مقایسه مشخصات فنی هیوندای توسان و کیا اسپورتیج؛ کدامیک را بخریم؟

بازارهای خودروهای شاسی بلند در کشورمان، بازار پر رونق و داغی است و در این بین برندهای کره‌ای که به خوبی سلیقه‌ی بازار ایران را درک کرده‌اند، بازار را به دست دارند. برندهای کره‌ای که مطرح‌ترین آنها در ایران کیا و هیوندای است به خوبی می‌دانند خودروهای خوش چهره با لیست طویلی از امکانات و تجهیزات به خوبی در ایران فروش می‌رود، البته از طراحی این دو برند انصافا توانمند عمل کردند. در ادامه به مقایسه دو رقیب کره ای در بازار ایران می پردازیم. با گویا آی تی همراه باشید.

گویا آی تی – در خودروهای سگمنت شاسی بلند متوسط شهری، دو خودروی هیوندای توسان و کیا اسپورتیج مانند سایر محصولات این دو کمپانی به سرعت خود را در بازار مطرح کردند. با توجه به اینکه دو محصول به لحاظ قیمت در یک سطح هستند و از نظر فنی و تجهیزات نیز شباهت بسیاری به یکدیگر دارند، این سوال برای خریداران مطرح می‌شود که بالاخره توسان یا اسپورتیج؟

طراحی ظاهری و کابین
طراحی ظاهری خودرو، مسئله‌ای کاملا سلیقه‌ای است و نمی‌توان بطور قطع گفت کدام خودرو ظاهر بهتری دارد. اما بطور کلی توسان در طراحی بدنه کمی محافظه کارانه تر از اسپورتیج عمل کرده و شاید بتوان گفت هدف آن برای سنین بالاتری بوده است، ولی در مقابل کیا طراحی کاملا شجاعانه‌ای را برای اسپورتیج بکار برده و قصد داشته خودرویی متفاوت را روانه‌ی بازار کند که در این امر موفق بوده و ظاهر این خودرو به ویژه در زمان عرضه یک سر و گردن نسبت به سایر رقبا بهتر و جذاب‌تر بود. رینگ های بزرگ، طراحی و قوس‌های جانبی و نوع درب عقب به گونه‌ای طراحی شده که گیرایی و جذابیت را برای این خودرو به ارمغان آورده است، اما در مورد کابین داستان تفاوت دارد، موضوعی که در توسان واضح بوده طراحی و قرار گیری ادوات به صورتی مشخص و ارگونومیک می‌باشد، به نحوی که همه چیز سر جای خود قرار گرفته و به آسانی می‌توانید از آنها استفاده کنید، همچنین راننده دید خوبی به بیرون داشته و به جاده مسلط است.

این موضوع را زمانی به خوبی درک خواهید کرد که بعد از توسان وارد کابین اسپوتیج بشوید، متوجه خواهید شد فضای داخلی آن نسبت به توسان کمی تنگ و خفه است، اگرچه طراحی داشبورد میانی و آمپر پشت صفحه و … زیبا و بی عیب و نقص می‌باشد اما نسبت به جاده دید کمی خواهید داشت و طرز قرارگیری شیشه‌ها نیز مقداری دید را محدود کرده‌ است. اگرچه این نوع کابین و دید محدود آن شبیه خودروهای اسپرت است، اما برای بسیاری از خریداران که از قصد استفاده شهری را نیز از این خودرو دارند، دید باز و تسلط به جاده موضوع کمی نیست.

اکنون که بررسی کابین دو خودرو پرداختیم، اجازه دهید موضوع دیگری یعنی دید عقب را نیز مطرح کنیم. در بیشتر خودروهای شاسی بلند، دید عقب یک مشکل محسوب می‌شود، اگرچه در هر دو خودرو می‌توان دوربین عقب را نصب کرد، اما در مورد دید عقب هیچ چیز جای آینه میانی را نمی‌گیرد. در اسپورتیج نوع قرار گیری شیشه عقب و طراحی سقف سبب شده تا دید عقب بهتری را در این خودرو نسبت به توسان شاهد باشیم.

بر خلاف گذشته که اجزای داخلی کیا کیفیت خوبی نداشت، اکنون کیا در این زمینه پیشرفت خوبی داشته تا جایی که کیفیت اجزای داخلی توسان و اسپورتیج تقریبا برابر بود. البته هر دو محصول تا رسیدن به رقبای ژاپنی و اروپایی خود راه زیادی را پیش رو دارند.

فضای بار و سرنشینان
از نظر فضای سرنشینان عقب باید گفت، تا زمانی که دو سرنشین در عقب خودرو باشند مشکلی نخواهد بود اما اگر سه نفر در صندلی عقب خودرو قرار گیرند برتری با توسان است. لازم به ذکر است که همان فضای خفه و گرفته با دید محدود که در صندلی‌های جلو اسپورتیج وجود داشت، در عقب نیز تکرار شده و سرنشینان عقب خودروی توسان دید بهتری نسبت به اسپورتیج دارند.
در مورد فضای صندوق عقب نیز برتری با توسان است و حجم باری که در صندوق عقب توسان می‌توان قرار داد بیشتر از اسپورتیج است. گفتنی است این برتری چندان زیاد نیست و دقیق‌تر بخواهیم بگوییم، حجم صندوق عقب توسان ۱۵۸۰ لیتر و اسپورتیج ۱۵۴۶ لیتر است که حاکی از اختلاف جزئی قسمت بار این خودرو با یکدیگر دارد.

تجهیزات
در مورد خودروهای کیا و هیوندای، با در نظر گرفتن این موضوع که اشخاص نیز اقدام به واردات این خودروها کرده‌اند و هر کدام محصولی با سلیقه‌ی خود وارد کردند، لذا از هر محصول خودروهای مختلفی با امکانات متفاوت وجود دارد و اکثرا هم نام فول آپشن را روی خودرو گذاشته‌اند، بنابراین شاید برای اینکه متوجه شوید خودرویی که قصد خرید آن را دارید تمام امکانات قابل نصب را دارد یا نه، باید مطالعات و تجربیات زیادی داشته باشید بطوریکه در این زمینه حرفه‌ای شده باشید.
با نگاهی به لیست امکانات و تجهیزات قابل نصب روی هر دو خودرو در می‌یابیم که در اکثر موارد مشابه هم هستند، اما برخی از تجهیزات روی توسان قابل نصب نبوده و از این لحاظ اسپورتیج کمی برتر از توسان است (البته بعید نیست حتی در زمانی کوتاهی که این مقاله برای انتشار آماده شود تمام این امکانات برای توسان نیز قابل نصب شده و مدل‌های آن نیز در بازار کشورمان قابل خرید باشد).
بطور کلی، هر دو خودرو از لحاظ سطح تجهیزات در شرایط مطلوبی در در کلاس خود قرار دارند و اگر برای شما تجهیزات نصب شده یکی از فاکتورهای مهم در انتخاب خودرو است، مطمئن باشید که از خرید هیچ کدام مایوس نخواهید شد.

پیشرانه
یک پیشرانه با عملکردی مشابه روی هر دو خودرو نصب شده است. توسان و اسپورتیج مجهز یه یک پیشرانه ۴ سیلندر ۱۶ سوپاپه با حجم دقیق ۲۳۵۹ سی سی است که قادر است حداکثر ۱۷۷ اسب بخار در ۶۰۰۰ دور در دقیقه و ۲۲۷ نیوتن متر گشتاور در ۴۰۰۰ دور در دقیقه را تولید کند و اگر مقداری عمیق‌تر شویم این موتور از سری پیشرانه‌های MPi می‌باشد.
لازم به ذکر است در مقطعی مدل‌های ۲۰۱۲ اسپورتیجی با موتور ۲ لیتری توربو GDi با قدرت ۲۶۷ اسب بخار نیز وارد کشور شد که آسان‌تر روش تشخیص آن وجود دو خروجی اگزوز در عقب خودرو است.

با در نظر گرفتن اعداد و ارقام مشخص می‌شود که دو خودرو از این نظر خیلی بهم شبیه هستند و شتاب صفر تا صد هر دو حدود ۱۰ ثانیه و حداکثر سرعت آنها مقداری بیشتر از ۱۸۰ کیلومتر در ساعت است.

کلام آخر
انتخاب بین این دو خودرو کار سختی است، زیرا بجز طراحی و ظاهر در دیگر جنبه‌ها تفاوت چندانی با یکدیگر نداشته و مشابه هم هستند. در بازار نیز کیا اسپورتیج در رنج قیمتی ۱۴۶ تا ۱۵۹ میلیون تومان و توسان نیز در رنج قیمتی بین ۱۴۲ تا ۱۴۸ میلیون تومان به فروش می‌رسد. اما به هر حال باید در این مقایسه یکی را انتخاب کنیم، برخلاف اشکالاتی که در سری اول اسپورتیج وجود داشت، این محصول خوش چهره کیا انتخاب بهتری خواهد بود و اگر چه توسان از بعضی جهات برتری‌هایی دارد اما با اختلاف اندکی اسپورتیج گزینه مناسب‌تری خواهد بود.

تست تصادف کیا سراتو ۲۰۱۷

کیا سراتو ۲۰۱۷ که در آمریکا با نام فورته شناخته می‌شود، توانسته امتیاز +Top Safety Pick را از موسسه بیمه ایمنی بزرگراه این کشور اخذ کند. در مدل بروز شده سراتو ساختار تصادف در اطراف درب‌ها بهبود یافته و کیسه‌های هوای جانبی نسبت به نمونه‌های ابتدایی این خودرو، طویل‌تر شده است.

گویا آی تی – سراتوی بروز شده در تست تصادف اورلپ کوچک جلو رتبه‌بندی خوب را کسب کرده که نسبت به قبل بهبود قابل توجهی داشته است. کیسه‌های هوای موجود در خودرو و سنسورهای گذاشته شده حاکی از ریسک پایین جراحت بوده‌ است.
مدل سفارشی خودرو با سیستم پیشگیری از برخورد جلو نیز در دسترس است که مجهز به ترمز اضطراری خودکار، هشدار برخورد از جلو، هشدار خروج خودرو از خط، تشخیص نقاط کور و هشدار ترافیک عقب می‌باشد. IIHS به این سیستم امتیاز عالی را اعطا کرده است.
تست تصادف کیا سراتو 2017
سراتوهایی که بعد از ماه جولای ۲۰۱۶ تولید شدند و دارای پکیج پریمیوم پلاس سفارشی نیز باشند، دارای چراغ‌های جلوی زنون تطبیقی و نوربالای خودکار است، که این سیستم‌ها نیز رتبه‌بندی خوبی را کسب کرده‌اند. البته چراغ‌های جلوی سایر سراتوها امتیاز ضعیف را کسب کرده‌اند که ضعیف‌ترین امتیاز ممکن است.
مدل جدید دارای پیشرانه ۴ سیلندر ۲ لیتری است که جایگزین نسخه قبلی ۱٫۸ لیتری شده و قدرتی معادل ۱۴۷ اسب بخار و گشتاور ۱۷۹ نیوتون متری را دارد. خریداران می‌توانند یکی از دو گیربکس ۶ سرعته دستی یا اتوماتیک را انتخاب کنند.
سراتو پرفروش‌ترین مدل کیا در آمریکا بوده و در ماه ژوئن تعداد ۱۱۳۸۷ دستگاه از آن به فروش رسیده که بیشتر از فروش ۱۱۲۵۲ دستگاهی اپتیما در این ماه بوده است. در ۶ ماه نخست سال جاری نیز ۵۸۷۴۶ دستگاه کیا سراتو در آمریکا بفروش رفته که کمتر از فروش ۵۹۷۱۷ دستگاهی اپتیما در همین بازه زمانی است.

مقایسه مشخصات فنی سدان های کره ای اپتیما و سوناتا

خودروسازها همانند فرزندان یک خانواه هستند که با هم بزرگ شده و برای محبوب‌تر شدن رقابت می‌کنند، دو برند کره‌ای کیا و هیوندای نیز از این قاعده مستثنی نیستند و همواره سعی دارند تا بهترین خود را ارائه دهند. در حقیقت این دو کمپانی خودروسازی رقبای سرسختی برای یکدیگر هستند، البته در بازار کره پیروز این رقابت هیوندای بود و آمار فروشی در حدود ۳ برابر بیشتر از کیا دارد. اما در بازارهای جهانی دو خودروساز در کلاس‌هایی از جمله خودروهای کوچک، شاسی‌بلند و مدل‌هایی مانند هیوندای سوناتا پرمیوم و کیا اپتیما GT که در ادامه قصد مقایسه آنها را داریم، رقابت می‌کنند.

گویا آی تی – اختلاف قیمت این دو سدان متوسط حدود ۲ هزار دلار است که در عین ناباوری، این مدل کیا بوده که قیمت بیشتری دارد. با این وجود با توجه به رقابتی که در سال‌های اخیر بین این دو کمپانی ادامه داشته، هر کدام از آنها از ترفندی خاص برای جذاب شدن این خودروها که به نوعی دوقلوی یکدیگر هستند، استفاده کرده است.

قیمت و امکانات
پیش‌تر اشاره کردیم که کیا اپتیما GT با قیمتی معادل ۴۳۹۹۰ دلار، حدود ۲۰۰۰ دلار گران‌تر از هیوندای سوناتا پرمیوم با قیمت ۴۱۹۹۰ دلار است. هر دو خودرو نسب به قیمتی که دارند، تجهیزاتی خوبی را ارائه می‌دهند، از جمله تریم چرمی برای صندلی‌ها، تنظیم الکترونیکی برای صندلی‌های جلو و تنظیمات حافظه برای صندلی راننده، گرم‌کن و تهویه برای صندلی‌های جلو، کنترل هوای دوگانه و برف‌پاک‌کن‌ها و نوربالای اتوماتیک، سیستم راهبری ماهواره‌ای با صفحه نمایش لمسی ۸ اینچی، امکان ارتباط تلفنی و صوتی بلوتوثی، دوربین نمای عقب، سنسورهای پارکینگ عقب و جلو، ترمز الکترونیکی پارکینگ، چرخ‌های آلیاژی ۱۸ اینچی با یک زاپاس کامل، چراغ‌های جلوی زنون، چراغ‌های روشنایی روزانه LED و سانروف.

اگر چه به نظر می‌رسد که این دو محصول مانند دوقلوها شباهت زیادی به یکدیگر دارند، اما این وضعیت تا نقطه‌ای خاص ادامه پیدا می‌کند. علیرغم امکانات یاد شده برای دو خودرو، هیوندای دارای چراغ‌های روشنایی در عقب، آینه‌های دارای روشنایی در آفتابگیرها و یک سیستم استریو با ۶ اسپیکر است. در مقابل، کیا نیز به یک سیستم استریو با ۸ اسپیکر و با ساب‌ووفر، طرح برجسته GT بر روی صندلی‌ها، گرم‌کن و پدل‌شیفتر برای غربیلک فرمان و یک سری پدال‌های اسپورتی است که با شخصیت اسپورت آن هماهنگی بیشتری دارند.
کیا در طراحی بیرونی اپتیما GT یک ارتفاع پایین‌تر برای خط پنجره‌ها و یک کیت بدنه برجسته‌تر بکار برده است. گفتنی است انتخاب مدل زیباتر در بین این دو ماشین کار دشواری است.
اپتیما GT مجهز به سیستم‌هایی مانند کروز کنترل راداری، هشدار پیش ‌برخوردی با ترمز اضطراری خودکار، نوربالای خودکار، تشخیص نقطه کور، هشدار ترافیک پشت‌سر و هشدار انحراف از حرکت بین خطوط است. هر دو خودرو دارای ۶ کیسه هوا بوده که به صورت دوتایی در جلو، کناره‌های جلو و حفاظت کلی دیواره تعبیه شده‌اند.
بنابراین، این پیروز این رقابت در راند اول کیا اپتیما GT است.

طراحی داخلی
با وجود اینکه دو خودرو لیست تجهیزات مشابه‌ای دارند، اما کیا اتاق اسپورت‌تری دارد و طراحی کابین هیوندای نیز به سطحی از بلوغ رسیده، این امر باعث شده که هر کدام از برندها، جایگاه مخصوص خود را داشته باشند.
اپتیما با الگوهای تیره، دوخت قرمزرنگ و پرداخت فلزی بر روی داشبورد و کنسول وسط، ظاهری اسپورت‌ و جذاب‌ دارد و این در حالی است که سوناتا با استفاده از تریم فاکس-فیبرکربن بر روی داشبورد و درها، پلاستیک سیاه‌ رنگ کنسول وسط و رنگ مشکی ساده‌تر صندلی‌ها و غربیلک فرمان، سعی کرده جذابیت بیشتری داشته باشد، ولی در سطح پایین‌تری نسبت به اپتیما قرار دارد.

صفحه نمایش داخلی دو مدل با اینکه شباهت زیادی با یکدیگر دارند، تجربه‌ای متفاوت از گرافیک و کاربرد را در اختیار خریداران قرار می‌دهند. کاربرد سیستم راهبری ماهواره‌ای در سوناتا خیلی آسان بوده و راننده در زمان نگاه‌ کردن به آن، خیلی سریع می‌تواند اطلاعات مکانی را دریافت کند. از طرف دیگر، استفاده از سیستم کیا چالش‌های بیشتری همراه است. البته نقشه‌ها در اپتیما وضوح و کیفیت بهتری دارند، اما ورودی‌های کنترل سیستم راهبری و سوئیچ بین صفحات زمان بیشتری احتیاج خواهد داشت. با این وجود، صفحه نمایش کیا با وضوحی که در زمان تابش آفتاب دارد و خطوط راهنمایش در نقشه، توانسته تا حدی این اختلاف امتیازش با اپتیما را جبران کند.
در زیر صفحه نمایش سوناتا، شرایط سیستم کنترل هوای دوگانه به صورت دیجیتالی نشان داده می‌شود؛ که این در مقایسه با کنترلرهای پلاستیکی کیا با مقیاس قرمز-آبی، سطح بالاتری دارد. در شرایطی که کنترل‌های گرمایش و سرمایش صندلی‌ها در کیا، بین صندلی‌ها گذاشته شده،هیوندای به نحوه منطقی‌تر، آنها را نزدیک به سایر کنترل‌های هوا تعبیه کرده است.
دسته دنده ‌ای که برای برای کیا درنظر گرفته شده ، ظاهری جذاب‌تر و متناسب‌تری با همراهی طراحی تخت قسمت پایین غربیلک فرمان دارد و به همین علت، پدل‌شیفترها کنترل بیشتری را برای راننده ایجاد می‌کنند. علاوه بر این کیا اپتیما GT با استفاده از یک شارژ پد بی‌سیم Qi برای گوشی‌های هوشمند، جوان‌پسند بودن خود را بیش از پیش اثبات کرده است.
فضای کابین این دو خودرو تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد و دو مدل فضای بسیار خوبی را در اختیار سرنشینان عقب قرار می‌دهند. علاوه بر اینکه دو نقطه مهار صندلی کودک ISOFIX در هر دو خودرو بکار رفته، صندلی‌های عقب می‌توانند به صورت ۶۰:۴۰ جمع ‌شوند تا فضای بار افزایش یابد.

فضای صندوق عقب در هر دو مدل مشابه است، اما این فضا در هیوندای سوناتا با ۵ لیتری برتری در مقایسه با اپتیما، معادل ۵۱۰ لیتر می باشد. دو خودرو به سیستم‌هایی هوشمند در درب صندوق عقب خود مجهز هستند که در صورت ایستادن در عقب خودرو و به همراه داشتن کلیدها، درب صندوق را برای شما باز می‌کند و در هنگام آزاد نبودن دست‌ها، خیلی کاربردی است.
سیستم صوتی بزرگتر اپتیما GT با اسپیکرهای هارمن کاردون و ساب‌-ووفر، بی تردید کیفیت بهتری را دارد، همچنین یک پورت USB در عقب قرار گرفته که می تواند بسیار مفید باشد.

موتور و انتقال قدرت
همانند سایر مشخصات، این دو خودرو در بخش موتور و انتقال قدرت نیز شباهت زیادی به یکدیگر دارند. گزینه پیشرانه، یک موتور ۲ لیتری بنزینی چهار سیلندر با توربو شارژر است که همراه با گیربکس ۶ سرعته اتوماتیک بکار رفته است. قدرت تولید شده ۲۴۱ اسب ‌بخار در ۶ هزار دور بر دقیقه برآورد شده و هر کدام از خودروها، گشتاور حداکثری برابر ۳۵۰ نیوتن‌متر در دور موتوری بین ۱۴۰۰ تا ۴۰۰۰ دور بر دقیقه خواهند داشت.
هر دو خودرو دیفرانسیل جلو بوده و از نسبت دنده‌های مشابهی استفاده می‌کنند. این در حالی است که وزن آنها با یکدیگر تفاوت دارد، کیا با ۵ کیلوگرم سنگین‌تر وزنی برابر ۱۶۵۰ کیلوگرم دارد. با وجود شرایط مشابه در پیشرانه، کیا در زمینه مصرف سوخت لااقل روی کاغذ، تقریبا ۸ درصد نسبت به هیوندای، بهینه‌تر عمل کرده است. مصرف سوخت برای اپتیما GT معادل ۵/۸ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر و برای سوناتا پرمیوم برابر ۲/۹ لیتر برآورد شده است.

البته تست‌های انجام شده تفاوت چندانی در مصرف سوخت را نشان نمی‌دهد و کیا با مصرف ۹/۹ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر، تنها ۳/۰ لیتر کمتر از سوناتا (۲/۱۰ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر) مصرف می‌کند. برای تست این خودرو از مسیرهایی شامل بزرگراه، حاشیه شهر و خیابان استفاده شده است.
موتورهای هر دو مدل، قدرت شتاب‌گیری مشابهی را نشان می‌دهند. علیرغم تنظیمات داخلی مشابه، گیربکس اپتیما تمایل کمتری برای بالا بردن دنده دارند و میزان نویز تولیدی موتور کیا نیز به میزان چشمگیری کمتر از سوناتا است. با این وجود موتور هیوندای، حتی در سرعت‌های کم، سر و صدای زیادی تولید می‌کند و این مسئله در هوای سرد بارزتر است. در آزمون‌ها مشخص شده که گیربکس سوناتا تمایل عجیبی برای رفتن به دنده پایین‌تر در هنگام برخورد با سراشیبی‌ها دارد.
علاوه بر مدل‌هایی که بررسی کردیم، هر دو خودرو دارای موتورهای کمتر پیشرفته ۴/۲ لیتری نیز هستند، ممکن است این موضوع تا اندازه‌ای ناامید کننده باشد زیرا نتایج ارائه شده با در نظر گرفتن مدل‌های پیشرفته‌تر بوده است.

تجربه رانندگی
برعکس سایر مشخصات، تجربه رانندگی این دو خودرو متفاوت است و هر کدام برای قشر خاصی از خریداران در نظر گرفته شده‌اند.
انتظار داریم هر دو خودرو رانندگی درگیر کننده‌ای داشته باشند و شاهد ایمنی مناسب در جاده و سواری خوب در مسیرهای ناهموار باشیم. البته هر دو تیم مهندسی کیا و هیوندای، کار خود را در این زمینه به خوبی انجام داده‌اند و هر دو خودرو سطح مناسبی از درگیری راننده، راحتی و کنترل را دارند.
اپتیما اگر چه یک خودروی اسپورت است، اما هنوز هم شرایط راحتی دارد. این خودرو در مقایسه با سوناتا، سواری سفت‌ و سخت‌تری دارد، ولی به صورتی هوشمندانه با ناهمواری‌های جاده، کنار می‌آید و بطور مثال اگر از روی یک چاله یا برآمدگی بزرگتر عبور کنید، چندان در داخل اتاق خودرو حس نمی‌شود.
رانندگی با کیا، درگیر کننده بوده و با وزن و واکنش مناسبی که در سیستم فرمان ایجاد شده، راننده کنترل بسیار خوبی در پیچ‌ها دارد. البته فرمان کیا، نرمی سیستم سوناتا را در هنگام حرکت مستقیم در بزرگراه ندارد و ناآرامی زیادی در فرمان اپتیما در حالت وسط مشاهده می‌شود.

در سرعت بالا هر دو مدل چسبندگی بسیار خوبی روی جاده دارند؛ با این حال شاید سوناتا به لطف تایرهای چسبنده‌تر میشلن پایلوت اسپورت، وضعیت مناسب‌تری در مقایسه با هیوندای با تایرهای کومهو سالوس داشته باشد.
اگر چه سوناتا ناهمواری‌های سطح جاده را بیشتر به کابین منتقل می‌کند، اما هنوز هم در بسیاری از شرایط، راحت‌تر بوده و آشفتگی‌ کمتری نیز در برخورد با برآمدگی‌های بسیار بزرگ دارد. به علاوه سیستم تعلیق این خودرو، سریع خود را تطبیق می‌دهد.
با در نظر گرفتن اینکه کیا کیفیت بهتری هنگام سواری در جاده دارد و نویز کمتری در اتاق احساس می‌شود، به نظر می‌رسد که ۵ کیلوگرم وزن اضافی، مربوط به عایق کاری صوتی باشد.


کلام آخر
رقابت دو خودرو بسیار نزدیک بود، اما تست‌ها نشان دادند که کیا اپتیما GT شرایط بهتری در مقایسه با سوناتا پرمیوم دارد.
پرمیوم در حقیقت یک سدان متوسط بسیار عالی است، فضای کابین این خودرو حتی شاید از برخی مدل‌های کلاس‌های بزرگتر خودرویی نیز بیشتر باشد. بعلاوه لیست بلندبالایی از تجهیزات استاندارد را داشته و قیمت نسبتا مناسبت‌تری نیز دارد. به همین دلیل، انتخاب این خودرو به دیگر گزینه‌های موجود در این کلاس ارجحیت دارد.
اما اپتیما GT توانسته در بسیاری از جزئیات شرایط بهتری فراهم کند. قیمت این خودرو بیشتر است اما در عین حال ویژگی‌های بهتری نیز دارد از جمله تجهیزات ایمنی‌ بیشتر، کابین آرامتر، طراحی داخلی زیباتر و شرایط گارانتی بهتر.

نیسان مورانو بهتر است یا تویوتا پرادو؟

در یک دهه گذشته با توجه به استقبال عمومی از SUV‌ها یا همان خودورهای چند منظوره، بسیاری از برندهای تولید کننده خودرو در جهان دست کم یک یا دو مدل از رده‌ی اس یو وی را در دستور کار خود قرار داده‌اند، حتی بعضی از آنها چند مدل متنوع در رده کامپکت، سایز متوسط و یا فول سایز عرضه می‌کنند.

گویا آی تی – این خودروها در بازار داخلی نیز حضور پررنگی دارند و شاهد تولید متنوع این رده از خودروها در بازار داخلی هستیم که باعث شده خریداران برای خرید اتومبیل مورد نظر خود با طیف گسترده‌ای روبرو باشند که البته قیمت بیشتر آنها کمتر از ۱۰۰ میلیون تومان است.

اگر خودروهایی چون رونیز، موسو و پاجروی مونتاژی را به علت سطح تجهیزات کمتر و قدیمی اتاق‌شان و چینی‌های تازه به بازار آمده را به کیفیت پایین، توان کم و نوع سیستم انتقال نیرویشان کنار بگذاریم، حداقل هزینه پرداختی برای یک خودروی SUV توانمند آن هم از نوع دست دومش، بیش از ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیون تومان خواهد بود که البته مبلغ کمی نیست. اولین اتومبیل‌هایی که با این حدود قیمت به ذهنمان می‌رسد نیسان مورانوی نسل قدیمی، تویوتا پرادو، پاجروی وارداتی و یا مدل دست دوم از نسل جدید خودروهای کرده‌ای است هستند که با ابعاد کوچکتر در دسته کراس اوورهای کوچک قرارمی گیرند. در اینصورت در بازار دست دوم ها به سراغ دو مدل پرادو و مورانویی می رویم که باوجود چند سال کارکردن هنوز هم حرف‌هایی برای گفتن در بازار دارند.

نسل قبلی تویوتا پرادو که از سال ۲۰۰۵ وارد کشور شد در دو مدل ۳ و ۵ درب و با دو نوع موتور۴ سیلندر و ۶ سیلندر عرضه می‌شدند، که نمونه‌های ۴ سیلندر با کد GX و نسخه‌های ۶ سیلندر نیز با کد VX شناخته می شوند.
پرادو سمبل SUVها در نسل جدید از شاسی بلندهایی است که از سال ۲۰۰۵ به بعد وارد بازار کشورمان شدند و یکی از پرفروش ترین‌ها در این رده نیز به حساب می‌آید. البته مسلما بخش عمده‌ای از این موفقیت مدیون اعتبار تولیدکننده و مابقی بخاطر قابلیت‌های این خودور بوده است. مدل ۶ سیلندر پرادو دارای موتور ۴ لیتری است که می‌تواند ۲۴۰ اسب بخار توان را در دور ۵۲۰۰ تولید کند و گشتاور ۴۰۰ نیوتن متری داشته باشد. چهره خشک و خشن، ارتفاع بلند و گیربکس توانمند پرادو باعث شده تا یک آفرود تمام عیار محسوب شود. موتور ۴ سیلندر با ۲٫۷ لیتر حجم ۱۶۰ اسب بخار قدرت دارد که با کمک گشتاور۲۵۰ نیوتن متری اگرچه ضعیف تر از نمونه VX است ولی عملکرد خوبی دارد تا جایی که حتی بسیاری از خریداران موتور ۲٫۷ لیتری آن را برای نسخه دو درب با توجه به مصرف کمتر توصیه می‌کنند و موتور ۶ سیلندر را قوی‌تر از حد انتظار می دانند. پرادو با داشتن سیستم‌های کمکی تنظیم ارتفاع، قفل دیفرانسیل و سیستم چهارچرخ متحرک یک آفرود خوب با قابلیت‌های حرکتی مطلوب در خارج از شهر به حساب بیاید.

سواری آن در مسیرهای درون شهری نرم و راحت بوده و با در نظر گرفتن ارتفاع زیاد، دید مناسب از اطراف و تعلیق نرم و راحت در عبور از دست اندازها بهترین SUV دست دوم در بازار این روزها به حساب می آید. اکثر خانم‌ها و جوانان طرفدار نسخه سه درب آن هستند و اکثر خریداران مدل پنج درب شامل خانواده‌های پرجمعیت و شرکت‌هایی که در مسیرهای خارج از شهر از آن استفاده می‌کنند، است. گرچه کیفیت مواد بکار رفته در پرادو متوسط ارزیابی شده اما با گذشته ۶ الی ۷ سال از کارکرد‌شان، هنوز حالت خود را حفظ کرده‌اند بجز کیفیت فرمان خودرو. سطح تجهیزات بسته به نوع اتومبیل وارداتی یا شرکتی متفاوت است و در نمونه های فول که عمدتا وارداتی هستند، این تجهیزات و امکانات شامل کروزکنترل، صندلی های گرمکن داربرقی، تهویه اتوماتیک دوگانه، آیینه های برقی، قطب نما، یخچال، سانروف، ایربگ (راننده، سرنشین جلو، جانبی و پرده ای)، ABS، تهویه اتوماتیک برای ردیف دوم و سوم صندلی ها، سنسور پارک، تنظیم ارتفاع، قفل دیفرانسیل، چراغ‌های هالوژنی با قابلیت تنظیم و بکسل بند می‌شود.

در ابتدا یک شرکت نیسان مورانو را وارد کشور کرد و بعد از آن نمونه‌های وارداتی این عرضه شد. شاید به خاطر داشته باشید که شرکت پارس خودرو در یک اقدام تبلیغاتی پیش از عرضه این خودرو به بازار آن را در پیست آزادی و قبل از یک مسابقه آزمایش کرد و این اقدام بسیار هم مورد توجه قرار گرفت ولی قیمت گذاری بالای آن (در حدود ۷۰میلیون تومان در آن زمان) و ورود نسل جدیدتر سبب شده تا علیرغم شایستگی فروش مورانو خیلی موفق نباشد. البته این مسئله چیزی از ارزش های مورانو کم نمی‌کند چرا که به نظر می‌رسد اگر مسئولانی مطلع و آگاه از خودرو به سراغ آن می‌رفتند، با کمی فکر در آن زمان می توانستند نسل جدید این خودرو را وارد بازارهای کشور کنند.
طراحی ظاهری نیسان بخصوص در نسل‌های قبلی آن هیچوقت مورد پسند عامه نبوده و این مسئله در مورد مورانو نیز صادق است. فرم چراغ‌های جلو و ترکیب آن با جلوپنجره کرومی و همچنین طراحی چراغ‌های عقب جزئیاتی هستند که توانسته ظاهر اتومبیل را بیشتر از زیبا شدن، خاص کند، این ویژگی اتفاقا در نسل جدید مورانو هم دیده می‌شود. در واقع می‌توان گفت که نسل قدیمی مورانو نمایی از یک SUV سایز متوسط شهری را به نمایش می گذارد. بدنه علیرغم عضلانی بودنش نه به خشنی پرادو است و نه با کم‌ بودن ۱۶۵میلیمتری ارتفاع به پای پرادو می رسد.

مورانو با بهره گرفتن از موتور ۶ سیلندر ۳٫۵ لیتری که ۲۳۴ اسب بخار قدرت و ۳۱۸ نیوتن متر گشتاور دارد و با کمک گیربکس CVT قادر است انتظارات عبور از مسیرهای خارج از جاده را تا حد مکفی برآورده کند. لازم به ذکر است که شتاب حرکتی مورانو ۰٫۸ ثانیه سریعتر از پرادو است. از سایر امتیازات برجسته آن نسبت به پرادو نیز می توان به ابزارهای کمک راننده مانند EBD و VDC اشاره کرد که کنترل خودرو را در مواقع ضروری آسان‌تر می‌کند. مواد بکار رفته در اتاق خودرو نسبت به پرادو بهتر بوده و طراحی آن نیز بروزتر است.

تجهیزات و امکانات مورانو با توجه به ۶ عدد ایربگ (برای راننده، سرنشین جلو و پرده ای)، روشن شدن خودرو بدون کلید، رادیو کاست و پخش CD به همراه چنجر ۶ خشابه، دو تیونر و ساب ووفر، کروز‌کنترل، دوربین، مانیتور، سیستم شستشوی چراغهای جلو، چراغ های LED عقب، صندلی برقی گرم‌کن دار با حافظه و….. اگر از پرادو بیشتر نباشد، قطعا کمتر نیست.
با توجه به موارد فوق باید گفت اگر یک SUV مدرن‌تر و متمایل به رفتارهای شهری هستید که ظاهرش نیز ۲ الی ۳ سالی از پرادو جوان‌تر باشد، مورانوی ۲۰۰۸ با قیمتی در حدود ۱۱۰ میلیون تومان مناسب است و اگر هم خواستار یک SUV با قابلیت‌های آفرود باشید و با توجه به شرایط روز بازار به ارزش ماندگاری و حفظ پول‌تان نیز فکر کنید با اضافه کردن ۲۰ میلیون، میتوانید یک مدل ۲۰۰۷ پرادو را بخرید.

نقد و بررسی مشخصات فنی تویوتا پرادو VX و GX

تویوتا پرادو که یک خودروی SUV شهری به حساب می‌آید و در اندازه متوسط چهارچرخ متحرک با موتور هشت سیلندر به بازار عرضه می‌شود. پرادو در اروپا با نام لندکروز و در آمریکا نیز با نام Lexus GX470 به مشتریان ارائه می‌گردد.

گویا آی تی – پرادو بر پایه پلت‌فرم تویوتا J120 ساخته شده است و مدل‌های قبلی نیز بر مبنای پلت‌فرم J70.J90 ساخته شده بودند. تمام پرادوها از ویژگی‌ سیستم تعلیق مستقل جلو برخوردار هستند.
پرادو در سه مدل GX، GXL (این مدل وارد بازار ایران نشد) و VX به بازار عرضه شده است که دارای موتورهای چهار لیتری و شش لیتری بنزینی و یک موتور دیزل سه لیتری است. این خودرو در بعضی از کشورهای اروپایی به عنوان ون‌های اقتصادی با فاصله محوری کوتاه‌تر به منظور باربری مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نسل اول
نسل اول پرادو که با عنوان SUV شهری در سال ۱۹۸۴ عرضه گردید با نام لندکروز و لندکروز۲ شناخته می‌شد، بدنه کوتاه‌تر و سقف کروکی و ثابت از ویژگی‌ها آن بود. لندکروز در دو نوع موتور بنزینی ۲۳۶۶ سی‌سی‌ و ۲۴۶۶ سی‌سی و یک موتور دو لیتری دیزل عرضه شد. گیربکس و موتور این خودرو با ۴RUNNER مشترک بود و در کارخانه هینو که کار ساخت خودروهای نیمه سنگین را انجام می‌داد، تولید شد. در آپریل ۱۹۹۰ تغییرات در لندکروز صورت گرفت که بخش عمده‌ای از آن مربوط به طراحی جلو پنجره و درب موتور بود، در این تغییرات چراغ‌های جلو که گرد بود به ضورت چهارگوش درآمد.
در این زمان نام پرادو برای همیشه ثبت گردید ولی در دوره قبل با نام باندرا شناخته می‌شد. پرادو در واقع مشتقی از لندکروز است که به عنوان یک خودروی SUV شهری استفاده . در این نسل مدل‌های هیبریدی پرادو نیز به بازار عرضه گردید، که علاوه بر استفاده از موتور الکتریکی از موتور بنزینی نیز استفاده می‌کرد. این نسل از پرادو دارای فنربندی قابل تنظیم است که با استفاده از یک دکمه سفتی کمک فنر به حالت نرم‌تر درمی‌آمد. در این نسل موتورهای ۴/۲، ۷/۲، ۸/۲ و ۳ لیتری با سیستم تعلیق و ترمزهای بروزتر روانه‌ی بازار شد.

نسل دوم (سال‌های۱۹۹۰ تا ۲۰۰۲)
در ماه می سال ۱۹۹۶ دیگر از پلت‌فرم سری ۷۰ که کوچک‌تر بود استفاده نشد و بجای آن از پلت‌فرم سری ۹۰ که بزرگ‌تر بود استفاده می‌شد. فنربندی این مدل مشابه با تویوتا کرولا و هایلوکس بود. نسل دوم به صورت استاندارد به ترمز ABS مجهز بود و دارای صفحه نمایش به صورت آپشن بود. در ادامه تغییرات، این نسل در سال ۱۹۹۹ دارای مه‌شکن داخل سپر شد و سال ۲۰۰۰ موتور سه لیتری دیزل را عرضه کرد. مدل‌های هشت نفره این خودرو نیز با نام TX به بازار عرضه شد. از جمله امکانات استانداردی که روی پرادوها نصب می‌شدند می‌توان اشاره کرد به به پنل چوبی، آینه شیشه عقب، ریل سقفی و زیر آرنجی. در سال ۲۰۰۲ پلت‌فرم سری ۹۰ جای خود را به سری ۱۲۰ داد.

نسل سوم (سال‌های ۲۰۰۲ به بعد)
از سال ۲۰۰۲ به بعد پرادو بر روی پلت‌فرم سری ۱۲۰ ساخته می‌شود و به عنوان یک خودروی SUV لوکس شناخته می‌شد. نسل سوم پرادو اولین بار در اروپا با موتور چهار لیتری، V6 عرضه شد. از آنجا که پرادو یک SUV لوکس بود آمار سرقت بالایی داشت به همین دلیل ایموبلایزر به صورت استاندارد بر روی آن نصب گردید. این خودرو با موتور توربودیزل نیز عرضه می‌شود که ۱۳۱ اسب‌بخار توان دارد و بدون توربودیزل هم ۹۵ اسب‌بخار قدرت دارد. سری ۱۲۰ از سیستم تعلیقی مشابه با هایلوکس، Fjcruiser و ۴Tunner استفاده می‌کند. یک SUV مشابه پرادو در چین ساخته می‌شود که Dadi shuttel نام داشته و ظاهری شبیه پرادو دارد، اما در عین حال مهندسی کاملا متفاوتی دارد.
پس از قطع واردات خودرو به کشور در اوایل دهه ۷۰ شمسی، خودروهای داخلی شاسی‌بلند از جمله پاترول فاتح بازار شدند. اما پس از آن، تولید پاترول به علت مصرف بالای سوخت کاهش یافت و واردات خودرو نیز دوباره از سر گرفته شد، در این میان تویوتا توانست با محصول پرادوی خود بازار پاترول‌سواران را به دست آورد، چرا که خاطره تویوتا لندکروز که پرادو کوچکترین نسل آن است در ذهن‌ها باقی مانده بود.
اما اکنون پرادو در بازار دیگر تنها نیست و رقیبان بسیاری پیدا کرده است. در ادامه این خودرو را با رقیبانش مقایسه می‌کنیم.

مزایا و معایب
پرادو طراحی ظاهری جذابی داشته و توانسته جایگاه خوبی را در بازار ایران به دست آورد، تنها ایرادی که این خودرو دارد و در اکثر خودروهای ژاپنی وارداتی نیز دیده می‌شود، کوچ بودن جاپلاکی برای نصب پلاک‌های ایران است. در بعضی از مدل‌ها زاپاس روی درب عقب قرار و در بعضی دیگر در زیر خودرو قرار دارد.
مدل‌های پنج‌در، بدنه‌ی کشیده‌تری داشته و دارای چهار‌در ورودی است، به همین دلیل در کلاس SUVهای خانوادگی قرار می‌گیرد و مدل سه‌در آن نیز که ظاهر اسپرت‌تری دارد برای جوانان و خانواده‌های کم جمعیت مناسب است، مشتریان این مدل عمدتا جوانان هستند.
پرادو به ویژه در نسخه سه در شش سیلندر که قدرت بالاتری نیز دارد، از سواری نرم و جذابی برخوردار است. مصرف لنت پرادو چهار سیلندر کمتر از نسخه شش سیلندر است که علت آن قدرت بالاتر موتور در نسخه شش سیلندر است. صندلی های این خودرو مناسب بوده و فضای بار آن حتی در مدل سه ‌در نیز قابل قبول است و بدون خواباندن صندلی ردیف دوم نیز جادار می‌باشد. از نظر سواری پرادو را می‌توان به سه دسته تقسیم نمود.

• سواری شهری: سیستم تعلیق و فرمان نرم پرادو در سواری شهری رانندگی لذات‌بخشی را به ارمغان آورده است. بطور مثال برای خیابان‌های تهران که مسیری Offrowd به حساب می‌آید کمک‌ها می‌توانند ضربات را به خوبی دفع کنند. صدای موتور در دورهای پایین به داخل کابین راه نمی‌یابد و کابین عایق‌بندی خوبی در مقابل سروصدای خارج دارد و صدای موتور در دورهای پایین در داخل کابین شنیده نمی‌شود. مشکل خاصی در هنگام رانندگی با پرادو در شهر به ویه در نسخه سه در وجود ندارد. به کمک سنسور دنده عقب و آینه‌های بزرگ جانبی شما می‌توانید به راحتی در کوچه‌ها، خیابان‌های باریک دور زده یا پارک کنید. مصرف سوخت پرادو به علت داشتن سیستم متغیر باز و بسته شدن سوپاپ‌ها (VVT-I) مناسب اشت.
• سواری جاده‌ای: در جاده‌ها و سرعت‌های بالا به خصوص در سراشیبی‌ها و مسیرهای پر پیچ و خم و کوهستانی، توقع زیادی نباید از نمونه چهار سیلندر داشته باشید، البته باز هم نمونه سه در چابک‌تر از نمونه پنج‌در عمل می‌کند. این خودرو در سرعت‌های بالای ۱۴۰ کیلومترکمی از پایداری‌اش کاهش می‌یابد، البته اکثر خودروهای شاسی‌بلند به دلیل ارتفاع زیاد با این مسئله مواجه هستند و پرادو هم از این قاعده مستثنی نیست.
• سواری Offroad: در این بخش به علت ناهمواربودن مسیرها، نرمی فنربندی، فرمان و در مانورها پر قدرت‌بودن فرمان بسیار خوب عمل می‌کنند. ارتفاع زیاد برای چنین خودروهایی به منظور عبور از مسیرهای سنگ‌‌لاخی بسیار کمک خوبی است. نسخه‌های چهار سیلندر برای گذشتن از این مسیرها کمی ضعیف به نظر می رسد اما موتور شش سیلندر با قدرت ۲۴۰ اسب‌بخار مناسب خواهد بود. وجود دنده کمک با داشتن چهار حالت (LL – N – HL – H) که H برای مسیرهای معمولی و رانندگی روزمره، HL برای رانندگی در سرعت‌های بالا همراه با قفل دیفرانسیل مرکزی، N برای خلاص چهار چرخ، LL برای عبور از سرازیری‌ها و سراشیبی‌های تند به شما کمک خواهد کرد.

تجهیزات و امکانات
پرادو با دو نوع موتور چهار سیلندر ۲۷۰۰ سی‌سی و شش سیلندر ۴۰۰۰ سی‌سی به بازار ایران آمد. نمونه چهار سیلندر دارای گیربکس اتوماتیک چهار سرعته و حداکثر توان ۱۶۰ اسب‌بخار در ۵۲۰۰ دور است، این مدل که با دو نوع سه‌در و پنج‌در عرضه می‌شود GX نام دارد و دارای تجهیزاتی از قبیل کولر اتوماتیک، فرمان هیدرولیک قابل تنظیم (که در نمونه پنج‌در تلسکوپی می‌باشد) کیسه هوا راننده و سرنشین جلو، ترمزABS، ریل سقفی، چراغ ترمز سوم، گارد محافظ سپر، رینگ آلومینیومی، تودوزی پارچه‌ای، سیستم دزدگیر ایمبولایزر، سیستم صوتی رادیو سه موج+ کاست+ CD به همراه شش بلندگو، برف پاک‌کن تناوبی جلو و عقب، آینه بغل برقی کرمی جمع‌شو، چراغ‌مه‌شکن‌ جلو، آنتن برقی، رکاب بغل، زاپاس بند عقب دارای کلید، خط‌کشی بدنه، گرمکن صندلی راننده و سرنشین، سنسور پارک عقب( چهار عدد)، تنظیم‌کننده نور چراغ جلو، تزیینات داخلی چوبی، صندلی‌های جلو برقی، بال عقب و گرمکن شیشه عقب است و در مدل سفارشی امکانات دیگری همچون تزئینات چوبی پانل جلو، غربیلک فرمان چوبی و چرمی ، بلوتوث و کفپوش طرح جدید نیز وجود دارد.
نمونه شش سیلندر دارای گیربکس اتوماتیک پنج سرعته و ۲۴۰ اسب‌بخار قدرت را در ۵۲۰۰ دور تولید می‌کند. این مدل (VX) نیز با دو نوع اتاق عرضه می‌شود. این مدل علاوه بر امکانات مدل GX دارای تجهیزاتی از قبیل روکش صندلی چرم، سیستم صوتی رادیو و موج، شش بلندگو، کروز کنترل و سانروف نیز می‌باشد که در مدل سفارشی فرمان چوبی، روکش لاستیک عقب، تزیین دور چراغ‌های عقب و یخچال نیز عرضه می‌کند.
در مدل s-ویژه که مدل فول کامل است امکانات دیگری از قبیل ایربگ راننده، سرنشین جلو، جانبی (ردیف جلو) و پرده‌ای، ترمز ABD، شیب‌سنج، قفل دیفرانسیل، خفه‌کن موتور و استارتر نیز مجهز است.

پرادو در برابر رقیبان
تویوتا پرادو در میان SUVهای هم‌رده خود از سواری خوب و قابل قبولی برخوردار است. در بازار ایران این خودرو با رقبای مانند پاجرو، سانتافه، سورنتو، مورانو، لکسوس RX350 و BMW-X3 روبرو می‌باشد که البته سورنتو و سانتافه قیمت کمتری دارد و لکسوس و BMW هم قیمت بیشتری دارند، بنابراین هر کدام مشتریان خاص خود را دارند.
در این بین مورانو و پاجرو رقبای اصلی پرادو محسوب می‌شوند، البته پرادو در این رقابت از نظر ارزان ‌بودن قطعات، فراوانی و در دسترس ‌بودن آنها، پرادو نمره خوبی را کسب کرده و توانسته خدمات بهتری را نسبت به این دو رقیب به مشتریان ارائه دهد. اگر چه از نظر دینامیکی عملکرد بهتری نسبت به پاجرو دارد ولی مورانو رقیب سرسخت‌تری است که به این راحتی‌ها تسلیم نمی‌شود.
در نهایت می‌توان گفت پرادو جایگاه مناسبی در بازار داشته و حتی از بازار دست دوم خوبی نیز به خوبی استفاده می‌کند و نسبت به دو رقیب اصلی خود افت قیمت کمتری دارد.

النترا ۲۰۱۷؛ پرفروش ترین سدان هیوندایی وارد بازار ایران شد + تصاویر

در چند سال اخیر، هیوندای النترا پرطرفدارترین سدان این خودروساز کرده‌ای در ایران بوده است، این مسئله تنها به بازار کشور ما محدود نمی‌شود و در تمام جهان هیوندای النترا به دلیل قیمت گذاری مناسب در کنار طراحی ظاهری جذاب و امکانات زیاد به پرفروش ترین سدان سایز کوچک هیوندای مبدل شده است.

گویا آی تی – نسل جدید سدان هیوندای النترا که با نام AD توسط کمیته سازنده خوانده می‌شود، با ۱۰ ماه تاخیر نسبت به بازارهای جهانی وارد ایران شد و به زودی در خیابان‌های کشور شاهد تردد آن خواهیم بود.
طول خودرو نسبت به نسل قبل افزایش یافته و به دلیل فرم خاص سقف این مسئله بیشتر به چشم می‌آید و ظاهری شبیه کوپه را به النترا ۲۰۱۷ بخشید است.
جلو پنجره بزرگ ۶ ضلعی که آرم هیوندای بر روی آن تعبیه شده و چراغ های کشیده روی سپرکناری مجهز به LED و فرم متفاوت مه شکن ها از مهم‌ترین نکات طراحی در نمای روبروی خودرو است. خط شانه‌ای ساده که تا چراغ‌های عقب امتداد دارد و چراغ هایLED سه تکه عقبی با طراحی سه بعدی و حجم دهی به سپر عقب آن هم نه به شکلی که مانند دیگر خودروها از جمله دنا اغراق آمیز باشد از نکات حائز اهمیت در طراحی قسمت عقب این خودرو است.
النترا 2017؛ پرفروش ترین سدان هیوندایی وارد بازار ایران شد
اگر چه طراحی ظاهری النترا نسبت به مدل قبلی تکامل یافته، ولی در عین حال نیز کمتر می‌توانیم طراحی سیال معروف هیوندایی را در النترا ۲۰۱۷ مشاهده کنیم، که جای خود را به خطوط محکم‌تری داده است، خطوطی به این شکل اغلب مورد پسند مشتریان اروپایی واقع می شود. طراحی کابین بسیار نزدیک به برادر بزرگ تر یعنی سوناتا بوده و در حقیقت فرم کلی آن را باید شبیه به اتاق سوناتا دانست.
از امکانات هیوندای النترا ۲۰۱۷ می‌توان اشاره کرد به ۶ عدد ایربگ، گرمکن و سرد کن صندلی‌های جلو، سیستم کیلس، سانروف، کروز کنترل، نمایشگر ۷ اینچی، ۸ عدد اسپیکر، دوربین عقب، ESP، تهویه مطبوع دو گانه و… .
النترا 2017؛ پرفروش ترین سدان هیوندایی وارد بازار ایران شد
در بخش نیرو محرکه شاهد یک موتور ۲ لیتری در نسخه وارد شده به کشورمان هستیم، که مدل مجهز به موتور Nu MPI در حدود۱۴۷ اسب بخار قدرت و ۱۷۹ نیوتن متر گشتاور تولید می کند و مدل Nu GDI نیز ۱۷۴ اسب بخار قدرت و ۲۱۳ نیوتن متر گشتاور را به گیربکس و چرخ‌های جلو منتقل می‌کند.
هر دو نسخه این خودور به یک جعبه دنده ۶ سرعته خودکار مجهز هستند، مدل‌های توربو با قدرت بیشتر و جعبه دنده ۷ سرعته دوال کلاچ به همراه شیفتر پشت فرمان توسط کمپانی هیوندای برای این نسل در نظر گرفته شده است، اما ظاهرا مدل توربرو قرار نیست وارد بازار کشورمان شود.
هم اکنون هیوندای النترا جدید با برچسب قیمت ۱۳۵ میلیون تا ۱۵۵ میلیون تومان به فروش می‌رشد، اما از آنجا که بازار خودورهای وارداتی به علت مشکلات به وجود آمده در واردات خودروها ملتهب است، احتمالا این مدل با حفظ قیمت فعلی به عنوان یک تازه وارد خرید و فروش خواهد شد.
النترا 2017؛ پرفروش ترین سدان هیوندایی وارد بازار ایران شد
انتظار می‌رود که النترا بتواند موفقیت بسیار خوبی را به دست آورد اگر قیمت گذاری در چهارچوب نسل قبلی آن باقی بماند. قیمت جهانی النترا از ۱۸ هزار دلار آمریکا شروع می‌شود.

چگونه خودروی تصادفی را تشخیص دهیم؟

یکی از پیچیدگی های خرید ماشین جدید، تشخیص تصادفی بودن یا رنگ اشتن بدنه آن است؛ اما چطور می توان به تصادفی بودن ماشین پی برد؟ برای جواب این سوال در ادامه با گویا آی تی همراه باشید.

گویا آی تی – دور ماشین بچرخید و با تمام زوایای آن را با دقت بررسی کرده و ببینید که آیا بخشی هست که رنگ آن با دیگر بخش‌ها متفاوت باشد، بطور مثال اگر درب خودرو رنگ‌خوردگی داشته باشد احتمالا متوجه اختلاف رنگ آن با قسمت‌های مجاورش خواهید شد. ترکیب رنگ کارخانه با ترکیب رنگی که رنگ‌کار درست می‌کند به دلیل تفاوت در کد رنگ مشابه نخواهد بود.

پس از آنکه رنگ خودرو را مورد بررسی قرار دهید، دورتادو ماشین بگیردید و دست خود را بر قسمت‌های خاصی از بدنه مانند لبه درب‌ها، پنجره ها و همچنین پشت لبه ماشین بکشید. چنانچه رنگ ماشین همان رنگ فابریک کارخانه باشد، این قسمت‌ها خیلی نرم خواهد بود. گاهی رنگ‌کار خودرو برای اینکه بیشترین تمرکز خود را روی قسمت انتهای پنل ها می گذارد، لبه پنل ها مقداری زبر و ناهموار می‌شود، ولی در کارخانه این مشکل هرگز پیش نخواهد آمد.
هنگامی که نقاش خودرو می خواهد اتومبیل را رنگ کند بجز بخشی که باید رنگ شود سایر قسمت‌ها را با کاغذی می پوشاند و این کاغذ با چسب مشکی دورتادور لبه‌ها و پنل‌های خودرو چسبانده می‌شود.

نقاشان اتومبیل اغلب این چسب مشکی را در قسمت درب و پنجره و نقاط دیگر نیز استفاده می‌کنند، در نتیجه مقداری رنگ روی چسب مشکی می ریزد و اگر خود ماشین مشکی نباشد، این رنگ خوردگی با چشم قابل تشخیص است. علاوه بر این زیر بدنه ماشین در قسمت چرخ‌ها را نیز بررسی کنید، زیرا معمولا نشانه ای از پاشیده شدن رنگ خواهد داشت، همچنین زیر کاپوت خودرو یا روی رادیاتور نیز ممکن است نشانی از رنگ خوردگی و پاشش رنگ وجود داشته باشد.

رنگ پیچ و مهره های الحاقی به کاپوت و جلوبندی نیز می‌توان نشان دهنده‌ی رنگ شدگی خودرو باشد، این پیج و مهره ها خود در کارخانه رنگ می شوند، اما اگر برای برداشتن کاپوت و جلوبندی آنها را باز کرده باشند، احتمالا رنگ در سرپیچ‌ها رفته باشد و بعد از بستن پیچ‌ها این اختلاف رنگ مشخص خواهد بود.
اگر تمام روش‌های قبلی نتوانند برای تشخصی وجود رنگ خوردگی روی بدنه ماشین کارآمد باشد. ضخامت رنگ در نقاط مختلف ماشین اندازه گیری خواهد شد و از طریق اختلاف ضخامت رنگ در نقاط مختلف و متقارن ماشین، رنگ شدگی اثبات خواهد شد.

مقایسه قیمتی و فنی هیوندای سانتافه و کیا سورنتو در بازار ایران

قبل از عرضه نسخه ۲۰۱۴ سورنتو، از هر کارشناس ایرانی که در مورد SUV میان سایز پرس‌وجو می‌کردید بطور قطع اکثر پاسخ ها به سانتافه می‌رسید. ولی زمانی که سورنتو جدید معرفی شد، به یکباره نگاه‌ها به سوی این خودرو زیبا جذب شد. اما به راستی کدامیک از این دو خودرو در میدان رقابت پیروز خواهد بود؟ در ادامه با گویا آی تی همراه باشید.

گویا آی تی – کیا سورنتو در سال ۲۰۱۶ یک افزایش حجم را داشت، به همین دلیل فضای سرنشینان ردیف دوم و سوم تا حد زیادی افزایش پیدا کرده است. به نسبت مدل‌های قبل طراحی خودرو جذاب‌تر شده و استفاده از کروم نیز به زیاتر شدن آن کمک کرده است. در طرف مقابل هیوندای سانتافه طراحی جا افتاده‌تر و سبک مخصوص خودش را دارد. مانند تمام خودروهای کره‌ای آپشن و تجهیزات زیاد خصلت این خودرو است که البته کیا و هیوندای باز هم سعی کردند تا پیشگام باشند. البته فراموش نکنید که کیا زیرمجموعه هلدینگ هیوندای است، در نتیجه نباید انتظار دو خودرو کاملا متفاوت را داشته باشیم. فضای کافی، امکانات و تجهیزات مناسب و تعادل در رانندگی جزو ویژگی‌های بارز این دو کراس‌اوور است.

طراحی ظاهری
جلوپنجره ۶ ضلعی همراه با آرم بزرگ هیوندای و چراغ‌های کشیده ذوزنقه‌ای سانتافه، ظاهری خشن و جذاب را به وجود آورده است. مه شکن‌ها در یک قاب U شکل کرومی که در داخل قاب سیستم روشنایی روز LED قرار دارد، تعبیه شده است. دیفیوزر خاکستری در زیر فلاپ پلاستیکی ظریفی قرار دارد و به سمت چرخ‌ها می‌رود. در سمت دیگرمیدان، طراحان سورنتو با چراغ‌هایی زیبا و مه شکن‌های ۴ تایی سعی دارد تا سطح طراحی خود را در بازارهای جهانی به اثبات برسانند. همه چیز در جای درست قرار گرفته و با توجه به فرم مناسب و کاپوت بلند، باید یک امتیاز به سورنتو بدهیم.

معمولا آنچه در طراحی جانبی مهم است، اندازه چرخ‌ها و خطوطی است که از سمت عقب به جلو کشیده شده‌اند، هر چه تیز و پرحجم‌تر، ظاهر خودرو جذاب‌تر خواهد بود. دو خودرو چرخ‌های مناسبی دارند، البته چرخ عقب سانتافه کمی کوچک به نظر میرسد که شاید علت آن فاصله زیاد شیشه عقب از گلگیر باشد.
در طراحی قسمت پشت خودرو نمی توان برنده‌ای را تعیین کرد. چیدمان دقیق اجزا در هر دو خودرو مشهود است. البته به نظر می‌رسد که شاید هیوندای در طراحی عقب به ویژه بعضی موارد مانند دیفیوزر عقب و پهنا بخش بالایی سانتافه، زیاده‌روی کرده باشد، اما در کل هر دو طراحی قابل قبولی در این بخش دارند.

طراحی داخلی و امکانات
هر دو خودرو یعنی کیا سورنتو و هیوندای سانتافه، ردیف سوم صندلی را در نسخه‌های خاصی عرضه می‌کنند. فاصله دو محور در هر دو خودرو در مقایسه با نسخه‌های اصلی اقریبا ۸ سانتیمتر بلندتر شده است، در نتیجه نباید زیاد روی صندوق عقب حساب باز کنید. ردیف سوم سورنتو برای کودکان و حتی نوجوانان فضای کافی وجود دارد، بطور کل اگر قد سرنشینان ردیف سوم از ۱۷۰ سانتی‌متر بیشتر نباشد برای آنها مناسب است. اگر چه صندلی‌های جلو در سانتافه فضای زیادی دارند، ولی سرنشینان ردیف دوم به‌اندازه آن‌ها راحت نخواهند بود. در حقیقت راحتی سرنشینان در سورنتو حائز اهمیت بوده، اما فضای کافی و راحت در سانتافه فدای طراحی شده است.

تجربه رانندگی
سورنتو با طیف گسترده‌ای از پیشرانه‌ها ارائه شده است. نوع اول، ۲٫۴ لیتری با ۱۸۵ اسب بخار که در بازار کشورمان موجود است؛ نوع دوم ۳٫۳ لیتری V6 با قدرت ۲۹۰ اسب بخار و نوع سوم ۲۴۰ اسب بخار و ۳۵۴ نیوتن متر گشتاور که از یک موتور ۲ لیتری توربو ناشی می‌شود، با توجه به بودجه‌ای که دارید می‌توانید هر کدام از این سه نسخه را تهیه کنید.
در سمت دیگر سانتافه با توجه به طراحی خشن، باید از پیشرانه‌های قدرتمندی نیز برخوردار باشد که البته در نمونه اسپرت تا حدی به این موضوع برآورده شده است. موتور تنفس طبیعی ۲٫۴ لیتری توانایی تولید ۱۹۰ اسب بخار را دارد، به علاوه پیشرانه ۲ لیتری توربو با قدرت ۲۶۴ اسب بخار ظاهرا عملکرد بهتری نسبت به همتایش داشته است. این عجوبه‌ی کره ای تنها ظرف مدت ۷ ثانیه به سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت خواهد رسید. سیستم دو دیفرانسیل مانند سورنتو وجود دارد، البته نباید قفل دیفرانسیل را فراموش کرد. همچنین هیوندای سانتافه قادر است حداکثر تا ۱۵۷۵ کیلوگرم را بکسل کند.
عملکرد سورنتو به نسبت بهتر شده، همچنین پاسخ فرمان دقیق‌تر و ترمزها نیز بهتر کار می‌کنند، علاوه بر این سیستم تعلیق بسیار نرم‌تر از سانتافه بوده و حس سواری با یک خودرو آلمانی مثل BMW X3 را می‌دهد. با این وجود کیفیت رانندگی سانتافه احتمالا بهترین ویژگی آن است، اگر چه سرعت فرمان پذیری آن از سورنتو کمتر است.

ایمنی و قیمت
در بخش ایمنی هیوندای یک سروگردن بالاتر از کیا قرار دارد. سانتافه مجهز به سیستم Hill-Start، هشداردهنده نقاط کور، هشدار خروج از خط، هشدار برخورد از جلو و کروز کنترل انطباقی است، البته لازم به ذکر است که اکثر تجهیزات ذکرشده در نسخه‌های گران‌قیمت این خودرو وجود دارد. هر دو خودرو توانسته‌اند ۵ ستاره ایمنی را از NHTSA و بالاترین حد ایمنی را نیز از موسسه IIHS اخذ کنند.
مقایسه قیمتی و فنی هیوندای سانتافه و کیا سورنتو در بازار ایران
سانتافه موجود در ایران که مدل ۲٫۴ لیتری است با قیمتی در حدود ۲۴۲ میلیون تومان عرضه می‌شود و کیا سورنتو نیز با قیمتی در حدود ۲۳۵ میلیون تومان به فروش می‌رسد.
طراحی بیرونی هیوندای سانتافه اسپرت تا حد زیادی گیرا و جذاب است، هرچند اتاق خودرو نیز پر زرق و برق است. موتور پایه سانتافه اسپرت اگر چه ضعیف است ولی لذت سواری آن مثال زدنی است. نمرات تصادف و تست‌های ایمنی برای سانتافه نشان از کیفیت بالای موارد بکار رفته در ساخت این خودرو دارد. در مقابل طراحی سورنتو به ارزش‌های خود بازگشته و بیشتر به راحتی سرنشینان اهمیت داده است. ظاهر اسپرت کابین کیا بسیار فریبنده و گیرا است. تجربه رانندگی در مدل ۲۰۱۷ بهبود یافته و در تست اسلالوم نتیجه‌ی نسبتا رضایت بخشی را نشان داده است. راحتی و کیفیت تجهیزات و مواد به‌کار رفته همانند سانتافه بالا است. ایمنی بالا سورنتو و طیف گسترده‌ای از مدل‌های مختلف آن سبب شده حتی خانواده‌های کم‌ جمعیت نیز به خرید آن تمایل داشته باشند. با توجه به نزدیک بودن رقابت نمی توان یک برنده‌ی قطعی برای این رقابت در نظر گرفت اما با توجه به مقایسه انجام شده سانتافه با اختلاف کمی از رقیب خود پیشی گرفته است.

بررسی مشخصات فنی کیا سراتو و قیمت آن در بازار ایران

راحتی و امنیت در راس خواسته‌های خریداران سدان‌های کوچک است. خریداران این محصولات توجه چندانی به حجم و قدرت موتور ندارند و آنچه برایشان حائز اهمیت است شامل راحتی، صندلی‌های عقب جادار، نرمی رانندگی و از این دست مواردی می‌شود که آرامش درون اتاق خودرو را به همراه دارد. کیا سراتو رقبای سرسختی در بازار ایران دارد، از جمله هیوندای الانترا، مزدا ۳، میتسوبیشی لنسر و رنو فلوئنس. سوال اینجاست که آیا می‌تواند در بین این رقبا با قیمت نه چندان بالایش جایگاه خوبی بدست آورد؟

گویا آی تی – راحتی و امنیت در راس خواسته‌های خریداران سدان‌های کوچک است. خریداران این محصولات توجه چندانی به حجم و قدرت موتور ندارند و آنچه برایشان حائز اهمیت است شامل راحتی، صندلی‌های عقب جادار، نرمی رانندگی و از این دست مواردی می‌شود که آرامش درون اتاق خودرو را به همراه دارد. کیا سراتو رقبای سرسختی در بازار ایران دارد، از جمله هیوندای الانترا، مزدا ۳، میتسوبیشی لنسر و رنو فلوئنس در این بازار. سوال اینجاست که آیا می‌تواند در بین این رقبا جایگاه خوبی بدست آورد؟

طراحی ظاهری
جلو پنجره مستطیلی همیشگی کیا را در این مدل نیز می‌بینیم که در طرفین به چراغ‌های کشیده و منحنی آن وصل شده است. ورودی بزرگ هوا که در قسمت پایین جلو پنجره تعبیه شده، ظاهری اسپرت‌تر را به سراتو بخشیده است. ترکیب چراغ‌های جلو و ورودی‌های کوچک هوا در قسمت خارجی چراغ‌های مه شکن خیلی زیبا و چشم نواز است؛ ولی هر قدر که به سمت عقب خودرو می‌رویم ظاهر اسپورت جای خود را به سدانی ساده و خانوادگی می‌دهد. کیا با افزودن بال کوسه ای عقب سعی کرده ظاهر کنسل کننده بخش عقب خودرو را بهبود ببخشد.
در طراحی ظاهر خودرو اندازه کوچک چرخ‌ها چندان رضایتبخش نیست، تا جایی که شاید با یک خودرو چینی اشتباه گرفته شود. البته کیا سعی کرده با چند خط و فرورفتگی کاستی‌های این بخش را بپوشاند. شیب تند پنجره‌های جانبی و صندوق عقب، برجستگی روی گلگیرها و طراحی نمای روبروی خودور فوق العاده است و باعث شده تا بیش از پیش باور کنیم که اکسیر جوانی و طراوت در کالبد صاف و ساده آن دمیده شده است.

طراحی داخلی
فرمان سه ستونه‌ کیا سراتو خیلی شلوغ است، شاید حتی مدتی طول بکشد تا به آن عادت کنید. پلاستیک خشک بکار رفته در بعضی از قسمت‌های کابین کمی دلسرد کننده است؛ البته پلاستیک بکار رفته دارای کیفیت بالایی بوده و تریم چرمی به کار رفته در کابین سعی در جبران آن داشته است. محل قرار گرفتن دنده اتوماتیک به خوبی انتخاب شده و در عقب آن نیز دو جا لیوانی در کنار ترمز دستی قرار دارد.
مثل فرمان، داشبورد نیز شلوغ به نظر می‌رسد و به دقت زیادی احتیاج دارد. نمایشگر ۷ اینچی لمسی اطلاعات سیستم ناوبری و دوربین‌های عقب و جلو را نشان می‌دهد. صفحه نمایش به سمت راننده متمایل است که به هیچ عنوان حواس راننده را از مسیر پرت نمی‌کند.

تجربه رانندگی
مدل جدید کیا سراتو دارای یک موتور ۲ لیتری ۴ سیلندر تنفس طبیعی است که قدرتی معادل ۱۵۱ اسب بخار و حداکثر گشتاوری معادل ۱۹۲ نیوتن متر را در دور موتور ۴۰۰۰ دارد. این موتور در اسپورتیج که سنگین تر و بزرگ‌تر از سراتو است، به کار رفته و با رضایت خریداران همراه بوده است. شتاب سراتو قابل قبول است، هرچند گاهی در این مواقع صدایی بیش از حد نرمال از آن به گوش می‌رسد. ولی در کل خودرویی ساکت و موقر محسوب می‌شود که آرامش در آن حکم فرماست و شاید اصلا یادتان برود که خودرو روشن است.
عملکرد جعبه دنده ۶ سرعته اتوماتیک خوب بوده و به سرعت به دنده بعدی می‌رود، به همین دلیل در شتاب گیری‌های سریع اصلا راننده را ناراحت نمی‌کند. صدای باد و تایرها به خوبی کنترل شده و آزاد دهنده نیست.
این خودرو سه حالت رانندگی اکو، نرمال و اسپورت دارد، هرچند فرق چندانی بین این سه حالت وجود ندارد و نباید انتظار داشته باشید که در حالت اکو مثل پریوس بنزین مصرف کند یا در حالت اسپورت مانند فراری سریع باشد. حالت رانندگی نرمال بهترین حالت برای کیاسراتو است و در ۹۹ درصد مواقع انتخابی جز این به نظر اشتباه می‌رسد.
سیستم تعلیق سراتو به خوبی از پس تنظیم ناهمواری‌های جاده برآمده و احساس ناخوشایندی به سرنشینان منتقل نمی‌کند. البته در پیچ‌ها از کم فرمانی رنج می‌برد و از این لحاظ به خوبی رقیبانش نیست.

امکانات و تجهیزات
گنجایش صندوق عقب این خودرو ۴۸۲ لیتر است که ۲۴ لیتر بزرگ‌تر از الانترا است. رینگ‌های آلومینیومی ۱۶ اینچی، سیستم تهویه هوای دستی، دکمه استارت، ترمز اضطراری خودمختار (AEB)، راهنمای روی آینه‌های جانبی، کروم کاری‌های بیرونی و … باعث شده تا هرچه بیشتر از سواری با این خودرو لذت ببرید.
شاید سراتو بهترین محصول موجود در بازار کمپانی کیا نباشد اما می‌تواند یکی از بهترین‌ها در سگمنت خود باشد. همچنان قیمت مدل ۲۰۱۷ آن در حال کاهش است به طوریکه در آینده‌ای نزدیک شاید بتوانید با قیمتی حدود ۱۳۵ میلیون تومان یک سراتو بخرید.

نکات قوت
• ظاهری جذاب
• صندلی‌های راحت
• مصرف بنزین مناسب (حدود ۷٫۱ لیتر)
نکات منفی
• قیمت بالا
• بکار بردن حجم زیادی پلاستیک خشک
• کروز کنترل نه‌ چندان دقیق

چرا نباید خودروی برلیانس H230 را خرید؟

برلیانس H230 به عنوان خودرویی چینی که در یکی از قطب های خودروسازی ایران مونتاژ می‌شود، رونمایی گردید ولی اخیرا این برند قصد دارد تا مونتاژ همه‌ی برلیانس‌ها را به شرکتی ثالث در ایران واگذار کند.

گویا آی تی – اگر چه برلیانس H230 از جهاتی یک خودروی خوب و ارزان قیمت به حساب می‌آید، اما چندان بی عیب و نقص نیست. خودروی H230 در سال ۲۰۱۱ به عنوان یک سدان کوچک در گروه خودروسازی برلیانس تولید شده و در آوریل ۲۰۱۲ در نمایشگاه شانگهای به نمایش عمومی گذاشته شد. مدل هاچبک این خودرو در سال ۲۰۱۳ تولید شد و با استقبال نسبتا قابل قبولی روبرو شد.
از آنجا که خودروسازان ایرانی در رده‌ی خودروهای کمتر از ۴۰ میلیون، چند مدل قدیمی را برای انتخاب در اختیار خریداران قرار داده‌اند، لذا در بازار این خوردوها نگاه ویژه‌ای به برلیانس H230 می‌شد. اما این خودرو معایبی نیز دارد که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.

گیربکس اتوماتیک
اگر چه شرکت تولید کنند ادعا می‌کند گیربکس AMT این خودرو از محصولات شرکت GETRAG آلمان است، ولی مالکان از ناهماهنگی موتور و گیربگس در مدل اتوماتیک شکایت دارند. البته عدم عملکرد مناسب H230 با گیرکس اتومات دور از انتظار نیست، زیرا ۱۰۲ اسب ‌بخار قدرت گزینه‌ی مناسبی برای خودروهای دنده اتوماتیک نبوده و گیربکس دستی برای این خودرو عمکرد بهتری خواهد داشت.

شتاب
اگر چه شتاب مدل دستی برلیانس H230 تا حدی قابل قبول است اما شتاب مدل اتوماتیک این خودرو اصلا رضایت بخش نیست. هنگامی که پدال گاز را فشار می‌دهید، عملکرد خودرو سنگین بوده و کشش مناسبی ندارد، بطور کلی مدل دنده دستی برلیانس عملکرد بهتری را به نمایش می‌گذارد.

چرا نباید خودروی برلیانس H230 را خرید
دید کم
همانند سمند، راننده در برلیانس H230 نیز دید مکفی و مناسب نخواهد داشت. طراحی ستونهای این خودرو باعث کور شدن دید راننده می‌شود، همچنین برای داشتن دید کافی از عقب خودرو باید دوربین نصب شود. بنابراین هنگام رانندگی با این خودرو باید سر خود را زیاد تکان دهید که ممکن است باعث گردن درد نیز بشود.

اندازه لاستیک‌ها
طراحی ظاهری برلیانس H230 در بازار خودروهای ارزان قیمت، جدید و زیبا محسوب می‌شود، ولی نمای جانبی این خودرو به خوبی مابقی ظاهر خودرو نیست زیرا سایز لاستیک‌های در نظر گرفته شده نسبت به فرم کلی بدنه بسیار کوچکتر بوده و این مسئله در ظاهر خودرو تاثیر منفی گذاشته است.

کیفیت مواد بکار رفته در داخل خودرو
مواد بکار رفته در داخل این خودرو از پلاستیک بی کیفیت است، البته این مشکل را در اکثر خودروهای زیر ۱۰۰ میلیون تومان بازار می‌توان دید، بنابراین وجود این ضعف در برلیانس H230 قابل تحمل‌تر خواهد بود. در کل کیفیت اتاق تا اندازه‌ای پایین است که اصلا قابلیت رقابت با رقبا نیست.
برلیانس H230 با تمام مشکلاتی که دارد در بازار فعلی ایران یک محصول جدید و خوب محسوب می‌شود که در مقایسه با رقبا بهتر ظاهر شده است. البته این جای تاسف دارد که مالکان با پرداخت ۴۰ میلیون تومان باید سوار یک چنین خودرویی شوند.