۱۲ نکته برای عکاسی پاییزی

با رسیدن فصل پاییز و زردشدن برگ درختان، فرصتهای جذابی برای عکاسی پیش رویتان قرار میگیرد. بااینحال، بهتر است برای بهبود عکاسی به برخی نکات زیباشناسی هم توجه کنید.

با رسیدن فصل پاییز و زردشدن برگ درختان، فرصتهای جذابی برای عکاسی پیش رویتان قرار میگیرد. بااینحال، بهتر است برای بهبود عکاسی به برخی نکات زیباشناسی هم توجه کنید.

عکاسی خیابانی شاخهای از هنر عکاسی است که قدمت و طرفداران بسیاری دارد. اگر دوست دارید با برخی از فوتوفنهای این هنر آشنا شوید و بتوانید عکسهای زیبایی از مناظر خیابانها بگیرید، درادامه با زومیت همراه باشید.

سابقه عکاسی پرتره به خیلی وقت پیش بازگشته و در واقع یکی از روشهای محبوب عکسبرداری به شمار میآید. چند مورد از ترفندهای عکس پرتره با گوشی های هوشمند را در این مطلب برای شما بازگو میکنیم، پس در ادامه با آیتیرسان همراه باشید.
موقعیتهای عکاسی پرتره میتوانند بسیار متفاوت باشند، اما مسئله اصلی در اینجا این است که باید بر روی شخص موردنظر خود تمرکز کرده و جدا از زمان، مکان و یا سایر عوامل دیگر، سعی کنیم که احساسات سوژه خود را ماندگار کنیم. گوشیهای هوشمند امروزی برای انواع عکسبرداری از جمله عکاسی پرتره، مناسب هستند. شاید خروجی نهایی این گجتها به اندازه دوربینهای DSLR و یا بدون آینه عالی نباشد، اما در هر صورت با رعایت نکاتی میتوانید این فاصله را کاهش دهید. در ادامه به 4 مورد از ترفندهای عکاسی پرتره با گوشیهای هوشمند میپردازیم.

اگر گوشی شما متعلق به سالهای اخیر است، آنگاه احتمالا دوربین آن نیز از حالت پرتره برخوردار خواهد بود. در ابتدا، این حالت در گوشیهای هوشمند، پردازشهای مصنوعی را بر روی تصاویر ضبط شده اعمال میکرد. در مواردی نیز نرمافزار دوربینها نمیتوانست سوژه را از پسزمینه جدا کند، به همین دلیل تارهای مو در اکثر اوقات تار نشان داده میشدند. این ویژگی در دوربین اسمارتفونها بهبود یافته، اما هنوز پتانسیل رشد بیشتری دارد.
با این وجود، هنوز هم میتوانید با گوشی خود، عکسهای خوبی بگیرید. اکثر گوشیهای جدید لنزهای تلهفوتو و استاندارد دارند و همین موضوع نیز باعث ایجاد افکت عمق بهتری میشود. چالش موجود در این زمینه این است که این لنزها هرکدام از دریچه گشودگی دیافراگم متفاوتی بهره میبرند، بنابراین میزان دریافت نور آنها نیز با یکدیگر متفاوت خواهد بود. نکته مثبت نیز این است که حالت پرتره، شما را جهت گرفتن پرترههای بهتر راهنمایی میکند. در این رابطه شاید نیاز باشد تا کمی از سوژه فاصله بگیرید، هر چند که گاهی اوقات انعطاف بیشتری در این زمینه دارید.
حالت پرتره دوربین گوشی خود را امتحان کرده و سپس نتیجه را بررسی کنید. البته این حالت بیشتر در محیطهای روشن کارایی داشته و در مکانهای تاریک، ممکن است که نویز زیادی را در پسزمینه ایجاد کند.

یکی دیگر از ترفندهای ثبت عکس پرتره با گوشی مربوط به نورپردازی است. این موضوع زمانی بیشتر اهمیت پیدا میکند که بتوانید مقدار نور اضافی موردنیاز دوربین گوشی خود را تأمین کنید. در اینجا استفاده از فلش گزینهای خوبی نیست. نور فلش زیاد از حد روشن بوده (مخصوصا برای مسافتهای دور) و به همین دلیل میتواند رنگ پوست را تغییر داده و سایههای ناخوشایندی را نیز ایجاد کند.
از نورهای طبیعی و یا مصنوعی در دسترس، بهره ببرید. شاید عجیب به نظر برسد، اما روزهای ابری در قیاس با روزهای بسیار آفتابی، گزینه بهتری به حساب میآیند. دلیل این موضوع نیز این است که نور خورشید در اواسط روز، به خشنترین حالت خود میرسد. در رابطه با طلوع و غروب خورشید نیز میتوانید از زاویه تابش نور آفتاب بهره برده و در نتیجه تصاویر خوبی را به ثبت برسانید. در رابطه با چنین نورهایی هم لازم نیست که زیاد نگران شوید، زیرا عملکردی شبیه به سافتباکس داشته و نور را بهطور مساوی بر روی سوژه پخش میکنند.
همین موضوع در داخل محیطهای بسته نیز صدق میکند. آسمانهای ابری که در صحنه رخنه میکنند، میتوانند ویژگیهای خاصی را به تصاویر شما ببخشند. بهعنوان مثال، سعی کنید که نور را به یک طرف سوژه بتابانید تا بدین ترتیب یک طرف آن روشن و طرف دیگر نیز تاریک شود. در این زمینه میتوانید از نور مصنوعی (همانند چراغهای نئونی) نیز بهره ببرید. آنقدر سوژه را به منبع روشنایی نزدیک کنید تا نور بتواند بخشی یا تمامی از چهره وی را بپوشاند. در نهایت احتمالا خروجی تصویر، پویا و هنری به نظر خواهد رسید.

نزدیک شدن به سوژه، هم باعث تمرکز بیشتر بر آن شده و هم اینکه پسزمینه نیز بیشتر تار میشود. این مورد یک قضیه سرانگشتی بوده و اگر نمیخواهید که از حالت پرتره دوربین گوشی خود استفاده کنید، آنگاه این روش راهگشا خواهد بود. میزان نزدیک شدن شما نیز به سوژه مدنظر بستگی دارد.
برخلاف دوربینهای DSLR و بدون آینه، شما برای گرفتن عکس پرتره با گوشی خود نمیتوانید با تغییر دیافراگم، عمق میدان را نیز کنترل کنید، بنابراین جهت ایجاد افکت بوکه، بهتر است که فاصله خود را با سوژه موردنظر کاهش دهید. هر چه افکت بوکه طبیعیتر باشد، بهتر است. هر چه فاصله سوژه از پسزمینه نیز بیشتر باشد، بازهم بهتر است. بهعنوان نمونه، عکاسی از کسی که پشت به یک چشمانداز ایستاده و بدین ترتیب کنتراست خوبی را ایجاد کرده، خروجی بهتری دارد.
این قضیه در مورد اشیا نیز صادق است. اگر قصد عکاسی از شیئی خاص را دارید، میتوانید آن را در سمت راست یا چپ فریم قرار داده و در نتیجه افکت بوکه را در سمت دیگر تصویر ایجاد کنید. با تمرین بیشتر میتوانید زاویهها و چشماندازهای گوناگون را جهت افزودن عمق و مقیاس به تصویر خود، امتحان کنید.

تنظیم نوردهی یکی دیگر از ترفندهای عکاسی پرتره با گوشیهای هوشمند است. همانطور که پیشتر نیز بدان اشاره کردیم، نور خورشید میتواند برای پرترهها مشکلساز باشد و یکی از راههای مقابله با این مسئله نیز این است که مقدار نوردهی را کاهش دهید. شاید فکر کنید که اینگونه مشغول خراب کردن تصویر هستید، اما در اصل با این اقدام، خروجی مورد انتظار را به ثبت میرسانید.
در اینجا بیشتر بحث بر روی هایلایتها است. در محیطهای روشن، دوربین گوشیها سعی خواهند کرد تا میزان نوردهی را بر روی سوژه موردنظر اولویتبندی کنند که همین موضوع نیز باعث خواهد شد تا سایر بخشهای تصویر، زیاد روشن به نظر نرسند. مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که اگر سعی کنید که جزئیات بخشهای کمنور را به تصویر بکشید، آنگاه در این کار توفیق چندانی به دست نخواهید آورد. هر چند که انجام دادن برعکس این موضوع، چندان سخت نیست. در هنگام ویرایش تصویر، میتوانید جزئیات بیشتری را از سایههای خارج کنید. یکی از ابزارهای مفید در این زمینه، Adobe Photoshop Express است.
حقیقت این است که تصاویر پرزرقوبرقی که در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته میشوند، یکی از صدها عکس گرفته شده هستند. پرترهها شخصیترین نوع تصاویر هستند، زیرا بیشتر از همه چیز، بر روی خود فرد تمرکز دارند. بنابراین بهتر است که چند مورد را به ثبت رسانده و سپس بهترین آنها را از لحاظ نورپردازی، ترکیببندی و قاببندی انتخاب کنید.
ثبت عکس پرتره با گوشی نیز همانند سایر سبکها، تمرین مداوم میطلبد. اگر هر روز نتوانستید تصاویر خوبی را ضبط کنید، ناامید نشوید. به مرور زمان بهتر میتوانید سوژه خود را در فریم عکاسی قرار داده و همچنین نحوه استفاده از نور را نیز بهتر متوجه خواهید شد.
نوشته ترفندهایی برای ثبت بهترین عکس پرتره با گوشیهای هوشمند اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

ویرایش تصویر گاهی اوقات تنها دلیل تفاوت یک تصویر عالی با یک تصویر خوب است. شما میتوانید ترفندهای گوناگونی را در این زمینه بهکار ببرید و ما قصد داریم که 5 مورد از آنها را در این مقاله در اختیار شما عزیزان قرار دهیم، پس در ادامه با آیتیرسان همراه باشید.
این ترفندها را میتوانید در گوشیهای هوشمند و در اپلیکیشنهایی همانند Google Photos و Apple Photos نیز اجرا کنید. طبیعتا استفاده از ابزارهای تخصصیتر در این زمینه، نتیجه بهتری را نیز به ارمغان خواهد آورد.
ترفندهای ویرایش تصویر را با بازیابی جزئیات موجود در سایهها آغاز میکنیم. هایلایتها روشنترین نقاط تصویر و سایهها نیز تاریکترین آنها هستند. اگر هر منطقهای از تصویر شما، سفید و یا سیاه مطلق است، پس میتوان گفت که بهترتیب، نور بیش از حد و یا نور بسیار کمی را دریافت کرده است. خوشبختانه با استفاده از اسلایدرهای “Highlights” و “Shadows” میتوانید تاحدودی جزئیات این مناطق را بازیابی کنید.

در این زمینه، فرمتی که جهت عکسبرداری استفاده کردهاید، میتواند مقدار جزئیات قابل بازیابی را تعیین کند. اگر با استفاده از دوربینهای SLR و یا بدون آینه، تصاویری در فرمت RAW ضبط کرده و یا اینکه اپلیکیشن گوشی شما توان عکسبرداری در فرمت RAW را دارد، آنگاه فضای زیادی برای اعمال تغییرات خواهید داشت.
به هر حال، اگر از یک فرمت فشرده همانند JPEG استفاده کردهاید، آنگاه بسیاری از جزئیات موجود در سایه و یا هایلایتها را نیز دور انداختهاید. تصاویری که با فرمت RAW ذخیره میشوند، حجم زیادی دارند، زیرا تمامی جزئیات ثبت شده در هنگام فشار دادن دکمه شاتر را در خود حفظ کرده و آنها را از بین نبردهاند. چنین موضوعی شامل موارد و بخشهایی هم که بدون ویرایش توسط چشم انسان قابل مشاهده نیستند، میشود.

حتی اگر با استفاده از دوربین گوشی خود و در فرمت JPEG نیز عکسبرداری کرده باشید، بازهم میتوانید برخی از جزئیات را بازگردانید. هدف ما در اینجا، ایجاد تصویری یکنواخت است؛ یعنی یک خروجی که نوردهی تمامی بخشهای آن در سطحی یکسان و مطلوب قرار دارد. البته با انجام این کار، کنتراست را از دست خواهید داد، اما این مسئله چندان مهم نیست، زیرا در آینده میتوانید این ویژگی را نیز اضافه کنید.
ابتدا باید اسلایدر “Highlights” را به عقب برده تا بتوانید برخی از جزئیات موجود در نقاط روشن تصویر خود را مشاهده کنید. سپس باید اسلایدر “Shadows” را به جلو برده تا بتوانید برخی از جزئیات نقاط تاریک را نیز بازیابی کنید. میزان اعمال تغییرات در این تنظیمات، به تصویر، فرمت آن و خروجی مدنظر شما بستگی دارد.

حال شما تصویری یکنواختتر با دامنهای از رنگهای پویاتر دارید. اکنون با استفاده از اسلایدر “Contrast” میتوانید به تدریج کمی کنتراست را به تصویر خود اضافه کنید. فقط در این کار باید بهآرامی پیش بروید، زیرا در صورت زیادهروی ممکن است که برخی از جزئیات را مجددا از دست بدهید. باید سعی کنید که تعادل مناسبی را بین دامنه پویای رنگها و کنتراست، ایجاد کنید. در نهایت اینکه با اعمال تغییرات ذکر شده در بالا، میتوانید میران نوردهی تصاویر خود را بهبود بخشید.

یکی دیگر از ترفندهای ویرایش تصویر به تراز کردن عکس مربوط میشود. احتمالا اکثر اوقات فکر میکنید که تصاویر ضبط شده شما چندان تراز نیستند. شوربختانه، هنگامی هم که قصد در نظر گرفتن این عامل را دارید، احتمالا وسواس زیادی نیز به سراغتان خواهد آمد. بنابراین بهتر است که جهت جلوگیری از اتلاف وقت، این کار را پس از عکسبرداری (در هنگام ویرایش) انجام دهید. البته اگر بازهم قصد تراز کردن در هنگام عکسبرداری را دارید، آنگاه میتوانید از این مطلب کمک بگیرید.
آسانترین راه جهت تراز کردن تصاویر این است که افق را مدنظر داشته باشید. اگر تصویر شما دربردارنده یک منظره بوده و یا بهنوعی افق در آن قابل مشاهده است (همانند پرترههای دستهجمعی)، آنگاه پایبندی به آسمان نیز امکانپذیر خواهد بود.
البته تمامی تصاویر، افق را شامل نمیشوند. در چنین مواردی بهتر است که به دنبال سوژههایی بگردید که آنها نیز بافتی مستقیم دارند. بهعنوان مثال، در محیطهای بسته میتوانید ستونها را زیر نظر داشته باشید. هر چند که گاهی اوقات (بیشتر در خرابهها) با تیرکها و یا فنسهای کجومعوج نیز روبهرو خواهید شد.
در چنین مواردی نیز بسته به خلاقیت خود، باید بتوانید معیاری را جهت تراز کردن تصویر انتخاب کنید. در اینجا عوامل مختلفی دخیل هستند که از جمله آنها میتوان به فاصله کانونی و دید شما در هنگام مشاهده منظره، اشاره کرد. بهعنوان مثال، در تصویری که از پایین به بالا از یک آسمان خراش گرفته شده، معمولا دو خط همگرا وجود دارند که با افزایش ارتفاع، به یکدیگر نزدیکتر میشوند. در نهایت اینکه با دستکاری بیشتر ابزارهای تغییر زاویه دید، میتوان نتایج بهتری را به دست آورد.
اکثر دوربینهای دیجیتال در حدود طیف 20 مگاپیکسلی عکسبرداری میکنند. این وضوح جهت چاپ تصاویر در اندازههای 18 در 12 اینچی و در وضوح 300 نقطه در اینچ (dpi)، کافی خواهد بود. البته معمولا میتوانید نسخههای بزرگتر را در وضوح 200 نقطه در اینچ و کمتر نیز چاپ کنید. بنابراین حتی اگر قصد چاپ تصویر خود را نیز داشته باشید، بازهم میتوانید که تصاویر خود را برش داده و تعدیل کنید.
همیشه بهتر است که پیش از فشار دادن کلید شاتر، ترکیب عناصر و فضای دید را بررسی کنید. وسواس بیشتر در این زمینه قطعا خروجی بهتری را برای شما به ارمغان خواهد آورد. در هر صورت، عکاسی شامل تغییرات پساپردازشی نیز شده و در این زمینه برش تصویر، یک ابزار قدرتمند به حساب میآید.

هر چیزی را که از تصاویر خود خارج میکنید، به اندازه آنچه که در تصاویر شما باقی میماند، اهمیت دارد. همیشه نمیتوانید به سوژه مدنظر خود نزدیک شوید، همچنین همگان نیز قادر به حمل یک لنز 400 میلیمتری نیستند. بهتر است که در هنگام عکسبرداری، بیشتر بر روی سوژه اصلی متمرکز شوید.

این نکته را به یاد داشته باشید که در عکاسی هیچ قانون محدودکنندهای وجود ندارد. آنقدر تلاش کنید تا از نتیجه راضی شوید. قانون تقسیم نمایشگر دوربین به سه بخش افقی و عمودی را فراموش کنید و زیاد به آن پایبند نباشید. در عوض توجه خود را به ایدئال بودن خروجی معطوف کنید.
از بین بردن عناصر اضافی پیشزمینه و یا جزئیات خارجی کنارههای فریم دوربین میتواند باعث توجه بیشتر به سوژه اصلی (مرکز تصویر) شود. به هر حال، قرار دادن سوژه اصلی در مرکز تصویر نیز یک قانون نیست، بلکه گاهی اوقات خلاف این موضوع عمل کردن، نتیجه بهتری نیز به همراه دارد. به همین دلیل است که مستندسازان معمولا سوژههای خود را در لبه فریم دوربین قرار میدهند. همچنین به این دلیل است که خطوط راهنما (خطوطی در تصویر شما که بهطور طبیعی چشمان بینندگان را به سمت خاصی هدایت میکنند) تا این حد در هنگام برش تصاویر، مهم هستند.
یکی دیگر از ترفندهای ویرایش تصویر مربوط به برقراری تعادل سفیدی است. بسیاری از دوربینها در زمینه تعادل سفیدی، کار خود را بهخوبی انجام میدهند. البته هیچ دستگاهی بینقص عمل نمیکند. بهآسانی میتوانید تعادل سفیدی را بهصورت دستی تنظیم کنید. گاهی اوقات یک منبع نوری که از مقابل میتابد، میتواند تعادل سفیدی تصویر شما را برهم زند.
منابع نوری مختلف، درجه حرارتهای نوری متفاوتی را ایجاد میکنند و این موضوع نیز خود را در تعادل سفیدی نشان میدهد. یک آفتاب طلایی میتواند درخششی گرم را تولید کند، در حالی که تصویری از یک کوهستان پوشیده از برف، سرد و آبی رنگ به نظر خواهد آمد. لامپهای فلورسنت استوانهایشکل، اکثرا نوری سفید و سرد داشته، در حالی که لامپهای رشتهای معمولا گرمتر به نظر میرسند.
اگر تعادل سفیدی بر روی غیرفعال قرار داشته باشد، آنگاه نه رنگ پوست و نه مناطق سفید و یا خاکستری، بهدرستی در تصویر نمایش داده نمیشوند. میتوانید از این مزیت استفاده کرده و صحنههایی گرم و یا سردتر را ایجاد کنید. در اینجا هدف ما این است که به سفیدی خنثی دست یابیم.

آسانترین راه جهت انجام این کار این است که اسلایدر “Vibrance” را به سمت راست حرکت دهید. این کار باعث میشود تا حتی بیرمقترین رنگها نیز برجسته شوند. همچنین از طریق این اسلایدر میتوانید میزان گرمی و یا سردی تصویر خود را نیز تشخیص دهید.
سعی کنید تا با استفاده از اسلایدر “Temperature” (و یا “Warmth” در برخی از ویرایشگرها)، تعادلی را در بین گرمی (زردی) و سردی (آبی رنگ بودن) تصویر خود ایجاد کنید. هنگامیکه تعادلی را در بین رنگهای زرد و آبی ایجاد کردید، آنگاه باید توجه خود را به رنگهای سبز و ارغوانی (صورتی) معطوف کنید. اکثر ویرایشگرهای تصویر، یک اسلایدر “Tint” هم دارند که با استفاده از آن میتوانید تعادلی مناسب را بین رنگهای سبز و صورتی ایجاد کنید. البته استفاده از اسلایدر “Vibrance” این کار را آسانتر میکند.
پس از ایجاد تعادل در سفیدی، تصویر شما نیز طبیعیتر به چشم خواهد آمد. در نتیجه این اقدام، رنگهای سفید، سفید نشان داده شده و رنگ پوست نیز عادی به نظر میرسد. معمولا تصحیح رنگ پوست مشکل بوده و این قضیه در صورت وجود نورهای رنگی، حادتر نیز میشود. بهتر است که پس از اتمام کار، تنظیمات “Vibrance” را به حدی معقولتر، کاهش دهید.
“Vibrance” در یکی دیگر از ترفندهای ویرایش تصویر نیز نقش مهمی را ایفا میکند. این اسلایدر، رنگهای بیرمق تصویر شما را در نظر گرفته و کاری به آنهایی که اشباع شدهاند، ندارد. میتوانید از اسلایدر “Saturation” نیز استفاده کنید تا حجم کلی رنگها را افزایش دهید، اما این تغییرات بر روی تمامی تصویر اثر خواهند گذاشت.

تغییر اشباع رنگها و برهم زدن رنگهای تصویر، کار چندان سختی نیست. اگر رنگ پوست بیش از حد اشباع شود، آنگاه سوژه شما بیمار به نظر خواهد آمد. همچنین لکههای صورت و خالها نیز اغراقآمیزتر به نظر خواهند رسید.
بدین ترتیب همه چیز در تصویر سعی دارد تا جلب توجه کند. شما میتوانید از رنگها جهت راهنمایی جشمان بیننده استفاده کنید، اما این کار باید با دقت انجام شود. این همان جایی است که تنظیمات “Vibrance” وارد عمل میشود. این گزینه نیز شبیه به اسلایدر “Saturation” است، البته با چرخهای کمکی! این اسلایدر بیشتر جهت نجات رنگهای گرفتار در سایهها کاربرد دارد؛ یعنی جایی که نور کمتری وجود دارد.
در بالا سعی کردیم تا 5 مورد از ترفندهای ویرایش تصویر را به شما آموزش دهیم. همانطور که پیشتر نیز بدان اشاره کردیم، این گزینهها هم در رایانهها و هم در گوشیهای هوشمند در دسترس قرار دارند. در نهایت اینکه در صورت تمایل میتوانید مقاله جایگزینهای ارزانقیمت نرمافزار فتوشاپ را نیز مطالعه کنید.
نوشته با 5 مورد از ترفندهای ویرایش تصویر آشنا شوید اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

هفتمین دوره از مسابقات عکاسی BigPicture برگزار و اسامی برندگان اعلام شد. هر سال این مسابقات بین عکاسان سراسر جهان برگزار میشود و موضوع رقابت امسال، به تصویر کشیدن طبیعت، گونههای جانوری و گیاهی و اهمیت محافظت از آنها بود.

مقوله زوم پیچیدهتر از تبلیغات شرکتها است. حتما شما نیز نام زوم دیجیتال و اپتیکال را شنیدهاید، در این مطلب میخواهیم که به تفاوت بین این دو فناوری بپردازیم. شرکتهایی همانند سامسونگ، زوم 10، 50 و حتی 100 برابری را در گوشیهای خود ارائه میدهند، اما آیا این قضیه اصلا امکانپذیر است؟ بیایید تا نگاهی به تفاوت بین زوم دیجیتال و زوم اپتیکال بیندازیم.
زوم چیست و میزان 5 یا 10 برابر آن به چه معنا است؟ در فیزیک نور این موضوع معنای چندانی ندارد، زیرا اصلا چیزی بهعنوان زوم، وجود خارجی ندارد! بزرگنمایی لنز (اینکه یک لنز تا چه حد میتواند اشیای دوردست را بزرگ نشان دهد)، در حقیقت یکی از عملکردهای فاصله کانونی بوده و خود را در میدان دید نمایان میسازد. لنزی که فاصله کانونی بیشتری داشته باشد (بسته به اندازه حسگر تصویر)، میدان دید کمتری نیز خواهد داشت. بنابراین تصاویر خروجی از چنین لنزهایی در قیاس با آنهایی که فاصله کانونی کوتاهتری دارند، نزدیکتر به نظر خواهند آمد.
عواملی وجود دارند که باعث میشوند تا لنزها بر اساس بزرگنمایی اشیا فروخته نشوند، بلکه مقیاس فروش آنها، فاصله کانونی باشد. زوم در واقع یک مفهوم بازاریابی بوده که از طریق دوربینهای کامپکت رواج یافته است. در ابتدا زوم، نسبت بین کوتاهترین و طولانیترین فاصله کانونی یک لنز بود. بنابراین میتوان گفت که یک لنز 10-100 میلیمتر، زوم 10 برابری داشته، در حالی که یک لنز 25 – 100 میلیمتری، زوم 4 برابر دارد. بدین ترتیب، لنزی که زوم 10 برابری دارد، لزوما اشیا را 10 برابر بزرگتر نشان نمیدهد.

تولیدکنندگان گوشیهای هوشمند بهصورت متفاوتتری از زوم استفاده میکنند. زوم یک برابری بهعنوان میدان دید دوربین اصلی، پذیرفته شده است. گوشیهایی همانند آیفون 11 پرو، حتی یک لنز عریضتر نیز افزوده و واژه زوم 0.5 برابری را به آن اطلاق میکنند (بهجای تنظیم آن بر روی زوم یک برابری).
برخلاف دوربینهای کامپکت، این موضوع بدین معنا است که شما میتوانید با گوشیهای مختلف مجهز به زوم 10 برابری، یک سطح از بزرگنمایی را تجربه کنید. هر آنچه که لازم است بدانید، این است که زوم به فاصله کانونی یک لنز و اندازه حسگر آن بستگی دارد و این قضیه نیز تاحدودی با واقعیت سازگار نیست.


زمانی سخن از زوم اپتیکال به میان میآید که ویژگیهای فیزیکی یک لنز، باعث شوند تا اشیای دور واقعا بزرگنمایی شوند. بهعنوان مثال، یک تلسکوپ از زوم اپتیکال بهره میبرد. اگر با استفاده از تلسکوپ به ماه نگاه کرده باشید، آنگاه توانستهاید که بدون کاهش کیفیت، آن را از نزدیکتر مشاهده کنید، انگار که واقعا خودتان به نزدیکی ماه سفر کردهاید!
زوم اپتیکال مربوط به لنزهایی است که فاصله کانونی طولانیتر دارند (این قضیه نیز حداقل به اندازه حسگر دوربین بستگی دارد). لنزهای طولانی تلهفوتو در دوربینهای DSLR؛ همانند آنهایی که توسط عکاسان ورزشی در ورزشگاههای مورد استفاده قرار میگیرند، فاصله کانونی بین 500 الی 1000 میلیمتری دارند. به همین دلیل است که آنقدر جثه بزرگی دارند.
در دوربینهای کوچکتر، فاصله کانونی میتواند کوتاهتر باشد. دوربینهای کامپکت با استفاده از لنزهای 100 میلیمتری، میتوانند زوم اپتیکال مناسبی را ارائه دهند. این دوربینها نیز همچنان بزرگ جلوه میکنند، اما در هر صورت نسبت به دوربینهای عکاسان ورزشی، جثه کوچکتر دارند.
در گوشیهای هوشمند، تولیدکنندگان سعی دارند تا با استفاده از لنزهای پریسکوپ، زوم اپتیکال بهتری را ارائه دهند. آنها موفق شدهاند تا از لنزهایی با درجه زوم 5 برابری (تقریبا برابر با بزرگنمایی یک لنز 100 میلیمتری در دوربینهای DSLR) در گوشیهای هوشمند استفاده کنند، بدون آنکه مجبور شوند این دستگاهها را ضخیمتر طراحی کنند. این مورد را میتوان یک پیشرفت عالی به حساب آورد. در هر صورت زوم 5 برابری از زوم 100 برابری بسیار فاصله دارد، اما چگونه تولیدکنندگان گوشیها ادعای دسترسی به دومی را دارند؟

همانطور که پیشتر نیز بدان اشاره کردیم، زوم یک مفهوم مبهم است. در این بین نیز زوم دیجیتال بیشترین استفاده را از این ابهام میبرد. در اصل زوم دیجیتال فقط یک تصویر را بهگونهای برش میدهد که اشیای درون آن بزرگتر نشان داده شوند؛ یعنی هیچ تغییری در ورودیهای تصویر ایجاد نمیشود.
بهعنوان مثال، به تصویر زیر که با استفاده از آیفون XS ضبط شده توجه کنید. این گوشی از زوم اپتیکال 2 برابری و زوم دیجیتال 10 برابری بهره میبرد. تصویر زوم شده، از وضوح کمتری برخوردار است.
این مشکلی است که زوم دیجیتال با آن دست و پنجه نرم میکند. بنابراین یکی از موارد تفاوت بین زوم دیجیتال و زوم اپتیکال همین کاهش کیفیت است. زوم دیجیتال کیفیت تصویر را کاهش میدهد، اما زوم اپتیکال بزرگنمایی را بدون کاهش کیفیت انجام میدهد.
امروزه مخصوصا در بین دارندگان گوشیهای هوشمند، زوم دیجیتال محبوبتر است. زوم اپتیکال گرانقیمت بوده که این موضوع هم در هزینه تولید و هم در قرار دادن آنها بر روی گوشیهای هوشمند، مشهود است. لنزهای پریسکوپی هنوز در ابتدای راه قرار دارند (حداقل در گوشیهای هوشمند)، بنابراین هنوز فضای بیشتری جهت بهبود آنها وجود دارد. تولیدکنندگان گوشیهای هوشمند از ترفندهای زیر استفاده کرده تا بتوانند کیفیت زوم دیجیتال را بهبود بخشند:
سطوح بالای زوم دیجیتال بدون بهرهگیری از زوم اپتیکال، قابل دسترسی نیستند. زومهای خارقالعاده 50 و 100 برابری فقط به دلیل ترکیب زوم دیجیتال و اپتیکال امکانپذیر هستند. یک لنز اپتیکال واقعی برخی از امور دشوار را به انجام رسانیده و در حالی که تکنیکهای دیجیتال نیز زوم واضحتری را ارائه میدهند. شرکتی همانند سامسونگ، بر اعداد زوم دوربین گوشیهای خود تأکید فراوانی دارد، اما طبیعتا تغییرات چشمگیری که در فناوری لنزها به وجود آمده، در این موضوع بیتأثیر نیستند.
این سطح از توجه به زوم دوربین گوشیهای هوشمند، جالب است. اما در هر صورت نباید در این موضوع نیز افراط کرد. یک لنز با زوم اپتیکال 5 یا 10 برابری، میتواند گزینههای عکاسی زیادی را در اختیار کاربران قرار دهد. البته این موضوع میتواند باعث زیادهروی در تعداد دوربینها نیز بشود. طبیعتا با استفاده از چنین زومی، میتوانید از سوژههایی که زیاد در دسترس نیستند، بهتر عکسبرداری کنید.
در حالی که خود زوم دیجیتال بهخودیخود چیز بدی نیست (مخصوصا اگر در استفاده از آن زیادهروی نشود)، اما طبیعتا معایبی نیز در آن وجود دارند. این ویژگی علاوه بر کاهش کیفیت تصاویر، عکسبرداری را نیز مشکلتر میکند.
در زوم 20 یا 30 برابری (که تقریبا برابر با یک لنز 1000 میلیمتر در یک دوربین DSLR است)، اگر بخواهید که یک تصویر خوب ضبط کنید، آنگاه باید گوشی شما کمترین لرزش را تجربه کند. کوچکترین تکانی باعث خواهد شد تا تصویر شما تار شده و در نهایت نیز آنچه که میخواهید از آن عکاسی کنید، از قاب دوربین خارج شود.
آنچه که در بالا ذکر شد، مربوط به شرایطی بود که در آن نور کافی وجود دارد. در محیطهای کم نور جهت گرفتن یک عکس شفاف، باید از یک سهپایه استفاده کنید. ظاهرا تولیدکنندگان گوشیهای هوشمند همچنان سعی دارند تا اعداد زوم دوربین گوشیهای خود را بالاتر ببرند، اما در هر صورت آنچه که اهمیت دارد، میزان زوم اپتیکال است؛ در هنگام خرید گوشی، به این موضوع توجه داشته باشید.
نوشته تفاوت بین زوم دیجیتال و زوم اپتیکال در چیست و کدام یک واقعی است؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

چگونه میتوانیم تصاویری تأثیرگذار از مناظر و طبیعت خلق کنیم؟


مارتین لیزوئیس با استفاده از دو دوربین ۵۰ مگاپیکسلی کانن 5DS و یک ایستگاه کاری مک پرو و نرمافزارهای لایتروم و Final Cut Pro روشی خلاقانه برای گرفتن ویدئو تایملپس ابداع کرده است.

مت فیشر، عکاس برجستهی آمریکایی با طرح پرسشی در مورد دلیل علاقهاش به عکاسی لنداسکیپ، از بیان احساساتش در قالب عکاسی طبیعت میگوید.