رمزگشایی از یک پتنت اپل؛ آیفون بعدی محال است شفاف باشد

هفته‌ی گذشته خبری جدید با آب و تاب بسیار زیاد درباره شرکت اپل منتشر شد که با اشاره به حق ثبت اختراع (patent) جدیدی که این شرکت به تازگی ثبت کرده، ادعا می‌کرد آیفون بعدی شفاف خواهد بود. متاسفانه ادعاهای این چنینی از سوی افرادی مطرح شد که حق امتیاز مذکور را سرسری مطالعه کرده‌ بودند و به همین با استفاده از تیترهایی جذاب، سعی در جذب خوانندگان بیشتری به وب‌سایت خود کردند.

گویا آی تی – ما وقت گذاشتیم و حق ثبت اختراع مورد نظر را کاملا مطالعه کردیم و حال با اطمینان کامل می‌گوییم که آیفون بعدی شفاف نخواهد بود.
همانند سایر اختراع‌ها، نوآوری جدید اپل که به شماره ۹۵۴۳۳۶۴ ثبت شده، بسیار مفصل است اما با مطالعه‌ی چند مطلب کلیدی آن، متوجه اصل موضوع خواهید شد. این چکیده نقطه‌ی خوبی برای شروع بحث است:
”یک ابزار الکترونیکی شاید دارای صفحه‌ نمایش باشد. صفحه نمایش شاید دارای قسمتی خاص باشد که در آن پیکسل‌ها وظیفه‌ی نمایش تصاویر را در آن انجام دهند. صفحه نمایش شاید دارای یک یا دو درز باشد و شاید به خاطر آرایش خاص ابزار، در چارچوب خاصی قرار بگیرد. یک قطعه الکترونیکی شاید در انطباق با درزهای صفحه نمایش نصب شود. این قطعه الکترونیکی شاید شامل یک دوربین، حسگر نوری، حسگر مجاورت نوری، چراغ‌های نشانگر وضعیت، صفحه نمایش دوم، ساختار آنتن‌ها، اسپیکر، میکروفون یا دیگر تجهیزات صوتی، الکترومغناطیسی یا تجهیزات مبتنی بر نور است. وجود یک یا دو درز در صفحه نمایش شاید منجر به تشکیل دریچه‌ای شود که کاربر از طریق آن قادر به مشاهده یک شی خارجی باشد. شاید بتوان از پیکسل‌های صفحه نمایش که در قسمت دریچه قرار گرفته‌اند برای ساخت صفحات نمایش UHD که قابلیت نمایش اطلاعات در جلوی چشمان کاربر را دارند، استفاده کرد.“
آن چه که در خطوط بالا توصیف کردیم تعریف صفحه نمایش بود اما برخلاف صفحات نمایش معمولی، این نمونه‌ی جدید دارای درزهای بسیار ریزی است. در زیر این درزها امکان تعبیه اجزایی مثل دوربین، اسپیکر و یا حتی LEDهای کوچکی که می‌توانند با دیگر درزها ترکیب شده و به نوعی یک صفحه‌نمایش دوم ایجاد کنند، وجود دارد.

فایده‌ی پنهان کردن قطعات زیر صفحه‌ نمایش چیست؟ اپل این طور توضیح می‌دهد:
”در چیدمان قطعات ابزارهای الکترونیکی خصوصا مدل‌هایی که صفحه نمایش در آنها بخش زیادی را اشغال می‌کند، جا دادن سایر قطعات بسیار دشوار می‌شود. برای مثال، وجود صفحه نمایش شاید سدی جدی در برابر نصب سایر قطعات بوده و حتی عملکرد آنها را هم تحت‌الشعاع قرار دهد. اگر طراح دقت کافی را به خرج ندهد شاید مجبور به اعمال تغییرات ناخوشایندی در ظاهر ابزار شده یا نهایتا چیدمان سایر قطعات را به بدترین شکل ممکن انجام دهد.“
این طور که معلوم همه چیز به زیبایی ظاهری و همچنین توانایی حذف لبه‌‌های صفحه نمایش از طریق تعبیه مستقیم قطعاتی مثل حسگرهای نوری، دوربین جلو و اسپیکر در آن (صفحه نمایش) است.

احتمالا این تکنولوژی امکان پنهان کردن سنسور لمسی شناسایی کاربر (Touch ID) در زیر صفحه نمایش را هم فراهم خواهد کرد و به این ترتیب نیاز آیفون به لبه‌های بالایی و پایینی به طور کلی از بین خواهد رفت و صفحه نمایش هم بزرگ‌تر خواهد شد.
و بله، حق ثبت اختراع جدید اپل می‌گوید که این درزها احتمالا این امکان را برای کاربران فراهم خواهند کرد که از طریق دریچه‌ای در پشت ابزار، صفحه نمایش جلویی را مشاهده کنند. اما تعبیر این عبارت به ”آیفون شفاف“ کاملا نادرست است.
در حقیقت آن چه که اینجا داریم آیفونی نیست که از پشت بتوان صفحه نمایش جلویی آن را دید بلکه این فناوری این امکان را برای اپل فراهم خواهد کرد که تلفن‌همراه خود را به تکنیک واقعیت افزوده (AR) مجهز کند (هر چند این شرکت هیچ اشاره‌ای به این موضوع نکرده و به ذکر موضوع UHD بودن صفحه‌ نمایش بسنده کرده است).
اما اگر حق ثبت اختراع جدید اپل را سرسری مطالعه کنید و آن را با شایعات رایج ترکیب نمایید و تیتر جذابی هم انتخاب کنید، خبری مثل ”شفاف بودن“ آیفون بعدی ساخته می‌شود.
ضمنا به خاطر داشته باشید که گاهی اوقات هیچ تضمینی نیست که از امکاناتی که در حق ثبت اختراعات به آنها اشاره می‌شود، عملا استفاده شود. این مساله نه تنها در مورد اپل بلکه برای سایر شرکت‌های بزرگ هم صدق می‌‌کند؛ ذکر شدن یک امکان جدید در حق ثبت اختراعات به این معنی نیست که به زودی شاهد اضافه شدن آنها به ابزارهای جدید خواهیم بود.
پس صراحتا اعلام می‌کنیم منتظر ”آیفون شفاف“ نباشید!

رمزگشایی از یک پتنت اپل؛ آیفون بعدی محال است شفاف باشد

هفته‌ی گذشته خبری جدید با آب و تاب بسیار زیاد درباره شرکت اپل منتشر شد که با اشاره به حق ثبت اختراع (patent) جدیدی که این شرکت به تازگی ثبت کرده، ادعا می‌کرد آیفون بعدی شفاف خواهد بود. متاسفانه ادعاهای این چنینی از سوی افرادی مطرح شد که حق امتیاز مذکور را سرسری مطالعه کرده‌ بودند و به همین با استفاده از تیترهایی جذاب، سعی در جذب خوانندگان بیشتری به وب‌سایت خود کردند.

گویا آی تی – ما وقت گذاشتیم و حق ثبت اختراع مورد نظر را کاملا مطالعه کردیم و حال با اطمینان کامل می‌گوییم که آیفون بعدی شفاف نخواهد بود.
همانند سایر اختراع‌ها، نوآوری جدید اپل که به شماره ۹۵۴۳۳۶۴ ثبت شده، بسیار مفصل است اما با مطالعه‌ی چند مطلب کلیدی آن، متوجه اصل موضوع خواهید شد. این چکیده نقطه‌ی خوبی برای شروع بحث است:
”یک ابزار الکترونیکی شاید دارای صفحه‌ نمایش باشد. صفحه نمایش شاید دارای قسمتی خاص باشد که در آن پیکسل‌ها وظیفه‌ی نمایش تصاویر را در آن انجام دهند. صفحه نمایش شاید دارای یک یا دو درز باشد و شاید به خاطر آرایش خاص ابزار، در چارچوب خاصی قرار بگیرد. یک قطعه الکترونیکی شاید در انطباق با درزهای صفحه نمایش نصب شود. این قطعه الکترونیکی شاید شامل یک دوربین، حسگر نوری، حسگر مجاورت نوری، چراغ‌های نشانگر وضعیت، صفحه نمایش دوم، ساختار آنتن‌ها، اسپیکر، میکروفون یا دیگر تجهیزات صوتی، الکترومغناطیسی یا تجهیزات مبتنی بر نور است. وجود یک یا دو درز در صفحه نمایش شاید منجر به تشکیل دریچه‌ای شود که کاربر از طریق آن قادر به مشاهده یک شی خارجی باشد. شاید بتوان از پیکسل‌های صفحه نمایش که در قسمت دریچه قرار گرفته‌اند برای ساخت صفحات نمایش UHD که قابلیت نمایش اطلاعات در جلوی چشمان کاربر را دارند، استفاده کرد.“
آن چه که در خطوط بالا توصیف کردیم تعریف صفحه نمایش بود اما برخلاف صفحات نمایش معمولی، این نمونه‌ی جدید دارای درزهای بسیار ریزی است. در زیر این درزها امکان تعبیه اجزایی مثل دوربین، اسپیکر و یا حتی LEDهای کوچکی که می‌توانند با دیگر درزها ترکیب شده و به نوعی یک صفحه‌نمایش دوم ایجاد کنند، وجود دارد.

فایده‌ی پنهان کردن قطعات زیر صفحه‌ نمایش چیست؟ اپل این طور توضیح می‌دهد:
”در چیدمان قطعات ابزارهای الکترونیکی خصوصا مدل‌هایی که صفحه نمایش در آنها بخش زیادی را اشغال می‌کند، جا دادن سایر قطعات بسیار دشوار می‌شود. برای مثال، وجود صفحه نمایش شاید سدی جدی در برابر نصب سایر قطعات بوده و حتی عملکرد آنها را هم تحت‌الشعاع قرار دهد. اگر طراح دقت کافی را به خرج ندهد شاید مجبور به اعمال تغییرات ناخوشایندی در ظاهر ابزار شده یا نهایتا چیدمان سایر قطعات را به بدترین شکل ممکن انجام دهد.“
این طور که معلوم همه چیز به زیبایی ظاهری و همچنین توانایی حذف لبه‌‌های صفحه نمایش از طریق تعبیه مستقیم قطعاتی مثل حسگرهای نوری، دوربین جلو و اسپیکر در آن (صفحه نمایش) است.

احتمالا این تکنولوژی امکان پنهان کردن سنسور لمسی شناسایی کاربر (Touch ID) در زیر صفحه نمایش را هم فراهم خواهد کرد و به این ترتیب نیاز آیفون به لبه‌های بالایی و پایینی به طور کلی از بین خواهد رفت و صفحه نمایش هم بزرگ‌تر خواهد شد.
و بله، حق ثبت اختراع جدید اپل می‌گوید که این درزها احتمالا این امکان را برای کاربران فراهم خواهند کرد که از طریق دریچه‌ای در پشت ابزار، صفحه نمایش جلویی را مشاهده کنند. اما تعبیر این عبارت به ”آیفون شفاف“ کاملا نادرست است.
در حقیقت آن چه که اینجا داریم آیفونی نیست که از پشت بتوان صفحه نمایش جلویی آن را دید بلکه این فناوری این امکان را برای اپل فراهم خواهد کرد که تلفن‌همراه خود را به تکنیک واقعیت افزوده (AR) مجهز کند (هر چند این شرکت هیچ اشاره‌ای به این موضوع نکرده و به ذکر موضوع UHD بودن صفحه‌ نمایش بسنده کرده است).
اما اگر حق ثبت اختراع جدید اپل را سرسری مطالعه کنید و آن را با شایعات رایج ترکیب نمایید و تیتر جذابی هم انتخاب کنید، خبری مثل ”شفاف بودن“ آیفون بعدی ساخته می‌شود.
ضمنا به خاطر داشته باشید که گاهی اوقات هیچ تضمینی نیست که از امکاناتی که در حق ثبت اختراعات به آنها اشاره می‌شود، عملا استفاده شود. این مساله نه تنها در مورد اپل بلکه برای سایر شرکت‌های بزرگ هم صدق می‌‌کند؛ ذکر شدن یک امکان جدید در حق ثبت اختراعات به این معنی نیست که به زودی شاهد اضافه شدن آنها به ابزارهای جدید خواهیم بود.
پس صراحتا اعلام می‌کنیم منتظر ”آیفون شفاف“ نباشید!

اثبات علمی تله پاتی از طریق درک متفاوت انسان از میدان مغناطیسی زمین

شاید انسانها و همه موجودات زنده بتوانند میدان مغناطیسی زمین را به شکلی فوق العاده درک کنند.علم به تازگی از این حقیقت پرده برداشته که آنچه معمولا به عنوان هاله “انسان” و یا تله پاتی می شناسیم، واقعیت دارد.

گویا آی تی – بدن همه ما یک میدان الکترومغناطیسی منتشر می کند، و وقتی به شناخت بیولوژی و پیوستگی خود با حیات روی سیاره زمین می پردازیم، این حقیقت نقشی بسیار مهم تر از آنچه تاکنون می دانستیم ایفا خواهد کرد.
به عنوان مثال، آیا می دانستید قلب در میان ارگان های مهم بدن، بزرگترین میدان الکترومغناطیسی را منتشر می کند؟ این میدان ها و اطلاعاتی که در آنها کدگذاری شده اند، بر اساس آنچه احساس می کنیم، آنچه می اندیشیم و عواطف مختلفی که داریم، تغییر می کنند. قلب از طریق سیستمی از نوترون ها که حافظه بلندمدت و کوتاه مدت دارند، سیگنالهایی به مغز ارسال می کند. این سیگنالها می توانند بر تجربیات عاطفی و احساسی ما تاثیر بگذارند. اطلاعات احساسی که در این میدانهای الکترومغناطیسی کدگذاری می شوند، ماهیت میدانها را تغییر می دهند و این میدانها بر محیط اطراف ما تاثیر می گذارند. رولین مک کراتی، دارای مدرک دکتری تخصصی و مدیر بخش تحقیقات موسسه HeartMath می گوید: “ما با یکدیگر و با خود سیاره زمین، ارتباطی عمیق و بنیادی داریم”.

“یافته های تحقیقاتی نشان داده اند وقتی در جهت انسجام قلبی عمل می کنیم و عشق و محبت را در وجود خود می پرورانیم، قلب ما یک موج الکترومغناطیسی منسجم به محیط اطراف ساطع کرده و به این ترتیب انسجام اجتماعی ما در هر جایی، مثل خانه، محل کار یا کلاس درس راحت تر شکل می گیرد. هر چه افراد بیشتری این انسجام قلبی را منتشر کنند، میدان قوی تر و پرانرژی تری شکل می گیرد که باعث می شود افراد دیگر راحت تر با قلب خود به آن متصل شوند. پس، از لحاظ نظری، این امکان وجود دارد که اگر افرادی بتوانند انسجام فردی و اجتماعی ایجاد کنند، به شکلگیری انسجام جهانی کمک نمایند”.

جملات بالا از قول دکتر دبورا رزمن، مدیر شرکت Quantum Intech نقل شدند. ما در روزگار هیجان انگیزی زندگی می کنیم، و هر چند این موضوع تا حدی که ما بخواهیم در جوامع علمی مورد تاکید و تحقیق قرار نگرفته، اما علم، در حال تصدیق این موضوع است که همه ما بخشی از یک شبکه عظیم از اتصالات و ارتباطات هستیم، که نه تنها شامل زندگی روی این سیاره می شود، بلکه کل منظومه شمسی و آنچه فراتر از آن قرار دارد را در بر می گیرد.
انسجام قلبی دقیقا چیست؟ این مفهوم، حاکی از وجود یک نظم و ساختار است و همان طور که دکتر رزمن می گوید”نوعی همترازی میان سیستم ها و در داخل آنهاست. این سیستم ها می توانند از ذرات، ارگانیسم ها، انسانها، گروههای اجتماعی، سیارات یا حتی کهکشان ها تشکیل شده باشند. این نظم هماهنگ، نشان گر وجود یک سیستم منسجم است که حالت بهینه آن، با میزان سهولت در جریان یافتن فرآیندهای آن، ارتباط مستقیم دارد”. اساسا، احساساتی مانند عشق و قدردانی و سایر احساسات “مثبت” نه تنها بر سیستم عصبی ما تاثیر می گذارند، بلکه بیش از آنچه که قبلا فکر می کردیم، بر اطرافیان ما نیز اثر دارند.

نتایج تحقیقات صورت گرفته در این زمینه، مشابه تحقیقاتی است که در مورد مراقبه (مدیتیشن) و دعا (نماز) انجام شده است. چندین مقاله در مورد آثار این اعمال بر سیستم های فیزیکی منتشر شده که نتایج آنها از لحاظ آماری با معنا هستند. برای دسترسی به فهرست منتخبی از مقالات قابل دانلود که مطالعات صورت گرفته روی این نوع پدیده ها را گزارش کرده اند، و عمدتا در قرن ۲۱ ام منتشر شده اند، به این لینک مراجعه کنید:

http://deanradin.com/evidence/evidence.htm

نکته دیگری که اهمیت انسجام را نشان می دهد، این حقیقت است که چندین سازمان در سراسر جهان، آزمایش های متعدد و هماهنگی روی مراقبه، دعا، و قصد و نیت افراد انجام داده اند. تعدادی از این مطالعات نشان دادند مراقبه، دعا یا نیت متمرکز و دسته جمعی، نتایج مثبتی به همراه دارد که می تواند آثار قابل مشاهده ای را به دنبال داشته باشد.
به عنوان مثال، یکی از این تحقیقات در طی جنگ اسرائیل و لبنان در دهه ۱۹۸۰ انجام گرفت. دو استاد دانشگاه هاروارد گروههایی از افراد مجرب در امر مدیتیشن (مراقبه) را در اورشلیم، یوگوسلاوی، و ایالات متحده تشکیل دادند. آنها از این گروه ها خواستند در طی یک دوره ۲۷ ماهه، تمرکز و توجه خاص خود را در بازه های زمانی معین، روی منطقه ای که جنگ در آن رخ می دهد قرار دهند. در طی دوره انجام این تحقیق، هر زمان که یک گروه مراقبه تمرکز خود را روی مناطق جنگی قرار می دادند، سطح خشونت در خاک لبنان بین ۴۰ تا ۸۰ درصد کاهش می یافت. در این زمان ها، تعداد کشته های جنگ در هر روز، از ۱۲ نفر به ۳ نفر رسید و خسارات ناشی از جنگ، ۷۰ درصد کاهش یافت.
یکی دیگر از نمونه های جالب توجه، تحقیقی بود که در سال ۱۹۹۳ در واشنگتن دی. سی انجام شد. این تحقیق نشان داد وقتی ۲۵۰۰ مراقبه گر در طی یک دوره زمانی خاص و با نیت مشخصی به مراقبه می پرداختند، نرخ جرم و جنایت ۲۵ درصد کاهش یافت.

“انرژی هر فردی بر محیط جمعی اطراف وی تاثیر می گذارد. یعنی احساسات و نیت های هر شخص، انرژی ای تولید می کند که بر میدانی که در محیط جریان دارد اثر می گذارد. اولین گام برای اشاعه یک اثر اجتماعی در میدان جهانی، آن است که هر یک از ما، خودمان را مسئول انرژی که به محیط منتقل می کنیم، بدانیم. می توانیم این کار را با افزایش انسجام شخصی خود انجام دهیم. این امر به ما کمک می کند تا از افکار، احساسات و نگرشی که هر روز وارد این میدان می کنیم آگاه شویم. ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم و می توانیم با انتخاب های درست، انرژی های ساطع شده از قلبمان را مدیریت نماییم. این اراده آزاد یا آزادی محلی است که می تواند انسجام جهانی تولید کند” (دکتر رزمن)

طرح انسجام جهانی (GCI)
طرح انسجام جهانی، یک همکاری بین المللی برای کمک به فعال سازی قلب بشریت و تسهیل روند ساخت یک آگاهی جهانی است. این طرح تمرکز اولیه خود را روی دعوت مردم به اضافه کردن احساس عشق، مراقبت و شفقت قلبی به میدانی قرار داده که سراسر سیاره زمین را احاطه کرده است. تمرکز ثانویه این طرح، روی تحقیق علمی در زمینه شیوه شکل گیری ارتباط انرژتیک میان انسان ها و میان انسان و سیاره قرار دارد. در این تحقیق علمی، شیوه به کار گیری این ارتباط در جهت افزایش سهم شخصی خود در کمک به ساخت جهانی بهتر نیز مورد مطالعه قرار می گیرد.

فرضیاتی که محققان و دانشمندان دست اندر کار این فرآیند مطرح کرده اند، به شرح زیر است:
• میدان های مغناطیسی زمین، حامل اطلاعاتی بیولوژیکی هستند که همه سیستم های زنده را به هم مرتبط می کند.
• هر شخصی بر این میدان اطلاعاتی جهانی تاثیر می گذارد. تعداد زیادی از افراد حالات منسجمی از عشق، قدردانی، مراقبت و شفقت قلبی را خلق می کنند که می تواند میدان منسجم تری بسازد و به نفع دیگران هم باشد و به اختلافات و عدم انسجام فعلی موجود در فضای سیاره زمین پایان دهد.
• یک حلقه بازخورد میان بشر و سیستم های مغناطیسی / انرژتیک زمین وجود دارد.
• زمین، چندین منبع تولید میدان های مغناطیسی در خود دارد که همه آنها بر ما تاثیر می گذارند. دو مورد از آنها، میدان های ژئومغناطیسی هستند که از هسته زمین منتشر می شوند،و برخی از آنها میدان هایی هستند که میان زمین و لایه یونوسفر وجود دارند. این میدان ها کل سیاره را احاطه می کنند و به عنوان سپر دفاعی از زمین در مقابل آثار مخرب تابش های خورشید، پرتوهای کیهانی، شن ها و سایر آثار آب و هوایی فضا محافظت می نمایند. بدون این میدان ها، یخ به شکلی که ما می شناسیم، روی زمین وجود نخواهد داشت. آنها بخشی از اکوسیستم پویای سیاره ما هستند.

به وضعیت فعلی سیاره زمین فکر کنید. ما قطعا در انسجام با زمین و انسانهای دیگر قرار نداریم. هنوز هم خشونت، جنگ، نفرت و حرص مانند طاعون به جان سیاره ما افتاده و کارهای زیادی باید انجام دهیم. ما هنوز نمی دانیم این افکار، احساسات و عواطف چگونه بر کل سیاره مان تاثیر می گذارند، و نمی دانیم چه نوع اطلاعاتی در میدانهای الکترومغناطیسی کدگذاری می شوند. همچنین نمی دانیم میدان مغناطیسی ما چگونه با میدان زمین تعامل می کنند. همه چیز در حال تغییر است. قطعا افرادی که می خواهند محیط بهتری روی سیاره زمین بسازند هم تغییر می کنند.
دانشمندان این میدانهای پرانرژی را می شناسند، اما هنوز هم ناشناخته های زیادی پیش روی خود دارند. فعالیت خورشید و ریتم هایی که در میدانهای مغناطیسی زمین جریان دارد، بر سلامت و رفتار انسانها و سایر موجودات زنده اثر می گذارند. در مقالات علمی، این موضوع به خوبی اثبات شده است.
مقالات علمی مختلف ثابت کرده اند نه تنها ریتمهای فیزیولوژیکی و رفتارهای جمعی جهانی با فعالیت های ژئومغناطیسی و خورشید هماهنگ هستند، بلکه اختلال های ایجاد شده در این میدان ها می تواند آثار نامطلوبی بر رفتار و سلامت انسان داشته باشند.

“وقتی میدان مغناطیسی زمین مختل می شود، مشکلات خواب، سردرگمی های ذهنی، عدم وجود انرژی معمول و احساس رخوت بدون هیچ دلیلی در انسانها بروز می یابد. در زمان های دیگر، وقتی میدانهای زمین ثابت هستند و مقدار فعالیت خورشیدی به میزان معینی افزایش می یابد، افراد احساسات مثبت بیشتری را گزارش می کنند و خلاقیت بیشتری به خرج می دهند. به احتمال زیاد، این امر ناشی از جفت شدگی و اتصال مغز ، سیستم قلب و عروق و سیستم عصبی انسان، با فرکانس های میدانهای مغناطیسی زمین است”.
زمین و یونوسفر، فرکانس هایی تولید می کنند که در بازه ۰٫۱ هرتز تا ۳۰۰ هرتز قرار می گیرند، فرکانس برخی از آنها دقیقا در طیف فرکانس امواج مغز، سیستم قلب و عروق و سیستم عصبی ما قرار دارد. از این واقعیت برای توضیح تاثیر نوسانات ایجاد شده در میدانهای مغناطیسی زمین و خورشید بر انسانها استفاده می کنند. تغییر در این میدان ها، بر امواج مغزی، ضربان قلب، حافظه و عملکرد ورزشی و سلامت عمومی ما اثر می گذارد. تغییر میدان های زمین به دلیل فعالیت های خورشیدی شدید، با برخی از بزرگترین خلاقیت های هنری بشر و برخی از غم انگیزترین حوادث تاریخ بشریت نیز ارتباط دارد.

می دانیم این میدان ها چه تاثیری بر ما می گذارند، اما اینجا سوال مهم مطرح می شود: ما چه تاثیری بر آنها داریم؟ دانشمندانی که در طرح GCI شرکت کرده اند، معتقدند به دلیل آنکه فرکانس امواج مغزی و ضربان قلب ما با رزونانس میدان مغناطیسی زمین همپوشانی دارد، ما فقط دریافت کنندگان اطلاعات بیولوژیکی نیستیم، بلکه اطلاعاتی را وارد میدان جهانی می کنیم و در نتیجه، یک حلقه بازخورد با میدانهای مغناطیسی زمین می سازیم.
“تحقیقات ما نشان می دهد که احساسات و آگاهی های انسان، اطلاعاتی را در میدان ژئومغناطیسی کدگذاری می کنند، و این اطلاعات کدگذاری شده، در سراسر جهان توزیع می گردند. میدانهای مغناطیسی زمین، حامل امواج حاوی این اطلاعات هستند و بر کل موجودات جهان و آگاهی جمعی سراسر زمین تاثیر می گذارند.”
این تحقیق که هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارد، نتایج بزرگی را به دست داده است. این حقیقت که نگرش، احساسات و نیات ما بسیار مهم هستند و این عوامل در قلمرو علم غیرمادی می توانند بر کل حیات روی سیاره زمین تاثیر بگذارند، در نتایج تحقیقات انجام گرفته قابل مشاهده است. نیت های منسجم و هماهنگ می توانند بر رویدادهای جهانی تاثیر بگذارند و کیفیت زندگی روی زمین را بهبود بخشند. تمرین ابراز عشق، قدردانی و بهتر کردن عواطف و احساسات خود، یکی از صدها اقدامی است که می توان در جهت تغییر سیاره زمین و تبدیل آن به جایی بهتر انجام دهیم.

چه کاری از دست شما بر می آید؟
دفعه بعدی که ناراحت، عصبانی یا ناامید شدید، سعی کنید به خودتان نگاه کنید و به شیوه واکنشتان دقت نمایید. این تمرین برای رشد شخصیتی شما بسیار مفید است. شما باید هر کاری که می توانید را انجام دهید تا احساس خوبی داشته باشید؛ مثلا ورزش کنید، غذاهای سالم بخورید، زمان کار با وسایل الکترونیکی را به حداقل برسانید، زمانی را با دوستان، یا حیوانات خانگی تان بگذرانید. می توانید تمرین کنید که کمتر در مورد دیگران قضاوت نمایید، و نیات “خوب” خود را تقویت کنید. می توانید بیش از گذشته سپاسگزار باشید، می توانید به دیگران کمک کنید و با آنها به شیوه ای که خودشان می خواهند رفتار نمایید.
ابزارهایی هم وجود دارند که می توانید در این راه از آنها استفاده کنید؛ مثل مراقبه (مدیتیشن). اگر با خودتان صلح کرده اید، و بر احساسات خود مسلط هستید، به سیاره و همه موجوداتی که اطرافتان حضور دارند، کمک کرده اید. اگر مدام عصبانی می شوید، به دیگران آسیب می رسانید یا نیات منفی دارید، دقیقا باید برخلاف این جریان شنا کنید.
اگر می خواهید از سایر تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده مطلع شوید، بهترین نقطه شروع، موسسه HeartMath است. این موسسه یک سازمان آموزشی و تحقیقاتی غیرانتفاعی و بین المللی است که به کاهش استرس و احساسات خود تنظیم در افراد و تولید انرژی و ایجاد انعطاف پذیری برای زندگی شاد و سالم کمک می کند.

اثبات علمی تله پاتی از طریق درک متفاوت انسان از میدان مغناطیسی زمین

شاید انسانها و همه موجودات زنده بتوانند میدان مغناطیسی زمین را به شکلی فوق العاده درک کنند.علم به تازگی از این حقیقت پرده برداشته که آنچه معمولا به عنوان هاله “انسان” و یا تله پاتی می شناسیم، واقعیت دارد.

گویا آی تی – بدن همه ما یک میدان الکترومغناطیسی منتشر می کند، و وقتی به شناخت بیولوژی و پیوستگی خود با حیات روی سیاره زمین می پردازیم، این حقیقت نقشی بسیار مهم تر از آنچه تاکنون می دانستیم ایفا خواهد کرد.
به عنوان مثال، آیا می دانستید قلب در میان ارگان های مهم بدن، بزرگترین میدان الکترومغناطیسی را منتشر می کند؟ این میدان ها و اطلاعاتی که در آنها کدگذاری شده اند، بر اساس آنچه احساس می کنیم، آنچه می اندیشیم و عواطف مختلفی که داریم، تغییر می کنند. قلب از طریق سیستمی از نوترون ها که حافظه بلندمدت و کوتاه مدت دارند، سیگنالهایی به مغز ارسال می کند. این سیگنالها می توانند بر تجربیات عاطفی و احساسی ما تاثیر بگذارند. اطلاعات احساسی که در این میدانهای الکترومغناطیسی کدگذاری می شوند، ماهیت میدانها را تغییر می دهند و این میدانها بر محیط اطراف ما تاثیر می گذارند. رولین مک کراتی، دارای مدرک دکتری تخصصی و مدیر بخش تحقیقات موسسه HeartMath می گوید: “ما با یکدیگر و با خود سیاره زمین، ارتباطی عمیق و بنیادی داریم”.

“یافته های تحقیقاتی نشان داده اند وقتی در جهت انسجام قلبی عمل می کنیم و عشق و محبت را در وجود خود می پرورانیم، قلب ما یک موج الکترومغناطیسی منسجم به محیط اطراف ساطع کرده و به این ترتیب انسجام اجتماعی ما در هر جایی، مثل خانه، محل کار یا کلاس درس راحت تر شکل می گیرد. هر چه افراد بیشتری این انسجام قلبی را منتشر کنند، میدان قوی تر و پرانرژی تری شکل می گیرد که باعث می شود افراد دیگر راحت تر با قلب خود به آن متصل شوند. پس، از لحاظ نظری، این امکان وجود دارد که اگر افرادی بتوانند انسجام فردی و اجتماعی ایجاد کنند، به شکلگیری انسجام جهانی کمک نمایند”.

جملات بالا از قول دکتر دبورا رزمن، مدیر شرکت Quantum Intech نقل شدند. ما در روزگار هیجان انگیزی زندگی می کنیم، و هر چند این موضوع تا حدی که ما بخواهیم در جوامع علمی مورد تاکید و تحقیق قرار نگرفته، اما علم، در حال تصدیق این موضوع است که همه ما بخشی از یک شبکه عظیم از اتصالات و ارتباطات هستیم، که نه تنها شامل زندگی روی این سیاره می شود، بلکه کل منظومه شمسی و آنچه فراتر از آن قرار دارد را در بر می گیرد.
انسجام قلبی دقیقا چیست؟ این مفهوم، حاکی از وجود یک نظم و ساختار است و همان طور که دکتر رزمن می گوید”نوعی همترازی میان سیستم ها و در داخل آنهاست. این سیستم ها می توانند از ذرات، ارگانیسم ها، انسانها، گروههای اجتماعی، سیارات یا حتی کهکشان ها تشکیل شده باشند. این نظم هماهنگ، نشان گر وجود یک سیستم منسجم است که حالت بهینه آن، با میزان سهولت در جریان یافتن فرآیندهای آن، ارتباط مستقیم دارد”. اساسا، احساساتی مانند عشق و قدردانی و سایر احساسات “مثبت” نه تنها بر سیستم عصبی ما تاثیر می گذارند، بلکه بیش از آنچه که قبلا فکر می کردیم، بر اطرافیان ما نیز اثر دارند.

نتایج تحقیقات صورت گرفته در این زمینه، مشابه تحقیقاتی است که در مورد مراقبه (مدیتیشن) و دعا (نماز) انجام شده است. چندین مقاله در مورد آثار این اعمال بر سیستم های فیزیکی منتشر شده که نتایج آنها از لحاظ آماری با معنا هستند. برای دسترسی به فهرست منتخبی از مقالات قابل دانلود که مطالعات صورت گرفته روی این نوع پدیده ها را گزارش کرده اند، و عمدتا در قرن ۲۱ ام منتشر شده اند، به این لینک مراجعه کنید:

http://deanradin.com/evidence/evidence.htm

نکته دیگری که اهمیت انسجام را نشان می دهد، این حقیقت است که چندین سازمان در سراسر جهان، آزمایش های متعدد و هماهنگی روی مراقبه، دعا، و قصد و نیت افراد انجام داده اند. تعدادی از این مطالعات نشان دادند مراقبه، دعا یا نیت متمرکز و دسته جمعی، نتایج مثبتی به همراه دارد که می تواند آثار قابل مشاهده ای را به دنبال داشته باشد.
به عنوان مثال، یکی از این تحقیقات در طی جنگ اسرائیل و لبنان در دهه ۱۹۸۰ انجام گرفت. دو استاد دانشگاه هاروارد گروههایی از افراد مجرب در امر مدیتیشن (مراقبه) را در اورشلیم، یوگوسلاوی، و ایالات متحده تشکیل دادند. آنها از این گروه ها خواستند در طی یک دوره ۲۷ ماهه، تمرکز و توجه خاص خود را در بازه های زمانی معین، روی منطقه ای که جنگ در آن رخ می دهد قرار دهند. در طی دوره انجام این تحقیق، هر زمان که یک گروه مراقبه تمرکز خود را روی مناطق جنگی قرار می دادند، سطح خشونت در خاک لبنان بین ۴۰ تا ۸۰ درصد کاهش می یافت. در این زمان ها، تعداد کشته های جنگ در هر روز، از ۱۲ نفر به ۳ نفر رسید و خسارات ناشی از جنگ، ۷۰ درصد کاهش یافت.
یکی دیگر از نمونه های جالب توجه، تحقیقی بود که در سال ۱۹۹۳ در واشنگتن دی. سی انجام شد. این تحقیق نشان داد وقتی ۲۵۰۰ مراقبه گر در طی یک دوره زمانی خاص و با نیت مشخصی به مراقبه می پرداختند، نرخ جرم و جنایت ۲۵ درصد کاهش یافت.

“انرژی هر فردی بر محیط جمعی اطراف وی تاثیر می گذارد. یعنی احساسات و نیت های هر شخص، انرژی ای تولید می کند که بر میدانی که در محیط جریان دارد اثر می گذارد. اولین گام برای اشاعه یک اثر اجتماعی در میدان جهانی، آن است که هر یک از ما، خودمان را مسئول انرژی که به محیط منتقل می کنیم، بدانیم. می توانیم این کار را با افزایش انسجام شخصی خود انجام دهیم. این امر به ما کمک می کند تا از افکار، احساسات و نگرشی که هر روز وارد این میدان می کنیم آگاه شویم. ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم و می توانیم با انتخاب های درست، انرژی های ساطع شده از قلبمان را مدیریت نماییم. این اراده آزاد یا آزادی محلی است که می تواند انسجام جهانی تولید کند” (دکتر رزمن)

طرح انسجام جهانی (GCI)
طرح انسجام جهانی، یک همکاری بین المللی برای کمک به فعال سازی قلب بشریت و تسهیل روند ساخت یک آگاهی جهانی است. این طرح تمرکز اولیه خود را روی دعوت مردم به اضافه کردن احساس عشق، مراقبت و شفقت قلبی به میدانی قرار داده که سراسر سیاره زمین را احاطه کرده است. تمرکز ثانویه این طرح، روی تحقیق علمی در زمینه شیوه شکل گیری ارتباط انرژتیک میان انسان ها و میان انسان و سیاره قرار دارد. در این تحقیق علمی، شیوه به کار گیری این ارتباط در جهت افزایش سهم شخصی خود در کمک به ساخت جهانی بهتر نیز مورد مطالعه قرار می گیرد.

فرضیاتی که محققان و دانشمندان دست اندر کار این فرآیند مطرح کرده اند، به شرح زیر است:
• میدان های مغناطیسی زمین، حامل اطلاعاتی بیولوژیکی هستند که همه سیستم های زنده را به هم مرتبط می کند.
• هر شخصی بر این میدان اطلاعاتی جهانی تاثیر می گذارد. تعداد زیادی از افراد حالات منسجمی از عشق، قدردانی، مراقبت و شفقت قلبی را خلق می کنند که می تواند میدان منسجم تری بسازد و به نفع دیگران هم باشد و به اختلافات و عدم انسجام فعلی موجود در فضای سیاره زمین پایان دهد.
• یک حلقه بازخورد میان بشر و سیستم های مغناطیسی / انرژتیک زمین وجود دارد.
• زمین، چندین منبع تولید میدان های مغناطیسی در خود دارد که همه آنها بر ما تاثیر می گذارند. دو مورد از آنها، میدان های ژئومغناطیسی هستند که از هسته زمین منتشر می شوند،و برخی از آنها میدان هایی هستند که میان زمین و لایه یونوسفر وجود دارند. این میدان ها کل سیاره را احاطه می کنند و به عنوان سپر دفاعی از زمین در مقابل آثار مخرب تابش های خورشید، پرتوهای کیهانی، شن ها و سایر آثار آب و هوایی فضا محافظت می نمایند. بدون این میدان ها، یخ به شکلی که ما می شناسیم، روی زمین وجود نخواهد داشت. آنها بخشی از اکوسیستم پویای سیاره ما هستند.

به وضعیت فعلی سیاره زمین فکر کنید. ما قطعا در انسجام با زمین و انسانهای دیگر قرار نداریم. هنوز هم خشونت، جنگ، نفرت و حرص مانند طاعون به جان سیاره ما افتاده و کارهای زیادی باید انجام دهیم. ما هنوز نمی دانیم این افکار، احساسات و عواطف چگونه بر کل سیاره مان تاثیر می گذارند، و نمی دانیم چه نوع اطلاعاتی در میدانهای الکترومغناطیسی کدگذاری می شوند. همچنین نمی دانیم میدان مغناطیسی ما چگونه با میدان زمین تعامل می کنند. همه چیز در حال تغییر است. قطعا افرادی که می خواهند محیط بهتری روی سیاره زمین بسازند هم تغییر می کنند.
دانشمندان این میدانهای پرانرژی را می شناسند، اما هنوز هم ناشناخته های زیادی پیش روی خود دارند. فعالیت خورشید و ریتم هایی که در میدانهای مغناطیسی زمین جریان دارد، بر سلامت و رفتار انسانها و سایر موجودات زنده اثر می گذارند. در مقالات علمی، این موضوع به خوبی اثبات شده است.
مقالات علمی مختلف ثابت کرده اند نه تنها ریتمهای فیزیولوژیکی و رفتارهای جمعی جهانی با فعالیت های ژئومغناطیسی و خورشید هماهنگ هستند، بلکه اختلال های ایجاد شده در این میدان ها می تواند آثار نامطلوبی بر رفتار و سلامت انسان داشته باشند.

“وقتی میدان مغناطیسی زمین مختل می شود، مشکلات خواب، سردرگمی های ذهنی، عدم وجود انرژی معمول و احساس رخوت بدون هیچ دلیلی در انسانها بروز می یابد. در زمان های دیگر، وقتی میدانهای زمین ثابت هستند و مقدار فعالیت خورشیدی به میزان معینی افزایش می یابد، افراد احساسات مثبت بیشتری را گزارش می کنند و خلاقیت بیشتری به خرج می دهند. به احتمال زیاد، این امر ناشی از جفت شدگی و اتصال مغز ، سیستم قلب و عروق و سیستم عصبی انسان، با فرکانس های میدانهای مغناطیسی زمین است”.
زمین و یونوسفر، فرکانس هایی تولید می کنند که در بازه ۰٫۱ هرتز تا ۳۰۰ هرتز قرار می گیرند، فرکانس برخی از آنها دقیقا در طیف فرکانس امواج مغز، سیستم قلب و عروق و سیستم عصبی ما قرار دارد. از این واقعیت برای توضیح تاثیر نوسانات ایجاد شده در میدانهای مغناطیسی زمین و خورشید بر انسانها استفاده می کنند. تغییر در این میدان ها، بر امواج مغزی، ضربان قلب، حافظه و عملکرد ورزشی و سلامت عمومی ما اثر می گذارد. تغییر میدان های زمین به دلیل فعالیت های خورشیدی شدید، با برخی از بزرگترین خلاقیت های هنری بشر و برخی از غم انگیزترین حوادث تاریخ بشریت نیز ارتباط دارد.

می دانیم این میدان ها چه تاثیری بر ما می گذارند، اما اینجا سوال مهم مطرح می شود: ما چه تاثیری بر آنها داریم؟ دانشمندانی که در طرح GCI شرکت کرده اند، معتقدند به دلیل آنکه فرکانس امواج مغزی و ضربان قلب ما با رزونانس میدان مغناطیسی زمین همپوشانی دارد، ما فقط دریافت کنندگان اطلاعات بیولوژیکی نیستیم، بلکه اطلاعاتی را وارد میدان جهانی می کنیم و در نتیجه، یک حلقه بازخورد با میدانهای مغناطیسی زمین می سازیم.
“تحقیقات ما نشان می دهد که احساسات و آگاهی های انسان، اطلاعاتی را در میدان ژئومغناطیسی کدگذاری می کنند، و این اطلاعات کدگذاری شده، در سراسر جهان توزیع می گردند. میدانهای مغناطیسی زمین، حامل امواج حاوی این اطلاعات هستند و بر کل موجودات جهان و آگاهی جمعی سراسر زمین تاثیر می گذارند.”
این تحقیق که هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارد، نتایج بزرگی را به دست داده است. این حقیقت که نگرش، احساسات و نیات ما بسیار مهم هستند و این عوامل در قلمرو علم غیرمادی می توانند بر کل حیات روی سیاره زمین تاثیر بگذارند، در نتایج تحقیقات انجام گرفته قابل مشاهده است. نیت های منسجم و هماهنگ می توانند بر رویدادهای جهانی تاثیر بگذارند و کیفیت زندگی روی زمین را بهبود بخشند. تمرین ابراز عشق، قدردانی و بهتر کردن عواطف و احساسات خود، یکی از صدها اقدامی است که می توان در جهت تغییر سیاره زمین و تبدیل آن به جایی بهتر انجام دهیم.

چه کاری از دست شما بر می آید؟
دفعه بعدی که ناراحت، عصبانی یا ناامید شدید، سعی کنید به خودتان نگاه کنید و به شیوه واکنشتان دقت نمایید. این تمرین برای رشد شخصیتی شما بسیار مفید است. شما باید هر کاری که می توانید را انجام دهید تا احساس خوبی داشته باشید؛ مثلا ورزش کنید، غذاهای سالم بخورید، زمان کار با وسایل الکترونیکی را به حداقل برسانید، زمانی را با دوستان، یا حیوانات خانگی تان بگذرانید. می توانید تمرین کنید که کمتر در مورد دیگران قضاوت نمایید، و نیات “خوب” خود را تقویت کنید. می توانید بیش از گذشته سپاسگزار باشید، می توانید به دیگران کمک کنید و با آنها به شیوه ای که خودشان می خواهند رفتار نمایید.
ابزارهایی هم وجود دارند که می توانید در این راه از آنها استفاده کنید؛ مثل مراقبه (مدیتیشن). اگر با خودتان صلح کرده اید، و بر احساسات خود مسلط هستید، به سیاره و همه موجوداتی که اطرافتان حضور دارند، کمک کرده اید. اگر مدام عصبانی می شوید، به دیگران آسیب می رسانید یا نیات منفی دارید، دقیقا باید برخلاف این جریان شنا کنید.
اگر می خواهید از سایر تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده مطلع شوید، بهترین نقطه شروع، موسسه HeartMath است. این موسسه یک سازمان آموزشی و تحقیقاتی غیرانتفاعی و بین المللی است که به کاهش استرس و احساسات خود تنظیم در افراد و تولید انرژی و ایجاد انعطاف پذیری برای زندگی شاد و سالم کمک می کند.

نظریه کوانتوم، از آنچه هنگام مرگ برای ما رخ می دهد، پرده برداشت: حیات پس از مرگ

بزرگترین سوالی که برای بسیاری از ما پیش می آید و بشر سالها به دنبال پاسخ آن بوده آن است که: هنگام مرگ چه اتفاقی برای ما می افتد؟

گویا آی تی – حتی علم مدرن روز هم به دنبال پاسخ این سوال است. آگاهی انسان از کجا امده و منشا آن چیست؟ آیا محصول مغز است یا خود مغز این آگاهی را از جای دیگری دریافت کرده است؟ اگر آگاهی، محصول مغز نباشد، یعنی جسم فیزیکی ما الزاما پیوسته به آن نیست؛ یعنی آگاهی ما می تواند خارج از بدن ما نیز وجود داشته باشد.
پرسیدن این سوالات برای درک ماهیت واقعی وجود ما بسیار مهم و اساسی است. هر چه فیزیک کوانتومی محبوبیت بیشتری به دست می آورد، تعداد بیشتری از سوالات مربوط به آگاهی انسان و رابطه آن با بدن انسان در علم فیزیک کوانتوم مورد بررسی قرار می گیرند.
ماکس پلانک، فیزیکدان نظری که با پایه گذاری نظریه کوانتوم شهرت قابل ملاحظه ای به دست آورد، می گوید شاید بهترین توضیح برای آنکه چرا درک و شناخت آگاهی انسان ضروی است، این موضوع باشد: “من آگاهی را یک عنصر بنیادی می دانم. به نظر من ماده از آگاهی مشتق شده است. ما نمی توانیم به آن پشت کنیم. هر چه در موردش صحبت می کنیم، هر چه که به عنوان موجود در نظر می گیریم، آگاهی را به عنوان یک اصل موضوعه تایید می کند”. نظریه کوانتوم شاهکاری بود که پلانک به خاطر آن در سال ۱۹۱۸ برنده جایزه نوبل شد.
یوجین ویگنر نیز یکی از فیزیکدانان نظری و یک ریاضیدان برجسته است. او می گوید “فرمول بندی قوانین مکانیک کوانتومی بدون اشاره به آگاهی انسان، اصلا غیرممکن است”.
آیا آگاهی ما بعد از مرگمان به حرکت در می آید؟

در سال ۲۰۱۰، یکی از برجسته ترین دانشمندان جهان، رابرت لانزا، کتابی با این عنوان منتشر کرد: “بیوسنتریسم: زندگی و آگاهی را چگونه می توان کلید های درک ماهیت واقعی جهان دانست؟”
لانزا که یکی از متخصصان طب ترمیمی و مدیر علمی “شرکت فناوری سلولی پیشرفته” است، به مکانیک کوانتومی و فیزیک نجومی هم بسیار علاقه مند می باشد. علاقه او به این حوزه های علمی باعث شد او در مسیر تکمیل نظریه بیوسنتریسم خود بیشتر پیشرفت کند: این نظریه بیان می کند حیات و آگاهی انسان، کلید درک و شناخت ماهیت وجودی ما هستند و آگاهی، پیش از خلقت جهان مادی وجود داشته است.
نظریه او حاکی از آن است که آگاهی ما با مرگ ما از بین نمی رود، بلکه حرکت می کند، و این نشان می دهد که آگاهی، محصول مغز نیست. بلکه چیزی کاملا جدا از مغز است و علم نوین، تازه در آغاز راه شناخت ماهیت آن قرار دارد.
بهترین شیوه برای بیان این نظریه، آزمایش دوشکاف کوانتومی بود. این آزمایش یک نمونه عالی برای مستندسازی فرم ارتباط میان عوامل مربوط به آگاهی ما و جهان مادی فیزیکی ماست؛ ناظر، واقعیت را ایجاد می کند.

فیزیکدانان مجبور شده اند به این موضوع اعتراف کنند که جهان، ساخته ذهن ماست، یا حداقل، این آگاهی نقشی بنیادی در خلقت جهان مادی ایفا می کند.
آر. سی. هنری (R.C. Henry) استاد فیزیک و نجوم دانشگاه جان هاپکینز در سال ۲۰۰۵ مقاله ای در نشریه Nature به چاپ رساند که در آن قید شده بود:
“براساس گفته های ]یکی از فیزیکدانان برجسته[ سر جیمز جین: “جریان دانش رو به سوی یک واقعیت غیرمکانیکی دارد؛ جهان بیشتر شبیه یک تفکر بزرگ است تا یک ماشین بزرگ. دیگر ذهن را یک مزاحم تصادفی در عرصه ماده نمی دانیم.. بلکه باید آن را در جایگاه خالق و حاکم سرزمین ماده قرار دهیم”… جهان، غیرمادی است – یعنی ذهنی و روحی است. زندگی کنید و لذت ببرید. (“جهان ذهنی” ؛ نشریه Nature؛ شماره ۴۳۶: ۲۹، سال ۲۰۰۵)

نظریه لانزا می گوید اگر جسم، آگاهی را تولید کند، پس آگاهی در هنگام مرگ جسم باید بمیرد. اما اگر جسم این آگاهی را از جایی دریافت کند، همان طور که یک جعبه کابل سیگنالهای ماهواره ای را دریافت می کند، پس عمر آگاهی به مرگ این وسیله فیزیکی (جسم) ختم نمی شود. این مثال معمولا برای توصیف معمای آگاهی مورد استفاده قرار می گیرد.
آزمایش دوشکافی بارها نشان داده است که “مشاهدات، فقط مزاحم آنچه که باید اندازه گیری شود نیستند؛ بلکه آن را تولید می کنند … ما ] الکترون را[ مجبور می کنیم تا یک موقعیت مشخص را فرض کند… ما خودمان نتایج اندازه گیری ها را تولید می کنیم”
این ایده که ممکن بود در یک جهان هولوگرافیک زندگی کنیم، زیاد هم دور از ذهن نیست. اگر ناظر برای آشکار شدن به ماده فیزیکی نیاز داشته باشد، پس ناظر باید پیش از جسم فیزیکی وجود داشته باشد.
این فرضیه که مغز، آگاهی را خلق می کند، بر جریان اصلی جهان مادی گرای علم غالب است. البته شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد مغز (و کل واقعیت فیزیکی ما) محصولی از آگاهی می باشد.

در ادامه یک نقل قول بسیار مهم را می آوریم تا نشان دهیم منظور از علم “ماده” چیست:
“جهان بینی علمی مدرن، عمدتا بر اساس فرضیاتی شکل گرفته که ارتباط نزدیکی با فیزیک کلاسیک دارند. مادی گرایی، که می گوید ماده تنها جزء سازنده واقعیت است، یکی از این فرضیات می باشد. یکی دیگر از فرضیات مربوطه، تقلیل گرایی است. این مفهوم بیان می کند موجودات پیچیده را می توان با تقلیل آنها به فعل و انفعالات اجزایشان ، یا به موجوداتی ساده تر یا بنیادی تر، مانند ذرات مادی کوچک، شناخت و درک کرد”.
(بیانیه ای برای علم پسا مادی گرایی)

بررسی فرآیندهای عصبی – شیمیایی (نوروشیمیایی) مغز فرد در هنگامی که یک تجربه ذهنی برای وی پیش می آید، بسیار مهم است و می تواند بینش خاصی به دست دهد. بررسی این فرآیندها به ما می گوید که وقتی “این” نوع از تجربه رخ می دهد، “آن” وضعیت در مغز ایجاد می شود. اما ثابت نمی کند که فرآیندهای عصبی – شیمیایی آن تجربه را تولید کرده اند. اگر خود این تجربه فرآیندهای عصبی – شیمیایی را تولید کرده باشد چطور؟
گام بعدی تحقیقات ما آن است که تعیین کنیم آگاهی چگونه باعث تبدیل شدن ماده به ماده می شود. یک چیز مسلم است؛ با در دست داشتن همه اطلاعاتی که در مورد مستقل بودن آگاهی از مغز به دست آورده ایم، دیگر زمان آن رسیده که مرزهای چهارچوبی که برای علم پذیرفته ایم را جابجا کنیم و آنچه که فکر می کنیم می دانیم را زیرسوال ببریم.
نتایج حاصل از این نظریه بسیار زیاد هستند. فقط تصور کنید که اگر حیات پس از مرگ توسط جامعه علمی تایید می شد، تا چه حد می توانست بر درک ما از علم، و همچنین فلسفه، مذهب و بسیاری از عرصه های دیگر زندگی ما تاثیر بگذارد؟

یک سخنرانی فوق العاده
در ادامه به بررسی یک ایده بسیار جالب از سخنرانی دکتر گری شوارتز، استاد دانشگاه آریزونا می پردازیم. او در این مورد بحث می کند که آیا آگاهی انسان محصول مغز اوست، یا مغز آن را از جایی دیگر دریافت می کند.
“برخی از دانشمندان و فیلسوفانی که تمایل به مادی گرایی دارند، حاضر نیستند به این پدیده اذعان کنند، زیرا این پدیده با مفهوم منحصر به فردی که آنها برای جهان در نظر گرفته اند، مغایرت دارد. رد کردن بررسی پسامادی گرایانه طبیعت یا امتناع از چاپ یافته های علمی قوی که از وجود یک چهارچوب پسامادی گرایانه پرده بر می دارند، با روح تحقیقات علمی در تضاد است. همیشه باید با داده های تجربی به شکلی مناسب برخورد شود. داده هایی که با نظریه ها و باورهای مطلوب ما سازگار نیستند نباید در قیاس ها نادیده گرفته شوند. این نادیده گرفتن ها در قلمرو ایدئولوژی مرسوم است، نه علم”. (دکتر گری شوارتز، استاد روانشناسی، پزشکی، مغز و اعصاب، روانپزشکی و جراحی در دانشگاه آریزونا)

در مورد تجربه حالات نزدیک به مرگ چه چیزی می توان گفت؟
در ادامه بخشی از سخنرانی دکتر بروس گریسون در یک کنفرانس را ارائه کرده ایم. این کنفرانس توسط سازمان ملل متحد برگزار شده بود. دکتر گریسون را یکی از سردمداران مطالعات مربوط به تجربیات نزدیک به مرگ می دانند. او استاد ممتاز روانپزشکی و علوم عصبی – رفتاری در دانشگاه ویرجینیا است.
در این کنفرانس، او به موارد مستند از افرادی اشاره می کند که از لحاظ بالینی مرده بودند (هیچ فعالیت مغزی نشان نمی دادند) ، اما همزمان هر آنچه روی تخت بیمارستان برای آنها رخ می داد را می دیدند. دکتر گریسون توضیح می دهد که چگونه با موارد متعددی از این دست مواجه شده است. افراد می توانند چیزهایی را توصیف کنند که قبل از تجربه مرگ، توصیف آنها غیرممکن بود. وی می گوید این نوع از مطالعات، به دلیل گرایش ما به نگاه علمی کاملا مادی گرایانه کم کم کنار گذاشته شدند. در جوامع علمی، دیدن، به معنای باور کردن است، و فقط در صورتی که چیزی را ببینیم می توانیم در موردش صحبت کنیم. مایه تاسف است که فقط به دلیل آنکه نمی توانیم چیزی را از طریق مادی گرایی توصیف کنیم، آن را فورا بی اعتبار تلقی نماییم. درک این واقعیت ساده که خود “آگاهی” یک “موجود” غیرفیزیکی است، برای بسیاری از دانشمندان دشوار بوده و چون این “موجود” غیر مادی است، آنها معتقدند نباید توسط علم مورد مطالعه قرار بگیرد.

تجربه حالات نزدیک به مرگ (NDE ها) در یک دوره طولانی مستند شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای مثال، در سال ۲۰۰۱، نشریه پزشکی بین المللی The Lancet ، نتایج یک تحقیق ۱۳ ساله روی تجربه حالات نزدیک به مرگ را منتشر کرد:
“نتایج تحقیقات ما نشان می دهند که عوامل پزشکی نمی توانند موجب وقوع حالت نزدیک به مرگ شوند. همه بیماران مورد مطالعه ما دچار ایست قلبی شده بودند. آنها از لحاظ بالینی مرده محسوب می شدند و کاملا بیهوش بودند. این وضعیت ناشی از نرسیدن خون کافی به مغز بود. در آن شرایط، EEG (میزان فعالیت الکتریکی مغز) کاملا صفر می شود و اگر CPR در مدت ۵ الی ۱۰ دقیقه آغاز نشود، آسیب جبران ناپذیری به مغز وارد می شود و بیمار می میرد”.

محققان ۳۴۴ بیمار را تحت نظر قرار دادند. ۱۸% از آنها خاطراتی از زمانی که مرده بودند یا بیهوش بودند (هیچگونه فعالیت مغزی نداشتند) به یاد دارند و ۱۲% از آنها (یعنی از هر ۸ نفر، یک نفر) تجربیاتی بسیار قوی و “عمیق” در این زمینه داشتند. به یاد داشته باشید این تجربیات زمانی رخ داده که بعد از وقوع ایست قلبی، هیچگونه فعالیت الکتریکی در مغز وجود نداشته است.
تحقیق دیگری در دانشگاه ساوت همپتون انجام گرفت. در این تحقیق، دانشمندان شواهدی به دست آوردند که نشان می داد آگاهی می تواند برای حداقل چند دقیقه بعد از مرگ ادامه داشته باشد. در جهان علم، همواره تصور می شد که این امر غیرممکن باشد. نتایج بزرگترین تحقیق جهان در مورد تجربه حالات نزدیک به مرگ، که در نشریه Resuscitation نیز منتشر شده به شرح زیر است:
“در سال ۲۰۰۸، یک تحقیق بزرگ مقیاس با شرکت ۲۰۶۰ بیمار از ۱۵ بیمارستان در انگلستان، ایالات متحده و اتریش آغاز شد. این تحقیق که با نام “آگاهی” (آگاهی در طول فرآیند احیا) مشهور شده، با حمایت دانشگاه ساوت همپتون انگلستان انجام شد و طیف گسترده ای از تجربیات ذهنی در رابطه با مرگ را بررسی کرد. محققان، برای اولین بار در یک تحقیق بزرگ مقیاس، اعتبار تجربیات آگاهانه را با استفاده از نشانگرهای عینی بررسی کردند تا ببینند آیا ادعاهای مطرح شده در مورد آگاهی در زمان احیا، با تجربیات خارج از بدن که در حوادث واقعی یا توهمی رخ داده، سازگاری دارند یا خیر”.

نتیجه گیری از نظرات
نیکولا تسلا بهترین نظر را ارائه کرده است: “علم امروز، مطالعه پدیده های غیر فیزیکی را آغاز کرده و پیشرفت آن در یک دهه اخیر، از پیشرفت آن در طی قرن های گذشته و از زمانی که چنین پدیده هایی به وجود آمده، بیشتر بوده است.”
اینکه هر ساله، دانشمندان بین المللی شناخته شده ای تلاش می کنند این موضوع نادیده گرفته شده را وارد جریان اصلی جوامع علمی کنند، دلیلی دارد. حقیقت آن است که ماده (یعنی پروتون ها، الکترون ها، فوتون ها و هر چیزی که جرم دارد)، تنها جزء سازنده واقعیت نیست. اگر بخواهیم ماهیت واقعیت وجودی خود را بشناسیم و درک کنیم، نمی توانیم با انکار این حقیقت که “نادیده ها” بخش اعظمی از واقعیت وجودی ما را تشکیل می دهند، به بررسی واقعیت فیزیکی ادامه دهیم.
شاید شاخص ترین سوال آن باشد که نقش سیستم غیر فیزیکی مثل آگاهی، در ارتباط با سیستم های فیزیکی (ماده) چیست؟
“با وجود موفقیت های تجربی بی نظیر نظریه کوانتوم، بسیاری از شواهد نشان می دهند که توصیف طبیعت با این نظریه، هنوز با بدبینی، عدم درک و حتی خشم از سوی جامعه علمی مواجه می شود” (ت. فولگر، “Quantum Shmantum”؛ نشریه Discover، شماره ۲۲: صفحات ۳۷ تا ۴۳، سال ۲۰۰۱)

این همان علمی است که “علم پسامادی گرایی” نامیده می شود و به نظر من، در آینده باید تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد تا بتوانیم ماهیت جهان خود را درک کنیم. مطالعه “آگاهی”، درست در قلب این حوزه تحقیقاتی قرار دارد.
در ادامه آخرین بحث صورت گرفته میان دکتر گریسون (که پیش از این معرفی شدند) و دانشمند ارشد موسسه علوم ادراکی، یعنی دکتر دین رادین را ارائه کرده ایم.

آیا سازمان فضایی ایران می تواند با ناسا همکاری کند؟

محسن بهرامی رئیس آژانس فضایی ایران می گوید که کشورش علاقه مند به همکاری با سازمان ناسا است. چندی پیش رئیس برنامه های فضایی ایران اعلام کرد که این کشور تمایل دارد تا با سازمان ناسا همکاری داشته باشد، این مشارکت می تواند به همکاری های بین المللی شتاب بیشتری بخشد.

گویا آی تی – برخی نگران هستند که چنین اقدامی بیشتر از این که باعث بهبود روابط و شروع مجدد تبادل اطلاعات بین دو کشور شود، منجر به آسیب پذیری بیشتر ایالات متحده در برابر حملات می شود.
محسن بهرامی در هفته جهانی فضا در گفتگو با گزارشگران اشاره می کند، ” فعالیت ها و برنامه های ناسا مورد توجه بسیاری از مردم جهان است، طبیعتاً ما نیز علاقه مندیم تا در این برنامه ها همکاری داشته باشیم. وقتی شما در مدار باشید دیگر کشور و نژاد اهمیتی ندارد. ”
این همکاری نیازمند توافق بین مسئولان دو کشور ایران و آمریکا است. آقای بهرامی خاطر نشان می کند که برنامه فضایی غیر نظامی ایران قدرتمند و صلح آمیز است، به طوری که همکاری دو جانبه را برای طرفین سودمند می سازد.

او می گوید، ” ما دارای قابلیت های زیادی هستیم و در سطح بین المللی در این حوزه نقش خود را ایفا می کنیم. ”
این اولین باری است که ایران دست خود را به سمت آژانس های فضایی خارجی برای همکاری دراز می کند. بهرامی می گوید که این کشور علاوه بر روسیه، چین و ژاپن، با آژانس های اروپایی نیز وارد مذاکره شده است. اگرچه آنها در زمینه همکاری فنی مذاکره کرده اند، اما بهرامی درباره نتایج این مذاکرات یا توافقات احتمالی به جزئیات زیادی اشاره نکرده است.
اگرچه تجربه ایران در فضا اندک است، اما این کشور اخیراً در این حوزه فعال تر شده است. ایران در ۱۰ سال گذشته به ساخت ماکت های ماهواره اقدام کرده و آنها را به مدار فرستاده است و همچنین در سال ۲۰۱۳ یک میمون را به فضا ارسال کرد. این کشور همچنین یک مرکز رهگیری برای کنترل و رصد اجسام عبوری از مدار بالای این کشور ایجاد کرده است.
آقای بهرامی می گوید که برنامه بعدی آنها فرستادن سه ماهواره کوچک بومی به مدار سطح پایین قبل از سال ۲۰۱۸ است.

اگرچه برخی از فناوری های ایران در مراحل ابتدایی قرار دارد، اما این کشور نوآوری در زمینه فضا را در اولویت اول خود قرار داده است.
ایران اعلام کرده که ارسال ماهواره به فضا جزو اقدامات مربوط به ایمنی است. این کشور مستعد زلزله های ویرانگر است و به شدت علاقه مند به رشد و پیشرفت ارتباطات راه دور و رصد و کنترل بلایای طبیعی است.
اما انجام این کار ایران را قادر می کند تا روش های نظارت نظامی خود را نیز توسعه دهد و ایالات متحده و متحدانش استدلال می کنند که این فناوری می تواند با توانمند سازی ایران در ساخت موشک های دوربرد، یک تهدید امنیتی برای آنها ایجاد کند.
جان بی شلدون، مدیر و رئیس شرکت مشاوره سوئیسی ThorGroup GmbH، هفته گذشته در گفتگو با سایت World Politics Review اشاره کرد،” با این وجود، مشهود است که ایران به دنبال قابلیت های اولیه در درگیری های فضایی مانند دستگاه های الکترونیکی ایجاد پارازیت برای ماهواره ها است، که در مواقع برخورد احتمالی به طور بالقوه می تواند استفاده از فضای ایران و اطراف آن را در دوره های کوتاه مدت زمانی برای ایالات متحده و متحدانش با مشکل مواجه کند. ”

ایران نیز اهداف خود از این همکاری را بیان کرده و هرگونه تمایل خود به استفاده از فناوری های فضایی برای تولید جنگ افزارهای بیشتر را رد کرده است. این کشور همچنین اعلام کرده که اکتشافات علمی و اطلاعات جمع آوری شده ازطریق ماهواره های خود را با کشورهای دیگر به اشتراک خواهد گذاشت.
هنوز مشخص نیست که آیا کنگره آمریکا از همکاری ناسا و ایران استقبال خواهد کرد. در سال ۲۰۱۱، پس از تصویب قانون ممنوعیت ارتباط رسمی آمریکا با برنامه فضایی چین توسط کنگره این کشور به دلیل نگرانی ها در مورد امنیت ملی، چین از پیوستن به ایستگاه فضایی بین المللی منع شد.

به گزارش سایت Time.com ، موسسه همکاری و برخورد جهانی دانشگاه کالیفرنیا در سن دیه گو در سال ۲۰۱۶ گزارشی با عنوان “رویای چین، رویای فضا” تهیه کرد. در این گزارش اشاره شده که، ” تلاش های چین برای استفاده از برنامه فضایی خود برای تبدیل شدن به یک قدرت نظامی، اقتصادی و علمی می تواند به برتری ایالات متحده ضربه وارد کرده و پیامدهای جدی برای منافع آمریکا به همراه داشته باشد.”

آینده ی مواد غذایی اصلاح شده ژنتیکی (GMO) چگونه خواهد بود؟

محققان استرالیایی یک اسپری خاموش کننده ژن ساخته اند که می تواند بدون تغییر DNA گیاهان، آنها را اصلاح کند. یعنی می‌توانید به محصولی دست یابید که بدون تغییر ژنتیکی، نسبت به ویروس ها یا خشکسالی مقاوم تر است.

گویا آی تی – گروه سازنده این اسپرس امیدوارند اختراع آنها با تولید محصولات مقاوم در برابر خشکسالی های آب و هوایی یا محصولاتی که بدون تکیه مطلق بر ارگانیسم های اصلاح شده ژنتیکی، در شرایط سخت‌تر به حیات خود ادامه می دهند، طلیعه‌ای در تولید محصولات غذایی جدید سازگار با محیط زیست (GMOها) باشد.
نینا میتر (Neena Mitter) ،یکی از اعضاء تیم تحقیقاتی از دانشگاه کویینزلند به مایکل لی پیج (Michael Le Page) از نشریه نیو ساینتیست (New Scientist) گفت: “ما معتقدیم این اختراع، گامی در جهت تغییر شیوه های حفاظت از محصولات پایدار سازگار با محیط زیست است.”
در گذشته، محققان دیگر، اسپری‌های مشابهی را ساخته‌اند اما به گفته محققان این تیم، اسپری جدید قادر است به مدت ۲۰ روز از گیاه تنباکو در مقابل ویروس محافظت کند. این رکورد، طولانی ترین زمانی است که تاکنون برای حفاظت از این گیاه به دست آمده است.
این اسپری چطور کار می‌کند؟ این اسپری که بیوکلی (Bioclay) نام دارد، DNA گیاهان را به شکل فعالی تغییر نمی‌دهد. در عوض، سیستم دفاعی به کار رفته توسط سلول های گیاه را برای مبارزه با عفونت ویروسی دستکاری می‌کند تا بتواند موقتا ژن را خاموش کند.
لی پیج در گزارش خود آورده است: “زمانی که ویروس ها به سلول‌ها حمله می‌کنند، سلول‌ها برخی از RNAهای ویروسی را برای ایجاد قطعات کوتاه‌تر RNA قطع می‌کنند تا از آنها برای تشخیص و تخریب هر RNA با توالی مشابه استفاده نمایند.”
این فرآیند با عنوان تداخل RNA (یا به عبارت ساده RNAi) شناخته می‌شود و زمانی که RNAi، یک رشته‌ی RNA را تشخیص می‌دهد به آن متصل شده و آن را از بین می‌برد.
همانطور که احتمالا از زیست شناسی دبیرستان به یاد دارید، DNA به RNA ترجمه شده و سپس RNA وارد سلول می شود و پروتئین می سازد. اما چنانچه آن RNA شکسته شود، هیچ پروتئینی ساخته نشده و DNA اساسا خاموش است – به این ترتیب هیچ تغییری در گیاه ایجاد نمی شود.
دانشمندان می‌توانند این فرآیند را با استفاده از RNA ژنی که می‌خواهند در محل RNAi خاموش کنند انجام دهند. با این کار، در‌واقع هیچ ویروسی وارد نمی‌شود اما گیاه را فریب می دهند تا RNA خود را ویروس تشخیص دهد. به این ترتیب گیاه سیستم دفاعی خود را راه انداخته و عملکرد ژن را بدون اصلاح توالی DNA خاموش می کند.
میتر در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت “زماین که بیوکلی به کار رود، گیاه “فکر می کند” توسط یک بیماری یا آفت مورد حمله قرار گرفته، و با حفاظت از خود در برابر آن آفت یا بیماری، واکنش نشان می دهد. یک اسپری بیوکلی می تواند از گیاه محافظت کند و به این ترتیب خطری که سلامت انسان یا محیط زیست را تهدید می کند، کاهش می یابد”.
در گذشته، اسپری هایی که با همین روش کار می کردند، فقط چند روز اثر داشتند، زیرا RNA ها به سرعت می شکنند. و استفاده مجدد از اسپری هر دو روز یک بار، برای کشاورزان بسیار پرهزینه بود.
برای آنکه اثر اسپری طولانی تر شود، تیم تحقیقاتی ما RNA را از گیاه تنباکو می گیرد. این کار معمولا گیاه را مستعد حملات ویروسی می کند. سپس RNA با نانوذرات رس که بار الکتریکی مثبت دارند، ترکیب می شود.
این نانوذرات خاک رس، از ورقه های مواد معدنی به دست آمده اند. آنها از RNAهای دارای بار الکتریکی منفی حفاظت می کنند و به تدریج RNAها را می شکنند تا بعدا آنها را در سلول آزاد کنند. به این ترتیب اثر خاموش کردن ژن طولانی تر می شود.
وقتی استفاده از اسپری انجام شود، نانوذرات خاک رس در نهایت می شکنند، RNAها آزاد می شوند و توسط گیاهان جذب می گردند. به این ترتیب تداخل صورت می گیرد، و بدون اصلاح DNA گیاه، خود گیاه به شکل موثری اصلاح می شود.
هر چند برای تهیه اسپری های اولیه ای که شبیه این محصول بودند ، به ازای هر گرم اسپری باید ۱۰۰ هزار دلار هزینه پرداخت می شد، اما تیم تهیه این اسپری جدید می گویند هر گرم از آن را می توان با پرداخت تنها ۲ دلار آمریکا ساخت.
امیدواریم این اسپری راهی برای اصلاح محصولات کشاورزی بدون تغییر بنیادی آنها پیش روی ما باز کند، اما این اسپری ها همچنان اب مشکلاتی مواجه هستند.
برای مثال، اگر بخواهیم همیشه از آنها استفاده کنیم، ممکن است گیاهان یک سیستم دفاعی طبیعی در برابر آنها بسازند. در مورد گیاهان “غیرهدف” هم مشکلاتی وجود دارد. این گیاهان نیازی به اصلاح ندارند، اما اسپری روی آنها هم عمل می کند و ممکن است آثار نامطلوبی بر آنها داشته باشد.
در مورد اینکه ما انتظار داریم GMOها در آینده به چه شکلی درآیند، بحث های زیادی در جریان است.
آیا این اسپری به اندازه ای گیاه را تغییر می دهد که برای قرار دادن آن در دسته گیاهان GMO کافی باشد؟ آیا کشاورزانی که محصولات ارگانیک پرورش می دهند، می توانند گیاهانی که دچار خاموشی ژن شده اند را “کاملا طبیعی” بدانند؟
جان کیلمر (John Killmer)، از استارت آپ بیوتکنولوژی Apse، که در این تحقیقات حضور نداشت اما روی نوع مشابهی از اسپری کار کرده است، در مورد عواقب استفاده از این اسپری ها نگران نیست.
او به نیو ساینتیست گفت “تعداد زیادی از تولید کنندگان محصولات ارگانیک با من تماس گرفته اند و از من خواسته اند زودتر این تکنولوژی را به دستشان برسانم”.
باید صبر کنیم تا ببینیم شرایط به چه صورت در می آید، اما ساخت این اسپری راهی برای افزایش بازده محصولات کشاورزی پیش روی کشاورزان باز کرده است و بدون تخریب DNA گیاه، مقاومت آن را بالا می برد.

نتایج این تحقیق در نشریه Nature به چاپ رسیده است.

گوشی گلکسی اس ۸ سامسونگ در ۲۰۱۷ MWC به صورت عمومی معرفی نخواهد شد

شرکت سامسونگ تا پیش از نیمه دوم سال ۲۰۱۷ از گوشی پرچم‌دار گلکسی اس ۸ رونمایی خواهد کرد و شایعات مختلفی در رابطه با این محصول به عنوان یکی از مورد انتظارترین گوشی‌های پرچم‌دار سال جاری میلادی منتشر می‌شود. یک شایعه پرداز، به‌تازگی اعلام کرده است که گوشی پرچم‌دار گلکسی اس ۸ سامسونگ در کنگره جهانی موبایل، به صورت عمومی معرفی نخواهد شد و گوشی رده‌بالای جدید سامسونگ تنها در اختیار تعداد افراد محدودی قرار می‌گیرد. برای جزئیات بیشتر، همراه گویا آی‌تی باشید.

برطبق شایعه جدید، گوشی گلکسی اس ۸ سامسونگ در واقع در ۲۹ مارس (۹ فروردین ماه) معرفی خواهد شد و رونمایی از این گوشی در کنگره جهانی موبایل، تنها برای تعداد محدودی صورت می‌گیرد. هم‌چنین، شرکت سامسونگ گوشی پرچم‌دار جدید خود را در هفته ۱۷ ام سال جاری میلادی به بازار عرضه خواهد کرد؛ به همین جهت، باید منتظر عرضه رسمی گوشی پرچم‌دار گلکسی اس ۸ سامسونگ در یک روز بین ۲۴ آوریل (۴ اردیبهشت) تا ۳۰ آوریل باشیم.

در کنار این موضوع، هم‌چنین اعلام شده است که قیمت پایه گوشی گلکسی اس ۸ سامسونگ ۸۴۹ دلار است و نسخه بزرگ‌تر این گوشی با قیمت بیشتری به بازار عرضه خواهد شد.

گلکسی اس ۸

براساس گمانه‎زنی‌ها، گوشی گلکسی اس ۸ سامسونگ به یک نمایشگر ۵٫۷ اینچی Quad HD سوپر آمولد با رزولوشن ۱۴۴۰ در ۲۵۶۰ پیکسل مجهز شده است. هم‌چنین، شرکت سامسونگ نسخه دیگری از گوشی پرچم‌دار جدید خود را با صفحه‌نمایش ۶٫۲ اینچی توسعه می‌دهد و آن‌را به عنوان مدل “پلاس” گلکسی اس ۸ عرضه خواهد کرد.

در مدل ۵٫۷ اینچی گوشی گلکسی اس ۸ سامسونگ از یک دوربین اصلی ۱۲ مگاپیکسلی استفاده شده است و مدل “پلاس” با یک دوربین دوگانه ارائه خواهد شد. هر دو مدل به یک دوربین سلفی ۸ مگاپیکسلی با فوکوس خودکار مجهز شده است که گوشی پرچم‌دار جدید سامسونگ را به یک محصول متمایز تبدیل خواهد کرد.

احتمالاً گوشی پرچم‌دار گلکسی اس ۸ سامسونگ با یک تراشه اگزینوس از سری ۹ یا تراشه اگزینوس ۸۸۹۵ همراه خواهد بود و نسخه‌های خاصی از آن با تراشه اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام توسعه می‌یابد. مدل پایه گوشی گلکسی اس ۸ سامسونگ به شش گیگابایت حافظه رم مجهز خواهد بود و شرکت سامسونگ در گوشی گلکسی اس ۸ پلاس از هشت گیگابایت حافظه رم استفاده خواهد کرد. البته نسخه رده‌بالای گوشی‌ گلکسی اس ۸ به ۲۵۶ گیگابایت حافظه داخلی مجهز شده است و قیمت آن در مقایسه با مدل پایه، بیشتر خواهد بود.

گلکسی اس ۸

حتی اگر گوشی گلکسی اس ۸ سامسونگ در کنگره جهانی موبایل به صورت عمومی معرفی نشود، انتظار می‌رود که تصاویر و بررسی‌های اولیه‌ای از این گوشی ارائه شود. براساس گمانه‌زنی‌ها، گوشی پرچم‌دار جدید سامسونگ به یک نمایشگر با حاشیه‌های کم‌تر مجهز خواهد بود و دکمه فیزیکی Home از آن حذف شده است.

به همین جهت، سامسونگ از یک حسگر اثرانگشت ادغام شده با نمایشگر استفاده می‌کند و لوگوی سامسونگ به حاشیه پایین نمایشگر انتقال می‌یابد. به دلیل حذف دکمه فیزیکی Home و دکمه‌های لمسی Back و Overview، گلکسی اس ۸ سامسونگ به عنوان یکی از اولین محصولات سامسونگ به دکمه‌های نرم‌افزاری مجهز خواهد بود.

در کنار این موضوع، فلاش LED دوگانه به بالای دوربین اصلی انتقال یافته است و هم‌چنین، مدل مجهز به صفحه‌نمایش از گوشی پرچم‌دار جدید سامسونگ ارائه نخواهد شد. شرکت سامسونگ به دلیل فروش بیشتر مدل مجهز به نمایشگر لبه منحنی، گوشی گلکسی اس ۸ را در دو مدل با نمایشگر لبه منحنی دوگانه عرضه خواهد کرد.

منبع: Phonearena

گوشی پرچم‌دار شیائومی می ۶ در سه مدل با چیپ‌ست‌های مختلف عرضه خواهد شد

شرکت شیائومی در حال توسعه گوشی پرچم‌دار جدید خود با نام شیائومی می ۶ است که انتظار می‌رود در ماه آینده میلادی در کنگره جهانی موبایل به صورت رسمی معرفی شود. گوشی رده‌بالای جدید شیائومی، مدتی پیش در بنچمارک AnTuTu رویت شد و هم‌چنین، تصاویری نیز از این گوشی فاش شده است. یک شایعه جدید، نشان می‌دهد که گوشی پرچم‌دار شیائومی می ۶ در سه مدل مختلف به بازار عرضه خواهد شد. برای جزئیات بیشتر در ادامه مطلب، همراه گویا آی‌تی باشید.

برطبق یک پست جدید در یکی از شبکه‌های اجتماعی چین، سه مدل مختلف از شیائومی می ۶ در حال توسعه است و اولین مدل با تراشه هلیو ایکس ۳۰ شرکت مدیاتک با قیمتی معادل با ۲۹۰ دلار به بازار عرضه خواهد شد. مدل دوم نیز به تراشه رده‌بالای جدید اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام که در نمایشگاه CES ارائه شد، مجهز خواهد بود. البته شرکت کوالکام از تراشه پرچم‌دار جدید خود در اواخر سال ۲۰۱۶ رونمایی کرد و ارائه جزئیات بیشتر در رابطه با مشخصات‌فنی این تراشه به نمایشگاه CES 2017 موکول شد.

مدل مجهز به تراشه اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام با قیمت ۳۶۰ دلار ارائه می‌شود و برای مدل سوم نیز با همین تراشه، برچسب قیمتی ۴۳۴ دلار در نظر گرفته شده است. تفاوت بین مدل دوم و سوم در آن است که نسخه گران‌قیمت گوشی پرچم‌دار شیائومی می ۶ به صفحه‌نمایش لبه منحنی دوگانه مانند گوشی گلکسی اس ۷ اج و گلکسی اس ۸ سامسونگ مجهز خواهد بود.

تراشه اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام تنها به گوشی رده‌بالای جدید شیائومی قدرت نمی‌دهد و سازندگان دیگری از جمله ال‌جی، سامسونگ، سونی و اچ‌تی‌سی برای استفاده از این تراشه در گوشی پرچم‌دار جدید خود برنامه‌ریزی کرده‌اند. تراشه پرچم‌دار جدید کوالکام در مقایسه با نسل قبل، مصرف انرژی کم‌تری دارد؛ قدرت پردازشی آن بیشتر شده است و هم‌چنین به دلیل ابعاد کوچک‌تر، این امکان را برای سازندگان فراهم می‌کند تا گوشی‌های خود را با ضخامت کم‌تری عرضه نمایند.

گوشی شیائومی می ۶ احتمالاً در کنگره جهانی موبایل معرفی خواهد شد

شیائومی می ۶

اینکه گوشی شیائومی می ۶ به تراشه اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام مجهز خواهد بود، موضوع چندان بعیدی نیست اما در همین رابطه، مدتی پیش اعلام شد که به دلیل تاخیر در آماده شدن تراشه‌های جدید کوالکام، احتمالاً گوشی جدید شیائومی با یک تراشه دیگر به بازار عرضه خواهد شد یا شرکت شیائومی، رونمایی از گوشی پرچم‌دار جدید خود را به زمانی دیگر موکول می‌کند.

با توجه به این موضوع که دیگر در شایعات به تاخیر در عرضه تراشه‌ اسنپدراگون ۸۳۵ کوالکام اشاره نشده است و شایعات مرتبط تکذیب شده، انتظار می‌رود که شرکت شیائومی در کنگره جهانی موبایل از گوشی پرچم‌دار جدید شیائومی می ۶ رونمایی کند. کنگره جهانی موبایل در ۲۷ فوریه (دوشنبه، ۹ اسفند ماه) در شهر بارسلونا اسپانیا برگزار خواهد شد و به مدت چهار روز برگزاری این نمایشگاه ادامه دارد. البته به همراه شیائومی، شرکت هوآوی و ال‌جی نیز از گوشی‌ پرچم‌دار جدید خود رونمایی خواهند کرد.

البته زمان عرضه گوشی پرچم‌دار جدید شیائومی به بازار هنوز مشخص نشده است اما انتظار می‌رود که شیائومی می ۶ در ماه مارس به صورت رسمی، عرضه شود. با این‌حال، ممکن است شرکت شیائومی در ابتدا، تنها دو نسخه از گوشی پرچم‌دار جدید خود را رونمایی کند و مدل ارزان‌قیمت، مدتی بعد در سکوت خبری معرفی شود.

منبع: Softpedia

هیجان سفر با خودروی پرنده ایرباس تا انتهای ۲۰۱۷

ایرباس قصد دارد تا پایان سال ۲۰۱۷ مدل اولیه خودروی پرنده اش را به نمایش در آورد

اگر برنامه های زمانی مدیر عامل ایرباس یعنی آقای تام اندرز به درستی پیش برود تا پایان سال جاری شاهد اولین خودروی پرنده ایرباس در آسمان خواهیم بود.

تیم پروژه E^3 واهانا  هم اینک در حال کار بر روی مدلی اولیه از اولین نمونه از “خودروی پرنده دارای خلبان برای سرنشینان انفرادی و حمل بار” (توصیفی که ایرباس از این وسیله نقلیه می کند) از این برند هستند.

این پروژه در فوریه سال ۲۰۱۶ کلید خورد اما این بار نخستین بار است که زمانی نسبتا دقیق از عرضه آن به گوش می رسد.

خودروی پرنده ایرباس

مدیر عامل بخش  A^3 ، آقای رودین لیاسوف برخی از چالش هایی را که تیم A^3  با آن ها مواجه است را خاطر نشان کرد، او گفت ” بسیاری از تکنولوژی های مورد نیاز برای این وسیله نظیر باتری، موتورو سیستم های خودکار به زودی در دسترس خواهند بود.”

این بدین معنی است که نه تنها این خودرو قابلیت پرواز خواهد داشت بلکه گشتاور الکتریکی نیز خواهد داشت. لیاسوف در نظر دارد که خودروی نهایی این برنامه را وارد طرح های اشتراک خودرویی که اغلب شرکت های خودرو سازی در حال بکار گیری آن ها هستند وارد کند، به عنوان مثال بتوان با استفاده از گوشی هوشمند یک خودرو اجاره کرد.

طبق گفته های تیم بزرگترین مشکلی پیش روی آن ها نبود تکنولوژی “رویت و جا خالی دادن” AEB-type برای وسایل نقلیه هوایی است. تیم می گوید” این یکی از بزرگترین چالش هاییست که ما می خواهیم هرچه زودتر آن را حل کنیم.”

ایده تیم E^3 برای خودرو های پرنده و بر اساس اینکه چه تعداد از این خودرو های الکتریکی قرار است تولید شوند ممکن است زمینه تجاری اصلی ایرباس یعنی فروش هواپیما های مسافربری و تجاری را تا حدودی به خطر بیاندازد.

اینکه اعلام شده است این وسیله در پایان سال آینده به عنوان نمونه اولیه معرفی می شود می تواند حاکی از این داشته باشد که در نمایشگاه CES لاس وگاس در سال آینده شاهد رونمایی آن خواهیم بود.

نظر شما در رابطه با این خبر چیست؟ آیا این خودرو ها می توانند به اندازه ی هواپیماهای ایرباس موفق شوند؟ دیدگاه خود را با گویا آی تی در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.