رصد نشانه‌هایی از ماده تاریک در داده‌های ایستگاه فضایی

با اینکه هنوز برای اظهار نظر زود به نظر می‌رسد، دو مقاله ای که اخیرا منتشر شده اند، نشانه‌هایی از ماده تاریک را در محدوده داده‌های جمع آوری شده در ایستگاه فضایی بین المللی (ISS) شناسایی کرده‌اند. مدت‌ها است که دانشمندان به دنبال اثری از این ماده هستند.

گویا آی تی – ماده تاریک (Dark Matter) ماده‌ای فرضی است که ۲۶٫۸ درصد از جهان شناخته شده را تشکیل می‌دهد، و مشخص می‌کند که چرا جهان ما سر پا است. برای دهه‌های متعدد، دانشمندان به دنبال شناسایی این ماده بودند، و اکنون ممکن است سرنخی پیدا کرده باشند – دو مطالعه جداگانه که نشان داده‌اند، تعداد ضدپروتون‌هایی که روی ISS جریان دارند، درصورتی که ماده تاریک وجود داشته باشد، منطقی تر به نظر می‌رسند.
در این مقاله ها، هیچ‌کس ادعا نمی‌کند که آن‌ها توانسته اند ماده تاریک را پیدا کنند، بنابراین، هیجان زده نشوید. اما با توجه به اینکه تلاش برای یافتن ماده تاریک آن قدر ناموفق بوده است که دانشمندان به روش‌های دیگری برای توجیه جهان، بدون وجود این ماده فکر می‌کنند، هر گونه مدرکی که وجود این ماده را ثابت کند، بسیار مهم خواهد بود.
محققان ابتدا مفهوم ماده تاریک را پرورش دادند – یک ماده مرموز که با تشعشعات الکترومغناطیس تعاملی ندارد و به همین دلیل برای ما نامرئی محسوب می‌شود – تا عدم تعادل بین مقدار ماده موجود در جهان، و نیروی گرانشی که کهکشان‌های ما را پا برجا نگاه می‌دارد، توضیح دهند.
این عدم تعادل خود را به این صورت نشان می‌دهد که اگر شما به مواد موجود در ستاره‌ها، سیاره‌ها، و گازهای کیهانی در محدوده جهان بیفزایید، هنوز نمی‌توان توضیح داد که چگونه این مقدار گرانش در دنیا وجود دارد، مگر در حالتی که به ماده تاریک معتقد باشید.
علی رغم یافتن شواهدی از تأثیرات فرضی این ماده، هیچ مدرک معتبر دیگری از آن به دست نیامده است. و دانشمندان به دنبال روش‌های جایگزینی برای توضیح این گرانش مضاعف در دنیا هستند.
اما این دو مطالعه اخیر، کمی ما را امیدوار می‌کند.
دو تیم جداگانه، که یکی از آلمان و دیگری از چین و تایوان بوده اند، مقدار ضدپروتون‌های شناسایی شده توسط طیف سنج مغناطیسی آلفا (AMS) را تحلیل کرده اند. این طیف سنج، در ایستگاه فضایی ISS نصب شده است تا تعداد ضدپروتون‌هایی را که روی ایستگاه جریان می‌یابند را بشمارد.
ضد پروتون‌ها، ذرات نظیر پروتون در ضد ماده هستند، و بخش بسیار کوچکی از تابش‌های کیهانی را تشکیل می‌دهند که به طور پیوسته، در فضا در حال جریان است.
این ضد پروتن‌ها، معمولا توسط برخورد بین اشعه‌های کیهانی پرانرژی و گازهای بین ستاره‌ای ایجاد می‌شوند ( ما توانسته ایم این ذرات را در برخورددهنده بزرگ هادرونی LHC)) بسازیم)، اما پیش بینی می شود که این مواد از طریق برخورد ماده تاریک نیز ساخته شود، زمانی که دو ذره از ماده تاریک به یکدیگر برخورد کرده و یکدیگر را می شکافند.
برای اطمینان از صحت این موضوع، دو تیم به طور مستقل، پیش بینی های خود را در مورد تعداد ضدپروتون هایی که انتظار دارند در آزمایش AMS شناسایی شود، در دو حالت مختلف یعنی در حضور ماده تاریک و در غیاب آن، ارائه کردند.
تیم آلمانی بیان کرد که داده‌ها در مورد مدلی که در آن برخورد و تخریب ذرات اتفاق می‌افتد، با دقت بیشتری با هم مطابقت دارند؛ به طور دقیق تر، منظور همان مدلی است که در آن، یک ذره از ماده تاریک به جرم ۸۰ GeV/c^2 وجود داشت.
تیم چینی، از مجموعه فرضیات متفاوتی استفاده کرد، اما نتیجه‌ی یکسانی را به دست آورد. – داده‌های AMS، در صورتی که شما فرض کنید ماده تاریک وجود دارد، منطقی تر به نظر می‌رسند. مدل این تیم، ذره مشابهی از ماده تاریک را با جرمی بین ۴۰ تا ۶۰ Gev/C^2 پیش بینی کرد.
مهم تر آن که، هر دو تیم به طور مستقل نشان دادند که داده‌های آن‌ها، با فرض وجود ماده تاریک، نسبت به حالتی که در آن فرض شده بود ماده تاریک وجود ندارد، بهتر با مدل ها مطابقت داشت.
این واقعیت که دو تیم مستقل، پاسخ یکسانی را برای یک پرسش یافته اند، موفقیت آمیز است، اما هنوز برای تأیید وجود داشتن ماده تاریک، راه درازی را در پیش داریم.
اما، این تحقیق با اثری از ماده تاریک که پیشتر با استفاده از داده‌های AMS، به دست آمده بود، مطابقت دارد – فراوانی پوزیترون‌ها یا الکترون‌ها ی ضد ماده، که در فضا جریان دارند.
برخی از فیزیکدانان تصور می‌کنند این ذرات می‌توانند شاهدی برای وجود ماده تاریک باشند، در حالی که برخی دیگر فکر می‌کنند، فراوانی این ذرات را می‌توان با پدیده‌های فضایی دیگر، نظیر تپ اختر ها توضیح داد.
در سال ۲۰۱۶، محققان انبوهی از تشعشعات پر انرژی را در مرکز راه شیری یافتند، که برخی از فیزیکدانان، آن را به ماده تاریک ارتباط می‌دهند (اگرچه در رابطه با این موضوع از آن زمان تا کنون، به طور مفصل بحث شده است).
دن هوپر، یک متخصص فیزیک نجومی در آزمایشگاه FermiLab، که در این دو مطالعه جدید، نقشی نداشته است، به Emily Conover از Science News گفته است: ” این نتایج مشابه می‌تواند تنها یک تصادف باشد. اما، به هر حال، این موضوع برای من بسیار دلگرم کننده است.”

نیکولا تسلا راز تکنولوژی ضد جاذبه را کشف کرده بود

نیکلا تسلا بدون شک یکی از نوابغ قرن بوده است، او در سال های آخر عمر خود بر روی یک سیستم انقلابی به نام تکنولوژی ضد جاذبه (Anti-Gravity)کار می کرده است.

گویا آی تی – نیکلا تسلا همیشه مردی فراتر از زمان خود بود و همه این را می دانیم. تسلا برای اولین بار در جهان راجع به موضوع دسترسی مردمان زمین به انرژی آزاد پیش بینی هایی کرده بود. بخش عظیمی از تکنولوژی های در اختیار ما، از دستاوردهای نیکلا تسلاست که فراتر از الکتریسیته و انرژی است.
اگر هوش، ذکاوت و کنجکاوی نیکلا تسلا نبود، شاید ما امروزه هیچ اطلاعی از تکنولوژی هایی چون سیستم‌های رادیو، تلویزیون، جریان الکتریکی AC، کویل تسلا، لامپ‌های فلورسنت، چراغ‌های نئون، دستگاه‌هایی با کنترل رادیویی، رباتیک، اشعه ایکس، رادار، ماکروویو و … نداشتیم. مطالعه، بررسی و تحقیق راجع به موضوع ضد جاذبه، جاذبه منفی یا آنتی گرانش در آن دوره، ایده ای دست نیافتنی بود. اما نیکلا تسلا همواره در پی رسیدن به دستاوردهای فراتر از زمان خود بود.

از افرادی که به مطالعه و بررسی جزئیات زندگی نیکلا تسلا پرداخته ولیام آر لین است که در کتابی با عنوان (فیزیک اسرار آمیز اتر) به معرفی زندگی اسرار آمیز نیکلا تسلا پرداخته و از کشف یادداشت هایی در محل زندگی نیکلا تسلا پرده برداشته است . این یادداشت ها نشان می دهد که نیکلا تسلا به مطالعه راجع به ضد گرانش یا ضد جاذبه مشغول بوده است.
در این کتاب قید شده است که نیکلا تسلا در سال های آخر عمر خود بر روی یک سیستم با نیروی محرکه انقلابی کار کرده است. از مهترین دستاوردهای این مطالعات، می‌توان به اختراع تکنولوژی ضد جاذبه و کنترل بسیاری از رویدادهای جهان اشاره کرد. نویسنده بیشتر اظهارات خود را از آخرین سخنرانی نیکلا تسلا در ابن کتاب ثبت کرده و در قالب کتاب گردآوری کرده است. در این سخنرانی، نیکلا تسلا به دستاوردی اشاره می کند که می تواند دنیا بشریت را به طور کامل تغییر دهد.
قابل توجه است که بدانید، آخرین ثبت اختراع نیکلا تسلا در سال ۱۹۲۸ یک ماشین پرنده است که همچون هلیکوپتر و هواپیما های امروزی پرواز می کند ولی با یک نیروی محرکه انقلابی حرکت می کند که تمامی دانسته‌های ما از سیستم‌های پرواز را تغییر می‌داد.

سخنرانی آخر نیکلا تسلا که به شرح این نیرو محرکه در آن پرداخته بود در میان مدیران موسسه رفاه مهاجرین بوده و به تشریح موضوع (نظریه ی داینامیکی نیروی گرانشی) پرداخته و گفت؛
این یکی از دو اکتشاف بزرگی است که برای آیندگان کارآمد خواهد بود و من از سال ۱۸۹۳ تا ۱۸۹۴ مشعول بررسی جزئیات آن بوده ام.

نظریه‌ی داینامیکی نیروی گرانش، یک میدان از نیرو را فرض می کند که حرکت تمامی اجسام در فضا را تشریح می‌کند. چنین فرضیه‌ای، مفهوم انحنای فضای آلبرت انیشتین را به طور کامل زیر سوال می‌برد. اتر (Ether) دارای یک عملکرد غیرقابل انکار، در پدیده‌هایی همچون گرانش جهانی، اینرسی، حرکت، حرکت اجرام آسمانی و همچنین تمامی مواد اتمی و مولکولی به شمار می‌رود.
نیکلا تسلا در مقاله ای تحت عنوان بزرگترین دستاورد بشریت افزود ، نظریه داینامیکی نیروی گرانش با پر شدن فضا توسط (اتر درخشان) معنا پیدا می کند. اتر همانتد یک نیروی کاملا هوشمند و خلاق در طبیعت عمل می کند که در درون مارپیچ‌هایی میکرونی با سرعتی نزدیک به نور افتاده و به ماده‌ای قابل سنجش تبدیل می‌گردد. زمانی که این نیرو از حرکت باز می‌ایستد، ماده مجددا به حالت اتر بازمی‌گردد. (گونه‌ای از تجزیه اتمی)

از کاربرداهای این نظریه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• تشکیل سریع ماده از اتر
• ساخت هر چیزی با پیش‌نیازهای ماده و انرژی
• تغییر دادن سایز کره زمین
• کنترل فصل‌های کره زمین (وضعیت آب ‌وهوا)
• امکان مسیریابی مسیرهای کره زمین درست همانند استفاده از یک سفینه فضایی
• برخورد دادن اجرام آسمانی به همدیگر برای تولید ستاره‌های جدید و یا تولید گرما و روشنایی
• توسعه زندگی موجودات در اشکال مختلف

نیکلا تسلا اثر اینرسی یا اثرات گرانشی را این گونه توضیح می دهد که اتر توسط نیرو های متغیر الکترواستاتیکی از کار می افتد. این مسئله به خصوص در فضا های اطراف زمین نمود پیدا می کند و تسلا در این باره این گونه توضیح می دهد:
زمین مانند یک گوی فلزی باردار است که در فضا در حال حرکت است.که باعث ایجاد سریع و بزرگ و عظیم نیروهای الکترواستاتیکی می شود که اندازه آن به میزان مجذور فاصله از زمین کاهش می یابد. از آن جایی که جهت این نیروها از زمین شروع می شود و در فضا پراکنده می شود آن را نیروی گرانشی زمین نام گذاری کرده اند.

او در ادامه توضیحات خود رال کامل می کند و می گوید:
من تمام جوانب مختلف این موضوع را مورد تحقیق و مطالعه قرار دادم و امیدوارم بتوانم به زودی بتوانم آن را با دنیا هدیه کنم. این مطالعه قادر به توضیح عوامل مربوط به به شکل‌گیری نیروی گرانش و نحوه‌ی حرکت اجرام آسمانی را توضیح دهد، به این ترتیب به زودی قادر خواهیم بود توضیح قابل توجهی در این زمینه ها ارائه دهیم و مفهوم اشتباه انحنای فضا را به طور کل کنار بگذاریم. من معتقدم تنها وجود زنجیره ای از نیروهای مرتبط با هم است که موجب به نتیجه رسیدن حرکات اجرام در آسمان می شود و همین امر نشان می دهد که باید فرضیه ی انحنای فضا کنار گذاشته شود. تلاش برای توصیف عملکرد جهان پیرامون بدون در نطر گرفتن این نیروها انری غیر ممکن و بیهوده است.
امروزه همه بر این باورند که نیکلا تسلا در تلاش بود تا با ساخت یک منبع انرژی نامحدود از محیط زیست (انرژی آزاد)، یک اختراع ضد جاذبه داشته باشد. تبدیل انواع انرژی به یک نیروی بسیار قوی تحت عنوان رانشگر الکتریکی (Electropulsion)))، برای کنترل نیروی گرانش بسیار ضعیف، نقش مهمی را در این نظریه بازی کرده است ومی تواند تحولی عظیم را در پیشرفت علم ایجاد کند.

رقیب امروزی اینشتین را بهتر بشناسید

آلبرت اینشتین فیزیکدان نامدار ، اخیرا رقیب تازه ای پیدا کرده است که در حال حاضر یکی از مشهورترین فیزیکدانان ایالات متحده آمریکاست.

گویا آی تی – به گزارش نشریه فوربس، دانشگاه هاروارد آمریکا خانم سابرینا گونزالس پاسترسکی، فیزیکدان و پدیده بدیع را به عنوان اینشتین بعدی معرفی نموده است. سابرینا در ۱۴ سالگی، وقتی هم‌کلاسی‌هایش ویدیو گیم بازی می کردند، هواپیمای تک موتوره‌اش را در گاراژ خانه پدرش از اول تا آخر ساخت.
سابرینا گونزالس پاسترسکی در ۲۳ سالگی اولین خانمی است که در ۲۰ سال گذشته شاگرد اول دوره لیسانس دانشگاه MIT شده، و در حال حاضر دوره دکترای فیزیک دانشگاه هاروارد را آغاز می‌کند.

این خانم تلفن همراه هوشمند ندارد، و نسل اول مهاجر کوبایی-آمریکایی است، همچنین از سایت‌های اجتماعی مانند تویتر، فیسبوک و اینستاگرام استفاده نمی‌کند. اما او از طریق وبسایت شخصی خود به نام PhysicsGirl به طور مرتب تجربه‌ها و دستاوردهای خود را به همه معرفی می‌کند.
پاسترسکی متخصص ثقل کوانتمی است و هدفش توضیح نیروی جاذبه در قالب مکانیک کوانتمی است. تاکنون شرکت‌های ناسا، بلو اوریجین، و مدیر آمازون، جف بزوس به او پیشنهاد کار داده‌اند. گفتنی است کارهای او در رشته فیزیک از سوی بسیاری از دانشمندان همچون استفان هاوکینز مورد ستایش قرار گرفته است.

اندازه گیری نیروهای جاذبه بین کریستال‌ها برای نخستین بار

کریستال‌ها در میان زیباترین ساختارها در دنیای طبیعت هستند – آن ها نه تنها یک ساختار بی نظیر، بسیار منظم، و شبکه‌ای مکرر دارند، بلکه از ویژگی‌های ذاتی و جذاب دیگر، مانند قابلیت خودسامانی نیز برخوردارند. دانشمندان به تازگی توانسته اند نیروهای بین آنها را اندازه گیری کنند.

گویا آی تی – کریستالهای بسیار ریز، زمانی که در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، هم جهت شده و برای تشکیل کریستال‌های دیگر به هم متصل می‌شوند، و دانشمندان، برای نخستین بار توانسته اند نیرویی که این خواص را ایجاد می‌کند را تجسم کرده و آن را اندازه بگیرند.
تیم مربوطه، با استفاده از یک تکنیک جدید تجسم، نشان داده است که نیروی حاکم بر کریستال‌ها، نوعی از نیروی واندروالسی است، یک جاذبه‌ی کوانتومی که به پیوندهای شیمیایی ( نظیر پیوندهای کووالانسی که مولکول‌ها را در کنار یکدیگر نگه می‌دارند) هیچ وابستگی ندارد.
این همان نیرویی است که به مارمولک‌های خانگی (گیکو) اجازه می‌دهد با پاهای خود به دیوار بچسبند و اکنون دانشمندان نشان داده‌اند که این نیرو باعث چرخیدن و پیوند دادن کریستال‌ها شده و امکان ساخت کریستال‌های بزرگتر و بزرگتر را فرآهم می‌کند.
زمانی که لبه‌های کریستال ها با هم منطبق شود، کریستال ها می‌توانند به صورت کاملا یکپارچه به دیگر متصل شوند. مدت‌ زیادی است که این تصور که کریستال ها می‌توانند با هم جهت شدن، این اتصال را آسان تر کنند، وجود دارد – اما تاکنون هیچ‌کس نتوانسته بود تجسم کند که این کار چگونه انجام می‌شود و یا نیروی بین آن‌ها را اندازه بگیرد.
آگاهی از چگونگی انجام این اتصالات بسیار مهم است، زیرا این نیروی جاذبه، اساس خودسامانی کریستال‌ها در طبیعت، برای تشکیل تمام مواد از سنگ‌ها و صدف‌های دریایی گرفته تا استخوان‌ها ما انسان‌ها است.

علاوه بر این، داشتن این آگاهی برای دانشمندانی که می‌خواهند از کریستال‌ها برای طراحی مواد جدید استفاده کنند حیاتی است.
کوین روسو، یکی از محققان این عرصه از آزمایشگاه ملی شمال غربی آرام، متعلق به وزارت انرژی ایالات متحده می‌گوید:” اهمیت این مطالعات در آن است که با این نوع اندازه گیری‌ها می‌توان مدلی از شبکه سه بعدی کریستالی، ایجاد کرد، به طوری که ذرات در آن به شکل‌های دلخواه، مانند قطعات لگو به هم متصل شوند.”
او می‌افزاید:” کریستال‌ها تقریبا در همه‌ی جای طبیعیت وجود دارند و این مطالعات به ما کمک می‌کند که از این نیروها در طراحی مواد جدید بهره ببریم.”
برای مطالعه نیرویی که کریستال‌ها را در یک راستا هم جهت می‌کند، محققان یک میکروسکوپ الکترونی عبوری محیطی (ETEM) را با فناوری “کاوشگرهای نیروی نانوکریستال” ترکیب کرده اند، که امکان کنترل و مشاهده تعامل کریستال‌ها را به صورت لحظه به لحظه فرآهم می کند.
با استفاده از این تنظیمات، آن ها دو کریستال تیتانیوم اکسید را به ضخامت ۱۰۰۰ بار نازک تر از ضخامت موی انسان را در کنار یکدیگر قرار داده و در زوایای مختلف چرخانند و چگونگی ترکیب آن‌ها را زیر میکروسکوپ مشاهده کردند.

تیم دانشمندان، مشاهدات خود را با حرکت دادن دو آهنربا در کنار یکدیگر، البته در مقیاسی بسیار بسیار کوچک تر مقایسه کرده‌اند. زمانی‌که آهنرباها به اندازه‌ای نزدیک به هم باشند که نیروی جاذبه بر نیروی دافعه بین آن ها غلبه کند، آن‌ها به سمت یکدیگر کشیده می‌شوند.
سپس دانشمندان، این دو کریستال را بدون چرخاندن از یکدیگر جدا کردند، تا اندازه بگیرند که جدا کردن به این شکل، به چه مقدار نیرو نیاز دارد.
اندازه گیری‌ها به محققان این امکان را داد که خصوصیات نیروی متصل کننده کریستال‌ها را برای اولین بار با جزئیات دقیق بشناسند، و متوجه شوند که این نیرو در حد و اندازه‌ی نیروهای واندوالسی کوچک است.
نیروهای واندروالسی، ضعیف‌ترین نوع نیروهای شیمی فیزیکی هستند، و در نتیجه‌ی جاذبه‌ها کوانتومی مکانیکی بین ذرات ایجاد شده، و ارتباطی به جاذبه الکتریکی شیمیایی معمول بین یک ذره مثبت و منفی ندارند.

علی رغم آن‌که این نیروها بر اساس علم عجیب مکانیک کوانتوم، عمل می‌کنند، ( نیلز بور در یکی از بیانات خود گفته است:” کسی که از نظریه کوانتوم تعجب نکند، هنوز آن را متوجه نشده است.”) در مورد این نیروها مطالعات بسیاری انجام شده است.
اما این کشف جدید در واقع برای اولین بار، پیش بینی را که در دهه ۷۰ راجع به نیروهای واندوالسی انجام شده بود، تأیید می‌کند و آن اینکه: نیروی جاذبه بین کریستال‌ها، به نحوه چرخش ذرات کریستال نسبت به یکدیگر بستگی دارد. (چرخاندن یک نان باگت، برای کندن تکه‌ای از آن را در ذهن خود در نظر بگیرید.)
روسو می‌گوید: “این تخستین اندازه گیری انجام شده از این نیروها، و نخستین مدرک برای اثبات آن است که این نیرو به چگونگی چرخش کریستال‌ها نسبت به یکدیگر بستگی دارد، موضوعی که ما از آن با عنوان وابستگی چرخشی یاد می‌کنیم.”
“اگر نیروها، وابستگی چرخشی داشته باشند، این موضوع نشان خواهد داد که این نیرو در هم‌جهت کردن کریستال‌هایی که در یک محیط مایع با یکدیگر برخورد می‌کنند نقش مهمی دارد، و برای مثال، احتمال اتصال موفق را بالا می‌برد.”

اکنون که محققان این نیروهای جاذبه بین کریستال‌های تیتانیوم اکسید را شناخته اند، می‌توانند نیروهای جاذبه بین کریستال‌های ساخته شده از مواد مختلف، مانند کلسیم کربناتی که در کریستال‌های صدف دریایی مشاهده می‌شود را نیز پیش بینی کنند.
بعلاوه این اطلاعات می‌تواند برای ساخت مواد جدید بر اساس کریستال ها در آینده به دانشمندان کمک کند، و این کار می‌تواند فوائد بسیاری برای فناورهای نو داشته باشد.
اما ما اطمینان داریم مدت‌ها طول می‌کشد تا کسی بتواند از موضوع جاذبه بین “کریستال‌های زمانی” سر در بیاورد، که به نوبه خود، بسیار عجیب و غریب هستند.

احیا مغز منجمد انسان، و پیوند آن به بدن در سه سال آینده

خلاصه: یک جراع اعصاب به نام سرجیو کاناورو، قصد دارد پس از انجام اولین پیوند سر انسان، برای اولین بار، کار دیگری را امتحان کند: احیای دوباره‌ی مغزی که در دمای بسیار پایین منجمد شده است.

گویا آی تی – با توجه به پیشرفت‌های قابل توجهی که سال‌های اخیر در علم پزشکی رخ داده است، باور کردن اینکه کاری واقعا غیر ممکن باشد، بسیار سخت است. امروزه هوش مصنوعی می‌تواند بیماری‌ها را تشخیص دهد، سایبورگ‌ها یا موجودات مکانیکی واقعی در بین ما راه می‌روند، و ما هر روز سرنخ‌های جدیدی را در مسیر جست‌وجو برای جاودانگی پیدا می‌کنیم. حتی موفقیت‌های بزرگ‌تری در راه هستند، اما اگر قرار باشد تیمی تحقیقاتی واقعا با شرایط غیر ممکن مواجه باشد، این تیم باید متعلق به پروفسور سرجیو کاناوِرو، مدیر گروه مدولاسیون عصبی پیشرفته تورین باشد.
این جراح اعصاب، چهار سال پیش برنامه‌ی خود را برای کامل‌کردن اولین پیوند سر انسان در دنیا، اعلام کرد و این هفته، او در مصاحبه‌ای با رسانه‌ی OOOM تأیید کرد یک عمل جنجالی در ۱۰ ماه آینده انجام خواهد شد. طبق بیانیات کاناوِرو، این عمل در شهر هاربین، در چین، انجام خواهد شد که رهبری تیم جراحی را شیائوپنگ رِن از دانشگاه پزشکی هاربین برعهده می‌گیرد، و برخلاف گزارش‌های پیشین، یک شهروند چینی، و نه والری اسپیریدونوف از روسیه، شخصی است که دریافت کننده‌ی این عضو خواهد بود.
با این وجود، مهم‌ترین اخبار شگفت آوری که از مصاحبه‌ی کاناوِرو به دست می‌آید، هیچ ربطی به پیوند سر ندارد، و به برنامه‌های او برای آینده باز می‌گردد؛ او می‌گوید:” به محض این‌که اولین جراحی سر انسان اتفاق بیفتد، که تا قبل از سال ۲۰۱۸، انجام خواهد شد، ما می‌توانیم برای احیای دوباره‌ی اولین مغز منجمد شده، تلاش کنیم.”

زندگی پس از مرگ؟
کاناوِرو قصد دارد مغز را از سری که در دمای ۱۹۶- سلسیوس (۳۲۰- درجه‌ی فارنهایت) منجمد شده و در نیتروژن مایع قرار داده شده است، جدا کند. سپس او این مغز را در تلاش برای بازگرداندن یک شخص از دنیای مردگان، در یک بدن اهدا شده قرار خواهد داد و در طی این فرآیند، به پرسش‌های بشریت در مورد زندگی پس از مرگ، پاسخ خواهد داد.
کاناوِرو می‌گوید: “اگر ما بتوانیم این فرد را زنده کنیم، اولین پاسخ واقعی را در مورد اتفاقی که پس از مرگ‌ می افتد، دریافت خواهیم کرد. پیوند سر انسان، برای ما روشن خواهد کرد که آیا زندگی پس از مرگ، بهشت، دنیای آخرت، یا هر نام دیگری که می‌خواهید برای آن بگذارید، واقعا وجود دارد، و یا اینکه مرگ، مشابه خاموش کردن چراغ و اتمام کار است.”
کاملا مشخص است که این اظهارات، تا حدی علمی تخیلی است، و انجمن پزشکی – و در مقیاس بزرگ‌تر جامعه – حق دارد در موفقیت این طرح، تردید داشته باشد.
کلایو کوئن، پروفسور علم عصب‌شناسی در کالج کینگز در لندن، به روزنامه تلگراف گفته است:” طرفداران علم کرایوژنیک یا سرما پژوهی، نمی‌توانند به عنوان مرجع، به هیچ مطالعه‎ای اشاره کنند که در آن مغز کامل یک پستاندار، پس از نگه‌داری در نیتروژن مایع، دوباره زنده شده باشد.” او می‌افزاید: ” در حین فرآیند انتقال مغز یک پستاندار به دمای زیر صفر، مغز به شکل غیر قابل جبرانی تخریب می‌شود.”
حتی اگر این طرح نتیجه داده و مغز یخ زده، دوباره “زنده شود”، هیچ توضیحی در مورد پیچیدگی ها و مشکلات بیمار پس از این تجربه، از کاهش قوای ذهنی گرفته تا صدمات غیر قابل به مغز وجود ندارد. با این که ما اکنون در دنیایی زندگی‌ می‌کنیم که در آن غیر ممکن‌ها، در حال ممکن شدن هستند، به نظر می‌رسد که برخی تجربیات بیشتر به داستان های علمی تخیلی تعلق دارند تا بیمارستان‌های مدرن.

زندگی انسان در سازه های سه بعدی در آینده نزدیک

تیمی از مهندسان موسسه فناوی ماساچوست (MIT)، یک ربات چاپگر سه بعدی را ساخته‌اند که‌ می‌تواند آینده‌ی ساخت خانه‌ها و سازه‌های مشابه روی کره‌ی زمین و فراتر از آن را تغییر دهد. این پلت‌فرم دیجیتال ساخت‌و ساز می‌تواند هر چیزی را در هر محیطی بسازد.

گویا آی تی – اگر شما StarCraft یا نمونه‌های مشابه آن را بازی کرده‌ باشید، احتمالا به این فکر کرده‌اید که نیروهای شما چگونه توانسته اند، با این سرعت پایه را بسازند. به نظر می‌رسد که آن Terran SCV ها، می‌توانند چاپگرهای سه‌بعدی باشند، که احتمالا بسیار مشابه چاپگرهای رونمایی شده MIT هستند.
پلت‌فرم‌های دیجیتال ساخت‌و ساز MIT،DCP ها، اگرچه اولین باری نیست که یک خانه را با چاپ سه بعدی می‌سازند، مشابه دیگر چاپگرهای سه‌بعدی معمولی نیستند. برای تازه‌کاران می‌توان گفت که این چاپگر یک سیستم متحرک آزاد، با قابلیت اعمال تنظیمات دلخواه است که‌ می‌تواند هر شیئی را با هر اندازه‌ای به صورت سه‌بعدی چاپ کند. بعلاوه، برنامه این است که یک DCP به یک ابزار ساخت‌و ساز خودکار تبدیل شود، و بتواند ساختمان‌های منحصر به فرد را با استفاده از داده‌های محیطی در منطقه بسازد.
به طور خلاصه، DCP یک سیستم روباتیک مستقل است که می‌تواند در هر محیطی و با استفاده از هر موادی که طبیعت بتواند در اختیار او بگذارد، کار کند. هدف از ساخت این دستگاه، طبق بیانیان استیون کیتینگ، ” داشتن دستگاهی کاملا مستقل و خودکار در آینده است که بتواند شما را به کره‌ی ماه یا مریخ یا قطب جنوب بفرستد، و تا سال‌ها این ساختمان‌ها را برای شما بسازد.”
برای اثبات مفاهیم بیان شده، که در ژورنال علوم روباتیک به چاپ رسیده است، DCP توانست از ترکیب فوم و بتن استفاده کرده و تنها در مدت ۱۴ ساعت، یک گنبد به ارتفاع ۳٫۷ متر (۱۲ فوت) بسازد.
نری اوکسمن، می‌گوید: ” این دستگاه برای من تنها یک چاپگر نیست، بلکه یک تفکر جدید در مورد ساخت و ساز است، که یک تغییر پارادایمی را در زمینه ساخت‌و ساز دیجیتال، و حتی طراحی معماری ایجاد خواهد کرد…. سیستم ما، اشاره به تصویری از ساخت‌و ساز دیجیتال در آینده دارد که فرصت‌های جدیدی را روی سیاره ما و محیط فراتر از آن، ممکن می‌سازد.”

ترجمه‌ی زبان دلفین ها تا سال ۲۰۲۱

گروه سوئدی Gavagai AB، یک کمپانی فناوری‌های زبان، از توانایی‌های هوش مصنوعی خود برای رمز گشایی از زبان دلفین‌ها استفاده می‌کند.این کاربرد جدید از هوش مصنوعی، پیامدهای مثبتی برای علم جانور شناسی، کسب و کار، و حتی جست‌و جو در فضا خواهد داشت.

گویا آی تی – Gavagai AB، یک کمپانی فناوری‌های زبان که در موسسه علوم کامپیوتر سوئد، شکل گرفته است، با نرم‌افزار تحلیل زبان خود، بر بیش از ۴۰ زبان انسان تسلط یافته است. در حال حاضر محققانی از موسسه‌ی سلطنتی فناوری KTH به کمپانی Gavagai AB پیوسته‌اند تا زبان دلفین‌ها را رمز گشایی کنند، در پروژه‌ای که بدون شک هم‌زمان با متمرکز شدن روی آزمایش و ارتقاء توانایی‌های سیستم، برای درک تفکرات دلفین ها هم تلاش می‌کند.

این تیم، دلفین‌های پوزه‌بطری در یک پارک حیات وحش را زیر نظر گرفته و از تکنولوژی آنالیز زبانی Gavagai با هوش مصنوعی، برای رمز گشایی از صداها استفاده می‌کند، و اگر همه‌چیز مطابق برنامه پیش برود، یک دیکشنری از زبان دلفینی گردآوری خواهد کرد. تیم اطمینان دارد که با توجه به توانایی های هوش مصنوعی سیستم Gavagai AB ، و البته در دسترس بودن اطلاعات بیشتر در مورد دلفین‌ها، منابع محاسباتی بزرگتر، و روش‌های جدیدتر برای ضبط صدا، از پس این طرح بر می‌آید.

جسی کارلگرن، یکی از پروفسورهای موسسه‌ی KTH که از بنیان‌گذاران Gavagai نیز هست، در مصاحبه‌ای با بلومبرگ می‌‌گوید:
” ما امیدوار هستیم که بتوانیم زبان دلفین‌ها را با کمک تکنولوژی هوش مصنوعی، درک کنیم. ما می‌دانیم که دلفین‌ها سیستم ارتباطی پیچیده‌ای دارند، اما هنوز نمی‌دانیم در مورد چه‌چیزهایی صحبت می‌کنند.”
برای‌ اینکه ببینیم آیا Gavagai می‌تواند پژوهش‌گران دیگر در زمینه‌ی زندگی دریایی را متقاعد کنند، باید صبر کنیم.

Gavagai تاکنون توانسته است بر بیش از ۴۰ زبان تسلط پیدا کند، اما سیستم‌های این کمپانی بر تحلیل متون و نوشته‌ها متمرکز است. مثل یک ابزار کامل برای یک دانش‌آموز پارانوید در ابتدای دبیرستان – یا یک تجارت هوشمندانه که باید شهرت خود را مدیریت کرده و رقبای خود را زیر نظر داشته باشد – این برنامه‌های ساخته شده توسط Gavagai امکان آنالیز متون را در بیشتر از ۴۰ زبان فرآهم می‌کنند. این تحلیل‌ها می‌تواند شامل نظارت و مقایسه‌ی مفاهیم مختلف و هم چنین ارائه مفهوم برخی پاسخ‌های احساسی احتمالی باشد.

عبور از مرزها به کمک هوش مصنوعی

ممکن است درک زبان دلفین‌ها هدفی عجیب به نظر برسد، اما در عمل منطقی است. البته جانورشناسان، منافع بسیاری را از این پروژه به دست خواهند آورد، اما این تأثیر در کسب و کار هم به یکلی مشابه خواهد بود. کمپانی‌های بزرگی مانند آمازون و آلفابت، در حال حاضر نیز این ماشین یادگیری و هوش مصنوعی برای پاسخ به درخواست‌های متقاضیان خود و حل سریع تر مشکلات، بدون نیاز به برنامه نویسی مجدد، بهره می‌برند. طرح جدید ارائه شده در مورد زبان دلفین‌ها، می‌تواند سطح تازه‌ای از این نوع توانایی‌ها باشد و همانطور که لارس همبرگ، مدیر عامل اجرایی Gavagai، به بلوم‌برگ گزارش داده است، تحقیق در مورد دلفین‌ها به این کمپانی کمک می‌کند تا ابزارهای خود را برای مصارف دیگر، بهبود ببخشد.
جدا از این مسائل، در نظر گرفتن کاربردهای دیگری برای این طرح، کار سختی نیست. نیروی دریایی آمریکا در دوره‌های مختلف، از پستانداران دریایی، شامل دلفین‌ها، در مرکز فناوری‌های جنگی دریایی و فضایی (SPAWAR) در سن دیگو استفاده کرده است. از دلفین‌ها در فعالیت‌هایی مانند جست‌جو برای یافتن مین‌ها استفاده می‌شده است.
ایده‌ی آمادگی برای برقراری ارتباط با موجودات فرازمینی هم در این رابطه به ذهن می‌رسد. یکی از مشکلات در یافتن حیات فرازمینی، با تمام جذابیتی که این موفقیت دارد، آن است که ما باید بتوانیم راه‌هایی برای برقراری ارتباط بیابیم. از آن‌جایی که سیستم‌های Gavagai تاکنون توانسته‌اند بر زبان‌های انسانی تسلط پیدا کنند، اگر امیدوار باشیم که روزی با استفاده از هوش مصنوعی و ماشین یادگیری بتوانیم با هرچه که در مسیر جست و جوی ما در جهان قرار می‌گیرد، ارتباط برقرار کنیم، حرکت به سوی درک دیگر شکل‌های حیات، گام هوشمندانه‌ای به نظر می‌رسد.

کشف ماده جدیدی که برق را با سرعت نور عبور می دهد

فیزیکدان ها، ویژگی های مواد کوانتومی دو بعدی جدیدی را مورد مطالعه قرار داده اند، که می توانند جای گرافن را به عنوان “ماده اعجاب انگیز” آینده بگیرند.

گویا آی تی – این مواد، که می توانند جریان برق را با سرعتی نزدیک به سرعت نور عبور دهند، جایگزین سیلیکون ها در نسل بعدی کامپیوتر های بسیار سریع خواهند بود. همچنین می توانند پایه ای برای ساخت یک “ابررسانای عجیب” جدید باشند که می تواند تقارن زمان معکوس را بشکند (یا به عبارت دیگر، جریان زمان را معکوس کند).
به گفته یکی از محققانی که در این تحقیق همکاری کرده، یعنی جینگ شیا، از دانشگاه کالیفرنیای ایالت ایروین، “در نهایت، میتوانیم نظریه هایی جدید و فوق العاده در فیزیک مطرح کنیم و چیزی مفید به دست آوریم”.

“ما در حال بررسی امکان ساخت کامپیوترهای کوانتومی توپولوژیکی ( که ایده آن فعلا فقط در حد نظری مطرح شده است)، در ۱۰۰ سال آینده هستیم”.
ژیا و تیمش، به همراه محققانی از چند دانشگاه دیگر آمریکا و چین، به بررسی پتانسیل های تعداد انگشت شماری از مواد کوانتومی پرداخته اند. این مواد، می توانند فناوری های ساخت کامپیوتر (یعنی فناوری های محاسباتی) را در دهه های آینده متحول کنند.
نتایج تحقیقات آن، در قالب سه مقاله ارائه شد و هر سه مقاله به صورت همزمان در نشریات Nature، Science Advances و Nature Materials منتشر شد.
موادی که هم خواص مغناطیسی داشتند و هم الکترونیکی، در مرکز توجه این تحقیق قرار داشتند. دارا بودن این خواص دوگانه، از شرایط لازم برای کاربرد آنها در ساخت حافظه کامپیوتر و سیستم های ذخیره سازی اطلاعات بود.

گرافن – یعنی ورقه های دو بعدی اتم های کربن که فوق العاده انعطاف پذیر، سخت تر از الماس، و قوی تر از فولاد هستند – پتانسیل بسیار بالایی در زمینه رسانش الکتریکی دارد، اما یکی از نقطه ضعف های آن در زمینه کاربردش در سیستم های محاسباتی، مغناطیسی نبودن آن است.
اینجاست که پسرعموی دو بعدی آن، یعنی کروم ژرمانیوم تلورید (CGT)، وارد صحنه می شود.
این تیم تحقیقاتی با استفاده از دستگاهی که شیا آن را حساس ترین میکروسکوپ مغناطیسی جهان می نامد، یعنی تداخل سنج Sagnac فیبر نوری، موفق شدند نمونه CGT را به صورت لایه هایی با ضخامت ۲ اتم، با طول چندین میکرون و عرض چند میکرون ببینند.
اگر بخواهید این ابعاد را بهتر حس کنید می توانید آن را با تار موی انسان مقایسه کنید. هر تار موی انسان، ۱۷ تا ۱۸۰ میکرون عرض دارد.
این محققان موفق شدند در دمای ۲۳۳- درجه سلسیوس ( ۳۸۷- درجه فارنهایت) ویژگی های مغناطیسی CGT را پیدا کرده و اندازه گیری نمایند. به این ترتیب، به یکی از سوالاتی که چندین دهه در فیزیک کوانتومی مطرح بود، پاسخ داده شد. تا این زمان دانشمندان نمی دانستند که آیا خاصیت های مغناطیسی در موادی که منقبض شده و در حالت دو بعدی قرار می گیرند، می توانند به بقای خود ادامه دهند یا خیر.

شیانگ ژانگ، از دانشگاه کالیفرنیای ایالت برکلی، و یکی از افرادی که در مورد این ماده تحقیق کرده، می گوید “این کشف واقعا هیجان انگیز است”.
“این آزمایش، شواهد بسیار خوبی از این واقعیت به دست داده که ما به یک آهنربا با ضخامتی در مرتبه یک اتم و سطحی هموار با ناهمواری در حد یک اتم، دست یافته ایم. این کشف، افراد زیادی را شگفت زده کرده است”.
این ماده می تواند به جای استفاده از الکترون ها که در کامپیوترهای امروزی به کار می روند، جریانهای الکتریکی را از طریق فرمیون های دیراک و مایورانا هدایت کند. فرمیون ها، ذراتی بدون جرم هستند که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می کنند. به همین دلیل، این ماده توانسته ارزش خود به عنوان یک کشف بزرگ علمی را به همگان ثابت کند.
ماده کوانتومی دیگری که در این تحقیق زیر میکروسکوپ قرار گرفت، مخلوطی از بیسموت و نیکل بود. وقتی محققان این دو ماده را در دماههای بسیار پایین (۲۶۹- درجه سلسیوس یا ۴۵۲- درجه فارنهایت) در کنار هم قرار دادند، دریافتند که “یک ابررسانای عجیب شکل گرفته که تقارن زمان معکوس را می شکند”.
تقارن زمان معکوس، به توانایی ماده در معکوس سازی جریان زمان اشاره دارد.
شیا می گوید: “تصور کنید بتوانید زمان را به عقب برگردانید و یک فنجان چای قرمز به چای سبز تبدیل شود. آیا این اتفاق چای را عجیب نمی کند؟ همین میزان عجیب بودن در مورد ابررساناها دیده شده است”.

حالا که نگاهی اجمالی به پتانسیل های این مواد کوانتومی جدید داشتیم، در گام بعدی آنها را وارد عرصه عملی می کنیم و در جهت تحول کامپیوترهای کوانتومی در آینده از آنها بهره می بریم. و این بدان معناست که تکرار این ویژگی ها تحت دماهای بسیار پایین تر، یعنی همان هدفی که شیا و همکارانش به خوبی به سمت آن پیش می روند، با ساخت دستگاهی که می توند مواد دو بعدی را در دمای نسبتا خوبی مثل ۳۳- درجه سلسیوس (۲۷- درجه فارنهایت) به ثبات برساند، امکان پذیرمی شود.
شیا با لحن طنزآمیزی می گوید: “باور کنید یا نه، این دما از دمای برخی از نقاط کانادا بیشتر است. در واقع این کار، گامی بزرگ در جهت ساخت کامپیوترهای کوانتومی در دماهای نزدیک به دمای اتاق است”.

هک ذهن انسان توسط ارتش آریکا، برای کمک به یادگیری زبان دوم

سرباز بودن و یا جاسوس بودن کار ساده‌ای نیست؛ شما باید خود را در شرایط خطرناک قرار داده، اطلاعات را تحلیل کنید، به زبان‌های خارجی صحبت کنید، و استفاده از تمام انواع تجهیزات فناوری و اسلحه را بلد باشید.به تازگی ارتش امریکا در حال کار بر روی روش جدیدی برای یادگیری ساده تر این موارد است.

گویا آی تی – بخش پژوهشی وزارت دفاع ایالات متحده می‌خواهد روش‌هایی را برای آموزش سریع این مهارت‌های حیاتی به کارمندان خود پیدا کند – حتی اگر لازم باشد آن‌ها را در معرض خطر قرار دهد.
برای بررسی این احتمالات، موسسه‌ی پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته‌ی دفاعی (DARPA)، بیش از ۵۰ میلیون دلار را به هشت گروه تحقیقاتی اختصاص داده است تا متوجه شوند تحریک الکتریکی سیستم عصبی چگونه می‌تواند به آسان تر کردن فرآیند یادگیری کمک کند.

این برنامه‌ی چهار ساله، به نام آموزش هدفمند نوروپلاستیسیتی (TNT)، قصد دارد روش‌های تحریک عصبی ایمن و بهینه‌ای را برای فعال کردن انعطاف پذیری سیناپسی – قابلیت تقویت یا تضعیف سیناپس‌ها – پیدا کرده و توسط آن بتواند انجام کارهای جدید را بیاموزد و خاطره ایجاد کند.
داگ وبر، مهندس زیستی که پروژه‌ی TNT را مدیریت می‌کند، می گوید: ” وزارت دفاع، در دنیایی پیچیده و در هم تنیده کار فعالیت‌ می‌کند که مهارت‌های انسانی مانند ارتباطات و تحلیل حیاتی هستند، و این وزارت‌خانه مدت‌هاست که برای ارتقاء هرچه بیشتر این مهارت ها، پای خود را از مرزهای آموزش فراتر گذاشته است. ”
” هدف DARPA، در پروژه‌ی TNT، ارتقاء هرچه بیشتر کارامدترین روش‌های آموزشی موجود است، به طوری‌که مردان و زنان در نیروهای مسلح بتوانند با بیشترین پتانسیل خود کار کنند.”
و DARPA منظور مشخص و جالبی از ” بیشترین پتانسیل” دارد، و می‌خواهد انتهای این پروژه‌ی چهار ساله، پیشرفتی ۳۰ درصدی را در سرعت یادگیری مهارت‎ها شاهد باشد.
اینکه دستیابی به این هدف، امکان پذیر است یا نه، به آینده بستگی دارد، اما این امید وجود دارد که با ارسال پالس‌های الکتریکی به سیستم عصبی، محققان متوجه شوند چگونه می‌توان مواد شیمیایی-عصبی خاصی را برای تنظیم‌کردن ارتباطات عصبی در مغز آزاد کرد، به نحوی که بر انعطاف پذیری سیناپسی، اثر گذار باشد.
امیلی والتز، از مجله‌ی IEEE Spectrum به نقل از وبر می‌گوید: “دستکاری مغز به این شکل می تواند حالت شناختی – یعنی میزان هوشیاری شما و توجهی که به چیزی یا کاری معطوف می‌کنید – را تحت تأثیر قرار دهد.”

محققان در این هشت تیم شرکت کننده در پروژه، مجموعه‌ای از آزمایشات را روی داوطلبان انسان و حیوان انجام داده، و تأثیر آن بر عصب‌‌های مختلف را از نظر موفقیت در یادگیری میسنجند.
یک تیم از دانشگاه ایالت آریزونا، در حال بررسی نحوه‌ی اثر گذاری تحریک عصبی بر مهارت‌های نظارتی، شناسایی، و تیراندازی است، در حالی‌که محققانی از دانشگاه جان هاپکینز، در حال بررسی تأثیرات آن بر یادگیری زبان‌ها هستند.
در دانشگاه فلوریدا، دانشمندان تأثیرات تحریک عصب واگ – که مغز را به اندام های شکمی متصل می‌کند – بر درک، تصمیم‌گیری‌ها و نحوه حرکت ما در فضا مطالعه خواهند کرد.
تحریک عصب واگ، در حال حاضر نیز توسط برخی دانشمندان، برای جلوگیری از حملات عصبی و درمان افسردگی استفاده می‌شود، اما هنوز به خوبی شناسایی نشده است.
یکی از اعضای این تیم، جنیفر ال. بیزون، دانشمند علوم عصبی، می‌گوید: “کاربردهای کلینیکی برای این روش وجود دارد، اما دلیل و عملکرد آن هنوز ناشناخته است.”
“ما می‌خواهیم مطالعه‌ای سازمان یافته برای درک چگونگی عملکرد این تحریک عصبی در هدایت مدارهای مغزی انجام دهیم، و در نهایت بدانیم چگونه می‌توان برای بهبود شناختی، بیشترین استفاده از این روش را انجام داد.”

در حالی‌که پژوهش‌های پیشین DARPA در رابطه با این موضوع، بیشتر بر چگونگی بازیابی توانایی‌های از دست رفته – نظیر بازیابی حافظه در افرادی که دچار صدمه مغزی شده اند – متمرکز بوده است، طرح TNT کاملا به افزایش توانایی‌های طبیعی افراد پرداخته است.
اگر این طرح مخاطره‌آمیز به موفقیت برسد، ممکن است، تنها ذی نفعان آن سربازان و جاسوس‌ها نباشند.
یکی از محققان، به نام جاستین ویلیامز، که یک مهندس پزشکی از دانشگاه ویسکونسین است، به مجله‌ی پزشکیSTAT گفته است: ” می‌توانید تصور کنید که اگر ما بتوانیم روشی غیر تهاجمی و مطمئن، برای کنترل شیمیایی مغز بیابیم، می‌توانیم شرایط انسانی بسیاری را تغییر دهیم.” و به نمونه‌هایی از ناتوانی‌های یادگیری مشکل‌ساز در کودکان، یا اختلالات حافظه در بزرگسالان اشاره کرده است.

اما در نهایت، این پروژه مزایایی هم برای سربازان خواهد داشت – شاید به عنوان یک بخش تحریک عصبی اختیاری در دوره‌های آموزشی سربازی.
طبق اظهارات وبر در مجله‌ی IEEE Spectrum ” افراد مشتاق بسیاری هستند که مایلند هرکاری و یا هر چیزی را که موجب عملکرد بهتر آن ها شود، امتحان کنند.‌ اگر بتوانیم کمکی به این افراد بکنیم، عالی خواهد بود.”

ساخت تونل جادویی الون ماسک برای فرار از ترافیک شهری + تصاویر

در ماه دسامبر سال گذشته، الون ماسک، بنیان‌گذار شرکت‌های Space-X و Tesla، با ناراحتی توییتی منتشر کرد و در آن قول داد که ترافیک را با خرید یک ماشین حفاری تونل و شروع کار تونل سازی، کم می کند.

گویا آی تی – در حالی‌که تصور می‌شد این توییت هم مشابه دیگر پیام ها و اظهار نظرهای معروف ماسک برای کاربران تویتر باشد، به نظر می‌رسد که او با تأسیس شرکت جدید خود، The Boring Company ، که نام جالبی هم دارد!، وارد کار تونل سازی شده است. امروز، مجله‌ی The Futurist، یک ویدئوی مفهومی را در این مورد منتشر کرد که یک شبکه تونل زیرزمینی، در شهرهای پر از اتومبیل امروزی باید چه شکلی داشته باشد.تونل الون ماسک

در این ویدئو، یک وسیله‌ی نقلیه با حرکت روی یک سطح شیبدار در سطح خیابان، به مجموعه ای از تونل های زیرزمینی وارد می‌شود و به طور خودکار، ماشینِ قفل شده ، پیش از خروج از تونل و بالا آمدن مجدد و حرکت به سوی مقصد اصلی خود، به سمت یک مسیر پر سرعت هدایت می شود. عابران پیاده و دوچرخه سواران نیز می توانند وارد یک مسیر سرپوشیده شوند و مانند اتومبیل‌ها، در زیر زمین با سرعت موشک! به حرکت خود ادامه دهند. هیچ جزئیات یا اظهارات تکمیلی در همراه با این ویدئو، منتشر نشده است، اما این موضوع، قطعا یک مفهوم تازه در عرصه‌ی حمل و نقل است، چرا که بیشتر راه‌کارها در این حوزه، بر حمل و نقل انبوه کارامد تمرکز دارند، نه دور زدن و فرار از آزاد راه‌های مسدود شده با اتومبیل.

در ابتدای این هفته، یکی از کارفرمایان SpaceX، تصویری از اولین ماشین حفاری شرکت Boring Company را منتشر کرد. این تصویر مدتی بعد حذف شد اما سایت تجاری Business Insider، نسخه‌ای از این تصویر را برای آیندگان منتشر کرد:


واضح است که انتشار این تصویر و توییت ماسک در این رابطه، تصادفی نبوده است. ماسک در ماه فوریه، حفر کردن یک تونل آزمایشی را در پارکینگ SpaceX آغاز کرده است. او برای حفاری در یکی از املاک شرکت خصوصی خود، نیازی به مجوز ندارد، اما اگر بخواهد در منطقه ای خارج از محوطه‌ی SpaceX، حفاری کند، باید از شهر لوس آنجلس، مجوز دریافت کند.