بررسی آپدیت نسل نهم یا نسخه ۱٫۵ سایبرپانک ۲۰۷۷

در این مقاله قصد داریم تا به بررسی آپدیت نسل بعد سایبرپانک یا همان نسخه 1.5 بپردازیم و ببینیم که آیا بالاخره به چیزی که باید تبدیل شده است یا خیر؟

یکی از مطرح‌ترین بازی‌های صنعت که دارای حواشی بسیاری نیز بود، سایبرپانک 2077 بود. سایبرپانک یک معرفی بسیار زود هنگام یعنی در سال 2013 را تجربه کرد که با زمان انتشار آن 7 سال فاصله داشت! این موضوع باعث به تنگ آمدن صبر همه شد تا جایی که وقتی به دلیل شیوع ویروس کرونا روند ساخت بازی با مشکلات فراوانی رو‌به‌رو شد، هیچکس برخورد خوبی با تاخیر خوردن پی‌درپی بازی نداشت. همین تاخیر پی‌درپی از مشکلات آن بود، چراکه به جای یک تاخیر طولانی مدت، استودیو سی‌دی‌پراجکت تاخیر‌های کوتاه‌تر و پشت یکدیگر داشت که بسیار آزار دهنده‌تر بود.

در نهایت با فشار مردم، رسانه‌ها و سهام‌داران استودیو، بازی بسیار زود‌تر از زمانی که آماده بود، عرضه شد و با مشکلات فنی و گرافیکی بسیار زیادی همراه شد تا جایی که بازی قابل تجربه نیز نبود. سایبرپانک که یکی از مورد انتظارترین بازی‌های تاریخ بود،‌ تبدیل به یکی از شکست‌های بزرگ آن شد.

شما همچنین می‌توانید تحلیل دلیل عرضه زودهنگام بازی‌ها را در آی‌تی‌رسان مطالعه کنید.

CD Project Red از زمان عرضه بازی یعنی 10 دسامبر سال 2020 تا کنون در حال کار بر روی بازی بوده و آپدیت‌ها و پچ‌های فراوانی را برای بازی تدارک دیده و عرضه کرده است. با این حال این پچ‌ها همچنان نتوانسته‌اند تا وضعیت سایبرپانک را به حالت مطلوب برسانند. بسیاری اما امید داشتند که این شرایط با انتشار بزرگ‌ترین آپدیت بازی یعنی آپدیت نسل بعد آن تغییر کند. حال که بالاخره این پچ برای کنسول‌ها و همچنین PC منتشر شده است قصد داریم بررسی کنیم که آیا سایبرپانک 2077 به آنچه که باید تبدیل شده است یا خیر؟

بهبود‌ها در عملکرد

بسیاری از پیشرفت‌های سایبرپانک در آپدیت جدید به بهبود‌های عملکردی مربوط می‌شود که غیر از این نیز انتظار نمی‌رفت. این بازی‌ حال بر روی  کنسول‌های نسل نهمی با ری‌تریسینگ قابل تجربه هستند. نکته قابل توجه اما آن است که این نوع از ری‌تریسنگ اضافه شده به نسخه‌های کنسولی بازی،‌ بیشتر مربوط به پردازش سایه‌ها با این روش می‌شود. این نوع را شاید بتوان یکی از ساده‌ترین بخش‌های ری‌تریسینگ محسوب می‌شود و شاید حتی برای بسیاری قابل تشخیص نباشد.

شما همچنین می‌توانید مطلب ری‌تریسینگ چیست و آیا ارزش هزینه اضافه دارد؟ را مطالعه کنید.

بر روی کنسول‌های PS5 و Xbox Series X دو حالت عملکرد تعبیه شده تا از بین آن‌ها انتخاب کنید. حالت ری‌تریسینگ که این نورپردازی را به شکلی که اشاره شد به بازی اضافه می‌کند و با 30 فریم بر ثانیه، رزولوشن 4K داینامیک را در اختیار کاربر قرار می‌دهد و حالت عملکرد که بدون این روش نور‌پردازی، 60 فریم بر ثانیه را در کنار رزولوشن 4K داینامیک عرضه می‌کند. Xbox Series S گزینه‌ای در اختیار شما قرار نمی‌دهد و به صورت پیش‌فرض بدون ری‌تریسینگ و 30 فریم بر ثانیه را در کنار رزولوشن 2K ارائه می‌کند.

سایبرپانک همچنین در آپدیت جدید خود از قابلیت‌های کنترلر دوال‌سنس بهره برده است و از هپتیک‌فیدبک آن برای القای بهتر لرزش‌ها استفاده می‌کند. همچنین از اسپیکر این دسته می‌توانید صداهای مختلفی مانند داخل سر V را بشنوید. در نهایت بازی پیشرفت‌هایی نیز در مورد آپتیمایز و اجرا داشته است و بر روی PC و کنسول‌ها افت فریم‌ کمتر، فریم‌ریت بالاتر و پردازش کلی بهتری را تجربه می‌کند.

بهبود‌ها در شرایط کلی

ایرادات بازی صرفا به عملکرد محدود نمی‌شد و بسیاری از بخش‌های آن ناقص و ناکامل بودند. بسیاری از این نواقص در آپدیت جدید برطرف شده‌اند مانند بهبود حس زندگی در نایت‌سیتی. اوایل بسیاری، از خالی بودن شهر و کمبود NPC در بازی ایراد می‌گرفتند و در کل رفتار عجیب آن‌ها و نبود حس یک شهر زنده آزار دهنده بود. در آپدیت جدید اما این مشکل تا حد زیادی برطرف شده و این حس بد دیگر منتقل نخواهد شد. شهر شلوغ‌تر شده و با این که یک شاهکار در القای حس شهری زنده نیست، دیگر این موضوع یک ایراد نیز محسوب نمی‌شود.

نقشه سایبرپانک نیز در این آپدیت پیشرفت چشمگیری داشته است. از ایرادات دیگر وارده به بازی ناخوانایی نقشه آن و و ناواضحی آیکون‌های روی آن بود. در آپدیت جدید از آیکون‌های متنوع‌تری استفاده شده و در کل نشقه بازی بیشتر قابل خواندن شده است.

آپدیت سایبرپانک

تغییرات گسترده‌ای در حوزه اقتصاد داخل بازی به وجود آمده است. قیمت‌ها و سیستم فروشگاه‌ها دستخوش تغییر شده. قیمت گذاری سلاح‌ها و لباس‌ها بهتر شده و خرید و فروش ابزار حال اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

آپدیت سایبرپانک

رانندگی در بازی از دیگر بخش‌های بهبود یافته در بازی است و کنترل ماشین‌ها و هندلینگ موتور‌ها همگی بهتر شده‌اند.

هوش مصنوعی شهروندان و دشمنان نیز بهتر شده است. NPCها دیگر نسبت به شلیک و درگیری بی‌تفاوت نیستند و دشمنان دیگر کارهای احمقانه‌ای انجام نمی‌دهند. البته هنوز جای بهبود در هوش مصنوعی دشمنان وجود دارد اما دیگر موجب خراب شدن تجربه شما نمی‌شود. پلیس‌ها اما همچنان مشکل دارند و برخی از باگ‌ها و رفتار‌های عجیبشان را حفظ کرده‌اند.

بهبود شرایط باگ‌ها

این بازی نیز نه تنها نتوانست تبدیل به یک بازی بدون باگ و مشکل شود بلکه از تعداد بسیار زیادی از آن‌ها برخوردار بود. در آپدیت جدید سایبرپانک نیز تعداد بسیاری از این باگ‌ها برطرف شده‌اند. بسیاری تجربه‌های کوتاه خود را بدون هیچ مشکلی توصیف کرده‌اند.

البته همچنان برخی از مشکلات مانند ورود اجسام به داخل یکدیگر و اسپان شدن پلیس‌ها از جاهای اشتباه برخی از مواقع اتفاق میافتد اما به تعداد و سطحی عادی و معقول برای یک بازی جهان‌باز رسیده‌اند.

آپدیت سایبرپانک

محتوا و قابلیت‌های جدید

تعدادی محتوای ریز و درشت نیز به بازی اضافه شده‌اند. شما اکنون می‌توانید تا در چهار نقطه از شهر آپارتمان خریداری کنید و فعالیت‌های بسیاری بیشتری داخل آن‌ها انجام دهید. بازیکن قادر است تا حال ویژگی‌های ظاهری خود را در آینه خانه تغییر دهد. شما می‌توانید در خانه به آهنگ گوش‌ دادن و گیتار زدن بپردازید.

آپدیت سایبرپانک

همچنین این قابلیت را خواهید داشت تا اسکیل و توانایی‌های خود را تغییر دهید و آن‌ها را با پس گرفتن امتیاز‌های خود آن‌ها را خرج توانایی جدیدی بکنید. در نهایت نیز دو اسلحه جدید به بازی اضافه شده که در کنار ابزار قابل اتصال به سلاح‌هایتان، مجموعه گزینه‌های شما را برای نبرد افزایش دهند.

آپدیت سایبرپانک

آیا بازی آماده تجربه است؟

در آخر باید گفت که بله! اگر از کسانی هستید که بازی را تجربه نکردید تا آماده شود، میان راه رهایش کردید تا بهبود یابد و یا قصد دارید تا دوباره یک تجربه خوب از آن را رقم بزنید باید گفت که زمانش فرا رسیده است. با این که نباید توقع یک بازی بی‌نقص را از آن داشت، سایبرپانک بعد از نزدیک یک 1.5 سال از زمان عرضه خود بالاخره با این آپدیت به نقطه‌ای رسید که در زمان عرضه باید می‌بود. زمان آن رسیده است که رمز و راز‌های خود در نایت‌سیتی را بدون هیچ مانعی شروع کنید و از آن لذت ببرید.

آپدیت سایبرپانک

نظر شما در مورد این بازی چیست؟ آیا قصد تجربه آن را بعد از این آپدیت دارید؟ نظرات خود را با ما و دوستانتان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

نوشته بررسی آپدیت نسل نهم یا نسخه 1.5 سایبرپانک 2077 اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

۱۰ نکته در مورد بازی الدن رینگ که قبل از تجربه باید بدانید

در این مقاله قصد داریم تا 10 حقیقت که در مورد یکی از مورد انتظار‌ترین بازی‌های سال یعنی الدن رینگ، ساخته جدید From Software را مرور کنیم.

بعدی مدت‌ها صبر تمام طرفداران و بخش زیادی از جامعه گیمر‌ها و چند تاخیر در تاریخ عرضه، بالاخره به دورانی رسیدیم که بتوانیم بگوییم فقط چند روز تا عرضه یکی از مورد انتظار‌ترین بازی سال فاصله داریم. الدن رینگ ساخته جدید استودیو خوش‌نام From Software است که به خلق سبک محبوب سولزبورن معروف است. این استودیو را ما با بازی‌هایی مانند دارک‌سولز، دیمن‌سولز و یا سکیرو و بلادبورن می‌شناسیم، بازی‌هایی که هم خاطراتی زیبا و هیجان‌انگیز و هم دردناک و پر از کلافگی برای ما رقم زده‌اند.

بازی‌های فرام‌سافتور همگی یک ویژگی مشترک دارند که ناشی از سبک آن‌ها است، سختی بیش از حد و در عین حال خوش‌ساخت آن‌ها که در عین عذاب‌آور بودن، اعتیاد‌آور نیز هستند و الدن رینگ نیز از این قواعد مستثنی نیست. این بار اما تغییرات زیادی در ساختار معمول بازی‌های سولز‌بورن ایجاد کرده است که در ادامه به 10 تا از مهم‌ترین از آن‌ها خواهیم پرداخت.

1. خالقین بزرگ

در اسامی نام برده شده از توسعه دهندگان این بازی نام‌هایی همچون George R.R. Martin، خالق دنیای Game of Thrones و Hidataka Miyazaki، کارگردان دیگر شاهکارهای این استودیو به چشم می‌خورد. درواقع همین اسامی بود که هایپ اصلی و بزرگ این بازی را ایجاد نمود. حضور چنین نویسنده زبردستی که توانسته است دنیای عظیم بازی تاج و تخت یا همان آهنگ آتش و یخ را خلق کند در بین نویسندگان الدن رینگ می‌تواند هر کسی را هیجان‌زده کند و انتظارات را برای یک داستان پر از جزئیات و جذابیت بالا ببرد.

نکته‌ای که سازندگان بازی اما بعد از مدت‌ها به آن اشاره کردند شرایط حضور این نویسنده بود که با آنچه تصور می‌شد تفاوت داشت. درواقع آر.آر مارتین در بخش دنیاسازی و خلق ریشه‌های داستانی بازی نقش داشته اما داستانی که در بازی روایت می‌شود و شاهد آن‌ خواهیم بود به دست او نوشته نشده است. این موضوع اما چیزی از ارزش بازی کم نمی‌کند چراکه همچنان داستان در دنیایی روایت می‌شود که تاروپود آن را مارتین بافته است.

2. تفاوت ساختار

در بازی‌های قبلی فرام‌سافتور با نقشه‌ها و مراحل خط روبه‌رو بودیم که گاها ما را با محیط‌هایی باز و گستره رو‌به‌رو می‌کرد و یا سفر از بخشی به بخش دیگر دنیا یک کار خطی محسوب می‌شد.

الدن رینگ اما برای اولین با ما را با سبک‌ سولزبورن در یک بازی جهان‌باز روبه‌رو خواهد کرد تا در آن جست‌وجو کنیم و با انواع دشمنان و باس‌ها مبارزه کنیم. جهان بازی به 6 بخش تقسیم می‌شوند که می‌توان نشان‌هایی را بر روی نقشه آن باقی گذاشت و بعدا برای مبارزه یا گشت‌وگذار بازگشت.

3. آزادی عمل

به طور کلی با گسترش دنیا و جهان‌باز شدن بازی آزادی عمل به صورت ذاتی بیشتر خواهد شد اما این استودیو پای خود را فراتر گذاشته است. در بازی‌های قبلی سبک سولزبورن بازیکن در ابتدا یک کلاس از جنگجو را انتخاب می‌کرد و با سلاح‌های مخصوصش تا آخر بازی ادامه می‌داد.

الدن رینگ

در الدن رینگ اما نیازی نیست که تمام سرمایه‌گذاری خود را روی یک یا چند سلاح بکنید و در طول بازی شما با پیدا کردن ابزار و سلاح مختلف قادر خواهید بود تا سبک بازی خود را تغییر دهید.

4. حمل‌ونقل

قطعا بسیاری دوست دارند تا طناب یا گرپل مخصوص در بازی سکیرو را دوباره داشته باشند و از آن برای گشت‌و‌گذار استفاده کنند. این طناب برای بسیاری تجربه خوبی بود که به بازی‌های این سبک اضافه شده بود اما در الدن رینگ خبری از آن نخواهد بود. در عوض فرام‌سافتور راهی دیگر را برای جابه‌جایی در نقشه وسیع خود در اختیار ما گذاشته است که به جایگزین بسیار خوبی تبدیل خواهد شد.

الدن رینگ

Spirit Steed یا اسب روحی، موجودی است که با فشردن یک دکمه در زیر پاهای کاراکترمان ظاهر شده و به سرعت ما را در سفرهایمان همراهی خواهد کرد. همچنین نباید از بابت بالا رفتن از ارتفاعات نیز نگران باشید چراکه پرتاب کننده‌هایی در جای‌جای نقشه تعبیه شده که به اسب ما اجازه جهش‌هایی بلند را خواهد داد.

5. دشمنان و باس‌ها

انتظار هم نمی‌رفت که سبکی جز سبک محبوب و معروف فرام‌سافتور را در این بازی ببینیم. مبارزات این بازی را می‌توان تکامل‌یافته‌ترین نسخه از ساخته‌های این استودیو دانست و انیمیشن‌ها، حالت‌های حمله و دکمه‌های کنترل بسیار مشابه دارک‌سولز خواهد بود.

الدن رینگ

بازی در کل 6 باس اصلی دارد که هر کدام در یک قلمرو حضور دارند و باید با تمام آن‌ها مبارزه کرد. اما تعداد بسیار فراوانی از باس‌های فرعی در بازی وجود دارد که در نقاط مختلف جهان بازی منتظر ما هستند. از شبه تاریکی گرفته که فقط شب‌ها و در نقطه خاصی ظاهر می‌شود تا هیولا‌های عظیمی که در غار‌ها زندگی می‌کنند.

6. جهانی متصل

اگر از بازیکن‌های قدیمی آثار این استودیو باشید قطعا با ساختار سیستم آنلاین بازی آشنایی دارید. الدن رینگ نیز به شکلی مشابه خواهد بود و زمانی که توانایی شکست باس‌های بازی را نداشته باشید می‌توانید با ابزار و موادی خاص بازیکن‌های دیگر را احضار کنید و از آن‌ها در مبارزه کمک بگیرید.

الدن رینگ

به یاد داشته باشید که می‌توانید 3 بازیکن دیگر را به صورت همزمان احضار نمایید. همچنان نیز این امکان وجود دارد که بازیکن‌ها به دنیای بازی شما آمده و وسایلتان را غارت کنند.

7. کمک ارواح

در الدن رینگ نیازی نیست تا تنها به کمک بازیکن‌های دیگر بسنده کنید. شما می‌توانید در طول بازی ارواح سرباز‌ها و دشمنانی که آن‌ها را شکست می‌دهید را زندانی کرده و زمانی که نیاز داشتید آن‌ها را ظاهر کنید تا برای شما بجنگند.

الدن رینگ

با گذشت زمان شما ارواح بیشتری را پیدا خواهید کرد و بهترین نوع را برای ساختار و سبک بازی خود انتخاب خواهید کرد.

8. داستان کلی بازی

در سرزمین‌های مابین به فرمانروایی ملکه ماریکای ابدی، حلقه‌ی الدن، سرچشمه درخت اردتر، شکسته شده است.

الدن رینگ

فرزندان ماریکا، که همگی نیمه‌خدا بودند، ادعای مالکیت تکه‌های حلقه الدن معروف به نشان‌های بزرگ را کردند، و با قدرت تازه‌یافته‌شان جنگی بزرگ شروع شد. در بازی به عنوان یک تبعید شده ما قصد داریم تا تکه‌های حلقه را پیدا کرده و به ارباب بزرگ تبدیل شویم.

9. گرافیک فنی

درست است که با نمایش‌هایی که از بازی دیده‌ایم می‌توان گفت که گرافیک فنی بازی در حد بازی‌هایی مانند Horizon Forbidden West نیست اما کارگردان بازی یعنی Hidataka Miyazaki در مصاحبه‌ای گفته است که تیمش تحت فشار فراوانی برای رساندن گرافیک بازی به ریمیک دیمن‌سولز بوده است. الدن رینگ نسبت به دیگر بازی‌های فرام‌سافتور پیشرفت بصری بسیاری داشته است و به علاوه گرافیک هنری بسیار چشم‌نوازی نیز دارد.

الدن رینگ

10. نکات تکنیکال بازی

نسخه‌ی PS5 و Xbox Series X بازی دو حالت رزولوشن و پرفورمنس را برای انتخاب در اختیار مخاطب قرار خواهند داد که به ترتیب رزولوشن 4K را در کنار 30 فریم بر ثانیه و 60 فریم برثانیه را با رزولوشن داینامیک و متغیر ارائه خواهند کرد. همچنین در هر دو حالت بازی از ری‌تریسینگ برخوردار خواهد بود. بر روی Xbox Series S نیز رزولوشن 2K یا 60 فریم بر ثانیه از گزینه‌های شما خواهد بود و در هیچ‌کدام از این موارد بازی از نورپردازی ری‌تریسینگ استفاده نخواهد کرد.همچنین از منابعی مختلف به گوش رسیده است که حجم بازی بر روی PS5 حدود 44 و بر روی ایکس‌باکس حدود 50 گیگابایت خواهد بود.

نظر شما در مورد الدن رینگ چیست؟ آیا از طرفداران این سبک بازی‌ها هستید؟ نظرات خود را با ما و دوستانتان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

نوشته 10 نکته در مورد بازی الدن رینگ که قبل از تجربه باید بدانید اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

داستان کامل سری هیلو تا به امروز

در این مقاله قصد داریم تا به صورت مفصل به داستان سری هیلو بپردازیم و داستان مسترچیف دوست‌داشتنی را از ابتدا تا قبل از آخرین عنوان این مجموعه یعنی Halo Infinite دنبال کنیم.

شما همچنین می‌توانید مقاله ترفند‌های گیم‌پلی در حالت آنلاین بازی هیلو اینفینیت که به شما گفته نمی‌شود را در آی‌تی‌رسان مطالعه کنید.

سری هیلو همواره یکی از مهم‌ترین عناوین تاریخ صنعت بازی بوده و برای بسیاری خاطره‌سازی‌ کرده است. این مجموعه از بهترین شوتینگ‌ها، چه از لحاظ گیم‌پلی و چه از لحاظ داستانی بوده و می‌توان گفت که مهم‌ترین نام در میان بازی‌های ایکس‌باکس است.

هیلو را بسیاری با گیم‌پلی هیجان‌انگیز و خوب آن می‌شناسند اما باید ذکر کرد که یکی از مفصل‌ترین و طولانی‌ترین داستان‌ها در میان بازی‌ها را نیز دارد و ریشه و پیش‌زمینه‌ای که حتی در اتفاقات بازی شاهدش نیستم، خود یک حکایت مفصل است که در ادامه به تمامی آن‌ها خواهیم پرداخت.

خلقت جهان

قدیمی‌ترین دانشی که از جهان بازی در دست داریم به دورانی باز می‌گردد که هیچ موجود زنده‌ای در کهکشان راه شیری وجود نداشت. گونه‌ای به نام پری‌کرسر (Precursors) در جهان وجود داشتند که از دانش و فناوری بسیار برتر نسبت به هر موجودی که تاکنون زیسته است برخوردار بوده‌اند. این موجودات از اشکال مختلفی تشکیل شده بودند و دانش و شناخت آن‌ها نسبت به جهان هستی، کنترل بی‌اندازه بر آن را در اختیار پری‌کرسر‌ها قرار داده بود.

این موجودات تسلط کاملی به علم Neural Physics داشتند. دانشی که محوریت اصلی آن بر زنده بودن تمام آن چیزی است که در جهان وجود دارد. از این طریق آن‌ها توانایی خلق، تغییر شکل، تلپاتی و بسیاری از مفاهیمی را داشتند که درک آن‌ها برای ما ممکن نیست.

از دیگر ساخته‌های پری‌کرسر‌ها Domain یا دامنه است. فضایی بسیار عظیم برای ذخیره‌سازی دانش فراوان آن‌ها درمورد جهان که دسترسی به آن کاری دشوار است.

پری‌کرسر‌ها با ورود به کهکشان راه شیری تصمیم به خلق موجودات زنده گرفتند و حیات را به وجود آوردند. آن‌ها سپس مفهوم Mantle of Responsibility یا ردای مسئولیت را پایه‌گذاری کردند. ردای مسئولیت عنوانی بود که به پیشرفته‌ترین گونه زنده داده می‌شد که وظیفه حفاظت و نظارت بر دیگر موجودات را به آن‌ها می‌داد.

قیام فوررانر‌ها

یکی از گونه‌های اصلی که خلق شدند، Forerunners نام داشتند. این موجودات برای کمک به پری‌کرسر‌ها به وجود آمدند و نسبت به دیگر موجودات پیشرفته‌تر بودند. بنا نیز بر این بود که پری‌کرسر‌ها بعد از خود ردای مسئولیت را به آن‌ها بسپارند. اما با گذر زمان متوجه شدند که فوررانرها لیاقت این عنوان را ندارند و تصمیم گرفتند تا این مسئولیت را به دیگر مخلوقات پیشرفته خود یعنی انسان‌ها بسپارند.

توجه داشته باشید که این انسان‌ها با آنچه که ما می‌شناسیم متفاوت است. آن‌ها به انسان‌های باستانی شهرت دارند و بسیار پیش‌تر از ما و انسان‌های عصر حجر که می‌شناسیم زیسته‌اند.

بعد از این که مقام جانشینی از فوررانرها گرفته شد، آن‌ها نتوانستند با این اتفاق کنار بیایند. آن‌ها در طی سالیان طولانی به پیشرفت‌های زیادی دست پیدا کرده بودند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به نور سخت (Hard Light) اشاره کرد. نوری که در زمان نیاز قابل لمس می‌شود و از آن در ساخت بسیاری از فناوری‌ها استفاده می‌شد.

 

فوررانر‌ها علیه پری‌کرسرها، خالقین خود قیام کردند و نبرد آن‌ها سالیان درازی به طول انجامید. درنهایت با غلبگی بر پری‌کرسر‌ها، فوررانر‌ها پیروز نبرد شدند و خالقین آن‌ها نیز به چند دسته تقسیم شدند. برخی به دیگر کهکشان‌ها گریختند اما توسط فوررانر‌ها تعقیب شده و تا جایی که می‌دانیم نابود شدند. دسته دیگر از باقی‌مانده‌ها می‌دانستند که فرار فایده‌ای ندارد، به همین دلیل خود را به خاکستر تبدیل کردند و آن خاکستر را در جهان رها کردند، به این امید که روزی به حالت اولیه بازگردند.

ردا در دستان فوررانر‌ها

هزاران سال از این نبرد گذشت و با در دست داشتن ردای مسئولیت و بسیاری از فناوری پری‌کرسر‌ها، فوررانر‌ها پیشرفت چشمگیری داشتند و کنترل کامل جهان را در دست گرفته بودند. گذشت این همه سال باعث تحریف حقایق شده بود و فوررانر‌ها باور داشتند که ردای مسئولیت را با اراده و خواست پری‌کرسر‌ها به دست آورده‌اند و جنگی رخ نداده بود.

انسان‌ها بدون فناوری پری‌کرسر‌ها سرعت کمتری در پیشرفت داشتند با این حال یکی از قدرتمندترین موجودات آن دوران بودند. به دلیل تحریف‌های به وجود آمده، در ادامه حتی فوررانر‌ها ردا را به انسان‌ها می‌دهند، بدون آن که بدانند روزی این مسئولیت را از آن‌ها دزدیده‌اند.

نبرد انسان‌ها و فوررانر‌ها

سال‌ها بعد، ناگهان فوررانر‌‌ها متوجه وارد شدن و حمله انسان‌ها به محدوده آن‌ها شدند. انسان‌ها با ورود به قلمرو فوررانر‌ها، یکی از سیاره‌های خارجی آن‌ها را از بین برده بودند و با ناوگانی بزرگ به سمت محدوده آن‌ها در حرکت بودند. فوررانر‌ها نیز سریع دست به عمل شده و با انسان‌ها وارد جنگ شدند.

نبرد این دو گونه باری دیگر به سالیانی طولانی انجامید و تلفات بسیاری به جا گذاشت. درنهایت فوررانر‌ها بر انسان‌ها نیز پیروز شدند و تقریبا آن‌ها را از بین بردند. برای تنبیه، انسان‌های باقی مانده را به زتا هیلو (Zeta Halo) منتقل کردند که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

پیش‌تر فوررانر‌ها متوجه شدند که انسان‌ها اصلا قصد حمله به آن‌ها را نداشته‌اند. آن‌ها در حال فرار از دشمن و تحدیدی بزرگ‌تر بوده‌اند که به زودی گریبان‌گیر فوررانر‌ها نیز خواهد شد، و آن تهدید نیز چیزی نبود جز Flood.

فلاد

فلاد شاید بزرگ‌ترین تهدید طول تاریخ سری هیلو بوده و تعیین کننده سرنوشت جهان بازی است. فلاد درواقع نوعی انگل است که از طریق مبتلا کردن کامل یک سیاره، گسترش یافته و با یک‌پارچه‌سازی موجودات، زندگی می‌کند.

انسان‌ها وقتی متوجه این انگل شدند که در حال انتشار و فراگیری بشریت بود. به همین دلیل نیز از محدوده خود گریختند و به سمت قلمرو فوررانر‌ها رفتند. زمانی که به یک سیاره رسیدند متوجه شدند که آنجا نیز به فلاد آلوده شده است و تنها راهی که پیش‌روی خود دیدند، نابود کردن آن سیاره بود.

چیزی نگذشت که فوررانر‌ها به خود آمدند و دیدند که سیاره‌ها و کلونی‌هایشان به فلاد آلوده شده است و اگر راهی پیدا نکنند تمام موجودات از جمله خودشان از بین خواهند رفت. طی اقدامی سریع توانستند با فلاد مقابله کنند و آن‌ها را تقریبا از بین ببرند.

رویکرد فرمانده‌ها

3 نام را از میان اسامی فوررانر‌ها زیاد می‌شنویم. دایداکت (Didact)، یکی از فرمانده‌های اصلی ارتش و عضو شورا، لایبررین (Librarian)، همسر دایداکت و رئیس بخش تحقیقات بر روی حیات و گونه‌های مختلف و فِیبر (Faber)، استاد سازنده که دانشمند بزرگی در دوران خود بوده است.

 

این فرماندگان بزرگ فوررانر پیشنهاد‌های مختلفی را در حوزه آمادگی برای بازگشت فلاد ارائه دادند. دایداکت پیشنهاد داد که جهان‌هایی با سپر ساخته شوند تا در صورت نیاز به آن‌ها پناه ببرند. این پروژه تا حدی نیز جلو رفت اما بعد با آن مخالفت و دستور ساخت هیلو داده شد.

دایداکت اما این موضوع را نپذیرفت و به پرداختن به نقشه خود ادامه داد. او از یک فناوری به نام کامپوزر (Composer) استفاده کرد که می‌توانست عقل و هوشیاری را به اجسام و فناوری منتقل کند. از این طریق، دیگر فلاد قادر نبود تا آن‌ها را تحت کنترل خود بگیرد. او ارتش خصوصی خود را به یک ارتش مکانیکی تبدیل کرد اما تعداد آن‌ها کافی نبود.

به همین دلیل دایداکت به سراغ تعدادی از انسان‌هایی که بر روی زتا هیلو ساکن بودند رفت و آن‌ها را نیز به زور به ارتش مکانیکی خود اضافه نمود. این کار او کاملا برخلاف عنوان ردای مسئولیت بود و به همین دلیل نیز محاکمه و در یکی از شیلدورلدهای (Shield World) خود زندانی شد. سپس پیگیری پروژه هیلو از سر گرفته شد.

هیلو

پیشنهاد جایگزین برای مقابله با فلاد، ساخت یک سری از حلقه‌ها بسیار غول‌پیکر و در ابعاد یک سیاره به نام هیلو بود که درواقع ابر سلاح‌هایی بودند برای نابودی کل حیات در کهکشان. اگر هیچ موجود زنده‌ای در کهکشان نباشد، فلاد غذایی برای تغذیه ندارد و نابود می‌شود.

وظیفه ساخت هیلو‌ها به عهده فیبر، استاد سازنده بود. او ابتدا آرک بزرگ‌تر (Greater Ark) را ساخت، سازه‌ای بسیار عظیم که دو وظیفه اصلی داشت. اول، تولید 12 هیلو با قطر 30 هزار کیلومتر که به (سینِسِنت) Senescent Array شهرت داشتند و دوم، به خواست لایبررین، جمع‌آوری فهرستی از تمامی گونه‌ها برای زمانی که لازم شد هیلو‌ها فعال شوند تا بتوان دوباره آن‌ها را احیا کرد و حیات را بازگرداند.

همانطور که گفته شد باقی انسان‌ها بر روی یکی از هیلو‌های سینسنت یعنی زتا هیلو رها شدند و آن‌جا جامعه تشکیل داده و رشد کردند و بخشی از آن‌ها نیز به سیاره زمین منتقل شدند. قابل ذکر است که سطح داخلی این حلقه‌ها دارای اتموسفر و فضای لازم برای تشکیل اکوسیستم است.

با این حال هیلو‌های سینسنت زیادی بزرگ بودند و این بزرگی ابعاد باعث ناپایداری بسیار زیاد آن‌ها شده بود. به همین دلیل بعد از مذاکرات بسیاری، قرار شد تا آرک جدیدی ساخته شود که هیلو‌های کوچک‌تری تولید کند.

آرک جدید ملقب به آرک‌کوچکتر (Lesser Ark) وظیفه تولید 6 حلقه یا هیلو را داشت که هر کدام 10 هزار کیلومتر قطر داشته، با این حال بسیار قدرتمند‌تر بودند. این سری از حلقه‌ها نئوتریک (Neoteric Array) نام داشتند. هر کدام از این هیلو‌ها در یک نقطه از کهکشان قرار داده شد تا در صورتی که یکی از آن‌ها فعال شد با سیگنالش به صورت زنجیره‌ای بقیه را نیز فعال کند.

مندیکنت بایس

مندیکنت بایس (Mendicant Bias) یک هوش مصنوعی بود که توسط فیبر طراحی شده بود. با اتمام ساخت این AI،‌ سطح جدیدی برای هوش‌های مصنوعی به وجود آمد چون با این که فناوری فوررانر‌ها بسیار پیشرفته بود، این هوش مصنوعی از با اختلاف از هرآنچه ساخته بودند هوشمندتر بود. می‌توان گفت که هوشمندترین موجود در دوران فوررانرها، مندیکنت‌بایس بود چرا که از هر کدام از سازنده‌های خود و هر موجود دیگری باهوش‌تر بود و می‌توانست تعداد غیر قابل شمارشی از کارها را به صورت هم‌زمان انجام دهد یا حداقل اینطور فکر می‌کردند. به همین دلیل نیز هدایت تمام نیرو‌های فوررانر و همچنین تمام هیلو‌ها را به او داده شد.

اما سرنوشتی که این هوش‌مصنوعی برای فوررانر‌ها رقم زد برای هیچ کس قابل پیش‌بینی نبود. یکی از آزمایش‌هایی که فیبر بر روی هیلو‌ها انجام داد فعال کردن آزمایشی آن در کنار یکی از سیاره‌های انسان‌های باستانی بود. اما موجی که این هیلو آزاد کرد باعث آزاد شدن بزرگ‌ترین دشمن فوررانر‌ها شد. این دشمن نیز کسی نبود جز پرایموردیال (primordial) به معنای موجود کهن.

از شواهد پیدا بود که انسان‌ها در هنگام فرار از دست فلاد، نیمی از جمعیت خود را فدا کرده‌اند و برای عقب نگه داشتن دشمن، پشت سر گذاشته بودند. ظاهرا آن انسان‌ها قبل از نابود شدن توسط فلاد توانسته بودند موجودی را به زنجیر بکشند و زندانی کنند، موجودی که پرایموردیال نام داشت.

زتا هیلو

فوررانر‌ها فورا پرایموردیال را دستگیر کردند و به دستور فیبر برای بازجویی به دست مندیکنت‌بایس سپرده شد. مندیکنت نیز او را به زتا هیلو، یکی از هیلوهای اولیه یا سینسنت منتقل کرد.

در زتا هیلو اما اتفاقاتی دیگر نیز در جریان بود. درواقع به گفته سازنده‌ها، این هیلو مرموزترین آن‌ها است زیرا تاریخی بسیار تاثیر گذار در دنیای بازی دارد. این حلقه همان‌طور که چندبار اشاره شد درواقع حلقه‌ای بود که انسان‌ها را به آن منتقل کرده بودند.

اما سرنوشتی که در انتظار این انسان‌ها بود از اجدادشان نیز شوم‌تر بود. فیبر بر طبق شواهد و تحقیقاتی که داشت متوجه شده بود که فلاد با انسان‌ها کاری نداشته و گویی به طریقی انسان‌ها نسبت به آن مصون بودند. به همین دلیل نیز انسان‌های روی زتا هیلو را به آزمایشگاه‌هایی در همین حلقه می‌برد و روی آن‌ها آزمایش‌های وحشتناکی انجام می‌داد.

انسان‌هایی که از این آزمایش‌ها زنده بازمی‌گشتند بیماری‌های عجیبی داشتند و برخی پوست و یا دست‌های اضافی داشتند و همینطور دیگران را نیز مبتلا می‌کردند. این آزمایش‌ها تا جایی ادامه یافت که جوامع انسان‌ها روی هیلو‌ها پراکنده می‌شدند و به جنگل‌ها پناه می‌بردند. این در حالی بود که پیش‌تر برخی از آن‌ها نیز توسط دایداکت، به ارتشی رباتی تبدیل شده بودند.

بازجویی مندیکنت بایس از پرایموردیال به 45 سال به طول انجامید. شاید همین‌جا مناسب باشد که اشاره کنیم، تمام وقایعی که تا الان شرح داده شده‌اند سال‌های بسیار زیادی با یکدیگر فاصله دارند و برخی از آن‌ها صد‌ها سال زمان برده‌اند.

نتیجه این بازجویی اما آینده کل کهکشان را تغییر داد. در این بازجویی پرایموردیال توضیح داد که او درواقع آخرین باقی مانده از نژاد پری‌کرسر‌ها، سازنده‌های حیات در دنیا است. اما حقیقت شوکه کننده‌ای که برملا کرد آن است که فلاد نیز درواقع پری‌کرسر محسوب می‌شود. درواقع خاکستر آن دسته از پری‌کرسر‌ها که فرار نکردند طی میلیون‌ها سال آلوده شده و به شکل فلاد بازگشته است.

او گفت که این فوررانرها بودند که خالقین خود را از بین بردند و بسیاری از مشکلات جهان بر گردن آن‌ها است چرا که اگر پری‌کرسر‌ها همواره عنوان ردای مسئولیت را در دست داشتند، همه چیز بهتر ادامه می‌یافت. پرایموردیال همچنین گفت که تمام دانش پری‌کرسرهایی که تاکنون زیسته‌اند را در دست دارد و همین موضوع او را به هوشمندترین موجودی که در طول تاریخ زیسته است و احتمالا خواهد زیست تبدیل می‌کند.

در آخر نیز مندیکنت را قانع کرد که فلاد یک انگل نیست بلکه یک نیروی متحد کننده است. نیرویی که اگر تمام کهکشان را فرا بگیرد همه اورگان‌ها را با یک ذهن واحد هدایت می‌کند و دیگر جنگ و بدبختی در کار نخواهد بود. همچنین که فلاد صرفا با انسان‌ها کاری نداشت چراکه برایشان اهمیتی نداشتند و دشمن اصلی آن‌ها فوررانر‌ها بودند، یعنی تمام آزمایش‌هایی که روی انسان‌ها انجام شد بی‌دلیل بوده است. طی این 45 سال مندیکنت توسط حرف‌های پرایموردیال قانع شد و تنفر بزرگی نسبت به فوررانر‌ها پیدا کرد و درنهایت نیز به جبهه فلاد ملحق شد.

مندیکنت بایس در ظاهر وانمود می‌کرد که تحت فرمان فیبر است و آزمایش‌هایش روی انسان‌ها و بازجویی پرایموردیال را ادامه می‌دهد در حالی که تمام فعالیت‌های زتا هیلو تحت فرمان این پری‌کرسر بود.

در ادامه بعد از قدرت گرفتن پرایموردیال، فلاد را بر روی زتا هیلو آزاد کردند تا تمام آن را فرا بگیرد. در همین نقطه بود که فوررانر‌ها و فیبر متوجه حقیقت شدند و فهمیدند که چقدر اوضاع نابسامان است. بخش عظیمی از ارتش فوررانر‌ها، 6 هیلوی نئوتریک و زتا هیلو به دست فلاد افتاده بود.

نبرد فوررانر‌ها و فلاد

فوررانر‌ها برای مقابله با مندیکنت بایس هوش مصنوعی جدید ساختند که همان‌قدر قدرتمند اما قابل کنترل‌تر بوده که همین AI به تنهایی تمام کهکشان را در ادامه نجات می‌دهد. این هوش‌مصنوعی آفنسیو‌ بایس (Offensive Bias) نام داشت.

در ادامه هر نبردی که میان ارتش بزرگ فلاد و آنچه از فوررانر‌ها باقی مانده بود به پیروزی فلاد ختم می‌شد و روز به روز به نابودی نزدیک می‌شدند. فیبر که علاوه بر جرم‌هایی که مرتکب شده بود داشت به دیوانگی می‌رسید، یکی از هیلو‌های سینسنت را برای آزمایش به کنار یک سیاره برد و آن را فعال کرد. این عمل او کاملا بر خلاف عنوان ردای مسئولیت بود و به همین دلیل نیز او را دستگیر کرده و برای محاکمه با خود بردند. هنگام محاکمه او هر 11 هیلوی سینسنت را به اطراف دادگاه معلق احضار کردند و آن‌ها را از کار انداختند. حلقه دوازدهم همان زتا هیلو بود که تحت کنترل مندیکنت بایس بود.

در زمان محاکمه فیبر، ناگهان زتا هیلو کنار پایتخت فوررانر‌ها ظاهر شد. تمام سیستم دفاعی سیاره شروع با نبرد با زتا هیلو کردند و این نبرد ادامه پیدا کرد تا زمانی که مندیکنت بایس زتا هیلو را فعال کرد و تمام موجودات زنده در پایتخت فوررانر‌ها و منظومه آن را از بین برد.

در همین هنگام سیستم امنیتی زتا هیلو فعال می‌شود و برای جلوگیری از استفاده نادرست آن (که دیگر دیر شده است) یک پورتال باز می‌کند و حلقه را به جایی دیگر منتقل می‌کند. مندیکنت و پرایموردیال متوجه می‌شوند که مقصد این پورتال یک سیاره است که در صورت برخورد با آن زتا هیلو و خودشان از بین می‌روند. مشکلشان اما این بود که تمامی سیستم کنترل اتومات حلقه در نبرد از بین رفته بود.

آن‌ها با انسان‌هایی که روی حلقه باقی مانده‌ بودند توافق کردند تا کنترل آن را به دست بگیرند. فلاد کنترل فوررانر‌های داخل حلقه را به دست گرفت تا بتوانند وارد سیستم شده و حلقه را به صورت دستی کنترل کنند. موفق هم می‌شود و جوری آن را تنظیم می‌کند که سیاره دقیقا از وسط حلقه عبور کند. این موضوع اما باعث نابودی بخش زیادی از حلقه می‌شود چراکه جاذبه آن سیاره تقریبا دو سوم حلقه را از جا می‌کند.

سپس ارتش فوررانر‌ها که آن‌ها را تعقیب کرده بودند وارد حلقه شدند و پرایموردیال را باری دیگر دستگیر کردند. مندیکنت اما قابل دستگیر کردن نبود چراکه در بسیاری دیگر از منابع همچنان وجود داشت و محدود به زتا هیلو نمی‌شد.

آن‌ها پرایموردیال را باری دیگر برای بازجویی با خود بردند و او را در یک کپسول قرار دادند که زمان در آن با سرعت بسیار بیشتری در جریان بوده و تنها در چند ثانیه، هزاران سال از عمر پرایموردیال گذشت. در این بازجویی‌ها او هویت خود و فلاد را فاش کرد و گفت که روزی فلاد بالاخره پیروز می‌شود و تا زمانی که این اتفاق نیوفتد در جهان آشوب پایان نخواهد یافت.

او سپس بعد از چند ثانیه دیگر که البته برای خود میلیون‌ها سال بود، به صورت فیزیکی نابود شد. اما دانش و هوشیاری خود را قبل از مرگ و با استفاده از Neural Physics به تار و پود هستی گره زد، بدان معنا که هر ذهن واحد از فلاد در هر زمانی ساخته شود، تمام دانش پرایموردیال را در دست خواهد داشت و تا زمانی که جهان وجود دارد این قائده نیز پابرجا خواهد بود. البته تا زمانی که فلاد نباشد این موضوع مشکل‌ساز نخواهد شد.

فوررانر‌ها که دیدند دو سوم این حلقه از بین رفته است، به گزینه‌ای مناسب برای قرارگیری در کنار بقیه هیلو‌ها تبدیل شده بود چرا که حال، زتا هیلو نیز قطری 10 کیلومتری دارد. همین اتفاق هم افتاد و این حلقه عنوان هفتم را در میان هیلو‌های نئوتریک دریافت کرد.

در ادامه نبرد این دو گونه، فلاد همچنان به پیروزی‌های پی‌در‌پی خود ادامه داد تا این که به دو نبرد بزرگ رسیدند. نبرد اول در آرک بزرگ‌تر رخ داد که ارتش فوررانر‌ها به دست آفنسیو بایس و ارتش فلاد به دست مندیکنت بایس هدایت می‌شد.

این جنگ به سرعت و به نفع فلاد پایان یافت و تمام آرک بزرگ‌تر از بین رفت و به همین ترتیب زتا هیلو که خود دو سومش را از دست داده بود به آخرین باقی مانده از سری سینسنت تبدیل شد.

آفنسیو بایس توانست با هوشمندی بسیار، بخشی از ارتش خود را نجات دهد و آن‌ها را به منطقه‌ دیگری منتقل کند. برای فوررانر‌ها واضح بود که قرار نیست نبرد آخر را پیروز شوند و به همین ترتیب تصمیم گرفتند تا کنترل هیلو‌های نئوتریک را پس گرفته و آن‌ها را فعال کنند. در همین مدت نیز، آفنسیو بایس با آنچه برایش باقی مانده بود سعی می‌کرد تا ارتش فلاد را معطل کند.

در نهایت ارتش فوررانر‌ها با 11 هزار سفینه جنگی در مقابل ارتش 4 میلیون سفینه‌ای فلاد ایستاد تا باقی مانده فوررانر‌ها حلقه‌ها را فعال کنند که موفق نیز شدند.

شروع دوران جدید

فلاد و تمام موجودات زنده کهکشان به جز تعدادی از فوررانر‌ها که پناه گرفته بودند از بین رفتند. سپس فوررانر‌های باقی به سراغ مندیکنت بایس رفتند، او را از کار انداختند و هر تکه از آن را به یک جا بردند. اما با توجه به دانش زیادی که نسبت به فلاد داشت تصمیم گرفتند تا او را از بین نبرند و هسته اصلیش را در اعماق آرک کوچک‌تر پنهان کنند.

سپس با نظارت لایبررین تمام نمونه‌هایی که از گونه‌های مختلف برداشته شده بود به سیاره‌های مربوطه بازگردانده شد. این بار اما لایبررین ردای مسئولیت را به انسان‌ها واگذار کرد و از همین طریق، در آینده انسان‌ها قادر خواهند بود تا از فناوری‌های فوررانر‌ها و پری‌کرسرها استفاده کنند.

طی هزاران سال آخرین فوررانر‌ها نیز از بین می‌روند و در ادامه، تاریخ به همان شکلی که می‌شناسیم ادامه پیدا می‌کند، بدون این که انسان‌ها از اتفاقاتی که پیش‌تر افتاده بود باخبر باشند.

سال 2500

انسان‌ها باری دیگر به سطح کلونی‌های فضایی رسیده‌اند و چندین سیاره تحت کنترل خود دارند. یکی از مشکلاتی که در این دوران انسان‌ها را تحدید می‌کرد، شورش سیاره و کلونی‌های خارجی نسبت به تقسیم منابع بود. آن‌ها معتقد بودند که بیشتر منابع در اختیار سیاره‌های داخلی‌تر نسبت به زمین قرار می‌گیرد و به همین دلیل نیز یک گروه تروریستی به نام insurrectionist تشکیل شد که UNSC (United Nations Space Command) یا دولت کلی سیاره‌های انسان‌ها را تهدید می‌کرد.

دکتر کترین هالزی، پیشنهادی برای عملکرد بهتر با این تروریست‌ها ارائه داد. طرح او، ساخت ابر سرباز‌هایی بود که از توانایی‌هایی بالا برخوردار باشند. اما برای ساخت این سرباز‌ها، کودکان با سنین پایین را از خانواده‌هایشان می‌دزدیدند و آن‌ها با یک کلون جایگزین می‌کردند. این کلون‌ها نیز بعد از چند سال می‌مردند تا خانواده‌ها به چیزی شک نکنند.

سپس روی این کودکان آزمایش‌های فراوانی برای تقویت قدرت بدنی آن‌ها انجام داده و آن‌ها را برای سال‌ها تعلیم دادند. بسیاری از آن‌ها طی این پروسه جان خود را از دست دادند اما آن‌هایی که جان سالم به در بردند تبدیل به ابرسرباز‌هایی بسیار قدرتمند شدند که اسپارتان نام داشتند.

نسل اول اسپارتان‌ها با شکست مواجه شدند اما نسل دوم آن‌ها یعنی اسپارتان‌های 2 همان سرباز‌هایی قدرتمندی بودند که اشاره شد. یکی از این اسپارتان‌های دو ثابت کرد که نسبت به بقیه از توانایی‌های بالاتری در نبرد برخوردار است. نام آن اسپارتان جان 117 (یا همان مسترچیف که شخصیت اصلی سری هیلوهست.) بود که تیم خود به نام بلوتیم (Blue Team) را تشکیل داد و در نبرد با insurrectionist بسیار کارآمد واقع شد.

کاوننت

درست در میان درگیری این گروه تروریستی با UNSC بود که انسان‌ها با حمله گروه و فرقه کاوننت (Covenant) مواجه شدند و فهمیدند که در کهکشان تنها نیستند. این گروه تشکیل شده از نژادهای مختلفی است که همگی بر یک باور دینی ارتشی تشکیل داده‌اند و به دنبال اهداف خود هستند.

نبرد با گروه insurrectionist، تبدیل به نبرد انسان‌ها با کاوننت می‌شود و اسپارتان‌ها نیز ماموریتی جدید پیدا می‌کنند. کاوننت از سیاره‌های خارجی کلونی انسان‌ها شروع می‌کند و تک‌تک آن‌ها را از بین می‌برد. این کار را نیز با سلاح‌های قدرتمندی انجام می‌دهند که سطح سیاره را سوراخ کرده، و آن را نابود می‌کند.

Halo Wars

بالاخره وارد داستان اولین بازی می‌شویم. البته Halo Wars اولین نسخه از این سری نیست و پیش‌درآمدی بر داستان سری اصلی است که گیم‌پلی متفاوت و تاکتیکال-نما بالا دارد.

در روز‌های اول حمله کاوننت، سیاره هاروِست (Harvest) در حال نابودی بود. ابر سفینه انسان‌ها به نام Spirit of Fire از سیاره دفاع می‌کند. کاوننت موفق می‌شود یک نقشه از فوررانر‌ها را درون سیاره پیدا کند که به مکان بسیاری از سازه‌های آن‌ها اشاره داشت.

با کمک این اطلاعات، کاوننت راهی یکی دیگر از سیاره‌های انسان‌ها یعنی آرکیدیا می‌شود‌. سفینه Spirit of Fire که آن‌ها را تعقیب کرده بود متوجه شد، سیستم دفاعی آرکیدیا از بین رفته است و کاوننت در حال یافتن خرابه‌های بیشتری از فوررانر‌ها هستند.

در حالی که پروفسور الن اندرس از Spirit of Fire، مشغول تحقیق در محیط است، توسط یک آربیتر دزدیده می‌شود. آربیتر یک رنک در کاوننت است که به جنگجو‌های بی‌شرافت داده می‌شود تا بلکه بتوانند شرافت خود را با مرگ در نبرد بازیابند.

کاوننت قصد دارد تا با استفاده از الن اندرس یکی از فناوری‌های فوررانر را فعال کند، زیرا این فناوری‌ها طوری طراحی شده‌اند که فقط گونه‌ای که ردای مسولیت دارد یعنی انسان‌ها توانایی قعال کردن آن‌ها را دارند. بعد از فعال شدن، مسیر کاوننت و Spirit of Fire به یک شیلدورلد می‌رسد. آن جا اندرس فرصت فرار پیدا می‌کند و به سفینه Spirit of Fire بازمی‌گردد. در مسیر بازگشت اما اندرس با چیزی غیرمنتظره روبه‌رو می‌شود، موجوداتی انگل‌مانند که درواقع همان فلاد هستند.

با بازگشت او به Spirit of Fire، آن‌ها مجبور می‌شوند تا شیلدورلد را منفجر کنند چراکه اگر کاوننت بتواند از فناوری آنجا استفاده کند ممکن است انسان‌ها از بین بروند. برای این کار اما موتور جهش سریع خود را فدا می‌کنند و حال ممکن است سال‌ها زمان ببرد تا به مقصد برسند. به همین دلیل خدمه آن به خواب یخی می‌روند تا زمانی که به مقصد رسیدند بیدار شوند، بدون آن که بدانند کی و کجا بیدار خواهند شد. دانشی که نسبت به وجود فلاد داشتند نیز با آن‌ها یخ می‌زند.

Halo Reach

این عنوان نیز یک اسپین‌آف مجموعه هیلو محسوب می‌شود که داستان آن به قبل از اولین هیلو بازمی‌گردد. با ادامه یافتن جنگ، طرح اسپارتان 3 شروع می‌شود که بدون نیاز به دزدیدن کودکان، اسپارتان می‌سازد. البته این اسپارتان‌ها بسیار ضعیف‌تر و حتی کوچک‌تر از اسپارتان‌های دو هستند.

یک گروه از اسپارتان‌های سه، به نام نوبل‌تیم راهی سیاره ریچ، یکی دیگر از سیاره‌های انسان‌ها می‌شوند چراکه احتمال داده می‌شود که گروه insurrectionist به آن‌جا حمله کرده‌اند. اما زمانی که به آنجا می‌رسند متوجه می‌شوند که این سیاره نیز مورد حمله کاوننت قرار گرفته است.

هیلو

این تیم برای محافظت از بیس اونی (Oni Base) فرستاده می‌شود، جایی که دکتر هالزی در حال کار بر روی یک پروژه بوده که در نبرد با کاوننت تاثیرگذار خواهد بود. آنجا، دکتر هالزی یک قطعه از هوشی‌مصنوعی به نام کورتانا را به نوبل‌تیم می‌دهد تا به سفینه Pillar of Autumn ببرد. فقط یک نفر موفق به رساندن کورتانا و هالزی به آن سفینه می‌شود و بقیه در این راه کشته می‌شوند.

هیلو

Halo Combat Evolved

Pillar of Autumn هنگام فرار از کاوننت یک جهش فضایی به یک نقطه نامعلوم زد. زمانی که به آن نقطه رسیدند متوجه شدند که به صورت اتفاقی کنار یک هیلو هستند.

هیلو

تاسیسات 04 نام این هیلو بود. کاوننت که Pillar of Autumn را تعقیب کرده بود به سمت آن‌ها در حرکت بوده اما جان 117 یا همان مسترچیف نیز داخل این سفینه بود. کاپیتان این سفینه کورتانا را به مسترچیف داد و به او دستور داد تا از آن محافظت کند.

هیلو

مسترچیف فرار می‌کند و کورتانا را با خود به هیلو می‌برد. سپس می‌بیند که Pillar of Autumn نیز داخل این حلقه سقوط می‌کند پس راهی می‌شود تا کاپیتان را پیدا کند. وقتی سفینه را پیدا می‌کند، متوجه می‌شود که همه داخل آن مرده‌اند و با شنیدن صدایی، با فلاد روبه‌رو می‌شود.

هیلو

فلاد در حالت غیرهوشیار در داخل هیلو مانند دیگر موجودات ذخیره شده بود و با ورود کاوننت که فکر میکردند هیلو یک سمبل دینی و مقدس است آزاد شده بود.

343 Guilty Spark یک ربات است که وظیفه نظارت بر این هیلو را دارد که با خارج شدن فلاد از محفظه‌های نگه دارنده‌اش، فعال شده بود. او مسترچیف را پیدا می‌کند و قانعش می‌کند که برای مقابله با فلاد باید هیلو را فعال کند و این کار را صرفا یک انسان می‌تواند انجام دهد.

هیلو

چیف نیز برای انجام این کار اقدام می‌کند اما قبل از این که باری دیگر تمام زندگی در کهکشان را از بین ببرد، کورتانا مانع او می‌شود و مسترچیف را از هدف و کاربرد اصلی هیلو آگاه می‌کند. رابطه چیف با هوش‌مصنوعی خود به مرور قوی‌تر می‌شود و این دو به دوستانی جدا نشدنی تبدیل می‌شوند.

هیلو

کورتانا چیف را راهنمایی می‌کند که با منفجر کردن موتور Pillar of Autumn، این هیلو و فلاد را نابود کند. برای این کار اما به کاپیتان نیاز است. وقتی چیف کاپیتان را پیدا کرد متوجه شد که فلاد او را آلوده کرده است و مجبور می‌شود که بخشی از بدن او که برای تشخیص هویت نیاز است را جدا کند.

هیلو

درنهایت مسترچیف Pillar of Autumn و در نتیجه هیلو 04 را منفجر می‌کند و با کورتانا، تبدیل به تنها نجات یافتگان این حلقه می‌شوند.

اتفاقات قبل از هیلو 2

در دو جبهه مختلف شاهد اتفاقاتی مختلف هستیم. از سویی مسترچیف در حال دریافت مدال است و از سویی دیگر یکی از فرماندگان کاوننت برای شکست‌هایش در حال محاکمه توسط سه رهبر و پیامبر کاوننت است. درنهایت عنوان آربیتر به او داده می‌شود. این عنوان به کسانی داده می‌شود که برای به دست آوردن شرافتشان سعی می‌کنند در نبردها کشته شوند.

در همین حین یکی از سفینه‌های کاوننت با انجام جهشی، در کنار زمین ظاهر می‌شود در حالی که انتظار نداشتند که انسان‌ها رو زمین نیز باشند. یکی از رهبران و پیامبران کاوننت به نام ریگرت (Regret) نیز داخل آن سفینه بوده است. چیف و ارتش زمین با این سفینه درگیر شده و آن را مجبور به عقب نشینی می‌کنند.

هیلو

Halo 2

چیف به دنبال سفینه کاوننت می‌رود و بعد از عبور از پورتال، متوجه می‌شود که کنار یک هیلوی دیگر ظاهر شده است. داخل هیلو، مسترچیف ریگرت را پیدا کرده و او را به قتل می‌رساند. درواقع هدف کاوننت باری دیگر فعال کردن این حلقه برای رستگاری بود.

هیلو

ناگهان پایتخت کاوننت که قابلیت جابه‌جایی داشت یعنی شهر های‌چریتی، بالای حلقه ظاهر می‌شود و چیف را مورد هدف قرار می‌دهد. مسترچیف نیز فرار می‌کند و داخل دریایی درون هیلو می‌پرد.

داخل پایتخت، ماموریتی برای کشتن تعدادی از اعضای کاوننت که خیانت کرده‌اند به آربیتر داده می‌شود. آربیتر نیز که قرار است در این ماموریت‌ها کشته شود، با موفقیت این ماموریت را به پایان می‌رساند و حتی در مسیر343 Guilty Spark را نیز پیدا می‌کند که از هیلو 04 جان سالم به در برده بود. اعضای کاوننت او را موجودی مقدس می‌دانند چراکه اطلاعات زیادی در مورد هیلو‌ها دارد.

هیلو

سپس آربیتر را به ماموریتی دیگر می‌فرستند تا کلید فعال سازی هیلو را پیدا کند که باز هم موفق می‌شود اما زمانی که می‌خواست بازگردد کلید را از او می‌گیرند و به او می‌گویند که رهبر‌ها دستور داده‌اند تا بعد از گرفتن آن، آربیتر را به قتل برسانند و قبل از این که بتواند فرار کند او را داخل یک دره می‌اندازند.

آربیتر داخل دره، به چنگ یک گریومایند (Grave Mined) می‌افتد. گریومایند در واقع به ذهن‌های واحدی گفته می‌شود که بخشی از فلاد را کنترل می‌کند. نکته قابل توجه اما آن است که وقتی آربیتر گرفتار گریومایند می‌شود، می‌بیند که مسترچیف نیز زمانی که به داخل دریا پرید به چنگ او افتاده است.

در این نقطه بود که گریومایند کاری کرد تا آربیتر به باور‌های غلط خود پی ببرد و متوجه شود که هیلو در واقع یک ابر سلاح بوده که با فعال شدن آن همه چیز باری دیگر خواهد مرد. مسترچیف که برای فرار به دره پریده بود با هدف محافظت از بشریت، آربیتر با هدف انتقام از رهبران کاوننت و گریومایند برای زنده ماندن و از دست ندادن غذایش، متحد می‌شوند تا جلوی کاوننت را بگیرند. سه فردی که از هر لحاظ دشمن یکدیگر محسوب می‌شدند حال برای یک هدف مشترک می‌جنگیدند. توجه داشته باشید که مسترچیف و آربیتر نمی‌دانستند اما همان‌طور که گفته شد، گریومایند به دانش پرایموردیال دسترسی داشت.

هیلو

گریومایند، آربیتر را در کنار اتاق کنترل هیلو تلپورت می‌کند و آنجا، آربیتر یکی از فرمانده‌های جنگی کاوننت را می‌بیند که در حال فعال کردن حلقه است. با مبارزه و کشتن او، دقیقا به موقع جلوی فعال شدن را می‌گیرد اما 343 Guilty Spark که حالا به جبهه‌ انسان‌ها ملحق شده بود، آن‌ها را آگاه کرد که خاموش شدن ناگهانی این حلقه، تمامی هیلو‌ها را وارد حالت نیمه فعال کرده است و همگی آماده‌اند تا با یک فرمان از سمت آرک‌کوچک‌تر فعال شوند.

هیلو

از سویی دیگر مسترچیف به های‌چریتی رفت تا کار دو رهبر باقی‌مانده کاوننت را تمام کند اما دیر می‌رسد چرا که آن‌ها راهی زمین شده‌اند.

هیلو

چیف که باید به دنبال آن‌ها می‌رفت چاره‌ای نداشت جز تنها گذاشتن کورتانا در هیلو، چرا که اگر فعال شود کورتانا بتواند آن را منفجر کند. برای چیف بسیار دشوار بود که دوست عزیز خود را بعد از کلی ماجراجویی پشت سر بگذارد اما راه دیگری نبود.

هیلو

مستر چیف با یک پرتاب کننده به سرعت راهی زمین شد. اما حالا که همه هیلو و های‌چریتی را ترک کردند گریومایند این پایتخت و در نتیجه کورتانا را در دست گرفت.

هیلو

Halo 3

بعد از دو هفته، مسترچیف به زمین رسید و آنجا تعدادی از دوستانش و آربیتر را دید. آن‌ها خود را به یک پایگاه می‌رسانند و آنجا متوجه می‌شوند که برای متوقف کردن کاوننت باید چه کار کنند. ظاهرا تمام این مدت یک سازه فوررانر داخل زمین بوده است که پورتالی به آرک‌کوچک‌تر باز می‌کند.

در نهایت ارتش کاوننت از موفق می‌شوند تا این پورتال را باز کنند و به آرک بروند. همان موقع یک سفینه کوچک با زمین برخورد می‌کند که پیامی از کورتانا را همراه دارد.

هیلو

کورتانا به آن‌ها می‌گوید که باید به آرک بروند و جلوی کاوننت را بگیرند به همین دلیل نیز چیف، آربیتر، 343 Guilty Spark و ارتش زمین راهی همان پورتال می‌شوند.

هیلو

زمانی که از پورتال خارج می‌شوند خود را بالای آرک که خارج از کهکشان راه‌شیری قرار دارد پیدا می‌کنند. دقیقا بعد از رسیدن آن‌ها اما پورتال دیگر باز می‌شود و شهر های‌چریتی، گریومایند و در نتیجه فلاد را وارد آرک می‌کند.

هیلو

تنها رهبر کاوننت یعنی حقیقت (که رهبر دیگر آن را سرنگون کرده بود)، حلقه‌ها را فعال می‌کند. مسترچیف، آربیتر و گریومایند باری دیگر متحد می‌شوند و با عبور از سرباز‌های کاوننت، درنهایت حقیقت را به قتل می‌رسانند و هیلو‌ها را از کار می‌اندازند.

هیلو

دقیقا همان موقع اما گریومایند صلح خود را با آن دو به هم می‌زند و توسط فلاد به آن‌ها حمله می‌کند. آن‌ها نیز با موفقیت فرار می‌کنند. در ادامه متوجه می‌شوند که آرک یک جایگزین برای هیلو 04 ساخته است اما خوبی این موضوع آن بود که حلقه سال‌های نوری با کهکشان فاصله داشت و فعال کردن آن به کسی آسیب نمی‌زد.

به همین دلیل نیز تصمیم گرفتند که بهترین راه برای مقابله با فلاد فعال کردن این حلقه بود. آن‌ها در های‌چریتی کورتانا را نجات دادند و موتور شهر را منفجر کردند تا خود شهر نابود شود و در نتیجه گریومایند از بین برود. تمام انسان‌ها جز چیف، آربیتر، دوست و هم‌رزم چیف و همینطور 343 Guilty Spark آرک را ترک کردند.

هیلو

هنگامی که می‌خواستند حلقه را فعال کنند 343 Guilty Spark به آن‌ها گفت که حلقه تا چند روز دیگر آماده خواهد بود و اگر الان فعال شود با این که کار خود را می‌کند اما نابود نیز می‌شود. جانسن (دوست مسترچیف) می‌دانست که صبر کردن اشتباه است مخصوصا که گریومایند در حال بازسازی بود، برای همین تصمیم گرفت تا حلقه را فعال کند اما 343 Guilty Spark که نمی‌توانست باری دیگر هیلوی خود را از دست بدهد او را کشت.

هیلو

مسترچیف نتوانست به موقع او را نابود کند و دوست خود را از دست داد. در نهایت با فعال کردن حلقه، او و آربیتر فرار کردند، هردو سوار یک سفینه شدند و به سمت یک پورتال حرکت کردند. هر دو وارد شدند اما به دلیل کم‌بود زمان هر دو نتوانستند خارج شوند، نیمی از سفینه که آربیتر داخل آن بود وارد زمین شد اما نیمه دوم با چیف و کورتانا در مکانی نامعلوم شناور ماند.

 

چیف نیز چاره‌ای جز فرو رفتن به یک خواب یخی نداشت تا زمانی که به یک مکان مشخص برسند. از کورتانا خواست تا مراقب او باشد و در صورت نیاز او را بیدار کند.

هیلو

Halo 4

2 سال بعد دکتر کترین هالزی که به دلیل جرائم خود بازداشت شده بود تحت نظارت ویژه آزاد شد. از سویی دیگر کورتانا بالاخره چیف را بیدار کرد چرا که سفینه آن‌ها توسط کاوننت مورد حمله قرار گرفته بود. این‌ها باقی مانده کاوننت بودند که توسط Jul Mdama رهبری می‌شدند.

هیلو

سفینه چیف بر روی ریکوئیم (requiem) یکی دیگر از شیلدورلدها فرود آمده بود، شیلدورلدی که صدها هزار سال پیش دایداکت در آن زندانی شده بود و کاوننت می‌خواست وارد آن شود. دروازه آن چیف را اسکن کرد و به دلیل انسان بودن او، باز شد. قبل از آن که همگی به داخل سیاره کشیده شوند، کورتانا رفتار‌های عجیبی از خود نشان می‌دهد.

هیلو

وقتی داخل سیاره می‌رسند کورتانا توضیح می‌دهد که رفتار عجیبش به دلیل Rampancy است. برای فهمیدن این دلیل باید کمی درمورد هوش‌های مصنوعی در دنیای هیلو توضیح دهیم.

هوش مصنوعی

در زمان حال دنیای هیلو، دو نوع کلی از هوش‌مصنوعی، یعنی هوشمند و نادان وجود دارد. توجه داشته باشید که نسخه‌هایی مانند مندیکنت‌بایس جزء هیچ‌کدام از این دو دسته محسوب نمی‌شوند.

هوش‌مصنوعی نادان همان‌هایی هستند که ما این روز‌ها با آن‌ها سر و کار داریم. بدان معنا که می‌توانند کار‌هایی که از قبل به آن‌ها یاد داده‌ایم را به خوبی انجام دهند و به فرمان‌های از پیش تعیین شده واکنش نشان دهند. این نوع از AI می‌تواند برای سال‌های بسیار زیادی به درستی کار خود را ادامه دهد.

هوش‌مصنوعی هوشمند از طرفی کاملا می‌تواند مانند یک انسان و یا حتی بهتر استنتاج کند، تصمیم بگیرد و راه حل ارائه دهد. روش ساخت آن‌ها نیز بدین شکل است که مغز یک انسان اسکن می‌شود و هوش‌مصنوعی از روی ساختار فکری آن فرد به وجود می‌آید. این بدان معنا نیست که خاطرات آن شخص در اختیار هوش‌مصنوعی ساخته شده خواهد بود اما گاها ممکن است به آن‌ها دسترسی پیدا کند. توجه داشته باشید که مغز در حال اسکن در این فرآیند می‌سوزد و از بین می‌رود.

هیلو

اما مشکلی که این نوع از هوش مصنوعی دارد عمر کوتاه آن‌ها است. یک هوش‌مصنوعی هوشمند به طور تقریبی تا 7 سال می‌تواند فعالیت کند و بعد از آن AI رفتار‌های عجیب و بی‌منطقی از خود نشان می‌دهد، تا جایی که می‌تواند خطرآفرین باشد. دلیل این موضوع نیز گسترش بیش از اندازه اطلاعات این نوع از هوش‌مصنوعی است. چرا که آن‌ها با سرعت بالایی در حال تفکر و تولید اطلاعات هستند و از جایی به بعد با تولید اطلاعات جدید، یک سری از اطلاعات قدیمی‌تر پاک می‌شوند.

قابل ذکر است که کورتانا از روی مغز دکتر هالزی ساخته شده است. وی برای این که در این پروسه جان خود را از دست ندهد یک کلون یا کپی از خود درست کرد و آن را برای ساخت کورتانا استفاده نمود.

دایداکت

چیف و کورتانا به دنبال نقشه ریکوئیم، با ارتش رباتی دایداکت روبه‌رو شدند، بدون آن که بدانند آن‌ها از انسان‌های کهن و فوررانر‌ها ساخته شده‌اند. مسترچیف با کشتنشان، از آن‌ها عبور می‌کند و زمانی که به نقشه و نمایشگر ریکوئیم رسیدند متوجه ورود ابرسفینه انسان‌ها یعنی UNSC Infinity (انفینیتی) به آن سیاره شدند. آن‌ها یک سیگنال را دنبال کردند تا به انفینیتی برسند اما با یک گوی عظیم روبه‌رو شدند.

 

این گوی باز شد و از داخل آن دایداکت که این همه سال آنجا زندانی مانده بود خارج شد. دایداکت فورا مستر چیف را شکست داد و از برتری فوررانر‌ها نسبت به انسان‌ها برای او گفت. دایداکت وعده داد که فوررانر‌ها باز خواهند گشت و ردای مسئولیت را پس خواهند گرفت.

هیلو

چیف به سختی توانست فرار کرده و اینفینیتی را پیدا کند. در همین هنگام کاوننت به ارتش دایداکت ملحق شد زیرا او را موجودی برگزیده می‌دانستند. در اینفینیتی، چیف با کاپیتان آن یعنی اندرو دل‌ریو (Andrew Del Rio) آشنا می‌شود.

هیلو

کاپیتان دل‌ریو چیف را می‌فرستد تا موانع اینفینیتی برای خروج از ریکوئیم را از سر راه بردارد. در مسیر اما مسترچیف یک وحی از سمت لایبررین می‌بیند. در این وحی، او به چیف حقایق فوررانر‌ها و انسان‌های کهن را می‌گوید و بسیاری از آن چیزی که از تاریخ بازی میدانیم را برملا می‌کند. درنهایت لایبررین که همچنان در جبهه انسان‌ها ایستاده است، به مسترچیف می‌گوید که باید جلوی دایداکت را بگیرد.

 

او همچنین مصونیتی به مسترچیف می‌دهد تا در برابر کامپوزر مقاوم شود چرا که دایداکت قصد دارد تا دوباره از آن استفاده کند، توجه کنید که کامپوزر می‌توانست عقل و هوشیاری یک موجود زنده را به اجسام دهد، همچنین میتواند عقل وهوش را از موجودات استخراج کرده و آن را بسوزاند.

هیلو

زمانی که چیف به اینفینیتی باز می‌گردد کاپیتان دل‌ریو می‌گوید که با یک سربازی پیر و یک‌هوش مصنوعی در حال نابودی نمی‌تواند سفینه‌اش را به خطر بیاندازد. کورتانا عصبانی می‌شود و فریاد می‌زند که همگی نشان از Rampancy است.

هیلو

دل‌ریو به چیف دستور می‌دهد که کورتانا را برای پاک کردن تحویل دهد اما مسترچیف نافرمانی می‌کند و تنها در کنار کورتانا به سراغ دایداکت می‌رود. از سویی دایداکت، کامپوزر را باری دیگر پیدا کرده و با اسکورت کاوننت در حال خروج از  سیاره بود. چیف او را تا یکی از ایستگاه‌های فضایی انسان‌ها دنبال می‌کند اما نمی‌تواند مانع دایداکت شود و تمام انسان‌های داخل ایستگاه به جز چیف که دارای مصونیت است از بین رفتند.

مسترچیف، دایداکت را بعد از به هوش آمدن باری دیگر تعقیب می‌کند تا به زمین می‌رسد. از سویی دیگر اینفینیتی با شلیک، یک سوراخ روی بدنه کامپوزر ایجاد می‌کند تا چیف وارد آن شود. اما دیر شده بود زیرا دایداکت کامپوزر را فعال نمود و مردم یک شهر از زمین را از بین برد. داخل سفینه، مسترچیف چیپ کورتانا را به کامپوزر متصل می‌کند تا آن را از کار بیاندازد و سپس با دایداکت درگیر می‌شود.

هیلو

بعد از شکست دایداکت و پرتاب او در فضا، چیف مجبور می‌شود تا به صورت دستی یک بمب هسته‌ای را داخل کامپوزر منفجر کند و موفق هم می‌شود. اما ثانیه‌هایی بعد از شروع انفجار، چیف خود را خارج از کامپوزر یافت.

سپس کورتانا در برابر او ظاهر شد و توضیح داد که چیف را در لحظه آخر به بیرون تلپورت کرد. او که با استفاده از تکنولوژی نور سخت بالاخره موفق شده بود مسترچیف را برای اولین بار لمس کند، گفت که چیپ او داخل کامپورز جا مانده است و تا چند ثانیه دیگر از بین می‌رود. او بازگشت چیف را به زمین خوش‌آمد گفت و با او خداحافظی کرد. مسترچیف نیز محو شدن کورتانای عزیزش را تماشا کرد.

هیلو

قبل از Halo 5

مسترچیف بعد از سال‌ها به بلوتیم پیوست تا از مرگ دایداکت اطمینان حاصل کنند.

هیلو

آن‌ها رد محل اصلی کامپوزر را می‌گیرند تا به محل تولید آن‌ها رسیدند، جایی که 6 کامپوزر دیگر پیدا می‌کنند و همچنین متوجه می‌شوند که دایداکت زنده است. در نهایت نیز دایداکت و تمام کامپوزر‌ها را نابود می‌کنند.

Halo 5

پس از گذشت چند سال از وقایع بازی قبلی، داستان این عنوان از جایی شروع می‌شود که دکتر هالزی از دست UNSC فرار کرده و به کاوننت پیوسته است. گروه اوسایریس (Osiris) برای بازگرداندن او ارسال می‌شود. گروهی که شامل اسپارتان‌های 4 می‌شود و رهبری آن به عهده جیمسن لاک (Jameson Locke) است.

هیلو

این گروه با کاوننت و باقی ارتش رباتی دایداکت که کنترلشان از دست کاوننت خارج شده است می‌جنگند، Jul Mdama را به قتل می‌رسانند و هالزی را دستگیر می‌کنند.

هیلو

از سویی دیگر مسترچیف و بلوتیم در حال مبارزه با گروهکی از کاوننت هستند که یکی از سفینه‌های انسان‌ها را دزدیده‌اند. آنجا، چیف تصاویری را می‌بیند و به او وحی می‌شود که در آن کورتانا را می‌بیند که می‌گوید ماریدین مقصد بعدی است. ماریدین یکی از سیاره‌های خارجی انسان‌ها با جمعیت 5000 نفری است.

هیلو

چیف نیز بر خلاف دستورات، با بلوتیم راهی آنجا می‌شود. با نگرانی از بابت مسترچیف و مشکوک بودن شرایط، تیم اوسایریس فرستاده می‌شوند تا بلوتیم را بازگردانند. در ماریدین، تیم اوسایریس باری دیگر با Promethean یا همان ارتش مکانیکی فوررانر‌ها روبه‌رو و مجبور به مبارزه با آن‌ها می‌شوند، در حالی که به نظر می‌رسد بلوتیم بدون هیچ مشکلی از آن‌ها عبور کرده‌اند.

با شکست Promethean و سردار آن‌ها که خود را خادم کورتانا معرفی کرد، بالاخره به مسترچیف می‌رسند اما چیف آن‌ها را شکست می‌دهد و باری دیگر به مسیر خود ادامه می‌دهد.

هیلو

بلوتیم در ادامه مسیر به یک گاردین برمی‌خورند، ابر سلاحی دیگر از زمان فوررانر‌ها که برای نظارت و ایجاد نظم در کهکشان استفاده می‌شد و هرچیزی که در راه اشعه آن قرار می‌گیرد را از بین می‌برد.

هیلو

با دنبال کردن آن، بلوتیم به جنسیس (Genesis) می‌رسد، سیاره‌ای که به عنوان ورودی Domain عمل می‌کند. در آنجا، چیف با کورتانا روبه‌رو می‌شود. کورتانا به او می‌گوید که بخشی از باقی مانده او با دایداکت به اینجا آمد و پس از دسترسی پیدا کردن به دامنه، Rampancy خود را درمان کرده است. سپس توانسته است تا کنترل گاردین‌ها و Promethean را به دست بگیرد. همچنین محدودیت 7 ساله دیگر برای او معنا ندارد و می‌تواند تا ابد زنده بماند.

هیلو

اوسایریس از سویی دیگر برای سفر به جنسیس به دنبال یک گاردین دیگر می‌گردند و آن را در مکانی پیدا می‌کنند که آخرین نیرو‌های کاوننت در آن مستقر هستند. در آنجا آربیتر را ملاقات می‌کنند که در حال ریشه‌کن کردن کاوننت است. پس از همکاری با او و موفقیت در این زمینه، با گاردینی که آنجا بود راهی جنسیس شده و مسترچیف را باری دیگر پیدا می‌کنند. آن‌ها برای چیف توضیح می‌دهند که کورتانا سعی دارد تا ردای مسئولیت را برای خودش به دست آورد تا صلح کهکشانی را به زور ایجاد کند.

مسترچیف که نتیجه آخرین باری که ردای مسئولیت در دست بشریت نبود را می‌دانست، سعی کرد تا کورتانا را قانع و منصرف کند. کورتانا اما قبول نکرد و چون نمی‌خواست که از چیف جدا شود، سعی کرد او و بلوتیم را به زور با خود ببرد اما قبل از ترک جنسیس، تیم اوسایریس آن‌ها را نجات دادند و کورتانا با گاردین‌هایش رفت.

کورتانا سپس پیامی را برای تمام هوش‌های مصنوعی و موجودات کهکشان ارسال کرد. به موجودات مختلف گفت که تسلیم شوند و به صلح جهانی او بپیوندند و یا با عواقب آن روبه‌رو شوند و همچنین از تمام هوش‌های مصنوعی سراسر کهکشان دعوت کرد تا به او ملحق شوند و در عوض جاودانگی را به آن‌ها تقدیم می‌کند.

هیلو

تقریبا تمام هوش‌های مصنوعی این پیشنهاد را پذیرفتند و ارتش Created و یا مخلوقین را تشکیل دادند. یکی از هوش‌های مصنوعی که این پشنهاد را قبول نکرد، AI سفینه اینفینیتی بود و قبل از این که کورتانا آن‌ها را دستگیر کند فرار می‌کنند.

هیلو

در نهایت اینفینیتی با اعضای دو تیم بلو و اوسایریس ملاقات کرده و به آربیتر و دکتر هالزی ملحق می‌شوند تا راه حلی برای مقابله با کورتانا پیدا کنند.

Halo Wars 2

یک سال بعد و پس از 28 سال، سفینه Spirit of Fire فعال می‌شود و اعضای آن را بیدار می‌کند. دکتر اندرس متوجه می‌شود که از طریقی به خارج از کهکشان راه‌شیری منتقل شده‌اند و اندکی بعد می‌فهمند که در آرک‌کوچک‌تر حاضر هستند.

هیلو

آنجا، با گروه بنیشد (Banished) یا تبعید شده‌ها روبه‌رو می‌شوند. بنیشد یک گروه و شاخه جدا شده از کاوننت به رهبری و بنیان‌گذاری ایتریاکس (Atriox) است. ایتریاکس یکی از سرباز‌های کاوننت بوده است که همراه هم‌نوعان خود راهی جنگ‌هایی می‌شد که از قبل نتیجه آن پیدا بود، شکست و مرگ برای او و هم‌نوعانش.

هیلو

اما همواره کسی که از این نبرد‌ها زنده باز می‌گشته، ایتریاکس بوده است. این روند ادامه پیدا کرد تا این که او دیگر نتوانست این روند بیهوده را تحمل کند و به باور‌های اشتباه خود پی‌برد. او سپس تصمیم گرفت از کاوننت جدا شود و از همه دعوت کرد که به او ملحق شوند و بسیاری نیز این کار را انجام دادند.

با از بین رفتن کاوننت ارتش او بزرگ و بزرگ‌تر شد تا جایی که در ابعاد خود کاوننت گسترش یافت. زیرا زیرگروه‌های کاوننت و دیگر کسانی که می‌خواستند نبرد خود را با انسان‌ها ادامه دهند به این گروه ملحق شدند. با بازمانده‌های تجهیزات کاوننت در آرک‌کوچک‌تر و برخی از تجهیزات فوررانر‌ها، کنترل کامل آرک را به دست گرفته بود.

هیلو

Spirit of Fire نبرد خود را علیه بنیشد آغاز کرد و همزمان سعی نمود تا تهدید این گروه را به گوش UNSC برساند. فرستادن پیام از خارج کهکشان کار راحتی نبود و با ایده‌ای از سمت دکتر اندرس عملی به نظر می‌رسید.

هیلو

آرک در حال ساخت یک حلقه جدید به جای هیلو 04 بود زیرا جایگزین قبلی آن توسط چیف نابود شده بود. زمانی که ساخت یک هیلو تمام شود، دقیقا به جایی فرستاده می‌شود که نسخه قبلی آن در آنجا حاضر بوده. و خوبی این موضوع آن بود که جای هیلو 04 در نزدیکی سیاره Reach، یکی از سیاره‌های انسان‌ها بود، در نتیجه تصمیم گرفته شد تا پیام درون هیلو قرار داده شود.

هیلو

اما قبل از ورود هیلو به پرتال، دکتر اندرس نتوانست از آن خارج شود. Spirit of Fire در آرک باقی ماند تا مبارزه خود را با بنیشد ادامه دهد در حالی که اندرس، با حلقه وارد پرتال شد. ناگهان این هیلو از پرتال بیرون کشیده شد و اندرس که خواست دلیل این موضوع را متوجه شود با یک گاردین روبه‌رو شد و بازی در این نقطه به پایان می‌رسد.

شما همچنین می‌توانید نقد و بررسی اختصاصی هیلو اینفینیت را در آی‌تی‌رسان مطالعه کنید.

بالاخره در این نقطه به داستان هیلو اینفینیت می‌رسیم. هیلو دارای جهانی بزرگ و پرجزئیات است که داستان‌های بزرگ و کوچک بسیاری دارد که در این مقاله نگنجید. نظر شما در مورد داستان هیلو چیست؟ نظرات خود را با ما و دوستانتان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

نوشته داستان کامل سری هیلو تا به امروز اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بررسی دلیل و نتایج عرضه زودهنگام بازی‌ها

در این مقاله قصد داریم به بررسی دلایل و نتایج عرضه زودهنگام یک بازی بپردازیم و این پدیده را که اخیرا زیاد شاهد آن بوده‌ایم، تحلیل کنیم.

یکی از آزار دهنده‌ترین اتفاقاتی که در صنعت بازی شاهد آن هستیم، عرضه زودهنگام بازی‌ها است. به طوری که بازی‌ها قبل از کامل شدن روند ساخت بازی، در اختیار کاربران قرار می‌گیرند و تمامی انتظاراتی را که از آن‌ها می‌رود، با ناامیدی جایگزین می‌کنند.

قطعا شما نیز با خواندن این جملات نام یک بازی را در افکار خود تکرار می‌کنید و حداقل با یکی از آن‌ها سروکار داشته‌اید. در این مقاله نیز قصد داریم به بررسی دلایل این عرضه‌های زودهنگام بازی بپردازیم و نتایج عناوینی را که اخیرا از این مشکل رنج می‌بردند، بازگو کنیم.

انواع نواقص در بازی‌های ناتمام

اولین مشکلی که با شنیدن عنوان بازی ناتمام به ذهنمان می‌رسد، باگ‌های مختلف و ایرادات فنی است. اما مشکلات فقط به این موارد ختم نمی‌شود. یک بازی در روز عرضه خود می‌تواند انواع مختلفی از ایرادات را داشته باشد که هر کدام دلیل خود را دارند.

خیلی وقت‌ها بازی عرضه شده، بازی خوب و حتی بی‌نقصی است. اما باز با خشم هواداران و یا نقد‌های منفی روبه‌رو می‌شود. دلیل این موضوع نیز نرسیدن بازی به سطح توقعی است که از طریق تبلیغات بسیار گسترده و یا عنوانی که بازی یدک می‌کشد به وجود آمده است. بازی No Mans Sky یکی از بازی‌هایی بود که از این مشکل رنج می‌برد. توسعه‌دهندگان قول جهانی باعظمت و پر از ماجراجویی را داده بودند که فرصت عرضه آن را پیدا نکردند و جهانی بزرگ اما خالی را در اختیار کاربران گذاشتند که با بازخوردی بسیار منفی نیز روبه‌رو شد.

عرضه زودهنگام بازی

یکی دیگر از این ایرادات نیز در مورد بازی‌هایی است که در نگاه اول هیچ ایرادی ندارند. اما مورد نقد‌های منفی قرار می‌گیرند چراکه نسبت به نسل قبلی در مجموعه خود پیشرفت کافی از لحاظ گرافیکی، گیم‌پلی و یا حتی انیمیشن‌ها را نداشته‌اند. بازی‌های زیادی از این دست دیده‌ایم که خیلی از آن‌ها، از یک دی‌ال‌سی به یک بازی کامل تبدیل شده‌اند. شاید اگر این بازی‌ها در قالب همان بسته الحاقی عرضه می‌شدند، خیلی بهتر بود زیرا زمانی که به عنوانی مستقل تبدیل می‌شوند باید چیز بیشتری از تغییرات جزئی در نقشه، شخصیت‌ها و چند ماموریت جدید ارائه دهند. بازی Uncharted Lost Legacy از لحاظ گرافیکی، گیم‌پلی و تنوع ماموریت فرق زیادی با Uncharted 4 نداشت.

عرضه زودهنگام بازی

بازی Farcry New Dawn، نقشه فارکرای 5 را اندکی تغییر داده بود و بدون ایجاد تغییر زیاد در طراحی مراحل، عرضه شده بود. یکی دیگر از این بازی‌ها Spiderman Miles Morales بود. این بازی نیز با تغییرات اندک در نقشه و گیم‌پلی از نداشتن عنصر پیشرفت رنج می‌برد. همچنین باید اشاره کرد که این بازی‌ها اکثرا کوتاه‌تر از زمان معمول و استاندارد یک بازی هستند و اگر بخواهیم این موضوع را با برچسب قیمتی کم‌تر آن‌ها توجیه کنیم دیگر توجیهی برای نبود تغییرات زیاد باقی نمی‌ماند.

از دیگر ایرادات هنگام عرضه می‌توان به ایرادات گرافیکی اشاره کرد. از خوب لود نشدن تکسچر‌ها گرفته تا ظاهر نشدن بخشی از اجسام. همچنین نرسیدن گرافیک فنی کلی بازی به سطح انتظارات از دیگر مشکلات توسعه دهندگان است. این مشکلات را بیشتر در بازی‌های دوست و برادر عزیزمان یعنی یوبی‌سافت می‌بینیم! یوبی‌سافت به پایین‌تر بودن گرافیک بازی‌هایش نسبت به نمایش‌های قبل از انتشار آن‌ها معروف است.

عرضه زودهنگام بازی

یکی از مهم‌ترین ایراداتی که پیش‌تر نیز به آن اشاره کردیم، باگ و ایرادات فنی در بازی‌هاست. بسیاری از عناوین در هنگام عرضه و حتی بعد از گذشت زمان زیاد و انتشار پچ‌های ترمیم دارای ایرادات فنی بسیاری هستند. یکی دیگر از مشکلاتی است که یوبیسافت از آن رنج می‌برد و به دلیل خوب پولیش نخوردن بازی پیش می‌آید. یکی از عناوین مهم دیگر نیز سایبرپانک است که به دلیل این‌طور ایرادات، با انتقادات منفی بسیار و خشم عظیم کاربران مواجه شد. بازی‌های Battlefield 2042 و E Football نیز با مشکلات و ایرادات فنی بسیاری دست و پنجه نرم کردند و زیر بار انتقادات شدید کمر خم کردند.

آخرین مشکلی که به آن می‌پردازیم نیز مشکلات محتوایی است. خیلی وقت‌ها بازی عرضه شده به خوبی طراحی شده است و کاملا درست کار می‌کند، گیم‌پلی جدید و تنوع خوبی دارد اما از لحاظ محتوایی کمبود دارد. بدان معنا که واضح است که بخشی از داستان بازی به اجبار زمان، از بازی حذف شده است یا توسعه‌دهنده فرصت قرار دادن مراحل بیشتر و پرکردن نقشه را نداشته است. بازی Assassins Creed Origins برای مثال دارای نقشه‌ای بزرگ اما پر از ماسه و شن بود.

عرضه زودهنگام بازی

تمامی ایرادات نام برده شده با پرداخت زمان بیشتر در توسعه بازی تا حد بسیار خوبی قابل حل بوده‌اند و مستند این موضوع نیز بازی‌هایی از همین لیست است که با گذر زمان بسیار بهتر شده و به بازی‌هایی خوب تبدیل شده‌اند. پس چرا توسعه دهندگان و استودیو‌های سازنده زمان کافی را در ساخت بازی‌هایشان صرف نمی‌کنند؟ به هر حال بازی‌هایی که بهتر باشند بهتر نیز می‌فروشند.

دلایل عرضه زودهنگام بازی

توسعه دهندگان، طراحان و ایده‌پردازان کسانی‌اند که یک بازی را می‌سازند، اما این افراد کسانی نیستند که برای تاریخ عرضه آن‌ها تصمیم بگیرند. این تصمیم در موارد متفاوت، با افراد مختلف و تحت شرایطی مختلف است. گاهی این تاریخ را رئیس کمپانی، سرمایه‌داران و یا صاحبان آن استودیو انتخاب می‌کنند. گاهی اوقات نیز این تصمیم با کسانی است که با یک استودیو قرار داد بازی نوشته‌اند. برای مثال اگر سونی با یک استودیو سوم‌شخص قرارداد یک بازی انحصاری زمانی ببندد، تاریخ عرضه آن را سونی مشخص می‌کند و توسعه دهندگان گزینه‌ای برای به تاخیر انداختن بازی ندارند.

این گونه هم نیست که تمام مدیران فقط به فکر سود باشند و بخواهند که صرفا از یک بازی بد پول خوب به دست آورند. شرایط در بسیاری از مواقع بر روی این تصمیم تاثیر‌گذار است. برای مثال خیلی اوقات مدیران تصمیم می‌گیرند که به هر دلیلی بازی را بسیار زود‌تر از زمان عرضه نمایش دهند.

این نمایش زودهنگام بازی، بازیکنان را منتظر عرضه آن می‌گذارد و با گذشت هر روز صبر آنان را لبریزتر می‌کند. فشاری که از سمت بازیکن‌ها و مخاطبین به استودیو‌ها وارد می‌شود، دست آن‌ها را در به تاخیر انداختن تاریخ عرضه می‌بندد. بسیاری از این نمایش‌ها به دلیل بازگشتن یک استودیو یا کمپانی بر سر زبان‌هاست.

مثال آن را با نمایش بی‌موقع و صرفا با یک لوگو برای خدای جنگ راگناروک دیدیم. قابل ذکر است که بسیاری از این مشکلات نیز نتایج تصمیمات خود استودیو است و با روندی بهتر، از این فشار‌ها جلوگیری می‌شد.

گاهی اوقات این تاریخ عرضه‌ها صرفا چند ماه زودتر از موعد لازم قرار داده می‌شوند چراکه در برخی از اوقات سال مانند تعطیلات، فروش بازی بسیار بیشتر خواهد بود و همین چند ماه برای بی‌نقص شدن و برطرف کردن باگ‌های بازی کافی بوده است.

وقتی که تاریخ عرضه یک بازی توسط هر یک از اشخاص نام برده شده انتخاب شد، توسعه دهندگان آنچه را که می‌توانند انجام دهند، بررسی می‌کنند و در نهایت بخشی از بازی را حذف می‌کنند یا تصمیم به انتشار کار‌های نهایی بازی بعد از انتشار می‌گیرند.

بسیاری از اوقات نیز با فشار سهام‌داران، یک استودیو مجبور به انتشار یک بازی قبل از آمادگی لازم می‌شود. علاوه بر وضوح اهمیت سوددهی به موقع بازی، بحث پرداخت حقوق کارکنان و خرج‌های عظیمی که ساخت یک بازی دارد، مطرح است.

این موضوعات را می‌توان خیلی اوقات به راحتی مشاهده کرد. بسیاری از بازی‌ها در زمان عرضه پچ روز اول دریافت می‌کنند که خبر از آماده نبودن بازی هنگام فرستادن برای تکثیر می‌دهد.

عرضه زودهنگام بازی

Shigeru Miyamoto، خالق ماریو و زلدا، می‌گوید که یک بازی تاخیر خورده در نهایت خوب است، اما یک بازی بد برای همیشه بد است. البته این جمله برای دورانی بود که قابلیت انتشار پچ برای بازی‌ها وجود نداشت و آن‌ها را نمی‌شد اصلاح کرد. با این حال می‌توان گفت که از طریقی این حرف همچنان درست است. چراکه یک بازی که با برخورد اولیه بد کاربران روبه‌رو شود حتی بعد از تبدیل شدن به یک بازی خوب، نمی‌تواند نظر بسیاری از آن‌ها را تغییر دهد و معمولا از نظرشان بد باقی خواهد ماند.

سایبرپانک که بود و چه کرد؟

یکی از مطرح‌ترین بازی‌های صنعت که دارای حواشی بسیاری نیز بود، سایبرپانک 2077 بود. این بازی یک مثال کامل برای تمام مطالبی بود که مطرح شد. سایبرپانک یک معرفی بسیار زود هنگام یعنی در سال 2013 داشت که با زمان انتشار آن 7 سال فاصله داشت! این موضوع باعث به تنگ آمدن صبر همه شد تا جایی که وقتی به دلیل شیوع ویروس کرونا روند ساخت بازی با مشکلات فراوانی رو‌به‌رو شد، هیچکس برخورد خوبی با تاخیر خوردن پی‌درپی بازی نداشت. همین تاخیر پی‌درپی از مشکلات آن بود، چراکه به جای یک تاخیر طولانی مدت، استودیو سی‌دی‌پراجکت تاخیر‌های کوتاه‌تر و پشت یکدیگر داشت که بسیار آزار دهنده‌تر بود.

عرضه زودهنگام بازی

با فشار مردم، رسانه‌ها و سهام‌داران استودیو، بازی بسیار زود‌تر از زمانی که آماده بود، عرضه شد و با مشکلات فنی و گرافیکی بسیار زیادی همراه شد تا جایی که بازی قابل تجربه نیز نبود.

سایبرپانک که یکی از مورد انتظارترین بازی‌های تاریخ بود با شکستی بزرگ روبه‌رو شده و همچنان بعد از تقریبا دو سال، با پچ‌های آپدیت پی‌در‌پی به جایی که باید، نرسیده است.

این بازی به همه مخاطبان یاد داد که باید تاخیر‌های یک بازی را، هر چقدر هم که ناراحت کننده باشد، قبول کنند تا حداقل بعد از انتشار ناامید نشوند. سایبرپانک قربانی شد تا تمام مخاطبان و استودیو‌ها یاد بگیرند که وقت لازم را به بازی‌ها برای رسیدن به آنچه که باید، بدهند و در این زمینه موفق هم بود. برای مثال بازی هیلو بعد از سایبرپانک یک تاخیر یک‌ساله خورد اما با عصبانیت و خشم کاربران روبه‌رو نشد و سر فرصت به یک بازی بسیار خوب تبدیل گشت.

نظر شما درمورد تاخیر خوردن بازی‌ها چیست؟ آیا صبوری کردن انتخاب درستی است؟ نظرات خود را با ما و دوستان‌تان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

نوشته بررسی دلیل و نتایج عرضه زودهنگام بازی‌ها اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

بررسی ۵ تئوری بازی God of War Ragnarök

در این مقاله قصد داریم تا به بررسی ۵ تئوری برای بازی خدای جنگ راگناروک (God of War Ragnarök) بپردازیم و اتفاقاتی را که ممکن است برای کریتوس و آترئوس در خدای جنگ بعدی رخ دهد، مطرح کنیم.

سری خدای جنگ همواره طرفداران بسیاری در طول تاریخ داشته است. از اولین نسخه آن که روی کنسول PS2 تجربه کردیم تا آخرین عنوان در این مجموعه که در سال ۲۰۱۸ برای PS4 و امسال برای PC عرضه شد، همگی در دل گیمر‌ها جا باز کرده و کریتوس را به یکی از شخصیت‌های مهم تاریخ صنعت بازی تبدیل کرده‌اند.

خبر خوب اما آن است که می‌توان گفت با انتشار این بازی فاصله زیادی نداریم و اگر تاخیری اتفاق نیافتد، امسال شاهد عرضه نسخه بعدی در این مجموعه خواهیم بود. همین طور که هیجان طرفداران این مجموعه برای تجربه نسخه بعدی، آن هم پس از موفقیت‌های عنوان آخر بیشتر می‌شود، بهتر است کمی سعی کنیم تا با اطلاعاتی که در دست داریم، جواب سوالات بی‌پاسخ و همچنین اتفاقات راگناروک را پیش‌بینی کنیم. با ما در آی‌تی‌رسان همراه باشید تا به بررسی ۵ تئوری عنوان بعدی سری خدای جنگ بپردازیم.

شروع بازی

در طول این همه سال که خود را با عناوین مختلف خدای جنگ سرگرم کرده‌ایم، برخی نکات درمورد شروع این بازی‌ها ثابت بوده‌اند. برای مثال بازی از روی نیمه صورت کریتوس و یا نمای کلی از بدن او شروع می‌شود.

یکی دیگر از این خصوصیات مشابه، شروع بازی در اوج بوده است که این کار همیشه با یک باس‌فیت بزرگ و هیجان‌انگیز انجام داده‌اند. از مجسمه غول‌پیکر در نسخه دوم و پوسایدون در نسخه سوم گرفته تا نبرد هیجان‌انگیز با بالدار در آخرین نسخه از این مجموعه.

تئوری خدای جنگ

به عقیده بسیاری، اولین نبرد در این نسخه با خدای قدرتمند رعد، یعنی ثور خواهد بود. همان‌طور که در پایان نسخه قبل دیدیم، بازی با حمله ثور به خانه کریتوس تمام شد که برای انتقام دو پسرش آمده بود. بسیاری بر این باورند که بازی پس از دقایقی آرام به سراغ یک نبرد بسیار عظیم می‌رود که طی آن بخش‌های بزرگی از میدگارد نابود خواهد شد.

تئوری خدای جنگ

طی این نبرد همچنین ممکن است که کریتوس جان خود را از دست بدهد و با آزاد بودن والکری‌ها، به والهالا برده شود. اما مانند همیشه کریتوس از هر جهنم یا والهالایی فرار می‌کند تا هدف خود را دنبال کند.

تئوری خدای جنگ

مرگ کریتوس در اوایل بازی همچنین یکی از متد‌های ثابت سانتا‌مانیکا برای متوازن سازی بازی است. چرا که در نسخه قبل کریتوس لباس‌ها و ابزار بسیاری به دست آورده بود که برای شروع می‌تواند او را بیش از حد قدرتمند سازد.

بازگشت به یونان

اگر از طرفداران قدیمی این مجموعه باشید با به حقیقت پیوستن این تئوری بسیار خوش‌حال خواهید شد. بسیاری معتقد‌ند که به دلایلی نامعلوم مسیر کریتوس و فرزندش از یونان گذر خواهد کرد.

این سفر می‌تواند آخرین راز کریتوس را که به فرزندش نگفته، برای آترئوس برملا کند. حقیقت در مورد مرگ خانواده قبلی او، می‌تواند شرایط خوبی را برای مقداری خاطره‌بازی و همچنین نزدیک شدن بیشتر این پدر و پسر فراهم کند.

یونانی که خواهیم دید اما با آنچه که به یاد داریم بسیار متفاوت خواهد بود. این‌بار در یونان انسان‌ها را می‌بینیم که حال از زیر سایه خدایان خارج شده‌اند و با امیدی که کریتوس به آن‌ها هدیه داد، زندگی تازه‌ای را شروع کرده‌اند.

تئوری خدای جنگ

دلیل این سفر می‌تواند به دست آوردن آیتمی باشد که تیر، خدای جنگ در افسانه‌های نورس، در کتیبه‌هایی که در نسخه قبل دیدیم به یونانی‌ها می‌داد. اما دلیل هیجان انگیز‌تر بازیابی شمشیر المپوس برای رویارویی با اودین و ثور است.

تئوری خدای جنگ

همانطور که می‌دانید پتک ثور یعنی میولنیر یکی از قدرتمندترین سلاح‌های جهان است و برای مقابله با آن، چه سلاحی بهتر است از شمشیر المپوس؟

چگونگی حضور فنریر و یورمونگاند در راگناروک

یکی از سوالاتی که برای بسیاری پیش آمده است مربوط به چگونگی حضور فنریر و یورمونگاند در راگناروک است. دلیل عجیب بودن این نکته نیز آن است که این دو جاینت در کنار هل، از فرزندان لوکی هستند و ما در آخر نسخه قبل متوجه شدیم که آترئوس در واقع لوکی است.

جواب این سوال نیز ساده است، یورمونگاند یا مار جهان در نسخه قبلی حضور داشت و یعنی، سفر در زمان. در بخشی، فریا به ما می‌گوید که در نبرد این مار عظیم‌الجسه با ثور، آنچنان ضربه محکمی به یکدیگر می‌کوبند که درخت جهان به لرزه درمی‌آید و این مار به گذشته پرتاب می‌شود.

احتمالا در بخشی از داستان، کریتوس و آترئوس به گذشته یا آینده سفر می‌کنند تا چیزی را تغییر دهند و یا از دیگر موجودات کمک بگیرند.

چه کسی شیپور را به صدا درآورد؟

یکی از سوالاتی که ذهن همه را به خود مشغول کرده است در مورد بخشی از عنوان قبلی است. در قسمتی از بازی کریتوس در حال بردن آترئوس بیمار پیش فریا است. در این مسیر کریتوس صدای شیپوری را می‌شنود که با آن مار جهان را صدا می‌زند.

تئوری خدای جنگ

بسیاری معتقدند که این کار هایمدال بوده و بسیاری دیگر فکر می‌کنند که کار تیر بوده است. اما یکی از جالب‌ترین تئوری‌ها آن است که این خود کریتوس و آتروئوس هستند که شیپور را به صدا در می‌آورند.

همان‌ظور که بالاتر اشاره شد، یکی از اتفاقات بسیار محتمل، سفر در زمان کریتوس و فرزندش است. احتمال دارد که به دلایلی این دو در سفری که به گذشته داشتند، بخواهند با مار جهان صحبت کنند و به همین دلیل نیز شیپور را به صدا درآورده‌اند.

تئوری خدای جنگ

دلیل این کار نیز می‌تواند هر چیزی باشد. این که بخواهند راهی برای بازگشت به آینده پیدا کنند و یا حتی از او بخواهند که در هنگام نبرد با بالدار، آن‌ها را در کنار بدن جاینت مرده و یا همان ثامور پرتاب کند.

مرد درون کتیبه

در بخش‌های پایانی عنوان آخر مجموعه، شاهد یک نقاشی بر روی دیوار بودیم که مردی را در آغوش آترئوس نشان می‌داد که در حال مرگ است. اولین چیزی که به ذهن بسیاری می‌رسد آن است که کریتوس به زودی قرار است بمیرد. اما بسیاری معتقدند که اینطور نیست.

تئوری خدای جنگ

اولا که ظاهر مرد داخل کتیبه با کریتوس متفاوت است و پوست سفید و تتو‌های او را ندارد. ثانیا محتمل است که این طرح به صورت عمدی برای گمراهی ما قرار داده شده و حقیقت چیز دیگریست.

تئوری خدای جنگ

یکی از محتمل‌ترین گزینه‌ها تیر است. در آخرین تریلری که از راگناروک منتشر شد؛ متوجه شدیم که تیر زنده است و به احتمال زیاد قرار است به کریتوس و آترئوس در متوقف کردن راگناروک کمک کند. در مسیر احتمال بالایی برای به وجود آمدن یک رابطه صمیمانه میان آترئوس و تیر وجود دارد که در نهایت با مرگ تیر، او بسیار ناراحت می‌شود. همچنین در اسطوره‌ها آمده است که تیر در نبرد با فنریر دست خود را از دست می‌دهد و در عکس می‌بینیم که شخصیت در آغوش آترئوس یک دست ندارد و یا حداقل سعی شده که ما متوجه این موضوع نشویم.

نظر شما چیست؟ فکر می‌کنید که در عنوان راگناروک چه اتفاقاتی رخ خواهند داد؟ نظرات خود را با ما ودوستانتان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

نوشته بررسی ۵ تئوری بازی God of War Ragnarök اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

داستان کامل سری خدای جنگ تا به امروز + ویدئو اختصاصی

در این مقاله قصد داریم تا به صورت مفصل به داستان سری خدای جنگ بپردازیم و داستان کریتوس دوست‌داشتنی را از ابتدا تا آخرین عنوان این مجموعه یعنی God of War 2018 دنبال کنیم.

سری God of War از زمان عرضه اولین نسخه‌اش تا به امروز همواره جزء بهترین و ماندگار‌ترین عنوان‌های تاریخ صنعت بازی بوده است. نام شخصیت اصلی آن یعنی کریتوس نیز نامی آشنا در میان تمامی گیمر‌های قدیمی و جدید است.

بسیاری اما فرصت تجربه عناوین این مجموعه بزرگ را نداشته‌اند و حال با نزدیک شدن به عرضه جدیدترین عنوان این سری یعنی God of War Ragnarök، می‌خواهند داستان این مجموعه را بدانند. هرچه نباشد داستان از مهم‌ترین عناصر بازی‌های خدای جنگ بوده و هست. اگر شما نیز از آن دسته افراد هستید و یا می‌خواهید داستان‌های این سری برایتان دوره شود، این مقاله برای شماست.

در ادامه به داستان هر هفت بازی این سری خواهیم پرداخت و گاهی اشاره‌ای به کتاب‌های آن می‌کنیم، اما باید توجه داشته باشید که داستان خدای جنگ پس از آخرین عنوان این مجموعه، وارد جهانی جدید و اساطیر مربوط به خود می‌شود که به همین دلیل به مقدمه و پیش‌زمینه هر جهان به صورت جداگانه پرداخته خواهد شد.

ویدئو اختصاصی داستان کامل گاد آف وار

جهان اساطیر یونان

تشکیل دنیا

هزاران سال قبل از اتفاقاتی که در بازی می‌بینیم، موجوداتی از جنس بی‌نهایت وجود داشتند. موجوداتی که بسیار قدرتمند‌تر از خدایان بوده‌اند و درواقع تمام هستی را تشکیل داده‌اند. زمانی فرا می‌رسد که نبردی بین این موجودات شروع می‌شود که برای مدت بسیار طولانی‌ ادامه پیدا می‌کند. با مرگ هرکدام از این موجودات بخشی از جهان به وجود می‌آمد. از بدن یکی خاک و از دیگری دریاها به وجود آمدند. از این خاک و دیگر عناصر تایتان‌ها و دیگر موجودات تشکیل شدند.

در میان این نبرد و خشم بی‌نهایت، موجوداتی به نام Furies به وجود آمدند. این موجودات خدمت‌گذار هیچ کدام از خدایان و یا موجودی دیگر نبودند و تنها وظیفه آنان محاکمه و شکنجه کسانی بود که قسم خود را با خدایان می‌شکستند.

 شروع درگیری خدایان و تایتان‌ها

رهبر تایتان‌ها یعنی کرونوس، خود با سرنگونی پدرش بر تخت نشسته بود. پدر وی یعنی اورانوس پیش‌بینی کرد که کرونوس نیز به دست فرزند خود سرنگون خواهد شد و به همین دلیل او با متولد شدن هر یک از فرزندانش، آن‌ها را می‌بلعید و در شکمش زندانی‌شان می‌کرد تا علیه او قیام نکنند. رئا یعنی همسر کرونوس از این موضوع به تنگ آمده بود و با درخواست کمک از گایا، مادر کرونوس، فرزند آخر خود یعنی زئوس را نجات داد و تکه سنگی را به جای او به کرونوس برای بلعیدن داد.

زئوس نزد گایا با خشم فراوانی نسبت به پدرش بزرگ شد و با کسب قدرت‌هایش، برادر و خواهرانش را از دست کرونوس آزاد کرد.

نبرد بزرگ

زئوس در کنار پوسایدون، هیدیس و دیگر برادر و خواهرانش برای سال‌ها با تمامی تایتان‌ها وارد جنگ شدند و درنهایت زئوس با ساخت شمشیر المپوس تمامی تایتان‌ها را شکست داد و هر کدام را به نقطه‌ای تبعید کرد.

تولد و زندگی کریتوس

سال‌ها که به جلو بریم به تولد کریتوس می‌رسیم. مادر کریتوس انسانی به نام کالیستو و پدرش کسی نبود جز زئوس. در هنگام تولد، همسر زئوس یعنی هرا دستور قتل او را داد اما زئوس جانش را بخشید و او را رها کرد تا در کنار مادرش زندگی کند.

بعدها کالیستو فرزند دیگری به نام دیموس را به دنیا آورد. در زمان کودکی این دو برادر، برای زئوس پیش‌بینی شد که به دست یکی از فرزندانش کشته خواهد شد، یک جنگجوی علامت‌دار. او آتنا و اریس (خدای جنگ اصلی) را مامور کرد تا این فرزند را پیدا کنند.

آن‌ها نیز دیموس را به عنوان این فرزند پیدا کردند و با خود بردند چرا که او با نشان‌هایی قرمز رنگ در سراسر بدنش متولد شده بود. کریتوس تلاش کرد تا او را نجات دهد اما با مشتی از سمت اریس، صاحب زخمی بر روی چشمانش شد.

کریتوس نیز برای ادای احترام به برادر از دست رفته‌اش، تتو‌هایی دقیقا مانند نشان‌های قرمز رنگی که برادرش داشت بر روی بدن خود زد. این شاید به اولین دلیل تنفر او از خدایان تبدیل شد. کریتوس بزرگ شد و از یک سرباز معمولی در ارتش اسپارتا، تبدیل به یک فرمانده قدرتمند شد. او همچنین با زنی به نام لساندا ازدواج کرد و صاحب دختری به نام کلایوپی شد.

کلایوپی در هنگام تولد نشان‌ها و یک بیماری پوستی داشت و به دلیل این بیماری که نشان ضعف بود باید تبعید می‌شد. همین موضوع کریتوس را به دنبال امبروژا، غذای خدایان،‌ فرستاد. برای به دست آوردن این غذا کریتوس باید در مسابقاتی شرکت می‌کرد که مبارزین بزرگ با یکدیگر می‌جنگیدند. کریتوس در این مسابقات پیروز و تبدیل به قهرمان اریس شد.

در سال‌های آتی، کریتوس از نبرد بزرگی به نبردی دیگر می‌رفت تا این که با ارتش بربر‌ها روبه‌رو شد. این بار اما کریتوس به سمت شکست قدم برمی‌داشت. او در رویارویی به رهبر این ارتش شکست خورد و قبل از این که ضربه آخر را بخورد، دست به دامان اریس شد. او فریاد زد و از اریس خواست تا دشمنانش را از بین ببرد و در عوض کریتوس پیمان خدمت ابدی با او می‌بست. اریس که از پتانسیل‌های کریتوس باخبر بود این معامله را قبول کرد و کریتوس را نجات داد.

بعد از بسته شدن این پیمان، اریس شمشیر‌های آشوب را به کریتوس داد. سلاح نام آشنای این سری که تشکیل شده از دو شمشیر است که با زنجیر به دستان کریتوس جوش خورده‌اند.

از آن پس کریتوس و ارتشش، وفادار به اریس، در نبرد‌های او شرکت می‌کردند و به هر کجا که او دستور می‌داد یورش می‌بردند. اما زندگی او در این نبرد‌ها به کلی تغییر کرد. در حمله به یکی از روستا‌ها کریتوس با یک اوراکل یا پیشگو روبه‌رو شد که به او گفت، در ادامه این نبرد پشیمانی بزرگی در انتظار اوست.

کریتوس که بدون اهمیت به راهش ادامه داد، وارد معبدی شد که مه آن را فرا گرفته بود. در این مه کریتوس همه را کشت اما در آخر متوجه شد که همسر و فرزندش نیز آنجا بوده‌اند. کریتوس که بزرگ‌ترین کابوس خود را به وجود آورده بود، متوجه شد که اریس آن‌ها را به این روستا منتقل کرده بود تا کریتوس با برداشتن آن‌ها از سر راهش به جنگجویی بی‌نقص تبدیل شود.

کریتوس درمانده، همان لحظه پیمان خود را با اریس شکست و با خروج از معبد، باری دیگر با اوراکل رو‌به‌رو شد. اوراکل به او گفت که او از این پس نفرین شده است تا خاکستر خانواده‌اش را روی پوست خود داشته باشد و سفیدی رنگ پوست او نیز به همین دلیل است. این سفیدی پوست لقب روح اسپارتا را به او داد، لقبی که در سراسر جهان پخش شد و ترس بی‌اندازه‌ای از آن به وجود آمد.

داستان خدای جنگ: God of War Ascension

با این که این عنوان، آخرین نسخه از مجموعه قبل از GOW 2018 بود، اما داستان آن به قبل از تمامی نسخه‌ها باز می‌گشت.

کریتوس که پیمان خود را با اریس شکسته بود، به هدف جدید فیوری‌ها تبدیل شد. فیوری‌ها همانطور که اشاره شد، موجوداتی هستند که به شکار کسانی می‌روند که پیمان خود را شکسته است.

آن‌ها کریتوس را زندانی می‌کنند اما ابتدا او توسط Orkos، فرزند ملکه فیوری‌ها و اریس، آگاه می‌شود که پدرش یا همان خدای جنگ قصد دارد تا زئوس را سرنگون کند و جای او را بگیرد و برای این کار به یک جنگجوی قدرتمند نیاز دارد. این جنگجو ابتدا قرار بود که همان اورکس باشد، اما با دیدن ناتوانی او، اریس به سراغ کریتوس رفت.

در نهایت با فرار و کشتن تک‌تک فیوری‌ها، کریتوس اورکس را نیز به درخواست خودش به قتل رساند، چراکه او نیز یک فیوری محسوب می‌شد و تا زمانی که زنده بود، قسم کریتوس نیز از بین نمی‌رفت. سپس کریتوس تصمیم گرفت تا به خدایان خدمت کند تا بلکه آن‌ها او را از کابوس‌هایش رهایی دهند.

داستان خدای جنگ: God of War Chains of Olympus

زنجیر‌های المپوس یکی از دو عنوان این سری است که بر روی کنسول PSP منتشر شد. داستان این بازی نیز قبل از اولین عنوان این مجموعه اتفاق می‌افتد.

5 سال از خدمات کریتوس به خدایان گذشته است و او همچنان در حال نبرد برای رستگاری است. روزی اما کریتوس متوجه می‌شود که خورشید ناپدید شده است. او فورا می‌فهمد که این امر به دلیل ایجاد مشکل برای خدای خورشید یعنی هیلیوس است.

همچنین مورفیوس، خدای رویا، از این فرصت استفاده می‌کند تا تمامی خدایان را به خوابی عمیق فرو ببرد. کریتوس نیز راهی سفری برای پیدا کردن هیلیوس می‌شود تا خدایان را از نفرین مورفیوس نجات دهد.

در راه او با پرسیفونی، همسر هیدیس روبه‌رو می‌شود. پرسیفونی به او این وعده را می‌دهد که اگر قدرت‌هایش را فدا کند می‌تواند دوباره به دخترش ملحق شود. کریتوس نیز سریعا این معامله را قبول می‌کند تا چندی بعد متوجه شود که در واقع این پرسیفونی و اطلس، یکی از تایتان‌های معروف که مجازاتش نگه داشتن زمین بر روی دوش‌هایش است، بوده‌اند که هیلیوس را دزدیده‌اند و نقشه دارند تا هر موجوده زنده‌ای را، از جمله خودشان، کریتوس و دخترش، نابود کنند.

او که می‌داند قرار است دخترش را در هر صورت از دست بدهد، باری دیگر او را رها می‌کند، قدرت‌هایش را پس می‌گیرد و پرسیفونه را می‌کشد. سپس به سراغ اطلس رفته و او را به زمین زنجیر می‌کند تا دوباره بار جهان بر دوش او قرار گیرد.

شما همچنین می‌توانید داستان کامل سری هیلو را نیز مطالعه کنید.

داستان خدای جنگ: God of War

بالاخره به اولین عنوان در این مجموعه رسیدیم، جایی که داستان خدای جنگ را برای بار اول شنیدیم. بعد از گذشت چند سال آتنا به کریتوس این پیشنهاد را می‌دهد که جعبه‌ پاندورا را پیدا کند و با قدرتی که در آن است، اریس را بکشد. خدای جنگ که کریتوس را از دست داده بود، خود تصمیم به روبه‌رویی با خدایان گرفت و حال همان خدایان قصد دارند تا او را از سر راه بردارند.

کریتوس که با کمال میل می‌خواهد از اریس انتقام بگیرد، دلیل دیگری نیز برای انجام این کار غیرممکن دارد. آتنا به او وعده داد تا او را از عذاب‌هایش رهایی ببخشد.

کریتوس نیز راهی بیابان‌ها می‌شود تا معبد پاندورا را پیدا کند. چیزی نمی‌گذرد که او متوجه می‌شود، معبد پاندورا داخل کوهی است که بر پشت کرونوس قرار دارد. زئوس برای مجازات، کوهی را بر پشت پدر خود قرار داده بود و او را در بیابان‌ها رها کرده است.

کریتوس وارد معبد می‌شود و با عبور از صد‌ها تله که خدایان کار گذاشته بودند، تبدیل به اولین انسانی می‌شود که جعبه پاندو را پیدا کرده است. اریس اما فورا متوجه این موضوع می‌شود و با پرتاب صخره‌ عظیمی به سمت او، کریتوس را به قتل می‌رساند و سرباز‌هایش جعبه را برای او می‌برند.

کریتوس که به دنیای زیرین و جهنم پرتاب شد، با کمک زئوس و یک قبرکن، از جهنم فرار می‌کند و جعبه پاندورا را از اریس پس می‌گیرد. سپس با باز کردن جعبه قدرت کافی برای مبارزه با اریس را کسب کرده، و پس از نبردی طولانی انتقام خود را می‌گیرد و اریس را می‌کشد. کریتوس به اولین موجود فانی تبدیل می‌شود که یک خدا را از بین برده است.

او سپس از آتنا درخواست رستگاری می‌کند اما آتنا به او می‌گوید که هیچ خدایی توانایی رهایی دادن او از گناهان و کارهایی را که انجام داده است، ندارد. پس کریتوس که درمانده شده بود،‌ بر لبه بلند‌ترین صخره می‌رود و به قصد خودکشی پایین می‌پرد. در لحظه آخر اما آتنا او را نجات می‌دهد. آتنا به او می‌گوید که با حذف شدن اریس از سر راه، یک صندلی میان خدایان خالی شده است و به کریتوس پیشنهاد داد که به خدای جنگ جدید تبدیل شود.

بازی با قبول کردن این پیشنهاد توسط کریتوس و تبدیل شدنش به خدای جنگ، به پایان می‌رسد.

شما همچنین می‌توانید داستان کامل سری هورایزن را نیز مطالعه کنید.

داستان خدای جنگ: God of War Ghost of Sparta

دومین عنوان این مجموعه بر رو کنسول PSP است که یکی دیگر از نسخه‌های فرعی بازی محسوب می‌شود و داستان خدای جنگ را گسترش می‌دهد.

داستان از جایی شروع می‌شود که کریتوس رویا‌هایی از مادرش می‌بیند که در معبد پوسایدون در آتلانتیس زندانی شده است. کریتوس که فکر می‌کرد مادر مرده است بر خلاف پیشنهاد آتنا راهی آنجا شد.

کریتوس مادرش را پیدا می‌کند. کالیستو به او می‌گوید که پدرش او را اینجا زندانی کرده و برادرش نیز زنده است. دیموس در حوزه مرگ زندانی شده و در حال شکنجه شدن است. کریتوس هویت پدرش را از کالیستو می‌پرسد اما همان موقع او تبدیل به یک هیولا می‌شود و کریتوس هم به ناچار او را می‌کشد. در لحظات آخر کالیستو از او برای نجات دادنش تشکر می‌کند و به او می‌گوید که برادرش را پیدا کند.

در راه پیدا کردن دیموس، کریتوس متوجه می‌شود که این آتنا و اریس بوده‌اند که برادرش را برده‌اند و خشم او نسبت به خدایان بیشتر می‌شود. زمانی که کریتوس برادرش را پیدا می‌کند، خدای مرگ سعی می‌کند تا مانع آن‌ها بشود. دو برادر در کنار یکدیگر با خدای مرگ می‌جنگند اما دیموس کشته می‌شود.

کریتوس بعد از نابودی خدای مرگ، جنازه برادرش را در آغوش می‌گیرد و می‌بیند که تبدیل به مقصر مرگ تک‌تک اعضای خانواده‌اش شده است. او قسم می‌خورد که از خدایان انتقام بگیرد.

داستان خدای جنگ: God of War 2

کریتوس به عنوان خدای جنگ، ارتش خود را رهبری می‌کند و به شهر‌های بسیاری از خدایان حمله می‌کند. در یکی از حمله‌های خود به شهر رودز، یک عقاب بخشی از قدرت‌های او را می‌دزدد و به مجسمه عظیم رودز منتقل می‌کند. کریتوس که حال باید این موجود غول‌پیکر را از بین ببرد ناگهان با صدای زئوس روبه‌رو می‌شود. زئوس با پرتاب شمشیر المپوس از آسمان، به کریتوس می‌گوید که برای شکست مجسمه به این شمشیر احتیاج دارد و برای داشتن آن باید تمامی قدرت‌های خداگانه‌اش را در آن قرار دهد.

کریتوس این پیشنهاد را قبول می‌کند و مجسمه رودز را از بین می‌برد. همان لحظه آن عقاب را باری دیگر می‌بیند. عقاب با تغییر شکل به زئوس تبدیل می‌شود و کریتوس می‌فهمد که تمام این‌ها نقشه او بوده است.

زئوس به کریتوس پیشنهاد می‌دهد که دوباره تبدیل به خدمت‌گذارش شود و او این موضوع را قبول نمی‌کند. به همین دلیل نیز زئوس با استفاده از شمشیر المپوس، کریتوس را به قتل می‌رساند.

این بار اما هنگام مرگ، کریتوس با گایا، مادربزرگ زئوس که یک تایتان است روبه‌رو می‌شود. گایا از بلاهایی که زئوس بر سر تایتان‌ها آورده است می‌گوید و این موضوع که قصد دارد به کریتوس کمک کند تا انتقام خود و تایتان‌ها را بگیرد. او زخم بزرگ کریتوس را درمان می‌کند و به او می‌گوید که به دنبال خواهران تقدیر برود چرا که بدون قدرت‌هایش هرگز قادر نخواهد بود که زئوس را شکست دهد.

سپس کریتوس راهی سفری برای یافتن خواهران تقدیر می‌شود. بسیاری تلاش کرده‌اند تا این خواهران را پیدا کنند و گذشته خود را تغییر دهند اما تا به حال هیچ کس موفق نشده بود. کریتوس اما به طی مسافتی طولانی و رودررویی با بسیاری از شخصیت‌های مهم اساطیر یونان از جمله اطلس که او را به زنجیر کشیده بود، خواهران تقدیر را پیدا کرد. آن‌ها اما به کریتوس گفتند که تقدیر او کشتن کریتوس نیست. طبیعتا این موضوع به مذاق کریتوس خوش نیامد و با خواهران درگیر شد. او هر سه خواهر تقدیر را یکی پس از دیگری به قتل رساند.

 

سپس کریتوس به زمانی سفر کرد که زئوس در حال کشتن او بود و با برداشتن شمشیر المپوس از روی بدن بی‌جان خودش، با زئوس درگیر می‌شود. نبردی عظیم بین این دو شکل می‌گیرد که در نهایت قبل از این که کریتوس کار او را با شمشیر المپوس تمام کند، آتنا به میان آن‌ها می‌آید و کریتوس ناخواسته او را می‌کشد. زئوس نیز در این میان فرار می‌کند.

آتنا در هنگام مرگ سعی می‌کند کریتوس را قانع کند که از انتقام دست بردارد. به او می‌گوید که درواقع زئوس پدر کریتوس است و او باید چرخه پدرکشی را متوفق کند. اما کریتوس قانع نمی‌شود و قسم می‌خورد که هر کسی را که سر راهش قرار بگیرد، نابود کند.

سپس کریتوس باری دیگر در زمان سفر می‌کند و به زمان نبرد بزرگ میان تایتان‌ها و خدایان می‌رود. گایا به او می‌گوید که منتظرش بودند و سپس کریتوس با تمامی تایتان‌ها به آینده سفر می‌کنند و به سمت کوه المپ هجوم می‌برند. بازی با یک دورنما از این کوه در حالی که تعداد زیادی از تایتان‌ها از آن بالا می‌روند، تمام می‌شود.

شما همچنین می‌توانید داستان کامل سری Assassin’s Creed را نیز مطالعه کنید.

داستان خدای جنگ: God of War 3

داستان نسخه آخر از سه‌گانه اول خدای جنگ دقیقا از جایی شروع می‌شود که قسمت قبلی به پایان رسیده بود. در خدای جنگ سه می‌بینیم که کریتوس تمامی خدایان را به قتل می‌رساند و با مرگ هر کدام، بلا و بدبختی بر سر دنیا نازل می‌شود.

با مرگ پوسایدون، خدای دریا‌ها، اقیانوس‌ها طغیان می‌کنند و تمامی شهر‌های کم‌ارتفاع به زیر آب فرو می‌روند.

داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ

کریتوس سپس با زئوس روبه‌رو می‌شود اما زئوس او و گایا را از کوه المپ به پایین پرتاب می‌کند. هنگام سقوط، کریتوس از گایا درخواست کمک می‌کند اما گایا می‌گوید که او صرفا یک وسیله برای تایتان‌ها بوده است و دیگر ارزشی ندارد. سپس کریتوس به اعماق جهان زیرین پرتاب می‌شود و باری دیگر جانش را از دست می‌دهد.

اما زمانی که در جهان زیرین چشمانش را باز می‌کند می‌داند که قرار نیست برای مدت زیادی آنجا بماند. روح آتنا سپس به سراغ کریتوس می‌آید و می‌گوید که مرگ دید او را باز کرده است و نابودی خدایان به نفع همگان است. کریتوس سپس به سراغ هیدیس، خدای جهان زیرین می‌رود. با کشتن او تمام ارواح آزاد می‌شوند و به عذاب زندگان می‌روند.

کریتوس سپس هیلیوس را می‌کشد و باعث می‌شود که تاریکی جهان را فرا بگیرد. سپس به پیشنهاد آتنا باری دیگر برای پیدا کردن جعبه پاندورا راهی می‌شود. در راه کریتوس هرمس، هرکول، هرا و حتی کرونوس، پدربزرگ خود را به قتل می‌رساند. همچنین در مسیر، کریتوس با گایا روبه‌رو می‌شود که از او درخواست کمک می‌کند اما او به جای کمک گایا را از کوه به پایین پرتاب می‌کند.

داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ

کریتوس متوجه می‌شود که برای به دست آوردن جعبه پاندورا، باید دختری به همین نام را پیدا کند. این دختر با ورود به شعله المپوس آن را خاموش می‌کند و به کریتوس اجازه می‌دهد که جعبه را باری دیگر به دست آورد. اما مدتی نمی‌گذرد که کریتوس حس دختر از دست رفته‌اش را به پاندورا پیدا می‌کند. کریتوس دیگر نمی‌خواست او را قربانی کند اما هنگام نبرد با زئوس، پاندورا تقدیر خود را می‌پذیرد و وارد شعله می‌شود.

کریتوس با باز کردن جعبه متوجه خالی بودن آن می‌شود و تصمیم می‌گیرد با زئوس روبه‌رو شود. هنگام نبرد، گایا باری دیگر به میان می‌آید و قصد کشتن پدر و پسر را می‌کند اما کریتوس و زئوس به داخل بدن غول‌پیکر او می‌روند و مبارزه خود را آنجا ادامه می‌دهند.

در آخر کریتوس شمشیر المپوس را داخل بدن زئوس و قلب گایا فرو می‌کند و هر دو را از بین می‌برد. اما قبل از پایان، باری دیگر روح زئوس به سراغ کریتوس می‌آید و شروع به عذاب کریتوس با خاطرات و عذاب وجدان وحشت‌ناکش می‌کند. کرتوس که داخل رویاهایش گیر افتاده است پاندورا را می‌بیند که به او کمک می‌کند تا خودش را بالاخره ببخشد. سپس با خروج از رویا، کریتوس با دستانی خالی، زئوس را به قتل می‌رساند.

در آخر آتنا از کریتوس می‌خواهد که قدرتی را که داخل جعبه یافت به او بدهد اما کریتوس به او می‌گوید که جعبه خالی بود. آتنا سپس متوجه می‌شود که داستان از چه قرار است. آتنا به کریتوس می‌گوید، زمانی که تمامی شیاطین نبرد داخل جعبه حبس شدند، آتنا یک قدرت بزرگ نیز داخل جعبه قرار داد تا در صورتی که شیاطین آزاد شوند، امیدی برای نجات باشد. آن قدرت نیز چیزی نبود جز امید.

کریتوس اما قبول نمی‌کند که این قدرت را به آتنا پس بدهد و با کشتن خود با شمشیر المپوس، این قدرت را آزاد می‌کند تا به دست انسان‌ها برسد. پس شاید اول به نظر برسد که کریتوس با کشتن خدایان انواع بلا را بر سر فانی‌ها روانه کرده است اما در آخر او انسان‌ها را از زیر سایه خدایان خارج کرد و امید را نیز به آن‌ها هدیه داد.

داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ

درنهایت بعد از تیتراژ بازی، ردی از خون را می‌بینیم و کریتوسی که دیگر در محل مرگ خود حضور ندارد. و اینگونه داستان سه‌گانه اول خدای جنگ به پایان می‌رسد.

جهان اساطیر اسکاندیناوی

تشکیل دنیا

شباهت باور‌ها و اساطیر یونان و نورس، بسیار زیاد و جالب است. داستان خدای جنگ در سرزمین‌های اسکاندیناوی اتفاق می‌افتد. در ابتدا فقط دو سرزمین موسپل‌هایم و نیفل‌هایل وجود داشت. این دو سرزمین به ترتیب مربوط به جهان آتش و یخ هستند.

سپس آتش موسپل‌هایم، مقداری از یخ‌های نیفل‌هایم را آب کرد و اولین موجود جهان یعنی غول یخی به نام یمیر پدید آمد. از یمیر چندین موجود زنده پدید آمدند یکی درنهایت منجر به تولد سه برادر شد که بزرگ‌ترین آن‌ها اودین نام داشت. اودین یمیر را به قتل رساند و از بدن او تمام دنیا را تشکیل داد. کشتن یمیر بود که کینه و نبرد ابدی میان خدایان و جاینت‌ها را به وجود آورد.

شروع نبرد آسیر‌ها و ونیر‌ها

در دنیای نورس، دو دسته از خدایان وجود دارد، آسیر‌ها که در ازگارد زندگی می‌کردند و ونیر‌ها که در ون‌هایم زندگی می‌کردند و به جادوهایشان معروف بودند. فریر، یکی از رهبران بزرگ ونیر‌ها برای گسترش دیپلماسی در جهان سفر می‌کرد و به ازگارد می‌رفت و به آسیر‌ها جادوی کشاورزی می‌آموخت.

آسیرها که بسیار از این بابت خوش‌حال بودند نمی‌دانستند که هر جادویی جنبه منفی نیز دارد. زمانی که متوجه این موضوع شدند تقصیر را به گردن فریر انداختند و او را زندانی وشکنجه کردند. اما فریر فرار کرد و به ون‌هایم رفت. خانواده او بسیار عصبانی بودند و علیه ازگارد اعلام جنگ کردند.

نبرد خدایان و پایان آن

نبرد عظیمی میان آسیر‌ها و ونیر‌ها شکل گرفت. اودین، رهبر آسیر‌ها تا به حال در هیچ جنگی شکست نخورده بود اما با جادو‌های ونیر‌ها نتوانست مقابله کند. هر دو سمت نبرد بسیار آسیب دیدند اما هیچ‌کدام پیروز نشدند و در نهایت اودین عقب نشینی کرد.

سپس دانا موجود زنده یعنی میمیر پیشنهادی برای صلح داد. پیشنهاد او، ازدواج خواهر زیبای فریر یعنی فریا با اودین بود. اودین که محو زیبایی او بود فورا قبول کرد و فریا نیز برای ایجاد صلح این توافق را قبول کرد.

ترس اودین

فریا در ابتدا زندگی مشترک خود با اودین، بسیاری از قواعد جادو را به او آموخت. اودین اما از ابتدا ترس بزرگی نسبت به جاینت‌ها داشت زیرا پیشبینی شده بود که در راگناروک، جنگ آخرالزمانی دنیای نورس) این جاینت‌ها هستند که همه چیز را از بین می‌برند.

او فکر می‌کرد که با نابود کردن جاینت‌ها می‌توانست از این نبرد پیش‌گیری کند اما این‌بار قصد نداشت که به سادگی و صرفا با ارتش خود به سراغ آن‌ها برود. در عوض، بهترین دورف‌های سازنده یعنی براک و سیندری را استخدام کرد تا قدرتمندترین سلاح جهان یعنی پتک میولنیر را بسازند.

پس از ساخته شدن، اودین این سلاح را به فرزند خود یعنی ثور داد و او را فرستاد تا هر جاینتی که پیدا می‌کند را از بین ببرد. فریا که دیگر نمی‌توانست این تصمیمات اودین را تحمل کند، تصمیم گرفت تا به ون‌هایم بازگردد.

هنگامی که فرار می‌کرد، اودین جلوی او را گرفت. معلوم شد که اودین در خفا در حال گسترش دانش خود درباره جادو بوده است و بیش از چیزی که فریا به او آموخته بود می‌دانست. اودین یک طلسم را بر رو فریا اجرا کرد که باعث می‌شد تا در میدگارد، جهان انسان‌ها، زندانی شود و همچنین نتواند در هیچ نبردی شرکت کند. حال فریا بی‌دفاع در میدگار گیر افتاده بود.

زنده ماندن و سفر کریتوس

دقایقی پس از مرگ کریتوس چشمانش را می‌گشاید،‌ او متوجه می‌شود که خدایان او را نفرین کرده‌اند تا نتواند خودکشی کند و باید با تمام خاطراتی وحشتناکی که دارد زندگی کند. او در کنار خود شمشیر‌های آشوب، یادآور تمامی آن خاطرات را می‌بیند و فورا آن را داخل دریا پرتاب می‌کند. اما چند روز بعد دوباره این شمشیر‌ها را سر راه خود می‌بیند. چند بار تکرار شدن این فرآیند کافی بود تا متوجه شود که نفرین دیگرش ناتوان بودن در جدا شدن از این شمشیر‌ها است.

او برای مدت‌ها در سراسر زمین پرسه زد تا این که روزی سه گرگ به سراغ او می‌آیند و به دستور زنی، او را با خود می‌برند. هویت این اشخاص معلوم نیست اما گفته می‌شود که آن زن فی، همسر کریتوس در سرزمین‌های اسکاندیناوی بوده و آن سه گرگ، فنریر، اسکال و هاتی بوده‌اند،‌ نوه و دو نتیجه کریتوس. کریتوس در سرزمین اسکاندیناوی چشم باز می‌کند و با فی آشنا می‌شود. سپس این دو صاحب فرزندی به نام آترئوس شدند. کریتوس در بزرگ شدن این فرزند نقش زیادی نداشته و بیشتر توسط مادرش بزرگ می‌شود.

داستان خدای جنگ: God of war

در نهایت به آخرین عنوان منتشر شده در این مجموعه می‌رسیم که سال 2018 برای PS4 عرضه شد و اخیرا بر روی PC نیز قابل تجربه شد.

داستان از جایی شروع می‌شود که فی فوت کرده است و قبل از مرگ آخرین خواسته او از کریتوس و آترئوس، بردن خاکستر او که توسط چوب‌های درختان خاصی که خودش علامت گذاری کرده بود به بلند‌ترین قله در هر نه جهان بود.

داستان خدای جنگ

قبل از این که کریتوس و آترئوس راهی شوند، بالدر به سراغشان می‌آید. بالدر یکی از خدایان اسکاندیناوی و فرزند اودین و فریا است که نمی‌تواند هیچ دردی را احساس کند و نمی‌توان او را کشت. درواقع او نمی‌تواند هیچ چیز را از طریق حس لامسه احساس کند و دلیل آن نیز به جادویی است که مادرش فریا بر روی او اجرا کرده است. او این طلسم به وجود آورده تا هیچ چیز نتواند به بالدر آسیب بزند اما بالدر نسبت به فریا از این موضوع کینه دارد چراکه قابلیت احساس کردن از او گرفته شده است.

داستان خدای جنگ

بالدر می‌گوید که می‌داند کریتوس کیست و اودین او را فرستاده است تا کریتوس را با خود ببرد. کریتوس که هرگز چنین چیزی را قبول نمی‌کند، با بالدر می‌جنگد و گردن او را می‌شکند.

در مسیر کریتوس با اشخاص بسیاری آشنا می‌شود. از جمله براک و سیندری که ادعا می‌کنند که تبری که کریتوس به همراه دارد را آن‌‌ها برای زنی به نام فی ساخته‌اند. آترئوس نیز پس از توضیح ارتباط آن‌ها با فی، با این دو دورف که سازنده میولنیر نیز هستند دوست می‌شود.

داستان خدای جنگ

در ادامه آن‌ها با جادوگر جنگل آشنا می‌شوند که به آن‌ها در رسیدن به کوه کمک می‌کند. سپس مشخص می‌شود که این جادوگر همان فریا است که در میدگارد گیر افتاده است. همچنین متوجه می‌شویم که کریتوس هویت واقعی خود و این که خود و آترئوس یک خدا هستند را به پسرش نگفته است.

داستان خدای جنگ

از دیگر شخصیت‌هایی که با آن روبه‌رو می‌شوند World Serpent یا یورمونگاند است. مار غول پیکری که آن‌قدر بزرگ است که دور میدگارد را گرفته است. این مار آخرین جاینت باقی مانده در میدگارد است. فریا گفت که این مار در یکی از نبردهایش با ثور چنان ضربه‌ای به او می‌کوبد که در زمان به عقب پرتاب می‌شود. همچنین باید بدانید که این مار فرزند لوکی، خدای شرارت که یک جاین می‌باشد است.

داستان خدای جنگ

کریتوس و آترئوس برای رسیدن به قله مجبور می‌شوند تا به الف‌هایم سفر کنند و در مسیر به لایت‌الف‌ها نیز کمک می‌کنند. در نهایت زمانی که به قله می‌رسند می‌فهمند که بالدر زنده است و کریتوس نتوانسته که او را بکشد. همچنین آن‌ها با میمیر روبه‌رو می‌شوند و او به کریتوس و پسرش می‌گوید که اشتباه کرده‌اند و بلندترین قله در هر 9 سرزمین در یوتن‌هایم، سرزمین جاینت‌ها است و پیشنهاد می‌کند که آن‌ها را در رسیدن به هدفشان یاری کند. مشکل اما آنجاست که اودین بدن میمیر را با جادو به یک درخت متصل کرده و هرگز نمی‌توان او را جدا کرد. پس کریتوس سر میمیر را قطع می‌کند تا با کمک فریا او را به زندگی بازگرداند.

داستان خدای جنگ

در ادامه کریتوس به همراه آترئوس و میمیر به مگنی و مودی، دو فرزند ثور، رو‌به‌رو می‌شوند. کریتوس یکی از دو برادر را می‌کشد و دیگری فرار می‌کند. سپس آترئوس دچار بیماری سختی می‌شود و کریتوس او را نزد فریا می‌برد. فریا به او می‌گوید که بیماری آترئوس به این دلیل است که نمی‌داند یک خدا است و خود را یک انسان می‌داند.

داستان خدای جنگ

کریتوس برای درمان او باید به هل‌هایم می‌رفت، جایی که هیچ آتشی نمی‌سوزد. پس کریتوس باری دیگر به سراغ شمشیرهای آشوب می‌رود که از جنس آتش‌اند. در نهایت پس بهبود آترئوس کریتوس به او می‌گوید که یک خدا است و از سرزمینی به نام اسپارتا آمده است.

داستان خدای جنگ

آترئوس که با فهمیدن حقیقت مغرور شده بود دیگر فرزند ثور که فرار کرده بود را در راه می‌بیند و با این که نمی‌توانست مبارزه کند آترئوس او را کشت.

داستان خدای جنگ

درنهایت کریتوس باری دیگر با بالدر روبه‌رو می‌شود اما این‌بار فریا سعی می‌کند از او محافظت کند. با این حال کریتوس بالدر را شکست می‌دهد چراکه بالاخره ماده‌ای می‌یابند که طلسم نامیرایی بالدر را می‌شکند. به خاطر آترئوس، کریتوس تصمیم می‌گیرد تا از جان او بگذرد. اما بالدر سعی می‌کند تا مادرش یعنی فریا را بکشد و کریتوس که می‌بیند بالدر درست نمی‌شود، او را جلوی چشمان فریا می‌کشد. فریا قسم می‌خورد که به سخت‌ترین شکل ممکن از کریتوس انتقام بگیرد.

داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ داستان خدای جنگ

درنهایت پدر و پسر موفق می‌شوند تا به یوتن‌هایم برسند اما هنگام رسیدن متوجه می‌شوند که تمامی جاینت‌ها به دلیلی نامعلوم مرده‌اند. آن‌ها خاکستر فی را پخش می‌کنند. اما آن‌جا متوجه می‌شوند که تمام این مدت فی اتفاقات اخیر را پیش‌بینی کرده بود.

داستان خدای جنگ

روی دیوارها نقش‌های خود را می‌بینند که تمامی ماجراهایشان را نمایش می‌دهد و همچنین که فی و در نتیجه آترئوس یک جاینت هستند. همچنین فی تمام مدتی که آترئوس را بزرگ کرده است یک طلسم محافظ دور محل زندگیشان کشیده بود تا خدایان آن‌ها را پیدا نکنند و با قطع کردن درخت‌های علامت‌دار این طلسم از بین رفت تا آن‌ها وارد مسیری شوند که به این نقطه می‌رسید. همین‌طور متوجه شدند که بالدر تمام مدت دنبال خاکستر فی بوده است و فکر می‌کرد که کریتوس یک جاینت است و به همین دلیل به او حمله می‌کرد.

کریتوس و آترئوس در آخر نیز می‌فهمند که جاینت‌ها آترئوس را به نام لوکی می‌شناسند. این بدان معناست که رهبر جاینت‌ها در راگناروک آترئوس خواهد بود و این داستان اوست نه کریتوس. در اتمام ماجراجویی‌هایشان نیز آترئوس رویایی می‌بیند که ثور برای انتقام به سراغ آن‌ها آمده است.

داستان خدای جنگ

نظر شما درباره داستان سری خدای جنگ چیست؟ آیا از طرفداران این مجموعه هستید؟ نظرات خود را با ما و دوستانتان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

 

نوشته داستان کامل سری خدای جنگ تا به امروز + ویدئو اختصاصی اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

فیلم‌هایی که دوست داریم بازی‌شان ساخته شود

در این مقاله قصد داریم به ۱۰ عنوان فیلم و سریال بپردازیم که دوست داریم بازی آن‌ها ساخته شود و اقتباس از این فیلم ها را ببینیم.

از مدت‌ها قبل سازندگان و استودیو‌های بازی‌سازی متوجه سود و فروش خوبی که اقتباس‌های یک فیلم بزرگ و معروف دارد، شدند و با مجموعه‌هایی مانند جیمز‌باند، عناوین سینما را به دنیای بزرگ بازی‌ها وارد کردند.

چیزی نگذشت که داستان بازی‌ها نیز با پیشرفت سخت‌افزار بهبود یافتند و صنعت سینما نیز به فکر اقتباس از این بازی‌ها افتاد. البته که جامعه گیمر‌ها علاقه چندانی به این اقتباس‌ها ندارند و بر این معتقدند که اجرای آن‌ها به درستی صورت نمی‌گیرد.

در مورد بازی‌ها اما این موضوع زیاد صادق نیست. بازی‌های بسیاری در طول تاریخ بوده‌اند که نمرات بسیار بالا و طرفداران بسیاری کسب کرده‌اند. در این مقاله اما قصد داریم تا به معرفی ۱۰ بازی یا سریالی بپردازیم که دوست داریم یک بازی خوب از آن‌ها ساخته شود. توجه داشته باشید که ممکن است بازی‌های کوچکی از این عناوین ساخته شده باشد اما حتی نزدیک به چیزی که طرفداران انتظار دارند و یا لایق آن عنوان است، نشده‌اند.

Game of Thrones

مجموعه بازی تاج و تخت با تمام فراز و نشیب‌هایی که در فصل آخر خود تجربه کرد، همچنان یکی از بزرگ‌ترین عناوین تاریخ تلویزیون است که طرفداران آن بسیار زیاد‌اند.

اقتباس از فیلم

اما عجیب است که تا به حال یک بازی مناسب و لایق این عنوان را ندیده‌ایم. یک بازی که ما را بیشتر در دنیای عظیم، پرجزئیات و فانتزی این عنوان غرق کند.

می‌توانیم انتظار یک عنوان سوم شخص ماجراجویی عظیم را از این مجموعه داشته باشیم که به دوره‌های تاریخی مختلفی از این دنیا بپردازد. از شورش رابرت باراثیون گرفته تا اولین نبرد با وایت‌واکر‌ها. یا حتی یک بازی که به ادامه سرنوشت شخصیت‌هایی بپردازد که در آخر سریال زنده ماندند و بتوانیم بین یکایک آن‌ها جابه‌جا شویم تا دوباره سرنوشت‌شان به یکدیگر گره بخورد.

Kingsman

فرنچایز کینگزمن از عناوینی است که نسبتا تازه در میان مجموعه‌های سینمایی جا خوش کرده و طرفداران زیادی نیز دارد. یک بازی با سبک و سیاق هیت‌من می‌تواند بسیار با پیچش‌های داستانی این مجموعه هم‌خوانی داشته باشد و بازی‌های جالبی را از خود به نمایش بگذارد.

اقتباس از فیلم

این بازی همچنین می‌تواند به دست راک‌استدی، سازنده سه‌گانه بی‌نظیر بتمن ساخته شود. با گجت‌های جذابی که در این مجموعه دیده‌ایم، می‌توانیم باری دیگر شاهد شاهکار راک‌استدی در پیاده‌سازی آن‌ها باشیم.

Marvel Gaming Universe

شاید زمان آن رسیده است که به جای MCU شاهد عناوین سری MGU باشیم. بی‌شک از کمیک‌های مارول اقتباس‌های بسیار خوب و شاید شاهکاری در صنعت بازی شده است.

اقتباس از فیلم

برای مثال می‌توان به عناوین اسپایدرمن پلی‌استیشن اشاره کرد که بسیار خوش‌درخشیده‌اند. اخیرا نیز با معرفی بازی Wolverine و تایید حضور این بازی در دنیای اسپایدرمن‌های اینسامنیک، جهان آن گسترش یافته است. اما سری مدنظر ما یک سری مانند فیلم‌هایی است که در ام‌سی‌یو شاهد آن‌ها هستیم. فیلم‌هایی که با سرعت بسیار بالا و هرساله منتشر می‌شوند و داستانی بزرگ و با حضور بسیاری از قهرمان‌ها را روایت می‌کنند.

چه کسی از طرفداران مارول دوست ندارد که هر سال در نقش یک قهرمان ماجراجویی کند تا در آخر در یک عنوان خوش‌ساخت از اونجرز، با دشمنی مانند ثانوس مواجه شود.

Inception

اینسپشن یکی از فیلم‌های خوش‌ساخت کارگردان نام‌آشنا، یعنی کریستوفر نولان است. فکر کردن به یک بازی در دنیای این فیلم نیز هیجان‌انگیز است.

اقتباس از فیلم

یک بازی را تصور کنید که توسط استودیو رمدی، سازنده بازی‌های کنترل و کوآنتوم‌بریک و تحت نظر خود نولان ساخته شود و شما را با معما‌های بسیار و پیچش‌های داستانی، در میان خواب افراد مختلف جابه‌جا کند و هر بار شما را به عمق بیشتری فرو ببرد.

یک بازی سوم شخص شوتر که با مهارت و سبک ویژه رمدی شما را در دنیای خود غرق کند و با جابه‌جایی در نقشه‌های عجیب بازی شما را شگفت‌زده کند.

Stranger Things

یکی از عناوین بسیار محبوب شبکه نتفلیکس را می‌توان عنوان چیز‌های عجیب‌تر دانست. اما نکته ناامید کننده و شاید تعجب برانگیز، ساخته نشدن یک بازی درخور این مجموعه است.

اقتباس از فیلم

یک بازی که به دست استودیو کپ‌کام و با حال و هوای وحشت و بقا ساخته شود که از سری رزیدنت‌اویل نیز الهام بگیرد. اما این بار شما در نقش الون، دختر قدرتمند و محبوب این سری بازی خواهید کرد تا موجودات دنیای برعکس را از سر راهتان بردارید. می‌توان گفت که حال هوای آن شاید شبیه به نسخه هفتم رزیدنت‌اویل باشد، چه بسا که دشمنان‌مان نیز در این دو سری شباهت زیادی به یکدیگر دارند.

DC Gaming Universe

شاید بتوان گفت که بیشتر از مارول، کمیک‌های دی‌سی نیاز به چنین اقتباسی دارند. بسیاری از شخصیت‌های محبوب این سری، یک بازی در خور خود نداشته‌اند و جای بسیاری از آن‌ها در میان عناوین بازی خالی است.

اقتباس از فیلم

اما وجود یک سری از بازی‌ها که در یک دنیا روایت شوند و قهرمان‌های دوست‌داشتنی این کمیک‌ها را در کنار یک‌دیگر قرار دهد، می‌تواند بسیاری را به وجد آورد. شاید هم بهتر باشد تا ساخت تمامی این عناوین را به استودیو راک‌استدی بسپاریم.

Tenet

یکی دیگر از ساخته‌های نولان است که باید نام آن در این لیست برده می‌شد. کمی که دقت کنیم، پی می‌بریم که شاید استودیوهای بهتر از رمدی برای ساخت اقتباس فیلم‌های این کارگردان وجود نداشته باشد.

کافیست لحظه‌ای نبرد آخر این فیلم را در قالب یک بازی تصور کنید تا متوجه پتانسیل این بازی شوید. دشمنانی که به عقب حرکت می‌کنند در مقابل دشمنان دیگری که به جلو حرکت می‌کنند. انفجار‌های معکوس و صداگذاری دیوانه‌واری که می‌توان در این بازی دید مو به تن مخاطب سیخ خواهد کرد. این‌ها را در کنار یک گیم‌پلی اول شخص با سبک و سیاق کال‌اف‌دیوتی و یا کراس‌فایرایکس قرار دهید تا به یک ترکیب طلایی برسید.

The Boys

اگر سریال پسران را تماشا کرده باشید، متوجه دلیل حضور آن در این لیست خواهید شد. در بسیاری از بازی‌ها شخصیت قابل کنترل، شخصیت قدرتمندی است که با لشگری از سرباز‌های دشمن روبه‌رو می‌شود و تمامی آن‌ها را از سر راه خود حذف می‌کند.

اما در بازی این عنوان در نقش انسان‌های معمولی‌ خواهیم بود که باید با قهرمانانی بی‌رحم و قدرتمند روبه‌رو شویم. از مخفی‌کاری برای ورود به ساختمان ۷ گرفته تا رودر‌رویی و تله‌گذاری برای هوم‌لندر ترسناک، بسیار هیجان انگیز خواهد بود. مخصوصا با شوخی‌ها و سبک روایتی که در سریال حاکم است، یک بازی پر از استرس و هیجان و خنده را تجربه خواهیم کرد.

John Wick

یکی از سری فیلم‌های پرطرفدار سینما در ژانر اکشن، بی‌شک جان ویک است. باید گفت که جای خالی یک بازی با نقش‌آفرینی خود کیانو ریوز در صنعت بازی خالی است. مخصوصا که کیانو در سایبر‌پانک نیز ایفای نقش کرده و تجربه حضور در این صنعت را دارد.

یک بازی اکشن پر از ماموریت‌های خطرناک و یک گان‌پلی هیجان‌انگیز، می‌تواند تمام طرفداران این سری و فیلم‌های اکشن را خوش‌حال کند.

Rick and Morty

یکی از سریال‌های انیمیشنی که طرفداران بسیاری دارد، سریال ریک و مورتی است. تصور وجود یک بازی برای این سریال کار دشواری نیست. فقط گشت‌و‌گذار در کهکشان‌های مختلف و مالتی‌ورس را در کنار این شخصیت‌های بامزه و دوست داشتنی تصور کنید تا متوجه لزوم وجود این بازی شوید.

با پورتال‌گان ریک و شوخی‌هایش، به سفر‌های مرگ‌بار و انواع نبرد‌ها با سلاح‌های مختلف بروید تا در نهایت متوجه شوید که تمام آن‌های برای هیچ‌ و پوچ بوده‌اند، یک ریک و مورتی کلاسیک.

به نظر شما جای کدام فیلم یا سریال در این لیست خالی است؟ نظرات خود را با ما و دوستانتان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

نوشته فیلم‌هایی که دوست داریم بازی‌شان ساخته شود اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

تاثیر خرید اکتیویژن بلیزارد توسط مایکروسافت بر روی صنعت بازی

در این مقاله قصد داریم تا تاثیر خرید 70 میلیارد دلاری اکتیویژن بلیزارد، توسط مایکروسافت بر روی صنعت بازی و دیگر کمپانی‌ها را بررسی کنیم.

کمپانی مایکروسافت با خرید‌های اخیر خود در حوزه استودیو‌های بازی‌سازی برای ایکس باکس، بسیاری را شگفت‌زده کرده است. ایکس باکس در سال گذشته با خرید آخر خود یعنی کمپانی زنیمکس و استودیو‌های بتسدا، با قیمت ۷ میلیارد دلار، یکی از گران‌قیمت‌ترین خرید‌های تاریخ صنعت بازی‌سازی را رقم زده و باعث حیرت‌زدگی بسیاری از جوامع شد. این تصمیم مایکروسافت، مالکیت بسیاری از عناوین مهم صنعت بازی را به وی بخشید، از جمله الدراسکرولز و فال‌اوت.

اما اخیرا فیل اسپنسر، مدیرعامل ایکس باکس، از خرید جدید این کمپانی خبر داد که می‌توان گفت خرید قبلی آن یعنی بتسدا هیچ حرفی در برابرش برای گفتن ندارد. اسپنسر اعلام کرد که مایکروسافت کمپانی اکتیویژن بلیزارد را با قیمت دیوانه‌وار ۶۸.۷ میلیارد دلار خریداری کرده است. تقریبا می‌توان گفت که خرید جدید این کمپانی ۱۰ برابر خرید قبل ارزش دارد.

البته بی‌دلیل هم نیست، کمپانی اکتیویژن صاحب عناوین و آی‌پی‌های بسیار با ارزشی بوده و سالانه درآمد بسیار زیادی دارد. این کمپانی استودیو‌های زیر را شامل می‌شود:

  • Activision Publishing
  • Blizzard Entertainment
  • Beenox
  • Demonware
  • Digital Legends
  • High Moon Studios
  •  Infinity Ward
  • King, Major League Gaming
  • Radical Entertainment
  • Raven Software
  • Sledgehammer Games
  • Toys for Bob
  • Treyarch

همچنین برخی از آی‌پی‌هایی که مایکروسافت با خرید این کمپانی صاحب خواهد شد شامل عناوین زیر است:

  • Call of Duty
  • Warcraft
  • Candy Crush
  • Tony Hawk
  • Diablo
  • Overwatch
  • Spyro
  • Hearthstone
  • Guitar Hero
  • Crash Bandicoot
  • StarCraft

بسیاری از این عناوین هر ساله درآمد‌های سرسام‌آوری برای اکتیویژن داشته است که حال این درآمد برای ایکس باکس خواهد بود. البته توجه داشته باشید، فیل اسپنسر اضافه کرد که قرارداد این خرید هنوز بسته نشده است. این فرآیند برای خرید بتسدا نیز بسیار زمان‌بر بود اما اگر مشکلی غیرمنتظره پیش نیاید، قرارداد بسته خواهد شد. گفته می‌شود که این فرآیند در سال مال ۲۰۲۳ نهایی خواهد شد.

فیل اسپنسر گفت: “تا زمانی که این قرارداد بسته شود، Activision Blizzard و Microsoft Gaming به طور مستقل به فعالیت خود ادامه خواهند داد. پس از تکمیل معامله، Activision Blizzard  به من به عنوان مدیر عامل Microsoft Gaming گزارش خواهد داد”.

وی افزود: “پس از بسته شدن، ما تا جایی که می‌توانیم بازی‌های Activision Blizzard را در Xbox Game Pass و PC Game Pass ارائه خواهیم کرد. همچنین امروز اعلام کردیم که Game Pass اکنون بیش از 25 میلیون مشترک دارد. مثل همیشه، ما مشتاقانه منتظر ارائه‌ بازی‌های بهتر به Game Pass هستیم”.

در آخر وی افزود که بازی‌های این کمپانی بر روی بسیاری از پلتفرم‌ها تجربه می‌گردد و قصد دارند تا به حمایت از این جوامع ادامه دهند. حال قصد داریم تا در این مطلب تاثیر این خرید بزرگ را بر روی صنعت بازی بررسی کنیم و سعی کنیم که نتایج احتمالی را پیش‌بینی کنیم.

تاثیر این خرید بر روی استودیو‌های اکتیویژن بلیزارد

در چند ماه اخیر شکایت‌های بسیاری از اکتیویژن توسط کارمندان آن رخ داد و در پی آن، سهام اکتیویژن 30 درصد سقوط داشت. حتی در فروش بازی‌ها به مشکل خورده بود و گویا توان مدیریت مناسب استودیوها را از دست داده بود. این موضوع از دید مایکروسافت، فرصت مناسبی بود و به اکتیویژن پیشنهاد خود را داد.

شرایط کارمندان اکتیویژن رفته رفته بد‌تر می‌شد و در ماه‌های اخیر مورد بحث بسیاری از رسانه‌ها بود. از فشار کاری بالا گرفته تا آزار و اذیت‌هایی که از طرف برخی از کارمندان گزارش می‌شد. این درحالی بود که مدیران این مجموعه هیچ قدمی در بهبود این شرایط برنمی‌داشتند و کمک و راه حلی به کارکنان مورد آزار قرار گرفته ارائه نمی‌دادند. در مراسم گیم‌اواردز برای مثال، جملاتی برای همدردی با این کارکنان گفته شد و درکل بسیاری از رسانه‌ها برای شرایط جامعه بزرگ بازیکن‌ها و بازی‌ساز‌ها ابراز نگرانی می‌کردند.

از دیگر شرایط بدی که در استودیو‌ها حاکم بود، نبود آزادی برای گسترش ایده‌ها و خلاقیت آن‌ها بوده است. گویا مدیران این مجموعه فقط به فکر درآمد بوده‌اند و چه راهی بهتر از کالاف‌دیوتی!

برای مثال استودیو تویز فور باب نسخه جدید کرش را نام Crash Bandicoot 4: It’s About Time عرضه کرد. بازی نمرات خوبی گرفت و فروش خوبی نیز داشت و به‌ همین دلیل ساخت نسخه بعدی آن آغاز اما در نهایت کنسل شد زیرا اکتیویژن تمام تمرکز خود را بر روی سری COD گذاشته بود. کنسل شدن بازی و کمک کردن به ساخت COD: Warzone، به تویز فور باب تحمیل شده بوده و این موضوع باعث ایجاد اختلافات زیادی بین این استودیو و اکتیویژن شد که در نهایت منجر به خروج چند نفر از مهم‌ترین افراد استودیو، از تویز فور باب بود.

درنهایت، کاهش کیفیت بازی‌های این پابلیشر مانند کال‌اف‌دیوتی، بسیاری را آزار می‌داد. با انتشار سالانه از مجموعه COD، در روندی تکراری از بازی‌ها قرار گرفته بودیم که هر کدام تفاوت کمی با دیگری داشت.

از سوی دیگر، ایکس باکس در سال‌های اخیر نشان داده و بسیار ادعا داشته است که شرایط کارکنانش به اندازه مخاطبینش اهمیت دارد و به توسعه‌دهندگان فضای کافی را می‌دهد. این موضوع باعث می‌شود که به آینده وضعیت استودیو‌های اکتیویژن بلیزارد امیدوار شویم.

ایکس باکس با مالکیت این کمپانی ریسک بزرگی کرده است زیرا اگر نتواند شرایط آن را بهتر کند تمام ادعاهایش مبنی بر اهمیت وضعیت کارکنان، غلط از آب درمی‌آید.

همچنین سخنانی از خارج شدن سری COD از روند عرضه سالانه به گوش می‌رسد که با توجه به سابقه ایکس باکس زیاد هم دور از انتظار نیست. بیشتر شدن فاصله عرضه عناوین این مجموعه می‌تواند به کیفیت و تفاوت بیشتر آن‌ها با یکدیگر منجر شود که خبر خوبی برای طرفداران این مجموعه است.

در نهایت ایکس باکس همواره ادعا داشته و ثابت کرده که دست استودیو‌های تحت مالکیت خود را برای خلاق بودن باز می‌گذارد. مایکروسافت به نظر به استودیو‌های خود اهمیت می‌دهد و به آن‌ها اجازه ساخت و توسعه دیگر آی‌پی‌های این شرکت را خواهد داد.

تاثیر این خرید بر روی پلی‌استیشن و سونی

قطعا سونی باید احساس نگرانی و خطر کند، هر چه نباشد تقریبا هرساله یکی از پرفروش‌ترین عنوان Third Party از مجموعه کال‌آف‌دیوتی است. عنوان ونگارد در سال گذشته دومین بازی پرفروش در پلی‌استیشن استور بود و سونی باید یک فکر جدی برای این جای خالی بکند.

طبق گفته‌های مایکروسافت و عملکردی که از این کمپانی با بتسدا دیدیم، عناوین آنلاینی که روی تمامی پلتفرم‌ها وجود دارند برای مثال وارزون به کار خود ادامه خواهند داد. همچنین تا بسته شدن قرارداد، عناوین بعدی این مجموعه را بر روی کنسول‌های سونی خواهیم دید. گفته می‌شود که جدای از زمان بسته شدن قرار‌داد، سه عنوان بعدی COD که یکی از آن‌ها امسال و دوتا در سال آینده عرضه خواهد شد، بر روی کنسول‌های پلی‌استیشن در دسترس خواهد بود. اما از آن به بعد، به احتمال زیاد عنوان کال‌اف‌دیوتی فقط برروی پلتفرم‌های ایکس‌باکس و ویندوز قابل تجربه خواهد بود.

نبود این مجموعه و دیگر مجموعه‌های اکتیویژن بر روی پلتفرم پلی‌استیشن قطعا بسیاری از کاربران آن را به مهاجرت مجبور خواهد کرد. این که سونی دقیقا چه کاری می‌تواند انجام دهد سوال سختی است و هر راه حل خوبی و بدی‌های خودش را خواهد داشت.

واضحا ساخت یک آی‌پی جدید برای رقابت با COD پیشنهاد منطقی و محتملی به نظر نمی‌رسد. بازگرداندن و احیای مجموعه‌های قبلی مانند کیل‌زون نیز بیشنهاد دشواری است. از طرفی ایکس‌باکس با گسترش کاتالوگ خود در گیم‌پس قطعا مخاطبان بیشتری جذب خواهد کرد. چه بسا که تا به امروز نیز به 25 میلیون کاربر دست پیدا کرده است.

سونی قطعا یکی از دوران‌های سخت خود را می‌گذراند و حملات زیادی را باید پاسخ دهد. از رقیب برای گیم‌پس گرفته تا پرکردن جای کال‌اف‌دیوتی و دیگر عناوین مهم اکتیویژن بلیزارد.

تاثیر این خرید بر روی مایکروسافت و ایکس‌باکس

در این میان اما بیشترین سود را قطعا مایکروسافت خواهد برد. با خرید این پابلیشر، مایکروسافت به تقویت گیم‌پس ادامه خواهد داد و همانطور که از ابتدا پیدا بود، هدفش نیز همین است.

به احتمال زیاد سری COD عنوان پرفروش‌ترین بازی سال را از دست خواهد داد اما این موضوع اهمیت زیادی برای مایکروسافت نخواهد داشت. مهم آن است که مخاطبین گیم‌پس بسیار بیشتر خواهد شد و تنها دغدغه ایکس‌باکس نیز همین است.

اگر بگوییم که سونی پرچم‌دار سوم‌شخص- اکشن ماجراجویی داستان محور است، مایکروسافت پرچم شوتر‌ها را به دست گرفت. با کنترل عناوین Doom، Quake، Halo، Call of Duty، Overwatch و Wolfenstein که هر کدام از سری‌های بزرگ اول شخص شوتر هستند و عناوین جدید اما موفقی همچون Death Loop، قطعا ایکس‌باکس به محل خوبی برای علاقه‌مندان این سبک از بازی تبدیل شده است.

اکتیویژن

فروش اولیه کنسول‌های نسل نهم از تمامی نسل‌ها بیشتر بوده است. این جامعه و صنعت در حال گسترش است و مایکروسافت قصد دارد سهم بزرگی از آن را داشته باشد و همچنین نشان داده که حاضر است برای رسیدن به هدفش پول زیادی خرج کند.

تاثیر خرید اکتیویژن بلیزارد بر صنعت بازی

خرید اکتیویژن بلیزارد مایکروسافت را یک قدم به تقویت و همه‌گیر کردن گیم‌پس نزدیک کرده است. بسیاری از بازیکن‌ها گیمر‌های کژوال هستند و بیشتر وقت خود را صرف یک عنوان خاص می‌کنند. عنوان‌هایی مانند وارکرفت، کال‌اف‌دیوتی، اورواچ و یا الدر اسکرولز. برای این دسته از افراد خرید یک سرویس اشتراکی بدون نیاز حتی به کنسول و سخت افزار شاید منطقی‌تر به نظر برسد.

اکتیویژن

مایکروسافت قصد دارد تا خدمات خود را در عرضه بازی به نتفلیکس شبیه‌تر کند و روزی برسد که گیم‌پس در کنار ایکس کلود، صرفا یک اپلیکیشن بر روی گوشی و یا تلویزیون کاربران باشد که صرفا با خرید یک کنترلر و به سرعت، این بازیکن‌ها مشغول به تجربه عنوان مورد علاقه خود شوند.

اکتیویژن

به نظر می‌رسد که دیگر کمپانی‌ها نیز از عرضه یک رقیب برای گیم‌پس ناگزیر هستند چون در غیر این صورت به احتمال زیاد بازی را خواهند باخت. در نتیجه هر روز قدمی به کمرنگ شدن نیاز به سخت‌افزار و یک کنسول، نزدیک‌تر می‌شویم.

البته که این موضوع به معنای حذف کنسول‌ها از بازار نیست و بسیاری از هاردکور گیمر‌ها و کسانی که به تجربه عناوین مختلفی علاقه دارند همچنان به یک جعبه در زیر تلویزیون خود نیاز دارند و کنسول‌ها برای مدت زیادی بخشی از درآمد بخش بازی مایکروسافت خواهند بود.

نظر شما در مورد خرید اکتیویژن چیست؟ آیا از این اتفاق خوش‌حال شدید؟ نظرات خود را با ما و دوستانتان در آی‌تی‌رسان به اشتراک بگذارید.

نوشته تاثیر خرید اکتیویژن بلیزارد توسط مایکروسافت بر روی صنعت بازی اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

رونمایی شدن از ۳ بازی جدید Star Wars

Star Wars

در سال 2013 بود که EA توانست با ثبت قرارداد 10 ساله، حق ساخت بازی برای آی‌پی استار وارز را به‌دست آورد. در این ده سال، EA سری‌های زیادی از استار وارز را ساخت و به موفقیت‌های بسیاری رسید که آخرین عنوان موفق آن Star Wars Jedi: Fallen Order بود که به 20 میلیون کاربر رسیده است.

گفته می‌شود که EA با ثبت این قرارداد و عرضه انحصاری بازی‌ها توانسته در مجموع 3 میلیارد دلار درآمد کسب کند. با نزدیک شدن به اتمام این قرارداد 10 ساله و ساخت استودیو Lucasfilm Games، برای مدیریت آی‌پی‌ها، شاهد معرفی شدن عناوین مختلف استار وارز توسط دیگر بازی سازان مثل یوبی‌سافت هستیم.

به پایان رسیدن این قرارداد، به معنی عدم ساخت بازی استار وارز توسط EA نیست، تنها به این معنی است که از آن لحظه به بعد، EA کنترلی روی آی‌پی نداشته و در صورتی که بخواهد بازی‌ در این سری بسازد باید با هماهنگی استودیو لوکاس‌فیلم این کار را انجام دهد. این دقیقا اتفاقی است که الان رخ داده  و EA توانسته تا اجازه ساخت سه بازی جدید را از لوکاس‌فیلم بگیرد که هر سه توسط استودیو Respawn ساخته خواهد شد.

بازی اول: دنباله بازی Star Wars Jedi: Fallen Order

نسخه اول این بازی، در سبک اکشن ماجراجویی بود که در سال 2019 عرضه شد. این بازی توانست نمره 81 از سایت متاکریتیک بگیرد و به 20 میلیون کاربر برسد که از این نظر یکی از بهترین عرضه‌های سری استار وارز را به‌نام خود ثبت کرده است. بعد از موفقیت‌های این بازی، حالا شاهد ساخت نسخه دوم این بازی خواهیم بود.

Star Wars Jedi: Fallen Order

بازی دوم: یک بازی اول شخص

اطلاعات زیادی از این بازی موجود نیست، اما با توجه به سابقه بازی‌های شوتر این استودیو که دو نسخه از سری محبوب Titanfall و بازی بتل رویال Apex را عرضه کرده، می‌توان تصور کرد که شاهد بازی‌ خوب و باکیفیتی خواهیم بود.

بازی سوم: یک بازی استراتژیک

این بازی توسط استودیو تازه تاسیس Bit Reactor ساخته خواهد شد و ریسپان آن را منتشر خواهد کرد. اطلاعات بیش‌تری نسبت به این بازی نداریم.

نوشته رونمایی شدن از 3 بازی جدید Star Wars اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

رونمایی شدن از ۳ بازی جدید Star Wars

Star Wars

در سال 2013 بود که EA توانست با ثبت قرارداد 10 ساله، حق ساخت بازی برای آی‌پی استار وارز را به‌دست آورد. در این ده سال، EA سری‌های زیادی از استار وارز را ساخت و به موفقیت‌های بسیاری رسید که آخرین عنوان موفق آن Star Wars Jedi: Fallen Order بود که به 20 میلیون کاربر رسیده است.

گفته می‌شود که EA با ثبت این قرارداد و عرضه انحصاری بازی‌ها توانسته در مجموع 3 میلیارد دلار درآمد کسب کند. با نزدیک شدن به اتمام این قرارداد 10 ساله و ساخت استودیو Lucasfilm Games، برای مدیریت آی‌پی‌ها، شاهد معرفی شدن عناوین مختلف استار وارز توسط دیگر بازی سازان مثل یوبی‌سافت هستیم.

به پایان رسیدن این قرارداد، به معنی عدم ساخت بازی استار وارز توسط EA نیست، تنها به این معنی است که از آن لحظه به بعد، EA کنترلی روی آی‌پی نداشته و در صورتی که بخواهد بازی‌ در این سری بسازد باید با هماهنگی استودیو لوکاس‌فیلم این کار را انجام دهد. این دقیقا اتفاقی است که الان رخ داده  و EA توانسته تا اجازه ساخت سه بازی جدید را از لوکاس‌فیلم بگیرد که هر سه توسط استودیو Respawn ساخته خواهد شد.

بازی اول: دنباله بازی Star Wars Jedi: Fallen Order

نسخه اول این بازی، در سبک اکشن ماجراجویی بود که در سال 2019 عرضه شد. این بازی توانست نمره 81 از سایت متاکریتیک بگیرد و به 20 میلیون کاربر برسد که از این نظر یکی از بهترین عرضه‌های سری استار وارز را به‌نام خود ثبت کرده است. بعد از موفقیت‌های این بازی، حالا شاهد ساخت نسخه دوم این بازی خواهیم بود.

Star Wars Jedi: Fallen Order

بازی دوم: یک بازی اول شخص

اطلاعات زیادی از این بازی موجود نیست، اما با توجه به سابقه بازی‌های شوتر این استودیو که دو نسخه از سری محبوب Titanfall و بازی بتل رویال Apex را عرضه کرده، می‌توان تصور کرد که شاهد بازی‌ خوب و باکیفیتی خواهیم بود.

بازی سوم: یک بازی استراتژیک

این بازی توسط استودیو تازه تاسیس Bit Reactor ساخته خواهد شد و ریسپان آن را منتشر خواهد کرد. اطلاعات بیش‌تری نسبت به این بازی نداریم.

نوشته رونمایی شدن از 3 بازی جدید Star Wars اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.