بررسی ویدئویی دوربین دوگانه هواوی میت ۱۰

چندی پیش بررسی تخصصی هواوی میت 10 را انجام دادیم و به‌صورت ویدئویی نیز این پرچم‌دار جدید هواوی را به شما معرفی کردیم. حال در این مطلب قصد داریم تا به‌صورت تخصصی، دوربین دوگانه آن که دارای امکانات پرشماری است، به زیر ذره‌بین ببریم و با توانایی‌های آن آشنا شویم.

هواوی برای میت 10 با همکاری لایکا دوربین دوگانه خاص و قدرتمندی را تدارک دیده که دوربین اصلی آن 12 مگاپیکسلی و دوربین دوم 20 مگاپیکسلی است. با این تفاوت که دوربین اصلی به لرزشگیر اپتیکال مجهز است اما دوربین دوم فاقد چنین ویژگی بوده و تنها می‌تواند به صورت سیاه و سفید جهان پیرامون خودش را ببیند.

گشودگی دیافراگم دوربین میت 10 به میزان f/1.6 رسیده که می‌تواند نور بسیار زیادی را جذب کند، در نتیجه شما قادر هستید تا در محیط‌های تاریک تصاویر روشن و واضحی را به ثبت برسانید. هواوی با ترکیب 4 سیستم فوکوس لیزری، تشخیص فاز، تشخیص عمق و کنتراست کاری کرده تا پرچمدار جدیدش یکی از بهترین‌ها در این زمینه باشد.

این کمپانی چینی در میت 10 برای نخستین بار از موتور پردازش تصویر اختصاصی خودش بهره گرفته است. این ویژگی به همراه واحد پردازش عصبی پردازنده کمک می‌کنند تا تصاویر با سرعت بهتری پردازش شده و همچنین نویز کمتری را شاهد باشیم. علاوه بر این‌ها، NPU در چیپست گوشی می‌تواند به میت 10 کمک کند تا 14 حالت مختلف تصویر را تشخیص داده و شرایط را متناسب با آن تغییر دهد.

به عنوان مثال هنگام عکاسی از چهره، گیاه، حیوانات، غذا و… دوربین با تشخیص درست آن‌ها تصاویر متفاوت‌تری را نسبت به سایر گوشی‌های بازار به ثبت می‌رساند. تشخیص محیط نیز توسط یک آیکون در بخش زیرین رابط کاربری به نمایش در می‌آید. ویژگی که پیش‌تر در گوشی‌های سونی دیده بودیم!

دوربین دوم علاوه بر ثبت تصاویر سیاه و سفید، می‌تواند تا زوم دوبرابری بدون افت کیفیت را به گوشی بیفزاید. همچنین امکان تصویر برداری پرتره نیز به کمک همین دوربین به گوشی اضافه شده تا تصاویری خاص همچون دوربین‌های DSLR بگیرید. این ویژگی مرز بین سوژه و بک‌گراند را نسبتا خوب تشخیص می‌دهد اما در مقایسه با برخی محصولات در رده پایین‌تری قرار گرفته و تصویر مصنوعی‌تر به نظر می‌رسد. احتمال زیاد با آپدیت‌های بعدی، عملکرد دوربین در چنین بخشی، بهبود پیدا کند.

نوشته بررسی ویدئویی دوربین دوگانه هواوی میت ۱۰ اولین بار در پدیدار شد.

مقایسه گلکسی نوت ۸ با میت ۱۰ پرو هواوی: مبارزانی از خاور دور!

مقایسه گلکسی نوت 8 سامسونگ با میت 10 پرو هواوی؛ دو پرچمدار از دو کمپانی آسیای شرقی که یکی مدت‌هاست بر مسند قدرت نشسته و دیگری به دنبال آن است.

بعد از مرگ تدریجی غولی بزرگ و اروپایی با نام نوکیا، این سامسونگ بود که توانست از آب گل‌آلود ماهی بگیرد و خودش را همراه با اپل استیو جابز به بالا بکشاند. حالا این کمپانی‌ کره‌ای آن‌قدری قدرتمند شده که حتی آبروریزی در ارایه محصولی با نام گلکسی نوت 7 هم نمی‌تواند خدشه‌ای به نامش وارد کند. در این بین اما هواوی چراغ خاموش خودش را از فرش به عرش رسانده (البته هنوز کامل نرسیده!) و با همکاری‌های بزرگ و محصولاتی که این چند وقت عرضه کرده، نشان داده که هدف والایی دارد و به این راحتی پا پس نمی‌کشد.

هر دو کمپانی اخیرا خط و نشان‌هایی برای یکدیگر کشیده‌اند و هرکدام خودش را نسبت به دیگری برتر می‌داند. خصوصا بعد از معرفی گلکسی نوت 8 و میت 10 پرو! حالا این دو پرچم‌دار رسما قدوم مبارکشان را در آزمایشگاه آی‌تی‌رسان گذاشته‌اند. امروز قصد داریم این دو را باهم مقایسه کنیم، جایی که قرار است در یک نبرد سهمگین یکدیگر را به چالش بکشند. با ما و مقایسه گلکسی نوت 8 با میت 10 پرو هواوی همراه باشید…


طراحی و کیفیت ساخت

این روزها کمپانی‌های سازنده تلفن‌های همراه از یک قانون نانوشته برای طراحی و ساخت گوشی‌های‌شان پیروی می‌کنند: گوشی‌ات را از شیشه و فلز بساز! سامسونگ و هواوی نیز به صورت خودجوش پرچمداران اخیرشان یعنی نوت 8 و میت 10 پرو را با استفاده از این ترکیب راهی بازار کرده‌اند. ترکیبی که علی‌رغم زیبایی نسبی، علاقه عجیبی به کثیفی دارد و خیلی زود چربی‌های روی دستان شما را به خودش جذب کرده تا به اجبار یک یادگاری زیبا (!) برروی بدنه گوشی‌ها حک شود. میزان جذب کثیفی بر روی هر دو گوشی در یک حد است و و در مقام مقایسه نمی‌توان یکی را بر دیگری برتر دانست. همه این‌ها در حالی است که فریم هر دو گوشی از آلومینیوم ساخته شده و قاب پشتی از جنس شیشه است.

هر دو مدل با نسبت نمایشگرهای جدیدی راهی بازار شده‌اند؛ به همین دلیل ظاهری کشیده‌تر داشته و نسبت به سایر محصولات بازار باریک‌تر به نظر می‌رسند. البته نماینده هواوی در این رقابت 17 گرم از رقیب سبک‌تر و 0.7 میلی‌متری نازک‌تر است که برای آن نقطه قوت خوبی به حساب می‌آید. گرچه ضخامت بیشتر نوت موجب شده تا دوربین‌ها هم‌سطح با بدنه باشند؛ موردی که در پرچمدار هواوی شاهدش نیستم.

برای بررسی سایر المان‌های طراحی ابتدا از سمت راست شروع می‌کنیم. هر دو گوشی کلید پاور را در این بخش قرار داده‌اند و هواوی کمی بالاتر را برای کلیدهای کنترل صدا در نظر گرفته، در حالی که سامسونگ آن‌ها را به سمت مقابل برده است. بخش زیرین نیز اسپیکر و پورت USB C در هر دو به چشم می‌خورند و تفاوت اصلی در اطراف این پرچمداران به قرار گیری قلم در سمت راست بخش زیرین نوت 8، دکمه اختصاصی دستیار صوتی بیکسبی در سمت چپ و جک استاندارد صدا باز می‌گردد؛ مواردی که در میت 10 پرو شاهدشان نیستیم!

تا پیش‌ از این گوشی‌های سری نوت در زیر نمایشگر میزبان یک کلید هوم عریض بودند اما حالا این کمپانی راهی متفاوت را در پیش گرفته و به‌طور کامل قید این کلید را زده‌ است! هواوی نیز با اینکه میت 10 را به این کلید مجهز ساخته اما از به‌کار گیری آن در نسخه پرو سر باز زده که در نوع خود جالب است.

با این حال هر دو گوشی استفاده نسبتا مناسبی از فضاها داشته‌اند و شاهد حاشیه‌های چندان زیادی در اطراف آن‌ها نیستیم. البته این نکته را هم در نظر بگیرید که لبه‌های نوت 8 به‌صورت خمیده طراحی شده تا عملا حاشیه‌ای در این بخش‌ها در کار نباشد. این موضوع را می‌توان با نگاهی به نسبت نمایشگر این دو فهمید؛‌ جایی که سامسونگ 2.3 درصدی از فضاها بیشتر استفاده کرده است.

اگر این دو غول دنیای اسمارت فون‌ها را به پشت برگردانیم، در هر دو مدل بخش دوربین توجه شما را به خودش جلب می‌کند. هواوی با چینش عمودی دو دوربین پرچمدارش و همچنین ایجاد تقارن در سنسورها و فلاش‌های اطراف آن، ترکیب جالبی را ساخته که دل هر بیننده‌ای را می‌رباید. حتی این قسمت در میت 10 پرو با رنگی متمایز دیده می‌شود که جلوه خاصی به گوشی بخشیده است.

بر خلاف هواوی، سامسونگ تصمیم گرفته تا نخستین تجربه‌اش در استفاده از دوربین‌های دوگانه را به صورت افقی بر پیکر بی‌جان نوت 8 اعمال کند. البته در این بین سنسور اثر انگشت را نیز می‌بینیم که در کنار دوربین‌ها و در جایی که دسترسی به آن چندان آسان نیست؛ جا خوش کرده؛ محلی که با توجه به اندازه گوشی، دسترسی به آن دشوار است. هواوی اما همچون اکثر محصولاتش سنسور اثر انگشت را در پشت گوشی و کمی پایین‌تر از دوربین‌ها قرار داده و دسترسی به آن بسیار آسان‌تر از نوت 8 سامسونگ خواهد بود.

این نکته را هم در نظر بگیرید که هر دو مدل به سبب استفاده از شیشه در ساخت‌شان، همچون یک ماهی از دست لیز می‌خورند و بهتر است که برای جلوگیری از پخش شدن آن‌ها بر روی زمین، قابی، گلسی، کاوری، لنگی، خلاصه چیزی را بر روی آن‌ها بیندازید! خصوصا میت 10 که مشخص نیست از کدام نسخه گوریلاگلس به‌عنوان محافظ بهره مند بوده، در حالیکه نوت 8 میزبان نسخه پنجم است.

آنچه گفتیم همه به مسائل تئوری و بعضا تخصصی در طراحی مربوط می‌شد و در واقع ظاهر یک گوشی تنها بخشی‌ است که کاملا به سلیقه افراد وابسته‌ بوده و نمی‌توان با عدد و ارقام، محصولی را نسبت به دیگری زیباتر نشان داد.


نمایشگر

سامسونگ برای نوت 8 از یک نمایشگر 6.3 اینچی با نسبت 18.5 به 9 بهره گرفته و هواوی نیز با پیروی از ترند بازار، میت 10 پرو را با یک نمایشگر 6 اینچی و نسبت 18 به 9 راهی بازار ساخته است. نماینده سامسونگ طبق معمول از پنل super AMOLED‌ استفاده می‌کند و هواوی نیز بر خلاف اکثر محصولاتش برای میت 10 پرو از پنل AMOLED بهره گرفته تا از این لحاظ نیز هر دو گوشی مورد بحث شباهت‌هایی را به یکدیگر داشته باشند.

نمایشگر گلکسی نوت 8 از رزولوشن 2960 در 1440 پیکسل سود می‌برد و از دو طرف خمیده‌ است تا علاوه بر ظاهر زیبا، کارایی بیشتری نیز به دستگاه بیفزاید. البته از طریق بخش تنظیمات می‌توانید تا روزلوشن را شخصی سازی کنید و برای مصرف کمتر در مواقع لزوم آن را بر روی FHD قرار دهید.

این‌ها در حالی‌ست که هواوی بر خلاف میت 10، در نسخه پرو به رزولوشن 2160 در 1080 پیکسل قناعت کرده است. با یک ضرب و تقسیم ساده در می‌یابیم که چگالی پیکسلی نوت 8 به مراتب بیشتر از نماینده هواوی بوده که این یعنی در هر اینچ از نمایشگر پرچمدار سامسونگ، حدودا شاهد 120 پیکسل بیشتر از میت 10 پرو هستیم (در عمل چشم شما تفاوتی را نخواهد دید!). نکته جالب در رابطه با گوشی هواوی، گزینه‌ای برای تنظیم رزولوشن صفحه است؛ یعنی شما می‌توانید از FHD به HD سوییچ کنید و مصرف بهینه‌تری داشته باشید.

خوشبختانه هر دو گوشی از HDR 10 پشتیبانی می‌کنند. در بخش تنظیمات نیز شخصی سازی‌های زیادی برای این دو غول در نظر گرفته شده که در نوع خود جالب است؛ به‌عنوان مثال می‌توانید نوع رنگ‌ها و حالت صفحه را تنظیم کنید و یا رنگ آبی را فیلتر نمایید و از این لحاظ نمی‌توان یکی را بر دیگری برتر دانست. نمایشگر نوت 8 از ویژگی Always On Display استفاده می‌کند و می‌توانید حتی هنگام خاموش بودن صفحه با نگاه به آن، برخی اطلاعات کلی از وضعیت گوشی را ببینید؛ ویژگی که میت 10 پرو هواوی فاقدش است. ناگفته نماند که گوشه‌های نمایشگر نوت به صورت گرد طراحی شده که در واقع بازی جدید برخی سازنده‌هاست و هواوی در میت 10 پرو از آن پیروی نکرده است.

کنتراست هر دو عالی‌ست چرا که به دلیل پنل مورد استفاده در آن‌ها، رنگ مشکی رسما صفر شده و کنتراست بی‌نهایت می‌شود. در نگاه از زوایا هر دو عالی عمل می‌کنند و با توجه به میزان روشنایی بیش از 600 نیت برای هر دو مدل، مشکلی هنگام کار کردن در زیر نور آفتاب نخواهید داشت. حتی میزان حداقلی نور نمایشگر نیز در این دو نزدیک به هم است تا در محیط‌های کم‌نور عملکرد مشابهی از آن‌ها شاهد باشیم.

برای آنکه از مسائل تئوری فاصله بگیریم، این دو را در کنار یکدیگر قرار داده و مشغول عکاسی از صفحه‌شان شدیم که حاصل کار را در ادامه می‌بینید (نوت 8 در سمت راست و میت 10 پرو در سمت چپ):


سخت‌افزار

سامسونگ مطابق روند چند سال اخیر خود پرچمدارش را در دو نسخه سخت‌افزاری متفاوت راهی بازار کرده که یکی به چیپ ساخته کوالکام مجهز است و دیگری از چیپ خود سامسونگ بهره می‌برد. نسخه‌ای که در اختیار ما قرار داشت (نسخه‌های موجود در ایران) از نوع دوم بود و به همین دلیل از پرداختن به نسخه اسنپدراگون پرهیز می‌کنیم. هر دو کمپانی تا حد زیادی در زمینه تولید چیپست خودکفا شده‌اند و هواوی با کایرین و سامسونگ با اگزینوس به جنگ با رقبا می‌روند.

نوت 8 به جدیدترین چیپ سامسونگ یعنی اگزینوس 8895 مجهز است که از فناوری ساخت 10 نانومتری بهره می‌برد. این چیپ شامل 4 هسته با فرکانس 2.3 و 4 هسته با فرکانس 1.7 گیگاهرتز می‌شود. میت 10 پرو نیز از چیپ جدید و پر سر و صدای کایرین 970 استفاده می‌کند. چیپستی 10 نانومتری و 8 هسته‌ای که فرکانس هسته‌هایش نسبت به پرچمدار سامسونگ 100 مگاهرتز بیشتر است.

Mali-G71 MP20 به عنوان واحد گرافیکی نوت 8 انتخاب شده و Mali-G72 MP12 همین وظیفه را در میت 10 عهده‌دار است. از لحاظ میزان رم هر دو با 6 گیگابایت وارد میدان شده‌اند. البته میت 10 پرو با نسخه 4 گیگابایتی نیز عرضه می‌شود.

گلکسی نوت 8 سامسونگ در 3 نسخه 64، 128 و 256 گیگابایتی راهی بازار شده و نماینده هواوی در این رقابت مشابه با سامسونگ عمل کرده اما فاقد حافظه 256 گیگابایتی است. در پرچم‌دار کره‌ای می‌توانید تا 256 گیگابایت دیگر از طریق کارت حافظه به گوشی بیفزایید که در نوع خودش عالی‌ست؛ هر دو مدل هم توانایی پشتیبانی از دو سیم‌کارت را دارند که البته برای نوت 8 بین حافظه جانبی و سیم‌کارت دوم بایستی یکی را انتخاب کنید!

خاص‌ترین نکته در بخش سخت‌افزاری این دو گوشی به واحد پردازش عصبی (NPU) در هواوی میت 10 باز می‌گردد. جایی که این مدل، دیگر همچون سایر گوشی‌های بازار خشک و بی‌روح نیست! حالا هوشمندتر شده و می‌تواند محیط پیرامونش را تشخیص دهد و یا با در نظر گرفتن نحوه استفاده شما از گوشی، آن‌ را بهینه کرده و مصرف انرژی‌تان را کاهش می‌دهد. عملکرد این بخش آن‌قدر خوب است که طبق گفته‌های هواوی حتی پس از 18 ماه نیز میت 10 همچون روز اول سرعتش را حفظ می‌کند.

حال برای آنکه عیار این دو گوشی را بسنجیم، آن‌‌ها را با سلام و صلوات راهی آزمایشگاه خودمان کردیم (نسخه اگزینوس و 64 گیگابایتی نوت 8 در مقابل نسخه 128 گیگابایتی هواوی میت 10 پرو).

در مرحله نخست از AnTuTu بهره گرفتیم که حاصل کار این دو را در نمودار زیر می‌بینید.

مرحله بعدی را به گیک‌بنچ و تست پردازنده اختصاص دادیم تا هسته‌ها را در دو حالت تک و چند هسته‌ای بسنجیم.

با توجه به نتایج به دست آمده و رقابت بسیار نزدیک این دو مدل، واقعا نمی‌توان یکی را بر دیگری برتر دانست و می‌‌توان گفت هر دو در یک رده قرار می‌گیرند. حتی هنگام کار کردن با گوشی و انجام کارهای روزانه نیز مشکلی با هیچ‌کدام نخواهید داشت. از لحاظ گیمینگ و اجرای بازی‌های روز هم نقطه ضعفی دیده نمی‌شود. میت 10 و نوت 8 از پس تمام بازی‌های امروزی بر می‌آیند، نیازی هم نیست که نگران داغ شدن‌شان باشید.


دوربین

میت 10 پرو و نوت 8 از ترند این روزهای بازار پیروی کرده و هر دو به دوربین دوگانه مجهز شده‌اند. البته در این بخش نیز شاهد تفاوت‌هایی اساسی هستیم. پرچم‌دار سامسونگ به دو دوربین 12 مگاپیکسلی مجهز گشته که یکی دارای لنز واید بوده و دیگری تله‌فوتو است تا بتوانید زوم دو‌برابری بدون افت کیفیت را تجربه کنید و یا عکس‌های پرتره خاصی را به ثبت برسانید. دوربین اصلی میت 10 پرو نیز از همین میزان مگاپیکسل بهره‌مند است اما لنز دوم یک نمونه 20 مگاپیکسلی مونوکروم است تا علاوه‌بر قابلیت‌های نوت 8 بتواند به صورت سیاه و سفید (بدون افکت و از نوع واقعیش) نیز دنیا را ببیند.

با اینکه نوت 8 اولین تجربه سامسونگ در زمینه دوربین‌های دوگانه است اما ظاهرا گام محکمی در این مورد برداشته چرا که هر دو لنز را به لرزش‌گیر اپتیکال مجهز ساخته؛ در سمت مقابل اما تنها لنز اصلی میت 10 پرو دارای چنین قابلیتی است. البته گشودگی دیافراگم دوربین محصول کره‌ای f/1.7‌ بوده در حالی‌که هواوی توانسته به میزان باورنکردنی f/1.6 برسد تا در این زمینه جز رکورداران قرار بگیرد. علاوه بر این میت 10 پرو به فلاش LED دوگانه و دورنگ مجهز است تا در تاریکی و به واسطه باز بودن دریچه دیافراگم آن حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد، در حالی‌که سامسونگ تنها به یک فلاش خشک و خالی برای نوت 8 بسنده کرده است.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که هواوی با همکاری کمپانی معتبر لایکا ساخت دوربین میت 10 پرو را انجام داده تا بدانید که این کیفیت خوب عکس‌ها از کجا سرچشمه گرفته است. واحد پردازش عصبی میت 10 پرو نیز در بخش عکاسی به کمک این گوشی آمده تا با تشخیص دقیق محیط، بهترین شرایط را برای عکاسی فراهم کند.

رابط کاربری دوربین در هر دو گوشی ساده و با امکانات زیاد طراحی شده و هر دو حتی از حالت پرو نیز بهره‌مند هستند تا بتوانید پارامترهای عکاسی را به‌صورت دستی تغییر دهید. هر دو از حالت بزرگنمایی دوبرابری بدون افت کیفیت پشتیبانی می‌کنند. یکی از نکات جالب در این قسمت به عدم پشتیبانی میت 10 پرو از زوم در حالت 20 مگاپیکسلی باز می‌گردد که در نوع خود جالب است!

یکی دیگر از قابلیت‌های این دو، عکاسی پرتره است. هر دو نیز نسبتا مرز بین سوژه و محیط را خوب تشخیص می‌دهند و مشکلی از این بابت نخواهید داشت. این مورد را نیز در نظر بگیرید که عکاسی پرتره در نوت 8 به صورت واید قابل انجام نیست و اگر بخواهید از این ویژگی استفاده کنید، دوربین به صورت خودجوش از زوم دوبرابری استفاده می‌کند که یک محدودیت نسبت به میت 10 محسوب می‌شود و شما از فضای کم‌تری می‌توانید عکاسی کنید.

به صورت کلی هر دو گوشی توانایی‌های عکاسی آن‌ها فراتر از حد انتظارتان است و جز بهترین‌های بازار هستند. حالا یکی ویژگی‌های بیشتری دارد و در تاریکی بهتر عکس می‌اندازد، دیگری در روشنایی روز و با جزئیات بالاتر! بنابراین انتخاب دوربین بهتر تا حدی به سلیقه شما باز می‌گردد. برخی ثبت تصاویر واقعی را می‌پسندند و برخی دیگر عکس‌هایی با رنگ‌های اغراق شده! در ادامه می‌توانید نمونه تصاویر گرفته شده توسط این دو را ببینید و با یکدیگر مقایسه کنید:

از لحاظ فیلم‌برداری هر دو گوشی می‌توانند به‌صورت 4K با نرخ 30 فریم برثانیه فیلم‌برداری کنند و از این لحاظ تفاوت زیادی میان آن‌ها نیست. حتی امکان فیلم‌برداری صحنه آهسته نیز در این دو گنجانده شده و عملکرد آن در هر دو خوب ارزیابی می‌شود؛ در واقع هیچ‌کدام به پای محصولات اخیر سونی (در اسلوموشن) نمی‌رسند.

اگر بخواهید نمونه ویدئوهای گرفته شده توسط این دو را با هم مقایسه کنید، در می‌یابید که لرزش‌گیر نوت 8 مقدار کمی بهتر عمل کرده و تصویر نهایی لرزش‌های کمتری را شامل می‌شود (هنگام ثبت ویدئو فول‌اچ‌دی با نرخ 60 فریم نمی‌توانید از لرزش‌گیر اپتیکال میت 10 پرو استفاده کنید). با این حال هر دو از لحاظ تطبیق دادن خودشان با محیط بسیار خوب عمل‌ می‌کنند و در صورتی که از محیط‌های پرنور وارد مناطق کم‌نورتر شوید، خیلی زود فوکوس اعمال شده و رنگ محیط تغییر می‌کند. ضبط صدا نیز در هر دو گوشی عالی‌ست.

برای دوربین سلفی هواوی از یک نمونه 8 مگاپیکسلی بهره گرفته که دارای گشودگی دیافراگم f/2.0 بوده و می‌تواند به صورت FHD فیلم‌برداری کند. دوربین سلفی نوت 8 نیز 8 مگاپیکسلی است با این تفاوت که گشودگی دیافراگم آن f/1.7 بوده و توانایی فیلم‌برداری به صورت QHD را هم دارد. این نکته را هم در نظر بگیرید که پرچمدار سامسونگ به فوکوس دستی برای سلفی نیز مجهز است.

هر دو گوشی از قابلیت‌های عکاسی خاصی برای استفاده در دوربین سلفی بهره می‌برند؛ به عنوان مثال توسط دوربین هر دو گوشی می‌توان به‌صورت پرتره عکاسی کرد و یا با استفاده از مود زیبایی، کیفیت چهره را تغییر داد و چین و چروک‌های صورت را پاک کرد. به‌طور کلی سلفی‌هایی که با هر دو گوشی می‌گیرید، زیبا هستند و خیلی نمی‌توان یکی را نسبت به دیگری برتر دانست.


رابط کاربری

میت 10 پرو با اندروید 8 اوریو راهی بازار شده و بر روی آن رابط اختصاصی هواوی یعنی EMUI 8 کشیده شده است. نوت 8 اما از اندروید 7.1.1 سود می‌برد و به‌زودی به‌روزرسانی نسخه هشتم این سیستم عامل متن باز را دریافت خواهد کرد؛ این گوشی قلم به‌دست از رابط کاربری اختصاصی سامسونگ نیز بهره می‌برد که حالا نسبت به نسل‌های قبلی تا حد زیادی سبک‌تر شده است.

خوشخبتانه به دلیل سیستم‌عامل مشابه و متن‌باز، بر خلاف برخی کمپانی‌های سیب‌ دوست، مشکلی با نصب برنامه‌ها نخواهید داشت. اما رابط‌های کاربری هر دو شامل قابلیت‌های خاصی می‌شود که در دیگری نیست. به عنوان مثال در میت 10 پرو جسچرها نقش پررنگی دارند. شما می‌توانید با حرکت دادن انگشتان، کشیدن حروف لاتین و یا زدن ضربه با پشت دست، کارهای متفاوتی را انجام دهید و رابطه بهتری با گوشی برقرار کنید. در سوی دیگر سامسونگ تا حد بسیار زیادی رابط خودش را سبک‌تر از گذشته کرده و دیگر خبری از اپلیکیشن‌های بدون کاربرد سابق نیست. آیکون‌ها در هر دو رابط طراحی جالب و متفاوتی دارند و حتی می‌توانید از طریق بخش‌های مربوطه نسبت به تغییر آن‌ها اقدام کنید.

با این حال حتی اگر رابط کاربری گوشی را دوست نداشتید، می‌توانید با نصب یک لانچر قال قضیه را بکنید! سامسونگ البته تصمیم گرفته تا از بخش خمیده نمایشگرش استفاده بهینه‌تری داشته باشد و بنابراین با کشیدن انگشت از لبه‌ها به سمت داخل، منوهای متفاوتی در دسترس شما قرار خواهد گرفت که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.

به‌صورت کلی هر دو کمپانی تغییرات زیادی را اعمال کرده‌اند تا رابط‌های‌شان کاملا شخصی سازی شده باشند و از لحاظ ظاهری با اندروید استوک متفاوت!

هواوی میت 10 پرو

سامسونگ گلکسی نوت 8


اسپیکر

تک اسپیکر گلکسی نوت 8 در بخش زیرین آن جا خوش کرده در حالی‌که میت 10 پرو به اسپیکر استریو مجهز است. اسپیکر اصلی پرچمدار هواوی همچون محصول سامسونگ در بخش زیرین به چشم می‌خورد اما نمونه دوم که به‌صورت یک توئیتر عمل می‌کند، با اسپیکر مکالمه هماهنگ شده است. در واقع شما با پخش یک موسیقی، صدای اصلی را از اسپیکر زیرین گوشی می‌شنوید.

کیفیت و بلندی صدا در میت 10 پرو تا حدی بهتر از نوت 8 است اما در صداهای بالا محصول سامسونگ بیس بهتری دارد در حالی‌که برای هواوی صدا کمی زیرتر به گوش می‌رسد.

گلکسی نوت 8 به جک استاندارد صدا مجهز است و به‌راحتی می‌توانید از هدفون‌های با سیم رایج در بازار استفاده کنید، موردی که در میت 10 پرو شاهدش نیستیم. بلندی صدا در هدفون میت 10 پرو عالی‌ست تا حدی که شاید هنگام پخش هیچ‌گاه صدا را تا انتها بالا نبرید!

در بخش تنظیمات هر دو گوشی نیز می‌توان تا حد زیادی صدا را شخصی سازی کرد. می‌توان گفت هواوی در این بخش با Histen عملکرد مطلوبی داشته و سامسونگ نیز توانسته تا با قرار دادن برخی گزینه‌های از پیش مشخص شده و همچنین اکولایزر تا حدی پرچمدارش را مجهز کند.


قابلیت‌های خاص

هواوی هم بالاخره توانست تا گواهینامه IP را برای پرچمدارش دریافت کند تا آن را در برابر آب مقاوم سازد. البته میزان مقاومت آن در برابر گلکسی نوت 8 یک مقدار کمتر است چرا که محصول سامسونگ می‌تواند تا نیم ساعت در عمق یک و نیم متری آب فرو رود (IP68) در حالی‌که این میزان برای پرچمدار هواوی به عمق یک متری آب کاهش می‌یابد (IP67).

سامسونگ همچون سایر اعضای خانواده نوت، نسل جدید را نیز به یک قلم کاربردی S Pen مجهز کرده است. این قلم به‌صورت هوشمند عمل کرده و توانایی‌های آن فراتر از یک لمس ساده به‌جای انگشتان دست است؛ مثلا می‌توانید با قرار دادن قلم بر روی متن، آن را به زبان دلخواه خودتان ترجمه کنید.

هر دو گوشی به سنسور اثر انگشت مجهز شده‌اند و از حق نگذریم سرعت و دقت هر دو عالی‌ست. این سنسورها همیشه فعال بوده و نیازی نیست برای باز کردن قفل صفحه از کلید خاصی استفاده کند. در بخش طراحی در رابطه با محل قرار گیری این دو به اندازه کافی سخن گفتیم، در اینجا نیز تاکید می‌کنیم که دسترسی به این سنسور در گلکسی نوت 8 به سبب سایز بزرگ دستگاه دشوار است و خیلی راحت نمی‌توانید از آن استفاده کنید. هر دو سنسور نیز با ژست‌های حرکتی متفاوتی همراه هستند و می‌توان از آن‌ها برای انجام سایر کارها نیز بهره گرفت.

سامسونگ همچنین پرچمدار خودش را به اسکنر عنبیه چشم نیز مجهز کرده تا علاوه بر سنسور اثر انگشت بتوانید توسط چشمان‌تان هم قفل گوشی را باز کنید. قابلیتی که در نوع خودش متفاوت بوده و از دقت کافی هم برخوردار است.

در این بین می‌توان به نسخه بلوتوث آن‌ها اشاره داشت، جایی که نوت 8 به نسخه پنجم و قابلیت‌های جدیدش مجهز گشته اما میت 10 پرو همچنان از نسخه پیشین یعنی 4.1 استفاده می‌کند. با این حال پرچمدار هواوی به اینفرارد مجهز شده تا بتوانید خیلی راحت توسط گوشی دل‌بندتان، لوازم دیجیتالی اطراف را کنترل کنید. قابلیتی بسیار خوب که جای خالی آن در اکثر محصولات امروزی و همچنین نوت 8 احساس می‌شود.

هر دو گوشی به USB C مجهز هستند و از این لحاظ تفاوت خاصی میان آن‌ها نیست. نماینده هواوی در این رقابت از رادیو هم پشتیبانی کرده در حالی‌که نوت 8 فاقد آن است. از دیگر قابلیت‌های کهکشانی سامسونگ می‌توان به سنسور سنجش ضربان قلب و دستیار صوتی بیکسبی اشاره کرد. هر دو پرچمدار در رنگ‌های متفاوتی در بازار به فروش می‌رسند و نوت 8 با رنگ آبی جلوه خاصی دارد و میت 10 با قهوه‌ای موکا!

این دو غول دنیای تلفن‌های همراه به‌صورت هم‌زمان از دو سیم‌کارت پشتیبانی می‌کنند با این تفاوت که هواوی با تدابیری که اندیشیده توانسته تا کاری کند که هر دو سیم‌کارت به‌صورت هم‌زمان از شبکه 4G پشتیبانی کنند. قابلیت بسیار خاص و کاربردی که پرچمدار هواوی را خواستنی‌تر می‌کند.

مایکروسافت با قابلیت کانتینیوم خود وارد فاز جدیدی از گوشی‌های هوشمند شد. محصولاتی که می‌توانستند در نقش یک کامپیوتر (هرچند محدود) ظاهر شوند. سامسونگ نیز با قابلیت دکس خود چنین ویژگی‌ را به گوشی‌های اندرویدی آورد. توسط دکس می‌توانید با قرار دادن گلکسی نوت 8 در داک مخصوص، نسخه دسکتاپ رابط کاربری سامسونگ را شاهد باشید؛ در این حالت می‌شود ماوس و کیبورد را به گوشی اضافه کرد و از آن لذت برد.

هواوی نیز با قابلیتی مشابه کاری کرده تا میت 10 در نقش یک کیس کامپیوتر ظاهر شود! با این تفاوت که دیگر نیازی به خرید داک جداگانه نیست و با یک تبدیل ساده USB C به HDMI می‌توانید از نسخه دسکتاپ گوشی استفاده کنید. جالب است بدانید که در این حالت می‌توان از میت 10 پرو به‌عنوان تاچ‌پد و یا کیبورد نیز بهره گرفت تا دیگر نیازی به اتصال ماوس و کیبورد نباشد. قابلیت‌هایی که در نوت 8 نمی‌بینیم.


باتری

گوشی‌های سری میت همیشه شارژدهی خوبی داشته‌اند و میت 10 پرو نیز از این قاعده مستثنی نیست. این در حالی‌ست که یکی از نقاط ضعف اصلی نوت 8 شارژدهی آن است؛ چرا که این مدل به‌دلیل مشکلات ایجاد شده برای نسل قبلی، حتی از گلکسی S8 پلاس سامسونگ هم باتری کم حجم‌تری دارد. میت 10 از یک نمونه 4000 میلی‌آمپری قدرتمند استفاده کرده که از نوع لیتیوم پلیمری است. نوت 8 سامسونگ نیز به باتری با ظرفیت 3300 میلی‌آمپر مجهز است و در هیچ‌کدام هم به باتری دسترسی ندارید!

در یک استفاده معمولی می‌توانید تا یک روز کامل با نوت 8 کار کنید در حالی‌که میت 10 پرو یک روز و نیم را با شما خواهد بود؛ حتی اگر کمی هم صرفه جویی کنید این گوشی تا دو روز به نیاز شما پاسخ خواهد داد. خوشبختانه هر دو گوشی از شارژ سریع پشتیبانی کرده و می‌توانید تا در حدود 100 دقیقه هر دو را از صفر تا صد شارژ کنید. البته این نکته را در نظر بگیرید که باتری هواوی حجیم‌تر است؛ بنابراین زمان شارژ برابر، نشان دهنده سرعت شارژ بیشتر در میت 10 پرو خواهد بود.

با همه این‌ها نوت 8 از شارژ وایرلس پشتیبانی کرده و می‌توانید با شارژرهای استاندارد موجود در بازار، گوشی خود را به صورت بی‌سیم شارژ کنید، موردی که میت 10 پرو ضمن شیشه‌ای بودن بدنه فاقد آن است. هر دو گوشی تا حدی دست شما را برای شخصی سازی باتری باز گذاشته‌اند و با قابلیت‌هایی مشابه کاری می‌کنند تا شارژدهی گوشی بیشتر شود. البته در اینجا هواوی با قرار دادن واحد پردازش عصبی نحوه استفاده کاربر از گوشی را در نظر گرفته و دستگاه را متناسب با آن بهینه می‌کند تا در دراز مدت شاهد مصرف بهتر باتری باشیم.


کلام آخر

نوت 8 و میت 10 پرو بدون شک دو اسمارت فون قدرتمند، خوش ساخت و غنی از امکانات هستند و می‌توانند دل هر خریداری را بربایند. با خرید یکی از این دو مدل علاوه بر در اختیار داشتن سخت افزار قدرتمند، می‌توانید از دوربین عالی آن‌ها استفاده کنید و یا حتی با اتصال به یک نمایشگر بزرگ‌تر از این دو غول به‌جای دسکتاپ بهره ببرید. برای در اختیار داشتن هواوی میت 10 پرو می‌بایست در حدود 3 میلیون و 100 هزار تومان هزینه کنید در حالی که نوت 8 سامسونگ تقریبا 400 هزار تومان گران‌تر است (آذرماه 96) و همین امر سبب می‌شود تا تهیه محصول هواوی با آنکه جدیدتر هم است، راحت‌تر باشد!

نوشته مقایسه گلکسی نوت ۸ با میت ۱۰ پرو هواوی: مبارزانی از خاور دور! اولین بار در پدیدار شد.

مقایسه دوربین آی‌فون ۸ اپل با یک دوربین حرفه‌ای ۳۰ هزار دلاری! (ویدئو اختصاصی)

یکی از بخش‌هایی که هر ساله مورد توجه علاقه‌مندان به دنیای گوشی‌های هوشمند قرار می‌گیرد، دوربین این گجت‌هاست. اپل نیز همیشه برای دوربین آی‌فون‌هایش سنگ تمام می‌گذارد. امشب قصد داریم تا دوربین آی‌فون 8 را با یک دوربین حرفه‌ای 30 هزار دلاری با نام red epic-w مقایسه کنیم.
در ویدئوی کوتاه زیر که به‌صورت اختصاصی و با همکاری آی‌تی‌رسان و کلیپو به فارسی دوبله کرده‌ایم، می‌توانید نتیجه این مقایسه را ببینید:

نوشته مقایسه دوربین آی‌فون ۸ اپل با یک دوربین حرفه‌ای ۳۰ هزار دلاری! (ویدئو اختصاصی) اولین بار در پدیدار شد.

بررسی اپل آی‌فون ۱۰ (iPhone X): طلایی به قیمت الماس!

شاید در همان روز که اپل گوشی جدیدش با نام آی‌فون 10 که بسیاری به اشتباه (چون خود من!) در ابتدا آن را ایکس صدا می‌زدند، در شهر نیویورک معرفی کرد، اکثر حاضران، شاهدان و مدیران، فروش بالایی برای این آی‌فون جدید پیش‌بینی می‌کردند و البته حضور آن سبب شد تا دیگر محصولات این کمپانی یعنی آی‌فون 8 و 8 پلاس، استقبال چندانی را از خود نبینند.

البته عدم معرفی آی‌فون 10 هم سبب پیروزی خاصی برای آن دو محصول دیگر نمی‌شد، زیرا چهره تکراری‌شان پس از ۴ نسل، حتی سرسخت‌ترین طرفداران آی‌فون را برای خریدشان هیجان زده نمی‌کرد.

اما بحث امروز ما درباره تلفن همراهی است که می‌خواهد جهان را در این رده دچار تحول کند و همچون نخستین گوشی آی‌فون تولید شده در سال ۲۰۰۷، این بار پس از یک دهه، همان موفقیت را در تغییر نگرش جهانی به این کالای پرمصرف و محبوب بازی کند. اما آیا آی‌فون 10 یک محصول انقلابی است؟

لازم به ذکر است که آی‌فون 10 توسط شرکت مدیاپردازش برای بررسی در اختیار آی‌تی‌رسان قرار گرفته است. آی‌فون‌های جدید با ضمانت ۱۸ ماهه مدیا پردازش عرضه شده‌اند که در یک سال نخست گوشی شما دارای گارانتی تعویض است.

طراحی و ظاهر

باید اعتراف کنم زمانی که گوشی را در مراسم معرفی‌اش دیدم، احساس خاص‌تری را نسبت به زمانی که آن را در دست گرفتم، پیدا کردم! در واقع آی‌فون 10 دورنمای زیباتری نسبت به نمای نزدیکش دارد، اگرچه باید بگویم که در کل بسیار زیباست. اصلا همین که از دست آن طراحی تکراری و یکنواخت سالیان اخیر اپل راحت شدیم، خودش یک برگ برنده برای اهالی کوپرتینو محسوب می‌شود و اپل دوستانی که دیگر از کنایه اندرویدی‌ها به‌خاطر ظاهر تکراری آی‌فون با حاشیه‌های زیاد نمایشگر و وضوح تصویر پایین آن خسته شده بودند، این بار می‌توانند سرشان را بالا بگیرند.

اولین چیزی که در هنگام کار با گوشی نظر شما را به خود جذب می‌کند، صفحه نمایش پهناور با حاشیه‌های اندکش است و دومین مورد، بخش عجیب بالای نمایشگر است که اگر خیاط بودم، می‌گفتم که پارچه اپل برای دوختن این قسمت کافی نبوده است!

زمانی که گوشی را در دست گرفتم، وزن نسبتا زیاد در مقابل جثه آن، تا حدی جلب توجه می‌کرد و با آنکه از طرفداران گوشی‌های مگس وزن نیستم، اما گفتم بد نیست آن را مقایسه‌ای با رقبای هم قد و هیکلش بکنم!

دو گوشی سامسونگ گلکسی S8 و ال‌جی G6 اندازه نزدیکی به محصول اپل داشتند و با اینکه ۵ میلی‌متر قد بلندتری هم دارند اما در مقابل وزن ۱۷۴ گرمی سیب نشان، سامسونگ ۱۵۵ و ال‌جی ۱۶۳ گرم وزن را برای پرچم‌دار خودشان در نظر گرفتند و جالب‌تر آنکه هر دو محصول، باتری حجیم‌تری هم دارند! از این موضوع بگذریم، اصلا چه کسی جرات می‌کند به آی‌فون بگوید بالای چشمت ابرو هست، آن هم زمانی که به خیال خودش با یک ساختارشکنی قهرمانانه، در پی کسب موقعیت جدیدی در بازار است.

وقتی از جلو به گوشی نگاه می‌کنیم، به خاطر نمایشگر تمام صفحه با کیفیت بالا و البته ساختار مستحکم محصول، لبخند رضایت و حتی غرور (به‌خصوص اگر کسی مشغول نگاه کردن به آی‌فون‌تان باشد) شما را فرا خواهد گرفت. فقط بهتر است خیلی بر روی اون بخش بالایی که مثل یقه پیراهن نمایشگر را چاک داده، تمرکز نکنیم!

گوشه‌های گرد آی‌فون 10 که در بالا و پایین نمایشگر هم به‌خوبی تلفیق شده، خوش دستی این سیب نشان را بیشتر می‌کند و البته عدم وجود کلید گرد هوم در پایین، یک حس عجیب را می‌تواند برای اپل دوستان به‌وجود آورد، شاید آمیخته‌ای از غم و شادی! ناراحت به دلیل از دست دادنش و خوشحال به‌خاطر پهناورتر شدن نمایشگرش و اما در مجموع می‌توان پذیرفت که با توجه به حرکت سازندگان به سمت ساخت نمایشگرهای این چنینی، به‌زودی شاهد حذفش می‌شدیم.

تا به اینجا همه چیز خوب و خوش است تا اینکه نگاهی به فریم فلزی دستگاه انداختم. سرشار از لک و کثیفی، به‌نحوی که حتی در ابتدا گمان کردم گوشی خط و خش برداشته است! این فلز به‌قدری توسط اپل صیقل داده شده که اثر انگشت شما را تا چند متری هم می‌توان به‌خوبی دید و ظاهرا حذف تاچ آی‌دی، سبب نشده تا انگشتان‌تان نتوانند خودی نشان دهند!

کلیدهای صدا در سمت چپ و پایین‌تر از دکمه آشنای سایلنت قرار گرفته‌اند و چون شما دکمه هوم ندارید، اپل یک کلید پهن با نام Side Button را کار گذاشته که ممکن است حتی با کلید یکپارچه صدا در بسیاری از گوشی‌های امروزی آن را اشتباه بگیرید. به شخصه اعتقاد دارم زیاد از حد بلند ساختن این کلید، نه فقط این بخش را زیبا نکرده، بلکه احتمال خطا در فشردن آن توسط کاربر را هم بالا می‌برد و ممکن است شما به اشتباه، گوشی خودتان را قفل کنید. محل ورودی سیم کارت نیز در این بخش تعبیه شده است.

وقتی گوشی را به پشت برگرداندم، آن لبخند اولیه برای نگاه از روبه‌رو تبدیل به اخم شد و چه بسا اگر کسی این بخش را بدون لوگوی اپل و نام آی‌فون ببیند، لقب زشت را هم شایسته‌اش بداند! در واقع وجود دوربین دو گانه که به حالت عجیب عمودی چیده شده و از بدنه بیرون زده، به‌قدری در ذوق می‌زند که دشنامی را بر جانی آیو (طراح آی‌فون) روانه کرده و بر این سلیقه بد وی، اَه اَه خواهید گفت! این دوربین به خوبی گرد و غبار و کثیفی را هم در اطرافش جذب می‌کند و به‌قدری بر روی بدنه حالت نچسبی دارد، که به فکر فرو می‌روید یک کمپانی چندین میلیارد دلاری چرا پس از گذشت این همه سال، هنوز نتوانسته این لنزها را کمی درون بدنه ببرد! اصلا نمی‌خواهد این کار را بکند، پس حداقل مانند برخی مدل‌های جدید مثل هواوی میت 10، کمی سلیقه در چیدن‌شان به خرج دهد!

حالا من این‌ها را گفتم، نشان به همان نشان که این لنزها تا حداقل ۳ سال دیگر هم این شکلی باقی خواهند ماند و اگر روزی هم اپل تصمیم به ترمیم چنین بخشی بگیرد، مانند هوا کردن آپولو به همگان اعلام نموده و آن را ابتکار و توانایی بالقوه خودش می‌داند!

سطح پشتی گوشی هم از شیشه ساخته شده و همچون اکثر سازندگان در سال 2017، تبدیل به مستعدترین بخش برای جذب کثیفی، اثرانگشت و حتی خط و خش فراوان است! بر خلاف قبل، خبری از درج جمله «طراحی شده توسط اپل در کالیفرنیا» و این عبارات بی‌مصرف نیست تا شاید بهترین بخش در طراحی پشتی آی‌فون 10 همین باشد و لاغیر!

در کل اگر بخش پشتی آی‌فون X را فاکتور بگیریم، باید گفت این محصول، دارای یک طراحی دوست داشتنی و لوکس است که کیفیت بالای نمایشگر و پهناور بودن آن، سبب می‌شود تا ارتباط خوبی با دستگاه گرفته و از گاز زدن این سیب گران قیمت، لذت ببرید!

نمایشگر

یکی از نقاط طلایی در آی‌فون 10 را بایستی همین بخش نمایشگر دانست، محلی که بیشترین تعامل کاربر با دستگاه را بر عهده داشته و با توجه به توانمندی‌های iOS، کیفیت بالای پنل OLED و البته رزولوشن بیشتر، نقطه عطفی برای این کمپانی آمریکایی شده است.

برخلاف تصور پیشین مبنی بر آنکه اپل کار ساخت این پنل‌ها را به ال‌جی می‌سپارد، به سراغ رقیب دیرینه یعنی سامسونگ رفته تا بلکه تجربه بیشتر این شرکت در بخش پنل‌های OLED برای گوشی‌ها، به کارش بیاید.

با روشن شدن نمایشگر و نگاه به رنگ‌ها، همه‌چیز بسیار عالی به‌نظر می‌رسد، حتی خوانایی نمایشگر در زیر نور آفتاب هم مناسب است و اپل با استفاده از فناوری True Tone کاری می‌کند تا بسته به شرایط محیط، بهترین عملکرد برای نمایشگر در نظر گرفته شود و در عمل هم شاهد این موضوع هستیم.

خوشبختانه فناوری HDR در هر دو فرمت استاندارد و دالبی ویژن نیز پشتیبانی می‌شود و این بار اپل منتظر نمانده تا تمام گوشی‌های بازار به این تکنولوژی مجهز شده و سپس به سراغش برود! البته هنوز میزان محتوای موجود برای این فناوری چندان در دسترس نیست اما با فراگیر شدنش، بدون تردید آی‌فون 10 شما را ناامید نخواهد کرد.

البته این نمایشگر 5.8 اینچی، چندان هم بی عیب و نقص نیست و با کمی دقت، می‌توان متوجه برخی کاستی‌ها شد. پنل OLED با تغییر زاویه، دچار کمی تغییر رنگ به‌خصوص برای رنگ‌های روشن مثل سفید می‌شود و حتی کاربران زیادی از وجود هاله‌های رنگی بر روی آی‌فون خودشان، گزارش‌هایی داده‌اند.

از سوی دیگر، به‌نظر می‌رسد جانی آیو (طراح آی‌فون) برای این بخش تنها قلم را به‌دست گرفته و یک نقاشی البته با کمک خط کش و پرگار ترسیم کرده است و سپس آن را به فاکسکان داده تا بدون چون و چرا بسازد! حالا چرا چنین حرفی را می‌زنم؟ برای آنکه نسبت ابعاد عجیب که عدد ۱۹.۵ به ۹ را نشان می‌دهد با وضوح تصویر ۲۴۳۶ در ۱۱۲۵ پیکسلی، خود مویدی بر این قضیه است. واقعا نمی‌دانم چرا اپل تصمیم گرفته چنین نسبت عجیب و غیر استانداردی را برای گوشی خودش در نظر بگیرد و کاربران بدین سبب در برخورد با برخی از بازی‌ها و برنامه‌ها که هنوز سازگار نشده‌اند، بخش زیادی از نمایشگر را به صورت سیاه ببینند و حتی بدتر از آن، امکان از دست رفتن برخی از محتوا نیز وجود داشته باشد.

ای‌کاش اپل به‌جای تلاش برای ساختن استاندارد خاص خودش که همراه با یک خودخواهی است، کمی از تِرِند جاری بازار بهره می‌گرفت تا نه کاربران برای استفاده از برنامه‌ها دچار مشکل شوند و نه توسعه دهندگان مجبور به ارایه برنامه‌های سازگار با محصول جدید! اما چه می‌شود کرد، اپل است دیگر!

در بالای نمایشگر و همان قسمتی که پیش‌تر گفتیم پارچه اپل برای تکمیل نمایشگر تمام شده بود، سیستم فیس آی‌دی قرار گرفته، امری که پیش از این در محصولات اندرویدی زیادی دیده بودیم و حتی مایکروسافت در گوشی‌های ویندوزفونی خودش (یک فاتحه برای‌شان بخوانید) نیز از سیستم مشابهی استفاده کرده بود. سرآمد فعلی در این بخش را هم بایستی گلکسی نوت 8 سامسونگ دانست که توسط شناسایی چهره شما، امکان ورود را به کاربر می‌دهد.

حال آی‌فون با تغییر نام این نحوه ورود به فیس آی‌دی و حذف بخش محبوبی چون تاچ آی‌دی، یک تغییر عمده را در آی‌فون 10 ایجاد کرده است. تغییری که سبب به‌وجود آمدن آن بخش نامتعارف در بالای دستگاه هم شده است. شاید اپل این روزها مثل سابق یک نوآور محسوب نشود اما باید پذیرفت که اگر به سراغ یک تکنولوژی می‌آید، آن را به کامل‌ترین وجه انجام می‌دهد. در اینجا نیز دوربینی با نام TrueDepth (حقیقت عمیق) با سنسور مادون قرمز، سنسور شناسایی شدت نور محیط، سنسور تشخیص فاصله و ماژولی با عنوان Flood Illuminator وظیفه‌ای خطیر را برعهده گرفته‌اند که دروازه امنیتی دستگاه محسوب می‌شود.

اگر بخواهم تمام این تجهیزات و اسامی قلمبه و سلمبه را به کناری گذاشته و تنها به عملکرد اصلی آن بپردازم، بایستی از کلمه نامانوس و خارجی پرفکت استفاده کنم! در واقع به‌قدری این تکنولوژی خوب عمل می‌کند که من را به تحسین وا داشت. تفاوتی ندارد شما در زیر نور آفتاب باشید یا در تاریکی و ظلمات، موهای‌تان به هم ریخته باشد یا عینک طبی زده باشید، فیس آی‌دی به‌خوبی و سرعت شما را تشخیص می‌دهد و نیازی به سر و کله زدن با آن را ندارید.

البته در مقایسه با تاچ آی‌دی، بایستی گفت محدودیت‌هایی نیز به همراه می‌آید. مثلا بایستی حتما گوشی را مقابل خودتان بگیرید و بر فرض اگر قبلا با کمی تنبلی تنها انگشت‌تان را بر روی گوشی گذاشته و آن را باز می‌کردید، الان باید آی‌فون 10 را حتما در آغوش کشیده و از آنجایی که گوشی ما حساس است، حتما با وی چشم در چشم شوید تا بلکه مهرتان در دلش افتاده و سریع آنلاک شود!

سخت افزار

یکی از بخش‌هایی که اپل همیشه با سری بالا و به نوعی پز عالی در آن حضور دارد، همین بخش سخت‌افزار است، جایی که با اتکا به چیپست‌های انحصاری و عملکرد بهینه سیستم عامل، همیشه بهترین نتایج بنچمارک گیری نصیب این کمپانی شده و روانی سیستم عامل و کم‌ترین میزان باگ سبب شده تا این بخش از سیب بسیار شیرین و آب‌دار باشد!

آی‌فون 10 از جدیدترین چیپست این کمپانی موسوم به A11 بایونیک بهره می‌گیرد که با لیتوگرافی 10 نانومتری تولید شده و در فضایی به مساحت 89.23 میلی‌متر مربع، 4.3 میلیارد ترانزیستور در آن قرار گرفته و به همین خاطر مصرف کم‌تر و قدرت بیشتری نسبت به نسل قبلی یعنی A10 فیوژن دارد.

این چیپست دارای 6 هسته است که البته بار اصلی بر دوش 2 هسته قدرتمند Monsoon قرار گرفته و 4 هسته دیگر که Mistral نام دارند، کم مصرف بوده و در پردازش‌های عادی وارد مدار فعالیت می‌شوند (کلا اپل دوست داره بر روی هر بخش از محصولاتش اسم بگذاره و هر سال هم اون رو عوض کنه که مثلا بگه چقدر خانواده ما بزرگه!).

در آی‌فون 10 از 3 گیگابایت رم استفاده شده و امسال اپل با توجه به افزوده شدن یک محصول تازه به سبد کالاهایش، این مدل را هم مانند آی‌فون 8 و 8 پلاس در دو مدل با حافظه داخلی 64 و 256 گیگابایت عرضه می‌کند.

قبل از آنکه بخواهم گوشی را وارد بنچمارک گیری‌های معمول کنم، کاملا حدس می‌زدم که نتایج، عالی خواهد بود. اما باز از چند نرم‌افزار معمول استفاده کردم که اولین آن‌‌ها، انتوتو نسخه 6 بود که عملکرد گوشی را در بخش‌های گوناگون سنجیده و یک امتیاز در پایان بدان اعطا می‌کند. جدول زیر به‌خوبی نشان می‌دهد که جایگاه آی‌فون 10 در کجاست!

پس از آن به سراغ تست گیک بنچ رفتیم و در حالت چند هسته‌ای، توان گوشی را به چالش کشیدیم که نتایج حاصله را می‌توانید در ادامه مشاهده بفرمایید.

در آزمون آخر نیز از بیس مارک OS ورژن 2.0 بهره گرفتیم تا ببینیم عملکرد این گوشی قدرتمند در این برنامه چگونه خواهد بود.

شاید بخش سخت‌افزار را تنها قسمتی بتوان نام برد که حتی سخت‌گیرترین منتقدان هم نمی‌توانند ایراد خاصی بدان وارد کرده و اپل دوست دارد که همه بخاطرش، مدح و ثنایش را بگویند اما چون ما اهل چنین کارهایی نیستیم، به سراغ بخش بعدی یعنی رابط کاربری و سیستم عامل می‌رویم!

رابط کاربری و سیستم عامل

اگر شما یک کاربر پر و پا قرص اندروید باشید، قوانین سخت‌گیرانه iOS به‌طور قطع آزارتان خواهد داد، جالب اینجاست که دوست‌داران این سیستم عامل هم خیلی سخت به اندروید کوچ می‌کنند و با اینکه در طی سالیان اخیر، دیوار بتنی بین این دو کمی نازک‌تر شده ولی همچنان فاصله زیادی بین‌شان دیده می‌شود.

آی‌فون 10 از نظر تجربه کاربری به‌خاطر حذف کلید هوم، با سایر محصولات اپل هم متفاوت است. در واقع همه وظایف این کلید بین دکمه ساید (یخچال نیست!) و ژست‌های لمسی تقسیم شده و شاید کمی عادت کردن به این موضوع برای کاربر زمان ببرد اما تجربه شخصی خودم نشان داد آن‌قدرها هم سخت نیست و مانند اکثر موارد، اپل به‌خوبی از پس سازگار کردن سیستم عامل خودش با این نمایشگر دیلاق برآمده است.

البته، حرکاتی چون بازگشت به عقب و حتی لمس برخی از گزینه‌ها بر روی نمایشگر، نیاز به استفاده از دو دست پیدا می‌کند، امری که حداقل کاربران آی‌فون معمولی با آن تا حدی بیگانه هستند.

برای بازگشت به صفحه اصلی یا باز کردن قفل دستگاه پس از شناسایی چهره، تنها کافی است که از پایین گوشی و خط افقی خاکستری، به بالا بکشید. اگر همین حرکت را با نگاه داشتن دست خودتان انجام دهید، عمل مالتی تسکینگ انجام می‌شود. حتی می‌توانید دسترسی به نوتیفیکیشن‌ها را با کشیدن دست به پایین از نیمه وسط دستگاه انجام دهید و کلید ساید هم علاوه بر قفل دستگاه، با دو بار فشرده شدن، سیری را به میدان می‌فرستند و قادر هستید برایش تعریف کنید که با سه بار فشردن، چه کار جدیدی برای‌تان انجام دهد.

با آنکه اپل تمام تلاش خودش را کرده  تا همچنان ارتباط ساده و خوبی با سیستم عامل توسط کاربر برقرار شود اما قد بلند گوشی و عدم وجود کلید فیزیکی در پایین نمایشگر، حداقل در مقایسه با آی‌فون 8 استاندارد، کمی کار کردن را با این مدل دشوارتر می‌کند اما زیبایی و نمایشگر پهناور آی‌فون 10، ارزش به‌دوش کشیدن چنین مشقتی را دارد!

یکی از بخش‌های جدید در آی‌فون 10 که به‌خاطر پرداخته شدن در کنفرانس اپل حسابی بولد شد، انیموجی‌ها بودند، ۱۲ شخصیت کارتونی که با شبیه سازی صدا و چهره شما، پیغام‌ها را به شکل متفاوتی به مخاطب خاص‌‌تان ارسال می‌کنند.

به‌صورت پیش فرض انیموجی‌ها در پیغام رسان آی‌فون فعال هستند اما به‌خاطر قابلیت ذخیره سازی، می‌توان آن‌ها را در سایر شبکه‌های اجتماعی نیز به کار گرفت. انیموجی‌ها البته هنوز به مرحله پختگی ۱۰۰ درصد نرسیده‌اند و بایستی خیلی شمرده و دقیق صحبت کنید تا کلام شما به بهترین نحو منتقل شود، اما در کل سرگرمی و روش جالبی برای انتقال صحبت است که می‌تواند تبدیل به یک ترند جدید بین کابران شده و حداقل آن‌هایی که آی‌فون 10 دارند برای اینکه پز گوشی‌شان را بدهند، از این روش بهره بگیرند!

دوربین

چندی پیش و در یک مقایسه گروهی دوربین‌ها که بین 7 گوشی برتر دنیا انجام دادیم، آی‌فون 8 پلاس موفق شد تا با رای کاربران، بهترین دوربین موبایل لقب بگیرد و حال نسخه جدیدتر یعنی 10 با برخی بهبودها همچون لرزش‌گیر اپتیکال برای لنز دوم و میزان F کم‌تر برای آن، از همین حالا اعلام می‌کند که جایگاهی جز صدر جدول عکاسان، وی را قانع نخواهد کرد.

اپل برای آی‌فون 10 از دوربین دوگانه استفاده کرده که با چینشی عجیب و عمودی، در گوشه بالا و سمت چپ دستگاه قرار گرفته‌اند. علاوه بر بیرون زدگی بیش از حد لنز، محل قرار گیری آن‌ها هم چندان خوب نیست و هنگام عکاسی در برخی حالت‌های خاص احتمال اینکه انگشت‌تان گوشه‌ای از تصویر را به خودش اختصاصی دهد، بالاست. البته این بخش توسط شیشه مقاوم سافایر محافظت می‌شود و می‌توان گفت که در برابر خط و خش کاملا مقاوم است اما از طراحی زشتش هرچه بگوییم، کم گفته‌ایم!

آی‌فون 10 به دو سنسور 12 مگاپیکسلی مجهز است. با این حال تنها شباهت این دو لنز به همین میزان مگاپیکسل باز می‌گردد و کارایی آن‌ها شباهتی به هم ندارد. لنز اصلی 28 میلی‌متری با گشادگی دیافراگم F/1.8‌ بوده که از لرزش‌گیر اپتیکال نیز بهره می‌برد. لنز دوم با F/2.4 از نوع تله‌فوتو است که علاوه بر کمک به ثبت تصاویر پرتره زیبا، می‌تواند زوم دو برابری اپتیکال را برای گل سرسبد محصولات اپل به ارمغان آورد و برخلاف مدل تعبیه شده بر روی روی آی‌فون 8 پلاس، دارای لرزش‌گیر اپتیکال نیز است. یک فلاش LED چهارگانه دو رنگ نیز به کمک این دو آمده تا در محیط‌های کم‌نور روشن کننده راه‌پای‌شان باشد.

بر طبق گفته‌های اپل پردازش تصویر در آی‌فون 10 بهبودهایی داشته و حالا در کنار نویز کمتر، جزئیات بیشتری هم شاهد هستیم.

تصاویر گرفته شده توسط آی‌فون 10 بسیار جذاب به‌نظر می‌رسند. رنگ‌ها خیلی خوب دیده شده و جزئیات تصویر حتی در محیط‌های کم‌نور نیز عالی‌ست. به لطف دوربین دوگانه عکاسی پرتره با این گوشی بسیار جذاب است. تصاویری که در این حالت با آی‌فون 10 گرفتیم با جزئیات بسیار بالایی به ثبت رسیدند و بک‌گراند تصویر نیز به خوبی مات می‌شود. البته همچنان در برخی مواقع دوربین مرز بین سوژه و محیط را به خوبی تشخیص نمی‌دهد و شاید برخی تصاویرتان آن‌طور که باید و شاید به نظر نرسند اما به صورت کلی عکاسی پرتره با این گوشی لذت بخش است.

از لحاظ نرم‌افزاری نیز اپل برای این ویژگی سنگ تمام گذاشته و همین عکاسی پرتره ساده با 5 حالت مختلف صورت می‌گیرد و می‌توان با آن‌ها تصاویر خاص‌تری را به ثبت رساند. به عنوان مثلا می‌شود به‌جای تار کردن، بک‌گراند را کاملا سیاه کرد تا سوژه جذاب‌تر به نظر برسد.

رابط کاربری دوربین خیلی ساده طراحی شده و تفاوت‌ چندانی‌ با نسل‌های قبل ندارد. شما می‌توانید از تایمر استفاده کنید، به عکس‌هایتان چندین فیلتر متفاوت را اضافه کنید و یا پانوراماهای با کیفیتی را به ثبت برسانید و باز هم خبری از عکاسی در حالت دستی نیست. به‌صورت کلی رابط کاربری دوربین آی‌فون 10 برای یک یوزر معمولی (بخوانید اکثر مردم) کافی به نظر می‌رسد و جوابگوی نیاز آن‌هاست اما برای آن‌هایی که علاقه بیشتری به عکاسی دارند، آپشن‌های خاصی در نظر گرفته نشده و از این لحاظ آی‌فون 10 در برابر محصولات اندرویدی (حتی میان‌رده‌ها!) حرف خاصی برای گفتن ندارد.

به شخصه اعتقاد دارم که اپل خیلی راحت می‌تواند این رابط کاربری را که سال‌هاست بدین شکل ساده و بی‌روح در جلوی دیدگان کاربران قرار می‌گیرد، ارتقا داده و قابلیت‌های دوربین با کیفیتش را خیلی بهتر در دسترس خریداران قرار دهد، اما همیشه یک نوع لجبازی و خودخواهی درونی این کمپانی، سبب می‌شود تا همان چیزی را که می‌پسندد، به‌زور بخواهد به خورد دیگران نیز بدهد و همین امر باعث شده تا شما حتی توانایی ساده‌ای چون تغییر میزان رزولوشن عکاسی را هم در تنظیمات خود دوربین نداشته باشید! فکر کنید میلیون میلیون پول داده‌اید اما حتی قادر به تغییر وضوح تصویر عکاسی هم نیستید، این بود دموکراسی آمریکایی؟!

در این بین بد نیست به الگوریتم جدید پردازش تصاویر آی‌فون 10 نیز اشاره کنیم که موجب می‌شود ضمن حفظ کیفیت محتوای گرفته شده با دوربین، حجم آن‌ها به‌طور قابل توجهی کاهش یابد.

در ادامه شاهد تصاویر گرفته شده با این مدل در شرایط متفاوت هستید:

آخریم پرچم‌دار اپل می‌تواند به صورت 4K و نرخ 60 فریم بر ثانیه فول بگیرد تا چشمه‌ای از قدرت سخت‌افزاری‌اش را در این بخش نیز به چشم بکشد! همچنین توانایی ضبط با وضوح فول‌اچ‌دی با نرخ 240 فریم بر ثانیه نیز فراهم است که در نوع خود جالب به‌نظر می‌رسد. شما می‌توانید ویدئوهای اسلوموشن خاصی را با این گوشی به ثبت برسانید. کیفیت ویدیوهای ثبت شده بسیار بالاست، لرزش‌های دست تا حد بسیار زیادی کنترل شده‌اند، رنگ‌ها طبیعی ثبت شده و کیفیت ضبط صدا نیز در حد مطلوبی‌ست، اگرچه همچنان به‌صورت مونو رکورد می‌شود. اما در کل همه چیز برای ثبت یک ویدیو فوق‌العاده در دسترس است.

در بخش محبوب این روزها یعنی عکاسی سلفی، آی‌فون 10 همچون برادرانش در امسال و پارسال، به یک دوربین 7 مگاپیکسلی با گشادگی دیافراگم F/2.2 مجهز است. این دوربین از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بوده و می‌تواند به صورت HDR نیز عکس‌برداری کند. از جمله قابلیت‌های جالب دوربین سلفی پرچم‌دار اپل می‌توان به امکان ضبط ویدیوهای فول‌اچ‌دی با نرخ 30 فریم و اچ‌دی با نرخ 240 فریم هم اشاره کرد.

در کل کیفیت تصاویر ثبت شده با این دوربین عالی‌ست، رنگ‌ها به خوبی ثبت می‌شوند و نویز چندانی هم در تصویر نیست. البته این‌ها برای زمانی‌ست که در نور کافی مشغول عکاسی شده باشید و در صورتی که بخواهید در محیط‌های کم‌نور سلفی بگیرید، همه چیز متفاوت خواهد بود و تصویر آن‌طور که باید و شاید به ثبت نمی‌رسد؛ امری که تقریبا اکثر دوربین‌های امروزی در آن هنوز دچار ضعف هستند.

مالتی مدیا

اگر شما از گوشی خودتان به عنوان یک وسیله جهت گوش دادن به موسیقی و یا نگاه کردن به فیلم استفاده می‌کنید، بایستی بگویم که انتخاب خوب و در عین حال بدی داشته‌اید!

آی‌فون 10 برای نگاه کردن به فیلم خوب است زیرا یک نمایشگر بزرگ با کیفیت و با فناوری OLED دارد که هر چیزی را به بهترین شکل برای‌تان نمایش می‌دهد اما این گوشی بد است چرا که نسبت تصویر عجیب و غیر استاندارش سبب می‌شود در اکثر مواقع، شاهد نوارهای مشکی در دو طرف ویدیو شده و بسته بودن اکوسیستم iOS هم لذت دیدن فیلم را به اندازه گوشی‌های اندرویدی، تسهیل نمی‌کند.

آی‌فون 10 برای گوش دادن به موسیقی خوب است زیرا اسپیکرهای استریو با کیفیت پخش بالا دارد، هدفون‌های اپل طبق معمول عالی عمل می‌کنند و کیفیت پخش شده در گوش‌تان، به‌خوبی ذهن‌تان را نوازش می‌دهد اما در عین حال این گوشی بد است زیرا جک استاندارد 3.5 میلی‌متری ندارد و اگر هدفون‌تان را جا گذاشته باشید، از نمونه‌های استاندارد هم قادر به استفاده نخواهید بود (مگر به کمک جک تبدیل) و از طرفی آی‌تونز انقدر برای شما (به‌خصوص اگر ایرانی باشید!) چاله و چوله در شنیدن یک موزیک قرار می‌دهد که گاهی مجبور می‌شوید عطایش را به لقایش ببخشید!

در کل بخش مالتی مدیا، یکی از قسمت‌های چالش برانگیز برای دیوایس‌های iOS است که سبب می‌شود تا اندرویدی‌ها همیشه سری بالاتر گرفته و به‌خاطر سهل و آسان بودن استفاده از محتوای چند رسانه‌ای، سیب گاز زده اپل را کِرمو و ترش خطاب کنند!

باتری

از همان زمان معرفی آی‌فون اولیه به‌خاطر دارم اپل کلا از بیان حجم باتری خودش گریزان بود و صرفا به بیان برخی آمارها بسنده می‌کرد، اما پیدا کردن ظرفیت این منبع مهم در گوشی کار چندان سختی نیست زیرا بسیار از پایگاه‌های مشهور چون آی‌فیکسیت خیلی سریع برای‌مان این کار را انجام می‌دهند.

اپل در آی‌فون 10 از دو باتری جداگانه استفاده کرده که به‌نظر می‌رسد فرم طراحی خاص دستگاه سبب شده چنین تفاوتی را بپذیرد (و این شاهکار دوربین را هم ایجاد کند). ظرفیت این دو باتری در مجموع برابر با 2716 میلی‌آمپر بوده و در مقایسه با گوشی‌های اندرویدی در چنین ابعادی، بسیار کم‌تر است!

اما بایستی بپذیریم برای کاربر عدد میلی‌آمپر چندان مهم نیست و میزان ماندگاری باتری است که اهمیت دارد و حال با توجه به سخت‌افزار بسیار قوی و در عین حال بهینه در کنار سیستم عامل سازگار، می‌توان انتظار مناسبی را از آن کشید. در عمل هم شاهد چنین امری هستیم و حداقل برای خود من، شارژ دستگاه در حدی بود که نخواهم دائما به‌دنبال پریز برق گشته یا در زیر لب دشنامی را نثار این سیب سازان نمایم!

حتی در بسیاری موارد، عملکرد آی‌فون 10 از گوشی‌های اندرویدی با نمایشگر کوچک‌تر و حجم باتری بالاتر هم بهتر است تا بدانیم که همه چیز در اعداد خلاصه نمی‌شود اما چیزی برای شگفت زده شدن هم وجود ندارد! شما با این گوشی قادر هستید تا بیشتر از 12 ساعت به‌صورت پشت سر هم فیلم ببینید (با نور نمایشگر 50 درصدی) و وب‌گردی با آن نزدیک به 10 ساعت گوشی را روشن نگاه داشته و سپس به اغما فرو می‌برد!

اپل در آی‌فون 10 بالاخره از سیستم شارژ سریع استفاده کرد اما برای آنکه شما خیلی سریع خوشحال نشوید، شارژرش را در جعبه نگذاشت! بالاخره این کمپانی فقیر چون گوشی را با قیمت بسیار ارزان 1000 تا 1150 دلاری می‌فروشد (در ایران بالای 6 میلیون تومان)، باید یک سود چند سنتی هم بکند، پس لطفا خودتان دست به جیب شده و با پرداخت مبلغ ناچیز 100 دلار (قیمت یک گوشی میان رده اندرویدی) این شارژر را تهیه بفرمایید (نکنه انتظار داشتید که اپل اون رو داخل جعبه بگذاره؟!).

نکته جالب‌تر اینکه اپل وقتی گوشی‌های جدید خودش را به بازار داد، شارژر وایرلسش را نداد تا شما انگشت به دهان بمانید که چه کنید و البته، خیلی راحت می‌توانید آن را بر روی دیگر مدل‌ها چون سامسونگ گذاشته و پس از طی شدن ساعت‌های متمادی، گوشی‌تان را تحویل بگیرید، از بس که این شارژ وایرلس کند است (بیش از ۳ ساعت را برای فول شارژ شدن در این حالت کنار بگذارید).

سایر امکانات

معمولا عادت دارم در این قسمت از بررسی، به میزانی که کارت حافظه جانبی به ظرفیت مموری دستگاه اضافه می‌کند اشاره نمایم که خب برای آی‌فون 10 نمی‌توانم (چون اصلا کارت حافظه ندارد!). عادت دارم توانایی پشتیبانی از سیم‌کارت دوم را بگویم که نمی‌گویم (چون اسلات دومی وجود ندارد). دوست دارم از حضور پورتی چون مادون قرمز برای کنترل لوازم برقی اطراف سخنرانی کنم که نمی‌کنم (هنوز با ارسال فایل از طریق بلوتوث هم مشکل دارد!) و خلاصه هرچه می‌خواهم بگویم، نمی‌گویم چون چیزی برای گفتن نیست به‌جز یک چیز و آن هم استاندارد IP67 که سبب می‌شود آی‌فون 10 ما در برابر گرد و خاک و همچنین آب، مقاومت خوبی از خودش نشان دهد (صلوات!).

البته، مواردی چون پشتیبانی از تاچ سه‌بعدی هم یکی از آن دست بخش‌هایی‌ است که همچنان بر روی آی‌فون‌ها وجود دارد اما به دلیل عدم استقبال کاربران، دیگر بر روی گوشی‌های اندرویدی کسی از آن بهره‌ای نمی‌گیرد. راستی، آی‌فون 10 ویبره هم دارد!

سخن پایانی

آی‌فون 10 را بایستی محصولی برای پوست اندازی اپل و ورود به یک عصر نوین در بخش تولیدات این شرکت دانست، جایی که پس از عرضه 4 نسل آی‌فون با طراحی تکراری، شاهد حضور محصولی هستیم که نه تنها در بین آی‌فون‌ها، بلکه در میان محصولات اندرویدی هم چهره متمایزی دارد.

این گوشی همچون همیشه، دارای کیفیت بسیار خوبی چه در جنس بدنه و چه در بخش‌های مهمی چون نمایشگر، دوربین و سخت‌افزار است که همگی را در زندانی به نام iOS گرد هم آورده و هر روز به‌واسطه استقبال بیشتر خریداران، مساحتش را بیشتر می‌کند!

همیشه یکی از نقاط ضعف در ارتباط با محصولات اپل را گرانی آن‌ها در مقایسه با پرچم‌داران اندرویدی می‌دانستیم، اما پس از آنکه شاهد افزایش قیمت پرچم‌دارانی چون گلکسی نوت 8 و حتی هواوی میت 10 بودیم، اپل ناچار شد برای حفظ پرستیژ خودش، بهای بالای 1000 دلار را هم تجربه کرده و به‌واسطه سیب دوستی بسیار زیاد کاربران ایرانی و وجود طرح‌هایی جدیدی چون رجیستری، بهای این محصول در همین ابتدای عرضه رسمی، بالای 6 میلیون تومان باشد تا هر کسی که از گرانی آی‌فون‌های 3 میلیون تومانی قبلی می‌نالید، مشت محکمی بر دهانش خورده و بداند ‌که آن‌ها در مقابل آی‌فون 10، محصولاتی نصف قیمت بوده‌اند!

در واقع باید این چنین بگوییم که آی‌فون 10، کالایی است چون طلا که اپل آن را با بهای پلاتینیوم در خارج از مرزهای ایران می‌فروشد و ما بایستی قیمت الماس را برایش در ایران بپردازیم، آیا پرداخت چنین بهایی برای این گوشی منطقی است؟!

به سوپر گروه گوشی‌های آی‌فون ملحق شوید

نوشته بررسی اپل آی‌فون ۱۰ (iPhone X): طلایی به قیمت الماس! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی اپل آی‌فون ۱۰ (iPhone X): طلایی به قیمت الماس!

شاید در همان روز که اپل گوشی جدیدش با نام آی‌فون 10 که بسیاری به اشتباه (چون خود من!) در ابتدا آن را ایکس صدا می‌زدند، در شهر نیویورک معرفی کرد، اکثر حاضران، شاهدان و مدیران، فروش بالایی برای این آی‌فون جدید پیش‌بینی می‌کردند و البته حضور آن سبب شد تا دیگر محصولات این کمپانی یعنی آی‌فون 8 و 8 پلاس، استقبال چندانی را از خود نبینند.

البته عدم معرفی آی‌فون 10 هم سبب پیروزی خاصی برای آن دو محصول دیگر نمی‌شد، زیرا چهره تکراری‌شان پس از ۴ نسل، حتی سرسخت‌ترین طرفداران آی‌فون را برای خریدشان هیجان زده نمی‌کرد.

اما بحث امروز ما درباره تلفن همراهی است که می‌خواهد جهان را در این رده دچار تحول کند و همچون نخستین گوشی آی‌فون تولید شده در سال ۲۰۰۷، این بار پس از یک دهه، همان موفقیت را در تغییر نگرش جهانی به این کالای پرمصرف و محبوب بازی کند. اما آیا آی‌فون 10 یک محصول انقلابی است؟

لازم به ذکر است که آی‌فون 10 توسط شرکت مدیاپردازش برای بررسی در اختیار آی‌تی‌رسان قرار گرفته است. آی‌فون‌های جدید با ضمانت ۱۸ ماهه مدیا پردازش عرضه شده‌اند که در یک سال نخست گوشی شما دارای گارانتی تعویض است.

طراحی و ظاهر

باید اعتراف کنم زمانی که گوشی را در مراسم معرفی‌اش دیدم، احساس خاص‌تری را نسبت به زمانی که آن را در دست گرفتم، پیدا کردم! در واقع آی‌فون 10 دورنمای زیباتری نسبت به نمای نزدیکش دارد، اگرچه باید بگویم که در کل بسیار زیباست. اصلا همین که از دست آن طراحی تکراری و یکنواخت سالیان اخیر اپل راحت شدیم، خودش یک برگ برنده برای اهالی کوپرتینو محسوب می‌شود و اپل دوستانی که دیگر از کنایه اندرویدی‌ها به‌خاطر ظاهر تکراری آی‌فون با حاشیه‌های زیاد نمایشگر و وضوح تصویر پایین آن خسته شده بودند، این بار می‌توانند سرشان را بالا بگیرند.

اولین چیزی که در هنگام کار با گوشی نظر شما را به خود جذب می‌کند، صفحه نمایش پهناور با حاشیه‌های اندکش است و دومین مورد، بخش عجیب بالای نمایشگر است که اگر خیاط بودم، می‌گفتم که پارچه اپل برای دوختن این قسمت کافی نبوده است!

زمانی که گوشی را در دست گرفتم، وزن نسبتا زیاد در مقابل جثه آن، تا حدی جلب توجه می‌کرد و با آنکه از طرفداران گوشی‌های مگس وزن نیستم، اما گفتم بد نیست آن را مقایسه‌ای با رقبای هم قد و هیکلش بکنم!

دو گوشی سامسونگ گلکسی S8 و ال‌جی G6 اندازه نزدیکی به محصول اپل داشتند و با اینکه ۵ میلی‌متر قد بلندتری هم دارند اما در مقابل وزن ۱۷۴ گرمی سیب نشان، سامسونگ ۱۵۵ و ال‌جی ۱۶۳ گرم وزن را برای پرچم‌دار خودشان در نظر گرفتند و جالب‌تر آنکه هر دو محصول، باتری حجیم‌تری هم دارند! از این موضوع بگذریم، اصلا چه کسی جرات می‌کند به آی‌فون بگوید بالای چشمت ابرو هست، آن هم زمانی که به خیال خودش با یک ساختارشکنی قهرمانانه، در پی کسب موقعیت جدیدی در بازار است.

وقتی از جلو به گوشی نگاه می‌کنیم، به خاطر نمایشگر تمام صفحه با کیفیت بالا و البته ساختار مستحکم محصول، لبخند رضایت و حتی غرور (به‌خصوص اگر کسی مشغول نگاه کردن به آی‌فون‌تان باشد) شما را فرا خواهد گرفت. فقط بهتر است خیلی بر روی اون بخش بالایی که مثل یقه پیراهن نمایشگر را چاک داده، تمرکز نکنیم!

گوشه‌های گرد آی‌فون 10 که در بالا و پایین نمایشگر هم به‌خوبی تلفیق شده، خوش دستی این سیب نشان را بیشتر می‌کند و البته عدم وجود کلید گرد هوم در پایین، یک حس عجیب را می‌تواند برای اپل دوستان به‌وجود آورد، شاید آمیخته‌ای از غم و شادی! ناراحت به دلیل از دست دادنش و خوشحال به‌خاطر پهناورتر شدن نمایشگرش و اما در مجموع می‌توان پذیرفت که با توجه به حرکت سازندگان به سمت ساخت نمایشگرهای این چنینی، به‌زودی شاهد حذفش می‌شدیم.

تا به اینجا همه چیز خوب و خوش است تا اینکه نگاهی به فریم فلزی دستگاه انداختم. سرشار از لک و کثیفی، به‌نحوی که حتی در ابتدا گمان کردم گوشی خط و خش برداشته است! این فلز به‌قدری توسط اپل صیقل داده شده که اثر انگشت شما را تا چند متری هم می‌توان به‌خوبی دید و ظاهرا حذف تاچ آی‌دی، سبب نشده تا انگشتان‌تان نتوانند خودی نشان دهند!

کلیدهای صدا در سمت چپ و پایین‌تر از دکمه آشنای سایلنت قرار گرفته‌اند و چون شما دکمه هوم ندارید، اپل یک کلید پهن با نام Side Button را کار گذاشته که ممکن است حتی با کلید یکپارچه صدا در بسیاری از گوشی‌های امروزی آن را اشتباه بگیرید. به شخصه اعتقاد دارم زیاد از حد بلند ساختن این کلید، نه فقط این بخش را زیبا نکرده، بلکه احتمال خطا در فشردن آن توسط کاربر را هم بالا می‌برد و ممکن است شما به اشتباه، گوشی خودتان را قفل کنید. محل ورودی سیم کارت نیز در این بخش تعبیه شده است.

وقتی گوشی را به پشت برگرداندم، آن لبخند اولیه برای نگاه از روبه‌رو تبدیل به اخم شد و چه بسا اگر کسی این بخش را بدون لوگوی اپل و نام آی‌فون ببیند، لقب زشت را هم شایسته‌اش بداند! در واقع وجود دوربین دو گانه که به حالت عجیب عمودی چیده شده و از بدنه بیرون زده، به‌قدری در ذوق می‌زند که دشنامی را بر جانی آیو (طراح آی‌فون) روانه کرده و بر این سلیقه بد وی، اَه اَه خواهید گفت! این دوربین به خوبی گرد و غبار و کثیفی را هم در اطرافش جذب می‌کند و به‌قدری بر روی بدنه حالت نچسبی دارد، که به فکر فرو می‌روید یک کمپانی چندین میلیارد دلاری چرا پس از گذشت این همه سال، هنوز نتوانسته این لنزها را کمی درون بدنه ببرد! اصلا نمی‌خواهد این کار را بکند، پس حداقل مانند برخی مدل‌های جدید مثل هواوی میت 10، کمی سلیقه در چیدن‌شان به خرج دهد!

حالا من این‌ها را گفتم، نشان به همان نشان که این لنزها تا حداقل ۳ سال دیگر هم این شکلی باقی خواهند ماند و اگر روزی هم اپل تصمیم به ترمیم چنین بخشی بگیرد، مانند هوا کردن آپولو به همگان اعلام نموده و آن را ابتکار و توانایی بالقوه خودش می‌داند!

سطح پشتی گوشی هم از شیشه ساخته شده و همچون اکثر سازندگان در سال 2017، تبدیل به مستعدترین بخش برای جذب کثیفی، اثرانگشت و حتی خط و خش فراوان است! بر خلاف قبل، خبری از درج جمله «طراحی شده توسط اپل در کالیفرنیا» و این عبارات بی‌مصرف نیست تا شاید بهترین بخش در طراحی پشتی آی‌فون 10 همین باشد و لاغیر!

در کل اگر بخش پشتی آی‌فون X را فاکتور بگیریم، باید گفت این محصول، دارای یک طراحی دوست داشتنی و لوکس است که کیفیت بالای نمایشگر و پهناور بودن آن، سبب می‌شود تا ارتباط خوبی با دستگاه گرفته و از گاز زدن این سیب گران قیمت، لذت ببرید!

نمایشگر

یکی از نقاط طلایی در آی‌فون 10 را بایستی همین بخش نمایشگر دانست، محلی که بیشترین تعامل کاربر با دستگاه را بر عهده داشته و با توجه به توانمندی‌های iOS، کیفیت بالای پنل OLED و البته رزولوشن بیشتر، نقطه عطفی برای این کمپانی آمریکایی شده است.

برخلاف تصور پیشین مبنی بر آنکه اپل کار ساخت این پنل‌ها را به ال‌جی می‌سپارد، به سراغ رقیب دیرینه یعنی سامسونگ رفته تا بلکه تجربه بیشتر این شرکت در بخش پنل‌های OLED برای گوشی‌ها، به کارش بیاید.

با روشن شدن نمایشگر و نگاه به رنگ‌ها، همه‌چیز بسیار عالی به‌نظر می‌رسد، حتی خوانایی نمایشگر در زیر نور آفتاب هم مناسب است و اپل با استفاده از فناوری True Tone کاری می‌کند تا بسته به شرایط محیط، بهترین عملکرد برای نمایشگر در نظر گرفته شود و در عمل هم شاهد این موضوع هستیم.

خوشبختانه فناوری HDR در هر دو فرمت استاندارد و دالبی ویژن نیز پشتیبانی می‌شود و این بار اپل منتظر نمانده تا تمام گوشی‌های بازار به این تکنولوژی مجهز شده و سپس به سراغش برود! البته هنوز میزان محتوای موجود برای این فناوری چندان در دسترس نیست اما با فراگیر شدنش، بدون تردید آی‌فون 10 شما را ناامید نخواهد کرد.

البته این نمایشگر 5.8 اینچی، چندان هم بی عیب و نقص نیست و با کمی دقت، می‌توان متوجه برخی کاستی‌ها شد. پنل OLED با تغییر زاویه، دچار کمی تغییر رنگ به‌خصوص برای رنگ‌های روشن مثل سفید می‌شود و حتی کاربران زیادی از وجود هاله‌های رنگی بر روی آی‌فون خودشان، گزارش‌هایی داده‌اند.

از سوی دیگر، به‌نظر می‌رسد جانی آیو (طراح آی‌فون) برای این بخش تنها قلم را به‌دست گرفته و یک نقاشی البته با کمک خط کش و پرگار ترسیم کرده است و سپس آن را به فاکسکان داده تا بدون چون و چرا بسازد! حالا چرا چنین حرفی را می‌زنم؟ برای آنکه نسبت ابعاد عجیب که عدد ۱۹.۵ به ۹ را نشان می‌دهد با وضوح تصویر ۲۴۳۶ در ۱۱۲۵ پیکسلی، خود مویدی بر این قضیه است. واقعا نمی‌دانم چرا اپل تصمیم گرفته چنین نسبت عجیب و غیر استانداردی را برای گوشی خودش در نظر بگیرد و کاربران بدین سبب در برخورد با برخی از بازی‌ها و برنامه‌ها که هنوز سازگار نشده‌اند، بخش زیادی از نمایشگر را به صورت سیاه ببینند و حتی بدتر از آن، امکان از دست رفتن برخی از محتوا نیز وجود داشته باشد.

ای‌کاش اپل به‌جای تلاش برای ساختن استاندارد خاص خودش که همراه با یک خودخواهی است، کمی از تِرِند جاری بازار بهره می‌گرفت تا نه کاربران برای استفاده از برنامه‌ها دچار مشکل شوند و نه توسعه دهندگان مجبور به ارایه برنامه‌های سازگار با محصول جدید! اما چه می‌شود کرد، اپل است دیگر!

در بالای نمایشگر و همان قسمتی که پیش‌تر گفتیم پارچه اپل برای تکمیل نمایشگر تمام شده بود، سیستم فیس آی‌دی قرار گرفته، امری که پیش از این در محصولات اندرویدی زیادی دیده بودیم و حتی مایکروسافت در گوشی‌های ویندوزفونی خودش (یک فاتحه برای‌شان بخوانید) نیز از سیستم مشابهی استفاده کرده بود. سرآمد فعلی در این بخش را هم بایستی گلکسی نوت 8 سامسونگ دانست که توسط شناسایی چهره شما، امکان ورود را به کاربر می‌دهد.

حال آی‌فون با تغییر نام این نحوه ورود به فیس آی‌دی و حذف بخش محبوبی چون تاچ آی‌دی، یک تغییر عمده را در آی‌فون 10 ایجاد کرده است. تغییری که سبب به‌وجود آمدن آن بخش نامتعارف در بالای دستگاه هم شده است. شاید اپل این روزها مثل سابق یک نوآور محسوب نشود اما باید پذیرفت که اگر به سراغ یک تکنولوژی می‌آید، آن را به کامل‌ترین وجه انجام می‌دهد. در اینجا نیز دوربینی با نام TrueDepth (حقیقت عمیق) با سنسور مادون قرمز، سنسور شناسایی شدت نور محیط، سنسور تشخیص فاصله و ماژولی با عنوان Flood Illuminator وظیفه‌ای خطیر را برعهده گرفته‌اند که دروازه امنیتی دستگاه محسوب می‌شود.

اگر بخواهم تمام این تجهیزات و اسامی قلمبه و سلمبه را به کناری گذاشته و تنها به عملکرد اصلی آن بپردازم، بایستی از کلمه نامانوس و خارجی پرفکت استفاده کنم! در واقع به‌قدری این تکنولوژی خوب عمل می‌کند که من را به تحسین وا داشت. تفاوتی ندارد شما در زیر نور آفتاب باشید یا در تاریکی و ظلمات، موهای‌تان به هم ریخته باشد یا عینک طبی زده باشید، فیس آی‌دی به‌خوبی و سرعت شما را تشخیص می‌دهد و نیازی به سر و کله زدن با آن را ندارید.

البته در مقایسه با تاچ آی‌دی، بایستی گفت محدودیت‌هایی نیز به همراه می‌آید. مثلا بایستی حتما گوشی را مقابل خودتان بگیرید و بر فرض اگر قبلا با کمی تنبلی تنها انگشت‌تان را بر روی گوشی گذاشته و آن را باز می‌کردید، الان باید آی‌فون 10 را حتما در آغوش کشیده و از آنجایی که گوشی ما حساس است، حتما با وی چشم در چشم شوید تا بلکه مهرتان در دلش افتاده و سریع آنلاک شود!

سخت افزار

یکی از بخش‌هایی که اپل همیشه با سری بالا و به نوعی پز عالی در آن حضور دارد، همین بخش سخت‌افزار است، جایی که با اتکا به چیپست‌های انحصاری و عملکرد بهینه سیستم عامل، همیشه بهترین نتایج بنچمارک گیری نصیب این کمپانی شده و روانی سیستم عامل و کم‌ترین میزان باگ سبب شده تا این بخش از سیب بسیار شیرین و آب‌دار باشد!

آی‌فون 10 از جدیدترین چیپست این کمپانی موسوم به A11 بایونیک بهره می‌گیرد که با لیتوگرافی 10 نانومتری تولید شده و در فضایی به مساحت 89.23 میلی‌متر مربع، 4.3 میلیارد ترانزیستور در آن قرار گرفته و به همین خاطر مصرف کم‌تر و قدرت بیشتری نسبت به نسل قبلی یعنی A10 فیوژن دارد.

این چیپست دارای 6 هسته است که البته بار اصلی بر دوش 2 هسته قدرتمند Monsoon قرار گرفته و 4 هسته دیگر که Mistral نام دارند، کم مصرف بوده و در پردازش‌های عادی وارد مدار فعالیت می‌شوند (کلا اپل دوست داره بر روی هر بخش از محصولاتش اسم بگذاره و هر سال هم اون رو عوض کنه که مثلا بگه چقدر خانواده ما بزرگه!).

در آی‌فون 10 از 3 گیگابایت رم استفاده شده و امسال اپل با توجه به افزوده شدن یک محصول تازه به سبد کالاهایش، این مدل را هم مانند آی‌فون 8 و 8 پلاس در دو مدل با حافظه داخلی 64 و 256 گیگابایت عرضه می‌کند.

قبل از آنکه بخواهم گوشی را وارد بنچمارک گیری‌های معمول کنم، کاملا حدس می‌زدم که نتایج، عالی خواهد بود. اما باز از چند نرم‌افزار معمول استفاده کردم که اولین آن‌‌ها، انتوتو نسخه 6 بود که عملکرد گوشی را در بخش‌های گوناگون سنجیده و یک امتیاز در پایان بدان اعطا می‌کند. جدول زیر به‌خوبی نشان می‌دهد که جایگاه آی‌فون 10 در کجاست!

پس از آن به سراغ تست گیک بنچ رفتیم و در حالت چند هسته‌ای، توان گوشی را به چالش کشیدیم که نتایج حاصله را می‌توانید در ادامه مشاهده بفرمایید.

در آزمون آخر نیز از بیس مارک OS ورژن 2.0 بهره گرفتیم تا ببینیم عملکرد این گوشی قدرتمند در این برنامه چگونه خواهد بود.

شاید بخش سخت‌افزار را تنها قسمتی بتوان نام برد که حتی سخت‌گیرترین منتقدان هم نمی‌توانند ایراد خاصی بدان وارد کرده و اپل دوست دارد که همه بخاطرش، مدح و ثنایش را بگویند اما چون ما اهل چنین کارهایی نیستیم، به سراغ بخش بعدی یعنی رابط کاربری و سیستم عامل می‌رویم!

رابط کاربری و سیستم عامل

اگر شما یک کاربر پر و پا قرص اندروید باشید، قوانین سخت‌گیرانه iOS به‌طور قطع آزارتان خواهد داد، جالب اینجاست که دوست‌داران این سیستم عامل هم خیلی سخت به اندروید کوچ می‌کنند و با اینکه در طی سالیان اخیر، دیوار بتنی بین این دو کمی نازک‌تر شده ولی همچنان فاصله زیادی بین‌شان دیده می‌شود.

آی‌فون 10 از نظر تجربه کاربری به‌خاطر حذف کلید هوم، با سایر محصولات اپل هم متفاوت است. در واقع همه وظایف این کلید بین دکمه ساید (یخچال نیست!) و ژست‌های لمسی تقسیم شده و شاید کمی عادت کردن به این موضوع برای کاربر زمان ببرد اما تجربه شخصی خودم نشان داد آن‌قدرها هم سخت نیست و مانند اکثر موارد، اپل به‌خوبی از پس سازگار کردن سیستم عامل خودش با این نمایشگر دیلاق برآمده است.

البته، حرکاتی چون بازگشت به عقب و حتی لمس برخی از گزینه‌ها بر روی نمایشگر، نیاز به استفاده از دو دست پیدا می‌کند، امری که حداقل کاربران آی‌فون معمولی با آن تا حدی بیگانه هستند.

برای بازگشت به صفحه اصلی یا باز کردن قفل دستگاه پس از شناسایی چهره، تنها کافی است که از پایین گوشی و خط افقی خاکستری، به بالا بکشید. اگر همین حرکت را با نگاه داشتن دست خودتان انجام دهید، عمل مالتی تسکینگ انجام می‌شود. حتی می‌توانید دسترسی به نوتیفیکیشن‌ها را با کشیدن دست به پایین از نیمه وسط دستگاه انجام دهید و کلید ساید هم علاوه بر قفل دستگاه، با دو بار فشرده شدن، سیری را به میدان می‌فرستند و قادر هستید برایش تعریف کنید که با سه بار فشردن، چه کار جدیدی برای‌تان انجام دهد.

با آنکه اپل تمام تلاش خودش را کرده  تا همچنان ارتباط ساده و خوبی با سیستم عامل توسط کاربر برقرار شود اما قد بلند گوشی و عدم وجود کلید فیزیکی در پایین نمایشگر، حداقل در مقایسه با آی‌فون 8 استاندارد، کمی کار کردن را با این مدل دشوارتر می‌کند اما زیبایی و نمایشگر پهناور آی‌فون 10، ارزش به‌دوش کشیدن چنین مشقتی را دارد!

یکی از بخش‌های جدید در آی‌فون 10 که به‌خاطر پرداخته شدن در کنفرانس اپل حسابی بولد شد، انیموجی‌ها بودند، ۱۲ شخصیت کارتونی که با شبیه سازی صدا و چهره شما، پیغام‌ها را به شکل متفاوتی به مخاطب خاص‌‌تان ارسال می‌کنند.

به‌صورت پیش فرض انیموجی‌ها در پیغام رسان آی‌فون فعال هستند اما به‌خاطر قابلیت ذخیره سازی، می‌توان آن‌ها را در سایر شبکه‌های اجتماعی نیز به کار گرفت. انیموجی‌ها البته هنوز به مرحله پختگی ۱۰۰ درصد نرسیده‌اند و بایستی خیلی شمرده و دقیق صحبت کنید تا کلام شما به بهترین نحو منتقل شود، اما در کل سرگرمی و روش جالبی برای انتقال صحبت است که می‌تواند تبدیل به یک ترند جدید بین کابران شده و حداقل آن‌هایی که آی‌فون 10 دارند برای اینکه پز گوشی‌شان را بدهند، از این روش بهره بگیرند!

دوربین

چندی پیش و در یک مقایسه گروهی دوربین‌ها که بین 7 گوشی برتر دنیا انجام دادیم، آی‌فون 8 پلاس موفق شد تا با رای کاربران، بهترین دوربین موبایل لقب بگیرد و حال نسخه جدیدتر یعنی 10 با برخی بهبودها همچون لرزش‌گیر اپتیکال برای لنز دوم و میزان F کم‌تر برای آن، از همین حالا اعلام می‌کند که جایگاهی جز صدر جدول عکاسان، وی را قانع نخواهد کرد.

اپل برای آی‌فون 10 از دوربین دوگانه استفاده کرده که با چینشی عجیب و عمودی، در گوشه بالا و سمت چپ دستگاه قرار گرفته‌اند. علاوه بر بیرون زدگی بیش از حد لنز، محل قرار گیری آن‌ها هم چندان خوب نیست و هنگام عکاسی در برخی حالت‌های خاص احتمال اینکه انگشت‌تان گوشه‌ای از تصویر را به خودش اختصاصی دهد، بالاست. البته این بخش توسط شیشه مقاوم سافایر محافظت می‌شود و می‌توان گفت که در برابر خط و خش کاملا مقاوم است اما از طراحی زشتش هرچه بگوییم، کم گفته‌ایم!

آی‌فون 10 به دو سنسور 12 مگاپیکسلی مجهز است. با این حال تنها شباهت این دو لنز به همین میزان مگاپیکسل باز می‌گردد و کارایی آن‌ها شباهتی به هم ندارد. لنز اصلی 28 میلی‌متری با گشادگی دیافراگم F/1.8‌ بوده که از لرزش‌گیر اپتیکال نیز بهره می‌برد. لنز دوم با F/2.4 از نوع تله‌فوتو است که علاوه بر کمک به ثبت تصاویر پرتره زیبا، می‌تواند زوم دو برابری اپتیکال را برای گل سرسبد محصولات اپل به ارمغان آورد و برخلاف مدل تعبیه شده بر روی روی آی‌فون 8 پلاس، دارای لرزش‌گیر اپتیکال نیز است. یک فلاش LED چهارگانه دو رنگ نیز به کمک این دو آمده تا در محیط‌های کم‌نور روشن کننده راه‌پای‌شان باشد.

بر طبق گفته‌های اپل پردازش تصویر در آی‌فون 10 بهبودهایی داشته و حالا در کنار نویز کمتر، جزئیات بیشتری هم شاهد هستیم.

تصاویر گرفته شده توسط آی‌فون 10 بسیار جذاب به‌نظر می‌رسند. رنگ‌ها خیلی خوب دیده شده و جزئیات تصویر حتی در محیط‌های کم‌نور نیز عالی‌ست. به لطف دوربین دوگانه عکاسی پرتره با این گوشی بسیار جذاب است. تصاویری که در این حالت با آی‌فون 10 گرفتیم با جزئیات بسیار بالایی به ثبت رسیدند و بک‌گراند تصویر نیز به خوبی مات می‌شود. البته همچنان در برخی مواقع دوربین مرز بین سوژه و محیط را به خوبی تشخیص نمی‌دهد و شاید برخی تصاویرتان آن‌طور که باید و شاید به نظر نرسند اما به صورت کلی عکاسی پرتره با این گوشی لذت بخش است.

از لحاظ نرم‌افزاری نیز اپل برای این ویژگی سنگ تمام گذاشته و همین عکاسی پرتره ساده با 5 حالت مختلف صورت می‌گیرد و می‌توان با آن‌ها تصاویر خاص‌تری را به ثبت رساند. به عنوان مثلا می‌شود به‌جای تار کردن، بک‌گراند را کاملا سیاه کرد تا سوژه جذاب‌تر به نظر برسد.

رابط کاربری دوربین خیلی ساده طراحی شده و تفاوت‌ چندانی‌ با نسل‌های قبل ندارد. شما می‌توانید از تایمر استفاده کنید، به عکس‌هایتان چندین فیلتر متفاوت را اضافه کنید و یا پانوراماهای با کیفیتی را به ثبت برسانید و باز هم خبری از عکاسی در حالت دستی نیست. به‌صورت کلی رابط کاربری دوربین آی‌فون 10 برای یک یوزر معمولی (بخوانید اکثر مردم) کافی به نظر می‌رسد و جوابگوی نیاز آن‌هاست اما برای آن‌هایی که علاقه بیشتری به عکاسی دارند، آپشن‌های خاصی در نظر گرفته نشده و از این لحاظ آی‌فون 10 در برابر محصولات اندرویدی (حتی میان‌رده‌ها!) حرف خاصی برای گفتن ندارد.

به شخصه اعتقاد دارم که اپل خیلی راحت می‌تواند این رابط کاربری را که سال‌هاست بدین شکل ساده و بی‌روح در جلوی دیدگان کاربران قرار می‌گیرد، ارتقا داده و قابلیت‌های دوربین با کیفیتش را خیلی بهتر در دسترس خریداران قرار دهد، اما همیشه یک نوع لجبازی و خودخواهی درونی این کمپانی، سبب می‌شود تا همان چیزی را که می‌پسندد، به‌زور بخواهد به خورد دیگران نیز بدهد و همین امر باعث شده تا شما حتی توانایی ساده‌ای چون تغییر میزان رزولوشن عکاسی را هم در تنظیمات خود دوربین نداشته باشید! فکر کنید میلیون میلیون پول داده‌اید اما حتی قادر به تغییر وضوح تصویر عکاسی هم نیستید، این بود دموکراسی آمریکایی؟!

در این بین بد نیست به الگوریتم جدید پردازش تصاویر آی‌فون 10 نیز اشاره کنیم که موجب می‌شود ضمن حفظ کیفیت محتوای گرفته شده با دوربین، حجم آن‌ها به‌طور قابل توجهی کاهش یابد.

در ادامه شاهد تصاویر گرفته شده با این مدل در شرایط متفاوت هستید:

آخریم پرچم‌دار اپل می‌تواند به صورت 4K و نرخ 60 فریم بر ثانیه فول بگیرد تا چشمه‌ای از قدرت سخت‌افزاری‌اش را در این بخش نیز به چشم بکشد! همچنین توانایی ضبط با وضوح فول‌اچ‌دی با نرخ 240 فریم بر ثانیه نیز فراهم است که در نوع خود جالب به‌نظر می‌رسد. شما می‌توانید ویدئوهای اسلوموشن خاصی را با این گوشی به ثبت برسانید. کیفیت ویدیوهای ثبت شده بسیار بالاست، لرزش‌های دست تا حد بسیار زیادی کنترل شده‌اند، رنگ‌ها طبیعی ثبت شده و کیفیت ضبط صدا نیز در حد مطلوبی‌ست، اگرچه همچنان به‌صورت مونو رکورد می‌شود. اما در کل همه چیز برای ثبت یک ویدیو فوق‌العاده در دسترس است.

در بخش محبوب این روزها یعنی عکاسی سلفی، آی‌فون 10 همچون برادرانش در امسال و پارسال، به یک دوربین 7 مگاپیکسلی با گشادگی دیافراگم F/2.2 مجهز است. این دوربین از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بوده و می‌تواند به صورت HDR نیز عکس‌برداری کند. از جمله قابلیت‌های جالب دوربین سلفی پرچم‌دار اپل می‌توان به امکان ضبط ویدیوهای فول‌اچ‌دی با نرخ 30 فریم و اچ‌دی با نرخ 240 فریم هم اشاره کرد.

در کل کیفیت تصاویر ثبت شده با این دوربین عالی‌ست، رنگ‌ها به خوبی ثبت می‌شوند و نویز چندانی هم در تصویر نیست. البته این‌ها برای زمانی‌ست که در نور کافی مشغول عکاسی شده باشید و در صورتی که بخواهید در محیط‌های کم‌نور سلفی بگیرید، همه چیز متفاوت خواهد بود و تصویر آن‌طور که باید و شاید به ثبت نمی‌رسد؛ امری که تقریبا اکثر دوربین‌های امروزی در آن هنوز دچار ضعف هستند.

مالتی مدیا

اگر شما از گوشی خودتان به عنوان یک وسیله جهت گوش دادن به موسیقی و یا نگاه کردن به فیلم استفاده می‌کنید، بایستی بگویم که انتخاب خوب و در عین حال بدی داشته‌اید!

آی‌فون 10 برای نگاه کردن به فیلم خوب است زیرا یک نمایشگر بزرگ با کیفیت و با فناوری OLED دارد که هر چیزی را به بهترین شکل برای‌تان نمایش می‌دهد اما این گوشی بد است چرا که نسبت تصویر عجیب و غیر استاندارش سبب می‌شود در اکثر مواقع، شاهد نوارهای مشکی در دو طرف ویدیو شده و بسته بودن اکوسیستم iOS هم لذت دیدن فیلم را به اندازه گوشی‌های اندرویدی، تسهیل نمی‌کند.

آی‌فون 10 برای گوش دادن به موسیقی خوب است زیرا اسپیکرهای استریو با کیفیت پخش بالا دارد، هدفون‌های اپل طبق معمول عالی عمل می‌کنند و کیفیت پخش شده در گوش‌تان، به‌خوبی ذهن‌تان را نوازش می‌دهد اما در عین حال این گوشی بد است زیرا جک استاندارد 3.5 میلی‌متری ندارد و اگر هدفون‌تان را جا گذاشته باشید، از نمونه‌های استاندارد هم قادر به استفاده نخواهید بود (مگر به کمک جک تبدیل) و از طرفی آی‌تونز انقدر برای شما (به‌خصوص اگر ایرانی باشید!) چاله و چوله در شنیدن یک موزیک قرار می‌دهد که گاهی مجبور می‌شوید عطایش را به لقایش ببخشید!

در کل بخش مالتی مدیا، یکی از قسمت‌های چالش برانگیز برای دیوایس‌های iOS است که سبب می‌شود تا اندرویدی‌ها همیشه سری بالاتر گرفته و به‌خاطر سهل و آسان بودن استفاده از محتوای چند رسانه‌ای، سیب گاز زده اپل را کِرمو و ترش خطاب کنند!

باتری

از همان زمان معرفی آی‌فون اولیه به‌خاطر دارم اپل کلا از بیان حجم باتری خودش گریزان بود و صرفا به بیان برخی آمارها بسنده می‌کرد، اما پیدا کردن ظرفیت این منبع مهم در گوشی کار چندان سختی نیست زیرا بسیار از پایگاه‌های مشهور چون آی‌فیکسیت خیلی سریع برای‌مان این کار را انجام می‌دهند.

اپل در آی‌فون 10 از دو باتری جداگانه استفاده کرده که به‌نظر می‌رسد فرم طراحی خاص دستگاه سبب شده چنین تفاوتی را بپذیرد (و این شاهکار دوربین را هم ایجاد کند). ظرفیت این دو باتری در مجموع برابر با 2716 میلی‌آمپر بوده و در مقایسه با گوشی‌های اندرویدی در چنین ابعادی، بسیار کم‌تر است!

اما بایستی بپذیریم برای کاربر عدد میلی‌آمپر چندان مهم نیست و میزان ماندگاری باتری است که اهمیت دارد و حال با توجه به سخت‌افزار بسیار قوی و در عین حال بهینه در کنار سیستم عامل سازگار، می‌توان انتظار مناسبی را از آن کشید. در عمل هم شاهد چنین امری هستیم و حداقل برای خود من، شارژ دستگاه در حدی بود که نخواهم دائما به‌دنبال پریز برق گشته یا در زیر لب دشنامی را نثار این سیب سازان نمایم!

حتی در بسیاری موارد، عملکرد آی‌فون 10 از گوشی‌های اندرویدی با نمایشگر کوچک‌تر و حجم باتری بالاتر هم بهتر است تا بدانیم که همه چیز در اعداد خلاصه نمی‌شود اما چیزی برای شگفت زده شدن هم وجود ندارد! شما با این گوشی قادر هستید تا بیشتر از 12 ساعت به‌صورت پشت سر هم فیلم ببینید (با نور نمایشگر 50 درصدی) و وب‌گردی با آن نزدیک به 10 ساعت گوشی را روشن نگاه داشته و سپس به اغما فرو می‌برد!

اپل در آی‌فون 10 بالاخره از سیستم شارژ سریع استفاده کرد اما برای آنکه شما خیلی سریع خوشحال نشوید، شارژرش را در جعبه نگذاشت! بالاخره این کمپانی فقیر چون گوشی را با قیمت بسیار ارزان 1000 تا 1150 دلاری می‌فروشد (در ایران بالای 6 میلیون تومان)، باید یک سود چند سنتی هم بکند، پس لطفا خودتان دست به جیب شده و با پرداخت مبلغ ناچیز 100 دلار (قیمت یک گوشی میان رده اندرویدی) این شارژر را تهیه بفرمایید (نکنه انتظار داشتید که اپل اون رو داخل جعبه بگذاره؟!).

نکته جالب‌تر اینکه اپل وقتی گوشی‌های جدید خودش را به بازار داد، شارژر وایرلسش را نداد تا شما انگشت به دهان بمانید که چه کنید و البته، خیلی راحت می‌توانید آن را بر روی دیگر مدل‌ها چون سامسونگ گذاشته و پس از طی شدن ساعت‌های متمادی، گوشی‌تان را تحویل بگیرید، از بس که این شارژ وایرلس کند است (بیش از ۳ ساعت را برای فول شارژ شدن در این حالت کنار بگذارید).

سایر امکانات

معمولا عادت دارم در این قسمت از بررسی، به میزانی که کارت حافظه جانبی به ظرفیت مموری دستگاه اضافه می‌کند اشاره نمایم که خب برای آی‌فون 10 نمی‌توانم (چون اصلا کارت حافظه ندارد!). عادت دارم توانایی پشتیبانی از سیم‌کارت دوم را بگویم که نمی‌گویم (چون اسلات دومی وجود ندارد). دوست دارم از حضور پورتی چون مادون قرمز برای کنترل لوازم برقی اطراف سخنرانی کنم که نمی‌کنم (هنوز با ارسال فایل از طریق بلوتوث هم مشکل دارد!) و خلاصه هرچه می‌خواهم بگویم، نمی‌گویم چون چیزی برای گفتن نیست به‌جز یک چیز و آن هم استاندارد IP67 که سبب می‌شود آی‌فون 10 ما در برابر گرد و خاک و همچنین آب، مقاومت خوبی از خودش نشان دهد (صلوات!).

البته، مواردی چون پشتیبانی از تاچ سه‌بعدی هم یکی از آن دست بخش‌هایی‌ است که همچنان بر روی آی‌فون‌ها وجود دارد اما به دلیل عدم استقبال کاربران، دیگر بر روی گوشی‌های اندرویدی کسی از آن بهره‌ای نمی‌گیرد. راستی، آی‌فون 10 ویبره هم دارد!

سخن پایانی

آی‌فون 10 را بایستی محصولی برای پوست اندازی اپل و ورود به یک عصر نوین در بخش تولیدات این شرکت دانست، جایی که پس از عرضه 4 نسل آی‌فون با طراحی تکراری، شاهد حضور محصولی هستیم که نه تنها در بین آی‌فون‌ها، بلکه در میان محصولات اندرویدی هم چهره متمایزی دارد.

این گوشی همچون همیشه، دارای کیفیت بسیار خوبی چه در جنس بدنه و چه در بخش‌های مهمی چون نمایشگر، دوربین و سخت‌افزار است که همگی را در زندانی به نام iOS گرد هم آورده و هر روز به‌واسطه استقبال بیشتر خریداران، مساحتش را بیشتر می‌کند!

همیشه یکی از نقاط ضعف در ارتباط با محصولات اپل را گرانی آن‌ها در مقایسه با پرچم‌داران اندرویدی می‌دانستیم، اما پس از آنکه شاهد افزایش قیمت پرچم‌دارانی چون گلکسی نوت 8 و حتی هواوی میت 10 بودیم، اپل ناچار شد برای حفظ پرستیژ خودش، بهای بالای 1000 دلار را هم تجربه کرده و به‌واسطه سیب دوستی بسیار زیاد کاربران ایرانی و وجود طرح‌هایی جدیدی چون رجیستری، بهای این محصول در همین ابتدای عرضه رسمی، بالای 6 میلیون تومان باشد تا هر کسی که از گرانی آی‌فون‌های 3 میلیون تومانی قبلی می‌نالید، مشت محکمی بر دهانش خورده و بداند ‌که آن‌ها در مقابل آی‌فون 10، محصولاتی نصف قیمت بوده‌اند!

در واقع باید این چنین بگوییم که آی‌فون 10، کالایی است چون طلا که اپل آن را با بهای پلاتینیوم در خارج از مرزهای ایران می‌فروشد و ما بایستی قیمت الماس را برایش در ایران بپردازیم، آیا پرداخت چنین بهایی برای این گوشی منطقی است؟!

به سوپر گروه گوشی‌های آی‌فون ملحق شوید

نوشته بررسی اپل آی‌فون ۱۰ (iPhone X): طلایی به قیمت الماس! اولین بار در پدیدار شد.

مقایسه هواوی میت ۱۰ (Mate 10) با آی‌فون ۸ پلاس

میت 10 جدیدترین تولید هواوی با مشخصاتی عالی در زمینه‌های مختلف، ماه گذشته توسط این کمپانی در شهر مونیخ معرفی گردید و توجه افراد زیادی را به خودش جلب کرد.

یکی از رقبای اصلی موجود برای این گوشی، آی‌فون 8 پلاس، جدیدترین پرچم‌دار اپل است. در این مطلب یک مقایسه اینفوگرافیک بین مشخصات اصلی میت 10 و آی‌فون 8 پلاس برای‌تان آماده کرده‌ایم. در ادامه همراه ما باشید.

نوشته مقایسه هواوی میت ۱۰ (Mate 10) با آی‌فون ۸ پلاس اولین بار در پدیدار شد.

به‌روزرسانی جدید تلگرام منتشر شد؛ ویژگی‌های جذاب بی‌شمار!

تلگرام دقایقی قبل نسخه 4.5 پیام‌رسان خود را عرضه کرد. در این به‌روزرسانی در صورتی‌که خواهان ارسال چندین عکس یا ویدیو باشید، آن‌ها به‌صورت آلبوم فرستاده می‌شوند. هر آلبوم حداکثر می‌تواند میزبان 10 عکس یا ویدیو باشد. با ارسال آلبوم برای فرد موردنظر، به‌جای 10 اعلان، آن شخص تنها یک اعلان دریافت می‌کند.

امکان انتخاب ترتیب عکس‌های فرستاده شده

از هم‌اکنون کاربران می‌توانند ترتیب عکس‌های فرستاده شده را مشخص کنند. هر عکس با شماره برای فرد ارسال‌کننده نمایش داده می‌شود، بنابراین می‌توان ترتیب آن‌ها را به راحتی مشخص کرد.

مشاهده راحت‌تر تصاویر پروفایل

هنگامی‌که خواهان مشاهده تصاویر پروفایل فردی باشید، تمامی عکس‌های پروفایل او به‌صورت بندانگشتی نمایش داده می‌شود، بنابراین می‌توانید به راحتی بین آن‌ها حرکت کنید. این قابلیت همانند ویژگی قبلی است.

ذخیره‌سازی پیام‌ها

کاربر هم‌اکنون می‌تواند پیام‌های مهم را ذخیره کند. با ذخیره پیام‌ها (شامل پیام‌های مالتی‌مدیا)، آن‌ها به حساب شخصی شما ارسال می‌شوند. هر پیام ذخیره شده دارای دکمه “Go To” بوده که با لمس آن، شما را مستقیما به چت موردنظر و اصلی منتقل می‌کند.

بخش “پیام‌های ذخیره شده” در بالای لیست اشتراک‌گذاری نمایش داده می‌شود تا کاربر به‌راحتی آن‌ها را برای خود ارسال کند.

جستجوی بهبودیافته

الگوریتم جستجو برای پیدا کردن کانال‌های عمومی، گروه‌ها و بات‌ها ارتقا یافته است. هم‌اکنون کاربران می‌توانند کانال‌های عمومی و بات‌ها را با سرچ عناوین آن‌ها پیدا کنند. با سرچ آن‌ها، موارد محبوب‌تر برای کاربر نمایش داده می‌شود.

پیام‌های سنجاق‌ شده در کانال‌ها

ادمین کانال‌ها هم‌اکنون می‌توانند پیام‌های مهم را در کانال خود سنجاق (Pin) کنند.

پشتیبانی منو تنظیمات از آی‌فون X

تلگرام

تلگرام 4.5 امکانات زیادی را برای کاربران iOS به ارمغان می‌آورد. بخش تنظیمات دچار تغییر شده و همچنین بخش تنظیمات در این نسخه برای آی‌فون X بهینه شده است.

نوشته به‌روزرسانی جدید تلگرام منتشر شد؛ ویژگی‌های جذاب بی‌شمار! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ: گوژپشت چشم بادامی!

بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ، محصولی پریمیوم از این کمپانی کره‌ای که آمده تا مهمان خانه‌ شما باشد.

معمولا سامسونگ تلویزیون‌های جدیدش را هر سال با نام‌های متفاوتی معرفی می‌کند؛ این روند امسال نیز ادامه پیدا کرد و نسل جدید تلویزیون‌های UHD این کمپانی با پسوند MU روانه بازار شد. سال گذشته سامسونگ با تلویزیون‌های کوانتوم دات خودش کولاک کرد اما قیمت‌ بالای آن‌ها میزان فروش را تحت تاثیر قرار داد، تا جایی که امسال شاهد استفاده از این فناوری در محصولات پریمیوم نیستیم.

چند روزی می‌شود که یکی از جدیدترین تلویزیون‌های این سری مهمان آزمایشگاه آی‌تی‌رسان شده و به ما فرصتی دست داده تا از نزدیک با آن کار کنیم. اگر می‌خواهید بدانید که این تلویزیون فاقد کوانتوم دات چه حرفی برای گفتن دارد، با ما و بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ همراه باشید…


طراحی

یک تلویزیون خمیده 65 اینچی با انحنای زیاد، حاشیه‌های نمایشگر بسیار اندک، فریم فلزی و پایه‌های استیل! آن‌چه گفتیم خلاصه‌ای از طراحی این محصول پریمیوم سامسونگ بود. در واقع با یک تلویزیون زیبا طرف هستیم تا جایی که حتی اگر صفحه خاموش هم باشد، خدشه‌ای به دیزاین کلی محیط وارد نشود. این کمپانی کره‌ای به طراحی محصول خودش لقب °360 Design را داده است.

سامسونگ به ظاهر این محصول توجه ویژه‌ای داشته و جدای از نمای اصلی، پشت تلویزیون را هم زیبا ساخته است. یک قاب پلاستیکی بسیار باکیفیت با خطوطی که به زیبایی بر روی آن کشیده شده در پشت دستگاه به چشم می‌خورد که خوش‌بختانه تا حدی در برابر جذب چربی انگشتان مقاوم است.

همچون اکثر محصولات این کمپانی، پورت‌های چندانی را بر روی بدنه تلویزیون شاهد نیستیم و همه چیز در یک قطعه جدا با نام One Connect قرار گرفته که به وسیله کابل مخصوصی به تلویزیون متصل می‌شود. مهمترین مزیت این کار، زیبایی دستگاه خواهد بود چرا که در صورت اتصال تعداد زیادی کابل به پورت‌های تی‌وی دل‌بندتان، دیگر هزار و یک سیم بی سر و ته از آن آویزان نخواهد شد.

حتی سامسونگ برای زیبایی بیشتر بر روی محل اتصال کابل برق و کابل One Connect یک پوشش قرار داده تا در نگاه کلی، پشت تلویزیون کاملا صاف و دست نخورده باقی بماند. جالب اینجاست که شما می‌توانید کابل‌ها را از زیر درپوش پلاستیکی به سمت پایه تلویزیون ببرید و از آن‌جا به بیرون منتقل کنید تا در نگاه از رو‌به‌رو رسما هیچ کابلی دیده نشود. موردی که معمولا در ساخت محصولات امروزی توجه کمتری به آن می‌شود.

حاشیه‌های اطراف تلویزیون در حد چند میلی‌متر و به رنگ مشکی است که هنگام مشاهده از فاصله‌ چند متری اصلا به چشم نخواهد آمد. البته این میزان حاشیه در زیر تلویزیون کمی بیشتر بوده و در واقع یک پوشش استیل در زیر نمایشگر به چشم می‌خورد. میزان خمیدگی تلویزیون بالاست و در نگاه از زوایا این موضوع بیشتر خودنمایی کرده و همین موجب افزایش زیبایی آن شده است.

سامسونگ دو پایه استیل را برای تلویزیون جدیدش در نظر گرفته که به‌راحتی و بدون هیچ دردسری سر جای‌شان قرار می‌گیرند و استحکام بالایی هم دارند. البته این کمپانی دو بخش برای قرارگیری پایه در نظر گرفته تا بتوانید متناسب با اندازه میز آن را تغییر دهید. این تی‌وی امکان اتصال به دیوار را نیز داراست.

ضخامت تلویزیون در کناره‌ها اندک بوده اما به سبب خمیده بودن آن شاید در نگاه از زوایا این‌گونه به‌نظر نرسد. سامسونگ برای این محصول خودش تنها یک کلید قرار داده که در سمت راست و لبه پایینی دیده می‌شود و از آن می‌توان برای انجام اعمال ابتدایی نظیر روشن کردن تلویزیون و یا تغییر کانال‌ها و تنظیم ولوم بهره گرفت.


ارتباطات

همان‌طور که گفتیم سامسونگ پورت‌های دستگاه‌ را در یک قطعه جداگانه به نام One Connect قرار داده که توسط یک کابل مخصوص به تلویزیون متصل می‌شود. البته در پشت دستگاه و در زیر یک محفظه شاهد پورت شبکه و یک پورت USB هستیم. محفظه قرار گرفته در پشت تلویزیون اندازه نسبتا بزرگی دارد و به راحتی می‌توانید یک هارد اکسترنال را درون آن قرار دهید! یعنی می‌توان بدون آنکه خدشه‌ای به ظاهر دستگاه وارد شود، همیشه یک هارد را به دستگاه متصل کرد و باقی ماجرا…!

ایده قرار دادن پورت‌ها در یک بخش جدا از تی‌وی مزایا و معایب خودش را دارد. در نگاه نخست دیگر لازم نیست مدام به پشت تلویزیون بروید و کابل‌ها و یا لوازم جانبی را به آن متصل کنید و همه چیز خیلی راحت در اختیار شماست. حتی این موضوع به زیبایی خود تلویزیون نیز کمک شایانی می‌کند. اما در این حالت شما همیشه مجبور هستید که یک قطعه اضافی را در اطراف تلویزیون قرار دهید. اگر تی‌وی به دیوار متصل باشد آن‌ وقت One Connect ایده بسیار جالبی خواهد بود اما اگر بخواهید آن را روی میز قرار دهید در واقع این قسمت یک بخش اضافی است که شاید دیزاین کلی میز شما را به هم بریزد. در هر حال One Connect ایده متفاوتی است و حالا حتی نسبت به گذشته طراحی جمع و جورتری هم دارد.

One Connect ورودی آنتن، چهار پورت HDMI، دو پورت USB (یک آمپر و 0.5 آمپر)، خروجی اپتیکال صدا، ورودی‌های AV و کامپوننت را شامل می‌شود. با اینکه دستگاه به وای‌فای و بلوتوث مجهز است و می‌توانید هدست‌های بلوتوث را به آن متصل کنید اما خبری از جک استاندارد صدا در این مدل نیست.

تاخیر در ورودی‌ها نیز به حداقل میزان خودش رسیده و از این لحاظ (با توجه به سایر مدل‌های موجود در بازار) نمی‌توان ایراد خاصی به تلویزیون سامسونگ گرفت؛ با این‌حال اگر گیمر هستید، می‌توانید گزینه گیم‌مود را از بخش تنظیمات فعال کرده و میزان تاخیر را به حداقل برسانید.


کیفیت تصویر

مهم‌ترین بخش یک تلویزیون، کیفیت تصویر آن است. جایی که MU8000 با رزولوشن 4K خودنمایی می‌کند. همان‌طور که گفتیم سامسونگ برای این محصول خودش از پنل کوانتوم دات بهره نگرفته و آن را به پنل VA LCD مجهز ساخته است. این پنل کیفیت قابل قبولی داشته و در کلاس خودش جز خوب‌های بازار به شمار می‌رود.

کنتراست تصویر عالی بوده و در کل نمایشگر از شفافیت بسیار خوبی برخوردار است. روشنایی نمایشگر چیزی به‌طور میانگین در حدود 550 تا 600 نیت اندازه‌گیری شده و در برخی تست‌ها و در حالت‌های خاص تا 1000 نیت نیز رسیده است. این میزان و همچنین استفاده از روکش مات موجب شده تا هنگام تماشای ویدیو در محیط‌های پرنور مشکل خاصی نداشته باشید.

زاویه دید تصویر خوب است اما عالی نیست و به پای پنل‌های IPS نمی‌رسد؛ البته خمیده بودن زیاد تلویزیون نیز موجب شده تا در نگاه از زوایا با مشکل مواجه شوید. در واقع اگر خیلی از کناره‌ها به صفحه نگاه کنید، عملا بخشی از آن را به دلیل خمیده بودن نمایشگر نخواهید دید.

این تلویزیون نور مورد نیازش را از لبه‌ها تامین می‌کند و در واقع به فناوری Local Dimming مجهز است. علی‌رغم تمام مزایا، این قابلیت در تلویزیون جدید سامسونگ موجب شده تا هنگام تماشای محتوا با اختلاف رنگ زیاد خصوصا در محیط‌های کم‌نور با مشکل مواجه شوید.

نرخ رفرش‌ریت 120 هرتزی این تلویزیون که می‌تواند به صورت نرم‌افزاری تا 240 هرتز نیز بالا برود، کمک می‌کند تا ویدئوهای اکشن و با سرعت بالا را بهتر ببینید. البته در این امر زمان پاسخ‌دهی پیکسل‌ها نیز بی‌تاثیر نیست که برای این محصول سامسونگ میزان بسیار کمی اندازه گیری شده است. با همه این‌ها همچون سایر محصولات سامسونگ رنگ‌ها خیلی خوب به نمایش درآمده و رنگ مشکی عمق کافی را در نگاه از روبه‌رو داراست.

پشتیبانی از HDR نیز در این تلویزیون انجام می‌شود تا بتوانید محتواهای تولید شده برای این منظور را در بهترین شرایط ببینید. تلویزیونی که ما برای بررسی در اختیار داشتیم 65 اینچی بود و با این حال در نگاه از فاصله یک متری می‌توانستید پیکسل‌ها را ببینید که در حال حاضر چنین موردی نقطه ضعف به‌حساب نمی‌آید.

به‌طور کلی محصول جدید سامسونگ یکی از بهترین‌ها در رنج خودش برای نمایش محتوای 4K است. در صورتی که قصد تماشای ویدئوهای فول اچ‌دی را داشته باشید، کیفیت تصویر شاید آن‌طور که فکرش را می‌کنید بالا نباشد. ضمن اینکه خیلی هم روی تماشای شبکه‌های تلویزیونی داخلی حساب باز نکنید که چنگی به دل نمی‌زند.


اسپیکر

سامسونگ از دو اسپیکر 20 واتی به همراه دو ساب‌ووفر 10 وات برای این مدل بهره گرفته تا شاهد مجموعه صوتی نسبتا خوبی باشیم. این سیستم‌ها همگی در بخش زیرین دستگاه جا خوش کرده‌اند تا در هر دو حالت دیواری و رومیزی صدا به خوبی راهی گوش شما شود. با این حال همچون اکثر تلویزیون‌های موجود در بازار اگر می‌خواهید تجربه موسیقایی خوبی داشته باشید، می‌بایست از سینماهای خانگی بهره بگیرید.

کیفیت صدا در این مدل خوب بوده و برای تماشای فیلم با صداهای کم قابل قبول است اما اگر میزان صدا را افزایش دهید، کیفیت آن به شدت افت خواهد کرد. در کل این تلویزیون برای گوش دادن به موسیقی مناسب نیست.


ریموت کنترل

سامسونگ همراه این مدل یک ریموت کنترل جمع و جور را عرضه کرده است. ریموت خیلی ساده طراحی شده و نسبتا باریک است. بنابراین اگر دستان بزرگی داشته باشید شاید خیلی ریموت دل‌چسبی برای شما نباشد. کلیدهای قرار گرفته بر روی این ریموت به حداقل رسیده و دکمه‌های اضافی حذف شده‌اند.

در بالاترین قسمت شاهد کلید اختصاصی برای فعال کردن دستورات صوتی هستیم که می‌توانید با فشردن آن برخی فرامین صوتی را به تلویزیون بدهید. با توجه به بیرون زدگی دکمه‌ها، پیدا کردن‌شان خیلی ساده نیست اما پس از گذشت چند روز به آن عادت خواهید کرد.


قابلیت‌های هوشمند

نسل جدید تلویزیون‌های هوشمند سامسونگ به سیستم عامل تایزن مجهز بوده و وظیفه تامین قدرت سخت‌افزاری آن برعهده یک پردازنده 4 هسته‌ای است. رابط کاربری نسبت به آنچه پیش‌تر از تلویزیون‌های سامسونگ دیده بودیم، بسیار ساده‌‌تر و کاربردی‌تر طراحی شده است. همه چیز به راحتی در دسترس شماست و از پیچیدگی‌های گذشته و منوهای درهم‌ برهم سابق خبری نیست.

سرعت بارگذاری و همچنین گشت و گذار در منوها عالی‌ست و شاهد لگ و یا تاخیری هنگام کار با تلویزیون (به‌جز فروشگاه نرم افزاری!) نخواهید بود. فروشگاه نرم‌افزاری موجود اکثر برنامه‌های پرکاربرد همچون فیس‌بوک، نتفلیکس و… را شامل می‌شود که خب اکثر آن‌ها در کشور ما در دسترس نیست. اگر کمی جستجو کنید، اپ‌های ایرانی را هم می‌بینید و می‌توانید از آن‌ها بهره بگیرید اما اطلاع دقیقی از تعداد آن‌ها نداریم و اکثرشان نیز کارایی چندانی ندارند. به شخصه سیستم عامل اندروید و آزادی عمل آن را بیشتر می‌پسندم.

امکانات دیگری نیز همچون وب‌گردی و یا نصب بازی هم برای این تلویزیون در دسترس است که خب با وجود گجت‌های همراه امروزی کمتر کسی به سراغ آن‌ها در تلویزیون می‌رود.

شما با نصب اپلیکیشن اسمارت ویو سامسونگ بر روی اسمارت فون خود می‌توانید کنترل کاملی بر روی تلویزیون داشته باشید که در نوع خودش جالب است.

در بخش پایینی تلویزیون پس از گذشت مدت زمانی اندک شاهد افزایش دما هستیم که شاید برای دستگاهی در این سطح قابل قبول نباشد.


کلام آخر در بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ

به طور کلی این محصول تازه متولد شده کمپانی کره‌ای سامسونگ از طراحی زیبایی برخوردار است، کیفیت تصویر قابل قبولی داشته و ضمن حفظ هوشمندی، از رابط کاربری ساده‌تری هم بهره می‌برد. در حال حاضر اطلاع دقیقی از قیمت این تلویزیون در بازار ایران نداریم اما با توجه به قیمت آن در بازارهای جهانی می‌توان پیش‌بینی کرد که با قیمتی بیش از 7 میلیون تومان برای مدل 65 اینچی در ایران عرضه شود.

نوشته بررسی تلویزیون MU8000W سامسونگ: گوژپشت چشم بادامی! اولین بار در پدیدار شد.

مروری بر تاریخچه سیستم‌عامل اندروید به بهانه دهمین سالگرد عرضه آن توسط گوگل

همان‌طور که احتمالا می‌دانید، اخیرا دهمین سالگرد عرضه سیستم‌عامل محبوب اندروید توسط گوگل را پشت سر گذاشتیم و باید گفت که در این سال‌ها این پلتفرم روزهای پرفراز و نشیبی را طی کرده تا به دستاوردی که در حال حاضر مشاهده می‌کنیم، تبدیل گردد. شاید اندی رابین، خالق اندروید، هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد که نتیجه تلاش او در دنیای امروز به‌قدری فراگیر شود که از هر 10 موبایل 8 عدد آن از چنین پلتفرمی بهره بگیرند!

در این مقاله قصد داریم باهم به ده سال تاریخچه عرضه سیستم‌عامل اندروید نگاهی بیاندازیم و ببینیم چطور گوگل توانست این سیستم‌عامل را به یکی از بازیگران اصلی در بازار اسمارت‌فون‌ها تبدیل نماید، پس تا پایان با ما در آی‌تی‌رسان همراه شوید.

نگاهی به سال‌های دور!

ُسیستم‌عامل اندروید

در سال 2003 برای نخستین بار در پالو آلتو کالیفرنیا شرکتی به نام اندروید توسط چهار بنیان‌گذار به نام‌های اندی رابین، ریچ ماینر، نیک سیرز و کریس وایت پایه‌گذاری شد. رابین هدف این پروژه را توسعه اسمارت‌فون‌هایی هوشمندتر بیان کرد که نسبت به مکان و تصمیمات مالک خود آگاه‌تر از بقیه موبایل‌ها عمل خواهند کرد. جالب است بدانید در ابتدای کار این سیستم‌عامل برای به‌کارگیری در دوربین‌های دیجیتال توسعه یافته بود و با همین هدف توانست سرمایه‌گذاران بسیاری را هم جذب کند اما حدود 5 ماه بعد این کمپانی دانست که بازار دوربین‌های دیجیتال آن‌چنان هم پرسود و گسترده نیست.

به همین دلیل این شرکت با یک تغییر موضعی بزرگ، رسما اعلام کرد که اندروید برای استفاده در گوشی‌های موبایل و به‌عنوان رقیب اصلی سیستم‌عامل‌های سیمبین و ویندوز موبایل منتشر خواهد شد. در آن زمان به‌خاطر حکم‌رانی کمپانی نام‌آشنای نوکیا و سیستم‌عامل سیمبین بر بازار، رابین به سختی توانست نظر سرمایه‌گذاران را برای صرف هزینه در چنین پروژه‌ای جلب نماید.

استیو پرلمن، یکی از دوستان نزدیک رابین بود که حاضر شد بدون دریافت سهام از این شرکت، مبلغ ده هزار دلار را در اختیار پروژه یاد شده، قرار دهد و وقتی که از او در این مورد سوال شد، وی تاکید کرد که این مبلغ را فقط به‌ خاطر کمک به رابین و به دلیل اطمینان او به پروژه مذکور صورت گرفته است.

ورود گوگل به عرصه رقابت و خلق دنیایی جدید

ُسیستم‌عامل اندروید

شاید کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد که غول جستجوی اینترنتی برای خرید تمام و کمال شرکت رابین و همراهانش پیش‌قدم شود ولی در جولای سال 2005 بود که گوگل، کمپانی اندروید و تمام کارمندان کلیدی این پروژه را تصاحب نمود. چندی بعد گوگل تیم مشخصی را با رهبری اندی رابین برای توسعه اندروید انتخاب کرد و به‌طور مشخص اعلام شد که این پلتفرم بر پایه هسته لینوکس آماده خواهد شد. غول دنیای تکنولوژی با حرکتی استراتژیک رایزنی با سازندگان گوشی‌های موبایل و اپراتورها را شروع و به آن‌ها وعده داد که این پلتفرم جدید بسیار انعطاف‌پذیرتر از رقبا بوده و به‌طور مرتب قابل ارتقا خواهد بود.

نکته جالب دیگر، عرضه اولین نمونه موبایل اندرویدی در سال 2006 بود که با کمک شرکت بلک‌بری تولید گشته و از کیبورد و دکمه‌های فیزیکی بهره می‌برد، اما از بدشانسی گوگل، در آن زمان اپل نیز از اولین گوشی آی‌فون رونمایی کرد که از صفحه نمایشی کاملا لمسی استفاده می‌کرد و همین محصول باعث شد تا گوگل سریعا دستاورد خود را برای تغییراتی جدی به آزمایشگاه بازگرداند و در اقدامی مهم، تمامی اسناد سیستم‌عامل اندروید را برای تعامل به‌صورت لمسی تغییر دهد.

غول جستجوی اینترنتی برای هرچه بهتر کردن پلتفرم خود در 5 نوامبر سال 2007، نتیجه اولیه پروژه خود را در کنسرسیوم اتحادیه گوشی‌باز، که متشکل از اپراتورها و سازندگان بزرگی مانند: تی‌موبایل،‌ سامسونگ، اچ‌تی‌سی، ال‌جی، موتورولا، کوالکام و… بود، به نمایش گذاشت و اغلب آن‌ها برای هدفی مشترک که همان توسعه یک پلتفرم جامع برای گوشی‌های موبایل بود، متحد شدند.

سرانجام پس از کش و قوس‌های فراوان، اولین موبایل اندرویدی توسط شرکت اچ‌تی‌سی با نام HTC Dream، که به دلیل همکاری با اپراتور تی‌موبایل با اسم تی‌موبایل G1 هم شناخته شده بود، در تاریخ 23 سپتامبر سال 2008 پا به عرصه رقابت گذاشت. شرکت سازنده علاوه‌بر نمایشگر لمسی از دکمه‌های فیزیکی نیز در این دستگاه استفاده کرده بود. با عرضه اولین دستاورد، شرکت‌های دیگری مانند: سونی‌ اریکسون، هواوی، ایسوس، لنوو و… که فعالیت‌های گوگل و اچ‌تی‌سی را زیر نظر داشتند نیز برای پیوستن به اتحادیه گوشی‌باز پیش‌قدم شدند.

پس از حضور اولین گوشی مجهز به سیستم‌عامل اندروید در بازار، گوگل به‌روزرسانی‌های متعددی را برای این پلتفرم منتشر کرد و بسیاری از مشکلات آن را برطرف نمود. همچنین گوگل تصمیم گرفت که نسخه‌های اصلی و ارتقا یافته سیستم‌عامل مورد بحث را که قابلیت‌های جدیدی را همراه دارند با نام شیرینی‌ها و دسرهای مختلف نام‌گذاری کند و علت آن را این‌طور بیان کرد که:

از آن‌جایی‌که این دستگاه‌ها (اسمارت‌فون‌ها) زندگی ما را شیرین‌تر خواهند کرد، هر نسخه از اندروید به اسم یکی از دسرها نام‌گذاری می‌شود.

ورژن‌های ابتدایی این پلتفرم با نام‌های کیک‌فنجانی، دونات، کلالر، فریو و … در اختیار توسعه‌دهندگان و سپس کاربران قرار گرفت. اما در سال 2013، کمی موضوع جدی‌تر و متفاوت‌تر دنبال شد. تیم برنامه‌نویسان اندروید رسما اعلام کردند که در سال جاری با شرکت نستله (یکی از شرکت‌های مطرح در صنعت شکلات‌سازی جهان) همکاری می‌کنند و به همین خاطر نگارش 4.4 این سیستم‌عامل به کیت‌کت مرسوم گشت که در حقیقت کیت‌کت نام یکی از مارک‌های معروف شکلات است که توسط شرکت نستله تولید می‌شود.

ُسیستم‌عامل اندروید

نسخه‌های بعدی این پلتفرم نیز به همین ترتیب و با اسامی لالی‌پاپ (نسخه پنجم)، مارشمالو (نسخه ششم)، نوقا (نسخه هفتم) و در نهایت جدیدترین نگارش اندروید یعنی اوریو نیز چندی پیش در اختیار کاربران و شرکت‌های مختلف قرار گرفت. گفتنی است که این سیستم‌عامل به‌صورت متن‌باز به‌ کار خود ادامه می‌دهد و تا به امروز نسخه‌های شخصی‌سازی شده بسیاری مانند: سیانوژن و… از آن منتشر و همچنین لوگوی این پلتفرم محبوب هم توسط تیم طراحی گوگل و به دلیل این‌که کلمه “اندروید” به معنی روبات ترجمه شده، به شکل یک روبات سبز رنگ طراحی گشته است.

در آخر باید افزود در سال‌های اخیر رقابت در این بازار بسیار دشوارتر از گذشته شده و این سیستم‌عامل در حال حاضر سهمی 85 درصدی از بازار کل جهان را در اختیار دارد و به‌عنوان رقیبی جدی برای سیستم‌عامل iOS اپل شناخته می‌شود. این دو پلتفرم به‌خاطر پشتیبانی مناسب، ارائه به‌روزرسانی‌های سالانه و امکانات جدید به تدریج سیستم‌عامل ویندوزفون مایکروسافت را نه تنها از بازار خارج کردند بلکه برای همیشه به فراموشی سپردند و اکنون باید منتظر ماند و دید که این رقابت در آینده چگونه پیش خواهد رفت و آیا اندروید و گوگل می‌توانند، بر iOS و اپل غلبه کنند یا خیر!

نوشته مروری بر تاریخچه سیستم‌عامل اندروید به بهانه دهمین سالگرد عرضه آن توسط گوگل اولین بار در پدیدار شد.

بررسی ذن‌فون ۴ ایسوس (ZE554KL): دنیای شیشه‌ای!

بررسی ذن‌فون 4 ایسوس، نسل جدید اسمارت فون‌های این کمپانی تایوانی که چندی پیش همراه با برادران بزرگوارش معرفی شد.

ایسوس یکی از خوش‌نام‌ترین برندهای تایوانی به‌خصوص در دنیای سخت‌افزارها و لپ‌تاپ‌هاست که مدتی می‌شود وارد حوزه اسمارت فون‌ها شده و می‌خواهد شانسش را در این آشفته بازار امتحان کند. پیش‌تر محصولات این شرکت در میانه‌های بازار بودند و کمتر شاهد اسمارت فونی رده بالا از ایسوس بودیم اما با معرفی سری جدید ذن‌فون 4، این برند نیز به‌صورت جدی وارد رقابت با بالانشین‌ها شد.

حال ذن‌فون 4 (ZE554KL) ایسوس قدوم مبارکش را در آزمایشگاه آی‌تی‌رسان گذاشته و به ما فرصتی دست داده تا از نزدیک به آن ملاقات کنیم. اگر می‌خواهید بدانید که این گوشی و کلا برند ایسوس چه حرف‌هایی برای گفتن دارند، با ما و بررسی ذن‌فون 4 همراه باشید…


طراحی

ایسوس پیش‌تر با معرفی محصولاتی همچون ذن‌فون 2 دیلاکس با طراحی متفاوت در قاب پشتی، سعی کرده بود تا نگاه دیگری به اسمارت‌ فون‌ها داشته باشد و بتواند با این ترفند مشتری‌های بیشتری جذب کند. اما ظاهرا این روش کارساز نبوده چرا که ذن‌فون 4 نه طرح جدیدی دارد و نه شبیه به گوشی‌های متفاوت ایسوس است. ظاهری آشنا که پیش‌تر در بسیاری از گوشی‌های بازار و به‌خصوص کهکشانی‌های سامسونگ دیده بودیم!

ایسوس برای ساخت این گوشی از ترکیب محبوب این روز‌های بازار یعنی شیشه و فلز بهره گرفته تا از این لحاظ در کنار رقبا قرار گیرد. دقیقا همچون اکثر محصولات این چنینی، ذن‌فون 4 نیز علاقه بسیار زیادی به جذب چربی انگشتان دارد و بعد از مدتی استفاده می‌بایست لنگ به دست بگیرید و تمیزش کنید! البته این میزان در رنگ مشکی گوشی کمتر خودنمایی می‌کند اما خب ضعفی برای این مدل گوشی‌ها که دیگر در همه سازندگان از اپل و سامسونگ بگیر تا هواوی و شیائومی، به حساب می‌آید.

در نگاه از روبه‌رو گوشه‌های گرد،‌ کلید عریض هوم و حاشیه‌های اطراف نمایشگر خودنمایی می‌کنند. ظاهرا ایسوس پس از اخراج شدن دکمه هوم از گوشی برخی سازندگان،‌ تصمیم گرفته تا آن‌ها را برای سری ذن‌فون استخدام کند!

در سمت راست، کلیدهای یکپارچه صدا را می‌بینیم که در زیر خود کلید پاور را جای داده‌اند. اندازه کلید‌ها خوب است و با توجه به مکان آشنای‌شان،‌ می‌توانید به‌راحتی آن‌ها را پیدا کنید؛ اما میزان بیرون زدگی این کلیدها می‌توانست بهتر باشد!

به‌صورتی‌که اگر طبق عادت همیشه و به‌خصوص کلید پرکاربرد پاور را بفشارید، شاید با شکست بزرگی مواجه شوید! در واقع با اعمال فشار بر روی آن قسمت و به سبب بیرون زدگی اندک، فشار وارده بر اطراف کلید اعمال شده و در نتیجه قفل گوشی باز نمی‌شود! البته پس از چند روز به این مسئله عادت خواهید کرد و مشکلی نخواهید داشت.

در سمت چپ، تنها درگاه سیم‌کارت و کارت حافظه دیده می‌شود که برای دسترسی به آن می‌بایست از سوزن مخصوصی استفاده کنید. جنس خشاب پلاستیکی بوده و در صورت استفاده بیش از حد می‌بایست کمی هوایش را داشته باشید. این نکته را هم بدانید که برای استفاده از کارت حافظه باید قید سیم‌کارت دوم را بزنید.

در بالای گوشی، میکروفون ثانویه و در زیر آن پورت USB C، اسپیکر و خوشبختانه جک استاندارد صدا را شاهد هستیم.

اگر گوشی را به پشت برگردانید، لوگوی ایسوس کمی بالاتر از مرکز به چشم می‌خورد و در صورتی که ذن‌فون 4 را در برابر نور قرار دهید، انعکاس آن به صورت خطوطی به مرکزیت همین لوگو دیده می‌شود که جلوه خاصی را به گوشی بخشیده تا از این لحاظ تا حدی متفاوت‌تر و حتی زیباتر از رقبا باشد.

در گوشه بالا و سمت چپ، دوربین دوگانه و فلاش LED جای خوش کرده‌اند که با تدابیر ایسوس کاملا در بدنه فرو رفته و شاهد بیرون‌زدگی آن‌ها نیستیم. نکته جالب اینکه دوربین‌های محصول جدید ایسوس کاملا در زیر شیشه قرار گرفته بر روی قاب پشتی فرو رفته‌اند و حتی با کشیدن دست نیز متوجه آن‌ها نخواهید شد.

این امر یکی از نکات قابل تامل و البته تحسین برانگیز در پرچم‌دار ایسوس است زیرا اکثر سازندگان با لنزهای بیرون زده از دستگاه، محصولات خودشان را عرضه می‌کنند و حتی هواوی با آنکه در سری P توانسته بود همچون ذن‌فون این بخش را هم‌سطح بسازد اما در پرچم‌داران سری میت ۱۰ دوباره سطح لنزها به بیرون آمده تا متوجه سختی این کار بشویم. البته بماند برخی چون اپل چنان لنزشان از بدنه خارج شده که احساس می‌کنید یک قطعه جداگانه از گوشی است!

به‌طور کلی ایسوس ذن‌فون 4 دستگاه نسبتا خوش‌دستی است. گوشه‌های گرد آن کمک کرده تا هنگام کار مشکلی با گوشی نداشته باشید اما با توجه به ارگونومی خاصش، شاید کمی طول بکشد تا به آن عادت کنید. بخش پشتی و در کل خود گوشی بسیار لیز بوده و باید همیشه مراقب باشید که از دست‌تان همچون یک ماهی سر نخورد و…! با این حال وزن 165 گرمی و ضخامت 7.7 میلی‌متر برای محصولی در این سطح قابل قبول و تحسین برانگیز است.


نمایشگر

ذن‌فون 4 به یک نمایشگر 5.5 اینچی فول‌ اچ‌دی مجهز است که در هر اینچ آن شاهد بیش از 400 پیکسل ناقابل هستیم. این نمایشگر که در ساخت آن از فناوری IPS LCD کمک گرفته شده کمی بیش‌تر از 70 درصد بخش جلویی را پوشانده که در دنیای امروزی و با دیدن نسبت‌های بیش از 80 درصدی نمایشگر به بدنه، می‌توانست بیشتر باشد.

به لطف پنل خوب، در نگاه از زوایا مشکل خاصی با ذن‌فون 4 نخواهید داشت. نمایشگر رنگ‌ها را کمی اشباع نشان می‌دهد که مورد پسند بسیاری از افراد است. رنگ سفید نیز کاملا درخشان بوده اما عمق رنگ مشکی چندان بالا نیست.

میزان نور نمایشگر بالاست و در برخی تست‌ها به بیش از 600 نیت نیز رسیده است. رفلکس صفحه در حد معقولی است و با توجه به نور خوب می‌توانید در محیط‌های خارجی و زیر نور آفتاب نیز با گوشی کار کنید و مشکلی نداشته باشید. اگر بخواهید در محیط‌های تاریک مشغول کار با گوشی شوید،‌ بازهم ذن‌فون 4 ناامیدتان نخواهد کرد چرا که تا حد زیادی می‌توانید نور را پایین بیاورید.

در قسمت تنظیمات نمایشگر گزینه‌های خوبی برای تغییر حالت تصویر قرار داده شده و می‌توانید میزان گرمی و سردی رنگ‌ها را مشخص کنید؛ گزینه‌ای برای تنظیم این ویژگی به صورت اتوماتیک نیز در دسترس است.قابلیت فیلترکردن نور آبی برای جلوگیری از آسیب به چشم در این گوشی گنجانده شده که در نوع خود جالب است. به صورت کلی و پس از بررسی ذن‌فون 4 و با توجه به رده این گوشی می‌توان نمره قبولی را به نمایشگر آن داد. در ادامه شاهد مقایسه این گوشی با آنر 9 هواوی هستیم (سمت راست گوشی ایسوس است):


سخت‌افزار

ایسوس برای این مدل تصمیم گرفته تا از اسنپدراگون 630 کوالکام استفاده کند. یک چیپست 8 هسته‌ای که با فناوری 16 نانومتری ساخته شده و از آدرنو 508 به‌‌عنوان واحد گرافیکی بهره می‌برد. این چیپ شامل هسته‌های Cortex-A53 شده و به‌ صورت دو گروه چهارتایی با فرکانس‌های متفاوت (1.8 و 2.2 گیگاهرتز) فعالیت می‌کند.

برای ذن‌فون 4 جدید 4 گیگابایت رم در نظر گرفته شده که این روزها و با توجه به محصولات 6 گیگابایتی امری طبیعی است. 64 گیگابایت حافظه داخلی در دل ذن‌فون 4 دیده می‌شود که بیش از 50 گیگابایت آن در دسترس شماست و اگر خیلی علاقه‌مند به فیلم‌برداری به‌صورت 4K نباشید، همین میزان نیز کافی به‌نظر می‌رسد، گرچه می‌توانید از طریق کارت حافظه تا 256 گیگابایت دیگر به آن بیفزایید.

برای سنجش قدرت سخت‌افزاری این گوشی تصمیم گرفتیم تا آن را وارد آزمایشگاه خودمان بکنیم.

در مرحله نخست از AnTuTu بهره گرفتیم. حاصل کار ذن‌فون 4 ایسوس پس از گذشت زمان نسبتا زیادی امتیاز 67598 بود.

در مرحله بعدی GeekBench را روی کار آوردیم تا قدرت پردازنده را در دو حالت متفاوت سنجیده باشیم.

برای انجام کارهای روزمره ایسوس ذن‌فون 4 همچون اکثر محصولات امروزی یک گزینه ایده‌آل است و شاهد لگ و یا کندی در رابط کاربری آن نخواهید بود. اما اگر یک گیمر حرفه‌ای هستید و هدف‌تان از خرید این گوشی اجرای بازی‌های گرافیکی است، باید بگوییم که ذن‌فون عزیز کمی ناامیدتان خواهد کرد.

به‌عنوان مثال هنگام اجرای یک بازی محبوب و گرافیکی همچون آخرین نسخه از سری نید فور اسپید، در ابتدا همه چیز نسبتا خوب است اما با بالارفتن دما و کمی احساس گرما در پشت گوشی، روند بازی کمی افت خواهد کرد و دیگر همچون دقایق ابتدایی خوب نیست! البته این را هم در نظر بگیرید تجربه‌ای که از بازی در یک گوشی پرچمدار دارید را نخواهید داشت و بایستی برای این امر به سراغ نسخه پرو ذن‌فون 4 بروید.


دوربین

ذن‌فون 4 در بخش پشتی و برای دوربین اصلی خودش از دو لنز استفاده کرده که یکی از آن‌ها 12 مگاپیکسلی است و وظیفه ثبت تصاویر باکیفیت را بر عهده دارد و نمونه دیگر 8 مگاپیکسلی و از نوع واید بوده تا بتوانید هنگام عکاسی، زاویه‌ای 120 درجه را در عکس بگنجانید؛ موردی که پیش‌تر در گوشی‌های ال‌جی دیده بودیم. دوربین اصلی به لرزش‌گیر اپتیکال مجهز بوده و دارای گشادگی دیافراگم f/1.8 است که و با وجود همراهی توسط دو فلاش LED انتظار داریم که تصاویر خوبی را در محیط‌های کم‌نور بگیریم.

رابط کاربری دوربین نسبت به سایر محصولات بازار کمی شلوغ‌تر است اما مشکل خاصی با آن نخواهید داشت. در سمت راست گزینه‌های معمول عکاسی یعنی کلید شاتر، ورود به بخش فیلم‌برداری، دکمه سویچ بین دوربین جلو و عقب، استفاده از دوربین واید و یا حالت پرو دیده می‌شود که این مورد آخر قابل شخصی‌ سازی است. در سمت چپ نیز می‌توانید نسبت تصویر را تغییر دهید، وضعیت فلاش را مشخص کنید و یا برای ثبت عکس تایمر بگذارید.

یکی از گزینه‌های جالب در این قسمت حالت عکاسی پرتره است. در این حالت که این روزها محبوب شده می‌توانید بر روی سوژه اصلی فوکوس کنید و باقی قسمت‌های تصویر را تار کرده تا یک عکس زیبا شبیه به دوربین‌های DSLR‌ به ثبت برسد. البته یکی از تفاوت‌های اصلی این بخش با سایر نمونه‌های بازار در تشخیص چهره است. یعنی برای استفاده از عکاسی پرتره می‌بایست حتما بر روی چهره یک فرد فوکوس کرده باشید و استفاده از این حالت برای عکاسی از اشیا امکان‌پذیر نیست!

ایسوس افکت‌های زیبا و همچنین ویژگی‌های خاصی برای دوربین گوشی جدیدش در نظر گرفته که از مهمترین‌ آن‌ها می‌توان به عکاسی در حالت پرو با قابلیت تنظیم پارامترهای خاص به‌صورت دستی، ویژگی تصویربرداری سوپر رزولوشن و یا ساخت تصاویر متحرک گیف اشاره داشت.

به صورت کلی تصاویر گرفته شده با این گوشی در حد مطلوبی است اما در رده قیمتی ذن‌فون 4 محصولات بسیار بهتری هم از این لحاظ به چشم می‌خورند. رنگ‌ها خیلی اشباع شده ثبت نمی‌شوند و عکس به واقعیت نزدیک است. البته جزئیات زیادی را در تصویر شاهد نیستیم که خب با توجه به میزان مگاپیکسل دوربین چیزی جز این هم انتظار نمی‌رفت. با همه این‌ها گرچه در محیط‌های کم‌نور می‌‌توان تصاویر قابل قبولی گرفت اما عکاسی در این شرایط نیازمند کمی دقت بیشتر است.

فوکوس دوربین دقت خوبی دارد و در رده خودش عالی‌ست؛ اما برای اعمال فوکوس بر روی اجسام نزدیک به دوربین، بایستی گفت در کل ذن‌فون 4 مناسب عکاسی ماکرو نیست. جدای از این‌ها سرعت فوکوس بالاست و خیلی زود بر روی سوژه اعمال می‌شود.

در ادامه شاهد تصاویر گرفته شده با این گوشی در شرایط مختلف هستید:

به لطف استفاده از چیپست کوالکام، شما می‌توانید با این گوشی به صورت 4K فیلم‌برداری کنید. کیفیت فیلم‌برداری در حالت عادی با ذن‌فون 4 کاملا قابل قبول است و لرزش‌گیر اپتیکال خیلی خوب لرزش‌های دست را کنترل می‌کند. در حالت کلی و از لحاظ فیلم‌برداری می‌توان نمره قبولی را به این گوشی ایسوس داد.

ذن‌فون 4 به یک دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی با f/2.0 مجهز بوده که قادر است به صورت 1080p فیلم‌برداری کند. تصاویر سلفی گرفته شده با این مدل در مجموع خوب ارزیابی می‌شود و اگر در محیط‌های کم‌نور نباشید، می‌توانید سلفی‌های خوبی را بگیرید و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید. حالت پرتره برای عکاسی سلفی نیز در دسترس است که در حد خودش خوب عمل می‌کند و می‌توان روی آن حساب کرد.


رابط کاربری

ایسوس محصول جدید خودش را با اندروید 7.1.1 و رابط کاربری اختصاصی ZenUI 4.0 راهی بازار کرد. از لحاظ ظاهری این رابط تفاوت‌هایی با اندروید خام دارد. منوی نوتیفیکیشن همچون اکثر گوشی‌های امروزی دو مرحله‌ای بوده و بر خلاف برخی مدل‌ها در بالای خود تنظیمات مربوط به میزان نور نمایشگر را جای داده است. منو اصلی شامل اپ‌دراور نیز می‌شود و می‌توانید تا تعداد زیادی برنامه و بازی را در آن جای دهید.

آیکون‌ها شکل و ظاهر نسبتا ساده‌ای دارند و برخلاف رابط‌هایی همچون MiUI شیائومی، رنگ و لعاب زیادی در طراحی آن‌ها به خرج داده نشده است. در کل برای رابط کاربری ایسوس تلاش کرده تا با به دور از پیچیدگی‌های معمول، یک اینترفیس ساده و گویا را طراحی کند که تا حدی نسبت به اندروید خام متفاوت است. با این حال حتی اگر ظاهر رابط کاربری را دوست نداشتید، می‌توانید تم‌های متفاوت ایسوس را تست کنید. البته این کمپانی برخی برنامه‌ها را به صورت پیش‌فرض برای گوشی جدیدش در نظر گرفته که هرکدام ویژگی خاصی را شامل می‌شوند.

نکته جالب اینکه با بستن اپلیکیشن‌های باز در بخش مالتی‌ تسکینگ، میزان رم آزاد شده نیز به نمایش در می‌آید که می‌تواند برای علاقه‌مندان کاربردی باشد. با Optimize کردن هم می‌توانید علاوه بر رهاسازی حافظه از برنامه‌های غیرکاربردی، عملکرد کلی گوشی را تغییر دهید. در این بین بد نیست که به قابلیت Page Marker اشاره کنیم که بیشترین کاربرد آن در صفحات وب و برای ثبت محتواست.


اسپیکر و ویژگی‌های صوتی

ذن‌فون 4 به دو اسپیکر مجهز شده که یکی در بخش زیرین دستگاه قرار دارد و دیگری با اسپیکر مکالمه یکپارچه شده است. موردی که در محصولات اخیر سایر کمپانی‌ها نیز شاهدش هستیم. بلندی صدا راضی کننده بوده و در یک نگاه کلی به اسمارت فون‌های موجود در بازار،‌ در نیمه‌های بالایی جا می‌گیرد. کیفیت صدا نیز فراتر از انتظار ما بود اما گاهی اوقات خیلی تیز و زیر به گوش می‌رسد.

ایسوس البته ویژگی‌های نرم‌افزاری جالبی برای گوشی خودش در نظر گرفته و شما می‌توانید کنترل کاملی بر روی صدای آن داشته باشید. از اکولایزر استفاده کنید، صدا را بر روی حالت‌های مونو و استریو قرار دهید، با ویژگی Outdoor صدا را برای محیط‌های خارجی بهینه کنید و کلی آپشن دیگر که در اپلیکیشن مخصوص ایسوس دیده می‌شود.

همراه با این گوشی یک هدفون توگوشی خوب و با کیفیت نیز دیده می‌شود که شبیه به نمونه‌های شیائومی موجود در بازار است. کیفیت ساخت آن نسبتا خوب بوده و در گوش به راحتی جای می‌گیرد. صدا خیلی بلند و واضح به گوش رسیده و از بیس مناسبی نیز برخوردار است. با این حال می‌توان نوع و حالت آن‌ را به صورت نرم‌افزاری تغییر دهید تا همان‌گونه که می‌پسندید صدا به گوش‌تان برسد. پشتیبانی از  Hi-Res Audio و DTS Headphone:X را هم به این مجموعه اضافه کنید تا شاهد یک پکیج خوب صوتی در ذن‌فون 4 باشیم.


قابلیت‌های خاص

ذن‌فون 4 به سنسور تشخیص اثر انگشت مجهز شده که بر روی کلید هوم زیر نمایشگر قرار داشته و از دقت و سرعت بسیار خوبی برخوردار است. اگر عملکرد نه‌چندان خوب سنسور با دستان خیس را فاکتور بگیریم (که در اکثر مدل‌ها هم هست) تقریبا در تمامی حالات سنسور به‌راحتی کار می‌کند. ایسوس معتقد است که سرعت عمل این سنسور به 0.3 ثانیه می‌رسد که عالی‌ست.

وجود نسخه پنجم بلوتوث آن‌هم در زمانی که پرچمداران مطرحی همچون میت 10 هواوی فاقد آن هستند، یک غنیمت به حساب می‌آید. علاوه بر این‌ها ذن‌فون 4 از دو سیم کارت پشتیبانی می‌کند که البته برای استفاده از دومی باید قید کارت حافظه را بزنید!

دوست داشتیم که این گوشی در برابر آب نیز مقاوم می‌شد که متاسفانه اینگونه نیست و نتوانسته گواهینامه‌های لازم را کسب کند.


باتری

ذن‌فون 4 ایسوس با باتری 3300 میلی آمپری از نوع لیتیوم یون راهی بازار شده است. طبق معمول شما به باتری دسترسی ندارید. در یک استفاده معمولی ذن‌فون 4 تا یک روز کامل همراه شما خواهد بود که این روز‌ها مقداری طبیعی به‌نظر می‌رسد.

محصول جدید ایسوس همچنین از فناوری شارژ سریع کوالکام پشتیبانی کرده و می‌تواند تا در حدود نیم‌ساعت باتری را 50 درصد شارژ کند که سرعت خوب و قابل قبولی است.

برای فول شارژ کردن گوشی به چیزی در حدود 100 دقیقه زمان نیاز دارید که در مقایسه‌ با محصولات بالارده همچون آی‌فون‌های اپل در رده بالاتری قرار می‌گیرد. با اینکه قاب پشتی از جنس شیشه‌ است اما ذن‌فون 4 از شارژ بی‌سیم پشتیبانی نمی‌کند.


کلام آخر در بررسی ذن‌فون 4 ایسوس

ایسوس گام‌های خوبی در زمینه تولید تلفن‌های همراه برداشته و این ویژگی‌ها در سری ذن‌فون 4 به اوج خودش رسیده است. این مدل دارای دوربین دوگانه است، قابلیت‌های خاصی دارد، ویژگی‌های صوتی‌اش بی‌نظیر است و می‌توانید در مجموع با پکیج خوبی طرف باشید.

ذن‌فون 4 به‌صورت رسمی نیز در ایران معرفی و رونمایی می‌شود، بدین خاطر می‌توانید آن را در بازار کشور پیدا کرده و با قیمتی در حدود ۲ میلیون تومان، صاحب این گوشی شیشه‌ای و فلزی تایوانی شوید.

نوشته بررسی ذن‌فون ۴ ایسوس (ZE554KL): دنیای شیشه‌ای! اولین بار در پدیدار شد.