چگونه راز خواسته واقعی مشتریان را کشف کنیم؟

پاسخ در اطلاعات و داده ها نهفته است: به کمک این مقاله از مجموعه مطالب آموزش فروش با سه روش قرار دادن قطعات پازل نیاز و خواسته مشتری در کنار هم آشنا خواهید شد.

 

واقعاً چقدر مشتریان تان را می شناسید؟ اگر شرکت شما هم مانند بیشتر برندها باشد، احتمالاً شما هم زیاد یا حتی اصلاً با مشتریان خود آشنایی ندارید و خودتان هم این را می دانید. در واقع، یک گزارش که توسط گروه آربردین (Arberdeen) منتشر شد نشان داد که فقط ۴ درصد از کسب و کارها کاملاً از توانمندی ها و امکانات خود برای تضمین ارتباطات مبتنی بر اطلاعات دقیق با مشتریان شان رضایت دارند.

این رقم به طرز شگفت انگیزی ناچیز است و مخصوصاً در دنیای امروز که اطلاعات و داده ها در آن حرف اول را می زنند، مشکل بسیار بزرگی محسوب می شود. درک و بینش مبتنی بر داده، کلید افزایش رضایتمندی مشتریان است. اگر نسبت به مشتری آشنایی نداشته باشید، چگونه می توانید با توجه به نیازها و خواسته های واقعی وی به او کمک کنید؟ این گسستگی به سرعت می تواند به کاهش بازگشت سرمایه و درآمد کسب و کار شما منجر شود. به همین دلیل، استفاده از داده ها و آمار تحلیلی در تمامی فعالیت هایی که برای تقویت تجربه مشتری طراحی می شوند اهمیت به سزایی دارد. این دقیقاً دو دو تا چهار تاست: تعامل بهتر با مشتری برابر است با نتایج فوق العاده برای کسب و کار.

پس اگر موضوع تا به این حد ساده است، چرا شرکت ها و کسب و کارهای بیشتری به سمت اجرایی کردن آن نمی روند؟ چگونه می توانید از نتایج تحلیلی به طور موثر و به بهترین شکل ممکن بهره برداری کنید؟ چگونه می توانید داده های خود را به شناختی تبدیل کنید که با استفاده از آن بتوانید نیازهای در حال تغییر مشتریان تان را برآورده سازید؟ ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش گویا آی تی به سه استراتژی برای رسیدن به موفقیت اشاره خواهیم کرد:

 

با ایجاد یک چشم انداز یکپارچه و همگون نسبت به فرآیند سفر مشتری شروع کنید

هر یک از مشتریان بالقوه برای رسیدن به کسب و کار شما مسیر منحصر به فردی را طی می کند. با درک کانال های مختلفی که از آنها استفاده می کنند، نیازهای در حال تغییری که در مراحل مختلف چرخه عمر خود دارند و آنچه که رفتار آنها در طول زمان برای شما مشخص می کند می توانید چشم انداز واضحی نسبت به کسی که هستند و چیزی که می خواهند کسب کنید. استفاده از ابزارهای مختلف داده پردازی و برنامه ریزی سفر مشتری می تواند به شما کمک کند تا حلقه های مفقوده زنجیره اطلاعات مشتری را پیدا کنید، اما البته که با در دست داشتن این اطلاعات، تازه اول راه هستید.

 

آن داده ها و اطلاعات را به درک و بینشی تبدیل کنید که عملاً قابل بهره برداری باشد

داشتن اطلاعات درباره مشتری فقط هنگامی می تواند فایده ای داشته باشد که از آن اطلاعات استفاده و بهره برداری کنید. به همین دلیل است که باید آن حجم انبوه از داده هایی که جمع آوری می کنید را بردارید و اطمینان پیدا کنید که در همه فعالیت هایی که در ارتباط با مشتری انجام می دهید، و در همه تیم هایی که در شکل دهی به تجربه مشتری با شما همکاری می کنند مورد استفاده و توجه قرار می گیرند. به علاوه، لازم و ضروری است که آن داده ها و بینش و ادراک ناشی از آنها همیشه به روز باشد. نیازها و خواسته های مشتری همیشه در حال تغییر است و عقب نماندن از این تغییرات، مستلزم جمع آوری و ارزیابی مستمر و بدون وقفه اطلاعات و داده ها است.

 

نظارت داشته باشید و اطمینان پیدا کنید که همه چیز به درستی به پیش می رود

ایجاد رضایتمندی در مشتری، تازه اول کار است. چیز دیگری که اهمیت دارد این است که آن مشتریان کاری را انجام بدهند که مورد نظر شما است و تبدیل آنها به نحوی انجام بگیرد که بیشترین بازده را برای کسب و کارتان به ارمغان بیاورد. بنابراین، علاوه بر استفاده از آمار و تحلیل های آماری برای شخصی سازی و سفارشی سازی تعاملات، باید بر عملکرد و وضعیت تجربه مشتری و تاثیر آن بر شاخص های اصلی مورد نظر، به طور مستمر نظارت داشته باشید.

 

جمع بندی

در پایان اجازه بدهید که مثالی بیاوریم تا موضوع کاملاً روشن شود. فرض کنیم که به تازگی نسخه ۲ از یک ساعت هوشمند جدید و جذاب را منتشر کرده اید. شرکت شما هدف تند افزایش ۱۰ درصدی درآمد در یک بازار رقابتی را در نظر گرفته است. برنامه شرکت برای تحقق این هدف، ایجاد و توسعه یک کمپین چندکاناله و جامع است که مشتریان هدف را بر اساس سلایق شان هدف قرار می دهد. چند روز بعد از عرضه محصول، تیم بازاریابی برای بررسی نتایج وارد صحنه می شود. ترافیک وبسایت بالا است و مشتریان هم اسمارت واچ شما را به سبد خرید خود اضافه می کنند، اما نرخ تبدیل (مشتری بالقوه به بالفعل) پایین است.

در این حالت، تیم بازاریابی به کمک راهکارهایی که در بالا به آنها اشاره شد به سرعت بخش هایی از جامعه مشتریان که تبدیل نمی شوند را شناسایی می کند. آنها وارد سیستم خرید می شوند و چیزی که مشاهده می کنند این است که یک کد تخفیف که به وسیله مشتریان وارد می شود توسط سیستم پذیرفته نمی شود.

تیم بازاریابی بررسی می کند که این کد نادرست از کجا به دست مشتریان رسیده است. آنها کل سفر مشتری را به زیر ذره بین می برند و متوجه یک اشتباه املایی در کدی می شوند که از طریق اینستاگرام شرکت در اختیار مشتریان قرار گرفته است.

تیم شرکت به سرعت با تصحیح کد، مشکل را حل می کند. آنها گروه هایی از مشتریان که با مشکل رد کد مواجه شده بودند را شناسایی می کنند و یک پیام شخصی سازی شده که حاوی عذرخواهی به خاطر اشتباه و دربردارنده کد درست است را برای آنها ارسال می کنند. پس از آنکه کد تخفیف درست و پیام های عذرخواهی به مشتریانی که تحت تاثیر این اشتباه قرار گرفته بودند ارسال شد، نرخ تبدیل به حالت طبیعی بر می گردد و شرایط برای تحقق آن افزایش ۱۰ درصدی در درآمد شرکت مهیا می شود.

به خاطر داشته باشید که تنها با در اختیار داشتن تحلیل های عمیق و یک چشم انداز جامع نسبت به کانال های مختلف و تجربه مشتری در سطوح جزئی و کلی است که می توانید چنین مشکلاتی را به طور سیستماتیک و در حداقل زمان ممکن رفع و رجوع کنید.

 

 

۱۳ نکته عملیاتی برای افزایش ۳۵۰ درصدی نرخ پاسخدهی ایمیل های فروش

ایمیل های سرد زیادی را برای مشتریان بالقوه ارسال می کنید؟ به کمک نکاتی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش گویا آی تی به آنها اشاره می کنیم خوانده شدن و بی پاسخ نماندن آن ایمیل ها تضمین خواهد شد.

 

اگر در بخش فروش، بازاریابی یا روابط عمومی کار می کنید، به احتمال قریب به یقین کار شما مستلزم ارسال انبوهی از ایمیل های مختلف است. چنانچه کار خود را به درستی انجام بدهید، استفاده از ایمیل می تواند تاکتیک بسیاری موثری در جهت جذب مشتریان جدید، افزایش فروش و آغاز شراکت های مهم و بزرگ باشد.

اما چگونه می توانید Response Rate یا همان میزان واکنش و نرخ پاسخدهی به ایمیل های خود را افزایش بدهید؟ اگر واقعاً مُصر هستید، باید به نکات و ترفندهایی که امتحان خود را پس داده و بر طبق تجربه، میزان واکنش مخاطبان به ایمیل های فروش را تا ۳۵۰ درصد افزایش داده اند توجه کنید:

 

با بهبود و بهینه سازی عنوان ایمیل شروع کنید

استفاده از عناوین بهتر باعث افزایش میزان بازشدن ایمیل های شما خواهد شد. شاید ساده به نظر برسد، اما به کرّات شرکت هایی را شاهد بوده ایم که ماه ها روی متن ایمیل و فراخوان به ایمیل درون آن کار کرده اند، اما دستی به سر و روی عنوان ایمیل شان نکشیده اند. اگر عنوان ایمیل شما جذاب نباشد، کسی آن را باز نخواهد کرد و طبیعتاً متن و فراخوان به عمل ایمیل شما را هم کسی نخواهد دید. برای بهبود عناوین ایمیل های خود به این سه روش توجه کنید:

  1. عناوین ایمیل های خود را شخصی و سفارشی کنید. به عنوان مثال، اضافه کردن نام طرف مقابل می تواند باعث خاص تر به نظر رسیدن ایمیل شود.
  2. در عنوان ایمیل سوال نپرسید. این مورد یکی از آن مواردی است که روی نرخ بازشدن ایمیل ها تاثیر قابل ملاحظه ای می گذارد.
  3. از عناوین کوتاه استفاده کنید. هر عنوانی که بیشتر از ۶ کلمه داشته باشد باعث کاهش قابل توجه نرخ پاسخدهی می شود.

 

سپس روی محتوای ایمیل کار کنید

بهبود محتوای ایمیل، مشتری را ترغیب می کند تا ایمیل شما را بخواند و درک بهتری از آن به دست بیاورد و در نتیجه، نرخ پاسخدهی را افزایش خواهد داد. به منظور بهبود محتوای ایمیل های خود به این نکات توجه کنید:

  1. تا جایی که امکان دارد، محتوای ایمیل را شخصی سازی و سفارشی کنید. حتی اگر تعداد ایمیل هایی که می فرستید زیاد است، باز هم باید ساز و کارهایی داشته باشید تا به کمک آنها ایمیل های شما با نیاز و سلیقه دریافت کننده هماهنگی بیشتری پیدا کنند. تک تک خوانندگان ایمیل های شما باید احساس کنند که ایمیلی که دریافت می کنند به طور خاص توسط یک کارشناس فروش برای آنها نوشته شده است. کلمه به کلمه ی ایمیل های خود را از قالب های آماده و تکراری کپی برداری نکنید. هرچه بدیع تر و اصیل تر به نظر برسید، احتمال اینکه پاسخ مثبتی را دریافت کنید بیشتر خواهد شد.
  2. خودتان و کاری که انجام می دهید را معرفی کنید. حاشیه نروید و مشتری را با سوالات پیچیده و فلسفی سوال پیچ نکنید!
  3. مختصر و مفید بنویسید. این روزها حوصله و بازه زمانی توجه مردم کمتر از قبل شده و هر چه با تعداد کلمات کمتری بتوانید منظورتان را منتقل کنید، بهتر خواهد بود.
  4. ساده و واضح بنویسید. اگر طرف مقابل شما از چیزی که می گویید سر در نیاورد، برای درک آن به خودش فشار نخواهد آورد.
  5. توضیح بدهید که در صدد رساندن چه سودی به مخاطب خود هستید. کدام مشکلات آنها را حل می کنید؟
  6. حس فوریت و ترس از قافله عقب ماندن را در مخاطب ایجاد کنید. از لحن و زبانی استفاده کنید که پیشنهادتان را خاص و جذاب نشان می دهد. (مثلاً رقیب شما از محصول ما استفاده می کند و از شما جلو افتاده است.)
  7. برای اعتبار خود مدرک ارائه کنید. فقط بلوف نزنید و از خودتان تعریف نکنید (مثلاً ما بهترین شرکت … هستیم). سعی کنید که اطلاعات و آمار مرتبط، نام مشتریان موفق یا نمونه ای از کارهای خود را در ایمیل بگنجانید. (به عنوان مثال، ۱۴۰۰ شرکت از سیستم فلانسازی ما استفاده می کنند، من جمله، شرکت دیجیکالا، مایکروسافت و شخص بیل گیتس!)
  8. یک فراخوان به عمل (CTA) واضح و دقیق داشته باشید: در پایان ایمیل خود یک فراخوان به عمل دقیق و واضح قرار بدهید. مثلاً می توانید از مخاطب بخواهید که ۱۵ تا ۳۰ دقیقه از وقت خود را برای یک تماس تلفنی در اختیار شما قرار بدهد.

 

و در نهایت، فرمت و قالب بندی ایمیل های خود را تقویت کنید

این مرحله مهمی است که در غالب موارد از آن غفلت می شود. ایمیل های شما باید حرفه ای و به گونه ای به نظر برسند که مشخص باشد که یک انسان واقعی آنها را به رشته تحریر در آورده است.

اتفاقی که نباید بیفتد این است که وقت فراوانی را صرف نوشتن ایمیل های خارق العاده ای کنید که سبک و سیاق مناسبی ندارند. با توجه به نکات زیر می توانید از قالب بندی های نامناسب اجتناب کنید:

  1. بیشتر قالب بندی ها را حذف کنید. از فونت ها و رنگ های خاص برای متن ایمیل های خود استفاده نکنید. قالب بندی متن خود را به حالت های درشت، کج و زیرخط دار محدود کنید. استفاده از فهرست های شماره دار یا گلوله ای نیز علاوه بر اینکه روش بسیار خوبی برای سازماندهی محتوا است، فضای حرفه ای ایمیل های شما را حفظ می کند.
  2. امضای شخصی خود را اضافه کنید. امضای شما باید حاوی نام، عنوان، ایمیل، شماره تلفن، اسم شرکت، وبسایت شرکت و لوگوی آن باشد. اضافه کردن یک عکس حرفه ای هم باعث افزایش نرخ پاسخدهی مخاطبان خواهد شد، اما اطمینان پیدا کنید که حجم آن تا حد امکان کم باشد.

ما در اینجا قالب یا مثال های خاصی را ارائه نمی کنیم، چرا که با توجه به نکات بالا، نباید از قالب های آماده استفاده کنید. بهترین روش برای ایجاد قالب برای ایمیل های فروش این است که خودتان را جای مشتری بالقوه بگذارید و پیام های ساده و صمیمی بنویسید.

ضمناً با تیم های فروش و موفقیت مشتری خود نیز هماهنگ باشید، چرا که آنها وقت زیادی را برای صحبت کردن با مشتریان شما سپری می کنند و بهتر از هر شخص دیگری با سلایق و نیازهای آنها آشنایی دارند.

به کمک جرح و تعدیلاتی که در این مطلب از سلسله مطالب آموزش فروش به آنها اشاره کردیم، نرخ پاسخدهی و واکنش مشتریان شما افزایش پیدا خواهد کرد. در عین حال، همیشه پیام ها و تغییرات مختلف را امتحان کنید تا رگ خواب مخاطبان هدف خود را پیدا کنید.

در مبحث نرخ بازشدن ایمیل و میزان پاسخدهی به آن همیشه جا برای بهبود وجود دارد، لذا این رویکرد را در ذهن داشته باشید و نتایج فعالیت های خود را زیر نظر بگیرید.


این مطلب در اصل به قلم آقای بِن رافی نوشته شده که با مقداری جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش وبسایت گویا آی تی ترجمه شده است. آقای رافی که متولد فرانسه و ساکن سان فرانسیسکو است، مدیرعامل شرکتی است که در زمینه تولید مشتری راغب و اتوماسیون فروش فعالیت می کند.

۶ ترفند فریبکارانه در فروش

نویسنده این مطلب، خانم جیل رولی است که با اندکی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش وبسایت گویا آی تی ترجمه شده است. خانم رولی یک کارشناس در زمینه فروش اجتماعی، مشاور بازاریابی و یکی از سخنرانان مطرح است.

 

فروش بد چیز تازه ای نیست، بلکه به اندازه فروش قدمت دارد. اما همانطور که اینترنت روش های تازه ای را در اختیار فروشندگان قرار می دهد تا درباره مشتری تحقیق کنند و با وی ارتباط و تعامل بیشتر و بهتری داشته باشند، به همین ترتیب راه های تازه ای را هم برای فروشندگان دغلباز فراهم می کند تا فریبکاری، هرزنامه نگاری و آزارهای خود را وارد فاز جدیدی کنند.

از دیدگاه من، بزرگترین عاملی که باعث فروش بد می شود به تمرکز مربوط است. تمرکز فروشندگان بد کاملاً روی خودشان، محصول، آمارهایی که باید محقق کنند و شرکت متبوع شان است. در طرف مقابل، فروشندگان خوب روی مشتری تمرکز می کنند.

در ادامه این مطلب به ذکر و شرح ۶ ترفند فروش خواهم پرداخت که واقعاً سوهانی برای اعصاب من محسوب می شوند. بگذارید به شما اطمینان بدهم که فروشندگانی که دست به دامان چنین ترفندهایی می شوند، اصلاً به فکر منافع مشتریان خود نیستند. اگر غیر از این بود، به چنین رفتارهایی متوسل نمی شدند.

 

  1. RE: جعلی در عنوان ایمیل

معمولاً هنگامی که ایمیلی را برای کسی می فرستید و طرف مقابل به ایمیل شما پاسخ می دهد، در ابتدای عنوان آن یک RE قرار می گیرد که حاکی از آن است که این ایمیل، یک گفتگو و پاسخی به ایمیلی است که شما ارسال کرده اید. تحقیقی که در زمینه ایمیل های حاوی RE انجام شد نشان داد که این ایمیل ها در ۹۲ درصد موارد باز می شدند. البته که این رقمِ شگفت انگیز و قابل ملاحظه ای است. اما فروشندگان دغلباز با این یافته چه می کنند؟ البته که از آن سوء استفاده خواهند کرد.

هیچ چیزی نمی تواند مرا مانند ایمیلی آزار بدهد که از طرف فردی که هیچ تعاملی با وی نداشته ام ارسال شده باشد و عنوان آن حاوی RE باشد. البته این می تواند باعث افزایش نرخ بازشدن ایمیل های شما شود، اما مُهر دروغگویی را بر پیشانی شما می زند و اعتبارتان را از بین خواهد برد. طبیعتاً فارغ از اینکه چند نفر ایمیل های شما را باز می کنند، فروشنده ای که اعتبار نداشته باشد نمی تواند چیزی را به کسی بفروشد.

 

  1. عدم صداقت در رابطه ها

یکی از بهترین روش هایی که در مبحث فروش اجتماعی به آن متوسل می شویم، بیان روابط مشترکی است که با خریدار داریم. اما مورد مهمی که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که دقت و صداقت را فراموش نکنیم.

به عنوان مثال، صِرف اینکه بیل گیتس را در لینکدین یا سایر صفحات وی در شبکه های اجتماعی دنبال می کنید دلیل نمی شود که با وی پسرخاله شوید و از اسم و رسم او برای کار خودتان مایه بگذارید. دروغگویی درباره ارتباطاتی که با دیگران دارید نمی تواند هیچ اعتمادی را برای شما به ارمغان بیاورد. اما کاری که می تواند بکند این است که مشتری را متقاعد کند که او را احمق فرض کرده اید و تبعاتی داشته باشد که جبران آنها ممکن نیست.

 

  1. تأیید برق آسا

احتمالاً می دانید که endorse کردن یا تایید مهارتهای مخاطبان یکی از قابلیت هایی است که لینکدین در اختیار کاربران خود می گذارد. البته، تایید دیگران کار خوبی است. چنانچه مثلاً در رابطه با استراتژی های بازاریابی با یک نفر همکاری کرده اید و مهارتهای وبلاگ نویسی شخص مورد نظر باعث شده که انگشت به دهان بمانید، حتماً یک recommendation یا توصیه در مدح توانایی های او برایش بنویسید یا در بخش تاییدیه ها یا همان endorsement ها یک + اضافه کنید.

اما تایید کسی که به تازگی با وی آشنا شده اید کار فریبکارانه ای است. در این حالت، به جای آنکه با تایید فوری مشتریان بالقوه بتوانید رابطه خود با آنها را بهبود ببخشید، در واقع حقیقت وجودی خود را به عنوان یک فرد دغل باز نشان می دهید و می توانید با اعتبار خود برای همیشه وداع کنید.

 

  1. بدگویی از رقبا

فرض کنیم که یک نفر در اینستاگرام، توییتر یا هر کجای دیگر یک نظر منفی برای یکی از رقبای اصلی شما گذاشته است. در این حالت احتمالاً وسوسه می شوید که هیزم روی آتش بریزید. به هر حال چه ضرری می تواند داشته باشد؟ شما که آغاز کننده این بحث نبوده اید.

با این حال، درست همانطور که وقتی که بچه بودید، جمله «من شروع نکردم» فایده زیادی نداشت، در اینجا هم برای شما به عنوان یک انسان بالغ سود چندانی را در بر نخواهد داشت. بدگویی باعث خواهد شد که به همان اندازه ای که بد می گویید و حتی بیشتر از فرد یا شرکتی که می خواهید آن را به خاک و خون بکشید بد به نظر برسید. خریداران به خاطر یک دعوای زرگری بین فروشندگان نظر خود را تغییر نمی دهند؛ بلکه به وبسایت هایی که نظرات بی طرفانه ای دارند یا به نظرات هم نوعان خود مراجعه می کنند. بنابراین به خودتان لطف کنید و وقت و انرژی تان را هدر ندهید.

 

  1. جاسوسی

این یکی از بدترین موارد این فهرست است. اگر ایستاده اید بهتر است بنشینید.

هنگامی که خریداران در جلسات یا کنفرانس های آنلاین با فروشنده مورد نظر خود شرکت می کنند، در برخی از موارد خط ارتباطی خود را لو می دهند. مسأله اینجاست که اغلب آنها از یک خط ارتباطی و اطلاعات تماس ثابت و یکسان برای همه جلسات خود استفاده می کنند. شاید باور نکنید، اما فروشنده هایی را می شناسم که وارد این کنفرانس ها و جلسات می شوند، صدای خود را روی حالت mute می گذارند و جاسوسی می کنند.

این واقعاً نفرت انگیز است. اگر به فکر چنین ترفندهایی افتاده اید، باید جلوی آینه بروید، به خودتان نگاه کنید و بپرسید که اصلاً چرا وارد حرفه فروشندگی شده اید؟ آیا می خواستید که به خریداران کمک کنید یا اینکه به دنبال به زمین زدن رقبا بوده اید؟ یا اخلاق را رعایت کنید و یا از میدان بیرون بروید.

 

  1. پروفایل های تقلبی در لینکدین

اگر کاربران لینکدین connection های خود را محدود نکنند، همه می توانند به کمّ و کیف ارتباطات آنها دسترسی داشته باشند. گاهی برخی از فروشندگان، افرادی که رقبای آنها با ایشان ارتباط برقرار می کنند (همان مشتریانی که با آنها همکاری می کنند؟ اینفلوئنسرها؟ مدیران ارشد؟) را زیر نظر می گیرند. البته، اگر کار شما بدون دغلبازی باشد ایرادی ندارد و حتی هوشمندانه هم هست.

اما اگر یکی از فروشندگانی که برای رقیب شما کار می کند درخواست ارتباط شما را نپذیرد و در نتیجه، دسترسی شما به شبکه خود را محدود کند چه می شود؟ «نه» در فرهنگ واژگان فروشندگان حقه باز جایگاهی ندارد؛ بنابراین به ایجاد پروفایل های جعلی متوسل می شوند.

بله، برخی از فروشندگان کار را به جایی می رسانند که پروفایل های جعلی برای افرادی درست می کنند که طرف مقابل واقعاً به دنبال ایجاد رابطه با آنها است و پس از پذیرفته شدن درخواست این حساب جعلی، به شخم زدن شبکه ارتباطی فرد مورد نظر مشغول می شوند.

من به عنوان یکی از طرفداران لینکدین با این ترفند مشکل دارم. تصور کنید که اگر این افراد وقتی که برای زیرآب زنی رقبای خود صرف می کنند را برای کمک به خریدار استفاده می کردند چه می شد؟ اگر چنین رویایی داشته باشم گناه کرده ام؟

 

حرف آخر

اگر از هر یکی از ترفندهایی که در این مطلب به آنها اشاره کردم استفاده کرده اید، فقط یک چیز می توانم به شما بگویم: دست بردارید! هنگامی که تعداد افرادی که سرشان کلاه گذاشته اید زیاد شود، همه چیز طوری به هم خواهد ریخت که تصورش را هم نمی توانید بکنید. در این حالت، نظرات منفی برای شما ثبت خواهد شد و حدس بزنید که چه می شود؟ در این روزگار، نمی توانید چیزی را از گوگل مخفی کنید.

به دیدگاه خریدار توجه کنید و از زاویه دید او به دنیا نگاه کنید. از این طریق، ناگهان تمیز دادن روش های خوب و بد برای فروش آسانتر خواهد شد و معنی فروش به جای آنکه تلاش برای فریب دادن مردم و گرفتن پول آنها باشد، کمک به مردم و بهتر کردن زندگی آنها خواهد شد.

و نکته آخر اینکه اگر نیاز یا عشق آتشینی برای کمک به دیگران ندارید، فروشندگی کار مناسبی برای شما نیست. به جای دغل بازی های مدرن، بخشندگی مفرط را تمرین کنید.

 

نظر شما در رابطه با این مطلب از بخش آموزش فروش چیست؟ آیا شما هم با قربانی اقدامات فریبکارانه فروشندگان دغل باز بوده اید؟

۵ کاری که برای دریافت پاسخ به ایمیل های فروش خود باید انجام بدهید

بهترین فروشندگان برای پیشی گرفتن از رقبای خود از این ترفندهای ساده و موثر استفاده می کنند

 

همه ما از این ایمیل ها دریافت کرده و می کنیم: ایمیل هایی که آنقدر با بی دقتی و سهل انگاری نوشته شده اند که چنان به نظر می رسد که اگر کار را به یک دانش آموز کلاس دومی می سپردند، متن بهتری نوشته می شد. موضوع چیست؟ چرا اینطور می شود؟ از این مهم تر، چطور می شود که چنین افتضاحی برای مشتریان بالقوه ارسال می شود؟

معمولاً ایراد از مشکلات نگارشی و ایراد در نویسندگی است. غالباً یا نویسنده اصلاً نیاموخته که باید از اطاله کلام و استفاده از اصطلاحات فنی و تخصصی خودداری کند، یا اینکه کلاً سهل انگار است و برای بررسی ایرادات املایی و نگارشی و مشکلات مشابه وقت نمی گذارد.

این ایمیل ها در بهترین حالت مورد توجه قرار نمی گیرند، به این معنی که مخاطب تان پیام شما را می بیند، شانه بالا می اندازد و از آن می گذرد. اما در بدترین حالت (مخصوصاً اگر می توانیم را می تواینم بنویسید یا اسم مخاطب را درست ننوشته باشید) باعث ایجاد حس تحقیر و توهین در مخاطب خود خواهید شد که عواقب جبران ناپذیری را برای کسب و کار شما در پی خواهد داشت.

به منظور کسب اطمینان از اینکه پیام قوی و جذابی را برای مخاطب ارسال می کنید و پیام مورد نظر عاری از اشتباهات خانمان برانداز است، لازم است که با اصول نوشتن پیام های فروش آشنایی داشته باشید. ما در ادامه این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی به ذکر ۵ مهارت و نکته مهم خواهیم پرداخت که باید از آنها در ایمیل های فروش خود استفاده کنید:

 

  1. برای تنبل ها بنویسید

آیا تا به حال اتفاق افتاده که مجبور شده باشید که چیزی که گفته اید را چند بار تکرار کنید تا مخاطب شما متوجه نکاتی بشود که به آنها توجه نکرده و از قلم انداخته است؟ حقیقت تاسف برانگیز این است که بیشتر مردم با دقت مطالعه نمی کنند، یا در هنگام مطالعه از آن آرامش و طمأنینه لازم برای درک اطلاعات برخوردار نیستند. بنابراین، هنگامی که به دنبال جلب توجه یک فرد غریبه هستید، باید متن خود را به گونه ای بنویسید که منظورتان با وضوح و سرعت هر چه تمام تر به مخاطب منتقل شود.

به این منظور، لازم است که در حین نوشتن ایمیل های فروش خود خوانندگان تنبل و بی حوصله را در نظر داشته باشید و اساساً متن خود را برای آنها بنویسید. از پاراگراف های طولانی و کلمات پیچیده یا عجیب و غریب استفاده نکنید. در هر ایمیل، فقط روی یک یا حداکثر دو ایده اصلی تمرکز کنید. اگر قرار باشد که در پنج خط بخواهید همه مزایای محصول خود را توضیح بدهید، فقط مشتری را گیج می کنید. ضمناً بهتر است که وارد مباحث فنی پیچیده نشوید و این موضوعات را به مکالمات تلفنی یا حضوری موکول کنید.

به خاطر داشته باشید: کوتاهی، سادگی و هوشمندی، عناصری هستند که باید بر ایمیل های شما حاکم باشند.

 

  1. از اصطلاحات و عبارات خاص، تکراری و کلیشه استفاده نکنید

مخصوصاً در مورد فروش کسب و کار به کسب و کار، بسیاری از فروشندگان تصور می کنند که با استفاده از کلمات و عبارات خاصی که بسیاری از مردم از آنها سر در نمی آورند باهوش تر یا مطلع تر به نظر خواهند رسید. آن کلماتی که روزگاری برخی از بازاریاب ها به جذابیت و جالبی آنها اعتقاد داشتند معمولاً تکراری شده اند و به هیچ وجه به کمک آنها نمی توانید محصول، خدمات، هدف یا حتی یک حس را توضیح بدهید.

متنی که می نویسید را بازخوانی کنید و برای حذف کلمات و عبارات تکراری و نامأنوس وقت بگذارید. به چیزی که واقعاً می خواهید بگویید فکر کنید. گاهی ساده ترین و سرراست ترین جمله بندی می تواند تاثیر به مراتب بیشتری داشته باشد. کلیشه نویس نباشید.

 

  1. از جمله های معلوم استفاده کنید

این یکی از اصول بنیادین متن های خوب و تاثیرگذار است. استفاده از حالت معلوم (در مقایسه با جملات مجهول که فاعل آنها مشخص نیست) چندین مزیت را در بردارد: خواندن و درک جمله های معلوم آسانتر است، معمولاً تعداد کلمه هایی که برای نوشتن یک جمله معلوم باید بنویسید کمتر است و با استفاده از حالت معلوم، پیام قوی تر و جذاب تری را مخابره خواهید کرد. این دو متن را مقایسه کنید: «ما به بیش از ۱۰۰۰۰ مشتری کمک کرده ایم» در برابر «از طریق خدمات ما به بیش از ۱۰۰۰۰ مشتری کمک شده است.»

استفاده از حالت مجهول در ایمیل های فروش باعث می شود که ضعیف به نظر برسید و نتوانید مخاطب خود را متقاعد کنید. در این حالت، اعتمادسازی با مشتری بالقوه هم امکانپذیر نخواهد بود. استفاده از جملات مجهول در دنیای نویسندگی زمان و مکان متناسب خاص خودش را می طلبد، اما معمولاً در ایمیل های فروش چنین زمان و مکانی هیچ وقت پیش نخواهد آمد، بنابراین بهتر است که کلاً استفاده از حالت مجهول را کنار بگذارید.

 

  1. ایمیل های خود را همیشه بازخوانی کنید

همیشه، همیشه و همیشه برای بازخوانی متنی که نوشته اید وقت بگذارید. در هنگام بازخوانی به املا و دستور زبان، درستی اسامی خاصی که از آنها استفاده کرده اید و اشتباهات نگارشی یا فواصل اضافی موجود در متن توجه داشته باشید.

این مورد یکی از ساده ترین اقدامات مورد نیاز در فرآیند تهیه و تنظیم ایمیل های سرد است، اما در عین حال از آن مواردی است که مورد غفلت و سهل انگاری قرار می گیرد. باید توجه داشته باشید که بی دقتی صفتی نیست که بخواهید نام کسب و کارتان را در ذهن مشتری با آن عجین کنید، بنابراین بازخوانی را فراموش نکنید.

فوت کوزه گری: برای دقت بیشتر در پیدا کردن اشتباهات، فونت متن را در هنگام بازخوانی عوض کنید.

 

  1. قبل از ارسال ایمیل، آن را بلند بخوانید

معمولاً در هنگام شنیدن، بیشتر متوجه اشتباهات می شویم تا در هنگام خواندن. به همین دلیل، خواندن بلند متن یکی از ترفندهای موثر در ویراستاری ایمیل های فروشی است که خودتان می نویسید. از این طریق، نه تنها متوجه اشتباهات و ایرادات مختلف ایمیل های خود می شوید، بلکه می توانید لحن ایمیل تان را نیز ارزیابی کنید. به عنوان مثال، اگر در هنگام خواندن ایمیل تان خشک و رسمی به نظر می رسید، همین حس برای مشتری بالقوه شما هم ایجاد خواهد شد. متن خود را ویرایش کنید و دوباره آن را بلند بخوانید.

توجه کنید که این نکته فقط برای افرادی که به تازگی به دنیای فروش قدم گذاشته اند کاربرد ندارد، بلکه ترفندی است که مجرب ترین نویسندگان ایمیل های فروش هم از آن استفاده می کنند. این هم همانند بازخوانی، از آن مهارت ها و ترفندهایی است که تاریخ انقضا ندارد.

 

نظر شما چیست؟ علاوه بر نکاتی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به آنها اشاره کردیم، چه نکات دیگری به ذهن شما می رسد؟ لطفاً نظرات و ایده های خود را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

چرا استیو جابز بزرگترین فروشنده جهان بود؟ زیرا به این سوال مهم پاسخ می داد

نویسنده این متن از سلسه مطالب آموزش فروش گویا آی تی آقای کارمینو گالو است. آقای گالو یکی از استادیاران دانشگاه هاروارد، سخنران، مشاور ارتباطات و مولف چندین کتاب در زمینه فروش است. او همچنین کوچینگ شناخته شده ترین برندها را بر عهده داشته و دارد.

 

در حین نوشتن این مقاله، یک چشمم به یک جزوه ۸۰۰ صفحه ای است. این جزوه حاوی اطلاعات محرمانه ای در رابطه با یک محصول جدید است. هنگامی که شرایط را برای عرضه محصول مورد نظر مهیا می کنم، به تکینیکی فکر خواهم کرد که استیو جابز و همچنین، بنیانگذاران گوگل، یعنی لَری پِیج و سِرگِی برین با هوشمندی و زیرکی فراوان از آن بهره برداری کردند: «با ذکر جزئیات محصول شروع نکنید، در عوض، به مردم بگویید که با استفاده از آن چگونه زندگی شان تغییر خواهد کرد.»

هر وقت که برای فروش محصول تان آسمان و ریسمان به هم می بافید، مخاطبان شما فقط به دنبال دریافت پاسخ به یک سوال مهم هستند. این مهم ترین سوالی است که باید به آن پاسخ بدهید و سوالی است که نقش تعیین کننده ای در به سرانجام رسیدن فروش دارد:

«به من چه؟» یا «چرا این باید برای من اهمیت داشته باشه؟»

شاید تعجب کنید، اما مشتریان بالقوه برای محصول، سرویس، شرکت یا ایده های شما تره هم خورد نمی کنند. آنها به خودشان، آرزوها و آمال شان، رویاها و کیفیت زندگی شان اهمیت می دهند. کافی است که به آنها بگویید که محصول شما چگونه می تواند در زندگی آنها بهبود ایجاد کند تا توجه شان را جلب کنید.

استیو جابز می گفت مردم به کسب اطلاعات درباره رایانه های شما علاقه ای ندارند؛ آنها می خواهند بدانند که رایانه های شما چگونه به آنها کمک خواهند کرد تا زندگی بهتری داشته باشند. «باید با تجربه مشتری شروع کنید و به سمت تکنولوژی حرکت کنید؛ نه بر عکس.»

 

توضیح «چرا» قبل از «چطور»

جابز با توضیح چرا قبل از چطور توانست این مفهوم را در سخنرانی های خود برای معرفی محصولات اپل پیاده کند. به عنوان مثال، به ندرت می توانید کسی را پیدا کنید که بداند اولین آی پاد اپل چقدر حافظه داخلی داشت (۵ گیگابایت)، اما در زمان معرفی آن همه می دانستند که به کمک این محصول، هزار آهنگ در جیب شان جا می شود. عبارت «۱۰۰۰ ترانه در جیب شما» به یکی از مشهورترین تگ لاین ها یا شعارهای تبلیغاتی کوتاه تاریخ تبدیل شد. در واقع، همه چیز از جایی شروع شد که جابز به یک سوال اساسی پاسخ داد: «چرا یک ام پی تری پلیر جدید باید برای مشتریان اپل مهم باشد؟»

جابز در سال ۲۰۰۸ یک لپ تاپ با این مشخصات معرفی کرد: صفحه نمایش ۱۳٫۳ اینچی LED، کیبورد کامل، پردازنده ۱٫۶ گیگاهرتزی و بدنه یکپارچه آلومینیومی. اینها جزئیات محصول بود، اما این جزئیات نمی توانست منافعی که این محصول در عمل برای مشتری به ارمغان می آورد را مشخص کند. به همین دلیل، جابز در هنگام معرفی اولین مک بوک اِیر گفت: «در یک جمله، این باریک ترین لپ تاپ دنیاست.» جابز در یک جمله و پیش از پرداختن به اینکه «چطور» آن همه قدرت و قابلیت را در یک رایانه ظریف جا داده اند، «چرا» یا مزیت محصول را توضیح داد.

 

گوگلی ها هم با یک جمله توانستند یک سرمایه گذاری کلان را جذب کنند

«یک مدیر بزرگ می تواند یک محصول پیچیده را در ماهیت آن خلاصه کند.» این جمله ای است که یکی از سرمایه گذاران بزرگ در حالی به من گفت که روزی را به یاد می آورد که دو نفر از فارغ التحصیلان دانشگاه استنفورد –سرگی برین و لری پیج- به سراغش آمده بودند تا او را برای سرمایه گذاری در شرکتی به نام گوگل متقاعد کنند.

هنگامی که آقایان پیج و برین به دفتر کار این سرمایه گذار قدم گذاشتند محصول خود را در یک جمله ساده خلاصه کردند که کسی را یارای مقاومت در برابر سادگی و وضوح آن نبود. آنها در یک جمله به این سوال مهم پاسخ دادند که «چرا مشتری باید به گوگل اهمیت بدهد؟» جمله آنها چیزی شبیه به این بود: «گوگل، اطلاعات دنیا را سازماندهی می کند و دسترسی به آنها را تسهیل می کند.» این جمله واضح بود و جای هیچ سوء تفاهمی را باقی نمی گذاشت. به محض اینکه سرمایه گذاران متقاعد شدند که تکنولوژی قادر به انجام کاری است که بنیانگذاران گوگل ادعای آن را مطرح می کردند، سرمایه گذاری انجام شد. در عین حال، چیزی که آنها را به قلاب انداخت، همان جمله اول بود.

 

چگونه محصول یا خدمات خود را معرفی کنیم؟

هر بار که درباره یک محصول جدید با یکی از مدیران ارشد شرکتهای مختلف گفتگو می کنم، از آنها می خواهم که یک تگ لاین یا شعار تبلیغاتی یک جمله ای انتخاب کنند. این یک جمله، اصلی ترین منفعت محصول را مشخص می کند و به سوال «چرا باید برای من مهم باشه؟» پاسخ خواهد داد. این پاسخ باید کوتاه (۱۴۰ کاراکتر) و عاری از کلمات و اصطلاحات تخصصی و پیچیده ای باشد که بدون اینکه به پاسخ به آن سوال کمک کنند فضا اشغال می کنند.

به عنوان مثال، یک بار با مدیران ارشد شرکت سیستم های درمانی توشیبای آمریکا همکاری می کردم تا به آنها برای معرفی یک دستگاه سی تی اسکن کمک کنم. آنها در ابتدا این توضیح را برای محصول جدیدشان ارائه کرده بودند:

«این اولین CT پر حجم دینامیک است که از یک شناساگر فوق دقیق ۳۲۰ برای تصویربرداری از عضو در یک حرکت استفاده می کند.»
من به آنها گفتم که این متن بسیار پیچیده، کلی و انتزاعی است و نمی تواند به آن سوالی که از همه مهم تر است پاسخ بدهد: «چرا باید برای من مهم باشه؟» و روی همین کلید کردم. بالاخره یکی از مدیران خسته شد و گفت: «ببین فلانی، اگر سکته کنی و دستگاه ما توی بیمارستان باشه، دکترها می تونن خیلی سریع تر از قبل یک تشخیص خیلی دقیق تر داشته باشن. محصول ما می تونه عاملی باشه که در رفتن شما به خونه و داشتن یک زندگی بی نقص یا از بین رفتن قدرت شناسایی حتی اعضای خانواده تون نقش اساسی ایفا می کنه.»

اینجا بود که گفتم: «چرا این رو زودتر نگفتید، متقاعد شدم.»

در همان سال، تیم مدیریتی توشیبا با معرفی محصول خود در یکی از بزرگترین کنفرانس های رادیولوژی برنده یک جایزه در بخش مراقبت های بهداشتی شد. اما همه چیز با پاسخ به مهم ترین سوال شروع شده بود: «چرا باید اهمیت بدم؟» برای کسب موفقیت در فروش، باید با وضوح و دقت هر چه تمام تر به این سوال پاسخ بدهید و با مشخص کردن منافع و مزایای محصول خود، مشتری را متقاعد کنید.

 

استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش فروش

روبات ها در راهند!

 

از دورانی که هوش مصنوعی به عنوان تکنولوژی دور از دسترسی تصور می شد که فقط در رمان ها و فیلم های علمی تخیلی قابل مشاهده بود زمان زیادی نگذشته است. خوشبختانه، به لطف سرعت فزاینده رشد تکنولوژی های مدرن، هوش مصنوعی بیشتر به دنیای واقعی نزدیک شده و راه خود را به زندگی روزمره ما نیز باز کرده است.

یکی از بزرگترین مزایای هوش مصنوعی این است که این توانایی را دارد که در یک چشم بر هم زدن، انبوهی از اطلاعات و داده های مختلف را پردازش کند. این سرعت در کنار کارآمدی و دقتی قرار می گیرد که تصور اینکه روزی انسان بتواند خودش از پس آن برآید بسیار دور از ذهن به نظر می رسد. به علاوه، نرم افزارهای هوش مصنوعی بر اساس داده هایی که دریافت و پردازش می کنند می توانند تصمیم گیری کنند و از طریق فرآیندی که به آن یادگیری ماشینی می گوییم، به خودشان یاد بدهند که از آن تصمیمات به نتیجه گیری های جدیدی دست پیدا کنند.

این فرآیند به ما این قدرت را می دهد که بینش و ادراکی را کسب کنیم که به هیچ روش دیگری امکانپذیر نیست، و یک همکاری موثر بین انسان و ماشین می تواند به بهبود همه چیز، از سیستم های کنترل ترافیک گرفته تا بهداشت و درمان، بازاریابی و مواردی از این قبیل بینجامد.

و بعد، نوبت به فروش می رسد. هوش مصنوعی و فروش می توانند چه رابطه ای با هم داشته باشند؟ با ادامه این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش گویا آی تی همراه باشید تا اطلاعات بیشتری را در این زمینه کسب کنید.

 

هوش مصنوعی و فروش: پیوندی که در آسمان ها بسته شده است؟

طبیعتاً تیم های فروش به اطلاعات و داده ها عشق می ورزند. در این میان، هوش مصنوعی بهترین ابزار برای کمک به آنها در جهت پردازش و بهره برداری از این اطلاعات است. در واقع، هوش مصنوعی به تدریج در سیستم های اتوماسیون بازاریابی و CRM ها تعبیه شده و می شود. در عین حال، بسیاری از این واقعیت اطلاعی ندارند، چرا که برای بهره برداری از مزایای هوش مصنوعی لزوماً به آگاهی از استفاده این سیستم ها از آن نیست.

چیزی که در دنیای فروش اهمیت به سزایی دارد ایجاد یک رابطه نزدیک با مشتری است، و هوش مصنوعی با فراهم آوردن اطلاعات مورد نیازِ تیم های فروش برای ایجاد جرقه یک گفتگوی موثر و تداوم، حفظ و تقویت آن می تواند به تحقق این رابطه کمک کند. هوش مصنوعی این توانایی را دارد که با توجه به رفتار و عملکرد مشتریان مشابه و اطلاعات موجود به پیش بینی دست بزند و بر اساس نتایج پیش بینی های خود بهتر و بهتر شود. در واقع، یکی از محاسن جالب توجه یادگیری ماشینی همین است که با گذشت زمان عملکرد بهتری را از خود نشان می دهد.

در همین حین، کارآمدی و تاثیرگذاری فعالیت های تیم فروش نیز افزایش پیدا می کند. در این حالت، به جای رفتارهای باری به جهت، تیم فروش به کمک هوش مصنوعی می تواند مشتریان بالقوه ای که احتمال خرید آنها بیشتر است را شناسایی کند و متوجه بشود که با چه نوع پیامی بهتر ارتباط برقرار می کنند. چه بسا با صرف نیمی از زمان معمول، تیم فروش شما بتواند میزان فروش را به دو برابر حالت عادی برساند.

 

تغییر در خرید

هوش مصنوعی این توانایی را دارد که در موقعیت های خرید فیزیکی نیز از طریق ارائه تبلیغاتی که در هنگام خرید مشتری بیشتر به مذاق وی خوش می آیند موثر ظاهر شود. به علاوه، به لطف محیط های کاربری تعاملی و دستیاران مجازی، که می توانند به طبیعی تر به نظر رسیدن خرید آنلاین و افزایش نرخ تبدیل کمک کنند، هوش مصنوعی می تواند تاثیر قابل توجهی را بر خرید مشتری از خود بر جای بگذارد.

در عین حال، باید به این نکته مهم توجه کرد که قرار نیست که هوش مصنوعی جای فروشندگان را بگیرد. در هر حوزه ای از فروش که فعالیت می کنید، می توانید از قدرت هوش مصنوعی برای تقویت مکالمات خود با مشتری بالقوه بهره برداری کنید؛ تقریباً همانطور که متن هایی را برای فروش آماده می کنید، با این تفاوت که به لطف ترکیب هوش مصنوعی و داده های موجود، متن شما برای هر مشتری شخصی سازی می شود.

در واقع، ارزش حقیقی استفاده از هوش مصنوعی به عنوان بخشی از برنامه فروش در این واقعیت نهفته است که همکاری انسان و ماشین می تواند تاثیرگذاری تصاعدی و بسیار بالاتری را نسبت به عملکرد انفرادی هر یک از آنها ایجاد کند. انسان برای پردازش سریع اطلاعات به هوش مصنوعی نیاز دارد، اما هوش مصنوعی هم برای تصمیم گیری های حساب شده مبتنی بر داده های دریافتی خود به کمک انسان نیازمند است. البته شاید یک روز به جایی برسیم که هوش مصنوعی آنقدر پیشرفت کند که تصمیمات لازم را خودش به تنهایی بگیرد، اما در حال حاضر نیازمند کمک انسان است.

 

تجزیه و تحلیل اطلاعات سازمان نیافته

یکی از بزرگترین مشکلات پیش روی بازاریاب ها، چالش درک و کاربرد داده های سازمان نیافته است. منظور ما از داده های سازمان نیافته، چیزهایی مانند واکنش کاربران نسبت به پست های جدید در رسانه های اجتماعی یا بازخوردی که مردم در بخش نظرات هر کالا درج می کنند است. در حال حاضر، اگر بخواهیم که این اطلاعات را استانداردسازی و به پرونده مشتری اضافه کنیم کار پرزحمت و وقت گیری را در پیش خواهیم داشت که از خطای انسانی به دور نخواهد ماند، اما هوش مصنوعی می تواند این داده ها را با حداقل نظارت انسان تجزیه و تحلیل و پردازش کند.

فرآیندهای خریدی که به آنها عادت کرده ایم تغییر خواهند کرد و کسی نمی تواند جلوی این تغییر بایستد. به عنوان نمونه، به جای آنکه مشتری راغب وارد فرآیند فروش شده و بر اساس موقعیت جغرافیایی خود به نزدیک ترین فروشنده سپرده شود، نرم افزار فروش می تواند آن فروشنده ای که احتمال به سرانجام رساندن فروش در مورد آن معامله خاص برای وی بیشتر است را انتخاب کند و تخصیص بدهد. البته موقعیت جغرافیایی اهمیت دارد، اما عوامل دیگری هم وجود دارند که به همان اندازه و بیشتر حائز اهمیت هستند، از جمله، حوزه تخصص فروشنده و عملکرد وی در رابطه با مشتریان مشابه. حتی شاید مشخص شود که بهترین فرد یک فروشنده نیست، بلکه فردی از تیم فنی است که می تواند پاسخگوی سوالات مورد نظر مشتری باشد.

چیزی که در اینجا ارزشمند و زیباست این است که همه چیز ذاتاً قابل سنجش و اندازه گیری است. در واقع، هوش مصنوعی به کمک همین اندازه گیری ها و بررسی ها تصمیم می گیرد و همینطور که راه هایی را برای تقویت فرآیند ها و افزایش کارایی تیم فروش پیدا می کند این اندازه گیری ها دقیق تر و دقیق تر می شود.

 

تکنولوژی فردا برای امروز

شاید بسیاری از اینها دور از ذهن به نظر برسد، چنانکه انگار متنی از یک رمان علمی تخیلی را مطالعه می کنید، اما حقیقت این است که در حال حاضر هوش مصنوعی راه خود را به دنیای ما باز کرده و می توانیم از قدرت آن بهره برداری کنیم. در واقع، بازیگران بزرگی مانند گوگل، فیسبوک، اپل و آمازون هم هر روز بیشتر و بیشتر از قابلیت های هوش مصنوعی استفاده می کنند، چه برای تقویت و بهبود نتایج جستجو، یا برای خلق دستیاران صوتی مانند سیری و الکسا. حتی چه بسا تصمیم گیری برای خرید و به سرانجام رساندن خرید با تعامل با یک دستیار صوتی امکانپذیر شود. مثلاً تصور کنید که هنگامی که یک کاربر سیری می گوید: «برام یک نوشابه بخر» اگر در صدر نتایج پیشنهادی قرار بگیرید چقدر برای شما سودمند خواهد بود.

آینده فروشِ مبتنی بر هوش مصنوعی روشن به نظر می رسد. البته، ایجاد یک پیوند مشابه با بازاریابی و دیجیتال در میان هوش مصنوعی و فروش می تواند به طول بینجامد، اما این مسیری است که در آن قرار گرفته ایم و سرانجام به سرمنزل مقصود خواهیم رسید. در این میان، لازم و ضروری است که هر چه زودتر پیشگام شوید و نسبت به بهره برداری از مزایای هوش مصنوعی در کسب و کار خود اقدام کنید.

فردا دیر است…

۱ ترفند موثر برای به یادماندنی تر کردن پیام های فروش

پیام شما در صورتی در ذهن مشتری بهتر ثبت و ضبط می شود که از زاویه دید یک مشتری نوشته شده باشد

 

ما مطالب زیادی را در رابطه با آموزش فروش منتشر کرده ایم، اما به این مبحث جالب نپرداخته ایم که چگونه انتخاب یک زاویه دید مناسب باعث به یادماندنی تر شدن پیام های فروش و در نتیجه، افزایش فروش می شود.

برای اینکه بتوانیم مبحث زاویه دید را به بهترین شکل ممکن توضیح بدهیم، باید عملکرد زاویه دید در فیلم ها، تلویزیون و داستان ها را برای شما روشن کنیم. البته این دو دقیقاً مثل هم نیستند، اما از طریق توضیح چیزی که شبیه به زاویه دید مورد نظر ما در فروش است، منظورمان از زاویه دید در فروش روشن تر خواهد شد.

صحنه ای را در یک فیلم تصور کنید که در آن یک بازیکن یک توپ را به سمت سر یک بازیکن دیگر پرتاب می کند. کارگردان و مدیر فیلم برداری می توانند این صحنه را به روش های مختلفی به تصویر بکشند:

  1. زاویه دید قربانی: دوربین توپ را نشان می دهد که همینطور که به سمت قربانی می آید بزرگتر می شود، تا اینکه بالاخره صفحه را پر می کند.
  2. زاویه دید عامل: دوربین توپ را در حالی نشان می دهد که رفته رفته کوچکتر می شود تا اینکه به قربانی برخورد می کند.
  3. زاویه دید تماشاچی: دوربین در فاصله مشخصی از عامل و قربانی قرار دارد و نشان می دهد که یک نفر توپ را پرتاب می کند و سپس آن را در هوا دنبال می کند تا اینکه به قربانی برخورد می کند.
  4. زاویه دید راوی: یک صدا چیزی شبیه به این می گوید: «روزی روزگاری، مردی یک توپ را به سمت سر یک مرد دیگر پرتاب کرد.»

همانطور که مشاهده می کنید، همینطور که زاویه دید از عمل در حال انجام دورتر می شود، صحنه ما احساس کمتری را به مخاطب انتقال می دهد. زاویه دید قربانی، واضح و به یادماندنی است. در طرف مقابل، زاویه دید راوی تقریباً هیچ حسی ندارد و صحنه را در یک جمله سرد و کتابی خلاصه می کند.

در دنیای فروش هم درست به همین ترتیب، هرچه فاصله زاویه دید را از مشتری بیشتر کنیم، حس موجود در پیام کمتر می شود و در نتیجه، پیام ما زودتر از ذهن مخاطب پاک می شود و به یادماندنی نخواهد بود:

  1. زاویه دید مشتری: من از الف استفاده می کنم تا ب را انجام بدهم.
  2. زاویه دید محصول: محصول الف کار ب را انجام می دهد.
  3. زاویه دید مهندسی: محصول الف برای انجام ب طراحی شده است.
  4. زاویه دید بازاریابی: محصول الف یک پلتفرم برای عملی سازی ب است.
  5. زاویه دید سازمانی: شرکت ج محصول الف را طراحی کرد تا یک پلتفرم برای عملی سازی ب باشد.

توجه کنید که هر چه از زاویه دید مشتری فاصله می گیریم، پیام ما ضعیف تر می شود.

برای روشن تر شدن موضوع، اجازه بدهید که به ذکر یک مثال در رابطه با یک سیستم مدیریت مشارکت و همکاری برای شرکت ها بپردازیم:

  1. زاویه دید مشتری: جلسات کمتر، ایمیل های داخلی کمتر، همه ابزارها در یک جا. این یک سیستم مدیریت شرکت مناسب است.
  2. زاویه دید محصول: این سیستم مدیریت شرکت ها تمامی ارتباطات شرکت شما را یکپارچه سازی می کند، جریان کار را تسهیل می کند و فرآیندها را روان تر خواهد کرد.
  3. زاویه دید بازاریابی: این سیستم مدیریت شرکت ها یک مجموعه اختصاصی ابری از ابزارها و سرویس های همکاری است.

همه اینها ترجمه پیام های واقعی و متعلق به سیستمی به نام Slack هستند. پیام شماره ۱ با جستجوی کلمه Slack در گوگل به نمایش در می آید. پیام شماره ۲ در صفحه اصلی وبسایت اختصاصی آن قرار دارد و پیام شماره ۳ اولین خط از صفحه ویکی پدیای این سیستم است.

اینطور به نظر می رسد که زاویه دید مشتری در مثال های بالا بیشترین حس را به مخاطب انتقال می دهد و در نتیجه، به یادماندنی ترین پیام است. در طرف مقابل، زاویه دید محصول به شدت انتزاعی و کلی است و ابداً در خاطر نمی ماند.

حالا که زاویه دید را درک کردید، به پیام های بازاریابی و فروش خود نگاهی بیندازید و آنها را مرور کنید. آیا پیام های شما داستان واضح و روشنی را از دید مشتری بیان می کنند؟ یا اینکه در آنها از زاویه دیدی استفاده شده است که مشتری در کادر آن جایگاهی ندارد؟

 

دلیل خوانده نشدن ایمیل های فروش و ۴ روش برای رفع این مشکل

به جای آنکه کار محصول یا شرکت تان را برای مشتریان بالقوه خود توضیح بدهید، از نکاتی که در این مطلب از سلسله مطالب آموزش فروش گویا آی تی به آنها اشاره می کنیم استفاده کنید و به مشتری نشان بدهید که چگونه می توانید به او کمک کنید

 

همه ما از آن ایمیل های سرشار از سماجت فروش محور را دریافت می کنیم. در غالب موارد، آهی می کشیم، ایمیل مورد نظر را حذف می کنیم و دعا می کنیم که فردا دوباره یک ایمیل دیگر به عنوان ایمیل پیگیریِ همان ایمیل را در اینباکس مان نبینیم. البته احتمالاً این دعای ما برآورده نخواهد شد!

این روزها ایمیل هایی که فقط فهرستی از ویژگی های یک محصول یا سرویس را ارائه می کنند به یک رویه رایج برای ایمیل های فروش تبدیل شده اند. مسأله اینجاست که این ایمیل ها برای مشتری بالقوه کاملاً بی معنی هستند، چرا که ویژگی بدون توجه به زمینه ها و مشکلات موجود نمی تواند ارزش و منفعتی که شرکت شما ارائه می کند را نشان بدهد. این به آن معنی است که واکنش و پاسخ زیادی را هم نسبت به ایمیل خود دریافت نخواهید کرد.

گاهی حضور این فهرست ها در ایمیل فقط به خاطر تنبلی است. اما مشکل اصلی، ابهام و بی توجهی است: هنوز هم بسیاری از فروشندگان نمی توانند تفاوت بین ویژگی های محصول با منافعی که آن محصول ارائه می کند را درک کنند.

اما خبر خوب این است که حل این مشکل کار دشواری نیست. در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش به چهار نکته اشاره می کنیم که به کمک آنها می توانید ویژگی ها را به منافع تبدیل کرده و واکنش مثبت مشتری نسبت به ایمیل های فروش خود را تضمین کنید:

 

  1. به جای خودتان، روی مشتری تمرکز کنید

تبلیغ فهرستی از ویژگی ها برای مشتری بالقوه باعث می شود که خودپسند و خودمحور به نظر برسید. این کار در عمل با آن آدم حال به هم زنی که نمی تواند جلوی خودش را بگیرد و از مدرسه خاصی که در آن درس خوانده یا ویژگی های شخصیتی منحصر به فردی که دارد سخن نگوید تفاوتی ندارد. هیچ یک از آن ویژگی ها هیچ معنای خاصی نخواهد داشت، مگر اینکه بتوانید ثابت کنید که ویژگی هایی که مطرح می کنید به نحوی به درد مخاطب شما خواهند خورد، مثلاً با افزایش بهره وری یا حل یک مشکل.

مثلاً اگر یک ابزار بازاریابی می فروشید، جمله ای مانند «تعاملات مشتریان خود را به دست اتوماسیون بسپارید» برای من مشخص نمی کند که چرا اصلاً کسب و کار من باید برای اتوماسیون تره خورد کند! در عوض، «ایمیل های بازاریابی خود را به دست اتوماسیون بسپارید تا مشتریان شما اطلاعات محصولاتی را دریافت کنند که واقعاً به دریافت آنها علاقمندند» توضیح موثرتری است. به خاطر داشته باشید که فهرست کردن ویژگی ها باعث می شود که چنان به نظر برسد که انگار می خواهید قابلیت ها را به رخ مشتری بکشید و خودنمایی کنید؛ اما منافع به مشتری نشان می دهند که به دنبال کمک به وی هستید.

 

  1. روی یک منفعت و مزیت خاص تمرکز کنید

شاید تصور کنید که یک ایمیل کلی با یک فهرست طولانی از ویژگی ها به مذاق عده بیشتری از مردم خوش خواهد آمد و در نتیجه در قِبَل آن پاسخ های بیشتری را هم دریافت خواهید کرد. این تصور در عمل از واقعیت به دور است. وجود فهرستی از ویژگی ها در ایمیل فروش به مشتری نشان می دهد که اصلاً از نیازها و خواسته های وی خبری ندارید و از او انتظار دارید که آن خواسته ها و نیازها را به شما بگوید.

به عنوان مثال، «ما ایمیل هایی را برای شما تهیه و تنظیم می کنیم که مشتریان راغب بیشتری را برای تیم فروش تان به مشتری بالفعل تبدیل خواهند کرد» را می توانید برای همه ارسال کنید، اما آنقدر کلی و مبهم است که نظر هیچ کس را به خود جلب نخواهد کرد. حالا جملات بالا را با این متن مقایسه کنید: «ایمیل های ما نرخ پاسخدهی را تا ۳۰۰ درصد افزایش می دهند، بنابراین یک فهرست خوب از مشتریان راغب را به خاطر یک متن نامناسب نسوزانید.» این یک متن دقیق است که به وضوح مشخص می کند که کسب و کار مشتری هدف چگونه بهبود پیدا خواهد کرد. به علاوه، سناریویی را به تصویر می کشد (سوزاندن یک فهرست خوب از مشتریان راغب) که همه فعالان حوزه بازاریابی و فروش با آن آشنایی دارند و جلوگیری از آن یکی از خواسته ها و نیازهای آنها است.

به خاطر داشته باشید که همه مشتریان بالقوه شما به دنبال مزایای یکسانی نیستند. پیش از انتخاب مزایایی که باید روی آنها تمرکز کنید، به تحقیقاتی که روی هر مشتری انجام داده اید مراجعه کنید تا بتوانید برای هر یک از مشتریان خود مزایای متناسبی را ارسال کنید.

 

  1. به جای مباحث فنی از زبانی استفاده کنید که مشتری با آن ارتباط برقرار می کند

زبان فنی مخصوصاً در شرایطی مشکل آفرین است که محصول یا سرویس شما ذاتاً فنی است، مثلاً پلتفرم های توسعه اپ یا ابزارهای تحلیل داده. در عین حال، باید توجه داشته باشید که همه از کاری که شرکت شما انجام می دهد سر در نمی آورند. متنی مانند «ما داده های CRM شما را آنالیز می کنیم تا بتوانید ارقام دقیقی را در EOQ QBR های خود وارد کنید» این پتانسیل را دارد که مشتریان راغب بسیاری را به اصطلاح بپراند.

چرا؟ به این خاطر که چه بسا مشتری بالقوه شما متوجه نشود که محصول تان چطور کار می کند، و متنی که مملو از اصطلاحات فنی است هم به او کمکی نخواهد کرد. به عنوان یک فروشنده، وظیفه شماست که به جای «چه»، «چطور» را برای مشتری روشن کنید. فروشندگان حرفه ای و موفق فقط به دنبال افزایش آمار فروش خود نیستند، آنها به دنبال کمک به مشتری خود هستند.

از ساده ترین زبان ممکن در ایمیل های فروش خود استفاده کنید. به علاوه، پیش از آنکه دکمه ارسال را فشار بدهید، دوباره ایمیل خود را مرور کنید و ببیند که آیا می توانید متن یا عبارت پیچیده ای را با عبارات سرراست تری جایگزین کنید.

 

  1. منافع را به فراخوان به عمل تبدیل کنید

در شرایطی که طرف مقابل شما نمی داند که چیزی که به وی پیشنهاد می دهید چه کاری برایش انجام خواهد داد، سوال درباره نیاز وی به آن نمی تواند منطقی باشد. چه بسا من به یک ماشین نیاز داشته باشم، اما آیا این سوال می تواند به فروش یک ماشین به من کمکی بکند: «آیا برای هفته آینده ۳۰ دقیقه وقت دارید تا یک دمو از این خودروی خارق العاده را تماشا کنید؟» به جای این سوال، بهتر است که سوال دیگری را از من بپرسید: «اجازه می دهید که در هفته آینده یک تماس مختصر و مفید با شما داشته باشم تا درباره این صحبت کنیم که این خودرو چگونه می تواند هزینه های حمل و نقل شما را تا ۵۰ درصد کاهش و جذابیت شما را تا ۱۰۰ درصد افزایش بدهد؟» مزایا را می توان به فراخوان به عمل تبدیل کرد، اما ویژگی ها فقط فهرستی از چیزهایی هستند که محصول شما قادر به انجام آنها است.

 

حرف آخر

برای اینکه شرکت موفقی داشته باشید، باید در جهت تامین منافع بلندمدت شرکت و از آن مهم تر، مشتریان خود تلاش کنید. لذا لازم و ضروری است که تمامی تعاملات شما با مشتریان بالقوه و بالفعل روی این تمرکز داشته باشد که چگونه می توانید به آنها کمک کنید تا به اهداف خود دست پیدا کنند. ویژگی ها هیچ وقت نمی توانند چنین حسی را به مشتری انتقال بدهند. تنها راه جلب اعتماد مشتری این است که منافع محصول یا سرویس خود را برای شخص وی مشخص کنید و آنها را به مرحله عمل برسانید.

۶ نکته برای تقویت رابطه با مشتری و افزایش فروش

به مواردی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به آنها اشاره می کنیم توجه کنید تا دیدگاه خود نسبت به فروش را تغییر داده و رابطه مشتریان با کسب و کارتان را تقویت کنید.

 

ما در مقالات مختلف مرتبط با مبحث آموزش فروش گویا آی تی به کرّات درباره ایمیل های فروش سخن گفته ایم و نکات زیادی را با شما به اشتراک گذاشته ایم.

البته که همه آن نکات و مطالبی که در طول سال منتشر کرده و می کنیم می تواند چراغ راهنمای تمامی فروشندگان تازه کار و مجرب باشد. اما گاهی بد نیست که چند قدم به عقب برداریم و به اصول و نکات ریشه ای ایمیل های فروش نیز مجدداً نیم نگاهی بیندازیم. منظور ما از توجه به آن اصول، تولید همان انواعی از پیام هایی است که به مذاق مشتریان بالقوه خوش می آیند و در نتیجه، به آنها واکنش نشان می دهند. در این راستا، لازم است که به مخاطب خود نشان بدهید که برایش ارزش قائل هستید، یاد بگیرید که چگونه پیام های خود را عمل محور کنید و البته، در نویسندگی مهارت داشته باشید.

ما در این مطلب از سلسله مطالب آموزش فروش به برخی از نکات مهم و جالب توجهی اشاره خواهیم کرد که توجه به آنها در نهایت، باعث افزایش بازده ایمیل های فروش شما خواهد شد.

 

  1. از ایمیل های پیگیری خاص و منحصر به فرد استفاده کنید

لازم و ضروری است که همه فروشندگان در پیگیری های متعاقب خود با مشتری، به خصوص در مبحث ایمیل های فروش، واقعاً «پیگیر» باشند. در عین حال، ارسال مکرر یک پیام نسبت به بار اول ارسال آن انگیزه بیشتری به مشتری نخواهد داد. ارسال ایمیل های follow-up یا پیگیری، یک فعالیت جانبی یا اضافی نیست؛ لذا هر پیام باید منحصر به فرد، حساب شده و حاوی جزئیاتی باشد که مخاطب با آنها ارتباط برقرار می کند.

 

  1. تفاوت بین فروش و بازاریابی را درک کنید

ایمیل های فروش با ایمیل های بازاریابی تفاوت دارند. ایمیل های سرد (cold email) فروش بدون هیچ رابطه قبلی یا زمینه خاص و با هدف آغاز یک گفتگو ارسال می شوند. در طرف مقابل، هدف از ارسال ایمیل های بازاریابی، ایجاد هوشیاری و آگاهی نسبت به برند و اطلاع رسانی به جامعه بسیار گسترده تری از مخاطبان درباره یک موضوع، محصول یا سرویس است. اگر تمایل دارید که ایمیل های فروش شما تاثیرگذار باشند، باید تفاوت بین پیام های فروش و بازاریابی را درک نموده و از این آگاهی در همه ارتباطات مرتبط با فروش خود بهره برداری کنید.

 

  1. از جنگ جهانی دوم یاد بگیرید

استفاده از متن های مبهم یا متن هایی که محوریت آنها خودتان هستید دو روش از سریع ترین روش ها برای نوشتن ایمیل هایی است که هیچ تاثیری ندارند. پیام هایی که برای مشتریان بالقوه خود ارسال می کنید باید از ابتدا تا به انتها تا جایی که امکان دارد دقیق و خاص باشند، و البته این خاص بودن و دقت باید حول محور مخاطب باشد و نه خودتان. احتمالاً شما هم پوسترهای جذب سرباز ایالات متحده در جنگ جهانی دوم را دیده اید؛ همان هایی که یک پیرمرد با کلاهی که ستاره ای روی آن نقش بسته را نشان می دهد که با انگشت خود مخاطب را هدف گرفته و در زیر آن جمله « I want YOU for the US Army!» (به معنی من شما را برای ارتش ایالات متحده می خواهم) خودنمایی می کند. همین پوستر ساده رنگی تاثیر قابل توجهی را از خود بر جا گذاشت. ایمیل های فروش شما هم باید همینطور باشند؛ دقیق و سریع، زنده و دارای حس حیات و حاکی از ارزش بی چون و چرایی که طرف مقابل دارد.

 

  1. چیزهایی که در دانشگاه یاد گرفته اید را فراموش کنید

اگر درس این کار را خوانده اید، احتمالاً به شما یاد داده اند که هر چیزی که با کسب و کار در ارتباط است را باید رسمی بنویسید. اما ما در صحبت های روزمره خود با دیگران معمولاً عصا قورت نمی دهیم، لذا این لحن رسمی زبانی نیست که به کمک آن بتوان مشتری را نسبت به خرید متقاعد کرد. اگر هدف از ایمیل های فروش فعال کردن مخاطب و متقاعد نمون او نسبت به حضور یک انسان در طرف دیگر خط ارتباطی است، در اینصورت استفاده از زبان رسمی نمی تواند زیاد کارآمد باشد و شما را به جایی برساند. در عوض، تلاش کنید تا به آنجایی که امکان دارد و منطقی به نظر می رسد ساده و صمیمی بنویسید.

 

  1. استفاده از عناوین خسته کننده و تکراری را کنار بگذارید

همانطور که بارها گفته ایم، اگر عنوان ایمیل شما جذاب نباشد، هیچ کس برای خواندن بقیه ایمیل تان به خودش زحمت نخواهد داد. اگر تمایل دارید که در این فرآیند از همه فروشندگان پیش بیفتید لازم است که به اصول اساسی عناوین ایمیل هایی که خوانده می شوند توجه داشته باشید و آنها را سرلوحه کار خود قرار بدهید. در هر صورت، از استفاده از عناوین بسیار طولانی، فریبکارانه و یا دارای لحن ربات مانند و همه انواع عناوین ضعیف خودداری کنید.

 

  1. تعارف را کنار بگذارید

معمولاً هنگامی که در یک کنفرانس با دیگران روبرو می شوید و دست می دهید نمی گویید که «امیدوارم که از این کنفرانس محظوظ شده باشید». و از آنجایی که ایمیل های فروش هم باید بازتابی از دنیای واقعی باشند، پیامی که حاوی جمله ای مانند «امیدوارم که از این ایمیل محظوظ شوید»، فارغ از وقتی که برای پیدا کردن واژه «محظوظ» گذاشته اید، تاثیر چندانی نخواهد داشت. در واقع، این تلاش برای بیش از حد مودب به نظر رسیدن به مخاطب نشان می دهد که شما به دنبال فروش هستید. به علاوه، این تعارفات پوچ باعث اشغال فضای ارزشمند ایمیل شما می شوند. حقیقت این است که شما فقط چند خط فرصت دارید تا روی مشتری بالقوه تاثیر بگذارید، بنابراین اطمینان پیدا کنید که کلماتی که استفاده می کنید واقعاً برای طرف مقابل فایده و منفعتی را در بردارند.

 

ما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش به نکاتی اشاره کردیم که به کمک آنها می توانید فروش بهتری را از طریق ایمیل های فروش خود تجربه کنید. شما چه نظر و ایده ای دارید؟

۴ سوال که پیش از استخدام فروشنده باید به آنها پاسخ بدهید

تنها چیزی که از پیدا کردن عاملان فروش خوب و کارآمد دشوارتر است، مدیریت آنهاست. به منظور بهره برداری از حداکثر پتانسیل کارکنان خود لازم است که پیش از آنکه فروشنده بعدی را انتخاب کنید، به سوالاتی که در این مطلب از سلسله مطالب آموزش فروش گویا آی تی به آنها اشاره می کنیم پاسخ بدهید.

 

تقریباً همه مدیران دشواری هایی را در رابطه با عوامل فروش خود تجربه کرده اند. شاید شما هم خبرهایی به گوش تان خورده باشد یا این تجربه را داشته باشید که فروشندگان مدت ها و مدت ها نتایج غیر قابل قبولی را کسب کرده اند و در نهایت برای مدیران مربوطه چاره ای جز قطع همکاری با آنها باقی نمانده است. متاسفانه این نتایج غیرقابل قبول معمولاً پس از صرف (یا به عبارت بهتر اتلاف) میلیون ها تومان پول کسب می شود.

به منظور کسب اطمینان از اینکه فروشندگان مناسبی را برای مناصب فروشندگی متناسب کسب و کارتان استخدام می کنید باید چند سوال را از خودتان بپرسید و به آنها به دقت پاسخ بدهید. پاسخ به این سوال ها به شما کمک می کند تا اطمینان پیدا کنید که شما و تیم فروش تان در مورد اهداف شرکت و روش های پرداخت هماهنگ هستید.

 

  1. آیا فروشنده باید شخصاً مشتری جذب کند یا اینکه فقط فروش را به سرانجام می رساند؟

این یکی از مشکلات رایج است. در بسیاری از موارد شاهد آن هستیم که فروشنده در حالی استخدام می شود که هیچ مشتری بالقوه ای ندارد که بخواهد چیزی به او بفروشد. اگر شما به عنوان کارفرما از اعضای تیم فروش خود انتظار دارید که کار تولید مشتری راغب (lead) را خودشان انجام بدهند، در اینصورت باید از همان ابتدا این را به روشنی و با وضوح هر چه تمام تر اعلام کنید. توجه داشته باشید که بیشتر فروشندگان انتظار دارند که فهرستی از مشتریان آماده که معمولاً از طریق یک تیم بازاریابی داخلی یا خارجی تهیه شده است را دریافت کنند.

اگر از فروشندگان خود انتظار دارید که خودشان از صفر مشتری پیدا کنند باید زمان و منابع لازم را در اختیار آنها قرار بدهید. فروشندگان شما چه در مباحث شبکه سازی، چه برای تماس های سرد، یا نمایشگاه های تجاری و امثال آن به آموزش، امکانات، محتوا و بودجه نیاز خواهند داشت. همه اینها را باید در بودجه بندی و زمان بندی خود منظور کنید.

 

  1. حقوق فروشندگان را بر چه مبنایی پرداخت می کنید؟

تصمیم گیری برای پرداخت حق الزحمه فروشندگان در قالب یک حقوق ثابت، کمیسیون یا ترکیبی از این دو برای بسیاری از مدیران به یک معضل تبدیل شده است. در هر صورت بهترین مدل پرداختی را باید با توجه به فرهنگ، موقعیت و میزان تحمل ریسک فروشندگان خود انتخاب کنید. در واقع، همه این مدل ها در شرایط مختلف می توانند کارکرد مناسبی را از خود نشان بدهند.

به هر تقدیر، اگر تصمیم گرفتید که مقداری از پرداخت به فروشندگان را به عملکرد آنها منوط کنید، لازم است که دقیقاً موارد و شاخص های موثری که از نظر شما اهمیت دارند و مواردی که اهمیت خاصی ندارند را مشخص کنید. در غیر اینصورت، وقوع سوء تفاهم و اختلاف در رابطه با محاسبات مربوطه اجتناب ناپذیر خواهد بود.

 

  1. چه مواردی را می سنجم و کدام موارد را مدیریت می کنم؟

پشتوانه همه تیم ها و فرآیندهای فروش خوب یک مدیریت فروش خوب است. به سرانجام رساندن فروش یک فرآیند است و همانند همه فرآیندها به مراحل، شاخص های کلیدی عملکرد، اهداف و معیارهایی برای سنجش کمیت و کیفیت نیاز دارد.

مراحل فروش در شرکت خود را مشخص کنید، پیشرفت و دستاوردها را زیر نظر بگیرید و میزان تحقق آنها را بسنجید. اطلاع از اینکه چه ورودی ها و چه خروجی هایی داشته اید و چه فرآیندهایی در جریان است اطلاعات ارزشمندی را در اختیار شما قرار می دهد که به کمک آنها متوجه خواهید شد که می توانید چه انتظاراتی داشته باشید و به چه مواردی باید بیشتر توجه کنید.

 

  1. چه نتایجی مثبت، کدام ها منفی و کدام موارد فوق العاده محسوب می شوند؟

فارغ از نوع روش پرداختی که انتخاب می کنید، انتظارات خود از عملکرد فروشندگان را پیش از استخدام آنها به وضوح مشخص کنید. بهتر است که بین ۸ تا ۱۰ بخش اصلی در عملکرد که می توانید آنها را به وضوح تعریف و دقیقاً اندازه گیری کنید را مشخص کرده و به اطلاع فروشندگان بالقوه خود برسانید.

برای هر بخش می توانید کلیدهایی را مشخص کنید. به عنوان مثال، عدد قرمز برای شما عددی است که برای کسب و کارتان مشکل آفرین خواهد بود. آمار و ارقام سبز مطابق با حداقل انتظارات هستند و هر چیزی که بین قرمز و سبز قرار بگیرد زرد یا متوسط خواهد بود. نتایج خارق العاده هم نتایجی خواهند بود که کمی دور از انتظار هستند.

با تعریف این موارد در همان ابتدا و الزام فروشندگان به پذیرش تک تک آنها پیش از آغاز همکاری، همه حرف و حدیث ها و سوء تفاهم های احتمالی که وقوع آنها در بحث مدیریت عملکرد دور از انتظار نیست را از بین می برید. در اینصورت دیگر مانند یک مدیر ظالم و بد به نظر نمی رسید، بلکه فقط بر سر یک میز می نشینید و آمار و ارقام و نتایج را بررسی می کنید.

 

فروش کار دشواری است. اما لزومی ندارد که استخدام و مدیریت فروشندگان هم به قوز بالای قوز تبدیل شود. با پاسخ دادن به این سوالات و ارائه جواب های خوب و واضح به آنها زندگی و کار خود را آسانتر و تیم فروش خود را موفق تر خواهید ساخت.