گردهمایی بازاریابی دیجیتال و استارت‌آپها برگزار شد

 
گردهمایی بازاریابی دیجیتال، استارت‌آپ ها و تولید محتوا با هدف بررسی نوین ترین روش ها و برنامه های جهانی بازاریابی دیجیتالی در راستای شکل‌گیری استارتاپ های اقتصادی برگزار شد.
 
 سومین گردهمایی «دست اندرکاران بازاریابی دیجیتال(DMDay)، استارت‌آپ ها و تولید محتوا» با حضور متخصصان، کارشناسان، استادان دانشگاه ها و دانشجویان و همچنین مدیران کسب و کارها و صنایع مختلف در مرکز همایش های بین المللی سازمان صدا و سیما برگزار شد.
 
امیرحسین قنبری دبیر اجرایی این رویداد گفت: در این گردهمایی سه روزه، نوین ترین روش ها و برنامه های جهانی بازاریابی دیجیتالی و شکل گیری استارت‌آپ های مختلف اقتصادی، علمی، پزشکی و اجتماعی ارائه می شود.  
 
وی افزود: «روز بازاریابی دیجیتال» صرفا یک رویداد نیست، بلکه بستری است برای کمک به گسترش بازار دیجیتال و دیجیتال مارکتینگ و ماموریت اصلی آن نیز ایجاد بستری مناسب برای معرفی ظرفیت های دیجیتال مارکتینگ به صنایع و کسب و کارهای مختلف کشور است.
 
قنبری با بیان اینکه بازار دیجیتال مارکتینگ همواره تغییرات بسیاری را شاهد است و روز بازاریابی دیجیتال تلاش کرده تا آخرین دغدغه ها، راهکارها و روشهای مختلف را با فعالان و علاقه مندان این حوزه به اشتراک بگذارد، گفت: خلق فرصت‌های همکاری، اشتراک گذاری تجربیات و هم افزایی دانش باعث رشد این بازار می‌شود.
 
وی با بیان اینکه این رویداد در مجموع ۱۸۰۰ شرکت کننده را دور یکدیگر جمع کرده است، گفت: برگزاری کارگاه‌های آموزشی تخصصی با موضوعات ری‌تارگتینک، دیجیتال برندیگ، سئو و SEM، پرفورمنس مارکتینگ و غیره از بخش‌های رویدادهای قبلی بوده است. در سومین رویداد بازاریابی دیجیتال نیز، مباحثی همچون ایجاد بستر مناسب برای معرفی روش‌های مدرن تبلیغاتی و دیجیتال مارکتینگ و بررسی تاثیر آنها بر صنایع مختلف، بررسی دغدغه های روز در حوزه دیجیتال مارکتینگ و همکاری گسترده‌تر با همکاران، شرکای تجاری، رسانه‌ها و برگزارکنندگان از محورهای اصلی برگزاری است.
 
دبیر اجرایی این رویداد با بیان اینکه روز بازاریابی دیجیتال تصمیم دارد تا کاربردپذیری، تاثیرگذاری دیجیتال مارکتینگ در حوزه ها و صنایع مختلف را بررسی کند، گفت: این بخش‌ تمامی حوزه های مرتبط با صنایع مصرفی، بهداشتی، غذایی، حمل و نقل ، سفر و لجستیک، موبایل و تجهیزات کامپیوتری، لباس و فروشگاههای تجاری و زنجیره ای و مواردی از این دست را شامل می شود.

مقررات دست‌و‌پاگیر؛ بزرگ‌ترین چالش استارت‌آپ‌ها

 تازه‌ترین اطلاعات که براساس یک آمارگیری از تعدادی از استارت‌آپ‌های ایرانی به دست آمده نشان می‌دهد حوزه خدمات و ابزارهای پایه فناوری اطلاعات بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است.
این آمارها که در حاشیه نمایشگاه الکامپ و رویداد الکام استارز جمع‌آوری شده نشان‌دهنده آن است که پس از آن تبلیغات و بازاریابی، فناوری‌های مالی (فین‌تک) و گردشگری به ترتیب بیشترین سهم را در اختیار دارند.اما در این میان حوزه ورزش، فرهنگی و همچنین امنیت، کمترین درصد را به خودشان اختصاص داده‌اند. به‌نظر می‌رسد این حوزه‌ها برای استارت‌آپ‌های تازه‌وارد می‌توانند در این بخش‌ها تمرکز بیشتری داشته باشند و سهم‌ قابل‌توجهی از حوزه‌ها را در آینده به دست آورند.به‌رغم اینکه تشدید تحریم‌ها تقریبا امکان سرمایه‌گذاری خارجی را در بخش استارت‌آپ‌ها منتفی کرد و همین باعث مشکلات مهمی در تامین سرمایه استارت‌آپ‌ها برای فعالیت شد با این حال استارت‌آپ‌های مختلفی همچنان در حال فعالیتند.طبق این آمار، حدود ۷۶ درصد از استارت‌آپ‌های الکام استارز در بازار داخلی فعالیت می‌کنند و در کنار آن ۱۶ درصد از این استارت‌آپ‌ها در بازار منطقه‌ای فعالیت دارند. ۸ /۱۱ درصد هم در مقیاس جهانی فعالیت می‌کنند. مطمئنا در صورتی که تحریم‌ها وجود نداشتند، حوزه فعالیت استارت‌آپ‌های ایرانی حداقل در بین کشورهای منطقه خیلی گسترده‌تر بود. با این حال حضور ۱۱ درصدی فعالیت جهانی استارت‌آپ‌های ایرانی نشان‌دهنده این است که حتی در شرایط دشوار هم استارت‌آپ‌های ایرانی قابلیت دسترسی به بازارهای جهانی را دارند.
 
 روش‌های تامین مالی و افزایش سرمایه موردنظر
یکی از نکات جالب در این پرسشنامه، روش‌های افزایش سرمایه است که ۶۰ درصد از استارت‌آپ‌ها از اشخاص برای تامین سرمایه مورد نیازشان استفاده می‌کنند. البته سرمایه‌گذاران خطرپذیر، دومین روش افزایش سرمایه این استارت‌آپ‌ها هستند که ۵۰ درصد از استارت‌آپ‌ها از این روش هم استفاده می‌کنند. این مساله نشان‌دهنده فعالیت موثر سرمایه‌گذاران خطرپذیر در اکوسیستم استارت‌آپی ایران است. ضمنا ۲۵ درصد از این استارت‌آپ‌ها از شتاب‌دهنده‌ها برای تامین مالی و افزایش سرمایه خود استفاده می‌کنند.با توجه به اینکه بخش عمده استارت‌آپ‌های شرکت‌کننده در الکام استارز را استارت‌آپ‌های در مراحل اولیه رشد تشکیل می‌دهند جای تعجبی ندارد که بخش عمده تامین سرمایه اولیه آنها به صورت شخصی انجام شده باشد. با این حال حضور سرمایه‌گذاران جسور به‌عنوان تامین‌کننده تامین سرمایه نیمی از این استارت‌آپ‌ها نشان‌دهنده آن است که همچنان سرمایه‌گذاران VC نقش فعالی در این عرصه دارند و  استفاده از وام‌های بانکی و تامین مالی جمعی هم از دیگر روش‌های مورد استفاده استارت‌آپ‌ها برای تامین سرمایه خود است.به‌رغم این موارد به‌نظر می‌رسد نبود مدل‌های بازگشت سرمایه استارت‌آپ‌ها به چرخه سرمایه‌گذاری چالش دیگری باشد که در این آمارگیری به آن پرداخته نشده است. بسیاری از استارت‌آپ‌هایی که مراحل اولیه رشد را پشت‌سر گذاشته‌اند در سال‌های اخیر برای ادامه رشد نیاز به سرمایه‌گذاری مجدد یا تامین سرمایه‌ از روش‌های دیگری چون ادغام، تملک و... دارند؛ اما به جز معدودی از آنها بقیه موفق به دریافت سرمایه از این طریق نشده‌اند.از سوی دیگر همچنان مسیرهای موفقیت استارت‌آپ‌های بزرگ‌تر برای ورود به بازار سرمایه (به‌عنوان مثال و الگویی برای آینده استارت‌آپ‌ها) آزموده نشده و همین چشم‌انداز، استارت‌آپ‌های کوچک‌تر را هم با تردید مواجه کرده است.
 
 قوانین بزرگ‌ترین چالش استارت‌آپ‌ها
بزرگ‌ترین چالش بیرونی که استارت‌آپ‌ها به آن اشاره کرده‌اند، «قوانین و مقررات» است که طی این چند سال همواره استارت‌آپ‌های کوچک و بزرگ از این قوانین دست‌و‌پاگیر گلایه داشته‌اند. به‌نظر می‌رسد سیاست‌گذاران این حوزه باید توجه بیشتری به فعالان استارت‌آپی داشته باشند و با هموار کردن مسیر برای استارت‌آپ‌های نوپا راه را برای رشد آنها فراهم کنند. البته که شکست استارت‌آپ‌ها به عوامل متعددی بستگی دارد؛ اما قوانین و مقررات داخلی همچنان تاثیر بسزایی در جلوگیری از رشد استارت‌آپ‌های ایرانی دارد.براساس آمارگیری‌های انجام شده قوانین و مقررات از نظر ۵۶ درصد استارت‌آپ‌ها مهم‌ترین چالش آنها به شمار می‌رود. سیاست‌گذاری‌های دولت و کمبود سرمایه، کمبود نیروی انسانی و تحریم‌ها از دیگر چالش‌های اصلی استارت‌آپ‌ها به‌شمار می‌روند.از میان استارت‌آپ‌های الکام‌استارز، ۷۵ درصد اعلام کرده‌اند از حمایت‌های دولتی استفاده نکرده‌اند. این نشان می‌دهد دولت همچنان نگاه ویژه‌ای به استارت‌آپ‌های نوپای ایرانی ندارد و بخش اعظمی از این بی‌توجهی می‌تواند به‌دلیل وابستگی بیش از حد اقتصاد کشور و درآمد دولت به فروش نفت باشد و اینکه دولت هنوز به نقش ویژه استارت‌آپ‌ها در بهبود و توسعه اقتصاد داخلی پی نبرده است.
 

سومین همایش بین‌المللی بازاریابی دیجیتال، استارتاپ‌ها و تولید محتوا افتتاح شد

 
 
رویداد دست اندرکاران بازاریابی دیجیتال، استارتاپ‌ها و تولید محتوا با هدف نوین‌ترین روش‌ها و برنامه‌های جهانی بازاریابی صبح روز پنج شنبه افتتاح شد.
 
 در سومین همایش بین‌المللی دست اندرکاران بازاریابی دیجیتال، استارتاپ‌ها و تولید محتوا، نوین‌ترین روش‌ها و برنامه‌های جهانی بازاریابی دیجبتالی و شکل‌گیری استارتاپ‌های مختلف اقتصادی، علمی، پزشکی و اجتماعی ارائه و معرفی خواهد شد.
اشتراک‌گذاری و در اختیار گذاشتن تجربیات توسط افراد مختلف، وصل کردن آدم‌ها و کسب و کارها به یکدیگر، تکیه بر هوش و استعداد و توانمندی های داخلی همگام با پیشرفت دنیا از جمله مسائلی است که در سومین همایش بازاریابی دیجیتال در خصوص آن صحبت خواهد شد.
در این رویداد که در روزهای ۱۲ تا ۱۴ دی ماه ادامه خواهد داشت، متخصصان، کارشناسان، استادان دانشگاه ها و دانشجویان و همچنین مدیران بیش از ۱۸۰۰ مرکز کسب و کارها و صنایع مختلف حضور و مشارکت دارند.
 همزمان با این رویداد نشست‌های تخصصی با موضوعات ریتارگتینک، دیجیتال برندیگ، سئو و SEM، پرفورمنس مارکتینگ و غیره نیز برگزار می‌شود.
«سومین همایش بین المللی دست اندرکاران بازاریابی دیجیتال، استارتاپ ها و تولید محتوا» با حضور فعالان این حوزه روز پنج شنبه دوازدهم دی ماه ماه در مرکز همایش‌های بین‌المللی صدا و سیما افتتاح شد.

آغاز موج چهارم توسعه سرمایه‎گذاری جسورانه

بررسی اطلاعات اخیر درباره صنعت جهانی سرمایه‌‌گذاری جسورانه(Venture Capital) یا VC نشان می‌دهد این صنعت تاکنون سه تحول بزرگ را تجربه کرده است. موج چهارم این نوع سرمایه‌گذاری تازه آغاز شده و در چند سال آینده شتاب می‌گیرد. برای همراهی با این موج، شرکت‌های ریسک‌پذیر باید خود را با شرایط این دوره زمانی تطبیق دهند. دوره‌ای که در آن انفجار شرکت‌های جدید، تقاضا به تنوع بیشتر VCها و نیاز مبرم VCها به ایجاد تمایز و خلق ارزش منحصر به فرد مشاهده خواهد شد.براساس تحلیل بانک دره سیلیکون، یک بانک تجاری که روی استارت‌آپ‌‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند، این موج چهارم به تعبیری یک تحول تاریخی است. سرمایه‌گذاری‌ جسورانه تاکنون سه موج را پشت سر گذاشته است. موج نخست به سال‌های اولیه پس از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۲۰۰۰ برمی‌گردد که هزینه استارت‌آپ‌‌ها بسیار زیاد و سرمایه نایاب بود که باعث قدرت گرفتن VCها شد. موج دوم از اواسط دهه ۲۰۰۰ تا اواخر آن طول کشید. در آن دوران، با دسترسی به سرمایه موجود بیشتر کارآفرینان انتخاب‌های بیشتری داشتند و سرمایه‌دار نه‌تنها منابع مالی بلکه ارزش افزوده نیز تامین می‌کرد. در موج سوم که در دهه ۲۰۱۰ شکل گرفت، با کاهش هزینه‌های استارت‌آپ‌‌ها، VCهای زیادی متولد شدند.
 
 
 
 تکامل VCها در سه موج
اختراع شیوه مدرن سرمایه‌داری جسورانه به سال ۱۹۴۶ برمی‌گردد؛ زمانی که یک فرانسوی به نام ژرژ دوریوت یک شرکت سهامی عام را برای ارزیابی هزاران پیشنهاد کسب‎وکاری تشکیل داد تا بهترین آنها را پیدا کرد. بیش از ۳۰ سال پس از اینکه وی اولین شرکت VC را راه‌اندازی کرد، سرمایه‌گذاری VC اساسا در حد یک کسب‌وکار سنتی باقی مانده بوده و به سختی تغییر ‌می‌کرد. در دهه‎های گذشته، دفاتر کار خانوادگی به ایجاد نخستین VCها در سیلیکون ولی کمک کردند. برای نمونه، شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه Venrock که در سال ۱۹۶۹ توسط لورنس راکفلر، پسر جان دیویس راکفلر، سرمایه‌دار بزرگ تاریخ آمریکا، تاسیس شد. دیگر شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه آمریکایی به نام Kleiner Perkins در سال ۱۹۷۲ تشکیل شد. در این دوره، سرمایه کمیاب بود و شرکت‌های فناوری که عمدتا سخت‌افزار تولید می‌کردند، به هزینه بالایی برای شروع کار نیاز داشتند. VCها قدرت زیادی داشتند و می‌توانستند شرایط را به کارآفرینان تحمیل کنند. مدیران اکثر VCها مرد بودند و تخصص آنها بیشتر در امور مالی بود تا فناوری. در اواخر دهه ۱۹۹۰ حباب دات‌کام شکل گرفت و برای اولین بار کسب‌وکارهای نوپا بیش از VCها شهرت یافتند. رسانه‌ها پر از اخبار درباره شرکت‌های اینترنتی بود و VCهای مطرح مانند جان دوئر از Kleiner Perkins و جیم بریر از Accel Partners، روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کردند. اما پس از ترکیدن حباب دات‌کام سرمایه به مدت چند سال از این صنعت خارج شد. البته با پیشرفت مجدد تکنولوژی در اواخر دهه ۲۰۰۰، سرمایه به شرکت‌های سرمایه‎گذاری جسورانه بازگردانده شد و موج دیگری از VC را آغاز کرد. سرمایه فراوان شد و کارآفرینان انتخاب‌های زیادی از بین آنها داشتند. شرکت‌ سرمایه‎گذاری جسورانه Andreessen Horowitz که به نوعی در معرفی مفهوم ریسک‎پذیر یا جسورانه (Venture) به‌عنوان یک کسب‌وکار خدماتی پیشگام بود، توانست به استارت‎آپ‎ها در جذب مشتری، بازاریابی، روابط عمومی، استخدام و توصیه‌های فنی کمک کند. Andreessen Horowitz، یک شرکت سهامی خاص است که توسط مارک اندرسون و بن هوروویتس برای سرمایه‌گذاری روی استارت‎آپ‎های حوزه تکنولوژی در سال ۲۰۰۹ تاسیس شد. در این دوران، هر شرکت VC باید برای جذب استارت‎آپ‎ها استراتژی داشته و نشان می‌داد که چگونه از استارت‎آپ ارزش خلق خواهد کرد. همان‌طور که فعالیت شرکت‌هایی مانند Andreessen Horowitz در قالب خدمات آغاز شد، موجی از شرکت‎های VC کوچک شکل گرفت که به تعبیری موج سوم دموکراسی سرمایه‌گذاران را به ارمغان آورد.
 
 آمادگی برای دوران جدید
اکنون یک موج چهارم از VC در حال ظهور است که توسط چند روند قدرتمند هدایت می‌شود. یک روند این است که سرمایه به‌طور کامل به یک کالا یا خدمات تبدیل شده‌است. سافت‌بانک یک صندوق ۱۰۰ میلیارد دلاری را جمع‌آوری کرد. صندوق‌های چند میلیارد دلاری در میان شرکت‌های VC بزرگ عادی شده و حتی برخی از آنها جایگزین صندوق‌های خیریه شده‎اند. روند دیگر این است که گرچه راه‌اندازی یک شرکت ارزان‌تر از همیشه است، اما استارت‎آپ‎های جدید به سرمایه‌گذاری‌های عظیمی نیاز دارند؛ چراکه می‌خواهند نخستین شرکتی باشند که کالا یا خدمات خاصی را ارائه می‌دهند و برنده نهایی اقتصاد دیجیتال باشند. این دوگانگی منجر به افزایش تعداد شرکت‌های جدید در مرحله بذر شده، درحالی‌که تعداد کمی از شرکت‌های بزرگ با بودجه‌های عظیم در مراحل بعدی تسلط دارند.در مرحله بذر و مراحل ابتدایی، مدیران نوظهور پدید می‎آیند. مدیرانی که بیش از سه صندوق نهادی را بدون یک مدیر ارشد مالی تمام وقت مدیریت کرده و حجم کل صندوق آنها زیر ۱۰۰ میلیون دلار و سرمایه‎گذار مرحله بذر است.
 
در واقع، VCهایی که گرایش آنها از راه‌اندازی شرکت‎های بزرگ به فروشگاه‌های تخصصی و کوچک تغییر کرده است. همچنین کارآفرینان سابق و سرمایه‌گذاران فرشته که بسیاری از آنها پیشینه سرمایه‌گذاری غیرسنتی دارند، وارد کسب‌وکار جسورانه شدند. از ۳۷۰صندوق مدیران نوظهور که در این گزارش بررسی شده، ۲۱ درصد آن حداقل یک موسس زن دارند. در حالی که تنها ۶ درصد از ۱۵۷شرکت سنتی یک بنیان‌گذار زن دارند. طی ۱۲ ماه گذشته که در فصل سوم سال ۲۰۱۹ به پایان رسید، این صندوق‌ها در ۱۵۳۶ شرکت، ۵/ ۲۸ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در بین این شرکت‌ها، ۲۰۵ شرکت خارج از مراکز بزرگ تکنولوژی در کالیفرنیا، نیویورک و بوستون قرار دارند. در مجموع ۵/ ۱۴ درصد سرمایه‌گذاری این صندوق‌ها در خارج از این بازارهای اصلی انجام شده‌است.
 
یک نکته جالب این است که ۴۸ درصد تمام شرکت‌ها برای افزایش سرمایه‌گذاری جسورانه در سال جاری در خارج از مراکز اصلی فناوری قرار گرفته‌اند، با این حال تنها ۲۴ درصد منابع سرمایه‌گذاری شده را دریافت کرده‌اند. به‌عبارت دیگر، VCها در شرکت‌های مستقر در مکان‌های جایگزین بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما در مقایسه با شرکت‌های در مراکز فناوری، همچنان سرمایه‌گذاری کم است. چرا؟ تا حدودی به این دلیل است که هزینه اعم از هزینه زندگی، دفتر کار یا استخدام نیروی کار ماهر، برای آغاز به کار یک شرکت در خارج از مراکز اصلی فناوری کمتر است، با این حال، VCها اغلب بر این باورند که شرکت‌هایی که در مراکز تکنولوژی ایجاد شده‌اند شانس بیشتری برای موفقیت دارند.همان‌طور که این دوره جدید پدیدار می‌شود، شرکت‌های VC هوشمند با استراتژی‌های جدید واکنش نشان می‌دهند. شرکت‌های پلت‌فرمی بزرگ می‌خواهند از بذر تا عرضه عمومی سهام (IPO) حضور داشته باشند. آنها می‌خواهند زودتر وارد شوند و از سهم خود در مقابل سایر سرمایه‌گذاران در مراحل بعدی محافظت کنند.
 
روند بذر تا IPO با تخصص همراه است. کارآفرینان همه امور را در دست دارند. یک شرکت علاقه‌مند با یک تیم منسجم می‌تواند سرمایه را به چند طریق افزایش دهد، طیفی از شبکه‎های سرمایه‌گذاران فرشته تا کمپین‎های تبلیغاتی شرکت Kickstarter و پیگیری ده‌ها شرکت VC. یک موسس هوشمند به یک شریک VC تبدیل می‌شود که بخش آنها را می‌شناسد و می‌تواند با راهنمایی و ارتباطات در طول چرخه عمر شرکت به ارزش آن بیفزاید؛ بنابراین برای شرکت‌های VC پس از توسعه این دوره، تمایز و تخصص‎گرایی مهم خواهد بود.در این عصر هوش مصنوعی، روند دیگری است که ارزش بررسی دارد و آن هم استفاده بیشتر از سرمایه‌گذاری مبتنی بر داده است. شرکت سرمایه‎گذار ریسک‎پذیر Rocketship، یک پایگاه‌داده پیچیده از فعالیت استارت‎آپ‎ها در سطح جهان ساخته‌ و بیش از ۳۱ ترابایت داده را در بیش از ۴۰ منبع داده تحلیل کرده ‌است.همان‌طور که سرمایه‌گذاری VC بیشتر از قبل رقابتی‌تر شده، بسیاری از شرکت‌ها در حال رقابت برای استفاده از داده‌ها به‌عنوان یک تفاوت کلیدی و مزیت رقابتی هستند.

آغاز موج چهارم توسعه سرمایه‎گذاری جسورانه

بررسی اطلاعات اخیر درباره صنعت جهانی سرمایه‌‌گذاری جسورانه(Venture Capital) یا VC نشان می‌دهد این صنعت تاکنون سه تحول بزرگ را تجربه کرده است. موج چهارم این نوع سرمایه‌گذاری تازه آغاز شده و در چند سال آینده شتاب می‌گیرد. برای همراهی با این موج، شرکت‌های ریسک‌پذیر باید خود را با شرایط این دوره زمانی تطبیق دهند. دوره‌ای که در آن انفجار شرکت‌های جدید، تقاضا به تنوع بیشتر VCها و نیاز مبرم VCها به ایجاد تمایز و خلق ارزش منحصر به فرد مشاهده خواهد شد.براساس تحلیل بانک دره سیلیکون، یک بانک تجاری که روی استارت‌آپ‌‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند، این موج چهارم به تعبیری یک تحول تاریخی است. سرمایه‌گذاری‌ جسورانه تاکنون سه موج را پشت سر گذاشته است. موج نخست به سال‌های اولیه پس از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۲۰۰۰ برمی‌گردد که هزینه استارت‌آپ‌‌ها بسیار زیاد و سرمایه نایاب بود که باعث قدرت گرفتن VCها شد. موج دوم از اواسط دهه ۲۰۰۰ تا اواخر آن طول کشید. در آن دوران، با دسترسی به سرمایه موجود بیشتر کارآفرینان انتخاب‌های بیشتری داشتند و سرمایه‌دار نه‌تنها منابع مالی بلکه ارزش افزوده نیز تامین می‌کرد. در موج سوم که در دهه ۲۰۱۰ شکل گرفت، با کاهش هزینه‌های استارت‌آپ‌‌ها، VCهای زیادی متولد شدند.
 
 
 
 تکامل VCها در سه موج
اختراع شیوه مدرن سرمایه‌داری جسورانه به سال ۱۹۴۶ برمی‌گردد؛ زمانی که یک فرانسوی به نام ژرژ دوریوت یک شرکت سهامی عام را برای ارزیابی هزاران پیشنهاد کسب‎وکاری تشکیل داد تا بهترین آنها را پیدا کرد. بیش از ۳۰ سال پس از اینکه وی اولین شرکت VC را راه‌اندازی کرد، سرمایه‌گذاری VC اساسا در حد یک کسب‌وکار سنتی باقی مانده بوده و به سختی تغییر ‌می‌کرد. در دهه‎های گذشته، دفاتر کار خانوادگی به ایجاد نخستین VCها در سیلیکون ولی کمک کردند. برای نمونه، شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه Venrock که در سال ۱۹۶۹ توسط لورنس راکفلر، پسر جان دیویس راکفلر، سرمایه‌دار بزرگ تاریخ آمریکا، تاسیس شد. دیگر شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه آمریکایی به نام Kleiner Perkins در سال ۱۹۷۲ تشکیل شد. در این دوره، سرمایه کمیاب بود و شرکت‌های فناوری که عمدتا سخت‌افزار تولید می‌کردند، به هزینه بالایی برای شروع کار نیاز داشتند. VCها قدرت زیادی داشتند و می‌توانستند شرایط را به کارآفرینان تحمیل کنند. مدیران اکثر VCها مرد بودند و تخصص آنها بیشتر در امور مالی بود تا فناوری. در اواخر دهه ۱۹۹۰ حباب دات‌کام شکل گرفت و برای اولین بار کسب‌وکارهای نوپا بیش از VCها شهرت یافتند. رسانه‌ها پر از اخبار درباره شرکت‌های اینترنتی بود و VCهای مطرح مانند جان دوئر از Kleiner Perkins و جیم بریر از Accel Partners، روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کردند. اما پس از ترکیدن حباب دات‌کام سرمایه به مدت چند سال از این صنعت خارج شد. البته با پیشرفت مجدد تکنولوژی در اواخر دهه ۲۰۰۰، سرمایه به شرکت‌های سرمایه‎گذاری جسورانه بازگردانده شد و موج دیگری از VC را آغاز کرد. سرمایه فراوان شد و کارآفرینان انتخاب‌های زیادی از بین آنها داشتند. شرکت‌ سرمایه‎گذاری جسورانه Andreessen Horowitz که به نوعی در معرفی مفهوم ریسک‎پذیر یا جسورانه (Venture) به‌عنوان یک کسب‌وکار خدماتی پیشگام بود، توانست به استارت‎آپ‎ها در جذب مشتری، بازاریابی، روابط عمومی، استخدام و توصیه‌های فنی کمک کند. Andreessen Horowitz، یک شرکت سهامی خاص است که توسط مارک اندرسون و بن هوروویتس برای سرمایه‌گذاری روی استارت‎آپ‎های حوزه تکنولوژی در سال ۲۰۰۹ تاسیس شد. در این دوران، هر شرکت VC باید برای جذب استارت‎آپ‎ها استراتژی داشته و نشان می‌داد که چگونه از استارت‎آپ ارزش خلق خواهد کرد. همان‌طور که فعالیت شرکت‌هایی مانند Andreessen Horowitz در قالب خدمات آغاز شد، موجی از شرکت‎های VC کوچک شکل گرفت که به تعبیری موج سوم دموکراسی سرمایه‌گذاران را به ارمغان آورد.
 
 آمادگی برای دوران جدید
اکنون یک موج چهارم از VC در حال ظهور است که توسط چند روند قدرتمند هدایت می‌شود. یک روند این است که سرمایه به‌طور کامل به یک کالا یا خدمات تبدیل شده‌است. سافت‌بانک یک صندوق ۱۰۰ میلیارد دلاری را جمع‌آوری کرد. صندوق‌های چند میلیارد دلاری در میان شرکت‌های VC بزرگ عادی شده و حتی برخی از آنها جایگزین صندوق‌های خیریه شده‎اند. روند دیگر این است که گرچه راه‌اندازی یک شرکت ارزان‌تر از همیشه است، اما استارت‎آپ‎های جدید به سرمایه‌گذاری‌های عظیمی نیاز دارند؛ چراکه می‌خواهند نخستین شرکتی باشند که کالا یا خدمات خاصی را ارائه می‌دهند و برنده نهایی اقتصاد دیجیتال باشند. این دوگانگی منجر به افزایش تعداد شرکت‌های جدید در مرحله بذر شده، درحالی‌که تعداد کمی از شرکت‌های بزرگ با بودجه‌های عظیم در مراحل بعدی تسلط دارند.در مرحله بذر و مراحل ابتدایی، مدیران نوظهور پدید می‎آیند. مدیرانی که بیش از سه صندوق نهادی را بدون یک مدیر ارشد مالی تمام وقت مدیریت کرده و حجم کل صندوق آنها زیر ۱۰۰ میلیون دلار و سرمایه‎گذار مرحله بذر است.
 
در واقع، VCهایی که گرایش آنها از راه‌اندازی شرکت‎های بزرگ به فروشگاه‌های تخصصی و کوچک تغییر کرده است. همچنین کارآفرینان سابق و سرمایه‌گذاران فرشته که بسیاری از آنها پیشینه سرمایه‌گذاری غیرسنتی دارند، وارد کسب‌وکار جسورانه شدند. از ۳۷۰صندوق مدیران نوظهور که در این گزارش بررسی شده، ۲۱ درصد آن حداقل یک موسس زن دارند. در حالی که تنها ۶ درصد از ۱۵۷شرکت سنتی یک بنیان‌گذار زن دارند. طی ۱۲ ماه گذشته که در فصل سوم سال ۲۰۱۹ به پایان رسید، این صندوق‌ها در ۱۵۳۶ شرکت، ۵/ ۲۸ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در بین این شرکت‌ها، ۲۰۵ شرکت خارج از مراکز بزرگ تکنولوژی در کالیفرنیا، نیویورک و بوستون قرار دارند. در مجموع ۵/ ۱۴ درصد سرمایه‌گذاری این صندوق‌ها در خارج از این بازارهای اصلی انجام شده‌است.
 
یک نکته جالب این است که ۴۸ درصد تمام شرکت‌ها برای افزایش سرمایه‌گذاری جسورانه در سال جاری در خارج از مراکز اصلی فناوری قرار گرفته‌اند، با این حال تنها ۲۴ درصد منابع سرمایه‌گذاری شده را دریافت کرده‌اند. به‌عبارت دیگر، VCها در شرکت‌های مستقر در مکان‌های جایگزین بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما در مقایسه با شرکت‌های در مراکز فناوری، همچنان سرمایه‌گذاری کم است. چرا؟ تا حدودی به این دلیل است که هزینه اعم از هزینه زندگی، دفتر کار یا استخدام نیروی کار ماهر، برای آغاز به کار یک شرکت در خارج از مراکز اصلی فناوری کمتر است، با این حال، VCها اغلب بر این باورند که شرکت‌هایی که در مراکز تکنولوژی ایجاد شده‌اند شانس بیشتری برای موفقیت دارند.همان‌طور که این دوره جدید پدیدار می‌شود، شرکت‌های VC هوشمند با استراتژی‌های جدید واکنش نشان می‌دهند. شرکت‌های پلت‌فرمی بزرگ می‌خواهند از بذر تا عرضه عمومی سهام (IPO) حضور داشته باشند. آنها می‌خواهند زودتر وارد شوند و از سهم خود در مقابل سایر سرمایه‌گذاران در مراحل بعدی محافظت کنند.
 
روند بذر تا IPO با تخصص همراه است. کارآفرینان همه امور را در دست دارند. یک شرکت علاقه‌مند با یک تیم منسجم می‌تواند سرمایه را به چند طریق افزایش دهد، طیفی از شبکه‎های سرمایه‌گذاران فرشته تا کمپین‎های تبلیغاتی شرکت Kickstarter و پیگیری ده‌ها شرکت VC. یک موسس هوشمند به یک شریک VC تبدیل می‌شود که بخش آنها را می‌شناسد و می‌تواند با راهنمایی و ارتباطات در طول چرخه عمر شرکت به ارزش آن بیفزاید؛ بنابراین برای شرکت‌های VC پس از توسعه این دوره، تمایز و تخصص‎گرایی مهم خواهد بود.در این عصر هوش مصنوعی، روند دیگری است که ارزش بررسی دارد و آن هم استفاده بیشتر از سرمایه‌گذاری مبتنی بر داده است. شرکت سرمایه‎گذار ریسک‎پذیر Rocketship، یک پایگاه‌داده پیچیده از فعالیت استارت‎آپ‎ها در سطح جهان ساخته‌ و بیش از ۳۱ ترابایت داده را در بیش از ۴۰ منبع داده تحلیل کرده ‌است.همان‌طور که سرمایه‌گذاری VC بیشتر از قبل رقابتی‌تر شده، بسیاری از شرکت‌ها در حال رقابت برای استفاده از داده‌ها به‌عنوان یک تفاوت کلیدی و مزیت رقابتی هستند.

آغاز موج چهارم توسعه سرمایه‎گذاری جسورانه

بررسی اطلاعات اخیر درباره صنعت جهانی سرمایه‌‌گذاری جسورانه(Venture Capital) یا VC نشان می‌دهد این صنعت تاکنون سه تحول بزرگ را تجربه کرده است. موج چهارم این نوع سرمایه‌گذاری تازه آغاز شده و در چند سال آینده شتاب می‌گیرد. برای همراهی با این موج، شرکت‌های ریسک‌پذیر باید خود را با شرایط این دوره زمانی تطبیق دهند. دوره‌ای که در آن انفجار شرکت‌های جدید، تقاضا به تنوع بیشتر VCها و نیاز مبرم VCها به ایجاد تمایز و خلق ارزش منحصر به فرد مشاهده خواهد شد.براساس تحلیل بانک دره سیلیکون، یک بانک تجاری که روی استارت‌آپ‌‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند، این موج چهارم به تعبیری یک تحول تاریخی است. سرمایه‌گذاری‌ جسورانه تاکنون سه موج را پشت سر گذاشته است. موج نخست به سال‌های اولیه پس از جنگ جهانی دوم تا اوایل دهه ۲۰۰۰ برمی‌گردد که هزینه استارت‌آپ‌‌ها بسیار زیاد و سرمایه نایاب بود که باعث قدرت گرفتن VCها شد. موج دوم از اواسط دهه ۲۰۰۰ تا اواخر آن طول کشید. در آن دوران، با دسترسی به سرمایه موجود بیشتر کارآفرینان انتخاب‌های بیشتری داشتند و سرمایه‌دار نه‌تنها منابع مالی بلکه ارزش افزوده نیز تامین می‌کرد. در موج سوم که در دهه ۲۰۱۰ شکل گرفت، با کاهش هزینه‌های استارت‌آپ‌‌ها، VCهای زیادی متولد شدند.
 
 
 
 تکامل VCها در سه موج
اختراع شیوه مدرن سرمایه‌داری جسورانه به سال ۱۹۴۶ برمی‌گردد؛ زمانی که یک فرانسوی به نام ژرژ دوریوت یک شرکت سهامی عام را برای ارزیابی هزاران پیشنهاد کسب‎وکاری تشکیل داد تا بهترین آنها را پیدا کرد. بیش از ۳۰ سال پس از اینکه وی اولین شرکت VC را راه‌اندازی کرد، سرمایه‌گذاری VC اساسا در حد یک کسب‌وکار سنتی باقی مانده بوده و به سختی تغییر ‌می‌کرد. در دهه‎های گذشته، دفاتر کار خانوادگی به ایجاد نخستین VCها در سیلیکون ولی کمک کردند. برای نمونه، شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه Venrock که در سال ۱۹۶۹ توسط لورنس راکفلر، پسر جان دیویس راکفلر، سرمایه‌دار بزرگ تاریخ آمریکا، تاسیس شد. دیگر شرکت سرمایه‎گذاری جسورانه آمریکایی به نام Kleiner Perkins در سال ۱۹۷۲ تشکیل شد. در این دوره، سرمایه کمیاب بود و شرکت‌های فناوری که عمدتا سخت‌افزار تولید می‌کردند، به هزینه بالایی برای شروع کار نیاز داشتند. VCها قدرت زیادی داشتند و می‌توانستند شرایط را به کارآفرینان تحمیل کنند. مدیران اکثر VCها مرد بودند و تخصص آنها بیشتر در امور مالی بود تا فناوری. در اواخر دهه ۱۹۹۰ حباب دات‌کام شکل گرفت و برای اولین بار کسب‌وکارهای نوپا بیش از VCها شهرت یافتند. رسانه‌ها پر از اخبار درباره شرکت‌های اینترنتی بود و VCهای مطرح مانند جان دوئر از Kleiner Perkins و جیم بریر از Accel Partners، روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کردند. اما پس از ترکیدن حباب دات‌کام سرمایه به مدت چند سال از این صنعت خارج شد. البته با پیشرفت مجدد تکنولوژی در اواخر دهه ۲۰۰۰، سرمایه به شرکت‌های سرمایه‎گذاری جسورانه بازگردانده شد و موج دیگری از VC را آغاز کرد. سرمایه فراوان شد و کارآفرینان انتخاب‌های زیادی از بین آنها داشتند. شرکت‌ سرمایه‎گذاری جسورانه Andreessen Horowitz که به نوعی در معرفی مفهوم ریسک‎پذیر یا جسورانه (Venture) به‌عنوان یک کسب‌وکار خدماتی پیشگام بود، توانست به استارت‎آپ‎ها در جذب مشتری، بازاریابی، روابط عمومی، استخدام و توصیه‌های فنی کمک کند. Andreessen Horowitz، یک شرکت سهامی خاص است که توسط مارک اندرسون و بن هوروویتس برای سرمایه‌گذاری روی استارت‎آپ‎های حوزه تکنولوژی در سال ۲۰۰۹ تاسیس شد. در این دوران، هر شرکت VC باید برای جذب استارت‎آپ‎ها استراتژی داشته و نشان می‌داد که چگونه از استارت‎آپ ارزش خلق خواهد کرد. همان‌طور که فعالیت شرکت‌هایی مانند Andreessen Horowitz در قالب خدمات آغاز شد، موجی از شرکت‎های VC کوچک شکل گرفت که به تعبیری موج سوم دموکراسی سرمایه‌گذاران را به ارمغان آورد.
 
 آمادگی برای دوران جدید
اکنون یک موج چهارم از VC در حال ظهور است که توسط چند روند قدرتمند هدایت می‌شود. یک روند این است که سرمایه به‌طور کامل به یک کالا یا خدمات تبدیل شده‌است. سافت‌بانک یک صندوق ۱۰۰ میلیارد دلاری را جمع‌آوری کرد. صندوق‌های چند میلیارد دلاری در میان شرکت‌های VC بزرگ عادی شده و حتی برخی از آنها جایگزین صندوق‌های خیریه شده‎اند. روند دیگر این است که گرچه راه‌اندازی یک شرکت ارزان‌تر از همیشه است، اما استارت‎آپ‎های جدید به سرمایه‌گذاری‌های عظیمی نیاز دارند؛ چراکه می‌خواهند نخستین شرکتی باشند که کالا یا خدمات خاصی را ارائه می‌دهند و برنده نهایی اقتصاد دیجیتال باشند. این دوگانگی منجر به افزایش تعداد شرکت‌های جدید در مرحله بذر شده، درحالی‌که تعداد کمی از شرکت‌های بزرگ با بودجه‌های عظیم در مراحل بعدی تسلط دارند.در مرحله بذر و مراحل ابتدایی، مدیران نوظهور پدید می‎آیند. مدیرانی که بیش از سه صندوق نهادی را بدون یک مدیر ارشد مالی تمام وقت مدیریت کرده و حجم کل صندوق آنها زیر ۱۰۰ میلیون دلار و سرمایه‎گذار مرحله بذر است.
 
در واقع، VCهایی که گرایش آنها از راه‌اندازی شرکت‎های بزرگ به فروشگاه‌های تخصصی و کوچک تغییر کرده است. همچنین کارآفرینان سابق و سرمایه‌گذاران فرشته که بسیاری از آنها پیشینه سرمایه‌گذاری غیرسنتی دارند، وارد کسب‌وکار جسورانه شدند. از ۳۷۰صندوق مدیران نوظهور که در این گزارش بررسی شده، ۲۱ درصد آن حداقل یک موسس زن دارند. در حالی که تنها ۶ درصد از ۱۵۷شرکت سنتی یک بنیان‌گذار زن دارند. طی ۱۲ ماه گذشته که در فصل سوم سال ۲۰۱۹ به پایان رسید، این صندوق‌ها در ۱۵۳۶ شرکت، ۵/ ۲۸ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در بین این شرکت‌ها، ۲۰۵ شرکت خارج از مراکز بزرگ تکنولوژی در کالیفرنیا، نیویورک و بوستون قرار دارند. در مجموع ۵/ ۱۴ درصد سرمایه‌گذاری این صندوق‌ها در خارج از این بازارهای اصلی انجام شده‌است.
 
یک نکته جالب این است که ۴۸ درصد تمام شرکت‌ها برای افزایش سرمایه‌گذاری جسورانه در سال جاری در خارج از مراکز اصلی فناوری قرار گرفته‌اند، با این حال تنها ۲۴ درصد منابع سرمایه‌گذاری شده را دریافت کرده‌اند. به‌عبارت دیگر، VCها در شرکت‌های مستقر در مکان‌های جایگزین بیشتر سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما در مقایسه با شرکت‌های در مراکز فناوری، همچنان سرمایه‌گذاری کم است. چرا؟ تا حدودی به این دلیل است که هزینه اعم از هزینه زندگی، دفتر کار یا استخدام نیروی کار ماهر، برای آغاز به کار یک شرکت در خارج از مراکز اصلی فناوری کمتر است، با این حال، VCها اغلب بر این باورند که شرکت‌هایی که در مراکز تکنولوژی ایجاد شده‌اند شانس بیشتری برای موفقیت دارند.همان‌طور که این دوره جدید پدیدار می‌شود، شرکت‌های VC هوشمند با استراتژی‌های جدید واکنش نشان می‌دهند. شرکت‌های پلت‌فرمی بزرگ می‌خواهند از بذر تا عرضه عمومی سهام (IPO) حضور داشته باشند. آنها می‌خواهند زودتر وارد شوند و از سهم خود در مقابل سایر سرمایه‌گذاران در مراحل بعدی محافظت کنند.
 
روند بذر تا IPO با تخصص همراه است. کارآفرینان همه امور را در دست دارند. یک شرکت علاقه‌مند با یک تیم منسجم می‌تواند سرمایه را به چند طریق افزایش دهد، طیفی از شبکه‎های سرمایه‌گذاران فرشته تا کمپین‎های تبلیغاتی شرکت Kickstarter و پیگیری ده‌ها شرکت VC. یک موسس هوشمند به یک شریک VC تبدیل می‌شود که بخش آنها را می‌شناسد و می‌تواند با راهنمایی و ارتباطات در طول چرخه عمر شرکت به ارزش آن بیفزاید؛ بنابراین برای شرکت‌های VC پس از توسعه این دوره، تمایز و تخصص‎گرایی مهم خواهد بود.در این عصر هوش مصنوعی، روند دیگری است که ارزش بررسی دارد و آن هم استفاده بیشتر از سرمایه‌گذاری مبتنی بر داده است. شرکت سرمایه‎گذار ریسک‎پذیر Rocketship، یک پایگاه‌داده پیچیده از فعالیت استارت‎آپ‎ها در سطح جهان ساخته‌ و بیش از ۳۱ ترابایت داده را در بیش از ۴۰ منبع داده تحلیل کرده ‌است.همان‌طور که سرمایه‌گذاری VC بیشتر از قبل رقابتی‌تر شده، بسیاری از شرکت‌ها در حال رقابت برای استفاده از داده‌ها به‌عنوان یک تفاوت کلیدی و مزیت رقابتی هستند.

«تستادی»، اولین پلتفرم آنلاین تست‌های کاربری در ایران افتتاح شد

اولین پلتفرم آنلاین تست‌های کاربری در ایران با نام تستادی، راه‌اندازی شد.
 
 
 
آی‌تی‌من- به کمک استارتاپ تستادی کسب و کارها می‌توانند تنها با چند کلیک، وبسایت و اپلیکیشن ‌خود را روی جامعه هدف‌شان تست کنند و در کمترین زمان نتیجه این تست‌ها را در قالب ویديوهای کوتاه ببینند. کاربران عادی نیز می‌توانند با انجام تست‌های کوتاه حداکثر بیست دقیقه‌ای و کمک به بهبود کسب و کارهای ایرانی، درآمد کسب کنند.
 
امروزه تمامی کسب و کارها، از فروشندگان بزرگ و کوچک گرفته تا سازمان‌ها و دفاتر خدماتی، نیاز به حضور در فضای مجازی دارند و اهمیت بازخورد گرفتن از مشتریان و بهبود تجربه کاربری در موفقیت کسب و کارها، روز به روز پر رنگ‌تر می‌شود. اما واقعیت این است که تنها تعداد محدودی از آن‌ها، بازخوردهای مشتریان خود را جمع‌آوری و تحلیل می‌کنند. عمده‌ترین دلیل این بی‌توجهی ناخواسته به نظرات کاربران، کمبود وقت و زیاد بودن هزینه‌ی انجام تست‌های کاربری است.
 
از سوی دیگر کاربران نیز درگیر مشکلات ریز و درشت سایت‌ها، ابزارها و اپلیکیشن‌های مختلف هستند. از کار نکردن دکمه‌ها و نامفهوم بودن پیام‌ها، تا ابهام در فرآیندها و وجود خطاهای ناشناخته؛ و راه‌های ارتباط و بازخورد دادن به کسب و کارها، اغلب برای آن‌ها ساده و در دسترس نیست.
 
تستادی اواخر آذرماه افتتاح شده و در این مدت بیش از 500 تستر از سراسر ایران مشغول به انجام تست‌های کاربری شده‌اند و این آمار هر روز درحال افزایش است. تسترها نیاز به هیچ تخصص خاصی ندارند و تنها با داشتن یک کامیپوتر یا لپ‌تاپ و گوشی اندرویدی متوسط، می‌توانند تست‌ انجام دهند و در اوقات قراغت خود درآمد داشته باشند.
 
تستادی، یکی از استارتا‌پ‌های مستقر در «استارتاپ استودیوی کنترل‌تک» از زیر مجموعه‌‌های «گروه مالی فیروزه» است. چشم‌انداز تستادی، کمک به تبدیل تست‌های کاربری به یک عادت روزانه و ارتقای کاربردپذیری در کسب و کارهای آنلاین ایرانی اعلام شده است.
 
اپلیکیشن تستادی نیز در کافه بازار ارایه شده است.
 

صنعتی سازی حوزه فضایی با استقبال بخش خصوصی مواجه شد

 
رئیس سازمان فضایی ایران گفت: صنعتی سازی حوزه فضایی در جهت توانمندسازی اکوسیستم استارت‌آپی کشور، با استقبال بخش خصوصی مواجه شد.
 
مرتضی براری در صفحه اینستاگرام خود، با اشاره به ورود دنیا به عرصه چهارم فناوری فضایی، اظهار داشت: عرصه چهارم فضا، نسل پیوند فناوری‌های نوین و نقش‌آفرینی حداکثری بخش خصوصی در این عرصه است.
 
وی گفت: در مسیر صنعتی سازی حوزه فضایی، برای توسعه و توانمندسازی بخش خصوصی و اکوسیستم استارت‌آپی در تمام چرخه فناوری فضایی تلاش می کنیم. خوشبختانه تاکنون نیز با استقبال و همراهی قابل توجه بخش خصوصی در این زمینه مواجه بوده‌ایم.
 
رئیس سازمان فضایی ایران ادامه داد: نیاز است تا این حلقه گسترده‌تر شود و با پیوند فناوری‌های نوین و فناوری فضایی، بتوانیم در عرصه چهارم فضا در عرصه‌های بین‌المللی نیز نقش آفرین و موثر باشیم.
 
به گفته معاون وزیر ارتباطات، با همراهی و تعامل با جوانان متخصص، خلاق و نوآفرین آینده‌ای روشن پیش روی صنعت فضایی و کشورمان خواهد بود.

بزرگ‌ترین ادغام‎های استارت آپی در سال ۲۰۱۹

سیمین عزیزمحمدی : ادغام یا فروش سهام به یک شرکت بزرگ‌تر معمولا یکی از استراتژی‎های جذاب کسب‌وکارهای نوپا برای رسیدن به نقطه خروج است. مالکان این نوع کسب‌وکارها ترجیح می‎دهند به جای تعطیلی استارت‌آپ‎ یا عدم رشد، به واسطه مشارکت با یک استارت‎آپ دیگر کسب و کار خود را توسعه دهند یا از طریق منابع مالی حاصل از فروش استارت‎آپ‌شان، یک کسب و کار دیگر راه‎اندازی کنند. البته طرف مقابل این ادغام که معمولا غول‎های دیجیتالی هستند نیز یکی دیگر از ذی‎نفعان این همکاری‎ها به حساب می‌آیند؛ به‌طوری‎که به واسطه این خرید در حوزه فعالیت خود صاحب ایده‎های نابی می‎شوند که برای آنها توسعه کسب‎وکار و درآمدزایی را به ارمغان می‎آورد.
بزرگ‌ترین ادغام‎های استارت آپی در سال 2019
صنعت فناوری اطلاعات در سال ۲۰۱۸ شاهد برخی ادغام‎ها یا خریدهای بزرگ استارت‎آپ‎ها، حتی در مقایسه با سایر صنایع، بوده است. برای نمونه، می‌توان به خرید مالکیت شرکت Red Hat توسط شرکت IBM به ارزش ۳۳ میلیارد دلار یا خرید نقد ۹/ ۱۸ میلیارد دلاری شرکت نرم‎افزاری تکنولوژی‎های CA توسط شرکت Broadcom اشاره کرد که در صدر خریدهای صنعت فناوری اطلاعات قرار داشت. طبق مطالعه سالانه شرکت Deloitte درباره ادغام و همکاری استارت‎آپ‎ها و شرکت‎های بزرگ حوزه فناوری اطلاعات، ۷۳ درصد مدیران اجرایی بخش تکنولوژی پیش‎بینی کرده بودند همین روند در سال ۲۰۱۹ ادامه داشته باشد و حتی صنعت IT پیشروتر از هر صنعت دیگری در انجام چنین معاملات بزرگی است. البته ممکن است استراتژی‌های آنها تغییر کند. در ادامه این گزارش بزرگ‌ترین معاملات ادغام یا فروش سهام به شرکت‌های بزرگ دیجیتالی در سال ۲۰۱۹ آمده است.
 
 PayPal و Honey
PayPal در ماه نوامبر اعلام کرد که سهام شرکت Honey Science، شرکت فعال در ارائه خدمات پرداخت آنلاین، را به مبلغ ۴ میلیارد دلار خریداری خواهد کرد و این بزرگ‌ترین ادغام PayPal خواهد بود. به گفته مدیرعامل شرکت PayPal، این ادغام جزو مهم‌ترین و تاثیرگذارترین دستاوردهای تاریخ این شرکت است. این کسب‎وکار نوپا خدمات گسترده‌ای برای ساده‎تر کردن تجربه خرید مصرف‎کنندگان فراهم کرده و در عین حال آن را مقرون به صرفه‌تر و با ارزش‌تر می‎کند. وی افزود: ترکیب خدمات این استارت‎آپ با پلت‌فرم PayPal باعث افزایش چشمگیر توانایی PayPal در افزایش مشارکت و نفوذ در زندگی روزمره کاربرانش خواهد شد. پس از پیوستن این استارت‎آپ به PayPal، بنیان‌گذاران به همراه ۳۵۰ کارمند آن همچنان در دفتر مرکزی Honey Science در لس آنجلس خواهند ماند.
 
 گوگل و فیت‎بیت
گوگل در اواخر اکتبر از به خدمت گرفتن شرکت فیت‎بیت با ارزش ۱/ ۲ میلیارد دلار خبر داد و انتظار می‌رود این معامله در اوایل سال ۲۰۲۰ انجام شود. طبق این قرارداد، شرکت فیت بیت مستقیما تحت نظر گوگل فعالیت می‌کند و ارتباطی به شرکت مادر گوگل یعنی آلفابت نخواهد داشت. همچنین شرکت فیت بیت در نشست خبری جداگانه‌ای اعلام کرد این کمپانی همچنان اطلاعات خصوصی مرتبط با سلامتی و تناسب اندام کاربران را با جدیت محافظت خواهد کرد. به گفته جیمز پارک، بنیان‌گذار فیت‎بیت، گوگل شریک ایده آل برای پیشبرد ماموریت این شرکت است. با منابع و پلت‌فرم جهانی گوگل، فیت‎بیت می‌تواند به نوآوری در پوشیدنی‎های گجتی سرعت ببخشد.این اقدام گوگل می‌تواند تلاش‌های چندساله شرکت برای ورود به بازار ساعت‌های هوشمند را بالاخره تحقق بخشد. این شرکت از سال‌ها پیش تلاش کرده مستقیما وارد عرصه ساعت‌های هوشمند شود و هر مرتبه به دلایلی با بن‌‌بست روبه‌رو شده بود.
 
 فیس‌بوک و CTRL-labs
فیس‌بوک در ماه سپتامبر اعلام کرد که به دنبال خرید CTRL-labs بوده و ارزش این معامله بین ۵۰۰ میلیون و یک میلیارد دلار خواهد بود. CTRL-labs، یک استارت‎آپ مستقر در نیویورک است که روی توسعه رابط‎های انسان و کامپیوتر از طریق پلت‌فرم نرم‌افزار اختصاصی و مچ‎بند تمرکز می‌کند. در واقع، این تکنولوژی مورد علاقه مارک زاکربرگ مدیرعامل فیس بوک طی چند سال اخیر بوده است. تیم این استارت‎آپ به بخش آزمایشگاه‌های فیس‌بوک خواهد پیوست.
 
 گیت‌هاب و Semmle
گیت‌هاب در ماه سپتامبر از برنامه‎های خود برای کسب سهام Semmle، استارت‌آپ مستقر در سانفرانسیسکو که یک ابزار تحلیلی برای مدیریت فرآیند توسعه نرم‎افزار ایجاد کرده است، خبر داد. البته هنوز ارزش این معامله مشخص نشده است. گیت‌هاب که اکنون در مالکیت مایکروسافت است، به دنبال توسعه قابلیت‌های تجزیه و تحلیل کد Semmle در ابزارهای خودش است. زیرا به گفته مدیر عامل شرکت گیت‌هاب، امروزه یکی از بزرگ‌ترین موضوعاتی که توسعه‌دهندگان با آن روبه‌رو هستند‎، چگونگی ایجاد و به‌کارگیری منبع باز (open source) به روشی ایمن و قابل اعتماد است. در حالی که Semmle به توسعه‌دهندگان این امکان را می‎دهد که پلت‌فرم‎ها را در کدبیس‎‎های(codebase) بزرگ شناسایی کرده و انواع آسیب‎پذیری‎های آنها را جست‌وجو کند. در حال حاضر مشتریان این استارت‌آپ اوبر، ناسا، مایکروسافت و گوگل هستند.
 
 سلزفورس و تبلو
سلزفورس اعلام کرد که قرار است شرکت نرم‌افزاری Tableau را به مبلغ ۳/ ۱۵ میلیارد دلار خریداری کند. هدف از این خرید سلزفورس، دسترسی مشتریان این شرکت به اطلاعات داده‌ای ارتقایافته عنوان شده است. این خرید، بزرگ‌ترین معامله‌ای خواهد شد که سلزفورس در تاریخ خود انجام داده است. این شرکت هم‌اکنون بیش از ۸۶۰۰ مشتری دارد که شرکت‌های بزرگ نت‌فلیکس و شرکت ارتباطی Verizon هم جزو آنها هستند. البته سلزفورس خرید دیگری داشت که مربوط به سهام ClickSoftware بود. این معامله که در آگوست سال‌جاری انجام گرفت ۳۵/ ۱ میلیارد دلار ارزش داشت.
 
 مایکروسافت و PromoteIQ
مایکروسافت در ماه اوت از این معامله خبر داد، اما اشاره‌ای‎ به ارزش آن نکرد. شرکت PromoteIQ، در حوزه فناوری‎های خرده‌فروشی فعالیت می‌کند و در نیویورک مستقر است. مایکروسافت امیدوار است که با افزودن تکنولوژی و تخصص این شرکت نوپا در بخش خرده‌فروشی، هنگام مواجهه با شرکت‌های خرده‌فروشی مانند والمارت، که مشتری بزرگ آن در بخش خدمات عمومی کلاد است، ارزش‌افزوده ایجاد کند. از نظر مدیران PromoteIQ، فناوری این شرکت به‌عنوان پیشگام در نزدیک کردن مارکت‌پلیس‎های خصوصی به بازاریابی دیجیتالی، به‌طور استراتژیک خدمات تبلیغاتی خرده‌فروشی فعلی مایکروسافت را تکمیل کرده و با ارائه مجموعه‌ای از راه‌حل‌های فناورانه پلت‌فرم‎های تجارت الکترونیکی را مدرن ساخته و از طرفی فرصت‎های بیشتری برای توسعه خود پیدا کند.
 
 اپل و اینتل
شرکت اپل در ماه جولای از خرید یک میلیارد دلار کسب‌وکار تولید مودم‌های ۵G شرکت اینتل با پرداخت یک میلیارد دلار خبر داد. به دنبال این معامله حدود ۲۲۰۰ نفر از کارکنان اینتل به اپل ملحق خواهند شد. این معامله تاثیر فوری بر مشتریان نخواهد داشت زیرا اپل و کوالکام در ماه آوریل یک توافقنامه امضا کردند و چند وقتی است که از مودم‌های این شرکت برای گوشی‌های آیفون خود استفاده می‌کند. اینتل در سال ۲۰۱۸، تنها تامین‌کننده شخص‌ثالث مودم‌های موجود در گوشی‌های آیفون ۲۰۱۸ بود. البته شرکت کوالکام اخیرا سرمایه‌گذاری گسترده‌ای را بر روی مودم‌های ۵G انجام داده و در تلاش است تا بتواند همانند کسب‌وکار پردازنده‌های موبایلی خود، درآمد هنگفتی را نیز از این تجارت به‌دست آورد.
 
 اوبر و کریم
دستیابی به سهام شرکت تاکسی‎یاب اینترنتی کریم، یکی از دستاوردها مهم اوبر برای دستیابی به بازار خاورمیانه بود که در سال ۲۰۱۹ رقم خورد. قیمت این خرید ۱/ ۳ میلیارد دلار اعلام شد و در واقع، همزمان با عرضه اولیه سهام اوبر در بورس نیویورک بود. تاکسی اینترنتی کریم در برخی کشورهای خاورمیانه فعالیت داشت و مقر آن در دبی است. براساس این معامله کریم به یک شرکت تابعه و کاملا متعلق به اوبر تبدیل خواهد شد. براساس اعلام یک منبع نزدیک به این معامله اوبر ۴/ ۱ میلیارد دلار از پول این خرید را به‌صورت نقد و ۷/ ۱ میلیارد دلار آن را به‌صورت وام قابل تبدیل به سهام (با قابلیت تبدیل به سهام اوبر به ازای هر سهم ۵۵ دلار) می‌پردازد. در حال‌حاضر، کریم در ۱۵ کشور خاورمیانه خدمات حمل‌و‌نقلی ارائه می‎دهد. کریم در سال ۲۰۱۶ و بعد از یک راند سرمایه‌گذاری یک میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده بود. این شرکت یکی از باارزش‌ترین استارت‌آپ‎های خاورمیانه به‌شمار می‌آمد.
 
 آمازون و Eero
آمازون در ماه مارس از به‌دست آوردن سهام شرکت مسیریاب(روتر) وای‌فای به نام Eero خبر داد، البته مسائل مالی این معامله هنوز فاش نشده است. آمازون انتظار دارد، Eero به‌عنوان یک واحد مستقل و با مدیریت قبلی این شرکت فعالیت کند. مانند شرکت Ring که زنگ‌ در هوشمند تولید می‎کند و سال گذشته به مالکیت آمازون درآمد.
 
 دراپ‌باکس و HelloSign
دراپ‌باکس در ماه فوریه از خرید نقدی HelloSign، پلت‌فرم امضای الکترونیکی و گردش کار اسناد، به ارزش ۲۳۰ میلیون دلار خبر داد. این خرید، رویکرد جدیدی به استراتژی دراپ‌باکس اضافه می‎کند تا صرفا یک شرکت ذخیره‌سازی ابری نباشد، بلکه یک هاب دیجیتالی را فراهم کرده و به سازمان‎ها کمک کند تا بسیاری از فرآیندهای تجاری خود را ساده و دیجیتالی کنند.

بازار جدید استارت‌آپ‌های گردشگری

بازار گردشگری آنلاین حالا با استارت‌آپ‌های مختلفی رنگ‌آمیزی شده و همین موضوع دایره خدمات در این عرصه را بسیار گسترش داده است. ترکیب خدمات برخی نوآوری‌ها درعرصه خدمات مالی (که به حوزه استارت‌آپ‌های فین‌تک مشهورند) با حوزه‌ای چون گردشگری حالا به تحولی در این عرصه منجر شده است. یکی از روبه رشد‌ترین آنها استارت‌آپ آپ‌لیفت (Uplift) است که وام‌های کوتاه‌مدت برای تعطیلات و سفر یا به اصطلاح وام گردشگری ارائه می‌کند.با استفاده از خدمات این استارت‌آپ افراد به سرعت و راحتی قادر به دریافت وام کوتاه‌مدت برای انجام سفر خواهند بود. از این رو Uplift با برخی از بزرگ‌ترین خطوط هوایی و آژانس‌های رزرو هتل همکاری می‌کند از جمله خطوط هوایی امریکن، اسپرینت، Southwest و همچنین اپلیکیشن مشهور Kayak که خدمات مختلفی از خرید بلیت گرفته تا رزرو هتل و کرایه خودرو ارائه می‌دهد.
 
 
اوضاع برای بازار گردشگری آنلاین و استارت‌آپ Uplift آنقدر خوب بوده که به تازگی این شرکت ۲۵۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری جدید دریافت کرده و خطوط هوایی یونایتد و Carnival Cruises را هم به سرویس‌های خود اضافه کرده است.آپلیفت و استارت‌آپ Affirm ( که آن هم با شراکت سایت مشهور گردشگری اکسپدیا Expedia)  وام گردشگری ارائه می‌دهد معتقدند خدمات آنها برای کسانی است که قادر به تامین هزینه سفر رویایی نیستند. خدمات آنها به‌خصوص برای کسانی است که نمی‌خواهند هزینه یک سفر تمام حساب بانکی آنها را درجا خالی کند یا اساسا کارت اعتباری ندارند. از این رو این وام‌های گردشگری می‌تواند به‌خصوص برای کسانی جذاب باشد که هم به‌دنبال سفر هستند و هم مایل به پرداخت بلافاصله هزینه‌های آن نیستند.راب سادربری مدیر آپلیفت اعتقاد دارد که این استارت‌آپ باعث شده فکر کردن به سفر ارزان‌قیمت‌ بیشتر ممکن شود.با این حال این خدمات فقط برای کسانی نیست که دنبال یک سفر تفریحی هستند حتی کسانی که مجبور به یک سفر خانوادگی (مثلا شرکت در مراسم خاکسپاری) هستند؛ اما هزینه آن را ندارند هم قادر به استفاده از آن هستند. با این حال ایده دادن وام کوتاه‌مدت برای سفر می‌تواند نگرانی‌هایی را هم ایجاد کند به‌خصوص آنکه با توجه به سرعت تصمیم‌گیری برای اعطای وام و ایجاد سهولت در این مسیر، سنجش دقیق میزان توانایی افراد در بازپرداخت آن ممکن نیست.
 
 آیا وام سفر ریسک دارد؟
یک ریسک دادن چنین وام‌هایی این است که این وام‌ها با پشتوانه کارت‌های اعتباری (و به‌عنوان مثال معتبر بودن مشتری از نظر مالی) اعطا نمی‌شود. از این رو تحلیلگران این عرصه اعتقاد دارند اعطای چنین وام‌هایی به کسانی که نمی‌توان سنجش دقیقی از توانایی بازگرداندن آن را انجام داد کار پرریسکی است ضمن اینکه قوانین موجود آمریکا نیز هنوز برای تعقیب کسانی که قادر به بازپرداخت آن نیستند چندان به روز نیست.موقعی که یک فرد از طریق استارت‌آپ Uplift یا Affirm اقدام به گرفتن وام گردشگری می‌کند این شرکت‌ها یک استعلام ساده از وضعیت مالی او را انجام می‌دهند که با استعلام مفصلی که عمدتا هنگام دادن وام‌های عادی انجام می‌گیرد متفاوت است. از این رو معمولا از طریق استعلام اینکه فرد وام‌گیرنده قادر به بازپرداخت آن است بررسی نمی‌شود.از این رو شواهد و گزارش‌ها از میزان شکایت‌ها حاکی است که شرکت‌ها ممکن است به کسانی وام دهند که قادر به بازپرداخت آن نیستند. در ماه نوامبر سال ۲۰۱۹ یکی از کسانی که از Uplift وام گرفته بود کسی بود که یک ماه قبل اعلام ورشکستگی کرده بود. با این حال این استارت‌آپ‌ها رشد استفاده از خدماتشان را به ریسک عدم بازپرداخت آنها ترجیح می‌دهند.آپ لیفت می‌گوید با خدمات وام این استارت‌آپ و با کمک شرکای تجاری آن بیش از ۵۰ میلیون سفر انجام گرفته و ۳۰۰ هزار خاطره در تعطیلات در ۱۰۵ کشور شکل گرفته است. به واقع این استارت‌آپ‌ها با افزایش حجم وام‌ها ریسک موارد عدم بازپرداختی را به شدت پایین می‌آورند.
 
 وام سفر و وام گردشگری چگونه کار می‌کند؟
در صورتی که خدمات آپلیفت را انتخاب کنید در هنگام پرداخت صورت‌حساب با یکی از شرکای این استارت‌آپ بلافاصله میزان کل سفر به‌صورت وام قسط‌بندی شده و طی سه تا ۲۴ ماه با یک مبلغ ثابت ماهانه باید بازپرداخت آن را انجام دهید.نرخ سود شارژ این خدمات که به اصطلاح APR نامیده می‌شود براساس میزان اعتبار مالی هر فرد متفاوت است. آپلیفت به‌عنوان مثال بین ۷ تا ۳۶ درصد سود بابت هر وام دریافت می‌کند و متوسط سود آن ۱۵ درصد است. شرکت Affirm نیز نرخ سودی بین ۱۰ تا ۳۰ درصد دارد و متوسط سود آن ۱۷ درصد است.آپلیفت روی سایت خودش این را با مثال‌هایی توضیح داده است. مثلا تور کشتی کروز دریای Caribbean قیمتی معادل ۶۱۵۸ دلار دارد که با احتساب سود یا APR معادل ۱۵ درصد متقاضی باید ماهانه مبلغ ۵۵۱ دلار و ۶۳ سنت برای مدت ۱۱ ماه بپردازد که مبلغ کلی بازپرداخت آن معادل ۶۶۱۹ دلار خواهد شد.البته گاهی به این مبلغ هزینه‌های دیگری هم اضافه می‌شود مثلا آپلیفت هزینه‌ای ۲ درصدی تحت عنوان Origination fee را هم به مبلغ کل اضافه می‌کند و این چیزی است که شرکت Affirm از گیرنده وام دریافت نمی‌کند. از سوی دیگر لغو سفر هم ممکن است هزینه‌هایی را به شما تحمیل کند.
 
 انتخاب‌های بهتر
به جز اینها انتخاب‌های دیگری نیز وجود دارد از جمله آنها سایت Nerdwallet است که مدلی از دادن وام بدون بهره است اما پیش‌نیازهایی را برای داشتن امتیاز لازم و گرفتن کارت‌های اعتباری خاص دارد.متخصصان توصیه می‌کنند کاربران باید قبل از کلیک روی چنین پیشنهادهای وام و سفر با یک یا چند کلیک شرایط بازپرداخت آن را به طور کامل مطالعه کنند. از سوی دیگر کاربران باید شرایط بازپرداخت وام را هم مد نظر قرار دهند، چراکه ممکن است هزینه‌های بیشتری به آنها تحمیل کند.