منبع جدید رشد مغزی کشف شد

با کشف منبع جدید رشد مغزی توسط دانشمندان افق های جدیدی برای شناخت ساختار سیستم عصبی برای دانشمندان ایجاد شد.

گویا آی تی – پژوهشگران یاخته های گلیا را دارای اهمیت بسیاری زیادی می دانند. گلیا در واقع یک مجموعه از سلول های غیر عصبی می باشد که پیش از این از آن با عنوان پشتیبان دستگاه عصبی یاد می شد، اما کشف جدید نشان از آن دارد که این سلول ها نقش مهمی در رشد سلول های مغز دارند.
و . فرناندس، که یکی از پژوهشگران این تیم پژوهش است، در همین باب می گوید: «کشف ما موجب شده که در دیدگاه عصبی محوری که پیش از این در مورد رشد مغز وجود داشت، بازنگری شود. … اکنون بسیاری از مسائل مربوط به رشد مغز، از نظرگاه زمان بندی، نوع و مورد از این قبیل را تنها با استفاده از فهم نقش سلول های گالیا می توانیم بفهمیم.»
نورون و گلیا سلول های تشکیل دهنده ی مغز هستند. گلیا، همانطور که در بالا نیز گفته شد، به سلول های غیر عصبی گفته می شود. بیشتر از نیمی از حجم مغز توسط همین سلول های غیر عصبی تشکیل شده است. اما نورون ها سلول های عصبی هستند.
تا پیش از این کشف، معمولاً عصب شناسان نورون ها را بیشتر مورد توجه قرار می دادند زیرا نورون ها می توانند شبکه های پردازش اطلاعات را بسازند. اما به واسطه ی این کشف، از این پس به گلیا نیز توجه بیشتری خواهد شد.
برای بررسی نقش گلیا در رشد مغزی، پژوهشگران به سراغ مگس میوه خوار رفته اند و سیستم بینایی این حشره را مورد بررسی قرار داده اند. (علت انتخاب مگس های میوه خوار به عنوان نمونه این است که سیستم بینایی این نوع مگس شباهت زیادی با سیستم بینایی انسان دارد. مثلا سیستم بینایی مگس میوه خوار همانند سیستم بینایی انسان از مدارهایی کوچک برخوردار است. این مدارهای کوچک قادر هستند که نور را شناسایی کنند و مورد پردازش قرار دهند.)
در سیستم بینایی مگش میوه خوار، اوضاع به گونه ای است که این حشرات در هنگام رشد مغز، بایستی سلول های عصبی مربوط به شبکیه را با سلول های عصبی اطراف مغز در هماهنگی نگاه دارند. در این پژوهش، مشخص شد که هماهنگی این سلول ها، یعنی سلول های عصبی شبکیه و سلول های عصبی اطراف مغز، با استفاده از سلول های گلیا صورت می گیرد.
یکی دیگر از افراد این تیم پژوهشی، یعنی کلود دیسپلان، در همین زمینه می گوید: «گلیا چون به مثابه ی یک واسطه در پیام رسانی عمل می کند، روی زمان تولید سلول های عصبی کنترل بیشتری دارد.»

تئوری بیگ بنگ و مفهوم جهان های موازی

زمانی که صحبت از منشا حیات می‌ شود یا آن چه که معتقدیم ”واقعیت“ باشد، با تئوری های متعددی مواجه هستیم. علی رغم پیدا کردن پاسخی قطعی برای این سوال، همواره نظریه های جدیدی برای یافتن بسیاری از ناشناخته هایی که باید آنها را درک و کشف کنیم ارائه می شود. هر چند یک امر قطعی است: با وجود این که در این حوزه تکلیف بسیاری از مسائل حل نشده را باید مشخص کرد اما نمی توان منکر گام های بسیار بزرگی شد که برای درک و فهم ماهیت واقعی مان برداشته شده اند.

گویا آی تی – تئوری بیگ بنگ این طور می گوید که هر آن چه به وجود آمده صرفا نتیجه اتفاقی است که موجب خلق تمام جهان شده و هر آن چه که در حال حاضر وجود دارد زمانی بخشی از آن چه بوده که با عنوان تکینگی (Singularity) از آن یاد می شود.
البته این مساله سوال دیگری را به وجود می آورد که: اگر جهان حاصل انفجار بیگ بنگ است، چه کسی یا چه چیزی بیگ بنگ را به وجود آورد؟ و چه کسی یا چه چیزی به وجود آورنده عامل بیگ بنگ بوده است؟
با این اوصاف و تفاسیر تئوری بیگ بنگ همچنان محبوب ترین نظریه منشا جهان است. این نظریه حاصل این مشاهده است که سایر کهکشان ها در تمام جهت ها با سرعت بسیار زیادی در حال دور شدن از ما هستند و به نظر می رسد با یک نیروی بسیار قدرتمند در حال حرکت رو به جلو هستند.
معتقدان به نظریه بیگ بنگ می گویند که این اتفاق ۱۵ میلیارد سال پیش با یک منشا ناشناخته انرژی اتفاق افتاده است.

وب سایت نشنال جئوگرافیک این طور توضیح می دهد که طبق این نظریه: در یک لحظه بسیار کوتاه (یک تریلیون تریلیونیم ثانیه) بعد از بیگ بنگ، جهان با سرعتی غیرقابل باور از اندازه اولیه بسیار کوچک خود وسعتی نجومی پیدا کرد. طی میلیاردها سال بعد این انبساط و گسترش با سرعت کمتری ادامه پیدا کرده است.
این نظریه ابتدا توسط جرج لومتر کشیش بلژیکی مطرح شد که معتقد بود جهان حاصل یک اتم نخستین واحد است. بعد از این که مشاهدات ادوین هابل نشان داد که سایر کهکشان ها در حال دور شدن از ما هستند این تئوری طرفداران بیشتری پیدا کرده است.
اگر چه بیگ بنگ تنها یک نظریه است اما با این وجود بسیاری آن را به عنوان یک واقعیت علمی پذیرفته اند. اما حقیقت این است که ما شواهد متقنی در مورد چگونگی پیدایش جهان نداریم و تنها می توانیم با استفاده از یک سری اصول حدس و گمان هایی علمی بزنیم. هنوز برای بسیاری از سوالات بزرگ پاسخی پیدا نکرده ایم.

در کتاب ”گرانش“ که توسط سه نفر به نام های «ویلر، ثورن و مجسنر» تالیف شده و یکی از بنیادی ترین کتاب ها در فیزیک به شمار می رود مساله منشا پیدایش جهان مطرح شده است. مطالعه این کتاب برای بسیاری از دانشجویان جدیدالورود به دنیای فیزیک اجباری است. در صفحه ۷۱۹ این کتاب از مدل فعلی و پذیرفته شده جهان شناخته شده صحبت شده، طبق مدل استاندارد، که تصویر مردی در حال باد کردن بادکنکی که تعداد زیادی سکه به آن چسبیده اند را نشان می دهد. بادکنک نشان دهنده جهان است که با بادن شدن توسط مرد در حال بزرگ تر شدن است و سکه های چسبیده به آن همزمان که بادکنک بیشتر باد می شود (انبساط بیشتری پیدا می کند) از یکدیگر فاصله بیشتری می گیرند.
با این وجود طبق نظر ”نسیم حرمین“، مدیر پژوهشی پروژه Resonance این طور می گوید:
”اگر برای عمل یک عکس العمل ضد و برابر وجود داشته باشد، پس چرا هیچ صحبتی درباره انقباض بزرگ نشنیده‌ایم؟!
برای هر کنش یک واکنش مساوی و مخالف آن وجود دارد؛ این یکی از اساسی ترین قوانین ثابت شده در دنیای فیزیک است. بنابراین، اگر جهان در حال منبسط شدن است پس آن مرد (یا هر موجود دیگری که پشت بادکنک قرار دارد) باید ریه های بسیار بزرگی داشته باشد که در حال منقبض شدن هستند.“
این ها مواردی است که نسیم حرمین در زمان ارائه نظریه خود برای توضیح منشا پیدایش جهان آنها را مورد بررسی قرار داده و برخی اشکالات را به آنها وارد دانسته است.
وی معتقد است پروسه انبساط جهان نیازمند یک پدیده بنیادین و فراگیر است که در جهت عکس منقبض شود و نظریه فعلی هیچ اشاره ای به این مساله ندارد. تلاش های وی منجر به توسعه نظریه ”میدان متحد“ شده که توضیح معقولی برای انبساط جهان دارد. آن چه که در حال انقباض است و امکان انبساط جهان را فراهم می کند خود فضا است؛ البته بر خلاف نظریه انیشتین فضا انحنا پیدا نکرده و بلکه هر لحظه با حرکتی حلقه وار به سمت یگانگی پیش می رود.
در این ویدئو می توانید صحبت های جالب وی را در رابطه با این مساله تماشا کنید. به نظر می رسد علوم غیر مادی یک کلید اساسی در کشف منشا جهان ما باشد. بخش بسیار بزرگی از واقعیت فیزیکی زاییده واقعیت غیرفیزیکی یا به عبارتی دیگر ”فضای خالی“ است.

”هیچ مساله دیگری مهم تر از این نکته نیست که فضای خالی بر خلاف تصور ما خالی نیست. این فضا جایگاه علم فیزیک مهارنشدنی است.“ «جان آرکی بالد ویلر»
”فضا، خالی نیست و برخلاف تصور رایج پر از انرژی است. انرژی موجود در فضا کم نیست و بلکه بسیار زیاد است. ما عملا می توانیم مقدار انرژی موجود در فضا را محاسبه کنیم و ممکن است با این واقعیت تکان دهنده رو به رو شویم که هر آن چه که می بینیم عملا ریشه در آن فضا دارد.“ «نسیم حرمین»
یکی دیگر از فاکتورهای پشتیبان نظریه بیگ بنگ، درهم تنیدگی کوانتومی است؛ پدیده ای که به تعبیر انیشتین آن چنان اسرار آمیز است که نمی تواند صحت داشته باشد. این پدیده این طور می گوید که ”فضای“ بین اشیا فیزیکی آن گونه که ما تصور می کنیم عملا خالی نیست، یا اطلاعات با سرعتی بیشتر از سرعت نور یا بهتر بگوییم به صورت آنی، جا به جا می شوند و ”زمان“ هیچ نقشی در این میان ندارد. این پدیده تاکید می کند که همه چیز به هم مرتبط است و اگر بیگ بنگی وجود داشته باشد زمانی رخ داده که تمام ماده فیزیکی یک عنصر واحد بوده اند و سپس در قالب قطعاتی کوچک در کهکشان منتشر شده اند. بخش جالبی که درک آن دشوار به نظر می رسد مطرح کردن این مساله است که تمام آن قطعات کوچک یعنی تمام سیاره ها، ستاره ها و زندگی هوشمندی که شکل گرفته به نوعی همچنان با یکدیگر ارتباط دارند و ما هنوز موفق به کشف این رابطه نشده ایم.

آن مرد (یا زن) یا منبع حیات چیست؟ در این میان آگاهی چه نقشی دارد؟
همیشه نظریه های جدیدی درباره منشا پیدایش جهان مطرح می شود. برای مثال گروهی از دانشگاهیان کانادایی پژوهشی را در ژورنال Physics Letters B منتشر کرده و این طور نتیجه گیری کرده اند که مساله یکپارچگی نظریه بیگ بنگ با مدل جدید آنها که بر پایه عدم وجود مبدا و مقصد برای جهان است، قابل حل به نظر می رسد.
”طبق مشاهدات ما از آن جایی که نقاط مختلف جهان در گذشته عملا با یکدیگر تقاربی نداشته اند، پس جهان سرآغازی نداشته است. جهان ما تا ابد باقی خواهد بود و البته هیچ پایانی هم نخواهد داشت. به عبارت دیگر چیزی به نام تکینگی و یکپارچگی وجود ندارد. شاید جهان در گذشته هم قابلیت جاودانه بودن را داشته است. جهان می توانست وارد چرخه های متعددی از کوچک و بزرگ شدن شود. یا می توانست مدت ها پیشتر از آن چه که ما فکر می کنیم خلق شود.“
«پژوهشگران داانشگاه لث بریج آلبرتا در کانادا»

احتمالا درک و هضم مسائل مطرح شده از سوی پژوهشگران کانادایی برایتان مشکل باشد، این طور نیست؟
مساله جالب این است که این نظریه چندین هزار سال قدمت دارد. ارسطو فیلسوف معروف یونایی معتقد بود که جهان تا همیشه وجود خواهد داشت و در حقیقت خبری از برچیده شدن آن نخواهد بود. امانوئل کانت، فیلسوف آلمانی هم در مورد مساله آغاز خلقت هم نظرات جالبی ارائه کرده است.
این موضوع در طول قرن های گذشته هموار مورد بحث و مناقشه بوده و اگر نگاه دقیق تری به گذشته داشته باشیم خواهیم دید که همواره صحبت از یک ”منبع“، یک ”خالق“ یا یک ”خدا“ بوده است.
به عبارت دیگر بارها و بارها از ”خدا“ و مذهب به روش های گوناگون و با دلایل متعدد برای تاثیرگذاری روی انسان استفاده شده است. این حرف ها به معنی نادرستی باور به خدا یا مذهب نیست بلکه منظور ما عمیق بودن این مساله است که در این مطلب کوتاه قطعا نمی توان زوایای آن را به خوبی مورد کاوش قرار داد.
در این رابطه فیزیکدان معروف استفان هاوکینگ این طور توضیح می دهد:
”انبساط جهان یکی از مهم ترین اکتشافات فکری قرن بیستم و شاید بهتر است بگوییم تمام قرن ها بوده است. این کشف بحث و گفتگو درباره آغاز پیدایش جهان را به طور کلی متحول کرد. اگر در حال حاضر کهکشان ها در حال جدا شدن از یکدیگر هستند، حتما در گذشته به یکدیگر نزدیک تر بوده اند. اگر در گذشته سرعت آنها بسیار زیاد بوده باشد احتمالا ۱۵ میلیارد سال قبل همه آنها روی یکدیگر قرار داشته اند. آیا این آغاز جهان بوده است؟ بسیاری از دانشمندان این توضیح که جهان آغازی داشته را دوست ندارند زیرا به نظر می رسد خلاف قوانین فیزیک باشد. شاید افراد برای راحتی خود دست یک عامل خارجی مثلا خدا را در آغاز جهان دخیل دانسته و از این رو اقدام به بسط و توسعه نظریه هایی کنند که اگر چه در آنها جهان فعلی همچنان در حال انبساط و بزرگ تر شدن بیشتر است اما فاقد هر گونه آغاز بوده است. یکی از آنها نظریه حالت پایدار (Steady State) است که در سال ۱۹۴۸ توسط باندی، گلد و هویلی مطرح شد.

تکلیف جهان غیرمادی و آگاهی چیست؟
بسیاری از دانشمندان مرتبا اقدام به برگزاری گردهمایی کرده و روی این مساله تاکید می کنند که ”ماده“ تنها واقعیت موجود نیست و آگاهی می تواند نقش بسیار مهمی در خلقت ماده داشته باشد.
تقریبا تمام اعضای بنیانگذار مکانیک کوانتوم به دفعات روی این مساله تاکید داشته اند؛ برای مثال مکس پلانک (نظریه پرداز اصلی تئوری کوانتوم) در این رابطه گفته بود: ”من ماده را پدیده ای مشتق شده از آگاهی می دانم، هر آن چه درباره آن صحبت می کنیم و لازمه وجود هر آن چه که واژه موجود را به آن اطلاق می کنیم، آگاهی است.“
در سال ۲۰۱۰ رابرت لانزا، یکی از برجسته ترین دانشمندان جهان کتابی با عنوان ”زیست محوری: چگونه زندگی و آگاهی کلیدهای فهم ماهیت حقیقی جهان هستند“ را منتشر کرد.
وی که از متخصصان برجسته پزشکی باز زاینده و مدیر علمی شرکت Advanced Cell Technology است علاقه خاصی به مکانیک کوانتوم و فیزیک نجومی دارد؛ علاقه ای که موجب شده وی قدم در راه توسعه نظریه خودش از زیست محوری بگذارد: این نظریه که زندگی و آگاهی دو رکن اساسی درک ماهیت وجودی مان بوده و در این میان وجود آگاهی قبل از ایجاد جهان مادی قرار می گیرد.

مثال های بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد.
آیا این به این معنی است که کاتالیزور بیگ بنگ یک ”مشاهده گر“ آگاه بوده است؟ یا آن توده بزرگ ماده به طریقی خودآگاه است؟ کدام یک از آنها در ابتدا به وجود آمده، آگاهی یا واقعیت ماده فیزیکی؟ آیا اصلا واقعیت ماده فیزیکی وجود دارد یا همان گونه که فیزیک جدید تصریح می کند، چیزی جز توهم محض نیست؟ آیا ما در حال زندگی در یک جهان هولوگرافیک نیستیم؟
آیا ما همگی از یک منبع نشات گرفته ایم؟ آیا جهان های دیگر وجود دارند که ما از آنها بی اطلاعیم؟ اگر چیزی به نام روح وجود دارد این پدیده در چه ”جهانی“ زندگی می کند؟ تعدادی از مشاهدات درون حوزه ای در علومی مثل عصب شناسی و مکانیک کوانتوم این طور می گویند که آگاهی محصول بدن نیست و وجود آن متعلق به مکان دیگر و خارج از بدن مادی است. اگر چنین چیزی درست باشد آیا جهان یا مکانی که در حال حاضر قادر به درک آن نیستیم نقشی در خلقت جهان فیزیکی مان دارد یا خیر؟-
در مورد دیگر ابعاد چه؟ مساله جهان های موازی را چگونه هضم کنیم؟ اگر جهان های موازی وجود دارند آیا همه آنها یک بیگ بنگ ایجاد شده اند؟ یا این که یک بیگ بنگ بسیار بزرگ موجب ایجاد چندین جهان با چندین بیگ بنگ مستقل شده است؟

لیست چنین سوالاتی تمام نیست به این زودی به انتهای خود برسد اما معتقدیم که حقیقت منشا آن چه که با نام واقعیت از آن یاد می کنیم درون علوم غیر مادی قرار دارد و بررسی جنبه های مختلف این واقعیت غیرفیزیکی به این سادگی ها امکان پذیر نیست.
”روزی که علم شروع به مطالعه‌ی پدیده‌های غیرفیزیکی نماید، در طی یک دهه پیشرفت‌هایی برابر با تمام دستاوردهایش از ابتدای پیدایش خواهد کرد.“ «نیکلا تسلا»
برای درک زوایای پنهان این پدیده علم باید به طور کلی متحول شود و باید مسیری به سوی چشم انداز معنوی در پیش گیرد. همان طور که نسیم حرمین می گوید: ”جستجو به دنبال آگاهی در مغز شبیه جدا کردن قطعات رادیو برای دیدن گوینده است.“
بهتر است بگوییم هنوز دانش ما در این زمینه کافی نیست. موشکافی جهان از نقطه نظر مادی و فیزیکی به ما اجازه نخواهد داد یک توضیح مناسب برای منشا واقعیت وجودی مان پیدا کنیم.
اگر ما واقعا معتقد به جهان معنوی هستیم با نگاهی به نظریه های ارائه شده در زمینه چگونگی پیدایش جهان متوجه می شویم که از نکات بسیار مهمی به سادگی عبور کرده و آنها را دست کم گرفته ایم. شاید منشا آغاز جهان، دنیا یا دنیاهای غیرفیزیکی باشد و ما تا زمانی که در این بدن مادی قرار داریم قادر به درک آنها نخواهیم بود.
مطلب را با نقل قولی بسیار زیبا از «آر.سی. هنری» پروفسور فیزیک و نجوم دانشگاه جان هاپکینز به پایان می بریم:
”طبق نظر یکی از فیزیکدان پیشگام به نام «سر جیمز جینز»: جریان دانش به سمت واقعیت غیر مکانیکی در حال حرکت است؛ جهان بیشتر از آن که شبیه یک ماشین بزرگ باشد مشابه یک فکر بزرگ است. به نظر نمی رسد که ذهن یک مزاحم تصادفی باشد که وارد جهان ماده شده… ما باید قبول کنیم که ذهن سازنده و حاکم قلمروی ماده است… جهان، غیر مادی است چه از نظر ذهنی و چه از نظر معنوی. زندگی کنید و لذت ببرید.“

چرا مغز انسان ها بزرگ است؟

انسان تنها موجود روی سیاره زمین است که توانسته بر سایر موجودات برتری یافته و از هر نظر حاکم بلامنازع این کره خاکی باشد و به همین خاطر برای بسیاری این سوال مطرح شده که هوش ما چگونه موفق به انجام چنین کاری شده است؟

گویا آی تی – برای درک این موضوع که مغز انسان چگونه سطح هوشی خود را حفظ کرده و نه تنها ما را زنده نگه داشته و بلکه در اوج طبیعت نشانده، باید درباره وضعیت تمام ۸۶ میلیارد نورون و ۱۰۰ تریلیون اتصالات داخلی آنها اطلاعاتی داشته باشیم. احتمالا باید سطوح مختلف قدرت این اتصالات و وضعیت ده ها هزار پروتئینی موجود در هر کدام از این نقاط اتصال را هم بررسی نماییم.
این اعداد بسیار بزرگ هستند، این طور نیست؟
اما «استیون رز» یکی از عصب شناسان کالج گرشهام لندن می گوید که اینها کافی نیست و ما باید از نحوه تکامل این اتصالات در طول زندگی یک فرد و همچنین وضعیت اجتماعی زمان رشد وی هم اطلاعاتی داشته باشیم.
اما انجام چنین کاری قرن ها به طول خواهد انجامید.
نظریه دیگری وجود دارد که می گوید مغز ما شبیه کامپیوترهاست. اما یکی از مقالات مجله Wired در این رابطه این طور توضیح می دهد:
”انسان ها هزاران سال است که به دنبال درک ذهن و عملکرد آن هستند. و تعبیراتی برگرفته از دنیای تکنولوژی –مثل پردازنده های غشایی- یکی از راه هایی است که ما سعی در تعریف یا شبیه سازی عملکرد مغز داریم. شاید هویت بخشی به یک راز در قالب تعریف آن در یک چارچوب آشنا کار راحت تری برای ما باشد. در یونان باستان، مغز یک سیستم هیدرولیکی محسوب می شد؛ در قرن ۱۸ میلادی فیلسوفان از ساعت های مکانیکی الهام گرفته و عملکرد مغز را به آنها تشبیه می کردند. اولین گروه از عصب شناسان قرن بیستم نورون ها را چیزی شبیه سیم و کابل های الکتریکی یا خطوط تلفن که سیگنال هایی مثل کدهای مورس را منتقل می کنند، در نظر می گرفتند. و البته امروز استعاره محبوب کامپیوترها هستند که سخت افزارها و نرم افزارهایشان دو گزینه محبوب برای تشبیه فعالیت های بیولوژیک مغز و فرآیندهای ذهنی آن محسوب می شوند.“
پس برای همه ثابت شده که انسان ها مغز بسیار بزرگ و پیچیده ای دارند اما بسیاری از رمز و رازهای آن همچنان ناشناخته باقی خواهند ماند. آیا در آینده ای نزدیک شاهد دستاوردی عظیم در کشف زوایای پنهان مغز خواهیم بود؟
طی چند دهه گذشته دانش بیشتری در مورد مراحل رشد مغز در انسان ها به دست آمده است. اندازه مغز انسان از زمان تولد تا رفتن به پیش از دبستان چهار برابر می شود. با رسیدن به سن ۶ سالگی مغز ما ۹۰ درصد از مرحله رشد خود را طی می کند هر چند این عضو پیچیده بدن تا اواسط ۲۰ سالگی همچنان به رشد خود ادامه می دهد.
اما چرا این قدر بزرگ؟
به نظر می رسد محیط تاثیر بسزایی در رشد اندازه مغز داشته باشد. «مارک ماسلین» پروفسور دیرینه شناس اقلیمی از کالج دانشگاهی لندن این طور توضیح می دهد:
”دانش دقیق جامعه و نیاز به پیگیری و کنترل روابط پیوسته در حال تغییر با افرادی که در زندگی می بینیم باعث خلق مغز این چنین پیچیده ما می شود.
به نظر می رسد مغز ما نسبت به آن چه که پیشتر درباره آن فکر می کرد انعطاف پذیری بیشتری داشته باشد. شواهد ژنتیکی جدید نشان می دهد که مغز انسان مدرن امروزی سازگاری بیشتری داشته و در مقایسه با محیطی که در اطراف شمپانزه ها وجود دارد، قادر به ایجاد و حفظ مدل های بیشتری است.“
اگر چه آناتومی مغز شمپانزه ها توسط ژن هایشان کنترل می شود اما مغز انسان مدرن امروزی، صرفنظر از نوع ژن هایش، توسط محیط شکل می گیرد.
مغزهای ما از قبل برنامه ریزی شده و برای سازگاری با محیط و جامعه از انعطاف پذیری بسیار بالایی برخوردارند. در نتیجه ساختار مغز هر نسل جدید از انسان ها با نسل قبلی تفاوت های اندکی داشته و با دنیای جدید و چالش های خاص محیطی اجتماعی آن سازگاری بیشتری دارد.

تغییر کریستال های آب با قدرت ذهن انسان

این همان اتفاقی است که اکنون در حال رخ دادن است و در تمام سطوح دانشگاهی صحبت از آن است. اما هنوز راه بسیار زیادی برای رفتن پیش رو داریم. خوشبختانه گروهی از دانشمندان برجسته به دور یکدیگر جمع شده تا اهمیت آن چه در جامعه علمی کنونی دست کم گرفته شده را ثابت کنند: این حقیقت که ماده (پروتون ها، الکترون ها، هر آن چه جرم داشته باشد) تنها واقعیت موجود نیست.

گویا آی تی – ما به دنبال کشف حقیقت وجودی مان هستیم، اما اگر صرفا سیستم های فیزیکی را آزمایش کنیم و چشم خود را بر سایر واقعیت ها و احتمالات (مثل آگاهی و شیوه ای که با ماده تعامل می کند) ببندیم هرگز قادر به انجام این کار یعنی کشف حقیقت وجودی مان نخواهیم بود.
چند سال قبل این دانشمندان اقدام به برگزاری یک همایش بین المللی با موضوع علوم فراماده کردند و برای تاکید بر اهمیت موضوع بیانیه ای صادر کردند. دانشمندان معروفی در همایش مذکور شرکت داشتند که از جمله آنها می توان به این افراد اشاره کرد: دکتر ماریو بی یرگارد و دکتر گری ای. شوارتز از دانشگاه آریزونا، دکتر لیزا میلر از دانشگاه کلمبیا، دکتر آلکساندر موری ارا-آلمیدا، دکتر مارلین شلیتز، دکتر راپرت شلدریک و دکتر چارلز تارت.
با وجود چند صد مقاله علمی معتبر که نتایج قابل توجهی در این حوزه کسب کرده اند اما با این وجود متاسفانه بدنه اصلی دانشگاهی همچنان آن را پس می زند؛ اگر چه عده ای از دانشمندان برجسته دانشگاهی از آن حمایت می کنند. شاید بپرسید بالاخره چه خبر است؟
این مساله که ذهن روی واقعیت دنیای فیزیکی تاثیر گذار است چیز کمی نیست و این امر بارها و بارها از طریق نتایج قابل توجه به دست آمده از تحقیقات جالبی که توسط بعضی از نهادهای دولتی مثل موسسه علوم معرفت‌ بخشانه کالیفرنیا (که بنیانگذارش ادگار میچل بود) صورت گرفته، ثابت شده است.
چرا این دانشمندان (کسانی که بعضا در بالاترین سطوح دولت ها مشغول فعالیت اند) با وجود عدم سندیت قطعی، در حال مطالعه این شاخه از علم هستند.
کاربردهای این نوع علم بسیار زیاد هستند و به عقیده بسیاری از دانشمندان و صاحبنظران، فواید آن بسیار بیشتر از علوم مادی است. البته هرگز نمی توان منکر نقش علوم مادی در پیشبرد انسانیت بود اما گام بعدی ما خواه ناخواه، علوم غیرمادی است. افکار، احساسات، عواطف، آگاهی و … همه و همه با آن چه که تصور می کنیم واقعیت مادی فیزیکی ما باشد در هم تنیده شده اند.
علم آگاهی، پایه و اساس مکانیک کوانتوم است؛ علمی که اساس واقعیت مادی فعلی را به چالش می کشاند.
”من معتقدم آگاهی یکی از اساسی ترین اصول است. به نظر من ماده مشتق از آگاهی است. ما نمی توانیم از آگاهی عقب بمانیم. هر آن چه که از آن صحبت می کنیم، هر آن چه که از آن با عنوان موجود یاد می کنیم، شرط اصلی آن آگاهی است.“

ماکس پلانک، فیزیکدان و برنده جایزه نوبل به خاطر ارائه نظریه کوانتوم

افکار انسان و آب
آزمایشات چهار دهه گذشته این مساله که آیا نیت انسان به تنهایی می تواند روی ویژگی های آب تاثیر گذار باشد یا خیر را بررسی کرده اند. این سوال یکی از علایق تحقیقات طبق جایگزین هم بوده چرا که ۷۰ درصد از بدن انسان از آب تشکیل شده است. اخیرا علاقه به این موضوع با نتایج اعلام شده از سوی پژوهشگران مبنی بر تغییر آبی که تعمدا قصد تغییر آن را داشته اند را می توان با بررسی کریستال های یخ تشکیل شده از نمونه های مختلف آب تشخیص داد. دانشمندان این فرضیه را بررسی کرده و نشان دادند که اگر با تنها با نیت سعی در تاثیرگذاری روی آب داشته باشیم، شکل فیزیکی کریستال های یخ که آب تولید می کند، تغییر خواهد کرد. نتایج این طور نشان می دهند که نیات مثبت موجب تشکیل کریستال های متقارن، منظم و زیبا شده و نیات منفی منجر به شکل گیری کریستال های نامتقارن، بی نظم و زشت می شوند.
”دین رادین“ دانشمند برجسته موسسه علوم معرفت‌ بخشانه کالیفرنیا با همکاری ماسارو اموتو، تاکاشیگه کیزو و نانسی لاند برای تست این فرضیه اقدم به طراحی یک آزمایش کردند.
در توصیف این پژوهش این طور آمده:
در طی سه روز، ۱۹۰۰ نفر در اتریش و آلمان نیات خود را روی نمونه های آب که درون اتاقی در کالیفرنیا که با یک پوشش الکترومغناطیس محافظت می شود، متمرکز کردند. نمونه های آب که نزدیک آب هدف قرار داشتند (افرادی که نیت کرده بودند از این موضوع اطلاع نداشتند) به عنوان کنترل های ”نزدیک مبدا“ عمل می کردند. سایر نمونه هایی که خارج از اتاق با پوشش الکترومغناطیس قرار داشتند به عنوان کنترل های راه دور عمل می کردند. یک عکاس از قطرات یخی که از نمونه های آب در شرایط متفاوت قرار داشتند عکسبرداری کردند و هر تصویر از نظر زیبایی توسط بیش از ۲۵۰۰ قضاوت کننده مستقل مورد ارزیابی قرار گرفت و داده های حاصل شده در اختیار افرادی که هیچ اطلاعی در مورد آزمایش مذکور نداشتند قرار داده شد. نتایج نشان دادند که تصاویر کریستال هایی که آن ۱۹۰۰ نفر با نیات خود سعی در اثرگذاری روی آنها داشتند، زیباتر از کریستال های کنترل نزدیک مبدا، توصیف شدند. نتیجه به دست آمده از این آزمایش یافته های تست آزمایشی قبلی را تائید کرد.
برای مطالعه جزئیات پژوهش اینجا کلیک کنید.
یکی از مطالعات قبلی انجام شده در این حوزه در دهه ۹۰ میلادی و توسط ماسارو اموتو که یکی از مشارکت کنندگان پژوهش جدید است انجام شده بود. وی ایده منجمد کردن آب و مشاهده آن توسط میکروسکوپ را پیشنهاد داد. وی در ابتدا کریستال های آب موجود در شیر آب، آب رودخانه و آب دریاچه را مورد مشاهده قرار داد. وی در آب موجود در شیر آب هیچ گونه کریستال زیبایی که طراحی منحصر به فردی داشته باشد مشاهده نکرد و این امر حتی شامل آب رودخانه ها یا دریاچه هایی که اطراف شهرهای بزرگ قرار داشتند هم می شد. هر چند آب رودخانه ها و دریاچه هایی که در مکان های بکرتری قرار داشتند دارای کریستال های منحصر به فرد و زیبایی بودند.
ضمنا نتایج پژوهش قبلی نشان داد که شکل و ساختار فیزیکی کریستال های آب بعد از شنیدن واژه های خوب، پخش موسیقی زیبا، یا خواندن دعا تغییر می کنند. در شرایط معکوس کریستال های آب تغییر کرده و اشکال کج و معوجی ساخته می شد. برای درخواست تصاویر یا مشاهده بعضی از آنها اینجا کلیک کنید.
در ادامه می توانید کلیپی از مستند What The Bleep Do We Know (محصول سال ۲۰۰۴) را مشاهده کنید که تعدادی از فاکتورهای تائید کننده وجود رابطه میان فیزیک کوانتوم و آگاهی را نشان داده و صحبت هایی در مورد پژوهش اموتو و تاثیر نیات روی کریستال های آب هم می کند. در این مستند دانشمندان و پژوهشگران برجسته ای نظرات خود را بیان داشته و این فیلم موفق به کسب جوایز متعددی شده است.
پیشتر تلاش های اموتو به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بودند. این نوع پژوهش مستقیما سیستم باور بسیاری از دانشمندان را هدف قرار می دهد و علت این امر نیز فرضیاتی از علوم ماده است که تبدیل به عقاید تعصب آمیز شده و این باور را به وجود آورده اند که ذهن هیچ چیز نیست جز فعالیت فیزیکی مغز، و همچنین افکار ما هیچ تاثیری روی ساختارهای فیزیکی بدن یا دنیای مادی ندارند. به همین خاطر است که پژوهش جدید انجام شده از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است زیرا بعد از سیل حملات و انتقادات انجام شده و به نوعی تکرار روش اموتو است.
قبل از نتیجه گیری نهایی لازم است بدانید که رابطه ذهن-بدن هم حوزه بسیار جذابی است و تنها یکی از مثال هایی است که در آن می توان شاهد تاثیر مستقیم آگاهی روی تغییر سیستم های فیزیکی باشیم.
اثر پلاسیبو هم یکی دیگر از مثال های بسیار جالب و ثابت شده است.
شاید به همین خاطر باشد که افراد بسیار زیادی جذب روش‌های جایگزین برای درمان‌های پزشکی شده‌اند. در این رابطه گارث کوک، در مجله‌ی Scientific American این طور توضیح می‌دهد:
”در بسیاری از تحقیقات علمی ثابت شده که ذهن ما نقش مهمی در درمان بدن یا حداقل سالم نگه داشتن آن ایفا می‌کند. حتی در بعضی از پژوهش‌های علمی ثابت شده که فهم و ادراک ذهنی ما از دنیای پیرامون‌مان، به صورت پیوسته اطلاعاتی در اختیار سیستم دفاعی‌مان گذاشته و آن را راهنمایی می‌کند به طوری که قابلیت و آمادگی ما نسبت به پاسخگویی به تهدیدهای احتمالی آینده را افزایش می‌دهد. کشف این مساله از آن لحظات سرنوشت‌ساز و کلیدی برای من بود؛ یعنی زمانی که متوجه شدم ایده‌ی ذهن و بدن به هم پیچیده نسبت به نظریه‌ی آگاهی زودگذر (ناپایدار) که طبق آن ذهن مستقل از اجزای فیزیکی بدن عمل می‌کند، بسیار علمی‌تر به نظر می‌رسید.“
در سال ۱۹۹۹ یک پروفسور آمار در دانشگاه کالیفرنیا در ارواین پژوهشی جالب با نتیجه ای جالب تر منتشر کرد: آزمایش های فرا روانشناسی در مقایسه با آزمایشاتی که در آنها دوز روزانه آسپیرین به منظور جلوگیری از حملات قلبی به بیماران تزریق می شد، نتایج بسیار بهتری داشتند. ضمنا وی ثابت کرد که این نتایج بسیار قوی تر از پژوهش های صورت گرفته برای اثبات کارآیی داروهایی ضدپلاکت هستند.
افکار، احساسات و عواطف انسانی قدرت تغییر دنیای ما را دارند و در حقیقت جزیی بسیار ضروری در پشت صحنه اعمال ما برای به ثمر نشستن تغییرات محسوب می شوند.
برای مشاهده لیستی از مطالعات علمی انجام شده در مورد پدیده های ذهنی و چگونگی تاثیرگذاری عواطف، افکار و احساسات روی دنیای مادی اینجا کلیک کنید.

انجماد اطلاعات برای ذخیره آن ها

پژوهشگران دانشگاه منچستر به روشی پی برده اند که در آن می توان با کنترل خاصیت مغناطیسی هر مولکول، هارددیسک هایی با قابلیت گنجایش اطلاعات بسیار بالا و حجم فیزیکی بسیار کم تولید کرد.

گویا آی تی – در این روش مولکول های بسیار سرد امکان ذخیره سازی حجم بسیار وسیعی از اطلاعات را در فضایی بسیار کوچک فراهم می سازند. با استفاده از این روش می توان بیش از ۳۰٫۸ ترابایت داده را در یک سانتی متر مربع ذخیره کرد.
برای بهره گیری از این روش مولکول ها را باید تا دمای منفی ۲۱۳ درجه سلسیوس سرد کرد. استفاده از این روش در مورد تلفن های هوشمند و دیگر وسایل مشابه امکان پذیر نمی باشد، اما با استفاده از این روش می توان اطلاعات را در سرورهای نگهداری به شیوه ی کارآمدتری نگه داری کرد.
قرار گیری مولکول ها در میدان مغناطیسی یکی از شروط اساسی برای راه اندازی این روش است. در صورتی که مولکول ها در میدان مغناطیسی قرار نگیرند جهت مغناطیسی خود را حفظ نخواهند کرد و در نتیجه امکان ذخیره ی اطلاعات وجود نخواهد داشت. شاید همین محدودیت باشد که استفاده از مولکول ها در ذخیره سازی داده ها را در حال حاضر با استقبال چندانی روبه رو نساخته است. پژوهشگران دانشگاه منچستر، تلاش دارند تا با رساندن دمای مولکول ها به دمای نیتروژن مایع بتوانند مانع از دست رفتن جهت دهی مغناطیسی مولکول ها شوند. در صورتی که دانشمندان موفق شوند دمای مولکول ها را تا منفی ۲۷۰ درجه سلسیوس برسانند، امکان ذخیره سازی اطلاعات با استفاده از این روش حتی در فضا نیز میسر خواهد شد.
یکی دیگر از روش های جالب برای ذخیره سازی اطلاعات استفاده از ابزار ویرایش ژن با عنوان CRISRP است که توسط محققان دانشگاه هاروارد برای ذخیره یک فایل ویدئویی در دی ان ای استفاده شده است.
علاوه بر این دانشمندان انگلیسی موفق شده اند تا حجم بسیار زیادی از اطلاعات را روی دیسک هایی از جنس شیشه و در فضای بسیار کم ذخیره کنند.

ایجاد جریان در مایعات با استفاده از پرتوهای لیزر

دانشمندان نام این پدیده را ایجاد جریان لیزری (Laser Streaming) نامیده اند. اشتباه نکنید، این یک ورزش جدید یا نوعی سرگرمی برای گذراندن وقت نیست. این نام مربوط به پدیده ای تازه و قابل مشاهده است که به مایعات و پرتوهای لیزر مربوط است.

گویا آی تی – به کمک مهندسان دانشگان هوستن در تگزاس، ما متوجه شده ایم که می توان با تغییر تکانه ی پرتوهای بسیار متمرکز نور – یا همان لیزرها – در یک مایع جریان ایجاد کرد.
محققان این طرح، به رهبری جیمینگ بائو از دانشگاه هوستون، در مقاله ای که به صورت آنلاین منتشر شده است نوشته اند:”تبدیل کردن یک پرتو لیزر به جریانی از جرم متحرک، از نظر علم و فناوری بسیار چالش بر انگیز بوده است.”
معمولا، نور به سادگی از آب عبور می کند، مگر آنکه با واسطه دیگری برخورد داشته باشد که بتواند آن را جابه جا کند- مانند هوا.
“در این مطالعه، ما گزارشی از کشف یک اصل اوپتوفلوئیدیک جدید را ارائه می کنیم و تشکیل جریانی مداوم از آب را توسط یک پرتو لیزر پالسی که از یک دریچه ی شیشه ای تابیده می شود، نشان می دهیم.”
به طور خلاصه، دانشمندان موفق شده اند با استفاده از یک پرتو لیزر، جریاناتی در درون یک مایع ایجاد کنند.
بائو و همکارانش متوجه شدند اگر لیزری دارای ذرات نانو باشد، می تواند آب را به حرکت درآورد. برای نشان دادن این پدیده ی بی نظیر، آن ها یک لیزر پالسی سبز رنگ را از دیواره ی شیشه ای یک ظرف حاوی مایع عبور دادند.
با گذشت چند دقیقه، جریانی از مایع در امتداد تابش پرتو لیزر در داخل ظرف برقرار شد.
محققان این گونه توضیح داده اند: “جریان های ایجاد شده مانند نمونه هایی مایع از پرتوهای لیزر هستند و در همان جهتی حرکت می کنند که اشعه لیزر تابانده می شود، به طوری که به نظر می رسد ذرات آب، به طور مستقیم توسط فوتون های پرتوهای لیزر رانده می شوند. ما این پدیده را ایجاد جریان لیزری می نامیم.”
ذرات نانو می توانند نور سبز را جذب کنند زیرا فرکانس رزونانس این نور به فرکانس الکترون های درون این ذرات بسیار نزدیک است.
ذرات با گرم شدن و سرد شدن در طول هر پالس، منبسط و منقبض می شوند، و امواجی آکوستیک در آب ایجاد می کنند- پدیده ای شناخته شده که ایجاد جریان آکوستیک نام دارد.
این کشف کاربردهای بسیار مهمی دارد، به ویژه برای تحقق “آزمایشگاه روی تراشه” که در آن وجود مایعات متحرک در مقیاسی میکروسکوپی لازم و ضروری است. بعلاوه از این روش می توان در ساخت اجسام با ابعاد نانو و حتی ایجاد نیروی محرکه لیزری نیز استفاده کرد.
همانطور که بائو و همکارانش در مقاله منتشر شده توضیح داده اند،”جریانات لیزری می توانند در دستگاه هایی که به صورت نوری کنترل شده یا فعال می شوند کاربرد داشته باشد. برای نمونه می توان به جریانات میکروسکپی، رانش لیزری، جراحی های لیزری و پاکسازی، حمل و نقل یا مخلوط کردن در مقیاس گسترده اشاره کرد.”

تاثیر عجیب افکار بر ژن ها

دکتر بروس لیپتون زیست شناس سلولی که زمانی در دانشگاه ویسکانسین سلول های ماهیچه انسان را شبیه سازی می کرد به خاطر به چالش کشیدن این باور که بدن انسان توسط ژن ها کنترل می شود بسیار معروف شده است. وی در ویدئویی با عنوان ”زیست شناسی ادراک“ به حضار نشان می دهد که ادراک روی زیست ما تاثیر مستقیم دارد.

گویا آی تی – وی در آزمایشی یک سلول بنیادی را از سایر سلول ها جدا کرده و در یک ظرف کوچک مخصوص کشت سلول قرار می دهد؛ این سلول جدا شده هر ده ساعت یک بار تقسیم می شد. این سلول ها به سه گروه تقسیم شده و در سه ظرف جداگانه قرار گرفتند که هر کدام دارای محیط رشد متفاوتی بودند. در ظرف اول سلول ها تبدیل به سلول های استخوان، در ظرف دوم تبدیل به سلول های ماهیچه و در سومی تبدیل به سلول های چربی شدند. تمام این سلول ها در زمان تفکیک و قرار گرفتن در ظرف های جداگانه، از نظر ژنتیکی کاملا مشابه یکدیگر بودند اما با این وجود هر ظرف نتیجه ای متفاوت از سایر ظروف تولید کرد.

اما علت این مساله چه بود؟ ژن ها کاملا یکسان بودند اما تفاوت ایجاد شده ناشی از محیطی (ظرف) بود که در آن قرار گرفته بودند. در حقیقت محیط محرکی بود که سلول ها به آن پاسخ داده بودند یا به عبارتی دیگر ژن ها به محیط واکنش های متفاوتی نشان دادند. ادارک ژن ها از محیط موجب بروز رفتارهای متفاوت از سوی آنها می شود.
در طول تحصیل در دبیرستان یا دانشگاه، دانش آموزان و دانشجویان را این طور آموزش می دهند که ژن ها سرنوشت زندگی ما را رقم می زنند. به ما گفته می شود که ژن ها را از خانواده ها به ارث می بریم و ما در حقیقت قربانی این توارث هستیم: اگر بعضی از اعضای خانواده تان از سرطان رنج می برند شما هم در برابر این بیماری آسیب پذیر هستید؛ اگر والدین تان مستعد اعتیاد بوده اند شما هم ممکن است در آینده معتاد شوید یا احتمالا رفتار مشابهی از خود بروز دهید. چنین مساله ای حس عدم توانایی و قربانی بودن را به ما القا می کند و این طور باور می کنیم که به خاطر ژن ها محکوم به سرنوشت هستیم و حتی شاید بعضی از ما پا را فراتر از این گذاشته و این نگرش در وجودمان شکل بگیرید که: ”اگر همه چیز از پیش تعیین شده پس چرا به خودمان زحمت دهیم و رنج بیهوده تلاش کردن را به جان بخریم؟“

تحقیقات دکتر لیپتون برای همه ما سرنوشت ساز است چرا که نتایج پژوهش وی روی این مساله تاکید می کنند که ما قدرت لازم برای تغییر سرنوشت مان را در هر لحظه از زندگی که اراده کنیم خواهیم داشت. به جای ایفای نقش قربانی می توان رهبر زندگی خود بود چرا که این ما هستیم که با انتخاب واکنشی که به محیط نشان می دهیم مسیر سرنوشت و تقدیر را تغییر می دهیم. البته که نمی توان منکر وجود الگوهای ژنتیکی شد اما آن گونه که در گذشته تصور می شد این الگوها و مدل های ژنتیکی ثابت و قطعی نیستند.
”میان محرک و پاسخ، فضایی وجود دارد. در این فضا قدرت ما برای انتخاب پاسخ مان قرار دارد. رشد و آزادی ما بستگی به پاسخی (یا به عبارتی واکنش) دارد که به محرک نشان می دهیم.“ «ویکتور فرانکل»

شما بدون داشتن هیچ باوری پا به این جهان می گذارید و با تربیت والدین، آموزش های رسمی و سیستم های اجتماعی پاره ای از عقاید را باور می کنید اما باید بدانید که توانایی کنار گذاشتن آنها و امتحان کردن ایده ها و باورهای جدید را دارید. همزمان با تغییر افکار، شما ذهن و زیست خود را تغییر داده و یک واقعیت تکامل یافته را عملی می کنید.
علاوه بر این فهم جدید که ادراک روی رفتار تاثیر گذار است، دکتر لیپتون پا را یک قدم فراتر گذاشته و معتقد است که ادراک نه تنها روی ژن ها اثر گذار است بلکه قادر به بازنویسی کامل آنهاست. سلول ها هم همانند سایر موجودات زنده یک موجود آگاه محسوب می شوند. با توجه به حالت آگاهی و هوشیاری سلول ها می توان گفت که ادراک آنها از محیط همان چیزی است که ژن را کنترل می کند. دکتر لیپتون در این پژوهش مدارک و شواهدی ارائه می کند که یک باور چگونه عملا می تواند موجب تغییر یک ژن شود.
وی برای نشان دادن قدرت باور مثال حشره مورد علاقه مان یعنی زنبور عسل را می زند. از نظر ایرودینامیکی زنبورعسل طوری ساخته نشده که قادر به پرواز باشد. این امر را می توان با توجه به بدن گرد و پر از پرزی که بزرگتر از بال های کوچکی که قادر به حمل آن نیست، به راحتی متوجه شد. حال تصور کنید که یک شخص در زمان کودکی یک زنبور عسل به او بگوید که ”تو طوری طراحی نشده ای که قادر به پرواز باشی!“؛ تصور می کنید این زنبور امروز قادر به پرواز بود؟ البته که نه اما با این وجود زنبور عسل همچنان به پرواز خود ادامه می دهند هر چند ممکن است گاهی اوقات این کار را به درستی انجام ندهد. افکار و باورها قدرتمندند و در اکثر اوقات می توانند استدلال های به ظاهر منطقی را به چالش کشیده و نادرستی آنها را ثابت کنند.

یک نمونه پزشکی
یونگ در زندگی نامه خود با عنوان ” خاطرات، رویاها، تاملات“ از بیماری صحبت می کند که یکی از همکاران امریکایی وی معرفی کرده و در نامه نوشته شده به یونگ از فرد مذکو با این تشخیص یاده شده بود: یک خسته روانی معتاد به الکل: غیرقابل درمان. یونگ متوجه شد بیمار به خاطر رفتار دیکتاتورمآبانه مادرش دوست داشت برای اثبات مردانگی خود دست کارهایی خارج از عرف بزند. یونگ در یادداشت های خود از مادر فرد بیمار با عنوان ”شیطان قدرتمند“ یاد می کند. وی مالک یک شرکت بوده و پسرش هم یکی از کارکنان ناراضی اش بود. به خاطر بازی های مادر به منظور نمایش قدرت، پسر برای احساس آرامش به مشروبات الکلی روی آورده بود. پسر برای مقابل مادر ایستادن فاقد اعتماد به نفس کافی بود و در عین حال دوست نداشت به خاطر راحتی خود از کسب و کار خانوادگی شان خارج شود.

یونگ ابتکار کار را به دست گرفت و بدون اطلاع بیمار توصیه نامه ای برای مادر وی ارسال می کند مبنی بر این که پسر وی به خاطر اعتیاد به الکل فاقد صلاحیت لازم برای انجام امور محوله در شرکت بوده و بهتر هر چه سریع تر از شرکت اخراج شود. اگر چه بیمار از این کار یونگ به شدت عصبانی شده بود (و این کار شاید برای یک روانکاو ناپسند به نظر برسد) اما وی بعد از اخراج زندگی واقعی اش را شروع کرد و اتفاقا موفقیت بسیار زیادی هم کسب کرد. او موفق به راه اندازی یک کسب و کار پر سود شد و همسرش به خاطر ابتکار عمل و نوشتن آن توصیه نامه از یونگ متشکر بود. بیمار اعتیاد به الکل را کنار گذاشت و شخصیت واقعی و قوی اش را پیدا کرد.
این مورد مثال خوبی از مردی است که به خاطر تغییر محیط موفق به برپایی یک زندگی و شخصیت کاملا جدید شد. وی با رها کردن وضعیت منفی که در خدمت شخصیتش نبود موفق به خلق یک زندگی جدید شده بود.

درمان
مدیتیشن و تجسم منابعی قدرتمند برای سلامتی و سرزندگی هستند. مطالعات نشان می دهند که مدیتیشن قادر به برطرف کردن تمام بیماری های فیزیکی و ناهنجاری های روانی است. مدیتیشین قادر به بهبود سیستم دفاعی بدن، فشار خون، واکنش به درد، سطح هورمون های استرس و حتی سلامت سلول هاست. از لحاظ روان شناسی مدیتیشن آسیب های ناشی از ناهنجاری های افسردگی و اضطراب، ADHD، اختلال دوقطبی، اعتیاد و ناهنجاری های عادات غذایی را کاهش می دهد.
در حقیقت مدیتیشن عملا تغییراتی ساختاری در مغز ایجاد کرده و قادر به برنامه ریزی مجدد DNA است. شیوه ای که از طریق آن نورون ها با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند می تواند تغییر کرده و مدارهای جدیدی ایجاد شود. بعضی از بخش های مغز می توانند متراکم تر از سایر بخش ها شوند. تشکیل نورون های جدید و انعطاف پذیری سیستم عصبی شامل حافظه، تفکر انتقادی و قابلیت های شناختی همه و همه از طریق مدیتیشن وضعیت بهتری پیدا می کنند.
مدیتیشن ادراک و ذهن را تغییر می دهد. مدیتیشن راهی برای آشنایی ذهن با فضایل اخلاقی است. هر چه ذهن ما آشنایی بیشتری با فضایل اخلاقی داشته باشد ما آرامش بیشتری تجربه خواهیم کرد. هنگامی که ذهن در آرامش باشد ما از نگرانی ها و ناراحتی روانی رها خواهیم شد و شادی واقعی را تجربه خواهیم کرد. در این حالت، خدایی بودن را تجربه خواهیم کرد و شفا خواهیم یافت. از این رو تمرین مدیتیشن و نتایج آن، یافته های آزمایشات دکتر لیپتون مبنی بر این که ادراک روی ژن ها تاثیرگذار بوده و قادر به احیای مجدد آنهاست را کاملا تائید می کند.

۱۵ اتفاق خوبی که اکنون در حال رخ دادن در دنیا است

نیاز به یادآوری نیست که اخبار دنیای امروز، ناراحت کننده است- اگر از رسانه های اجتماعی استفاده می کنید، احتمالا می دانید که اجتناب کردن از مقاله هایی که در مورد تشکیل حباب ها در خاک منجمد قطبی، بیماری سوزاک مقاوم در برابر داروها، و درمان های کشنده ی چاقی نوشته می شود، تقریبا غیر ممکن است. و این موارد تنها نمونه هایی از تیترهای خبری علمی هستند.

گویا آی تی – علی رغم همه خبرهای ناراحت کننده، در دنیای واقعی، افراد شگفت انگیزی هستند که همین حالا هم کارهای بسیار خوب و مفیدی در دنیا انجام می دهند. اما متأسفانه، گاهی آنطور که شایسته آن ها است، در اخبار رسانه ها به آن ها توجه نمی شود.
پس برای یادآوری آنکه همه چیز در دنیا در حال زوال و تخریب نیست، به برخی از اتفاقات خوشحال کننده ای که هم اکنون در حال رخ دادن است اشاره می کنیم، و شما می توانید هنگام صرف شام، به جای تنش های موجود در سراسر دنیا و سلاح های هسته ای، در مورد آن ها صحبت کنید.

۱٫ پژشکان توانسته اند آسیب های مغزی یک دختر بچه ی دو ساله را ترمیم کنند
محققان در آمریکا گزارشی را منتشر کرده اند که بر اساس آن توانسته اند آسیب های مغزی یک دختر بچه دوساله را متوقف و سلامت را به مغز او بازگردانند. این دختر بچه در یک استخر غرق شده بود و پس از آنکه قلب او به مدت دو ساعت با استفاده از دستگاه ها کار می کرد، مجددا به هوش آمد.
نرسیدن اکسیژن به مغز این دختر بچه، آسیب های شدیدی به سلول های خاکستری در عمق مغز وارد کرده و موجب تحلیل رفتن سلول های مغزی شده بود، و این کودک نوپا دیگر نمی توانست صحبت کند، راه برود، یا به صداها پاسخ دهد- او بدون هیچ کنترلی به خود می پیچید و تنها سرش را تکان می داد.
به کمک درمان های اکسیژنی- شامل درمان با اکسیژن پرفشار یا HBOT- که توسط تیمی از دانشگاه پزشکی ایالت لویزانا و دانشگاه داکوتای شمالی انجام شد، پزشکان توانستند آسیب های مغزی این دختر بچه را با حد قابل قبولی ترمیم کنند.

۲٫ نزدیک شدن به هم جوشی هسته ای پایدار
هم جوشی هسته ای می تواند کلید ایجاد انرژی تقریبا نامحدود باشدریال به طوری که به جز آب دریا، چند فرآورده ی جانبی دیگر هم دارد، اما مدت هاست محققان به دنبال آن هستند تا ماشینی را بسازند که بتواند چنین واکنش قدرتمندی را به صورت پایدار کنترل کند.
اما این روند در حال تغییر است. در اواخر سال ۲۰۱۵، آلمان یک رآکتور هسته ای عظیم را راه اندازی کرد و از آن زمان به بعد توانسته است یک توده از پلاسمای هیدروژن را در خود نگاه دارد.
آلمان تنها کشوری نیست که این دستاورد را کسب کرده است و کره جنوبی و چین توانسته اند در دستگاه های هم جوشی خود، واکنش های رکوردشکنی را انجام دهند. بریتانیا هم یک رآکتور پیشرفته دیگر را فعال کرده است که می تواند در مرکز خود به شکلی پایدار، پلاسما تولید کند.
در واقع، دانشمندان موسسه MIT پیش بینی می کنند که به کمک این پیشرفت های جدید، ما تا سال ۲۰۳۰ می توانیم از انرژی هم جوشی هسته ای در شبکه های خود استفاده کنیم.

۳٫ اکنون ما می توانیم به جهان “گوش فرا دهیم”.
احتمالا با پیشرفت هایی که در سال ۲۰۱۵ در مورد امواج گرانشی عظیم حاصل شد، آشنا هستید. اما شاید ندانید که ما از آن زمان به بعد حداقل دو موج گرانشی دیگر را شناسایی کرده ایم.
و با مجموعه جدیدی از شناساگرها به نام لیسا (آنتن فضایی تداخل سنج لیزری) که تا سال ۲۰۳۴ به کار گرفته می شوند، ما قادر خواهیم بود فرضیه های عجیب و غریب مختلف از جمله ایده وجود بعدهای دیگر در جهان را آزمایش کنیم.

۴٫ ما به ریشه‌کن کردن دومین بیماری از سطح کره زمین بسیار نزدیک شده ایم
انسان ها برای نخستین بار توانستند بیماری آبله را ریشه کن کنند. اکنون ما در آستانه ریشه کن کردن بیماری کرم گرینه هستیم، کابوسی دردناک که از پوست بدن انسان را آلوده می کند.
در اغاز سال ۲۰۱۵ تنها ۱۲۶ مورد از ابتلا به این بیماری روی کره زمین وجود داشت، که این کاهش چشمگیر را مدیون فیلترهای ارزان قیمت Straw برای آب آشامیدنی هستیم که از آلوده شدن انسان ها از طریق آب آشامیدنی جلوگیری می کنند. اما در ماه می امسال، گزارش ها نشان داده است تنها پنج مورد از این بیماری وجود دارد.

۵٫ ریشه کن شدن فلج اطفال هم بسیار قریب الوقوع است
از زمان اجرای طرح جهانی ریشه کن کردن بیماری فلج اطفال که از سال ۱۹۸۸ اغاز شده است، ابتلا به این بیماری در سطح جهان، به کمک برنامه ی واکسیناسیون، حدود ۹/۹۹ درصد کاهش یافته است.
در سال ۲۰۱۶ گزارش ها حاکی از آن بود که تنها ۱۹ مورد از ابتلا به این بیماری توسط ویروس جهش یافته در دنیا وجود داشته است، و از آن زمان تاکنون در سال ۲۰۱۷ هم تنها ۸ مورد از این بیماری در اثر ویروس های جهش یافته گزارش شده است.

۶٫ ما به ساخت دارویی برای درمان علائم اختلال اوتیسم، بسیار نزدیک شده ایم
امسال یک آزمایش بالینی کوچک و در عین حال موفق در آمریکا نشان داد که یک داروی ۱۰۰ ساله به نام سورامین می تواند علائم اختلالات عصبی اوتیسم را تا حد قابل ملاحظه ای درمان کند.
هنوز راهی دراز در پیش است، اما این نخستین بار است که ما به یافتن دارویی برای درمان علائم اختلال اوتیسم، تا این اندازه نزدیک شده ایم.

۷٫ دانشمندان در حال کار کردن روی یک صافی گرافینی هستند که آب دریا را به آب آشامیدنی تبدیل کند
در ماه آوریل امسال، محققان در جست و جو برای یافتن روشی موثر برای نمک زدایی، به نقطه عطفی دست یافتند و خبر از اختراع یک غشاء از جنس گرافین اکسید دادند که نمک را از آب دریا جدا می کند.
در حال حاضر، این تکنیک هنوز محدود به فضای آزمایشگاه است، اما نتایج نشان می دهد که ما چگونه می توانیم روزی، یکی از فراوان ترین منابع آب، یعنی آب دریا را به یکی از کمیاب ترین منابع- یعنی آب های آشامیدنی سالم تبدیل کنیم.

۸٫ دیگر نیازی نیست که شما هزینه های هنگفتی برای دسترسی به تحقیقات علمی کارشناسی شده بپردازید
جامعه ی علمی در حال مبارزه با محدودیت دسترسی به منابع علمی است، و مطالعه ای جدید نشان داده است که دسترسی به بیش از یک چهارم تمام مقالات علمی، توسط برنامه ی Unpaywall به صورت رایگان امکان پذیر است.

۹٫ دانشمندان تصور می کنند که می توانند روند از بین رفتن حافظه در بیماری آلزایمر را معکوس کنند
ممکن است حافظه ی از دست رفته،غیر قابل بازگشت نباشد. بر اساس مطالعات جدید انجام شده در موسسه ی MIT ، باکشف یک پروتئین که کارهای اصلی را انجام می دهد، اکنون می توان از یک آنزیم، که با فرآیندهای اصلی تشکیل حافظه در افراد مبتلا به آلزایمر در ارتباط است، برای مقابله با این بیماری استفاده کرد.

۱۰٫ به تازگی ویتامینی کشف شده است که می تواند درصد ابتلا به نقص های مادرزادی و سقط جنین را در سراسر دنیا کاهش دهد.
در پروژه ای که دانشمندان آن را ” پس از کشف فولِیت یا ویتامین B9 ، مهم ترین کشف برای زنان باردار ” معرفی کرده اند، یک مطالعه ی ۱۲ ساله نشان داده است که زنان می توانند با مصرف کردن ویتامین B3 در زمان بارداری، از سقط خود به خود و نقص های مادرزادی در نوزادان جلوگیری کنند.

۱۱٫ محققان بالاخره متوجه شده اند که چگونه می توان آسیب های وارد شده به طناب نخاعی راترمیم کرد.
ترمیم صدمات وارد شده به طناب نخاعی به هیچ وجه ساده نیست. اما تحقیقات جدید تکنیک بسیار پیشرفته ای را برای این کار معرفی کرده و به طور کلی چگونگی ترمیم طناب نخاعی توسط بدن با اندکی دخالت از سوی جراحان در مراحل اولیه را توضیح داده است.
با کشف چگونگی ترمیم صدمات وارده به طناب نخاعی، محققان در نهایت می توانند درمان های موثرتری را پیدا کنند که حتی تا بازگشت توانایی حرکتی به کسانی که فلج شده یا دچار آسیب های دیگری در سیستم عصبی شده اند پیش برود.

۱۲٫ هایپرلوپ ها وارد عمل می شوند.
سیستم حمل و نقل هایپرلوپ، که زاده ی مغز الون ماسک هستند، نوید جابه جایی افراد را در محفظه هایی لوله ای بین شهرها، با و سرعت های بسیار بالا، در حدود ۱۱۲۶ کیلومتر در ساعت (۷۰۰ مایل در ساعت) می دهند. با این روش طی کردن فاصله ی بین نیویورک تا واشنگتن تنها ۲۹ دقیقه طول خواهد کشید.
تاکنون هایپرلوپ های آزمایشی در آمریکا، هلند، اسلواکی، و جمهوری چک ساخته شده اند. هدف این پروژه آن است که تا سال ۲۰۲۱، یک سیستم هایپرلوپ از آمستردام تا پاریس راه اندازی شود.
حتی ایده دیگری مبنی بر آن وجود دارد که دیوار مرزی بین آمریکا و مکزیک به یک هایپرلوپ عظیم تبدیل شود.

۱۳٫ دانشمندان در حال مقابله با پدیده ی مقاومت آنتی بیوتیکی هستند.
سازمان ملل، مقاومت در برابر آنتی بیوتیک ها را “یک تهدید جدی” برای سلامت جهانی اعلام کرده است، که برخی از دانشمندان پیش بینی می کنند می تواند تا سال ۲۰۵۰، سالانه بیش از ۱۰ میلیون نفر را به کشتن دهد. اما ما هنوز در این نبرد شکست نخورده ایم.
در آغاز سال جاری، دانشمندان از ساخت مولوکولی خبر دادند که می تواند مقاومت در برابر آنتی بیوتیک ها را به طور همزمان در چند سویه از باکتری ها متوقف کنند، و این یافته ها، امید بخش ترین پیشرفت هایی هستند که تا کنون در مقابله با پدیده مقاومت آنتی بیوتیکی به دست آمده اند.
شو لام، یکی از دانشجوهای مقطع دکترا در استرالیا، با یافتن روشی جدید برای کشتن باکتری ها بدون آنتی بیوتیک جامعه پژوهشگران را شگفت زده کرده است. او یک پلیمر ستاره ای شکل ساخته است که می تواند بدون آنتی بیوتیک شش سویه متفاوت از باکتری ها را یا تخریب دیواره ‌ی سلولی آن ها، از بین ببرد.

۱۴٫ ناسا تمام تحقیقات خود را در دسترس عموم قرار داده است
سال گذشته، ناسا اعلام کرده است که تمام پژوهش های منتشر شده ای را که توسط این موسسه فضایی حمایت مالی شده باشند بدون پرداخت هیج هزینه ای در دسترس عموم قرار خواهد داد، و یک پورتال عمومی برای منظور راه اندازی خواهد شد که همه می توانند به آن دسترسی داشته باشند.
این آرشیو رایگان آنلاین در پاسخ به سیاست جدید ناسا راه اندازی شده است، که بر اساس آن تمام مقالات پژوهشی که توسط ناسا تأمین مالی شده و در ژورنال های کارشناسی شده به چاپ رسیده اند، با گذشت یک سال از تاریخ انتشار باید در دسترس عموم قرار بگیرند.
و اما آخرین رویداد مثبت که بی اهمیت هم نیست…

۱۵٫ دانشمندان اخیرا نوع جدیدی از شفق ها را کشف کرده اند و آن را استیو نامیده اند.
شفق استیو پروتون، کشف خوشایند سال ۲۰۱۷ است.

این پدیده جدید فضایی شبیه یک نوار از نورچشمک زن است و در عرض های جغرافیایی بالا از نیمکره‌ی شمالی مشاهده شده است.
این پدیده بسیار زیبا و حیرت انگیز را در تصویر زیر مشاهده کنید. می بینید؟ زندگی آنقدرها هم که به نظر می رسد بد نیست.

رکورد سریع ترین پالس نور شکست

یک تیم پژوهشی از دانشگاه فلوریدای مرکزی موفق شد سریع ترین پالس نور در تاریخ جهان را ثبت کند. همین تیم پژوهشی در سال ۲۰۱۲ نیز موفق شده بود یک پالس نور دیگر را در ۶۷ اتوثانیه از نور فرابنفش ثبت کند. (اتو ثانیه یکی از واحدهای اس آی بوده و برابر با ۱۰-۱۸ ثانیه است. یعنی یک اتو ثانیه در برابر یک ثانیه مانند یک ثانیه در برابر ۳۱٫۷۱ میلیارد سال است.)

گویا آی تی – یک تیم پژوهشی از دانشگاه فلوریدای مرکزی موفق شد سریع ترین پالس نور در تاریخ جهان را ثبت کند. همین تیم پژوهشی در سال ۲۰۱۲ نیز موفق شده بود یک پالس نور دیگر را در ۶۷ اتوثانیه از نور فرابنفش ثبت کند. (اتو ثانیه یکی از واحدهای اس آی بوده و برابر با ۱۰-۱۸ ثانیه است. یعنی یک اتو ثانیه در برابر یک ثانیه مانند یک ثانیه در برابر ۳۱٫۷۱ میلیارد سال است.)
به گفته ی زنگو چانگ، رهبر این تیم پژوهشی، در فیلمبرداری از حرکت آهسته ی الکترون ها و یا اتم های مولکول های بیولوژیکی در سلول های زنده می توان از چنین اشعه هایی استفاده کرد. همچنین این کشف جدید می تواند موجب بهبود بهروه وری از پنل های خورشیدی و درک بهتر ساز و کار فتوسنتز شود.
در آخر ذکر این نکته لازم است که پالس نوری تازه ثبت شده، افزون بر آن که زمان کوتاهی داشته، از طول موج کوتاهی نیز برخوردار بوده است.

دقیق ترین نقشه موجود از موقعیت ماده تاریک در دنیا

مطالعات جدیدی که به عنوان بخشی از پروژه تحقیقاتی انرژی تاریک (DES) انجام شده است، از شیوه ای که جرم باعث شکسته شدن نور می شود، برای ایجاد یک نقشه بزرگتر و دقیق تر از ساختار ماده تاریک در دنیا استفاده کرده است.

گویا آی تی – این مطالعات، نه تنها از این دیدگاه پشتیبانی می کنند که حدود ۲۶ درصد از دنیا از مواد مرموز ساخته شده است، بلکه نشان داده است که توزیع این ماده، یکنواخت تر از آن چیزی است که تاکنون تخمین زده شده است، و درصورت تأیید شدن، این خبر می توان نشانه ای از ناشناخته بودن بخش هایی از علم فیزیک باشد.
از سال ۲۰۱۳، تیم بین المللی که پشت پروژه‌ی DES است، حدود یک هشتم آسمان شب را در تلاش برای جمع آوری داده ها در مورد ۳۰۰ میلیون کهکشانی که در فاصله میلیاردها سال نوری از کره زمین قرار دارند، مورد بررسی دقیق قرار داده است، و تمام این مطالعات برای این انجام شده است که تکلیف این انرژی تاریک مشخص شود.
انرژی تاریک و ماده تاریک ویژگی های مشترکی ندارند، به جزء آنکه ماهیت هردوی آن ها ناشناخته باقی مانده است.
انرژی تاریک، چیزی مانند یک جعبه ی سیاه است که توضیح می دهد چرا انبساط دنیا در حال سرعت گرفتن است، یافته ای که از دو دهه پیش، به طور گسترده پذیرفته شده است.
این انرژی تاریک، هر چیزی که باشد، موضوع ساده و کم اهمیتی نیست، زیرا تقریبا ۶۸ درصد انرژی کل دنیا را تشکیل می دهد.

از سوی دیگر، ماده تاریک بیشتر به جذب کردن چیزها به هم مرتبط می شود تا انبساط و جداسازی آن ها. ماده تاریک، که به همان اندازه مرموز است، مشابه یک جعبه سیاه است که توضیح می دهد چرا کهکشان ها، برخلاف آنکه به نظر می رسد ماده کافی برای پایدار ماندن را ندارند، دچار فروپاشی نمی شوند.
کسب اطلاعات بیشتر در مورد این که دنیا چگونه به مرور زمان منبسط می شود، و اجزای آن چگونه پایدار باقی می مانند، می تواند ماهیت این دو مبحث مرموز را بیشتر مشخص کند. برای حرکت در این مسیر باید بدانیم ۱۴ میلیارد سال پیش، زمانی که دنیا هنوز بسیار جوان بوده است، چه ویژگی هایی داشته است، و آگاهی از این ویژگی ها، تنها با دوربینی که بتواند گذشته را نشان دهد، امکان پذیر است.

خوشبختانه این دقیقا همان کاری است که تلسکوپ پلانک می تواند انجام دهد. این تلسکوپ دقیقا چنین تصاویری را به شکل زمینه کیهانی نشان می دهد- نقشه ای از پرتوهایی که به عنوان نشانه ای از روزهای گذشته، هنوز در دنیا وجود دارند.
در سال ۲۰۱۵، تیم DES نخستین نقشه خود از جهان را بر اساس داده های به دست آمده از ۲ میلیون کهکشان، که توسط دوربین انرژی تاریک جمع آوری شده بود، منتشر کرد. این نقشه توانست نشانه هایی جدید تر از وضعیت کنونی را در اختیار محققان قرار دهد تا با گذشته قابل مقایسه کردن باشد.
با ادامه ی این روند تا زمان حال، ما اکنون نقشه ای داریم که ۱۰ برابر بزرگتر از آن نقشه اولیه است، و بر اساس تحلیل شکل های ۲۶ میلیون کهکشان، با روش همگرایی گرانشی تنظیم شده است؛ همگرایی گرانشی پدیده ای است که نخستین بار توسط نظریه نسبیت انیشتین پیش بینی شده و در سال ۱۹۱۹ برای نخستین بار مشاهده شد، و با کشف آن، این نابغه ی آلمانی الاصل به شهرت بسیاری دست یافت.

دقیق ترین نقشه موجود از موقعیت ماده تاریک در دنیا
امروزه ما می توانیم از این واقعیت که جرم، فضا را تغییر می دهد، برای دیدن ماده تاریک، از طریق بررسی تغییرات نور با عبور از آن استفاده کنیم، و بر این اساس روشی برای اندازه گیری مقدار و توزیع هر دو نوع ماده، در بخشی از دنیا به دست آوریم.
نقشه‌ی پلانک با نقشه ای که توسط DES ترسیم شده است، در مورد آنکه چه مقدار ماده تاریک و انرژی تاریک در دنیا وجود دارد، متفق القول هستند.
جو زانتز، یکی از محققان پروژه از دانشگاه ادینبرگ می گوید:” اندازه گیری های DES در مقایسه با نقشه ی پلانک، از ساده ترین نسخه از تئوری ماده تاریک/انرژی تاریک، پشتیبانی می کنند.”

” لحظه ای که ما متوجه شدیم اندازه گیری های ما با نتایج پلانک، تنها ۷ درصد اختلاف دارد، برای تمام تیم لحظه ای تکان دهنده بود.”
این ۷ درصد اختلاف بسیار ناچیزی است، اما دقیق نبودن برابری نتایج می تواند از سوی دیگری هم جالب باشد- اگر این عدد تأیید شود، اختلاف میان این دو نتیجه می تواند به آن معنا باشد که جرم با روندی بسیار آهسته تر از آنچه که علم فیزیک پیش بینی می‌کند، تشکیل می شود و این موضوع می تواند نشان دهد که پای موضوع ناشناخته و کشف نشده ای در میان است.
می توان مطمئن بود که داده های بیشتر، باعث می شود این اعداد در آینده بیشتر به یکدیگر نزدیک شوند. با توجه به آنکه این نتایج هنوز با دقت مورد بررسی قرار نگرفته اند، اقدامات محتاطانه لازم باید اجرا شود.

اما کشفیات در علم فضاشناسی اغلب با همین اختلاف ها آغاز می شوند، بنابر این وجود این اختلاف، ارزش بررسی دقیق تر را دارد.
نیگل لاکیِر، مدیر آزمایشگاه Fermilab می گوید:” پروژه مطالعاتی انرژی تاریک یا DES تا به اینجا، کشف های بسیار مهمی را رقم زده است، در حالی که این گروه تحقیقاتی، داده ها را به صورت سطحی بررسی کرده اند.”
” نتایج به دست آمده در دنیای امروز نشان می دهد که DES در آینده قرار است گام های بزرگی برای درک بهتر انرژی تاریک بردارد.”
با توجه به آنکه هنوز یک سال از طرح اولیه این پروژه باقی مانده و تاکنون تنها برای یک سی‌ام آسمان نقشه تهیه شده است، ما امیدوار هستیم که بتوانیم در آینده نقشه ای بزرگتر و بهتر تهیه کنیم.
نتایج مطالعات در وب سایت DES موجود است.