چرا ایده یک تلفن اندرویدی از نوکیا می‌تواند جذاب باشد؟!

چرا ایده یک تلفن اندرویدی از نوکیا می‌تواند جذاب باشد؟!

به محض اینکه شما صحبت در مورد شرکت نوکیا را آغاز می‌کنید، در دل برخی افراد، جرقه‌ای زده می‌شود. کاربران در گذشته، رابطه خوبی با این کمپانی برقرار می‌کردند و محصولات این شرکت، به طرز شگفت انگیزی به فروش می‌رسید. محصولات نوکیا همیشه حرفی برای گفتن داشته‌اند. اما چرا ایده یک تلفن اندرویدی از نوکیا می‌تواند جذاب باشد؟!

شرکت نوکیا را به طور واقع، نمی‌توان یک تازه وارد به دنیای اندروید به حساب آورد. ردموندی‌ها، رابطه نزدیکی با این روبات کوچک سبزرنگ هنگام تولید تبلت N1 برقرار کردند. اما به دلیل کاهش تقاضای تبلت‌ها و همچنین عدم در دسترس بودن این محصول در سراسر دنیا، صحبت‌ها پیرامون آن به یک‌باره خاموش شد.

با این حال و اوصاف، هر زمان که خبر از تولید یک تلفن اندرویدی از سمت نوکیا مطرح می‌شود، بسیاری از کاربران شگفت زده می‌شوند. بسیاری از افراد فکر می‌کنند که اولین دستگاه تولید شده با این خصوصیات، می‌تواند فروش بسیار بالایی در سراسر دنیا داشته باشد.

برخی افراد تا حدودی به لومیا حسادت می‌کنند

من و مطمئنا بسیاری از کاربران دنیای تکنولوژی به محدود شدن محصولات نوکیا به سری لومیا که به صورت اختصاصی توسط نوکیا و با سیستم عامل ویندوز موبایل عرضه می‌شوند، غبطه می‌خوریم. در واقعیت، کسی به خاطر سیستم عامل آن احساس ناراحتی نمی‌کند. اما کاربران پلتفرم مایکروسافت تنها متوجه اهمیت دوربین‌های کارل زایس و طراحی زیبای این محصولات شدند که هیچکس نیز به دنبال تقلید از آنها نرفت.

حتی شرکت اپل نیز تحت تأثیر رنگ‌آمیزی این محصول قرار گرفته و آن را در طراحی آیفون ۵C لحاظ کرد. همه ما در حال نگاه به لومیا ۱۰۲۰ هستیم و آن را با سیستم عامل اندروید تصور می‌کنیم. چقدر این موضوع می‌تواند شگفت‌انگیز و جذاب باشد!

به نظر منطقی می‌رسد که یک تلفن اندرویدی ساخت شرکت نوکیا نیازی به صفحه نمایش ضدخش یا بدنه ضدآب ندارد. چرا که این دستگاه خراب شدنی نخواهد بود! همه ما دیده‌ایم شرکت نوکیا تا به حال از انواع طوفان‌ها، آتش‌ها و تمام اتفاقات در دنیای تکنولوژی جان سالم به در برده و منتظر هستیم تا ببینیم که در دنیای اندروید، چه اتفاقاتی در انتظارش خواهد بود.

من در حال حاضر می‌توانم یک تلفن اندرویدی تولید شده توسط نوکیا را تصور کنم که افراد مختلف در حال انداختن آن درون آب برای انجام تست‌های مختلف هستند! همچنین تست‌های سقوط این محصول نیز باید انجام پذیرد و مقایسه کلی با محصول Moto Droid Turbo 2 صورت گیرد.

نوکیا همواره نوکیا خواهد ماند!

ما نمی‌توانیم نوکیا را یک کمپانی فوق‌العاده در نظر بگیریم. اما برخی افراد اینطور فکر می‌کنند! نوکیا تنها شرکتی است که فقط می‌توان آن را با خودش مقایسه کرد!

این شرکت فنلاندی فعال در زمینه تکنولوژی، خط تولید و طراحان مخصوص به خود را همواره داشته و همواره برای کاربران خود، سورپرایزی را در نظر دارد. هنوز هم نام نوکیا، لرزه بر اندام رقبای این شرکت می‌اندازد و این موضوع نشان دهنده این است که نوکیا همواره نوکیا خواهد ماند!

نوشته چرا ایده یک تلفن اندرویدی از نوکیا می‌تواند جذاب باشد؟! اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

آیا شورش توسعه‌دهندگان، اپل را از تخت پادشاهی به زیر می‌کشد؟!

آیا شورش توسعه‌دهندگان، اپل را از تخت پادشاهی به زیر می‌کشد؟!

آزادی و استقلال دو واژه‌ای هستند که کمتر کسی را خوشحال نمی‌کنند. اپل یکی از این شرکت‌ها است که به این دو واژه نه تنها علاقه‌ای ندارد، بلکه با آنها دشمنی زیادی نیز دارد. اگر شما توسعه‌دهنده اپلیکیشن باشید، این موضوع را به خوبی درک می‌کنید. شما به عنوان یک توسعه‌دهنده نمی‌توانید به مشتریان خود بگویید که می‌توانند به طور مستقیم از شما خرید کنند.

همانطور که می‌دانید اپل ۳۰ درصد سهم از هر خریدی در اپ استور را برای خود نگه می‌دارد. این بسیار مضحک است. این کار باعث می‌شود که اپلیکیشن‌هایی که مشابه سرویس‌های اپل هستند با قیمت بیشتری به دست مشتریان برسند و در نتیجه کم‌کم از دور رقابت خارج شوند.

کمتر کسی وجود دارد که نام اسپاتیفای را نشنیده باشد. این شرکت اخیرا علیه معیارهای سرکوب‌گرانه اپل در اپ استور اعتراضاتی داشته است. این شرکت گفته که اپل آپدیت جدید اپلیکیشن اسپاتیفای را تایید نکرده است چون این نسخه دارای تبلیغات برای استفاده از خود اپلیکیشن برای خرید اشتراک است. توسعه‌دهندگان اپلیکیشن مجبور نیستند که از سیستم صورت حساب اپل استفاده کنند،‌ اما در عین حال نمی‌توانند راه‌های دیگر برای خرید اشتراک را نیز تبلیغ کنند.

برخی شرکت‌ها مانند آمازون راه‌هایی برای دور زدن این قانون دست و پاگیر اپل یافته‌اند. البته لازم به یادآوری است که این قانون، محصولات فیزیکی را شامل نمی‌شود. اگر شما شرکتی مانند آمازون باشید که می‌تواند مشتریان زیادی داشته باشد، این موضوع چندان برای شما دست و پاگیر نخواهد بود. اما برای شرکتی چون اسپاتیفای که زندگی خود را از طریق اشتراک تامین می‌کند، این موضوع مسئله بسیار مهمی است.

اپل قصد دارد که در پاییز امسال تغییراتی در سیستم اشتراک خود ایجاد کند. شاید بتوان حدس زد که این تغییرات برای اسپاتیفای و حتی آمازون چندان خوب نباشد. حال این سوال پیش می‌آید که چرا اپل رویکرد تهاجمی‌تری در پیش گرفته است؟!

جواب به این سوال بسیار ساده است: فروش آیفون و آیپد تقریبا به اشباع رسیده و تنها راهی که برای افزایش درآمد برای اپل وجود دارد، درآمدهای جانبی از سرویس‌هایش با اپلیکیشن‌های دیگر است. به طور ساده، اپل مانند خودروسازی است که نه تنها خودرو می‌سازد، بلکه بزرگراه‌ها و استراحت‌گاه‌های بین راهی را نیز در اختیار خود دارد. با این کار، اپل می‌خواهد که حتی به درون استراحت‌گاه‌ها نفوذ کند و به عنوان مثال، پمپ بنزین را نیز از آن خود کند.

تنها راهی که برای حل این مشکل وجود دارد، راه‌اندازی یک اپ استور مستقل است که اپل در آن همه کاره نباشد. این کار با دو مشکل مواجه است. اول اینکه اپل ابدا اجازه چنین کاری را نمی‌دهد، چون تقریبا به معنای پایان کار برای اپل است. دوم اینکه این کار چندان راحت نیست و ناشناخته‌های زیادی در این راه وجود دارد.

اپ استور کماکان طرفداران خود را دارد. طرفدارانی که یا به دلیل علاقه شخصی و یا منافع تجاری ترجیح می‌دهند که اپ استور شکل فعلی خود را حفظ کند. اپل نیز از تمام توان خود برای از بین بردن رقابت استفاده می‌کند. توسعه‌دهندگان اپلیکیشن نیز باید مزایا و معایب کار با اکوسیستم‌هایی همچون اندروید که بازتر هستند را بررسی کنند.

اسپاتیفای ممکن است در برابر اپل کوتاه بیاید یا نیاید. اما تنها راهی که استقلال و آزادی بیشتری به توسعه‌دهندگان اپلیکیشن می‌دهد، راه‌اندازی اپ استور مستقل است. راهی که چندان آسان نبوده و دشواری‌ها و دشمنان زیادی خواهد داشت.

نوشته آیا شورش توسعه‌دهندگان، اپل را از تخت پادشاهی به زیر می‌کشد؟! اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

۶ برند در دنیای فناوری که می‌توانند اپل را به چالش بکشند!

۶ برند در دنیای فناوری که می‌توانند اپل را به چالش بکشند!

آیا اپل هنوز هم خلاقیت دارد؟ با معرفی هر محصول جدید سوال بزرگی مطرح می‌شود که آیا این همان چیزی است که باید باشد؟ به نظر می‌رسد اپل به نقطه اوج خلاقیت خود در تولید محصولاتش رسیده است. اگر چه این کمپانی با ارزش‌ترین کمپانی در دنیاست، اما سرعت رشد دنیای فناوری بی‌رحمانه زیاد است و اگر اپل مراقب نباشد می‌تواند این جایگاه را از دست بدهد، همان‌طور که پیش از این هم دو بار آلفابت توانست این مقام را از اپل برباید.

دنیای تکنولوژی هر روز شاهد ظهور برندهای جدید و محو شدن تدریجی برندهای بزرگ است که بهترین مثال آن را می‌توان نوکیا در دنیای تلفن‌های همراه دانست. اما آیا اپل با سرمایه‌ ۲۰۰ میلیارد دلاری‌اش هم می‌تواند با چالش مواجه شود؟! با هم نگاهی داشته باشیم بر قوی‌ترین چالش‌های احتمالی کوپرتینویی‌ها و شش برندی که آن‌ها را به وجود می‌آورند:

Magic Leap

نظریه احتمالی: تا چند سال آینده ما وارد عصری می‌شویم که سخت افزار در خدمت واقعیت ترکیبی خواهد بود، جایی که هدست‌ها، ابزارهای نصب شده بر روی سر و حتی صفحه نمایش‌های شبکیه‌ای به ما امکان تعامل با کامپیوترها را بدون استفاده از گوشی‌ها، تبلت‌ها و لپ‌تاپ‌ها می‌دهند.

این چیزی است که Magic Leap (با حمایت گوگل و علی‌بابا) قول آن را داده است؛ فناوری تصویرسازی برای چشم با استفاده از هولوگرام‌های غیر واقعی که در نهایت تصویری منطبق بر دنیای واقعی را برای‌مان به نمایش می‌گذارد. اما اگر این فناوری آینده دنیای رایانه‌ها را تغییر دهد، اپل باز هم می‌تواند به موفقیت خود ادامه دهد؟!

حقیقت: اپل یا باید به دنبال ایده‌های ناب، جذاب و متمایز باشد یا روی ساخت چیزی مشابه تمرکز کند، راه‌کار دیگر خرید Magic Leao به وسیله اپل است. ریچارد هل‌وی، مدیر و تحلیل‌گر سازمان TechmarketView می‌گوید:

اگر اپل به این مسائل توجهی نکند، تهدیدی برای او خواهند بود.

Tesla Motors

نظریه احتمالی: آینده از آن شبکه خودروهای متصل به هم است. بنابراین اگر اپل در این صنعت جایگاه خود را تثبیت نکند باید منتظر شکست و پایان کارش باشد. ریچارد هل‌وی در این رابطه معتقد است:

خودرهای برقی خودران و شبکه اتصال آن‌ها، تغییر بزرگ بعدی در دنیای فناوری است که سود سرشاری هم خواهد داشت. این حوزه از لحاظ اهمیت گوشی‌های هوشمند را هم پشت سر خواهد گذاشت و بازار این اتومبیل‌ها می‌تواند ۱۰ تا ۲۰ برابر بزرگ‌تر از اسمارت فون‌ها باشد.

آیا Apple Car به واقعیت تبدیل می‌شود و یا کوپرتیونیی‌ها تنها در حال کار بر روی تعامل iOS با اتومبیل‌های سایر خودروسازان هستند؟ اگر اپل این موضوع را نادیده بگیرد و چنین بازار رو به رشدی را که با سرعت زیاد به پیش می‌رود، به حال خود رها کند، قطعا در آینده پشیمان می‌شود.

حقیقت: در حال حاضر از این موضوع که اپل تمایل دارد تا در دنیای اتومبیل‌های خودران هم دستی داشته باشد، مطمئن هستیم. حتی ایلان ماسک، مدیر عامل تسلا موتورز هم اینطور فکر می‌کند. اما اگر اپل که در این راه بی‌تجربه هم هست، راه را بلد نباشد و مغلوب شرکت‌هایی مانند تسلا موتورز شود چه؟! پاسخ ساده است، اپل می‌تواند این شرکت‌ها را هم بخرد. ‌هل‌وی در این باره می‌گوید:

اپل می‌تواند تسلا موتورز را با قیمتی مشابه مبلغی که مایکروسافت برای خرید لینکداین پرداخت، بخرد و می‌دانم که تمایل دارم کدام کمپانی را داشته باشم.

خب از سخنان این تحلیل‌گر مشخص می‌شود تمایل او به ماندن اپل در دنیای فناوری بیشتر از موفقیت تسلا موتورز در این راه است.

Facebook

نظریه احتمالی: فعلا بحث از تجربه شبکه‌ اجتماعی Ping اپل نیست، چون بازی تغییر کرده است. زاکربرگ و همکارانش با خرید Oculus Rift به طور جدی تمرکز خود را معطوف به واقعیت مجازی کرده‌اند. بر اساس شایعات اپل هم برنامه‌هایی برای واقعیت مجازی دارد،‌ اما با وجود سخت افزار و پلتفرم ویژه فیس‌بوک و کاربران این شرکت که ۱.۶۵ میلیارد هستند، این فیس‌بوک است که به یک قطب در دنیای واقعیت مجازی تبدیل می‌شود. از طرفی فیسبوک در دنیای پیام‌رسان‌ها هم در حال توسعه پلتفرم خود است تا سایر پیام‌رسان‌های محبوب مانند ویچت را در اپ‌های سوم شخص و ربات‌ها به چالش بکشد و در این بین iMessage اپل کم کم در حال عقب رفتن است. هل‌وی می‌گوید:

همه می‌گفتند آن‌ها (زاکربرگ و تیمش) راهی به دنیای موبایل و یا گرفتن سهمی از آن ندارند و حالا این فیس‌بوک است که از این حوزه درآمد خوبی دارد. در حال حاضر فیس‌بوک از لحاظ دست آوردها و موفقیت‌هایی که کسب کرده، حیرت انگیزترین کمپانی است، اما این شرکت خود را بازسازی خواهد کرد تا به موفقیت ادامه دهد.

مدت خیلی زیادی از زمانی که همه تصور داشتند آینده شبکه‌های اجتماعی در دست توئیتر و لینکداین است نگذشته و حال همه می‌بینیم که فیس‌بوک در این عرصه بی‌رقیب است.

حقیقت: اپل باید پلتفرم iMessage را مشابه همان راهی که فیس‌بوک برای Messenger پیش گرفته، توسعه دهد و به دنبال توسعه سرویس واقعیت مجازی اختصاصی خودش باشد.

ARM

نظریه احتمالی: اینترنت اشیا در حال فراگیر شدن است و اپل از این قافله جا مانده! Cisco برای سال ۲۰۲۰ حدود ۱۱.۶ میلیارد دستگاه قابل حمل و دستگاه‌های متصل به هم را پیش بینی کرده است، در حالی که گارتنر پیش بینی کرده اینترنت اشیا تنها در سال جاری ۵۰ درصد رشد خواهد داشت. اما آیا اپل می‌تواند در این حوزه هم پیش‌رو باشد؟

پاسخ منفی است، اما شرکت بریتانیایی ARM که در کمبریج واقع شده می‌تواند چنین کاری را انجام دهد. نظر هل‌وی در این رابطه این گونه است:

ARM توانسته به خوبی مسیر آینده را ببیند و وابستگی خود به تولید نیمه‌ رساناها برای گوشی‌های هوشمند را به کمتر از ۵۰ درصد پتنت‌هایش برساند و با تولید فرستنده‌ها و نیمه رساناهای بسیار باریک که به راحتی در هر وسیله‌ای جای می‌گیرند، مسیرش را به سمت اینترنت اشیا تغییر دهد.

حقیقت: با وجود این که ARM یکی از مهم‌ترین مدعیان این حوزه در رقابت با اپل از لحاظ استفاده از پتانسیل‌های موجود در آینده است، تمامی آیفون‌های اپل از پردازنده‌های مبتنی بر معماری ARM استفاده می‌کنند. اپل با ارزش‌ترین کمپانی دنیاست و با ثروت خود می‌تواند به راحتی بسیاری از رقیبان از جمله ARM را به مالکیت خود درآورد که البته قبلا هم چنین شایعه‌ای منتشر شده بود.

Foxconn

نظریه احتمالی: شرکت تایوانی فاکس‌کان وظیفه تولید آیفون‌های اپل در را به عهده دارد که خط تولید آن در چین است. این شرکت تمایل دارد تا تقریبا همه بخش‌های آیفون (از جمله صفحات OLED در نسل‌های بعد) را خودش تولید کند و شاید به همین دلیل است که در اوایل امسال شرکت شارپ (که تولید کننده صفحه نمایش‌های آیفون است) را با قیمت ۳.۵ میلیارد دلار خریداری کرده است.

اما فاکس‌کان به تازگی برند نوکیا را هم از مایکروسافت خریده، با این وجود، این کمپانی به بیش از یک سر هم کننده تجهیزات برای سایر شرکت‌ها تبدیل می‌شود. ولع این شرکت تایوانی به حدی است که حتی اگر روزی اپل برند آیفون را به فروش بگذارد هم فاکس‌کان پیش از همه اعلام آمادگی می‌کند.

حقیقت: شاید فاکس‌کان با خرید برند نوکیا، برند شکست خورده‌ای را به تصاحب درآورده، اما بعید نیست با وجود کاهش فروش و استقبال‌ها از گوشی‌های اپل، این روند ادامه‌دار شود و اپل کسب و کار تلفن‌های هوشمندش را واگذار کند و به سراغ بخش‌های سود آورتری برود. مطمئنا اگر هم آیفون رو به افول برود، به سرنوشت برند آیپاد دچار نخواهد شد که اپل رسما رهایش کرده است. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، فاکس‌کان می‌تواند یکی از متقاضیان خرید این برند باشد.

هوآوی

نظریه احتمالی: روی قاب پشتی آیفون‌ها عبارت “Designed in California” به معنی طراحی شده در کالیفرنیا به چشم می‌خورد اما همه می‌دانیم که تمام آیفون‌های این شرکت در چین و بوسیله فاکس‌کان تولید می‌شوند. تمامی وسایل الکترونیکی در حال حاضر از شن‌زن چین می‌آیند، همان شهری که مقر اصلی هوآوی (سومین برند تولید کننده گوشی‌های هوشمند پس از اپل و سامسونگ) در آن قرار دارد.

در همکاری با Leica و تولید گوشی‌های رده بالایی که پتانسیل رقابت با آیفون را دارند، هوآوی در سال گذشته حدود ۹.۲ میلیارد دلار در بخش تحقیق و توسعه هزینه کرده، یعنی حدود یک میلیارد دلار بیش از اپل! همچنین فروش این شرکت در اروپا در سال ۲۰۱۵ دو برابر شده است.

حقیقت: با جمله هل‌وی شروع می‌کنیم که می‌گوید:

به لطف بازار چین و اقتصاد این کشور، هوآوی پشتوانه بزرگی دارد. این شرکت نقش بزرگی در صنعت گوشی‌های هوشمند دارد و جدیدترین اسمارت فون‌های آن را می‌توان جز بهترین‌های موجود دانست. آن‌ها بسیار قدرتمند هستند.

اما تا زمانی که اپل به طور جدی به فکر جبران کاهش فروش گوشی‌های خود است، می‌توان امیدوار بود که هوآوی نتواند باعث وخیم‌تر شدن اوضاع اپل شود.

نوشته ۶ برند در دنیای فناوری که می‌توانند اپل را به چالش بکشند! اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

تجزیه‌وتحلیل اطلاعات چیست؟ میلیاردهای آینده را بهتر بشناسیم

تجزیه‌وتحلیل اطلاعات چیست؟ میلیاردهای آینده را بهتر بشناسیم

علوم کامپیوتری در دنیای امروزی ما به‌شدت در حال پیشرفت هستند و بخش عمده‌ای از این پیشرفت را می‌توان با افزایش چشمگیر حجم داده‌ها همراه دانست؛ به‌ این‌ ترتیب می‌توان درک کرد که چرا تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها در دنیای امروزی ما به‌عنوان شغلی برای میلیاردرهای آینده، برای خود نامی دست‌ و پا کرده است.

برای درک بهتر از موضوع افزایش حجم داده‌های جهانی بهتر است نگاهی به اطراف خود بیندازید، هر یک از ما در صورت نداشتن یک هارددیسک اکسترنال، حداقل حجمی فراتر از ۳۰۰ گیگابایت داده را بر روی تلفن همراه هوشمند، تبلت، کامپیوتر خانگی و USB فلش‌های خود در اختیار داریم. حال کافی است تا حجمی که فیلم‌های DVD و بلوری داخل خانه شما به خود اختصاص داده‌اند را به همراه حجم انباره داده‌های برادران، خواهران و پدر و مادر خود به این مقدار بیفزایید تا به میزانی چند ترابایتی دست پیدا کنید.

حال تنها ۱۰ الی ۱۵ سال در زمان به عقب سفر خواهیم کرد، کدام‌یک از شما ۱۵ سال پیش با عبارت ترابایت آشنا بود؟! در آن زمان هارددیسک استاندارد برای کامپیوترهای خانگی در ارقامی بین ۸۰ تا ۱۶۰ گیگابایت تعریف شده بود، دیسک‌های مدرن و به‌روز، دی‌وی‌دی‌ها بودند که البته قیمت آن‌ها بسیار بالا بود، تلفن‌های همراه نهایتا در اوج لوکس بودن، نزدیک ۴ گیگابایت حافظه داخلی داشتند و عملا در کمتر مکانی هارددیسک اکسترنال وجود خارجی داشت. لپ‌تاپ، تبلت و تلفن‌های همراه هوشمند عملا ابزارهایی لوکس به‌حساب می‌آمدند و بیشتر ما کامپیوترهای خانگی دسکتاپ در اختیار داشتیم. به‌این‌ترتیب در هر خانه‌ای نهایتا حجم داده‌ها به‌زحمت به ۲۰۰ الی ۳۰۰ گیگابایت می‌رسید.

حال همین معادله عددی را به مقیاس کلان داده‌ها انتقال بدهید. در سال‌های پایانی قرن پیش، نه تجارت الکترونیک برای ما معنی داشت و نه از اینترنت پرسرعت خبری بود. در آن دوران سنگین‌ترین حجم داده در یک سرور برای یک وب‌سایت در محدوده گیگابایت باقی مانده بود. جالب است بدانید که در سال ۱۹۹۶ در سراسر جهان تنها تعداد ۸۰۰ هزار وب‌سایت وجود داشت و این رقم در سال ۲۰۰۸ به ۱۶۰ میلیون رسید و امروزه بیش از یک میلیارد وب‌سایت وجود دارند که برای کنترل داده‌های برخی از آن‌ها، ترابایت به‌عنوان یک عدد بچگانه و خنده‌دار به‌حساب می‌آید.

البته تمامی این آمار برای دنیای آنلاین، در دنیای آفلاین نیز به چشم می‌خورند، تعداد فروشگاه‌های بزرگ در سطح جهانی بسیار بالاتر رفته‌اند و تنوع اجناس به‌طور چشمگیری افزایش یافته است و تمامی این موارد تنها انسان را با یک مشکل بزرگ دست‌به‌گریبان خواهد کرد: با این حجم داده چگونه می‌توان به‌صورت هوشمندانه کار کرد تا بتوان از آن‌ها نهایت بهره را برد؟!

پاسخ به این سوال را باید در فنون تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها (Data analysis) جستجو کرد. برای درک بهتر این مفهوم با یک مثال به سراغ شما می‌آییم. امروزه در میان کاربران تلفن‌های همراه در کشور، به‌جرات رقمی فراتر از ۲۰ میلیون کاربر برای اپراتور‌های مخابراتی مثل ایرانسل یا همراه اول وجود دارد. با این حال ما مثال خود را بر پایه این تعداد از کاربر تعریف خواهیم کرد.

اگر این اپراتور بخواهد برای کاربران خود بسته‌های اینترنتی عادی را ارایه کند، بدون شک سودی ثابت خواهد داشت ولی ضریب سود این شرکت‌ها از بسته‌ها می‌تواند به‌سادگی افزایش پیدا کند. در نظر بگیرید که هر کاربر در طول روز برای ساعاتی خاص به استفاده از تلفن همراه هوشمند خود برای ورود به شبکه اینترنت دست می‌زند. این امر برای هر منطقه می‌تواند متفاوت باشد، برای نمونه در طول ساعات روز و یا در طول ساعت نیمه‌شب می‌توان انتظار تفاوت‌هایی عمده در استفاده از اینترنت مشاهده کرد و یا میزان اتصال به شبکه اینترنت در کلان‌شهرهایی مانند تهران، شیراز و اصفهان و … را نمی‌توان با شهرهای کوچک‌تر مقایسه کرد.

به‌ این‌ ترتیب اپراتور مخابراتی باید بداند که کاربران این اپراتور در چه ساعاتی کمترین ترافیک را بر روی شبکه اینترنت آن‌ها دارند و در کدام مناطق، کدام ساعات به‌عنوان ساعات اوج مصرف مطرح هستند. به دست آوردن این اطلاعات می‌تواند بسیار دشوار باشد زیرا برای هر یک از این ۲۰ میلیون کاربر می‌توان مولفه‌هایی مانند منطقه کاربری، ساعت کاربری، میزان متوسط استفاده از اینترنت بر اساس کیلوبایت، میزان دانلود محتوا، نرم‌افزارهای همراه پرمصرف کاربر در شبکه اینترنت و صدها مورد دیگر را در نظر گرفت. اگر تعداد مولفه‌های مدنظر را برابر با تنها ۱۰۰ مورد بگیریم می‌توانید مشاهده کنید که برای تحلیل عملکرد کاربران در تنها یک روز، نیاز به پردازش تعداد ۲۰ میلیون در ۱۰۰ عدد ردیف داده داریم که نتیجه به‌دست‌آمده برابر با ۲ میلیارد ردیف داده محاسباتی (البته در واقعیت این تعداد به‌مراتب بیشتر از این مثال اولیه هستند) است. بدون شک مغز انسان قادر به تحلیل این داده‌ها نیست و برای همین نیز ابزارهایی برای استفاده مفید از این داده‌ها مورد نیاز هستند که به این ابزارها و تکنیک‌ها، فنون تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها می‌گویند.

به کمک تحلیل داده‌ها، اپراتور مورد نظر می‌تواند بسته اینترنتی ویژه‌ای را ارایه کند که کاربران بتوانند با پرداخت هزینه‌ای کمتر از حد معمول به اینترنت همراه متصل شوند ولی این کار تنها در محدوده زمانی خاصی قابل انجام است. این محدوده زمانی نباید بسیار خارج از قاعده باشد (برای نمونه کمتر کسی بسته اینترنتی ساعات ۲ الی ۵ شب را خریداری خواهد کرد) و در عین‌ حال نیز ترافیک شبکه این اپراتور در این ساعات باید در حداقل قرار داشته باشد. به‌ این‌ ترتیب کاربران به استفاده از این ساعات روی خواهند آورد و ترافیک در طول ساعات مختلف به‌صورت متعادل‌تر خواهد بود، شرکت اپراتور یاد شده می‌تواند با کاهش قیمت‌های خود، سود بیشتری را به دست بیاورد زیرا هزینه مدیریت پهنای باند برای ساعات اوج مصرف کاهش خواهد یافت.

این مثال ساده به شما ماهیت تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها را نشان می‌دهد. شرکت‌های بزرگ حاضر به پرداخت حقوقی نجومی به افرادی هستند که این فنون را فراگرفته‌اند و به همین دلیل نیز متوسط حقوق یک تحلیل‌گر داده در ابتدای کار بین ۵۰ تا ۷۵ هزار دلار در سال است. این رقم برای تحلیل‌گران حرفه‌ای و باسابقه به بالاتر از ۱۶۵ هزار دلار در سال می‌رسد.

فضای متنی ما در این مقاله بسیار محدود است و به همین دلیل نیز از دوستان عزیز درخواست می‌کنم که در صورت داشتن سوال در این زمینه، آن را در بخش نظرات مطرح کنند تا در اسرع وقت به‌صورت شخصی به آن‌ها پاسخگو باشم.

نوشته تجزیه‌وتحلیل اطلاعات چیست؟ میلیاردهای آینده را بهتر بشناسیم اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

چرا سامسونگ و هوآوی باید به اندروید وفادار بمانند؟!

چرا سامسونگ و هوآوی باید به اندروید وفادار بمانند؟!

شایعات جدیدی که این روزها در رسانه‌ها منتشر شده است، نشان دهنده این موضوع است که کمپانی‌های سامسونگ و هوآوی در تلاش هستند تا سیستم عامل اختصاصی خود را طراحی کنند. این موضوع می‌تواند جذاب به نظر برسد. اما به نظر من، اصلا مناسب نیست. می‌پرسید چرا؟ دلایل خود را برای شما توضیح خواهم داد.

طبق آماری که در ماه ژوئن ۲۰۱۶ گرفته شد، سیستم عامل اندروید با کسب دو سوم از بازار (حدود ۶۵.۵۸ درصد) توانست جایگاه نخست را در زمینه موبایل و تبلت به خود اختصاص دهد. Gartner در این زمینه گزارش داد که در سه ماهه اول سال جاری، سیستم عامل اندروید توانسته ۸۴ درصد از بازار را از آن خود کند. درصدهای باقی مانده به سیستم عامل‌های iOS، ویندوزفون و بلک‌بری اختصاص می‌یابد و سیستم عامل‌های دیگر تنها سهم بسیار کوچکی را به خود اختصاص داده‌اند.

به صورت کوتاه و مختصر، اندروید را می‌توان سیستم عاملی دانست که در دنیای تکنولوژی، استفاده زیادی از آن می‌شود.

با این حال اگر سامسونگ و هوآوی اقدام به طراحی سیستم عامل اختصاصی خود کنند، بسیاری از سهم بازار را از دست خواهند داد. اما تجربه نشان داده است که کمپانی‌های اشاره شده توانایی انجام این کار را دارند.

در ادامه این تحقیقات، مشخص شد که سامسونگ توانسته در نیمه اول سال ۲۰۱۶، در حدود ۲۳.۲ درصد از سهم بازار را به خود اختصاص دهد و هوآوی نیز با چیزی حدود ۸.۲ درصد توانست سود خوبی از این قسمت نصیب خود کند.

با وجود محبوبیت زیاد شرکت‌های سامسونگ و هوآوی، آیا آنها شجاعت این را دارند تا به اندروید پشت کرده و به وسیله سیستم عامل اختصاصی خود وارد این عرصه شوند؟!

همانطور که می‌دانید، شرکت سامسونگ توانسته در بسیاری از بازارها ورود کند. اما کماکان از سرویس‌های گوگل مانند Maps ،Search و Google Play Store استفاده می‌کند.

کاربران سامسونگ، به این موضوع خو گرفته‌اند و حساب ویژه‌ای روی این نرم‌افزارها که در دیوایس‌های گلکسی آنها یافت می‌شوند، باز کرده‌اند. اما چیزی که باعث می‌شود تا این شرکت کره‌ای همچنان به اندروید وفادار بماند، تعداد اپلیکیشن‌های موجود بر روی فروشگاه Google Play است. این مسئله، چیزی است که سامسونگ سخت می‌تواند با آن رقابت کند.

اما موضوع در مورد هوآوی کمی متفاوت است. چرا که این شرکت در کشور چین، جایگاه نخست را در اختیار دارد و فروشگاه نرم‌افزاری مخصوص به خود را نیز در کشور اشاره شده داراست. طی مصاحبه‌ای که آقای Changzhu Li، مدیر ارشد بخش موبایل شرکت هوآوی انجام داده است، مسئولان این شرکت چینی، ضعف سیستم عامل اندروید در کیفیت اپلیکیشن‌ها را دیده‌اند. به این ترتیب، ما مطمئنا فروشگاه نرم‌افزاری هوآوی را زودتر از سیستم عامل اختصاصی آن خواهیم دید که به آمریکا و غرب دنیا راه پیدا می‌کند.

شرکت هوآوی به تازگی یکی از مهندسان سیستم عامل که پیشتر در کمپانی نوکیا مشغول به کار بود را استخدام کرده است. این موضوع، نمی‌تواند بی‌ربط به شایعه اشاره شده در این مطلب باشد. تصمیم گوگل مبنی بر بسته‌تر کردن سیستم عامل اندروید، می‌تواند یکی از دلایل این امر باشد. اما مهندسان سیستم عامل در ابتدا می‌خواهند تا رابط کاربری EMUI را توسعه داده و سپس به سراغ سیستم عامل اختصاصی بروند. مشخص است که مسئولان شرکت چینی اشاره شده، کار سخت و دشواری را پیش رو خواهند داشت.

اندروید در حال حاضر، تنها روی تلفن‌های هوشمند عملکرد خوبی دارد

در حال حاضر سیستم عامل اندروید در قسمت‌های مختلفی در حال استفاده است. این موضوع شامل تلویزیون‌های هوشمند و گجت‌های پوشیدنی نیز می‌شود. اما Android TV نتوانست آنچنان که باید و شاید به خاطر ضعف در قسمت اپلیکیشن‌ها، موفق شود و شکست بزرگی را در این زمینه تجربه کرد. Android Wear نیز نتوانست موفق باشد. چرا که وابستگی بسیار زیادی به سیستم عامل اندروید در تلفن‌های هوشمند داشت.

در قسمت گجت‌های پوشیدنی و سیستم‌های خانگی، شرکت سامسونگ می‌تواند موفق باشد. این شرکت کره‌ای در حال حاضر در حال طراحی سیستم عاملی با نام تایزن برای گجت‌های پوشیدنی است. اما سوییچ کردن به سیستم عامل تایزن برای تلفن‌های هوشمند، می‌تواند ریسک بزرگی برای سامسونگ به حساب آید. همانطور که گجت‌های پوشیدنی امروزه در حال پیشرفت هستند، سیستم عامل اندروید نیز به همان نسبت در حال کسب موفقیت‌های بیشتر است.

حرف آخر

سیستم عامل اندروید به تولیدکنندگان اجازه می‌دهد تا تغییرات مورد نیاز خود را روی آن اعمال نمایند. به همین دلیل، کمپانی‌هایی مانند هوآوی، سامسونگ، اچ‌تی‌سی، سونی و دیگر شرکت‌ها می‌توانند تغییرات دلخواه خود را روی این سیستم عامل داده و آن را متناسب با نیاز خود برای کاربران عرضه نمایند. همکاری این شرکت‌ها باعث شده است تا هسته اندروید به مرور قوی‌تر و مستحکم‌تر شود. اما این موضوع بدون همکاری، بسیار سخت بود و گوگل راه دشواری را پیش روی داشت.

برای تولیدکنندگان، سیستم عامل اندروید به عنوان یک هسته آماده و قابل استفاده به حساب می‌آید که می‌تواند آنها را در بسیاری موارد جلو بیاندازد. اما شرکت‌های سامسونگ و هوآوی توانایی این را دارند تا با طراحی سیستم عامل اختصاصی، روی پای خود بایستند و از این طریق، سرویس‌های بیشتر و مختلفی را در اختیار کاربران خود قرار دهند.

نوشته چرا سامسونگ و هوآوی باید به اندروید وفادار بمانند؟! اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

۹ پیشرفت فوق‌العاده در ۳ سال اخیر: ما در آینده زندگی می‌کنیم!

۹ پیشرفت فوق‌العاده در ۳ سال اخیر: ما در آینده زندگی می‌کنیم!

از سال ۲۰۱۳ تا امروز خیلی چیزها عوض شده است. این رشد و دگرگونی چنان سریع اتفاق افتاده که گویی در آینده به سر می‌بریم. انگار نه انگار که همین سه سال پیش بود و هیچکدام از این چیزهایی که الان به صورت روزانه مورد استفاده قرار می‌دهیم اصلا وجود خارجی نداشتند. ۹ اختراع از سال ۲۰۱۳ تا امروز به بازار آمده‌اند که زندگی ما را دگرگون و غیر قابل قیاس با گذشته کرده‌اند. با ما باشید تا مروری کنیم از ۹ اختراع جدید ولی پر مصرف فردا که امروز از آنها استفاده می‌کنیم.

۱- دنبال کردن فعالیت‌های ورزشی با ساعت مچی

این ساعت‌های هوشمند بهترین مثال برای ملاقات مد و فناوری با هم هستند. امروزه ساعت‌های هوشمند هر کاری که فکرش را بکنیم انجام می‌دهند، ولی موثرترین آنها همین تحلیل و گزارشات فعالیت‌های ورزشی است. مسلما همه ما در بیشتر اوقات زندگی ساعت به دست داریم و از گوشی همراه هم با ما همراه‌تر است. پس بی‌راه نیست این همراه همیشگی با این همه حسگر میزان خواب، کالری سوزانده شده، قدم‌های رفته و وزن ایده‌آل ما را بهتر از خودمان بداند.

اگر برگردیم به سه سال پیش ساعتمان هیچ کاری نمی‌کرد جز نمایش زمان! ولی امروز همین ساعت تبدیل به مربی ورزشی ما شده است و تقریبا اکثر نیازها را پاسخگو است. هرچند در این بازار شلوغ اسمارت واچ‌ها اپل اولین ساعت هوشمند را معرفی نکرد ولی انصافا کاراترین و پر استفاده‌‌ترین آنها را به بازار فرستاد تا لیدر این ترند باشد. ساعتی که پس از دو سال هنوز کهنه نشده و با به‌روز رسانی‌های نرم‌افزاری همچنان جدید و رویایی است. اگر هنوز با آن غریبه و نا آشنا هستید با ما می‌توانید اپل واچ را بیشتر بشناسید.

۲- تجربه کردن چیزهایی که کنار ما نیستند

دستگاه‌های واقعیت مجازی خیلی سرگرم کننده‌تر از چیزی هستند که در اصل باید باشند. متاسفانه در همین سال‌های اخیر بیشتر روی جنبه تفریحی و سرگرمی این فناوری تبلیغ شده است و هرچند ما نوشتیم که واقعیت مجازی کاربردی فراتر از بازی‌های ویدیویی دارد ولی باز هم کمتر کسی به قدرت واقعی این فناوری فکر می‌کند. اصل ماجرا این است که هدست‌های VR یا همان واقعیت مجازی قرار است تجربه‌ای را به ما منتقل کنند که واقعی نیست و حضور خود را در جایی احساس کنیم که واقعا آنجا نیستیم و صد البته که در علوم پزشکی و صنایع نظامی بسیار مفید و پر کاربرد هستند.

۳- پرداخت بدون پول نقد و کارت بانکی

کیف پول‌های درون موبایل دیگر یک چیز عجیب و غریب نیستند. سرویس‌های پرداخت اپل‌پی، اندرویدپی و باقی برند پی‌ها (!) حالا ما را بخشی از اکوسیستم خود کرده‌اند و سعی دارند جای کارت بانکی و پول نقد را به طور کامل بگیرند. مخصوصا حالا که اپل‌پی روی وب هم جواب می‌دهد و دیگر نیاز نیست پای کارت‌خوان بریم و گوشی خود را به آن بکوبیم.

۴- فرستادن عکس‌هایی که بعدا خودشان را پاک می‌کنند

هرچند این ایده در سال ۲۰۱۳ عجیب و دور از ذهن می‌آمد ولی الان جامه عمل پوشیده است. امروزه دیگر این قابلیت برای پیام‌ها کاملا عادی و گاهی ضروری است. اسنپ‌چت به عنوان رایج‌ترین سایت اجتماعی بین نوجوانان این قابلیت را در اختیار کاربرانش می‌گذارد تا عکس‌ها پس از دیده شدن به صورت خودکار پاک شوند.

۵- حضور در عکسی که خودمان می‌اندازیم

 سلفی یا خودنگاره در سال ۲۰۱۳ تعریفی برای خود نداشت و کسی نمی‌دانست که یکسال بعد چطور مردمی و فراگیر می‌شود. حالا دیگر از مردم عادی گرفته تا مشهورترین چهره‌ها و ستاره‌ها را در حال سلفی انداختن می‌بینید. البته در عمومی کردن این نوع از عکاسی، نقش سلفی استیک‌ یا مونو پاد‌هایی که گوشی موبایل را نگه می‌دارند، بسیار پر رنگ است.

۶- انتخاب زاویه دلخواه دوربین در حین تماشای ویدیو

در نسل جدید عکاسی و فیلمبرداری ۳۶۰ درجه شما قادر خواهید بود تا در عکس یا ویدیو بچرخید و از هر زاویه‌ای که دوست دارید به تماشای آن بپردازید. این قابلیت حالا در اکثر سایت‌های اجتماعی نظیر فیسبوک و یوتیوب هم پشتیبانی می‌شود و شما براحتی می‌توانید محتوای ۳۶۰ درجه خود را با دیگران به اشتراک بگذارید. البته این عکس‌ها و ویدیوهای ۳۶۰ درجه در اصل برای هدست‌های واقعیت مجازی ایجاد شده‌اند که باعث می‌شود خود را در همان محیط احساس کنید. هرچند قبلا برای انجام این کار بایستی چندین دوربین را حول یک محور به هم وصل می‌کردید، ولی امروزه دوربین‌های مخصوص تصویربرداری ۳۶۰ درجه با قیمتی مناسب و کاربری آسان در دسترس است.

۷- دانلود ویدیو با سرعت برق و باد

با ورود و ایجاد نسل چهارم مخابراتی این سرعت بالای دانلود کاملا همه گیر شد و تمامی نقاط دنیا حتی ایران را هم درنوردید. حالا دیگر دانلود سریع و برق‌آسای فایل‌های سنگین ویدیویی با کیفیت بلوری آرزو نیست، بلکه امری روزمره شده است. به هر حال فراموش نکنیم که این کار قبلا هم با نسل سوم انجام می‌شد ولی در بهترین حالت ممکن ۵ برابر بیشتر زمان می‌برد.

۸- ساخت فیلم و ویدیو کلیپ در موبایل

سابقا این قبیل کارها هزینه خاص خود را داشت ولی امروزه هر کسی می‌تواند با توجه به قدرت پردازشی اسمارت فون خود و استفاده از اپ‌هایی با کاربری بسیار آسان به راحتی و بدون صرف هزینه‌ای فیلم یا ویدیو موزیک مورد نظر خود را بسازد. سایت‌های اجتماعی زیادی هم تشنه این محتواهای ارزان برای به اشتراک گذاری هستند. حتی اپلیکیشن‌های هوشمندی هم هستند که تمام این پروسه را خود بر عهده می‌گیرند و شما فقط نظاره‌گر خواهید بود.

۹- گپ زدن با کامپیوتر

این مورد دیگر اصل فیلم‌های علمی تخیلی است. اینکه آدم با کامپیوتر و یا دستیار صوتی هوشمند خود صحبت کند و کارهایش هم به صورت خودکار راه بیافتد خیلی رویایی است. ولی امروزه این رویا به واقعیت تبدیل شده و سرویس و اکوسیستمی نیست که این قابلیت را چه به شکل دستیارهای هوشمند صوتی و چه بات‌های نرم‌افزاری پیام رسان‌ نداشته باشد. حالا با توجه به پیشرفت هوش مصنوعی، شبکه عصبی و یادگیری ماشینی فهم زبان طبیعی انسان‌ها برای ماشین بسیار ساده‌تر شده و درصد خطای آنها در درک دستورات نیز بسیار کمتر از پیش است. امروزه ما با تلویزیون و ساعت مچی خود نیز صحبت می‌کنیم چه برسد به کامپیوتر!

نظر شما چیست؟ آیا از این اختراعات استفاده می‌کنید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

نوشته ۹ پیشرفت فوق‌العاده در ۳ سال اخیر: ما در آینده زندگی می‌کنیم! اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

نگاهی به تکنولوژی شارژ سریع Dash Charge و مقایسه آن با Quick Charge کوالکام

نگاهی به تکنولوژی شارژ سریع Dash Charge و مقایسه آن با Quick Charge کوالکام

یکی از نقاط ضعف اسمارت‌فون‌ها، عمر باتری است. مطالعاتی که پیش از این انجام شده است، نشان می‌دهد که عمر باتری‌ها نسبت به قبل چندان تفاوتی ندارد. تنها نکته مثبت این است که گوشی‌های هوشمند به طور متوسط ۶۵ درصد سریعتر نسبت به قبل شارژ می‌شوند و این به دلیل وجود تکنولوژی‌های شارژ سریع است. به عنوان مثال، Quick Charge کوالکام در گوشی‌های سامسونگ، ال‌جی و اچ‌تی‌سی پشتیبانی می‌شود.

یکی از فناوری‌های شارژ سریع Dash Charge است که در وان پلاس ۳ دیده می‌شود. این فناوری که مبتنی بر فناوری VOOC اوپو است، قول می‌دهد که با نیم ساعت شارژ بتوانید یک روز با گوشی کار کنید. در حقیقت، Dash Charge تنها با نیم‌ساعت شارژ، دو سوم باتری را شارژ‌ می‌کند، که دستاورد بسیار خوبی است. اما سوال اینجاست که چه جادویی پشت Dash Charge نهفته است و آیا این تکنولوژی بهتر ار تکنولوژی‌های رقیب است؟

چه چیزی شارژ سریع را سریع می‌کند؟!

تقریبا تمام گوشی‌ها از باتری لیتیوم یون استفاده می‌کنند. از نظر شیمیایی، لیتیوم ماده‌ای است سبک و شارژ‌پذیر، پس این به سلول‌های باتری اجازه می‌دهد که وزن کمی داشته باشند و انرژی زیادی را نسبت به وزن خود ذخیره کنند. اما لیتیوم ماده بسیار سختگیری است و باید با دقت با آن برخورد شود. بدرفتاری با این ماده باعث کوتاه‌شدن عمر باتری و گاها انفجار می‌شود. سازندگان برای اینکه این ریسک‌ها را کاهش دهند از مدارهای مخصوص در باتری،‌ شارژر و گوشی استفاده می‌کنند تا انتقال قدرت را منظم کنند.

اگرچه شارژ کند، ایمن‌تر است، اما کسی نمی‌خواهد تا ابد منتظر بماند تا گوشیش شارژ شود. اینجاست که فناوری شارژ سریع وارد می‌شود. به طور بنیادین تمام فناوری‌های شارژ سریع مانند یکدیگر کار می‌کنند: قرار دادن انرژی بیشتر در باتری تا جایی که ایمن باشد. باتری‌های لیتیومی زمانی که خالی باشند یا از مرز شارژی پایین‌تر بروند، می‌توانند انرژی بیشتری در خود ذخیره کنند. تکنولوژی‌های شارژ سریع از این خاصیت استفاده می‌کنند. به همین دلیل است که باتری‌های که از این تکنولوژی استفاده می‌کنند، از صفر تا یک حد مشخص را سریع شارژ می‌کنند و سپس به حالت شارژ عادی بر می‌گردند. به عنوان مثال، تنها ۳۰ دقیقه طول می‌کشد تا باتری وان‌پلاس ۳، ۶۳ درصد شارژ شود. پس از این مرز، ‌۴۴ دقیقه دیگر زمان لازم است تا بقیه باتری شارژ شود.

چرا Dash Charge خاص است؟

از منظر کلی، Dash Charge چندان تفاوتی با دیگر تکنولوژی‌های شارژ سریع ندارد. مانند دیگر فناوری‌ها، ابتدا میزان زیادی انرژی به باتری متقل می‌کند و به مرور، سرعت شارژ را کاهش می‌دهد. تفاوتی که Dash Charge با دیگر تکنولوژی‌ها دارد، نحوه انتقال قدرت از شارژر به گوشی است. Quick Charge کوالکام از ولتاژ بیشتری استفاده می‌کند تا انتقال قدرت را افزایش دهد. Dash Charge برای این کار از جریان بیشتری استفاده می‌کند. هر دو روش کار مورد نظر را انجام می‌دهند، اما هرکدام نقاط ضعف و قوتی دارند.

Quick Charge سازگاری بیشتری دارد. کافی است که هر گوشی که با این تکنولوژی سازگار است به هر شارژی که با این تکنولوژی سازگار است، متصل شود و فرایند آغاز شود. کابل USB تا زمانی که کانکتور مناسب را در هر دو طرف دارد، چندان مهم نیست. اما برای استفاده از Dash Charge، حتما باید شارژر و کابل را از وان‌پلاس خریداری کنید. البته این موضوع بیشتر امنیت را در نظر گرفته است، چون هر کابلی ممکن است نتواند ایمنی را در نظر بگیرد.

در نگاه اول،‌ کار وان‌پلاس ممکن است بیهود به نظر برسد. Dash Charge و Quick Charge هر دو  با قدرت‌های ۱۵ و ۲۰ وات کار می‌کنند، پس چرا دومی نیاز به کابل مخصوص دارد؟ این به این دلیل است که در جریان‌های الکتریکی، جریان بیشتر نیاز به کابل ضخیم‌تر دارد، اما ولتاژ زیاد اینگونه نیست. به همین دلیل است که Quick Charge با یک کابل USB معمولی نیز کار می‌کند و Dash Charge نیاز به کابل ضخیم‌تری دارد. اگر از کابل باریک‌تری استفاده کنید، باتری دیرتر شارژ می‌شود.

سوال دیگری که پیش می‌آید این است که چرا اساسا Dash Charge اینگونه طراحی شده است؟ به این دلیل که با این فناوری، وان‌پلاس ۳ در هنگام شارژ، خنک‌تر می‌ماند. گوشی‌هایی که از تکنولوژی Quick Charge کوالکام استفاده می‌کنند، دارای یک مدار مخصوص هستند که ولتاژ وارده از شارژر را کاهش می‌دهد. این کار گرما در گوشی ایجاد می‌کند که ممکن است CPU و GPU را کند کرده و در نهایت،‌ منجر به کندشدن شارژ شود. از طرف دیگر، وقتی یک باتری در معرض گرما قرار می‌گیرد، عمر آن کوتاه می‌شود. در Dash Charge، مدارهای ولتاژ و جریان در درون شارژر قرار گرفته‌اند، پس چیز کمی در وان‌پلاس باقی‌ مانده است تا گرما تولید کند. در نتیجه، اگر شما تصمیم بگیرید که در حین شارژ، بازی کنید، احتمال کمی وجود دارد که CPU و GPU کند شوند. در نهایت، سرعت شارژ کمتر تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

با این حال،‌ آیا Dash Charge تکنولوژی بهتری است؟

بستگی به این دارد که شما چگونه به مسئله نگاه کنید. Dash Charge مشکلات مخصوص به خود را دارد، اما وان‌پلاس ۳ به‌سرعت شارژ می‌شود. در حال حاضر این گوشی، یکی از سریعترین شارژها را در بین گوشی ها دارد و رتبه ۴ را در لیستی که صدها گوشی دارد، به خود اختصاص داده است. وان‌پلاس ۳ با ۱۵ دقیقه شارژ، ۱۹ درصد، با نیم ساعت شارژ، ۶۳ درصد و با یک ساعت شارژ، ۹۶ درصد شارژ می‌شود. تمام ظرفیت پس از ۷۴ دقیقه شارژ می‌شود. برای اینکه درک بهتری داشته باشید،‌ باید بدانید که وان‌پلاس ۳، از گلکسی S7،‌ ال‌جی G5، اچ‌تی‌سی ۱۰، آیقون ۶s و اکسپریا Z5 زمان شارژ سریع‌تری دارد. این در حالی است که همه گوشی‌های گفته شده، باتری برابر یا کم حجم‌تری از باتری وان‌پلاس ۳ دارند.

اما Dash Charge نیز مشکلات خود را دارد. همانطور هم که قبلا گفته شد، برای استفاده از این تکنولوژی باید شارژر و کابل مخصوص آن را داشته باشید. این برای شما، ۳۳ دلار هزینه دارد و حتما باید از فروشگاه‌های وان‌پلاس آن را خریداری کنید. در مقام مقایسه، ده‌‌ها شارژر سازگار با Quick Charge وجود دارد و تقریبا هر کابل USB می‌تواند گوشی شما را شارژ کند.

نوشته نگاهی به تکنولوژی شارژ سریع Dash Charge و مقایسه آن با Quick Charge کوالکام اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

وقتی که ایرانسل به خودش شلیک می‌کند!

وقتی که ایرانسل به خودش شلیک می‌کند!

شاید دیگر همه از خبر چند روز پیش مطلع شده باشند، لو رفتن اطلاعات بیش از ۲۰ میلیون مشترک ایرانسل که بازتاب بسیار زیادی در جامعه داشت. برخی آشفتند، بعضی متعجب شدند و عده‌ای نیز بیخیال که لو رفتن صاحبان خط‌های ایرانسل، چه حاصلی برای بقیه دارد.

پای این ماجرا به مجلس نیز کشیده شد و وزیر ارتباطات و فناوری، به‌صورت شفاف اعلام کرد که قضیه لو رفتن این اطلاعات، چیز جدیدی نیست و مربوط به دو سال و نیم پیش است که این اپراتور به درخواست یکی از نهادها، اقدام به ارایه شماره‌ها کرده است و ظاهرا به علت خطای یکی از کارکنان آنجا، این اطلاعات به بیرون درز کرده است.

البته این داستان وقتی رنگ و بوی جدی‌تر به خودش گرفت که یک جوان ۱۹ ساله با استفاده از یک ربات تلگرامی و بیشتر از همه برای سرگرمی (و شاید هم جلب توجه)، این مشخصات را لو داد تا پلیس فتا هم وارد بازی شود و دیگر ادامه ماجرا…

اما در این بین، تنها یک جای خالی احساس می‌شد و آن هم حضور متهم اصلی داستان بود، ایرانسل که سعی کرده بود سر خودش را به نوعی زیر برف کرده و بدون توجه به هیاهوی اطراف، هیچ عکس العملی را نشان ندهد. اما بالاخره شرایط این کارزار به جایی رسید که این اپراتور از ترس بیشتر زخمی شدن، خودی نشان داد و با دادن یک بیانیه، عملا کاری کرد که نه تنها خشم برخی و تعجب بعضی تبدیل به آرامش نشود، بلکه حتی آن عده بی‌تفاوت نیز با دیده اخم آلود به این اپراتور زرد بنگرند! در واقع فرار به جلو، کاری با این اپراتور کرد که در این چند روز هیچ‌کس نتوانسته بود انجام دهد! این اپراتور اگر تنش زخمی شده بود، با شلیک یک گلوله به خودش، رسما قافیه را باخت تا همه بفهمند عدم مسئولیت پذیری و تناقض گویی، چگونه می‌تواند تبدیل به یک کابوس شود.

در بیانیه ایرانسل، بدون آنکه این اپراتور کوچک‌ترین اخمی به ابرو بیاورد و یا بابت لو رفتن این اطلاعات کوچک‌ترین عذرخواهی و حتی توجیهی بکند، از بیخ و بن همه چیز را تکذیب کرده و با این عمل، نه تنها از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرده، بلکه تلاش نموده تا این توپ را با ناشی‌گری تمام، به زمین سایر اپراتورها بیاندازد!

ایرانسل در بیانیه‌اش آورده: «حفظ محرمانگی و حریم خصوصی مشترکان جزء اصول اولیه و قطعی ایرانسل است و این شرکت هرگز و تحت هیچ عنوانی نه‌تنها اطلاعات مشترکان خود را در اختیار غیر قرار نداده، بلکه برخلاف برخی از اپراتورها با چشم‌پوشی از درآمد قابل ملاحظه، حتی از ارائه اطلاعات مشترکان به شرکت‌های تبلیغاتی دارای مجوز نیز خودداری کرده است.»

در واقع پاراگراف بالا، در تناقض آشکار با صحبت‌های وزیر است که صراحتا اعلام کرده بود که ایرانسل، اطلاعاتش را به یک نهاد داده است! ضمن آنکه بسیاری از کاربران با استفاده از این ربات تلگرامی، شاهد لو رفتن اطلاعات بوده‌اند و مشخص نیست که چرا ایرانسل با چنین فرافکنی و تناقض آشکار، سعی داشته همچنان خودش را امین اطلاعات مردم نشان دهد. بدتر از همه آنکه در انتهای این پاراگراف، در یک اقدام شگفت آور، درست مانند کودکی که برای جلوگیری از اخم والدین، کودک دیگری را مقصر خطایش صدا می‌کند، دست اشاره‌اش را به سوی دیگر دراز کرده و خود را پاک و منزه می‌داند!

ایرانسل در بخش دیگری از بیانیه‌اش آورده است: «با تمهیدات و حفظ به‌روزترین استانداردهای ایمنی اطلاعات؛ سیستم‌های اطلاعاتی و اطلاعات مشترکان ایرانسل هرگز افشا، سرقت و هک نشده‌ و مورد نفوذ و یا در اختیار غیر قرار نگرفته‌ است.
در آستانه بهره‌برداری از پروژه ملی ترابردپذیری شماره‌ها، که براساس آن مشترکان می‌توانند با حفظ شماره خود از اپراتوری به اپراتور دیگر مهاجرت کنند و با پیش‌بینی سیل عظیم مشترکان که به دلیل استفاده از خدمات و سرویس‌های پیشرفته چون نسل چهارم اینترنت، آماده مهاجرت به ایرانسل هستند، دامن زدن به این سناریوی تکراری امری محتمل بود.»

خیلی سخت بتوان واژه‌ای را یافت که بتوان این صحبت‌های ایرانسل را با آن معنا کرد! این اپراتور در حالی سخت بر عدم افشای اطلاعات پافشاری می‌کند که رسمی‌ترین نهادهای کشور، بر پخش شدن آن صحه گذاشته و حتی عاملش را هم شناسایی و دستگیر کرده‌اند! شاید از نظر ایرانسل، این فرد وجود خارجی ندارد و یا یک روح است که تنها رمال‌ها قادر به صحبت با آن بوده و هر کسی هم که اطلاعاتی در این ارتباط به‌دست آورده، شخصا به امور مشترکین این اپراتور مراجعه کرده و به‌صورت پنهانی دست به سرقت زده است!

نکته قابل تامل دیگر، باز هم انگشت اتهام به سمت سایر اپراتورها بردن است، بدون آنکه دلیل مستدلی بر این ادعا آورده شود. در واقع اگر ایرانسل وجود چنین سناریویی که به قول خودش تکراری است را پیش‌بینی می‌کرد، چرا هیچ کاری برای عدم تکرار آن انجام نداد؟ چرا انقدر دیر اقدام به ارایه بیانیه‌ای کرد که با مطالعه متن آن می‌توان به عدم درایت و کنترل چنین موضوع مهمی پی برد؟ اگر قرار بر این است که به خاطر سیستم ترابردپذیری، چنین باعمال پرخطری (البته به ادعای ایرانسل) به راه بیفتد، پس قاعدتا هم زمان با اجرای آن و پر رنگ‌تر شدن رقابت بین اپراتورها، بایستی منتظر بازی‌های خطرناک‌تری بود که دودش به چشم همه خواهد رفت و دیگر چه اصراری است که اصلا این موضوع اجرا شود؟!

در پایان بایستی گفت، ای‌کاش ایرانسل اصلا بیانیه نمی‌داد! ای‌کاش همچنان سکوت می‌کرد و حداقل اگر قرار بود زخمی بشود، با قبول این اشتباه (از طرف هر کسی هم که صورت گرفته باشد) یک عذرخواهی از مشترکین خودش کرده و به‌جای ادعا در برتر بودن، سعی در جبران ایرادات و بهبود سیستمش انجام می‌داد. اما ایرانسل تنها یک کار کرد؛ تفنگش را به بالا آورد و پس از آنکه چند تیر خطا به سمت رقبایش روانه نمود، گلوله آخر را به خودش شلیک کرد تا بگوییم ای‌کاش ایرانسل کمی شهامت برای پذیرش اشتباهش را داشت!

نوشته وقتی که ایرانسل به خودش شلیک می‌کند! اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

آیا حذف جک ۳.۵ میلی‌متری صدا یک کار غیر منطقی است؟!

آیا حذف جک ۳.۵ میلی‌متری صدا یک کار غیر منطقی است؟!

آینده به طور پیوسته در حال نزدیک شدن و به طور مداوم در حال تغییر و تحول است و این آینده نسبت به جسم یا شخصی که شما آن را دنبال می‌کنید، متفاوت است. در حال حاضر در حوزه تکنولوژی “آینده” به USB Type-C، واقعیت مجازی، هوش مصنوعی و بسیاری مسائل دیگر اطلاق می‌شود. در آینده همیشه تلفاتی وجود دارد برای مثال پورت MicroUSB در حال جایگزینی با پورت USB Type-C است و روزی مانند FireWire، SCSI و پورت VGA از دنیای تکنولوژی محو خواهد شد. پورت‌ها و کانکتورها پیوسته در حال به وجود آمدن و از بین رفتن هستند اما یکی از آن‌ها یعنی جک هدفون از زمان اختراع در اواخر قرن ۱۹ تا امروز از بین نرفته بلکه فقط کوچک‌تر شده است.

“درست” یا “غلط” بودن تغییرات در پورت‌ها بحث بیهوده‌ای است چون براساس چند استدلال معتبر، جلوگیری از پیشرفت تکنولوژی کار غیرممکنی است. از بین رفتن جک ۳.۵ میلی‌متری امری غم‌انگیز است، پورتی که در حال دست و پا زدن برای حفظ بقای خود در دنیای تکنولوژی است. جک ۳.۵ میلی‌متری از زمان معرفی در دهه‌های گذشته توسط اولین واکمن سونی تا رایج شدن آن توسط آیپاد اپل و امروزه در گوشی‌های هوشمند همواره همراه ما بوده است. میلیاردها نفر به این پورت کوچک وابسته هستند و بسیاری (مانند من) دلیلی برای از بین رفتن آن نمی‌بینیم. من مقدار کمی اطلاعات درباره صدا دارم و به هدفون‌ها نیز علاقه شدیدی دارم. من می‌توانم ساعت‌ها درباره هدفون‌ها صحبت کنم، اما به طور خلاصه علت علاقه من به هدفون‌ها ناشی از دوست داشتن آهنگ و حسی است که در زمان گوشی دادن به آن به من دست می‌دهد. هدفون‌ها کمک می‌کنند تا مردم خودشان را فراموش کنند، زمانی که توسط هدفون‌ها به آهنگ مورد علاقتان گوش می‌دهید یا آهنگ جدیدی از دوست خود می‌گیرید در پایان روز حال بهتری دارید. البته ممکن است این فقط در مورد من صدق کند، هدفون‌ها برای دویدن، ورزش کردن در باشگاه، گوش دادن به کتاب صوتی و پادکست استفاده می‌شوند. لیست استفاده از هدفون‌ها تمام‌شدنی نیست و تمام این کارها توسط جک ۳.۵ میلی‌متری که ما دوست داریم در بالا یا پایین گوشی هوشمندمان باشد، انجام می‌گیرد.

بسیاری بر این باورند که از بین رفتن این کانکتور باعث وارد شدن به دوره جدیدی از نحوه استماع شخصی می‌شود، دوره‌ای که کیفیت صدا و راحتی استفاده در آن بهبود می‌یابد. این موضوع قابل بحث است و اگر گفته بالا صد در صد هم درست باشد، باز مجموعه جدیدی از مشکلات ایجاد می‌شود. بیا‌یید بگوییم شما دستگاهی با پورت USB Type-C دارید که در آن جک هدفون وجود ندارد و همچنین هدفونی که دارید از نوع Type-C است و هدفون بلوتوثی نیز همراه خود ندارید. حال تصور کنید که باتری دستگاه شما در حال اتمام است، شما تنها در حالتی قادر خواهید بود که هم تلفن خود را شارژ کنید و هم به آهنگ مورد علاقه‌تان گوش کنید که مبدلی برای جدا کردن اتصال شارژر و هدفون داشته باشید، این نوع مبدل‌ها باعث به وجود آمدن مشکلات فراوانی برای خریداران مک‌بوک ۱۲ اینچی که تنها یک پورت USB Type-C دارد، شده است. حال اگر دو پورت جداگانه در دستگاه وجود داشت، من می‌توانستم شارژرم را به یک پورت و هدفونم را به پورت دیگر متصل کنم. این یک موضوع کوچک ولی معتبر برای بحث است.

حال مسائل بسیاری در رابطه با آنالوگ بودن صدا و دیجیتالی شدن آن در هنگام گوش دادن به صدا وجود دارد. وقتی شما آهنگ مورد علاقه خود را در اسپاتیفای پیدا می‌کنید و گوش می‌دهید، در حقیقت شما آهنگ را گوش نمی‌دهید بلکه اطلاعاتی که به صورت صفر و یک است را گوش می‌کنید. این اطلاعات تبدیل می‌شوند (توسط مبدل دیجیتال به آنالوگ دستگاه‌تان، که به عنوان DAC شناخته ‌می‌شود) و صدا را به عنوان سیگنال توسط جک ۳.۵ میلی‌متری به گوش شما می‌رسانند. صرف‌نظر از این‌که از هدفون با کانکتور Type-C یا هدفون بی‌سیم (Wireless) یا هر نوع هدفون دیگری استفاده می‌کنید، این تبدیل باید انجام شود و امری انکار ناپذیر است. صدا آنالوگ است، این سیگنال‌ها هستند که موج ایجاد می‌کنند، هدفونی که از کانکتور Type-C استفاده می‌کند فقط این صفر و یک‌ها را مقدار کمی جلوتر می‌برد و آن‌ها را دیرتر تبدیل می‌کند، شما به جای این‌که فکر کنید کیفیت بالاتر در حال حاضر در گوشی شما وجود دارد، به تراشه DAC و تنظیماتی که تولیدکننده هدفون بر روی آن ایجاد کرده تکیه می‌کنید.

بحث بعدی در رابطه با قدرت و توان مصرفی است، این یک حقیقت است که هدفون‌های با کیفیت صدای بهتر را در ازای مصرف انرژی بیشتر انجام می‌دهند. این احتمال وجود دارد که یک جفت هدفون تجملی و گران‌قیمت با اتصال Type-C در ازای صدای بهتر، انرژی بیشتری از دستگاه شما طلب کند که باعث زودتر خالی شدن باتری شما می‌شود. البته این مصرف بیشتر خیلی محسوس نیست، اما به هر حال یکی از عوامل کاهش شارژدهی باتری است. هدفون‌های دیجیتال ممکن است دردسرهای بیشتری نیز ایجاد کنند، برای مثال اگر سیم هدفون عادی شما شل شود، تعمیر آن ساده است و در بعضی مواقع خودتان در صورت بلد بودن لحیم‌کاری قادر به تعمیر آن هستید، اما تعمیر تراشه DAC شکسته شده یا اتصال Type-C به این راحتی نیست.

تولیدکننده‌های گوشی با حذف کانکتورها فضای خیلی خیلی کمی بدست می‌آورند و این پورت‌ها هستند که از نازک شدن بیشتر دستگاه‌ها جلوگیری می‌کنند. گوشی‌ها در حدی نازک شده‌اند که دوربین ‌آن‌ها از پشتشان بیرون زده است، باتری‌ها نیز به اندزه کافی حجیم نیستند پس چرا ما به دستگاهی نازک‌تر نیاز داریم؟ این یک نکته است که جک ۳.۵ میلی‌متری باعث جلوگیری از کوچک‌تر شدن مداوم دستگاه‌های ما نمی‌شود.

برای گوش دادن به موسیقی انتخاب‌های فراوانی داریم، ما قادر به انتخاب سرویس‌های زیادی برای دسترسی به آهنگ هستیم از جمله: SoundCloud ,Spotify ,Goole Play Music ,Apple Music ,YouTube ,TIDAL ,Deezer و بسیاری سرویس‌ها و شرکت‌های دیگر. امروزه ما قادر هستیم آهنگ‌های خود را از هر جایی تهیه کنیم و پیدا کردن آهنگ‌های جدید توسط سرویس‌هایی مانند اسپاتیفای تا این حد سرگرم‌کننده نبوده است. در میان هدفون‌ها نیز انتخاب‌های زیادی داریم مانند V-Moda Zns که هدفون‌‌های گران‌قیمتی هستند، اما انتخاب‌های زیادی براساس سلیقه‌های مختلف، شکل‌های مختلف و همچنین قیمت‌های مختلف وجود دارد. حذف شدن جک ۳.۵ میلی‌متری این انتخاب‌ها را محدود می‌کند و انتخاب هدفون مناسب نیز سخت‌تر می‌شود، فقط زمان لازم است تا هدفون‌ها با کانکتور USB مانند هدفون‌ها با کانکتور ۳.۵ میلی‌متری رایج شوند، اما نه با حذف کردن جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون. Type-C در حال وارد شدن به بازار است و روش اتصال جدیدی را ارایه می‌دهد و انتخاب‌های ما را افزایش می‌دهد، اما نیازی نیست که ما دیگر پورت‌ها را از دست بدهیم، ما باید آن‌ها را نگهداریم حتی اگر به این دلیل که به حد کافی ارزان و ساده شده‌اند که تا دهه‌های آینده کارایی داشته باشند. حق انتخاب قدرتمند است و دلایل کمی وجود که باید این حق انتخاب از ما گرفته شود.

نوشته آیا حذف جک ۳.۵ میلی‌متری صدا یک کار غیر منطقی است؟! اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.

آینده نمایشگرهای منعطف و تبلت‌ها به هم گره خورده است!

آینده نمایشگرهای منعطف و تبلت‌ها به هم گره خورده است!

اگرچه نمایشگرهای منعطف هنوز اثر زیادی بر بازار موبایل ندارند، اما سازندگانی همچون سامسونگ، ال‌جی و هواوی توانایی خود را در ساخت محصولات منعطف نشان داده‌اند، حتی اگر مدل‌هایی به صورت مفهومی بوده باشد. اگرچه سامسونگ با برند Edge در سری S خود از نمایشگرهای خمیده استفاده کرده است، اما این نمایشگرها قابلیت خم‌شدن و تاشدن ندارند.

در مورد ال‌جی تنها محصولاتی که شبیه به منعطف بوده‌اند، محصولات سری G Flex است که تنها دو عضو G Flex و G Flex 2 دارد. اما همین دو عضو هم با آنچه ما از منعطف انتظار داریم، فرسنگ‌ها فاصله دارد. ال‌جی سال گذشته یک میلیارد دلار بر روی نمایشگرهای منعطف سرمایه‌گذاری کرده است، اما تا حالا محصولی برای بازار عرضه نکرده است. لنوو نیز ماه گذشته در یک کنفرانس تکنولوژی گوشی را به نمایش گذاشت که ‌می‌توان آن را مانند یک دستبند به دور مچ بست. همچنین یک تبلت را نشان داد که می‌شد با خم‌کردن، آن را به اندازه یک فبلت درآورد. محصولات مفهومی لنوو نزدیک‌ترین مدل‌ها به محصولات منعطف هستند که در نظر داریم.

از نمایشگرهای منعطف می‌توان در گوشی‌های هوشمند استفاده کرد، اما کوچکی نمایشگرهای اسمارت‌فون‌ها (۶ اینچ و کمتر) باعث می‌شود استفاده از نمایشگرهای منعطف چندان توجیهی پیدا نکند. اما در تبلت‌ها که معمولا در اندازه‌های ۷ اینچ و ۸ اینچ به بالا دیده می‌شوند، استفاده از نمایشگرهای منعطف می‌تواند به این بازار در حال رکود دائمی جانی تازه ببخشید. با اینکه فروش تبلت‌ها در حال کاهش است، اما به هر حال آنها مشتریان مخصوص به خود را دارند و تصور آینده بدون تبلت چندان با واقعیات بازار تطابق ندارد. استفاده از این نمایشگرها باعث می‌شود که بازار تبلت‌ها تقویت شود و مشتریان تجاری و غیرتجاری، را برای خرید تبلت‌ها ترغیب کند. تبلت لنوو مثالی خوب برای این مورد است. این تبلت را می‌توان با نمایشگر بزرگ‌تر برای کارهای تجاری استفاده کرد. سپس می‌توان آن را تا کرد و مانند اسمارت‌فون از آن استفاده کرد.

با در نظر گرفتن فاکتور فرم، تبلت‌ها می‌توانند به راحتی وظیفه ذاتی خود را انجام دهند بخصوص اگر با کیبورد بلوتوث نیز جفت شوند. البته بستگی به این دارد که سازندگان چنین تبلت‌هایی بسازند. علاوه بر کاربردهای مرتبط با کار، می‌توان از این گونه تبلت‌ها برای سرگرمی استفاده کرد. به عنوان مثال، فرض کنید می‌خواهید ویدئو ببینید، می‌توانید تبلت را به راحتی تا کرده و ویدئوی خود را تماشا کنید.

علاوه بر این مصارف، کاربردها و طرح‌های بیشمار دیگری برای استفاده از تبلت‌های منعطف وجود دارد. یه عنوان مثال، می‌توان تبلتی ساخت که به شکل یک قلم تا شود. البته سازندگان باید اجزای دیگر را نیز به صورت منعطف بسازند. این طرح‌ها شاید در ابتدا خیلی آینده‌نگرانه و حتی تخیلی بنظر برسند، چون کاربردهایی اینچنینی برای آنها وجود ندارد. اما باید در نظر داشته باشید که بسیاری از چیزهایی که امروز در دنیای تکنولوژی می‌بینیم، زمانی تخیلی و به دور از واقعیت بودند.

گرچه اسمارت‌فونی که لنوو معرفی کرد به تبلت چندان شباهتی نداشت، اما یک مورد خوب از استفاده از نمایشگرهای منعطف است. این گوشی را می‌توان به دور مچ بست و استفاده کرد، حال اگر تبلتی به این شکل نیز ساخته شود، می‌توان با آن نیز چنین کاری را انجام داد. این کاربرد برای کسانی که در طول روز نیاز به استفاده از دست خود دارند، مانند کارگران ساختمانی بسیار مفید است. وجود همچنین محصولاتی، جستجو در اینترنت را سریع‌تر می‌گرداند. دیگر طرح‌ها نیز بی‌پایان است. به عنوان مثال، Rufus Cuff یک نمونه خوب از دستگاهی است که گرچه کاملا منعطف نیست، اما به راحتی می‌توان آن را دور مچ پیچید و از آن استفاده کرد. این محصول یکی از بهترین محصولات منعطف است،‌ اما نواقص زیادی نیز دارد. حال اگر شرکت‌هایی همچون سامسونگ و ال‌جی بتوانند محصولاتی به بازار عرضه کنند که عیب‌ها و نواقص Rufus Cuff را نداشته باشد، براحتی قادر خواهند بودند که بازار خوبی برای خود پیدا کنند.

با وجود دستگاه‌هایی که می‌توان آنها را به دور مچ پیچید، نه تنها کارگران می‌توانند بازدهی بیشتری داشته باشند، بلکه می‌توان امنیت محیط کار را نیز افزایش داد. گردش کار بهبودیافته و امنیت بیشتر در محیط کار، باعث می‌شود که سود شرکت‌ها افزایش پیدا کند. بسیاری افراد اگر بخواهند بین حمل یک گوشی و یک تبلت و فقط یک تبلت منعطف، انتخاب داشته باشند، قطعا مورد دوم انتخاب می‌کنند. این کار علاوه بر استفاده بهینه از فضا، بسیاری از مشکلاتی که برای سینک دو دستگاه و ایجاد هماهنگی بین آنها وجود دارد را از بین می‌برد. به عنوان مثال، اپلیکیشن اورنوت هفته گذشته حساب رایگان خود را به دو دستگاه محدود کرد. در نتیجه بسیاری از افرادی که چندین دستگاه داشتند با مشکل مواجه شدند. اگر چه اپلیکیشن اورنوت کاربران زیادی ندارد، اما تضمینی وجود ندارد که اپلیکیشن‌های بیشتری به این کار مبادرت نورزند.

با همه این‌ها، احتمال دیگری نیز وجود دارد و آن این است که این موارد هیچ‌وقت اتفاق نیفتد و استفاده از تبلت‌های منعطف به گروه خاصی از کاربران محدود شود. در هر حال،‌ تبلت‌های منعطف کاربردهای خود را دارند و اگر حتی کاربران عادی به آنها روی خوش نشان ندهند، کاربردهای بیشماری در فضای کار برای آنها وجود دارد. در نهایت،‌ همه این احتمالات به این بستگی دارد که سازندگان بتوانند قطعات این پازل را به خوبی کنار هم قرار دهند و محصولاتی ارائیه کنند که حدالمکان عیب و نقص کمتری داشته باشد.

نوشته آینده نمایشگرهای منعطف و تبلت‌ها به هم گره خورده است! اولین بار در - آی‌تی‌رسان پدیدار شد.