آغاز عصری جدید در علم رنگ ها

در حال حاضر این حقیقت بر کسی پوشیده نیست که حیوانات دنیا را بسیار متفاوت از انسان می بینند، اما همکاری بین المللی بین دانشمندان آشکار کرده است که ما در آستانه‌ی عصری جدید قرار داریم که در آن دستاوردهای گوناگونی خواهیم داشت، از جمله آنکه حیوانات رنگ ها را چگونه می بینند، چگونه از آن استفاده کرده و آن را کنترل می کنند.

گویا آی تی – این نوشته نگاهی عمیق به علم رنگ ها می اندازد، که در دو دهه ی اخیر به دلیل پیشرفت های فناوری، رشد چشمگیری داشته است.
نویسندگان معتقدند که یافته های جدید در مورد رنگ ها در آینده پیامدهای شگفتی در زمینه های مختلف خواهند داشت که می تواند شامل کاربردهای پزشکی باشد.
تیم کارو، یکی از محققان دانشگاه شهر دیویس در کالیفرنیا می گوید:” آگاهی در مورد چگونگی ایجاد رنگ‌ها و درک و کاربرد آن ها می تواند در علوم پزشکی، امنیتی، نظامی و صنعت پوشاک تأثیرات مهمی داشته باشد.
در حالی که بسیاری از ما از مشاهده رنگ ها در دنیا به سادگی می گذریم، علم رنگ ها نقشی حیاتی در نحوه ی درک و تعامل ما با محیط زیست ایفا می کند.
حیوانات از رنگ ها به عنوان ابزاری برای زنده ماندن و تولید مثل استفاده می کنند، و تصمیم گیری در مورد جفت، دوری از حیوانات درنده یا انگل ها می تواند نمونه هایی از کاربرد رنگ ها در زندگی جانوران باشد.

به کمک پیشرفت سریع فناوری هایی که با رنگ ها در اتباط هستند، نظیر طیف‌سنجی نوری، و تصویر سازی دیجیتال، امروزه محققان بهتر متوجه می شوند که علم رنگ ها در مقیاس نانو چه کاربردهایی دارد و درک بهتری از مکانیزم های موجود در درک رنگ ها دارند.
کارو می گوید:” اکنون ما می توانیم بر اساس چیزهایی که یک جانور شکارچی می تواند ببیند، پرسش هایی در مورد نحوه ی تکامل شیوه های استتار حیوانات مطرح کنیم.”
” می توانیم تغییرات ژنتیکی را که در پشت ایجاد رنگ ها در گونه های مختلف حیوانات نهفته است درک کنیم.”
با جمع آوری مطالعات ۲۷ دانشمند در سطح جهان، این پژوهش جدید تصویری از رنگ های انواع مختلف حیوانات و نحوه ی استفاده ی آن ها از رنگ ها برای تعامل با محیط در اختیار ما می گذارد.
زنبورهای کاغذی به دلیل نقش های خاص صورتشان، در به یاد آوردن و شناسایی صورت ها مهارت شگفت انگیزی دارند که به انسان ها بی شباهت نیست.
یک مطالعه نشان داده است که زنبور کاغذی طلایی می تواند اختلاف بین صورت سایر زنبورها و تصاویر مربوط به اشیاء دیگر یا صورت های پیچ و تاب خورده را نیز تشخیص دهد.
در گونه دیگری از زنبورها، به نام زنبورهای کاغذی اروپایی، الگوهای صورت نشان می دهند توانایی زنبور در جنگیدن چگونه است، درست همانطور که کمربند کاراته سطح افراد را در هنر های رزمی نشان می دهد.

در مطالعه ای که اخیرا انجام شده است، محققان متوجه شده اند که هر زنبور چهره ی خاصی دارد که زنبورها با توجه به آن در مورد ورود یا عدم ورود به یک نبرد تصمیم می‌گیرند. تعداد نقطه های سیاه در صورت زنبور نشان می دهد که چقدر احتمال دارد آن ها در یک نبرد پیروز شوند. این توانایی در تشخیص قدرت طرف مقابل، هزینه های متحمل شده در درگیری بین زنبورها را کاهش می دهد.

الیزابت تیبتز، یکی از محققان این پروژه از دانشگاه میشیگان می گوید:” رنگ یک ویژگی بیولوژیکی بسیار مهم است. من در طول سال‌ها مطالعه در مورد خصوصیات رنگ‌ها در زنبورهای کاغذی، مطالب بسیاری در مورد تکامل توانایی فریب دادن، همکاری، و سیستم های حسی و شناختی یاد گرفته ام.”
در حالی که در دنیای ما معمولا تقلید بهترین شکل از تملق و چاپلوسی به شمار می آید، در قلمرو حیوانات تقلید می تواند به معنای اختلاف بین مرگ و حیات باشد.
مطالعه ای دیگر که در این مقاله به آن تأکید شده است نشان می دهد که بیش از ۱۵۰ گونه از مارها، برای ترساندن حیوانات شکارچی از حلقه های رنگی قرمز و مشکی مارهای کشنده ی مرجانی تقلید می کنند و خود را به شکل آن ها در می آورند.

محققان با استفاده از داده های جغرافیایی، اکولوژیکی و رنگ شناسی توانسته اند محل زندگی این مارهای غیر سمی تقلبی را پیدا کنند.
بعلاوه تیم تحقیقاتی دریافته است که تقلید این مارها احتمالا پس از دورانی آغاز شده است که مارهای مرجانی واقعی به وجود آمده اند.
در مورد اینکه حیوانات دنیای رنگی را چگونه می بینند باید گفت که آن ها همیشه طبق قوانینی که ما می شناسیم رفتار نمی کنند، به ویژه اگر محل زندگی آن ها در اقیانوس باشد.
تحقیقات اخیر نشان داده است که میگوی آخوندکی چهار برابر انسان ها گیرنده رنگی دارد. در حالی که ما به گیرنده های قرمز، سبز و آبی محدود هستیم، این میگو ۱۲ گیرنده ی مختلف دارد.

جاستین مارشال، یکی از محققان این پروژه از دانشگاه کوئینزلند می گوید:” برخی از جانوان از فلورسنس یا رنگ های “ارتقا یافته” استفاده می کنند.”
” ما انسان ها این شیوه را برای خودمان بازسازی کرده ایم و به شکل های مختلف از فلورسنس در اشیاء روزمره استفاده می کنیم، برای مثال در خودکارها یا ماژیک های هایلایت، یا برای افزایش قدرت شست و شو برای دست یافتن به رنگ “سفیدتر از سفید”.
بر اساس مطالعه ای که در مورد رنگدانه های پوست انجام شده است، به نظر می رسد که رنگ ها در تکامل انسان نیز نقش مهمی ایفا کرده اند.
این مطالعه نشان داده است که پوست های تیره به عنوان پوششی محافظ در برابر پرتوهای فرابنفش ایجاد شده اند، به ویژه در مناطقی که نزدیک به خط استوا هستند. حمام آفتاب در فصل تابستان، علاوه بر تیره کردن پوست شما می تواند مقدار ویتامین D بدن شما را نیز افزایش دهد.
کارو به مجله‌ی Seeker گفته است:” این موضوع می تواند بر رفتار افراد نیز اثر گذار باشد.”
“برای مثال، افرادی که در آب و هوای شمال اروپا زندگی می کنند تمایل دارند از آفتاب بهاری بیشترین استفاده را ببرند، و پس از گذشت زمستان طولانی، برای ساخته شدن ویتامین D در بدن، حمام آفتاب بگیرند.”

حرکت بسیار سریع مرغ مگس‌خوار و درخشندگی پرهای طاووس می تواند به خوبی نشان دهد که رنگ ها در مقیاس نانو چگونه عمل می کنند.
رازی که پشت رنگین کمانی شدن (هفت رنگ شدن) اشیاء وجود دارد، به تعامل ساختارهای بسیار ریز با نور مربوط می شود. این ساختارها به اندازه ای ریز هستند که به جای وجود رنگدانه ها، از طریق پیچ و تاب دادن نور رنگ ایجاد می کنند.
درک چگونگی عملکرد رنگ ها در سطح ساختاری می تواند برای ساخت و توسعه ی برخی حسگرها با کاربردهای پزشکی و امنیتی سودمند باشد.
با در نظر گرفتن تمام این مطالب، می توانیم انتظار داشته باشیم که دنیا در چند سال آینده رنگی تر شود.
نویسندگان این مقاله معتقدند:” ما در آستانه ی عصر جدیدی از علم رنگ ها قرار داریم و ارتباط این علم با رشته های مختلف نوید وعده های بزرگی را به ما می دهد.”

دانشمندان توانستند از هوا، غذا تولید کنند

دانشمندان با استفاده از دی‌اکسیدکربن و الکتریسیته، غذای پروتئینی تولید کردند. آن‌ها امید دارد که با این روش ریشه‌ی قحطی را از میان ببرند. دانشمندان این غذا را با استفاده از انرژی پانل‌های خورشیدی و دی‌اکسیدکربن هوا تولید کردند.

گویا آی تی – در واقع، غذایی که دانشمندان تولید کرده‌اند در آزمایشگاه و با استفاده از راکتورهای پروتئین تولید شده است. این راکتورها قادر هستند که در یک شبانه‌روز تقریباً یک قاشق پروتئین تولید کنند. نکته‌ی مهم این است که در طی این فرآیند از هیچ‌گونه سمی استفاده نمی‌شود و تنها میزان مشخصی کود و یا یک ماده‌ی مغذی دیگر استفاده می‌شود. بر طبق گفته‌ی دانشمند ارشد مرکز تحقیقات فنی VTTدر فنلاند، یعنی جوها پکا پیتکائن، مواد اولیه برای تولید این غذا، هوا بوده است. او امیدوار است که این فناوری بتواند به صحراها و مناطقی که به قحطی دچار هستند منتقل شود و دیگر در هیچ کجای جهان، چیزی به نام «قحطی» وجود نداشته باشد. همچنین از این غذا می‌توان جهت خوراک دام‌ها نیز استفاده کرد. گفتنی است که غذای مورد نظر، ۱۰ برابر از فتوسنترها کاربردی‌تر است.

کشف یک اتمسفر دارای مولکول های “درخشان” آب در یکی از سیارات خارج از منظومه ی شمسی

برای نخستین بار دانشمندان توانسته اند مولکول های درخشان آب را در اطراف یک سیاره خارج از منظومه ی شمسی پیدا کنند، که بهترین مدرک برای وجود سیاراتی است که دارای لایه استراتوسفر هستند.

گویا آی تی – این کشف بسیار مهم است و می تواند اطلاعات زیادی در مورد علم ژوپیتر (مشتری) های داغ در اختیار ما بگذارد- این سیارات، گروهی از غول های گازی بزرگ هستند که در سراسر کهکشان یافت می شوند، اما حداقل در نزدیکی منظومه ی ما حضور ندارند.
پیش از آنکه از این کشف جدید استراتوسفر بیش از حد ذوق زده شویم، باید توجه کنیم ژوپیترهای داغ مانند سیاره ی تازه کشف شده -WASP-121b، که تقریبا در فاصله ی ۹۰۰ سال نوری زمین قرار دارد – به دلیل جو بسیار داغ آن ها، نشانه هایی از حیات ندارند.
اما داشتن اطلاعات بیشتر در مورد اتمسفر این سیارات می تواند گام مهمی در تشخیص و شناسایی شرایط فیزیکی و شیمیایی دنیاهای ناشناخته باشد؛ دنیاهایی که ممکن است با این کشف جدید، دیگر ناشناخته باقی نماند.

یکی از محققان این پروژه، مارک مارلی از مرکز تحقیقات Ames در ناسا می گوید:” این نتایج بسیار جالب است، چون نشان می‌دهد یکی از ویژگی های مشترک بسیاری از اتمسفرها در منظومه ی شمسی، -لایه ی استراتوسفر گرم – را می توان در سیارات خارج از این منظومه نیز پیدا کرد”.
“اکنون می توانیم فرآیندهای مختلفی را که در اتمسفر سیارات خارجی رخ می دهند، با فرآیند های مشابه ای که در منظومه ی شمسی خودمان اتفاق می افتند مقایسه کنیم.”
این تیم تحقیقاتی با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل، در اتمسفر سیاره ی WASP-121b مولکول های درخشان آب را شناسایی کرده است و بر اساس یک آنالیز طیف بینی نشان داده شده است که مولکول های آب با از دست دادن انرژی به دلیل افزایش حرارت در اتمسفر بسیار داغ سیاره، نور مادون قرمز از خود منتشر می کنند.
وقتی در مورد حرارت بالا صحبت می کنیم، منظور دمایی در حدود ۲۵۰۰ درجه ی سلسیوس ( ۴۶۰۰ درجه ی فارنهایت) در بخش فوقانی اتمسفر است، بنابراین این اتمسفر واقعا داغ است.
در حالی که ما اغلب وجود آب را به عنوان نشانه ای از شانس یافتن حیات روی سیاره های دور دست به شمار می آوریم، احتمال آنکه چنین شرایطی بر سیاره ی WASP-121b حاکم باشد بسیار کم است.

ممکن است فضای این سیاره در چند منطقه مانند مشتری – البته با جرمی معادل ۲/۱ برابر و شعاعی معادل ۹/۱ برابر مشتری- باشد، اما حداقل در یک فاکتور بسیار مهم، اختلاف زیادی با آن دارد.
برخلاف مشتری، که با فاصله ی زیاد و هر ۱۲ سال یکبار به دور خورشید می گردد، مدار بسیار کوتاه سیاره ی WASP-121b موجب می شود که این سیاره تقریبا در ۳/۱ روز یک بار به دور ستاره ی میزبان خود می گردد.
این نزدیکی بسیار زیاد می تواند توجیه کند که چرا ما – یا هر موجود دیگری- نمی تواند روی آن زندگی کند، و اگر این سیاره کمی به ستاره میزبان نزدیک تر بود، احتمالا نیروی گرانش ستاره باعث فروپاشی آن می شد.
در حالی که گرمای جهنمی سیاره به معنای آن است که باید ایده هرگونه بازدید از آن را از سر خود بیرون کنید، وجود این میزان از گرما، فضا را برای درخشیدن مولکول های آب موجود در این سیاره، مناسب کرده است که حتی تا شعاع ۹۰۰ سال نوری قابل مشاهده است.

دریک دمینگ، فضانوردی از دانشگاه ماریلند می گوید:” تا جایی که به سیارات خارج از منظومه ی شمسی مربوط می شود، ما معمولا نمی توانیم از جزئیات این سیارات مشابه سیارات داخل منظومه شمسی مطلع شویم، و باید برای کشف ساختار این سیارات، به تکنیک های غیر مستقیم رو بیاوریم.”
” لایه ی استراتوسفر سیاره ی WASP—۱۲۱b آن چنان داغ است که می تواند موجب درخشیدن بخار آب شود، که پایه ی تحلیل های ما محسوب می شود.”
محققان می گویند که نور درخشان ساتع شده ناشی از افزایش دما به میزان ۵۶۰ درجه سلسیوس (۱۰۰۰ درجه ی فارنهایت) در این سیاره است.
در حالی که هنوز کاملا مشخص نیست چه ترکیبات شیمیایی در لایه ی فوقانی اتمسفر، حجم گسترده ای از نور خورشید را برای این انتقال جذب می کنند، تیم تحقیقاتی احتمال می دهد که مولکول های وانادیوم اکسید و تیتانیوم اکسید در این موضوع دخیل باشند، و تصور می شود که چنین رویدادی تنها در داغ ترین سیارات گازی مشابه مشتری اتفاق می افتد.
حل این معما می تواند به متمرکز شدن مشاهدات آینده برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد دلیل عجیب بودن دنیای سیارات گازی داغ کمک کند و در راستای اصلاح تحقیقات انجام شده برای انواع دیگری از سیارات که ممکن است نشانه هایی از حیات را داشته باشند، موثر واقع شود.
کوین هِنگ، یکی از فضانوردان دانشگاه برن، که این مطالعه را بررسی کرده است می گوید:” مطالعه ی سیارات داغ مشابه مشتری اولین گام برای ارتقا دانش و مهارت، توسعه ی ابزارها و آمادگی برای کشف شرایطی در فضا است که بیشتر به زمین شبیه هستند.”
” این تنها نخستین گام در یک راه طولانی و پر پیچ و خم است.”

تولید مواد غذایی با استفاده از الکتریسیته

پژوهشگران فنلاندی به تازگی با استفاده از سیستمی که انرژی خود را از منابع تجدید پذیر تأمین می کند، موفق به ساخت یک پروتئین تک سلولی شده اند. این پروتئین به اندازه ای مقوی است که می تواند به عنوان یک وعده غذایی مانند شام به کار برده شود.

گویا آی تی – فرآیند ساخت این پروتئین، تنها به الکتریسیته، آب، کربن دی اکسید و میکروب ها نیاز دارد.
این ترکیب خوراکی به عنوان بخشی از پروژه ی تولید غذا از الکتریسیته ساخته شده است، و نتیجه ی همکاری بین دانشگاه لاپینرانتا (LUT) و مرکز تحقیقات فنی VTT در فنلاند است.
در این فرآیند، پس از آنکه مواد خام در یک رآکتور زیستی الکترولیز می شوند، پودری ساخته می شود که بیش از پنجاه درصد آن از پروتئین و ۲۵ درصد آن از کربوهیدرات ها تشکیل شده است – بافت تشکیل دهنده ی این ماده را می توان با تغییر میکروب های به کار رفته در روند تولید، تغییر داد.
طبق اظهارات یکی از دانشمندان ارشد در موسسه ی VTT، به نام یوها-پکا پیتکانن، مرحله ی بعدی، بهینه سازی این سیستم خواهد بود، زیرا در حال حاضر، برای رآکتوری به اندازه ی یک فنجان قهوه، حدود دو هفته طول می کشد تا یک گرم از این پروتئین تولید شود.
پیتکانن در یک مصاحبه ی خبری گفته است:” در حال حاضر ما بر توسعه ی این فناوری تمرکز کرده ایم. که شامل: کارکرد رآکتور، فناوری، بالابردن بهره وری و کنترل فرآیند می شود.”
او پیش بینی کرده است که حدود یک دهه طول می کشد تا یک نمونه کارامدتر از این سیستم در دسترس عموم قرار بگیرد – “شاید ده سال پیش بینی واقع گرایانه ای برای دستیابی به ظرفیت ورود به بازار این محصول- از نظر طی شدن مراحل قانونی و فناوری های لازم- باشد.”
تأثیر احتمالی این ماده ی خوراکی که با استفاده از الکتریسیته و سایر مواد خام در دسترس تولید شده است، بسیار گسترده خواهد بود. در حال حاضر، تنها دو روش برای استفاده از آن مطرح شده است.

در روش اول می توان از آن به عنوان ماده ای برای سیر کردن افراد فقیر و گرسنه و تأمین یک منبع غذایی در مناطقی استفاده کرد که برای تولیدان کشاورزی شرایط مناسبی ندارند.
پیتکانن می گوید که در آینده، ” می توان این فناوری را برای مثال به بیابان ها و سایر مناطقی که با قحطی و خشکسالی روبه رو هستند انتقال داد.”
ماشین ساخته شده می تواند کاملا مستقل از عوامل و شرایط زیست محیطی کار کند، به آن معنا که می تواند به طور پیوسته و در هر جایی به تغذیه ی افراد کمک کند– یرو آهولا، یکی از پروفسورهای دانشگاه LUT در مصاحبه خبری اینگونه توضیح داده است که:”این ماشین به منطقه ای با شرایط مناسب کشاورزی، مانند دما و رطوبت مطلوب و نوع خاصی از خاک نیاز ندارد.”
دومین کاربرد این ماده می تواند کاهش تولید مواد مضردر جهان، از طریق کاهش تقاضا برای تولید دام ها و علوفه و دانه های مورد نیاز برای تغذیه ی آن ها باشد.
اکنون، صنعت تولید گوشت در جهان، حدود ۱۴ تا ۱۸ درصد از تولید گازهای گلخانه ای را به خود اختصاص می دهد، درحالی که زمین های بسیار وسیعی نیز برای تولید مواد غذایی برای خوراک دام ها زیر کشت هستند، که از این پس می توانند کاربری های دیگری داشته باشند.
پروژه ی تولید مواد غذایی از الکتریسیته می تواند حجم کشاورزی غیر پایداری را که برای سیر کردن شکم انسان ها انجام می شود کاهش دهد، چرا که با استفاده از روش های ارزان تر، کم حجم تر و در عین حال تجدید پذیر می توانیم مواد غذایی مورد نیاز خود را تولید کنیم.
از دیگر کاربردهای این فناوری می توان به تولید گوشت در آزمایشگاه یا کشت حشرات نام برد که علاوه بر تولید زباله ی کمتر، انرزی کمتری نیز مصرف می کند.

ساخت قلب مصنوعی با عملکردی شبیه قلب واقعی

دانشمندان موفق شده اند یک قلب مصنوعی نرم و از جنس سیلیکون را با فناوری چاپ سه بعدی بسازند. این قلب، تقریبا مثل قلب انسان می تپد و ما را یک گام دیگر به تعویض قلب های آسیب دیده انسان بدون نیاز به پیوند، نزدیک می کند.

گویا آی تی – حدود ۲۶ میلیون نفر در سراسر جهان از نارسایی قلبی رنج می برند و از طرف دیگر، با کمبود شدید اهدا کننده در سراسر جهان مواجهیم. به همین دلیل، توانایی ساخت قلب های مصنوعی سفارشی ، یک راه حل ارزشمند برای این مشکل چندین ساله خواهد بود.
تیم سازنده این قلب مصنوعی، از دانشگاه ETH زوریخ سوئیس، می گوید نمونه اولیه این قلب می تواند قبل از آنکه موادش از هم پاشیده شود، به مدت نیم ساعت به شکل طبیعی تپش داشته باشد. محققان سخت در تلاش اند تا عملکرد این اختراع جدید خود را بهبود بخشند.
یکی از اعضای این تیم تحقیقاتی، نیکولاس کورس، می گوید: “هدف ما ساخت یک قلب مصنوعی است که تقریبا به اندازه قلب خود بیمار باشد و تا حد امکان از از فرم و عملکرد قلب واقعی تقلید کند”.

این قلب سیلیکونی، درست مثل قلب واقعی انسان، دارای بطن چپ و راست است. یک حفره اضافه هم دارد که به عنوان موتور قلب عمل کرده و پمپ خارجی را به کار می اندازد.
مکانیزم عملکرد این قلب به این صورت است که این حفره سوم، از هوای فشرده پر و خالی شود و به این ترتیب، خون در بطن ها حرکت کند. در انجام آزمایش های مختلف روی این قلب مصنوعی، از مایعی با ویسکوزیته (گرانروی) مشابه خون استفاده شد.

این قلب مصنوعی، ۳۹۰ گرم وزن (۱۳٫۸ اونس) و ۶۷۹ سانتی متر مکعب حجم دارد (۴۱ اینچ مکعب) و کمی سنگین تر از قلب واقعی انسان با همین اندازه، می باشد. محققان امیدوارند این نمونه مصنوعی، در نهایت جایگزین پمپ های مکانیکی شود. آن پمپ ها همیشه یا در معرض خطر شکستگی یا عوارضی را در بدن ایجاد می کنند.
در حال حاضر، این پمپ های مکانیکی برای افرادی که نارسایی قلبی آنها بهبود یافته یا منتظر دریافت قلب اهدایی هستند، به کار می روند.
هر قلب سیلیکونی، فقط تا ۳ هزار تپش کار می کند. به همین دلیل، قدرت مواد سازنده و عملکرد این قلب باید به شکل قابل توجهی افزایش یابد. اما باز هم ساخت یک قلب مصنوعی نرم مثل یک قلب واقعی، آن هم با فناروی چاپ سه بعدی، یک شروع فوق العاده است.

کورس می گوید: “این فقط یک آزمایش بود که امکان پذیر بودن ساخت این گونه قلب ها را بررسی می کرد. هدف ما این نبود که قلبی را آمادگی کامل برای پیوند ارائه دهیم. بلکه می خواستیم از زاویه دیگری به ساخت قلب های مصنوعی نگاه کنیم”.
حتی اگر نتوانیم نمونه ای که با چاپ سه بعدی ساخته شده را به طول کامل جایگزین قلب واقعی انسان کنیم، باز هم این امید هست که بتوانیم با این فناوری بافت های آسیب دیده قلب را بازسازی نماییم. در ماه گذشته، دانشمندان توضیح دادند که برنامه ریزی ژنتیکی در یک ماهی دریایی، چگونه می تواند قفل شناخت سلول های بنیادی انسان برای ساخت بافت قلب را باز کند.

در عین حال، در اوایل سال جاری یک تیم تحقیقاتی از موسسه پلی تکنیک ورچستر (WPI) از برگ های اسفناج برای تولید بافت قلب استفاده کرد. آنها نمونه قلب مصنوعی خود را با رگ هایی که می توانستند خون را حمل کنند تکمیل نمودند.
ما هنوز راه زیادی تا ساخت یک جایگزین کامل برای قلب انسان یا رشد مجدد آن در پیش داریم. اما اینکه هر روز یک گام به این هدف نزدیکتر می شویم، واقعا هیجان انگیز است.
نتایج این تحقیق در نشریه Artificial Organs منتشر شده است.

کشف قدرت برنامه ریزی خارق العاده کلاغ ها؛ مانند انسان ها و میمون ها

درست زمانی که تصور می کردیم کلاغ ها، دیگر بیشتر از این نمی توانند باهوش باشند، تحقیق جدیدی انجام شد که نشان می داد کلاغ ها، درست مثل انسان ها و میمون ها می توانند در مورد آینده برنامه ریزی کنند. آنها حتی از میمون ها هم بهتر می توانند ابزارها را مبادله کرده و مورد استفاده قرار دهند. سطح خودکنترلی یک کلاغ، از یک کودک چهار ساله هم بیشتر است.

گویا آی تی – یافته های جدید نشان می دهند که برنامه ریزی برای اتفاقات آینده، قابلیتی است که بعد از پیوند اجداد پرندگان با پستانداران در بیش از ۳۰۰ میلیون سال پیش، در کلاغها به وجود آمده و به تدریج تکامل یافته است.
ماتیاس اوسوات، سرپرست محققان در این تحقیق، از دانشگاه لاند سوئد در مصاحبه با ScienceAlert گفت: “نتایج ما نشان می دهند که کلاغ ها می توانند مجموعه ای از مهارت های مختلف را برای انجام کارهایی مشابه آنچه میمون ها انجام می دهند، به کار بگیرند”.
اوسوات می گوید تیم تحقیقاتی اش همان آزمایش هایی که در تحقیق قبلی روی میمون ها انجام داده بود را روی کلاغ ها نیز تکرار کرده و دریافته است که کالغ ها، در استفاده از ابزارها و مبادله آنها موفق تر هستند؛ حتی اگر از قبل چنین مهارتهایی را آموزش ندیده باشند.

بر کسی پوشیده نیست که خانواده کلاغ ها، که شامل گونه های کلاغ معمولی (crow) و غراب ها (raven) می شود، در جهان پرندگان از لحاظ باهوش بودن شهرت فراوانی دارند. وقتی از ترافیک برای باز کردن آجیل های باز استفاده نمی کنند، می توانند پازل های جابجایی آب را بهتر از یک کودک پنج ساله حل کنند.
البته این تنها بازی حل مسئله ای نیست که آنها در آن پیروز می شوند. کلاغ هایی مانند “سرده غربی” (western scrub-jay ؛ یا Aphelocoma californica) وقتی می خواهند برای غذای خود برنامه ریزی کنند، می توانند صبحانه روز بعد را نیز تهیه کنند. این پرنده های مغرور و باهوش، برای آنکه بعدا گرسنه نمانند، انواع خاصی از غذاها را در جایی که دست هیچکس به آنها نمی رسد، ذخیره می کنند.

غراب ها، (Ravens؛ corvus corax) نیز مانند خویشاوندان خود در خانواده “سرده ها”، ترفندهایی برای ذخیره مواد غذایی دارند. اما تاکنون، محققان تصور می کردند که این رفتار به دلیل یادگیری ذخیره مواد غذایی از سایر حیوانات است، نه مجموعه ای گسترده از مهارتهای مربوط به برنامه ریزی که مشابه مهارت های انسان و میمون باشد.
برای نگاه دقیق تر به این موضوع، تیم تحقیقاتی مذکور این پرندگان را در مجموعه ای از آزمایشها مورد بررسی قرار دادند. این آزمایش ها قبلا در روی میمون های بزرگ انجام شده بود.
اولین آزمایش، این موضوع را بررسی کرد که آیا کلاغها می توانند برای رویدادهای ۱۵ دقیقه آینده برنامه ریزی کنند یا خیر.
بعد از آموزش غرابها، جهت استفاده از یک ابزار خاص برای باز کردن یک جعبه، تیم تحقیقاتی آن ابزار را به مدت یک ساعت از پرندگان دور کرد. وقتی محققان برگشتند، جلوی هر پرنده چند شیء قرار دادند که یکی از آنها هم ابزار بازکردن در جعبه بود.
وقتی ۱۵ دقیقه گذشت، جعبه را بازگردادند و یک جایزه داخل آن گذاشتند. در اکثر موارد، غراب ها همان ابزار درست را انتخاب می کردند و با نرخ ۸۶ درصد، موفق می شدند در جعبه را با آن باز کنند.

برای آزمایش بیشتر، محققان زمان انتظار را به ۱۷ ساعت افزایش دادند. یک بار دیگر، غراب ها در معرض آزمایش انتخاب ابزار قرار گرفتند و این بار، نرخ موفقیت آنها ۸۹ درصد بود.
سپس، محققان مهارت مبادله در غراب ها را محک زدند. برای آغاز بازی، کلاغها مجبور بودند از میان چند شیء ، شیء مناسب برای مبادله غذا را انتخاب کنند.
قرار بود پاداش آنها که یک غذا بود، تا روز بعد به آنها نشان داده نشود. برای آنکه بتوانند جایزه وعده داده شده را دریافت کنند، لازم بود شیء انتخابی خود را جایی نگه دارند تا بعدا از آن استفاده نمایند.
هر چند که آنها در زندگی خود از این ابزارها استفاده نکرده بودند، اما نتایج ما نشان داد که مهارت کلاغ ها در مبادله کردن، بیش از شامپانزه ها، بنابوها و اورانگوتان ها بود. مهارت این پرندگان در مدیریت ابزارها نیز در سطح میمون های بزرگ بود.
تیم تحقیقاتی، این موضوع را نیز بررسی کرد که آیا غراب ها می توانند خودکنترلی داشته باشند یا خیر.
این بار، مجموعه ای از ابزارهای باز کردن در جعبه، نشانه های مبادله ای و اشیای پرت کننده حواس مقابل پرندگان قرار گرفت. این تیم، یک جایزه فوری هم در در کنار جایزه قبلی در جعبه قرار داد. در این آزمایش، غراب ها اجازه داشتند فقط یک مورد را انتخاب کنند.

با وجود وسوسه ی دستیابی به آن پاداش فوری، اما ۷۰ درصد غراب ها ترجیح می دادند برای دستیابی به آن پاداش بهتری که داخل جعبه بود، صبر کنند و ابزار باز کردن در جعبه را انتخاب می کردند. در این آزمون، عملکرد غراب ها هم از میمون ها و هم از کودکان چهار ساله بهتر بود.
این نتایج، علاه بر آنکه هوش بالای غراب ها را نشان می داد، در واقع نشانه هایی به دست می داد که بیانگر میزان تکامل توانایی های شناختی آنها، از زمان پدید آمدن اجداد مشترک پرندگان و پستانداران در ۳۲۰ میلیون سال پیش، بودند.
اوسوات به ScienceAlert گفت: “جالبترین چیزی که متوجه شدیم، آن بود که در این پرندگان فقط یک مهارت تکامل نیافته، بلکه ترکیبی از آنها رشد کرده است. بسیار جالب است که این تکامل در حدی بوده که آنها می توانند آن مهارتها را تکرار کنند و آنها را در کنار هم به کار بگیرند”.
نتایج این تحقیق در نشریه Science به چاپ رسیده است .

استفاده از باکتری در حرکت میکروربات ها

ممکن است این خبر مانند بریده ای از یک رمان علمی تخیلی به نظر برسد، ولی پژوهشگران توانسته اند به کمک باکتری های موجود در مایعات، روشی برای حرکت میکرو موتورها پیدا کنند. برای نخستین بار، یک تیم تحقیقاتی موفق شده است تا سازه های بسیار ریز ملخ مانند (ملخ هواپیما) را با تغییر دادن شرایط نوری، در یک جهت بچرخانند.

گویا آی تی – این میکرو موتورهای جدید را می توان با هزینه ای کم، به تعداد انبوه تولید کرد و از آن برای رساندن داروها به اهداف خاص در روند درمان بیماری ها استفاده کرد.
روبرتو دی لئوناردو، یکی از نویسندگان ارشد این مقاله، از دانشگاه ساپینزا در رم، می گوید:” ما می توانیم مجموعه های بزرگری از این روتورها را بسازیم که به صورت مستقل کنترل شده و از نور به عنوان تنها منبع انرژی خود استفاده می کنند.”
“طراحی جدید، در مقایسه با تلاش های پیشین، که با اتکا بر باکتریهای گونه طبیعی و سازه های تخت، کار می کردند، سرعت چرخشی بسیار بالایی را با کاهش قابل توجه در نوسانات ادغام کرده است.”

این میکرو روبات ها، ممکن است از نظر اندازه کوچکتر از یک میلی متر باشند، اما قرار است مشابه گروهی از مورچه های هماهنگ، تأثیر بسیار مهمی روی انواع کاربردها، از بهبود دریافت داروها به اعضای بدن و تشخیص بیماریها گرفته تا جابه جایی اشیاء بزرگ مانند اتومبیل ها داشته باشند.
در طول دهه گذشته، پژوهشگران به دنبال روش هایی بودند تا با استفاده از باکتری ها بتوانند نیروی حرکت این ماشین های بسیار ریز را تأمین کنند. در یکی از این مطالعات، مشخص شد که می توان از سیگنال های نور برای کنترل حرکات باکتری ها استفاده کرد، که آن ها نیز در عوض می توانند موجب حرکت میکرو روبات ها شوند.
در حالی که پژوهشگران موفق شده اند این میکرو روبات ها را حرکت دهند، به دلیل حرکات پیچیده و نا منظم باکتری ها، هنوز نتوانسته اند حرکت آن ها را در سرعتی ثابت تنظیم کنند. مشکل اصلی در این بخش آن است که مایعات پر از باکتری، تنها در صورتی می توانند منبعی قابل اعتماد از سوخت برای میکرو روبات ها باشند که تمام باکتری ها در یک جهت حرکت کنند.
برای مقابله با این مشکل، دی لئوناردو و تیم او یک میکرو موتور ساخته اند که می تواند منبع بسیار کوچکی از باکتری های اشریشیا کلی را در خود جای دهد. این باکتری ها حرکتی آرام داشته و به نور حساس هستند. در لبه های خارجی این موتور بسیار کوچک و در حال چرخش، ۱۷ محفظه کوچک با سطح شیبدارهای زاویه دار وجود دارد.
زمانی که باکتری به سوی این میکرو موتور شنا می کند، سطوح شیبدار باکتری را به سوی این اتاقک های می فرستند. حرکت تاژک های این باکتری ها، باعث می شود که میکرو موتور بچرخد، و دقیقا همانطور که آب در حال جریان، یک آسیاب آبی را می چرخاند، این میکرو موتور را به حرکت وا می دارد.
در مرحله بعد تیم تحقیقاتی مجموعه ای از میکرو موتورها و باکتری های موجود در مایع را در معرض تابش های یک منبع نور قرار دادند. آن ها توانستند شدت نور را با استفاده از الگوریتمی که در بازه های ۱۰ ثانیه ای، به مجموعه نور می تاباند، تنظیم کنند.
با تنظیم کردن شدت نور، پژوهشگران توانستند هر یک از این میکروموتورها را تقریبا با سرعتی ثابت، در یک جهت بچرخانند.
طبق اظهارات دی لئوناردو :” این دستگاه ها می توانند در آینده به عنوان عملگرهای بسیار کم هزینه و قابل دفع در میکرو روبوت ها به کار گرفته شوند و در جمع آوری و طبقه بندی سلول ها در آزمایشگاه های مینیاتوری زیست-پزشکی موثر باشند.”

ساخت دستگاهی برای بازی با ذهن

ابزاری که بتواند نت های موسیقی را بر اساس سیگنال های مغز یک فرد، منتشر کند، جدید ترین نمونه از فناوری کنترل ذهن است که می تواند به افراد مبتلا به نقص های حرکتی کمک کند تا ارتباط بهتری با دنیا برقرار کنند.

گویا آی تی – دستگاهی که عصب شناسان، آن را Encephalophone نام گذاری کرده اند، قرار نیست که به زودی وارد ۴۰ اختراع برتر دنیا شود، اما می تواند به افرادی که دچار سکته شده اند یا معلولیت های حرکتی دارند، کمک کند تا با موسیقی ارتباط برقرار کنند، اقدامی که نشان داده شده است می تواند در روند درمانی ان ها تأثیر مهمی داشته باشد.
با توجه به اینکه تنها با گذشت یک دهه از معرفی روش ثبث نوار مغزی، می توانیم از امواج صوتی برای بررسی فعالیت مغز استفاده کنیم، ترکیب صداهای الکترونیکی با امواج مغز، پدیده جدیدی نخواهد بود.
چیزی که در این نوآوری جدید است، میزان دقت و صحتی است که داوطلبان در تغییر دادن برخی نت های خاص در یک گام موسیقی، به کار برده اند.
مدت ها است که تلاش های مختلفی برای استفاده از رابط های مغزی با کامپیوتر (BCI) در ساخت موسیقی انجام شده است و برخی از آن ها نیز موفق بوده اند.
در سال ۲۰۱۱، محققانی در بریتانیا، از یک رابط BCI استفاده کردند تا به بیماران امکان انتخاب و تغییر شدت مجموعه ای از نت های از پیش تعیین شده را با تمرکز کردن روی آیکون های یک صفحه نمایش بدهند.

اما به کار گرفتن تمرکز برای فشردن یک دکمه مجازی، با انتخاب دقیق نت ها در یک گام موسیقی، زمین تا آسمان تفاوت دارد.
پیشرفت های صورت گرفته در فناوری BCI به تدریج موجب می شوند که امکان کنترل بیشتری روی فناوریهای مختلف وجود داشته باشد، و افرادی که به نحوی کنترل اعضای حرکتی خود را از دست داده اند بتوانند دوباره راه بروند، اجسام را در دست بگیرند یا حتی رانندگی کنند.

یا در این حالت خاص، یک کیبورد مجازی را بنوازند.
یکی از محققان این طرح، توماس دوئل از موسسه علوم عصب شناسی سوئد و دانشگاه واشنگتن، که خود نیز در عین حال یک عصب شناس و یک نوازنده است می گوید:” ما در وهله اول می خواستیم ثابت کنیم افراد تازه کار – کسانی که هیچ آموزشی در مورد Encephalophone ندیده اند- می توانند دستگاه را با دقتی که بهتر از حالت تصادفی است، کنترل کنند.”
Encephalophone دستگاهی است که مجموعه های مختلفی از امواج مغزی را برای کنترل یک پیانو به کار می گیرد.
امواج مغزی معمولا اشکالی از فعالیت های الکتریکی هستند که در اثر نوسان های بسیار ناچیز ولتاژ در طول اعضای سلول ها در سیستم عصبی مرکزی، تولید می شوند.
الگوهای مختلف تغییر ولتاژ، فرکانس های مختلفی را ایجاد می کنند که از فرکانس های کوچک امواج دلتا، تا فرکانس های بزرگ امواج گاما متغیر هستند. تغییر در فعالیت ها در سراسر مغز، چه به صورت تغییر در میزان هوشیاری یا تمرکز باشد، می تواند تغییراتی جزئی در الگوهای مختلف امواج ایجاد کنند.
در این مورد خاص پژوهشگران امواج آلفا –که PDR نیز نامیده می شوند- و امواج مو را از بخش های تصویری و حرکتی قشر مغز جمع آوری کرده اند.
برای کالیبره کردن دستگاه، ۱۵ داوطلب بزرگسال از دو روش استفاده کردند. روش اول، باز کردن و بستن چشم ها به مدت ۱۵ ثانیه برای تغییر فعالیت قشر بینایی، و روش دوم، مشاهده کردن باز و بسته کردن دست راست افراد بود.

هر دو روش تغییرات صورت گرفته در فعالیت مغز را با هشت مقدار، در امتداد گام دو ماژور موسیقی مرتبط ساختند.
پس از برگزاری یک جلسه فردی مختصر به عنوان تمرین، از داوطلبان خواسته شد که یک نت را با سه بوق از Encephalophone تطبیق دهند.
نتایج به دست آمده، حیرت انگیز نبود، اما از حالت تصادفی بهتر بود.
دوئل می گوید:” این تازه کاران عملکرد نسبتا خوبی داشتند، که بسیار بهتر از احتمال شانسی بودن این موفقیت در اولین تلاش آن ها است.”
مطالعات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی می تواند برای افرادی که دچار مشکلات عصبی ناشی از سکته هستند، مزایای درمانی داشته باشد.
برای افرادی که پیش از آنکه توانایی صحبت کردن یا استفاده از اعضای خود را از دست داده باشند، نوازندگی می کرده اند، ساخت موزیک قطعا اثراتی فراتر از مزایای درمانی خواهد داشت – نوازندگی می تواند به آن ها کمک کند که هویت از دست رفته خود را مجددا پیدا کنند.
دوئل می گوید:” من فکر کردم که استفاده از یک ابزار رابط کامپیوتری-مغزی برای نواختن موسیقی بدون نیاز به حرکت، می تواند کار فوق العاده ای باشد.”
دوئل و همکارانش با افراد بیشتری در ارتباط هستند تا متوجه شوند که با آموزش های بیشتر تا چه اندازه می توانند عملکرد افراد در استفاده از Encephalophon را بهبود ببخشند.
طبق اظهارات دوئل:” Encephalophone پتانسیل خوبی برای بهتر کردن روند بهبود بیمارانی دارد که دچار سکته مغزی شده اند، یا ناتوانی های حرکتی دارند.”

ساخت دستگاهی برای بازی با ذهن

ابزاری که بتواند نت های موسیقی را بر اساس سیگنال های مغز یک فرد، منتشر کند، جدید ترین نمونه از فناوری کنترل ذهن است که می تواند به افراد مبتلا به نقص های حرکتی کمک کند تا ارتباط بهتری با دنیا برقرار کنند.

گویا آی تی – دستگاهی که عصب شناسان، آن را Encephalophone نام گذاری کرده اند، قرار نیست که به زودی وارد ۴۰ اختراع برتر دنیا شود، اما می تواند به افرادی که دچار سکته شده اند یا معلولیت های حرکتی دارند، کمک کند تا با موسیقی ارتباط برقرار کنند، اقدامی که نشان داده شده است می تواند در روند درمانی ان ها تأثیر مهمی داشته باشد.
با توجه به اینکه تنها با گذشت یک دهه از معرفی روش ثبث نوار مغزی، می توانیم از امواج صوتی برای بررسی فعالیت مغز استفاده کنیم، ترکیب صداهای الکترونیکی با امواج مغز، پدیده جدیدی نخواهد بود.
چیزی که در این نوآوری جدید است، میزان دقت و صحتی است که داوطلبان در تغییر دادن برخی نت های خاص در یک گام موسیقی، به کار برده اند.
مدت ها است که تلاش های مختلفی برای استفاده از رابط های مغزی با کامپیوتر (BCI) در ساخت موسیقی انجام شده است و برخی از آن ها نیز موفق بوده اند.
در سال ۲۰۱۱، محققانی در بریتانیا، از یک رابط BCI استفاده کردند تا به بیماران امکان انتخاب و تغییر شدت مجموعه ای از نت های از پیش تعیین شده را با تمرکز کردن روی آیکون های یک صفحه نمایش بدهند.

اما به کار گرفتن تمرکز برای فشردن یک دکمه مجازی، با انتخاب دقیق نت ها در یک گام موسیقی، زمین تا آسمان تفاوت دارد.
پیشرفت های صورت گرفته در فناوری BCI به تدریج موجب می شوند که امکان کنترل بیشتری روی فناوریهای مختلف وجود داشته باشد، و افرادی که به نحوی کنترل اعضای حرکتی خود را از دست داده اند بتوانند دوباره راه بروند، اجسام را در دست بگیرند یا حتی رانندگی کنند.

یا در این حالت خاص، یک کیبورد مجازی را بنوازند.
یکی از محققان این طرح، توماس دوئل از موسسه علوم عصب شناسی سوئد و دانشگاه واشنگتن، که خود نیز در عین حال یک عصب شناس و یک نوازنده است می گوید:” ما در وهله اول می خواستیم ثابت کنیم افراد تازه کار – کسانی که هیچ آموزشی در مورد Encephalophone ندیده اند- می توانند دستگاه را با دقتی که بهتر از حالت تصادفی است، کنترل کنند.”
Encephalophone دستگاهی است که مجموعه های مختلفی از امواج مغزی را برای کنترل یک پیانو به کار می گیرد.
امواج مغزی معمولا اشکالی از فعالیت های الکتریکی هستند که در اثر نوسان های بسیار ناچیز ولتاژ در طول اعضای سلول ها در سیستم عصبی مرکزی، تولید می شوند.
الگوهای مختلف تغییر ولتاژ، فرکانس های مختلفی را ایجاد می کنند که از فرکانس های کوچک امواج دلتا، تا فرکانس های بزرگ امواج گاما متغیر هستند. تغییر در فعالیت ها در سراسر مغز، چه به صورت تغییر در میزان هوشیاری یا تمرکز باشد، می تواند تغییراتی جزئی در الگوهای مختلف امواج ایجاد کنند.
در این مورد خاص پژوهشگران امواج آلفا –که PDR نیز نامیده می شوند- و امواج مو را از بخش های تصویری و حرکتی قشر مغز جمع آوری کرده اند.
برای کالیبره کردن دستگاه، ۱۵ داوطلب بزرگسال از دو روش استفاده کردند. روش اول، باز کردن و بستن چشم ها به مدت ۱۵ ثانیه برای تغییر فعالیت قشر بینایی، و روش دوم، مشاهده کردن باز و بسته کردن دست راست افراد بود.

هر دو روش تغییرات صورت گرفته در فعالیت مغز را با هشت مقدار، در امتداد گام دو ماژور موسیقی مرتبط ساختند.
پس از برگزاری یک جلسه فردی مختصر به عنوان تمرین، از داوطلبان خواسته شد که یک نت را با سه بوق از Encephalophone تطبیق دهند.
نتایج به دست آمده، حیرت انگیز نبود، اما از حالت تصادفی بهتر بود.
دوئل می گوید:” این تازه کاران عملکرد نسبتا خوبی داشتند، که بسیار بهتر از احتمال شانسی بودن این موفقیت در اولین تلاش آن ها است.”
مطالعات نشان داده است که گوش دادن به موسیقی می تواند برای افرادی که دچار مشکلات عصبی ناشی از سکته هستند، مزایای درمانی داشته باشد.
برای افرادی که پیش از آنکه توانایی صحبت کردن یا استفاده از اعضای خود را از دست داده باشند، نوازندگی می کرده اند، ساخت موزیک قطعا اثراتی فراتر از مزایای درمانی خواهد داشت – نوازندگی می تواند به آن ها کمک کند که هویت از دست رفته خود را مجددا پیدا کنند.
دوئل می گوید:” من فکر کردم که استفاده از یک ابزار رابط کامپیوتری-مغزی برای نواختن موسیقی بدون نیاز به حرکت، می تواند کار فوق العاده ای باشد.”
دوئل و همکارانش با افراد بیشتری در ارتباط هستند تا متوجه شوند که با آموزش های بیشتر تا چه اندازه می توانند عملکرد افراد در استفاده از Encephalophon را بهبود ببخشند.
طبق اظهارات دوئل:” Encephalophone پتانسیل خوبی برای بهتر کردن روند بهبود بیمارانی دارد که دچار سکته مغزی شده اند، یا ناتوانی های حرکتی دارند.”

تله پاتی رویا یا واقعیت؟

علاقه به تله پاتی از دیر باز و شاید از زمان جنگ جهانی دوم بوجود آمد و جزو رویاهای محقق نشده ی انسانی است. تمایل انسانها به خوانش ذهن دیگران یا به زبان ساده تر اینکه بدانند دیگران در مورد آنها چه فکری می کنند همیشه وجود داشته است؛ و یا از راه دور و بدون حضور فیزیکی و از طریق ذهن بتوانند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند. در واقع تله پاتی دسترسی به اطلاعاتی است که در فکر شخص دیگری وجود دارد.

گویا آی تی – بی شک میل رسیدن به همین رویا باعث شده تا شرکتی فناورانه طی تلاشی علمی بتواند ابزاری تولید کند که این مهم را فرآهم آورد؛ این فناوری اکنون فقط قادر است مشاهده ی داخل مغز و بدن را البته با جزئیات دقیق فراهم آورد.
شرکت آمریکایی open water این سیستم را طراحی کرده و به نظر می رسد اکنون فقط در خدمت علم پزشکی است و به دلیل توانایی امکان مشاهده ی داخل بدن می تواند تومور های مغزی، خونریزی های شدید و یا شریان های مسدود را تشخیص دهد.
ابزار جدید مانند ام آر آی عمل می کند با این تفاوت که برخلاف روش ام آر آی که از امواج رادیویی و میدان های مغناطیسی بهره می برد؛ سیستم جدید از اشعه ی مادون قرمز برای اسکن مغز و بدن استفاده می کند. این سیستم با امکان آشکار سازی دمای بدن توانایی اسکن کامل بدن انسان را با وضوحی کامل و شبیه به دستگاه ام آر آی دارد.
این فناوری قادر است اطلاعات حافظه، فکر و عواطف را به صورت غیر تهاجمی دانلود و آپلود نماید
گرچه این ابزار کمک شایانی به علم پزشکی می کند اما هدف نهایی این شرکت از طراحی این سیستم برقراری ارتباط و تله پاتی بین انسان هاست که در طی ۸ سال آینده برنامه ریزی شده است.
به نظر شما در ۸ سال آینده می توانیم فکر یکدیگر را بخوانیم و تله پاتی به طور واقعی اتفاق می افتد؟