آداب ایمیل

آداب ایمیل

امروزه با توجه به ضرورت ایجاد رابطه با مشتری، بعضاً شاهد تغییر لحن ایمیل ها از رسمی به خودمانی هستیم. این تغییر لحن را نمی توان یک تغییر منفی قلمداد کرد، اما چنانچه دقت کافی وجود نداشته باشد، پدیدار شدن تبعات منفی دور از ذهن نخواهد بود. در واقع، هیچ بعید نیست که کسب و کارهایی که در صدد بهره برداری حداکثری از ایمیل مارکتینگ و افزایش فروش به کمک ایجاد رابطه های نزدیک هستند کار را به جایی برسانند که اصول حرفه ای گری در هر دو مقوله فروش و بازاریابی را زیر پا بگذارند. ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ و فروش به اصلی ترین آداب ایمیل اشاره می کنیم که تحت هر شرایطی باید آنها را رعایت کنید.

 

تاثیر اولیه مثبت

در هر رابطه ای، مخصوصاً در روابط کاری، برداشتی که در اولین برخورد در ذهن مخاطب ایجاد می کنید آینده آن رابطه را تعیین می کند. شاید یک مشتری بالقوه را در یک مراسم برای خرید آماده کرده باشید، اما نمی توانید به همین راحتی تصور کنید که وی را تحت تأثیر قرار داده اید. در هنگامی که مجدداً با هر یک از مخاطبان خود تماس یا ارتباطی برقرار می کنید، برای اینکه موضوعیت گفتگو را نشان بدهید به طور خلاصه رابطه خود با طرف مقابل را به او یادآوری کنید. اینجا جایی نیست که زندگینامه خود را شرح بدهید: فقط به اندازه ای جزئیات ارائه کنید که مشتری متوجه شود که چرا تعامل با شما باید برایش اهمیتی داشته باشد. به علاوه، در فرآیند معرفی خود جانب ادب و احترام را حفظ کنید. به ایمیل معرفی به عنوان اولین فصل رابطه خود با مشتری نگاه کنید. پیش از ارسال هر ایمیل معرفی از خودتان بپرسید که آیا آن ایمیل را می توان به عنوان یک مصافحه گرم و مثبت در نظر گرفت یا خیر. اگر در پاسخ به این سوال با تردید روبرو شدید در ارسال اییمل مورد نظر تجدیدنظر کنید.

ضمناً پر واضح است که سلام و احوالپرسی ایمیل باید با میزان رسمیت رابطه کاری شما هماهنگی داشته باشد. گاهی «جناب فلانی عزیز» به اندازه «سلام حمید» مناسب و منطقی نیست. در عین حال به یاد داشته باشید که هر چقدر هم که با مخاطب خود رابطه نزدیکی ایجاد کرده باشید، عباراتی مانند «داداش» یا «عزیزم» در مناسبات کاری جایی ندارند.

 

وقت شناسی

در رابطه های حرفه ای و کاری نیز به مانند همه انواع روابط دیگر، ایجاد و حفظ رابطه مستلزم احترام متقابل است. با وقت شناسی در ارسال ایمیل ها (هم ایمیل های ترویجی و هم ایمیل هایی که در پاسخ به ایمیل مشتری باید ارسال کنید) به مخاطب خود نشان می دهید که برای وی احترام قائل هستید. اما این وقت شناسی برای ایمیل دقیقاً به چه معنی است؟ در مورد ایمیل هایی که در قالب کمپین های ایمیل مارکتینگ خود ارسال می کنید، بهترین و مناسب ترین زمان را برای هر یک در نظر بگیرید. مثلاً ارسال ایمیل های اطلاع رسانی برای یک فروش ویژه مناسبتی بعد از گذشتن زمان آن مناسبت زیاد حرفه ای نیست.

در ارتباط با مشتریان و سایر کسب و کارها تعریف وقت شناسی دشوارتر می شود. در عین حال، اگر باید پاسخ ایمیل یک مشتری مهم را بدهید برای آن اولویت قائل شوید و در بازه زمانی ۲۴ تا ۴۸ ساعت پس از دریافت ایمیل پاسخ آن را ارسال کنید. برای ارتباطاتی که اهمیت کمتری دارند و فوریتی برای آنها وجود ندارد تا آخر هفته کاری فرصت دارید.

نکته مهم این است که اگر نمی توانید در زمان مناسب به یک ایمیل پاسخ بدهید، لازم است که یک ایمیل کوتاه برای فرستنده ارسال کنید و از طریق آن اعلام کنید که ایمیل را دریافت کرده اید و در اولین فرصت به آن پاسخ خواهید داد.

 

تأثیر نپذیرفتن از شرایط زودگذر

ترافیک سنگین، یک ملاقات پر استرس و رد شدن همه پیشنهادات تان توسط یک مشتری می تواند حال و هوای شما را به هم بریزد. در چنین شرایطی ارسال ایمیل برای یک مشتری یا حتی یکی از همکاران تان منطقی است؟ نه چندان.

بد نیست یادآوری کنیم که ایمیل هایی که ارسال می کنید به لطف فضای ابری، نه فقط در همان نیم ساعتی که اعصاب شما به هم ریخته بود، بلکه تا ابد باقی خواهند ماند. در واقع، ایمیلی که ارسال می کنید سندی است که پس از ارسالش دیگر هیچ کنترلی روی آن نخواهید داشت.

بنابراین پیش از فشردن دکمه ارسال به این فکر کنید که آیا مایلید که از ناراحتی موقتی خود یک اثر ماندگار و جاودانه خلق کنید؟ بنابراین، پیش از ارسال هر ایمیل اطمینان پیدا کنید که در آرامش کامل به سر می برید.

در ضمن، همین موضوع درباره هیجانات شما هم مصداق دارد. اگر روز خارق العاده ای را پشت سر گذاشته اید مراقب باشید که بیش از حد مشتاق، تحمیل گر یا حریص به نظر نرسید؛ مخصوصاً از علامت های تعجب متعدد استفاده نکنید. در بسیاری از موارد این عمل به عنوان یک رفتار غیرحرفه ای و کودکانه تعبیر می شود.

 

وقار

یک ایمیل قدردانی و تشکر خرجی ندارد، اما به نحو شگفت انگیزی موثر است. با قدردانی از مشتری به وی نشان می دهید که برای وی ارزش قائل هستید و احساسات مثبتی را به سمت برند خود جلب می کنید. معمولاً این احساسات مثبت نسبت به برند به معنی خرید مجدد مشتری است.

در عین حال، در ارسال ایمیل های سپاسگزاری خود سنجیده عمل کنید. استفاده از متن های دراماتیک یا ارسال ایمیل در ازای هر رفتار مثبتی که مشتری انجام می دهد می تواند تکراری و خسته کننده شود و این برداشت را به وجود بیاورد که زیاد پاسخ مثبت دریافت نمی کنید. چه بسا همین باعث برگشتن نظر مشتری بالقوه شما شود.

بخش بزرگی از وقار به ادب و متانت شما وابسته است. برای نشان دادن این ادب و متانت در ایمیل هایی که ارسال می کنید باید تلاش کنید تا در ارتباطات و تعاملات خود حرفه ای و فرهیخته به نظر برسید. در همین راستا لازم است که از جملات کامل، دستور زبان صحیح و علائم نگارشی و کلمات مناسب استفاده کنید.

 

امتحان کردن

یکی از مراحل مهم و به شدت تاثیرگذاری که در بسیاری از موارد نسبت به آن غفلت می شود مرحله تست و امتحان کردن ایمیل ها در برنامه های ایمیل خوان و دستگاه های مختلف است تا از این طریق اطمینان حاصل شود که هیچ مشکلی در نمایش و محتوای ایمیل وجود ندارد. امتحان کردن ایمیل قبل از ارسال نه تنها بازگشت سرمایه (ROI) ایمیلی شما را تضمین می کند، بلکه جایگاه کسب و کارتان به عنوان یک شریک کاری یا برند باوقار و مبادی آداب را نیز حفظ خواهد کرد.

 

نظر شما چیست؟ آیا آداب دیگری نیز به نظر شما می رسد که باید در مورد ایمیل آنها را رعایت کنیم؟

 

انواع تبلیغات در اینترنت کدامند؟

تبلیغات در اینترنت از بدو آغازش به عنوان یک تصویر ایستا و ثابت که در قسمت بالای وبسایت ظاهر می شد تغییر و تحول بسیاری داشته است. امروزه طیف وسیعی از انواع تبلیغات را می توان مشاهده کرد.

گویا آی تی – در ادامه ۷ نوع برتر را به همراه توضیحات آنها به شما معرفی خواهیم کرد.

۱- تبلیغات ویدیویی پادشاه تبلیغات در اینترنت

در حالیکه تبلیغات یوتیوب محبوب ترین و شناخته ترین نوع ویدیوهای تبلیغاتی هستند، اما از لحاظ فرمت، نوع و محتوا گزینه های متفاوتی دارند.
شما میتوانید مسیرهای متفاوتی (آموزشی/اطلاعاتی) را برگزینید. یا اینکه ممکن است بخواهید که یک پست “چگونه کاری انجام دهید” ارسال کنید.
از طریق ویدیوهای بصری یک رابطه احساسی بین بازدیدکنندگان و وبسایتتان ایجاد کنید. این کار به خصوص مناسب ترین کار برای محصولات یا خدماتی است که از لحاظ دیداری به خوبی توصیف می شوند/ به نمایش درمی آیند.
هر چه که انتخاب می کنید، تبلیغات ویدیویی محبوبیت بالایی به دست می آورند چون تبلیغات خشن در آنها وجود ندارند و نیز فاصله توجه محدود بسیاری از یوتیوب رها را نیز به خود جلب می کند.
به محض اینکه ویدیو خود را ساختید می توانید آن را در موارد زیر پست کنید:
ویترین نت
فیس بوک
ویمیو
بریگترول
یو می
هولو
لایو ریل
Adap.tv
Specific Media
تیوب مگول
ترمور ویدیو
AOL
Auditude
یوتیوب همچنین تبلیغات کوتاه و مفرحی با نام Pre-Roll دارد(آن دسته تبلیغات کوتاه و گاه بلندی که در ابتدای بسیاری از ویدیوها و درست قبل از اجرا شدنشان ظاهر می شوند).
وبسایت ایرانی ویترین نت به صورت تخصصی با تبلیغات ویدیویی منجر به افزایش فروش محصولات شما می شود.

۲- تبلیغات Display

اصلی ترین نوع تبلیغات، اینها تبلیغات بصری هستند که بر وبسایت های شخص ثالث؟؟؟؟ (معمولا آنهایی که به نحوی با محتوا یا خمات شما مرتبط هستند).
Display ads یا تبلیغات بنری تحول یافته از تبلیغات بنری هستند.
امروزه، این نوع تبلیغات به اشکال زیر درآمده اند/ به نمایش درمی آیند:
تصویرهای ثابت: این ها بنرهای بنیادی هستند که در اطراف محتوا ظاهر می شوند.
متن: تبلیغات متنی توسط الگوریتم ها و به منظور مرتبط سازی با محتوای اطرافشان ایجاد می شوند.
بنرهای/پرچم های شناور: این نوع تبلیغات در میان صفحه حرکت می کنند یا اینکه بالای محتوای ثابت وبسایت شناور باقی می مانند.
تصویر پس زمینه: این نوع تبلیغات با ظاهر شدنشان، پس زمینه یک وبسایت را تغییر می دهند و فضای کل صفحه را پر می کنند.
تبلیغات پاپ-آپ: این ها پنجره های(windows) جدیدی هستند که در جلوی محتوای وبسایت ظاهر می شوند. این پنجره ها کل تبلیغ را نشان میدهند بنابراین بازدیدکنندگان آن را می بینند.
فلش/چشمک زن: اینها تبلیغات متحرکی هستند که محتواهای مختلف را برای بازدیدکنندگان به نمایش درمی آورند.
ویدیو: این ها ویدیوهای کوچکی هستند که یا به صورت خودکار اجرا(play) می شوند یا اینکه اجازه می دهند تا بازدیدکنندگان آنها را اجرا کنند.
تبلیغات display معمولا بسیار مقرون به صرفه هستند. اگر با سایت سومی برای تیلیغات تماس بگیرید قیمت های مختلفی را خواهید دید. اما اگر از طریق یک سایت بازاریابی اقدام کنید قیمت های ثابت تری را خواهید دید.
بعضی از سایت های سوم مثل Google Display Network به شما اجازه می دهند تا اطلاعات جمعیت شناختی، جغرافیایی، متنی یا رفتاری را هدف قرار دهید، که این به شما کمک می کند تا مشتریانی را که به احتمال زیاد به محصول/سرویس شما علاقه نشان خواهند داد را هدف قرار دهید.

۳- تبلیغات رسانه های اجتماعی

در سال ۲۰۱۵، تجارت رسانه های اجتماعی در آمریکا به مجموع ۳۰ میلیارد دلار رسید. این بازاری است که نه تنها کارآمد بلکه تاثیر گذار است.
تبلیغات رسانه های اجتماعی شباهت بسیار زیادی به تبلیغات Display دارد و می تواند به هر صورتی، از بنرهای ساده یا تصاویر گرفته تا یک ویدیویی که به صورت خودکار پخش می شود.
تبلیغات رسانه های اجتماعی بسیار خوب است چون از طریق آن می توانید به بهترین حالت مخاطبانتان را مورد هدف قرار دهید. برای مثال، گزینه هایی که فیس بوک روی آنها تمرکز می کند شامل سن، نژاد، علایق، میزان تحصیلات و … می باشد.
در اینجا ۲ نوع از انواع تبلیغات رسانه های اجتماعی را بررسی می کنیم:
ارگانیک: باعث ایجاد حس وفاداری می شود و بازخورد مربوط به مخاطبان هدفتان را به شما می دهد. در واقع نسخه جدید تبلیغات “دهان به دهان” می باشد.
پرداختی: قدرت نفوذ پست های ترویج شده را بالا می برد و به دست افراد مشخصی می رسد.
بهترین پلت فرم ها برای هدف قرار دادن:
لینکدین برای فروش B2B
فیس بوک برای نمایش و بالای قیف بازاریابی
StumbleUpon برای محتوای جذاب و گیرا
دیگر پلت فرم هایی که در صورتی که بودجه آن را داشته باشید می توانید مورد هدف قرار دهید عبارتند از:
توییتر
گوگل+
پینترست
اینستاگرام
تامبلر
ردیت
برای ایجاد کمپین های رسانه های اجتماعی تان می توانید خودتان دست به کار شوید و یا می توانید با آژانس های بازاریابی همکاری داشته باشید.

۴-بازاریابی موتور جستجو (SEM)

این نوع بازاریابی، قابل اطمینان ترین و همچنین معمول ترین نوع تبلیغات آنلاین پرداختی است. SEM بر اساس کلمات کلیدی کار می کند. شما و کسب و کارهای مشابه می توانید با پیشنهاد کلمات کلیدی مربوط به کسب و کارتان از طریق موتورهای جستجو، وبسایتتان را در قسمت بالاتری در صفحه نتایج گوگل قرار دهید. (SERP).
تمام تبلیغات SEM که در گوگل، بینگ و دیگر موتورهای جستجو ظاهر می شوند، تبلیغات متنی هستند. آنها در بالا و یا طرفین SERP قرار می گیرند.
تبلیغات پرداختی می توانند از نوع پرداخت های کلیکی (PPC) و یا از نوع COST PER THOUSAND(CPM) باشند.
PPC
کلمات کلیدی را پیشنهاد می دهید و نتایج بر اساس ارزش پرداختی در بالای SERP قرار می گیرند.
این بهترین بسته ارزشی است چون زمانی از شما هزینه کم می شود که یک نفر روی تبلیغ شما کلیک کند.
همچنین آسان ترین مدل برای ردیابی در طول مدت یک کمپین است.
CPM
صورتحساب نرخ ثابت شما برای ۱۰۰۰ تاثیر می باشد
این کار را برای اعمال بودجه آسان می کند و شما را برای تعدادی “نمایش” در SERP ضمانت می کند.
در هر صورت شما ریسک زیاد خرج کردن را باید بپذیرید چون اگر هیچکس بر روی لینک تبلیغ شما کلیک نکند باز هم شما باید آن مبلغ را بپردازید.
به علاوه، شما نمی توانید کمپین را تا زمان اتمام آن ارزیابی یا پیگیری نمایید.
شما همچنین می توانید از SEM در قالب مدل غیر پرداختی استفاده کنید، از راه بهینه سازی وبسات خود با کلمات کلیدی(که با نام SEO شناخته می شود). موتورهای جستجو نتایج غیر پرداختی را بر اساس میزان ارتباط آنها با موضوع جستجو لیست می کنند پس ارتقا SEO سایت تان باعث می شود که وبسایت شما جایگاه بهتری در نتایج جستجو بدست آورد و بیشتر دیده شوید.
بهترین پلت فرم ها برای SEM، گوگل Adwords می باشد که به شما اجازه می دهد تا کمپین های هدفمندتری بسازید و از کمپین تان بیشترین بهره را ببرید. و دیگر پلت فرم برای SEM، بینگ می باشد که تفاضل کمتری نسبت به Adwords دارد.

۵-تبلیغات بومی

تبلیغات بومی آن دسته از اسپانسرهای لیست شده در انتهای پست های وبلاگ هستند که در قسمت Facebook feeds ظاهر می شوند و در دیگر رسانه های اجتماعی پست می شوند.
این نمونه محتواها یکپارچه و پوشش داده داده شده اند در پلت فرمی که در آن ظاهر می شوند. شما می توانید تبلیغات بومی تان را از راه شبکه هایی چون Adblade, Adsonar, Outbrain و Taboola ارتقا دهید.
مدل های زیادی از تبلیغات بومی وجود دارند:
In-feed
تبلیغات جستجو
ویجت پیشنهادی
لیست های ارتقا یافته

۶-بازاریابی مجدد/هدفگیری مجدد

بهتری راه برای بازاریابی کردن افرادی که محصول یا خدمات شما را می شناسند، بازاریابی مجدد آنان است. آنان را دوباره هدف بگیرید.
وقتی مردم از وبسایت شما بازدید می کنند، شما یک cookie برای آنان می اندازید؟؟؟؟ بنابراین هر جایی که آنان در اینترنت سیر بکنند تبلیغات شما برای آنان مرتبا ظاهر می شود بنابراین محثول یا سرویس شما را به یاد می آورند.
این نوع تبلیغات ارزان است و اگر به درستی انجام شود نسبت به PPC موثرتر عمل می کند. باعث افزایش تبادلات می شود چون به کسانی که شما را می شناسند محصول/سرویس تان را مجددا یادآوری می کند. برای اینکار می توانید خودتان دست به کار شوید و در فیس بوک و توییتر این کمپین ها را به راه بیاندازید یا اینکه می توانید از پلت فرم شخص سومی برای راه اندازی این کمپین کمک بگیرید- بخش Retargeting Cagematch برای ۴-۱-۱ در تمام پلت فرم های در حال استفاده بخوانید و آن را به کار گیرید… که بهترین حالت نیز می باشند.

۷-بازاریابی ایمیلی

وقت صرف کردن با تبلیغات Display به اوایل شروع تبلیغات آنلاین برمی گردد، در عوض بازاریابی ایمیلی مدلی ارزانتر، سریعتر، و موثرتری از انواع تبلیغات است.
بهترین راه برای ساخت و ایجاد حس وفاداری مشتری و افزایش فروش است. زمانی که از یک مدیریت کمپین ایمیل (به لیست زیر توجه کنید) استفاده می کنید، می توانید به سادگی ایمیل های خود را آماده و ارسال نمایید. شما همچنین می توانید به راحتی عملکرد آنها را دنبال کنید و نیز ROI خود را مشاهده کنید.
مدیران کمپین های ایمیل:
MailChimp
Constant Contact
AWeber
ConverKit
GetResponse
Campaign Monitor
Active Campaign
برای اینکه بتوانید در بازاریابی ایمیلی موفق باشید، در ابتدا باید فهرستی از آدرس های ایمیل بسازید. اینکار را می توانید از طریق ایجاد بخش “پرسش و پاسخ” یا “ثبت نام برای عضویت در خبرنامه” انجام دهید.
سپس می توانید کمپین های ایمیلی که بر تبلیغات، تخفیف ها، ویژگی ها و یا محتوایی که در وبلاگ تان ارسال کرده ای، تاکید دارند. بیشتر ایمیل ها کوتاه و صریح هستند. یک پیام مختصر راه را برای افزایش تبادلات آسانتر می کند.
به یاد داشته باشید قبل از هر چیز، قوانین اسپم منطقه/کشور خود را بررسی نمایید.

تفکر فیلپ برای تاثیر گذاری بیشتر بازاریابی محتوا

تبلیغ با محتوا و بازاریابی محتوا یکی از چیزهایی است که چند سالی است در میان کسب و کارهای آنلاین رواج پیدا کرده است. در واقع بازاریابی محتوا ابزاری قوی برای برندینگ و سئوی سایت است.

گوگل اولین امتیاز خود را برای ارتقای سئو سایت به تناسب نوع و رتبه محتوا ارائه می کند. هر محتوایی که نظر کاربر را بیشتر جلب کند از نظر گوگل بهتر و پر کیفیت تر بوده و در صفحات اول خود آن را جای می دهد.

اما آیا هر کسی می تواند در پروسه بازاریابی محتوا به تولید محتوای گوگل پسند دست بزند؟ مسلما جواب این سوال منفی است. آژانس دیجیتال مارکتینگ فیلیپ در واقع با تجربیاتی که دارد به شما کمک می کند که بتوانید در این عرصه تاثیرات مثبت و ماندگاری بر ذهن کاربران سایت خود قرار دهید چرا که تبلیغات آنلاین فیلیپ در بر گیرنده بازاریابی محتوا نیز می شود.

بازاریابی محتوا

 

بازاریابی محتوا و دستاورد های فیلیپ

فیلیپ به شما کمک می کند که در عصر بازاریابی ورودی، با تولید محتواهایی که به رشد کسب و کار کمک می کند، روز به روز بر شمار بازدید کنندگان سایت افزوده شود و بدین صورت بتوانید برندینگ و بهینه سازی چشم گیری داشته باشید.

دیجیتال مارکتینگ

محتوا پادشاه است

آژانس تبلیغات دیجیتال فیلیپ قادر است به گونه ای محتوا را ساختار بندی کند، که گوگل به سایت شما امتیاز مثبت دهد تا بدین طریق بتوانید از طریق محتوایی که همه مدعی اند پادشاه است، بیشترین امتیاز را به طور مستمر از آن سایت و وبلاگ خود کنید. اما آن چه فیلیپ  برای اینکه محتواهایی کاربر پسند تولید کند که در بازاریابی محتوا در خور توجه باشد، تلاش دارد تا ۴ المان زیر را در متن تحقق بخشد:

  1. متن باید واضح باشد.
  2. متن باید به گونه ای نوشته شود که موجب اعتبار شرکت مربوطه شود
  3. محتوا باید به شکل هنرمندانه تجاری سازی شود اما از اجبار کاربر برای خرید به دور باشد.
  4. بازاریابی محتوا به طور ملموس باید در برگیرنده محصولات و خدمات باشد اما به طور نا ملموس کاربر را به استفاده از خدمات و محصولات ترغیب کند.

بدین صورت می توانید تبلیغات آنلاین خود با رویکرد بازاریابی محتوا را به فیلیپ بسپارید و منتظر باشید تا کسب و کارتان رشد کند.

 

 

 

اصول تبلیغات در اینستاگرام توسط Fillip.ir چیست؟

تبلیغات در اینستاگرام کاری است که باید فقط به یک متخصص سپرده شود. از آن جا که هر جا که بخواهید تبلیغات انجام دهید، باید دانش ان را داشته باشید، هیچ نهاد یا فردی به اندازه ی افرادی که در این امور تجربه دارند به شما کمک نخواهند کرد.

برای اینکه تبلیغات اثر بخشی در شبکه اجتماعی اینستاگرام داشته باشید، مجموعه Fillip.ir به کمک آن چه که تا کنون تجربه کرده است، ۸ قانون را برای شما رعایت خواهد کرد که خوب است آن را بدانید.

قانون شماره ۱: عکس های با کیفیت و طبیعی

وقتی که حرف از تبلیغ در اینستاگرام به میان می آید، لازم است که بدانید طبیعی بودن و با کیفیت بودن عکس ها بسیار ضرورت پیدا می کند. در واقع اگر بخواهید مشتری های زیادی داشته باشید لازم است که عکس هایی متفاوت اما جذاب و طبیعی بیندازید و در تبلیغات خود بکار ببرید.

تبلیغات اینستاگرام

قانون شماره ۲: کمرنگ کردن برندینگ

یکی از قوانین مهم در تبلیغ در شبکه های اجتماعی مخصوصا اینستاگرام این است که از شدت برندینگ بکاهید. بدین معنی که نباید کاربر احساس کند که در حال نمایش و خودنمایی برند خود هستید. خوب است که لوگوی خود را روی عکس ها قرار دهید اما نباید به گونه ای باشد که عکس در ابتدا نظر کاربر را به لوگو جذب کند. نمونه ای از تبلیغات موثر با وجود اشاره به برند به صورت زیر است:

تبلیغات در اینستاگرام

قانون شماره ۳: متن موجود در عکس را حذف کنید

تبلیغات باید کاملا طبیعی به نظر آیند. اصلا وقتی که کاربر تبلیغ را مشاهده می کند نباید تفاوتی بین آن عکس و سایر مطالب شما در شبکه اینستاگرام ببیند. هر چه میزان متن موجود در عکس کمتر باشد تاثیر گذاری بیشتری خواهد داشت.

تبلیغات در اینستاگرام

قانون شماره ۴: کوتاه و موثر بنویسید

هیچ کس در هیچ شبکه اجتماعی تمایل به خواندن ندارد. اصلا اینستاگرام از آن جا معروف شده که حاوی تصویر است، تصاویری که در یک لحظه هزاران حرف با کاربر می زند. پس سعی کنید آن چه را که می خواهید بگویید، در قالب تصویر به خواننده نمایش دهید تا تاثیر گذار باشد.

قانون شماره ۵: مخاطب شناسی داشته باشید

قبل از اینکه تبلیغات را شروع کنید باید بدانید که قشری که می خواهید نظرش را به سمت کسب و کار خود جلب کنید، چه ویژگی هایی دارد. با شناخت المان های شخصیتی مخاطب می توانید تبلیغات هدفمند تری داشته باشید و به جذب مشتری بپردازید.

قانون شماره ۶: اینستاگرام متعلق به فیس بوک است اما فیس بوک نیست

اگر تا پیش از این در فیس بوک تبلیغات داشته اید و سود کرده اید درست نیست که بخواهید تجربیات تبلیغ و مخاطب شناسی خود را آن جا پیاده سازی کنید. چرا که این دو شبکه ماهیتی کاملا متفاوت دارند و از هم جدا هستند.

تبلیغات در اینستاگرام

قانون شماره ۷: بین فیس بوک و اینستاگرام، دومی را انتخاب کنید

با توجه به تحقیقاتی که انجام شده محققان به این نتیجه رسیده اند که به دو دلیل تبلیغ در اینستاگرام مفید تر است:

اول اینکه میزان وابستگی مخاطب به برند در اینستاگرام عمیق تر و بیشتر است

دوم اینکه فعالیت های انجام شده روی تصاویر در اینستاگرام، بیشتر از فیس بوک است.

پس عاقلانه است که از تبلیغات در اینستاگرام استفاده کنید تا تاثیر گذاری بیشتری داشته باشید.

قانون شماره ۸: از هشتگ ها استفاده کنید

گفته شده که فیس بوک چندان هشتگ پذیر نیست اما در اینستاگرام اگر پست ها به میزان ۱۱ هشتگ داشته باشند تعاملات بیشتری را به خود جذب خواهند کرد. این نکته بسیار مهم است و می توان برای جذب تعاملات بیشتر، به کمک هشتگ ها که حکم دسته بندی دارند از این طریق بهره مند شوید.

 

Fillip.ir معتقد است که اگر در تبلیغات در اینستاگرام به اصول یاد شده پایبند باشید، می توانید به نتایج خوبی در کسب و کار خود دست پیدا کنید به همین دلیل، از تجربیات خود در کار استفاده کرده و پروژه تبلیغات شما در این شبکه اجتماعی را با موفقیت به پیش خواهد برد.

آیا در این باره دیدگاهی دارید؟ آن را با ما در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

۶ روش آسان برای تقویت ایمیل مارکتینگ

امروزه با وجود انبوهی از استارتاپ ها و کسب و کارهای کهنه کار و تثبیت شده متعدد، رقابت برای کسب و کارهای تازه وارد به شدت دشوار شده است. بسیاری از کسب و کارها فقط به این خاطر که با تکنیک های بازاریابی آشنایی کاملی ندارند با شکست مواجه می شوند. شما به عنوان یک کارآفرین یا صاحب کسب و کار گزینه های متعددی را برای کسب موفقیت در پیش رو دارید و هر یک از گزینه های بازاریابی برای کسب و کار شما مزایای منحصر به فرد خودش را دارد. ما در این مطلب از بخش آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به یکی از این گزینه ها می پردازیم که بسیاری از شرکت ها درک درستی از آن ندارند؛ درست حدس (!) زدید، ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی.

متاسفانه به عقیده بسیاری از افرادی که اطلاعات جامعی از دنیای بازاریابی ندارند، ایمیل مارکتینگ مضمحل شده و از بین رفته است، با این وجود، اگر بازاریابی ایمیلی خود را به درستی انجام بدهید، می توانید بازگشت سرمایه ای نزدیک به ۴۳۰۰ درصد را شاهد باشید. علاوه بر این، از این طریق می توانید رابطه سازی کنید و مشتریان جدیدی را نیز جذب کنید.

به نظرات یک متخصص inbound marketing (یا بازاریابی درونگرا، ربایشی یا جاذبه‌ای) توجه کنید: «ایمیل مارکتینگ یکی از بهترین انواع بازاریابی است، زیرا ارتباط شما را مستقیماً با مشتری بالقوه برقرار می کند و برای شما فرصتی را فراهم می کند تا یک ارتباط عاطفی ایجاد کنید و طرف مقابل خود را متقاعد کنید تا عمل مورد نظرتان را انجام بدهد … آنگاه که رضایتش را کسب کنید، محصولات و خدمات شما را به دوستان و خانواده خود توصیه خواهد کرد.»

حال بیایید به اصل مطلب بپردازیم؛ موارد زیر موثرترین نکات برای تقویت ایمیل مارکتینگ کسب و کار شما هستند:

 

  1. مخاطب هدف خود را مشخص کنید

در همه انواع بازاریابی، اگر گروه نامناسبی را انتخاب کنید شکست خواهید خورد. به عنوان مثال، اگر می خواهید پیشنهاد ویژه خود برای فروش اسکوتر را ترویج کنید، استفاده از فهرستی که مشترکان آن در خانه سالمندان به سر می برند غیرمنطقی است. در این وضعیت فرضی باید به دنبال افرادی باشید که فرزندانشان در سنین مناسب با نوع اسکوتر شما قرار دارند. بیش از ۹۰ درصد از افرادی که اشتراک خود در خبرنامه های ایمیلی را ثبت می کنند از خواندن ایمیل لذت می برند، بنابراین اطمینان پیدا کنید که ایمیل خود را برای افرادی ارسال می کنید که واقعاً نسبت به مطالعه نوع محتوایی که به اشتراک می گذارید اشتیاق دارند.

 

  1. آداب ایمیل را رعایت کنید

در کمپین های ایمیلی خود باید آداب و رسوم رایجی که امتحان خود را پس داده است را رعایت کنید. امروزه، مردم پیام هایی را می خوانند که بیش از حد وارد حریم خصوصی آنها نمی شوند و اصل پیام را در چند جمله خلاصه می کنند. برای جذب مشتریان بالقوه تا می توانید مختصر و مفید بنویسید، طعمه را در ایمیل خود بگنجانید، یک لینک را به قلاب وصل کنید و مشتریان جدید را به سمت خود بکشید. متن خود را کوتاه کنید و محتوا را به نحوی درج کنید که مرور سریع کل ایمیل آسان باشد. توجه کنید که مردم غالباً همه ایمیل شما را مطالعه نمی کنند. به علاوه، همانطور که در مطالب قبلی اشاره کردیم، عنوان ایمیل شما از اهمیت حیاتی برخوردار است. بنابراین از عناوین جذاب استفاده کنید تا اساساً ایمیل شما به مرحله خوانده شدن برسد.

 

  1. لینک را فراموش نکنید

کمپین های ایمیلی با این هدف به راه انداخته می شوند که مردم را ترغیب کنند تا با استفاده از لینکی که در ایمیل خود قرار می دهید، به دنبال کسب اطلاعات بیشتری بروند. هدف شما هدایت ترافیک به صفحه فرود، صفحه محصول یا وبسایت تان است. از فراخوان به عمل های (call-to-action) جذاب استفاده کنید؛ اگر کسی روی لینک شما کلیک نکند، هیچ مشتری جدیدی را به دست نخواهید آورد.

 

  1. در استفاده از تصاویر زیاده روی نکنید

استفاده از تصاویر مختلف در وبسایت یا رسانه های اجتماعی می تواند موثر باشد، اما در کمپین های ایمیل مارکتینگ اینطور نیست. برخلاف رسانه های اجتماعی و بازاریابی از طریق پست مستقیم، استفاده از تصویر در کمپین های ایمیلی چالش آفرین است. شاید مشتریان بالقوه شما تصاویر را مشاهده نکنند، چرا که سرویس دهنده ایمیل آنها حداقل در وهله اول تصاویر را نمایش نمی دهد (مانند جیمیل)، یا شاید در وضعیتی قرار داشته باشند که نتوانند تصاویر را دریافت کنند (مثلاً بخاطر حجم تصاویر یا کُندی سرعت اینترنت). بنابراین، استفاده از تصاویر فقط وقت و پول شما را هدر خواهد داد. به جای استفاده از تصاویر، از طرح های html یا لینک به صفحه ای استفاده کنید که حاوی تصاویر مورد نظر شما است.

 

  1. گزینه لغو اشتراک باید واضح و مشخص و فرآیند آن ساده باشد

بسیاری از افرادی که خودشان در فهرست شما ثبت نام کرده اند، ممکن است پس از مدتی به دلایلی دیگر به دریافت ایمیل های شما تمایلی نداشته باشند. این افراد، مشتریان بالقوه جدیدی که شما می خواهید نیستند. شما مشتریان رضایتمندی می خواهید که استفاده از محصولات یا خدمات تان را به دیگران پیشنهاد کنند. بنابراین، امکان لغو اشتراک را تسهیل کنید تا سر از پوشه اسپم در نیاورید.

 

  1. به ابعاد ایمیل خود توجه کنید

درست مثل کمپین های چاپی، در ایمیل هم برای بیان آنچه که می خواهید بگویید فضای محدودی را در اختیار دارید. بهتر است از قالب هایی استفاده کنید که عرض آنها بیشتر از ۶۰۰ پیکسل نباشد. منافع و مزایایی که ارائه می کنید و یک لینک را در محدوده ۱۰۰ پیکسل ابتدایی بگنجانید. یک ترفند دیگر می تواند استفاده از یک ستون جانبی اضافی در سمت راست یا چپ باشد؛ در عین حال،مراقب باشید که ایمیل خود را شلوغ نکنید.

توجه به این نکات به بازاریابی کسب و کار شما از طریق ایمیل مارکتینگ کمک خواهد کرد. ما در بخش آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی نکات متعدد دیگری را نیز پوشش داده ایم. لطفاً مطالب این بخش را مطالعه کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

 

 

 

چرا تیم فروش شما نمی فروشد؟ پنج دلیل ناکارآمدی بخش فروش

دنیای فروش تقریباً یک دنیای سیاه و سفید است و دلایل متعددی برای close نشدن یا عدم نهایی سازی فروش به تناوب و تعدد مورد نظر شما برای فروشندگان کسب و کارتان وجود دارد. در این مطلب از مجموعه آموزش فروش گویا آی تی، با پنج دلیل از این دلایل آشنا خواهید شد.

 

فروش به جز در مواردی که یک بازی انسانی است، بازی اعداد و ارقام به حساب می آید. این دوگانگی می تواند باعث ایجاد عدم تعادل در تیم فروش شما شود که به نوبه خود به افت فروش منجر خواهد شد. چگونه تیم فروش شما باید بداند که چه چیزی را باید در اولویت قرار دهد؟ شاید از نظر کمّی مشکلی وجود نداشته باشد، اما مشتریان بالقوه قلاب را گاز نمی گیرند، یا شاید رابطه عمیقی با مشتریان خود برقرار کرده اید، اما تور فروش تان به اندازه کافی گسترده نیست.

دلیل این مشکل هر چه که باشد، اگر تیم فروش شما چیزی نفروشد دچار بحران خواهید شد. با این پیش فرض که فروشندگان شما با qualify کردن یا صلاحیت سنجی مشتری راغب آشنایی دارند، موارد زیر پنج دلیل عدم کارآمدی تیم فروش شما است:

 

  1. فقدان نظم و سازماندهی

نظم لزوماً به معنی تمیز و مرتب بودن محیط کار فروشندگان شما نیست (اگرچه همین هم می تواند نشانه خوبی باشد). بی نظمی به معنی فقدان تمرکز روی چیزهایی که مشتری راغب را جذب می کند و بی برنامگی برای پیگیری و دنبال کردن مشتریان بالقوه است. تماس سرد (cold calling) و ایمیل ابزارهای خارق العاده ای هستند، اما اگر منحصراً کمیت را افزایش بدهند، استفاده درستی از آنها انجام نگرفته است.

برای پیگیری مشتریان راغب به تحقیق و تلاش مستمر نیاز دارید. ایجاد حس اعتماد با مخاطبان جدید ضروری است، اما اگر فروشنده شما بدون اینکه استراتژی مشخصی داشته باشد کورکورانه و بی هدف در میان ۵۰ اسم جستجو کند، تحقق چنین چیزی غیرممکن به نظر می رسد. اگر اعضای تیم شما در تماس های سرد تخصص دارند، اما نمی توانند خرید مشتریان مناسب را برای شما نهایی کنند، در اینصورت باید از آنها بخواهید که درنگ کرده و در رویکرد خود تجدیدنظر کنند.

 

  1. نگرش نامناسب

به منظور موفقیت در فروش به نگرش خاصی نیاز دارید. خلق و خو مهم است، اما شور و شوق مهم تر است. اشتیاق نسبت به حوزه ای که در آن کار می کنید، اشتیاق به محصول، و اشتیاق نسبت به طرف مقابل فروش (خریدار)؛ به منظور کارآمدی در فروش همه این عوامل باید به طور هم زمان وجود داشته باشند.

باید به این نکته نیز توجه کرد که موفقیت، غرور انسان را تقویت می کند، اما موفقیت در گذشته به معنی پیروزی در آینده نیست، مخصوصاً اگر قرار باشد که فروشنده فقط به افتخارات خود تکیه کند.

از طرف دیگر، عکس این حالت هم مشکل ساز است؛ فروشندگانی که نسبت به توانایی های خود تردید دارند (شاید پس از یک دوره اُفت) یا به محصولی که می فروشند اعتقادی ندارند. هرچه سریع تر نگرش های نامناسب را پیدا کرده و آنها را رفع و رجوع کنید.

 

  1. نداشتن توانایی روایتگری

واقعاً جای تعجب دارد که در شغلی که به مهارت های ارتباطی خارق العاده ای نیاز دارد، انبوهی از فروشندگان در هنگامی که نوبت به ارائه دلایل متقاعدکننده برای اعتماد به خود و محصول می رسد، به لکنت زبان دچار می شوند. مشکل از قوه تخیل یا ضعف در نوشتن متن مناسب نیست؛ مساله، ناتوانی فروشندگان در فراتر رفتن از خودِ محصول و هدف قراردادن pain point ها یا نقاط درد مشتری و مشکلاتی است که باید حل شوند.

بهترین فروشندگان در غالب موارد به جای آنکه متکلم وحده باشند، مشتری را تحریک می کنند تا لب به سخن باز کند. عوامل فروش شایسته با پرسیدن سوالات پایان باز از طریق تلفن یا ایمیل باعث می شوند که مشتری راغب درباره زندگی خود صحبت کند و اطلاعاتی را آشکار کند که حس اعتماد را برانگیخته و امکان ارتباطات دقیق تر و هدفمندتری را در تماس های بعدی فراهم می کند.

 

  1. ناهماهنگی با تیم بازاریابی

این رایج ترین رقابت در کسب و کار است: تیم فروش در برابر تیم بازاریابی. هر یک از این دو گروه نظرات خاص خود را درباره ارتباط موثر با مشتری دارد و هر یک می خواهد که از قلمروی خود دفاع کند، غافل از اینکه نقاط مشترک آنها از آن چیزی که تصور می کنند بسیار بیشتر است.

هنگامی که فروش دچار افت می شود، بخش فروش انگشت اتهام را به سوی تیم بازاریابی نشانه می رود که نتوانسته به اندازه کافی مشتریان راغب مناسب را جذب کند. به همین ترتیب، بخش بازاریابی هم از پیگیر نبودن عوامل فروش در فرآیند فروش می نالد. این یک مشکل بزرگ است که راه حل آسانی دارد.

اتحاد شرکت تان را تقویت کنید و بازاریاب ها و نمایندگان فروش خود را در قالب یک تیم قرار دهید که برای تحقق یک هدف مشترک تلاش می کنند: حل مشکلات مشتری. مانند همه منازعات، ایده گرفتن از طرف مقابل برای تقویت و افزایش کارآمدی هر دو طرف موثر و ارزشمند است.

 

  1. رهبری نامناسب

اگر تیم فروش شما نمی فروشد، اولین جایی که باید به دنبال مقصر باشید، آینه است. آیا فرآیندهایی را تثبیت کرده اید که مشتری را در اولویت قرار می دهد؟ آیا یک سیستم بازخورد راه انداخته اید که عملکرد کارکنان و شرکت را به طور منظم گزارش می دهد؟ آیا می توانید مولفه های اصلی استراتژی پیگیری خود را در چند جمله بیان کنید؟ اگر تیم فروش شما گیج و بی نظم است، سازماندهی مناسبی ندارد و باری به هر جهت کار می کند، احتمالاً دلیلش این است که از ابتدا فرآیندهای درستی وجود نداشته است.

اطمینان پیدا کنید که با فراهم کردن فرآیندها و ابزارهای مناسب، شرایط را برای موفقیت نمایندگان فروش خود مهیا می کنید و اطمینان پیدا کنید که عوامل فروش شما روش استفاده از آن فرآیندها و ابزار برای کسب بهترین اطلاعات و فهرست ها را می دانند. اگر به بازآموزی نیاز است، بهتر است که هرچه زودتر دوره های آموزش فروش را آغاز کنید. مدیر بخش فروش خود را ارزیابی کنید؛ آیا برای هدایت گروه از نگرش مناسبی برخوردار است؟

حتی اگر فروش موفقی را تجربه می کنید، باز هم بررسی این مسائل حائز اهمیت است. شما همیشه باید به دنبال سرآمد بودن باشید و بر همین اساس کار کنید. تمرکز خود را روی مشتری قرار دهید، فقط فروشندگانی را استخدام کنید که نسبت به انسانها و محصولات شما اشتیاق دارند و با ایجاد فرآیندهای صحیح و استوار، موفقیت تیم را تضمین کنید. از این طریق است که می توانید بفروشید.

 

 

چگونه نرخ بازشدن (open rate) ایمیل های خود را افزایش دهیم

ایمیل مارکتینگ دیگر مثل گذشته نیست. در گذشته نه چندان دور، بدون نیاز به مباحث مرتبط با آموزش ایمیل مارکتینگ به راحتی می توانستید یک کمپین بازاریابی ایمیلی را راه بیندازید، ایمیل های خود را به فهرست مشتریان بالقوه تان ارسال کنید و واکنش های منطقی و مناسبی را دریافت کنید. اما امروزه داستان کمی متفاوت شده است؛ مشتریان از ایمیل مارکتینگ دلزده شده اند. آنها با ایمیل هایی که هدف شان متقاعدکردن آنها است آشنا شده اند و خیلی سریع نسبت به این ایمیل ها واکنش نشان می دهند: حذف شان می کنند! در واقع، بسیاری از مردم از سرویس های ضد اسپم استفاده می کنند که باعث می شود که اصلاً این دسته از ایمیل ها را نبینند. اگرچه این کار باعث صرفه جویی در وقت آنها می شود، اما ایمیل مارکتینگ شما را دشوارتر می کند.

امروزه، ایمیل مارکتینگ کارآمد و موثر به کمپین های حساب شده تر، تمرین و تست شده، برنامه ریزی شده و متّکی بر استراتژی های دقیق تری نیاز دارد. مشتریان به طور مستمر توسط ایمیل بمباران می شوند؛ اگر می خواهید که در میان این هیاهو مورد توجه قرار بگیرید، باید با استفاده از یک روش منحصر به فرد یا جذاب، خودتان را از بقیه متمایز کنید. خبر خوبی که هم اکنون از بخش آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به دست ما رسید (!) این است که ترفندهای نسبتا آسانی وجود دارند که با استفاده از آنها می توانید به نتیجه مطلوب خود دست پیدا کنید و نرخ بازشدن (open rate) و نرخ کلیک (click-through rate) ایمیل های خود را بهینه کرده و به حداکثر برسانید.

 

  1. گزینه های متنوعی را در اختیار مشتریان بالقوه قرار بدهید

هنگامی که مردم چیزی را در اینترنت مشاهده می کنند که به نظرشان جذاب می آید، گاهی برای دریافت آیتم های محتوایی مشابه در فهرست ایمیل ثبت نام می کنند. از طرف دیگر، معمولاً هنگامی اشتراک خود از فهرست دریافت ایمیل را لغو می کنند که تعداد ایمیل هایی که دریافت می کنند بیش از حد زیاد است، یا ایمیل های بی ربطی به دست شان می رسد که سودی برای آنها ندارد. اطمینان پیدا کنید که هرگاه که یک مشتری تصمیم می گیرد که اشتراک خود را لغو کند، علاوه بر گزینه لغو اشتراک، یک گزینه برای کاهش تناوب دریافت ایمیل یا دریافت نوع دیگری از ایمیل در اختیار وی قرار می دهید. این کار این پتانسیل را دارد که آن فرد را به عنوان یک مخاطب برای شما حفظ کند. از این طریق با گذشت زمان مخاطبان بیشتر و بیشتری را حفظ می کنید و اطمینان پیدا می کنید که مخاطبان شما اطلاعاتی را دریافت می کنند که واقعاً به آن علاقمند هستند.

 

  1. به جای کمیت، روی کیفیت تمرکز کنید

بازاریاب ها یک عادت بد دارند و آن تمرکز روی تعداد است. در دنیای بازاریابی ایمیلی، کیفیت حرف اول را می زند. کاربرانی که به شکل طبیعی به دست می آورید، نسبت به فهرست های خریداری شده یا کاربرانی که به اجبار به فهرست ایمیل خود اضافه کرده اید عملکرد بسیار موثرتری را از خود نشان می دهند. اطمینان پیدا کنید که وبسایت یا صفحه فرود سایت شما فرم ثبت نام واضح و مشخصی دارد. به علاوه، حتماً فرم ثبت اشتراک ایمیل مارکتینگ خود را در شبکه های اجتماعی نیز بگنجانید. حتی در صفحات خرید و پرداخت خود هم محلی را طراحی کنید تا مشتری بتواند ثبت نام کند یا به فهرست ایمیل شما بپیوندد.

 

  1. فهرست خود را تقسیم بندی کنید

احتمال بازکردن ایمیلی که به ما مربوط می شود و به مذاق مان خوش می آید نسبت به ایمیل های عمومی یا بی ربط به مراتب بیشتر است. به منظور ارسال محتوای مرتبط، بخش بندی فهرست ایمیل بر اساس علاقمندی یا پیشینه مشتریان ضروری است. این فرآیند را می توانید به محض ثبت نام مشتری در فهرست ایمیل مارکتینگ خود آغاز کنید؛ مشترکان فهرست بازاریابی ایمیلی خود را بر اساس خریدها، موقعیت جغرافیایی و علاقمندی هایشان تقسیم بندی کنید. از این طریق، مشترکان شما ایمیل هایی را دریافت می کنند که با خواسته هایشان هماهنگ است.

 

  1. از عناوین جذاب استفاده کنید

پیش از آنکه دکمه ارسال را بفشارید، از خودتان بپرسید: «اگه یه نفر این ایمیل رو برای من می فرستاد، آیا بازش می کردم؟» مخصوصاً اگر تلاش می کنید تا کسی را متقاعد کنید که از شما خرید کند، باید برای شرح موضوع ایمیل خود در بخش عنوان، خلاقیت به خرج بدهید. شما باید بدون آنکه زیاده روی کنید، توجه مشتری را به سمت خود جلب کنید. هنگامی که زیاده روی می کنید، ایمیل شما اسپم یا تلاش برای قالب کردن یک کالای بنجل به نظر می رسد. عباراتی مانند «اینجا کلیک کنید» یا «خریداری این محصول» بیش از آنکه توجه مشتری را جلب کنند، او را از شما می رانند. از عناوین منطقی و بی آلایش و در عین حال جذاب و تحریک آمیزی استفاده کنید که مشتری را به خواندن محتوای ایمیل شما علاقمند می کنند.

 

  1. به مخاطب نزدیک شوید

اگر بتوانید حس نزدیکی و صمیمیت را از طریق ایمیل خود انتقال بدهید، می توانید با دریافت کنندگان ایمیل های خود رابطه برقرار کنید. در نتیجه، مخاطب شما همانطور که ایمیل دوستان و اعضای خانواده خود را بازنشده باقی نمی گذارد، ایمیل شما را هم باز خواهد کرد. استفاده از نام دریافت کننده در ایمیل یکی از روشهای خوب برای ایجاد این احساس صمیمیت است. به عنوان مثال، به جای «محصول جدید شرکت گویا آی تی عرضه شد» بنویسید «مهدی، محصول جدید شرکت گویا آی تی عرضه شد». مهدی با دیدن این ایمیل در ضمیر ناخودآگاه خود احساس می کند که این محصول به نحوی مخصوص او عرضه شده است.

 

  1. روی زمان بندی تمرکز کنید

پس از آنکه محتوای موثر و مناسبی را تهیه کردید، قدم بعدی که باید بردارید، تعیین زمان مناسب برای ارسال ایمیل است. زمانهایی در طول هفته و در طی روز وجود دارند که کاربران در آن دوره های زمانی بیشتر ایمیل خود را چک می کنند. به عنوان مثال، بهترین زمان برای ارسال ایمیل در طول هفته در اواسط هفته است. به علاوه، احتمال بازشدن ایمیل ها در طول روز از شب بیشتر است.

روش هایی که در اینجا به آنها اشاره شد بخشی از موثرترین تکنیک هایی هستند که با تکیه بر آنها در کمپین های ایمیل مارکتینگ خود، می توانید نرخ بازشدن ایمیل هایی که ارسال می کنید را به حداکثر برسانید. آیا شما هم از این روش ها استفاده کرده اید؟ چه نتیجه ای کسب کرده اید؟ آیا روش خاصی برای خودتان دارید؟ لطفا ایده ها و دیدگاه های خود برای بهینه سازی نرخ بازشدن ایمیل های بازاریابی ایمیلی و همچنین نظرات تان درباره بخش آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی را با ما در میان بگذارید.

 

 

۱۰ واقعیت عمومی درباره فروش که هر کارآفرینی باید آنها را بداند (و عملیاتی کند)

شما از دل و جان برای کسب و کار خود مایه گذاشته اید؛ اما این کافی نیست. باید بتوانید تولیدات خود را بفروشید. اگر تصور فروش لرزه بر اندام شما می اندازد، باید به سرعت خودتان را جمع و جور کنید! برای اینکه به موفقیت دست پیدا کنید، باید یک «فروشنده» باشید. حقیقت این است که هنگامی که پای محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید به میان می آید، هیچ کس به اندازه خودتان نمی تواند نسبت به آنها شور، حرارت، اشتیاق و علاقه داشته باشد. اگر می خواهید بهترین فرد را برای فروش محصولات یا خدمات تان انتخاب کنید، کافی است که در آینه نگاهی بیندازید.

در عین حال، بسیاری از کارآفرینان به فروش به عنوان بخش دشوار ماجرا، کار دیگران یا چیزی نگاه می کنند که نیازی نیست درباره آن دغدغه ای داشته باشند، چرا که در هر صورت، بازار محصول جدید و بدیع آنها را قورت خواهد داد!

هیچ چیز راحت تر از این باور که اگر ایده خوبی داشته باشید خودش دنیا را پر خواهد کرد ایده های خوب را به مسلخ نمی برد. اگر چنین نگرشی دارید، به جای کارآفرینی باید در یک قرعه کشی شرکت کنید و این همه وقت خود را برای کار هدر ندهید.

حقیقت این است که بهترین فروشندگان با دیگران ارتباط قلبی برقرار می کنند. به علاوه، آنها با خودشان و اهداف و رویاهایی که دارند نیز ارتباط عمیقی برقرار می کنند. به عبارت دیگر، آنها خودشان را می شناسند و می دانند که از زندگی چه می خواهند. همین ویژگی ها درباره کارآفرینان برتر نیز صدق می کند.

اما چرا کارآفرینان از فروش فرار می کنند؟ دلیلش این است که اغلب کارآفرینان بسیار اصیل، صادق و باورپذیر هستند، در عین حال این ایده کهنه و منسوخ را پذیرفته اند که فروشندگان هر خصیصه ای که بخواهید دارند به جز این ویژگی ها.

این تصور کلیشه ای از هر کجا که می آید درست نیست. تاثیرگذارترین و کارآمدترین فروشندگان گوش های شنوای خارق العاده ای دارند، همدل، آگاه و موثق و از همه مهم تر، قابل اعتماد هستند.

اما چگونه می توانید با فروشنده درونی خود ارتباط برقرار کنید؟ با بخش آموزش فروش ما همراه باشید تا از ۱۰ حقیقت عمومی راجع به فروش، که همگی روی ایجاد ارتباطات عمیق، اصیل و اعتمادآفرین با دیگران تکیه می کنند پرده برداری کنیم.

۱۰ واقعیت عمومی

  1. موفقیت با کشف معادله رشد آغاز می شود. همه فروشندگان برتر، مسئولیت نقطه ضعف های خود را می پذیرند، عمیقاً نسبت به مشتریان خود و جهان پیرامون شان کنجکاو هستند و می خواهند سرآمد باشند. آنها خود را متعهد می دانند که از آنچه آموخته اند در راستای رشد مستمر استفاده کنند. هنگامی که معادله رشد خود را درک می کنید، نه تنها مهارت فروش تان را تقویت می کنید، بلکه زندگی خود را نیز متحول می کنید.
  2. احساسات، عامل تصمیم گیری است. تمایل به اینکه دوست مان داشته باشند، خوب به نظر برسیم، احساس خوبی داشته باشیم، در یادها ماندگار شویم و حتی احساس تعلق خاطر، بخشی از عواملی هستند که بر همه تصمیم گیری های ما تاثیر می گذارند. به همین دلیل، مهارت شما برای شناسایی انگیزه های اصلی عاطفی مشتری مهم ترین عامل موفقیت تان خواهد بود. فروش هر چیزی به درک انگیزه مشتری از خرید وابسته است و تا زمانی که فردی را نشناسید، از انگیزه های وی سر در نخواهید آورد.
  3. ساختار، زیستگاه آزادی است. خلبان ها فهرست های مقدمات پرواز را چک می کنند. قهرمانان تیراندازی از روش هایی استفاده می کنند تا همیشه به هدف بزنند. آشپزها از دستور پخت هایی استفاده می کنند که امتحان خود را پس داده اند. لذا چرا فروش باید متفاوت باشد؟ موفق ترین فروشندگان برای خود روندی را مشخص می کنند و هر بار همان فرآیند را در کار خود دنبال می کنند. شاید منطقی به نظر نرسد، اما ساختار، آزادی عمل لازم برای عملکرد درست و ایجاد رابطه های هدفمند را فراهم می کند.
  4. در دنیای فروش، هیچ گاه پاسخ منفی، منفی نیست. آیا از ترس فلج شده اید؟ ایرادی ندارد. بهترین فروشندگان می دانند که هرچه احساس ترس بیشتری داشته باشند، اهمیت غلبه بر ترس بیشتر می شود. هنگامی که از انجام کاری می ترسید، باید آن را انجام بدهید. همان سوالی که از پرسیدن آن واهمه دارید را باید حتماً بپرسید. شکست غیرقابل اجتناب است. از زمین برخاستن را یاد بگیرید. توانایی بازگشت به میدان یکی از مهارتهای مهم زندگی است که روح و ایضاً جیب شما را پر خواهد کرد.
  5. اعتماد با همدلی آغاز می شود. اعتماد از همدلی، درستی، قابل اتکا بودن و شایستگی زاده می شود. شما به هر چهار ویژگی نیاز دارید، اما بدون همدلی، فرصتی برای به نمایش گذاشتن سه مورد دیگر پیدا نمی کنید. همدلی زیربنای اعتماد است. ما نمی توانیم به همدلی تظاهر کنیم. با جهت دادن گفتگو به سمت چیزی که خودتان می خواهید بگویید یا قضاوت مشتری همدلی پدید نمی آید. برای خلق همدلی، باید فعالانه برای درک عواطف دیگران آمادگی داشته باشید. پس از آنکه اعتماد را به وجود آوردید، همه چیز در سر جای خودش قرار خواهد گرفت. اما همانند آینه، اعتماد هم اگر بشکند، هرگز نمی توانید آن را مجدداً به حالت اولیه اش برگردانید.
  6. درستی و اخلاق اهمیت دارد. پس از ایجاد حس همدلی، به هیچ عنوان نمی توانیم به مشتریان خود دروغ بگوییم یا سر آنها را کلاه بگذاریم. ما فقط در صورتی می توانیم اعتماد ایجاد شده را حفظ کنیم و از موفقیت مستمر لذت ببریم که ویژگیهای قابل احترامی همچون قابل اتکا بودن، شایستگی و درستی خود را به اثبات رسانده باشیم. همه این ویژگیها بالاخره جزئی از شخصیت شما خواهند شد و هنگامی که مشتری از شما خرید می کند، بیش از هر چیزی به خاطر شخصیت شما است که محصول یا خدمات شما را انتخاب می کند.
  7. هر چیزی که قابل گفتن است، قابل پرسیدن هم هست. هنگامی که سوالات درستی را می پرسید، چیزهایی که از همه مهم تر هستند را مشخص می کنید. سوالات اکتشافی شما پرده از نیازهای مشتریان بر می دارند، افکار آنها را در مسیر منتخب شما هدایت می کنند، کنجکاوی به وجود می آورند و سرانجام باعث می شوند که مشتریان بالقوه شما آن عملی که باید را انجام بدهند. این سوالات، حس تفاهم ایجاد می کنند، مسئولیت پذیری و تعهد شما را نشان می دهند و به مشتری بالقوه کمک می کنند تا خودش را ابراز کند. با استفاده از سوالات درست می توانید بدون اینکه نیاز باشد زیاد به خودتان زحمت بدهید، مشتری را متقاعد کنید. سوالات خوب تغییر به وجود می آورند و سوالات خارق العاده دنیا را تغییر می دهند.
  8. عوامل عاطفی بر عوامل اقتصادی تقدم دارند. بیشتر فروشندگان بر این باور هستند که با تکیه بر کمبود یک کالا یا تحریک حرص مشتری می توانند یک حس اضطرار و نیاز بوجود بیاورند. با این وجود، اگر مردم به چیزی که می فروشید اهمیت ندهند، برایشان مهم نخواهد بود که فقط دو آیتم دیگر در انبار شما باقی مانده یا اینکه همراه کالا هدیه هم ارسال می کنید. روی موارد ۵ و شش تمرکز کنید تا مولفه های اقتصادی مورد نظرتان هم محقق شوند.
  9. غلبه بر مقاومت به پشتکار احتیاج دارد. بیشتر فروشندگان به محض اینکه یک مشتری بالقوه از خود مقاومت نشان می دهد، قیمت را پایین می آورند، شرایط را تغییر می دهند یا کلاً پیشنهاد دیگری را مطرح می کنند. اما حقیقت این است که فقط در آن هنگام می توانید فروش را نهایی کنید که فرد مقابل در حالت عاطفی پذیرش قرار داشته باشد. هر کار دیگری که انجام می دهید فقط توهم پیشروی را ایجاد می کند، در حالیکه تنها چرخه فروش را طولانی تر می کند و وقت و نیروی بیشتری را صرف فروشی می کند که بعید است به سرانجام برسد. بنابراین با پشتکار، تلاش و برنامه ریزی، شرایط لازم برای ایجاد حالت عاطفی و روانی مناسب را فراهم کنید.
  10. جستجو برای نکات منفی، شخصیت مثبتی را از شما به نمایش نمی گذارد. شما هر روز و در هر لحظه قدرت انتخاب دارید. شما می توانید به دنبال این باشید که یک تجربه یا شخص چه ابعاد مثبتی دارد، یا اینکه به دنبال ایرادات و نکات منفی باشید. هنگامی که با مشتریان بالقوه و بالفعل خود ارتباط برقرار می کنید، به دنبال دلایل خودداری آنها از خرید نباشید. در عوض، برای آنها دلایلی را فراهم و ایجاد کنید تا محصول یا خدمات شما را خریداری کنند. گفتگو و تعامل خود را در یک مسیر مثبت حفظ کنید. بر مزایا و فرصت ها تاکید کنید. تکیه بر نکات منفی و ایجاد ترس وسوسه انگیز و بعضاً موثر است، اما هرگز نمی تواند مبنای رابطه های باثبات باشد و غالباً باعث سلب اعتماد می شود.

شاید این ۱۰ حقیقت عمومی به طرز غریبی ساده به نظر برسند، اما برای پیاده سازی آنها به نظم و ساختار نیاز دارید، به خصوص اگر شما نیز همانند اغلب کارآفرینان زمان خود را بین فروش و ده ها کار دیگری که باید انجام بدهید تقسیم کرده اید.

خبر خوب این است که شما اثبات کرده اید که مهارت فروش را در وجود خود دارید، زیرا با وجود اینکه شاید بخواهید از عناوین دیگری برای کار خود استفاده کنید، اما خود را از طریق فروش به اینجا رسانده اید. اگر نمی توانستید ایده خود را به شرکا، همکاران، سرمایه گذاران و مشتریان بفروشید (بقبولانید)، هرگز نمی توانستید کسب و کار خود را راه بیندازید.

فروش، یک بازی دشوار و مملو از طردشدن، استرس و تردید در توانایی های خود است. اما هنگامی که رویاهای شما از ترس تان نیرومندتر می شود، متوجه می شوید که پاداشی که به دست می آورید از سختی ها به مراتب بیشتر است. و اساساً به همین دلیل است که در این کار از دل و جان خود مایه گذاشته اید.


نظر شما چیست؟ آیا شما هم می توانید موارد دیگری را ذکر کنید. لطفا تجربه ها، ایده ها و همچنین نظرات خود درباره بخش آموزش فروش گویا آی تی را با ما در میان بگذارید.

آموزش ایمیل مارکتینگ: چگونه مشتری بالقوه را به ثبت نام در خبرنامه ایمیلی خود علاقمند کنیم

درست به همان ترتیبی که خودتان مشترک خبرنامه های متعددی هستید، اگر بازاریابی خود را به درستی انجام بدهید، مخاطبان متعددی در فهرست ایمیل مارکتینگ شما ثبت نام خواهند کرد. با این مطلب از بخش آموزش ایمیل مارکتینگ همراه باشید تا با روش موثر ترغیب مشتریان بالقوه نسبت به ثبت نام در خبرنامه ایمیلی خود آشنا شوید.

 

آیا هرگز روغن موتور خودروی خود را تعویض کرده اید؟ تعویض روغن یک مهارت ساده است که عملاً عده کمی از روش انجام آن آگاهی دارند. اگر شما هم به این کار وارد هستید حتماً تاکنون از قیف استفاده کرده اید.

هدف اصلی از استفاده از قیف این است که بدون اینکه روغن روی موتور بریزد، محدوده بیشتری برای ریختن این مایع چرب در اختیار داشته باشیم. روغن در قسمت پهن بالایی جاری می شود و از قسمت تنگ پایین خارج شده و موتور خودروی شما را پر می کند تا روان کار کند.

ما هم در دنیای بازاریابی دیجیتال از قیف استفاده می کنیم. هدف از این قیف این است که تور بزرگی را پهن کرده و به واسطه آن علاقمندان احتمالی به کسب و کار و محصولات یا خدمات خود را پیدا کنیم، سپس باید کاری انجام بدهیم تا آن افراد در فهرست ایمیل ما عضو شوند تا بتوانیم برای آنها محتوای سودمند و ارزشمند ارسال کنیم، بازاریابی کنیم و سرانجام درآمد کسب کنیم.

 

ترغیب مردم به ثبت نام در فهرست ایمیل مارکتینگ

به محض اینکه مخاطب شما به نحوی با محتوا تعامل انجام داد، زمان آن فرا می رسد تا وارد فهرست بازاریابی ایمیلی شما شود. شاید این در ابتدا کار شاقی به نظر برسد، اما اینباکس خودتان را در نظر بگیرید؛ در چند خبرنامه عضو هستید؟

یک کاربر معمولی به طور متوسط مشترک چیزی بین ۲۰ تا ۳۰ خبرنامه ایمیلی از کسب و کارهای مختلف است. خبرنامه های متنوع از فروشگاه های اینترنتی گرفته تا ایمیل های محتوا محوری که کاربر به آنها علاقمند است.

روزگاری شما هیچ ایمیلی از آن کسب و کارها دریافت نمی کردید… و حالا دریافت می کنید! چطور چنین چیزی اتفاق افتاده است؟

در غالب موارد، مردم در خبرنامه های ایمیلی ثبت نام می کنند تا چیزی را به رایگان دریافت کنند. این opt-in یا ثبت اشتراک است و در صورتی که می خواهید کسب و کار اینترنتی خود را راه بیندازید و توسعه بدهید، از نان شب برای شما واجب تر است.

 

مرحله ۱: به کمک سیستم مدیریت محتوای خود، یک landing page یا صفحه فرود بسازید

یک صفحه فرود یک تک صفحه ساده است که چیزی را به رایگان ارائه می دهد و کادری برای ثبت ایمیل در ازای دریافت آن آیتم رایگان در آن گنجانده شده است. شما با استفاده از سیستم مدیریت محتوای خود (مثلا وردپرس) و با کمی دانش طراحی و چند افزونه به آسانی می توانید صفحات فرود جذابی را طراحی کنید. به یک صفحه بسنده نکنید و هر یک از آیتم های محتوایی رایگان، ارزشمند و سودمند خود را همراه با توضیحات مناسب در یک صفحه مجزا قرار بدهید.

 

مرحله ۲: با ارائه یک آیتم رایگان وسوسه انگیز، کاربران را تطمیع کنید

این آیتم می تواند هر چیزی که تصور می کنید که مورد علاقه یک مشتری بالقوه قرار خواهد گرفت باشد؛ می تواند یک کتاب الکترونیکی رایگان، یک ویدیو درباره یک موضوع جالب یا حتی یک دوره آموزشی مختصر باشد.

 

مرحله ۳: ترافیک ورودی به صفحات فرود خود را افزایش دهید

در ابتدا و پیش از آنکه مخاطبان زیادی را به سایت خود جذب کنید، این یکی از بزرگترین مشکلات شما خواهد بود. اگر بتوانید هزینه کنید، استفاده از تبلیغات پرداخت در ازای کلیک (PPC) می تواند یکی از روش های موثر برای جذب ترافیک باشد.

در عین حال، اینجا است که محتوای با کیفیت وارد بازی می شود. هرچه محتوایی که در کانال های مختلف مربوط به کسب و کار خود منتشر می کنید بهتر باشد، افراد بیشتری وارد صفحات فرود شما خواهند شد و در فهرست ایمیل تان ثبت نام خواهند کرد. محتوای خارق العاده باعث بهبود سئو (SEO) ی سایت شما می شود، بیشتر به اشتراک گذاشته شده و طبیعتاً حضور شما در رسانه های اجتماعی را تقویت می کند.

در اینجا آینده نگری و برنامه ریزی بلندمدت اهمیت دارد، چرا که این یک فرآیند زمانبر است. روی تولید محتوای فوق العاده تمرکز کنید و هرگاه که آیتم محتوایی جدیدی را تولید می کنید، از طریق آن پیوسته مخاطبان خود را ترغیب کنید تا وارد صفحه فرود شما شوند.

اطمینان پیدا کنید که از فراخوان به عمل های (Call to Action یا CTA) قوی و دقیقی استفاده می کنید که همه مزایایی که خواننده از طریق دانلود آیتم رایگان شما کسب می کند را ذکر می کنند. در این میان، از رسانه های اجتماعی برای ترویج محتوا و کسب و کار و ایجاد رابطه با افراد تاثیرگذار حوزه فعالیت تان استفاده کنید.

با گذشت زمان، دنبال کنندگان شما افزایش می یابند و گسترش فهرست ایمیل مارکتینگ تان آسانتر خواهد شد.

پس از آنکه مخاطب در فهرست شما ثبت نام کرد، انتظار دارد که از شما ایمیل دریافت کند، بنابراین او را ناامید نکنید! حال که جمعی از مشتریان بالقوه به شما اجازه داده اند تا برایشان ایمیل ارسال کنید، آنها را با محتوای خارق العاده رایگان در قالب محتوای نوشتاری، صوتی و تصویری و به طور مستمر و منظم تحت تاثیر قرار دهید.

احتمالاً در ابتدا، کار به کندی پیش می رود و ارسال یک ایمیل در هفته کفایت می کند، اما همینطور که به رشد خود ادامه می دهید، می توانید تناوب ارسال را به چندین بار در هفته افزایش بدهید. عموماً تا وقتی که محتوای خارق العاده، جذاب و سودمند ارسال می کنید، مردم مشکلی با تعدّد پیام های کمپین ایمیل مارکتینگ شما ندارند.

ارسال محتوا دو هدف دارد: اولاً می خواهید چیزی ارائه کنید که برای مصرف کننده محتوا ارزشمند و سودمند است و به او نفعی می رساند. در ثانی، باید در طول زمان آنقدر حُسن نیت از خود نشان بدهید که حق فروش را به دست بیاورید. هیچ چیز بدتر از این نیست که سعی کنید به کسی چیزی بفروشید که به تازگی با وی ملاقات کرده اید. فروش به مقدمات خاص خود نیاز دارد.

به همین دلیل است که بازاریابی محتوایی هم هنر و هم علم است. باید در کار خود تخصص داشته باشید تا موثر و کارآمد باشید، به درستی عمل کنید و واقعاً پول در بیاورید.

آموزش فروش: غلبه بر ترس از فروش

ترس از فروش در هر فردی نسبت به دیگری متفاوت است. معمولاً بخشی از فرآیند فروش احساسات ناخوشایندی را در فروشنده ایجاد می کند. اولین گام برای غلبه بر این ترس، شناسایی دقیق آن است. با بخش آموزش فروش گویا آی تی همراه باشید تا بتوانید بر ترس خود در مراحل فروش غلبه کنید.

کاری که در ابتدا باید انجام بدهید این است که هر مرحله از فرآیند فروش را در نظر بگیرید: مشتری یابی و جذب مشتری راغب، تعیین زمانی برای جلسه یا ملاقات (هم برای cold call یا تماس سرد که برقراری ارتباط با کسی است که نمی شناسیم و هم warm call یا تماس گرم که پیگیری ارتباط با کسی است که نسبت به محصولات یا خدمات ما ابراز علاقه کرده است)، تعیین صلاحیت، صلاحیت سنجی یا سنجش مشتریان بالقوه، ارائه و معرفی، رسیدگی به انتقادات و ایراداتی که مطرح می شود، نهایی سازی یا جمع بندی فرآیند فروش (close the sale) و درخواست ارجاع.

این مراحل را به ترتیبی که شما را آزار می دهند از بدترین به بهترین مرتب کنید. حال، به فهرست زیر مراجعه کنید تا ببینید که چگونه می توانید بر اضطراب خود در هر مرحله غلبه کنید:

 

Prospecting یا مشتری یابی / تولید مشتری راغب

معمولاً ترس در این مرحله از یکی از این دو دلیل ایجاد می شود؛ یا اینکه در پیداکردن مشتری راغب مشکل دارید و در نتیجه مشتری یابی در شما اضطراب ایجاد می کند، زیرا نگران هستید که مبادا نتوانید مشتری بالقوه پیدا کنید، یا اینکه در نهایت هزاران مشتری راغب پیدا می کنید و فکر مدیریت آنها قلب تان را رهسپار دهانتان می کند!

در هر دو مورد، با رفع مشکلات فرآیند تولید مشتری راغب می توانید این مسأله را حل کنید. اگر به اندازه کافی مشتری راغب ندارید، در اینصورت یک list broker یا کارگزار فهرست مشتری یا چیزی شبیه به آن پیدا کنید. فهرست های خوب گران هستند، اما این گرانی شما را به ورشکستگی نخواهد کشاند، بنابراین همین می تواند بهترین گزینه برای شما باشد. در مورد دوم، احتمالاً مشتریان راغبی را برای خود دست و پا کرده اید که واقعاً آنقدر که باید و شاید با محصول شما تناسب ندارند. مشکل شما در تولید مشتری راغب نیست؛ مسأله qualification یا تعیین صلاحیت آن مشتریان است. باز هم یک کارگزار می تواند به داد شما برسد (یا اگر از کارگزار کمک گرفته اید، احتمالاً زمان آن فرا رسیده که به دنبال یک کارگزار دیگر باشید).

 

تعیین زمان برگزاری جلسه یا ملاقات

گاهی حتی فروشندگان حرفه ای هم پیش از تماس های سرد دچار اضطراب می شوند. برداشتن تلفن و صحبت کردن با فردی که نمی شناسید آسان نیست، زیرا یک اضطراب مهم را تحریک می کند؛ ترس از طرد شدن.

در عین حال باید آرامش خود را حفظ کنید، با کمی مزاح یک ارتباط عاطفی برقرار کنید، پیشنهادی ارائه کنید که قابل ردکردن نباشد، دردی از طرف مقابل دوا کنید و با ادب و احترام جو مثبتی را بر مکالمه خود حکمفرما کنید.

 

تعیین صلاحیت مشتریان بالقوه

اگر تعیین صلاحیت شما را مضطرب می کند، احتمالاً دیدگاه شما نسبت به پرسیدن سوالات نسبتاً شخصی از غریبه ها به منظور تعیین اینکه آیا می توانند مشتری بالقوه شما باشند یا خیر، به جای تعیین صلاحیت، مزاحمت است. در اینصورت، تغییر نگرش تان چاره مشکل شما است. شما با برقراری تماس و پرسیدن سوال مزاحم کسی نمی شوید. در عوض، از این طریق برای مشتریان بالقوه خود فرصتی را فراهم می کنید تا از وجود یک محصول خارق العاده اطلاع پیدا کنند. به هر حال، اگر باور نداشتید که محصول تان خارق العاده است، کسب و کاری را راه نمی انداختید تا به تولید آن محصول مشغول شوید! در هنگام تعیین صلاحیت مشتریان بالقوه، خودتان را به عنوان یک متخصص -مثل دکتر یا وکیل- در نظر بگیرید که نیازهای مشتری را ارزیابی می کند تا بتواند راهکاری برای برآوردن آنها پیدا و ارائه کند.

 

معرفی و ارائه

ایستادن در برابر یک مخاطب -حتی یک نفر- آسان نیست. هنگامی که معرفی در برابر جماعتی از مخاطبانی انجام می گیرد که همه با جدیت هر چه تمام تر به شما چشم دوخته اند، این وضعیت می تواند واقعا ترسناک به نظر برسد. آسانترین راه برای مدیریت این ترس این است که کار خود را به نحو احسن انجام بدهید. اگر کاملاً آماده باشید و نطق فوق العاده ای را آماده کرده باشید و به اندازه کافی تمرین کرده باشید، در اینصورت احساس بسیار بهتری خواهید داشت.

 

مدیریت مخالفت ها، انتقادات و ایرادهای مشتری

غالباً پاسخگویی به مخالفت ها به خودی خود فروشندگان را آشفته نمی کند. در عوض، ترسی که پیش از ملاقات دارید مشکل آفرین است. اگر یکی از مشتریان بالقوه چیزی بپرسد که قبلاً به آن فکر نکرده ام چه؟ اگر واقعاً حق با او باشد چه؟ اگر هیچ چیزی به ذهنم نرسد چه؟

احتمالاً جلساتی وجود خواهند داشت که این سناریوها بر آنها حاکم می شوند. با این حال، خبر خوب این است که هر چه قرارها و جلسات بیشتری برگزار کنید، احتمال اینکه با مشکل یا بن بست مواجه شوید کمتر می شود. با گذشت زمان، انتقادات متعددی را می شنوید و پاسخ مناسب برای هر یک را آماده می کنید.

اگر انتقادی را شنیدید که نمی توانید پاسخش را بدهید، همیشه می توانید وقت بخرید. در همین راستا، پاسخی مثل این را آماده کنید: «آقای بیژنی، واقعاً به نکته خوبی اشاره کردید. من مایلم که به این دغدغه از همه جهات و کاملاً رسیدگی کنم، اما در حال حاضر همه اطلاعات لازم را همراهم ندارم. ممکن است تا فردا به شما ایمیل بزنم/تماس بگیرم؟»

 

نهایی کردن فروش

نهایی سازی فروش لحظه سرنوشت سازی است. این همان زمانی است که متوجه می شوید که تمام تلاش های شما نتیجه می دهند یا خیر. برای نهایی کردن فروش تقریباً به تعداد فروشندگان روش وجود دارد. در عین حال لازم نیست که زیاد کار را برای خودتان دشوار کنید. در آغاز با روش های ابتدایی تر شروع کنید و همینطور که احساس راحتی بیشتری پیدا می کنید به سمت تکنیک های پیشرفته تر بروید. نکته مهم این است که چند عبارت برای نهایی سازی در ذهن خود داشته باشید تا در لحظه مناسب آنها را شلیک کنید.

 

درخواست ارجاع

بسیاری از فروشندگان تازه کار کلاً این مرحله را نادیده می گیرند. این واقعا جای تأسف دارد، چرا که ارجاع و معرفی مشتریان جدید از سوی یک مشتری جدید می تواند در وقت شما برای پیداکردن مخاطب هدف برای برقراری تماس سرد -که خود یک مرحله استرس زای دیگر از مراحل فروش است- صرفه جویی کند. اگر یک مشتری بالقوه از خرید خود از شما راضی باشد، احتمالا از اینکه شما را به افرادی معرفی کند که می توانند از محصولات شما منافعی را حاصل کنند نیز خوشحال خواهد شد،بنابراین بدون هیچ استرسی با نهایت احترام از مشتری خود بخواهید که در صورتی که از محصول شما رضایت دارد، آن را به دیگران نیز معرفی کند.