۱۰ ویژگی خاص گوشی‌های پرچمدار که دوست داریم به مدل‌های میان‌رده اضافه شود + نظرسنجی

گوشی‌های پرچمدار همواره نماد برترین فناوری و تکنولوژی‌های یک کمپانی در بازار تلفن همراه هستند. یک برند برای معرفی خود باید یک گوشی پرچمدار قدرتمند و همه‌چیز تمام را راهی بازار کند و اگر نه هرگز جزئی از بزرگان این صنعت نخواهد بود. به همین دلیل است که شرکت‌های مطرح ساخت تلفن همراه در جهان، تمام داشته‌های خود را در گوشی‌های پرچمدارشان ارائه می‌دهند.

البته برخی از این شرکت‌ها توانایی آن را دارند که طی یک سال حتی دو یا چند گوشی پرچمدار را روانه بازار کنند که این نشان دهنده قدرت و برتری آن‌هاست. عرضه چند گوشی پرچمدار چالش‌های بسیار دشواری به همراه خود دارد، زیرا یک شرکت باید در هر پرچمدار خود چیز جدیدی ارائه دهد و عرضه گوشی تکراری، اعلام رسمی آن شرکت در عدم ارائه خلاقیت و فناوری‌های نوین است. به همین دلیل است که همه شرکت‌ها توانایی عرضه چند سری پرچمدار طی یک سال را ندارند.

گوشی پرچمدار با تکنولوژی‌های جدید و قابلیت‌های ویژه‌ای به بازار می‌آید، به همین دلیل هم قیمت بالایی دارد و طبیعتا همه توانایی خرید گوشی‌های پرچمدار را ندارند. براساس آمارهای جهانی، گوشی‌های میان‌رده محبوبیت بیشتری نسبت به مدل‌های پرچمدار دارند، زیرا از قیمت و کیفیت مناسبی بهره‌مند هستند و خرید آن‌ها برای بخش اعظمی از مردم جهان، صرفه اقتصادی بیشتری دارد.

اما می‌توان فاصله میان گوشی‌های پرچمدار و میان‌رده را کاهش داد، این اتفاقی است که طی سال‌های اخیر رخ داده و شاهد آن هستیم که برخی از مدل‌های میان‌رده از نظر سخت افزاری قابل رقابت با مدل‌های پرچمدار هستند یا برخی ویژگی آن‌ها مانند دوربینشان، کیفیتی نزدیک به دوربین گوشی‌های پرچمدار را ارائه می‌دهد.

اما این‌ها کافی نیستند، گوشی‌های پرفروش میان‌رده که درصد بالایی از سود شرکت‌های تولید کننده تلفن همراه را تامین می‌کنند، می‌توانند میزبان قابلیت‌ها و ویژگی‌های جذاب‌تری باشند.

این درخواست همه افرادی است که گوشی میان‌رده خریداری می‌کنند و همواره در فکر یک قابلیت خاص در گوشی‌های پرچمدار بوده‌اند. ویژگی‌های متعددی وجود دارد که همواره در مدل‌های پرچمدار ارائه شده‌اند و گوشی‌های ارزان‌قیمت و اقتصادی یا میان‌رده‌های بازار هرگز با این قابلیت‌ها عرضه نشده‌اند.

قابلیت‌هایی که وجود آنها در گوشی‌های 3 تا 8 یا 9 میلیون تومانی شبیه به یک رویاست و به نظر می‌رسد افرادی که نتوانند گوشی پرچمدار خریداری کنند، حداقل تا چندسال آینده در حسرت این قابلیت‌ها خواهند ماند. واقعیت آن است که حتی ویژگی‌های جذاب مانند نمایشگر تاشو یک روزی در مدل‌های میان‌رده نیز عرضه می‌شود، همانطور که برخی ویژگی‌های خاص مانند پشتیبانی از 5G در گذشته مربوط به مدل‌های پرچمدار بود ولی حالا همین ویژگی در گوشی‌های میان‌رده عرضه می‌شود.

اما نمی‌خواهیم در مورد آینده صحبت کنیم، بحث ما در مورد امروز است و می‌خواهیم سوالی مهم از شما بپرسیم، اگر حق انتخاب داشتید، ترجیح می‌دادید کدام آپشن و ویژگی گوشی‌های پرچمدار در گوشی‌های میان‌رده عرضه می‌شد؟

پیش از آن که به این سوال پاسخ دهید، در نظر داشته باشید که ما توقع عرضه یک گوشی پرچمدار با قیمت یک مدل میان‌رده را نداریم، به عنوان مثال اگر قرار باشد یک گوشی میان‌رده با صفحه نمایش تاشو به بازار عرضه شود، قطعا شرکت تولید کننده برای جلوگیری از افزایش قیمت آن باید از کیفیت یک بخش مانند دوربین یا باتری بکاهد.

بنابراین در نظر داشته باشید که اضافه شدن یک ویژگی جدید به معنای افول یک ویژگی دیگر است، همچنین تعادل قیمتی باید در یک مدل میان‌رده برقرار باشد و اگر بخواهیم قیمت گوشی را افزایش دهیم، آن مدل دیگر میان‌رده نیست.

با این مقدمه در ادامه به 10 ویژگی جذابی که در حال حاضر تنها در مدل‌های پرچمدار و گاها بالارده یافت می‌شود و علاقه داریم تا در مدل‌های میان‌رده این قابلیت‌ها را ببینیم، اشاره خواهیم کرد.

در انتهای مقاله شما می‌توانید در نظرسنجی ما شرکت کنید و به قابلیتی که دوست دارید در مدل‌های میان‌رده ببینید، رای دهید، با آی‌تی‌رسان همراه باشید:

صفحه نمایش تاشو

همانطور که در مقدمه به عنوان مثال به نمایشگر تاشو اشاره کردیم، اولین ویژگی که به سراغ آن می‌رویم، همین قابلیت نمایشگر تاشو خواهد بود. نمایشگر تاشو یک ویژگی نسبتا جدید است که طی سه سال گذشته به مرحله تجاری‌سازی رسیده و ما شاهد عرضه گوشی‌های تاشو هستیم.

در حال حاضر گوشی‌هایی با نمایشگر تاشو همگی پرچمدار هستند و قیمت بالایی نیز دارند. اما وجود قابلیت نمایشگر تاشو در گوشی‌های میان‌رده بسیار جذاب خواهد بود. فرض کنید یک مدل ارزان‌قیمت از گلکسی زد فلیپ به بازار بیاید که سخت افزاری معمولی داشته باشد اما نمایشگر آن تا شود و بتوان با قیمت 4 یا 5 میلیون تومان این گوشی را خریداری کرد، این اتفاق جذاب نیست؟

قلم لمسی

سری گلکسی نوت یکی از پرچمداران خاص و گران قیمت سامسونگ بود که شاید دیگر تولید نشود، سامسونگ قابلیت پشتیبانی از قلم استایلوس را به مدل‌های تاشو و پرچمداران سری گلکسی S نیز اضافه کرده تا تمامی پرچمداران سامسونگ از قلم لمسی پشتیبانی کنند، اما گوشی‌های میان‌رده چه؟

البته سامسونگ در ابتدای سال 2020 مدل گلکسی نوت 10 لایت را عرضه کرد که قیمتی در حد یک بالا‌رده داشت و ما امیدوار بودیم که از این پس مدل‌های میان‌رده با قابلیت پشتیبانی از قلم لمسی عرضه خواهند شد اما این اتفاق دیگر رخ نداد و باید دید سیاست سامسونگ برای پشتیبانی از قلم لمسی در مدل‌های میان‌رده کی رخ می‌دهد.

دوربین تله‌فوتو برای زوم بیشتر

دوربین تله‌فوتو با قابلیت زوم اپتیکال از جمله ویژگی‌هایی بود که سامسونگ و اپل در سپتامبر 2017 در مدل‌های پرفروش گلکسی نوت 8 و آیفون نوت 8 پلاس عرضه کردند. البته پیش از آن برخی مدل‌های چینی این قابلیت را در گوشی‌های خود استفاده کرده بودند اما در میان برندهای مطرح، سامسونگ و اپل برای اولین بار از این دوربین رونمایی کردند که با توجه به قدرت زومی که به دوربین گوشی می‌داد، به شدت مورد استقبال واقع شد.

پس از آن مدل‌های هواوی و سپس شیائومی نیز به دوربین تله‌فوتو مجهز شدند. دوربین تله‌فوتو در مدل‌های بالارده مانند گلکسی A72 استفاده شده اما این مدل بیش از 10 میلیون تومان قیمت دارد و یک گوشی اقتصادی و میان‌رده محسوب نمی‌شود اما قطعا بسیاری از کاربران علاقه دارند تا در گوشی خود از این دوربین استفاده کنند تا بتوانند تصاویر با زوم و کیفیت بالا ثبت کنند.

وایرلس شارژ و ریورس شارژ

قابلیت شارژ وایرلس و شارژ معکوس از آن دسته قابلیت‌های جذابی هستند که جای خالی آن‌ها در گوشی‌های میان‌رده احساس می‌شوند. این قابلیت در گلکسی S21FE که یک بالارده محسوب می‌شود وجود دارد، همچنین آیفون SE نیز به قابلیت شارژ وایرلس مجهز بود، به تازگی نیز هواوی در مدل‌های میان‌رده خود مانند نوا 8 و نوا 9 قابلیت شارژ معکوس (البته به‌صورت سیمی) را جای داده است.

اما میان‌رده ارزان قیمتی که هر دو قابلیت شارژ وایرلس و یا شارژ معکوس (چه به صورت بی‌سیم و چه باسیم) را داشته باشد، نداریم و همین مورد باعث می‌شود که نتوان از این دو قابلیت کاربردی در مدل‌های اقتصادی استفاده کرد.

سامسونگ DEX

یکی از قابلیت‌های جذابی که تنها در پرچمداران سامسونگ یافت می‌شود، دکس نام دارد که با آن می‌توانید گوشی را به آسانی به رایانه یا مانیتور متصل کرده و از رایانه خود، گوشی موبایل را مدیریت و حتی با آن کار کنید. سامسونگ Dex امکانات بسیار زیادی دارد و ویژگی محبوبی میان خریداران گوشی‌های سامسونگ محسوب می‌شود اما این قابلیت تنها برای پرچمداران این شرکت کره‌ای درنظر گرفته شده است.

اتصال گوشی به رایانه با دکس بسیار راحت است و این ویژگی قطعا برای افرادی که میان‌رده‌های سامسونگ را دارند نیز به کار خواهد آمد، به همین دلیل علاقه داریم تا در میان‌رده‌های سامسونگ نیز ویژگی Dex را ببینیم.

قابلیت‌های خاص گیمینگ

گوشی‌های گیمینگ خاص بازار با ویژگی‌های متفاوتی عرضه می‌شوند که لذت بازی با آن‌ها را دو چندان می‌کند. برخی از این ویژگی‌ها شامل اسپیکر چندگانه، تریگرهای لمسی، فن قدرتمند و وجود درگاه شارژر در میانه فریم چپ یا راست گوشی است که امکان بازی در زمانی را که گوشی در شارژ است، بسیار راحت‌تر می‌کند. اما گوشی‌های گیمینگ قیمت بالایی دارند و بسیاری از افرادی که به بازی با گوشی علاقه دارند هرگز نمی‌توانند از این ویژگی‌ها استفاده کنند.

گوشی گیمینگ میان‌رده با قیمت 200 تا 300 دلار ایده بسیار جذابی است، البته انتظار نداریم تمامی ویژگی‌های گوشی‌های گیمینگ گران قیمت را در مدل‌های میان‌رده ببینیم ولی به عنوان مثال دو تریگر لمسی، یک فن قدرتمند و وجود درگاه شارژر در میانه بدنه اتفاق جذابی است که می‌تواند تجربه گیمینگ را به شدت افزایش دهد. وجود این قابلیت‌ها با یک پردازنده میان‌رده قدرتمند و متریال معمولی باعث می‌شود هم قیمت گوشی پایین بیاید و هم بخشی از ویژگی‌های گوشی‌های گیمینگ در مدل‌های میان‌رده در دسترس باشد.

نمایشگر دوگانه

بسیاری از گوشی‌های پرچمدار به علت نوع خاص طراحیشان از دو نمایشگر بهره می‌برند. به عنوان مثال گلکسی زد فلیپ و زد فولد 3 هر دو دارای دو نمایشگر هستند، یا شیائومی می 11 اولترا یک نمایشگر ثانویه برای گرفتن عکس سلفی با دوربین اصلی دارد.

همچنین در گذشته ال‌جی مدل‌هایی را با دو نمایشگر عرضه کرده بود. اما حالا جسارت در طراحی متفاوت مدل‌های میان‌رده از بین رفته و همه گوشی‌ها یک طراحی یکسان دارند. با کمی خلاقیت می‌توان مدل‌هایی را طراحی کرد که از دو نمایشگر بهره می‌برند، مانند اتفاقی که در برخی از مدل‌های پرچمدار مشهور می‌بینیم.

دوربین سلفی زیر نمایشگر

دوربین سلفی زیر نمایشگر از جمله ویژگی‌هایی است که به تازگی در چند مدل مطرح استفاده شده و امید داریم تا به زودی از این ویژگی در مدل‌های میان‌رده استفاده شود. دوربین سلفی زیر نمایشگر به شکلی طراحی شده که می‌تواند از زیر پیکسل‌های نمایشگر عکس‌برداری کرده و درواقع شما دوربین سلفی را بر روی نمایشگر نمی‌بینید.

این ویژگی تاکنون در دو مدل مطرح گلکسی زد فولد 3 و شیائومی میکس 4 استفاده شده است.

گواهی مقاومت در برابر آب

گوشی ضد آب قابلیت‌هایی به شما می‌دهد که نمی‌توان از آن‌ها گذشت. امکان عکاسی و فیلم‌برداری در زیر آب، امکان کار با گوشی زیر باران شدید و عدم نگرانی از افتادن گوشی در آب تنها گوشه‌ای از آپشن‌هایی است که با گوشی ضد آب به دست می‌آورید. البته سامسونگ برخی از میان‌رده‌های جدید خود را با گواهی IP67 تولید کرده که یعنی تا 30 دقیقه و تا عمق یک متر زیر آب می‌توان با گوشی کار کرد.

ضد آب بودن گوشی برای همه مورد نیاز است و چه بهتر است که این قابلیت برای گوشی‌های ارزان قیمت و اقتصادی نیز عرضه شود، به ویژه شرکت‌های هواوی و شیائومی در بحث ضد آب بودن گوشی‌های خود کم کاری کرده‌اند و اکثر میان‌رده‌ها و حتی پرچمداران این دو شرکت ضد آب نیستند.

قطعات جانبی ماژولار

گوشی‌های ماژولار از متفاوت‌ترین و جسورانه‌ترین طراحی‌های تلفن همراه بودند که چند باری توسط برخی شرکت‌ها مانند موتورولا تست شدند اما دیگر خبری از این مدل‌ها نیست. هر چند گوشی‌های پرچمدار نیز ماژولار نیستند ولی به طور کلی قابلیت اتصال لوازم جانبی با ماژول به گوشی موبایل ایده بسیار جالبی است که امید داریم بیشتر از این ایده در مدل‌های میان‌رده استفاده شود.

دیگر قابلیت‌ها: ویژگی‌هایی که امید داریم به گوشی‌های میان‌رده اضافه شوند پایان ندارد، آپشن‌هایی مانند بدنه فلزی، دوربین سلفی دوگانه، حاشیه‌های دور نمایشگر باریک‌تر، سخت‌افزار قدرتمندتر و غیره همگی از مواردی هستند که علاقه‌داریم تا به مدل‌های میان‌رده و اقتصادی اضافه شوند.

اما نظر شما چیست؟ شما با شرکت در نظرسنجی زیر به ما بگویید که علاقه دارید تا کدام ویژگی به گوشی‌های میان‌رده اضافه شود؟ همچنین اگر علاقه دارید تا قابلیت دیگری که در لیست بالا وجود ندارد به مدل‌های میان‌رده اضافه شود، در بخش کامنت‌ها با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

دوست دارید کدام ویژگی گوشی‌های پرچمدار را در میان‌رده‌ها ببینید؟

نوشته 10 ویژگی خاص گوشی‌های پرچمدار که دوست داریم به مدل‌های میان‌رده اضافه شود + نظرسنجی اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

نقد و بررسی گلکسی S21 FE سامسونگ: عضو کوچک خانواده

در این مقاله بررسی گلکسی S21 FE را به صورت اختصاصی خواهید خواند و با تمام ویژگی‌های مثبت و منفی این گوشی تازه معرفی شده آشنا خواهید شد.

سامسونگ در نسل قبل از گوشی‌های پرچمدار خود، برای اولین بار نسخه FE یا Fan Edition را به نسخه‌های پلاس و اولترا از پرچمداران خود اضافه کرد و گوشی S20 FE را عرضه نمود. فروش بالای این گوشی نشان‌دهنده رضایت طرفداران این کمپانی بود. بعد از موفقیت‌های FE، سامسونگ تصمیم به ادامه این روند گرفت.

گلکسی S21 FE بعد از کش و قوس‌های فراوان و گذشت 11 ماه از عرضه دیگر محصولات خانواده S21، رسما معرفی و عرضه شد. نسخه FE قصد دارد تا با کم کردن برخی از ویژگی‌های S21 و قربانی کردن آن‌ها، قیمت وارد شدن کاربران به خانواده S21 را کاهش بدهد. سامسونگ در ساخت این نسخه، موفق بوده و توانسته با کاهش حداقلی امکانات، همچنان گوشی باکیفیت و قدرتمندی را به بازار عرضه کند.

با تشکر از داریا همراه که این گوشی را برای نقد و بررسی به ما فرستادند. بعد از استفاده چند روزه، آمده‌ایم به شما بگوییم که آیا گلکسی S21 FE توانسته ویژگی‌های پرچمدار بودن را حفظ کند یا تبدیل به یک گوشی بالارده ساده شده است؟! با آی‌تی‌رسان و بررسی گلکسی S21 FE همراه باشید:

آن‌باکسینگ و بررسی اولیه ویدئویی گلکسی S21 FE

مشخصات گوشی سامسونگ گلکسی S21 FE

ابعاد
 155.7 در 74.5 در 7.9 میلی‌متر
وزن
 177 گرم
نمایشگر
 6.4 اینچ Dynamic AMOLED 2X و 120 هرتز با پشتیبانی از +HDR10 و رزولوشن 1080 در 2400
پردازنده 
 Exynos 2100
پردازنده گرافیکی
 Mail-G78 MP14   
رم
 8 گیگابایت
حافظه داخلی
 256 گیگابایت
سیستم عامل
 رابط کاربری One UI Core 4 بر پایه اندروید 12
دوربین اصلی
 سه گانه: 12 مگاپیکسل واید + 8 مگاپیکسل تله‌فوتو + 12 مگاپیکسل اولتراواید
دوربین سلفی
 32 مگاپیکسل واید
باتری
 4500 میلی‌آمپرساعت با پشتیبانی از شارژ سریع 25 واتی

اقلام داخل جعبه

ابعاد جعبه، کوچکتر از چیزی خواهد بود که انتظار دارید. بر روی وجه بالای جعبه یک حرف S نوشته شده و اگر جعبه را در زاویه‌های مختلف کمی تکان دهید، طرح‌های ریزی درون آن نمایان خواهد شد که جلوه خاصی به جعبه می‌دهد.

Box

بعد از حذف شدن شارژر داخل جعبه توسط اپل و گرفته شدن لذت آن‌باکسینگ، دیگر کمپانی‌ها مانند سامسونگ این کار را ادامه دادند تا در این مدل نیز شاهد آداپتور شارژر نباشیم اما کابل شارژر در جعبه اضافه شده است. به همراه سیم و خود گوشی، تنها دفترچه راهنما و سوزن خاص برای باز کردن خشاب سیم‌کارت‌ها، در جعبه موجود است.

طراحی و کیفیت ساخت

در این بخش به‌جز تغییر در ابعاد، تقریبا شاهد همان طراحی S21 هستیم. گوشی خیلی خوش‌دست، سبک و راحت بوده که می‌تواند حس با کیفیت بودن را به شما منتقل کند.

طراحی

استفاده از پلاستیک در پشت گوشی باعث شده تا کمتر شاهد جذب اثر انگشت و کثیف شدن آن باشیم اما بهره‌گیری از پلاستیک برای یک گوشی با این قیمت جای سوال دارد، چرا که امروزه حتی برخی از گوشی‌های میان‌رده و پایین‌رده نیز از شیشه برای پنل پشتی استفاده می‌کنند. البته برای پشت گلکسی S21 FE از پلاستیک مات استفاده شده تا حداقل گوشی ظاهر خاصی به خود بگیرد.

برخلاف طراحی‌های نسل قبل خانواده S، دیگر شاهد صفحه نمایش‌های خمیده نیستیم و صفحه نمایش 6.4 اینچی تخت، در این گوشی استفاده شده است. دورتادور صفحه نمایش، حاشیه باریکی وجود دارد که در بخش پایینی گوشی کمی عریض‌تر بوده و  این حاشیه‌ها به فریم آلمینیومی متصل شده است.

بررسی گلکسی S21 FE

Design Design Design

دوربین سه‌گانه این گوشی در یک برآمدگی بالا سمت چپ پشت قرار گرفته که جدا از ظاهر خوبی که به گوشی می‌دهد، مشکلاتی را به وجود می‌آورد. هنگامی که قصد دارید گوشی را روی میز گذاشته و از آن استفاده کنید، برآمدگی دوربین گوشی باعث عدم تعادل آن و تکان خوردن گوشی می‌شود. ثابت نماندن و تولید صدا، موجب شده تا در نهایت تجربه خوبی هنگام استفاده رومیزی از این گوشی نداشته باشید.

در گوشی S21، فریم دور گوشی حالتی خمیده به خود گرفته تا به برآمدگی دوربین‌ها وصل شود و حس یکپارچگی را منتقل کند اما در S21 FE حتی بخش نگه‌دارنده ماژول دوربین هم از جنس پلاستیک بوده و کاملا مجزا از فریم دیده می‌شود. در کنار برآمدگی دوربین سه‌گانه، یک فلاش قرار دارد که به تنهایی بر روی بدنه پلاستیکی قرار گرفته است.

رنگ

مدلی که ما در اختیار داریم، به رنگ گرافیت بوده و مات بودن پشت گوشی باعث شده تا جلوه زیبایی به خود بگیرد. S21 FE، در سه رنگ دیگر زیتونی، یاسی و سفید نیز عرضه شده است.

درگاه‌ها

در سمت راست فریم گوشی، دکمه‌های تنظیم صدا و پاور دیده می‌شود که تجربه خوبی برای استفاده کاربران راست دست فراهم می‌سازد. در قسمت بالا تنها میکروفون دوم قرار دارد و مابین صفحه نمایش و فریم گوشی، شکاف کوچکی تعبیه شده تا صدای اسپیکر دوم بهتر و واضح‌تر به مخاطب برسد. این شکاف بسیار کوچک بوده و به خوبی مخفی شده است تا بتواند ظاهر کم‌حاشیه گوشی را حفظ کند.

در قسمت پایین گوشی اسپیکر اصلی قرار دارد که در صورت استفاده افقی از گوشی امکان پوشانده شدن توسط انگشت را دارد. در فریم پایین میکروفون، درگاه تایپ سی و خشاب سیم‌کارت‌ها نیز وجود دارد. در سمت چپ گوشی نیز چیزی مشاهده نمی‌شود.

Frame Frame

ابعاد و وزن

ابعاد این گوشی 155.7 در 74.5 در 7.9 میلی‌متر بوده و وزن 177 گرمی و جنس استفاده شده در ساخت این گوشی، باعث شده تا S21 FE به یک گوشی خوش‌دست تبدیل شود. در طراحی این گوشی همانند طراحی‌های سابق خانواده S، نقطه تیزی دیده نمی‌شود و همه‌جا از طراحی کروی استفاده شده است.

گلکسی S21 FE کمی سنگین‌تر از مدل سال قبل است اما همچنان گوشی بسیار سبکی به‌حساب آمده و این سبکی و طراحی نسبتا کوچک آن باعث شده تا گوشی برای استفاده‌های روزمره با یک دست نیز مناسب باشد.

استحکام

صفحه نمایش این گوشی مجهز به محافط Gorilla Glass Victus بوده که می‌تواند تا حد خوبی خیال شما را از آسیب دیدگی‌ها هنگام وارد شدن ضربه و یا خط افتادگی راحت کند. فریم دور گوشی از جنس آلمینیوم ساخته شده و حس خوبی را هنگام در دست گرفتن به کاربر می‌دهد.

بررسی گلکسی S21 FE

با توجه به پلاستیکی بودن قاب پشتی گوشی، می‌‌توان انتظار داشت که مقاومت خاصی در مقابل ضربه‌ها، نشان نخواهد داد. S21 FE توانسته تا گواهینامه IP68 را نیز به دست آورد که مقاومت گوشی در مواجه با گرد و خاک و نفوذ آب تا ارتفاع یک و نیم متری به مدت نیم ساعت را تضمین می‌کند.

صفحه نمایش

امروزه حتی می‌توان از گوشی‌های میان‌رده سامسونگ نیز انتظار زیادی درمورد صفحه نمایش داشت، چه برسد به عضو خانواده پرچمدار سامسونگ که همیشه بهترین صفحه نمایش‌ها را ارائه می‌کند. این گوشی صفحه نمایش بزرگ 6.4 اینچی دارد که از نوع Dynamic AMOLED 2X بوده که توانسته حتی روشنایی و سیاهی بهتری نسبت به نسل قبل ارائه می‌دهد.

مشخصات

رزولوشن این صفحه برابر با 1080 در 2400 بوده که به همراه حاشیه‌های کم صفحه نمایش، توانسته نسبت نمایشگر به بدنه 85.3 درصدی را ثبت کند. +HDR10 نیز توسط این گوشی پشتیبانی شده که باعث گسترده‌تر شدن دامنه رنگی و افزایش کیفیت تصویر شده است.

ویژگی‌های گقته شده توانسته تا نمایشگر S21 FE را در نهایت به یکی از بهترین صفحه نمایش‌های موجود تبدیل کند که می‌تواند تجربه بسیار خوبی در هر نوع استفاده از گوشی را رقم بزند. اگر قصد بازی کردن، فیلم دیدن یا حتی استفاده روزمره از گوشی را دارید، این صفحه نمایش تبدیل به یکی از نقاط مهم تجربه لذت‌بخش شما خواهد شد.

صفحه نمایش گوشی توسط گوریلا گلس ویکتوس محافظت می‌شود که می‌تواند از خط افتادگی و آسیب‌هایی مانند افتادن گوشی روی زمین، جلوگیری کند. طبق اطلاعات منتشر شده توسط شرکت سازنده، کورنینگ، این لایه محافظتی از آسیب دیدگی در سقوط تا ارتفاع دومتری گوشی، محافظت می‌کند و تا 4 برابر هنگام خط افتادگی روی صفحه نمایش، نسبت به نسل قبل مقاوم‌تر است.

نرخ به‌روزرسانی تصویر

ترکیب دیگر ویژگی‌های صفحه نمایش و نرخ به‌روزرسانی 120 هرتزی، باعث شده تصاویر باکیفیت و واضح به‌صورت روان به نمایش درآیند. گزینه 120 هرتز شارژ بیشتری مصرف می‌کند اما در مقابل تجربه بسیار بهتر و روان‌تری در وب‌گردی و مخصوصا گیمینگ برای شما به ارمغان می‌آورد.

گرچه در تنطیمات گوشی فقط بین دو گزینه 60 هرتز و یا 120 هرتز می‌توانید انتخاب کنید و خبری از Variable Refresh Rate نیست. این قابلیت به گوشی اجازه می‌داد تا نرخ به‌روزرسانی مختلفی در شرایط متفاوت داشته باشید تا در مصرف باتری صرفه‌جویی شود که متاسفانه در گلکسی S21 FE قابل انتخاب نیست.

قابلیت‌های نرم‌افزاری

از ویژگی‌های نرم افزاری صفحه نمایش می‌توان به EYE COMFORT SHIELD اشاره کرد که با کاهش رنگ آبی، از آسیب‌دیدگی به چشم شما جلوگیری می‌کند. حتی می‌توانید انتخاب کنید تا این قابلیت به‌صورت خودکار تنها در شب‌ها روشن شود.

سامسونگ گلکسی S21 FE به واسطه وجود نمایشگر Dynamic AMOLED 2X دارای قابلیت Always on Display است که با آن می‌توانید اعلان‌ها، ساعت و یکسری اطلاعات دیگر مانند تقویم، میزان شارژ و غیره را بدون روشن کردن صفحه در آن مشاهده کنید. در بخش تنظیمات نمایشگر قابلیت تنظیم و شخصی‌سازی رنگ، گرمی و سردی، فونت و سایز متن، حتی میزان حساسیت ژست‌های حرکتی نیز وجود دارد.

بررسی گلکسی S21 FE

این گوشی در بخش Always On Display، به شما حق انتخاب‌های زیادی برای شخصی‌سازی می‌دهد؛ برای مثال در کنار تعیین این که چه اطلاعاتی نمایان شود، می‌توانید یک عکس، فیلم، بیتموجی و ای‌آر ایموجی را که پک ایموجی و شخصیت کارتونی به شکل شما خواهد بود، اضافه کنید.

سامسونگ همواره با عرضه صفحه نمایش‌های Dynamic AMOLED 2X، توانسته تا رنگ سیاه را به بهترین نحو نمایش دهد. ترکیب این نمایشگر با قابلیت دارک مود، که تم گوشی شما را به تاریک تغییر می‌دهد، زیبا و لذت‌بخش است. دارک مود گوشی، تقریبا با تمام برنامه‌ها هماهنگ است و تم برنامه‌ها را نیز تغییر می‌دهد. همچنین می‌توانید تنظیم کنید تا تنها شب‌ها این قابلیت روشن شود.

دوربین سلفی این گوشی در مرکز بخش بالایی به صورت یک سوراخ قرار گرفته است. ممکن است این نوع طراحی برای برخی خوشایند نباشد، برای همین سامسونگ در این گوشی، گزینه‌ای قرار داده تا با سیاه کردن قسمت بالایی بتواند یک حاشیه مجازی بسازد و دوربین را مخفی کند.

همچنین گزینه‌ای در تنظیمات تاچ قرار گرفته که به شما اجازه می‌دهد حساسیت تاچ را بالا ببرید، با انجام این کار می‌توانید هنگام استفاده از دستکش نیز از گوشی استفاده کنید.

بررسی گلکسی S21 FE

امنیت

در گلکسی S21 FE در کنار روش‌های امنیتی رمزعبور، پین و الگو شما می‌توانید از اثر انگشت و تشخیص چهره نیز برای آن‌لاک کردن گوشی استفاده کنید.

اثر انگشت

گلکسی S21 FE به حسگر اثر انگشت زیر صفحه نمایش اپتیکال مجهز است که شما می‌توانید فقط تا حداکثر سه عدد اثر انگشت را در آن ثبت کنید. این حسگر در قسمت پایینی گوشی تعبیه شده که اندکی پایین‌تر از چیزی که باید باشد قرار گرفته و این جاگیری، کمی استفاده از حسگر را برای من، سخت‌تر کرد. حسگر دقت و سرعت بالایی دارد به گونه‌ای که برای تشخیص اثر انگشت فقط کافی است اندکی بیشتر از یه لمس عادی صبر کنید تا گوشی آن‌لاک شود.

در گلکسی S21 FE، می‌توان یک انگشت را دوبار تعیین کرد که تا حدی امنیت حسگر را زیر سوال می‌برد. جدا از این، عملکرد حسگر، بسیار خوب بوده که حتی اگر انگشت خود را با زاویه‌های مختلف نیز تست کنید، بازهم توانایی تشخیص اثر انگشت شما را خواهد داشت. همچنین در صورت نم داشتن انگشت، یا حتی کاملا خیس بودن نیز گوشی می‌تواند انگشت شما را به درستی تشخیص دهد البته در این حالت کمی هم خطا خواهد داشت.

همچنین می‌توانید انتخاب کنید تا هنگامی که تصویر خاموش است، حسگر هم خاموش شود یا منتظر لمس شما بماند. اگر خاموش باشد برای آن‌لاک کردن گوشی با اثر انگشت اول باید دکمه پاور را بزنید و گوشی روشن شود، تا اثر انگشت شما تشخیص داده شود، اما در عوض مصرف شارژ کمتری خواهیم داشت.

بررسی گلکسی S21 FE

تشخیص چهره

در کنار دیگر قفل‌های امینتی می‌توانید از قفل چهره نیز استفاده کنید. اسکن چهره تنها 3 یا 4 ثانیه طول می‌کشد که اگر از عینک استفاده می‌کنید از شما می‌خواهد تا عینک خود را بردارید تا بدون عینک نیز شما را تشخیص دهد. در بخش تشخیص چهره، حق انتخاب‌های زیادی به شما داده می‌شود تا بر اساس خواسته خود، شخص سازی کنید.

برای مثال می‌توانید بین تشخیص چهره با دقت بالاتر یا سرعت بالاتر، یکی را انتخاب کنید. در سرعت بالا، تشخیص چهره تقریبا بدون تاخیر و درجا رخ می‌دهد اما طبق گفته خود گوشی، امکان فریب حسگر با استفاده از عکسی از شما در این حالت وجود دارد. گزینه دوم هم دقت بالاست که اختلاف زمانی بین دو حالت حس می‌شود و تشخیص چهره اینبار یک ثانیه‌ای طول می‌کشد اما دیگر حسگر توسط عکس شما فریب نخواهد خورد.

از دیگر امکانات این حسگر می‌توان به افزایش لحظه‌ای روشنایی تصویر اشاره کرد که به حسگر کمک می‌کند تا در تاریکی نیز تصویر شما را تشخیص دهد. همچنین می‌توانید انتخاب کنید که تنها در صورتی که چشمانتان باز است، قفل گوشی باز شود؛ این باعث می‌شود تا در هنگام خواب کسی از چهره شما برای آن‌لاک کردن گوشی استفاده نکند.

حتی می‌توانید از خود چند اسکن مختلف در شرایط مختلف داشته باشید تا نتایج حسگر را بهبود بخشید. لازم به ذکر است که در صورت استفاده از ماسک، حسگر S21 FE، اصلا چهره‌ای تشخیص نخواهد داد چه برسد به تایید چهره شما و آنلاک کردن گوشی. بنابراین در دوران پاندمی کرونا استفاده از تشخیص چهره با ماسک کمی مشکل‌ساز خواهد شد.

نرم افزار و رابط کاربری

در قدیم، سامسونگ آپدیت‌های نرم‌افزاری را خیلی دیرتر از بقیه عرضه می‌کرد و در کل گوشی‌هایش زود از لیست پشتیبانی شده خارج می‌شدند. با گذر زمان این بخش بهبود پیدا کرده است و الان، تنها چند هفته بعد از عرضه اندروید 12 توسط گوگل، سامسونگ نسخه وان یو آی خود را که مبتنی بر اندروید 12 بوده، عرضه کرده است.

یو آی 4 در تغییرات ظاهری، به‌جز صرفا تغییر طراحی‌ها، ویژگی جالبی را به گوشی اضافه کرده است. شما هم اکنون می‌توانید با توجه به عکس پس‌زمینه خود تم رنگی گوشی را نیز تغییر دهید به طوری که بعد از تغییر عکس پس زمینه، با توجه به عکس و رنگ‌های آن، گوشی به شما چند تم رنگی پیشنهاد می‌دهد.

UI

تغییری که یو آی 4 نسبت به اندروید 12 در این بخش دارد، این است که دوتا تم مجزا انتخاب می‌شود یکی برای تم کل دستگاه و دیگری مخصوص تم گوشی هنگامی که قفل شده است که بر اساس عکس پس‌زمینه صفحه قفل تعیین می‌شود.

یکی دیگر از قابلیت‌های نسخه دوازدهم اندروید، امکان اسکرول کردن هنگام اسکرین شات گرفتن است که به شما اجازه می‌دهد به جای گرفتن چند عکس از یک سایت، یک اسکرین شات کامل از کل سایت بگیرید. همچنین اگر از سایتی اسکرین شات بگیرید، بعدا که آن عکس را در گالری مشاهده کنید، اطلاعات سایت در فایل عکس ذخیره شده و می‌توانید مستقیم وارد همان سایت شوید. البته این ویژگی‌ها از خیلی وقت پیش در گوشی‌های سامسونگ وجود داشت و چیز جدیدی نیست.

بازی کردن هنگام دانلود کردن بازی‌ها از گوگل‌پلی، یکی دیگر از قابلیت‌های اندروید جدید است. همه بازی‌ها این قابلیت را پشتیبانی نمی‌کنند اما به لیست این بازی‌ها هر روز اضافه می‌شود. این قابلیت به شما اجازه می‌دهد تا برای مثال در هنگامی که مراحل آینده بازی در حال دانلود است، شما بتوانید مرحله اول را بازی کنید.

در کنار افزوده شدن این ویژگی‌ها، عملکرد کلی نرم افزار ارتقا داشته و سریع‌تر شده است به‌طوری که در هنگام استفاده شاهد لگ نخواهید بود.

UI

یکی از امکانات جذابی که سامسونگ در چند سال اخیر معرفی کرده، Samsung Dex است که به شما این امکان را می‌دهد تا گوشی را چه با سیم و چه بی‌سیم به رایانه‌های شخصی و تلویزیون‌ها متصل کنید. بعد از اتصال می‌توانید تجربه‌ای رایانه‌طور از گوشی خود داشته باشید.

تمام برنامه‌‌ها و بازی‌ها در این حالت قابل اجرا خواهند بود و به طور کلی گوشی تبدیل به یک کیس کامپیوتری می‌شود. شما می‌توانید با استفاده از این گوشی هرگاه خواستید، تلویزیون عادی خود را تبدیل به یک تلویزیون هوشمند کنید. همچنین در صورت اتصال گوشی به رایانه، می‌توانید اطلاعات را مابین گوشی و رایانه با رابط کاربری بسیار بهتری انتقال دهید.

تست‌های ویژه ITResan  

در بخش تست‌های ویژه، به برخی از ویژگی‌های گوشی می‌پردازیم که بیشتر در استفاده‌های روزمره با آن‌ها مواجه می‌شویم و تاثیر مهمی در تجربه استفاده از گوشی دارد. به همین دلیل بهتر است بدانیم عملکرد گلکسی S21 FE در تست‌های ویژه ما چگونه است؟

 

 تست

نتیجه

بدنه کثیف می‌شود؟

کم

کار کردن روی سطح صاف آسان است؟

کمی لق می‌زند

کار کردن با یک دست آسان است؟

بله

کار کردن زیر نور آفتاب آسان است؟

بله

 خشاب دو سیمکارت به علاوه کارت حافظه؟

خیر، کارت حافظه پشتیبانی نمی‌شود

یک اثر انگشت را می‌توان دو بار تعریف کرد؟

بله!

قفل چهره در تاریکی باز می‌شود؟

بله

حسگر اثر انگشت با دست خیس باز می‌شود؟

بله

قفل چهره با ماسک باز می‌شود؟

خیر

کیفیت عکس سلفی پرتره چند نفره به چه شکل است؟

کمی خطا دارد

نشر صدا هنگام مکالمه چقدر است؟

بسیار کم

قدرت سخت افزاری گلکسی S21 FE

همانند پرچمدارهای قبلی سامسونگ، S21 FE نیز با دو نسخه مختلف عرضه می‌شود، یکی مجهز به پردازنده Snapdragon 888 مخصوص کشور آمریکا و یکی مجهز به پردازنده خود سامسونگ یعنی اگزینوس که برای دیگر مناطق عرضه می‌شود.

پردازنده

در سال قبل پردازنده اگزینوس در مقابل رقیبان دیگر خود همچون اسنپ‌دراگون، فاجعه‌ای به حساب می‌آمد؛ به طوری که هم عملکرد بسیار ضعیف‌تری داشت، هم گرمای بیشتری تولید می‌کرد و حتی مصرف باتری آن هم بیشتر بود.

سامسونگ بعد از آن اگزینوس فاجعه، تصمیم گرفت تا این روند را تغییر دهد و برنامه‌های جدیدی برای پردازنده‌های خود ریخت. از همکاری با AMD برای ساخت پردازنده نسل بعد گرفته تا نسخه 2100 که قدم بزرگی به سمت رقابت با دیگر پردازنده‌هاست و با این که اگزینوس همچنان از همتای اسنپ‌دراگون خود عقب‌تر است، اما فاصله بینشان به حداقل رسیده و تفاوت فاحشی مانند نسل قبل ندارد.

Game

سامسونگ در همین تراشه 5 نانومتری اگزینوس 2100، یک پردازنده Cortex-X1 با فرکانس 2.9 گیگاهرتز، سه پردازنده Cortex-A78 با فرکانس 2.8 گیگاهرتز و چهار پردازنده Cortex-A55 با فرکانس 2.2 گیگاهرتز را قرار داده است. پردازنده Cortex-X1 قدرتمندترین عملکرد پردازش تک‌هسته‌ای را به نام خود ثبت کرده، این پردازنده 19 درصد سرعت پردازش تک هسته‌ای و 33 درصد سرعت پردازش چند هسته‌ای را افزایش داده است.

سامسونگ گفته است با اگزینوس 2100، هوش مصنوعی را به سطح جدیدی رسانده و توانسته با استفاده از بخش هوش مصنوعی پردازنده خود، 26 تریلیون عملیات را در ثانیه انجام دهد. این پردازنده بیهنه‌تر بوده و مصرف برق کمتری را نیز نسبت به نسل قبل اگزینوس ارائه می‌دهد.

گلکسی S21 FE به پردازنده گرافیکی Mali-G78 MP14 نیز مجهز شده است که می‌توانید انتظار بهترین عملکردها را در انواع مختلف کارها داشته باشید. درکل با پردازنده جدید سامسونگ برای اجرای چند وظیفه‌ای و کار همزمان چند اپلیکیشن نیز مشکلی نخواهید داشت و به‌راحتی می‌توانید چندین برنامه سنگین را همزمان با یکدیگر اجرا کنید.

امتیاز Geekbench

تک هسته‌ای / چند هسته‌ای

امتیاز GFXBench

امتیاز 8 Antutu

امتیاز 9 Antutu

نام مدل

3518/1107

33fps

657150

754572

 Galaxy S21 Ultra

3489/1085

33fps

668722

742950

MI 11

3211/1010

56fps

566529

719696 

Galaxy S21 FE

3238/1032

60fps

584055

695373

Galaxy S21

3266/926

50fps

631850

681052

POCO F3

3296/906

45fps

543986

582320

Galaxy S20 FE

2574/735

38fps

453223

561303

Poco X3 Pro

2603/880

42fps

508760

560815

Galaxy Note 20 Ultra

2909/803

35fps

465534 

534003

Mi 11 Lite 5G

2801/771

28fps

429675 

508844

Galaxy A52s 5G

2164/687

29fps

395503

479015

Nova 5T

1820/636

16fps

334981

395853

Galaxy A52 5G

1577/525

15fps 

261282 

346979

Galaxy A52

1763/580

16fps

283750

349090

Poco X3 NFC

1785/570

15fps

279625

338587

Redmi Note 9 Pro

1603/492

14fps

279355

334231

Redmi Note 8 Pro

 

حافظه و رم

گلکسی S21 FE در دو نسخه با حافظه 128 و 256 گیگابایتی از نوع UFS 3.1 عرضه شده که علاوه بر سرعت بالا، مقدار فضای مناسبی جهت ذخیره‌سازی اطلاعات در اختیار شما قرار می‌دهد. در این فضا می‌توانید بازی‌های سنگین و مورد علاقه خود را نصب کرده و از اجرای روان و بدون لگ آن‌ها لذت ببرید.

رم این گوشی در دو نسخه 6 و یا 8 گیگابایتی عرضه می‌شود که این مقدار، تمام نیازهای پردازنده‌های گوشی را برآورده کرده و تجربه مالتی تسکینگ خوبی را برای شما خواهد ساخت. حتی با استفاده از ویژگی Ram Plus که جلوتر به آن خواهیم پرداخت، می‌توان این مقدار رم را تا 4 گیگابایت دیگر افزایش داد.

رم پلاس نام یکی دیگر از تغییرات گوشی است، که به صورت مجازی باعث افزایش مقدار رم می‌شود. در هنگام استفاده از این قابلیت، 4 گیگابایت از حافظه داخلی شما از دسترس خارج می‌شود و در اختیار سیستم قرار می‌گیرد تا در صورت پر شدن رم از آن استفاده کند. قطعا سرعت حافظه داخلی به سرعت رم نمی‌رسد و راهکار مناسبی نیست اما در هر صورت حرکت زیرکانه‌ای است که می‌تواند در بسیاری از شرایط به عملکرد سیستم کمک کند.

گیمینگ

با گلکسی S21 FE می‌توانید همه بازی‌های مطرح دنیا را بدون لگ با بالاترین گرافیک و نرخ تازه‌سازی انجام دهید. پردازنده اگزینوس 2100 می‌تواند بیش از مدل‌های پیشین خود در اجرای بازی بازدهی داشته باشد و در طولانی مدت نیز عملکرد آن بدون تغییر باقی می‌ماند.

بررسی گلکسی S21 FE

گرما

در هنگام استفاده چند ساعته ما، دمای گوشی خیلی معقول بود و صرفا گرمای کمی در پشت گوشی احساس شد که این، پیشرفت بسیاری نسبت به نسل قبل اگزینوس به حساب می‌آید. در کل برخلاف تست اولیه ما، دمای گوشی خیلی بالا نمی‌رود که مزیت مهمی به‌حساب می‌آید چرا که باعث حفظ عملکرد گوشی و افزایش طول عمر آن خواهد شد.

اتصالات و ارتباطات

با این که تکنولوژی 5G هنوز به صورت کامل به ایران وارد نشده است اما این پردازنده از 5G نیز پشتیبانی می‌کند. در صورتی که در آینده 5G به ایران وارد شد، نیازی به تعویض گوشی ندارید و می‌توانید از گلکسی S21 FE به راحتی استفاده کنید. گوشی S21 FE از وای‌فای 802.11 و نسخه پنجم بلوتوث استفاده می‌کند تا خیال شما را از اتصال بی‌سیم راحت سازد. این گوشی توانایی پشتیبانی از دو سیم‌کارت را داشته اما از کارت‌های حافظه پشتیبانی نمی‌کند.

دوربین گلکسی S21 FE

در گلکسی S21 FE، از همان دوربین‌های S21 استفاده شده و تنها در لنز تله‌فوتو و اولتراواید با یکدیگر تفاوت دارند. برخلاف دوربین تله‌فوتو 64 مگاپیکسل S21، نسخه فن ادیشن به یک دوربین 8 مگاپیکسلی به لنز 76 میلی‌متری تله‌فوتو با گشودگی دیافراگم f/2.4، اندازه پیکسل 1µm و زوم اپتیکال 3 برابری مجهز شده است، این دوربین همچنین از لرزشگیر اپتیکال و فوکوس خودکار نیز بهره می‌برد.

Camera

دوربین 12 مگاپیکسلی نیز به یک لنز 13 میلی‌متری اولتراواید با دیافراگم f/2.2، اندازه پیکسل 1.4µm و زاویه دید 120 درجه‌ای مجهز شده است. این دوربین از قابلیت Super Steady video بهره می‌برد که سامسونگ برای اولین بار در سری گلکسی S20 آن را معرفی کرد، با این قابلیت، ضبط ویدیو با کمترین لرزش، حرکت و تار شدن تصویر همراه است، این قابلیت به ویژه در زمانی که با زوم بالا در حال فیلم‌برداری هستید، کاربردهای فراوانی دارد.

دیگر دوربین 12 مگاپیکسلی به یک لنز 26 میلی‌متری واید با دیافراگم f/1.8، اندازه پیکسل 1.8µm و فوکوس خودکار دوال پیکسل مجهز شده، البته این مدل دوربین هم دارای لرزشگیر اپتیکال است. در این گوشی خبری از لنز ماکرو نبوده اما با استفاده از قابلیت‌های حرفه‌ای دوربین، تا حد کمی می‌توان نبود آن را جبران کرد.

دوربین سلفی گلکسی S21 FE، از یک لنز 26 میلی‌متری واید 32 مگاپیکسلی با گشودگی دیافگرام f/2.2 استفاده می‌کند که کیفیت تصویر خارق‌العاده‌ای دارد. تصاویر سلفی‌ گلکسی S21 FE وضوح بسیار بالایی دارند و تمام جزئیات محیط را به تصویر می‌کشند، همچنین رنگ‌ها و داینامیک رنج تصاویر نیز بسیار خوب و قابل قبول است.

گوشی در عکس‌های پرتره، عملکرد خوبی هنگام جدا کردن سوژه از تصویر پس زمینه دارد اما همچنان در برخی از تصاویر بخش کوچکی از موها را جزو پس زمینه حساب کرده و آن‌ها را تار می‌کند.

Night Portrait Night Selfie Day Portrait Day Selfie

 

عملکرد دوربین اصلی در نور کم با قابلیت نایت مود، بسیار خوب است و توانایی ثبت تصاویر با نویز کم و کیفیت بالا را دارد اما لنز اولتراواید عملکرد خوبی در شرایط نوری کم ندارد و برخی اجسام بسیار تار ثبت می‌شوند.

 

Portrait Night Night

با استفاده از این گوشی می‌توانید تصاویر را با زوم 30 برابری ثبت کنید. همچنین قابلیت جدید زوم لاک به شما کمک می‌کند که هنگام تصویربرداری در حالت زوم و انتخاب سوژه، گوشی روی آن قفل شود تا در صورت لرزش دست، این لرزش‌ها توسط گوشی نادیده گرفته شود.

دوربین گوشی استفاده‌های زیادی از هوش مصنوعی می‌کند، به‌طوری که با فعال شدن گزینه در تنظیمات دوربین، می‌تواند در کادربندی و انتخاب زاویه مناسب تا حد کمی به شما کمک کند. همچنین دوربین با استفاده از هوش مصنوعی برخی تنظیمات را با در نظر گرفتن شرایط محیط اعمال می‌کند.

جالب است بدانید که هوش مصنوعی در هنگام عکس‌برداری از تابلوها و یا متون مختلف، این محتواها را تشخیص خواهد داد و با برش تصویر، سوژه مد نظر شما را استخراج خواهد کرد. در هنگام استخراج متن، اگر به زبان انگلیسی باشد، متن را برای شما اسکن کرده و قابلیت کپی کردن آن را نیز به شما می‌دهد.

فیلم‌برداری

با استفاده از دوربین گلکسی S21 FE شما می‌توانید فیلم‌هایی با نرخ 60 فریم بر ثانیه در کیفیت‌های مختلف و حتی فیلم‌های اسلوموشن با کیفیت HD و حداکثر نرخ 960 فریم بر ثانیه را ضبط کنید و قابلیت ضبط فیلم 8k بر خلاف S21 در این گوشی دیده نمی‌شود.

دوربین S21 FE به قابلیت‌های دیگر مانند ضبط ویدیو با +HDR10، ضبط صدای استریو و لرزشگیر الکترونیکی نیز مجهز است. رنگ‌ها، جزئیات، سایه‌ها و وضوح فیلم‌برداری با گلکسی S21 بسیار بالاست، همچنین عملکرد لرزشگیر نیز محسوس است و حتی هنگام راه رفتن یا دویدن نیز لرزش زیادی در ویدیو‌ها دیده نمی‌شود.

البته حواستان باشد که در هنگام نوشتن این نقد، ضبط فیلم‌های +HDR10 فقط از طریق قابلیت Labs رخ می‌دهد. وقتی این قابلیت را روشن کنید، برخی از آپدیت‌های نرم‌افزاری به صورت آزمایشی برای شما فعال خواهد شد.

درکل کیفیت تصاویر و فیلم‌ها در این گوشی بسیار بالا و فوق العاده است و می‌توانید با استفاده از آن در روز و در شب فیلم‌هایی با نویز کم (البته فقط در روز)، وضوح بالا و شفافیت خوب ثبت کنید. فوکوس خودکار در هنگام فیلم‌برداری به سرعت، سوژه شما را به درستی انتخاب کرده و فوکوس را تنظیم می‌کند.

اسپیکر گلکسی S21 FE

اسپیکر به کار گرفته شده در S21 FE، همانند دیگر اعضای خانواده S21، از ترکیب دوتایی استفاده می‌کند که یکی از آن‌ها بر روی قسمت راست فریم پایینی قرار دارد و دیگری در نزدیکی دوربین سلفی، زیر صفحه نمایش دیده می‌شود. میزان بلندی صدا، مناسب بوده و صدای خروجی بسیار واضح است.

بررسی گلکسی S21 FE

داشتن دو اسپیکر موجب شده که صدای خروجی، استریو باشد. دو اسپیکر، در کنار هم به خوبی کار می‌کنند و تجربه لذت بخشی هنگام آهنگ گوش دادن، تماشا کردن فیلم یا بازی کردن را به شما می‌دهد.

اسپیکر فریم پایین، در بررسی جداگانه، صدای بلندتر و کمی بیس قوی‌تری نسبت به اسپیکر در زیر صفحه نمایش دارد که مطابق بر انتظار است. عدم وجود جک 3.5 میلی‌متری، در این روزها توسط کمپانی‌های مختلف رسم شده و حتی در این مدل هم خبری از این درگاه صوتی نیست.

باتری گلکسی S21 FE

باتری به کار گرفته شده در این گوشی، نسبت به S21 یک ارتقای 500 میلی‌آمپرساعتی به خود دیده تا با مجموع 4500 میلی‌آمپرساعت شارژدهی معقولی داشته باشد. بهینه‌تر بودن پردازنده اگزینوس 2100 نسبت به نسل قبل، باعث شده تا S21 FE عملکرد شارژدهی بهتری داشته باشد و بتواند تجربه استفاده یک‌روزه را برای شما فراهم سازد.

Charging

این گوشی از شارژ سریع 25 واتی استفاده می‌کند که در نیم‌ساعت نیمی از باتری را شارژ می‌کند. مدت زمان لازم برای شارژ کامل گوشی نیز برابر با یک ساعت و 15 دقیقه است. گوشی S21 FE از شارژ بی‌سیم 15 واتی نیز بهره می‌برد و حتی می‌توانید با استفاده از شارژ معکوس 4.5 واتی این گوشی، دیگر وسایل خود را نیز شارژ کنید.

 

نام مدل

ظرفیت باتری

سرعت شارژ

زمان شارژ

پوکو X3 Pro
 5160 میلی‌آمپرساعت
33 وات
65 دقیقه
می 11 لایت
 4250 میلی‌آمپرساعت
33 وات
65 دقیقه
پوکو X3
 5160 میلی‌آمپرساعت
33 وات
65 دقیقه
ردمی نوت 10
5000 میلی‌آمپرساعت
33 وات
75 دقیقه
گلکسی S21 FE
4500 میلی‌آمپرساعت
25 وات
75 دقیقه
گلکسی A52s 5G
4500 میلی‌آمپرساعت
15 وات
90 دقیقه
گلکسی A52
4500 میلی‌آمپرساعت
15 وات
120 دقیقه
پوکو M3 پرو 5G
5000 میلی‌آمپرساعت
18 وات
120 دقیقه
ردمی 10
5000 میلی‌آمپرساعت
18 وات
133 دقیقه
گلکسی A32
5000 میلی‌آمپرساعت
15 وات
135 دقیقه
گلکسی A22 5G
5000 میلی‌آمپرساعت
15 وات
149 دقیقه
گلکسی A22
5000 میلی‌آمپرساعت
15 وات
149 دقیقه
گلکسی A12
5000 میلی‌آمپرساعت
15 وات
183 دقیقه

 

جمع‌بندی بررسی گلکسی S21 FE سامسونگ

نسخه FE از خانواده گلکسی S21، با این که دیر عرضه شد اما سامسونگ همچنان توانست مانند نسل قبل با کم کردن و قربانی کردن برخی ویژگی‌ها به صورت هوشمندانه‌ای، همراه با قیمت کم محصول پرچم‌داری را عرضه کند تا تبدیل به یکی از محصولات پرطرفدار این خانواده شود. گرچه به دلیل تاخیر در این عرضه، فاصله آنچنانی با معرفی گلکسی S22 نداریم و این ممکن است، صبر کردن برای نسل بعد خانواده S را برای بسیاری از کاربران تبدیل به گزینه بهتری سازد.

جمع‌بندی

در هر صورت گلکسی S21 FE گوشی بسیاری خوبی است که با داشتن سخت افزار قدرتمند و نرم افزار زیبا، بهینه و منعطف تبدیل به گزینه مناسبی برای کاربر می‌شود. دوربین سه‌گانه این گوشی به شما اجازه ثبت لحظات را با کیفیت بالا می‌دهد. پردازنده‌های به‌کار رفته در این گوشی، در اجرای سنگین‌ترین کارها، کم نیاورده و عملکرد بسیار خوبی خواهد داشت. حسگرهای بیومتریک در این گوشی سریع و قابل اعتماد بوده که تجربه راحتی را به شما می‌دهد.

صفحه نمایش این گوشی توسط سامسونگ ساخته شده و این به تنهایی به معنی، فوق‌العاده بودن آن است. 6.2 اینچ Dynamic AMOLED 2X و رزولوشن 1080 در 2400 با نرخ به‌روزرسانی 120 هرتز و پشتیبانی از +HDR10 همه و همه گویای سخن گفته شده است.

شاید تنها ضعفی که بتوان به این گوشی گرفت، به‌جز طراحی پلاستیکی آن، باتری‌اش باشد که می‌توانست عملکرد بهتر و سرعت شارژ شدن بسیار بیشتری داشته باشد.

 گلکسی S21 FE برای چه افرادی مناسب است؟ 

گوشی گلکسی S21 FE عضو خانواده پرچمدار سال 2021 سامسونگ است، به‌همین دلیل توانایی انجام هرکاری را دارد و مناسب تمام افراد با هر نوع خواسته‌ای است. تنها باتری و سرعت شارژدهی آن باعث شده تا مناسب برخی از افراد نباشد.

گروه‌های مختلف

میزان مناسب بودن گوشی

والدین 
بله
پسر‌ها
بله
دختر‌ها
بله
طرفداران گیم
بله
طرفداران عکاسی
بله
طرفدارن شبکه‌های اجتماعی
بله
طرفداران فیلم و سریال
بله
طرفداران موسیقی
بله
طرفداران سفر و گردش
خیر
کارمندان
بله
مدیران
بله
مشاغل آزاد
خیر
رانندگان
خیر
کارگران
خیر
معلمین
بله
دانش‌آموزان
بله
دانشجویان
بله
اینفلوئنسرها
بله
فریلنسرها
بله

نقاط ضعف و قوت گوشی گلکسی S21 FE

گلکسی S21 FE یک گوشی پرچمدار است و در زمینه‌های مختلفی، پرچمدار بودن خود را به رخ دیگر رقبای خود می‌کشد. تنها ضعف این گوشی آن هم در مقایسه با دیگر رقبا، عملکرد باتری و مدت زمان لازم برای شارژ شدن آن است که باعث شده مناسب هر دسته افرادی نباشد. اگر به دنبال گوشی با باتری بهتر و شارژ سریع‌تر هستید، مقاله معرفی گوشی با باتری خوب را بخوانید.

نقاط قوت

طراحی زیبا

خوش دست و سبک

ضد آب و گرد و غبار

نمایشگر عالی 120 هرتزی با محافظ  Gorilla Glass Victus 

اندروید 12 همراه با رابط کاربری جذاب

قدرت سخت افزاری بالا و اجرای روان مالتی تسکینگ

دوربین‌های قدرتمند

پشتیبانی از شارژ بی‌سیم و معکوس

 

نقاط ضعف

بدنه پلاستیکی

باتری معمولی و شارژ نه‌چندان سریع

نبود شارژر در جعبه

عدم وجود جک 3.5 میلی‌متر و کارت حافظه

 

نوشته نقد و بررسی گلکسی S21 FE سامسونگ: عضو کوچک خانواده اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

نگاهی به تمام ماهواره‌های موفق و ناموفق ایرانی

ایران تاکنون بیش از 10 ماهواره طراحی و تولید کرده است، در این مطلب نگاهی به تمام ماهواره های ایرانی و پرتاب آن‌ها خواهیم داشت.

نمی‌توانیم بگوییم که ایران ید طولایی در ساخت و ارسال ماهواره به فضا دارد اما محققان و پژوهشگران ایرانی در 50 سال اخیر تلاش کرده‌اند تا صنعت فضایی و ساخت ماهواره در کشور را توسعه دهند و تاحدودی موفق بوده‌اند.

ایران تاکنون بیش از 5 ماهواره را به طور موفق در مدار قرار داده، هرچند که اکثر این ماهواره‌ها پیش از پایان زمان ماموریت‌شان به دلایل مختلف از مدار خارج شده‌اند و سقوط کرده‌اند اما به هر شکل روند مثبت و رو به رشدی در ساخت و بهره‌وری از ماهواره‌ها و به ویژه پرتاب‌گرها طی شده است.

البته ما همچنان از کشورهای مطرح و صاحب تکنولوژی در این زمینه بسیار عقب هستیم و هنوز نتوانستیم به سطح مدار ژئو برسیم، همچنین برنامه‌های فضایی کشور در دولت یازدهم و دوازدهم بارها با تاخیر همراه شد و طی هشت سال گذشته به صنعت فضایی آنطور که باید و شاید پرداخته نشد.

بر هر شکل ایران تاکنون موفق شده بیش از 10 ماهواره طراحی کند و تعدادی از آن‌ها را به فضا پرتاب کند، ما در ادامه تمام ماهواره های ایرانی را به ترتیب سال ساخت و پرتاب برای شما لیست کرده‌ایم و توضیحاتی در خصوص هر ماهواره خواهیم داد، با آی‌تی‌رسان همراه باشید:

ناهید و زهره

برنامه ساخت ماهواره در ایران به پیش از انقلاب بازمی‌گردد، اولین پروژه ساخت ماهواره ایرانی در زمان پهلوی دوم رخ داد، این پروژه به دهه 50 بازمی‌گردد، البته 20 سال پیش از آن، شوروی اولین ماهواره خود را به فضا ارسال کرده بود و کشورهای آمریکا، فرانسه، ژاپن، چین و انگلیس نیز تا آن زمان موفق به پرتاب ماهواره به مدار زمین شده بودند و اگر ایران می‌توانست در آن زمان اولین ماهواره خود را به فضا پرتاب کند، هفتمین کشور از این حیث محسوب می‌شد.

البته باید اشاره کنیم که طرح ساخت دو ماهواره ناهید و زهره در پیش از انقلاب با کمک دانشمندان خارجی بود و حتی اگر این دو ماهواره ساخته می‌شد، نمی‌توانستیم به آن‌‎ها ماهواره تمام ایرانی و بومی بگوییم. اما به هر شکل با توجه به مشکلات متعددی که دولت پهلوی دوم در سال‌های پایانی عمرش داشت، پروژه ساخت این دو ماهواره منتفی شد و کشور در سال‌های انقلاب و جنگ به طور کلی از توسعه ماهواره بومی فاصله گرفت.

ماهواره مصباح 1

از سال 75 مجددا طرح توسعه ماهواره ایرانی آغاز شد، در آن زمان صحبت بر روی ساخت یک ماهواره ایرانی/ایتالیایی به نام مصباح 1 بود. نمونه اولیه این ماهواره تا سال 1380 توسط سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی ایران آماده شد و طرح مهندسی آن نیز توسط یک شرکت ایتالیایی و پژوهشگران ایرانی تا سال 1384 آماده شد. در سال 84 وزارت ارتباطات از این ماهواره رونمایی کرد و قرار شد در تابستان همان سال ماهواره مصباح 1 به فضا فرستاده شود اما این اتفاق هرگز رخ نداد.

در آن زمان اعلام شده بود که ماهواره مصباح 1 در خارج از ایران به فضا فرستاده می‌شود که طبق گفته‌ها، اثر تحریم‌ها مانع از این اتفاق شد. به هر شکل پس از چند سال تاخیر، مصباح 1 از ایتالیا به ایران تحویل داده شد و در حال حاضر در موزه فضایی کشور قرار دارد.

ماهواره سینا 1

البته در سال 84 ایران ماهواره سینا 1 را به فضا پرتاب کرد. ماهواره سینا 1 به سفارش ایران در روسیه ساخته شد و در همان روسیه هم به فضا پرتاب شد. البته ماهواره سینا 1 موفق نبود و ارتباطش با زمین قطع شد و حالا هم از مدار خارج شده و در فضا سردرگم است.

سینا 1 یک ماهواره ایرانی محسوب نمی‌شود، به همین دلیل هم پرتاب آن موجب نشد تا ایران در میان کشورهایی که موفق به پرتاب ماهواره شده‌اند، قرار بگیرد.

ماهواره تمام ایرانی امید

امید اولین ماهواره تمام ایرانی و اولین ماهواره موفق کشور است. ساخت ماهواره امید در سال 84 آغاز شد و تا سال 87 ادامه یافت، سپس در 14 بهمن سال 87 توسط ماهواره‌بر سفیر امید از پایگاه سمنان به فضا پرتاب شد. ماهواره امید، ایران را به نهمین کشور با فناوری ساخت و پرتاب موفق ماهواره تبدیل کرد. از سال 56 تا 87 کشورهای هند و اسرائیل نیز به جمع کشورهای دارای فناوری پرتاب ماهواره اضافه شدند و ایران پس از این کشورها قرار گرفت.

ماهواره امید یک ماهواره سبک بود که در قسمت رقیق جو قرار گرفت و در هر 24 ساعت 15 بار دور زمین می‌چرخید. این ماهواره پس از 82 روز فعالیت با برخورد به جو غلیظ مناطق غربی آمریکای جنوبی و اقیانوس آرام، از بین رفت.

ماهواره طلوع

طلوع دیگر ماهواره هرگز به فضا نرفته ایرانی است. این ماهواره در سال 88 رونمایی شد و یک ماهواره سنجشی محسوب می‌شود. ماهواره طلوع می‌تواند با ماهواره‌بر سیمرغ به فضا پرتاب شود و به فاصله بیش از 500 کیلومتری از زمین قرار بگیرد.

این ماهواره به فناوری‌هایی مانند محموله تصویربرداری، کنترل وضعیت مکانیزم‌ها و سلول‌های خورشیدی و مأموریت اصلی آن تصویربرداری تک طیفی با تفکیک‌پذیری ۵۰‌ متر، ذخیره و ارسال داده‌های تصویر به ایستگاه‌های زمینی مجهز شده و عمر مفید آن 2 سال است. متاسفانه پس از گذشت بیش از 10 سال، تاکنون ماهواره طلوع به فضا پرتاب نشده و به نظر نمی‌رسد هرگز این اتفاق رخ دهد.

ماهواره رصد

رصد دومین ماهواره تمام ایرانی است که به فضا پرتاب شد. رصد با ماموریت تصویربرداری از نقاط استراتژیک در 25 خرداد سال 1390 ماموریت خود را آغاز کرد. رصد عمر کوتاهی داشت و پس از سه هفته ماموریتش به پایان رسید و درون جو زمین سقوط کرد. رصد اولین ماهواره‌ تمام ایرانی بود که برق خود را از صفحات خورشیدی متصل به دیواره این ماهواره تامین می‌کرد.

البته رصد از سیستم کنترل تولید و توزیع جریان الکتریکی بهره می‌برد که توسط آن در بخش تاریک مدار از باتری‌ها استفاده می‌کرد و در بخش روشن می‌توانست آن‌ها را شارژ کند.

ماهواره نوید

سومین ماهواره موفق ایرانی، نوید نام داشت که آن هم تماما در ایران ساخته شد و توسط ماهواره‌بر ایرانی سفیر نوید در صبح 14 بهمن سال 90 به فضا پرتاب شد. این ماهواره به 5 پایگاه زمینی در شهرهای مشهد، تبریز، ماهدشت، قشم و بوشهر متصل بود و عملیات خود را کاملا موفقیت‌آمیز انجام داد. این ماهواره دو ماه فعال بود و در هر شبانه روز، 6 بار بر فراز ایران می‌گذشت. ماهواره نوید توسط یک تیم تحقیقاتی در دانشگاه علم و صنعت ساخته شد.

ماهواره فجر

در ادامه پرتاپ‌های موفق ماهواره های تمام ایرانی، فجر در بهمن سال 93 به فضا پرتاب شد و ماموریتش را آغاز کرد. فجر اولین ماهواره ایرانی بود که از پیشبرنده گاز سرد استفاده می‌کرد و به این ترتیب می‌توانست تا 105 سال عمر کند اما ماموریتی یک سال و نیمی برای آن درنظر گرفته شده بود که البته در ابتدای اسفند سال 93 از مدارش خارج شد و سقوط کرد.

ماهواره پیام

پس از وقفه‌ای طولانی که در دولت یازدهم و دوازدهم در امر پرتاب ماهواره های ایرانی رخ داد، در دی ماه سال 97 شاهد پرتاب پنجمین ماهواره تمام ایرانی بودیم. ماهواره پیام در دانشگاه امیرکبیر طراحی و ساخته شده بود، البته طراحی این ماهواره در سال 84 آغاز شده بود و در واقع ماهواره پیام با تاخیر بسیار به فضا پرتاب شد. همین اتفاق سبب شد تا پیام پرتابی موفق نداشته باشد و در مدار قرار نگیرد.

ماهواره دوستی

در سال 97 به جز ماهواره پیام، ماهواره دوستی نیز به فضا پرتاب شد که این ماهواره هم نتوانست در مدار قرار بگیرد و عملیات پرتاب آن ناموفق بود. این ماهواره توسط دانشگاه صنعتی شریف و با فناوری‌های نوین کنترل وضعیت سه محوره، OBDH مقاوم در برابر خطا،‌ سامانه کنترل حرارت نیمه‌فعال و سلول‌های خورشیدی تولیدشده در کشور با قابلیت بهره‌برداری در محیط فضا ساخته شد که متاسفانه پرتاب ناموفقی داشت.

ماهواره ایرانی
ماهواره ظفر

ماهواره ظفر 1

ماهواره ظفر 1 دیگر ماهواره‌ای بود که توسط دانشگاه علم و صنعت طراحی شد و در روز 20 بهمن سال 98 با ماهواره‌بر سیمرغ به فضا پرتاب شد. البته این ماهواره نیز پرتاب موفقی نداشت، سیمرغ نتوانست با سرعت مناسب ماهواره ظفر 1 را در مدار رها کند و ارتباط این ماهواره پس از 8 دقیقه با زمین قطع شد و سپس در اقیانوس هند سقوط کرد.

ماهواره نور 1

سپاه پاسداران در سال 99 اولین ماهواره نظامی ایران را با ماهواره‌بر قاصد به فضا پرتاب کرد. ماهواره نور موفق‌ترین ماهواره ایرانی است که پس از گذشت یک سال و نیم از زمان پرتاب، همچنان در مدار قرار دارد، هر چند ارتفاع آن کمی افت داشته است.

ماهواره ایرانی

جزئیات زیادی از پرتاب این ماهواره منتشر نشده اما ماهواره نور تاکنون بیش از 6 هزار مرتبه دور زمین چرخیده و در اردیبهشت امسال، مرحله جدیدی از ماموریت آن آغاز شده است.

ماهواره‌های بعدی

در حال حاضر چندین ماهواره در صف پرتاب و چندین ماهواره دیگر در دست ساخت هستند که امید می‌رود به‌زودی پرتاب شوند. در سال گذشته ماهواره پارس 1 به سازمان فضایی ایران تحویل داده شده اما هنوز زمانی برای پرتاب این ماهواره اعلام نشده است. ماهواره پارس 1 قابلیت تصویربرداری چند طیفی با رزولوشن 15 متر را دارد.

ماهواره ایرانی
ماهواره پارس 1

همچنین ماهواره ظفر 2 با قابلیت تصویربرداری چند طیفی با رزولوشن 16 متر و ماهواره طلوع با تصویر برداری تک طیفی با رزولوشن 5 متر نیز از جمله ماهواره‌هایی هستند که ساخت آن‌ها تمام شده و در صف پرتاب هستند.

در کنار این ماهواره‌ها، چندین ماهواره از جمله ماهواره ایرانی پارس پلاس با قابلیت تصویربرداری مرئی با رزولوشن 5 متر و ماهواره پارس 2 با تصویر‌برداری مرئی چند طیفی در کنار ماهواره رسام با قابلیت تصویربرداری چند طیفی با رزولوشن 4 متر هم‌‍‌اکنون در دست طراحی هستند.

دو ماهواره ناهید 1 و 2 نیز با قابلیت ارتباط در باند KU و برای ارسال در مدار 400 تا 7 هزار کیلومتری مراحل پایانی طراحی و ساخت را می‌گذرانند. پس از این دو ماهواره، برنامه پرتاب ماهواره ناهید 3 به ارتفاع مداری 400 تا 10 هزار 500 کیلومتر پیشبینی شده است.

ماهواره ناهید 1

تاکنون تمام ماهواره های ایرانی در سطح لئو پرتاب شده‌اند که نزدیک‌ترین مدار به کره زمین است. این مدار در سطح 160 تا 2 هزار کیلومتری کره زمین قرار دارد و حرکت ماهواره‌ها در این سطح همگان با کره زمین از شرق به غرب است.

اما مدار ژئو که به مدار زمین آهنگ نیز معروف است، که سرعت چرخش ماهواره در آن همگام با سرعت چرخش زمین است یعنی 23 ساعت و 56 دقیقه طول می‌کشد تا ماهواره به نقطه ابتدایی باز گردد و به همین دلیل همواره بر فراز یک منطقه در آسمان باقی می‌ماند. ایران تاکنون نتوانسته ماهواره‌ای به سطح مدار ژئو بفرستد.

عیسی زارع پور، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات چندی پیش با اشاره به تلاش دولت جدید برای رسیدن به سطح مدار ژئو اعلام کرد: ما سیزده سال پیش، اولین ماهواره‌ خود را به فضا پرتاب کردیم؛ این ماهواره که امید نام داشت برای ایرانیان بسیار غرورآفرین بود. در آن دوران، سرمایه‌گذاری بسیاری در این زمینه انجام شده بود و حتی در یک زمانی تا سقف ۳۰۰ میلیون دلار در این زمینه سرمایه‌گذاری داشتیم. اما متاسفانه در هشت سال گذشته، توجهی به صنعت ماهواره نشده است.

ماهواره ایرانی

زارع پور افزود: اما حالا در بودجه امسال، پس از مدت‌ها، بودجه صنعت فضایی پنج برابر شده است و این موضوع باعث خوشحالی است. هرچند که حتی با این بودجه نیز نمی‌توان انتظار داشت که حوزه فضایی به ریل شتابان برگردد، اما می‌توان نوید این موضوع را داد که پیشرفت‌های خوبی در این زمینه اتفاق خواهد افتاد. ما تاکنون توانایی پرتاب ماهواره به لایه لئو را داشته‌ایم و قصد داریم که با تقویت توانایی‌های خود در زمینه پرتاب ماهواره، بتوانیم ماهواره‌های خود را به لایه ژئو نیز پرتاب کنیم و این امر در آینده نه چندان دور محقق خواهد شد.

بر این اساس می‌توان انتظار داشت که در آینده نزدیک شاهد پرتاب چندین ماهواره دیگر به فضا باشیم و بتوانیم به مدار ژئو برسیم اما باید دید آیا این ماهواره‌ها می‌توانند به طور موفق در سطح مدار قرار گیرند و ماموریت خود را با موفقیت به پایان برسانند یا خیر؟

نوشته نگاهی به تمام ماهواره‌های موفق و ناموفق ایرانی اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

نقد و بررسی کارت گرافیک Sapphire 6900XT Toxic Limited Edition: یک غول سرد!

در سال 2020، AMD از کارت گرافیک‌های سری 6000 خود رونمایی و به همراه آن، معماری RDNA 2 را به بازار عرضه کرد. حالا برند سافایز نسخه‌ای از کارت گرافیک 6900XT را با نام Toxic منتشر کرده که از خنک‌کننده مایع استفاده می‌کند. آخرین باری که برند سافایر نسخه Toxic از یک کارت گرافیک را عرضه کرد، مربوط به 10 سال پیش بود و حالا بعد از گذشت زمان، سعی در زنده کردن نام Toxic دارد.

Sapphire 6900XT Toxic با طراحی هوشمندانه سافایر تبدیل به یکی از قدرتمندترین و خنک‌ترین محصولات بازار شده تا به بازگشت نام Toxic کمک کند. در این مقاله قصد داریم تا ابتدا خود کارت گرافیک 6900XT و سپس نسخه Toxic از برند سافایر را بررسی کنیم.

در طول سال‌های اخیر انویدیا با عرضه کارت گرافیک‌های قدرتمند همواره فاتح نسل‌های مختلف بود و حرفی برای گفته شدن توسط AMD باقی نمی‌گذاشت. ای‌ام‌دی هم تنها با عرضه چند کارت گرافیک میان‌رده توان رقابت با کارت گرافیک‌های پرچم‌دار انویدیا را نداشت و اگر به میزان فروش دو کمپانی نگاه کنیم، AMD عملا رقابت را باخته بود.

اما بعد از مدیر عامل شدن خانم Lisa Su، ای‌ام‌دی هدف خود را عرضه کارت گرافیک‌هایی قرار داد که که توان رقابت با محصولات انویدیا را داشته باشند. این کمپانی با طراحی معماری RDNA 2، سری 6000 کارت گرافیک‌های خود را عرضه کرد تا به فرمان‌روایی انویدیا پایان بخشد.

شما می‌توانید برای خرید کارت گرافیک Sapphire 6900XT Toxic Limited Edition به این لینک در سایت آترامارت مراجعه کنید.

اقلام داخل جعبه کارت گرافیک 6900XT

اقلام داخل جعبه کارت گرافیک 6900XT

ابعاد جعبه بسیار بزرگ است به قدری بزرگ که ممکن است فکر کنید کل کیس و سیستم در جعبه قرار دارد. درون آن به همراه کارت گرافیک و سیستم خنک سازی آن، یک دفترچه راهنما و یک پک پیچ‌گوشتی دیده می‌شود که 48 سَری مختلف دارد. این پک برای نصب سیسیتم خنک سازی به کار خواهد رفت اما منطقا می‌توانید از آن برای دیگر کارها نیز استفاده کنید.

بررسی کارت گرافیک کارت گرافیک 6900XT

Pack Pack

مشخصات کارت گرافیک 6900XT

ابعاد
 270 در 130 در 45 میلی‌متر
ابعاد کولر
 394 در 120 در 52.5 میلی‌متر
فضای نصب
 دو و نیم اسلات
درگاه‌ها
 یک HDMI 2.1 و سه DisplayPort 1.4a
معماری و ریزمعماری
 RDNA 2 7nm
تعداد واحدهای پردازشی
 80 CU
تعداد هسته‌های ری تریسنگ
 80 Ray Accleretor
تعداد پردازنده
 5120
کلاک هسته
 2136 در بازی، 2365 بوست کلاک، 2660 در حالت Toxic
حافظه گرافیکی
 16 گیگابایت GDDR6 256 bit به همراه 128 Infinity Cache
سرعت حافظه
 16Gbps 
رابط
 PCI-Express 4.0
مصرف برق
 حداکثر 400 وات
ورودی کابل برق
 2 کابل 8 پین و یک 6 پین

بررسی کارت گرافیک کارت گرافیک 6900XT

طراحی کارت گرافیک 6900XT

بر روی کارت گرافیک و سمت راست آن یک فن به همراه نورپردازی خاص قرار دارد که توسط شیارهایی که تا دو سمت کناری کارت گرافیک امتداد دارند، پوشیده شده است. در کنار این فن لوگوی Toxic به همراه چند طرح دیگر که همگی مجهز به نورپردازی RGB هستند، قرار گرفته‌ است. در پشت کارت گرافیک از یک صفحه فلزی با رنگ مشکی مات استفاده شده که هم جلوه زیبایی ایجاد می‌کند و هم به خنک سازی کارت کمک خواهد کرد.

Design Design Design

در بخش کناری گرافیک 6900XT یک صفحه قرار دارد که نام Sapphire با استفاده از نورپردازی در آن نمایان می‌شود. در کنار این صفحه، دو لوله ورودی و خروجی مایع قرار دارند، یک مایع مخصوص وارد کارت گرافیک می‌شود، گرما را از کارت گرفته، به سمت رادیاتور و سه فن بزرگ می‌رود و در آنجا خنک شده و دوباره به کارت گرافیک برمی‌گردد. این طراحی باعث شده تا این کارت، همواره دمای بسیار کمی داشته باشد.

سیستم خنک سازی که به همراه کارت گرافیک می‌آید، با دو لوله به آن متصل است و ابعادی برابر با 394 در 120 در 52.5 میلی‌متر دارد. در این بخش، شاهد یک هیت‌سینک بزرگ هستیم که به بلندی خود سیستم خنک سازی است. بر روی این هیت‌سینک، سه فن بزرگ 120 میلی‌متری قرار گرفته که جنس شفافی دارند تا با نورپردازی، جلوه زیبایی را فراهم سازند. استفاده از این رادیاتور، باعث شده تا این نسخه، علاوه بر اورکلاک 25 درصدی و تبدیل شدن به قوی‌ترین 6900XT، خنک‌ترین کارت در میان رقبا نیز باشد.

بررسی کارت گرافیک کارت گرافیک 6900XT

درگاه‌ها

برای تصویر خروجی، سه درگاه‌ دیسپلی پورت و یک درگاه HDMI در این کارت گرافیک قرار داده شده که با استفاده از آن‌ها می‌توانید تا حداکثر 4 مانیتور و حداکثر رزولوشن 7680 در 4320 را خروجی بگیرید. کارت گرافیک 6900XT مصرف برق به شدت بالای 400 واتی دارد که برای تامین آن از دو کابل 8 پین و یک کابل 6 پین استفاده می‌کند.

Ports

نکات مهم قبل از خرید

اگر این کارت را برای سیستم خود انتخاب کرده‌اید، باید قبل از خرید چند نکته را بررسی کنید. به دلیل ابعاد عجیب، این کارت گرافیک در هر کیسی جا نمی‌شود. حتی اگر خود کارت گرافیک جا شود، باید چک کنید که جایی برای نصب رادیاتور در کیس شما (معمولا سقف آن) قرار گرفته است یا نه.

بعد از کیس، باید پاور خود را بررسی کنید. این کارت تا حداکثر 400 وات مصرف برق دارد، پاور پیشنهادی توسط خود سافایر 850 وات است اما شما می‌توانید با حداقل 700 وات (بیشتر به بقیه سیستم شما وابسته است) نیز از این کارت استفاده کنید. جدا از حجم، پاور شما باید دو سیم 8 پین و یک سیم 6 پین نیز برای کارت گرافیک داشته باشد در غیر این صورت نمی‌توانید برق کارت گرافیک را تامین کنید.

آخرین نکته‌ای که هنگام خرید گرافیک 6900XT باید به آن دقت کنید، این است که این کارت گرافیک در رده بهترین‌ها قرار می‌گیرد، به همین دلیل وقتی سیستمی می‌بندید که از این کارت استفاده کنید، باید دیگر قطعات شما هم در رده بالا قرار گیرند در غیر این صورت عملکرد این کارت محدود خواهد شد.

 

معماری RDNA 2

از این معماری در جاهای بسیاری همچون کنسول‌ها (ایکس‌باکس سری ایکس و اس، پلی‌استیشن 5 و حتی استیم دک)، کارت گرافیک‌های خود ای‌ام‌دی و حتی بر روی تلفن‌های همراه که از پردازنده اگزینوس 2200 استفاده خواهند کرد، استفاده شده است. دلیل استفاده‌ زیاد برندهای مختلف از این معماری، بهینه بودن آن است زیرا نسبت به نسل قبل، 65 درصد افزایش عملکرد نسبت به برق دارد که بی‌نظیر است.

بررسی کارت گرافیک کارت گرافیک 6900XT

یکی از ابتکارات به کار رفته در این معماری، حافظه Infinity Cache است که سرعت 3.25 برابر نسبت به حافظه رم نسل GDDR6 با 256 بیت دارد! این حافظه در کنار وی‌رم به پردازنده کمک می‌کند تا اطلاعات را سریع‌تر پردازش کند. با استفاده از اینفینیتی کش، می‌توان با استفاده از نسل GDDR6 به جای GDDR6X در وی‌رم استفاده کرد و همان عملکرد را از کارت گرافیک انتظار داشت. این کار باعث می‌شود که هم هزینه کمتر و هم تولید آسان‌تری داشته باشد.

Infinity Cache

بعد از معرفی تکنولوژی Ray Tracing توسط انویدیا، کارت گرافیک‌های ای‌ام‌دی اصلا توانایی رقابت در عناوینی را که از این سیستم نورپردازی استفاده می‌کردند، نداشتند زیرا انویدیا هسته‌های جداگانه‌ای در کارت گرافیک به کار نورپردازی اختصاص می‌داد اما پردازنده‌های عادی ای‌ام‌دی باید کار نورپردازی را نیز انجام می‌دادند که اصلا برای این کار طراحی نشده بودند.

بعد از پشتیبانی کردن بازی‌های مختلف از ری تریسنگ، این تکنولوژی برای بسیاری از کاربران، به یک نکته مهم هنگام خرید کارت گرافیک تبدیل شده بود. طبعیتا ای‌ام‌دی به شدت از این رویداد ضربه می‌خورد و روز به روز مخاطبان بیشتری را از دست می‌داد.

در معماری RDNA 2 برای اولین بار شاهد هسته‌های مخصوص نورپردازی با نام‌ Ray Accelerator هستیم که گرچه به نسل دوم پردازنده‌های انویدیا نرسیده‌اند اما قدم بزرگی در این راه، محسوب می‌شوند.

بررسی کارت گرافیک کارت گرافیک 6900XT

(دموی عرضه شده برای توانایی ری تریسنگ RDNA 2)

این معماری از پکیج FidelityFX هم پشتیبانی می‌کند که به صورت خلاصه مجموعه‌ای از تکنولوژی‌های نرم افزاری است که به افزایش کیفیت تصویر و یا بهینه‌تر شدن کارت گرافیک کمک می‌کنند.

یکی از این امکانات، Super Resolution نام دارد که برای رقابت با DLSS انویدیا ساخته شده است. این تکنولوژی بازی را در یک رزولوشن پایین‌تر رندر می‌گیرد و بعد با استفاده از هوش مصنوعی رزولوشن آن را دوباره بالا می‌برد. این کار با کمی قربانی کردن کیفیت تصویر، باعث افزایش فریم‌ریت شما خواهد شد.

گرچه سوپر رزولوشن، تفاوت زیادی با راه‌حل انویدیا یعنی DLSS دارد، اما ای‌ام‌دی تمام کارت گرافیک‌ها حتی، محصولات انویدیا را پشتیبانی می‌کند، اما انویدیا تنها نسل 2000 و 3000 خود را پشتیبانی می‌کند. ای‌ام‌دی با آسیب بیشتر به کیفیت تصویر، فریم‌ریت بیشتری نسبت به انویدیا ارائه می‌دهد.

FidelityFX Super Resolution

این معماری از نسخه آلتیمیت دایرکت ایکس 12 پشتیبانی می‌کند که امکانات زیادی در اختیار بازی سازان قرار می‌دهد. برای مثال تکنولوژی‌های VRS ،DirectX Raytracing ،Mesh Shaders و Sampler Feedback همگی در این نسخه به کار گرفته شده‌اند.

تکنولوژی Variable Rate Shading، به بازی سازان اجازه می‌دهد تا توان سخت افزاری را میان بخش‌های مختلف تصویر تقسیم کنند، این یعنی در یک بازی ماشینی، توان سخت افزاری بیشتری صرف خود ماشین خواهد شد تا کیفیت آن بیشتر شود اما برای درختی که چندین متر با دوربین فاصله دارد، توان زیادی مصرف نمی‌شود.

تکنولوژی Mesh Shaders به بازی سازان اجازه می‌دهد تا اجسامی که در زاویه دید دوربین نیستند، رندر گرفته نشوند تا توان کارت گرافیک هدر نرود. بخش DirectX Raytracing، معماری به کار گرفته برای استفاده از هسته‌های Ray Accelerator است.

بخش Sampler Feedback برای استفاده از بهینه‌تر از وی‌رم طراحی شده، نحوه کار کردنش به این صورت است که برخلاف معماری‌های گذشته، تنها منابعی که لازم است وارد رم می‌شوند، این کار باعث بهینه سازی 2.4 برابری رم کارت گرافیک شده است.

پشتیبانی نرم‌افزاری کارت گرافیک 6900XT

نرم افزارهای Radeon software و Sapphire TRixx برای کارت گرافیک 6900XT توسط AMD و سافایر عرضه شده است. با استفاده از Trixx می‌توانید نورپردازی‌های کارت گرافیک را شخصی سازی کنید و حتی با یک کلیک، حالت Toxic را فعال کنید که هم خود هسته هم سرعت رم را اورکلاک می‌کند.

امکاناتی که سافایر به شما برای شخصی سازی نور می‌دهد، همان ترکیب همیشگی رنگ نور و نحوه نمایش آن است.

بررسی کارت گرافیک کارت گرافیک 6900XT بررسی کارت گرافیک کارت گرافیک 6900XT بررسی کارت گرافیک کارت گرافیک 6900XT بررسی کارت گرافیک کارت گرافیک 6900XT

برای اورکلاک‌های دیگر و یا نظارت بر دما و… کارت گرافیک، استفاده از Radeon Software به شما پیشنهاد می‌شود چرا که منطقا وقتی این کارت گرافیک را خریداری کردید، قصد استفاده در بهترین حالت کارت گرافیک را دارید تا قوی‌ترین حالت خود باشد.

بنچمارک‌های کارت گرافیک Sapphire 6900XT Toxic

در ادامه بررسی کارت گرافیک 6900XT به بنچمارک‌های گرفته شده با آن می‌پردازیم. این بنچمارک‌ها در سیستم زیر به‌دست آمده است.

  • پردازنده: AMD Ryzen 7 3800x
  • مادربورد: Asus B550 m-k
  • رم: G.SKILL Trident Z 32GB (4*8GB)
  • حافظه: 2TB NVMe PCIe 4.0 M.2 2280
  • سیستم عامل: Windows 10 64bit

3DMark FireStrike

2160p

1440p

1080p

نام مدل

15154

28970

55800

6900XT Toxic OC

13973

28087

54543

6900XT Toxic

13381

26784

52369

6900XT

12459

24054

46569

3090

10572

20745

40986

3080

11769

23412

34547

6800XT

 

Heaven

2160p

avg/min

1440p

avg/min

1080p

avg/min

نام مدل

131/89

233/47

287/52

6900XT Toxic OC

88/67

228/48

283/50

3090

124/84

223/45

283/49

6900XT Toxic

125/86

213/43

276/48

6900XT

83/61

203/44

269/47

3080

111/79

196/43

251/46

6800XT

بازی‌ها

همانطور که در جدول‌های زیر مشخص است، کارت گرافیک‌های ای‌ام‌دی رقابت زیادی با انویدیا داشته و در بازی‌های مختلف، یا پیروز شده و یا شکست می‌خوردند و پیروز مطلقی وجود ندارد. سافایری که بعد از ده سال، تاکسیک را برگردانده است، باعث شده تا برنده مطلق مشخص شود.

6800XT

avg/min

3080

avg/min

3090

avg/min

6900XT

avg/min

6900XT OC

avg/min

نام مدل

101/72

83/61

88/66

120/83

131/90

AC: Valhalla 1080p

60/47

51/42

64/48

63/43

66/49

AC: Valhalla 2160p

88/56

89/49

99/59

98/58

103/61

Metro Exodus 1080p

50/32

53/35

64/42

57/38

61/41

Metro Exodus 2160p

158/124

164/121

173/118

182/141

193/52

Gears 5 1080p

83/66

76/66

88/72

90/75

95/79

Gears 5 2160p

دما

کنترل کردن دما، یکی از مهمترین دلایل قوی‌تر بودن این کارت نسبت به دیگر نسخه‌هاست. با استفاده از ترکیب فن روی کارت و سیستم خنک سازی مایع، دمای کارت به شدت پایین است و به شما اجازه می‌دهد با خیال راحت کارت را اورکلاک کنید.

یک ساعت بنچمارک Heaven

نام مدل

54

6900XT Toxic

55

6900XT Toxic OC

67

3090

72

6800XT

75

6900XT

79

3080

 

خنک‌سازی کارت گرافیک 6900XT سه بخش دارد:

  • این حالت که فقط هنگامی که هیچ فشاری بر روی کارت نیست فعال می‌شود، تمام فن‌ها را خاموش می‌کند تا کارت با جریان هوا خنک شود. این کار هم صدای فن کارت را قطع می‌کند و هم باعث صرفه جویی در برق و افزایش طول عمر فن‌ها می‌شود.
  • بالافاصله بعد از این که کاری کمی سنگین‌تر انجام دهید و دمای کارت کمی افزایش یابد، فن روی کارت شروع به فعالیت می‌کند تا دما را به دمای حالت اول برگرداند.
  • این حالت که هنگام انجام کارهای سنگین روشن می‌شود، حالتی است که سیستم خنک‌سازی مایع نیز شروع به فعالیت می‌کند تا دما را کنترل کند، از این تقطه به بعد هرچه دما بالاتر برود (که با توجه به خنک سازی مایع، خیلی بالا نخواهد رفت) صرفا سرعت فن‌ها افزایش خواهد یافت.

ترکیب سه حالت بالا, باعث شده تا دمای کارت شما همواره پایین بماند و حتی در اکثر اوقات هیچ صدایی توسط فن تولید نشود حتی اگر در بازی سنگین باشید و فن‌ها با سرعت بالا کار کنند، باز هم تنها صدای خیلی معقولی خواهید شنید.

در تست‌های ما از کارت گرافیک 6900XT ، تمام حالت‌ها به خوبی کار می‌کنند اما نکته جالبی که بود این است که هنگام انجام بازی‌های سبک، حالت دو و سه دائم در حال تغییر هستند. یعنی اول در حالت دوم هستیم و فقط فن روی کارت روشن است، دما بالا می‌رود و خنک‌سازی مایع وارد کار می‌شود و بعد از اندکی فعالیت، دوباره دما کم شده و وارد حالت دو می‌شود. این اتفاق، حالت بدی نیست اما این را مطرح کردیم، تا تفاوت عملکرد خنک سازی مایع با فن کارت مشخص شود که رادیاتور در چند ثانیه بهتر از فن عمل می‌کند.

 

جمع‌بندی بررسی کارت گرافیک 6900XT Toxic

کارت گرافیک 6900XT Toxic بازگشتی شکوهمند برای هر دو کمپانی به حساب می‌آید، ای‌ام‌دی، بالاخره در بالاترین رده در حال رقابت بوده و سافایر، برند Toxic را به بهترین نحو بازگردانده است. بهترین کارت موجود بر اساس RDNA 2 به همراه سردترین دما در میان رقبا برای هر دو کمپانی موفقیت بزرگی است.

البته جای تعجب ندارد که این کارت گرافیک توانسته تا این حد خوب عمل کند، از یک خنک کننده 40 سانتی‌متری به همراه سه فن، کمتر از این انتظار نمی‌رفت اما باز هم طراحی‌های سافایر را نمی‌توان نادیده گرفت که تمامی نقاط کارت، مانند رم نیز خنک سازی شده‌اند.

این کارت گرافیک با خنک کردن تمامی بخش‌ها، اورکلاک‌های زیاد و طراحی زیبا، گزینه بسیار خوبی برای کسانی هست که به دنبال بهترین‌ها هستند.

با توجه مشخصات و امکانات این کارت گرافیک، با خرید آن، بازی کردن سنگین‌ترین بازی‌ها با فریم‌ریت بالا برای شما تا چندین سال تضمین می‌شود. برای مثال کارت 1080Ti در 5 سال پیش به عنوان پرچم‌دار آن سال عرضه شد و تا کنون در اجرای بازی‌ها کم نیاورده است. با احتساب فن‌آوری‌هایی مانند FSR، طول عمر 6900Xt Toxic بیشتر نیز خواهد شد.

با موفقیت بزرگ این کارت گرافیک، باید ببینیم تا آیا سافایر بازهم قصد عرضه بهترین کارت گرافیک بر اساس RDNA 3 که در آخر امسال معرفی خواهند شد را دارد یا باز می‌خواهد Toxic ده سال دیگر محصولی عرضه نکند.

نقاط قوت 

بهترین کارت گرافیک RDNA 2

خنک سازی فوق‌العاده

16 گیگابایت GDDR6 با 128 مگابایت اینفینیتی کش

پشتیبانی نرم افزاری بالا

طراحی زیبا

قیمت خوب نسبت به رقیب انویدیایی

نقاط ضعف

سه رابط اتصال برق!

تولید محدود کارت گرافیک

نوشته نقد و بررسی کارت گرافیک Sapphire 6900XT Toxic Limited Edition: یک غول سرد! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

جعبه گشایی و بررسی اولیه گلکسی S21 FE سامسونگ

آنباکس گلکسی S21 FE

سامسونگ سال گذشته یک نسخه جذاب فن ادیشن یا نسخه مخصوص طرفداران را از سری پرچمدار گلکسی S20 معرفی کرد. این گوشی که با نام گلکسی S20 FE عرضه‌ شد، توانست تا به یکی از پرطرفدارترین گوشی‌های سامسونگ تبدیل شود. بالاخره بعد از کش و قوس‌های فراوان، سری گلکسی S21 نیز با کمی تاخیر میزبان یک نسخه ویژه طرفداران با نام گلکسی S21 FE شد.

این گوشی تازه متولد شده اکثر ویژگی‌های سری پرچمدار سامسونگ را دارد و با کمی تغییر و قیمتی ارزان‌تر وارد بازار شده است. باید گفت که سامسونگ در ساخت این نسخه، موفق بوده و توانسته با کاهش حداقلی امکانات، همچنان گوشی باکیفیت و قدرتمندی را به بازار عرضه کند.

گلکسی S21 FE توسط داریا همراه برای جعبه گشایی و بررسی کامل در اختیار ما قرار گرفت. در ویدئو زیر ابتدا این گوشی را آنباکس یا جعبه گشایی کرده و سپس نگاهی کلی به آن خواهیم انداخت و تجربه اولیه استفاده از آن را برای شما بازگو می‌کنیم.

اگر می‌خواهید بدانید که در جعبه این گوشی چه خبر است، تماشای ویدئو آنباکس گلکسی S21 FE را از دست ندهید:

نوشته جعبه گشایی و بررسی اولیه گلکسی S21 FE سامسونگ اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

داستان کامل سری خدای جنگ تا به امروز + ویدئو اختصاصی

در این مقاله قصد داریم تا به صورت مفصل به داستان سری خدای جنگ بپردازیم و داستان کریتوس دوست‌داشتنی را از ابتدا تا آخرین عنوان این مجموعه یعنی God of War 2018 دنبال کنیم.

سری God of War از زمان عرضه اولین نسخه‌اش تا به امروز همواره جزء بهترین و ماندگار‌ترین عنوان‌های تاریخ صنعت بازی بوده است. نام شخصیت اصلی آن یعنی کریتوس نیز نامی آشنا در میان تمامی گیمر‌های قدیمی و جدید است.

بسیاری اما فرصت تجربه عناوین این مجموعه بزرگ را نداشته‌اند و حال با نزدیک شدن به عرضه جدیدترین عنوان این سری یعنی God of War Ragnarök، می‌خواهند داستان این مجموعه را بدانند. هرچه نباشد داستان از مهم‌ترین عناصر بازی‌های خدای جنگ بوده و هست. اگر شما نیز از آن دسته افراد هستید و یا می‌خواهید داستان‌های این سری برایتان دوره شود، این مقاله برای شماست.

در ادامه به داستان هر هفت بازی این سری خواهیم پرداخت و گاهی اشاره‌ای به کتاب‌های آن می‌کنیم، اما باید توجه داشته باشید که داستان خدای جنگ پس از آخرین عنوان این مجموعه، وارد جهانی جدید و اساطیر مربوط به خود می‌شود که به همین دلیل به مقدمه و پیش‌زمینه هر جهان به صورت جداگانه پرداخته خواهد شد.

ویدئو اختصاصی داستان کامل گاد آف وار

جهان اساطیر یونان

تشکیل دنیا

هزاران سال قبل از اتفاقاتی که در بازی می‌بینیم، موجوداتی از جنس بی‌نهایت وجود داشتند. موجوداتی که بسیار قدرتمند‌تر از خدایان بوده‌اند و درواقع تمام هستی را تشکیل داده‌اند. زمانی فرا می‌رسد که نبردی بین این موجودات شروع می‌شود که برای مدت بسیار طولانی‌ ادامه پیدا می‌کند. با مرگ هرکدام از این موجودات بخشی از جهان به وجود می‌آمد. از بدن یکی خاک و از دیگری دریاها به وجود آمدند. از این خاک و دیگر عناصر تایتان‌ها و دیگر موجودات تشکیل شدند.

در میان این نبرد و خشم بی‌نهایت، موجوداتی به نام Furies به وجود آمدند. این موجودات خدمت‌گذار هیچ کدام از خدایان و یا موجودی دیگر نبودند و تنها وظیفه آنان محاکمه و شکنجه کسانی بود که قسم خود را با خدایان می‌شکستند.

 شروع درگیری خدایان و تایتان‌ها

رهبر تایتان‌ها یعنی کرونوس، خود با سرنگونی پدرش بر تخت نشسته بود. پدر وی یعنی اورانوس پیش‌بینی کرد که کرونوس نیز به دست فرزند خود سرنگون خواهد شد و به همین دلیل او با متولد شدن هر یک از فرزندانش، آن‌ها را می‌بلعید و در شکمش زندانی‌شان می‌کرد تا علیه او قیام نکنند. رئا یعنی همسر کرونوس از این موضوع به تنگ آمده بود و با درخواست کمک از گایا، مادر کرونوس، فرزند آخر خود یعنی زئوس را نجات داد و تکه سنگی را به جای او به کرونوس برای بلعیدن داد.

زئوس نزد گایا با خشم فراوانی نسبت به پدرش بزرگ شد و با کسب قدرت‌هایش، برادر و خواهرانش را از دست کرونوس آزاد کرد.

نبرد بزرگ

زئوس در کنار پوسایدون، هیدیس و دیگر برادر و خواهرانش برای سال‌ها با تمامی تایتان‌ها وارد جنگ شدند و درنهایت زئوس با ساخت شمشیر المپوس تمامی تایتان‌ها را شکست داد و هر کدام را به نقطه‌ای تبعید کرد.

تولد و زندگی کریتوس

سال‌ها که به جلو بریم به تولد کریتوس می‌رسیم. مادر کریتوس انسانی به نام کالیستو و پدرش کسی نبود جز زئوس. در هنگام تولد، همسر زئوس یعنی هرا دستور قتل او را داد اما زئوس جانش را بخشید و او را رها کرد تا در کنار مادرش زندگی کند.

بعدها کالیستو فرزند دیگری به نام دیموس را به دنیا آورد. در زمان کودکی این دو برادر، برای زئوس پیش‌بینی شد که به دست یکی از فرزندانش کشته خواهد شد، یک جنگجوی علامت‌دار. او آتنا و اریس (خدای جنگ اصلی) را مامور کرد تا این فرزند را پیدا کنند.

آن‌ها نیز دیموس را به عنوان این فرزند پیدا کردند و با خود بردند چرا که او با نشان‌هایی قرمز رنگ در سراسر بدنش متولد شده بود. کریتوس تلاش کرد تا او را نجات دهد اما با مشتی از سمت اریس، صاحب زخمی بر روی چشمانش شد.

کریتوس نیز برای ادای احترام به برادر از دست رفته‌اش، تتو‌هایی دقیقا مانند نشان‌های قرمز رنگی که برادرش داشت بر روی بدن خود زد. این شاید به اولین دلیل تنفر او از خدایان تبدیل شد. کریتوس بزرگ شد و از یک سرباز معمولی در ارتش اسپارتا، تبدیل به یک فرمانده قدرتمند شد. او همچنین با زنی به نام لساندا ازدواج کرد و صاحب دختری به نام کلایوپی شد.

کلایوپی در هنگام تولد نشان‌ها و یک بیماری پوستی داشت و به دلیل این بیماری که نشان ضعف بود باید تبعید می‌شد. همین موضوع کریتوس را به دنبال امبروژا، غذای خدایان،‌ فرستاد. برای به دست آوردن این غذا کریتوس باید در مسابقاتی شرکت می‌کرد که مبارزین بزرگ با یکدیگر می‌جنگیدند. کریتوس در این مسابقات پیروز و تبدیل به قهرمان اریس شد.

در سال‌های آتی، کریتوس از نبرد بزرگی به نبردی دیگر می‌رفت تا این که با ارتش بربر‌ها روبه‌رو شد. این بار اما کریتوس به سمت شکست قدم برمی‌داشت. او در رویارویی به رهبر این ارتش شکست خورد و قبل از این که ضربه آخر را بخورد، دست به دامان اریس شد. او فریاد زد و از اریس خواست تا دشمنانش را از بین ببرد و در عوض کریتوس پیمان خدمت ابدی با او می‌بست. اریس که از پتانسیل‌های کریتوس باخبر بود این معامله را قبول کرد و کریتوس را نجات داد.

بعد از بسته شدن این پیمان، اریس شمشیر‌های آشوب را به کریتوس داد. سلاح نام آشنای این سری که تشکیل شده از دو شمشیر است که با زنجیر به دستان کریتوس جوش خورده‌اند.

از آن پس کریتوس و ارتشش، وفادار به اریس، در نبرد‌های او شرکت می‌کردند و به هر کجا که او دستور می‌داد یورش می‌بردند. اما زندگی او در این نبرد‌ها به کلی تغییر کرد. در حمله به یکی از روستا‌ها کریتوس با یک اوراکل یا پیشگو روبه‌رو شد که به او گفت، در ادامه این نبرد پشیمانی بزرگی در انتظار اوست.

کریتوس که بدون اهمیت به راهش ادامه داد، وارد معبدی شد که مه آن را فرا گرفته بود. در این مه کریتوس همه را کشت اما در آخر متوجه شد که همسر و فرزندش نیز آنجا بوده‌اند. کریتوس که بزرگ‌ترین کابوس خود را به وجود آورده بود، متوجه شد که اریس آن‌ها را به این روستا منتقل کرده بود تا کریتوس با برداشتن آن‌ها از سر راهش به جنگجویی بی‌نقص تبدیل شود.

کریتوس درمانده، همان لحظه پیمان خود را با اریس شکست و با خروج از معبد، باری دیگر با اوراکل رو‌به‌رو شد. اوراکل به او گفت که او از این پس نفرین شده است تا خاکستر خانواده‌اش را روی پوست خود داشته باشد و سفیدی رنگ پوست او نیز به همین دلیل است. این سفیدی پوست لقب روح اسپارتا را به او داد، لقبی که در سراسر جهان پخش شد و ترس بی‌اندازه‌ای از آن به وجود آمد.

داستان خدای جنگ: God of War Ascension

با این که این عنوان، آخرین نسخه از مجموعه قبل از GOW 2018 بود، اما داستان آن به قبل از تمامی نسخه‌ها باز می‌گشت.

کریتوس که پیمان خود را با اریس شکسته بود، به هدف جدید فیوری‌ها تبدیل شد. فیوری‌ها همانطور که اشاره شد، موجوداتی هستند که به شکار کسانی می‌روند که پیمان خود را شکسته است.

آن‌ها کریتوس را زندانی می‌کنند اما ابتدا او توسط Orkos، فرزند ملکه فیوری‌ها و اریس، آگاه می‌شود که پدرش یا همان خدای جنگ قصد دارد تا زئوس را سرنگون کند و جای او را بگیرد و برای این کار به یک جنگجوی قدرتمند نیاز دارد. این جنگجو ابتدا قرار بود که همان اورکس باشد، اما با دیدن ناتوانی او، اریس به سراغ کریتوس رفت.

در نهایت با فرار و کشتن تک‌تک فیوری‌ها، کریتوس اورکس را نیز به درخواست خودش به قتل رساند، چراکه او نیز یک فیوری محسوب می‌شد و تا زمانی که زنده بود، قسم کریتوس نیز از بین نمی‌رفت. سپس کریتوس تصمیم گرفت تا به خدایان خدمت کند تا بلکه آن‌ها او را از کابوس‌هایش رهایی دهند.

داستان خدای جنگ: God of War Chains of Olympus

زنجیر‌های المپوس یکی از دو عنوان این سری است که بر روی کنسول PSP منتشر شد. داستان این بازی نیز قبل از اولین عنوان این مجموعه اتفاق می‌افتد.

5 سال از خدمات کریتوس به خدایان گذشته است و او همچنان در حال نبرد برای رستگاری است. روزی اما کریتوس متوجه می‌شود که خورشید ناپدید شده است. او فورا می‌فهمد که این امر به دلیل ایجاد مشکل برای خدای خورشید یعنی هیلیوس است.

همچنین مورفیوس، خدای رویا، از این فرصت استفاده می‌کند تا تمامی خدایان را به خوابی عمیق فرو ببرد. کریتوس نیز راهی سفری برای پیدا کردن هیلیوس می‌شود تا خدایان را از نفرین مورفیوس نجات دهد.

در راه او با پرسیفونی، همسر هیدیس روبه‌رو می‌شود. پرسیفونی به او این وعده را می‌دهد که اگر قدرت‌هایش را فدا کند می‌تواند دوباره به دخترش ملحق شود. کریتوس نیز سریعا این معامله را قبول می‌کند تا چندی بعد متوجه شود که در واقع این پرسیفونی و اطلس، یکی از تایتان‌های معروف که مجازاتش نگه داشتن زمین بر روی دوش‌هایش است، بوده‌اند که هیلیوس را دزدیده‌اند و نقشه دارند تا هر موجوده زنده‌ای را، از جمله خودشان، کریتوس و دخترش، نابود کنند.

او که می‌داند قرار است دخترش را در هر صورت از دست بدهد، باری دیگر او را رها می‌کند، قدرت‌هایش را پس می‌گیرد و پرسیفونه را می‌کشد. سپس به سراغ اطلس رفته و او را به زمین زنجیر می‌کند تا دوباره بار جهان بر دوش او قرار گیرد.

شما همچنین می‌توانید داستان کامل سری هیلو را نیز مطالعه کنید.

داستان خدای جنگ: God of War

بالاخره به اولین عنوان در این مجموعه رسیدیم، جایی که داستان خدای جنگ را برای بار اول شنیدیم. بعد از گذشت چند سال آتنا به کریتوس این پیشنهاد را می‌دهد که جعبه‌ پاندورا را پیدا کند و با قدرتی که در آن است، اریس را بکشد. خدای جنگ که کریتوس را از دست داده بود، خود تصمیم به روبه‌رویی با خدایان گرفت و حال همان خدایان قصد دارند تا او را از سر راه بردارند.

کریتوس که با کمال میل می‌خواهد از اریس انتقام بگیرد، دلیل دیگری نیز برای انجام این کار غیرممکن دارد. آتنا به او وعده داد تا او را از عذاب‌هایش رهایی ببخشد.

کریتوس نیز راهی بیابان‌ها می‌شود تا معبد پاندورا را پیدا کند. چیزی نمی‌گذرد که او متوجه می‌شود، معبد پاندورا داخل کوهی است که بر پشت کرونوس قرار دارد. زئوس برای مجازات، کوهی را بر پشت پدر خود قرار داده بود و او را در بیابان‌ها رها کرده است.

کریتوس وارد معبد می‌شود و با عبور از صد‌ها تله که خدایان کار گذاشته بودند، تبدیل به اولین انسانی می‌شود که جعبه پاندو را پیدا کرده است. اریس اما فورا متوجه این موضوع می‌شود و با پرتاب صخره‌ عظیمی به سمت او، کریتوس را به قتل می‌رساند و سرباز‌هایش جعبه را برای او می‌برند.

کریتوس که به دنیای زیرین و جهنم پرتاب شد، با کمک زئوس و یک قبرکن، از جهنم فرار می‌کند و جعبه پاندورا را از اریس پس می‌گیرد. سپس با باز کردن جعبه قدرت کافی برای مبارزه با اریس را کسب کرده، و پس از نبردی طولانی انتقام خود را می‌گیرد و اریس را می‌کشد. کریتوس به اولین موجود فانی تبدیل می‌شود که یک خدا را از بین برده است.

او سپس از آتنا درخواست رستگاری می‌کند اما آتنا به او می‌گوید که هیچ خدایی توانایی رهایی دادن او از گناهان و کارهایی را که انجام داده است، ندارد. پس کریتوس که درمانده شده بود،‌ بر لبه بلند‌ترین صخره می‌رود و به قصد خودکشی پایین می‌پرد. در لحظه آخر اما آتنا او را نجات می‌دهد. آتنا به او می‌گوید که با حذف شدن اریس از سر راه، یک صندلی میان خدایان خالی شده است و به کریتوس پیشنهاد داد که به خدای جنگ جدید تبدیل شود.

بازی با قبول کردن این پیشنهاد توسط کریتوس و تبدیل شدنش به خدای جنگ، به پایان می‌رسد.

شما همچنین می‌توانید داستان کامل سری هورایزن را نیز مطالعه کنید.

داستان خدای جنگ: God of War Ghost of Sparta

دومین عنوان این مجموعه بر رو کنسول PSP است که یکی دیگر از نسخه‌های فرعی بازی محسوب می‌شود و داستان خدای جنگ را گسترش می‌دهد.

داستان از جایی شروع می‌شود که کریتوس رویا‌هایی از مادرش می‌بیند که در معبد پوسایدون در آتلانتیس زندانی شده است. کریتوس که فکر می‌کرد مادر مرده است بر خلاف پیشنهاد آتنا راهی آنجا شد.

کریتوس مادرش را پیدا می‌کند. کالیستو به او می‌گوید که پدرش او را اینجا زندانی کرده و برادرش نیز زنده است. دیموس در حوزه مرگ زندانی شده و در حال شکنجه شدن است. کریتوس هویت پدرش را از کالیستو می‌پرسد اما همان موقع او تبدیل به یک هیولا می‌شود و کریتوس هم به ناچار او را می‌کشد. در لحظات آخر کالیستو از او برای نجات دادنش تشکر می‌کند و به او می‌گوید که برادرش را پیدا کند.

در راه پیدا کردن دیموس، کریتوس متوجه می‌شود که این آتنا و اریس بوده‌اند که برادرش را برده‌اند و خشم او نسبت به خدایان بیشتر می‌شود. زمانی که کریتوس برادرش را پیدا می‌کند، خدای مرگ سعی می‌کند تا مانع آن‌ها بشود. دو برادر در کنار یکدیگر با خدای مرگ می‌جنگند اما دیموس کشته می‌شود.

کریتوس بعد از نابودی خدای مرگ، جنازه برادرش را در آغوش می‌گیرد و می‌بیند که تبدیل به مقصر مرگ تک‌تک اعضای خانواده‌اش شده است. او قسم می‌خورد که از خدایان انتقام بگیرد.

داستان خدای جنگ: God of War 2

کریتوس به عنوان خدای جنگ، ارتش خود را رهبری می‌کند و به شهر‌های بسیاری از خدایان حمله می‌کند. در یکی از حمله‌های خود به شهر رودز، یک عقاب بخشی از قدرت‌های او را می‌دزدد و به مجسمه عظیم رودز منتقل می‌کند. کریتوس که حال باید این موجود غول‌پیکر را از بین ببرد ناگهان با صدای زئوس روبه‌رو می‌شود. زئوس با پرتاب شمشیر المپوس از آسمان، به کریتوس می‌گوید که برای شکست مجسمه به این شمشیر احتیاج دارد و برای داشتن آن باید تمامی قدرت‌های خداگانه‌اش را در آن قرار دهد.

کریتوس این پیشنهاد را قبول می‌کند و مجسمه رودز را از بین می‌برد. همان لحظه آن عقاب را باری دیگر می‌بیند. عقاب با تغییر شکل به زئوس تبدیل می‌شود و کریتوس می‌فهمد که تمام این‌ها نقشه او بوده است.

زئوس به کریتوس پیشنهاد می‌دهد که دوباره تبدیل به خدمت‌گذارش شود و او این موضوع را قبول نمی‌کند. به همین دلیل نیز زئوس با استفاده از شمشیر المپوس، کریتوس را به قتل می‌رساند.

این بار اما هنگام مرگ، کریتوس با گایا، مادربزرگ زئوس که یک تایتان است روبه‌رو می‌شود. گایا از بلاهایی که زئوس بر سر تایتان‌ها آورده است می‌گوید و این موضوع که قصد دارد به کریتوس کمک کند تا انتقام خود و تایتان‌ها را بگیرد. او زخم بزرگ کریتوس را درمان می‌کند و به او می‌گوید که به دنبال خواهران تقدیر برود چرا که بدون قدرت‌هایش هرگز قادر نخواهد بود که زئوس را شکست دهد.

سپس کریتوس راهی سفری برای یافتن خواهران تقدیر می‌شود. بسیاری تلاش کرده‌اند تا این خواهران را پیدا کنند و گذشته خود را تغییر دهند اما تا به حال هیچ کس موفق نشده بود. کریتوس اما به طی مسافتی طولانی و رودررویی با بسیاری از شخصیت‌های مهم اساطیر یونان از جمله اطلس که او را به زنجیر کشیده بود، خواهران تقدیر را پیدا کرد. آن‌ها اما به کریتوس گفتند که تقدیر او کشتن کریتوس نیست. طبیعتا این موضوع به مذاق کریتوس خوش نیامد و با خواهران درگیر شد. او هر سه خواهر تقدیر را یکی پس از دیگری به قتل رساند.

 

سپس کریتوس به زمانی سفر کرد که زئوس در حال کشتن او بود و با برداشتن شمشیر المپوس از روی بدن بی‌جان خودش، با زئوس درگیر می‌شود. نبردی عظیم بین این دو شکل می‌گیرد که در نهایت قبل از این که کریتوس کار او را با شمشیر المپوس تمام کند، آتنا به میان آن‌ها می‌آید و کریتوس ناخواسته او را می‌کشد. زئوس نیز در این میان فرار می‌کند.

آتنا در هنگام مرگ سعی می‌کند کریتوس را قانع کند که از انتقام دست بردارد. به او می‌گوید که درواقع زئوس پدر کریتوس است و او باید چرخه پدرکشی را متوفق کند. اما کریتوس قانع نمی‌شود و قسم می‌خورد که هر کسی را که سر راهش قرار بگیرد، نابود کند.

سپس کریتوس باری دیگر در زمان سفر می‌کند و به زمان نبرد بزرگ میان تایتان‌ها و خدایان می‌رود. گایا به او می‌گوید که منتظرش بودند و سپس کریتوس با تمامی تایتان‌ها به آینده سفر می‌کنند و به سمت کوه المپ هجوم می‌برند. بازی با یک دورنما از این کوه در حالی که تعداد زیادی از تایتان‌ها از آن بالا می‌روند، تمام می‌شود.

شما همچنین می‌توانید داستان کامل سری Assassin’s Creed را نیز مطالعه کنید.

داستان خدای جنگ: God of War 3

داستان نسخه آخر از سه‌گانه اول خدای جنگ دقیقا از جایی شروع می‌شود که قسمت قبلی به پایان رسیده بود. در خدای جنگ سه می‌بینیم که کریتوس تمامی خدایان را به قتل می‌رساند و با مرگ هر کدام، بلا و بدبختی بر سر دنیا نازل می‌شود.

با مرگ پوسایدون، خدای دریا‌ها، اقیانوس‌ها طغیان می‌کنند و تمامی شهر‌های کم‌ارتفاع به زیر آب فرو می‌روند.

داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ

کریتوس سپس با زئوس روبه‌رو می‌شود اما زئوس او و گایا را از کوه المپ به پایین پرتاب می‌کند. هنگام سقوط، کریتوس از گایا درخواست کمک می‌کند اما گایا می‌گوید که او صرفا یک وسیله برای تایتان‌ها بوده است و دیگر ارزشی ندارد. سپس کریتوس به اعماق جهان زیرین پرتاب می‌شود و باری دیگر جانش را از دست می‌دهد.

اما زمانی که در جهان زیرین چشمانش را باز می‌کند می‌داند که قرار نیست برای مدت زیادی آنجا بماند. روح آتنا سپس به سراغ کریتوس می‌آید و می‌گوید که مرگ دید او را باز کرده است و نابودی خدایان به نفع همگان است. کریتوس سپس به سراغ هیدیس، خدای جهان زیرین می‌رود. با کشتن او تمام ارواح آزاد می‌شوند و به عذاب زندگان می‌روند.

کریتوس سپس هیلیوس را می‌کشد و باعث می‌شود که تاریکی جهان را فرا بگیرد. سپس به پیشنهاد آتنا باری دیگر برای پیدا کردن جعبه پاندورا راهی می‌شود. در راه کریتوس هرمس، هرکول، هرا و حتی کرونوس، پدربزرگ خود را به قتل می‌رساند. همچنین در مسیر، کریتوس با گایا روبه‌رو می‌شود که از او درخواست کمک می‌کند اما او به جای کمک گایا را از کوه به پایین پرتاب می‌کند.

داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ

کریتوس متوجه می‌شود که برای به دست آوردن جعبه پاندورا، باید دختری به همین نام را پیدا کند. این دختر با ورود به شعله المپوس آن را خاموش می‌کند و به کریتوس اجازه می‌دهد که جعبه را باری دیگر به دست آورد. اما مدتی نمی‌گذرد که کریتوس حس دختر از دست رفته‌اش را به پاندورا پیدا می‌کند. کریتوس دیگر نمی‌خواست او را قربانی کند اما هنگام نبرد با زئوس، پاندورا تقدیر خود را می‌پذیرد و وارد شعله می‌شود.

کریتوس با باز کردن جعبه متوجه خالی بودن آن می‌شود و تصمیم می‌گیرد با زئوس روبه‌رو شود. هنگام نبرد، گایا باری دیگر به میان می‌آید و قصد کشتن پدر و پسر را می‌کند اما کریتوس و زئوس به داخل بدن غول‌پیکر او می‌روند و مبارزه خود را آنجا ادامه می‌دهند.

در آخر کریتوس شمشیر المپوس را داخل بدن زئوس و قلب گایا فرو می‌کند و هر دو را از بین می‌برد. اما قبل از پایان، باری دیگر روح زئوس به سراغ کریتوس می‌آید و شروع به عذاب کریتوس با خاطرات و عذاب وجدان وحشت‌ناکش می‌کند. کرتوس که داخل رویاهایش گیر افتاده است پاندورا را می‌بیند که به او کمک می‌کند تا خودش را بالاخره ببخشد. سپس با خروج از رویا، کریتوس با دستانی خالی، زئوس را به قتل می‌رساند.

در آخر آتنا از کریتوس می‌خواهد که قدرتی را که داخل جعبه یافت به او بدهد اما کریتوس به او می‌گوید که جعبه خالی بود. آتنا سپس متوجه می‌شود که داستان از چه قرار است. آتنا به کریتوس می‌گوید، زمانی که تمامی شیاطین نبرد داخل جعبه حبس شدند، آتنا یک قدرت بزرگ نیز داخل جعبه قرار داد تا در صورتی که شیاطین آزاد شوند، امیدی برای نجات باشد. آن قدرت نیز چیزی نبود جز امید.

کریتوس اما قبول نمی‌کند که این قدرت را به آتنا پس بدهد و با کشتن خود با شمشیر المپوس، این قدرت را آزاد می‌کند تا به دست انسان‌ها برسد. پس شاید اول به نظر برسد که کریتوس با کشتن خدایان انواع بلا را بر سر فانی‌ها روانه کرده است اما در آخر او انسان‌ها را از زیر سایه خدایان خارج کرد و امید را نیز به آن‌ها هدیه داد.

داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ

درنهایت بعد از تیتراژ بازی، ردی از خون را می‌بینیم و کریتوسی که دیگر در محل مرگ خود حضور ندارد. و اینگونه داستان سه‌گانه اول خدای جنگ به پایان می‌رسد.

جهان اساطیر اسکاندیناوی

تشکیل دنیا

شباهت باور‌ها و اساطیر یونان و نورس، بسیار زیاد و جالب است. داستان خدای جنگ در سرزمین‌های اسکاندیناوی اتفاق می‌افتد. در ابتدا فقط دو سرزمین موسپل‌هایم و نیفل‌هایل وجود داشت. این دو سرزمین به ترتیب مربوط به جهان آتش و یخ هستند.

سپس آتش موسپل‌هایم، مقداری از یخ‌های نیفل‌هایم را آب کرد و اولین موجود جهان یعنی غول یخی به نام یمیر پدید آمد. از یمیر چندین موجود زنده پدید آمدند یکی درنهایت منجر به تولد سه برادر شد که بزرگ‌ترین آن‌ها اودین نام داشت. اودین یمیر را به قتل رساند و از بدن او تمام دنیا را تشکیل داد. کشتن یمیر بود که کینه و نبرد ابدی میان خدایان و جاینت‌ها را به وجود آورد.

شروع نبرد آسیر‌ها و ونیر‌ها

در دنیای نورس، دو دسته از خدایان وجود دارد، آسیر‌ها که در ازگارد زندگی می‌کردند و ونیر‌ها که در ون‌هایم زندگی می‌کردند و به جادوهایشان معروف بودند. فریر، یکی از رهبران بزرگ ونیر‌ها برای گسترش دیپلماسی در جهان سفر می‌کرد و به ازگارد می‌رفت و به آسیر‌ها جادوی کشاورزی می‌آموخت.

آسیرها که بسیار از این بابت خوش‌حال بودند نمی‌دانستند که هر جادویی جنبه منفی نیز دارد. زمانی که متوجه این موضوع شدند تقصیر را به گردن فریر انداختند و او را زندانی وشکنجه کردند. اما فریر فرار کرد و به ون‌هایم رفت. خانواده او بسیار عصبانی بودند و علیه ازگارد اعلام جنگ کردند.

نبرد خدایان و پایان آن

نبرد عظیمی میان آسیر‌ها و ونیر‌ها شکل گرفت. اودین، رهبر آسیر‌ها تا به حال در هیچ جنگی شکست نخورده بود اما با جادو‌های ونیر‌ها نتوانست مقابله کند. هر دو سمت نبرد بسیار آسیب دیدند اما هیچ‌کدام پیروز نشدند و در نهایت اودین عقب نشینی کرد.

سپس دانا موجود زنده یعنی میمیر پیشنهادی برای صلح داد. پیشنهاد او، ازدواج خواهر زیبای فریر یعنی فریا با اودین بود. اودین که محو زیبایی او بود فورا قبول کرد و فریا نیز برای ایجاد صلح این توافق را قبول کرد.

ترس اودین

فریا در ابتدا زندگی مشترک خود با اودین، بسیاری از قواعد جادو را به او آموخت. اودین اما از ابتدا ترس بزرگی نسبت به جاینت‌ها داشت زیرا پیشبینی شده بود که در راگناروک، جنگ آخرالزمانی دنیای نورس) این جاینت‌ها هستند که همه چیز را از بین می‌برند.

او فکر می‌کرد که با نابود کردن جاینت‌ها می‌توانست از این نبرد پیش‌گیری کند اما این‌بار قصد نداشت که به سادگی و صرفا با ارتش خود به سراغ آن‌ها برود. در عوض، بهترین دورف‌های سازنده یعنی براک و سیندری را استخدام کرد تا قدرتمندترین سلاح جهان یعنی پتک میولنیر را بسازند.

پس از ساخته شدن، اودین این سلاح را به فرزند خود یعنی ثور داد و او را فرستاد تا هر جاینتی که پیدا می‌کند را از بین ببرد. فریا که دیگر نمی‌توانست این تصمیمات اودین را تحمل کند، تصمیم گرفت تا به ون‌هایم بازگردد.

هنگامی که فرار می‌کرد، اودین جلوی او را گرفت. معلوم شد که اودین در خفا در حال گسترش دانش خود درباره جادو بوده است و بیش از چیزی که فریا به او آموخته بود می‌دانست. اودین یک طلسم را بر رو فریا اجرا کرد که باعث می‌شد تا در میدگارد، جهان انسان‌ها، زندانی شود و همچنین نتواند در هیچ نبردی شرکت کند. حال فریا بی‌دفاع در میدگار گیر افتاده بود.

زنده ماندن و سفر کریتوس

دقایقی پس از مرگ کریتوس چشمانش را می‌گشاید،‌ او متوجه می‌شود که خدایان او را نفرین کرده‌اند تا نتواند خودکشی کند و باید با تمام خاطراتی وحشتناکی که دارد زندگی کند. او در کنار خود شمشیر‌های آشوب، یادآور تمامی آن خاطرات را می‌بیند و فورا آن را داخل دریا پرتاب می‌کند. اما چند روز بعد دوباره این شمشیر‌ها را سر راه خود می‌بیند. چند بار تکرار شدن این فرآیند کافی بود تا متوجه شود که نفرین دیگرش ناتوان بودن در جدا شدن از این شمشیر‌ها است.

او برای مدت‌ها در سراسر زمین پرسه زد تا این که روزی سه گرگ به سراغ او می‌آیند و به دستور زنی، او را با خود می‌برند. هویت این اشخاص معلوم نیست اما گفته می‌شود که آن زن فی، همسر کریتوس در سرزمین‌های اسکاندیناوی بوده و آن سه گرگ، فنریر، اسکال و هاتی بوده‌اند،‌ نوه و دو نتیجه کریتوس. کریتوس در سرزمین اسکاندیناوی چشم باز می‌کند و با فی آشنا می‌شود. سپس این دو صاحب فرزندی به نام آترئوس شدند. کریتوس در بزرگ شدن این فرزند نقش زیادی نداشته و بیشتر توسط مادرش بزرگ می‌شود.

داستان خدای جنگ: God of war

در نهایت به آخرین عنوان منتشر شده در این مجموعه می‌رسیم که سال 2018 برای PS4 عرضه شد و اخیرا بر روی PC نیز قابل تجربه شد.

داستان از جایی شروع می‌شود که فی فوت کرده است و قبل از مرگ آخرین خواسته او از کریتوس و آترئوس، بردن خاکستر او که توسط چوب‌های درختان خاصی که خودش علامت گذاری کرده بود به بلند‌ترین قله در هر نه جهان بود.

داستان خدای جنگ

قبل از این که کریتوس و آترئوس راهی شوند، بالدر به سراغشان می‌آید. بالدر یکی از خدایان اسکاندیناوی و فرزند اودین و فریا است که نمی‌تواند هیچ دردی را احساس کند و نمی‌توان او را کشت. درواقع او نمی‌تواند هیچ چیز را از طریق حس لامسه احساس کند و دلیل آن نیز به جادویی است که مادرش فریا بر روی او اجرا کرده است. او این طلسم به وجود آورده تا هیچ چیز نتواند به بالدر آسیب بزند اما بالدر نسبت به فریا از این موضوع کینه دارد چراکه قابلیت احساس کردن از او گرفته شده است.

داستان خدای جنگ

بالدر می‌گوید که می‌داند کریتوس کیست و اودین او را فرستاده است تا کریتوس را با خود ببرد. کریتوس که هرگز چنین چیزی را قبول نمی‌کند، با بالدر می‌جنگد و گردن او را می‌شکند.

در مسیر کریتوس با اشخاص بسیاری آشنا می‌شود. از جمله براک و سیندری که ادعا می‌کنند که تبری که کریتوس به همراه دارد را آن‌‌ها برای زنی به نام فی ساخته‌اند. آترئوس نیز پس از توضیح ارتباط آن‌ها با فی، با این دو دورف که سازنده میولنیر نیز هستند دوست می‌شود.

داستان خدای جنگ

در ادامه آن‌ها با جادوگر جنگل آشنا می‌شوند که به آن‌ها در رسیدن به کوه کمک می‌کند. سپس مشخص می‌شود که این جادوگر همان فریا است که در میدگارد گیر افتاده است. همچنین متوجه می‌شویم که کریتوس هویت واقعی خود و این که خود و آترئوس یک خدا هستند را به پسرش نگفته است.

داستان خدای جنگ

از دیگر شخصیت‌هایی که با آن روبه‌رو می‌شوند World Serpent یا یورمونگاند است. مار غول پیکری که آن‌قدر بزرگ است که دور میدگارد را گرفته است. این مار آخرین جاینت باقی مانده در میدگارد است. فریا گفت که این مار در یکی از نبردهایش با ثور چنان ضربه‌ای به او می‌کوبد که در زمان به عقب پرتاب می‌شود. همچنین باید بدانید که این مار فرزند لوکی، خدای شرارت که یک جاین می‌باشد است.

داستان خدای جنگ

کریتوس و آترئوس برای رسیدن به قله مجبور می‌شوند تا به الف‌هایم سفر کنند و در مسیر به لایت‌الف‌ها نیز کمک می‌کنند. در نهایت زمانی که به قله می‌رسند می‌فهمند که بالدر زنده است و کریتوس نتوانسته که او را بکشد. همچنین آن‌ها با میمیر روبه‌رو می‌شوند و او به کریتوس و پسرش می‌گوید که اشتباه کرده‌اند و بلندترین قله در هر 9 سرزمین در یوتن‌هایم، سرزمین جاینت‌ها است و پیشنهاد می‌کند که آن‌ها را در رسیدن به هدفشان یاری کند. مشکل اما آنجاست که اودین بدن میمیر را با جادو به یک درخت متصل کرده و هرگز نمی‌توان او را جدا کرد. پس کریتوس سر میمیر را قطع می‌کند تا با کمک فریا او را به زندگی بازگرداند.

داستان خدای جنگ

در ادامه کریتوس به همراه آترئوس و میمیر به مگنی و مودی، دو فرزند ثور، رو‌به‌رو می‌شوند. کریتوس یکی از دو برادر را می‌کشد و دیگری فرار می‌کند. سپس آترئوس دچار بیماری سختی می‌شود و کریتوس او را نزد فریا می‌برد. فریا به او می‌گوید که بیماری آترئوس به این دلیل است که نمی‌داند یک خدا است و خود را یک انسان می‌داند.

داستان خدای جنگ

کریتوس برای درمان او باید به هل‌هایم می‌رفت، جایی که هیچ آتشی نمی‌سوزد. پس کریتوس باری دیگر به سراغ شمشیرهای آشوب می‌رود که از جنس آتش‌اند. در نهایت پس بهبود آترئوس کریتوس به او می‌گوید که یک خدا است و از سرزمینی به نام اسپارتا آمده است.

داستان خدای جنگ

آترئوس که با فهمیدن حقیقت مغرور شده بود دیگر فرزند ثور که فرار کرده بود را در راه می‌بیند و با این که نمی‌توانست مبارزه کند آترئوس او را کشت.

داستان خدای جنگ

درنهایت کریتوس باری دیگر با بالدر روبه‌رو می‌شود اما این‌بار فریا سعی می‌کند از او محافظت کند. با این حال کریتوس بالدر را شکست می‌دهد چراکه بالاخره ماده‌ای می‌یابند که طلسم نامیرایی بالدر را می‌شکند. به خاطر آترئوس، کریتوس تصمیم می‌گیرد تا از جان او بگذرد. اما بالدر سعی می‌کند تا مادرش یعنی فریا را بکشد و کریتوس که می‌بیند بالدر درست نمی‌شود، او را جلوی چشمان فریا می‌کشد. فریا قسم می‌خورد که به سخت‌ترین شکل ممکن از کریتوس انتقام بگیرد.

داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ

درنهایت پدر و پسر موفق می‌شوند تا به یوتن‌هایم برسند اما هنگام رسیدن متوجه می‌شوند که تمامی جاینت‌ها به دلیلی نامعلوم مرده‌اند. آن‌ها خاکستر فی را پخش می‌کنند. اما آن‌جا متوجه می‌شوند که تمام این مدت فی اتفاقات اخیر را پیش‌بینی کرده بود.

داستان خدای جنگ

روی دیوارها نقش‌های خود را می‌بینند که تمامی ماجراهایشان را نمایش می‌دهد و همچنین که فی و در نتیجه آترئوس یک جاینت هستند. همچنین فی تمام مدتی که آترئوس را بزرگ کرده است یک طلسم محافظ دور محل زندگیشان کشیده بود تا خدایان آن‌ها را پیدا نکنند و با قطع کردن درخت‌های علامت‌دار این طلسم از بین رفت تا آن‌ها وارد مسیری شوند که به این نقطه می‌رسید. همین‌طور متوجه شدند که بالدر تمام مدت دنبال خاکستر فی بوده است و فکر می‌کرد که کریتوس یک جاینت است و به همین دلیل به او حمله می‌کرد.

کریتوس و آترئوس در آخر نیز می‌فهمند که جاینت‌ها آترئوس را به نام لوکی می‌شناسند. این بدان معناست که رهبر جاینت‌ها در راگناروک آترئوس خواهد بود و این داستان اوست نه کریتوس. در اتمام ماجراجویی‌هایشان نیز آترئوس رویایی می‌بیند که ثور برای انتقام به سراغ آن‌ها آمده است.

داستان خدای جنگ

نظر شما درباره داستان سری خدای جنگ چیست؟ آیا از طرفداران این مجموعه هستید؟ نظرات خود را با ما و دوستانتان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

 

نوشته داستان کامل سری خدای جنگ تا به امروز + ویدئو اختصاصی اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

راهنمای کامل و جامع خرید مادربرد

اگر پردازنده را به عنوان مغز متفکر و هارد را به عنوان حافظه ذخیره‌سازی بپذیریم، آنگاه مادربرد به عنوان اسکلت اصلی به‌حساب خواهد آمد. تمامی قطعات بر روی مادربرد نصب شده و همگی از طریق آن با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و اطلاعات را جابه‌جا می‌کنند.

برای این که قطعات روی مادربرد، نصب شده و بتوانند با دیگر قطعات کار کنند، باید توسط مادربرد پشتیبانی شوند. به‌همین دلیل انتخاب و خرید مادربرد مناسب، حائز اهمیت می‌شود.

حالا که از اهمیت انتخاب مادربرد با خبر شدیم، در این مقاله قصد داریم ویژگی‌های مختلف یک مادربرد را توضیح دهیم و یک راهنمای خرید مادربرد کامل را ارائه دهیم. با آی‌تی‌رسان همراه باشید.

فرم فاکتور

در کل مادربردها، برای نمایان کردن ابعاد فیزیکی خود، یک استاندارد دارند که در تصویر زیر آن را می‌بینیم. در کل فرم فاکتورهای مختلف تاثیری روی عملکرد و یا کیفیت مادربرد ندارند، اما طبیعی است که مادربردهای بزرگتر، جا برای پشتیبانی تعداد قطعات بالاتر (برای مثال تعداد رم بیشتر) را دارند در حالیکه مادربردهای کوچک‌تر محدودیت فضا خواهند داشت.

راهنمای خرید مادربرد

در هنگام خرید کیس یا مادربرد باید حواستان به این نکته باشد که کیس شما ابعاد مادربرد را پشتیبانی می‌کند یا خیر. کیس‌های کوچک توانایی پشتیبانی از مادربردهای بزرگ را ندارند و برخی کیس‌های بزرگ نیز با نداشتن جای پیچ‌های مناسب، از برخی مادربردهای کوچک پشتیبانی نمی‌کنند.

سوکت سی‌پی‌یو

این بخش مربوط به پردازنده‌های پشتیبانی شده است. هر پردازنده هنگام ساخته شدن یک سوکت را برای انتقال اطلاعات انتخاب می‌کند. سوکت‌های مختلف، معمولا ابعاد مختلف یا چینش مختلف اجزای پردازنده دارند.

طبیعتا امکان نصب پردازنده بزرگ‌تر از ابعاد پشتیبانی شده توسط مادربرد امکان‌پذیر نیست و اگر پردازنده و مادربرد پروتکل‌های مختلف انتقال اطلاعات داشته باشند، سیستم امکان روشن شدن را نیز ندارد.

برای رفع شدن این مشکلات، سوکت‌ تعریف می‌شود. یک پردازنده با پشتیبانی از یک سوکت ساخته شده و تنها در مادربردی که آن سوکت را پشتیبانی کند، نصب می‌شود.

راهنمای خرید مادربرد

سمت راست خود پردازنده و سمت چپ محل نصب روی مادربرد است

کمپانی‌های اینتل و ای‌ام‌دی هرکدام از یک سری سوکت مختلف استفاده می‌کنند که معمولا نسل به نسل عوض می‌شود.

ای‌ام‌دی توانسته در نسل‌های مختلف چند سال اخیر خود، از یک نوع سوکت استفاده کند و آن را تغییر ندهد. این باعث می‌شود که هم نیاز به طراحی و ساخت سوکت جدید نباشد و هم برای کاربران، هنگام ارتقا پردازنده نیازی به ارتقا مادربرد نیز نباشد.

در هنگام خرید مادربرد یا پردازنده، باید حواستان باشد هردو از یک سوکت مشابه استفاده کنند.

چیپست

چیپست در مادربرد، نقش مدیریت ارتباطات بین قطعات را بر عهده دارد. چیپست تعیین می‌کند چه مقدار اطلاعات با چه سرعتی به‌کدام بخش از سیستم برود. چیپست‌ها هم نقش موثری در مادربردها دارند، زیرا برخی چیپست‌ها از پورت‌های کمتر پشتیبانی کرده و یا توان پشتیبانی از برخی پردازنده‌های به‌روزتر را ندارند.

نام‌گذاری مادربردها معمولا یک حرف و یک عدد سه‌رقمی (مانند B550) بوده که همان نام چیپست مادربرد است.

شرکت‌های سازنده مادربرد، معمولا با استفاده از یک چیپست مدل‌های مختلفی از مادربردها را عرضه می‌کنند. برای مثال B550M-K و B550M-A از یک چیپست استفاده می‌کنند اما در بقیه قطعات متمایز هستند.

در هنگام خرید، نیازی به توجه کردن به چیپست ندارید چرا که در کل، چیپست تعیین کننده بقیه ویژگی‌های مادربرد بوده و دقت کردن به بقیه ویژگی‌ها بهتر و راحت‌تر است. طبیعتا هرچه چیپست به‌روزتر و بهتر باشد امکان پشتیبانی از قطعات آینده را نیز به شما می‌دهد.

درگاه‌های ورودی و خروجی

در بخش کناری مادربرد که هنگام نصب بر روی کیس معمولا پشت کیس قرار می‌گیرد، جایی به درگاه‌ها اختصاص داده شده است. این بخش تعیین می‌کند که برای مثال چند درگاه USB، با چه نسل و سرعتی پشتیبانی شود. البته تعداد درگاه‌ها توسط چیپست و پردازنده محدود می‌شوند و تعدادشان از یک حد مشخصی بالاتر نمی‌رود.

راهنمای خرید مادربرد

همچنین بخش خروجی تصویر نیز در این قسمت قرار گرفته که معمولا خروجی‌های VGA و… را پشتیبانی می‌کند. توجه داشته باشید که این درگاه‌ها فقط در صورتی استفاده خواهند شد که از کارت گرافیک داخل پردازنده استفاده کنید. اگر از کارت گرافیک جدا استفاده می‌کنید، درگاه‌های مختص به آن بر روی خود کارت گرافیک تعبیه شده‌ است.

در هنگام خرید مادربورد شما باید حساب کنید که به چه نوع و تعداد از درگاه‌ها نیاز دارید. برای مثال ممکن است شما ماوس و کیبوردتان هر دو از USB استفاده کنند و همزمان تمایل به استفاده از دیگر قطعات پرتابل را هم دارید، پس نیاز هست که حداقل 4 پورت USB و یا بیشتر داشته باشید.

اسلات‌های رم

همان‌طور که در مقاله راهنمای خرید رم گفتیم، مادربرد و پردازنده باید از رم انتخاب شده شما، پشتیبانی کنند.

راهنمای خرید مادربرد

(4 اسلات رم بر روی مادربرد)

مادربرد باید از نسل و فرکانس رم شما پشتیبانی کند، همچنین باید به تعداد رمی که قصد نصب کردن دارید، جا داشته باشد. اگر از فرم فاکتور‌های خیلی کوچیک استفاده نکنید، معمولا 4 اسلات خواهید داشت.

اسلات‌های PCI-E

این اسلات‌ها توانایی انتقال اطلاعات را دارند و از آن‌ها استفاده‌های مختلفی می‌شود. برای مثال کارت گرافیک در یک اسلات 16 مسیره PCI-E نصب می‌شود و برخی افزونه‌هایی (مانند افزایش تعداد درگاه USB) که ممکن است خریداری کنید، به اسلات PCI-E نیاز خواهند داشت.

راهنمای خرید مادربرد

در هنگام خرید مادربورد قطعاتی که نیاز به این اسلات دارند، مانند کارت گرافیک، به نسل 3 یا 4 بودن آن نیز نگاه کنید زیرا که نسل 3 سرعت کمتری دارد و ممکن است روی عملکرد آن قطعه تاثیر بگذارد.

درگاه‌های SATA 3

این درگاه‌ها مسئول اتصال هاردها، اس‌اس‌دی‌ها و دیسک درایو به مادربرد هستند. معمولا مادربردها حداقل 4 درگاه ساتا در خود جا می‌دهند. حداکثر سرعت پشتیبانی شده توسط ساتا برابر با 600 مگابایت بر ثانیه است که این مقدار مناسب برای هارد درایوها و دیسک درایوهاست.

راهنمای خرید مادربرد

در هنگام خرید مادربرد باید حساب کنید چند هارد دارید و به چند درگاه ساتا نیازمندید.

درگاه M.2 NVME

این درگاه همانند درگاه ساتا است با این تفاوت که سرعت بسیار بالاتری را پشتیبانی می‌کند و برای SSDهای سرعت بالا طراحی شده است.

راهنمای خرید مادربرد

در هنگام خرید مادربرد و SSD، باید حواستان به درگاه ساتا یا M.2 بودن هر دو بخش باشد.

وای‌فای و بلوتوث

وای‌فای و بلوتوث به صورت پیش‌فرض توسط رایانه‌های شخصی پشتیبانی نمی‌شوند. شما می‌توانید دانگل‌های آن را خریدادی کنید و با نصب آن‌ها به هر سیستمی، این دو ویژگی‌ را به سیستم اضافه کنید.

اما در این میان، مادربردهایی هستند که خودشان، بدون نیاز به دانگل، از این دو ویژگی پشتیبانی می‌کنند.

هنگام خرید، اگر استفاده از این دو ویژگی برای شما مهم است و نمی‌خواهید با استفاده از دانگل، درگاه USB خود را اشغال کنید، باید حواستان به پشتیبانی آن ویژگی‌ها توسط مادربرد باشد.

همچنین اتصال بین منبع تغذیه برق و مادربرد نیز از اهمیت بالایی برخوردار است که در مقاله راهنمای خرید منبع تغذیه برق به آن خواهیم پرداخت.

نوشته راهنمای کامل و جامع خرید مادربرد اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

نقد و بررسی ساعت هوشمند گلکسی واچ ۴ کلاسیک سامسونگ: چرخ زمانه!

در این مقاله قصد داریم تا به نقد و بررسی جدیدترین ساعت هوشمند سامسونگ یعنی گلکسی واچ 4 کلاسیک بپردازیم.

در سال‌های اخیر شاهد تولد و تکامل ساعت‌های هوشمند بوده‌ایم که به مرور زمان پخته‌تر شده‌اند. در میان انواع ساعت‌ها با انواع قابلیت‌ها اما نمی‌توان بهتر بودن برخی از عناوین را انکار کرد.

یکی از نکاتی که بسیاری بدان معتقد بودند، برتری ساعت‌های اپل تحت عنوان اپل‌واچ نسبت به ساعت‌های دیگر و یا به نوعی اندرویدی بود. این برتری نیز به دلیل هم‌خوانی و کارآمد بودن سخت افزار و نرم‌افزاری بود که اپل ارائه می‌کرد. اما شاید در آخرین نسخه از سری ساعت‌های سامسونگ، بالاخره شاهد یک رقیب توانمند برای اپل‌واچ باشیم.

سامسونگ با ترکیب سخت‌افزار خوب و خوش‌ساخت خود با سیستم‌عامل گوگل توانسته است تا ترکیبی دلنشین و مناسب را ارائه دهد. در این مقاله قصد داریم تا به بررسی حاصل این ترکیب یعنی گلکسی واچ 4 کلاسیک بپردازیم و ببینیم که سامسونگ این‌بار چگونه عمل کرده است.

جدول خصوصیات گلکسی واچ 4 کلاسیک

ابعاد
45.5 در 45.5 در 11 میلی‌متر
وزن
52 گرم 
نمایشگر
1.4 اینچ سوپر امولد با رزولوشن 450 در 450
سنسورها
BioActive، شتاب‌سنج، بارومتر، ژیروسکوپ، سنسور ژئومغناطیس و سنسور نور
سیستم عامل
Wear OS – One UI Watch 3
باتری
361 میلی‌آمپر به همراه شارژر مگنتی

طراحی و کیفیت ساخت

نسخه‌ای از این ساعت که ما در آی‌تی‌رسان بررسی کردیم، مدل ۴۶ میلی‌متری و بدون LTE بود. اما نسخه‌های ۴۲ میلی‌متری و همچنین با پشتیبانی از LTE نیز برای خرید در دسترس است.

ظاهر ساعت همان‌طور که از نامش برمی‌آید، بسیار کلاسیک است و شما را یاد ساعت‌های آنالوگ و باکیفیت قدیمی می‌اندازد. می‌توان گفت که این ساعت ظاهر کلی خود را از نسل پیشین این سری یعنی گلکسی واچ ۳ به ارث برده است.

از بالا که به ساعت نگاه کنیم، صفحه نمایشی را می‌بینیم که دور خود یک حاشیه با دقیقه‌های مشخص و مضرب ۵ دارد و دور این حاشیه نیز یک حلقه وجود دارد که قرار است به شما در جابه‌جایی داخل منو‌ها کمک کند.

گلکسی واچ 4

حاشیه چرخان

این حاشیه چرخان در گلکسی واچ ۴ بر خلاف نسل قبل از لبه‌هایی با بافت ظریف‌تر برخوردار است که ظاهر کلی ساعت را مینیمال‌تر می‌کند اما در عین حال کارآمد بوده و به شما در چرخاندن این حلقه کمک می‌کند.

یکی از دو تفاوت اصلی نسخه کلاسیک با استاندارد در سری ۴ همین حلقه است. در نسخه استاندارد بر خلاف کلاسیک این حاشیه به صورت دیجیتالی تعبیه شده است و شما حس خوب چرخاندن فیزیکی این حلقه را تجربه نخواهید کرد.

فاصله کلیک‌هایی که در این حاشیه تعبیه شده، بسیار مناسب است که نه به سرعت زیادی جابه‌جایی در منو و نه به نیاز چرخش زیاد آن منجر می‌شود. نمی‌توان انکار کرد که چرخاندن این حاشیه کار لذت بخشی است اما آیا ارزش ۱۰۰ دلار بیشتر را دارد؟!

گلکسی واچ 4

حاشیه نسخه استاندارد به واسطه نبودن این حلقه، تخت است که آسیب‌پذیری آن را بیشتر می‌کند. اما نبود آن به معنی دشوارتر بودن رفت و آمد بین برنامه‌ها نیست چرا که حلقه دیجیتالی نیز به خوبی حاشیه چرخشی فیزیکی عمل می‌کند و تنها تفاوت آن‌ها نبود حس لذت‌بخش چرخاندن حلقه است.

به واسطه وجود این حلقه و ارتفاع بیشتری که نسبت به صفحه نمایش دارد، نمایشگر این ساعت بیشتر از آسیب در امان است زیرا اکثر ضربه‌ها در ابتدا به این حاشیه برخورد می‌کند.

گلکسی واچ 4

همچنین برای قرار گرفتن این حلقه بر روی بدنه ساعت، سامسونگ به هر مدل آن دو میلی‌متر قطر اضافه کرده است که این ساعت را به ساعتی قطور و مناسب برای دست‌های بزرگ تبدیل کرده است.

سمت چپ ساعت خالی به نظر می‌رسد اما اگر به پایین این لبه دقت کنید، متوجه وجود دو اسپیکر کوچک می‌شوید. در لبه سمت راست مانند نسل قبل دو دکمه قرار گرفته است که همچنین این لبه در میان این دو دکمه ارتفاع بیشتری دارد تا ظاهری یک دست به ساعت ببخشد و ارتفاع لبه‌ها کمتر به نظر برسند.

دکمه بالا حاشیه قرمز رنگی دارد که به تشخیص آن دو از یکدیگر کمک می‌کند. این دکمه برای بازگشت به صفحه اصلی و دکمه زیرین برای بازگشت به عقب استفاده می‌شوند. همچنین در این دو دکمه فناوری دیگری نیز قرار داده شده که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

در نهایت، زیر این ساعت با یک سنسور در مرکز که دور آن اطلاعاتی در مورد ساعت نوشته شده، مزین شده است.

گلکسی واچ 4

جنس بدنه گلکسی واچ ۴ کلاسیک از فولاد ضدزنگ ساخته شده که آن را نسبت به نسخه استاندارد آلومینیومی مقاوم‌تر و همچنین سنگین‌تر می‌کند که حس کلاسیک را در این ساعت قوت می‌بخشد.

گلکسی واچ ۴ کلاسیک از رنگ‌های محدودتری نسبت به نسخه استاندارد برخوردار است و صرفا در دو رنگ نقره‌ای و مشکی عرضه می‌شود که ما در آی‌تی‌رسان نسخه نقره‌ای را مورد بررسی قرار دادیم.

ضخامت این ساعت ۱۱ میلی‌متر بوده و وزن آن نیز ۵۲ گرم است. این ساعت مشخصا وزن زیادی نسبت به بسیاری از ساعت‌های هوشمند دارد و باید ببینید که آیا به ساعت‌های سنگین علاقه دارید و یا شما را آزار خواهد داد.

گلکسی واچ ۴ کلاسیک همچنین به گواهی IP68 مجهز است و می‌تواند فشار آب را تا عمق ۵۰ متری تحمل کند. به علاوه، این ساعت گواهی نظامی آمریکا (MIL-STD-810G) را نیز در کارنامه خود دارد که خبر از مقاومت خوب آن نسبت به گرد و خاک و ضربه می‌دهد.

گلکسی واچ 4

بند نسخه‌ای که به دست ما رسید از جنس سیلیکون بود و رنگ سفیدی داشت که با گیره‌ای نقره‌ای همراه شده بود تا با بدنه ساعت به خوبی همخوانی داشته باشد. بند این ساعت در بازه طولانی شما را آزار نخواهد داد و موجب تعرق یا حساسیت نمی‌شود. این بند‌ها به راحتی از ساعت جدا می‌شوند و می‌توان آن‌ها را با رنگ و طرح‌های دلخواه جایگزین کرد.

گلکسی واچ 4

صفحه نمایش

نمایشگر این ساعت را می‌توان از نقاط قوت آن دانست چراکه از کیفیت بالا، وضوح رنگ‌های عالی و کنتراست خوبی بهره می‌برد و از هر نظر شما را راضی خواهد کرد.

در سایز ۴۲ میلی‌متری آن از یک صفحه‌نمایش سوپر امولد ۱.۱۹ اینچی با رزولوشن ۳۹۶ در ۳۹۶ و در سایز ۴۶ میلی‌متری آن از نمایشگری سوپر امولد ۱.۳۶ اینچی با رزولوشن ۴۵۰ در ۴۵۰ استفاده شده است.

گلکسی واچ 4

این صفحه نمایش از روشنایی بسیار خوبی برخوردار است و در زیر نور مستقیم آفتاب نیز جزئیات را به خوبی نمایش می‌دهد. همچنین در زاویه‌های مختلف همچنان می‌توان به خوبی اطلاعات نمایش داده روی ساعت را خواند.

گلکسی واچ 4

نمایش بسیار خوب رنگ‌ها در کنار تراکم پیکسلی بالای آن، شما را به استفاده از واچ‌فیس‌های رنگارنگ و متنوع خود دعوت می‌کند که با استفاده از این صفحه نمایش به خوبی هرچه تمام‌تر نمایش داده می‌شوند.

همچنین قابل ذکر است که پنل استفاده شده در این ساعت یک پنل ۶۰ هرتزی است که کاملا کافی و پاسخگو است.

سخت‌افزار و حسگر‌ها

سخت‌افزار کلی

تا نسل پیشین سری ساعت‌های هوشمند سامسونگ، این کمپانی همواره از پردازشگر Exynos 9110 خود استفاده می‌کرد اما در سری چهارم این ساعت‌ها، سامسونگ از نسل جدید پردازنده‌های ساعت هوشمند خود استفاده کرده است. گلکسی واچ ۴ به تراشه‌ ۵ نانومتری جدید Exynos W920 مجهز است.

گلکسی واچ ۴ کلاسیک همچنین در مورد رم و حافظه نیز پیشرفت چشمگیری داشته است. این ساعت دارای ۱.۵ گیگابایت رم بوده که برای انجام تمامی پردازش‌های مورد نیاز کافی بوده و به خوبی عمل می‌کند. همچنین دارای ۱۶ گیگابایت حافظه است که ۸ گیگابایت آن به سیستم عامل و نرم‌افزار‌های اولیه اختصاص دارد و ۸ گیگابایت باقی برای آهنگ‌ها و نصب نرم‌افزار‌های مورد علاقه‌تان کافی است.

گلکسی واچ 4 از LTE، بلوتوث ۵، وای فای 2.4 و NFC پشتیبانی می‌کند و مجهز به GPS داخلی و روش‌های مسیریابی جایگزین نظیر گلوناس و گالیلئو است.

حسگر‌ها و سلامتی

حسگرهای گلکسی واچ 4 شامل سنسور ویژه‌ای موسوم به BioActive، شتاب‌سنج، بارومتر، ژیروسکوپ، سنسور ژئومغناطیس و سنسور نور است.

در بخش سلامتی، سامسونگ لیست بلند بالایی از قابلیت‌ها را در اختیار کاربران قرار داده که برخی از آن‌ها مانند حسگر BIA را پیش‌تر در هیچ ساعت هوشمندی ندیده‌ایم.

حسگر اصلی و برگ برنده سامسونگ موسوم به BioActive، در واقع کار سه سنسور را انجام می‌دهد. حسگر اپتیکال ضربان قلب، حسگر ECG که برای سنجش اختلال در عملکرد قلب به کار می‌رود و در نهایت حسگر BIA یا ارزیابی ترکیب بدنی، سه سنسوری هستند که زیرمجموعه بایو‌اکتیو محسوب می‌شوند.

گلکسی واچ ۴ از روش تحلیل امپدانس بیوالکتریک (BIA) برای ارزیابی ترکیب بدن استفاده می‌کند. برای استفاده از این قابلیت شما باید دو انگشت وسطی خود را که با هیچ قسمت دیگری از بدن تماس ندارد، روی دو دکمه ساعت قرار دهید. سپس واچ ۴ جریان الکتریکی ضعیفی را از یک دکمه و انگشت وارد بدن شما می‌کند و میزان زمانی که طول می‌کشد تا این جریان از انگشت دیگر شما به ساعت برگردد را اندازه می‌گیرد. توجه داشته باشید که یک جریان الکتریکی در آب سریع‌تر حرکت می‌کند و همچنین باید بدانید که در بخش‌هایی که چربی هست، آب کمتری نسبت به داخل ماهیچه وجود دارد و به همین دلیل نیز اندازه‌گیری میزان چربی ممکن می‌شود.

گلکسی واچ 4

برای انجام کامل این فرآیند شما باید انگشتان خود را به مدت ۱۵ ثانیه بر روی دکمه‌های ساعت نگه دارید و همچنین در مورد دقت آن باید گفت که سامسونگ بسیار خوب و حتی تعجب برانگیز عمل کرده است. به طوری که نتایجی که این ساعت به ما می‌دهد بسیار مشابه ترازو‌های حرفه‌ای و گران‌قیمت است و چند درصد با آن‌ها تفاوت دارد. همچنین شما قبل از استفاده از این قابلیت باید قد و وزن خود را وارد کنید تا ساعت توده بندی شما را نیز محاسبه نماید.

از دیگر قابلیت‌های مربوط به سلامتی این ساعت می‌توان به قابلیت آن در محاسبه ضربان قلب، اکسیژن خون (SpO2)،‌ پایش استرس، ردیاب خواب با قابلیت تشخیص خروپف،‌ یادآوری تحرک و همچنین نتایجی که حسگر BIA به ما می‌دهد یعنی میزان چربی، درصد آب، میزان متابولیسم پایه و توده عضلانی اشاره کرد.

گلکسی واچ 4

یکی از نکات منفی در مورد این ساعت اما نبود دسترسی به دو سنجش آن در گوشی‌های غیر از سامسونگ است. ECG و سنجش فشار خون این ساعت باید با اپلیکیشن مانیتور سلامتی سامسونگ هماهنگ شوند که فقط از طریق گلکسی استور در دسترس است. به علاوه، حتی اگر گوشی سامسونگ داشته باشید نیز به این قابلیت‌ها دسترسی نخواهید داشت چراکه قابلیت استفاده از این دو، در برخی کشور‌ها از جمله ایران در دسترس نیست.

گلکسی واچ 4 از ۹۵ مدل مختلف ورزشی پشتیبانی می‌کند که برخی از آن‌ها نظیر دویدن، پیاده‌روی، شنا و استفاده از دستگاه قایقرانی به‌طور خودکار فعال می‌شود و اکثر این حالت‌ها اطلاعات نسبتا دقیقی ارائه می‌دهند.

به طور کلی، گلکسی واچ 4 کلاسیک یک پکیج کامل از حسگر‌ها و قابلیت‌ها را به ورزشکاران و کسانی که قصد دارند تا وضعیت بدن خود را زیر نظر داشته باشند، ارائه می‌دهد.

گلکسی واچ 4 از اسپیکر و میکروفون بسیار خوب و کارآمدی برای تماس و صدای نوتیفیکیشن بهره می‌برد. اسپیکر‌های آن حتی شاید شما را شگفت‌زده کند.

باتری

نسخه‌ای از این ساعت که ما مورد بررسی قرار دادیم دارای یک باتری با ظرفیت ۳۶۱ میلی‌آمپر ساعت بود. این عدد در مدل‌های کوچک‌تر به ۲۴۷ میلی‌آمپر ساعت می‌رسد که عمر آن را در حد قابل توجهی کاهش می‌دهد.

به طور کلی اگر یک استفاده معمولی از ساعت را در نظر بگیریم که شامل چند تست با حسگرها، تعویض موسیقی و اتصال مداوم به گوشی و همچنین رفت‌و‌آمد هر از چندگاهی در منو‌های ساعت می‌شود، این ساعت تا ۹.۵ الی ۱۰ ساعت پاسخگو خواهد بود و می‌توان گفت که برای استفاده یک روزه مناسب است.

گلکسی واچ 4

همچنین این ساعت یک شارژر بی‌سیم مبتنی بر WPC دارد که در حدود ۲ ساعت می‌تواند گلکسی واچ 4 را شارژ نماید. از طریق گوشی‌هایی که از شارژ معکوس پشتیبانی می‌کنند نیز می‌توان این ساعت را شارژ کرد تا دیگر حتی نیازی به شارژر هم نداشته باشید.

نرم افزار گلکسی واچ 4 کلاسیک

سیستم عامل

بی‌شک یکی از مهم‌ترین تغییرات این ساعت نسبت به نسل قبلی خود، تغییر سیستم عامل آن است. سیستم عاملی که در نسل‌های قبلی ساعت‌های هوشمند سامسونگ استفاده می‌شد، OS اختصاصی این کمپانی یعنی تایزن بود. تایزن سیستم عامل بدی نبود اما محدود بودن آن به ساعت‌های سامسونگ و جدا شدن آن از بقیه ساعت‌های اندرویدی، اپلیکیشن‌های این ساعت را محدود می‌کرد چرا که هرچه جامعه‌ای که از این سیستم عامل بهره می‌برند، کوچک‌تر باشد، توسعه دهندگان کمتری برای آن محتوا تولید می‌کنند.

این بار اما سامسونگ با همکاری گوگل و فیت‌بیت، تصمیم گرفت تا یک سیستم عامل یک‌پارچه برای ساعت‌هایی که با گوشی‌های اندرویدی کار می‌کنند، توسعه دهد. مهم‌ترین نتیجه این تصمیم به وجود آمدن هرچه بیشتر اپلیکیشن‌های جدید برای این سیستم عامل است که در نهایت به نفع تمامی ساعت‌های اندرویدی خواهد بود.

نسخه جدید Wear OS که برای اولین بار روی گلکسی واچ 4 استفاده شده است، One UI Watch 3 نام دارد، ترکیبی از نقاط قوت سیستم عامل تایزن و همینطور Wear Os. این سیستم‌عامل اما شباهت بسیاری به تایزن دارد و حتی ممکن است که برخی متوجه تفاوت آن‌ها نشوند.

به طور کلی سامسونگ توانسته است تا یک‌پارچه سازی خوبی میان سخت‌افزار و سیستم‌عامل این ساعت انجام دهد اما شاید تایزن کمی بیشتر به فرم‌فاکتور دایروی ساعت‌های سامسونگ توجه کرده بود چراکه در برخی از منو‌ها گویی ساختار مربعی در نظر گفته شده است و کمی در قالب دایره‌ای شکل گلکسی واچ 4 خوب به نظر نمی‌رسد.

این ساعت همچنین رابط کاربری روان و خوش‌ساختی را در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد. یکی از دیگر نکاتی که برای اولین بار در این ساعت می‌بینیم، استفاده از اپلیکیشن Galaxy Wearable برای کنترل ساعتی است که از سیستم‌عامل Wear OS استفاده می‌کند.

این اپلیکیشن به طور کلی قابلیت‌های خوبی را در اختیار کاربر قرار می‌دهد. شما می‌توانید با این اپلیکیشن واچ‌فیس‌ مود علاقه خود را از میان انبوهی از فیس‌های پیش فرضی که سامسونگ برای این ساعت طراحی کرده، انتخاب کنید. این واچ‌فیس‌ها از تنوع رنگی و شکلی بسیار خوبی برخوردار هستند و بسیاری از سلیقه‌ها را راضی خواهند کرد. اما فراموش نکنید که اگر از آن دسته افراد سخت پسند هستید و یا از واچ‌فیس‌های پیش‌فرض خسته شده‌اید، می‌توانید از میان ده‌ها واچ‌فیسی که در گوگل‌پلی وجود دارد یکی را برای خود برگزینید.

در مورد واچ‌فیس‌های پیش‌فرض، شما قابلیت تغییر عقربه‌ها، جایگاه آن‌ها، اطلاعات نمایش داده شده و آیکون‌ها را خواهید داشت تا آن‌ها را دقیقا به چیزی که برای شما مناسب است تبدیل کنید.

از دیگر قابلیت‌های این اپلیکیشن، تنظیم چینش تایل‌ها یا همان ویجت‌ها، تنظیم کوئیک پنل، مدیریت اپ‌های ساعت و همچنین تغییر در چینش آن‌هاست. و واضحا به تنظیمات کلی ساعت مانند صفحه‌نمایش و اسپیکر‌ها دسترسی خواهید داشت.

هنگام کار با خود ساعت نیز شما دسترسی راحتی به بخش‌های مختلف آن خواهید داشت. در صفحه اصلی یا همان واچ‌فیس که باشید، با پایین کشیدن انگشت خود از بالا، با منویی مشابه کنترل سنتر در اندروید مواجه خواهید شد که به شما اجازه روشن یا خاموش کردن وای‌فای، بلوتوث و از این دست را خواهد داد.

اگر انگشت خود را از پایین به بالا بکشید، با اپلیکیشن‌های ساعت روبه‌رو می‌شوید و با جابه‌جایی میان آن‌ها می‌توانید یکی را انتخاب کنید.

اگر به چپ بروید می‌توانید نوتیفیکیشن‌های خود را بخوانید و اگر به راست بروید با تایل‌ها یا ویجت‌ها روبه‌رو خواهید شد. شما می‌توانید این تایل‌ها را با توجه به نیاز خود بچینید تا برای مثال با دسترسی سریع‌تری به بخش کنترل آهنگ برسید.

اپلیکیشن‌های پیش‌فرض ساعت شامل اپ‌های سامسونگ و گوگل به صورت ترکیبی می‌شود. برای مثال در بخش‌های سلامت، پرداخت و همچنین پیام، از اپ‌های سامسونگ استفاده شده است.

یکی از دیگر ایراداتی که به این ساعت وارد است دستیار صوتی آن است. شما با این ساعت فقط به استفاده از بیکسبی محدود خواهید بود و به گوگل اسیستنت دسترسی نخواهید داشت. بیکسبی در فهمیدن دستورات به خوبی عمل کرده، اما نسبت به گوگل اسیستنت از فرمان‌های کمتری پشتیبانی می‌کند.

در نهایت نیز مانند نسل قبل، این ساعت از کیبورد T9 بهره می‌برد و همچنان کارآمد است. البته که نباید از آن توقع زیادی داشت چراکه تایپ کردن بر روی یک ساعت هوشمند ممکن است برای بسیاری دشوار باشد اما در نوع خود خوب عمل می‌کند.

جمع‌بندی بررسی گلکسی واچ 4

درنهایت باید گفت که این ساعت رقیب بسیار خوبی برای اپل‌واچ و دیگر ساعت‌های هوشمند است. این ساعت هرآنچه را که از آن انتظار دارید، در اختیار شما خواهد گذاشت. این ساعت چه از لحاظ سخت‌افزاری و چه نرم‌افزاری نزدیک به کامل بوده و هم‌خوانی خوبی را نیز میان این دو برقرار کرده است. برخی ایرادات کوچک مانند نبود گوگل اسیستنت نیز می‌تواند با آپدیت نرم‌افزاری برطرف شود، چه بسا که ساسونگ اعلام کرده است که به‌زودی دستیار صوتی گوگل نیز بر روی این ساعت در دسترس خواهد بود.

نقاط قوت

سخت‌افزار و نرم‌افزار یک‌پارچه

صفحه‌نمایش عالی و بدون نقص

امکانات سلامتی کامل به همراه سنسور سنجش چربی بدن

سیستم‌عامل بهبود یافته

حاشیه چرخان کاربردی

واچ‌فیس‌های متنوع و اپلیکیشن‌های فراوان

 

نقاط ضعف

در دسترس نبودن دو قابلیت سلامتی در ایران

بزرگ بودن هر دو سایز کلاسیک برای برخی از مچ‌ها

ناسازگاری با آیفون و نبود برخی امکانات در گوشی‌های غیرسامسونگی

 

 

نوشته نقد و بررسی ساعت هوشمند گلکسی واچ 4 کلاسیک سامسونگ: چرخ زمانه! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

نقد و بررسی ساعت هوشمند گلکسی واچ ۴ کلاسیک سامسونگ: چرخ زمانه!

در این مقاله قصد داریم تا به نقد و بررسی جدیدترین ساعت هوشمند سامسونگ یعنی گلکسی واچ 4 کلاسیک بپردازیم.

در سال‌های اخیر شاهد تولد و تکامل ساعت‌های هوشمند بوده‌ایم که به مرور زمان پخته‌تر شده‌اند. در میان انواع ساعت‌ها با انواع قابلیت‌ها اما نمی‌توان بهتر بودن برخی از عناوین را انکار کرد.

یکی از نکاتی که بسیاری بدان معتقد بودند، برتری ساعت‌های اپل تحت عنوان اپل‌واچ نسبت به ساعت‌های دیگر و یا به نوعی اندرویدی بود. این برتری نیز به دلیل هم‌خوانی و کارآمد بودن سخت افزار و نرم‌افزاری بود که اپل ارائه می‌کرد. اما شاید در آخرین نسخه از سری ساعت‌های سامسونگ، بالاخره شاهد یک رقیب توانمند برای اپل‌واچ باشیم.

سامسونگ با ترکیب سخت‌افزار خوب و خوش‌ساخت خود با سیستم‌عامل گوگل توانسته است تا ترکیبی دلنشین و مناسب را ارائه دهد. در این مقاله قصد داریم تا به بررسی حاصل این ترکیب یعنی گلکسی واچ 4 کلاسیک بپردازیم و ببینیم که سامسونگ این‌بار چگونه عمل کرده است.

جدول خصوصیات گلکسی واچ 4 کلاسیک

ابعاد
45.5 در 45.5 در 11 میلی‌متر
وزن
52 گرم 
نمایشگر
1.4 اینچ سوپر امولد با رزولوشن 450 در 450
سنسورها
BioActive، شتاب‌سنج، بارومتر، ژیروسکوپ، سنسور ژئومغناطیس و سنسور نور
سیستم عامل
Wear OS – One UI Watch 3
باتری
361 میلی‌آمپر به همراه شارژر مگنتی

طراحی و کیفیت ساخت

نسخه‌ای از این ساعت که ما در آی‌تی‌رسان بررسی کردیم، مدل ۴۶ میلی‌متری و بدون LTE بود. اما نسخه‌های ۴۲ میلی‌متری و همچنین با پشتیبانی از LTE نیز برای خرید در دسترس است.

ظاهر ساعت همان‌طور که از نامش برمی‌آید، بسیار کلاسیک است و شما را یاد ساعت‌های آنالوگ و باکیفیت قدیمی می‌اندازد. می‌توان گفت که این ساعت ظاهر کلی خود را از نسل پیشین این سری یعنی گلکسی واچ ۳ به ارث برده است.

از بالا که به ساعت نگاه کنیم، صفحه نمایشی را می‌بینیم که دور خود یک حاشیه با دقیقه‌های مشخص و مضرب ۵ دارد و دور این حاشیه نیز یک حلقه وجود دارد که قرار است به شما در جابه‌جایی داخل منو‌ها کمک کند.

گلکسی واچ 4

حاشیه چرخان

این حاشیه چرخان در گلکسی واچ ۴ بر خلاف نسل قبل از لبه‌هایی با بافت ظریف‌تر برخوردار است که ظاهر کلی ساعت را مینیمال‌تر می‌کند اما در عین حال کارآمد بوده و به شما در چرخاندن این حلقه کمک می‌کند.

یکی از دو تفاوت اصلی نسخه کلاسیک با استاندارد در سری ۴ همین حلقه است. در نسخه استاندارد بر خلاف کلاسیک این حاشیه به صورت دیجیتالی تعبیه شده است و شما حس خوب چرخاندن فیزیکی این حلقه را تجربه نخواهید کرد.

فاصله کلیک‌هایی که در این حاشیه تعبیه شده، بسیار مناسب است که نه به سرعت زیادی جابه‌جایی در منو و نه به نیاز چرخش زیاد آن منجر می‌شود. نمی‌توان انکار کرد که چرخاندن این حاشیه کار لذت بخشی است اما آیا ارزش ۱۰۰ دلار بیشتر را دارد؟!

گلکسی واچ 4

حاشیه نسخه استاندارد به واسطه نبودن این حلقه، تخت است که آسیب‌پذیری آن را بیشتر می‌کند. اما نبود آن به معنی دشوارتر بودن رفت و آمد بین برنامه‌ها نیست چرا که حلقه دیجیتالی نیز به خوبی حاشیه چرخشی فیزیکی عمل می‌کند و تنها تفاوت آن‌ها نبود حس لذت‌بخش چرخاندن حلقه است.

به واسطه وجود این حلقه و ارتفاع بیشتری که نسبت به صفحه نمایش دارد، نمایشگر این ساعت بیشتر از آسیب در امان است زیرا اکثر ضربه‌ها در ابتدا به این حاشیه برخورد می‌کند.

گلکسی واچ 4

همچنین برای قرار گرفتن این حلقه بر روی بدنه ساعت، سامسونگ به هر مدل آن دو میلی‌متر قطر اضافه کرده است که این ساعت را به ساعتی قطور و مناسب برای دست‌های بزرگ تبدیل کرده است.

سمت چپ ساعت خالی به نظر می‌رسد اما اگر به پایین این لبه دقت کنید، متوجه وجود دو اسپیکر کوچک می‌شوید. در لبه سمت راست مانند نسل قبل دو دکمه قرار گرفته است که همچنین این لبه در میان این دو دکمه ارتفاع بیشتری دارد تا ظاهری یک دست به ساعت ببخشد و ارتفاع لبه‌ها کمتر به نظر برسند.

دکمه بالا حاشیه قرمز رنگی دارد که به تشخیص آن دو از یکدیگر کمک می‌کند. این دکمه برای بازگشت به صفحه اصلی و دکمه زیرین برای بازگشت به عقب استفاده می‌شوند. همچنین در این دو دکمه فناوری دیگری نیز قرار داده شده که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

در نهایت، زیر این ساعت با یک سنسور در مرکز که دور آن اطلاعاتی در مورد ساعت نوشته شده، مزین شده است.

گلکسی واچ 4

جنس بدنه گلکسی واچ ۴ کلاسیک از فولاد ضدزنگ ساخته شده که آن را نسبت به نسخه استاندارد آلومینیومی مقاوم‌تر و همچنین سنگین‌تر می‌کند که حس کلاسیک را در این ساعت قوت می‌بخشد.

گلکسی واچ ۴ کلاسیک از رنگ‌های محدودتری نسبت به نسخه استاندارد برخوردار است و صرفا در دو رنگ نقره‌ای و مشکی عرضه می‌شود که ما در آی‌تی‌رسان نسخه نقره‌ای را مورد بررسی قرار دادیم.

ضخامت این ساعت ۱۱ میلی‌متر بوده و وزن آن نیز ۵۲ گرم است. این ساعت مشخصا وزن زیادی نسبت به بسیاری از ساعت‌های هوشمند دارد و باید ببینید که آیا به ساعت‌های سنگین علاقه دارید و یا شما را آزار خواهد داد.

گلکسی واچ ۴ کلاسیک همچنین به گواهی IP68 مجهز است و می‌تواند فشار آب را تا عمق ۵۰ متری تحمل کند. به علاوه، این ساعت گواهی نظامی آمریکا (MIL-STD-810G) را نیز در کارنامه خود دارد که خبر از مقاومت خوب آن نسبت به گرد و خاک و ضربه می‌دهد.

گلکسی واچ 4

بند نسخه‌ای که به دست ما رسید از جنس سیلیکون بود و رنگ سفیدی داشت که با گیره‌ای نقره‌ای همراه شده بود تا با بدنه ساعت به خوبی همخوانی داشته باشد. بند این ساعت در بازه طولانی شما را آزار نخواهد داد و موجب تعرق یا حساسیت نمی‌شود. این بند‌ها به راحتی از ساعت جدا می‌شوند و می‌توان آن‌ها را با رنگ و طرح‌های دلخواه جایگزین کرد.

گلکسی واچ 4

صفحه نمایش

نمایشگر این ساعت را می‌توان از نقاط قوت آن دانست چراکه از کیفیت بالا، وضوح رنگ‌های عالی و کنتراست خوبی بهره می‌برد و از هر نظر شما را راضی خواهد کرد.

در سایز ۴۲ میلی‌متری آن از یک صفحه‌نمایش سوپر امولد ۱.۱۹ اینچی با رزولوشن ۳۹۶ در ۳۹۶ و در سایز ۴۶ میلی‌متری آن از نمایشگری سوپر امولد ۱.۳۶ اینچی با رزولوشن ۴۵۰ در ۴۵۰ استفاده شده است.

گلکسی واچ 4

این صفحه نمایش از روشنایی بسیار خوبی برخوردار است و در زیر نور مستقیم آفتاب نیز جزئیات را به خوبی نمایش می‌دهد. همچنین در زاویه‌های مختلف همچنان می‌توان به خوبی اطلاعات نمایش داده روی ساعت را خواند.

گلکسی واچ 4

نمایش بسیار خوب رنگ‌ها در کنار تراکم پیکسلی بالای آن، شما را به استفاده از واچ‌فیس‌های رنگارنگ و متنوع خود دعوت می‌کند که با استفاده از این صفحه نمایش به خوبی هرچه تمام‌تر نمایش داده می‌شوند.

همچنین قابل ذکر است که پنل استفاده شده در این ساعت یک پنل ۶۰ هرتزی است که کاملا کافی و پاسخگو است.

سخت‌افزار و حسگر‌ها

سخت‌افزار کلی

تا نسل پیشین سری ساعت‌های هوشمند سامسونگ، این کمپانی همواره از پردازشگر Exynos 9110 خود استفاده می‌کرد اما در سری چهارم این ساعت‌ها، سامسونگ از نسل جدید پردازنده‌های ساعت هوشمند خود استفاده کرده است. گلکسی واچ ۴ به تراشه‌ ۵ نانومتری جدید Exynos W920 مجهز است.

گلکسی واچ ۴ کلاسیک همچنین در مورد رم و حافظه نیز پیشرفت چشمگیری داشته است. این ساعت دارای ۱.۵ گیگابایت رم بوده که برای انجام تمامی پردازش‌های مورد نیاز کافی بوده و به خوبی عمل می‌کند. همچنین دارای ۱۶ گیگابایت حافظه است که ۸ گیگابایت آن به سیستم عامل و نرم‌افزار‌های اولیه اختصاص دارد و ۸ گیگابایت باقی برای آهنگ‌ها و نصب نرم‌افزار‌های مورد علاقه‌تان کافی است.

گلکسی واچ 4 از LTE، بلوتوث ۵، وای فای 2.4 و NFC پشتیبانی می‌کند و مجهز به GPS داخلی و روش‌های مسیریابی جایگزین نظیر گلوناس و گالیلئو است.

حسگر‌ها و سلامتی

حسگرهای گلکسی واچ 4 شامل سنسور ویژه‌ای موسوم به BioActive، شتاب‌سنج، بارومتر، ژیروسکوپ، سنسور ژئومغناطیس و سنسور نور است.

در بخش سلامتی، سامسونگ لیست بلند بالایی از قابلیت‌ها را در اختیار کاربران قرار داده که برخی از آن‌ها مانند حسگر BIA را پیش‌تر در هیچ ساعت هوشمندی ندیده‌ایم.

حسگر اصلی و برگ برنده سامسونگ موسوم به BioActive، در واقع کار سه سنسور را انجام می‌دهد. حسگر اپتیکال ضربان قلب، حسگر ECG که برای سنجش اختلال در عملکرد قلب به کار می‌رود و در نهایت حسگر BIA یا ارزیابی ترکیب بدنی، سه سنسوری هستند که زیرمجموعه بایو‌اکتیو محسوب می‌شوند.

گلکسی واچ ۴ از روش تحلیل امپدانس بیوالکتریک (BIA) برای ارزیابی ترکیب بدن استفاده می‌کند. برای استفاده از این قابلیت شما باید دو انگشت وسطی خود را که با هیچ قسمت دیگری از بدن تماس ندارد، روی دو دکمه ساعت قرار دهید. سپس واچ ۴ جریان الکتریکی ضعیفی را از یک دکمه و انگشت وارد بدن شما می‌کند و میزان زمانی که طول می‌کشد تا این جریان از انگشت دیگر شما به ساعت برگردد را اندازه می‌گیرد. توجه داشته باشید که یک جریان الکتریکی در آب سریع‌تر حرکت می‌کند و همچنین باید بدانید که در بخش‌هایی که چربی هست، آب کمتری نسبت به داخل ماهیچه وجود دارد و به همین دلیل نیز اندازه‌گیری میزان چربی ممکن می‌شود.

گلکسی واچ 4

برای انجام کامل این فرآیند شما باید انگشتان خود را به مدت ۱۵ ثانیه بر روی دکمه‌های ساعت نگه دارید و همچنین در مورد دقت آن باید گفت که سامسونگ بسیار خوب و حتی تعجب برانگیز عمل کرده است. به طوری که نتایجی که این ساعت به ما می‌دهد بسیار مشابه ترازو‌های حرفه‌ای و گران‌قیمت است و چند درصد با آن‌ها تفاوت دارد. همچنین شما قبل از استفاده از این قابلیت باید قد و وزن خود را وارد کنید تا ساعت توده بندی شما را نیز محاسبه نماید.

از دیگر قابلیت‌های مربوط به سلامتی این ساعت می‌توان به قابلیت آن در محاسبه ضربان قلب، اکسیژن خون (SpO2)،‌ پایش استرس، ردیاب خواب با قابلیت تشخیص خروپف،‌ یادآوری تحرک و همچنین نتایجی که حسگر BIA به ما می‌دهد یعنی میزان چربی، درصد آب، میزان متابولیسم پایه و توده عضلانی اشاره کرد.

گلکسی واچ 4

یکی از نکات منفی در مورد این ساعت اما نبود دسترسی به دو سنجش آن در گوشی‌های غیر از سامسونگ است. ECG و سنجش فشار خون این ساعت باید با اپلیکیشن مانیتور سلامتی سامسونگ هماهنگ شوند که فقط از طریق گلکسی استور در دسترس است. به علاوه، حتی اگر گوشی سامسونگ داشته باشید نیز به این قابلیت‌ها دسترسی نخواهید داشت چراکه قابلیت استفاده از این دو، در برخی کشور‌ها از جمله ایران در دسترس نیست.

گلکسی واچ 4 از ۹۵ مدل مختلف ورزشی پشتیبانی می‌کند که برخی از آن‌ها نظیر دویدن، پیاده‌روی، شنا و استفاده از دستگاه قایقرانی به‌طور خودکار فعال می‌شود و اکثر این حالت‌ها اطلاعات نسبتا دقیقی ارائه می‌دهند.

به طور کلی، گلکسی واچ 4 کلاسیک یک پکیج کامل از حسگر‌ها و قابلیت‌ها را به ورزشکاران و کسانی که قصد دارند تا وضعیت بدن خود را زیر نظر داشته باشند، ارائه می‌دهد.

گلکسی واچ 4 از اسپیکر و میکروفون بسیار خوب و کارآمدی برای تماس و صدای نوتیفیکیشن بهره می‌برد. اسپیکر‌های آن حتی شاید شما را شگفت‌زده کند.

باتری

نسخه‌ای از این ساعت که ما مورد بررسی قرار دادیم دارای یک باتری با ظرفیت ۳۶۱ میلی‌آمپر ساعت بود. این عدد در مدل‌های کوچک‌تر به ۲۴۷ میلی‌آمپر ساعت می‌رسد که عمر آن را در حد قابل توجهی کاهش می‌دهد.

به طور کلی اگر یک استفاده معمولی از ساعت را در نظر بگیریم که شامل چند تست با حسگرها، تعویض موسیقی و اتصال مداوم به گوشی و همچنین رفت‌و‌آمد هر از چندگاهی در منو‌های ساعت می‌شود، این ساعت تا ۹.۵ الی ۱۰ ساعت پاسخگو خواهد بود و می‌توان گفت که برای استفاده یک روزه مناسب است.

گلکسی واچ 4

همچنین این ساعت یک شارژر بی‌سیم مبتنی بر WPC دارد که در حدود ۲ ساعت می‌تواند گلکسی واچ 4 را شارژ نماید. از طریق گوشی‌هایی که از شارژ معکوس پشتیبانی می‌کنند نیز می‌توان این ساعت را شارژ کرد تا دیگر حتی نیازی به شارژر هم نداشته باشید.

نرم افزار گلکسی واچ 4 کلاسیک

سیستم عامل

بی‌شک یکی از مهم‌ترین تغییرات این ساعت نسبت به نسل قبلی خود، تغییر سیستم عامل آن است. سیستم عاملی که در نسل‌های قبلی ساعت‌های هوشمند سامسونگ استفاده می‌شد، OS اختصاصی این کمپانی یعنی تایزن بود. تایزن سیستم عامل بدی نبود اما محدود بودن آن به ساعت‌های سامسونگ و جدا شدن آن از بقیه ساعت‌های اندرویدی، اپلیکیشن‌های این ساعت را محدود می‌کرد چرا که هرچه جامعه‌ای که از این سیستم عامل بهره می‌برند، کوچک‌تر باشد، توسعه دهندگان کمتری برای آن محتوا تولید می‌کنند.

این بار اما سامسونگ با همکاری گوگل و فیت‌بیت، تصمیم گرفت تا یک سیستم عامل یک‌پارچه برای ساعت‌هایی که با گوشی‌های اندرویدی کار می‌کنند، توسعه دهد. مهم‌ترین نتیجه این تصمیم به وجود آمدن هرچه بیشتر اپلیکیشن‌های جدید برای این سیستم عامل است که در نهایت به نفع تمامی ساعت‌های اندرویدی خواهد بود.

نسخه جدید Wear OS که برای اولین بار روی گلکسی واچ 4 استفاده شده است، One UI Watch 3 نام دارد، ترکیبی از نقاط قوت سیستم عامل تایزن و همینطور Wear Os. این سیستم‌عامل اما شباهت بسیاری به تایزن دارد و حتی ممکن است که برخی متوجه تفاوت آن‌ها نشوند.

به طور کلی سامسونگ توانسته است تا یک‌پارچه سازی خوبی میان سخت‌افزار و سیستم‌عامل این ساعت انجام دهد اما شاید تایزن کمی بیشتر به فرم‌فاکتور دایروی ساعت‌های سامسونگ توجه کرده بود چراکه در برخی از منو‌ها گویی ساختار مربعی در نظر گفته شده است و کمی در قالب دایره‌ای شکل گلکسی واچ 4 خوب به نظر نمی‌رسد.

این ساعت همچنین رابط کاربری روان و خوش‌ساختی را در اختیار کاربرانش قرار می‌دهد. یکی از دیگر نکاتی که برای اولین بار در این ساعت می‌بینیم، استفاده از اپلیکیشن Galaxy Wearable برای کنترل ساعتی است که از سیستم‌عامل Wear OS استفاده می‌کند.

این اپلیکیشن به طور کلی قابلیت‌های خوبی را در اختیار کاربر قرار می‌دهد. شما می‌توانید با این اپلیکیشن واچ‌فیس‌ مود علاقه خود را از میان انبوهی از فیس‌های پیش فرضی که سامسونگ برای این ساعت طراحی کرده، انتخاب کنید. این واچ‌فیس‌ها از تنوع رنگی و شکلی بسیار خوبی برخوردار هستند و بسیاری از سلیقه‌ها را راضی خواهند کرد. اما فراموش نکنید که اگر از آن دسته افراد سخت پسند هستید و یا از واچ‌فیس‌های پیش‌فرض خسته شده‌اید، می‌توانید از میان ده‌ها واچ‌فیسی که در گوگل‌پلی وجود دارد یکی را برای خود برگزینید.

در مورد واچ‌فیس‌های پیش‌فرض، شما قابلیت تغییر عقربه‌ها، جایگاه آن‌ها، اطلاعات نمایش داده شده و آیکون‌ها را خواهید داشت تا آن‌ها را دقیقا به چیزی که برای شما مناسب است تبدیل کنید.

از دیگر قابلیت‌های این اپلیکیشن، تنظیم چینش تایل‌ها یا همان ویجت‌ها، تنظیم کوئیک پنل، مدیریت اپ‌های ساعت و همچنین تغییر در چینش آن‌هاست. و واضحا به تنظیمات کلی ساعت مانند صفحه‌نمایش و اسپیکر‌ها دسترسی خواهید داشت.

هنگام کار با خود ساعت نیز شما دسترسی راحتی به بخش‌های مختلف آن خواهید داشت. در صفحه اصلی یا همان واچ‌فیس که باشید، با پایین کشیدن انگشت خود از بالا، با منویی مشابه کنترل سنتر در اندروید مواجه خواهید شد که به شما اجازه روشن یا خاموش کردن وای‌فای، بلوتوث و از این دست را خواهد داد.

اگر انگشت خود را از پایین به بالا بکشید، با اپلیکیشن‌های ساعت روبه‌رو می‌شوید و با جابه‌جایی میان آن‌ها می‌توانید یکی را انتخاب کنید.

اگر به چپ بروید می‌توانید نوتیفیکیشن‌های خود را بخوانید و اگر به راست بروید با تایل‌ها یا ویجت‌ها روبه‌رو خواهید شد. شما می‌توانید این تایل‌ها را با توجه به نیاز خود بچینید تا برای مثال با دسترسی سریع‌تری به بخش کنترل آهنگ برسید.

اپلیکیشن‌های پیش‌فرض ساعت شامل اپ‌های سامسونگ و گوگل به صورت ترکیبی می‌شود. برای مثال در بخش‌های سلامت، پرداخت و همچنین پیام، از اپ‌های سامسونگ استفاده شده است.

یکی از دیگر ایراداتی که به این ساعت وارد است دستیار صوتی آن است. شما با این ساعت فقط به استفاده از بیکسبی محدود خواهید بود و به گوگل اسیستنت دسترسی نخواهید داشت. بیکسبی در فهمیدن دستورات به خوبی عمل کرده، اما نسبت به گوگل اسیستنت از فرمان‌های کمتری پشتیبانی می‌کند.

در نهایت نیز مانند نسل قبل، این ساعت از کیبورد T9 بهره می‌برد و همچنان کارآمد است. البته که نباید از آن توقع زیادی داشت چراکه تایپ کردن بر روی یک ساعت هوشمند ممکن است برای بسیاری دشوار باشد اما در نوع خود خوب عمل می‌کند.

جمع‌بندی بررسی گلکسی واچ 4

درنهایت باید گفت که این ساعت رقیب بسیار خوبی برای اپل‌واچ و دیگر ساعت‌های هوشمند است. این ساعت هرآنچه را که از آن انتظار دارید، در اختیار شما خواهد گذاشت. این ساعت چه از لحاظ سخت‌افزاری و چه نرم‌افزاری نزدیک به کامل بوده و هم‌خوانی خوبی را نیز میان این دو برقرار کرده است. برخی ایرادات کوچک مانند نبود گوگل اسیستنت نیز می‌تواند با آپدیت نرم‌افزاری برطرف شود، چه بسا که ساسونگ اعلام کرده است که به‌زودی دستیار صوتی گوگل نیز بر روی این ساعت در دسترس خواهد بود.

نقاط قوت

سخت‌افزار و نرم‌افزار یک‌پارچه

صفحه‌نمایش عالی و بدون نقص

امکانات سلامتی کامل به همراه سنسور سنجش چربی بدن

سیستم‌عامل بهبود یافته

حاشیه چرخان کاربردی

واچ‌فیس‌های متنوع و اپلیکیشن‌های فراوان

 

نقاط ضعف

در دسترس نبودن دو قابلیت سلامتی در ایران

بزرگ بودن هر دو سایز کلاسیک برای برخی از مچ‌ها

ناسازگاری با آیفون و نبود برخی امکانات در گوشی‌های غیرسامسونگی

 

 

نوشته نقد و بررسی ساعت هوشمند گلکسی واچ 4 کلاسیک سامسونگ: چرخ زمانه! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

تاثیر خرید اکتیویژن بلیزارد توسط مایکروسافت بر روی صنعت بازی

در این مقاله قصد داریم تا تاثیر خرید 70 میلیارد دلاری اکتیویژن بلیزارد، توسط مایکروسافت بر روی صنعت بازی و دیگر کمپانی‌ها را بررسی کنیم.

کمپانی مایکروسافت با خرید‌های اخیر خود در حوزه استودیو‌های بازی‌سازی برای ایکس باکس، بسیاری را شگفت‌زده کرده است. ایکس باکس در سال گذشته با خرید آخر خود یعنی کمپانی زنیمکس و استودیو‌های بتسدا، با قیمت ۷ میلیارد دلار، یکی از گران‌قیمت‌ترین خرید‌های تاریخ صنعت بازی‌سازی را رقم زده و باعث حیرت‌زدگی بسیاری از جوامع شد. این تصمیم مایکروسافت، مالکیت بسیاری از عناوین مهم صنعت بازی را به وی بخشید، از جمله الدراسکرولز و فال‌اوت.

اما اخیرا فیل اسپنسر، مدیرعامل ایکس باکس، از خرید جدید این کمپانی خبر داد که می‌توان گفت خرید قبلی آن یعنی بتسدا هیچ حرفی در برابرش برای گفتن ندارد. اسپنسر اعلام کرد که مایکروسافت کمپانی اکتیویژن بلیزارد را با قیمت دیوانه‌وار ۶۸.۷ میلیارد دلار خریداری کرده است. تقریبا می‌توان گفت که خرید جدید این کمپانی ۱۰ برابر خرید قبل ارزش دارد.

البته بی‌دلیل هم نیست، کمپانی اکتیویژن صاحب عناوین و آی‌پی‌های بسیار با ارزشی بوده و سالانه درآمد بسیار زیادی دارد. این کمپانی استودیو‌های زیر را شامل می‌شود:

  • Activision Publishing
  • Blizzard Entertainment
  • Beenox
  • Demonware
  • Digital Legends
  • High Moon Studios
  •  Infinity Ward
  • King, Major League Gaming
  • Radical Entertainment
  • Raven Software
  • Sledgehammer Games
  • Toys for Bob
  • Treyarch

همچنین برخی از آی‌پی‌هایی که مایکروسافت با خرید این کمپانی صاحب خواهد شد شامل عناوین زیر است:

  • Call of Duty
  • Warcraft
  • Candy Crush
  • Tony Hawk
  • Diablo
  • Overwatch
  • Spyro
  • Hearthstone
  • Guitar Hero
  • Crash Bandicoot
  • StarCraft

بسیاری از این عناوین هر ساله درآمد‌های سرسام‌آوری برای اکتیویژن داشته است که حال این درآمد برای ایکس باکس خواهد بود. البته توجه داشته باشید، فیل اسپنسر اضافه کرد که قرارداد این خرید هنوز بسته نشده است. این فرآیند برای خرید بتسدا نیز بسیار زمان‌بر بود اما اگر مشکلی غیرمنتظره پیش نیاید، قرارداد بسته خواهد شد. گفته می‌شود که این فرآیند در سال مال ۲۰۲۳ نهایی خواهد شد.

فیل اسپنسر گفت: “تا زمانی که این قرارداد بسته شود، Activision Blizzard و Microsoft Gaming به طور مستقل به فعالیت خود ادامه خواهند داد. پس از تکمیل معامله، Activision Blizzard  به من به عنوان مدیر عامل Microsoft Gaming گزارش خواهد داد”.

وی افزود: “پس از بسته شدن، ما تا جایی که می‌توانیم بازی‌های Activision Blizzard را در Xbox Game Pass و PC Game Pass ارائه خواهیم کرد. همچنین امروز اعلام کردیم که Game Pass اکنون بیش از 25 میلیون مشترک دارد. مثل همیشه، ما مشتاقانه منتظر ارائه‌ بازی‌های بهتر به Game Pass هستیم”.

در آخر وی افزود که بازی‌های این کمپانی بر روی بسیاری از پلتفرم‌ها تجربه می‌گردد و قصد دارند تا به حمایت از این جوامع ادامه دهند. حال قصد داریم تا در این مطلب تاثیر این خرید بزرگ را بر روی صنعت بازی بررسی کنیم و سعی کنیم که نتایج احتمالی را پیش‌بینی کنیم.

تاثیر این خرید بر روی استودیو‌های اکتیویژن بلیزارد

در چند ماه اخیر شکایت‌های بسیاری از اکتیویژن توسط کارمندان آن رخ داد و در پی آن، سهام اکتیویژن 30 درصد سقوط داشت. حتی در فروش بازی‌ها به مشکل خورده بود و گویا توان مدیریت مناسب استودیوها را از دست داده بود. این موضوع از دید مایکروسافت، فرصت مناسبی بود و به اکتیویژن پیشنهاد خود را داد.

شرایط کارمندان اکتیویژن رفته رفته بد‌تر می‌شد و در ماه‌های اخیر مورد بحث بسیاری از رسانه‌ها بود. از فشار کاری بالا گرفته تا آزار و اذیت‌هایی که از طرف برخی از کارمندان گزارش می‌شد. این درحالی بود که مدیران این مجموعه هیچ قدمی در بهبود این شرایط برنمی‌داشتند و کمک و راه حلی به کارکنان مورد آزار قرار گرفته ارائه نمی‌دادند. در مراسم گیم‌اواردز برای مثال، جملاتی برای همدردی با این کارکنان گفته شد و درکل بسیاری از رسانه‌ها برای شرایط جامعه بزرگ بازیکن‌ها و بازی‌ساز‌ها ابراز نگرانی می‌کردند.

از دیگر شرایط بدی که در استودیو‌ها حاکم بود، نبود آزادی برای گسترش ایده‌ها و خلاقیت آن‌ها بوده است. گویا مدیران این مجموعه فقط به فکر درآمد بوده‌اند و چه راهی بهتر از کالاف‌دیوتی!

برای مثال استودیو تویز فور باب نسخه جدید کرش را نام Crash Bandicoot 4: It’s About Time عرضه کرد. بازی نمرات خوبی گرفت و فروش خوبی نیز داشت و به‌ همین دلیل ساخت نسخه بعدی آن آغاز اما در نهایت کنسل شد زیرا اکتیویژن تمام تمرکز خود را بر روی سری COD گذاشته بود. کنسل شدن بازی و کمک کردن به ساخت COD: Warzone، به تویز فور باب تحمیل شده بوده و این موضوع باعث ایجاد اختلافات زیادی بین این استودیو و اکتیویژن شد که در نهایت منجر به خروج چند نفر از مهم‌ترین افراد استودیو، از تویز فور باب بود.

درنهایت، کاهش کیفیت بازی‌های این پابلیشر مانند کال‌اف‌دیوتی، بسیاری را آزار می‌داد. با انتشار سالانه از مجموعه COD، در روندی تکراری از بازی‌ها قرار گرفته بودیم که هر کدام تفاوت کمی با دیگری داشت.

از سوی دیگر، ایکس باکس در سال‌های اخیر نشان داده و بسیار ادعا داشته است که شرایط کارکنانش به اندازه مخاطبینش اهمیت دارد و به توسعه‌دهندگان فضای کافی را می‌دهد. این موضوع باعث می‌شود که به آینده وضعیت استودیو‌های اکتیویژن بلیزارد امیدوار شویم.

ایکس باکس با مالکیت این کمپانی ریسک بزرگی کرده است زیرا اگر نتواند شرایط آن را بهتر کند تمام ادعاهایش مبنی بر اهمیت وضعیت کارکنان، غلط از آب درمی‌آید.

همچنین سخنانی از خارج شدن سری COD از روند عرضه سالانه به گوش می‌رسد که با توجه به سابقه ایکس باکس زیاد هم دور از انتظار نیست. بیشتر شدن فاصله عرضه عناوین این مجموعه می‌تواند به کیفیت و تفاوت بیشتر آن‌ها با یکدیگر منجر شود که خبر خوبی برای طرفداران این مجموعه است.

در نهایت ایکس باکس همواره ادعا داشته و ثابت کرده که دست استودیو‌های تحت مالکیت خود را برای خلاق بودن باز می‌گذارد. مایکروسافت به نظر به استودیو‌های خود اهمیت می‌دهد و به آن‌ها اجازه ساخت و توسعه دیگر آی‌پی‌های این شرکت را خواهد داد.

تاثیر این خرید بر روی پلی‌استیشن و سونی

قطعا سونی باید احساس نگرانی و خطر کند، هر چه نباشد تقریبا هرساله یکی از پرفروش‌ترین عنوان Third Party از مجموعه کال‌آف‌دیوتی است. عنوان ونگارد در سال گذشته دومین بازی پرفروش در پلی‌استیشن استور بود و سونی باید یک فکر جدی برای این جای خالی بکند.

طبق گفته‌های مایکروسافت و عملکردی که از این کمپانی با بتسدا دیدیم، عناوین آنلاینی که روی تمامی پلتفرم‌ها وجود دارند برای مثال وارزون به کار خود ادامه خواهند داد. همچنین تا بسته شدن قرارداد، عناوین بعدی این مجموعه را بر روی کنسول‌های سونی خواهیم دید. گفته می‌شود که جدای از زمان بسته شدن قرار‌داد، سه عنوان بعدی COD که یکی از آن‌ها امسال و دوتا در سال آینده عرضه خواهد شد، بر روی کنسول‌های پلی‌استیشن در دسترس خواهد بود. اما از آن به بعد، به احتمال زیاد عنوان کال‌اف‌دیوتی فقط برروی پلتفرم‌های ایکس‌باکس و ویندوز قابل تجربه خواهد بود.

نبود این مجموعه و دیگر مجموعه‌های اکتیویژن بر روی پلتفرم پلی‌استیشن قطعا بسیاری از کاربران آن را به مهاجرت مجبور خواهد کرد. این که سونی دقیقا چه کاری می‌تواند انجام دهد سوال سختی است و هر راه حل خوبی و بدی‌های خودش را خواهد داشت.

واضحا ساخت یک آی‌پی جدید برای رقابت با COD پیشنهاد منطقی و محتملی به نظر نمی‌رسد. بازگرداندن و احیای مجموعه‌های قبلی مانند کیل‌زون نیز بیشنهاد دشواری است. از طرفی ایکس‌باکس با گسترش کاتالوگ خود در گیم‌پس قطعا مخاطبان بیشتری جذب خواهد کرد. چه بسا که تا به امروز نیز به 25 میلیون کاربر دست پیدا کرده است.

سونی قطعا یکی از دوران‌های سخت خود را می‌گذراند و حملات زیادی را باید پاسخ دهد. از رقیب برای گیم‌پس گرفته تا پرکردن جای کال‌اف‌دیوتی و دیگر عناوین مهم اکتیویژن بلیزارد.

تاثیر این خرید بر روی مایکروسافت و ایکس‌باکس

در این میان اما بیشترین سود را قطعا مایکروسافت خواهد برد. با خرید این پابلیشر، مایکروسافت به تقویت گیم‌پس ادامه خواهد داد و همانطور که از ابتدا پیدا بود، هدفش نیز همین است.

به احتمال زیاد سری COD عنوان پرفروش‌ترین بازی سال را از دست خواهد داد اما این موضوع اهمیت زیادی برای مایکروسافت نخواهد داشت. مهم آن است که مخاطبین گیم‌پس بسیار بیشتر خواهد شد و تنها دغدغه ایکس‌باکس نیز همین است.

اگر بگوییم که سونی پرچم‌دار سوم‌شخص- اکشن ماجراجویی داستان محور است، مایکروسافت پرچم شوتر‌ها را به دست گرفت. با کنترل عناوین Doom، Quake، Halo، Call of Duty، Overwatch و Wolfenstein که هر کدام از سری‌های بزرگ اول شخص شوتر هستند و عناوین جدید اما موفقی همچون Death Loop، قطعا ایکس‌باکس به محل خوبی برای علاقه‌مندان این سبک از بازی تبدیل شده است.

اکتیویژن

فروش اولیه کنسول‌های نسل نهم از تمامی نسل‌ها بیشتر بوده است. این جامعه و صنعت در حال گسترش است و مایکروسافت قصد دارد سهم بزرگی از آن را داشته باشد و همچنین نشان داده که حاضر است برای رسیدن به هدفش پول زیادی خرج کند.

تاثیر خرید اکتیویژن بلیزارد بر صنعت بازی

خرید اکتیویژن بلیزارد مایکروسافت را یک قدم به تقویت و همه‌گیر کردن گیم‌پس نزدیک کرده است. بسیاری از بازیکن‌ها گیمر‌های کژوال هستند و بیشتر وقت خود را صرف یک عنوان خاص می‌کنند. عنوان‌هایی مانند وارکرفت، کال‌اف‌دیوتی، اورواچ و یا الدر اسکرولز. برای این دسته از افراد خرید یک سرویس اشتراکی بدون نیاز حتی به کنسول و سخت افزار شاید منطقی‌تر به نظر برسد.

اکتیویژن

مایکروسافت قصد دارد تا خدمات خود را در عرضه بازی به نتفلیکس شبیه‌تر کند و روزی برسد که گیم‌پس در کنار ایکس کلود، صرفا یک اپلیکیشن بر روی گوشی و یا تلویزیون کاربران باشد که صرفا با خرید یک کنترلر و به سرعت، این بازیکن‌ها مشغول به تجربه عنوان مورد علاقه خود شوند.

اکتیویژن

به نظر می‌رسد که دیگر کمپانی‌ها نیز از عرضه یک رقیب برای گیم‌پس ناگزیر هستند چون در غیر این صورت به احتمال زیاد بازی را خواهند باخت. در نتیجه هر روز قدمی به کمرنگ شدن نیاز به سخت‌افزار و یک کنسول، نزدیک‌تر می‌شویم.

البته که این موضوع به معنای حذف کنسول‌ها از بازار نیست و بسیاری از هاردکور گیمر‌ها و کسانی که به تجربه عناوین مختلفی علاقه دارند همچنان به یک جعبه در زیر تلویزیون خود نیاز دارند و کنسول‌ها برای مدت زیادی بخشی از درآمد بخش بازی مایکروسافت خواهند بود.

نظر شما در مورد خرید اکتیویژن چیست؟ آیا از این اتفاق خوش‌حال شدید؟ نظرات خود را با ما و دوستانتان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

نوشته تاثیر خرید اکتیویژن بلیزارد توسط مایکروسافت بر روی صنعت بازی اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.