سینا وی‌سی خانه‌تکانی کرد؛ عید تیره برای ۵ استارت‌آپ دیگر

 
توافق‌های صندوق سرمایه‌گذاری سینا وابسته به بنیاد مستضعفان با پنج استارت‌آپ که اخیرا به چرخه جذب سرمایه این صندوق اضافه شده بودند در پی تغییر در ترکیب مدیریتی این صندوق متوقف شد.
 
چندی پیش محمدرازینی، مدیرعامل این صندوق سرمایه‌گذاری در توییتر خود رسما اعلام کرد که به دلیل عدم همراهی برخی مدیران مجموعه بالادستی مجبور به خداحافظی با تیم صندوق سرمایه‌گذاری سینا شده است.
 
محمد رازینی، که پیش از این نامش در ترکیب مدیریتی تاکسی آنلاین اسنپ هم شنیده شده بود به پیوست می‌گوید که دلیل این استعفای اجباری، تغییرات استراتژی برنامه‌های بنیاد مستضعفان بعد از تغییر مدیر این بنیاد در تابستان سال جاری و اولویت نداشتن سرمایه‌گذاری این نهاد در حوزه استارت‌آپی و خطر‌پذیر بوده است. او از مقاومت جدی بنیاد به عنوان مجموعه مادر گروه دانشمند برای سرمایه‌گذاری در این حوزه می‌گوید و اینکه در دور جدید مدیریتی بنیاد، تزریق سرمایه‌ به ۵ شرکت استارت‌آپی یعنی توانیتو، بیمه‌بازار، نویسش، مپ و NSF Games که سینا وی‌سی با آنها اخیرا قرار داد بسته نیز متوقف شده است.
 
در همین زمینه هم مدیران این ۵ شرکت استارت‌آپی در گفت‌وگو با پیوست می‌گویند تیم مدیریتی جدید در این صندوق سرمایه‌گذاری تا کنون در جلسات محدود و پراکنده نه به صورت مستقیم؛ اما به شکل غیرمستقیم اعلام کرده‌اند که ممکن است ادامه انجام قرار‌داد با آنها برای پرداخت سرمایه امکان‌پذیر نباشد که در آستانه یک عید دشوار بسیاری از آنها را با چالشی جدی در پیش‌بینی‌های مالیشان مواجه کرده است.
 
خانه تکانی در بنیاد
روزهای گرم تابستان که خبر تغییر رئیس بنیاد مستضعفان منتشر شد شاید هیچکس فکرش را نمی‌کرد که این تغییر حتی جامعه استارت‌آپی کشور را هم تحت تاثیر خود قرار دهد. تغییرات در این بنیاد محدود به صندلی ریاست نماند و اکثر بدنه مدیریتی در این نهاد و همچنین مدیران برخی از شرکت‌های زیر مجموعه‌های آن از جمله موسسه دانشمند به عنوان بازوی فناورانه بنیاد مستضعفان نیز دستخوش تغییرات گسترده‌ای شدند. در نهایت به دنبال این تغییرات مدیریتی در موسسه دانشمند، مدیرعامل شرکت توسعه دانش بنیان سینا یا همان سینا وی‌سی نام آشنا برای جامعه استارت‌آپی به عنوان شرکت تابعه موسسه دانشمند، در توییتر خود خبر جدا شدنش را از این صندوق سرمایه‌گذاری به دلیل آنچه خود ”عدم همراهی برخی مدیران” خوانده بود، اعلام کرد.
 
 
محمد رازینی که از بهمن سال جاری با استعفایش دیگر به عنوان مدیرعامل سابق صندوق سرمایه‌گذاری سینا شناخته می‌شود، اصلی‌ترین دلیل خداحافظی اجباری‌اش با این مجموعه که کمتر از ۱ سال در آن مدیریت کرده را پایبند نبودن بنیاد و موسسه دانشمند، بازوی فناورانه بنیاد، به تعهداتشان برای انجام قراردادشان با ۵ شرکت استارت‌آپی جهت سرمایه‌گذاری روی آنها اعلام می‌کند.
 
آنطور که او می‌گوید در دور جدید مدیریتی بنیاد، استراتژی برای سرمایه‌گذاری در حوزه خطرپذیر و استارت‌آپی تغییر و دیگر سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها برای بنیاد مستضعفان در بین اولویت‌های اصلی قرار ندارد.
 
رازینی می‌گوید بنیاد مستضعفان در حال‌حاضر به عنوان یک سازمان با اقتصاد بزرگ در  بخش‌های مختلف صنعتی، خدماتی، کشاورزی، دامپروری، فولاد و … حضور دارد و استراتژی جدید هم این است که به سمت کمک کسب‌وکارهایی بروند که سبد خدمات و محصولات بنیاد در این زمینه‌ها را تقویت کند.
 
رازینی با بیان اینکه سرمایه‌گذاری بنیاد در حوزه استارت‌آپی و خطرپذیر دیگر اولویت این نهاد نیست اعلام می‌کند:‌ «از سمت دیگر موسسه دانشمند هم به عنوان بازی فناورانه و دانش‌بنیان این نهاد اعلام کرد که کسب‌وکارهایی که روی آنها سرمایه‌گذاری شده جایی در پورتفوی بنیاد ندارند و در طرح تحول جدید اولویت‌هایشان چیزهای دیگر است.» او ادامه داد: «طبیعتا هر مدیری می‌تواند استراتژی خودش را داشته باشد و برنامه‌های قبل را تغییر دهد ولی ما باید تعهداتی که قبل از این تغییرات ایجاد شده را عملی می‌کردیم. چه طبق قانون تجارت و چه شرعا و عرفا و از همه مهمتر اخلاقا مکلف هستیم که به تعهدی که آن را امضا کرده‌ایم پای‌بند باشیم.» رازینی توضیح می‌دهد که در چند ماه اخیر او پیوسته به دنبال انجام تعهدات صندوق سرمایه‌گذاری سینا برای ۵ شرکت استارت‌آپی بوده که به تازگی روی آنها با عقد قرارداد سرمایه‌گذاری شده است؛ اما در نهایت به دلیل اینکه همراهی لازم را در موسسه دانشمند برای اجرای این پیگیری‌ها ندیده مجبور به استعفا شده است.
 
حالا اما استعفا این سوال را ایجاد می‌کند که خداحافظی با تیم صندوق سرمایه‌گذاری سینا چه مشکلی را می‌تواند حل کند؟ یا در این بین مسئولیت تیم‌های استارت‌اپی که امضای مدیرعامل کنار گذاشته شده پای قراردادهایشان برای جذب سرمایه‌های میلیاردی نقش بسته با چه کسی خواهد بود؟
 
رازینی در پاسخ به این سوال‌ها توضیح می‌دهد: «من تمام تلاش برای انجام تعهداتی که امضای من پای آنها بوده انجام دادم اما به نتیجه نرسیدم و به نوعی مجبور به استعفا شدم. ادامه همکاری در این شرایط فایده‌ای نداشت و ماندن به ایجاد اختلاف‌های جدی‌تر دامن می‌زد.» براساس گفته‌های رازینی تمام مسئولیت  قرارداد‌ها با توجه به اینکه امضای او پای آنها بوده حالا بر عهده صندوق سرمایه‌گذاری سینا است.
 
۱۰میلیارد سرمایه برای ۵ استارت‌آپ
در حالی که این مجموعه‌های بزرگ از انجام تعهداتشان برای ۵ شرکت استارت‌اپی که طی قراردادهای قانونی وعده سرمایه‌گذاری در آنها را داده سر باز می‌زنند که براساس اعلام محمد رازینی مجموعه سرمایه‌ای که قرار بوده به این ۵ شرکت وارد شد نزدیک به ۱۰ میلیارد تومان بوده است. رازینی می‌گوید اگر اراده جدی در بنیاد وجود داشته باشد این میزان سرمایه آنقدر برای نهادی مانند بنیاد بزرگ نیست.
 
براساس اظهارت رازینی در کمتر از یکسالی که او بر صندوق سرمایه‌گذاری سینا مدیریت می‌کرده با نزدیک به ۴۳ شرکت استارت‌اپی برای سرمایه‌گذاری جلسه داشته‌اند و در نهایت از این بین نیز با سرمایه‌گذاری روی ۱۴ تیم موافقت شده است؛ اما  تنها ۵ تیم به مرحله عقد قرارداد برای جذب سرمایه رسیده‌اند.
 
او در مورد مراحل انتخاب و سرمایه‌گذاری در شرکت‌های استارت‌آپی از سمت صندوق سرمایه‌گذاری سینا به پیوست می‌گوید: «در  آن زمان برای انتخاب شرکت‌های استارت‌آپی زیاد در قید این نبودیم که حتما یک شرکت باید ویژگی خاص داشته باشد تا روی آن سرمایه‌گذاری کنیم. بیشتر دنبال این بودیم که روی شرکتی سرمایه‌گذاری کنیم که نوآوری فراگیر داشته باشد و اثرگذاری مستقیم روی قسمت پایین حرم توزیع ثروت بگذارد. از سمت دیگر هم روی شرکتی که مشابه آن در پرتفوی صندوق بود سرمایه‌گذاری نمی‌کردیم؛ چرا که منطقی نبود که روی یک شرکت رقیب سرمایه‌گذاری کنیم.»
 
او ادامه می‌دهد: «دلیل انتخاب ۵ شرکت استارت‌آپی هم برای سرمایه‌گذاری همین بود. برای مثال توانیتو به یک جامعه خاص و ویژه سرویس آنلاین می‌دهد. یا بیمه‌بازار در حوزه‌ بیمه ارائه سرویس می‌دهد که کمتر در ایران به آن توجه شده یا نویسش هم به عنوان سرویس تولید کننده محتوا یک سرویس نوآور است. دو شرکت دیگر یعنی مپ که در حوزه سرویس نقشه فعالیت می‌کند و شرکت  NFS Gams که به صورت مشخص در حوزه انتشار و تولید بازی دیجیتال کار می‌کند نیز وضعیت به همین صورت بود.»
 
رازینی در پاسخ به این سوال که در مقابل میزان سرمایه‌گذاری که سینا وی‌سی روی این ۵ استارت‌آپ انجام می‌دهد قرار است چند درصد سهام دریافت کند اعلام کرد: «از آنجا که در قرارداد شرکت‌ها اعلام شده ارائه این جزییات محرمانه است من هم نمی‌توانم در این زمینه پاسخی ارائه کنم؛ اما سهامی که براساس قرارداد و درصورت سرمایه‌گذاری قرار بود به صندوق داده شود زیر ۳۰ درصد بود. از سمتی قرار نبود این سهام تا ابد در اختیار سینا وی‌سی بماند و تصمیم بر این بود که در یک دوره زمانی بین ۲ تا ۴ سال بعد از سرمایه‌گذاری از شرکت‌ها خارج شویم.»
 
رازینی اعلام می‌کند که همچنان تمام تلاش خود برای انجام تعهدات صندوق برای ۵ شرکت استارت‌آپی را به کار می‌گیرد و امیدوار است که هرچه زودتر بنیاد نیز شرایط لازم برای اجرای تعهداتش در این زمینه را به وجود بیاورد؛ چرا که وارد نشدن سرمایه صندوق به این شرکت‌ها می‌تواند آسیب‌های جدید به آنها بزند و حتی آنها را به تعطیلی بکشاند.
 
یک پدیده جدید برای بازار استارت‌آپی
 
هنوز عکس‌های یادگاری مدیرعامل سابق سینا وی سی با مدیران ۵ استارتآپی که در آن سرمایه‌گذاری کردند و خبرهای مرتبط با این اتفاق روی وب‌سایت این شرکت سرمایه‌گذاری خودنمایی می‌کند؛ اما حالا به نظر می‌رسد با مشخص نبودن برنامه‌های بنیاد برای سرمایه‌گذاری در این شرکت‌ها آن چهره‌های خندان در عکس‌ها به چهره‌های نگرانی تبدیل شده باشد که نمی‌دانند قرار است چه سرنوشتی برای کسب‌وکارشان رقم بخورد.
 
در حالی که بازار استارت‌آپی ایران به دلیل تحریم های بین المللی از استفاده سرمایه خارجی محروم مانده و آن اندک سرمایه داخلی هم بیشتر به حوزه‌های کم ریسک‌تر و غیر از حوزه تکنولوژی سرریز می‌شوند، حضور صندوق‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر جرقه نوری است که می‌تواند به تنها منبع امید شرکت‌های استارت‌آپی در کشور تبدیل شود. هرچند که حالا همین نور بیشتر به سرابی تبدیل شده که شرکت‌ها استارت‌آپی هرچقدر می‌دوند به آن نمی‌رسند.
 
محمدرضا فرحی، موسس و مدیرعامل استارت‌آپ بیمه بازار، در گفت‌وگو با پیوست اعلام می‌کند که این یک پدیده جدید در ایران و شاید کل جهان است که یک سرمایه‌گذار با وجود بستن قرارداد از انجام تعهداتش سر باز بزند.
 
او که در سال ۹۸ توانسته موفق به جذب سرمایه از سمت صندوق سرمایه‌گذاری سینا و عقد قرارداد در این زمینه شود در مورد وضعیت دریافت سرمایه‌ از این صندوق به پیوست می‌گوید: «ما ۵ میلیارد سرمایه از این صندوق جذب کردیم که قرار بود در ۳ دوره این میزان سرمایه به ما تعلق بگیرد که تنها یک دوره این میزان یعنی ۱ میلیارد تومان به ما در دوره مدیریت آقای رازینی پرداخت شد و حالا هم در مدیریت جدید با اینکه زمان پرداخت فرا رسیده نتوانسته‌ایم هیچ پولی دریافت کنیم.»
 
فرحی با اعلام اینکه انجام نشدن تعهدات می‌تواند خسارت جبران‌ناپذیری به یک کسب‌وکار بزند ادامه داد: «خوشبختانه ما تمامی تمهیدات لازم را دیده بودیم و با مدیریت هزینه و تمرکز روی ارائه سرویس سازمانی بیمه، فروش خود را بالا نگه داشتیم تا به افزایش درآمد برسیم و حالا در شرایط ثابت و خوبی قرار داریم؛ اما این شرایط هیچ تقصیری از گروهی که وعده سرمایه‌گذاری مکتوب به ما داده بودند کم نمی‌کند.»
 
فرحی می‌گوید که در بیش از ۴ سالی که در اکوسیستم استارت‌آپی کشور فعال بوده به شرکتهای مختلفی مشاوره سرمایه‌گذاری داده و یا در کمیته‌های سرمایه‌گذاری حضور داشته و تا کنون نیز بیش از ۱۲۰ مورد قرار داد سرمایه‌گذاری دیده؛ اما در این بین سابقه نداشته که یک شرکت سرمایه‌گذاری با وجود تعهدات کتبی برای ارائه سرمایه از انجام وظایفش سر باز بزند. به باور او این اتفاق بسیار کم‌سابقه و استثنایی است.
 
او با اشاره به پیگیری پرداخت سرمایه از تیم جدید سینا وی‌سی و موسسه دانشمند توضیح می‌دهد که تاکنون این پیگیری‌ها بی‌نتیجه بوده است: «انگار سرنوشت شرکت‌هایی که به واسطه سرمایه‌ آنها قرار بوده رشد کنند و حالا در نزدیکی ورشکستگی قرار دارند برای این نهاد و مجموعه فاقد کمترین اهمیت است.»
 
فرحی تاکید می‌کند که با توجه به پایان قرارداد آنها به سینا وی‌سی و اینکه آنها به تعهداتشان عمل نکرده‌اند امکان فسخ قرار داد وجود دارد و بیمه‌بازار در حال مذاکره با تیم‌های دیگر برای جذب سرمایه است.
 
شرکت استارت‌آپی توانیتو، که خدمات آنلاین ویژه در اختیار جامعه‌ای مانند معلولان و سالمندان می‌گذارد نیز یکی دیگر از شرکت‌های استارت‌آپی است که حالا به دلیل عدم پرداخت سرمایه از سمت صندوق سرمایه‌گذاری سینا براساس قرار داد با مشکل مواجه شده است.
 
وحید رجبلو، بنیانگذار و مدیرعامل توانیتو در گفت‌وگو با پیوست اعلام می‌کند که تنها قرار بود سینا وی‌سی روی این شرکت یک میلیارد تومان سرمایه‌گذاری کند و از این میزان تنها ۵۰۰ میلیون تومان به آنها پرداخت شده و ۵۰۰ میلیون تومان باقی مانده با وجود گذشتن زمان پرداخت، هنوز در اختیار این شرکت قرار نگرفته است.
 
او با اشاره اینکه آنها شاخص‌های لازم برای جذب این سرمایه را زده و به سرعت رشد کرده‌اند می‌گوید: «بخشی از این سرمایه به رشد ما کمک زیادی کرد و حتی باعث شد ارزش توانیتو که در ابتدا ۴ میلیارد تومان بود حالا بین ۱۲ تا ۱۴ میلیارد تومان ارزش‌گذاری شود. اما حالا این شرکت از پرداخت باقی‌مانده سرمایه براساس قراردادش با ما سر باز می‌زند و نمی‌دانم چرا باید یک شرکت سرمایه‌گذاری با اینکار پول سرمایه اولیه خودش که به رشد ما کمک کرده را بسوزاند.»
 
رجبلو از پیگیری‌های پی‌درپی شخصی خود از مدیران بنیاد گرفته تا موسسه دانشمند و صندوق سرمایه‌گذاری سینا می‌‌گوید و اینکه حتی ساعت‌ها پشت در این مدیران بدون اینکه او را ببینند برای دریافت سرمایه منتظر مانده اما تا کنون هیچ‌کدام از این پیگری‌ها و انتظارها به پاسخ روشن و نتیجه ختم نشده است.
 
رجبلو با اعلام اینکه پرداخت نشدن این سرمایه به آنها خسارت وارد خواهد کرد می‌گوید: «باید هزینه‌های مارکتینگ پرداخت شود و در کنار آن هزینه‌های عیدی و سنوات نیروهای من نیز وجود دارد. چک‌های من در حال‌حاضر برگشت خورده و این شرایط را برای ما سخت کرده است.»
 
رجبلو که نگران شرایط به وجود آمده برای کسب‌وکارش است از تلاش برای جذب سرمایه جدید از سمت شرکتی دیگر خبر می‌دهد؛ اما تاکید می‌کند که بنیاد با بی‌توجهی به انجام تعهداتش مشکلات زیادی را برای توانیتو به وجود آورده و حالا او نگران از دست دادن نیروهای نخبه‌ای است که در شکل‌گیری توانیتو نقش داشته‌اند.
 
نویسش، فعال در حوزه تولید محتوا هم از دیگر استارت‌آپ‌های است که چند ماه پیش توانسته از سمت صندوق سرمایه‌گذاری سینا موفق به جذب سرمایه شود. هرچند میلاد اسلامی‌زاد، موسس این سرویس اعلام می‌کند که زمان برای پرداخت بخش دوم سرمایه به این شرکت باقی مانده اما او هم از آینده مبهم ادامه همکاری سینا وی‌سی با کسب‌وکارش می‌گوید.
 
اسلامی‌زاد با اشاره به اینکه نمی‌تواند میزان جذب سرمایه خود از این شرکت را براساس قرارداد فاش کند به پیوست توضیح می‌دهد: «قرارداد ما با سینا وی‌سی مربوط به مهر ماه امسال بود و تا این لحظه هم این صندوق خارج از تعهداتش عمل نکرده و آن میزانی که باید پرداخت می‌کرده را پرداخت کرده و دریافت پرداختی دوم ما هم باید در سال آینده اتفاق بی‌افتد.» او با اعلام اینکه از زمان تغییرات مدیریتی در موسسه دانشمند و صندوق سرمایه‌گذاری سینا تنها یک بار با تیم جدید جلسه داشته می‌گوید: «در جلساتی که با این مدیران جدید داشتم با قطعیت اعلام نشده که قرار نیست این سرمایه به ما تعلق نگیرد اما احساس خودم این است که هنوز مشخص نیست قرار است چه اتفاقی بی‌افتد و این احتمال وجود دارد که من هم به مشکل استارت‌آپ‌های دیگر در این زمینه برخورد کنم.» اسلامی‌زاد تاکید می‌کند که در حال‌حاضر و با شرایط به وجود آمده استراتژی آنها این نیست که صبر کنند تا از تصمیم این صندوق برای جذب سرمایه با خبر شوند و درحال مذاکره با شرکت‌هایی هستند که برای سرمایه‌گذاری در نویسش اعلام آمادگی کرده‌اند.
 
اما شرکت دیگری که پشت درهای بسته صندوق سرمایه‌گذاری سینا برای جذب سرمایه براساس قرارداد مانده مپ است، شرکت استارت‌آپی که در حوزه نقشه فعالیت می‌کند. براساس اظهارات امین اکبریان، مدیرعامل مپ، قرار بوده این صندوق در ۲ مرحله و در هر مرحله با ۳ پرداخت میزان سرمایه وعده شده را به این شرکت پرداخت کند که در حال حاضر در مرحله اول تنها  ۲ پرداخت به آنها تعلق گرفته است.
اکبریان با اعلام اینکه آنها در مرحله آشنایی با مدیران تازه و صحبت در مورد دریافت پرداخت‌های باقی‌مانده هستند به پیوست می‌گوید: «تاکنون یک جلسه آشنایی با مدیران جدید داشتیم و نمی‌دانیم قرار است چه اتفاقی رخ دهد. ادامه همکاری به طرفین بستگی دارد و نمی‌توانم بگویم قرار است چه اتفاقی در این زمینه بی‌افتد.» او با اشاره به اینکه با تیم مدیریتی جدید خبرهایی شنیده‌اند که سیاست‌ها در زمینه سرمایه‌گذاری روی استارت‌آپها از سمت بنیاد در حال تغییر است ادامه داد: «به نظر می‌آید دیگر نگاه قبلی بنیاد به اکوسیستم دانش‌بنیان برای تزریق سرمایه کمرنگ‌تر شده و مدیران جدید بیشتر تمایل به حل مشکلات داخلی خود از طریق کمک گرفتن از شرکت‌های دیگر را دارند. با این حال قضاوت در مورد اینکه قرار است چه اتفاقی رخ دهد برای من زود است.» اکبریان با اعلام اینکه آنها برنامه‌ریزی‌های لازم برای جلوگیری از هر مشکلی در این زمینه را در نظر گرفته‌اند می‌گوید که چندان نگرانی از توقف همکاری با این صندوق سرمایه‌گذاری ندارد چرا که این اتفاق هم مانند ده‌ها اتفاق بدی که برای کسب‌وکارهای نوپا در یک سال اخیر رخ داده و باعث نگرانی آنها شده می‌گذرد.
موسسه دانشمند و صندوق سرمایه‌گذاری سینا تاکنون و در پیگیری پیوست پاسخ روشنی به اظهارات مدیرعامل سابق صندوق سرمایه‌گذاری سینا و همچنین شرکت‌های استارت‌آپی نداده‌اند. حالا باید منتظر و البته امیدوار بود و دید که در ادامه این نهادها چه تصمیمی برای انجام تعهدات خود در قبال این چند شرکت خواهند گرفت.
 
موسسه دانشمند: اولویت برای سرمایه‌گذاری در حوزه استارت‌آپ تغییر نکرده
درحالی که مدیرعامل سابق صندوق سرمایه‌گذاری سینا و برخی مدیران شرکت‌های استارت‌آپی در ارتباط با بنیاد از اولویت نداشتن سرمایه‌گذاری این نهاد در حوزه استارت‌آپی می‌گویند اما مدیر عامل موسسه دانشمند در گفت‌وگو با پیوست تاکید می‌کند که اولویت‌های بنیاد در این زمینه مانند سابق است.
 
علی خطیبی در این مورد به پیوست توضیح داد: «اولویت سرمایه‌گذاری در استارت‌آپ‌ها فرقی نکرده اما اینکه رو چه شرکت‌هایی سرمایه‌گذاری کند تغییر کرده است. بنیاد بیشتر به دنبال این موضوع است که روی شرکت‌هایی دانش‌بنیان و استارت‌آپی سرمایه‌گذاری کند که در راستای فعالیت‌های صنعتی و علمی بنیاد باشد.»
 
در مورد وضعیت قراردادهای قبلی صندوق سرمایه‌گذاری سینا به عنوان زیر مجموعه بنیاد با شرکت‌های استارت‌آپی هم اعلام کرد که صندوق در حال انجام تعهدات خود با این ۵ شرکت است ولی از این به بعد این صندوق به سراغ مجموعه‌های استارت‌آپی خواهد رفت که در راستای فعالیت بنیاد کار کنند. همچنین او در پاسخ به سوال در مورد تاخیر در پرداخت‌های این شرکت‌های استارت‌آپی با توجه به قرار داد تاکید کرد که در حال‌حاضر پرداخت‌ها براساس قرار داد در حال انجام است و اگر هم تاخیری در این پرداخت‌ها وجود دارد این تاخیر چندان زیاد نبوده است.
 
با این حال که موسس دانشمند از پیگری تعهدات خود در مقابل ۵ استارت‌آپ می‌گوید در آخرین پیگیری‌های پیوست همچنان این شرکت‌ها از به نتیجه نرسیدن پرداخت‌های به تاخیر افتاده خود از سمت سینا وی‌سی خبر می‌دهند. در همین حال بنیاد مستضعفان نیز تاکنون نسبت به وضعیت این چند شرکت که در انتظار تزریق سرمایه وعده داده شده از سمت این نهاد هستند سکوت اختیار کرده حالا باید منتظر ماند و دید که آیا در آینده مدیریت بنیاد وارد این بحث خواهد شد و مشکلات این چند استارت آپ جوان را در آستانه عیدی سخت حل خواهد کرد؟

سرمایه‌گذاری گروه صنعتی ماموت روی «پلاک» نهایی شد

 
پلاک؛ سرویس ارائه‌دهده خدمات در محل طی مذاکراتی توانسته‌ است نظر گروه صنعتی ماموت برای سرمایه‌گذاری در این استارت‌آپ را جلب کند.
 
 قرار است ماموت با سرمایه‌گذاری چند ۱۰ میلیاردی خود روی این استارت‌آپ به گسترش سرویس‌های پلاک در تمام شهرها کشور کمک کند. هم‌اکنون هلدینک صبا ایده سهامدار عمده این شرکت است. پلاک یکی از سرویس‌دهندگان ارائه خدمات در محل مانند نظافت منزل، خشکشویی، خدمات ساختمانی، تعمیرات، آزمایش آنلاین، خدمات پیرایشی، کارواش و غیره است. از دیگر سرویس‌های مشابه در این زمینه می‌توان به آچاره و اسپارد اشاره کرد.
 
قرار است براساس این سرمایه‌گذاری جدید پلاک مدل ارائه سرویس خود به کسب‌وکارهایی که با آنها طرف قرارداد است را نیز تغییر دهد. هر چند این تغییرات شاید از نظر کاربر نهایی به چشم نیاید اما ارائه دهندگان سرویس بر بستر پلاک پس از تغییرات اعمال شده در قراردادشان به عنوان نیروی استخدامی این سرویس به ارائه خدمت می‌پردازند.
ارائه سرویس‌های نوین در حوزه خدمات در محل نیز از دیگر برنامه‌‌هایی است که پلاک تصمیم دارد با جذب این سرمایه‌گذاری در ماه‌های آینده روی پلتفرم خود پیاده‌سازی کند.
 
این سرمایه‌گذاری از طریق «مکس کپیتال» به عنوان صندوق سرمایه‌گذاری ماموت، روی پلاک انجام شده و مشاور این فرایند جذب سرمایه‌گذاری نیز شرکت ایده هاب است.
 
هچنین پلاک تصمیم دارد در آینده نزدیک با جذب سرمایه‌گذار غیرایرانی دیگری ارائه خدمات خود را در خارج از ایران نیز گسترش دهد. براین اساس پلاک تصمیم دارد با حضور در حوزه خلیح فارس و با پایگاه قرار دادن عمان به ارائه سرویس در کشورهای منطقه بپردازد. به نظر می‌رسد عمان باتوجه به مشکلات تحریمی علیه ایران انتخاب شده است.

حضور ۲۰ سرمایه‌گذار خارجی در رویداد نشست سرمایه‌گذاری فناوری ۲۰۲۰

۲۰ سرمایه‌گذار خارجی و ۱۰۰ سرمایه‌گذار داخلی در رویداد نشست سرمایه‌گذاری فناوری ۲۰۲۰ (TIM) شرکت خواهند کرد. همچنین در این رویداد از دو استارت‌آپ خارجی در حوزه‌های فین‌تک و خدمات رونمایی خواهد شد.
 
 نشست خبری دومین رویداد نشست سرمایه‌گذاری فناوری ۲۰۲۰ (TIM) صبح امروز در ساختمان معاونت علمی فناوری ریاست جمهور برگزار شد. میلاد صدرخانلو، رئیس مرکز فن بازار ملی ایران و معاون ۲۰۲۰ (TIM) در این نشست خبری اعلام کرد در این رویداد آنها میزبان گروه D8 (هشت کشور اسلامی در حال توسعه) خواهند بود.
او با اشاره به اینکه هدف آنها از برگزاری این رویداد تسهیل سرمایه‌گذاری بر پروژه‌های فناوارانه در هشت کشور است و گفت: «ما تلاش می‌کنیم سرمایه‌گذاران را از کشورهای مختلف گرد هم آوریم و میان آنها همکاری مشترک ایجاد کنیم.»
به گفته صدرخانلو حدود ۲۰ شرکت سرمایه‌گذاری خارجی و ۱۰۰ سرمایه‌گذاری داخلی در این رویداد حضور دارند و مشارکت سرمایه‌گذاران خارجی و داخلی و گسترش تعاملات در دیگر کشورها و سرمایه‌گذاری در داخل از جمله دیتاوردهای برگزاری این رویداد خواهد بود.
 
او در ادامه درباره گروه D8 گفت: «D8 شامل کشورهای مصر، نیجریه، ترکیه، ایران، پاکستان، اندونزی و بنگلادش است که با توجه به پراکندگی این کشورها، آنها یک هشتم جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند و در حال حاضر تعاملات گسترده‌ای در سطح سران در حال انجام است و یکی از فعالیت‌ها در حوزه فناوری و شبکه T10 است و دبیرخانه این رویداد در پارک فناوری پردیس است.»
 
صدرخانلو اعلام کرد در این رویداد سورنا ستاری، معاون علمی فناوری  ریاست جمهوری و علی وحدت، رئیس صندوق نوآوری و شکوفایی و انجمن فرشتگان کسب‌وکارها، انجمن VC ایران و سفرای ۷ کشور دیگر هم حضور خواهند داشت.
 
این رویداد شامل ۶ بخش استراتژیک و تعیین‌کننده است. در این رویداد پنل‌های تخصصی درباره سرمایه‌گذاری وجود خواهد داشت که به مشارکت در سرمایه‌گذاری کمک می‌کند. همچنین معرفی تجربه‌های استارت‌آپی موفق ایرانی و خارجی بخش دیگری از این رویداد خواهد بود. در بخش دیگر، استارت‌آپ‌ها برای سرمایه‌گذاران محصولات خود را ارائه‌ می‌دهند که امید می‌رود در نهایت منجر به سرمایه‌گذاری شود. از سوی دیگر در این رویداد فرصت‌های کلان سرمایه‌گذاری و برگزاری کارگاه‌های آموزشی بخش‌های دیگر رویداد سرمایه‌گذاری فناوری ۲۰۲۰ TIM است.
 
صدرخانلو از حضور نمایندگان کشورهای پاکستان،‌ مصر، نیجریه، اتیوپی، بنگلادش، لبنان، هند و سوریه در جمع سرمایه‌گذاران خبر داد و گفت: «برخی از این کشورها عضو D8 نیستند اما از آنها دعوت کردیم تا این رویداد تبدیل به رویدادی بین‌المللی شود. ما محدودیتی برای بیان و طرح ایده نداریم و این یک رویداد عمومی است که همه حوزه‌های فناوری را شامل می‌شود و تاکنون میزان طرح‌ها و درخواست‌های ارائه شده در سه گروه تجهیزات پزشکی، دارو و انرژی‌های نو بیش از دیگر طرح‌ها بوده است.»
 
رویداد نشست سرمایه‌گذاری فناوری ۲۰۲۰ (TIM) با حضور سورنا ستاری، معاون علمی فناوری  ریاست جمهوری و علی وحدت، رئیس صندوق نوآوری و شکوفایی و انجمن فرشتگان کسب‌وکارها، انجمن VC ایران و سفرای ۷ کشور دیگر در ۱۵ و ۱۶ بهمن ماه برگزار خواهد شد
او در ادامه اعلام کرد که تاکنون ۲ استارت‌آپ خارجی، یکی در حوزه فین‌تک از کشور هند و دیگری در حوزه ارائه خدمات از لبنان، برای حضور در این رویداد انتخاب شدند. او گفت: «ما پیشنهاد می‌کنیم که فعالان حوزه فناوری به دنبال استفاده از پول هوشمند باشند و این به معنی استفاده از بازارها و همچنین دریافت مجوز برای فعالیت در کشوهای دیگر است.»
 
او در ادامه درباره بودجه‌ای که برای این کار به آنها اختصاص داده شده گفت: «بودجه در نظر گرفته شده اجرایی است و به شبکه انتقال فناوری داده شده است. قرار است جایزه فناوری به صورت سالانه به بهترین فناوری هشت کشور گروه D8 داده شود.»
 
به گفته او تاکنون ۱۵ طرح از میان بیش از ۱۰۰ طرح ارائه شده گزینش و از میان این ۱۵ طرح، سه طرح برای انعقاد قرارداد انتخاب شده‌اند.
 
صدرخانلو در ادامه تاکید کرد: «در این رویداد ۳۷ مهمان خارجی وجود دارد و راهکارهایی برای انتقال و سرمایه‌گذاری با وجود تحریم‌ها در نظر گرفته شده است.»
او در پاسخ به این سوال که چرا ایران برای برگزاری رویداد انتخاب شده گفت: «ایده تبادل فناوری از سوی ایران در گروه D8 مطرح شد و چون عزم ما برای این موضوع جدی بود، مسئولیت اجرایی رویداد بر عهده ایران گذاشته شد. این به معنی بهترین بودن ما در حوزه فناوری در میان این هشت کشور نیست.»
 
او در پایان تاکید کر که هنوز در ابتدای مسیر قرار دارند و به دنبال برگزاری این رویداد در دیگر کشورها نیز هستند که استارت‌آپ‌های ایرانی مهمان آنها باشند و به همین دلیل هم حضور استارت‌آپ‌های دیگر کشورها مورد توجه بوده است.
 
دومین رویداد نشست سرمایه گذاری فناوری ۲۰۲۰ (TIM) در روزهای پانزدهم و شانزدهم بهمن ماه در پارک فناوری پردیس در سالن همایش‌های ساختمان فن بازار برگزار خواهد شد.

آغاز موج چهارم توسعه سرمایه‎گذاری جسورانه

بررسی اطلاعات اخیر درباره صنعت جهانی سرمایه‌‌گذاری جسورانه(Venture Capital) یا VC نشان می‌دهد این صنعت تاکنون سه تحول بزرگ را تجربه کرده است. موج چهارم این نوع سرمایه‌گذاری تازه آغاز شده و در چند سال آینده شتاب می‌گیرد. برای همراهی با این موج، شرکت‌های ریسک‌پذیر باید خود را با شرایط این دوره زمانی تطبیق دهند. دوره‌ای که در آن انفجار شرکت‌های جدید، تقاضا به تنوع بیشتر VCها و نیاز مبرم VCها به ایجاد تمایز و خلق ارزش منحصر به فرد مشاهده خواهد شد.براساس تحلیل بانک دره سیلیکون، یک بانک تجاری که روی استارت‌آپ‌‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند، این موج چهارم به تعبیری یک تحول تاریخی است. سرمایه‌گذاری‌ جسورانه تاکنون سه موج را پشت سر گذاشته است. موج نخست به سال‌های اولیه پس از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۲۰۰۰ برمی‌گردد که هزینه استارت‌آپ‌‌ها بسیار زیاد و سرمایه نایاب بود که باعث قدرت گرفتن VCها شد. موج دوم از اواسط دهه ۲۰۰۰ تا اواخر آن طول کشید. در آن دوران، با دسترسی به سرمایه موجود بیشتر کارآفرینان انتخاب‌های بیشتری داشتند و سرمایه‌دار نه‌تنها منابع مالی بلکه ارزش افزوده نیز تامین می‌کرد. در موج سوم که در دهه ۲۰۱۰ شکل گرفت، با کاهش هزینه‌های استارت‌آپ‌‌ها، VCهای زیادی متولد شدند.
 
 
 
 تکامل VCها در سه موج
اختراع شیوه مدرن سرمایه‌داری جسورانه به سال ۱۹۴۶ برمی‌گردد؛ زمانی که یک فرانسوی به نام ژرژ دوریوت یک شرکت سهامی عام را برای ارزیابی هزاران پیشنهاد کسب‎وکاری تشکیل داد تا بهترین آنها را پیدا کرد. بیش از ۳۰ سال پس از اینکه وی اولین شرکت VC را راه‌اندازی کرد، سرمایه‌گذاری VC اساسا در حد یک کسب‌وکار سنتی باقی مانده بوده و به سختی تغییر ‌می‌کرد. در دهه‎های گذشته، دفاتر کار خانوادگی به ایجاد نخستین VCها در سیلیکون ولی کمک کردند. برای نمونه، شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه Venrock که در سال ۱۹۶۹ توسط لورنس راکفلر، پسر جان دیویس راکفلر، سرمایه‌دار بزرگ تاریخ آمریکا، تاسیس شد. دیگر شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه آمریکایی به نام Kleiner Perkins در سال ۱۹۷۲ تشکیل شد. در این دوره، سرمایه کمیاب بود و شرکت‌های فناوری که عمدتا سخت‌افزار تولید می‌کردند، به هزینه بالایی برای شروع کار نیاز داشتند. VCها قدرت زیادی داشتند و می‌توانستند شرایط را به کارآفرینان تحمیل کنند. مدیران اکثر VCها مرد بودند و تخصص آنها بیشتر در امور مالی بود تا فناوری. در اواخر دهه ۱۹۹۰ حباب دات‌کام شکل گرفت و برای اولین بار کسب‌وکارهای نوپا بیش از VCها شهرت یافتند. رسانه‌ها پر از اخبار درباره شرکت‌های اینترنتی بود و VCهای مطرح مانند جان دوئر از Kleiner Perkins و جیم بریر از Accel Partners، روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کردند. اما پس از ترکیدن حباب دات‌کام سرمایه به مدت چند سال از این صنعت خارج شد. البته با پیشرفت مجدد تکنولوژی در اواخر دهه ۲۰۰۰، سرمایه به شرکت‌های سرمایه‎گذاری جسورانه بازگردانده شد و موج دیگری از VC را آغاز کرد. سرمایه فراوان شد و کارآفرینان انتخاب‌های زیادی از بین آنها داشتند. شرکت‌ سرمایه‎گذاری جسورانه Andreessen Horowitz که به نوعی در معرفی مفهوم ریسک‎پذیر یا جسورانه (Venture) به‌عنوان یک کسب‌وکار خدماتی پیشگام بود، توانست به استارت‎آپ‎ها در جذب مشتری، بازاریابی، روابط عمومی، استخدام و توصیه‌های فنی کمک کند. Andreessen Horowitz، یک شرکت سهامی خاص است که توسط مارک اندرسون و بن هوروویتس برای سرمایه‌گذاری روی استارت‎آپ‎های حوزه تکنولوژی در سال ۲۰۰۹ تاسیس شد. در این دوران، هر شرکت VC باید برای جذب استارت‎آپ‎ها استراتژی داشته و نشان می‌داد که چگونه از استارت‎آپ ارزش خلق خواهد کرد. همان‌طور که فعالیت شرکت‌هایی مانند Andreessen Horowitz در قالب خدمات آغاز شد، موجی از شرکت‎های VC کوچک شکل گرفت که به تعبیری موج سوم دموکراسی سرمایه‌گذاران را به ارمغان آورد.
 
 آمادگی برای دوران جدید
اکنون یک موج چهارم از VC در حال ظهور است که توسط چند روند قدرتمند هدایت می‌شود. یک روند این است که سرمایه به‌طور کامل به یک کالا یا خدمات تبدیل شده‌است. سافت‌بانک یک صندوق ۱۰۰ میلیارد دلاری را جمع‌آوری کرد. صندوق‌های چند میلیارد دلاری در میان شرکت‌های VC بزرگ عادی شده و حتی برخی از آنها جایگزین صندوق‌های خیریه شده‎اند. روند دیگر این است که گرچه راه‌اندازی یک شرکت ارزان‌تر از همیشه است، اما استارت‎آپ‎های جدید به سرمایه‌گذاری‌های عظیمی نیاز دارند؛ چراکه می‌خواهند نخستین شرکتی باشند که کالا یا خدمات خاصی را ارائه می‌دهند و برنده نهایی اقتصاد دیجیتال باشند. این دوگانگی منجر به افزایش تعداد شرکت‌های جدید در مرحله بذر شده، درحالی‌که تعداد کمی از شرکت‌های بزرگ با بودجه‌های عظیم در مراحل بعدی تسلط دارند.در مرحله بذر و مراحل ابتدایی، مدیران نوظهور پدید می‎آیند. مدیرانی که بیش از سه صندوق نهادی را بدون یک مدیر ارشد مالی تمام وقت مدیریت کرده و حجم کل صندوق آنها زیر ۱۰۰ میلیون دلار و سرمایه‎گذار مرحله بذر است.
 
در واقع، VCهایی که گرایش آنها از راه‌اندازی شرکت‎های بزرگ به فروشگاه‌های تخصصی و کوچک تغییر کرده است. همچنین کارآفرینان سابق و سرمایه‌گذاران فرشته که بسیاری از آنها پیشینه سرمایه‌گذاری غیرسنتی دارند، وارد کسب‌وکار جسورانه شدند. از ۳۷۰صندوق مدیران نوظهور که در این گزارش بررسی شده، ۲۱ درصد آن حداقل یک موسس زن دارند. در حالی که تنها ۶ درصد از ۱۵۷شرکت سنتی یک بنیان‌گذار زن دارند. طی ۱۲ ماه گذشته که در فصل سوم سال ۲۰۱۹ به پایان رسید، این صندوق‌ها در ۱۵۳۶ شرکت، ۵/ ۲۸ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در بین این شرکت‌ها، ۲۰۵ شرکت خارج از مراکز بزرگ تکنولوژی در کالیفرنیا، نیویورک و بوستون قرار دارند. در مجموع ۵/ ۱۴ درصد سرمایه‌گذاری این صندوق‌ها در خارج از این بازارهای اصلی انجام شده‌است.
 
یک نکته جالب این است که ۴۸ درصد تمام شرکت‌ها برای افزایش سرمایه‌گذاری جسورانه در سال جاری در خارج از مراکز اصلی فناوری قرار گرفته‌اند، با این حال تنها ۲۴ درصد منابع سرمایه‌گذاری شده را دریافت کرده‌اند. به‌عبارت دیگر، VCها در شرکت‌های مستقر در مکان‌های جایگزین بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما در مقایسه با شرکت‌های در مراکز فناوری، همچنان سرمایه‌گذاری کم است. چرا؟ تا حدودی به این دلیل است که هزینه اعم از هزینه زندگی، دفتر کار یا استخدام نیروی کار ماهر، برای آغاز به کار یک شرکت در خارج از مراکز اصلی فناوری کمتر است، با این حال، VCها اغلب بر این باورند که شرکت‌هایی که در مراکز تکنولوژی ایجاد شده‌اند شانس بیشتری برای موفقیت دارند.همان‌طور که این دوره جدید پدیدار می‌شود، شرکت‌های VC هوشمند با استراتژی‌های جدید واکنش نشان می‌دهند. شرکت‌های پلت‌فرمی بزرگ می‌خواهند از بذر تا عرضه عمومی سهام (IPO) حضور داشته باشند. آنها می‌خواهند زودتر وارد شوند و از سهم خود در مقابل سایر سرمایه‌گذاران در مراحل بعدی محافظت کنند.
 
روند بذر تا IPO با تخصص همراه است. کارآفرینان همه امور را در دست دارند. یک شرکت علاقه‌مند با یک تیم منسجم می‌تواند سرمایه را به چند طریق افزایش دهد، طیفی از شبکه‎های سرمایه‌گذاران فرشته تا کمپین‎های تبلیغاتی شرکت Kickstarter و پیگیری ده‌ها شرکت VC. یک موسس هوشمند به یک شریک VC تبدیل می‌شود که بخش آنها را می‌شناسد و می‌تواند با راهنمایی و ارتباطات در طول چرخه عمر شرکت به ارزش آن بیفزاید؛ بنابراین برای شرکت‌های VC پس از توسعه این دوره، تمایز و تخصص‎گرایی مهم خواهد بود.در این عصر هوش مصنوعی، روند دیگری است که ارزش بررسی دارد و آن هم استفاده بیشتر از سرمایه‌گذاری مبتنی بر داده است. شرکت سرمایه‎گذار ریسک‎پذیر Rocketship، یک پایگاه‌داده پیچیده از فعالیت استارت‎آپ‎ها در سطح جهان ساخته‌ و بیش از ۳۱ ترابایت داده را در بیش از ۴۰ منبع داده تحلیل کرده ‌است.همان‌طور که سرمایه‌گذاری VC بیشتر از قبل رقابتی‌تر شده، بسیاری از شرکت‌ها در حال رقابت برای استفاده از داده‌ها به‌عنوان یک تفاوت کلیدی و مزیت رقابتی هستند.

آغاز موج چهارم توسعه سرمایه‎گذاری جسورانه

بررسی اطلاعات اخیر درباره صنعت جهانی سرمایه‌‌گذاری جسورانه(Venture Capital) یا VC نشان می‌دهد این صنعت تاکنون سه تحول بزرگ را تجربه کرده است. موج چهارم این نوع سرمایه‌گذاری تازه آغاز شده و در چند سال آینده شتاب می‌گیرد. برای همراهی با این موج، شرکت‌های ریسک‌پذیر باید خود را با شرایط این دوره زمانی تطبیق دهند. دوره‌ای که در آن انفجار شرکت‌های جدید، تقاضا به تنوع بیشتر VCها و نیاز مبرم VCها به ایجاد تمایز و خلق ارزش منحصر به فرد مشاهده خواهد شد.براساس تحلیل بانک دره سیلیکون، یک بانک تجاری که روی استارت‌آپ‌‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند، این موج چهارم به تعبیری یک تحول تاریخی است. سرمایه‌گذاری‌ جسورانه تاکنون سه موج را پشت سر گذاشته است. موج نخست به سال‌های اولیه پس از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۲۰۰۰ برمی‌گردد که هزینه استارت‌آپ‌‌ها بسیار زیاد و سرمایه نایاب بود که باعث قدرت گرفتن VCها شد. موج دوم از اواسط دهه ۲۰۰۰ تا اواخر آن طول کشید. در آن دوران، با دسترسی به سرمایه موجود بیشتر کارآفرینان انتخاب‌های بیشتری داشتند و سرمایه‌دار نه‌تنها منابع مالی بلکه ارزش افزوده نیز تامین می‌کرد. در موج سوم که در دهه ۲۰۱۰ شکل گرفت، با کاهش هزینه‌های استارت‌آپ‌‌ها، VCهای زیادی متولد شدند.
 
 
 
 تکامل VCها در سه موج
اختراع شیوه مدرن سرمایه‌داری جسورانه به سال ۱۹۴۶ برمی‌گردد؛ زمانی که یک فرانسوی به نام ژرژ دوریوت یک شرکت سهامی عام را برای ارزیابی هزاران پیشنهاد کسب‎وکاری تشکیل داد تا بهترین آنها را پیدا کرد. بیش از ۳۰ سال پس از اینکه وی اولین شرکت VC را راه‌اندازی کرد، سرمایه‌گذاری VC اساسا در حد یک کسب‌وکار سنتی باقی مانده بوده و به سختی تغییر ‌می‌کرد. در دهه‎های گذشته، دفاتر کار خانوادگی به ایجاد نخستین VCها در سیلیکون ولی کمک کردند. برای نمونه، شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه Venrock که در سال ۱۹۶۹ توسط لورنس راکفلر، پسر جان دیویس راکفلر، سرمایه‌دار بزرگ تاریخ آمریکا، تاسیس شد. دیگر شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه آمریکایی به نام Kleiner Perkins در سال ۱۹۷۲ تشکیل شد. در این دوره، سرمایه کمیاب بود و شرکت‌های فناوری که عمدتا سخت‌افزار تولید می‌کردند، به هزینه بالایی برای شروع کار نیاز داشتند. VCها قدرت زیادی داشتند و می‌توانستند شرایط را به کارآفرینان تحمیل کنند. مدیران اکثر VCها مرد بودند و تخصص آنها بیشتر در امور مالی بود تا فناوری. در اواخر دهه ۱۹۹۰ حباب دات‌کام شکل گرفت و برای اولین بار کسب‌وکارهای نوپا بیش از VCها شهرت یافتند. رسانه‌ها پر از اخبار درباره شرکت‌های اینترنتی بود و VCهای مطرح مانند جان دوئر از Kleiner Perkins و جیم بریر از Accel Partners، روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کردند. اما پس از ترکیدن حباب دات‌کام سرمایه به مدت چند سال از این صنعت خارج شد. البته با پیشرفت مجدد تکنولوژی در اواخر دهه ۲۰۰۰، سرمایه به شرکت‌های سرمایه‎گذاری جسورانه بازگردانده شد و موج دیگری از VC را آغاز کرد. سرمایه فراوان شد و کارآفرینان انتخاب‌های زیادی از بین آنها داشتند. شرکت‌ سرمایه‎گذاری جسورانه Andreessen Horowitz که به نوعی در معرفی مفهوم ریسک‎پذیر یا جسورانه (Venture) به‌عنوان یک کسب‌وکار خدماتی پیشگام بود، توانست به استارت‎آپ‎ها در جذب مشتری، بازاریابی، روابط عمومی، استخدام و توصیه‌های فنی کمک کند. Andreessen Horowitz، یک شرکت سهامی خاص است که توسط مارک اندرسون و بن هوروویتس برای سرمایه‌گذاری روی استارت‎آپ‎های حوزه تکنولوژی در سال ۲۰۰۹ تاسیس شد. در این دوران، هر شرکت VC باید برای جذب استارت‎آپ‎ها استراتژی داشته و نشان می‌داد که چگونه از استارت‎آپ ارزش خلق خواهد کرد. همان‌طور که فعالیت شرکت‌هایی مانند Andreessen Horowitz در قالب خدمات آغاز شد، موجی از شرکت‎های VC کوچک شکل گرفت که به تعبیری موج سوم دموکراسی سرمایه‌گذاران را به ارمغان آورد.
 
 آمادگی برای دوران جدید
اکنون یک موج چهارم از VC در حال ظهور است که توسط چند روند قدرتمند هدایت می‌شود. یک روند این است که سرمایه به‌طور کامل به یک کالا یا خدمات تبدیل شده‌است. سافت‌بانک یک صندوق ۱۰۰ میلیارد دلاری را جمع‌آوری کرد. صندوق‌های چند میلیارد دلاری در میان شرکت‌های VC بزرگ عادی شده و حتی برخی از آنها جایگزین صندوق‌های خیریه شده‎اند. روند دیگر این است که گرچه راه‌اندازی یک شرکت ارزان‌تر از همیشه است، اما استارت‎آپ‎های جدید به سرمایه‌گذاری‌های عظیمی نیاز دارند؛ چراکه می‌خواهند نخستین شرکتی باشند که کالا یا خدمات خاصی را ارائه می‌دهند و برنده نهایی اقتصاد دیجیتال باشند. این دوگانگی منجر به افزایش تعداد شرکت‌های جدید در مرحله بذر شده، درحالی‌که تعداد کمی از شرکت‌های بزرگ با بودجه‌های عظیم در مراحل بعدی تسلط دارند.در مرحله بذر و مراحل ابتدایی، مدیران نوظهور پدید می‎آیند. مدیرانی که بیش از سه صندوق نهادی را بدون یک مدیر ارشد مالی تمام وقت مدیریت کرده و حجم کل صندوق آنها زیر ۱۰۰ میلیون دلار و سرمایه‎گذار مرحله بذر است.
 
در واقع، VCهایی که گرایش آنها از راه‌اندازی شرکت‎های بزرگ به فروشگاه‌های تخصصی و کوچک تغییر کرده است. همچنین کارآفرینان سابق و سرمایه‌گذاران فرشته که بسیاری از آنها پیشینه سرمایه‌گذاری غیرسنتی دارند، وارد کسب‌وکار جسورانه شدند. از ۳۷۰صندوق مدیران نوظهور که در این گزارش بررسی شده، ۲۱ درصد آن حداقل یک موسس زن دارند. در حالی که تنها ۶ درصد از ۱۵۷شرکت سنتی یک بنیان‌گذار زن دارند. طی ۱۲ ماه گذشته که در فصل سوم سال ۲۰۱۹ به پایان رسید، این صندوق‌ها در ۱۵۳۶ شرکت، ۵/ ۲۸ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در بین این شرکت‌ها، ۲۰۵ شرکت خارج از مراکز بزرگ تکنولوژی در کالیفرنیا، نیویورک و بوستون قرار دارند. در مجموع ۵/ ۱۴ درصد سرمایه‌گذاری این صندوق‌ها در خارج از این بازارهای اصلی انجام شده‌است.
 
یک نکته جالب این است که ۴۸ درصد تمام شرکت‌ها برای افزایش سرمایه‌گذاری جسورانه در سال جاری در خارج از مراکز اصلی فناوری قرار گرفته‌اند، با این حال تنها ۲۴ درصد منابع سرمایه‌گذاری شده را دریافت کرده‌اند. به‌عبارت دیگر، VCها در شرکت‌های مستقر در مکان‌های جایگزین بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما در مقایسه با شرکت‌های در مراکز فناوری، همچنان سرمایه‌گذاری کم است. چرا؟ تا حدودی به این دلیل است که هزینه اعم از هزینه زندگی، دفتر کار یا استخدام نیروی کار ماهر، برای آغاز به کار یک شرکت در خارج از مراکز اصلی فناوری کمتر است، با این حال، VCها اغلب بر این باورند که شرکت‌هایی که در مراکز تکنولوژی ایجاد شده‌اند شانس بیشتری برای موفقیت دارند.همان‌طور که این دوره جدید پدیدار می‌شود، شرکت‌های VC هوشمند با استراتژی‌های جدید واکنش نشان می‌دهند. شرکت‌های پلت‌فرمی بزرگ می‌خواهند از بذر تا عرضه عمومی سهام (IPO) حضور داشته باشند. آنها می‌خواهند زودتر وارد شوند و از سهم خود در مقابل سایر سرمایه‌گذاران در مراحل بعدی محافظت کنند.
 
روند بذر تا IPO با تخصص همراه است. کارآفرینان همه امور را در دست دارند. یک شرکت علاقه‌مند با یک تیم منسجم می‌تواند سرمایه را به چند طریق افزایش دهد، طیفی از شبکه‎های سرمایه‌گذاران فرشته تا کمپین‎های تبلیغاتی شرکت Kickstarter و پیگیری ده‌ها شرکت VC. یک موسس هوشمند به یک شریک VC تبدیل می‌شود که بخش آنها را می‌شناسد و می‌تواند با راهنمایی و ارتباطات در طول چرخه عمر شرکت به ارزش آن بیفزاید؛ بنابراین برای شرکت‌های VC پس از توسعه این دوره، تمایز و تخصص‎گرایی مهم خواهد بود.در این عصر هوش مصنوعی، روند دیگری است که ارزش بررسی دارد و آن هم استفاده بیشتر از سرمایه‌گذاری مبتنی بر داده است. شرکت سرمایه‎گذار ریسک‎پذیر Rocketship، یک پایگاه‌داده پیچیده از فعالیت استارت‎آپ‎ها در سطح جهان ساخته‌ و بیش از ۳۱ ترابایت داده را در بیش از ۴۰ منبع داده تحلیل کرده ‌است.همان‌طور که سرمایه‌گذاری VC بیشتر از قبل رقابتی‌تر شده، بسیاری از شرکت‌ها در حال رقابت برای استفاده از داده‌ها به‌عنوان یک تفاوت کلیدی و مزیت رقابتی هستند.

آغاز موج چهارم توسعه سرمایه‎گذاری جسورانه

بررسی اطلاعات اخیر درباره صنعت جهانی سرمایه‌‌گذاری جسورانه(Venture Capital) یا VC نشان می‌دهد این صنعت تاکنون سه تحول بزرگ را تجربه کرده است. موج چهارم این نوع سرمایه‌گذاری تازه آغاز شده و در چند سال آینده شتاب می‌گیرد. برای همراهی با این موج، شرکت‌های ریسک‌پذیر باید خود را با شرایط این دوره زمانی تطبیق دهند. دوره‌ای که در آن انفجار شرکت‌های جدید، تقاضا به تنوع بیشتر VCها و نیاز مبرم VCها به ایجاد تمایز و خلق ارزش منحصر به فرد مشاهده خواهد شد.براساس تحلیل بانک دره سیلیکون، یک بانک تجاری که روی استارت‌آپ‌‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند، این موج چهارم به تعبیری یک تحول تاریخی است. سرمایه‌گذاری‌ جسورانه تاکنون سه موج را پشت سر گذاشته است. موج نخست به سال‌های اولیه پس از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۲۰۰۰ برمی‌گردد که هزینه استارت‌آپ‌‌ها بسیار زیاد و سرمایه نایاب بود که باعث قدرت گرفتن VCها شد. موج دوم از اواسط دهه ۲۰۰۰ تا اواخر آن طول کشید. در آن دوران، با دسترسی به سرمایه موجود بیشتر کارآفرینان انتخاب‌های بیشتری داشتند و سرمایه‌دار نه‌تنها منابع مالی بلکه ارزش افزوده نیز تامین می‌کرد. در موج سوم که در دهه ۲۰۱۰ شکل گرفت، با کاهش هزینه‌های استارت‌آپ‌‌ها، VCهای زیادی متولد شدند.
 
 
 
 تکامل VCها در سه موج
اختراع شیوه مدرن سرمایه‌داری جسورانه به سال ۱۹۴۶ برمی‌گردد؛ زمانی که یک فرانسوی به نام ژرژ دوریوت یک شرکت سهامی عام را برای ارزیابی هزاران پیشنهاد کسب‎وکاری تشکیل داد تا بهترین آنها را پیدا کرد. بیش از ۳۰ سال پس از اینکه وی اولین شرکت VC را راه‌اندازی کرد، سرمایه‌گذاری VC اساسا در حد یک کسب‌وکار سنتی باقی مانده بوده و به سختی تغییر ‌می‌کرد. در دهه‎های گذشته، دفاتر کار خانوادگی به ایجاد نخستین VCها در سیلیکون ولی کمک کردند. برای نمونه، شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه Venrock که در سال ۱۹۶۹ توسط لورنس راکفلر، پسر جان دیویس راکفلر، سرمایه‌دار بزرگ تاریخ آمریکا، تاسیس شد. دیگر شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه آمریکایی به نام Kleiner Perkins در سال ۱۹۷۲ تشکیل شد. در این دوره، سرمایه کمیاب بود و شرکت‌های فناوری که عمدتا سخت‌افزار تولید می‌کردند، به هزینه بالایی برای شروع کار نیاز داشتند. VCها قدرت زیادی داشتند و می‌توانستند شرایط را به کارآفرینان تحمیل کنند. مدیران اکثر VCها مرد بودند و تخصص آنها بیشتر در امور مالی بود تا فناوری. در اواخر دهه ۱۹۹۰ حباب دات‌کام شکل گرفت و برای اولین بار کسب‌وکارهای نوپا بیش از VCها شهرت یافتند. رسانه‌ها پر از اخبار درباره شرکت‌های اینترنتی بود و VCهای مطرح مانند جان دوئر از Kleiner Perkins و جیم بریر از Accel Partners، روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کردند. اما پس از ترکیدن حباب دات‌کام سرمایه به مدت چند سال از این صنعت خارج شد. البته با پیشرفت مجدد تکنولوژی در اواخر دهه ۲۰۰۰، سرمایه به شرکت‌های سرمایه‎گذاری جسورانه بازگردانده شد و موج دیگری از VC را آغاز کرد. سرمایه فراوان شد و کارآفرینان انتخاب‌های زیادی از بین آنها داشتند. شرکت‌ سرمایه‎گذاری جسورانه Andreessen Horowitz که به نوعی در معرفی مفهوم ریسک‎پذیر یا جسورانه (Venture) به‌عنوان یک کسب‌وکار خدماتی پیشگام بود، توانست به استارت‎آپ‎ها در جذب مشتری، بازاریابی، روابط عمومی، استخدام و توصیه‌های فنی کمک کند. Andreessen Horowitz، یک شرکت سهامی خاص است که توسط مارک اندرسون و بن هوروویتس برای سرمایه‌گذاری روی استارت‎آپ‎های حوزه تکنولوژی در سال ۲۰۰۹ تاسیس شد. در این دوران، هر شرکت VC باید برای جذب استارت‎آپ‎ها استراتژی داشته و نشان می‌داد که چگونه از استارت‎آپ ارزش خلق خواهد کرد. همان‌طور که فعالیت شرکت‌هایی مانند Andreessen Horowitz در قالب خدمات آغاز شد، موجی از شرکت‎های VC کوچک شکل گرفت که به تعبیری موج سوم دموکراسی سرمایه‌گذاران را به ارمغان آورد.
 
 آمادگی برای دوران جدید
اکنون یک موج چهارم از VC در حال ظهور است که توسط چند روند قدرتمند هدایت می‌شود. یک روند این است که سرمایه به‌طور کامل به یک کالا یا خدمات تبدیل شده‌است. سافت‌بانک یک صندوق ۱۰۰ میلیارد دلاری را جمع‌آوری کرد. صندوق‌های چند میلیارد دلاری در میان شرکت‌های VC بزرگ عادی شده و حتی برخی از آنها جایگزین صندوق‌های خیریه شده‎اند. روند دیگر این است که گرچه راه‌اندازی یک شرکت ارزان‌تر از همیشه است، اما استارت‎آپ‎های جدید به سرمایه‌گذاری‌های عظیمی نیاز دارند؛ چراکه می‌خواهند نخستین شرکتی باشند که کالا یا خدمات خاصی را ارائه می‌دهند و برنده نهایی اقتصاد دیجیتال باشند. این دوگانگی منجر به افزایش تعداد شرکت‌های جدید در مرحله بذر شده، درحالی‌که تعداد کمی از شرکت‌های بزرگ با بودجه‌های عظیم در مراحل بعدی تسلط دارند.در مرحله بذر و مراحل ابتدایی، مدیران نوظهور پدید می‎آیند. مدیرانی که بیش از سه صندوق نهادی را بدون یک مدیر ارشد مالی تمام وقت مدیریت کرده و حجم کل صندوق آنها زیر ۱۰۰ میلیون دلار و سرمایه‎گذار مرحله بذر است.
 
در واقع، VCهایی که گرایش آنها از راه‌اندازی شرکت‎های بزرگ به فروشگاه‌های تخصصی و کوچک تغییر کرده است. همچنین کارآفرینان سابق و سرمایه‌گذاران فرشته که بسیاری از آنها پیشینه سرمایه‌گذاری غیرسنتی دارند، وارد کسب‌وکار جسورانه شدند. از ۳۷۰صندوق مدیران نوظهور که در این گزارش بررسی شده، ۲۱ درصد آن حداقل یک موسس زن دارند. در حالی که تنها ۶ درصد از ۱۵۷شرکت سنتی یک بنیان‌گذار زن دارند. طی ۱۲ ماه گذشته که در فصل سوم سال ۲۰۱۹ به پایان رسید، این صندوق‌ها در ۱۵۳۶ شرکت، ۵/ ۲۸ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در بین این شرکت‌ها، ۲۰۵ شرکت خارج از مراکز بزرگ تکنولوژی در کالیفرنیا، نیویورک و بوستون قرار دارند. در مجموع ۵/ ۱۴ درصد سرمایه‌گذاری این صندوق‌ها در خارج از این بازارهای اصلی انجام شده‌است.
 
یک نکته جالب این است که ۴۸ درصد تمام شرکت‌ها برای افزایش سرمایه‌گذاری جسورانه در سال جاری در خارج از مراکز اصلی فناوری قرار گرفته‌اند، با این حال تنها ۲۴ درصد منابع سرمایه‌گذاری شده را دریافت کرده‌اند. به‌عبارت دیگر، VCها در شرکت‌های مستقر در مکان‌های جایگزین بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما در مقایسه با شرکت‌های در مراکز فناوری، همچنان سرمایه‌گذاری کم است. چرا؟ تا حدودی به این دلیل است که هزینه اعم از هزینه زندگی، دفتر کار یا استخدام نیروی کار ماهر، برای آغاز به کار یک شرکت در خارج از مراکز اصلی فناوری کمتر است، با این حال، VCها اغلب بر این باورند که شرکت‌هایی که در مراکز تکنولوژی ایجاد شده‌اند شانس بیشتری برای موفقیت دارند.همان‌طور که این دوره جدید پدیدار می‌شود، شرکت‌های VC هوشمند با استراتژی‌های جدید واکنش نشان می‌دهند. شرکت‌های پلت‌فرمی بزرگ می‌خواهند از بذر تا عرضه عمومی سهام (IPO) حضور داشته باشند. آنها می‌خواهند زودتر وارد شوند و از سهم خود در مقابل سایر سرمایه‌گذاران در مراحل بعدی محافظت کنند.
 
روند بذر تا IPO با تخصص همراه است. کارآفرینان همه امور را در دست دارند. یک شرکت علاقه‌مند با یک تیم منسجم می‌تواند سرمایه را به چند طریق افزایش دهد، طیفی از شبکه‎های سرمایه‌گذاران فرشته تا کمپین‎های تبلیغاتی شرکت Kickstarter و پیگیری ده‌ها شرکت VC. یک موسس هوشمند به یک شریک VC تبدیل می‌شود که بخش آنها را می‌شناسد و می‌تواند با راهنمایی و ارتباطات در طول چرخه عمر شرکت به ارزش آن بیفزاید؛ بنابراین برای شرکت‌های VC پس از توسعه این دوره، تمایز و تخصص‎گرایی مهم خواهد بود.در این عصر هوش مصنوعی، روند دیگری است که ارزش بررسی دارد و آن هم استفاده بیشتر از سرمایه‌گذاری مبتنی بر داده است. شرکت سرمایه‎گذار ریسک‎پذیر Rocketship، یک پایگاه‌داده پیچیده از فعالیت استارت‎آپ‎ها در سطح جهان ساخته‌ و بیش از ۳۱ ترابایت داده را در بیش از ۴۰ منبع داده تحلیل کرده ‌است.همان‌طور که سرمایه‌گذاری VC بیشتر از قبل رقابتی‌تر شده، بسیاری از شرکت‌ها در حال رقابت برای استفاده از داده‌ها به‌عنوان یک تفاوت کلیدی و مزیت رقابتی هستند.

توسعه سرمایه‎های اجتماعی برای حذف شکاف جنسیتی استارت‎آپ‎ها

فرصت ۵/ ۲ تریلیون دلاری حمایت از کارآفرینان زن
در مورد چگونگی حمایت از کارآفرینان زن بحث و گفت‌وگوی زیادی وجود دارد. در حال حاضر به‌رغم شواهدی مبنی‌بر اینکه استارت‎آپ‎های تحت رهبری زنان موفقیت قابل توجهی دارند، اما احتمال زنده ماندن آنها کم است. تحلیل جدید گروه مشاوره بوستون نشان می‎دهد اگر زنان و مردان در سراسر جهان به‌طور برابر در عرصه کارآفرینی شرکت کنند، رشد تولید ناخالص جهان تقریبا از سه درصد به ۶ درصد افزایش می‌یابد.
 
 
 
این افزایش معادل ۵/ ۲تریلیون دلار تولید ناخالص جهان را بالاتر می‌برد. چگونه می‌توان از کارآفرینان زن حمایت کرد؟ تمرکز اغلب روی بهبود دسترسی به اعتبار (سرمایه و منابع مالی) یا ارائه آموزش برای کمک به زنان در ایجاد مهارت‌های جدید (سرمایه انسانی)، دو زمینه مهم برای موفقیت کسب‎وکار‎های تحت رهبری زنان است. با این حال، یکی دیگر از عوامل اصلی موفقیت این مشاغل دسترسی به شبکه است که نمی‎توان از آن چشم‎پوشی کرد.
 
شکاف جنسیتی در کارآفرینی
برای درک بهتر شکاف جنسیتی کارآفرینی، دیده‌بان جهانی کارآفرینی تحلیلی روی داده‌های ۲۰۱۶-۲۰۱۴ درباره نرخ از بین رفتن کارآفرینی و پایداری کسب‌وکار با توجه به جنسیت افراد در ۱۰۰ کشور انجام داده است. نتایج این بررسی نشان می‌دهد در سراسر ۶ منطقه جهانی، نسبت مردان در سن اشتغال که کسب‌وکار جدیدی را آغاز می‌کنند در مقایسه با زنان با همین شرایط بیشتر است. چهار کشور، ویتنام، مکزیک، اندونزی و فیلیپین، موفق به رعایت نرم‌های جهانی شدند. در سال ۲۰۱۶ زنان بیشتری نسبت به مردان کسب‌وکار جدیدی را در این کشورها راه‌اندازی کردند. در ۵۰ مورد از ۱۰۰ کشور مطالعه شده، شکاف جنسیتی در تاسیس استارت‌آپ‌ها (درصد مردان در مقابل زنانی که کسب‌وکار جدیدی را آغاز می‌کنند) از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ کمتر شده و این کاهش در ترکیه، کره‌جنوبی و اسلواکی قابل توجه بوده ‌است. در ۴۰ کشور به ویژه سوئیس، اروگوئه و آفریقای جنوبی، شکاف جنسیتی استارت‌آپ‎ها در حال توسعه است. دلایل زیادی برای این شکاف جنسیتی وجود دارد. از جمله می‎توان به تفاوت در دسترسی به پشتیبانی مالی اشاره کرد. طبق تحلیل گروه مشاوره بوستون از داده‌های  MassChallenge، یک شبکه جهانی شتاب‌دهنده مستقر در آمریکا، در سال ۲۰۱۸، سرمایه‎گذاری در شرکت‎هایی که توسط زنان یا از طریق آنها تاسیس شده، به‌طور متوسط ۹۳۵ هزار دلار است که کمتر از نصف میانگین سرمایه‎گذاری در شرکت‌هایی است که توسط مردان راه‎اندازی شده است. میانگین سرمایه‎گذاری در استارت‎آپ‎هایی که مردان راه‎اندازی کردند حدود ۱/ ۲ میلیون دلار است. این اختلاف در حالی وجود دارد که استارت‌آپ‎هایی که توسط زنان راه‎اندازی شده یا در تیم بنیان‌گذاران آن زنان هستند، با گذشت زمان عملکرد بهتری دارند و در یک دوره ۵ ساله ۱۰ درصد درآمد تجمعی بالاتری ایجاد می‎کنند. درآمد تجمعی برای زنان ۷۳۰ هزار دلار و برای مردان ۶۶۲ هزار دلار است.
 
چالش دیگر دسترسی محدود به سرمایه اجتماعی در قالب شبکه‌های حمایتی قوی، شناسایی شده ‌است. شبکه‌ها عامل مهمی برای موفقیت کسب‌و‌کارهای کوچک هستند. برای مثال، یک مطالعه در کشورهای با درآمد کم و متوسط، نشان داد شبکه‌های قوی‌تر و وسیع‌تر با شکاف‎های جنسیتی کوچک در پایداری کسب‌وکار و دسترسی بهبودیافته به منابع مالی مختلف ارتباط دارند.
 
ایجاد یک شبکه بهتر
شرکت‌های بزرگ می‌توانند نقش بزرگی در ایجاد شبکه‌ها بازی کنند. در بسیاری از نقاط جهان، شرکت‌های کوچک با رهبری زنان، عنصر مهمی در زنجیره‌های تامین جهانی هستند، چه به‌عنوان توزیع‌کننده، خرده‎فروش یا تامین‎کننده. شرکت‌ها می‌توانند شبکه‌هایی را پرورش دهند که به زنان کارآفرین برای مشاوره درمورد همه چیز از نحوه تامین مالی عملیاتشان گرفته تا نحوه مدیریت کمک ‌کند. حمایت از کسب‌وکار با رهبری زنان با این شیوه، کسب‌وکار خوبی است. اگر شرکت‌های بزرگ این کار را به خوبی انجام دهند، شرکت‌ها می‌توانند یک زنجیره تامین قابل‌اطمینان و متنوع‎‎تری بسازند. بهتر است شرکت‌ها اهداف اجتماعی را ارتقا دهند و در عین حال بازدهی و سود برای سهامدارانشان افزایش می‌یابد. همه سازمان‌هایی که از کارآفرینان زن حمایت می‌کنند، از جمله شرکت‌ها، گروه‌های بین‌المللی اهداکننده و دولت‌ها، می‌توانند تاثیر کارآفرینان زن را با ایجاد و ساخت شبکه‌ها برای زنان افزایش دهند. پژوهش گروه مشاوره بوستون بهترین شبکه‌ها سه ویژگی مهم دارد که عبارتند از: هدف، جامعیت و تعامل.
 
هدف: از شروع، یک شبکه باید هدف مشخص و روشنی داشته باشد؛ نه اینکه صرفا شبیه مرکزی برای ذخیره اطلاعات کسب‎‎وکارها عمل کند. اینکه کارآفرینان زن چه چیزی می‌توانند با پیوستن به شبکه به دست آورند؟ آیا آنها به سرمایه انسانی و مالی و همچنین سرمایه اجتماعی دسترسی خواهند یافت؟ چگونه این شبکه می‌تواند به زنان در دستیابی به اهداف کسب‌وکاری ملموس کمک کند؟ به‌عنوان مثال، شرکت Endeavor که از کارآفرینان حمایت می‎کند، ماموریت روشنی در شبکه مربیان استارت‎آپ‎ها و سرمایه‌گذار دارد تا کارآفرینان تاثیرگذار را از سراسر جهان انتخاب کرده و مربیگری کند. همچنین رشد سرمایه‌گذاری آنها را شتاب بخشیده، مشاوره تجاری ارائه داده و برای آنها دسترسی بهتر به سرمایه مالی فراهم کند.
 
جامعیت: سپس، شرکت‌کنندگان را به دقت انتخاب کند. بهترین شبکه‌ها یک بنیان‌گذار اختصاصی دارند که ممکن است یک شخص، سازمان غیردولتی، شرکت یا هر سازمان دیگری با منافع و حضور بلندمدت در جامعه باشد. آنها همچنین اعضای فعالی از عضویت فعال از جمله ترکیبی از کارآفرینان جدید و مالکان کسب‎‎وکارهای تاسیس شده با زمینه‌های مختلف فرهنگی دارند. برای ایجاد تعامل و تعهد، بنیان‌گذاران شبکه می‌توانند هزینه‌های عضویت را در نظر بگیرند، الزامات حضور اجباری را نهادینه کنند که مستلزم مصاحبه یا منابع برای اعضای جدید باشند.
 
تعامل: شبکه باید برای تسهیل تعاملات رسمی و غیر رسمی ساختاربندی شود. آموزش رسمی جای خود را دارد، اما تعاملات غیر رسمی و همتا به همتا برای ایجاد اعتماد و اطمینان از اینکه شبکه در طول زمان در ارتباط بوده، حیاتی است. سکوهای آنلاین می‌توانند برای موفقیت در این حوزه حیاتی باشند. برای مثال، بنیاد چری بلیر (Cherie Blair) برای زنان که در نیجریه مستقر است، برنامه‌های نظارت رسمی دارد، اما همچنین روابط غیررسمی، تبادل ایده‌ها  و همکاری را از طریق انجمن‎های آنلاین خود تشویق می‌کند. همه این تعاملات مستلزم دسترسی به اینترنت و یک شبکه جامع است. اغراق نیست اگر بگوییم که کارآفرینان زن قدرت تغییر دنیا را دارند. حذف شکاف جنسیتی در کارآفرینی و تقویت رشد شرکت‌های با رهبری و مالکیت زنان، برای بازارهای سرتاسر جهان ایده‌ها، خدمات و محصولات جدیدی را به ارمغان خواهد آورد. برای این منظور، باید اطمینان حاصل کرد که زنان به همه اشکال سرمایه، به ویژه سرمایه اجتماعی به شکل شبکه‌های قدرتمند دسترسی دارند.