تماس تلفنی، ایمیل، پیام صوتی: کدام ترتیب موثرتر است

کدامیک بهتر نتیجه می دهد؟ تماس سرد یا ایمیل سرد؟

چیزی که بیشتر از همه در دنیای فروش اهمیت دارد «فروش» است و شما هم به عنوان یک فروشنده باید دست کم آمار و ارقام مورد انتظار را محقق کنید.

البته که من هم ۱۰۰ درصد با این مطلب موافقم که تنها راه برای کسب موفقیت این است که به دیگران کمک کنید تا به خواسته های خود دست پیدا کنند. برای موفقیت در فروش به این طرز فکر نیاز خواهید داشت.

با این حال، طرز فکر درست شما بدون کسب نتایج لازم، به معنی عدم کسب نتایج، خاموش شدن چراغ کسب و کار و از دست رفتن شغل تان خواهد بود. بنابراین همیشه باید به دنبال روشهایی برای افزایش فروش باشید.

در مطالب مختلف بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی به روشهای مختلف فروش و از جمله، استفاده از ایمیل سرد و تماس سرد (ارسال ایمیل و تماس با کسی که با وی رابطه نداشته اید) اشاره شده است. اما از کدام استفاده کنیم، یا اگر قرار است که از هر دو استفاده شود، آداب و ترتیب آن به چه نحوی باید باشد؟

بیشتر فروشندگان، استفاده از ایمیل های سرد را به دو دلیل به تماس سرد ترجیح می دهند:

  • فشردن دکمه ارسال آسانتر است و …
  • اگر مشتری بالقوه ایمیل را حذف کند، درد طرد شدن را احساس نخواهند کرد.

اما من به عنوان کسی که خودش صاحب یک کسب و کار است و بیش از ۲۰ سال به عنوان یک عامل فروش تجربه دارد، همیشه به دنبال روش ها و استراتژی های مختلف برای کسب نتایج بهتر هستم.

… و فرمول فروشی که بدون شک همیشه بهترین نتایج را برای من در برداشته، این است:

«تلفن، پیام صوتی، ایمیل»

از همان زمانی که ایمیل اختراع شد، تماس تلفنی با مشتری بالقوه (و اینکه دقیقاً بدانید که اگر مشتری یا یک تلفنچی گوشی را برداشت چه باید بگویید)، گذاشتن پیام مناسب روی دستگاه منشی تلفنی و ارسال یک ایمیل استراتژیک و حساب شده برای دریافت پاسخ، فرمولی بوده که همیشه برای من موفقیت آمیز واقع شده است. من مدت های مدیدی است که از این ترکیب استفاده می کنم و نتیجه آن عالی و بدون نقص بوده است.

بر طبق نتایج یک بررسی، تماس تلفنی و ایمیل، موثرترین و کارآمدترین زوج به شمار می آیند. استفاده از ایمیل به تنهایی و بدون تماس تلفنی باعث شد که کارآمدی فرآیندهای فروش تقریباً ۹۸ درصد کاهش پیدا کند.

 

کلیدهای موفقیت

کاری که برای موفقیت از طریق این فرمول باید انجام بدهید نسبتاً ساده است، اما لزوماً آسان نیست. به منظور کسب بهترین نتایج، به این نکات توجه کنید:

  1. دشوارترین بخش، پیروی از اصول و داشتن نظم است. شما باید خودتان را متعهد بدانید که از میانبر استفاده نکنید. البته، امتحان کردن راهکارهای دیگر ایرادی ندارد، اما نه به قیمت بی توجهی به راهکاری که اثرگذاری و کارآمدی آن اثبات شده و امتحان خود را پس داده است.
  2. تعدیل انتظارات: برای میزان پاسخدهی یا واکنش مشتریان بالقوه به کار شما (تماس مجدد با شما و/یا پاسخ به ایمیل هایی که بعد از گذاشتن پیام برای آنها ارسال کردید) ۱۰ درصد یا بالاتر قابل قبول است. من یک کمپین ۷۲ ساعته به راه انداختم که میزان پاسخدهی در آن به طور متوسط، ۲۲ درصد بود. این رقم واقعاً بالایی است. دریافت مستمر نتایج دو رقمی به این معنی است که کار به خوبی پیش می رود و تلاش شما به ثمر نشسته و جواب داده است. آنهایی که از تبلیغات استفاده می کنند، حاضرند تا قران آخر پول شان را هزینه کنند تا یک نتیجه دو رقمی بگیرند.
  3. پیام شما: اگر یک نتیجه دو رقمی به دست نمی آورید، باید پیام خود را به زیر ذره بین ببرید. به احتمال زیاد، یکی از مشکلات مهم مشتری یا نقطه حساسی را هدف قرار نداده اید.
  4. لحن شما در پیام تلفنی: لحن صدا اهمیت زیادی دارد. هنگامی که در پیام خود روی نقاط مهم و حساس دست می گذارید، باید لحن و صدای شما کاملاً طبیعی به نظر برسد. به خاطر داشته باشید که تقریباً همه برندگان اسکار از قبل برای خودشان یک متن آماده می کنند، اما فارغ از اینکه انگلیسی بلد هستید یا نه، نمی توانید این را تشخیص بدهید.

نویسنده این مطلب که با اندکی جرح و تعدیل برای بخش مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده، آقای مایکل پِدون است. آقای پدون، بنیانگذار و مدیرعامل یکی از شرکت های مطرح در زمینه فروش است.

 

بهینه سازی قیف فروش

هدف نهایی بازاریابی، افزایش درآمد است و یکی از روش های اصلی تحقق این هدف، بهبود و تقویت قیف فروش است. مطلب حاضر در اصل توسط آقای برایان کارول به رشته تحریر آمده و برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده است. آقای کارول، مدیر عامل یک شرکت فعال در زمینه بازاریابی و مولف کتابی در زمینه تولید مشتری راغب (lead) است. وی در سخنرانی خود در یکی از همایش های بازاریابی، درباره ضرورت هماهنگی بین بازاریابی و فروش صحبت کرد. او در سخنرانی خود یک فرآیند پنج مرحله ای برای بهینه سازی مدیریت مشتریان راغب، هماهنگ سازی بازاریابی و فروش و بهره برداری حداکثری از کل قیف فروش را معرفی می کند.

 

مرحله ۱: ارائه یک تعریف هماهنگ برای مشتری راغبی که آماده خرید است

بسیاری از سازمانها تعریف دقیقی از lead یا به اصطلاح مشتری راغب ندارند. معمولاً بزرگترین اختلاف نظر بین دو بخش بازاریابی و فروش وجود دارد.

سوالی که بازاریاب ها باید بپرسند این است که «فروشنده واقعاً چه می خواهد؟ آنها برای فروش به چه چیزهایی نیاز دارند؟»

فروشندگان باید وقت ارزشمند خود را مدیریت کنند. آنها باید به رابطه زمانی که در اختیار دارند با ارزشی که می توانند برای شرکت بیافرینند توجه داشته باشند. هر عامل فروشی باید پیوسته این سوال را از خود بپرسد که «احتمال به سرانجام رسیدن این فروش چقدر است و چقدر ارزش دارد؟»

عبارت آماده برای خرید (Sales Ready) را می توان به روش های مختلفی تعبیر کرد. به عنوان نمونه، در یکی از این تفسیرها آمادگی برای خرید به پنج سطح مجزا تقسیم بندی می شود، که از سطح ۱ که واکنش به کمپین بازاریابی است آغاز می شود و به سطح پنجم، یعنی مرحله ای که مشتری برای خرید بودجه و وقت دارد و تصمیم خود را گرفته می رسد.

 

مرحله ۲: صلاحیت سنجی مشتریان راغب بر اساس یک تعریف پذیرفته شده از مشتری راغب

هر مدلی را که انتخاب کنید، لازم و ضروری است که این انتخاب به صورت مشترک توسط تیم های بازاریابی و فروش انجام گرفته باشد. تیم های کاردان demand generation یا خلق تقاضا غالباً یک توافق مستند در سطح سرویس (SLA) بین این دو بخش دارند. در این توافق، مشخص می شود که مشتری راغب چه کسی است، پیگیری توسط چه کسی انجام می شود، مدیریت مشتریان راغب چگونه انجام می گیرد و یک مشتری راغب با چه سرعتی باید پردازش شود.

پس از توافق بر سر یک تعریف مشترک از مشتری راغب، این وظیفه تیم بازاریابی خواهد بود که مشتریان راغب را بر اساس شاخص های مشخص شده در آن تعریف، فیلتر کند. در این راستا، به خاطر داشته باشید که:

  • کیفیت بر کمیت ارجحیت دارد؛
  • اطلاعات کسب شده را تقویت و متمرکز کنید؛
  • گوشی تلفن را بردارید و مشتریان راغب احتمالی را صلاحیت سنجی کنید؛
  • فرآیندهای فروش را برای هر مشتری راغب مورد سنجش و ارزیابی قرار بدهید؛
  • فرآیند انتقال مشتری را به وضوح ترسیم کنید.

اتوماسیون بازاریابی و سیستم امتیازدهی به مشتری راغب آن، با ایجاد امکان ارزیابی خودکار مشتریان راغب در رابطه با آمادگی برای خرید، بنیان مناسبی را برای صلاحیت سنجی مشتریان راغب فراهم می کنند. اما مسئولین توسعه فروش شما در نهایت نقش کلیدی و مهمی را در جهت صلاحیت سنجی مشتریان راغب برای فروش بر عهده خواهند داشت. تفسیر کیفی انسانی می تواند همه رخنه هایی که ارزیابی های خودکار از پر کردن آنها عاجز هستند را تکمیل کند.

 

مرحله ۳: روی مشتریان راغبی که هنوز در مراحل اولیه قرار دارند کار کنید تا به مرحله آمادگی برای خرید برسند

با مشتریان راغبی که با تعریف ما از آماده برای خرید همسو نیستند چه باید کرد؟

در واقع، lead nurturing یا پرورش مشتری راغب، فرآیندی است که طی آن، مکالمات متناسب و منسجمی با مشتریان بالقوه مناسب خواهید داشت. شما از طریق فرآیند پرورش مشتری راغب تلاش می کنید تا رابطه خود با مشتریان آینده را تقویت کنید. در این حالت ارزش آفرینی می کنید، حتی اگر فرد مورد نظر هرگز از شما چیزی را خریداری نکند.

به منظور پرورش موثر، به مشتریان راغب خود محتوایی را ارائه کنید که در همان موقعیت زمانی و مکانی با نیازهای آنها متناسب باشد. بهترین روش برای نیل به این مقصود، بخش بندی (segmentation) مشتریان راغب بر اساس ویژگی هایی مانند سمَت، حوزه فعالیت، بزرگی شرکت، یا منبع جذب آنها است.

ضمناً به خاطر داشته باشید که در مدل B2B (شرکتی یا کسب و کار به کسب و کار)، باید شرکت یا سازمان ها را آماده کنید و پرورش بدهید و نه مردم، اما با ارائه اطلاعات هدفمند و معنادار برای فرد مخاطب، به وی کمک می کنید تا مکالمات معنادارتری با سایر افراد تصمیم ساز آن شرکت یا سازمان داشته باشد.

 

مرحله ۴: فرآیند انتقال از بازاریابی به فروش را تعریف کنید

مرحله انتقال بین بازاریابی و فروش یکی از بخش های فرآیند خلق تقاضا است که اشتباه کردن در آن اصلاً بعید نیست. باید توجه داشت که این فرآیند انتقال بین بازاریابی و فروش باید واقعاً یک انتقال باشد، و نه چیزی مثل پاس دادن. مشکل اینجاست که در غالب موارد، عوامل فروش می توانند با به سرانجام رساندن معامله جاری، درآمد بیشتری نسبت به ایجاد یک فرصت جدید کسب کنند. برای انتقال صحیح و عاری از اشکال مشتری راغب، یک فرآیند مستند داشته باشید، فرآیندی که هم تیم بازاریابی و هم تیم فروش روی آن توافق داشته باشند.

 

مرحله ۵: از طریق هماهنگی و انسجام رابطه بین بازاریابی و فروش، چرخه را تکمیل کنید

یک تیم فوتبال بدون هماهنگی و همکاری بین بازیکنانش، چه عملکردی می تواند داشته باشد؟

بخش های فروش و بازاریابی کارآمد، آنهایی هستند که ارتباط خوبی با یکدیگر دارند. این رابطه و ارتباط، فقط از طریق محیط های نرم افزاری قابل حصول نیست. برای ارزیابی پیشرفت، جلسه بگذارید و موفقیت های مشترک را جشن بگیرید. هم بخش بازاریابی و هم بخش فروش باید به این سوال پاسخ بدهد که «چه کارهایی را باید شروع کنیم؟»

اگر ۵ مرحله ای که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش ذکر کردیم را به طور متوالی و به درستی انجام بدهید، کارآمدی فروش و بازاریابی شما افزایش پیدا خواهد کرد و فرصت های شرکت خود در قیف فروش را به سقف می چسبانید!

 

 

چگونه ایمیل های «پیگیری ترک سبد خرید» را در بهترین زمان ممکن ارسال کنیم؟

فصل تعطیلات برای فروشندگان یکی از آن اوقاتی است که می تواند باعث پیشرفت سریع یا عقب ماندن آنها از قافله رقبا شود. به همین دلیل است که وجود فروشگاه های آنلاینی که برای رسیدگی به سبدهای خرید رها شده برنامه ای ندارند واقعاً انسان را انگشت به دهان و متعجب می کند. اگر مشتری برخی اقلام را به سبد خرید خود اضافه کند، اما خریدش را نهایی نکند، آیا می توان توجیه یا دلیلی برای عدم پیگیری دلیل عدم خرید وی پیدا کرد؟

ترک سبد خرید هم روی خریدار و هم روی فروشنده تاثیر می گذارد. برای فروشنده، به معنی از دست رفتن درآمد و سود است. برای خریدار، به معنی از دست رفتن فرصتی برای تجربه و لذت بردن از محصول شما است. در حالیکه برای مقابله با سبدهای خرید رها شده می توان از شیوه هدفگیری مجدد استفاده کرد، اما بهره برداری از کمپین های ایمیل مارکتینگ نیز یک روش برای به سرانجام رساندن این خریدها است.

رساندن خریدار به صفحه پرداخت مستلزم صرف هزینه های هنگفتی است، و این وظیفه بازاریاب است که اطمینان پیدا کند که آن هزینه ها به هدر نرفته است. برای ارسال موفقیت آمیز ایمیل ترک سبد خرید و بازیابی علاقه مشتری به محصول شما، وقت شناسی از اهمیت بالایی برخوردار است.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به روش هایی برای ارسال به موقع ایمیل برای به سرانجام رساندن سبدهای خرید رهاشده اشاره خواهیم کرد تا به کمک آنها کار نیمه تمام را تمام کنید.

 

تعیین زمان ترک سبد خرید

اول از همه، مشخص کنید که مشتری در کدام مرحله از سفارش از ادامه فرآیند خرید منصرف شده است. اگر مشتری شما محصولات را مرور و ثبت اطلاعات را شروع کرده بوده، چه چیزی باعث توقف ادامه مراحل کار شده است؟ آیا سبد خرید را بعد از وارد کردن آدرس ارسال کالا و مشاهده صورتحساب ترک کرده یا پس از آنکه وبسایت شما هزینه های ارسال را برای وی مشخص کرده است؟

پس از آنکه اطلاعات مورد نیاز را پیدا کردید می توانید پیام متناسبی را تهیه و تنظیم کنید. به علاوه، با توجه به آنچه که دریافته اید، می توانید فرآیندها یا بخش های مورد نیاز در وبسایت تان را نیز جرح و تعدیل کنید. اما برای آنکه متوجه بشوید که مشتری سبد خرید خود را در چه مرحله ای ترک کرده، به اطلاعات تحلیلی و سیستم های نظارتی دقیق نیاز دارید. اطلاعات مورد نیاز را می توانید از پلتفرم تجارت الکترونیکی خود یا یک نرم افزار و سیستم آمارگیری و تحلیلی جداگانه یا ضمیمه ( به صورت افزونه) به دست بیاورید.

 

اولین ایمیل خود را فوراً ارسال کنید

دلیل خریدار برای ترک سبد خرید هر چه که بوده باشد، احتمالاً شما فقط چند ساعت برای متقاعد کردن وی به بازگشت و ادامه مراحل خرید وقت خواهید داشت. اولین ایمیل تان را باید در طول یک ساعت بعد از ترک سبد خرید ارسال کنید. حالت ایده آل این است که آن را قبل از اینکه مشتری شما از پشت رایانه اش برخیزد یا گوشی خود را زمین بگذارد ارسال کنید.

دقیقاً به همین دلیل است که درخواست هر چه سریع تر ثبت یک آدرس ایمیل بسیار ضروری است. بدون یک آدرس ایمیل معتبر، هیچ راهی برای پیگیری وجود نخواهد داشت.

 

اولین ایمیل: کمک، نه فروش

اولین ایمیل شما باید عاری از سماجت فروشندگی باشد. به خاطر داشته باشید که با ارسال فوری و بدون وقفه ایمیل، همین حالا هم با ریسک آزار دادن مشتری بالقوه و ایجاد حس منفی در وی نسبت به برندتان روبرو هستید. این دقیقاً بر خلاف قصد و نیت شما است.

به همین دلیل، موضوع و بن مایه اولین ایمیل شما باید کمک به مشتری باشد، نه فروش. شاید مشتری شما با برخی مشکلات فنی روبرو شده باشد. آیا فرآیند خرید بیش از حد طولانی بوده، یا مشکل بانکی وجود داشته و اطلاعات کارت بانکی مشتری مورد قبول قرار نگرفته است؟ راهکارها و روش های جایگزین ارائه کنید و از مشتری بخواهید که بازخورد و نظر خود را ارائه کند. هر پاسخی که دریافت کنید به شما کمک خواهد کرد تا فرآیند خرید و پیام های خود را برای آینده بهتر و متناسب تر کنید.

 

دومین ایمیل – ایجاد حس فوریت و اضطرار

پس از آنکه اولین ایمیل خود را (در بازه زمانی یک ساعت بعد از ترک سبد خرید) ارسال کردید، پیش از ارسال هر ایمیل دیگری به مشتری زمان بدهید. قبل از ارسال ایمیل دوم، حداقل ۲۴ ساعت صبر کنید.

ایمیل دوم شما باید یک حس اضطرار و فوریت را در مشتری ایجاد کند. مثلاً به خریدار اطلاع بدهید که موجودی سبد خرید وی محدود است و کدهای تخفیف اعمال شده نیز به زودی منقضی خواهند شد.

 

 ایمیل سوم – مشوق ارائه کنید

اگر بخواهید که یک ایمیل سومی را هم ارسال کنید، باید یک ۴۸ ساعت دیگر هم صبر کنید. به خاطر داشته باشید که اگر زیاده روی کنید، به احتمال قریب به یقین، مشتری بالقوه شما همه آنها را به عنوان اسپم علامتگذاری خواهد کرد.

ایمیل سوم شما باید به خریدار انگیزه بدهد تا نسبت به تکمیل فرآیند خرید اقدام کند. مثلاً می توانید از یک تخفیف که محدودیت زمانی داشته باشد یا پیشنهاد ارسال رایگان کمک بگیرید.

با این حال، طبیعتاً نمی خواهید که مشتریان شما هر بار به امید دریافت یک پیشنهاد خاص، در تکمیل فرآیند خرید خود تعلل کنند. ترجیحاً زیاد از مشوق استفاده نکنید و مثلاً آن را به ۲۰ درصد موارد محدود کنید. به علاوه، می توانید از منطق هوشمندانه تری برای ارائه مشوق استفاده کنید. مثلاً اگر خریدار مورد نظر یک مشتری بسیار ارزشمند است که در طول ماه گذشته هیچ مشوقی را دریافت نکرده، این شخص صلاحیت دریافت سومین ایمیل را دارد.

 

بهینه سازی برای موبایل

ایمیل های پیگیری شما باید در محیط موبایل هم به درستی و به بهترین شکل ممکن به نمایش در بیایند. از آنجایی که بخش قابل توجهی از ترافیک اینترنت در محیط دستگاه های همراه رد و بدل می شود، بازاریابی بهینه شده برای موبایل روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. از آنجایی که دومین و سومین ایمیل خود را باید با فاصله از ایمیل اول ارسال کنید، این احتمال وجود دارد که مشتری شما آن ایمیل ها را در یکی از این دستگاه های همراه مشاهده و مطالعه کند. لذا تلاش کنید تا سنگ دیگری را در جلوی راه وی نیندازید.

چه راهکارهای دیگری به نظر شما می رسد؟ اگر بازاریاب هستید، آیا هنگامی که مشتری سبد خرید خود را ترک می کند از ایمیل های پیگیری استفاده می کنید؟ اگر مشتری هستید، آیا به نظر شما این ایمیل ها سودمند هستند یا آزاردهنده؟ لطفاً نظرات خود درباره مطالب بخش آموزش ایمیل مارکتینگ را با ما در میان بگذارید.

 

آیا تماس سرد برای فروش به آخر خط رسیده است؟

من هم شبیه به بسیاری از کارشناسان فروش، کارم را از جایی شروع کردم که مستلزم برداشتن گوشی تلفن و تماس گرفتن با مشتریان بالقوه حوزه فعالیت شرکت متبوعم بود. گذاشتن صدها پیام صوتی و قطع تماس از سوی مخاطب در حالی که هنوز در حال صحبت هستید چیزی نیست که خوشایند کسی باشد، اما حس موفقیتی که بعد از برداشتن گوشی و علاقمند کردن یک نفر به محصول یا سرویس مورد نظر به انسان دست می دهد، ارزش همه این سختی ها را دارد.

همه عوامل مجرب فروش موقعیتی را به خاطر دارند که مدتهای مدیدی به دنبال یک مشتری بوده اند و در نهایت، فرد مورد نظر به تلفن پاسخ داده و به یک ملاقات حضوری رضایت داده است. در حالیکه در فوتبال، ۳ گل از ۱۰ ضربه به سمت دروازه آمار خوبی محسوب می شود، ۳ از ۱۰۰ در تماس های سرد به معنی سرآمدی شما در فروش است. البته میانگین آماری فروش از طریق تماس سرد، چیزی نزدیک به ۱ در ۱۰۰۰ است.

در گفتگوهایی که با دیگران انجام می دهم، یکی از سوالاتی که به کرّات از من پرسیده می شود این است که «بازاریابی، عامل چند درصد از فرصت ها است؟» این به نوبه خود این پرسش را مطرح می کند که چه کسی مسئول تولید مشتریان راغب (lead) مناسب است. البته در رابطه با اینکه چه کسی یک مشتری راغب محسوب می شود و آن مشتری راغب باید از کجا بیاید در هر شرکت و سازمانی عقاید و نظرات متفاوتی وجود دارد، اما همه ما می توانیم در این زمینه متفق القول باشیم که هنگامی که مشتری بالقوه دستش را بالا می برد و درباره محصول شما سوال می پرسد، عاملان فروش بالاترین میزان کارآمدی را از خود نشان می دهند.

از چند سال پیش، پست های وبلاگی، کتاب ها، وبینارها و مقالاتی را می بینم که ادعا می کنند که تماس سرد به آخر خط رسیده یا اتلاف وقت است. با وجود اینکه پشتوانه تعداد کمی از این موارد، کارشناسان مجرب فروش بوده اند، اغلب آنها توسط کارشناسان بازاریابی تهیه شده اند. البته حتی معاون بازاریابی شرکت ما هم طرفدار تماس سرد نیست. به عقیده وی، به ندرت اتفاق می افتد که مشتریان بالقوه به خاطر یک تماس اتفاقی با یک فروشنده کاملاً غریبه به یک محصول یا سرویس علاقمند شوند، آن را بررسی کرده و نسبت به خریدش اقدام کنند. البته تماس سرد می تواند در هماهنگی کامل با چند پیام بازاریابی انجام بگیرد و به عنوان آخرین شانس برای بهره برداری از یک فرصت استفاده شود. طبیعتاً استثنا همیشه وجود دارد، اما این داستانها را باید برای دورهمی هایی که با رفقای فروشنده تان دارید بگذارید.

پس آیا تماس سرد واقعاً نفس های آخرش را می کشد؟ پاسخ منفی است، اما اگر هنوز هم از شیوه های ۱۰-۱۵  سال قبل استفاده می کنید، بدون شک فقط وقت تان را تلف کرده و می کنید. همانند همه چیز، روش خرید مشتریان تغییر کرده، و ما هم به عنوان فروشنده باید روش فروش مان را تغییر بدهیم.

با توجه به وضعیت کنونی اقتصاد و انبوهی از اطلاعاتی که در دسترس مشتریان قرار گرفته، برای عاملان فروش لازم و ضروری است که تا جایی که امکان دارد کارآمدی و اثرگذاری خود را افزایش بدهند. بدون شک، کارآمدی فقط با لبخند زدن و امیدوار بودن ایجاد نمی شود. برای اینکه کارآمد و تاثیرگذار باشید، باید برنامه ریزی کنید، مشتری هایی را پیدا کنید که تناسب مناسبی با کسب و کار متبوع شما دارند، و با اعتماد به نفس هر چه تمام تر و به کمک پیام ها و اطلاعاتی که با نیازهای آن مشتریان همسو است، پیگیر آنها باشید. شاید واضح به نظر برسد، اما سیستم نقطه ای دنبال کردن مشتری مستلزم آن است که پیش از برداشتن گوشی تلفن فعالیت های زیادی را انجام بدهید. بنابراین، بسیاری از کسب و کارها به دنبال استفاده از روش های کلی تر می روند و کیفیت را فدای کمیت می کنند.

بدون شک، مشتریان بالقوه شما همه اطلاعاتی که می توانند درباره شرکت تان و رقبای آن پیدا کنند را بررسی و ارزیابی خواهند کرد. بنابراین پیش از آنکه با کسی تماس بگیرید، با تحقیق درباره مشتری بالقوه، خودتان را مجهز کنید. اگر نسبت به نیاز مشتری مزبور به محصول یا خدمات خود متقاعد نشدید، اصلاً گوشی را برندارید: اگر خودتان متقاعد نشده باشید، بعید است که بتوانید مخاطب تان را متقاعد کنید. علاوه بر این، باید انتظارات واقع بینانه ای داشته باشید. اگر هدف شما این باشد که با یک تصمیم گیرنده اصلی ارتباط برقرار کرده و او را متقاعد کنید تا به صحبت های فی البداهه شما گوش بدهد، در ۹۹٫۹۹ درصد موارد چیزی جز یأس و نا امیدی عاید شما نخواهد شد (این به عنوان قانون چهار ۹ در فروش شناخته می شود).

در حالیکه هماهنگی فروش و بازاریابی در سطوح عالی لازم و مورد نیاز است، فروشندگان هم باید فعالیت های خود را با فعالیت های بازاریاب ها هماهنگ کنند. به منظور بهره وری بیشتر، همه تماس های سرد و گرم باید همگام با کمپین هایی که توسط بخش بازاریابی راه اندازی می شوند انجام بگیرند. این همان سناریویی است که تماس سرد به کمک آن می تواند موثر باشد. با انجام کارهای معمولی که به عنوان یک فروشنده باید انجام بدهید، شناسایی مشتریانی که با آنچه که ارائه می کنید تناسب دارند، سپردن آنها به دست پرورش دهنده بازاریابی و سپس پیگیری با ارائه یک پیشنهاد که برای طرف مقابل ارزشمند و سودمند به نظر برسد، خودتان را در موقعیتی قرار خواهید داد که سبب ساز جلب توجه مخاطب خواهد شد. از این طریق و با وقت گذاشتن برای درک مخاطب، اعتماد وی را نیز به دست می آورید. فقط در این صورت است که می توانید ارزش واقعی و عملی محصول یا سرویس خود را به طرف مقابل انتقال بدهید.

یکی از چیزهایی که با گذشت روزگار تغییر نکرده این است که بسیاری از فرآیندهای فروش هنوز هم با یک تماس آغاز می شوند. اینترنت، ایمیل و ویدیوکنفرانس روش فروش ما را تغییر داده است، پس چرا هنوز هم از تلفن استفاده می کنیم؟ در واقع، باید پرسید که چرا هنوز هم شرکت ها به استفاده از روش های تماس سرد گذشته ادامه می دهند؟ تماس سرد نه نفس های آخرش را می کشد و نه وقت تلف کردن است، اما بدون شک دستخوش تغییراتی شده است که بدون توجه به آنها دستیابی به موفقیت، دور از انتظار به نظر می رسد.


نویسنده این مطلب آقای پاتریک دانِلی است. آقای دانلی مدیر فروش یکی از شرکت های مطرح در زمینه بازاریابی و فروش است.

برنامه ریزی قبل از تماس: پیش از تماس با مشتری واقعاً به چه میزان اطلاعات درباره او نیاز دارید؟

سوال: من چندین فروشنده دارم که آمار خوبی را ارائه نمی دهند. خروجی کار آنها به طور مستمر ناچیز است، اما خودشان می گویند که از روش «تماس هوشمندانه» استفاده می کنند؛ به این معنی که ابتدا در مورد مشتریان بالقوه تحقیق می کنند. سوال من این است: قبل از تماس، دقیقاً چقدر باید درباره مخاطب اطلاعات جمع آوری کنیم؟

پاسخ: بزرگترین مشکل در اینجا این است که اعداد و ارقام مورد نظر محقق نشده اند. اگر به اندازه کافی فروش انجام می گرفت، کسی به تعداد تماس های فروشنده ها اهمیتی نمی داد. اما از آنجایی که دلیل اصلی استخدام آن عاملان فروش (که فروش باشد) محقق نشده، چیزی باید تغییر کند.

 

پنهان کردن بی علاقگی

در موارد متعددی شاهد آن هستیم که فروشندگان پشت «تحقیق» پنهان می شوند تا ترس خود از برداشتن گوشی را پنهان کنند. تحقیق کردن نمی تواند آن ترس را از بین ببرد، بلکه فقط آن را مسکوت می گذارد. اگر آن تحقیق می توانست راهکاری در جهت افزایش فروش باشد، کار به اینجا نمی کشید.

 

آنچه که باید درباره مشتریان بالقوه بدانید

من به شخصه پیشنهاداتی را در زمینه فروش شنیده ام که در آنها به فروشندگان توصیه می شود که بررسی کنند که مشتری مورد نظر در چه مدرسه ای درس خوانده، پروفایل های مشتریان در شبکه های اجتماعی را چک کنند، به برخی اطلاعات خصوصی آنها دست پیدا کنند و مواردی از این قبیل. این چیزها هیچ وقت برای من جالب توجه نبوده است. مشتریان شما به دنبال یک دوست جدید نیستند. تنها راهی که از طریق آن می توانید آنها را به همکاری یا خرید متقاعد کنید این است که به ایشان کمک کنید تا به چیزی که می خواهند دست پیدا کنند، از شر چیزی که نمی خواهند خلاص شوند، یا هر دو و بتوانند کار خود را بهتر و سریع تر و با هزینه کمتری نسبت به رقبا، یا با هزینه ای انجام بدهند که ارزش قیمتی که طلب می کنید را داشته باشد.

به منظور تحقق این هدف، لزومی ندارد که از زندگی شخصی آنها چیز زیادی بدانید. شما باید نیم رخی از مخاطب هدف خود داشته باشید و بدانید که چه چیزی او را به بهترین مشتری شما تبدیل کرده است. فرد مورد نظر چه ویژگیهای خاصی دارد که به واسطه آنها می تواند مشتری بالقوه شما باشد؟ پس از درک همین موارد، تحقیق شما تشکیل می شود از پیدا کردن و جذب مشتریانی که با آن نیم رخ تطابق دارند.

 

هر کسب و کاری باید نیم رخی از بهترین مشتری مورد نظر داشته باشد یا به عبارت دیگر، ویژگی های اصلی وی برایش مشخص باشد

 

پس از درک این نیم رخ یا شمای کلی، تحقیق شما باید روی پاسخ به این سوال تمرکز پیدا کند: «آیا این مشتری بالقوه با مشخصات بهترین مشتری ما تطابق دارد؟»

و به محض اینکه بدانید که بهترین مشتری شما چه ویژگیهایی دارد، تحقیق مورد نیاز رادر عرض ۲ دقیقه یا کمتر هم می توانید انجام بدهید. از این طریق، وقت بیشتری برای مکالمات معنادار، تعامل برانگیز و هدفمند با مشتریان برتر خواهید داشت.

 

نویسنده این مطلب که با اندکی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده آقای مایکل پِدون است. آقای پدون مدیرعامل و بنیانگذار یکی از شرکت های مطرح فعال در زمینه خدمات بازاریابی و فروش است.

 

موثرترین روش برای فروش

با توجه به هزینه های جذب مشتری، «روابط» نقش مهم تری در به سرانجام رساندن فروش پیدا کرده اند.

رابطه یکی از ستون های اصلی هر کسب و کار موفقی به شمار می رود. بنابراین، برای کسب و کارها لازم و ضروری است که از همان ابتدای تماس خود با مشتری، به منظور ایجاد رابطه های ماندگار برنامه ریزی کنند. بر طبق یکی از تحقیقاتی که اخیراً انجام شده، برای برقراری ارتباط با یک خریدار شرکتی (B2B) دست کم به ۱۸ فعالیت و تلاش مرتبط با مباحث بازاریابی و فروش نیاز است. به هر حال، همینطور که بازار شلوغ تر و دست زیادتر می شود، مشتری یابی به طرز فزاینده ای دشوارتر می شود.

آن دسته از افرادی که بر این باور هستند که با زور و جبر می توانند معامله ای را جوش بدهند خیال خامی را در سر می پرورانند. مطالعات نشان می دهد که ۵۰ درصد از مشتریان بالقوه اعتقاد دارند که فروشندگان بیش از حد سماجت به خرج می دهند (تنها ۱۷ درصد از فروشندگان این را قبول دارند). معمولاً فروشندگان از همان ابتدا به دنبال رسیدن به انتهای قیف فروش هستند، نه ساختن رابطه های محکم و استوار. مشکل اظهر من الشمس این رویکرد این است که از همان ابتدای رابطه ، تمرکز بر انتهای آن قرار دارد.

موثرترین و پسندیده ترین روش برای ارتباط با مشتری بالقوه و ایجاد رابطه، استفاده از روش های مردم محور به کمک ارجاع و معرفی دیگران است. ما در ادامه این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش مجله گویا آی تی توضیح خواهیم داد که چرا این روش ها تا به این حد ارزشمند هستند.

 

  1. جذب مشتری

معرفی از طریق دیگران از نقطه نظر جذب مشتری بسیار موثر است. هنگامی که از طریق یکی از دوستان یا سایر افرادی که ارتباط نزدیکی با آنها داریم به ما درباره یک کسب و کار یا محصول اطلاعاتی داده می شود، احتمال اینکه به کسب و کار مورد نظر اعتماد کنیم به مراتب افزایش پیدا می کند. به همین دلیل است که نرخ تبدیل (مشتری بالقوه به بالفعل) معرفی و ارجاع ۴ برابر سایر روشهای بازاریابی است. ما ذاتاً به انسانها بیشتر از اعداد اعتماد می کنیم.

 

  1. حفظ مشتری

هنگامی که مشتری از طریق معرفی و ارجاع وارد قیف فروش می شود، فروش با سرعت بیشتری به سرانجام می رسد. جذب مشتری از این طریق کار تیم های موفقیت مشتری را راحت تر می کند. دیگر لازم نیست که بخش فروش برای به سرانجام رساندن فروش بیش از حد وعده و وعید بدهد و تیم موفقیت مشتری شروع بهتری را در آغاز رابطه رقم خواهد زد. در نتیجه، نرخ حفظ مشتری از این طریق در مقایسه با مشتریانی که از سایر روش ها جذب می شوند، ۳۷ درصد بیشتر است.

 

  1. ارزش مشتری

علاوه بر موارد بالا، مشتریان معرفی و ارجاع داده شده بیشتر از مشتریان عادی روی درآمد کسب و کار تاثیر می گذارند. از آنجایی که ارجاع یک مشتری بالقوه از طریق مشتری دیگر به معنی آن است که بر طبق ارزیابی مشتری اول، محصول مورد نظر برای مشتری بالقوه مزبور یک انتخاب مناسب به شمار می رود، معمولاً میزان تعامل و عمل در این حالت بیشتر است. به علاوه، امکان بیش فروشی نیز برای این دسته از مشتریان بیشتر است. یک مطالعه نشان داد که ارزش طول عمر مشتری ارجاع شده نسبت به مشتریان معمولی ۱۶ درصد بیشتر است.

 

بهره برداری از ارجاع

به منظور بهره برداری از مزایای ارجاع، باید از مشتریان کنونی خود کمک بگیرید. بر طبق نتایج یک تحقیق، ۸۳ درصد از مشتریان پس از یک تجربه مثبت به ارجاع سایرین علاقمند هستند، اما تنها ۲۹ درصد از آنها در عمل این کار را انجام می دهند.

تا جایی که می توانید تلاش کنید تا سرمایه گذاران، شرکا، مشاوران و خریداران، همه و همه نسبت به ارجاع و و معرفی دیگران به شما رغبت پیدا کنند. ایجاد یک شبکه بیرونی از حامیان به وسیله ایجاد رابطه های با کیفیتی که بیش از «بستان» روی «بده» تکیه می کنند ضروری و حیاتی است. بهره برداری از پیشرفت های جاری در هوش مصنوعی و اتوماسیون می تواند مسیر دستیابی به مشتریان جدید را روشن و هموار کند.

دیگر وقت آن رسیده که یک رویکرد مردم محور را نسبت به بازاریابی و فروش اتخاذ کنید. کسب و کار خود را با انسان ها و برای انسان ها بسازید.


شما درباره اثرگذاری روش و نکاتی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به آن اشاره کردیم چه نظری دارید؟ تا چه حد و چطور از معرفی و ارجاع دیگران در کسب و کار خود بهره برداری می کنید؟

 

چگونه بزرگترین چالش هر مشتری بالقوه ای را به سرعت شناسایی کنیم؟

هیچ چیزی نمی تواند مانند عذاب و دردی که مشتری با آن دست و پنجه نرم می کند، او را نسبت به خرید از شما متقاعد کند. اگر مشتریان بالقوه شما با چالش هایی روبرو هستند که بر کسب و کار آنها تاثیر منفی گذاشته، انجام کارها به بهترین شکل ممکن را برای ایشان دشوار ساخته یا هزینه های زیادی را بر دوش آنها تحمیل کرده، این همان عذاب و دردی است که باید پیدا کنید تا بتوانید از آن بهره برداری کنید.

چنانچه بتوانید عمیق ترین و حادترین مشکلات مشتری بالقوه خود را پیدا کنید و راهکاری را برای آنها پیدا کنید، معاملات بیشتر و بزرگتری را به سرانجام خواهید رساند. ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی به سه روش اشاره می کنیم که به کمک آنها می توانید بزرگترین چالش های مشتری را به سرعت پیدا کنید تا بتوانید فروش بیشتری را به سرانجام برسانید.

 

  1. به دنبال میگرن باشید، نه سردرد!

همه چالش ها و دردها یکسان نیستند. تصور نکنید که اولین مسأله ای که مشتری بالقوه مطرح می کند بزرگترین و مهم ترین مشکلی است که با آن مواجه شده است و باید همان را حل کنید.

اینطور تصور کنید: سردردهای کوچک عذاب آور هستند، اما واقعاً مسأله بزرگی به شمار نمی روند. شما با وجود یک سردرد جزئی هم می توانید به کارهای روزمره خود برسید.

از طرف دیگر، میگرن شما را اسیر خود می کند. میگرن باعث می شود که مستأصلانه به دنبال درمان بگردید. اگر بتوانید کاری کنید که مشتری بالقوه شما در مورد بزرگترین مشکلاتی که با آن روبرو است لب به سخن بگشاید، مشتری بسیار با انگیزه ای را برای خود دست و پا کرده اید.

 

  1. هزینه ها را برای مشتری مشخص و روشن کنید

بزرگترین مایه عذاب و درد مشتری، مشکلی است که از طریق از دست رفتن سود و منافع بیشتر یا پس انداز وی برایش هزینه در بر دارد. اگر بتوانید سوالات درستی بپرسید و به این وسیله کاری کنید که مشتری بالقوه شما هزینه ها را به زبان بیاورد، ارزش راهکار خود را بیشتر نشان می دهید.

پس از آنکه روی یک چالش کلیدی تمرکز کردید، سوالی مثل این را بپرسید: «به نظر شما این مسأله چه هزینه هایی را برای شرکت شما در برداشته است؟» پاسخی که دریافت می کنید راه را برای به سرانجام رساندن معاملات بسیار بزرگتری هموار می کند. به هر حال، اگر یک مشکل برای شرکتی یک میلیارد تومان هزینه در بر داشته باشد، راهکار شما هم دقیقاً همینقدر ارزشمند خواهد بود.

 

  1. موضوع را به زندگی شخصی مشتری پیوند بزنید

یک چالش کلیدی علاوه بر اینکه برای مشتری و شرکت وی هزینه مالی می تراشد، بر زندگی شخصی او نیز تاثیر می گذارد. هدف شما باید این باشد که چگونگی این اثرگذاری را پیدا کنید. به این منظور، شاید لازم باشد که کمی در مخاطب خود استرس و اضطراب ایجاد کنید. مثلاً می توانید بپرسید: «این مسأله چه تاثیری روی زندگی شخصی شما داشته است؟»

شاید با کنکاش درباره زندگی شخصی مشتری زیاد احساس راحتی نکنید، اما به خاطر داشته باشید که به عنوان فروشنده این وظیفه شما است که مشکلات مشتری بالقوه خود را کاملاً درک کنید تا بتوانید آن مسائل و مشکلات را حل کنید. روشن کردن هزینه های شخصی چالشی که مشتری با آن روبرو است باعث افزایش انگیزه لازم برای سرمایه گذاری روی راهکار خواهد شد و به شما کمک می کند تا فروش را به سرانجام برسانید.

 

اکنون که این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش را مطالعه کردید و متوجه شدید که چیزی که به مشتری بالقوه انگیزه می دهد مشکل، رنج و عذابی است که با آن دست و پنجه نرم می کند، چگونه از این ۳ نکته برای کشف و حل بزرگترین چالش های پیشِ روی مشتری خود استفاده خواهید کرد؟ لطفاً نظرات و دیدگاه های خود را با ما و سایر کاربران وبسایت گویا آی تی در میان بگذارید.


نویسنده این مطلب آقای مارک وِیشاک است که با اندکی تغییر برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده است. آقای ویشاک موسس یکی از شرکت هایی است که در زمینه فروش فعالیت می کند، مولف کتابی در همین زمینه است و به طور مستمر برای مجلاتی که در زمینه کارآفرینی و کسب و کار فعالیت می کنند مطلب می نویسد.

 

سه دلیل حذف ایمیل های سرد فروش

آیا تا به حال برای شما هم اتفاق افتاده که ایمیل های سرد فروش تان سر از پوشه اسپم یا سطل زباله در بیاورند؟ ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی به سه اشتباهی اشاره خواهیم کرد که سبب ساز چنین اتفاق نامبارکی می شوند و راهکارهایی را نیز برای جلوگیری از بروز این خطاهای فاحش ارائه خواهیم کرد.

 

ما به کرّات در رابطه با اهمیت استفاده از محتوا و روشهای درست و توجه به فرآیند فروش مطلب نوشته ایم، آنقدر که اگر همه آنها را خوانده باشید، خودتان باید در این زمینه علّامه دهر شده باشید. صد البته که آگاهی با عمل فرسنگ ها فاصله دارد.

طبیعتاً شما از روش های مختلفی برای جذب مشتری استفاده می کنید، اما از هر روشی که استفاده می کنید، بدانید و آگاه باشید که ارائه محتوای مناسب و باکیفیت در تمامی کمپین های بازاریابی اهمیت شایان توجهی دارد. با وجود همه روش های جدیدی که برای جذب مشتری در دسترس شما قرار دارد، اما هنوز هم گاهی مجبور می شوید که از صفر شروع کنید و به سراغ مبحث ایمیل های سرد بروید.

استفاده از ایمیل سرد یکی از موثرترین و سرراست ترین روش ها برای دریافت واکنش و پاسخ از سمت کسی است که تاکنون با وی همکاری و ارتباط خاصی نداشته اید، در عین حال، همین روش تا دلتان بخواهد فضا برای اشتباهات و خطاهایی دارد که می تواند نتیجه معکوس به بار بیاورد.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به سراغ سه اشتباهی خواهیم رفت که بیشتر در ایمیل های سرد شاهد آنها هستیم و روش هایی را برای جلوگیری از بروز آنها نیز ارائه خواهیم داد.

 

  1. پر واضح است که ایمیل شما بر طبق یک قالب آماده و تکراری تهیه شده است

به: [email protected]

از: [email protected]

موضوع: پیگیری

سلام فلانی،

این ایمیل را به منظور پیگیری ایمیل قبلی ارسال می کنیم. اجازه بدهید که توضیح بدهیم که چطور شرکت «فلانساز» می تواند سرعت و چابکی تیم شما را افزایش داده و زمان بیشتری را در اختیارتان قرار بدهد. هدف ما علاوه بر افزایش عملکرد، حذف موارد متعددی است که زمان را از دست شما می ربایند.

 

«سرعت را افزایش می دهیم» و «عوامل وقت گیر را حذف می کنیم» از آن چیزهایی هستند که می توانید برای هر کسی بفرستید. حال، این نکته را در نظر بگیرید که هر فردی در طول روز چند ایمیل کاری را رد و بدل می کند و در این میان، مشاهده ایمیل هایی که به وضوح، برای هزاران نفر دیگر هم فرستاده شده اند چقدر می تواند آزاردهنده باشد.

پر واضح است که در تبلیغات انبوه، استفاده از یک قالب مشخص می تواند سرعت کار شما را افزایش بدهد، اما هنوز هم راه هایی برای سفارشی و شخصی سازی ایمیل ها وجود دارد.

دو مورد از آسان ترین روشها برای ایجاد این حس در مخاطبی که با او حرف می زنید استفاده از فیلد نام مخاطب است. به علاوه، می توانید در مقدمه یا پاراگراف اول به نقاط مشترکی که با هم دارید نیز اشاره کنید.

 

  1. ربط داشتن محتوا یا خدمات خود به مخاطب را اثبات نمی کنید

یکی دیگر از دلایل عدم موفقیت قالب بالا این است که به هیچ سوالی که به حوزه خاص فعالیت مخاطب مربوط باشد پاسخ نمی دهد. یکی از بهترین روش ها برای افزودن اعتبار به ایمیل های سرد این است که نشان بدهید که از نیازها و خواسته های مخاطب خود آگاهی دارید و می توانید آنها را برآورده سازید، و سپس به عنوان شاهدی بر این مدعا، یک مثال واقعی و عینی را نیز ضمیمه کنید.

به عنوان نمونه، اگر بتوانید محتوای ایمیل خود را به یک رویداد جاری که به حوزه فعالیت مخاطب مربوط می شود ربط بدهید، هر کسی که ایمیل شما را دریافت کند بر اساس یک حس فوریت ذاتی، بیشتر به آغاز یک گفتگو تمایل خواهد داشت. علاوه بر این، به خاطر داشته باشید که مردم همیشه به دنبال پاسخ هستند. بنابراین، سوالات احتمالی مخاطبان هدف خود را پیدا کنید و به آنها پاسخ بدهید.

 

  1. مشخص نیست که ایمیل شما چه سودی به حال مخاطب دارد یا اینکه از او می خواهید که چه کاری را انجام بدهد

موفق ترین ایمیل های سرد، خیلی سریع به سراغ اصل مطلب می روند و بهترین آنها روی این تمرکز می کنند که چرا آنچه که ارائه می دهند بهترین گزینه برای همان مخاطب خاص است و مراحلی که باید برای نیل به هدف نهایی طی شود را به وضوح مشخص می کنند.

اما چگونه می توانید این هدف را محقق کنید؟

  • انحصاری و خاص بودن: اگر آنچه که ارائه می کنید در هیچ جای دیگر در دسترس نیست، ایمیل شما باید به وضوح این موضوع را ذکر کند.
  • یک فراخوان به عمل (CTA) قوی: احتمالاً شما هم ایمیل های زیادی را دریافت کرده اید که همینطور پشت سر هم درباره اینکه چرا باید به چیزی که به آن لینک داده اند نگاهی بیندازید داستان سرایی می کنند. اما شما را پس از آن به حال خود رها می کنند. مخاطب شما باید چه کار کند؟ باید تماس بگیرد؟ باید چیزی را در رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارد؟ تا جایی که امکان دارد این را به طور واضح و شفاف مشخص کنید.

دو سوال اصلی که پیش از ارسال ایمیل سرد بعدی تان باید از خود بپرسید این است که آیا ایمیل شما تا جایی که امکان دارد شخصی سازی شده است و آیا ارزش و منفعتی را به مخاطب ارائه می کند؟ آیا پاسخ به این سوالات وقت بیشتری را از شما خواهد گرفت؟ بله. اما بدون شک، تقدم کیفیت بر کمیت به جلب توجهی که به آن نیاز دارید منتهی خواهد شد: مخاطب شما به جای کلیک روی «delete» از دکمه «reply» استفاده خواهد کرد.


نویسنده این مطلب، خانم آندریا لِهر است که با اندکی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده است. خانم لهر یک برنامه ریز روابط برند است که در یکی از شرکتهای بازاریابی محتوایی ایالات متحده مشغول به کار است.

بخش بندی، هدفگیری و اتوماسیون: آیا برای همه مشتریان بالقوه خود از یک داستان یکسان استفاده می کنید؟

اگر پاسخ شما به سوالی که در عنوان این مطلب مطرح شد مثبت است، وقت آن رسیده که در برنامه های بازاریابی و فروش تان تجدیدنظر کنید. ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی توضیح خواهیم داد که چرا استفاده از روش های اتوماسیون و هدفگیری مناسب می تواند به شما کمک کند تا داستان هایی را برای مشتریان تان روایت کنید که برای آنها اهمیت قائل هستند.

 

به احتمال قریب به یقین، شما هم در مهمانی های مختلفی به صرف ناهار یا شام شرکت کرده اید. تصور کنید که میزبان شما فقط یک نوع غذا تدارک دیده باشد. چه می شود؟ طبیعتاً کسی انتظاری غیر از این هم ندارد. به هر حال قرار نیست که در مهمانی ها برای هر کسی غذای مطبوع و مورد علاقه اش سرو شود. معمولاً در این شرایط، غذایی که تهیه می شود غذایی است که عموم مردم با آن مشکلی ندارند و به ندرت شاهد غذاهای خاص هستیم.

اما در دنیای واقعی، اینطور بازاریابی نمی کنیم. ما نمی توانیم و نباید یک داستان مشابه را برای همه مشتریان روایت کنیم. اساساً در نظر نگرفتن نیازها و خواسته های خاص مشتری، به خصوص در دنیای دیجیتال، با هیچ منطقی همخوانی ندارد. با این وجود، هنوز هم بسیاری از بازاریاب ها از ایمیل های انبوه استفاده می کنند؛ از همان ایمیل هایی که همه را یکسان در نظر می گیرند.

تصور کنید که اگر می توانستید برای هر یک از مهمانان خود غذای مورد علاقه اش را تهیه کنید چقدر آنها را خوشحال می کردید. این هدفگیری است. هنگامی که مهمانان تان را بر اساس غذاهای مورد علاقه شان به گروه های مختلفی تقسیم می کنید، این می شود بخش بندی.

اتوماسیون بازاریابی به بازاریاب ها این امکان را می دهد تا مشتریان بالقوه خود را با دقتی در حد خورش بادمجان هدفگیری و بخش بندی کنند. از این طریق می توانید فعالیت ها و اعمالی که در کانال های شخصی و پولی تان انجام می شود را زیر نظر بگیرید تا افراد مناسبی را با پیام مناسب هدف قرار بدهید.

جمع آوری این اطلاعات باعث افزایش کارآمدی بازاریابی شما خواهد شد. در این حالت، وقت و منابع خود را برای افرادی که (با توجه به شواهد موجود و اعمالی که انجام می دهند) هرگز از شما خرید نخواهند کرد هدر نخواهید داد. هدفگیری مناسب و متناسب، میزان بازگشت سرمایه از بازاریابی را به میزان چشمگیری افزایش می دهد.

بر اساس نتایج یک مطالعه، ۷۶ درصد از بازاریاب ها در بخش بندی و هدفگیری خود از هیچ یک از انواع اطلاعات رفتاری استفاده نمی کنند. این وضعیت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، اما احتمالاً یکی از دلایلش محدودیت سیستم های اتوماسیون بازاریابی آنها است. متاسفانه، همه سیستم ها امکان ثبت و استفاده از داده های رفتاری را ندارند.

 

مشتری را مثل کف دست تان بشناسید

به منظور کسب اطلاعات جامع درباره مخاطب، لازم و ضروری است که اطلاعات مورد نیاز را از منابع داخلی و خارجی جمع آوری کنید.

گردآوری اطلاعات درونی با همان اطلاعاتی آغاز می شود که مشتری بالقوه در هنگام پر کردن فرم هایی که شما در اختیارش قرار می دهید (مثلاً فرم ثبت نام در فهرست ایمیل مارکتینگ) ارائه می کند. در این سطح، اطلاعاتی مانند عنوان شغل و شرکت متبوع وی را جمع آوری می کنید. در ادامه، با زیر نظر گرفتن کاربر، فعالیت های رفتاری مانند میزان باز کردن و کلیک در ایمیل ها، پیشنهاداتی که به آنها واکنش نشان داده است، محتواهایی که دانلود کرده و حتی رویدادهای غیراینترنتی که در آنها شرکت کرده نیز به این ملغمه اضافه می شود.

اطلاعات خارجی را از منابع مختلفی می توان گردآوری کرد، اما مهم ترین منبع شما مجموعه فعالیت هایی است که مشتری بالقوه در اینترنت انجام می دهد و به کمک آنها می توانید با علایق، سلایق و رفتار کلی وی آشنایی پیدا کنید. به مجموعه این فعالیت ها و حالات، زبان بدن دیجیتال می گوییم.

پس از گردآوری اطلاعات مورد نیاز، به جایی می رسید که می توانید جادو کنید. با در دست داشتن این اطلاعات، می توانید مشتریان بالقوه خود را با توجه به ریزترین جزئیات گروه بندی کنید و آن افراد را به آسانی با داستان ها یا پیام های مرتبط و متناسب هدف قرار بدهید.

بسیاری از برنامه های اتوماسیون بازاریابی نمی توانند از بخش بندی بر اساس فعالیت های آنلاین مشتری فراتر بروند. چنانچه بتوانید اطلاعات آنلاینی که از مشتری در اختیار دارید را با اطلاعات غیراینترنتی یا آفلاین در هم بیامیزید، در هدفگیری خود موفق تر عمل خواهید کرد.

 

گوش کنید، درک کنید و سپس حرف بزنید

هر چه درباره مشتری بالقوه خود اطلاعات بیشتری داشته باشید، بهتر می توانید بازاریابی کنید. البته که این واضح است، اما در عین حال نباید سمج یا فضول به نظر برسید.

طیف واکنش های منفی مختلفی که از سوی مشتریان بالقوه نسبت به جمع آوری اطلاعات مرتبط با بازاریابی مشاهده می کنیم، از آزردگی به خاطر عدم توجه به حریم خصوصی آغاز می شود و به این احساس چندش آور که انگار یک نفر همه حرکات شما را زیر نظر دارد می رسد. در هر صورت، این سوالی نیست که درگیر شدن ذهن مشتری با آن به نفع شما باشد: «چطور از همچین چیزی سر در آوردن؟!»

اما اگر هدفگیری را به عنوان یک روش بهتر برای مخاطب قرار دادن مشتری و روایت داستانهایی در نظر بگیرید که موضوع آنها مواردی است که مشتری نسبت به آنها علاقمند است چه می شود؟ در این حالت، همه چیز بر مبنای گوش دادن، درک و سپس صحبت کردن خواهد بود. این هم بازاریابی است، اما بازاریابی یک به یک به کمک فناوری.

اگر می خواهید که برنامه های بازاریابی خود را حول این ایده طراحی کنید، باید با تهیه یک پروفایل دقیق از مشتری بالقوه شروع کنید. در این راستا، باید اطلاعات مرتبط با رفتارها، سلایق، فعالیت ها و احساسات مخاطب خود را از منابع مختلف آنلاین و آفلاین جمع آوری کنید.

داشتن این اطلاعات، فقط شروع کار به حساب می آید. شما باید بتوانید بر مبنای اطلاعاتی که در اختیار دارید عمل کنید.

توجه داشته باشید که پروفایل مشتری مجموعه ثابت و تغییرناپذیری از اطلاعات مختلف نیست. همینطور که مشتری بالقوه با برند شما تعامل می کند، اطلاعات بیشتری را درباره علایق خود در اختیارتان قرار می دهد. از آنجایی که از این طریق می توانید از تازه ترین و به روزترین اطلاعات رفتاری برای اجرای کمپین های خود بهره برداری کنید، ارتباط عمیق تر و بهتری را برقرار خواهید کرد.

 

بر اساس هر مولفه ای بخش بندی کنید و هدف قرار بدهید

هنگامی که نوبت به بخش بندی می رسد، گزینه های بی پایانی در اختیار شما قرار می گیرد. به عنوان نمونه، می توانید از برخی از اطلاعات عام تر، مانند حوزه فعالیت طرف مقابل یا جنسیت استفاده کنید.

اما اگر اطلاعات خاصی داشته باشید که بخواهید بخش بندی خود را بر مبنای آنها انجام بدهید (مثلاً شماره کفش، رنگ مو، یا خرید یک محصول خاص) چطور؟ تنها چیزی که می تواند خلاقیت شما را در بخش بندی محدود کند، اطلاعاتی است که دارید. البته اگر سیستم اتوماسیون شما هم از مولفه های سفارشی پشتیبانی نکند، دامنه انتخاب شما محدودتر خواهد شد.

چنانچه امکان ثبت اطلاعات سفارشی و خاص را نیز برای خود مهیا کنید، می توانید گروه بندی های دقیق تری انجام بدهید. از این طریق، می توانید با پیام های مناسب، مخاطبان متناسب تری را در مسیر خریدشان هدف قرار بدهید و موفقیت بیشتری را کسب کنید.

بخش بندی و هدفگیری، دو مورد از مولفه های حیاتی همه برنامه های اتوماسیون بازاریابی هستند، اما اجرا و پیاده سازی آنها را می توان به روشهای متنوعی انجام داد. اگر به دنبال آن هستید که از این ابزارها در جهت بهبود بازاریابی خود استفاده کنید و داستان های متناسبی را برای مشتریان بالقوه خود روایت کنید، انعطاف پذیری لازم برای بخش بندی بر اساس مولفه های هر چه بیشتری را فراهم کنید.

 

 

۴ رویکرد و طرز فکر زهرآگین در فروشندگی

حتی با وجود یک نیاز واقعی، بهترین راهکار و توانمندی خارق العاده فروشنده در فروش، باز هم بسیاری از معاملات به سرانجام نمی رسند. تغییر رویکرد و نگرش تان این مشکل را حل خواهد کرد.

 

همه اش تقصیر من بود. اصلاً معمولاً همینطور است. ما آن معامله شیرین را از دست دادیم و در ابتدای امر، دلیلش را نمی دانستیم.

این معامله چرب همان چیزی بود که می توانست شرکت ما را از رقبا جلو بیندازد. ما نباید این همه تخم مرغ را در یک سبد می گذاشتیم، اما گذاشتیم و درس خوبی هم گرفتیم. حتی با وجود اینکه با هر یک از کارکنان شرکت مشتری که صحبت می کردیم، همگی متفق القول بودند که ما می توانیم به آنها کمک کنیم، اما فروش به جایی نرسید و این با هیچ منطقی جور در نمی آمد.

پس از ساعت ها اندوه و غصه، دور هم نشستیم و کل فرآیند فروش را به زیر ذره بین بردیم. این معامله هم به مانند بسیاری از معاملات دیگر، برای خودش الگو داشت. الگوهایی که مرتباً در فروش پیچیده B2B ظاهر می شوند و اگر هوشیار باشید، می توانید شرایط را با موفقیت به نفع خود تغییر بدهید.

هنگامی که برای رشد یک شرکت و مخصوصاً افزایش فروش تلاش می کنید، بیشتر متغیرهای تاثیرگذار در خارج از حیطه کنترل شما قرار می گیرند. شما نمی توانید اعمال دیگران، تصمیمات آنها و رقبا را کنترل کنید، و علی الخصوص نمی دانید که این بار کدام تدبیر و سیاسی کاری می تواند شما را به موفقیت برساند.

در شرایطی که بسیاری از موارد را نمی توانید کنترل کنید، لازم و ضروری است که روی همان موارد معدودی که کنترل آنها در اختیار شماست کنترل تمام و کمالی داشته باشید. در این صورت، می توانید بیشترین تاثیر را از فعالیت های خود بر جا بگذارید و این، امکان نمایش پتانسیل و شایستگی هایتان را فراهم می آورد.

آگاهی از الگوهای فکری رایج به شما این قدرت را می دهد تا کنترل بیشتری روی شرایط جاری داشته باشید. به هر حال، باید توجه داشته باشید که آنچه که می توانید آن را کنترل کنید، رویکرد، طرز فکر و اعمالی است که ناشی از فرآیندهای فکری شما است.

ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش، به برخی از مهم ترین طرز فکرها و نگرشهایی اشاره می کنیم که قاتل معاملات و فروش محسوب می شوند:

 

  1. خیالاتی بودن

فقط به این دلیل که چیزی را عرضه کرده اید، دلیل نمی شود که همه به دنبال شما راه بیفتند. چه بسا بهترین و خارق العاده ترین محصول دنیا را ارائه کرده باشید و بخواهید که این را به همه بگویید، اما گفتن هیچ دردی را دوا نمی کند. شما باید به مردم نشان بدهید. چطور نشان می دهید؟ با ایجاد و ارائه سناریوها و داستان های تاثیرگذار. درباره ویژگی ها، مزایا یا ارزش صحبت نکنید، مگر اینکه همه چیز را در یک موقعیت واقعی نشان بدهید که مردم می توانند با آن ارتباط برقرار کنند. به محض اینکه مخاطب شما بتواند با موقعیتی که برایش واقعی به نظر می رسد ارتباط برقرار کند، ارزش محصولات یا خدمات شما برای او آشکار خواهد شد.

 

  1. ترس از تلفن

البته که باید با شرکا و مشتریان آینده تان به همان نحوی ارتباط برقرار کنید و تماس بگیرید که دوست دارند. درعین حال، این هرگز نباید بهانه ای برای برنداشتن گوشی تلفن باشد. از تماس تلفنی با هیچ کس واهمه نداشته باشید. درک لحن شما از طریق ایمیل یا پیام های متنی دشوار و حتی غیرممکن است. هر جا که احساس کردید که لازم است، با مشتری تماس بگیرید. هر وقت که خواستید در مورد چیزی با مشتری گفتگو کنید، تماس بگیرید. هنگامی که انسان ها با یکدیگر حرف می زنند، همیشه همه چیز واضح تر به نظر می رسد.

اخیراً روی فروشی کار می کردم که اگرچه در ابتدا به خوبی پیش رفته بود، اما بعد از اینکه سه ایمیل فرستادم و همه آنها بی پاسخ ماند، چنان به نظر می رسید که دیگر امیدی به آن نباشد. اما بعد از آن، تلفن را برداشتم، با طرف مقابل تماس گرفتم و توانستم یک وقت برای تماس تلفنی با تصمیم گیرنده اصلی بگیرم. شماره تعداد دفعاتی که یک فروش راکد مانده و هیچ پیشرفتی نداشته، اما با استفاده از تلفن به سرانجام رسیده از دستم در رفته است.

 

  1. فرآیند فروش انعطاف ناپذیر

انعطاف پذیری و توانایی سازگاری، همیشه همکاری با شما را آسانتر می کند و این چیزی است که همه مشتریان به دنبال آن هستند. با وجود اینکه داشتن یک فرآیند برای فروش اهمیت دارد، اما دنبال کردن آن فرآیند به قیمت نارضایتی مشتری همیشه اشتباه است. مشتری می خواهد بداند، احساس کند و اعتماد داشته باشد که کار کردن با شما آسان خواهد بود.

برای اینکه کار با شما آسان باشد، امضا کردن قرارداد را با استفاده از زبان استاندارد حوزه ای که در آن فعالیت می کنید آسان کنید، فرآیندها را با توضیح مرحله به مرحله آنها آسان کنید، انتخاب گزینه های مختلف را با مقایسه کامل هر یک به همراه توضیح مزایا و هزینه ها آسان کنید و به طور کلی، همه چیز را تا جایی که امکان دارد ساده و آسان کنید.

هر چه همکاری با خودتان را سخت تر کنید، انتخاب همکاری با رقیبان تان را برای مشتری آسانتر می کنید. دنبال کردن فرآیند فروشی که بیش از حد خشک و غیرقابل انعطاف است، باعث می شود که بد قلق به نظر برسید. با مردم کنار بیایید تا اعتماد بیشتری را به سمت خود جلب کنید، چرا که اعتماد پایه و اساس همه رابطه های خارق العاده ای است که بین فروشنده و خریدار شکل می گیرند.

 

  1. مشتری شما همیشه مشتری اصلی و واقعی نیست

بررسی دوباره و سه باره اینکه در نهایت چه کسی چک را امضا خواهد کرد هیچ ضرری ندارد. در بسیاری از موارد شاهد آن هستیم که کارشناسان فروش و کارآفرینان آنقدر ذهن خود را با فکرکردن به اینکه یک مقام بزرگ (حتی معاون شرکت) عاشق محصول یا سرویس آنها شده است درگیر می کنند که تصور درستی از شخصی که در عمل می تواند چراغ سبز نهایی را نشان بدهد ندارند.

هر زمان که روی معاملات شرکتی (B2B) کار می کنید، اطمینان پیدا کنید که درک درست و کاملی از فرآیند تصمیم گیری داخلی شرکت مورد نظر دارید. شما باید دقیقاً بدانید که در هر مرحله به چه تاییدیه هایی نیاز است و چه کسی می تواند آنها را صادر کند. شاید طرف مقابل شما عاشق چیزی شده باشد که ارائه می کنید، اما چه بسا خریدار نهایی و واقعی شما او نباشد. شما نباید کسی که تصمیم اصلی را می گیرد را از قلم بیندازید. حتی می توانید از مخاطب خود بخواهید که اطلاعات تصمیم گیرنده اصلی را هم در اختیار شما قرار بدهد. اگر طرف مقابل شما به این نتیجه برسد که شما واقعاً به دنبال کمک کردن به شرکت متبوع وی هستید، هر چیزی را به هر طریقی که بخواهید به شما تقدیم خواهد کرد. اجازه ندهید که یک تصمیم گیرنده فرعی، توجه شما را از مهره اصلی برباید.

گاهی می توان اشتباهات را تصحیح کرد. علیرغم اینکه معامله ما در همان بار اول به جایی نرسید، اما اگر روی نیازهای مشتری تمرکز کنید، همیشه امکان تغییر وجود دارد. توانایی شما برای کمک به مشتری نیز از آنجایی برای وی آشکار خواهد شد که آنقدر برایش اهمیت قائل هستید که جلو می آیید، تلاش می کنید تا با او آشنا شوید و با نیازهای وی تطبیق پیدا می کنید. مشتری شما این ها را می فهمد.

هنگامی که می بینید که خودتان یا همکاران شما در دام هر یک از الگوهایی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به آنها اشاره شد می افتند، هر کاری که از دست تان بر می آید انجام بدهید تا فضای فکری موجود تغییر پیدا کند.

همینطور که جلو می روید، تغییرات لازم را اعمال کنید و نظاره گر رشد کسب و کار خود باشید.


این متن در اصل به قلم آقای ماریو مک کراکِن نوشته شده که با اندکی جرح و تعدیل برای مجله گویا آی تی ترجمه شده است. آقای مک کراکن مدیر فروش، بازاریابی و بخش موفقیت مشتری یکی از شرکت های فعال در زمینه بازاریابی محصولات بهداشتی و درمانی است.