راه‌کارهای ناشناس ماندن در فضای آنلاین

راه‌کارهای ناشناس ماندن در فضای آنلاین

اکثر کاربران فضای آنلاین در هنگام استفاده از اینترنت، ناشناس باقی نمی‌مانند. اگر به دنبال دستیابی به چنین هدفی هستید، آنگاه راه‌کارهای ناشناس ماندن در زیر می‌توانند به شما در این باره یاری برسانند.

در فضای آنلاین، اگر نهادی تبلیغاتی شما را هدف قرار ندهد، آنگاه شاید هکری بخواهد که گذرواژه شما را به سرقت ببرد. هر چند که این روزها ناشناس ماندن در فضای آنلاین نسبت به گذشته سخت‌تر شده، اما در هر صورت همچنان راه‌کارهای گوناگونی جهت نیل به این هدف وجود دارند. در ادامه به 5 راه‌کار متفاوت جهت محافظت از هویت و اطلاعات حساس شما در فضای اینترنت می‌پردازیم.

هر وقت که توانستید از حالت خصوصی مرورگر خود استفاده کنید

راه‌کارهای ناشناس ماندن در فضای آنلاین

وب‌گردی در حالت خصوصی یکی از ساده‌ترین راه‌کارهایی است که با استفاده از آن می‌توانید تا حدودی ترافیک اینترنتی خود را ناشناس نگه دارید. حال سؤال اینجا است که این ویژگی چگونه کار می‌کند؟ هر زمان که از یک وب‌سایت استفاده می‌کنید، در واقع کوکی‌هایی را از خود به جای می‌گذارید. این کوکی‌ها بر روی رایانه شما ذخیره شده و بسته به نوع وب‌سایت‌هایی که از آن‌ها بازدید می‌کنید، حجم متفاوتی نیز خواهند داشت. کوکی‌ها به صفحات وب اجازه می‌دهند تا تجربه‌ای متناسب با شما را ارائه دهند. مثلا فیسبوک می‌تواند تبلیغاتی را در رابطه با مک‌بوک جدیدی که شما در گوگل جست‌و‌جو کرده‌اید، به شما نمایش داده یا اینکه یوتیوب می‌تواند تشخیص دهد که شما پیش‌تر به دنبال ویدیوهای مربوط به گلکسی نوت 9 گشته‌اید. در نهایت اینکه وب‌سایت‌ها می‌توانند از طریق کوکی‌ها، فعالیت‌های شما را در فضای آنلاین زیر نظر داشته باشند.

جهت جلوگیری از موارد بالا، می‌توانید از حالت خصوصی مرورگر خود بهره ببرید. تمامی مرورگرهای امروزی از این ویژگی هم در نسخه موبایل و هم در نسخه دسکتاپ برخوردار هستند. این مرورگرها به شما هشدار می‌دهند که شاید اپراتورهای اینترنت و یا سایرین، همچنان بتوانند فعالیت شما را زیر نظر داشته باشند، اما در هر صورت حالت خصوصی همانند “Icognito” گوگل کروم می‌تواند شما را در مقابل خود وب‌سایت‌ها و همچنین مشاهده تاریخچه وب‌گردی از جانب سایر کاربران، تا حدود زیادی محفوظ نگه دارد.

از موتورهای جست‌و‌جوی گوگل، یاهو و یا بینگ استفاده نکنید

گوگل، بینگ و یاهو را می‌توان سه موتور جست‌وجوی پرطرفدار به حساب آورد، اما این سه گزینه جهت نمایش تبلیغات مرتبط و ارائه سرویس‌های شخصی‌سازی شده، بیشترین اطلاعات را نیز از کاربران خود جمع‌آوری می‌کنند. اگر هم به حساب خود وارد شده باشید، آنگاه این موتورها می‌توانند نام، آدرس ایمیل، تاریخ تولد، جنسیت و شماره تلفن شما را نیز گردآوری نمایند. علاوه بر این‌ها، گوگل و بینگ می‌توانند  اطلاعاتی مهم همانند موقعیت مکانی دستگاه، اطلاعات دستگاه، آدرس IP و داده‌های کوکی را نیز جمع‌آوری کنند.

بدین ترتیب، یکی از راه‌کارهای ناشناس ماندن در فضای آنلاین می‌تواند استفاده از سرویس‌هایی همانند DuckDuckGo باشد. این سرویس یک موتور جست‌و‌جوی مستقل بوده و نتایج جست‌و‌جوی شخصی‌سازی شده را نیز به شما نمایش نمی‌دهد. نتایج جست‌و‌جو در این سرویس برای افراد مختلف، تفاوتی نداشته و همچنین عبارات مورد جست‌و‌جوی شما نیز جمع‌آوری و یا ذخیره نمی‌شوند. این موتور جست‌و‌جو ادعا کرده که هیچ اطلاعاتی را به تبلیغ‌کنندگان نمی‌فروشد که این موضوع نیز بدین معنا است که دیگر، کاربران مورد هدف تبلیغات هدفمند (همانند آنچه که در گوگل یا سایر وب‌سایت‌ها نمایش داده می‌شود) قرار نمی‌گیرند.

اگر بنا به دلایلی نمی‌توانید از موتور جست‌و‌جوی گوگل دست بکشید، آنگاه می‌توانید حداقل با اعمال تنظیماتی، کمتر مورد هدف قرار بگیرید. جهت انجام این کار به حساب گوگل خود وارد شده و به بخش “Privacy & Personalization” بروید. در اینجا باید بر روی گزینه “Ad personalization” کلیک کنید. اگر گزینه “Ad personalization” بر روی “ON” قرار دارد، آن را به “OFF” تغییر دهید. البته می‌توانید تمامی وب‌سایت‌ها و برندهایی را نیز که شما را ردیابی می‌کنند، مشاهده کنید و به‌جای غیرفعال کردن کلی این ویژگی، این کار را به‌صورت انتخابی انجام دهید.

آدرس IP و موقعیت مکانی خود را مخفی کنید

راه‌کارهای ناشناس ماندن در فضای آنلاین

یکی دیگر از راه‌کارهای ناشناس ماندن در فضای آنلاین، مخفی کردن آدرس IP است. این آدرس آسان‌ترین راه جهت پیگیری فعالیت‌های شما است. اگر شخصی از آدرس IP شما اطلاع داشته باشد، آنگاه می‌تواند موقعیت جغرافیایی سرور میزبان آن آدرس را پیدا کرده و بدین ترتیب نیز می‌تواند تا حدودی به یافتن موقعیت مکانی شما نزدیک‌تر شود. راه‌کارهای مختلفی جهت مخفی کردن آدرس IP و موقعیت مکانی شما وجود دارد.

راه‌کار اول این است که از یک VPN استفاده کنید. در واقع یک VPN می‌تواند آدرس IP شما را مخفی کند که البته یک پراکسی نیز چنین کاری را انجام می‌دهد (حتی گاهی اوقات، بهتر). VPN در واقع یک شبکه خصوصی و رمزنگاری شده است که نقش یک تونل را در شبکه عمومی اینترنت ایفا کرده و می‌تواند وب‌سایت و کاربران را به یکدیگر متصل کند. به هر حال، VPN‌های امروزی کاری بیش از رمزنگاری داده‌های شما را انجام می‌دهند. با استفاده از VPN می‌توانید سرور موردنظر خود جهت اتصال را در سرتاسر جهان انتخاب کنید. بدین ترتیب می‌توانید منشاء داده‌های خود را به‌صورت مجازی تغییر دهید. بهترین VPN‌ها از ردیابی فعالیت‌های شما خودداری می‌کنند (برخی‌ها تاریخچه اقدامات شما را ذخیره می‌کنند). برخی دیگر نیز از قابلیت‌هایی همانند از بین بردن تعویض‌ها (kill switches) برخوردار هستند؛ با استفاده از این ویژگی، اگر تغییراتی در رمزنگاری مشاهده شود، آنگاه اتصال شما نیز قطع خواهد شد.

البته می‌توانید از TOR نیز استفاده کنید. TOR یا همان The Onion Router یک شبکه از تونل‌های مجازی است که به مردم و گروه‌های مختلف اجازه می‌دهد تا حریم خصوصی و امنیت خود را در فضای آنلاین بهبود بخشند. وب‌گردی با استفاده از TOR شبیه این است که به‌طور همزمان از صدها پراکسی مختلف که به‌صورت دوره‌ای و تصادفی تغییر می‌کنند، استفاده کنید.

از ایمیل و ارتباطات ناشناس استفاده کنید

استفاده از VPN، پراکسی و TOR می‌تواند آدرس IP شما را تا حدودی مبهم نگه دارد، اما ارسال ایمیل‌ها چالشی متفاوت‌تر است. فرض کنیم که می‌خواهید ایمیلی را به شخصی ارسال کنید، اما نمی‌خواهید که آن شخص از آدرس ایمیل شما مطلع شود. در حالت کلی در این باره دو راه وجود دارند.

راه‌حل اول این است که از یک نام مستعار استفاده کنید. در اینجا منظور از نام مستعار، یک آدرس ارسال است. هنگامی‌که از طریق یک نام مستعار به ارسال ایمیل می‌پردازید، گیرنده تنها آدرس ارسال را مشاهده خواهد کرد، نه ایمیل واقعی شما را. از آنجایی که تمامی ایمیل‌ها به صندوق ورودی عادی شما ارسال می‌شوند، پس این روش می‌تواند آدرس ایمیل واقعی شما را مخفی نگه دارد. البته این رویه شما را از دریافت ایمیل‌های ناخواسته (اسپم) محافظت نخواهد کرد.

راه‌حل دوم نیز این است که از یک حساب ایمیل نه چندان مهم استفاده کنید. این کار به دو طریق انجام می‌شود: یکی اینکه می‌توانید حساب ایمیل جدیدی را با استفاده از یک نام تقلبی ایجاد کرده و آن را جهت رفع نیازهای خود به‌کار گیرید. راه دیگر نیز این است که از یک سرویس ایمیل موقت استفاده کنید. این سرویس‌ها، آدرس‌های ایمیل موقتی را برای شما ایجاد کرده و پس از مدتی نیز نسبت به حذف آن‌ها اقدام می‌کنند. بنابراین جهت ثبت‌نام در وب‌سایت‌هایی که به آن‌ها اعتماد ندارید و یا جهت جلوگیری از دریافت اسپم‌های فراوان، می‌توانید از چنین سرویس‌هایی بهره جویید.

استفاده از VPN و آدرس ایمیل‌های ناشناس می‌تواند هویت شما را مخفی نگه دارد، اما همچنان این احتمال وجود دارد که ایمیل‌های شما از طریق یک واسطه رهگیری شوند. جهت جلوگیری از این موضوع، می‌توانید ایمیل‌های خود را پیش از ارسال با استفاده از پروتکل HTTPS رمزنگاری کنید. از این طریق، رمزنگاری SSL/TLS به تمامی مکاتبات شما اضافه خواهد شد. جهت انجام گفتگوهای مبتنی بر وب نیز می‌توانید از TOR Chat یا Crytopchat استفاده کنید. شکستن رمزنگاری این سرویس‌ها بسیار مشکل است.

با استفاده از TAILS، ردی از خود به جای نگذارید

آیا می‌خواهید که هیچ ردی را بر روی کامپیوتر خود به جای نگذارید؟ راه‌کاری وجود دارد که با استفاده از آن می‌توانید پشت رایانه خود نشسته، آنلاین شده، به انجام امورات خود پرداخته و سپس بدون برجای گذاشتن هیچ ردی، رایانه خود را ترک کنید. شما می‌توانید هر کامپیوتر متصل به اینترنتی را مورد استفاده قرار داده و البته هیچ ردی را چه آنلاین و چه آفلاین از خود به جای نگذارید. این راز، یک سیستم‌عامل لینوکس است که TAILS یا همان The Amnesiac Incognito Live System نامیده می‌شود. TAILS به‌گونه‌ای طراحی شده تا بر روی یک حافظه ساده همانند یک درایو USB قرار گیرد. بدین ترتیب شما می‌توانید آن را به هر کامپیوتری متصل کرده و سپس به اجرای آن بپردازید.

پس از اتصال به رایانه، TAILS به‌صورت اتوماتیک TOR را بارگذاری کرده و صفحه اصلی سیستم‌عامل را نیز باز می‌کند. بدین ترتیب می‌توانید امورات موردنظر خود را به انجام برسانید. از آنجایی که همه چیز از طریق درایو فلاش شما بوت شده، پس هیچ ردی از شما بر روی کامپیوتر مورد استفاده باقی نمی‌ماند. به علاوه، رمزنگاری TOR باعث می‌شود تا تمامی فعالیت‌های آنلاین شما از جمله فایل‌ها، ایمیل‌ها و پیغام‌های فوری نیز غیرقابل ردیابی باقی بمانند. در اصل می‌‎توانید زندگی دیجیتال خود را در داخل جیب خود قرار داده و هیچ کس نیز از آن اطلاعی پیدا نکند.

هر زمان که خواستید می‌توانید TAILS را مستقیما از طریق این آدرس دانلود کنید. علاوه بر این‌ها، TAILS به‌صورت خودکار به‌روزرسانی می‌شود تا امنیت خود را بهبود بخشیده و مطمئن شود که ردی از کاربران آن به جای نمی‌ماند. شاید این سیستم‌عامل قدرت و یا قابلیت‌های ذخیره‌سازی مشابه ویندوز را نداشته باشد، اما در هر صورت امن‌ترین سیستم‌عامل است.

نوشته راه‌کارهای ناشناس ماندن در فضای آنلاین اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بررسی گوشی هواوی نوا ۷i: میان‌رده‌ای با دوربین پرچم‌دار

سیاست شرکت هواوی عرضه دو سری گوشی پرچم‌دار و چندین گوشی میان‌رده با مشخصات و اندکی طراحی متفاوت مبتنی بر یک زبان طراحی و سخت‌افزار است. این شرکت چینی که زیر شدیدترین فشارهای تحریمی از سوی کشور ایالات متحده قرار دارد؛ هرگز از برنامه‌های خود عقب ننشسته و پس از عرضه گوشی‌های سری پی ۴۰ و نوا ۷، سراغ میان‌رده‌ها رفت. اوایل سال ۲۰۲۰ میلادی، میان‌رده‌های پی ۴۰ لایت (P40 Lite)، نوا ۷ آی (Nova 7i)، نوا ۷ اس ایی (Nova 7 SE) و پیش‌تر از آن‌ها نوا ۶ اس ای (Nova 6 SE) در کشورهای مختلف معرفی شدند.

تمامی این گوشی‌ها از مشخصات و شکل ظاهری یکسانی برخوردار هستند و فقط در باندهای فرکانسی اندک تفاوتی دارند که نشان می‌دهد هریک از این میان‌رده‌ها برای یک بازار هدف طراحی و عرضه شده است. نوا ۷ اس ای کمی ظاهر متفاوت‌تری به خود گرفته و از مشخصات به‌روزتری برخوردار است تا پیش‌روترین میان‌رده هواوی در اواسط سال ۲۰۲۰ باشد.

در این مقاله، می‌خواهیم سراغ بررسی اختصاصی گوشی هواوی نوا 7i برویم که به نظر می‌رسد یکی از بهترین میان‌رده‌های بازار امسال خواهد بود.

طراحی

گوشی نوا 7i را باید یک اسمارت‌فون نسبتا بزرگ محسوب کنیم. صفحه‌نمایش ۶.۴ اینچی آن به همراه ابعاد ۱۵۹.۲ در ۷۶.۳ در ۸.۷ میلی‌متر به گوشی وزن و سایز بزرگ داده است. این حس را اولین باری که گوشی را به دست بگیرید؛ در خواهید یافت. وزن گوشی ۱۸۳ گرم است که چندان زیاد نیست ولی وقتی با گوشی مانند پی ۳۰ لایت مقایسه کنید؛ این‌طور حس خواهید کرد که سنگین‌تر و همین‌طور دارای قطر و ابعاد بزرگ‌تری است. قطعا افرادی که طرفدار گوشی‌های خوش قد و بالا هستند یا دستان کشیده و بزرگ‌تری دارند؛ با هواوی نوا 7i راحت‌تر بوده و لذت بیشتری از آن می‌برند.

زبان طراحی کلی این گوشی همانند اسمارت‌فون‌های سری نوا ۷ و همین‌طور پرچم‌دارهای سری پی ۴۰ است. یک سوراخ یا حفره ناچ زیبا و نسبتا کوچک در بالا، گوشه سمت چپ صفحه‌نمایش می‌بینیم که محل تعبیه دوربین سلفی و حسگرها است. سیستم دوربین چهارگانه مربعی در پنل پشتی گوشی و گوشه بالا سمت چپ نیز به شدت خودنمایی می‌کند.

یک تفاوت بزرگ هواوی نوا ۷ آی با نوا ۷ و همین‌طور پی ۴۰ در چینش دوربین‌ها است. تقریبا در میان گوشی‌های معرفی شده هواوی در سال ۲۰۲۰ فقط این گوشی است که از طراحی دوربین‌های مربعی سود می‌برد و مابقی همگی از چینش دوربین‌های عمودی بهره‌مند هستند تا این سیستم دوربین مربعی یک وجه تمایز بزرگ برای تشخیص هواوی 7i از دیگر اسمارت‌فون‌های هواوی باشد.

طراحی این گوشی زیبا و دل‌نشین است. جنس صفحه‌نمایش شیشه‌ای بوده ولی فریم دور آن و بدنه پشت از جنس پلاستیک استفاده شده است تا مشخص شود با یک گوشی میان‌رده روبه‌رو هستیم. این بدنه پلاستیکی از کیفیت بالایی برخوردار است و هنگامی که نوا 7i را در دست می‌گیرید؛ ابدا احساس بدی نسبت به آن نخواهید داشت و برعکس تصور می‌کنید یک گوشی خوب و رده بالا را در دست دارید.

این گوشی در رنگ‌های مشکی، سبز و آبی صورتی عرضه می‌شود که ما در حال بررسی مدل سبز رنگ آن بودیم. سبزی که در نور آفتاب می‌درخشد و در سایه، شخصیت و ابهت خاصی به گوشی خواهد داد. در عوض، جنس پنل پشتی باعث می‌شود اثر انگشت، گرد و غبار و پرزهای بیشتری دیده شود تا سطح صاف و صیقلی کار به چشم نیاید. اگر به تمیزی پنل پشتی اهمیت زیادی می‌دهید؛ تقریبا هر روز باید با دستمال آن را پاک کنید.

در لبه بالایی حاشیه بسیار کمی دیده می‌شود و بیشتر صفحه‌نمایش به چشم می‌آید ولی در لبه پایینی شاهد مقداری حاشیه هستیم که کمی توی ذوق می‌خورد. همین حاشیه هم باعث شده نسبت صفحه‌نمایش به بدنه ۸۳.۵ درصد ثبت شود تا یک اسمارت‌فون کاملا بی‌حاشیه نباشد.

هواوی حسگر اثر انگشت را به کنار گوشی و روی کلید روشن/خاموش صفحه‌نمایش قرار داده است و درست در بالای آن کلیدهای تنظیم صدا قرار دارند. به این ترتیب، کلید روشن/خاموش گوشی با تورفتگی و سطحی بیشتری نسبت به کلیدهای تنظیم صدا طراحی شده است که اتفاقا کار با آن لذت‌بخش‌تر می‌شود. هنگامی که نیاز دارید اثر انگشت شما ثبت شود؛ کافی است انگشت خود را برای چند ثانیه روی این کلید نگاه دارید.

هواوی در کناره بدنه پایین، بلندگو، جک هدفون و درگاه USB-C برای شارژ گوشی را کار گذاشته و در کناره بالا هم شاهد شیار سیم‌کارت معمولی و شیار نانوسیم‌کارت هستیم که می‌تواند برای کارت حافظه نانو استفاده شود. در جعبه این گوشی علاوه بر شارژر ۴۰ واتی، هدفون‌ سفید رنگ و دفترچه‌های راهنما، شاهد یک قاب محافظ ژله‌ای و بی‌رنگ هم هستیم که می‌تواند برای شروع، شما را از خرید یک قاب مجزا بی‌نیاز کند.

سخت‌افزار و کارایی

هواوی برای این میان‌رده خود پردازنده نسبتا قدرتمند کایرین ۸۱۰ را انتخاب کرده است. یک تراشه SoC با فناوری ساخت هفت نانومتری و هشت هسته فیزیکی که دو هسته با معماری Cortex-A76 و سرعت کلاک بالای ۲.۲۷ گیگاهرتز کار می‌کنند و ۶ هسته باقیمانده در معماری Cortex-A55 و سرعت کلاک هسته ۱.۸۸ گیگاهرتزی هستند تا مصرف انرژی بهینه‌سازی شود. همچنین، این پردازنده مرکزی موبایل دارای یک واحد پردازش عصبی (NPU) نیز هست تا با فناوری هوش مصنوعی اختصاصی هواوی ترکیب شده و عملکرد بسیار مطلوبی از خود نشان دهد.

کایرین ۸۱۰ یک پردازنده جدید نیست و روی برخی گوشی‌های خانواده قبلی نوا هم این تراشه را مشاهده کردیم ولی در محک‌زنی و تست‌ها، از میان‌رده‌های کوالکام از جمله تراشه اسنپدراگون ۷۱۰ و ۷۳۰ عملکرد بهتری دارد. در محک‌زنی‌ها، پردازنده‌هایی مانند اسنپدراگون ۸۵۵، کایرین ۹۸۰ یا سامسونگ اگزینوس ۹۸۲۰ از این پردازنده عملکرد بهتری دارند. فراموش نکنیم که اسنپدراگون ۸۵۵ روی پرچم‌دارهایی مانند گلکسی اس ۹ و نوت ۹ نشسته است. در واقع، شاهد حرکت پردازنده‌های پرقدرت به سوی گوشی‌های میان‌رده هستیم.

در تست‌هایی هم که خود ما روی هواوی نوا 7i با نرم‌افزار محک‌زنی 8.4.1  Antutu Benchmark انجام دادیم؛ امتیاز کلی بسیار خوب ۲۹۸۴۳۴ و امتیاز ۹۳۱۷۹ برای پردازنده به دست آمد. این امتیاز از بسیاری میان‌رده‌های بازار، حتی متعلق به خود شرکت هواوی مانند آنر ۹ ایکس نیز بالاتر است.

در کنار این پردازنده شاهد هشت گیگابایت حافظه رم و ۱۲۸ گیگابایت فضای ذخیره‌سازی هستیم که دیگر برای گوشی‌های امروزی حتی میان‌رده‌ها معمولی به نظر می‌رسد. اگر فضای ذخیره‌سازی بیشتری نیاز دارید؛ می‌توانید با کارت حافظه‌های نانو ظرفیت گوشی را تا ۲۵۶ گیگابایت دیگر افزایش دهید.

هشت گیگابایت رم وقتی با پردازنده‌ قدرتمندی مانند کایرین ۸۱۰ ترکیب می‌شود؛ کمک می‌کند تا هر اپلیکیشنی حتی بازی‌های ویدیویی سنگین و پیچیده با رزولوشن بالا روی گوشی اجرای روانی داشته باشند. امتیاز حافظه در محک‌زنی Antutu امتیاز ۶۳۳۳۶ است که از میانگین امتیاز ۵۷۹۷۰ برای این گوشی نیز بالاتر است.

پردازنده گرافیکی هواوی نوا 7i هم مشابه غالب میان‌رده‌های هواوی Mali-G52 MP6 است. این تراشه گرافیکی نیز به نسبت رقبای اسنپدراگونی خود عملکرد بهتری نشان می‌دهد و در محک‌زنی Antutu امتیاز ۸۴۷۲۷ را به دست آورد که حتی از میانگین امتیازهای ثبت شده برای این تراشه و کایرین ۸۱۰ بالاتر است. محک‌زنی گوشی هواوی پی ۴۰ لایت در بخش GPU امتیاز ۵۶۶۹۳ را ثبت کرده که نشان می‌دهد عملکرد گرافیکی هواوی نوا 7i بالاتر و بهتر است. به همین دلیل، بازی‌های با گرافیک سنگین سریعا روی گوشی اجرا شده و کمترین لگی هم ندارند.

صفحه‌نمایش

هواوی نوا 7i به نمایشگر ال‌سی‌دی ۶.۴ اینچی +Full HD از جنس LTPS IPS مجهز شده است. این صفحه‌نمایش دقت تصویری ۲۳۱۰ در ۱۰۸۰ پیکسل با تراکم ۳۹۸ پیکسلی در هر اینچ دارا است و مساحت تقریبی آن ۱۰۱.۴ سانتی‌متر مربع است. اشاره کردیم نسبت صفحه‌نمایش به بدنه ۸۳.۵ درصد است و جز حاشیه مشخص پایین بدنه، جلوی گوشی تماما با صفحه‌نمایش شیشه‌ای پوشش داده شده است. حساسیت این پنل نمایشگر هم ۴۸۰ دی‌پی‌آی است و از نرخ بازسازی تصاویر ۶۰ فریم بر ثانیه سود می‌برد.

هنگامی که با این صفحه‌نمایش کار می‌کنید؛ چند عکس گرفته و به تماشای آن‌ها می‌نشینید یا اینکه چندین بازی پر زرق و برق‌دار رویش اجرا می‌کنید؛ متوجه کیفیت، شفافیت، وضوح تصویر و تمیزی کیفیت آن خواهید شد. به‌ویژه اینکه در پشت این صفحه‌نمایش واحد گرافیکی Mali-G52 MP6 با موتور گرافیکی OpenGPL 3.2 قرار گرفته است و پنل نمایشگر هم کیفیت ساخت بالایی دارد.

سوراخ ناچ اصلا مزاحمتی ایجاد نمی‌کند و شاید در بسیاری از مواقع اصلا فراموش کنید صفحه‌نمایش گوشی شما سوراخ است! چشم‌تان هم کم‌کم به تو رفتگی علامت‌های سمت چپ بالای صفحه‌نمایش عادت می‌کند. کیفیت آیکون‌ها و نوشته‌ها در صفحه‌نمایش به حدی خوب است که احساس رضایت شما را به دنبال داشته باشد.

رنگ‌ها از هم تمیز داده می‌شوند و کوچک‌ترین سایه یا جزئیاتی در تصاویر و اپلیکیشن‌ها مشخص است. نمی‌توان ایراد خاص و بزرگی به این صفحه‌نمایش گرفت ولی واضح است که نسبت به نمایشگر پرچم‌داران؛ به‌ویژه نمایشگر گوشی‌های سامسونگ کیفیت پایین‌تری دارد. در کل بایستی گفت برای یک میان‌رده، صفحه‌نمایش خوبی است و از عمق رنگ، رزولوشن و کیفیت لازم برخوردار است.

وقتی در نور آفتاب با این گوشی کار می‌کردیم؛ شدت تابش آفتاب مزاحمتی ایجاد نمی‌کرد و همه‌چیز واضح بود. شیشه مات این صفحه‌نمایش چنین قابلیتی فراهم می‌کند تا در نور خورشید باز هم بتوانید با صفحه‌نمایش و گوشی کار کنید.

نرم‌افزار، رابط کاربری و مخزن اپلیکیشن‌های هواوی

روی گوشی هواوی نوا 7i اندروید ۱۰ با پوسته اختصاصی هواوی EMUI نسخه ۱۰.۰.۱ نصب شده است. پس، این شانس را دارید که از جدیدترین نسخه اندروید که ویژگی‌های جالبی دارد و نسبت به نسخه‌های قبلی در مصرف انرژی بهینه‌تر شده؛ بهره ببرید.

اما همان‌طور که همه می‌دانیم؛ در سال ۲۰۲۰ روی هیچ گوشی هواوی اپلیکیشن‌ها و سرویس‌های گوگل نصب نشدند و از جی‌میل، گوگل مپس، گوگل کروم و دیگر برنامه‌های محبوب گوگل خبری نیست. علاوه بر این‌ها، سرویس و اپلیکیشن گوگل‌پلی نیز روی هواوی نوا 7i نصب نیست.

شاید سوال کنید به جای سرویس‌های گوگل چه اپ‌هایی نصب شده یا چگونه می‌توان اپلیکیشن‌های جدید را از اپ‌استورهای اندرویدی نصب کرد؟ باید بگویم جای هیچ نگرانی نیست؛ چون هواوی فروشگاه نرم‌افزارهای اختصاصی خودش به نام AppGallery را راه‌اندازی کرده است و روز به روز اپلیکیشن‌های بیشتری در آن عرضه می‌شوند.

بسیاری از اپ‌هایی که برای شروع کار با یک گوشی نیاز داشته باشید؛ در اپ‌گالری هواوی یافت شده و به راحتی روی گوشی نصب خواهند شد. البته، گاهی هم مجبور شدیم برای نصب یک اپلیکیشن، فایل APK آن را به طور مستقیم از روی اینترنت دانلود و بعد روی اندروید نصب کنیم. برخی اپلیکیشن‌ها در اپ‌گالری هستند ولی در کنار آن‌ها علامت «به‌زودی» درج شده است که نشان می‌دهد طی چند هفته آینده وارد این فروشگاه می‌شوند.

هواوی برای جبران کمبود سرویس‌های گوگل، سیستم HMS یا سرویس‌های موبایل هواوی را عرضه کرده است و گوشی نوا 7i جزو اولین اسمارت‌فون‌های مبتنی بر سیستم HMS است. اپ‌گالری هواوی بخشی از سیستم HMS است و اپلیکیشن‌های دیگری برای مکان‌یابی و موقعیت جغرافیایی، اعلان‌ها، مرورگر وب و فیدخوان روی آن عرضه شدند.

در اولین تجربه کار با یک گوشی بدون سرویس‌های گوگل، کمبود و کاستی شدیدی احساس نکردیم و مانند همیشه یک تجربه کاربری خوب و روان روی گوشی هواوی شاهد هستیم. در بسیاری از بخش‌ها، فقط نام اپلیکیشن‌ها تغییر یافته است و عملکرد تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد، اگرچه بعضی اپلکیشن‌ها در کارکرد خودشان دچار برخی اختلال‌ها می‌شوند و بایستی امید داشت به مرور این نواقص نیز برطرف شده و یا جایگزین‌های کاملی برای‌شان معرفی شود.

رابط کاربری و محیط نرم‌افزاری گوشی مانند گذشته است و تغییر بزرگی دیده نمی‌شود. صفحه هوم با مهم‌ترین اپلیکیشن‌ها و ویجت‌های ساعت و تاریخ پر شدند. خبری از کلیدهای ناوبری قدیمی اندروید نیست و شما با ژست‌های حرکتی می‌توانید اپلیکیشن‌ها را باز و بسته کنید یا اینکه میان اپ‌های مختلف سوییچ داشته باشید.

برای این منظور، با سوایپ از کناره‌های نمایشگر می‌توان به عقب برگشت یا با سوایپ از لبه پایین می‌توان یک اپ را بست یا میان اپ‌ها حرکت کرد. برای دسترسی به منوی همبرگری اندروید هم باید از ژست حرکتی سوایپ از گوشه‌های بالای نمایشگر استفاده کرد. در مرورگر وب هواوی، برای بازگشت به صفحه قبلی و بعدی کافی است صفحه را به چپ و راست سوایپ کنید. این تجربه کاربری می‌تواند هم جذاب و هیجان‌انگیز باشد و هم کمی کار کردن با گوشی را سخت کند تا به مرور به آن عادت کنید.

البته، در بخش تنظیمات این قابلیت وجود دارد که ناوبری قدیمی سه کلید هوم معروف را دوباره برگردانید. وقتی صفحه هوم را به سمت چپ سوایپ کنید؛ یک صفحه متفاوت با آنچه در گذشته شاهد بودیم را مشاهده کرده که بخش‌های اصلی آن نمایش جدیدترین مطالب روی وب است. شما به مرور می‌توانید این صفحه را سفارشی‌سازی کنید. رابط کاربری، آیکون‌ها و محیط گرافیکی برنامه‌ها همان زیبایی و کاربرپسندی همیشگی خود را حفظ کردند و شما خیلی سریع به آن‌ها عادت و شاید فراموش کنید خبری از گوگل، سرویس‌ها و اپلیکیشن‌هایش روی این گوشی نیست.

دوربین

به جذاب‌ترین بخش این بررسی، یعنی دوربین‌های گوشی هواوی نوا 7i رسیدیم. به نظرم، یکی از دلایل خرید این گوشی باید سیستم دوربین چهارگانه و قدرتمندش باشد که مشخصاتی مشابه سیستم دوربین‌های پرچم‌دارهای بازار دارد ولی روی یک گوشی میان‌رده نشسته است. شک نکنید لذتی که با دوربین‌های این گوشی می‌برید و کیفیت، امکانات و قابلیت‌هایی که در نرم‌افزار دوربین گوشی خواهید داشت؛ دست کمی از پرچم‌دارهای هواوی و حتی دیگر پرچم‌دارهای بازار در سال ۲۰۲۰ ندارد.

این گوشی شامل چهار دوربین در قاب مربعی است که هریک وظیفه خاصی برعهده دارند. دوربین اصلی از نوع واید ۲۶ میلی‌متری با سنسور ۴۸ مگاپیکسلی و اندازه ۰.۸ میکرومتر برای هر پیکسل است. اندازه لنز 1/2.0 اینچ، دهانه دیافراگم f/1.8 و فوکوس خودکار با قابلیت تشخیص فاز از دیگر مشخصات دوربین اصلی است. این دوربین قابلیت ثبت چند فریم و ترکیب آن‌ها برای ساخت بهترین عکس با بالاترین کیفیت را دارد. همین‌طور، از فناوری‌های بهینه‌سازی تصاویر با پردازش تصویر و کاهش نویز عکس‌های RAW سود می‌برد.

دوربین دوم از نوع فوق عریض و ۸ مگاپیکسلی با دهانه f/2.4 و دوربین سوم ۲ مگاپیکسلی برای عکس‌برداری ماکرو با دهانه f/2.4 و لنز واید ۲۷ میلی‌متری است. در نهایت، دوربین چهارم یک سنسور تشخیص عمق تصویر با اندازه سنسور 1/5.0 اینچ، گشودگی دهانه f/2.4 و اندازه هر پیکسل 1.75 میکرومتر است. این چهار دوربین در یک جایگاه مربعی قرار گرفته‌اند و یکی از قدرتمندترین سیستم‌های دوربین در میان میان‌رده‌های بازار را شکل می‌دهند. این سیستم از یک فلاشر نیز برخوردار است که البته در زیر باکس دوربین‌ها نصب شده است. دوربین اصلی نوا 7i از قابلیت‌هایی مانند عکاسی سوپر ماکرو، HDR، پانوراما، تایم‌لپس، اسلوموشن، پرتره و حالت شب پشتیبانی می‌کند. افزون بر این‌ها، قابلیت فیلم‌برداری فول اچ‌دی و 2160p با نرخ ۳۰ فریم در ثانیه را دارد.

نرم‌افزار دوربین نوا 7i با میان‌رده‌های دیگر هواوی تفاوتی ندارد. در یک نوار باریک، مهم‌ترین حالت‌های عکاسی یا فیلم‌برداری قرار دارند که با اسکرول این نوار می‌توانید هریک را انتخاب و کلید دایره‌ای شاتر را برای ثبت عکس بزنید. در بخش More می‌توانید حالت‌های عکاسی پیشرفته‌تری مانند سوپر ماکرو، اسلوموشن، پرو، اچ‌دی‌آر، Aperture برای پیاده‌سازی افکت بوکه روی سوژه‌ها و پانوراما را پیدا کنید. در صفحه اصلی نرم‌افزار و نوار بالای آن هم تنظیمات فلش، فعال‌سازی قابلیت هوش مصنوعی، افکت‌های عکاسی و تنظیمات دیگر قرار دارند.

در طول روز و محیط بیرون که نور به اندازه کافی هست؛ تصاویر فوق‌العاده زیبا و با کیفیتی ثبت می‌شود. به‌ویژه اگر قابلیت هوش مصنوعی دوربین روشن باشد که توانایی شناسایی سوژه را نیز دارد و می‌تواند به طور خودکار رنگ‌ها را بهتر و عمیق‌تر نشان دهد.

با توجه به لنز واید قدرتمندی که روی این گوشی تعبیه شده است؛ عکس‌های واید و اولتراواید زاوید بسیار بزرگ‌تری را پوشش داده و اجازه می‌دهند شما کل یک سوژه و محیط اطراف آن را بدون نیاز به جابه‌جایی یا بزرگ‌نمایی بیش از حد، در یک عکس ثبت کنید:

بزرگ‌نمایی دیجیتال 6X دوربین نیز کیفیت نسبتا بالایی دارد. البته، اگر خیلی به سوژه نزدیک شوید یا اصطلاحا روی آن زوم کنید؛ در حالت تصویربرداری عادی، کیفیت عکس‌ها چندان خوب نمی‌شود ولی با استفاده از تنظیمات پیشرفته دوربین تصاویر بهتری می‌توان گرفت:

یک نمونه دیگر از زوم ترکیبی دیجیتال دوربین گوشی نوا 7i را ببینید:

گوشی نوا ۷ آی برای تصویربرداری در نور کم و حالت شب از سیستم هوش مصنوعی و نوردهی ۶ ثانیه‌ای بهره می‌برد تا جزئیات بیشتری در تصویر ثبت و کیفیت عکس بالاتر برود. در غالب اوقات نیازی نیست که به طور دستی گزینه Night را برای عکاسی در شب انتخاب کنید بلکه به محض اینکه در نور کم و شب بخواهید عکس بگیرید؛ به طور خودکار این قابلیت روشن می‌شود. عکس‌های حالت شب دوربین نوا 7i کیفیت مورد انتظار ما را ندارند و مقداری ناپایداری در آن‌ها دیده می‌شود. برخی تصاویر بهتر و برخی تصاویر با حالت عکاسی عادی تفاوتی ندارند:

تصویر سمت چپ در حالت عادی دوربین و تصویر سمت راست در حالت شب عکاسی شده است:

عمق رنگ‌ها، نمایش جزئیات و پردازش‌های تصویری که در حالت شب دوربین‌های پرچم‌دار شاهد هستیم را اینجا نمی‌بینیم و به وضوح، عکس‌ها نسبت به تصاویر در روز روشن کیفیت پایین‌تری دارند؛ تصویر سمت چپ در حالت عادی و تصویر سمت راست در حالت شب:

یک عکس پانوراما هم با این دوربین گرفتیم که در زیر مشاهده می‌کنید:

یکی از جذاب‌ترین قابلیت‌های دوربین، حالت سوپر ماکرو است تا از کوچک‌ترین و ریزترین جزئیات از فاصله نزدیک ۴ سانتی‌متری عکاسی کنید؛ ویژگی که در دوربین‌های DSLR به همراه لنزهای مخصوص شاهد هستیم. چند عکس زیر در حالت سوپر ماکرو گرفته شدند:

تصاویر بیشتری از دوربین گوشی نوا 7i را در حالت‌های مختلف عکاسی مشاهده می‌کنید:

دوربین سلفی این گوشی ۱۶ مگاپیکسلی با اندازه سنسور 1/3.1 و گشودگی دهانه دیافراگم f/2.0 است. می‌توانید انتظار داشته باشید عکس‌های سلفی بسیار زیبا و تمیزی برای شبکه‌های اجتماعی و یادگیری با این گوشی بگیرید. باید دقت داشته باشید همیشه نور کافی باشد تا کیفیت تصاویر سلفی افت نکند. در نور کم، جزئیات تارتر می‌شود و عمق رنگ چندانی را شاهد نیستیم:

باتری و وای‌فای

هواوی برای گوشی نوا 7i خود به سراغ یک باتری لیتیوم پلیمری بدون قابلیت تعویض با ظرفیت بالای ۴۲۰۰ میلی‌آمپرساعتی رفته است. ظرفیتی که غالبا در گوشی‌های بزرگ و پرچم‌دار از جمله هواوی پی ۴۰ پرو شاهد هستیم. این باتری نوید مدت زمان شارژ بیشتری به کاربران می‌دهد. انتخاب باتری از جنس لیتیوم پلیمری باعث شده بدون اینکه وزن گوشی افزایش زیادی داشته باشد؛ شارژ بیشتری در اختیار کاربران قرار بگیرد. در کنار این باتری، هواوی فناوری شارژ سریع ۴۰ واتی را برای این گوشی انتخاب کرده و یک شارژر ۴۰ واتی در جعبه می‌بینیم.

به ادعای هواوی، این باتری در مدت ۳۰ دقیقه از صفر تا ۷۰ درصد شارژ می‌شود و ۴۵ دقیقه‌ای به طور کامل شارژ شده است ولی در تست‌های ما بین ۵۵ تا ۶۰ دقیقه شارژ کامل طول می‌کشد که باز برای باتری با ظرفیت ۴۲۰۰ میلی‌آمپری خوب است.

از اواخر شب تا صبح، چندین بار قفل گوشی را باز کرده و ساعت را خوانده یا زنگ هشدار ساعت را روشن و خاموش کردیم. در نهایت، صبح فقط ۱ درصد از شارژ باتری کسر شده بود. به این ترتیب، در حالت خواب یا استندبای تا چندین روز نیازی به شارژ مجدد ندارد. اگر به طور مرتب از گوشی استفاده کنید؛ بازی و ویدیو اجرا کرده و در اینترنت مشغول گشت‌زنی و وب‌گردی باشید؛ در پایان روز باید گوشی را به شارژ بزنید. خود هواوی چندین حالت مصرف باتری را پیشنهاد داده است که می‌توانید برحسب نیاز و کاربری خود یک حالت را انتخاب کنید. بیشتر کاربران گزینه Performance Mode را انتخاب می‌کنند تا بهترین عملکرد را در هر بخش شاهد باشند و بتوانند یک روز کامل از گوشی استفاده کنند.

این گوشی در بخش ارتباطات از وای‌فای دو بانده 802.11ac، وای‌فای دایرکت، بلوتوث ۵ و GPS سود می‌برد. انتظار زیادی است که از وای‌فای ۶ (جدیدترین و سریع‌ترین استاندارد وای‌فای دنیا) پشتیبانی کند و مجهز به وای‌فای ۵ است. در بخش اتصالات شبکه‌های موبایل هم از مودم LTE Cat 13 و VolTE پشتیبانی می‌کند تا حداکثر سرعت دانلود روی دیتا به مرز ۶۰۰ مگابیت برسد. البته، در ایران سرعت اینترنت موبایل بسیار پایین‌تر از این مقدار است. در تست‌های روی وای‌فای، سرعت دانلود ۳۷.۱ مگابیت و آپلود ۱۲ مگابیت ثبت شده و روی دیتا سرعت ۵۶ مگابیت به دست آمد.

حرف آخر

با خرید یک گوشی ۳۰۰ یورویی میان‌رده چه چیزهایی به دست می‌آوریم؟ طراحی زیبا و مشابه پرچم‌دارهای گوشی‌های هواوی، دوربین باکیفیت و همه‌کاره که شاید کمی از پرچم‌دارها پایین‌تر باشد؛ باتری بزرگ ۴۲۰۰ میلی‌آمپرساعتی و مدت زمان شارژ بیش از یک روز با شارژر ۴۰ واتی، سخت‌افزار قدرتمند برای اجرای هر بازی ویدیویی و در نهایت صفحه‌نمایشی که تفکیک و عمق رنگ خوبی دارد.

اگر بخواهیم از کاستی‌ها و ضعف‌های این گوشی حرف بزنیم؛ شاید بشود به کیفیت ساخت نه چندان بالای بدنه گوشی به‌ویژه در پنل پلاستیکی پشتی و اپ‌گالری نسبتا خلوتش اشاره کنیم. قابل تصور است که هواوی سریعا سیستم HMS خود را توسعه دهد و هزاران برنامه‌نویس در توسعه اپ‌گالری همکاری داشته باشند. نبود سرویس‌های گوگل را چندان احساس نخواهید کرد و شاید هم اصلا به یاد نیاورید.

نوا 7i یک گوشی دوست‌داشتنی برای گیمرها، مالتی‌مدیابازها، سلفی‌بازها و عاشقان عکس و دوربین است. یک گوشی همه‌کاره با صفحه‌نمایش بزرگ برای وب‌گردی، تماشای ویدیو و لایوهای شبکه‌های اجتماعی! قطعا امسال گوشی میان‌رده هواوی نوا 7i در بازار با استقبال و فروشی خوبی مواجه شده و یک گام دیگر این غول چینی را به اهداف‌اش نزدیک‌تر می‌کند.

نوشته بررسی گوشی هواوی نوا 7i: میان‌رده‌ای با دوربین پرچم‌دار اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون چگونه انجام می‌شود؟ + آموزش حذف و شخصی‌سازی آن

اپل در iOS 14 ویجت‌ها را به صفحه اصلی گوشی‌های آیفون آورد. در این مقاله قصد داریم تا شیوه افزودن ویجت به صفحه اصلی این گوشی‌ها را به شما آموزش دهیم. بدین ترتیب دیگر مجبور نیستید که ویجت‌های خود را فقط به صفحه Today View محدود کنید. علاوه بر این، شیوه شخصی‌سازی و حذف کردن این ابزارک‌ها را نیز مرور خواهیم کرد.

شیوه افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون

شما همچنان می‌توانید در صفحه اصلی (هوم اسکرین) و یا صفحه قفل، انگشت خود را به سمت راست کشیده تا به صفحه Today View وارد شده و سپس ویجت‌های خود را در آنجا نیز مشاهده کنید. در iOS 14 می‌توانید ویجت‌ها را به صفحه اصلی گوشی خود نیز اضافه کنید که البته این ابزارک‌ها باید به‌صورت خاصی برای iOS 14 و نسخه‌های جدیدتر طراحی شوند؛ یعنی در واقع متفاوت‌تر از ویجت‌هایی که پیش‌تر با آن‌ها کار کرده‌اید.

این ویجت‌ها به‌وسیله یک WidgetKit جدید طراحی شده و طبیعتا ظاهری زیباتر نیز دارند. اما این ابزارک‌های جدید، تعامل محدودتری را ارائه می‌دهند. در واقع ویجت‌های iOS 14 بیشتر جنبه ظاهری دارند تا تعاملی.

اپل جهت افزودن ویجت به صفحه اصلی گوشی‌های آیفون خود، فرایندی جدید را نیز در نظر گرفته است. جهت شروع باید انگشت خود را بر روی فضای خالی صفحه اصلی نگه داشته تا وارد حالت ویرایش (editing mode) شوید. در ادامه باید علامت “+” را در گوشه بالا سمت چپ صفحه لمس کنید.

افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون

در اینجا می‌بینید که یک انتخاب کننده ویجت از پایین صفحه بالا می‌آید. می‌توانید ویجت‌های ویژه را در بالای این صفحه مشاهده کنید. اگر هم به پایین صفحه بروید، آنگاه می‌توانید ویجت‌های سایر اپلیکیشن‌ها را نیز مشاهده کنید (البته به شرط پشتیبانی اپلیکیشن موردنظر از ویجت). البته در بالای این لیست نیز می‌توانید گزینه موردنظر خود را جست‌و‌جو کنید.

افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون

اپلیکیشنی را انتخاب کنید تا بتوانید ویجت‌های موجود آن را مشاهده کنید.

افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون

انگشت خود را به سمت راست یا چپ کشیده تا بتوانید تمامی اندازه‌ها و نسخه‌های ویجت موردنظر را مشاهده کنید. معمولا این ابزارک‌ها در اندازه‌های کوچک، متوسط و بزرگ در دسترس قرار دارند.

افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون

گزینه “Add Widget” را لمس کرده تا بتوانید سریعا ویجت موردنظر را به صفحه فعال، اضافه کنید.

افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون

البته می‌توانید انگشت خود را بر روی پیش‌نمایش ویجت موردنظر نیز نگه داشته و بدین ترتیب آن را بردارید. حال می‌توانید ویجت خود را به هرجا که بخواهید، بکشید. سایر ویجت و آیکون‌های دیگر نیز به‌صورت خودکار جابجا شده تا فضا برای ویجت جدید باز شود.

کلید “Done” را لمس کرده تا از حالت ویرایش صفحه اصلی خارج شوید.

افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون

شما می‌توانید چندین ویجت را نیز بر روی یکدیگر قرار دهید (Widget Stack). جهت انجام این کار کافی است که ویجت‌ها را کشیده و بر روی یکدیگر رها کنید (درست همانند کاری که جهت ایجاد یک پوشه انجام می‌دهید). پس از انباشت نیز می‌توانید این ویجت‌ها را کنار بزنید.

شیوه شخصی‌سازی ویجت‌های صفحه اصلی آیفون

یکی از قابلیت‌های ویجت‌های جدید در iOS 14 و نسخه‌های بالاتر، این است که می‌توانید آن‌ها را شخصی‌سازی کنید. جهت انجام این کار، تنها کافی است که انگشت خود را بر روی ویجت موردنظر نگه داشته و سپس گزینه “Edit Widget” را انتخاب کنید.

اگر هم در حالت ویرایش صفحه اصلی قرار دارید، آنگاه باید ویجت موردنظر را لمس کرده تا گزینه‌های آن را مشاهده کنید. در ادامه می‌توانید تمامی گزینه‌های موجود را مشاهده کنید. این گزینه‌ها بسته به نوع ویجت شما متفاوت هستند. به‌عنوان مثال، در ویجت Reminders می‌توانید گزینه تغییر به لیستی متفاوت را نیز مشاهده کنید.

افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون

پس از اتمام کار، می‌توانید با کشیدن انگشت به سمت بالا و یا لمس ناحیه‌ خارج از ویجت، به عقب بازگردید.

شیوه حذف ویجت‌ در صفحه اصلی آیفون

با استفاده از این طراحی جدید، کاربران می‌توانند نسبت به حذف ویجت در صفحه اصلی آیفون خود نیز اقدام کنند. نیازی نیست که به پایین صفحه Today View بروید. جهت انجام این کار باید انگشت خود را بر روی ابزارک موردنظر نگه داشته تا بتوانید گزینه‌های آن را مشاهده کنید. در ادامه باید کلید “Remove Widget” را انتخاب کنید.

اگر هم در حالت ویرایش صفحه اصلی قرار دارید، آنگاه کافی است که آیکون “-” را در گوشه بالا سمت چپ ویجت موردنظر، لمس کنید.

افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون

در صفحه ظاهر شده باید گزینه “Remove” را لمس کنید.

نوشته افزودن ویجت به صفحه اصلی آیفون چگونه انجام می‌شود؟ + آموزش حذف و شخصی‌سازی آن اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

ماهیت دارک وب چگونه بوده و خطرات و فعالیت‌های این شبکه کدام‌اند؟

ماهیت دارک وب

احتمالا به اخبار گوناگونی برخورد کرده‌اید که به بازارهای زیرزمینی اینترنتی اشاره دارند. اما آیا تاکنون از خود پرسیده‌اید که ماهیت دارک وب دقیقا چیست؟ این اصطلاح به وب‌سایت‌های اشاره دارد که به‌شدت رمزنگاری شده و نمی‌توان از طریق مرورگرهای عادی به آن‌ها دسترسی پیدا کرد. با این اوصاف، چنین وب‌سایت‌هایی نقش یک بازار سیاه بین‌المللی و همچنین منبعی از داده‌های هک شده را ایفا می‌کنند.

البته چنین وب‌سایت‌هایی می‌توانند اهداف دیگری نیز داشته باشند، اما در هر صورت بدون نرم‌افزارهای مناسب این کار، نمی‌توانید به وجود چنین فضاهایی در اینترنت پی ببرید. در زیر به هر آنچه که باید درباره ماهیت دارک وب بدانید، اشاره می‌کنیم.

ماهیت دارک وب دقیقا چیست؟

اصطلاح دارک وب به وب‌سایت و شبکه‌هایی اطلاق می‌شود که به‌شدت رمزنگاری شده و از دید متوسط کاربران اینترنت پنهان هستند. دلایل زیادی برای فعالیت مردم در چنین بازارهایی وجود دارند، اما بیشتر شهرت دارک وب به دلیل ارتباط آن با مواد مخدر، اسلحه‌ها، هرزه‌نگاری، هک و توطئه‌چینی است.

البته این محیط برای کسانی هم که به‌معنای واقعی کلمه به حفظ حریم خصوصی خود علاقه‌مند هستند، جذابیت‎‌های خاص خود را دارد. معمولا این مورد آخر بیشتر در کشورهایی رخ می‌دهد که سیاست‌های دولتی سختگیرانه‌ای در آن‌ها اعمال شده و آزادی بیان نیز در آن‌ها از شاخص خوبی برخوردار نیست.

آیا دارک وب از اینترنت عادی جدا است؟

کم و بیش جواب این سؤال مثبت است. خود داده‌های این شبکه از همان کانال‌های اینترنت عادی استفاده می‌کنند، اما دیوار رمزنگاری شده فضای دارک وب، موجب جدایی این جریان از فضای عادی اینترنت شده است. به‌عنوان مثال، شما نمی‌توانید هر وقت که بخواهید مرورگر موردعلاقه خود را باز کرده و به فضای دارک وب دسترسی پیدا کنید. موتورهای جست‌و‌جو همانند گوگل سعی می‌کنند تا هیچ محتوایی را از این فضای تاریک نشان ندهند که البته این کار نیز دلایل خاص خود را دارد.

آیا دارک وب غیرقانونی است؟

در حالت کلی، بازدید از این فضا غیرقانونی نیست، اما باید مواظب رفتار خود در این شبکه باشید (البته این موضوع با توجه به قوانین سایبری کشورهای مختلف، می‌تواند متفاوت باشد). در نهایت اینکه مردم در این فضای تاریک می‌توانند مجموعه‌ای از کارهای نامناسب و غیرقانونی را انجام دهند. سواستفاده جنسی از کودکان و سر بریدن، از مصادیق این فعالیت‌ها به حساب می‌آیند و برخی از مردم نیز به این فضا مراجعه کرده تا به چنین محتوایی دسترسی داشته باشند. با این اوصاف، شخصی که از سلامت روانی کافی برخوردار باشد، از چنین رفتار و محیط‌هایی دوری می‌کند.

مشهورترین مثال از فعالیت در دارک وب، مربوط به Silk Road است. این وب‌سایت از بیت‌کوین و سازوکارهای دارک وب استفاده کرده تا به معاوضه مواد مخدر گوناگون در سطح جهان بپردازد. نهادهای قانونی در سال 2013 توانستند که بنیان‌گذار این وب‌سایت را دستگیر کنند، اما مجددا در سال 2014، اشخاص مشابهی با استفاده از روش‌های مشابه، چنین فعالیتی را دوباره از سر گرفتند. یکی دیگر از مثال‌های بارز، مربوط به هک وب‌سایت Ashley Madison است. طی این اقدام، نام و اطلاعات بسیاری از کاربران این وب‌سایت به دارک وب سرازیر شد و در نتیجه آن نیز‌ افشاهای اطلاعاتی و اخاذی‌های مختلفی از این افراد صورت گرفت. در نهایت این قضیه با جریمه کردن این وب‌سایت خاتمه یافت که البته به دلیل ضررهای چند جانبه‌، تصمیم‌گیری در این باره برای مقامات حکومتی بسیار سخت بود. 

تفاوت دارک وب با دیپ وب در چیست؟

اگاهی اوقات این دو اصطلاح به جای یکدیگر به کار می‌روند، اما در اصل یک تفاوت مهم دارند: دیپ وب (Deep Web) به تمامی بخش‌های فضای وب گفته می‌شود که از دید متوسط کاربران به دور بوده و توسط اکثر موتورهای جست‌و‌جو نیز فهرست نمی‌شوند. این مورد شامل حجم عظیمی از داده‌ها، کپی‌های داخلی از صفحات وب گوناگون و خلاصه هر چیزی می‌شود که جهت دسترسی به آن، نیازمند یک کد دسترسی هستید. بنابراین هر وب‌سایتی در فضای آنلاین، محتوایی دارد که در دیپ وب قرار داشته و در واقع نمایش آن به عموم کاربران، ضرورت چندانی ندارد. دارک وب تنها بخش کوچکی از دیپ وب بوده که البته هدف‌های مخصوص به خود را نیز دارد.

آیا دارک وب همیشه وجود داشته است؟

از آن زمان که عموم مردم استفاده از اینترنت را آغاز کردند (در اواسط دهه 90 میلادی)، قسمت‌های تاریک فضای وب نیز وجود داشته‌اند. اما دارک وب به معنای آغازی بسیار بزرگ و منسجم‌ بر این‌گونه فعالیت‌ها بود. خود این اصطلاح در اواخر دهه 2000 میلادی کم کم مشهور شد و در همین چند سال گذشته نیز به‌صورت گسترده شناخته شده است، که البته دلیل عمده این موضوع نیز تلاش دولت‌ها در زمینه از بین بردن چنین فعالیت‌هایی است.

البته این سازوکار با ظهور بیت‌کوین نیز عجین شده است. این ارز دیجیتال مبتنی بر بلاک ‌چین، وسیله‌ای ایدئال برای انجام معاملات قاچاق در فضای دارک وب است.

ورود به دارک وب چه خطراتی دارد؟

تمامی خطرات عادی یک بازار سیاه سنتی در دارک وب نیز وجود دارند. اگر بخواهیم با صراحت بیشتری صحبت کنیم، باید بگوییم که شما در این بازار می‌توانید به خرید و فروش و فعالیت‌‎های قاچاق بپردازید و اگر قانون قصد ردیابی شما را داشته باشد، آنگاه به دردسر خواهید افتاد.

البته خطرات دیگری نیز در کمین شما خواهند بود. مثلا اینکه بسیاری از آن‌هایی که در این فضا فعالیت دارند، می‌توانند به‌راحتی شما را هک کنند و در این باره هم هیچ تعارفی با شما ندارند! زیرا اکثر آن‌ها هکر بوده و به منافع خود فکر می‌کنند.

داستان‌های زیادی از باج‌گیری در این فضا به گوش می‌رسد. معمولا چنین دردسرهایی بیشتر برای کسانی پیش می‌آیند که هویت آن‌ها در این محیط شناسایی شده و یا اینکه به‌طریقی هویت آن‌ها دزدیده می‌شود. همچنین دانلود از دارک وب نیز بسیار خطرناک‌تر از محیط‌های عادی است.

نوشته ماهیت دارک وب چگونه بوده و خطرات و فعالیت‌های این شبکه کدام‌اند؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

تفاوت بین لینوکس و یونیکس شامل چه مواردی می‌شود؟

تفاوت بین لینوکس و یونیکس

لینوکس و یونیکس علی‌رغم شباهت ظاهری، دقیقا یکسان نیستند. در این مقاله به تفاوت بین این دو سیستم‌عامل مشهور می‌پردازیم. پس در ادامه با ما همراه باشید.

تفاوتی مشابه؟

لینوکس یک سیستم‌عامل متن-باز و رایگان است. یونیکس یک محصول تجاری بوده که در نسخه‌های مختلفی توسط شرکت‌های گوناگون به فروش رسیده و معمولا به همراه سخت‌افزار اختصاصی خود نیز عرضه می‌شود. سیستم‌عامل دومی گران‌قیمت بوده و همچنین امکان دخل و تصرف چندانی نیز در آن ممکن نیست(برخلاف لینوکس). البته با این اوصاف بازهم لینوکس و یونیکس همان کار را با شیوه‌‌ای تقریبا یکسان انجام می‌دهند.

در این بین تفاوت‌های ظریف نسبتا پیچیده‌تری نیز وجود دارند، تفاوت‌هایی فراتر از مباحث مربوط به معماری و موضوعات فنی. جهت درک برخی از جریان‌هایی که یونیکس و لینوکس را تحت تأثیر قرار داده‌اند، ابتدا باید داستان و پشت پرده هرکدام از این سیستم‌عامل‌ها را درک کرد.

خاستگاه یونیکس

یونیکس بیش از 50 سال قدمت دارد. این سیستم‌عامل در شرکت Digital Equipment Corporation با استفاده از زبان برنامه‌نویسی اسمبلی و یک رایانه DEC PDP/7 توسعه داده شده و در واقع یک پروژه غیررسمی مربوط به آزمایشگاه‌های بل (Bell Labs) است که در آن زمان تحت مالکیت شرکت AT&T قرار داشتند. این سیستم‌عامل به‌سرعت بر روی رایانه PDP/11/20 پورت شد و سپس به‌صورت پیوسته نیز بر روی سایر رایانه‌های آزمایشگاه بل قرار گرفت. یک بازنویسی مبتنی بر زبان برنامه‌نویسی C باعث شد تا نسخه چهارم یونیکس در سال 1973 متولد شود. این یک تحول عظیم بود، زیرا مشخصه‌ها و کامپایلرهای زبان برنامه‌نویسی C باعث می‌شدند تا پورت یونیکس بر روی معماری‌های جدید رایانه‌ای، نسبتا ساده‌تر شود.

در سال 1973، کن تامپسون (Ken Thompson) و دنیس ریچی (Dennis Ritchie) مقاله‌ای را در رابطه با یونیکس، در کنفرانسی ارائه دادند. به‌عنوان نتیجه این کار، تقاضای بسیاری در رابطه با یونیکس به سمت آزمایشگاه‌های بل سرازیر شد. اما از آنجایی که فروش سیستم‌عامل‌ها فراتر از محدوده عملیاتی مجاز AT&T بود، این شرکت نتوانست که با یونیکس همانند یک محصول تجاری رفتار کنند. این موضوع باعث شد تا یونیکس به‌عنوان یک منبع کد و تحت گواهینامه منتشر شود. قیمت‌ نه‌چندان زیاد یونیکس می‌توانست هزینه‌های ترابری و بسته‌بندی را پوشش داده و همچنین حق ‌امتیاز مناسبی را نیز برای این محصول فراهم آورد. یونیکس در آن زمان (همانند امروزه) هیچ پشتیبانی فنی‌ای نداشت و همچنین باگ‌های آن نیز رفع نمی‌شدند. البته این موضوع چندان عجیب نیست، زیرا شما منبع کدها را دریافت کرده و بنابراین خودتان می‌توانید نسبت به این موضوع اقدام کنید.

یونیکس در مؤسسات آکادمیک سریعا طرفداران زیادی را به خود جذب کرد. در سال 1975، کن تامپسون یک فرصت مطالعاتی را از جانب آزمایشگاه‌های بل در دانشگاه کالیفرنیای برکلی گذراند. وی به همراه چندین دانشجوی فارغ‌‍التحصیل، بهبود نسخه‌های محلی یونیکس را آغاز کرد. تلاش‌های دانشگاه کالیفرنیا باعث شدند تا اولین نسخه Berkeley Software Distribution (به‌عنوان یکی از مشتقات سیستم‌عامل یونیکس) منتشر شود. این مجموعه شامل برنامه‌ها و تعدیلات سیستمی مربوط به این یونیکس می‌شد. این نسخه در واقع یک سیستم‌عامل جداگانه نبود، بلکه کاربران می‌توانستند آن را به یک نسخه از لینوکس اضافه کنند. تمامی نسخه‌های بعدی BSD به‌کلی مربوط به سیستم‌های یونیکسی بودند.

حال دو جریان عمده لینوکسی وجود دارند؛ یکی مربوط به AT&T و دیگری نیز مربوط به BSD است. سایر نسخه‌های دیگر همانند AIX ،HP-UX و Oracle Solaris همگی از دو جریان بالا به ‌وجود آمده‌اند. در سال 1984، برخی از محدودیت‌های AT&T برداشته شد و بدین نرنیب این شرکت توانست که یونیکس را در قالب محصولی تجاری به فروش برساند.

پیدایش لینوکس

تجاری‌سازی یونیکس باعث شد تا آزادی‌های دنیای کامپیوتر تا حدودی کم‌رنگ‌تر شوند، به همین دلیل ریچارد استالمن (Richard Stallman) بر این شد تا یک سیستم‌عامل آزادی محور را ایجاد کند. بله، آزادی جهت تغییر منبع کد، جهت توزیع مجدد نسخه‌های تعدیل شده و در نهایت جهت استفاده دلخواه از این سیستم‌عامل.

هدف از طراحی این سیستم‌عامل این بود که عملکردهای یونیکس را کپی کند، البته بدون به‌کارگیری هیچ‌کدام از منبع کدهای آن. استالمن سیستم‌عامل خود را GNU نام نهاد و در سال 1983 نیز GNU Project را جهت توسعه این نرم‌افزار بنیان نهاد. در سال 1985، وی بنیاد Free Software Foundation را تأسیس کرد تا از این طریق به ترویج، تأمین مالی و پشتیبانی از پروژه GNU بپردازد.

تمامی جنبه‌های سیستم‌عامل GNU پیشرفت خوبی را تجربه کردند، البته به غیر از هسته (kernel) آن. توسعه‌دهندگان پروژه GNU بر روی ریزهسته‌ای به نام GNU Hurd کار می‌کردند، اما پیشرفت آن‌ها کند بود (GNU Hurd هنوز هم در دست توسعه قرار داشته و روزبه‌روز به انتشار آن نزدیک‌تر می‌شویم). بدون هسته، سیستم‌عاملی هم در کار نخواهد بود.

در سال 1987، اندرو استوارت تننبام (Andrew Stuart Tanenbaum) سیستم‌عاملی به‌نام MINIX یا همان mini-Unix را منتشر کرد. این سیستم‌عامل در حقیقت ابزاری جهت آموزش طراحی سیستم‌عامل به دانشجویان بود. MINIX یک سیستم‌عامل شبیه به یونیکس بود (از لحاظ عملکرد)، اما محدودیت‌هایی هم داشت، از جمله در زمینه فایل سیستم. گذشته از همه این‌ها، منبع کد این نرم‎‌افزار بایستی آن‌قدر کوتاه می‌بود که بتوان آن را در یک نیمسال دانشگاهی تدریس کرد، در نتیجه برخی از عملکردها باید قربانی می‌‎شدند.

جهت درک بهتر امورات داخلی ریزپردازنده Intel 80386، یک دانشجوی علوم رایانه‌ای به نام لینوس توروالدس (Linus Torvalds) به‌عنوان یک تمرین یادگیری، چندین کد تغییر وظیفه ساده نوشت. در نهایت این کدها به اولین هسته لینوکسی تبدیل شدند. توروالدس با MINIX آشنا بود. وی در حقیقت، اولین هسته را بر روی MINIX و با استفاده از کامپایلر GCC استالمن توسعه داده بود.

توروالدس تصمیم گرفت تا سیستم‌عاملی را طراحی کند که بتواند بر محدودیت‌های MINIX آموزش محور غلبه کند. در سال 1991، وی بیانیه مشهور خود را در گروه MINIX (در شبکه کامپیوتری Usenet) به‌اشتراک گذاشت و از سایر کاربران خواست تا نظرات و پیشنهادات خود را درباره پروژه وی مطرح کنند.

لینوکس در واقع یک شبیه‌سازی از یونیکس نبود. در غیر این صورت آنگاه باید نامش همان یونیکس باقی می‌ماند. در حقیقت لینوکس شبیه به یونیکس است. واژه شبیه‌سازی (clone) در واقع به این موضوع دلالت دارد که بخش‌های کوچکی از یک فایل اصلی، در یک کپی سلول-برای-سلول قرار می‌گیرند. لینوکس مجددا طراحی شده تا ظاهری شبیه به یونیکس داشته باشد و البته همان نیازها را نیز پوشش دهد. این سیستم‌عامل کمتر شبیه‌سازی بوده و بیشتر یک کپی قدرتمندتر به حساب می‌آید.

در هر صورت، لینوکس هسته‌ای بود که به دنبال یک سیستم‌عامل می‌گشت. از طرفی دیگر، GNU نیز یک سیستم‌عامل بود که به دنبال یک هسته می‌گشت. با این اوصاف آنچه که در آینده رخ می‌داد، نه‌تنها غیرقابل اجتناب بود، بلکه باعث تغییر جهان نیز شد.

چه کسی کار توسعه را انجام می‌دهد؟

تفاوت بین لینوکس و یونیکس

یک نسخه لینوکس در واقع مجموعه‌ای از اجزاهای مختلف بوده که از مکان‌های مختلفی جمع‌آوری شده‌اند. هسته لینوکس، مجموعه‌ای از ابزارهای اصلی GNU و اپلیکیشن‌های کاربران (آن‌هایی که جدا از هسته سیستم‌عامل اجرا می‌شوند)، همگی با هم ترکیب شده تا تجربه‌ای بادوام را رقم بزنند. طبیعتا باید شخصی مسئولیت ترکیب، نگهداری و مدیریت این امور را برعهده بگیرد، درست همانند کسی که باید به توسعه هسته، اپلیکیشن‌ها و ابزارهای اصلی بپردازد. مسئولین نگهداری از لینوکس و همچنین اجتماعات مجازی و فیزیکی هر نسخه نیز باید نقش خود را در زمینه متولد شدن نسخه‌های مختلف لینوکس ایفا کنند و در این زمینه نیز نقش آن‌ها به‌اندازه توسعه‌دهندگان هسته، پررنگ است.

لینوکس نتیجه مشارکت‌های افراد داوطلب است؛ افرادی که مزدی دریافت نمی‌کنند، سازمان‌هایی همانند Canonical و Red Hat و همچنین کسانی که تحت حمایت این صنعت قرار دارند. هر نسخه تجاری از یونیکس به‌عنوان یک محصول منسجم، توسط توسعه‌دهندگان داخلی و یا خارجی (کنترل شده) طراحی و ایجاد می‌شود. معمولا هر نسخه هسته مخصوص به خود را داشته و به‌طور خاص برای پلتفرم‌های سخت‌افزاری مشخصی تولید می‌شود.

مشتقات رایگان و متن-باز BSD Unix مانند FreeBSD ،OpenBSD و DragonBSD ترکیبی از کدهای قدیم و جدید BSD را به کار می‌گیرند. امروزه چنین نسخه‌هایی توسط جوامع مختلف پشتیبانی شده و همانند توزیع‌های لینوکسی، مدیریت می‌شوند.

در حالت عمومی، لینوکس نه مطیع Single Unix Specification است و نه POSIX. این سیستم‌عامل سعی دارد تا هر دو طرف را بدون بردگی هیچ‌کدام، راضی نگه دارد. فقط یک الی دو مورد استثنا در این زمینه وجود دارند. یکی از این موارد، لینوکس چینی Inspur K-UX است که تحت استاندارد POSIX قرار دارد.

یکی از موارد تفاوت بین لینوکس و یونیکس همین موضوع سازگاری است. یک یونیکس واقعی (همانند گزینه‌های تجاری)، سیستم‌عاملی سازگار است. برخی از مشتقات BSD از جمله تمامی نسخه‌های macOS (به غیر از یکی از آن‌ها) تایع استاندارد POSIX هستند. نام‌هایی همانند AIX ،HP-UX و Solaris همگی نام‌های تجاری هستند که تحت مالکیت سازمان‌های مربوطه قرار دارند.

نشان‌های تجاری و کپی‌رایت

لینوکس یک نشان تجاری ثبت شده مربوط به لینوس توروالدس است. بنیاد Linux Foundation مسئولیت مدیریت این نشان تجاری را از جانب توروالدس بر عهده دارد. هسته و عملکردهای اصلی لینوکس تحت کپی‌لفت پروانه عمومی همگانی GNU قرار دارند. کد منبع این سیستم‌عامل به‌صورت آزادانه در دسترس همگان قرار دارد. یکی دیگر از موارد تفاوت بین لینوکس و یونیکس در اینجا قرار دارد؛ لینوکس کاملا آزاد است، اما یونیکس یک نشان تجاری ثبت شده مربوط به Open Group بوده و تحت کپی‌رایت قرار دارد و در واقع سیستم‌عاملی خصوصی به‌حساب می‌آید و متن-باز نیست. FreeBSD توسط FreeBSD Project تحت کپی‌رایت قرار گرفته و کد منبع‌ها آن نیز در دسترس قرار دارند.

تفاوت در استفاده

از دید کاربران، در کادر دستور این دو سیستم‌عامل تفاوت‌های محسوس زیادی وجود ندارند. به دلیل استانداردها و سازگاری با POSIX، نرم‌افزارهایی که بر روی یونیکس نوشته می‌شوند، می‌توانند بر روی لینوکس نیز پورت شده که البته این کار با تعداد دفعات مشخصی محدود شده است. به‌عنوان مثال، اسکریپت‌های Shell را می‌توان در بسیاری از موارد مستقیما بر روی لینوکس مورد استفاده قرار داد (با کمی و یا هیچ‌گونه تغییری).

یکی دیگر از موارد تفاوت بین لینوکس و یونیکس در کادر دستورات نهفته است. ابزارهای کادر دستورات، گزینه‌های کمی متفاوت را در دو سیستم‌عامل ارائه می‌دهند، اما در اصل ابزارهای مشابهی در هر دو پلتفرم وجود دارند. در حقیقت، AIX شرکت IBM برای اپلیکیشن‌های لینوکسی، از یک AIX Toolbox مخصوص بهره می‌برد. این مزیت باعث می‌شود تا کاربران چنین سیستم‌هایی بتوانند صدها پکیج GNU همانند Bash ،GCC و … را نصب کنند.

نسخه‌های مختلف یونیکس، رابط کاربری گرافیکی متفاوتی داشته و این موضوع برای لینوکس نیز صدق می‌کند. یک کاربر لینوکس که با GNOME یا Mate آشنا است، اگر برای اولین بار با KDE یا Xfce مواجه شود، آنگاه مجبور خواهد بود که با احتیاط عمل کند، اما به‌زودی به رابط گرافیکی جدید عادت خواهد کرد. چنین قضیه‌ای درباره رابط‌های گرافیکی موجود بر روی یونیکس نیز صدق می‌کند (مواردی همچون Motif ،Common Desktop Environment و X Windows System). اگر شخصی با مفهوم محیط پنجره‌ای به همراه دیالوگ، منو و آیکون‌ها آشنا باشد، آنگاه با رابط‌های کاربری مختلف یونیکس نیز مشکل چندانی نخواهد داشت.

هنگامی‌که با این سیستم‌ها کار کنید، آنگاه تفاوت‌ها را بهتر درک خواهید کرد. به‌عنوان مثال، مکانیسم‌های init مختلفی وجود دارند. مشتقات System V Unix و BSD‌ها، سیستم‌های init متفاوتی دارند. نسخه‌های رایگان BSD از برنامه‌های BSD init استفاده می‌کنند. در حالت پیش‌فرض، توزیع‌های لینوکسی نیز از یک سیستم init استفاده می‌کنند که از Unix System V یا systemd نشأت گرفته است.

دنده دستی در مقابل دنده اتوماتیک

اگر بتوانید با یکی از گزینه‌های بالا کار کنید، آنگاه با دیگری نیز مشکل چندانی نخواهید داشت، هرچند که شاید در ابتدا تجربه روانی نداشته باشید. جدا از قیمت، تفاوت‌های فلسفه، گواهی کردن، مدل‌های توسعه، سازماندهی جوامع و سبک و نوع نظارت، بزرگ‌تر و مهم‌تر از تفاوت در علائم کادر دستورات هستند. در نهایت اینکه قادر نخواهید بود بزرگ‌ترین تفاوت‌ها را بر روی نمایشگر خود مشاهده کنید.

نوشته تفاوت بین لینوکس و یونیکس شامل چه مواردی می‌شود؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بررسی دوربین هواوی P40 پرو

گوشی هواوی P40 پرو را بایستی یک پرچم‌دار عیار در بخش عکاسی و فیلم‌برداری دانست، محصولی که چند روز پیش برای شما بررسی کردیم و حال به سراغ مهم‌ترین ویژگی آن آمدیم تا به‌صورت دقیق‌تر و با نگاهی نزدیک‌تر، آن را برای‌تان مو شکافی کنیم!

در پرچم‌دار هواوی، ما در کل ۶ دوربین داریم که توسط لایکا مهندسی شده‌اند! ۴ دوربین در بخش پشتی و ۲ دوربین در جلوی دستگاه، جا خوش کرده‌اند. دوربین اصلی یک نمونه ۵۰ مگاپیکسلی است که یکی از بزرگ‌ترین سنسورهای دنیا را بر روی خودش می‌بیند که اندازه‌ای ۱.۲۸ اینچی دارد. میزان گشودگی دیافراگم این سنسور برابر با f/1.9 است که یک لرزش‌گیر اپتیکال هم به آن کمک می‌کند. یکی از نکات جالب درباره این دوربین، استفاده از سنسور RYYB یا همان چینش پیکسلی قرمز، زرد، زرد، آبی است که سبب می‌شود تا میزان نور بیشتری را نسبت به نمونه‌های RGB جذب کند.

برای نخستین بار امسال، هواوی از چیدمان RYYB برای دوربین تله‌فوتوی خودش هم استفاده کرده است. این امر سبب می‌شود تا ۴۰درصد نور بیشتر هم سهم این سنسور مخصوص زوم شود. سنسوری ۱۲ مگاپیکسلی با f/3.4 که اجازه زوم اپتیکال ۵ برابری، هایبرید ۱۰ برابری و دیجیتال ۵۰ برابری را می‌دهد، درست همانند چیزی که در P30 پرو در سال گذشته دیده بودیم. برای شروع کار و دیدن نمونه عکس‌های گرفته شده، تصاویر زیر به ترتیب از حالت‌های 10X ،5X ،1X و 50X برای رسیدن به پل ورسک انتخاب شده‌اند.

دوربین سوم یک نمونه اولترا واید ۴۰ مگاپیکسلی است. دریچه دیافراگم این دوربین از همه بازتر بوده و به عدد f/1.8 رسیده است تا بتواند مقدار نور بیشتری را جلب کند. عکس‌های زیر همگی در حالت واید گرفته شده‌اند.

دوربین آخر، TOF یا تایم آو فلایت است که به منظور اندازه‌گیری میزان عمق استفاده شده و قادر به عکس‌برداری مستقل نیست، پس هیچ نمونه‌ای هم برای این بخش در نظر نگرفتیم!

هنگامی‌که اپلیکیشن را باز می‌کنیم، یک اسلایدر در پایین می‌بینیم که به سادگی اجازه می‌دهد تا بین دوربین اولترا واید، اصلی و زوم‌های ۵ و ۱۰ برابری سوییچ کنیم.

در گوشه رابط کاربری، آیکون هوش مصنوعی وجود دارد که به‌صورت پیش فرض فعال است و وظیفه آن، کمک به شما در تشخیص سوژه‌های عکاسی و تنظیم بهتر رنگ و واقعی‌تر کردن آن‌ها به‌صورت نرم‌افزاری است. مثلا اگر مشغول عکاسی از میوه باشید، آن را تشخیص می‌دهد و یا حتی در حالت فعالیت ورزشی هم تنظیم را به‌گونه‌ای تغییر می‌دهد که بهترین فیدبک را بگیرید. همچنین هواوی می‌گوید P40 پرو قادر به تشخیص عکس‌برداری از پشت شیشه نیز هست و در این هنگام کاری می‌کند تا انعکاس نور شیشه تا بیشترین حد ممکن کاهش یابد.

آپشن دیگری نیز در این بخش وجود دارد و به کمک آن می‌توانید فیلترهایی را بر روی عکس‌های خود اعمال کنید. گزینه‌های زیادی وجود دارد اما بهتر است در همان حالت نرمال عکس‌های خود را بگیرید مگر آنکه هدف گذاری مشخصی برای عکس‌برداری در ذهن‌تان داشته باشید. عکس‌های زیبای زیر را ما بدون فیلتر خاصی گرفتیم!

در گزینه‌های اصلی عکس‌برداری، شما می‌توانید به غیر از حالت اصلی که PHOTO نام دارد، وارد گزینه پرتره هم بشوید، این گزینه، سبب می‌شود تا محیط اطراف سوژه به‌صورت مات و اصطلاحا بوکه گرفته شود و به همین خاطر تصویری جذاب‌تر داشته باشید. در بخش عکس‌برداری پرتره، مقدار زوم دارای درجه‌بندی نزدیک‌تری است و بین ۱ و ۲ و ۳ برابر زوم اپتیکال، می‌توانید سوییچ کنید. در اینجا هم افکت‌های مختلفی وجود دارد که نسبت به حالت اصلی دوربین تعدادشان کم‌تر اما موثرتر هستند. به این شکل که بیشترین تاثیر را در نحوه تنظیمات بوکه بر عهده داشته و به همین خاطر با یک انتخاب صحیح، عکس خودتان را زیباتر می‌کنید.

گزینه بیوتی یا زیبا سازی تصویر هم در این بخش وجود دارد که از عدد ۱ تا ۱۰ می‌توانید آن را تغییر دهید، هرچه عدد شما بیشتر شود، سوژه مورد نظر پوست صاف‌تری داشته و البته شاید هم کمی غیر واقعی به‌نظر برسد، برای همین بهترین کار، نگاه داشتن میزان این عدد بر روی اعداد میانی همچون ۵ است و اگر از زیبایی خدادادی خودتان بسیار مطمئن هستید، کلا خاموشش کنید!

گزینه دیگری که عکس‌برداری با هواوی P40 پرو را جذاب کرده است، اپرچر است، جایی که می‌توانید میزان دیافراگم دوربین را از ۰.۹۵ تا ۱۶ تغییر دهید و جالب‌تر آنکه حتی پس از گرفتن عکس هم قادر هستید تا در هنگام ویرایش، فوکوس و میزان بوکه شدن هر قسمتی از عکس را که بخواهید، عوض کنید.

گزینه دیگری که در منوی دوربین خودنمایی می‌کند، حالت عکس‌برداری شب یا نایت مود است. هواوی را بایستی یکی از پیشروهای بازار در این بخش و کلا عکس‌برداری در محیط‌های تاریک عنوان کرد. عملکرد این قسمت بدین صورت است که گوشی تعداد زیادی عکس را در مدت زمان مشخصی (به‌طور مثال ۷ ثانیه) می‌گیرد و سپس با ترکیب آن‌ها کاری می‌کند تا شما یک عکس با مقدار نویز پایین و نور بالا نصیب‌تان شده و اشک شوق بریزید! نکته جالب دیگر این است که این گزینه برای دوربین اولترا واید و زوم هم فعال است و برای حرفه‌ای‌تر شدن قادر به تغییر میزان ایزو و سرعت شاتر نیز هستید.

البته دوربین P40 پرو به‌قدری عکاس خوبی در محیط‌های تاریک است که حتی با ثبت عکس در حالت نرمال هم باز شما شاهد تصاویر خوب و روشنی هستید، به طوری‌که نگاه داشتن ثابت گوشی به مدت ۷ تا ۱۰ ثانیه، آن چنان اختلاف عمیقی را هم گاهی اوقات پدید نمی‌آورد.

از آنجایی که پسوند پرو یا همان حرفه‌ای با این پرچم‌دار هواوی عجین شده است، پس انتظارات از گزینه Pro در دوربین هم بالاست! امکانات ریز و درشت بسیاری پیش روی کاربر قرار دارد، همچون تغییر ایزو، سرعت شاتر، تنظیم نور سفید، نقاط فوکوس، درجه رنگ و… یک گزینه جذاب دیگر در بخش حرفه‌ای، توانایی عکس‌برداری با وضوح تصویر ۵۰ مگاپیکسل است. در واقع شما در هنگام عکس‌برداری، صاحب یک عکس ۱۲ مگاپیکسلی می‌شوید، چرا که گوشی به‌صورت اتوماتیک چند پیکسل را برای به‌دست آوردن یک پیکسل پرنورتر و پر جزئیات‌تر ترکیب می‌کند اما در اینجا قادر خواهید شد که تمام ۵۰ میلیون پیکسل را به‌صورت یک‌جا در اختیاز بگیرید! به همه این موارد، توانایی عکس‌برداری به صورت خام یا RAW را هم اضافه کنید که برای عکاسان حرفه‌ای، امکان ویرایش بهتر تصاویر را فراهم می‌کند.

به‌سراغ بخش فیلم‌برداری برویم، جایی که P40 پرو می‌تواند تا در وضوح 4K و با حداکثر سرعت ۶۰ فریم بر ثانیه به ضبط کلیپ‌های مورد علاقه شما بپردازد. البته فیلم‌برداری با چنین وضوحی بیشتر از آنکه کاربردی باشد، همچنان پز عالی به‌حساب می‌آید و برای همین ما توصیه می‌کنیم که فیلم‌های خودتان را در حالت فول اچ‌دی بگیرید، جایی‌که عملکرد لرزش‌گیر تصویر در بهترین حالت خودش بوده و حجم ویدیوها هم در ارقام معقول باقی می‌ماند.

اگر بر روی گزینه MORE (بیشتر) در منوی دوربین کلیک کنید، با آپشن‌های گوناگونی روبه‌رو خواهید شد که اولین آن‌ها، عکس‌برداری به‌صورت مونوکروم یا همان سیاه و سفید خودمان است. جایی که شما صاحب عکس‌های سیاه و سفید واقعی و به دور از هر گونه رنگ اضافه‌ای خواهید شد!

مود بعدی، عکس‌برداری به‌صورت HDR است که البته این روزها در همه اسمارت‌فون‌ها شاهدش هستیم. مود بعدی قابلیت تشخیص نوشته در عکس‌ها را می‌دهد که بهترین کارکردش برای حروف انگلیسی است. گزینه High Res هم در اینجا وجود دارد و مانند بخش Pro توانایی عکس‌برداری با رزولوشن ۵۰ مگاپیکسلی را به کاربر خودش می‌دهد. گزینه پاناروما از دیگر آپشن‌های جذاب گوشی است که کیفیت مثال زدنی و عالی‌ای دارد، ضمن آنکه سرعت اتصال عکس‌ها در آن نیز بسیار بالاست.

مود بعدی، نقاشی با نور است، از آن بخش‌هایی که بیشتر جنبه سرگرمی دارد تا کاربردی اما اگر حوصله داشته باشید، می‌توانید عکس‌های جالبی بگیرید. اگرچه من چندان موفق نبودم و به‌نظر می‌رسد نیاز به تمرینات بیشتری دارم! البته این بخش خودش شامل ۴ گزینه مجزا است که هر کدام کاربردها و جذابیت‌های خاص خودش را دارد.

گزینه بعدی افزودن استیکرهای مختلف روی عکس‌ها است که طرفداران اینستاگرام و اسنپ چت با آن‌ها بسیار آشنا هستند! همچنین گزینه دوال ویو هم در اینجا حضور دارد که نمایشگر دستگاه را به دو قسمت مساوی تقسیم کرده و به کاربر اجازه می‌دهد تا هم‌زمان دو کار مختلف را انجام دهد، مثلا هم فیلم بگیرد و هم عکاسی کند!

یکی دیگر از گزینه‌های جذاب در P40 پرو، توانایی فیلم‌برداری به‌صورت صحنه آهسته است که شامل گسترده وسیعی از سرعت‌ها می‌شود. بالاترین حد از توانایی دستگاه بر روی عدد فوق‌العاده ۷۶۸۰ فریم بر ثانیه و به نوعی ۲۵۶ برابر آهسته‌تر از حالت طبیعی باز می‌گردد، به نحوی که در هنگام مشاهده این ویدیوها احساس می‌کنید زمان متوقف شده است!

اگر هم فکر می‌کنید این نوع از فیلم‌برداری به قدری کند  است که سبب می‌شود تا قادر به ضبط بخش زیادی از صحنه مدنظرتان نشوید، به سراغ سرعت پایین‌تر و ۱۹۸۰ فریم بر ثانیه بروید که همچنان کیفیت و جذابیت بسیار بالایی دارد و حتی شاید کاربردی‌تر هم باشد.

پس از گزینه تصویر آهسته، شاهد تایم لپس هستیم که به نوعی مخالف رویه قبلی عمل کرده و تصاویر را با سرعتی بالا نشان می‌دهد و البته برای کسب بهترین فیدبک، بهتر است از یک پایه ثابت برای فیلم‌برداری استفاده کنید تا تصویری مانند زیر که ما خلق کردیم، شما نیز به‌دست بیاورید!

گزینه آخر این بخش هم به زیر آبی رفتن (از نوع مثبتش!) مربوط می‌شود و البته در همان ابتدا هواوی به شما توصیه می‌کند از کیس‌های ضد آب استفاده کنید (مگر گوشی ضد آب نیست؟).

هواوی پی۴۰ پرو در بخش سلفی هم حرف‌های بسیار زیادی برای گفتن دارد، چرا که این حفره بزرگ و نه چندان زیبا، عکس‌هایی را برای شما می‌اندازد که بسیاری از گوشی‌های امروزی حتی در بخش دوربین اصلی نیز قادر به خلق کردن‌شان نیستند! در اینجا ما یک دوربین ۳۲ مگاپیکسلی داریم که توانایی فوکوس خودکار را هم داشته و در کنار خودش یک یک دوربین دیگر را می‌بیند که وظیفه تنظیم و تشخیص عمق را برعهده دارد! به کمک سنسور تشخیص عمق، بوکه شدن تصاویر دقیق و عالی هستند، همچنین وجود فوکوس خودکار سبب می‌شود تا با عکس‌های تار و خارج از فوکوس نیز خداحافظی کنید!

در بخش پرتره دوربین سلفی، گزینه‌های بسیار زیاد و خوبی برای تنظیم افکت نیز در اختیارتان قرار دارد که مقدار بوکه شدن تصویر و شکل و شمایل آن را تعیین می‌کند. البته توصیه ما استفاده از حالت Circles یا دایره‌ای است چون طبیعی‌ترین حالت بک گراند را ارایه می‌دهد. قاعدتا قابلیت بیوتی هم اینجا وجود دارد و بهتر است در استفاده از آن اصراف نکنید!

گزینه AR هم برای دوربین سلفی وجود دارد که شکلک‌های مختلفی را بر روی صورت شما قرار می‌دهد اما در روزگاری که اسنپ چت با انواع و اقسام ماسک‌ها که دایما هم به‌روز رسانی می‌شوند، حضور دارد، پس چه نیازی به وقت گذاشتن سازندگان برای استفاده از چنین فیچری به‌صورت پیش فرض است؟

در کل بایستی بگوییم که هواوی P40 پرو یک دوربین عکاسی توانمند با قابلیت‌های فراوان و همچنین فیلم‌برداری با جزئیات است، به نحوی که می‌توان این اسمارت‌فون را برترین گوشی دنیا تا به امروز در چنین بخشی قلمداد کرد و تا زمانی‌که سایر سازندگان و حتی خود هواوی دست به رونمایی از پرچم‌داران جدیدشان نزده‌اند، لقب برترین برای این محصول هواوی باقی خواهد ماند.

نوشته بررسی دوربین هواوی P40 پرو اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون یا آیپد؛ راه‌حلی جهت جبران کاستی‌ها

همیشه مجبور نیستید که از صفحه‌کلید اصلی آیفون یا آیپد خود استفاده کنید. در این مقاله به نصب کیبوردهای شخص ثالث بر روی آیفون و آیپد پرداخته و همچنین روش استفاده از آن‌ها را نیز از خاطر می‌گذرانیم.

با نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون یا آیپد خود می‌توانید همه چیز از تصاویر گیف (GIF) و پیشنهادات ایموجی گرفته تا جست‌و‌جوی گوگل را به دستگاه خود اضافه کنید. از آنجایی که این یک عملکرد سیستمی است، پس نباید انتظار داشته باشید که به‌ سادگی نصب یک اپلیکیشن انجام شود. در حقیقت، این روند کمی پیچیده است.

البته پیش از شروع کار باید ابتدا یک صفحه‌کلید شخص ثالث را از فروشگاه اپ استور دانلود کنید. در زیر پیشنهاداتی را در این باره مطرح می‌کنیم:

  • Gboardیک صفحه‌کلید همه‌فن‌حریف که محصول شرکت گوگل است. احتمالا هر قابلیتی که تصور می‌کنید، در صفحه‌کلید Gboard وجود داشته باشد. می‌توانید گیف‌ها را جست‌و‌جو کرده، از گوگل ترنسلیت استفاده کنید و همچنین به مضمون‌ها، تایپ ژستی و جست‌و‌جوی گوگلی نیز دسترسی داشته باشید.
  • Microsoft Swiftykey Keyboard: یک جایگزین قدرتمند برای Gboard، مخصوصا در زمینه ارائه پیشنهادات خودکار. البته شخصی‌سازی و تایپ ژستی آن نیز عملکرد بدی ندارند.
  • GIF Keyboardاگر قصد استفاده از GIPHY را ندارید، آنگاه صفحه‌کلید GIF Keyboard شرکت Tenor می‌تواند بهترین جایگزین جهت ارسال گیف‌ها به‌صورت مستقیم از کیبورد شما باشد.

شیوه نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون و آیپد

حال که صفحه‌کلید موردنظر خود را از فروشگاه اپ استور دانلود کرده‌اید، وقت آن فرا رسیده که فرایند نصب را آغاز کنید. جهت انجام این کار لازم نیست که به اجرای اپلیکیشن بپردازید. در عوض، اپلیکیشن تنظیمات را اجرا کرده و سپس گزینه “General” را لمس کنید.

نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون

حال باید گزینه “Keyboard” را انتخاب کنید.

در اینجا باید کلید “Keyboards” را لمس کنید.

نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون

در ادامه صفحه‌کلیدهایی را که نصب کرده‌اید، مشاهده خواهید کرد (از جمله آن‌هایی که مربوط به زبان‌های مختلف و ایموجی‌ها هستند). به پایین این صفحه رفته و سپس کلید “Add New Keyboard” را لمس کنید.

نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون

حال در اینجا لیست بلندبالایی از زبان‌ها را در بالای صفحه مشاهده خواهید کرد. به پایین صفحه بروید تا بتوانید بخش “Third-Party Keyboards” را مشاهده کنید. اپلیکیشن کیبوردی را که دانلود کرده‌اید، انتخاب کنید.

نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون

حال به صفحه کیبوردها بازگردانده خواهید شد و می‌بینید که صفحه‌کلید جدید، نصب و فعال شده است. اما هنوز کارمان به اتمام نرسیده است. اگر می‌خواهید که از قابلیت‌هایی همانند جست‌و‌جوی گیف‌ها استفاده کنید، آنگاه باید به صفحه‌کلید موردنظر، دسترسی کامل بدهید. جهت انجام این کار باید صفحه‌کلید تازه نصب شده خود را از لیست کیبوردها انتخاب کنید.

نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون

در صفحه بعد، کلید تغییر وضعیت کنار گزینه “Allow Full Access” را لمس کنید.

نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون

در صفحه ظاهر شده جهت تأیید باید گزینه “Allow” را انتخاب کنید.

اکنون در نهایت صفحه‌کلید شما آماده استفاده است.

شیوه استفاده از صفحه‌کلید شخص ثالث در آیفون و آیپد

با استفاده از کلید “جهان” بر روی صفحه‌کلید مجازی خود می‌توانید از بین چندین کیبورد به انتخاب بپردازید. اگر از صفحه‌کلید Emoji استفاده کرده باشید، آنگاه احتمالا با این گزینه آشنایی کافی دارید.

لمس کردن کلید “جهان” باعث می‌شود تا صفحه‌کلید بعدی انتخاب شود. اما اگر می‌خواهید که صفحه‌کلید خاصی را انتخاب کنید، آنگاه باید این کلید را نگه دارید. در ادامه لیستی از صفحه‌کلیدهای موجود را مشاهده خواهید کرد. گزینه موردنظر خود را انتخاب کنید. در این مثال ما، “Gboard” را برگزیده‌ایم.

در ادامه به‌سرعت صفحه‌کلید جدید روی کار می‌آید.

نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون

حال با استفاده از این کیبورد جدید می‌توانید به تمامی امکاناتی که در صفحه‌کلید اصلی آیفون یا آیپد شما وجود ندارند، دسترسی پیدا کنید. البته کیبوردهای اصلی یک مزیت نسبت به گزینه‌های شخص ثالثی دارند و آن، بهره‌مندی از ژست‎های مخفی ویرایش متن جهت انتخاب، کپی و چسباندن سریع است.

نوشته نصب صفحه‌کلید شخص ثالث بر روی آیفون یا آیپد؛ راه‌حلی جهت جبران کاستی‌ها اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

نتایج مربوط به تست باتری اسمارت‌فون اکسپریا ۱ II سونی منتشر شد

بررسی‌های پیش‌تر انجام شده روی اسمارت‌فون اکسپریا 1 II سونی از توانایی‌های بالای دوربین و امکانات گسترده این هندست حکایت داشتند. با توجه به اینکه سونی در هندست جدید خود از ورژن نهایی فیرم‌ور استفاده نکرده بود؛ لذا پیش از این امکان اجرای تست‌های باتری روی اکسپریا 1 II فراهم نشد. اکنون با انتشار نرم‌افزار جدید گوشی به‌صورت محدود امکان اجرای تست‌های باتری روی آن فراهم شده است.

رکوردهای زمانی ثبت شده توسط اکسپریا 1 II در مقایسه با هندست نسل قبلی به‌مراتب مطلوب‌تر هستند؛ با این‌حال هیچ‌گونه اختلاف فاحشی قابل مشاهده نیست. بر اساس نتایج تست‌ها شارژدهی باتری اکسپریا 1 II حین وبگردی در بستر شبکه وای‌فای معادل با 10 ساعت است؛ در حالی‌که در اکسپریا 1 این رکورد برابر با 9 ساعت بود. همچنین هندست جدید قادر به پخش آفلاین ویدیو برای مدت 12.5 ساعت است؛ رکوردی که در مقایسه با نسل پیشین 1.5 ساعت افزایش یافته است. با توجه به استانداردهای امروزی هیچ‌کدام از رکوردهای مذکور فوق‌العاده نیستند؛ خصوصا آنکه اکسپریا 1 II از نمایشگری با نرخ نوسازی 60 هرتزی بهره می‌گیرد. با این‌حال پیشرفت‌های اعمال شده یقینا قابل تقدیر هستند.

همچنین میزان شارژدهی باتری حین برقراری تماس صوتی نیز به میزان قابل‌توجهی افزایش یافته است. بر اساس نتایج تست‌های انجام شده باتری اکسپریا 1 II قادر به تامین شارژ موردنیاز برای برقراری 31 ساعت تماس صوتی است؛ در حالی‌که شارژدهی مدل قدیمی‌تر معادل 25 ساعت بود. مدت زمان استندبای گوشی نیز در مقایسه با استانداردهای امروزی چندان دلچسب نبود و اکسپریا 1 II نهایتا موفق به کسب رتبه استقامتی 83 ساعته در این زمینه شد.

اکسپریا 1 II از فناوری USB Power Delivery با حداکثر سرعت 21 وات پشتیبانی می‌کند؛ اما این محصول به‌همراه یک شارژر 18 واتی در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد. بدیهی است که این شارژر سریع‌ترین عملکرد ممکن را ارائه نخواهد داد و شارژ 0 تا 100 درصدی باتری گوشی 1 ساعت و 51 دقیقه زمان خواهد برد. اسمارت‌فون‌های برتر در این زمینه ظرف مدت حدودا 1 ساعت به‌طور کامل شارژ شده و شارژ برترین مدل‌ها نیز کمتر از 40 دقیقه زمان خواهد برد. با اتصال گوشی به شارژر برای مدت 30 دقیقه میزان شارژ باتری از 0 به 46 درصد خواهد رسید؛ رکوردی که کم و بیش با سایر هندست‌های مجهز به باتری 4000 میلی‌آمپرساعتی و شارژر 18 واتی مطابقت دارد. نکته جالب‌توجه اینکه هندست اکسپریا سریع‌تر از اسمارت‌فون موتورولا اج پلاس شارژ می‌شود.

در صورت استفاده از شارژهای USB Power Delivery متفرقه با قابلیت خروجی حداکثر 65 واتی میزان شارژ باتری ظرف مدت نیم ساعت 53 درصد افزایش یافت و شارژ کامل آن نیز 1 ساعت و 44 دقیقه زمان برد. چنین پیشرفتی نسبتا جزئی به‌نظر می‌رسد؛ لذا فقدان شارژر 21 واتی درون بسته‌بندی اکسپریا 1 II یا سایر محصولات سونی چندان حائز اهمیت نخواهد بود. اکسپریا 1 II از قابلیت شارژ بی‌سیم نیز پشتیبانی می‌کند. این ویژگی در اسمارت‌فون اکسپریا XZ3 مورد استفاده قرار گرفت و بعدها بنا بر دلایلی از اکسپریا 1 حذف شد. این هندست تائیدیه سازگاری با استاندارد Qi Extended Power Profile جهت انتقال شارژ با حداکثر توان 11 وات را دریافت نموده است.

شرکت سونی پد شارژر WCH20 را شخصا تولید می‌کند. این شارژر پیش‌تر و همزمان با اسمارت‌فون اکسپریا XZ2 عرضه شد و توان خروجی آن برابر با 9 وات است. در حال حاضر این شارژر بسیار قدیمی، کمیاب و احتمالا گران‌قیمت است؛ لذا کاربران می‌توانند از شارژرهای بی‌سیم متفرقه بهره‌برداری نمایند.

اکسپریا 1 II مطابق روال معمول با مشخصه Battery Care سونی عرضه می‌شود. این مشخصه با هدف به حداقل رساندن مدت زمان لازم برای رسیدن شارژ باتری به بیش از 90 درصد طراحی شده است و در بلندمدت می‌تواند برای سلامت باتری گوشی مفید باشد. این مشخصه عادات شارژ کاربر را فرا گرفته و بلافاصله پیش از نیاز کاربر به گوشی فرآیند شارژ را ادامه می‌دهد. مشخصه مذکور هنگام شارژ گوشی در طول مدت شب بهترین کارآیی را از خود نشان داده و عادات خواب و بیداری شبانه‌روزی کاربران را به خوبی فرا می‌گیرد. بدیهی است که کاربران قادر به تنظیم بازه‌های زمانی سفارشی و موردنظر خود خواهند بود. تحقیقات سونی نشان می‌دهند که به لطف وجود این فناوری، افت شارژدهی باتری اکسپریا 1 II به کمتر از 80 درصد ظرفیت اولیه آن 2 برابر بیش‌تر زمان خواهد برد.

مشخصه Battery Care سونی

مشخصه H.S.Power Control یکی از قابلیت‌های جدید اسمارت‌فون سونی در قالب پکیج Game Enhancer به‌شمار می‌رود. با فعال‌سازی این مشخصه چنان‌چه گوشی حین اجرای بازی به شارژر متصل باشد؛ در این‌صورت شارژ باتری متوقف شده و انرژی موردنیاز دستگاه از طریق اتصال شارژر تامین خواهد شد.

مشخصه H.S. Power Control

هدف از به‌کارگیری فناوری مذکور این است که تولید گرما در اثر شارژ باتری متوقف شده (H.S نیز مخفف توقف تولید گرما است) و بدین‌ترتیب از تخریب باتری گوشی جلوگیری خواهد شد.

نوشته نتایج مربوط به تست باتری اسمارت‌فون اکسپریا 1 II سونی منتشر شد اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

حذف فایل بدون انتقال به سطل آشغال در ویندوز ۱۰ چگونه انجام شده و چه خطراتی دارد؟

حذف فایل بدون انتقال به سطل آشغال در ویندوز 10

ویندوز 10 در حالت عادی فایل‌های حذف شده شما را به سطل آشغال (Recycle Bin) انتقال می‌دهد. اگر می‌خواهید که شیوه حذف فایل بدون انتقال به سطل آشغال را فرا بگیرید، آنگاه مطالعه ادامه این مقاله خالی از لطف نخواهد بود.

فایل‌های منتقل شده به سطل آشغال تا هنگام خالی کردن این بخش، همچنان در آن باقی خواهند ماند (البته گاهی اوقات خالی کردن سطل به‌صورت خودکار توسط خود ویندوز انجام می‌شود).

این روش لزوما به‌معنای حذف ابدی فایل‌های شما نیست. شما همچنان می‌توانید به بازیابی فایل‌های خود بپردازید، مخصوصا اگر به‌جای یک حافظه SSD، از یک هارد درایو مکانیکی استفاده کنید. در این بین پیشنهاد ما این است که از رمزنگاری استفاده کنید، زیرا بدین ترتیب سایرین بدون دور زدن این رمزنگاری نمی‌توانند فایل‌های حذف شده شما را بازیابی کنند.

شیوه حذف سریع یک یا چند فایل

جهت حذف سریع یک یا چند فایل (پوشه)، باید آن‌ها را انتخاب کرده و سپس کلیدهای “Shift+Delete” را بر روی صفحه‌کلید خود فشار دهید. البته می‌توانید بر روی آیتم‌های انتخاب شده نیز کلیک-راست کرده، کلید “Shift” را نگه داشته و سپس در منوی ظاهر شده بر روی گزینه “Delete” کلیک کنید.

حذف فایل بدون انتقال به سطل آشغال در ویندوز 10

در ادامه ویندوز از شما می‌پرسد که آیا می‌خواهید فایل‌های موردنظر را برای همیشه حذف کنید؟ در اینجا باید بر روی “Yes” کلیک کرده و یا اینکه کلید “Enter” را بر روی صفحه‌کلید فشار دهید. در این روش دیگر نمی‌توانید فایل‌های حذف شده خود را از طریق سطل آشغال بازیابی کنید.

حذف فایل بدون انتقال به سطل آشغال در ویندوز 10 به‌صورت همیشگی

شما همچنین می‌توانید به ویندوز بگویید که در آینده نیز از سطل آشغال استفاده نکند. جهت انجام این کار باید بر روی آیکون “Recycle Bin” کلیک-راست کرده و سپس گزینه “Properties” را انتخاب کنید.

حذف فایل بدون انتقال به سطل آشغال در ویندوز 10

در ادامه باید گزینه “Don’t move files to the Recycle Bin. Remove files immediately when deleted” را فعال کنید. فقط باید به یاد داشته باشید که ویندوز برای هر درایو، از سطل آشغال مختص به همان درایو استفاده می‌کند. به‌عنوان مثال، اگر فایلی را بر روی درایو C حذف کنید، آنگاه به سطل آشغال مربوط به درایو C منتقل می‌شود. یا اگر فایلی را بر روی درایو D حذف کنید، آنگاه به سطل آشغال همان درایو منتقل خواهد شد.

بنابراین اگر چندین درایو دارید، آنگاه باید تنظیمات بالا را بر روی تمامی درایوهای موردنظر خود اعمال کنید.

در نهایت بر روی کلید “OK” کلیک کنید تا تغییرات اعمال شده شما ذخیره شوند.

هشدار: با انجام اقدامات بالا، در آینده هر فایلی را که حذف کنید، فورا و به‌صورت مستقیم حذف خواهد شد، درست همانند اینکه در هنگام حذف کردن آن، کلیدهای ترکیبی “Shift+Delete” را نگه داشته باشید. بنابراین اگر فایل (هایی) را انتخاب کرده باشید و سپس به‌صورت اتفاقی کلید “Delete” را فشار دهید، آنگاه آیتم‌های یاد شده به‌سرعت ناپدید شده و دیگر نمی‌توانید آن‌‎ها را بازگردانید (مگر با ابزارهای ریکاوری).

به همین دلیل شاید بخواهید که گزینه “Display delete confirmation dialog” را فعال کنید. با این اقدام، هر بار که قصد حذف کردن فایلی را داشته باشید، آنگاه ویندوز 10 از شما می‌خواهد که اقدام خود را تأیید کنید.

نوشته حذف فایل بدون انتقال به سطل آشغال در ویندوز 10 چگونه انجام شده و چه خطراتی دارد؟ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بررسی هواوی P40 پرو: نوآوری در یک اکوسیستم تازه!

هواوی در سال 2019 دوران پرچالشی را پشت سر گذاشت. با وجود ممنوعیت‌های وضع شده توسط دولت آمریکا، غول چینی از داد و ستد با بسیاری از شرکت‌های آمریکایی محروم شد که مهم‌ترین آن‌ها گوگل بود. با این‌حال بزرگترین تولیدکننده اسمارت‌فون در چین با تلاشی مضاعف موفق به تولید پرچم‌داری در کلاس جهانی شده است.

اسمارت‌فون‌های سری P هواوی در طیف برترین محصولات پرچم‌دار بازار طبقه‌بندی می‌شوند. این هندست‌ها ضمن ارایه عملکرد مطلوب و شارژدهی فوق‌العاده باتری، مجهز به یکی از پیشرفته‌ترین سیستم‌های دوربین در جهان هستند و پرچم‌دار جدید هواوی P40 پرو نیز از این قاعده مستثنی نیست. این هندست با توجهی ویژه به مقوله دوربین طراحی شده است و ماژول دوربین غول‌پیکر در قسمت پشتی گوشی نیز گواه چنین ادعایی خواهد بود.

پیش از این برای شما گوشی هواوی P40 پرو را جعبه گشایی کرده و نگاهی کوتاه نیز به آن انداختیم که در ویدیوی زیر می‌توانید آن را مشاهده کنید.

حال این پرسش در ذهن مطرح می‌شود که آیا هواوی P40 پرو با وجود محرومیت از سرویس‌های موبایلی گوگل می‌تواند نویدبخش روزهایی بهتر برای کمپانی باشد؟ برای پاسخ به این پرسش و روشن شدن بسیاری از ابهامات دیگر با بررسی هواوی P40 پرو توسط تیم آی‌تی‌رسان همراه باشید.

طراحی و نمایشگر

در نگاه نخست هواوی P40 پرو یکی از زیباترین اسمارت‌فون‌های ساخته شده توسط کمپانی تا به امروز به‌نظر می‌رسد. در دست گرفتن این هندست احساس کار با یک محصول ممتاز را به کاربران القا می‌کند. مواد اولیه مورد استفاده در ساخت این گجت مشابه سایر پرچم‌داران پیشرفته بازار، بسیار باکیفیت هستند.

هواوی در گوشی P40 پرو از نمایشگری موسوم به Quad-curve Overflow Display با لبه‌های خمیده در 4 طرف بهره گرفته است. پیش‌تر شاهد معرفی هندست‌های انگشت‌شماری با لبه‌های خمیده در طرفین دستگاه بودیم. سابقه به‌کارگیری این سبک از طراحی به پرچم‌دار سال 2016 شرکت سامسونگ با نام گلکسی S7 اج باز می‌گردد. با این‌حال اکنون حواشی فوقانی و تحتانی هواوی P40 پرو نیز دارای طراحی خمیده هستند. با این‌حال نمایشگر گوشی تنها در بخش‌های جانبی خمیده بوده و در لبه فوقانی و تحتانی گوشی صرفا شاهد انحنای گلس هستیم.

بدین‌ترتیب طراحی ظاهری نمایشگر در مقایسه با گذشته تغییر چندانی نکرده است. حواشی فوقانی و تحتانی نمایشگر کماکان بسیار باریک هستند. این حواشی اگرچه در مقایسه با بسیاری از گوشی‌های رقیب باریک‌تر است؛ اما ضخامت آن‌ها در مقایسه با پرچم‌دار گلکسی S20 اولترا سامسونگ چندان کمتر نیست ولی گوشی بسیار خوش‌دست‌تر است.

هواوی P40 پرو با ابعاد 158.2×72.6×9 میلی‌متری خود در مقایسه با پرچم‌دار گلکسی S20 پلاس سامسونگ از قامتی کوتاه‌تر و باریک‌تر برخوردار بوده و به خوبی در دستان شما جای می‌گیرد. با این‌حال به منظور استفاده آسان از دستگاه کماکان بایستی از هر 2 دست خود کمک بگیرید. لذا به کاربرانی با دست‌های کوچک‌تر، توصیه می‌شود تا به خرید اسمارت‌فونی جمع‌وجورتر از جمله مدل استاندارد هواوی P40 هم فکر کنند. هواوی در عوض استفاده از الگوی رنگ‌آمیزی براق و 2 رنگ سری P30 از رنگ‌آمیزی یکپارچه با ظاهری کلاسیک‌تر در پرچم‌دار جدید خود بهره گرفته است. این هندست بسته به موقعیت جغرافیایی مشتریان با حداکثر 5 مدل رنگی مختلف به بازار عرضه می‌شود که مشکی آن برای بررسی در اختیار ما قرار داشت.

ماژول دوربین چهارگانه در گوشه فوقانی پنل پشتی گوشی قرار گرفته و دارای بیرون‌زدگی چند میلی‌متری است. دکمه پاور و کلیدهای تنظیم میزان بلندی صدا در سمت راست بدنه قرار دارند؛ در حالی‌که قسمت تحتانی دستگاه از پورت USB Type-C و یک اسپیکر منفرد میزبانی می‌کند. کیفیت صوتی اسپیکر منطقی بوده و حجم صدای خروجی نیز مطلوب به‌نظر می‌رسد. درگاه سیم‌کارت هم امکان استفاده همزمان از 2 نانوسیم یا یک سیم‌کارت به‌همراه کارت حافظه را فراهم می‌کند.

نمایشگر اولد 6.58 اینچی هواوی P40 پرو از رزولوشن 1200×2640 پیکسلی و چگالی پیکسلی 441ppi برخوردار است. چنین رزولوشنی از استاندارد QHD مورد استفاده در برخی پرچم‌داران رقیب اندکی کمتر است. به‌عنوان مثال رزولوشن نمایشگرهای مورد استفاده در گلکسی S20 پلاس و آی‌فون 11 پرو به‌ترتیب معادل با 1440×3200 و 1125×2436 پیکسل است. با این‌حال رزولوشن پایین‌تر نمایشگر هواوی P40 پرو ابدا مشهود نبوده و اختلاف چگالی پیکسلی در طول استفاده از گوشی قابل تمایز نیست.

نمایشگر غول‌پیکر گوشی بسیار روشن و پر زرق‌وبرق به‌نظر می‌رسد. به عقیده ما این نمایشگر برای تماشای ویدیو‌ها بهینه‌سازی شده است. همچنین نمایشگر هواوی P40 پرو از حداکثر نرخ نوسازی 90 هرتزی برخوردار است؛ در حالی‌که پرچم‌دار نسل گذشته مجهز به یک پنل 60 هرتزی بود. البته بایستی خاطرنشان کرد که برخی پرچم‌داران رقیب نظیر اوپو فایند ایکس 2 پرو و سامسونگ گلکسی S20 از پنل‌های 120 هرتزی استفاده می‌کنند. نرخ نوسازی بالاتر امکان پخش روان‌تر محتوا روی نمایشگر هنگام اجرای بازی‌ها یا گردش در شبکه‌های اجتماعی را فراهم می‌کند. به عقیده بسیاری از کاربران این قابلیت چندان ضروری نخواهد بود؛ اما وجود چنین مشخصه‌ای حقیقتا به خلق تجربه کاربری فوق‌العاده کمک می‌‌کند. نمایش محتوا روی پنل‌های 90 هرتزی اگرچه به اندازه نمونه‌های 120 هرتزی روان نیست؛ اما در مقایسه با پنل‌های 60 هرتزی متعارف به میزان قابل‌توجهی سریع‌تر است.

تنظیمات 90 هرتزی نمایشگر به‌صورت پیش‌فرض فعال شده است. با این‌حال بایستی به‌خاطر داشت که این موضوع موجب تخلیه سریع‌تر شارژ باتری گوشی خواهد شد. بنابراین چنان‌چه به‌دنبال صرفه‌جویی در مصرف باتری هستید و یا وجود مشخصه فوق برای شما اهمیت چندانی ندارد؛ در این‌صورت با مراجعه به بخش تنظیمات گوشی می‌توانید نرخ نوسازی نمایشگر را به 60 هرتز کاهش دهید. در واقع دلیل اصلی برای عدم استفاده از نرخ نوسازی 120 هرتز، حفظ انرژی باتری بوده است.

مشخصات و کارآیی

هواوی P40 پرو همانند اسمارت‌فون‌های میت 30 پرو 5G و گوشی تاشوی کمپانی با نام میت XS از تراشه کایرین 990 5G بهره می‌گیرد. این تراشه از توان پردازشی لازم برای رقابت شانه به شانه با سایر پرچم‌داران رقیب برخوردار است. در بررسی‌های انجام شده توسط تیم آی‌تی‌رسان، سرعت اجرای اپلیکیشن‌ها و بازی‌ها روی گوشی مشابه پرچم‌دارانی روز بازار بود. با اجرای تست بنچمارک گیک‌بنچ 5 روی هواوی P40 پرو این هندست موفق به کسب امتیاز 2997 شد. جالب اینکه گلکسی S20 پلاس با تراشه اسنپ‌دراگون 865 کوالکام نیز امتیاز مشابهی را در این تست کسب کرده بود.

هواوی P40 پرو مجهز به 8 گیگابایت حافظه رم است. به‌کارگیری این میزان رم تصمیمی جالب از سوی هواوی به‌شمار می‌رود؛ چرا که بسیاری از اسمارت‌فون‌های پیشرفته سال 2020 دارای حافظه رم بالاتری هستند. با این‌حال حتی هنگام اجرای سنگین‌ترین بازی‌ها و اپلیکیشن‌ها نیز هیچ‌گونه وقفه یا تاخیری مشاهده نمی‌شود و حال چه فرقی می‌کند گوشی شما رم 8 گیگابایتی دارد یا 80 گیگابایتی!

پرچم‌دار جدید هواوی در 3 ظرفیت مختلف 128، 256 و 512 گیگابایتی روانه بازار می‌شود. همچنین کاربران با استفاده از کارت حافظه نانو قادر به ارتقای فضای ذخیره‌سازی دستگاه تا سقف 256 گیگابایت خواهند بود. به عقیده ما مدل 256 گیگابایتی که در اختیارمان قرار داشت، به‌طور کامل پاسخگوی نیازهای کاربران خواهد بود. تراشه کایرین 990 5G مجهز به مودم 5G یکپارچه است؛ قابلیتی که امکان اتصال گوشی به شبکه ارتباطی نسل آینده را فراهم می‌کند. لذا با راه‌اندازی آزمایشی شبکه 5G در کشورمان طی آینده نزدیک، کاربران می‌توانند به ارتباط دیتا پرسرعت دسترسی داشته باشند.

دوربین

فناوری‌های به‌کارگیری شده در دوربین یکی از اصلی‌ترین عوامل تمایز هندست‌های سری P هواوی از سایر اسمارت‌‌فون‌ها به‌شمار می‌رود. هندست‌های هواوی P20 و P30 استانداردهای جدیدی را در حوزه عکاسی اسمارت‌فونی تعریف کردند و اکنون غول چینی با عرضه مدل P40 پرو به‌دنبال ماجراجویی‌های جدید و ارتقای استانداردهای پیشین است.

پیکره‌بندی دوربین با برند لایکا شامل دوربین اصلی 50 مگاپیکسلی با گشودگی دیافراگم f/1.9، دوربین‌های فوق‌عریض 40 مگاپیکسلی با دیافراگم f/1.8 و یک دوربین تله‌فوتو 12 مگاپیکسلی با قابلیت زوم اپتیکال 5 برابری یا زوم دیجیتال 50 برابری است. همچنین حسگر TOF تعبیه شده به ایجاد حالت بوکه در تصاویر پرتره کمک می‌کند.

هواوی کماکان برای دوربین اصلی گوشی از حسگر RYYB بهره گرفته است. این سنسور یکی از بزرگترین نمونه‌های مورد استفاده توسط هواوی تا به امروز محسوب می‌شود و اندازه آن در مقایسه با حسگر مورد استفاده در گلکسی S20 اولترا نیز بزرگتر است. اکثر حسگرهای دوربین اسمارت‌فونی مجهز به فیلترهای سنتی‌ Bayer با الگوی رنگی قرمز، سبز، سبز و آبی هستند؛ در حالی‌که حسگر RYYB مورد استفاده در هواوی P40 پرو از فیلتری با الگوی رنگی قرمز، زرد، زرد و آبی استفاده می‌کند. این پدیده به لحاظ تئوری امکان جذب نور بیش‌تر توسط حسگر را فراهم می‌کند.

به لطف بهره‌گیری از تکنیک خوشه‌بندی پیکسلی، اندازه موثر پیکسل‌ها به 2.44 میکرون افزایش یافته است. تکنیک مذکور به ارتقای عملکرد دوربین در شرایط نوری ضعیف کمک می‌کند؛ اما در مقابل موجب کاهش رزولوشن نهایی تصاویر خواهد شد. در بررسی‌های انجام شده عملکرد دوربین هواوی P40 پرو در فضاهای کم‌نور واقعا فوق‌العاده بود.

تصویر گرفته شده در تاریکی شب و با استفاده از Night Mode

هواوی در پرچم‌داران سری P40 خود از موتور پردازشی XD Fusion Engine رونمایی کرد. این پردازشگر با استفاده از فناوری هوش مصنوعی به بهینه‌سازی کیفیت عکس‌ها می‌پردازد. هواوی یکی از نخستین تولیدکنندگانی بود که از تکنیک‌های هوش مصنوعی در هندست‌های خود استفاده کرد و این رویکرد در پرچم‌دار P40 پرو نتایج خیره‌کننده‌ای را به‌دنبال داشته است.

عملکرد سریع و بی‌نقص دوربین هواوی P40 پرو حقیقتا ما را مجذوب خود کرد. بسیاری از تکنیک‌های مهم برای عکاسی حرفه‌ای از طریق الگوریتم‌های هوشمند به‌صورت کاملا خودکار انجام می‌شود و شما صرفا کافیست اپلیکیشن دوربین را اجرا نموده و اقدام به عکاسی نمایید. اپلیکیشن دوربین دارای تنظیمات پیشرفته‌ای است که احتمالا برای عکاسان حرفه‌ای سودمند خواهند بود؛ اما عملکرد دوربین در حالت خودکار نیز کاملا رضایت‌بخش است. نمونه‌ای از عکس‌های گرفته شده در حالت خودکار را مشاهده می‌کنید.

هواوی ادعا می‌کند که الگوریتم‌های هوش مصنوعی به‌کارگیری شده در دوربین قادر به حذف اعوجاجات تصویر و حتی انعکاسات نوری ساطع شده هنگام عکاسی از سوژه‌های پشت شیشه خواهد بود. هواوی P40 پرو از قابلیت بزرگنمایی اپتیکال حداکثر 5 برابری و زوم دیجیتال 50 برابری برخوردار است. با این‌حال در چنین سطوح بالایی از بزرگنمایی تصاویر چندان واضح نخواهند بود؛ بنابراین به منظور دستیابی به کیفیت بهتر توصیه می‌شود تا از بزرگنمایی حداکثر 10 برابری استفاده کنید. در ۵ تصویر زیر به‌ترتیب از حالت واید تا زوم ۵۰ برابری را مشاهده می‌کنید.

قابلیت بزرگنمایی دوربین با سایر گوشی‌های پیشرفته از جمله سری گلکسی S20 قابل رقابت است. هواوی P40 پرو برخلاف گلکسی S20 اولترا فاقد قابلیت زوم 100 برابری است. با این‌حال فقدان چنین قابلیتی شما را ناامید نخواهد کرد چرا که زوم دیجیتال بیشتر باعث افت کیفیت تصویر نهایی خواهد شد.

به‌علاوه هواوی در راستای ارتقای قابلیت‌های فیلمبرداری P40 پرو تمام تلاش خود را به‌کار گرفته است. در این راستا حسگر فوق‌عریض دوربین از نسبت ابعادی مشابه با دوربین‌های DSLR برخوردار است. کیفیت ویدیوهای ضبط شده توسط هواوی P40 پرو کاملا مطلوب بوده و دوربین این هندست قادر به ضبط ویدیوهای 4K با سرعت 60 فریم برثانیه است. ضمن آنکه ضبط تصاویر سوپر اسلوموشن با سرعت 7680 فریم در هر ثانیه، از دیگر شاهکارهای این دوربین به‌حساب می‌آید.

حفره تعبیه شده روی نمایشگر از سنسور دوربین 32 مگاپیکسلی و حسگر تشخیص عمق مادون‌قرمز میزبانی می‌کند. حسگر IR به منظور ثبت تصاویر پرتره و همچنین توسط سیستم فیس آنلاک مورد استفاده قرار می‌گیرد. این فناوری اگرچه به اندازه سیستم پروژکتور نقطه‌ای به‌کارگیری شده در میت 30 پرو ایمن نیست؛ اما عملکرد آن کماکان رضایتبخش به‌نظر می‌رسد. همچنین کاربران در صورت عدم تمایل به استفاده از مشخصه فیس آنلاک برای بازگشایی قفل گوشی می‌توانند از اسکنر اثرانگشت یکپارچه با نمایشگر بهره‌برداری نمایند.

نرم‌افزار

هواوی P40 پرو با سیستم‌عامل اندروید 10 و رابط کاربری EMUI 10.1 روانه بازار شده است. با این‌حال اکنون از سرویس‌های گوگلی شامل اپلیکیشن‌های Gmail و Google Drive خبری نیست. این وضعیت نتیجه محدودیت‌هایی است که دولت آمریکا به بهانه نگرانی‌های امنیتی علیه هواوی اعمال نموده است. عدم دسترسی به خدمات گوگل یکی از مشکلاتی است که بسیاری از مشتریان را هنگام خریداری هواوی P40 پرو دچار تردید می‌کند. چنین وضعیتی اگرچه فراتر از اراده هواوی رقم خورده است؛ اما یقینا موجب تضعیف جایگاه P40 پرو در برابر برخی از رقبا خواهد شد.

هواوی در عوض برنامه گوگل پلی استور از فروشگاه اختصاصی خود موسوم به App Gallery رونمایی کرده است. این فروشگاه اگرچه میزبان برخی اپلیکیشن‌های برتر است؛ اما فقدان برخی برنامه‌های کلیدی کماکان احساس می‌شود. به‌عنوان مثال در این فروشگاه از اپلیکیشن‌های اینستاگرام، فیس‌بوک و واتس‌آپ هیچ اثری نیست. این برنامه‌ها از طریق مشخصه‌ای با نام Phone Clone می‌توانند به گوشی منتقل شوند؛ با این‌حال عملکرد آن‌ها گاهی اوقات محدودتر خواهد بود. هواوی وعده داده که با تشویق هرچه بیش‌تر توسعه‌دهندگان به رفع این مشکلات و بهینه‌سازی اپلیکیشن‌ها برای پلتفرم خود کمک کند و به همین خاطر شاهد افزودن بر تعداد اپلکیشن‌ها به‌صورت مستمر و روزانه هستیم.

سایر قابلیت‌های سیستم‌عامل اندروید از جمله حالت تاریک کماکان و آپدیت‌های امنیتی قابل دسترس بوده و رابط کاربری گوشی نیز در مقایسه با سالیان گذشته بسیار بهینه‌تر به‌نظر می‌رسد.

شارژدهی باتری

هواوی P40 پرو مجهز به یک باتری 4200 میلی‌آمپرساعتی با عملکردی قابل تحسین است؛ چرا که در پایان یک روز کاری غالبا 20 تا 30 درصد از شارژ باتری باقی خواهد ماند. به‌نظر می‌رسد که پردازنده به‌کارگیری شده در گوشی به لحاظ بهره‌وری انرژی کاملا بهینه شده و کاربران در صورت استفاده معمول به‌آسانی می‌توانند از شارژ گوشی برای مدت بیش از 1 روز بی‌نیاز باشند.

آداپتور ارائه شده در بسته‌بندی گوشی از شارژ سریع 40 واتی پشتیبانی می‌کند. همچنین هواوی P40 پرو مجهز به قابلیت‌های شارژ بی‌سیم و شارژ معکوس بی‌سیم است. بدین‌ترتیب کاربران با استفاده از شارژ باتری گوشی خود می‌توانند هدفون‌، اسمارت‌واچ یا هندست دیگری را به‌صورت بی‌سیم شارژ نمایند.

سخن پایانی

هواوی P40 پرو را بایستی یکی از کامل‌ترین پرچم‌داران عرضه شده به بازار تا امروز دانست، محصولی که در کنار استفاده از سخت‌افزاری قدرتمند و دوربین با اصالت، همچنان باتری توانمندی داشته و نمایشگر تمام صفحه آن هم کیفیت مثال زدنی‌ای دارد.

البته قیمت این گوشی در بازار کم نیست و حتی در مقایسه با سایر پرچم‌داران بازار شانه به شانه آن‌ها حرکت می‌کند. با توجه به بهای ارز در کشورمان و نوسانات بسیار زیادی که وجود دارد، تصور بهایی حتی بالاتر از 20 میلیون تومان برای P40 پرو دور از ذهن نخواهد بود، پس از اگر دلی فراخ و جیبی گشاده دارید، این پرچم‌دار هواوی را هم در بین گزینه‌های خریدتان قرار دهید!

نوشته بررسی هواوی P40 پرو: نوآوری در یک اکوسیستم تازه! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.