آیا شما هم احساس میکنید که سال 2020 برای همیشه ادامه دارد؟ آیا از نظر شما گذر زمان در قرنطینه نیز بسیار طولانی شده است؟ آیا نمیتوانید به یاد بیاورید که سال 2019 و قبل از آن در مواقع عادی چگونه وقت خود را میگذراندید؟ اگر برای یافتن پاسخ این سوالات بسیار مشتاق و کنجکاو هستید، در ادامه آیتیرسان را همراهی کنید.
خب باید بگوییم که شما تنها نیستید. از نظر بسیاری از مردم، سال 2020 سالی بود که گذر زمان به خاطر وجود ویروس کرونا حس نمیشد یا اینکه بسیار سریع میگذشت.
از نظر عینی اگر بخواهیم بگوییم، زمان با سرعت ثابت و خطی میگذرد. اما از نظر ذهنی، گذر زمان با انجام فعالیتها و احساسات ما کاهش مییابد. گاهی اوقات زمان سریع میگذرد، گاهی نیز آنقدر آهسته میگذرد که تقریبا انگار بیحرکت میماند.
این مسئله با یک سری از تحقیقاتی که دانشمندان در سال 2020، در اوایل قرنطینه، انجام دادهاند، مرتبط است. آنها با بررسی اینکه مردم در ماههای اولیه شیوع ویروس کرونا چگونه گذر زمان را طبق فعالیتهای خود حس میکردهاند، نظراتی دارند. مسئله خارقالعاده این بود که چگونه زمان با سرعتی که در سالهای قبل در زمانهای معمولی میگذشت، در قرنطینه نیز با همان سرعت گذر میکرد.
محققان از 604 نفر در مورد اینکه سرعت آن روز و یا آن هفته در مقایسه با قبل از قرنطینه چگونه گذشته است، نظرسنجی کردند. شرکتکنندگان همچنین به سوالات مربوط به خلقوخوی خود، زندگی خانوادگی و اینکه مشغول بودن خود برای پاسخ به عواملی که منجر به گذر سریع یا آهسته زمان میشود، پاسخ دادند.
زمان با سرعت میگذرد؟
اما نتایج آنها نشان داد که گذر زمان در حین قرنطینه بسیار با سالهای قبل متفاوت است. بیش از 80 درصد از مردم گزارش دادند که احساس میکنند گذر زمان بسیار متفاوت شده است. اما قرنطینه باعث نشد که گذر زمان برای همه افراد یکسان به نظر بیاید. در عوض، زمان قرنطنیه برای 40 درصد از افراد افزایش یافته و برای 40 درصد باقیمانده کاهش یافته است.
خب میتوان اینچنین بیان کرد که طبق این تجزیه و تحلیلها، میزان سرعت گذر زمان در طول روز به سن فرد، میزان رضایت آنها از سطح تعامل اجتماعی، میزان استرس و میزان مشغله آنها وابسته است. به طور کلی، این روزها برای افراد جوان که از نظر اجتماعی راضی، مشغول هستند و استرس کمی دارند، با سرعت بیشتری سپری میشود. برعکس، روزها برای افراد مسن به ویژه افراد بالای 60 سال که از نظر اجتماعی ناراضی بوده و استرس دارند، و شغلی ندارند، کندتر میگذشت.
الگوهای مشابهی برای میزان سرعت ذهنی گذر زمان در هفته مشاهده شد. یک هفته سریع با جوانتر بودن و رضایتمندی اجتماعی بیشتری همراه است، در حالی که یک هفته با گذر کم با پیرتر بودن و رضایت اجتماعی کمتر همراه است.
دومین مطالعه منتشر نشده نشان داد که از 851 نفری که مورد بررسی قرار گرفتند، بیش از 75 درصد آنها حس گذر زمان را تجربه کردند و 55 درصد گزارش کردند که زمان بسیار آهسته گذشته است. از نظر آنها گذر زمان در قرنطینه موج دوم بسیار کندتر بوده است؛ زیرا با محافظت بیشتر، عدم رضایت از تعامل اجتماعی و افسردگی و کسالت بیشتر همراه بوده است.
اینها نتایج کشور انگلیس بود. اما انگلیس در این قضیه تنها نیست. مطالعات انجام شده در فرانسه، ایتالیا و آرژانتین نیز نشان میدهد که تغییر گستردهای در گذر زمان در دورههای محدودیت COVID-19 وجود دارد.
برخلاف انگلستان، در فرانسه و ایتالیا قرنطینه برای اکثر مردم کندتر از حالت عادی بوده است و مانند مطالعه آوریل اول محققان 40/40 نبوده است. در ایتالیا و فرانسه نیز مانند انگلستان، بیحوصلگی عامل مهم کاهش سرعت زمان بود. در فرانسه، زمان نیز با افزایش غم و اندوه آهستهتر میگذشت.
احساسات و زمان
چرا سن بالاتر، بیحوصلگی، استرس و نارضایتی اجتماعی باعث میشود که زمان به کندی بگذرد؟ پاسخ به این سوال دشوار است.
ما برخلاف سایر حواس، اندام واضحی برای شناخت زمان نداریم. در عوض، زمان به عنوان بخشی از ورودیهای حسی دیگر، مانند بینایی و شنوایی تجربه میشود و این باعث میشود که بتوان دقیقا نحوه پردازش مغز را بسیار دشوار پیشبینی کرد.
یک احتمال این است که وقتی از نظر اجتماعی خسته و ناراضی هستیم، ظرفیت شناختی فراوانی داریم و سپس برخی از این ظرفیت را برای افزایش نظارت بر زمان خود استفاده میکنیم. این افزایش نظارت باعث میشود که زمان آرامتر از حالت عادی بگذرد. این فقط به این دلیل است که ما نسبت به حالت عادی از زمان آگاهی داریم. احتمال دیگر این است که نتیجه عاطفی قرنطینه، نحوه پردازش زمان مغز را تغییر داده است.
گذر زمان به موارد مختلفی بستگی دارد.
احساسات منفی مرتبط با انزوا، بیحوصلگی، غم و استرس ممکن است به کند شدن زمان کمک کنند. با این حال، در سراسر مطالعات نشان داده شده است که اثرات متناقض افسردگی و اضطراب بر احساسات گذر زمان تاثیر پیچیده دارد.
سال 2021 چگونه خواهد بود؟ آیا زمان ریتم منظم خود را بدست خواهد آورد؟ پاسخ به این سوال نیز بسیار دشوار است. به علت وجود اولین واکسنهایی که در حال حاضر به کشورها صادر شده است، ما شاید بیش از هر زمان دیگری امیدوار باشیم که ممکن است به گذر زمان طبیعی خود بازگردیم. واقعیت این است که ما ماهها با طبیعی شدن اوضاع فاصله داریم.
صرف نظر از اینها، اگرچه نمیتوانیم زمان واقعی لازم برای اتمام برنامه واکسیناسیون را تغییر دهیم، اما مواردی وجود دارد که ممکن است بتوانیم برای سرعت بخشیدن به انتظار انجام دهیم. از جمله این فعالیتها میتوان به مشغول کردن خود، به حداقل رساندن استرس، تعامل بیشتر با افراد و درگیر شدن هرچه بیشتر در روابط اجتماعی رو در رو یا آنلاین و با کاهش سطح استرس، اشاره کرد. با این اعمال میتوانیم با سرعت بیشتر و حال بهتر به حالت عادی بازگردیم.
http://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.png00ادمینhttp://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.pngادمین2020-12-30 20:00:522020-12-30 20:00:52آیا گذر زمان در سال 2020 برای شما نیز متفاوت بود؟!
ویروسهای تنفسی فصل زمستان را دوست دارند. این عوامل بیماریزا در سرما رشد میکنند و در هوای خشکتر به راحتی میتوانند از میزبانی به میزبان دیگر حرکت کنند. در ادامه این مطلب آیتیرسان را همراهی کنید.
آکیکو ایواساکی (Akiko Iwasaki)، متخصص ایمنیشناسی در دانشگاه ییل، در بیانیهای اظهار کرده است:
وقتی که هوای سرد فضای باز دارای رطوبت کم در فضای داخلی خانه گرم میشود، رطوبت نسبی هوا به حدود 20 درصد کاهش مییابد. این هوای خشک مسیر خوبی را برای ویروسهای موجود در هوا فراهم میکند.
رطوبت نسبی، میزان اشباع هوا با بخار آب است. بنابراین در یک اتاق با 40 درصد رطوبت نسبی، هوا 40 درصد از کل رطوبت موجود را دارد. هرچه هوا خشکتر باشد، رطوبت نسبی پایینتر و انتشار ویروسها از جمله ویروس کرونا راحتتر است. به همین دلیل لینزی مار (Linsey Marr)، محقق آئروسل از دانشگاه ویرجینیا که مطالعه انتقال ویروس کرونا را بر عهده دارد، توصیه میکند از یک دستگاه رطوبت ساز در خانه خود استفاده کنید.
وی همچنین اعلام کرد:
بهتر است در منزل خود برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا از دستگاه رطوبتساز استفاده کنید و اگر بتوانید میزان رطوبت را در زمستان بین 40 درصد تا 60 درصد نگه دارید، خوب است. ویروس در این شرایط به خوبی زنده نمیماند و پاسخ ایمنی بدنتان نیز نسبت به زمان خشک شدن هوا بهتر عمل میکند.
رطوبت و دما بر نحوه انتشار ویروس کرونا تأثیر میگذارد
تحقیقات نشان میدهد وقتی دما و رطوبت کم باشد، ویروس کرونا به راحتی گسترش مییابد.
بررسیهایی که اکنون توسط آجیت اهلاوات (Ajit Ahlawat) و همکارانش انجام شده است، نشان داده است که احتمال انتقال ویروس کرونا در هوای خشک بیشتر از مناطق مرطوب است.
دلیل این امر آن است که ذرات ویروس کرونا در هوای خشکتر و رطوبت کمتر، به مواد مرطوب کمتری جذب میشوند و بنابراین مدت زمان بیشتری در هوا باقی میمانند. این باعث میشود احتمال استنشاق و آلودگی فرد جدید بیشتر شود. به علاوه، با کاهش دما و رطوبت، ذرات ویروس کرونا پایدارتر میشوند و به آنها کمک میکند تا هنگام ورود میزبان جدید، ثابت بمانند.
بهتر است در منزل خود برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا از دستگاه رطوبتساز استفاده کنید.
علاوه بر این، ویروس کرونا مانند ویروس آنفولانزا در یک لایه چربی تشکیل شده است و به آن کمک میکند تا از انتقال از فردی به فرد دیگر زنده بماند. این پوشش در دمای بالاتر سریعتر خشک میشود.
هوای مرطوب نیز میتواند با از بین بردن ساختار چربی ویروس، از شیوع آن جلوگیری کند. اهلاوات اینچنین گفت:
برای کنترل انتقال ویروس کرونا در داخل منزل، به ویژه در مکانهای داخلی با تهویه ضعیف مانند بیمارستانها، مدارس و ساختمانهای عمومی خاص، استفاده از دستگاههای رطوبتساز را توصیه میکنیم.
او نیز مانند لینزی مار میزان رطوبت داخل خانه را بین 40 تا 60 درصد توصیه میکند. دمای بالاتر همچنین میتواند از گسترش ویروس از طریق سطوح جلوگیری کند، اگرچه این نوع انتقال بسیار نادر است. مطالعه منتشر شده در ماه ژوئن نشان داد که شرایط آب و هوایی گرمتر میتواند مدت زمان زنده ماندن ویروس کرونا را بر روی سطوح کوتاه کند.
میزان رطوبت نسبی بین 40 تا 60 درصد نیز برای سیستم ایمنی بدن ما مفید است!
ایوازاکی در پاییز امسال اعلامیهای به سازمان بهداشت جهانی ارسال کرد تا دستورالعملهایی را برای سطح رطوبت داخل خانه تعیین کند. رطوبت 40 تا 60 درصد موثرترین نقطه است، زیرا هوای داخلی در آن محدوده باعث میشود بینی و گلو پاسخهای ایمنی قوی در برابر بسیاری از ویروسها حفظ کنند.
محافظت داخلی سیستم ایمنی بدن ما مانند مخاط بینی، هنگام مرطوب شدن هوا عملکرد بهتری دارد. این مسئله به این دلیل است که مخاط زائدههای انعطافپذیری مومانند به نام مژک را میپوشاند. مژکها از سلولهای مجاری تنفسی ما خارج میشوند. وظیفه مژکها گرفتن ذرات ویروسی است که سعی دارند وارد ریههای ما شوند.
بر اساس مطالعه اخیر ایوازاکی و همکارانش، رطوبت کم باعث خشک شدن مخاط میشود. با خشک شدن مخاط، مژکهای محافظ صاف شده و سپس توانایی خود را در برابر ویروسها از دست میدهند.
و حالا، هشدار کارشناسان درباره میزان رطوبت بیش از حد!
با این وجود، نباید در میزان رطوبت منزل زیادهروی کنید. لینزلی مارر گفته است:
بسیار مراقب باشید تا میزان رطوبت بالای 65 درصد نشود، زیرا این امر میتواند به رشد کپکها کمک کند. این کپک حاصل نیز میتواند باعث تحریک بیماری آسم شود. بسیاری از افراد نیز به هاگ کپک حساسیت دارند.
اهلاوات همچنین در این باره اظهار کرد که سطح رطوبت بیش از 60 درصد برای ساکنان داخل خانه میتواند بسیار ناخوشایند باشد. در حال حاضر باید اشاره کنیم که برخی از کارشناسان در کل مخالف استفاده از دستگاههای رطوبت ساز به عنوان وسیلهای برای کاهش انتقال ویروس هستند.
دونالد میلتون (Donald Milton)، استاد بهداشت محیط در دانشگاه مریلند، اینچنین گفت:
استفاده از دستگاه رطوبتساز یک رویه اثبات نشده است و دارای عوارض جانبی بسیار بدی است. به هرحال، من آن را توصیه نمیکنم.
محققان در آخر اظهار کردند که استفاده از دستگاه رطوبتساز را نباید به عنوان یک دارو برای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا و دیگر ویروسها قلمداد کرد.
آنها اینچنین بیان کردند:
مهمترین کارهایی که باید برای جلوگیری از شیوع ویروس انجام دهیم، شامل استفاده از ماسک، حفظ فاصله اجتماعی، استفاده از تهویه مناسب و یا فیلتراسیون هوا و شستن مرتب دستها است.
http://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.png00ادمینhttp://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.pngادمین2020-12-30 05:30:442020-12-30 05:30:44سیستم رطوبتساز باعث کاهش ویروس کرونا در محیط میشود!
ویروسهای تنفسی فصل زمستان را دوست دارند. این عوامل بیماریزا در سرما رشد میکنند و در هوای خشکتر به راحتی میتوانند از میزبانی به میزبان دیگر حرکت کنند. در ادامه این مطلب آیتیرسان را همراهی کنید.
آکیکو ایواساکی (Akiko Iwasaki)، متخصص ایمنیشناسی در دانشگاه ییل، در بیانیهای اظهار کرده است:
وقتی که هوای سرد فضای باز دارای رطوبت کم در فضای داخلی خانه گرم میشود، رطوبت نسبی هوا به حدود 20 درصد کاهش مییابد. این هوای خشک مسیر خوبی را برای ویروسهای موجود در هوا فراهم میکند.
رطوبت نسبی، میزان اشباع هوا با بخار آب است. بنابراین در یک اتاق با 40 درصد رطوبت نسبی، هوا 40 درصد از کل رطوبت موجود را دارد. هرچه هوا خشکتر باشد، رطوبت نسبی پایینتر و انتشار ویروسها از جمله ویروس کرونا راحتتر است. به همین دلیل لینزی مار (Linsey Marr)، محقق آئروسل از دانشگاه ویرجینیا که مطالعه انتقال ویروس کرونا را بر عهده دارد، توصیه میکند از یک دستگاه رطوبت ساز در خانه خود استفاده کنید.
وی همچنین اعلام کرد:
بهتر است در منزل خود برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا از دستگاه رطوبتساز استفاده کنید و اگر بتوانید میزان رطوبت را در زمستان بین 40 درصد تا 60 درصد نگه دارید، خوب است. ویروس در این شرایط به خوبی زنده نمیماند و پاسخ ایمنی بدنتان نیز نسبت به زمان خشک شدن هوا بهتر عمل میکند.
رطوبت و دما بر نحوه انتشار ویروس کرونا تأثیر میگذارد
تحقیقات نشان میدهد وقتی دما و رطوبت کم باشد، ویروس کرونا به راحتی گسترش مییابد.
بررسیهایی که اکنون توسط آجیت اهلاوات (Ajit Ahlawat) و همکارانش انجام شده است، نشان داده است که احتمال انتقال ویروس کرونا در هوای خشک بیشتر از مناطق مرطوب است.
دلیل این امر آن است که ذرات ویروس کرونا در هوای خشکتر و رطوبت کمتر، به مواد مرطوب کمتری جذب میشوند و بنابراین مدت زمان بیشتری در هوا باقی میمانند. این باعث میشود احتمال استنشاق و آلودگی فرد جدید بیشتر شود. به علاوه، با کاهش دما و رطوبت، ذرات ویروس کرونا پایدارتر میشوند و به آنها کمک میکند تا هنگام ورود میزبان جدید، ثابت بمانند.
بهتر است در منزل خود برای جلوگیری از شیوع ویروس کرونا از دستگاه رطوبتساز استفاده کنید.
علاوه بر این، ویروس کرونا مانند ویروس آنفولانزا در یک لایه چربی تشکیل شده است و به آن کمک میکند تا از انتقال از فردی به فرد دیگر زنده بماند. این پوشش در دمای بالاتر سریعتر خشک میشود.
هوای مرطوب نیز میتواند با از بین بردن ساختار چربی ویروس، از شیوع آن جلوگیری کند. اهلاوات اینچنین گفت:
برای کنترل انتقال ویروس کرونا در داخل منزل، به ویژه در مکانهای داخلی با تهویه ضعیف مانند بیمارستانها، مدارس و ساختمانهای عمومی خاص، استفاده از دستگاههای رطوبتساز را توصیه میکنیم.
او نیز مانند لینزی مار میزان رطوبت داخل خانه را بین 40 تا 60 درصد توصیه میکند. دمای بالاتر همچنین میتواند از گسترش ویروس از طریق سطوح جلوگیری کند، اگرچه این نوع انتقال بسیار نادر است. مطالعه منتشر شده در ماه ژوئن نشان داد که شرایط آب و هوایی گرمتر میتواند مدت زمان زنده ماندن ویروس کرونا را بر روی سطوح کوتاه کند.
میزان رطوبت نسبی بین 40 تا 60 درصد نیز برای سیستم ایمنی بدن ما مفید است!
ایوازاکی در پاییز امسال اعلامیهای به سازمان بهداشت جهانی ارسال کرد تا دستورالعملهایی را برای سطح رطوبت داخل خانه تعیین کند. رطوبت 40 تا 60 درصد موثرترین نقطه است، زیرا هوای داخلی در آن محدوده باعث میشود بینی و گلو پاسخهای ایمنی قوی در برابر بسیاری از ویروسها حفظ کنند.
محافظت داخلی سیستم ایمنی بدن ما مانند مخاط بینی، هنگام مرطوب شدن هوا عملکرد بهتری دارد. این مسئله به این دلیل است که مخاط زائدههای انعطافپذیری مومانند به نام مژک را میپوشاند. مژکها از سلولهای مجاری تنفسی ما خارج میشوند. وظیفه مژکها گرفتن ذرات ویروسی است که سعی دارند وارد ریههای ما شوند.
بر اساس مطالعه اخیر ایوازاکی و همکارانش، رطوبت کم باعث خشک شدن مخاط میشود. با خشک شدن مخاط، مژکهای محافظ صاف شده و سپس توانایی خود را در برابر ویروسها از دست میدهند.
و حالا، هشدار کارشناسان درباره میزان رطوبت بیش از حد!
با این وجود، نباید در میزان رطوبت منزل زیادهروی کنید. لینزلی مارر گفته است:
بسیار مراقب باشید تا میزان رطوبت بالای 65 درصد نشود، زیرا این امر میتواند به رشد کپکها کمک کند. این کپک حاصل نیز میتواند باعث تحریک بیماری آسم شود. بسیاری از افراد نیز به هاگ کپک حساسیت دارند.
اهلاوات همچنین در این باره اظهار کرد که سطح رطوبت بیش از 60 درصد برای ساکنان داخل خانه میتواند بسیار ناخوشایند باشد. در حال حاضر باید اشاره کنیم که برخی از کارشناسان در کل مخالف استفاده از دستگاههای رطوبت ساز به عنوان وسیلهای برای کاهش انتقال ویروس هستند.
دونالد میلتون (Donald Milton)، استاد بهداشت محیط در دانشگاه مریلند، اینچنین گفت:
استفاده از دستگاه رطوبتساز یک رویه اثبات نشده است و دارای عوارض جانبی بسیار بدی است. به هرحال، من آن را توصیه نمیکنم.
محققان در آخر اظهار کردند که استفاده از دستگاه رطوبتساز را نباید به عنوان یک دارو برای جلوگیری از گسترش ویروس کرونا و دیگر ویروسها قلمداد کرد.
آنها اینچنین بیان کردند:
مهمترین کارهایی که باید برای جلوگیری از شیوع ویروس انجام دهیم، شامل استفاده از ماسک، حفظ فاصله اجتماعی، استفاده از تهویه مناسب و یا فیلتراسیون هوا و شستن مرتب دستها است.
http://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.png00ادمینhttp://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.pngادمین2020-12-30 05:30:442020-12-30 05:30:44سیستم رطوبتساز باعث کاهش ویروس کرونا در محیط میشود!
در این مطلب قرار است باهم لیست تحولات مهم علمی در سال 2020 و برخی از افرادی را که در این نقاط عطف نقش مهمی داشتهاند، بررسی کنیم. این افراد در کنار همکارانشان چیزهای مهمی کشف کردند و توجه بیشتر مردم را به خود جلب کردند. در ادامه این مقاله قصد داریم داستان زندگی افراد مهم را شرح دهیم. پس در ادامه این مقاله با آیتیرسان همراه باشید.
تدروس آدانوم گبریزس (Tedros Adhanom Ghebreyesus): هشداردهندهای در جهان
تدروس گبریزس
تدروس گبریزس رهبر بهداشت عمومی است که برای مقابله با همهگیری ویروس کرونا از همه طرف با چالشهای زیادی روبرو شده بود. تدروس آدانوم گبریزس، مدیر کل سازمان بهداشت جهانی (WHO)، در 15 آوریل خود را در یک طوفان سیاسی یافت. روز قبل، دونالد ترامپ (Donald Trump)، رئیس جمهور سابق آمریکا گفته بود که تأمین بودجه سازمان بهداشت جهانی را با توجه به پاسخ آن به بیماری همهگیر ویروس کرونا و معاملات آن با کشور چین متوقف میکند.
اما تدروس گبریزس به جای واکنش علنی به اتهامات ترامپ مبنی بر سوء مدیریت و سرپوش گذاشتن، ایالات متحده را مانند دوستی سخاوتمند توصیف کرد و به تمایل آژانس برای خدمت به هر کشور در طول بیماری همهگیری تأکید کرد.
تدروس در ایمیلی اینچنین اظهار میکند:
از آنجا که ما از تنشهای جغرافیای سیاسی بین قدرتهای بزرگ بسیار نگران بودیم، از همان ابتدا طرفدار همبستگی جهانی بودیم.
سازمان بهداشت جهانی به مدت تقریبا 73 سال، روی تهدیداتی چون تغییرات آب و هوایی به عنوان زنگ خطری پیشرو، جمعآوری اطلاعات در مورد صدها بیماری همهگیر و توصیه ملتها در مورد پاسخهای متمرکز بوده است؛ گاهی اوقات سازمان بهداشت جهانی به طور مستقیم با آژانسهای بهداشتی محلی کار میکند.
در سال 2017، پس از واکنش آشکار سازمان بهداشت جهانی به شیوع بیماری بزرگ ابولا، تدورس به عنوان اولین مدیر کل سازمان از آفریقا در آمد. تدروس با سابقه بهداشت عمومی، اپیدمیولوژی و امور خارجه قول داد آژانسی ایجاد کند که بتواند برای مقابله با بحران بعدی سریع عمل کند.
او با همدلی، دلسوزی و سختکوشی خود در بسیاری از مواقع از بسیاری از محققان و پزشکان بهداشت عمومی بهتر بوده است. لارنس گوستین (Lawrence Gostin)، محقق حقوق بهداشت عمومی در دانشگاه جورج تاون در واشنگتن دی سی، گفته است:
او نه تنها در این امور بحث و بررسیهایی انجام میدهد، بلکه سعی میکند با عملی کردن خواستههایش مردم را رهبری کند.
هنگامی که ابولا بار دیگر در سال 2018 در جمهوری دموکراتیک کنگو شیوع یافت، تدروس چندین بار به این کشور سفر کرد و در معرض خطر بزرگ ابتلا به بیماری نیز قرار گرفته بود. سازمان بهداشت جهانی و پاسخدهندگان محلی بهداشت برای مهار شیوع، به واکسینه کردن حدود سیصد هزار نفر در طی یک دوره درگیری فعال تلاش کردند.
اما بیماری همهگیر ویروس کرونا باعث شد تا توانایی سازمان بهداشت جهانی در مدیریت بیماریهای همهگیر سریع جهانی آزمایش شود.
در 31 دسامبر، آژانس گزارشهای خبری در مورد موارد مشکوکی از ذاتالریه ویروسی با منشأ ناشناخته در ووهان، چین گزارشی ارائه دادند. این مقام جزئیات بیشتری را از مقامات چینی درخواست کرد و به شبکههای خود هشدار داد. تدروس تا 27 ژانویه برای ملاقات با رئیس جمهور چین شی جین پینگ (Xi Jinping) در پکن تلاش کرد. سه روز بعد، او شیوع بیماری همهگیری را اعلام کرد و کشورهای عضو سازمان بهداشت جهانی را ملزم به پاسخگویی به این تهدید کرد.
برخی از محققان میگویند که تدروس باید در مورد اطلاعاتی که چین از آژانس نگهداری میکرد، به عنوان مثال در مورد اولین موارد مستند ویروس کرونا، صراحت بیشتری از خود نشان میداد.
سوئری مون (Suerie Moon)، دانشمند علوم سیاسی در موسسه تحصیلات تکمیلی ژنو در سوئیس، گفته است:
باید برخورد جدیتری با مقامات چینی در مورد شیوع این بیماری انجام میشد.
مون گفته است که احترام عمومی تدروس و آژانس به چین باعث فراهم شدن انتقادهای بیاساس، از جمله انتقادهای دولت ترامپ، شده بود.
محققان همچنین میگویند که این آژانس در بررسی شواهد علمی، رویکرد محافظهکارانهای در پیش گرفته است. این بدان معناست که تایید انتقال از انسان به انسان در چین و به رسمیت شناختن نقش افرادی که علائمی در انتشار ویروس ندارند، بسیار آهسته بوده است. دیل فیشر (Dale Fisher)، پزشک بیماریهای عفونی در دانشگاه ملی سنگاپور اظهار کرده است که این موارد میتوانست زودتر اعلام شود.
اما سازمان بهداشت جهانی این مسئله را که دیرهنگام به جهانیان هشدار داده شده بود، را رد میکند. تدروس میگوید:
ما از لحظه دریافت اولین گزارشها مبنی بر شیوع ویروسی به نام ویروس کرونا، آن را به گوش جهانیان رساندیم.
محققان اضافه میکنند که شفافیت بیشتر و واکنش سریعتر ممکن است روند همهگیری را تحت تأثیر قرار ندهد. فیشر اظهار میکند که حتی پس از اعلام وضعیت اضطراری سازمان بهداشت جهانی، بسیاری از کشورها هنوز تمایلی به ارائه اقدامات بهداشت عمومی ندارند. محققان بیان کردند که چین ممکن است به تدروس پاسخ خوبی ارائه نکرده باشد.
در ماه ژوئیه، ایالات متحده، بزرگترین اهدا کننده دولت سازمان بهداشت جهانی، رسما برنامه خود را برای خروج از آن در سال 2021 به آژانس اعلام کرد. جو بایدن (Joe Biden)، رئیس جمهور منتخب ایالات متحده، قول داده است پس از شروع کار خود، دوباره به این توافقنامه برگردد.
کلی لی (Kelley Lee)، محققی که در زمینه بهداشت جهانی در دانشگاه سایمون فریزر در ونکوور کانادا تحصیل میکند، اظهار کرد که حتی با مشارکتهای ایالات متحده، سازمان بهداشت جهانی به دلیل کاری که انجام میدهد به شدت تحت کمبود بودجه مالی قرار میگیرد. این بحران بار دیگر آسیب پذیریهای سازمان بهداشت جهانی را به عنوان نهادی برای تأمین بودجه مورد توجه اعضا و چالشهای پیش رو سیاسی آشکار کرده است.
تدروس اینچنین بیان کرد که او برای خاتمه دادن ویروس کرونا تلاش میکند. او سعی دارد تا واکسن ویروس کرونا را برای همه مردم در سراسر جهان فراهم کند. تدروس پس از ورود جهان به آن مرحله و اخبار سیاسی که ممکن است در پی داشته باشد، قول داد در صورت بهتر نشدن اوضاع سمت خود را ترک کند.
ورنا موهاپت (Verena Mohaupt): یکی از عضوهای گروه اکتشافی در قطب
ورنا موهاپت
ورنا موهاپت در مأموریت بیسابقهای در قطب شمال، خود و بقیه دانشمندان را از خرس، سرمای شدید و دیگر خطرات در امان نگه داشت. وقتی این گروه اکتشافی خرس قطبی را در آنجا مشاهده کرده بودند، راهی برای عقبنشینی نداشتند. ورنا موهاپت و تعداد انگشتشماری از همکاران در تکه شناور یخ دریا گیر افتاده بودند، در حالی که خرسی به آنها خیره شده بود و هوا را بو میکشید. این نشانه خطرناکی برای آنها بود. او اینچنین اظهار کرد:
در این هنگام باید وارد عمل میشدیم و روی مسئله مهمتری تمرکز میکردیم.
در حالی که یکی از همکارانش به سمت آسمان شلیک میکرد، موهاپت در کشتی تحقیقاتی در چند کیلومتر دورتر پیامهای رادیویی مخابره میکرد. خوشبختانه هلیکوپتر به سرعت رسید و موهاپت مجبور به استفاده از اسلحه خود نشد.
مراقبت از خرسها وظیفه موهاپت بود. او هماهنگکننده تدارکات مأموریت یک ساله برای مطالعه آب و هوای قطب شمال (MOSAiC)، بزرگترین آزمایش تحقیقاتی قطب شمال در تاریخ، بود. این پروژه در اواخر سال 2019 آغاز شد، زمانی که یخشکنی از موسسه آلفرد وگنر آلمان (AWI) در برمرهاون وارد یک شناور یخی عظیم در قطب شمال سیبری شد و در جای خود یخ زد. در سال آینده، کشتی و یک گروه متشکل از تقریباً 300 دانشمند به آنجا آمدند تا داده های بیسابقهای در مورد تغییر اقلیم جمعآوری کنند. این افراد با هدایت دانشمند جوی، مارکوس رکس (Markus Rex) از موسسه آلفرد وگنر آلمان، اندازهگیریهایی را جمعآوری کردند که به مدلسازان کمک میکرد تا چگونگی گرم شدن منطقه و بقیه کره زمین را در دهههای آینده پیشبینی کنند.
ماهها بعد، در حالی که خرسهای قطبی در آن حوالی پرسه میزدند، هیئت اعزامی در تاریکی مداوم فعالیت میکرد، طوفانهای زیادی کشتی را میلرزاند و یخها جابجا و شکسته میشدند. سپس، هنگامی که خورشید به آسمان میآمد، یخها شروع به ذوب شدن میکردند. این عاملی بود که باعث هراس محققان میشد و آنها باید با جمع کردن وسایل خود، از غرق شدن وسایل خود جلوگیری میکردند.
موهاپت که وظیفه داشت در ماموریت امنیت ایجاد کند، یک دوره آموزشی گسترده برای شرکتکنندگان در نظر گرفت که در آن آنها یاد گرفتند چگونه خطرات قطب شمال را از خود دور کنند. آنها با جلیقه نجات خود را به فلات نروژی پریدند و با استفاده از تراکم یخ از آبهای سرد خارج شدند. آنها یاد گرفتند که چگونه باید از هلیکوپتر در حال سقوط، نجات یابند. آنها در مورد اثرات روانشناختی دور بودن از خانه بحث کردند. موهاپت وسایل بافندگی، آکاردئون و تشک یوگا را برای سلامت روحی و ذهنی خود به همراه آورد. اگرچه او برای احساس انزوا آماده بود، اما دو دوره 18 ماهه را به عنوان مدیر ایستگاه برای یک پایگاه تحقیقاتی فرانسه-آلمان در سوالبارد در نروژ گذرانده بود.
موهاپت قصد نداشت در زمینه تدارکات قطبی فعالیت کند، اما به بیانات خود او، او همیشه به سمت شمال کشیده شده است، حتی هنگام تحصیل در رشته بیوفیزیک در دانشگاه نیز اینچنین بوده است. این زمینه علمی به او کمک کرد تا از نزدیک با هر گروه تحقیقاتی همکاری کند تا اطمینان حاصل کند که آنها تجهیزات لازم را برای تحقیقات خود دارند. تیم تدارکاتی او همچنین شامل اعضایی بود که به عنوان محافظ خرس قطبی روی یخها عمل میکردند.
متیو شوپه (Matthew Shupe)، دانشمند جوی در دانشگاه کلرادو بولدر و اداره ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده در این ماموریت حضور داشت، اینچنین گفته است:
بسیاری از مردم هنگامی که یک خرس را در اطراف خود ببینند، اولین واکنشی که نشان میدهند این است که اوه خدای من، خرس! یک خرس آنجاست… پس به شدت میترسند. اما در آن هنگام تیم محاسباتی وارد عمل شد و آن وضعیت را به روشی مدیریت کرد که واقعا باعث ایجاد احساس امنیت زیادی شد.
بزرگترین نگرانی موهاپت در کل مأموریت سرما بود و تیم او برای جلوگیری از این خطر یبا محققان همکاری نزدیکی داشت. موهاپت و همکارانش فراتر از آموزشهای اولیهای که به دانشمندان آموخته بودند، همیشه یک قمقمه چای یا شکلات داغ اضافی برای هر کسی که بیرون میرود، به همراه داشتند. با تمام این اقدامات احتیاطی، فقط یک مورد شدید سرمازدگی در طول ماموریت یک ساله وجود داشت. آلیسون فونگ (Allison Fong)، زیست شناس موسسه آلفرد وگنر آلمان و سرپرست تیم اکوسیستم مطالعه آب و هوای قطب شمال، گفته است:
آنها برای محافظت از ما در آنجا بودند. ورنا قهرمان ما است.
او یک ویروسشناس موفق است که به کشور اروگوئه کمک کرد تا از ویروس کرونا در امان باشد.
محبوبیت گونزالو موراتوریو در طی شیوع همهگیری ویروس کرونا ایجاد شد. مردم او را در خیابانهای پایتخت اروگوئه، مونته ویدئو، شناختند. آنها وقتی بیرون میروند و سپس او را میبینند، سعی میکنند غذایی برای او بخرند و از او تشکر کنند.
مردم اروگوئه از او سپاسگزار هستند؛ زیرا موراتوریو به اروگوئه کمک کرد تا از بدترین عواقب همهگیری ویروس کرونا نجات یابد. موراتوریو، ویروسشناسی در موسسه پاستور و دانشگاه جمهوری است که با همکارانش در مونته ویدئو به طرح آزمایشی روی ویروس کرونا و یک برنامه ملی برای اجرای آن مشغول بودند که به جلوگیری از ابتلا به ویروس کرونا کمک کرده است؛ زیرا این بیماری همه جا را فرا گرفته بود. آمریکا که از جمله نزدیکترین همسایگان اروگوئه، آرژانتین و برزیل است، دچار تلفات زیادی شده بود. اروگوئه همچنان یکی از کمترین تعداد تلفات در جهان را داشت یعنی فقط 87 قربانی تا 10 دسامبر (20 آذر) به ثبت رسیده بود.
او اینچنین اظهار میکند:
این کشور به نوعی دور از دسترس بیماری همهگیری مانده است، ما مشتاقانه منتظر دریافت واکسن ویروس کرونا میمانیم.
موراتوریو پس از اتمام دوره فوق دکترا در پاریس در سال 2018، از اینکه برای اولین بار به عنوان رئیس آزمایشگاه بوده است، بسیار هیجانزده بود. اما در روزهای اول اسفندماه، او و دیگر محققان از سراسر قاره آمریکا با هم ملاقات کردند تا در مورد شیوع ویروس کرونا که به سرعت در حال رشد بوده است، تصمیم بگیرند.
برخی از محققان خیلی نگران نبودند. کارلوس باثیانی (Carlos Batthyány)، داروسازی که موسسه لویی پاستور مونته ویدئو را هدایت میکند، به همکاران خود گفت که فکر میکند اروگوئه تا حد زیادی از تهدیدات همهگیری در امان خواهد بود. او اینچنین بیان کرده است که از اثرگذاری آن خیلی مطمئن نبوده است.
اعتماد به نفس او منطقی بود. اروگوئه کشوری با مراقبتهای بهداشتی جهانی، سیستم نظارت علم همهگیر شناختی قوی و جمعیت نسبتاً کمی، 3.5 میلیون نفری بود که بیش از همسایگان خود از بیماریهای تب زرد، زیکا و سایر بیماریهای عفونی در امان مانده بود.
اما موراتوریو این خطر را درک کرد. باثیانی گفته است:
گونزالو از جلسه خارج شد و در همان زمان شروع به کار کرد. او وقتی بخواهد کاری را انجام دهد، حتی اگر سختترین کار نیز باشد، از پس آن بر میآید. او در این راه به مانند دون کیشوت عمل میکند.
موراتوریو دید که روش جلوگیری از شیوع این ویروس به آزمایشات گسترده و جداسازی موارد نیاز دارد. طولی نکشید که تقاضای جهانی برای کیتهای تشخیصی تجاری افزایش یافت. او و همکار قدیمیاش، پیلار مورنو (Pilar Moreno)، ویروسشناس، میدانستند که کمبود ناشی از کیتها، تهیه آزمایشات و معرفها را برای اروگوئه غیرممکن خواهد کرد. مورنو گفته است:
در آن زمان بود که متوجه شدیم باید به نوعی مستقل شویم.
در 13 مارس (23 اسفندماه)، این کشور اولین موارد شناساییشده ویروس کرونا را تأیید و وضعیت اضطراری بهداشتی را اعلام کرد. دولت مشاغل و مدارس را تعطیل کرد، برای پروازها و گذرگاههای مرزی محدودیتی را اعلام کرد و از مردم خواست که در خانهها بمانند. در آن زمان، موراتوریو، مورنو و اعضای آزمایشگاه، آزمایش خود را شروع کرده بودند که با استفاده از روش استاندارد واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) موارد مولکولی منحصر به SARS-CoV-2 را تشخیص میدادند.
محققان در طی چند هفته آزمایش خود را به یک کیت ساده و کارآمد و با سه لوله تبدیل کردند. این افراد با کمک وزارت سلامت عمومی، یک شبکه ملی آزمایشگاههای تشخیصی COVID-19 را ایجاد کردند.
اروگوئه بیش از 800 آزمایش در روز را در پایان اردیبهشتماه انجام میداد و حدود نیمی از کیتها در داخل کشور تولید میشدند. اما این تعداد امروزه در حدود 5000 عدد میرسد. از این تعداد حدود 30 درصد از آنها از روش موراتوریو تولید شدهاند. زولما کوکونوبا (Zulma Cucunubá)، همهگیرشناس بیماری عفونی در کالج امپریال لندن، گفته است:
سرعت و هماهنگی واکنش اروگوئه بسیار چشمگیر بود. فقط میتوان اینچنین گفت که به اروگوئه غبطه میخورم، چون خیلی زود به این امکانات دست یافته است.
زندگی در اروگوئه بیشتر به حالت عادی برگشته است. مدارس و رستورانها دوباره بازگشایی شدهاند و بسیاری از افراد به کار خود بازگشتهاند. حتی موراتوریو و تیمش نیز به آرامی به تحقیقات اصلی خود بازگشتند. اما او همچنان هوشیار است. او میگوید:
امیدواریم این روند عادی همچنان ادامه داشته باشد. میترسم نتوانیم در برخی مواقع این ویروس را مهار کنیم.
آدی اوتارینی (Adi Utarini): فرمانروای پشهها
آدی اوتارینی
او یک محقق در حوزه بهداشت عمومی است که آزمایش بزرگی در فناوری را هدایت کرد. آزمایش مذکور باعث شد تب دنگی از بین برود.
از آنجایی که ویروس کرونا ویروسی بود که در سال 2020 جهان را فرا گرفت، همه وقت خود را روی جمعآوری اطلاعات برای آن ویروس صرف میکردند. اما آدی اوتارینی با یک عفونت کشنده متفاوت دیگری مبارزه میکرد، بیماری به نام تب دنگی. تیم او در مرداد ماه یک پیروزی بزرگی را گزارش داد. آنها راهی پیدا کرده بودند تا این بیماری را شکست دهند. 400 میلیون نفر در سال از این بیماری رنج میکشند و احتمال میرود پشههای زیادی نیز به این ویروس مبتلا شده باشند.
اوتارینی و همکارانش با انتشار پشههایی که برای جلوگیری از انتقال ویروس اصلاح شده بودند، موفق شدند موارد تب دنگی را در مناطقی از یک شهر بزرگ در اندونزی تا 77 درصد کاهش دهند. متخصصان همهگیرشناسی نتیجه را بسیار شگفتآور دانستند و آن را پیروزی طولانیمدت علیه ویروس نامیدند. بسیاری از کشورها به ویژه ملتهای کم درآمد در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی از این بیماری در عذاب بودهاند.
اوتارینی، محقق بهداشت عمومی در دانشگاه گدجه مادا (GMU) در یوگیاکارتا (جایی که این آزمایش در آن برگزار شد) و دانشمند ارشد این مطالعه در اندونزی بیان کرده است که انجام این اقدامات بسیار راحت بوده است.
این پروژه اولین آزمایش کنترل شده تصادفی در تحقیقات بالینی بود و جزو رویکرد کاملا جدیدی برای کنترل بیماری دنگی بود. در این روش پشههایی تولید میشد که ویروسهای دنگی، زیکا و چیکونگونیا را منتقل میکنند، به طوری که حامل باکتری به نام Wolbachia هستند. این باکتری ویروسها را ضعیف کرده و در نتیجه از انتقال پشهها به انسان جلوگیری میشود. تخمهای پشههای اصلاح شده سپس در اطراف شهر، اغلب در خانههای مردم قرار میگیرند. آزمایشهای کوچک در استرالیا و ویتنام نتایج دلهرهآوری را به همراه داشته است. اما یوگیاکارتا، شهری متراکم با حدود چهارصد هزار نفر جمعیت که میزان انتقال تب دنگی در آن زیاد است، مرحله بسیار بزرگتری را برای آزمایش فراهم میکند.
این آزمایش همچنین آزمایش بسیاری مهمی برای تیم اوتارینی بود، چون نشان میداد چقدر امکان دارد در این راه موفق شوند. الیور بردی (Oliver Brady)، یک مدلساز ویروس که در دانشکده بهداشت و پزشکی گرمسیری لندن تحصیل میکند، اظهار میکند:
این همان چیزی بود که در تیم آدی بسیار موفقیتآمیز جلوه میکرد.
این تیم برای اطلاعرسانی در مورد این فناوری و پاسخگویی به سوالات مردم درمورد این قضیه، از اطلاعیههای رسانهای، نقاشیهای دیواری در سطح شهر، جلسات حضوری و حتی یک فیلم کوتاه استفاده کرد. اعضای جامعه بیشتر وقتها مشتاق بودند تا در مناطق درمانی حضور یابند.
شروع اقدامات روی آزمایش یوگیاکارتا از سال 2011 آغاز شد، اما تیم برای دستیابی به توافق دولت با مشکلاتی روبرو شد. آدی اوتارینی، یک محقق باتجربه بهداشت عمومی بود که در زمینه سل و مالاریا نیز کار کرده بود. او برای کمک در این موارد در سال 2013 استخدام شد. وی با چند وزارتخانه دولتی مذاکره کرد و بلافاصله موفق به تصویب مقررات شد.
او بیان کرد که وقتی نتایج آزمایشات به مردم گفته شد، جامعه بسیار خوشحال و مشتاق بود. او اضافه میکند:
حتی قبل از فاش شدن نتایج نهایی، جامعه از من میپرسید چه زمانی در منطقه ما شروع به کار میکنید؟ اکنون باید اینچنین پاسخ دهم که این رویا به حقیقت پیوسته است.
همکاران او موافق هستند که اوتارینی بخشی اساسی از موفقیت این مطالعه بوده است. اسکات اونیل (Scott O’Neill)، مدیر برنامه جهانی پشهها در شهر هوشی مین، ویتنام، است که در توسعه فناوری و استقرار و آزمایش آن به محققان محلی کمک میکرده است. او گفته است که آدی و گروهش این آزمایش عالی را اجرا کردهاند. آنها این روش را به ما اثبات کردهاند.
پشههای وولباخیا اکنون در سراسر یوگیاکارتا آزاد میشوند و محققان اینگونه برای اولین بار به بررسی بیماری دنگی هستند که میتوانند ویروس را از یک شهر یا شاید حتی یک کشور از بین ببرند. بردی گفته است:
مردم آن را به مانند واکسیناسیون زمین توصیف میکنند.
اما امسال که به عنوان سالی برای پیروزی اوتارینی نامیده میشود، بسیار غمانگیز است. در اسفندماه، شوهرش او که داروساز بوده است، به علت بیماری COVID-19 درگذشت. او مجبور بود در زمانهای دشوار حواس خود را پرت کند، در نتیجه به نواختن پیانو و دوچرخه سواری روی آورد. او گفته است که هر زمانی که مشکلات حل نشدهای دارد، سعی میکند از این طریق هم به آرامش بگیرد و هم ایده کسب کند.
وقتی صحبت از تب دنگی میشود، او بسیار خوشبین است. اوتارینی اظهار میکند:
من به این فناوری اعتقاد دارم. شاید بالاخره آن مانند نوری در تاریکی باشد.
کاترین جانسن (Kathrin Jansen): پیشگامی در حوزه واکسیناسیون
کاترین جانسن
کاترین جانسن مدیر اجرایی است که سرعت تولید واکسن ویروس کرونا را تسریع بخشیده بود.
کاترین جانسن میدانست که خطر بزرگی در آینده وجود دارد. هنگامی که بیماری همهگیری ویروس کرونا رخ داد، واکسنهای مبتنی بر RNA، یک فناوری اثبات نشده را نشان میدادند. پیش از این هیچ شرکتی موفق به کسب تاییدیه برای استفاده از یکی از آنها نشده بود. اما با افزایش تعداد مرگ و میر در سراسر جهان در اسفندماه، یانسن از سیستم جدید واکسن استفاده کرد.
جانسن به عنوان رئیس تحقیق و توسعه واکسن در شرکت دارویی فایزر در آمریکا، با گردآوری آمار تلاش کرد تا نشان دهد که واکسن ویروس کرونای این شرکت ایمن و موثر است. تیم او این موفقیت را فقط در 210 روز از ابتدای آزمایش در فروردین ماه تا پایان آزمایشات بالینی مرحله سوم در آذرماه مدیریت کرد.
هزاران دانشمند در سراسر جهان، از دانشگاه و صنعت، در تولید و آزمایش دهها واکسن برای مبارزه با ویروس کرونا شرکت داشتهاند. چندین شرکت از تولید واکسنهای موثر در برابر ویروس خبر دادهاند. آنها لیستی دارند که آمار آن با تکمیل آزمایشات بیشتر افزایش مییابد.
جانسن با مدیریت یک اقدام شامل 650 نفر، یک سال گذشته را برای عیبیابی مشکلات بالینی با آزمایشات واکسن COVID-19 صرف کرده است، تدارکات ساخت واکسن را بر اساس نیازهای ذخیرهسازی مرتب کرده است و اخیرا نیز در مراحل بعدی راهاندازی واکسن، به تنظیم مقررات خاصی پرداخته است.
تمامی اقدامات او و تیمش نتیجهبخش بود. مقامات بهداشتی در انگلستان در 2 دسامبر واکسن این شرکت را برای استفاده اضطراری تصویب کردند و زمینه را برای استفاده جمعی فراهم کردند. این اولین واکسن ویروس کرونا بود که براساس دادههای آزمایش فاز سوم تأیید شد. به زودی مصوبات سایر کشورها نیز به آن اضافه شد.
این موفقیت عمدتا به خاطر وجود جانسن بوده است. او جانسن را شخصی با اراده، کنجکاو در مسائل علمی و روشنفکر، کوشا و شنونده خوبی توصیف میکند.
ادوارد اسکولنیک (Edward Scolnick)، رئیس سابق آزمایشگاههای تحقیقاتی مرک در وست پوینت، پنسیلوانیا، (جایی که جانسن از 1992 تا 2004 در آنجا کار میکرد) اینچنین اظهار کرده است:
او به عنوان دانشمندی در چنین پروژهای کاملا نترس و شجاع است.
جانسن سابقه مصرف عوامل بیماریزای تند و زننده را در شرایط دشوار دارد. او در حالی که در مرک بود، پروژهای را برای مقابله با ویروس پاپیلومای انسانی(HPV) آغاز کرده بود. این ویروس باعث عفونتی میشود که از راه مقاربتی منجر به ایجاد سرطان دهانه رحم میشود. گرچه بسیاری از همکاران او به او گفتند که این تحقیق اتلاف وقت و هزینه بوده است، اما در نهایت این تلاش منجر به تولید اولین واکسن HPV در جهان شد. انتظار میرود میلیونها نفر از این طریق از سرطان نجات یابند.
جانسن قبل از پیوستن به شرکت Wyeth، در شرکت VaxGen مشغول به ساخت واکسن سیاه زخم و آبله بود که البته اکنون از بین رفته است. کمی بعد این شرکتها باهم ترکیب شدند و شرکت فایزر (Pfizer) را بوجود آوردند. او در آنجا واکسن پنوموکوکی شرکت را بهبود بخشید. یعنی تقریبا به اندازه دو برابری باکتریهای تحت پوشش را از 7 به 13 افزایش داد و میزان ذاتالریه، عفونتهای جریان خون و مننژیت را در این روند کاهش داد. محصول بدست آمده Prevnar 13 نام دارد که اکنون پرفروشترین واکسن در جهان است. Gardasil رتبه دوم را کسب کرده است. در سال 2021، فروش واکسن فایزر-بیونتک ویروس کرونا ممکن است فروش هر دوی آن واکسنها را تحت شعاع خود قرار دهد.
اسکولنیک گفته است که جانسن دستاوردهای خود را تحقق نبخشیده است، او بسیار واقعبین است. شاهین گفته است که همکاری او و جانسن برای تولید واکسن، باعث شده است تا مانند دو سرباز در جنگ بهم پیوند خورده باشند. درست قبل از اینکه محققان فایزر و بیونتک بدانند که واکسن آنها بهترین واکسن در جلوگیری از ویروس کرونا شده و در آزمایشات بالینی موفق شده است، جانسن در آذرماه با شاهین تماس گرفت تا تمام آنچه را که با هم به دست آورده بودند، بررسی کند.
او گفته است:
علاوه بر آنچه دادهها به ما میگویند، امروز میخواستم به اطلاعتان برسانم که همیشه کار کردن با شما با لذتی باورنکردنی همراه بوده است. خوشبختانه، اکنون پایان همکاری نیست.
کمی بعد آنها دریافتند که واکسن بیش از 90 درصد موثر عمل کرده است. جانسن با چشمانی اشکآلود در کنار شوهرش بود و شگفتزده شده بود. سپس به انجام دادن کار خود بازگشت. کاری که در 30 سال گذشته انجام میداده است: تلاش برای ایمنسازی جهان در برابر ویروس کشنده دیگر.
ژان یونگ ژن و تیمش توالی RNA ویروس کرونا را قبل از دیگران به صورت آنلاین بررسی و ارسال کردند.
مبارزه علمی بینالمللی علیه ویروس کرونا صبح روز 11 ژانویه (دیماه سال گذشته) در شانگهای آغاز شد. این زمانی بود که ژانگ یونگ ژن، ویروسشناس، پس از روزها تردید موافقت کرد تا ژنوم ویروسی را که باعث بیماری شبیه ذات الریه در ووهان چین شده بود، به صورت آنلاین ارسال کند.
او اولین نفری بود که این اطلاعات را به جهانیان نشان داد و گفت که این ویروس، ویروس کرونا نام دارد. او بود که گفت این ویروس مشابه ویروسی است که باعث شیوع مرگبار سندرم حاد تنفسی سال 2003 (SARS) شد. محققان بلافاصله از ژنوم بیشتری برای بررسی پروتئینهای اصلی ویروس، تولید آزمایشهای تشخیصی و طراحی واکسنها استفاده کردند. لینفا وانگ (Linfa Wang)، ویروسشناسی در دانشکده پزشکی دانشگاه دوک (دانشگاه ملی سنگاپور) گفته است:
آن روز مهمترین روز در تمامی روزهای شیوع ویروس کرونا بود.
اما در میان گذاشتن این اطلاعات با بقیه افراد موضوع سادهای نبود. آزمایشگاه ژانگ در مرکز بالینی بهداشت عمومی شانگهای در تاریخ 3 ژانویه نمونهای از عوامل بیماریزا را دریافت کرد. در همان روز دولت چین دستوری منتشر کرد که باعث شد مقامات محلی و آزمایشگاهها از انتشار اطلاعات در مورد ویروس منع شوند. پس از 40 ساعت کار، ساعت 2 بامداد روز 5 ژانویه (دیماه)، عضو تیم چن یان-مای (Chen Yan-Mei) به ژانگ هشدار داد که این ویروس مانند ویروس SARS است. کمی بعد در همان روز ژانگ خطر بزرگ ویروس کرونا را به بهداشت شهرداری شانگهای اطلاع داد و دادهها را به مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی (NCBI)، موسسهای که توسط مرکز ملی بهداشت ایالات متحده اداره میشود، انتقال داد.
او منتظر ماند تا مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی اطلاعات را پردازش کند. طی چند روز بعد او مقالهای را در مورد ژنوم به صورت آنلاین ارائه داد و از شهر ووهان نیز بازدید کرد. موارد بیماران کرونایی را تحت اثرات ویروس دریافت کرد. هنگامی که ژانگ تصمیم گرفت تا با هواپیما به پکن برود، یکی از همکاران قدیمیاش ادوارد هولمز (Edward Holmes)، ویروسشناس تکاملی در دانشگاه سیدنی در استرالیا، با او تماس گرفت و از او خواست که اطلاعات را به صورت آنلاین منتشر کند.
ژانگ از هلمز یک دقیقه وقت خواست تا فکر کند، اما مهماندار هواپیما از او خواسته بود تا تلفن را قطع کند. او در این قسمت اینچنین اظهار کرده است:
این مسئله واقعا دارد جدی میشود. ادی، تو اجازه داری تمامی اطلاعات درباره ویروس را منتشر کنی.
سپس هولمز آن را در وبسایت virological.org قرار داد و ژانگ از مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی خواست تا ژنوم را رها کند. هولمز اظهار کرده است که تیم به دلیل دستور دولت کار را متوقف کرده بود، اما به گفته ژانگ او در آن زمان از مصوبه مطلع نبوده است. با این حال، او هنگامی که متوجه شد نباید این کار را انجام میداد، فکر کرد که اگر بقیه موارد را نیز به صورت آنلاین منتشر کند، ممکن است باعث عصبانیت بعضی از مقامات بهداشتی شود.
کشور تایلند طی دو روز از ژنوم برای تأیید گذر ویروس از مرز استفاده کرده و محققان آمریکایی از آن برای طراحی واکسن ویروس کرونا بهره بردند. تیم ژانگ حکم اصلاح دولتی را دریافت کرده بود؛ این به آن معنا بود که آنها نباید به طور موقت روی ویروس مطالعه میکردند. برخی رسانهها از مجازات تیم ژانگ گزارشاتی ارائه دادند. ژانگ در این مورد اختلاف نظر دارد. او گفته است که مقامات بازدید کننده به او گفتهاند تا پروتکلهای ایمنی آزمایشگاه خود را پس از انتقال تجهیزات در حین کار بهروز کند. او اینچنین اظهار میکند که هنوز آزمایشگاه بسته نشده است. او هنوز روی آنفلوانزا کار میکرد و تیم او نیز تعیین توالی ویروس کرونا را تا پایان ژانویه از سر گرفته بود.
او دلیل تردید دولت چین را برای احتیاط در انتشار دادهها میداند تا اشتباه پیش نیاید. چون اگر به یاد داشته باشید در سال 2003، دانشمند برجسته چینی به اشتباه قضاوت کرده بود که ویروس SARS از یک باکتری نشات گرفته است. او اینچنین اظهار کرده است:
اما من اصلا گمان نمیکنم که دولت مرکزی چین قصد کنترل اطلاعات را داشته باشد. آنها فقط متخصصانی هستند که فاقد تجربهاند، در نتیجه قادر نیستند تصمیمگیری درستی انجام دهند.
ژانگ هنوز هم از شدت سرعت شناسایی ویروس کرونا شگفتزده است. در سال 2003، چندین ماه طول کشیده بود تا دانشمندان ویروس کرونای سارس (SARS) را به عنوان علت بیماریها تشخیص دهند. فناوری تعیین توالی نسل بعدی تفاوت ایجاد کرده و ژانگ یکی از پرکارترینها در استفاده از آن بوده است. او و هولمز هزاران ویروس با RNA جدید را گزارش کردهاند. ژانگ شبکهای از آزمایشگاهها را در چین ایجاد کرده است تا سعی کند ویروسهای نو ظهور را کنترل کند. او امیدوار است که قبل از شروع شیوع ویروسها، آنها را پیشبینی کرده و از بین ببرد.
اگرچه او این کار را برای ویروس SARS-CoV-2 انجام نداد، اما از تشخیص پرسرعت دانشمندان در سراسر دنیا و به اشتراکگذاری این اطلاعات بسیار مفتخر است. آنها اینچنین اظهار کردهاند:
11 ژانویه (21 دی ماه) نقطه عطفی بود تا ببینیم این مسئله بسیار مهم است. این نقطه عطفی برای دولت چین و جهانیان بود.
چاندا پریسکود وینستین (Chanda Prescod-Weinstein): نیرویی در علم فیزیک
چاندا پریسکود وینستین
چاندا پریسکود وینستین کیهانشناسی است که موضوعاتی مانند ماهیت ماده تاریک را دنبال میکند، در حالی که با نژادپرستی در علم و جامعه نیز مقابله میکند.
سال 2020، سال بسیار شلوغی برای چاندا پریسکود وینستین، کانیشناس، بوده است. او موفق شد دو کمک هزینه تحصیلی جدید دریافت کند، اولین محقق فوق دکترا را استخدام کرد و همکاری گروهی را شروع کرد تا با استفاده از مشاهدات اخترفیزیکی روی ماده تاریک طی دو دهه آینده مطالعاتی داشته باشند. او همچنین اولین کتاب خود را به پایان رساند، کتاب دیگری را شروع کرد، به طور ماهیانه در مجله New Scientist مطالبی ارائه میدهد، دو فصل از کتابها را در زمینه تحقیقات آموزشی منتشر کرد و به دو دانشجوی کارشناسی ارشد از طریق اولین انتشارات خود کمک کرد. او تمامی این کارها را در سال دوم خود به عنوان استاد رسمی-آزمایشی در دانشگاه نیوهمپشایر در دورهام انجام داده بود.
اما این همه ماجرا نبود. او و دیگر دانشمندان در اوایل ماه ژوئن اعتراضی علیه دولت برای مهم جلوه دادن زندگی سیاهان تشکیل دادند، آنها کمپینی به صورت آنلاین درست کردند تا با نژادپرستی در نهادهای علمی در سراسر جامعه مبارزه کنند. این ایده از یک گفتگوی آنلاین با برایان نورد (Brian Nord) شکل گرفت. او فیزیکدان آزمایشگاه ملی در باتاویا، ایلینوی است. بریتنی کمای (Brittany Kamai)، فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا، سانتا کروز، تقریباً در همان زمان از طریق ایمیل به او پیام داد تا پیشنهاد خود را مبنی بر تعطیلی اماکن ارائه دهد.
چاندا پریسکود وینستین در این باره اینچنین اظهار کرده است:
من واقعا از ادامه کار در جامعه فیزیک خسته شدهام.
ریشل بارک (Raychelle Burks)، شیمیدان تحلیلی در دانشگاه آمریکا در واشنگتن دیسی که اغلب از صفحه توییتر خود برای حمایت از علوم استفاده کرده است، اظهار میکند:
این چیزی است که من هرگز فکر نمیکردم قرار است در طول زندگی خود ببینم.
نورد نیز بیان میکند:
من همکارانی را دیدهام که عدالت نژادی را در علوم، فنون، مهندسی و ریاضیات به عنوان بخشی از مسئولیت خود میدیدند.
قابلتوجه بودن این جنبش تا حدی به دلیل دانشمندان محبوبی بود که آن را پذیرفته بودند و چاندا پریسکود وینستین نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. علاقه او به علوم و ریاضیات از همان اوایل مشخص بود. پریسکود وینستین پس از مشاهده مستند A Brief History of Time که در سال 1991 در مورد استیون هاوکینگ (Stephen Hawking) به کارگردانی ارول موریس (Errol Morris) منتشر شده بود، در جوانی تصمیم گرفت تا در علم فیزیک مشغول به کار شود.
او علم فیزیک را در دانشگاه هاروارد در کمبریج، ماساچوست و نجوم را در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا کروز تحصیل کرد، سپس برای دریافت درجه دکترا در دانشگاه واترلو و موسسه فیزیک نظری در کانادا و بورسیه در موسسه فناوری ماساچوست ادامه تحصیل داد. او اکنون عضوی از گروه فیزیک و نجوم در دانشگاه نیوهمپشایر است و احتمالا اولین زن سیاهپوستی است که در کیهانشناسی نظری یا نظریه ذرات در ایالات متحده صاحب موقعیت استادیاری است. او همچنین در بخش مطالعات زنان نیز مشغول است.
هنگامی که چاندا پریسکود وینستین کار خود را در مورد فیزیک جهان اولیه و در نهایت مطالعه ماده تاریک و ذرات فرضی به نام آکسیون (axions) دنبال میکرد، متوجه شد که او تقریبا همیشه تنها فیزیکدان سیاهپوست در آنجا است. بنابراین اغلب مجبور بوده است برای توجیه جایگاه خود در این زمینه بجنگد. او با هدایت تجربیات خود و احساس وظیفه نسبت به نسل بعدی فیزیکدانان، به طور مداوم با نژادپرستی و تبعیض جنسی در علم مبارزه میکند. او در این باره اظهار کرده است:
هرگز عواقب سکوت قابلتحمل نبوده است.
بیشتر این اعتراضها بر علیه نژادپرستی در ماه ژوئن پس از قتل برونا تیلور (Breonna Taylor)، جورج فلوید (George Floyd)، احمود آربری (Ahmaud Arbery) و دیگر افراد آغاز شد، بسیاری از این اقدامات در تعامل با پلیس ایالت متحده بود. گروهی از فیزیکدانانی که قبلا در مورد تبعیض جنسی در علوم صحبت کرده بودند، مرگ این افراد مذکور را فقط چند نمونه از خشونت و نژادپرستی است که سیاه پوستان هر روز با آن سروکار دارند و قرنهاست که آن را در ایالات متحده، کانادا و سراسر جهان تجربه میکنند، میدانند. پریسکود وینستین تلاش میکند تا به این نکته اشاره کند که نه او و نه هیچکس دیگر مسئول اجرای عدالت را بر عهده ندارند، این اقدامات یک تلاش جمعی مانند یک خانواده بوده است.
آنها اینچنین اظهار کردهاند:
ما به عنوان فیزیکدان اعتقاد داریم که اعتراض علمی بسیار ضروری است؛ چون باعث میشود به سیاهپوستان فرصتی داده شود تا درباره نژادپرستی ضد سیاه پوستان در دانشگاه و جوامع محلی و جهانی تفکر کند.
این گروهها همچنین موسسات علمی را به چالش کشیدند تا با استفاده از هشتگهای رسانههای اجتماعی از جمله ShutDownSTEM#، #ShutDownAcademia و #StrikeForBlackLives، اقداماتی برای ضد نژادپرستی سازمانهای خود انجام دهند.
در روز 10 ژوئن گروههای بزرگ دانشگاهی از جمله اتحادیه ژئوفیزیک آمریکا، انجمن فیزیکی ایالت متحده و انجمن شیمی آمریکا که در مجموع صدها هزار عضو داشتند، متعهد شده بودند که به این اعتراضات بپیوندند. ناشران انجمنها از جمله انجمن آمریکایی پیشرفت علم نیز به این تجمعها پیوستند.
اقدامات چاندا پریسکود وینستین شامل اخترفیزیک و نظریه ذرات است. به عنوان مثال، چگونگی شکلگیری کهکشانها و سایر ساختارها و تاثیر آکسیونها بر شکلگیری آنها از علاقهمندیهای او است. او همچنین شروع به استفاده از مشاهدات اخترفیزیکی کرده است تا بتواند ویژگیهای آکسیونها را در اختیار داشته باشد و یا اینکه آیا ذرات ممکن است ماده تاریک جهان باشند؟ اینها مسائلی است که محققان دههها به دنبال یافتن پاسخ آن هستند. او اینچنین اظهار میکند:
علاقه من به این مسائل فراتر از یک سوال درباره ماده تاریک است که آیا آنها وجود دارند یا چگونه رفتار میکنند؟
او در گذشته برای به رسمیت شناختن این اقدامات بسیار تقدیر شده است. انجمن فیزیکی آمریکا از چاندا پریسکود وینستین به خاطر کار در کیهان شناسی و فیزیک ذرات و تلاشهایش برای افزایش فراگیری فیزیک تجلیل میکند. در اسفندماه سال آینده او اولین کتاب خود را به نام «کیهان آشفته» که در مورد فیزیک و نجوم و مسائل فضاهای علمی را به همراه خواهد داشت، منتشر میکند.
کارهای او در حوزههای مختلف به سختی انجام شده است. اگرچه بسیاری از افراد در دهم ژوئن وقت گذاشتند و بیانیههایی درباره چگونگی برنامهریزی برای بهبود شرایط دانشگاهیان سیاهپوست ارائه دادند، اما تنها چیز مهم در این بین عمل و اقدامات آنها خواهد بود. چاندا پریسکود وینستین گفته است:
آن روز تغییراتی به وجود نیامد، اما امیدوارم بتوانیم به طور بنیادی مردم را به سمت آنچه برای نجات جان سیاهان ضروری است، برانگیزیم.
لی لانژوان (Li Lanjuan): طراح سیاستهای قرنطینه
لی لانژوان
لی لانژوان، متخصص همهگیری، توصیه کرد که شهر ووهان قرنطینه شود تا از اولین موج شیوع ویروس کرونا در امان بماند.
بالاترین ارگان اداری چین لی لانژوان و دیگر کارشناسان را برای اندازهگیری میزان شیوع ویروس کرونا در 18 ژانویه به ووهان فرستاد. چند روز بعد، متخصص 73 ساله اپیدمیولوژی در دانشگاه ژجیانگ در هانگژو خواستار قرنطینه فورای ووهان با جمعیت 11 میلیون نفری آن شد. در 22 ژانویه، او در مصاحبهای در تلویزیون چین اینچنین بیان کرد:
اگر عفونت همچنان گسترش یابد، سایر استانها مانند ووهان غیرقابل کنترل میشوند. اقتصاد و جامعه چین نیز آسیب جدی خواهند دید.
ژونگ نانشان (Zhong Nanshan)، متخصص بیماریهای تنفسی در دانشگاه پزشکی گوانگژو چین که تیم را در ووهان هدایت میکرد، قبلا اعلام کرده بود که ویروس میتواند بین افراد گسترش یابد. هشدارهای لی و ژونگ به اقدامات سریعتر و قاطعی منجر شد.
سپس در تاریخ 23 ژانویه، تمامی حمل و نقل و رفت و آمدها در ووهان قطع شد و به مردم دستور داده شد که در خانه بمانند. برنامههای سفر برای سال نو چین، که از 25 ژانویه آغاز شده بود، لغو شد. مردم در آن زمان قرنطینه را به مانند عملی بیش از حد جدی و غیرضروری میدانستند. اما این قرنطینه 76 روز به طول انجامید و به شدت نیز اجرا شده بود. برخی از ساکنان قادر به دریافت مراقبتهای پزشکی نبودند و از اینکه اینچنین رها شدهاند، ناراضی بودند.
اما این طرح جواب داد. راینا مکلینتایر (Raina MacIntyre)، متخصص همهگیرشناسی در دانشگاه نیو ساوت ولز در سیدنی، استرالیا گفته است:
به وضوح شاهد بودیم که قرنطینه همهگیری در چین را بسیار عالی کنترل کرده است و از یک همهگیری فاجعهبارتر در کشور جلوگیری کرده است.
مدلسازان تخمین زدند که از این طریق گسترش همهگیری در چین را 3 تا 5 روز به تأخیر انداختهاند و اینچنین مناطق دیگر فرصت دارند تا خود را برای این شرایط آماده کنند. تعداد موارد کرونایی در بیرون از چین برای چند هفته 80 درصد کاهش یافت.
قرنطینه یک شهر 11 میلیون نفری برای جلوگیری از گسترش ویروس و عفونتها بینظیر بود. بن کولینگ (Ben Cowling)، متخصص اپیدمیولوژی در دانشگاه هنگ کنگ اینچنین اظهار کرده است:
گمان میکنم هیچوقت چنین چیزی ندیده بودم، چین با سرعت خیلی خوبی همهگیری را مهار کرده است.
لی لانژوان به افراد مبتلا به ویروس کرونا در ووهان کمکهای بسیاری کرد و سپس به نمادی از پزشکی ایثارگر مورد تایید دولت در بحران تبدیل شد. در رسانههای چینی اغلب او را نشان میدادند و از او به عنوان «مامانبزرگ لی» (به علت روحیه مراقبتی او از دیگران) یاد میکردند. سپس در تلویزیون داستان زندگی او را که در خانوادهای فقیر در ژجیانگ به دنیا آمده بود، را بازگو کردند و به یکی از پزشکان روستایی (دکتر غیر متخصصی که تحصیل کمی دارد و در روستاها خدمت میکند) در کشور تبدیل شد که اقدامات اساسی پیشگیری از بیماری و درمان بیماریها انجام میداد. سپس در دانشگاه علوم پزشکی استان استخدام شد و در زمینه هپاتیت تخصص یافت. او در سال 2003 به عنوان مدیر بخش بهداشت ژجیانگ، دستور صدور قرنطینه برای هزاران نفری که به سندرم حاد تنفسی حاد (SARS) مبتلا شده بودند، صادر کرد. این تصمیم به عنوان کلیدی برای مهار با ویروس شناخته شده بود، اگرچه بسیار بحثبرانگیز بود.
وضعیت لی اکنون جوری بود که سیاستمداران به او اطمینان کامل داشتند و به همین خاطر نیز بود که با توصیه او مبنی بر قرنطینه سطح شهر موافقت کردند. داستان او با داستان پزشک دیگری در ووهان، لی ونلیانگ (Li Wenliang) در تضاد است. در اواخر ماه دسامبر بود که این چشمپزشک نگرانی خود را در مورد موارد مشابه SARS در بیمارستان مرکزی ووهان با دوستان خود در میان گذاشت. او به دلیل انتشار شایعات دروغین توسط پلیس شهر دستگیر شد، اما سپس هنگامی که ویروس کرونا در همه جا شیوع پیدا کرد، مصاحبههای رسانهای خواستار شفافیت بیشتر شدند. لی ونلیانگ سپس در 7 فوریه درگذشت. بسیاری از محققان از تلاشهای دولت و مقامات چین برای ساکت کردن افرادی مثل لی ونلیانگ که افراد خطاکار را لو میدهند، انتقاد کردند و از عدم تمایل این کشور به پذیرفتن میزان گسترده افزایش موارد کرونایی شکایت کردند.
سرانجام کشور چین اقدام قاطعی انجام داد، اما سایر کشورها آنقدر هم جسور نبودند. مک اینتایر اینچنین گفته است:
به نظر میرسد بسیاری از کشورها اصول اساسی کنترل همهگیری را فراموش کردهاند و یا مشاورانی بدون هیچ دانشی در اختیار داشتند که اقداماتی بدون توجه به نتایج آن انجام میدادند، اما کشور چین هرگز مانند آنها نبوده است و نخواهد بود.
جاسیندا آردرن (Jacinda Ardern): هدایتگری در شرایط بحرانی
جاسیندا آردرن
جاسیندا آردرن، نخست وزیر نیوزیلند است که برای اقدامات موثر خود در طی همهگیری تقدیر و تشکر شد.
نخست وزیر نیوزیلند، جاسیندا آردرن، در 14 مارس سخنرانی برای ملتش انجام داد. در آن زمان فقط شش نفر در کشور به ویروس کرونا مبتلا شده بودند، البته تست کرونای این افراد به علت ورود و خروج به کشورهای خارجی مثبت اعلام شده بود. اما او یک سری اقدامات سختگیرانهای را برای کند کردن شیوع ویروس کرونا، از جمله دو هفته قرنطینه برای همه افرادی که به نیوزیلند سفر میکنند، مشخص کرد، بندرهای دریایی را به روی کشتیهای تفریحی بست و محدودیتهایی در سفر به کشورهای همسایه اقیانوس آرام اعلام کرد. او اینچنین گفته است:
برای این اقدامات عذرخواهی نمیکنم. ما باید همه تلاش خود را برای محافظت از سلامتی مردم نیوزیلند انجام دهیم.
نیوزیلند کمتر از دو هفته بعد وارد یک قرنطینه جدی در سراسر کشور شد. از آردرن به علت دلسوزی و مراقبت از مردم در زمان نگرانی و اضطراب جهانی، به طور بینالمللی تقدیر شده است. این کشور اکنون موج دوم ویروس کرونا را نیز در جامعه خنثی کرده و موارد مبتلایان را به بیش از 2000 مورد و قربانیان را به 25 مورد محدود کرده است.
کمتر کشوری در پاسخ به همهگیری ویروس کرونا عملکرد خوبی داشته است. برای مثال، تعداد قربانیان در ایالات متحده به بیش از 170 برابر نیوزیلند است.
متخصصان میگویند کنترل خوب نیوزیلند به دلیل کوچک بودن کشور و اقدامات قرنطینه است. میشائلا کریسی (Michaela Kerrissey)، کارشناس مدیریت از دانشگاه هاروارد دانشکده بهداشت عمومی چان در بوستون، ماساچوست گفته است که حتی با وجود این مزایا، هیچ رهبری مانند آردرن نتوانسته اینگونه ناشناختههای علمی را بررسی کند. او افزود اگرچه دیگر رهبران تمایل دارند تا اقدامات را به تاخیر بیاندازند، اما آردرن به سرعت اقدامات را شروع کرده بود.
در جلسات مطبوعاتی روزانه که مدیر کل بهداشت ملی اشلی بلومفیلد (Ashley Bloomfield) حضور داشت، آردرن صمیمانه با مردمش صحبت کرد. کریسی در این باره گفته است:
او با این اظهارات بسیار شفاف به مردم توضیح داد که چرا قرنطینه و اقدامات محدودکننده بسیار مهم تلقی میشد. او در آن هنگام درباره افزایش تعداد مبتلایان نیز اظهارنظر کرده بود. او بسیار صادق، دلسوز بوده و به راحتی با مردم ارتباط برقرار میکند، او بسیار منحصر بهفرد و قدرتمند است.
جولیت جرارد (Juliet Gerrard)، بیوشیمیست و مشاور ارشد علمی نخست وزیر، گفته است که آردرن مشتاق درک جزئیات علمی، از جمله نحوه استفاده از ژنومیک برای ردیابی شیوع بیماری، یا چگونگی تکامل ویروس است. جرارد گفته است:
این ویژگی باعث میشود تا شواهد بسیار پیچیده و عجیبی روشن شود.
دولت به دلیل نظارت کافی جامعه و آزمایش کارکنان و مسافران در مراکز قرنطینه، که منجر به ایجاد قرنطینه در بزرگترین شهر کشور اوکلند در ماه آگوست شد، با انتقاداتی روبرو شده است. در ماه ژوئن، اقتصاد نیوزیلند به شدیدترین رکود خود رسید، بیکاری مردم در ماه سپتامبر نیز یک سوم افزایش یافت.
با این وجود، اکثریت مردم نیوزلند هنگام اعمال محدودیتها به توصیه نخست وزیر خود توجه کردند و نظرسنجیها نشان از حمایت بالای 80 درصدی مردم از اقدامات دولت در هنگام قرنطینه دارد. رهبر نیوزیلند در ماه اکتبر دوباره انتخاب شد، این اولین باری است که یک حزب سیاسی از سال 1996 با اکثریت آرا حکومت میکند.
آردرن در مورد سایر مسائل نیز بحث و بررسیهای علمی داشته است. به گفته ربکا بوردون (Rebecca Burdon)، اقتصاددان و رئیس دفتر آب و هوایی آژانس سیاستهای تغییر اقلیم در ملبورن استرالیا، آردرن در مقایسه با نخست وزیرهای قبلی کشور تلاش بیشتری برای حل تغییرات آب و هوایی کرده و این مسئله را در اولویت قرار داده است.
نیوزیلند در سال گذشته قانون انتشار کربن صفر را تا سال 2050 تصویب کرده است. تعداد انگشتشماری از کشورها نیز قوانین مشابهی را تصویب کردهاند.
دولت آردرن تقریباً 20 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را برای پاسخگویی به ویروس همهگیر کرونا صرف کرده است که بیشتر از بقیه کشورها است. گرچه او برای احیای اقتصادی کشور نیاز است در ابتدا نیوزلند را از شر ویروس کرونا در امان نگه دارد. او با چالشی بزرگ روبرو است.
آنتونی فاوسی (Anthony Fauci): مدافع علم و دانش
آنتونی فاوسی
آنتونی فاوسی، یک پزشک مشهور آمریکایی است که در هنگام همهگیری با وجود تهدیدات فراوان، از مردم خود مراقبت کرده بود.
آنتونی فاوسی در بیش از 40 سال فعالیت خود به عنوان محقق بیماریهای عفونی، مانند یک قهرمان توسط مردم مورد ستایش قرار گرفت. بسیاری از افراد او را دوست داشتند، این در حالی است که دیگران او را تهدید به مرگ کرده و فرزندان او را مورد آزار و اذیت قرار میدادند.
آنتونی فاوسی به عنوان رئیس موسسه ملی آلرژی و بیماریهای عفونی ایالات متحده (NIAID) در بتسدای مریلند، شش رئیس جمهور و یک کشور را پس از شیوع HIV، ابولا و زیکا راهنمایی کرده است. نقش او اکنون در مشاوره دادن به دولت و برقراری ارتباط با مردم در هنگام شیوع ویروس کرونا باعث شده است که او پزشک کشور باشد. او راهنماییهایی در مورد واکنش ایالات متحده به شیوع ویروس کرونا ارائه داده است که اغلب با خواستههای رئیس جمهور دونالد ترامپ (Donald Trump) در تضاد است و وقت خود را برای درمان افراد مبتلا به ویروس کرونا و ایدز در کلینیک اختصاص داده است. فاوسی در یک هفته به طور روزانه 18 ساعت کار میکند. او گفته است:
دیدن بیمار باعث میشود احساس متفاوتی در مورد بیماری در پزشک ایجاد شود.
مایکل اوسترهولم (Michael Osterholm)، اپیدمیولوژیست و مدیر مرکز تحقیقات و سیاستهای بیماریهای عفونی در دانشگاه مینه سوتا در مینیاپولیس در این زمینه گفته است:
مقیاس همهگیری ویروس کرونا و سیاستزدگی بهداشت عمومی فاوسی را مجبور کرده است تا از اقداماتی که قبلا انجام داده است، فراتر رود. او بخشی کلیدی در تلاش برای کمک به عموم مردم است تا معنای این علم و آنچه که میتوانیم در مورد آن انجام دهیم را بفهمند که البته این شامل رهبران منتخب ما نیز بوده است.
گرچه تلاشهای او با مقاومت دولتمردان مواجه شده است اما او با اختلافنظرات بقیه بیگانه نیست.
در اوج شیوع بیماری ایدز در سال 1988، لاری کرامر (Larry Kramer)، نمایشنامهنویس، فاوسی را «قاتل» و «احمقی نالایق» نامید. کرامر و دیگر فعالان ایدز احساس کردند که آزمایشهای بالینی موسسه ملی آلرژی و بیماریهای واگیردار ایالات متحده آمریکا برای داروهای HIV به سرعت خیلی کمی در حال انجام شدن بوده است، این در حالی است که هزاران نفر در حال مرگ بودند. وقتی گروهی برای اعتراض در بیرون دفتر او جمع شدند، فاوسی عدهای را برای گفتگو دعوت کرد. با گذشت زمان او در نحوه دسترسی افراد مبتلا به ایدز به داروها تغییراتی ایجاد کرد. در زمانی که مردم اطلاعاتی در علوم نداشتند تا به اهداف خود برسند، این رویکردی انقلابی محسوب میشود او میگوید:
دوره سختی بود. دانشمندان زیادی بودند که فکر میکردند من جا زدهام و ناامید شدهام.
او اغلب به خوبی و با صراحت با رهبران سیاسی کار کرده است. رئیس جمهور سابق آمریکا جورج دبلیو بوش (George H. W. Bush) او را برای کار در زمینه ایدز قهرمان نامید و فاوسی با پسرش جورج دبلیو بوش (George W. Bush) رئیس جمهور سابق برای طراحی برنامه اضطراری رئیس جمهور برای کمک به ایدز (PEPFAR) همکاری کرد؛ آن یک برنامه جهانی برای درمان افراد مبتلا به ایدز بوده است. اما امسال حمایت مداوم و مستمر او از اقدامات بهداشت عمومی برای کاهش سرعت گسترش ویروس کرونا، انتقادات شدیدی را از جانب دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا و دیگر افرادی که مشتاق بودند شدت این بیماری همهگیر را کاهش دهند و اقتصاد ایالات متحده را از نو آغاز کنند، ایجاد شد.
ترامپ گفته است که احتمال دارد او را اخراج کند، که باعث ایجاد جریان حمایتی از حامیان او شده بود. استیو بانون (Steve Bannon)، مشاور سابق دونالد ترامپ، گفته است که دوست دارد سر فاوسی را روی یک نیزه در بیرون از کاخ سفید ببیند؛ این موضوع میتواند نشاندهنده میزان تنفر و نگرانی سران آمریکا از او باشد. فاوسی اکنون نگهبانان فدرالی دارد که مراقب امنیت او هستند. او میگوید:
این تهدیدات به جای اینکه مرا بترساند، مرا عصبانی کرده بود. من اینجا هستم و سعی میکنم برای نجات جان مردم پیام بهداشت عمومی بدهم.
اما برخی از محققان از عملکرد عمومی فاوسی نیز ناامید شدند. او اغلب هنگام جلسات مطبوعاتی در کنار ترامپ ایستاده بود؛ زیرا رئیس جمهور بارها شدت همهگیری را نادرست به مردم اعلام کرده بود. اگرچه فاوسی گاهی با ترامپ مخالفت میکرد، اما مستقیماً با رئیس جمهور مقابله نکرده بود.
چنین جلساتی در ماه آوریل متوقف شد. مارک هرینگتون (Mark Harrington)، مدیر اجرایی درمان، اندیشکدهای در شهر نیویورک که در زمینه درمان و پیشگیری از ایدز، سل و ویروس هپاتیت سی تمرکز دارد، گفته است که در آن زمان او صریحتر برخورد میکرد. هارینگتون گفته است:
او در چند ماه گذشته حقیقت را به دولت بیان کرده است. آن به گونهای بوده است که هیچ یک از افراد دیگر در گروه ویژه یا دولت فدرال چنین کاری نکرده بودند.
فاوسی که در آذر ماه 80 ساله شده است، قصد ندارد به زودی بازنشسته شود. او توافق کرده است که در موسسه ملی آلرژی و بیماریهای واگیردار ایالات متحده آمریکا بماند و به عنوان مشاور ارشد پزشکی جو بایدن (Joe Biden)، رئیس جمهور انتخاب شود. اوسترهلم بیان کرده است که او انتظار دارد فاوسی همچنان نقش فعالی در مقابل دوربین رسانهها داشته باشد.
اما هرینگتون منتظر روزی است که فاوسی بتواند دوباره به سایر نگرانیهای فوری مانند ایدز و هپاتیت سی متمرکز شود. او نیاز دارد که بتواند کار روزانه خود را انجام دهد. آن کار بسیار بزرگی است.
http://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.png00ادمینhttp://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.pngادمین2020-12-29 07:30:522020-12-29 07:30:52ده شخص تاثیرگذار که به پیشرفت علم در سال 2020 کمک کردند!
اخیرا صدای نهنگهایی در اقیانوس هند شنیده شده است که احتمالا متعلق به جمعیتی از نهنگهای آبی است که قبلا ناشناخته بودند. این صداهای غیرمعمولی در سه مکان مختلف زیر آب حدودا 3500 کیلومتری (2175 مایل) اقیانوس به گوش رسیدند. در ادامه این مطلب با آیتیرسان همراه باشید.
این صداهای بینظیر برای اولین بار در سال 2017 در سواحل ماداگاسکار ثبت شد، و سپس در دریای غربی عربستان، سواحل عمان و همچنین مجمعالجزایر چاگوس در مرکز اقیانوس هند شناسایی شد.
پیش از این، محققان فرض میکردند که این منطقه فقط یک جمعیت از نهنگهای آبی (Balaenoptera musculus) را در خود جای داده است. به نظر میرسید که هر نهنگی که در این منطقه یافت میشود، بخشی از آن جمعیت است. اما این صداهای جدید با هم مطابقت ندارند.
در عوض، این صداها نشان میدهد که حداقل دو جمعیت در این اقیانوس به طور مشخص وجود دارد. یافتن چیزهای جدید برای دانشمندان بسیار هیجانانگیز است؛ آنها با بررسی آوازهای نهنگ در مقیاس جهانی میتوانند اطلاعات جدیدی کسب کنند.
سالواتوره سرچیو (Salvatore Cerchio)، مدیر صندوق حفاظت از آبزیان در آفریقا گفته است:
یافتن صدای جدیدی از نهنگها که قبلا شناسایی نشده است، بسیار جالب توجه بود. ما آن را به عنوان یک نهنگ آبی تشخیص دادیم. اکنون با تمام اقداماتی که روی آهنگ جمعیتهایی از نهنگ آبی صورت گرفت، وقتی ببینیم جمعیتی در آنجا وجود دارد که تا سال 2017 هیچ کس از آنها خبر نداشت، به نوعی فکر را درگیر میکند.
شناسایی از راه دور و تطبیق صدای شناسایی شده نه تنها برای یک نوع نهنگ تنها کار سختی است، بلکه برای جمعیتی خاص، بسیار دشوار به نظر میآید. با این وجود محققان حتی بدون دادههای دیداری یا ژنتیکی، نسبتا مطمئن هستند که برخی از این صداهای جدید مربوط به جمعیت نهنگهای آبی است که قبلاً شناسایی نشده بودند.
محققان از طریق مقایسههای دقیقی نتیجه گرفتند که صداها با هیچ نوع نهنگ محلی دیگری مطابقت ندارد. شایان ذکر است که در عرض چند ساعت پس از رسیدن صدای نهنگ به میکروفونها، در سواحل عمان نهنگهای آبی مشاهده شد.
در حالی که این صداها یادآور آهنگهای سایر نهنگهای آبی است و فرکانس کم و به طور منظم را با فاصله از هم تولید میکند، اما هنوز ویژگیهای منحصر به فردی را نشان میدهد.
محققان در این باره گفتهاند:
با توجه به نزدیکی نهنگها و خصوصیات صوتی نوع آهنگ جدید که در اینجا گزارش شده است، نتیجه میگیریم که این آهنگها به طور قطعی توسط یک نهنگ آبی تولید شدهاند.
تصور میشود که نهنگهای آبی از بزرگترین حیواناتی هستند که تاکنون روی زمین زندگی کردهاند. این واقعیت که ما هنوز در حال یافتن جمعیت جدید آنها هستیم، گویای وسعت اقیانوس و خوی درندگی آنها است. در سال 1967، کمیسیون بینالمللی نهنگها صید آن را ممنوع اعلام کرد. در قرن بیستم جمعیت این نهنگها تقریبا در معرض نابودی قرار گرفته بود.
در حقیقت، این جمعیت جدید در سواحل عمان هنوز هم میتوانند از شکارهای زیادی که وجود دارد، نجات یابند. طبق مقاله این تیم، در دهه 1960، اتحادیه جماهیر شوروی در این منطقه نهنگهای زیادی را به طور غیرقانونی شکار کرد و در مجموع 1194 نهنگ آبی را نابود کرد.
بر اساس دادههای صید ملی، محققان پیشنهاد میکنند که این جمعیت تازه یافتشده همان چیزی است که شکارچیان اتحاد جماهیر شوروی آن را هدف قرار داده بودند.
آنها اینچنین اعلام کردهاند:
علاوه بر این، با چنین جنایتهایی که صورت گرفته است، باید جمعیت کوچکی از نهنگها که اکنون شناسایی شده است را به خوبی ارزیابی کرده و اقداماتی برای حفاظت از آنها انجام دهیم.
اگر این مسئله درست باشد، باید به این نهنگها توجه و محافظت زیادی کنیم. این نهنگها نیز اکنون در سواحل عمان قرار گرفتهاند و مانند سایر نهنگهای آبی احتمال دارد در معرض خطرهای زیادی از جمله فعالیتهای شیلات، کشتیرانی، اکتشافات و تولید سوختهای فسیلی و توسعه سواحل باشند.
سواد الحارثی (Suaad Al Harthi)، مدیر اجرایی جامعه محیط زیست عمان گفته است:
ما 20 سال از وقت خود را روی نهنگ کوهاندار عربی که در معرض خطر قرار گرفته است، صرف کردهایم. ما معتقدیم که فقط حدود 100 عدد از این حیوان در سواحل عمان باقی ماندهاند. اکنون نیز شروع به یافتن اطلاعات بیشتری در مورد جمعیت نهنگ آبی دیگری کردهایم که به همان اندازه خاص و در معرض خطر است.
شناسایی بیشتر این نهنگها در سواحل عمان، پاکستان و شمال هند میتواند به ما در این که آیا این نهنگهای آبی واقعا به جمعیت تازه شناسایی شده تعلق دارند، کمک کند. مخصوصا اگر بتوانیم دادههای دیداری یا ژنتیکی جمعآوری کنیم، اوضاع بهتری در انتظارمان خواهد بود.
میکروفونهایی که در زیر آب مکانهای دیگری از اقیانوس هند قرار گرفتهاند، نیز میتوانند دامنه واقعی این جمعیت جدید و الگوی مهاجرت احتمالی آن را آشکار کنند. اگر جمعیت نهنگهای شناساییشده گونهای جدید باشد، باید از آنها در برابر هرگونه خطر احتمالی محافظت کنیم.
http://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.png00ادمینhttp://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.pngادمین2020-12-29 07:30:472020-12-29 07:30:47شناسایی جمعیت جدیدی از نهنگهای آبی در اقیانوس هند!
تصور کنید در ساحل هستید و به دریا نگاه میکنید. در مقابلتان صدها متر شن و ماسه وجود دارد که به نظر میرسد در اثر جزر و مد دگرگون شدهاند. با این حال هیچ جزر و مدی وجود ندارد. این همان چیزی است که محققان هنگام بازدید از بندر کوچک لیمان، در ساحل دریای خزر آذربایجان، مشاهده کردند. دریای خزر در واقع بزرگترین دریاچه در جهان است و در حال حاضر سطح آب آن به شدت در حال کاهش یافتن است. تا پایان قرن سطح آب دریای خزر 9 تا 18 متر کاهش خواهد یافت. این مقدار از ارتفاع بلندترین خانهها نیز بیشتر است. در ادامه این مقاله با آیتیرسان همراه باشید.
این بدان معناست که این دریاچه حداقل 25 درصد از اندازه قبلی خود را از دست میدهد و 93 هزار کیلومتر مربع زمین خشک به وجود خواهد آمد. اگر این سرزمین جدید را یک کشور به حساب بیاوریم، به اندازه کشور پرتغال خواهد بود.
دریای خزر با پنج کشور هم مرز است و تقریباً به اندازه کشور آلمان یا ژاپن است.
همانطور که در تحقیقات جدید یافت میشود، این بحران ممکن است منجر به زیستبومکشی به اندازه تخریب دریای آرال در چند صد کیلومتری شرق شود. سطح خزر در حال حاضر هر سال 7 سانتیمتر کاهش مییابد و این روند همچنان رو به افزایش است. این مقدار ممکن است در عرض پنج سال به حدود 40 سانتیمتر نسبت به امروز و در مدت ده سال تقریباً به یک متر کاهش برسد. کشورهای دریایی در سراسر جهان با یک متر یا بیشتر افزایش در سطح دریا تا پایان قرن مواجه خواهند شد. دریای خزر نیز با افتی به همان اندازه روبرو است، البته با این تفاوت که ظرف یک دهه این پدیده اتفاق خواهد افتاد.
عامل این حادثه، تغییرات آب و هوایی و اقلیم است. دور دریای خزر بسته است، سطح آن در حال حاضر حدود 28 متر پایینتر از اقیانوسهای جهانی است. سطح آب آن حاوی مقدار آب جاری از رودخانهها، بیشتر آب رود ولگای به سمت شمال، میزان باران و میزان تبخیر آن است.
در پایان قرن، آب رود ولگا و رودخانههای شمالی همچنان در آنجا خواهند ماند. با این حال، افزایش دمای پیشبینی شده که حدود 3 درجه سانتیگراد تا 4 درجه سانتیگراد در منطقه است، باعث تبخیر آب بالای سطح آن خواهد شد.
اتفاقات بد آینده در برابر بحرانهای گذشته
دریای خزر سابقه طغیان و خیز شدید دارد. در دربنت در ساحل قفقاز روسیه، میتوان در دیوارهای شهر مشاهده کرد که در قرون وسطی چه مقدار سطح دریا پایین بوده است. حدود 10 هزار سال پیش، سطح دریای خزر حدود 100 متر پایین بود. چند هزار سال قبل از آن حدود 50 متر بالاتر از امروز بود و یا حتی به علت زیاد بودن سطحش به دریای سیاه طغیان میکرد.
نقشه عمق دریای خزر: مناطق با رنگ قرمز و زرد ممکن است به طور کامل از بین روند.
با این حال افرادی که کنار دریا زندگی میکردند، توانستند بر این بحرانها غلبه کنند. هیچ زیرساخت انسانی در معرض نابودی نبود و بسیاری از گونههای جانوری در دریا همانطوری که در حدود 2 میلیون سال گذشته در دریاها وجود داشتند، در آبها شنا میکردند. ولی این دفعه بسیار فرق دارد. کاهش سطح آب دریای خزر بر حیوانات، گیاهان و جوامع انسانی در سواحل تأثیر خواهد گذاشت.
در برخی مناطق، خط ساحلی سالانه صدها متر یا بیشتر عقبنشینی میکند. تا زمان آماده شدن اسکله و بندرهای جدیدتر، سطح دریاها کیلومترها کاهش پیدا خواهند کرد. تفرجگاههای ساحلی به زودی خشک میشوند. سواحل ماسهای کنونی در آینده به دشتهای بایر تبدیل خواهند شد.
این کاهش همچنین رودخانههای دشت و دلتاهای اطراف دریای خزر را تحت تأثیر قرار خواهد داد. دیگر در آن صورت کشاورزان نمیتوانند به کاشت هندوانه و برنج در دشتهای حاصلخیز خود ادامه دهند، چون زمینها بسیار خشک خواهند شد.
زندگی خارقالعاده خزر در معرض خطر قرار گرفته است!
نام شهر ساحلی رامسر، در کشور ایران، در قرارداد جهانی تالاب قرار گرفته است. اما با کاهش سطح دریا، این شهر در محاصره خشکی قرار گرفته است و طی چند دهه تالابهای اطراف آن از بین خواهند رفت.
شیر آبی به طور رسمی در فهرست گونههای در معرض خطر قرار گرفته است، تعداد شیر آبی دریای خزر بیش از 90 درصد در طول قرن گذشته کاهش یافته است.
فلاتهای کمعمق شمال و شرق خزر مهمترین منبع مواد غذایی برای ماهی و پرندگان است، با این وجود با کاهش سطح دریا کل دریاهای شمالی و شرقی به زمینهای بایر خشک تغییر شکل میدهند. این باعث از بین رفتن گونههای ماهی، خوک آبی خزر و مقدار نرمتنان و گونههای سختپوستان خاص دریا خواهد شد. این ساکنان خزر قبلاً در قرن گذشته از آلودگی، شکار غیرقانونی و گونههای مهاجم بسیار آسیب دیدهاند. حدود 99 درصد گونههای گراز دریایی خزر در یخهای زمستانی شمال خزر پرورش مییابند. با این وجود، هم یخ زمستان و هم کل قسمت شمالی دریای خزر ناپدید میشوند.
همچنانکه رودخانهها مواد مغذی را در حوضههای مرکزی عمیقتر و گرمتر میریزند، نقاط مختلف تنوع زیستی باقی مانده در اعماق بین 50 متر و 150 متر تحت تأثیر قرار میگیرند. این میزان باعث میشود اکسیژن کاهش یابد و ایجاد مناطق مرده اکولوژیکی میتواند بر زیستگاههای باقیمانده گونههای خزر تأثیر بگذارد. احتمالا مقدار تخریب محیطزیستی این رویداد بسیار زیاد خواهد بود.
خط ساحلی دریای خزر در حال عقبنشینی کردن است.
هرچه زودتر باید اقدامات صورت گیرد، اما متاسفانه امکانات محدودی وجود دارد. با افزایش سطح دیاکسید کربن جهانی که عامل اصلی شرایط آب و هوایی بد دریای خزر و باعث بحران آن شده است، فقط میتوان با توافقنامههای جهانی کنار آمد. در زمان اتحاد جماهیر شوروی، انحرافات وسیع آب از رودخانههای سیبری برای مقابله با کاهش دریای آرال در شرق پیشنهاد شده بود. اما چنین کارهای بزرگی در مورد دریای خزر، با خطرات عظیم زیستمحیطی و سیاسی-جغرافیایی مواجه است. در این روند ممکن است یک کانال از دریای سیاه به دریای خزر در نظر گرفته شود، اما همانطور که گفتیم بسیار خطر زیادی در انتظار است.
با این وجود دولتها باید برای حفاظت از گیاهان و جانوران بینظیر دریای خزر و معیشت مردمی که در اطراف آن زندگی میکنند، زودتر اقدام کنند. بندر کوچک رشتهای لیمان هر ساله از دریا فاصله میگیرد. اگر اقدامی صورت نگیرد، اتفاقات بدی در آینده به وجود خواهد آمد.
http://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.png00ادمینhttp://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.pngادمین2020-12-27 09:00:002020-12-27 09:00:00سطح آب دریای خزر تا 9 متر کاهش مییابد!
از آنجایی که همه امیدواریم واکسنهای ویروس کرونا در سال 2021 به سرعت در سراسر جهان ارائه شوند، بلندپروازیهای محققان با ادامه بیماری همهگیری و اثرات آن محدود خواهد شد. دانشمندان در حال حاضر با وجود تغییر الویتهای شغلی، توصیههای مراقبتی خود را به همکاران و مردم در سال آینده ارائه دادهاند. در ادامه این مقاله باهم این توصیهها را بررسی میکنیم، پس با آیتیرسان همراه باشید.
حد و مرز تعیین کنید: استفانی لیزی-دترز (Stéphanie Lizy-Destrez)، که در زمینه طراحی و عملکرد سیستمهای فضایی آینده در موسسه عالی هوانوردی و فضا در تولوز فرانسه حضور دارد، گفته است:
محققان در تمام مراحل شغلی که فضای کار آنها عمدتا خانهشان است، باید محدودیتهای مشخصی را در ساعات کار تعیین کنند. اکنون بزرگترین چالش افراد جدا کردن زندگی حرفهای کاری و زندگی خصوصی آنها است.
هنگامی که فرانسه برای اولین بار در اسفندماه قرنطینه شد، او تأثیرات قرنطینه را بر روی 80 دانشجوی کارشناسی ارشد و کارشناسی که در اتاقهای کوچک خوابگاهی خود در دانشگاه مانده بودند، بررسی کرد. او گفته است که برای افرادی که از راه دور کار میکنند (دورکاری میکنند) بسیار مشکل است تا اوقات شخصی و شغلی خود را از هم جدا کنند. او همچنین اضافه کرده است:
هیچ حد و مرزی وجود ندارد! اوضاع جوری میشود که بعضی اوقات برای استراحت یا اوقات فراغت وقت ندارید!
او علاوه بر تعیین زمانهای بیداری و وعدههای غذایی منظم در طول هفته، توصیه میکند که زمانهایی را برای استراحت و ورزش به خصوص در آخر هفته تعیین کنند. او اضافه میکند، دانشمندانی که در محیطی مشترک با دیگر افراد هستند، باید منطقهای شخصی برای خود داشته باشند یا اینکه زمانهایی که میدانند کسی مزاحمشان نمیشود به کار خود مشغول شوند.
ارتباطات مجازی خود را تقویت کنید: امانوئل آدوکوو (Emmanuel Adukwu)، سرپرست معاونت گروه علوم کاربردی دانشگاه غرب انگلستان در بریستول انگلیس گفته است که کنفرانسهای آنلاین امکان حضور بیشتر افراد را فراهم میکند، در سال 2021 خواهان حضور بیشتر افراد خواهیم بود. او به موفقیت روزانه مشاغل سالیانه انجمن سلطنتی زیستشناسی سال 2020 اشاره میکند و میگوید پنج برابر تعداد معمول دانشجویان شرکتکننده از جمله 100 نفر از بخش خود در آن شرکت کردهاند. وی درباره جلسات مجازی گفته است:
این نوع جلسات فرصتهایی را برای هر کسی که به اینترنت دسترسی دارد، فراهم میکنند و همچنین این نوع مراسمات آنلاین به نفع دانشمندان ارشد است که توانایی پرداخت هزینه سفرهای کنفرانس را ندارند.
لارن می (Lauren May)، داروساز مولکولی در دانشگاه موناش در ملبورن استرالیا گفته است که فقط صدا است که میتواند بر جلسات کنفرانس حضوری یا بحثهای کلاس غالب شوند.
لارن می، داروساز مولکولی در دانشگاه موناش در ملبورن استرالیا است.
در مقابل، دانش آموزان اغلب بیشتر از اینکه در کلاس یا کنفرانس صحبت کنند، سوالات خود را مطرح میکنند یا نظرات خود را در قسمت چت جلسه آنلاین مطرح میکنند. لارن می برنامههای کنفرانسی را پیشنهاد میکند که میتوانند به شرکتکنندگان مجازی کمک کنند تا در طول یا بعد از جلسات با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. برنامه Pollev به کاربران امکان میدهد هنگام ارائه یک سوال از بین خود سوالاتی را مطرح کنند و به آنها پاسخ دهند. به گفته او، چنین ابزاری میتوانند با سرعت و سهولت بیشتری مکالمه را نسبت به فضای عادی به جریان بیاندازد.
ریاضیدان جود کونگ (Jude Kong) در دانشگاه یورک در تورنتو کانادا، قصد دارد از نرمافزار کنفرانس ویدیویی زوم به طور ویژه برای راهنمایی دانشجویان محروم و اقلیتها استفاده کند.
ریاضیدانی به نام جود کنگ اکنون از کنفرانس ویدیویی برای تعامل با دانشجویان استفاده میکند.
کونگ، یکی از اعضای شبکه تازهتاسیس Canadian Black Scientist Network، از طریق وبینارهای عمومی رایگان مانند Café Mathematique با دانشجویان دبیرستان و کارشناسی ارتباط برقرار کرده است. او میگوید که بسیاری از مردم از فرصتهای تامین مالی برای برنامههای تحصیلات تکمیلی آگاهی ندارند. او اینچنین اظهار کرده است:
من همچنان از نرمافزار کنفرانس ویدیویی زوم استفاده خواهم کرد تا با افراد در جوامع محروم ارتباط داشته باشم. قصد دارم دانش آنها را ارتقا دهم و آنها را به تحقیق کردن مسائل مختلف تشویق کنم.
او متوجه شده است که دانشآموزان خجالتی اطمینان بیشتری به تماسهای ویدیویی از خانه دارند.
با انتظارات خود سازگار شوید: کیم کاب (Kim Cobb)، دانشمند اقلیم و آب و هوایی، به دانشمندان توصیه میکند تا زمان بیشتری را از آنچه انتظار دارند برای برآوردن انتظارات کاری و تعهدات خانوادگی خود تعیین کنند.
کیم کوب، محققی در حوزه آب و هوایی، در رویداد توانمندسازی زنان در آتلانتای جورجیا سخنرانی میکند!
او امسال تلاش کرد تا خوشبین باشد، زیرا او در طی شش ماه توانست در کنار تدریس سه کلاس آنلاین و آموزش چهار کودک در خانه، طرح پیشنهادی 770 صفحهای بنیاد ملی علوم آمریکا به ارزش 18 میلیون دلار را نیز به پایان برساند. کاب از موسسه فناوری جورجیا در آتلانتا گفته است:
من آن را طرح پیشنهادی خود در همهگیری مینامم. این دوره، دوره یادگیری من محسوب میشود.
خواهان دورکاری باشید: کوین بورگیو (Kevin Burgio)، نویسنده اصلی مقالهای درباره ده قانون اصلی در دوران دورکاری دانشجویان دکترا است.
کوین بورگیو، دانشیار پژوهشی فوق دکترا است که در بخش تحقیقات حیاتوحش محیط زیست و تغییر اقلیم کانادا حضور دارد.
او اینچنین گفته است:
دورکاری هنوز هم میتواند برای دانشجویان دکترا و فوق دکترا موثر باشد.
بورگیو که مشغول اتمام کار فوق دکترای مجازی خود در ایالت کانکتیکت ایالت متحده با محیط زیست و تغییرات آب و هوایی کانادا، یک بخش از دولت کانادا، است، گفته است که برقراری ارتباطی واضح بین عضو آزمایشگاه و محقق اصلی کلید موفقیت است.
او افزود در این میان مهمترین چیز میزان وقتی است که باید به طور هفتگی روی نوشتهها یا پایاننامهها صرف کرد. بورگیو میگوید:
داشتن ارتباطی مستقیم با ناظران در مورد انتظاراتشان و چگونگی تغییر آنها مهمترین نکته است.
حامی تیم باشید: کوب از محققان اصلی میخواهد که به نیرویی که ممکن است به دانشجویان کمک کند تا در آزمایشگاهها کار کنند تا از ناظران رضایت بگیرند، توجه داشته باشند. به ویژه اگر جهت مشخصی برای اولویتبندی وضعیت آنها وجود ندارد. تیم او به صورت دورکاری در زمینه تجزیه و تحلیل محاسبات و دادهها، نسخههای خطی و تامین مالی کار میکند. سلامت اعضای آزمایشگاه برای او مهمتر از سودآوری کارها است.
لی کرونین (Lee Cronin)، شیمیدانی از دانشگاه گلاسگو انگلستان گفته است که همهگیری دلیل خوبی برای وقت گذاشتن برای انجام تحقیقات با تأثیر بیشتر است. او اظهار میکند:
بیایید کمتر بنویسیم و بیشتر صحبت کنیم. در حال حاضر، وضعیت همگی ما مشابه هم است.
اثراتی که همهگیری روی مشاغل ایجاد کرده است را پیگیری کنید: کوب اکنون خواستار این است که اطلاعات بیشتری در مورد عواقبی که همهگیری بر دانشمندان خانم گروههای قومی اقلیتی داشته است، بدست آورد. او همکاران خود به ویژه آنها که نقش مراقبتی در منزل دارند، را دیده است که به راحتی از نوشتن خلاصه مقالات در کنفرانسها چشمپوشی میکنند، طرحهای پیشنهادی را نادیده میگیرند، از نوشتن مقالات صرفنظر میکنند یا فرصتهای خوبی را از دست میدهند. او نگران است که عقبماندگیهای شغلی تأثیر مخرب و پایداری را بر پیشرفت شغلی محققان جوان داشته باشد.
اطلاعات حاصل از جمعآوری دادهها باید از استراتژیهایی استفاده کند تا تعصبات ساختاری را در سیستمهای دانشگاهی مخاطب قرار دهد؛ مانند تمدید شرایط شروع به کار یا تقویت دوره استخدام رسمی و دائمی و بازنگری. او گفته است:
ما باید نابرابریهایی را که هر روز بر مردم تأثیر میگذارد، شناسایی کنیم و اطمینان حاصل کنیم که آنها مردم را به طور دائمی از علم خارج نمیکنند. نمیتوانیم اینگونه پاسخ دهیم «بیشتر تلاش کنید و سپس همچنان ادامه دهید». در عوض جامعه علمی باید محققان را تشویق کند تا در این زمانها هر طور که میتوانند شروع به کار کنند تا به مشارکت آنها ارزش دهند.
می از دانشمندانی که متاهل و دارای فرزند هستند، به ویژه خانمها، میخواهد که یادداشتهای دقیقی در مورد اینکه همهگیری چگونه روی نتایج تحقیقات آنها تاثیری مستقیم داشته است تهیه کنند. در سال 2019، می گروهی به نام Her Research Matters را تاسیس کرد؛ این گروه دانشگاهی از رهبری عادلانه حمایت میکند. او میگوید که مدارک با داشتن جزئیات دستاوردها در مواجهه با فرصتهای از دست رفته یا محدود میتوانند از برنامههای کاربردی برای تمدید کمک هزینه تحصیلی و بورس تحصیلی پشتیبانی کنند.
میشل هالز (Michelle Halls)، دبیر گروه Her Research Matters و زیستشناس مولکولی در دانشگاه موناش گفته است که برای دانشمندان متاهل و دارای فرزند بسیار مهم است تا ساعات باکیفیتی را برای کمک به کودکان در تکالیف مدرسه صرف کنند، که در آن صورت فرصتهای سخنرانی در کنفرانسها را از دست خواهند داد. او اینچنین بیان کرده است:
باید به طور همهجانبه ببینید که همهگیری ویروس کرونا چه مقدار زمان کار کردن را از شما گرفته است. والدین باید تاریخ مشخصی از تعطیلی دانشگاهها، ممنوعیت سفر و تعطیلی مدارس ابتدایی را مشخص کنند.
علم و دانش خود را گسترش دهید: راجر گونزالس (Roger Gonzales)، دانشجوی دکترایی که در زمینه بهداشت عمومی در مرکز پزشکی دانشگاه نبراسکا در اوماها تحصیل میکند، قصد دارد برای افزایش اطمینان به علم و آگاهی از اثراتی که ویروس کرونا روی سلامتی افراد داشته است، در جوامع کمهزینه فعالیت خود را ادامه دهد.
گونزالس که به زبان اسپانیایی تسلط کامل دارد، دریافت که محلههای غیر انگلیسی زبان در اطراف ایالت اوماها دسترسی کمی به اطلاعات مربوط به ویروس کرونا در زبان خودشان دارند. بنابراین او مجلاتی تصویری را به زبان اسپانیایی در مورد جلوگیری از عفونت ویروس ارائه کرد که در بیمارستانها و کلینیکها و در شبکههای اجتماعی ظاهر شده است. او همچنان تلاش میکند تا مردم را از اطلاعات غلط خود از علم رها سازد. خصوصا پس از دسترسی به واکسنها میخواهد به اعضای جامعه در مورد ایمنی واکسنها نیز اطمینان بخشد. او گفته است:
اغلب اوقات علم و دانش فقط در دانشگاهها حضور دارد. یعنی فقط محققان و افرادی که در دانشگاهها تحصیل کردهاند، از موضوعات مختلف سر در میآورند، این مشکل باعث میشود بسیاری از مردم علم و اطلاعات کمی درباره موضوعات مختلفی داشته باشند.
http://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.png00ادمینhttp://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.pngادمین2020-12-25 06:30:352020-12-25 06:30:35چگونه از خودمان و اطرافیان در برابر ابتلا به ویروس کرونا در سال 2021 محافظت کنیم؟!
مانا اسریویت (Mana Srivate)، امدادگر تایلندی است که به مدت 26 سال در حوزه احیا فعالیت کرده است. چند روز پیش اوضاع کمی متفاوت پیش رفت؛ او موفق شد بچه فیلی را به زندگی برگرداند. در ادامه این مقاله با آیتیرسان همراه باشید.
مانا احساس خود را اینگونه بیان کرده است:
وقتی که بچه فیل پس از احیا شروع به حرکت کرد، اشک شوق ریختم، باورکردنی نبود!
این فیل جوان هندی هنگامی که قصد داشت از جادهای در استان چانتابوری در شرق تایلند عبور کند، مورد اصابت موتورسیکلتی قرار گرفت. مانا با استفاده از دانش خود در مورد احیای قلبی ریوی انسان (CPR) و همچنین بر اساس کلیپی که به صورت آنلاین دیده بود، احیا را به درستی انجام داد.
امدادگر تایلندی در حال احیای بچه فیل هندی!
جاکلین گت (Jaclyn Gatt)، دامپزشک و مدیر کلینیک حیوانات و پرندگان در استرالیا، گفته است:
اینکه تشخیص دهیم قبل از انجام فشردهسازی قفسه سینه، تنفس متوقف شده است یا خیر، بسیار عمل دشواری است. اما او در آن هنگام بسیار شوکه شده بود. ضربهای که باعث بیهوش شدن فرد میشود، ممکن است باعث خونریزی در قفسه سینه یا شکم شود. کاهش ناگهانی سطح خون نیز باعث افت فشار خون و کاهش سرعت قلب میشود.
احیای قلبی ریوی درست مانند داروهای فوریتهای انسانی، در دنیای دامپزشکی روشی معمول است. گت گفته است:
من احیای قلبی ریوی را روی بسیاری از گونهها انجام دادهام؛ سگ، گربه، خرگوش، موش خرما، پرنده، موش، لاک پشت، مارمولک و حتی ماهی. احیای قلبی ریوی فرایندی است که به فرد کمک میکند تا قلب با فشارهای قفسه سینه ضربان خود را حفظ کند، فرد نفس بکشد و هوا را حفظ کند و در نهایت باعث احیای مغز شود؛ زیرا مغز بدون اکسیژن از بین میرود. اگر قلب فرد یا حیوان متوقف شود یا نتواند نفس بکشد، تا زمانی که همه چیز خود به خود شروع شود یا مداخلات پزشکی (داروها و تجهیزات پزشکی) جای آن را پر کنند، احیای قلبی ریوی ممکن است به نجات جان آنها کمک کند.
اما احیای فیل چیزی نیست که افرادی که تحت آموزش احیای قلبی ریوی در انسانها هستند، آموزش ببینند. گت توضیح میدهد که تفاوت عمده بین انجام احیای قلبی ریوی برای حیوانات و انسان شامل محل فشرده سازی و اینکه چقدر محکم باید فشار داده شود. در حیوانات، احتمال بهبودی اغلب به علت ایست قلبی بستگی دارد. احیای حیواناتی که قبل از توقف حرکت قلب بیمار بودند، بسیار دشوارتر از آنهایی است که اخیرا ضربه دیدهاند.
گت گفته است:
متخصصهای اورژانس و دامپزشکان مراقبتهای ویژه (ECC)، پرستاران و بیمارستانهایی وجود دارند که در این زمینه خبره هستند، اما اگر همه بیماران به احیای قلبی ریوی احتیاج داشته باشد، همه تیمهای دامپزشکی میتوانند آن را انجام دهند.
در واقع، کارکنان دامپزشکی این کار را حتی در میان خطرات، اختلالات و فشارهای وحشتناک همهگیری ویروس کرونا ادامه دادهاند و زندگی حیوانات اهلی و حیات وحش شگفتانگیز جهان را به طور منظم نجات میدهند.
مانا اینچنین اظهار کرده است:
غریزهام به من کمک میکند تا جان افراد را نجات دهم. اما من تمام این مدت نگران بودم؛ زیرا میشنیدم که مادر بچه فیل و فیلهای دیگر او را صدا میزنند و به دنبال او میگردند.
علیرغم خطر احتمالی فیلهای بزرگتر، مانا همچنان به تلاشهای شجاعانه خود ادامه داد و پس از حدود 10 دقیقه بچه فیل نجات پیدا کرد. خوشبختانه راننده موتورسیکلت که در همان نزدیکی تحت مداوا قرار گرفت، هیچ صدمه جدی ندیده است.
او گفته است:
اگر بدن فیل در شوک باشد، ممکن است فشردهسازی قفسه سینه به گردش خون مجدد او کمک کرده و همچنین باید تا زمانی هوا از طریق ریهها وارد شود، مغز به اندازه کافی خون (و اکسیژن حیاتی) داشته باشد تا فرد را به حالت آگاهی و هوشیاری برساند.
در پایان باید بگوییم که بچه فیل از این مصیبت جان سالم به در برد و ماجرای او به احساسیترین داستان در این هفتههای آخر سال 2020 تبدیل شد. گزارش شده است که بچه فیل پس از معالجه، به صحنه اصلی حادثه برگشته است. او و خانوادهاش دوباره به هم پیوستند.
http://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.png00ادمینhttp://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.pngادمین2020-12-25 04:30:362020-12-25 04:30:36وقتی که امدادگر تایلندی جان یک بچه فیل را از مرگ نجات میدهد
دانشمندان میدانند که تنوع زیستی در بسیاری از مناطق جهان در حال کاهش یافتن است. احتمالا اوضاع در آینده بدتر نیز خواهد شد. گونهها و موجودات پس از نابودی زیستگاهها، تغییرات آب و هوایی و بهرهبرداری بیش از حد از زمینها و مراتع، هرچه بیشتر به سمت نابودی نزدیک میشوند. پس برای محافظت از زیستگاهها و گونههای جانوری چه کاری باید انجام داد؟ برای یافتن پاسخ این سوال در ادامه این مطلب با آیتیرسان همراه باشید.
چیزی که اکنون از آن بیاطلاع هستیم، این است که چه کاری باید در این مورد انجام دهیم. تا حدودی دلیل آن میتواند این باشد که حفاظت از محیط زیست بودجه زیادی میطلبد. اما دلایل اساسی آن کاهش تنوع زیستی است که هر ساله بیشتر نیز میشوند. تغییرات آب و هوایی به درستی حجم عظیمی را به خود اختصاص میدهد، اما برای تنوع زیستی، بزرگترین تهدید میتواند تخریب زیستگاههای طبیعی برای ایجاد زمینه برای کشاورزی باشد.
با افزایش جمعیت جهانی و ثروتمندتر شدن و مصرف بیشتر مردم، نیاز به زمینهای کشاورزی جدید نیز بیشتر میشود و در نتیجه حداقل 2 میلیون کیلومتر مربع زمین کشاورزی جدید تا سال 2050 و شاید تا 10 میلیون زمین جدید ایجاد شود.
برای اینکه مطمئن شویم ایجاد این زمینهای کشاورزی باعث کاهش گسترده تنوع زیستی نمیشود، باید رویکردهای حفاظتی را به کار گیریم، اما احتمالاً به موارد دیگری نیز نیاز خواهیم داشت. این رویکردهای موجود مشابه انجام جراحی قلب است یعنی برای گونهها و زیستگاههای مورد نظر بسیار موثر است، اما ممکن است برای همه گونهها نیز عملی نباشد.
درعوض، باید علل اصلی آن را برطرف کنیم، در غیر این صورت زیستگاههای جانوری زیادی از بین خواهد رفت. در مطالعهای که اخیرا منتشر شده است، مشخص شده است که دقیقا کدام مناظر و گونهها بیشتر در معرض خطر کشاورزی در آینده قرار دارند و کدام تغییرات خاص در سیستم غذایی بهترین فرصت را برای حفاظت از تنوع زیستی وحشی در مناطق مختلف جهان ایجاد میکند.
تنوع زیستی معمولی
برای پیشبینی فرضیهها، ما زمین کشاورزی احتمالا در مقیاس فضایی بسیار ریز (1.5 کیلومتر در 1.5 کیلومتر) توسعه دادیم. سپس این پیشبینیها را با نقشههای زیستگاه تقریبا 20 هزار گونه دوزیستان، پرندگان و پستانداران و هر گونه که میتواند در زمینهای کشاورزی وجود داشته باشد، پوشاندیم. این نوع طرز تفکر به ما امکان میدهد نسبت زیستگاهی که هر گونه از سال 2010 تا 2050 از دست میدهد، را محاسبه کنیم.
تغییرات پیشبینی شده در کل زیستگاهها (میانگین از دست دادن زیستگاه ضرب در تعداد گونههای موجود در آن) ناشی از گسترش کشاورزی تا سال 2050 است. به آفریقای شرقی و غربی توجه کنید.
به طور کلی، تقریبا 88 درصد از گونهها زیستگاه خود را از دست میدهند. با بررسی تأثیرات این تحقیقات روی گونههای منفرد، توانستیم مناطق خاص و حتی گونههایی را شناسایی کنیم که احتمالا در دهههای آینده به حمایت جدی برای حفاظت نیاز خواهند داشت.
در این تحقیقات مشخص شد که از بین رفتن زیستگاهها به خصوص در دره جنوب صحرای آفریقا در دره ریفت و آفریقای غربی استوا، بسیار بد خواهد بود، و در آمریکای لاتین به ویژه در جنگلهای بارانی آتلانتیک و جنوب شرقی آسیا نیز کاهش جدی در زیستگاهها شاهد خواهیم بود.
نکته بسیار مهم این است که بسیاری از گونههای پیشبینیشده اکنون مورد تهدید قرار نگرفتهاند و به همین دلیل ممکن است از آنها حفاظت نکنیم. در حال حاضر باید از نابودی این زیستگاهها و گونههای جانوری پیشگیری کنیم.
این نوع وزغ فقط در جنگلهای بارانی اقیانوس اطلس برزیل یافت میشود که ممکن است تقریبا تمام زیستگاههای باقیمانده آن به دلیل گسترش کشاورزی نابود شود.
تغییرات پویا برای کمک به محافظت از تنوع زیستی
خوشبختانه مواردی وجود دارد که میتوانیم برای کاهش نابودی زیستگاهها انجام دهیم که از جمله میتوان به افزایش عملکرد، رژیمهای غذایی سالم، کاهش ضایعات مواد غذایی، یا حتی یک رویکرد جهانی برای برنامهریزی استفاده از زمین در نظر گرفته شود تا تولید مواد غذایی را از مناطق در معرض خطر دور کند، اشاره کرد. در این مطالعه دریافتیم که ترکیبی از هر چهار اقدام میتواند از اکثر موارد نابودیهای زیستگاه که به طور معمول در تجارت دیده میشود، جلوگیری کند. با این وجود انجام این کار نیاز به تلاشهای هماهنگ دولتها، شرکتها، سازمانهای غیردولتی و افراد خاص دارد.
این رویکرد به ما این امکان را میدهد که کدام یک از آنها بیشترین تأثیر را در مناطق مختلف جهان خواهد داشت. به عنوان مثال، نتایج نشان میدهد که در جنوب صحرای آفریقا افزایش محصول یکی از بزرگترین کارهایی است که میتوان برای نجات تنوع زیستی انجام داد. این بدان معناست که میتوان غذای مورد نیاز افراد را از مناطق بسیار کوچکتر تولید کرد و بنابراین به طور گسترده نابودی زیستگاهها را کاهش داد.
در مقابل، افزایش عملکرد در آمریکای شمالی بسیار کم خواهد بود. با این وجود تغییر رژیمهای غذایی سالم ممکن است تأثیر گستردهای در آمریکای شمالی داشته باشد، تقاضا برای محصولات حیوانی و در نتیجه تقاضا برای زمینهای کشاورزی جدید را کاهش دهد. این مسئله دوباره در تضاد با کشورهای جنوب صحرای آفریقا است. در این مناطق رژیم غذایی سالم ممکن است شامل افزایش مصرف کالری و فراوردههای دامی باشد، بنابراین مزایای زیادی برای تنوع زیستی به همراه نخواهد داشت.
محصولات سالم؛ رژیم غذایی ناسالم
محافظت از تنوع زیستی در کنار تامین غذای 10 میلیارد انسان
نکته مهم این است که ما فقط تأثیر گسترش کشاورزی بر تنوع زیستی را بررسی کردیم. تهدیدات دیگری که طبیعت وحشی با آن روبرو است شامل تغییر اقلیم، آلودگی، تخریب زیستگاه به دلایل دیگر، یا برداشت بیش از حد منابع مانند ماهی یا چوبهای جنگلی گرمسیری با ارزش است. هنوز هم تنوع زیستی به طور گستردهای کاهش مییابد و حفاظت از محیط زیست نیز بعید است بتواند از پس آن برآید.
با این وجود در تحقیقات ما حداقل امیدواری وجود داشت. با یک اقدام سریع، جاه طلبانه و هماهنگ میتوانیم بدون از دست دادن عمده زیستگاهها، یک رژیم غذایی سالم و ایمن برای جمعیت جهان فراهم کنیم. به هر حال بسیاری از این اقدامات که شامل اقدامات فردی تا سیاست بینالمللی است، باید در اولویت قرار بگیرند. رژیمهای غذایی سالم برای مقابله با بزرگترین بحران بهداشت عمومی در جهان، اتلاف مواد غذایی کمتر، افزایش محصولات کشاورزی برای بهبود امنیت غذایی، همه اهداف بسیار مهمی در محافظت از زیستگاهها هستند.
http://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.png00ادمینhttp://www.netwebco.ir/wp-content/uploads/2015/09/logo.pngادمین2020-12-24 17:45:122020-12-24 17:45:12زیستگاههای 90 درصد از گونههای جانوری جهان تا سال 2050 از بین خواهد رفت!
اگرچه بسیاری از ما انسانها ممکن است آرزو داشته باشیم که کل این زمستان را بخوابیم، باید بگوییم که انسانها، برخلاف بسیاری از پستانداران دیگر، توانایی خواب زمستانی را ندارند. در ادامه این مطلب جذاب با آیتیرسان همراه باشید.
اما یک مطالعه اخیرا منتشر شده بررسی کرده است که انسانهای اولیه در برخی از زمانها از این توانایی برخوردار بودهاند. نتایج اولیه به طور شگفتانگیزی نشان میدهند که انسانها در گذشته به خواب زمستانی میرفتند، حتی اگر در این کار مهارت چندانی نداشتند.
هنگامی که خرسی از خواب زمستانی بیدار میشود (نوعی حالت خواب صرفهجویی در انرژی که اغلب به عنوان خواب زمستانی استفاده میشود)، خوابآلود و گرسنه است و استخوانها و عضلاتش نیز مانند گذشته است و تغییر چندانی نداشته است.
خرسها فرآیندهای متابولیکی ویژهای دارند تا از آنها در برابر این خواب طولانی محافظت کنند، اما گاهی اوقات این روند طبق برنامه پیش نمیرود. به عنوان مثال، پس از خواب زمستانی اگر حیوانات ذخایر غذایی کافی دریافت نکنند، ممکن است در معرض انبوهی از بیماریها قرار بگیرند.
دو دیرینشناسی در حوزه انسانی، آنتونیس بارتسیوکاس (Antonis Bartsiokas) و جوان لوئیس آرسواگا (Juan-Luis Arsuaga) در مقاله جدید خود مینویسند:
باید خاطرنشان کنیم که خواب زمستانی همیشه سالم نیست. اگر فرد در هنگام خواب زمستانی از ذخایر چربی کافی برخوردار نباشد، ممکن است از به بیماریهای راشیتیسم، هایپر پاراراتیروئیدیسم و استئیت فیبروزا مبتلا شود. این بیماریها همه بیانگر استئودیستروفی (استخوانسازی ناقص) کلیه است که با بیماری مزمن کلیه در ارتباط است.
محققان بر این باورند که این ممکن است سرنوشت برخی از اجداد انسانی ما را که بقایای آنها در غاری اسپانیایی به نام Sima de los Huesos کشف شد، نشان دهد. غار Mayor of Sierra de Atapuerca تعداد زیادی فسیل را در خود جای داده است و باستانشناسان نیز همچنین هزاران بقایای اسکلتی انسانی را با قدمت حدود 430،000 سال کشف کردهاند.
قدمت این فسیلها به مدتها قبل از ورود انسانهای اولیه بر روی زمین بوده است. بحثهایی در مورد اینکه این فسیلها از کدام جد بشر هستند، وجود دارد؛ میتوان گفت حداقل برخی از آنها از گونه انسان هایدلبرگی هستند.
یافتن پاسخ این سوال که آیا اجداد بشر هزاران سال پیش به خواب زمستانی میرفتند یا خیر، یک کار غیرممکن به نظر میرسد، اما این تیم فکر میکند که آنها برخی از نشانههای مربوط به این سوال را روی فسیلها پیدا کردهاند.
محققان با بیان اینکه سایر علائم کمبود ویتامین دی از قرار نگرفتن در معرض نور خورشید مشهود است، بیان کردهاند:
بهبود یافتن نوجوانان از این امراض ناشی از خواب زمستانی، به بلوغ نامنسجم آنها در این جمعیت اشاره دارد. فرضیه خواب زمستانی با شواهد ژنتیکی و این واقعیت که انسانهای اولیه در یک دوره یخبندان زندگی میکردند، مطابقت دارد.
ایده محققان این است که این انسانهای اولیه ممکن است در ماههای سردتر میخوابیدند و بنابراین استخوانهای آنها زخمهایی ناشی از ماهها خوابیدن بدون ذخیره چربی کافی، کمبود ویتامین دی و در نوجوانان رشد عجیب را نشان میدهد.
قبل از اینکه ادعا کنیم که اجداد بشر زمانی به خواب زمستانی میرفتند، باید به یاد داشته باشیم که این تحقیق بسیار مقدماتی است. حتی خود محققان نیز اعتراف میکنند که این موضوع کمی شبیه داستانهای علمی است.
آنها اینچنین اظهار کردهاند:
اگرچه بسیاری از سوالات در مورد تاریخچه زندگی و متابولیسم آنها هنوز بیپاسخ مانده است، اما در عواقب بسیار زیادی که خواب زمستانی برای فیزیولوژی انسان و تاریخچه زندگی دارد، تردیدی نیست. این تصور که انسان میتواند تحت شرایط هیپومتابولیک مشابه خواب زمستانی قرار بگیرد، مانند داستان علمی به نظر میرسد؛ اما این واقعیت که پستانداران به خواب زمستانی میرفتند، نشان میدهد که پایه ژنتیکی و فیزیولوژی چنین چیزی ممکن است در بسیاری از گونههای پستانداران از جمله انسانها حفظ شود.
ما به اطلاعات بیشتری برای تأیید اینکه آیا این نیاکان انسانهای اولیه واقعا خواب زمستانی داشتهاند یا خیر و اگر چنین بود، چگونه گونههای انسانی به تدریج این توانایی خود را از دست دادند، نیاز خواهیم داشت.
پاتریک راندولف-کوئینی (Patrick Randolph-Quinney)، انسانشناس، از دانشگاه نورثومبریا به رابین مک کی (Robin McKie) در گاردین گفت:
این نظریه استدلال بسیار جالبی است و مطمئنا بحث جذابی خواهد بود. با این حال، توضیحات دیگری در مورد تغییرات دیده شده در استخوانها وجود دارد و باید قبل از اینکه به نتیجهگیری واقعبینانه برسیم، به طور کامل به آنها بپردازیم.