گام تاریخی برای بومی‌سازی فناوری؛ قانون ملی توسعه هوش مصنوعی به دولت ابلاغ شد

با ابلاغ رسمی «قانون ملی توسعه هوش مصنوعی» از سوی رئیس قوه مقننه به رئیس‌جمهور، تلاش‌ها برای ضابطه‌مند کردن و شتاب‌بخشی به فناوری‌های نوین در کشور وارد فاز عملیاتی شد. این سند قانونی که مسیر جدیدی را برای حکمرانی دیجیتال ترسیم می‌کند، اکنون در انتظار تدوین آیین‌نامه‌های اجرایی و تخصیص منابع مالی است تا عیار واقعی خود را در عرصه عمل نشان دهد.

چارچوب ساختاری قانون جدید؛ ۱۲ ماده برای تحول دیجیتال

این قانون که پس از عبور از فیلتر بهارستان و تایید شورای نگهبان، در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ از سوی محمدباقر قالیباف جهت اجرا به قوه مجریه ابلاغ شد، از ۱۲ ماده و ۸ تبصره تشکیل شده است.

دو رکن اساسی این قانون که پیش‌ران حرکت‌های بعدی خواهند بود عبارت‌اند از:

  • تأسیس ساختار مستقل حکمرانی هوش مصنوعی: این نهاد سیاست‌گذار به شکل مستقیم زیر نظر ریاست‌جمهوری فعالیت خواهد کرد تا از موازی‌کاری‌های مرسوم جلوگیری شود.
  • راه‌اندازی صندوق ملی توسعه هوش مصنوعی: نهادی تخصصی که وظیفه تأمین مالی پروژه‌های کلان، زیرساختی و حمایتی را بر عهده خواهد داشت.

هوش مصنوعی

چالش اصلی؛ عبور از لایحه کاغذی به زیرساخت‌های پردازشی واقعی

صرفِ تصویب و ابلاغ یک قانون به معنای حل چالش‌های فناورانه نیست. دغدغه اصلی فعالان حوزه فناوری اطلاعات و اکوسیستم استارتاپی کشور این است که آیا این قانون می‌تواند جهشی واقعی در جذب سرمایه برای توسعه ابررایانه‌ها، ایجاد مدل‌های زبانی بومی (LLM) و ورود هوش مصنوعی به صنایع سنتی ایجاد کند یا خیر.

این موضوع زمانی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که بدانیم پایداری و کارایی پلتفرم‌های داخلی هوش مصنوعی در شرایط بحرانی، همواره مورد نقد کارشناسان بوده است. اجرای دقیق این قانون می‌تواند متر و معیار شفافی برای سنجش میزان خروجی در برابر بودجه‌های مصرف‌شده به دست دهد.

چشم‌انداز پیش‌رو؛ همه چیز به آیین‌نامه‌ها بستگی دارد

کارشناسان معتقدند ارزش واقعی این سند حقوقی در نحوه نگارش دستورالعمل‌های اجرایی آن مشخص خواهد شد. اکوسیستم فناوری کشور اکنون منتظر است تا ببیند نحوه تقسیم کار میان دستگاه‌های دولتی، مدل‌های مشارکت بخش خصوصی و توزیع منابع مالی چطور فرموله‌سازی می‌شود تا این قانون به موتور محرک اقتصاد دانش‌بنیان تبدیل گردد.

گام تاریخی برای بومی‌سازی فناوری؛ قانون ملی توسعه هوش مصنوعی به دولت ابلاغ شد

با ابلاغ رسمی «قانون ملی توسعه هوش مصنوعی» از سوی رئیس قوه مقننه به رئیس‌جمهور، تلاش‌ها برای ضابطه‌مند کردن و شتاب‌بخشی به فناوری‌های نوین در کشور وارد فاز عملیاتی شد. این سند قانونی که مسیر جدیدی را برای حکمرانی دیجیتال ترسیم می‌کند، اکنون در انتظار تدوین آیین‌نامه‌های اجرایی و تخصیص منابع مالی است تا عیار واقعی خود را در عرصه عمل نشان دهد.

چارچوب ساختاری قانون جدید؛ ۱۲ ماده برای تحول دیجیتال

این قانون که پس از عبور از فیلتر بهارستان و تایید شورای نگهبان، در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ از سوی محمدباقر قالیباف جهت اجرا به قوه مجریه ابلاغ شد، از ۱۲ ماده و ۸ تبصره تشکیل شده است.

دو رکن اساسی این قانون که پیش‌ران حرکت‌های بعدی خواهند بود عبارت‌اند از:

  • تأسیس ساختار مستقل حکمرانی هوش مصنوعی: این نهاد سیاست‌گذار به شکل مستقیم زیر نظر ریاست‌جمهوری فعالیت خواهد کرد تا از موازی‌کاری‌های مرسوم جلوگیری شود.
  • راه‌اندازی صندوق ملی توسعه هوش مصنوعی: نهادی تخصصی که وظیفه تأمین مالی پروژه‌های کلان، زیرساختی و حمایتی را بر عهده خواهد داشت.

هوش مصنوعی

چالش اصلی؛ عبور از لایحه کاغذی به زیرساخت‌های پردازشی واقعی

صرفِ تصویب و ابلاغ یک قانون به معنای حل چالش‌های فناورانه نیست. دغدغه اصلی فعالان حوزه فناوری اطلاعات و اکوسیستم استارتاپی کشور این است که آیا این قانون می‌تواند جهشی واقعی در جذب سرمایه برای توسعه ابررایانه‌ها، ایجاد مدل‌های زبانی بومی (LLM) و ورود هوش مصنوعی به صنایع سنتی ایجاد کند یا خیر.

این موضوع زمانی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که بدانیم پایداری و کارایی پلتفرم‌های داخلی هوش مصنوعی در شرایط بحرانی، همواره مورد نقد کارشناسان بوده است. اجرای دقیق این قانون می‌تواند متر و معیار شفافی برای سنجش میزان خروجی در برابر بودجه‌های مصرف‌شده به دست دهد.

چشم‌انداز پیش‌رو؛ همه چیز به آیین‌نامه‌ها بستگی دارد

کارشناسان معتقدند ارزش واقعی این سند حقوقی در نحوه نگارش دستورالعمل‌های اجرایی آن مشخص خواهد شد. اکوسیستم فناوری کشور اکنون منتظر است تا ببیند نحوه تقسیم کار میان دستگاه‌های دولتی، مدل‌های مشارکت بخش خصوصی و توزیع منابع مالی چطور فرموله‌سازی می‌شود تا این قانون به موتور محرک اقتصاد دانش‌بنیان تبدیل گردد.

گام تاریخی برای بومی‌سازی فناوری؛ قانون ملی توسعه هوش مصنوعی به دولت ابلاغ شد

با ابلاغ رسمی «قانون ملی توسعه هوش مصنوعی» از سوی رئیس قوه مقننه به رئیس‌جمهور، تلاش‌ها برای ضابطه‌مند کردن و شتاب‌بخشی به فناوری‌های نوین در کشور وارد فاز عملیاتی شد. این سند قانونی که مسیر جدیدی را برای حکمرانی دیجیتال ترسیم می‌کند، اکنون در انتظار تدوین آیین‌نامه‌های اجرایی و تخصیص منابع مالی است تا عیار واقعی خود را در عرصه عمل نشان دهد.

چارچوب ساختاری قانون جدید؛ ۱۲ ماده برای تحول دیجیتال

این قانون که پس از عبور از فیلتر بهارستان و تایید شورای نگهبان، در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ از سوی محمدباقر قالیباف جهت اجرا به قوه مجریه ابلاغ شد، از ۱۲ ماده و ۸ تبصره تشکیل شده است.

دو رکن اساسی این قانون که پیش‌ران حرکت‌های بعدی خواهند بود عبارت‌اند از:

  • تأسیس ساختار مستقل حکمرانی هوش مصنوعی: این نهاد سیاست‌گذار به شکل مستقیم زیر نظر ریاست‌جمهوری فعالیت خواهد کرد تا از موازی‌کاری‌های مرسوم جلوگیری شود.
  • راه‌اندازی صندوق ملی توسعه هوش مصنوعی: نهادی تخصصی که وظیفه تأمین مالی پروژه‌های کلان، زیرساختی و حمایتی را بر عهده خواهد داشت.

هوش مصنوعی

چالش اصلی؛ عبور از لایحه کاغذی به زیرساخت‌های پردازشی واقعی

صرفِ تصویب و ابلاغ یک قانون به معنای حل چالش‌های فناورانه نیست. دغدغه اصلی فعالان حوزه فناوری اطلاعات و اکوسیستم استارتاپی کشور این است که آیا این قانون می‌تواند جهشی واقعی در جذب سرمایه برای توسعه ابررایانه‌ها، ایجاد مدل‌های زبانی بومی (LLM) و ورود هوش مصنوعی به صنایع سنتی ایجاد کند یا خیر.

این موضوع زمانی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که بدانیم پایداری و کارایی پلتفرم‌های داخلی هوش مصنوعی در شرایط بحرانی، همواره مورد نقد کارشناسان بوده است. اجرای دقیق این قانون می‌تواند متر و معیار شفافی برای سنجش میزان خروجی در برابر بودجه‌های مصرف‌شده به دست دهد.

چشم‌انداز پیش‌رو؛ همه چیز به آیین‌نامه‌ها بستگی دارد

کارشناسان معتقدند ارزش واقعی این سند حقوقی در نحوه نگارش دستورالعمل‌های اجرایی آن مشخص خواهد شد. اکوسیستم فناوری کشور اکنون منتظر است تا ببیند نحوه تقسیم کار میان دستگاه‌های دولتی، مدل‌های مشارکت بخش خصوصی و توزیع منابع مالی چطور فرموله‌سازی می‌شود تا این قانون به موتور محرک اقتصاد دانش‌بنیان تبدیل گردد.

دولت ممنوعیت استفاده از پیام‌رسان‌های خارجی را لغو کرد!

ممنوعیت اطلاع‌رسانی رسمی دستگاه‌های دولتی در پیام‌رسان‌های غیربومی لغو شد؛ تصمیمی که می‌تواند پس از چند سال، حضور رسمی دولت در سکوهای بین‌المللی و محل حضور بخش بزرگی از کاربران را دوباره امکان‌پذیر کند.

در تازه‌ترین جلسه ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی به ریاست محمدرضا عارف، موضوع حضور دستگاه‌های دولتی در پیام‌رسان‌های غیربومی مورد بررسی قرار گرفت و اعضای ستاد با لغو ممنوعیت اطلاع‌رسانی رسمی در این سکوها موافقت کردند.

عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر معاون اول رئیس‌جمهور، در روایت دوازدهم خود از این جلسه اعلام کرد که این ممنوعیت سال‌ها قبل و در قالب یک بخشنامه ایجاد شده بود. بر اساس آن، دستگاه‌ها و نهادهای دولتی نمی‌توانستند اخبار و اطلاعیه‌های رسمی خود را در پیام‌رسان‌های غیربومی منتشر کنند.

پایان محدودیت اطلاع‌رسانی دولتی در پیام‌رسان‌های خارجی

به گفته پازوکی، اجرای این سیاست باعث شده بود میان محل حضور مردم و رسانه‌ها و محل فعالیت رسمی دستگاه‌های دولتی فاصله ایجاد شود. در شرایطی که کاربران اخبار را در سکوهای بین‌المللی دنبال می‌کردند، منابع رسمی دولت در همان فضا حضور نداشتند.

او معتقد است چنین شرایطی می‌توانست زمینه را برای گسترش شایعات و عملیات روانی فراهم کند. به همین دلیل، موضوع در جلسه ستاد مطرح شد و اعضا پس از بحث و بررسی، با اجماع کامل به لغو ممنوعیت استفاده دستگاه‌های دولتی از پیام‌رسان‌های غیربومی برای اطلاع‌رسانی رسمی رأی دادند.

عباس پازوکی

این تصمیم در عمل می‌تواند مسیر حضور دوباره حساب‌ها و کانال‌های رسمی دستگاه‌های دولتی در پیام‌رسان‌های بین‌المللی را هموار کند.

«ایران‌بوم» برای یکپارچه‌سازی خدمات دولت الکترونیکی

بخش دیگری از جلسه به بررسی طرح ملی و راهبردی زیست‌بوم دیجیتال «ایران‌بوم» اختصاص داشت؛ طرحی که با هدف توسعه دولت الکترونیکی و دیجیتالی‌شدن خدمات عمومی در دستور کار قرار گرفته است.

بر اساس توضیحات ارائه‌شده، هدف این طرح کاهش کاغذبازی، جلوگیری از اتلاف وقت شهروندان، کاهش فساد اداری و حتی کمک به کاهش ترافیک است. دولت در نظر دارد تا پایان دولت چهاردهم، بخش قابل‌توجهی از امور اداری، دانشگاهی، تجاری، بهداشتی، اقتصادی، ملکی و مالیاتی از طریق یک پلتفرم و با چند کلیک قابل انجام باشد.

در طراحی «ایران‌بوم» همچنین نمونه‌های موفق سایر کشورها بررسی شده است. استفاده از هوش مصنوعی نیز یکی از بخش‌های مورد توجه این طرح است تا فرایند ارائه خدمات دولتی کوتاه‌تر و سریع‌تر شود.

تأکید عارف بر حذف کاغذبازی

محمدرضا عارف در این جلسه از وزارت ارتباطات خواست مقررات و آیین‌نامه‌های متناقض شناسایی و اصلاح شوند تا اجرای برنامه‌های دولت الکترونیکی با موانع جدید اداری روبه‌رو نشود.

معاون اول رئیس‌جمهور همچنین با اشاره به وضعیت فناوری کشور، بر ضرورت جبران عقب‌ماندگی ایران در برخی حوزه‌ها تأکید کرد و گفت:

«ما در دهه ۸۰ پیشرو و مدعی فناوری در منطقه بودیم، اما قبول کنیم که الان آن جایگاه را در برخی حوزه‌ها نداریم! باید این عقب‌ماندگی را با سرعت جبران کنیم؛ زمان هم نداریم و باید با سرعت به سمت جلو حرکت کنیم.»

عارف در بخش دیگری از سخنان خود، ادامه کاغذبازی در فرایندهای دیجیتال را غیرقابل‌قبول دانست و تأکید کرد که اجرای واقعی دولت الکترونیکی باید به حذف اسناد و فرایندهای کاغذی منجر شود.

هشدار درباره امنیت سایبری و حفاظت از داده‌ها

امنیت سایبری نیز یکی دیگر از موضوعات مطرح‌شده در این جلسه بود. پازوکی با اشاره به سخنان عارف اعلام کرد که معاون اول رئیس‌جمهور معتقد است دشمن در جبهه سایبری «شمشیر را از رو بسته» و به همین دلیل حفاظت از داده‌ها باید در اولویت قرار گیرد.

عارف همچنین بر جایگاه مصوبات ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی تأکید کرد و گفت مصوبات این ستاد پس از تأیید و امضای رئیس‌جمهور ابلاغ می‌شوند. از نگاه او، پس از دستیابی اعضا به اجماع، دستگاه‌های دولتی نباید در برابر تصمیمات مصوب مقاومت کنند یا با رویکردهای اداری و سازمانی مانع اجرای آنها شوند.

مجموع تصمیمات این جلسه نشان می‌دهد دولت چهاردهم قصد دارد بخشی از سیاست‌های فضای مجازی و دولت الکترونیکی را به سمت ارتباط مستقیم‌تر با کاربران و دیجیتالی‌شدن خدمات عمومی سوق دهد؛ رویکردی که در صورت اجرای کامل، می‌تواند نحوه دریافت خدمات و ارتباط شهروندان با دستگاه‌های دولتی را تغییر دهد.

۳۲۰ گیگابایت اینترنت رایگان برای تکریم روز خبرنگار!

هیئت دولت

مانند سال‌های گذشته با رسیدن به روز خبرنگار، شاهد اهدای هدیه‌های اینترنتی قابل توجهی از طرف دولت و اپراتورهای تلفن همراه، به خبرنگاران رسمی کشور هستیم.

حسن روحانی، رئیس جمهور کشور در روز پنجشنبه در آیین بهره‌برداری از طرح‌های وزارت نفت، ضمن تبریک 17 مرداد و روز خبرنگار، به وزیر ارتباطات دستور داد تا همچون سال قبل، بسته اینترنت یک ساله رایگان به خبرنگاران اهدا شود. این بسته هدیه یکساله با حجم 120 گیگابایت اینترنت برای خبرنگاران در نظر گرفته شده است.

تفاوت هدیه امسال دولت نسبت به سال گذشته آن بود که در سال 98 خبرنگاران می‌توانستند اپراتور مورد نظر برای دریافت بسته اینترنت را انتخاب کنند، اما امسال این بسته اینترنت تنها از طرف رایتل اهدا می‌شود و خبرنگارانی که خط رایتل ندارند، می‌توانند با ورود به سایت این اپراتور، طی 2 تا 3 روز یک سیمکارت رایگان دریافت کنند.

سید جمال هادیان رئیس روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت ارتباطات دلیل اجبار خبرنگاران به دریافت بسته اینترنت یک ساله رایگان بر روی سیمکارت رایتل را حذف بسته‌های اینترنت یکساله توسط همراه اول و ایرانسل بیان کرد.  طبق گفته او هیچ بسته اینترنت یکساله‌ای از طرف اپراتورهای همراه اول و ایرانسل در دسترس نیست و تنها رایتل این نوع خدمات را ارائه می‌دهد.

اما امروز همراه اول نیز اعلام کرد که یک بسته اینترنت یکساله با حجم 200 گیگابایت اینترنت به خبرنگاران اهدا می‌کند. این بسته هدیه طی 72 ساعت آینده برای تمامی اصحاب رسانه و خبرنگارانی که سال گذشته بسته اینترنت هدیه همراه اول را دریافت کرده‌ بودند، فعال می‌شود.

320 گیگابایت اینترنت یک ساله برای تکریم  روز خبرنگار، پس مردم چی؟

طبق اطلاعات اعلام شده در مجموع نزدیک 310 گیگابایت اینترنت رایگان یک ساله برای 16 هزار خبرنگار عموما دولتی در نظر گرفته شده است. این درحالی است که تمامی خبرگزاری‌های دولتی و غیر دولتی دارای اینترنت رایگان با سرعت بالا بوده و خبرنگاران در محیط کار نیازی به اینترنت ندارند.

از طرفی دست و دل بازی دولت برای تکریم روز خبرنگار در نوع خود جالب است، درحالی که اهدای چنین هدایای رایگانی برای تکریم دیگر مشاغل و گروه‌ها در نظر گرفته نمی‌شود، شاهد آن هستیم که سالانه هدایای اینترنتی خوبی به خبرنگاران تعلق می‌گیرد.

همچنین اهدای این هدایا درست در زمانی اتفاق می‌افتد که بیش از یک ماه از گران شدن و حذف بسته‌های اینترنت محبوب مشترکان همراه اول و ایرانسل می‌گذرد و تاکنون برخورد خاصی به جز تهدیدها و اخطارهای بی‌اثر وزارت ارتباطات و رگولاتوری در برخورد با این قانون شکنی ندیده‌ایم.

نوشته 320 گیگابایت اینترنت رایگان برای تکریم روز خبرنگار! اولین بار در اخبار فناوری و موبایل پدیدار شد.

نفت و رشد اقتصادی

گویا آی تی در این مقاله به قلم سید امیرحسین حسینی کارشناس مسائل اقتصادی و سیاسی به بررسی بازار نفت و انرژی و اثرات مستقیم و غیر مستقیم آن بر رشد اقتصادی در اقتصاد ایران می پردازد.

بازار انرژی با اختلاف فاحش نسبت به بازار اسلحه بزرگترین بازار دنیاست. انرژی خون رگ های توسعه ی اقتصاد جهان است  و همیشه تقاضا برای آن رو به فزونی است هرچند ممکن است الگوی تولید و مصرف آن تغییر کند. انرژی و غذا کالای استراتژیک طبقه بندی می شوند تا حدی که بعضاً کشورها در مورد این دو کالا اصل مزیت نسبی را نادیده می گیرند و سعی در ایجاد حاشیه ی امن برای جلوگیری از ریسک کمبود آنها دارند. بسیاری از جنگها و رقابت های دنیا هم برای تضمین دسترسی قدرت های بزرگ به انرژی به وقوع پیوسته است.

با توجه به مقدمه ی کوتاه فوق، انتظار می رود که کشورهای بیشتر برخوردار از منابع خدادادی انرژی (منابع هیدروکربوری) که تولیدی بیش از مصرف خود دارند، اقتصاد های پویا تری داشته باشند چرا که برخورداری از این ثروت خدادادی می تواند تسهیل گر و شتاب دهنده ی رشد اقتصادی کشورها باشد ضمن آنکه قدرت های بزرگ ناچار به حفظ امنیت این کشور ها برای امنیت عرضه ی انرژی هستند. پس بدون هیچ گونه تلاشی هم منابع سرشاری از پناه صادرات نفت و گاز به دست می آورند که می تواند نیاز به سرمایه گذاری این کشور ها را تامین کند و هم به دلیل الزام قدرتها به برقراری امنیت در منطقه ی آنها، ریسک سیاسی سرمایه گذاری خارجی آنها کاهش پیدا می کند (سایر ریسک ها نظیر ریسک های سیاسی داخلی پابرجا هستند که بعضاً با توزیع ثروت حاصل از فروش نفت برخی از نا رضایتی ها کنترل می شود!). اما در عمل، وقتی کشور ها را بر اساس تولید ناخالص داخلی آنها لیست می کنیم کشور های نفت خیز صادر کننده ی انرژی در رده های بالا دیده نمی شوند! و از آن بدتر اینکه این کشور ها (به جز نروژ) از لحاظ اکثر شاخص های توسعه یافتگی در شرایط نامساعدی قرار دارند. در ادامه به چرایی این موضوع خواهم پرداخت.

دولت ها برای جلب رضایت عمومی به منظور کسب رای مردم در انتخابات ها و تداوم بخشی به حضور خود و حزب متبوعشان در راس قدرت، اگر فشار کارشناسان و موسسات تحقیقاتی و مطالعاتی مستقل، جریان ها و احزاب سیاسی رقیب نباشد، به سیاست های انبساطی، ولخرجی بودجه ای و ریخت و پاش تمایل ذاتی دارند. سطل دولت هم که سوراخ است! (در علم اقتصاد خرد اثبات می شود که هرگونه دخالت دولت اعم از وضع مالیات و پرداخت یارانه، جمع کلی رفاه ملی را پایین می آورد، ضمناً به دلیل عدم انگیزه های انسانی در بخش دولتی، منابع به صورت ناکارمدتر نسبت به بخش خصوصی مصرف می شوند و در نهایت بهره وری ملی کاهش می یابد به همین دلیل می گوییم سطل دولت سوراخ است! یعنی خروجی دولت از ورودی آن همیشه در مقایسه با بخش خصوصی کمتر است.) به عنوان مثال حتی در ایالات متحده امریکا هم که کشوری کاملاً توسعه یافته و دمکراتیک است، اگر فشار کنگره ، نهاد های غیر دولتی و کارشناسان مستقل نبود، دولت فدرال هزینه های بهداشت و درمان دولتی، بسته های حمایت از اقشار ضعیف، هزینه های آموزش دولتی و در نهایت کسری بودجه و استقراض را با انگیزه های سیاسی افزایش می داد. روشن است که دولت های کشور های نفت خیز با تکیه بر درآمدهای صادرات نفت، برای ایجاد رفاه عمومی و کسب مشروعیت اقدام به تزریق منابع حاصل از فروش ثروت ملی خود به اقتصاد جامعه می کنند که باعث بزرگی حجم دولت و سهم آن در اقتصاد، افت بهره وری و وابستگی شدید به این درآمد ها می شود که باعث عدم ثبات رشد اقتصادی این کشور ها شده است. در کشور ما در دهه ی ۴۰ شمسی که قیمت های نفت بسیار نازل بود، در پناه تاسیس بانک های توسعه ای زیر بنای صنعتی کشور بنا شد و کشور از لحاظ رشد اقتصادی و تورم وضعیت بسیار مناسبی داشت (بین سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۱ به طور میانگین سالانه بیش از ۱۱ درصد رشد اقتصادی و ۵/۲ درصد تورم داشته ایم). در اوایل دهه ی ۵۰ شمسی با افزایش ناگهانی قیمت نفت، درآمد های ارزی و واردات کشور به شدت افزایش پیدا کرد، توزیع ثروت بدتر شد و اقلیتی در قالب قشر نوظهور ثروتمند (که عمدتاً به مراکز قدرت سیاسی کشور نزدیک بودند و با رانت خواری به ثروت های نجومی رسیده بودند) شکل گرفتند که همین موضوع از عوامل سقوط رژیم شاهنشاهی تلقی می شود چرا که موجب بروز اختلاف طبقاتی شدید، فضای دو قطبی در جامعه و افزایش تورم شده بود و از سال ۱۳۵۲ تا به امروز این تورم دو رقمی استمرار داشته است. رشد اقتصادی کشور هم از آن سال (۱۳۵۲) به بعد کاهش شدیدی پیدا کرد. در نیمه ی دوم دهه ی ۸۰ شمسی هم اتفاق مشابهی رخ داد و افزایش شدید قیمت نفت نه تنها رشد اقتصادی را افزایش نداد، بلکه تورم و واردات را افزایش داد و سبب ورشکستگی کسب و کارهای کوچک بخش خصوصی حقیقی و جایگزین شدن واردات با تولید داخلی شد و عملاً اقتصاد کشور دچار بیماری تب هلندی شد. در اوایل دهه ی ۹۰ شمسی به واسطه ی تحریم ها درآمد صادرات نفت کشور با کاهش بسیار شدیدی رو به رو شد در حالی که دولت به نسبت اوایل دهه ی ۸۰ شمسی بسیار بزرگتر شده بود و هزینه های جاری به مراتب بیشتری داشت! نتیجه مشخص است: کسری شدید بودجه دولت و استقراض دولت از بانک مرکزی (چاپ پول) و تورم افسار گسیخته و در نهایت کاهش شدیدتر رشد اقتصاد کشور و بروز بدترین مرض اقتصادی که رکود تورمی است. به تاریخ اقتصاد کشور عزیزمان که می نگریم، در می یابیم که در زمان های تنگنای درامدهای نفتی، دولت سیاست های بهتری اتخاذ کرده که از الزام کمبود منابع نشات می گرفته است. به عنوان مثال در زمان دولت ملی دکتر مصدق، دولت با انتشار اوراق قرضه کسری بودجه خود ناشی از تحریم خرید نفت ایران را کنترل کرد، در دولت اصلاحات با جذب سرمایه گذاری خارجی و در دولت تدبیر و امید با واقعی تر کردن قیمت ها (مخصوصاً حامل های انرژی) ، کاهش یارانه ها و سیاست خارجی فعال تر به جنگ کاهش درآمد ها در پی افت قیمت نفت رفته ایم که همگی این سیاست ها بسیار درست و اثر بخش بوده اند.

این گفته ها به معنی عدم سرمایه گذاری در تولید نفت و گاز نیست، اتفاقاً تولید بیشتر و به تبع آن صادرات بیشتر نفت و گاز باعث ایجاد امنیت برای کشور صادر کننده، وابستگی کشور مصرف کننده به کشور صادر کننده و در نهایت افزایش قدرت چانه زنی کشور صادر کننده را به دنبال دارد. استخراج نفت و گاز یک الزام منطقی است (تعداد بسیار زیادی از مخازن زیر زمینی نفت و گاز بین دو یا چند کشور مشاع است که عدم بهره برداری از آن به معنای از دست دادن ثروت به نفع کشور همجوار و یا همسایه ی شریک در مخازن مشترک نفت و گاز است).

مساله اصلی نحوه ی هزینه ی این درآمد های حاصل از صادرات نفت و گاز است. با توجه به موارد مطروحه، هزینه ی درآمد های نفتی در قالب بودجه جاری دولت بسیار اشتباه و مهلک است چراکه نفت و گاز ذاتاً ثروت هستند (یعنی به صورت دائم قابل جایگزینی نیستند) و درآمد فروش آنها باید تبدیل به سرمایه ی ثابت (ثروت جدید) با امکان ایجاد ارزش افزوده ی بالا شود. بهترین الگو در این زمینه کشور نروژ است که مطلقاً از درآمد های نفتی خود در بودجه کشور استفاده نمی کند و منابع نفت خام خود را توسط شرکت های بزرگ سرمایه گذاری بین المللی، از طریق ایجاد رقابت بین آنها مدیریت می کند (نروژ سالانه شرکت سبد گردان با ضعیف ترین عملکرد را با شرکت دیگری جایگزین می کند). البته عربستان سعودی، کویت، قطر و امارات متحده ی عربی هم مسیر مشابهی را در پیش گرفته اند و اتفاقاً موفق هم بوده اند. توصیه می شود که دولت از تهدید کاهش قیمت جهانی نفت، فرصت های کوچک و چالاک سازی خود، تنوع بخشی به ابزار های استقراضی، کاهش یارانه ها، واگذاری تصدی گری به بخش خصوصی واقعی و بهره ورتر کردن کلی اقتصاد را به بهترین نحو ایجاد کند و با افزایش قیمت جهانی نفت، منابع حاصله را به ثروت با ارزش افزوده ی بالاتر تبدیل کند.