مقایسه گلکسی S7 Edge با لومیا ۹۵۰XL: کهکشان برفی!

مقایسه گلکسی S7 Edge با لومیا ۹۵۰XL: کهکشان برفی!

با دومین بازی آی‌تی‌رسان کاپ در مرحله نیمه‌ نهایی همراه شما هستیم. در طی این هفته‌های هیجانی، شاهد رقابت جنجالی بین بهترین تلفن‌های همراه موجود در بازار بودیم. هر کدام دو‌ به دو به مصاف هم می‌رفتند و کسب امتیاز می‌کردند. در مرحله گروهی آن‌ دسته که امتیاز کم‌تری را بدست آورده بودند از ادامه رقابت‌ها باز ماندند و تعدادی که با نظر و رای شما امتیاز بیشتری کسب کردند، به مراحل بالاتر رسیدند. دیروز شاهد اولین نبرد در مرحله نیمه نهایی بین دو گوشی پر طرفدار G5 و P9 ‌پلاس بودیم که قدم به قدم باهم در هر زمینه پیش‌ آمدند. اما امروز رقابت بین دو هندستی که در همه قسمت‌ها جزیی از بهترین‌ها هستند، انجام می‌گیرد.

اولین بازیکن نماینده‌ای از شرکت سامسونگ بوده که در فوریه ۲۰۱۶ به بازار عرضه گردید. این شما و این گلکسی S7 Edge.
دومین بازیکن نماینده‌ای از طرف کمپانی مایکروسافت است. در اکتبر سال ۲۰۱۵ روانه بازار شد و با امکانات خاص خودش همه را به وجد آورد. این بازیکن کسی نیست جز لومیا ۹۵۰XL.
با ما و این رقابت جذاب همراه باشید.


۱۰ دقیقه ابتدایی: طراحی و ظاهر

هر دو بازیکن باتوجه به تجربه‌ای که در مسابقات پیشین در این زمینه داشته‌اند، می‌دانند که باید چگونه عمل کنند. پس در کنار هم قرار می‌گیرند تا ما بخش‌های مختلف در ساخت و طراحی‌ را یک به یک مقایسه کنیم.

S7 Edge با یک طراحی خاص مقابل لومیا ۹۵۰XL قرار می‌گیرد. بخش جلویی این نماینده سامسونگ به طور کل از شیشه تشکیل شده است. شیشه‌ای که با ظرافت تمام در دو لبه چپ و راست و با یک انحنا، صفحه نمایش این گوشی را تشکیل می‌دهد. مرکز جذابیت این طراحی در بخش صفحه نمایش این دستگاه خلاصه می‌گردد. به طوری که چنان ظاهر زیبایی را به دستگاه بخشیده که با در دست گرفتنش یک دل نه صد دل عاشقش می‌شوید. تازه اگر صفحه نمایش خاموش باشد!
هنگامی که به نمای جلویی این گوشی نگاه می‌کنید، هیچ مرزی را بین صفحه نمایش و بدنه پیدا نخواهید کرد و متوجه می‌شوید که صفحه نمایش دستگاه تا نیمه‌ بیشتر لبه‌های آن ادامه یافته است. از نمایشگر این گوشی که بگذریم به اجزای موجود بر روی قسمت جلویی می‌رسیم. از بالا شاهد دوربین سلفی، اسپیکر مکالمه، سنسورها و نام برند سامسونگ هستیم. با پایین آمدن درست بعد از نمایشگر، شاهد دکمه سخت افزاری هستیم که مقدار کمی از قاب بیرون آمده است. این دکمه سخت افزاری Home بوده و در بین دو دکمه لمسی Back و مدیریت برنامه قرار گرفته شده است.
همچنین سامسونگ مانند کمپانی اپل ترجیح داده است تا محل قرارگیری حسگر اثرانگشت را در درون کلید خارجی Home که بر روی بخش جلویی وجود دارد، تعبیه کند. دکمه‌های لمسی Back و مدیریت برنامه به طور معمول در نور روز، دیده نمی‌شوند ولی با لمس کردن‌ یکی از آن‌ها، با نور پس زمینه روشنی خودشان را نشان می‌دهند. البته در هنگام شب این نورها به طور خودکار روشن شده و مشکلی در این مورد نخواهید داشت. جنس این دکمه خارجی موجود بر روی قسمت رو به رویی دستگاه، از کیفیت مناسبی برخوردار بوده اما در طی مدتی که ما از S7 Edge استفاده کردیم، تعدادی خط و خش کوچک بر روی آن نمایان شد.
در مقابل، لومیا ۹۵۰XL حضور دارد. در نمای رو به رویی تنها چیزهایی که دیده‌ می‌شوند، اسپیکر مکالمه گوشی، نام برند مایکروسافت، سنسور عنبیه چشم، دوربین سلفی و در انتها میکروفون است. بر خلاف سامسونگ، کمپانی مایکروسافت از هیچ دکمه خارجی بر روی سطح جلویی این گوشی استفاده نکرده است. شیشه از بالا تا پایین بخش رو به رویی این گوشی را که شامل صفحه نمایش نیز می‌شود، تشکیل داده است.

به چهار لبه کناری این دو هندست می‌رسیم. لبه سمت راست لومیا ۹۵۰XL بخشی است که تمامی دکمه‌های موجود قرار گرفته‌اند. کلیدهای کنترل صدا، پاور دستگاه و شاتر در این قسمت حضور دارند. البته دکمه پاور دستگاه بین کلیدهای افزایش و کاهش صدا قرار دارد. با وجود این‌ که مایکروسافت طراحی این‌ چنینی را برای راحتی هر چه بیشتر کاربر انجام داده، اما گاهی احتمال خطا در فشردن یکی از کلیدهای کنترلی صدا به جای دکمه قفل، وجود دارد. سه لبه باقی مانده خالی از هرگونه کلید است و ورودی هدفون در بخش بالایی و ورودی پورت USB در بخش پایینی دستگاه دید می‌شوند. مایکروسافت در لبه‌های کناری این گوشی از طراحی ساده‌ای استفاده کرده است. هنگامی که به این بخش از گوشی توجه می‌کنیم، شاهد دو بخش پلاستیک و شیشه هستیم. بخش پلاستیکی آن تا قاب پشتی دستگاه ادامه پیدا کرده و قسمت شیشه‌ای از صفحه نمایش تا نیمه بالایی لبه‌ها کشیده شده است. در مقابل بر روی لبه سمت راست S7 Edge تنها دکمه پاور دیده می‌شود و دیگر دکمه‌ها مانند کنترل صدا در لبه سمت چپ دستگاه حضور دارند. بخش بالایی این گوشی تنها از یک میکروفن و بخش پایینی از اسپیکر، ورودی پورت USB و ورودی هدفون تشکیل شده است. طراحی لبه‌های S7 Edge بر خلاف لومیا از ظریف‌ کاری‌های زیادی تشکیل شده است. یک فریم فلزی و با کیفیت دور تا دور گوشی را پوشانده که ترکیبش با بدنه جنس شیشه این هندست، کاملا حس لوکس بودن را به کاربر ارایه می‌دهد. جنس دکمه‌های موجود بر روی هر دو گوشی از فلز بوده و از کیفیت‌ بالایی نیز برخوردار هستند.

نگاهی به طراحی بخش پشتی این دو دستگاه می‌اندازیم. اسپیکر، دوربین، فلاش سه رنگ، محفظه‌های میکروفون و لوگو مایکروسافت تنها چیزهایی هستند که بر روی قاب لومیا ۹۵۰XL دیده می‌شوند. همه این اجزا بر روی قاب پلاستیکی محکمی جا خوش کرده‌اند. متاسفانه دوربین این هندست مقدار زیادی از قاب دستگاه بیرون آمده و جلوه خوبی به طراحی این بخش نمی‌دهد. در مقابل بر روی قاب پشت S7 Edge شاهد لنز دوربین بیرون زده، فلاش LED، نام برند سامسونگ و سنسورهای سلامتی هستیم. دو لبه پشتی این گوشی از یک انحنا با زاویه کم تشکیل شده که علاوه بر زیبایی جای‌گیری در دست را آسان‌تر می‌کند.

S7 edge طراحی ظریف‌تر و زیباتری را در برابر لومیا به کاربر ارایه می‌دهد.
چهار گوشه گرد لومیا ۹۵۰XL جای‌گیری‌اش در دست را آسان‌تر می‌کند.
با وجود صفحه نمایش خمیده در S7 Edge بلند کردن آن از روی سطوح صاف مانند میز کمی دشوار خواهد بود.
بیرون زدگی لنز دوربین در لومیا بیشتر از S7 Edge است.


دقیقه ۱۰ تا ۲۰: ابعاد و کیفیت ساخت

بعد از ۱۰ دقیقه رقابت جنجالی این دو بازیکن در زمینه طراحی، نوبت به مقایسه ابعاد و کیفیت ساخت‌شان می‌رسد.

نماینده سامسونگ با ۵.۵ اینچ صفحه نمایش ابعادی معادل ۱۵۰.۹ میلی‌متر طول، ۷۲.۶ میلی‌متر عرض و ۷.۷ میلی‌متر ضخامت را داراست. این در حالی است که لومیا ۹۵۰XL با ابعاد ۱۵۱.۹ در ۷۸.۴ در ۸.۱ میلی‌متر در مقابل رقیب کره‌ای‌اش قرار می‌گیرد. همچنین این نسل از گلکسی با وزن ۱۵۷ گرم، سبک‌تر از لومیا ۹۵۰XL با وزن ۱۶۵ گرم است. جنس بدنه استفاده شده در هریک از این دو هندست کاملا از هم متمایز بوده به طوری که کمپانی سامسونگ سرتاسر بدنه گلکسی را از شیشه پوشانده است. از صفحه نمایش تا قاب پشتی دستگاه شیشه مستحکمی که خیلی هم علاقه به جاگذاری اثرانگشت دارد، قرار گرفته است. طراحی شیشه‌ای این دستگاه باعث می‌شود نگرانی‌هایی در زمینه آسیب رسیدن به گوشی برای کاربر ایجاد گردد، اما باید خدمتتان عرض کنم محافظ Gorilla Glass 4 بر روی تمامی بخش‌های شیشه‌ای موجود قرار گرفته تا از دستگاه شما محافظت کند. البته این محافظ در برابر افتادن گوشی از ارتفاع بر روی یک سطح سخت آن‌چنان پر قدرت نبوده و احتمال آسیب‌رسانی وجود دارد. مخصوصا زمانی که هندست شما از گوشه‌های کناری به زمین بیفتد.
در مقابل شاهد طراحی کاملا پلاستیکی لومیا ۹۵۰XL هستیم. پلاستیکی که با در دست گرفتن آن کاملا به محکم بودن و کیفیتش پی خواهید برد. قاب پلاستیکی تا نیمه بیشتر لبه‌های دستگاه ادامه پیدا کرده و قابل جدا شدن نیز هست. مایکروسافت سعی کرده تا یک ساخت ساده و اسپورت را در این بخش به کاربر ارایه دهد و در این زمینه کاملا هم موفق بوده اما ای کاش کمی ظرافت در این طراحی استفاده شده بود. بر خلاف بدنه شیشه‌ای گلکسی که بسیار مستعد جذب اثر انگشت بود، چنین نگرانی برای لومیا وجود ندارد.

از نظر کیفیت و ساخت هر دو گوشی در حد ایده‌آل هستند. اما احتمال آسیب دیدن گلکسی با وجود ساخت شیشه‌ای بیشتر از لومیا است.
هر دو گوشی در هنگام قرار گیری در دست حس سر خوردن را به کاربر القا می‌کنند.
ظرافت و ساخت کلی S7 Edge بیشتر حس لوکس بودن را دارد.


دقیقه ۲۰ تا ۳۰: صفحه نمایش

بعد از ۲۰ دقیقه هیجانی در بخش طراحی و ساخت نوبت به مقایسه نمایشگر‌های این دو گوشی می‌رسد.

سامسونگ بر روی این نسل از گلکسی از یک صفحه نمایش ۵.۵ اینچی با پنل Super AMOLED استفاده کرده است. این نمایشگر توانایی نمایش ۱۶ میلیون رنگ را با رزولوشن ۲۵۶۰ در ۱۴۴۰ پیکسل دارد که باتوجه به این مقدار رزولوشن، ۵۳۴ پیکسل در هر اینچ بر روی این گوشی به نمایش گذاشته می‌شود. S7 Edge مانند نسل پیشین خودش از حداقل روشنایی ۱.۸ نیت استفاده می‌کند که این میزان برای کار کردن با گوشی در یک محیط تاریک و هنگام شب بسیار عالی بوده و مشکلی برای چشم‌ها ایجاد نمی‌کند. از طرفی حداکثر روشنایی بر روی این هندست می‌تواند تا ۶۱۰ نیت بالا برود و این یعنی زمانی که تنظیم نور به طور خودکار باشد و گوشی در زیر نور آفتاب قرار بگیرد، نماینده سامسونگ می‌تواند به چنین میزان نوری دست یابد.
در بخش تنظیمات صفحه نمایش، شاهد منویی برای شخصی سازی رنگ‌های به نمایش گذاشته شده هستیم که با وارد شدن به آن ۴ حالت مختلف از نمایش‌ رنگ‌ها مشاهده می‌گردد که با انتخاب هر مود می‌توانید به نوع خاصی از ترکیب رنگی دست بیابید. البته نزدیک‌ترین حالت ممکن رنگ‌ها به واقعیت در مود Basic Display قرار می‌گیرد و سایر مودها رنگ‌ها را کمی از واقعیت دور می‌کنند. به عنوان مثال حالت AMOLED Cinema رنگ‌ها را به گرم‌ترین حالت ممکن نمایش می‌دهد. موردی که یکی از هیجان‌انگیزترین امکانات موجود بر روی این گوشی محسوب می‌گردد، خم‌شدگی‌های موجود بر دو لبه چپ و راست نمایشگر است. این بخش ازصفحه نمایش می‌تواند به عنوان میانبری برای دسترسی شما به بخش‌های مختلف عمل کند و همیشه در دسترس باشد. همچنین در بخش تنظیمات می‌توانید منو خاصی را برای این قسمت تعیین کنید. در مقابل مایکروسافت برای لومیا ۹۵۰XL از صفحه‌ نمایشی ۵.۷ اینچی با رزولوشن ۲۵۶۰ در ۱۴۴۰ پیکسل بر روی پنل AMOLED بهره برده است. با توجه به این رزولوشن، تعداد ۵۱۸ پیکسل در هر اینچ بر روی این نمایشگر نشان داده می‌شود. همچنین میزان روشنایی این صفحه نمایش می‌تواند تا حداکثر به ۷۰۵ نیت برسد. در بخش نرم‌افزاری نمایشگر این دستگاه شما همچنان می‌توانید رنگ‌ها را با مود‌های مختلف شخصی سازی کنید. البته گزینه‌ای با عنوان Advanced در این منو حضور دارد که بخش‌های مختلفی را مانند حرارت رنگ در اختیار شما قرار می‌دهد. علاوه بر این‌ها هر دو گوشی از فناوری صفحه نمایش همیشه روشن پشتیبانی می‌کنند و می‌توانند شما را به راحتی از اعلانات و زمان با خبر سازند.

در تصاویر زیر می‌توانید مقایسه‌ای از نمایشگر این دو دستگاه داشته باشید. سمت راست نماینده سامسونگ و سمت چپ نماینده مایکروسافت قرار گرفته است.

همان طور که مشاهده کردید هر دو صفحه نمایش واقعا قدرت‌مند بودند و آن‌چنان تفاوتی با هم نداشتند. همچنین هر دو گوشی عملکرد خوبی در بخش تغییر زاویه‌ دید داشتند.
در تصویر زیر می‌تواند هر دو نمایشگر را زیر نور آفتاب مشاهده کنید.

به لطف استفاده از پنل امولد در هر دو هندست، عمق رنگ مشکی بی‌نهایت بالا است.
ویژگی Double Tap که با زدن دو ضربه به صفحه نمایش عمل می‌کند در لومیا موجود بوده و می‌تواند کاربردی باشد.
نمایشگر خمیده گلکسی زمانی که گوشی به پشت قرار گرفته، می‌تواند به جای نور اعلانات شما را از تماس‌ها و … با خبر سازد.


دقیقه ۳۰ تا ۴۰: نرم‌افزار
یکی از بخش‌های مهم موجود نرم‌افزار محسوب می‌گردد. چرا که این نرم افزار است که ما را به اجزای داخلی گوشی متصل می‌کند. بنابراین هر دو بازیکن می‌آیند تا با قابلیت‌های متعدد نرم‌افزاری‌شان برنده این بخش باشند.

کمپانی سامسونگ از رابط کاربری معروف خودش یعنی TouchWiz بر روی این سری از گلکسی استفاده کرده است. اگر با نسل پیشین گلکسی کار کرده باشید، متوجه می‌شوید آن‌چنان تغییر و تحول زیادی بر روی این نسخه از TouchWiz به وجود نیامده است و سامسونگ تنها به رفع کردن مشکلات قبلی و تکمیل کردن این رابط بسنده کرده است. رابط کاربری استفاده شده بر روی گلکسی S7 Edge رابطی گرافیکی و پر از افکت‌های مختلف است. با هیچ‌گونه لگ و کندی در حین کار کردن با این رابط کاربری مواجه نخواهید شد. همچنین همه چیز در عین حرفه‌ای بودن به سادگی در دسترس است. این رابط کاربری همراه با اندروید ۶.۰.۱ تجربه کاری مناسبی را در اختیار کاربر قرار می‌دهد. برنامه‌هایی مانند S health ،S voice و Samsung Gear به طور پیش‌فرض بر روی این گوشی موجود بوده و هر کدام کارایی خاص خودشان را دارند. بخش خاصی برای انتخاب و دانلود تم‌های مختلف برای گلکسی وجود دارد که می‌تواند ظاهر رابط را تغییر دهد. همچنین ویژگی خاص Floating Window برای کوچک کردن پنجره برنامه و کار کردن با برنامه‌های دیگر در همان زمان وجود دارد. بخش خاصی به نام Game Launcher موجود است که مسولیت مدیریت بازی‌های موجود بر روی گوشی را دارد. در این بخش شما می‌توانید انرژی مصرفی هنگام بازی را با کاهش رزولوشن و یا نرخ فریم بهینه نمایید.

در مقابل لومیا با سیستم عامل ویندوز نسخه ۱۰ قرار دارد و رابطی تقریبا آشنا را در اختیار کاربر می‌گذارد. این رابط کاربری از یک منو با تعدادی کاشی، دقیقا مشابه منو استارت نسخه دسکتاپ ویندوز، تشکیل شده است. کار کردن با این رابط برای کسانی که تا به حال با سیستم عامل ویندوز کار نکرده‌اند، می‌تواند کمی گیج کننده باشد اما به مرور زمان به آن عادت خواهید کرد. برنامه‌های کاربردی پیش‌فرض مانند Office و X Box و تعدادی دیگر بر روی لومیا موجود بوده که می‌توانند کاربردی باشند. دستیار صوتی معروف مایکروسافت که با نام Cortana شناخته می‌شود، عملکرد بسیار خوبی را دارد و حتی در حالت استندبای بودن می‌تواند فعال شود. این دستیار صوتی در مقابل S voice سامسونگ قرار می‌گیرد. تغییر محل قرارگیری کاشی‌‌ها، تغییر اندازه، تعیین پس زمینه، تغییر رنگ کاشی و محیط کاربری در بخش شخصی سازی‌های نرم‌افزاری موجود است.

دریافت آپدیت نرم‌افزاری توسط لومیا بسیار بیشتر و بهتر به نسبت اندروید صورت می‌گیرد. به طوری که بعد از گذشت چند سال از معرفی یک گوشی ویندوزی، آپدیت‌های جدید همچنان برایش منتشر می‌گردد که در اندروید این‌گونه نیست.
بهینه‌تر بودن سیستم‌عامل ویندوز به نسبت اندروید کمک بسزایی در مصرف انرژی و همچنین سرعت دستگاه می‌کند.
کمبود نرم‌افزارهای کاربردی به ویژه اپ‌های فارسی یکی از عمده‌ترین مشکلات سیستم عامل ویندوز محسوب می‌گردد.


دقیقه ۴۰ تا ۵۰: سخت‌افزار
به یکی از حساس‌ترین بخش‌های این مسابقه می‌رسیم. جایی که هر یک از این گوشی‌ها باید قدرت‌ سخت‌افزاری‌شان را به رخ هم بکشند. گلکسی S7 Edge از یک پردازنده ۸ هسته‌ای که ۴ هسته با سرعت ۲.۳ گیگاهرتز و ۴ هسته دیگر با ۱.۶ گیگاهرتز پردازش را انجام می‌دهند، تشکیل شده است. این پردازنده بر روی چیپست اختصاصی کمپانی سامسونگ که با نام Exynos شناخته می‌شود، سوار شده است. مسولیت بخش گرافیکی این دستگاه را Mali-T880 MP12 به عهده دارد. همچنین حافظه رم ۴ گیگابایتی مدیریت برنامه‌ها را در گلکسی انچام می‌دهد. سامسونگ بر روی این نوع پردازنده از دو نوع معماری بهره گرفته که یکی Mangoose نام داشته که اختصاصی و ساخته سامسونگ بوده و دیگری Cortex-A53 است. این نکته را در نظر داشته باشید که سامسونگ مدل Snapdragon هم برای این سری از گلکسی تولید کرده، اما مدل در دسترس ما نسخه Exynos بود.
در مقابل لومیا ۹۵۰XL با یک پردازنده ۸ هسته‌ای با معماری Cortex حضور دارد که از این ۸ هسته، چهارتای آن با سرعت ۲.۰ گیگاهرتز و چهارتای دیگر با سرعت ۱.۵ گیگاهرتز کار پردازشی دستگاه را انجام می‌دهند و بر روی چیپ شرکت Qualcomm مدل Snapdragon 810 سوار شده‌اند. در کنار این پردازنده، ۳ گیگابایت حافظه رم برای این دستگاه در نظر گرفته شده است که مسولیت مدیریت برنامه‌ها را بر عهده دارد. Adreno 430 نیز پردازش کرافیکی این هندست را به انجام می‌رساند.
لومیا ۹۵۰XL تنها در یک مدل ۳۲ گیگابایتی به فروش می‌رسد. این در حالی است که S7 Edge در دو مدل ۳۲ و ۶۴ گیگابایتی موجود است. البته هر دو هندست از کارت حافظه micro SD پشتیبانی کرده و نگرانی برای ذخیره اطلاعات وجود نخواهد داشت.
همان طور که خودتان خبر دارید Snapdragon 810 گرمای زیادی را هنگام پردازش در دستگاه‌های مختلف ایجاد می‌کرد و همین موضوع باعث شد اغلب شرکت‌ها از این چیپ استفاده نکنند. اما مایکروسافت این پردازنده را در کنار یک سیستم خنک کننده مایع بر روی لومیا ۹۵۰XL قرار داد. این سیستم خنک کننده همان فناوری است که مایکروسافت بر روی تبلت‌های Surface استفاده کرده بود. توسط این فناوری مشکل داغ شدن بیش از حد پردازنده تا حدی برطرف شد. اما همچنان هنگام کارهای سنگین با گرما مواجه می‌شویم. مشخصات سخت افزاری هر دو خبر از قدرت بی‌نهایت این دو گوشی می‌دهد اما باید دید در عمل چگونه است.

دو ویدیو زیر عملکرد این دو دستگاه را هنگام بوت و گیمینگ نشان می‌دهد.



عملکرد سخت افزاری هر دو دستگاه بسیار مناسب است و هیچ گونه لگ و کندی هنگام کار کردن با آن دو دیده نمی‌شود.


دقیقه ۵۰ تا ۶۰: دوربین
به بخش جذاب مقایسه دوربین این دو غول قدرتمند می‌رسیم. در ابتدا نگاهی به مشخصات اصلی هریک بر روی کاغذ می‌اندازیم.

لومیا ۹۵۰XL یک دوربین با رزولوشن ۲۰ مگاپیکسل و دریچه دیافراگم f/1.9 دارد. مایکروسافت از لنز کارل زایس برای این دوربین استفاده کرده است که یکی از با کیفیت‌ترین‌ها در این زمینه است. یک فلاش ۳ رنگ در کنار این لنز حضور دارد تا در شرایط نوری نا‌مناسب به کمک شما بیاید. قرارگیری لنز دوربین و فلاش سه گانه به صورتی است که مقدار زیادی از قاب پشتی دستگاه بیرون زده است. همچنین دوربین سلفی لومیا رزولوشن ۵ مگاپیکسل با دریچه دیافراگم f/2.4 دارد. در مقابل دوربین S7 Edge از رزولوشن ۱۲ مگاپیکسل با گشادگی دریچه دیافراگم f/1.7 و اندازه سنسور ۲۲ میلی‌متر برخوردار است که لنز آن کمی بیرون زدگی از قاب نیز دارد. این مقدار از دیافراگم کمک به‌سزایی در جذب نور در محیط‌های تاریک می‌کند. همچنین یک فلاش تک رنگ LED کنار این دوربین موجود است. دوربین جلویی استفاده شده بر روی این دستگاه ۵ مگاپیکسل رزولوشن دارد. سامسونگ از همان دریچه دیافراگمی که بر روی دوربین پشتی استفاده کرده بر روی دوربین جلویی هم بهره برده است که امری واقعا عالی است. سیستم فوکوس بر روی این دستگاه توسط فناوری Dual Pixel تنها در چند صدم ثانیه صورت می‌گیرد. در بخش فیلمبرداری هر دو گوشی قادر هستند با رزولوشن ۴K فیلم‌های با کیفیتی را ثبت کنند. همچنین به لطف موجود بودن لرزشگیر اپتیکال فیلم‌‌های ضبط شده بسیار روان و بدون لرزش هستند. در بخش دوربین سلفی نماینده سامسونگ قادر است تا با رزولوشن QHD فیلمبرداری کند. این در حالی است که لومیا تنها توانایی ضبط فیلم‌های فول‌اچ‌دی با نرخ ۳۰ فریم را توسط دوربین سلفی دارد.
در بخش نرم‌افزاری هر دو گوشی عملکرد خوبی را ارایه می‌دهند. هر دو دارای منوی‌ خاصی از تنظیمات دستی برای عکسبرداری مانند میزان ایزو، سرعت شاتر، غلظت رنگ و … هستند. قابلیت Live Photo که یک پیش نمایش از پیش از ثبت تصاویر را نشان می‌دهد، در هر دو گوشی موجود است. فیلمبرداری با صحنه آهسته، عکاسی پانوراما و HDR دیگر گزینه‌های موجود در بخش دوربین این دو گوشی هستند. همچنین منوی خاصی با نام Lenses در رابط دوربین لومیا موجور بوده که فیلتر‌ها امکانات جالبی از عکاسی را در اختیار کاربر می‌گذارد. مورد جالب دیگری که در لومیا دیده می‌شود تنظیمات دستی برای دوربین سلفی است که می‌تواند بسیار کاربردی باشد.
در تصاویر زیر می‌توانید کیفیت عکس‌های گرفته شده توسط این دو دستگاه را مشاهده کنید.
کیفیت خروجی تصاویر در هر دو گوشی بسیار بالا بوده و هر دو عملکرد خوبی داشتند.
سرعت فوکوس دوربین نماینده سامسونگ کمی از لومیا بیشتر بوده است.
فلاش سه رنگ لومیا هنگام ثبت تصاویر در نور کم و کاهش قرمزی چشم به کار می‌آید.

در ویدیو زیر می‌توانید مقایسه‌ای از فیلمبرداری این دو هندست داشته باشید.


دقیقه ۶۰ تا ۷۰: پخش چند رسانه‌ای

کم کم به دقایق پایانی نزدیک می‌شویم. هر دو بازیکن می‌آیند تا با نشان دادن توانایی‌هایشان در پخش چندرسانه‌ای خودنمایی کنند.

صفحه نمایش‌ بزرگ و رزولوشن بالا معیار ما برای تماشای یک کلیپ جذاب بر روی یک تلفن هوشمند است. بدون شک S7 Edge با ۵.۵ اینچ نمایشگر آن‌‌هم با لبه‌های خمیده و رزولوشن QHD می‌تواند بی‌نهایت راضی کننده باشد. پخش کننده فیلم با پشتیبانی از زیرنویس فارسی و توانایی در PopUp کردن ویدیو درحال پخش (!) دیگر چه می‌خواهید؟ یک ادیتور فیلم هم در این قسمت برای ویرایش فایل‌های تصویری‌تان موجود است. اما خبری از تنظیم خاصی برای صدای هدفون هنگام تماشای ویدیو نیست. لومیا ۹۵۰XL با یک صفحه نمایش ۵.۷ اینچی و همان رزولوشن QHD حضور دارد و می‌گوید او نیز می‌تواند به خوبی نماینده سامسونگ در نمایش ویدیو‌ها عالی عمل کند. امکان نمایش زیرنویس فارسی نیز توسط ویدیو پلیر این دستگاه وجود دارد. معیار بعدی ما برای این قسمت پخش موزیک است. متاسفانه هر دو گوشی با یک اسپیکر مونو می‌خواهند شنیدن به موسقی را برای ما لذت بخش کنند. کیفیت و حجم صدا در گلکسی بهتر از لومیاست. صدای خروجی در لومیا کمی به تیزی می‌زند و حجم آن‌چنان مناسبی‌ هم ندارد. اما صدای خروجی هر دو در هدفون بسیار عالی بوده و تفاوت آن‌چنانی بین‌شان مشاهده نمی‌گردد. تنظیمات خاصی برای شخصی سازی صدا موجود بوده و شما می‌توانید با استفاده از آن‌ها به کیفیت مطلوب‌تان از صدا برسید.

هر دو هندست توانایی پخش فایل ویدیویی با رزولوشن ۴K را دارند.


دقیقه ۷۰ تا ۸۰: باتری
در این دقایق پایانی هر دو گوشی در زمینه استقامت باتری مورد بررسی قرار می‌گیرند.
لومیا ۹۵۰XL با یک باتری ۳۳۰۰ میلی‌آمپری حضور دارد که می‌تواند در مدت ۱۰۰ دقیقه از صفر تا ۱۰۰ شارژ شود. همچنین باتری این گوشی قابل تعویض بوده و شما به راحتی می‌توانید آن‌ را با یک باتری دیگر عوض کنید. در بخش نرم‌افزاری انرژی و باتری این گوشی شاهد آپشن‌هایی برای بهینه‌سازی هستیم. مود‌های مختلفی که عملکرد دستگاه را با توجه با کارایی که شما از آن انتظار دارید، متناسب می‌کند. البته این مودها معمولا تنها با تنظیم نور صفحه همراه می‌شود. در تصویر زیر می‌توانید امتیازات ما به باتری این مدل را ببینید.

S7 Edge با باتری ۳۶۰۰ میلی‌آمپری حضور دارد که می‌تواند در مدت ۳۰ دقیقه ۶۰ درصد شارژ شود. در قسمت نرم‌افزاری باتری این گوشی منو‌های مختلفی برای بهینه‌سازی شارژ دستگاه وجود دارد که با فعال کردن آن‌ها می‌توانید به شارژدهی بیشتری دست یابید. یکی از این منو‌های موجود در این قسمت Ultra Power Saving نام دارد که صفحه نمایش را به دو رنگ سیاه و سفید تقسیم می‌کند و فقط اجازه دسترسی به برنامه‌های ابتدایی را به شما می‌دهد. در تصویر زیر می‌توانید امتیازات ما به باتری این مدل را ببینید.

تنظیمات بهینه سازی باتری موجود در S7 Edge جامع‌تر از لومیا است.
هر دو عملکرد مناسبی در بخش باتری دارند اما طبق اعداد بدست آمده در تست‌ها بهتر بودن S7 Edge در این زمینه مشخص است.


دقیقه ۸۰ تا ۹۰: سایر امکانات
حسگر اثرانگشت که این روز‌ها حضورش جزیی از الزامات بر روی تلفن‌های هوشمند شده است، بر روی S7 Edge دیده می‌شود. این حسگر داخل دکمه هومی که بخش جلویی دستگاه حضور دارد، تعبیه شده است. عملکرد این حسگر به صورتی است که تا دکمه را فشار ندهید، فعال نشده و دستگاه باز نمی‌شود. سرعت شناسایی این سنسور به نسبت نسل‌های قبلی به شدت افزایش داشته و در کسری از ثانیه قفل این گوشی باز می‌گردد. در مقابل مایکروسافت دست به نوآوری زده است و برخلاف سایرین از حسگر اثرانگشت استقاده نکرده و مسولیت حفاظت دستگاه را به حسگر عنبیه چشم سپرده است. فقط کافیست تا جلوی صفحه نمایش قرار بگیرید تا حسگر شما را شناسایی کرده و قفل دستگاه باز شود. اگرچه سرعت باز شدن قفل بالا نیست و گاهی در شرایط نوری بد، شناسایی شما مشکل می‌گردد، اما استفاده از آن بعنوان محافظ بسیار مطمعن خواهد بود.

کمپانی سامسونگ علاوه بر حسگر اثرانگشت، سنسورهای مختلفی را بر روی این سری از پرچمدارش قرار داده است. سنسورهایی مانند محاسبه ضربان قلب و غلظت اکسیژن در خون که در بخش پشتی این گوشی قرار گرفته است و با گذاشتن انگشت روی آن‌ها، به آسانی کار می‌کنند. علاوه بر این‌ ویژگی‌ها گلکسی گواهی IP68 را برای مقاومت در برابر آب و گرد و خاک بدست آورده است. در این مرحله لومیا با یک امکان کاربردی دیگر به میدان می‌آید. قابلیت Continuum که با معرفی آن سرو‌صدای زیادی به‌ پا کرد. توسط این قابلیت شما قادر خواهید بود تا با خرید داک ارزان قیمت و متصل کردن آن به تلفن همراه، یک رایانه شخصی تمام و کمال برای خود داشته باشید. نحوه کار به صورتی است که نه تنها گوشی شما از دسترس خارج نمی‌شود بلکه همزمان می‌توانید هم گوشی و هم رایانه شخصی را با هم در دسترس داشته باشید. معرفی این قابلیت نیاز کاربر را به رایانه‌های شخصی کم‌تر می‌کند و تنها با داشتن این داک و یک لومیا، کامپیوتری جیبی را در اختیارتان قرار می‌دهد. همچنین بر روی این گوشی از پورت USB Type-C استفاده شده که متاسفانه در نماینده سامسونگ شاهد چنین چیزی نیستیم. علاوه بر این هر دو هندست از NFC و بلوتوث پشتیبانی می‌کنند. گیرنده رادیو که این روز‌ها که حضورش به دست فراموشی سپرده شده است بر خلاف گلکسی بر روی لومیا موجود است. شارژ بی‌سیم یکی از قابلیت‌هایی است که بر روی هر دو تلفن هوشمند قرار دارد.
با توجه به گواهی IP68 کسب شده توسط سامسونگ، S7 Edge می‌تواند تا عمق ۱.۵ متری به مدت ۳۰ دقیقه زیر آب قرار بگیرد.
قابلیت کانتینیوم را می‌توان یکی از هیجانی‌ترین امکانات اضافی دانست که تا به امروز معرفی شده است.


وقت اضافه: قیمت

ارزش خرید، یکی از فاکتورهایی است که نقش مهمی را در انتخاب تلفن همراه دارد. در این بخش به قیمت هر یک از این دو گوشی می‌پردازیم.


شما می‌توانید با مبلغی حدود ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان ناقابل یک عدد S7 Edge خریداری کنید. در مقابل لومیا ۹۵۰XL با قیمت ۱ میلیون و ۵۵۰ هزار تومان حضور دارد.
هر دو گوشی تقریبا ارزش خرید خوبی دارند اما لومیا با این قیمت و امکاناتی که در اختیار قرار می‌دهد به‌صرفه‌تر است.
همان طور که مشاهده کردید تا به اینجای رقابت هر دو هندست پا به پای هم آمدند و هر کدام در یک قسمت برتر بودنشان را به اثبات رساندند. به همین دلیل برای برقراری عدالت تصمیم داریم تا این بازی به وقت اضافه کشیده شود تا تصمیم‌گیری برای شما کاربرانی که رای می‌دهید، آسان‌تر باشد.


وقت اضافه اول: دستیار صوتی
همان‌طور که می‌دانید هر دو گوشی دارای دستیار صوتی اختصاصی خودشان هستند. این همراه صوتی بر روی نماینده سامسونگ S Voice و بر روی لومیا کورتانا نام دارد. هر دو برنامه به خوبی عمل می‌کنند و می‌تواند به راحتی نیازهایتان را با یک فرمان صوتی برطرف کنند. مدتی که با این دو برنامه کار شد متوجه هوش بسیار بالای کورتانا شدیم. پاسخ سوالات توسط کورتانا بدون تکیه بر اینترنت است! درست است که برای کار کردن با این برنامه نیاز به اینترنت دارید، اما پاسخ‌هایی که کورتانا می‌دهد به شیوه‌ای است که گویی با یک انسان در حال معاشرت هستید! دستیار صوتی موجود بر روی سامسونگ از سرعت خوبی برخوردار بوده اما آن هوش و ذکاوت کورتانا را ندارد. تقریبا پاسخ گویی S Voice با تکیه بر گوگل بوده و مواردی مانند باز کردن یک اپ یا اجرای یک موزیک می‌توانند توسط آن به انجام برسند. یک نکته مثبت موجود که داخل کورتانا دیده می‌شود فعال شدن این دستیار صوتی در حالت استندبای با گفتن جمله Hey Cortana است. همچنین می‌توانید حالتی را تعیین کنید که این دستیار فقط به صدای شما واکنش بدهد. ناگفته نماند که S Voice خیلی خشک و بی‌روح است و آن جذابیت صحبت با کورتانا را ندارد.


وقت اضافه دوم: قابلیت صفحه نمایش همیشه روشن
یکی از قابلیت‌هایی که در نسل جدید گوشی‌ها حضور پیدا کرده، ویژگی نمایشگر همیشه روشن است (البته چند سالی هست که نمایندگان ویندوزی از آن استفاده می‌کنند). توسط این قابلیت هنگامی که دستگاه به حالت استندبای می‌رود و صفحه نمایش آن خاموش می‌گردد، یک سری نوشته بدون نور پس زمینه بر روی صفحه گوشی ظاهر می‌گردد. این قابلیت بر روی هر دو هندست موجود بوده و شما می‌توانید در عرض چند ثانیه از اعلانات و زمان، بدون روشن کردن دستگاه با خبر شوید. این قابلیت بر روی لومیا با نام Glance و بر روی سامسونگ با نام Always On شناخته می‌گردد. در منوی تنظیمات بر روی لومیا شما قادر خواهید بود تا مدت زمان روشن ماندن Glance را تعیین کنید. همچنین مواردی مانند نمایش تاریخ، آیکون اعلانات و اطلاعات برنامه‌ها را می‌توانید برای نمایش دادن انتخاب نمایید. رنگ نوشته‌های موجود می‌توانند به قرمز، سبز و یا آبی تغییر پیدا کنند. در مقابل داخل منوی تنظیمات گلکسی در بخش Always On شما می‌توانید طرح ساعت نمایش را تغییر دهید. همچنین امکان دانلود طرح‌های بیشتر نیز وجود دارد. علاوه بر این‌ها امکان انتخاب یک پس زمینه که از رنگ‌های آبی، قرمز و سبز ساخته شده است، در قسمت نمایشگر همیشه روشن وجود دارد. میزان مصرف شارژ این فناوری در هر دو مدل در یک سطح است و نمی‌توان تفاوت زیادی را میان آن‌ها قائل شد.


با وجود دو وقت اضافه همچنان نتیجه مساوی برای این بازی بدست آمده است و این موضوع باعث می‌گردد تا بازی به پنالتی کشیده شود.

سرعت باز کرن اپلیکشین‌های پیش‌فرض: با در نظر گرفتن افکت‌های موجود در لومیا، سرعت باز کردن برنامه‌های پیش‌فرض در گلکسی بالاتر است.

سرعت ثبت تصاویر: S7 Edge قادر است تا در مدت ۱.۵ ثانیه و لومیا در مدت ۲ ثانیه تصاویر دوربین را ثبت کند.

باز شدن قفل دستگاه: باز شدن قفل دستگاه توسط حسگر اثرانگشت S7 Edge سریع‌تر از سنسور عنبیه لومیا انجام می‌پذیرد.

ثبت تصاویر در نور کم: عکس‌های روشن‌تر و باکیفیت‌تری توسط فلاش ۳ رنگ لومیا در نور شب ثبت می‌گردد.

کلید اختصاصی شاتر دوربین: لومیا به کلید اختصاصی دو مرحله‌ای برای شاتر دوربین مجهز شده است. موردی که در گلکسی شاهدش نیستیم.


موقعیت‌های خطرناکی که S7 Edge بر روی دروازه لومیا ۹۵۰XL ایجاد کرد:
طراحی ظریف‌ و شکیل‌تر
صفحه نمایش با لبه‌های خمیده
دوربین سلفی با قابلیت فیلمبرداری با رزولوشن QHD
کیفیت و حجم صدای بهتر
دارای گواهی IP68 برای مقاومت در برابر آب و گرد و خاک
وجود سنسورهای سلامتی فراوان
باتری قدرتمندتر
موقعیت‌های خطرناکی که لومیا ۹۵۰XL بر روی دروازه S7 Edge ایجاد کرد:
لنز دوربین Carl Zeiss در کنار فلاش ۳ رنگ
سیستم عامل بهینه و سبک‌تر
دریافت آپدیت‌های منظم
پشتیبانی از پورت USB Type-C
دستیار صوتی با هوش بالا
قابلیت فوق‌العاده کاربردی کانتینیوم
قیمت کمتر

به‌ نظر شما برنده مسابقه مایکروسافت لومیا 950XL و سامسونگ گلکسی S7 Edge کدام است؟!

نوشته مقایسه گلکسی S7 Edge با لومیا ۹۵۰XL: کهکشان برفی! اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

بررسی سامسونگ گلکسی A8: زندگی ایده‌آل!

 

Samsung Galaxy A8-16

تقریبا چند ماهی می‌شود که انتقادات نسبت به گوشی‌های سامسونگ تا حد زیادی کاهش یافته و به نوعی در حال محو شدن است. دیگر خبری از واژه‌هایی چون پلاستیک ساز و چسب زخم شنیده نمی‌شود و حتی طراحی برخی از محصولات این کمپانی، تحسین بسیاری را به دنبال خویش دارند. این روند با مدلی چون گلکسی آلفا آغاز شد، با طراحی سری Edge به اوج رسید و حال با رده زیبایی چون گلکسی A جریان یافته است. پیش از این، سه مدل گلکسی A3 و A5 و A7 در این سری معرفی شده بودند که دو نمونه آن را هم در آی‌تی‌رسان برایتان بررسی کردیم (بررسی گلکسی A3 و بررسی گلکسی A7). جدیدترین محصول این رده که همگی دارای فریم فلزی هستند، گلکسی A8 است که رکوردی را نیز در بین اسمارت‌فون‌های سامسونگ با خود به یدک می‌کشد. لقب نازک‌ترین اسمارت‌فون سامسونگ که همراه با یک نمایشگر بزرگ ۵.۷ اینچی است، A8 را تبدیل به یک گوشی خاص و زیبا کرده است. در ادامه با یکدیگر، نگاهی نزدیک‌تر به این کمر باریک خواهیم انداخت.

روندی رو به کاهش همراه با افزایش!

خب دقیقا معنی این تیتر بالا چیست؟ اگر به روند تولیدی ۴ گوشی سامسونگ در رده A تا به امروز نگاهی بیندازیم، متوجه می‌شویم که با هر افزایش شماره، اندازه نمایشگر و بالطبع گوشی بیشتر شده اما از سوی دیگر، ضخامت آن کاهش یافته است. گلکسی A3 دارای ضخامت ۶.۹ میلی‌متری بود که در A5 به ۶.۷ رسید و سپس در A7‌ تا ۶.۳ میلی‌متر کاهش یافت و حال در A8 شاهد رقم فوق‌العاده ۵.۹ میلی‌متر هستیم. البته مشخص نیست اگر سامسونگ گوشی A9 را بخواهد تولید کند، بتواند چنین روندی را همچنان حفظ کند چون اسمارت‌فونی نازک‌تر که احتمالا نمایشگری ۶ اینچ داشته باشد، ساختش بسیار سخت بوده و مسایلی چون استحکام را هم به مخاطره خواهد انداخت.

Samsung Galaxy A8-8

از سوی دیگر، نسبت ابعاد نمایشگر به بدنه هم در یک توالی منظم، رو به افزایش بوده است. به نحوی که از ۶۵.۵ درصد در A3 به ۷۳.۸ درصد در A8 رسیده و مشخصات دستگاه‌ها نیز رو به رشد بوده است.

یک طرح خاص

به طور حتم نمی‌توان از یک گوشی با نمایشگر ۵.۷ اینچ، انتظار خوش دستی بسیار را داشت؛ اگر هم کسی به دنبال قضاوت بر روی چنین امری می‌گردد، کاری بیهوده کرده چون این سایز، برای اکثر دست‌های مردمان در این کره خاکی، بزرگ است! فرقی هم نمی‌کند که ساخت کدام کمپانی باشد. اما هنر را در این بخش می‌توان در خوش دست‌تر بودن جستجو کرد، یعنی دستگاهی که در مقابل رقبایی با همین قد و هیکل، باز قابل تحمل‌تر باشد و اگر چنین گزینه‌ای را مدنظر قرار دهیم، بدون شک A8 یکی از بهترین‌هاست. سامسونگ در این گوشی تلاش زیادی کرده تا حاشیه‌های نمایشگر را تا حداقل ممکن کاهش دهد و به همین خاطر عرض دستگاه نسبت به گلکسی A7 که اتفاقا آن هم ابعاد به نسبت مناسبی داشت، تنها ۰.۶ میلی‌متر افزایش داشته است و رقم ۷۶.۸ میلی‌متر برای یک گوشی با نمایشگر ۵.۷ اینچی، بسیار قابل قبول است. برای آنکه بتوانید این عملکرد خوب سامسونگ را با رقبایش مقایسه کنید، نگاهی به سایرین می‌اندازیم. جدیدترین گوشی کمپانی اپل یعنی گلکسی 6s پلاس، با آنکه نمایشگرش ۵.۵ اینچ هم است، باز عرضی بیشتر از A8‌ داشته و ۱.۱ میلی‌متر کشیده‌تر است و به همین میزان بددست‌تر! یا G4 ال‌جی تنها ۰.۷ میلی‌متر عرض کم‌تری دارد با توجه به آنکه نمایشگرش ۵.۵ اینچ است. البته سامسونگ برخلاف عرض، در طول دستگاه چندان عالی کار نکرده و همین امر موجب می‌شود که گوشی ارتفاع به نسبت زیادی داشته و در این بین، حرف چندانی در مقابل رقبا نداشته باشد.

هنگامی‌که A8 را در دست می‌گیرید، ضخامت کم ۵.۹ میلی‌متری تا حدی شما را به وجد می‌آورد. فریم دستگاه فلزی است و برخلاف بالا و پایین گوشی که سطحی صاف دارد، در کناره‌ها با یک شیار قوس دار، حالت متفاوتی به خود گرفته که تا حدی بر شکیل بودن آن می‌افزاید. کلیدها نیز در همین شیار قرار گرفته‌اند و فقط در بخش چپ، به دلیل آنکه ارتفاع گوشی زیاد است، دسترسی به دکمه‌های صدا کمی سخت به نظر می‌رسد. دو اسلات سیم کارت و کارت حافظه جانبی نیز در سمت چپ تعبیه شده‌اند که برای دسترسی به آن‌ها، نیاز به پین دارید. در نسخه دو سیم‌کارته A8، اسلات دوم به صورت مشترک متعلق به سیم‌کارت یا حافظه جانبی است و بسته به سلیقه خودتان، یا بایستی قید سیم‌کارت دوم را بزنید و یا داشتن کارت حافظه! زمانی که گوشی را برمی‌گردانید، مطابق معمول گوشی‌های امروزی، دوربین بیشتر از همه جلب توجه می‌کند که در دو طرف با تک فلاش LED و اسپیکر مونو احاطه شده است. لوگوی سامسونگ نیز در زیر لنز به چشم می‌خورد. با توجه به ابعاد بزرگ گوشی، به نظر می‌رسید که سامسونگ می‌توانست سطح لنز دوربین را بزرگ‌تر ساخته و حتی لوگوی خودش را به شکل بهتری قرار دهد تا اینچنین پشت این گوشی، خلوت به نظر نرسد؛ اگرچه نمی‌توان به این بخش ایراد چندانی گرفت زیرا بسیاری از افراد، زیبایی را در سادگی می‌دانند!

Samsung Galaxy A8-9 Samsung Galaxy A8-7 Samsung Galaxy A8-10

Samsung Galaxy A8-11

همیشه حاشیه باریک خوب نیست!

یکی از قسمت‌های طلایی در طراحی این گوشی، به همان Bezzle بسیار باریک و یا حاشیه دور نمایشگر باز می‌گردد که فاصله کمی با کناره‌ها داشته و همین امر سبب جمع و جور شدن آن نسبت به رقبا می‌شود. اما آیا این امر، در همه حال یک مزیت است؟ گلکسی A8‌ دارای یک نمایشگر Super AMOLED با سایز ۵.۷ اینچ و وضوح تصویر فول اچ‌دی است که سبب می‌شود تا چگالی پیکسلی ۳۸۶ به ارمغان آورده شود و علی‌رغم وجود سیستم PenTile در چیدمان پیکسل‌ها، شما مشکلی در مشاهده تصاویر نخواهید داشت. حاشیه بسیار باریک دور نمایشگر، در بسیاری از موارد سبب می‌شود تا به صورت ناخودآگاه بخشی از دست شما بر روی نمایشگر قرار گرفته و همین امر موجب خطا در استفاده از دستگاه می‌شود و به همین خاطر مجبور هستید تا محل قرارگیری دستان خودتان را با دقت بیشتری در نظر بگیرید. از سوی دیگر، به خاطر وجود کلیدهای فیزیکی در زیر نمایشگر، برای من بارها پیش آمد که به اشتباه دستم بر روی یک از آن‌ها خورده و بالطبع با عملی ناخواسته روبه‌رو شدم.

Samsung Galaxy A8-14

از سوی دیگر، رنگ‌ها در پنل AMOLED تا حدی غلیظ نشان داده می‌شود و احساس می‌کنید آن میزان از بهینه شدن که در مدلی چون S6 وجود دارد، در اینجا به خوبی رعایت نشده است. این امر در بازی‌های موبایل، مشهودتر است. میزان خوانایی نمایشگر در زیر نور آفتاب و محیط‌های روشن بسیار خوب است و به لطف استفاده از شیشه محافظ گوریلا گلس۴، بازتاب نور در پایین‌ترین حد خود قرار دارد.

همچنین حساسیت تاچ در گلکسی A8 به قدری بالاست که گاهی اوقات قبل از اینکه انگشت شما، نمایشگر را لمس کرده باشد، دستگاه عمل می‌کند و این امر به نوبه خود در برخی مواقع و به خصوص انجام بازی‌ها یا تایپ سریع، می‌تواند دردسرساز باشد.

در تصاویر پایین، گلکسی A8 در کنار گلکسی S6 قرار داده شده که هر دو از یک فناوری مشابه در نمایشگرشان استفاده می‌کنند.

Samsung Galaxy A8-17 Samsung Galaxy A8-18 Samsung Galaxy A8-19 Samsung Galaxy A8-20

سخت‌افزاری که خوب است اما عالی نیست!

بگذارید دوباره یک نگاه به نخستین محصول از سری A سامسونگ بیندازیم. گلکسی A3 از چیپست اسنپدراگون ۴۱۰ که برای گوشی‌های پایین رده استفاده می‌شود، بهره می‌گیرد. پس از آن به A5 می‌رسیم که دقیقا از همان چیپست استفاده می‌کند و در A7 به اسنپدراگون ۶۱۰ برخورد می‌کنیم، چیپستی که برای گوشی‌های میان رده بهینه شده و یک نسخه ۶۴ بیتی با ۸ هسته است (دو دسته چهار تایی)  البته سامسونگ چیپست Exynos 5 Octa 5430 را نیز برای این دستگاه ارایه داده که اتفاقا برای منطقه خاورمیانه و ایران، از اگزینوس استفاده می‌شود؛ پردازنده‌ای ۸ هسته‌ای که مانند نسخه اسنپدراگون از دو دسته ۴ هسته‌ای تشکیل شده است که همگی A53 بوده اما فرکانس ۴هسته بر روی ۱.۵ گیگاهرتز و ۴تای دیگر بر روی ۱ گیگاهرتز تنظیم شده است. گلکسی A8 در واقع از همان مشخصات سخت‌افزاری A7 بهره می‌گیرد، یعنی اگزینوس ۵ که واحد گرافیکی آن MALI T628 بوده و مجهز به ۲ گیگابایت رم است. از نظر امتیازات بنچمارک‌گیری، عملکرد گلکسی A8 بسیار به برادر بزرگ‌تر خودش یعنی A7‌ شبیه است، چرا که علاوه بر چیپست و رم یکسان، دارای وضوح تصویر مشابه بوده و به همین خاطر انتظار نتایج چندان متفاوتی را از آن نداریم (بررسی گلکسی A7 را بخوانید).

Samsung Galaxy A8-22 Samsung Galaxy A8-21

حال سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که چرا سامسونگ نخواسته پردازنده بهتری را برای A8 در نظر بگیرد، در صورتی‌که بهای آن نزدیک به گوشی‌های پرچم‌دار بوده و حتی تفاوت چندانی با گلکسی S6 همین کمپانی نیز ندارد!

عکاسی خوب اما نه به اندازه پرچم‌دارن!

به طور حتم گلکسی A8 نسبت به دیگر برادران این سری خود، از عکاسی بهتری برخوردار است، چه در زمینه نرم‌افزاری و چه سخت‌افزاری. حتی مشخصات لنز با F/1.9 و سنسور ۱۶ مگاپیکسلی، بسیار شبیه به نوت ۵ و گلکسی S6 است اما تفاوت‌هایی دیده می‌شود. در واقع با یک مقایسه ساده بین اندازه دوربین این گوشی با S6 می‌توان متوجه شد که بایستی بین این دو، تفاوت‌هایی قائل شد. اگرچه دوربین کارش را همچنان به خوبی انجام می‌دهد و با آنکه کمی اندازه پیکسل‌های گرفته شده توسط دوربین کوچک‌تر است اما همچنان لقب یکی از خوب‌های بازار را برای خود به یدک خواهد کشید. میزان F/1.9‌ سبب می‌شود تا در فضاهای تاریک، عملکرد گلکسی A8 از بسیاری هم‌قطاران خود بهتر باشد، اگرچه عدم وجود لرز‌شگیر اپتیکال، کمی بر روی تار شدن تصاویر تاثیر منفی خواهد گذاشت.

Samsung Galaxy A8-25

در ادامه نمونه تصاویری که با این دوربین گرفته شده را با یکدیگر مشاهده می‌کنیم.

Samsung Galaxy A8-2 Samsung Galaxy A8-6 Samsung Galaxy A8-5 Samsung Galaxy A8-4 Samsung Galaxy A8-3 Samsung Galaxy A8-1

دوربین سلفی یک نمونه ۵ مگاپیکسلی است که شاید انتظار داشتن یک مدل ۸ مگاپیکسلی، آن هم زمانی‌که سه مدل قبل‌تر یعنی A3‌ و A5 و A7 هم از همین وضوح بهره می‌گیرند، چندان هم بیراه نبود اما خب سامسونگ ظاهرا گیر داده که حداقل در یک فاکتور،‌ همه گوشی‌های سری A یکی باشند و آن هم مگاپیکسل دوربین سلفی است که خوشبختانه لنزی واید داشته و از پس گرفتن تصاویر سلفی به خوبی برمی‌آید.

Samsung Galaxy A8-15

دوربین فیلم‌برداری، قادر به ضبط تصاویر در حداکثر وضوح فول اچ‌دی است و برخلاف قسمت عکاسی که امکانات گوناگونی در اختیار داشتید، در اینجا محدودیت‌ها بیشتر به چشم می‌آید، اما کیفیت ضبط تصاویر در حد راضی کننده‌ای قرار می‌گیرد.

همه‌چیز ایده‌آل می‌شود!

از آنجایی که گوشی‌های زیاد از سازنده‌های مختلف را تا به حال استفاده کرده و مصرف نسبتا زیادی نیز از تلفن همراه خودم دارم، طبق عادت انتظار داشتم که وقتی گوشی را با باتری پر در صبح در دستانم می‌گیرم، قبل از خواب و حتی گاهی زودتر، نیاز به شارژ مجدد پیدا کنم اما انگار گلکسی A8 قصد داشت با باتری۳۰۵۰ میلی‌آمپری خودش من را تا حدی سورپرایز کند! ضمن اینکه تجربه‌های قبلی‌ام نشان داده بود که هرچه گوشی نازک‌تر باشد، باتری ضعیف‌تری خواهد داشت اما محصول جدید سامسونگ، خلاف این قضیه را به من نشان داد و به طور معمول تا ۱.۵ و حتی ۲ روز هم به خوبی شارژ خود را در استفاده‌های روزمره (که کمی درباره من سنگین است)،‌ حفظ نمود تا نشان دهد که نبایستی تنها از روی ظاهر بر روی توانایی باتری یک گوشی قضاوت کرد.

Samsung Galaxy A8-12

آمارها به خوبی نشان می‌دهد که گلکسی A8 قادر است تا بیش از ۱۲ ساعت در پخش فیلم و همچنین وب‌گردی دوام بیاورد و حتی اگر کاربر پر مصرفی نباشید، می‌توانید تا ۳ و یا ۴ روز هم از گزند شارژر در امان بمانید! فوق‌العاده هست، نه؟

البته باید یک نکته را در این بین یادآور شد و آن چیپست اگزینوس است که با استفاده از فناوری ۲۰ نانومتری ساخته شده و سهم به سزایی در این مصرف بهینه دارد. حدس من این است که مدل‌های اسنپدراگون ۶۱۵ که با فناوری ۲۸ نانومتری تولید شده‌اند، چنین سطحی از توانایی را در باتری نشان ندهند.

از استریو بیزارم!

سامسونگ در محصولات خودش اثبات کرده که چه گوشی پرچم‌دار بسازد،‌ چه میان رده یا ارزان قیمت، اعتقادی به استفاده از اسپیکر استریو ندارد! زور هم که نیست،‌این همه گفتیم و همچنان مونو می‌زند، پس برای چه باز هم بگوییم؟ البته بماند که این طراحی‌های جدید، شاید بخشی از آن مدیون اعتراضات به نمونه‌های قبلی بود و خدا را چه دیدید، شاید از سال دیگر اسپیکرهای استریو را هم توانستیم بر روی اسمارت‌فون‌های سامسونگ ببینیم اما الان هرچه هست،‌ مونوست! به خصوص وقتی که یک گوشی به باریکی ۵.۹ میلی‌متر در اختیار دارید، این اسپیکر تا حد زیادی هم از تواناییش کاسته خواهد شد و بیشتر از هرچیزی بر روی شنیدن صدای زنگ از آن حساب باز کنید. البته صدا در هدفون‌ها، همچون اکثر گوشی‌های امروزی کیفیت قابل قبولی دارد و از این جهت بر ابروی خودتان خم نیندازید.

از سوی دیگر، لذت دیدن فیلم بر روی یک نمایشگر فول اچ‌دی آن هم با سایز ۵.۷ اینچ به راستی بالاست! همه چیز در بهترین حالت خود قرار دارد و اگر از نشان ندادن حروف فارسی به عنوان زیرنویس در فیلم‌ها رضایت ندارید، می‌توانید با نصب یک پلیر جداگانه، لذت دیدن فیلم را دوچندان کنید.

Samsung Galaxy A8-24

پردازنده اگزینوس هم به هیچ تصویری «نه» نخواهد گفت و به خوبی و خوشی همه چیز را پخش می‌کند تا A8 به لطف کیفیت بالای نمایشگر و توان مناسب باتری، یکی از خوب‌ها در پخش فیلم و کلیپ باشد.

یکی بر نعل و دیگری بر میخ!

به شخصه انتظار دیدن امکانات کاملی را در گلکسی A8‌ داشتم و با دیدن سنسور اثر انگشت که یکی از محبوب‌های من است، بسیار خوشحال شدم. عملکرد این سنسور پس از گکسی S6 و عدم نیاز به کشیده شدن انگشت، بسیار عالی شده و تقریبا گوشی بدون خطا کار می‌کند. در ابتدا چند باری انگشت خودتان را از زوایای مختلف بر روی سنسور تنظیم کرده و از آن به بعد با سرعت وارد گوشی خواهید شد. حتی احساس کردم که عملکرد این سنسور نسبت به S6 باز بهبود یافته و خطای خاصی در تشخیص اثر انگشت شما دیده نمی‌شود. در این بین برخی همچنان معتقدند که این سنسور در آی‌فون عمکرد خیلی بهتری دارد، در صورتی‌که به نظر من این‌گونه نیست (البته آی‌فون 6s را هنوز ندیدم که مقایسه داشته باشم) و شاید این احساس بیشتر از هر چیزی (فارغ از نام برندها) بر روی شکل کلید فیزیکی زیر نمایشگر معطوف شده باشد. در آی‌فون شما انگشت خودتان را بر روی یک کلید گرد که کمی هم فرورفتگی دارد، قرار می‌دهید اما در اینجا با کلیدی برآمده و مستطیلی شکل رو‌به‌رو هستید که به اندازه دکمه قبلی، انگشت شما را در بر نمی‌گیرد و همین تفاوت احساس هست که می‌تواند موجب ایجاد چنین مقایسه‌ای در احساس کاربران شود (اگرچه در کل کلید گرد برای سنسور اثر انگشت، گزینه مناسب‌تری به نظر می‌رسد).

Samsung Galaxy A8-23

اما هرچقدر از دیدن سنسور اثر انگشت در A8‌ خوشحال شدم، از فقدان پورت مادون قرمز ناراحت گشتم؛ موردی که سامسونگ در گلکسی نوت ۵ هم آن را حذف کرده و این نشان می‌دهد که ظاهرا قصدی جدی برای برداشتن این گزینه محبوب (حداقل برای من) از روی گوشی‌هایش دارد. به همین خاطر A8‌ دیگر نمی‌توانست کنترل تلویزیون و ستاپ‌باکس من باشد و مجبور بودم دایما در خانه، به دنبال ریموت‌ها بگردم! (وای که چقدر کار سختی است)

گلکسی A8 با ۳۲ گیگابایت حافظه داخلی عرضه می‌شود که نسخه دو سیم‌کارت آن برای ایران عرضه می‌شود و البته در صورت استفاده از سیم کارت دوم، از استفاده کارت حافظه محروم خواهید بود (اسلات دوم بایستی یا سیم‌کارت باشد یا کارت حافظه) اما چون شما یک گوشی ۳۲ گیگابایتی دارید،‌ پس نگرانی چندانی از این موضوع نباید داشته باشید؛ اگرچه این فضا آن‌قدرها هم رویایی نیست (بیچاره آی‌فون‌دارهایی که در آستانه سال ۲۰۱۶ هنوز مجبور هستند 6s‌ و 6s‌ پلاس را با حافظه ۱۶ گیگابایت بخرند، آن‌ها دیگر چه می‌کشند!).

برخلاف سری‌های قبلی گلکسی A که با اندروید نسخه ۴.۴ عرضه شده بودند، گلکسی A8 با تجهیز به آخرین نسخه اندروید یعنی ۵.۱.۱ نشان داد که در این بخش یکی از پیش‌گامان سازنده‌اش است و با استفاده از رابط کاربری تاچ ویز، ساعات خوبی را برایتان در کار کردن با سیستم عامل محبوب گوگل رقم خواهد زد.

گلکسی A8 در سه رنگ سفید، مشکی و طلایی به بازار عرضه شده است و قابلیت کار کردن در شبکه پر سرعت LTE را نیز به‌خوبی داراست.

به پایان آمد این دفتر…

البته حکایت چندانی هنوز باقی نیست! در این بین فقط باید به یک مساله بسیار مهم اشاره کرد و آن قیمت است، مبحثی که می‌تواند تبدیل به پاشنه آشیل گلکسی A8‌حداقل در ابتدای ورودش به بازار بشود. البته الان چند وقتی از ورود آخرین گوشی سری A به بازار می‌گذرد و در طی همین مدت، کاهشی در حدود ۱۰ درصد را تجربه کرده است اما پرداخت پولی نزدیک به ۱.۵ میلیون تومان برای دستگاهی که حتی سازنده‌اش هم چندان به پرچم‌دار بودن آن اعتقادی ندارد، شاید کمی دور از انصاف باشد؛ به خصوص وقتی که ببینیم با کمی افزایش بودجه، می‌توان پرچم‌دار توانمندی چون گلکسی S6 را از همین کمپانی خرید.

Samsung Galaxy A8-13

اما با گذشت زمان، به طور حتم قیمت این مدل به نوار منطق بازخواهد گشت و بنابراین کسانی که به صفحه نمایشی بزرگ در دل دستگاهی خوش ساخت، ظریف و با کیفیت هستند، می‌توانند با آسودگی خیال به سراغ گلکسی A8 رفته و با آن یک تجربه ایده‌آل از هم‌زیستی با دستگاهی هوشمند را به‌دست بیاورند.

نوشته بررسی سامسونگ گلکسی A8: زندگی ایده‌آل! اولین بار در -آی‌تی‌رسان پدیدار شد.