت دفاع (پنتاگون) و ناسا نگهداری می‌شد.

دکتر روث فادن از مؤسسه اخلاق زیستی جان هاپکینز برمن ریاست کمیته تحقیقی این آزمایش‌ها را بر عهده داشت و نقض حقوق بشر را در سال ۱۹۹۵ در تلویزیون اعلام کرد، او در این بیانیه تلویزیونی گفت:”ما دریافته‌ایم که اشتباهات رخ داده است. در هردوی آزمایش‌های مربوط به تابش و همچنین انتشار عمدی تشعشعات در محیط‌زیست… بیماران و یا سوژه‌های آزمایش بدون اطلاع یا رضایت خود مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اطلاعات به دلیل تشویش اذهان عمومی منتشر نشده‌اند و سری نگه داشته شده‌اند تا دولت آمریکا را در مقابل شرمساری و مسئولیت‌های قانونی چنین اقدامتی مصون دارند.”

در این آزمایش‌های، دانشمندان سوژه‌های انسانی را در معرض اورانیوم، پلوتونیوم، آمریکیوم و دیگر مواد رادیواکتیو قرار می‌دادند تا تأثیر آن روی بدن انسان را مورد مطالعه قرار دهند. این آزمایش‌ها با این استدلال توجیه می‌شد که در جهت منافع ملی بوده‌اند تا میزان مقاومت بدن در برابر تشعشعات رادیواکتیو را مشخص کنند، چرا که در آن زمان، یعنی دوران جنگ سرد، تهدیداتی هسته‌ای اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت.

بیش از 30 دانشگاه و مؤسسات دیگر در پروژه ام‌کی‌اولترا شرکت داشتند. این آزمایش‌ها شامل انجام آزمایش‌های پنهانی مواد مخدر روی شهروندان مختلف از تمامی سطوح اجتماعی بالا و پایین، آمریکایی‌های بومی و خارجی بوده است
بیش از ۳۰ دانشگاه و مؤسسات دیگر در پروژه ام‌کی‌اولترا شرکت داشتند. این آزمایش‌ها شامل انجام آزمایش‌های پنهانی مواد مخدر روی شهروندان مختلف از تمامی سطوح اجتماعی بالا و پایین، آمریکایی‌های بومی و خارجی بوده است

اما این توجیهی برای نحوه انجام این آزمایش‌ها نبود، بسیاری از افرادی که در معرض تشعشات قرار گرفتند، بیماران مبتلا به سرطانی از اقشار فقیر و آفریقایی تبارها بودند که در معرض سطوح بالایی از تابش‌های رادیواکتیو قرار می‌گرفتند و در حالی که تصور می‌کردند، در حال درمان شدن هستند. در یکی از این سری آزمایش‌ها، به قربانیان یک سانحه رانندگی، پلوتونیوم تزریق شد.

پروژه ام‌کی‌اولترا

بین سال‌های ۱۹۵۳ و ۱۹۶۴، سازمان سیا بیش از ۱۳۰ آزمایش کنترل ذهن را روی شرکت‌کنندگانی بی‌اطلاع انجام داد. بسیاری از شرکت‌کنندگان در آزمایش‌ها بر اثر این آزمایشات به لحاظ احساسی فلج شدند. ماجرای این آزمایش تا یک دهه بعد اتمام، پنهان ماند. اما در سال ۱۹۷۷،  تحقیقات کمیته چرچ و انجمن راکفلر این آزمایش‌های شوم را افشا کردند.

سناتور دموکرات دانیل اینوی در جریان جلسه‌ای که این اطلاعات در آن افشا شد، گفت: “معاون سازمان سیا تائید کرد، بیش از ۳۰ دانشگاه و مؤسسات دیگر در این پروژه شرکت داشته‌اند.این آزمایش‌ها شامل انجام آزمایش‌های پنهانی مواد مخدر روی شهروندان مختلف از تمامی سطوح اجتماعی بالا و پایین، آمریکایی‌های بومی و خارجی بوده است. تعدادی از این آزمایش‌ها شامل دادن LSD به افراد بی‌اطلاع بوده است. این آژانس اطلاعاتی خود اذعان کرده که پروژه نتایجی علمی در بر داشته است.”

برخی از این افراد معتادان به هروئین بوده‌اند که به آن‌ها گفته ‌شده، اگر در آزمایش‌های LSD شرکت کنند، به آن‌ها پاداش یعنی هروئین بیشتر داده می‌شود. اما چیزی که این افراد نمی‌دانستند، این بود که آن‌ها بخشی از تحقیقات با حمایت‌های دولت بوده‌اند که هدف آن نحوه بازجویی از طریق کنترل ذهنی بود. متأسفانه شاید هیچ وقت از جزئیات این آزمایش‌ها اطلاع پیدا نکنیم، چراکه در سال ۱۹۷۳، رئیس سیا؛ ریچارد هلمز دستور از بین بردن تمامی مدارک این آزمایش‌ها را صادر کرد.

.

منبع: inverse

 

مطلب ۵ آزمایش علمی غیراخلاقی که روی انسان‌ها انجام شده‌اند برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

اسپارتام چیست و چرا عدم استفاده از آن شعار تبلیغاتی یک شرکت تولید آدامس است؟

اسپارتام

اسپارتام یا آسپارتام (Aspartame) یک ماده شیرین کننده مصنوعی بدون ساخارید (Saccharide) بوده که چند دهه‌ای است به عنوان جایگزینی برای شکر وارد بازار محصولات غذایی جهانی شده است. به بهانه تبلیغ یک شرکت تولید آدامس و شعار عدم استفاده از این ماده در محصولات، تصمیم گرفتیم که به بررسی اجمالی این ماده غذایی و عوارض آن بپردازیم.

اسپارتام یکی از رایج‌ترین و متداول‌ترین شیرین کننده‌های موجود در جهان است. برخی از سازمان‌ها بهداشتی جهان خبر از بی ضرر بودن آن داده و بسیاری نیز آن را عاملی برای بیماری‌های مختلف از سردرد تا سرطان می‌دانند.

اسپارتام (Aspartame) چیست؟

اسپارتام در بازارهای جهانی بیشتر با نام شرکت تولید کننده آن NutraSweet شناخته می‌شود. این ماده از دهه ۱۹۸۰ میلادی مورد تایید سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا (FDA) قرار گرفته و به عنوان یک شیرین کننده جایگزین شکر در محصولات غذایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اسپارتام در محصولاتی مانند غذاهای سرد، نوشیدنی‌ها، شیرینی‌ها، دسرها‌، محصولات کنترل و کاهش وزن بدن، سیریال صبحانه (Cereal Breakfast) و آدامس‌ها وجود داشته و موجب شیرین شدن آنها می‌گردد.

اسپارتام

این ماده در واقع از یک پروتئین ساده شامل دو آمینو اسید، فنیل آلانین (Phenylalanin) و آسپاریک اسید (Asparic Acid) ساخته شده است. اتصال هیدروکربن به فنیل آلانین نیز موجب ایجاد طعم شیرین در این ماده می‌گردد.

اسپارتام در سیستم گوارش

اسپارتام در سیستم گوارش توسط آنزیم‌های معده به سه بخش فنیل آلانین، آسپاریک اسید و متانول (مولکول الکل) تجزیه می‌گردد. تمامی اثرات این ماده نیز ناشی از جذب این سه ماده در جریان خون بدن است.

اسپارتام

فنیل آلانین

این ماده یکی از آمینو اسیدهای پایه و ضروری و طبیعی برای بدن است. از منابع غنی این ماده می‌توان به انواع گوشت، تخم مرغ، محصولات لبنی، حبوبات و خشکبار اشاره کرد. فرمول شیمیایی این ماده نیز C 9H 11NO 2 است. این ماده می‌تواند در برخی از افراد مبتلا به اختلال ژنتیکی phenylketonuria موجب ایجاد مسمومیت گردد. اما مقدار این ماده در اسپارتام اندک بوده و موجی بروز مشکل خاصی نمی‌گردد.

آسپاریک اسید

مانند فنیل آلانین آسپاریک اسید نیز یک آمینو اسید طبیعی بوده و یکی از متداول‌ترین انواع آمینو اسیدها در رژیم غذایی به شمار می‌آید. این ماده به صورت طبیعی در بدن انسان نیز تولید می‌گردد. ماهی، انواع گوشت، تخم مرغ و سویا نیز از منابع غنی این ماده به شمار می‌آیند. آسپارتام حاوی مقدار کمی از این آمینو اسید بوده و تا بحال اثر منفی در بدن نداشته است.

اسپارتام

متانول

این ماده یک ترکیب شیمیایی سمی مانند اتانول بوده که در مشروبات الکلی وجود دارد. این ماده تنها در مقادیر بالا می‌تواند موجب ایجاد مسمومیت گردد. از منابع این ماده می‌توان به قهوه، سبزیجات، انواع میوه و مشروبات الکلی اشاره کرد. میزان متانول موجود در اسپارتام نیز اندک بوده و مقدار آن کمتر از میزان لازم برای بدن بوده و به این ترتیب این ماده نیز نمی‌تواند اثری منفی برای اسپارتام به وجود آورد.

آسپارتام : خوب یا بد؟

تعداد زیادی از وبسایت‌های سلامتی وجود داشته که اسپارتام را یک ماده سمی به حساب آورده و آن را عامل بیماری‌های از سردرد تا سرطان می‌دانند. اما هنوز بیشتر این ادعاها تنها در حد حدس و گمان بوده و توسط علم ثابت نشده است. در ادامه به بیان چند نمونه از این ادعاها خواهیم پرداخت.

اسپارتام

اسپارتام عاملی برای سرطان

موسسه پژوهشی European Ramazzini Foundation اسپارتام را عاملی برای سرطان در حیوانات دانسته است. اما بسیاری این یافته‌ها را به دلیل روش‌های غیر اصولی، قابل قبول ندانسته و اثر اسپارتام در بروز سرطان را رد می‌نمایند. اما تحقیقاتی نیز وجود داشته که ارتباطی بسیار دور از این ماده و سرطان در مردان را بیان می‌کند. اما در مجموع هنوز شواهدی مستدل از ارتباط اسپارتام و سرطان به دست نیامده است.

اسپارتام عاملی برای افزایش وزن

به عنوان یک ماده شیرین کننده با کالری پایین، اسپارتام به طور گسترده توسط افرادی که علاقه به طعم شیرین دارند اما قصد دارند سطح قند بدن خود را کنترل نمایند، استفاده می‌گردد. با وجود اینکه ثابت شده اسپارتام تاثیری بر افزایش وزن ندارد اما تاثیر آن بر کاهش وزن هنوز به صورت علمی و با شواهد مستدل ثابت نشده است.

اما بر پایه تعدای از تحقیقات صورت گرفته، اسپارتام می‌تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای شکر به حساب آمده و به دلیل مصرف کمتر شکر و قند، از افزایش وزن جلوگیری نماید.

تاثیرات اسپارتام بر عملکرد ذهنی

بر اساس یک تحقیق علمی صورت گرفته، اسپارتام می‌تواند موجب بروز اختلال در عملکرد ذهن انسان گردد. اما این مقاله به دلیل اطلاعات نادرست، روش‌های غلط آزمایش و منابع نا موثق، به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. تحقیقات جامع صورت گرفته تا کنون ثابت کرده که اسپارتام هیچ تاثیر نامطلوبی بر عملکرد ذهنی افراد بزرگسال ندارد. در خصوص کودکان نیز نتایج بر همین اساس بوده و در مجموع این ماده نمی‌تواند عاملی برای بروز مشکلات ذهنی گردد.

تشنج

تشنج نیز یکی از مواردی است که به عنوان یک اثر جانبی از اسپارتام عنوان می‌گردد. اما تمامی این ادعاها بدون مدرک و شواهد علمی است. یک مقاله نیز مبنی بر افزایش فعالیت مغزی منجر به تشنج در کودکان منتشر شده است که اسپارتام را عاملی برای افزایش ریسک این ضایعه معرفی می‌نماید.

سردرد

همانند تشنج، سردرد نیز به عنوان یکی از عوارض مصرف اسپارتام معرفی شده است. اما این مقالات نیز مستدل نبوده و در یک مقاله نیز از این ماده به عنوان یک عامل افزایش دهنده وقوع سر درد نام برده شده است. اما به دلیل عدم رعایت شرایط و وضعیت جسمانی افراد مورد آزمایش، این تحقیقات نیز قابل استنداد نخواهد بود.

اسپارتام

سخن آخر

همانطور که اشاره شد، اسپارتام یکی از متداول ترین طعم دهنده‌های موجود در بازار بوده و تحقیقات بسیاری در مورد آن صورت گرفته است. بیشتر این تحقیقات نشان از بی ضرر بودن این ماده داشته هیچ تاثیر مخربی در اثر استفاده از آن به وجود نخواهد آمد. اما در مواردی نیز ممکن است افراد به این ماده حساسیت داشته که این مساله می‌تواند موجب بروز مشکلاتی برای آنها گردد.

اسپارتام

اما این ماده نیز مانند سایر مواد شیمیایی می‌تواند اثرات مخربی در دراز مدت داشته و یا در شرایط خاص و افراد مختلف واکنش‌های منفی را برای بدن افراد به وجود آورد. پس در صورت مشاهده هرگونه و حساسیت و آلرژی نسبت به اسپارتام، باید از مصرف آن خودداری نمود.

منبع : AuthorityNutrition

مطلب اسپارتام چیست و چرا عدم استفاده از آن شعار تبلیغاتی یک شرکت تولید آدامس است؟ برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.