فاجعه شغلی در انتظار ایران؛ چرا ایرانی ها دوست ندارند از نیروی دورکاری استفاده کنند؟

با نگاهی به وضعیت اشتغال در کشور در می یابیم که متاسفانه به واسطه سومدیریت، هر سال بر تعداد بیکاران کشور افزوده می شود؛ اما در عصر تکنولوژی کنونی این سوال پیش می آید که چرا با وجود پتانسیل های فراوانی که تکنولوژی برای افراد ایجاد کرده است، این تعداد بیکار در کشور وجود دارد؟ در چند سال گذشته کشور آمریکا نیز با جمعیتی چند برابر ایران دست به گریبان معضل بیکاری شده بود ولی با رواج پدیده دورکاری، توانست تا حد زیادی بر بحران بیکاری و وضع بد اقتصادی خود غلبه نماید. در ادامه به بررسی این موضوع می پردازیم.

گویا آی تی – همانطور که مستحضر هستید دهه شصت را می توان دهه انفجار جمعیتی کشور دانست و در دهه شصت نیز در سال های ۶۴ و ۶۵ اوج افزایش نرخ تولد در کشور را شاهد بودیم که متولیدن این سال ها هم اکنون به سن ازدواج و کار رسیده اند و دولت های مختلف بنا به دلایل مختلف از فراهم کردن زمینه کار برای این قشر عاجز مانده اند؛ اما مشکل کجا است؟

۱۰_stats_remote_work

عوامل مختلفی را می توان در این قضیه نام برد که مهمترین آنها را می توان در موارد زیر دسته بندی کرد:
– عدم برنامه ریزی بلند مدت برای نسل های مختلف با توجه به نرخ رشد جمعیتی
– فرهنگ غلطی که در برخی خانواده ها وجود دارد که فرد حتما باید دکتر و مهندس شود.
– نظام تحصیلی در تمامی رده ها(از مقطع ابتدایی تا دانشگاهی) که به جای تدریس علوم کاربردی و تخصصی، عمدتاً به مطالب قدیمی و غیرکاربردی پرداخته می شود و نتیجتاً افراد با بنیه علمی ضعیف پا به دانشگاه گذاشته و در دانشگاه نیز ۸۰ درصد موارد تدریسی از علم روز دنیا فاصله دارند و بیشتر دروس به صورت تئوری به دانشجویان اموزش داده می شود و فرد برای تطبیق خود با بازار کار و یادگیری یک تخصص در نهایت مجبور به گذراندن دوره های غیردانشگاهی می شود؛ پس عملا دانشگاه در کسب مهارت و تخصص دانشجو و آماده سازی او برای ورود به بازار کار نقشی کمرنگ بر عهده دارد.
– ارتباط نامناسب دانشگاه و صنعت و عدم نیازسنجی بازار کار کشور برای پذیرش در رشته های مختلف دانشگاهی. برای مثال بعضا شاهد این مورد هستیم که در رشته ای با مازاد تقاضا مواجه هستیم و آن رشته در بازار کار فعلی به اشباع رسیده و فارغ التحصیلان آن رشته قطعا با مشکل اشتغال رو به رو خواهند شد اما تاکنون هیچگونه حرکتی در زمینه مدیریت این موارد در پذیرش و قبولی کنکور صورت نگرفته است که اگر این مدیریت درست و اصولی صورت می گرفت در حال حاضر شاهد اشباع بازار کار برخی رشته های پرطرفدار و کمبود نیرو در برخی رشته های دیگر نبودیم و در کل شاهد این حجم نگران کننده از بیکاری در کشور نبودیم.
– نا آشنایی خانواده ها و دانشجویان با انواع مختلف کار و نبود اطلاعرسانی مناسب در این زمینه. به عنوان مثال در دنیای مدرن کنونی بسیاری از شرکت ها به صورت دورکاری از تخصص نیروهای خود استفاده می کنند و الزاما نیازی به حضور فیزیکی فرد در محل کار وجود ندارد اما آشنا نبودن مدیران و خانواده ها با این سبک کار که پتانسیل اشتغال زایی بسیاری نیز در دل خود دارد، موجب از دست رفتن فرصت های شغلی زیادی در جامعه شده است.
– شکل گرفتن روحیه مدرک گرایی و پشت میز نشینی در بین افراد و عدم تمایل بسیاری از بیکاران فعلی به پویایی و انجام کار تخصصی
– و …

در مورد دلایل وجود بیکاری روزافزون در جامعه می توان به موارد بسیاری اشاره کرد که در قسمت بالا به چند مورد از مهمترین آنها اشاره کردیم که با بی توجهی به آنها ممکن است منجر به بروز یک فاجعه در کشور شود چرا که جمعیت بیکاری که از دهه شصت به جای مانده اند و هنوز نتوانسته اند وارد بازار کار شوند، قابل تامل است و هر سال که می گذرد کشور جوان ایران به کشوری پیر تبدیل می شود که عمدتا در ازدواج و پیدا کردن کار ناموفق بوده اند و این مورد می تواند در ۱۰ سال آینده منجر به بروز آثار مخرب اجتماعی گردد. شایسته است دولت ها به دور از هر گونه سیاسی کاری و انداختن تقصیر به گردن دولت قبلی در جهت بهبود شرایط هر چه سریعتر گام بردارند و کشور را از بروز حوادث ناگوار نجات دهند.
در ادامه در مورد شیوه کار مرسوم دورکاری بیشتر صحبت خواهیم کرد و پتانسیل های این نوع کار را بیشتر بازگو می کنیم.
در بازار کار دو نوع کار از قدیم مرسوم بوده است که عبارتند از کار پاره وقت و کار تمام وقت. که فرد در هر دوی این موارد می بایست در محل حضور داشته باشد و با توجه به زمانی که در آن محل به فعالیت و انجام تخصص خود می پردازد، حق الزحمه دریافت می کند. اما با گسترش زیرساخت های ارتباطی در انواع مختلف در جهان شاهد شکل گیری نوع سومی از کار هستیم به نام دورکاری که رفته رفته در حال محبوب شدن در بین افراد جویای کار در سراسر جهان است.

remote-worker-1

دورکاری چیست؟

در این نوع کار با توجه به توافقاتی که بین افراد جویای کار و کارفرما در ابتدای همکاری صورت می گیرد، فرد تنها به انجام شرح وظایفی که در طول روز به او سپرده شده است می پردازد و تقریبا در بیشتر موارد الزامی در اینکه چه موقع روز آن را انجام دهد، ندارد و عمدتاً کارها به صورت پروژه ای انجام می شود (البته در برخی از کارها از فرد خواسته می شود در ساعات خاصی فعالیت خاصی انجام دهد و در برخی شرکت ها هم با زیرساختی که ایجاد کرده اند فرد می بایست مانند یک نیروی ثابت تمام وقت در پای سیستم باشد و تنها تفاوتش حضور نداشتن در محل است)

مزیای دورکاری برا کارفرمایان و افرادی که در جستجوی کار هستند
از مزایای این نوع کار می توان به آزادی عمل فرد اشاره کرد که در محیطی بدون از استرس قادر است از مهارت های خود در جهت انجام بهتر موارد سپرده شده به او استفاده کند؛ قادر است زمان بندی مناسبی برای انجام کارهای خود داشته باشد؛ عمدتا قادر هستند تا با همکاری با چندین شرکت مختلف به صورت دورکاری، درآمد ماهیانه خود را ارتقا دهند و در صورتی که وظایف محوله را درست انجام دهند عمدتاً محدودیتی از سمت کارفرما برای همکاری انحصاری وجود ندارد؛ با کمترین هزینه ممکن (یک لپتاپ یا کامپیوتر و یک خط اینترنت) قادرند در هر محلی، مشغول به کار شوند.

نیروهای دورکار برای کارفرماها نیز مزایایی دارند که می توان به کاهش هزینه مدیریت نیروها(آموزش و در اختیار قرار دادن منابع و … ) اشاره کرد.
از نظر درآمدی بسته به میزان فعالیت فرد و تعداد شرکت های در حال همکاری با فرد و نوع کار، بازه درآمدی گسترده ای را در این نوع کار شاهد هستیم و در برخی موارد حتی شاهد این مورد نیز هستیم که کارفرمایان نیروهای دورکار خود را نیز بیمه کرده و افراد با اطمینان خاطر بیشتری در اینگونه فعالیت ها حضور پیدا می کنند.
این نوع کار پیش نیازهایی نیز دارد که در دنیای مدرن امروزی از آن به عنوان سواد مدرن نام برده می شود چرا که افراد جدای از داشتن یک تخصص برای انجام کار دورکاری میبایست حتما به دو مورد آشنا باشند : ۱٫اینترنت و کار با کامپیوتر ۲٫ زبان انگلیسی

شاید این سوال پیش بیاید چرا زبان انگلیسی؟ در طول کار شاید فرد به مشکلاتی برخورد نماید که جواب آنها را نمی داند و در متون فارسی نیز جواب آنها را نیافته است اما در صورت دانستن زبان انگلیسی به سادگی قادر است جواب سوال خود را در جهت انجام وظیفه محوله از متون انگلیسی پیدا کرده و به کار خود ادامه دهد و اینکه برای انجام برخی از کارها به صورت دورکاری، آشنایی با زبان انگلیسی به صورت یک پیش نیاز ضروری مطرح است.

happy_worker_2

دورکاری بین المللی
یکی دیگر از مزایای این کار برای متخصصینی که کاری مناسب تخصص خود نیافته اند این است که محدودیت جغرافیایی ندارد و آنها می توانند با ارسال رزومه خود برای شرکت های معتبر در خارج از کشور نیز به صورت دورکاری فعالیت نمایند.
برای مثال شما اگر شما در زمینه برنامه نویسی تخصص داشته باشید به سادگی می توانید در شرکتی بین المللی مثل HP به صورت دورکاری فعالیت کنید که این امر هم مستلزم تسلط به زبان انگلیسی است.
برای آگاهی از فرصت های شغلی بین المللی به صورت دورکاری بر روی لینک کلیک نمایید.

رویه دورکاری در جهان به سرعت در حال فراگیر شدن است و شرکت ها و سازمانها برای مدیریت نیروهای خود بین ۲۰-۳۰ درصد نیروهای خود را از متخصصینی که به صورت دورکاری قادر به فعالیت هستند، استفاده می کنند.
متاسفانه فرهنگ این کار در کشور ما نه در بین شرکت ها و سازمان ها و نه در بین خانواده ها و نه در بین بسیاری از افراد جویای کار جا افتاده است و همین مسئله باعث شده تا فرصت های شغلی بسیاری از دست برود که به برنامه ریزی صحیح در این زمینه می توان رقم قابل توجهی از آمار بیکاری در کشور را کم کرد.

با نگاهی به روند رو به رشد استفاده از نیروی دورکار در کشور توسعه یافته آمریکا به اهمیت پرداختن به این نوع کار در کشورهای پیشرفته نیز پی می بریم:

نیروی دورکاری

همانطور که در نمودار مشاهده می کنید ۳۷ درصد از افراد در امریکا تا پایان سال ۲۰۱۵ به صورت دورکاری مشغول به کار خود بوده اند و با توجه به آخرین امارها این رقم تا پایان سال ۲۰۱۶ به رقم چشمگیر ۴۵ درصد افزایش یافته است. با توجه به نظر سنجی که در اخیرا کشور امریکا انجام شده است از کارفرمایان ۱۰۰ شرکت برتر این کشور در مورد بازدهی نیروهای دورکاری سوالاتی پرسیده شد که به برخی از آنها در ادامه اشاره خواهیم کرد. کارفرمایان امریکایی معتقد بودند که نیروهای دورکار هیچ فرقی با نیروهای ثابت خود ندارند و حتی از لحاظ بازدهی بعضا بهتر نیز عمل می کنند و ریشه این موضوع را در انگیزه افرادی که به صورت دورکاری مشغول فعالیت هستند می دانستند و معتقد بودند آنها برای از دست ندادن کار حداکثر توان خود را برای انجام وظایف محوله انجام می دهند و به واسطه دوری از استرس محیط کاری بازدهی آنها بسیار بالاتر از حد انتظار بوده است. این نوع کار برای کارفرمایان نیز منافعی در پی دارد و علاوه بر کاهش هزینه ها یکی از دغدغه های اساسی شرکت ها مبنی بر جا به جایی نیروهای متخصص را نیز حذف کرده است چرا که همواره با تعداد زیادی از متخصصین در حال همکاری هستند و هر زمان که نیاز باشد قادرند از بین همین نیروها، برای فعالیت ثابت دعوت به همکاری نمایند. آنها در پرسشنامه های خود اظهار کردند که این نوع کار برای نیروی کار جوان بسیار مناسب است چرا که با روحیات جوانان سازگار است و آنها در محدودیت زمان قرار نمی گیرند و قادرند در عین حالی که به کار مشغول هستند به تفریحات خود نیز بپردازند و درامد مناسبی نیز کسب نمایند.

با نگاهی به وضعیت در آمدی نیروهای دورکار در آمریکا در می یابیم که اگر فردی تخصص کافی برای انجام کاری را به صورت دورکاری داشته باشد، از درامد مناسبی نیز بهره مند خواهد شد:

lgrzlhx6xucjwuyxebzvfg

 

همانطور که در جدول بالا اشاره شده است، ۵۲ درصد افرادی که به صورت دورکاری در امریکا مشغول فعالیت هستند، درآمد سالیانه بیش از ۷۵ هزار دلار دارند که در رده بندی درآمدی با توجه به تخصص فرد و میزان زمانی که برای انجام وظایفش صرف می کند، یک درآمد خوب محسوب می شود.

در جدول زیر نیز می توانید بازه گسترده انواع مشاغلی که قادرند به صورت دورکاری انجام شوند را در کشور آمریکا مشاهده نمایید و گرایش هر چه بیشتر افراد به این قبیل کارها نیز از آمار و ارقام کاملا مشهود است:

na-bv319_commut_g_20130305175405

 

در پایان امید است، مسئولین امر با نگاهی ویژه به این نوع کار و فراهم کردن زیرساخت های انجام کارها به صورت دورکاری در مشاغل مختلف، قدم در کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری و در نهایت کاهش بیکاری بردارند چرا که جهان در این مسیر شروع به حرکت کرده است. مسلما با کاهش آمار بیکاری در جامعه، بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … حل خواهد شد و از بحرانی که در چند سال آینده  احتمالا گریبان کشور را خواهد گرفت جلوگیری خواهد شد.

 

 

 

فاجعه شغلی در انتظار ایران؛ چرا ایرانی ها دوست ندارند از نیروی دورکاری استفاده کنند؟

با نگاهی به وضعیت اشتغال در کشور در می یابیم که متاسفانه به واسطه سومدیریت، هر سال بر تعداد بیکاران کشور افزوده می شود؛ اما در عصر تکنولوژی کنونی این سوال پیش می آید که چرا با وجود پتانسیل های فراوانی که تکنولوژی برای افراد ایجاد کرده است، این تعداد بیکار در کشور وجود دارد؟ در چند سال گذشته کشور آمریکا نیز با جمعیتی چند برابر ایران دست به گریبان معضل بیکاری شده بود ولی با رواج پدیده دورکاری، توانست تا حد زیادی بر بحران بیکاری و وضع بد اقتصادی خود غلبه نماید. در ادامه به بررسی این موضوع می پردازیم.

گویا آی تی – همانطور که مستحضر هستید دهه شصت را می توان دهه انفجار جمعیتی کشور دانست و در دهه شصت نیز در سال های ۶۴ و ۶۵ اوج افزایش نرخ تولد در کشور را شاهد بودیم که متولیدن این سال ها هم اکنون به سن ازدواج و کار رسیده اند و دولت های مختلف بنا به دلایل مختلف از فراهم کردن زمینه کار برای این قشر عاجز مانده اند؛ اما مشکل کجا است؟

۱۰_stats_remote_work

عوامل مختلفی را می توان در این قضیه نام برد که مهمترین آنها را می توان در موارد زیر دسته بندی کرد:
– عدم برنامه ریزی بلند مدت برای نسل های مختلف با توجه به نرخ رشد جمعیتی
– فرهنگ غلطی که در برخی خانواده ها وجود دارد که فرد حتما باید دکتر و مهندس شود.
– نظام تحصیلی در تمامی رده ها(از مقطع ابتدایی تا دانشگاهی) که به جای تدریس علوم کاربردی و تخصصی، عمدتاً به مطالب قدیمی و غیرکاربردی پرداخته می شود و نتیجتاً افراد با بنیه علمی ضعیف پا به دانشگاه گذاشته و در دانشگاه نیز ۸۰ درصد موارد تدریسی از علم روز دنیا فاصله دارند و بیشتر دروس به صورت تئوری به دانشجویان اموزش داده می شود و فرد برای تطبیق خود با بازار کار و یادگیری یک تخصص در نهایت مجبور به گذراندن دوره های غیردانشگاهی می شود؛ پس عملا دانشگاه در کسب مهارت و تخصص دانشجو و آماده سازی او برای ورود به بازار کار نقشی کمرنگ بر عهده دارد.
– ارتباط نامناسب دانشگاه و صنعت و عدم نیازسنجی بازار کار کشور برای پذیرش در رشته های مختلف دانشگاهی. برای مثال بعضا شاهد این مورد هستیم که در رشته ای با مازاد تقاضا مواجه هستیم و آن رشته در بازار کار فعلی به اشباع رسیده و فارغ التحصیلان آن رشته قطعا با مشکل اشتغال رو به رو خواهند شد اما تاکنون هیچگونه حرکتی در زمینه مدیریت این موارد در پذیرش و قبولی کنکور صورت نگرفته است که اگر این مدیریت درست و اصولی صورت می گرفت در حال حاضر شاهد اشباع بازار کار برخی رشته های پرطرفدار و کمبود نیرو در برخی رشته های دیگر نبودیم و در کل شاهد این حجم نگران کننده از بیکاری در کشور نبودیم.
– نا آشنایی خانواده ها و دانشجویان با انواع مختلف کار و نبود اطلاعرسانی مناسب در این زمینه. به عنوان مثال در دنیای مدرن کنونی بسیاری از شرکت ها به صورت دورکاری از تخصص نیروهای خود استفاده می کنند و الزاما نیازی به حضور فیزیکی فرد در محل کار وجود ندارد اما آشنا نبودن مدیران و خانواده ها با این سبک کار که پتانسیل اشتغال زایی بسیاری نیز در دل خود دارد، موجب از دست رفتن فرصت های شغلی زیادی در جامعه شده است.
– شکل گرفتن روحیه مدرک گرایی و پشت میز نشینی در بین افراد و عدم تمایل بسیاری از بیکاران فعلی به پویایی و انجام کار تخصصی
– و …

در مورد دلایل وجود بیکاری روزافزون در جامعه می توان به موارد بسیاری اشاره کرد که در قسمت بالا به چند مورد از مهمترین آنها اشاره کردیم که با بی توجهی به آنها ممکن است منجر به بروز یک فاجعه در کشور شود چرا که جمعیت بیکاری که از دهه شصت به جای مانده اند و هنوز نتوانسته اند وارد بازار کار شوند، قابل تامل است و هر سال که می گذرد کشور جوان ایران به کشوری پیر تبدیل می شود که عمدتا در ازدواج و پیدا کردن کار ناموفق بوده اند و این مورد می تواند در ۱۰ سال آینده منجر به بروز آثار مخرب اجتماعی گردد. شایسته است دولت ها به دور از هر گونه سیاسی کاری و انداختن تقصیر به گردن دولت قبلی در جهت بهبود شرایط هر چه سریعتر گام بردارند و کشور را از بروز حوادث ناگوار نجات دهند.
در ادامه در مورد شیوه کار مرسوم دورکاری بیشتر صحبت خواهیم کرد و پتانسیل های این نوع کار را بیشتر بازگو می کنیم.
در بازار کار دو نوع کار از قدیم مرسوم بوده است که عبارتند از کار پاره وقت و کار تمام وقت. که فرد در هر دوی این موارد می بایست در محل حضور داشته باشد و با توجه به زمانی که در آن محل به فعالیت و انجام تخصص خود می پردازد، حق الزحمه دریافت می کند. اما با گسترش زیرساخت های ارتباطی در انواع مختلف در جهان شاهد شکل گیری نوع سومی از کار هستیم به نام دورکاری که رفته رفته در حال محبوب شدن در بین افراد جویای کار در سراسر جهان است.

remote-worker-1

دورکاری چیست؟

در این نوع کار با توجه به توافقاتی که بین افراد جویای کار و کارفرما در ابتدای همکاری صورت می گیرد، فرد تنها به انجام شرح وظایفی که در طول روز به او سپرده شده است می پردازد و تقریبا در بیشتر موارد الزامی در اینکه چه موقع روز آن را انجام دهد، ندارد و عمدتاً کارها به صورت پروژه ای انجام می شود (البته در برخی از کارها از فرد خواسته می شود در ساعات خاصی فعالیت خاصی انجام دهد و در برخی شرکت ها هم با زیرساختی که ایجاد کرده اند فرد می بایست مانند یک نیروی ثابت تمام وقت در پای سیستم باشد و تنها تفاوتش حضور نداشتن در محل است)

مزیای دورکاری برا کارفرمایان و افرادی که در جستجوی کار هستند
از مزایای این نوع کار می توان به آزادی عمل فرد اشاره کرد که در محیطی بدون از استرس قادر است از مهارت های خود در جهت انجام بهتر موارد سپرده شده به او استفاده کند؛ قادر است زمان بندی مناسبی برای انجام کارهای خود داشته باشد؛ عمدتا قادر هستند تا با همکاری با چندین شرکت مختلف به صورت دورکاری، درآمد ماهیانه خود را ارتقا دهند و در صورتی که وظایف محوله را درست انجام دهند عمدتاً محدودیتی از سمت کارفرما برای همکاری انحصاری وجود ندارد؛ با کمترین هزینه ممکن (یک لپتاپ یا کامپیوتر و یک خط اینترنت) قادرند در هر محلی، مشغول به کار شوند.

نیروهای دورکار برای کارفرماها نیز مزایایی دارند که می توان به کاهش هزینه مدیریت نیروها(آموزش و در اختیار قرار دادن منابع و … ) اشاره کرد.
از نظر درآمدی بسته به میزان فعالیت فرد و تعداد شرکت های در حال همکاری با فرد و نوع کار، بازه درآمدی گسترده ای را در این نوع کار شاهد هستیم و در برخی موارد حتی شاهد این مورد نیز هستیم که کارفرمایان نیروهای دورکار خود را نیز بیمه کرده و افراد با اطمینان خاطر بیشتری در اینگونه فعالیت ها حضور پیدا می کنند.
این نوع کار پیش نیازهایی نیز دارد که در دنیای مدرن امروزی از آن به عنوان سواد مدرن نام برده می شود چرا که افراد جدای از داشتن یک تخصص برای انجام کار دورکاری میبایست حتما به دو مورد آشنا باشند : ۱٫اینترنت و کار با کامپیوتر ۲٫ زبان انگلیسی

شاید این سوال پیش بیاید چرا زبان انگلیسی؟ در طول کار شاید فرد به مشکلاتی برخورد نماید که جواب آنها را نمی داند و در متون فارسی نیز جواب آنها را نیافته است اما در صورت دانستن زبان انگلیسی به سادگی قادر است جواب سوال خود را در جهت انجام وظیفه محوله از متون انگلیسی پیدا کرده و به کار خود ادامه دهد و اینکه برای انجام برخی از کارها به صورت دورکاری، آشنایی با زبان انگلیسی به صورت یک پیش نیاز ضروری مطرح است.

happy_worker_2

دورکاری بین المللی
یکی دیگر از مزایای این کار برای متخصصینی که کاری مناسب تخصص خود نیافته اند این است که محدودیت جغرافیایی ندارد و آنها می توانند با ارسال رزومه خود برای شرکت های معتبر در خارج از کشور نیز به صورت دورکاری فعالیت نمایند.
برای مثال شما اگر شما در زمینه برنامه نویسی تخصص داشته باشید به سادگی می توانید در شرکتی بین المللی مثل HP به صورت دورکاری فعالیت کنید که این امر هم مستلزم تسلط به زبان انگلیسی است.
برای آگاهی از فرصت های شغلی بین المللی به صورت دورکاری بر روی لینک کلیک نمایید.

رویه دورکاری در جهان به سرعت در حال فراگیر شدن است و شرکت ها و سازمانها برای مدیریت نیروهای خود بین ۲۰-۳۰ درصد نیروهای خود را از متخصصینی که به صورت دورکاری قادر به فعالیت هستند، استفاده می کنند.
متاسفانه فرهنگ این کار در کشور ما نه در بین شرکت ها و سازمان ها و نه در بین خانواده ها و نه در بین بسیاری از افراد جویای کار جا افتاده است و همین مسئله باعث شده تا فرصت های شغلی بسیاری از دست برود که به برنامه ریزی صحیح در این زمینه می توان رقم قابل توجهی از آمار بیکاری در کشور را کم کرد.

با نگاهی به روند رو به رشد استفاده از نیروی دورکار در کشور توسعه یافته آمریکا به اهمیت پرداختن به این نوع کار در کشورهای پیشرفته نیز پی می بریم:

نیروی دورکاری

همانطور که در نمودار مشاهده می کنید ۳۷ درصد از افراد در امریکا تا پایان سال ۲۰۱۵ به صورت دورکاری مشغول به کار خود بوده اند و با توجه به آخرین امارها این رقم تا پایان سال ۲۰۱۶ به رقم چشمگیر ۴۵ درصد افزایش یافته است. با توجه به نظر سنجی که در اخیرا کشور امریکا انجام شده است از کارفرمایان ۱۰۰ شرکت برتر این کشور در مورد بازدهی نیروهای دورکاری سوالاتی پرسیده شد که به برخی از آنها در ادامه اشاره خواهیم کرد. کارفرمایان امریکایی معتقد بودند که نیروهای دورکار هیچ فرقی با نیروهای ثابت خود ندارند و حتی از لحاظ بازدهی بعضا بهتر نیز عمل می کنند و ریشه این موضوع را در انگیزه افرادی که به صورت دورکاری مشغول فعالیت هستند می دانستند و معتقد بودند آنها برای از دست ندادن کار حداکثر توان خود را برای انجام وظایف محوله انجام می دهند و به واسطه دوری از استرس محیط کاری بازدهی آنها بسیار بالاتر از حد انتظار بوده است. این نوع کار برای کارفرمایان نیز منافعی در پی دارد و علاوه بر کاهش هزینه ها یکی از دغدغه های اساسی شرکت ها مبنی بر جا به جایی نیروهای متخصص را نیز حذف کرده است چرا که همواره با تعداد زیادی از متخصصین در حال همکاری هستند و هر زمان که نیاز باشد قادرند از بین همین نیروها، برای فعالیت ثابت دعوت به همکاری نمایند. آنها در پرسشنامه های خود اظهار کردند که این نوع کار برای نیروی کار جوان بسیار مناسب است چرا که با روحیات جوانان سازگار است و آنها در محدودیت زمان قرار نمی گیرند و قادرند در عین حالی که به کار مشغول هستند به تفریحات خود نیز بپردازند و درامد مناسبی نیز کسب نمایند.

با نگاهی به وضعیت در آمدی نیروهای دورکار در آمریکا در می یابیم که اگر فردی تخصص کافی برای انجام کاری را به صورت دورکاری داشته باشد، از درامد مناسبی نیز بهره مند خواهد شد:

lgrzlhx6xucjwuyxebzvfg

 

همانطور که در جدول بالا اشاره شده است، ۵۲ درصد افرادی که به صورت دورکاری در امریکا مشغول فعالیت هستند، درآمد سالیانه بیش از ۷۵ هزار دلار دارند که در رده بندی درآمدی با توجه به تخصص فرد و میزان زمانی که برای انجام وظایفش صرف می کند، یک درآمد خوب محسوب می شود.

در جدول زیر نیز می توانید بازه گسترده انواع مشاغلی که قادرند به صورت دورکاری انجام شوند را در کشور آمریکا مشاهده نمایید و گرایش هر چه بیشتر افراد به این قبیل کارها نیز از آمار و ارقام کاملا مشهود است:

na-bv319_commut_g_20130305175405

 

در پایان امید است، مسئولین امر با نگاهی ویژه به این نوع کار و فراهم کردن زیرساخت های انجام کارها به صورت دورکاری در مشاغل مختلف، قدم در کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری و در نهایت کاهش بیکاری بردارند چرا که جهان در این مسیر شروع به حرکت کرده است. مسلما با کاهش آمار بیکاری در جامعه، بسیاری از مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … حل خواهد شد و از بحرانی که در چند سال آینده  احتمالا گریبان کشور را خواهد گرفت جلوگیری خواهد شد.

 

 

 

۵ نکته برای ارزیابی موثر عملکرد

سیستم ارزیابی عملکرد سالانه کارایی خود را از دست داده و بازسازی آن کار آسانی نیست. اما می توان با بازخوردهای مکرر و خرده گیری کمتر مرمت آن را آغاز کرد.


 

بیایید روراست باشیم: همه کارکنان و مدیران از ارزیابی عملکرد وحشت دارند. ساعتها وقت گذراندن برای گفتگو و پرکردن چند فرم آزاردهنده و بی حاصل است. جای تعجب نیست که شرکت هایی مانند جنرال الکتریک و ادوبی (Adobe) در حال تجدید نظر در تعریف خود از بازخورد هستند.

اما مشکل کجا است؟ یک نظر سنجی توسط تاینی پالس نشان داد که ارزیابی های عملکرد بیش از حد وقت گیر هستند. مدیران به منظور کاهش زمانی که باید روی ارزیابی صرف کنند، به جای توجه همه جانبه به عملکرد فقط روی آنچه اخیرا اتفاق افتاده تمرکز می کنند.

در نتیجه، بازخورد آنها به جای اینکه به هدایت کارکنان برای بهبود در آینده کمک کند، تنها به اشتباهات گذشته می پردازد. مشکلات دیگر نیز پابرجا هستند؛ از فقدان پیگیری برای موردی که مورد انتقاد قرار گرفته در آینده تا گرایش های شخصی مدیران.

برای حفظ فرهنگ سازمانی سالم، بهبود ارزیابی عملکرد ضروری است. تمرکز مجدد این فرآیند بر تحسین کارهای خوب و شایسته و تعیین نواحی مشخص و قابل سنجشی که نیاز به بهبود دارند، لازمه رشد سازمان است. موارد زیر، پنج نکته برای ایجاد تحول در سیستم ارزیابی عملکرد شما است.

 

  1. دامنه تکرار دوره های ارزیابی عملکرد را افزایش دهید

بزرگترین مشکل ارزیابی های عملکرد این است که معمولا یک بار در سال انجام می شوند، درنتیجه در یک زمان محدود باید به موارد بیشماری رسیدگی شود. این مدیران را ترغیب می کند تا به جای ارزیابی آنچه در تمام سال روی داده است، توجه خود را روی عملکرد اخیر کارکنان متمرکز کنند. بنابراین، یازده ماه کار فوق العاده می تواند با یک ماه کار ضعیف نادیده گرفته شود.

شاید به همین دلیل در نظر سنجی گلوبوفورس، ۵۱ درصد از کارکنان اعتقاد داشتند که ارزیابی عملکرد دقیق نیست.

به علاوه، این بازه های زمانی طولانی باعث می شود تا استرس ارزیابی عملکرد افزایش پیدا کند. در واقع، این ارزیابی به یک جلسه رسمی تبدیل می شود که هدف آن زیر ذره بین بردن کارکنان برای کشف تک تک نقاط ضعف و قصور احتمالی آنها است. اما در مقابل، ارزیابی های مستمر می تواند بازخورد را با فعالیت های روزمره در هم بیامیزد. ارزیابی عملکرد در فاصله های زمانی حداقل یک هفته مدیران را قادر می سازد تا رویدادهای اخیری که هنوز کاملا به خاطر دارند را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند.

 

  1. بی طرف باشید

بر طبق نظرسنجی تاینی پالس، ۱۰ درصد از کارکنان و ۱۷ درصد مدیران اعتقاد دارند که بزرگترین مشکل ارزیابی عملکرد، دخالت نظر و عقیده شخصی مدیران است. بنابراین باید سازماندهی ارزیابی عملکرد، حول معیارهای مشخص، دقیق و قابل سنجش و اندازه گیری انجام شود. هرچه بیشتر بتوانید یک ارزیابی را به اطلاعات –مثلا ارقام فروش، ورودی وبسایت یا مشتری های جذب شده- پیوند بزنید، اعتبار و عینیت را افزایش می دهید.

این باعث می شود که شخصیت ارزیاب در فرآیند ارزیابی اهمیت کمتری پیدا کند و هر اتهام غرض ورزی نیز خنثی خواهد شد.

هنگامی که شواهدی برای پشتیبانی از خوش فکری “بهزاد” در دست ندارید، از عباراتی مثل “بهزاد خوش فکر است” پرهیز کنید. برای ارزیابی خوش فکری بهزاد، باید مثال هایی از خوش فکری او و اینکه آن نمونه ها چه تاثیری بر افزایش بهره وری داشته در اختیار داشته باشید. ارزیابی همتایان (peer review) را نیز مورد توجه قرار دهید. این روش خوبی است تا اطمینان پیدا کنید که ارزیابی شما ناشی از یک نگاه بیرونی و عاری از توجه به شرایط نیست و ممکن است توجه شما را نیز به مواردی جلب کند که از آنها غافل بوده اید.

 

  1. متعادل باشید

اغلب مدیران یا از این طرف بام می افتند و یا از آن طرف. آنها یا نیمه پر لیوان را می بینند و تماما به تعریف و تمجید می پردازند، یا اینکه چیزی جز نیمه خالی را نمی بینند و یک سره انتقاد می کنند. متاسفانه، هر دو اینها بی فایده است. مدیرانی که از انتقاد کردن خجالت می کشند نمی توانند برای رشد کارکنان خود آنها را به چالش بکشند. در این صورت ممکن است کارکنان تصور کنند که کارشان اهمیتی ندارد، چرا که حتی هنگامی که خودشان هم می دانند افتضاح به بار آورده اند، باز هم با تعریف و تمجید مورد پذیرایی قرار می گیرند.

از طرف دیگر، مدیرانی که سِیلی از انتقادات را روانه کارکنان خود می کنند نیز به ندرت به موفقیتی دست پیدا می کنند. در یک نظر سنجی از گلس دُر، ۸۱ درصد از کارکنان معتقد بودند که در صورتی که مورد تحسین قرار بگیرند، سخت تر کار خواهند کرد.

جای تعجب نیست: انتقاد مستمر باعث می شود که کارکنان همیشه احساس ناکامی و ناامیدی داشته باشند. در عوض، ارزیابی عملکردی که روی تحسین تمرکز داشته باشد و حاوی چند انتقاد کاملا روشن و مستدل باشد باعث ایجاد تعادل خواهد شد.

 

  1. هدف-محور باشید

هر انتقادی باید با هدف بهبود ارائه شود. سرزنش یکی از کارکنان به خاطر عملکرد گذشته او یا تلاش برای پرونده سازی برای فردی که می خواهید او را اخراج کنید مثمر ثمر نخواهد بود. هنگامی که انتقاد سازنده ارائه می کنید، به جای اینکه فرد مقابل را سرزنش کنید و بگویید باید این کار یا آن کار را انجام می دادی، چند سوال از او بپرسید. از این طریق، او احساس خطر نمی کند و احتمال اینکه عملکرد خود را تقویت کند افزایش خواهد یافت.

برای روشن کردن همه نکات کاری، از مثالهای متعدد روشن و ملموس استفاده کنید. از کارکنان خود بخواهید برای طراحی برنامه ای برای بهبود ابعاد عملکردشان به شما کمک کنند، سپس گهگاهی با آنها گفتگو کنید تا ببینید که برنامه طراحی شده چگونه پیش می رود. خودتان را در نقش یک مربی یا راهنما ببینید. شما برای بهبود بلندمدت کارکنان خود آنها را راهنمایی می کنید. این کار علی الخصوص برای کارکنان جدید یا افرادی که تغییر سمَت پیدا کرده اند اهمیت دارد.

 

  1. قابل پیش بینی باشید

هیچ کس غافلگیری در ارزیابی عملکرد را دوست ندارد. اگر انتظارات خود را از همان ابتدا به روشنی برای کارکنان بیان کرده باشید، هنگامی که برای ارزیابی روبروی شما می نشینند غافلگیر نخواهند شد. یک روش دیگر برای جلوگیری از غافلگیری، تهیه دستور جلسه مختصری برای جلسات ارزیابی است. استفاده از ابزاری که بازخورد فوری ارائه می کند نیز گزینه خوبی است. بازخوردهای منظم، هدفمند و موجز، یک تصویر به روز از عملکرد کارکنان به آنها ارائه می دهند.

نتیجه گیری؟ سیستم ارزیابی عملکرد سالانه بازده و کارآمدی مناسبی ندارد. در عین حال، مرمت این سیستم کار آسانی نیست و ما هنوز در حال آموختن بهترین روش های رویکرد به ارزیابی های عملکرد هستیم.

یکی از چیزهایی که درک کرده ایم این است که لازم نیست این فرآیند به عذاب آوری مراجعه به مطب دندانپزشک باشد. ما متوجه شده ایم که بازخوردهای مستمر عینی و بی طرفانه برای مدیران و کارکنان مطلوب تر است. با تمرکز روی تمجید از کارکنان به دلیل کیفیت و کمیت مناسب کارشان و راهنمایی آنها در حوزه هایی که به بهبود نیاز دارند می توانید فرآیند ارزیابی عملکرد را به فرصتی برای تقویت رابطه خود با کارکنان تبدیل کنید.

۵ نکته برای ارزیابی موثر عملکرد

سیستم ارزیابی عملکرد سالانه کارایی خود را از دست داده و بازسازی آن کار آسانی نیست. اما می توان با بازخوردهای مکرر و خرده گیری کمتر مرمت آن را آغاز کرد.


 

بیایید روراست باشیم: همه کارکنان و مدیران از ارزیابی عملکرد وحشت دارند. ساعتها وقت گذراندن برای گفتگو و پرکردن چند فرم آزاردهنده و بی حاصل است. جای تعجب نیست که شرکت هایی مانند جنرال الکتریک و ادوبی (Adobe) در حال تجدید نظر در تعریف خود از بازخورد هستند.

اما مشکل کجا است؟ یک نظر سنجی توسط تاینی پالس نشان داد که ارزیابی های عملکرد بیش از حد وقت گیر هستند. مدیران به منظور کاهش زمانی که باید روی ارزیابی صرف کنند، به جای توجه همه جانبه به عملکرد فقط روی آنچه اخیرا اتفاق افتاده تمرکز می کنند.

در نتیجه، بازخورد آنها به جای اینکه به هدایت کارکنان برای بهبود در آینده کمک کند، تنها به اشتباهات گذشته می پردازد. مشکلات دیگر نیز پابرجا هستند؛ از فقدان پیگیری برای موردی که مورد انتقاد قرار گرفته در آینده تا گرایش های شخصی مدیران.

برای حفظ فرهنگ سازمانی سالم، بهبود ارزیابی عملکرد ضروری است. تمرکز مجدد این فرآیند بر تحسین کارهای خوب و شایسته و تعیین نواحی مشخص و قابل سنجشی که نیاز به بهبود دارند، لازمه رشد سازمان است. موارد زیر، پنج نکته برای ایجاد تحول در سیستم ارزیابی عملکرد شما است.

 

  1. دامنه تکرار دوره های ارزیابی عملکرد را افزایش دهید

بزرگترین مشکل ارزیابی های عملکرد این است که معمولا یک بار در سال انجام می شوند، درنتیجه در یک زمان محدود باید به موارد بیشماری رسیدگی شود. این مدیران را ترغیب می کند تا به جای ارزیابی آنچه در تمام سال روی داده است، توجه خود را روی عملکرد اخیر کارکنان متمرکز کنند. بنابراین، یازده ماه کار فوق العاده می تواند با یک ماه کار ضعیف نادیده گرفته شود.

شاید به همین دلیل در نظر سنجی گلوبوفورس، ۵۱ درصد از کارکنان اعتقاد داشتند که ارزیابی عملکرد دقیق نیست.

به علاوه، این بازه های زمانی طولانی باعث می شود تا استرس ارزیابی عملکرد افزایش پیدا کند. در واقع، این ارزیابی به یک جلسه رسمی تبدیل می شود که هدف آن زیر ذره بین بردن کارکنان برای کشف تک تک نقاط ضعف و قصور احتمالی آنها است. اما در مقابل، ارزیابی های مستمر می تواند بازخورد را با فعالیت های روزمره در هم بیامیزد. ارزیابی عملکرد در فاصله های زمانی حداقل یک هفته مدیران را قادر می سازد تا رویدادهای اخیری که هنوز کاملا به خاطر دارند را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند.

 

  1. بی طرف باشید

بر طبق نظرسنجی تاینی پالس، ۱۰ درصد از کارکنان و ۱۷ درصد مدیران اعتقاد دارند که بزرگترین مشکل ارزیابی عملکرد، دخالت نظر و عقیده شخصی مدیران است. بنابراین باید سازماندهی ارزیابی عملکرد، حول معیارهای مشخص، دقیق و قابل سنجش و اندازه گیری انجام شود. هرچه بیشتر بتوانید یک ارزیابی را به اطلاعات –مثلا ارقام فروش، ورودی وبسایت یا مشتری های جذب شده- پیوند بزنید، اعتبار و عینیت را افزایش می دهید.

این باعث می شود که شخصیت ارزیاب در فرآیند ارزیابی اهمیت کمتری پیدا کند و هر اتهام غرض ورزی نیز خنثی خواهد شد.

هنگامی که شواهدی برای پشتیبانی از خوش فکری “بهزاد” در دست ندارید، از عباراتی مثل “بهزاد خوش فکر است” پرهیز کنید. برای ارزیابی خوش فکری بهزاد، باید مثال هایی از خوش فکری او و اینکه آن نمونه ها چه تاثیری بر افزایش بهره وری داشته در اختیار داشته باشید. ارزیابی همتایان (peer review) را نیز مورد توجه قرار دهید. این روش خوبی است تا اطمینان پیدا کنید که ارزیابی شما ناشی از یک نگاه بیرونی و عاری از توجه به شرایط نیست و ممکن است توجه شما را نیز به مواردی جلب کند که از آنها غافل بوده اید.

 

  1. متعادل باشید

اغلب مدیران یا از این طرف بام می افتند و یا از آن طرف. آنها یا نیمه پر لیوان را می بینند و تماما به تعریف و تمجید می پردازند، یا اینکه چیزی جز نیمه خالی را نمی بینند و یک سره انتقاد می کنند. متاسفانه، هر دو اینها بی فایده است. مدیرانی که از انتقاد کردن خجالت می کشند نمی توانند برای رشد کارکنان خود آنها را به چالش بکشند. در این صورت ممکن است کارکنان تصور کنند که کارشان اهمیتی ندارد، چرا که حتی هنگامی که خودشان هم می دانند افتضاح به بار آورده اند، باز هم با تعریف و تمجید مورد پذیرایی قرار می گیرند.

از طرف دیگر، مدیرانی که سِیلی از انتقادات را روانه کارکنان خود می کنند نیز به ندرت به موفقیتی دست پیدا می کنند. در یک نظر سنجی از گلس دُر، ۸۱ درصد از کارکنان معتقد بودند که در صورتی که مورد تحسین قرار بگیرند، سخت تر کار خواهند کرد.

جای تعجب نیست: انتقاد مستمر باعث می شود که کارکنان همیشه احساس ناکامی و ناامیدی داشته باشند. در عوض، ارزیابی عملکردی که روی تحسین تمرکز داشته باشد و حاوی چند انتقاد کاملا روشن و مستدل باشد باعث ایجاد تعادل خواهد شد.

 

  1. هدف-محور باشید

هر انتقادی باید با هدف بهبود ارائه شود. سرزنش یکی از کارکنان به خاطر عملکرد گذشته او یا تلاش برای پرونده سازی برای فردی که می خواهید او را اخراج کنید مثمر ثمر نخواهد بود. هنگامی که انتقاد سازنده ارائه می کنید، به جای اینکه فرد مقابل را سرزنش کنید و بگویید باید این کار یا آن کار را انجام می دادی، چند سوال از او بپرسید. از این طریق، او احساس خطر نمی کند و احتمال اینکه عملکرد خود را تقویت کند افزایش خواهد یافت.

برای روشن کردن همه نکات کاری، از مثالهای متعدد روشن و ملموس استفاده کنید. از کارکنان خود بخواهید برای طراحی برنامه ای برای بهبود ابعاد عملکردشان به شما کمک کنند، سپس گهگاهی با آنها گفتگو کنید تا ببینید که برنامه طراحی شده چگونه پیش می رود. خودتان را در نقش یک مربی یا راهنما ببینید. شما برای بهبود بلندمدت کارکنان خود آنها را راهنمایی می کنید. این کار علی الخصوص برای کارکنان جدید یا افرادی که تغییر سمَت پیدا کرده اند اهمیت دارد.

 

  1. قابل پیش بینی باشید

هیچ کس غافلگیری در ارزیابی عملکرد را دوست ندارد. اگر انتظارات خود را از همان ابتدا به روشنی برای کارکنان بیان کرده باشید، هنگامی که برای ارزیابی روبروی شما می نشینند غافلگیر نخواهند شد. یک روش دیگر برای جلوگیری از غافلگیری، تهیه دستور جلسه مختصری برای جلسات ارزیابی است. استفاده از ابزاری که بازخورد فوری ارائه می کند نیز گزینه خوبی است. بازخوردهای منظم، هدفمند و موجز، یک تصویر به روز از عملکرد کارکنان به آنها ارائه می دهند.

نتیجه گیری؟ سیستم ارزیابی عملکرد سالانه بازده و کارآمدی مناسبی ندارد. در عین حال، مرمت این سیستم کار آسانی نیست و ما هنوز در حال آموختن بهترین روش های رویکرد به ارزیابی های عملکرد هستیم.

یکی از چیزهایی که درک کرده ایم این است که لازم نیست این فرآیند به عذاب آوری مراجعه به مطب دندانپزشک باشد. ما متوجه شده ایم که بازخوردهای مستمر عینی و بی طرفانه برای مدیران و کارکنان مطلوب تر است. با تمرکز روی تمجید از کارکنان به دلیل کیفیت و کمیت مناسب کارشان و راهنمایی آنها در حوزه هایی که به بهبود نیاز دارند می توانید فرآیند ارزیابی عملکرد را به فرصتی برای تقویت رابطه خود با کارکنان تبدیل کنید.

مروری بر روابط عمومی (PR)؛ روابط عمومی چیست؟

مروری بر روابط عمومی (PR)؛ روابط عمومی چیست؟

روابط عمومی (PR = Public Relations) چیزی جز تلاش در جهت محافظت و بهبود شهرت یک سازمان، شرکت و یا فرد مشخص نیست. در جهان رقابتی امروز، جایی که هر سازمانی به سختی برای بهبود تصویر مردم از برند خود تلاش می کند، روابط عمومی تبدیل به یک نیاز حیاتی شده است. برقراری ارتباط مناسب با عموم/مخاطب هدف، جزئی از ضروریات سازمانها شده است. در همین راستا، جریان صحیح اطلاعات نیز اهمیت دارد. ما در این مطلب به مبحث روابط عمومی اشاره مختصری خواهیم داشت.

 

روابط عمومی چیست؟

به عمل حفظ یک رابطه سالم بین سازمان و جامعه/کارکنان/سهامداران/سرمایه گذاران/شرکای آن، روابط عمومی گفته می شود. فعالیت های روابط عمومی، جریان صحیح اطلاعات بین سازمان و جامعه آن (که مخاطب هدف نیز نامیده می شود) را تضمین می کند. روابط عمومی قدم بلندی برای حفظ تصویر برند یک سازمان در چشمان مخاطبان، سهامداران، سرمایه گذاران و همه افرادی که به نحوی با آن ارتباط دارند بر می دارد.

مخاطب هدف، به عنوان نمونه، برای یک مدرسه دانش آموزان و اولیای آنها و برای فروشندگان، مشتریان و امثال آنها خواهند بود. در این مثال، روابط عمومی یک ارتباط دوجانبه بی دغدغه را بین مسئولان مدرسه و دانش آموزان و اولیا تضمین می کند. فروشندگان باید برای تبلیغ دهان به دهان و ایجاد یک موقعیت قوی برای برند، رابطه مناسبی با مشتریان خود داشته باشند. برای اینکه یک برند بتواند کار خود را به خوبی انجام دهد، ایجاد یک تصویر مثبت در ذهن مشتریان آن واقعا اهمیت دارد. متخصصان روابط عمومی، نه تنها به جریان اطلاعات از سازمان به جامعه آن، بلکه از جامعه به سازمان نیز کمک می کنند (ارتباط دوطرفه). جریان اطلاعات در حالت دوم، عموما به شکل نقد و بررسی و نظرات، بازخوردهای مثبت و منفی، قدردانی و مواردی از این قبیل است. روابط عمومی، ارتباط بین سازمان و مخاطبان هدف، کارکنان، سهامداران، سرمایه گذاران و همه افرادی که به نحوی با آن ارتباط دارند را تقویت می کند.

 

فعالیت های روابط عمومی

موارد زیر، برخی از راههای بهبود تصویر برند یک سازمان از طریق روابط عمومی هستند:

  1. استفاده از رسانه ها؛
  2. سخنرانی در کنفرانس های خبری و سمینارها؛
  3. استفاده از تبلیغات، بروشور، اطلاعیه در مجلات، خبرنامه ها و موارد مشابه برای جایگاه یابی صحیح برند؛
  4. مسئولیت اجتماعی شرکت (فعالیت های CSR یا Corporate Social responsibility)؛
  5. معرفی طرح های وفاداری مختلف برای مشتریان، مانند کارت عضویت و باشگاه های اختصاصی برای حفظ مشتری؛
  6. مراسم، نمایش ها و فعالیت های مختلف.

 

چرخش (spin)

گاهی متخصصین روابط عمومی، یک موقعیت نامناسب را به وضعیت مطلوبی برای سازمان تبدیل می کنند. چنین وضعیتی چرخش یا spin نامیده می شود. در واقع، چرخش وضعیتی است که متخصصان روابط عمومی با تدبیر خود از یک موقعیت نامناسب به نفع شرکت و در جهت شهرت آن استفاده می کنند.

 

روابط عمومی منفی

در روابط عمومی منفی، متخصصان روابط عمومی به جای تمرکز بر بهبود تصویر سازمان، روی تخریب شهرت کسب و کارهای رقیب تمرکز می کنند.

 

روابط عمومی موثر

روابط عمومی با حصول تمامی شرایط زیر موثر واقع خواهد شد:

آگاهی: برای ایجاد یک تصویر مثبت از سازمان، پیام باید به دست مخاطب برسد. برای یک روابط عمومی موثر، اطلاعات باید به شکل مطلوب به مخاطب ارسال شود.

پذیرش: مخاطب باید آنچه که پیام با هدف انتقال آن ارسال شده را درک کند و با پیام موافق باشد.

عمل: مخاطب باید به بازخورد متناسب و مناسبی به سازمان ارائه کند.

 

در واقع می توان تعریف روابط عمومی را اینطور جمع بندی کرد که در واقع تلاشی برای نشان دادن سازمان به بهترین وجه ممکن است.

 

 

مصرف کنندگان چگونه نقد و بررسی های کسب و کارهای محلی را در اینترنت پیدا کرده و از آنها استفاده می کنند

گزارش حاضر بر اساس اطلاعات برگرفته از یک نظرسنجی است که در سپتامبر سال ۲۰۱۶ از ۱۰۶۲ نفر از مصرف کنندگان بالغ در ایالات متحده و توسط BrightLocal انجام گرفته است.

بر اساس این گزارش، تقریبا ۹۱ درصد از مصرف کنندگان می گویند که برای ارزیابی کسب و کارهای محلی به سراغ نقد و بررسی های اینترنتی می روند.

نیمی از شرکت کنندگان در این نظرسنجی به طور منظم، نقد و بررسی های اینترنتی را دنبال می کنند. این مقدار در سال گذشته ۳۳ درصد بوده است.

تقریبا ۴۱ درصد از پاسخ دهندگان گاه گاهی نقد و بررسی های کسب و کارهای محلی را بررسی می کنند، و تنها ۹ درصد می گویند که هرگز آنها را بررسی نمی کنند.

نمودار 1

تقریبا ۶۳ درصد از مصرف کنندگان می گویند که معمولا نقد و بررسی های کسب و کارهای محلی را از طریق موتورهای جستجو پیدا می کنند؛ ۳۷ درصد دیگر مستقیما به سایت های مخصوص نقد و بررسی مراجعه می کنند.

نمودار 2

تقریبا ۹۰ درصد از مصرف کنندگان پیش از اینکه بتوانند برای اعتماد به یک کسب و کار محلی تصمیم بگیرند، ۱۰ نقد و بررسی را مطالعه می کنند؛ در حالیکه ۶۸ درصد از مردم با خواندن بین یک تا شش نقد و بررسی، ایده خود را نسبت به کسب و کار شکل می دهند.

نمودار 3

تقریبا ۵۸ درصد از پاسخ دهندگان به این نظرسنجی می گویند که در هنگام بررسی نقد و بررسی های یک کسب و کار محلی، به ستاره های شاخص رتبه بندی دقت می کنند؛ ۴۷ درصد به عقیده و نگرش بررسی ها توجه می کنند و برای ۴۱ درصد، بیشترین میزان اهمیت به جدیدتر بودن نقد و بررسی تعلق دارد.

نمودار 4

همچنین، بر اساس این گزارش:

  • ۸۴ درصد از مردم به نقد و بررسی های اینترنتی به اندازه توصیه و پیشنهاد دوستان وآشنایان خود اعتماد دارند.
  • از هر ۱۰ مصرف کننده، ۷ نفر در صورت درخواست کسب و کار حاضر به نوشتن نظر یا بررسی خود نسبت به آن کسب و کار است.
  • ۵۴ درصد مردم پس از خواندن نظرات مثبت به وبسایت کسب و کار مراجعه می کنند.
  • ۷۳ درصد از مصرف کنندگان اعتقاد دارند که نقد و بررسی هایی که بیش از ۳ ماه از تاریخ انتشار آنها گذشته باشد فاقد ارزش هستند.

 

بازاریابی موتورهای جستجو چیست؟

بازاریابی موتورهای جستجو (SEM یا Search Engine Marketing) شامل گام هایی است که برای افزایش ترافیک مرتبط با وبسایت شما از طریق کسب رتبه های بالاتر در موتورهای جستجو برداشته می شود. SEM سنتی از دو فرآیند تشکیل می شود: بهینه سازی “طبیعی” برای موتورهای جستجو (SEO) و تبلیغات پرداخت در ازای کلیک (PPC یا هزینه به ازای کلیک = CPC). اما حوزه SEM به دلیل پیشرفت هایی از قبیل موارد زیر، مرتبا در حال تغییر و تحول است.

 

شیوه نمایش Adwords گوگل

محیط کاربری Adwords به شما اجازه می دهد که محل نمایش تبلیغ خود را انتخاب کنید. این یعنی بازاریابی PPC قدرت تبلیغ در سراسر اینترنت را دارد و فقط محدود به موتورهای جستجو نمی شود.

 

بازاریابی رسانه های اجتماعی (SMM)

وبسایت های رسانه های اجتماعی مانند توییتر، فیسبوک و یوتیوب که گاهی بخشی از SEM به حساب می آیند، خود نوار جستجو دارند و از طریق لینک ها نیز به سایت ها اعتبار منتقل می کنند. اطمینان از اینکه محتوا و لینک های شما (هرجا که لازم است) در این وبسایت ها قرار دارند می تواند میزان تاثیر شما در جُستار (Query = عبارتی که کاربر مورد جستجو قرار می دهد) های موتورهای جستجو را افزایش دهد. SMM یک بخش رو به رشد از بازاریابی دیجیتال است که ما در مقالات قبلی به آن پرداخته ایم و در مقالات آینده نیز ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

 

جستجوی یکپارچه عمودی (Integrated Vertical Search)

احتمالا شناخته شده ترین جستجوی یکپارچه عمودی، “جستجوی جهانی” گوگل (Google’s “Universal Search”) است، اما امروزه همه موتورهای جستجوی عمده از قالب های جستجوی مشابهی بهره می برند. جستجوی یکپارچه عمودی، عمل ادغام چندین نوع از نتایج، مثلا اخبار، تصاویر، ویدیو و امثال آن، بسته به جُستار، در صفحات نتایج موتور جستجو (SERP ها) است. هنگامی که این روش ارائه نتایج برای اولین بار معرفی شد، بازی را برای SEO تغییر داد، چرا که تولید و بهینه سازی بسیاری از انواع مختلف محتوا را الزامی می کرد، زیرا با این روش جدید نمایش نتایج، همه آنها در صفحه نتایج جستجو ظاهر می شدند. عبارتی که برای این رویکرد جامع مورد استفاده قرار می گیرد، بهینه سازی دارایی های دیجیتال (Digital Asset Optimization یا DAO) است.

این هم یک چالش و هم یک فرصت است. چالش است زیرا جایگاه های طبیعی یا organic در نتایج جستجو، دیگر مانند گذشته نیستند. پیش از این ده جایگاه طبیعی در صفحه اول وجود داشت که فقط پنج جایگاه آن در قسمت بالای صفحه قرار می گرفتند (که مربوط به محدودیت های عمودی صفحه نمایش و تعداد محتوایی است که کاربر بدون نیاز به جابجایی یا اسکرول صفحه می تواند مشاهده کند). اما اکنون نتایج جستجوی محلی، اخبار، تصاویر و ویدیوها نیز در نتایج جستجو ظاهر می شوند، که بسیاری از آنها نیز در قسمت بالایی صفحه قرار می گیرند. در حال حاضر، کدام جایگاه را می توان مهم ترین جایگاه یا جایگاه شماره یک تلقی کرد؛ اولین نتیجه محلی، اولین خبر، یا فهرست طبیعی نتایج؟

جستجوی جهانی گوگل فقط وبسایت ها را نشان نمی دهد، بلکه شامل ویدیوها، اخبار و مواردی از این دست نیز می شود.

جستجوی جهانی گوگل فقط وبسایت ها را نشان نمی دهد، بلکه شامل ویدیوها، اخبار و مواردی از این دست نیز می شود.

 

اما برای آنهایی که روش بازی را به درستی یاد می گیرند، فرصت خارق العاده ای در جستجوی جهانی مستتر است. اگر بتوانید در همه ابعاد محلی، اخبار، ویدیو، تصاویر و نتایج طبیعی از راهبردهای مناسبی استفاده کنید، می توانید در بخش های مختلفی از صفحه اول ظاهر شوید.

وجه مشترک بیشتر این روشها این است که همگی “کلیدواژه محور” هستند. شباهت های دیگری نیز بین این روش های بازاریابی وجود دارد. به عنوان نمونه، همه این روشهای بازاریابی موتورهای جستجو تا چنان حدی قابل اندازه گیری هستند که در هیچ روش دیگری مشاهده نمی شود. مبدا و زمان تک تک کلیک ها و مسیر آنها به سمت تبدیل، فروش و ارزش دوره عمر مشتری (lifetime customer value) قابل بررسی و سنجش است. چرخه بازخورد این نتایج می تواند فرصت های گرانبهایی برای ایجاد بهبود در کمپین های SEM شما به وجود بیاورد.

موفقیت در بازاریابی موتورهای جستجو از تکرار منسجم سه چیز پدید می آید: امتحان کردن، اندازه گیری و ایجاد تغییرات متناسب. اطلاعاتی که از سایت خود جمع آوری می کنید، نه تنها نرخ کلیک ها را نشان می دهد، بلکه مواردی از قبیل جذب توسط ایمیل و وضعیت حفظ کاربر را پیش و پس از فروش نیز می سنجد.

بازاریابی موتورهای جستجو یک حوزه وسیع و در حال رشد است که یکی از هدفمندترین روش ها برای جذب بازدیدکنندگان مناسب در زمانی محسوب می شود که علاقمندی آنها در نقطه اوج خود قرار دارد، یعنی همان زمانی که به دنبال یک راه حل برای مساله ای که کلید حل آن در دستان شما است، به جستجو می پردازند.

کارآفرین چه کسی است؟

همه ما کلمه کارآفرین را بارها شنیده ایم و چه بسا کارآفرینان متعددی را هم دیده ایم، اما آیا دقیقا می دانید که به چه کسی کارآفرین یا Entrepreneur گفته می شود؟ ما در این مطلب به همین سوال پاسخ می دهیم.

کارآفرین فردی است که با سازماندهی یک کسب و کار ریسک پذیر، ابتکار عمل را در دست می گیرد تا از منافع یک فرصت استفاده کند، و به عنوان تصمیم گیرنده درباره نوع، چگونگی و میزان تولید کالا یا خدمات تصمیم گیری می کند.

کارآفرین، سرمایه ریسک پذیر را به عنوان یک فرد ریسک پذیر تامین می کند و روی فعالیت های کسب و کار نظارت می کند. کارآفرین معمولا تنها مالک کسب و کار خطرپذیر، شریک در آن و یا فردی است که دارای بیشترین سهام در آن کسب و کار است.

بر اساس اعتقاد Joseph Alois Schumpeter که از تاثیرگذارترین اقتصاددانان قرن بیستم محسوب می شود(۱۸۸۳-۱۹۵۰)، انگیزه کارآفرینان لزوما منفعت نیست؛ بلکه منافع را به عنوان معیاری برای سنجش دستاوردها یا موفقیت در نظر می گیرند. در واقع، کارآفرینی چیزی بیش از کسب درآمد است.

Schumpeter دریافت که کارآفرینان:

  1. برای خود اتکایی ارزش والایی قائل هستند؛
  2. با تلاش در جهت رسیدن به کمال به دنبال تمایز هستند؛
  3. بی نهایت خوش بین هستند (در غیر اینصورت قادر به انجام هیچ کاری نخواهند بود)؛ و
  4. به چالش های ریسک های متعادل (نه بیش از حد آسان و نه نابودکننده) علاقمند هستند.

 

کارآفرین آغازگر است

کارآفرین یک پیشگام، مبارز و آغازگر رویدادهای فوق العاده است. او فردی است که چیز تازه ای را به وجود می آورد؛ یک نوآوری، یک کسب و کار و یا یک شرکت. او ابتدا (و گاهی انتهای) یک فعالیت یا پروژه ریسک پذیر است. اگرچه در برخی موارد ممکن است کارآفرین تولید کننده ایده نباشد، اما قطعا فردی است که عزم خود را جزم می کند تا آن ایده را به واقعیت تبدیل کند.

 

کارآفرین نیروی محرکه است

کارآفرین فردی است که به پیش می رود و به گروهی انگیزه می دهد تا او را دنبال کنند. او فردی است که روی صندلی راننده می نشیند و این قدرت را دارد که جهت یک فعالیت یا پروژه ریسک پذیر را تغییر دهد، سرعت آن را کم یا زیاد کند، یا حتی آن را متوقف کند.

 

کارآفرین مسئولیت پذیر و پاسخگو است

کارآفرین مسئول اصلی سرنوشت فعالیت ریسک پذیر خود است. او فردی است که بیشترین مایه و سرمایه را از خود در فعالیت ریسک پذیر صرف می کند، بنابراین باید اختیار رهبری کار را داشته باشد.

 

پیشرانه حقیقی کارآفرین، شور و اشتیاق او است

عنصر مهمی وجود دارد که گرمابخش قلب کارآفرین است و آن شور و اشتیاق او است. عامل تلاش های او، همین شور و اشتیاق و قدرت و نیروی درونی است. همین انرژی خارق العاده به او کمک می کند تا با چالش های مختلف مقابله کرده و از آنها عبور کند و به او قدرت می دهد تا در هنگامی که مشکلات ظاهر می شوند، مقاومت کند و به دنبال کردن اهداف خود ادامه دهد. ممکن است هر فردی بتواند تظاهر به کارآفرینی کند، اما چیزی که باعث تمایز و موفقیت کارآفرین می شود، نگرش او است.

 

 

بازاریابی رسانه های اجتماعی چیست؟

در شرایطی که کسب و کارها به دنبال بهترین روش ها برای دسترسی به مشتریان خود هستند، بازاریابی رسانه های اجتماعی به سرعت تبدیل به یکی از آسانترین و مقرون به صرفه ترین گزینه ها شده است.

بازاریابی رسانه های اجتماعی (Social Media Marketing)، به کسب و کارها این فرصت را می دهد تا در جایی که مشتریان شان زمان زیادی را صرف می کنند به آنها دسترسی داشته باشند: وبسایت های شبکه های اجتماعی.

بازاریابی رسانه های اجتماعی، بازاریابی یا تلاش برای فروش یک محصول یا خدمات از طریق سایت های رسانه های اجتماعی، مانند فیسبوک، توییتر، گوگل پلاس، پینترست و اینستاگرام است. بازاریابی رسانه های اجتماعی حول محور تولید محتوای تازه و رایگان در سایت ها برای جذب مخاطب به سمت برند می چرخد. قصد بازاریابی رسانه های اجتماعی تولید محتوایی است که برای دنبال کنندگان آنقدر جالب به نظر برسد که آن را با دیگران به اشتراک بگذارند. هدف نهایی، ایجاد حلقه بزرگتری از مخاطبانی است که نسبت به یک کسب و کار از خود علاقه نشان می دهند.

بازاریابی رسانه های اجتماعی فرآیند جذب ترافیک یا توجه نسبت به وبسایت از طریق سایت های رسانه های اجتماعی است. در این نوع از بازاریابی یک پیام شرکتی از طریق کاربران پخش می شود و از آنجایی که به نظر می رسد به جای اینکه از برند یا خود شرکت منتشر شده باشد از یک منبع ثالث قابل اعتماد انتشار یافته، معنی دار و ارزشمند واقع می شود. لذا این نوع از بازاریابی از طریق دهان به دهان (word-of-mouth) انجام می شود.

یکی از دلایلی که مشتریان را به بازاریابی رسانه های اجتماعی علاقمند می کند این است که این نوع از بازاریابی، علاوه بر اینکه به آنها فرصتی برای آشنایی و کسب اطلاعات بیشتر راجع به کسب و کار می دهد، شرایط ارتباط دوسویه را نیز فراهم می کند. بازاریابی رسانه های اجتماعی یک مسیر دوطرفه برای پرسیدن سوالات، بیان اعتراضات و به اشتراک گذاری بازخوردهای مثبت را برای مشتریان فراهم می کند که سایر روش های بازاریابی قادر به فراهم کردن شرایط آن نیستند. این نوع پذیرا و باز از بازاریابی به کسب و کارها این فرصت را می دهد تا به مشتریان خود نشان بدهند که گفته های آنها را می شنوند و نظرات شان را جدی می گیرند.

یکی از دلایل رواج فزاینده این نوع از بازاریابی این است که برای شروع به صرف هزینه گزافی نیاز ندارد. آغاز به کار با بازاریابی رسانه های اجتماعی بسیار آسان است و کاری است که هر فردی قادر به انجام آن است. با وجود اینکه اگر در راستای یادگیری تاکتیک های بازاریابی رسانه های اجتماعی، تحقیقات، مطالعات و بررسی های لازم را انجام دهید نتایج بسیار بهتری را کسب خواهید کرد، تعامل با مردم مهارتی است که بیشتر انسان ها با آن به دنیا می آیند.

 

برنامه های بازاریابی رسانه های اجتماعی

اولین گام برای تهیه یک برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی، تعیین آن دسته از شبکه های اجتماعی است که ارزش فعالیت را دارند. با در نظر گرفتن تعداد انبوه شبکه های اجتماعی موجود، کسب و کارها باید روی مواردی تمرکز کنند که می دانند محل فعالیت مشتریانشان هستند. در جهت جلوگیری از هدر دادن وقت روی سایت هایی که مشتریان به آنها توجهی نمی کنند، تشخیص شبکه های اجتماعی که مشتریان شما بیشتر از همه مورد استفاده قرار می دهند حائز اهمیت است.

برخی از محبوب ترین رسانه های اجتماعی موجود عبارتند از فیسبوک، توییتر، اینستاگرام، پینترست، لینکدین، گوگل پلاس، یوتیوب، ردیت، بلاگر و دیگ. برای شروع کمپین های بازاریابی رسانه های اجتماعی، تمام کاری که یک کسب و کار باید انجام دهد این است که در هر یک از شبکه های اجتماعی که مایل به استفاده از آن است بدون صرف هیچ هزینه ای و به رایگان ثبت نام کند. پس از ثبت نام، کسب و کارها می توانند پروفایل خود را تکمیل کرده و ارسال محتواهایی از قبیل رویکردهای حوزه فعالیت خود، اخبار شرکت و تبلیغات و تخفیف هایشان را آغاز کنند.

هنگامی که یک کسب و کار در هر یک از سایت های مورد نظر، پروفایل خود را ایجاد کرد، لازم است هدفی که در جهت رسیدن به آن تلاش می کند را تعریف کند. آیا می خواهد از بازاریابی رسانه اجتماعی برای فروش یک محصول مشخص، شناساندن کسب و کار به طور کلی یا جذب مشتریان بیشتر به وبسایت خود استفاده کند؟ مشخص کردن هدف در برنامه، تعیین نوع راهبرد و محتوایی که باید مورد استفاده قرار گیرد را آسانتر می کند.

یکی دیگر از مولفه های اصلی هر برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی، پیداکردن راهی برای جذب طرفداران یا دنبال کنندگان است. یک راه سریع برای انجام این امر مهم، استفاده از مشتریان فعلی است. ترغیب مشتریان موجود برای دنبال کردن پروفایل های رسانه های اجتماعی کسب و کار از طریق یک کوپن تخفیف یا یک هدیه راه آسانی برای افزایش دنبال کنندگان است.

پس از اینکه مشتریان فعلی وارد جرگه شدند، محتوای شما را با خانواده و دوستان خود به اشتراک خواهند گذاشت و آنها نیز به نوبه خود شما را دنبال خواهند کرد.

علاوه بر محتوا، کسب و کارها باید تصمیم گیری کنند که آیا تمایل دارند خدمات مشتریان را به عنوان بخشی از راهبرد بازاریابی رسانه های اجتماعی خود در نظر بگیرند یا خیر. اگر پاسخ مثبت باشد، لازم است دائما روی صفحات خود در رسانه های اجتماعی نظارت داشته باشند تا بتوانند در اسرع وقت پاسخگوی پرسش ها و اعتراضات مشتریان باشند. عدم پاسخدهی باعث می شود که اعتبار شرکت از نظر همان مشتریانی که در صدد جذب آنهاست، از دست برود.

سازمانها علاوه بر ارسال محتوای مخصوص خود و پاسخگویی به سوالات و شکایات باید تعامل با مشتری را به عنوان یکی از بخش های محوری راهبرد رسانه های اجتماعی خود قرار دهند. در همین راستا از مخاطبان خود در مورد چیزهایی که درباره برند شما دوست دارند یا ندارند نظر بخواهید. این یک منبع عظیم از اطلاعات است که نباید بلااستفاده باقی بماند.


 

نظر شما چیست؟ بازاریابی رسانه های اجتماعی را تا چه حد موثر می دانید؟ با توجه به سهولت استفاده از آن، آیا تاکنون از این نوع بازاریابی استفاده کرده اید؟ ما مشتاق شنیدن تجربیان و نظرات شما در بخش دیدگاه ها هستیم.

چرا برندها برای موفقیت بین المللی باید تفکر محلی داشته باشند؟

یک استراتژی بازاریابی بین المللی فوق العاده، فورا یک شخصیت متمایز به برند می دهد. این ایده توسط استاد مدرسه بازرگانی هاروارد، تئودور لِویت ارائه شد. آقای لِویت در سال ۱۹۸۳ در مقاله خود با عنوان “جهانی سازی بازار” اینطور استدلال کرد که شرکت ها باید با فروش محصولات استانداردسازی شده در سراسر جهان، از “اقتصاد سادگی” (economics of simplicity) بهره برداری کنند. همه ما از ارزش برندهای بین المللی آگاه هستیم و از دیدگاه هزینه و ارتباطات، اشتیاق به فعالیت های استانداردسازی شده در همه کشورها را تحسین می کنیم.

با این وجود، از آنجایی که مردم به دنبال ابراز هویت فردی خود هستند این روند، مورد هجمه اشتیاق روز افزون به محلی سازی و شخصی سازی قرار گرفته است. همینطور که اقتصاد جهانی به روند یکپارچه شدن خود ادامه می دهد، این اشتیاق روز به روز گسترده تر می شود. بنابراین، آنچه در اینجا حائز اهمیت فراوان است، این است که بازاریاب ها نباید اهمیت تفکر محلی را فراموش کنند.

 

چهار مرحله اصلی برای استراتژی محلی سازی برندها

البته هنگامی که برندها چنین رویکردی را اتخاذ می کنند با چالش های اقتصادی و زمانی مواجه می شوند. با توجه به این امر، ما در اینجا به چهار گام اساسی برای تولید یک استراتژی محلی سازی (localization) اشاره می کنیم.

 

  1. انتخاب همکاران

به استراتژی تامین کنندگان خود رسمیت بدهید و جزئیات آن را مشخص کنید. به عنوان مثال، آیا از یک یا چند تامین کننده اصلی استفاده خواهید کرد یا اینکه از شبکه ای از تامین کنندگان برگزیده که بر اساس تخصص در موضوع کار به دیگران ترجیح داده شده اند بهره می گیرید؟ هیچ پاسخ درست یا نادرستی وجود ندارد. هر برندی باید روشی را انتخاب کند که برای کسب و کار خودش موثرتر واقع می شود.

 

  1. اتخاذ رویکرد مورد به مورد: انتخاب نوع محلی سازی

برای محلی سازی، باید برای هر یک از دارایی های شرکت که به محلی شدن نیاز دارند نوع محلی سازی مناسب تعیین شود. در عین حال، روش های متفاوتی برای محلی سازی دارایی های مختلف کسب وکار وجود دارد، به عنوان مثال:

  • تالیف: نوشتن مستقیم به زبان محلی؛ جایی که هدف، سبک، لحن و بافت منطبق با ویژگیهای بازار هدف تنظیم می شود.
  • بازآفرینی (Transcreation): ترجمه خلاقانه با در نظر گرفتن متن اصلی فقط به عنوان مرجع؛ به عبارت دیگر خودداری از ترجمه تحت اللفظی.
  • ترجمه بازاریابی: ترجمه با استفاده از مترجم انسانی دارای صلاحیت و افزودن “صیقل” بازاریابی به متن.
  • ترجمه ماشینی: بسته به مخاطب هدف، می توان متن را برای مرور در اختیار یک مترجم انسانی نیز گذاشت یا اینکه آن را در همان حالت خام منتشر کرد.

 

  1. چالش

جنبه های مختلف محلی سازی را در نظر بگیرید و چالش های احتمالی را پیدا کرد و مورد رسیدگی قرار دهید. هر دارایی یا محتوا نیاز متفاوتی برای محلی شدن دارد و برخی برای بازارهای مشخصی مناسب تر از بقیه هستند. در برخی از کشورها محتوای انگلیسی ارجحیت دارد و در برخی دیگر همه چیز باید به زبان محلی ترجمه شود. به علاوه، ممکن است معیارهای دیگری هم در این تصمیم گیری وجود داشته باشند که از آن میان می توان به الزامات قانونی اشاره کرد.

 

  1. توجه به ابزارها و تکنولوژی

چه سیستم هایی می توانند در این فرآیند کمک کننده باشند؟ به عنوان مثال، استفاده از ابزارهای حافظه ترجمه (TM) برای کمک به مترجمان می تواند این فرآیند را تسریع کند.

 

تنها ترجمه محض یک کمپین یا محتوایی که در یک بازار موفق ظاهر شده است موفقیت در بازارهای محلی دیگر را تضمین نمی کند. شرکت ها به منظور اینکه برندهای بین المللی فوق العاده ای باشند، باید برندهای محلی فوق العاده ای باشند. بازاریاب ها در عین حالیکه نسبت به انسجام ارزشها و پیام های برند اطمینان پیدا می کنند، باید نیازهای منحصر به فرد مخاطبان محلی (جزئیات فرهنگی و محاوره ای) را نیز مد نظر قرار دهند. ترکیب تحلیل ماهرانه اطلاعات و تکنولوژی های دیگر با یک مدل سازمانی که کارآمدی های مدیریت مرکزی را با تاثیر استقلال محلی در هم می آمیزد، در نهایت به موفقیت ختم خواهد شد.