چگونه ایمیل های «پیگیری ترک سبد خرید» را در بهترین زمان ممکن ارسال کنیم؟

فصل تعطیلات برای فروشندگان یکی از آن اوقاتی است که می تواند باعث پیشرفت سریع یا عقب ماندن آنها از قافله رقبا شود. به همین دلیل است که وجود فروشگاه های آنلاینی که برای رسیدگی به سبدهای خرید رها شده برنامه ای ندارند واقعاً انسان را انگشت به دهان و متعجب می کند. اگر مشتری برخی اقلام را به سبد خرید خود اضافه کند، اما خریدش را نهایی نکند، آیا می توان توجیه یا دلیلی برای عدم پیگیری دلیل عدم خرید وی پیدا کرد؟

ترک سبد خرید هم روی خریدار و هم روی فروشنده تاثیر می گذارد. برای فروشنده، به معنی از دست رفتن درآمد و سود است. برای خریدار، به معنی از دست رفتن فرصتی برای تجربه و لذت بردن از محصول شما است. در حالیکه برای مقابله با سبدهای خرید رها شده می توان از شیوه هدفگیری مجدد استفاده کرد، اما بهره برداری از کمپین های ایمیل مارکتینگ نیز یک روش برای به سرانجام رساندن این خریدها است.

رساندن خریدار به صفحه پرداخت مستلزم صرف هزینه های هنگفتی است، و این وظیفه بازاریاب است که اطمینان پیدا کند که آن هزینه ها به هدر نرفته است. برای ارسال موفقیت آمیز ایمیل ترک سبد خرید و بازیابی علاقه مشتری به محصول شما، وقت شناسی از اهمیت بالایی برخوردار است.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به روش هایی برای ارسال به موقع ایمیل برای به سرانجام رساندن سبدهای خرید رهاشده اشاره خواهیم کرد تا به کمک آنها کار نیمه تمام را تمام کنید.

 

تعیین زمان ترک سبد خرید

اول از همه، مشخص کنید که مشتری در کدام مرحله از سفارش از ادامه فرآیند خرید منصرف شده است. اگر مشتری شما محصولات را مرور و ثبت اطلاعات را شروع کرده بوده، چه چیزی باعث توقف ادامه مراحل کار شده است؟ آیا سبد خرید را بعد از وارد کردن آدرس ارسال کالا و مشاهده صورتحساب ترک کرده یا پس از آنکه وبسایت شما هزینه های ارسال را برای وی مشخص کرده است؟

پس از آنکه اطلاعات مورد نیاز را پیدا کردید می توانید پیام متناسبی را تهیه و تنظیم کنید. به علاوه، با توجه به آنچه که دریافته اید، می توانید فرآیندها یا بخش های مورد نیاز در وبسایت تان را نیز جرح و تعدیل کنید. اما برای آنکه متوجه بشوید که مشتری سبد خرید خود را در چه مرحله ای ترک کرده، به اطلاعات تحلیلی و سیستم های نظارتی دقیق نیاز دارید. اطلاعات مورد نیاز را می توانید از پلتفرم تجارت الکترونیکی خود یا یک نرم افزار و سیستم آمارگیری و تحلیلی جداگانه یا ضمیمه ( به صورت افزونه) به دست بیاورید.

 

اولین ایمیل خود را فوراً ارسال کنید

دلیل خریدار برای ترک سبد خرید هر چه که بوده باشد، احتمالاً شما فقط چند ساعت برای متقاعد کردن وی به بازگشت و ادامه مراحل خرید وقت خواهید داشت. اولین ایمیل تان را باید در طول یک ساعت بعد از ترک سبد خرید ارسال کنید. حالت ایده آل این است که آن را قبل از اینکه مشتری شما از پشت رایانه اش برخیزد یا گوشی خود را زمین بگذارد ارسال کنید.

دقیقاً به همین دلیل است که درخواست هر چه سریع تر ثبت یک آدرس ایمیل بسیار ضروری است. بدون یک آدرس ایمیل معتبر، هیچ راهی برای پیگیری وجود نخواهد داشت.

 

اولین ایمیل: کمک، نه فروش

اولین ایمیل شما باید عاری از سماجت فروشندگی باشد. به خاطر داشته باشید که با ارسال فوری و بدون وقفه ایمیل، همین حالا هم با ریسک آزار دادن مشتری بالقوه و ایجاد حس منفی در وی نسبت به برندتان روبرو هستید. این دقیقاً بر خلاف قصد و نیت شما است.

به همین دلیل، موضوع و بن مایه اولین ایمیل شما باید کمک به مشتری باشد، نه فروش. شاید مشتری شما با برخی مشکلات فنی روبرو شده باشد. آیا فرآیند خرید بیش از حد طولانی بوده، یا مشکل بانکی وجود داشته و اطلاعات کارت بانکی مشتری مورد قبول قرار نگرفته است؟ راهکارها و روش های جایگزین ارائه کنید و از مشتری بخواهید که بازخورد و نظر خود را ارائه کند. هر پاسخی که دریافت کنید به شما کمک خواهد کرد تا فرآیند خرید و پیام های خود را برای آینده بهتر و متناسب تر کنید.

 

دومین ایمیل – ایجاد حس فوریت و اضطرار

پس از آنکه اولین ایمیل خود را (در بازه زمانی یک ساعت بعد از ترک سبد خرید) ارسال کردید، پیش از ارسال هر ایمیل دیگری به مشتری زمان بدهید. قبل از ارسال ایمیل دوم، حداقل ۲۴ ساعت صبر کنید.

ایمیل دوم شما باید یک حس اضطرار و فوریت را در مشتری ایجاد کند. مثلاً به خریدار اطلاع بدهید که موجودی سبد خرید وی محدود است و کدهای تخفیف اعمال شده نیز به زودی منقضی خواهند شد.

 

 ایمیل سوم – مشوق ارائه کنید

اگر بخواهید که یک ایمیل سومی را هم ارسال کنید، باید یک ۴۸ ساعت دیگر هم صبر کنید. به خاطر داشته باشید که اگر زیاده روی کنید، به احتمال قریب به یقین، مشتری بالقوه شما همه آنها را به عنوان اسپم علامتگذاری خواهد کرد.

ایمیل سوم شما باید به خریدار انگیزه بدهد تا نسبت به تکمیل فرآیند خرید اقدام کند. مثلاً می توانید از یک تخفیف که محدودیت زمانی داشته باشد یا پیشنهاد ارسال رایگان کمک بگیرید.

با این حال، طبیعتاً نمی خواهید که مشتریان شما هر بار به امید دریافت یک پیشنهاد خاص، در تکمیل فرآیند خرید خود تعلل کنند. ترجیحاً زیاد از مشوق استفاده نکنید و مثلاً آن را به ۲۰ درصد موارد محدود کنید. به علاوه، می توانید از منطق هوشمندانه تری برای ارائه مشوق استفاده کنید. مثلاً اگر خریدار مورد نظر یک مشتری بسیار ارزشمند است که در طول ماه گذشته هیچ مشوقی را دریافت نکرده، این شخص صلاحیت دریافت سومین ایمیل را دارد.

 

بهینه سازی برای موبایل

ایمیل های پیگیری شما باید در محیط موبایل هم به درستی و به بهترین شکل ممکن به نمایش در بیایند. از آنجایی که بخش قابل توجهی از ترافیک اینترنت در محیط دستگاه های همراه رد و بدل می شود، بازاریابی بهینه شده برای موبایل روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند. از آنجایی که دومین و سومین ایمیل خود را باید با فاصله از ایمیل اول ارسال کنید، این احتمال وجود دارد که مشتری شما آن ایمیل ها را در یکی از این دستگاه های همراه مشاهده و مطالعه کند. لذا تلاش کنید تا سنگ دیگری را در جلوی راه وی نیندازید.

چه راهکارهای دیگری به نظر شما می رسد؟ اگر بازاریاب هستید، آیا هنگامی که مشتری سبد خرید خود را ترک می کند از ایمیل های پیگیری استفاده می کنید؟ اگر مشتری هستید، آیا به نظر شما این ایمیل ها سودمند هستند یا آزاردهنده؟ لطفاً نظرات خود درباره مطالب بخش آموزش ایمیل مارکتینگ را با ما در میان بگذارید.

 

آیا تماس سرد برای فروش به آخر خط رسیده است؟

من هم شبیه به بسیاری از کارشناسان فروش، کارم را از جایی شروع کردم که مستلزم برداشتن گوشی تلفن و تماس گرفتن با مشتریان بالقوه حوزه فعالیت شرکت متبوعم بود. گذاشتن صدها پیام صوتی و قطع تماس از سوی مخاطب در حالی که هنوز در حال صحبت هستید چیزی نیست که خوشایند کسی باشد، اما حس موفقیتی که بعد از برداشتن گوشی و علاقمند کردن یک نفر به محصول یا سرویس مورد نظر به انسان دست می دهد، ارزش همه این سختی ها را دارد.

همه عوامل مجرب فروش موقعیتی را به خاطر دارند که مدتهای مدیدی به دنبال یک مشتری بوده اند و در نهایت، فرد مورد نظر به تلفن پاسخ داده و به یک ملاقات حضوری رضایت داده است. در حالیکه در فوتبال، ۳ گل از ۱۰ ضربه به سمت دروازه آمار خوبی محسوب می شود، ۳ از ۱۰۰ در تماس های سرد به معنی سرآمدی شما در فروش است. البته میانگین آماری فروش از طریق تماس سرد، چیزی نزدیک به ۱ در ۱۰۰۰ است.

در گفتگوهایی که با دیگران انجام می دهم، یکی از سوالاتی که به کرّات از من پرسیده می شود این است که «بازاریابی، عامل چند درصد از فرصت ها است؟» این به نوبه خود این پرسش را مطرح می کند که چه کسی مسئول تولید مشتریان راغب (lead) مناسب است. البته در رابطه با اینکه چه کسی یک مشتری راغب محسوب می شود و آن مشتری راغب باید از کجا بیاید در هر شرکت و سازمانی عقاید و نظرات متفاوتی وجود دارد، اما همه ما می توانیم در این زمینه متفق القول باشیم که هنگامی که مشتری بالقوه دستش را بالا می برد و درباره محصول شما سوال می پرسد، عاملان فروش بالاترین میزان کارآمدی را از خود نشان می دهند.

از چند سال پیش، پست های وبلاگی، کتاب ها، وبینارها و مقالاتی را می بینم که ادعا می کنند که تماس سرد به آخر خط رسیده یا اتلاف وقت است. با وجود اینکه پشتوانه تعداد کمی از این موارد، کارشناسان مجرب فروش بوده اند، اغلب آنها توسط کارشناسان بازاریابی تهیه شده اند. البته حتی معاون بازاریابی شرکت ما هم طرفدار تماس سرد نیست. به عقیده وی، به ندرت اتفاق می افتد که مشتریان بالقوه به خاطر یک تماس اتفاقی با یک فروشنده کاملاً غریبه به یک محصول یا سرویس علاقمند شوند، آن را بررسی کرده و نسبت به خریدش اقدام کنند. البته تماس سرد می تواند در هماهنگی کامل با چند پیام بازاریابی انجام بگیرد و به عنوان آخرین شانس برای بهره برداری از یک فرصت استفاده شود. طبیعتاً استثنا همیشه وجود دارد، اما این داستانها را باید برای دورهمی هایی که با رفقای فروشنده تان دارید بگذارید.

پس آیا تماس سرد واقعاً نفس های آخرش را می کشد؟ پاسخ منفی است، اما اگر هنوز هم از شیوه های ۱۰-۱۵  سال قبل استفاده می کنید، بدون شک فقط وقت تان را تلف کرده و می کنید. همانند همه چیز، روش خرید مشتریان تغییر کرده، و ما هم به عنوان فروشنده باید روش فروش مان را تغییر بدهیم.

با توجه به وضعیت کنونی اقتصاد و انبوهی از اطلاعاتی که در دسترس مشتریان قرار گرفته، برای عاملان فروش لازم و ضروری است که تا جایی که امکان دارد کارآمدی و اثرگذاری خود را افزایش بدهند. بدون شک، کارآمدی فقط با لبخند زدن و امیدوار بودن ایجاد نمی شود. برای اینکه کارآمد و تاثیرگذار باشید، باید برنامه ریزی کنید، مشتری هایی را پیدا کنید که تناسب مناسبی با کسب و کار متبوع شما دارند، و با اعتماد به نفس هر چه تمام تر و به کمک پیام ها و اطلاعاتی که با نیازهای آن مشتریان همسو است، پیگیر آنها باشید. شاید واضح به نظر برسد، اما سیستم نقطه ای دنبال کردن مشتری مستلزم آن است که پیش از برداشتن گوشی تلفن فعالیت های زیادی را انجام بدهید. بنابراین، بسیاری از کسب و کارها به دنبال استفاده از روش های کلی تر می روند و کیفیت را فدای کمیت می کنند.

بدون شک، مشتریان بالقوه شما همه اطلاعاتی که می توانند درباره شرکت تان و رقبای آن پیدا کنند را بررسی و ارزیابی خواهند کرد. بنابراین پیش از آنکه با کسی تماس بگیرید، با تحقیق درباره مشتری بالقوه، خودتان را مجهز کنید. اگر نسبت به نیاز مشتری مزبور به محصول یا خدمات خود متقاعد نشدید، اصلاً گوشی را برندارید: اگر خودتان متقاعد نشده باشید، بعید است که بتوانید مخاطب تان را متقاعد کنید. علاوه بر این، باید انتظارات واقع بینانه ای داشته باشید. اگر هدف شما این باشد که با یک تصمیم گیرنده اصلی ارتباط برقرار کرده و او را متقاعد کنید تا به صحبت های فی البداهه شما گوش بدهد، در ۹۹٫۹۹ درصد موارد چیزی جز یأس و نا امیدی عاید شما نخواهد شد (این به عنوان قانون چهار ۹ در فروش شناخته می شود).

در حالیکه هماهنگی فروش و بازاریابی در سطوح عالی لازم و مورد نیاز است، فروشندگان هم باید فعالیت های خود را با فعالیت های بازاریاب ها هماهنگ کنند. به منظور بهره وری بیشتر، همه تماس های سرد و گرم باید همگام با کمپین هایی که توسط بخش بازاریابی راه اندازی می شوند انجام بگیرند. این همان سناریویی است که تماس سرد به کمک آن می تواند موثر باشد. با انجام کارهای معمولی که به عنوان یک فروشنده باید انجام بدهید، شناسایی مشتریانی که با آنچه که ارائه می کنید تناسب دارند، سپردن آنها به دست پرورش دهنده بازاریابی و سپس پیگیری با ارائه یک پیشنهاد که برای طرف مقابل ارزشمند و سودمند به نظر برسد، خودتان را در موقعیتی قرار خواهید داد که سبب ساز جلب توجه مخاطب خواهد شد. از این طریق و با وقت گذاشتن برای درک مخاطب، اعتماد وی را نیز به دست می آورید. فقط در این صورت است که می توانید ارزش واقعی و عملی محصول یا سرویس خود را به طرف مقابل انتقال بدهید.

یکی از چیزهایی که با گذشت روزگار تغییر نکرده این است که بسیاری از فرآیندهای فروش هنوز هم با یک تماس آغاز می شوند. اینترنت، ایمیل و ویدیوکنفرانس روش فروش ما را تغییر داده است، پس چرا هنوز هم از تلفن استفاده می کنیم؟ در واقع، باید پرسید که چرا هنوز هم شرکت ها به استفاده از روش های تماس سرد گذشته ادامه می دهند؟ تماس سرد نه نفس های آخرش را می کشد و نه وقت تلف کردن است، اما بدون شک دستخوش تغییراتی شده است که بدون توجه به آنها دستیابی به موفقیت، دور از انتظار به نظر می رسد.


نویسنده این مطلب آقای پاتریک دانِلی است. آقای دانلی مدیر فروش یکی از شرکت های مطرح در زمینه بازاریابی و فروش است.

باید و نبایدهای ایمیل مارکتینگ در ایام تعطیلات

بوی بهار به مشام می رسد و این به آن معنی است که بالاخره تعطیلات نوروز از راه رسیده است. همگی باید اعتراف کنیم که انتظار این وقت از سال را می کشیدیم.

معمولاً در این موقع از سال، بازاریاب ها ایمیل های بازاریابی مخصوص پایان سال و ایام نوروزشان را برای مخاطبان خود تنظیم و ارسال می کنند. اما آیا این ایمیل ها تاثیرگذار هستند؟ متاسفانه از آنجایی که موفقیت و عدم موفقیت چنین کمپین هایی به عوامل متعددی وابسته است، در غالب موارد نمی توانیم پاسخ قاطعی به این سوال بدهیم، اما در این مطلب از مجموعه مطالب آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به باید و نبایدهایی اشاره خواهیم کرد که توجه به آنها به شما در جهت فرار از شکست ایمیل مارکتینگ در فصل تعطیلات و تضمین کسب نتایج مورد نظر کمک خواهد کرد:

 

بایدها:

تعیین هدف: برای ایمیل هایی که به مناسبت تعطیلات تهیه و ارسال می شوند نیز باید هدف مشخص کنید. هدف شما می تواند کلیک، دانلود یا حجم مشخصی از خرید باشد. درست همانطور که به استراتژی و برنامه ای که برای هر ایمیل دیگری تنظیم می کنید اهمیت می دهید، در اینجا هم باید برنامه داشته باشید، نه اینکه دلیل شما برای ارسال این ایمیل، خالی نبودن عریضه باشد.

خلاقیت: از آنجایی که در این ایام، حجم انبوهی از ایمیل هایی که موضوع نسبتاً مشابهی دارند به اینباکس مشتریان بالقوه سرازیر می شود، باید به دنبال راهی باشید تا به واسطه آن خودتان را از رقبا متمایز کنید. به عنوان مثال، از طریق استفاده از یک عنوان جالب برای ایمیل، ارائه یک پیشنهاد خلاقانه یا تخفیف زمانی و یا افزودن یک ویژگی خاص متناسب با مناسبت جاری به محصول خود می توانید خلاقیت را راهی ایمیل خود کنید.

کمک گرفتن از شبکه های اجتماعی: احتمالاً مخاطبان شما در ایام تعطیلات به اندازه ای که در سایر ایام به ایمیل خود سر می زنند آن را چک نمی کنند. بنابراین، پیشنهاد ویژه خود را از طریق سایر کانال ها (شبکه های اجتماعی، بلاگ و مواردی از این قبیل) نیز در دسترس مخاطب قرار بدهید.

 

نبایدها:

بقیه مناسبت ها را فراموش نکنید: معمولاً همه به خاطر مناسبت های بزرگی همچون نوروز برنامه ریزی می کنند، اما اجازه ندهید که فرصت مناسبت های جزئی تر که بیشتر نادیده گرفته می شوند از دست برود. از مناسبت هایی که کمتر کسی به آنها اهمیت می دهد به عنوان یک فرصت به نفع خود بهره برداری کنید و خودتان را نشان بدهید. مثلاً می دانستید که همین امروز (سوم فروردین)، روز جهانی هواشناسی است؟ اگر محصولات یا خدمات شما به نحوی با این مناسبت ارتباط پیدا می کند، در برنامه بازاریابی ایمیلی خود آن را از قلم نیندازید.

عدم برنامه ریزی برای ادامه کار و پیگیری: پس از تهیه و تنظیم یک ایمیل فوق العاده، حساب شده و جالب، قدم بعدی شما باید این باشد که مشخص کنید که برای افرادی که از خود علاقه نشان داده اند یا به مشتری تبدیل شده اند چه برنامه ای دارید. شما به هیچ وجه نباید از برنامه ریزی برای پیگیری نتایج ایمیلی که ارسال کرده اید غافل شوید، چرا که از این طریق می توانید برنامه خود را وارد فاز تازه ای کنید. پیگیری های برنامه ریزی شده و فکر شده به شما کمک خواهد کرد تا فروش را به سرانجام برسانید، فرصتی برای گفتگو با یک فروشنده به وجود بیاورید و … .

زیاده روی و هرزنامه نگاری: اگر در خوردن شیرینی و آجیل زیاده روی می کنید، هیچ بعید نیست که در ارسال ایمیل های بازاریابی خود هم آنقدر زیاده روی کنید که چیزی جز نام اسپم (هرزنامه) را نتوان بر آنها گذاشت. حتی در طول مناسبت های خاص و ایام تعطیل هم نباید از اصول و روش های صحیح چشم بپوشید. مراقب باشید که از عناوین، محتوا و قالب های صحیحی استفاده کنید تا میزان لغو اشتراک مشترکان تان افزایش پیدا نکند. به خاطر داشته باشید که این روزها مردم بی حوصله شده اند و به شما دوباره فرصت نخواهند داد.

 

مخلص کلام اینکه در مورد تنظیم و ارسال ایمیل های مناسبتی و ایمیل هایی که در ایام خاصی مثل عید نوروز می فرستید باید حساب شده عمل کنید و بی گدار به آب نزنید؛ درست همانطور که در مورد سایر ایمیل های خود از اصول مشخص و روش های صحیح پیروی می کنید.


در مورد ایمیل مارکتینگ و بازاریابی در تعطیلات و مناسبت ها چه نکاتی به ذهن شما می رسد؟ لطفاً نظرات و دیدگاه های خود درباره مطالب بخش آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی را با ما در میان بگذارید.

 

برنامه ریزی قبل از تماس: پیش از تماس با مشتری واقعاً به چه میزان اطلاعات درباره او نیاز دارید؟

سوال: من چندین فروشنده دارم که آمار خوبی را ارائه نمی دهند. خروجی کار آنها به طور مستمر ناچیز است، اما خودشان می گویند که از روش «تماس هوشمندانه» استفاده می کنند؛ به این معنی که ابتدا در مورد مشتریان بالقوه تحقیق می کنند. سوال من این است: قبل از تماس، دقیقاً چقدر باید درباره مخاطب اطلاعات جمع آوری کنیم؟

پاسخ: بزرگترین مشکل در اینجا این است که اعداد و ارقام مورد نظر محقق نشده اند. اگر به اندازه کافی فروش انجام می گرفت، کسی به تعداد تماس های فروشنده ها اهمیتی نمی داد. اما از آنجایی که دلیل اصلی استخدام آن عاملان فروش (که فروش باشد) محقق نشده، چیزی باید تغییر کند.

 

پنهان کردن بی علاقگی

در موارد متعددی شاهد آن هستیم که فروشندگان پشت «تحقیق» پنهان می شوند تا ترس خود از برداشتن گوشی را پنهان کنند. تحقیق کردن نمی تواند آن ترس را از بین ببرد، بلکه فقط آن را مسکوت می گذارد. اگر آن تحقیق می توانست راهکاری در جهت افزایش فروش باشد، کار به اینجا نمی کشید.

 

آنچه که باید درباره مشتریان بالقوه بدانید

من به شخصه پیشنهاداتی را در زمینه فروش شنیده ام که در آنها به فروشندگان توصیه می شود که بررسی کنند که مشتری مورد نظر در چه مدرسه ای درس خوانده، پروفایل های مشتریان در شبکه های اجتماعی را چک کنند، به برخی اطلاعات خصوصی آنها دست پیدا کنند و مواردی از این قبیل. این چیزها هیچ وقت برای من جالب توجه نبوده است. مشتریان شما به دنبال یک دوست جدید نیستند. تنها راهی که از طریق آن می توانید آنها را به همکاری یا خرید متقاعد کنید این است که به ایشان کمک کنید تا به چیزی که می خواهند دست پیدا کنند، از شر چیزی که نمی خواهند خلاص شوند، یا هر دو و بتوانند کار خود را بهتر و سریع تر و با هزینه کمتری نسبت به رقبا، یا با هزینه ای انجام بدهند که ارزش قیمتی که طلب می کنید را داشته باشد.

به منظور تحقق این هدف، لزومی ندارد که از زندگی شخصی آنها چیز زیادی بدانید. شما باید نیم رخی از مخاطب هدف خود داشته باشید و بدانید که چه چیزی او را به بهترین مشتری شما تبدیل کرده است. فرد مورد نظر چه ویژگیهای خاصی دارد که به واسطه آنها می تواند مشتری بالقوه شما باشد؟ پس از درک همین موارد، تحقیق شما تشکیل می شود از پیدا کردن و جذب مشتریانی که با آن نیم رخ تطابق دارند.

 

هر کسب و کاری باید نیم رخی از بهترین مشتری مورد نظر داشته باشد یا به عبارت دیگر، ویژگی های اصلی وی برایش مشخص باشد

 

پس از درک این نیم رخ یا شمای کلی، تحقیق شما باید روی پاسخ به این سوال تمرکز پیدا کند: «آیا این مشتری بالقوه با مشخصات بهترین مشتری ما تطابق دارد؟»

و به محض اینکه بدانید که بهترین مشتری شما چه ویژگیهایی دارد، تحقیق مورد نیاز رادر عرض ۲ دقیقه یا کمتر هم می توانید انجام بدهید. از این طریق، وقت بیشتری برای مکالمات معنادار، تعامل برانگیز و هدفمند با مشتریان برتر خواهید داشت.

 

نویسنده این مطلب که با اندکی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده آقای مایکل پِدون است. آقای پدون مدیرعامل و بنیانگذار یکی از شرکت های مطرح فعال در زمینه خدمات بازاریابی و فروش است.

 

۴ مزیت بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ

روزگار ارسال ایمیل های انبوه، کلی و عام گذشته است. امروزه همه بازاریاب های دیجیتال هوشمند و مجرب به خوبی می دانند که بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ، کلید اجرای کمپین های ایمیلی موفق است.

در واقع، بسیاری از مشتریان چیزی جز سطح بالایی از شخصی سازی را از فرستندگان ایمیل انتظار ندارند. یک گزارش در ایالات متحده نشان داد که ۷۹ درصد از مصرف کنندگان در خرید خود از برند، انتظار تجربه های شخصی سازی شده دارند و ۵۰ درصد از آنها انتظار داشتند که برند مورد نظر خرید قبلی آنها را به خاطر داشته باشد.

خوشبختانه، برآورده ساختن این انتظارات برای بازاریاب ها نسبت به گذشته ساده تر شده است. امروزه ما ابزارهای بازاریابی خودکاری را در اختیار داریم که این امکان را برایمان فراهم می کنند تا به آسانی فهرست ایمیل مارکتینگ خود را بخش بندی کنیم و آن تجربه اختصاصی که مشترکان مان به دنبالش هستند را برای آنها فراهم کنیم.

در شرایطی که این همه ابزارهای بازاریابی در دسترس قرار دارد، هیچ دلیلی نمی تواند بخش بندی و گروه بندی نکردن فهرست بازاریابی ایمیلی را توجیه کند. در واقع، بی توجهی به این عمل مهم می تواند لطمات جبران ناپذیری را بر پیکره کسب و کار شما وارد سازد. اگر هنوز هم متقاعد نشده اید، با ما در ادامه این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی همراه باشید تا با ذکر ۴ دلیل برای شما روشن کنیم که چرا توانمندی شما برای بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ مستقیماً با میزان موفقیت تان در ارتباط است.

 

  1. افزایش رضایت مشتری

هر انسانی با انسان دیگری متفاوت است، بنابراین چرا باید برای همه یک ایمیل یکسان بفرستید؟ شما با بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ تان، از طریق ارسال پیشنهادات و محتوایی که با مشتریان شما تناسب دارد می توانید نیازهای خاص آنها را برآورده سازید. این به نوبه خود باعث بهبود تجربه کاربر و افزایش احتمال خرید وی خواهد شد.

به عنوان مثال، تصور کنید که مشتریانی دارید که یک محصول آرایشی را خریداری کرده اند. از آنجایی که این محصول بالاخره تمام خواهد شد، می توانید یک گروه از خریداران آن محصول درست کنید و پیش از اتمام محصول مورد نظر، یک ایمیل یادآوری برای آن گروه ارسال کنید. این کار نه تنها خرید را افزایش خواهد داد، بلکه بسیاری از مشتریان تان قلباً به خاطر این یادآوری از شما قدردانی خواهند کرد.

به علاوه، اثرات این استراتژی بخش بندی، فراتر از رضایتمندی «یک» مشتری خواهد بود. یک مشتری راضی، تجربه خود را با دیگران به اشتراک می گذارد و این به آن معنی است که بخش بندی ایمیل ها به ارجاع و معرفی بیشتری از جانب مشتریان منجر خواهد شد. بر طبق یک مطالعه، ارجاع از سوی خانواده و دوستان، موثق ترین و مورد اعتمادترین نوع بازاریابی است.

به طور خلاصه، بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ باعث رضایتمندی مشتریان فعلی می شود و این پتانسیل را دارد که باعث گسترش جامعه مشتریان شما شود.

 

  1. افزایش مقادیر بازشدن و کلیک ایمیل

اگر به دنبال آن هستید که افراد بیشتری ایمیل های شما را باز کرده و روی لینک های موجود در آنها کلیک کنند، باید بدانید و آگاه باشید که ارسال محتوای متناسب برای آن افراد یک ضرورت است. شما با بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ خود می توانید به هر دوی این شاخص ها (بازکردن و کلیک) دست پیدا کنید.

روش های متعددی وجود دارد که به کمک آنها می توانید میزان بازشدن ایمیل های خود را به کمک بخش بندی فهرست افزایش بدهید. یکی از استراتژی های موثر، ساختن گروه هایی است که بر اساس موقعیت شان در قیف فروش یا سفر مشتری بخش بندی شده اند. به عنوان نمونه، می توانید گروهی از مشترکان خود ایجاد کنید که تعامل بالایی با محتوای شما دارند و پیشنهادات هدفمند و متناسبی را برای آنها ارسال کنید.

برای مشترکانی که تعاملی با محتوای شما ندارند نیز بخش بندی می تواند سودمند و ارزشمند واقع شود. شما می توانید آنهایی که فعالیتی ندارند را گروه بندی کنید و یک کمپین فعالسازی مجدد به راه بیندازید تا دوباره فعال شوند. اگر باز هم فعالیتی را از سمت آنها شاهد نبودید، لازم است که ایمیل شان را از فهرست خود حذف کنید. این کاربران غیرفعال می توانند باعث کاهش امتیاز فرستنده (Sender Score) شما شوند و این به نوبه خود می تواند به تحویل پذیری (deliverability) ایمیل های شما لطمه بزند.

 

  1. جذب مجدد مشتری

رها کردن سبد خرید و به پایان نرساندن فرآیند خرید و پرداخت یکی از مشکلاتی است که بر همه فروشگاه های آنلاین سایه انداخته است. بر طبق یک گزارش، میانگین نرخ ترک سبد خرید، ۶۹٫۲۳ درصد است.

مشتریان به دلایل مختلف و متعددی سبد خریدشان را به حال خود رها می کنند، اما خبر خوب این است که به واسطه قدرت بخش بندی و هدفگیری مجدد می توانید آنها را دوباره به سمت خود بکشید. شما می توانید برای ارسال ایمیل های واکنشی (triggered) خودکار برنامه ریزی کنید و از این طریق، فروش از دست رفته را دوباره زنده کنید.

یکی از بزرگترین مزیت های بخش بندی فهرست های ایمیل مارکتینگ این است که مشتریان از دست رفته را در هر مرحله ای از فرآیند فروش که قرار داشته باشند می توانید دوباره به سمت خود برگردانید. ارسال ایمیل های هدفمندی که در زمان مناسب ارسال شده باشند و توانایی فعالسازی مجدد مشتری را داشته باشند می تواند نرخ تبدیل شما را افزایش بدهد و تاثیر به سزایی بر موفقیت فروشگاه شما داشته باشد.

 

  1. ایجاد و حفظ رابطه با مشتری

جذب مشترکان و مشتریان جدید اهمیت دارد، اما رشد و تقویت رابطه ای که با مشتریان کنونی دارید برای ایجاد یک جامعه وفادار از مشتریان ضروری است. اگر لازم به یادآوری اهمیت مشتریان وفادار است، کافی است که سری به این تحقیق از شرکت ادوبی بزنید که نشان می دهد که احتمال خرید مشتریانی که قبلاً خرید داشته اند نسبت به خریدارانی که برای بار اول خرید می کنند ۹ برابر بیشتر است.

به علاوه، می توانید از طریق تنظیم ایمیل های واکنشی که به مشترکان جدید خوشامد می گویند، یا ارسال کد تخفیف در روز تولد مشترکان خود نیز از بخش بندی بهره برداری کنید. برنامه ریزی برای افزایش وفاداری و اجرای آن برنامه ها از طریق پلتفرم های اتوماسیون بازاریابی ایمیلی بسیار آسان است.

بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ برای فروشندگان آنلاینی که برنامه های وفاداری خودشان را دارند نیز حیاتی است. ارسال محتوا و تبلیغات انحصاری برای اعضا یک روش موثر برای حفظ آنها و افزایش درآمد و سوددهی است.

 

حرف آخر

اگر هنوز هم باور ندارید که بخش بندی فهرست ایمیل مارکتینگ می تواند بازگشت سرمایه بیشتری را عاید شما کند، کافی است که به افراد و کسب و کارهای متعددی مراجعه کنید که در این زمینه به موفقیت های شایان توجهی دست پیدا کرده اند. مشتریان همیشه به دنبال پیام های متناسب با خود هستند و آنهایی که چنین چیزی را در اختیار مخاطب قرار نمی دهند، از قافله عقب خواهند ماند. از طریق بخش بندی فهرست ایمیل خود می توانید اثربخشی پیام تان را افزایش بدهید و درآمد بیشتری را عاید خود و کسب و کارتان کنید.

 

موثرترین روش برای فروش

با توجه به هزینه های جذب مشتری، «روابط» نقش مهم تری در به سرانجام رساندن فروش پیدا کرده اند.

رابطه یکی از ستون های اصلی هر کسب و کار موفقی به شمار می رود. بنابراین، برای کسب و کارها لازم و ضروری است که از همان ابتدای تماس خود با مشتری، به منظور ایجاد رابطه های ماندگار برنامه ریزی کنند. بر طبق یکی از تحقیقاتی که اخیراً انجام شده، برای برقراری ارتباط با یک خریدار شرکتی (B2B) دست کم به ۱۸ فعالیت و تلاش مرتبط با مباحث بازاریابی و فروش نیاز است. به هر حال، همینطور که بازار شلوغ تر و دست زیادتر می شود، مشتری یابی به طرز فزاینده ای دشوارتر می شود.

آن دسته از افرادی که بر این باور هستند که با زور و جبر می توانند معامله ای را جوش بدهند خیال خامی را در سر می پرورانند. مطالعات نشان می دهد که ۵۰ درصد از مشتریان بالقوه اعتقاد دارند که فروشندگان بیش از حد سماجت به خرج می دهند (تنها ۱۷ درصد از فروشندگان این را قبول دارند). معمولاً فروشندگان از همان ابتدا به دنبال رسیدن به انتهای قیف فروش هستند، نه ساختن رابطه های محکم و استوار. مشکل اظهر من الشمس این رویکرد این است که از همان ابتدای رابطه ، تمرکز بر انتهای آن قرار دارد.

موثرترین و پسندیده ترین روش برای ارتباط با مشتری بالقوه و ایجاد رابطه، استفاده از روش های مردم محور به کمک ارجاع و معرفی دیگران است. ما در ادامه این مطلب از مجموعه مطالب آموزش فروش مجله گویا آی تی توضیح خواهیم داد که چرا این روش ها تا به این حد ارزشمند هستند.

 

  1. جذب مشتری

معرفی از طریق دیگران از نقطه نظر جذب مشتری بسیار موثر است. هنگامی که از طریق یکی از دوستان یا سایر افرادی که ارتباط نزدیکی با آنها داریم به ما درباره یک کسب و کار یا محصول اطلاعاتی داده می شود، احتمال اینکه به کسب و کار مورد نظر اعتماد کنیم به مراتب افزایش پیدا می کند. به همین دلیل است که نرخ تبدیل (مشتری بالقوه به بالفعل) معرفی و ارجاع ۴ برابر سایر روشهای بازاریابی است. ما ذاتاً به انسانها بیشتر از اعداد اعتماد می کنیم.

 

  1. حفظ مشتری

هنگامی که مشتری از طریق معرفی و ارجاع وارد قیف فروش می شود، فروش با سرعت بیشتری به سرانجام می رسد. جذب مشتری از این طریق کار تیم های موفقیت مشتری را راحت تر می کند. دیگر لازم نیست که بخش فروش برای به سرانجام رساندن فروش بیش از حد وعده و وعید بدهد و تیم موفقیت مشتری شروع بهتری را در آغاز رابطه رقم خواهد زد. در نتیجه، نرخ حفظ مشتری از این طریق در مقایسه با مشتریانی که از سایر روش ها جذب می شوند، ۳۷ درصد بیشتر است.

 

  1. ارزش مشتری

علاوه بر موارد بالا، مشتریان معرفی و ارجاع داده شده بیشتر از مشتریان عادی روی درآمد کسب و کار تاثیر می گذارند. از آنجایی که ارجاع یک مشتری بالقوه از طریق مشتری دیگر به معنی آن است که بر طبق ارزیابی مشتری اول، محصول مورد نظر برای مشتری بالقوه مزبور یک انتخاب مناسب به شمار می رود، معمولاً میزان تعامل و عمل در این حالت بیشتر است. به علاوه، امکان بیش فروشی نیز برای این دسته از مشتریان بیشتر است. یک مطالعه نشان داد که ارزش طول عمر مشتری ارجاع شده نسبت به مشتریان معمولی ۱۶ درصد بیشتر است.

 

بهره برداری از ارجاع

به منظور بهره برداری از مزایای ارجاع، باید از مشتریان کنونی خود کمک بگیرید. بر طبق نتایج یک تحقیق، ۸۳ درصد از مشتریان پس از یک تجربه مثبت به ارجاع سایرین علاقمند هستند، اما تنها ۲۹ درصد از آنها در عمل این کار را انجام می دهند.

تا جایی که می توانید تلاش کنید تا سرمایه گذاران، شرکا، مشاوران و خریداران، همه و همه نسبت به ارجاع و و معرفی دیگران به شما رغبت پیدا کنند. ایجاد یک شبکه بیرونی از حامیان به وسیله ایجاد رابطه های با کیفیتی که بیش از «بستان» روی «بده» تکیه می کنند ضروری و حیاتی است. بهره برداری از پیشرفت های جاری در هوش مصنوعی و اتوماسیون می تواند مسیر دستیابی به مشتریان جدید را روشن و هموار کند.

دیگر وقت آن رسیده که یک رویکرد مردم محور را نسبت به بازاریابی و فروش اتخاذ کنید. کسب و کار خود را با انسان ها و برای انسان ها بسازید.


شما درباره اثرگذاری روش و نکاتی که در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به آن اشاره کردیم چه نظری دارید؟ تا چه حد و چطور از معرفی و ارجاع دیگران در کسب و کار خود بهره برداری می کنید؟

 

۳ اثر جیمیل بر ایمیل مارکتینگ

در شرایطی که دست کم یک نفر از هر سه نفر از جیمیل استفاده می کند، نمی توان از کنار اثری که این سرویس گوگل بر ایمیل و ایمیل مارکتینگ گذاشته به راحتی عبور کرد. ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی به شرح و بررسی همین موضوع خواهیم پرداخت.

 

شما یک کمپین ایمیل مارکتینگ خارق العاده و حساب شده را به راه انداخته اید، ساعت ها و ساعت ها روی ایمیل های خود کار کرده اید، چندمین مرحله کیفیت سنجی ایمیل های این کمپین را به اتمام رسانده اید و بی صبرانه منتظرید تا ایمیل های شما در اینباکس مشترکان تان جای بگیرند. اما بعد از این همه زحمت، اگر ایمیل های شما هرگز به اینباکس مخاطب هدف راه پیدا نکنند چه خواهد شد؟ متاسفانه باید به استحضارتان برسانیم که این سناریویی است که وقوع آن در دنیای ایمیل مارکتینگ اصلاً بعید نیست.

فارغ از خواست و علاقه شما، deliverability یا تحویل پذیری ایمیل می تواند نقش تعیین کننده ای در موفقیت یا شکست برنامه های ایمیل مارکتینگ شما داشته باشد، و حالا که سُکان در دستان گوگل است، لازم و ضروری است که بدانیم و آگاه باشیم که جیمیل چگونه بر قوانین بازی ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی تاثیر گذاشته است.

 

از هر ۳ اینباکس، یکی به جیمیل تعلق دارد

جامعه کاربری جیمیل به طور روزافزونی در حال گسترش است. یکی از تحقیقاتی که در رابطه با جامعه کاربری سرویس دهنده های مختلف انجام گرفت نشان داد که ۳۰ درصد از مشترکان فهرست های ایمیل مارکتینگ از جیمیل استفاده می کنند. این رقم نسبت به چهار سال قبل، ۱۷ درصد رشد داشته است.

دلایل متعددی برای محبوبیت روزافزون جیمیل وجود دارد، و البته همه چیز با «تجربه کاربری» آغاز می شود. گوگل با طراحی یک تجربه کاربری ساده و کاربردی، انتظاراتی که مردم از سرویس دهنده های ایمیل داشتند را افزایش داد و استاندارد جدیدی را به وجود آورد.

به علاوه، جیمیل در ترکیب با گوگل درایو، تقویم گوگل و ابزارهای دیگر، فضای قابل توجهی را در اختیار کاربر قرار می دهد. ضمناً با توجه به افزایش لحظه ای کاربران موبایل، قرار داشتن جیمیل به صورت از پیش نصب شده بر روی موبایل های اندرویدی هم بی تاثیر نبوده است.

جیمیل در مقایسه با هاتمیل/اوتلوک، AOL و یاهو تنها سرویس دهنده ای است که جامعه کاربری آن رو به گسترش است و به طور مستمر، کاربران سایر سرویس دهنده ها را به سمت خود جلب می کند. این واقعیت برای بازاریاب های فعال در حوزه ایمیل مارکتینگ به معنی نیاز به درک استانداردهای تحویل پذیری جیمیل است.

جیمیل از دیدگاه بازاریابی یک ملغمه است. از یک طرف، تجربه کاربری و سایر نوآوری های جیمیل آن را به یک ابزار مشترک پسند و جذاب برای تعاملات برندها تبدیل کرده است. اما در عین حال، جیمیل پای شاخص های جدیدی را پیش می کشد که هر یک از آنها چالش های تازه ای را در برابر بازاریابی ایمیلی قرار می دهند.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ به آنچه که باید درباره جیمیل بدانید، و تاثیرات آن روی کمپین های ایمیل مارکتینگ تان اشاره خواهیم کرد.

  1. جیمیل با تمام مزایایش، محدودیت هایی را بر ایمیل مارکتینگ تحمیل می کند

عمر جیمیل به بیش از یک دهه می رسد. حتی با این وجود، هنوز هم بازاریاب ها برای استفاده از برخی تاکتیک های خاص در آن و کنار آمدن با ریزه کاری هایش با دشواری هایی روبرو هستند. در این بخش، به نکاتی خواهیم پرداخت که بیش از بقیه روی بازاریابی ایمیلی تاثیر می گذارند.

 

هنگامی که مشترک ایمیلی را در جیمیل باز می کند، محتوا به طور خودکار ذخیره می شود

با وجود اینکه این ویژگی می تواند برای کاربر نهایی سودمند باشد، اما در عین حال این پتانسیل را هم دارد که برای کمپین های ایمیلی که محتوای real time یا به اصطلاح به روز و متغیر دارند و محتوا باید با تغییر مکان حضور مخاطب، تغییر پیشنهاد یا سایر متغیرها تغییر کند دردسرآفرین باشد.

مثلاً فرض کنید که یک مشتری، ایمیل شما را ابتدا در منزل و سپس در محل کار خود باز می کند. در جیمیل، اطلاعات وابسته به موقعیت کاربر به روز نخواهد شد. به واسطه این محدودیت، یک برند خرده فروش که در ایمیل خود نزدیک ترین فروشگاهش را به کاربر نشان می دهد، یا یک شرکت حمل و نقل که گزینه های مبتنی بر آب و هوا ارائه می کند با محدودیت های جدی مواجه خواهد شد.

این ویژگی باعث عدم امکان ثبت آمار بازشدن چندباره ایمیل ها نیز می شود. محتوا یک بار بارگذاری شده و در باز شدن مجدد، آمار تغییر پیدا نمی کند.

 

پشتیبانی از فونت های وب: جیمیل مرد عمل نیست

با وجود اینکه خود گوگل یکی از پشتوانه های بزرگ فونت های وب محسوب می شود، اما جیمیل از آنها پشتیبانی نمی کند. این ویژگی نیز برای برندهایی که از طرح های خاصی استفاده می کنند مشکل زا خواهد بود.

 

استفاده از محتوای تعاملی و ویدیو در ایمیل

جیمیل فاقد قابلیت های ویدیویی اپل میل است، و این یک مشکل عمده محسوب می شود، چرا که استفاده از ویدیو در همه کانال های بازاریابی رو به فزونی است. به علاوه، برخی ویژگی های تعاملی جالب نیز وجود دارند که جیمیل عجله ای برای پشتیبانی از آنها ندارد و این برای تیم های بازاریابی خلاق یک ضعف عمده به شمار می رود.

 

  1. جیمیل، در رابطه با اعتبارسنجی ایمیل ها سختگیرانه تر عمل می کند

یکی از دلایل انتخاب جیمیل توسط کاربران، فیلتر اسپم قدرتمند آن است. معیارهای اینباکسینگ جیمیل، ریسک جعل نام دامنه، فیشینگ و سایر فعالیت های سوءاستفاده گرانه را کاهش می دهد.

در این حالت، کاربران اسپم کمتری را در اینباکس خود مشاهده خواهند کرد، اما بازاریاب ها به اقدامات بیشتری نیاز خواهند داشت تا از دید جیمیل، معتبر به نظر برسند. در غیر اینصورت، با ریسک تحویل پذیری پایین ایمیل های خود روبرو خواهند شد.

به منظور کاهش ریسک عدم تحویل ایمیل به مخاطب، برای بازاریاب ها لازم و ضروری است که به پروتکل های اعتبارسنجی جیمیل توجه دقیقی داشته باشند. علی الخصوص، آگاهی از انواع اعتبارسنجی هایی که گوگل از آنها پشتیبانی می کند (SPF، DKIM، DMARC و TLS) اهمیت به سزایی دارد.

 

  1. میزان تعامل کاربران جیمیل بالاتر است

تعامل بالا یکی از آرزوهای همه افرادی است که در حوزه ایمیل مارکتینگ فعالیت می کنند. در این راستا، تحویل پذیری یک قدم اولیه مهم محسوب می شود، اما تعامل چیزی است که مشترکان بعد از دریافت آن دسته از ایمیل های بازاریابی انجام می دهند که بیشترین اهمیت را برایشان داشته باشند. خبر خوب این است که کاربران جیمیل نسبت به سایر سرویس دهنده ها فعالتر هستند.

یکی از بررسی هایی که در فصل سوم سال ۲۰۱۷ میلادی انجام گرفت نشان داد که ۴۹ درصد از ثبت نام های انجام گرفته در فهرست ایمیل مارکتینگ، به کاربران جیمیل تعلق داشته که این میزان برای سال گذشته، ۳۸ درصد بوده است. در شرایطی که یاهو با ۱۷٫۹ درصد در جایگاه دوم سالانه قرار گرفت، این رقم نسبت به سایر سرویس دهنده ها به میزان قابل توجهی بالاتر است.

میزان تعامل کاربران جیمیل نیز بالاتر است، تا حدی که ۴۰ درصد کاربرانی که در طول سه ماه گذشته، ایمیل های بازاریابی را باز یا در آنها کلیک کرده اند به جامعه کاربری جیمیل تعلق دارند. در مقایسه، یاهو با فقط ۱۷ درصد در جایگاه دوم قرار می گیرد. این به آن معنی است که برخی ویژگی های کلیدی، مانند دکمه لغو اشتراک آسان جیمیل، آنطور که بازاریاب ها در ابتدای معرفی این قبیل سرویس ها از آن واهمه داشتند، تاثیرات منفی بر بازاریابی نداشته است. بلکه به نظر می رسد که این قابلیت ها علاقمندترین مشترکان را از صافی خود عبور می دهند.

ایمیل نقش به سزایی در موفقیت استراتژی بازاریابی برند بازی می کند. این به آن معنی است که باید از در دوستی با جیمیل درآیید تا بتوانید با سهم قابل توجه کاربران آن ارتباط برقرار کنید.

به سلامت فهرست خود توجه کرده و از بهترین روش ها و تکنیک ها در کمپین ایمیل مارکتینگ خود استفاده کنید. سپس قدم بعدی را بردارید و ببینید که ویژگی های منحصر به فرد جیمیل چگونه بر کار شما اثر می گذارد. به هر حال، دست کم ۲۵ درصد احتمال دارد که فعال ترین مشترکان شما از کاربران جیمیل باشند.

 

نویسنده اصلی این مطلب که با جرح و تعدیل برای بخش آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی ترجمه شده، آقای کایل هِندریک است. آقای هندریک، مدیر بخش خدمات مشتریان یکی از شرکت های مطرح در زمینه بازاریابی است. شایان ذکر است که آمار ارائه شده در این مطلب به تحقیقات و مطالعات شرکت متبوع آقای هندریک (Lifecycle Marketing) تعلق دارد.

 

 

 

 

چگونه بزرگترین چالش هر مشتری بالقوه ای را به سرعت شناسایی کنیم؟

هیچ چیزی نمی تواند مانند عذاب و دردی که مشتری با آن دست و پنجه نرم می کند، او را نسبت به خرید از شما متقاعد کند. اگر مشتریان بالقوه شما با چالش هایی روبرو هستند که بر کسب و کار آنها تاثیر منفی گذاشته، انجام کارها به بهترین شکل ممکن را برای ایشان دشوار ساخته یا هزینه های زیادی را بر دوش آنها تحمیل کرده، این همان عذاب و دردی است که باید پیدا کنید تا بتوانید از آن بهره برداری کنید.

چنانچه بتوانید عمیق ترین و حادترین مشکلات مشتری بالقوه خود را پیدا کنید و راهکاری را برای آنها پیدا کنید، معاملات بیشتر و بزرگتری را به سرانجام خواهید رساند. ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی به سه روش اشاره می کنیم که به کمک آنها می توانید بزرگترین چالش های مشتری را به سرعت پیدا کنید تا بتوانید فروش بیشتری را به سرانجام برسانید.

 

  1. به دنبال میگرن باشید، نه سردرد!

همه چالش ها و دردها یکسان نیستند. تصور نکنید که اولین مسأله ای که مشتری بالقوه مطرح می کند بزرگترین و مهم ترین مشکلی است که با آن مواجه شده است و باید همان را حل کنید.

اینطور تصور کنید: سردردهای کوچک عذاب آور هستند، اما واقعاً مسأله بزرگی به شمار نمی روند. شما با وجود یک سردرد جزئی هم می توانید به کارهای روزمره خود برسید.

از طرف دیگر، میگرن شما را اسیر خود می کند. میگرن باعث می شود که مستأصلانه به دنبال درمان بگردید. اگر بتوانید کاری کنید که مشتری بالقوه شما در مورد بزرگترین مشکلاتی که با آن روبرو است لب به سخن بگشاید، مشتری بسیار با انگیزه ای را برای خود دست و پا کرده اید.

 

  1. هزینه ها را برای مشتری مشخص و روشن کنید

بزرگترین مایه عذاب و درد مشتری، مشکلی است که از طریق از دست رفتن سود و منافع بیشتر یا پس انداز وی برایش هزینه در بر دارد. اگر بتوانید سوالات درستی بپرسید و به این وسیله کاری کنید که مشتری بالقوه شما هزینه ها را به زبان بیاورد، ارزش راهکار خود را بیشتر نشان می دهید.

پس از آنکه روی یک چالش کلیدی تمرکز کردید، سوالی مثل این را بپرسید: «به نظر شما این مسأله چه هزینه هایی را برای شرکت شما در برداشته است؟» پاسخی که دریافت می کنید راه را برای به سرانجام رساندن معاملات بسیار بزرگتری هموار می کند. به هر حال، اگر یک مشکل برای شرکتی یک میلیارد تومان هزینه در بر داشته باشد، راهکار شما هم دقیقاً همینقدر ارزشمند خواهد بود.

 

  1. موضوع را به زندگی شخصی مشتری پیوند بزنید

یک چالش کلیدی علاوه بر اینکه برای مشتری و شرکت وی هزینه مالی می تراشد، بر زندگی شخصی او نیز تاثیر می گذارد. هدف شما باید این باشد که چگونگی این اثرگذاری را پیدا کنید. به این منظور، شاید لازم باشد که کمی در مخاطب خود استرس و اضطراب ایجاد کنید. مثلاً می توانید بپرسید: «این مسأله چه تاثیری روی زندگی شخصی شما داشته است؟»

شاید با کنکاش درباره زندگی شخصی مشتری زیاد احساس راحتی نکنید، اما به خاطر داشته باشید که به عنوان فروشنده این وظیفه شما است که مشکلات مشتری بالقوه خود را کاملاً درک کنید تا بتوانید آن مسائل و مشکلات را حل کنید. روشن کردن هزینه های شخصی چالشی که مشتری با آن روبرو است باعث افزایش انگیزه لازم برای سرمایه گذاری روی راهکار خواهد شد و به شما کمک می کند تا فروش را به سرانجام برسانید.

 

اکنون که این مطلب از سلسله مقالات آموزش فروش را مطالعه کردید و متوجه شدید که چیزی که به مشتری بالقوه انگیزه می دهد مشکل، رنج و عذابی است که با آن دست و پنجه نرم می کند، چگونه از این ۳ نکته برای کشف و حل بزرگترین چالش های پیشِ روی مشتری خود استفاده خواهید کرد؟ لطفاً نظرات و دیدگاه های خود را با ما و سایر کاربران وبسایت گویا آی تی در میان بگذارید.


نویسنده این مطلب آقای مارک وِیشاک است که با اندکی تغییر برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده است. آقای ویشاک موسس یکی از شرکت هایی است که در زمینه فروش فعالیت می کند، مولف کتابی در همین زمینه است و به طور مستمر برای مجلاتی که در زمینه کارآفرینی و کسب و کار فعالیت می کنند مطلب می نویسد.

 

آیا در ایمیل های بازاریابی باید از آدرس no-reply استفاده کنیم؟

به مخاطبان و مشتریان خود پیام اشتباهی نفرستید. ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش ایمیل مارکتینگ توضیح خواهیم داد که چرا استفاده از آدرس های ایمیل حاوی no-reply (مثل [email protected]) ایده چندان خوبی نیست.

 

من عاشق صحبت کردن با بازاریاب ها هستم و زیاد هم این کار را انجام می دهم. آنها در مورد ایمیل مارکتینگ و اینکه باید چگونه و از چه طریقی آن را انجام بدهند سوالات خوبی می پرسند. اما هر از چند گاهی سوالاتی را از من می پرسند که از شنیدن آنها سرم سوت می کشد. یکی از آن سوالها در یکی از آخرین کنفرانس هایی که در آن شرکت کرده بودم از من پرسیده شد.

آیا باید از یک آدرس no-reply دار (مثل [email protected] که به مخاطب گوشزد می کند که نباید به این آدرس ایمیل بفرستد) استفاده کنیم؟ هدف ما این است که مشتری از فرم ثبت پاسخ سایت مان استفاده کند، نه ایمیل.

خیلی سعی کردم که یک جواب مودبانه به این سوال پیدا کنم و به فرد مورد نظر بفهمانم که این یکی از بدترین ایده هایی است که یک بازاریاب می تواند داشته باشد (البته در کنار خریدن فهرست های آماده ایمیل مارکتینگ).

در ادامه به ذکر دلایلش هم خواهم پرداخت، اما شنیدن این سوال من را به این فکر فرو برد که چند شرکت در آدرس فرستنده خود از آدرس های no-reply دار استفاده می کنند.

پیدا کردن پاسخ این سوال کار چندان دشواری نبود. سری به اینباکس جیمیل خودم زدم و در آن جستجو کردم. تصور من این بود که احتمالاً یکی دو شرکت جاهل را پیدا خواهم کرد که هنوز در خواب غفلت خرناس می کشند. اما هنگامی که فقط در اینباکس خودم ده ها مورد از این شرکت ها را پیدا کردم واقعاً شوکه شدم. حتی یکی از شرکت هایی که برای من مصداق بارز کیفیت برند، اسوه ایمیل مارکتینگ و سرآمد ارزش قائل شدن برای مشتری محسوب می شد هم در صدر فهرست قرار داشت.

واقعاً عجیب است. یعنی استفاده کردن از ایمیل هایی مثل [email protected] به جای [email protected] اینقدر دشوار به نظر می رسد؟

 

چرا استفاده از ایمیل های no-reply دار درست نیست؟

برند شما برای خودش شخصیت و حتی چهره دارد. لوگوی شرکت شما می تواند چهره آن باشد، اما همه اینها بخشی از سرمایه برند شما هستند. هنگامی که ایمیلی را برای مشتری می فرستید که در بخش فرستنده آن عباراتی مانند noreply یا donotreply درج شده، چیزی که در واقع به مشتری می گویید این است که «هرگز به ایمیلی که می خواهید برای من ارسال کنید نگاه نخواهم کرد، هرگز!»

اجازه بدهید که یک نکته را برای شما خاطرنشان کنم. هیچ بهانه ای وجود ندارد که بتواند بی پاسخ ماندن ایمیل ها را توجیه کند. حتی نباید چنین چیزی به طور ضمنی به ذهن شما یا مخاطب تان خطور کند.

تمام سرویس دهنده های مطرح ایمیل (ESP ها) برای خودشان سیستم های مدیریت پیامی دارند که توانایی و قابلیت تشخیص برخی پیام های رایج، مثل پاسخ هایی که با کلمه unsubscribe (لغو اشتراک) ارسال می شوند یا حتی شکایات اسپم را دارند. در واقع، جلوگیری از ارائه پاسخ به ایمیل توسط آدرسهای no-reply بر خلاف قوانین جهانی هم هست، چرا که مثلاً بر طبق قانون CAN-SPAM این امکان باید برای مشترکان شما وجود داشته باشد که فقط با ارسال پاسخ به ایمیل بتوانند اشتراک خود را لغو کنند.

مشکل مهم تر و عمیق تر این است که شما در واقع به مشتری می گویید که «سیستم خدمات مشتریان ما آنقدر افتضاح است که حتی به یک ایمیل هم نمی توانیم پاسخ بدهیم.»

حتی اگر از سیستم مدیریت پیام سرویس دهنده ایمیل خود استفاده می کنید، باز هم آدرس خود را به نحوی انتخاب کنید که شخصیت برند شما را نشان بدهد. مثلاً می توانید از آدرسی مانند [email protected] استفاده کنید. به جای حس منفی و ناخوشایندی که no-reply ایجاد می کند، تلاش کنید تا حس مثبتی را به وجود بیاورید.

 

گرمابخش اینباکس مخاطب باشید

شاید آدرس پیش فرض ایمیل های ارسالی پلتفرم ایمیل مارکتینگ شما [email protected] باشد، اما این به راحتی قابل تغییر است.

تصور نکنید که مشترکان و مشتریان شما به آدرس فرستنده توجهی نخواهند کرد. برنامه های مدیریت ایمیل با هم تفاوت دارند. برخی از آنها آدرس ایمیل فرستنده را نشان می دهند. برخی دیگر، نام فرستنده را هم نشان می دهند (مثلاً فلان فلانی یا شرکت فلانساز). فرض را بر این بگیرید که مشتری شما همه اینها را خواهد دید و بر همین اساس، یک نام و آدرس مناسب را انتخاب کنید.

پی نوشت: اگر این مقاله حاوی جزئیات بیشتری نیست از شما پوزش می طلبم، اما راه دیگری به ذهنم نمی رسد تا برای شما روشن کنم که استفاده از no-reply و موارد مشابه با آن ایده خوبی نیست. اگر شکایتی دارید، لطفاً نظرات خود را به آدرس [email protected] ارسال بفرمایید.

 

نویسند اصلی این مقاله، آقای رایان فِلان است که با برخی تغییرات برای بخش آموزش ایمیل مارکتینگ مجله گویا آی تی ترجمه شده است. آقای فلان دارای یک سابقه ۱۵ ساله در زمینه بازاریابی اینترنتی است.

سه دلیل حذف ایمیل های سرد فروش

آیا تا به حال برای شما هم اتفاق افتاده که ایمیل های سرد فروش تان سر از پوشه اسپم یا سطل زباله در بیاورند؟ ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش مجله گویا آی تی به سه اشتباهی اشاره خواهیم کرد که سبب ساز چنین اتفاق نامبارکی می شوند و راهکارهایی را نیز برای جلوگیری از بروز این خطاهای فاحش ارائه خواهیم کرد.

 

ما به کرّات در رابطه با اهمیت استفاده از محتوا و روشهای درست و توجه به فرآیند فروش مطلب نوشته ایم، آنقدر که اگر همه آنها را خوانده باشید، خودتان باید در این زمینه علّامه دهر شده باشید. صد البته که آگاهی با عمل فرسنگ ها فاصله دارد.

طبیعتاً شما از روش های مختلفی برای جذب مشتری استفاده می کنید، اما از هر روشی که استفاده می کنید، بدانید و آگاه باشید که ارائه محتوای مناسب و باکیفیت در تمامی کمپین های بازاریابی اهمیت شایان توجهی دارد. با وجود همه روش های جدیدی که برای جذب مشتری در دسترس شما قرار دارد، اما هنوز هم گاهی مجبور می شوید که از صفر شروع کنید و به سراغ مبحث ایمیل های سرد بروید.

استفاده از ایمیل سرد یکی از موثرترین و سرراست ترین روش ها برای دریافت واکنش و پاسخ از سمت کسی است که تاکنون با وی همکاری و ارتباط خاصی نداشته اید، در عین حال، همین روش تا دلتان بخواهد فضا برای اشتباهات و خطاهایی دارد که می تواند نتیجه معکوس به بار بیاورد.

ما در این مطلب از مجموعه مقالات آموزش فروش به سراغ سه اشتباهی خواهیم رفت که بیشتر در ایمیل های سرد شاهد آنها هستیم و روش هایی را برای جلوگیری از بروز آنها نیز ارائه خواهیم داد.

 

  1. پر واضح است که ایمیل شما بر طبق یک قالب آماده و تکراری تهیه شده است

به: [email protected]

از: [email protected]

موضوع: پیگیری

سلام فلانی،

این ایمیل را به منظور پیگیری ایمیل قبلی ارسال می کنیم. اجازه بدهید که توضیح بدهیم که چطور شرکت «فلانساز» می تواند سرعت و چابکی تیم شما را افزایش داده و زمان بیشتری را در اختیارتان قرار بدهد. هدف ما علاوه بر افزایش عملکرد، حذف موارد متعددی است که زمان را از دست شما می ربایند.

 

«سرعت را افزایش می دهیم» و «عوامل وقت گیر را حذف می کنیم» از آن چیزهایی هستند که می توانید برای هر کسی بفرستید. حال، این نکته را در نظر بگیرید که هر فردی در طول روز چند ایمیل کاری را رد و بدل می کند و در این میان، مشاهده ایمیل هایی که به وضوح، برای هزاران نفر دیگر هم فرستاده شده اند چقدر می تواند آزاردهنده باشد.

پر واضح است که در تبلیغات انبوه، استفاده از یک قالب مشخص می تواند سرعت کار شما را افزایش بدهد، اما هنوز هم راه هایی برای سفارشی و شخصی سازی ایمیل ها وجود دارد.

دو مورد از آسان ترین روشها برای ایجاد این حس در مخاطبی که با او حرف می زنید استفاده از فیلد نام مخاطب است. به علاوه، می توانید در مقدمه یا پاراگراف اول به نقاط مشترکی که با هم دارید نیز اشاره کنید.

 

  1. ربط داشتن محتوا یا خدمات خود به مخاطب را اثبات نمی کنید

یکی دیگر از دلایل عدم موفقیت قالب بالا این است که به هیچ سوالی که به حوزه خاص فعالیت مخاطب مربوط باشد پاسخ نمی دهد. یکی از بهترین روش ها برای افزودن اعتبار به ایمیل های سرد این است که نشان بدهید که از نیازها و خواسته های مخاطب خود آگاهی دارید و می توانید آنها را برآورده سازید، و سپس به عنوان شاهدی بر این مدعا، یک مثال واقعی و عینی را نیز ضمیمه کنید.

به عنوان نمونه، اگر بتوانید محتوای ایمیل خود را به یک رویداد جاری که به حوزه فعالیت مخاطب مربوط می شود ربط بدهید، هر کسی که ایمیل شما را دریافت کند بر اساس یک حس فوریت ذاتی، بیشتر به آغاز یک گفتگو تمایل خواهد داشت. علاوه بر این، به خاطر داشته باشید که مردم همیشه به دنبال پاسخ هستند. بنابراین، سوالات احتمالی مخاطبان هدف خود را پیدا کنید و به آنها پاسخ بدهید.

 

  1. مشخص نیست که ایمیل شما چه سودی به حال مخاطب دارد یا اینکه از او می خواهید که چه کاری را انجام بدهد

موفق ترین ایمیل های سرد، خیلی سریع به سراغ اصل مطلب می روند و بهترین آنها روی این تمرکز می کنند که چرا آنچه که ارائه می دهند بهترین گزینه برای همان مخاطب خاص است و مراحلی که باید برای نیل به هدف نهایی طی شود را به وضوح مشخص می کنند.

اما چگونه می توانید این هدف را محقق کنید؟

  • انحصاری و خاص بودن: اگر آنچه که ارائه می کنید در هیچ جای دیگر در دسترس نیست، ایمیل شما باید به وضوح این موضوع را ذکر کند.
  • یک فراخوان به عمل (CTA) قوی: احتمالاً شما هم ایمیل های زیادی را دریافت کرده اید که همینطور پشت سر هم درباره اینکه چرا باید به چیزی که به آن لینک داده اند نگاهی بیندازید داستان سرایی می کنند. اما شما را پس از آن به حال خود رها می کنند. مخاطب شما باید چه کار کند؟ باید تماس بگیرد؟ باید چیزی را در رسانه های اجتماعی به اشتراک بگذارد؟ تا جایی که امکان دارد این را به طور واضح و شفاف مشخص کنید.

دو سوال اصلی که پیش از ارسال ایمیل سرد بعدی تان باید از خود بپرسید این است که آیا ایمیل شما تا جایی که امکان دارد شخصی سازی شده است و آیا ارزش و منفعتی را به مخاطب ارائه می کند؟ آیا پاسخ به این سوالات وقت بیشتری را از شما خواهد گرفت؟ بله. اما بدون شک، تقدم کیفیت بر کمیت به جلب توجهی که به آن نیاز دارید منتهی خواهد شد: مخاطب شما به جای کلیک روی «delete» از دکمه «reply» استفاده خواهد کرد.


نویسنده این مطلب، خانم آندریا لِهر است که با اندکی جرح و تعدیل برای بخش آموزش فروش مجله گویا آی تی ترجمه شده است. خانم لهر یک برنامه ریز روابط برند است که در یکی از شرکتهای بازاریابی محتوایی ایالات متحده مشغول به کار است.