آیا روابط عمومی حلقه مفقوده استراتژی SEO شما است؟

از هر مدیر بازاریابی یا صاحب کسب و کاری که بپرسید که می خواهد به چه چیزی دست پیدا کند، به احتمال زیاد به شما خواهد گفت که مایل است وبسایت خود را در صدر نتایج جستجوهای گوگل ببیند. در واقع، کسب رتبه بالاتر در نتایج جستجو با تاثیر شگرف خود بر حوزه های مختلف؛ از ایجاد آگاهی به برند گرفته تا جذب مخاطب راغب و فروش، یکی از آرمانهای بازاریابی دیجیتال به حساب می آید.

بسیاری با درک اهمیت استراتژی SEO، حاضرند بخش اعظم بودجه خود را صرف بهبود رتبه در نتایج موتورهای جستجو کنند، و اغلب از موسسات بازاریابی دیجیتال انتظار دارند که این کار را برایشان انجام بدهند. اما چنانچه درک جامعی از فرآیندهای موثر در روند آن نداشته باشند، ممکن است تنها سرمایه خود را در کمپین های بی اثر و پرهزینه هدر بدهند.

شاید بزرگترین ضعف رویکردی که صرفا بر SEO تمرکز می کند این واقعیت باشد که چنین رویکردی به ندرت چنان محتوای با کیفیتی را تولید می کند که برای بالا بردن رتبه سایت مورد نیاز است؛ و اینجا است که روابط عمومی می تواند نقش عمده ای را ایفا کند.

کارکنان بخش روابط عمومی در عین حال که به ریزه کاری های سبک و لحن واقف هستند، با توجه به ماهیت کار خود از سلیقه و علایق مردم نیز آگاهی دارند. آنها روزانه برای برندها محتوای تعامل برانگیز تولید می کنند و بعضا سالها برای پرورش رابطه با رسانه ها تلاش می کنند تا پوشش رسانه ای برند خود را تضمین کنند. به علاوه، آنها با قراردادن محتوا در وبسایت های معتبر –مخصوصا اگر حاوی بک لینک باشد- تقریبا تصادفا به بهبود دیده شدن برند در اینترنت و افزایش رتبه آن در موتورهای جستجو کمک می کنند.

از طرف دیگر، ممکن است متخصصان SEO برای جذب لینک های قوی با دشواری مواجه شوند، به همین دلیل بسیاری به سراغ روشهایی برای کسب یک موفقیت سریع در وبسایت های کم کیفیت می روند. لینک سازی فرآیند به شدت زمانبری است که اغلب بدون وجود یک رابطه فعال با وبلاگ نویس یا ژورنالیست مثمر ثمر واقع نمی شود.

امروزه، اغلب کمپین های بازاریابی دیجیتال ترکیبی از فعالیت های روابط عمومی و SEO هستند. روابط عمومی ارائه محتوای خوب و ترغیب ژورنالیست ها را بر عهده می گیرد، اما SEO رویکرد استراتژیک تری نسبت به لینک سازی اتخاذ می کند. این رویکرد توجه به اعتبار وبسایت، تهیه متن انکر (anchor) و بررسی احتمال استفاده از لینک های follow را در بر می گیرد. اما در مورد محتوا، متخصصان SEO می توانند کلیدواژه های مرتبط و روش سازماندهی به محتوا برای جذب بیشترین ترافیک طبیعی را پیشنهاد دهند.

استفاده همزمان از SEO و رابط عمومی می تواند نتایج قابل توجهی را عاید برندها کند، اما برای برخی از برندها لزوم سرمایه گذاری بیشتر در یکی از آنها مورد سوال است. سایتی که از نظر فنی در سطح عالی قرار می گیرد اما لینک های متوسطی دارد، عموما از سایتی که از لحاظ فنی متوسط است اما لینکدهی فوق العاده ای دارد رتبه های پایین تری را کسب می کند. با توجه به اینکه لینکدهی از طریق روابط عمومی موثر قابل حصول است، بنابراین اختصاص منابع بیشتر به آن غیرمنطقی به نظر نمی رسد.

تجربه نشان می دهد که جذب استعدادهای روابط عمومی برای موسسات بازاریابی دیجیتال دشوارتر شده است، چرا که بسیاری از متخصصان مجرب ترجیح می دهند در موسسات تخصصی روابط عمومی به فعالیت بپردازند. این ممکن است به استفاده موسسات دیجیتال از افراد کم تجربه ای منجر شود که در تامین محتوا با دشواری مواجه می شوند. لذا در صورتی که بازاریابی دیجیتال خود را برونسپاری می کنید، باید به این نکته و تاثیر آن بر روابط عمومی خود واقف باشید.

علیرغم همه تغییراتی که در حوزه های بازاریابی دیجیتال به وقوع پیوسته است، همه کسب و کارها در هر مقیاسی که باشند همچنان برای نشان دادن خود در اینترنت و جذب مخاطب تلاش کرده و امتیازاتی که روابط عمومی برای جذب لینک های طبیعی ارائه می کند را بیشتر و بیشتر درک می کنند.

کدام پست ها بیشتر به اشتراک گذاشته می شوند؟

بر اساس یک تحقیق که توسط TrackMaven  انجام شده است، پست های تقریبا بلند و نسبتا پیچیده برندها -البته درک آنها نباید بیش از حد دشوار باشد- بیش از همه در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شوند.

این گزارش با بررسی اطلاعات بیش از ۶۵۰۰۰ پست وبلاگ که بین سپتامبر ۲۰۱۵ و آگوست ۲۰۱۶ در وبسایت های شرکت های مختلف منتشر شده بودند، و همچنین اطلاعات جمع آوری شده از بیش از ۲۰ میلیون به اشتراک گذاری آن پست ها در فیسبوک، توییتر، لینکدین و پینترست انجام گرفت.

تحلیل هایی که انجام گرفت نشان داد که پست های نسبتا بلند، بین ۱۲۰۰ تا ۱۴۰۰ کلمه، با میانگین ۴۲۸ به اشتراک گذاری در ازای هر پست، بیشتر از همه به اشتراک گذاشته می شوند.

نمودار 1 کدام پست ها بیشتر به اشتراک گذاشته می شوند؟

محققان برای ارزیابی خوانایی (به معنی پیچیدگی زبان) محتوا، از فرمول Flesch برای همه پست های مشمول این تحقیق استفاده کردند. به هر پست یک امتیاز از صفر (پست هایی که خواندن آنها بسیار دشوار است) تا ۱۰۰ (پست هایی که خواندن آنها بسیار آسان است) داده شد.

به طور متوسط، پست هایی که امتیاز “نسبتا دشوار” (۵۰ تا ۵۹) را کسب می کنند، بیشتر از همه (۱۴۴ بار در ازای هر پست) به اشتراک گذاشته می شوند. کم ترین میزان اشتراک گذاری (۶۴ بار به ازای هر پست) به مطالب “بسیار دشوار” (امتیاز بین ۰ تا ۲۹) تعلق دارد.

کدام پست ها بیشتر به اشتراک گذاشته می شوند؟

پست هایی که عنوان آنها از هفت کلمه تشکیل می شود، به طور متوسط بیشترین میزان به اشتراک گذاری (۴۱۲) را دارند.

در مقابل، پست هایی که عناوین بسیار کوتاه (بین یک تا چهار کلمه) یا بسیار طولانی (بیش از ۱۵ کلمه) دارند به طور متوسط کمتر از همه به اشتراک گذاشته می شوند.

کدام پست ها بیشتر به اشتراک گذاشته می شوند؟

بهترین علامت نگارشی در عنوان پست های وبلاگی خط عمودی (علامت «|» ) است. پست های حاوی این علامت به طور متوسط ۵۸۶۹ بار به اشتراک گذاشته شده بودند.

به طور متوسط، عناوینی که حاوی علامت سوال هستند بیشتر (متوسط ۳۰۶ اشتراک گذاری) از عنوان هایی که در آنها از علامت تعجب استفاده می شود (متوسط ۲۲۶ اشتراک گذاری) به اشتراک گذاشته می شوند.

کدام پست ها بیشتر به اشتراک گذاشته می شوند؟

 

۶ تاکتیک مطمئن برای بازاریابی ایمیلی

برای بسیاری از کارآفرینان، رشد رسانه های اجتماعی به معنی افول بازاریابی ایمیلی است. البته این کاملا اشتباه است. بازاریابی ایمیلی هنوز هم یک روش بسیار موثر برای افزایش فروش کسب و کار شما است.

در سال ۲۰۱۳، ۳٫۶ میلیارد نفر حساب ایمیل داشتند که این مقدار باید در پایان سال ۲۰۱۶ به ۴٫۳ میلیارد نفر رسیده باشد (منبع). استفاده از رسانه های اجتماعی راه فوق العاده ای برای ایجاد مشتریان راغب است، اما این ایمیل است که این مشتریان علاقمند را به مشتری بالفعل تبدیل می کند.

در طول سالهای گذشته، بازاریابی ایمیلی از هرزنامه ها (اسپم) ضربه سختی خورده است. اما باید توجه داشت که اسپم در همه جا و مِن جمله در رسانه های اجتماعی وجود دارد، اما مردم هنوز هم به ایمیل های مناسب واکنش نشان می دهند. کارآفرینان زیرک از بازاریابی ایمیلی برای چرخاندن چرخ کسب و کار و تبدیل مشتریان به مشتریان ثابت استفاده می کنند.

اگر بازاریابی ایمیلی به درستی انجام شود، تبدیل به بهترین ابزار بازاریابی شما خواهد شد. ناکامی در کمپین های ایمیل معمولا از استفاده از تکنیک های قدیمی یا تکیه بیش از حد بر رسانه های اجتماعی نشات می گیرد. موارد زیر، شش تاکتیک هستند که کمک شایانی در بازاریابی ایمیلی به شما خواهند کرد.

 

  1. برای عضویت به مردم انگیزه بدهید

کارآفرینان ارزش ارائه یک دانلود یا ویدیوی رایگان را به عنوان انگیزه ای برای مردم جهت ثبت نام در فهرست ایمیل شان درک می کنند. مساله اینجا است که بسیاری از این “هدایا” مناسب نیستند.

کارآفرین افسانه ای، رامیت سِتی معتقد است که محتوای رایگان شما باید از محتوای غیررایگان بیشتر مردم بهتر باشد. قطعا او با ۵۰۰۰۰۰ مخاطب ماهانه نمی تواند عالِم بی عمل باشد. اگر بتوانید این فلسفه را در مقام عمل به اجرا بگذارید، انبوهی از مشتریان دائمی را به دست خواهید آورد.

تهیه هدیه ای که ثبت نام برای فهرست ایمیل شما را توجیه کند، ارزش صرف زمان را دارد. هنگامی که فردی از محتوای رایگان شما بهره می برد، احتمال اینکه محتوای پولی شما را خریداری کند بسیار بالاتر می رود. بنابراین، افزایش قابل توجهی در نرخ تبدیل خود شاهد خواهید بود.

 

  1. از اتوماسیون استفاده کنید

یکی از بهترین امتیازات بازاریابی ایمیلی این است که می توانید کمپین هایی ایجاد کنید که همه روزه و در همه ساعات به شکل خودکار فعالیت می کنند. شما می توانید با استفاده از خدمات وبسایتهایی مانند Mailchimp پاسخ دهنده های خودکار ایجاد کنید.

این کمپین ها برای معرفی مشتریان جدید به شرکت شما و در نهایت به آنچه ارائه می دهید طراحی شده اند. خودکارسازی این ایمیل ها به شما برای فعالیت در بخش های دیگر بازاریابی فرصت بیشتری می دهد.

 

  1. روی جزئیات تمرکز کنید

بسیاری از ایمیلهای کارآفرینان اصلا باز نمی شوند، زیرا برخی از موارد اصلی را لحاظ نمی کنند:

  • عناوین قوی
  • تحقیق درباره بهترین زمان ارسال ایمیل
  • پرهیز از پرداختن به حاشیه
  • ارائه مناسب
  • مزایای واضح

ایجاد جرح و تعدیل های مناسب در جای جای کمپین می تواند نرخ بازشدن ایمیل های شما را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. هنگامی که مخاطب شیفته ای جذب می کنید، فرصتی برای فروش ایجاد کرده اید.

 

  1. محتوای خاص و انحصاری ارسال کنید

اعضای فهرست ایمیل شما باید احساس کنند که عضو یک باشگاه خصوصی هستند. حداقل یک بار در ماه، محتوای خاصی را منحصرا برای اعضای فهرست ایمیل خود ارسال کنید. آنها ارزش این محتوا را درک می کنند و در نتیجه به سراغ لغو اشتراک خود نخواهند رفت.

اگر محتوای انحصاری شما محتوای خوبی باشد، آنها آن را با دیگران نیز به اشتراک می گذارند و باز کردن تک تک ایمیل هایی که از شما دریافت می کنند را در اولویت قرار خواهند داد.

 

  1. بیش فروشی یا کم فروشی نکنید

کارآفرینان انبوهی از محتوای رایگان را برای ایجاد یک فهرست ایمیل تولید می کنند. این محتوای رایگان هر چه باشد، از بلاگ گرفته تا پادکست و ویدیو، برای شما اعتبار به ارمغان می آورد.

مشکل وقتی ایجاد می شود که تنها محتوای رایگان ارائه می کنید و به صورت منظم چیزی برای فروش ارائه نمی دهید. در چنین شرایطی، هنگامی که به سراغ فروش می روید، مشترکان شما به سرعت اشتراک خود را لغو می کنند، چرا که شما آنها را گیج کرده اید. مشترکان شما تمایل ندارند چیزی به آنها فروخته شود، زیرا شما آنها را به محتوای رایگان عادت داده اید.

شما باید از افراط نیز خودداری کنید. اگر همیشه هم به فروش بپردازید ممکن است برای مخاطبان به مانند یک بازاریاب سمج به نظر برسید. یک کارآفرین زیرک تعادل مناسب را ایجاد می کند.

 

  1. هیچگاه از رشد فهرست خود دست نکشید

چه فهرست شما تنها ۵۰ نفر عضو داشته باشد یا اینکه اعضای آن به ۵۰۰۰۰۰ نفر رسیده باشد، همیشه باید برای رشد این فهرست تلاش کنید. مردم مرتبا در حال رفت و آمد هستند، بنابراین برای اینکه فهرست پویایی داشته باشید، اضافه شدن مشترکان جدید ضروری است.

ما در زمانه بی نظیری زندگی می کنیم که در آن از طریق اینترنت و رسانه های اجتماعی، فرصت های خارق العاده ای برای رشد یک فهرست ایمیلی از طرفداران فعال و مشتریان آینده در اختیار ما قرار گرفته است. برای رشد فهرست خود از رسانه ها، وبینارها، ویدیو، پست مهمان و کارهای مشارکتی حداکثر بهره برداری را داشته باشید. فهرست خود را غنی تر کرده و از آن مراقبت کنید.

اگر بتوانید از این تکنیک ها برای بهبود تلاش های خود در راستای بازاریابی ایمیلی استفاده کنید، تاثیر و درآمد شما با افزایش مواجه خواهد شد. از رسانه های اجتماعی استفاده کنید، اما ایمیل را نادیده نگیرید، چرا که هنوز زنده و پویا است و از بین رفتنی نیز نیست.

۶ تصور غلط درباره کارآفرینی

مطلب حاضر نوشته زَک کارمَن است. آقای کارمَن از سال ۲۰۱۰ سمت مدیریت عامل ConsumerAffairs را برعهده داشته است. سایر پست های او عبارتند از کارآفرین مقیم، دستیار ارشد و شریک در Mainsail Partners در سان فرانسیسکو و پست های مهندسی و فروش در IBM و هیتاچی. او در این مطلب به عنوان یک مدیرعامل موفق از افسانه هایی سخن می گوید که برای کارآفرینی ساخته و پرداخته شده است.

پس از اینکه از کار در IBM خسته شدم، رویای کارآفرینی به ذهنم خطور کرد. اساس این تفکر برای من این بود که تصور می کردم می توانم برنامه هایم را خودم تنظیم کنم، آزادی بیشتری داشته باشم و آنچه به ذهنم می رسد را به سرعت و بدون مزاحمت سیاستهای سازمانی به اجرا در بیاورم. من هم مانند بسیاری از مردم فکر می کردم که یک کارآفرین رئیس خودش است.

اما گویا اینطور نیست. در کارآفرینی خدمت به مشتریان و کارکنانی که برنامه های شما را به اجرا در می آورند حائز اهمیت است. در واقع، آنها تبدیل به روسای شما می شوند.

به علاوه، موارد زیر شش تصور غلط درباره کارآفرینی هستند که از زمانی که در سال ۲۰۱۰ مدیریت ConsumerAffairs را بر عهده گرفتم نسبت به آنها آگاهی پیدا کرده ام.

 

  1. انگیزه کارکنان، پول است

غلط! بر اساس تحقیقی که توسط Glassdoor انجام شد، تقریبا ۶۴ درصد از کارکنان جوان، درآمد سالانه ۴۰۰۰۰ دلاری در شغل مورد علاقه خود را به ۱۰۰۰۰۰ دلار در کاری که به نظرشان کسالت بار است ترجیح می دهند. برای من جالب بود بدانم که از نظر روانشناسی چرا مردم کاری که انجام می دهند را انجام می دهند، چگونه انگیزه پیدا می کنند و چرا هر روز سر کار حاضر می شوند. در نهایت مشخص شد همیشه پای پول در میان نیست!

چالش هایی که برای استخدام کارکنان مناسب و ایجاد فرهنگ سازمانی که منجر به عملکرد شود پیش روی من قرار گرفت غافلگیرکننده بود. برای من همیشه مشخص بود که شرکت ما در جهت بهبود فروش و رشد کسب و کار خود چه کارهایی را باید انجام دهد و چه سمت و سویی باید داشته باشد. اما چالش ایجاد محیطی بود که در آن همه این انگیزه را داشته باشند که همراه با من کار کنند، چرا که به تنهایی نمی توانستم به فروش مورد نظر و رشد لازم دست پیدا کنم. هر چه هم که به عنوان یک مدیرعامل خلاق یا فوق العاده باشید، بدون همکاری تیمی نمی توانید به قله برسید. شما به مشتری نیاز دارید تا محصول شما را خریداری کند، و به کارکنان خوبی نیازمند هستید تا اهداف شرکت را اجرایی کنند.

این جایی است که انگیزه بخشیدن به کارکنان وارد میدان می شود. نکته اینجا است که فقط با حقوق نمی توانید به آنها انگیزه دهید. یک تیم فوق العاده، برنامه زمانی قابل انعطاف، محیط کاری جذاب و مزایای مطلوب تنها چند مورد از عواملی هستند که می توانند به کارکنان انگیزه بدهند تا وظایف خود را به نحو احسن اجرا کرده و حتی پا را از محدوده وظایف فراتر بگذارند.

 

  1. کارآفرینی از کار برای دیگران بهتر است

نکته اینجا است: فردی که کارآفرین نیست به محض اینکه از محل کار خود خارج می شود می تواند کار را تعطیل کند. اما به عنوان یک کارآفرین، موفقیت کسب و کار تبدیل به بخشی از هویت شما می شود و لذا هرجا که می روید همراه شما است. در حال حاضر ۲۰۰ نفر برای ConsumerAffairs کار می کنند و فشار زندگی حرفه ای آنها روی دوش من است. بار مسئولیت در اینجا شگفت آور است و این چیزی بود که در زمانی که کارم در سان فرانسیسکو را ترک کردم به آن توجه نکرده بودم.

اگر شما در کارآفرینی عملکرد خوبی دارید، دلیلش این است که یک نیاز روانی عمیق برای ایجاد کسب و کار یا کسب و کارهایی دارید که تبدیل به بخشی از شخصیت شما می شوند. با این حال، عیبش این است که هنگامی که عنوان شما مدیرعامل است، نمی توانید کار را در اداره یا دفتر خود رها کنید یا آن را با خود به خانه نیاورید. کاری که می توانید انجام دهید این است تا می توانید در مورد استخدام و کارکنانی که جذب می کنید سختگیر باشید، چرا که برای جلوگیری از فشار بیش از حد به خود باید بهترین کارکنان را استخدام کنید .

 

  1. آرامش و سکون بر کارآفرینی حکمفرما است

همینطور که شرکت به رشد خود ادامه می دهد، هر تصمیم من بر سراسر شرکت تاثیر می گذارد. همیشه باید برای آینده برنامه ریزی کنم تا نیازهای شرکت برای تهدیدات و پیشرفت های قریب الوقوع مشخص باشد .

به نظر می رسد فقط من چنین طرز تفکری ندارم؛ تقریبا ۸۸ درصد از مدیران عامل نگران خطرات اینترنتی هستند، ۷۸ درصد بابت سرعت بالای تحولات ناشی از پیشرفت تکنولوژی نگرانی دارند و ۶۵ درصد نیز از قانون های دست و پاگیر واهمه دارند. از پهپاد و پرینت سه بعدی گرفته تا تکنولوژی خودروهای بدون راننده و هوش مصنوعی، مدیران عامل مرتبا به نوآوری و تحول نیاز دارند.

 

  1. پول پادشاهی می کند

اشتباه! جریان نقدینگی اهمیت دارد، اما در نهایت، پادشاه شما مشتری است. ما در شرکت مان ماهانه به هفت میلیون مشتری درباره شرکتهای مختلف اطلاعات ارائه می کنیم که تقریبا ۸۰ درصد آنها با خریدی که انجام می دهند، زندگی خود را متحول می کنند. آنها در هنگام نیاز به ما مراجعه می کنند که این یعنی تامین ابزار و منابعی که آنها برای انجام بهترین تصمیم گیری در خرید خود نیاز دارند بر عهده ما است. سرانجام همه چیز ما مشتری های ما هستند.

 

  1. تحصیلات مرتبط با بازرگانی تنها مسیر به سمت کارآفرینی است

نقطه مشترک من با بیل گیتس در مایکروسافت، لری اِلیسون در اوراکل و لَری پِیج در گوگل این است که رشته تحصیلی همه ما مهندسی بوده است. آمار نشان می دهد که میزان کسب مدارک عالی مدیران عامل و موسسان کسب و کارها در رشته های مهندسی سه برابر بیشتر از MBA (کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی) است.

تحصیلات مهندسی یک تمرین فوق العاده برای کارآفرینی محسوب می شود، زیرا چارچوبی برای پیاده سازی روش علمی در مسائل واقعی برای شما فراهم می کند. مهندسی با ارائه درایت لازم برای استفاده از علم، تکنولوژی و داده ها در چالش های مرتبط با مشتریان، مکررا به من کمک کرده است تا راه حل های خلاقانه ای را برای مشکلات بزرگ پیدا کنم. البته تحصیلات در زمینه بازرگانی می تواند راهی به سوی کارآفرینی باشد، اما قطعا تنها راه ممکن نیست.

 

  1. وقت شما به خودتان تعلق دارد

کاملا خطا است. زمان همیشه محدود است، بنابراین هیچ کس و مِن جمله مدیران بزرگترین شرکت ها مانند فیسبوک (مارک زوکربرگ) و پی پال (الن ماسک)، نمی تواند ادعا کند که وقتش متعلق به خودش است. هنگامی که وارد قلمروی کارآفرینی می شوید، آسودگی خاطر برای مدیریت زمان بی معنی است. در عوض، مطالبات و ضرورت های زندگی بیشتر می شود. به همین دلیل است که بسیاری از مدیران به بی حوصلگی و بی اعتنایی به خانواده، دوستان و کارکنان خود متهم می شوند. ما ۲۴ ساعته بار شرکت را بر دوش می کشیم.

چیزی که باعث شده هنوز با جنون فاصله داشته باشم، مدیریت زمان مناسب با اولویت بندی و مسئولیت سپردن به دیگران است. در حال حاضر مجبورم تا کسب اطمینان از اینکه در زمان محدود موجود می توانم به همه اولویت هایم رسیدگی کنم، از همه چیز و من جمله خانواده فاصله بگیرم.

 

سیستم راهبردی پاداش: چگونه به کارکنان خود پاداش بدهیم؟

در اختیار داشتن یک برنامه پاداش مناسب و موثر می تواند بسیاری از مشکلات مربوط به منابع انسانی را حل کند.

همه شرکت ها به یک سیستم راهبردی پاداش برای کارکنان خود نیاز دارند که بتواند این چهار حوزه را پوشش دهد: حقوق، مزایا، تصدیق (Recognition) و تقدیر (Appreciation). امروزه، مشکلات موجود در سیستم های پاداش بسیاری از شرکت ها دو جنبه دارد: آنها از یک یا چند مورد از این عناصر غافل هستند (معمولا تصدیق و/یا تقدیر)، و عناصری هم که مد نظر قرار داده شده اند در راستای استراتژی های دیگر شرکت و متناسب با آنها تنظیم و تعیین نشده اند.

یک سیستم موفق باید عملکرد و رفتارهای ارزشمند کارکنان را شناسایی کرده و به آنها پاداش بدهد. پاداش به عملکرد به دلیل پیوند مستقیم بین اهداف اولیه ای که برای کارکنان مشخص می کنید با نتایج نهایی که حاصل می شوند آسانتر است. به عنوان مثال، شما می توانید یک برنامه تشویقی اجرا کنید یا فروشندگان برتر خود را به خاطر تحقق اهداف دوره ای مورد تحسین قرار دهید.

اعطای پاداش به رفتارهای خاصی که پیامدهای مثبتی برای شرکت شما داشته است از پاداش به عملکرد با خود چالش بیشتری به همراه دارد، با این وجود می توانید با پرسیدن این سوال بر این چالش ها فائق آیید: “به خاطر چه چیزی به کارکنان خود حقوق پرداخت می کنم؟” و “به چه رفتارهایی می خواهم پاداش بدهم؟” به عنوان مثال، آیا بخاطر اینکه کارکنان شما تا جایی که امکان دارد زودتر سر کار حاضر می شوند و دیرتر محل کار را ترک می کنند به آنها حقوق می دهید، یا به این خاطر که ایده های تازه ای برای بهتر و کارآمدتر کردن کار ارائه می کنند؟ به بیان دیگر، آیا شما به آنها بخاطر نوآوری حقوق می دهید یا بخاطر زمانی که پشت میز می گذرانند؟ واضح است که بین این دو تفاوت قابل توجهی وجود دارد.

اولین گام، شناسایی رفتارهایی است که برای شرکت شما اهمیت دارند. این فعالیت ها ممکن است مواردی مانند تقویت ارتباط با مشتری، بهبود فرآیندهای حیاتی یا کمک به کارکنان برای توسعه مهارت های مدیریتی شان باشد.

معمولا هنگامی که صاحبان کسب و کارها به سیستم های پاداش فکر می کنند، دستمزد را در صدر فهرست قرار می دهند. البته این هیچ ایرادی ندارد، چرا که افراد زیادی حاضر نیستند به رایگان کار کنند. با این وجود، یک استراتژی درست باید یک برنامه انگیزه بخش برای حقوق داشته باشد که مستقیما در راستای اهداف شرکت شما در آن دوره قرار دارد. شاید بهتر باشد برای مناصب کلیدی سازمان خود به پاداش های بلندمدت تری فکر کنید. نمونه اینگونه پاداش ها، مالکیت سهام شرکت است.

مزایا نوع دیگری از پاداش در یک سیستم راهبردی پاداش هستند. بدون شک کارکنان شما و همچنین افراد مستعدی که در شرکت خود به استخدام آنها نیاز دارید، به نوع مزایایی که ارائه می دهید کاملا توجه دارند. شرکت هایی که سطح مزایایی که ارائه می دهند با رقبا برابری نمی کند یا از آنها پایین تر است، در جذب و حفظ کارکنان مستعد با مشکل مواجه می شوند. همین یکی از دلایلی است که بسیاری از کسب و کارها به سازمانهای مختلف بیمه ای، تفریحی، حقوقی، درمانی و امثال آنها روی آورده اند تا به حجم گسترده تری از مزایا برای شرکت های خود دسترسی پیدا کنند.

با این حال، نمی توان اهمیت تصدیق و تقدیر را به عنوان مولفه های جدایی ناپذیر از سیستم های راهبردی پاداش موفق نادیده گرفت. این دو عنصر به ندرت توجهی که شایسته آن هستند را از سوی صاحبان کسب و کار دریافت می کنند و این واقعا عجیب است، چرا که تصدیق و تقدیر عناصری کم هزینه و پربازده هستند. کارکنان شما دوست دارند که بدانند کارشان خوب است، متوسط است یا اینکه اساسا کار مناسبی نیست، لذا ضروی است که این را به آنها بگویید.

تصدیق به این معنی است که فردی را به خاطر دستاوردهایی که داشته، فعالیت هایی که انجام داده و یا رویکردهایی که در رفتار خود به نمایش گذاشته است، در برابر همکاران خود مورد تحسین قرار دهید. در عین حال، تمرکز تقدیر روی سپاسگزاری از کارکنان به خاطر فعالیت هایشان است. تقدیر از کارکنان با تصدیق عملکرد عالی و نوعی از رفتار که مایل به ترغیب تمامی کارکنان به اتخاذ آن هستید، به بهترین نحو توسط عبارات و سخنانی ساده امکانپذیر است. به عنوان مثال، می توانید یک یادداشت شخصی برای فرد مورد نظر ارسال کنید یا اینکه به میز کارش مراجعه کنید و عبارات تقدیرآمیز خود را به زبان بیاورید. یک رویکرد دیگر، ترکیب تصدیق و تقدیر است. در این حالت یک قدردانی و تشکر در برابر عموم همکاران یا تیم کاری فرد انجام می شود و نمونه های مشخصی از فعالیت هایی از وی که تاثیر مثبتی بر سازمان داشته ذکر می شود.

حال که می دانید سیستم راهبردی پاداش شما باید چه مواردی را در بر بگیرد، زمان آن فرا رسیده است که آن را مورد ارزیابی قرار دهید. آیا سیستم راهبردی پاداش شما به درستی به حقوق، مزایا، تصدیق و تقدیر پرداخته است؟ آیا هم راستا با استراتژی های کسب و کار شما است؟ آیا باعث انجام رفتارهای مناسب و تحقق اهداف عملکردی شما شده است؟ اگر احساس می کنید نیاز به تصحیح دارد، درنگ نکنید. سیستم راهبردی پاداش شما می تواند عامل موفقیت یا شکست کسب و کار شما باشد.

۳ روند قابل توجه برای برندها در تولید محتوا

محتوا نقش اساسی در جلب توجه به برند شما در اینترنت دارد.

تردیدی وجود ندارد که محتوای خوب در وبسایت کسب و کار شما می تواند به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، دریافت لینک و افزایش ترافیک و فروش منجر شود. اما کدام روندهای عمده در محتوا می توانند به شما برای دستیابی به این اهداف کمک کنند؟

 

  1. موبایل و ابزارهای همراه

مدت ها است که می دانیم مصرف کنندگان از موبایل و ابزارهای همراه خود بیش از رایانه های رومیزی برای دسترسی و مشاهده محتوا استفاده می کنند. ما در دنیای ارتباط با مصرف کنندگان زندگی می کنیم و در نتیجه، باید محتوایی که برای برند خود تولید می کنید به آسانی در ابزارهای همراه قابل مشاهده، خواندن و استفاده باشد. محتوای قابل استفاده و قابل هضم می تواند هرچیزی از ویدیوهای زنده و پویانمایی گرفته تا ارسال پست در اینستاگرام یا توییتر و وبلاگ باشد.

شما می توانید برای پیدا کردن علاقمندی های مشتریان محلی خود از Google Trends استفاده کنید و برای اطلاع فوری از آنچه در منطقه شما محبوب است، Google Alerts را به تناسب تنظیم کنید. از این طریق می توانید با تمرکز بر اطلاعاتی که کسب کرده اید (و نه حس درونی تان)، محتوایی برای ابزارهای همراه تولید کنید که واقعا مطلوب و مورد پسند مخاطبان شما است.

 

  1. ویدیوی زنده

یک چهارم مصرف کنندگانی که در یکی از نظرسنجی های Accenture شرکت کرده بودند، ترجیح می دادند در موبایل یا ابزارهای همراه خود به تماشای ویدیو بپردازند، در مقابل، تنها ۱۹ درصد از رایانه های رومیزی خود استفاده می کردند. بنابراین، اکنون زمان تولید محتوای ویدیویی زنده فرا رسیده است تا کاربران از این طریق بتوانند با میانجی مورد علاقه خود، یعنی ابزارهای همراه با برند شما تعامل برقرار کنند.

پلتفورم های رسانه های اجتماعی مانند فیسبوک، توییتر و اینستاگرام امکان استفاده از چنین فرصتی را برای دسترسی به طرفداران برندتان برای شما مهیا می کنند.

از جمله برندهای بزرگی که صرفا از امکانات تصویری برای ارتباط با مخاطب هدف خود استفاده می کند می توان Dunkin’ Donuts را نام برد. از آنجایی که مقاومت در برابر دونات در کنار چای یا قهوه دشوار است، این شرکت با یک ویدیوی زنده در ایام ولنتاین از این موضوع بهره برداری کرد. در ویدیویی که بصورت زنده پخش شد، با گشتی در کارگاه آزمایشی شرکت، فرآیند تولید محصولات جدید در معرض دید طرفداران قرار گرفت و پایان بخش این ویدیو نیز به عنوان حُسن ختام، تولید یک کیک عروسی بسیار بزرگ به شکل دونات بود. این ویدیو تاکنون بیش از ۴۰۰۰۰۰ بازدید داشته است.

مارک زوکربرگ می گوید: “به نظر من ویدیو فراتر از روند است، تقریبا چیزی به عظمت موبایل.”

 

  1. محتوای تولیدی کاربران

کاربران در قالب های متنوعی من جمله اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، نقد و بررسی و ارسال نظرات خود برای برند شما محتوا تولید می کنند. نظرسنجی ها نشان می دهد که ۸۵ درصد مردم به محتوایی که توسط دیگران (همتایان) تولید شده بیش از محتوای تولیدی برندها اعتماد دارند، بنابراین زمان آن فرا رسیده است که مشتریان تان را به گفتگو درباره کسب و کار خود دعوت کنید. برای افزایش مجموع فروش و درآمد کسب و کار خود باید مخاطبان را به تولید محتوا در اینستاگرام، پینترست، توییتر و سایر کانال های رسانه های اجتماعی ترغیب کنید. امروزه، رشد محتوای تولیدی کاربر در حال تغییر روند بازاریابی است.


 

نظر شما چیست؟ آیا روندهای محبوب دیگری نیز وجود دارند که شما به آنها علاقمند باشید؟ لطفا دیدگاه های خود را با ما در میان بگذارید.

۸ نکته برای افزایش تاثیر خبرنامه های ایمیلی

اگر بیش از ۵ دقیقه درباره ایمیل در گوگل به جستجو بپردازید، ادعاهای متعددی را درباره پایان یافتن دوره استفاده از آن مشاهده خواهید کرد. اگرچه ممکن است برخی از استدلالات این ادعاها معتبر باشند، اما ایمیل هنوز هم در کانون فعالیت های حرفه ای ما قرار دارد. البته اینکه این خوب است یا بد، خارج از موضوع بحث ما در این مطلب است.

یک تحقیق جدید که توسط ادوبی روی ۴۰۰۰ نفر از ساکنین بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایالات متحده انجام شد نشان داد که علیرغم اینکه از تشریفات ایمیل در محیط کار کاسته شده است، هنوز هم کارکنان ۵۰ درصد از وقت کاری خود را روی ایمیل ها صرف می کنند. حتی با رشد روزافزون تکنولوژی هایی که به ما در انجام کارهایمان کمک می کنند و محبوبیت اپ های پیام رسان، ویدیو، پیامک و رسانه های اجتماعی، استفاده از ایمیل هنوز هم به اندازه گذشته و چه بسا بیش از آن رایج و مرسوم است.

در بریتانیا، کارکنان بیش از ۴ ساعت از وقت خود را صرف چک کردن پیام هایشان می کنند. در واقع بریتانیا از نظر متوسط مصرف سالانه ایمیل با صرف ۹۰ روز در سال برای خواندن ایمیل ها در مقام دوم قرار دارد و فرانسه با ۹۹ روز رتبه اول را به خود اختصاص داده است. به علاوه، بر اساس پیش بینی هاب اسپات، کاربران ایمیل در سطح جهان تا سال ۲۰۲۰ به ۳ تریلیون نفر خواهند رسید.

اما از این اعداد و ارقام می توانیم به چه نتیجه ای دست پیدا کنیم؟ نتیجه این است که ایمیل هنوز هم نقش بزرگی در ساعات کاری روزانه ما بازی می کند. به علاوه، خبرنامه ها نیز برای متخصصان بازاریابی، هنوز یک رسانه بسیار ارزشمند برای دسترسی به بازار رو به رشد دیجیتال محسوب می شوند.

با توجه به آنچه ذکر شد، چگونه می توان یک کمپین بازاریابی ایمیلی را راه اندازی کرد که مخاطبان شما به جای رفتن به سراغ دکمه گزارش هرزنامه، آن را دوست داشته باشند و چه بسا آن را به دوستان خود هم ارسال کنند؟ اول اینکه …

 

  1. مخاطب خود را بشناسید

ممکن است این مهم که باید مخاطبی که برای او می نویسید را بشناسید، برای یک کمپین ایمیلی بدیهی به نظر برسد، اما اگر بدانید که شرکت های متعددی از همین مرحله حیاتی غفلت می کنند شگفت زده خواهید شد. اولین قانون بازاریابی، شناخت مخاطب است. همیشه از خودتان بپرسید: “با چه کسی صحبت می کنی؟” یا “آیا این به مذاق مخاطب ما خوش خواهد آمد؟”

در بازاریابی کسب و کار به کسب و کار (B2B) باید از سطح و مقام مخاطب خود آگاهی داشته باشید: مدیریت؟ رئیس؟ کارمند؟ محتوای شما باید با مخاطب تان تناسب داشته باشد. کارکنانی که در طبقه های پایین تر قرار دارند همان موضوعاتی که مدیران سطح بالا به آنها علاقه دارند را نمی پسندند (و حتی اختیار انجام کاری که در فراخوان به عمل از آنها خواسته اید را ندارند).

 

  1. محتوای بهتری بنویسید

آیا می دانید چه چیزی مردم را جذب می کند؟ “محتوای فوق العاده”. چه در تبلیغات و چه در ایمیل، ما دوست نداریم وقت خود را صرف محتوای خسته کننده کنیم؛ محتوایی که با متن نامناسب به شعور ما توهین می کند. لازم نیست محتوای شما سراسر لطیفه و طنز باشد، اما باید بجا و حرفه ای باشد (بدون اشتباهات دستوری یا املایی). اگر یک کمپین ایمیلی را مدیریت می کنید، اطمینان پیدا کنید که نوشته مناسبی را به مخاطبان خود ارسال می کنید:

  • همیشه باید در جهت روایت یک داستان تلاش کنید.
  • به مخاطب خود اطلاعات و آگاهی بدهید.
  • و به او نشان دهید (در صورت امکان) که شما یا شرکت تان چگونه می توانید مشکل آنها را بهتر از دیگران حل کنید.

 

  1. فعالیت های خود را ارزیابی کنید

برای پیشرفت بازاریابی، درک آنچه در گذشته موثر بوده و آنچه موثر واقع نشده است ضروری است. شما بدون اینکه در ابتدا روی ترازو بروید و وزن تان را مشاهده کنید رژیم نمی گیرید. اولین گام برای تعیین اینکه به کجا می خواهید برسید این است که بدانید هم اکنون در کجا قرار دارید. امروزه آنقدر اطلاعات در دسترس ما قرار دارد که تعیین بهترین استراتژی را دیگر نمی توان با حدس و گمان انجام داد.

نرخ باز شدن ایمیل و نرخ کلیک برای کمپین ایمیلی شما می تواند بسته به روز هفته و ساعتی که روی دکمه ارسال را کلیک می کنید، قالب ایمیل و موارد دیگر تغییر کند. به یاد داشته باشید: ارسال، بررسی، جرح و تعدیل، تکرار.

 

  1. از عناوین جذاب استفاده کنید

شاید یک خبرنامه بسیار نافذ، دقیق، مملو از محتوای جذاب و سودمند به همراه لینک ها و فراخوان به عمل های مناسبی نوشته باشید، اما اگر نتوانید مخاطب را به نحوی جلب کنید که ایمیل شما را باز کند، همه اینها چه سودی دارد؟ این جایی است که “عنوان” خود نمایی می کند. مخاطبان پیش از اینکه ایمیل شما را باز کنند عنوان آن را می خوانند، بنابراین عنوان ایمیل شما این ظرفیت را دارد که نرخ باز شدن ایمیل هایتان را افزایش دهد.

در واقع، عنوان یکی از بزرگترین عوامل تاثیرگذار بر بازشدن یا بازنشدن ایمیل ها است. ۳۳ درصد از دریافت کنندگان، ایمیل را تنها به خاطر عنوان آن باز می کنند. ایمیل هایی که در عنوان خود از کلمه “رایگان” استفاده کرده اند ۱۰ درصد بیش از سایر ایمیل ها باز شده اند. ایمیل هایی که عنوان آنها کلمه “سریع” را در خود دارد، ۱۷ درصد کمتر باز شده اند. به این نکته توجه کنید: محلی و شخصی، کوتاه و خوشایند بنویسید و به نحوی با عنوان خود به مخاطب انرژی بدهید.

 

  1. همیشه از تست های دو بخشی استفاده کنید

مورد دیگری که ارتباط نزدیکی با نوشتن عنوان دارد، استفاده از تست دوبخشی (تست A/B) است. با استفاده از این روش، شما دو نسخه از ایمیل خود را به یک گروه آزمایشی از فهرست ایمیل خود ارسال می کنید. ایمیلی که عملکرد بهتری داشته باشد –مثلا در یک دوره مشخص نرخ بازشدن بیشتری داشته باشد- به بقیه اعضای فهرست ارسال خواهد شد. تست دو بخشی به شما نشان می دهد که چه چیزی موثر و چه چیزی کم اثر یا بی فایده است.

 

  1. پاسخ خودکار

شما می توانید در صورت کلیک مخاطبان روی برخی لینک ها و عمل بر طبق آنچه از آنها خواسته اید، یک پیام خودکار برای آنها ارسال کنید. این پاسخ ها معمولا عبارت های کوتاه و خوشایندی با مضمون سپاسگزاری و قدردانی از کاربر هستند. این کاری است که بزرگترین برندهای جهان، مانند نایکی، اپل، مایکروسافت و آمازون انجام می دهند، بنابراین شما هم به طور جدی باید آن را مدنظر قرار دهید. اطمینان پیدا کنید که این پاسخ ها بیش از حد کلیشه نباشند و همانند چیزی که در همه نکات دیگر تاکید می کنیم، خوشایند و جذاب باشند.

 

  1. فهرست های خود را طبقه بندی کنید

خودداری از ارسال یک پیام عمومی برای همه و ارسال محتوای مخصوص برای افراد مختلف اهمیت شایانی دارد. به این منظور، لازم است فهرست خود را به گروه های مختلف و خاص با ویژگیهای مشترک طبقه بندی کنید. اگر مخاطبان فوق العاده ای را در یک نمایشگاه یا در یکی از کمپین های رسانه اجتماعی تان جذب کرده اید، ارسال محتوای بازاریابی که به آنها ارتباطی پیدا نمی کند اولین گام برای از دست دادن آنها به عنوان مشتری است. فهرست های طبقه بندی شده به شما کمک می کنند تا ایمیل های خود را به تناسب ویژگیهای افراد ارسال کنید و از این طریق، احساس خاص بودن به همه مخاطبان شما القا خواهد شد.

 

  1. فرمت مناسب برای ابزارهای همراه

شاید این مورد آنقدر جذاب نباشد که این مطلب را با آن به پایان ببریم، اما توجه داشته باشید که یکی از مهم ترین ابعاد کمپین های ایمیلی موفق، فرمت (قالب بندی) مناسب و صحیح است. بر طبق یک گزارش، ۶۸ درصد از ایمیل ها در ابزارهای همراه باز می شوند، بنابراین کسب اطمینان از اینکه محتوای شما با همه انواع صفحات نمایش سازگاری دارد، حائز اهمیت فراوانی است. لذا هنگامی که خبرنامه خود را تهیه می کنید، از پاراگراف های طولانی اجتناب کنید و ساده و دقیق بنویسید.

ایجاد رابطه های تاثیرگذار و هدفمند با مخاطبان و پیداکردن راه های جدید برای دسترسی به آنها برای بسیاری از متخصصان بازاریابی جزئی از اولین اولویت ها است.

در صورتی که خبرنامه ایمیلی شما درست و عاقلانه تهیه و تنظیم شود، فرصت فوق العاده ای برای مخاطب قرار دادن افرادی خواهد بود که بیشترین اهمیت را برای کسب و کار شما دارند، بنابراین چرا بهترین چیزی که در توانتان است را ارائه نکنید؟

 

 

بازاریابی محتوایی چیست؟

مخاطبان –و من جمله مخاطبان شما- عاشق محتوا هستند. چه خودتان به تولید و انتشار محتوا می پردازید یا اینکه فقط نظاره گر رقیبانی هستید که این کار را انجام می دهند، در هر حال مخاطبان شما در حال مصرف محتوا هستند.

پر واضح است که برند شما به بازاریابی محتوایی (content marketing) نیاز دارد. اما شاید تعریف دقیقی از بازاریابی محتوایی در ذهن ندارید یا اینکه برایتان دشوار است که برای کارکنان خود توضیح بدهید که واقعا چیست و در عمل به چه شکل است.

برای اینکه بتوانید به شکل موثری بازاریابی محتوایی را به استراتژی بازاریابی خود پیوند دهید، باید بدانید که بازاریابی محتوایی چیست و چرا اینقدر موثر است.

بازاریابی محتوایی، تولید و توزیع محتوای باکیفیت و تعامل برانگیزی است که در قالب های مختلفی، از مقالات و مطالب وبلاگ گرفته تا گزارش، اینفوگرافی، ویدیو و پادکست ارائه می شود و بیشتر در رابطه با موضوعاتی است که به مخاطبان هدف و آنچه برای آنها ارزشمند است ارتباط دارد.

شرکت ها با استفاده موثر از بازاریابی محتوایی می توانند خود را تبدیل به منابع معتبری برای مخاطبان خود کرده، وفاداری آنها را جلب کنند، به عنوان برترین برند در ذهن آنها نقش ببندند و مشتریان راغب، فروش و سرمایه گذار جذب کنند.

مردم تمایل دارند با افرادی رابطه برقرار کنند که آنها را می شناسند و به آنها اعتماد دارند و برندها نیز می خواهند که با این مردم ارتباط ایجاد کنند. محتوای تعامل برانگیز هر دو را امکانپذیر می کند، زیرا به برند شما شخصیت انسانی می دهد و فرصتی در اختیار شما قرار می دهد تا با مخاطب خود یک ارتباط واقعی برقرار کنید.

 

رشد مستمر بازاریابی محتوایی

در طول دهه گذشته، بازاریابی محتوایی تبدیل به یکی از محبوب ترین و موثرترین قالب های بازاریابی شده است (اگرچه تاریخچه بازاریابی محتوایی بسیار فراتر از این می رود). به منظور درک دلیل این محبوبیت و تاثیرگذاری، باید به عواملی مراجعه کنیم که به رشد مستمر بازاریابی محتوایی کمک می کنند:

 

  1. رسانه های اجتماعی وضعیت را دگرگون کرده اند

امروزه همه و همه در رسانه های اجتماعی حضور دارند. بنابراین حضور محتوای دیجیتال در جایی که مشتریان از پیش با آن رابطه برقرار کرده و تعامل دارند منطقی است. چند نفر را در اتوبوس یا قطار می بینید که در مسیر یک سره چشم به گوشی های هوشمند خود دوخته اند؟ چند نفر از شما پیش از اینکه به رختخواب بروید یا حتی چشمانتان را ببندید گوشی یا تبلت خود را چک می کنید تا ببینید چه چیز تازه ای در بستر اینترنت ظاهر شده است؟

شاید برایتان عجیب به نظر برسد که در حالیکه فقط نگاهی به صفحه اصلی رسانه های اجتماعی می اندازید، شما هم در زمره مصرف کنندگان محتوا قرار می گیرید، اما این دقیقا همان چیزی است که هستید. همه ما با گوشی هایمان و از طریق کانال های اجتماعی به مصرف محتوا می پردازیم. پلتفورم های رسانه های اجتماعی نیز با هدف بهبود ارائه و تعامل با محتوا همیشه در حال تغییر هستند.

با تولید محتوا و استفاده از کانال های اجتماعی که در اختیار و دسترس شما قرار دارند، می توانید مخاطبان خود را در بستری هدف قرار دهید که از قبل فعالانه با آن تعامل دارند و از این طریق، محتوای خود را از نظر میزان مصرف و همچنین تاثیر در رسیدن به اهداف تان بهبود بخشید.

 

  1. تکنولوژی چرخه خرید را به هم زده است

با ظهور اینترنت، فرآیند خرید دیگر در فروشگاه یا با تماس تلفنی شروع نمی شود؛ بلکه از طریق اینترنت آغاز می شود. مخاطب شما پیش از تماس با تیم فروش تان تقریبا بیش از نیمی از فرآیند خرید را طی کرده است. دلیل این امر این است که مشتریان ابتدا تحقیق خودشان را انجام می دهند: آنها مقالات، پست های وبلاگ ها، نقد و بررسی ها و پست های انجمن های اینترنتی (فروم) را مطالعه می کنند و برای اینکه بفهمند که شما که هستید، چه کاری انجام می دهید و دیگران راجع به شما چه می گویند، پروفایل های شما در رسانه های اجتماعی و سایر منابع اینترنتی که در اختیار دارند را بررسی می کنند.

آگاهی از این حقیقت که مشتریان در حال تحقیق هستند، اغلب برای شرکت ها کافی است تا در مورد آنچه که آنها پیدا می کنند کنجکاو و حتی نگران باشند. خبر خوب این است که بازاریابی محتوایی فرصتی را در اختیار شما قرار می دهد تا بر این فرآیند تاثیر بگذارید و کنترل آن را تا قسمتی در دست بگیرید.

با تبدیل شدن به یک منبع و مرجع در حوزه تخصص خود از طریق بازاریابی محتوایی اصیل، می توانید گفتگوهایی که در فضای کسب و کار شما انجام می شود را رهبری کنید. به این وسیله، مشتریان شانس بیشتری برای پیدا کردن (و اعتماد به) شما در تحقیق پیش از تماس خود خواهند داشت. در صورتی که محتوای به موقع، مرتبط و باکیفیت تولید کنید، مشتریان هر جا که نیاز داشته باشند به برند شما مراجعه خواهند کرد.

 

  1. اینترنت دسترسی به مخاطبان را تسهیل کرده است

یکی از موثرترین تاثیرات اینترنت بر جهان ما این است که ارتباط با هر فردی را در هر مکانی امکانپذیر کرده است. در گذشته که خبری از اینترنت نبود، دسترسی به بازارهای کوچکتر امکانپذیر نبود و هنگامی هم که ممکن بود، به دلیل پراکندگی در بخش های مختلف کشور، ارسال محصولات و ارائه خدمات بسیار دشوار (و برای شرکت های کوچک تقریبا غیرممکن یا همراه با ناپایداری و بی ثباتی) بود.

به زمان حال بر می گردیم؛ امروزه شرکت ها با راحتی بیشتری می توانند محصولات یا خدمات خود را در بازارهای کوچک عرضه کنند. شرکت ها دیگر برای خرید محصولات یا خدماتشان نیازی به پیدا کردن انبوهی از مردم ندارند؛ آنها فقط باید به تعداد کافی خریدار مناسب پیدا کنند.

هنگامی که محتوای دیجیتال خود را مخصوص مشتریان خودتان تولید می کنید، می توانید آن افراد مناسب –فارغ از موقعیت جغرافیایی شان یا کوچکی مخاطب- را هدف گرفته و تبدیل به منبع و مرجعی برای آنها شوید. به علاوه، با انتشار آن محتوا از طریق کانال های مناسب می توانید اطمینان پیدا کنید که پیام شما در مقابل مخاطب هدف تان ظاهر خواهد شد.

اگرچه مدتها است که بازاریابی محتوایی در حال رشد روز افزون است، اما برای شروع هیچگاه دیر نیست. حال که می دانید بازاریابی محتوایی چیست و چه عناصری به آن شکل می دهند، دست به کار شوید و به تولید محتوا بپردازید.

 

قیف فروش یا Sales Funnel چیست؟

اگر نمی دانید قیف فروش چیست و چه ربطی به کسب و کار شما دارد به جای درستی آمده اید.

یک قیف فروش، فرآیند ایده آلی است که مشتری شما، از زمانی که فردی است که می تواند یک مشتری بالقوه باشد تا هنگامی که تبدیل به یک مشتری بالفعل می شود طی می کند.

قیف فروش، مفهوم نسبتا ساده ای است که در شکل زیر به خوبی نشان داده شده است:

نمودار قیف فروش

یک قیف فروش از ۴ قطعه تشکیل می شود:

مشتری مشکوک (Suspect) فردی است که فروش محصولات یا خدمات به او امکانپذیر است.

مشتری احتمالی (Prospect) فردی است که به نحوی احتمال می رود که به آنچه ارائه می دهید علاقمند باشد.

مشتری راغب (Lead) فردی است که قطعا به آنچه ارائه می کنید علاقمند است و با انجام کاری (مثلا پرکردن یک فرم) این را نشان می دهد.

مشتری (Customer) فردی است که خرید می کند.

مفهوم کاربرد عبارت “قیف فروش” بر این اساس است که مردم از این مراحل رد شده و تعداد آنها به تدریج کاهش پیدا می کند تا بخشی از آنها به مشتری تبدیل شوند.

به عنوان مثال، فرض کنیم که شما یک کافی شاپ دارید. مشتریان مشکوک شما همه افرادی هستند که از کنار مغازه شما عبور می کنند. شما عملا نمی دانید که آیا مایل به خرید قهوه شما هستند یا خیر.

اما مشتریان احتمالی شما چه کسانی هستند؟ هر فردی که به نحوی احتمال می دهید به خرید قهوه از شما علاقمند باشد مشتری احتمالی شما است. در عمل، هر فردی که پشت ویترین کافی شاپ می ایستد و نگاهی به دکور مغازه شما می اندازد یا ماشین خود را در پارکینگ مخصوص شما پارک می کند، می تواند مشتری احتمالی شما باشد.

مشتریان احتمالی شما هنگامی به مشتری راغب تبدیل می شوند که متوجه می شوید قطعا به خرید علاقمند هستند؛ در این مثال، افرادی که وارد کافی شاپ شما می شوند مشتری راغب محسوب می شوند.

و سرانجام، هنگامی که چیزی سفارش می دهند و پول آن را پرداخت می کنند، تبدیل به مشتری بالفعل شما می شوند.

همین سیستم در دنیای اینترنت و دیجیتال نیز اجرا می شود.

فرض کنیم که کار شما فروش قهوه از طریق اینترنت است. مشتریان مشکوک شما همه کاربران اینترنت هستند. شما واقعا نمی دانید چه کسی به محصول شما علاقمند است و هدف شما تبدیل این مشتریان مشکوک به مشتریان احتمالی است.

چگونه؟

یک وبلاگ می تواند ابزار مناسبی باشد. اگر مردم برای چیزی مرتبط با دانه های قهوه شما در گوگل جستجو کنند و وبلاگ شما را پیدا کرده و شروع به مطالعه آن کنند، در این صورت از “مشتری مشکوک” به “مشتری احتمالی” تبدیل شده اند.

گام بعدی شما این است که این مشتریان احتمالی را به مشتریان راغب تبدیل کنید. یک فرم اشتراک یا ثبت نام چیزی است که در این زمینه به شما کمک می کند. هر فردی که از طریق وبسایت شما این فرم را پر می کند، در واقع به شما اعلام می کند که حقیقتا به خرید علاقمند است.

گام نهایی، تبدیل مشتریان راغب به مشتریان بالفعل است. ارسال یک ایمیل به همراه یک کد تخفیف می تواند به شما کمک کند تا به این هدف دست پیدا کنید و آنها را به انتهای قیف فروش برسانید.

 

جمع بندی

قیف فروش، تنها روشی برای نمایش مراحلی است که برای تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل طی می شود.

مشتری مشکوک ← ممکن است علاقمند باشد یا نباشد

مشتری احتمالی ← ممکن است علاقمند باشد

مشتری راغب ← قطعا علاقمند است

مشتری ← برای خرید کالا یا خدمات هزینه پرداخت کرده است


 

آیا در مورد قیف فروش سوالی دارید؟ سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

۷ عادت برای افزایش بازده روزانه شما

معمولا برنامه کارآفرینان به نحوی است که تا جای ممکن کار و فعالیت در ساعات بیداری گنجانده می شود؛ همیشه کار دیگری برای انجام وجود دارد و شما نیز اشتیاق رسیدن به موفقیت های بیشتری را دارید، اما چگونه بدون اینکه وقت کم بیاورید می توانید روز کارآمدی داشته باشید؟

موارد زیر هفت نکته برای افزایش بازده زمانی شما به عنوان یک کارآفرین هستند:

 

  1. روز خود را از شب قبل آغاز کنید

در حقیقت، شب قبل زمانی است که روز جدید آغاز می شود. داشتن برنامه برای زمان قبل از خواب می تواند باعث شود که صبح فردا کاملا آماده کار باشید. با بررسی تقویم کاری فردای خود شروع کنید و اطمینان پیدا کنید که دقیقا از برنامه فردا اطلاع دارید. همه جلسات، قرارهای ملاقات، تماس ها و هر موعد نهایی و سررسید روزِ پیشِ رو را موشکافانه بررسی کنید تا اِشراف کاملی نسبت به برنامه کاری فردا به دست بیاورید.

سپس هر چیزی که فردا صبح لازم دارید را کنار بگذارید، کیف تان را آماده کنید، اگر از منزل نهار می برید ناهارتان آماده باشد، لوازم و ابزار کار و همه چیز و همه چیز را از شب قبل آماده کنید. اطمینان پیدا کنید که هر چیزی که فردا صبح مورد نیازتان خواهد بود به آسانی در دسترس و آماده برداشته شدن و عزیمت به محل کار است.

در پایان، خودتان را برای موفقیت در خوابیدن آماده کنید. اطمینان پیدا کنید که هر وسیله الکترونیکی که می تواند از خود صدا تولید کند و مزاحم خوابتان شود را خاموش کرده اید.

 

  1. اولین کار: تحرک

تحرک پس از برخاستن از خواب باعث می شود که خون بهتر به جریان بیفتد و سیناپس های مغز اتصال بهتری برقرار کنند. اگر به نرمش صبحگاهی عادت ندارید، شاید در ابتدا این کار برایتان عجیب و دشوار باشد، اما تردید نکنید که بسیار موثر و سودمند است. حتی اگر انسان سحرخیزی هم نیستید تلاش کنید که به پارک نزدیک منزل سری بزنید. هوای تازه و تحرک، بدن و مغز شما را از دنده راست بیدار می کند! اگر بتوانید با دوستان یا گروهی ورزش کنید، انگیزه بیشتری برای ادامه در شما به وجود خواهد آمد. پس از تحرک صبحگاهی، انرژی بیشتر و ذهن فعال تری خواهید داشت.

 

  1. مغز خود را مهار کنید

تمرین های مراقبه (meditation) و توجه به عنوان ورزشهای ضروری ذهن شناخته می شوند. انجام چنین تمرین هایی که می تواند واقعا به شما کمک کند تا به شکل موثری زمان و زندگی خود را مدیریت کنید، تنها ۱۰ تا ۲۰ دقیقه در صبح زمان می برد. در مطالعات مختلف اثبات شده است که مراقبه می تواند به شما کمک کند تا استرس خود را کنترل کنید و انعطاف پذیری ذهن تان را افزایش دهید. این یعنی مغزِ تطبیق پذیرتری خواهید داشت.

 

  1. منظم باشید

سعی کنید نظم را سرلوحه همه ابعاد زندگی خود قرار دهید. اگر انسان منظم یا وقت شناسی نیستید، می توانید از اپ های زمان بندی، یادآور و تقویم در گوشی هوشمند خود استفاده کنید، یا اینکه  فردی را به صورت پاره وقت برای مدیریت وظایف، زمان و تقویم کاری تان استخدام کنید. اگر می خواهید روز پربازدهی در پیش داشته باشید، باید منظم باشید.

 

  1. خوردن را فراموش نکنید

بدن و مغز شما به سوخت احتیاج دارند. به یاد داشته باشید که غذا خوردن بخش مهمی از برنامه روزمره است. این نکته ممکن است ساده به نظر برسد، اما بسیار پیش می آید که کارآفرینان خود را بیش از حد درگیر کار می کنند و سپس، از خیر وعده های غذایی می گذرند یا خوردن را فراموش می کنند و در نهایت به دنبال سریع ترین (و اغلب ناسالم ترین) نوع غذا می روند. مراقب باشید که قربانی این دام نشوید. مکررا تنقلات مصرف کنید و به خاطر داشته باشید که غذای سالم و مغذی میل کنید، زیرا باید برای تمام روز انرژی داشته باشید.

 

  1. وقت خود را بخش بندی کنید

قسمت بندی زمان، راه کارآمدی برای تنظیم زمان پیوسته ای است که برای کارهای خود نیاز دارید. اطمینان پیدا کنید که قسمت های حداقل یک یا ترجیحا دو ساعته برای حل مساله، تفکر، هم اندیشی و موارد مشابه را در نظر می گیرید. این روش بسیار موثری برای انجام کار بیشتر در دوره هایی با بازدهی بیشتر است.

 

  1. از کار جدا شوید

به عنوان آخرین نکته، سعی کنید هنگامی که محل کار خود را ترک می کنید، ذهن خود را از مسائل کاری جدا کنید. شاید در دوره ای که هنوز جوان و مجرد هستید اهمیت این کار کمتر باشد، اما زمانی که بحث خانواده پیش می آید، فاصله گرفتن از کار جزئی از ضروریات است. وقتی که در خارج از محیط کار می گذرانید می تواند تاثیر هنگفتی روی کار شما بگذارد، بنابراین تمرکز و توجه لازم را به خانواده خود تقدیم کنید و کار را پشت در اداره یا دفتر کار خود بگذارید.