استیون هاوکینگ: سیاست‌های آب و هوایی ترامپ به نابودی زمین می‌انجامد

استیون هاوکینگ: سیاست‌های آب و هوایی ترامپ به نابودی زمین می‌انجامد

اخترفیزیکدان و کیهان‌شناس مشهور استیون هاوکینگ در کنفرانسی که به مناسبت ۷۵ امین سالروز تولدش در حضور داشت گفت که از وضعیت تغییرات آب و هوایی زمین خصوصا با وجود تصمیم بحث‌برانگیز دونالد ترامپ برای خروج از پیمان آب و هوایی پاریس به‌شدت ناامید و نگران شده است.

هاوکینگ به شبکه تلویزیونی BBC Newsگفت: “ما به نقطه‌ای نزدیک می‌شویم که گرم شدن زمین دیگر غیرقابل‌برگشت می‌شود. اقدام ترامپ می‌تواند کره زمین را در آستانه تبدیل شدن به یک سیاره زهره دیگر قرار دهد.”

اتم‌ها و مولکول‌های جو زهره، به روش‌های مختلفی نور خورشید را جذب می‌کنند و اثر به خصوصی “اثر گلخانه‌ای” از خود به‌جای می‌گذارند. سیاره زهره به دلیل همین اثر گلخانه‌ای، گرم‌ترین سیاره منظومه شمسی محسوب می‌شود. نور خورشید پس از نفوذ در جو این سیاره و جذب شدن توسط سطح آن، به‌صورت گرما از سطح آن منعکس می‌شود. اما انبوه کربن دی‌اکسید جو زهره، این گرما را به دام انداخته و از رها شدن آن در فضای بیرونی جلوگیری می‌کند. این جذب اضافی گرما که “اثر گلخانه‌ای” نام دارد، میانگین گرمای زهره را بیش از هر سیاره دیگری حتی نسبت به عطارد (نزدیک‌ترین سیاره به خورشید) بالابرده است.

هاوکینگ: "دونالد ترامپ با کنار گذاشتن شواهد تغییرات آب و هوایی و خروج از توافقنامه آب و هوایی پاریس، آسیب‌های جبران نشدنی روی محیط‌زیست سیاره زیبای ما می‌گذارد و دنیای طبیعی ما و فرزندانمان را تخریب می‌کند"
هاوکینگ: “دونالد ترامپ با کنار گذاشتن شواهد تغییرات آب و هوایی و خروج از توافقنامه آب و هوایی پاریس، آسیب‌های جبران نشدنی روی محیط‌زیست سیاره زیبای ما می‌گذارد و دنیای طبیعی ما و فرزندانمان را تخریب می‌کند”

در حالی که سیاره ما بدون شک از تأثیر تغییرات آب و هوایی به دور نمانده است، اما آن نوع فوران گازهای گلخانه‌ای که در سیاره خواهر زمین، یعنی زهره رخ می‌دهد، واقعا مهم‌ترین نگرانی ما نیست. مطالعه‌ای که سال ۲۰۱۳ انجام شد نشان می‌داد که اثر گلخانه‌ای فرار زمین می‌تواند منجر به افزایش فشار گلخانه‌ای شود. اما در همین مطالعه اشاره شده است که بر اساس اطلاعات موجود، انتشار گازهای گلخانه‌ای برای اتفاق افتادن چنین شرایطی کافی نیست. اما حتی اگر اسکلت‌های ما در اثر باران‌های اسیدسولفوریکی ذوب نشوند، بازهم باید در این مورد حق را به پرفسور هاوکینگ بدهیم که نگران آینده سیاره ماست.

پرفسور هاوکینگ در ادامه گفت: “دونالد ترامپ با کنار گذاشتن شواهد تغییرات آب و هوایی و خروج از توافقنامه آب و هوایی پاریس، آسیب‌های جبران نشدنی روی محیط‌زیست سیاره زیبای ما می‌گذارد و دنیای طبیعی ما و فرزندانمان را تخریب می‌کند.”

هم‌اکنون برای جلوگیری از تأثیرات کامل تغییرات آب و هوایی در سیاره ما خیلی دیر شده است. در طول قرن بیستم، دمای متوسط زمین به میزان ۱ درجه فارنهایت (۰.۶ درجه سانتی‌گراد) افزایش یافت که ممکن است، چندان زیاد به نظر نرسد، اما باعث تغییرات زیست‌محیطی بزرگی شده است. همان‌طور که به دمای متوسط کره زمین افزوده می‌شود، ناهنجاری‌های دمایی زیادی هم رخ می‌دهد که منجر به گرم شدن شدید هوا در برخی نواحی زمین شده است. به همین ترتیب، توفان‌های بیشتری اتفاق می‌افتد، موج‌های گرمای بیشتری و دمای هوای بیشتری هم ثبت می‌شود و شاهد با ذوب شدن یخ‌های دریا و تغییر الگوهای فصلی در همه‌جا زمین هم خواهیم بود.

در واقع خروج آمریکا از توافقنامه پاریس حداقل می‌تواند، تا سال ۲۰۲۵ هرساله  ۱.۴ گیگا تن دی‌اکسید کربن اضافی وارد جو کره زمین کند. همچنین تصمیم بحث‌برانگیز دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات‌متحده برای خروج این کشور از توافقنامه آب و هوایی پاریس، می‌تواند ضربه مهلکی به همکاری‌های بین‌المللی مقابله با تغییرات آب و هوایی وارد کند.

بدون ایالات‌متحده، دیگر امضاکنندگان این توافق‌نامه، احتمالا همچنان به تعهدات خود پایند خواهند ماند. ولی احتمالا همکاری‌های بین‌المللی برای کاهش گازهای گلخانه‌ای تا پیش از سال ۲۰۲۵، با دشواری همراه خواهد بود. چراکه ایالات‌متحده، اهمیت بسیاری برای شکل دادن آینده آب و هوایی جهان دارد.

دونالد ترامپ در سخنرانی ۱ ژوئن (۱۱ خرداد) خود در باغ رز کاخ سفید، اعلام کرد:”ایالات‌متحده از توافقنامه آب و هوایی پاریس کنار می‌شد، اما مجددا وارد توافق‌نامه پاریس یا یک توافق‌نامه دیگر را شروع می‌کند که شرایط عادلانه‌تری برای ایالات‌متحده، اقتصاد، کارگران، مردم و مالیات‌دهندگان این کشور داشته باشد”
دونالد ترامپ در سخنرانی ۱ ژوئن (۱۱ خرداد) خود در باغ رز کاخ سفید، اعلام کرد:”ایالات‌متحده از توافقنامه آب و هوایی پاریس کنار می‌شد، اما مجددا وارد توافق‌نامه پاریس یا یک توافق‌نامه دیگر را شروع می‌کند که شرایط عادلانه‌تری برای ایالات‌متحده، اقتصاد، کارگران، مردم و مالیات‌دهندگان این کشور داشته باشد”

امضاکنندگان توافق‌نامه آب و هوایی پاریس، بر مجموعه‌ای از اهداف توافق کردند تا گرمایش زمین را در مقایسه با عصر ماقبل صنعتی زیر ۳.۶ درجه فارنهایت (۲ درجه سانتی‌گراد) نگه دارند. همچنین با چشم داشت هدفی بلندپروازانه روند گرم شدن کره زمین را تا سال ۲۱۰۰، به کمتر از ۲.۷ درجه فارنهایت (۱.۵ درجه سانتی‌گراد) برسانند. هر کشور امضاکننده این توافق‌نامه متعهد شد، مجموعه اهداف داوطلبانه خود را برای کاهش تولید گازهای گلخانه بر عهده گیرد، البته هیچ قانون الزام‌آوری در مورد چگونگی متعهد ماندن به این توافقنامه در میان نبود.

در واقع، بر اساس گزارش موسسه Climate Interactive، تعهدات کشورهای امضاکننده هم‌اکنون به هدف کوتاه مدت ۳.۶ درجه فارنهایت که به احتمال زیاد منجر به گرم شدن زمین حدود ۶ درجه فارنهایت (۳.۳ درجه سانتی‌گراد) تا سال۲۱۰۰ دست می‌یابد. این میزان کمتر از  ۷.۶ درجه فارنهایت (۴.۲ درجه سانتی‌گراد) گرم شدن کره زمین نسبت به دمای عصر ماقبل صنعتی است. دولت اوباما در زمان امضای توافقنامه پاریس متعهد شد، انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را تا سال ۲۰۲۵بین ۲۶ درصد و ۲۸ درصد سطح سال ۲۰۰۵ کاهش دهد. این توافقنامه تا پیش از سال ۲۰۲۰ رسما اجرا نمی‌شود، اما برای تحقق این اهداف، کشورهای امضاکننده ملزم به برداشتن گام‌های جدی مانند تعیین استانداردهایی برای تولید گازهای گلخانه‌ای خودرو، لوازم‌خانگی و نیروگاه تا قبل از سال ۲۰۲۰ خواهد بود.

توافق‌نامه آب و هوایی که در سال ۲۰۱۵ به تصویب ۱۹۵ کشور جهان در پاریس رسید، اما در این بین کشورهای نیکاراگوئه و سوریه از امضای توافقنامه سرباز زدند.  کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای ایالات‌متحده، ۲۱ درصد میزان گازهای گلخانه‌ای تمامی کشورهای امضاکننده توافقنامه را شامل می‌شود. به نقل از موسسه Climate Interactive،  نپذیرفتن شرایط توافق‌نامه پاریس، به معنای انتشار سالانه ۱.۴ گیگا تن دی‌اکسید کربن تا سال ۲۰۲۵ است.

به این ترتیب هنگامی‌که قدرت‌های بزرگ جهان از همکاری‌های بین‌المللی سر باز می‌زنند، طبیعی است که احساس بدبینانه‌ای به ما دست دهد، اگرچه به نظر پروفسور هاوکینگ نسبت به چشم‌انداز بشریت بدبین است.  ماه گذشته بود که کیهان‌شناس مشهور گفته بود که اگر گونه انسان می‌خواهد به حیات خود ادامه دهد، تنها انتخابش سفر به سیارات دیگر است.

استیون هاوکینگ کیهان‌شناس و فیزیکدان شهیر، چندی پیش یکی دیگر از پیش‌بینی‌های آخر زمانی خود را انجام داد. به گفته هاوکینگ، انسان تنها ۱۰۰ برای ترک زمین فرصت دارد. این پیش‌بینی جدید، ۹۰۰ سال با پیش‌بینی پیشین او که در نوامبر ۲۰۱۶ انجام شده بود، فاصله دارد. این فیزیکدان نظری بریتانیایی ماه نوامبر سال گذشته، در خلال سخنرانی که در دانشگاه آکسفورد انجام داد، اشاره کرد، زمین هم همچون همه سیارات، آسیب‌پذیر است. موجودات زنده کنونی، به‌ویژه موجودات بزرگ‌تر، مانند انسان‌ها، می‌توانند با توجه به آینده فاجعه باری که انتظار آن در سیاره می‌رود، منقرض شوند.

نویسنده کتاب “تاریخچه زمان” بیشتر نگران تهدیداتی است که بر روی زمین به جان ما می‌شود، همچون تغییرات آب و هوایی، هوش مصنوعی و حتی تهاجم بیگانگان فضایی به زمین. استیون هاوکینگ در این سخنرانی خود، بزرگ‌ترین نگرانی‌ها در قرن آینده را پیشرفت هوش مصنوعی و ادامه تغییرات آب و هوایی دانسته بود که می‌توانند، آینده بشریت را تغییر دهند. به گفته پرفسور هاوکینگ، تنها راه برای محافظت از گونه انسان این است که در بیش از یک مکان زندگی کند. در واقع باید گروه دیگری از انسان‌ها به صورت مستقل در سیاره‌ای دیگر و یا ترجیحا در منظومه شمسی دیگری زندگی کنند.

بدون ایالات‌متحده، دیگر امضاکنندگان این توافق‌نامه، احتمالا همچنان به تعهدات خود پایند خواهند ماند. ولی احتمالا همکاری‌های بین‌المللی برای کاهش گازهای گلخانه‌ای تا پیش از سال ۲۰۲۵، با دشواری همراه خواهد بود. چراکه ایالات‌متحده، اهمیت بسیاری برای شکل دادن آینده آب و هوایی جهان دارد
بدون ایالات‌متحده، دیگر امضاکنندگان این توافق‌نامه، احتمالا همچنان به تعهدات خود پایند خواهند ماند. ولی احتمالا همکاری‌های بین‌المللی برای کاهش گازهای گلخانه‌ای تا پیش از سال ۲۰۲۵، با دشواری همراه خواهد بود. چراکه ایالات‌متحده، اهمیت بسیاری برای شکل دادن آینده آب و هوایی جهان دارد

چراکه ممکن است، خورشید کنترلش را از دست دهد، خاموش شود و یا به‌طور ناگهانی تشعشات خودش را به چیزی فراتر از محدوده بقای بیولوژیکی ما انسان‌ها افزایش دهد. هاوکینگ پیش‌بینی کرده که تنها راه برای اطمینان برای بقای انسان خانه‌ای جدید و سیاره‌ای دیگر است. پرفسور هاوکینگ که در فستیوال استارموس تروندهایم، نروژ، سخنرانی می‌کرد، گفت: “اگر انسان تا یک میلیون سال دیگر به این روند ادامه دهد، آینده ما درجایی رقم خواهد خورد که هیچ‌کس تا به حال ندیده است.”

هاوکینگ در ادامه گفت: “فضاهای مورد نیاز (روی زمین) در حال اتمام‌اند، تنها مکان‌هایی که می‌توانیم برویم، سیارات دیگر هستند. اکنون زمان اکتشاف دیگر منظومه‌های خورشیدی است. استقرار حیات (در سیارات دیگر) شاید تنها راه نجات ما باشد. متقاعد شده‌ام که انسان باید زمین را ترک کند.”

پیشنهاد هاوکینگ تقریبا ۴۵ سال پس از آخرین مأموریت ماه ناسا مطرح شده، البته او تنها کسی نیست که به فکر فرستادن مجدد انسان به ماهواره کیهانی زمین، ماه است. حتی دونالد ترامپ هم می‌خواهد، تا سال ۲۰۲۰، انسان را در ماه مستقر کند. همچنین پروژه‌های مختلفی از سوی سازمان‌های فضایی دولتی و همین‌طور خصوصی در حال انجام است. به عنوان مثال، در مأموریت مریخ ناسا، ساخت یک ایستگاه مداری در ماه، گام مهمی برای مأموریت آینده در سیاره سرخ است.

برنامه ناسا که دروازه اعماق فضا (Deep Space Gateway) نام دارد، در دهه ۲۰۲۰ دارد، مأموریت‌های مختلفی برای ماه و زمین را انجام خواهد داد و می‌تواند گامی مؤثر به‌سوی سفر به مریخ باشد. این پایگاه حتی به گفته مدیر عملیات ناسا، رابرت لایتفوت، می‌تواند به عنوان توقفگاهی برای نمونه‌های مختلف جمع‌آوری شده از سیاره سرخ و دیگر اجرام آسمانی به زمین مورد استفاده قرار گیرد.

هاوکینگ: “فضاهای مورد نیاز (روی زمین) در حال اتمام‌اند، تنها مکان‌هایی که می‌توانیم برویم، سیارات دیگر هستند. اکنون زمان اکتشاف دیگر منظومه‌های خورشیدی است. استقرار حیات (در سیارات دیگر) شاید تنها راه نجات ما باشد. متقاعد شده‌ام که انسان باید زمین را ترک کند”
هاوکینگ: “فضاهای مورد نیاز (روی زمین) در حال اتمام‌اند، تنها مکان‌هایی که می‌توانیم برویم، سیارات دیگر هستند. اکنون زمان اکتشاف دیگر منظومه‌های خورشیدی است. استقرار حیات (در سیارات دیگر) شاید تنها راه نجات ما باشد. متقاعد شده‌ام که انسان باید زمین را ترک کند”

دروازه اعماق فضا خیلی کوچک‌تر از ایستگاه فضایی بین‌المللی ۱۰۰ میلیارد دلاری خواهد بود. ناسا قصد دارد، در دهه ۲۰۳۳، فضانوردان را به مریخ بفرستد. ناسا هم‌اکنون مشغول طراحی و ساخت کپسول فضایی به نام اوریون و موشک بزرگی به نام سیستم پرتاب فضایی (SLS) است. اولین پرواز SLS که مأموریت اکتشافی ۱ یا EM-1 نام دارد، کپسول فضایی اوریون بدون سرنشین را در سفری تقریبا سه‌هفته‌ای به دور ماه می‌فرستد. کپسول فضایی اوریون تاکنون یک پرواز آزمایشی بدون سرنشین را روی یک موشک دلتا ۴ سنگین متعلق به اتحادیه مشترک پرتاب (ULA)  انجام داده است. اولین پرواز سرنشین دار مأموریت EM-2برای سال ۲۰۲۱ برنامه‌ریزی شده است.

در همین حال کشورهای دیگری هم به دنبال تحقق چنین هدفی هستند؛ چین و آژانس فضایی اروپا هم امیدوارند که تا دهه ۲۰۲۰، پایگاهی را در ماه بسازند و کشورهای دیگر هم برای ساخت پایگاه ماه‌ تلاش‌هایی را انجام می‌دهند. اواخر ماه آوریل بود که آژانس فضایی اروپا و چین اعلام کردند، یک پایگاه دائمی در ماه می‌سازند. همکاری این دو با مأموریت کاوشگر چانگه ۵ آغاز خواهد شد، اولین مأموریت نمونه‌بردار بدون سرنشین ماه که قرار است، اواخر سال جاری به ماه فرستاده شود. پس از بازگشت مأموریت از ماه، تیم مشترکی از آژانس فضایی اروپا و چین نمونه‌های بازگردانده شده از ماه را آنالیز خواهند کرد.

این گامی کوچک اما مهم برای آغاز همکاری‌های مشترک این دو سازمان فضایی خواهد بود. آژانس فضایی اروپا همچنین می‌خواهد، یک فضانورد را به ایستگاه فضایی چینی بفرست. هردوی این سازمان‌های فضایی پیش از این بارها از ساخت چنین پایگاه فضایی صحبت کرده بودند. آژانس فضایی اروپا پیش از این طرح پیشنهادی«دهکده ماه» را مطرح کرده بود. برای هاوکینگ، رفتن دوباره به ماه نه تنها برای بقا انسان مهم است، بلکه روشی برای قدرتمندتر کردن انسان است، با این حال ما سال‌هاست که زمین را ترک نکرده‌ایم.

و البته مهم‌تر از همه اینکه کشف سیاره‌ای دیگر در ناحیه گلدیلاک (ناحیه‌ای که با توجه دمای سطحی امکان وجود حیات و زندگی در آن وجود دارد) از حل مشکلات کنونی زمین بسیار دشوارتر است!

.

منبع: sciencealert

مطلب استیون هاوکینگ: سیاست‌های آب و هوایی ترامپ به نابودی زمین می‌انجامد برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

ترامپ به اخلال جامعه علمی آمریکا ادامه می‌دهد: بخش علمی کاخ سفید هیچ کارمندی ندارد!

ترامپ به اخلال جامعه علمی آمریکا ادامه می‌دهد: بخش علمی کاخ سفید هیچ کارمندی ندارد!

ادامه حذف کارکنان دولتی با تخصص‌های علمی در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ ادامه دارد. روز جمعه، سه تن از آخرین اعضای دفتر سیاست‌گذاری علمی و تکنولوژی (OSTP) کاخ سفید هم درهای دفترهای خود را بستند. یکی از کارکنان در توییتر نوشت: “بخش علمی خالی شد. میکروفن زمین گذاشته شد (کنایه از پایان کار!)”

همه این سه کارمند از کارمندان باقی‌مانده دولت اوباما بودند. دفتر سیاست‌گذاری علمی و تکنولوژی کاخ سفید تحت رهبری بارک اوباما، ۹ کارمند داشت که مغز اجرایی این بخش در مسائلی همچون آموزش اِستِم (STEM، سیستم آموزشی با تمرکز روی زمینه‌های بنیادی؛ علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضیات)، بیوتکنولوژی و پاسخ به بحران‌ها بودند. به نقل از CBS News، هیچ‌کس در این بخش دفتر سیاست‌گذاری علمی و تکنولوژی کار نمی‌کند و شواهدی هم از انتخاب جایگزین در دست نیست.

دولت ترامپ اعلام کرد، این کارمندان مازاد نیاز دولت بوده‌اند. یک مقام کاخ سفید به CBS گفت: “تحت مدیریت رئیس‌جمهور قبلی، دفتر سیاست‌گذاری علمی و تکنولوژی بیش آن چیزی که باید رشد کرده بود.”

دفتر سیاست‌گذاری علمی و تکنولوژی تحت مدیریت پرزیدنت اوباما ۵۰ تا ۶۰ کارشناس سیاست‌گذاری داشت. و پرزیدنت اوباما این بخش کاخ سفید را به بیش از ۱۰۰ کارمند گسترش داده است. البته بااین‌وجود هم نمی‌توان این مورد را به عنوان مازاد به حساب آورد، در واقع تلاش دولت ترامپ، لزوما به معنی کاهش تعداد کارکنان به سطح پیشین نیست، بلکه چیزی بیش از آن است. در حال حاضر، تنها ۳۵ نفر در چهار بخش دفتر سیاست‌گذاری علمی و تکنولوژی کاخ سفید فعالیت می‌کنند.

ژست جالب‌توجه باز آلدرین در خلال صحبت‌های ترامپ. ترامپ روز جمعه، فرمان اجرایی "شورای ملی فضایی" ایالات‌متحده را امضا کرد. این مراسم با حضور فضانوردان (از جمله، سرهنگ باز آلدرین فضانورد سابق و دومین انسانی که به ماه پای گذاشته) و مقامات اجرایی ناسا برگزار شد
ژست جالب‌ باز آلدرین در خلال صحبت‌های ترامپ. ترامپ روز جمعه، فرمان اجرایی “شورای ملی فضایی” ایالات‌متحده را امضا کرد. این مراسم با حضور فضانوردان (از جمله، سرهنگ باز آلدرین فضانورد سابق و دومین انسانی که به ماه پای گذاشته) و مقامات اجرایی ناسا برگزار شد

در حالی که محافظه‌کاران ممکن است، این بخش را به‌عنوان نمونه دیگری از ضایعات دولتی ببیند، برنامه پرزیدنت اوباما برای گسترش این بخش به‌خوبی نشان می‌دهد که علوم و تکنولوژی در هر جنبه از زندگی چه اهمیتی دارد. یکی از کارکنان خروجی دفتر سیاست‌گذاری علمی و تکنولوژی به CBS می‌گوید که پرزیدنت اوباما “باور قوی به علم و تلاقی فزاینده علم و تکنولوژی در طیف وسیعی از سیاست‌گذاری‌ها داشت.”

یک مقام کاخ سفید گفت: “همه کارهایی که انجام داده‌ایم، هنوز کاملا انجام ‌نشده‌اند.”

برخی باور دارند که کارکنان بخش‌های دیگر ممکن است، به این بخش اضافه شوند. اما به نظر نمی‌رسد، کارکنان دیگر بخش‌ها صلاحیت و کارایی کارمندان متخصص را داشته باشند. یکی از مشخصه‌های اصلاحات دولتی فعلی، خالی گذاشتن خیلی از جایگاه‌های دولت فدرال است. محدوده‌هایی که ترامپ مشخصا علاقه‌ای به آن‌ها نداشته، تضعیف شده‌اند. او علاقه‌ای به همراهی با کشورهای دیگر و یا استفاده از قدرت نرم ندارد، بنابراین وزارت امور خارجه هم تضعیف شده است.

او علاقه‌ای به علم و یا حفاظت از محیط زیست ندارد، بنابراین آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده آمریکا (EPA) از به‌کارگیری کارمندان جدید صرف‌نظر کرده و بیش از ۱۲۰۰ جایگاه شغلی را حذف کرده است. تعداد مشاوران علمی آژانس حفاظت از محیط‌زیست ایالات‌متحده آمریکا تا اول سپتامبر به ۱۱ عضو خواهد رسید. این در حالی است که تنها تا چند ماه قبل، تعداد این مشاوران ۶۸ نفر بود.

ویدئوی ویروسی دونالد ترامپ در شبکه‌های اجتماعی. باز آلدرین در مراسم امضای فرمان اجرایی ترامپ، نقل‌قول مشهور شخصیت سری انیمیشن‌های "داستان اسباب‌بازی،" باز لایتیر را بازگو کرد: "بی‌نهایت و فراتر از آن" اما به نظر می‌رسد، نمی‌داند فضا چیست؟!
ویدئوی ویروسی دونالد ترامپ در شبکه‌های اجتماعی. باز آلدرین در مراسم امضای فرمان اجرایی ترامپ، نقل‌قول مشهور شخصیت سری انیمیشن‌های “داستان اسباب‌بازی،” باز لایتیر را بازگو کرد: “بی‌نهایت و فراتر از آن” اما به نظر می‌رسد، نمی‌داند فضا چیست؟!

در همین حال دونالد ترامپ نمی‌داند فضا چیست و نمی‌خواهد هیچ‌کس در مورد آن به او آگاهی دهد. داستان ناآگاهی دونالد ترامپ روز جمعه به‌صورت ویروسی در شبکه‌های اجتماعی و اینترنت پخش شد. ترامپ روز جمعه فرمان اجرایی “شورای ملی فضایی” ایالات‌متحده را امضا کرد. این شورا که از سال ۱۹۵۸ و تحت مدیریت دولت آیزنهاور فعالیت می‌کند، به رئیس‌جمهور امکان همکاری نزدیکی جهت اجرای سیاست‌ها و تصمیم‌های مربوط به فعالیت‌های فضایی را می‌دهد. این مراسم با حضور فضانوردان (از جمله، سرهنگ باز آلدرین فضانورد سابق و دومین انسانی که به ماه پای گذاشته) و مقامات اجرایی ناسا برگزار شد.

اتفاقی که در مراسم امضای این فرمان اجرایی افتاد، خیلی‌ها را به این فکر انداخت که اصولا رئیس‌جمهور ترامپ چیزی از فضا نمی‌داند! دونالد ترامپ در خلال سخنرانی خود گفت: “ما می‌دانیم که فضا چیست. همه‌چیزی که باید بگوییم فضا است.” و سپس رو به آلدرین به شوخی گفت:” آنجا فضای زیادی وجود دارد، درست است؟”

باز آلدرین که همواره به شوخ‌طبعی مشهور بوده و معمولا از نقل‌قول‌های معروف علمی تخیلی در صحبت‌هایش استفاده می‌کند، نقل‌قول مشهور شخصیت سری انیمیشن‌های “داستان اسباب‌بازی،” باز لایتیر را بازگو کرد: “بی‌نهایت و فراتر از آن” دونالد ترامپ هم در جواب گفت: “بی‌نهایت اینجاست. این می‌تواند بی‌نهایت باشد، ما واقعا نمی‌دانیم اما می‌تواند چنین چیزی باشد.”

شاید باید ترامپ به فکر مشاوره و آموزش از نیل دگراس تایسون (اخترفیزیکدان مشهور) باشد، اگرچه تصور نمی‌شود، او پاسخ تماس‌های ترامپ را بدهد، اما چیزی که مشخص است این که مسائل مربوط به علم و تکنولوژی همچنان ادامه دارند و پیشرفت‌ها در این زمینه‌ها ادامه خواهد داشت. تنها با اشاره به ژست جالب‌توجه باز آلدرین در خلال صحبت‌های ترامپ، به خوبی مشخص است که جامعه علمی به‌سادگی با چنین شرایطی سازگاری پیدا نمی‌کند.

.

منبع: gizmodo

مطلب ترامپ به اخلال جامعه علمی آمریکا ادامه می‌دهد: بخش علمی کاخ سفید هیچ کارمندی ندارد! برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

گوشی های هوشمند ما می توانند حالت چشمانمان را تغییر دهند!

گوشی های هوشمند ما می توانند حالت چشمانمان را تغییر دهند!

هنگامی که تلویزیون ساخته شد و یا هنگامی که مانیتورهای کامپیوترهایمان ساخته شد، همواره دانشمندان به ما هشدار می دادند که استفاده بیش از حد از آن ها می تواند به چشمان ما آسیب زده و همواره تاکید می کردند که کاربران فاصله خود را از این دستگاه ها حفظ کنند.

حال با پیدایش دستگاه های قابل حمل اعم از گوشی های هوشمند، تبلت ها و غیره، درست مانند این است که همواره یک تلویزیون و یا مانیتور در جیب های خود داشته و با خود حمل می کنیم، صبح و شب از آن ها استفاده کرده و تقریبا در اکثر مواقع نیز این دستگاه ها در جلوی چشمان ما قرار دارد.

با توجه به این توضیحات، در طول چند سال اخیر به راحتی می توانستیم نتیجه بگیریم که این دستگاه ها می توانند به چشم هایمان آسیب بزنند، اما به نظر می رسد که این آسیب پا را فراتر گذاشته و پژوهشگران مطالب عجیب تری نیز در رابطه با استفاده از گوشی های هوشمند بیان می کنند.

براساس گزارش منتشر شده در وب سایت Wired، به نظر می رسد اصرار بیش از حد ما به استفاده از گوشی های هوشمند می تواند حالت چشمانمان را تغییر دهند!

دکتر چشم پزشک، اندرو باستاوروس در این خصوص می گوید:

 افراد بیشتری نسبت به دهه گذشته نزدیک بین خواهند شد. پیامدهای این موضوع فقط این نیست که مردم بیشتری از عینک استفاده می کند، بلکه این امر موقعیتی پاتولوژیک بوده و باید آسیب شناسی شود.

در حالی که دکتر باستاوروس صراحتا بیان نمی کند که مقصر اصلی این داستان دستگاه های موبایل ماست، اما دقیقا نیز نمی داند که چگونه می تواند این اتفاق بیافتد.

باستاوروس در ادامه می افزاید:

تئوری اولیه بیان می کند که مردم این روزها به واسطه استفاده از گوشی های هوشمند، از فاصله نزدیک تری به مطالب مطالب مورد نیاز خود می پردازند و این موضوع چشم هایمان را تشویق می کند تا برای پاسخگویی به نیازهای زیست محیطی، نزدیک بین شوند. همچنین شواهد روشنی وجود دارد که نشان می دهد این موضوع می تواند به سرعت تبدیل به یک واکنش ژنتیکی یا زیست محیطی شود.

به هر حال درباره اینکه استفاده بیش از حد از گوشی های هوشمند که این روزها تقریبا گریبان گیر همه اقشار جامعه شده، می تواند مضرات بیشماری روی مکانیزم بدن و علی الخصوص چشم هایمان داشته باشد، جای هیچ بحثی وجود ندارد؛ اما اینکه این آسیب تا چه میزان می تواند بنیادین بودی و یا باعث واکنش های ژنتیکی در بشر شود، جای بحث بسیار دارد.

در انتها باید گفت درست است که دکتر باستاوروس ما را به دلیل استفاده بیش از حد از گوشی های هوشمند سرزنش نکرد، اما این احتمال وجود دارد که آیندگان ما به دلیل تغییر ساختار بیناییشان، به شدت اجداد خود را مورد شماتت و سرزنش قرار دهند. نظر شما در این‌باره چیست؟

منبع: ubergizmo

مطلب گوشی های هوشمند ما می توانند حالت چشمانمان را تغییر دهند! برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

مخترع تلگراف بی سیم تصور می‌کرد، دوران بی‌سیم، به جنگ پایان می‌دهد!

مخترع بی‌سیم تلگرافی تصور می‌کرد، دوران بی‌سیم، به جنگ پایان می‌دهد!

“پدید آمدن دوران بی‌سیم، جنگ را غیرممکن می‌کند؛ چراکه جنگ را به چیزی مضحک بدل می‌کند.”، گولیلمو مارکونی، سال ۱۹۱۲

مجله دنیای فنی در سال ۱۹۱۲، مقاله‌ای از مخترع مشهور برنده نوبل، گولیلمو مارکونی منتشر کرد که او در آن، پیش‌بینی بسیار جسورانه‌ای انجام داده بود. مارکونی که به  اختراع تلگراف بی‌سیم شناخته می‌شود، در این مقاله، جهانی را تصور می‌کرد که در آن جنگ به سبب ارتباطات بهتر و مؤثرتر، غیرممکن می‌شد.

مارکونی رؤیاهای خیلی خیلی بزرگی برای «دوران بی‌سیم» داشت که تنها به تلگراف محدود نبودند. البته تلگراف بی‌سیم قطعا تمرکز اصلی و بزرگ‌ترین دغدغه او بود. مارکونی قابلیت‌های زیادی را برای برقراری ارتباط در مسافت‌های طولانی (به لحاظ تئوری حتی انتقال برق و انرژی از طریق مشابه) می‌دید. در این مورد هم با مخترعان دیگری (همچون آلفرد نوبل) توافق نظر داشت که تصور می‌کردند با حل مشکلات فنی، می‌تواند جهان را به‌کلی دگرگون کند.

برای درک غرور مارکونی، باید این نکته مهم را هم درک کنیم که او واقعا با اختراعاتش، مخترعی انقلابی محسوب می‌شد. پیش‌بینی‌های او در مورد چیزهایی همچون پایان جنگ و رهایی از موانع اقتصادی فعلی، به نظر دور از دسترس می‌رسد و اگر عادلانه قضاوت کنیم، در سال ۱۹۱۲، خیلی دست‌نیافتنی‌تر هم بوده‌اند. اما وقتی چیزی شبیه تلگراف بی‌سیم پدید آمد، همه‌چیز دستخوش تغییر شد. اما مسئله این بود که چنین اختراعاتی به‌ندرت به روشی قابل پیش‌بینی و یا کاملا مثبت دنیا را تغییر دادند.

شاید اگر رؤیایی مارکونی در مورد انتقال برق به‌صورت بی‌سیم، به تحقق می‌رسید، ما شاهد تغییر اساسی و واقعی را در مبارزه بر سر منابع می‌بودیم
شاید اگر رؤیایی مارکونی در مورد انتقال برق به‌صورت بی‌سیم، به تحقق می‌رسید، ما شاهد تغییر اساسی و واقعی را در مبارزه بر سر منابع می‌بودیم

چیزی که مارکونی که در نظر نگرفته بود، این بود که اغلب توانایی برقراری ارتباط با توانایی‌ها و قابلیت‌هایی ناخوشایند همراه است. ارتباطات دوربرد ما را قادر به از کار انداختن هواپیماها، انجام برنامه‌های مخفی، ایجاد اهرم‌های فشار برای حل مناقشات مختلف می‌کند. امکان ممنوع کردن چنین توانایی، به چنین استفاده‌های سوئی کمک نمی‌کرد و رؤیایی مارکونی برای انتقال برق از طریق امواج رادیویی ایده‌ای شکست‌خورده محسوب می‌شد.

اما مارکونی باوجود تصور احتمالات انقلابی چنین اختراعی، به‌کلی از دیدن چنین منظری ناتوان بود. او فرصت‌های باورنکردنی می‌دید و تصور می‌کرد، با استفاده از این فرصت‌ها، می‌توان زندگی انسان را بهبود بخشید. او در این مورد کارکردهای منفی بشری را نادیده گرفته بود. انسان‌ها در تمام دوره تاریخ در حال جنگیدن بوده‌اند، و توانایی برقراری ارتباط و حتی توزیع مناسب منابع هم نمی‌توانست، چیزی را تغییر دهد. مطمئنا، اختراع او، در مقیاس بزرگ ارتباطات، انقلابی بزرگ بود (و توزیع عادلانه آن به گفته مارکونی) اما قدرت این را نداشت که همه را به توافق نظر برساند.

بزرگ‌ترین مسئله این بود که هیچ‌گاه زیرساخت‌ها و ارتباطات، در چهره منفی انسان و البته ناتوانی ما در توافق دخیل نبوده‌اند. در تمام دنیا، افرادی هستند که رنج می‌برند و دیگرانی هم هستند که از رفاه برخوردارند. اگر سیستم انتقال برق مارکونی کار می‌کرد، فوق‌العاده می‌بود، اما در اینکه می‌توانست ما را نجات دهد، تردید داریم.

شاید اگر رؤیایی مارکونی در مورد انتقال برق به‌صورت بی‌سیم، به تحقق می‌رسید، ما شاهد تغییر اساسی و واقعی را در مبارزه بر سر منابع می‌بودیم. شاید اگر نژاد بشر تا این حد سخت سرانه به حل مناقشاتش به روش‌های مختلف نمی‌پرداخت، شاید در دنیایی دیگر (بخوانید دنیای ایدئال)، مارکونی موفقیت تاریخی به دست می‌آورد.

.

منبع: inverse

 

مطلب مخترع تلگراف بی سیم تصور می‌کرد، دوران بی‌سیم، به جنگ پایان می‌دهد! برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

۱۰ معمای علمی که بدون توضیح باقی مانده‌اند!

10 معمای علمی که بدون توضیح باقی مانده‌اند!

علم قدرتمند است، اما چیزهای بسیاری هستند که هنوز به‌وسیله علم قابل توضیح نیستند.چنین چیزهایی عموما از دسترس علوم کنونی خارج‌اند و یا به‌سادگی توضیحشان ممکن نیست. در ادامه با برخی از برجسته‌ترین معماهای علمی با ما همراه باشید.

۱-سیستم اسرارآمیز EM Drive و نقض قانون سوم نیوتون

سال‌هاست که شایعاتی در مورد آزمایش سیستم EM Drive (سیستم پیشران محفظه تشدید یا موتور الکترومغناطیسی) می‌شنویم. این سیستم، سیستم نیرومحرکه بدون سوختی است که ناسا به دنبال توسعه آن بوده است. این سیستم، بر روی کاغذ قادر به نقض قانون سوم نیوتون است.

این موضوع ماه دسامبر سال گذشته، جالب‌تر شد. در آن زمان دولت چین ادعا کرد که در حال آزمایش یک سیستم EM Drive در فضا است و یک منبع ناشناس به اینترنشنال بیزینس تایمز گفت؛ دولت ایالات‌متحده آمریکا هم در حال آزمایش همین سیستم با هواپیمای فضایی اسرارآمیز ارتش، موسوم به X-37B است. اکنون پس از گذشت پنج ماه، کماکان شایعات زیادی در مورد مأموریت سری این هواپیمای فضایی در جریان است.

سیستم EM Drive، سیستمی که به دانشمندان امکان آزمایش سیستم نیروی محرکه جنجالی بدون گرانش و اصطکاک در فضا را می‌دهد. کارایی این سیستم تا حدی زیادی هنوز به اثبات نرسیده، اما از پتانسیل فوق‌العاده بالا و انقلابی چنین سیستمی به راحتی نمی‌توان گذشت. سیستم EM Drive، سیستم نیرو محرکه‌ای است که از لحاظ تئوری به جای استفاده از سوخت، به وسیله نوسان امواج مایکروویو به جلو و عقب، نیروی تراست تولید می‌کند.

این سیستم نیرومحرکه بر اساس مفروضات، قادر به تولید نیروی تراستی است که می‌تواند انسان را ظرف مدت ۷۰ روز به مریخ برساند و بله، اساساً توانایی تحول عظیمی در سفرهای فضایی دارد. البته همه این‌ها منوط به این است که کارایی سیستم EM Drive، واقعاً از لحاظ عملی به اثبات برسد.

آزمایش‌های اولیه، ازجمله مطالعه جدیدی که ناسا منتشر کرده نشان می‌دهند، سیستم EM Drive قادر به تولید نیروی تراست است. در این مطالعه ناسا می‌خوانیم: “داده‌های تراست از جلو و عقب نشان می‌دهند، این سیستم قادر به تولید نیروی تراستی معادل ۱٫۲ میلی نیوتن در کیلووات در خلأ است که همان عملکرد سیستم تکانشی در هوا است.”

به‌هرحال، چنین سیستمی قانون سوم حرکت نیوتن: «هر عملی را عکس‌العملی است؛ مساوی آن و در جهت خلاف آن» را نقض می‌کند. در واقع مفهوم اساسی در قانون سوم نیوتن این است که نیروی تک در طبیعت وجود ندارد. هر نیرویی دارای نیروی دیگری با همان اندازه و در جهت مخالف آن است. درواقع تمامی نیروهای موجود در طبیعت از این قانون پیروی می‌کنند و همه چیز در طبیعت به صورت دوتایی (همچون دو سر چوب و..) عمل می‌کند.

سیستم EM Drive هیچ نیروی سوختی ندارد و بنابراین از لحاظ فنی نباید قادر به تولید نیروی پیشرانش باشد. یکی از بهترین روش‌ها برای کاهش اثرهای عواملی همچون اصطکاک و فشار هوا، آزمایش سیستم EM Drive در فضا است، به همین دلیل دولت چین و آمریکا، همه علاقه‌مند به آزمایش این سیستم در فضا هستند. در این مورد حتی چین ممکن است، پیش از این سیستم خود را در فضا مورد آزمایش قرار داده باشد.

همچنین درگذشته شایعاتی وجود داشت که بوئینگ با مخترع EM Drive، مهندس انگلیسی راجر شوویر مشغول همکاری بوده است. هرچند، بوئینگ بعدها اعلام کرد، دیگر علاقه‌ای به این دستگاه ندارد.

دولت آمریکا ادعا می‌کند، هواپیمای فضایی X-37B به‌طور رسمی در حال آزمایش پیشرانه اثر هال است که توسط شرکت آیروجت راکیتداین ساخته شده است. این شرکت آمریکایی سازنده موشک و سیستم‌های نیروی محرکه وسایل نقلیه فضایی است.

پیشرانه اثر هال، سیستم نیروی محرکه امیدوارکننده دیگری است که توسط ناسا توسعه یافته و قادر به تولید ۶۰ میلی نیوتن در کیلووات است که در مقایسه با سیستم EM Drive نیروی فوق‌العاده قابل‌توجهی محسوب می‌شود؛ اما این سیستم هنوز متکی به سوخت است و بنابراین، نمی‌تواند مشکل حمل سوخت در مأموریت‌های آینده فضایی را بر طرف کند.

ولی تا زمانی که شواهدی در دست نباشد، هیچ چیزی را نمی‌توان تأیید کرد. باید منتظر اخبار رسمی و یا مقالات کارشناسی شده در نشریات علمی بمانیم؛ اما این واقعیت که هواپیمای فضایی ناسا در حال آزمایش حداقل یک سیستم نیروی محرکه نوآورانه است، می‌تواند نویدبخش آینده امیدوار کننده سفرهای فضایی باشد و اگر این شایعات در مورد سیستم EM Drive حقیقت داشته باشند؛ باید منتظر تحولی عظیم در سفرهای فضایی باشیم.

 

۲-مهاجرت مرموز نهنگ‌های گوژپشت

نهنگ‌های گوژپشت، به‌تنهایی خود مشهورند، باوجودی که این حیوانات تمایل دارند، به‌صورت گروهی مهاجرت، تغذیه و جفت‌گیری کنند، اما بسیاری از زندگی خود را در تنهایی و یا در گروه‌های کوچکِ موقتی سپری می‌کنند.

اما به نظر می‌رسد، چیزی در اقیانوس نامتوازن شده است. دانشمندان در چند سال اخیر شاهد، مهاجرت گروهی نهنگ‌های گوژپشت بوده‌اند. محققان می‌گویند، پیش ‌از این هیچ‌گاه گروه‌های ۲۰ تا ۲۰۰ نهنگ را ندیده بودند که در سال‌های اخیر در سواحل جنوب غربی آفریقای جنوبی مشاهده کرده‌اند.

کن فیندلی، محقق ارشد این مطالعه از دانشگاه تکنولوژی شبه‌جزیره کیپ در آفریقای جنوبی، می‌گوید:”هرگز چیزی شبیه این ندیده بودم.”

بر اساس مطالعه جدید، ۲۲ نمونه از گروه‌های نهنگ گوژپشت در سه کشتی تحقیقاتی در سال‌های ۲۰۱۱، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵  مشاهده‌شده است. علاوه بر این، تعداد انگشت‌شماری از این گروه‌ها هم از طریق هواپیما در نواحی جنوب غربی در آفریقای جنوبی مشاهده‌شده است. محققان از این رفتار نهنگ‌ها به‌عنوان رفتاری بدیع و افراطی نام‌برده‌اند و می‌گویند، این رفتار ممکن است، نشانه‌ای از تجدید حیات مرموز نهنگ‌های گوژپشت در سال‌های اخیر باشد.

فیدلی و گروهش در مطالعه خود نوشته‌اند:”هیچ‌وقت در زمان مهاجرت نهنگ‌های گوژپشت، گروه‌های تغذیه متراکمی این‌چنینی در هیچ کجای دیگر عرض‌های جغرافیایی پایین و یا در نیمکره جنوبی گزارش نشده بود. درواقع، به‌ندرت در منابع مختلف گزارش‌هایی از گروه‌های ۱۰ تا ۲۰ نهنگ وجود داشته است.”

نه‌ تنها اندازه این گروه‌ها عجیب است، بلکه محل شکل‌گیری این گروه‌ها هم غیرمعمول است. این نهنگ‌ها با جمع شدن در نزدیکی آفریقای جنوبی در تابستان،  هزاران کیلومتر از محل‌های تغذیه معمول خود در جنوبگان قطب جنوب دور می‌شوند. دانشمندان توضیحی برای این تغییر ناگهانی رفتار نهنگ‌ها ندارند. در طول ماه‌های تابستان، ژوئن، ژوئیه و اوت، نهنگ‌های گوژپشت به‌سوی آب‌های جنوبگان می‌روند تا امکان تغذیه از حجم انبوهی از کریل ها و ماهی‌ها را داشته باشند تا ذخایر چربی کافی برای زمستان در اختیار داشته باشند.

پس ‌از آن نهنگ‌های گوژپشت برای جفت‌گیری و سپری کردن زمستان به‌سوی شمال و آب‌های سواحل نیمه گرمسیری و گرمسیری مهاجرات می‌کنند. اما چرا این روند تغییر کرده است؟

مهاجرت مرموز نهنگ‌های گوژپشت

محققان با توجه به اینکه هنوز باید شواهد بیشتری را جمع‌آوری کنند، توضیحی برای این موضوع ندارند؛ اما می‌گویند، این استراتژی تغذیه جدید می‌تواند به علت تغییرات میزان دسترسی به طعمه‌ها به دلیل تغییر شرایط اقیانوس‌های جهان باشد و یا به‌سادگی تنها افزایش جمعیت نهنگ‌های گوژپشت دلیل آن باشد.

این روزها به شنیدن در مورد کاهش جمعیت گونه‌های مختلف جانوری عادت کرده‌ایم؛ اما برخلاف این روند، تعداد نهنگ‌های گوژپشت نیمکره جنوبی رو به افزایش بوده است. بنا به گزارش‌ها، جمعیت نهنگ‌های گوژپشت استرالیا از زمان ممنوعیت صید نهنگ در امتداد سواحل شرقی در دهه ۱۹۶۰، به بهترین سطح خود رسیده است.

فیندلی و گروهش، تصور می‌کنند، این افزایش سریع جمعیت دلیل کاهش منابع غذایی باشد که آن‌ها را مجبور به تغییر استراتژی و مهاجرت به آفریقای جنوبی کرده است.

همچنین گفتنی است، این رفتار حقیقتا مورد جدیدی نیست، نهنگ‌های گوژپشت در سال ۱۹۱۴، پیش از اینکه صید نهنگ تا ۹۰ درصد جمعیتشان را کاهش دهد، برای تغذیه به سواحل جنوب غربی آفریقای جنوبی آمده بودند. و اکنون‌که تعداد نهنگ‌ها در حال افزایش است، نهنگ‌ها می‌توانند رفتار چندین سال قبل خود را دوباره در پیش گیرند. همچنین امکان دارد، نهنگ‌ها پیش‌ازاین هم این رفتار را داشته‌اند، اما ازآنجایی‌که تعداد آن‌ها کم بوده، کسی توجهی به آن نمی‌کرده است.

فیندلی می‌گوید:”امکان دارد رفتار فوق پیش‌ازاین هم وجود داشته؛ اما قابل‌رؤیت نبوده باشد.”

۳-آیا سیاره نهم منظومه شمسی وجود دارد؟

مطالعه‌ای جدید، استدلال می‌کند، سیاره فرضی نهم احتمالا از مدار گرانش منظومه خورشیدی دیگری خارج شده و سپس تحت تأثیر گازهای بین کهکشانی ناشی از گرانش خورشید ما قرار گرفته است. از زمانی که دانشمندان شواهدی مبنی بر وجود سیاره نهم منظومه شمسی را مطرح کرده‌اند، ستاره شناسان به دنبال شواهد قطعی از وجود این سیاره بوده‌اند؛ اما اگر این سیاره وجود داشته باشد، احتمالا باید خیلی دور باشد. البته باوجود شواهد غیر مستقیم فعلی امکان اثبات چنین موضوعی وجود ندارد.

مطالعه اخیر نشان می‌دهد، این سیاره مرموز اگر وجود داشته باشد، در بیرونی‌ترین بخش (لبه) منظومه شمسی واقع است و ممکن است سیاره‌ای سرگردان باشد که در مدار گرانشی خورشید به دام افتاده است.

احتمال وجود سیاره نهم منظومه شمسی در ژانویه ۲۰۱۶ برای نخستین بار توسط اختر فیزیکدانان کنستانتین باتیگین و مایکل براون در مؤسسه فناوری کالیفرنیا (Caltech) پیشنهاد شد. این محققان متوجه برخی ناهنجاری‌های گرانشی در خارج از منظومه شمسی شده بودند که می‌توانسته ناشی از سیاره‌ای عظیم باشد که فراتر از نقطه مشاهده ماست و فاصله‌ای حدود ۲۰ برابر دورتر از نپتون به خورشید داشته باشد.

این مطالعه در ۲۲۹ امین اجلاسیه انجمن نجوم آمریکا در انگور، تگزاس ارائه شد. محققان پس از ۱۵۶ شبیه‌سازی کامپیوتری از سیارات سرگردان فرضی در مدار گرانشی منظومه شمسی ما، به این نتیجه رسیدند که سیاره نهم منظومه شمسی، سیاره سرگردانی بوده که به دام مدار گرانشی خورشید افتاده است. جیمز وسپر از دانشگاه ایالتی نیومکزیکو، چنین استدلالی را بسیار قابل‌قبول می‌داند.

آیا سیاره نهم منظومه شمسی وجود دارد؟

به گفته جاشوا پیپر، استاد فیزیک و فیزیک نجومی از دانشگاه لی های، پنسیلوانیا که در این مطالعه مشارکت نداشته: “یک سیاره سرگردان، شی‌ء کیهانی است که به دور حلقه یک ستاره شکل می‌گیرد، چیزی مشابه سیارات واقع در منظومه شمسی ما. با این حال، اگر این سیاره در دوران اولیه شکل‌گیری خود، پیش از قرار گرفتن در سیستم خورشیدی خود، گذر نزدیکی از سیاره‌ای عظیم و حجیم داشته باشد، می‌تواند از منظومه خورشیدی خود خارج شود و در فضای بین ستاره‌ای کهکشان راه شیری در میان ستارگان سرگردان قرار گیرد. “

در شبیه‌سازی‌های انجام شده در این مطالعه، سیاره نهم در ۶۰ درصد موارد از تأثیر نیروهای گرانشی وارده خارج شد ( تبدیل به سیاره‌ای سرگردان شد)؛ اما در ۴۰ درصد موارد به دام نیروی گرانشی خورشید افتاد.

این مورد به توضیح فاصله فرضی سیاره نهم منظومه شمسی ما کمک بسیاری کرد. مایکل اسموتکو استاد اخترفیزیک از دانشگاه نورث وسترن که در این مطالعه مشارکت نداشته، می‌گوید: “تصور کنید خورشید به اندازه یک پرتقال و یا یک سیب باشد. در همین حال تصور کنید، سیارات چیزی شبیه مگس‌های میوه در اطراف خورشید هستند. در این مقیاس (فرضی) نزدیک‌ترین ستاره به خورشید، ستاره پروکسیما قنطورس، ستاره‌ای حدودا سیب شکل در فاصله ۲۲۵۳ کیلومتر دورتر (تقریبا فاصله بین شیکاگو به توسان) است. اکنون تصور کنید، شانس یک مگس میوه در شیکاگو برای رسیدن به فاصله‌ای این‌چنینی و یافتن سیبی در توسان چقدر است؟ چنین امکانی وجود دارد؛ اما بسیار بعید است.”

به این ترتیب، واضح است، اسموتکو  نظریه تشکیل سیاره نهم در منظومه شمسی را ترجیح می‌دهد.

اسموتکو توضیح می‌دهد: “سیارات کلاسیک، عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل و همه دیگر سیارات (منظومه شمسی) به‌راحتی قابل مشاهده با چشم غیرمسلح هستند و هزاران و هزاران سال است که توسط بشر شناخته‌شده‌اند. این اجرام کیهانی موقعیت خود را در آسمان شب با توجه به ستارگان پس‌زمینه (به نحوی که گویی هیچ تغییری روی نداده) تغییر می‌دهند. در واقع، نام سیاره –در انگلیسی پلانت- از کلمه (اَستِر پِلانِتِس در زبان یونان باستان) به معنی سرگردان برگرفته شده است.”

پس از اختراع تلسکوپ در اوایل قرن هفدهم، از مرموز بودن سیارات کاسته شد و به شروع دوره‌ای جدید در کاوش‌های دوره انقلاب علمی کمک کرد. در سال‌های ۱۶۰۹-۱۶۱۰، گالیلئو گالیله، با استفاده از تلسکوپ، اهله زهره را مورد بررسی قرار داد و از لحاظ علمی اثبات کرد که سیارات منظومه شمسی به دور خورشید گردش می‌کند، تا تغییر اساسی در نگرش انسان به جهان پدیدار شود.

پیپر می‌گوید:” اکتشافات سیارات بعدی، به بشریت، گستردگی جهان و اینکه چیزهای زیادی برای کشف وجود دارد را نشان داد؛ اما این کشفیات عموما جهان‌بینی بشریت را همچون کشفیات کوپرنیک و گالیله (از موقعیت زمین ما در منظومه شمسی) و یا انیشتین (ادراک ما از فضا و زمان) را تغییر ندادند. “

مطالعه سیارات همچنان تصورات ما از منظومه شمسی و نقش ما در آن را به چالش می‌کشد. حتی تغییر دسته‌بندی پلوتون از یک سیاره به یک سیاره کوتوله در سال ۲۰۰۶، دانشمندان و عموم مردم را مجبور به تجدیدنظر در مورد ماهیت سیارات کرد.

پیپر می‌گوید: “اگر سیاره نهم منظومه شمسی واقعا وجود داشته باشد و تائید و مشاهده شود، به‌احتمال زیاد به ما نشان می‌دهد، روند شکل‌گیری سیارات، خشن‌تر و پر هرج‌ومرج تر از چیزی بوده که پیش‌ازاین تصور می‌کردیم. شاید این (اثبات وجود سیاره نهم منظومه شمسی) به ما نشان دهد، هنوز هم فضای بسیاری برای اکتشافات جدید وجود دارد.”

۴-حفره‌های مرموز هرم جیزه مصر

دانشمندان سال‌هاست، مشکوک هستند که هرم بزرگ جیزه دارای حفرها و راهروهای مخفی است که به مدت هزاران سال، از دسترس باستان شناسان و سارقان آثار باستانی به دورمانده‌اند. اکنون محققان می‌گویند، شواهدی از حفره‌ای عجیب پشت قسمت شمالی هرم یافته‌اند که به طور کامل از کانال‌های اصلی و مقبره درون بنای عظیم اصلی جداست.

هرم بزرگ جیزه که هرم خوفو نیز مشهور است، حدود بیش از ۴۵۰۰ سال قبل به‌وسیله فرعون خوفو ساخته شده است. این هرم در زمان ساخت ۱۴۶ متر ارتفاع داشت که بلندترین بنای مصر باستان نیز محسوب می‌شود. پروژه‌ای که «اسکن اهرام» نام دارد و شامل محققانی از چندین دانشگاه، مؤسسات تحقیقاتی و شرکت‌های تکنولوژی از سراسر جهان است، اکنون به دنبال کشف اسرار این اهرام هستند.

این محققان از ترکیبی از ترموگرافی مادون‌قرمز، شبیه‌سازی سه‌بعدی و تصویربرداری رادیوگرافی موآن برای آشکار کردن این ساختارهای عجیب بهره می‌برند. آن‌ها می‌گویند، موفق به کشف حفره‌ای شده‌اند. در حالی که ترموگرافی مادون‌قرمز برای شناسایی تغییرات دمای داخل ساختمان‌ها و بناها مورد استفاده قرار می‌گیرد، همچون تصویربرداری اشعه ایکس به درون محیط نفوذ می‌کند و امکان بازسازی سه‌بعدی بنا را در اختیار محققان قرار می‌دهد.

حفره‌های مرموز هرم جیزه مصر

محققان می‌گویند، با استفاده از این تکنیک درون هرم بزرگ را نقشه‌برداری کرده‌اند و حفره ناشناخته‌ای به بزرگی تقریبا ۱۰۵ متر را در لبه شمال شرقی بنا شناسایی کرده‌اند. آن‌ها همچنین موفق به تشخیص نوعی حفره در ورودی دروازه قسمت شمالی هرم شده‌اند.

البته هیچ مدرکی دال بر ارتباط این دو حفره باهم وجود ندارد. محققان پروژه اسکن اهرام می‌گویند، در نوامبر سال ۲۰۱۵ با شناسایی ناهنجاری حرارتی در قسمت شمالی هرم، نسبت به وجود یک حفره ناشناخته مشکوک شده‌اند. البته محققانی که در این پروژه شرکت ندارند، هنوز کاملا متقاعد نشده‌اند.

این محققان می‌گویند، پروژه اسکن اهرام باید یک سال دیگر ادامه یابد تا اطلاعات بیشتری در مورد ناهنجاری‌های حرارتی بیشتر پیدا شود. تنها زمان می‌تواند، درستی فرضیه این محققان را به اثبات برساند، اما هر اتفاقی بیفتد، می‌تواند نویدبخش اکتشافات هیجان‌انگیزی را می‌دهد.

۵- هویت هیولای مرموز تالی

سال گذشته بود که دانشمندان اعلام کردند که موفق به کشف هویت هیولای مرموز تالی شدند. هیولای تالی فسیل مرموز جاندار نرم تنی است که بیش از ۵۰ سال قبل در معادن ایالت ایلینوی آمریکا کشف شده بود و از آن زمان ذهن دانشمندان را مشغول خود کرده بود.

این محققان جاندار موردنظر را به‌افتخار کاشف آن، فرانسیس تالی، هیولای تالی (Tully Monster) نام‌گذاری کردند و در سال ۱۹۸۹، این فسیل رسما وارد بایگانی فسیل‌های دیرینه شناسان شد. اما بحث در مورد این جاندار حلزون مانند و یا ماهی مانند هنوز هم ادامه داشته است. حال، محققان با بررسی هزاران فسیل مشابه به این نتیجه رسیده‌اند که تالی قطعا یک مهره‌دار محسوب می‌شده است.

این جانور از لحاظ ساختار آرواره‌ها به مارماهی موسوم به مکنده‌ ماهی (بانام علمی Petromyzontiformess) ارتباط نزدیکی دارد. بر اساس شکل و ساختار این جانور، این فسیل را پیش‌ازاین به کرم‌ها، نرم‌تنانی (مانند، حلزون‌ها و صدف‌ها)، بندپایانی (شامل برخی حشرات و عنکبوت‌ها) و کنودونت ها که گونه‌ای از طنابداران منقرض‌شده هستند، مرتبط می‌دانستند. طنابداران شاخه‌ای هستند که متعلق به تمام مهره‌داران‌اند و همه کنودونت‌ها، دارای میله اسکلتی به نام نوتوکورد هستند، چیزی که در انسان تبدیل به بخشی از ستون فقرات شده است. یکی از قوی‌ترین فرضیات تالی را گونه‌ای کنودونت فرض می‌کرد، ازاین‌رو، مک کوی و همکارانش بیش از ۱٫۲۰۰ نمونه فسیل مشابه در موزه تاریخ طبیعی را که از رسوبات کربونیفر زیرین متعلق به ۳۰۷ تا ۳۰۹ میلیون سال قبل کشف‌شده بودند، مورد تجزیه‌وتحلیل قراردادند.

هویت هیولای مرموز تالی

هیولای تالی، موزه تاریخ طبیعی نتیجه این تحلیل‌ها بازسازی ساختاری نوتوکوردی بود، چیزی که پیش ‌از این تصور می‌شد بخشی از یک روده (جانداری دیگر) است. این جاندار که ۱۰۰ سانتیمتر طول دارد، همچنین دارای آب شش، الگوی سگمنتالی بدن، ساختار چشم‌هایی شبیه کوسه‌ماهی‌ها و آرواره‌هایی با دندان‌های ریز و باریک مانند خرطوم و دمی باله‌ای است. محققان درنهایت با تحلیل رابطه تکاملی و ترکیب این صفات باهم به این نتیجه رسیدند، تالی را در دسته مهره‌داران قرار دهند. تالی رابطه نزدیکی با مارماهی‌ها امروزی دارد، هرچند نمی‌تواند کاملا نیای این جاندار تلقی شود.

۶- انفجارهای رادیویی سریع غیرقابل توضیح

دانشمندان تاکنون موفق به کشف ۲۲ از این سیگنال‌های رادیویی مرموز شده که هنوز نتوانسته‌اند، هیچ توضیحی برای آن داشته باشند. انفجارهای رادیویی سریع (FRB)، تشعشعات سریع انرژی هستند که در کسری از میلی‌ثانیه دیده می‌شوند و یک میلیارد بار درخشان‌تر از هر چیزی هستند که تاکنون در کهکشان دیده‌شده‌اند.  آخرین انفجار رادیویی سریع که تشخیص داده شده است، مغشوش‌ترین آن‌ها است، دانشمندان می‌گویند، به‌هیچ‌وجه به حل معمای این تشعشعات انرژی نزدیک نشده‌اند.

انفجارهای رادیویی سریع، مرموزترین و انفجاری‌ترین سیگنال‌های جهان هستند که به همه‌چیز از امواج ماکروویو تا فضاپیماهای موجودات فضایی نسبت داده‌شده‌اند. باوجود تائید ۲۲ سیگنال تا به امروز، به نظر می‌رسد، ممکن است، این سیگنال‌ها نادر باشند. اما دانشمندان می‌گویند، این تشعشعات انرژی ممکن است در جهان کاملا فراوان باشند. آن‌ها پیش‌بینی می‌کنند، در حدود ۲۰۰۰ مورد از این انفجارهای رادیویی سریع هر روز در جهان منتشر شوند.

دلیل تشخیص بسیار سخت این تشعشعات به دلیل سرعت بیش از حد آن‌ها است که تنها در حدود ۵ میلی‌ثانیه عبورشان به طول می‌انجامد. به‌طوری که تنها اوایل سال جاری بود که دانشمندان قادر به تائید این موضوع بودند که منشأ این تشعشعات فضا است.

محققان در مطالعه جدیدی که اوایل سال جاری منتشر کردند، یک انفجار رادیویی سریع به نام FRB 150215 را شرح دادند که در ۱۵ فوریه سال ۲۰۱۵ توسط تلسکوپ رادیویی پارکز در استرالیا شناسایی شده بود. اولین دلیل برای عجیب بودن این انفجار رادیویی این بود که پتروف و همکارانش موفق شده بودند، این انفجاری رادیویی سریع را از طریق چندین تلسکوپ مشاهده کنند. اما با این وجود قادر به تشخیص هیچ‌گونه سیگنال و یا اثر نوری نشده بودند.

انفجارهای رادیویی سریع غیرقابل توضیح

آن‌ها از طریق ۱۱ تلسکوپ به جستجوی امواج رادیویی، نوری، اشعه ایکس، گاما و انتشار نوترینو، این تشعشات انرژی بودند، اما موفق به شناسایی هیچ‌گونه ردپایی نشدند. چگونه چیزی که انرژی بیش از ۵۰۰ میلیون خورشید تولید می‌کند، می‌تواند هیچ ردپایی از خودش برجای نگذارد؟

دلیل دوم برای عجیب بودن مورد، FRB 150،۲۱۵، این بود که با توجه به جهت آن از ناحیه بسیار متراکمی از کهکشان راه شیری به ما می‌رسید، نباید از زمین قابل تشخیص می‌بود. در واقع به نظر می‌رسد، محققان در این زمینه، خوش‌شانس بوده‌اند، چرا که احتمالا این انفجار رادیویی سریع از طریق نوعی حفره در کهکشان راه شیری به زمین رسیده است. حال به نظر می‌رسد، برای حل این معما که پدیده‌ای کاملا ناشناخته و جدید محسوب می‌شود، به سال‌ها زمان نیاز باشد.

۷- سه آزمایش با نتایجی مشابه که از پدیده‌ای فراتر از مدل‌های استاندارد فیزیک ذره‌ای خبر می‌دهند

بررسی سه آزمایش جداگانه که نتایج مشابهی در برداشته‌اند، نشان می‌دهد که ما ممکن است، با پدیده‌ای مواجه شده باشیم که فراتر از مدل‌های استاندارد فیزیک ذرات است. داده‌های آزمایش‌هایی که در آمریکا، سوئیس و ژاپن انجام شده‌اند، نتایجی با تشابه ۹۹.۹۵ درصدی را نشان داده‌اند.

بر اساس یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم مدل استاندارد به نام جهان‌شمولی لپتون، تمامی لپتون‌ها به صورتی مساوی تحت تأثیر نیرویی بنیادین قرار دارند و این به آن معنی است که تمامی لپتون‌ها باید با سرعتی برابر دچار زوال شوند. اما در داده‌های ثبت شده محققان متوجه تفاوت کوچک اما محسوسی در سرعت تجزیه ذرات شدند. این به آن معنی است که نیروها یا ذراتی ناشناس می‌توانند بر روند زوال لپتون‌ها اثرگذار باشند.

سه آزمایش با نتایجی مشابه که از پدیده‌ای فراتر از مدل‌های استاندارد فیزیک ذره‌ای خبر می‌دهند

‌ مدل استاندارد فیزیک ذره‌ای در حال حاضر بهترین چیزی است که می‌تواند رفتار و تعامل ذرات در سرتاسر جهان را توضیح دهد. این مدل مدت‌ها است که به مرجع قابلی قبول تبدیل شده‌ است.

حال محققان می‌گویند که موفق به ردیابی نشانه‌های ذره‌ای به نام لپتون‌ها شده‌اند،‌ نوعی بسیار ویژه از ذرات تحت اتمی که رفتار آن‌ها بسیار عجیب و فراتر از چارچوب‌های پیش‌بینی‌شده توسط مدل استاندارد فیزیک است. محققان این ذرات را در حین مشاهده زوال ذرات مزون B به ذرات سبک‌تر،‌ از جمله دو نوع لپتون به نام‌های لپتون تائو و مائون مشاهده کردند.

۸- الگوی نوری اسرارآمیز یا ساختار عظیم فرازمینی

بیشتر ستاره‌ها زمانی که سیاره‌ای فراخورشیدی از مقابلشان عبور می‌کند به‌طور متناوب ۱ درصد کاهش نور پیدا می‌کنند، اما کاهش نور ستاره تبی بسیار شدید و نامنظم است و باعث شده برخی دانشمندان تخمین بزنند که شاید یک ساختار غول‌پیکر بیگانه همچون کُره دایسون در مدار این ستاره گردش می‌کند. برای اطمینان از این موضوع ستاره شناسان به‌طور فعال روی ستارگانی که ۱۴۸۰ سال نوری با ما فاصله دارند و فضای اطرافشان تحقیق کردند تا بفهمند چه اتفاقی در حال وقوع است.

اما داده‌هایی که آن‌ها به دست آورده‌اند، موضوع را پیچیده‌تر کرده است. دانشمندان اکنون می‌دانند که نه‌تنها نور این ستاره به‌صورت تصادفی کاهش پیدا می‌کند بلکه این کاهش نور گاهی به ۲۰ درصد می‌رسد، همچنین این کاهش نور طی ۱۰۰ سال اخیر افزایش پیداکرده است. واقعیت این است که هنوز هیچ‌کس نمی‌داند چه اتفاقی در حال وقوع است، ولی یکی از فرضیاتی که پیش از این هم مورد توجه بوده این است که دسته‌ای از دنباله‌دارهای ناشناس یا اجرام باقی مانده از سیارات در مدار این ستاره در حال گردش هستند.

الگوی نوری اسرارآمیز یا ساختار عظیم فرازمینی

اما اکنون محققان می‌گویند،  این الگوی کاهش نور عجیب به‌هیچ‌وجه به اطراف ستاره KIC 8462852 مربوط نیست و شاید آشفتگی میان ستاره‌ای باعث این اتفاق عجیب می‌شود. محققان با بررسی الگوی نوری این ستاره متوجه شدند که نور ستاره تبی تنها دلیل این کاهش نوری نیست.

در واقع آن‌ها می‌گویند که وقتی این تغییرات کوچک در اتفاق می‌افتد (بین ۰٫۱ تا ۷ درصد کاهش نور) موقعیت نور هم کمی تغییر می‌کند که به این معنی است ستاره دیگری در امتداد خط دید ما در حال کم کردن شدت نور دریافتی ما است.

۹-مأموریت اسرارآمیز هواپیمای فضاییX-37B

مأموریت رکوردشکن هواپیمای فضایی X-37B نیروی هوایی ایالات‌متحده آمریکا، درنهایت به پایان رسید. این هواپیمای رباتیک، پس از گذراندن ۷۱۸ روز در مدار زمین، در فرودگاه تدارکاتی فرود شاتل در مرکز فضایی کندی ناسا، فلوریدا فرود آمد. این اولین فرود در فرودگاه تدارکاتی پس از مأموریت نهایی شاتل فضایی اندرو در ژوئیه ۲۰۱۱ بود.

همه چهار پرواز هواپیماهای فضایی X-37B از پایگاه نیروی هوایی کیپ کاناورال در فلوریدا، به مدار زمین پرتاب‌شده ‌بودند و سه مأموریت نخست در پایگاه نیروی هوایی واندنبرگ در کالیفرنیا فرود آمدند. اما مقامات نیروی هوایی اعلام کردند، قصد دارند، عملیات فرود و پرتاب هواپیمای فضاییX X-37B  را در سواحل فلوریدا ادغام کنند، به این ترتیب، فرود مأموریت، برای اولین بار در فرودگاه تدارکاتی فرود شاتل انجام شد.

هواپیمای بدون سرنشین X-37B که به مأموریت OTV (تست وسیله نقلیه مداری) شناخته می‌شود، درواقع، شبیه به شاتل فضایی بازنشسته ناسا، البته در اندازه‌ای کوچک‌تر است که قادر به انجام مأموریت‌های طولانی مدت در مدار زمین است. هواپیمای فضایی X-37B تنها  ۸.۸ متر طول و ۹.۶ ۲.۹ متر ارتفاع و طول بال‌های آن‌هم حدود ۴.۶ متر است.

نیروی هوایی آمریکا دارای دو هواپیمای فضایی رباتیک X-37B است که هردوی این هواپیماها توسط شرکت بوئینگ ساخته‌ شده است. این هواپیماهای دوقلو تاکنون چهار مأموریت را به انجام رسانده‌اند. نیروی هوایی ایالات‌متحده اعلام کرده، سه مأموریت نخست OTV که درمجموع ۱۳۶۷ روز را در مدار به سر برده‌اند، تکنولوژی‌های پرواز و فرود با قابلیت استفاده مجدد و بازگشت به جو را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند.

هواپیمای فضایی رباتیک X-37B که ۲۰ ماه مه سال ۲۰۱۵، برای انجام چهارمین مأموریت فوق سری خود به مدار زمین فرستاده‌شده بود. گفته می‌شود، X-37B در طول این مأموریت چندین محموله را حمل کرده که برخی از این محموله‌ها شناسایی‌شده‌اند.

 

این هواپیما، چند دستگاه نیروی محرکه الکتریکی متعلق به نیروی هوایی و شرکت خصوصی آیروجت راکتداین و همچنین ابزارهای تحقیقاتی پیشرفته ناسا را حمل کرده است. نشریه نیویورک‌تایمز، ماه مه سال ۲۰۱۰ گزارش داد: “مقامات پنتاگون در مصاحبه‌ها و اظهارات خود، هرگونه ارتباط این هواپیما را با جنگ‌افزارهای فضایی به‌شدت تکذیب کرده‌اند، این در حالی بود که این مقامات اذعان کرده بودند، هدف نهایی (مأموریت) کمک به جنگنده‌های زمینی با مأموریت‌های فرعی بوده است.”

همچنین نیروی هوایی هم پاسخ مبهمی در این خصوص داده و با اشاره به سری بودن مأموریت، اعلام کرد: “این مأموریت هیچ ارتباطی به قابلیت‌های تهاجمی ندارد، بلکه این برنامه باهدف کاهش خطر، تجربه و توسعه سیستم‌های عملیاتی انجام ‌گرفته است.”

مأموریت اسرارآمیز هواپیمای فضاییX-37B

در اسناد رسمی نیروی هوایی، هدف مأموریت هواپیمای فضایی X-37B، این‌گونه اعلام‌ شده است:”تکنولوژی‌هایی که در این مأموریت تست می‌شوند، شامل؛ سیستم پیشرفته هدایت ناوبری و کنترل، سیستم‌های حفاظت حرارتی، اویونیک، سازه‌های حرارتی فوق بالا، عایق‌های قابل‌استفاده مجدد، سیستم‌های پرواز الکترومکانیکی سبک، سیستم پیشرفته نیروی محرکه و پرواز مداری مستقل، ورود مجدد به جو و فرود.”

گفته می‌شود، مأموریت این هواپیمای فضایی، نمونه‌ای از استقرار ماهواره‌های جاسوسی در جو زمین است. همچنین بر اساس شایعات دیگر اهداف این مأموریت عبارت‌اند از؛ تداخل در سیگنال‌های ماهواره‌های دیگر، مأموریت مخفی پنتاگون برای استقرار جنگ‌افزارهای بدون سرنشین و حتی جاسوسی از ایستگاه فضایی چین.

اما ارتش آمریکا همواره ادعا کرده، این مأموریت سری به‌هیچ‌وجه ارتباطی با اهداف جاسوسی ندارد. ارتش به جای آن هدف خود از این مأموریت را بررسی “تکنولوژی‌های وسایل نقلیه فضایی قابل‌استفاده مجدد برای اهداف بلندمدت” ذکر کرده است.

کارشناسان هم به‌طورکلی با ادعای نیروی هوایی موافق‌اند، آن‌ها می‌گویند، بعید به نظر می‌رسد، هواپیمای X-37B برای انجام مأموریتی تهاجمی و یا خرابکارانه به مدار زمین فرستاده‌شده باشد. برخی از ناظران هم می‌گویند علاوه بر نقش‌های ذکرشده،  هواپیمای رباتیک نیروی هوایی ممکن است، برخی سنسورها را برای دفتر شناسایی ملی (NRO) مورد آزمایش قرار داده باشد، دفتر شناسایی سازمانی است که ماهواره‌های جاسوسی ایالات‌متحده را اداره می‌کند.

درحالی‌که مأموریت OTV-4 به رکورد بیشترین گردش در مدار زمین دست‌یافته است، اما با طولانی‌ترین سفر فضایی انجام‌شده تا به حال فاصله بسیار زیادی دارد. برخی از ماهواره‌های نظارتی دهه‌هاست که در حال انجام‌وظیفه‌اند و کاوشگرهای دوقلوی ناسا، وویجر ۱ و وویجر۲، پس از گذشت تقریبا ۴۰ سال از پرتاب به فضا، هنوز هم در حال ارسال اطلاعات به زمین هستند.

۱۰- حفره پنیر سوئیسی مریخ

شاید تصور کنید مدارگرد شناسایی مریخ (MRO) در طول ۱۱ سال گذشته همه‌چیز مریخ، نزدیک‌ترین همسایه ما را مشاهده کرده باشد، اما این‌طور نیست. اخترشناسان هنوز هیچ توضیحی برای تصاویر جدید ارسالی از قطب جنوب سیاره سرخ ندارند. باوجودی که تمامی سیاره مریخ از فرورفتگی‌ها و دهانه‌های مختلفی پوشانده شده است، گودال بزرگی که در میان مجموعه‌ای از دهانه‌های کوچک حاصل از ذوب دی‌اکسید کربن منجمد واقع شده، اخترشناسان را مبهوت کرده است.

عوامل زیادی می‌تواند گودال‌هایی در سطح سنگی سیاره سرخ ایجاد کند، از جمله بیش از نیم میلیون بار برخورد شهاب‌سنگ‌ها، جریان‌های گدازه‌ای، سیل‌های باستانی و فعالیت‌های آتش‌فشانی که موجب ذوب شدن یخ‌های سیاره شده‌اند. به این ترتیب گاهی مدارگرد شناسایی مریخ به موارد مرموزی برمی‌خورد که حل آن‌ها اخترشناسان را سردرگم می‌کند، ازجمله این فرورفتگی‌های کم‌عمق که برای اولین بار اوایل سال جاری مشاهده شدند.

اما هنوز هیچ اطلاعات دسته اولی در مورد این گودال به‌تازگی کشف شده وجود ندارد. تابستان در قطب جنوب مریخ به این معناست که خورشید به‌اندازه‌ای در آسمان پایین است که سایه‌ها را تشدید کند و برخی عوارض زمین‌شناسی را برجسته‌تر کند. بااین‌وجود نور قادر به آشکار کردن یخ در این گودال است.

حفره پنیر سوئیسی مریخ

اطراف گودال مملو از قطعات دی‌اکسید کربن منجمد است. دوایر موجود در یخ خشک که تصور می‌شود در تابستان تبدیل به گاز می‌شوند، موجب ایجاد چیزی می‌شود که اخترشناسان اصطلاحا به آن «سطح پنیر سوئیسی» می‌گویند. این عکس با استفاده از دوربین هیرایز مدارگرد شناسایی مریخ ثبت شده است، این دوربین علمی که ابزار تصویربرداری باقابلیت‌های بسیار بالاست به ناسا امکان شکار اشیایی بزرگ‌تر از یک متر را از فاصله‌ای حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ کیلومتری در مریخ می‌دهد.

به این ترتیب، به نظر نمی‌رسد این گودال کوچک باشد، با توجه به در نظر گرفتن مقیاس عکس، ۵۰ سانتی‌متر (۱۹.۷ اینچ) در هر پیکسل، در واقع ما با ویژگی به بزرگی چند صد متر مواجه هستیم. هم‌اکنون بدون داشتن اطلاعات بیشتر یافتن توضیحی برای این گودال بسیار دشوار است؛ اما اخترشناسان ناسا، احتمالات زیادی را در نظر می‌گیرند.

مدارگرد شناسایی مریخ، ماه مارس ۲۰۰۶، تصاویر با وضوح بالایی از سطح سیاره سرخ به زمین مخابره کرده بود که محیطی پویا را با گرد و غبارهای در حال حرکت و تپه‌های شنی خزنده نشان می‌داد که کشف دلایل به وجود آمدن آن نیاز به تکنولوژی‌های پیشرفته‌تری از جمله مدارگرد شناسایی مریخ داشت. اکنون این مدارگرد پس از اتمام همه اهداف اولیه خود در خلال دو سال اول مأموریت، هنوز به فعالیت مشغول است، به نظر می‌رسد، در آینده با دهانه‌ها و گودال‌های عجیب دیگری مواجه خواهیم شد.

.

منبع: sciencealert 

مطلب ۱۰ معمای علمی که بدون توضیح باقی مانده‌اند! برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

کشف فسیل ۱۰۰ میلیون ساله یک پرنده درون کهربا

کشف فسیل 100 میلیون ساله یک پرنده درون یک کهربا

دانشمندان موفق به کشف نمونه بی‌نظیری کهربا شده‌اند که حاوی بقایای شگفت‌انگیز یک پرنده باستانی است. این نمونه فسیل پرنده که ۱۰۰ میلیون سال تاریخ‌گذاری شده، در میانمار کشف شده است. در درون این کهربا، سر، دم، بال و پاها و چنگال‌های پرنده به خوبی حفظ شده‌اند که می‌تواند، بینش فوق‌العاده‌ای در مورد پرندگان ماقبل تاریخ در اختیار دانشمندان قرار دهد.

رایان مک کلر از موزه سلطنتی ساسکاچوان کانادا یکی از محققانی که در این کشف نقش داشته، به New Scientist، گفت: “این کامل‌ترین و دقیق دیدگاهی است که تاکنون داشته‌ایم. دیدن چیزی به چنین کاملی شگفت‌انگیز است.”

این محققان می‌گویند، پرنده فوق احتمالا اندکی پس از تخم خارج شدن، در مایع قیر مانند سنگ کهربا به دام افتاده است. با وجودی که سنگ‌های کهربا چنین نقش مهمی در درک ما از جهان ماقبل تاریخ ایفا می‌کنند، اما دانشمندان هنوز کاملا در مورد روند شیمیایی که موجب حفظ فسیل‌ها در کهربا می‌شود، اطمینان ندارند.

اما چیزی که اکنون می‌دانیم است که این پرنده، پس از به دام افتادن در صمغ درخت سخت شده است و درصورتی‌که این صمغ دارای سطح مناسبی از فشار و دما باشد، به مادی نیمه فسیل به نام کوپال تبدیل می‌شود.

تصویر هنری از پرنده به‌تازگی کشف شده. محققان می‌گویند، پرنده فوق احتمالا اندکی پس از تخم خارج شدن، در مایع قیر مانند سنگ کهربا به دام افتاده است
تصویر هنری از پرنده به‌تازگی کشف شده. محققان می‌گویند، پرنده فوق احتمالا اندکی پس از تخم خارج شدن، در مایع قیر مانند سنگ کهربا به دام افتاده است

برایان پالمر خبرنگار علمی واشنگتن پست در این مورد توضیح می‌دهد: “سرعت این فرآیند بسته به شرایط فوق بسیار متفاوت است. دانشمندان هنوز در مورد زمان تبدیل صمغ به کوپال و به کهربا رسما اتفاق نظر ندارند. برخی دانشمندان می‌گویند، این کهربا باید حداقل ۲ میلیون سال قدمت داشته باشد، اما در این مورد هنوز نظر قطعی وجود ندارد.”

متأسفانه با وجود تازه به نظر رسیدن فسیل پرنده، گوشت آن به احتمال زیاد به کربن خالص بدل شده، بدین ترتیب، احتمالا DNA این جاندار ماقبل تاریخی به کلی از بین رفته است.

اما آنچه در مورد این نمونه می‌توانیم بدانیم این است که پرنده فوق احتمالا عضوی از پادمرغان بوده است. پادمرغان گروهی از پرندگان ماقبل تاریخی بوده‌اند که تصور می‌شود که در هم‌زمان با اجداد پرندگان امروزی تکامل یافته‌اند، اما به دلایلی که نامشخص است، به همراه دایناسورهای غیر پرنده‌ای منقرض شده‌اند.

مایکل لی خبرنگار علمی New Scientist  هم در این مورد گزارش داد: “از لحاظ ظاهری این پرنده برخلاف پرندگان مدرن، این پرنده‌ها دارای مفصل کروی گودالی در شانه‌های خود بوده‌اند. این پرنده‌ها همچنین دارای دندانه‌هایی روی بال‌های خود و همچنین دندان و آرواره به جای منقار بوده‌اند. در زمانی که این جوجه سر از تخم در آورده می‌زیسته، اجداد پرندگان امروزی هنوز دارای منقار نبودند.”

این پرنده عضوی از پادمرغان بوده است. پادمرغان گروهی از پرندگان ماقبل تاریخی بوده‌اند که تصور می‌شود که در هم‌زمان با اجداد پرندگان امروزی تکامل ‌یافته‌اند، اما به دلایلی که نامشخص است، به همراه دایناسورهای غیر پرنده‌ای منقرض‌شده‌اند
این پرنده عضوی از پادمرغان بوده است. پادمرغان گروهی از پرندگان ماقبل تاریخی بوده‌اند که تصور می‌شود که در هم‌زمان با اجداد پرندگان امروزی تکامل ‌یافته‌اند، اما به دلایلی که نامشخص است، به همراه دایناسورهای غیر پرنده‌ای منقرض‌شده‌اند

رایان مک کلر و همکارانش دسامبر سال ۲۰۱۶ هم موفق به انجام کشف مهم دیگری شده بودند. آن‌ها برای نخستین بار قادر به شناسایی بقایای یک دایناسور در یک سنگ کهربا شده بودند. مک کلر در آن زمان اعلام کرد که او و تیمش، موفق به کشف دم پر دار یک دایناسور شده‌اند که شواهدی ارزشمندی از نحوه تکامل و ظاهر دایناسورهای پر دار در اختیار دانشمندان قرار داد، چیزی که امکان مطالعه آن از روی فسیل‌ها وجود ندارد.

این دم پر دار سال گذشته در عین شگفتی در بازاری در میانمار کشف شده بود، این سنگ در واقع به عنوان یک تکه سنگ کهربای حاوی مواد گیاهی فروخته شده بود. این دم متعلق به کلادی از تهی ‌دم‌ خزندگان بوده است. تهی دم خزندگان، خانواده‌ای از دایناسورهای گوشت‌خوار پرنده مانند بوده است که حدود ۹۹ میلیون سال پیش در دوران کرتاسه می‌زیسته‌اند.

.

منبع: sciencealert

مطلب کشف فسیل ۱۰۰ میلیون ساله یک پرنده درون کهربا برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

الن استوفان: آمریکایی‌ها در احاطه اخبار جعلی آب و هوایی قرار دارند

الن استوفان: آمریکایی‌ها در احاطه اخبار جعلی آب و هوایی قرار دارند

دانشمند ارشد سابق ناسا می‌گوید، آمریکایی‌ها در احاطه اخبار جعلی هستند که مردم را در مورد تغییرات آب و هوایی به‌اشتباه می‌اندازد. الن استوفان دانشمند ارشد سابق ناسا که دسامبر سال گذشته، از سمت خود در آژانس فضایی استعفا داد، در گفتگو با گاردین گفت، مجموعه‌ای از دروغ‌ها و حقایق باوجودی که در این مورد ابهام علمی وجود ندارد، آمریکایی‌ها را در نوعی بی‌اعتنایی در مورد عواقب بالقوه ادامه انتشار گازهای گلخانه‌ای قرار داده است.

دسامبر سال گذشته هم کمیته علوم، فضا و تکنولوژی مجلس نمایندگان آمریکا به دلیل ریتوییت خبر گمراه‌کننده برایبارت نیوز (وب‌سایت محافظه‌کار) در مورد تغییرات آب و هوایی مورد انتقاد قرار گرفت. در مقاله منتشر شده در این وب‌سایت با عنوان: “شیرجه دمای جهانی. سکوت یخی آب‌وهوای هراسناک”، اشاره شده، دمای سیاره نسبت به سوابق ثبت شده کاهش یافته است. چیزی که به ظاهر، روند اخیر افزایش سریع دمای زمین را نادیده گرفته است. به هر حال، دانشمندان از این مقاله (و منبع آن، دیلی میل) انتقاد کردند و آن را نادرست و گمراه کننده دانستند.

مقاله اصلی دیلی میل که به گزارشی از ناسا اشاره داشته، ادعا می‌کرد، ال نینو دلیل افزایش دما بوده است. در بخش زیر تیتر این مقاله نوشته شده: “این نشان می‌دهد، افزایش دما شاید با انتشار گازهای گلخانه‌ای پایین نیاید.”

الن استوفان می‌گوید، مجموعه‌ای از دروغ‌ها و حقایق باوجودی که در این مورد ابهام علمی وجود ندارد، آمریکایی‌ها را در نوعی بی‌اعتنایی در مورد عواقب بالقوه ادامه انتشار گازهای گلخانه‌ای قرار داده است
الن استوفان می‌گوید، مجموعه‌ای از دروغ‌ها و حقایق باوجودی که در این مورد ابهام علمی وجود ندارد، آمریکایی‌ها را در نوعی بی‌اعتنایی در مورد عواقب بالقوه ادامه انتشار گازهای گلخانه‌ای قرار داده است

جیمز دلیگپول، نویسنده وب‌سایت برایبارت نیوز، در مقاله مورد بحث اشاره کرده، پدیده‌های آب و هوایی ال نینو و لانینا موجب افزایش سال‌های گرمی شده‌اند که سیاره در حال تجربه آن است. ال نینو، رویداد آب و هوایی است که در زمانی که دمای اقیانوس بیش از حد معمول افزایش یابد، رخ می‌دهد و نتیجه آن گرم‌تر شدن دمای جهانی است. پس از این رویداد، پدیده لانینا رخ می‌دهد که موجب سردتر شدن زمین می‌شود.

دلیگپول با اشاره به پدیده لانینا که موجب کاهش یک درجه‌ای دمای زمین در ماه‌های اخیر شده، عنوان کرده، این کاهش دما را شاهدی بر گمراهی دانشمندان آب و هوایی دانسته است. دلیگپول همچنین ادعا کرده، ناسا گفته است که وقفه‌ای در گرمایش جهانی رخ‌داده که یکی از استدلال‌های موردعلاقه منکران گرم شدن کره زمین است.

الن استوفان با اشاره به شرکت‌های نفت و ذغال سنگ به عنوان مقصران این جریان، گفت: “ما اکنون در احاطه اطلاعات جعلی قرار داریم که از سوی افرادی که از این قضیه سود می‌برند، رواج پیدا می‌کند. اخبار جعلی بسیار مضر است، چراکه وقتی مفهومی در ذهن مردم شکل گرفت، از ذهن خارج کردن آن بسیار دشوار است.”

این اتفاقات به‌رغم خروج آمریکا از توافقنامه پاریس است که به گفته کارشناسان می‌تواند، تا سال ۲۰۲۵ هرساله  ۱.۴ گیگا تن دی‌اکسید کربن اضافی وارد جو کره زمین کند. تصمیم بحث‌برانگیز دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات‌متحده برای خروج این کشور از توافقنامه آب و هوایی پاریس، بحث‌های زیادی را در مجامع علمی جهان و آمریکا برانگیخت.

دونالد ترامپ در سخنرانی ۱ ژوئن (۱۱ خرداد) خود در باغ رز کاخ سفید، اعلام کرد:”ایالات‌متحده از توافقنامه آب و هوایی پاریس کنار می‌شد، اما مجددا وارد توافق‌نامه پاریس یا یک توافق‌نامه دیگر را شروع می‌کند که شرایط عادلانه‌تری برای ایالات‌متحده، اقتصاد، کارگران، مردم و مالیات‌دهندگان این کشور داشته باشد.”

به گفته استوفان، در طول شش ماه گذشته، جامعه علمی آمریکا با این تهدید از خواب بیدار شد و در پاسخ به این موضوع تلاش‌های زیادی برای برقراری ارتباط با مردم و همچنین رسانه‌ها انجام داد.

دسامبر سال گذشته هم کمیته علوم، فضا و تکنولوژی مجلس نمایندگان آمریکا به دلیل ریتوییت خبر گمراه ‌کننده برایبارت نیوز (وب‌سایت محافظه‌کار) در مورد تغییرات آب و هوایی مورد انتقاد قرار گرفت. در مقاله منتشر شده در این وب‌سایت با عنوان: “شیرجه دمای جهانی. سکوت یخی آب‌وهوای هراسناک”، اشاره شده، دمای سیاره نسبت به سوابق ثبت شده کاهش یافته است. چیزی که به ظاهر، روند اخیر افزایش سریع دمای زمین را نادیده گرفته است
دسامبر سال گذشته هم کمیته علوم، فضا و تکنولوژی مجلس نمایندگان آمریکا به دلیل ریتوییت خبر گمراه ‌کننده برایبارت نیوز (وب‌سایت محافظه‌کار) در مورد تغییرات آب و هوایی مورد انتقاد قرار گرفت. در مقاله منتشر شده در این وب‌سایت با عنوان: “شیرجه دمای جهانی. سکوت یخی آب‌وهوای هراسناک”، اشاره شده، دمای سیاره نسبت به سوابق ثبت شده کاهش یافته است. چیزی که به ظاهر، روند اخیر افزایش سریع دمای زمین را نادیده گرفته است

او قبل از حضور در فستیوال علمی چلتنهام در این هفته، گفت: “بخش سخت‌تر این است که تبلیغات جعلی هنوز فعال است. همیشه متعجب بوده‌ام که آیا این افراد صادقانه به نظرات غیرمنطقی خود باور دارند. وقتی این افراد می‌گویند، این (تغییرات آب و هوایی ) می‌تواند به خاطر “فعالیت‌های آتش‌فشانی” یا “آب‌وهوا همیشه تغییر می‌کند” تا مردم را سردرگم و به‌اشتباه بیندازند، واقعاً عصبانی می‌شوم.”

استوفان اضافه می‌کند، وقتی اخبار جعلی اغلب در رسانه‌های راست‌گرای به‌عنوان یک مشکل قلمداد می‌شوند،  او شواهدی از فرسایش توانایی افراد و طیف وسیعی از سیاست‌مداران را برای وارسی اطلاعات می‌بینند. او گفت: “همه ما مسئول این هستیم که بینشی که در اینترنت می‌خوانیم، درنتیجه (ممکن است) درست باشد.”

استوفان دسامبر گذشته، قبل از نتایج انتخابات آمریکا از سمت خود در ناسا استعفا داد. او گفت: “اما این (استعفا) هیچ ربطی به آن (انتخابات) نداشت، ولی خوشحالم دیگر آنجا نیستم.”

اما با این حال او به تعهداتش در برنامه مریخ ناسا همچنان پایبند است و به برنامه کاهش بودجه اخیر برنامه مشاهده زمین که به مشاهده آب و هوا و محیط‌زیست کمک می‌کند، واکنش نشان داد. بودجه این برنامه با ۱۶۷ میلیون دلار نسبتا کم است، در حالی که بودجه کل علوم زمین اکنون ۱.۷۵۴میلیارد دلار است.

الن استوفان مدافع قوی یک مأموریت سرنشین دار به مریخ است. او استدلال می‌کند که یک کاوشگر رباتیک برای تائید وجود حیات (درگذشته و یا حال سیاره) که ممکن است در زیر سطح سیاره در کمین نشسته باشد؛ قابل‌اطمینان نیست.
الن استوفان مدافع قوی یک مأموریت سرنشین دار به مریخ است. او استدلال می‌کند که یک کاوشگر رباتیک برای تائید وجود حیات (درگذشته و یا حال سیاره) که ممکن است در زیر سطح سیاره در کمین نشسته باشد؛ قابل‌اطمینان نیست.

استوفان در طول دوره فعالیت خود نقش برجسته‌ای در علوم سیاره‌ای برای درک محیط‌زیست زمین ایفا می‌کرد و می‌گوید، این فعالیت‌ها نقش دی‌اکسید کربن اتمسفری را در کمک به تغییرات آب و هوایی به‌خوبی به اثبات رساند. او تشابهی را بین انتشار کربن زمین و اثر گلخانه‌ای سیاره زهره می‌بیند، سیاره‌ای که زمانی دارای یک اقیانوس بود؛ اما اکنون دارای جهنم سمی با دمای سطحی نزدیک به ۵۰۰ درجه سانتی‌گراد است.

اتم‌ها و مولکول‌های جو زهره، به روش‌های مختلفی نور خورشید را جذب می‌کنند و اثر به خصوصی “اثر گلخانه‌ای” از خود به‌جای می‌گذارند. سیاره زهره به دلیل همین اثر گلخانه‌ای، گرم‌ترین سیاره منظومه شمسی محسوب می‌شود. نور خورشید پس از نفوذ در جو این سیاره و جذب شدن توسط سطح آن، به‌صورت گرما از سطح آن منعکس می‌شود. اما انبوه کربن دی‌اکسید جو زهره، این گرما را به دام انداخته و از رها شدن آن در فضای بیرونی جلوگیری می‌کند. این جذب اضافی گرما که “اثر گلخانه‌ای” نام دارد، میانگین گرمای زهره را بیش از هر سیاره دیگری حتی نسبت به عطارد (نزدیک‌ترین سیاره به خورشید) بالابرده است. وضعیتی که موجب شده آب اقیانوس در این سیاره تبخیر شود.

البته زمین مقصد چنین سناریوی افراطی نیست، حتی اگر همه دی‌اکسید کربن زمین بسوزد، بازهم اقیانوس‌های زمین نمی‌جوشند. اما سیاره زهره به خوبی نشان داده، تغییرات چشم‌گیر می‌تواند، حتی زمانی که تعادلی خوبی در جو سیاره برقرار است، اتفاق بیفتد.

او می‌گوید:”ما هیچ‌وقت به نزدیکی (تغییرات) سیاره زهره نمی‌رسیم، اما عواقب ناشی از فرستادن دی‌اکسید کربن بیشتر به جو، می‌تواند وخیم باشد. مدل‌سازی‌هایی هستند که نشان می‌دهند، اگر تمام سوخت‌های فسیلی خود را بسوزانیم، زمین برای انسان‌ها غیرقابل‌سکونت می‌شود.”

 

تست مریخ‌نورد اگزومارس در محوطه شبیه‌سازی شرکت ایرباس در شهر استیونج، انگلستان. مریخ‌نورد اگزومارس ۲۰۲۰ سکونت پذیری مریخ را موردمطالعه قرار خواهد و همچنین به جستجوی نشانه‌هایی از وجود حیات در گذشته و یا حل سیاره سرخ خواهد پرداخت
تست مریخ‌نورد اگزومارس در محوطه شبیه‌سازی شرکت ایرباس در شهر استیونج، انگلستان. مریخ‌نورد اگزومارس ۲۰۲۰ سکونت پذیری مریخ را موردمطالعه قرار خواهد و همچنین به جستجوی نشانه‌هایی از وجود حیات در گذشته و یا حل سیاره سرخ خواهد پرداخت

 

تلاش برای پیدا کردن «مناطق قابل سکونت» فراتر از زمین، یکی از انگیزه‌های اصلی دوران فعالیت استوفان بوده است. او می‌گوید، به همین ترتیب، پاسخ به سؤال وجود اشکالی از حیات فرازمینی به ناگاه قابل دسترس به نظر می‌رسید. الن استوفان در ژوئن ۲۰۱۵ به صورت سر بسته گفته بود که نشانه‌هایی از حیات فرازمینی وجود دارد. او در جریان کنفرانس خبری ناسا گفته بود:  “فکر می‌کنم در حال آگاه شدن از نشانه‌های قوی از حیات فرازمینی طی یک دهه آینده باشیم. فکر می‌کنم مدارک قطعی طی ۲۰ تا ۳۰ سال آینده در دست داشته باشیم.”

استوفان در ادامه گفته بود: “ما در آستانه دانستن چیزهایی هستیم که هزاران سال باعث شگفتی مردم بوده است. در طول زندگی‌مان می‌خواستیم از وجود زندگی‌های دیگری در منظومه شمسی آگاه شویم و مفهومشان را درک کنیم.”

مأموریت‌هایی برای جمع‌آوری نمونه‌هایی از آبفشان‌های اقمار اروپا و انسلادوس، می‌تواند نخستین علائم این فعالیت باشد. قمر سیاره زحل، انسلادوس در سال‌های اخیر به یکی از محبوب‌ترین اهداف علمی اخترشناسان تبدیل شده است. اکنون به نظر می‌رسد، دانشمندان از هر زمان دیگری به کشف حیات در سطح قمر انسلادوس نزدیک‌تر شده‌اند. دانشمندان گمان می‌کنند قمر انسلادوس ممکن است باوجود آبفشان‌ها، فعالیت‌های هیدروترمالی و اقیانوسی که در زیر سطح یخی خود پنهان کرده، دارای شرایط مناسبی برای حیات فرازمینی باشد.

انسلادوس با قطر ۵۰۴ کیلومتر، میزبان یک اقیانوس حاوی آب مایع در زیر سطح یخی خود است. دانشمندان تصور می‌کنند این اقیانوس ارتباطی با پوسته سنگی این قمر دارد که دارای فعل‌ و انفعالات شیمیایی بسیاری است. به این جهت، اختر زیست شناسان از انسلادوس به ‌عنوان یکی از بهترین گزینه‌های موجود در منظومه شمسی نام می‌برند که می‌تواند میزبان حیات باشد.

اخترشناسان به لطف فضاپیمای کاسینی که از سال ۲۰۰۴ در مدار زحل و انسلادوس در گردش است، این داده‌ها را به دست آورده‌اند. آن‌ها با آنالیز نمونه‌هایی که کاسینی دو سال قبل از آبفشان‌های انسلادوس به دست آورده، قادر به آشکار کردن شواهد جدیدی از وجود مولکول‌های هیدروژن در این قمر شدند.

هیدروژن نشان دهنده وجود فعالیت‌های هیدروترمالی در زیر پوسته یخی اقیانوس انسلادوس است و از آنجایی که برخی از اساسی‌ترین اشکال حیات در اقیانوس‌های زمین، در شرایطی مشابه به وجود آمده‌اند، ممکن است چنین اشکالی از حیات در انسلادوس هم وجود داشته باشند.

در مورد دیگر قمر امیدوار بخش دیگر، قمر مشتری، اروپا هم باید بگوییم، دانشمندان اکتبر گذشته اعلام کرده بودند که موفق به کشف فوران بخارآب (آبفشان) در سطح قمر مشتری، اروپا شده‌اند. این کشف به این معناست که فضاپیمای مأموریت اروپا ممکن است، بدون نیاز به حفاری، قادر به نمونه‌برداری از اقیانوس اروپا باشد. از اقیانوس اروپا، همواره به‌عنوان یکی از امیدوارکننده‌ترین مکان‌ها برای کشف احتمالی حیات فرازمینی در منظومه شمسی یاد می‌شود.

اقیانوس عظیم اروپا – که میزان آب آن دو برابر همه اقیانوس‌های زمین است – با لایه یخی بسیار سرد و سخت و با ضخامتی نامشخص محافظت می‌شود. آژانس فضایی ناسا، سال ۲۰۱۵ اعلام کرده بود، قصد دارد، تا دهه ۲۰۲۰، یک فضاپیمای رباتیک مجهز به مجموعه از ابزارهای علمی را به مدار اروپا اعزام کند. مشتری بزرگ‌ترین سیاره منظومه شمسی و همچنین پنجمین سیاره نزدیک به خورشید است که بیش از ۵۰ قمر آن را احاطه کرده‌اند.

 

 

این جستجو در مورد چگونگی حیات فرازمینی باید به نحوی خیال‌پردازانه و با ذهنی آزاد باشد، ممکن است به‌عنوان مثال، حیات به شکل مولکول‌های پیچیده اما بدون DNA باشد. استوفان پیش‌بینی می‌کند، عدم اطمینان از حیات فرضی فرازمینی، می‌تواند به این معنی باشد که خبر کشف اولیه‌ای می‌تواند، مبهم باشد و تبدیل به منبعی برای اختلافات علمی شود. او گفت: “این کشف بزرگی خواهد بود که (اشکالی) از زندگی را بیابیم که ساده و همچون یک قطره مایع باشند که در چیزی غوطه‌ورند، در این مورد هیچ‌کس مخالفتی نمی‌کند.”

سناریوی واقعی‌تر این است که برای تائید وجود، حیات فرازمینی به دهه‌ها زمان نیاز است. این استدلال دلیلی است که چرا الن استوفان مدافع قوی یک مأموریت سرنشین دار به مریخ است. او استدلال می‌کند که یک کاوشگر رباتیک برای تائید وجود حیات (درگذشته و یا حال سیاره) که ممکن است در زیر سطح سیاره در کمین نشسته باشد؛ قابل‌اطمینان نیست.

کاوشگرهای انسانی می‌توانند حفاری‌هایی را انجام دهند که نمونه‌های خاکی را از اعماقی بیرون بکشد که  چندین اینچ پایین‌تر از مریخ‌نورد کریاسیتی ناسا و حتی از عمق دو متری که مأموریت آینده کاوشگر اگزومارس آژانس فضایی اروپا در نظر دارد انجام دهد بیشتر باشد و حتی می‌توانند آنالیزهای علمی پیچیده‌تری را انجام دهند.

آژانس فضایی اروپا می‌گوید، مریخ‌نورد اگزومارس ۲۰۲۰، قادر به حفر تا عمق ۲ متری زیر سطح سیاره خواهد بود که به آن امکان جستجوی فعالیت‌های احتمالی میکروارگانیسم‌ها را خواهد داد. مریخ‌نورد اگزومارس قرار است، در ماه اوت ۲۰۲۰ به‌وسیله یک موشک پروتون روسیه پرتاب شود، سپس پس از هشت ماه به مریخ برسد و مأموریتش برای جستجوی حیات در سیاره سرخ را آغاز کند.

او پیش‌بینی می‌کند، انسان می‌تواند طی ۲۰ سال به مدار سیاره سرخ و ۳۰ سال به سطح آن برسد. او گفت: “من هنوز هم احساس می‌کنم، برای پاسخ به این سؤال (حیات در مریخ) و توافق نیاز به نمونه‌برداری‌ها و آنالیزهای بسیاری است و این برای من به معنی (حضور) انسان است.”

با این حال، او با نظریاتی که توسط افرادی همچون استیون هاوکینگ و ایلان ماسک رواج یافته‌اند، مخالف است. بر اساس این نظریات، انسان باید برای جلوگیری از نابودی (انقراض) خود را آماده استعمار سیارات دیگر کند.

ایلان ماسک سپتامبر سال گذشته طرحش را با عنوان “تبدیل انسان به ‌گونه‌ای چند سیاره‌ای”  در کنفرانس بین‌المللی فضانوردی در مکزیک ارائه کرد.  بنیان‌گذار شرکت اسپیس ایکس در خلال سخنرانی‌اش در این کنفرانس گفت، دو راه پیش روی انسان است، ماندن در زمین و تسلیم انقراض شدن، و یا استعمار سیارات دیگر. وی استدلال کرد، مریخ با توجه به نزدیکی به زمین و همچنین شباهتش به سیاره ما، بهترین گزینه است. ماسک مدت‌هاست، ایده استعمار مریخ را در سر می‌پروراند.

ماسک همچنین جدول زمانی از مأموریت‌های مریخ اسپیس ایکس را در کنفرانس ارائه کرد، که شامل شروع آزمایش مداری در سال ۲۰۱۸ و پرواز واقعی به مریخ در پایان سال ۲۰۲۲ بود. این شرکت قصد دارد، کپسول فضایی بدون سرنشین رد دراگون را در سال ۲۰۱۸ به مریخ بفرستد و به مرور کپسول‌های فضایی دیگری به مأموریت مریخ اضافه کند.

عکس هنری که سیاره غول گازی مشتری را از نمای قمر اروپا نشان می‌دهد. اقیانوس عظیم اروپا – که میزان آب آن دو برابر همه اقیانوس‌های زمین است – با لایه یخی بسیار سرد و سخت و باضخامتی نامشخص محافظت می‌شود. تخمین زده می‌شود، ارتفاع بخار آبفشان در قمر اروپا تا حدود ۱۲۵ مایلی (۲۰۰ کیلومتر) از سطح این قمر بالا می‌رود
عکس هنری که سیاره غول گازی مشتری را از نمای قمر اروپا نشان می‌دهد. اقیانوس عظیم اروپا – که میزان آب آن دو برابر همه اقیانوس‌های زمین است – با لایه یخی بسیار سرد و سخت و باضخامتی نامشخص محافظت می‌شود. تخمین زده می‌شود، ارتفاع بخار آبفشان در قمر اروپا تا حدود ۱۲۵ مایلی (۲۰۰ کیلومتر) از سطح این قمر بالا می‌رود

در مورد استیون هاوکینگ هم باید بگوییم، نوامبر ۲۰۱۶ در صحبت‌هایی بحث‌برانگیز اعلام کرد، شاید تا هزار سال آینده زمین برای انسان‌ها غیرقابل‌سکونت شود. درواقع به گفته کیهان‌شناس و فیزیکدان شهیر، استیون هاوکینگ حداقل تا آن زمان باید برخی از ما انسان‌ها از این سیاره خارج‌شده باشیم؛ چراکه در این غیر این صورت، ممکن است، برای همیشه با گونه انسان خداحافظی کنیم!

این فیزیکدان نظری بریتانیایی در خلال سخنرانی که در دانشگاه آکسفورد انجام داد، اشاره کرد، زمین هم همچون همه سیارات، آسیب‌پذیر است. موجودات زنده کنونی، به‌ویژه موجودات بزرگ‌تر، مانند انسان‌ها، می‌توانند با توجه به آینده فاجعه باری که انتظار آن در سیاره می‌رود، منقرض شوند.

به گفته پرفسور هاوکینگ، تنها راه برای محافظت از گونه انسان این است که در بیش از یک مکان زندگی کند. درواقع باید گروه دیگری از انسان‌ها به‌صورت مستقل در سیاره‌ای دیگر و یا ترجیحا در منظومه شمسی دیگری زندگی کنند. چراکه ممکن است، خورشید کنترلش را از دست دهد، خاموش شود و یا به‌طور ناگهانی تشعشات خودش را به چیزی فراتر از محدوده بقای بیولوژیکی ما انسان‌ها افزایش دهد.

برنامه ایلان ماسک برای استعمار مریخ با یک میلیون نفر و نجات بشر، می‌تواند  هم‌راستای پیش‌بینی‌های پرفسور استیون هاوکینگ باشد.

الن استوفان گفت: “من یک انتقال بزرگ انسان به مریخ نمی‌بینم.”او همچنین در ادامه اشاره کرد که به تازگی معلمی به او گفته است که دانش آموزان به او گفته‌اند، مسئله آب و هوا مهم نیست، چراکه همه می‌رویم و در مریخ زندگی می‌کنیم. استوفان گفت: “اولین کار این است که این سیاره را به صورت قابل سکونت حفظ کنیم. متنفرم که تمرکز خود را از روی این مسئله برداریم.”

.

منبع: theguardian

مطلب الن استوفان: آمریکایی‌ها در احاطه اخبار جعلی آب و هوایی قرار دارند برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

نوام چامسکی: پروژه رابط مغز و کامپیوتر ایلان ماسک عملی نیست


اواخر ماه آوریل بود که ایلان ماسک اعلام کرد، قصد دارد، شرکت جدیدی در زمینه رابط مغز و کامپیوتر به نام نورالینک (Neuralink) تاسیس کند. هدف شرکت نورالینک توسعه تکنولوژی‌ هایی برای برقراری ارتباط بین مغز انسان و کامپیوتر ها خواهد بود. با توسعه تورهای عصبی پیشرفته، می توان داروها را به ناحیه خاصی از مغز انتقال داد یا سیگنال ‌ها را به‌ صورت وایرلس از کامپیوتر به اسمارتفون منتقل کرد و در نهایت چنین وسایلی امکان اضافه کردن اطلاعات و حافظه بیشتر به مغز انسان (همچون اضافه کردن رم بیشتر به هارد درایو کامپیوتر) را خواهند داشت.

با توسعه تورهای عصبی پیشرفته، می توان داروها را به ناحیه خاصی از مغز انتقال داد یا سیگنال ‌ها را به‌ صورت وایرلس از کامپیوتر به اسمارتفون منتقل کرد و در نهایت چنین وسایلی امکان اضافه کردن اطلاعات و حافظه بیشتر به مغز انسان (همچون اضافه کردن رم بیشتر به هارد درایو کامپیوتر) را خواهند داشت. اما مشخصا، موانع توسعه چنین دستگاه ‌ها و سیستم‌ هایی بسیار زیاد است. محققان علوم اعصاب می‌گویند، درک کنونی از چگونگی ارتباط نورون‌ها در مغز بسیار محدود است. مورد دیگر اینکه، روش‌ های کنونی برای گردآوردی داده‌ های نورون‌ ها هنوز در مراحل ابتدایی خود است. در این مورد، حتی ایده استفاده از افراد داوطلب مطرح شده است.

تور عصبی، شامل ایمپلنت تراشه‌هایی در مغز است که توانایی یادگیری و رشد به همراه مغز انسان را داشته باشد. این تکنولوژی به مغز انسان قابلیت اتصال مستقیم به اینترنت و همکاری و در آینده ادغام با سیستم ‌های هوش مصنوعی را خواهد داد.

نوام چامسکی متفکر برجسته و استاد بازنشسته زبان‌شناسی دانشگاه MIT، هفته جاری در گفتگو با Inverse در مورد وضعیت تحقیقات مربوط به افکار و زبان و همچنین پروژه پر سروصدای ایلان ماسک صحبت کرد. در حالی که چامسکی فکر می‌کند، استفاده از رابط‌های کامپیوتر به مغز برای بیماران آسیب‌های مغزی هدف معقولی است؛ اما در مورد اهداف بلندمدت نورالینک تردید دارد. این دانشمند شهیر می‌گوید، دانش ما در مورد چگونگی کارکرد مغز و اینکه چگونه فکر می‌کنیم، محدود است، به این ترتیب به نظر چامسکی، برقراری ارتباط با افکار با دانش و تکنولوژی کنونی ما فاصله دارد.

چامسکی به Inverse گفت:”این اهداف می‌تواند چیزی‌های مثل این باشد، راه‌هایی احتمالا با شناسایی سیگنال‌های الکتریکی مغز برای بلند کردن بازو. چنین چیزی امکان‌پذیر است، چرا که می‌دانم، هم‌اکنون تحقیقاتی در این زمینه در جریان است. اما تلاش برای فهمیدن اینکه به چه چیزی فکر می‌کنیم، با توجه به تکنولوژی‌های فعلی هنوز وجود ندارد، چراکه هنوز این پروسه چیزی ندانیم.”

نمونه‌های اولیه شرکت نورالینک به‌احتمال زیاد ایمپلنت مغزی خواهد بود که توانایی درمان بیماری‌هایی همچون صرع، پارکینسون و یا افسردگی درمان را داشته باشد
نمونه‌های اولیه شرکت نورالینک به‌احتمال زیاد ایمپلنت مغزی خواهد بود که توانایی درمان بیماری‌هایی همچون صرع، پارکینسون و یا افسردگی درمان را داشته باشد

استفاده از الکترودهای خارجی و یا حرکت چشم برای کنترل ربات‌ها مبتنی بر عملکردهای حرکتی است، اما برای چنین کاری در انسان، نیاز هست تا وظایف خاص انسانی همچون تفکر و زبان به‌طور قابل‌توجه درک شود. چامسکی می‌گوید: “تکنولوژی اساسا در این زمینه هنوز هیچ درکی ندارد. چنین تکنولوژی پیشرفته‌ای هنوز در نزدیکی ما نیست.”

می‌گوید. به ویژه فعالیت در زمینه افکار بسیار دشوار است، چراکه ما هنوز هیچ تعریف ثابتی در مورد افکار نداریم. و از آنجایی که تنها می‌توانیم، ثابت کنیم، انسان فکر می‌کنیم، تحقیقات مربوط به افکار مبتنی بر مغز هستند. چامسکی اشاره می‌کند، این فوق‌العاده دشوار است، چرا که ما هنوز تکنولوژی تصویربرداری (از مغز) غیرتهاجمی در اختیار نداریم که قادر به مشاهده فعالیت‌های مغز در مقیاس نورون‌ها باشد.

ایلان ماسک در کنفرانس مربوط به معرفی اهداف شرکت نورالینک، برخی از اولین افرادی که می‌توانند از تکنولوژی‌های این شرکت بهره ببرند، بیمارانی هستند که به دلیل آسیب‌های شدید مغزی و سکته مغزی، توانایی‌های حرکتی خود را از دست داده‌اند. ماسک همچنین دیگر از بیماران مبتلا به زوال عقل یا انواع دیگر بیماری‌های از دستت دادن توانایی‌های شناختی هم نام برد.

چامسکی این موارد را متقاعد کننده می‌داند، او می‌گوید: “طراحی روش‌هایی برای حرکت دادن دست و انتخاب سیگنال‌های الکتریکی مغز برای حرکت دادن دست، می‌تواند قابل تصور باشد. چنین تحقیقاتی اکنون در حال انجام است.”

اما چامسکی می‌گوید. چنین چیزی قابل تعمیم به حافظه و فکر نیست. در ادامه چامسکی، استیون هاوکینگ را مثال می‌زند. بیش از ۲۰ سال است که شرکت اینتل تکنولوژی را توسعه می‌دهد که به کیهان‌شناس و فیزیکدان شهیر استیون هاوکینگ امکان نوشتن کتاب، سخنرانی و برقراری ارتباط با دیگران را داده است.

اینتل از این تکنولوژی برای بهبود زندگی افراد مبتلابه بیماری نورون‌های حرکتی (استیون هاوکینگ مبتلا به اسکلروز جانبی آمیوتروفیک یکی از شایع‌ترین بیماری‌های نورون‌های حرکتی است) و شرایط دیگری که امکان استفاده از رابط کامپیوتری معمولی غیرممکن است، بهره می‌برد.

چامسکی می‌گوید: “استیون هاوکینگ را در نظر بگیرید، او لطف بسیاری از تکنولوژی‌های پیچیده قادر به برقراری ارتباط است که به‌طور خاص برای او طراحی شده‌اند و به ذهن نابغه او امکان رسیدن به دنیای خارج را می‌دهند. بدون تکنولوژی چنین امکانی هرگز وجود نمی‌داشت. اما تکنولوژی برای تفسیر افکار راه بسیار طولانی در پیش دارد.”

.

منبع: inverse

مطلب نوام چامسکی: پروژه رابط مغز و کامپیوتر ایلان ماسک عملی نیست برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

هر آنچه که باید درباره تب کریمه کنگو بدانید؛ راه های انتقال، پیشگیری و درمان

هر آنچه که باید درباره تب کریمه کنگو بدانید؛ راه های انتقال، پیشگیری و درمان

تب کریمه کنگو یا تب خونریزی دهنده کریمه کنگو یک بیماری حاد همراه با تب و خونریزی است که از طریق تماس با خون، ترشحات و یا لاشه دام یا انسان آلوده و همچنین گزش کنه منتقل می شود. برای بررسی جزئیات بیشتر با تکرا همراه باشید.

تاریخچه بیماری تب کریمه کنگو

تب کریمه کنگو (تب خونریزی دهنده کریمه کنگو، CCHF یا Crimean Congo Haemorrhagic Fever) برای اولین بار در سال ۱۹۴۴ میلادی (سال ۱۳۲۳ خورشیدی) در جمهوری خود مختار کریمه که جزئی از اوکراین به شمار می آید، شناخته و نام تب خونریزی دهنده برای آن اعلام شد.

پس از آن در سال ۱۹۶۹ میلادی مشخص شد که پاتوژن ایجادکننده تب کریمه کنگو مشابه یک بیماری است که در سال ۱۹۵۶ در میلادی در کنگو مشاهده شده بود و به دلیل نام مناطق مشاهده شدن این بیماری است که این بیماری را با نام فعلی تب کریمه کنگو می شناسیم.

تب کریمه کنگو در انسان بیماری شدیدی ایجاد می کند که در ۳۰ درصد مواقع می تواند به مرگ فرد مبتلا بیانجامد و شیوع بیمارستانی آن نیز به شدت بالاست.

راه های انتقال تک کریمه کنگو

ویروس تب کریمه کنگو (CCHF) معمولا در طبیعت به وسیله کنه های سخت پوست هیالوما (Hyalomma) منتقل می شود اما راه های دیگری نیز برای انتقال این بیماری وجود دارد. ویروس تب کریمه کنگو در حالت طبیعی می تواند از طریق تخم (Transovarian transmission) و مراحم مختلف بلوغ کنه (Transstadial survival) انتقال یابد.

کنه هیالوما (Hyalomma) گزیدن کنه هیالوما (Hyalomma)

مهم ترین راه آلوده شدن خود کنه، خونخوانی کنه هیالوما نابالغ از مهره داران کوچک است. یک بار آلوده شده کنه باعث می شود که این جانور در تمام مراحل تکامل خود آلوده باقی بماند و کنه هیالوما بالغ نیز می تواند این عفونت را به مهره داران بزرگ مثل دام نیز منتقل کند.

ویروس یا آنتی بادی تب کریمه کنگو در کنه هیالوما در مناطق مختلف دنیا مشاهد شده و عفونت در انسان توسط این کنه نیز می تواند از طریق گزش کنه آلوده و یا له کردن آن روی پوست ایجاد شود.

بیماری CCHF می تواند به وسیله گاو، گوسفند، خرگوش صحرایی و جوجه تیغی به نقاط مختلف جهان گسترش پیدا کند. تعداد زیادی از پرندگان به عفونت مقاوم هستند اما شترمرغ حساس است و همچنین این بیماری در حیوانات نشخوار کننده اهلی مثل گاو، بز و گوسفند می تواند یک هفته پس از آلودگی باقی بماند.

همچنین در جنوب آفریقا آنتی بادی برای مقابله با ویروس تب کریمه کنگو از سرم خون زرافه، گاو کوهی، بوفالو، کرگردن، سگ ها و گورخر جدا شده است.

این بیماری در حیوانات اهلی هیچ گونه علائم مشخصی ندارد و خطر انتقال این بیماری در انسان در طی ذبح حیوان آلوده و یا دوره ای کوتاه پس از ذبح آن وجود دارد (که ناشی از تماس انسان با پوست یا لاشه حیوان است).

از راه های انتقال بیماری تک کریمه کنگو از یک انسان مبتلا نیز باید به این موضوع کرد که هرگونه تماس با خون و بافت بیماران به خصوص در مرحله خونریزی یا انجام هرگونه اعمالی که منجر به تماس انسان با خون، بزاق، استفراغ، ادرار و یا مدفون آن ها گردد، باعث انتقال این بیماری خواهد شد.

بیمار مبتلا به CCHF در مدتی که در بیمارستان بستری است می‌تواند به شدت دیگران را دچار آلودگی کند. عفونت های بیمارستانی پس از آلودگی با خون و یا ترشحات بیماران بسیار شایع است.

علائم بیماری تب کریمه کنگو

علائم بیماری تب کریمه کنگو چهار مرحله دارد:

۱. دوره نهفتگی یا کمون

این دوره بستگی به نحوه انتقال این بیماری دارد. دوره کمون  پس از گزش کنه معمولا یک تا سه روز است و حداکثر به ۹ روز می رسد. دوره کمون پس از تماس با بافت‌ها یا خون‌آلوده معمولا پنج تا شش روز است و حداکثر زمان ثابت شده ۱۳۳ روز بوده است.

۲. پیش از خونریزی

شروع علائم ناگهانی حدود ۱ تا ۷ روز بوده و این زمان به طور میانگین ۳ روز است. بیمار در این مدت دچار تب و لرز، سردرد شدید، گیجی، درد و سفتی گردن، درد عضلانی (بخصوص در پشت و پاها)، درد چشم، حساسیت به نور (ترس از نور) می‌گردد.

همچنین احتمال دارد حالت تهوع، استفراغ بدون ارتباط با غذاخوردن و گلودرد در اوایل بیماری وجود داشته باشد که گاهی با اسهال، درد شکم و کاهش اشتها همراه می‌شود. تب معمولا بین ۳ تا ۱۶ روز طول می‌کشد.

تورم و قرمزی صورت، گردن و قفسه سینه، پرخونی خفیف حلق و ضایعات نقطه‌ای در کام نرم و سخت شایع هستند. تغییرات قلبی عروقی شامل کاهش ضربان قلب و کاهش فشارخون مشاهده می‌شود.

توصیه می کنیم با مشاهده هر گونه علائم این چنینی به پزشک متخصص مراجعه فرمایید.

۳. دوره خونریزی

مرحله کوتاهی است که به سرعت ایجاد می‌شود و معمولا در روز سوم تا پنجم بیماری شروع می‌شود و ۱ تا ۱۰ روز به درازا می انجام، این زمان به طور میانگین 4 روز خواهد بود. خونریزی در مخاط ها و در پوست بخصوص در قسمت بالای بدن و در طول خط زیربغلی و زیر سینه در خانم‌ها دیده می‌شود و در محل‌های تزریق نیز ممکن است ایجاد شود.

مرحله کوتاهی است که به سرعت ایجاد می‌شود و معمولا در روز سوم تا پنجم بیماری شروع می‌شود و ۱ تا ۱۰ روز به درازا می انجام، این زمان به طور میانگین ۴ روز خواهد بود. خونریزی در مخاط ها و در پوست بخصوص در قسمت بالای بدن و در طول خط زیربغلی و زیر سینه در خانم‌ها دیده می‌شود و در محل‌های تزریق نیز ممکن است ایجاد شود.

در بعضی مواقع استفراغ خونی، خونریزی از بینی و خونریزی رحم آن قدر شدید است که بیمار نیاز به تزریق خون دارد. معمولا بین روزهای ۶ تا ۱۴ بیماری تب کریمه کنگو، کبد و طحال در یک سوم بیماران بزرگ می‌شود.

در بیماری تب کریمه کنگو مرگ به دلیل از دست‌دادن خون، خونریزی مغزی، کمبود مایعات به دلیل اسهال و یا تجمع غیرطبیعی آب و مایعات میان بافتی زیر پوست و حفره‌های ریوی ممکن است ایجاد شود.

در کالبد شکافی بیماران فوت‌شده، معمولا خونریزی در اندازه های مختلف در همه اعضا، بافت ها و داخل معده و روده ها دیده می‌شود.

۴. دوره نقاهت

بیماران مبتلا به تب کریمه کنگو از روز دهم وقتی مشکلات و ضایعات پوستی کم رنگ می‌شود، به تدریج بهبود می یابند. اغلب بیماران در هفته‌های سوم تا ششم بعد از شروع بیماری وقتی شاخص‌های خونی و آزمایش ادرار طبیعی شد از بیمارستان مرخص می‌شوند.

مشخصه دوره نقاهت، طولانی بودن و ضعب بدن است که ممکن است برای یک ماه یا بیشتر باقی بماند. در برخی مواقع حتی موها کامل می‌ریزد (که پس از ۴ تا ۵ ماه ترمیم می‌شود). بهبودی معمولا بدون عارضه است. هرچند این احتمال وجود دارد که التهاب رشته‌های عصبی (neuritiss) یک یا چند عصب برای چندین ماه باقی بماند.

راه های پیشگیری از تب کریمه کنگو

چندین راه برای پیشگیری از ابتدا به تب کریمه کنگو وجود دارد که در ادامه به مهم ترین آن ها می پردازیم.

۱. به دلیل اینکه متاسفانه بیماری تب کریمه کنگو در دام بدون علامت است، باید از مصرف گوشت گرم و تازه به شدت خودداری شود و دام پس از ذبح باید حداقل تا ۲۴ ساعت در دمای صفر تا مثبت چهار درجه سانتی گراد قرار گیرد تا ویروس‌های آن کشته شده و پس از آن مصرف شود.

۲. از خرید گوشت های بازرسی نشده بدون مهر دامپزشکی (کشتار غیرمجاز) خودداری کرده و گوشت های مورد نیاز خود را از مراکز معتبر و بهداشتی خریداری کنید.

۳. جهت گندزدایی توالت ها، محیط آلوده به خون و ترشحات بیمار از مواد ضدعفونی کننده استفاده کنید.

۴. منازل و اصطبل‌ها باید جهت کاهش کنه ها سمپاشی شوند.

۵. بیمار مشکوک به تب کریمه کنگو باید ایزوله شده و با افراد خانواده و پرسنل بیمارستانی در تماس نباشد. کلیه وسایل بیمارستانی مانند ماسک، دستکش، روپوش، پیش بند، سرنگ های استفاده شده، لوله‌های خون و هر وسیله‌ای که با ترشحات بیمار درتماس بوده باید سوزانده شود.

۶. در هنگامی که پرسنل مراقب بیمار در معرض تماس پوستی یا پوستی مخاطی با خون، مایعات بدن و یا فضولات بیمار قرار می‌گیرند بایستی فورا سطح آلوده را با آب و صابون بشویند.

۷. کارکنان بهداشتی و درمانی و افرادی که با خون، ترشحات بدن و یا بافت های آلوده بیماران مبتلا به تب کریمه کنگو تماس داشته‌اند باید مرتب و حداقل تا چهارده روز پس از تماس تحت نظر بوده ودرجه حرارتبدن آنها به صورت روزانه کنترل شود و در صورت ظهور علایم بالینی بلافاصله درمان برای آنان شروع شده و اقدامات بعدی انجام گیرد.

راه های درمان تب کریمه کنگو

اساس درمان بیماری تب کریمه کنگو حمایتی است. این درمان شامل تنظیم آب و الکترولیت بدن و درمان اختلال انعقادی درون رنگی پیش رونده یا DIC به همراه داریو ضد ویروس ریباویرین (ribavirin) است. تاکید می کنیم که با مشاهده علائم این بیماری فورا به پزشک متخصص مراجعه کنید و به این موضوع توجه داشته باشید که درمان های اختصاصی توسط پزشک متخصص و ترجیحا متخصص عفونی انجام خواهد شد.

.

تهیه و گردآوری: تکرا

مطلب هر آنچه که باید درباره تب کریمه کنگو بدانید؛ راه های انتقال، پیشگیری و درمان برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.

سلول‌های مغز با بی‌خوابی خودخوری می‌کنند!

سلول‌های مغز با بی‌خوابی خودخوری می‌کنند!
دلیل خوابیدن ما چیزی فراتر از نیاز به بازیابی انرژی در طول هر ۱۲ ساعت است. مغز ما در طول خواب وضعیت خود را برای دفع فرآورده­های جانبی سمی ناشی از فعالیت عصبی در طول روز تغییر می­دهد.

محققان دریافته­اند که کم­خوابی باعث می­شود مغز ما میزان قابل­توجهی از نورون­ها و اتصالات سیناپسی را از بین ببرد. اتفاقی که بعدا حتی با خوابیدن بیش­تر نیز قابل جبران نیست.

اکنون تیم تحقیقاتی به رهبری میشله بلسی عصب‌شناسی از دانشگاه پلی­تکنیک مارکه در ایتالیا، نحوه واکنش مغز پستانداران را در مواجهه با عادت­های کم­خوابی مورد بررسی قرار داده‌اند.آن‌ها متوجه تشابه عجیبی میان موش­هایی که به­خوبی استراحت کرده بودند و آن­هایی که بی­خواب بودند، یافتند.

نورون­های مغزی نیز مانند سایر سلول­های عصبی بدن، مستقیما توسط دو نوع سلول­ گلیال (که در اصل سلول­های پشتیبان هستند و اغلب به­عنوان «چسب عصبی» هم از آن­ها یاد می­شود) بازسازی می­شوند، سلول­های میکروگلیال و آستروسیت­ها. وظیفه­ی سلول­های میکروگلیال پاک‌سازی سلول­های مرده و پوشش دوباره­ی آن­ها در فرآیندی به نام فاگوسیتوز یا بیگانه‌خواری است. فاگوسیتوز که در زبان یونانی به معنای بلعیدن است، عملی است که طی آن میکروارگانیسم‌ها و یا سایر ذرات معلق خارجی سلولی بلعیده می‌شوند.

کار آستروسیت­ها هم پاک‌سازی سیناپس­های مغزیِ غیرضروری و اضافی برای بازسازی و شکل­دهی دوباره به شبکه­ی آن است. می­دانیم که این فرآیند در زمان خواب ما برای ترمیم پوشش عصبی و آسیب­های آن صورت می­گیرد. اما اکنون به نظر می­رسد که اتفاق مشابهی حتی در زمان بی­خوابی رخ می­دهد. اما این موضوع بیش­تر از آن­که اتفاق مثبتی باشد، باعث آسیب رساندن به خودِ مغز می­شود.

برای درک بهتر این مسئله کافی است مثالی بزنیم. مقایسه­ی این دو حالت مثل این قضیه است که در هنگام خواب کسی برای گردگیری منزلتان بیاید و در مقابل ، حالتی را تصور کنید (در بی­خوابی) که یک نفر لوازم ضروری شما مثل یخچال و تلویزیون و حیوان خانگی­تان را دور بیندازد.

بلسی می‌گوید: “ما برای اولین بار ثابت کردیم، در حالت بی­خوابی بخشی از سیناپس­ها به­طور کامل توسط آستروسیت­ها از بین می­روند.”

محققان در این آزمایش، موش­ها را به چهار گروه تقسیم کردند. گروه اول، موش­هایی که ۶ تا ۸ ساعت خوابیده بودند (استراحت کافی). گروه دیگر آن­هایی که به­صورت مقطعی از خواب بیدار می­شدند. گروه سوم، ۸ ساعت اضافی بیدار نگه داشته شدند (بی­خوابی) و گروه آخر هم دسته­ای از موش‌ها بودند که پنج روز متوالی نخوابیده بودند (بی­خوابی مزمن).

محققان در این چهار گروه به بررسی و مقایسه­ی میزان فعالیت آستروسیت­ها پرداختند. در گروه اول، فعالیت آستروسیت­ها ۵.۷ درصد و در گروه دوم ۷.۳ درصد بود. در دو گروه بعدی، این میزان افزایش قابل­توجهی داشت. دانشمندان مشاهده کردند که در این دو گروه، آستروسیت­ها فعالیتی شبیه به آنـچه وظیفه­ی سلول­های میکروگلیال است انجام می­دهند و بخش­هایی از سیناپس­ها را می­بلعند، فرآیندی که فاگوسیتوز آستروسیتی نام دارد.

در موش­های بی­خواب، آستروسیت­ها در ۸.۴ درصد سیناپس­ها فعال بودند و در موش­هایی که بی­خوابی مزمن داشتند، این به میزان بالای ۱۳.۵ درصد می­رسید. به گفته بلسی، بیش­تر سیناپس­هایی که در دو گروه آخر (محروم از خواب) پاک‌سازی شدند، فرسوده­ترین و قدیمی­ترینِ آن­ها بوده­اند. بلسی آن­ها را به «قسمت­های مستعمل مبلمان» تشبیه می­کند و این اتفاق را احتمالا مثبت می­ داند.

اما گروه محققان با بررسی فعالیت سلول­های میکروگلیال به نتایج دیگری رسیدند. فعالیت این یاخته­ها در آن گروه از موش­ها که دچار بی­خوابی مزمن بودند، بسیار بیش­تر بوده است. این موضوع کمی نگران­کننده به نظر می­رسد. چراکه فعالیت مهارناشدنی و افسارگسیخته­ی سلول­های میکروگلیال ارتباط نزدیکی با بیماری­های مغزی نظیر آلزایمر و سایر اختلالات دارد.

محققان گزارش دادند: ”ما دریافته­ایم که فاگوسیتوز آستروسیتی پس از بی­خوابی مزمن و حاد و در عناصر پیش­سیناپسی سیناپس­های بزرگ اتفاق می­افتد، نه در خواب­های مقطعی و با وقفه. در این شکل از خواب، بیش­تر بازیافت و نگهداری سیناپس­های قدرتمند اما قدیمی­تر صورت می­پذیرد. در مقابل، تنها بی­خوابی مزمن فعالیت سلول­های میکروگلیال را افزایش می­دهد. با توجه به این قضیه، وقفه­های طولانی در خواب، فعالیت­های فاگوسیتوزی را به صورت چشمگیری بالا می­برد و می­تواند زمینه­ساز آسیب­های مغزی شود.“

سؤالات زیادی در این زمینه از جمله تأثیرات تکرار این فرآیند و یا بازگشت آسیب­ها در صورت بهبود خواب هنوز بی‌پاسخ ‌مانده‌اند، اما نکته ­ی قابل­ توجه آن است که تعداد مرگ­ومیر ناشی از آلزایمر از سال ۱۹۹۹، با رشد ۵۰ درصدی مواجه بوده و شاید کاهش کیفیت خواب شبانه­ی ما در این قضیه بی‌تأثیر نبوده باشد.

.

منبع: sciencealert

 

مطلب سلول‌های مغز با بی‌خوابی خودخوری می‌کنند! برای اولین بار در وب سایت تکرا - اخبار روز تکنولوژی نوشته شده است.