بررسی تخصصی تلویزیون سامسونگ KS8500 SUHD: حس خوب زندگی!

بررسی تخصصی تلویزیون سامسونگ KS8500 SUHD: حس خوب زندگی!

مدتی است بازار تلویزیون‌های 4K خمیده به شدت داغ شده و شاهد جذب شدن افراد زیادی به سمت‌شان هستیم. سامسونگ هم که از پیش‌تازان در این گروه بوده، با تولید سری‌های جدیدش با عنوان SUHD بازار را در این زمینه به شدت رقابتی‌ کرده است.

همان طور که می‌دانید سامسونگ علاقه زیادی دارد تا فناوری‌های متفاوت را به هر طریقی که شده به خودش انحصار دهد. حرف S که قبل از UHD قرار گرفته در واقع تنها وظیفه این انحصار سازی را بر عهده دارد و SUHD نشان دهنده هیچ قابلیت خاصی جز نمایشگر خمیده نیست.

اما امروز یکی از جدیدترین تلویزیون‌های ساخته شده توسط سامسونگ با مدل KS8500 به آزمایشگاه آی‌تی‌رسان آمده و ما سعی داریم به بررسی تخصصی آن بپردازیم. این تلویزیون از خانواده KS8000 بوده و تنها تفاوت آن در نمایشگر خمیده‌اش است. پس همراه ما باشید.

مشخصات کلی این تلویزیون به شرح زیر است:

  • جنس بدنه پشتی از پلاستیک، جنس فریم و پایه‌ها از فلز، موجود در اندازه‌های 49، 55 و 65 اینچی
  • سری7، نمایشگر خمیده با رزولوشن UHD، پنل استفاده شده از نوع VA LCD، سرعت انطابق تصویر 120 هرتز در هر دو حالت متحرک و بومی، فراهم آوردن روشنایی از لبه‌های پنل، پشتیبانی از HDR، پشتیبانی از فناوری Quantum Dot Color
  • پردازنده 4 هسته‌ای، سیستم عامل تایزن، پشتیبانی از وای‌فای و بلوتوث، ریموت کنترل هوشمند، توانایی دریافت شبکه‌های دیجیتال، همراه مبدل One Connect Box برای دسترسی به پورت‌ها
  • پشتیبانی از صدای دالبی، پشتیبانی از فناوری DTS Premium Sound 5.1، همراه 2 اسپیکر و ساب ووفر با قدرت 10 وات، پشتیبانی از هدست‌های بی‌سیم

طراحی

به طور کل زبان طراحی KS8000 در کلمه “ساده” خلاصه می‌شود. هیچ چیز خاصی که بخواهد جلب توجه کند در بخش طراحی این تلویزیون وجود نداشته و اکثر قسمت‌ها بسیار ساده و تقریبا مشابه مدل‌های قدیمی‌تر طراحی شده‌اند.

پایه‌های این تلویزیون که از نوع دو تایی و از جنس کروم بوده، در دو طرف چپ و راست آن قرار می‌گیرد. نصب این دو پایه بسیار آسان بوده و نیاز به هیچ پیچ و مهره‌ای هم نیست. در بخش روبه‌رویی تلویزیون تنها نمایشگر، نام برند سامسونگ و حاشیه بسیار نازک فلزی آن دیده می‌شود. نام برند سامسونگ هم هنگام روشن شدن تلویزیون با یک نور پس‌زمینه سفید رنگ روشن می‌شود.

با وجود طراحی انحنادار KS8000 ضخامت آن بسیار کم بوده و همین موضوع زیبایی آن را دوچندان کرده است. البته همین طراحی منحنی باعث شده که اگر از دو طرف به تلویزیون نگاه کنید، فکر کنید که ضخامت آن کمی بیش‌تر از حد معمول است؛ اما با تغییر زاویه دیدتان به سرعت متوجه می‌شوید که اصلا این چنین نیست.

در بخش پشتی تلویزیون یک روکش پلاستیکی براق دیده می‌شود که در جذب اثر انگشت هم بسیار مستعد است. البته جذب شدن اثر انگشت در این بخش از تلویزیون آن‌چنان موضوع مهمی نیست چرا که این قسمت از تلویزیون در دیدتان نخواهد بود.

حاشیه‌های کناری تلویزیون بسیار کم بوده و اگر به طور مستقیم به آن نگاه کنید اصلا متوجه وجودشان نمی‌شوید. البته انتظار داشتیم حاشیه سیاه رنگ پیکسلی که دور پنل قرار گرفته کم‌تر از چیزی که الان وجود دارد، باشد.

به طور خلاصه طراحی KS8500 بسیار ساده بوده و در واقع همین سادگی است که به آن جلوه زیبایی داده است. در طراحی پایه‌های آن ظرافت خاصی وجود دارد که در ابتدا از این که توانایی تحمل وزن تلویزیون را داشته باشد، شما را به شک می‌اندازد. حایشه نمایشگر بسیار کم بوده اما این میزان به اندازه‌ای که در مدل‌های برتر کمپانی ال‌جی دیده‌ایم، کم نیست.


ارتباطات

سامسونگ برای KS8500 تنها یک پورت USB و پورت شبکه تعبیه کرده و بقیه پورت‌ها را توسط یک مبدل با نام One Connect Box برای کاربر فراهم کرده است. توسط این مبدل دو پورت USB دیگر به همراه 4 پورت HDMI در اختیارتان قرار خواهد گرفت. علاوه بر این‌ها ورودی آنتن، AV،  بلندگوی کامپوننت و خروجی صدای اپتیکال هم در آن یافت می‌شود. One Connect Box توسط توسط یک سیم و پورت مخصوصش به پشت تلویزیون وصل می‌شود.

شاید اگر تمامی پورت‌ها پشت تلویزیون قرار می‌گرفتند دیگر نیازی به یک قطعه سخت افزاری دست‌و‌پاگیر نبود. اگرچه در صورتی که چنین می‌شد، مطمئنا بر ضخامت کلی دستگاه هم تاثیر می‌گذاشت. از طرفی در محل اتصال پورت OCB یک فضای خالی ایجاد شده که با دیدن آن به فکر آن افتادیم که چرا سامسونگ از همین فضا برای قرار گیری OCB بهره نبرده است.

متاسفانه خبری از پورت USB 3.0 در این تلویزیون نیست و تنها از USB 2.0 در آن استفاده شده است. ارتباطات بی‌سیم در KS8500 توسط وای‌فای و بلوتوث صورت می‌گیرد. شما به راحتی می‌توانید توسط این دو، محتویات موجود در تلفن همراه یا لپ‌تاپ‌تان را با تلویزیون به اشتراک بگذارید.

به طور کل قابلیت ارتباطات این تلویزیون در رده مناسبی قرار دارد که البته اگر پورت USB 3.0 و جک صوتی 3.5 میلی‌متری هم در آن تعبیه می‌شد، دیگر هیچ‌چیز کم نداشت. برای مبدل OCB هم بهتر است یک جایی که در دید نباشد پیدا کنید.


کیفیت تصویر

به یکی از مهم‌ترین بخش‌های بررسی این تلویزیون رسیده‌ایم. جایی که KS8500 با رزولوشن 4K‌اش به شدت می‌درخشد. پنل استفاده شده در این مدل، VA LCD بوده که کیفیت بسیار خوبی دارد و رنگ‌ها با دقتی خارق‌العاده در آن به نمایش گذاشته می‌شوند.

قابلیت HDR هم که چند مدتی است به تلویزیون‌ها وارد شده، در KS8500 یافت می‌شود. این قابلیت محتوایی که بر این اساس وجود دارند را باکیفیتی فوق‌العاده به نمایش می‌گذارد. در HDR نقاط روشن تصویر در روشن‌ترین حالت ممکن و نقاط تیره آن در تیره‌ترین حالت ممکن قرار می‌گیرند. این قابلیت برای گیمرها بسیار کاربردی و جذاب خواهد بود.

روشنایی پنل این تلویزیون از LEDهایی که دور آن قرار دارد، تامین می‌شود. همین موضوع باعث می‌شود که فکر کنید روشنایی KS8500 در حد ایده‌آل نیست؛ اما واقعیت اصلا این چنین نبوده و عملکرد این LEDها در این زمینه بسیار خوب است.

سامسونگ می‌گوید از یک لایه اضافه بین LEDهای تولید کننده نور در پس زمینه و LCD استفاده کرده، تا طیف رنگی بیشتر و بادقت‌تری به نمایش گذاشته شود. این ویژگی در واقع همان Quantum Dot است که در نسل قبلی با نام نانو کریستال در تلویزیون‌های سامسونگ قرار گرفته بود.

نمایش رنگ مشکی در KS8500 با دقتی بسیار عالی و پخشی یک‌نواخت صورت می‌گیرد. صحنه‌های تیره در یک اتاق تاریک بدون هیچ گونه هاله نور و یا مشکل خاصی به نمایش در می‌آیند. اما نمایش رنگ مشکی در این تلویزیون تا زمانی بدون نقص خواهد بود که درست از روبه‌رو به آن نگاه کنید. متاسفانه با تغییر زاویه دید به چپ یا راست رنگ مشکی دیگر آن عمق زیادش را ندارد و حالا با رگه‌های روشنی که درواقع همان نور‌های پس زمینه هستند، همراه شده است.

علاوه بر این‌ها کنتراست بالا در این تلویزیون خمیده باعث شده تا تصاویر با رنگ‌هایی خیره کننده به نمایش در بیایند. میزان رفلکس نمایشگر نیز بالاست و در محیط‌های پرنور همچون آینه عمل می‌کند!

حرکت سوژه‌ها یا Blur Motion یکی دیگر از فاکتورهای مهم در تلویزیون بوده که باید به آن توجه زیادی کرد این فاکتور در واقع سرعت تغییر رنگ هر پیکسل است که به آن سرعت پاسخ‌گویی می‌گویند. سرعت پاسخ‌گویی در صحنه‌هایی که سوژه در آن به سرعت در حال حرکت است، عامل بسیار مهمی خواهد بود که مقدار آن در KS8500 معادل 15.9 میلی‌ثانیه است که عددی مناسب اما نه در حد عالی است. این تلویزیون از رزولوشن‌های فول‌اچ‌دی و 4K تا سرعت 60 هرتز پشتیبانی می‌کند. بنابراین فکر اجرای محتوای 1080 خود با سرعت 120 هرتز در آن نباشید.

در بخش تنظیمات تصویر تلویزیون شاهد منو‌های مختلفی هستیم. 4 مود از پیش تنظیم شده در بخش تنظیمات موجود بوده. اولین مود داینامیک یا پویا نام داشته که تصاویر را پر رنگ و لعاب‌تر نشان می‌دهد. از این مود بهتر است هنگام دیدن انیمیشین و یا اجرای گیم استفاده کنید. مود‌های بعدی طبیعی، استاندارد و فیلم نام دارند که هر کدام برای موقعیت‌های خاصی قابل استفاده خواهند بود. البته شخصا از رنگ‌های اغراق آمیز مود داینامیک بیشتر لذت می‌برم.

بخش دیگری در منوی تنظیمات موجود بوده که به شما اجازه ایجاد تغییرات در قسمت‌های حرفه‌ای‌تری را‌ مثل تن رنگ‌ها، کنتراست داینامیکی، گاما و بسیاری دیگر از این قبیل تنظیمات، می‌دهد. با کمی وقت گذاشتن در این قسمت مطمئنا می‌توانید به کیفیت تصویری حتی بیشتر چیزی که به طور پیش‌فرض موجود است، دست بیابید.

منوی خاصی با نام Special Viewing Mode در همین منوی تنظیمات وجود داشته که در آن می‌توانید مود‌های تصویری گیم، ورزشی و HDR را فعال کنید. فعال کردن Game Mode در این بخش باعث می‌شود تا سرعت انتقال داده‌های تصویری از گیرنده تا تلویزیون به حداقل برسد، تا از ایجاد هرگونه تاخیر در بازی جلوگیری شود. فعال کردن HDR هم تنها در زمانی کاربردی است که محتوایی بر همین مبنا داشته باشید؛ وگرنه استفاده از این قابلیت برای محتوای معمولی تنها باعث تغییر رنگ غیرعادی می‌شود. در Sport Mode هم با وجود حرکت‌های فراوان سوژه، Motion Blur در بالاترین حالت خودش قرار می‌گیرد و شاهد تصویر روان‌تری خواهید بود.

علاوه بر این‌ها ویژگی خاصی در این تلویزیون موجود بوده که با انجام یک‌سری اقدامات تصاویری که کیفیت‌شان پایین است را بهینه سازی می‌کند.

نحوه چینش پیکسل‌ها

 


نرم افزار

سامسونگ طبق رسم همیشگی‌اش در تلویزیون‌های هوشمند،‌ از سیستم عامل تایزن در KS8500 استفاده کرده است. تایزن اگرچه به کاملی سایر سیستم عامل‌های مربوط به تلویزیون نیست، اما قابلیت‌های فراوانی را در اختیارتان قرار می‌دهد. منوی اسمارت به راحتی و توسط یک دکمه بر روی ریموت کنترل، قابل دسترس خواهد بود. دیگر مثل نسل‌های پیشین خبری از طراحی کاشی مانند منوی اسمارت نیست و با طراحی ساده‌تری روبه‌رو هستیم. تقریبا تمامی منوهای دسترسی از جمله تنظیمات، ورودی‌ها، اپلیکیشن‌ها و گیرنده تلویزیون در این بخش قرار گرفته‌اند.

شما می‌توانید به راحتی به دانلود و نصب اپلیکیشن‌هایی که سامسونگ برای این سیستم عامل تدارک دیده، بپردازید. متاسفانه تعداد این اپ‌ها در حال حاضر آن‌چنان چشم‌گیر نیست و همان تعداد کمی هم که در دسترس است کاربرد زیادی ندارند.

مرورگر اینترنت KS8500 به نسبت نسل‌های پیشین بهبود زیادی در زمینه سرعت و عملکرد داشته است. شما قادر خواهید بود از سایت‌های اشتراک گذاری ویدیوی آنلاین استفاده کنید و به تماشای فیلم‌های آنلاین بنشینید.

علاوه بر این‌ها با توجه به وجود قابلیت Smart View شما قادر هستید تا اطلاعات موجود در تلفن‌ هوشمندتان را با تلویزیون به اشتراک بگذارید. اپلیکیشن مخصوص سامسونگ هم در این زمینه کمک زیادی به شما خواهد کرد.

توسط Smart View شما می‌توانید تصاویر، ویدیو‌ها و موزیک‌هایی را که در تلفن‌هوشمندتان دارید، با تلویزیون به اشتراک بگذارید. همچنین قابلیت کنترل تلویزیون مثل جابجایی شبکه‌ها هم در این اپ قرار گرفته است. خوشبختانه علاوه بر سیستم عامل‌های اندروید و iOS، Smart View در نسخه دسکتاپی هم عرضه شده است.

پلیر این تلویزیون برای اجرای فایل‌های صوتی و تصویری عملکردی مناسب دارد. اجرای فایل‌های mkv و کدک‌های ‌X264 به راحتی در آن انجام می‌شود. البته این پلیر هنگام اجرای فایل‌های ‌TS آن‌چنان موفق نبود و از این رو سراغ اپ استور سامسونگ رفتیم تا یک پلیر دیگر پیدا کنیم؛ اما با تمام تعجب هیچ اپلیکیشنی در این زمینه پیدا نکردیم! درست این‌جا بود که ضعف سیستم عامل تایزن در برابر اندروید را حس کردیم.

در رابط کاربری این پلیر زمان اجرای ویدیو‌ها، علاوه بر قابلیت‌های کنترل ویدیو، چند گزینه برای تنظیمات زیرنویس، تنظیمات دوبله صدا و اطلاعات فایل تصویری قرار گرفته است.

در بخش تنظیمات زیرنویس گزینه‌های مختلفی برای شخصی‌سازی وجود داشته که در آن شما می‌توانید علاوه بر تنظیمات همگام سازی زمانی، استایل نوشته‌ها را هم تغییر دهید. متاسفانه منوی خاصی برای این که به طور دستی زیرنویس را به فایل ویدیویی بچسبانید وجود ندارد و باید از قبل فایل زیرنویس را با فایل تصویری هم‌نام کنید.

موزیک پلیر این تلویزیون ظاهری ساده داشته و تنظیمات خاصی در آن دیده نمی‌شود. پشتیبانی از فایل‌های صوتی‌ مختلف هم به خوبی در آن صورت می‌گیرد.


ریموت کنترل هوشمند

ریموت کنترل KS8500 از طریق بلوتوث به تلویزیون متصل می‌شود. بنابراین هردفعه نیازی به نگه‌داشتن آن در مقابل دستگاه نخواهید داشت. طراحی انحنا دار این ریموت به صورتی بوده که به راحتی در دست جای بگیرد و انگشتان دست هنگام استفاده از آن در جایگاه مناسبی قرار بگیرند.

بر روی این ریموت یک میکروفون قرار گرفته که برای کنترل صوتی تلویزیون کاربرد خواهد داشت. برای استفاده از این قابلیت باید دکمه میکروفون را نگه‌دارید و سپس شروع به صحبت کردن بکنید. جملات باید کوتاه و با صدای بلند گفته شوند. به‌عنوان مثال شما می‌توانید با گفتن جمله “Volume Down” صدای تلویزیون را کم کنید. اتصال ریموت به دستگاه از طریق بلوتوث باعث می‌شود تا عمر باتری‌ها که البته از نوع قلمی هم هستند، کم‌تر از ریموت‌های مادون قرمزی باشد.

خبری از تاچ‌پد برای کنترل راحت‌‌تر تلویزیون به ویژه مواقعی که در حال وب‌گردی هستید، نیست. با این که فضای زیادی از ریموت کنترل خالی است، اما سامسونگ ترجیح داده از آن استفاده خاصی نکند.


اسپیکر و کیفیت صدا

اسپیکر را می‌توان بعد از کیفیت تصویر، از مهم‌ترین فاکتور‌های موجود در یک تلویزیون نامید. خوشبختانه به این مورد در KS8500 توجه زیادی شده و اسپیکر موجود در آن از کیفیت بالایی برخوردار است. علاوه بر این، حجم صدا به نسبت این که با یک تلویزیون طرف هستیم، بسیار عالی بوده و عملکرد مناسبی دارد.

متاسفانه خبری از پورت صدای 3.5 میلی‌متری در این تلویزیون نیست؛ اما به‌جای آن قابلیت‌های صوتی فروانی هستند که شما را در این قسمت راضی کنند. شما می‌توانید با استفاده از وای‌فای و بلوتوث، اسپیکر و هدفون‌های بی‌سیم را به راحتی به تلویزیون متصل کنید. وجود پورت صدای اپتیکال هم در این قسمت نبود جک صوتی 3.5 میلی‌متری را تا حدی برطرف کرده است.

موارد مختلفی برای بهبود دادن کیفیت صدا مانند استفاده از اکولایزر و سایر افکت‌ها در بخش صوتی منوی تنظیمات قرار گرفته و دست شما را برای شخصی سازی‌های فراوان در این زمینه باز گذاشته است.


قیمت

KS8500 با سه اندازه مختلف و سه قیمت متفاوت در بازار قابل خرید است. شما می‌توانید مدل 49 اینچی این تلویزیون را با قیمتی حدود 5 میلیون و پانصد تا 6 میلیون تومان خریداری کنید. قیمت ‌گذاری این مدل از تلویزیون سامسونگ نسبتا خوب صورت گرفته و هم رده‌ سایر رقبای موجود در بازار است.


جمع‌بندی

KS8500 را می‌تواند یک انتخاب ایده‌آل برای افرادی باشد که به دنبال کیفیت‌ بالا، زیبایی و نوآوری هستند. این تلوزیون خمیده با رزولوشن بالایی که دارد چنان کیفیت تصویری را ارایه می‌دهد، که همگان را انگشت به دهان خواهد گذاشت. علاوه بر کیفیت تصویر، کیفیت بالای صوتی KS8500 است که آن را به یک پکیج کامل تبدیل کرده است. شاید اگر پنل استفاده شده در این تلویزیون از نوع LED بود، دیگر هیچ کم‌ و کاستی را در آن پیدا نمی‌کردیم؛ اما همین پنل LCD هم به بهترین نحو کارش را انجام می‌دهد و تصاویری با کیفیتی را به چشمان شما می‌رساند. در آخر این تلویزیون را به افرادی که به دنبال تماشای فیلم‌های بلوری با کیفیت بالا و یا اجرای بازی‌ با کنسول‌های مختلف هستند، پیشنهاد می‌دهیم.

نوشته بررسی تخصصی تلویزیون سامسونگ KS8500 SUHD: حس خوب زندگی! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی کیس MSI Vortex G65VR: زیباروی خشمگین!

بررسی کیس MSI Vortex G65VR: زیباروی خشمگین!

در چند سال اخیر صنعت گیم تبدیل به یکی از مهم‌ترین و پرسودترین تجارت‌ها در دنیا شده است. این صنعت دارای دو بازیگر اصلی بوده که شامل بازی‌سازها و سازندگان قطعات است که در هر قسمت رقابت سنگینی وجود دارد. از زمان قدرتمند شدن کنسول‌ها بسیاری از گیمرها ترجیح می‌دهند که به‌جای خرید سیستم‌های گران‌قیمت، این دستگاه‌ها را خریداری کنند. اگرچه قدرت کنسول‌ها قابل مقایسه با کامپیوترهای قدرتمند نیست و بعضا لذت بازی کردن با کیبورد بسیار بیشتر از دسته کنسول‌ها بوده، ولی وجود بازی‌های انحصاری و تضمین اجرای بازی‌های روز برای حداقل 5 سال بسیاری را مجاب به خرید کنسول‌ها می‌کند. در این میان بسیاری از شرکت‌ها در حال ساخت لپ‌تاپ‌ها و کیس‌های گیمینگ با قطعات قدرتمند و طراحی‌های زیبا هستند. دو شرکت ایسوس و MSI از فعال‌ترین برندهای این صنعت محسوب می‌شوند که محصولات خوبی را در کارنامه خود دارند. در این مقاله به بررسی یکی از جدیدترین کیس‌های گیمینگ MSI یعنی ورتکس G65VR می‌پردازیم.

طراحی

این کیس برخلاف محصولات ایسوس، طراحی دوار داشته و فضای بیشتری را از میز کار شما اشغال می‌کند. در ساخت این دستگاه از آلومینیوم باکیفیتی استفاده شده که در هنگام لمس حس خوبی به کاربر منتقل می‌کند.

در طراحی بدنه از 4 نوار LED استفاده شده که در هنگام روشن کردن کیس به رنگ‌های مختلف در می‌آیند و نمای زیبایی را به آن می‌بخشند. در جلوی دستگاه شاهد قرارگیری دکمه‌ای جهت روشن و خاموش کردن دستگاه هستیم و در پایین نمای جلو نیز لوگو MSI به چشم می‌خورد. این لوگو با دستگاه روشن شده و در حالت استندبای نیز روشن و خاموش می‌شود.

در زیر این کیس یک پایه به زیبایی قرار گرفته که پورت مربوط به کابل پاور نیز در آن تعبیه شده است. قرارگیری پورت در زیر دستگاه علاوه‌بر حفظ زیبایی آن، مزاحمت سیم برای کاربر را نیز کاهش می‌دهد.

در بالای دستگاه علاوه‌بر نوار نورانی که در قبل به آن اشاره شد، شاهد سه دریچه شبه مثلثی شکل هستیم که وظیفه خروج هوای گرم را از دستگاه دارند.

در پشت این کیس پورت‌های ارتباطی قرار دارد که در بخش بعدی به طور کامل به بررسی آن خواهیم پرداخت. در بالای پخش پشتی یک دریچه برای ورود هوا در نظر گرفته شده که با دریچه‌های موجود در زیر دستگاه وظیفه خنک‌سازی قطعات را برعهده دارند. در این دریچه لوگو MSI حک شده است.

در حالت کلی باید طراحی این دستگاه را زیبا نامید. فلز استفاده شده در ساخت این کیس کیفیت بالایی دارد و نوارهای قرمز رنگ تعبیه شده بر روی آن، زیبایی آن را دو چندان کرده است. وزن 4 کیلوگرمی آن باتوجه به جنس بدنه و همچنین فن بزرگی که برای خنک‌سازی قطعات مورد استفاده قرار گرفته، مناسب تلقی می‌شود. MSI برای تهاجمی کردن طرح این کیس از خطوط شکسته در یک راستا استفاده کرده که زیبایی آن را افزایش داده است. در جعبه این کیس نیز تنها با کابل پاور روبرو هستیم و خبری از درایور نوری و یا کابل HDMI نیست.

پورت‌ها و اتصالات

همانگونه که در بخش طراحی گفته شد تمامی پورت‌های این دستگاه در پشت آن قرار دارد. در بالای این پورت‌ها خروجی هدفون، میکروفون و SPDIF قرار گرفته است. چهار پورت USB 3.0، دو پورت USB Type-C نسل دوم، دو پورت HDMI با خروجی 4K، دو پورت LAN و دو پورت Mini-Display اتصالات این کیس را تشکیل می‌دهند. در این کیس از وای‌فای Killer و بلوتوث نسخه 4.1 استفاده شده است.

متاسفانه در Vortex G65VR خبری از درگاه کارت‌خوان و درایو نوری نیست که به‌شخصه فقدان آن‌ها را یک کمبود می‌دانم. شاید بگویید که با فراگیر شدن هاردهای اکسترنال دیگر نیازی به درایو نوری نیست، ولی به این نکته توجه کنید که برای لذت بردن از این دستگاه باید بر روی آن بازی نصب کنید. بازی‌های باکیفیت حجمی بالای 30 گیگابایت دارند که باتوجه به سرعت و قیمت اینترنت در ایران، دانلود آن‌ها کار منطقی محسوب نمی‌شود البته می‌توانید با خرید درایو نوری اکسترنال این مشکل را رفع کنید.

نرم‌افزار

بر روی این دستگاه سیستم‌عامل ویندوز 10 نصب شده که آخرین نسخه از سیستم‌عامل شرکت مایکروسافت است. یکی از نرم‌افزارهای جالبی که بر روی این سیستم نصب شده، Dragon Center نام دارد که انحصاری شرکت MSI است. در این برنامه شما به قابلیت‌های متنوعی دسترسی دارید، یکی از آن‌ها System Monitor بوده که در آن قادر به مشاهده عملکرد دستگاه، میزان درگیر بودن پردازنده مرکزی، حافظه موقت، کارت گرافیک و حافظه ذخیره‌سازی خواهید بود.

در قسمت بعدی که LED Wizard نام دارد، می‌توانید رنگ نوارهای LED بر روی بدنه را سفارشی کنید و برای هر یک رنگ خاصی را تعریف کنید. علاوه‌بر تغییر رنگ قادر به انتخاب حالت‌های مختلف برای نمایش آن و همچنین میزان درخشش این نورها نیز هستید.

یکی دیگر از قسمت‌های پرکاردبرد این برنامه System Tuner بوده که در آن می‌توانید عملکرد برخی از قطعات مانند سیستم خنک‌کننده را تغییر دهید و یا نحوه نمایش تصاویر در مانیتور را برحسب حالت‌های از قبل تعیین شده و باتوجه به سلیقه و یا کاربرد خود، انتخاب کنید.

پردازنده و عملکرد

به سراغ مهم‌ترین بخش یعنی سخت‌افزار این کیس می‌رویم. MSI در این بخش سنگ تمام گذاشته و سرباز جدید خود را تا دندان مسلح کرده است! در این محصول از پردازنده نسل ششم Core-i7 موسوم به اسکای‌لیک بهره گرفته شده که با کد 6700K، دارای معماری 14 نانومتری و حداکثر توان حرارتی 95 وات است. این پردازنده دارای 4 هسته و 8 رشته با فرکانس پایه 4.00 گیگاهرتز و حداکثر فرکانس 4.20 گیگاهرتز بوده و همچنین اینتل 8 مگابایت حافظه کش (حافظه نهان) برای آن در نظر گرفته است. این پردازنده حداکثر از 64 گیگابایت رم از نوع DDR4 پشتیبانی می‌کند و گرافیک آنبورد HD 530 وظیفه انجام کارهای گرافیکی پایه را برعهده دارد. این پردازنده قدرت کافی برای اجرای تمامی بازی‌ها و اکثر برنامه‌های مهندسی را دارد.

میزان 32 گیگابایت رم از نوع DDR4، انجام چندین کار به‌صورت همزمان و یا برنامه‌هایی که نیاز به حافظه موقت زیادی دارند را تضمین می‌کند. در این کیس از چیپ‌ست Z170 اینتل استفاده شده که امکانات مناسبی را در اختیار سازنده و کاربر قرار می‌دهد. برای دخیره‌سازی یک هارد 1 ترابایتی و یک حافظه SSD با ظرفیت 256 گیگابایت برای این محصول درنظر گرفته شده که حافظه SSD سرعت بسیار بالایی دارد، در زیر قادر به مشاهده عملکرد آن‌ها خواهید بود.

برای انجام بازی وجود یک قطعه حیاتی بوده که آن قطعه کارت گرافیک است. MSI برای ورتکس G65VR دو کارت گرافیک انویدیا GTX 1070 با 8 گیگابایت حافظه اختصاصی GDDR5 درنظر گرفته که این دو کارت گرافیک قدرت کافی برای اجرای روان اکثر بازی‌ها حتی در رزولوشن 4K را در اختیار کاربر قرار می‌دهند. این کارت گرافیک دارای رابط حافظه 256 بیتی بوده و فرکانس پایه و بوست آن به‌ترتیب 1443 و 1645 مگاهرتز است.

این قطعات سخت‌افزاری در بنچمارک 3DMARK موفق به کسب امتیاز 12831 در بخش Fire Strike Extreme شدند که امتیاز مناسبی ارزیابی می‌شود.

عملکرد بازی

قبل از شروع این قسمت بد نیست به یک موضوع اشاره کنم، محصولی که برای بررسی در اختیار آزمایشگاه آی‌تی‌رسان قرار گرفته بود در هنگام اجرای بازی Crysis 3 چند بار ریست شد که احتمالا مشکل نرم‌افزاری است.

این قسمت را با بازی Batman: Arkham City شروع می‌کنیم. این بازی در سال 2011 به بازار عرضه شد و امتیازات بالایی را نصیب خود ساخت. مسلما چنین سخت‌افزاری قادر به اجرای بازی در بالاترین تنظیمات در رزولوشن 1080p است، در عمل نیز در هنگام اجرای این بازی موفق به کسب فریم بسیار مناسب 70 شدیم. قبل از انجام بازی دمای پردازنده مرکزی 32 درجه سانتی‌گراد و دمای کارت‌های گرافیک در حدود 51 و 49 درجه سانتی‌گراد اندازه‌گیری شد.

بعد از نزدیک به 15 دقیقه انجام بازی این دماها به 59، 70 و 66 درجه افزایش یافتند که نشان از قدرت مناسب سیستم خنک‌کننده دارد. خوشبختانه در هنگام اجرای بازی با صدای ناخوشایندی از طرف سیستم خنک‌کننده روبرو نشدیم و همچنین تنها افزایش حرارت در یک قسمت از بدنه را مشاهده کردیم، البته فقط می‌توان آن را گرم توصیف کرد و نه داغ که باتوجه به بدنه فلزی می‌توان آن را یک امتیاز مثبت تلقی کرد.

برای دومین بازی به سراغ یکی از محبوب‌ترین‌ها در سال 2013 یعنی Metro: Last Light می‌رویم. این بازی نیز در رزولوشن 1080p با بالاترین تنظیمات، به‌صورت کاملا روان اجرا شد. قبل از انجام بازی دمای پردازنده مرکزی و کارت‌های گرافیک به‌ترتیب 32، 45 و 42 درجه اندازه‌گیری شد.

شروع به اجرای بازی می‌کنیم، بعد از گذشت نزدیک به 5 دقیقه از شروع بازی با صدای عجیبی روبرو شدیم که ما را شگفت‌زده کرد. درست حدس زدید، این تعجب ما مربوط به صدای سیستم خنک‌کننده غول‌پیکر این دستگاه است. با گذشت زمان این صدا افزایش یافت به‌گونه‌ای که احساس می‌کردید یک هواپیما در حال پرواز در کنار گوش شما است! باوجود چنین صدایی حدس می‌زدم که با لمس بدنه، دستم بسوزد ولی چنین اتفاقی رخ نداد و تنها با بدنه‌ای گرم شده روبرو شدم. با کمی تعجب به سراغ نتایج بدست آمده برای دما رفتم و اعداد جالبی را مشاهده کردم. دمای پردازنده مرکزی به 61 درجه و دمای کارت‌ گرافیک به 91 درجه رسید که اگرچه این دما آسیبی به قطعات وارد نمی‌کند ولی باتوجه به چنین سیستم خنک‌کننده‌ای، این اعداد بسیار بالا ارزیابی می‌شود.

در نهایت تصمیم گرفتیم که این کیس را به زانو دربیاریم، در همین راستا آن را به یک تلوزیون 49 اینچی با رزولوشن 4K متصل کرده و به انجام بازی در بالاترین تنظیمات و رزولوشن ذکر شده پرداختیم. باید بگوییم که نتوانستیم این کیس را شکست دهیم چراکه بازی Crysis 3 که یکی از سنگین‌ترین بازی‌ها محسوب می‌شود، به روان‌ترین شکل ممکن اجرا شد. بعد از Crysis 3 نوبت به بازی Metro: Last Light رسید که به فریم 50 دست پیدا کردیم.

نتیجه نهایی:

بدون هیچ شکی با یک کیس بسیار قدرتمند روبرو هستیم. این دستگاه علاوه‌بر سخت‌افزار به‌روز و پرقدرت، از طراحی بسیار زیبایی نیز بهره می‌برد که همراه با نرم‌افزار اختصاصی می‌توانید رنگ نوارهای LED آن را شخصی‌سازی کنید.

برای تصاحب چنین کیسی باید حساب بانکی خود را کاملا خالی کنید، چراکه قیمت نمونه قدیمی آن با کارت‌های گرافیک انویدیا GTX 980 نزدیک به 18 میلیون تومان است. به شخصه هیچ دلیل منطقی برای خرید این سیستم پیدا نمی‌کنم، چراکه خرید کنسول باتوجه به بازی‌های انحصاری ارزش بیشتری داشته و یا می‌توانید با خرید قطعات به‌صورت جداگانه علاوه‌بر پرداخت مبلغ کمتر، آن را به‌راحتی در آینده به‌روزرسانی کنید.

نوشته بررسی کیس MSI Vortex G65VR: زیباروی خشمگین! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی کیس MSI Vortex G65VR: زیباروی خشمگین!

بررسی کیس MSI Vortex G65VR: زیباروی خشمگین!

در چند سال اخیر صنعت گیم تبدیل به یکی از مهم‌ترین و پرسودترین تجارت‌ها در دنیا شده است. این صنعت دارای دو بازیگر اصلی بوده که شامل بازی‌سازها و سازندگان قطعات است که در هر قسمت رقابت سنگینی وجود دارد. از زمان قدرتمند شدن کنسول‌ها بسیاری از گیمرها ترجیح می‌دهند که به‌جای خرید سیستم‌های گران‌قیمت، این دستگاه‌ها را خریداری کنند. اگرچه قدرت کنسول‌ها قابل مقایسه با کامپیوترهای قدرتمند نیست و بعضا لذت بازی کردن با کیبورد بسیار بیشتر از دسته کنسول‌ها بوده، ولی وجود بازی‌های انحصاری و تضمین اجرای بازی‌های روز برای حداقل 5 سال بسیاری را مجاب به خرید کنسول‌ها می‌کند. در این میان بسیاری از شرکت‌ها در حال ساخت لپ‌تاپ‌ها و کیس‌های گیمینگ با قطعات قدرتمند و طراحی‌های زیبا هستند. دو شرکت ایسوس و MSI از فعال‌ترین برندهای این صنعت محسوب می‌شوند که محصولات خوبی را در کارنامه خود دارند. در این مقاله به بررسی یکی از جدیدترین کیس‌های گیمینگ MSI یعنی ورتکس G65VR می‌پردازیم.

طراحی

این کیس برخلاف محصولات ایسوس، طراحی دوار داشته و فضای بیشتری را از میز کار شما اشغال می‌کند. در ساخت این دستگاه از آلومینیوم باکیفیتی استفاده شده که در هنگام لمس حس خوبی به کاربر منتقل می‌کند.

در طراحی بدنه از 4 نوار LED استفاده شده که در هنگام روشن کردن کیس به رنگ‌های مختلف در می‌آیند و نمای زیبایی را به آن می‌بخشند. در جلوی دستگاه شاهد قرارگیری دکمه‌ای جهت روشن و خاموش کردن دستگاه هستیم و در پایین نمای جلو نیز لوگو MSI به چشم می‌خورد. این لوگو با دستگاه روشن شده و در حالت استندبای نیز روشن و خاموش می‌شود.

در زیر این کیس یک پایه به زیبایی قرار گرفته که پورت مربوط به کابل پاور نیز در آن تعبیه شده است. قرارگیری پورت در زیر دستگاه علاوه‌بر حفظ زیبایی آن، مزاحمت سیم برای کاربر را نیز کاهش می‌دهد.

در بالای دستگاه علاوه‌بر نوار نورانی که در قبل به آن اشاره شد، شاهد سه دریچه شبه مثلثی شکل هستیم که وظیفه خروج هوای گرم را از دستگاه دارند.

در پشت این کیس پورت‌های ارتباطی قرار دارد که در بخش بعدی به طور کامل به بررسی آن خواهیم پرداخت. در بالای پخش پشتی یک دریچه برای ورود هوا در نظر گرفته شده که با دریچه‌های موجود در زیر دستگاه وظیفه خنک‌سازی قطعات را برعهده دارند. در این دریچه لوگو MSI حک شده است.

در حالت کلی باید طراحی این دستگاه را زیبا نامید. فلز استفاده شده در ساخت این کیس کیفیت بالایی دارد و نوارهای قرمز رنگ تعبیه شده بر روی آن، زیبایی آن را دو چندان کرده است. وزن 4 کیلوگرمی آن باتوجه به جنس بدنه و همچنین فن بزرگی که برای خنک‌سازی قطعات مورد استفاده قرار گرفته، مناسب تلقی می‌شود. MSI برای تهاجمی کردن طرح این کیس از خطوط شکسته در یک راستا استفاده کرده که زیبایی آن را افزایش داده است. در جعبه این کیس نیز تنها با کابل پاور روبرو هستیم و خبری از درایور نوری و یا کابل HDMI نیست.

پورت‌ها و اتصالات

همانگونه که در بخش طراحی گفته شد تمامی پورت‌های این دستگاه در پشت آن قرار دارد. در بالای این پورت‌ها خروجی هدفون، میکروفون و SPDIF قرار گرفته است. چهار پورت USB 3.0، دو پورت USB Type-C نسل دوم، دو پورت HDMI با خروجی 4K، دو پورت LAN و دو پورت Mini-Display اتصالات این کیس را تشکیل می‌دهند. در این کیس از وای‌فای Killer و بلوتوث نسخه 4.1 استفاده شده است.

متاسفانه در Vortex G65VR خبری از درگاه کارت‌خوان و درایو نوری نیست که به‌شخصه فقدان آن‌ها را یک کمبود می‌دانم. شاید بگویید که با فراگیر شدن هاردهای اکسترنال دیگر نیازی به درایو نوری نیست، ولی به این نکته توجه کنید که برای لذت بردن از این دستگاه باید بر روی آن بازی نصب کنید. بازی‌های باکیفیت حجمی بالای 30 گیگابایت دارند که باتوجه به سرعت و قیمت اینترنت در ایران، دانلود آن‌ها کار منطقی محسوب نمی‌شود البته می‌توانید با خرید درایو نوری اکسترنال این مشکل را رفع کنید.

نرم‌افزار

بر روی این دستگاه سیستم‌عامل ویندوز 10 نصب شده که آخرین نسخه از سیستم‌عامل شرکت مایکروسافت است. یکی از نرم‌افزارهای جالبی که بر روی این سیستم نصب شده، Dragon Center نام دارد که انحصاری شرکت MSI است. در این برنامه شما به قابلیت‌های متنوعی دسترسی دارید، یکی از آن‌ها System Monitor بوده که در آن قادر به مشاهده عملکرد دستگاه، میزان درگیر بودن پردازنده مرکزی، حافظه موقت، کارت گرافیک و حافظه ذخیره‌سازی خواهید بود.

در قسمت بعدی که LED Wizard نام دارد، می‌توانید رنگ نوارهای LED بر روی بدنه را سفارشی کنید و برای هر یک رنگ خاصی را تعریف کنید. علاوه‌بر تغییر رنگ قادر به انتخاب حالت‌های مختلف برای نمایش آن و همچنین میزان درخشش این نورها نیز هستید.

یکی دیگر از قسمت‌های پرکاردبرد این برنامه System Tuner بوده که در آن می‌توانید عملکرد برخی از قطعات مانند سیستم خنک‌کننده را تغییر دهید و یا نحوه نمایش تصاویر در مانیتور را برحسب حالت‌های از قبل تعیین شده و باتوجه به سلیقه و یا کاربرد خود، انتخاب کنید.

پردازنده و عملکرد

به سراغ مهم‌ترین بخش یعنی سخت‌افزار این کیس می‌رویم. MSI در این بخش سنگ تمام گذاشته و سرباز جدید خود را تا دندان مسلح کرده است! در این محصول از پردازنده نسل ششم Core-i7 موسوم به اسکای‌لیک بهره گرفته شده که با کد 6700K، دارای معماری 14 نانومتری و حداکثر توان حرارتی 95 وات است. این پردازنده دارای 4 هسته و 8 رشته با فرکانس پایه 4.00 گیگاهرتز و حداکثر فرکانس 4.20 گیگاهرتز بوده و همچنین اینتل 8 مگابایت حافظه کش (حافظه نهان) برای آن در نظر گرفته است. این پردازنده حداکثر از 64 گیگابایت رم از نوع DDR4 پشتیبانی می‌کند و گرافیک آنبورد HD 530 وظیفه انجام کارهای گرافیکی پایه را برعهده دارد. این پردازنده قدرت کافی برای اجرای تمامی بازی‌ها و اکثر برنامه‌های مهندسی را دارد.

میزان 32 گیگابایت رم از نوع DDR4، انجام چندین کار به‌صورت همزمان و یا برنامه‌هایی که نیاز به حافظه موقت زیادی دارند را تضمین می‌کند. در این کیس از چیپ‌ست Z170 اینتل استفاده شده که امکانات مناسبی را در اختیار سازنده و کاربر قرار می‌دهد. برای دخیره‌سازی یک هارد 1 ترابایتی و یک حافظه SSD با ظرفیت 256 گیگابایت برای این محصول درنظر گرفته شده که حافظه SSD سرعت بسیار بالایی دارد، در زیر قادر به مشاهده عملکرد آن‌ها خواهید بود.

برای انجام بازی وجود یک قطعه حیاتی بوده که آن قطعه کارت گرافیک است. MSI برای ورتکس G65VR دو کارت گرافیک انویدیا GTX 1070 با 8 گیگابایت حافظه اختصاصی GDDR5 درنظر گرفته که این دو کارت گرافیک قدرت کافی برای اجرای روان اکثر بازی‌ها حتی در رزولوشن 4K را در اختیار کاربر قرار می‌دهند. این کارت گرافیک دارای رابط حافظه 256 بیتی بوده و فرکانس پایه و بوست آن به‌ترتیب 1443 و 1645 مگاهرتز است.

این قطعات سخت‌افزاری در بنچمارک 3DMARK موفق به کسب امتیاز 12831 در بخش Fire Strike Extreme شدند که امتیاز مناسبی ارزیابی می‌شود.

عملکرد بازی

قبل از شروع این قسمت بد نیست به یک موضوع اشاره کنم، محصولی که برای بررسی در اختیار آزمایشگاه آی‌تی‌رسان قرار گرفته بود در هنگام اجرای بازی Crysis 3 چند بار ریست شد که احتمالا مشکل نرم‌افزاری است.

این قسمت را با بازی Batman: Arkham City شروع می‌کنیم. این بازی در سال 2011 به بازار عرضه شد و امتیازات بالایی را نصیب خود ساخت. مسلما چنین سخت‌افزاری قادر به اجرای بازی در بالاترین تنظیمات در رزولوشن 1080p است، در عمل نیز در هنگام اجرای این بازی موفق به کسب فریم بسیار مناسب 70 شدیم. قبل از انجام بازی دمای پردازنده مرکزی 32 درجه سانتی‌گراد و دمای کارت‌های گرافیک در حدود 51 و 49 درجه سانتی‌گراد اندازه‌گیری شد.

بعد از نزدیک به 15 دقیقه انجام بازی این دماها به 59، 70 و 66 درجه افزایش یافتند که نشان از قدرت مناسب سیستم خنک‌کننده دارد. خوشبختانه در هنگام اجرای بازی با صدای ناخوشایندی از طرف سیستم خنک‌کننده روبرو نشدیم و همچنین تنها افزایش حرارت در یک قسمت از بدنه را مشاهده کردیم، البته فقط می‌توان آن را گرم توصیف کرد و نه داغ که باتوجه به بدنه فلزی می‌توان آن را یک امتیاز مثبت تلقی کرد.

برای دومین بازی به سراغ یکی از محبوب‌ترین‌ها در سال 2013 یعنی Metro: Last Light می‌رویم. این بازی نیز در رزولوشن 1080p با بالاترین تنظیمات، به‌صورت کاملا روان اجرا شد. قبل از انجام بازی دمای پردازنده مرکزی و کارت‌های گرافیک به‌ترتیب 32، 45 و 42 درجه اندازه‌گیری شد.

شروع به اجرای بازی می‌کنیم، بعد از گذشت نزدیک به 5 دقیقه از شروع بازی با صدای عجیبی روبرو شدیم که ما را شگفت‌زده کرد. درست حدس زدید، این تعجب ما مربوط به صدای سیستم خنک‌کننده غول‌پیکر این دستگاه است. با گذشت زمان این صدا افزایش یافت به‌گونه‌ای که احساس می‌کردید یک هواپیما در حال پرواز در کنار گوش شما است! باوجود چنین صدایی حدس می‌زدم که با لمس بدنه، دستم بسوزد ولی چنین اتفاقی رخ نداد و تنها با بدنه‌ای گرم شده روبرو شدم. با کمی تعجب به سراغ نتایج بدست آمده برای دما رفتم و اعداد جالبی را مشاهده کردم. دمای پردازنده مرکزی به 61 درجه و دمای کارت‌ گرافیک به 91 درجه رسید که اگرچه این دما آسیبی به قطعات وارد نمی‌کند ولی باتوجه به چنین سیستم خنک‌کننده‌ای، این اعداد بسیار بالا ارزیابی می‌شود.

در نهایت تصمیم گرفتیم که این کیس را به زانو دربیاریم، در همین راستا آن را به یک تلوزیون 49 اینچی با رزولوشن 4K متصل کرده و به انجام بازی در بالاترین تنظیمات و رزولوشن ذکر شده پرداختیم. باید بگوییم که نتوانستیم این کیس را شکست دهیم چراکه بازی Crysis 3 که یکی از سنگین‌ترین بازی‌ها محسوب می‌شود، به روان‌ترین شکل ممکن اجرا شد. بعد از Crysis 3 نوبت به بازی Metro: Last Light رسید که به فریم 50 دست پیدا کردیم.

نتیجه نهایی:

بدون هیچ شکی با یک کیس بسیار قدرتمند روبرو هستیم. این دستگاه علاوه‌بر سخت‌افزار به‌روز و پرقدرت، از طراحی بسیار زیبایی نیز بهره می‌برد که همراه با نرم‌افزار اختصاصی می‌توانید رنگ نوارهای LED آن را شخصی‌سازی کنید.

برای تصاحب چنین کیسی باید حساب بانکی خود را کاملا خالی کنید، چراکه قیمت نمونه قدیمی آن با کارت‌های گرافیک انویدیا GTX 980 نزدیک به 18 میلیون تومان است. به شخصه هیچ دلیل منطقی برای خرید این سیستم پیدا نمی‌کنم، چراکه خرید کنسول باتوجه به بازی‌های انحصاری ارزش بیشتری داشته و یا می‌توانید با خرید قطعات به‌صورت جداگانه علاوه‌بر پرداخت مبلغ کمتر، آن را به‌راحتی در آینده به‌روزرسانی کنید.

نوشته بررسی کیس MSI Vortex G65VR: زیباروی خشمگین! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی تخصصی هواوی آنر ۶X: یک میان‌‌رده پرافتخار!

بررسی تخصصی هواوی آنر 6X: یک میان‌‌رده پرافتخار!

هواوی با معرفی آنر 5X در سال 2015، توانست با هدف آوردن بیشترین قابلیت‌ها در کنار کم‌ترین قیمت، محبوبیتی حتی بیش‌تر از قبل را در بخش میان‌رده‌ها بدست بیاورد. این کمپانی چینی که حالا چندی است نامش در میان پرفروش‌ترین‌ها حضور دارد، سری موفق آنر را همچنان ادامه می‌دهد و در تلاش است تا کاربران بیشتری را به سمت خودش جذب کند.

و اما سال 2016، آنر 6X معرفی شد تا به جای نسل قبلی‌اش بنشیند و پرچم را بالا نگه دارد. خوشبختانه این میان‌رده چینی امروز در آزمایشگاه آی‌تی‌رسان حضور دارد و قصد داریم به بررسی آن بپردازیم. پس با ما همراه باشید.

مشخصات کلیدی هواوی آنر 6X به شرح زیر است:

  • جنس بدنه از فلز، ابعاد 150.9 در 76.2 در 8.2 میلی‌متر، وزن 162 گرم
  • صفحه نمایش 5.5 اینچی، رزولوشن فول‌اچ‌دی، پنل از نوع LTPS IPS، تراکم پیکسلی 403 پیکسل در هر اینچ، نسبت نمایشگر به بدنه 71.8 درصد
  • دوربین دوگانه یکی با رزولوشن 12 و یکی با رزولوشن 2 مگاپیکسل، گشودگی دیافراگم دوربین اصلی F/2.2، قابلیت فیلم‌برداری با دوربین اصلی تا رزولوشن فول‌اچ‌دی، همراه فلاش تک رنگ LED، دوربین سلفی با رزولوشن 8 مگاپیکسل، قابلیت فیلم‌برداری با دوربین سلفی تا رزولوشن فول‌اچ‌دی
  • پردازنده 8 هسته‌ای بر روی چیپست HiSilicon کایرین مدل 655، پردازنده گرافیکی Mali-T830MP2، موجود در دو حافظه رم 3 و 4 گیگابایت و دو حافظه داخلی 32 و 64 گیگابایت، پشتیبانی از کارت حافظه تا ظرفیت 256 گیگابایت
  • باتری غیرقابل تعویض با ظرفیت 3340 میلی‌آمپر
  • اندروید نسخه 6، قابل آپدیت به اندروید 7، رابط کاربری Emotion UI 4.1، حسگر اثرانگشت، پشتیبانی از NFC، موجود در رنگ‌های خاکستری، طلایی و نقره‌ای، پشتیبانی از OTG، پشتیبانی از دو سیمکارت

طراحی

آنر 6X یک گوشی خوش استایل و زیباست که در نگاه اول اصلا شباهتی به یک میان‌رده ندارد. بدنه این گوشی تماما از فلز بوده و تنها در بخش جلویی آن شاهد استفاده از شیشه هستیم. بر روی بدنه پشتی دستگاه دوربین دوگانه، فلاش تک رنگ LED، حسگر اثر انگشت و نام برند آنر دیده می‌شود. طراحی این بخش از دستگاه با یک ناهماهنگی در دو بخش بالایی و پایینی که رنگش کمی کدر تر از سایر قسمت‌ها است، بسیار زیبا انجام شده. لبه‌های پشتی آنر 6X به صورت گرد و با انحنا ساخته شده که باعث می‌شود کاربر راحت‌تر گوشی را در دستش قرار دهد. دوربین دوگانه موجود در این گوشی کمی از قاب بیرون زده که البته میزان این بیرون زدگی به صورتی نیست که برای استفاده و یا قرارگیری دستگاه بر روی یک سطح صاف مشکلی پیش بیاید.

لبه‌های آنر 6X محل قرارگیری محفظه دو سیم‌کارت و کارت حافظه، دکمه‌های کنترل صدا و پاور، جک صوتی 3.5 میلی‌متری، اسپیکر، میکروفون و پورت USB است. نحوه قرارگیری دکمه‌ها همه به بهترین صورت ممکن بوده، اما به دلیل وجود حاشیه‌های زیاد در دو بخش بالایی و پایینی جلوی گوشی، رسیدن انگشت دست به دکمه پاور و کنترل صدا کمی دشوار است. اگرچه برای بازگشایی دستگاه با وجود حسگر اثر انگشتی که همیشه هم آماده است، نیازی به دکمه پاور ندارید؛ اما برای قفل کردن دوباره گوشی گذرتان به همین دکمه پاور خواهد افتاد.

خوشبختانه جنس بدنه آنر 6X به صورتی بوده که نه به راحتی از دست‌تان سر می‌خورد و نه اثر انگشت را جذب می‌کند. در کل ضخامت 8.2 میلی‌متری، لبه‌های گرد و جنس خاص بدنه عواملی هستند که آنر 6X را بسیار خوش دست می‌سازند. در بخش روبه‌رویی گوشی هیچ دکمه‌ای وجود نداشته و تنها شاهد لنز دوربین سلفی، اسپیکر گوشی و نام برند آنر هستیم. شیشه 2.5D این قسمت از آنر 6X را دل‌نواز‌ و زیباتر کرده و حس خوبی را حین کار کردن به شما القا می‌کند.


صفحه نمایش

این میان رده خوش دست و زیبا یک نمایشگر با اندازه 5.5 اینچ و رزولوشن فول‌اچ‌دی دارد که چگالی پیکسلی 403 پیکسل در هر اینچ را ارایه می‌دهد. این میزان از تراکم پیکسلی همراه با پنل IPS، ترکیب بسیار خوبی را برای یک میان‌ رده ایجاد می‌کند. کیفیت تصاویر به نمایش گذاشته شده در این نماشگر بسیار خوب و کاملا در حد انتظار است.

این نمایشگر به نسبت آن‌چه در آنر 5X دیدیم، روشنایی بیشتری دارد و می‌تواند در بالاترین حالت خودش به 579 نیت برسد، که برای استفاده در محیط‌های پور نور و زیر نور خورشید بسیار مناسب محسوب می‌شود. علاوه بر روشنایی، دقت رنگ‌ها در نمایشگر آنر 6X به نسبت نسل قبل بالاتر رفته است.

عملکرد صفحه نمایش در استفاده از گوشی با زوایای مختلف تقریبا خوب بوده و تغییرات رنگی آن‌چنان محسوسی در آن دیده نمی‌شود. به گفته هواوی پنل استفاده شده در آنر 6X عمق رنگ مشکی را بهتر از هم‌رده‌های خودش به نمایش می‌گذارد. در بخش نرم افزاری در منوی تنظیمات، بخش‌های خاصی برای تنظیم میزان گرمی و سردی رنگ‌ها و حالت خوانایی در زیر نور خورشید وجود دارد که شما را در رسیدن به بهترین خروجی در نمایشگر کمک می‌کند.

در تصویر زیر می‌توانید عملکرد نمایشگر آنر 6X را در کنار میان رده جدید سامسونگ گلکسی A3 2017 مشاهده کنید. (سمت راست آنر 6X و سمت چپ گلکسی A3 2017 قرار گرفته است.)


سخت افزار

هواوی طبق معمول از پردازنده اختصاصی خودش با مدل کایرین 655 استفاده کرده است. این پردازنده با 8 هسته فعال بر روی چیپست HiSilicon قرار گرفته است. سرعت پردازشی این پردازنده در چهار هسته 2.1 گیگاهرتز و در چهار هسته دیگر 1.7 گیگاهرتز است. Mali-T830MP2 هم در این بخش حضور داشته و مسولیت پردازش گرافیکی را برعهده دارد.

آنر 6X در دو مدل با حافظه رم 3 و 4 گیگابایت عرضه می‌شود. حافظه داخلی موجود هم در مدل رم 3 گیگابایتی، 32 و در مدل رم 4 گیگابایتی، 64 گیگابایت خواهد بود. خوشبختانه با وجود پشتیبانی از کارت حافظه خارجی Micro SD تا ظرفیت 256 گیگابایت، نگرانی خاصی در زمینه ذخیره و نگه‌داری اطلاعات نخواهید داشت.

در ادامه می‌توانید نتیجه بنچمارک‌های آنر 6X را در بخش پردازنده ببینید و آن را با سایر رقبا مقایسه کنید.

همان طور که مشاهده می‌کنید، عملکرد سخت افزاری این گوشی در کنار سایر هم‌رده‌ها خوب و کاملا راضی کننده است. در مدتی هم که با آنر 6X کار کردیم، هیچ لگ و کندی مشاهده نشد. اما با توجه به پردازنده و قدرت آن بهتر است انتظار اجرای بازی‌های سنگین و گرافیکی را از آن نداشته باشید.


نرم افزار

بخش نرم افزاری آنر 6X را اندروید نسخه 6 و رابط کاربری اختصاصی هواوی یعنی Emotion تشکیل داده است. البته هواوی به زودی اندروید نسخه 7 را برای این گوشی عرضه خواهد کرد. همچنین انتظار داریم تا آپدیتی هم برای رابط کاربری آنر 6X منتشر شود. در حال حاضر Emotion UI 4.1 در این میان رده قرار گرفته و این به آن معناست که فعلا هنوز خبری از انتخاب دلخواه اپ دراور در آنر 6X نیست.

اما Emotion UI 4.1 همچنان پرقدرت و زیبا است. تمام بخش‌ها با گرافیکی عالی حضور دارند و ظاهری زیبا و به‌روز در رابط برای شما ایجاد شده است. هنوز شما می‌توانید با هر بار باز کردن قفل دستگاه شاهد یک تصویر زمینه باشید، با زدن دوبار کلید کاهش صدا دوربین را فعال کنید و در کسری از ثانیه عکس‌برداری کنید. همچنین شما قادر خواهید بود تا ظاهر رابط را به راحتی با استفاده از تم‌های مختلف تغییر دهید.

قسمت خاصی هم در آنر 6X وجود داشته که به شما اجازه می‌دهد تا به سرعت به بخش‌های مهم گوشی در شرایط خاص دسترسی داشته باشید. این شرایط می‌تواند مثل زمانی که در حال رانندگی هستید و به سرعت نیاز دارید تا به منوی‌های مختلف دسترسی داشته باشید، پیش بیاید. منوی Smart assistance هم در بخش تنظیمات وجود داشته که امکانات بسیار زیادی را در اختیارتان قرار می‌دهد. بعنوان مثال اعمال شخصی‌ سازی نوار هدایت و فعال کرن حالت کار با یک دست در این بخش موجود است. کنترل صوتی نیز در آنر 6X فعال بوده و به شما کمک می‌کند تا با دستورات صوتی تلفن‌همراه‌تان را کنترل کنید. حسگر اثرانگشت هم کاملا با بخش نرم‌‌افزاری خو گرفته و قابلیت‌های متعددی را ارایه می‌دهد که در بخش‌های بعدی به آن‌ها اشاره خواهیم کرد.


دوربین

هواوی در بخش دوربین خلاقیت به خرج داده و بر روی این میان رده از دوربین دوگانه استفاده کرده است. همان طور که می‌دانید استفاده از دوربین دوگانه می‌تواند اهداف مختلفی داشته باشد. در آنر 6X این دوربین دوم مانند آی‌فون 7 پلاس، برای اندازه‌گیری میزان عمق استفاده شده است و در فوکوس کاربر را کمک می‌کند. دوربین اصلی این گوشی 12 و دوربین دوم آن 2 مگاپیکسل رزولوشن دارد.

گشودگی دیافراگم F/2.2 برای یک میان رده کاملا مناسب بوده و در جذب نور می‌تواند عملکرد مناسب اما نه در حد عالی داشته باشد. هواوی مدعی است که آنر 6X می‌تواند در مدت 0.3 ثانیه بر روی سوژه فوکوس کند که البته با تمام تلاش نتوانستیم به این سرعت برسیم ولی به طور کل فوکوس در این گوشی با سرعت خوبی صورت می‌گیرد. فیلمبرداری با آنر 6X تا رزولوشن فو‌ل‌اچ‌دی با نرخ 30 فریم بر ثانیه صورت می‌گیرد. متاسفانه خبری از فیلمبرداری 4K و لرزش‌گیر در آنر 6X نیست. اما شما می‌توانید با رزولوشن 640 در 480 پیکسل به ضبط فیلم‌های صحنه آهسته بپردازید.

دوربین سلفی در آنر 6X رزولوشنی معادل 8 مگاپیکسل داشته که می‌تواند تصاویر زیبایی را به ثبت برساند. همچنین شما می‌توانید توسط این لنز به ضبط ویدیو تا رزولوشن فول‌اچ‌دی با نرخ 30 فریم بر ثانیه بپردازید.

رابط کاربری دوربین آنر 6X برای یک گوشی میان رده بسیار خوب و حرفه‌ای بوده و امکانات بسیار زیادی را در اختیارتان قرار می‌دهد. نتیجه ترکیب دو دوربین آنر 6X باهم، تصاویری با فوکوس عالی خواهد بود که شما را قادر می‌سازد تا سوژه را واضح‌تر و بقیه بخش‌ها را تارتر از حالت معمولی به ثبت برسانید. این قابلیت در تصاویر پرتره بسیار کاربردی خواهد بود. همچنین شما می‌توانید حتی بعد از ثبت شدن عکس هم، بخش فوکوس و غیر فوکوس تصویر را تغییر دهید.

علاوه بر این‌ها عکاسی و فیلمبرداری با قابلیت زیبایی، تایم لپس، عکاسی پانوراما، عکاسی و فیلمبرداری دستی، حالت شب و عکاسی از غذا از دیگر امکاناتی هستند که در بخش دوربین این گوشی قرار دارند. دسترسی به این منو با سوایپ به سمت چپ امکان پذیر خواهد بود. بخش دیگری هم موجود بوده که به شما لیستی از افکت‌های جالب برای عکاسی را ارایه می‌دهد.

دوربین سلفی 8 مگاپیکسلی آنر 6X تصاویری با روشنایی مناسبب را به ثبت می‌رساند. البته کمی نویز در عکس‌های دوربین سلفی دیده می‌شود. تنظیمات خاصی مانند حالت زیبایی، HDR و تعدادی دیگر نیز در این قسمت موجود است. فیلم‌برداری توسط این دوربین نیز با رزولوشن فول‌اچ‌دی صورت خواهد گرفت.

در ادامه می‌توانید تصاویر ثبت شده با دوربین آنر 6X را مشاهده کنید.


پخش چندرسانه‌ای

آنر 6X در این قسمت با یک اسپیکر مونو حضور دارد. کیفیت صدای اسپیکر این گوشی به نسبت خوب بوده اما حجم و بلندی آن چندان تعریفی ندارد. خروجی صدا در هدفون که البته به صورت اورجینال در جعبه گوشی وجود ندارد، کیفیت خوبی داشته و کاملا راضی کننده است.

ویدیو پلیر‌‌ در کنار نمایشگر 5.5 اینچی همراه رزولوشن فول‌اچ‌دی با قدرت تمام حضور دارد تا از تمامی فرمت‌های ویدیویی رایج پشتیبانی کند و تجربه لذت بخشی را هنگام تماشای ویدیو برای شما به ارمغان بیاورد.


باتری

باتری موجود در آنر 6X از نوع غیرقابل تعویض با ظرفیت 3340 میلی‌آمپر است. این باتری در استفاده معمولی در طول یک روز کامل، با شارژ صد درصد به راحتی دوام می‌آورد. البته متاسفانه خبری از فناوری‌های شارژ سریع در آن نیست. در تصویر زیر می‌توانید مشخصات و تست باتری آنر 6X را مشاهده کنید.


سایر امکانات

حسگر اثرانگشت در آنر 6X تنها وظیفه محافظت دستگاه را به عهده ندارد و طبق معمول هواوی نهایت استفاده را از آن کرده است. این سنسور همیشه در حالت آماده بوده و بدین ترتیب نیازی نیست برای هر بار بازگشایی گوشی دکمه‌ای را فشار دهید و پس از آن از حسگر استفاده کنید.

با سوایپ کردن انگشت بر روی این سنسور شما می‌توانید به منوی اعلانات دسترسی داشته باشید و یا در برنامه گالری به تصویر بعد یا قبل بروید. تقریبا به هر طریقی که شده، هواوی از این حسگر اثر انگشت استفاده کرده و قابلیت‌های فراوانی را در اختیار کاربر گذاشته است. آنر 6X از دو سیمکارت به صورت همزمان پشتیبانی می‌کند؛ اما این پشتیبانی به صورتی است که سیمکارت دوم تنها می‌تواند از شبکه 2G استفاده کند و برای استفاده از شبکه‌های 3G و 4G می‌بایست از سیمکارت اول استفاده کنید.


قیمت گذاری

آنر 6X را می‌توانید با قیمتی حدود 900 هزار تا 1 میلیون تومان در بازار خریداری کنید. این قیمت گذاری شاید برای یک میان رده کمی زیاد باشد، اما با توجه به امکانات موجود می‌توان گفت کاملا ارزش این قیمت گذاری را دارد.


سخن پایانی

هواوی که اصلا با تولید میان‌ رده‌هایش در بازار جهانی تلفن‌های همراه مشهور شد، بار دیگر با یک میان‌ رده جدید از آنرها، ثابت کرد که هنوز هم حرف اول را در این حوزه می‌زند. با وجود رقبایی مثل سری A سامسونگ و دیزایر اچ‌تی‌سی تصمیم برای کاربران شاید کمی دشوار باشد و کمی بحث برند و اعتبار آن مطرح می‌شود. اما آنر 6X آن قدر توانایی و قابلیت دارد که با افتخار در دستان شما قرار بگیرد.

نوشته بررسی تخصصی هواوی آنر 6X: یک میان‌‌رده پرافتخار! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی A3 2017: کهکشان کوچک!

بررسی سامسونگ گلکسی A3 2017: کهکشان کوچک!

سامسونگ بزرگترین تولیدکننده گوشی‌های هوشمند در دنیا محسوب می‌شود که در هر رده قیمتی محصولات متنوعی را روانه بازار کرده است. در میان محصولات این غول تکنولوژی کره‌ای، دستگاه‌های سری A وجود دارد که علاوه‌بر کیفیت بالای ساخت و مشخصات فنی مناسب، فروش بالایی را نیز در بازار تجربه می‌کنند. سامسونگ در سال 2014 بعد از سال‌ها استفاده از پلاستیک، گوشی‌های هوشمند سری A را با بدنه فلزی معرفی نمود. اگرچه در اولین سال از فلز به‌عنوان جنس تشکیل‌دهنده بدنه این دستگاه‌ها بهره گرفت ولی در نسل‌های بعد شیشه جایگزین آن شد و تنها شاهد استفاده از فریم فلزی هستیم. کوچکترین عضو این خانواده گلکسی A3 نام دارد که یکی از خوش‌ دست‌ترین محصولات بازار محسوب می‌شود. زمان زیادی از معرفی گلکسی A3 2017 نگذشته و چند روز پیش نیز از این گوشی هوشمند در ایران رونمایی شد. این دستگاه کوچک و زیبا به آزمایشگاه آی‌تی‌رسان رسیده است، پس برای آشنایی بیشتر و بررسی آن همراه ما باشید.

طراحی و کیفیت ساخت

باتوجه به محدوده قیمتی باید اذعان کرد که با یک دستگاه بسیار باکیفیت و خوش ساخت روبرو هستیم. جنس اصلی این گوشی هوشمند را شیشه تشکیل می‌دهد که همراه با فریم فلزی حس خوبی را به کاربر منتقل می‌کند. گلکسی A3 2017 تنها 135 گرم وزن و 7.9 میلی‌متر ضخامت دارد که باتوجه به اندازه نمایشگر و همچنین فریم فلزی، نمی‌توان به آن ایراد گرفت.

این مدل دارای ابعادی برابر با 135.4 در 66.2 در 7.9 میلی‌متر بوده که تقریبا هم‌اندازه آی‌فون 7 است، درنتیجه می‌توانید بر روی خوش دست بودن آن حساب ویژه‌ای باز کنید.

در جلوی دستگاه همانند تمامی گوشی‌های هوشمند سامسونگ شاهد استفاده از دکمه فیزیکی هوم و کلیدهای برگشت و برنامه‌های اخیر با نور پس‌زمینه هستیم. خوشبختانه در دکمه هوم سنسور اثر انگشت تعبیه شده که بدون فشردن آن، قادر به شناسایی اثر انگشت کاربر است.

در بالای نمایشگر لوگو سامسونگ، دوربین جلو، سنسور سنجش نور محیط و اسپیکر مخصوص مکالمه خودنمایی می‌کنند. در پشت دستگاه شاهد دوربین اصلی بدون هیچ‌گونه بیرون زدگی، تک فلاش LED و همچنین لوگو سامسونگ هستیم.

به سراغ سمت راست این دستگاه می‌رویم. در این قسمت تنها بلندگو گلکسی A3 جدید و در زیر آن دکمه پاور قرار دارد.

سمت چپ تنها میزبان دکمه‌های تنظیم حجم صداست.

در بالای دستگاه شاهد پورت هیبریدی سیمکارت نانو و میکروفون هستیم، استفاده از واژه هیبرید به‌معنای یکسان بودن جایگاه سیمکارت دوم و کارت حافظه خارجی است. علاوه‌بر موارد گفته شده، دو نوار برای آنتن‌دهی دستگاه نیز در این قسمت وجود دارد.

در قسمت زیرین پورت USB Type-C به‌همراه جک 3.5 میلی‌متری صدا خودنمایی می‌کند و همچنین همانند بالای دستگاه شاهد دو نوار آنتن در این قسمت نیز هستیم.

در نهایت باید به سامسونگ برای چنین طراحی تبریک گفت، اگرچه به‌شخصه فلز را به شیشه ترجیح می‌دهم ولی این عقیده باعث نمی‌شود که کیفیت بالای بدنه گلکسی A3 2017 را زیر سوال ببرم. مسلما در هنگام کار کردن با این گوشی هوشمند به طراحی ساده، زیبا، کاربردی و همچنین کیفیت بالای ساخت آن پی خواهید برد.

باوجود تمامی نکات مثبت باید به یک ضعف اشاره کنم، متاسفانه پنل پشتی این دستگاه به‌شدت مستعد جذب اثر انگشت است که برای رفع این مشکل باید همیشه با خود دستمال به‌همراه داشته باشید. این مشکل در دستگاهی که برای بررسی در اختیار قرار گرفته بود به‌علت تیره بودن رنگ بدنه، بیشتر نمود داشت.

نمایشگر

سامسونگ تصمیم گرفته در این دستگاه همانند نسل قبل از نمایشگر 4.7 اینچی با فناوری سوپر امولد و رزولوشن اچ‌دی استفاده کند. بر روی نمایشگر این دستگاه شیشه محافظ گوریلا گلس قرار گرفته که باعث افزایش مقاومت آن در برابر صدمات احتمالی می‌شود، متاسفانه سامسونگ نسخه این شیشه محافظ را اعلام نکرده است.

در این دستگاه شاهد استفاده از فناوری نمایشگر همیشه روشن هستیم. این ویژگی به کاربر کمک می‌کند که بدون روشن کردن صفحه نمایش به اطلاعاتی همچون میزان باتری باقی‌مانده، ساعت و تاریخ دسترسی داشته باشد. این بخش برای کاربر قابل شخصی‌سازی بوده که در بخش نرم‌افزار به‌صورت کامل به معرفی آن‌ها خواهیم پرداخت.

روشنایی نمایشگر نسبت به نسل قبلی افزایش یافته و همانطور که از یک پنل امولد انتطار می‌رود، عمق رنگ مشکی بی‌نظیر است. دقت رنگ این نمایشگر بسیار مناسب ارزیابی می‌شود ولی به علت چینش پیکسل‌ها به‌صورت Pentile، شاهد شفافیت کمی هستیم که تاثیر منفی بر روی تجربه کاربر دارد.

در بخش تنظیمات باتوجه به سلیقه خود می‌توانید بین حالت‌های انطباقی، Amoled Cinema ،Amoled Photo و پایه یکی را انتخاب کنید. در حالت انطباقی قادر به تغییر غلظت رنگ‌های قرمز، سبز و آبی هستید. یکی دیگر از ویژگی‌های مثبت این دستگاه، واکنش بسیار خوب سنسور سنجش نور محیط بوده که باتوجه به محیط، به‌سرعت نور نمایشگر را تنظیم می‌کند. همانطور که می‌دانید قرار دادن نور نمایشگر بر روی حالت خودکار، کاهش شارژدهی باتری را به‌همراه دارد.

حداقل نور نمایشگر نیز درحدی بوده که چشمان کاربر را در هنگام مطالعه شبانه اذیت نکند، البته در این دستگاه ویژگی وجود دارد که با روشن کردن آن دیگر در شب مشکلی برای شما ایجاد نخواهد شد. در این حالت پس زمینه سفید نمایشگر به رنگ مشکی و رنگ متون از مشکی به سفید تغییر می‌کند.

اجازه دهید برای مقایسه کیفیت این نمایشگر شاهد رقابتی بین گلکسی A3 2017 با آی‌فون 7 و هواوی آنر 6X باشیم (دستگاه سمت راست آی‌فون 7 و سمت چپ گلکسی A3 2017 است).

 

دستگاه سمت راست هواوی آنر 6X و سمت چپ گلکسی A3 2017

سخت‌افزار

سامسونگ در این گوشی هوشمند از چیپ‌ست خانگی اگزینوس 7870 با 8 هسته Cortex-A53 استفاده کرده که فرکانسی برابر با 1.6 گیگاهرتز دارند. تراشه گرافیکی Mali-T830 وظیفه کارهای گرافیکی و اجرای بازی‌ها را برعهده دارد.

این گوشی هوشمند به 2 گیگابایت رم و 16 گیگابایت حافظه داخلی با امکان افزودن کارت حافظه خارجی مجهز است که از میزان حافظه داخلی، حدود 10 گیگابایت در دسترس کاربر قرار دارد.

برای بررسی بیشتر قدرت سخت‌افزاری این دستگاه به سراغ بنچمارک‌های مختلف می‌رویم. این مدل در بنچمارک AnTuTu موفق به کسب امتیاز 46535 شده است که تقریبا می‌توان از آن رضایت داشت.

بنچمارک Bonsai که وظیفه امتیازدهی به تراشه گرافیکی دستگاه‌های مختلف را برعهده دارد به گلکسی A3 2017 امتیاز 3777 را می‌دهد.

درنهایت به سراغ Geekbench می‌رویم، این بنچمارک امتیازهای 746 و 4065 را به‌ترتیب در بخش‌های تک‌ هسته‌ای و چند هسته‌ای به این دستگاه اعطا کرده است.

در حالت کلی می‌توان از سخت‌افزار این دستگاه رضایت داشت. در مدت زمانی که گلکسی A3 2017 در دسترس ما قرار داشت، شاهد کندی محسوسی در رابط کاربری نبودیم و اجرای برنامه‌ها نیز با سرعت مناسبی صورت می‌گرفت.

دوربین

همانگونه که در بخش طراحی گفته شد، دوربین اصلی این دستگاه از بدنه بیرون نزده که می‌توان از آن به‌عنوان یک نکته مثبت یاد کرد. دوربین اصلی این دستگاه رزولوشنی برابر با 13 مگاپیکسلی داشته که دارای دریچه دیافراگم f1.9، قابلیت فوکوس خودکار و یک فلاش LED است. در حالت فیلم‌برداری این دوربین قادر به ثبت ویدیو با حداکثر رزولوشن 1080p و سرعت 30 فریم بر ثانیه خواهد بود.

دوربین سلفی 8 مگاپیسلی وظیفه ثبت تصاویر کاربران را برعهده دارد که با دریچه دیافراگم f1.9، قادر به جذب نور بیشتری نسبت به رقیبان خود است.

رابط کاربری دوربین بسیار ساده طراحی شده و به‌راحتی می‌توانید به قسمت‌های مختلف دسترسی پیدا کنید. اگر این دستگاه را به صورت افقی در دست بگیرید، با کشیدن دست خود به سمت راست شاهد گزینه‌های مختلف برای عکس‌برداری از جمله خودکار، پرو یا همان دستی، پاناروما، ثبت تصاویر ممتد، HDR، حالت شب و ثبت تصاویر از غذا خواهید بود.

با کشیدن دست خود به سمت چپ شاهد افکت‌های مختلف خواهید بود که با انتخاب هرکدام از آن‌ها، فیلتری برای ثبت تصویر در اختیار شما قرار می‌گیرد.

در سمت چپ رابط کاربری به‌ترتیب از بالا گزینه‌های تنظیمات، تغییر حالت فلاش و انتخاب بین دوربین جلو و دوربین اصلی وجود دارد.

در تنظیمات قادر به تغییر رزولوشن عکس و رزولوشن ویدیو برای دوربین جلو و اصلی خواهید بود که البته با کشیدن دست خود از بالا به پایین و بالعکس قادر به تغییر بین این دو حالت هستید. همچنین می‌توانید در تنظیمات برای ثبت تصاویر خود تایمر قرار داده و یا با فعال کردن گزینه راه‌اندازی سریع با دوبار فشردن دکمه هوم، برنامه دوربین را باز کنید. در سمت راست رابط دکمه شاتر، دکمه مربوط به ثبت ویدیو و پیش‌نمایشی از آخرین تصاویر گرفته شده وجود دارد.

بعد از بررسی با رابط کاربری و ویژگی‌های سخت‌افزاری بهتر است به سراغ تصویر گرفته شده توسط دوربین اصلی و جلویی این مدل برویم. قبل از مشاهده تصاویر گرفته شده باید بگویم که فوکوس این دستگاه بسیار کند بوده و در بعضی مواقع شما را واقعا کلافه می‌کند که البته باتوجه به میان‌رده بودن می‌توان تاحدودی از آن چشم‌پوشی کرد.

متاسفانه تصاویر گرفته شده در فضا‌های داخلی دارای نویز زیادی هستند و همچنین از شفافیت بالایی برخوردار نیستند.

تصاویر ثبت شده در فضای بیرونی کیفیت مناسبی داشته و جزییات در آن‌ها به‌خوبی قابل مشاهده هستند، اگرچه فوکوس مقداری کند صورت می‌پذیرد ولی نتیجه نهایی شما را راضی نگه می‌دارد.

تصاویر سلفی باتوجه به محدوده قیمتی کیفیت مناسبی دارند و رنگ‌ها به‌خوبی ثبت می‌شوند، البته شفافیت آن‌ها متوسط ارزیابی می‌شود.

سیستم‌عامل و رابط کاربری

سیستم‌عامل پیش‌فرض گلکسی A3 2017 اندروید مارشملو 6.0.1 بوده که باتوجه به گذشت مدت زمان زیادی از عرضه اندروید نوقا، کاملا ناامیدکننده است. یکی از تفاوت‌های این مدل با دیگر محصولات سامسونگ، استفاده از رابط کاربری جدید Grace UX به‌جای تاچ‌ویز است که البته به‌شخصه فقط نام آن را تغییر یافته می‌دانم. براساس گفته‌های سامسونگ این دستگاه در آینده نزدیک به اندروید نوقا به‌روزرسانی خواهد شد.

به‌سراغ ویژگی‌های نرم‌افزاری این گوشی هوشمند می‌رویم. با کشیدن دو انگشت خود به سمت هم در صفحه اصلی، قادر به ایجاد تغییرات خواهید بود که می‌توان به تغییر تصویر پس‌زمینه، تم، ویجت‌ها و همچنین تعداد آیکون‌ها اشاره کرد. مانند تمامی دستگاه‌های اندرویدی با لمس گزینه‌ها قادر به جابجایی یا حذف آن‌ها خواهید بود.

در این رابط کاربری به لیست برنامه‌ها دسترسی دارید و مانند گوشی‌های هواوی تمامی برنامه‌ها در صفحه اصلی قرار نمی‌گیرند. در بالای لیست برنامه نواری برای جستجو قرار دارد که با لمس آن و تایپ نام برنامه مورد نظر، به آن دسترسی پیدا می‌کنید.

بر روی این دستگاه به‌صورت پیش‌فرض برنامه‌های مایکروسافت نصب شده که از میان آن‌ها می‌توان به ورد، اکسل، پاورپوینت، وان‌درایو و اسکایپ اشاره نمود. علاوه‌بر برنامه‌های مایکروسافت شاهد وجود برنامه‌های مخصوص سامسونگ همانند S Health ،S Voice و فایل‌های امن هستیم.

در برنامه پیش‌فرض تلفن به شماره‌گیر، تماس‌های اخیر، مخاطبین و نوار جستجو دسترسی دارید که طراحی زیبا و ساده‌ای دارند.

یکی از نکات جالب در این مدل استفاده از برنامه پخش موسیقی گوگل به‌جای برنامه توسعه یافته توسط سامسونگ است، که نمی‌توان آن را مثبت یا منفی نامید چراکه برخی از تولیدکنندگان دیگر نیز این اقدام را در گذشته انجام داده بودند. به‌شخصه رابطه خوبی با برنامه پخش موسیقی گوگل نداشته و برنامه سامسونگ را مناسب‌تر می‌دانم.

وارد قسمت تنظیمات می‌شویم و به‌سراغ نمایشگر و قابلیت صفحه نمایش روشن می‌رویم. در این قسمت قادر به انتخاب دو ساعت مختلف خواهید بود و همچنین می‌توانید رنگ نوشته را تغییر داده و برای آن از بین تصاویر پس‌زمینه یکی را انتخاب کنید.

پخش چند رسانه‌ای

با افزایش محبوبیت گوشی‌های هوشمند، فروش محصولاتی همچون آیپاد کاهش یافت چراکه کاربران دیگر علاقه‌ای به حمل دو دستگاه مختلف برای یک کاربرد را ندارند.

گلکسی A3 2017 دارای نمایشگر 4.7 اینچی بوده که اگرچه دارای رزولوشن اچ‌دی است ولی به‌علت فناوری امولد که عمق رنگ مشکی عالی را به‌همراه دارد، تجربه لذت‌بخشی از مشاهده ویدیو را در اختیار شما قرار می‌دهد. مسلما هرچه صفحه نمایش یک دستگاه بزرگتر باشد، مشاهده ویدیو در آن لذت‌ بخش‌تر است ولی در مقابل باید به حمل آن نیز توجه کنید.

بعد از نمایشگر باید به سراغ صدا برویم. این گوشی هوشمند از یک اسپیکر مونو در سمت راست بدنه بهره می‌برد که اگرچه می‌توان به حجم صدای آن نمره قبولی داد، ولی متاسفانه در بخش کیفیت باید آن را مردود اعلام کرد. هرچه حجم صدا را افزایش دهید، این کاهش کیفیت بیشتر توجه‌تان را جلب می‌کند و در نهایت با یک صدای تیز روبرو خواهید شد. محل قرارگیری بلندگو نیز به‌گونه‌ای بوده که اگر دستان کوچکی داشته باشید مشکلی برایتان ایجاد نخواهد شد، موردی که برای من صادق نیست!

همانگونه در قبل اشاره شد در این دستگاه فقط برنامه پخش موسیقی گوگل وجود دارد که به‌شخصه آن را نمی‌پسندم، البته می‌توانید با مراجعه به فروشگاه نرم‌افزاری گوگل و یا فروشگاه نرم‌افزاری سامسونگ برنامه مخصوص این شرکت کره‌ای را دانلود کنید.

باتری

سامسونگ در این دستگاه از یک باتری 2350 میلی‌آمپری با فناوری لیتیوم-یون استفاده کرده که توسط کاربر قابل تعویض نیست. باتوجه به اندازه نمایشگر و پنل امولد که مصرف انرژی کمی دارد، می‌توان این حجم باتری را حداقل بر روی کاغذ مناسب ارزیابی کرد.

این باتری در عمل به‌راحتی پاسخگوی یک روز نیاز کاربر بوده که حتی با روشن بودن قابلیت نمایشگر همیشه روشن می‌توان بر روی این میزان حساب باز کرد. اگر در طول روز به انجام بازی کلش آو کلنز می‌پردازید و یا عادت به چک کردن مداوم تلگرام دارید، این میزان شارژدهی برای شما کاهش می‌یابد. در حالت کلی شما می‌توانید با گلکسی A3 2017 حدود 18 ساعت و 54 دقیقه در شبکه 3G مکالمه کنید، بیش از 15 ساعت مشغول وب‌گردی شوید و 16 ساعت و 35 دقیقه هم ویدیو تماشا کنید.

برای شارژ کامل دستگاه باید 90 دقیقه صبر کنید که باتوجه به پایین‌رده بودن این مدل، می‌توان آن را مناسب ارزیابی کرد.

سایر امکانات

به‌سراغ ویژگی‌های جالب و خاص این دستگاه می‌رویم. اول از همه باید بگوییم که نباید نگرانی بابت خیس شدن گوشی هوشمند خود و یا افتادن آن در آب را داشته باشید، چراکه این مدل با دارا بودن استاندارد IP68 تا مدت 30 دقیقه در عمق 1.5 متری آب سالم باقی خواهد ماند. اگر این استاندارد برای شما اهمیتی ندارد، بهتر است آن را با آی‌فون 7 که قیمتی نزدیک به سه برابر دستگاه مورد بررسی دارد، مقایسه کنید. آی‌فون 7 تنها از استاندارد IP67 پشتیبانی می‌کند.

برخلاف نسل قبلی، گلکسی A3 2017 دارای سنسور اثر انگشت بوده که برای استفاده از آن نیازی به فشردن هیچ دکمه‌ای ندارید و تنها کافیست که انگشت موردنظر را بر روی دکمه هوم قرار دهید تا در کسری از ثانیه قفل دستگاه شما باز شود. اگرچه سرعت عملکرد این سنسور از سنسور مورد استفاده در آی‌فون 7 بیشتر است ولی از دقت کمتری نسبت به محصول اپل بهره می‌برد.

مدت زمان لازم برای ثبت اثر انگشت نیز مقداری آزاردهنده بوده و در مقایسه با محصولات شرکت هواوی ناامیدکننده است. سامسونگ برای این محصول خود شبکه ارتباطی LTE را درنظر گرفته و همچنین بلوتوث نسخه 4.2، پورت USB Type-C، رادیو و NFC نیز در این محصول وجود دارد.

کلام آخر

در حال حاضر این دستگاه قیمتی نزدیک به 1.150.000 تومان دارد که باتوجه به امکاناتی که در اختیار کاربر قرار می‌دهد، ارزش خرید بالایی ندارد. اگر در آینده قیمت این دستگاه به زیر 1 میلیون کاهش یابد، می‌توان آن را یک گزینه مناسب برای خرید تلقی کرد.

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی A3 2017: کهکشان کوچک! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی تخصصی دوربین اپل آی‌فون ۷: دوربینی که دیگر بهترین نیست!

بررسی تخصصی دوربین اپل آی‌فون 7: دوربینی که دیگر بهترین نیست!

نزدیک به دوماه پیش تصمیم گرفتم تا بعد از سال‌ها از دنیای اندروید فاصله بگیرم. بعد از تجریه سیستم‌عامل‌های مختلفی مانند جاوا، سیمبین، ویندوز موبایل، ویندوز فون و اندروید بالاخره خودم را راضی کردم تا سیستم‌عامل iOS را تجربه کنم. از زمان ورود آی‌فون 3G به کشورمان، امکان کار کردن با آن را داشتم ولی به‌علت قیمت بالا و علاقه به ویندوز موبایل رغبتی برای خریدش از خود نشان ندادم. آی‌فون‌ها از زمان معرفی همیشه به بدنه خوش ساخت، دقت در جزئیات طراحی، کیفیت بالای دوربین، هماهنگی بی‌نظیر میان سخت‌افزار و نرم‌افزار، برنامه‌های کامل و همچنین سیستم‌عامل محدود معروف بوده‌اند.

با ورود اندروید تغییرات شگرفی در بازار ایجاد گشت که اپل نیز مجبور به تغییر سیاست‌های خود مخصوصا بعد از درگذشت مدیرعامل فقید این شرکت یعنی استیو جابز شد. درحال‌حاضر می‌توان گفت که اپل دیگر آن شرکت ریسک‌پذیر و نوآور گذشته نبوده که باتوجه به موقعیت بسیار مناسب آن در بازار که البته اخیرا دچار تنزل شده، کاملا طبیعی است. با این وجود هنوز هم آیفون 7 یکی از بهترین محصولات بازار است. در این مقاله قصد دارم تا نگاهی تخصصی به دوربین آیفون 7 داشته باشم و تجربه دو ماهه خودم را با شما به اشتراک بگذارم.

دوربین‌های آی‌فون همیشه به ثبت تصاویر طبیعی شهره بوده‌اند که برخی آن را مزیت و چندی از کاربران آن را ضعف می‌دانند. قبل از شروع این بررسی بد نیست که نگاهی به مشخصات فنی دوربین اصلی و دوربین جلویی آیفون 7 داشته باشیم.

  • دوربین اصلی 12 مگاپیکسلی با دریچه دیافراگم f1.8 و فاصله کانونی 28 میلی‌متر
  • سیستم فوکوس خودکار تشخیص فاز
  • فلاش LED چهارگانه (برای اولین‌بار)
  • لرزشگیر اپتیکال (برای اولین‌بار در نسخه معمولی)
  • امکان فیلم‌برداری با رزولوشن 4K با نرخ 30 فریم بر ثانیه
  • امکان فیلم‌برداری صحنه آهسته با رزولوشن 720p با نرخ 240 فریم بر ثانیه
  • دوربین جلویی 7 مگاپیکسلی با دریچه دیافراگم f2.2 و فاصله کانونی 32 میلی‌متر

همانطور که از مشخصات می‌توان حدس زد، با یکی از بهترین دوربین‌های موجود در بازار گوشی‌های هوشمند طرف هستیم که البته نمی‌توان فقط براساس مشخصات بر روی کاغذ در مورد آن قضاوت کرد. برای آشنایی بیشتر با دوربین آی‌فون 7 و توانایی‌های آن با ما همراه باشید.

طراحی دوربین

قبل از شروع بررسی کیفیت تصاویر و ویدیوهای ثبت شده، بهتر است نگاهی به طراحی دوربین بیرون‌زده آی‌فون 7 داشته باشیم. اگرچه بیرون‌زدگی دوربین نسبت به آی‌فون 6 و 6S تفاوت چندانی نداشته ولی طراحی آن زیباتر بوده و کمتر توی ذوق می‌زند! البته اندازه کلی دوربین افزایش داشته است.

در کنار دوربین شاهد استفاده از میکروفون برای ثبت صدا به‌صورت مونو بوده که به‌شخصه از این تصمیم تعجب‌زده هستم و نمی‌دانم که چرا اپل خواهان ضبط صدای باکیفیت در محصولات خود نیست. در کنار میکروفون، فلاش LED چهارگانه با طراحی یکسان نسبت به مدل گذشته وجود دارد که مسلما قادر به تامین نور بیشتر برای ثبت تصاویر طبیعی‌تر و روشن‌تر در فضاهای کم‌نور است.

رابط کاربری

رابط کاربری دوربین آی‌فون نسبت به گذشته تغییری نداشته و همچنان شاهد نرم‌افزاری ساده، روان و در عین‌حال کاربردی هستیم. از همین ابتدا باید بگوییم که در این رابط کاربری خبری از تنظیمات دستی نیست و حتی برای تغییر رزولوشن دوربین فیلم‌بردای نمی‌توانید مستقیما از طریق برنامه دوربین کاری را انجام دهید و باید وارد بخش تنظیمات شوید.

در این رابط کاربری می‌توانید با کشیدن دست خود به بالا و پایین (یا چپ و راست براساس نحوه نگهداری دستگاه) بین حالت‌های مختلف حرکت کرده و یا با لمس گزینه مورد نظر در بالای دکمه شاتر به آن دسترسی پیدا کنید. حالت‌های پانوراما، مربع (Square)، عکس‌برداری عادی، فیلم‌بردای، فیلم‌برداری صحنه آهسته و فیلم‌برداری به‌صورت تایم‌لپس در دسترس کاربر قرار دارد. در یک طرف دکمه شاتر، گزینه‌ای برای تغییر بین دوربین اصلی و دوربین جلویی وجود دارد و در طرف دیگر این دکمه، آخرین عکس گرفته شده توسط شما به‌صورت کوچک نمایش داده می‌شود.

در بالای نمایشگر 5 گزینه را مشاهده می‌نمایید که به‌ترتیب از چپ به راست (پایین به بالا) دکمه مربوط به فلش با 3 حالت خاموش، روشن و اتوماتیک، دکمه HDR با تنظیماتی مشابه فلش، دکمه مربوط به ثبت تصاویر زنده یا Live که در صورت روشن بودن به رنگ زرد در می‌آید، دکمه مربوط به انتخاب زمان برای ثبت تصاویر در حالت‌های 3 و 10 ثانیه و در نهایت گزینه‌ای برای انتخاب فیلترهای مختلف وجود دارد. تمامی گزینه‌های گفته شده برای حالت عکس‌برداری ساده است و در زمان فیلم‌برداری تنها به فلش دسترسی دارید (همانطور که گفته شد برای تغییر رزولوشن باید به تنظیمات گوشی مراجعه کنید).

با نصب برنامه‌های جانبی مانند Camera Pro می‌توانید به تنظیمات دستی خوبی دسترسی پیدا کنید و تغییرات زیادی را برای ثبت تصاویر خود اعمال کنید، همچنین نسبت تصاویر را که در حالت پیش‌فرض 4:3 است به 16:9 تغییر دهید.

کیفیت دوربین در فضای باز

در ابتدا باید گفت که فوکوس به‌سرعت انجام می‌شود که البته نمی‌توان آن را با تکنولوژی Dual Pixel سامسونگ مقایسه کرد (البته اختلاف چندان زیادی وجود ندارد). شما با لمس نمایشگر و در هر نقطه‌ای که بخواهید می‌توانید فوکوس کرده و تصاویر بسیار مناسبی را ثبت کنید. در فضای آزاد رنگ‌ها به طبیعی‌ترین شکل ممکن ثبت می‌شوند که شاید برای برخی کاربران اندرویدی خوشایند نباشد.

جزئیات در تصاویر به خوبی حفظ می‌شوند ولی نمی‌توان تفاوت بسیار زیادی بین آی‌فون 7 و آی‌فون 6S مشاهده کرد. محدوده دینامیکی تصاویر عالی هستند و نمی‌توان رقیب جدی برای آن در دنیای گوشی‌های هوشمند پیدا کنید. این محدوده دینامیکی در تصاویر HDR افزایش می‌یابد و جزئیات تصاویر در سایه‌ها نیز بیشتر می‌شود ولی شاهد ثبت تصاویر تاریک‌تری هستیم که مقداری عجیب تلقی می‌شود.

در تصویر زیر رنگ آسمان تقریبا با چیزی که چشم در یک هوای تقریبا پاک (!) می‌بینید، برابری می‌کند که به‌شخصه هیچ دستگاه اندرویدی با این دقت در ثبت رنگ را مشاهده نکرده‌ام. جزئیات در سایه‌ها به‌راحتی قابل مشاهده هستند و شفافیت تصویر نیز مناسب ارزیابی می‌شود.

اگر بخواهم در رابطه با دوربین آی‌فون 7 در فضای باز با نور مناسب نظر بدهم، می‌توانم آن را خیلی خوب و نه عالی توصیف کنم. اگرچه آی‌فون 7 در برخی زمینه‌ها مانند محدوده دینامیکی بی‌نظیر عمل می‌کند به‌گونه‌ای که آن را در هیچ گوشی هوشمند دیگری مشاهده نکرده‌ام، ولی شفافیت تصاویر نسبت به گلکسی S7 Edge کمتر بوده و رنگ‌های طبیعی آن در برخی صحنه‌ها حس عکس را می‌گیرد! البته همانطور که در قبل گفتم ثبت تصاویر با رنگ‌های طبیعی یک امر کاملا سلیقه‌ای تلقی می‌شود.

کیفیت دوربین در فضای داخلی

همانند همه گوشی‌های هوشمند، کیفیت تصاویر ثبت شده در فضای داخلی و نور مصنوعی افت می‌کند و آی‌فون 7 نیز از این قاعده مستثنی نیست. به‌ لطف استفاده از دریچه دیافراگم f1.8، آی‌فون 7 قادر به جذب نور بیشتری نسبت به نسل‌های پیشین خود و ثبت تصاویر روشن‌تر است. استفاده از لرزشگیر اپتیکال در این مدل، باعث افزایش شفافیت تصاویر و همچنین ثبت مناسب جزئیات می‌شود.

با وجود کاهش نور محیط ولی همچنان شاهد ثبت رنگ‌های طبیعی نسبت به دیگر پرچمداران هستیم. شفافیت تصاویر نسبت به رقبایی مانند گلکسی S7 Edge کمتر بوده که یکی از دلایل آن دریچه دیافراگم f1.7 است. همانطور که در قبل گفته شد، فوکوس در آی‌فون 7 به‌خوبی انجام می‌پذیرد و حتی با وجود فاصله کم بین اشیا، این دوربین قادر به تار کردن تصویر پس‌زمینه است که البته با افزایش فاصله این تار شدگی افزایش می‌یابد. در دو تصویر زیر تفاوت بین فوکوس‌ها و نحوه نوردهی را مشاهده می‌نمائید.

کیفیت دوربین در شب

کیفیت تصاویر ثبت شده در شب توسط آی‌فون 7 نسبت به آی‌فون 6S پیشرفت قابل‌ ملاحظه‌ای داشته که کاملا هم قابل انتظار است. تصاویر گرفته شده در شب جزئیات مناسبی داشته و از شفافیت بالایی برخوردارند و از کیفیت آن‌ها کاملا راضی خواهید شد.

در تصویر زیر که از یکی از جالب‌ترین درخت‌های تهران گرفته شده می‌توانید به کیفیت بالای تصویر پی ببرید. در این تصویر جزئیات به‌خوبی قابل مشاهده بوده و حتی نور در دورترین نقطه تصویر به‌خوبی و با شفافیت مناسبی ثبت شده است. در سمت چپ تصویر شاهد جذب نور نامناسب هستیم که بر روی کیفیت کلی تصویر تاثیر منفی داشته است.

کیفیت فیلم‌برداری

برای ثبت ویدیو توسط آی‌فون 7 تنها می‌توانید رزولوشن را تغییر داده و فلاش را روشن یا خاموش کنید. به رزولوشن‌ها و سرعت‌های فیلم‌برداری در حالت‌های مختلف و همچنین فیلم‌برداری صحنه آهسته می‌توانید از طریق تنظیمات دسترسی داشته باشید.

کیفیت ویدیوها ثبت شده بدون هیچ اغراقی عالی هستند و از دیدن آن‌ها شگفت‌زده خواهید شد. وجود لرزشگیر اپتیکال باعث می‌شود که ویدیوها بدون هیچ لرزش و به روانی هرچه تمام‌تر ضبط شوند. هرچقدر که کیفیت ویدیوها بالا باشد ولی با شنیدن کیفیت صدای ضبط شده به‌صورت مونو، کاملا ناامید شده و به گوشی هوشمند خود و مبلغی که بابت آن پرداخت کرده‌اید، شک می‌کنید. اگرچه صدا به‌صورت مونو ضبط می‌شود ولی بدون نویز هستند.

کیفیت دوربین جلویی

زاویه دوربین جلوی آی‌فون 7 نسبت به رقبا مانند گلکسی S7 Edge کمتر بوده و برای ثبت تصاویر گروهی مقداری اذیت می‌شوید. کیفیت تصاویر سلفی گرفته شده در نور مناسب و حتی نورهای کم بسیار خوب است و از جزئیات خوبی برخوردارند. می‌توان دوربین سلفی را یکی از زمینه‌های دانست که اپل در آن نسبت به نسل پیش تغییرات جدی ایجاد کرده است. اگر جزئیات تصاویر سلفی برای شما اولویت اصلی محسوب می‌شود، به‌جای آی‌فون 7 یکی از دستگاه‌های گوگل پیکسل یا پیکسل XL را خریداری کنید.

نتیجه‌گیری

اگر بخواهم در یک جمله تجربه خودم از دوربین آی‌فون 7 را بیان کنم، باید بگویم که دوربین آی‌فون 7 مرا شگفت‌زده نکرد و انتظار کیفیت بالاتری از آن داشتم. جمله قبلی به‌معنای کیفیت پایین تصاویر ثبت شده توسط این گوشی هوشمند نیست ولی باتوجه به تفکری که داشتم و کار کردن با نسل‌های قبلی این دستگاه محبوب، مننتظر کیفیت بسیار بالاتر آن نسبت به پرچمدار سامسونگ بودم که اینگونه نشد.

اگرچه کیفیت تصاویر ثبت شده شاید نسبت به گلکسی S7 Edge پایین‌تر باشد ولی ویدیوهای ثبت شده توسط آن کیفیت بالاتری نسبت به رقیب کره‌ای دارد اما صدا را به صورت مونو ضبط می‌کند که به‌شخصه آن را عجیب و ناامیدکننده می‌دانم.

می‌توان بهترین دوربین حال‌حاضر در میان اسمارت فون‌های بازار را مربوط به پرچمدار سامسونگ دانست که اگرچه تفاوت زیادی با آی‌فون 7 ندارد ولی همین اختلاف کم در صنعت گوشی‌های هوشمند و وجود رقابت سنگین بین تولیدکنندگان مطرح، بسیار حیاتی و مهم است. به شخصه فکر می‌کنم که اگر سال آینده اپل محصول انقلابی معرفی نکند که با رقیب کره‌ای خود تفاوت زیادی داشته باشد، محکوم به شکست خواهد بود. این شکست به معنی ورشکستگی اپل نیست ولی زلزله‌ای را به پیکره این غول عظیم‌الجثه خواهد انداخت که شاید در طی زمان باعث ویرانی آن شود.

نوشته بررسی تخصصی دوربین اپل آی‌فون 7: دوربینی که دیگر بهترین نیست! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی هواوی میت ۹: غول دوست داشتنی!

بررسی هواوی میت ۹: غول دوست داشتنی!

کمپانی چینی هواوی مدتی است که وارد بازار تلفن همراه شده و آنقدر خوب کار کرده که از آن به عنوان سومین تولیدکننده برتر تلفن همراه یاد می‌کنند. حال که هواوی نام خود را پس از اپل و سامسونگ می‌بینید، این جرات را پیدا کرده تا به صورت جدی‌تری وارد بازار محصولات پریمیوم شود و این بازار را نیز همچون محصولات میان‌رده از آن خود کند. اگر برند آنر را فاکتور بگیریم، محصولات بالارده هواوی در دو سری میت و P راهی بازار می‌شوند. میت ۹ محصولی است که چندی پیش وارد آزمایشگاه آی‌تی‌رسان شد و به ما فرصتی دست داد تا از نزدیک با این غول بی شاخ و دُم آشنا شویم. اگر می‌خواهید بدانید که آخرین پرچمدار هواوی چه چیزی در چنته دارد با بررسی هواوی میت ۹ از آی‌تی‌رسان همراه باشید.

طراحی

میت ۹ از همان زبان طراحی سری میت هواوی تبعیت می‌کند و در نگاه نخست و به‌خصوص از رو‌به‌رو، تفاوت خاصی را میان این مدل با نسل قبلی آن یعنی میت ۸ نخواهید دید. مطابق معمول اکثر فضای بخش جلویی گوشی را نمایشگر پوشانده و در بالای آن شاهد دوربین سلفی و همراهان همیشگی‌اش هستیم. در زیر نمایشگر نیز خبری از هیچ کلید سخت‌افزاری خاصی نیست و تنها این نام هواوی است که همچون نگینی بر پیکره بی‌جان دستگاه می‌درخشد.

میت ۹ همچون برخی محصولات بازار از گوشه‌های تخت سود نمی‌برد و ۴ گوشه اطراف دستگاه گرد طراحی شده تا با توجه به جثه بزرگش بتوان آن‌ را راحت‌تر در دست گرفت. البته با این حال تقریبا بعید است که بتوانید تمام کارهای خودتان را با یک دست انجام دهید (حتی اگر دستان بزرگی داشته باشید). در واقع دسترسی به بخش بالایی دستگاه (مثلا منوی نوتیفیکیشن) تقریبا با یک دست امکان پذیر نیست و اگر هم بخواهید چنین کاری را انجام دهید گوشی در بدترین حالت ممکن قرار خواهد گرفت و هر لحظه امکان دارد تا پخش زمین شود!

در سمت راست دستگاه شاهد کلیدهای یکپارچه صدا و پاور هستیم. البته این‌جا هم به واسطه سایز بزرگ میت ۹ کم و یا زیاد کردن صدای اسپیکرها کمی دشوار است و بهتر بود که هواوی چاره‌ای هم برای این مورد می‌اندیشید؛ مثلا می‌توانست خیلی راحت با انتقال کلید‌های یکپارچه صدا به زیر کلید پاور این مشکل را هم حل کند و قال قضیه را بکند. در بخش بالایی سمت چپ دستگاه، تنها درگاه سیم‌کارت و کارت حافظه به چشم می‌خورد که طبق معمول می‌بایست با یک سوزن، پایه فلزی مربوطه را از جایگاه‌ ابدی‌اش خارج کنید.

بخش زیرین میت ۹ و درست در مرکز، پورت USB Type-C دیده می‌شود و در اطراف آن دو محفظه به تقارن یکدیگر جای گرفته‌اند که تنها سمت راستی نقش اسپیکر پرچمدار هواوی را بازی می‌کند. در بخش بالایی میت ۹ نیز خوشبختانه شاهد جک استاندارد صدا هستیم که البته توسط اینفرارد همراهی می‌شود.

اگر میت ۹ را به پشت برگردانید، نخستین چیزی که خودنمایی می‌کند، دوربین دوگانه دستگاه بوده که بر خلاف هواوی P9 این‌بار به صورت عمودی قرار گرفته است. میزان بیرون زدگی دوربین نسبت به سایر پرچمداران بازار بسیار ناچیز است و شاید بتوان آن را نادیده گرفت اما خب نسبت به P9 که اصلا بیرون زدگی نداشت، این مورد برای هواوی می‌تواند یک گام رو به عقب باشد. البته شاید اگر بدانید که ضخامت میت ۹ کمتر از ۸ میلی‌متر است، مشکلی با همین اندک بیرون زدگی دوربین هم نداشته باشید.

در میان دو لنز، نام لایکا دیده می‌شود تا دریابید که این بار هم هواوی با این کمپانی در ساخت دوربین همکاری داشته است. فلاش دوگانه و فوکوس لیزری نیز در دو طرف این لنز جا خوش کرده‌اند و این، سنسور اثر انگشت است که با یک طراحی دایره‌ای شکل به زیر لنز رفته است.

اگر کمی پایین‌تر بیایید با نام هواوی رو به رو می‌شوید که در زیر آن یک سری اعداد و ارقام و نمادهای خاص دیده می‌شود که کاری جز زشت کردن دستگاه ندارند (بماند که یک Made in China زیبا هم در همان‌جا نوشته شده تا همیشه اصالت دستگاه یادتان باشد).

بدنه دستگاه تماما فلزی است و شما به باتری میت ۹ دسترسی نخواهید داشت. اطراف فریم این مدل نیز کمی تراش خورده تا علاوه بر زیبایی به خوش دست بودن دستگاه نیز کمکی کرده باشد. البته میت ۹ کمی هم لیز تشریف دارد و شاید باید کمی بیش از بقیه محصولات بازار مراقبش باشید تا مبادا همچون ماهی از دست‌تان سر بخورد و الفاتحه…!

با توجه به اینکه بخش پشتی کاملا تخت نیست و همچنین دوربین کمی بیرون زدگی دارد، شاید هنگام قرار گرفتن میت ۹ بر روی یک سطح صاف، نتوانید خیلی خوب با آن کار کنید چرا که یک حالت الاکلنگی پیدا می‌کند و با لمس یک سمت نمایشگر، آن سوی بدنه به بالا می‌رود.

یکی از مزایای استفاده از بدنه فلزی بجای شیشه‌ای، این است که دیگر مجبور نیستید که همچون شاگرد شوفرها لنگ به دست بمانید و مدام مشغول تمیز کردن گوشی خود باشید؛ چرا که دیگر خبری از برجای ماندن چربی انگشتان بر روی بدنه نیست. البته همین فلزی بودن نیز کار دست هواوی داده و وزن میت ۹ را بالا برده تاجایی که اگر این آقای چشم‌بادامی را بر روی ترازو ببرید، میزان وزن آن ۱۹۰ گرم اعلام خواهد شد.

با همه این‌ها کیفیت ساخت این مدل، آن‌قدری خوب هست که به احترام هواوی برخیزیم و کلاه از سرمان برداریم (در صورت نداشتن کلاه، می‌توانید برخیزید و دست بزنید). با این‌که سری میت کلا از یک زبان طراحی بهره می‌برند اما با احترام به میت ۹ به شخصه میت S را زیباترین مدل از این سری می‌دانم.

نمایشگر

سری میت هواوی از لحاظ میزان رزولوشن نمایشگر، مدت‌هاست که بر روی Full HD باقی مانده و میت ۹ قصه ما نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست. اما هنوز هم مشخص نیست که چرا اندازه نمایشگر این سری هیچ‌گاه روند یکنواختی نداشته و حتی شاید خود هواوی هم نداند که چرا اسمارت فون‌های این سری نامتوازن هستند. حداقل در چند سری آخر که روند منظمی را ندیده‌ایم. میت ۷ با نمایشگر ۶ اینچی، میت S با نمایشگر ۵.۵ اینچی، میت ۸ با نمایشگر ۶ اینچی و حالا میت ۹ با یک نمونه ۵.۹ اینچی راهی بازار شده است.

هواوی برای این نمایشگر از پنل ISP LCD بهره گرفته و به لطف همین یک مورد، هیچ مشکلی در نگاه از زوایا نخواهید داشت و حتی اگر از افق هم به آن نگاه کنید، همه چیز همان شکلی است که در نگاه از رو به رو دیده بودید (با کمی اغراق!). چینش پیکسل‌ها به صورت RGB بوده و با یک ضرب و تقسیم ساده هم می‌توان به عدد ۳۷۳ppi برای چگالی پیکسلی نمایشگر دست یافت.

رنگ‌ها بسیار زنده و شارپ به نمایش در می‌آیند و ایراد خاصی از این لحاظ به میت ۹ وارد نیست؛ البته با اینکه کنتراست نمایشگر عالی‌ست اما شاید رنگ‌های به نمایش درآمده خیلی گرم و با حرارت نباشند و آن جذابیتی را که کهکشانی‌های سامسونگ دارند، در میت ۹ نبینید؛ با این حال این محصول به‌راحتی توانایی رقابت با بزرگانی همچون گلکسی S7 Edge را دارد. میزان برایتنس یا همان روشنایی نمایشگر نیز فراتر از تصور شماست و در بیشترین حالت بر روی ۶۷۷ نیت قرار می‌گیرد که با آی‌فون ۷ پلاس در یک رنج بوده و از محصولاتی همچون ال‌جی V20 هم بیشتر است. اگر اهل چت کردن با مخاطب خاص در شب هستید، می‌توانید از میت ۹ کمک بگیرید؛ چرا که میزان حداقلی نور نمایشگر این غول بی‌شاخ و دُم به ۵ نیت می‌رسد که یعنی در محیط‌های تاریک چشمان شما را آزار نمی‌دهد.

میزان رفلکس نمایشگر در حد معقولی بوده و نه آن‌قدر خوب است که به به و چه چه کنیم و نه آن‌قدر بد که به آن خرده بگیریم. بنابراین در محیط‌های بسته هیچ مشکلی با این مدل نخواهید داشت و حتی اگر پنجره‌ای پشت سر شما باشد هم می‌توانید با دستگاه بدون مشکل کار کنید اما در محیط‌های باز اگر کمی سخت‌گیری کنیم تقریبا در و دیوار اطراف‌مان را در نمایشگر می‌بینیم و این در حالت عادی مشکلی ایجاد نمی‌کند اما خیلی نمی‌توان با این مدل در محیط‌های باز مشغول وب‌گردی شد.

سنسور تشخیص نور محیط خیلی خوب کارش را انجام می‌دهد و از این لحاظ نیز نمی‌توان به میت ۹ ایراد گرفت. تاچ دستگاه بسیار خوب عمل می‌کند و در کسری از ثانیه به تماس دست شما پاسخ خواهد داد. در صورتی که حالت Glove Mode را از تنظیمات نمایشگر فعال کنید، می‌‌توانید توسط دست‌کش نیز با این نمایشگر کار کنید؛ گرچه بدون فعال کردن این ویژگی هم نمایشگر هنگام کار با دستکش، قادر است تا بخشی از نیاز‌های شما را برطرف کند.

شما حتی اگر نوع نمایش رنگ‌ها در میت ۹ را نپسندید، بازهم می‌توانید از بخش تنظیمات این مورد را مناسب با سلیقه خودتان تنظیم کنید. حتی امکان کاهش میزان رنگ آبی نیز موجود است و بدین ترتیب، می‌شود در جهت حفظ سلامت چشم نیز اقداماتی را انجام داد.

برای آن‌که عیار این مدل را بسنجید، آن‌را در کنار ال‌جی G4 با نمایشگر QHD قرار دادیم که حاصل کار را در زیر شاهد هستید. (سمت راست هواوی میت ۹ و سمت چپ ال‌جی G4)

سخت‌افزار

همچون اکثر اسمارت‌فون‌های ساخته هواوی، میت ۹ نیز از چیپست‌ Hisilicon بهره‌ می‌برد که البته متعلق به خود هواوی است. این‌بار Kirin 960 به عنوان مغز متفکر پرچمدار هواوی انتخاب شده که یک پردازنده ۸ هسته‌ای دارد. این پردازنده شامل ۴ هسته Cortex-A73 با فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز و ۴ هسته Cortex-A53 با فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز می‌شود. البته برای بهره گرفتن از این هسته‌ها در کنار یکدیگر از معماری big.LITTLE  کمک گرفته شده است. بد نیست بدانید که این کمپانی در حدود ۴ میلیارد ترانزیستور را در این چیپ جا داده است. هواوی برای ساخت این چیپ از لیتوگرافی ۱۶ نانومتری استفاده کرده که در نوع خود جالب است! ناگفته نماند که این چیپ از پلتفرم DayDream گوگل نیز پشتیبانی می‌کند و می‌توانید از هدست‌های سازگار در میت ۹ نیز استفاده کنید. Mali-G71 MP8 هم عهده‌دار کارهای گرافیکی در این چیپ خواهد بود که هسته‌هایش بر روی فرکانس ۹۰۰ مگاهرتز تنظیم شده‌اند. هواوی میت ۹ تنها در یک نسخه با حافظه داخلی ۶۴ گیگابایتی راهی بازار شده که توسط ۴ گیگابایت رم همراهی می‌شود.

حال بیایید تا ببینیم که میت ۹ در عمل چه خواهد کرد. برای این منظور ابتدا از بنچمارک AnTuTu بهره گرفتیم که میت ۹ از این آزمون با کسب امتیاز ۱۱۵۶۸۲ سربلند بیرون آمد.

سپس به سراغ  Vellamo رفتیم که از ۳ برنامه خوب دیگر برای سنجش توانایی دستگاه استفاده می‌کند و حتی در پایان، به صورت آنلاین نیز می‌توان نتایج را با رقبا مقایسه کرد.

پس از بررسی هواوی میت ۹ در بخش سخت‌افزاری و دیدن این نتایج خوب، تصمیم گرفتیم تا چند بازی را بر روی آن بریزیم و نحوه اجرا و میزان گرمای تولید شده را مورد ارزیابی قرار دهیم. راستش را بخواهید میت ۹ خیلی کمتر از آنچه که فکرش را می‌کردیم، داغ شد! هنگام اجرای بازی‌های گرافیکی سنگین همچون سری آسفالت و یا مدرن کمبت دما بسیار بالا رفت که خب طبیعی است اما وقتی بازی‌های سبک‌تری همچون Defence Zone‌ (چقدرم سبکه ماشاالله) را بر روی میت ۹ تست کردیم دما خیلی معمولی بود. این در حالی است که اجرای چنین بازی‌هایی در پرچمداران سایر کمپانی‌ها گرمای بسیار بالایی را تولید می‌کند. واقعا نمی‌دانم شاید هواوی راز خنک نگه‌داشتن دستگاه را فهمیده باشد؛ شاید…!

سرعت دستگاه هم بی‌نظیر است و در واقع توجه همه را به خودش جلب می‌کند. پس از استفاده چند روزه و نصب چندین و چند اپلیکیشن و بازی، هیچ‌گونه کندی و یا لگی را مشاهده نکردم و سرعت اجرای برنامه‌ها، گشت و گذار در منوها و پاک کردن برنامه‌های در حال اجرا دقیقا همان‌طوری بود که در روز نخست شاهدش بودم. به همین دلیل واقعا باید به هواوی بابت این حرکت بدون توپش، آفرین گفت.

دوربین

بررسی هواوی میت ۹ را با بخش دوربین ادامه می‌دهیم، جایی که ظاهرا هواوی حرف‌های زیادی را برای گفتن دارد. همان‌طور که می‌دانید این محصول نیز همچون P9 به دوربین دوگانه مجهز است که با همکاری لایکا توسعه داده شده؛ البته همکاری این دو کمپانی ظاهرا تنها به صورت نرم‌افزاری بوده و لایکا در ساخت لنز دخالتی نداشته است؛ این دوربین، یک نمونه ۱۲ مگاپیکسلی است که توسط یک دوربین ۲۰ مگاپیکسلی دیگر همراهی می‌شود. درست خواندید! در این مدل برخلاف آنچه در P9 دیده‌ بودیم، دوربین مونوکروم که کور رنگی دارد و همه‌جا را سیاه و سفید می‌بیند، یک نمونه ۲۰ مگاپیکسلی است. این افزایش میزان مگاپیکسل به دوربین کمک کرده تا در تصاویر سیاه و سفید، جزئیات بیشتری را شاهد باشیم و همچنین قابلیت ویژه‌ای همچون زوم هیبریدی نیز به آن اضافه شده است. به طور خلاصه زوم هیبریدی از اطلاعات ثبت شده توسط دوربین ۲۰ مگاپیکسلی استفاده می‌کند تا جزئیات تصویر پس از زوم عالی باشد؛ در حالی که سایر محصولات بازار در چنین شرایطی دست به عصا راه می‌روند!

علاوه بر همراهی فلاش LED دوگانه، یک سیستم فوکوس جدید نیز به کمک این دو دوربین آمده که هواوی آن را فوکوس هیبریدی چهار به یک می‌نامد! دلیل نام‌گذاری این سیستم، ترکیب ۴ ویژگی فوکوس لیزری، تشخیص کنتراست، تشخیص فاز و اطلاعات مربوط به عمق است که در یک بخش واحد گرد هم آمده‌اند. راستش را بخواهید ترکیب این‌ها با هم عملکرد فوق‌العاده میت ۹ هنگام فوکوس را به ارمغان آورده و از این لحاظ اگر میت ۹ را بهترین محصول بازار ندانیم، بدون شک یکی از بهترین‌ها خواهد بود. سرعت فوکوس بسیار بالاست و تقریبا هیچ سوژه‌ای را از دست نخواهید داد. حتی هنگام اعمال فوکوس بر روی سوژه‌های نزدیک به دوربین نیز مشکلی بوجود نخواهد آمد و بدین ترتیب می‌توانید تصاویری خاص و زیبا از نمای نزدیک ثبت کنید که کمتر دوربینی در دنیای اسمارت فون‌ها قادر به ثبت آن است.

علاوه بر این‌ها میت ۹ به لرزش‌گیر اپتیکال ۶ محوره نیز مجهز است، در نتیجه می‌توان امید بسیار زیادی به ثبت تصاویر در محیط‌های کم‌نور داشت و یا یک فیلم‌برداری بدون لرزش را تجربه کرد. بعد از این همه به به و چه چه، تصمیم گرفتم که در تاریکی مطلق اتاق، از فرشی که پهن شده بود، عکاسی کنم که نتیجه آن عکس شگف‌انگیز زیر بود.

مجموعه این قابلیت‌ها یعنی، فوکوس چهار به یک هیبریدی، لرزش‌گیر اپتیکال و دوربین دوم ۲۰ مگاپیکسلی موجب شد تا در محیطی با نور کم، تصویر زیر را خلق کنم که همه چیزش از جذب نور در این شرایط گرفته تا کیفیت بالا پس از زوم تصویر برای یک اسمارت فون بی‌نظیر باشد.

شاید به جرات بتوان هواوی را تنها کمپانی نامید که به معنای واقعی کلمه از هر دو سنسور برای عکس‌برداری استفاده می‌کند. سایر پرچمداران امسال همچون ال‌جی V20 و یا آیفون ۷ پلاس، عملا استفاده خاصی از دو دوربین به صورت همزمان نمی‌کنند و شما می‌توانید از این دو سنسور که معمولا ویژگی‌های خاصی دارند، به صورت جداگانه استفاده کنید؛ اما هواوی به کمک لایکا توانسته تا تصاویر گرفته شده توسط هر دو دوربین را ترکیب کند و یک عکس زیبا تحویل شما دهد. در نتیجه قابلیت‌های بسیار خاصی در اختیارتان خواهد بود؛ به عنوان مثال می‌توانید تصاویر بوکه زیبایی بگیرید که چیزی از دوربین‌های DSLR کم ندارد. البته همه چیز به همین خوبی هم نیست و به‌عنوان مثال گشادگی دیافراگم دوربین F/2.2 است که نسبت به سایر پرچم‌داران بازار همچون گلکسی S7 و یا اچ‌تی‌سی ۱۰ در جایگاه پایین‌تری قرار می‌گیرد.

از بخش سخت‌افزاری دوربین که بگذریم، به نرم‌افزار آن می‌رسیم. جایی که هواوی سنگ تمام گذاشته است. هنگامی که برای نخستین بار وارد دوربین می‌شوید، چیز خاصی در اختیار شما نیست. سمت راست کلید نرم افزاری شاتر دوربین به چشم می‌خورد و در بالا و پایین آن گزینه‌ای برای تغییر حالت دوربین به فیلم‌برداری و ورود به گالری دیده می‌شود. در سمت چپ نیز شاهد ۵ آیکون هستیم. یکی از آن‌ها برای سوییچ بین دوربین جلو و عقب است، دومی چندین افکت متفاوت را شامل می‌شود که می‌توانید با استفاده از آن‌ها به‌طور کلی حال و هوای تصویر مورد نظر خود را تغییر دهید. سومین گزینه برای تنظیم حالت تصویر است که استاندارد، Vivid و Smooth را شامل می‌شود، مورد چهارم مربوط به استفاده از یک حالت ویژه و تغییر دیافراگم دوربین می‌شود که می‌توان با آن تصاویر خلاقانه‌ای گرفت و در نهایت شاهد گزینه‌ای برای تنظیم فلاش گوشی هستیم.

اگر در رابط کاربری دوربین به سمت راست سوایپ کنید، وارد بخش تنظیمات می‌شوید. در این قسمت گزینه‌های زیادی پیش‌ روی شماست. می‌توانید میزان رزولوشن دستگاه را از ۲۰ مگاپیکسل به ۶ مگاپیکسل تغییر دهید و در این بین چند انتخاب دیگر نیز دارید و می‌توانید بسته به هدف خود یکی را برگزینید. نکته جالب اینجاست که برای عکاسی با نسبت تصویر ۱۶ به ۹ باید دوربین را در حالت ۹ مگاپیکسلی تنظیم کنید و بیش از این مقدار تنها شامل نسبت ۴ به ۳ می‌شود.

در بخش تنظیمات می‌توانید صدای شاتر دوربین را به‌راحتی قطع کنید، موردی که برای انجام آن در برخی اسمارت فون‌ها می‌بایست هفت خان رستم را رد کرد! با استفاده از Audio Control این توانایی را دارید تا مشخص کنید که بدون لمس صفحه و تنها با گفتن یک کلمه خاص همچون Cheese، میت ۹ از محیط عکس بیندازد. خب پیش‌تر نیز شاهد چنین بخشی در محصولات سایر کمپانی‌ها بودیم اما در این قسمت میت ۹ یک گزینه خاص را در اختیار شما می‌گذارد تا با به صدا در آمدن هر چیزی، گوشی مشغول عکاسی شود! در این حالت صدای محیط فاکتور گرفته می‌شود و کافی است شما هر چه که دوست دارید بگویید تا میت ۹ عکس بیندازد (اصلا شما سوت بزن، اون خودش عکس می‌ندازه)! هنگام فعال بودن این قابلیت، کلید شاتر دوربین نیز با یک افکت زیبا نشان می‌دهد که دستگاه منتظر فرمان شماست. کمی پایین‌تر به گزینه Touch to Capture‌ بر می‌خوریم که با فعال کردن آن تنها کافی است انگشت خود را بر روی سوژه بزنید تا دوربین پس از اعمال فوکوس از آن عکس بیندازد. گزینه دیگر Capture Smiles نام دارد که برای افراد خوش خنده است و با فعال کردن آن زمانی که دوربین لبخند شما را تشخیص دهد، به صورت اتوماتیک عکس می‌اندازد.

در بخش تنظیمات شاهد گزینه‌های دیگری برای شخصی سازی کلید شاتر و یا کلیدهای یکپارچه صدا نیز هستیم و می‌توانید مشخص کنید که هر کدام در صورت استفاده چه کاری را انجام دهند. با فعال کردن بخش Ultra SnapShot نیز قادر هستید تا در صورت قفل بودن دستگاه و با فشردن کلید کاهش صدا آن‌هم به صورت دوبار پشت سر هم از یک سوژه عکاسی کنید. در این حالت که برای شکار لحظه‌ها بسیار مناسب است، می‌توانید در کمتر از یک ثانیه از صحنه عکس بیندازید. به عنوان مثال اتفاقی در آن سوی خیابان در حال وقوع است و شما هم حس پلیسی‌تان گل کرده و نمی‌خواهید سوژه را از دست بدهید؛ بنابراین گوشی را از جیب‌تان در می‌آورید و دوبار کلید کاهش صدا را می‌فشارید و میت ۹ در کمتر از ۱ ثانیه از سوژه یک عکس تهیه و در گالری ذخیره می‌کند. یکی از بخش‌های جالب محصولات هواوی که به شخصه دوستش دارم Object Tracking نامیده می‌شود و توسط آن می‌توانید فوکوس را بر روی یک جسم قفل کنید! یعنی اینکه شما جسمی را به دستگاه نشان می‌دهید و در صورت جابه‌جایی سوژه دوربین به صورت خودجوش (!) فوکوس را بر روی آن اعمال می‌کند.

حالا اگر در رابط کاربری دوربین به سمت چپ سوایپ کنید، حالت‌های عکاسی متفاوتی پیش روی‌تان قرار می‌گیرد. در بخش Beauty همان آپشن‌های روتوش صورتی که معمولا برای دوربین سلفی در نظر می‌گیرند را برای دوربین اصلی در اختیار خواهید داشت. با استفاده از گزینه Monochrome این قابلیت را دارید که تنها از دوربین دوم و به صورت کاملا سیاه و سفید از محیط عکس بیندازید.

در بخش Night Shot اسمارت فون دلبند شما بهترین تنظیمات را برای ثبت عکس در محیط‌های کم‌نور در اختیارتان قرار می‌دهد و حتی می‌توانید میزان اکسپوژر و یا ISO‌ را نیز به دل‌خواه تغییر دهید. Light Painting  هم مخصوص کسانی است که به نور علاقه دارند و این توانایی را دارید که با ثابت نگه داشتن گوشی در این حالت، در تصاویر خود رد نور ایجاد کنید. یک بخش جالب با نام WaterMark نیز برای دوربین میت ۹ در نظر گرفته شده که تاریخ، ساعت، محل ثبت عکس و یا هرچیز دیگری که دل‌تان بخواهد را در عکس می‌گنجاند تا برای همیشه همراه با آن باشد.

بخش Document Scan مخصوص اسکن کردن نوشته‌هاست. برای این‌کار تنها کافی است گوشی را به سمت یک نوشته بگیرید و از آن عکس بیندازید؛ خود میت ۹ متن را تشخیص داده و تصویر را کراپ می‌کند. در نهایت با Audio Note مواجه می‌شویم که پس از ثبت عکس امکان ۱۰ ثانیه ضبط صدا را برای شما فراهم می‌کند تا بتوانید برای آن عکس، توضیحی نیز ذخیره کنید که این حالت مخصوص خبرنگاران است چرا که دیگر هیچ سوژه‌ای را از دست نخواهند داد.

هواوی برای میت ۹ عکاسی به صورت HDR، پانوراما و تایم لپس را نیز قرار داده است و حتی می‌توانید پس از ثبت عکس نیز فوکوس را تغییر دهید. البته این محصول از ویژگی Auto HDR بهره نمی‌برد و برای استفاده از این ویژگی باید همیشه خودتان به صورت دستی آن را فعال کنید.

اگر دوباره به رابط اصلی دوربین بازگردیم و بالای کلید شاتر را بنگریم، با یک گزینه مواجه می‌شویم که دوربین را به حالت Pro می‌برد و تنظیمات دستی آن را در اختیارتان می‌گذارد و می‌توانید میزان ISO، سفیدی، اکسپوژر و… دوربین را به دلخواه تنظیم کنید.

به طور کلی پرچم‌دار هواوی می‌تواند گزینه‌ای ایده‌آل برای عکاسان باشد. تصاویر گرفته شده بسیار باکیفیت هستند و رنگ‌ها را به‌خوبی ثبت می‌کنند، گرچه کمی غلظت آن‌ها بیش از حد است که موجب جذاب شدن تصاویر گرفته شده و البته غیر واقعی شدن آن‌ها می‌شود. در ادامه می‌توانید تصاویر گرفته شده با دوربین هواوی میت ۹ در شرایط مختلف را ببینید.

هواوی این بار به بخش فیلم‌برداری پرچمدارش نیز اهمیت داده و بالاخره شما می‌توانید با پرچمدار این شرکت از قابلیت بدون کاربرد فیلم‌برداری به صورت ۴K‌ بهره‌مند شوید! البته اکثر ویژگی‌های عکاسی در حالت فیلم‌برداری در دسترس نیست اما می‌توانید از قابلیت Object Tracking که فوکوس را بر روی سوژه‌ در حال حرکت اعمال می‌کند نیز استفاده نمایید، امری که در هنگام فیلم‌برداری بسیار کاربردی است. از این‌ها گذشته توانایی فیلم‌برداری به صورت اسلوموشن را نیز دارید. قابلیتی که یکی دو سال پیش خیلی‌ها به آن می‌نازیدند اما حالا کسی تحویلش نمی‌گیرد!

هواوی برای میت ۹ از یک دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی بهره گرفته که از گشادگی دیافراگم f/1.9 سود برده و می‌تواند به صورت فول‌ اچ‌دی فیلم‌برداری کند. دوربین سلفی به خودی خود تصاویر باکیفیتی را می‌گیرد و اگر از سلفی‌بگیران حرفه‌ای هستید، می‌توانید بر روی آن حساب کنید. بسیاری از امکانات کاربری دوربین اصلی برای سلفی نیز در نظر گرفته شده و حتی قادر هستید با دوربین جلو نیز به صورت پانوراما عکاسی کنید که خب در نوع خود جالب است چرا که به واسطه آن زاویه بیشتری را پوشش خواهید داد. هواوی برای دوربین جلو نیز برخی تنظیمات دستی همچون میزان سفیدی و یا ISO را نیز قرار داده تا بتوانید سلفی‌های فوق‌العاده‌ای‌ بگیرید. یک قابلیت خاص نیز در هنگام خویش‌اندازی (!) به چشم می‌خورد که از ۳ حالت چهره شما عکاسی می‌کند و سپس می‌توانید با اعمال افکت‌های جالبی چهره خود را باب میل خودتان کنید. به‌عنوان مثال اندازه چشم را تغییر دهید و یا میزان چاقی صورت را کنترل کنید.

رابط کاربری

هواوی، میت ۹ را با سیستم عامل اندروید نوقا راهی بازار کرده است. مطابق معمول سازندگان اندرویدی این کمپانی چینی نیز از رابط شخصی‌سازی شده خودش با نام EMUI 5 برای میت ۹ بهره گرفته است. تا پیش از این عادت داشتیم که در رابط کاربری هواوی اپ‌دراور را نبینیم و تمام برنامه‌ها بر روی همان صفحه اصلی پخش و پلا باشند. اما حالا ظاهرا هواوی از آهوی شیطان (!) پایین آمده و این ویژگی را به صورت آپشن در اختیار شما قرار داده است. بدین ترتیب می‌توانید خودتان انتخاب کنید که به اپ‌دراور دسترسی داشته باشید یا خیر. مشابه چیزی که در پرچمداران ال‌جی دیده بودیم. البته گشت و گذار در اپ‌دراور به صورت عمودی خواهد بود.

شکل آیکون‌ها و ظاهر کلی رابط کاربری تغییر خاصی نسبت به گذشته ندارد اما منوی نوتیفیکیشن که از نوع دو مرحله‌ای است، تغییرات زیادی را به خود دیده و حالا شباهت زیادی به اندروید ۷ پیدا کرده است. در این قسمت تقریبا میانبر تمام تنظیمات گوشی در اختیار شماست و ترکیب رنگ مشکی با آبی نیز زیبایی آن را دو چندان کرده است.

برخی ویژگی‌های پرکاربرد نسخه قبلی این رابط کاربری نیز همچنان حفظ شده است. به‌عنوان مثال اگر با پشت دست، دو بار بر روی صفحه ضربه بزنید؛ میت ۹ یک اسکرین شات زیبا را تقدیم‌تان می‌کند و اگر همین کار را با دو انگشت انجام دهید، از نمایشگر فیلم می‌گیرد و در گالری ذخیره می‌کند. یا اینکه شما می‌توانید با پشت دست بر روی صفحه برخی حروف از پیش تعیین شده را بکشید تا یک اپلیکیشن خاص اجرا شود. به عنوان مثال با کشیدن حرف M به سرعت موزیک پلیر اجرا خواهد شد.

یکی از ویژگی‌های فوق‌العاده خاص رابط کاربری پرچمدار جدید هواوی App Twin نام دارد. توسط این قابلیت می‌توانید از یک اپلیکیشن دو نسخه داشته باشید! به‌عنوان مثال می‌توانید از دو تلگرام با دو شماره متفاوت در گوشی خود استفاده کنید که در نوع خود فوق‌العاده است.

به واسطه قابلیت Split-Screen در اندروید ۷، حالا شما می‌توانید دو اپلیکیشن را به صورت هم‌زمان در کنار هم استفاده کنید. البته تعداد برنامه‌هایی که از این ویژگی بهره‌ می‌برند محدود است اما خب با توجه به نمایشگر بزرگ میت ۹ کار با این قابلیت لذت‌بخش خواهد بود.

نکته جالب در رابط کاربری هواوی این است که خبری از کیبورد اختصاصی نیست و از همان ابتدا کیبورد گوگل و Swiftkey بر روی آن نصب شده است.

با همه این‌ها رابط کاربری هواوی علی‌رغم تمام جذابیت‌هایش، شبیه به اپل است! این شباهت از همان لاک‌اسکرین آغاز می‌شود. اگر در این قسمت انگشت خود را از پایین به سمت بالا بکشید با یک منو کوچک روبه‌رو می‌شوید و بدون آنکه نیازی به باز کردن قفل دستگاه باشد، می‌توانید از ماشین حساب و یا تایمر استفاده کنید، وارد رکوردر شوید و صدایی را ضبط کنید، از چراغ قوه بهره بگیرید و یا اینکه توسط دوربین یک QR Code را اسکن کنید.

در سراسر رابط کاربری افکت‌های زیبایی استفاده شده که دل هر کاربری را می‌رباید. اگر وارد بخش مالتی تسکینگ شوید، همه چیز به صورت افقی به چشم می‌خورد و دیگر همچون گذشته شبیه iOS نیست. البته خیلی خوش‌حال نباشید چرا که گزینه‌ای با نام Floating  dock قرار گرفته که اگر فعالش کنید یک دایره کوچک در همه‌جای سیستم عامل همراه شما خواهد بود تا میانبرهای خوبی را در اختیارتان قرار دهد. موردی که تا حدی شبیه به iOS است!

هواوی برای آن‌هایی که با سایز بزرگ دستگاه مشکل دارند نیز چاره‌ای اندیشیده است. شما اگر بر روی ۳ دکمه اصلی (بازگشت، خانه و مالتی تسکینگ) رابط کاربری به سمت راست سوایپ کنید، صفحه تا حد نرمالی کوچک می‌شود و در این حالت حتی اگر دستان خیلی کوچکی نیز داشته باشید باز هم می‌توانید با یک دست با میت ۹ کار کنید. اگر چپ دست هستید، ‌می‌توانید همین عمل را به سمت چپ انجام می‌دهید و از این قابلیت برای دست چپ خود بهره بگیرید.

پخش چندرسانه‌ای

در بخش چندرسانه‌ای همیشه ۳ فاکتور را در نظر می‌گیریم. یکی نمایشگر دستگاه است که به اندازه کافی در رابطه با آن خواندید. مورد دوم اسپیکر است که می‌توان گفت هواوی در این بخش تا حدی کم‌کاری کرده است. میت ۹ به یک اسپیکر مجهز شده که صدای بلندی را روانه گوش شما می‌کند اما هرچه ولوم را بیشتر کنید، از کیفیت صدا کاسته می‌شود. البته میزان بلندی آن در حد و اندازه‌های محصولات اچ‌تی‌سی نیست اما خب کاملا کافی و راضی کننده است. حتی اگر از علاقه‌مندان به گوش دادن به موسیقی توسط هدفون هستید باز هم می‌توانید بر روی میزان خروجی و کیفیت صدای میت ۹ در هدفون نیز حساب باز کنید. البته هندزفری موجود در جعبه با اینکه کیفیت ساخت بالایی دارد اما خیلی نتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم؛ راستش را بخواهید خیلی خشک طراحی شده و هنگام استفاده از آن احساس راحتی نمی‌کنید؛ از طرفی بند آن نیز از همان مدل‌هایی است که به صورت خودجوش گره‌ می‌خورند. با اینکه کیفیت و میزان بلندی صدای آن خوب است اما بیس لازم را ندارد و هنگام گوش دادن به موزیک با صدای نه‌چندان زیاد هم توجه اطرافیان به شما جلب می‌شود، چرا که صدا را بیش از حد به بیرون پخش می‌کند؛ بنابراین در همان دقایق ابتدایی کار با آن قیدش را می‌زنید (یعنی ما که زدیم). فاکتور سوم نیز پلیر دستگاه است که هواوی یکی از بهترین‌ها را در اختیارتان می‌گذارد. موزیک پلیر که دل ما و دوستان‌مان را برد، بس که زیبا بود. در واقع همه چیز به صورت تفکیک شده در اختیار شماست و حتی در حالت افقی نیز رابط آن تغییر شکل می‌دهد و زیباتر از گذشته می‌شود.

ویدیوپلیر هم از زیرنویس پشتیبانی می‌کند (البته برخی‌ را به صورت خودجوش نشان نداد!) و امکاناتش در حد مطلوبی است. به عنوان مثال می‌توانید آن‌را هم به صورت شناور در آورید تا هنگام کار با دستگاه، ویدیو در گوشه‌ای از تصویر در حال پخش باشد. هرچند که این ویژگی به خوبی محصولات سامسونگ و ال‌جی نیست اما از هیچی که بهتر است! با همه این‌ها حتی اگر دوستش نداشتید، می‌توانید از میان انبوهی از پلیرهای موجود برای محصولات اندرویدی یکی را برگزینید و قید پلیر پیش‌فرض دستگاه را بزنید. به همین راحتی!

نکته جالب در رابطه با صدای میت ۹ این است که اسپیکر مکالمه هنگام پخش موزیک به صورت یک توییتر عمل می‌کند و حتی هنگامی که دستگاه را به صورت افقی در دست بگیرید هم نوع صدای خروجی آن تغییر می‌کند که ترکیب صدای آن با اسپیکر اصلی دستگاه بسیار جالب خواهد بود.

سایر امکانات

میت ۹ قصه امروز ما به یک سنسور اثر انگشت فوق‌العاده مجهز شده است. این سنسور که در پشت دستگاه جای گرفته دقت بسیار بالایی دارد و اگر انگشت‌تان خیس نباشد تقریبا در هر حالتی که فکرش را بکنید قادر است تا اثر انگشت‌تان را تشخیص دهد و قفل دستگاه را باز کند. شما می‌توانید چندین اثر انگشت مختلف را به آن بیفزایید تا بتوانید با استفاده از انگشت‌های متفاوت از این سنسور بهره بگیرید. هواوی برخی قابلیت‌های ویژه را نیز برای این سنسور در نظر گرفته است که آن‌ را خواستنی‌تر می‌کند. به عنوان مثال می‌توانید با کشیدن انگشت از بالا به پایین به منوی نوتیفیکیشن دسترسی داشته باشید (البته این ویژگی برای نوتیفیکیشن این مدل که دو مرحله‌ای است، بهینه نشده!) و یا هنگام مشاهده تصاویر در گالری با کشیدن انگشت به صورت افقی میان تصاویر جابه‌جا شوید.

با همه این مزایا به شخصه سنسور موجود در P9 را بیشتر دوست داشتم؛ چرا که بر خلاف میت ۹ این سنسور مربعی شکل بود و انگشت دست خیلی راحت‌تر در آن می‌نشست، به خصوص هنگام استفاده از این ویژگی‌های خاص!

خوش‌بختانه میت ۹ به NFC مجهز شده است و حتی از اینفرارد نیز بهره می‌گیرد. به همین دلیل خیلی راحت می‌توانید لوازم دیجیتالی اطراف خودتان را کنترل کتید.

این مدل دو سیم‌کارته است و از کارت حافظه نیز تا مقدار ۲۵۶ گیگابایت پشتیبانی می‌کند. البته برای استفاده از کارت حافظه باید قید سیم کارت دوم را بزنید. از ۶۴ گیگابایت حافظه داخلی میت ۹ نیز چیزی در حدود ۵۰ گیگابایت آن در اختیار شماست و باقی را خود میت ۹ نوش جان کرده است.

میت ۹ از شبکه LTE پشتیبانی می‌کند و می‌توانید با سرعت بالا دانلود کنید. همچنین به GPS و بلوتوث نسخه ۴.۲ نیز مجهز است و اگر رادیو داشت رسما با یک محصول همه چیز تمام روبه‌رو می‌شدیم. این روزها هم که همه از پورت USB Type-C بهره می‌گیرند، هواوی هم از قافله عقب نمانده و از چنین بخشی در پرچمدارش سود برده است. نکته جالب اینکه در جعبه میت ۹ یک تبدیل میکرو USB به USB Type-C دیده می‌شود تا با همراه داشتن آن اگر در جایی بودید که کابل تایپ سی در دسترس نبود، بتوانید با کابل‌های معمولی که در هرجایی یافت می‌شود هم گوشی خود را شارژ کنید. هواوی میت‌ ۹ را در ۷ رنگ مختلف عرضه می‌کند تا بتواند نظر هر کاربری را به خودش جلب نماید.

باتری

به بخش‌های پایانی بررسی هواوی میت ۹ رسیدیم. نقش اول داستان امروز ما به یک باتری ۴۰۰۰ میلی آمپری مجهز است و از شارژ سریع نیز پشتیبانی می‌کند اما سرعت شارژ شدن آن در حد محصولاتی همچون ال‌جی V20‌ نیست. برای فول شارژ شدن باتری به ۱۰۰ دقیقه زمان نیاز دارید و ۵۰ درصد ابتدایی باتری در کمتر از ۳۰ دقیقه شارژ می‌شود که در نوع خود عالی است. جالب است بدانید که هواوی با سیستم شارژ سریع خود کاری کرده تا دستگاه هنگام شارژ داغ نشود که اتفاقا تا حد زیادی موفق هم بوده است.

اگر خیلی اهل استفاده از شبکه‌های اجتماعی به‌خصوص از طریق اتصال ۴G نیستید، می‌توانید تا دو روز با میت ۹ کار کنید. با این‌ حال باتری این مدل یکی از نقاط قوت آن به حساب می‌آید چرا که در استفاده‌های سنگین نیز تا یک روز با شما خواهد بود. درست همانند چیزی که در نسل قبلی این مدل دیده بودیم.

کلام آخر در بررسی هواوی میت ۹

میت ۹ یک محصول خاص و همه چیز تمام است. بدنه آن فلزی است، نمایشگر بی‌نقصی دارد، سخت‌افزارش روی همه را کم‌ کرده، رابط کاربری‌اش جای هیچ حرف و حدیثی را باقی نمی‌گذارد، سنسور اثر انگشت و اینفرارد آن عالی عمل می‌کنند، باتری‌اش شارژدهی بالایی دارد و از همه مهم‌تر به یک دوربین فوق‌العاده باکیفیت مجهز شده است. شما برای در اختیار داشتن میت ۹ باید در حدود ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان را بپردازید که مبلغ نسبتا محسوب می‌شود!

نوشته بررسی هواوی میت ۹: غول دوست داشتنی! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی لپ‌تاپ MSI GE72 VR: سلطان گیمینگ

بررسی لپ‌تاپ MSI GE72 VR: سلطان گیمینگ

چندی است که کمپانی تایوانی MSI علاقه شدیدی به دنیای گیم پیدا کرده است؛ از این رو سری لپ‌تاپ‌های G را به بازار عرضه کرد تا بتواند رقیبی قدر برای کنسول‌های بازی باشد. سری GE لپ‌تاپ‌های گیمینگ MSI برای افرادی ساخته شده که کاربری معمولی از یک لپ‌تاپ همراه با قدرت در گیمینگ را در یک‌جا می‌خواهند. GE72 یک لپ‌تاپ ۱۷.۳ اینچی پر قدرت است که امروز در آزمایشگاه آی‌تی‌‌رسان برای بررسی حضور پیدا کرده. پس بررسی لپ‌تاپ MSI GE72 VR را از دست ندهید.

مشخصات کلیدی این لپ‌تاپ به شرح زیر است:

  • ششمین نسل از پردازنده اینتل Core i7 مدل ۶۷۰۰HQ از نوع Skylake، سرعت پردازشی ۲.۶ گیگاهرتز
  • پردازنده گرافیکی NVIDIA GeForce GTX 1060، حافظه رم گرافیکی ۶  گیگابایت از نوع GDDR5
  • نمایشگر ۱۷.۳ اینچی از نوع مات با رزولوشن فول‌اچ‌دی
  • حافظه رم ۱۶ گیگابایت از نوع DDR4
  • حافظه ۲۵۶ گیگابایتی از نوع SSD ساخته شده توسط Kingston و حافظه ۱ ترابایتی از نوع HDD ساخته شده توسط هیتاچی
  • بدنه تمام فلزی، باتری ۶ سلولی، وزن ۲.۷ کیلوگرم، همراه با درایو نوری

طراحی

اگر لپ‌تاپ‌های گیمینگ MSI را دیده باشید، متوجه یک اصل در طراحی آن‌ها می‌شوید. اصلی که زبان طراحی این سری لپ‌تاپ‌ها را ساخته است. GE72 VR هم به خوبی از قانون این اصل پیروی کرده و طراحی تقریبا مشابه با دیگر سری‌ها مخصوصا مدل GT62 دارد. جنس بدنه این لپ‌تاپ تماما از فلز بوده که البته در بخش پشتی در جذب اثر انگشت مستعد است. در بخش پشتی دستگاه طراحی مخصوص سری‌های گیمینگ با همان برآمدگی‌های خاص دیده می‌شود. آلومینیوم برس خورده بر روی قاب پشتی زیبایی خاصی را به طراحی GE72 افزوده است. لوگو اژدها که امضای MSI بر گیمینگ بودن لپ‌تاپ است هم بر روی بخش پشتی دستگاه قرار گرفته. این لوگو با روشن شدن دستگاه توسط یک نور پس‌زمینه سفید رنگ روشن می‌شود.

بخش روبه‌رویی دستگاه از نمایشگر، لوگوی MSI و وب‌کم تشکیل شده است. میزان حاشیه‌های دور نمایشگر که از جنس پلاستیک بوده، کمی بیش از اندازه است که البته با وجود ضخامت کم این بخش، می‌توان آن را نادیده گرفت. قرارگیری نمایشگر بر روی بدنه دستگاه ثبات خوبی داشته اما متاسفانه شما نمی‌توانید با یک دست آن را باز کنید و باید از دست دیگر‌تان هم کمک بگیرید. در کل باز کردن لپ‌تاپ آن‌چنان آسان نبوده و پیدا کردن مرز بین بدنه و بخش بالایی برای کاربر سخت خواهد بود. البته یک نوار قرمز رنگ در لبه روبه‌رویی دستگاه موجود بوده که می‌خواهد شما را در تشخیص دادن لبه بالایی و پایینی کمک کند.

دو فن قدرت‌مند با اندازه‌ای بزرگ در لبه پشتی لپ‌تاپ دیده می‌شود. سه بخش باقی‌مانده را هم پورت‌ها، چراغ اعلانات و DVD درایو پر کرده‌اند. وزن ۲.۷ کیلوگرمی لپ‌تاپ قدرت حمل را برای کاربر بسیار دشوار می‌کند اما با وجود گیمینگ بودنش هیچ ایرادی به این بخش نمی‌توان گرفت. ضخامت کلی دستگاه به نسبت سایر مدل‌ها در سری‌های GT یا GS کم‌تر بوده و همین موضوع دسترسی دست به کیبورد را برای کاربر آسان‌تر می‌کند. ارگونومی کلی دستگاه هم به صورتی است که به سرعت حس قدرت‌مند بودن را به کاربر القا می‌کند.


کیبورد و تاچ‌پد

طبق معمول طراحی صفحه کلید GE72 VR هم توسط کمپانی SteelSeries انجام گرفته است. طراحی جزیره‌ای دکمه‌های موجود در کیبورد این لپ‌تاپ به بهترین نحو ممکن صورت گرفته؛ به طوری که هنگام کار کردن و یا بازی کردن با آن کاملا راحت خواهید بود. با این که ساخت کلید‌های موجود از نوع طرح لبخندی نبوده، اما جای‌گیری انگشتان دست بر روی‌شان به خوبی انجام می‌گیرد. علاوه بر این‌ها شاهد بخش Numpad هم در صفحه کلید GE72 VR هستیم.

نور پس‌زمینه موجود در کیبورد این لپ‌تاپ تنها به خوانایی دکمه‌ها در هنگام شب کمک نمی‌کند، بلکه می‌توانید به راحتی آن‌ را شخصی سازی کنید. تنظیمات خاصی برای نور پس زمینه کیبورد موجود بوده که توسط آن شما می‌توانید رنگ‌های خاصی را برای بخش‌های مشخصی از صفحه‌کلید مشخص کنید؛ به این صورت که در حین بازی بخشی از کیبورد با یک رنگ مخصوص نشان دهنده تعداد تیر‌ها و یا میزان جان شما باشد. استفاده از این قابلیت هنگام اجرای بازی‌ها بسیار کاربردی و لذت‌بخش خواهد بود.

سه دکمه پاور، تنظیم نور پس‌زمینه کیبورد و روشن کردن فن کمکی درست بالای صفحه کلید قرار گرفته‌اند. کمی پایین‌تر از صفحه‌ کلید شاهد تا‌چ‌پدی هستیم که با یک نوار فلزی نازک پوشیده شده است. استفاده از این تاچ‌پد که اندازه تقریبا بزرگی هم دارد، با وجود نزدیک بودن به لبه دستگاه، آسان بوده و جایگاه قرارگیری دست‌تان برای کار کردن با آن مناسب خواهد بود. دو کلیک چپ و راست که ارتفاع‌شان دقیقا هم‌سطح تاچ‌پد بوده، بیشتر به دکمه شباهت دارند تا کلیک‌های یک ماوس! متاسفانه داخل جعبه این لپ‌تاپ هیچ ماوس گیمینگی وجود نداشته و کاربران باید به همین تاچ‌پد بسنده کنند.


صفحه نمایش

نمایشگر موجود در GE72 VR از نوع IPS بوده که اندازه آن ۱۷.۳ اینچ است. این اندازه بزرگ نمایشگر در کنار رزولوشن فول‌اچ‌دی می‌تواند لذت اجرای بازی‌ها را برای شما دوچندان کند. البته مدل دیگری از این لپ‌تاپ با رزولوشن ۴K وجود داشته که قیمت بیشتری هم دارد.

GE72 VR گواهی G-Sync برای اجرای هرچه بهتر بازی‌ها را دارد. همچنین قابلیت Wide-View که در گیم‌پلی بسیار کاربردی است هم در این لپ‌تاپ حضور دارد. علاوه بر این‌ها شما می‌توانید تصویر موجود در لپ‌تاپ را با ۲ مانیتور ۴K دیگر به اشتراک بگذارید. کنتراست بالا و روشنایی مناسب نمایشگر سبب شده تا رنگ‌ها با بالاترین کیفیت ممکن به نمایش دربیایند. به لطف مات بودن این نمایشگر استفاده از لپ‌تاپ در محیط بیرون و زیر نور آفتاب مناسب بوده و مشکل خاصی در این زمینه وجود ندارد. عملکرد این صفحه نمایش با تغییر زاویه دید آن‌چنان مناسب نبوده و با تغییر زاویه به سمت بالا و پایین با گرم‌تر شدن رنگ‌ها مواجه می‌شوید.

اپلیکیشن MSI True Color هم برای شخصی سازی بخش نمایشگر در این لپ‌تاپ حضور دارد. قابلیت‌های مختلفی در این برنامه وجود دارد که شما را در رسیدن به بهترین کیفیت ممکن در نمایشگر کمک می‌کند. شما می‌توانید به بخش‌های مختلفی مثل روشنایی، کنتراست، گاما و بسیاری دیگر از تنظیمات دسترسی داشته باشید. در بخش خاصی از این اپلیکیشن می‌توانید مود‌های رنگی از پیش تعیین شده‌ای‌ مثل sRGB را انتخاب کنید. این مود‌ها با توجه به کاربری شما از لپ‌تاپ و همچنین نوع بازی مورد نظرتان قابل تغییر خواهند بود.


پورت‌ها و اتصالات

پورت‌ها در دو لبه چپ و راست لپ‌تاپ قرار گرفته‌اند. تعداد ۳ پورت  USB 3.0 بر روی GE72 VR قرار گرفته که دوتای آن در لبه چپ و یکی هم در لبه راست دستگاه دیده می‌شود. لبه چپ را دو پورت USB، قفل Kensington، LAN، HDMI، Mini Display Port، میکروفون و جک هدفون تشکیل داده است.

پورت پاور، یک عدد USB 2.0 و Card Reader هم در لبه سمت راست این لپ‌تاپ دیده می‌شود. همان طور که می‌دانید بر روی اکثر لپ‌تاپ‌های گیمینگ MSI، درایو نوری وجود ندارد و کاربران با مشکلات مختلفی برای نصب بازی‌ها مواجه می‌شوند؛ اما خوشبختانه در GE72 VR این موضوع برعکس بوده و ما شاهد یک درایو برای دیسک‌های نوری در آن هستیم. تعداد پورت‌های موجود در این لپ‌تاپ به اندازه کافی بوده و هنگام کار کردن با آن کمبود خاصی را متوجه نخواهید شد.


پردازنده و عملکرد

پردازنده اینتل Core i7 مدل ۶۷۰۰HQ که از نوع SkyLake است، بخش اصلی سخت افزاری GE72 VR را تشکیل می‌دهد. شاید قدرت این پردازنده به اندازه آن‌هایی که در سری GT یافت می‌شود، نباشد، اما مطمئنا در هیچ بخش پردازشی شما را ناامید نخواهد کرد.

مشخصات کلی سخت افزار را کاملا برازنده یک لپ‌تاپ‌ گیمینگ می‌دانیم، چرا که عملکردی فوق‌العاده در این زمینه دارد. در بخش نرم‌ افزاری شما قادر خواهید بود تا از مودهای مختلف برای شخصی‌‌سازی عملکرد پردازنده استفاده کنید. ۴ حالت Turbo Mode ،Sport Mode ،Comfort Mode و Eco Mode در قسمت‌ مود‌های عملکرد پردازنده وجود دارد که Turbo از حداکثر قدرت و Eco از حداقل قدرت استفاده می‌کند. البته این موضوع را باید بدانید که تولید گرما در مود‌های سبک‌تر کم‌تر خواهد بود. البته به لطف فناوری Cooler Boost آن هم نسخه ۴، گرمای تولید شده بسیار کم‌تر از آن چیزی است که انتظارش را دارید. در ادامه تصاویری از مشخصات و بنچمارک‌ CPU را برای شما قرار داده‌ایم.

پردازنده گرافیکی این لپ‌تاپ هم ساخته Nvidia با مدل GTX 1060 از نوع لپ‌تاپی بوده که قدرت بسیار بالایی هم دارد. این پردازنده در کنار ۶ گیگابایت حافظه رم گرافیکی از نوع GDDR5 حضور دارد. قابلیت VR Ready هم در بخش GPU قرار گرفته که به شما امکان استفاده از محتویات VR را می‌دهد. در ادامه تصاویری از مشخصات و بنچمارک‌ GPU را برای شما قرار داده‌ایم.

از دیگر مشخصات سخت افزاری موجود می‌توان به درایو SSD با ظرفیت ۲۵۶ گیگابایت و HDD با ظرفیت یک ترابایت در این لپ‌تاپ اشاره کرد. سرعت خواندن و نوشتن در هر دو را می‌توانید در تصویر زیر ببینید.


عملکرد بازی

قدرت بالای سخت افزاری این لپ‌تاپ باعث می‌شود تا شما به راحتی گرافیکی‌ترین بازی‌های موجود را بر روی آن نصب کنید و از آن‌ها لذت ببرید. در طی مدتی که لپ‌تاپ را در اختیار داشتیم، بازی‌های مختلفی مثلAssassin’s Creed Syndicate ،Dota 2 و Project Cars را بر روی آن امتحان کردیم.

GE72 VR بدون کوچک‌ترین مشکل و یا لگ و کندی این بازی‌ها را اجرا کرد. در حین بازی گرم شدن لپ‌تاپ از سمت چپ بدنه شروع شد و تا نیمه آن ادامه یافت. در این زمان با روشن کردن Turbo Fan توانستیم گرما را تقریبا به نصف برسانیم، که بسیار عالی است. فریم‌ها به خوبی رندر می‌شدند و هیچ‌گونه کم و کاستی در آن دیده نمی‌شد.

قدرت سخت افزاری بالا، نمایشگری باکیفیت و اسپیکرهایی قدرت‌مند موارد مهم در یک لپ‌تاپ گیمینگ هستند که همه در GE72 VR قرار گرفته‌اند. همچنین کمپانی MSI از قابلیت VR Ready با کمک NVDIA بر روی این لپ‌تاپ استفاده کرده تا شما بتوانید توسط عینک‌های VR از بازی‌هایی که در این زمینه وجود دارند، استفاده کنید.


صدا، باتری و قابلیت‌های خاص

MSI اسپیکر‌ها و بخش‌ صدای این لپ‌تاپ را با همکاری Dynaudio ساخته که در کنار بخش نرم‌افزاری صدا که با نام Nahimic شناخته می‌شود، ترکیبی عالی را ایجاد می‌کند. تعداد ۴ اسپیکر به همراه یک عدد سابووفر بر روی GE72 VR حضور دارد که برای یک لپ‌تاپ گیمینگ بسیار عالی است. متاسفانه مشکل خاصی در اسپیکر‌های این مدلی که در اختیار ما بود وجود داشت و هرچه تلاش کردیم، نتوانستیم آن را حل کنیم. اما در کل به نظر می‌رسد کیفیت اسپیکرها و بلندی صدا در این لپ‌تاپ بسیار خوب باشد.

باتری موجود در GE72 VR از نوع ۶ سلولی بوده که مسلما برای سخت افزار این‌چنینی و اندازه ۱۷.۳ اینچی نمایشگر کارایی خوبی نخواهد داشت. معمولا باتری در لپ‌تاپ‌های گیمینگ فاکتور مهمی نیست و به همین دلیل هم توجه زیادی به این موضوع در این لپ‌تاپ نشده است. استفاده از باتری تنها در حالت ECO Mode که بخش‌های پردازشی خاصی غیرفعال می‌شود، پیشنهاد می‌گردد. همچنین انتظار اجرای بازی‌های سنگین را در هنگامی که از باتری استفاده می‌کنید، نداشته باشید.

برنامه Dragon Center مرکز کنترل تمامی بخش‌های لپ‌تاپ را بر عهده دارد. در این بخش شما می‌توانید به سرعت‌ فن‌ها، سرعت پردازنده، تنظیمات نور صفحه‌کلید و کلی بخش‌های دیگر دسترسی داشته باشید. MSI نسخه موبایل این برنامه را هم برای کاربران آماده کرده تا به راحتی بتوانند لپ‌تاپ را از راه دور کنترل کنند. در آخرین نسخه این اپلیکیشن هم مشکلاتی که پیش‌تر شاهدش بودیم، از بین رفته است.


قیمت

شما می‌توانید این لپ‌تاپ گیمینگ پرقدرت را با قیمتی حدود ۱۵۰۰ تا ۱۶۰۰ دلار (چیزی حدود ۶ میلیون و پانصد هزارتومان) خریداری کنید. قیمت‌ گذاری لپ‌‌تاپ‌های گیمینگ MSI معمولا بالا بوده و به همین دلیل گیمرها ترجیح می‌دهند تا با پرداخت هزینه‌ای کم‌تر، کنسول‌های بازی را تهیه کنند.


جمع‌بندی

GE72 VR یکی از لپ‌تاپ‌های حرفه‌ای موجود در مارکت است که قابلیت‌های فراوانی را در اختیارتان قرار می‌دهد. با وجود سخت افزاری قدرت‌مند و به‌روز، با اطمینان شما قادر خواهید بود تمامی بازی‌ها را بر روی این لپ‌تاپ اجرا کنید. یکی از مشکلاتی که گیمرهای ایرانی با لپ‌تاپ‌های گیمینگ MSI داشتند، نبود DVD درایو برای نصب بازی‌ها بود که با وجود محدودیت‌های اینترنت مجبور بودند آن‌ها را دانلود کنند. خوشبختانه در این سری این ضعف کاملا برطرف شده و شاهد درایور نوری در این لپ‌تاپ هستیم. کیفیت بالای نمایشگر با شخصی سازی‌های فراوان و همچنین صفحه کلیدی قدر‌ت‌مند که به طور کل برای گیم ساخته شده است، دیگر عواملی هستند که ما را به خریدش ترغیب می‌کنند.

نوشته بررسی لپ‌تاپ MSI GE72 VR: سلطان گیمینگ اولین بار در پدیدار شد.

بررسی گوشی پن‌تک Sky IM-100: من بازگشتم!

بررسی گوشی پن‌تک Sky IM-100: من بازگشتم!

اگر از کسانی هستید که حداقل در سومین دهه از زندگانی خود به‌سر می‌برید، بایستی نام پَنتک را به‌خاطر داشته باشید، شرکتی که در روزگار اولیه رونق گرفتن گوشی‌های موبایل در بازار، با گوشی‌های خاص و زیبایش، طرفداران بسیار زیادی در کشور ما پیدا کرده بود.

شاید تبلیغات تلویزیونی آن دوران که با شعار «بابایی گوشی رو بردار» و صدای یک بچه پخش می‌شد، برای بسیاری یک نوستالژی باشد اما این شرکت کره‌ای، مانند بسیاری از هم‌ رزمانش چون نوکیا، ساژم، زیمنس و… عمر چندان طولانی‌ای در بازار نداشت و ابتدا از بازار داخلی و سپس از سایر نقاط دنیا رخت بربست و در آخرین گام، از کشور مقصد یعنی کره نیز خارج شد تا نزدیک به ۲ سال، هیچ خبر خاصی از آن نباشد و کم کم شروع به محو شدن از خاطرات نماید.

اما به‌نظر می‌رسد که این کمپانی قصد ندارد تا به این راحتی‌ها دست از سر بازار بردارد، معرفی یک اسمارت‌فون جدید در سال جاری میلادی که از طراحی خاصی هم بهره می‌برد، نشان از عزم جزم آن برای بازگشت داشت. جالب اینجاست که نام این گوشی هم به‌صورت هوشمندانه‌ای IM 100 انتخاب شده است، چراکه واژه ۱۰۰ در زبان کره‌ای بسیار شبیه به کلمه Back (بازگشت) تلفط می‌شود و هنگامی که کنار IM قرار می‌گیرد، مفهموم «من بازگشتم» را می‌دهد.

حال به ما فرصتی دست داد تا با این اصیل زاده کره‌ای از نزدیک ملاقاتی داشته باشیم و به بهانه آنکه به‌زودی این محصول را با گارانتی شرکت یاس در بازار کشورمان خواهیم دید، یک بررسی تخصصی از آن را برای شما تهیه کنیم و ببینیم که آیا این یک بازگشت با شکوه خواهد بود یا آنکه به‌زودی مرثیه وداع را دوباره باید برای پن‌تک بخوانیم؟

تفاوت در اینجاست!

محصول جدید پنتک، یک گوشی میان رده است و قاعدتا نباید از آن انتظار چندان متفاتی داشت! شاید جمله فوق، چیزی باشد که از ذهن بسیاری عبور کرده باشد اما همین ابتدا بگویم که بایستی خط بطلانی بر روی آن بکشید! در واقع یکی از دلایل اصلی که سبب شد تا بخواهم این گوشی ناشناخته را بررسی کنم، همین چهره متفاوتش بود. نخستین چیزی که در طراحی IM 100 خودنمایی می‌کند، وجود یک تریگر یا گرداننده فلزی است که اندازه‌ای چون ۵ ریالی‌های کوچک و قدیمی دارد (ریال هم که ظاهرا داره منقرض می‌شه!). این گرداننده، اول از همه من را به یاد گوشی‌های قدیمی سونی انداخت که از طریق این تریگرها، قابلیت حرکت در منو را برای کاربر فراهم می‌کرد؛ اگرچه عملکرد آن در محصول پنتک، تا حد زیادی متفاوت است.

اجازه دهید زیاد هیجان زده نشویم و از همان چهره روبه‌رویی دستگاه شروع کنیم، جایی که به نظر می‌رسد طراح با به‌دست گرفتن یک خط کش و تداعی کردن یک آجر کاملا مستطیلی شکل، گوشی را ساخته باشد. البته همین نکته شاید آغازگر همین تفاوت‌ها باشد، چرا که سازندگان در این روزها تلاش می‌کنند تا هرچه بیشتر لبه‌های دستگاه را گرد کرده و حتی اگر این گرد شدن هم برایشان کافی نبود، به انحنای نمایشگر بپردازند و خلاصه آن قدر همه‌چیز را خم کرده و منحنی می‌سازند تا به علت کمبود جا منفجر شود! (کسی نوت ۷ را صدا زد؟)

وقتی از جلو به گوشی نگاه می‌کنید، با آنکه زیاد از حد چارگوش است اما هارمونی خوبی در ساخت دارد. بیشترین چیزی که در این بین جلب توجه می‌کند، چهره نسبتا عجیب بلندگوی مکالمه است که شما را یاد شماره‌گیر تلفن‌های قدیمی و در ابعادی مینیاتوری می‌اندازد! با توجه به آنکه نسبت به سطح گوشی کمی گودتر هم ساخته شده، بسته به جهت برخورد نور به آن دارای سایه شده و فکر می‌کنید که نامتوازن است (در صورتی‌که نیست) و در کل این جینگول بازی سازنده را چندان در این بخش نپسندیدم!

وقتی به سمت چپ گوشی نگاه می‌کنید، هیچ چیزی را نخواهید دید و برعکس در بخش راست، همه چیز را می‌بینید! تک کلید پاور در اینجا قرار گرفته و محل ورودی سیم کارت و حافظه میکرو اس‌دی در بالاترین قسمتش قرار گرفته و در بین این دو، همان تریگر معروف خودنمایی می‌کند. در بالا جک استاندارد ۳.۵ میلی‌متری حضور دارد و در بخش پایینی، محل اتصال شارژر در بین حفره‌های ریزی قرار گرفته که بایستی اسپیکر باشند. اما یکی از آن‌ها نقش بلندگو را داشته و دیگری محل حضور میکروفن در هنگام مکالمه است و صدایی از خود خارج نمی‌کند!

وقتی گوشی را به پشت برمی‌گردانید، لنز دوربین، به همراه تک فلاش LED و البته چهره پررنگ‌تر تریگر را می‌بینید که در امتدادش با حفره‌های ریزی امتداد یافته و حتما لبخندی بر لب خواهید آورد که به به، عجب اسپیکری دارم! اما لبخند را خیلی سریع محو کنید چرا که همچون برخی از خودروهای چینی که برای اسپرت نشان دادن چهره محصول‌شان، اگزوز نمادین در پشت آن نصب می‌کنند، اینجا هم شاهد اسپیکر نمادین هستیم و هیچ صدایی از آن خارج نمی‌شود. البته پنتک برای آنکه شما را نا امید نکند، در پس این حفره‌های فراوان، از ال‌ای‌دی‌های رنگی استفاده کرده که نقش نوتیفیکیشن را دارد و البته با توجه به حضور چراغ مجزای نوتیفیکیشن در جلوی دستگاه، پس رسما با یک چراغانی کامل روبه‌رو هستیم و شاید بتوان به عنوان رقص نور هم از IM 100 استفاده کرد!

شاید یکی از عجیب‌ترین موارد برای این محصول، عدم درج نام سازنده در هیچ کجای آن باشد! در واقع پنتک به دلایلی که برای خودم هم نامعلوم است، به‌جز جعبه دستگاه، در هیچ کجای بدنه اسمی از خودش نیاورده و تنها با فونتی ریز در پشت دستگاه، از Designed by Sky استفاده کرده، شاید به این امید که شما حدس بزنید نام محصولات این برند است و به همین خاطر به یاد پنتک بیفتید، برندی که نه تنها چند سال در کشور ما حضور نداشته بلکه ۲ سالی هم می‌شود از بازارهای جهانی خارج شده و این همه اعتماد به نفس، به‌راستی ستودنی است؛ چیزی که تنها در محصولات اپل می‌بینیم و البته تیم کوک باز از ترس فراموش نشدن، حداقل لوگوی سیب گاز زده را در پشت دستگاه‌هایش می‌اندازد، اما در اینجا، همان را هم نداریم.

بچرخ تا دنیا به کامت بچرخد!

سیاست‌گذاران پنتک به طور حتم برای بازگشت پر قدرت به بازار، نیاز به یک کار انقلابی داشتند. قاعدتا عرضه یک پرچم‌دار تمام عیار، آن هم در شرایطی که سازندگان بزرگ هم برای موفقیت‌شان دچار مشکلات عدیده‌ای هستند، نمی‌توانست یک راهکار قابل اجرا برای این کمپانی باشد. از سوی دیگر، عرضه گوشی میان رده هم سر و صدایی ایجاد نمی‌کند، پس پنتک تصمیم گرفت یک گوشی با مشخصات میان رده اما چهره‌ای انقلابی را عرضه کند، تا شاید به مانند نقش چگوارا در بین گوشی‌ها بوده و تبدیل به کالایی پر سر و صدا شود. پس در گام نخست، به سراغ تریگر یا همان کلید چرخنده آمد تا بتواند نظرها را به سمت محصول خودش جلب کند (برای من که کارساز بود).

این کلید در اصل به‌جای دکمه‌های صدا قرار گرفته و در وهله نخست، همان مسئولیت کم و زیاد کردن صدا را برعهده دارد. عملکرد آن بسیار روان بوده و می‌توانید به داخل نیز فشارش بدهید. حساسیت تریگر به‌قدری است که حتی می‌توانید درجه صدا را به صورت دانه دانه از ۱ تا ۱۰۰ تغییر دهید و اگر سرعت چرخش را بیشتر کنید، این عمل به‌صورت دهگان انجام خواهد شد.

اما توانایی‌های این تریگر تنها به این بخش محدود نمی‌شود، اگر آن را به داخل فشار دهید، به صورت خودکار وارد ترک‌های موسیقی شده و با یک رابط کاربری دوست داشتنی، می‌توانید بین آهنگ‌ها سوییچ کرده و موسیقی مورد علاقه‌تان را انتخاب و پخش نمایید.

اگر در بخش دوربین باشید، وظیفه این کلید به شاتر دوربین تغییر کرده و با چرخاندن آن، تایمر بین سه حالت ۳، ۵ و ۱۰ ثانیه شروع به عوض شدن می‌کند و یا اگر وارد پلیر پخش فیلم شوید، وظیفه جلو و عقب بردن آن را نیز می‌تواند بر عهده بگیرد.

در حالت کلی اگر از من بپرسید همان کلیدهای معمول صدا را ترجیح می‌دهم و یا دوست دارم که چنین تریگری را استفاده کنم، با یک لحظه مکث، تریگر را اعلام می‌کنم، زیرا هم متفاوت است و هم تجربه کاربری خوبی دارد. اما چرا کمی مکث کردم؟ چون اعتقاد دارم که این کلید چرخان می‌توانست همچنان عملکردهای بیشتری داشته باشد، مثلا در منوها هم بتوان به گشت و گذار پرداخت و بالاتر از آن، عملکردش را شخصی سازی کرد. به طور قطع قرار دادن چنین امکاناتی که چندان سخت و دور از ذهن هم نیست، آن مکث کوچکم را هم از بین می‌برد و با صدای بلند می‌گفتم که یک تریگر، بهتر از کلیدهای معمول و تکراری صداست.

انقلاب نیاز به سنگ دارد!

تصور نکنید منظور ما از تیتر این بخش چنین بوده که بایستی با پرتاب سنگ و به نوعی اغتشاش به پیروزی در انقلاب رسید (شاید هم ایهام داشته!)، بلکه غرض از اشاره به سنگ، دستگاه جداگانه‌ای است که همراه با گوشی عرضه شده و نام Stone (سنگ) توسط پنتک برای آن انتخاب گشته است. در واقع سازنده تلاش کرده تا با استفاده از این وسیله جالب، انقلاب خودش را تکمیل کرده و یک گوشی کاملا متفاوت را به شما هدیه دهد. اما استون چیست؟

این دستگاه دو وظیفه اصلی برعهده دارد، اول شارژر بی‌سیم است و دوم یک پخش کننده موسیقی یا همان اسپیکر بلوتوث خودمان! زمانی که استون به برق متصل است، اگر گوشی را بر روی آن بگذارید، شروع به شارژ شدن می‌کند و از طریق ارتباط بلوتوث یا NFC هم می‌توان ارتباط این دو یار جدا ناشدنی را با یکدیگر برقرار ساخت تا نوای جان IM 100 در روح استون دمیده شده و این بار با صدایی رساتر پخش شود. دو اسپیکر ۳ واتی، وظیفه چنین عملی را برعهده دارند که بایستی اذعان کرد برای یک محیط نسبتا کوچک خانگی، عملکرد آن قابل قبول است. البته استون یک باتری ۲۲۰۰ میلی‌آمپری نیز دارد تا بتواند به صورت خودکفا وظیفه اسپیکرش را نیز انجام دهد. یک کلید بزرگ چرخان هم در کنارش تعبیه شده تا علاوه بر نقش دکمه پاور، صدا را نیز بتوان با آن کم و زیاد کرد.

اما این همه آن چیزی نیست که این سنگ زییا دارد، یک لایه شیشه‌ای در بالای دستگاه تعبیه شده که با نورهای رنگارنگ LED می‌درخشد و شما می‌توانید به‌خوبی آن را شخصی سازی کنید. بر فرض تنظیم کنید که با صدای موسیقی به رقص در بیاید و یا اگر تماسی با شما گرفته شد و پیغامی برایتان آمد، شروع به درخشش کند. در واقع پنتک تلاش زیادی کرده تا با یک تیر، چند نشان بزند و استون را تبدیل به سنگی کند که نه برای پرتاب کردن بر سر کسی، بلکه به عنوان نگین انگشتری و یک جواهر بر دستان شما بدرخشید.

حالا دوباره از من بپرسید، آیا استون را دوست دارم؟ اگر بخواهم صادقانه جواب بدهم، دوستش دارم اما عاشقش نیستم! در واقع این حرکت پنتک ستودنی است اما مانند تریگر، می‌توانست بهتر باشد و به نوعی خالی از ایراد نیست. بر فرض خیلی بهتر بود که پنتک به آن نقش پاور بانک را هم اعطا می‌کرد تا اگر در جایی و به دور از پریز برق بودیم، گوشی را شارژ کنیم، بالاخره باتری دستگاه اصلی، به‌خصوص در شرایط مهم و اضطراری، مهم‌تر از گوش به دادن به موسیقی است. یا آنکه سرعت شارژ از طریق بی‌سیم، خیلی پایین‌تر از شارژ شدن به صورت مستقیم است و گوشی را هم بایستی حتما با دقت و ظرافت بر روی استون قرار دهید وگرنه ناز کرده و شارژ نمی‌شود! بعضی وقت‌ها هم پیش آمد که جفت شدن این دو با همدیگر کمی طول کشیده و یا نیاز به انجام دوباره کاری داشت، انگار که خیلی زود با هم قهر می‌کنند و همین مورد هم یک نقطه ضعف محسوب می‌شود.

اما با تمام این احوالات، استون هم مانند تریگر است و به شخصه بودنش را دوست دارم، بالاخره هر انقلابی بدون خسارت و نقص نیست و بدون شک پننک اگر هم بخواهد در چنین حرکتی به پیروزی برسد، نیاز است تا انتقادات را شنیده و در مسیر صحیح گام بردارد، حتی اگر این سنگ، شیشه خودش را هم بشکاند!

چهره گلگون خبر می‌دهد از سِرِ درون!

یک نمایشگر با ابعاد ۵.۲ اینچی و وضوح فول اچ‌دی، به نظر من که یک حد استاندارد و مناسب برای اکثر افراد است. چه آن‌هایی که دستان کوچکی دارند و چه آن‌هایی که می‌خواهند گوشی راحت درون جیب‌شان برود! خلاصه در روزگاری که استانداردترین سایزهای موبایل بین ۵ تا ۵.۵ اینچ قرار می‌گیرد، قاعدتا حد وسط نشان می‌دهد که سازنده نخواسته از ایده‌آل‌های خریداران چندان دور شود.

وقتی هم که میزان وضوح تصویر به فول اچ‌دی می‌رسد، یعنی تعداد پیکسل‌ها از مقدار مورد نیاز چشم انسان برای تشخیص فراتر رفته و این نمایشگر LCD در این بخش خوب عمل کرده است، اگرچه نه سایز، نه فناوری و نه حتی وضوح تصویر، هیچ‌کدام انقلابی نیست تا بفهمیم که پنتک در این بخش، وارد فاز منطق شده است، چرا که می‌داند چنین بخش حساسی، شوخی بردار نیست!

وقتی به نمایشگر از روبه‌رو و در تصاویر مختلف نگریستم، کیفیت آن را در حد قابل قبولی ارزیابی کردم، رنگ‌ها نه آن قدر گرم و غلیظ هستند که به درستی تصویر شک کنید و نه آن قدر سرد و خنک که از دیدن‌شان بیزار شوید! میزان روشنایی هم وقتی به انتها می‌رسد، در حد مناسبی قرار می‌گیرد و در نگاه از زاویه‌ها هم خوشختانه IM 100 به هیچ عنوان قالب تهی نکرده و خیلی محکم، کیفیت رنگ‌ها را حفظ می‌کند.

زور انقلاب کم است!

وقتی به بخش سخت‌افزاری می‌رسیم، نیاز داریم تا کمی وا برویم! چرا؟ برای آنکه از نظر توانایی سخت‌افزاری پنتک نه تنها از چیپست میان رده بهره نگرفته، بلکه سمت و سویش به پایین‌رده‌ها میل می‌کند و اگر رم ۲ گیگابایتی و حافظه داخلی ۳۲ گیگابایتی نبود، بی‌تردید لقب یک میان رده را نیز نمی‌توانستیم بر روی آن قرار بدهیم.

چیپست اسنپدراگون ۴۳۰ تنها یک جا برای خوشحالی دارد و آن هم اسم کوالکام به عنوان سازنده‌اش است، چرا که حداقل متوجه می‌شویم مانند بسیاری از کمپانی‌های دیگر، پنتک حداقل به سمت مدیاتک نرفته و اگر نخواسته تا شما را سوار یک بنز لوکس ۲۰۱۶ کند، حداقل سوار یک تویوتا کرولا کرده و سبب شده تا از لیفان و زوتی و برلیانس فاصله بگیرید! از ماشین سواری بگذریم و نگاه نزدیک‌تری به درون این گوشی بیندازیم، جایی که حسرت خوردیم کاش حداقل از سری ۶ اسنپدراگون همچون ۶۵۲ استفاده شده بود، سری ۸ که پیشکش!

این چیپست برخلاف چیزی که به‌نظر می‌رسد، از ۸ هسته استفاده می‌کند و ساختار ۶۴ بیتی دارد. هسته‌های کورتکس A53 قادر هستند تا در حداکثر فرکانس ۱.۴ گیگاهرتز فعالیت کرده و مجهز به واحد گرافیکی آدرنو ۵۰۵ هستند. خوشبختانه این چیپست توانایی پشتیبانی از شبکه پر سرعت LTE را هم فراهم می‌کند و با اینکه کلی غر زدیم چنان است و بهمان، اما می‌تواند نیاز اکثریت کاربران را برطرف سازد، به‌خصوص در روزگاری که بیشتر افراد به داشتن یک تلگرام و اینستاگرام در کنار بازی‌هایی چون کلش آف کلنز راضی هستند، چرا به دنبال موتور اضافی باشیم؟

برای آنکه بتوانیم بهتر و حداقل در بازی با اعداد کارکرد این گوشی را بسنجیم، آن را وارد آزمایشگاه آی‌تی‌رسان کرده و چند تست مختلف را از گوشی گرفتیم تا ببنیم چند مرده حلاج است.

ابتدا به سراغ انتوتو رفتیم که تست‌های گوناگونی را بر روی گوشی انجام می‌دهد، نتیجه را در مقایسه با سایر محصولات در تصویر زیر مشاهده می‌کنید. در واقع این محصول کره‌ای در قیاس با رقبای هم‌رده‌اش، عملکرد قابل قبولی داشته است.

آزمون بعدی مربوط به گیک بنچ بود که توانایی دستگاه را در حالت تک هسته‌ای و چند هسته‌ای می‌سنجد، در کل عملکرد پنتک در این قسمت نیز راضی کننده بود.

مرحله آخر مربوط به اپلیکیشن بونسای و تست واحد گرافیکی بود، ظاهرا گوشی کره‌ای کمی در این بخش خسته بود و البته نبایستی از یاد ببریم که وضوح تصویر، تاثیر زیادی در عملکرد واحد گرافیکی دارد.

دوربینی که می‌خواهد در خاطره‌ها بماند!

وقتی به بخش مهمی چون دوربین می‌رسیم، سازنده حداقل در تئوری چیز چندان دندان گیری را برای شما نگذاشته است. استفاده از یک لنز ۱۳ مگاپیکسلی در پشت که البته می‌تواند تا وضوح ۴K هم فیلم‌برداری کند و یک نمونه ۵ مگاپیکسل برای تجربه سلفی، همه آن چیزی است که می‌توان در نگاه نخست دید. البته به این مجموعه بایستی تک فلاش LED را هم افزود که در محیط‌های تاریک کمک چندان شایانی هم نمی‌کند، اما رسم است که حداقل یکی از این دیودهای نوری همیشه باشد.

بهترین فاکتور برای بررسی دوربین، امتحان عملی شخص است! برای همین گوشی مستطیلی را در دست گرفتم و در چندین موقعیت مختلف مشغول به عکاسی شدم، حتی یک عکس سه نفره سلفی هم گرفتم و خلاصه نتیجه این شد که این دوربین حداقل برای یک محصولی که ادعای پرچم‌داری ندارد، قابل قبول ارزیابی بوده و می‌توان بر رویش حساب باز کرد، اگرچه این حساب ویژه نیست اما باز در حدی هست که بتوانید تصاویری خاطره انگیز با آن بگیرید.

البته رابط کاربری دوربین را به شخصه دوست داشتم، به‌خصوص کلید مجازی عکس گرفتن که با کشیدن آن به مرکز صفحه، در نقش سلف تایمر عمل کرده و می‌توانید در ۳ حالت مختلف، دوربین را زمان بندی کنید، امری که به‌خصوص برای عکس‌های سلفی کاربردی است.

صدایی که باید از بیرون شنید!

هنوز نمی‌دانم چرا پنتک این حفره‌های ریز را در کنار تریگر کار گذاشته تا صرفا کاربر را در نگاه اول فریب دهد که شاید از این بخش هم صدایی در می‌آید! با دیدن این موضوع به یاد یکی از ماشین‌های چینی افتادم که در عقب خودرویش دو جفت اگزوز اسپرت کار گذاشته بود، درصورتی‌که یکی از آن‌ها فقط به سپر متصل بود و حتی هوا نیز در باطنش جریان نداشت (چه برسد به دود!).

صدا از پایین گوشی و فقط یکی از حفره‌ها خارج می‌شود که طبیعتا مونو خواهد بود، اما شدت و قدرت آن در حد مطلوبی است ولی اگر بخواهید که از شنیدن صدا لذت ببرید، بایستی گوشی را بر روی استون قرار داده و آن گاه کیفیت به طور چشم‌گیری بالا می‌رود.

نمایشگر ۵.۲ اینچی کیفیت قابل قبولی برای تماشای ویدئوها دارد اما پلیر در بسیاری از موارد در پخش کلیپ‌ها عاجز می‌ماند و علی‌رغم آنکه سیستم عامل به‌خوبی از زبان فارسی پشتیبانی می‌کند، اما پلیر قادر به پخش زیرنویس‌ها نیست.

خلاصه در بخش مالتی مدیا، اوضاع کاملا میان رده گونه است و ظاهرا سازنده دستگاه پیش از تولید، سری به کشور چین زده و بخش‌های فِیک اسپیکر را از آن‌ها الهام گرفته است!

فارسی را پاس بداریم!

زمانی که گوشی را برای بار نخست روشن کردم، علی‌رغم آنکه عادت به استفاده از زبان فارسی ندارم اما بر روی زبان مادری تنظیم کردم تا ببینم به چه میزان این محصول پنتک با آن سازگار است. حقیقتا از این میزان شگفت زده شدم و تقریبا در همه بخش‌ها، توضیحات خوبی به زبان فارسی داده شده است، به اندازه‌ای که برندهای مثلا ایرانی هم میزان فارسی بودنشان تا این مقدار نیست (البته در بطن آن‌ها چینی، حتی بیشتر از انگلیسی وجود دارد!).

رابط کاربری با آنکه ساده است اما دارای مواردی دوست داشتنی بوده که سبب می‌شود تا اینترفیس دستگاه به صورت به اصطلاح مِلو دستخوش برخی تغییرات شود. استفاده از اندروید نسخه ۶، آن هم در شرایطی که ماه‌ها از عرضه این گوشی به بازار می‌گذرد، نشان می‌دهد که به صورت کاملا آپدیت شده محصول پنتک برای ورود به بازار آماده شده بود اما از سوی دیگر، واقعا نمی‌توان امید چندانی به ارایه آپدیت‌های بعدی چون اندروید نوقا را داشت؛ بالاخره هر کاری که بکنیم، آخر سر یک میان رده است!

حافظه‌ام را دستکم نگیر!

پنتک خوشبختانه از حافظه داخلی ۳۲ گیگابایتی برای محصولش بهره گرفته، امری که حداقل بین گوشی‌های میان رده چندان مرسوم نیست و حتی تا همین سال پیش، یک کمپانی سیب ساز گوشی میلیونی خودش را با حافظه ۱۶ گیگابایتی عرضه می‌کرد، بدون آنکه امکان پشتیبانی از کارت حافظه را داشته باشد؛ امری که در IM-100 به‌خوبی رعایت شده و به همین خاطر توانایی افزایش حافظه داخلی وجود دارد.

باتری مورد استفاده یک نمونه ۳۰۰۰ میلی‌آمپری است و با آنکه یک شاهکار محسوب نمی‌شود اما برای محصولی با اسنپدراگون ۴۳۰ و نمایشگر ۵.۲ اینچی، قابل قبول بوده و می‌تواند تا حداقل یک روز کامل را برای شما دوام بیاورد.

کانکتور شارژ میکرو یو‌اس‌بی است و پنتک تمایلی به استفاده از تایپ C نگرفته است، امری که می‌توانست محصولش را مدرن‌تر نشان داده و قاعدتا خریداران را برای خریدش بیشتر ترغیب کند.

سخن پایانی

روزی که می‌خواستم محصول IM-100 را برای بار نخست در دست بگیرم، بسیار مشتاق و حتی هیجان زده بودم که سرانجام با محصولی روبه‌رو می‌شوم که حرف‌های متفاوتی برای گفتن دارد، اما زمانی که در حال جدایی بودیم، اشتیاق خیلی زیادی برای دیدار دوباره‌اش در خودم نمی‌دیدم! نه آنکه دوستش نداشته باشم یا حتی از آن بدم آمده باشد، بیشتر بدین خاطر که با آن چیزی که در ذهنم متصور بودم تا حدی فاصله داشت و یا شاید هم خیلی زودتر از آنکه فکر می‌کردم دلم را زده بود!

گوشی جدید پنتک را بایستی یک گوشی میان رده اما متفاوت دانست، محصولی که لذت بخشی پرچم‌داران را ندارد اما برای کسانی که به دنبال تلفن همراهی با ظاهر متفاوت و یک سنگ جادویی و رنگین در کنارش می‌گردند، می‌تواند انتخابی خاص باشد. هنوز بهای این محصول هم در کشور ما مشخص نیست اما می‌توان با توجه به قیمت جهانی، مبلغ ۱ تا ۱.۲۰۰ را برای آن پیش بینی کرد که البته با پک کامل و همراهی استون است.

نوشته بررسی گوشی پن‌تک Sky IM-100: من بازگشتم! اولین بار در پدیدار شد.

بررسی ساعت هوشمند آی‌لایف ZED Watch R: زندگی به سبک چینی‌ها!

بررسی ساعت هوشمند آی‌لایف ZED Watch R: زندگی به سبک چینی‌ها!

محبوبیت استفاده از گجت‌های پوشیدنی به‌خصوص ساعت‌های هوشمند باعث شده تا کمپانی‌های مختلفی به فکر ساخت و طراحی این دسته از محصولات باشند. آی‌لایف یکی از این کمپانی‌هایی است که با معرفی دو سری از ساعت‌های هوشمند ZED با قیمتی بسیار پایین، عرصه رقابت را برای سایر برندهای معروف در این زمینه تنگ‌ کرده است.

این شرکت چینی ساعت‌های هوشمندش را با دو مدل مختلف یکی با نمایشگر مربعی و یکی با نمایشگر دایره‌ای، روانه بازار کرده است. مدل همراه با نمایشگر گرد با نام ZED Watch R معرفی شده است. همراه ما با بررسی ساعت هوشمند آی‌لایف باشید.

طراحی

ZED Watch R از یک بدنه فلزی با رنگ نقره‌ای ساخته شده است. اگرچه این فلز بیشتر احساس پلاستیک را به شما القا می‌کند، اما باز استفاده از این نوع متریال در یک ساعت هوشمند مناسب محسوب می‌گردد. جنس‌ بند این ساعت هوشمند از پلاستیک بوده و اندازه مناسبی هم دارند. به لطف وزن سبک ساعت، هنگام بستن آن بر روی دستتان، احساس خوبی خواهید داشت. البته اندازه بزرگ پنل جلویی باعث افزایش ضخامت این ساعت هوشمند شده است.

باز کردن دسته‌ها و یا جایگزین‌ کردن آن‌ها، کمی دشوار بوده و شما باید پیچ متصل کننده را باز و سپس بندها را خارج نمایید. دو دکمه بر روی لبه راستی فریم قرار گرفته که مسولیت کنترل و هدایت ساعت را بر عهده دارند. متاسفانه کیفیت ساخت بدنه و بند به کار رفته در این محصول زیاد خوب نبوده و شاید بعد از استفاده چند ماهه از آن با مشکلات مختلفی در این زمینه مواجه شوید.


بر روی قاب پشتی شاهد لوگو آی‌لایف، محل قرارگیری شارژر و سنسور سنجش ضربان قلب هستیم. طراحی و ساخت کلی این ساعت هوشمند به صورتی است که با در دست گرفتنش به سرعت متوجه ارزان قیمت بودنش، خواهید شد. اما با توجه به قیمتی که این ساعت هوشمند دارد، شاید این ظاهر و کیفیت ساخت برایش معقول باشد.

نمایشگر و باتری

نمایشگر موجود در ZED Watch R از نوع IPS LCD با اندازه ۱.۳ اینچ بوده که رزولوشن ۲۴۰ در ۲۴۰ پیکسل را ارایه می‌دهد. کیفیت کلی این صفحه‌ نمایش معمولی بوده و نکته قابل توجهی ندارد. وضعیت خوانایی آن در زیر نور آفتاب هم اصلا مناسب نیست. با وجود اندازه کوچک و آیکون‌های ریز موجود در رابط کاربری، توقع داشتیم که دقت لمس نمایشگر بالا باشد، که این طور نبود. به طوری که معمولا برای لمس هر آیکون با خطای زیادی مواجه می‌شدیم.

به گفته خود کمپانی آی‌لایف باتری این ساعت هوشمند می‌تواند به مدت یک روز کامل دوام بیاورد. شارژ شدن دستگاه توسط یک داک مخصوص صورت می‌گیرد. این داک از طریق خاصیت مغناطیسی با متصل شدن به قاب پشتی ساعت، آن را شارژ می‌کند. قدرت آهن‌ربای این شارژر کمی پایین‌تر از حد انتظار بوده و همین موضوع باعث می‌شود تا برای شارژ کردن دستگاه با کمی مشکل روبه‌رو شوید.

باتری با برداشتن قاب پشتی ساعت قابل دسترسی خواهد بود. این باتری به طرز عجیبی توسط دو سیم بسیار نازک به دستگاه متصل شده و نمی‌توانید آن را از ساعت جدا کنید!

نرم ‌افزار و قابلیت‌های خاص

قابلیت‌های خاص این ساعت هوشمند در ساپورت کردن کارت حافظه و سیمکارت خلاصه می‌شود. علاه بر این‌ها یک عدد اسپیکر کوچک هم در این ساعت تعبیه شده تا توسط آن بتوانید به موزیک‌ها و مکالمات گوش فرا دهید.

در بخش سلامتی این گجت، شما می‌توانید دمای بدنتان را اندازه‌گیری کنید، فعالیت روزانه‌تان را به ثبت برسانید، ضربان قلب‌تان را کنترل کنید و تعداد گام‌هایتان را بشمارید.

قسمت نرم افزاری این ساعت هوشمند بسیار ابتدایی و در عین حال بسیار پیچیده است. با سوایپ کردن به چپ و راست به منوی دستگاه دست می‌یابید. در منوی این ساعت هوشمند با بخش‌های مختلفی در زمینه‌های سلامتی، مالتی‌مدیا، قسمت‌های مربوط به سیم‌کارت و تنظیمات مواجه می‌شوید.

توسط سیمکارتی که درون ساعت قرار می‌دهید، می‌توانید به ارسال پیامک و یا حتی تماس با افراد مختلف بپردازید. با وجود میکروفون و اسپیکر در این ساعت هوشمند، تماس گرفتن با آن به راحتی صورت می‌گیرد. توسط فایل منیجر و موزیک پلیری که در این دستگاه قرار دارد نیز می‌توانید به محتویات موجود در کارت حافظه‌ دست‌ یابید.

به لطف حسگر موجود در ZED Watch R، نمایشگر در زمان‌های معمولی خاموش خواهد بود و هنگامی که دست‌تان را به بالا می‌آورید، با نمایش زمان روشن خواهد شد.

۷ طرح از ساعت‌های مختلف برای نمایش زمان در این گجت قرار گرفته که شما می‌توانید به دل‌خواه، مدل مورد علاقه‌تان را انتخاب کنید. البته امکان دانلود طرح‌های بیشتر توسط اپلیکیشن موبایلی آن وجود خواهد داشت. همچنین یک بخش خاص برای اندازه‌گیری میزان UV موجود در نور خورشید وجود دارد. برای استفاده از این قابلیت شما باید ساعت را مقابل نور خورشید قرار دهید.

بخش ویژه‌ای هم برای کنترل میزان و کیفیت خواب کاربر در نظر گرفته شده است که اطلاعاتی مثل میزان خواب، استراحت و فعالیت‌های روزانه را به نمایش می‌گذارد.

همگام شدن با تلفن همراه

ZED Watch R به راحتی توسط بلوتوث با دستگاه‌های اندرویدی و iOS جفت می‌شود. در این حالت شما قادر خواهید بود توسط ساعت هوشمندتان به پیام‌ها، ایمیل‌ها و فایل‌های شخصی دسترسی داشته باشید. همچنین برنامه‌ای برای اجرای دستیار صوتی در ZED Watch R وجود داشته که شما می‌توانید به کمک آن و میکروفون دستگاه، به کنترل صوتی بپردازید.

اپلیکیشن خاصی با نام Fundo Wear برای این ساعت هوشمند در نظر گرفته شده است که با استفاده از آن می‌توانید اطلاعات مربوط به سلامتی را که در ساعت هوشمندتان به ثبت رسیده، در گوشی موبایل‌تان هم مشاهده کنید.

بخش‌های مختلفی مانند کالری سوزانده شده، تعداد قدم‌ها و فاصله طی شده در این اپ هم به نمایش در می‌آیند و ثبت می‌شوند. بخش کنترل کیفیت خواب کاربر در اپ نیز دیده می‌شود.

سخن آخر

با وجود این که کیفیت ساخت این ساعت هوشمند در مقابل محصولات سایر کمپانی‌های معروف‌تر در این زمینه اصلا قابل مقایسه نیست، اما پشتیبانی از رم، سیمکارت و حتی وجود اسپیکر دلایلی هستند که می‌توانند کاربر را به این محصول جذب کنند.

علاوه بر این‌ها یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های این ساعت‌ هوشمند نسبت به رقباا، قیمت بسیار مناسب آن‌ است. بنابراین با در نظر گرفتن امکانات و همچنین قیمتش، می‌توان به خرید این محصول فکر کرد.

نوشته بررسی ساعت هوشمند آی‌لایف ZED Watch R: زندگی به سبک چینی‌ها! اولین بار در پدیدار شد.