تفاوت بین Clear Cache و Clear Data در اندروید چیست؟

برخی اوقات زمانی که مدت ها از خرید گوشی مان می گذرد و روی آن شمار زیادی نرم افزار نصب کرده ایم، شاهد اختلالات در عملکرد گوشی و نرم افزار ها می شویم. در این حالت اولین کاری که به ذهنمان می رسد خاموش و روشن کردن گوشی است! تا اینجا کار منطقی است اما اگر مشکل هم چنان پا بر جا بود قبل از اینکه به فکر ریستارت گوشی باشید، باید سری به کش و یا دیتای اپلیکیشن ها بزنید.

بعضی اوقات دقیقا هنگام کار کردن با یک نرم افزار خاص با مشکل هنگ کردن گوشی یا نرم افزار روبرو می شویم.

در چنین شرایطی باید تنها اقداماتی روی نرم افزار مورد نظر انجام دهیم. اگر از متخصصان در این باره بپرسید بدون هیچ چون و چرایی به شما می گویند:

یا کش نرم افزار را پاک کن و یا دیتای آن را حذف کن!

البته افرادی که بدون تامل دست به چنین کاری می زنند گاهی شاکی می شوند اما در ۹۹ درصد موارد مشکل هنگ شدن برنامه حل می شود. اما گویا آی تی در ابتدای این آموزش قصد دارد تفاوت بین این دو گزینه را به شما بگوید و بعد به شما بیاموزد که چگونه کش ها را پاک یا دیتا ها را حذف کنید.

پاک کردن دیتا Clear Cache و Clear Data

کش برنامه چیست؟

کش حافظه ای موقت است که به اپلیکیشن ها اختصاص داده می شود تا برخی اطلاعات پایه ای شان را در آن قرار دهند. با این کار، وقتی شما اپلیکیشن را باز می کنید، دیگر نیازی به دسترسی به دیتاها و اطلاعات پایه ای نرم افزار برای اجرا نیست. وجود کش موجب می شود که سرعت سیستم و گوشی و نرم افزار افزایش پیدا کند. برای اینکه بدانید تفاوت سرعت ها چقدر است یک برنامه جدید را دانلود و نصب کنید. برای بار اول که آن را راه اندازی می کنید، شاهده گذشت ثانیه های زیادی خواهید بود. اما برای بار دوم چنین نیست و سریع تر از حالت اول نرم افزار لود می شود.  این موضوع در مورد سایت ها هم واقعیت دارد.

دیتای برنامه چیست؟

دیتای برنامه در واقع اطلاعاتی است که شما به عنوان کاربر به برنامه می دهید تا برنامه را از آن به بعد طبق آن داده ها مدیریت کنید. مثلا یک نمونه خیلی آشنا در این باره، اطلاعاتی است که به نرم افزارهای تناسب اندام می دهید. فرض می کنیم که شما یک نرم افزار فیتنس را روی گوشی تان نصب کرده اید. مسلما باید به آن میزان وزن، سن، قد و مواردی نظیر این را شناسانده باشید. به این اطلاعات دیتا گفته می شود. گاهی با پاک کردن دیتا برنامه دوباره کار مرسوم خود را در پیش می گیرد اما اطلاعاتتان از دست خواهند رفت.

زمانی که کش برنامه را حذف می کنید فقط با افزایش سختی اولیه هنگام باز کردن مجدد برنامه روبرو خواهید بود اما اگر دیتا را پاک کنید اطلاعات مربوط به نرم افزار از بین خواهد رفت. این کار نرم افزار را به حالت پیش فرض می برد. حالت پیش فرض همان حالتی از نرم افزار است که شما تازه آن را دانلود و نصب کرده اید! به عبارتی بعد از پاک کردن دیتا از گوشی، نرم افزار کاملا خام خواهد بود.

نکته: وقتی که دیتای اپلیکیشنی را حذف می کنید تنها دیتای مربوط به همان نرم افزار پاک می شود و دیتاهای دیگر نرم افزارها کماکان سرجای خود خواهند ماند. بنابراین هنگام پاک کردن دیتا دقت کنید که به آن اطلاعات احتیاج نداشته باشید.

چه زمانی می توان این دیتا ها و کش ها را پاک کرد؟

علاوه بر زمانی که نرم افزار یا گوشی هنگ می کند، زمانی پیش می آید که لازم است فضای بیشتری در گوشی خود آزاد کنید. یکی از بهترین کارها پاک کردن کش ها و دیتاهایی است که مطمئنید حجم زیادی اشغال کرده اند. مثلا اپلیکیشن های ویدیو یا پادکست که ارائه دهنده فیلم یا پادکست های زیادی هستند گاهی تا چند گیگابایت از فضای حافظه را اشغال می کنند. در چنین شرایطی پاک کردن این دیتا ها عاقلانه است.

آموزش حذف کش برنامه یا دیتای برنامه ها 

توصیه گویا آی تی به شما این است که هر چند مدت یکبار برای بهبود کارایی گوشی خود، کش برخی نرم افزارها را حذف کنید. برای این کار روال زیر را دنبال کنید:

ابتدا از هر طریقی که راحت تر هستید وارد بخش تنظیمات گوشی خود شوید

از ان جا گزینه Apps را پیدا کنید و اجرا کنید

بعد از اجرا گزینه all را انتخاب کنید

پاک کردن کش

در این جا لیست اپلیکیشن ها را مشاهده می کنید. می توانید نرم افزار هایی که فضای زیادی را اشغال کرده اند را مشاهده کنید. یکی از این نرم افزارها را باز کنید و گزینه Clear Cache را لمس کنید.

پاک کردن کش

نکته: در اندروید ۶ ابتدا باید گزینه ذخیره سازی را انتخاب و بعد Clear Cache را لمس کنید.

با این کار کش برنامه مورد نظر به طور کامل حذف می شود و فضای حافظه بیشتر خواهد شد.

اگر می خواهی کش تمام برنامه ها را به یک باره حدف کنید گام های زیر را مد نظر قرار دهید:

ابتدا وارد بخش ذخیره سازی Storage شوید

در این جا با گزینه ای روبرو می شوید که با نام Cached Data یا Saved Data نمایش داده می شود.

گزینه ی مورد نمایش را لمس کنید. با این کار برنامه از صحت این عمل شما دوباره سوال می کند. وقتی تایید را بزنید تمام کش های اپلیکیشن ها حذف می شوند.

برای اینکه دیتای برنامه ها را پاک کنید، در همان قسمت اپلیکیشن ها، وقتی روی نرم افزارها ضربه می زنید و ویژگی های آن ها را مشاهده می کنید، در کنار امکان پاک کردن کش، امکان پاک کردن دیتا نیز مشاهده می کنید. البته این گزینه تنها برای اپلیکیشن هایی فعال می شود که دیتا پذیر باشند. با فشردن این دکمه دیتای اپلیکیشن مورد نظر به طور کامل پاک می شود.

 پاک کردن کش

از این به بعد هر وقت با مشکل کمبود فضا روبرو شدید علاوه بر پاک کردن دیتاهای اپلیکیشن هایی مثل واتس اپ و تلگرام، نسبت به پاک کردن کش و دیتای برنامه های پرحجم نیز اقدام کنید.

نظرتان در مورد این آموزش چیست؟ آیا تا کنون تجربه پاک کردن کش و دیتا را داشته اید؟ نظر خود را با ما در میان بگذارید و این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

آموزش افزایش سرعت اینترنت در ویندوز ۱۰

افرادی که ویندوز خود را به آخرین نسخه ویندوز بروز رسانی می کنند، عموما با مشکل افت سرعت اینترنت روبرو می شوند. اگر شما نیز در چنین شرایطی واقع شوید مطمئنا ابتدا با سرویس خدماتی اینترنت خود تماس می گیرید. اما مشکل عمده بخاطر تغییراتی است که در بروز رسانی ویندوز ده رخ داده است.

Window Auto Tuningg

مایکروسافت از زمان ارائه ویندوز نه چندان موفق ویستا، قابلیت Window Auto Tuningg را در ویندوزهای خود گنجانده و نسل به نسل آن را پرورش داده است. این قابلیت که در واقع به عنوان یک میزان ساز خودکار در ویندوز مورد استفاده قرار می گیرد برای بهبود عملکرد نرم افزارهایی بکار می رود که داده های   tcp را از طریق شبکه دریافت می نمایند. با این حال بروز برخی اختلال ها هم طبیعی است.

مدیریت ویژگی Window Auto Tuningg

در مرحله اول، وضعیت میزان سازی خودکار ویندوز یا Window Auto Tuningg را باید تست کنید. اگر فعال نباشد، به احتمال زیاد سرعت اینترنت شما را خیلی تحت تاثیر قرار خواهد داد و آن را کم خواهد کرد.

Window Auto Tuningg

برای اینکه این وضعیت را بررسی کنید و پارامتر ها را چک کنید، نیازی به دسترسی administrator نیست. برای این کار گام های زیر را طی کنید:

۱- دکمه نمایانگر ویندوز را کلیک کنید و در آن جا عبارت cmd.exe  را بنویسید. بعد در یک لحظه همراه با هم دکمه های شیفت و کنترل را باهم بگیرید و دکمه اینتر را فشار دهید

۲- با این کار پنجره UAC  یا  دسترسی سطح کاربر باز خواهد شد.

۳- در خط فرمان عبارت  netsh interface tcp show globa را وارد کرده و منتظر باشید.

حالا باید گزینه Receive Window Auto-Tuning Level را پیدا کنید. برای این کار باید در بخش TCP Global Parameters کمی جستجو کنید. این عبارت نباید در حالت غیر فعال یا disabled باشد. از این ویژگی برای بهبود اتصال های مبتنی بر پروتکل کنترل انتقال استفاده می شود. اگر این گزینه disabled است آن را فعال کنید. برای اینکه بدانید آیا واقعا این ویژگی روی سرعت اینترنت شما تاثیر دارد یا نه، قبل و بعد از تغییر تنظیمات توسط برخی سرویس های آنلاین سرعت اینترنت خود را در این دو شرایط اندازه گیری کنید.

اگر می خواهید قابلیت میزان ساز را غیر فعال کنید، در محیط خط فرمان ویندوز قطعه کد زیر را وارد کنید و آن را اجرا نمایید.

netsh int tcp set global autotuninglevel=disabled

اگر تنظیمات به درستی صورت گرفته باشند در انتهای پنجره کلمه ok را خواهید دید.

افزایش سرعت اینترنت ویندوز 10

در صورت تنظیم شدن صحیح ارزش غیرفعال‌سازی، کلمه‌ی OK در زیر فرمان یاد شده به منظور تایید کار، نمایان خواهد شد. همچنین دوباره می‌توانید با اجرای فرمان netsh interface tcp show global again، از صحت انجام کار اطمینان حاصل کنید.

بعد از تست سرعت اینترنت از قطعه کد زیر استفاده کنید تا دوباره، تنظیمات میزان ساز را به حالت اولیه برگردانید و آن را فعال کنید.

netsh int tcp set global autotuninglevel=normal

در این مرحله هم اگر کار به درستی صورت گرفته باشد با کلمه ok در انتها روبرو خواهید بود.

آیا با انجام این تنطیمات توانستید در سرعت اینترنت خود در ویندوز ۱۰ بهبودی ایجاد کنید؟ نظر خود را در این باره با گویا آی تی در میان بگذارید. همچنین اگر تجربه ای برای افزایش سرعت نت خود دارید آن را در بخش نظرات بنویسید. در انتها این مطلب را روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

بررسی هدست بلوتوثی Sony Xperia Ear

معرفی

اولین دستگاهی که حدود شش سال پیش مورد بررسی قرار دادم، هدست بلوتوثی بود که برای برقراری تماس‌های تلفنی به کار می‌رفت، اما نمی‌توانست کار دیگری بکند. با گذشت زمان حالا به جایی رسیده‌ایم که مقایسه‌ی آن هدست‌های بلوتوث با Xperia Ear مثل مقایسه‌ی تلفن لیوانی و آخرین نسل از تلفن‌های هوشمند پرچمدار است. یا به عبارت دیگر Xperia Ear می‌تواند کارهایی بکند که خیلی فراتر از گرفتن یک تماس ساده می‌باشد.

Xperia Ear طراحی شده تا دستیار شخصی شما باشد؛ دستیاری که برنامه ی زمانی شما را می‌داند، به پرسش‌هایتان پاسخ می‌دهد، شما را در هنگام پیاده‌روی یا رانندگی راهنمایی می‌کند و تماس‌ها و ارتباطات نوشتاری‌تان را هم مدیریت می‌کند. با کمک این دستیار به راحتی می‌توانید با دنیای پیرامون خود ارتباط برقرار کنید، بدون این که نیاز باشد تا به دفعات زیاد موبایل خود را از جیب‌تان درآورید. این‌ها انتظاراتی است که از Xperia Ear داریم، ولی آیا این دستگاه آن قدر خوب هست که ارزش ۲۰۰ دلار پول را داشته باشد؟ من یک هفته از آن استفاده کردم تا پاسخ سوال را بدانم.

چه چیزی در جعبه است؟

  • هدست Xperia Ear سونی
  • کیس باتری برای شارژ و حمل
  • قالب‌های گوش کوچک، متوسط و بزرگ
  • پایه‌های هدست کوچک، متوسط و بزرگ
  • دفترچه‌ی راهنما و برگه‌ها دیگر

طراحی و راحتی

sony-xperia-ear-bluetooth-headset-review-026

Xperia Ear کوچک و سبک است و طوری طراحی شده تا بر اساس آناتومی لاله‌ی گوش باشد، بنابراین به خوبی در گوش قرار گرفته و همان جا می‌ماند. به علاوه با توجه به این که سونی اندازه‌های مختلف قالب گوش و پایه‌ی هدست را در جعبه‌ی دستگاه قرار داده، می‌توانید بهترین ترکیب ممکن را برای گوش خود پیدا کنید. من از پایه‌ی هدست متوسط استفاده کردم و در هنگام تست هم هیچ وقت هدست‌ها اتفاقی از گوشم نیفتاد. مضاف بر این، به دلیل این که دستگاه مجزا و فاقد جذابیت است، از دید عموم توجه چندانی جلب نمی‌کند.

با وجود این که استفاده‌ی طولانی مدت از Xperia Ear خیلی راحت نبود، اما شکل یا اندازه‌ی آن نقشی در این قضیه نداشت. هنگامی که از قالب بزرگ هدست استفاده کنید، متوجه می‌شوید که عملاً نسبت به دنیای بیرون کر شده‌اید. این مسئله گیج‌کننده و رنج‌آور است، و باعث می‌شود که صدای فرد درون گوشش بپیچد. راه‌حل این مشکل این است که از قالب کوچک‌تری استفاده کنید که تمام مجرای گوش را مسدود نکند. ولی استفاده از این قالب‌های کوچک به خوبی قالب‌های بزرگ نیست. سرانجام عادت کردم که کل روز از این هدست استفاده کنم، اما نمی‌توانم بگویم که اوقات خوبی داشتم. ولی از آن جایی که شکل گوش هر فرد متفاوت است، ممکن است تجربه‌ی شما با من فرق بکند. شاید اندازه‌ی هدست برای گوش شما مناسب‌تر از گوش من باشد.

Xperia Ear یک دکمه‌ی فیزیکی هم دارد که اگرچه وجود آن چندان مشخص نیست، ولی اگر هدست را لمس کنید پیدا کردن آن خیلی مشکل نخواهد بود. از این دکمه برای ارتباط با هدست استفاده می‌شود؛ یعنی یک بار فشار دادن آن دستیار صوتی را در حالت گوش دادن قرار می‌دهد، می‌توانید هدست را طوری تنظیم کنید تا با فشار طولانی دکمه وظیفه‌ای خاص مثل فعال کردن Google Now یا تماس با یک مخاطب مشخص اجرا شود.

در کنار این دکمه یک LED چند رنگ قرار دارد که وضعیت کلی دستگاه را نشان می‌دهد. نگران نباشید، این چراغ هر پنج ثانیه چشمک نمی‌زند تا به شکل اذیت کننده‌ای جلب توجه کند. LED فقط زمانی روشن می‌شود که Xperia Ear در حالت جفت شدن با یک دستگاه یا صحبت با شما باشد، و زمانی که شارژ هدست تمام شده باشد هم یک نور سبز روشن می‌شود.

 

تجربهی کاربری و عملکرد

sony-xperia-ear-bluetooth-headset-review-026

من Xperia Ear را با Xperia XZ سونی که جدیدترین پرچمدار اندرویدی این شرکت است جفت کردم. سپس گوگل پلی را باز کردم تا اپلیکیشن همراه Xperia Ear را نصب کنم. برای استفاده از آخرین ویژگی‌های این دستگاه باید جدیدترین نسخه‌ی اپلیکیشن مربوطه را داشته باشید. کل فرآیند نصب خیلی سرراست بود و حدوداً ۱۵ دقیقه طول کشید. دانلود یک بسته‌ی صوتی و آخرین فرم‌ور Ear هم جزوی از این فرآیند بود.

البته به یاد داشته باشید که Xperia Ear با سایر دستگاه‌های اندرویدی که ساخته‌ی شرکت سونی نباشند هم کار می‌کند، منتهی این دستگاه‌ها حداقل باید مجهز به اندروید ۴.۴ یا کیت‌کت باشند. صاحبان آیفون هم می‌توانند از این هدست استفاده کنند، ولی در این صورت امکان استفاده از دستیار سونی وجود نخواهد داشت. اگر پس از جفت شدن با آیفون، دکمه‌ی روی هدست را فشار دهید، در عوض سیری اجرا می‌شود که به عنوان یک جایگزین خیلی هم بد نیست.

حالا سوالی که پیش می‌آید این است که چه کارهایی می‌توانیم با دستیار سونی انجام دهیم و این دستیار چقدر موفق است؟ در ابتدا باید بگوییم که Xperia Ear قادر به اجرای دستورات اساسی مثل گرفتن تماس و فرستادن پیامک یا تنظیم هشدار ساعت و تایمر می‌باشد. این دستیار صوتی به خوبی توانست نام مخاطبان من را شناسایی کرده و دستوراتی که ممکن است بگویم را تفسیر کند. علاوه بر این می‌تواند به تقویم شما قرار ملاقات جدید اضافه کند و بدون مشکل برنامه‌ی زمانی‌تان را بررسی کند.

به علاوه، عملکرد Xperia Ear به قلمرو اپلیکیشن‌های شخص ثالث هم کشیده می‌شود؛ یعنی همه‌ی ایمیل‌ها یا پیام‌های دریافت شده در فیسبوک، واتس‌اپ، Hangouts یا توئیتر را هم می‌توانید با کمک دستیار سونی بخوانید (اکثر پیام‌رسان‌های انگلیسی زبان در این دستیار پشتیبانی می‌شود). همچنین می‌توانید در ویکی‌پدیا به دنبال مطالب موردنظر خود بگردید و یا از گوگل مپس درخواست مسیریابی داشته باشید. یکی از ویژگی‌های هوشمندانه‌ی آن می‌تواند این باشد که بلافاصله پس از گذاشتن هدست در داخل گوش یک سری اطلاعات به شما ارائه شود. سپس با خارج کردن آن از گوش، به حالت بی‌صدا برود. علاوه بر این هدست می‌تواند حرکات سر را هم به عنوان Yes یا No شناسایی کند تا در هنگامی که نیاز به تایید شما وجود دارد، لازم نباشد چیزی بگویید.

و حالا چند مورد از معایب دستیار سونی را بگوییم. اول این که صدای دیجیتالی که در این دستیار صوتی استفاده شده به اندازه‌ی Google Now یا سیری واضح نیست. در هنگام خواندن ایمیل، با توجه به این که صدای دستیار سونی خیلی روان نیست، ممکن است نتوانید به درستی پیام را درک کنید. در وهله‌ی دوم، بعضی از کارها هنوز جای پیشرفت زیادی دارند. مثلاً وقتی از او می‌خواهیم تا ما را به یک مقصد مشخص هدایت کند، مسیر حرکت فقط بر روی موبایل نمایش داده می‌شود. مسیریابی تا زمانی که گوشی را از جیب خود در نیاورید و آن را در گوگل مپس تایید نکردید شروع نمی‌شود. همچنین با وجود این که به محض دریافت پیام در اپ‌های شخص ثالث می‌توانید به آن‌ها پاسخ دهید، ولی به جز قالب‌های متنی معمول نمی‌توانید پیام جدیدی بفرستید. و بدتر از همه‌ی این‌ها، نمی‌توانید از او بخواهید تا صدا را زیاد یا کم کند. نمی‌توانید به او بگویید تا آخرین پیام دریافتی را بخواند. و من هم هیچ وقت موفق نشدم تا هشدار یا یادآوری‌ای تنظیم کنم که از یک ساعت آینده جلوتر باشد. صرفا جهت اطلاع باید گفت که سیری و Google Now اکنون به سادگی قادر به اجرای چنین دستوراتی هستند.

sony-xperia-ear-bluetooth-headset-review-026

با وجود این که آرزو داشتم که همه‌ی مشکلات دستگاه به همین موارد ختم شود ولی چنین نیست. برای مثال گفتگوی من و Xperia Ear را بخوانید؛ در این گفتگو سعی دارم یک پیامک بفرستم:

من: *دکمه‌ی روی دستگاه را فشار می‌دهم تا دستیار صوتی فعال شود*

Xperia Ear: گوش می‌کنم… *صدای بوق* (در حقیقت Ear بعد از صدای بوق شروع به گوش دادن می‌کند، پس باید منتظر بوق بمانید)

من: Send a text message to Victor Hristov Mobile: “This is a test” یعنی «یک پیامک به موبایل Victor Hristov بفرست با این متن: این یک آزمایش است.»

Xperia Ear: آیا می‌خواهید به موبایل Victor Hristov پیامک بفرستید؟

من: بله

Xperia Ear: آیا می‌خواهید پیام شما چنین باشد: mobile this is a؟

من: نه

Xperia Ear: پیام‌تان چیست؟

من: This is a test

Xperia Ear: آیا می‌خواهید پیام شما چنین باشد: This is a test؟

من: بله

Xperia Ear: پیام شما به موبایل Victor Hristov ارسال شد.

و اما انجام همین کار با استفاده از Google Now:

من: *Google Now را فعال می‌کنم*

Google Now: *دو بار صدای بوق*

من: Send a text message to Victor Hristov Mobile: “This is a test, comma, probably the last one, smiley face” یعنی «یک پیامک برای موبایل Victor Hristov با این متن بفرست: این یک آزمایش است، ویرگول، احتمالاً آخرینش، شکلک خندان»

Google Now: پیام شما چنین است: This is a test, probably the last one :) می‌خواهید پیام ارسال شود یا ویرایش؟

من: ارسال

Google Now: بسیار خوب، پیام ارسال شد.

البته شما مجبور نیستید تا فقط از دستیار سونی استفاده کنید، و می‌توانید تاییدیه‌های عملیاتی را غیرفعال نمایید. به علاوه شاید بتوانید Xperia Ear را طوری پیکربندی کنید که با نگه داشتن دکمه‌ی روی بدنه Google Now اجرا شود. البته با چنین کاری، باز هم نوتیفیکیشن‌های کلامی از طریق راه‌حل سونی اعلام می‌شوند، ولی به هر حال قادر به دسترسی به Google Now و دستورات پیچیده‌تر خواهید بود.

کیفیت صدا و اتصال

اگرچه که Xperia Ear سونی یک محصول رده بالاست، ولی کیفیت صدا در حین تماس‌های صوتی معمولی در بهترین حالت متوسط است. این دستگاه به لطف قرار گیری محکم در مجرای گوش، به خوبی نویز پس‌زمینه را از بین می‌برد، اما صداهایی که از گوشی‌ها تولید می‌شود دیجیتالی شده و غیرطبیعی می‌شود. در طرف دیگر قضیه، چند نفر از کسانی که با آن‌ها صحبت کردم می‌گفتند که صدای من خفه شده که البته با توجه به فاصله‌ی زیاد بین دهان و میکروفن دستگاه طبیعی به نظر می‌رسد. نکته‌ی بدتر صدای بوق و وزوز مداومی است که چه در هنگام تماس و چه در زمان صحبت کردن با دستیار سونی در پس‌زمینه وجود دارد.

اما هنگامی که به فایل‌های رسانه‌ای مثل موسیقی گوش می‌کنم، کیفیت صدا واقعاً خوب است. من اغلب زمانی از Xperia Ear استفاده کردم که می‌خواستم بدون مزاحمت ویدیوهای یوتیوب را تماشا کنم. به علاوه به راحتی می‌توانید از این دستگاه برای چت کردن در اپلیکیشن‌هایی مثل اسکایپ یا پیام‌رسان فیسبوک هم استفاده کنید.

Xperia Ear با استفاده از بلوتوث ۴.۱ به دستگاه‌ها وصل می‌شود و به طور معمول اگر چیزی در بین راه نباشد، حتی در فاصله‌های ۱۰ تا ۱۲ متری هم یک ارتباط قوی برقرار می‌سازد. ولی من در طول آزمایشاتم در فاصله‌های خیلی نزدیک‌تر هم چندین بار به مشکل خوردم؛ که حتی بعضی اوقات گوشی داخل جیبم بود. علاوه بر این اتصال Xperia Ear چند بار هم خود به خود قطع شد که دلیل آن را نفهمیدم.

عمر باتری

مطابق با گفته‌های سونی زمان باتری این دستگاه در هنگام گفتگو ۴ ساعت است که بد نیست. به هر حال این مقدار برای راه انداختن کار بسیاری از مردم کافی است. البته میزان استفاده بسته به این که نحوه‌ی استفاده‌ی شما از Xperia Ear چگونه باشد ممکن است فرق بکند. در مورد من، با توجه به گوش دادن به موسیقی، پادکست و ویدیوهای یوتیوب، این مقدار کمتر از ۳ ساعت بود.

کاربران پرمصرف بهتر است کیس کوچک، سبک و راحت دستگاه را همراه داشته باشند تا میزان شارژ دستگاهشان در عمل سه برابر شود. این کیس می‌تواند تا ۳ بار هدست شما را به صورت کامل شارژ کند؛ که هر شارژ کامل هدست حدود ۳۰ دقیقه طول می‌کشد. به خاطر داشته باشید که کیس دستگاه تنها وسیله برای شارژ کردن هدست‌هاست، پس مراقب آن باشید.

نکته‌ی دیگر این که خود کیس به وسیله‌ی اتصال microUSB شارژ می‌شود، اما چنین کابلی درون جعبه قرار داده نشده است. هیچ شارژی برای پریز برق هم وجود ندارد. این قضیه در ابتدا کمی عجیب است، ولی با توجه به فراگیر بودن کابل‌های microUSB فکر می‌کنم که دیگر امروز همه حداقل یک نمونه از این کابل‌ها در اختیار دارند. با این حال از یک دستگاه ۲۰۰ دلاری انتظار می‌رود که لوازم جانبی کاملی داشته باشد.

جمع بندی

سونی در ساخت محصولات فوق العاده بی‌تجربه نیست. این شرکت ابتدا واکمن و پلی استیشن را به جهان معرفی کرد، بعد دوربین‌های دیجیتال و تلویزیون‌های شاخص را تولید نمود، و اکنون از سنسورهای تصویربرداری آن در اکثر تلفن‌های هوشمند موجود در بازار استفاده می‌شود.

افسوس که Xperia Ear سونی در بسیاری از زمینه‌ها ناامید کننده است. این دستگاه به عنوان یک هدست بلوتوث کیفیت صدای متوسطی در تماس‌های تلفنی دارد، و مشکل قطع و وصل شدن ارتباط با موبایل هم یکی از چیزهایی است که می‌تواند پرچم قرمز بزرگی برای اعتماد به این دستگاه باشد. راه‌حل سونی به عنوان یک دستیار شخصی کمی محدود و نپخته به نظر می‌رسد، چرا که در مقایسه با Google Now یا سیری چیز خاصی برای عرضه ندارد. به علاوه، مطمئنم که اکثر مردم در استفاده از دستورات صوتی از طریق هدست بلوتوث در محیط‌های عمومی حس خوبی نخواهند داشت.

البته Xperia Ear خوبی‌های مخصوص به خود را دارد. مثلاً می‌تواند اخبار، شرایط جوی و برخی از پیام‌های سریعی که دریافت کرده‌اید را به اطلاع شما برساند. ولی آیا این هدست تجمل‌گرایانه ۲۰۰ دلار می‌ارزد؟ فکر نمی‌کنم.

مزایا

قرارگیری محکم و امن در گوش

این دستگاه از نظر فنی برای تماس‌ها، شنیدن موسیقی و چت‌های صوتی/ویدیویی اپ‌های شخص ثالث کاربرد دارد

کیس قابل حمل راحت است و شارژ خوبی نگه می‌دارد

سرعت سریع شارژ از صفر تا صد

معایب

دستیار سونی نیاز به پیشرفت زیادی دارد

مشکلات گاه و بیگاهی در ارتباط وجود دارد

عدم وجود کابل شارژر در جعبه

 

 

آموزش ریست هارد گوشی هووای g510

برای تمامی گوشی ها این اتفاق می افتد که گاهی دچار اختلالاتی بشوند. گاهی اختلالات بوجود آمده بخاطر عملکرد نرم افزارهای داخلی گوشی است اما گاهی اپلیکیشن هایی که روی آن نصب می شوند مخل عملیات گوشی می شوند. اخیرا این موضوع در گوشی های هوواوی به طور مکرر دیده شده است. گویا آی تی در این قسمت از آموزش تصمیم دارد به آموزش روش ریست گوشی هواوی بپردازد.

عموما در تمامی گوشی ها، در عملیات فشردن دکمه پاور یک گزینه به نام ریستارت وجود دارد.

هنگامی که اختلالی رخ می دهد، می توان برای شروع این گزینه را تست کرد. با زدن این دکمه، گوشی خاموش و روشن می شود و برنامه ها از اجرا باز می ایستند تا عامل مخرب عملکرد صحیح گوشی، نیز متوقف شود.

 ریست هارد گوشی هووای g510

اما گاهی با ریست نرم و استفاده از این دکمه نمی توان مشکل را حل کرد. حتی گاهی گوشی به حالتی قرار می گیرد که نمی توان  گزینه های دکمه پاور را باز کرد. در چنین شرایطی بهترین کار، انجام ریست سخت است. ریست سخت یا هارد ریست در گوشی های اندرویدی تقریبا شبیه به هم می باشد اما ممکن است برای برندهای مختلف کمی موضوع متفاوت باشد.

چگونه گوشی هووای g510 را ریست کنیم؟

ابتدا گوشی را خاموش نمایید.

در مرحله بعد باید دو دکمه volume up و  power را با هم بگیرید. این دو دکمه را انقدر بگیرید که بتوانید لوگوی اندروید را مشاهده کنید.

وقتی لوگوی اندروید را مشاهده کردید، بعد از لحظه ای وارد حالت ریکاوری می شوید.

در این حالت دکمه هایی به شما نمایش داده می شود که باید بین آن ها حرکت کنید و گزینه مورد نظر را پیدا کنید.

در این حالت باید به دنبال گزینه wipe data/factory rese باشید. برای حرکت بین گزینه ها از دکمه های ولوم استفاده کنید. وقتی که به این گزینه رسیدید، نشان گر را روی آن قرار دهید ( یعنی آن را در حالت انتخاب قرار داده ) و بعد دکمه پاور را فشار دهید.

در ادامه سیستم از شما سوالی می پرسد که باید گزینه yes را انتخاب کنید.

بعد از انتخاب این گزینه مجددا پاور را بگیرید.

بعد از این کار، گوشی شما شروع به فرمت شدن می کند.

در ادامه باید دکمه reboot را انتخاب کنید و در نهایت دکمه پاور را بز بزنید

 کمی صبر کنید. گوشی شما ریست می شود.

 ریست هارد گوشی هووای g510

نکته بسیار مهمی که در هارد ریست وجود دارد این است که با این کار، تمام اطلاعات گوشی شما حذف می شود بنابراین قبل از این کار به این موضوع دقت داشته باشید و ترجیحا از محتویات گوشی خود بک آپ بگیرید.

نظر شما در مورد روش ریست سخت این گوشی چیست؟ آیا روش ریست کردن گوشی هواووی، در تمام گوشی های این برند یکسان است؟ در صورتی که در این باره تجربه ای دارید ان را در اختیار ما و دیگر کاربران گویا آی تی قرار دهید. همچنین اگر یک جایگزین برای ریست هارد می شناسید آن را در بخش نظرات ذکر کنید و این مطلب را در نهایت روی شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.

از گلکسی S4 تا گلکسی S7: مقایسه‌ی ۴ نسل از دوربین‌های تلفن‌های هوشمند سامسونگ

بر کسی پوشیده نیست که پرچمداران سامسونگ بهترین دوربین‌های بازار را در اختیار دارند. سال‌هاست که سامی برای پیشی گرفتن از رقبا مرزهای تصویربرداری با استفاده از تلفن‌های هوشمند را جابجا کرده و با همین جاه‌طلبی توانسته اعتبار خوبی برای کیفیت درخشان تصاویر خود به دست آورد.

یکی از قدم‌های آغازین این شرکت برای انجام یک حرکت جدی در زمینه‌ی بهبود دوربین‌های موبایل در زمان معرفی گلکسی S5 بود. این موبایل فناوری نوینی موسوم به ISOCELL را در سنسور خود داشت که در آن اساساً هر پیکسل به وسیله‌ی دیوارهای کوچکی از یکدیگر جدا می‌شد و در نتیجه باعث کاهش هم‌شنوی می‌شد که به معنای جزئیات واضح‌تر و نشت رنگ کمتر بود. گلکسی S6 همین تکنیک را با افزودن یک ماژول تثبیت کننده‌ی تصویر نوری (OIS) به منظور کاهش لرزش دوربین و تصویربرداری بهتر در شب بهبود بخشید. گلکسی S7 وضعیت سیستم فوکوس خودکار شناسایی که اکنون Dual Pixels نامیده می‌شود را بهتر کرد.

ما می‌توانیم کل روز در مورد مشخصات و خصوصیات نسل‌ها حرف بزنیم، ولی همه‌ی این‌ها در خروجی واقعی تصاویر چه نتیجه‌ای دارد؟ بگذارید ابتدا در مورد پیکسل‌ها صحبت کنیم و نگاهی به تصاویر واقعی بیندازیم.

در جدول زیر به صورت اجمالی می‌توانید نحوه‌ی پیشرفت مشخصات سخت‌افزاری ۴ نسل قبلی را ببینید:

Galaxy S4 Galaxy S5 Galaxy S6 Galaxy S7
Resolution ۱۳ MP ۱۶ MP ۱۶ MP ۱۲ MP
Pixel size ۱٫۱۴ μm ۱٫۱۴ μm ۱٫۱۴ μm ۱٫۴ μm
Aperture F2.2 F2.2 F1.9 F1.7
OIS Yes Yes
Sensor size ۱/۳٫۰۶” ۱/۲٫۶” ۱/۲٫۶” ۱/۲٫۵”

 

گلکسی S4 گلکسی S5

تغییرات اساسی بین این دو مدل چه چیزهایی بود؟ همان طور که در جدول بالا دیده می‌شود، گلکسی S5 اکنون سنسوری با رزولوشن بالاتر دارد و اندازه‌ی آن هم کمی بیشتر شده است، ولی خیلی قابل توجه نیست. در نتیجه پیکسل‌های منفرد آن کمی کوچک‌تر شده که با توجه به تفاوت ۰٫۰۲ میکرومتری آن بر روی سرعت جمع آوری نور تاثیر می‌گذارد، اما چندان مشهود نیست. خب، حداقل این چیزی است که از روی کاغذ به نظر می‌رسد.

در واقعیت، از این که گرفتن یک تصویر واضح در گلکسی S5 نسبت به گلکسی S4 خیلی سخت‌تر بود شگفت زده شدیم. هیچ کدام از این دو موبایل ماژول OIS ندارند، بنابراین خیلی دقت کردیم که موبایل‌ها را تا حد ممکن ثابت نگه داریم. البته، احتمالاً فاکتورهای خیلی بیشتری وجود دارد که بر عملکرد دوربین S4 نسبت به پیکسل‌های کوچکتر S5 اثر می‌گذارد.

galexys4-vs-galexys5

اگر به عکس‌هایی که گرفتیم نگاه کنید متوجه می‌شوید که انتخاب یک برنده‌ی قطعی مشکل است. بر اساس استانداردهای فعلی هر دو دوربین عملکرد متوسطی داشتند و هر دو نتایج خیلی مشابهی به وجود آوردند. چیزی که ما را سورپرایز کرد افکت بوکه (پس‌زمینه‌ی تار) است که در گلکسی S5 خیلی برجسته‌تر است. و بله، این افکت قشنگ است، اما کیفیت تصویر بین S4 و S5 به سادگی قابل تشخیص است. گاهی اوقات S4 نویز بیشتری به تصویر اضافه می‌کند، ولی در اوقات دیگر S5 جزئیات را از بین می‌برد.

galexys4-vs-galexys5

زمانی که دستگاه را به فضای داخلی بردیم، عملکرد هر دو دستگاه با از بین رفتن جزئیات کاهش یافت، و با توجه به این که هر دو دستگاه برای دریافت نور کافی باید سرعت شاتر پایینی داشته باشند، گرفتن عکسی که تار نشده باشد مشکل می‌شود. S5 رنگ‌های واضح‌تر و زنده‌تری دارد که به طور مشخص آن را یک پله بالاتر از گلکسی S4 قرار می‌دهد، اما این کیفیت هنوز با استانداردهای امروزی خیلی فاصله دارد.

galexys4-vs-galexys5

گلکسی S5 گلکسی S6

گلکسی S6 در سال ۲۰۱۵ دوربین خود را با تثبیت کننده‌ی تصویرِ نوری مکانیکی و گشادگی لنز F1.9 بهبود بخشید. بر روی کاغذ، این یعنی لرزش کمتر دوربین که در نهایت باعث آسان‌تر شدن عکاسی در محیط‌های تاریک و ثبت عمق کمتری از حوزه‌ی دید آن می‌شود.

galexys5-vs-galexys6

و در واقعیت؟ خب، می‌توان گفت تفاوت در جزئیات بین گلکسی S5 و گلکسی S6 کاملاً مشهود است. S6 در هر زمینه‌ای از S5 برتر ظاهر شد. S6 صحنه‌های پویا را بهتر مدیریت می‌کند، همیشه جزئیات بهتر و واضح‌تری دارد، و اغلب اوقات تمرکز نقطه‌ای آن از S5 بهتر است.

galexys5-vs-galexys6

در فضاهای داخلی، گشادگیِ بیشتر اجازه‌ی ورود نور بیشتری را می‌دهد و تثبیت کننده‌ی تصویر نوری هم گرفتن تصاویر غیر تار را ساده‌تر می‌کند. در هنگام تصویربرداری مجدد با S6 متوجه موارد نادرتری شدیم که در زمینه‌ی عملکرد واقعی نکته‌ی مهمی به حساب می‌آید. تصاویری که از فضاهای داخلی گرفته شد رنگ‌های زنده‌تر و جزئیات بهتری داشت که نمونه‌ی آن در گلکسی S5 پیدا نمی‌شود.

galexys5-vs-galexys6

گلکسی S6 گلکسی S7

و حالا به آخرین مرحله از تکامل سامسونگ تا این جا می‌رسیم. گلکسی S7 رزولوشن دوربین را از ۱۶ مگاپیکسل به ۱۲ مگاپیکسل کاهش داده، اما نترسید، چون کیفیت تصویر فقط به عدد مگاپیکسل نیست. تعداد کمتر پیکسل‌های منفرد یعنی آن‌ها می‌توانند کمی بزرگتر باشند و از ۱.۱۲ میکرومتر به عدد قابل توجه ۱.۴ میکرومتر برسند. دوباره باید یادآوری کنیم که پیکسل‌های بزرگتر یعنی سرعت و کارآمدی بیشتر در جمع آوری نور، بنابراین سرعت شاتر بیشتر و نویز کمتری خواهیم داشت که اجازه‌ی دریافت جزئیات بیشتری را می‌دهد.

galexys6-vs-galexys7

با نگاه به تصاویر می‌توانید ببینید که عملکرد دو دوربین کاملاً قابل مقایسه است. شاید کسی بگوید که دوربین گلکسی S7 رنگ‌هایی تولید می‌کند که کمی طبیعی‌تر و پخته‌تر است، ولی این قضیه خیلی ثابت نیست. هر دو دستگاه در فضاهای خارجی عملکرد خوبی دارند و می‌توانید از هر دو دوربین رضایت داشته باشید. عملکرد فضای داخلی یک بار دیگر با رنگ‌های طبیعی و بهتر، و جزئیات واضح‌تری که در هر تصویر مشخص است بهبود یافته. وقتی که نور کمتر از حالت ایده‌آل باشد، می‌توانیم بگوییم که گلکسی S7 به راحتی S6 را کنار می‌زند.

galexys6-vs-galexys7

اگر تفاوت بزرگی وجود داشته باشد، این تفاوت حتماً در راحتی استفاده از دوربین است. فناوری فوکوس خودکار گلکسی S7 که Dual Pixels نام دارد به شدت می‌درخشد و واقعاً کار کاربر را راحت کرده است. با توجه به گشادگی F1.7، عمق کم محیط پتانسیل‌های بیشتری را برای افکت بوکه و فوکوس ایجاد می‌کند، و باعث تجربه‌ی فیلمبرداری دل‌انگیزتری می‌شود.

جمع بندی و گالری کامل

در حالی که هر نسل چیزی بهتر از نسل قبلی‌اش دارد، ولی ما به جرأت می‌توانیم بگوییم که مهم‌ترین قدم برای سامی در بین این ۴ نسل، قابلیتی است که در گذر از گلکسی S5 به گلکسی S6 اضافه شد. ماژول OIS، گشادگی عریض‌تر و نرم‌افزار جدید همگی تفاوت بزرگی را در کیفیت تصویر و مجموع تجربه‌ی کاربری رقم زده‌اند. بنابراین اگرچه کاربرانی که از S4 به S5 تغییر گوشی داده‌اند شاید چندان متوجه تغییر بزرگی در عملکرد بخش دوربین نشوند، ولی هر کسی که از گلکسی S5 به نسل بعدی تلفن‌های سامسونگ مهاجرت کند، می‌تواند زمان خوبی را با دوربین موبایل جدیدش صرف کند.

اکنون دوربین S7 حتی از S6 هم بهتر است ولی فاصله‌ی آن‌ها خیلی کم می‌باشد. می‌توان گفت که گلکسی S6 در ثبت منظره‌های شگفت انگیز به شکل خوبی پایدار بوده و دوربین آن به سادگی حتی پس از گذشت یک سال و نیم از انتشار آن، هنوز جزو بهترین دوربین‌های موجود است. البته S7 چند مزیت مثل عملکرد بهتر در محیط‌های کم نور هم دارد، ولی به سختی می‌توان گفت که پیشرفت قابل توجهی در این دوربین به وجود آمده است.

حالا کم کم باید ببینیم گلکسی S8 چه چیزی برای‌مان دارد. آیا این موبایل می‌تواند پرش چشمگیری که از S5 به S6 داشتیم را تکرار کند؟ نظرات و دیدگاه های خود را با ما و دیگر کاربران گویا آی تی در میان بگذارید.

منبع: phonearena

راهنمای خرید: چگونه مانند حرفه ای ها دامنه انتخاب کنیم؟

چند سالی است که مشاغل اینترنتی رونق فراوانی پیدا کرده و افراد زیادی به آن روی آورده اند. همانطور که می دانید یکی از پایه ترین پیش نیاز ها برای ایجاد یک کسب و کار اینترنتی دارا بودن یک سایت است که شما خدمات و محصولات خود را در آن ارائه نمایید. برای ایجاد سایت به دو آیتم اصلی نیاز دارید. اول یک سرویس دهنده هاست و دوم یک دامنه مناسب و کارآمد.

دامنه سایت در واقع معرف و شخصیت تجاری شما را تشکیل می دهد. زیرا شما هر زمان که بخواهید می توانید در سرویس دهنده هاست، برنامه نویسی و ظاهر سایت و هرچیز دیگری تغییر ایجاد نمایید، اما دامنه شما دیگر قابل تغییر نخواهد بود.

فرض کنید شما یک دامنه با نام book.com ثبت نموده اید. واضح است که زمینه فعالیت این دامنه مرتبط با کتاب، کتاب خوانی، نشریات و چیزهایی از این دست می باشد. حال اگر شما پس از مدتی به این نتیجه برسید که به این زمینه علاقه ای ندارید و یا نمی توانید محتوای کافی را برای آن تولید نمایید راه حل چیست؟ در این حالت شما ۲ را پیش رو دارید:

  1. یک دامنه جدید ثبت کنید و مخاطبین سابق خود را از دست داده و از صفر شروع کنید.
  2. بر روی همین دامنه فعلی مطالب دلخواه خود ار نشر دهید. که این کار نه تنها باعث ناراضی شدن مخاطبین و از دست دادن آن ها شده بلکه در آینده شما را با مشکلات متنوع دیگری نیز مواجه خواهد نمود.

بنابراین پیش از خرید دامنه به دقت آن را مورد بررسی قراردهید و نام دامنه را با دقت و توجه خاصی برگزینید.

how-to-buy-domain

تعریف دامنه های عمومی و اختصاصی :

به طور کلی دامنه ها به دو دسته تقسیم می شوند و شما با توجه به نوع محتوی و کاربردی که از سایت خود انتظار دارید می توانید یکی از این دو نوع را انتخاب نمایید.

دامنه عمومی: این دسته از دامنه ها به گونه ای تعریف می گردند که محتوایی خاصی را تداعی نمی کنند و مناسب افرادی است که قصد دارند با انتشار مطالب گسترده و متنوع اقدام به جذب مخاطب نمایند. به عنوان مثال gizmodo.com ، یک دامنه ی عمومی است که شنیدن نام آن هیچ چیز خاصی را برای شما تداعی نمی کند و در صورتی که به این وب سایت مراجعه نمایید با انواع مختلفی از مطالب مواجه خواهید شد که شامل اخبار فناوری و مطالب مرتبط و یا غیر مرتبط دیگر است. این وب سایت مخاطبان بیشماری را در سراسر جهان داراست.

دامنه اختصاصی: همانطور که مشخص است این دسته از دامنه ها درست در نقطه مقابل دامنه های عمومی هستند و نام آن ها یک مطلب و موضوع خاص را برای کاربر تداعی می نماید و مخاطب با شنیدن نام آن به سادگی به محتوی آن پی خواهد بود.به عنوان مثال  download.com یک دامنه اختصاصی است که با شنیدن نام آن محتوی به سادگی قابل فهم است.

یکی از بزرگترین دامنه های عمومی موجود درجهان Google.com است که تحت یک دامنه خدمات بی شماری را به کاربران جهانی خود ارائه می نماید. حال اگر این وب سایت در ابتدا کار خود را با دامنه ای چون searchengine.com آغاز می نمود، آیا می توانست در ادامه این همه خدمات گسترده را در قالب یک دامنه به کاربران خود ارائه نماید؟

یکی دیگر از مثال های رایج درباره دامنه های عمومی موتور جستجوی مایکروسافت است که با نام Bing مشغول فعالیت می باشد. مایکروسافت می توانست این موتور جستجو را با هر نام دیگری معرفی نماید اما واضح است این نام گذاری به این سبب انجام پذیرفته که بتواند حجم عظیمی از خدمات را در آینده تحت عنوان همین یک دامنه منصوب نمود.

بنابراین اولین نکته در انتخاب دامنه این است که درصورتی که قصد دارید تنها در یک زمینه خاص به فعالیت خود ادامه دهید نامی را برگزینید که معرف کار و فعالیت شما باشد. به عنوان مثال وقتی یک کاربر قصد دانلود یک فایل خاص را دارد با سرچ در گوگل نتایجی را باز می کند که در دامنه آن ها کلمه دانلود موجود باشد. اما افرادی که به عنوان مثال به دنبال “عکس های خنده دار” هستند در صفحه نتایج گوگل هر لینکی را باز می کنند و کمتر توجهی به آدرس آن ندارند. پس اگر یک کسب و کار نوپا هستید و برنامه بلند مدت شما تبدیل شدن به یک برند شناخته شده است پیشنهاد می کنم هنگام انتخاب دامنه تمرکز شما بر روی دامنه های عمومی باشد.

برای انتخاب دامنه مناسب نات زیر را حتما در نظر داشته باشید:

how-to-buy-domain

  1. با .com شروع کنید.

این روزها پسوند های بسیار زیادی با مفاهیم خاص برای ثبت دامنه وجود دارند . اما در این میان پسوند .com اعتبار و ارزش خاصی را داراست. پسوند .com یکی از معتبرترین و قدیمی ترین پسوند های دامنه است. ارزش و اعتبار این پسوند آنقدر بالاست که اغلب برندهای خاص د رکنار دامنه خود با هر پسوندی یک نمونه از آن دامنه را با پسوند .com نیز خریداری می نمایند.

در زمان خرید دامنه همواره به این موضوع توجه نمایید که دامنه ای که قصد خرید آن را دارید پسوند .com آن خالی باشد و پیش از این توسط شخص دیگری اشغال نگردیده باشد. دلیل این موضوع آن است که اغلب افراد در زمان شنیدن نام یک برند آن را با پسوند .com وارد می نمایند و آنجاست که در صورتی که دامنه شما با نام .com توسط برند دیگری اشغال گردیده باشد، ناخودآگاه شما مخاطبین یا مشتریان خود را به سمت برند رقیب هدایت نموده اید.  پس در صورتی که برند شما با پسوند .com پیش از این اشغال شده به فکر یک نام دیگر برای دامنه خود باشید.

برای مثال شخصی که برند نوکیا را در جایی می بیند و قصد دارد اطلاعات بیشتری در مورد آن کسب کند در ۹۰% مواقع بدون جست و جو به ادرس nokia.com میرود. حال اگر این دامنه متعلق به شرکت نوکیا نباشد و شخص دیگری یک سایت متفرقه بر روی آن دامنه راه اندازی کرده باشد. همین باعث می شود شرکت نوکیا سالانه هزاران کاربر جدید را به سایت دیگری هدایت کند.

  1. دامنه بدون چند فهمی

    در زبان فارسی برخی ا زکلمات هستند که حالت چند فهمی دارند و می توانند چندین شیوه نوشتن را دارا باشند. در چنین شرایطی شما نیمی از مخاطبین خود را به دلیل فهم اشتباه نام دامنه و یا مواردی این چنینی از دست خواهید داد. به عنوان مثال فرض کنید شما قصد دارید دامنه ای با نام سامانه ثبت نمایید. در چنین حالتی بایستی توجه نمایید که این نام قادر است به دو شکل com و همچنین samane.com نوشته شود. در چنین شرایطسپی اگر شما نام سایت خود را مثلا پشت تلفن به یک نر بگویید، شخص مورد نظر نمی داند کدام یکی از این دو مورد سایت شما خواهد بود و ممکن است به اشتباه به سمت سایت رغیب شما هدایت شود. بنابراین بهترین راه برای رفع این مشکل این است که دامنه های این چنینی را ثبت نکنید و اگر هم قصد دارید اقدام به ثبت چنین سایت هایی دست بزنید بهتر است تمامی حالت های نوشتاری دیگر آن دامنه را نیز خریداری نموده و به سایت خود اتصال دهید.

  2. دامنه های کوتاه و قابل حفظ

    انتخاب یک نام دامنه کوتاه که بتواند مفهوم سایت شما را نیز برساند مزایای بسیاری دارد به عنوان مثال کوتاه بودن نام دامنه سبب می شود آن نام بیشتر به خاطب بماند و همچنین انتقال آن نیز ساده تر باشد. همچنین در شرایطی که رقبای تجاری بسیاری دارید، کوتاه بودن نام دامنه سبب می شود نام دامنمه شما بیشتر از رقبا در ذهن مخاطبین بماند و این موضوع باعث خواهد شد که افراد بیشتری را به سوی سایت خود هدایت نمایید.

  3. دامنه های برتر را خریداری کنید.

    برخی مواقع شما برای برند خود نیازمند یک دامنه با یک نام کنحصر به فرد هستید. اما در زمان ثبت دامنه متوجه می شوید که پیش از شما شخص دیگری اقدام به ثبت این دامنه نموده است. از آن جا که شما تمام برنامه ریزی های خود را برای این نام نموده اید و نمی توانید دامنه دیگری را جایگزین آن نمایید بهترین راه مذاکره با مالک فعلی دامنه است. هرچند فرد ممذکور قطعا قیمتی بسیار بیشتر از ارزش واقعی دامنه را از شما دریافت خواهد نمود. اما توجه داشته باشید که این هزینه اضافی ارزش اش را دارد و به زودی به شما بازگشت داده خواهد شد.
    در سال ۱۹۹۴ شخصی به نام کریس کلارک دامنه com را تنها با قیمت ۳۰ دلار خریداری نموده بود. اما این نام دامنه چند سال بعد با قیمتی معادل ۲٫۶۰۰٫۰۰۰(دومیلیون و ششصد هزار دلار) به شرکت پیزا فروخته شد. اینجاست که می توان به اهمیت نام برند دست یافت.

    نکته : اگر بازار هدف مخاطبان شما فقط کشور ایران است و نیازی به مخاطبان خارج از کشور ندارید می توانید از پسوند ir. هم استفاده کنید. چون این دامنه اشاره به کشور ایران میکند برای جست و جوی های داخل کشور روی کلمه کلیدی مورد نظر شما رتبه بهتری خواهد داشت.
    how-to-buy-domain

  4. اجازه سوء استفاده ندهید.

    در صورتی که یک برند معتبر و شناخته شده هستید تلاش نمایید تا تمامی پسوند های شناخته شده دیگر را نیز به نام خودتان ثبت نمایید. به عنوان مثال در صورتی که شما برندی با نام دامنه com ثبت نموده اید، حتما سایر پسوند های معروف چون .net   .info  .ir را نیز به نام خودتان ثبت نمایید. با انجام این کار اجزای سوء استفاده به افرادی که قصد دارند با پسوند های آزاد اقدام به سوء استفاده از نام و اعتبار شما نمایند را نمی دهید.

 

در این راهنمای خرید قصد داشتیم شما را با همه ی باید ها و نباید های مهم و حیاتی در انتخاب دامنه آشنا نمایید. امیدواریم این مطلب بتواند به شما در انتخاب یک دامنه مناسب با برندتان کمک نماید. نظرات و دیدگاه های خود را با و دیگر کاربران گویا آی تی در میان بکذارید.

آموزش مرتب سازی شیت های اکسل بر اساس حروف الفبا

اگر معمولاً با کاربرگ‌ها یا Worksheet های زیادی سر و کار دارید، شاید پیدا کردن یک Worksheet خاص از بین این همه زبانه کار مشکلی باشد. اما اگر کاربرگ‌هایتان را بر اساس حروف الفبا مرتب کنید، پیدا کردن چیزی که به دنبال آن هستید خیلی راحت‌تر می‌شود.

مضاف بر امکان دسته‌بندی زبانه‌های کاربرگ بر اساس رنگ‌های مختلف، تا زمانی که آن‌ها را به طور دستی نام‌گذاری کرده باشید، امکان مرتب‌سازی بر اساس حروف الفبا یا مرتب سازی عددی هم وجود دارد. متاسفانه مرتب‌سازی بر اساس حروف الفبا به طور داخلی در اکسل تعبیه نشده است، ولی با افزودن یک ماکرو می‌توانید زبانه‌هایتان را به ترتیب صعودی یا نزولی مرتب نمایید. با ما در ادامه‌ی مطلب همراه باشید تا نحوه‌ی افزودن این ماکرو و استفاده از این روش با به شما بگوییم.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

برای شروع، به منظور باز کردن ویرایشگر Microsoft Visual Basic for Applications (VBA) کلیدهای ترکیبی Alt+F11 را فشار دهید. سپس به مسیر Insert > Module بروید.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

ماکروی زیر را که در واقع از وبسایت پشتیبانی مایکروسافت است کپی کرده و در پنجره‌ی ماژولی که ظاهر می‌شود پیست کنید.


 

Sub Sort_Active_Book()

Dim i As Integer

Dim j As Integer

Dim iAnswer As VbMsgBoxResult

‘ Prompt the user as which direction they wish to

‘ sort the worksheets.

   iAnswer = MsgBox(“Sort Sheets in Ascending Order?” & Chr(10) _

     & “Clicking No will sort in Descending Order”, _

     vbYesNoCancel + vbQuestion + vbDefaultButton1, “Sort Worksheets”)

   For i = 1 To Sheets.Count

      For j = 1 To Sheets.Count – 1

‘ If the answer is Yes, then sort in ascending order.

         If iAnswer = vbYes Then

            If UCase$(Sheets(j).Name) > UCase$(Sheets(j + 1).Name) Then

               Sheets(j).Move After:=Sheets(j + 1)

            End If

‘ If the answer is No, then sort in descending order.

         ElseIf iAnswer = vbNo Then

            If UCase$(Sheets(j).Name) < UCase$(Sheets(j + 1).Name) Then

               Sheets(j).Move After:=Sheets(j + 1)

            End If

         End If

      Next j

   Next i

End Sub


 

ویرایشگر VBA به طور خودکار هر ماژول را با افزودن عددی به انتهای آن نظیر Module1، Module2 و به همین صورت، نام‌گذاری می‌کند. اگر قصد دارید ماکروهای دیگری هم به کاربرگ‌تان اضافه کنید، بهتر است نام پیشفرض ماژول‌ها را تغییر دهید تا به راحتی بتوانید آن‌ها را از یکدیگر تشخیص دهید.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

برای تغییر نام ماژول، از پنل سمت چپ، در بخش Properties بر روی متن جلوی گزینه‌ی Name کلیک کنید.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

یک نام برای ماژول بنویسید و اینتر بزنید. به یاد داشته باشید که در نام ماژول‌ها نمی‌توانید از نویسه‌ی فاصله (Space) استفاده کنید.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

اکنون نام ماژول از جعبه‌ی Project که در سمت راست صفحه دیده می‌شود تغییر می‌کند.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

با رفتن به منوی File > Close، ویرایشگر VBA را بسته و به خود اکسل برگردید.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

اکنون به منظور مرتب سازی زبانه‌ها باید ماکرو را اجرا کنیم. برای دسترسی به لیست ماکروها کلیدهای Alt+F8 را فشار دهید. ماکروی موردنظر خود را از لیست انتخاب نموده و بر روی دکمه‌ی Run کلیک کنید.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

با نمایش پنجره‌ی زیر از شما پرسیده می‌شود که می‌خواهید زبانه‌ها را به ترتیب صعودی مرتب کنید یا نه. اگر گزینه‌ی No را انتخاب کنید، ترتیب نزولی خواهد شد. ما ترتیب صعودی را ترجیح می‌دهیم، پس بر روی Yes کلیک می‌کنیم.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

زبانه‌های کاربرگ‌ها اکنون به بر اساس حروف الفبا مرتب شده است.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

این ماکرو حالا بخشی از کاربرگ شماست. اگر در هنگام ذخیره کردن فایل با پیام زیر روبرو شدید بدانید که دلیل این اتفاق این است که شما فایل خود را با پسوند .xlsx ذخیره کرده‌اید، در حالی که این پسوند (یا به طور دقیق‌تر این قالب اکسل) شامل ماکروها نمی‌شود. اگر می‌خواهید ماکروها را در کاربرگ خود ذخیره کنید تا دوباره بتوانید آن‌ها را اجرا نمایید، باید فایل خود را با پسوند .xlsm ذخیره کنید. برای انجام این کار گزینه‌ی No را انتخاب کنید.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

با ظاهر شدن پنجره‌ی Save As، به محل موردنظر خود رفته و از لیست کشویی Save as type گزینه‌ی Excel Macro-Enabled Workbook (*.xlsm) را انتخاب نمایید.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

حالا بر روی Save کلیک کنید.

how-to-sort-worksheet-tabs-in-alphabetical-order-in-excel-

اگر فایل کاربرگ خود را با قالبی که از ماکروها پشتیبانی می‌کند، یعنی .xlsm ذخیره نکنید، ماکروی شما از فایل پاک می‌شود.

منبع: howtogeek

 

مدیران کارآمد و بهره ور چه ویژگی هایی دارند؟

مدیران کارآمد و بهره ور ویژگی ها و توان مندی های خاصی دارند. ویژگی هایی که توجه به آن ها می تواند از هرکسی یک مدیر کارآمد بسازد. در این مقاله قصد داریم به ۲۲ مورد از کلیدی ترین ویژگی های این مدیران اشاره نماییم. با گویا آی تی همراه باشید.

  1. یک مدیر کارآمد به خوبی با فرهنگ سازمانی، فرهنگ ملی و فرهنگ جهانی آشناست و برای دست یابی به توسعه فرهنگی با علم و هوشیاری قدم بر می دارد.
  2. نگاه سیستمی و شبکه ای به تمام محیط پیرامون و اطراف می تواند یکی دیگر از ویژگی های یک مدیر کارآمد باشد.
  3. توجه به نیازهای انسانی کارکنان و همچنین ارزش های والای انسانی
  4. تشویق کارمندان به بهرمندی از کاربردی های مختلف دانش
    feature-director-efficient
  5. اعتقاد به هم افزایی در گوش و پوست او نهادینه شده است.
  6. یک مدیر بهره ور تمامی زمینه ها را برای اصلاح نگرش ها و مهارت ها و همچنین افزایش سطح دانش خود و کارکنانش فراهم می نماید.
  7. یک مدیر برای بهره وری بیشتر همواره با دانش روز به خصوص در حرفه خود جلو می رود و آخرین اطلاعات و مهارت های مورد نیاز خود را کسب می نماید.
  8. یک مدیر موفق و بهره ور همواره به دنبال اصلاحات است و همواره با یک برنامه ریزی دقیق نقطه آغاز و پایان آن را تعیین می نماید.
  9. به شکوفا نمودن استعداد های خود و همکارانش توجه ویژه ای دارد.
  10. برای بهره وری بیشتر مجموعه و سازمان هود همواره انرژی، انگیزه و خود برانگیختگی را به کارکنانش تزریق می نماید.
  11. پیش قدم و خود آغازگر، خود پیش برنده، خود ناظر و خود ارزشیاب است و دیگران را نیز به این امر دعوت می کند.
  12. از رو در رویی با مشکلات نمی هراسد و همواره با آغوش باز به سوی مشکلات رفته و خود و کارکنانش را در این مسیر می آزماید.
  13. یک مدیر موفق به شدت هدف گرا، فرآیندگرا، پیشرفت گرا و توفیق گراست.
    feature-director-efficient
  14. همواره چشم انداز ها و برنامه های خود را با کارکنان خود مطرح نموده و از ایده ها و نظرات آن ها بهره می برد.
  15. موازنه های عاقلانه ای در میان استعدادها، انتظارات، قابلیت ها و امکانات برقرار می نماید.
  16. نسبت به مدیریت اختلافات به طور کامل شناخت دارد و در مشاجرات برای سازندگی بیشتر از طریق مذاکره و تعامل عمل می نماید.
  17. با تفویض اختیارات به صورت اصولی و منطقی روند کارها را اثر بخش تر از پیش می کند.
  18. برای رفع تنگناها و محدودیت ها، خلاءها و نارسایی ها بی وقفه می کوشد و فرصت ها و تهدیدها را به خوبی می شناسد.
    feature-director-efficient
  19. با در نظر گرفتن تدابیر پیشگیرانه و تصحیح کننده و اعمال به موقع آن ها همواره یک قدم جلوتر از مشکلات گام بر می دارد.
  20. یک مدیر موافق با نظارت همیشگی و دقیق بر طراحی ها، برنامه های عملیاتی، بودجه ها و هزینه ها کارکنان را به مسیر دقیق و صحیح هدایت می نماید.
  21. با رصد نمودن تمامی افراد خلاقیت ها را یافته و آن ها را پرورش می دهد.
  22. با شناخت دقیق و اصولی بحران های پیش رو با قاطعیت و مهارت آن ها را پشت سر می گذارد.

نظرات و دیدگاه های خود را با ما و دیگر کاربران گویا آی تی در میان بگذارید. همچنین با انتشار این مطلب در شبکه های اجتماعی خود آن را به دیگران نیز بیاموزید.

آموزش فعال سازی حالت DFU و ریست آیفون ۷

افرادی که آیفون ۷  و آیفون ۷ پلاس را خریداری کرده اند می دانند که این گوشی هم اکنون از دکمه فیزیکی home برخوردار نیست. شاید این موضوع، کمی بی اهمیت جلوه کند اما زمانی که بخواهید گوشی آیفون هفت خود را ریستارت کنید، اهمیت آن را درک خواهید کرد. خصوصا اگر از کاربران قدیمی اپل هستید، به استفاده از این دکمه شدیدا خو کرده اید. امروز گویا آی تی به شما کمک می کند تا بتوانید بدون کمک گرفتن از این دکمه آیفون ۷ خود را ریست یا ریستارت کنید. بعضی ها به جای جمله ریستارت کردن آیفون، از عبارت ورود به حالت DFU آیفون استفاده می کنند که هر دو یک موضوع را مد نظر دارد. با ما همراه باشید.

چه موقع گوشی آیفون ۷ یا آیفون ۷ پلاس را ریست کنیم؟

عموما زمانی نیاز به ریست گوشی های هوشمند احساس می شود که سیستم، عملکرد خوب و قابل قبولی ندارد. گاهی اپلیکیشن ها دائما هنگ می کنند که یکی از روش ها برخورد با این حالت، ریستارت کردن گوشی است. با انجام ریستارت ساده، شما شاهد خاموش و روشن شدن گوشی خود خواهید بود. اما گاهی گوشی به طور عادی خاموش نمی شود.

حالت DFU در آیفون

   DFU چیست؟

حالت DFU در واقع برای زمانی مد نظر قرار دارد که از طریق ریکاوری آیتیونز، نتوانسته باشیم یک گوشی خاموش شده را روشن کنیم.

 چگونگی ریست کردن آیفون ۷

برای شروع ابتدا پاور گوشی آیفون ۷ را که در قسمت راست گوشی قرار دارد بگیرید و رها نکنید.

در ادامه همزمان با گرفتن دکمه پاور، دکمه کم کردن صدا را نگه دارید.

 activate the DFU mode and reset the iPhone 7

در ادامه انگشت های خود را رها نکنید تا گوشی خاموش شود و لوگوی سیب مانند اپل نمایش داده شود.

 وقتی لوگو را مشاهده کردید می توانید انگشتان خود را رها کنید.

حالا باید گوشی شما بعد از چند ثانیه روشن شود و عملکردی بهتر از قبل به شما ارائه کند.

اما برای اینکه حالت DFU را در آیفون ۷ خود فعال کنید روش های زیر را دنبال کنید

ورود به وضعیت DFU در آیفون ۷

عموما زمانی که بخواهید از این وضعیت استفاده کنید گوشی شما خاموش است اما شاید به هر دلیل دیگری بخواهید وارد پروسه DFU شوید.

ابتدا گوشی خود را خاموش کنید

در مرحله بعد به کمک کابل لایتنینگ گوشی آیفون خود را به رایانه تان وصل کنید چرا که می خواهیم در ادامه کار با آیتونز کار کنیم پس مطمئن باشید آیتونز روی سیستم نصب است و به خوبی اجرا می شود.

بعد از طی کردن مراحل قبل، دکمه پاور را سه ثانیه بگیرید.

در همین حالت دکمه کم کردن صدا را فشار دهید. در این شرایط حدود ۱۰ ثانیه تحمل کنید.

در چنین شرایطی نباید لوگوی اپل را ببینید. اگر لوگوی اپل را دیدید احتمالا پاور را در مدت زمان طولانی تری نگه داشته اید. پس دوباره مراحل قبلی را طی کنید.

زمانی که مدت زمان گرفتن دکمه ها به ۱۰ ثانیه رسید، نیازی نیست همچنان پاور را فشار دهید اما فراموش نکنید که باید دکمه کم کردن صدا را کماکان بگیرید. برای این مورد نیز حدود ۵ ثانیه صبر کنید.

اگر مدت زمان گرفتن دکمه کم کردن صدا از ۵ ثانیه تجاوز کند، گوشی شما با ارائه پیام Plug Into iTunes  به حالت ریکاوری آیفون ۷ رفته و باید دوباره مراحل را طی کنید تا اینکه پیام iTunes has Detected … روی نمایشگر شما ظاهر بشود. در چنین شرایطی گوشی شما باید همچنان حالت خاموش داشته باشد.

ریستارت آیفون 7

حالا می توانید آیفون خود را ریستور کنید.

ریستارت آیفون 7

 خروج از وضعیت DFU

زمانی که کارتان به اتمام رسید، می توانید به سادگی با گرفتن دکمه پاورو کم کردن صدا از این حالت حالت خارج شوید. دکمه ها را باید انقدر بگیرید که لوگوی اپل را مشاهده کنید.

نظر شما در مورد این آموزش چیست؟ آیا در مواجه با این مشکل، ترفند بهتری را در پیش گرفته اید؟ تجربیات خود را با گویا آی تی در میان بگذارید. همچنین این مطلب را برای اطلاع عمومی روی شبکه های اجتماعی نشر دهید.

بررسی:آیا کابل گرانقیمت کیفیت بیشتری دارد؟

احتمالاً تا به حال در مغازه‌های مختلف دیده‌اید که برخی از کابل‌ها در جعبه‌های بزرگ و با قیمت ویژه فروخته می‌شوند، اما آیا واقعاً کیفیت بالاتر کابل می‌توانید سیگنال دیجیتال بهتری به شما بدهد؟ نکته‌ای که در پاسخ به این سوال وجود دارد ممکن است شما را شگفت‌زده کند.

کابل‌ها بخش‌های خسته کننده و ناامید کننده‌ی کامپیوتر یا وسایل الکترونیکی دیگر هستند. شما آن‌ها را به پریز وصل می‌کنید و دستگاه کار می‌کند، همین. درست است؟ برای درک بهتر نحوه‌ی عملکرد کابل‌ها، باید نگاهی به فیزیک و علم چگونگی ارسال امواج، و شاهکارهای مهندسی که برای ساخت تصاویر و اصوات صورت می‌گیرد بیندازیم. داشتن عقل سلیم یا کمی دانش گیکی برای خرید یک کابل مناسب برای دستگاه‌های الکترونیکی منزل شما کافی است. اما با ما در ادامه‌ی مطلب همراه باشید تا چند مورد از کاربردی‌ترین (و جالب‌ترین) اطلاعاتی که لازم است درباره‌ی کابل‌ها و سیگنال‌های دیجیتالی بدانید را به شما بگوییم.

کابلها، علامتها و بازاریابی

htg-explains-do-you-really-need-expensive-cables

اگر به زنجیره‌ی بزرگی که محصولات طی می‌کنند تا به دست شما برسند توجه کنید، می‌بینید که گاهی اوقات این فرآیند تولید واقعاً بی‌نظیر است. قیمت کابلی که شامل کانکتور، محافظ، همه بخش‌ها و زحمت‌ها می‌شود حتی برای محصولات با کیفیت هم به طرز عجیبی کم است. ولی مسیری که محصول طی می‌کند تا به دست شما برسد، نه فقط یک خورده، بلکه معمولاً هزینه‌ی زیادی به قیمت اولیه اضافه می‌کند. این خرج‌ها شامل بسته‌بندی، حمل، تبلیغات، بازاریابی و سود قابل توجهی می‌شود که باید برای پرداخت دستمزدها، صورت حساب‌ها و مخارج مختلف مغازه‌ها کافی باشد.

htg-explains-do-you-really-need-expensive-cables

با توجه به همه‌ی دلایلی که گفتیم، قیمت‌گذاری کابل‌ها کار پیچیده‌ای است. اما دیدگاه مشتریان ممکن است با یکدیگر فرق داشته باشد، از این رو به نظر یک نفر پرداخت پول بیشتر برای محصولی که فکر می‌کند ارزشش را دارد مهم نیست. «احساس» در این مسئله واژه‌ی مهمی است. بسته‌بندی و بازاریابی بزرگ احساسی که مصرف کنندگان نسبت به یک برند یا محصولی که تحت عنوان آن برند فروخته شده را می‌سازد.

htg-explains-do-you-really-need-expensive-cables

حالا این برای گیکی که می‌خواهد کابل بخرد چه معنایی دارد؟ خریداران بدانند، قیمت بالاتر همیشه به معنای کیفیت بهتر نیست. بسته‌بندی براق و استفاده از کانکتورهای طلایی رنگ شاید این احساس را به شما بدهد که دارید یک محصول باکیفیت می‌خرید، ولی در واقعیت دارید به خاطر هزینه‌های آن مغازه، تبلیغات هوشمندانه، حقه‌ها و شعارهای شرکت پول بیشتری می‌پردازید. پس چه کار کنیم تا بتوانیم خرید بهتری داشته باشیم؟

اطلاعات چگونه از طریق کابلها فرستاده میشود؟

کابلی که به دستگاه پخش Blu-Ray، Xbox یا نمایشگر کامپیوترتان وصل می‌شود، در حقیقت تفاوت چندانی که با کابل‌هایی که برق بقیه‌ی دستگاه‌های الکترونیکی شما را تامین می‌کند ندارد. چیزی به عنوان الکتریسیته‌ی خاص که فقط از بعضی کابل‌ها عبور کند وجود ندارد. وظیفه‌ی کابل‌ها این است که بخش داده و برق یک دستگاه را از یکدیگر جدا کنند.

شاید از دروس فیزیک نمودارهای اتم را که به شکل توپی بودند که الکترون‌ها به دور هسته‌ی اتم می‌چرخند به یاد داشته باشید. به دلیل این ساختار، بسیاری از مردم الکترون‌ها را به عنوان ذرات می‌شناسند، و علم کشف کرده که بسیاری از ذرات مثل فوتون‌ها (نور) و الکترون‌ها (الکتریسیته)، و همچنین موج‌ها خواص هر دو ذره را نشان می‌دهند. این خاصیت به نام دوگانگی موج و ذره هم شناخته می‌شود، و نکته‌ی مهم این است که الکتریسیته در کابل‌ها به صورت موج حمل می‌گردد.

htg-explains-do-you-really-need-expensive-cables

یکی از خواص موج‌ها فرکانس به معنی سرعت نوسان آن‌ها در یک بازه‌ی زمانی مشخص است. داده با کنترل فرکانسی که از درون کابل عبور می‌کند فرستاده می‌شود. به زبان ساده، تصاویر و صداها به طول موج‌های مختلف شکسته شده و به صورت سیگنال آنالوگ یا دیجیتال از طریق کابل‌ها ارسال می‌گردد.

تفاوت بین آنالوگ و دیجیتال چیست؟

htg-explains-do-you-really-need-expensive-cables

در یک سیستم تماماً آنالوگ، موجی که از طریق کابل فرستاده می‌شود عامل ایجاد صدا و تصویر است. بسته به این که فرکانس در چه سطحی با بلندگوها تعامل داشته باشد، صدای یک فرکانس زیاد یا کم می‌تواند ساخته شود. این قضیه مشابه تلویزیون‌های آنالوگ است، با این تفاوت که در آن‌جا سیگنال به صورت طول موج‌های نور سه رنگ قرمز، سبز و آبی شکسته و دوباره ترکیب می‌شود؛ در نتیجه تصویر هم مثل صدا تولید می‌شود. با وجود این که فرکانس این موج‌ها با توجه به نوع اطلاعات تغییر می‌کند، ولی امواج عمومی معمولاً تغییر چندانی نمی‌کنند—که به آن موج سینوسی می‌گویند.

htg-explains-do-you-really-need-expensive-cables

سیگنال‌های دیجیتال به صورت مجموعه‌ای از سیگنال‌های روشن و خاموش که دودویی نامیده می‌شود به خارج از دستگاه فرستاده می‌شوند. این روش ارسال را شاید به عنوان صفر و یک هم شنیده باشید که در واقع همان سیگنال‌های دیجیتال است. اطلاعات دیجیتال به شکل این سیگنال‌های دودویی رمزنگاری شده، به کامپیوتر مقصد فرستاده می‌شود، و در آن‌جا رمزگشایی شده و مجدداً به حالت عادی خود بر می‌گردند.

htg-explains-do-you-really-need-expensive-cables

اطلاعات دیجیتال هم مثل تصاویر و صداهای آنالوگ باید از طریق یک کابل و به وسیله‌ی الکترون‌ها از نقطه‌ی فرضی A به نقطه‌ی فرضی B بروند. ولی حالت روشن و خاموش یا صفر و یکِ ارسال سیگنال‌های دیجیتال، به اندازه‌ی امواج سینوسی که در سیگنال‌های آنالوگ داریم روان منتقل نمی‌شوند. شکل موجی که سیگنال‌های دیجیتال می‌سازد موج مربعی نام دارد. در دنیای افلاطونی، این موج‌ها از نظر ریاضی کامل‌ترین روش نمایشِ موجیِ خاموش و روشن بودن هستند. در دنیای واقعی، بگذارید فقط بگوییم که چیزها واقعی می‌شوند.

رمزگشایی سیگنال دیجیتال

htg-explains-do-you-really-need-expensive-cables

همان طور که گفتیم، یک سیگنال آنالوگ بدون لایه‌ای که برای رمزگشایی وجود داشته باشد، اصوات و تصاویر را به صورت مستقیم می‌سازد. از آن جایی که سیگنال‌های دیجیتال برای چشم‌ها و گوش‌های ما بی‌معنا هستند، ورودی‌های دستگاه‌هایی مثل تلویزیون‌های HD باید از داده‌ی دیجیتالی که از طریق کابل منتقل می‌شود دوباره به تصویر یا صدا ترجمه شوند. دستگاه‌های دیجیتال برای بازسازی این داده در بخش ورودی جریان نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای خاصی دارند. و چون معمولاً سیگنال بی‌نقصی از طریق کابل دریافت نمی‌شود، این دستگاه‌ها مجبورند حدس بزنند که داده قرار بوده چه چیزی باشد.

زمانی که سیگنال از طریق کابل ارسال می‌شود، یکی از بزرگترین مشکلات مقاومت (Impedance) است که با تمایل کابل (یا سیم) به پراکنده شدن یا کاهش شکل موج‌ها ارتباط دارد، یا در برابر جریان موجود در سیم ایستادگی می‌کند. با طولانی‌تر شدن سیم، تمایل به ممانعت در برابر جریان هم بیشتر می‌شود.کابل‌های آنالوگ باید به شکلی طراحی شوند که بتوانند با مشکل مقاومت کنار بیایند، چون سیگنال آن‌ها به طور مستقیم و بدون وجود لایه‌ی بازسازی به دستگاه فرستاده می شود. با توجه به چیزهایی که گفتیم سیگنال‌های دیجیتال، به اندازه‌ی کابل‌های آنالوگ مشکل مقاومت ندارند. هنگامی که سیگنال‌ها در هنگام عبور از کابل متوقف می‌شوند، امواج دچار تضعیف یا تنزل شکل موج می‌گردند. زمانی که موج مربعیِ سیگنال‌های دیجیتال از درون کابل فرستاده می‌شود، تضعیف شده و دیگر یک موج بی‌نقص که موقعیت روشن و خاموش‌های آن مشخص باشد نیست.

سخت‌افزار و نرم‌افزار رمزگشایی موجود در دستگاه هدف می‌داند که باید به دنبال صفرها و یک‌ها بگردد، بنابراین تا حدی می‌تواند دامنه‌ی تغییرات موج مربعی را تشخیص دهد. اگر تضعیف تا درجه‌ی معینی باشد، دستگاه به موج نگاه کرده و به درستی آن را به عنوان صفر یا یک شناسایی می‌کند (یا این که با توجه به بخش‌های دیگر داده‌ای که در اختیار دارد آن را حدس می‌زند). این قضیه به خاطر بازسازی داده‌ای است که باید از کیفیت سیگنال دیجیتال، حتی در کابل بی‌کیفیتی که مقاومت بالایی داشته هم مطمئن شود. ولی آیا این بدان معناست که هیچ وقت نباید برای خرید کابل‌های باکیفیت پول زیادی بپردازیم؟

از این همه حرف علمی خسته شدید؟

htg-explains-do-you-really-need-expensive-cables

کابل‌های آنالوگ باکیفیت نسبت به مدل‌های ارزان‌تر یک برتری واضح دارند و آن این است که کیفیت صدا یا ویدیو تابعی مستقیم از کاهش مقاومت در سیم‌ها و تضعیف امواج ارسالی درون آن‌هاست. اما آیا چنین چیزی در مورد کابل‌های دیجیتال هم صادق است؟ چون احتمال مقاومت با افزایش طول کابل افزایش می‌یابد. کابل‌های ارزان و بی‌کیفیتی که خیلی بلند هستند، می‌توانند بر روی سیگنال اثر منفی بگذارند و به خاطر از دست رفتن بسته‌ها، پیکسل‌هایی که اشتباه رندر شده و خطاهای مختلف باعث نمایش تصویری بی‌کیفیت شوند. پس اگر دنبال کابل‌های ارزان هستید، کابل‌های دیجیتال (خصوصاً HDMI) را تا جای ممکن کوتاه بگیرید. ولی اگر کابل دیجیتال بلند می‌خواهید، آماده باشید تا برای یک کابل باکیفیت پول خوبی خرج کنید.

هیچ مدرکی وجود ندارد که ثابت کند کابل‌های موسوم به پریمیوم صرف نظر از مشکل مربوط به تنزل کیفیت ناشی از مقاومت، سیگنال دیجیتال باکیفیت‌تری (صدای بهتر یا تصاویر غنی‌تر با رنگ‌های بیشتر) فراهم می‌کند. هر دو نوع سیگنال آنالوگ و دیجیتال می‌تواند از کیفیت کابل استفاده کند، اما احتمال این که بتوانید از یک کابل بی‌کیفیت دیجیتال در مقابل کابل آنالوگی با همان کیفیت، تصویر بهتری بگیرید بیشتر است. این بدان معنا نیست که تجربه‌ی صوتی/تصویری آنالوگ بدتر یا بهتر از دیجیتال است. به طور خلاصه اگر کابل دیجیتال شما در کوتاه‌ترین شکل ممکن باشد، احتمالاً هیچ وقت مشکلی در رابطه با کیفیت تصویر یا صدای دیجیتالی نخواهید داشت.

از خواندن توضیحاتی که در مورد پیچیدگی‌های درون کابل‌ها ارائه شد لذت بردید؟ اگر در مورد مسائل مرتبط با این قضیه سوالی دارید، آن را در بخش نظرات مطرح کنید تا در صورت امکان ما یا بقیه‌ی کاربران گویا آی تی جواب شما را بدهیم.