۳ روش برای قرار دادن عکس در ایمیل

قراردادن عکس در ایمیل های بازاریابی کار حساسی است که دقت و توجه زیادی را می طلبد. ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به سه روش اشاره می کنیم که به کمک آنها می توانید برای مواجهه با مشکلات احتمالی در این زمینه آماده تر باشید.

 

امروزه تصاویر و عکس ها جایگاه خود را به عنوان جذاب ترین و رساناترین رسانه ای که در دسترس بازاریاب ها قرار دارد تثبیت کرده اند. یک تصویر خوب می تواند احساسات و اطلاعات مورد نظر را به مخاطب هدف منتقل کند و سبب ساز همان تعاملاتی شود که در نهایت به خرید منجر می شوند.

در هر رسته ای از بازاریابی که مشغول به کار باشید، لازم و ضروری است که استفاده از تصاویر را در برنامه های خود مد نظر قرار بدهید، و البته ایمیل مارکتینگ هم از این قاعده مستثنی نیست. تنها چیزی که ایمیل را در این بخش نسبت به سایر کانال های بازاریابی متمایز می کند این است که استفاده از تصویر در ایمیل، پیچیدگی ها و مسائل خاص خودش را دارد.

به عنوان نمونه، اگر از ساز و کار مناسبی برای گنجاندن تصاویر در ایمیل های خود استفاده نکنید، هیچ بعید نیست و حتی به احتمال قریب به یقین بر میزان تحویل (deliverability)، تعامل و شهرت فرستنده خود اثرات منفی، و چه بسا جبران ناپذیری را بر جای خواهید گذاشت. ضمناً نحوه نمایش تصاویری که در ایمیل های خود قرار می دهید در هر برنامه و محیط مدیریت ایمیل با دیگری متفاوت است.

برای اینکه بتوانید از پس این مسائل و مشکلات برآیید، باید روش های ممکن برای قرار دادن تصویر در ایمیل ها، و منافع و معایب هر یک از آنها را یاد بگیرید.

امروزه، عموماً سه روش مختلف برای قرار دادن تصویر در ایمیل ها در دسترس طراحان و فرستندگان ایمیل وجود دارد: تگ های CID، قراردادن تصویر به صورت inline و لینک دادن به تصویر مورد نظر. البته توجه داشته باشید که پیش از استفاده از این روشها، باید رفتار مخاطبان فعال خود نسبت به ایمیل های کنونی تان را به زیر ذره بین ببرید.

هر چه از اهمیت تحلیل رفتار مخاطب، قبل از استفاده از تصاویر سخن بگوییم و مطلب بنویسیم، کم گفته ایم و نوشته ایم. شما باید بدانید که تصاویر شما در چه نرم افزارها و برنامه های مدیریت ایمیلی به نمایش در خواهند آمد، اندازه مناسب برای نمایش بهینه آن تصاویر در آن محیط ها و رابط های کاربری چقدر است، متن ALT یا جایگزین در هر یک از آنها چگونه به نمایش در می آید و در چه شرایطی تصاویر مورد نظر نشان داده شده یا نشان داده نمی شوند.

پس از آنکه تجزیه و تحلیل های لازم را انجام دادید، می توانید به سراغ بررسی اولین روش برای قراردادن تصویر در ایمیل های خود بروید: استفاده از تگ CID.

 

CID

مدت های مدیدی است که برای ارسال فایل های رسانه ای از طریق ایمیل از CID (Contetn-ID) استفاده می شود. اگرچه این روش قدیمی است، اما هنوز هم به درد می خورد.

استفاده از CID در محیط ایمیل نسبتاً آسان است: تصویر مورد نظر خود را در ایمیل ضمیمه کنید و با استفاده از تگ های HTML در ایمیل خود به آن رفرنس بدهید. از این طریق، تصویر شما در ایمیل به نمایش در می آید.

با وجود اینکه استفاده از CID ساده به نظر می رسد، اما در عمل می تواند نسبتاً پیچیده باشد و نتایج مختلفی را نیز به بار بیاورد. به عنوان مثال، تصاویری که با استفاده از CID در ایمیل قرار داده می شوند در محیط دسکتاپ به خوبی به نمایش در می آیند، اما معمولاً در محیط موبایل آنچنان که باید و شاید رضایت بخش به نظر نمی رسند.

علاوه بر این، اضافه کردن تصویر با استفاده از این روش باعث افزایش حجم ایمیل شما خواهد شد، که این نیز به نوبه خود روی قابلیت تحویل (deliverability) ایمیل های شما تاثیر خواهد گذاشت.

 

قراردادن تصویر به صورت Inline

استفاده از روش Inline یا Inline Embedding در مقایسه با CID بسیار ساده تر است. اما این مورد هم معایبی دارد. به عنوان مثال، حتی به اندازه CID هم انعطاف پذیر نیست و مشکل افزایش حجم ایمیل را نیز همچنان با خود به همراه می آورد.

Inline embedding مستلزم این است که یک الگوریتم base64 –یکی از انواع رمزگذاری- از تصویر مورد نظر خود داشته باشید. اما فقط داشتن همین الگوریتم کافی است تا از طریق یک تگ استاندارد HTML بتوانید تصویر مورد نظر را در ایمیل بگنجانید و تمام. دیگر نیازی به توجه به ریزه کاری های MIME و کدنویسی نیست.

با این حال، روش inline در محیط وب میل عملکرد خوبی ندارد و در مایکروسافت اوتلوک هم که به طور کلی از عملکرد آن جلوگیری می شود. به احتمال قریب به یقین، تصاویری که در ایمیل خود قرار می دهید بخش مهمی از ایمیل شما هستند و این به آن معنی است که اگر به دنبال تحویل موفقیت آمیز آنها به مشتری هستید، باید به نقیصه های روش inline توجه کنید.

 

لینک دادن به تصویر

و بالاخره نوبت به لینک دادن به تصویر مورد نظر می رسد. البته طبیعتاً منظور ما قراردادن لینک تصویر در ایمیل نیست تا مخاطب روی آن کلیک کند و تصویر در یک صفحه دیگر باز شود. بلکه منظور این است که تصویر خود را در یک وبسایت دیگر بارگذاری کنید و لینک آن را در ایمیل خود بگنجانید تا در همانجا به نمایش در بیاید. روش لینک دادن به تصویر بر خلاف روش های CID و inline بسیار ساده و آسان است و روی حجم ایمیل تاثیری ندارد. البته، تعداد مخاطبان شما پیچیدگی هایی را ایجاد می کند.

اگر تصویر مورد نظر خود را برای افراد نه چندان زیادی ارسال می کنید (مثلاً چند صد نفر)، یک سرویس میزبانی معمولی مانند گوگل درایو، باکس یا دراپ باکس برای نمایش آن تصویر کفایت می کند. اما اگر ده ها هزار نفر مخاطب دارید، باید به دنبال یک CDN یا یک شبکه تحویل محتوای مناسب باشید.

کاری که CDN انجام می دهد این است که میزبانی تصویر شما را به وسیله شبکه ای از دیتا سنترها انجام می دهد. تصویر میزبانی شده توسط CDN هم از طریق یک تگ HTML در ایمیل فراخوانی می شود. به همین راحتی.

استفاده از این روش ساده است؛ تصاویر لینک شده حجم ایمیل را افزایش نمی دهند و انجام تنظیمات ساده روی تصویر به کمک اِعمال تغییرات ساده روی تگ های HTML آسان است.

با این وجود، استفاده از تصاویر لینک شده هم معایب خاص خودش را دارد. به عنوان نمونه، نمایش تصویر در این روش مستلزم بارگذاری آن از یک سِرور خارجی است که می تواند روی سرعت بارگذاری و نمایش آن تاثیر بگذارد و باعث تأخیر شود.

به علاوه، همان مسدودسازی و عدم نمایشی که گریبانگیر روش های CID و inline است در اینجا هم می تواند مشکل آفرین شود. بنابراین، علیرغم اینکه در اولین نگاه استفاده از تصاویر لینک شده گزینه مناسبی به نظر می رسد، اما نسبت به دو روش دیگر مزیت ملموسی را از خود نشان نمی دهد.

فارغ از اینکه از کدام روش برای قراردادن تصویر در ایمیل های بازاریابی خود استفاده می کنید، لازم و ضروری است که نسبت به افرادی که ایمیل شما را باز می کنند و دستگاهی که از آن برای مشاهده ایمیل شما استفاده می کند درک کاملی داشته باشید. تیم طراحی شما باید تصاویر مورد نظر را به نحوی آماده و در ایمیل درج کند که در همه محیط های کاربری موبایل، دسکتاپ و مرورگرهای مختلف و همچنین در سرویس های مختلف ایمیل به درستی و به بهترین شکل ممکن به نمایش در بیایند.

در عین حال، هر چه بیشتر تلاش کنید تا متمایز به نظر برسید و رابطه بهتر و قوی تری با مخاطبان خود ایجاد کنید، در کوتاه مدت و بلندمدت منافع بیشتری را عاید کسب و کار متبوع تان خواهید کرد.

 

بخش بندی، هدفگیری و اتوماسیون: آیا برای همه مشتریان بالقوه خود از یک داستان یکسان استفاده می کنید؟

اگر پاسخ شما به سوالی که در عنوان این مطلب مطرح شد مثبت است، وقت آن رسیده که در برنامه های بازاریابی و فروش تان تجدیدنظر کنید. ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی توضیح خواهیم داد که چرا استفاده از روش های اتوماسیون و هدفگیری مناسب می تواند به شما کمک کند تا داستان هایی را برای مشتریان تان روایت کنید که برای آنها اهمیت قائل هستند.

 

به احتمال قریب به یقین، شما هم در مهمانی های مختلفی به صرف ناهار یا شام شرکت کرده اید. تصور کنید که میزبان شما فقط یک نوع غذا تدارک دیده باشد. چه می شود؟ طبیعتاً کسی انتظاری غیر از این هم ندارد. به هر حال قرار نیست که در مهمانی ها برای هر کسی غذای مطبوع و مورد علاقه اش سرو شود. معمولاً در این شرایط، غذایی که تهیه می شود غذایی است که عموم مردم با آن مشکلی ندارند و به ندرت شاهد غذاهای خاص هستیم.

اما در دنیای واقعی، اینطور بازاریابی نمی کنیم. ما نمی توانیم و نباید یک داستان مشابه را برای همه مشتریان روایت کنیم. اساساً در نظر نگرفتن نیازها و خواسته های خاص مشتری، به خصوص در دنیای دیجیتال، با هیچ منطقی همخوانی ندارد. با این وجود، هنوز هم بسیاری از بازاریاب ها از ایمیل های انبوه استفاده می کنند؛ از همان ایمیل هایی که همه را یکسان در نظر می گیرند.

تصور کنید که اگر می توانستید برای هر یک از مهمانان خود غذای مورد علاقه اش را تهیه کنید چقدر آنها را خوشحال می کردید. این هدفگیری است. هنگامی که مهمانان تان را بر اساس غذاهای مورد علاقه شان به گروه های مختلفی تقسیم می کنید، این می شود بخش بندی.

اتوماسیون بازاریابی به بازاریاب ها این امکان را می دهد تا مشتریان بالقوه خود را با دقتی در حد خورش بادمجان هدفگیری و بخش بندی کنند. از این طریق می توانید فعالیت ها و اعمالی که در کانال های شخصی و پولی تان انجام می شود را زیر نظر بگیرید تا افراد مناسبی را با پیام مناسب هدف قرار بدهید.

جمع آوری این اطلاعات باعث افزایش کارآمدی بازاریابی شما خواهد شد. در این حالت، وقت و منابع خود را برای افرادی که (با توجه به شواهد موجود و اعمالی که انجام می دهند) هرگز از شما خرید نخواهند کرد هدر نخواهید داد. هدفگیری مناسب و متناسب، میزان بازگشت سرمایه از بازاریابی را به میزان چشمگیری افزایش می دهد.

بر اساس نتایج یک مطالعه، ۷۶ درصد از بازاریاب ها در بخش بندی و هدفگیری خود از هیچ یک از انواع اطلاعات رفتاری استفاده نمی کنند. این وضعیت می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، اما احتمالاً یکی از دلایلش محدودیت سیستم های اتوماسیون بازاریابی آنها است. متاسفانه، همه سیستم ها امکان ثبت و استفاده از داده های رفتاری را ندارند.

 

مشتری را مثل کف دست تان بشناسید

به منظور کسب اطلاعات جامع درباره مخاطب، لازم و ضروری است که اطلاعات مورد نیاز را از منابع داخلی و خارجی جمع آوری کنید.

گردآوری اطلاعات درونی با همان اطلاعاتی آغاز می شود که مشتری بالقوه در هنگام پر کردن فرم هایی که شما در اختیارش قرار می دهید (مثلاً فرم ثبت نام در فهرست ایمیل مارکتینگ) ارائه می کند. در این سطح، اطلاعاتی مانند عنوان شغل و شرکت متبوع وی را جمع آوری می کنید. در ادامه، با زیر نظر گرفتن کاربر، فعالیت های رفتاری مانند میزان باز کردن و کلیک در ایمیل ها، پیشنهاداتی که به آنها واکنش نشان داده است، محتواهایی که دانلود کرده و حتی رویدادهای غیراینترنتی که در آنها شرکت کرده نیز به این ملغمه اضافه می شود.

اطلاعات خارجی را از منابع مختلفی می توان گردآوری کرد، اما مهم ترین منبع شما مجموعه فعالیت هایی است که مشتری بالقوه در اینترنت انجام می دهد و به کمک آنها می توانید با علایق، سلایق و رفتار کلی وی آشنایی پیدا کنید. به مجموعه این فعالیت ها و حالات، زبان بدن دیجیتال می گوییم.

پس از گردآوری اطلاعات مورد نیاز، به جایی می رسید که می توانید جادو کنید. با در دست داشتن این اطلاعات، می توانید مشتریان بالقوه خود را با توجه به ریزترین جزئیات گروه بندی کنید و آن افراد را به آسانی با داستان ها یا پیام های مرتبط و متناسب هدف قرار بدهید.

بسیاری از برنامه های اتوماسیون بازاریابی نمی توانند از بخش بندی بر اساس فعالیت های آنلاین مشتری فراتر بروند. چنانچه بتوانید اطلاعات آنلاینی که از مشتری در اختیار دارید را با اطلاعات غیراینترنتی یا آفلاین در هم بیامیزید، در هدفگیری خود موفق تر عمل خواهید کرد.

 

گوش کنید، درک کنید و سپس حرف بزنید

هر چه درباره مشتری بالقوه خود اطلاعات بیشتری داشته باشید، بهتر می توانید بازاریابی کنید. البته که این واضح است، اما در عین حال نباید سمج یا فضول به نظر برسید.

طیف واکنش های منفی مختلفی که از سوی مشتریان بالقوه نسبت به جمع آوری اطلاعات مرتبط با بازاریابی مشاهده می کنیم، از آزردگی به خاطر عدم توجه به حریم خصوصی آغاز می شود و به این احساس چندش آور که انگار یک نفر همه حرکات شما را زیر نظر دارد می رسد. در هر صورت، این سوالی نیست که درگیر شدن ذهن مشتری با آن به نفع شما باشد: «چطور از همچین چیزی سر در آوردن؟!»

اما اگر هدفگیری را به عنوان یک روش بهتر برای مخاطب قرار دادن مشتری و روایت داستانهایی در نظر بگیرید که موضوع آنها مواردی است که مشتری نسبت به آنها علاقمند است چه می شود؟ در این حالت، همه چیز بر مبنای گوش دادن، درک و سپس صحبت کردن خواهد بود. این هم بازاریابی است، اما بازاریابی یک به یک به کمک فناوری.

اگر می خواهید که برنامه های بازاریابی خود را حول این ایده طراحی کنید، باید با تهیه یک پروفایل دقیق از مشتری بالقوه شروع کنید. در این راستا، باید اطلاعات مرتبط با رفتارها، سلایق، فعالیت ها و احساسات مخاطب خود را از منابع مختلف آنلاین و آفلاین جمع آوری کنید.

داشتن این اطلاعات، فقط شروع کار به حساب می آید. شما باید بتوانید بر مبنای اطلاعاتی که در اختیار دارید عمل کنید.

توجه داشته باشید که پروفایل مشتری مجموعه ثابت و تغییرناپذیری از اطلاعات مختلف نیست. همینطور که مشتری بالقوه با برند شما تعامل می کند، اطلاعات بیشتری را درباره علایق خود در اختیارتان قرار می دهد. از آنجایی که از این طریق می توانید از تازه ترین و به روزترین اطلاعات رفتاری برای اجرای کمپین های خود بهره برداری کنید، ارتباط عمیق تر و بهتری را برقرار خواهید کرد.

 

بر اساس هر مولفه ای بخش بندی کنید و هدف قرار بدهید

هنگامی که نوبت به بخش بندی می رسد، گزینه های بی پایانی در اختیار شما قرار می گیرد. به عنوان نمونه، می توانید از برخی از اطلاعات عام تر، مانند حوزه فعالیت طرف مقابل یا جنسیت استفاده کنید.

اما اگر اطلاعات خاصی داشته باشید که بخواهید بخش بندی خود را بر مبنای آنها انجام بدهید (مثلاً شماره کفش، رنگ مو، یا خرید یک محصول خاص) چطور؟ تنها چیزی که می تواند خلاقیت شما را در بخش بندی محدود کند، اطلاعاتی است که دارید. البته اگر سیستم اتوماسیون شما هم از مولفه های سفارشی پشتیبانی نکند، دامنه انتخاب شما محدودتر خواهد شد.

چنانچه امکان ثبت اطلاعات سفارشی و خاص را نیز برای خود مهیا کنید، می توانید گروه بندی های دقیق تری انجام بدهید. از این طریق، می توانید با پیام های مناسب، مخاطبان متناسب تری را در مسیر خریدشان هدف قرار بدهید و موفقیت بیشتری را کسب کنید.

بخش بندی و هدفگیری، دو مورد از مولفه های حیاتی همه برنامه های اتوماسیون بازاریابی هستند، اما اجرا و پیاده سازی آنها را می توان به روشهای متنوعی انجام داد. اگر به دنبال آن هستید که از این ابزارها در جهت بهبود بازاریابی خود استفاده کنید و داستان های متناسبی را برای مشتریان بالقوه خود روایت کنید، انعطاف پذیری لازم برای بخش بندی بر اساس مولفه های هر چه بیشتری را فراهم کنید.

 

 

ارزیابی و حسابرسی برنامه ایمیل مارکتینگ شما در چند دقیقه

برنامه ایمیل مارکتینگ شما چقدر موثر است؟ ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ برای کمک به شما در جهت درک بخش های تاثیرگذار و قسمت هایی که نیاز به تغییر دارند، یک فرآیند ارزیابی پنج نکته ای را بیان خواهیم کرد که فقط به چند دقیقه وقت نیاز دارد.

 

به پایان سال نزدیک می شویم و واقعاً امیدواریم که سال بازاریابی خوبی را پشت سر گذاشته باشید. البته سال جاری هم پیش رو است و همین الآن بهترین وقت برای تأمل درباره کارهایی است که در ۱۲ ماه آینده باید انجام بدهید.

معمولاً به بازاریاب ها توصیه می شود که زودتر آستین ها را بالا بزنند و به جای موکول کردن کار به فردا، سریع تر برای سال بازاریابی پیش روی خود برنامه ریزی کنند – البته نه فقط برای کمپین های بازاریابی، بلکه برای برنامه ریزی برای همه کارهایی که به منظور پیشبرد برنامه های خود باید انجام بدهید نیز باید دست به کار شوید.

اما اگر تیم شما فقط یک نفر عضو داشته باشد و آن هم خودتان باشید چه؟ یا اگر آنقدر سرتان شلوغ باشد که یک روز کامل و یا حتی یک نصفه روز هم نمی توانید برای برنامه ریزی و تدوین استراتژی های خود وقت بگذارید چه باید کرد؟

نگران نباشید، ما هوای شما را داریم. برنامه ارزیابی و حسابرسی پنج نکته ای ما به شما کمک خواهد کرد تا میزان اثربخشی و چالش های برنامه بازاریابی ایمیلی خود را ارزیابی، و سپس برای اجرای یک روند مناسب برنامه ریزی کنید.

چنانچه جلسات تدوین استراتژی برگزار می کنید، از تک تک اعضای تیم تان بخواهید که پیش از جلسه این ارزیابی را انجام بدهند. سپس این ارزیابی ها را در طول جلسه با هم مقایسه کنید تا ببینید که میزان هماهنگی تیم شما چقدر است.

ارزیابی ۵ نکته ای ایمیل مارکتینگ ما، جذب مشترک، فرآیندها و ترویج داخلی موفقیت ها را هدف قرار می دهد.

هر آیتمی که در این فهرست مشاهده می کنید، یکی از مولفه های مهم ایمیل مارکتینگ است که معمولاً باید جرح و تعدیل شده یا تقویت شود:

 

  1. آیا از مشتریان و کاربران، ایمیل اصلی شان را می خواهید؟

ما از آن جهت درباره ایمیل اصلی صحبت می کنیم که همانند نام شما، یک شناسه منحصر به فرد است. ایمیل اصلی کاربر، پیوندی است به همه انواع اطلاعات مهم و به دردبخوری که درباره آن فرد وجود دارد. به علاوه، این آدرسی است که مشتریان شما بیشتر به آن سر می زنند. در ضمن، احتمال بازشدن و عمل به فراخوان به عمل ایمیل هایی که به آدرس ایمیل اصلی کاربر ارسال می شوند به مراتب بیشتر است.

دست به کار شوید: بررسی کنید و ببینید که برنامه جذب مشترک شما تا چه میزان روی دریافت آدرس ایمیل اصلی کاربران تمرکز دارد. پیام ها و متن هایی که به عنوان مشوق ثبت کرده اید را بررسی کنید. آیا مزایای عضویت را فهرست کرده اید؟ آیا به مردم دلیلی می دهید تا ارزش برنامه شما را باور کنند؟ آیا انتظارات واقع بینانه ای را درباره ایمیل های خود ایجاد می کنید؟

اگر می خواهید که مردم، آدرس ایمیل اصلی شان را در اختیار شما بگذارند، باید انتظارات واقع بینانه ای را در رابطه با برنامه ایمیل مارکتینگ خود در آنها ایجاد کنید.

 

  1. ایمیل های فاکتور و رسید خرید شما چقدر برای برنامه ایمیل مارکتینگ شما درآمدزا هستند؟

ما قبلاً در بخش آموزش فروش در مورد روش های بهره برداری از ایمیل های رسید خرید در راستای افزایش فروش مطلبی را منتشر کرده ایم. چند نمونه از ایمیل هایی که به عنوان فاکتور، تایید خرید یا رسید آن ارسال کرده اید را بررسی کنید. چطور به نظر می رسند؟ آیا واضح، دقیق و برند شده هستند؟ چقدر از فضای آنها برای پیام های تبلیغاتی و ترویجی استفاده شده است؟

دست به کار شوید: فهرستی از تغییراتی که باید در ایمیل های خرید خود اعمال کنید تهیه کنید. شما ۱۲ ماه پیش رو دارید. همین حالا بهترین زمان است تا این را به عنوان یک پروژه در نظر بگیرید و با همه تیم ها و افرادی که در این مورد نقشی دارند همکاری کنید.

 

  1. فرآیند لازم برای تهیه و ارسال ایمیل های شما به چه ترتیبی است؟

یک ورقه سفید کاغذ بردارید و فرآیند تهیه و ارسال کمپین های ایمیل مارکتینگ خود را بنویسید: همه خوبی ها، بدی ها و زشتی ها. لزومی ندارد که آن را به کسی نشان بدهید، اما خودتان باید بدانید که کار به چه نحوی به پیش می رود و چه نقاط قوّت و کاستی هایی دارد.

برخی از مواردی که باید به آنها توجه داشته باشید عبارتند از:

  • ابهام در استراتژی و فرآیند؛
  • فقدان حالت مکالمه گونه و خشکی بیش از حد؛
  • عدم استفاده از ابزارهای موثر؛
  • تاخیر و فقدان زمان بندی.

 

دست به کار شوید: به دنبال بخش هایی از فرآیند باشید که همیشه به مشکل بر می خورند و روش هایی برای بهبود یا جایگزینی آنها پیدا کنید.

  1. چگونه موفقیت های ایمیل مارکتینگ خود را به اطلاع دیگران می رسانید؟

شهرت و روابط عمومی فقط به رابطه هایی که در خارج از دیوارهای شرکت شکل می گیرند ارتباط پیدا نمی کنند. شما باید با استفاده از همین تاکتیک ها خودتان را مطرح و اعتبار و جایگاه خود را تثبیت کنید، مخصوصاً اگر کل کار بر عهده خودتان است.

شاید خودستایی به نظر برسد، اما همه کاری که باید انجام بدهید این است که یک کاغذ به همراه آمار موفقیت تان را در فضای کاری خود در معرض دید قرار بدهید. مثلاً «نرخ تبدیل ما فلانقدر است» یا «این ماه، فلانقدر مشتری جذب کردیم!» یا «درآمد کسب شده به ازای هر ایمیل برای آخرین کمپین ایمیل مارکتینگ ما فلان تومان بوده است.»

دست به کار شوید: بررسی کنید که موفقیت های خود را چگونه به دیگران نشان می دهید. مراحلی که برای اعلان دستاوردهای عمده خود طی می کنید را فهرست کنید. کدامیک از این موارد می تواند به شما کمک کند تا خودتان را نشان بدهید: وبینار داخلی، جلسات نهار، مقالاتی در خبرنامه شرکت یا ارسال اطلاعیه در شبکه داخلی شرکت؟

از همه مهم تر اینکه اخبار موفقیت شما چگونه به لایه های بالایی شرکت می رسد؟ به رئیسِ رئیسِ رئیسِ تان؟

 

  1. در سال آینده به دنبال کسب چه دستاوردهایی هستید؟

شما باید فهرستی از دو یا سه چیز که به شما کمک خواهند کرد تا در طول ۱۲ ماه آینده به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنید داشته باشید. دقت کنید که نه ۱۰ تا و نه ۲۰ تا؛ فقط دو یا سه. حتی اگر تصور می کنید که برای اینکه گام های بلندی بردارید کار زیادی در پیش دارید، باز هم باید توجه داشته باشید که کار روزانه و معمول شما هم اهمیت دارد. روی تغییرات کوچکتر، اما معنادارتر و عملی تر تمرکز کنید.

دست به کار شوید: هنگامی که به این بخش از ارزیابی ایمیل مارکتینگ خودتان می رسید، باید فهرستی از ایده هایی که در سال آینده می توانید روی آنها کار کنید در اختیار داشته باشید. فهرست خود را به دو یا سه موردی که منطقاً می توانید به آنها دست پیدا کنید، اما در عین حال تغییرات بیشتری را در ادامه سبب خواهند شد محدود کنید.

به عنوان کسی که کار بازاریابی انجام می دهد، همه توانایی های خود را روی این مورد متمرکز کنید: هدف شما چیست؟ برنامه شما برای تحقق این هدف چیست و چه تاکتیک هایی به عملی کردن این برنامه ها کمک خواهند کرد؟

 

و باز هم دست به کار شوید: همه چیز را مستند کنید

تمام کارهایی که در سال آینده برای سنجش، ارزیابی و بهبود برنامه ایمیل مارکتینگ خود انجام می دهید را ثبت و ضبط کنید. تمام فرآیند را ثبت کنید. همه روش های تازه ای که برای ترویج موفقیت هایتان در شرکت استفاده می کنید را فهرست کنید و نتایج آنها را ثبت کنید.

به خاطر شکست یا کسب نتایج نامطلوب دلسرد نشوید. به تلاش خود ادامه بدهید. سال آینده، تقریباً در همین مواقع، فهرست خود را بردارید و از آن به عنوان یک راهنما برای سال بعد استفاده کنید.


این مطلب در اصل به قلم آقای رایان فِلان نوشته شده که با مقداری جرح و تعدیل برای بخش آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی ترجمه شده است. آقای فلان یکی از کارشناسان مجرب در زمینه بازاریابی اینترنتی است که یک سابقه ۱۵ ساله را یدک می کشد. نام این کارشناس مطرح در سال ۲۰۱۳ میلادی در فهرست ۳۰ برنامه ریز برتر در زمینه بازاریابی اینترنتی قرار گرفت.

۴ رویکرد و طرز فکر زهرآگین در فروشندگی

حتی با وجود یک نیاز واقعی، بهترین راهکار و توانمندی خارق العاده فروشنده در فروش، باز هم بسیاری از معاملات به سرانجام نمی رسند. تغییر رویکرد و نگرش تان این مشکل را حل خواهد کرد.

 

همه اش تقصیر من بود. اصلاً معمولاً همینطور است. ما آن معامله شیرین را از دست دادیم و در ابتدای امر، دلیلش را نمی دانستیم.

این معامله چرب همان چیزی بود که می توانست شرکت ما را از رقبا جلو بیندازد. ما نباید این همه تخم مرغ را در یک سبد می گذاشتیم، اما گذاشتیم و درس خوبی هم گرفتیم. حتی با وجود اینکه با هر یک از کارکنان شرکت مشتری که صحبت می کردیم، همگی متفق القول بودند که ما می توانیم به آنها کمک کنیم، اما فروش به جایی نرسید و این با هیچ منطقی جور در نمی آمد.

پس از ساعت ها اندوه و غصه، دور هم نشستیم و کل فرآیند فروش را به زیر ذره بین بردیم. این معامله هم به مانند بسیاری از معاملات دیگر، برای خودش الگو داشت. الگوهایی که مرتباً در فروش پیچیده B2B ظاهر می شوند و اگر هوشیار باشید، می توانید شرایط را با موفقیت به نفع خود تغییر بدهید.

هنگامی که برای رشد یک شرکت و مخصوصاً افزایش فروش تلاش می کنید، بیشتر متغیرهای تاثیرگذار در خارج از حیطه کنترل شما قرار می گیرند. شما نمی توانید اعمال دیگران، تصمیمات آنها و رقبا را کنترل کنید، و علی الخصوص نمی دانید که این بار کدام تدبیر و سیاسی کاری می تواند شما را به موفقیت برساند.

در شرایطی که بسیاری از موارد را نمی توانید کنترل کنید، لازم و ضروری است که روی همان موارد معدودی که کنترل آنها در اختیار شماست کنترل تمام و کمالی داشته باشید. در این صورت، می توانید بیشترین تاثیر را از فعالیت های خود بر جا بگذارید و این، امکان نمایش پتانسیل و شایستگی هایتان را فراهم می آورد.

آگاهی از الگوهای فکری رایج به شما این قدرت را می دهد تا کنترل بیشتری روی شرایط جاری داشته باشید. به هر حال، باید توجه داشته باشید که آنچه که می توانید آن را کنترل کنید، رویکرد، طرز فکر و اعمالی است که ناشی از فرآیندهای فکری شما است.

ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش، به برخی از مهم ترین طرز فکرها و نگرشهایی اشاره می کنیم که قاتل معاملات و فروش محسوب می شوند:

 

  1. خیالاتی بودن

فقط به این دلیل که چیزی را عرضه کرده اید، دلیل نمی شود که همه به دنبال شما راه بیفتند. چه بسا بهترین و خارق العاده ترین محصول دنیا را ارائه کرده باشید و بخواهید که این را به همه بگویید، اما گفتن هیچ دردی را دوا نمی کند. شما باید به مردم نشان بدهید. چطور نشان می دهید؟ با ایجاد و ارائه سناریوها و داستان های تاثیرگذار. درباره ویژگی ها، مزایا یا ارزش صحبت نکنید، مگر اینکه همه چیز را در یک موقعیت واقعی نشان بدهید که مردم می توانند با آن ارتباط برقرار کنند. به محض اینکه مخاطب شما بتواند با موقعیتی که برایش واقعی به نظر می رسد ارتباط برقرار کند، ارزش محصولات یا خدمات شما برای او آشکار خواهد شد.

 

  1. ترس از تلفن

البته که باید با شرکا و مشتریان آینده تان به همان نحوی ارتباط برقرار کنید و تماس بگیرید که دوست دارند. درعین حال، این هرگز نباید بهانه ای برای برنداشتن گوشی تلفن باشد. از تماس تلفنی با هیچ کس واهمه نداشته باشید. درک لحن شما از طریق ایمیل یا پیام های متنی دشوار و حتی غیرممکن است. هر جا که احساس کردید که لازم است، با مشتری تماس بگیرید. هر وقت که خواستید در مورد چیزی با مشتری گفتگو کنید، تماس بگیرید. هنگامی که انسان ها با یکدیگر حرف می زنند، همیشه همه چیز واضح تر به نظر می رسد.

اخیراً روی فروشی کار می کردم که اگرچه در ابتدا به خوبی پیش رفته بود، اما بعد از اینکه سه ایمیل فرستادم و همه آنها بی پاسخ ماند، چنان به نظر می رسید که دیگر امیدی به آن نباشد. اما بعد از آن، تلفن را برداشتم، با طرف مقابل تماس گرفتم و توانستم یک وقت برای تماس تلفنی با تصمیم گیرنده اصلی بگیرم. شماره تعداد دفعاتی که یک فروش راکد مانده و هیچ پیشرفتی نداشته، اما با استفاده از تلفن به سرانجام رسیده از دستم در رفته است.

 

  1. فرآیند فروش انعطاف ناپذیر

انعطاف پذیری و توانایی سازگاری، همیشه همکاری با شما را آسانتر می کند و این چیزی است که همه مشتریان به دنبال آن هستند. با وجود اینکه داشتن یک فرآیند برای فروش اهمیت دارد، اما دنبال کردن آن فرآیند به قیمت نارضایتی مشتری همیشه اشتباه است. مشتری می خواهد بداند، احساس کند و اعتماد داشته باشد که کار کردن با شما آسان خواهد بود.

برای اینکه کار با شما آسان باشد، امضا کردن قرارداد را با استفاده از زبان استاندارد حوزه ای که در آن فعالیت می کنید آسان کنید، فرآیندها را با توضیح مرحله به مرحله آنها آسان کنید، انتخاب گزینه های مختلف را با مقایسه کامل هر یک به همراه توضیح مزایا و هزینه ها آسان کنید و به طور کلی، همه چیز را تا جایی که امکان دارد ساده و آسان کنید.

هر چه همکاری با خودتان را سخت تر کنید، انتخاب همکاری با رقیبان تان را برای مشتری آسانتر می کنید. دنبال کردن فرآیند فروشی که بیش از حد خشک و غیرقابل انعطاف است، باعث می شود که بد قلق به نظر برسید. با مردم کنار بیایید تا اعتماد بیشتری را به سمت خود جلب کنید، چرا که اعتماد پایه و اساس همه رابطه های خارق العاده ای است که بین فروشنده و خریدار شکل می گیرند.

 

  1. مشتری شما همیشه مشتری اصلی و واقعی نیست

بررسی دوباره و سه باره اینکه در نهایت چه کسی چک را امضا خواهد کرد هیچ ضرری ندارد. در بسیاری از موارد شاهد آن هستیم که کارشناسان فروش و کارآفرینان آنقدر ذهن خود را با فکرکردن به اینکه یک مقام بزرگ (حتی معاون شرکت) عاشق محصول یا سرویس آنها شده است درگیر می کنند که تصور درستی از شخصی که در عمل می تواند چراغ سبز نهایی را نشان بدهد ندارند.

هر زمان که روی معاملات شرکتی (B2B) کار می کنید، اطمینان پیدا کنید که درک درست و کاملی از فرآیند تصمیم گیری داخلی شرکت مورد نظر دارید. شما باید دقیقاً بدانید که در هر مرحله به چه تاییدیه هایی نیاز است و چه کسی می تواند آنها را صادر کند. شاید طرف مقابل شما عاشق چیزی شده باشد که ارائه می کنید، اما چه بسا خریدار نهایی و واقعی شما او نباشد. شما نباید کسی که تصمیم اصلی را می گیرد را از قلم بیندازید. حتی می توانید از مخاطب خود بخواهید که اطلاعات تصمیم گیرنده اصلی را هم در اختیار شما قرار بدهد. اگر طرف مقابل شما به این نتیجه برسد که شما واقعاً به دنبال کمک کردن به شرکت متبوع وی هستید، هر چیزی را به هر طریقی که بخواهید به شما تقدیم خواهد کرد. اجازه ندهید که یک تصمیم گیرنده فرعی، توجه شما را از مهره اصلی برباید.

گاهی می توان اشتباهات را تصحیح کرد. علیرغم اینکه معامله ما در همان بار اول به جایی نرسید، اما اگر روی نیازهای مشتری تمرکز کنید، همیشه امکان تغییر وجود دارد. توانایی شما برای کمک به مشتری نیز از آنجایی برای وی آشکار خواهد شد که آنقدر برایش اهمیت قائل هستید که جلو می آیید، تلاش می کنید تا با او آشنا شوید و با نیازهای وی تطبیق پیدا می کنید. مشتری شما این ها را می فهمد.

هنگامی که می بینید که خودتان یا همکاران شما در دام هر یک از الگوهایی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به آنها اشاره شد می افتند، هر کاری که از دست تان بر می آید انجام بدهید تا فضای فکری موجود تغییر پیدا کند.

همینطور که جلو می روید، تغییرات لازم را اعمال کنید و نظاره گر رشد کسب و کار خود باشید.


این متن در اصل به قلم آقای ماریو مک کراکِن نوشته شده که با اندکی جرح و تعدیل برای مجله گویا آی تی ترجمه شده است. آقای مک کراکن مدیر فروش، بازاریابی و بخش موفقیت مشتری یکی از شرکت های فعال در زمینه بازاریابی محصولات بهداشتی و درمانی است.

نکاتی برای افزایش اثربخشی ایمیل مارکتینگ B2B یا شرکتی

ایمیل مارکتینگ ابزار بسیار قدرتمندی است که به راحتی در دسترس کسب و کارهای مختلف قرار دارد. البته میزان اثربخشی این مدل بازاریابی به توانایی شما برای ارائه محتوای مناسب، در زمان مناسب و به افراد مناسب و متناسب بستگی دارد. امروزه، همه مشتریان شرکتی (B2B) و شخصی (B2C) انتظار دارند که پیام هایی را دریافت کنند که به موقع و به جا هستند و با نیازها و خواسته های آنها هماهنگی و انطباق دارند. اما تحقق این امر، لزوماً آسان نیست.

علاوه بر انتظارات بالایی که روی دقت و تناسب بازاریابی با نیازها و خواسته های مشتری وجود دارد، بین کمپین های کسب و کار به کسب و کار یا بنگاه به بنگاه (B2B = Business to Business) و کمپین هایی که با شخص مشتری سر و کار دارند (B2C = Business to Customer) تفاوت هایی وجود دارد که اگر به آنها توجه نکنید، پتانسیل جذب مشتری و فروش را به مخاطره خواهید انداخت. با توجه به این امر، چگونه می توانید میزان اثربخشی فعالیت های ایمیل مارکتینگ B2B خود را دوچندان کنید؟

تفاوت بین B2B و B2C

تفاوت های زیادی بین کمپین های ایمیل مارکتینگ B2B و B2C وجود دارد، بنابراین لازم و ضروری است که این دو را به عنوان محیط های کاری و بازاریابی کاملاً متفاوتی در نظر بگیرید. بدون توجه به این تفاوت ها، جلب علاقه خواننده، کلیک و عمل به فراخوان به عمل از سوی مخاطب تقریباً غیرممکن خواهد بود.

چنانچه مخاطبی که برایش ایمیل می فرستید یک شرکت دیگر است، باید درک کامل و دقیقی از مخاطب هدف خود داشته باشید و بدانید که با چه مشکلات و عذاب هایی روبرو است. سپس پیام حساب شده و متناسبی را طراحی کنید که دغدغه ها و نگرانی ها را به صورت مرحله به مرحله حل می کند. ضمناً به نکات زیر نیز توجه کنید:

  • شما برای افرادی ایمیل می فرستید که معمولاً سرشان شلوغ است. مخاطب شما احتمالاً هر روز ده ها و صدها ایمیل دریافت می کند و زمان زیادی برای خواندن همه آنها ندارد. اگر می خواهید متمایز به نظر برسید و پیام تان خوانده شود، باید مرتبط و متناسب با نیازها، دغدغه ها و خواسته های طرف مقابل مطلب بنویسید.
  • شاید کنترل بودجه شرکت در اختیار کسی که هدف قرار داده اید نباشد. اگر به دنبال آن هستید که مخاطب شما نسبت به عمل مورد نظر (یعنی خرید) اقدام کند، توجه داشته باشید که طرف شما احتمالاً به کسب اجازه از سوی مدیریت نیاز دارد، یا اینکه مدیرانی که اختیار تصمیم گیری درباره بودجه را دارند را هدف قرار بدهید.
  • شما به مشوق های دقیق و مُتقَنی نیاز دارید که مشکلات را هدف قرار می دهند. به عبارت دیگر، اصلاً چرا مردم باید ایمیل شما را باز کنند؟ آیا اطلاعاتی که در ایمیل خود گنجانده اید باعث پیشرفت آنها در کارهای روزانه شان خواهد شد؟ اگر ارزش پیام خود را به وضوح نشان ندهید، به احتمال قریب به یقین اصلاً خوانده نخواهد شد. در واقع، بر خلاف فروش به مشتریان معمولی، در مورد فروش به کسب و کارها نمی توانید فقط به علاقه طبیعی مردم تکیه کنید.

 

اهمیت محتوای مناسب و متناسب را درک کنید

خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید. طبیعتاً مخاطبان شما متخصصان و کارشناسان پرمشغله ای هستند که به دنبال پیام های مختصر و مفیدی هستند که می تواند سودی را عاید آنها و کسب و کارشان کند. آنها وقت و انگیزه ای برای خواندن مطالب غیرمرتبط ندارند.

شما باید چنان محتوای خود را با نیازها و خواسته های مخاطبین هدف متناسب کنید که مانند یک لباس خوش فرم بر تن شان بنشیند. با متناسب سازی محتوا می توانید با افراد مناسب تری ارتباط برقرار کنید و مناسب ترین پیام ها را در اختیار آنها قرار بدهید. چندین روش برای نِیل به این هدف وجود دارد:

  • طیفی از مشکلات را حل کنید؛ فهرست ایمیل مارکتینگ خود را به گروه های مختلفی بخش بندی کنید.
  • در عنوان ایمیل یک راهکار ارائه کنید. بحث ها و استدلال های متناقضی بر سر اینکه چه چیزی را باید در عنوان قرار داد و از استفاده از چه مواردی باید خودداری کرد وجود دارد. اما در هر صورت، هنگامی که در مورد B2B صحبت می کنیم، هر چه عنوان شما واضح تر و دقیق تر باشد (بدون اینکه فیلترهای ضد اسپم را حساس کنید) بهتر خواهد بود. عنوان ایمیل شما تنها بخشی است که خواندن آن تضمین شده است، بنابراین اطمینان پیدا کنید که قوی، جذاب و سودمند است.
  • به خاطر داشته باشید که برای یک شرکت دیگر می نویسید و این را در لحن پیام خود منعکس کنید.
  • مراقب باشید که پیام تان بیش از حد طولانی نباشد. تصور کنید که اگر پیامی مانند پیام خودتان را دریافت می کردید، آیا آن را باز می کردید یا می خواندید؟

 

با عمل و عکس العمل های مشتری آشنایی پیدا کنید

به منظور تعیین تاثیرگذارترین محتوا برای ایجاد رابطه مورد نظر، لازم و ضروری است که چرخه و فرآیند خرید مشتری B2B خود را درک کنید. ایمیل مارکتینگ یک روش مقیاس پذیر و قابل سنجش برای ارتباطات بازاریابی است و اگر به جای اینکه آن را به عنوان یک راهکار منفرد و مجزا در نظر بگیرید، به آن به عنوان یک فاکتور کمک کننده برای تولید و جذب مشتری راغب نگاه کنید، می توانید از حداکثر مزایای آن بهره مند شوید.

اگر استراتژی ایمیل مارکتینگ خود را با چرخه فروش هماهنگ کنید، بهتر می توانید برای محتوا برنامه ریزی کنید و مخاطب خود را با یک پیام مناسب در یک زمان مناسب در فرآیند فروش هدف قرار خواهید داد. اگر طیفی از مشکلات را هدف قرار می دهید، فهرست خود را بخش بندی کنید تا محتوای متناسبی را برای هر گروه ارسال کنید و بهترین و بیشترین واکنش را دریافت کنید.

با بهبود و تقویت غریبه نباشید

ایمیل های تاثیرگذار بازاریابی، ایمیل هایی هستند که تا حد امکان بهینه شده اند. مراحل مختلفی برای کسب اطمینان از موثر بودن هر چه بیشتر ایمیل مارکتینگ شما وجود دارد:

نظارت و پیگیری: اولین کاری که قبل از آغاز کمپین ایمیل مارکتینگ خود باید انجام بدهید این است که ساز و کار نظارت و پیگیری کمپین خود را مشخص کنید. شما باید شاخص های مهمی مانند نرخ تحویل، نرخ بازشدن و نرخ کلیک (اعدادی که باید آنها را بهبود ببخشید) را زیر نظر بگیرید. بسیاری از ارائه دهندگان خدمات ایمیل مارکتینگ ابزارهای مختلفی را برای سنجش و تحلیل عملکرد کاربران در اختیار بازاریاب قرار می دهند.

طراحی: سپس اطمینان پیدا کنید که طراحی ایمیل شما مطلوب و خوب است. فارغ از اینکه چقدر بودجه در اختیار دارید، همیشه باید به ظاهر ایمیل های خود توجه داشته باشید. ایمیل های شما باید واضح و خوانا بوده و با سبک و سیاق برندتان هماهنگ باشند (چیزی شبیه به صفحه فرود وبسایت شما). علاوه بر این، طراحی آنها را باید به نحوی انجام بدهید که اطلاعات اساسی و فراخوان به عمل به سهولت و سرعت در دسترس قرار داشته باشند. ضمناً در دنیایی که اغلب مردم، ایمیل های خود را از طریق موبایل و تبلت چک می کنند، ایمیل شما باید واکنشگرا باشد و در همه صفحات نمایش و دستگاه های مختلف به بهترین شکل ممکن به نمایش در بیاید.

مرور و بررسی مجدد: به منظور کسب اطمینان از اینکه کاری که انجام می دهید اثرات مثبتی را از خود بر جا می گذارد، باید مرتباً آمار و نتایج تحلیلی را بررسی و فهرست ایمیل مارکتینگ خود را به طور منظم به روز کنید. فارغ از اینکه متن و محتوای ایمیل شما چقدر تاثیرگذار یا هدفمند است، اگر فهرست تان به روز نباشد نتایج مثبتی را شاهد نخواهید بود. برگشت خوردن ایمیل ها و میزان لغو اشتراک بالا به این معنی است که فهرست شما به اندازه ای که باید و شاید به روز نیست. سایر مواردی که باید زیر نظر بگیرید و آنها را تست کنید عبارتند از زمان و ساعت ارسال ایمیل ها و سبک و سیاق متنی که از آن استفاده می کنید.

تست کنید: پس از آنکه ایمیل مورد نظر را آماده کردید، حتماً پیش از ارسال، آن را تست کنید. این مرحله هم همانند بازخوانی ایمیل ضروری است و به شما کمک می کند تا مطمئن شوید که هیچ اشتباه و ایرادی در ایمیل شما وجود ندارد، حرفه ای به نظر می رسد و به دست افراد متناسبی خواهد رسید. برخی از مهم ترین مواردی که باید تست و چک کنید عبارتند از:

  • سازگاری با برنامه های مختلف مدیریت ایمیل، مِن جمله، جیمیل، اپل میل و اَوتلوک. برای هر یک از این برنامه ها و سرویس ها یک حساب کاربری درست کنید و ایمیل تان را برای آدرس هایی که ایجاد کرده اید بفرستید تا مطمئن شوید که ایرادی در نمایش آنها وجود ندارد. ضمناً نحوه نمایش تصاویر را نیز بررسی کنید.
  • اطمینان پیدا کنید که لینک های شما کار می کنند و مقصد آنها درست است؛ لینک لغو اشتراک را نیز از قلم نیندازید.
  • مطمئن شوید که ایمیل شما حاوی کلماتی نیست که آن را به ایمیل های اسپم شبیه می کند، در غیر اینصورت هیچ بعید نیست که ایمیل های شما روانه پوشه اسپم شوند.

برای شروع می توانید از پیام هایی که قبلاً فرستاده اید به عنوان نمونه استفاده کنید. از آنها درس بگیرید و با توجه به آمار و نتایج تحلیلی آن ایمیل ها کمپین جاری را تقویت کنید.

 

پس از ارسال

ایمیل خود را ارسال کردید؟ کار شما اینجا تمام نمی شود. اگر ایمیل مناسب و تاثیرگذاری دارید، باید صفحات فرود مناسب و تاثیرگذاری داشته باشید که با آن ایمیل هماهنگ باشند. زاویه دیدتان را گسترش بدهید و ایمیل های خود را به عنوان بخشی از استراتژی کلی بازاریابی تان در نظر بگیرید.

اگر طراحی، محتوا و هدفگیری شما موثر واقع شده و باعث می شود که مخاطب شما در ایمیل شما کلیک کند، آن کلیک او را به کجا هدایت خواهد کرد؟ ایمیل های موثر باید مخاطب را به سمت صفحات فرود حساب شده ای هدایت کنند که برای تبلیغ و ترویح یک فراخوان به عمل به شکل یک «گام بعدی» مرتبط طراحی شده اند و مخاطب را به یک فرد علاقمند یا مشتری بالفعل تبدیل می کنند.

به منظور تحقق این هدف به نکات زیر توجه کنید:

  • اطمینان پیدا کنید که صفحات فرود شما واضح بوده و حاوی متن خوانا و اطلاعات مرتبطی هستند (از آنجایی که پیام متناسب برای هر مخاطب متفاوت است، بهتر است که برای گروه های مختلف فهرست ایمیل مارکتینگ خود از صفحات فرود مختلفی استفاده کنید.)
  • فراخوان به عمل خود را در معرض دید و در دسترس قرار بدهید. گاهی شاهد آن هستیم که بازاریاب چنان فراخوان به عمل ایمیل خود را پیچیده می کند و آن را در جایی قرار می دهد که انگار این وظیفه مخاطب است که ذره بین بردارد و ایمیل را زیر و رو کند. اگر قدم بعدی را به وضوح مشخص نکنید و امکان برداشتن آن را تسهیل نکنید، مخاطب شما هم به خودش زحمت نخواهد داد که شما را به هدف تان برساند.
  • طراحی صفحه فرود و ایمیل خود را به نحوی انجام بدهید که هر دو آینه تمام نمای یکدیگر باشند. از این طریق، فراخوان به عمل شما واضح تر و مرتبط تر و پیام شما منسجم تر به نظر خواهد رسید.

 

روش های زیادی برای تقویت و بهینه سازی کمپین های ایمیل مارکتینگ وجود دارد، اما استراتژی و روش هایی که شما باید از آنها بهره برداری کنید با توجه به کسب و کار شما و دغدغه های خاص مخاطبان تان متفاوت خواهند بود. بیشتر این فرآیند نیاز به تلاش مستمر دارند، چرا که هیچ راه یک شبه ای برای تاثیرگذاری و موفقیت وجود ندارد. با این وجود، چنانچه به نکاتی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره کردیم توجه کنید و به مرور و تقویت رویکرد خود ادامه بدهید، می توانید از ایمیل مارکتینگ به عنوان یک بخش موثر از استراتژی بازاریابی خود برای فروش به کسب و کارهای دیگر استفاده کنید.

چگونه راز خواسته واقعی مشتریان را کشف کنیم؟

پاسخ در اطلاعات و داده ها نهفته است: به کمک این مقاله از مجموعه مطالب آموزش فروش با سه روش قرار دادن قطعات پازل نیاز و خواسته مشتری در کنار هم آشنا خواهید شد.

 

واقعاً چقدر مشتریان تان را می شناسید؟ اگر شرکت شما هم مانند بیشتر برندها باشد، احتمالاً شما هم زیاد یا حتی اصلاً با مشتریان خود آشنایی ندارید و خودتان هم این را می دانید. در واقع، یک گزارش که توسط گروه آربردین (Arberdeen) منتشر شد نشان داد که فقط ۴ درصد از کسب و کارها کاملاً از توانمندی ها و امکانات خود برای تضمین ارتباطات مبتنی بر اطلاعات دقیق با مشتریان شان رضایت دارند.

این رقم به طرز شگفت انگیزی ناچیز است و مخصوصاً در دنیای امروز که اطلاعات و داده ها در آن حرف اول را می زنند، مشکل بسیار بزرگی محسوب می شود. درک و بینش مبتنی بر داده، کلید افزایش رضایتمندی مشتریان است. اگر نسبت به مشتری آشنایی نداشته باشید، چگونه می توانید با توجه به نیازها و خواسته های واقعی وی به او کمک کنید؟ این گسستگی به سرعت می تواند به کاهش بازگشت سرمایه و درآمد کسب و کار شما منجر شود. به همین دلیل، استفاده از داده ها و آمار تحلیلی در تمامی فعالیت هایی که برای تقویت تجربه مشتری طراحی می شوند اهمیت به سزایی دارد. این دقیقاً دو دو تا چهار تاست: تعامل بهتر با مشتری برابر است با نتایج فوق العاده برای کسب و کار.

پس اگر موضوع تا به این حد ساده است، چرا شرکت ها و کسب و کارهای بیشتری به سمت اجرایی کردن آن نمی روند؟ چگونه می توانید از نتایج تحلیلی به طور موثر و به بهترین شکل ممکن بهره برداری کنید؟ چگونه می توانید داده های خود را به شناختی تبدیل کنید که با استفاده از آن بتوانید نیازهای در حال تغییر مشتریان تان را برآورده سازید؟ ما در این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش گویا آی تی به سه استراتژی برای رسیدن به موفقیت اشاره خواهیم کرد:

 

با ایجاد یک چشم انداز یکپارچه و همگون نسبت به فرآیند سفر مشتری شروع کنید

هر یک از مشتریان بالقوه برای رسیدن به کسب و کار شما مسیر منحصر به فردی را طی می کند. با درک کانال های مختلفی که از آنها استفاده می کنند، نیازهای در حال تغییری که در مراحل مختلف چرخه عمر خود دارند و آنچه که رفتار آنها در طول زمان برای شما مشخص می کند می توانید چشم انداز واضحی نسبت به کسی که هستند و چیزی که می خواهند کسب کنید. استفاده از ابزارهای مختلف داده پردازی و برنامه ریزی سفر مشتری می تواند به شما کمک کند تا حلقه های مفقوده زنجیره اطلاعات مشتری را پیدا کنید، اما البته که با در دست داشتن این اطلاعات، تازه اول راه هستید.

 

آن داده ها و اطلاعات را به درک و بینشی تبدیل کنید که عملاً قابل بهره برداری باشد

داشتن اطلاعات درباره مشتری فقط هنگامی می تواند فایده ای داشته باشد که از آن اطلاعات استفاده و بهره برداری کنید. به همین دلیل است که باید آن حجم انبوه از داده هایی که جمع آوری می کنید را بردارید و اطمینان پیدا کنید که در همه فعالیت هایی که در ارتباط با مشتری انجام می دهید، و در همه تیم هایی که در شکل دهی به تجربه مشتری با شما همکاری می کنند مورد استفاده و توجه قرار می گیرند. به علاوه، لازم و ضروری است که آن داده ها و بینش و ادراک ناشی از آنها همیشه به روز باشد. نیازها و خواسته های مشتری همیشه در حال تغییر است و عقب نماندن از این تغییرات، مستلزم جمع آوری و ارزیابی مستمر و بدون وقفه اطلاعات و داده ها است.

 

نظارت داشته باشید و اطمینان پیدا کنید که همه چیز به درستی به پیش می رود

ایجاد رضایتمندی در مشتری، تازه اول کار است. چیز دیگری که اهمیت دارد این است که آن مشتریان کاری را انجام بدهند که مورد نظر شما است و تبدیل آنها به نحوی انجام بگیرد که بیشترین بازده را برای کسب و کارتان به ارمغان بیاورد. بنابراین، علاوه بر استفاده از آمار و تحلیل های آماری برای شخصی سازی و سفارشی سازی تعاملات، باید بر عملکرد و وضعیت تجربه مشتری و تاثیر آن بر شاخص های اصلی مورد نظر، به طور مستمر نظارت داشته باشید.

 

جمع بندی

در پایان اجازه بدهید که مثالی بیاوریم تا موضوع کاملاً روشن شود. فرض کنیم که به تازگی نسخه ۲ از یک ساعت هوشمند جدید و جذاب را منتشر کرده اید. شرکت شما هدف تند افزایش ۱۰ درصدی درآمد در یک بازار رقابتی را در نظر گرفته است. برنامه شرکت برای تحقق این هدف، ایجاد و توسعه یک کمپین چندکاناله و جامع است که مشتریان هدف را بر اساس سلایق شان هدف قرار می دهد. چند روز بعد از عرضه محصول، تیم بازاریابی برای بررسی نتایج وارد صحنه می شود. ترافیک وبسایت بالا است و مشتریان هم اسمارت واچ شما را به سبد خرید خود اضافه می کنند، اما نرخ تبدیل (مشتری بالقوه به بالفعل) پایین است.

در این حالت، تیم بازاریابی به کمک راهکارهایی که در بالا به آنها اشاره شد به سرعت بخش هایی از جامعه مشتریان که تبدیل نمی شوند را شناسایی می کند. آنها وارد سیستم خرید می شوند و چیزی که مشاهده می کنند این است که یک کد تخفیف که به وسیله مشتریان وارد می شود توسط سیستم پذیرفته نمی شود.

تیم بازاریابی بررسی می کند که این کد نادرست از کجا به دست مشتریان رسیده است. آنها کل سفر مشتری را به زیر ذره بین می برند و متوجه یک اشتباه املایی در کدی می شوند که از طریق اینستاگرام شرکت در اختیار مشتریان قرار گرفته است.

تیم شرکت به سرعت با تصحیح کد، مشکل را حل می کند. آنها گروه هایی از مشتریان که با مشکل رد کد مواجه شده بودند را شناسایی می کنند و یک پیام شخصی سازی شده که حاوی عذرخواهی به خاطر اشتباه و دربردارنده کد درست است را برای آنها ارسال می کنند. پس از آنکه کد تخفیف درست و پیام های عذرخواهی به مشتریانی که تحت تاثیر این اشتباه قرار گرفته بودند ارسال شد، نرخ تبدیل به حالت طبیعی بر می گردد و شرایط برای تحقق آن افزایش ۱۰ درصدی در درآمد شرکت مهیا می شود.

به خاطر داشته باشید که تنها با در اختیار داشتن تحلیل های عمیق و یک چشم انداز جامع نسبت به کانال های مختلف و تجربه مشتری در سطوح جزئی و کلی است که می توانید چنین مشکلاتی را به طور سیستماتیک و در حداقل زمان ممکن رفع و رجوع کنید.

 

 

۳ جایگزین برای ارسال مجدد ایمیل های بازاریابی

اشتباه ارسال مجدد ایمیل به مشترکانی که پیام های قبلی شما را نادیده گرفته اند را مرتکب نشوید. ما در این مطلب از سلسله مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به سه جایگزین اشاره خواهیم کرد که به شما در حفظ رابطه و تعامل با مخاطبان تان کمک خواهند کرد.

 

روش ها و فعالیت هایی در ایمیل مارکتینگ ریشه دوانده اند که اگرچه تا حد زیادی بی اثر هستند یا حتی اثر منفی دارند، اما برخی از آنها به عنوان روشها و فعالیت های موثر و مفید یاد می کنند. یکی از این موارد، خریداری فهرست ایمیل مارکتینگ است. یکی دیگر از این موارد، بمباران مشترکان با ایمیل است.

یک روش دیگر هم در دنیای ایمیل مارکتینگ جایگاهی را برای خود دست و پا کرده است، چرا که گاهی فوراً نتایجی را به بار می آورد؛ هر چند این نتایج به قیمت از دست رفتن رابطه بلندمدت با مشترک تمام خواهد شد. این روش، ارسال مجدد ایمیل به مشترکانی است که ایمیل های قبلی شما را باز نکرده اند.

مشکل اصلی ارسال و استفاده مجدد از ایمیل های قدیمی این است که روشی نیست که بتوانید و به نفع تان باشد که آن را ادامه بدهید. مثلاً باید در نظر داشته باشید که از این طریق و فقط به واسطه یک ایمیل، ریسک دو برابر شدن لغو اشتراک مشترکان تان را به جان می خرید.

علاوه بر این، با ارسال و استفاده مجدد از محتوای ایمیل، سرویس دهنده های ایمیل، فیلترهای اسپم و لیست های سیاه آنها را نسبت به ایمیل های خود حساس می کنید و این اشتباهی است که برای شما و کسب و کارتان گران تمام خواهد شد.

و بالاخره، ارسال مجدد ایمیل می تواند به Email Fatigue یا خستگی فهرست کمک کند. در این حالت، مشترکان شما اشباع شده و علاقه خود را به پیام ها و برند شما از دست می دهند.

این مشکلات حتی با جرح و تعدیل متن ایمیل، تغییر عنوان، جابجایی آیتم ها و تغییر قالب کلی ایمیل باز هم پابرجا خواهند ماند. اما ارسال مجدد ایمیل، نشانه ای از یک مسأله بزرگتر است: ارتباط و هماهنگی شما با مخاطب از دست رفته است. برای اینکه مجدداً روی ریل برگردید، به جایگزین هایی که در ادامه این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره می کنیم توجه کنید:

 

  1. بهینه سازی مرکز تنظیمات اشتراک

اگر یک کمپین ایمیلی به راه انداخته اید، یا می خواهید یک خبرنامه بفرستید و یا به هر شکلی می خواهید که از ایمیل برای بازاریابی استفاده کنید، حتماً به یک بخش تنظیمات اشتراک نیاز خواهید داشت. این بخش، صفحه یا صفحاتی است که مشترک شما از طریق آن در همان ابتدای رابطه، علایق و سلایق خود را مشخص می کند و در ادامه نیز می تواند گزینه های انتخابی و تناوب ایمیل ها و موارد مشابه را تغییر بدهد.

بخش تنظیمات اشتراک با فراهم آوردن امکان تنظیم محتوا و تناوب دریافت ایمیل، باعث ایجاد روابط سالم و قوی بین فرستنده و دریافت کننده می شود.

علاوه بر اینها، می توانید از این طریق پیشنهادهای بیشتر و بیشتری را در معرض دید مخاطب خود قرار بدهید و درک بهتری از مخاطب، نیازها، علایق و اهداف وی به دست بیاورید و بخش بندی کمپین های خود را به نحو موثرتری انجام بدهید.

 

  1. ارسال ایمیل در زمان مناسب تر

یکی دیگر از روش های موثر برای افزایش تعامل بدون توسل به ارسال مجدد، ارسال ایمیل در زمان هایی است که احتمال تعامل در آنها بیشتر است. در عین حال، مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که یک ساعت طلایی برای ارسال وجود ندارد. بنابراین، برای شناسایی بهترین زمان باید به گزارش های آماری کمیپن های ایمیل مارکتینگ خود مراجعه کنید. از این طریق متوجه خواهید شد که مخاطبان شما بیشتر در چه زمانی از پیام های شما استقبال می کنند. به علاوه، به این وسیله باید مکان چک کردن ایمیل ها نیز تا حدی برای شما مشخص شود.

به عنوان مثال، اگر بیشتر مخاطبان شما ایمیل های خود را در ساعات اولیه صبح باز می کنند، احتمالاً به این خاطر است که ایمیل هایشان را در محل کار چک می کنند. با توجه به این موضوع، می توانید محتوا و زمان بندی بهتری را برای ارسال ایمیل های خود در نظر بگیرید.

 

  1. نظارت بر تعاملات

بهترین راه برای افزایش تعامل، درک و بخش بندی جامعه مخاطبان است. در این راستا لازم است که در مبحث آمار و ارقام سختگیر و تیزبین باشید. اساساً اطلاع از اینکه چه کسی و در چه زمانی با کدام پیام شما تعامل برقرار می کند، بهترین و قابل اعتمادترین قدم برای افزایش و بهبود نرخ تعامل است.

توجه داشته باشید که حتی فعال ترین مشترکان تان هم برخی از ایمیل های شما را نادیده خواهند گرفت و این ایرادی ندارد. به هر حال، همه مردم دغدغه های دیگری هم دارند و قرار نیست که همیشه همه نسبت به ایمیل های بازاریابی از خود واکنش نشان بدهند.

اگر نگران هستید که مبادا مشترکان شما برخی از اطلاعات مهمی که می خواهید به آنها انتقال بدهید را سهواً ندیده باشند، می توانید برای آن گروه هایی که معمولاً بیش از همه فعال بوده اند، اما برای پیام مورد نظر شما فعالیتی از خود نشان نداده اند یک ایمیل مجزا که حاوی عنوانی مانند «احتمالاً در جریان قرار نگرفته اید» یا «یادآوری» باشد را برای آنها طراحی و ارسال کنید.

آیا مشترکی دارید که اصلاً هیچ فعالیتی از خود نشان نمی دهد؟ باز هم مشکلی نیست. آن آدرس را برای مدتی به حال خود بگذارید و سپس با یک محتوای متناسب دوباره به سراغش بروید. اگر باز هم تعاملی را شاهد نبودید، از مخاطب مورد نظر بپرسید که آیا به محتوای دیگری علاقمند است یا اینکه تمایل دارد که اشتراک خود را لغو کند.

در نهایت، توجه داشته باشید که موفق ترین استراتژی های ایمیل مارکتینگ به ارتباط خوب شما با مشترک وابسته هستند. به منظور ایجاد این رابطه خوب، باید از همان ابتدای فعالسازی اشتراک، انتظارات را مشخص کنید، از مشترکان خود بخواهید که محتوا و تناوب دریافت ایمیل مورد نظر خود را مشخص کنند و در بازه های زمانی مشخص، دوباره به سراغ شان بروید تا ببینید که آیا پیام های شما انتظارات آنها را برآورده می کند یا خیر.

ارسال مجدد ایمیل با هدف افزایش تعامل به این معنی است که هماهنگی و ارتباط خوبی با مشترکان خود ندارید. با آنها ارتباط برقرار کنید، به نیازها و خواسته هایشان توجه داشته باشید و ارسال مجدد ایمیل را برای همیشه به خاک بسپارید.


این مطلب به قلم آقای اسکات هِیمز نوشته شده که با اندکی جرح و تعدیل برای بخش آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی ترجمه شده است. آقای هیمز مدیر ارشد بازاریابی یکی از شرکت های فعال در حوزه ایمیل مارکتینگ است.

 

 

۱۳ نکته عملیاتی برای افزایش ۳۵۰ درصدی نرخ پاسخدهی ایمیل های فروش

ایمیل های سرد زیادی را برای مشتریان بالقوه ارسال می کنید؟ به کمک نکاتی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش گویا آی تی به آنها اشاره می کنیم خوانده شدن و بی پاسخ نماندن آن ایمیل ها تضمین خواهد شد.

 

اگر در بخش فروش، بازاریابی یا روابط عمومی کار می کنید، به احتمال قریب به یقین کار شما مستلزم ارسال انبوهی از ایمیل های مختلف است. چنانچه کار خود را به درستی انجام بدهید، استفاده از ایمیل می تواند تاکتیک بسیاری موثری در جهت جذب مشتریان جدید، افزایش فروش و آغاز شراکت های مهم و بزرگ باشد.

اما چگونه می توانید Response Rate یا همان میزان واکنش و نرخ پاسخدهی به ایمیل های خود را افزایش بدهید؟ اگر واقعاً مُصر هستید، باید به نکات و ترفندهایی که امتحان خود را پس داده و بر طبق تجربه، میزان واکنش مخاطبان به ایمیل های فروش را تا ۳۵۰ درصد افزایش داده اند توجه کنید:

 

با بهبود و بهینه سازی عنوان ایمیل شروع کنید

استفاده از عناوین بهتر باعث افزایش میزان بازشدن ایمیل های شما خواهد شد. شاید ساده به نظر برسد، اما به کرّات شرکت هایی را شاهد بوده ایم که ماه ها روی متن ایمیل و فراخوان به ایمیل درون آن کار کرده اند، اما دستی به سر و روی عنوان ایمیل شان نکشیده اند. اگر عنوان ایمیل شما جذاب نباشد، کسی آن را باز نخواهد کرد و طبیعتاً متن و فراخوان به عمل ایمیل شما را هم کسی نخواهد دید. برای بهبود عناوین ایمیل های خود به این سه روش توجه کنید:

  1. عناوین ایمیل های خود را شخصی و سفارشی کنید. به عنوان مثال، اضافه کردن نام طرف مقابل می تواند باعث خاص تر به نظر رسیدن ایمیل شود.
  2. در عنوان ایمیل سوال نپرسید. این مورد یکی از آن مواردی است که روی نرخ بازشدن ایمیل ها تاثیر قابل ملاحظه ای می گذارد.
  3. از عناوین کوتاه استفاده کنید. هر عنوانی که بیشتر از ۶ کلمه داشته باشد باعث کاهش قابل توجه نرخ پاسخدهی می شود.

 

سپس روی محتوای ایمیل کار کنید

بهبود محتوای ایمیل، مشتری را ترغیب می کند تا ایمیل شما را بخواند و درک بهتری از آن به دست بیاورد و در نتیجه، نرخ پاسخدهی را افزایش خواهد داد. به منظور بهبود محتوای ایمیل های خود به این نکات توجه کنید:

  1. تا جایی که امکان دارد، محتوای ایمیل را شخصی سازی و سفارشی کنید. حتی اگر تعداد ایمیل هایی که می فرستید زیاد است، باز هم باید ساز و کارهایی داشته باشید تا به کمک آنها ایمیل های شما با نیاز و سلیقه دریافت کننده هماهنگی بیشتری پیدا کنند. تک تک خوانندگان ایمیل های شما باید احساس کنند که ایمیلی که دریافت می کنند به طور خاص توسط یک کارشناس فروش برای آنها نوشته شده است. کلمه به کلمه ی ایمیل های خود را از قالب های آماده و تکراری کپی برداری نکنید. هرچه بدیع تر و اصیل تر به نظر برسید، احتمال اینکه پاسخ مثبتی را دریافت کنید بیشتر خواهد شد.
  2. خودتان و کاری که انجام می دهید را معرفی کنید. حاشیه نروید و مشتری را با سوالات پیچیده و فلسفی سوال پیچ نکنید!
  3. مختصر و مفید بنویسید. این روزها حوصله و بازه زمانی توجه مردم کمتر از قبل شده و هر چه با تعداد کلمات کمتری بتوانید منظورتان را منتقل کنید، بهتر خواهد بود.
  4. ساده و واضح بنویسید. اگر طرف مقابل شما از چیزی که می گویید سر در نیاورد، برای درک آن به خودش فشار نخواهد آورد.
  5. توضیح بدهید که در صدد رساندن چه سودی به مخاطب خود هستید. کدام مشکلات آنها را حل می کنید؟
  6. حس فوریت و ترس از قافله عقب ماندن را در مخاطب ایجاد کنید. از لحن و زبانی استفاده کنید که پیشنهادتان را خاص و جذاب نشان می دهد. (مثلاً رقیب شما از محصول ما استفاده می کند و از شما جلو افتاده است.)
  7. برای اعتبار خود مدرک ارائه کنید. فقط بلوف نزنید و از خودتان تعریف نکنید (مثلاً ما بهترین شرکت … هستیم). سعی کنید که اطلاعات و آمار مرتبط، نام مشتریان موفق یا نمونه ای از کارهای خود را در ایمیل بگنجانید. (به عنوان مثال، ۱۴۰۰ شرکت از سیستم فلانسازی ما استفاده می کنند، من جمله، شرکت دیجیکالا، مایکروسافت و شخص بیل گیتس!)
  8. یک فراخوان به عمل (CTA) واضح و دقیق داشته باشید: در پایان ایمیل خود یک فراخوان به عمل دقیق و واضح قرار بدهید. مثلاً می توانید از مخاطب بخواهید که ۱۵ تا ۳۰ دقیقه از وقت خود را برای یک تماس تلفنی در اختیار شما قرار بدهد.

 

و در نهایت، فرمت و قالب بندی ایمیل های خود را تقویت کنید

این مرحله مهمی است که در غالب موارد از آن غفلت می شود. ایمیل های شما باید حرفه ای و به گونه ای به نظر برسند که مشخص باشد که یک انسان واقعی آنها را به رشته تحریر در آورده است.

اتفاقی که نباید بیفتد این است که وقت فراوانی را صرف نوشتن ایمیل های خارق العاده ای کنید که سبک و سیاق مناسبی ندارند. با توجه به نکات زیر می توانید از قالب بندی های نامناسب اجتناب کنید:

  1. بیشتر قالب بندی ها را حذف کنید. از فونت ها و رنگ های خاص برای متن ایمیل های خود استفاده نکنید. قالب بندی متن خود را به حالت های درشت، کج و زیرخط دار محدود کنید. استفاده از فهرست های شماره دار یا گلوله ای نیز علاوه بر اینکه روش بسیار خوبی برای سازماندهی محتوا است، فضای حرفه ای ایمیل های شما را حفظ می کند.
  2. امضای شخصی خود را اضافه کنید. امضای شما باید حاوی نام، عنوان، ایمیل، شماره تلفن، اسم شرکت، وبسایت شرکت و لوگوی آن باشد. اضافه کردن یک عکس حرفه ای هم باعث افزایش نرخ پاسخدهی مخاطبان خواهد شد، اما اطمینان پیدا کنید که حجم آن تا حد امکان کم باشد.

ما در اینجا قالب یا مثال های خاصی را ارائه نمی کنیم، چرا که با توجه به نکات بالا، نباید از قالب های آماده استفاده کنید. بهترین روش برای ایجاد قالب برای ایمیل های فروش این است که خودتان را جای مشتری بالقوه بگذارید و پیام های ساده و صمیمی بنویسید.

ضمناً با تیم های فروش و موفقیت مشتری خود نیز هماهنگ باشید، چرا که آنها وقت زیادی را برای صحبت کردن با مشتریان شما سپری می کنند و بهتر از هر شخص دیگری با سلایق و نیازهای آنها آشنایی دارند.

به کمک جرح و تعدیلاتی که در این مطلب از سلسله مطالب آموزش فروش به آنها اشاره کردیم، نرخ پاسخدهی و واکنش مشتریان شما افزایش پیدا خواهد کرد. در عین حال، همیشه پیام ها و تغییرات مختلف را امتحان کنید تا رگ خواب مخاطبان هدف خود را پیدا کنید.

در مبحث نرخ بازشدن ایمیل و میزان پاسخدهی به آن همیشه جا برای بهبود وجود دارد، لذا این رویکرد را در ذهن داشته باشید و نتایج فعالیت های خود را زیر نظر بگیرید.


این مطلب در اصل به قلم آقای بِن رافی نوشته شده که با مقداری جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش وبسایت گویا آی تی ترجمه شده است. آقای رافی که متولد فرانسه و ساکن سان فرانسیسکو است، مدیرعامل شرکتی است که در زمینه تولید مشتری راغب و اتوماسیون فروش فعالیت می کند.

آموزش ایمیل مارکتینگ: تحول در ارسال انبوه ایمیل با ۴ تاکتیک ساده

این مطلب در اصل به قلم آقای اِسکات هیمز (Scott Heimes) نوشته شده که با اندکی جرح و تعدیل برای بخش آموزش ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی گویا آی تی ترجمه شده است. آقای هیمز مدیر ارشد بازاریابی یکی از شرکت های مطرح در زمینه مدیریت ارتباط ایمیلی با مشتریان است.

 

بعید به نظر می رسد که فعالان حوزه ایمیل مارکتینگ به این زودی ها دست از سر ارسال ایمیل به صورت انبوه بردارند، بنابراین اگر شما هم به دنبال استفاده از این روش هستید، به نکاتی که در ادامه این مطلب از مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به آنها اشاره می شود توجه کنید تا مایه آزار و اذیت مخاطبان خود نشوید.

 

ارسال انبوه ایمیل یکی از سنت های متکی بر زمان ایمیل مارکتینگ است که طی آن یک کسب و کار به طور همزمان برای هزاران نفر ایمیلی را ارسال می کند که معمولاً ناخواسته به شمار می رود. این یکی از روش های موثر برای جلب توجه است، اما این از آن نوع توجهاتی نیست که جلب آن زیاد به نفع برندها باشد. درست به مانند فروشنده دوره گردی که بلندگو به دست گرفته و در کوچه فریاد می زند، ایمیل های انبوه هم بیشتر از آنکه اطلاع رسانی کنند، آزاردهنده هستند و بیشتر از آنکه باعث ایجاد تعامل شوند، مسبب فرار مخاطب می شوند.

باید به خاطر داشته باشیم که روش های بهتر و موثرتری نیز برای اطلاع رسانی به مخاطبان وجود دارند. به عنوان مثال،  Permission Marketingیا بازاریابی اجازه ای یکی از این روش ها است که طی آن، مخاطب می تواند دریافت خبرنامه و ایمیل های انبوه را با یک ریتم و تناوب مشخص انتخاب کند. بازاریابی اجازه ای به بازاریاب هایی که از ایمیل مارکتینگ استفاده می کنند کمک می کند تا پیام خود را به گوش های شنوا برسانند. در واقع، چند روش وجود دارد که به کمک آنها می توانید بدون اینکه در حوزه نه چندان سیاه و سفید ایمیل های انبوه قدم بگذارید پیام های مورد نظر خود را با موفقیت ارسال کنید. ما در این مطلب از سلسله مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ، به ذکر چند نمونه از این روش ها خواهیم پرداخت:

 

همیشه از تاکتیک های بازاریابی مبتنی بر اجازه مخاطب استفاده کنید

اولین و مهم ترین نکته ای که باید سرلوحه کار خود قرار بدهید این است که همه برنامه های ایمیل مارکتینگ باید بر اساس اجازه مخاطب به مرحله عمل در بیایند. این به آن معنی است که شما باید فقط برای افرادی ایمیل بفرستید که خودشان اعلام می کنند که به دریافت ایمیل از جانب شما تمایل دارند. این چیزی فراتر از یک پیشنهاد است. بی توجهی به بازاریابی اجازه ای و اصول آن و ارسال انبوه به فهرست های خریداری شده به این معنی است که پتانسیل این را به جان می خرید که مُهر اسپمر یا هرزنامه نویس بر پیشانی شما و کسب و کارتان زده شود. طبیعتاً این به نفع شما و برندتان نخواهد بود.

اولین کاری که در هر برنامه مرتبط با ایمیل باید انجام بدهید این است که یک سیستم اجازه محور را در آن پیاده کنید. این کار هم برای حفظ تعامل با مشترکان و هم برای رشد در بلندمدت و ارتباط سالم با مخاطبان لازم و ضروری است. صفحات ثبت نام و لغو ثبت نام، ایمیل های خوشامدگویی، مرکز تنظیمات اشتراک و البته، محتوای خوب و مناسب، مولفه های عمده این سیستم را تشکیل می دهند.

هر برنامه ایمیل مارکتینگ با دیگری متفاوت است، بنابراین تا جایی که از دست تان بر می آید تحقیق کنید (مثلاً درباره اینکه مخاطبان شما چقدر به وجود امکان تنظیم تناوب و تعدد ایمیل هایی که از شما دریافت می کنند اهمیت می دهند) و از بهترین روش های موجود استفاده کنید.

ضمناً به خاطر داشته باشید که هیچ وقت و به هیچ عنوان نباید از فهرست های خریداری شده استفاده کنید.

 

برای شخصی سازی، فهرست خود را بخش بندی کنید

طبیعتاً همه مخاطبان شما با هم یکسان نیستند. متاسفانه این به آن معنی است که ایمیل های خود را برای مخاطبان گوناگونی ارسال می کنید که سلایق و نیازهای متفاوتی دارند. همین باعث می شود که نوشتن ایمیلی که دربردارنده نیازهای همه باشد دشوار و حتی غیرممکن شود، بنابراین اصلاً به سمت انجام چنین حرکتی نروید.

به کمک بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ خود می توانید نیاز به یک ایمیل جامع و جهان شمول را مرتفع سازید. بخش بندی فهرست به شما کمک می کند تا پیام های خود را به طور متناسب برای گروه های مختلفی که بر اساس سن، جنسیت، منطقه جغرافیایی و مواردی از این قبیل گروه بندی شده اند ارسال کنید. از این طریق، ایمیل های مرتبطی را برای مخاطبان خود ارسال می کنید که برای نیازها و سلایق آنها شخصی سازی شده اند.

خوشبختانه امروزه بخش بندی زیاد دشوار نیست، چرا که بسیاری از ارائه دهندگان خدمات ایمیل مارکتینگ این قابلیت را در نرم افزارهای خود گنجانده اند تا این کار خطیر، تسهیل و تسریع شود.

 

از فراخوان به عمل ایمیل خود غافل نشوید

تک تک پیام هایی که می فرستید باید حاوی یک فراخوان به عمل (CTA) باشند. نوشتن فراخوان به عمل از آن چیزی که بسیاری از مردم تصور می کنند دشوارتر است، چرا که پیداکردن فراخوان به عمل مناسب و متناسب با مخاطبان هدف و موضوع مورد نظر کار دشواری است. در این راستا باید برای متن، محتوا، طراحی و محل قرارگیری و موارد متعدد دیگری دست به دامان تست های دوبخشی بشوید.

در عین حال، توجه داشته باشید که متن های موثر عموماً کوتاه و ساده هستند و از مخاطب می خواهند که در هدف اصلی از ارسال ایمیل مشارکت یا در رابطه با آن اقدامی را انجام بدهد. به عنوان مثال، اگر شرکت شما بخواهد یک ایمیل ارسال کند و از طریق آن از مخاطبان غیرفعال بخواهد که تنظیمات دریافت ایمیل خود را تغییر بدهند (کاری که باید انجام بدهد)، می تواند از فراخوان به عملی مانند «تغییر تنظیمات» یا «تغییر زمان بندی» در متن یا در یک دکمه استفاده کند.

نکته مهم این است که باید به مخاطبان خود انجام کاری را پیشنهاد بدهید که از عهده انجام آن به راحتی بر می آیند، نه اینکه محتوایی را ارائه و سپس آنها را به حال خود رها کنید. در غیر اینصورت، طبیعتاً نمی توانید انتظار تعاملی را از جانب آنها داشته باشید.

 

هدف خود را مشخص و مطابق با آن برنامه ریزی کنید

و سرانجام به این نکته توجه کنید که نسبت به ارسال انبوه خود چه دیدگاهی دارید. به احتمال قریب به یقین، عبارت ارسال انبوه نمی تواند عبارت دقیقی برای چیزی باشد که به دنبال تحقق آن هستید. در این صورت، باید ارسال های خود را در یک یا چند کمپین و مثلاً با عناوین خبرنامه یا تبلیغات هفتگی قالب بندی کنید. کمپین های خود را با دقت و وضوح هر چه تمام تر برای مخاطبان توضیح بدهید و مشخص کنید که آنها چگونه تحت تاثیر آن کمیپن ها قرار خواهند گرفت، در غیر اینصورت با خطر فقدان تعامل از جانب آنها روبرو خواهید شد.

 

چیزی که واضح و مبرهن است این است که ایمیل های انبوه هنوز هم جایگاهی برای خود دارند و به این زودی ها رخت سفر را نخواهند بست. با این وجود، این امکان وجود دارد که آنها را با مقداری جرح و تعدیل با نیازها و سلایق مخاطبان خود متناسب تر کنید.

با احترام گذاشتن به مخاطبان تان می توانید تعامل آنها را به نحو موثری با محتوا و برند خود حفظ کنید. طبیعتاً همین باید هدف غایی و نهایی شما باشد: تعامل با پیام و برند، فعالیت و خروج از انفعال.

 

۶ ترفند فریبکارانه در فروش

نویسنده این مطلب، خانم جیل رولی است که با اندکی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش وبسایت گویا آی تی ترجمه شده است. خانم رولی یک کارشناس در زمینه فروش اجتماعی، مشاور بازاریابی و یکی از سخنرانان مطرح است.

 

فروش بد چیز تازه ای نیست، بلکه به اندازه فروش قدمت دارد. اما همانطور که اینترنت روش های تازه ای را در اختیار فروشندگان قرار می دهد تا درباره مشتری تحقیق کنند و با وی ارتباط و تعامل بیشتر و بهتری داشته باشند، به همین ترتیب راه های تازه ای را هم برای فروشندگان دغلباز فراهم می کند تا فریبکاری، هرزنامه نگاری و آزارهای خود را وارد فاز جدیدی کنند.

از دیدگاه من، بزرگترین عاملی که باعث فروش بد می شود به تمرکز مربوط است. تمرکز فروشندگان بد کاملاً روی خودشان، محصول، آمارهایی که باید محقق کنند و شرکت متبوع شان است. در طرف مقابل، فروشندگان خوب روی مشتری تمرکز می کنند.

در ادامه این مطلب به ذکر و شرح ۶ ترفند فروش خواهم پرداخت که واقعاً سوهانی برای اعصاب من محسوب می شوند. بگذارید به شما اطمینان بدهم که فروشندگانی که دست به دامان چنین ترفندهایی می شوند، اصلاً به فکر منافع مشتریان خود نیستند. اگر غیر از این بود، به چنین رفتارهایی متوسل نمی شدند.

 

  1. RE: جعلی در عنوان ایمیل

معمولاً هنگامی که ایمیلی را برای کسی می فرستید و طرف مقابل به ایمیل شما پاسخ می دهد، در ابتدای عنوان آن یک RE قرار می گیرد که حاکی از آن است که این ایمیل، یک گفتگو و پاسخی به ایمیلی است که شما ارسال کرده اید. تحقیقی که در زمینه ایمیل های حاوی RE انجام شد نشان داد که این ایمیل ها در ۹۲ درصد موارد باز می شدند. البته که این رقمِ شگفت انگیز و قابل ملاحظه ای است. اما فروشندگان دغلباز با این یافته چه می کنند؟ البته که از آن سوء استفاده خواهند کرد.

هیچ چیزی نمی تواند مرا مانند ایمیلی آزار بدهد که از طرف فردی که هیچ تعاملی با وی نداشته ام ارسال شده باشد و عنوان آن حاوی RE باشد. البته این می تواند باعث افزایش نرخ بازشدن ایمیل های شما شود، اما مُهر دروغگویی را بر پیشانی شما می زند و اعتبارتان را از بین خواهد برد. طبیعتاً فارغ از اینکه چند نفر ایمیل های شما را باز می کنند، فروشنده ای که اعتبار نداشته باشد نمی تواند چیزی را به کسی بفروشد.

 

  1. عدم صداقت در رابطه ها

یکی از بهترین روش هایی که در مبحث فروش اجتماعی به آن متوسل می شویم، بیان روابط مشترکی است که با خریدار داریم. اما مورد مهمی که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که دقت و صداقت را فراموش نکنیم.

به عنوان مثال، صِرف اینکه بیل گیتس را در لینکدین یا سایر صفحات وی در شبکه های اجتماعی دنبال می کنید دلیل نمی شود که با وی پسرخاله شوید و از اسم و رسم او برای کار خودتان مایه بگذارید. دروغگویی درباره ارتباطاتی که با دیگران دارید نمی تواند هیچ اعتمادی را برای شما به ارمغان بیاورد. اما کاری که می تواند بکند این است که مشتری را متقاعد کند که او را احمق فرض کرده اید و تبعاتی داشته باشد که جبران آنها ممکن نیست.

 

  1. تأیید برق آسا

احتمالاً می دانید که endorse کردن یا تایید مهارتهای مخاطبان یکی از قابلیت هایی است که لینکدین در اختیار کاربران خود می گذارد. البته، تایید دیگران کار خوبی است. چنانچه مثلاً در رابطه با استراتژی های بازاریابی با یک نفر همکاری کرده اید و مهارتهای وبلاگ نویسی شخص مورد نظر باعث شده که انگشت به دهان بمانید، حتماً یک recommendation یا توصیه در مدح توانایی های او برایش بنویسید یا در بخش تاییدیه ها یا همان endorsement ها یک + اضافه کنید.

اما تایید کسی که به تازگی با وی آشنا شده اید کار فریبکارانه ای است. در این حالت، به جای آنکه با تایید فوری مشتریان بالقوه بتوانید رابطه خود با آنها را بهبود ببخشید، در واقع حقیقت وجودی خود را به عنوان یک فرد دغل باز نشان می دهید و می توانید با اعتبار خود برای همیشه وداع کنید.

 

  1. بدگویی از رقبا

فرض کنیم که یک نفر در اینستاگرام، توییتر یا هر کجای دیگر یک نظر منفی برای یکی از رقبای اصلی شما گذاشته است. در این حالت احتمالاً وسوسه می شوید که هیزم روی آتش بریزید. به هر حال چه ضرری می تواند داشته باشد؟ شما که آغاز کننده این بحث نبوده اید.

با این حال، درست همانطور که وقتی که بچه بودید، جمله «من شروع نکردم» فایده زیادی نداشت، در اینجا هم برای شما به عنوان یک انسان بالغ سود چندانی را در بر نخواهد داشت. بدگویی باعث خواهد شد که به همان اندازه ای که بد می گویید و حتی بیشتر از فرد یا شرکتی که می خواهید آن را به خاک و خون بکشید بد به نظر برسید. خریداران به خاطر یک دعوای زرگری بین فروشندگان نظر خود را تغییر نمی دهند؛ بلکه به وبسایت هایی که نظرات بی طرفانه ای دارند یا به نظرات هم نوعان خود مراجعه می کنند. بنابراین به خودتان لطف کنید و وقت و انرژی تان را هدر ندهید.

 

  1. جاسوسی

این یکی از بدترین موارد این فهرست است. اگر ایستاده اید بهتر است بنشینید.

هنگامی که خریداران در جلسات یا کنفرانس های آنلاین با فروشنده مورد نظر خود شرکت می کنند، در برخی از موارد خط ارتباطی خود را لو می دهند. مسأله اینجاست که اغلب آنها از یک خط ارتباطی و اطلاعات تماس ثابت و یکسان برای همه جلسات خود استفاده می کنند. شاید باور نکنید، اما فروشنده هایی را می شناسم که وارد این کنفرانس ها و جلسات می شوند، صدای خود را روی حالت mute می گذارند و جاسوسی می کنند.

این واقعاً نفرت انگیز است. اگر به فکر چنین ترفندهایی افتاده اید، باید جلوی آینه بروید، به خودتان نگاه کنید و بپرسید که اصلاً چرا وارد حرفه فروشندگی شده اید؟ آیا می خواستید که به خریداران کمک کنید یا اینکه به دنبال به زمین زدن رقبا بوده اید؟ یا اخلاق را رعایت کنید و یا از میدان بیرون بروید.

 

  1. پروفایل های تقلبی در لینکدین

اگر کاربران لینکدین connection های خود را محدود نکنند، همه می توانند به کمّ و کیف ارتباطات آنها دسترسی داشته باشند. گاهی برخی از فروشندگان، افرادی که رقبای آنها با ایشان ارتباط برقرار می کنند (همان مشتریانی که با آنها همکاری می کنند؟ اینفلوئنسرها؟ مدیران ارشد؟) را زیر نظر می گیرند. البته، اگر کار شما بدون دغلبازی باشد ایرادی ندارد و حتی هوشمندانه هم هست.

اما اگر یکی از فروشندگانی که برای رقیب شما کار می کند درخواست ارتباط شما را نپذیرد و در نتیجه، دسترسی شما به شبکه خود را محدود کند چه می شود؟ «نه» در فرهنگ واژگان فروشندگان حقه باز جایگاهی ندارد؛ بنابراین به ایجاد پروفایل های جعلی متوسل می شوند.

بله، برخی از فروشندگان کار را به جایی می رسانند که پروفایل های جعلی برای افرادی درست می کنند که طرف مقابل واقعاً به دنبال ایجاد رابطه با آنها است و پس از پذیرفته شدن درخواست این حساب جعلی، به شخم زدن شبکه ارتباطی فرد مورد نظر مشغول می شوند.

من به عنوان یکی از طرفداران لینکدین با این ترفند مشکل دارم. تصور کنید که اگر این افراد وقتی که برای زیرآب زنی رقبای خود صرف می کنند را برای کمک به خریدار استفاده می کردند چه می شد؟ اگر چنین رویایی داشته باشم گناه کرده ام؟

 

حرف آخر

اگر از هر یکی از ترفندهایی که در این مطلب به آنها اشاره کردم استفاده کرده اید، فقط یک چیز می توانم به شما بگویم: دست بردارید! هنگامی که تعداد افرادی که سرشان کلاه گذاشته اید زیاد شود، همه چیز طوری به هم خواهد ریخت که تصورش را هم نمی توانید بکنید. در این حالت، نظرات منفی برای شما ثبت خواهد شد و حدس بزنید که چه می شود؟ در این روزگار، نمی توانید چیزی را از گوگل مخفی کنید.

به دیدگاه خریدار توجه کنید و از زاویه دید او به دنیا نگاه کنید. از این طریق، ناگهان تمیز دادن روش های خوب و بد برای فروش آسانتر خواهد شد و معنی فروش به جای آنکه تلاش برای فریب دادن مردم و گرفتن پول آنها باشد، کمک به مردم و بهتر کردن زندگی آنها خواهد شد.

و نکته آخر اینکه اگر نیاز یا عشق آتشینی برای کمک به دیگران ندارید، فروشندگی کار مناسبی برای شما نیست. به جای دغل بازی های مدرن، بخشندگی مفرط را تمرین کنید.

 

نظر شما در رابطه با این مطلب از بخش آموزش فروش چیست؟ آیا شما هم با قربانی اقدامات فریبکارانه فروشندگان دغل باز بوده اید؟